بررسی و واکاوی نوع عملیات در بین نمازگزاران اهل سنت در مسجد مکی شهر زاهدان نشان‌دهنده یک عملیات تروریستی طراحی شده است. بدیهی است که عوامل تروریستی و اغتشاشگر با طراحی از قبل برای ناامن کردن زاهدان به میدان آمده بودند تا اوضاع کشور را ملتهب و ناامن نشان دهند. در واقع، ناامیدی دشمن و سرویس‌های امنیتی کشورهای مخالف از اغتشاشات و آشوب اخیر آنها را به سمت اقدامات جنون‌آمیز داعشی سوق داده است. در همین زمینه حسین مدرس خیابانی استاندار سیستان و بلوچستان گفت: «عده‌ای آشوبگر که متعلق به گروه‌های تروریستی و تجزیه‌طلب هستند و هویت‌شان مشخص است، در پوشش نماز جمعه به یکی از محل‌های انتظامی به قصد تصرف حمله کردند و با سنگ‌پراکنی، اقدام به پرتاب مواد آتش‌زا و تیراندازی کردند.»
مدرس خیابانی تصریح کرد: «کسانی که قصد تصرف پاسگاه را داشتند تروریست بودند و در ادامه اقدام به آتش زدن اموال عمومی کردند. این افراد چند فروشگاه زنجیره‌ای متعلق به مردم را غارت کردند و به آتش زدند و به بانک‌ها و مراکز دولتی آسیب رساندند.» به گفته وی، نیروی نظامی و انتظامی به این افراد پاسخ قاطعی دادند و تا دستگیری این افراد تا نفر آخر این برخورد ادامه دارد. وی افزود: «همراهی نکردن مردم و اعلام برائت و تأیید نکردن حرکت این افراد از سوی علمای استان و به ویژه مولوی عبدالحمید جای تقدیر دارد و مردم به آرامش دعوت شدند.» مدرس خیابانی اظهار کرد: «سیستان و بلوچستان آرام است و شیعیان و سنی‌ها همانند برادر در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و تلاش‌ها برای ایجاد تفرقه بین مردم سیستان و بلوچستان در روزهای اخیر بی‌نتیجه مانده بود و این استان فضای آرامی داشت تا اینکه تروریست‌ها فضای استان را برهم زدند.»
انتخاب شهر زاهدان و مسجد مکی که کانون تجمع برادران اهل سنت برای برپایی نماز جمعه بود، نشان می‌دهد محور شیطانی عبری ـ غربی ـ عربی با تصور اینکه با تاکتیک «کشته‌سازی» می‌توانند آتش اختلاف بین شیعه و سنی را روشن کنند، اقدام به چنین رفتاری کردند.
نکته قابل توجه آن است که در گذشته گروهک‌های تروریستی در شرق کشور بیشتر به دنبال اقدامات تروریستی در بین اهل تشیع بودند تا با تحریک آنها و اتهام‌زنی به برادران اهل سنت، اختلاف مذهبی را به وجود بیاورند و منطقه را ناامن کنند، در حالی که این بار در بین اهل تسنن عملیات تروریستی صورت گرفت تا با اتهام‌زنی به حکومت اسلامی و نیروی انتظامی، تسنن را به موضوع حساس کنند و از طریق آنها به خواسته‌های نامشروع خود برسند که با هوشیاری آنها نیز این فتنه خاموش شده و دشمن ناامیدتر از گذشته در میدان واقعی مواجه شد.
اما با بررسی رفتار محور عبری ـ غربی ـ عربی می‌توان به ابعاد مختلف حادثه تروریستی زاهدان پی برد:

نکته اول این است که حادثه تروریستی زاهدان و آشوب‌های اخیر در صحنه میدان شکستی تمام عیار برای دشمن به شمار می‌آید؛ اما دشمن با بهره گیری از امپراتوری رسانه‌ای عظیم خود، سعی در موفق نشان دادن گسترش یافتن آشوب و ناامنی در کشور را دارد که باید با در پیش گرفتن جهاد تبیین، اجازه مانور دشمن در رسانه نیز داده نشود.

واکاوی رفتار تروریستی دشمنان و معاندان با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد، آنها در مرحله اول با تحریف واقعیت‌ها دنبال تخریب نظام جمهوری اسلامی هستند تا مردم و افکار عمومی را نسبت به حکومت تحریک کنند. به گونه‌ای که رسانه وابسته به آل سعود با مطرح کردن حقوق زنان و حقوق اقوام مختلف سعی کرده است متهم‌سازی نظام به کوتاهی در حوزه‌های مذکور، آشوب و اعتراضات و ناامنی را عمومی کند. البته این سیاست نیز با هوشیاری و جداشدن مردم از صفوف آشوبگران و گروهک‌های تروریستی با شکست مواجه شده است.

کنار هم قرار دادن بیانیه‌های گروهک‌های تروریستی کومله، جیش‌الظلم و … به همراه بررسی رفتار و سخنان سلطنت‌طلبان، منافقین و … نشان می‌دهد آنها همگی به دنبال تجزیه ایران هستند؛ سیاستی که بنیان اصلی آن برگرفته از سیاست پنهانی روباه پیر در منطقه است.

بر اساس برخی گزاره‌ها، اندیشکده‌های آمریکایی، با در نظر گرفتن شکست‌هایی که در طول بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی خوردند و از تحریم، جنگ و منزوی سازی ایران راه به جایی نبردند، به دولت آمریکا پیشنهاد تمرکز بر روی افکار عمومی ایران دادند که با ایجاد فاصله بین مردم و انقلاب اسلامی، سیاست براندازی را در پیش بگیرند. به بیان ساده، در نظر غرب، کم‌هزینه‌ترین گزینه ساقط‌سازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، جداسازی مردم از انقلاب است. البته باید یادآور شد که مبنای نظام در واقع مردم است و این سیاست نیز راه به جایی نخواهد برد.

حال این سؤال مطرح می‌شود که چرا دشمن در چنین زمانی به دنبال التهاب‌سازی و ناامنی در کشور است؟
در پاسخ به پرسش مذکور باید گفت، در طول عمر با برکت انقلاب اسلامی، آمریکا به همراه متحدان خود همواره به دنبال ضربه زدن، امتیاز گرفتن و محدودسازی ایران بودند تا بتوانند با تهی‌سازی قدرت نظام اسلامی، شرایط را به نفع خود تغییر دهند و ایران اسلامی را به سمت یک کشور مطیع و فرمانبر خود ببرند. در حالی که نه تنها چنین اتفاقی نیفتاد؛ بلکه جمهوری اسلامی ایران روز به روز قوی‌تر و کارآمدتر شد و از طرف دیگر مخالفان جمهوری اسلامی متحمل شکست‌ها و ناکامی‌های بزرگی در میدان عمل شدند. اگر تنها یک سال اخیر را بررسی کنیم، متوجه موفقیت‌های ایران در حوزه‌های مختلف خواهیم شد. ناکامی دشمن در گرفتن امتیاز در میدان دیپلماسی و ایستادگی ایران در مقابل زیاده‌خواهی‌های آمریکا و اروپا در جریان مذاکرات اخیر هسته‌ای، آشفتگی در سرزمین‌های اشغالی و حرکت رژیم صهیونیستی به سمت سقوط، ناکامی عربستان سعودی در منطقه و موفقیت‌های چشمگیر محور مقاومت در منطقه، آشفتگی جامعه داخلی آمریکا، مدیریت تورم در داخل کشور و حرکت اقتصاد کشور به سمت توسعه و بهبود معیشت مردم که رفته رفته در سفر آحاد جامعه قابل لمس‌تر می‌شود و…. باعث شده است که محور عبری ـ غربی ـ عربی به دنبال ایجاد آشوب و عملیات‌های تروریستی در داخل کشور بروند.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید