گام‌ سوم را محکم‌ برمی‌داریم

تأملی بر بازی پارادوکسیکال کاخ الیزه

0
639

اصرار فرانسه و دو عضو دیگر تروئیکای اروپایی(آلمان و انگلیس) در مورد چینش دوباره میز مذاکرات میان ایران و ایالات متحده آمریکا(دولت ترامپ) ادامه دارد. نشست اعضای گروه هفت در شهر «بیاریتز» فرانسه، نقطه آشکار فعالیت‌های خاص «امانوئل مکرون» در این خصوص محسوب می‌شود. با این حال پرسش اصلی اینجاست که آیا فرانسه می‌تواند اساساً نقش واسطه‌گر را در این معادله ایفا کند؟ آیا سوابق فرانسوی‌ها جایی برای اعتماد به پاریس در عرصه پیش‌رو باقی خواهد گذاشت؟

دیوار بلند بی‌اعتمادی و تغییر زمین بازی
مروری بر تحولاتی که از سال ۲۰۱۷ میلادی(زمان حضور ترامپ در کاخ سفید) تاکنون صورت گرفته است، قاعدتاً نباید جایی برای اعتماد به فرانسوی‌ها را در دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان باز کند. سال ۲۰۱۷ میلادی، نقطه آشکارساز پیوستگی راهبردی ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا علیه ایران محسوب می‌شود. در آن زمان، «ترزا می»، نخست‌وزیر انگلیس و امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه نقش محوری و پررنگی در تعریف این نقشه مشترک ایفا کردند.
«برجام دفرمه شده»، «حفظ تعهدات هسته‌‌ای ایران»، «خروج آمریکا از برجام»، «مهار قدرت موشکی ایران» و «متزلزل کردن قدرت منطقه‌ای ایران» اجزا و قطعات کلان جورچین راهبردی مشترک آمریکا و اروپا علیه کشورمان را تشکیل داده و می‌دهند. تاکتیک‌های مقطعی و اخم و لبخندهای مقامات اروپایی و تأخیر هدفمند سه کشور آلمان، انگلیس و فرانسه در راه‌اندازی سازوکار مالی ویژه(اینستکس) نیز اجزای کوچک این جورچین را تشکیل می‌دهند. لبخند اخیر مقامات فرانسوی به ایران نیز در همین راستا قابل محاسبه و تعریف است.
در ماورای ظاهرسازی‌های امانوئل مکرون، ما با منظومه پیچیده‌ای روبه‌رو هستیم که بر اساس یک «نگرش سیستمی ساخته شده و در ذیل آن نیز میان ایالات متحده آمریکا و تروئیکای اروپایی، نوعی تقسیم وظیفه پنهان(و در مواردی آشکار) صورت گرفته است. بدیهی است انهدام جورچین راهبردی مشترک ضد ایرانی آمریکا و اروپا، مرهون اتخاذ رویکرد قاطعانه و هوشمندانه ما در مواجهه با این منظومه خواهد بود. اقدام اخیر جمهوری اسلامی ایران در کاهش تعهدات برجامی خود، مقدمه‌ای برای اتخاذ راهبرد هوشمندانه «تغییر زمین بازی» در مواجهه با بدعهدی آمریکا و انفعال اروپاست. «تغییر زمین بازی» از سوی ایران، مترادف با انهدام جورچین راهبردی مشترک آتلانتیکی‌ها علیه کشورمان خواهد بود. بی دلیل نیست که مقامات فرانسوی و دیگر مقامات اروپایی، سعی دارند با طرح موضوعاتی مانند «فریز در برابر فریز»، مانع از تحقق راهبردی «تغییر زمین بازی» از سوی کشورمان شوند. در اینجا، متوجه ارزش راهبردی «اصرار ایران بر کاهش تعهدات برجامی» خود خواهیم شد.

بازی تاکتیکی و هدف راهبردی
هم اکنون زمان صورت‌بندی بازی مشترک فرانسه و آمریکا در قبال ایران است. پاریس سعی دارد با طرح دوباره موضوع فریز در برابر فریز، مذاکرات جدید مستقیم یا غیرمستقیم میان ایران و آمریکا را کلید بزند. بر اساس طرح فرانسوی‌ها (که طرح مدنظر ترامپ است) ایران در ازای تمدید موقت معافیت‌های نفتی خود، باید همه گام‌های برجامی برداشته شده را متوقف و مذاکرات جدید را (با حضور مستقیم آمریکا و یا با پذیرش نقش نیابتی اروپا به نمایندگی از کاخ سفید) آغاز کند. صورت‌بندی معادلات جاری در حوزه سیاست خارجی کشورمان بسیار ساده است! ایالات متحده آمریکا به عنوان بازیگری طغیانگر، از توافق برجام خارج شده و درصدد تحمیل توافق جدیدی به کشورمان است. با این حال استقامت هوشمندانه جمهوری اسلامی ایران در برابر تحریم‌های یک‌جانبه واشنگتن و کاهش محبوبیت دونالد ترامپ در نظرسنجی‌های عمومی و ایالتی آمریکا سبب شده است تا گارد رئیس‌جمهور آمریکا در این خصوص بازتر شود. در این میان، «مایک پمپئو» دیگر سخنی از شروط دوازده‌گانه مضحکانه خود به میان نمی‌آورد و بولتون نیز نگران قربانی شدن خود از سوی ترامپ برای جلب آرای بیشتر مردمی در انتخابات است. کمی آن طرف‌تر، امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه که به نیابت از ترامپ برای نخستین بار در سال ۲۰۱۷ میلادی(قبل از خروج واشنگتن از برجام) بر لزوم تحدید توان موشکی ایران و اعمال محدودیت‌های فرا زمانی در برجام تأکید کرده بود، هم اکنون ژست یک میانجی و بازیگر سوم را در صحنه منازعه گرفته و به کمک بازوان تبلیغاتی و رسانه‌ای در غرب، خود را بازیگری مصمم و فداکار نشان می‌دهد! به نظر می‌رسد در این معادله، باید نسبت میان بازی تاکتیکی و هدف راهبردی واشنگتن و تروئیکای اروپایی مشخص شود. هدف راهبردی غرب در این منازعه، مهار ایران قدرتمند از طریق دفرمه کردن یا حتی حذف راهبرد‌ها و اصول ثابت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است.

گام‌های ایران
پرسش اصلی اینجاست که در مواجهه با اقدامات پاریس، دستگاه دیپلماسی باید چه گام‌هایی را به صورت عملی بردارد؟ هم اکنون زمان آن رسیده است تا دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی کشورمان ضمن تشریح این بازی مشترک برای افکار عمومی ایران و دنیا، زمین بازی ترسیم شده از سوی ترامپ و تروئیکای اروپایی را تغییر دهد! در این راستا، سه راهکار اجرایی و عملیاتی مهم قابل تصور است:
ـ نخست: اصرار بر کاهش تعهدات برجامی ایران و عدول نکردن از گام‌های برداشته شده تا زمان بازگشت رسمی آمریکا به توافق هسته‌ای یا تأمین کامل منافع اقتصادی جمهوری اسلامی از طریق اعضای باقیمانده در برجام.
ـ دوم: شفاف‌سازی صورت مسئله برای افکار عمومی از طریق تأکید بر کنش اولیه آمریکا مبنی بر خروج از برجام و بی‌تعهدی مقامات اروپایی در حفظ منافع ایران در برجام.
ـ سوم: تأکید بر اینکه زمینه‌چینی آمریکا و تروئیکای اروپایی مبنی بر شکل‌گیری توافق جدید، به ویژه توافقی که در برگیرنده خواسته‌های غرب مبنی بر تحدید توان موشکی و منطقه‌ای ایران باشد، محلی از اعراب ندارد. بدیهی است تمامی ظرفیت‌های دیپلماسی رسمی، دیپلماسی عمومی و حتی دیپلماسی پنهان کشورمان باید در مسیر تحقق این موارد هدایت شود. در غیر این صورت، شاهد فاجعه‌ای به نام معامله تاکتیک‌های غرب با راهبرد‌های جمهوری اسلامی خواهیم بود؛ آن هم درست در شرایطی که استیصال و ناتوانی کاخ سفید در معاملات منطقه و نظام بین‌الملل به نقطه اوج خود رسیده است.

تنزل جایگاه الیزه
مروری بر اظهارات امانوئل مکرون رئیس‌جمهور فرانسه در ۱۸ خرداد ماه سال جاری و در کنفرانس مشترک با ترامپ می‌تواند حکم باطل‌السحر تلاش‌های وقیحانه رئیس‌جمهور فرانسه برای بزک کردن چهره خود نزد افکار عمومی ایران و جهان را داشته باشد: «فکر می‌کنم ما قطعاً اهداف یکسانی در قبال ایران داریم. چه کار‌هایی مد نظرمان است که انجام دهیم؟ اول می‌خواهیم مطمئن شویم آنها به سلاح هسته‌ای دست پیدا نمی‌کنند. منظورم این است تا سال ۲۰۲۵ ابزاری در اختیار داریم، می‌خواهیم از آن فراتر برویم و به اطمینان کامل در دراز مدت دست پیدا کنیم. دوم می‌خواهیم فعالیت آنها در زمینه موشک‌های بالستیک را کاهش دهیم. سوم می‌خواهیم فعالیت منطقه‌ای آنها را مهار کنیم. هدف چهارم ما نیز برقراری صلح در منطقه است»!
مکرون در حالی از صلح در منطقه سخن می‌گوید که دولت فرانسه در کنار دولت‌های آمریکا و انگلیس، «تروئیکای ترور و خشونت» در منطقه غرب آسیا را تشکیل داده و با حمایت از تروریسم تکفیری، درصدد تزریق بحران‌های امنیتی مزمن در جهان اسلام است. خروج سیاستمداران باتجربه‌تری مانند «ژاک شیراک» و «دوویلپن» از صحنه سیاست فرانسه و حضور افرادی مانند سارکوزی، اولاند و ماکرون، پاریس را به «مهره‌ای سوخته» در جهان امروز تبدیل کرده است. بازی کاخ الیزه در زمین واشنگتن و تل‌آویو، خصوصاً طی یک دهه اخیر سبب شده است تا فرانسه دیگر یک «بازیگر تعیین‌کننده» و «مستقل» در معادلات بین‌المللی محسوب نشود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید