توطئه تغییر تضاد!

0
628

پروژه «معامله قرن» تلاشی از سوی آمریکا برای تثبیت رژیم صهیونیستی در منطقه است. به عبارتی، رژیم غاصب صهیونیستی از سال ۱۹۴۸ تلاش کرده است در منطقه مشروعیت پیدا کند، اما تاکنون نتوانسته است به آن دست یابد. حتی با وجود قرارداد صلح با دولت‌هایی مانند مصر و اردن، دشمنی ملت‌ها حتی در این دو کشور نسبت به رژیم صهیونیستی به شدت بالاست و این نشان می‌دهد راهکار آشتی و سازش کارساز نخواهد بود.
آمریکایی‌ها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که اولویت تضاد در منطقه، رژیم صهیونیستی است؛ یعنی همه جوامع اسلامی با این رژیم تضاد دارند؛ از این رو آمریکا با طرح «معامله قرن» تلاش دارد به گونه‌ای این تضاد را جابه‌جا کند. به عبارتی، کشور دیگری را جای این رژیم غاصب بگذارد تا اینکه رژیم صهیونیستی بتواند با همکاری یک‌سری نیروهای بومی و منطقه‌ای جا بیفتد.
به همین دلیل اولین بحث در معامله قرن، تغییر تضادها در منطقه است. خیلی‌ها تصور می‌کنند ممکن است اجلاس منامه برای جمع کردن پول به منظور شروع این طرح باشد، در حالی که این‌طور نیست و آنها به دنبال تغییر تضادها هستند. اینکه ایران را به عنوان دشمن در منطقه مطرح می‌کنند و می‌کوشند ائتلافی از رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی علیه ایران ایجاد کنند، مقدمات اصلی و حقیقی معامله قرن است که اگر چنین اتفاقی بیفتد، قطعاً همکاری بسیاری از رژیم‌های وابسته عرب با رژیم صهیونیستی عینیت پیدا خواهد کرد. بنابراین هدف معامله قرن، تثبیت رژیم صهیونیستی است که به نظر من تا الآن آمریکا موفق نبوده است. در اجلاس منامه هیچ فلسطینی از جریان سازش و مقاومت حاضر نشد و همین موضوع نشان می‌دهد جامعه فلسطینی نسبت به اهداف معامله قرن آگاهی لازم را دارد و به همین دلیل به ابزاری برای انجام این پروژه تبدیل نشدند.
«معامله قرن» یکی از خطرناک‌ترین پروژه‌ها برای تثبیت رژیم صهیونیستی است؛ به همین دلیل غرب، ایران را برهم‌زننده امنیت در منطقه می‌داند و موشک‌های ایران را نوعی تهدید نظامی برای منطقه مطرح می‌کند. کل پروژه و بودجه نیروهای مسلح ما در هر سال ۱۶ میلیارد دلار است، در حالی که خریدهای تسلیحاتی نظامی عربستان حدود ۶۰ میلیارد دلار، یعنی حدود چهار برابر کشورمان است. حتی بودجه‌های نظامی کشورهای کوچکی، مانند امارات و کویت بیشتر از ایران است؛ برای نمونه بودجه نظامی امارات ۲۶ میلیارد دلار است.
مباحث و هیاهوها درباره توان موشکی کشورمان و رفت‌وآمدهایی که بین سران رژیم صهیونیستی و برخی کشورها، مانند عربستان، امارات، عمان و بحرین اتفاق می‌افتد، نشان می‌دهد تلاش در راستای تغییر تضاد است. در اینجا این پرسش مطرح می‌شود که آیا آنها به نتیجه رسیده‌اند یا خیر؟
تصور من این است که به نتیجه نرسیده‌اند، چرا که اولاً محور مقابله با آنها محور مقاومت است که انسجام داخلی و هماهنگی کامل دارد و ثانیاً ایران که قلب محور مقاومت را تشکیل می‌دهد، در این مسئله کم نگذاشته است و محور مقاومت در مسیر انسجام و تقویت قرار دارد.
برای نمونه، حضور مسئولان جنبش حماس در تهران نشان‌ می‌دهد، ایران به دنبال رفع سوءتفاهم‌های موجود بین حماس و سوریه است تا انسجام در محور مقاومت افزایش پیدا کند. تلاش ایران در راستای انسجام محور مقاومت، افزایش توانمندی آن و… تلاش آمریکا را خنثی کرده است و اعمال سخت‌ترین تحریم‌ها از طرف آقای ترامپ علیه ایران نیز عمدتاً به دلیل شکست آنهاست؛ چرا که تاکنون نتوانسته‌اند کاری انجام دهند که نقش ایران در هدایت و رهبری محور مقاومت، دچار تنش و مشکلاتی شود.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید