امنیت خلیج فارس

مطالب مرتبط با پرونده امنیت خلیج فارس


اینفوگرافی

دانلود فایل اینفوگرافی با کیفیت اصلی


آمریکا دنبال بر هم زدن صورت‌بندی امنیتی خلیج‌فارس است




*اهمیت منطقه خلیج‌فارس در سطح بین‌المللی چیست و چرا هر روز بیشتر از گذشته می‌شود؟ آیا جمهوری اسلامی ایران توانایی برقراری امنیت انرژی در خلیج‌فارس و دریای عمان را دارد؟

برای فهم اهمیت خلیج‌فارس باید جایگاه جهانی آن در تولید هیدروکربورها را بدانیم. یک چهارم (حدود ۲۴ درصد) هیدروکربور‌های جهان درخلیج‌فارس تولید می‌شود و کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند از سال ۲۰۳۰ میلادی به بعد یعنی حدود ۱۱ سال دیگر، این رقم به تدریج به ۶۵ درصد برسد. به عبارت دیگر در۱۱ سال آینده حدود سه پنجم نفت و گاز جهان در خلیج‌فارس تولید خواهد شد، به همین دلیل از منطقه خلیج‌فارس در ادبیات جغرافیای سیاسی به عنوان «هارتلند» یا «قلب زمین» یاد می‌کنند.
امروز کشورهایی مانند چین، هند، کره و ژاپن بیشتر نیاز خود به نفت و گاز را از خلیج‌فارس تأمین می‌کنند؛ اما هر چه به سال ۲۰۳۰ میلادی و بعد از آن نزدیک می‌شویم، مشتری‌های دیگری نیز به آن اضافه می‌شود. اتحادیه اروپا هم که بخش زیادی از نفت و گاز مورد نیاز خود را از روسیه تأمین می‌کند، به دنبال این است که به جای روسیه از خلیج‌فارس خرید کند، چرا که در این صورت آنها هستند که به فروشندگان فشار وارد می‌کنند؛ یعنی در حال حاضر که از روسیه خرید می‌کنند، روسیه قیمت را تعیین می‌کند؛ اما اگر از خلیج‌فارس خرید کنند، قیمت را اروپایی‌ها تعیین خواهند کرد.
به همین دلیل در آینده، خلیج‌فارس به غیر از تأمین نفت چین، هند، کره و ژاپن بخش زیادی از سهم نفت و گاز اروپا را نیز به خود اختصاص خواهد داد؛ آمریکای لاتین و آفریقا هم از سال ۲۰۳۰ به بعد میلادی برای تأمین نیازهای خود ناگزیرند که به خلیج‌فارس رجوع کنند؛ یعنی هر چه از امروز به سمت آینده پیش برویم، اهمیت این منطقه خیلی بیشتر خواهد شد.
* چرا آمریکایی‌ها می‌خواهند به هر طریقی در خلیج‌فارس تنش ایجاد کنند و به چه علت پایگاه‌های نظامی خود را در این منطقه افزایش داده‌اند؟
با توجه به اهمیت راهبردی منطقه خلیج‌فارس، طبیعی است آمریکایی‌ها تصمیم بگیرند تمرکز و حضور خود را در خلیج‌فارس عمق‌بخشی کنند؛ یعنی تاکنون در کشورهای کویت، عربستان، قطر و بحرین پایگاه داشته‌اند و با توجه به افزایش اهمیت خلیج‌فارس طی چند سال اخیر، در امارات پایگاه‌های جدیدی ایجاد کرده‌اند.
این موضوع بدلیل تغییر راهبرد آمریکایی‌ها در خلیج‌فارس است. ناوگان آمریکا از سال ۱۹۸۶ میلادی به بعد وارد خلیج‌فارس شد و زمان‌هایی را شاهد بودیم که آمریکایی‌ها بیش از ۹۵ ناو جنگی در خلیج‌فارس داشتند. آنها به تدریج نتیجه گرفتند که با توجه به افزایش اهمیت خلیج‌فارس، برای سال‌های میانی قرن اول هزاره سوم، یعنی از الآن تا سال ۲۱۰۰ میلادی، حضور شناوری خود را که در قالب ناوهای مختلف بود به حضور ثابت پایگاهی تبدیل کنند؛ یعنی در حال حاضر تعداد پایگاه‌های آمریکایی‌ها نسبت به ۱۰ سال گذشته، بسیار افزایش یافته است. این بر خلاف آن چیزی است که در مجامع علمی یا رسمی گفته می‌شود که آمریکایی‌ها نگاه به شرق دارند. برخی‌ها تصور می‌کنند چون نیروی دریایی آمریکا در حال کاهش شناورهای خود در خلیج‌فارس است، یعنی در حال کم شدن اهمیت خلیج‌فارس برای آمریکایی‌هاست؛ در حالی که اصلاً اینطور نیست. آمریکایی‌ها می‌دانند رقبای آنها در آینده کشورهایی مانند چین، هند،‌ برخی قدرت‌های اروپایی و کشورهای عضو بریکس شامل برزیل، روسیه و آفریقای جنوبی هستند؛ از این رو به شدت به نفت و گاز خلیج‌فارس نیاز دارند و می‌خواهند با تسلط بر آن،‌ به ویژه سواحل جنوبی‌اش، یعنی از سمت کویت تا سواحل عمان، عملاً از خلیج‌فارس به عنوان اهرم فشار برای رقبای خود استفاده کنند. چینی‌ها اکنون روزانه حدود ۸ میلیون بشکه نفت و گاز مصرف می‌کنند که در سال ۲۰۳۰ به ۳۰ میلیون بشکه در روز می‌رسد؛ بنابراین ناگزیر هستند برای تأمین نفت و گاز از خلیج‌فارس استفاده کنند. همچنین هندی‌ها به صورت جدی مصرف نفت و گاز خود را افزایش خواهند داد.
این دیدگاه جهانی به خلیج‌فارس سبب می‌شود آمریکایی‌ها حضور خود را تثبیت کرده و به صورت جدی‌تر حضور بیابند تا بتوانند با در دست داشتن اهرم فشار به رقبای آینده خود مسلط شوند و به چین، هند، ژاپن،کره و کشورهای اروپایی فشار وارد کنند تا بتوانند آنها را در چارچوب رقابت‌هایی که در عرصه‌های اقتصاد و غیره دارند، مهار کنند. با این نگاه راهبردی، اهمیت خلیج‌فارس مسئله‌ای کاملاً بین‌المللی است.
* چرا جمهوری اسلامی ایران را به بر هم زدن امنیت انرژی متهم می‌کنند؟ چه سناریویی و از طرف چه کسانی پشت حوادث اخیر قرار دارد؟
در بین قدرت‌های موجود در خلیج‌فارس، جمهوری اسلامی ایران قدرت اول دریایی را دارد و به دنبال حفظ سیادت دریایی خود در خلیج‌فارس، تنگه هرمز و دریای عمان است. ما از شمال خلیج‌فارس تا خروجی تنگه هرمز و دریای عمان، بیش از دو هزار کیلومتر ساحل به اضافه سواحل جزایر داریم. این مقدار سواحل و جزایری که داریم، سبب شده است که بتوانیم به صورت قانونی و حقوقی کنترل تقریباً نیمی از خلیج‌فارس را در دست داشته باشیم. در واقع اگر سهم حضور ایران در حد آب‌های سرزمینی، یعنی محدوده ۱۲ مایلی را لحاظ کنیم، تقریباً ۴۰ درصد از مساحت خلیج‌فارس می‌تواند در کنترل قانونی ایران به عنوان آب‌های سرزمینی باشد و این یعنی استفاده جمهوری اسلامی از حقوق خود در خلیج‌فارس با اهداف آمریکا تناقض دارد.
گفته شد که آمریکا می‌خواهد از طریق تسلط بر خلیج‌فارس، رقبای خود را در سال‌های ۲۰۳۰ به بعد کنترل کند و جمهوری اسلامی هم در نظر دارد با توجه به سهمی که در خلیج‌فارس دارد از منافع و امکانات خود در خلیج‌فارس استفاده حداکثری کند. در اینجا یک تناقضی پیش می‌آید که اگر ایران بخواهد از حقوق خود استفاده کند، آمریکا دیگر نمی‌تواند از خلیج‌فارس به منزله اهرم فشار علیه رقبای خود استفاده کند و اگر آمریکایی‌ها بخواهند از خلیج‌فارس به منزله اهرم فشار علیه رقبا استفاده کنند، ایران دیگر نمی‌تواند از حقوق خود بهره‌مند شود؛ یعنی در واقع یک تنش جدی بین جمهوری اسلامی ایران و آمریکا بر سر خلیج‌فارس به وجود خواهد آمد که هر چه به سمت آینده برویم، این تنش جدی‌تر می‌شود.
در این میان نکته‌ای که وجود دارد، این است که جمهوری اسلامی ایران در خلیج‌فارس ساحل دارد، اما آمریکایی‌ها در خلیج‌فارس ساحل ندارند؛ به همین خاطر آمریکایی‌ها سعی کرده‌اند از طریق ایجاد پایگاه‌های نظامی در کشورهای عربی جنوب خلیج‌فارس، این مشکل خود را تا حدودی حل کنند. نکته قابل توجه دیگر این است که کشورهایی که در آینده به نفت و گاز خلیج‌فارس توجه جدی دارند، از جمله چین، هند، کره، ژاپن و اروپا، تلاش دارند حضور جدی‌تری نسبت به گذشته در خلیج‌فارس داشته باشند، چون این کشورها می‌دانند هر روز که می‌گذرد به نفت و گاز خلیج‌فارس به عنوان ماده افزوده و اولیه بیشتر وابسته خواهند شد.
در حال حاضر، چینی‌ها تلاش می‌کنند حضور نظامی خود را در خلیج‌فارس تثبیت کنند. انگلستان هم سیاست بازگشت به خلیج‌فارس را در پیش گرفته است و هندی‌ها نیز تلاش دارند در خلیج‌فارس حضور پیدا کنند. به عبارتی، به نظر می‌رسد ما از امروز به بعد، شاهد یک بالانس در منطقه باشیم.
* با توجه به راهبرد امنیتی آمریکا و متحدان عرب آن در خلیج‌فارس، ‌به نظر شما ‌جمهوری اسلامی در راستای امنیت پایدار انرژی در این منطقه استراتژیک چه اقدامات و رویکردی را باید در دستور کار خود قرار دهد؟
به نظر می‌رسد اگر بتوان یک موازنه‌ای را ایجاد کرد، یعنی جمهوری اسلامی به اضافه شرکای خود بتوانند نسبت به ناوگان آمریکا و متحدان عرب آنها در منطقه برابری و حتی برتری پیدا کنند، می‌توان به برقراری امنیت انرژی منطقه که امنیت انرژی ۶۵ درصد آینده جهان است، امیدوار بود. به عبارت دیگر، صورت‌بندی امنیت در آینده خلیج‌فارس می‌تواند این‌گونه باشد که جمهوری اسلامی به اضافه متحدانش با سیاست‌های توسعه‌طلبانه آمریکایی‌ها که با استفاده از امکانات کشورهای جنوبی خلیج‌فارس در راهبرد آینده خود برای منطقه مدنظر دارند، مقابله کند. در واقع، این یک زمینه جدی برای تنش است که در شرایط فعلی و حتی در آینده، آمریکایی‌ها مایل و حتی قادر نیستند این تنش را به سمت جنگ ببرند؛ چون اگر جنگی اتفاق بیفتد کشورهای حاشیه جنوب خلیج‌فارس که پایگاه‌های آمریکا هستند، به طور جدی دچار مشکل می‌شوند و آمریکا پایگاه‌های خود را از دست خواهد داد؛ به همین دلیل ما می‌توانیم آینده خیلی خوب و روشنی را به ویژه از سال ۲۰۳۰ میلادی به بعد، برای جمهوری اسلامی به منزله قدرت اول خلیج‌فارس در نظر بگیریم، آن هم زمانی که خلیج‌فارس به معنای واقعی قلب تپنده جهان صنعتی شده و ان‌شاءالله قدرت اول آن جمهوری اسلامی ایران خواهد بود.
در نتیجه آمریکایی‌ها می‌خواهند در این منطقه قدرت اول باشند اما ایران به طور قانونی نیروی برتر در خلیج‌فارس است و این مانع سلطه‌طلبی آنهاست، از این رو می‌خواهند امنیت انرژی را برهم زنند و ایران را متهم کنند. اگر همین الآن ایران استفاده از منافع و امکانات قانونی خود در خلیج‌فارس را کنار بگذارد و بگوید از حق قانونی خود استفاده نخواهم کرد، به ساحل خود عقب‌نشینی کند و خلیج‌فارس را در اختیار آمریکایی‌ها قرار دهد، دیگر کسی درباره ایران سخنی نخواهد گفت.