ریسک عملیاتی برای خروج از تنگنای راهبردی

0
575

در دو ماه گذشته حملات مکرر پهپادی رژیم صهیونیستی به مراکز و انبار مهمات حشدالشعبی در عراق،‌ حمله موشکی و هوایی به یک منزل در روستای «عقربا» در شرق دمشق و به یک مرکز رسانه‌ای حزب‌الله در «ضاحیه بیروت»، مهم‌ترین رخداد امنیتی‌ـ نظامی را شاهد بودیم که با ماهیت راهبردی و با هدف تغییر در توازن قدرت در غرب آسیا صورت گرفته است.
مرور اجمالی بر چهار پرونده حساس و تعیین‌کننده یمن،‌ عراق،‌ سوریه و لبنان که دارای کارویژه‌های بازدارندگی، ‌تغییر اساسی در شرایط بازیگران اصلی و درگیر، بن‌بست‌سازی برای آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان آن، مزیت‌سازی راهبردی برای محور مقاومت در تقابل با آمریکا و محدودسازی گزینه‌های آمریکا در قبال ایران و تحولات منطقه است، نقش دست برتر مقاومت در تعیین مؤلفه‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را نشان می‌دهد.
در یمن فعال‌سازی مؤثر قدرت موشک، پهپادهای رادارگریز، پدافندهای هوایی و پاسخ‌گویی به تهدیدات در شعاع بیش از هزار کیلومتر، عمق آسیب‌پذیری سعودی‌ را مشخص و به موازات آن بحران واگرایی سعودی‌ـ اماراتی‌ ‌دست برتر انصارالله را در هر طرح سیاسی و مذاکراتی در این کشور ثبت کرد.
در عراق،‌ آمریکایی‌ها که از هیچ تلاش برای بازگرداندن نوع جدیدی از داعش یا تولید بحران‌های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و واگرایی در جریان‌های شیعه و نهایتاً باقی‌ماندن در عراق و به انفعال کشیدن نفوذ و حضور ایران فروگذار نمی‌کنند، با دو چالش‌ اقتدار حشدالشعبی و جریان رشد یابنده برای اخراج آمریکا روبه‌رو هستند.
در خلیج‌فارس انگلیس در ماجرای نفت‌کش‌ها و ترامپ به خاطر گردن‌کشی پهپادی از ایران سیلی خورده‌اند و چنان با سطح بالایی از آسیب‌پذیری روبه‌رو هستند که توان تحمل ریسک اقدام مستقیم را نداشته و حتی به گزینه نظامی دیگر فکر هم نمی‌کنند. ‌در این شرایط ایران نیز با عبور از سایه موهوم جنگ، مذاکره را نمی‌پذیرد.
ترامپ که زمان اندکی تا ورود به رقابت انتخاباتی دارد، سخت به دستاوردی راهبردی در منطقه نیازمند است؛ ‌دستاوردی که تنها از طریق تسلیم ایران یا معکوس کردن موازنه قدرت منطقه‌ای حاصل می‌شود. نتانیاهو نیز درون رژیم صهیونیستی باید با بحران سیاسی،‌ پرونده فساد مالی خود و خانواده‌اش به استقبال انتخابات شهریور ماه کنیست برود و اگر نتواند برنده شود باید آماده زندان باشد.
تنگنای راهبردی ترامپ و نتانیاهو موجب شد تا رژیم صهیونیستی وارد اقدامی انتحاری با چتر آمریکا در عراق، با حمله پهپادهای مجهول‌الهویه ضرباتی را به مراکز حشدالشعبی وارد و افکار عمومی عراق و منطقه علیه ایران و حشدالشعبی را تحریک کند.
آغاز عملیات ارتش سوریه در شمال حماه و جنوب ادلب علیه تروریست‌های القاعده و پیشروی سریع تا «خان شیخون»،‌ دست زدن به این انتحار را برای نتانیاهو ضروری‌تر کرد. در روستای عقربا یک حمله موشکی به راه انداخت و آن را حمله به ایران نام گذاشت که دو تن از رزمندگان حزب‌الله لبنان شهید شدند و آخرین ریسک و قمار عملیاتی هم در ضاحیه به اجرا درآمد تا از نتانیاهو یک قهرمان بسازد و ترامپ را نیز نجات دهد.
مجموعه این اقدامات از نظر زمانی با تحرکات فرانسه و در نهایت به حاشیه نشست «جی۷» کشیده شد تا تصویری انفعالی از ایران با بسته مشکوک فرانسوی و راه‌اندازی برجام موشکی و منطقه‌ای و هسته‌ای جدید به نمایش گذاشته شود؛ اما مواضع سیدحسن نصرالله، راهبرد تهدید رژیم صهیونیستی را به فرصتی راهبردی برای مقاومت تبدیل کرده،‌ حزب‌الله با تأکید بر گرفتن انتقام شهادت
دو رزمنده حزب‌الله و حمله مستقیم به لبنان، هم سیستم‌های نظامی و امنیتی و جمعیتی این رژیم را در شعاع قابل توجهی از مرزهای شمالی فلسطین اشغالی با چالش روبه‌رو کرده و هم روند انتخاباتی برای نتانیاهو را نیز در شعاع اثرگذاری قرار داده و تأکید کرد: «انتخابات جدید اسرائیل با خون اسرائیلی‌ها رونق می‌گیرد و از این پس به حملات هوایی‌ـ پهپادی با هر امکانی پاسخ خواهد داد.»
در عراق نیز این توطئه با تقویت موج مطالبه اخراج آمریکایی‌ها در پارلمان و حکومت، ارسال گزارش تحقیق حکومتی که رژیم صهیونیستی با دستیاری آمریکا را متهم حمله به حشدالشعبی می‌داند،‌ با حمله موشکی «حزب‌الله عراق» به پایگاه آمریکایی مخمور و هشدار عملیاتی علیه پایگاه‌های آمریکا و شلیک به پهپادهای آنها و فتوای جهاد آیت‌الله حائری روبه‌رو شدند.
مجموعه این اتفاقات منجر به آن شد که مقامات آمریکایی در عراق با واسطه قرار دادن مقامات حکومتی، برای مهار واکنش‌های عملیاتی و سیاسی در لغو پیمان امنیتی به تقلا افتاده و در لبنان از طریق «سعد حریری» پیام‌های التماسی به حزب‌الله می‌رسانند. تا قضیه با یک عملیات نمادین حزب‌الله تمام شود. رویکرد و گفتمان مقاومت و قدرت پاسخ، هم در پرونده ایران و هم در عراق و هم در سوریه و لبنان به تولید فرصت‌های راهبردی در کلان منطقه تبدیل شده است. اگر این ریسک راهبردی آمریکا و رژیم صهیونیستی بی‌پاسخ می‌ماند و میدان برای اقدامات پنهانی و آشکار رژیم صهیونیستی خالی می‌شد، نه تنها ترامپ و نتانیاهو جان مجدد انتخاباتی می‌گرفتند، بلکه در موازنه قدرت نیز آثار غیر قابل جبرانی به جای می‌گذاشت؛ بنابراین با استحکام رویکرد پاسخ و مقاومت فعال،‌ نه تنها ‌مهار راهبرد دشمن بلکه عرصه جدید از فرصت‌‌سازی راهبردی نیز شکل گرفته و تحکیم خواهد یافت. پیامدها و نتایج این راهبرد هوشمند و مقتدر به زودی در سطح منطقه عیان خواهد شد.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید