احراز صلاحیت حداقلی و حداکثری

0
462

 یکی از شاخصه‌های انتخابات شایسته نظام اسلامی این است که فرایند انتخابات به نحوی باشد که در نهایت شایستگان و اصلحان بر مسند قدرت تکیه زنند. این مسئله رمز تعالی و ارتقای نظام اسلامی است که در آموزه‌های دینی نیز فراوان بر آن تأکید شده است.
مسئله صلاحیت‌ها را می‌توان دال مرکزی توزیع قدرت در نظام سیاسی در اسلام دانست. در نظام اسلامی هیچ مسند قدرتی نیست که صاحب آن بدون داشتن صلاحیت، مشروعیت تکیه زدن بر آن را داشته باشد. اگر هر فرد در نظام اسلامی به اندازه ذره‌ای قدرت داشته باشد، باید به همان اندازه از صلاحیت برخوردار باشد؛ وگرنه حق اعمال آن قدرت را ندارد و قدرت مذکور نامشروع خواهد بود. در واقع صلاحیت رمز مشروعیت به حساب می‌آید و این منطق جاری در نظام اسلامی است که حاصل آن شایسته‌سالاری و تکیه زدن صاحبان صلاحیت بر مسند قدرت است.
در این میان این پرسش‌ها مطرح می‌شود که صلاحیت‌ها برای نامزدهای کسب قدرت در عرصه‌های مختلف چگونه احراز می‌شود؟ نقش نخبگان در این میانه چیست و چه بخشی از این فرایند بر عهده توده‌های مردم است؟
در یک تقسیم‌بندی معقولانه برای تحقق شایسته‌سالاری فرایندی دو مرحله‌ای طرح‌ریزی شده است. شورای نگهبان نهاد و مرجعی است که مطابق با قانون اساسی بررسی صلاحیت‌ها در انتخابات مختلف کشور را بر عهده دارد. همچنین با استعلام از نهادهای قانونی چهارگانه اعم از دستگاه‌های انتظامی، اطلاعاتی و امنیتی، صلاحیت حداقلی نامزدها را مطابق با معیارهای قانونی کشور بررسی می‌کند.
گام دوم احراز صلاحیت‌ها که از آن می‌توان به عنوان احراز حداکثری یاد کرد و بر عهده مردم گذاشته شده است، انتخاب اصلح است. در واقع، مرحله تکمیلی و پایانی احراز صلاحیت‌ها که تشخیص و انتخاب آن بر عهده مردم واگذار شده است نه بر عهده مسئولان و نخبگان! و در تعبیری از رهبری، اصلح گزینی «هنر مردم» خوانده شده است. به واقع این مردم هستند که با شناخت و تشخیص خود بهترین را بر می‌گزینند و بر مسند قدرت می‌نشانند.
البته این تعبیر بدان معنا نیست که توده‌های ملت نیازمند راهنمایی و مشورت با نخبگان و آگاهان نیستند، بلکه به آن معناست که قرار نیست نخبگان به جای توده‌ها تصمیم بگیرند و ملت در امر انتخابات مقلد نخبگان شود. به واقع رهنمود و توصیه نخبگان و آگاهان ملت تنها در سطح ارشاد و راهنمایی باقی است و تصمیم نهایی به ملت واگذار شده که آزادانه و البته آگاهانه به پای صندوق‌های رأی بروند و نامزدهای مورد علاقه خود را تعیین کنند و هر چه حاصل خروجی این فرایند باشد، قطعاً مطلوب نظام اسلامی خواهد بود.
یکی از پرسش‌های مطرح در زمینه انتخاب اصلح آن است که با توجه به وجود دستگاه نظارتی شورای نگهبان و تأیید صلاحیت نامزدها، چرا اینقدر بر تلاش برای انتخاب اصلح تأکید شده است؟ پاسخ این پرسش را می‌توان در کلام رهبر معظم انقلاب اسلامی جست‌وجو کرد. معظم‌له در این باره می‌فرمایند: «البته هیچ‏کس در صحنه انتخابات وارد نمی‏شود، مگر اینکه شورای نگهبان صلاحیت او را اعلام کند؛ بنابراین کسانی که وارد صحنه انتخابات می‏شوند، اشخاصی هستند که شورای نگهبان، که امین مردم در این قضیه است، پای اسم آنها را امضا کرده و اعلام صلاحیت نموده است؛ بنابراین، همه صلاحیت دارند؛ منتها امر ریاست جمهوری، بالاتر از این حرف‌هاست. باید گشت و اصلح را پیدا کرد… مهم است. چون این امر مهم است، تفاضل هرچه هم کم باشد، اهمیت پیدا می‏کند. در کارهای کلان، این طور است.» (۱۳/۲/۱۳۷۶)
این الگو ضمن آنکه تضمین‌کننده شایسته‌سالاری با تعریف فرایند دو مرحله احراز صلاحیت‌هاست، اولاً توانسته بین اثرگذاری نخبگان و توده‌ها نیز نوعی توازن برقرار کند، ثانیاً با سپردن مرحله اصلی و نهایی انتخاب به مردم، الگویی ناب از مردم‌سالاری دینی را به نمایش بگذارد که در میان همه دموکراسی‌های دنیا ممتاز و بی‌نظیر است.

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید