وقتی در ۲۸ اسفند سال ١٣٤٠ش/ ۱۹ مارس ١٩٦٢م، سفارت آمریکا در اوج قدرت استکباری و روحیه سلطه‌گری طی یادداشت شماره ٤٢٣ در پاسخ به درخواست ذلیلانه وزارت خارجه دولت شاهنشاهی ایران با تمدید یک ساله خدمات هیئت مستشاری نظامی ایالات متحده موافقت کرد، در ذهن هیچ‌کس نمی‌گنجید که این موافقت یکی دیگر از نقاط عطف تاریخ تحولات دوران معاصر ایران خواهد شد. در این یادداشت سفارت آمریکا به بهانه مشکلات روز افزون و به دلیل اینکه موافقت‌نامه‌های موجود به‌قدر کافی مسئله وضعیت اعضای هیئت‌های مستشاری نظامی ایالات ‌متحده را در ایران در برنمی‌گیرد، برای رسیدن به یک تفاهم کلی در این رابطه و سهولت در عملکرد مؤثر اعضای مستشاری، از دولت شاهنشاهی ایران می‌خواهد که امتیازات و مصونیت‌های مخصوص کارمندان اداری و فنی مشروحه در قرارداد، منضم به قرارداد نهایی کنفرانس سازمان ملل را در وین (قرارداد ۱۸ آوریل ۱۹۹۱ معروف به پیمان وین) در مورد هر فردی از کارکنان نظامی، کارمندان غیرنظامی وزارت دفاع ایالات‌متحده و بستگان‌شان که اهل خانه آنها هستند و حضور آنها در ایران به‌وسیله دولت شاهنشاهی ایران مجاز شناخته‌شده، به کار گرفته شود.
هدیه آمریکا
در آن زمان، وزارت خارجه نظام شاهنشاهی مانند اغلب ادوار تاریخی که با انعقاد قراردادهای اسارت‌بار و اعطای امتیازات، استقلال و منافع ملی کشور را به نفع بیگانگان قربانی کرد، هیچ‌گاه به ملت ایران نگفت که این امتیازات یک‌طرفه به یک دولت خارجی و اتباع وی چه سودی برای استقلال سیاسی و امنیت ملی ایران دارد. وزارت امور خارجه رژیم پهلوی در تاریخ 20/12/1341 طی یادداشت شماره ۸۸۰۰ به سفارت آمریکا می‌نویسد؛ در خصوص وضع اعضای عالی‌رتبه هیئت مستشاری نظامی آمریکا در ایران و استفاده آنها از مواد قرارداد وین، آنها که گذرنامه سیاسی دارند، موافقت می‌شود و در خصوص بقیه کارمندان مطالعات در جریان است.
سپس وزارت امور خارجه در یادداشت شماره ۸۲۹6 مورخ 26 آبان 1342 به سفارت آمریکا در ایران می‌نویسد: «وزارت امور خارجه شاهنشاهی خوش‌وقت است. اکنون به استحضار آن سفارت کبرا برساند که هیئت محترم وزیران به‌موجب تصویب‌نامه مورخ 13/7/1342 با این پیشنهاد موافقت فرموده‌اند و قرار است که این یادداشت جهت تصویب به مجلسین فرستاده شود.»

تصویب مفتضحانه
در تاریخ 2 مرداد ۱۳4۳ برای اولین بار این لایحه که در تاریخ ایران به لایحه کاپیتولاسیون معروف است، به منظور رسیدگی به مجلس سنا فرستاده می‌شود و مجلس سنای ایران که متشکل از شبه روشنفکران خاندان سلطنتی و نخبگان سیاسی و شیوخ وابسته به نظام پادشاهی بوده و مهر و موم‌ها سرنوشت مردم مظلوم ایران را رقم می‌زدند، در یک اقدام مفتضحانه این لایحه را تصویب می‌کند. در اسناد لانه جاسوسی آمریکا، متن مذاکرات مجلس سنا در تصویب لایحه کاپیتولاسیون به انگلیسی ترجمه ‌شده و بر اساس متن مذاکرات، شریف امامی، رئیس مجلس سنا، برای اینکه ملت ایران از عمق خائنانه بودن این لایحه خبردار نشوند، این لایحه را در نیمه‌شب به ‌عنوان آخرین لایحه‌ای که در یک جلسه طولانی پس از طرح لوایح مختلف ارزشی برای بحث کردن ندارد، مطرح می‌کند و به تصویب می‌رساند، به خیال اینکه تصویب این لایحه، هنگام خواب بودن جامعه، انعکاس ویژه‌ای نخواهد داشت. در نهایت در روز سه‌شنبه، ۲۱ مهرماه ۱۳43، مجلس شورای ملی این لایحه را تصویب کرد و کاپیتولاسیون در ایران بار دیگر به شکل قانونی از سوی دولت شاهنشاهی احیا می‌شود.

صدای زنده برابر لایحه ننگین
همه آنهایی که از تاریخ ایران آگاهی دارند، می‌دانند تنها یک‌ صدای زنده در ایران بود که یک‌تنه مقابل این لایحه ننگین، در برابر دولت آمریکا و نظام شاهنشاهی مقاومت کرد و آن ‌کسی نبود جز امام خمینی(ره). تا آن تاریخ هیچ چهره مبارز و حزب سیاسی‌ای که سال‌ها شعار مبارزه با دیکتاتوری و استبداد سر می‌داد، نه باور می‌کرد و نه جرئت آن را داشت که مقابل هیمنه و سیطره نفوذ سیاسی آمریکا در جهان تردید به خود راه دهد و جرئت مخالفت و مقابله با این نفوذ را داشته باشد. با این ‌همه، امام خمینی(ره) بدون واهمه از مترسک‌های ابرقدرتی، نه‌تنها با لایحه کاپیتولاسیون مخالفت کرد و مفهوم و ماهیت آن را برای جامعه برملا کرد؛ بلكه همه اقتدار نظام شاهنشاهی و حامی آن امپریالیسم آمریکا را مورد تهاجم قرار داده و به پایه‌های قدرت آمریکا و سلطنت تاخت و کاپیتولاسیون را سند بردگی ملت ایران عنوان کرد. در مقابل نیز آمریکا و رژیم شاه که انتظار چنین واکنش انفجارآمیزی را از حضرت روح‌الله نداشتند، برای خاموشی صدای نهضت امام خمینی(ره)، او را به ترکیه تبعید کردند.

خیال باطل تبعید امام (ره)
در اسناد تاریخی آمده است، «راک ول» در تاریخ 15 آبان ۱۳4۳، یعنی دو روز پس از تبعید امام راحل به ترکیه در یک نامه غیررسمی به یکی از دوستان خود در وزارت خارجه آمریکا می‌نویسد: «وقایع اخیر که شما در گزارش رسمی از آنها مطلع خواهید شد، موجب خشنودی قلبی من شده است. سرانجام ما توانستیم از شر آن پیرمرد… که چوب لای چرخ ما می‌گذاشته راحت شویم. «کله‌گنده» محلی دستور اخراج او را داده بود. در حال حاضر او در یکی از هتل‌های درجه ‌دو ترکیه اقامت دارد و سعی می‌کند که عقیده سنی‌های بیچاره را تغییر دهد.» این در حالی است که «راک ول» و اربابان او در آمریکا هیچ‌گاه تصور نمی‌کردند که 15 سال بعد این پیرمرد، هم کله‌گنده را با خفت از ایران بیرون خواهد کرد، هم به عمر نظام شاهنشاهی پایان خواهد بخشید و هم اسطوره شکست‌ناپذیری آمریکا و نظام‌های لیبرالیستی و کمونیستی و سوسیالیستی را در جهان در هم خواهد شکست و آمریکا را برای همیشه از منافع حیاتی‌اش در ایران محروم خواهد کرد. چوبی که حضرت امام(ره) در سال ۱۳43 به گفته راک ول، لای چرخ یکه‌تازی آمریکا در ایران گذاشت، در سال ۱۳۵۷ این چرخ را از حرکت باز انداخت و با ساقط کردن یکی از حکومت‌های وابسته منطقه به آمریکا و از همه مهم‌تر منهدم کردن لانه جاسوسی آمریکا در ایران، بزرگ‌ترین پایگاه جاسوسی، امنیتی، اطلاعاتی و سیاسی این قدرت را در منطقه خاورمیانه از هم پاشید. روز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا به دست دانشجویان مسلمان پیرو خط امام(ره) به‌حق روز ملی مبارزه با استکبار جهانی نامیده شد و هیچ‌گاه نباید از تاریخ این ملت حذف شود.

کلام آخر
روز ملی مبارزه با استکبار جهانی روز مبارزه با آمریکاست؛ رژیمی که به تعبیر «آرنولد توین بی» مورخ معروف غرب، امروز برای دفاع از صاحبان منافع، رهبری جنبش ضدانقلابی در سراسر جهان را به عهده گرفته است. آمریکا امروز همان روم باستان است که مدافع نابرابری، بی‌عدالتی بود. امام پایه‌گذار نظام جمهوری اسلامی در جهان، در واپسین دم فروپاشی نظام‌های کمونیستی، به ملت‌های جهان اعلام کردند که صدای شکستن استخوان‌های کمونیسم بین‌الملل را می‌شنود، اکنون با جهانی شدن گفتمان استکبارستیزی ملت ایران باید اعلام کرد که صدای شکستن استخوان‌های لیبرالیسم به گوش می‌رسد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید