بی‌شک، تغییر اقلیم یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در ایران و جهان به شمار می‌آید که ابعاد گسترده آن فراتر از مسائل سیاسی است؛ چراکه با گذشت زمان برخی مناطق، مرطوب‌تر و برخی مناطق خشک‌تر شده و حوادثی، مانند سیلاب و خشکسالی افزایش می‌یابد.
با نمایان شدن ابعاد گوناگون تغييرات آب‌وهوایی و پیامدهای آن بر ساکنان کره زمین، این پدیده به‌تدریج مورد توجه کشورها و نهادهای داخلی و بین‌المللی قرار گرفته و به یکی از دستور کارهای ثابت در مذاکرات دیپلماتیک دولت‌ها و مجامع بین‌المللی بدل شده است.
در سال 1394 در ایران، برای نخستین بار بحران آب در کشور به‌شدت جدی شد و در بیشتر شهرها و روستاها، خشکسالی چهره خود را نمایان کرد.
همان سال مسئولان و دولتمردان در راستای کاهش دسترسی به منابع آبی و شیوع خشکسالی، از کاهش امنیت غذایی در کشور خبر دادند.
هشت محصول کشاورزی
از آنجا که تأمین امنیت غذایی با اتکا به تولید داخل از تکالیف بخش کشاورزی در اسناد بالادستی کشور است، رئیس دولت یازدهم در سال 1394، دستور خودکفایی هشت محصول کشاورزی را به وزارت جهاد کشاورزی ابلاغ کرد تا از این طریق خودکفایی در پنج سال‌ آینده تضمین شود. دستوری که اجرای آن به منابع آبی گره خورد و در نهایت ابتر ماند.این در حالی است که بسیاری از محصولات در کشور نیازمند مواد اولیه‌ای هستند که با داشتن شرایط تولید در داخل، از خارج وارد می‌شوند. برخی از مواد اولیه، مانند ذرت که از لحاظ حجم واردات به چهارمین کالای عمده وارداتی کشور تبدیل ‌شده است، به آب فراوان نیاز دارد که به دلیل عدم شناسایی استراتژیک بودن کالا از سوی مسئولان، تولید آن کاهش ‌یافته است و آب کم موجود در کشور نیز برای تولید کالاهای غیراستراتژیک دیگر استفاده می‌شود.
آب و امنیت غذایی
آن‌طور که کارشناسان حوزه منابع طبیعی تأکید کرده‌اند، «امنیت آب، یک مفهوم و چالش در حال ظهور به معنای دسترسی قابل ‌اعتماد به مقدار و کیفیت قابل‌قبول آب، برای بهداشت، معیشت و تولید» است که امروزه نقش و اهمیت آن در تأمین امنیت غذایی افزایش یافته است و در میان منابع طبیعی، امنیت آب از اصلی‌ترین ارکان دستیابی به توسعه پایدار به شمار می‌رود. از این ‌رو بهره‌برداری ناکارآمد از منابع آب، سبب تهی شدن ذخایر آبی و تضعیف توسعه اقتصادی شده و در نهایت به تهدیدی جدی برای امنیت بلندمدت غذایی تبدیل می‌شود. این در حالی است که آب از طریق اثرات متعدد آن در سلامت و تغذیه، تولید محصولات کشاورزی و فرآوری مواد غذایی، نقش مهم و کلیدی را در امنیت غذایی ایفا می‌کند.
امنیت غذایی
در این باره محمدحسین شیخ محمدی، پژوهشگر حوزه کشاورزی و اقلیم تصریح می‌کند: «موضوع آب به‌رغم اهمیت حیاتی آن برای کشور در اولویت اصلی سیاست‌گذاران کشور نیست. فرآیند سیاست‌گذاری آب در کشور با مشکلات و ایرادهای اساسی روبه‌روست. سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان کشور موفق به تدوین سیاست‌ها، تصمیم‌ها، قوانین و مقررات کارآمد در زمینه مدیریت بحران آب نبوده‌اند، نهادهای اجرایی مرتبط با آب نیز درگیر ناکارآمدی‌های گسترده‌اند. امروز تغییر در سیاست‌ها و راهبردهای حوزه آب، موضوعی اساسی و ضروری است. ادامه سیاست‌ها و روندهای پیشین می‌تواند امنیت غذایی، اقتصادی و حتی حیات ملی کشور را با چالش‌ها و بحران‌های بسیاری مواجه سازد.» بر این اساس، امروزه با توجه به رشد جمعیت، تغییرات آب‌وهوایی، افزایش رقابت برای آب و توجه به مسائل زیست‌محیطی، آب برای تولید مواد غذایی یک نیاز اصلی به شمار می‌آید. با مروری بر وضعیت منابع آب مشاهده می‌شود، امنیت آن نه‌تنها در ایران، بلکه در سراسر جهان در معرض خطر است؛ به‌ گونه‌ای ‌که پیش‌بینی می‎شود جمعیت جهان تا سال 2050 دو میلیارد نفر افزایش یابد که بر اساس آن 47 درصد جمعیت جهان تحت‌فشار شدید بحران آب زندگی خواهند کرد.


اشغالگری زیست محیطی

رژیم صهیونیستی منابع آبی غرب آسیا را غارت می‌کند

خاورمیانه به دلیل دارا بودن منابع طبیعی به‌ویژه نفت، به منطقه پرتنش در جهان تبدیل‌ شده است که با اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی، بحران و تنش در این منطقه روزبه‌روز گسترده شده و اکنون یک وجه خود را به شکل خشکسالی در کشورهای حوزه خلیج‌فارس نشان داده است. کمبود آب شیرین یکی از خاستگاه‌های عمده‌ رویارویی در خاورمیانه در دهه‌های اخیر بوده که سیاست‌های خبیثانه رژیم صهیونیسم به حجم این مشکل افزوده است؛ به‌گونه‌ای که بسیاری از کشورهای حوزه‌ رودخانه‌ اردن به رویارویی نظامی با یکدیگر برخاستند. در جنگ ۱۹۶۷، رژیم صهیونیستی به یک سد مشترک متعلق به اردن و سوریه واقع در رودخانه‌ برمون شاخه‌ای از رودخانه اردن یورش برد و پس‌ از آن بر بیشتر سرشاخه‌ها و حوزه‌ رودخانه‌ اردن چنگ انداخته و آب چندانی برای نیازهای فزاینده‌ کشور اردن باقی نگذاشته است.

غارت منابع آبی فلسطین
از سوی دیگر رژیم صهیونیستی برای اینکه موجبات کوچ فلسطینی‌ها از سرزمین مادری‌شان را فراهم آورد، در کنار تمام ستم‌هایی که به آنها روا داشت، آب را به روی آنها بست. این در حالی است که گزارش سازمان‌های بین‌المللی نیز تأیید کردند که رژیم غاصب صهیونیست از آب به منزله سلاحی برای تهدید زندگی ساکنان فلسطین استفاده کرده است. در طول سال‌ها، این رژیم سعی کرد با طرح‌های گوناگون و بی‌وقفه، به غارت منابع آبی و خاکی فلسطینی‌ها دست بزند. در سال 1941، یعنی هفت سال پیش از اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی«دیوید بنگوریان» (اولین نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی) گفته بود «ما باید بدانیم که برای حفظ بقای دولت یهودی کنترل آب‌های مرزی ازجمله آب‌های رودخانه اردن و لیتانی را در دست داشته باشیم.»
تسلط نامشروع
در همین راستا، روستوا (Rostva) یکی از کار‌شناسان مرکز مطالعات جهانی سال‌ها پیش‌ گفته بود: «از علامت و نشانه (پرچم) رژیم صهیونیستی که دارای زمینه سفید است و با خطوط آبی مشخص می‌شود می‌توان به اهمیت تسلط بر منابع آب در نزد مقامات رژیم صهیونیستی پی برد.» دو نوار آبی‌رنگ در حاشیه بالایی و پایین پرچم جعلی صهیونیست‌ها، نمادی از رودهای نیل و فرات است؛ یعنی اینکه مرزهای رژیم صهیونیستی از «نیل» تا «فرات» است. به تعبیری می‌توان گفت، دسترسی به منابع آبی و اهمیت منابع آبی از‌‌ همان روزهای اعلام موجودیت جزء اهداف شوم رژیم صهیونیستی بوده است.
کام تلخ غرب آسیا
دولت خودگردان فلسطین از حوضه آبی کوهستان ساحل غربی رود اردن سهم ناچیزی دارد. اشغال بلندی‌های جولان سوریه را از حوضه آبی دریاچه جلیله محروم کرده است. از آنجا که تأمین امنیت آبی نیازمند اقدامات نظامی هماهنگ است، رژیم صهیونیستی انگیزه‌ای قوی برای توسعه تکنولوژیکی به‌منظور بهبود امنیت آبی داشته است. سایر منابع آبی داخلی شامل افزایش ظرفیت کارخانه‌های تولید آب شیرین و تلاش مداوم برای بازیافت آب به رژیم صهیونیستی این فرصت را داده است تا یکی از محدودیت‌های جغرافیایی خود را کاهش دهد. رژیم صهیونیستی به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای ظرفیت خود را برای شیرین کردن آب، طی دو دهه اخیر افزایش داده است.
طمع به نیل و فرات
همچنین رژیم صهیونیستی با تهدید کشورهای منطقه، هرگز مدیریت بهره‌برداری از آب‌های منطقه را به آنها نخواهد داد و حمله نظامی این رژیم به شالوده سد «الوحده» سوریه را باید در این زمینه ارزیابی کرد. پروژه‌های سوریه در تغییر جریان آب رود غاصبانی نیز در همین جهت بود که با حمله هوایی رژیم صهیونیستی متوقف شد. یکی از اهداف حمله رژیم صهیونیستی به لبنان در جنگ سی‌وسه روزه سلطه بر منابع آبی جنوب لبنان بوده است. اصرار این رژیم در تسلط بر منطقه ليتانی از طریق قطعنامه ۱۷۰۱ و همچنین حضور نیروهای یونیفل در این منطقه تلاشی در همین زمینه است. از این ‌رو، می‌توان گفت رژیم صهیونیستی نه‌تنها آب‌های منطقه را به انحصار خویش درآورده، بلکه به آب نیل هم چشم طمع دوخته است. این رژیم غاصب اولین تهدیدکننده آب در منطقه است که با اوضاع امروزی آب، طمع صهیونیست‌ها به آب‌های نیل و فرات بیشتر شده است.


فقط یک درصد

نگاهی به مشکل کم آبی در غرب آسیا

بر اساس اعلام فائو در سال 1997، منابع آب زیرزمینی در آسیا به مرحله بحران رسید و در خاورمیانه نیز به دلیل برداشت بی‌رویه، پوسته سطح آب زیرزمینی با افت شدیدی مواجه شد که در نهایت کشورهای خاورمیانه را با بحران خشکسالی مواجه کرد. این در حالی است که در خاورمیانه به دلیل موقعیت راهبردی، موضوع آب بیش از سایر کشورها اهمیت پیدا می‌کند. از این ‌رو در دو دهه اخیر، صاحب‌نظران برای رفع بحران روی چهار رودخانه این منطقه (دجله و فرات، نیل و رود اردن) تمرکز کرده‌اند.
تنش آبی در حوزه خلیج‌فارس
کشورهای حوزه خلیج‌فارس، منابع آب سطحی و زیرزمینی مشترکی دارند؛ از این ‌رو اشتراک در منابع آبی، موجب تنش و درگیری میان بیشتر این کشورها شده است. کشورهای نفت‌خیز عربی نظیر کویت، قطر، عربستان و امارات متحده عربی جزء کشورهایی هستند که در سطح دنیا کمترین منابع آب سرانه را دارند؛ چراکه اغلب، از تمام آب‌خانه‌های زیرزمینی استفاده کرده‌اند و برای رفع نیازهای آتی نیز منابع جدیدی در اختیار ندارند.
آب‌شیرین‌کن‌های بحران‎‌‌آفرین
در همین راستا با افزایش تنش آبی و گستردگی خشکسالی در خاورمیانه، کشورهای حوزه خلیج‌فارس به شکل گسترده، به شیرین کردن آب دریا دست زده‌اند، تا جایی که 60 درصد از ظرفیت نمک‌زدایی و شیرین کردن آب دریا در جهان، در خلیج‌فارس متمرکز است که از این مقدار 30 درصد ظرفیت سهم کشور عربستان است. به‌عبارت ‌دیگر، عربستان به ‌تنهایی ظرفیتی معادل 30 درصد از شیرین کردن آب در جهان را به خود اختصاص داده؛ اما همچنان با کسری منابع آبی مواجه است و بعد از آن کشور کویت، به دومین واردکننده آب آشامیدنی در این حوزه ژئوپلیتیکی تبدیل‌ شده است.
بی‌اعتمادی
به‌طورکلی، مسئله آب در خاورمیانه، با چند واقعیت انکارناپذیر مواجه است. از یک ‌سو منطقه خاورمیانه جزء مناطق کم آب دنیا به شمار می‌آید و با توجه به اینکه بالاترین میزان رشد جمعیت جهان را دارد، مصرف آب روبه گسترش است. از سوی دیگر، با پایین رفتن سطح آب‌های زیرزمینی و بالا رفتن میزان نمک آب‌های موجود و آلودگی روزافزون آنها مسئله آب به یکی از چالش‌های جدی و خطرناک منطقه تبدیل‌ شده است. از این ‌رو می‌توان گفت، فقدان موافقت‌نامه‌های چندجانبه یا دوجانبه جامع در مورد تخصیص و بهره‌برداری از آب، موجب شده است تا کشورهای خاورمیانه عمدتاً به بی‌اعتمادی سیاسی در مفهوم وسیع‌تر و نیز به فقدان نسبی همکاری اقتصادی در منطقه مربوط به خود برسند.
فقط یک درصد
در این میان یادآوری این نکته اهمیت دارد که هرچند این مسئله قابل‌تحریک است؛ اما کنترل منابع آب تنها یکی از ابزارهای متعدد معامله سیاسی است. در حالی ‌که درصد مالکیت و نصيب آب در خاورمیانه بخش عربی، بسیار پایین است و سرانه آب در این کشورها، هر نفر ۱۷۴۴ مترمکعب و میانگین جهانی آب هر نفر، به ۱۲۹۰۰ مترمکعب در سال می‌رسد. این امر در شرایطی در حال وقوع است که کشورهای عربی تنها 1 درصد از کل آب‌های جهان را در اختیار دارند و پیش‌بینی می‌شود تا دهه دیگر این رقم به 75/0 درصد برسد؛ درحالی‌که از نظر مساحت این منطقه 10 درصد مساحت دنیا را اشغال کرده است.
نتیجه اینکه…
جدی بودن بحران آب در خاورمیانه، به‌گونه‌ای است که در ۲۰ سال آینده بسیاری از کشورهای منطقه قادر نخواهند بود آب مورد نیاز کشاورزی، صنعتی، آشامیدنی و دیگر مصارف خود را تأمین کنند. امروزه بیش از ۲۶ کشور در جهان با جمعیتی معادل ۲۳۲ میلیون نفر با بحران کم‌آبی مواجه هستند که از این تعداد ۹ کشور در خاورمیانه قرار دارند. از این ‌رو، چگونگی بهره‌برداری از آب، به بستر مناقشات احتمالی در منطقه تبدیل‌ شده است. جدی‌ترین مناقشات در حوزه‌های رودهای اردن و لیتانی وجود دارد. جایی که سه جنگ متوالی بر سر آب بین اعراب و رژیم صهیونیستی به وقوع پیوسته است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید