۷۲۹ | شماره جدید هفته نامه

0
104

729fe

وحدت راهبردی دو بال علم

برخی از حوادث و نام‌گذاری‌های تاریخی، هرچند در زمان خود اهمیت‌ خاصی دارد، اما گذر زمان ابعاد مختلف دیگری را برای آن متجلی می‌سازد که بر عمق اهمیت آن مسئله افزوده و ضرورت توجه به آن را دوچندان می‌‌کند. یکی از روزهای ماندگار تاریخ انقلاب اسلامی، سالروز شهادت متفکری بزرگ است که در ۲۷ آذر ۱۳۵۸، مغزش هدف گلوله تحجر و التقاط و انحراف قرار گرفت و در مقابل در ورودی دانشکده الهیات دانشگاه تهران به خون خود غلتید و جاودانه شد! از آن زمان، سالروز شهادت دکتر مفتح به روز «وحدت حوزه و دانشگاه» مشهور شد و موجب توجه به مسئله‌ای شد که به جرئت می‌توان از آن به سرمنشأ تحول در جامعه اسلامی یاد کرد. اهمیت توجه به دو مرکز مهم تولید علم در کشور، امروز یکی از ضروریات مهم انقلاب اسلامی در دهه چهارم انقلاب اسلامی که به دهه پیشرفت و عدالت نام‌گذاری شده است، می‌باشد. این دو مرکز هرچند با دو خاستگاه متفاوت بنا نهاده شده‌اند، اما می‌توانند در فضای تعاملی مشترک و با هدف‌گذاری‌های همسو مبتنی بر نیازها و مطالبات امروز جامعه به نوعی تقسیم کار در حوزه تولید علم رسیده و بخش عمده‌ای از کمبودهای حوزه فکر و دانش را تأمین کرده و پشتوانه پیشرفت و تعالی کشور شوند. مروری بر دغدغه‌ها و مطالباتی که حکیم فرزانه انقلاب اسلامی در دو دهه اخیر برای پیشرفت و توسعه کشور مطرح کرده‌اند، به خوبی حکایت از اهمیت این همگرایی و وحدت استراتژیک دارد. ضرورت جنبش نرم‌افزاری برای تولید علم بومی یکی از دغدغه‌هایی است که معظم‌له در طول سال‌های اخیر بارها بر آن تأکید داشته و ابعاد و اهداف و ضرورت آن را برشمرده‌اند. این مهم بدون قرابت فکری و همکاری دوسویه حوزه و دانشگاه میسر نخواهد شد. در همین راستا شاهد تأکیدات فراوان بر موضوع تولید علوم انسانی هستیم؛ حوزه‌ای از علم که با وجود پیشرفت‌های قابل توجه در عرصه علوم طبیعی، کمتر مورد توجه قرار گرفته و تا رسیدن به طراز انقلاب اسلامی فاصله دارد و این در حالی است که پشتوانه غنی تمدن اسلامی و آموزه‌های دینی در این زمینه معدن عظیمی است که نیازمند کشف و استخراج بوده و ما را از بهره‌برداری از منابع غیردینی غرب مستغنی خواهد کرد. بی‌شک تحقق این امر مهم و ایجاد تحول در حوزه علوم انسانی نیازمند همکاری تمام‌عیار حوزه و دانشگاه است. رسیدن به منطق و زبان فهم مشترک از علوم انسانی و تلاش هم‌سو برای تفقه در این حوزه ضرورتی است که تنها با اراده‌ای استوار و همتی بلند محقق خواهد شد. تلاش برای شکل‌گیری تمدن بزرگ اسلامی و ارائه الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت نیز از دیگر عرصه‌های مهمی است که تحقق آن در گرو همفکری این دو مرکز راهبردی تولید علم است. در همین راستا به الگوی سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی می‌رسیم که ارائه آن نیز در گرو هم‌اندیشی استادان حوزه و دانشگاه است؛ ضرورتی که در دوران تهاجم همه‌جانبه فرهنگی غرب، بیش از پیش اولویت یافته و به شرط لازم برای استقلال کشور بدل شده است. در عصری که رسانه‌ها در حال ترویج سبک زندگی آمریکایی و تسخیر نرم قلب‌ها و مغزها هستند و در زمانه‌ای که بازگشت به خویشتن و هویت دینی با محوریت نهضت اسلامی ملت ایران به محور مقاومت در برابر این تهاجم بدل شده است.تحقق شعار «ما می‌توانیم» و ایستادگی همه‌جانبه در برابر بیگانگان و دستیابی به «اقتصاد مقاومتی» و قطع وابستگی و مهار تحریم‌ها نیز بدون پشتوانه علمی و همکاری مراکز تولید علم در کشور که مهم‌ترین تجلی‌گاه آن دانشگاه و حوزه‌های علمیه است، میسر نخواهد شد. به نکات برشمرده فوق موارد متعدد دیگری نیز می‌توان افزود که اهمیت دکترین وحدت حوزه و دانشگاه را بیش از پیش آشکار می‌‌کند؛ لذا برای تحقق این امر باید تلاش کرد و ضمن رفع موانع پیش رو، ضروری است گام‌هایی چون؛ شکل‌گیری فضای گفت‌وگو و تعامل، اعتمادسازی، کنارگذاشتن سوء‌برداشت‌ها، فراموش کردن اختلافات، به حاشیه راندن افراطیون، تأکید بر نقاط اشتراک، توجه به نیازهای امروز کشور و انقلاب و… در مسیر وحدت این دو بال تولید علم در کشور برداشته شود.

مهدی سعیدی

دریافت نسخه پی دی اف
دریافت نسخه متنی

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید