غیرمتمرکزسازی

0
106

در شماره‌های پیش، بلاک‌چین، بیت‌کوین، اتریوم و… را توضیح دادیم. در تمام ارزهای مجازی که توضیح داده شد، مفهوم غیرمتمرکزسازی وجود دارد. غیرمتمرکزسازی در مقابل متمرکزسازی، دو نگرش برای انجام فعالیت‌ها هستند.
متمرکزسازی انجام دادن فعالیت‌ها در مفاهیم فناوری، زمانی است که یک مدیر و فرمانده مرکزی و اصلی وجود دارد. این موجودیت، مانند مغز برای بدن، تصمیم‌گیرنده و تشخیص‌دهنده انتخاب‌هاست. متمرکزسازی، دیدگاهی است که از ابتدا وجود داشته و ناشی از میل انسان‌ها به داشتن رهبر بوده است. تصور کنید وارد اداره ثبت احوال شده‌اید. در هر مرحله باید برای تأیید فرایند به مدیر آن قسمت مراجعه و مهر و امضای او را دریافت کنید. در نهایت باید مدیر اصلی صحت کارهای شما را تأیید کند تا با خوشحالی از آن اداره خارج شوید! چنین بوروکراسی که در فارسی به آن دیوان‌سالاری گفته می‌شود،‌ ناشی از متمرکزسازی فرایندهاست. در واقع، در ابتدای تأسیس سازمان ثبت احوال، تنها یک دیدگاه وجود داشته‌ و آن نیاز به بودن مدیری برای نظارت و تأیید است. نتیجه این دیدگاه، معایب بسیاری دارد. حتماً بارها به اداره‌ای مانند همان ثبت ‌احوال رفته‌اید و دست‌ کم یکی از مدیران سر کارش نبوده‌ است و مجبور شده‌اید روز بعد دوباره به آنجا مراجعه کنید. مهم‌ترین مشکل متمرکزسازی فرایندها، گلوگاه شدن مدیر مرکزی است؛ یعنی تمام کارها و راه‌ها به طریقی به شخصی متصل می‌شود که سرعت، دقت و کیفیت کار او بر خروجی کل سامانه ‌تأثیر می‌گذارد و هرگونه خطا و نقص در رفتار آن رهبر، سبب نقص و خطای کل سامانه می‌شود. میل به متمرکزسازی به راه‌کارهای ارائه ‌شده با استفاده از فناوری هم کشیده شده ‌است؛ برای نمونه اتوماسیون اداری را در نظر بگیرید. اگرچه چنین اتوماسیون‌هایی سبب افزایش سرعت و کاهش بسیاری از هزینه‌ها شده‌اند، هنوز هم در شرایط گوناگون کار مشتریان نیازمند تأیید یک مدیر است!
در مقابل متمرکزسازی، غیرمتمرکزسازی را داریم که دیدگاهی تقریباً جدید است و سعی در حذف مدیر و رهبران سامانه دارد. غیرمتمرکزسازی اساساً برای تغییر قدرت و مرجعیت در یک اجتماع بدون نهاد مرکزی استفاده می‌شود و این امکان را برای اعضای جامعه فراهم می‌کند که خودشان نظارت را در دست بگیرند. بیت‌تورنت مثالی خوب از غیرمتمرکزسازی است. بیت‌تورنت یک پروتکل همتا به همتای به اشتراک‌گذاری فایل است که به هیچ سرور یا شرکت یا سازمانی وابسته نیست. به همین دلیل اگر تا به حال به دنبال محتویاتی غیرمجاز (قفل شکسته، دزدی و…) بوده‌اید، حتماً جست‌وجو در مدخل‌های بیت‌تورنت به شما پیشنهاد شده ‌است. بیت‌کوین هم که پیش از این معرفی شد، تا حدودی مشابه همین شیوه عمل می‌کند؛ زیرا نیاز به بانک را به عنوان حاکمیت مرکزی میان دو نفر که ارزشی را مبادله می‌کنند از بین برده ‌است. در غیرمتمرکزسازی، اصولاً به جای آنکه خود را وابسته به یک مرکزیت کنیم، شیوه، الگو و راهنمای کار تعریف می‌کنیم. فرض کنید اگر شما وارد ثبت‌ احوال شدید، به جای تأیید هرمرحله‌ای یک مدیر، درخواست شما وارد یک الگو شود و در هر مرحله در صورت احراز درستی، به مرحله بعد برود. در نهایت نیز بدون دخالت مدیر، تأیید شود و کار شما در کمترین زمان ممکن انجام گیرد. روی دیگر غیرمتمرکزسازی که کاربرد فراوانی دارد، پخش کردن اجزای شبکه و سیستم در میان کاربران آن است. در این حالت وقفه در کار دیگر معنا ندارد. چنین سامانه‌ای در تمام شرایط در حال سرویس‌دهی است و حتی حمله به آن هم سخت است.
سامانه‌ای که مدیر ندارد و نظارت بر آن کم است، آینده‌ای جز هرج و مرج نخواهد داشت! درست است که هدف غیرمتمرکزسازی استفاده از مزایای آن و حذف معایب متمرکزسازی است، اما قانونی بر بیت تورنت که نمونه‌ای از شبکه‌های غیرمتمرکز است وجود ندارد! چنین شبکه‌هایی قانون خود را از اجماع خرد کاربران خود می‌گیرند. کدام جامعه بشری میل به قانون‌مندی دارد؛ در حالی که حتی می‌داند بی‌قانونی در آن جرم هم نیست! جالب است که در آینده با مفهوم شهرهای هوشمند روبه‌رو خواهیم شد که در آن غیرمتمرکزسازی راهی است که چاره‌ای جز پذیرش آن نداریم. در شماره بعد با شهرهای هوشمند آشنا خواهیم شد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید