بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

مجلس سوت حرکت قطار دولت یازدهم را به صدا درآورد
بیست‌وششم مرداد هزاروسیصدونود و دو با هویت جدیدی در تقویم سیاسی ایران ثبت و ماندگار شد، روز آغاز به کار رسمی دولت یازدهم با ریاست حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی. مجلس در مدت چهار روز که روز چهارم بسیار طولانی شد و تا حدود ساعت ده شب طول کشید، میزبان دکتر روحانی و اعضای کابینه پیشنهادی‌اش بود تا با میدان دادن به اضلاع مثلث نمایندگان مخالف و موافق و وزرای پیشنهادی و شنیدن سخنان آنان در نهایت درباره وزارت هر وزیر پیشنهادی تصمیم‌گیری کند. مجلس شورای اسلامی نهم معروف به مجلس اصول‌گرایان – البته با لحاظ کردن نمایندگان سایر گروه‌های سیاسی- با در نظر گرفتن فعل و انفعالات چند ماه پیش عرصه سیاسی و کش و قوس‌های زیاد آن که در رخدادهای حادتر سال‌های پیش‌تر ریشه داشت، برای مواجهه با کابینه پیشنهادی دکتر روحانی که با عبور از مسیر پرتنش اشاره شده رئیس‌جمهور شد، سه‌گزینه برخورد تخاصمی، تقابلی و تعاملی را پیش‌رو داشت که هوشمندانه با درک وظیفه و وضعیت، گزینه سوم را برگزید و با عمل به وظیفه خطیر خود- نمایندگی و قوه‌مقننه- و گذر از فراز و فرودهایی که بعضاً بی‌نیاز از نقد هم نبود به پانزده وزیر از هیجده وزیر پیشنهادی رأی اعتماد داد. قطعاً و همانطور که پس از رأی اعتماد مجلس به کابینه پیشنهادی در رسانه‌ها دیده شد، برخی به وزرای رأی اعتماد گرفته انتقاد دارند و برخی هم از اینکه سه وزیر پیشنهادی رأی اعتماد نگرفتند، انتقاد دارند. چنین رویکردی فاقد اعتبار نیست، بلکه فاقد اولویت است و باید در حاشیه به آن پرداخت. اولویت، نگاه دقیق‌تر به وضعیت وزرایی است که رأی اعتماد نگرفته‌اند. از نتایج این نگاه دقیق، ارتباط و تطبیق وزارتخانه بالاترین رأی اعتماد یعنی وزارت اقتصاد با 274 رأی با وضعیت کلی کشور و مردم است. اگر این اتفاق حادثه و تصادف هم تلقی شود نافی واقعیت موجود نیست و این پیامی جدی برای کل دولت یازدهم است که شواهد قطعی و انکارناپذیر متعدد آن را تأیید می‌کند. نتیجه دیگر این نگاه، پایین بودن رأی اعتماد برخی از وزیران است. وضعیت این وزیران از حیث دیدگاه کلی که در مجلس درباره آنها بود، بسیار شبیه به وضعیت نمایندگانی بود که رأی اعتماد نگرفتند. سخن از درست و یا غلط بودن این دیدگاه نیست؛ زیرا الآن همه آنها رسماً و قانوناً وزیرند، بلکه هدف این است که هم حساسیت مجلسیان به این مقوله گوشزد شود و هم از اولویت پیش گفته غفلت نشود و چیزی که اولویت نیست و مجلسیان هم به آن حساسیت عملی دارند، جای اولویت اصلی و واقعی را نگیرد. دولت یازدهم در میان مشکلات عدیده یک امتیاز مهم دارد اینکه اولویت و برنامه کلانش کاملاً‌ روشن و مشخص است و برای رسیدن به آن نیاز به اتلاف وقت و هزینه ندارد. به‌نظر می‌رسد نیاز کلیدی مراقبت شدید از جابه‌جا نشدن اولویت و رشد نکردن علف‌های هرز ریشه سوز سیاسی در کانون برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری دولت است که غفلت از آن چاله‌ها را به چاه تبدل می‌کند و زمانی خطرناک‌تر می‌شود که عده‌ای قصد داشته باشند بدون بلیت و در موقعیت‌های مناسب بین راه با دستگیری برخی! وارد قطار در حال حرکت دولت یازدهم شوند. مسافران قانونی این قطار باید بدانند که تجربه‌ نشان داده دستگیری همیشه موجب سوار شدن پیاده‌ به قطار نیست و در مواردی هم دستگیری، سواره را از قطار پایین کشیده است. برای اجتناب‌ از این حوادث شوم و خطرآفرین، شاخصی لازم است که دولتی‌ها رفتار خود را با آن تنظیم کنند. بهترین شاخص دولتی، خط قرمزی است که دکتر روحانی بیان کرد: «خط قرمز من و شما با تمام وزرای آینده امانتداری در بیت‌المال و رعایت رهنمودهای رهبری و حراست از عزت کشور و صیانت و پاسداری از اخلاق و احکام نورانی اسلامی است.» با آرزوی توفیق برای دولت یازدهم. ان‌شاء‌الله

رضا گرمابدری


سیدحسن نصرالله در هفتمین سالگرد پیروزی در جنگ ۳۳ روزه
صهیونیست‌ها وقتی از مقاومت شکست می‌خورند مردم را هدف قرار می‌دهند

دبیرکل حزب‌الله لبنان در سخنرانی خود در مراسم پیروزی بر دشمن صهیونیستی در جنگ 33 روزه که در منطقه مرزی «عینا الشعب» برگزار شد گفت: اگر نبرد با تروریست‌ها ایجاب کند خود من و همه حزب‌الله به سوریه برویم، برای حمایت از مردم سوریه، لبنان، فلسطین، قدس و قضیه اساسی مقاومت، به سوریه خواهیم رفت.
پایانی بر پروژه اسرائیل بزرگ
دبیرکل حزب‌الله لبنان گفت: پیروزی تاریخی شما در جنگ تموز [33 روزه] سال 2006 پایانی خاموش بر پروژه دولت بزرگ اسرائیل بود که می‌خواست از طریق آن، خود را دولتی قدرتمند قلمداد کند که تصمیماتش را بر کل منطقه و ایران تحمیل کند و قدرتی ترسناک و هراس‌انگیز باشد و این در جنگ سال 2006 نابود شد.
نگرانی نصرالله از بروز فتنه مذهبی در کشور

نصرالله تأکید کرد که باید از تحریکات طایفه‌ای و مذهبی خودداری شود؛ درگیری‌های سیاسی باید باقی بماند، اما از تحریکات مذهبی و طایفه‌ای باید خودداری شود. وی افزود: هنگامی که اسامی عاملان اقدامات تروریستی صادر شود، این اسامی از گروه کریمه اهل تسنن خواهد بود، ممکن است برخی بگویند که این سنی‌ها هستند که ضاحیه را موشک‌باران می‌کنند و خودروهای بمب‌گذاری شده به آن اعزام می‌کنند. هر کسی این طور حرف بزند، با منطق اسرائیلی صحبت کرده و شریک خون کشته شده‌ها خواهد بود، من تأکید می‌کنم که این عناصر تروریستی هیچ دین و کشوری ندارند. برخی به دنبال این هستند که بین اردوگاه‌های فلسطینی و لبنانی‌ها درگیری ایجاد کنند، قاتلان گروهی از تروریست‌ها و نظریه‌پردازان تخریب و ویرانی در کشور هستند که نه‌تنها در لبنان بلکه در تمامی منطقه حضور دارند.
صهیونیست‌ها وقتی از مقاومت شکست می‌خورند مردم را هدف قرار می‌دهند

دبیرکل حزب‌الله لبنان تأکید کرد که هدف قرار گرفتن مردم و اهالی حومه بیروت، موضوع جدیدی نیست. تاریخ جنگ با اسرائیل نشان می‌دهد که هنگامی که دشمن در زمینه نظامی در برابر ما شکست می‌خورد، با حمله به مردم با این مسئله به‌عنوان نقطه ضعف ما برخورد می‌کند. سیدحسن نصرالله گفت: این مسئله برای ما افتخارآمیز است و نشان‌دهنده رابطه خوبی است که میان مردم و مقاومت وجود دارد؛ رابطه‌ای انسانی، اخلاقی، روحی و معنوی که نشان می‌دهد مردم و مقاومت یکی هستند.
انفجارهای بیروت حمایت از دولت سوریه را تشدید خواهد کرد
سیدحسن نصرالله افزود: یکی از پاسخ‌های ما به اقداماتی نظیر انفجار بیروت این خواهد بود که اگر یک هزار رزمنده در سوریه داریم آنها به دو هزار نفر خواهند رسید و اگر پنج هزار نیرو داشته باشیم؛ آنها 10 هزار نفر خواهند شد، زیرا شما محل اشتباهی را برای حمله انتخاب کرده‌اید، اگر نبرد با تروریست‌ها ایجاب کند که خود من و همه حزب‌الله به سوریه برویم برای حمایت از مردم سوریه، لبنان، فلسطین، قدس و مسئله مقاومت، به سوریه خواهیم رفت.
انفجار دیروز بیروت کار گروه‌های تکفیری بود
نصرالله گفت که تمامی سرنخ‌ها نشان از آن دارد که این انفجار‌ها نیز از طریق گروه‌های تکفیری انجام شده است.
دبیرکل حزب‌الله لبنان افزود: هدف ملی وجود دارد و آن، این است که چگونه جلوی این تجاوزهای تروریستی و جنایت‌ها را بگیریم. این بار آن را در ضاحیه قرار دادند، اما بار دیگر این مواد منفجره را کجا می‌توانند قرار بدهند؟ اسرائیل و تکفیری‌ها برایشان مهم نیست که مکان بمب‌گذاری، ضاحیه یا جای دیگری باشد و این افراد سنی‌ها را می‌کشند همان‌طور که شیعه‌ها و مسیحی‌ها را می‌کشند و مساجد و کلیساها را منفجر می‌کنند.
وی گفت: کسی که گمان می‌کند این تهدید فقط برای یک منطقه است، اشتباه کرده است. کسی که امروز یک منطقه را به طور کامل نابود می‌کند، تصمیم دارد تمام لبنان را نابود کند.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

پرداختن به فتنه نبش قبر نیست
طی دو ماه گذشته و خصوصاً پس از معرفی اسامی وزرای پیشنهادی از سوی رئیس‌جمهور به مجلس شورای اسلامی، پرونده فتنه سال 88 به دلایل مشخص مورد بازخوانی قرار گرفت. بازخوانی حوادث سال 88 و اشاره به نقش برخی از وزرای پیشنهادی در فتنه پس از انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری، در اظهارنظرهای برخی از نمایندگان مجلس در مخالفت با این افراد، با اعتراضات نمایندگان موافق و رسانه‌های وابسته به اصلاح‌طلبان مواجه گردید. برخی از نمایندگان با ایراد نطق‌های آتشین و با استناد به رخدادهای تاریخی صدر اسلام و رویكرد عفو و بخشش پیامبر اكرم(ص) و همچنین با اشاره به رهنمودهای مقام معظم رهبری مبنی بر ضرورت حفظ وحدت و تلاش برای بالا بردن انسجام ملی، پرداختن به فتنه را به نبش قبر تشبیه نموده و نتیجه عملی این نگاه را دامن زدن به اختلافات ارزیابی كردند.
سؤال این است كه آیا واقعاً بازخوانی پرونده فتنه نبش قبر است؟ آیا پرداختن به فتنه و اشاره كردن به نقش برخی از افراد در حوادث سال 1388 دامن زدن به اختلافات است؟ آیا برای رسیدن به وحدت و بالا بردن انسجام داخلی، باید مسائل سال 88 را، با گفتن «بر گذشته‌ها صلوات!»، به فراموشی سپرد و بازخوانی مجدد آن را به منزله «نبش قبر» تلقی كرد؟
جواب این سؤال از نظر اصلاح‌طلبان افراطی و خود فتنه‌گران مثبت است. آنان بر این نكته تأكید و اصرار دارند كه باید گذشته را فراموش كرد و با هدف تقویت وحدت داخلی، از موسوی و كروبی رفع حصر نمود و زندانیان مرتبط با حوادث سال 88 را آزاد كرد. فراتر از این درخواست و نگاه، برخی از اینها معتقدند برای حل مسائل و مشكلات داخلی و خنثی‌سازی تهدیدات و فشارهای خارجی، باید زمینه بازگشت به عرصه قدرت و سیاست را برای افرادی چون خاتمی و حتی كروبی و موسوی فراهم ساخت! آیا این نگاه صحیح است؟ اگر این حوادث به لحاظ ماهیت (نه شكل) در زمان حكومت پیامبر اكرم(ص) و یا امام معصوم(ع) رخ می‌داد، آیا آن بزرگواران در رویارویی با فتنه‌گران با همین نوع نگاه برخورد می‌كردند؟
برای پاسخ منطقی و سازگار با آموزه‌های دینی و اعتقادی به این پرسش باید گفت:
1ـ حوادث سال 88 و فتنه‌ای كه رخ داد از چه نوع ماهیتی برخوردار است؟ آیا كسانی كه در نتیجه انتخابات تردید كردند و دست به اعتراض زدند، به هر دلیلی دچار یك خطا و اشتباه رفتاری شدند و حال باید این اشتباه را، با «غمض عین» به فراموشی سپرد؟ یا اینكه حوادث سال 88 و فتنه‌ای كه كشور را تا لبه پرتگاه پیش برد، نتیجه بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین توطئه‌ای بود كه با ماهیتی براندازانه، از سوی جبهه‌ای با بازیگران گوناگون خارجی و داخلی علیه انقلاب و جمهوری اسلامی طراحی و اجرا گردید؟ دلایل برای اثبات فرض اخیر بسیار است و اسناد غیرقابل انكار، همین فرض را تأیید می‌كند. به استناد همین دلایل و اسناد بود كه موسوی و كروبی در حصر واقع شدند تا در شرایط مقتضی به دادگاه بروند و عده‌ای از فعالان فتنه نیز به حكم دادگاه، روانه زندان شدند. این نوع برخورد با توطئه‌گران و براندازان در یك نظام انقلابی كه ثمره خون ده‌ها هزار شهید و مجاهدت‌های فراوان در طول تاریخ است؛ با لحاظ نهایت رأفت اسلامی صورت گرفته و اگر غیر از این بود، سرنوشت برخی از فتنه‌گران به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد.
2ـ آیا فتنه‌گران و توطئه‌كنندگان علیه انقلاب و نظام اسلامی، با گذشت بیش از چهار سال از زمان وقوع فتنه، متنبه شده و دست به توبه زده‌اند و به این دلیل، نباید مرتب گناه‌شان را یادآور شد؟ یا اینكه آنان، به جای اعتراف به توطئه و پذیرش جرم ارتكابی و عذرخواهی از مردم و نظام اسلامی، مدعی هستند كه مظلوم واقع شده‌اند و این نظام و مسئولان آن هستند كه باید از آنان عذرخواهی و رفع ظلم كنند و اعاده حیثیت نمایند؟ پاسخ بسیار روشن است. متأسفانه فتنه‌گران و عناصر اصلی شناخته شده فتنه، نه‌تنها عذرخواهی نكرده‌اند، بلكه خود را طلبكار دانسته و انتظار دارند كه نظام و مسئولان از آنان عذرخواهی كنند!!
كسانی كه با اشاره به آموزه‌های دینی و حوادث تاریخی، می‌گویند باید برای رسیدن به وحدت، گذشته را فراموش كرد، به این پرسش پاسخ دهند كه خداوند ارحم‌الراحمین، چه موقعی از گناه بنده‌اش می‌گذرد؟ آیا بنده گنهكار، بدون توبه كردن، باید توقع عفو و بخشش داشته باشد؟ بنده‌ای كه از اساس گناهش را انكار می‌كند و با خداوند عالم به همه چیز و قادر به هر كار، طلبكارانه برخورد می‌كند، آیا صحیح است كه از خداوند طلب گذشت داشته باشد؟ رفتار امروز فتنه‌گران و حامیان آنان با نظام مظلوم و لكن مقتدر جمهوری اسلامی، از این نوع رفتار است.


 

صفحه 2 سياسي

 

امام خامنه‌ای در دیدار استادان، محققان و پژوهشگران دانشگاه‌های كشور
پیشرفت علمی زمینه‌ساز اقتدار اقتصادی و سیاسی ایران است

حضرت آیت‌الله‌العظمی‌خامنه‌ای در دیدار با صدها نفر از استادان، اعضای هیئت‌های علمی و محققان دانشگاهی در سخنانی با اشاره به ضرورت مجاهدت و تلاش بی‌وقفه برای شتاب علمی بیشتر كشور تأكید كردند: پیشرفت علمی زمینه‌ساز «اقتدار اقتصادی و سیاسی ایران» و عزت بیشتر ایرانیان در جامعه بین‌المللی است كه دستیابی به این هدف، به حفظ و تقویت «گفتمان علمی، گفتمان پیشرفت علمی و گفتمان پیشرفت عمومی كشور» در دانشگاه‌ها نیاز دارد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی‌خامنه‌ای، برگزاری چنین جلساتی با استادان دانشگاه‌ها را در درجه اول اقدامی نمادین برای احترام به مقام علمی استاد دانشگاه دانستند و افزودند: هدف دوم از برگزاری این جلسات، شنیدن دیدگاه‌های متنوع استادان محترم درباره مسائل دانشگاه و علم و همچنین مسائل كشور است.
ایشان با تأكید بر اینكه وجود نگاه‌های مختلف در میان استادان دانشگاه، آموزنده و قابل توجه است، به موضوع حركت علمی رو به پیشرفت كشور اشاره كردند و گفتند: از حدود 12 سال پیش، حركتی در خصوص تولید علم و نگاه مجاهدت‌آمیز به كار و تلاش علمی در كشور آغاز شده كه این حركت نه‌تنها متوقف نشده بلكه سرعت آن افزایش پیدا كرده است.
معظم‌له، این حركت و مجاهدت علمی را بسیار مهم و برای كشور و نظام جمهوری اسلامی، ضروری خواندند و افزودند: حتی مراكز معتبر اطلاع‌رسانی علمی دنیا با وجود برخی دیدگاه‌های منفی به نظام اسلامی، به این پیشرفت علمی اذعان كرده‌اند.

رشد علمی كشور
در 12 سال گذشته
ایشان در بیان برخی آمارهای مراكز اطلاع‌رسانی علمی دنیا، گفتند: براساس این آمارها، رشد علمی كشور در 12 سال گذشته، نسبت به قبل از آن 16 برابر شده و رشد پیشرفت علم در ایران 13 برابر متوسط دنیا است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: مراكز اطلاع‌رسانی علمی دنیا تأكید دارند كه اگر رشد پیشرفت علمی ایران، به همین صورت ادامه پیدا كند، پنج سال دیگر، ایران رتبه چهارم علمی دنیا را به‌دست خواهد آورد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی‌خامنه‌ای خطاب به دانشگاهیان، استادان، دانشجویان و نخبگان تأكید كردند: نگذارید حركت علمی كشور از دور بیفتد و اجازه ندهید هیچ مانع و عاملی پیشرفت علمی دانشگاه‌ها را سد كند.
ایشان، با اشاره به ارزش ذاتی علم از دیدگاه اسلام افزودند: تأكید مكرر بر تلاش همه‌جانبه برای پیشرفت علمی، فقط به علت احترام فراوان اسلام به علم و عالم نیست، بلكه به این دلیل است كه علم، اقتدارآفرین است.
رهبر معظم انقلاب، اقتدار اقتصادی، اقتدار سیاسی و افزایش آبرو و كرامت ملی در چشم جهانیان را پیامدهای حقیقی پیشرفت علمی برشمردند و افزودند: همه این واقعیت‌ها و دلایل اثبات می‌كند كه شتاب علمی ایران، نباید به هیچ علتی، كند شود.

اقتدار علمی
از جنس اقتدار درون‌زا
حضرت آیت‌الله‌العظمی‌خامنه‌ای، اقتدار علمی را از جنس «اقتدار درون‌زا» خواندند و افزودند: تردیدی نیست كه بخشی از تحریم‌ها و فشارهای موجود با هدف جلوگیری از دستیابی ملت ایران به پیشرفت علمی و اقتدار درون‌زا، اعمال می‌شود، بنابراین از این زاویه نیز، پیشرفت علمی باید ادامه یابد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، گفتمان حاكم بر دانشگاه‌ها را در تحقق پیشرفت علمی كاملاً مؤثر دانستند و تأكید كردند: «گفتمان علمی، گفتمان پیشرفت علم و گفتمان پیشرفت عمومی كشور»، در دانشگاه‌ها گسترش یابد تا انگیزه دانشگاهیان برای سهیم شدن در پیشرفت عمومی ایران تقویت گردد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی‌خامنه‌ای با اصرار بر ضرورت نوآوری علمی در دانشگاه‌ها و قرار گرفتن پیشرفت‌های علمی در خدمت نیازهای كشور افزودند: ظرفیت‌ها و امكانات، طبعاً محدود است، بنابراین در برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات علمی، تأمین نیازهای كشور به‌عنوان یك معیار و محور اساسی، مورد توجه كامل قرار داشته باشد.

گره زدن تحقیقات علمی دانشگاه‌ها با صنعت و تجارت
ایشان با تأكید بر گره خوردن هرچه بیشتر تحقیقات علمی دانشگاه‌ها با صنعت و تجارت افزودند: لازم است در زمینه نوآوری علمی، رقابتی سازنده میان دانشگاه‌ها، مراكز علمی، اساتید و نخبگان به وجود آید و به دانشگاه‌ها و عناصر برتر امتیازاتی داده شود.
ایشان از همه استادان، مدیران، عناصر مؤثر و متنفذ در فضای دانشگاه‌ها درخواست كردند به هیچ‌وجه اجازه ندهید در دانشگاه‌ها، مسائل كم‌اهمیت غیر اساسی موج‌آفرین شود و فضای عمومی دانشگاه‌ها را از دنباله‌گیری مسائل اساسی دور كند.
رهبر معظم انقلاب در همین زمینه افزودند: دشمنانی وجود دارند كه می‌خواهند حتی مسائل صنفی دانشگاه‌ها را به سمت مسائل سیاسی و جنجالی بكشانند، اما همه تلاش كنند كه دانشگاه‌ها تحت‌الشعاع مسائل كوچك و تحت‌تأثیر جریان‌های سیاسی قرار نگیرند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی‌خامنه‌ای، اسلام و انقلاب اسلامی را عامل اصلی رفع موانع پیشرفت كشور خواندند و خاطرنشان كردند: اگر پیروزی انقلاب اسلامی نبود یقیناً قدرت‌های سلطه‌گر اجازه نمی‌دادند كشوری مانند ایران كه مورد طمع آنان است به پیشرفت و خودباوری علمی برسد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: با توجه به این واقعیت، باید همه خود را به حفظ و پاسداری از آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب متعهد بدانیم.
ایشان ارتقای كیفی دانشگاه‌ها را موضوعی بسیار مهم، مستقل و ضروری خواندند و افزودند: گسترش كمی دانشگاه‌ها با ارزش و مؤثر است، اما ارتقای كیفی دانشگاه‌ها باید بیش از پیش مورد توجه كامل قرار گیرد و گسترش كمی با توجه به عمق‌یابی و گسترش كیفی پیگیری شود.
آخرین نكته سخنان حضرت آیت‌الله‌العظمی‌خامنه‌ای در جمع استادان و پژوهشگران دانشگاه‌ها، بر ضرورت افزایش حساسیت نسبت به زبان فارسی متمركز بود.
ایشان با اشاره به ظرفیت زبان فارسی برای استفاده در علوم مختلف افزودند: لازم است از پیشرفت علمی كشور، برای گسترش و نفوذ زبان فارسی در جهان استفاده شود.

استفاده از زبان فارسی
در تحقیقات و پژوهش‌ها
رهبر معظم انقلاب، استفاده از زبان فارسی در تحقیقات و پژوهش‌ها، واژه‌سازی و ایجاد اصطلاحات فارسی برای مفاهیم علمی را از جمله روش‌های مؤثر خواندند و افزودند: به‌گونه‌ای عمل كنید كه در آینده هر كسی خواست از پیشرفت‌های علمی ایران استفاده كند به آموختن زبان فارسی، نیازمند باشد.
ایشان با انتقاد از گسترش كاربرد واژه‌های فرنگی در سطوح مختلف جامعه افزودند: بسیاری از سنت‌های غلط قبل از انقلاب، از بین رفته است، اما متأسفانه سنت رنج‌آور استفاده از واژه‌های بیگانه، همچنان وجود دارد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی‌خامنه‌ای در پایان در نگاهی كلان به مقوله پیشرفت علمی، خاطرنشان كردند: مراد از این پیشرفت، پیشرفت بر مبنای الگوی ایرانی ـ اسلامی است، چرا كه الگوهای غربی كه بر مبنای استثمار و استعمار شكل گرفته‌اند نتوانستند جامعه‌ای عادلانه و به دور از فقر و تبعیض و فساد اخلاقی ایجاد كنند.
ایشان افزودند: دستور كار قطعی نظام اسلامی، دنبال كردن الگوی پیشرفت ایرانی ـ اسلامی است، یعنی الگویی مستقل كه از هدایت‌های اسلام سرچشمه می‌گیرد و از نیازها و سنت‌های ایرانی بهره می‌برد.


یادداشت
مهدي سعیدي

پيام‌هاي رأي اعتماد به كابينه
سرانجام پس از چهار روز نشست تمام وقت نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، كار رسيدگي به صلاحيت كابينه يازدهمين دولت جمهوري اسلامي در غروب روز پنج‌شنبه به پايان رسيد و وزارتخانه‌هاي مختلف وزراي خود را شناختند. نتايج حاصل از اين جلسات و ميزان رأي به تك‌تك وزرا رفتار معناداري است كه ملاحظات و نكات قابل تأملي در خود نهفته است كه بررسي آن مي‌تواند قابل توجه باشد.
1- بررسي ادوار انتخابات گذشته و مقايسه آن با عملكرد مجلس نهم نشان‌دهنده آن است كه اعتماد به 15 وزير از ميان 18 تن و رأي نیاوردن تنها سه نفر از آنها، رأي قابل قبولي است كه حمايت بالاي مجلسيان از دولت يازدهم را نشان می‌دهد و اين در حالي است كه اكثريت نمايندگان مجلس نهم اصولگرا، در انتخابات يازدهمين دوره رياست‌جمهوري از نامزدهاي رقيب آقاي روحاني حمايت كرده بودند! جالب است كه بدانيم مجلس هفتم اصولگرا با وجود همسو بودن، به چهار وزير دولت اصولگراي نهم رأي اعتماد نداده بود! اين مسئله نشان مي‌دهد كه مبناي تصميم‌گيري نزد اصولگرايان، منافع ملي است نه مسائل جناحي و پايبندي به قانون؛ و رأي ملت آنان را واداشته تا مبتني بر اخلاق اسلامي عمل كنند.
2- دومين پيام اين رأي اعتماد، آن است كه اصولگرايان مبتني بر اصول انقلاب اسلامي و توصيه‌هاي رهبر معظم انقلاب اسلامي و خواست همه اقشار ملت، اصل را بر تفاهم و همكاري و ياري‌رساني و حمايت از دولت قرار داده‌اند. اين مسئله حكايت از سعه‌صدر و نگاه تيزبينانه و خيرخواهانه اصولگرايان دارد، چرا كه جمهوري اسلامي در وضعیت حساسي قرار دارد كه عبور از موانع و مشكلات جز با همكاري و همدلي قواي سه‌گانه و همه دستگاه‌هاي مسئول كشور ميسر نخواهد شد. رعايت اين مسئله و اولويت دادن منافع ملي بر مصالح و حب و بغض‌هاي جناحي،‌ موجب آن خواهد شد كه دولت منتخب نيز متقابلاً با درك و فهم وضعيت كنوني كشور، بر همكاري و تأمل بر مجلس پايبند باشد و هر چه زودتر با همان مشي اعتدال و عقلانيت كه شعار رئيس‌جمهور منتخب بوده است، كار را با تمام توان آغاز كند.
3- ميزان رأي نمايندگان به وزراي پيشنهادي و مباحثات درگرفته در مجلس شوراي اسلامي به‌خوبي نشان مي‌دهد كه پايبندي به قانون و عمل مبتني بر مصالح انقلاب و نظام به اصلي اساسي در بررسي صلاحيت مسئولان نظام اسلامي بدل گرديده است. انتقادات جدي نمايندگان به آنهايي كه در فتنه 88 با اقدامات غيرقانوني و مخالف مصالح كشور بر طبل فتنه كوفتند؛ و يا آنكه با بي‌توجهي و غفلت با فتنه‌گران همراهي كردند، خط قرمزهاي نظام اسلامي و ملت را بار ديگر پررنگ كرد، به نحوي كه برخي افراد كه در كارنامه آنها مواردي در اين رابطه ثبت شده بود، حائز كمترين آرا شدند. زنگنه (166)، ربيعي (163)، آخوندي (159) با حداقل آرا در انتهاي جدول وزراي رأي آورده هستند و نجفي (142) و ميلي منفرد (105) نيز در زير خط قرمز، كمترين آرا را به خود اختصاص داده‌اند.
4- در مقابل، رأي تاريخي مجلس به برخي وزراي كابينه حكايت از آن داشت كه مجلس بدون جناحي‌گري و سياست‌بازي به افراد دلسوز و خادمان حقيقي ملت و كشور اعتماد كرده و با حمايت قاطع از آنها، كار را براي موفقيت ايشان هموار ساخته است. كسب بالاترین رأی توسط چهار تن از وزرا؛ طيب‌نيا، وزیر اقتصاد (274)؛ چيت‌چيان، وزیر نیرو (272)؛ دهقان، وزیر دفاع (269)؛ قاضي‌زاده هاشمي، وزیر بهداشت (260)؛ كه بيشترين رأي‌آوردگان در تاريخ رأي اعتماد به اعضاي كابينه در جمهوري اسلامي محسوب مي‌شوند، نشان داد آنچه براي مجلس اهميت دارد، تخصص و كارآمدي و تعهد و سلامت نفس افراد است.
5- همچنين در صدر قرار گرفتن، آقاي دكتر علي طيب‌نيا به عنوان وزیر امور اقتصاد و دارايي نيز ما را به اين مسئله رهنمون مي‌سازد كه مجلس به حل مسائل اقتصادي و معيشتي كشور به عنوان مهم‌ترين و ضروري‌ترين نياز جامعه، توجه ويژه‌اي دارد. رأي به طيب‌نيا به دلالت تضمنی رأی به برنامه‌های وی است، همچنان كه به دلالت التزامي رأي به جهت‌گيري اقتصادي دولت يازدهم و رئیس‌جمهور منتخب نيز محسوب مي‌گردد. البته اميد مجلس آن است كه ديگر مسئولان اقتصادي دولت نيز هم‌طراز و همفكر با وزير اقتصاد و دارايي انتخاب شوند. از هرگونه اختلاف تفكر و سليقه در اين گروه پرهيز گردد، چرا كه ناهماهنگ بودن اعضای گروه اقتصادي موجب ناكارآمدي دولت در حل مشكلات مردم و كم‌اثر شدن رأي اعتماد مجلس به وزير اقتصاد خواهد شد.
سخن آخر آنكه، با توجه به انتخاب كابينه، ديگر همه چشم‌ها به عملكرد دولت يازدهم دوخته شده است تا با توكل به خداوند متعال و استظهار به رأي بالاي ملت و مجلس و با تدبير و تلاش همه‌جانبه براي رفع مشكلات كشور و غلبه بر سياست‌ها و ترفندهاي دشمنان انقلاب اسلامي تلاش كند و ان‌شاءالله نظام مقدس جمهوري اسلامي را در همه عرصه‌ها بيش از پيش سربلند سازد.


نكته و نظر

لذت عبادت را از دست ندهیم!
نكته: حاج آقا «رحیم ارباب» كه پیوسته ملازم محضر درس و خدمت «آخوند كاشی» بود، نقل می‌كند كه؛ «یك روز عصر آخوند كاشي فرمود: «آقا رحیم، امشب برای غذا بی‌میل نیستم كه بادمجان بخورم» و این از نوادر بود كه آخوند میل به غذای پختنی كرده بود، چون معمولاً به غذای ساده اكتفا می‌كرد. من رفتم و مقداری بادمجان خریدم و آنها را آماده كردم كه در پستوی حجره آن‌ها را سرخ و مهیا كنم. كم‌كم مغرب شد و آخوند بر نماز ایستاد، حالتی پیدا كرد كه گفتنی نیست. آنچنان با خدا مناجات می‌كرد كه گویی تمام درختان مدرسه با او همنوا شده و می‌خوانند، «سبوح قدوس رب الملائكه و الروح» من مات و متحیر و مبهوت آن صحنه ملكوتی بودم كه ناگاه [آخوند] به خود آمد و من هم به خود آمدم، در حالی كه دودی غلیظ تمام حجره را فرا گرفته بود و بادمجان‌ها همه در تابه سوخته و زغال شده بود! آخوند بدون آنكه چیزی از آن حال و جذبه به روی خود بیاورد، فرمود: «آقارحیم بادمجان سوخت؟ طوری نیست، امشب هم حاضری خودمان را می‌خوریم.»
نظر: هیچ دقت كرده‌اید كه چرا نماز و روزه و سایر عبادات برخی از ما هیچ‌گاه تأثیر معنوی لازم را بر روح و جان و حتی زندگی ما ندارد! علت اين است كه با خلوص نیت و معنویت لازم انجام نمی‌پذیرد. شاید بسیاری از عبادات ما برای رفع تكلیف انجام می‌شود و از همین رو است كه آن عروج ملكوتی و عرفانی را به همراه ندارد. مبادا از آن‌هایی باشیم كه خداوندلذت عبادت خود را از آنان دریغ می‌كند!


 

صفحه 3  سياسي

 

اخبار

پايگاه اينترنتي روسي‌زبان: ایران برنده بازی با آمریكا بوده است
پايگاه اينترنتي روسي‌زبان ايران در گزارشي جامع نوشت: اگر بخواهيم برخورد نخبگان سياسي آمريكا را با رئيس‌جمهور جديد ايران و خط‌مشي توأم با ميانه‌روي وي توصيف كنيم، توصيفي بهتر از سردرگمي و تزلزل پيدا نمي‌كنيم.
چند سالی است كه مقامات واشنگتن متوجه شده‌اند هم اسرائيل و هم سعودي‌ها بازي خود را به جريان گذاشته‌اند و مايلند به دست آمريكا به اهداف منطقه‌اي خود دست يابند كه به‌وضوح با منافع ملي آمريكا در منطقه منافات دارد. البته اين منافع از نظر دولت اوباما خيلي محدود و عبارت است از: امنيت اسرائيل، نظارت بر كانال سوئز و ثبات رژيم‌هاي پادشاهي حوزه خليج‌فارس. رعايت اين سه شرط كاملاً براي تغيير جهت توان سياست خارجي آمريكا به سوي آسيا يعني شروع رقابت جهاني با چين كافي است. در واقع واشنگتن به‌طور علني در خاورميانه بزرگ گير افتاده است. سازوكار كنترل و توازن كه در پي تجاوز به عراق تخريب شده نه‌تنها همچنان احيانشده باقي مانده، بلكه موجب بروز روندهايي شده كه تصورشان ناممكن بود.
اما آن دسته از نخبگان سياسي آمريكا كه از عقل سليم برخوردارند، متوجه هستند كه امروز اين ايران است كه كليد احياي توازن قوا و منافع در خاورميانه بزرگ محسوب مي‌شود و به همين علت به توافق‌هايي با اين كشور قدرتمند نياز است كه مهم‌ترين حلقه نظام امنيت منطقه‌اي به شمار مي‌رود. اين بخش از نخبگان به‌منظور دستيابي به چنين توافق‌هايي آماده‌اند پا را به مراتب فراتر بگذارند و به همين علت، بيش از يك سال است در واشنگتن اين نظريه غالب شده كه حتي اگر ايران سلاح هسته‌اي(!) هم بسازد هيچ اتفاق وحشتناكي رخ نمي‌دهد و هيچ تهديدي براي امنيت جهاني در بر نخواهد داشت. امروز در اروپا به اين نتيجه رسيده‌اند كه مناقشه با ايران، اشتباه جدي و حداقل به منزله نقض اصل «قرار ندادن همه تخم‌مرغ‌ها در يك سبد» است.



تروریست‌ها در سوریه فساد جنسی را به جهاد تغییر نام داده‌اند!
به دنبال فتوای مفتی‌های وهابی درباره «جهاد نكاح»، تعداد ۹۰ زن چچنی از انگلیس و دیگر شهرهای اروپایی عازم استانبول شدند تا به سوریه اعزام شوند.
این زنان از طریق فرودگاه استانبول به شهر مرزی «هاتای» رفته و از طریق مرزهای زمینی وارد سوریه شده و به گروه‌های سلفی پیوسته‌اند. چندی پیش نیز از تونس خبر رسیده بود كه برخی گروه‌های تروریستی كه علیه نظام سوریه شورش مسلحانه كرده‌اند، با فتوای یك مفتی وهابی، دختران و زنان مطلقه تونسی را به «جهاد نكاح» (جهاد جنسی) در سوریه تشویق می‌كنند. در همان زمان خانواده‌های تونسی نیز اعلام كردند كه دختران نوجوان‌شان داوطلبانه به سوریه سفر كرده‌اند تا نیازهای جنسی شورشیانی را كه با نیروهای نظامی سوریه می‌جنگند، برطرف سازند. علمای تكفیری ـ وهابی در جهت آتش‌افروزی میان مسلمانان و دامن زدن به تفرقه و جنگ شیعه و سنی و اعلام جهاد علیه مقاومت در راستای نقشه‌های شوم دشمنان امت اسلامی گام برمی‌دارند.
در همین راستا با صدور فتوایی عجیب از دختران و زنان عرب خواسته شده تا برای «جهاد نكاح» یعنی تن‌فروشی به جنگجویان مسلح به سوریه سفر كنند. بر اساس این فتوا حتی زنان شوهردار هم جایز هستند كه برای «جهاد نكاح» به سوریه بروند؛ یكی از همین شیوخ «محمد العریفی» نام دارد. این فتوا منجر به گسترش فساد و فحشا در میان شورشیان سوری گردید و بسیاری از آنان پدران سوری را مجبور می‌كنند تا دختران‌شان را در اختیار آنان قرار دهند وگرنه دشمن خدا و مستحق مرگ هستند. این فتوا تنها به نكاح موسوم به جهاد خلاصه نشد بلكه به ظهور پدیده‌ لواط و همجنس‌بازی در میان گردان‌های شورشی نیز منجر گردید. اخیراً تصاویری منتشر شده كه نشان از گسترش این پدیده شوم در میان شورشیان سوری دارد. عریفی كه روابط نزدیكی با بندر بن‌سلطان دارد، تنها به صدور فتوا علیه سوریه اكتفا نكرده و در دو سال گذشته به امر سازماندهی جمع‌آوری كمك از سوی وهابی‌ها برای حمایت مالی از گروه‌های شورشی در سوریه مشغول بوده است. این مبلغ وهابی سعودی در اظهاراتی جنجالی مدعی شد كه جنیان در كنار او هستند و با تروریست‌ها مبارزه می‌كنند و با مبارزه جنیان، فرشته‌های وهابی از ترس مبارزه با نظام سوریه پا به فرار گذاشته‌اند!




شيعيان اندونزی در معرض نسل‌كشی تكفیری‌ها
در ادامه خشونت‌ها عليه شيعيان اندونزی، به شيعيان جزيره «مادورا» اولتيماتوم داده شده است كه در صورت دست برنداشتن از مذهب تشيع، يا خانه‌هاي‌شان تخريب می‌شود و يا جان خود را از دست خواهند داد.
اين كمپين غيرانسانی با حمايت دولت محلی، پليس، شورای علمای سلفی اندونزی و همچنين آژانس سياسی دولت ملی اندونزی به‌تازگی عليه شيعيان اندونزی آغاز شده است. يكی از جوانان شيعه اندونزيايی می‌گويد: دولت منطقه سامپانگ واقع در جزيره مادورا و جمعی از سلفيان، برنامه‌ای ترتيب داده‌اند كه شيعيان را به آنچه آن‌ها طريق صحيح اسلام می‌گويند، دعوت كنند. وی افزود: يكی از رهبران دينی اين منطقه می‌گفت كه من شما را تهديد نمی‌كنم، اما مردم اين منطقه نمی‌خواهند كه شيعيان اينجا زندگی كنند. وی در ادامه گفت: آن‌ها از ما می‌خواهند كه نامه‌ای را امضا كنيم كه در آن نوشته شده است كه ما تمايل داريم به ميل خود به آموزه‌های «حقيقی» اسلام برگرديم(!). در غير اين صورت خانه‌هاي‌مان را آتش می‌زنند و ما را خواهند كشت. اين جوان شيعه كه در سال 2009 از مذهب اهل تسنن به تشيع گرويده، می‌گويد كه چون حاضر به امضای اين برگه نشد، پليس اموال او را ضبط كرد و او را از محل سكونتش بيرون كردند و وی از آن پس در منزل برادرش در شمال جاكارتا ساكن شده است. گزارش‌ها حاكی از آن است كه بسياری ديگر از شيعيان اين منطقه در برابر فشارها و تهديدهای دولت و مقامات دينی و پليس، مجبور به امضای اين برگه‌ها شدند. در حالی كه مسئولان اندونزيايی تلاش می‌كنند كه اين مسئله را كم‌رنگ و حاصل اختلافات جزئی جلوه دهند، گزارش‌ها نشان از گسترش شيعه‌ستيزی در جاوه شرقی اندونزی می‌دهد.
سال گذشته، شیعیان در «نانگكرانگ» توسط افراط‌گرایان وهابی مورد حمله قرار گرفتند و صدها خانه و یك مدرسه شیعه را آتش زدند و روستاییان را مجبور به فرار از خانه‌های‌شان كردند. اندونزی بزرگ‌ترین كشور با اكثریت جمعیت مسلمان است كه 240 میلیون نفر جمعیت دارد و یكی از كشورهایی است كه اسلام‌گرایان متعادلی دارد اما گروه‌های حقوق بشر معتقدند تعصب مذهبی در این كشور در حال گسترش است و كارهای اندكی برای مقابله با این معضل شده است.






حیرت «پرستویی» از شهرت هیروشیما و مظلومیت دفاع مقدس
«پرویز پرستویی» با بیان اینكه از اطلاع نداشتن فعالان صلح درباره دفاع مقدس ایران، در مراسم سالگرد انفجار بمب اتمی آمریكا در هیروشیما حیرت كرد، گفت: امیدوارم دفاع مقدس جهانی شود نه‌فقط به‌خاطر شهدا و جانبازان، بلكه برای بقای زنده‌ها.
پرویز پرستویی در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم، در تشریح سفر خود به هیروشیما به‌مناسبت سالگرد انفجار بمب اتمی آمریكا در جنگ جهانی دوم اظهار داشت: چندی پیش بنده به‌همراه برخی از جانبازان دوران دفاع مقدس به شهر هیروشیما رفته بودم. پس از 68 سال از پایان جنگ جهانی دوم و واقعه تلخی كه هیروشیما در آن با خاك یكسان شد، آن چیزی كه برای من حائز اهمیت بود، این است كه پس از 68 سال هر ساله این مراسم باشكوه در شهر هیروشیما برگزار می‌شود كه به‌نوعی حكایتی شبیه عاشورا و شام غریبان ما را برای‌شان رقم می‌زند. هر سال ژاپنی‌ها این مراسم را پاس می‌دارند. ما نیز هفته دفاع مقدس داریم و هشت سال جنگ به كشورمان تحمیل شد و ما در این هشت سال مدافع بودیم و عزیزان بسیاری را از دست دادیم كه به درجه شهادت نائل شدند و آن‌هایی هم كه زنده ماندند به درجه رفیع جانبازی نائل آمدند ولی تا اندازه‌ای كه شایسته و بایسته آن است به این مهم توجه نكردیم.
پرستویی ادامه داد: خیلی خوب است ما نیز بتوانیم بر اساس الگوگیری از این مراسمی كه هر سال در شهر هیروشیما برگزار می‌شود، بیاییم و حماسه دفاع مقدس كشورمان را جهانی كنیم. پرستویی بیان داشت: چیزی كه بسیار باعث تأسف بنده شد، این بود كه در شهر هیروشیما از هر كسی به‌خصوص كسانی كه موزه صلح را راه‌اندازی كرده بودند، از هشت سال دفاع مقدس خودمان سؤالی می‌كردیم، چیزی به ذهن نداشتند و هیچ اطلاع‌رسانی به آن‌ها نشده بود.
پرستویی اظهار داشت: امیدوارم كه مسئولان ما نیز به این فكر بیفتند كه ما نیز چیزی كم نداریم چون اگر در شهر هیروشیمای ژاپن بمب اتمی انداخته شد، به هرحال كشور ژاپن نیز خود سازنده تجهیزات اتمی است ولی در حال حاضر شعار صلح می‌دهد.


خط خبر

مهم‌ترین اشتباهات اخوان‌المسلمین
در آخرین جلسه شورای مركزی اخوان‌المسلمین مصر كه به‌ آسیب‌شناسی رویكردها و عملكردهای این جنبش اختصاص داشت، اعضای شورا مهم‌ترین اشتباهات این جنبش را كه به سرنگونی از قدرت منجر شد این‌گونه برشمردند: 1- نسبت به حمایت‌های اقتصادی و سیاسی كشورهای عربی و غربی به‌ویژه آمریكایی‌ها خوش‌بین بودیم. 2- نتوانستیم از ظرفیت جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله لبنان به نفع خود استفاده كنیم. 3- در مسئله سوریه و حمایت از معارضان افراط كردیم. 4- به‌جای وحدت جهان اسلام به سمت جنگ شیعه و سنی پیش رفتیم. 5- به‌جای قطع رابطه با رژیم صهیونیستی به سوی تحكیم روابط با این رژیم گام برداشتیم.
امیراحمدی با مشایی هماهنگ نیست!
رئیس دفتر رئیس‌جمهور سابق درباره دیدار احتمالی وی با هوشنگ امیراحمدی دلال رابطه با آمریكا گفت: من از سفر و حضور وی در ایران كاملاً بی‌اطلاع هستم و البته كاری هم با هوشنگ امیراحمدی ندارم. اسفندیار رحیم مشایی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور سابق كشورمان در پاسخ به پرسشی درباره دیدار احتمالی وی با هوشنگ امیراحمدی گفت: آقای امیراحمدی زمانی كه به ایران می‌آید به من اطلاع نمی‌دهد كه به كشورمان سفر كرده است یا نه؟ وی افزود: من از سفر و حضور هوشنگ امیراحمدی در ایران كاملاً بی‌اطلاع هستم و البته كاری هم با وی ندارم. رئیس دفتر رئیس‌جمهور همچنین در پاسخ به پرسشی درباره مسئولیت فعلی خود گفت: هم‌اكنون در دفتر محمود احمدی‌نژاد به‌عنوان رئیس دفتر حضور دارم.
خوش آن نسیم كه مى‌آید از كنار بقیع
آیت‌الله صافی گلپایگانی مرجع تقلید كه اخیراً‌ در پیامی خواستار عزای عمومی مسلمانان در سالروز تخریب بقیع شده است‌، شعری با عنوان «بی‌قرار بقیع» سروده است. وی می‌گوید:‌ هدف شوم دشمنان در این اهانت بزرگ و در این سیاست، از بین بردن پشتوانه‌های تاریخ اسلام و اسناد و آثار خارجی و عینی تاریخ بود؛ آثار و ابنیه و مقامات و مشاهدی كه تا دنیا برقرار است باید محفوظ بماند و در پاسداری از حریم و حرمت آن‌ها، كمال اهتمام مبذول شود، متأسفانه این مشاهد مقدسه را منهدم نمودند. هیچ‌كدام از ادیان، افتخار این پشتوانه‌ها را نداشت؛ این آثار و بناهای مقدس حصار محكم و استواری بود كه در حقیقت حافظ سوابق ا‌مجاد و جریان عصر اول اسلام بود. بخشی از این شعر به شرح ذیل است: خوش آن نسیم كه مى‌آید از كنار بقیع/ خوشا هواى روان‌بخش و مُشكبار بقیع/ دریغ و درد كه از ظلم دشمنان خدا/ خراب شد همه آثار بى‌شمار بقیع/ ایا كه غیرت دین‌دارى و ولایت آل/ ببار خون، عوض اشك در كنار بقیع/ خراب كرد ستم، مشهد چهار امام/ كز آن شرف به سما یافت خاكسار بقیع
عملكرد متفاوت مجلس نهم در رأی به دو كابینه
هیئت وزیران دولت یازدهم با كسب رأی اعتماد پانزده وزیر و عدم رأی اعتماد به سه وزیر در حالی فعالیت رسمی‌اش آغاز می‌شود كه شواهد نشان می‌دهد مجلس نهم در مواجهه با گزینه‌های پیشنهادی حسن روحانی، بیش از گزینه‌های پیشنهادی احمدی‌نژاد در دولت نخست او همراهی كرده است. مجلس شورای اسلامی با رأی اعتماد به 15 پیشنهاد از 18 پیشنهاد دكتر حسن روحانی، وزارتخانه‌های «آموزش و پرورش»، «علوم، تحقیقات و فناوری» و «ورزش و جوانان» را بدون وزیر گذاشت، این در حالی است كه در زمان آغاز به كار دولت نهم كه نخستین دولت احمدی‌نژاد بود و مراسم اخذ رأی وزرای پیشنهادی‌اش دوم شهریورماه 1384 برگزار شد، چهار وزیر نتوانستند به كابینه راه یابند. در صورتی كه مجلس به لحاظ جریان سیاسی اكثریت، كاملاً همسو با دولت بود.
حلقه مشاركت درصدد استقرار در مقر استراتژیك!
با حضور مقامات ارشد ریاست‌جمهوری برای آغاز به كار مركز بررسی‌های استراتژیك ریاست جمهوری كه در سال‌های اخیر تقریباً به حالت تعطیل درآمده بود، جلسه‌ای تشكیل شد. در این جلسه افرادی چون هادی خانیكی، علی ربیعی، علیرضا تاجیك و محمود سریع‌القلم حضور داشتند و قرار شد فعلاً هادی خانیكی مدیریت این مركز و جلسات آن را برعهده داشته باشد. در دوره اصلاحات این مركز محل استقرار حلقه «كیان» بود. شایان ذكر است كه حلقه مزبور كه درصدد استقرار در مركز بررسی‌های استراتژیك ریاست‌جمهوری است بیشترین نزدیكی را با حزب منحله مشاركت دارد.
كره‌ای‌ها دست آمریكا را بسته‌اند
واردات نفت كره جنوبی از ایران به صورت غیرقابل انتظار افزایش یافت. این موضوع نشان می‌دهد كره جنوبی قادر به كاهش واردات نفت از تهران برای عمل به تحریم‌های ضدایرانی واشنگتن نیست. هم‌اكنون خریداران عمده نفت ایران، با استفاده از معافیت‌های 6 ماهه از آمریكا، به واردات نفت از ایران اقدام می‌كنند. شرط ارائه معافیت از سوی دولت آمریكا، كاهش قابل ملاحظه واردات نفت از ایران در مقاطع 6 ماهه است.
دولت دهم تا مرز استعفا هم پیش رفت
«سیدمرتضی بختیاری» وزیر سابق دادگستری گفت: خط قرمز دولت دهم اوامر و رهنمودهای مقام معظم رهبری بوده و در طول چهار سال گذشته هیچ زمانی اجازه عبور از خط قرمز داده نشد. وی ادامه داد: درباره 11 روز خانه‌نشینی آقای احمدی‌نژاد باید عرض كنم تعداد قابل توجهی از وزرا در این خصوص موضع داشتند و بعضاً با حضور در منزل ایشان (احمدی‌نژاد) بجد خواستار پایان دادن به خانه‌نشینی شدند و اكثراً تا مرز استعفا نیز پیش رفتند. لیكن به دلیل رهنمودهای بزرگان نظام و توجه دادن به شرایط زمانی، اطاعت امر نمودند و به صورت فعال در انجام وظایف و امور محوله تلاش می‌كردند تا وقفه‌ای در برنامه‌های اجرایی و جاری كشور ایجاد نشود.
بهترین راه مهار ایران از نظر آمریكایی‌ها
«ژنرال استنلي مك‌كريستال»، فرمانده سابق ارتش آمريكا در افغانستان و نيز فرمانده سابق نيروهاي ويژه در عراق، كه اكنون استاد دانشگاه است، در مصاحبه با نشريه آمريكايي «سياست بين‌الملل» گفت: «بدون شك آمريكا به ايران حمله نخواهد كرد به دو دليل؛ اول آنكه هرگونه حمله به ايران موجب تقويت رژيم كنوني مي‌شود، چرا كه همه ايرانيان در اين اوضاع پشت حكومت قرار گرفته و از آن حمايت مي‌كنند، دوم آنكه اصلاً چه كسي به ما اجازه مي‌دهد تصميم بگيريم كه فلان كشور مي‌تواند بمب اتم داشته باشد و فلان كشور نداشته باشد؟» وی همچنین با ارائه تحلیلی بدیع می‌نویسد كه یكی از بهترین راه‌های مهار ایران اتحاد با آن است.
در این مقاله آمده است: «كارشناسان و تحليلگراني هستند كه معتقدند بهترين گزينه براي آمريكا، اتحاد با ايران است كه از آن جمله مي‌‌توان به جورج فريدمن نويسنده كتاب «دهه آينده» اشاره كرد. وي معتقد است كه براي آمريكا بهترين گزينه براي جلوگيري از تسلط ايران بر منطقه خليج‌فارس اتحاد با اين كشور است. به عقيده وي افكار عمومي آمريكا مشكل چنداني براي تطابق با اين سياست جديد ندارند.»
در اینترنت ناشناس نیستید!
شركت گوگل اعلام كرد هر فردي اگر حداقل شش مرتبه به گوگل مراجعه كند، ما متوجه مي‌شويم كه او به چه چيزي فكر مي‌كند و داراي چه شخصيتي است، برای نمونه اگر دانشجويي براي انتخاب واحد به گوگل مراجعه كند، دانشگاه، ترم و تمامي مشخصات او معين مي‌شود و يا اينكه با توجه به سايت‌هايي كه هر فرد مراجعه مي‌كند، تمايلات و گرايش‌هاي وي را مشخص خواهد كرد. تمامي اين موارد نشان مي‌دهد كه ارتباطات در شبكه‌هاي اينترنتي كاملاً تحت نظارت مستمر است و دولتي مانند آمريكا كه به هيچ قانوني پايبند نيست و حقوق خصوصي افراد را به رسميت نمي‌شناسد، طبعاً از اين ابزار براي پيشبرد اهدافش استفاده خواهد كرد و براي توجيه آن مسئله مبارزه با تروريسم را پيش مي‌كشد، در صورتي كه موضوع جاسوسي به سال‌هاي پیش از تروريسم و 11 سپتامبر برمي‌گردد. باید گفت؛ اگر شبكه‌های گوگل و ياهو اطلاعات امنيتي كاربران خود را در اختيار آمريكا قرار دهند، جاي تعجب نيست، زيرا دولت آمريكا آن‌قدر قدرت دارد كه اين شبكه‌ها را مجبور به تخليه اطلاعاتي كند.
درس گرفتن حزب‌الله از كتاب خاك‌های نرم كوشك
فرمانده قرارگاه خاتم‌الاوصیاء(عج) استقبال از مناطق عملیاتی دفاع مقدس را فراوان دانست و گفت: اگر ما مرزها را باز كنیم و هزینه‌ها را پوشش دهیم، زائران خارجی مناطق عملیاتی دفاع مقدس را پر می‌كنند. وی افزود: بچه‌های حزب‌الله می‌گفتند كه در جنگ 33 روزه هنگامی كه كار درگیری قفل می‌كرد، كتاب خاك‌های نرم كوشك را می‌خواندند تا ببینند شهید برونسی چگونه به حضرت زهرا(س) توسل كرده بود. یكتا با اشاره به ضرورت خالص كردن نیت‌ها گفت: شهیدان به آنچه كه رسیدند، به سبب نیت‌شان بوده، اما امروزه نیت‌های خالص كم شده است و عناوین برای ما مهم شده است. فرمانده قرارگاه خاتم‌الاوصیاء(عج) شهدا را در دل‌ها حاكم دانست و افزود: دختر نیویوركی در شلمچه می‌گفت كه من خاك شلمچه را با خودم می‌برم تا در غروب‌های نیویورك با این خاك صحبت كنم.
اولین تكذیبه برای سخنان یك وزیر
سردار رمضان شریف، مسئول روابط عمومی كل سپاه در خصوص اظهارات بیژن زنگنه وزیر نفت مبنی بر وابستگی شركت اورین‌تال كیش به سپاه، گفت: در دوره زمانی مسئولیت زنگنه در وزارت نفت مجموعه قرارگاه سازندگی سپاه هیچ‌‌گونه ورودی در حوزه نفت و گاز نداشته، لذا وابستگی به این شركت به چنین نامی به مجموعه قرارگاه سازندگی سپاه قویاً تكذیب می‌شود.
از هتل محل اسكان به نماز جماعت وصل شويد!
مفتي‌هاي وهابي هر چند روز يك بار با صدور فتوايي جديد و عجيب،‌ گوشه‌اي ديگر از چهره واقعي و انديشه احمقانه فرقه ضاله وهابيت را نمايان مي‌سازند. در همين راستا شيخ «عبدالعزيز آل‌الشيخ» مفتي اعظم عربستان سعودي در جديدترين فتواي خود اعلام كرد،‌ زائراني كه در هتل‌هاي اطراف و نزديك به مسجدالحرام يا مسجدالنبي(ص) سكونت دارند، مي‌توانند از محل اسكان خود در هتل، به نماز جماعت وصل شوند. بر اساس اين فتوای اين مفتي وهابي وصل بودن نمازگزار به صف‌هاي نماز ملاك نيست، بلكه ديدن امام جماعت و يا شنيدن صداي او ملاك است. از همين‌رو به نظر اين مفتي وهابي،‌ فرد نمازگزاري كه در يكي از هتل‌هاي نزديك به مسجدالحرام يا مسجدالنبي(ص) سكونت دارد، اگر در محلي بايستند كه امام جماعت را ببيند و يا حداقل صداي او را بشنود، مي‌تواند نيت نماز جماعت كند و از محل اسكان خود، نماز جماعت بخواند.


ژرفا

آسيب‌شناسي نرم‌افزار انقلاب اسلامي(25)
پیامدها و دستاوردهای بعثت

16- تحقق فرایند شكل‌گیری امت توحیدی
از دیگر پیامدهای مهم بعثت، عملیاتی شدن فرایند شكل‌گیری امت توحیدی و اسلامی بوده است. معمولاً هر انقلابی در سیر تحقق، مراحل و فرایندی را طی می‌كند. این فرایند در انقلاب‌های توحیدی در چهار مرحله قابل بررسی است. اولین گام و نخستین مرحله از اقدامات رهبران الهی، فردسازی و تحول درونی در افراد است. اصولاً هدف اصلی رهبران الهی، انقلاب در روح و روان انسان‌ها و جهت‌دهی آنان به سوی مبدأ هستی و خدای قادر متعال است؛ به تعبیر شهید مطهری(ره) مفهوم انقلاب در فرهنگ قرآنی همان دگرگونی درونی است و در لسان عرب به تحولات اجتماعی «ثوره» گفته می‌شود، منتهی اگر تحول و دگرگونی الی‌الله و به سوی كمال باشد، انقلاب و تحول، تكاملی خواهد بود و اگر تحول به سمت و سوی شیطان باشد، انقلاب، ارتجاعی خواهد بود.
آغازگر حركت رهبران الهی توجه به افراد و تغییر در دانش، نگرش، بینش و سپس گرایش و عملكرد آن‌ها است. هنگامی كه آدمی با حقایق هستی و آفریننده موجودات و قدرت بلامنازع ذات باری‌تعالی آشنایی یافت و از اسارت نفس و طاغوت و طاغوتیان رها گردید، در برابر قدرت‌های اهریمنی و ظالم و مستكبر قیام می‌كند و به مقابله برمی‌خیزد. از این رو همواره انبیا و رهبران الهی برای مقابله و شكستن قدرت‌های طاغوتی، بر قدرت نرم‌افزاری تكیه داشته و عامل اصلی قدرت سخت را همان قدرت نرم، یعنی ایمان به خدای متعال در نظر می‌گرفتند.
گام دوم رهبران الهی پس از تحول و دگرگونی در افراد، شكل‌گیری ملت توحیدی و الهی است. هنگامی كه انسان‌ها از درون در معرض تحول الهی قرار گرفتند و افراد بر محور توحید و الوهیت ذات احدیت حركت كردند، زمینه شكل‌گیری ملت توحیدی و به عبارت، دیگر بستر ملت‌سازی فراهم می‌آید. ملت توحیدی، جمعیت و گروهی هستند كه از وابستگی نژادی، طبقاتی، رنگ، زبان و حتی مرز و سرزمین خاص عبور كرده و بر محور توحید قرار گرفته و رنگ و جهت الهی به خود گرفته‌اند. ملت توحیدی، اولین گروه و جمعیتی هستند كه با نگرش و رفتار ارزشی خود در درون جامعه شرك و كفر، زمینه‌ساز تحولات و دگرگونی‌های بعدی خواهند بود، تحول در دیگر اقشار و آحاد جامعه، تزلزل در حاكمیت شرك و طاغوت، تحول در عادات، رسوم و فرهنگ جامعه طاغوتی و در نتیجه، یارگیری و توسعه جامعه و ملت دین‌دار از پیامدهای شكل‌گیری ملت توحیدی به شمار می‌آید.
سومین گام رهبران الهی، بسترسازی برای تحول و دگرگونی زیربنایی در جامعه و حركت به سمت انقلاب سیاسی و تحول بزرگ اجتماعی است كه از گام سوم می‌توان به «دولت‌سازی» تعبیر كرد. انقلاب سیاسی و سرنگونی رژیم طاغوتی و دگرگونی در هیئت حاكمه و سپس دگرگونی در طبقه حاكم، یكی از مراحل مهم حركت انبیا و رهبران الهی است. هنگامی كه بخش عمده‌ای و یا گروهی از جامعه در معرض انقلاب و تحول اعتقادی قرار گرفت و ایمان راسخی به ذات احدیت پیدا كرد، و به رسالت، صداقت و صلابت رهبر الهی ایمان آورد، با ایستادگی و مقاومت خود، زمینه حاكمیت قدرت الهی را فراهم می‌كند و حكومت توحیدی و الهی را شكل می‌دهد. نقش ملت توحیدی در تحقق دولت توحیدی به معنای وجود ملازمه بین اراده ذات باری‌تعالی در دو بعد مدیریت عالی جامعه و مردم به‌عنوان عامل تولید قدرت و زمینه‌ساز حاكمیت اراده ذات خدا با محوریت رهبری است. در حقیقت، در شكل‌گیری دولت و حكومت الهی، اراده خداوند متعال در دو جهت تجلی و تبلور می‌یابد. یكی در تعیین رهبری به‌عنوان ركن زیربنایی و محور مدیریت و اداره جامعه؛ و دوم، ایفای نقش مردم در تحقق حاكمیت الهی با حركت بر محوریت رهبری.
دولت توحیدی و الهی مجموعه‌ای از انسان‌های شایسته و باورمند به اصول و مبانی حاكم بر نرم‌افزار بعثت و معتقد و ملتزم به حاكمیت ولایت رهبری الهی در تداوم ولایت الهی است. اركان و عناصر دولت اسلامی نباید كوچك‌ترین زاویه‌ای با رهبری الهی داشته باشند و حركت و رفتار خود را باید با نگرش و رفتار رهبری همسو و هم‌جهت كنند.
گام چهارم رهبری الهی، شكل‌دهی «امت توحیدی و اسلامی» است كه در این مرحله پس از پیوستن آحاد جامعه به مكتب توحیدی و باور به رسالت رهبری الهی و شكل‌گیری ملت و دولت اسلامی، زمینه شكل‌گیری امت توحیدی و اسلامی به‌عنوان یك امت واحد نمونه و الگو برای دیگر جوامع فراهم می‌گردد. در حقیقت، امت اسلامی پیامد و خروجی همبستگی و پیوند بین رهبری الهی و مردم توحیدمحور است.
فرایند مورد اشاره در تحقق رسالت انبیا و دیگر رهبران الهی ساری و جاری بود، اگرچه میزان تحقق همه مراحل با توجه به مجموعه موانع و مقتضیات متفاوت بوده است، اما روند مورد اشاره در مسیر حركت رهبران در اردوگاه توحیدی مشترك بوده است. حضرت نوح(ع) در اولین گام از فردسازی آغاز كرد و تمام تلاش خود را در جهت تحول و انقلاب اعتقادی در افراد به كار گرفت، لكن با توجه به بافت جامعه آن روز و نقش ملأ و مترفین در تقابل با این حركت، تعداد اندكی در مسیر نسیم روحانی و الهی قرار گرفتند و گام اول برداشته شد؛ اما زمینه ورود به گام دوم، یعنی ملت‌سازی فراهم نگردید. بر همین اساس، جامعه آن روز در اثر سرپیچی از تدبیر الهی و پس از اتمام حجت فراوان، گرفتار عذاب شدیدی شد كه نمونه آن در تاریخ بی‌سابقه است.
حضرت موسی(ع) در تحقق رسالت الهی خود، چهار مرحله را پشت سر گذاشت و پس از تحول در بنی‌اسرائیل و شكل‌دهی ملت توحیدی، زمینه شكل‌گیری دولت و ملت توحیدی را فراهم كرد.
خطاب‌های قرآن درباره تبیین وضعیت جریان بنی‌اسرائیل، بیان‌كننده تحقق این فرایند است؛ می‌توان گفت؛ یكی از مقاطع تاریخی كه روی همه یا بخشی از كره زمین، حكومت الهی و توحیدی شكل گرفت، عصر حضرت موسی(ع) بود. اگرچه براساس علل و عوامل مورد اشاره قرآن و روایات، حاكمیت دینی و دولت توحیدی چندان دوام نیافت.
مهم‌ترین نمونه تحقق فرایند شكل‌گیری امت توحیدی، عصر نبوی و در دوره رسالت پیامبر اعظم(ص) بود. پیامبر اعظم(ص) در یك دوره نسبتاً طولانی در مكه به فردسازی و تحول درونی در آحاد جامعه پرداخت كه توانست بزرگ‌ترین معجزه را كه همان دگرگونی در افراد جامعه جاهلی بود، به وجود آورد. پس از موفقیت در این دوره سخت و طاقت‌فرسا، با هجرت به مدینه، زمینه گام دوم یعنی ملت‌سازی و هویت‌بخشی به جامعه توحیدی را فراهم كرد و ملت اسلامی و توحیدی را در درون حكومت شرك و كفر به وجود آورد.
در سومین گام، با حركت به سمت مكه و ساقط كردن حاكمیت طاغوت، دولت اسلامی را تحقق بخشید و حكومت الهی را در جزیره العرب بنا نهاد. گام چهارم پیامبر اعظم(ص) این بود كه با پیوند بین مردم و حاكمیت، زمینه‌ساز امت توحیدی و اسلامی گردید. خداوند متعال به جامعه آن روز كه تركیبی از رهبر الهی و دولت و ملت اسلامی بود، فرمود: «كنتُم خَیرَ اُمَّهٍ» این جمله، ارزشمندترین و زیباترین جمله‌ای بود كه تا ابدیت بر تارك تاریخ خواهد درخشید.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

 

از جنگ روانی تا تبلیغات رسانه‌ای
حسين عبداللهى فر

در روزهای سرنوشت‌ساز دولت یازدهم که نمایندگان مجلس مشغول بررسی لیست پیشنهادی رئیس دولت بودند روزنامه‌های اصلاح‌طلب در سایه جنگ روانی علیه اصولگرایان با محوریت اتهام جنجال‌آفرینی و بزرگ‌نمایی در فتنه 88 جهت ممانعت از رأی اعتماد مجلس به برخی از وزرای پیشنهادی دولت، اقدام به تبلیغات گسترده برای برخی از وزرای همسو با خویش کردند. نگاهی به صفحات اول روزنامه‌ها در این روزها بیانگر بخشی از این تبلیغات مطبوعاتی است.
«آفتاب یزد» در نخستین روز کاری هفته (20/5) با درج تصویر بزرگی از «هرمیداس باوند» از قول وی نوشت: «عدم اعتماد مجلس به «ظریف» خالی کردن زیر پای روحانی» است.
روزنامه «اعتماد» هم در همین روز «حمایت 2351 استاد دانشگاه از وزیر پیشنهادی علوم» را تیتر کرد و در دفاع از علی ربیعی برای وزارت کار نوشت: «از جنوب شهر می‌آیم و مشکلات کارگران را می‌فهمم.»
روزنامه «بهار» هم در حالی «آزمون تعامل مجلس با دولت» را به عنوان تیتر اول خود در این روز برگزید که ضمن حمایت از میلی منفرد و علی ربیعی برای وزارتخانه‌های علوم و کار، از قول یک نماینده مجلس نوشت: «رد وزرای پیشنهادی به اسم فتنه رویه درستی نیست.»
«شرق» در این روز به گفت‌وگو با «وزیری هامانه» نشست و از قول وی نوشت: «هیاهو علیه قرارداد کرسنت سیاسی است.» این روزنامه با اختصاص چندین یادداشت صفحه اول خود به دفاع از وزرای پیشنهادی دولت، در یکی از آنها با عنوان «درباره کابینه پیشنهادی» به قلم صادق آیینه‌وند نوشت: «من این کابینه را نیرومندترین کابینه در طول انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی به شمار می‌آورم. این کار به سبب گذشت زمان و تجربه، پختگی و ساخته شدن مدیرانی چنین لایق و برجسته است.»
یک روز بعد هم «شرق» ستون گفت‌وگوی خود را به علی ربیعی اختصاص داد و «بهار» روی تصویر بزرگی از طبیب‌نیا نوشت: «پرداخت نقدی یارانه‌ها ادامه می‌یابد.»
«آرمان» نیز در تیتر درشتی از «رأی سبز اتاق ایران به 8 وزیر اقتصادی» خبر داد و در تیتر دیگری به دفاع از علی ربیعی برای وزارت کار پرداخت.
«اعتماد» هم در این روز ضمن اختصاص تیتر اول به «انتظار مردم - اعتماد مجلس» در سه تیتر درشت از سه وزیر میلی منفرد برای وزارت علوم، بیژن زنگنه برای نفت و ظریف برای وزارت خارجه دفاع کرد. این روزنامه همچنین ده یادداشت خود را در این رابطه تنظیم کرد که در هر کدام به نفع یک یا چندین وزیر پیشنهادی تبلیغ می‌شد.
«مردم‌سالاری» نیز «کینه‌ورزی در رأی اعتماد به دولت مطرود است» را برجسته کرد و با اختصاص تصویری به نعمت‌زاده برای صنعت و اختصاص یادداشتی با عنوان «مهندس زنگنه فرزند زاگرس خادم ایران» به تبلیغ این دو وزیر پرداخت.
«آفتاب یزد» همین رویه را با اختصاص چندین تیتر و عکس و یادداشت ادامه داد. این روزنامه با انتشار بیانیه‌ای از «حمایت جمعی از دانشجویان از وزارت میلی منفرد» خبر داد و ضمن دفاع از قاضی‌زاده هاشمی برای وزارت بهداشت، در دفاع از وزیر پیشنهادی آموزش‌وپرورش نوشت: «نجفی و دوران طلایی آموزش و پرورش.»
«خورشید» روزنامه اختصاصی سازمان تأمین اجتماعی نیز تمام‌قد به دفاع از ربیعی برای وزارت کار پرداخت و روی تصویر بزرگی از وی نوشت: «حمایت نمایندگان و تشکل‌ها از مرد کار دولت تدبیر.»
این رویه در روزهای بعد هم ادامه یافت. روزنامه «ابتکار» (23/5) در تیتر نسبتاً درشتی مخالفان کابینه را دارای کمتر از ده درصد رأی مردم دانست و در تیتر اول خود نوشت: «مجلس آرام شد، دولت امیدوار.»
این روزنامه اما دو روز بعد (23/5) از دو وزیر دیگر دفاع کرد. با اختصاص تیتر اول خود به وزیر خارجه، روی تصویر اول خود «دخالت در حریم خصوصی مردم ممنوع!» را قرار داد و به تبلیغ وزیر پیشنهادی اطلاعات پرداخت.
«مردم‌سالاری» هم در این روز (23/5) تصاویر شش تن از وزرای پیشنهادی دولت را در نیم‌تای اول خود برجسته کرد و در تیتر جداگانه‌ای در حمایت از میلی منفرد برای وزارت علوم نوشت: «حمایت جمعی از مؤسسان مؤسسه‌های آموزش عالی غیر دولتی از وزارت میلی منفرد.»
روزنامه «اعتماد» هم تصاویر همین شش وزیر را تمام‌قد چاپ کرد و در یادداشتی به قلم محمد شریعتمداری به دفاع از وزیر تجارت پرداخت و از وی به عنوان «مردی با کوله‌باری از دانش و تجربه» یاد کرد.
«شرق» و «آفتاب یزد» هم نیم‌تای اول خود را به تصاویر شش وزیر آموزش‌وپرورش، ارتباطات، اطلاعات، اقتصاد، امور خارجه و بهداشت اختصاص دادند. اولی در حالی در سرمقاله خود به پیام رأی عدم اعتماد پرداخت که دومی در یادداشت اول خود به دفاع از ظریف برای وزارت خارجه پرداخت و در تیتری عجیب «عارف را‌ شایسته‌ترین جانشین برای روحانی» معرفی کرد.
روزنامه دولتی «ایران» نیز در حالی به درج تصاویر شش وزیر فوق پرداخت که تصویر نجفی چندین برابر سایرین بود و روی آن نوشته شده بود: «به خاطر معلمان و به خواست روحانی برگشتم»
«بهار» و «آرمان» هم هر دو تیتر اول خود را به این موضوع اختصاص دادند. اولی در حالی با حروف درشتی «دفاع شفاف وزرا از اتهامات سیاسی» را برجسته کرد که دومی در دفاع از محمدعلی نجفی نوشت: «تلاش کردیم آب روی فتنه بریزیم.»
حال و هوای روزنامه‌ها در روز آخر هفته هم متفاوت از روزهای گذشته نبود و اغلب تیترها، عکس‌ها و یادداشت‌ها در دفاع از وزرای مورد نظرشان تنظیم شده بود. روزنامه‌های «اسرار»، «آرمان»، «شرق»، «ایران» و «بهار» به‌طور ویژه از بیژن زنگنه حمایت کردند. «خورشید» تصویر اول خود را به علی ربیعی اختصاص داد و «اعتماد» در دفاع از جنتی جمله «حمایت نوه امام و ولایتی از علی جنتی وزیر پیشنهادی ارشاد» را تیتر کرد.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

غرب به دنبال بازي دو سر برد!
كشورهاي غربي در حالي ادعاي مذاكره با جمهوري اسلامي ايران را سر مي‌دهند كه همزمان برخي ادعاها را نيز عليه ايران مطرح مي‌سازند. رئيس دستگاه اطلاعات انگليس و پنتاگون ادعا مي‌كنند كه جمهوري اسلامي ايران تا دو سال ديگر به بمب هسته‌اي دست مي‌يابد. رسانه‌هاي غرب نظير ديلي‌تلگراف، رويترز، فاكس‌نيوز نيز ادعاهاي متعددي را درباره فعاليت‌هاي هسته‌اي و نظامي ايران مطرح مي‌كنند، چنانكه برخي از اين رسانه‌ها ادعا كرده‌اند جمهوري اسلامي ايران سكوهاي جديد موشكي را طراحي كرده كه مخصوص موشك‌هاي بالستيك هستند و قابليت هدف قرار دادن آمريكا را دارند.
برخي رسانه‌هاي غرب نيز ادعاهايي نظير خريد اورانيوم از زيمبابوه را مطرح كرده‌اند كه از سوي دولت اين كشور تكذيب شد. برخي رسانه‌ها نيز ادعا كرده‌اند كه ايران در حال انجام فعاليت‌هاي جديد هسته‌اي است و تاكنون آن را گزارش نكرده است.
بررسي رفتارهاي كشورهاي غربي نشان مي‌دهند كه آن‌ها تلاش دارند تا فضايي هسته‌اي و نظامي را در مقابل ايران ايجاد كنند كه محور آن را زنجيره‌اي از ادعاها و اتهامات اثبات‌نشده تشكيل مي‌دهد. آن‌ها سعی دارند تا براي افكار عمومي جهان این‌طور فضاسازي كنند كه جمهوري اسلامي ايران تهديدي هسته‌اي و امنيتي براي جهان است. نكته قابل توجه آنكه، غرب براي تكميل اين حلقه، قرار دادن نام حزب‌الله در ليست گروه‌هاي تروريستي اروپا را اجرا كرد تا چنان وانمود كند كه ايران به حمايت از گروه‌هاي تروريستي در منطقه مي‌پردازد كه تهديدي براي امنيت جهان است.حال اين سؤال مطرح است كه چرا غرب از يك سو ادعاي مذاكره سر مي‌دهد و از سوي ديگر، فضاي منفي را در مقابل فعاليت‌هاي دفاعي و هسته‌اي ايران مطرح مي‌كند، چنانكه تلاش كرده تا چنان به جهانيان القا سازد كه ايران در آينده نزديك، تهديدي براي امنيت بين‌الملل خواهد بود!
بررسي رفتارهاي غرب نشان مي‌دهد كه اين كشورها برآنند تا از اوضاع موجود براي ايجاد فضايي دو جانبه در مقابل ايران بهره‌برداري كنند، به‌گونه‌اي كه جمهوري اسلامي ايران هر كدام از گزينه‌هاي پيش‌روي را برگزيند، غرب پيروز تحولات باشد. غربي‌ها با ايجاد فضاي منفي عليه ايران تلاش دارند تا زنجيره‌اي از اتهامات جديد را در پرونده ايران ايجاد كنند تا از يك سو، از بسته شدن پرونده مذاكرات ايران و گروه 1+5 و مذاكرات ايران و آژانس جلوگيري كنند تا همچنان زياده‌خواهي‌هاي ضدايراني خود را مطرح سازند و از سوي ديگر، از فضاي موجود براي باج‌گيري از ايران بهره گيرند. سناريوي غرب چنان طراحي شده است كه همزمان با ادعاي مذاكره، فضايي سنگين پيش‌روي ايران قرار گيرد تا غرب بتواند زنجيره‌اي از مطالبات را از ايران داشته باشد.
در اين ميان، ايران دو راه بيشتر ندارد، يا بايد پاسخگوي غرب باشد و يا اينكه، مسير عدم‌پاسخگويي را در پيش گيرد. غربي‌ها با اين فضاسازي رسانه‌اي برآنند تا زمينه را چنان چينش كنند كه اگر جمهوري اسلامي ايران براي پاسخگويي به پرسش‌ها و مطالبات غرب گام بردارد، خواست آن‌ها در مقابل ايران تأمين و آن‌ها امتيازات مورد نظر خود را از ايران دریافت می‌كنند كه محور آن را نيز، چنانكه از سخنان مقامات غربي از جمله «كامرون» نخست‌وزير انگليس برمي‌آيد، كنار نهادن حقوق هسته‌اي و عدم حمايت از سوريه و مقاومت تشكيل مي‌دهد. در صورتي هم كه ايران در مسير پاسخگويي قرار نگيرد، غرب از فضاي موجود براي توجيه افزايش فشارها بر ايران به‌عنوان ابزاري براي وادار ساختن ايران به پاسخگويي به مطالبات ادعايي غرب بهره‌برداري می‌كند. به عبارتي ديگر مي‌توان گفت؛ كه غرب به دنبال چينش راهي دو سر برد براي خويش است، به گونه‌اي كه ايران در هر كدام از اين مسيرها گام بردارد، غرب به نتيجه دلخواه خود دست يابد؛ سياستي كه غربي‌ها با فضاسازي رسانه‌اي و سياسي به دنبال دستيابي به آن هستند، هر چند كه ظاهراً ادعاي مذاكره و تعامل را سر مي‌دهند. البته غرب در اين مسير با يك چالش اساسی مواجه است و آن، تأكيد ملت ايران بر عدم باج‌دهي در برابر تهديدات و ترفندهاي غرب است كه همواره شكست را بر دشمنان اين سرزمين تحميل كرده است.


پرونده

شایعه صادرات اورانیوم از كشور زیمبابوه به ایران!
ادعای وارد كردن اورانیوم توسط ایران از زیمبابوه، بخش عمده مطالب مربوط به ایران را در مطبوعات جهان به خود اختصاص داده است. در گزارش اولیه كه از سوی نشریه «تایمز» منتشر شد و در برخی مطبوعات دیگر همچون «گالف تودی» بازتاب یافت، ادعا شده بود كه دولت زیمبابوه، نزدیك یك سال پیش، قرارداد‌ سری ‌با ایران به امضا رسانده تا بنا بر آن، مواد خام مورد نیاز «برای تولید سلاح هسته‌ای» را در اختیار این كشور قرار دهد. این روزنامه به نقل از معاون وزارت معادن زیمبابوه نوشته بود، یادداشت تفاهمی در این زمینه میان دو كشور به امضا رسیده و مطبوعاتی كه این موضوع را پوشش دادند، آن را به مثابه نقض تحریم‌های وضع شده علیه ایران و هشداری برای غرب معرفی كردند. زیمبابوه هنوز اصولاً ظرفیت لازم برای استخراج اورانیوم را ندارد؛ چه رسد به صدور آن.
احتمال ابطال برخی تحریم‌های ضد ایرانی
یك روزنامه ایتالیایی با تشبیه تحریم‌های ضد ایرانی آمریكا و اتحادیه اروپا به یك ببر كاغذی و موفقیت قضایی نظام بانكی در لغو برخی تحریم‌ها، نوشت: احتمالاً دادگاه‌های اروپا دیگر تحریم‌های اعمال شده توسط اتحادیه اروپا و واشنگتن را نیز باطل می‌كنند. این روزنامه نوشت: برای بقای تحریم نیاز به ارائه شواهد است اما دولت‌ها برای انتشار چنین شواهدی بی‌میلی نشان می‌دهند، زیرا این اطلاعات را سری محسوب می‌كنند اما بدون ارائه شواهد به دادگاه، تدابیر دولت‌های اروپایی همانند یك ببر كاغذی است. این روزنامه ایتالیایی در ادامه افزود: احتمال لغو برخی احكام قضایی و تحریمی علیه برخی شركت‌ها و بانك‌های ایران وجود دارد. به نوشته این روزنامه، پس از بانك ملت، برای بانك صادرات نیز همین رأی صادر شد و ماه مه گذشته، شركت ایران ترانسفو هم در یك محاكمه ضد تحریمی در لوكزامبورگ به علت نبود شواهد، پیروز شد.
غربي‌ها به حق هسته‌اي ايران احترام بگذارند
«قمرالزمان كايره» وزير سابق اطلاع‌رساني و تبليغات دولت پاكستان گفت: غربي‌ها به حق غير قابل انكار جمهوري اسلامي ايران براي استفاده از فناوري صلح‌آميز هسته‌اي احترام بگذارند. ايران يك كشور مستقل بوده و مانند هر ملتي از حق مشروع براي غني‌سازي اورانيوم جهت استفاده مسالمت‌آميز از آن برخوردار است. وي از كشورهاي غربي خواست اعمال فشارهاي غيرموجه عليه جمهوري اسلامي و برنامه‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي اين كشور را متوقف كنند. قمرالزمان با تأكيد بر حق مشروع و مسلم ايران براي استفاده از انرژي هسته‌اي خاطرنشان كرد: توسعه برنامه‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي حق قانوني ايران بوده و تحريم‌ها در اين زمينه هيچ مبناي قانوني ندارد و سبب شده تا ايران بتواند بسياري از تنگناهاي موجود بر سر راه خود را باز كند و به نتايج قابل قبولي در توسعه اين برنامه‌ها برسد.
سكوت ظریف درباره مدیریت پرونده هسته‌ای
وزیر پیشنهادی دكتر روحانی برای وزارت خارجه نطق دفاعیه خود در مجلس را بدون گفتن حتی یك كلمه درباره مدیریت پرونده هسته‌ای ایران به پایان برد و به اینكه درباره وضعیت فعلی برنامه و پرونده هسته‌ای ایران چه نظری دارد و چه راهبردی را در این پرونده در پیش خواهد گرفت، هیچ اشاره‌ای نكرد. این در حالی است كه ناظران و كارشناسان خارجی و داخلی انتظار داشتند كه آقای ظریف در این نطق كه نخستین سخنرانی علنی ایشان پس از سال‌ها سكوت محسوب می‌شود به نحو روشن‌تر و عملیاتی‌تر به تشریح راهبرد پیشنهادی خود درباره مسئله هسته‌ای بپردازد و به پرسش‌هایی كه درباره عملكرد وی به‌عنوان رئیس تیم مذاكره‌كننده در سال‌های ۲۰۰۳-۲۰۰۵ وجود دارد، پاسخ بدهد.


مرورى بر يك رخداد
علی تتماج

مروري بر انفجار خونين جنوب لبنان
تير دشمنان مقاومت به سنگ خورد

در شرايطي كه لبنان هفتمين سالگرد پيروزي مقاومت بر دشمن صهيونيستي در جنگ 33 روزه را جشن می‌گرفت انفجاري خونين، اين كشور را به لرزه درآورد كه ده‌ها شهيد و زخمي بر جاي گذاشت.
روي دادن اين انفجار در منطقه ضاحيه در جنوب لبنان كه از مراكز اصلي حزب‌الله و مقاومت لبنان است، بر اهميت اين انفجارها افزوده است. در باب عوامل اين انفجارها، ديدگاه‌هاي متعددي مطرح است. از گروه‌هاي سياسي و سلفي در داخل لبنان ـ كه براي منافع سياسي و خدمت به اربابان خارجي به هر جنايتي دست مي‌زنند ـ گرفته تا برخي كشورهاي مرتجع عربي كه مقاومت را سدي در برابر منافع خود مي‌دانند؛ از آمريكا و اروپا گرفته ـ كه به دنبال سلطه بر لبنان و كل منطقه هستند ـ تا رژيم صهيونيستي كه هيچ تفكري جز نابودسازي كل منطقه در ذهن ندارد. برخي منابع خبري نيز ادعا كرده‌اند كه گروه‌هاي تروريستي حاضر در سوريه اين جنايت را رقم زده‌اند.
هر كدام از اين عوامل و يا جميع آن‌ها در اين انفجار نقش داشته‌ باشند، يك اصل در آن‌ها مشترك است و آن، هدف قرار دادن مقاومت لبنان است. تقارن اين انفجار با سالگرد شكست صهيونيست‌ها در برابر مقاومت در جنگ 33 روزه و نيز سخنراني‌هاي روز چهارشنبه و جمعه سيدحسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله، اين امر را بيش از‌ پيش آشكار مي‌سازد.
دشمنان مقاومت با این انفجارها تلاش كردند تا از اهميت پيروزي مقاومت در جنگ 33 روزه و نيز افشاگري‌هاي روزهاي اخير سيدحسن نصرالله بكاهند و افكار عمومي را به مسائل حاشيه‌اي سوق دهند.
در همين حال، آن‌ها تلاش كردند تا فضاي امنيتي منطقه را كه با درگيري‌هاي مصر، تونس و ليبي شدت گرفته است، تشديد كنند تا در اين فضا بتوانند اهداف سلطه‌طلبانه خود را اجرايي سازند.
به عبارتي ديگر مي‌توان گفت؛ انفجار ضاحيه صرفاً عليه حزب‌الله نبود، بلكه هدف آن‌ها ايجاد فضاي بحراني در لبنان و منطقه براي تحقق اهداف دشمنان منطقه بوده است كه در رأس آن‌ها صهيونيست‌ها قرار دارند.
در باب واهي بودن ادعاهاي صهيونيست‌ها، كشورهاي مرتجع عربي و غربي‌ها مبني بر عدم دخالت در انفجار ضاحيه و نسبت دادن آن به گروه‌هاي تروريستي و سلفي‌ها، چند نكته قابل توجه است.
نخست آنكه؛ اسناد و مدارك و حتي گزارش‌هاي سازمان ملل نشان مي‌دهد كه گروه‌هاي تروريستي در منطقه كاملاً تحت نظارت و تعاليم صهيونيست‌ها و حمايت‌هاي مالي و تسليحاتي كشورهاي عربي و غربي قرار دارند. امري كه نمود عيني آن را در سوريه مي‌توان مشاهده كرد.
چنانكه سيدحسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله، در سخنراني روز جمعه خود درباره انفجار ضاحيه بر اين اصل تأكيد كرد كه گروه‌هاي تكفيري، عوامل صهيونيست‌ها و برخي كشورهاي عربي و غربي هستند كه ابزاري براي نابودسازي كل منطقه هستند.
دوم آنكه؛ مهم‌ترين دغدغه‌ها و كاركردهاي مقاومت منطقه از جمله حزب‌الله لبنان را، مقابله با گروه‌هاي تروريستي و تكفيري تشكيل مي‌دهد، امري كه نمود آن را در سوريه مي‌توان مشاهده كرد به‌گونه‌اي كه سيدحسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله، در سخنراني جمعه‌شب خود تأكيد كرد «حزب‌الله براي مقابله با سلفي‌ها و تكفيري‌ها به سوريه رفته است و اگر لازم باشد، خود نيز به سوريه خواهد رفت تا مقاومت در جنگ با تكفيري‌ها به پيروزي دست يابد.»
بررسي تحولات منطقه نشان مي‌دهد كه صهيونيست‌ها و كشورهاي مرتجع عربي و غربي همواره با حمايت‌هاي مالي و نظامي از تكفيري‌ها و فضاسازي جهاني به دنبال مقابله با مبارزه حزب‌الله با اين گروه‌ها بوده‌اند. لذا مي‌توان گفت كه آن‌ها بوده‌اند كه مانع از سركوب و نابودي اين گروه‌ها شده‌اند و در اين راه حتي به رويارويي با سوريه و حزب‌الله پرداخته‌اند. نكته قابل توجه در اين حوزه، واكنش حزب‌الله به تحركات دشمنان مقاومت بوده است چنانكه سيدحسن نصرالله درباره تحركات دشمنان براي دور ساختن مقاومت از جنگ با تكفيري‌ها تأكيد كرد «انفجار نمي‌تواند مانع از جنگ حزب‌الله با دشمنان شود، چنانكه اگر ما دو هزار نيرو در سوريه داشته باشيم، آن را به چهار هزار نيرو افزايش خواهيم داد، چرا كه به پيروزي بر دشمن ايمان داريم.»
با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت كه ادعاي صهيونيست‌‌ها، كشورهاي مرتجع عربي و غربي‌ها مبني بر عدم دخالت در انفجار بيروت، امري واهي و صرفاً براي فرار از مسئوليت است و آن‌ها همچون گذشته محور اين جنايات هستند و بايد در كنار ساير عاملان اين جنايت، محاكمه و مورد بازخواست قرار گيرند.
با تمام اين تفاسير، انفجار ضاحيه يك اصل بزرگ را آشكار ساخت و آن اينكه؛ لبنان همچنان با دشمناني مواجه است كه نابودسازي اين سرزمين و كشتار مردم اين كشور را اولويت كاري خود قرار داده است. در اين شرايط صرفاً با يك مؤلفه مي‌توان به جنگ با اين دشمنان رفت و آن، گزينه مقاومت است.
گزينه مقاومت، اصلي است كه دشمنان لبنان به‌شدت از آن هراس دارند. انفجارها و جناياتي نظير انفجار ضاحيه نيز با هدف حذف مقاومت انجام می‌شود تا بتوانند به رؤياي ديرينه خود يعني سلطه بر لبنان و كل منطقه دست يابند.
البته نبايد از نظر دور داشت كه تدابير حزب‌الله و جبهه مقاومت همواره سدي در برابر توطئه‌هاي صهيونيست‌ها بوده است كه اين بار نيز مي‌تواند به شكست طراحي آن‌ها منجر گردد، چنانكه واكنش گسترده لبناني‌ها و ساير كشورها در محكوم‌سازي انفجار ضاحيه و حمايت از مقاومت به عنوان راهكار مقابله با ناآرامي‌ها و مقابله با توطئه‌هاي دشمنان، نمودي از دستاورد مقاومت و شكست زودهنگام دشمنان حزب‌الله است.


اقتصادى
سعید مهدوی

راهکار وزیر معتمد برای کاهش نرخ تورم
چرایی رأی بالای وزیر اقتصاد

رکورد رأی اعتماد مجلس با انتخاب «علی طیب‌نیا» برای وزارت امور اقتصاد و دارایی شکسته شد. اعتماد بالای نمایندگان مجلس به وزیر پیشنهادی وزارت اقتصاد از یک سو نشان از شاخص بودن مسائل اقتصادی و مورد تهاجم بودن اقتصاد کشور در زمان کنونی است. از سوی دیگر این رأی بالا نشان از مطابقت داشتن برنامه‌ها و راهکارهای مناسب طیب‌نیا برای مشکلات کنونی اقتصاد از دید نمایندگان مجلس است. متأسفانه، نوسان قیمت‌ها عاملی برای پس‌رفت اقتصادی و تعمیق فاصله‌ طبقاتی شده است و در حال حاضر، وجود سیاست‌های مقابله با آن بیش از پیش احساس می‌‌شود. در این نوشته به بررسی وضعیت تورم در ایران و برنامه وزیر برای حل این معضل پرداخته می‌شود.
رتبه نرخ تورم ایران در جهان
بانک جهانی اخیراً در آخرین گزارش خود از وضعیت تورم و قدرت خرید مردم در فاصله چهار ساله 2008 تا 2012 بالاترین تورم کشورها را اعلام کرد. در این گزارش، بلاروس با 2/59، سوریه با 7/36 و ایران با 3/27 درصد بالاترین تورم را در سال 2012 در جهان داشته است. این در حالی است که تورم ایران در سال 2011، 6/20درصد، در سال 2010، 1/10درصد، در سال 2009، 5/13 درصد و در سال 2008، 5/25 درصد گزارش شده است. همچنین بنا بر اعلام مرکز آمار ایران، نرخ تورم نقطه به نقطه (تیر ماه امسال نسبت به تیر پارسال) نیز 1/39 درصد برآورد شده است. (تورم از نظر علم اقتصاد به معنی افزایش سطح عمومی قیمت‌ها در طول یک زمان مشخص است و نرخ تورم برابر است با تغییر در یک شاخص قیمت که معمولاً شاخص قیمت مصرف‌کننده است)
برنامه‌های مفصل وزیر برای کنترل تورم
گزارش‌های نهادهای بین‌المللی و داخلی همگی بالا بودن نرخ تورم در ایران را نشان میدهد که بایستی هر چه سریع‌تر این معضل از سوی مسئولان مربوطه تقلیل و تسکین یابد تا از صدمات هرچه بیشتر آن به رفاه عمومی و دیگر بخش‌های اقتصاد مانند کاهش ارزش پول ملی جلوگیری شود. آقای طیب‌نیا که از سوی برخی از نمایندگان مجلس و کارشناسان به طبیب تورم لقب گرفته و پایان‌نامه دکترایش درباره تورم است، اعلام کرده است که برای این مهم برنامه‌های مفصلی تنظیم کرده است. وزیر اقتصاد دولت یازدهم در همین باره اظهار کرده‌ است: «تورم پدیده‌ای نیست که در کوتاه‌مدت قابل درمان باشد، البته مردم در یک دوره کوتاه مدت ممکن است این جهت‌گیری را حس کنند، اما اینکه تورم را بتوان در یک دوره کوتاه‌مدت درمان کرد به نظر نمی‌رسد که عملی شود.» به صورت اجمالی و مشخص، انضباط مالی، برقراری تعادل در بودجه دولت، رفع سلطه مالی دولت بر سیاست پولی، استقلال بانک مرکزی و نهایتاً کنترل رشد نقدینگی از جمله برنامه‌های وی برای کاهش نرخ تورم است. طیب‌نیا همچنین معتقد است که ریشه‌ تورم به سبب درآمدهای نفتی است، به نحوی که هر چقدر از وزن نفت در اقتصاد کم کنیم و از آن طرف وزن تولید را بیشتر کنیم مشکل تورم راحت‌تر حل خواهد شد. نگاه آقای وزیر به «تورم» به مسائل کنونی کشور مانند تحریم‌های سال‌های اخیر یا سوء‌مدیریت دولت پیشین محدود نمی‌شود، بلکه نگاه وی به تورم به‌عنوان مشکلی ساختاری است که در بدنه‌ اقتصاد ایران به سبب نقش‌ محوری نفت وجود دارد.


نداى قدس

هواپیمایی دلتا محصولات رژیم صهیونیستی را تحریم کرد
رسانه‌های رژیم صهیونیستی اعلام کردند شرکت هواپیمایی دلتا آمریکا بسته غذایی «احفاه» را که در شهرک‌های غیرقانونی این رژیم تولید و در میان مسافران توزیع می‌شد، تحریم کرده است. مسافران این شرکت هواپیمایی بارها از اینکه با بسته غذایی تولید شده در شهرک‌های صهیونیستی از آنان پذیرایی می‌شود بسیار گله کرده بودند. همین امر این شرکت هواپیمایی را مجبور کرد محصولات رژیم صهیونیستی را تحریم کند.
اختصاص 145 میلیون دلاری برای یهودی‌سازی قدس
سیزده سازمان یهودی ویژه در امور ساخت‌وساز معبد یهودی و پروژه‌های یهودی‌سازی قدس فعال هستند که هر یک از آنها یک منبع مالی نیز هستند. موسسه یهودی «یوجی‌ای» در نیویورک 145 میلیون دلار برای اجرای طرح‌های یهودی‌سازی قدس اختصاص داده است.
نگرانی کنست رژيم صهيونيستی از افزايش آمار خودکشی نظامیان
به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، کنست رژيم صهيونيستی با انتقاد از وزارت جنگ اين رژيم به دليل افزايش آمار خودکشی در میان نظاميان اعلام کرد، اين افزايش خودکشی ناشی از بی‌تدبيری اين وزارتخانه است. مرکز اطلاعات و مطالعات وابسته به کنيست رژیم صهیونیستی فاش کرد که در شش سال گذشته، 124 نظامی ارتش این رژیم درحين خدمت نظامی در ارتش، خودکشی کرده‌اند. چندی پيش، وزارت جنگ رژیم صهیونیستی نيز از کشته شدن 126 نظامی در 10 سال گذشته خبر داد، اما اطلاعات محرمانه يک وبلاگ‌نويس نشان داد که دليل مرگ نيمی از اين افراد خودکشی بوده است. بر اساس نتايج پژوهش‌های اجتماعی در رژیم صهیونیستی، افزايش خودکشی در سرزمين‌های اشغالی تنها به نظاميان اختصاص ندارد و بر اساس جديدترين آمارها، روزانه دو صهیونیست در سرزمین‌های اشغالی خودکشی می‌‌کنند.
فرد ضدصهیونیستی در شورای حقوق‌بشر سازمان ملل
دولت سوئیس «ژان زیگلر» عضو سابق پارلمان از حزب سوسیال دموکرات را به‌عنوان مشاور شورای حقوق‌بشر سازمان ملل متحد در ژنو معرفی کرده است. این اقدام با موجی از انتقادات روبه‌رو شده است. روزنامه صهیونیستی جروزالم پست با درج این خبر نوشت: دولت سوئیس فردی طرفدار حزب‌الله را که پیشتر این جنبش را به‌عنوان جنبش ملی مشروع به رسمیت شناخته بود، نامزد شورای حقوق‌بشر سازمان ملل کرده است. این روزنامه به نقل از «هیلل سی نئور» مدیر اجرایی گروه دیده‌بان سازمان ملل در ژنو افزود: زیگلر موضعی ضداسرائیلی و ضدغربی دارد و از مرحوم روژه‌گارودی منکر هولوکاست فرانسوی دفاع کرده است.
حملات موشکی ضربه‌ای مهلک به اقتصاد رژیم صهیونیستی
در صورت ادامه پرتاب موشک‌ها از سوی گروه‌های جهادی به شهر ایلات و دیگر مناطق اشغالی بخش اقتصاد و گردشگری رژیم صهیونیستی با فاجعه روبه‌رو خواهد شد. یک مقام امنیتی ارتش رژیم صهیونیستی گفت: موشک‌هایی که از سینا به شهر اشغالی ایلات شلیک می‌شود ضربه مهلکی به بخش گردشگری و اقتصاد این شهر زده است. این مقام امنیتی تصریح کرد: در صورت ادامه پرتاب موشک‌ها از سوی گروه‌های جهادی به شهر ایلات و دیگر مناطق اسرائیل بخش اقتصاد و گردشگری اسرائیل با فاجعه روبه‌رو خواهد شد. وی تأکید کرد: موشک‌پرانی به اسرائیل غیرمنتظره است و ما برای مقابله با آن راهی نداریم.
فتوای جدید خاخام‌های صهیونیست
به گزارش خبرگزاری «معا» ابراهیم زیلبربرگ با صدور فتوایی دست دادن مرد با مرد را از بیم اینکه مبادا فکر خطایی هنگام مصافحه به ذهن‌شان خطور کند، حرام اعلام کرد. بر اساس این فتوا، دو مرد نباید هنگام مصافحه و احوالپرسی به‌طور کامل دست در دست یکدیگر قرار دهند و ارتباط جزئی از آن اشکالی ندارد. هرچند که این ارتباط نیز بهتر است صورت نگیرد!
 


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

 

طراحي غرب براي نابودي ارتش‌هاي منطقه
قاسم غفوری

غرب آسيا و شمال آفريقا در ماه‌هاي اخير با زنجيره‌اي از بحران‌هاي امنيتي مواجه هستند، به گونه‌اي كه نيروهاي نظامي و امنيتي اكثر كشورهاي منطقه درگير چالش‌هاي امنيتي در درون كشورها و يا با همسايگان مي‌باشند. در عراق انفجارهاي خونين صدها كشته و زخمي بر جاي گذاشته است. در سوريه نيز گروه‌هاي تروريستي به كشتار مردم و ويران ساختن شهرها ادامه مي‌دهند. در لبنان نيز درگيري‌هاي پراكنده و انفجارهاي خونين همچنان قرباني مي‌گيرد. در مصر نيز در حالي در حوزه سياسي ناآرامي‌ها ادامه دارد كه در حوزه نظامي نيز نيروهاي امنيتي و ارتش در مرزهاي سينا درگير هستند.
در ليبي و تونس و بسياري از كشورهاي آفريقايي كه ماهيت اسلامي دارند و نيز در افغانستان و پاكستان نيز وضعیت مشابهي را مي‌توان مشاهده كرد. در اين ميان دو نكته مشترك مشاهده مي‌شود؛ اول آنكه؛ اين بحران‌سازي‌ها از سوي متحدان و مهره‌هاي كشورهاي غربي صورت مي‌گيرد. تركيبي از كشورهاي عربي مرتجع و برخي گروه‌هاي تروريستي نظير القاعده، بعثي‌ها و تكفيري‌ها كه دست‌پرورده غرب و دشمنان جهان هستند.
دوم آنكه، هدف مشترك تمام اين ناآرامي‌ها، تضعيف ارتش و نيروهاي امنيتي كشورهاي منطقه است. نكته قابل توجه آنكه هدف اصلي غرب، هدف قرار دادن ارتش كشورهايي مانند عراق، سوريه، لبنان و مصر است كه يا در جبهه مقاومت قرار دارند و يا از ظرفيت ورود به اين عرصه برخوردارند.
حال اين سؤال مطرح است كه چرا غرب اين بازي را در منطقه به راه انداخته و چه اهدافي را پيگيري مي‌كند؟
الف) نيروهاي مسلح ركن اصلي كشورها براي برقراري ثبات و يكپارچگي كشورها هستند. هر كشوري كه با ضعف نظامي همراه باشد از درون متزلزل و شكننده مي‌شود كه در نهايت اين كشورها را به گزينه‌اي مناسب براي سلطه‌گري غرب مبدل مي‌سازد. اكنون غربي‌ها كه از روند بيداري اسلامي در منطقه هراس دارند، برآنند تا فضاي كشورهاي منطقه را چنان شكننده كنند كه توان ايستادن بر روي پاي خود را نداشته و عملاً گرفتار چالش‌هاي امنيتي باشند. اين اوضاع زمينه را براي استعمار اين كشورها به دست غرب و تحقق طرح غرب براي نابود‌سازي جهان اسلام فراهم مي‌سازد، چرا كه عدم وجود امنيت يعني بي‌ثباتي سياسي، اقتصادي و اجتماعي عملاً كشور را از درون متزلزل و پذيرنده مطالبات بيگانگان مي‌كند.
وجود ناآرامي‌ و بحران در منطقه موجب مي‌شود تا از يك سو، غربي‌ها با ادعاي برقراري امنيت حضور نظامي خود در منطقه را توجيه كنند، چنانكه آن‌ها همزمان ادعاي فعال شدن گروه‌هاي تروريستي و القاعده در غرب آسيا را سر مي‌دهند. تعطيلي 22 سفارتخانه آمريكا در كشورهاي اسلامي به بهانه تهديدات جديد القاعده را مي‌توان سياستي در اين چارچوب ارزيابي كرد.
غرب تلاش دارد تا چنان القا سازد كه جهان اسلام توان حفظ امنيت خود را ندارد و غرب به عنوان ناجي، چاره‌اي جز دخالت و حضور نظامي در منطقه ندارد. به عبارتي ديگر، غربي‌ها با تضعيف ظرفيت‌هاي نظامي منطقه برآنند تا نظامي‌‌گري خود در منطقه را توجيه كنند. از سوي ديگر، غربي‌ها با ادعاهاي امنيت برآنند تا ارتش‌هاي كشورهاي منطقه را به خود وابسته سازند تا در لواي آن دخالت‌هاي سياسي و نظامي در كشورها را موجه جلوه دهند.
نمود عيني اين امر را در عراق مي‌توان مشاهده كرد كه آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها با ادعاي ناتواني دولت در برقراري امنيت به دنبال حضور دوباره نظامي در اين كشور هستند.
نكته قابل توجه آنكه غربي‌ها با ادعاي حمايت و تقويت نظامي كشورها تسليحاتي را به آن‌ها مي‌فروشند كه در نوع خود پيشرفته‌ترين سلاح‌ها و تجهيزات نظامي هستند، اما كشورهاي مقصد توان استفاده از آن‌ها را ندارند و نيازمند حضور مستشاران و متخصصان آمريكايي مي‌باشند كه اشغال آرام و سلطه آمريكا بر اين كشورها را به همراه دارد.
ب) نكته بسيار مهم آنكه، رژيم صهيونيستي در حوزه امنيتي، ديگر آن توان و ادعاي گذشته را ندارد، چنانكه از جنگ 33 روزه لبنان (سال 2006) تاكنون هر سال با تزلزل‌هاي بيشتري مواجه شده كه شكست در جنگ هشت روزه در برابر مقاومت غزه، نمودي از آن است. اكنون غربي‌ها به شدت طرح تأمين امنيت اين رژيم را پيگيري مي‌كنند. در كنار اهدای تسليحات و سيستم‌هاي موشكي (گنبد آهنين)، در حوزه منطقه‌اي نيز غرب فعاليت‌هاي بسياري صورت داده است. ايجاد فضاي بحراني در ساختار سياسي و اجتماعي كشورها براي مشغول شدن به داخل و نيز گرفتار‌سازي ارتش‌هاي منطقه به چالش‌هاي امنيتي داخلي و مرزي اساس اين تحركات را تشكيل می‌دهد.
غربي‌ها برآنند تا ميان دولت‌ها، ارتش و مردم كشورهاي منطقه شكاف ايجاد كنند تا با گرفتار‌سازي آن‌ها به چالش‌هاي امنيتي، مانع از وحدت سه عنصر مذكور در برابر دشمن واقعي منطقه يعني رژيم صهيونيستي شوند. آنچه امروز در عراق، سوريه، لبنان، مصر و... روي مي‌دهد طراحي غرب براي ايجاد بحران‌هاي داخلي، تضعيف ارتش‌ها و شكست اعتماد ميان مردم، نظام و ارتش‌هاي هر كدام از اين كشورها است كه نتيجه نهايي آن نيز دور شدن اين كشورها از توجه به سلطه‌گري‌هاي صهيونيست‌ها و نيز ايجاد فضاي امنيتي براي رژيم صهيونيستي است. به عبارتي ديگر غرب چتر امنيتي ادعاي خود براي صهيونيست‌ها را با اين مؤلفه‌ها تكميل مي‌سازد، در حالي كه جهان اسلام در بحران‌هاي داخلي گرفتار است.
در جمع‌بندي كلي از آنچه ذكر شد مي‌توان گفت؛ غرب به دنبال نابود‌سازي ظرفيت‌هاي دفاعي كشورهاي منطقه است تا در لواي آن ضمن سلطه خويش بر منطقه، منافع رژيم صهيونيستي را نيز تأمين كند، طرحي كه نتيجه آن صرفاً كشورهاي منطقه را در برنمي‌گيرد، بلكه تمام جهان اسلام را تحت‌الشعاع قرار داده كه استمرار آن پيامدي جز تحقق خواسته‌هاي دشمنان به همراه نخواهد داشت.


هراس آمريكا از وقوع جنگ سرد جديد
رضا اشرفي

سفر اخير بندر بن‌سلطان به روسيه و ديدار با ولاديمير پوتين با حرف و حديث‌هاي فراواني روبه‌رو بوده است. اگرچه هيچ خبري از سوي رئيس‌جمهور روسيه و رئیس سرویس اطلاعاتی و امنیتی عربستان از اين ديدار به بيرون درز نكرده است، اما برخي مقامات و همچنين رسانه‌ها اخباري را منتشر كرده‌اند كه نمي‌توان آن‌ها را به راحتي ناديده گرفت. بندر بن‌سلطان به‌عنوان شخصيتي امنيتي و اطلاعاتي كه تأثير بسيار گسترده‌اي در تحولات داخلي عربستان در خاندان سعودي و همچنين تحولات منطقه‌اي دارد،‌ هر دو سال يك بار در سفر به روسيه با مقامات اين كشور ملاقات مي‌كند. اما سفر اخير وی بسيار پر سر و صدا بود، به اين دليل كه به‌طور كامل به تحولات منطقه غرب آسیا به‌خصوص سوريه گره خورده است. از اين‌رو رئیس سرویس اطلاعاتی و امنیتی عربستان اصرار داشت كه در سفر اخير خود، با ولاديمير پوتين ديدار داشته باشد.
خبرگزاري فرانسه در اين باره نوشت كه بندر بن‌سلطان تأكيد كرده است؛ اگر پوتين بپذيرد حمايت‌هاي خود را از دولت بشار اسد كم‌رنگ كند و به قطعنامه‌هاي بعدي شوراي امنيت سازمان ملل عليه سوريه رأي مثبت بدهد، عربستان تجهيزات نظامي به ميزان 15 ميليارد دلار از روسيه خريداري خواهد كرد و همچنين در معاملات گازي خليج‌فارس به‌گونه‌اي عمل مي‌كند كه مسكو متضرر نشود. تا اينجا دو مسئله قابل توجه است. ابتدا اينكه، آمريكا اميدهاي خود را از قطر كم كرده است، به‌خصوص كه سياست‌هاي اخواني‌اش در منطقه تاكنون با شكست مواجه شده و با توجه به اختلافاتي كه درباره انديشه سلفي عربستان دارد، با اين وجود به سعودي‌ها روي آورده است. بنابراين بندر بن‌سلطان به‌عنوان يكي از امنيتي‌ترين افراد سطح خاورميانه (غرب آسیا) كه ارتباط نزدیكی هم با كاخ سفید دارد را به ديدار ولاديمير پوتين فرستاده است تا حتي خود (واشنگتن) نخواهد بار ديگر در روسيه درخواست همكاري كند، به اين دليل كه مي‌داند در صورت پاسخ منفي كرملين از اعتبار قدرت­محورش در برابر مسكو خواهد كاست. روند كنوني نشان مي‌دهد تا آينده نزديك، عربستان بخش قابل توجهي از سياست‌هاي آمريكا را در منطقه دنبال خواهد كرد و تركيه و قطر با توجه به مشكلات پيش آمده، نماينده كاخ سفيد در منطقه نخواهند بود، مگر اينكه تحولات احتمالي آينده روندهاي سياسي كنوني را تغيير دهد.
اما مسئله دوم اين است كه عمده‌ترين پيشنهادهاي ارائه شده به ولاديمير پوتين، اقتصادي و مالي است. بندر در مقابل عقب‌نشيني مواضع كرملين از سوريه، از يك سو بحث خريد تجهيزات نظامي به مبلغ 15 میلیارد دلار را مطرح كرده و از سوي ديگر به قراردادهاي گازي حوزه خليج‌فارس به‌نفع روسيه اشاره كرده است. در حالي كه نگاه روسيه به سوريه و غرب آسیا از حد و مرز اقتصادي خارج شده و با مسائل راهبردی در سطح كلان بين‌المللي گره خورده است كه حتي از حد و اندازه بازي منطقه‌اي بسيار فراتر مي‌رود. اما فهم عربستان سعودي از اين رويكرد روسي، تنها به چند میلیارد دلار قد مي‌كشد. پرسش تعجب‌برانگيز اين است كه چنين پيشنهادي را امنيتي‌ترين مقام سعودي ارائه مي‌دهد، بدون آنكه از بازي امنيتي روسيه در سوريه براي برداشت راهبردی بين‌المللي، تصور چنداني داشته باشد.
آمريكا به‌عنوان يكي از حربه‌هاي پيش روي روس‌ها، ‌به اين ديدار بسيار دل بسته بود، اما همانگونه كه پيش‌بيني مي‌شد، نمي‌توان با دلار،‌ منافع راهبردی و فوق‌امنيتي روسيه را خريداري كرد. بازي فعلي روسيه و آمريكا جداي از مباحث و مسائل منطقه‌اي، در سطح بين‌المللي در حال انجام است كه قدرت آمريكا را به شدت به مخاطره انداخته است. اتفاقاً به همين منظور است كه چين نيز از دولت بشار اسد برخلاف رويكردهاي آمريكا حمايت مي‌كند. اين دو كشور به هر شكل خواهان كاهش و تضعيف قدرت آمريكا هستند و آن را در راستاي اهداف بلندمدت خود مي‌بينند. به همين دليل است كه هر دو كشور اصرار دارند كه در برابر قطعنامه‌هاي آمريكايي شوراي امنيت از سياست دو وتويي استفاده كنند. در غير اين صورت، يك وتو از هر كشور، ‌قطعنامه را كارآمد مي‌كند، اما اقدام دو وتويي داراي پيام مشخصي به آمريكا است.
اين رويكرد روسيه و نپذيرفتن پيشنهادهاي بندر بن‌سلطان براي مقامات آمريكا كه معناي آن را خوب مي‌فهمند، بسيار گران تمام شده است. به همين منظور تنها پس از يك هفته، باراك اوباما بسيار برآشفته و با بهانه كردن اعطاي پناهندگي به «ادوارد اسنودن» از سوي روسيه، عليه ولاديمير پوتين سخن گفته و به وي حمله كرده است. باراك اوباما طي يك كنفرانس خبري در كاخ سفيد گفت كه تلاش مي‌كند تا ولاديمير پوتين از رفتن به سمتي كه بار ديگر به جنگ سرد منجر مي‌شود، بپرهيزد. در جنگ سرد اول، شوروي سابق (روسيه) بازنده ماجرا نام گرفت، اما اين بار، آمريكا است كه از ورود به آن فضا هراسان است، به اين دليل كه از موقعيت خطرناك خود و وضعیت پيش‌رونده روسيه و چين آگاه است. اوضاع آمريكا چنان متزلزل است كه آمريكا حتي روي عربستان نيز نمي‌تواند حساب باز كند، چنانكه مشوق‌هاي رياض نتوانست مسكو را در برابر سوريه قرار دهد.


از نگاه دیگران

آينده‌پژوهي منطقه عربي
با وزش نسيم انقلاب‌هاي عربي و سقوط ديكتاتورهاي كشورهاي عربي شهروندان عرب به زندگي جديدي اميدوار شدند. نيروهاي انقلابي بر گزينه دموكراسي به‌عنوان اصل تبادل قدرت توافق كردند و جنبش‌هاي اسلامگرا در برخي مناطق پيشرفت قابل ملاحظه‌اي نمودند و در برخي مناطق نيز متحمل شكست شدند. اما اين انتقال قدرت دموكراتيك با چالش نبودن فرهنگ دموكراسي در ميان مردم روبه‌رو شد و نيروهاي انقلابي نيز با دولت‌هاي پشت‌پرده‌اي مواجه شدند كه اقدام به كودتا عليه انقلاب مي‌كردند و علاوه بر آن از طرف كشورهايي كه هنوز موج انقلاب به آن نرسيده حمايت مي‌شدند. در اين هنگام اوضاع دگرگون شد و پول كشورهاي حاشيه خليج‌فارس در حمايت از اشخاص و احزاب و نه دولت‌ها به حركت در آمد و به اين ترتيب بنگاه‌هاي رسانه‌اي شروع به سم‌پاشي كردند و فساد بالا گرفت تا جايي كه برخي كشورها دچار نابساماني و حتي جنگ داخلي شدند. اين وضعيت سبب طرح سؤالات متعددي مي‌شود.
اين سؤال كه حقيقت ايجاد نابساماني در منطقه عربي چيست و چه آيند‌ه‌اي براي منطقه متصور است؟
كشورهاي غربي از موفقيت تجربه دموكراسي در كشورهاي انقلاب هراس دارند و به اين ترتيب هر آنچه در توان دارند براي به شكست كشاندن اين تجربه به كار مي‌گيرند. آن‌ها در اين مسئله با حكومت‌هاي پشت‌پرده و نخبگان سياسي و رسانه‌هايي كه از طريق انتخابات منافع‌شان تأمين نشده است نقطه اشتراك پيدا كردند و به اتفاق يكديگر طرح نابسامان و اغتشاش را به راه انداختند. امري كه زندگي شهروندان را مستقيماً تحت تأثير قرار مي‌دهد و آن‌ها را به سمت تنفر از دموكراسي سوق مي‌دهد و سبب مي‌شود آن‌ها را به اين نتيجه برساند كه حكومت‌هاي تمامیت‌خواه پیشین آن‌ها از اين حكومت‌هاي تازه، به مراتب بهتر بودند.
علاوه بر اين، كشورهاي غربي نيز كه تلاش داشتند كشتي اراده مردمي را به سمت خود هدايت كنند ولي نتوانستند؛ به اقدامات مخفيانه براي غرق كردن اين كشتي مبادرت ورزيده‌اند و حتي در برخي از كشورها هم موفق به انجام اين كار شده‌اند. شايد مسئله اصلي اين مدعيان دموكراسي، نگراني ايشان از طرح تمدن اسلامي باشد. در اين رابطه بايد به ناچار به برخي از اشتباهات جريان اسلامگرا نيز اشاره كرد. بايد رفتار اين جريان را اصلاح كرد و اين نكته را مدنظر قرار داد كه اركان طرح تمدن اسلامي، بر وحدت مذاهب و قوميت‌هاي مختلف قرار دارد.
در اين راستا بايد روابط اخوان‌المسلمين و ايران احيا و بازسازي شود و اخوان به نقش‌آفريني در تقريب مذاهب اسلامي بپردازد. اين امر پيام قدرتمندي به برخي طرف‌هاي طبيعي است كه عليه مباني و هويت‌هاي اخوان كودتا كرده‌اند.
آينده منطقه عربي بسيار پيچیده است و چالش‌هاي خطرناكي پيش‌روي آن نهفته است. در همه اين شرايط، ضعف منطقه و تضمين برتري اقتصادي، سياسي، نظامي رژيم صهيونيستي وجود دارد كه راه آن را براي نفوذ بيشتر در منطقه فراهم مي‌كند. حتي شايد برخي از گروه‌هاي جامعه عربي در مقابل دستيابي به قدرت، پيشنهادهاي اين رژيم را نيز بپذيرند. اما در اين ميان نيروهاي پويا و زنده‌اي نيز هستند كه ممكن است مشروعيت و نقاط قوت خود را بازيابند و اين بار در سازش‌ها و مواضع راهبردی خود تجديدنظر كنند.
در اين رابطه اين سؤال مطرح مي‌شود كه آينده حكومت اسلامگرايان در منطقه چگونه خواهد بود؟
آينده حكومت اخوان در مصر پس از تحولاتي كه اخوان آن را كودتا قلمداد كرده و جريان‌هاي مدني آن را موج انقلابي مي‌دانند؛ منوط به سه شرط اصلي است:
1ـ تداوم حركت مسالمت‌آميز مردمي در ميادين عمومي
2ـ بازنگري در نقش ائتلاف‌هاي منطقه‌اي اخوان، به طوري كه كشورهاي حاشيه خليج‌فارس را تحت فشار قرار دهد.
3ـ پذيرش نتايج بازي دموكراتيك.
منبع: فلسطين آن‌لاين
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 586

اوباما مستقیم با ایران مذاكره كند
فارس (23/5/1392): نماینده مسلمان كنگره آمریكا ضمن انتقاد از تحریم‌ها علیه ایران، مذاكره مستقیم میان تهران و واشنگتن را خواستار شد. «كیت الیسون» نماینده دموكرات كنگره آمریكا در مصاحبه با پایگاه خبری «المانیتور» مذاكره مستقیم میان رؤسای‌جمهور ایران و آمریكا را خواستار شد. وی در سال 2006 اولین مسلمانی بود كه به كنگره آمریكا راه یافت. این نماینده سیاه‌پوست مینسوتا در كنگره اخیراً از غزه هم بازدید كرده است. الیسون كه یكی از مخالفان تحریم‌های ایران است، می‌گوید دولت آمریكا باید طرحی برای خلع‌سلاح در خاورمیانه [غرب آسیا] و همین‌طور در جهان ارائه كند.
احساس خطر آمریكا از روابط تهران ـ خارطوم
ایسنا (23/5/1392): آمریكایی‌ها نسبت به «خطر نزدیكی روابط تهران ـ خارطوم» هشدار دادند.
ناظران آمریكایی نسبت به آنچه از آن به‌عنوان «خطر شور و حرارت ایجاد شده در روابط خارطوم ـ تهران» نامیدند، به دولت سودان هشدار دادند. روزنامه‌ آمریكایی هافینگتن‌پست به نقل از این ناظران نوشت كه این روابط منافع سودان را به‌ویژه در روابطش با واشنگتن و كشورهای حوزه خلیج (فارس) تهدید می‌كند. این روزنامه در ادامه نوشت، حركت ایجاد شده در شراكت استراتژیك فعلی میان ایران و سودان پیامدهای منفی را برای سودان به خارطوم به همراه دارد.
تحریم‌ها تشدید نشود، ایران هسته‌ای خواهد شد!
فارس (23/5/1392): دو نفر از نمایندگان برجسته آمریكا در مقاله‌ای در یك روزنامه آمریكایی ضمن اعمال فشار برای تشدید تحریم‌ها علیه برنامه هسته‌ای ایران تصریح كردند كه بدون وجود تحریم‌های شدیدتر، ایران هسته‌ای خواهد شد. به گزارش روزنامه آمریكایی «وال‌استریت ژورنال»، «مارك كرك» و «الیوت انجل»، دو نفر از نمایندگان كنگره ضمن تأكید بر تشدید تحریم‌ها علیه برنامه هسته‌ای ایران خاطرنشان كردند: در صورتی‌كه تحریم‌ها علیه ایران تشدید نشود، ایران هسته‌ای خواهد شد. بسیاری از نمایندگان كنگره بر این باورند كه تحریم‌های شدیدی كه در چند سال گذشته از جانب كنگره به تصویب رسیده است موجب تغییر در حاكمیت ایران شده است و یك رئیس‌جمهور تندرو به نام «محمود احمدی‌نژاد» را با «حسن روحانی» جایگزین كرده است. وال استریت ژورنال ادامه داد كه كنگره آمریكا بر این باور است كه روحانی یك میانه‌رو است كه برای ورود به مذاكرات ناب با غرب درباره برنامه هسته‌ای ایران تمایل دارد.
ادعاها علیه ایران واهی است
ایسنا (22/5/1392): خبرنگار تحقیقی مشهور آمریكایی در گزارشی طرح اتهام‌ علیه جمهوری اسلامی ایران در حادثه آمیا را مبتنی بر ادعاهای گروهك تروریستی منافقین خواند. گرت پورتر، روزنامه‌نگار تحقیقی آمریكا، درباره اتهامات وارده به ایران در زمینه حادثه آمیا و ارتباط آن با گروهك تروریستی منافقین تأكید كرد كه متن كامل قرار بازداشتی كه آلبرتو نیسمان، دادستان آرژانتین، در سال 2006 علیه مقامات ایرانی صادر كرد، فاش می‌كند كه كل این ادعانامه بر اساس اتهامات گروهك منافقین تنظیم شده است. پورتر در این گزارش می‌افزاید: «نیسمان از هیچ منبعی غیر از گروهك تروریستی منافقین درباره وقوع این حادثه نقل قول نكرده است.»
نگراني واشنگتن در خصوص افزايش همكاری مسكو ـ تهران
باشگاه خبرنگاران (22/5/1392): استاد روابط بين‌الملل در آمريكا از نگراني واشنگتن در خصوص افزايش حمايت‌هاي مسكو از تهران خبر داد. ادموند غريب درباره آينده همكاري واشنگتن ـ روسيه در مسائل خاورميانه خاطرنشان كرد: با گذشت زمان زيادي از آغاز بحران سوريه و تلاش‌هاي متعدد دو كشور آمريكا و روسيه به منظور يافتن راه‌حل مسالمت‌آميز براي اين بحران اكنون به نظر مي‌رسد دو كشور به توافق چنداني در اين باره دست پيدا نكرده‌اند، برای نمونه مسكو اصرار دارد كه ايران به كنفرانس ژنو 2 دعوت شود، اما از طرف ديگر واشنگتن با ايران به‌عنوان كشوري كه نقش منفي در بحران سوريه دارد، برخورد مي‌كند و با اين خواسته مسكو مخالفت كرده است. وي با اشاره به موضوع ايران در روابط آمريكا ـ روسيه گفت: واقعيت اين است كه آمريكا از متمايل شدن روسيه به طرف ايران و افزايش حمايت‌هاي مسكو از تهران به شدت نگران است.
پاليسي ميك: آمريكا بايد مانع سفر پوتين به ايران شود!
باشگاه خبرنگاران (24/5/1392): يك مؤسسه آمريكايي به مقامات واشنگتن درباره عواقب سفر پوتين به ايران و گرم شدن روابط مسكو ـ تهران هشدار داد. پايگاه اينترنتي «پاليسي ميك» در گزارشي اعلام كرد آمريكا بايد نگران سفر آتي ولاديمير پوتين رئيس‌جمهور روسيه به ايران باشد. پوتين و دكتر روحاني در حاشيه نشست كشورهاي عضو سازمان همكاري‌هاي شانگهاي نيز ديدار خواهند كرد. قرار است اين ديدار سيزده سپتامبر در شهر بيشكك پايتخت قرقيزستان انجام شود.


هویت 316

هلند: سوءاستفاده مقامات از قدرت عليه مردم
یكی از مهم‌ترین مسائلی كه در زمینه نقض حقوق بشر در جامعه هلند قابل مشاهده است بدرفتاری‌های مقامات و سازمان‌های دولتی این كشور و سوءاستفاده از مقام و جایگاه و اختیارات قانونی خود برای بهره‌گیری و دسترسی به خواسته‌های خود در تعامل با سایرین است.موارد متعددی از ارتكاب اعمال غیرقانونی و بی‌اخلاقی‌های رفتاری در میان مقامات و دستگاه‌ها و سازمان‌های اجرایی این كشور چه در داخل هلند و چه در خارج از این كشور طی سال‌های اخیر در رسانه‌های داخلی و بین‌المللی بازتاب داشته است. این موارد، طیف وسیعی از اعمال رفتارهای خشونت‌آمیز در حق اتباع دیگر كشورها از سوی نیروهای نظامی هلند كه در مأموریت‌های بین‌المللی در سایر كشورها فعالیت می‌كنند، تا سوءاستفاده‌های اخلاقی برخی شخصیت‌ها و مقامات این كشور از زنان و كودكان را در بر می‌گیرد كه رسوایی‌هایی را برای هلند به دنبال داشته است.
فرانسه: ممنوعيت حجاب در دانشگاه‌ها
به بهانه رفع تنش‌های مذهبی در میان دانشجویان استفاده از حجاب اسلامی در دانشگاه‌های فرانسه ممنوع می‌شود.شورای عالی یكپارچگی فرانسه كه هزینه‌هایش را دولت فرانسه تأمین می‌كند، استفاده از حجاب اسلامی از سوی زنان مسلمان در دانشگاه‌های این كشور را لغو مي‌كند. در گزارشی كه توسط این شورا تهیه شده، ده راهكار برای كاهش تنش‌های مذهبی در میان دانشجویان در دانشگاه‌های فرانسه پیشنهاد شده است. یكی از راهكارهای پیشنهادی ممنوعیت استفاده از نمادهای مذهبی توسط دانشجویان پیرو ادیان مختلف در دانشگاه‌ها است. دولت فرانسه قصد دارد با دستاویز قرار دادن مسئله تنش‌های مذهبی در میان دانشجویان دانشگاه‌های این كشور استفاده از حجاب توسط دانشجویان مسلمان را ممنوع كند. در سال 2004 پارلمان فرانسه با تصویب قانونی استفاده از حجاب اسلامی در اماكن عمومی را منع كرد، اما محیط‌های دانشگاهی را از این قانون مستثنی كرد، كه در گزارش شورای عالی یكچارچگی ادعا شده است اجرای این قانون در سال‌های گذشته موجب كاهش تنش‌های مذهبی در جامعه فرانسه شده است و با همین بهانه قصد دارد این بار این قانون را در دانشگاه‌ها هم عملی كند.
كانادا: نقض گسترده حقوق زندانيان
نهادهاي مدني به‌تازگي درباره افزايش بيش از حد شمار زندانيان كانادايي ابراز نگراني كردند و تأكيد دارند اين روند تأثيرات منفي از جمله تفكیك و تبعیض نژادی بین زندانیان را به همراه خواهد داشت. اين در حالي است كه داده‌هاي جديد اداره خدمات تأديبي كانادا نشان مي‌دهد شمار زندانياني كه به سلول‌هاي انفرادي فرستاده مي‌شوند، در دهه گذشته افزايش يافته است. بر اساس اين آمار، هفت هزار و 137 نفر بين سال‌هاي 2003 تا 2004 به سلول‌های انفرادي فرستاده شدند. با اين حال، اين رقم بين سال‌هاي 2012 تا 2013 به هشت‌هزار و 221 نفر افزايش يافته است. اين در حالي است كه دوسوم زندانيان برخي زندان‌هاي كانادا را بوميان اين كشور تشكيل مي‌دهند.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

واکاوی تحولات خونین مصر
کودتا چهره اصلی خود را آشکار کرد

هادی محمدی

تجربه چند دهه حكومتداری نظامیان در مصر، آن‌چنان ظرفیتی از توان مدیریت امنیتی ـ سیاسی در مصر ایجاد كرده است كه به اعتراف دوست و دشمن، مراحل پایانی حكومت مبارك و دو سال و نیم پس از آن با مهارت از سوی نظامیان به نحوی مدیریت شده كه هم، زمام امور حاكمیتی را از دست نداده‌اند و هم در بزنگاه‌های دقیق زمانی به نقش‌آفرینی پرداخته‌اند. با اینكه نظامیان مصری از تجربه كافی برخوردار بوده و همواره از نصایح و رایزنی‌های دوستان خود در آمریكا، رژیم صهیونیستی و تعاملات بین عربی بهره برده‌اند، در عین حال نمی‌توان نادیده گرفت كه وضعیت جدید و پیچیدگی‌های آن از سقف مهارت‌های نظامیان فراتر رفته و موجب شده تا رفتارهای كلاسیك برای مدیریت كلان اوضاع و تحولات مصر، پاسخگویی كافی نداشته و زمام امور از دست برود و كنش‌های عصبی و كنترل‌نشده از خود نشان دهند.
اگرچه آنچه در روز چهارشنبه گذشته در قاهره و سپس در شهرهای بزرگ مصر روی داد، از قبل پیش‌بینی شده بود ولی موجب یك تطور و تحول بزرگ در وضعیت مصر گردید و بر مشكلات نظامیان حاكم افزود. كودتای نظامیان به ریاست ژنرال السیسی كه از 30 ژوئن (یك ماه و نیم پیش) و با عنوان زیركانه پاسخ‌گویی به مطالبات مردم در اعتراض به حكومت مرسی و اخوان شكل گرفت، خود را در ژست و جایگاه انقلابی و نجات انقلاب مصر معرفی كرد تا بتواند، جریان رقیب اخوانی را ارتجاعی و در مسیر واپسگرا نشان دهد. البته در یك سال حكومت اخوانی‌ها، سیستم هوشمند رسانه‌ای، به خوبی از داخل و خارج مصر بر ضعف و خطاهای استراتژیكی و تاكتیكی حكومت اخوانی متمركز شده و با بزرگ‌نمایی آن، چهره‌ای غیر قابل تحمل از این جریان تصویر كرده بود. نظامیان در یك سال و نیم از آغاز بیداری در مصر، برای متلاشی كردن جبهه معترضان و انقلابی‌ها، ترفند توافق با اخوان و حذف بقیه گروه‌ها را به كار بستند تا در مرحله جدید و پایان تاریخ مصرف اخوانی‌ها، وارد میدان شده و در یك حركت و بازگشت به عقب، اوضاع را به شكل كامل در قبضه قرار دهند. این بار با كمك و تكیه بر ساده‌انگاری گروه‌های انقلابی، چپ‌گرا و ناصریست كه بسیار كوچك‌تر از حجم و كمیت اخوانی‌ها بودند و با پرچم نجات انقلاب به صحنه آمدند و حكومت ناكارآمد و خطاكار اخوانی را به راحتی به زیر كشیدند و نام كودتای نظامی را حكومت نجات ملی نهادند و با تعیین نقشه راه و حكومت و كابینه‌ای از عناصر دوره مبارك، بر اوضاع مسلط شدند. این كودتا بر خلاف مناسبات چند دهه گذشته با آمریكا، در یك طراحی و هماهنگی با رژیم صهیونیستی و عربستان كه در عقبه پنهان آن انگلیس نیز قرار داشت، به وقوع پیوست. دلیل آن، این بود كه آمریكا از همان ابتدای بیداری و انقلاب در مصر، خود را در مقابل یك پدیده منطقه‌ای، متشكل و اسلامگرا می‌دید كه در صورت مدیریت، قابلیت به استخدام در آمدن برای فرسایش تفكر انقلاب اسلامی را داشت. به همین سبب با توافقات اصولی و كلان با اخوان، تعامل و همكاری و حمایت از اخوان را به اجرا گذاشت. در حالی كه صهیونیست‌ها و سعودی‌ها در نقطه مقابل تفكر آمریكایی‌، امكان تحمل اخوان‌گرایی در حكومت مصر و یا نمونه‌های منطقه‌ای آن را نداشتند. محل تلاقی صهیونیست‌ها و عربستان با نظامیان مصر، در همین نقطه بود، به ویژه اینكه نظامیان و محور اصلی قدرت در مصر، از قربانی شدن در قبال توافق آمریكایی و اخوانی‌ها نیز نگران بودند.
به همین دلیل با وقوع كودتای 30 ژوئن در مصر كه با فراخوان تمرد و شورش و اولتیماتوم از پیش و توسط ژنرال السیسی صورت گرفت، آمریكایی‌ها در وضعیت متحیر و سرگشته قرار گرفتند و مواضع تأخیری و محتاطانه‌ای از خود نشان دادند، در حالی كه صهیونیست‌ها و سران انگلیس كاملاً بر اوضاع مسلط بوده و حتی در مقابل اعتراضات درون كنگره آمریكا ایستادند.
پیش‌بینی سران كودتا و حامیان آن‌ها این بود كه با فراخوان مردمی صورت گرفته از 30 ژوئن و روزهای پس از آن، اخوانی‌ها در وضعیت انفعال و روند فرسایش قرار گرفته، ناچار به عقب‌نشینی خواهند بود. این‌گونه پیش‌بینی می‌كردند كه اخوانی‌ها با كارنامه ناموفق و تصویر تخریب‌شده‌ای كه از خود باقی گذاشته‌اند و یا برای آن‌ها درست شده، قدرت چالش‌سازی برای حكومت جدید را ندارند. رویدادهای یك و ماه نیم گذشته برخلاف این تصور و پیش‌بینی‌ها بود و هم مخالفان قبلی با سرعت از میدان‌ها خارج شدند و هم توان بسیج عمومی اخوان، پایداری و استمرار جدی از خود نشان داد و در عمل به چالش‌سازی و مشروعیت‌زدایی از حكومت كودتا پرداخت. در درون جبهه نجات ملی كه در واقع پیاده‌نظام جدید برای حكومت كودتا بودند، خروج از اجماع و تشكیل خط سوم آغاز شد و استفاده ابزاری از البرادعی كه تنها شخصیت شناخته‌شده از جمع گروه‌های لیبرال و معترض بود نیز با سرعت چهره نشان داد. حكومت كودتا بر این تجربه تكیه داشت كه برای ریشه دواندن حكومت، نیاز به ثبات امنیتی و اجتماعی و سیاسی دارد و این كار از طریق حذف رقیب امكان‌پذیر است و لذا ممانعت از تجمع اخوانی‌ها و گروه‌های اسلامگرای هم‌پیمان با آن‌ها كه در میدان النهضه و رابعه العدویه در مقابل میدان التحریر مستقر بودند، در دستور كار نظامیان قرار گرفت. هشدارها و اولتیماتوم‌ها و خط و نشان‌های نظامیان و حكومت عدلی منصور برای پایان دادن به اعتراضات اخوانی‌ كه در شهرهای بزرگ مصر هم تكرار می‌شد، بی‌فایده بود. عدم‌رضایت‌مندی دیگر كشورها از رفتار كودتایی در قبال حكومت مرسی كه ناشی از صندوق‌های رأی بود و درخواست برای آزادی وی كه تقریباً همه نمایندگان اعزامی از غرب و یا آفریقا در قاهره با وی در زندان ملاقات كردند، نقطه فشار روانی برای نظامیان بود. به همین دلیل حتی در برخی از سناریوها و یا طرح‌های آشتی، آزادی مرسی در قبال پایان دادن به اعتراضات خیابانی شایع شد كه اخوانی‌ها آن را رد كردند.
حكومت نظامیان، هم در اردوكشی خیابانی و هم در فضای سیاسی و دیپلماتیك نتوانست به توفیق برسد و حكومت منصوب نیز می‌بایست براساس نقشه راه اعلام شده در زمان كودتا برای تدوین قانون اساسی جدید و انتخابات آماده شده و ارائه كارنامه موفق از ضروریات آن بود. اگرچه از همان ابتدا عربستان و امارات جای قطر را گرفتند و سرمایه‌داران فراری دوره مبارك وعده‌های میلیاردی برای سرمایه‌گذاری در مصر دادند و صندوق جهانی كه تا به حال از دادن قرض‌ مالی به مرسی طفره می‌رفت، آماده پرداخت كمك شد، با این حال اوضاع اقتصادی مصر كماكان مسیر بحرانی را ادامه داد و چشم‌انداز آن نیز در كارنامه عدلی منصور به مؤلفه قابل مانور تبدیل نشد. تشكل‌های جوانان، گروه‌های سیاسی و انقلابی كه در اعتراض به كاركرد حكومت اخوانی به پیاده‌نظام حكومت كودتا تبدیل شده بودند، تدریجاً مواضع خود را در رفتارهای سركوبگرانه و غیرقانونی نظامیان و حكومت منصوب آن، متمایز كردند.
مسئله مهم در كشمكش‌ سیاسی موجود در مصر این است كه هر دو سوی منازعه قدرت تحمل طرف مقابل را ندارد ولی حاضر است آن را در زیر مجموعه خود بپذیرد. اخوانی‌ها، در شعار «مشروعیت قانون»، بازگشت كامل به قدرت و حذف ژنرال السیسی را می‌خواهند و بدیهی است كه نگاه و ارزیابی امروز آنان به نظامیان و تاحدودی آمریكا، متفاوت از پیش خواهد بود. نظامیان و حكومت دست‌نشانده آنها هم، بازگشت اخوان به ركن حكومتی را پایان نفوذ و قدرت حاكمیتی برای خود می‌دانند و با هزینه‌های كودتای نظامی از مقبولیت گذشته برخوردار نیستند.
اگر نظامیان در یك سال و نیم ابتدای انقلاب در مصر، با حفظ وجاهت، خود را حامی مردم و انقلاب معرفی می‌كردند، با مطرح شدن اتهام مرسی در دادگاه، مبنی بر اینكه وی به اتهام فرار از زندان مبارك و همكاری با حماس در غزه محاكمه خواهد شد، خط بطلان بر ادعاهای حمایت از انقلاب كشیدند، چرا كه مرسی به اتهام خیانت به انقلاب در همكاری با رژیم اشغالگر قدس و آمریكا محاكمه نمی‌شود، بلكه به دلیل فرار از زندان مبارك مجرم شناخته می‌شود.
سناریوی مطلوب آمریكایی و اروپایی در مصر، این است كه در یك طرح تعدیل شده از نقشه راه نظامیان، توافق جدیدی با اخوان صورت پذیرفته و تنش موجود، با حضور اخوان در بخشی از حكومت فعلی پایان یابد. در زمان مبارك نیز به دلیل پایگاه مردمی اخوان، پذیرفته بودند كه نمایندگانی از اخوان در پارلمان مصر حضور داشته باشند ولی حكومت و حاكمیت از این حضور متأثر نباشد. طرف‌های صهیونیستی و سعودی سناریوی متفاوتی را برای مصر قبول دارند. این سناریو دارای لایه‌های متفاوت و شرایط حداقلی و حداكثری است. در بهترین شرایط و سناریوی حداكثری، یك اخوان سركوب شده كه امتیازات جدیدی بدهد و تضمین‌های اولویت‌دار رژیم صهیونیستی در روند سازش را ارائه كند و به‌شكل فعال‌تری در رویكردهای منطقه‌ای صهیونیستی- سعودی مشاركت كند، قابل تحمل خواهد بود. اگر این سناریو امكان‌پذیر نباشد، فرو رفتن مصر در منازعه پرشدت داخلی و شكل‌گیری جنگ داخلی و نابودی ارتش و اخوان‌المسلمین، یك اولویت و منفعت راهبردی برای رژیم صهیونیستی و عربستان و جریان وهابیت خواهد بود و امكان تولید مزیت‌های جدید را نیز برای آنها فراهم می‌كند.
برای نمونه با شكل‌گیری جنگ داخلی در مصر، مقدمه طرح خطرناك صهیونیستی برای اشغال صحرای سینا كه در ژست حمایت از ارتش و سركوب سلفی‌ها در این منطقه اجرا می‌شود، فراهم خواهد شد. حمله اخیر پهپادهای رژیم صهیونیستی به مناطقی در سینا كه با اغماض حكومت نظامیان نیز مواجه شد، یك آزمون برای مراحل بعدی است. صحرای سینا به‌جز مزیت‌های اقتصادی، آبراهی، امنیتی، دارای ویژگی‌ بازی‌سازی برای طرح‌های صهیونیستی نیز است و ابزاری برای یك ایده صهیونیستی است تا «وطن فلسطینی» را در سینا معرفی كند و سیاست مهاجرت گسترده را علیه فلسطینی‌ها به اجرا بگذارد.
در شرایط حداقلی در سناریوی صهیونیستی ـ سعودی، ادامه بی‌نتیجه بحران در مصر مطلوب است، به نحوی كه امكان مدیریت در واگرایی در میان گروه‌های رقیب فراهم شود و ظرفیت‌های مصر به كاركرد خارجی متوجه نشود، بلكه از طریق تشویق جریان‌های سلفی وابسته به عربستان، كارخانه تولید جریان‌های افراطی برای ایجاد یك ارتش از افراطیان كه كاركرد جریان‌سازی منطقه‌ای دارند و در مناطق گوناگون قابل به‌كارگیری هستند، ایجاد شود. این ارتش تكفیری باید مجری و زمینه‌ساز اجرای سیاست‌های منطقه‌ای مشترك صهیونیستی ـ سعودی در منطقه با هدف فرسایش قدرت‌های رقیب و به‌ویژه در جبهه مقاومت باشد. نمادهایی از این پدیده خطرناك هم‌اكنون در سوریه و عراق و تا حدودی در لبنان مشاهده می‌شود و همانند یك «ارتش لحد» و به‌عنوان سپر دفاعی و امنیت‌ساز برای رژیم صهیونیستی و منافع سعودی عمل خواهد كرد.
به همین دلیل این پروژه در تمامی شمال آفریقا و حكومت‌های اخوانی مصر، لیبی، تونس در حال پیگیری و وقوع است. فصل مشترك سناریو و مطلوبیت غربی و صهیونیستی و سعودی این است كه اولاً اخوان از جرگه بازیگر همكار خارج نشود و در یك توافق جدید، بخشی از كارت‌های بازی و برنامه‌ حكومتی در مصر باقی‌بماند. ثانیاً این تشكل پرقدرت، در پیوند با شباب، گروه‌های انقلابی و سیاسی داخل مصر و یا جبهه منطقه‌ای مقاومت قرار نگیرد و در یك فاصله آشكار با آنها رفتار كند، از این رو آنچه تحت‌عنوان ضرورت آزادی مرسی و رعایت حقوق دموكراتیك و آشتی از سوی غرب مطرح می‌شود، در این راستا قابل تفسیر است. از نگاه غرب، اخوانی‌ها نباید از تعامل و تفاهم با غرب مأیوس شوند و از چارچوب تعهدات اساسی كه منافع آنها در خاورمیانه را تأمین می‌كند، بیرون بروند. اگر چه تردیدهای اولیه در تفكر و رویكرد اخوان درخصوص توافقاتی كه با ارتش مصر و یا سپس با آمریكا كرده‌اند شكل گرفته، ولی تا زمانی كه یك بلوغ سیاسی و درك عمیق از ماهیت ارتش مصر و غرب و بازی‌های بزرگ آنان در راهبردهای اخوانی مشاهده نشود و رسوبات تاریخی در تفكر اخوانی در قبال اندیشه‌های چپ و ناصریست و مردمی در مصر، جای خود را به همكاری و همزیستی ندهد، بحران رفتاری اخوان امكان امتداد خواهد داشت. وضعیت فعلی در مصر كه با سركوب اخوان در دو میدان النهضه و رابعه‌العدویه و نقاط دیگر قاهره و برخی شهرهای مهم مصر از صبح چهارشنبه آغاز شده، وضعیت را پیچیده‌تر كرده و شاید بتوان گفت، از كنترل طراحان آن نیز خارج شده است. ارتش و دستگاه پلیس و نیروهای امنیتی، به‌جای رفتار ماهرانه گذشته، در وضعیت عصبی و انفعالی قرار گرفته‌اند و به میزان استمرار وضعیت فعلی با خسارت مشروعیت و مقبولیت مواجه خواهند بود و كنترل اوضاع را از دست می‌دهند. اگر تا پیش از كشتار روز چهارشنبه كه آمارهای گوناگونی از كشته‌ها و زخمی و دستگیرشدگان از چند صد و تا چندهزار نفر را شامل می‌شود، زمینه‌های یك گفت‌وگوی سیاسی و تفاهم امكان‌پذیر بود، با سركوب نظامی و امنیتی به وقوع پیوسته، از مسیر هموار و‌ آرامی عبور نخواهد كرد، چرا كه اخوان نیز امكان عقب‌نشینی و پاسخگویی به افكار عمومی و طرفداران خود را نخواهد داشت و گروه‌های افراطی و اسلامگرا وارد مرحله جدیدی در تقابل خواهند شد. نكته مهم این است كه عقب‌نشینی اخوان احتمال فروپاشی آن را به‌شدت قوت می‌بخشد و جریان‌های جدیدی از درون اخوان بیرون خواهند آمد. ارتش نیز تاب و تحمل عقب‌نشینی ندارد و جایگاه خود را در حاكمیت پنهان مصر از دست می‌دهد.
آنچه در روز چهارشنبه در قاهره با سركوب خونین معترضان شكل گرفت، حتی از سوی غربی‌ها (به شكل عام) محكوم شده و نگران‌ساز قلمداد شده است، كه امكان كنترل و عدم استمرار آن چندان زیاد نیست. اگر چه تلاش‌های قبلی برای آشتی و گفت‌وگو بین اخوان و ارتش و یا حكومت، از سرگرفته می‌شود، ولی اصلی‌ترین دام برای اخوان در اوضاع فعلی این است كه بار دیگر در سناریوی موجود بازی كند و به‌جای تكیه بر جریان‌های انقلابی، به توافق با ارتش و حكومت كودتا بیندیشد. با اینكه باور امروز اخوان با یك سال گذشته درباره بازیگران داخلی و خارجی تغییر كرده، ولی تنها عامل بازدارنده برای اینكه اخوان وارد بازی از پیش‌باخته با ارتش و غرب نشود و در رویكردهای قبلی تجدیدنظر كند، قربانیان و خون‌های ریخته شده در روز چهارشنبه و یك‌ماه و نیم گذشته است. این بدان معنا نیست كه برای پایان دادن به اوضاع فعلی به مذاكره سیاسی وارد نشود، بلكه مهم‌ترین مسئله این است كه در هر مذاكره و برون‌رفت از بحران فعلی، اصول و مبانی جدیدی در تفكر اخوان شكل بگیرد و در اعتماد به طرف مقابل از گروه‌های انقلابی و مردمی داخل مصر و یا جبهه منطقه‌ای مقاومت فاصله نگیرد.
چشم‌انداز نزدیك رویدادهای مصر، یك دوره حداقلی از ادامه تنش فعلی را نشان می‌دهد كه به‌سادگی قابل كنترل نیست، چرا كه بازیگران داخلی و خارجی از سناریوهای متفاوتی تبعیت می‌كنند و خطرناك‌ترین حالت در اوضاع فعلی، رفتن به سمت یك جنگ داخلی است كه در اولویت‌های صهیونیستی و سعودی، مطلوب ارزیابی شده است. فرو ریختن دیوار بی‌اعتمادی بین اخوان و گروه‌های انقلابی، شباب و ناصریست و چپ، می‌تواند سرآغاز پتانسیل‌سازی جدید در انقلاب مصر و استمرار آن باشد.


نگاه یک
علی اسماعیلی

غرب؛ بازنده اصلی
هفته‌ای که گذشت بازار تحلیل رسانه‌های غربی به‌ویژه آمریکایی درباره نحوه تعامل دولتمردان آمریکایی‌ با دولت جدید ایران بسیار داغ بود و در حالی که بسیاری از رسانه‌های این کشور همچنان بر روند تقابل و فشار بیشتر بر ایران به‌ویژه در بحث هسته‌ای تأکید می‌کردند، برخی رسانه‌ها و کارشناسان سیاسی زیرک آمریکایی که واقعیات ایران و جهان را بهتر و درست‌تر می‌بینند از دولتمردان آمریکایی می‌خواستند که با توجه به این واقعیات، با دولت ایران باتعامل و به‌صورت صحیح مذاکره‌ کنند. این گروه از کارشناسان با انتقاد از رفتار متناقض و غیرخردمندانه دولتمردان و نمایندگان کنگر‌ه‌شان از آنان می‌خواستند از فرصت به‌دست آمده (روی کارآمدن آقای روحانی) استفاده کرده و مشکلات فی‌مابین ایران و آمریکا را حل کنند. در همین راستا «پل‌پیلار» نویسنده و کارشناس آمریکایی در مقاله‌ای با انتقاد از تصویب قانون جدید کنگره که با نام «قانون منع ایران هسته‌ای» است ـ که با حمایت لابی‌ صهیونیستی آیپک انجام شده- این قانون را به سخره گرفته و آن را بالعکس؛ «قانون رشد ایران هسته‌ای» می‌نامد! همچنین در هفته گذشته «گروه بین‌المللی بحران» آمریکا در گزارشی که منتشر کرد، به دول غربی چنین هشدار داد که؛ «کشورهای غربی نباید انتظار داشته باشند روحانی، امتیازاتی عمده برای آنان قائل گردد.»
همچنین «استفان والت» تحلیل‌گر و نظریه‌پرداز مشهور آمریکایی در یادداشت خود در وبلاگ شخصی‌اش نوشت: «فراموش نکنید که ایالات متحده آمریکا در مورد ایران به تهدید استفاده از زور متوسل شده است و سال‌ها است که اشکال مختلفی از اقدامات براندازانه را علیه ایران جلو برده است [ولی] ایران هنوز نگفته است «چشم عمو سام»! اصلاً هیچ اهمیت ندارد که کنگره بارها خواستار تغییر رژیم تهران شده است و ایران هم جواب ما را با ساخت سانتریفیوژهای بیشتر داده است.»! نظرات و تحلیل‌های واقع‌بینانه این کارشناسان آمریکایی نشان می‌دهد که آنها واقعیات موجود درباره ایران را به خوبی درک کرده‌اند و می‌دانند که جمهوری اسلامی به هیچ وجه از حقوق هسته‌ای خود - با وجود تهدیدات و تحریم‌ها و فشارها- کوتاه نخواهد آمد، به همین دلیل است که می‌بینیم آنها در تحلیل‌های‌شان، ضمن تمسخر برخی مصوبات دولتمردان‌شان، خروجی تهدیدات و فشارهای آمریکا علیه ایران را رشد و پیشرفت بیشتر ایران در بحث هسته‌ای می‌دانند.‌ حال این سوال مطرح است که پس چرا دولتمردان آمریکایی و نمایندگان کنگره و سنای این کشور، همچنان برتحریم‌ها افزوده‌اندو هنوز نیز با زبان زور و تهدید با ایران سخن می‌گویند. واقعیت این است که آمریکایی‌ها پس از روی کارآمدن دولت جدید و با این توهم که دولت روحانی اهل‌سازش بوده و از سویی، جریان فتنه مجدداً احیا شده و آنان می‌توانند با فشار از داخل و خارج، دولت جدید را مرعوب ساخته و وادار به امتیازدهی به غرب کنند، تحریم‌ها علیه ایران را افزایش داده‌اند، اما همانگونه که آقای روحانی نیز بارها تأکید کردند، زبان تحریم و فشار علیه ایران جواب نمی‌دهد و تا غرب از موضع برابر و محترمانه با ایران سخن نگوید و تا حق هسته‌ای ایران را به رسمیت نشناسد، مشکلات فی‌مابین ایران و غرب حل نخواهد شد. حقیقت این است که امروز ایران در مسیر غیرقابل برگشت هسته‌ای قرار دارد و فشارها و تهدیدات و تحریم‌ها، فقط بر پیچیدگی اوضاع بین غرب و ایران می‌افزاید و هیچ تأثیر دیگری در تغییر رویکرد هسته‌ای ایران نخواهد داشت. همانگونه که این کارشناسان آمریکایی نیز بر این باورند که غرب مجبور به کنار آمدن با دولت جدید ایران است و بازنده اصلی در بحث هسته‌ای، غرب به سرکردگی آمریکا خواهد بود. در پایان این گفته «استعفان والت» نظریه‌پرداز مشهور آمریکا نیز قابل تأمل است که می‌گوید: «تردید ندارم که اکثر سناتورها و سیاسیون مجلس نمایندگان، همان کسانی که اسناد خطرناک و البته احمقانه مصوبه هفته پیش (تشدید تحریم‌ها علیه ایران) را امضا کردند و هر کسی روی جرئت نمایندگان کنگره، به‌ویژه ‌در مورد مسائلی که به خاورمیانه مربوط باشد شرط ببندد، بازنده است.»


نگاه دو
علی حیدری

بدحجابی تقلید کورکورانه از الگوهای ناصحیح!
موضوع حجاب و عفاف و پدیده‌هایی چون بدحجابی و بی‌حجابی از مقولاتی است كه هر از چندگاه در سطح جامعه به‌ویژه در رسانه‌ها مطرح می‌شود. در بررسی علل و عوامل شیوع چنین پدیده‌ای، موارد ریشه‌ای وجود دارد از جمله؛ تضعیف باورها و اعتقادات مذهبی در برخی سطوح جامعه، تهاجم فرهنگی دشمن از طریق رسانه‌ها به‌ویژه شبكه‌های ماهواره‌ای، تقلید از الگوهای غربی و خارجی و بعضاً داخلی، ضعف و ناهماهنگی نهادهای اجتماعی و تصمیمات نادرست برخی مسئولان مربوطه كه هر كدام بحث و بررسی ویژه‌ای را می‌طلبد.
همان‌طور كه اشاره شد؛ یكی از عوامل مهم رشد بدحجابی و بی‌حجابی در میان جوانان و نوجوانان توجه به الگوهای بیگانه است. اما موضوع الگوپذیری فقط به نمادها و الگوهای خارجی محدود نمی‌شود، بلكه در سال‌های اخیر توجه نسل جوان به الگوهای داخلی در گروه‌‌های مختلف مانند ورزشكاران، هنرپیشه‌ها، خواننده‌ها و... نیز بیشتر شده است. اگرچه روی‌آوردن جوانان به الگوهای داخلی یك فرصت در عرصه فرهنگی و اجتماعی محسوب می‌شود، اما لازمه این امر، وجود الگوهای مناسب با فرهنگ و عقاید مردم است. كم نیستند ورزشكاران و هنرمندانی كه از شخصیت قابل قبول اجتماعی برخوردارند و دارای ظرفیت الگودهی به فرزندان این مرز و بوم هستند، اما در سایه غفلت متولیان فرهنگی و عدم‌حساسیت كسانی كه به‌دلیل حضور در عرصه‌های هنری و ورزشی به افراد شاخصی تبدیل شده‌اند، چهره‌ای دیگر از این افراد به‌ویژه هنرمندان در حال بروز و ظهور در جامعه است.
انتشار عكس‌های شخصی و خانوادگی كه در بیشتر موارد، بدون حجاب و در فضایی كاملاً خصوصی و یا در سفرهای خارجی آنان گرفته شده در پایگاه‌های اینترنتی و همچنین انتشار تصاویر آتلیه‌ای با رنگ و لعاب‌های فراوان ـ كه بیشتر مربوط به بازیگران زن است ـ چهره‌ای دیگر از این افراد كه تا پیش از این در قالب نقش‌های مختلف در سینما و تلویزیون برای مردم شناخته شده بودند، نمایان می‌سازد.
صرف‌نظر از اینكه، فضاسازی برای چنین فرایندی به هیچ‌وجه امری عادی و طبیعی نبوده، بلكه مطمئناً دست‌هایی در كار است تا چهره‌هایی شبیه هنرپیشه‌های غربی و حتی هالیوودی از هنرپیشه‌های كشورمان ارائه دهد، اما نكته مهم اینجاست كه تعدادی از این هنرمندان به این روند كمك می‌كنند. مانند مواردی كه بدون رعایت شئونات فرهنگی و دینی جامعه خود در جشنواره‌ها خارجی بدون حجاب حضور می‌یابند، در حالی‌كه نمایندگی جامعه اسلامی ایران را یدك می‌كشند! اظهارنظرهای بعضاً سست و بی‌پایه برخی از این افراد در خصوص مقولاتی چون حجاب، آزادی و... در مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای‌شان در داخل و خارج از كشور را هم می‌توان به این موارد اضافه كرد.
گذشته از انتشار غیر رسمی این تصاویر در سایت‌هایی كه بعضاً هم از آن سوی مرزها مدیریت می‌شود، متأسفانه برخی رسانه‌های رسمی داخل كشور نیز به مناسبت‌های مختلف اقدام به انتشار گزارش‌های تصویری نامناسب از حضور این افراد در جشنواره‌ها و جلسات نقد و بررسی و... می‌كنند كه خود همین اقدام هم سبب شده كه خواسته یا ناخواسته، مروج پدیده بد‌حجابی در جامعه باشند.
اگرچه طبق آنچه در مطلع كلام ذكر شد؛ پرداختن به موضوع بدحجابی علل و عوامل گوناگونی دارد، اما در مقوله الگوپذیری جوانان در بحث حجاب، به نظر می‌رسد در گام اول باید مسئولان و دست‌اندركاران امور فرهنگی و هنری كشور برای حفظ مبانی دینی و مواد قانونی مربوطه چارچوب‌هایی برای فعالان این عرصه‌ها پیش‌بینی كنند و پس از آن هم مردم و به‌ویژه، نسل جوان ضمن شناخت دقیق از الگوهای واقعی در عرصه‌های ورزشی، هنری و... با حفظ شأن و شخصیت اجتماعی خود، از تبعیت كوركورانه از یك فرد و چهره شناخته‌شده پرهیز كنند.


 

صفحه 7 گزارش

 

نقش‌برجسته سپاه در بازسازی و سازندگی کشور
تهیه و تنظیم: اسماعیل علوی

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی ایران تشکیل شد، برای ایفای نقش خود در نگهبانی از انقلاب و دستاوردهای آن با داشتن پشتوانه عظیم الهی و مکتبی و همچنین نیروی انسانی مخلص، فداکار و آگاه، انقلاب را همچون دژی نفوذناپذیر ساخته است. وظایف این نهاد انقلابی در اولین اطلاعیه شورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شانزدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۸ این گونه اعلام شده است:
کمک به اجرای امور انتظامی، امنیتی و کنترل تعقیب و دستگیری عناصر ضدانقلاب؛ مبارزه مسلحانه علیه جریان‌های مسلحانه ضدانقلاب؛ دفاع در برابر حملات و اشغال‌گری‌های عوامل یا قوای بیگانه در داخل کشور؛ همکاری و هماهنگی موثر با نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران؛ کمک در اجرای دستورات انقلاب اسلامی و دادگستری دولت جمهوری اسلامی؛ حمایت از نهضت‌های رهایی‌بخش و حق‌طلبانه مستضعفان جهان تحت نظارت مقام معظم رهبری؛ و کمک به پیشبرد طرح‌های عمرانی.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بعد از پایان جنگ تحمیلی علاوه بر فعالیت‌ها و مأموریت‌های رزمی، دفاعی و آموزشی، با تشکیل قرارگاه فرماندهی بازسازی خاتم‌الانبیاء، در عرصه سازندگی شرکت فعال دارد.
اینک سپاه پاسداران در راه آبادانی و عظمت کشور اسلامی ایران، تمام تلاش خویش را به کار گرفته است تا در این میدان مقدس حضوری فعال و سازنده داشته باشد. امروزه در فعالیت‌هایی از قبیل سدسازی، راه‌سازی، کشاورزی، دامداری، طرح‌های آب‌رسانی و گازرسانی و احداث واحدهای مسکونی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نقشی فعال و پرثمر دارد.

محرومیت‌زدایی اولین ورود عمرانی سپاه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در راستای اصول ۱۵۰ و ۱۴۷ قانون اساسی و مأموریت‌های محوله مبنی بر پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن، وظیفه خود می‌داند که ساخت و توسعه و عمران کشور را با همکاری مردم انجام دهد و به اصولی از قانون اساسی پاسخگو باشد.
با حراست از دستاوردهای انقلاب اسلامی در اوایل انقلاب و همچنین حضور فعال در دوران دفاع مقدس، خدمات سپاه و نقش موفق و تأثیرگذار این نهاد انقلابی در پیروزی‌های جنگ برای مردم و مسئولان کاملاً ملموس و به اثبات رسیده بود، در دوران پس از جنگ نیز می‌بایست این قابلیت‌ها به نحوی مورد استفاده قرار گیرد و میزان تأثیرگذاری سپاه در صحنه‌های داخلی و خارجی نشان داده شود، مشارکت و همکاری با دولت در امر عملیات مردم‌یاری، بازسازی و سازندگی یکی از عرصه‌ها برای حفظ این وضعیت محسوب می‌شود.
صاحب‌نظران و ناظران حوادث و بحران‌ها و تهاجم نظامی دشمن علیه کشور اذعان می‌دارند که سپاه در این دوران چه اقدامات مثبتی انجام داده و اثرات پایداری از خود به جای نهاده است و این، حرکتی است که همچنان ادامه دارد. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با همکاری برخی از نهادها و موسسه‌های دولتی، عملیات مردم‌یاری را از سال ۱۳۵۹ به‌ویژه در شمال غرب آغاز کرد و آن را بیش از یک دهه استمرار بخشید. در این راستا، اصولی به شرح زیر برای انجام کار تعیین شد و حرکت بر همین اساس شکل گرفت.
اصول مورد نظر:
۱- موضع نگرفتن در برابر فرهنگ قومی و مذهبی مردم و اجتناب و احتراز از تحقیر هویت فرهنگی و مذهبی آنان.
۲- گسترش اخوت، وحدت اسلامی، پرهیز از تفرقه و یاری کردن مردم براساس تعالیم اسلامی.
۳- تفکیک صف مردم از صف ضدانقلاب توأم با عطوفت و مهربانی هرچه بیشتر نسبت به مردم مسلمان.
مردم‌یاری سپاه با پیروی از اصول ذکر شده و با همکاری نهادهایی همچون جهاد سازندگی و سایر دستگاه‌های مسئول و با فعالیت‌های متنوع و متعدد به سامان رسید که در ادامه به بخشی از آن اشاره خواهد شد:
الف) عملیات مردم‌یاری در دهه اول
۱- تلاش برای کاهش میزان بی‌سوادی؛ در این رابطه با همکاری وزارت آموزش و پرورش سربازان واجد شرایط از سوی سپاه جذب و پس از اقدامات آموزشی و توجیهی با آمادگی لازم، راهی مناطق روستایی، محروم و ناامن می‌شدند و بدین ترتیب در امر مبارزه با بی‌سوادی و یا با سواد کردن فرزندان این مرز و بوم تلاش خوبی در قالب طرحی به نام سرباز معلم صورت گرفت.
۲- اقدامات بهداشتی و درمانی؛ بهداری سپاه در جهت امور بهداشتی و درمانی مردم در مناطق محروم در حین پاکسازی مناطق عملیاتی، اقدامات موثری را اجرا می‌کرد و همگام با این اقدامات، سایر نهادها، این امر را توسعه می‌دادند و زمینه جذب مردم بیشتر فراهم می‌شد.
۳-تلاش‌های فرهنگی؛ در این دوران سپاه تلاش‌های فرهنگی و تبلیغی گسترده و فراوانی با همکاری افراد بانفوذ منطقه انجام ‌می‌داد و تمامی این حرکات موجب افزایش اعتماد و محبت متقابل مردم و سپاه می‌گردید. این رویه عطوفت‌آمیز و توأم با پذیرش مردم سبب می‌‌شد که با دعوت مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران برای همکاری افراد بومی، حتی عناصر فریب‌خورده و شورشگر در نهایت تسلیم شوند و صدها نفر از ضدانقلاب‌ها مجدداً به دامن پر رأفت نظام اسلامی بپیوندند و خودشان به مبلغان نظام مقدس جمهوری اسلامی تبدیل شوند.
میزان رضایت مردم مناطق مختلف کشور به‌ویژه مناطق شمال‌غرب از عملکرد سپاه در دوران بحران و جنگ، موجب تقویت پیوند و انسجام مردم با نهادهای انقلاب اسلامی و در نهایت دولت اسلامی شد. روحیه جدایی‌طلبی، کمرنگ‌تر و وحدت، همدلی، صفا و صمیمیت، بیشتر شد. بنابراین جامعه عملکرد این نهاد مردمی و انقلابی را مثبت و رضایت‌بخش دانست و به تعبیر دیگر با درک این واقعیات، باور کرد که سپاه به‌خوبی توانسته در توسعه و آبادانی کشور، کمک به ریشه‌کنی بی‌سوادی، توسعه فرهنگ انقلابی، از بین بردن عقب‌ماندگی‌ها و رفع محرومیت‌ها سهیم باشد.
آشکار است که اقدامات و فعالیت‌های سپاه در دهه اول انقلاب اسلامی ایران موجب نگرش مثبت مردم در مناطق محروم به‌ویژه در شمال‌غرب شد و همزمان رابطه متقابل سایر مردم ایران با این مناطق به‌ویژه در مناطق کردنشین سبب تقویت وجوه مشترک فیمابین شد و این نکته بیانگر آن است که انقلاب و جامعه اسلامی به‌عنوان ولی‌نعمتان نظام، همچنان نیازمند این نوع تعاملات اصولی، منطقی و صحیح با مردم فهیم و بزرگوار است.
۴- واحد مهندسی؛ واحد مهندسی سپاه در حین عملیات‌ها، برای استقرار پایگاه‌های عملیاتی و همچنین رسیدن به مناطق دور از دسترس، صدها کیلومتر جاده روستایی را احداث می‌کرد که ضمن ایجاد امنیت، مورد استفاده مردم هم قرار می‌گرفت. همچنین واحدهای مهندسی با رسیدن به روستاها در جهت جلب رضایت عمومی مردم و رفع یا کاهش مشکلات عمومی، اقدامات دیگری از جمله تأمین منابع آب آشامیدنی، ترمیم مساجد، مدارس و امثال آن انجام می‌دادند. به همین دلیل نه‌تنها مردم از این حرکات خوشحال بودند بلکه به این ترتیب زمینه ایجاد امنیت بیشتر نیز فراهم می‌شد.
ب) بازسازی و سازندگی
بر همین اساس، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پس از تأیید و تصویب مقام معظم رهبری و فرمانده کل قوا برای همکاری بیشتر با دولت، با اعتقاد به اثربخشی این اقدامات و با توجه به تجارب کسب شده در دوران دفاع مقدس، با تمام توان به حرکت خود در این زمینه ادامه داد و سرانجام در چهارچوب اصل ۱۴۷ قانون اساسی، نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به منظور مشارکت در اجرای برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دولت جمهوری اسلامی ایران در زمان صلح، با حفظ آمادگی رزمی، به صورت مجری طرح، پیمانکار و مشاور، به طور جدی وارد عرصه سازندگی و محرومیت‌زدایی و بازسازی آسیب‌ها و خرابی‌های ناشی از تهاجم گسترده دشمن به تأسیسات و شهرها شد. این مأموریت با کمک به مردم در حوادث غیرمترقبه، امور بهداشتی و همچنین بازسازی مناطق عملیاتی شروع شد و به‌تدریج با پذیرفتن مسئولیت اجرای انواع پروژه‌های کوچک و بزرگ ملی و منطقه‌ای که بعضاً برای اولین بار از سوی نیروهای متخصص سپاه صورت می‌گرفت، توسعه یافت، به‌گونه‌ای که امروزه دستاوردهای این حرکت مقدس و ارزشمند که در ادامه به مصادیقی از آن اشاره خواهد شد، برای همگان انکارناپذیر است.
قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در راستای مأموریت دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی و توسعه همه‌جانبه کشور، به عنوان یک رده تخصصی و مجهز، همگام با سایر رده‌های سپاه از جمله بسیج که مأموریت‌هایی مانند: طرح واکسیناسیون فلج اطفال، مأموریت‌های امدادی در حوادث غیرمترقبه، بیمه روستاییان، آمارگیری اماکن مذهبی و اجرای طرح‌های بسیج سازندگی در شهرها و روستاها افتخار آفریده است. فعالانه وارد عرصه سازندگی شد و تا پایان سال ۱۳۸۵ با اجرای بیش از ۱۵۸۰ طرح بزرگ ملی و استانی در گرایش‌ها، رشته‌ها و زمینه‌های مختلف مانند: سدسازی، ساخت بندر، اسکله و موج‌شکن، ساخت سازه‌های شناور، احداث شبکه‌های آبیاری، زهکشی و کانال‌های انتقال آب، احداث حوضچه‌های ساخت و تعمیر کشتی و سایر سازه‌های دریایی، ساخت تجهیزات مهندسی، ساخت تصفیه‌خانه فاضلاب، احداث انواع خطوط انتقال آب، نفت و گاز، ساخت مخازن نفت و آب، تونل و سازه‌های زیرزمینی، بناهای مسکونی و اداری، راه‌سازی، معدن، خدمات حمل‌ونقل دریایی و زمینی، کشاورزی، خدمات مهندسی و مشاوره‌ای و پذیرش کار در رشته‌های جدید مانند ساخت پتروشیمی و پالایشگاه، کمک به دولت جمهوری اسلامی و خدمت به مردم در این زمینه را هدف خود قرار داده است. ارزیابی نتایج و دستاوردهای این حضور مبارک، بیانگر نکات مثبت فراوانی است که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد. کسب این دستاوردهای ارزشمند، مرهون حضور و تلاش همه‌جانبه و مخلصانه نیروهای سپاه و بسیجیان ایثارگر بوده که می‌توان آن را در چند بخش جداگانه به شرح ذیل مورد توجه قرار داد:
۱) دستاوردهای درون سازمانی شامل مواردی مانند: افزایش و ارتقای توان رزمی و دفاعی، کسب و ارتقای دانش فنی جدید و به‌روز، رشد کیفی توان مدیریت فنی و تخصصی، اثبات کارآمدی مجموعه سپاه به‌عنوان نهادی چندمنظوره و خدمتگزار در عرصه‌های مختلف، توسعه و تقویت ساختار و سازمان، تربیت نیروی انسانی مجرب و متخصص، دستیابی به جدیدترین ماشین‌آلات و تجهیزات مهندسی و تأمین بخشی از هزینه‌های دفاعی.
۲ ) دستاوردهای برون سازمانی شامل مواردی مانند: کمک به دولت در اجرای بخشی از نیازهای عمرانی، صنعتی، کشاورزی و مشاور فنی؛ کاهش اتکا به شرکت‌های خارجی و فراهم کردن شرایط برای ورود به عرصه‌های جدید تجربه نشده؛ ایجاد فرصت برای رشد و شکوفایی دستگاه‌های ذی‌ربط به‌ویژه در بخش خصوصی؛ توسعه و تقویت زیرساخت‌های عمرانی و صنعتی کشور؛ احیا و توسعه زمین‌های کشاورزی؛ کمک به تقویت و توسعه امنیت ملی به‌ویژه در مناطق مرزی و دور افتاده از طریق مشارکت دادن اهالی بومی در اجرای پروژه‌ها؛ ارتقا و ترویج فرهنگ کار و تلاش در جامعه؛ کمک به رفع محرومیت‌ها و تقویت و ارتقای سطح رفاه عمومی؛ کارآفرینی و کمک به توسعه اقتصادی و رشد سطح معیشتی مردم.
بدیهی است که کسب این دستاوردها، از آنچنان اهمیتی برخوردار بوده که نگرانی و خشم دشمن را در پی داشته و او را وادار ساخته تا به هر شگردی حتی نسبت به اتهام تروریسم، برای تخریب چهره خدمت‌گزار سپاه رو آورد، اما اگر آنان این حرکت مقدس را تروریسم معرفی می‌کنند، باید بدانند که سپاه با تقویت و توسعه حضور خود در خدمت به امت اسلامی، به‌دنبال عصبانیت بیشتر آن‌ها است و به فرموده شهید بزرگوار آیت‌الله بهشتی که فرمودند: «آمریکا، از دست ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر»، پیوسته به این تلاش افزوده و هر روز به این مسئله می‌اندیشد که چگونه و با چه روشی دامنه تشعشع نورانی برکات انقلاب اسلامی را به اقصی نقاط کشور و جهان گسترش دهد و به همین دلیل، خدمت‌گزاری به مردم و دولت اسلامی را برای خود یک افتخار می‌داند.
همه فعالیت‌های مثبتی که قرارگاه خاتم انجام داده است بر اساس گردش کار و سلسله مراتب و ضابطه‌مندی بوده است که در همان ابتدا از سوی سپاه صورت گرفت و در این راستا هم تلاش کرد که واقعاً خدمت کند، کادرسازی انجام دهد، به زیربناسازی بپردازد و حتی‌الامکان رقیب شرکت‌های خارجی باشد. اینکه الآن سپاه در سدسازی، تونل‌سازی و... به مرحله توانمندی و قدرتمندی رسیده است، ناشی از این ضابطه‌‌مندی است.
سپاه و اجرای طرح‌های بزرگ اقتصادی و ملی
اولین بار هاشمی رفسنجانی، درخواست آغاز فعالیت‌های اقتصادی سپاه پاسداران را مطرح کرد. به گفته محسن رضایی پس از پایان جنگ، رئیس‌جمهور وقت، از سپاه پاسداران درخواست کرد تا فعالیت‌های نظامی خود را به حوزه سازندگی انتقال دهد. هاشمی رفسنجانی در جایی عنوان کرده بود سپاه باید وارد فعالیت‌های ساختمان‌سازی شود تا نوسازی کشور با سرعت بیشتری پیگیری شود. مرحله اولیه تأسیس قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء هم در همین دوره آغاز شد. هاشمی اعتقاد داشت سپاه می‌تواند بخش مهمی از امور اقتصادی را برعهده گیرد. فرمانده سابق قرارگاه سازندگی خاتم هم در این مورد می‌گوید: «قرارگاه خاتم حاصل تجربیاتی است که در دوران دفاع مقدس به دست آوردیم و ما با توجه به شاخص‌های مهمی که در سازندگی کشور مورد نیاز است، آماده‌ایم هر جایی که نیاز به کمک برای آبادانی و عمران کشور داشته باشد، به میدان بیاییم.»
علت ورود سپاه به طرح‌های بزرگ ملی
تمامی مسئولان رده بالا و حتی میانی سپاه پاسداران در مورد دلایل فعالیت اقتصادی سپاه پاسداران یک نظریه مشخص را مطرح می‌کنند. آنها بارها اعلام کرده‌اند سپاه وارد طرح‌هایی می‌شود که بخش خصوصی کشور توان اجرای آن را ندارد. به گفته مسئولان سپاه، این نهاد نظامی با انگیزه سازندگی و خدمت‌رسانی وارد فضای اقتصادی کشور شده است. حضور سپاه براساس همین گفته‌ها، در مناطق محروم هم صورت می‌گیرد. در پایگاه اینترنتی رسمی قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء، بخشی به عنوان «خدمت‌رسانی به مناطق محروم» هم قرار گرفته است. حجت‌الاسلام سعیدی نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران در گفت‌وگویی که پایگاه اینترنتی فرارو منتشر کرده، در این مورد می‌گوید: «متأسفانه یکی از شیوه‌های تخریب سپاه طرح همین مسائل است. یعنی در واقع معکوس جلوه دادن برخی اقدامات سازنده سپاه. اصولاً ورود سپاه در عرصه‌های اقتصادی، جزو مأموریت‌های ذاتی سپاه بوده است. در دوران پس از جنگ کشور به شدت نیاز به سازندگی عمران و آبادانی و ترمیم زیرساخت‌ها داشت و رئیس دولت وقت (آیت‌الله هاشمی رفسنجانی) از رهبر معظم انقلاب درخواست کردند که بخشی از توان مازاد سپاه به کمک دولت بیاید که مورد موافقت ایشان هم قرار گرفت و سپاه وارد عرصه‌های اقتصادی یا بهتر بگویم سازندگی شد.» ایشان می‌افزاید: «هر کشوری پس از فروکش کردن آتش جنگ اگر نتواند ویرانی‌های خود را بازسازی کند، با چالش‌های جدی مواجه خواهد شد. بر این اساس، سپاه در راستای پاسداری از انقلاب، وارد عرصه‌های سازندگی شد و الحق و الانصاف توانست گام‌های بزرگی را در این زمینه بردارد و حتی پروژه‌های سنگینی را که شرکت‌های خصوصی از انجام آن عاجز بودند، سپاه آنها را به انجام رسانید. بعضاً در این رابطه گرفتار جنگ روانی هستیم و گفته می‌شود به چه دلیل سپاه وارد این عرصه می‌شود و چرا با بخش خصوصی رقابت می‌کند؟ شاید در زمانی، دایره پروژه‌های سپاه گسترده بود و برخی پروژه‌ها را بخش خصوصی اداره می‌‌کرد، اما اکنون با بررسی‌هایی که انجام داده‌ام به این نتیجه رسیدم که پروژه‌هایی که سپاه در دست می‌گیرد، پروژه‌هایی است که بخش خصوصی با آن امکان رقابت ندارد و یا کمتر وارد این عرصه می‌شود. یکی از مسئولان قرارگاه سازندگی گزارشی را ارائه داد که طبق آن، یکی از شهرهای استان کرمان وضعیت اسفباری داشت و با انجام کارهای عمرانی از سوی سپاه اکنون این شهر دارای مدرسه، جاده و امکانات بهداشتی است. متأسفانه زبان برای گفتن و قلم برای تبلیغات سپاه وجود ندارد تا به اطلاع مردم و جامعه رسیده شود. اهالی قلم باید این موضوعات را به تحریر درآورند.» واقعیت این است که سپاه پاسداران براساس وظایف قانونی خود و در راستای حفظ نظام، موضوع توسعه و عمران کشور را مدنظر قرار داده و پیشگام اجرای پروژه‌های عظیم و بزرگی شده که نه‌تنها شرکت های داخلی که حتی خارجی و بین‌المللی نیز جرئت انجام برخی از آنان را ندارند و حتی پروژه‌هایی را در مناطقی برعهده می‌گیرد که به لحاظ امنیتی مشکل داشته و هیچ شرکت خصوصی حاضر نیست آن‌پروژه‌ها را در آن مناطق انجام دهد. قطعاً ساخت‌‌وساز و عمران کشور رضایت مردمی را به دنبال داشته که بهترین پشتوانه نظام بوده و هستند و همین مسائل، دشمنان داخلی و خارجی را وادار می‌کند که هر از چندگاهی به این نهاد تأثیرگذار حمله کنند و آن را به دخالت در اقتصاد متهم کنند. حال آنکه دولت‌ها به‌ویژه پس از جنگ همواره متقاضی و درخواست‌کننده اصلی ورود سپاه به ساخت پروژه‌های بزرگ ملی بوده و هستند.


نيم نگاه
علی رئوفی

مردم بحرین صبورانه در بزرگراه آزادی پیش می‌روند
مردم بحرین هفته گذشته همزمان با سالگرد استقلال این كشور، راه‌پیمایی اعتراض‌آمیز سراسری را در شصت نقطه برگزار كردند. این تظاهرات با فراخوان «جنبش تمرد» كه به‌تازگی شكل گرفته، انجام شد و گروه‌های سیاسی مهم بحرین مانند: ائتلاف 14 فوریه، اتحاد برای جمهوری، جریان اسلامی وفاء، جنبش حق برای آزادی و دموكراسی و جنبش آزادگان اسلامی بحرین از این تظاهرات حمایت و مردم را به شركت در آن دعوت كردند. حركت اعتراضی مردم از ساعات ابتدایی صبح با در دست داشتن تصاویر شهدای انقلاب آغاز شد. مناطق مهمی مانند: منامه، البلاد القدیم، جد حفص، كرزكان، دمستان، الدراز، كرباباد، سلماباد، النویدرات، شهركان و المعامیر، اصلی‌ترین مراكز حضور مخالفان رژیم پادشاهی بحرین بود. نیروهای امنیتی بحرین كه از چند روز پیش با اتخاذ تدابیر امنیتی گسترده، آماده مقابله با حركت اعتراضی مردم بحرین به حكومت پادشاهی آل‌خلیفه شده بودند، با تفنگ ساچمه‌ای، گلوله‌های پلاستیكی و گاز اشك‌آور به معترضان حمله كردند. بیش از دو سال از اعتراض مردم بحرین به حكومت پادشاهی آل‌خلیفه می‌گذرد و طی این مدت، آن‌ها 135 شهید و ده‌هزار زخمی داشته‌اند و بیش از دو هزار نفر از معترضان در بدترین وضعیت در زندان به سر می‌برند و بسیاری نیز از تمام حقوق شهروندی محروم شده‌اند؛ با تمام این هزینه‌های سنگین و حتی تشدید برخورد غیر انسانی حكومت با معترضان، مخالفت‌ها همچنان ادامه دارد و روبه گسترش است. تظاهرات كم‌سابقه هفته گذشته، این نكته را تأیید می‌كند. برگزاری چنین تظاهراتی بیش از همه، مقامات پادشاهی عربستان را نگران می‌كند به‌ویژه اینكه با گذشت زمان طولانی از مخالفت عمومی و آشكار مردم علیه حكومت، سیاست‌های سخت‌گیرانه محرومیت‌ها، دستگیری‌ها، زندان و شكنجه‌های سبعانه و كشتار و ناامنی نیز نتوانسته حركت اعتراضی را متوقف و یا كُند كند. مقامات عربستان از پیوند این اعتراضات با اعتراضاتی كه در شرق عربستان علیه حكومت آل‌سعود انجام می‌گیرد، آگاهند و می‌دانند بین اعتراضات این دو منطقه رابطه مستقیم وجود دارد و تشدید اعتراضات مردمی در بحرین موجب تحریك و تقویت اعتراضات مردمی در شرق عربستان می‌شود كه چندی است دامنه آن به شهرهای اصلی عربستان نیز كشیده شده است. حكومت عربستان پس از اینكه در ماه‌های اول اعتراضات مردمی از بحرین به بهانه پیمان سپر جزیره برای كمك به حكومت این كشور در مقابله با معترضان، نیروی نظامی به بحرین اعزام كرد و متوجه شد دخالت آشكار در موضوع و حمایت علنی از حكومت پادشاهی بحرین، وضعیت را برای دو كشور بحرین و عربستان وخیم‌تر می‌كند، تصمیم گرفت بیشتر دخالت‌ها و حمایت‌ها را در پشت صحنه انجام دهد. دشمنان مردم بحرین به چند شكل با آنها مقابله می‌كنند: 1- حمایت علنی از حكومت جنایتكار بحرین با استفاده از الفاظ و عبارات مردم‌فریب تا دستشان چندان رو نشود. 2- توافق كامل با رسانه‌ها تا به هیچ‌وجه وقایع بحرین و جنایات رژیم این كشور را آن‌گونه كه به نفع مردم تمام شود، منعكس نكنند كه این سیاست شیطانی باعث سرپوش گذاشته شدن بر بسیاری از جنایت‌های رژیم بحرین علیه مردم شده است. به همین دلیل معمولاً اخبار مربوط به حوادث بحرین بازتاب داده نمی‌شود و تصاویر منعكس‌شده از این حوادث نیز فاقد شفافیت است؛ زیرا غالباً به وسیله دوربین‌ گوشی‌های همراه مبارزان گرفته می‌شود و به وسیله رسانه‌های محلی و ناشناخته به اطلاع دیگران می‌رسد. 3- ایجاد اختلاف بین گروه‌های سیاسی و مردم كه به سبب هوشیاری مردم و رهبران، تاكنون موفق به انجام این توطئه خطرناك نشده‌اند.
در آخرین اقدام هم همزمان با تظاهرات مذكور، ناو هواپیمابر آمریكایی «یواس‌اس نیمیتز» برای ایجاد رعب و وحشت در سواحل بحرین لنگر انداخت اما نتوانست مانع برگزاری این تظاهرات شود.


دريچه
برگردان: محسن رنجبر

دل‌مشغولی‌های فیلسوفان اسكاتلندی پیش از استعمار
با پيشرفت انقلاب‌هاي كشاورزي و صنعتي در انگلستان، ثروتمندان و دهقانان اسكاتلندي با هراس و دل‌نگراني از خود مي‌پرسيدند كه آيا كشور‌شان همچون انگلستان ثروتمند مي‌شود يا مانند ايرلند جامه كشوري فقير و وابسته را به تن مي‌كند؟ و چگونه ويژگي‌هاي جديد و خود‌خواهانه كاپيتاليستي با اخلاقيات عبوس و ارزش‌هاي سنتي مردمان اسكاتلند سازگاري مي‌يابد؟
اين پرسش‌ها ذهن فيلسوفان سده 18 اسكاتلند را بيش از هر چيز ديگري به خود مشغول كرده بود. آن‌ها همانند گذشته، براي پاسخ به هم‌روز‌گاران فرانسوي‌شان مي‌نگريستند. فرانسه در آن هنگام عصر روشنگري را تجربه مي‌كرد و شعله‌هاي آتش روشنفكري آن با سرعتي به قدر كافي زياد به اسكاتلند نيز رسيد. آثار فيلسوفان اسكاتلندي، هر چند روح نظر‌‌پردازانه و خرد‌گرايانه فرانسوي را در خود داشت،‌ اما شك‌انديشي شديد و شكلي آشكار‌تر از فايده‌گرايي در آن‌ها چيره بود. همچنين انديشمندان اسكاتلند برخلاف فرانسوي‌ها دل‌مشغولي خاصي به توسعه و رشد اقتصادي، پيامد‌هاي تجارت بين‌المللي و ساز‌و‌كار‌هاي جامعه نو‌پديد شهري، تجاري و بورژوا ـ دلمشغولي‌هايي كه واقعيت اسكاتلند پس از سال 1707 را باز‌تاب مي‌داد ـ داشتند.
«روشنگري اسكاتلندي» از سال‌های 1740 تا 1790 بال و پر يافت. بر خلاف آنچه در فرانسه رخ داد، بسياري از طلايه‌داران اين نهضت در اسكاتلند عضو فرهنگستان بودند. فرانسيس هاچسون، آدام اسميت، توماس رايد و جان ميلر، استاد دانشگاه گلاسكو بودند. آدام فرگوسن، دوگالد استوارت و ويليام رابرتسون در دانشگاه ادينبورو فعاليت مي‌كردند. دانشگاه‌هاي آبردين و سن‌آندروز را دانشجويان آن‌ها زير سلطه خود بردند. اما چهره‌هاي مهمي نيز مانند لورد كيمز، سر جيمز استورات، جيمز اندرسون و فرا‌تر از همه اين‌ها چهره برجسته‌اي همچون ديويد هيوم در بيرون از دانشگاه وجود داشتند كه بر اين روند اثر‌گذار بودند.
سه حوزه اصلي دلمشغولي فيلسوفان اسكاتلندي، فلسفه اخلاق، تاريخ و اقتصاد بود. در هر سه اين زمينه‌ها، ديويد هيوم راه را نشان داد و ديگر فلاسفه اسكاتلندي راه او را چه با نقد و چه با پشتيباني پي گرفتند.
در فلسفه اخلاق، پرسش اصلي اين بود كه آيا اخلاق آزمندانه سرمايه‌داري مي‌تواند با فضايل سنتي خونگرمي، همدردي و عدالت ساز‌گاري يابد؟ اين مسئله را برنارد دوماندويل در نظريه معروفش آورده بود كه «رذایل خصوصي» به «منافع عمومي» چشمگيري مي‌انجامند، در حالي كه رفتار نيكو‌كارانه اصلاً خير چنداني در خود ندارد. فيلسوفان اسكاتلندي مي‌خواستند نشان دهند كه انتخاب ميان فضيلت خصوصي و خير عمومي، انتخابي غلط است. راه‌حلي كه ديويد هيوم (40-1739) براي اين موضوع به دست داد، اين بود كه ارزش‌ها و داوري‌هاي اخلاقي، به هر روي ساختار‌هايي اجتماعي هستند. به باور هيوم، افراد هر چيز لذت‌بخشي را داراي «فضيلت» و هر چيز درد‌ناكي را دارای «رذيلت» تلقي مي‌كنند. بر اين پايه نيازي نيست درباره فساد اخلاق در اثر سرمايه‌داري نگران باشيم. داوري‌هاي اخلاقي خصوصي نيز همراه با آن تكامل خواهند يافت.
اين راه‌حل لذت‌گرايانه هيوم را فرانسيس هاچسون (1725 و 1755) زير و رو كرد. او باور داشت كه فضيلت به اين دلیل لذت‌بخش است كه با «حس اخلاقي» طبيعي و ذاتي ما سازگاري دارد، در حالي كه رذيلت به اين دليل مايه درد و رنج مي‌شود كه غير‌طبيعي است. در نتيجه هاچسون به اين حكم اخلاقي فايده‌گرايانه رسيد كه اوج فضيلت، دستيابي به «بيشترين خير براي بيشترين افراد» است. آدام اسميت (1759) تلاش كرد كه ديد‌گاه‌هاي هيوم و هاچسون را به ميانجي «همدردي طبيعي» و «ناظر بي‌طرف» با يكديگر آشتي دهد.
 


 

صفحه 8 كارگاه سياسى

 

 

احزاب سياسى ايران - 213
تأليف: قدرت الله بهرامى

شكنجه و گرفتن كرامت انسانى از اعضای سازمان
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های سازمان منافقین(37)

در شماره پیش، با بخشی از عملكرد و شيوه‏هاي خشونت‌آمیز و غیرانسانی گروهک نفاق نسبت به اعضای خود و خانواده‏هاى آنها در دوران پس از پيروزى انقلاب اسلامى آشنا شدیم و به چگونگی زندانی کردن اعضا در کمپ‌ها و اردوگاه نگهداری منافقین به اجمال اشاره کردیم. در ادامه به واکاوی دیگر‌ شیوه‌های این سازمان در آستانه زوال می‌پردازیم.
2- شكنجه افراد عضو سازمان
يكى از شيوه‏هاى مرسوم در سازمان شكنجه كردن و گرفتن اعتراف از كسانى است كه به هر دليلى خواهان خروج از سازمان هستند. رجوى در نشست طلاق در سال 1370 فتواى سيلى زدن را صادر كرده و گفته بود: «بريده اگر بخواهد خمينى‏گرايى را مبلّغ باشد، از جانب من دو سيلى محكم به بناگوش او بنوازيد. به عبارت ديگر در سازمان هيچ چيز جرم نيست، فقط بريدن از سازمان به هر دليل جرم نابخشودنى است كه بايد به هر طريق او را به سازمان برگرداند و اين نوع برخورد با افراد خواستار جدايى، اسمش شكنجه نيست.»
در سازمان بخشى به نام بخش قضايى وجود دارد كه متشكل از زندانبانان و كادر ويژه ضربت و مخصوص سركوب ناراضيان هستند و كاركنان آن غالباً افراد قديمى هستند. اگر متهم در مراحل ابتدايى به دلیل تمرّدى كه کرده از رهبرى سازمان طلب مغفرت كرد و فرم مربوطه را امضا کرد كه مسئله‏اى نيست، ولى اگر از اين كار امتناع کرد آن وقت كتك و شكنجه آغاز مى‏‌شود. كه ابتداى آن سيلى زدن و سپس شلاق است كه از سال 1370 در زندان‏هاى سازمان امرى مرسوم شده است. پس از آن او را به انفرادى مى‏فرستند كه شب و روز را نفهمد و با گرسنگى و از كار انداختن سيستم‏هاى خنك‌كننده در گرماى بالاى 50 درجه بغداد فرد را به شدت تحت فشار قرار مى‏دهند تا از كرده خود پشيمان گردد.(1)
حبس در سلول مملوّ از پشه و سوسك، ناسزا، توهين، كتك انفرادی و كتك دسته‏جمعى، شلاق زدن با كابل برق، كتك تيمى با مشت و لگد، اتاق فوتبال در دو تيم سه نفره، كفن‏پيچ كردن و صحنه‏سازى اعدام از جمله شكنجه‏هاى مرسوم در تشكيلات است كه در زندان‏هاى سازمان عليه اعضاى خواهان جدايى اعمال مى‏شود.
كسانى كه توانسته‏اند به هر صورتى از زندان‏ها بگريزند در افشاگرى‏هاى خود مطالبى تكان‏دهنده از رفتار و كردار سازمان ذكر كرده‏اند كه موى را بر بدن انسان راست مى‏كند.
3- گرفتن كرامت انسانى
از اعضای سازمان
پس از انقلاب، سازمان براى كسب قدرت با همه توان و با استفاده از دانش‏آموزان و دانشجويان وارد ميدان شد. راه رسيدن به قدرت نيز فعال‏تر عمل كردن، سازمان‏پذيرى و حل شدن مطلق در تشكيلات بود. بر اثر اين قدرت‏طلبى رهبران سازمان، انسان‏هايى تربيت شدند كه هيچ اصلى به جز اطاعت مطلق از سازمان براي‌شان مهم نبود. به همين جهت در اندك زمانى از يك تشكيلات سياسى به يك سازمان مخوف تروريستى و مجموعه‏اى از افراد مسخ شده تبديل شدند.
آموزش‏هاى سازمان در اندك زمانى از جوانان كم سن و سال، افرادى جسور، عقده‏اى و كينه‏اى تربيت كرد كه به گفته خودشان هر لحظه آماده بودند هر جنايتى را مرتكب شوند. شكنجه كردن چند پاسدار كم سن و سال به صورت دلخراش و سپس زنده به گور کردن آنها(3) و صدها ترور دسته‏جمعى و فردى در مدرسه، مغازه و سر سفره افطار همراه با ايجاد رعب و وحشت، مخصوص انسان‏هاى مسخ شده‏اى است كه بويى از انسانيت نبرده‏اند. همين درنده‏خويى بود كه وقتى اعضاى سازمان مجبور به فرار از كشور شدند و ديگر نتوانستند مردم را قتل‌عام كنند به جان خودشان افتادند و چه ظلم‏ها كه نسبت به همديگر روا نداشتند.(4)
سازمان هيچ قانون، حقوق و يا حکمی به غير از تصميمات رجوى را براى اعضا به رسميّت نمى‏شناسد و آنها بدون چون و چرا تابع هستند؛ به همين جهت وقتى دستور مى‏آيد كه بايد زنان و فرزندان خود را طلاق دهید و طرد كنيد، همه اين كار را انجام مى‏دهند. وقتى دستور حمله يا آتش زدن خودشان است اين كار را مى‏كنند. هر كس در سازمان است متعلّق به رجوى است و به همين جهت اعضا عملاً خود و زندگى خود را در اختيار او قرار داده‌اند تا هرگونه كه او مايل است استفاده كند، به همين جهت سازمان اعضاى خود را به گونه‏اى تربيت كرده است كه وقتى برادرى پس از 20 سال توانسته برادر خود را پيدا كند و با مشقّت فراوان خودش را به بغداد مى‏رساند كه او را ببيند، با فرد خشنى مواجه مى‏گردد كه به او دشنام مى‏دهد كه چرا اينجا آمده‏اى؟ جالب است كه او برادر همين فرد بوده و حاضر به صحبت با برادرش نمى‏شود.(5)
جلوه ديگر از پايمال شدن كرامت در سازمان، نشست‏ها و انتقاد از خود و در ميان جمع است. محمدحسين سبحانى، عضو مركزيت سازمان و نويسنده كتاب «روزهاى تاريك بغداد» در مورد انقلاب ايدئولوژيك و طلاق‏هاى اجبارى مى‏گويد: من در ستاد حفاظت بودم، افراد موظّف بودند همه روزه گزارشات خود را براساس وظايف سازمانى تحويل دهند. همه گزارشات مملوّ از تناقضات جنسى بود. مردها مى‏نوشتند كه وقتى فلان خواهر از كنارم رد شد به فكر او بودم و... زن‌ها نيز تناقضات جنسى را براى مسئولان زن و به‌طور مستقيم براى رجوى مى‏نوشتند و خيلى هم عريان مطالب را بيان مى‏كردند. هر كس شفاف‏تر مسائل را بيان مى‏كرد او از همه ايدئولوژيك‏تر بود. هدف از اين كار دور شدن همه افراد از مسائل سياسى بود. ضمن اينكه فرد با نوشتن گناهان فردى به طور سيستماتيك شخصيت مبارزاتى و انقلابى‏اش خرد و تحقير مى‏شد و منظور رجوى نيز همين بود كه هيچ كس نبايد شخصيت داشته باشد.(6)
در اين گزارش‏ها افراد بدى‏ها و عيب و ايرادهاى خود را مى‏گويند و سپس رده بالاتر از او مى‏خواهد كه چرا اين طور فكر كرده و چرا اين كار را انجام داده است، چرا از مبارزه كم گذاشته و از مرز سرخ رد كرده، اين سخنان كه صدها بار بدتر از شكنجه فيزيكى است به طور مرتب تكرار مى‏گردد.(7)
اتفاقات وحشتناكى كه طى ده‌ها سال گذشته در سازمان رخ داده و اعضا عكس‏العمل مناسبى از خود نشان نداده‏اند حاكى از آن است كه كرامت انسانى اعضاى سازمان به كلى از بين رفته است: سازمان به بهانه مبارزه با امپرياليسم تشكيل شد. سپس همين افراد به دامان همين امپرياليسم پناه بردند و هيچ اتفاقى نيفتاد! سازمان به دشمن ايران و دشمن بشريت يعنى صدام پناه برد و اعضا اعتراضى نكردند!
در رابطه با خود اعضای سازمان دستور قطع رابطه با پدر، مادر، برادر و خواهر را صادر كرد، دستور طلاق زنان را صادر کرد، بچه‏ها را از پدران و مادران گرفت و به غرب فرستاد و ده‌ها مورد ديگر از اين اتفاقات مهم واقع شد و هيچ اعتراضى شنيده نشد! همه اين افعال نتيجه آن است كه كرامت انسانى اعضا خدشه‏دار شده و آنها خود را حقير مطلق در برابر قدرت مطلق فرض مى‏كنند و فكر مى‏كنند كه اطاعت زيردست از فرادست قانونى حتمى و لايتغيّر است.
در چنين حصارى، اين افراد به استعداد خود باور ندارند، مطيع، تك‏بعدى و سطحى‏نگرند و عقل آنها كار نمى‏كند و از این رو به موجودات مسخ شده‌ای بدل شده‏اند كه كارشان متكى به اراده ديگرى است و از خود هيچ اراده‏اى ندارند. از اين رو مى‏توان از آنها در هر زمانى كارى خواست و اگر لازم بود آنها را به كام مرگ فرستاد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان  213
فتح الله پريشان

مسئله حکومت و انواع آن از دیدگاه طبرسی
کانون محوری اندیشه سیاسی هر اندیشمندی، نوع نگاه وی به مسئله حکومت و دسته‌بندی است که وی از انواع حکومت ارائه می‌دهد. درخصوص مسئله حکومت و انواع آن می‌توان با دو رویکرد به بحث و تحلیل آن پرداخت؛ یکی، رویکرد ساختاری و شکلی به حکومت که معمولاً در علم سیاست جدید مبنای تفکیک و دسته‌بندی حکومت‌ها شمرده می‌شود، مانند حکومت‌های سلطنتی، جمهوری یا پارلمانی و متمرکز. اما رویکرد دوم، رویکرد فکری، اعتقادی و ارزشی است که نظام حکومتی را به تئوکراسی و سکولار، عادل و جائر و مانند آن تقسیم می‌کند. رویکرد اول، در اندیشه سیاسی غرب بیشتر مورد توجه قرار گرفته و از عصر یونان باستان تا امروز در جهان غرب به بحث و بررسی گذاشته شده است. رویکرد دوم، عمدتاً در شرق و جوامع اسلامی به‌ویژه از سوی اندیشمندان مسلمان مورد توجه واقع شده است، به‌گونه‌ای که بحث ساختاری به فراموشی سپرده شده و یا به حاشیه رانده شده است. با این مقدمه، بررسی انواع حکومت بر مبنای اندیشه علامه طبرسی، بر اساس رویکرد دوم انجام می‌پذیرد.
مرحوم طبرسی حکومت را به سیاق دیگر هم‌کیشان خود به دو نوع کلی تقسیم می‌کند؛ حکومت عادل و حکومت جائر. او دو مفهوم «عدل» و «جور» را کاملاً در تضاد با یکدیگر قرار داده، می‌گوید: «العدل و الحق و الانصاف نظایر و نقیض العدل، الجور»(1)
در گفتمان اسلامی، این دو نوع حکومت در طول تاریخ همواره رو در روی هم حرکت کرده‌اند. طبرسی در مباحث تفسیری خود در ادامه داستان‌های انبیا (علیهم‌السلام)، آنجا که پیشوایان عادل (معصوم) و ستمگر به مصاف یکدیگر برخاسته‌اند، به این دو نوع حکومت اشاره می‌کند. چنانکه که در داستان حضرت ابراهیم(ع) در آیه 258 سوره مبارکه بقره «الم تر الی الذی حاج ابراهیم فی ربه ان آتاه الله الملک» آورده است: «اگر این پرسش مطرح شود که چگونه ممکن است حکومت به ابراهیم تعلق داشته باشد، اما رتق و فتق امور (قدرت اجرایی) در دست نمرود باشد؟ پاسخ این است که حبس و اطلاق و امر و نهی از جانب خدا به ابراهیم واگذار شده، اما نمرود به شیوه قهر و غلبه این کار را انجام می‌دهد، نه از جایگاه ولایت و حکومت شرعی.»(2)
چنانچه ملاحظه می‌شود در این عبارت، به وجود دو نوع نظام که یکی مبتنی بر قهر و غلبه است و دومی، مبتنی بر ولایت شرعیه اشاره شده است، اما حکومت عادل و جائر به چه معنا است؟
عدل و عدالت از نظر طبرسی در مجمع‌البیان عبارت است از رعایت انصاف میان مردم و تعامل به شیوه میانه‌روی که انحراف و کجر‌وی در آن نباشد و عادل کسی است که برای اجرای کارها و تدابیر امور مردم و تقسیم پاداش اعمال، بر مبنای عدالت رفتار می‌کند.(3) معیار اعتدال و میانه‌روی در نزد طبرسی، شریعت و قوانین الهی است، از این رو، او «بیرون شدن از حکم خداوند» را فسق دانسته است.(4) البته طبرسی به صورت مستقل از حکومت عادل بحث نکرده، اما از مفاهیمی چون حاکم و امام و رهبر عادل که ریاست حکومت را در دست دارد بحث کرده است. از دیدگاه وی، عدالت حکومت، معلول عدالت حاکم و فرمانروا است و فرمانروای عادل در ایده‌آل‌ترین شکل آن، عبارت از فرد معصوم و منصوب از جانب خداوند است که بیشترین فضایل و امتیازات شخصیتی، علمی و مدیریتی را دارد. بررسی آثار طبرسی نشان می‌دهد که وی به ویژگی‌های اصلی حکومت عادل که بیشتر معطوف به عصر حضور معصوم است، اشاره کرده و ظاهراً سخن روشنی درباره حکومت فقها در عصر غیبت نمی‌گوید. او تنها منصبی را که برای فقیه ذکر می‌کند، منصب قضا است و درباره سایر مسئولیت‌های فقیه به‌ویژه نقش سیاسی آن بحث شفافی نکرده است. شاید تصور چنین حکومتی در آن زمان برای او دور از واقعیت بوده است. بنابراین، به الگوی حکومت پیامبر و امام که رهبری آن را مردان برگزیده الهی به عهده دارند بیشتر پرداخته است.(5)
طبرسی بحث از حکومت جائر را در ذیل آیه «قال لاینال عهدی الظالمین» به میان می‌آورد و از دو نوع نظام سیاسی بحث می‌کند؛ نظام تحت رهبری امام و نظام تحت رهبری فرد ستمگر. ایشان به طور کلی، نظامی را که در آن احکام الهی اجرا نمی‌شود و حاکم آن منتسب به خداوند نیست، نظام جور و طاغوت می‌داند و در اوضاع طبیعی هرگونه همکاری با او را غیرجایز می‌شمارد. در شماره‌های آتی به تفصیل نظام سیاسی جور از منظر وی را واکاوی خواهیم کرد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

بررسی گونه‌های پوپولیسم
در چند شماره گذشته این ستون که واکاوی پوپولیسم را آغاز کردیم، به‌مفهوم‌شناسی، تاریخچه اجمالی، رویکردها و ویژگی‌های آن پرداختیم. در این شماره در ادامه بررسی دگردیسی تعاریف پوپولیسم، به‌گونه‌شناسی پوپولیسم با محوریت بررسی «مارگارت کنووان» که برای درک پوپولیست بلندپروازانه‌ترین تلاش علمی را از خود بروز داده است، می‌پردازیم.
* پوپولیسم روستایی
اثر خانم مارگارت کنووان رهیافتی است مبتنی بر بررسی گونه‌های پوپولیسم که میان پوپولیسم روستایی و پوپولیسم سیاسی تمایز قائل می‌شود. این رهیافت طیف جنبش‌های پوپولیستی را در سراسر تاریخ و سراسر جهان در برمی‌گیرد. او در بررسی مفصل این جنبش‌ها، پوپولیسم روستایی را به پوپولیسم کشاورزان، دهقانان و روشنفکران تقسیم می‌کند. وی با مقایسه رادیکالیسم روستایی حزب مردم آمریکا، جنبش «اعتبار اجتماعی» کانادا در دهه 1930 و جنبش زراعی آلمان در دهه 1890، بر این وسوسه چیره می‌شود که این جنبش‌ها را به منزله پدیده‌ای منحصربه‌فرد توصیف کند و در تمام آنها به‌دنبال نوعی پیوستگی است. به نظر او این پیوستگی را درخواست کشاورزان برای دخالت دولت در اقتصاد می‌توان دید. (1)
کنووان با بررسی رادیکالیسم روستایی نارودنی چستوو روسیه و مقایسه آن با اشکال سوسیالیسم زراعی الجزایر، تانزانیا و بولیوی، گرایش مشترک این نوع پوپولیسم را به آرمانی ساختن زندگی دهقانی و کسب رهبری دهقانان مطرح می‌کند. توجه سطحی به پوپولیسم روستایی، جنبه‌های بسیاری را نادیده می‌گیرد. بنابراین، بررسی بخش‌های «سیاسی» پوپولیسم دارای اهمیت است. از دیدگاه کنووان باید دیکتاتوری پوپولیستی، دموکراسی پوپولیستی، پوپولیسم ارتجاعی و پوپولیسم سیاست‌مدارها را در هم ادغام کرد، اما هنگام بررسی نمونه‌های پوپولیسم در آمریکای لاتین بی‌درنگ در می‌یابیم که آنها را نمی‌توان منحصراً در شمار پوپولیسم روستایی تلقی کرد؛ چرا که جنبش‌های شهری با رهبرانی قدرتمند در لوای برنامه‌های اصلاح‌طلبانه، توده‌های وسیع‌تری از مردم (در عمل ترکیبی از طبقه کارگر شهری و دهقانان) را مورد خطاب قرار می‌دهند.
* پوپولیسم سیاسی
کنووان در دومین مفهوم مورد نظرش از «پوپولیسم سیاسی»، مجموعه‌ای از نهادهای مرتبط با روش‌های دموکراسی مستقیم را توصیف می‌کند. از جنبش پوپولیستی قرن 16 آمریکا، جنبش ترقی‌خواه اوایل قرن بیستم سربرآورد. برخلاف جنبش پوپولیستی و حزب مردم، این جنبش بیش از آنکه به‌راستی توده‌ای باشد، با اندیشه‌هایی از بالا هدایت می‌شد. این جنبش به نهادهای نظام سیاسی مبتنی بر نمایندگی بی‌اعتماد بود و می‌کوشید با سازوکارهایی از قبیل رجوع مستقیم به مردم، برگزاری همه‌پرسی و فراخوان نمایندگان نقش آنان را دور بزند. تکمیل دموکراسی الگوی آمریکایی با این نهادها که بر پوپولیسم قرن نوزدهم متکی بود کارکرد خوبی در غرب داشته است. مورد سوئیس که در آن نهادهای دموکراسی مستقیم نقش مکمل نداشته و خود بخش یکپارچه‌ای از ساختار دولت هستند، نشان می‌دهد که اشکال پوپولیستی دموکراسی می‌تواند نظامی را پدید آورد که با تأکید بر تمرکززدایی و کاربرد گسترده همه‌پرسی‌ها بر مشکل مردمی به‌شدت پراکنده فایق آید و در وضعیت دشوارگونه‌ای دموکراسی عملی را به‌وجود آورد؛ بر اساس این الگو می‌توان مزیت‌ها و زیان‌های دموکراسی پوپولیستی را ارزیابی کرد.
* پوپولیسم ارتجاعی
سومین شکل سیاسی پوپولیسم از نظر کنووان پوپولیسم ارتجاعی است. وی مورد جورج والاس را در ایالت آلابامای آمریکا با اینوچ پاول در انگلستان مقایسه می‌کند. در سال 1968، والاس که به سابقه خود در اعتراض به لغو تبعیض نژادی تکیه می‌کرد، به‌عنوان سومین داوطلب حزبی برای ریاست‌جمهوری نامزد شد، حال آنکه در همان سال، پاول در سخنرانی خود از خطراتی که مهاجرت برای فرهنگ انگلیسی به بار می‌آورد سخن می‌گفت. وجه اشتراک این دو تأکید، بر شکاف میان ارزش‌های نخبگان و مردم بود که «تقابل دیدگاه‌های ارتجاعی، استبدادی، نژادپرستانه و شوینیستی توده‌های مردم را با خصلت‌های ترقی‌خواهانه، لیبرالی، روادارانه و جهان وطنی نخبگان» نشان می‌داد.(3) همچنین آنچه میان این دو سیاستمدار غربی وحدت به وجود می‌آورد، واکنش به موج آشکار پیشرفت بود. تقابل میان پیشرفت و پوپولیسم شدیداً به بافت جامعه موردنظر و دیدگاه آن نسبت به مقوله «پیشرفت» بستگی دارد. پوپولیسم، به این معنا، به‌عنوان واکنشی به ایده‌های غالب و رایج می‌تواند هم ارتجاعی و هم عقلانی باشد.
* پوپولیسم سیاستمداران آخرین
نوع پوپولیسم سیاسی از منظر کنووان، پوپولیسم سیاستمداران است. سبکی از سیاست وجود دارد که از ابهام موجود در معنای «مردم» بهره‌برداری می‌کند. در بررسی تفسیرهایی از پوپولیسم که به تجارب آفریقایی‌ها استناد می‌کنند، دیده می‌شود که برخی از سیاستمداران مدعی بوده‌اند که با وجود دسته‌بندی‌های موجود در کشورهای آنها نماینده مردمی متحد هستند. از این ادعاها برای توجیه نظام‌های تک حزبی استفاده می‌شود. به عبارت دیگر، سیاستمداران نیز می‌کوشند تا با ائتلاف‌های غیرطبقاتی و «فراگیر» مردم را متحد کنند. مبارزه موفقیت‌آمیز جیمی کارتر برای ریاست‌جمهوری آمریکا متکی به ارائه تصویری پوپولیستی از آدمی دور از قدرت و کشاورز شریفی بود که می‌خواست به حکومت برسد؛ اما در همان حال آگاهانه به غرایز لیبرالی و محافظه‌کارانه رأی‌دهندگان متوسل می‌شد.(4)
کنووان در طرح‌ریزی هفت مقوله خود این نکته را خاطرنشان می‌کند که هیچ هسته‌ای از پوپولیسم را نمی‌توان در آنها یافت، به جای آن می‌توان شماری از نشانه‌های متفاوت را تشخیص داد. وی با برشمردن مشابهت‌ها دراین هفت نوع پوپولیسم (پوپولیسم روستایی شامل سه نوع پوپولیسم کشاورزان، دهقانان و روشنفکران پوپولیسم سیاسی شامل چهارگونه دیکتاتوری پوپولیستی، دموکراسی پوپولیستی، پوپولیسم ارتجاعی و پوپولیسم سیاستمداران) این موضوع را عنوان می‌کند که در «پوپولیسم آدم‌های عادی» پوپولیسم خودکامه و پوپولیسم انقلابی گروه‌بندی‌های مشابهی وجود دارد. تنها مضمون مشترک این هفت نوع پوپولیسم خطاب قرار دادن مردم و بی‌اعتمادی به نخبگان است، مضمونی که در بهترین حالت کارآیی بسیار محدودی در توضیح پوپولیسم دارد.
ملاحظه می‌شود پوپولیسم اصطلاحی با کاربرد گسترده است که شفافیت بخشیدن به آن لازم است، اما این اصطلاح طیف وسیعی از پدیده‌هایی را در برمی‌گیرد که هسته مشترک ندارند و از این رو، بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران حوزه پوپولیسم نظیر خانم کنووان کوشیده‌اند برای مقابله با این پیچیدگی نوعی طبقه‌بندی ارائه کنند. تلاش مجله رادیکال و غالباً سنت‌شکن «تلوس» آمریکایی برای تئوریزه کردن مفهوم پوپولیسم نیز در سال‌های اخیر در همین راستا است. اگر چه مواضع نویسندگان این مجله درباره پوپولیسم متفاوت است، اما در آنها می‌توان برنامه روشنی را دید که درصدد است از پوپولیسم فرمول‌بندی عامی ارائه دهد و از آن ابزاری بسازد برای گسترش آن نوع نظریه انتقادی که مجله طرفدار آن است. سخن اصلی تلوس این است که پوپولیسم بهترین مایه دلگرمی برای نقد هژمونی لیبرالی و بدیلی برای آن است. در شماره آتی تلاش خواهیم کرد به نمونه‌هایی از جنبش‌ها مبتنی بر پوپولیسم با تأکید بر آرای سیاسی جنبش‌ها و سیاست‌های پوپولیسم در آمریکا بپردازیم.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

شاخص‌های روش‌شناختی فلسفه سیاسی اسلام
در خصوص فلسفه سیاسی اسلام، تمایز سه حوزه ضروری است؛ اول تاریخ فلسفه سیاسی اسلام، دوم وجود یا عدم وجود فلسفه سیاسی اسلام در حال حاضر و سوم امکان یا امتناع فلسفه سیاسی اسلام و آینده آن. در خصوص تاریخ فلسفه سیاسی در اسلام و روش‌‌شناسی آن که به دوره میانه شهرت دارد و مهم‌ترین نماینده‌اش فارابی است مطالبی ذکر شد، اما در دو سر طیف، برخی آن را یونانی و تقلیدی از فلسفه یونان باستان می‌دانند و برخی آن را کاملاً اسلامی و بومی شده تلقی می‌کنند. در مورد وجود فعلی فلسفه سیاسی اسلام نیز دو نظر مثبت و منفی است و برخی معتقدند ما هم اکنون دارای فیلسوف یا فلسفه سیاسی اسلامی نیستیم‌. آثاری در این زمینه نمی‌شناسیم. اما در مورد امکان یا امتناع فلسفه سیاسی اسلام می‌توان به ظهور آن در آینده قائل شد و با وجود اینکه الان فاقد روش است، اما می‌توان برخی رویکردهای روشی مطلوب مانند عقل‌گرایی را برای آن برشمرد. اما در خصوص اینکه چرا عده‌ای نگاه سلبی به فلسفه سیاسی اسلامی دارند باید به نوع مباحث فلسفه سیاسی اسلام توجه داشت که از چند ویژگی برخوردار است: اول اینکه مباحث فلسفه سیاسی اسلام بر مبنا و حول محور قرآن و سنت می‌چرخد، در حالی که در فلسفه گفته می‌شود که باید آزادانه در تمام مباحث چون و چرا کرد و هیچ قید و چارچوبی را در بحث عقلانی فلسفی جز عقل نپذیرفت. اما باید توجه داشت که فلسفه در حیطه مباحث خود کاملاً آزاد است، نه در خارج از آن. اگر موضوع فلسفه را هستی و نظام خلقت بدانیم‌، می‌توانیم قبول کنیم که فلسفه در حیطه موضوع خود کاملاً آزاد است، اما موضوع فلسفه سیاسی اسلام، حوزه سیاست و حکومت و قدرت در جامعه اسلامی است و فلسفه سیاسی در این حیطه کاملاً آزاد است، نه در اصل توحید، نبوت و معاد که اساساً از موضوع فلسفه سیاسی خارج است. فلسفه سیاسی اسلام از آغاز در بستری متولد می‌شود که در یک سیر طبیعی تکوین یافته است و این بستر، جامعه اسلامی و سیاست و حکومت آن است. فلسفه سیاسی اسلام اساساً برای چون و چرا در مسائل سیاسی اسلام خلق شده و نباید و نمی‌تواند از چارچوب تعریف شده خود خارج شود و البته در همان چارچوب خود کاملاً عقلی و آزاد است و هر گونه چون وچرا مجاز شمرده می‌شود. بنابراین هدف در فلسفه سیاسی اسلامی، نظریه‌پردازی در موضوعات کلان و اساسی حوزه سیاست و حکومت معطوف به یک جامعه اسلامی است که طبعاً به صورت آزاد و بدون قید و شرط صورت می‌گیرد و هر پژوهشگر می‌تواند اجزا و ساختار نظریه را خودش بسازد. البته طبیعی است که عقل تشخیص می‌دهد در حال بحث در یک جامعه اسلامی است و باز هم طبیعی است که تشخیص می‌دهد در یک جامعه اسلامی قرآن و سنت مبناست و توحید، نبوت و معاد اصول ثابت پذیرفته شده‌ای هستند. در شماره آینده با کلام سیاسی اسلام و شاخص‌های روش‌‌شناختی مطالعات کلام سیاسی اسلامی آشنا خواهیم شد.
 


 

صفحه 9 تاريخ  


 

آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی بر مبنای وصیت‌نامه حضرت امام(ره)
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

مبحث شماره پیش را به کلیاتی از اقدامات و عملکردهای کشورهای استعمارگر در ایران اختصاص دادیم و آنها را آثار باقی‌مانده در تاریخ معاصر ایران تلقی کردیم و اشاره داشتیم که فرهنگ و عملکرد بسیاری از مردم و دستگاه‌های دولتی، دانسته یا ندانسته در مسیر کشورهای استعمارگر قرار می‌گیرد و گاهی ناخواسته در زمین دشمن بازی می‌کنند، این روند از گذشته دور تا کنون همچنان جریان داشته و دارد و این آثار یکی از آسیب‌های بسیار شکننده و تأسف‌آور برای تداوم انقلاب اسلامی است و دشمن و ضدانقلاب همواره از این ورودی‌ها استفاده کرده و می‌کند. حضرت امام خمینی(ره) بر مبنای وجود چنین جریان استعمارگرانه‌ای، اولاً مبارزات خود را بر چنین پایه‌ای شروع کردند و ادامه دادند و ثانیاً بر چنین مبنایی رهنمودهای بسیار مهم و راه‌گشا دادند و اساساً آنها را در وصیت‌نامه سیاسی- الهی‌شان تدوین کردند و ارائه دادند. ثالثاً برای همه اقشار جامعه حال و آینده، هم مبنا و هم اصول برای اداره امور کشور باشد.
و همچنین با مطرح شدن و مورد توجه قرار دادن محتوای وصیت‌نامه آثار استعمار و استعمارگران در جامعه انقلاب اسلامی برچیده شود. وصیت‌نامه امام خمینی(ره) دارای نکات بسیار ظریف و دقیق است که با کمال تأسف باید گفت نسبت به آن اقدام جدی نشده است. به همین منظور رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی امام خامنه‌ای آن را مورد عنایت قرار داده‌اند و بسیار بر آن تأکید می‌کنند. نگارنده این سطور به سهم خود قصد دارد که آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی را در چارچوب وصیت‌نامه پیگیر شود و از همه علاقه‌مندان می‌خواهد که همراه شوند و در تقویت آن مساعدت کنند. در این مقدمه چند نکته قابل توجه و مهم لازم به یادآوری است که در ادامه ارائه می‌شود.
* وصیت‌نامه دارای صمیمانه‌ترین حرف‌ها
در طول تاریخ معمول بوده که بزرگان، رهبران، علمای دین، شخصیت‌های تأثیرگذار و رجال بزرگ تاریخ، نقطه‌نظرات، دیدگاه‌ها، تجربیات خود را فشرده و خلاصه از طریق وصیت‌نامه به نسل بعد خود انتقال می‌داده‌اند و این کار درصدر اسلام هم معمول بوده است. بارزترین نمونه آن وصیت‌نامه حضرت علی(ع) خطاب به فرزندانش است که در نهج‌البلاغه درج شده و همین مبنای کار بسیاری از ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و صحابه و مبارزان قرار گرفته و حضرت امام خمینی(ره) این سنت حسنه را احیا کردند و امروز مورد عنایت و توجه رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه‌ای قرار گرفته است. به‌ویژه معظم‌له در دیدار رئیس‌‌جمهور و اعضای دولت دهم در تاریخ 25 تیر ماه 1392 مطالعه آن را مورد تأکید قرار دادند و فرمودند: «در واقع باید گفت وصیت صمیمانه‌ترین حرفی است که هر کسی می‌زند، چون وقتی است که دیگر انسان در عالم ماده حضور ندارد و اغراض‌ مادی قاعدتاً یا نیستند یا ضعیفند، از این رو در وصیت‌نامه صمیمی‌ترین حرف‌ها گفته می‌شود. آن هم وقتی مخاطب وصیت عزیزترین افراد نسبت به انسان است.»
* وصیت‌نامه شاخص‌ترین آسیب‌شناسی انقلاب‌ها
امام خامنه‌ای در این دیدار موضوع فعالیت دشمن و ضدانقلاب را در راستای کم‌رنگ کردن شعارهای انقلاب یا محو نمودن آن یادآور شدند و فرمودند: «یکی از کارهای مهمی که جبهه ضدانقلاب- چه انقلاب ما و چه انقلاب‌های دیگر- در طول تاریخ و در عرض دنیا داشتند و می‌کردند، این بوده است که سعی کنند ارزش‌های انقلاب را کم‌ر‌نگ کنند به اینجا هم محدود نمی‌شود، اول ارزش‌ها را کم‌رنگ می‌کنند، به‌تدریج آنها را محو می‌کنند. اگر میدان پیدا کنند آنها را تبدیل به ضد ارزش می‌کنند. این کاری است که در دنیا معمول است. این را ما در تاریخ انقلاب‌های دنیا مشاهده می‌کنیم و در انقلاب‌هایی که در زمان خود ما- در طول این عمر طولانی که ما کردیم- دیدیم و خبر شدیم این را مشاهده کردیم. جبهه مقابل انقلاب و ضدانقلاب شعارهای انقلاب را هرگز فراموش نخواهد کرد. یعنی می‌داند که در این رویارویی در این هماوردی، آن چیزی که توانست جبهه انقلاب را پیروز کند و جبهه ضدانقلاب را به هزیمت وادار کند در درجه اول این شعارها بود که هر چه شعارها پرمغز و جذاب واقعی و برای مردم مفهوم و ملموس بود کمک آن به پیشرفت انقلاب بیشتر شد. سعی می‌کنند این شعارها را به‌تدریج محو کنند، کم‌رنگ کنند.»
در واقع محتوای وصیت‌نامه‌ها، به‌خصوص وصیت‌نامه سیاسی- الهی امام خمینی(ره) یکی از عوامل خنثی‌کنندگی عملکرد ضدانقلاب در راستای کم‌رنگ کردن شعارهای انقلاب است. به‌عبارتی می‌توان گفت وصیت‌نامه امام خمینی(ره) اصیل‌ترین شاخص‌های شعارهای انقلاب را در خود جای داده است که به‌وسیله آن می‌توان آسیب‌ها و آفت‌ها و عوامل تهدیدکننده انقلاب اسلامی را برشمرد.
*وصیت‌نامه امام لبّ ارزش‌ها
علت اینکه جریان استعمارگر و ضدانقلاب موفق نبوده که شعارهای انقلاب را کم‌رنگ کند، متقن و محکم بودن سخنان و رهنمودهای امام خمینی(ره) است. حضرت آیت‌الله العظمی امام‌خامنه‌ای در این رابطه فرمودند: «به‌نظر من یک بخش عمده‌ای از این هم مربوط می‌شود به هوشیاری امام بزرگوارمان، آنچه که امام بزرگوار از اظهارات خود از گفته‌های خود، از نوشته‌های خود در میان ما باقی گذاشت، بینات است، محکمات است. متشابهات نیست که کسی آنها را نفهمد. آخرین سخن امام هم وصیت‌نامه امام است. من همیشه به مسئولان و کسانی که در دولت‌های گوناگون یک کار مهمی دست‌شان بوده است توصیه‌ می‌کردم که به وصیت‌نامه امام مراجعه کنند. وصیت‌نامه امام، لبّ ارزش‌های موردنظر امام است. اینها را امام باقی گذاشته، زنده گذاشته است، لذا است این ارزش‌ها قابل تحریف نیست. قابل تغییر نیست. بله. ندیده گرفتن اینها امری است که میسر است برای کسانی که بخواهند ندیده بگیرند.»
بنابراین با این رهنمودها که وصیت‌نامه امام خمینی(ره) شامل لبّ ارزش‌های انقلاب اسلام است بهترین ملاک و معیار برای آسیب‌شناسی و آفت‌های انقلاب است که از آن بهره گرفته خواهد شد.
* وصیت‌نامه و دستورالعمل
امام خامنه‌ای از وصیت‌نامه امام خمینی به‌عنوان یک دستورالعمل برای مسئولان قوای سه‌گانه یاد می‌کنند و کلیه مسئولان اجرایی، قضایی و مقننه باید در تمام امور آن را لحاظ کنند، به‌خصوص برخی از وزارتخانه‌ها که صریحاً نام برده شده در اجرای این دستورالعمل بیشتر مسئولیت دارند. آیت‌الله ‌العظمی امام خامنه‌ای در این رابطه فرمودند: «مسئولان کشور باید به مسئله توصیه‌های امام و وصیت‌نامه امام به چشم یک دستورالعمل نگاه کنند، امروز قوای ثلاثه و مسئولان گوناگون کشور- اعم از نظامی، سیاسی و اجتماعی و خدماتی – باید دستورالعمل کار خود را همین وصیت‌نامه امام و راهنمایی‌های امام قرار بدهند. عزت ملت ایران، امنیت پایدار ملت ایران، رشد و توسعه مادی ملت ایران، اعتلای معنوی و اخلاقی ملت ایران در گرو عمل کردن به این توصیه‌ها است.»
بنابر سفارش و تأکیدات رهبر معظم انقلاب، وصیت‌نامه سیاسی- الهی امام خمینی و رهنمودهای ایشان بهترین دستورالعمل برای فهم و درک انقلاب اسلامی و آسیب‌شناسی‌ها و شناخت آفت‌ها است. آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی با استفاده از متن وصیت‌نامه امام بیش از هر چیز متوجه عوامل تهدیدکننده درونی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی است.
* وصیت‌نامه ماحصل تجربه تاریخی امام(ره)
امام خمینی(ره) در طول عمر با برکت‌شان همواره جریان‌های سیاسی- تاریخی و عوامل دخیل در شکست نهضت‌ها و جنبش‌های ضداستعماری را مورد مطالعه قرار دادند و حجم زیادی از بیانات و رهنمودهای امام به تاریخ معاصر و تحلیل شخصیت‌ها و جنبش‌ها و نهضت به ویژه انقلاب مشروطیت اختصاص داده شد و با بینش ‌عمیق سیاسی و آشنایی به اوضاع و تحولات زمان حوادث گذشته انقلاب را تحلیل می‌کردند که در بخشی از رهنمودهای خود در تاریخ (19/10/1356) در نجف اشرف به اوضاع و احوال ایران در ماجرای جنگ جهانی و عوامل کودتا و نقش استعمار انگلیس اشاره دارند و در رابطه با حاکمیت و استبداد داخلی رضاخان و چگونگی به قدرت رساندن رژیم کودتایی رضاخان فرمودند: «از اول که آن کودتای اول ‍[1299] واقع شد و ما آن وقت در اراک بودیم. این به حسب چیزهایی که در رادیو‌های آن وقت در بعد از اینکه جنگ دوم شروع شد در رادیوهای آن وقت این مطلب را گفتند، مردم می‌دانستند تا یک حدودی لکن درست نه، تبلیغات سوء‌ نمی‌گذاشت درست مردم بفهمند، لکن بعد از آنکه آن شخص را، آن آدم سیاه‌رو را، رضاخان را از ایران بیرون کردند، در رادیوهای دهلی گفتند که ما این را آوردیم سرکار و چون خیانت کرد حالا بردیمش، رضاخان را از اول انگلیسی‌های جنایتکار، انگلیسی‌های غیرصالح که اسلحه در دست‌شان بود، رضاخان را اسلحه‌دار کردند و این آدم ناشایسته بی‌اصل را با اسلحه آوردند و مسلط کردند بر مردم و چه جنایاتی، چه جنایاتی در این مدتی که آن مرد سیاه‌رو روی کار بود، نمی‌شود تشریح کرد، نمی‌توانیم تلخی‌های آن روزها را برای شما تشریح کنیم.» امام خمینی(ره) دارای انبوهی از تجربیات تاریخی صد، صدوپنجاه سال گذشته بودند. بسیاری از ماجراها و حوادث را شخصاً مشاهده کردند و به قول خودشان گرفتار آنها بودند. برحسب فرمایش مقام معظم رهبری «لبّ ارزش‌ها» در وصیت‌نامه جمع است که بهترین معیار و شاخص برای ارزیابی و آسیب‌شناسی انقلاب اسلامی است که برای همه مسئولان لازم و مفید است که بدانند و بفهمند و در اجرا و قانون و قضاوت لحاظ کنند.
* امام نگران آینده انقلاب
آنچه از محتوای وصیت‌نامه برداشت می‌شود اینکه؛ امام خمینی(ره) برای آینده انقلاب نگران بودند، به همین دلیل برای پیشگیری از آسیب‌ها و آفت‌ها و خطرات و تهدیدها وصیت‌نامه تدوین کردند تا با اجرای آن انقلاب اسلامی و حاکمیت نظام جمهوری اسلامی باقی‌بماند و از نفوذ عوامل بیگانه پیشگیری شود و دست ایادی استعمارگران و جنایتکاران از ایران کوتاه شود. ایشان در بخشی از این وصیت‌نامه به‌صراحت فرمودند: «از نقشه‌های دشمن غدار غافل نباشند و به مجرد آنکه فرد یا افرادی را دیدند که با گفتار و رفتار خود درصدد است بذر نفاق بین آنان افکند او را ارشاد و نصیحت کنند و اگر تأثیر نکرد از او روی‌گردان شوند و او را به انزوا کشانند.»


از لابه لاي تاریخ

بيمار شماره 2
در پايان فروردين سال 1353 هنگام بازگشت شاه و همراهانش از كيش، دكتر ايادي پزشك مخصوص كه از بزرگ شدن طحال شاه نگران شده بود از «علم» خواست كه پروفسور «ژان برنار» استاد دانشگاه پاريس و متخصص معروف خون به ايران بيايد و شاه را معاينه كند (يادداشت 20/1/53). علم بي‌درنگ اين مطلب را به اطلاع پروفسور صفويان، رئيس دانشكده پزشكي دانشگاه ملي رسانيد. چند روز بعد پروفسور ژان برنار و پروفسور ميليز (كه هر دو از استادان پيشين صفويان بودند) و همچنين دكتر فلاندرن متخصص آزمايشگاه به دعوت پروفسور صفويان به ايران آمدند و از شاه ديدار و وی را معاينه كردند و نمونه‌هايي از مغز استخوان و خون او گرفتند. پس از نخستين معاينه و بازگشت به فرانسه ژان برنار تلفني از صفويان درخواست كرد هرچه زودتر به پاريس بيايد. پزشكان فرانسوي كه كاملاً از مسئوليت خطير حرفه‌اي خود آگاه بودند پس از معاينه بيمار مشترك ديگري كه در بيمارستان آمريكايي پاريس بستري بود از راه احتياط صفويان را به گلخانه بيمارستان برده و در آن جا اظهار داشتند كه شاه دچار گونه‌اي سرطان خون (والدنستروم) است كه به درمان و مراقبت طولاني نياز دارد. ولي چون از نظر علمي اعتمادي به پزشك مخصوص شاه ندارند بايد ترتيبي داد كه از آن پس صفويان مسئول مراقبت و واسطه ارتباط با بيمار باشد. نتيجه آزمايش به وسيله صفويان به آگاهي ايادي رسيد و او تأكيد كرد كه با توجه به روحيه شاه كه از كوچك‌ترين ناراحتي جسماني نگران مي‌شد نبايد او را از بيماري راستين خود آگاه كرد. مسئوليت اخلاقي گروه پزشكان بسيار سنگين بود و قرار شد بيماري شاه فاش نشود. گزارش‌هاي پزشكي نيز كه از پاريس براي صفويان و ايادي فرستاده مي‌شد صرفاً به بيمار شماره 2 اشاره مي‌كرد‌ (بيمار شماره 1 خود علم بود.)
از اين گذشته داروهاي شاه در شيشه‌هاي متعلق به داروهاي به كلي متفاوت گذاشته مي‌شد (ايادي از همان آغاز يادآور شده بود كه شاه عادت دارد كاغذهاي همراه دارو را دقيقاً بخواند.) در نتيجه علم هرگز به بيماري شاه پي نبرد و در يادداشت‌هايش نيز علت ناراحتي شاه را آلرژي و يا خستگي و غذاي نامناسب مي‌پنداشت.
سه سال بعد پزشكان بر آن شدند كه پنهان داشتن بيماري شاه از همسر او به مصلحت نيست و هنگامي كه شهبانو فرح پس از شركت در كنفرانس تابستاني آسپن (كولورادي ـ آمريكا) در راه بازگشت چند روز در پاريس به سر برد او را طي ديداري محرمانه در جريان گذاردند. شاه نيز با آنكه تا هنگام انقلاب از بيماري خود آگاهي درستي نداشت به تدريج دريافت كه عارضه‌اي جدي گريبانگير او شده است. در ماه‌هاي انقلاب و سفر به مصر و سپس مراكش، شاه در مصرف داروهايي كه به او تجويز شده بود كوتاهي كرد و در نتيجه بيماري‌اش كه تا آن هنگام مهار شده بود ناگهان شدت گرفت. پروفسور صفويان از هنگام بيماري شاه عملاً پزشك مخصوص شاه شد و همچنين پزشكان فرانسوي معتقد بودند كه اگر شاه برنامه دارويي خود را دقيقاً مراعات كرده بود به احتمال قوي چند سالي بيشتر زنده مي‌ماند. به باور همين پزشكان داروهاي مورد استفاده شاه هيچ‌گونه اثر منفي بر قدرت تصميم‌گيري و رويارويي او با حوادث انقلاب نداشت.


حكایت زمانه

نقش روشنفكران و روزنامه‌نگاران در شبكه «بدامن»
از آغاز جنگ سرد توسط «اينتليجنس سرويس» و «سيا» شبكه‌اي در ايران راه‌اندازي شده بود كه با اسم رمز «بِداَمن» (BEDAMN) معرفي مي‌شد. روزنامه‌نگاران فراواني با اين شبكه كه بودجه ساليانه آن يك ميليون دلار بود و مستقيماً توسط سيا هزينه مي‌شد، همكاري مي‌كردند كه مشهورترين‌شان برادران «مسعودي» و «عباس شاهنده» مدير فرمان بودند. از سوي سفارت آمريكا «شاپور ريپورتر» با اين روزنامه‌نگاران در تماس بود. اما به نظر مي‌رسد كه مهم‌ترين عوامل در اين زمينه، برادران «بزرگمهر» بودند. نام مستعار و عملياتي اينان، برادران بوسكو بود كه «كيم روزولت» هم در كتابش به نام «كودتا در كودتا» با همين نام از آنان ياد مي‌كند. محور فعاليت‌هاي آنان بزرگ‌نمایي خطر كمونيسم بود. مقالات و كاريكاتورهاي فراواني به اين مسئله اختصاص داشت و جنگ رواني غريبي در بين مردم به راه انداخته بودند كه گويا ايران در معرض بلعيده شدن توسط غول كمونيسم است.
مدتی پیش رادیو بی‌بی‌سی هم افشا كرد كه ترجمه كتاب «دكتر ژيواگو» اثر «بوريس پاسترناك» به زبان فارسي در همان زمان كار «ام.آي.شش» بوده است كه گويا در چارچوب عمليات بدامن صورت گرفته است. «دكتر ژيواگو» رماني است عليه شوروي. ‌اين شبكه در تخريب روحيه مردم بسيار مؤثر بود و زمينه‌هاي رواني كودتا را مهيا كرد.
البته شبكه مجري برنامه «بدامن» يك شبكه صرفاً آمريكایي نبود. پروژه «بدامن» يكي از نخستين پروژه‌هایي بود كه در چارچوب همكاري اينتليجنس سرويس و سازمان نوبنياد «سيا»، بر مبناي امكانات غني بومي MI-6 و بودجه كلان «سيا» آغاز شد و مسئوليت اداره آن به‌عهده شاپور ريپورتر قرار گرفت كه در همكاري با اسدالله علم اجراي پروژه را شروع كرد. دو ايراني كه در اسناد سيا با نام‌هاي رمز «نرن» و «سيلي» خوانده شده‌اند، در واقع اين دو نفر بودند و همين شبكه بود كه در سال‌هاي پس از كودتا به‌عنوان مقتدرترين سازمان پنهاني در حيات سیاسي ايران اعمال نفوذ كرد.
بررسي فعاليت‌هاي شبكه شاپور ريپورتر ـ اسدالله علم در اين دوران نشان مي‌دهد كه «عمليات بدامن» بر دو محور متمركز بود: عمليات نفوذي ـ سياسي و عمليات تبليغي ـ فرهنگي.
در زمينه‎ عمليات نفوذي «شبكه بدامن» شواهد گسترده‌اي در دسترس است كه عمق نفوذ آن را به درون حزب توده نشان مي‌دهد و بايد افزود كه گستره نفوذ اين شبكه تنها به حزب توده منحصر نبود و ساير احزاب و جريان‌هاي سياسي ـ به‌ويژه «جبهه ملي»، «حزب زحمت‌كشان»، «نيروي سوم»، «حزب ايران»، پان‌ايرانيست‎ها و غيره ـ را نيز در بر مي‌گرفت.
بر پايه همين نفوذ همه‌جانبه و عميق بود كه «شبكه بدامن» مي‌توانست به خوبي حوادث سياسي روز را به سمت اهداف خود هدايت كند و يا به حادثه‌سازي‌هاي تحريك‌آميز و هدفمند دست بزند.
دومين محور پروژه مشترك «بدامن» عمليات تبليغي ـ فرهنگي بود كه گروه وسيعي از نويسندگان و روزنامه‌نگاران و روشنفكران و ده‌ها نشريه و روزنامه را در خدمت داشت. برخلاف عَلَم كم‌سواد، شاپورجي تحصيل‌كرده كمبريج و كارشناس «جنگ رواني» بود. از مهم‌ترين اعضاي شبكه مطبوعاتي و روشنفكري «بدامن» بايد به نصرت‌الله معينيان، دكتر مظفر بقایي كرماني، علي جواهر‌كلام، عباس شاهنده، جعفر شاهيد، مصطفي مصباح‌زاده، عباس مسعودي، هادي هدايتي، علي‌اصغر اميراني، مهدي ميراشرافي، عبدالرحمن فرامرزي، رسول پرويزي و برادران بزرگمهر اشاره كرد. اين افراد از طريق روزنامه‌ها و مجلات تحت نفوذ خود عمليات رواني كودتا را پيش مي‌بردند.
بزرگنمایي خطر حزب توده و ايجاد وحشت (پانيك) از سلطه كمونيسم در جامعه، خط اصلي «شبكه بدامن» را تشكيل مي‌داد و اين در حالي است كه محققي چون جيمز بيل مي‌نويسند: «حزب كمونيست توده ايران نسبتاً كوچك بود. اين حزب نه از حمايت طبقه متوسط ناسيوناليست برخوردار بود و نه از پشتيباني توده واقعي مردم ايران.»
امروزه پژوهشگران آمريكایي و انگليسي معترفند كه بزرگنمایي خطر كمونيسم در واقع يك ترفند سياسي به منظور منفعل ساختن مردم و نيروهاي مذهبي و جلب محافل حاكمه و افكار عمومي آمريكا به سوي كودتا بوده است.
بخشي از كاركرد تبليغي شبكه شاپور ريپورتر به «جعليات» اختصاص داشت كه بر محور بزرگنمایي خطر كمونيسم استوار بود و بيشتر به منظور تحريك روحانيون ساده‌انديش و غير سياسي و توده مردم عليه وضع موجود و جلب همدردي آنان با شاه به‌عنوان تضمين‌كننده كشور در مقابل سلطه كمونيسم به كار مي‌رفت.
در ميان اعضاي شبكه بِداَمن برادران بزرگمهر ناشناخته مانده‌اند و كمتر درباره نقش آنان سخن گفته شده است. اسفنديار بزرگمهر و برادرش جمشيد حداقل از سال‌هاي پس از جنگ دوم جهاني براي سيا كار مي‌كردند و ظاهراً هويت آنان براي مأموران مخفي بريتانيا هم ناشناخته بود، اما برادر بزرگ آنان دكتر منوچهر بزرگمهر كه بعداً در مورد فلسفه‌هاي تحققي انگليس در دانشگاه تهران تدريس مي‌كرد رئيس اداره حقوقي شركت نفت انگليس و ايران بود و پس از كودتا نيز رئيس اداره حقوقي كنسرسيوم نفت شد. ظاهراًً سرنوشت اين برادران با نفت و سياست گره خورده بود، چرا كه ديگر برادر آنان به نام بهمن در دوره هويدا مدتي رئيس روابط عمومي شركت نفت ايران بود. از بين اين برادران، جمشيد و اسفنديار در كودتاي بيست‌وهشتم مرداد بسيار فعال بودند. كيم روزولت اين دو برادر را به ترتيب حقوقدان و روزنامه‌نگار معرفي مي‌كرد، جمشيد بزرگمهر حقوقدان و اسفنديار روزنامه‌نگار بود، اهميت اسفنديار و خدمات او در سقوط مصدق به اندازه‌اي بود كه روز بيست‌ونهم مرداد سال 1332 معاون نخست‌وزير و رئيس اداره كل انتشارات و تبليغات دولت كودتا شد؛ شغلي كه با پيشينه او، هم به‌عنوان روزنامه‌نگار و هم به‌عنوان عضو فعال شبكه بِداَمن قرابت داشت.
در كنار اين برادران، از دو برادر ديگر نيز بايد نام برد كه در حوادث 28 مرداد مرتبط با شبكه بِداَمن نقش مهمي داشتند. برادران رشيديان كه در كودتاي 28 مرداد سهم زيادي داشتند.


امام در گذر زمان 159

مراسم تدفین پیکر امام خمینی(ره)
اشاره شد که پیکر مطهر امام با هزار زحمت با بالگرد از بهشت زهرا(س) به منظریه جماران برده شد و از آنجا با آمبولانس به سردخانه بیمارستان جماران منتقل شد تا بار دیگر پیکر پاک امام را کفن کنند. در این لحظه آقای ناطق‌نوری در حالی که عبا و عمامه نداشت وارد حیاط منزل امام(ره) در جماران شده و با مرحوم حاج سیداحمد آقا رو در رو می‌شود و زبان به گله می‌گشاید و می‌گوید: «آخه آدم جنازه امام را در یک تابوت زنبقی می‌گذارد...؟!» در همین حین هر دو می‌گریند و یادآور خاطره ورود امام به تهران در روز 12 بهمن 57 می‌شوند. مرحوم احمد آقا از زحمات آقای ناطق قدردانی و تشکر می‌کند. در حالی که هر دو و اطرافیان منقلب بودند، به افراد توصیه می‌‌شود که با‌ آقای ناطق همکاری شود و به خواسته‌های وی عمل کنند. آقای ناطق‌نوری پیشنهاد می‌دهد که سه تابوت ساخته و سه بالگرد تهیه شود. داخل یکی از آن‌ها پیکر امام قرار گیرد و دو تای دیگر خالی باشد و همراهی کند تا در صورت هجوم جمعیت، دو تابوت خالی در دست مردم قرار داده شود. طباطبایی، شهردار وقت تهران تقاضای آقای ناطق‌ را عملی کرد. یک تابوت فلزی و مجهز و دو تابوت عالی آماده کرد و تحویل داد. در این فرصت وزیر وقت کشور، نیروی انتظامی مجهزتر با تقسیم کار و انضباط بیشتری را سامان داده بود و ابتکار عمل را به‌دست داشت. در چنین وضعیتی بود که بار دیگر پیکر امام برای تدفین به بهشت‌زهرا(س) انتقال داده شد. آقای ناطق‌ در خاطراتش در این باره می‌گوید: «خلاصه تابوت امام را کنار قبر آوردیم. آقای کفاش‌زاده آمده بود که امام را ببوسد. محکم زدم توی سرش، خودم رفتم داخل قبر و پاها را دو طرف لحد گذاشتم، وقتی آقای حاج آقا رضا اربابی که غسال و دفن‌کننده علما است، آمد که تلقین امام را بخواند، من دست‌هایم را به دوطرف قبر گذاشتم تا ایشان تلقین بخواند. جمعیت ریختند، چون داشتند آمال و آرزوهای همه ما را دفن می‌کردند. عده زیادی روی دست من غش کردند. به آقای اربابی که داشت مستحبات دفن را انجام می‌داد، گفتم: «آ شیخ! من دارم می‌میرم، بسه دیگه.» آخرین کسی که امام را بوسید و بیرون آمد، ایشان بود. خیلی نگران حال ایشان بودم. با زحمت سنگ آوردند و لحد را با کمک آقای «رضا گنجی» که از محافظان است، گذاشتم و عشق همه ملت ایران و مظلومان تاریخ را دفن کردیم. خیلی سخت گذشت، در اثر ازدحام نمی‌توانستم بیرون بیایم...»


مجالس شوراي اسلامي 46

انتخابات مجلس هفتم
انتخابات مجلس هفتم از جهات مختلفي حائز اهميت بود. اولاً پيروز انتخابات مي‌توانست، با روحيه‌اي بالاتر وارد ميدان انتخابات رياست‌جمهوري نهم شود كه در سال 1384 قرار بر برگزاري آن بود. انتخاباتي كه در آن سيدمحمد خاتمي نمي‌توانست حضور يابد و به همين دلیل از حساسيت رقابتي بالاتري نسبت به انتخابات دور هشتم رياست‌جمهوري برخوردار بود. ثانياً پيروزي اصولگرايان در انتخابات دور دوم شوراها در سال 81 زنگ خطري بود كه از قرار گرفتن قطار دوم خرداد در سراشيبي سقوط و افول حكايت داشت. در اين وضعیت بود كه موفقيت در انتخابات دور هفتم به مسئله حياتي براي احزاب و گروه‌هاي سياسي دوم خرداد مبدل شده بود.
در اين انتخابات، نيروهاي ارزشي با عنوان «آبادگران ايران اسلامي» كه نام گروه فاتح دور دوم انتخابات شوراي شهر بود، وارد ميدان شدند.
گروه‌هاي جريان چپ نيز در اين دوره به‌طور فعال وارد عرصه انتخابات شدند. در اين دوره اختلافات جدي در درون جريان دوم خرداد آشكار شده بود و جريان‌هاي افراطي صف خود را از ديگر جريان‌هاي اصلاح‌طلبان جدا كرده بودند.
در اين دوره، سازمان مجاهدين انقلاب با تشديد فعاليت خود، به‌طور كامل در ائتلاف با جبهه مشاركت قرار گرفت. اين در حالي بود كه مجموعه‌هايي چون مجمع روحانيون مبارز و كارگزاران خط و مشي متفاوتي را دنبال مي‌كردند.
در اين دوره از انتخابات، مسئله احراز صلاحيت نامزدها از سوی شوراي نگهبان به مهم‌ترين محور تبليغاتي جريان دوم خرداد عليه رقيب مبدل شده بود كه نتيجه تداوم آن، «تحصن»، «روزه سياسي» و «استعفای» نمايندگان طيف چپ مجلس بود.
در روز 14 بهمن بيش از 125 نماينده مجلس استعفاي دسته جمعي خود را در اعتراض به رد صلاحيت‌هاي گسترده تقديم رئيس مجلس كردند. همان روز استانداران سراسر كشور نيز در اقدامي غيرقانوني و خارج از حيطه اختيارات اين افراد، با انتشار بيانيه‌اي تعويق زمان برگزاري انتخابات و فراهم آوردن فضاي انتخاباتي در فرصت باقي مانده تا اول اسفند را براي برگزاري انتخاباتي آزاد، سالم، رقابتي و عادلانه خواستار شدند.
اما اظهارات رهبر معظم انقلاب اسلامي و ايستادگي ايشان در برابر انحراف و بدعتي كه در حال شكل‌گيري بود، موجب شد تا جريان انحرافي نتواند به كار خود ادامه دهد و در روز 18 بهمن با صدور بيانيه‌اي به تحصن 26 روزه خود بدون هيچ نتيجه‌اي پايان داد. محمد خاتمي و مهدي كروبي نيز در روز 19 بهمن‌ماه در نامه مشترك خود به رهبر معظم انقلاب اسلامي تأكيد كرده‌اند كه با وجود عملكرد شوراى نگهبان كه آن را خلاف توصيه رهبر جمهوري اسلامي دانسته‌اند، انتخابات بر اساس حكم حكومتي وي، از سوي وزارت كشور و با همكاري دولت در موعد مقرر برگزار خواهد شد.
سرانجام روز جمعه اول اسفند 1382 فرا رسيد و انتخابات با وجود تلاش دشمنان انقلاب اسلامي و بازي‌خوردگان داخلي آنان در زمان موعد و با حضور باشكوه ملت در سراسر كشور برگزار شد. در اين انتخابات از مجموع 46 ميليون و 351 هزار واجد شرايط، 23 ميليون و 734 هزار و 667 نفر (21/51 درصد) در انتخابات شركت كردند. در تهران از ميان 30 كرسي، تكليف 25 كرسي مشخص شد و كار انتخاب پنج نماينده ديگر به دور دوم انتخابات كشيده شد.
پيروز قاطع اين انتخابات اصولگرايان بودند و در تهران بيشترين رأي به غلامعلي حداد عادل اختصاص يافت.
 


 

صفحه 10 تا حماسه

 

 

نگاه اسلام به موضوع مدرنیته
نمی توان مدرنیسم را دربست و بدون نقد پذیرفت
گردآوری: فاطمه معتمدی

دهکده جهانی
جهان بزرگ، چون یك محله‌اى كوچك شده، مسافت‌های دور به مدد غرش و پرش مرغ آهنین بال هواپیما و جهش الكترون‌ها در رساناها و ابررساناها كوتاهى گرفته و دوایر و سازمان‌های عظیم ملى و بین‌المللى به فنون تصرف در شئون آدمیان دست‌یافته و طبیعت سخاوتمندانه كلیه مخازن خویش را در چنگ آدمیان نهاده و...(1) در چنین فضایى، برخى معتقدند كه ما نمى‌توانیم با كشیدن حصار به دور خود بر آموزه‌های دینى و اخلاقى خویش تعصب بورزیم، چرا كه اصول و قواعد پذیرفته‌شده در بیرون از مرزهاى جغرافیایى، خواه ناخواه، تأثیر خود را بر ما خواهد گذاشت و ما مجبور به پذیرش این اصول هستیم و امروز دیگر، فرهنگ باید مقوله‌ای جهانى باشد و همگان فرهنگ واحدى را بپذیرند و میان خودى و غیر خودى، مرزى وجود نداشته باشد. در پاسخ باید گفت كه، با فرض تحقق دهكده جهانى به معنى مزبور، هیچ انسان عاقلى نمى‌پسندد كه این دهكده دچار بى‌قانونى، بى‌نظمى و هرج‌ومرج شود و حتماً باید اصول و قواعدى بر این دهكده حاكم باشد، اما ساكنان این دهكده بر چه مبنایى باید بر این قواعد گردن نهند؟ و چرا باید این اصول را بپذیرند؟ حق و حقیقت باید مبنا و معیار پذیرش ارزش‌ها و اصول حاكم باشد و طبق همین ملاك است كه قرآن كریم صدها سال پیش از مطرح شدن دهكده جهانى، منادى جهانى شدن فرهنگ الهى بوده و عموم مردم را به عبادت و پرستش خداى متعال دعوت مى‌نموده است:
«یا أَیُّهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكمُ الَّذِی خَلَقَكمْ وَالَّذِینَ مِنْ قَبْلِكمْ لَعَلَّكمْ تَتَّقُونَ»(2)؛ ‌ای مردم! پروردگارتان را كه شما و كسانى را كه قبل از شما بودند خلق كرده عبادت كنید تا شاید پرهیزكار شوید.
این آیه شریفه به این جهت انسان‌ها را به پرستش خدا دعوت مى‌كند كه سعادت حقیقى فرد و اجتماع، تنها در سایه عبادت و بندگى خدا تأمین خواهد شد، چرا كه انسان همه هستى خود را از او دارد و او به منظور تعالى انسان، میل به عبادت و پرستش را در فطرت آدمى قرار داده است و در درون ضمیر انسان نشانه‌هایى بر وجود این امر فطرى، شهادت مى‌دهند كه از جمله این نشانه‌ها این است كه ما در خود، میل به محبت و علاقه نسبت به موجودى كه داراى كمالاتى برتر از ماست، مى‌یابیم كه این میل و عطش فروكش نمى‌كند، مگر با ابراز علاقه و دلبستگى به موجود كاملى كه كامل‌تر از او تصور نشود و بیشترین لذت از او عاید ما شود و این همان مقام قرب الهى است كه در اثر عبادت و پرستش خالصانه خداى تعالى و تقوا و پرهیزكارى به دست مى‌آید.(3)
قرآن كریم پس از آنكه همه انسان‌ها را به دیندارى و عبادت خدا دعوت كرد، در آیات دیگرى آنان را در انتخاب دین راهنمایى مى‌كند:
«قُلْ یا أَهْلَ الكتابِ تَعالَوْا إِلى كلِمَة سَواء بَیْنَنا وَ بَیْنَكمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاّ اللّهَ وَ لانُشْرِك بِهِ شَیْئاً وَ لایَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنّا مُسْلِمُونَ»(4)؛ بگو‌ ای اهل كتاب! بیایید به سوى سخنى كه میان ما و شما یكسان است، كه جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزى را همتاى او قرار ندهیم و بعضى از ما، بعضى دیگر را ـ غیر از خداى یگانه ـ به خدایى نپذیرد. هرگاه (از این دعوت) سر باز زنند، بگویید گواه باشید كه ما مسلمانیم.
این آیه، مشركان، بت‌پرستان و خرافه‌گرایان را مدنظر ندارد، بلكه در صدر آیه، روى سخن با آن دسته از صاحبان ادیان الهى است كه بدون عناد و لجاج، معتقد به وحى و وجود خداى واحد هستند و آنان را به التزام عقیدتى و عملى به مشتركات‌شان فرا مى‌خواند. این مشتركات همان امورى است كه آنان را به سوى تسلیم در برابر حق و اسلام سوق خواهد داد و همان اصولى است كه انبیا(علیهم‌السلام) براى نشر آن‌ها در كل عالم مبعوث شده‌اند. این اصول عبارتند از:
1- نفى هرگونه شرك در عبادت
2- نفى ربوبیت غیر خدا، كه این خلاصه مأموریت همه انبیا(علیهم‌السلام) است، آنان خواستار این بودند كه فرد و جامعه انسانى، مطابق فطرت الهى انسان، كه همان كلمه توحید است، حركت كنند. فطرت الهى انسان به وجوب مطابقت اعمال فردى و اجتماعى، تسلیم در برابر خدا و گسترش قسط و عدل حكم مى‌نماید و بر اساس آن، همه انسان‌ها در حق حیات و حق آزادى در اراده و عمل با هم برابر و مساوى‌اند.(5)
دو اصل مذكور، بر پایه قرارداد و اعتبار محض نیستند، بلكه با برهان و استدلال قابل اثباتند.
دلیل اصل اول (نفى شرك در عبادت) عبادت و اظهار ذلت و خوارى و عجز و احتیاج، تنها در مقابل وجودى سزاوار است كه خود محتاج نباشد؛ وجودى كه كامل مطلق بوده، از هرگونه نقص و عجز و احتیاج، مبرا باشد. عبادت در برابر غیر خدا، به بیراهه رفتن است، زیرا كسى غیر از خدا شایستگى پرستش ندارد.
دلیل اصل دوم (نفى ربوبیت غیر خدا): رب به معنى صاحب اختیار، كسى است كه عنان و اختیار انسان به دست اوست و معلوم است كه فقط خالق انسان چنین اختیارى دارد و انسان، در هر لحظه از حیات خویش، ریزه‌خوار خوان اوست.
آنگاه ادامه آیه كریمه مى‌فرماید: اگر اهل كتاب این دعوت را نپذیرفتند، شما بر اسلام خویش پافشارى كنید و خود آن‌ها را بر این عقیده و عمل‌تان بر طبق اسلام گواه بگیرید. اینجا نمى‌توان گفت كه، چرا قرآن ما را به تعصب و جزم‌اندیشى دعوت مى‌كند، زیرا هر تعصبى، منفى و ضد ارزش نیست، بلكه تعصب كور و بى‌ملاك و بى‌دلیل منفى است، نه تعصبى كه پشتوانه آن حقانیتى است كه مدلل به برهان و دلیل عقلایى است.
اما اصولى كه در پرسش، از آن به‌عنوان اصول پذیرفته‌شده جهانى یاد شده است، اگر اصول و قواعدى همچون: لیبرالیسم، سرمایه‌دارى غرب، مدرنیسم و امثال این‌ها باشد.
اولاً نمى‌توانیم بپذیریم كه این‌ها اصولى پذیرفته شده باشند، چرا كه امروزه انسان‌های آزاده دنیا و اندیشمندان جهان، حتى در غرب، شدیداً به دنبال یافتن چاره‌ای براى جبران خسارت‌ها و خرابى‌های برخاسته از بى‌بندوبارى‌ها و هرزگى‌های اخلاقى ناشى از لیبرالیسم هستند.
اقتصاد مبتنى بر ربا كه محصول سرمایه‌دارى غرب است، امروزه عملاً، نبض اقتصاد بشر را به دست قدرت‌های سلطه‌گر سپرده است كه در نتیجه آن، 80 درصد ثروت دنیا در دست تنها 20 درصد از مردم است و اكثریت مردم در رنج فقر به سر مى‌برند.
مدرنیته و مدرنیسم فرق اندكى با هم دارند: مدرنیسم بیشتر در معناى نو شدن و دگرگونى در فن و تكنیك ابزار تولید و اثرات آن در دیگر بخش‌های جامعه است، حال آنكه مدرنیته تنها به نوگرایى محدود نمى‌شود، بلكه دریافت ذهنى نو از جهان، هستى، زمان و تحول تاریخى است.
مدرنیسم، تنها یك پیشرفت ناقص و تك‌بعدى را براى بشریت به ارمغان آورده و دیگر ابعاد وجودى انسان را به غفلت سپرده است، كه در نتیجه آن زیان‌هایى همچون تخریب طبیعت و محیط‌زیست انسانى، سلب آسایش روحى و روانى انسان‌ها و ... پدید آمده است. پس نمى‌توان به راحتى، اسم این اصول را اصول پذیرفته شده جهانى نامید.
ثانیاً بر فرض كه این مطلب را بپذیریم، باید ببینیم كه مبناى پذیرش این اصول چیست. صرف پذیرفته شدن از سوى افراد، ولو همه یا اكثریت افراد باشند، دلیل بر حقانیت امر پذیرفته‌شده نیست. انسان عاقل باید به دنبال دلیل و مبنا بگردد و این اصول، مبنایى جز نسبیت‌گرایى، اومانیسم، فردگرایى و از این قبیل ندارند.
ـ براى رسیدن به مدرنیسم ـ همان‌گونه كه در اروپاى غربى تجربه شده است ـ راهى جز اندیشه تساهل و تسامح نیست، بنابراین، آیا چاره‌ای جز رویكرد به تسامح دینى و سیاسى داریم؟
ـ در پرسش، مدرنیسم به‌عنوان امر مطلوبى كه باید به‌طور كامل پذیرفته شود، در نظر گرفته شده است، اما پیش از آنكه مدرنیسم را به‌طور مطلق و دربست، امر مطلوبى بدانیم و به دنبال آن باشیم، باید بدانیم مدرنیسم چیست؟ چه خوبى‌ها و محسناتى دارد كه در صورت پافشارى بر اصول دینى، آن محسنات از كف مى‌روند؟ آیا معایب و ضررهایى هم دارد، یا هرچه دارد همه حسن و خوبى است؟
محققان غربى مدرنیته و مدرنیسم(6) را این‌گونه تعریف مى‌كنند: اعتقاد به كیفیت یا حالتى دال بر «واجد خاستگاه معاصر بودن» و «به تازگى خلق شدن»، كه در قرن هفدهم، شدیداً مورد توجه قرار گرفته بود، و از مقوله «جدید» یا «نو» در برابر «قدیم» یا «كهن» حمایت مى‌كرد، منكر هرگونه اقتدار و اعتبار براى گذشته بود، هیچ‌گونه احترامى براى گذشته و سنت قائل نبود و از تمایل و آمادگى براى ابداع و نوآورى و «رفتن به قلمروهایى كه تا پیش از آن احدى جرئت پاى گذاردن بدان قلمروها را حتى به مخیله خود نیز راه نداده بود» حمایت و پشتیبانى مى‌كرد.(7)
مدرنیته را در بهترین وجه مى‌توان به‌عنوان عصرى كه ویژگى شاخص آن، تحولات دائمى است توصیف كرد، لیكن عصرى كه از این ویژگى شاخص خود آگاه است، عصرى كه اَشكال حقوقى، آفرینش‌های مادى و معنوى و دانش و اعتقادات خود را به مثابه جریاناتى سیال، گذرا، متغیر و غیر قطعى تلقى مى‌كند، جریاناتى كه صرفاً باید تا «اطلاعیه بعدى» به آن‌ها باور داشت و عمل كرد و جریاناتى كه در نهایت، ارزش و اعتبار خود را از دست داده، جاى خود را به جریاناتى جدید و بهتر مى‌سپارند.
در این زمینه، معیار و محك، عقل انسانى است كه باید با آن، نو بودن و كارآمد بودن امور را سنجید و امور ناكارآمد را كنار گذاشت. از این جهت، مدرنیست‌ها به عقلانیت و خردورزى بشرى، بسیار اهمیت مى‌دهند.(8)
یكى‌دیگر از ویژگى‌های مدرنیته، تفكیك‌هایى است كه در بحث مبانى این نظریه صورت مى‌گیرد و براساس این تفكیك‌ها، مدرنیسم بر تفكیك عرصه‌های سیاست، فرهنگ، اقتصاد و اخلاق توصیه مى‌كند، زیرا عدم‌تفكیك این حوزه‌ها موجب عقب‌ماندگى جامعه خواهد شد. بر این مبنا مثلاً «ماكس وبر»، جامعه‌شناس آلمانى، معتقد بود كه تفكیك اقتصاد و مشاغل از حوزه خانواده، كنش اساسى اقتصاد مدرن محسوب مى‌شود و به یُمن این جدایى، تصمیمات اقتصادى، از فشار تعهدات اخلاقى و الزام‌ها یا وفادارى‌های شخصى، كه زندگى خانوادگى را اداره و هدایت مى‌كردند، رها گشتند.(9)
با توجه به تعریف و ویژگى‌های ذكر شده، در نقدى اجمالى مى‌توان، عناصر زیر را به‌عنوان نكات منفى و غیرقابل پذیرش در پدیده مدرنیسم، در نظر گرفت:

نكات منفی مدرنیسم
الف) نفى هرگونه سنت و امور مربوط به گذشته چنان كه گویى امر كهنه و قدیمى، صد درصد، ناشایست و نامطلوب است! و معلوم است كه هیچ منطق عقلانی‌اى تلازم میان سنت و نامطلوب بودن را تصدیق نمى‌كند.
ب) اومانیسم و انسان‌محورى كه مبنایى نادرست در معرفت‌شناسى است. به علاوه، مدرنیسم در نگرش به انسان نیز همه ابعاد وجودى او را در نظر نمى‌گیرد، بلكه تنها بعد جسمانى و دنیوى انسان را ملاك و محور مى‌داند و معلوم است كه چنین برنامه‌ای نمى‌تواند سعادت ابدى بشر را كه در گرو رشد و كمال همه‌جانبه اوست، تضمین و تأمین كند.
ج) مسئله تفكیك حوزه‌های مختلف حیات بشرى این تلقى را ترویج مى‌كند كه براى رسیدن به پیشرفت و تحول، باید ارتباط این حوزه‌ها را با یكدیگر انكار كنیم! این تلقى از یك هستى‌شناسى كوته‌بینانه و سطحى ناشى شده است و نشان مى‌دهد كه مقصود مدرنیسم از پیشرفت، صرفاً پیشرفت مادى و تنها در عرصه اقتصاد و صنعت بوده است، البته به اعتراف خود محققان بحث مدرنیسم در غرب، این پیشرفت، سرابى بیش نبوده و بشریت را دچار بحران كرده است، كه بعضى با پذیرش این بحران از آنجا كه پدیده مدرنیزاسیون را گریزناپذیر مى‌دانند، به پیشنهاد مكانیزم‌هایى براى فروكاهش این بحران‌ها مى‌پردازند.(10) و بعضى دیگر، امثال ماركس از منتقدان سلبى مدرنیته به حساب مى‌آیند و مدرنیسم را رد مى‌نمایند.(11)
این تنها اشاره‌ای بود به برخى پیامدهاى منفى مدرنیسم. حال با وجود این عناصر منفى، ما نمى‌توانیم مدرنیسم را یك امر صد درصد مطلوب بدانیم و آن را بدون نقد و محك و اصلاح بپذیریم. چنانكه خود غربى‌ها هم به نقد مدرنیسم پرداخته‌اند و در این راستا، مثلاً بحث‌های «پست مدرن» در غرب از سال‌های پایانى دهه 1960 شروع شد و به تدریج در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 به صورت یك موضوع فرهنگى مطرح گردید.(12) برخى محققان غربى به این واقعیت اذعان نموده‌اند كه با وجود دستاوردهاى مثبت و امكانات و فرصت‌هایى كه مدرنیته پیش پاى انسان‌ها قرار داده است، مدرنیته داراى وجه تاریك و حزن‌انگیزى نیز هست كه در قرن حاضر چهره آن بیش از پیش نمایان شده است، كه از آن میان مى‌توان به ماهیت دائماً در حال تنزل كار صنعتى مدرن، رشد توتالیتاریسم(13) تهدید انهدام و ویرانى محیط‌زیست و گسترش خطرناك و فاجعه‌آمیز قدرت و تسلیحات نظامى اشاره كرد.(14)

نكات مثبت مدرنیسم
شاید بتوان جنبه‌ها و عناصر مثبت زیر را براى مدرنیسم در نظر گرفت:
الف) فراهم آوردن زمینه رشد، توسعه، تحول و تكامل نهادهاى اجتماعى كه فرصت‌ها و امكانات بسیار وسیعى را در اختیار ابناى بشر قرار مى‌دهد و سبب مى‌شود، تا زندگى انسان مدرن هرچه راحت‌تر و ایمن‌تر گردد.
ب) عقلانیت و خردورزى كه معمولاً به‌عنوان ویژگى ممتاز و متعالى مدرنیسم و انسان مدرن در نظر گرفته مى‌شود.
بررسی رابطه مدرنیسم و اسلام
با فرض پذیرش این عناصر مثبت در مدرنیسم، آیا دین و تعالیم دینى با این عناصر در تعارض است، به طورى كه براى دستیابى به این جنبه‌ها، تساهل نسبت به تعالیم دین لازم باشد؟ صرف‌نظر از آموزه‌های سایر ادیان، اندك آشنایى با دین اسلام نشان مى‌دهد كه این دین، نه‌تنها هیچ‌گونه تعارضى با تحول، توسعه و پیشرفت فرد و جامعه انسانى ندارد، بلكه با جهت‌دهى به این تحول و پیشرفت، سعى در هر چه بهتر و پربارتر كردن آن دارد.
قرآن كریم مؤمنان را به استفاده و بهره‌بردارى از زینت‌ها و روزى‌های حلال الهى تشویق مى‌كند: «قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَهَ اللّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّیِباتِ مِنَ الرِّزْقِ...»(15)؛ بگو: چه كسى زینت‌های الهى را كه براى بندگان خود آفریده، و روزى‌های پاكیزه را حرام كرده است؟!...
از این آیه شریفه مى‌توان فهمید كه خداى سبحان با هدایت خود از راه فطرت، به انسان، الهام كرده است كه انواع زینت‌هایى را كه مورد پسند جامعه او و موجب مجذوب شدن دل‌ها به سوى اوست، ایجاد كند و به این وسیله، نفرت و بیزارى مردم را از خود دور سازد.(16) نتیجه این درس قرآنى این خواهد شد كه فرد و جامعه اسلامى از بهترین و والاترین زینت‌ها و زیبایى‌ها برخوردار گردد و روز به روز در پى تحول و تكامل باشد. آنگاه در ادامه آیه شریفه، به این زینت‌ها جهت مى‌دهد تا در مسیر حقیقى خود كه همان ایمان به خداى متعال و روز جزاست، قرار گیرد:
«...قُلْ هِىَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَهً یَوْمَ القِـیامَه...»(17)؛ بگو این‌ها براى كسانى كه در زندگى دنیا ایمان آورده‌اند، در روز قیامت خالص (و بدون شركت با غیر مؤمنان) خواهد بود.
یعنى، گرچه هم مؤمنان و هم غیر مؤمنان در زندگى دنیا از این زینت‌ها و روزى‌ها بهره‌مند مى‌شوند، اما اگر انسان بخواهد به وسیله این زینت‌ها و ارزاق، به رشد همه‌جانبه برسد و به سعادت ابدى نایل آید، باید با ایمان خود به آن‌ها جهت بدهد وگرنه جز لذت زودگذر و آسایش كاذب، نصیب و بهره‌ای نخواهد داشت.
آنگاه قرآن كریم در آیات دیگرى به عنصر سرعت، مسابقه و پیشى گرفتن بر همدیگر در راه رسیدن به كار خیر و مطلوب انسانى و الهى توجه كرده و مؤمنان را تشویق مى‌كند: «...فَاسْتَبِقُوا الخَیْراتِ..».(18)؛ در نیكى‌ها و اعمال خیر بر یكدیگر، سبقت جویید...
«وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَة مِنْ رَبِّكمْ وَجَنَّه عَرْضُها السَّمواتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِـینَ»(19)؛ و شتاب كنید براى رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى كه وسعت آن آسمان‌ها و زمین است و براى پرهیزكاران آماده شده است.
پس این نكته به خوبى از قرآن كریم استفاده مى‌شود، كه اسلام بر پایه جهان‌بینى و انسان‌شناسى ویژه‌ای كه نشأت گرفته از حق‌مدارى و حق‌محورى است، هم به تحول و پیشرفت اهمیت داده است و هم سرعت در این پیشرفت را لازم مى‌داند و این مطلب با تبیین ائمه‌اطهار(علیهم‌السلام) در روایات شریف، به وضوح و تفصیل بیشترى بیان شده است كه به‌عنوان نمونه به چند روایت در این زمینه اشاره مى‌شود.
امام باقر(علیه‌السلام) مى‌فرماید: «انّى لابغض الرجل او الغض للرجل ان یكون كسلاناً عن امر دنیاه و من كسل عن امر دنیاه فهو عن امر آخرته أكسل»(20)؛ من انسانى را كه در كار دنیایش خمود و كسل باشد دوست ندارم و هر كس در كار دنیایش كسل باشد، در كار آخرتش كسل‌تر خواهد بود.
امام هادى(علیه‌السلام) از پدران بزرگوارش و آن‌ها از امام صادق(علیه‌السلام) روایت كرده‌اند كه فرمود: «انّ الله یحب الجمال و التجمّل و یكره البؤس و التباؤس، فان الله اذا انعم على عبد نعمة احبّ ان یرى علیه اثرها و قیل كیف ذلك; قال: ینظّف ثوبه و یطیب ریحة و یجصص داره و یكنس افنیتة حتّى ان السراج قبل مغیب الشمس یفنى الفقر و یزید فى الرزق»(21)؛ خداوند زیبایى و زینت كردن را دوست مى‌دارد و از اظهار فقر و نیاز در مقابل دیگران ناخشنود مى‌گردد. زیرا خداوند وقتى به بنده‌ای از بندگانش نعمت‌هایى را ارزانى مى‌دارد، دوست دارد كه اثر آن نعمت‌ها را در او ببیند. پرسیدند: دیده شدن اثر این نعمت‌ها چگونه است؟ فرمود: به اینكه بنده، لباسش را پاكیزه كند، خود را خوشبو سازد و خانه‌اش را گچ‌كارى نماید و زباله‌هایش را جاروب كند، تا آنجا كه روشن كردن چراغ خانه، قبل از نهان شدن خورشید (به هنگام غروب) فقر را از بین مى‌برد و روزى را زیاد مى‌كند.
ذكر مصادیقى همچون گچ‌كارى كردن خانه كه در زمان صدور روایت، نماد روشى نوین در محكم كارى و تزئین خانه بوده است، مبیّن این واقعیت است كه اسلام تا چه اندازه به این امور اهمیت داده است. البته این تزئین و محكم‌كارى ممكن است در هر زمانى با كاربرد مصالح نوین و جدیدترى صورت پذیرد و مثلاً در زمان ما با سنگ‌كارى و امثال آن باشد.
امام صادق(علیه‌السلام) فرموده است: «من استوى یوماه فهو مغبون و من كان آخر یومیه خیر هما فهو مغبوط و من كان آخر یومیه شرهما فهو ملعون و من لم یرالزیادة فى نفسه فهو الى النقصان و من كان الى النقصان فالموت خیرله من الحیاه»(22)؛ هركس دو روزش با هم مساوى باشد، ضرر كرده است و هر كس روز دومش بهتر از روز اولش باشد، مسرور خواهد بود و هر كه روز دومش بدتر از روز اولش باشد، ملعون خواهد بود و هر كه در خود افزایش را نبیند، راهش به سوى كاستى و نقصان است و هركه چنین باشد مرگ براى او بهتر از زندگى است.
و اما در مورد عقلانیت و خردورزى باید گفت، عقلانیت مورد نظر مدرنیسم، عقلانیتى است كه فقط به عقل معاش (reason) اهمیت مى‌دهد و ناظر به عقل كلى و شهودى و یا به تعبیر فلاسفه اسلامى «عقل معاد» (intelect) نیست. گذشته از اشكالاتى كه امروزه بر این بُعد مدرنیسم وارد است و جامعه مدرن را با بحران مواجه كرده است،(23) اساساً اسلام، معیار و محك را عقلانیت بشرى نمى‌داند، بلكه «حقانیت» را معیار مى‌داند، زیرا عقل بشرى نه بر همه ابعاد وجودى انسان احاطه دارد و نه مى‌تواند به جهان خارج، صد درصد معرفت پیدا كند، پس براى پرهیز از انحراف و كجروى، باید حقانیت را ملاك و محور قرار داد؛ حقانیتى كه همان اوامر خداى متعال است، كه او كاملاً محیط بر انسان و هستى است.
خلاصه آنكه، پدیده مدرنیسم را نمى‌توان به‌طور دربست و بدون نقد پذیرفت، چرا كه این پدیده در كنار محسنات و خوبى‌هایى كه دارد ـ اگر داشته باشد ـ حاوى نقاط منفى و اشكالات ویرانگرى است كه برخى اندیشمندان غربى نیز آن‌ها را دریافته و درصدد چاره بر آمده‌اند. وانگهى براى نیل به تحولات مثبتى كه در اثر پذیرش مدرنیسم عاید انسان مى‌شود نیازى به طرد دین و قرار دادن مدرنیسم به جاى آن نیست، چرا كه در سایه تعلیمات صحیح دینى و عمل مخلصانه به آن‌ها، بدون مشكل و آسان‌تر مى‌توان به این تحولات و پیشرفت‌ها دست یافت، كه دین دربردارنده كمال مطلوبى است كه آنچه خوبان همه دارند، به تنهایى داراست.
منبع: كتاب تساهل و تسامح
مؤلف: محمدتقى اسلامى
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


 

صفحه 11 معارف-میقات

 

 

آیت‌الله شیخ حسین شب‌زنده‌دار
پرخوری توفیق عبادت را سلب می‌كند

خوراك در زندگی انسان نقش مهمی دارد، انجام واجبات و امور شرعی هم وابسته به این است كه انسان خوراك و غذا مصرف كند. بسیاری از احساسات و عواطف زندگی انسان منوط به داشتن غذا و خوراك به اندازه كافی است.
اگر خدای نخواسته یك وقتی قحطی و گرسنگی كه بلا است رایج شود كه سابق بوده و الحمدلله الآن خیلی كمتر است، احساسات و محبت رخت بر می‌بندد و انسانیت می‌رود.
بر همین اساس رسول مكرم اسلام(ص) می‌فرمودند: «اللهم انّی اعوذ بك من الجوع فانه بئس الضجیع؛ (مستدرك 9: 81)، خداوندا، به تو پناه می‌برم از گرسنگی كه بد همدمی است.»
اما نكته مهم این است كه با وجود فراوانی و تنوع خوراكی‌ها ما چه رفتاری را باید داشته باشیم؟ طبق راهنمایی‌های بزرگان، انسان باید طوری پرورش یابد كه پرخور نباشد و خوب است كه انسان سیر نشود؛ چرا كه طبق روایات متعدد، سیر نشدن میراث گرانبهایی را به ارمغان می‌آورد و از مهم‌ترین آثارش، حكمت و دانش است.
جناب ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل كرده كه: «أَقْرَبُ مَا يَكونُ الْعَبْدُ إِلَى اللهِ إِذَا مَا خَفَّ بَطْنُه‏؛(بحارالأنوار ج‏ 63: 325)، نزدیك‌ترین حالت بنده به خداوند عزوجل وقتی است كه شكمش از طعام سبك باشد» و به راستی این از عجایب مكتب اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است.
یك حدیثی است كه می‌فرماید: نزدیك‌ترین حالت بنده به خدا، وقتی است كه بنده در سجده باشد و این‌ها منافاتی با هم ندارد، زیرا دین، هر دو طرف را بیان می‌دارد؛ از یك طرف به بنده دستور عبادت داده می‌شود و از آن طرف به جسمانیت بنده توجه می‌كند و می‌فرماید: مواظب پرخوری باش، كمی گرسنه باش تا به خدا نزدیك باشی.
در ادامه روایت ابوبصیر آمده: «أَبْغَضُ مَا يَكونُ الْعَبْدُ إِلَى اللهِ إِذَا امْتَلَأَ بَطْنه» (كافی 6: 269)، پس، پر بودن شكم، عواقب زشتی را به همراه دارد و فرد را از رحمت حق دور می‌گرداند.
در حدیث قدسی آمده كه خداوند متعال به حضرت رسول اكرم(ص) چنین خطاب می‌فرماید: «يَا أَحْمَدُ لَوْ ذُقْتَ حَلَاوَةَ الْجُوعِ وَ الصَّمْتِ وَ الْخَلْوَةِ وَ مَا وَرِثُوا مِنْهَا قَالَ يَا رَبِّ مَا مِيرَاثُ الْجُوعِ قَالَ الحِكمَةُ وَ حِفْظُ الْقَلْب‏ وَ التَّقَرُّبُ إِلَي» (إرشادالقلوب ‏1: 199)
ای احمد! اگر شیرینی گرسنگی و سكوت و خاموشی و خلوت و نتیجه آن‌ها را بچشی از این‌ها دست بر نداری. عرض كردند: پروردگارا! بهره گرسنگی چیست؟ فرمود: حكمت و نگهداری دل و تقرب به من.
از جمله ریاضت‌های شرعی كه مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودكی اصفهانی می‌كشید، همین گرسنگی شرعی بود؛ بدین نحو كه در ایام‌البیض و... روزه می‌گرفت، و در روزهای دیگر مراعات می‌كرد.
در باب كم‌خوری و درست‌خوری در حدیث دیگری آمده است كه از جمله آثار بد پرخوری، سلب توفیق عبادت است. یكی از اثرات این عمل زشت، این است كه انسان را كسل و خواب‌آلود می‌كند و بدین شكل توفیق نماز شب را از آدم سلب می‌نماید، لذا كسانی كه برنامه نماز شب خواندن دارند، پرخوری و كسالت و خواب اضافی بر آن‌ها غالب نمی‌شود.
همان نماز شبی كه حضرت امام حسن عسكری(ع) درباره‌اش فرمودند: «إِنَّ الْوُصُولَ إِلَى اللهِ عَزَّوَجَلَّ سَفَرٌ لَايُدْرَك إِلَّا بِامْتِطَاء اللَّيْل»(بحارالانوار 75: 380)، رسیدن به خداوند عزوجل، سفری است كه درك نمی‌شود مگر با شب زنده‌داری.
اصولاً هر مسافرتی نیاز به مركب و وسیله دارد و به قرب الهی رسیدن نیز به‌عنوان بالاترین سفر، مركبی می‌خواهد كه در این حدیث، امام عسكری(ع)، نماز شب را نام می‌برند.
امهات سعادت
حضرت رسول(ص) مى‌فرماید: «و اما ام الجمیع الاداب فقله الكلام»؛ انسان مقید باشد كه كم حرف بزند، این نه‌تنها از آداب زندگى است، بلكه قلّت كلام ریشه و اساس همه آداب مى‌باشد.
«و اما ام الجمیع العبادات فقله الذنوب»، آنچه كه ریشه تمام عبادت‌هاست یعنى انسان را براى عبادت‌هاى دیگر نیرو و توفیق مى‌دهد، گناه نكردن است. كلمه «قله» در عرب دو معنا دارد و مرحوم طبرسى هم در تفسیر خود آوردند كه یك معناى قله، اندك است و معناى دیگرش هیچ است كه در این روایت معناى دوم مراد است.
در احادیث نقل شده كه یك گناه، انسان را از نماز شب باز مى‌دارد. یك دروغ انسان را از كمالات محروم مى‌كند. به‌طور معمول ما توفیقات‌مان كم است و اگر كسى علت آن را بررسى كند، ممكن است منشأ آن گناه باشد.
بعضى افراد در زندگى به‌خصوص در جوانى، تشنه كمال و پیشرفت در دین و مسائل معنوى مى‌باشند و به دنبال این هستند كه چه‌كار كنیم تا قرب‌الى‌الله پیدا كنیم، صفا و طهارت پیدا كنیم. جواب این دسته از جویندگان حقیقت همان فرمایش پیامبر اكرم(ص) است كه ریشه تمام عبادات و كمالات پرهیز از گناه و معصیت است.
حضرت در ادامه مى‌فرمایند: «و اما ام الجمیع الآمال فصبر» ریشه رسیدن به تمام آرزوها و خواسته‌ها صبر است. افرادى كه به جایى رسیده‌اند، به دلیل صبر و تحمل در برابر مشكلات بوده است.
مرحوم آیت‌الله‌العظمى بروجردى(ره) در درس فرمودند: «وقتى كه من در بروجرد بودم، شب‌های بسیارى را با مطالعه و درس خواندن به اذان صبح رساندم، در حالى كه متوجه نشدم كى صبح شد.» این صبر و حوصله مى‌خواهد كه بى‌شك مقامات بلند آن عالم ربانى در نتیجه همان صبر است.
«اما ام الجمیع الادویه فقلّه الاكل» اساس و ریشه همه داروها كم‌خوردن است این مطلب را مى‌توان از سه جنبه بحث كرد؛ یكى از نظر بهداشت، به این معنا كه انسان با كم‌خورى بدن خود را سالم نگه مى‌دارد و كم‌خورى خود بهترین دارو است و تجربه نیز ثابت كرده است مردمى كه كم‌خور هستند سالم‌تر از كسانى‌اند كه سیر مى‌خورند. تأثیر دیگر كم‌خورى مربوط به حفظ جمال و قیافه انسان مى‌باشد.
در اجتماع هر كس یك جمال ظاهرى دارد كه باید حفظ شود و یك راهش همین كم‌خورى است.
جنبه سوم كم‌خورى مربوط به جمال معنوى و باطنى است. در روایت است كه «ایاكم و البطنه فانها مفسده للبدن و مورثه للسقم و مكسله عن العبادة» پرخورى شوق عبادت و جمال معنوى را از انسان مى‌گیرد.
در حدیث دیگرى است كه «من قلّ طعامه صحّ بدنه و صفا قلبه و من كثر طعمه سقم بدنه و قسا قلبه» (بحارالانوار 63: 328) كسى كه كم غذا بخورد علاوه بر اینكه تندرستى مى‌آورد، صفاى قلب و نورانیت دل ایجاد مى‌شود.


آيينه خواص

سعیدبن‌زید-2
مبارزه پدر سعید با سنت‌های جاهلی
سعید در دامان پدری رشد کرد که دنبال حق و حقیقت بود و در عصر جاهلیت عرب، شهر به شهر کلام حق را جست‌وجو می‌کرد. پدر سعید به شدت با رسوم جاهلیت مخالف بود و با سنت‌های نادرست جاهلی برخورد می‌کرد.
یکی از رسوم وحشتناک اعراب پیش از اسلام زنده به گور کردن دختران بود که زید یکی از اشخاصی بود که با این رسم غلط و غیر انسانی مبارزه ‌کرد.
«هشام‌بن‌عروه» از پدرش از اسماء دختر ابوبکر روایت می‌کند که گفت: زید بن عمرو بن نفیل را دیدم که ایستاده به کعبه تکیه داده بود و می‌گفت: «ای گروه قریش! به خداوند سوگند که جز من کسی از شما بر دین ابراهیم نیست.» او کسی بود که دختران را از زنده به گور شدن نجات می‌داد و اگر کسی می‌خواست دخترش را بکشد به او می‌گفت: «دست نگه دار! او را نکش؛ من خرجی او را می‌دهم!» پس آن دختر را بر می‌داشت و هنگامی که بزرگ می‌شد به پدر آن دختر می‌گفت: «اگر خواستی او را به تو بر می‌گردانم و اگر خواستی خودم خرج او را می‌دهم و نزد خود نگه می‌دارم.»
فحشا و بی‌بندوباری جنسی و ازدواج‌های عجیب و غریب یکی دیگر از رسوم رایج دوران جهالت عرب بود که زید، تاب دیدن آن را نداشت. وی قریش را از زنا باز می‌داشت. اسماء دختر ابوبکر می‌گوید: زیدبن‌عمرو را دیدم که پیر و بزرگسال بود، در کنار کعبه می‌گفت: «ای جمع قریش وای بر حال شما! از زنا دوری کنید که زنا سبب فقر و تهیدستی می‌شود.» او هیچ گاه به گوشتی که برای بت‌ها قربانی می‌شد، لب نزد، چرا که معتقد بود گوشتی که با غیر نام خدا ذبح می‌شود ارزش خوردن ندارد. وی خطاب به قریش می‌گفت: «گوسفند را خداوند آفریده و برایش از آسمان آب فرو فرستاده و از زمین گیاه رویانده است، آنگاه شما آن را بر غیر نام خداوند ذبح می‌کنید!»
اقدامات فرهنگی زید علیه آیین‌های نادرست آن زمان با مخالفت برخی از سران جاهلیت مواجه می‌شد، چنانچه در منابع تاریخی اهل سنت منقول است، خطّاب پدر عمر از ترس آنکه مردم تحت تأثیر سخنان او قرار گیرند، گروهی از جوانان و اوباش قریش را مأمور کرده بود که او را اذیت کنند و نگذارند وارد مکه شود. وی به همین علت خارج مکه زندگی می‌کرد و به‌صورت پنهانی وارد آن جا می‌شد.
زید منتظر ظهور پیامبر آخرالزمان بود، اما پیش از مبعوث شدن رسول‌الله (صلی‌الله علیه وآله وسلم) به پیامبری دار فانی را وداع گفت. «خارجه‌بن عبدالله بن‌كعب» می‌گوید: شنیدم «سعیدبن‌مسیب»، زید بن عمرو بن نفیل را یاد می‌کرد، پس گفت: زید، پیش از نزول وحی بر رسول‌الله(ص) هنگامی که قریش در حال بازسازی کعبه بودند، درگذشت.
از عامربن‌ربیعه نقل است که از زید شنیدم من منتظر پیامبری از فرزندان اسماعیل هستم، ولی او را نخواهم دید و درک نخواهم کرد، اما به او ایمان دارم و شهادت می‌دهم که او پیامبر است، اگر او را دیدی سلام مرا به او برسان. عامر می‌گوید: وقتی اسلام آوردم، سلام زید را به ایشان رساندم و حضرت(ص) نیز بر او سلام کرد و فرمود او را در بهشت می‌بینم.


یاد یار

شیخ‌ شب‌زنده‌دار
آیت‌الله حسین‌ شب‌زنده‌دار در بهار سال 1308 شمسی (8 شوال 1347) در روستایی در جهرم، دیده به جهان گشود. پدرش از کسبه خوشنام روستا بود. ایشان پس از تحصیلات ابتدایی در مکتب‌خانه، راهی جهرم و در مدرسه خان مشغول تحصیل شد.
او پس از آموختن ادبیات عربی و اخلاق برای ادامه تحصیل قصد عزیمت به شیراز کرد. وی دعای پدرش هنگام ترک جهرم را عامل بسیاری از موفقیت‌های خود می‌دانست. خودش می‌گوید: «همین دعا بحمدالله کار خود را کرد. در شیراز یکی از بزرگ‌ترین نعمت‌های الهی که برای ابد مایه افتخارم شد، نصیبم گشت و آن شاگردی ولّی خدا، مرحوم آیت‌الله شیخ ابوالحسن حدائق اصطهباناتی(ره) در مدرسه مبارکه منصوریه بود.»
پس از سه سال تلمذ نزد استادان بزرگ شیراز مفتخر به پوشیدن لباس روحانیت شد و در سن 18 سالگی برای تکمیل دروس خود به قم رفت.
پس از گذراندن دوره سطح در درس خارج آیات عظام بروجردی، محقق داماد، اراکی، امام خمینی و گلپایگانی حاضر شد و همزمان در درس تفسیر علاّمه طباطبایی حضور یافت و ضمن مباحثه، به تقریر برخی از دروس یاد شده همت گماشت.
آیت‌الله شب‌زنده‌دار از استادان برجسته حوزه علمیه قم به شمار می‌رود و سابقه تدریس حوزوی ایشان به چهل سال می‌رسد.
وی از شاگردان درس خارج فقه و اصول امام و از ارادتمندان مخلص ایشان به شمار می‌رفت. در سال‌های خفقان (42 به بعد) شاخص‌ترین فردی که امام خمینی و نهضت او را در جهرم به مردم معرفی کرد، آیت‌الله شب‌زنده‌دار بود. ساواک و عوامل رژیم طاغوت در جهرم نیز به سه نفر از آقایان، آیت‌الله سیّدابراهیم حق‌شناس (امام جماعت مسجد گازران)، آیت‌الله آیت‌اللهی (حسینیه کوی علی پهلوان) و آیت‌الله شب زنده‌دار (حسینیه امامزاده ابراهیم) حساسیت ویژه داشت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1358 وقتی امام خمینی به قم آمد، به منزل آیت‌الله شب‌زنده‌دار تشریف برد. او هم گفت: امروز رحمت خدا بر ما نازل شد.
امام خامنه‌ای در مورد ایشان گفته است: «آقای شب‌زنده‌دار همیشه نو بود.» به گفته آیت‌الله مکارم شیرازی ایشان مدتی در برنامه‌های مکتب اسلام با ما همکاری داشت. مقالات خوبی داشت و بحث‌های جالبی مطرح می‌کرد. مکتب اسلام مجله‌ای بود که به هر کس مجال نمی‌داد در آن چیزی بنویسد، اشخاصی که دارای برجستگی‌هایی بودند با آنجا همکاری داشتند و قلم می‌زدند.
حجت‌الاسلام والمسلمین محمدباقر موسوی همدانی نیز می‌گوید: «ترجمه مجلدات تفسیر المیزان را با مرحوم علاّمه هماهنگ کردم مگر دو جلد آخر آن را، وقتی برای هماهنگی این دو جلد به ایشان مراجعه کردم، حال ایشان مساعد نبود، فرمود با آقای شب‌زنده‌دار هماهنگ کن.»
برخی آثار علمی وی به این شرح است: «تقریرات دروس خارج فقه و اصول امام خمینی، حواشی بر تفاسیر مجمع‌البیان و المیزان، شرح دعای مکارم‌الاخلاق، مجموعه یادداشت‌های مدون شده پیرامون مسئله امامت، مقالات متعدد در موضوعات گوناگون چاپ شده در مجله مکتب اسلام.
از میان انبوه شاگردان آیت‌الله شب‌زنده‌دار می‌توان به حجج اسلام آقایان علی کریمی جهرمی، سیدجمال‌الدین دین‌پرور، محمدمهدی موحدی کرمانی، قربانعلی دری نجف‌آبادی، شیخ محمدرضا آشتیانی، محمدجواد فاضل، پسرش محمدمهدی شب‌زنده‌دار (عضو جدید شورای نگهبان) علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی، سیدحسن طاهری خرم‌آبادی و... اشاره کرد.


يادداشت
علیرضا جلالیان


صنایع دفاعی ایران از وابستگی تا استقلال
ایالات متحده آمریكا در رابطه با معادلات ابرقدرتی خود، ایران را یك پایگاه نظامی بزرگ برای خود در منطقه می‌دانست و در این رابطه با تجهیز و گسیل مستشاران نظامی و بستن قراردادهای مختلف فروش سلاح و نیز اهدای تسلیحات منحصر به فرد ارتش آمریكا، ایران در مقابل سایر رژیم‌های نیابتی منطقه از طرف شوروی سابق مانند عراق قدرتمندتر می‌شد. اما جالب اینجا بود این قدرت متكی به تجهیزات بود و هیچ‌گونه سلاح مؤثر و مهمی در خود ایران تولید نمی‌شد و معدود سلاح‌های تولید شده هم با نظارت مستشاران نظامی آمریكایی بود.
باید یادآور شد ارتش ایران در دوران منحوس پهلوی در برخی منازعات منطقه با نقش ژاندارمی آمریكا وارد شد و به سركوب قیام‌های مردمی آن زمان هم پرداخت. اطمینان آمریكا به ارتش شاهنشاهی به قدری بود كه هواپیماهای اف14 آمریكایی كه مخصوص ناوهای هواپیمابر بود و به‌دلیل نوع فناوری‌هایش به هیچ كشوری فروخته نشده بود، به ایران واگذار شد تا در مواقعی كه ایالات متحده نیاز دارد این هواپیماها از فرودگاه ایران و با خلبان ایرانی در اختیار ناوگان دریایی آمریكا قرار گیرد!
با این اوصاف پس از پیروزی انقلاب و به‌ویژه پس از اشغال لانه جاسوسی و تبدیل شدن همكاری‌های فعال ایران و آمریكا به مخاصمه، می‌توان تصور كرد كه یك شوك به تجهیزات و سازمان نظامی جمهوری اسلامی وارد آمد.
اما نكته اینجا بود كه مریدان روح‌الله و معتقدان به مكتب او كه مكتب ناب محمدی(ص) است، مبارزه را تنها در نفی استكبار نمی‌دیدند، بلكه تجهیز و عدم‌وابستگی به استكبار را در این مسیر لازم می‌دانستند. دفاع مقدس هشت ساله یك تحول عظیم در نیروهای نظامی جمهوری اسلامی ایجاد كرد.
ابتدای انقلاب حتی در تولید سلاح‌های سبك كه پیش از انقلاب تولید می‌شد به مشكل برخوردیم، تجهیزات سلاح‌های پیشرفته آمریكایی در اختیار ارتش عملاً به علت نبود علم و تخصص كافی در ایران در حال خارج شدن از رده بود. در همین اوضاع آرام آرام توان ایمانی و همت ایرانی درهم‌تنید و علاوه بر اینكه مهندسان نظامی توان استفاده، بازسازی و تعمیر سلاح‌ها و ادوات نظامی را یافتند، به سوی تولید آن هم رفتند، به‌طوری كه امروزه می‌توان صنعت نظامی جمهوری اسلامی ایران را دارای كمترین وابستگی به خارج از ایران دانست. البته خلأهایی هم وجود داشته و دارد كه لازم است تا رفع كامل آن‌ها خرید خارجی انجام شود. مثلاً سامانه‌های پدافندی و یا هواپیماهای جدید جنگنده و بمب‌افكن كه بحمدالله در آینده بسیار نزدیك خبرهای خوبی در این حوزه برای شنیدن و بالیدن به توان ایرانی مسلمان وجود خواهد داشت و البته در برخی موارد باید منتظر بود تا دشمن دست از پا خطا كند تا خیلی از سلاح‌های ما رو شود؛ سلاح‌هایی كه تا لحظه حمله دشمن كسی از قدرت و توان و نوع آن مطلع نیست و عاملی برای زمین‌گیر كردن و غافلگیری دشمن است.
35 سال مسیری طی شده كه وابستگی محض را به استقلال كامل تبدیل كرد و امروز روز بالیدن به صنعت دفاعی كشور است كه مسیر خود را 180 درجه تغییر داد.


گفت‌وگوی صبح‌صادق با مسئول فنی بیمارستان بقیه‌الله‌الاعظم(عج) و بانوی نمونه پاسدار
ابتكار ما برگزاری تورهای آموزشی برای سایر بیمارستان‌ها بود
حسن ابراهیمی

همه‌ساله با هدف معرفی الگوهای موفق بانوان در حوزه‌های مختلف از سوی نهاد ریاست‌جمهوری و معاونت امور زنان این نهاد، بانوان نمونه كشوری انتخاب و تجلیل از این بانوان و معرفی آنان به جامعه در دستور كار قرار می‌گیرد. جدا از معیارهایی كه برای این منظور وجود دارد، این كار به خودی خود یك حركت مثبت خواهد بود. حال اگر این حركت با نگاه به قله‌های پیشرفت و توسط بانوانی باشد كه مقدمات این مسئله را فراهم می‌كنند، این امر، شكوه بیشتری خواهد یافت.
مطلع شدیم بانوی نمونه كشوری سال 91 از خیل زنان پاسداری است كه در لباس سفید پزشكی و طبابت مشغول خدمت می‌باشد. اول شهریور و روز پزشك بهانه‌ای شد تا با وی گفت‌وگویی را انجام دهیم تا هم از ماجرای بانوی نمونه شدن او باخبر شویم و هم درباره خدمات پزشكی او بدانیم.
ماحصل گفت‌وگوی ما با خانم دكتر «حجت‌دوست» را در ادامه می‌خوانید.
* خودتان را بیشتر معرفی كنید.
«مهری حجت‌دوست» مسئول فنی بیمارستان بقیه‌الله‌الاعظم(عج) و مدیر تحول و حاكمیت بالینی این بیمارستان هستم. سال 1377 به عضویت رسمی سپاه درآمدم و در معاونت درمان دانشگاه بقیه‌الله‌الاعظم(عج) مشغول شدم. پزشك عمومی هستم. مدرك پزشكی‌ام را سال 1376 از دانشگاه شهید بهشتی گرفته‌ام.
* ماجرای اینكه شما بانوی نمونه كشوری شدید چه بود؟
چند سالی است كه بحث حاكمیت بالینی و اعتباربخشی در بیمارستان‌های كشور پیگیری می‌شود. در این میان بیمارستان بقیه‌الله‌الاعظم(عج) در سال 90 و 91 در جشنواره‌ای كه سالیانه به همین منظور برگزار می‌شود از میان تمامی بیمارستان‌های كشور كه در آن، مورد ارزیابی قرار می‌گیرند، بالاترین امتیاز را با اختلاف خیلی بالا از رتبه بعدی كسب كرد.
* نحوه ارزیابی در این جشنواره چگونه است؟
وزارت بهداشت برای این منظور 60 تا 70 نفر ارزیاب را در نظر می‌گیرد كه این ارزیاب‌ها پس از بازرسی و بررسی به بیمارستان نمره می‌دهند. بنده خودم نیز جزء این ارزیاب‌ها هستم.
* نتیجه این ارزیابی‌ها از نظر شما چیست؟
ما وقتی علاوه بر ارزیابی كلی در بیمارستان‌ها، فعالیت‌ها و نوآوری‌های آن‌ها را می‌بینیم عمده این نوآوری‌ها را می‌توانیم هم به وزارت بهداشت منعكس كنیم و هم در بیمارستان خودمان به كار بگیریم.
* وضعیت بیمارستان بقیه‌الله‌الاعظم(عج) در رابطه با این ارزیابی‌ها چگونه بود؟
در نتیجه این ارزیابی‌ها بیمارستان حضرت بقیه‌الله‌الاعظم(عج) برتر شناخته شد. دانشگاه علوم پزشكی شهید بهشتی این بیمارستان را الگو قرار داد و در همین راستا برای آموزش و بازدید سایر بیمارستان‌ها از مجموعه خودمان، تورهای آموزشی را تنظیم كردیم كه در واقع خود یك نوع ابتكار عمل بود. در این تورها، شركت‌كنندگان از ساعت 8 تا 14 در بیمارستان حاضرند. چهار ساعت آموزش می‌بینند و گزارش‌ها و مستندات به آن‌ها ارائه می‌شود و بعد هم بازدید از بخش‌های بیمارستان را دارند. حدوداً تاكنون 200 بیمارستان به استعداد 600 نفر در این دوره‌ها شركت داشته‌اند.
* همین مسئله سبب شد تا شما به‌عنوان مجری این طرح به‌عنوان بانوی نمونه كشوری برگزیده شوید؟
این فعالیت‌هایی كه عرض كردم موجب شد تا بیمارستانی كه در كشور شناخته شده است به‌عنوان یك بیمارستان شاخص هم شناخته شود و متعاقب آن، ما هم شناخته شدیم، من خودم فكرش را نمی‌كردم تا اینكه دی‌ماه سال گذشته بود كه از طرف یكی از مراكز ریاست‌جمهوری تماس گرفتند و گفتند كه من نامزد بانوی نمونه كشور هستم و باید رزومه كاری، افتخارات و تقدیرنامه‌هایم را برای‌شان بفرستم و بعد از آن بود كه در مراسم رسمی، بنده را به‌عنوان بانوی نمونه كشور معرفی كردند.
* از نظر شما به‌عنوان یك بانوی نمونه كشوری، خانواده موفق چگونه خانواده‌ای است؟
خانواده موفق در نهایت باید به آن درجه‌ای از بلوغ رسیده باشد كه بتواند موجب پیشرفت و توسعه جامعه شود؛ پیشرفت‌های اعتقادی، مذهبی، علمی و اجتماعی. این هم با همكاری و همیاری تمام اعضای خانواده ممكن است.
* در پایان توصیه شما به جوانان برای دستیابی به موفقیت چیست؟
هر كاری كه مبنا و اصول اعتقادی اسلام در آن باشد با قوام و با موفقیت همراه است. انسان متعهد و معتقد بر مبنای اسلام عمل می‌كند و تمام مبانی اسلامی هم بر این اساس است كه انسان‌ها را موفق كند. اگر این را مبنا قرار دهند حتماً موفق خواهند بود.
* از وقتی كه برای این مصاحبه در اختیار ما قرار دادید تشكر می‌كنیم.
بنده هم از سعه‌صدر شما متشكرم.


گلی از باغ

بسیج مردمی؛ گفتمان امام خمینی(ره)
چندی پیش نهمین دوره انتخاب كتاب سال سپاه و پاسداران اهل قلم برگزار شد كه طی آن از برگزیدگان در بخش‌های مختلف تقدیر به عمل آمد؛ یكی از این كتب برگزیده، اثری از «رمضان شعبانی ساروئی» است كه در گروه اقتصادی ـ اجتماعی با عنوان «بسیج مردمی؛ گفتمان امام خمینی(ره)»، اثر برگزیده شناخته شد.
این اثر در سه بخش تدوین شده كه بخش اول به كلیات اختصاص دارد و در سه فصل ارائه می‌شود؛ در فصل اول به تئوری‌های تحلیل انقلاب اسلامی، در فصل دوم به وضعیت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی ایران در دهه 50 و در فصل سوم به پیشینه بسیج مردمی در نهضت‌های معاصر ایران، می‌پردازد.
اما در بخش دوم موضوعات به سیاست، مبارزه و مدل رهبری از منظر امام خمینی(ره) اختصاص دارد كه این بخش نیز دارای سه فصل است؛ فصل اول درباره ثبات و تحول در اندیشه و عمل سیاسی امام خمینی(ره)، فصل دوم درباره بررسی دیدگاه امام خمینی(ره) پیرامون سیاست، قدرت و مبارزه و در فصل سوم درباره مدل رهبری و مدیریت مبارزاتی امام خمینی(ره)، است. در بخش سوم نیز به راهبرد بسیج مردمی؛ با عنوان «گفتمان حضرت امام خمینی(ره) در پیدایش و پیروزی انقلاب اسلامی» می‌پردازد.این بخش هم سه فصل راهبردها، شگرد‌ها و ویژگی‌های مبارزاتی امام خمینی(ره)، بسیج مردمی به عنوان مولفه اساسی در شیوه مبارزاتی امام و ارزیابی بسیج مردمی در شیوه مبارزاتی ایشان را در بر می‌گیرد.در بخش نتیجه‌گیری كتاب نگارنده چنین آورده است: «در واقع رهبری دینی با شیوه مبارزاتی بسیج مردمی و با تمسك به ابزار و امكانات و ابزار انسانی (روحانیون، گروه‌ها، جوانان و...) امكانات مكانی (حوزه‌ها، مساجد، دانشگاه‌ها و...) و امكانات زمانی (بهره‌گیری از ایام‌الله‌ها) و نفوذ كلام ناشی از سیره نظری و عملی خود و احیا رابطه و پیوند عاشقانه مراد و مریدی (امام و امت) شگفت‌انگیزترین و بزرگ‌ترین انقلاب قرن بیستم را به پیروزی رساند.» كتاب «بسیج مردمی؛ گفتمان امام خمینی(ره)» در 311 صفحه به كوشش انتشارات «ناد» به چاپ رسیده و با قیمت 85000 ریال روانه بازار نشر شده است.


قبيله آفتاب

اسم ايشان را در دفتر بنويسيد!
پیش از ورود به حوزه مقدسه قم، در «اميركلا»، مشغول خواندن كتب مقدماتي حوزه بوديم. اوايل طلبگي‌مان بود و هنوز به طور رسمي طلبه نشده بوديم، شبي در عالم رويا ديدم كه سيد قد بلند عبا بر دوش و عمامه به سری به همراه پيرمردي آمدند، من و چند نفر ديگر از هم‌كلاسي‌ها ايستاده بوديم، آن سيد جلوتر آمد و يك سوال صرفي كرد. من جواب ايشان را گفتم، آن آقا پرسيدند: آيا شما در حوزه هستيد؟ گفتم: «نه» سپس رو به پيرمرد کردند و فرمودند: اسم ايشان را در دفتر بنويسيد. پس از آن خواب درنگ نكردم و مقدمات رفتن به قم را فراهم کردم.
از زبان طلبه شهيد ابراهیم خردمندی امیری
در سال 1344 در شهرستان سرسبز بابل طفلي پا به عرصه گيتي نهاد كه نام او را ابراهيم نهادند. ابراهيم در كانون خانواده‌اي متدين و مذهبي رشد کرد. دوران ابتدايي و راهنمايي را پشت سر گذاشت و وارد مقطع دبيرستان شد و سال سوم دبيرستان را با موفقيت سپری کرد. پس از اين مرحله تصميم گرفت مسير زندگي را به طرف حوزه متمايل کند و به اين ترتيب وارد حوزه علميه شد. او از همان نوجواني در جلسات سياسي و مذهبي شركت می‌کرد و با بسياري از روحانيون سر و كار داشت و همين نشست‌ها خود دليلي شد براي ورود ابراهيم به حوزه علميه. مدت چهار سال را در حوزه مشغول تحصيل بود كه جنگ تحميلي آغاز شد و او احساس وظيفه کرد به جبهه برود؛ او آرزوی شهادت داشت. می‌خواست متجاوزان را به زانو درآورد و هیبت پوشالی‌شان را در هم شکند. پيشاني‌بند «يا زهرا» بر سر بسته بود و چه ارادت نابي به زهراي مرضيه داشت. او مي‌دانست كه نخستين بار زهرا(س) به شهادت حيثيت و آبرو داد. دست‌هايش در قنوتي عارفانه آسماني شده و باران كلام از لب‌هاي بهاري‌اش جاري بود. سرانجام در تاریخ (4/10/1365) در منطقه عملياتي «ام‌الرصاص» دعوت حق را لبيك گفت و لبخند آخرش حكايت شيرين از لحظات وصال داشت.
 


 

صفحه 12 هنر-همراهان

 

 

به بهانه فیلم «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» و با نگاهی به تصویر قصاص در سینمای ایران
این قاتل‌های دوست‌داشتنی!
آرش فهیم

طی سال‌های اخیر موجی از فیلم‌ها با محوریت محتوایی تقبیح حكم الهی قصاص در سینمای ایران به راه افتاده است. البته هیچ‌یك از این فیلم‌ها در یك سطح و با یك رویكرد واحد نبوده‌اند، اما آنچه میان این طیف از آثار مشترك است، ترسیم تصویری منفی از قصاص مرتكبان به قتل عمد است.
«هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» و «دهلیز» دو نمونه جدید از این موج محسوب می‌شوند. فیلم‌هایی كه البته موضوع اصلی آن‌ها مسئله قصاص نیست، اما سیر روایت به گونه‌ای پیش می‌رود كه در نهایت به اعدام یك قاتل و تخطئه این حكم از طریق برانگیختن عواطف مخاطب ختم می‌شود! هرچند، همان‌طور كه بیان شد، نمی‌توان هر دو فیلم را با یك چوب راند. به همین دلیل هم این نوشتار بر فیلم «هیس...» متمركز است.
نكته مهم این است كه فیلم، همواره ابزاری فراتر از یك فعالیت صرفاً هنری و سرگرم‌كننده به كار آمده و اغلب افراد صاحب تبحر فیلم‌سازی در همه جای جهان، سعی كرده‌اند تا از این دستاورد شگفت‌انگیز بشری برای ترویج باورداشت‌ها یا انتشار دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی خود بهره ببرند. با این حال، یكی از قابلیت‌های سینما، تحریف واقعیت‌های اجتماعی و یا انعكاس محدود و ناقص این واقعیت‌هاست. به همین دلیل هم از هنر هفتم گاه با عناوینی چون «آینه جادو» یا «شعبده سینما» یاد می‌شود. عادت منتقدان و مفسران سینما بر این است كه كارگردان‌های شعبده‌بازتر و افرادی كه توان بیشتری در به‌كارگیری حقه‌های سینمایی دارند را هنرمندتر معرفی می‌كنند. اما اگر ملاك ارزیابی، عدالت و راستگویی و پاكی باشد، آن وقت می‌توان هنرمندی و هنرورزی حقیقی را در بیان واقعیات و حقایق دانست.
فیلم‌هایی با مضمون تخطئه حكم قصاص، از مصادیق بارز تحریف حقایق از طریق انعكاس محدود واقعیات هستند. كافی است تا یك بار دیگر این نوع فیلم‌ها را مرور كنیم؛ «می‌خواهم زنده بمانم»، «شهر زیبا»، «سوت پایان»، «انتهای خیابان هشتم»، «دم صبح»، «كیفر»، «من مادر هستم» و... پیش از این با چنین رویكردی ساخته شدند و بدون هیچ مانعی هم به نمایش درآمدند! ترفند همه این فیلم‌ها، بازی با احساسات و درگیر ساختن عواطف مخاطب به جای تكیه بر عقلانیت و منطق است. آنچه در این آثار تحریف شده، تصویر قتل و قاتل است. در فیلم‌های ضد قصاص، واقعیت این‌گونه نشان داده می‌شود كه گویی قتل و كشتن یك انسان، اتفاق چندان مهمی نیست! در همه این آثار، قاتل‌ها، انسان‌هایی به شدت موجه و دوست‌داشتنی جلوه می‌كنند! سازندگان این طیف از فیلم‌ها با به‌كارگیری شعبده سینما، میان مخاطبان و شخصیت‌های قاتل، همذات‌پنداری و نوعی احساس نزدیكی و محبت ایجاد می‌كنند تا از این طریق، حكم قصاص را زیر سؤال ببرند! احتمالاً كارگردانان این فیلم‌ها در توجیه تحریف واقعیت‌ها در آثارشان می‌گویند كه قصدشان ترویج گذشت و ایثار است تا به این وسیله اولیای دم را به بخشش افراد محكوم به قصاص تشویق كنند! بر فرض هم كه نیت این فیلمسازان جز این نباشد، نتیجه عمل آن‌ها كاملاً معكوس است. چون همه این فیلم‌ها به‌طور غیرمستقیم به عادی‌سازی مسئله آدم‌كشی می‌پردازند. در این فیلم‌ها واقعیات به گونه‌ای ساخته و پرداخته شده كه گویی آدم‌ها حق دارند در مواقع ضروری، همنوعان خود را به قتل برسانند و دستگاه قضا و اولیای دم هیچ حقی در قصاص آدم‌كش‌ها ندارند!
این نوع مهندسی دراماتیك دقیقاً در فیلم «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» به كارگردانی پوران درخشنده نیز اتفاق افتاده است. این فیلم داستان زن جوانی است كه در شب عروسی‌اش یك كارگر را می‌كشد. تحقیقات مشخص می‌كند كه مقتول، یك فرد بیمار و كودك‌آزار است. روایت فیلم از طریق بازگشت به گذشته به شرح جزئیات تجاوز به دختران خردسال می‌پردازد. در فیلم سعی می‌شود با نشان دادن چهره‌ای مظلوم و مثبت از زن قاتل، اقدامات او نوعی انتقام‌جویی قلمداد شود! اما نتیجه چیزی نیست جز اینكه «هیس…» یك فیلم مشمئزكننده و خشونت‌آمیز از آب در آمده است.
كارگردان محترم این فیلم كه البته از هنرمندان خوش‌نام، متعهد و دارای سابقه درخشان است، در توجیه ساخت فیلم جدید خود گفته كه هدفش هشدار دادن به خانواده‌ها برای محافظت از فرزندان‌شان بوده است. این هدف، قطعاً عالی است. اما این موضوع هم خیلی تكراری و بدیهی است كه هدف، وسیله را توجیه نمی‌كند! بهتر است برای آگاه‌سازی مردم و هشدار دادن به خانواده‌ها از روش‌های مناسب و پرشتاب‌تری استفاده كرد. نمایش چنین اتفاقاتی بر پرده سینما بیش از آنكه عبرت‌آموز و هشداردهنده باشد، اضطراب‌آفرین بوده و موجب دامن زدن به بدبینی و تفرقه میان اقشار جامعه می‌شود. به‌ویژه اینكه در فیلم «هیس...» همه كودك‌آزارها از طبقه مستضعف و مشغول به مشاغل خدماتی و كارگری معرفی می‌شوند. این هم از آن دروغ‌های بزرگ سینمایی است، چرا كه این‌گونه بیماری‌های اخلاقی عموماً در میان طبقات تازه به دوران رسیده و مفسدان اقتصادی بیشتر شایع است.
با این حال نتیجه این بحث، بستن باب ترسیم موضوع قصاص و مسائلی چون كودك‌آزاری در سینما نیست. بدون تردید، یكی از رسالت‌های رسانه‌ای سینما، پرداختن به چنین موضوعات است. اما باید راه‌های تازه‌تر و نگاه‌های عادلانه‌تری را كشف كرد. مثلاً می‌توان یك بار و فقط یك بار هم در ساخت این‌گونه آثار، چهره قاتل‌ها را به گونه دیگری نشان داد. یا می‌توان به جای محدود شدن به مظلومیت خانواده قاتل، اندكی هم به خانواده‌های داغدار و رنج‌دیده و گدازه‌های درونی آن‌ها توجه كرد.


جای خالی سریال‌های دینی
مهدی امیدی

مهم‌ترین خلأ این روزهای سیما، تولید و نمایش سریال‌هایی با رویكرد دینی و مذهبی است. این نكته از آنجا حائز اهمیت است كه همواره سریال‌های مذهبی از پربیننده‌ترین و تأثیرگذارترین برنامه‌های تلویزیون در كشورمان بوده است. سریال‌هایی كه چه در قالب تاریخی و چه در ساختار ملودرام، همواره جذابیت‌های خاصی داشته و در عین حال به ترویج ارزش‌های اسلامی پرداخته‌اند. بدون تردید هیچ‌یك از ما خاطرات خوش سریال‌هایی چون؛ «امام علی(ع)» و «ولایت عشق» را فراموش نمی‌كنیم. حتی آثاری چون «او یك فرشته بود» و «اغما» هم در ساختار ماورایی از كارهای به یادماندنی سیما در زمینه تولید مجموعه‌های مناسبتی بودند. نمی‌توان منكر شد كه آثاری مانند «مختارنامه» و «یوسف پیامبر(ع)» علاوه بر بالا بردن استقبال مردم از سیما، در مقابله با جنگ نرم هم نقش مؤثری را ایفا كردند. وجه مشترك و ويژگي اصلي و بارز اين سريال‌ها كه اهميت آن‌ها را بيش از ساير مسائل نشان مي‌داد وجه بصيرت‌افزايي و روشنگري آن‌ها بود. بي‌شك سكانس‌ها و لحظات خاص و استثنايي اين سريال‌ها تا سال‌ها در ذهن مخاطب باقي خواهد ماند و به یقین، اين سريال‌هاي تلويزيوني از ماندگارترين و جاودانه‌ترين آثار و توليدات سيماي جمهوري اسلامي ايران است، تا آنجا كه برخي سريالي همچون مختارنامه و اهميت و تأثيرگذاري آن و همزماني پخش آن در بسياري از كانال‌هاي ماهواره‌اي در كشورهاي عربي را با آغاز خيزش‌هاي مردمي و تسريع يافتن آن‌ها در برخي كشورها مرتبط مي‌دانستند.
اما مدتی است كه چنین آثاری كمتر از شبكه‌های تلویزیون به نمایش در می‌آید. حتی در مناسبت‌هایی مانند ماه مبارك رمضان و ماه محرم هم این‌گونه سریال‌ها كمتر پخش می‌شود.
از اين رو، رسانه ملي و گروه‌هاي مربوط در شبكه‌هاي متعدد تلويزيوني بايد يك نهضت بزرگ در راستاي توليدات مذهبي فاخر همچون توليدات پیشین را آغاز كنند و به آرمان بزرگ پخش مستمر و مداوم سريال‌هاي ديني و تاريخي مذهبي در تمام ايام سال دست يابند.
به اين ترتيب كه با اتمام يك سريال با يك موضوع، بلافاصله سريال ديگري با موضوع ديگر آغاز شود. حقيقتاً بايد گفت كه هریك از 14 معصوم(علیهم‌السلام) ظرفيت توليد سريال و فيلم‌هاي بسيار زيادي را دارند. به‌خصوص كه امروز بيش از هر زماني به بازگويي و نشر تاريخ عبرت‌آموز و بصيرت‌زاي اهل‌بيت(علیهم‌السلام) نياز داريم و در اوضاع كنونی كه كشور و انقلاب اسلامي ايران با بسياري از تهديدات مشابه صدر اسلام مواجه است پخش اين سريال‌ها يا توليدات مشابه به‌شدت ضروری به نظر می‌رسد.
صداوسيما بايد يك راهبرد منتظم و روشن براي سريال‌هاي مناسبتي و ساير بخش‌ها و برنامه‌هايش داشته باشد تا تكليف براي توليد و نمايش كارها مشخص باشد. مدون ساختن راهبردها، سياست‌ها و برنامه‌ها با پشتوانه‌اي علمي و نظري و با بهره‌گيري از تجربيات تمام سال‌هايي كه سريال‌هاي مناسبتي پخش شدند كه بتواند اهداف و شاخص‌هاي ساخت و نمايش فيلم و برنامه در زمينه‌هاي گوناگون از جمله ماه مبارك رمضان را تعيين كند، از مشكلات و كاستي‌ها كم خواهد كرد.


خبرها

دفاع هنرمند آمریكایی از ایران و حزب‌الله
«شان علی استون» فرزند الیور استون كه چندی پیش با سفر به ایران به دین اسلام و مذهب شیعه گرایید در گفت‌وگو با یكی از شبكه‌های تلویزیونی روسیه ضمن دفاع از ایران و حزب‌الله، به شدت از آمریكا و رژیم صهیونیستی انتقاد كرد.
وی در مصاحبه با «راشاتودی» رژیم اشغالگر قدس را «دولت جنگ‌های صلیبی» توصیف و تأكید كرد كه صهیونیست‌ها مهاجران اروپایی هستند و هیچ‌وقت در سرزمینی كه از نظر تاریخی متعلق به فلسطینی‌ها است احساس راحتی نخواهند كرد. علی استون در ادامه اظهار داشت كه حزب‌الله یك گروه تروریستی نیست، چرا كه از حاكمیت لبنان در مقابل حمله رژیم صهیونیستی حمایت می‌كند. وی همچنین ضمن دفاع از ایران گفت كه رسانه‌ها روایت‌های ضداسلامی زیادی گزارش می‌دهند. استون در پایان خاطرنشان كرد كه آمریكا به بهانه جنگ با تروریستم و یا از طریق هواپیماهای بدون سرنشین تاكنون جان صدها هزار نفر را در سرتاسر غرب آسیا و شمال آفریقا گرفته است.
بازیگر آمریكایی برای درمان از مردم كمك می‌گرفت
یك بازیگر آمریكایی پس از گذشت دوران سخت درمان، از دنیا رفت. «كرن بلك»، بازیگر هالیوودی و نامزد جایزه اسكار به دلیل بیماری سرطان روز پنج‌شنبه در سن 74 سالگی در شهر لس‌آنجلس درگذشت. وی توان پرداخت هزینه‌های درمان خود را نداشت و براساس گزارش رویترز، هزینه درمان خود را از راه كمك‌های مردمی تأمین می‌كرد.
فیلمسازان مستقل در تهران گرد هم می‌آیند
دومین جشنواره بین‌المللی فیلمسازان مستقل «افق نو» از 12 تا 16 شهریور سال جاری به دبیری نادر طالب‌زاده در تهران برگزار می‌شود.
جنبش وال استریت، بیداری اسلامی، نقش لابی‌های صهیونیستی در بحران كنونی آمریكا و اروپا، قدرت و نفوذ لابی‌های صهیونیستی در غرب، بحران اقتصادی در اروپا و آمریكا، مقاومت علیه اشغال و مداخله غیرقانونی، جنبش‌های ضد جنگ، اسلام‌هراسی و ایران‌هراسی، جهان مدرن و عدالت پایدار، جهانی به دور از تروریسم و سلاح‌های هسته‌ای، جهانی بدون وهابیت، سوریه و فلسطین ـ مقاومت و ظلم‌ستیزی، هتك حرمت پیامبران، به تصویر كشاندن شیطان، خشونت و تروریسم در هالیوود، یازدهم سپتامبر و تضعیف ایمان و بنیاد خانواده از محورهای این جشنواره است.


نكته بین

مواظب باشید که سرعت‌تون غیرمجاز نشه!
با توجه به اینکه اخیراً اکثریت کابینه رئیس‌جمهور محترم توانست از مجلس شورای اسلامی رأی اعتماد بگیرد، نکته‌بین صبح‌صادق تصمیم گرفت توی این شماره فقط به بعضی اظهارنظرهای وزرای محترم بپردازه، البته نکته‌بین از این پس، با دولت جدید و اعضای محترم، معزز و مکرم دولت تدبیر و امید سر و کار خواهد داشت.
فردا- ظریف: به «غیرکارشناسان» تعهدی ندارم.
نکته‌بین: مگه تو وزارتخونه فخیمه شما غیرکارشناس هم وجود داره؟!
مهر- واعظی: سرعت اینترنت را افزایش می‌دهیم.
نکته‌بین: فقط مواظب باشید که سرعت‌تون غیرمجاز نشه!
پارسینه- وزیر دفاع: کمترین تغییرات مدیریتی را خواهیم داشت.
نکته‌بین: آفرین! به‌خاطر همین چیزا بود که مخالف نداشتی.
الف- نعمت‌زاده: جلوی افزایش قیمت‌ها را تا پایان سال می‌گیرم.
نکته‌بین: این دفعه جوجه‌رو آخر زمستون می‌شماریم!
تسنیم- وزیر بهداشت: پزشک خانواده متوقف می‌شود.
نکته‌بین: امیدواریم قرار بر این نباشه که هر کاری که راه افتاده، متوقف بشه.
خبرآنلاین- وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: افراد، قابل ممیزی نیستند.
نکته‌بین: قابل جمع، تفریق، تقسیم، جذر و... چی؟
شبکه ایران- رحمانی فضلی: شاه‌کلید رأی اعتماد به کابینه یازدهم نبودم.
نکته‌بین: وقتی خود رئیس‌جمهور محترم کلید دارن، اصلاً نیازی به شاه کلید نبود.
کاتب‌القضایا: نکته‌بین


گزيده مطالب

پراکندگی نیروها و پایگاه‌‌های نظامی آمریکا در سراسر دنیا
پایگاه‌های نظامی ايالات متحده آمريکا به چهار گروه هوایی، زميني، دریایی و اطلاعاتي يا جاسوسی تقسیم می‌شود که متعلق به هفت نیروی زمینی، هوایی، دریایی، یگان فوق ویژه نیروی دریایی، تفنگداران نیروی دریایی، نگهبانان ساحلی و گارد ملی هستند. این کشور با استقرار 325 هزار نیرو در بيش از 156 کشور جهان بيشترين پايگاه‌هاي نظامي را در دنيا دارد و این در حالي است که 95 درصد از پايگاه‌هاي بين‌المللي نظامي جهان، متعلق به این کشور است.
ایالات متحده در مجموع، 202178 پایگاه و مرکز نظامي (که اکثراً در مناطق حساس جهان قرار دارند) در کشورهای خارجی در اختيار دارد و با احتساب شش هزار پایگاه یا انبار نظامی در داخل آمریکا، کل مساحت اشغال شده از سوی پایگاه‌های نظامی آمریکا در داخل کشور و در سطح بین‌المللی حدود 2202735 هکتار است که پنتاگون را به یکی از بزرگ‌ترین زمین‌داران جهاني(در میان نهادهاي دولتي- نظامي) تبدیل کرده است.
پراکنش حدود 325 هزار نيروي نظامي آمريكايي که در كشورهاي ديگر حضور دارند به این ترتیب است که در قاره آفریقا800 نفر، آسیا(بدون در نظر گرفتن آسیای غربی و آسیای مرکزی) 97 هزار نفر، کره جنوبی 40258 نفر، ژاپن 40045 نفر، پایگاه «دیه‌گو گارسیا» در اقیانوس هند 491 نفر، فیلیپین 100 نفر، سنگاپور 196 نفر، تایلند 113 نفر، استرالیا 200 نفر، نیروهای حاضر در روی آب 16601 نفر، منطقه اروپا 160هزار نفر که 75603 نفر آن در کشور آلمان مستقر هستند، در آسیای مرکزی 1038 نفر که هزار نفر آن در پایگاه هوایی «مناس» قرقیزستان موسوم به «گانسی» و 38 نفر از آنها در پایگاه «کریستانیسی» گرجستان (با مأموریت آموزش سربازان گرجی) مستقر هستند؛ در خاورمیانه (بدون احتساب جنگ عراق) حدود شش هزار نفر نیرو استقرار یافته‌اند که 3432 نفر از آنها در قطر و 1496 نفر در بحرین مستقر هستند؛ در نیمکره غربی به استثنای داخل مرزهای ایالات متحده، حدود 700 نفر در گوانتانامو، 413 نفر در هندوراس و 147 نفر در کانادا مستقر هستند. در داخل مرزهای آمریکا، تعداد نیروی در حال خدمت، حدود 1139034 نفر هستند، همچنین در جنگ افغانستان در سال 2001 حدود 48 هزار نیروی آمریکایی و در سقوط حزب بعث عراق در سال 2003 حدود 200 هزار نظامی آمريكايي و 26 هزار نفر از كشورهاي متحد شرکت داشتند، به همین بهانه، ایالات متحده، طی سال‌های اخیر 14 پایگاه در اطراف خلیج‌فارس ایجاد کرده است که مهم‌ترین آنها عبارتند از: پایگاه «العدید» قطر (که در سال 2002 فرماندهی مرکزی نیروی هوایی آمریکا موسوم به «سنت کام» از عربستان به آنجا انتقال یافت)، پایگاه «الدوحه» کویت (برای نیروی زمینی و مرکز لجستیکی نظامیان آمریکایی در خاورمیانه با بیش از 10 هزار نیرو از کل 130 هزار نیروی مستقر در کویت) و پایگاه «الجفیره» بحرین(محل استقرار ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده).
شایان ذکر است که پس از 11 سپتامبر 2001 تعداد پایگاه‌های آمریکا در بحرین از هفت به 110 پایگاه افزایش یافت. در مجموع، آمریکا در منطقه غرب آسیا و اطراف ایران، حدود 35 پایگاه نظامی دارد.
هزینه‌های دفاعی رسمی آمریکا (بدون در نظر گرفتن هزینه‌های جاري جنگ عراق) از 404 میلیارد دلار در سال 2001 به 750 میلیارد دلار در سال 2012 افزایش یافته است. (برای مقایسه جالب است بدانید که هزینه دفاعی ایران در بودجه سال 92 معادل پنج میلیارد دلار پیش‌بینی شده است).
اهمیت پیروزی‌هایی که پس از انقلاب اسلامی ایران در محور مقاومت مشاهده شده است با دانستن مطالب فوق صد چندان می‌شود.
مسعود باپیری-کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی نظامی


روى خط

چرا هدیه دانش‌آموزان ممتاز قطع شد؟!
...091304787/ با سلام، چرا حق ایثارگری و حق نگهداری به بازنشسته‌های سپاه داده نمی‌شود؟! در صورتی‌كه به همه جانبازانی كه در ارگان‌های دیگر هستند، پرداخت می‌شود.
...091020419/ سلام. از زحمات‌تون تشكر می‌كنم. حجم مطالب صبح‌صادق خیلی زیاد و بیشتر تحلیلی است. اگر ممكن است برای این دو موضوع فكری بشود.
...093015012/ با سلام و تشكر از مطالب شماره 610 به‌خصوص قسمت امام خامنه‌ای در دیدار دانشجویان و كاریكاتور صفحه دو و انتقال درد دل جانبازان و ایثارگران در قسمت روی خط.
...091271789/ متن زیبا و والای زیارت قبور شهدای احد در مفاتیح‌الجنان كه مصداق آن شهدای دفاع مقدس و انقلاب اسلامی نیز هستند، بهترین زیارت‌نامه برای استفاده در مزار شهدا و یادمان‌های آنان در مساجد و سایر اماكن است./ موسیوند
...091558120/ سلام خسته نباشید ما بازنشستگان همه دل‌خوشی‌مان به هفته‌نامه شما بود كه نزدیك دو ماهه قطع شده است. هم اخبار و اطلاعات كسب می‌كردیم و خود را جز شاغلان حساب می‌كردیم. لطفاً این ارتباط خوب را مجدداً برقرار بفرمایید و حتی حاضریم از حقوق‌مان كسر كنید. ممنون/ طایفی از شهرستان چناران
...091748912/ سلام، صبح‌صادق پل ارتباطی ما و مسئولان است، انتظار داریم بیشتر مشكلات ما را چاپ كنند و مسئولان محترم هم پاسخ بدهند.
صبح‌صادق: ممنون از اعتماد شما. صبح‌صادق در حد امكان مسائل و مشكلاتی را كه شامل كاركنان و بسیج باشه، منتشر می‌كنه و مسائل شخصی حاد رو هم به مسئولان مربوط منعكس می‌كنه.
...091713490/ با سلام چرا مسئولان فكری به حال جانبازان اعصاب و روان دوران جنگ كه حال آن‌ها روز به روز بد و بدتر می‌شود، نمی‌كنند؟ متشكریم
...091874969/ سلام. حدود سه ساله كه جایزه بچه‌های ممتاز رو نمیدن! با این هدیه‌های كوچك بچه‌ها تشویق می‌شدن. جا داره فكری برای این موضوع بشه./ زهرا شاملو از ملایر


پیامك

چفيه را با اشك خيس كن
دريچه‌های قلبت كه بسته می‌شود
قطار به تونل رسيده است
نفس كه تنگ می‌شود
چفيه را با اشك، خيس كن؛
شيميايی است
دلت كه می‌گيرد،
فوری بخواب خمپاره است!
و پيش از آنكه ماسك خود را به ماه تعارف كنی
نخل و ستاره را به عقب بفرست...
عليرضا قزوه
 


حسن ختام

زودتر ظهور کن...
به نام آنکه انسان را مسافر کاروان انتظار قرار داد...
سلام اى گل نرگس! اى که شیرین‌ترین انتظار، انتظار توست
و بهترین منتظر، منتظر تو.
مى‌توانم در یک جمله پر معنا بگویم:
گر عشقى هست و عاشقى، نام تو معشوق و من عاشق و شیفته توام.
در انتظارت مى‌مانم و از خداى بزرگ مى‌خواهم که ظهورت را نزدیک و نزدیک‌تر گرداند.
ما محتاج یک نگاه گذراى شما هستیم آقا.
زودتر ظهور کن و قلب رهبرمان را شاد. ما و رهبرمان در انتظار تو مى‌مانیم.
خدا کند که بیایى و ما هم یکى از یاران‌تان باشیم.
امروز هم از صبح منتظرت بودم.
خانه دلم را آب و جارو کرده بودم برای آمدنت. چشم‌هایم از پگاه، یکسره به در بود.
گوش‌هایم را سپرده بودم به سمت هر صدایی که می‌توانست نشانی از تو به همراه داشته باشد.
می‌دانم قابل نیستم، اما خیلی دلم می‌خواهد ببینمت.
جمعه‌ها، همه جمعه‌ها، دیدگانم را به سمت آمدن تو می‌دوزم.
دلم نیز پیوسته سرک می‌کشد تا ببیند چه هنگام می‌آیی.
گوش‌های من، صادقانه عاشق صدای تو هستند.
نه من تنها، که همگان انتظار دیدن روی تو را دارند.
همه دوستت دارند، همه عاشق تو هستند.
دنیا، بی‌‌گل وجود تو معنایی ندارد.
ای پسر فاطمه! مهدی جان! ما را دریاب.
نیامد. . .»
درست جمعه‌ها
قلبم و قلب همه از تنگی فراغت مثل لاله‌ای
که زیر پا لگد شود چروکیده و رنجیده می‌شود
با خود می‌گویم این درد عاقبت مرا خواهد کشت، و بعد به خود نهیب می‌زنم که
او خواهد آمد
و آنگاه از دیدگانم قطره‌ای اشک می‌چکد
و از سوزان‌ترین پرده اندوهم می‌گویم: مهدی جان درست که من بدم و لایق تو نیستم امّا. . .