بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

میثاق روحانی با مردم و نظام
دکتر روحانی در آیین روز تحلیف دو اقدام همزمان داشت، ابتدا سخنرانی کرد و بلافاصله در پایان آن فهرست وزرای پیشنهادی‌اش برای وزارتخانه‌های دولت را در اختیار مجلس قرار داد. از فردای روز تحلیف اظهارنظرهای مختلف درباره فهرست پیشنهادی دکتر روحانی آغاز شد و در حالی که سخنرانی دکتر روحانی بسیار مهم بود، ظاهراً کسی بین این سخنرانی و فهرست پیشنهادی و جایگاه این سخنرانی با مشی آینده دولت و انتظارات مردم و نظام نسبتی برقرار نکرد. نوشتار حاضر در راستای آنچه که بیان شد درصدد بررسی دو نکته است یکی نگاه به کابینه پیشنهادی و دیگری فرازهای اصلی سخنان دکتر روحانی و نسبت آن با کابینه و انتظارات مردم و نظام.
الف- چند وچون‌های کابینه پیشنهادی؛ برخی در گام اول برای هدایت افکار عمومی به مسیری دلخواه و اثبات اینکه شعار کابینه فراجناحی زمان تبلیغات انتخاباتی تحقق‌یافته، شتاب‌زده خط حضور همه گرایش‌های سیاسی در کابینه روحانی را ترسیم کردند و برای اثبات آن نیز به سه گزینه پیشنهادی وزارتخانه‌های دفاع، کشور و اطلاعات انگشت گذاشتند و بعد هم صفت اصول‌گرایان معتدل را برای آنها به کار بردند. حال پرسش این است که از این بابت، باید به آقای روحانی انتقاد کرد یا کسانی که موضوع را اینگونه وانمود کردند. درباره پیشنهاد آقای روحانی در سطرهای بعد نوشته می‌شود، اما در اینجا باید دیدگاه این افراد را نقد کرد که در آغاز راه با بر هم زدن قواعد کار در پی اثبات چیزی برآمدند که دفاع از نقطه مقابلش منطقی‌تر است (دولت جناحی) تا اینکه ناشیانه وانمود کنند که دولت فراجناحی در حال تشکیل است، اما نظرات مخالف این ادعا نیز وجود داشت. صادق‌زیبا کلام آن را مطابق انتظار اصلاح‌طلبان و مورد طبع اصولگرایان ندانست و عزت الله یوسفیان ملا، عضو کمیسیون رهروان ولایت نیز در این باره گفت: «کابینه آقای روحانی کابینه فراجناحی نیست و به گروه و جریان خاصی وابسته است.» حجت‌الاسلام پژمانفر از اعضای جبهه پایداری هم ابراز داشت: «رئیس‌جمهور از همه ظرفیت‌های کشور برای کابینه استفاده نکرده است.» درباره کابینه نگاه دیگری نیز وجود دارد، برخی به دور از جناحی و غیرجناحی بودن، جزیی‌تر بحث کرده‌اند و به آن نگاه کیفی و ارزشی دارند. برخی از کلیت آن راضی هستند و از آن تعریف کرده‌اند مانند کرباسچی که گفت: «به اعتقاد من کابینه‌ای که به مجلس معرفی شد نشان می‌دهد روحانی از شعار اعتدال و خردگرایی دور نشده است، چرا که بخش اعظم کابینه با سابقه اجرایی مقبول و تجربه خوبی همراه هستند...»
سعید لیلاز هم نوشت: «فهرست پیشنهادی کابینه حسن روحانی امیدوارکننده است و آینده خوبی را برای کشور نوید می‌دهد. به‌نظر می‌رسد گروهی که آقای دکتر روحانی انتخاب کرده است گروهی بسیار پخته و کارآمد است. هر کدام در ایران و در حوزه‌های خودشان آخر توانمندی و تجربه و دانش هستند.» در نگاه برخی وجه سلبی به نحو موردی پررنگ‌تر است. حداد عادل آن را اینگونه بروز داد: «کابینه پیشنهادی روحانی بد نیست. تلاش می‌کنیم کابینه معتدل‌تر شود. نگرانیم کشور به سال‌های پس از دوم خرداد 76 و فتنه 78 و 88 برگردد.» مهرداد بذرباش نیز از فقدان رویش‌های جدید در دولت ناراضی بود.
میثاق روحانی با مردم و نظام
ادامه از صفحه اول
در این میان حسین‌ شریعتمداری بی پرده‌تر موضع گرفت و با اشاره مختصری به پیشینه دو وزیر پیشنهادی، به وجود نام آنها در فهرست نامزدهای پیشنهادی به مجلس، به‌شدت اعتراض کرد و حسین نقوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی نیز با روش آقای شریعتمداری صراحتاً‌ علیه محمد جواد ظریف گزینه پیشنهادی برای وزارت خارجه، موضع گرفت و با بیان اینکه نقدهایی به وی وجود دارد گفت: «باید برنامه‌ و دیدگاه‌های آقای ظریف را بشنویم و بعد درباره‌ وی اظهارنظر کنیم، البته نقدهایی به محمدجواد ظریف وارد است و در جلسه با وی درباره این نقدها و نقاط قوت و ضعف صحبت خواهیم کرد و در مجموع کمیسیون امنیت ملی جمع‌بندی خواهد کرد.» حجت‌الاسلام سبحانی‌نیا نایب رئیس فراکسیون اصولگرایان رهروان ولایت هم گفت: «ابهامات و حساسیتی در مورد چهار وزیر پیشنهادی وجود دارد.» با وجود تمامی این چند و چون‌ها درباره کابینه پیشنهادی که تنها به مواردی از آن اشاره شد، ظاهراً نگاه عمومی مجلس به بیشتر اعضای کابینه پیشنهادی مثبت است و آقای روحانی می‌تواند به همکاری و کمک مجلس امیدوار باشد و چنانچه احتمالاً تعداد معدودی از وزرای پیشنهادی‌اش هم رأی نیاوردند، آن را پای حقوق و مسئولیت خطیر مجلس بگذارد.
ب- شاخص اصلی؛ بسیار مهمتر از معرفی کابینه و داوری‌های متفاوتی که درباره آن شد، سخنان دکتر روحانی در آیین روز تحلیف است، پیش از ورود به این بحث، به دولت جناحی و فراجناحی اشاره می‌شود. به‌نظر نگارنده در وضعیت فعلی کشور و آنچه که به گروه‌های سیاسی مربوط است، دولت فراجناحی حلال مشکلات نیست بلکه احتمالاً موجب پریشانی اذهان عمومی و وارد ساختن آسیب جدی به نظام شکل گرفته سیاسی افکار مردم می‌شود که در حال حاضر وجود آن (نظام) بهتر از نبودش و بهتر از هرج‌ومرج سیاسی در اذهان است. یکی از عوارض منفی شکل‌گیری دولت فراجناحی در وضعیت حاضر بر هم خوردن ضوابط سنجش عملکرد گروه‌های سیاسی است که مردم برای تشخیص و رأی‌دادن به شدت به آن نیاز دارند. به‌نظر می‌رسد دکتر روحانی از حق خود استفاده و کابینه جناحی معرفی کرده (شاید به غیر از یکی دو استثنا) و نباید بیهوده تلاش و کابینه وی را فراجناحی معرفی کرد. به‌نظر می‌رسد از این جهت نباید به دکتر روحانی انتقاد کرد مگر به خلف وعده وی در تبلیغات انتخاباتی که می‌توان از آن هم گذشت و آن را نادیده گرفت. به نظر می‌رسد مصلحت همه‌ یعنی، مردم، نظام گروه‌های سیاسی، کابینه و شخص آقای روحانی در این است که توجه همه به فرازهای اصلی سخنان وی در آیین روز تحلیف معطوف شود. به‌نظر می‌رسد این سخنان تا پایان دوره ریاست‌جمهوری از آقای روحانی جدا نمی‌شود و دیگران به جا و نابجا آن را به رخش می‌کشند. تمرکز بر آنها، یادآوری و بازگویی سنجیده و بهنگام آنها مشروط بر اخلاص و دوری از هرگونه غرض‌ورزی، کمک به آقای روحانی است و موجب اصلاح حرکت دولت و استحکام و پیشرفت کشور خواهد شد. ان‌شاء‌الله. برخی از این موارد عبارتند از:
1- قانون؛ «همه آنهایی که به اینجانب رأی دادند و آنهایی که به دیگران رأی دادند و یا حتی پای صندوق‌های رأی حاضر نشدند، همه شهروندان هستند واز حقوق شهروندی برخوردارند؛ دولت تدبیر و امید، خود را مکلف میداند که خواسته‌های «قانونی» همه آنان را مدنظر قرار دهد. من نماینده همه مردم ایران هستم.» قانون و پایبندی به آن تضمین‌کننده امنیت، سلامت و منفعت شخصی و عمومی است؛ پس نباید خود قانون را تا زمانی که قانون است و متولی و مرجع دارد به چالش کشید. این یک وظیفه و تعهد جدی و غیرقابل خدشه است.
2- مفهوم اعتدال‌گرایی؛ «اعتدال‌گرایی به معنای توازن میان آرمان و واقعیت و ترجیح منافع ملی بر منافع حزبی و جناحی است. اعتدال‌گرایی بر اجماع ملی، قانون‌گرایی و بردباری در تعاملات سیاسی تأکید می‌کند. بنیان این مرام‌ فکری و عملی، فاصله گرفتن از تخیل و توهم و تمرکز بر تفکر، برنامه، شفافیت و استفاده از تخصص‌ها است. دولت تدبیر و امید نهایت اهتمام خود را به کار خواهد گرفت تا بر مبنای اهداف و روش‌های عقلایی و متناسب با واقعیت‌های موجود، اعتدال را شالوده عملکرد و مدیریت کشور قرار دهد، تهدیدها را کاهش داده و فرصت‌ها را افزایش دهد.» تبدیل ایده «اعتدال‌گرایی» به گفتمان برتر در داخل و در خارج به‌عنوان شعار سیاست خارجی به تبیین و تشریح دقیق نیاز دارد که احتمالاً‌دکتر روحانی گروهی را مأمور به این کار کرده است، اما در داخل اصرار و پایبندی دولت‌آقای روحانی به جمله اول فراز فوق و روی برنگرداندن از آن در هر وضعیتی می‌تواند تمامی گروه‌های همراه و رقیب را به رعایت آن سوق دهد. یعنی نقش دولت در موفقیت این شعار نقش اول و عامل اصلی است و باید به آن توجه جدی داشت.
3- حرمت و کرامت؛ «مردم تغییر، تحول و تعالی می‌خواهند. مردم می‌خواهند از فقر و تبعیض به دور باشند. مردم می‌خواهند حرمت و کرامت داشته باشند.» در کنار توجه و تأمین همه نیازهای رفاهی و امنیتی مردم، یکی از جلوه‌های تحقق «حرمت و کرامت» انعکاس شخصیت و هویت برجسته مردم در افکار جهانی است که اصلی‌ترین و کوتاه‌ترین راه آن ارائه چهره‌ای منطقی، حق‌طلب، نوع دوست، مقاوم در برابر زورگویی‌ها و حمایت از مظلومان و محرومان و تعالی جویی و اصرار بر آرمان‌ها و اهداف اسلام و انقلاب است که نباید گذاشت این مهم در پرتو کوران و بوران حوادث و انبوه اشتغالات و سرگرم شدن به جنبه‌های دیگر موضوع قرار گیرد و رفته‌رفته رنگ ببازد و فراموش شود.
4- مبارزه با فساد و تبعیض؛ یکی از اهداف کلیدی دولت، مبارزه با فساد و تبعیض خواهد بود. همه دستگاه‌ها و نهادها و مسئولان باید دست به دست هم دهند تا مبارزه‌ای جدی با نابرابری و فساد را‌ آغاز کنند.» در اهمیت این موضوع همین بس که تحقق آن می‌تواند دست کم سی‌درصد مشکلات اصلی را حل کند.
5- تعاملات بین‌المللی؛ شفافیت، کلید گشودن است باب اعتماد است. شفافیتی که از آن سخن می‌گوییم، نمی‌تواند یکطرفه و بدون سازوکارهای اجرایی و عملی در روابط دوجانبه و چندجانبه باشد... ملتی را که با برخورداری از انسجام ملی و با مشارکت گسترده و در کمال آرامش و امنیت در انتخابات شرکت می‌کند، نمی‌توان با تحریم به تسلیم واداشت و یا به جنگ تهدید کرد، بلکه تنها راه تعامل با ایران، گفت‌وگو از جایگاه برابر، اعتمادسازی متقابل و احترام دو جانبه و کاستن از خصومت‌ها است... متناسب با رفتار و برخورد طرف‌های مقابل در جهت بهبود و ارتقای روابط حرکت خواهیم کرد. به صراحت می‌گویم اگر پاسخ مناسب می‌خواهید، نه با زبان تحریم که با زبان تکریم با ایران سخن بگویید.» این فراز اهمیت دوگانه دارد از یکسو دشمن که طی روزهای گذشته طوری تبلیغ می‌کرد که گویا با حضور آقای روحانی احتمال سازش ناحق با ایران و گرفتن امتیاز افزایش یافته، دریافت که واقعیت چیز دیگری است و مسیر عزت و مقاومت ادامه دارد و از سوی دیگر مردم هم امیدوار شدند که با حمایت از این دیدگاه دولت، همچنان می‌توانند با جدیت حقوق هسته‌ای خود را مطالبه کنند و در انتظار استیفای آن باشند.
درهر صورت سخنان چندمحوری دکتر روحانی در آیین روز تحلیف در حکم میثاق‌نامه با مردم و نظام است و دولت با هر گروهی از وزیران که تشکیل شود مردم دکتر روحانی را مسئول و سکاندار می‌دانند. بجاست وزرایی که از مجلس رأی اعتماد می‌گیرند به دقت این سخنان را مطالعه کنند و به خاطر بسپارند و به اجرای مفاد آن ملزم باشند. با شناختی که از مردم ایران است همه‌جانبه از دولت‌آقای روحانی حمایت می‌کنند، مشروط بر اینکه اجرای این میثا‌ق‌نامه مخدوش نشود و متروک نگردد. هیچ‌کس این وظیفه مهم را فراموش نکند: «همه باید به دولت کمک کنند.» با آرزوی توفیق برای آقای روحانی و همکاران‌شان در خدمت هر چه شکوفاتر به اسلام، انقلاب و ایران سرافراز از خون شهیدان و هدایت‌های پیامبرگونه امام راحل(ره) و تعهد مجدانه و داهیانه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در ادامه راه آن عزیزان.
رضا گرمابدری


رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در جمع خبرنگاران
هيچ يك از اعضاي نيروهاي مسلح در کارهای اقتصادی حضور ندارند

به هيچ عنوان هيچ يك از اعضاي نيروهاي مسلح در کارهای اقتصادی حضور ندارند و همه آنها به عنوان سرباز دين، ولايت و مردم  كار مي‌كنند.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، سردار سرلشکر دکتر سیدحسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در حاشیه مراسم افتتاح سازمان سینمایی و هنرهای نمایشی و سازمان هنری و ادبیات دفاع مقدس در جمع خبرنگاران با بيان اينكه هیچ ژنرالي اقتصادي نيست، گفت: البته اين واقعيت دارد كه نيروهاي مسلح در اقتصاد به دولت کمک می‌کنند که این هم  با تدبير حكیمانه رهبرمعظم انقلاب و دعوت ایشان پس از جنگ، ضرورتي انكارناپذير بود كه صورت گرفته است. پس نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران در اقتصاد به عنوان بازو و كمك دولت فعاليت مي‌كنند.
وي با بيان اينكه پس از جنگ، اقتصاد كشور دچار بحران بود و براي سازندگي از نيروهاي مسلح دعوت به همكاري شد، افزود: نيروهاي مسلح تمامي امكانات خود را كه در دوران دفاع مقدس استفاده كرده بود به ميدان سازندگي آورد و از آنها براي توسعه و آباداني كشور استفاده كرد. بنابراین نيروهاي مسلح هيچ طرح اقتصادي را در كشور بدون دعوت و شركت در مزايده آغاز نكرده‌اند و تنها در پروژه‌هاي اقتصادي که داوطلبي نبوده، وارد شدند و پروژه‌هاي عمراني هم كه مورد توجه شركت‌هاي اقتصادي نيست را هم در دست مي‌گيرند.
رئيس ستادكل نيروهاي مسلح با یادآوری این نکته که با کمک نیروهای مسلح، سدسازي صورت گرفت و کارخانه‌های تعطیل پس از جنگ مجدد بازگشایی شدند، بیان داشت: امروز ما مهاجم برای گرفتن كار نیستیم، بلکه با تمام توان آماده‌ایم که اگر دولت نیاز داشت و یا کسی در مزایده‌ای شرکت نکرد، نیروهای مسلح آماده‌اند آن را انجام دهند، مانند پروژه‌هایی که در مناطق محروم یا مرزی انجام می‌شود.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

وظیفه مجلس در انتخاب وزرای صالح
در نظام مردم‌سالاری دینی ایران، مجلس شورای اسلامی از نظر «جایگاه»، «نقش» و «کارکرد» آنچنان با اهمیت است که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند: «مجلس در رأس امور است.» با توجه به اوضاع کشور، مجلس در هر مقطعی، یک وظیفه اساسی، تعیین‌کننده و سرنوشت‌سازی را برعهده دارد. این وظیفه، در واقع مسئولیتی است که بر دوش تک‌تک نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی قرار دارد. در نظام دینی و براساس آموزه‌های اسلامی، مسئولیت‌های سیاسی یک امانت است که در اختیار افراد قرار می‌گیرد. بر همین اساس در اصل 84 قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است: «هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهارنظر کند.»
رأی اعتماد به هیئت‌وزیران با بررسی وضعیت، سابقه و توانایی‌های تک‌تک وزیران پیشنهادی رئیس‌جمهور،‌ یکی از صلاحیت‌ها و وظایف سنگین مجلس شورای اسلامی است. اکنون که رئیس‌جمهور محترم، اعضای کابینه دولت یازدهم را برای اخذ رأی‌اعتماد به مجلس شورای اسلامی معرفی کرده، مهم‌ترین وظیفه نمایندگان در مقطع کنونی، بررسی صلاحیت‌ها و شایستگی‌های افراد معرفی شده برای هر یک از وزارتخانه‌ها و اعلام‌نظر در مورد‌ آنها با دادن یا ندادن «رأی اعتماد» است. رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در خطبه‌های نماز عید سعید فطر وظیفه مهم مجلس شورای اسلامی در مقطع کنونی را اینگونه مورد توجه قرار دادند: «ان‌شاء‌الله به‌زودی و با انجام وظیفه مجلس شورای اسلامی در انتخاب وزرای صالح، دولت جدید تشکیل می‌شود و با همراهی مردم، کارهای بزرگ، مهم و دشواری را که حاوی منافع بزرگی است به بهترین وجه انجام خواهند داد.»
بر اساس این کلام راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی، انتخاب وزرای صالح، وظیفه مهم مجلس شورای اسلامی در اوضاع کنونی است. تک‌تک نمایندگان این وظیفه را برعهده دارند و باید با دقت انجام وظیفه کنند. در این انجام وظیفه، نکات مهمی باید مورد توجه قرار گیرد، از جمله:
1- در جمهوری اسلامی اصل بر آن است که مسئولیت‌ها به افراد صالح سپرده شود. بر اساس همین اصل است که شورای نگهبان باید صلاحیت‌های داوطلبان برای ورود به عرصه رقابت‌های انتخاباتی جهت تصدی مسئولیت‌هایی چون: نمایندگی در خبرگان رهبری، نمایندگی در مجلس شورای اسلامی و پست ریاست‌جمهوری را باید احراز کند. احراز صلاحیت‌ افراد برای تصدی پست‌های وزارتی برعهده نمایندگان مجلس شورای اسلامی است. در واقع کار نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی در دادن رأی‌اعتماد به اعضای کابینه پیشنهادی رئیس‌جمهور، شبیه کار اعضای محترم شورای نگهبان در موضوع احراز صلاحیت‌ها در انتخابات است. کاری بسیار مهم، حساس و تعیین‌کننده است. رئیس دولت به دلایلی افرادی را برای تصدی وزارتخانه‌های گوناگون معرفی می‌کند. طبق قانون این مجلس شورای اسلامی است که باید با دقت و بررسی‌های کامل، افراد واجد صلاحیت را انتخاب کند. رهبر معظم انقلاب اسلامی از این اقدام نمایندگان در مقطع کنونی به‌عنوان یک وظیفه یاد کردند.
2- وزرای صالح چه کسانی هستند؟ نمایندگان براساس چه ملاک‌ها و معیارهایی می‌خواهند، وزیر صالح را انتخاب کنند. به نظر می‌رسد سه شاخص تقوا، ولایتمداری و کارآمدی می‌تواند ملاک‌های اصلی برای تشخیص وزیر صالح باشد. هر یک از شاخص‌های سه‌گانه نیازمند شرح و تفسیر است که در ظرفیت محدود این نوشتار نمی‌گنجد. از میان شاخص‌های مذکور، ولایتمداری عملی افراد باید ملاک نظر باشد. به‌عبارتی، افراد باید طی 34 سال گذشته در عمل ثابت کرده باشند که پیرو ولایت هستند. یکی از مقاطعی که باید ولایتمداری افراد را در آن سنجید، مقطع فتنه سال 88 است. نمایندگان محترم باید با دقت مواضع و عملکرد تک‌تک وزرای پیشنهادی را در مقابل فتنه، مورد بررسی قرار دهند. مواضع مقام معظم رهبری در برابر فتنه شفاف و روشن است. وزرای پیشنهادی نیز باید در قبال فتنه دارای مواضعی شفاف و روشن باشند. دراین صورت است که می‌توان گفت آنان افرادی ولایتمدار هستند.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در جمع میلیونی نمازگزاران عیدفطر
مذاكرات سازش مطمئناً به ضرر فلسطينى‌ها است

خطبه‌ اول
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌
... ماه رمضان، سرشار از بركات الهى، بر ملت ما و ديگر مسلمانان گذشت و سعادتمندان بسيارى از بركات اين ماه بهره‌مند شدند. در اين هواى گرم، در اين روزهاى بلند، با زبان روزه و با احساس گرسنگى و تشنگى و پرهيز از لذات و هوى‌هاى نفسانى، روز را به اطاعت پروردگار سپرى كردند و بسيارى شب را به دعا، به ذكر، به مناجات، به قيام‌لله پرداختند... اميدواريم خداى متعال عبادات شما را قبول كند و رحمت و تفضل خود را بر ملت ايران سرازير و مرحمت فرمايد و اجر فراوانى به خاطر تلاش‌هایى كه در اين ماه انجام داديد، به شما بدهد. يكى از تلاش‌هاى بزرگ اين ماه، راه‌‌پيمایى روز قدس بود كه حقيقتاً با هيچ زبانى نمي‌توان اهميت كار شما را توصيف كرد؛ كه در هواى گرم، با زبان روزه، در اين خيابان‌ها، در سرتاسر كشور، حركت كرديد براى اينكه ايستادگى ملت ايران را درباره‌ اين مسئله‌ مهم جهان اسلام و تاريخ اسلام اثبات كنيد. ملت زنده يعنى اين. لازم است با همه‌ وجود و از اعماق دل، از اين همت ملت ايران تشكر كنيم.
يك سنت خوب هم امسال بيش از سال‌هاى ديگر ديده شد كه خوب است مورد توجه قرار بگيرد و آن، افطارى دادن‌هاى ساده و بى‌پيرايه در مساجد و در خيابان‌ها بود. در بيشتر شهرهاى كشور - كه بسيار كار شايسته‌اى است - در مقابل افطارى‌هاى مسرفانه‌اى كه شنيده شد، دانسته شد كه بعضى‌ها به بهانه‌ افطار، حركات و عمل مسرفانه انجام مي‌دهند و به جاى اينكه در ماه رمضان وسيله‌اى بشوند براى نزديكى روحى به فقرا و مستمندان، با اين عمل، با اين حركت، خود را در لذات جسمانى غرق مي‌كنند. نمي‌خواهيم بگویيم كه اگر در افطار، كسى غذاى مطبوعى مصرف كرد، اين كار ممنوع است؛ نه، در شرع اينها ممنوع نيست؛ اسراف ممنوع است، زياده‌روى ممنوع است، ريخت‌وپاش فراوانى كه گاهى در اينجور مجالس انجام مي‌گيرد، ممنوع است...

خطبه‌ دوم

... در اين ايام، در منطقه‌ غرب آسيا و شمال آفريقا و كلاً در مناطق اسلامى، حوادث بسيارى در جريان است؛ چند مورد از اين حوادث را به اختصار مورد اشاره قرار مي‌دهيم. در كشور خود ما، حادثه‌ مهم، تشكيل دولت جديد است كه بحمدالله با همت مردم و تلاش همه‌جانبه، اين خواسته قانونى و سنت ملى با بهترين وجهى انجام گرفت و ان‌شاءالله به‌زودى با انجام وظيفه‌اى كه مجلس شوراى اسلامى نسبت به انتخاب وزراى صالح خواهد كرد، دولت تشكيل خواهد شد و كارهاى بزرگ و مهمى را كه بر عهده دارد، آغاز خواهد كرد؛ اگرچه هم‌اكنون هم بسيارى از كارها را شروع كرده‌اند. اميدواريم توفيق الهى شامل حال رئيس‌جمهور محترم و مسئولان اجرایى كشور باشد و همراهى مردم هم به آنها كمك كند، دعاى مردم هم كمك كند كه بتوانند كارهاى بزرگى را كه برعهده دارند - كه كارهاى بزرگ، منافع بزرگى هم دارد؛ دشوارى‌هاى بزرگى هم دارد - به بهترين وجهى به انجام برسانند.
اما در ساير كشورهایى كه در حول و حوش ما هستند - در منطقه‌ غرب آسيا و شمال آفريقا - حوادث به اين صورت شادى‌آور نيست؛ نگران‌كننده است. يك حادثه، حوادث فلسطين مظلوم است كه پس از گذشت شصت‌وپنج سال از اشغال رسمى فلسطين، هنوز ظلم و جور و اجحاف به آن ملت مظلوم به طور روزانه ادامه دارد؛ تخريب ‌خانه‌ها، دستگير كردن بى‌گناهان، جدا كردن فرزندان از پدران و مادران، انباشتن زندان‌ها از كسانى كه بدون گناه در زندانند يا دوران محكوميت زندانى خود را سپرى كردند و دردناك اينكه قدرت‌هاى مسلط غرب هم از آن جنايتكاران با همه‌ وجود حمايت مي‌كنند. اين يكى از مصيبت‌هاى دنياى امروز كنونى است كه از يك ظلم آشكار كه مركب است از ده‌ها و بلكه صدها ظلم به‌طور متراكم، كسانى حمايت مي‌كنند كه ادعاى طرفدارى از حقوق‌بشر، از دموكراسى و از اينگونه شعارهاى زيبا و رنگين بر زبان دارند، اما در عمل از جنايتكاران حمايت مي‌كنند!
الآن هم باز مجدداً مذاكراتى بين دولت خودگردان فلسطين و صهيونيست‌ها شروع شده است كه مطمئناً نتيجه‌اى جز آنچه كه در مذاكرات قبلى پيش آمد، نخواهد داشت؛ كه عبارت است از عقب‌نشينى فلسطينى‌ها از حقوق خودشان و تشويق متجاوز به تجاوز بيشتر و سركوب كردن مبارزات بحق مردم فلسطين. خانه‌ها را خراب مي‌كنند، ساختمان‌هاى غصبى براى مردم اشغالگر و غاصب مي‌سازند و مي‌گويند داريم مذاكره مي‌كنيم! حالا هم كه اعلام كرده‌اند مذاكرات سرى است. دستپخت استكبار در اين مذاكرات، مطمئناً به ضرر فلسطينى‌ها است.
ما معتقديم دنياى اسلام بايد از انگيزه‌ خود در مسئله‌ فلسطين لحظه‌اى كوتاه نيايد و عمل غاصبانه‌ گرگ‌هاى درنده‌ صهيونيست و حاميان بين‌المللى آنها را محكوم كند. اين مذاكرات به‌اصطلاح با ميانجيگرى آمريكا - كه در واقع آمريكا ميانجى نيست، خود او يك طرف قضيه است؛ در طرف غاصبان فلسطين و صهيونيست‌ها قرار دارد - به ظلم بيشتر به مردم فلسطين و منزوى شدن مسلمانان مبارز فلسطين نينجامد.
مسئله‌ ديگر، مسئله‌ مصر است. ما از آنچه كه در مصر مي‌گذرد، نگرانيم. گمان وقوع جنگ داخلى در مصر، با كارهایى كه دارد، مي‌شود، روزبه‌روز تقويت پيدا مي‌كند و اين فاجعه است. لازم است ملت بزرگ مصر، نخبگان سياسى، نخبگان علمى، نخبگان دينى در آن كشور بزرگ نگاه كنند به وضعيت موجود و ببينند چه عواقب وخيمى بر اين وضعيت ممكن است مترتب شود؛ ببينند وضعيت سوريه را؛ ببينند آثار حضور مزدوران غرب و مزدوران اسرائيل و تروريست‌ها را در هر نقطه‌اى كه در آنجا تروريست‌ها فعالند؛ ببينند اين خطرات را. دموكراسى و مردم‌سالارى بايد مورد توجه قرار بگيرد؛ كشتار مردم به‌شدت محكوم است؛ زبان خشن و زور گروه‌هاى مردمى در مقابل يكديگر، مطلقاً بى‌فايده است و حامل ضررهاى بزرگى است. از دخالت قدرت‌هاى بيگانه – آن‌طورى كه الآن مشاهده مي‌شود - جز ضرر براى مردم مصر، چيزى به بار نخواهد آمد. گره مصر را خود مردم مصر بايد باز كنند، نخبگان‌شان بايد باز كنند؛ فكر كنند، عواقب وخيم و خطرناكى را كه ممكن است بر اين وضعيت مترتب شود، بسنجند. اگر خداى نكرده هرج‌ومرج به وجود بيايد، اگر خداى نكرده جنگ داخلى به وجود بيايد، چه چيزى ديگر مي‌تواند جلوى آن را بگيرد؟ بهانه براى دخالت ابرقدرت‌ها - كه خودشان بزرگ‌ترين بلا براى يك كشور و يك ملت هستند - به وجود خواهد آمد ... مسئله‌ بعدى هم مسئله‌ عراق است. در عراق، يك دولتى، يك حكومتى با موازين مردم‌سالارى و آرای مردم بر سر كار آمده است. چون ابرقدرت‌ها و نيروهاى مرتجع منطقه از اين وضع ناراضى‌اند، مي‌خواهند نگذارند آب خوش از گلوى مردم عراق پایين برود. اين انفجارات، اين كشتارها، اين تروريسم جنايتكار، يقيناً از كمك و پشتيبانى‌هاى مالى و سياسى و تسليحاتى برخى از قدرت‌هاى منطقه‌اى و فرامنطقه‌اى ناشى شده است، كه نمي‌خواهند بگذارند ملت عراق زندگى خودش را بكند. اينجا هم لازم است سياستمداران عراقى، مسئولان عراقى، گروه‌هاى عراقى، شيعه و سنى، عرب و كُرد، ببينند وضعيتى را كه در برخى از كشورهاى ديگر هست و ببينند عواقب اختلافات داخلى و جنگ داخلى را كه زيرساخت‌هاى يك كشور را نابود مي‌كند، آينده‌ يك ملت را تباه مي‌كند. در همه‌ اين قضايا، رژيم صهيونيستى و غاصبان اسرائيل نشسته‌اند با خشنودى اين وضعيت را تماشا مي‌كنند و احساس راحتى و آسايش مي‌كنند. آيا اين روا است؟


یادداشت
مهدي سعیدي


تعيين کابينه و تکليف مجلس
نظام جمهوري اسلامي‌ نظامي‌ رياستي نيست که در آن پارلمان نقشي در تعيين اعضاي دولت نداشته باشد و رئيس‌جمهور خود به شخصه همه وزرا و اعضاي کابينه خود را تعيين کند. از سوي ديگر، نظامي پارلماني هم نيست که رئيس‌جمهور و همکارانش از درون مجلس تعيين شوند، بلکه اين مردم هستند که با رأي مستقيم خود رئيس قوه مجريه را تعيين مي‌کنند و از دیگر سو، وزرای دولت بعد از رأی اعتماد مجلس، مشروعیت فعالیت در وزارتخانه متبوع خود را خواهند داشت. به واقع، نظام جمهوري اسلامي را مي‌توان ترکيبي از نظام رياستي و پارلماني دانست که در آن به جاي استقلال قوا، به نوعي بر تعامل قوا تأکيد دارد و از حقوق پارلماني در قالب رأي‌اعتماد به کابينه سخن مي‌گويد، بدون آنکه مجلس در تعيين رئيس‌جمهور نقشي داشته باشد.
تحقق عيني اين تعامل ما نيازمند تعريف و تشریح دقيق «فرهنگ تعامل» است که اين امر در آستانه شکل‌گيري دولت يازدهم با مفهوم اعتدال نيز عجين شده است. در فرایند تعیین کابینه، اصل و اساس کار بر اعتماد به رئيس‌ محترم جمهور در تعيين وزرا و همکاران وي شکل گرفته است. رئيس‌جمهور منتخب ملت هر که باشد با گزينش و رأي‌اعتماد ملت بر کرسي رياست جمهوري تکيه زده است، از این رو، طبيعي است که نمايندگان محترم مردم در مجلس نيز به اين انتخاب و سليقه ملت احترام خواهند گذاشت. به واقع، در بررسي صلاحيت اعضاي کابينه، اصل را بايد بر صحت و شايستگي افراد گذاشت؛ اما از ديگر سو، وظايف قانوني مجلس ايجاب مي‌کند که آنان نيز به پشتوانه رأي ملت و جايگاه وکالت و نمايندگي ايشان، با نظارت دقيق، به افرادي رأي دهند که ضمن کارآمدي و توانايي، از سلامت و صلاحيت لازم براي تصدي پست وزارت برخوردار باشند. به واقع، دقت نظر مجلس در بررسي سوابق و توانايي اعضاي کابينه معرفي شده، نه تنها با انتخاب بزرگ ملت در 22 خرداد 92 مغايرتي ندارد، بلکه برعکس، مقوم رأي ملت در تشکيل دولت يازدهم و مکمل آن خواهد بود.
هم اینک مجلس در حال انجام وظيفه خود در مقابل کابينه يازدهم است و بررسي سوابق افراد معرفي شده را پيگيري مي‌کند تا در روز دوشنبه، در صحن علني مجلس به افراد معرفي شده براي وزارتخانه‌هاي مختلف رأي اعتماد يا عدم اعتماد خود را اعلام کند. در اين ميان، مجلس از دو جانب تحت فشار است؛ يکسو جريان‌هاي سياسي هستند که خود را پيروز انتخابات انتخابات دانسته و تلاش دارند تا مجلس را مجبور کنند که بدون انجام صحيح وظايف قانوني خود، چشم بسته به افراد معرفي شده رأي دهد. در حالی که چنين فشار و مطالبه زياده‌خواهانه‌اي، نه مطلوب رئيس‌جمهور منتخب بوده و نه با شعارهاي ايشان که همواره بر تدبير و اعتدال تأکيد داشته‌اند، قابل جمع است. نمايندگان مجلس وظايفي قانوني دارند که عدول از آن، در مغايرت با وکالت ایشان و سوگندنامه‌اي است که در برابر قرآن کريم و ملت خوانده‌اند. از این رو انتظار آن است که مجلسيان با چشماني باز، حماسه بزرگ ملت در 22 خردادماه را با اعتماد به شايستگان تکميل کنند.
از ديگر سو، برخي افراد و جريان‌هاي سياسي قرار دارند که بدون درک پيام ملت در انتخابات و اعتماد به الگوي مورد نظر رئيس‌جمهور منتخب در اداره کشور و استقبال مردم از شعار اعتدال و ميانه‌روي، با نگا‌ه‌هايي تنگ‌نظرانه خواهان برخورد سخت‌گيرانه مجلس با کابينه معرفي شده هستند.
به نظر مي‌رسد اين دو راه، راهي برخلاف اعتدال و ميانه‌روي است که مي‌تواند آرامش و تعامل میان قوا ايجاد کند. راه درست آن است که مجلس ضمن اعتماد عمومي به کابينه معرفي شده و اصل قرار دادن همراهي و همکاري و حمايت از دولت يازدهم، بر شاخصه شايستگي و کارآمدي و صلاحيت عمومي افراد معرفي شده تأکيد ورزد، چراکه نبايد فراموش کرد جمهوري اسلامي در دهه چهارم خود به‌اندازه‌ای صاحب تجربه شده است که ديگر فرصتي براي پيروي از الگوي آزمون و خطا نداشته باشد. به واقع، کابينه يازدهم ديگر جاي ناصالحان و ناکارآمدان نيست و کار باید به‌دست صاحبان تجربه و تدبير سپرده شود تا با همه توان، براي رفع مشکلات ملت کار را آغاز کنند.
کابينه معرفي شده نيز حکايت از رويکرد تعاملي رئيس‌جمهور منتخب با مجلس شوراي اسلامي دارد و به‌جز دو سه مورد، شايد اختلاف چنداني میان دو قوا در مورد افراد معرفي شده وجود ندارد. از این رو انتظار مي‌رود ان‌شاءالله کابينه دولت يازدهم با رأي اعتمادي شايسته کار دشوار خود را آغاز کند و نبايد فراموش کرد که مرجع نهايي تصميم در مورد صلاحيت و عدم صلاحيت وزرا، مجلس شوراي اسلامي است که در صورت تأیيد و اعلام رأي به برخي افراد و احياناً عدم اعتماد به برخي ديگر، بايد از آن تمکين و حمايت کرد.
وزراي منتخب نيز از فرداي کسب رأي اعتماد مجلسيان، وزير دولت جمهوري اسلامي خواهند بود که همگي بايد ضمن فراموش کردن انتقادات احتمالي مطرح در روز رأي‌گيري در مجلس، با همه توان از ايشان براي موفقيت در امور محوله حمايت کنیم.


نكته و نظر

توجه ویژه به بیت‌المال
نکته: چنین نقل می‌کنند که در جلسه‌ای اداری که شهید صیاد شیرازی با همکاران خود داشتند، پس از پایان جلسه، شهید صیاد یکی از همکارانش را صدا می‌کند و می‌گوید: «جلسه امروز همه‌اش اداری نبود، حرف و کار شخصی هم بود. هر چقدر بابت پذیرایی هزینه کردین بنویس به حساب من.»!
نظر: یکی از ویژگی‌های بارز و مهم مومنان و مردان خدا توجه، دقت بالا و حساسیت ویژه آنان به بیت‌المال مسلمین است که علی(ع) الگوی کامل چنین اشخاصی است. البته ما چنین مردان درستکاری به‌ویژه در مجموعه نیروهای مسلح کم ‌نداریم. خوب است که تمام مسئولان و فرماندهان با الگو قراردادن این بزرگان، راه آنان را ادامه دهند تا به رستگاری برسند.


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

بازتاب سخنان رهبرمعظم انقلاب در رسانه‌های خارجی
به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ رسانه‌های خارجی اعم از جهانی و منطقه‌ای، بیانات امام خامنه‌ای، رهبر عظیم‌الشأن جمهوری اسلامی ایران، در جریان نماز عید فطر را به صورت گسترده‌ای تحت پوشش خبری خود قرار دادند.
رسانه‌های خارجی عمدتاً بیانات مقام معظم رهبری را در دو محور بحران سیاسی داخلی مصر و همچنین مذاکرات سازش میان فلسطینی‌ها و صهیونیست‌ها به میانجی‌گری آمریکا منعکس کردند. در ادامه بازتاب‌های بیانات امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در رسانه‌های خارجی ارائه می‌شود.
پایگاه خبری الاهرام به پوشش سخنان مقام معظم رهبری درباره مصر پرداخت. این پایگاه نوشت: آیت‌الله خامنه‌ای در سخنانی که به طور مستقیم از شبکه دولتی ایران پخش می‌شد، گفت: ما نگران اوضاع مصر هستیم. احتمال جنگ داخلی روزبه‌روز بیشتر می‌شود که این فاجعه است. ملت مصر و مسئولان سیاسی و دینی باید این موضوع را درک کنند. پایگاه الیوم السابع نیز در بازتاب سخنان مقام معظم رهبری نوشت: آیت‌الله خامنه‌ای درباره ادامه خشونت‌ها در مصر ابراز نگرانی کرد. این پایگاه مصری افزود: آیت‌الله خامنه‌ای نگرانی خود را درباره جنگ داخلی ابراز داشت. آسوشیتدپرس طی گزارشی نوشت: رهبر ایران آمریکا را میانجی‌گر خوبی در خاورمیانه[غرب آسیا] نمی‌داند. خبرگزاری آسوشیتدپرس ضمن اشاره به بیانات مقام معظم رهبری به اظهارات ایشان مبنی بر جانبداری آمریکا از اسرائیل و در نتیجه میانجیگری نامناسب این کشور در مذاکرات سازش خاورمیانه پرداخت.
دیلی‌استار نوشت: رهبر ایران درباره بروز جنگ داخلی در مصر هشدار داد. وب‌سایت خبری لبنانی با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری نوشت: ایشان خشونت‌های سیاسی در مصر را به شدت محکوم کرد و از طرف‌های مذهبی و سیاسی آن خواست تا از وضعیت سوریه درس بگیرند. خبرگزاری فرانسه گفت: رهبر ایران مذاکرات سازش را به ضرر آرمان فلسطینیان می‌داند. رهبر ایران مخالف مذاکرات سازش میان رژیم صهیونیستی و فلسطین است.
شبکه المنار لبنان سخنان مقام معظم رهبری درباره مذاکرات سازش میان فلسطینی‌ها و رژیم صهیونیستی و بیهوده بودن آن و افزایش رنج فلسطینی‌ها، نگرانی ایشان از حوادث غرب آسیا و شمال آفریقا و عراق را پوشش داد.





آغاز سناریوپردازی جدید غرب
یک روزنامه صهیونیستی با اشاره به گزارش منتشرشده در رسانه‌های آمریکایی مدعی شد با راه‌اندازی رآکتور آب سنگین اراک، ایران طی یک سال مواد لازم برای ساخت دو بمب پلوتونیومی را تولید‌ خواهد کرد.
روزنامه صهیونیستی جروزالم‌پست بخشی از گزارشی را که روز گذشته در روزنامه وال‌استریت ژورنال چاپ شده منتشر کرد که در آن مقامات آمریکایی و اروپایی مدعی شده‌اند راه‌اندازی رآکتور آب سنگین اراک به ایران این امکان را می‌دهد مواد لازم برای ساخت دو بمب پلوتونیومی را بسازد.
به نوشته این روزنامه این گزارش مدعی است؛ پیشرفت رآکتور اراک می‌تواند مذاکرات آتی گروه 1+5 را با ایران با مشکل مواجه کند و همچنین احتمال حمله رژیم صهیونیستی به این سایت افزایش می‌یابد!
در این گزارش آمده است: آمریکا و غرب بر غنی‌سازی اورانیوم در ایران تمرکز کرده‌اند و موضوع برنامه پلوتونیوم ایران برخی مسئولان غربی را به تعجب واداشته است. این گزارش با مقایسه امنیت سایت اراک و دیگر نیروگاه‌های هسته‌ای ایران مدعی شده است سایت اراک بیشتر از دیگر تأسیسات غنی‌سازی ایران در نطنز و قم در معرض خطر حمله قرار دارد.
این ادعاها در حالی مطرح می‌شود که بسیاری از افرادی که از نزدیک با پرونده هسته‌ای ایران آشنا هستند بر تطابق فعالیت‌های ایران با پیمان منع اشاعه هسته‌ای تأکید کرده‌اند. از جمله محمد البرادعی، دبیرکل سابق آژانس اعلام کرد: همه آنچه من درباره فعالیت‌های هسته‌ای می‌بینم «جنجال رسانه‌ای است که درباره تهدید از سوی ایران» مطرح می‌شود.
همچنین یکی از بزرگ‌ترین کارشناسان در این زمینه دکتر «هانس بلیکس» رئیس سابق آژانس اعلام کرد: «تاکنون، ایران از معاهده ان‌پی‌تی عدول نکرده است.» وی افزود: «در حال حاضر هیچ نشانه‌ای که نشان دهد ایران سلاح هسته‌ای تولید می‌کند، وجود ندارد.»
ادعاهای تکراری غرب درباره فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان با درخواست نمایندگان سنای آمریکا برای افزایش فشارها بر ایران همزمان شده و به نظر می‌رسد تلاش می‌شود مذاکرات آتی هسته‌ای با گروه 1+5 را که در ماه سپتامبر (شهریور) برگزار خواهد شد، تحت تأثیر قرار دهد.



شطرنج سه بعدی ایران و آمریکا در افغانستان
ایران در طول یک دهه گذشته برای دور نگه‌داشتن نیروهای آمریکایی از مرزهای افغانستان تلاش‌های بسیاری کرده است.
در عراق، ایران از گروه‌های شیعی حمایت می‌کند که بخش مهمی از قدرت را در دست دارند. فایننشال تایمز نوشت: همین پشتیبانی سبب شد که «نوری مالکی» نخست‌وزیر عراق، نیروهای آمریکا را از این کشور بیرون کند؛ اگرچه بخشی از این نیرو‌ها در این کشور برای آموزش باقی می‌ماند و شرکت‌های نفتی نیز بغداد را ترک نکردند؛ اما در افغانستان اوضاع به گونه دیگری رقم خورد.به باور متخصصان، ایران توانست با برقراری روابطی سازنده در منطقه غرب آسیا، نظر کشورهای همسایه و غیرهمسایه را به خود جلب کند، اما در این راه رقیبی به نام آمریکا را در مقابل خود می‌بیند و رقابت آن‌ها روز به روز رو به افزایش است. رقابت ایران و آمریکا در مسائل مختلف به‌ویژه در افغانستان را می‌توان شبیه به یک بازی شطرنج سه بعدی دانست؛ با این تفاوت که هر کدام از طرفین می‌توانند با هر حرکت، قوانین را به نفع خود تغییر دهند.
به گفته کار‌شناسان، ایران برای رسیدن به اهدافش دو سیاست را در برنامه‌های خود دارد؛ نخست آنکه؛ «حامد کرزای» رئیس‌جمهوری این کشور، را متقاعد کند که به آمریکایی اجازه استفاده از پایگاه‌های نظامی را ندهد و سیاست دوم و از همه مهم‌تر سرمایه‌گذاری در کابل است تا با توسعه اقتصادی تا حدودی بتوانند واشنگتن را منزوی کنند. به باور کار‌شناسان، کشورهایی چون روسیه و چین از همین اکنون در حال آمادگی برای پر کردن جای خالی غرب در افغانستان پس از سال 2014 هستند و این می‌تواند رقابت قدرت‌های جهانی را فشرده‌تر کند.
اما ایران می‌تواند راه سومی را به کرزای معرفی کند؛ راهی که از مسیر پاکستان مطمئن‌تر باشد و از مسیر شمالی کم‌هزینه‌تر. سنگ‌های گرانبهای افغانی می‌توانند از غرب به بندر چابهار و بندرعباس در ایران صادر شود. ایران از این طریق، هم می‌تواند تولید کار کند و هم از تعرفه‌های گمرکی استفاده کند و هم حضور آمریکایی‌ها را در افغانستان محدود نماید.
این مسیر ایرانی همچنین توسط دو شریک اقتصادی مهم افغانستان، یعنی چین و هندوستان حمایت می‌شود؛ دو کشوری که به دلیل اوضاع جغرافیایی رقیب یکدیگر هستند و دلایل زیادی دارند تا حضور خود را در بازار آسیای جنوبی تقويت کنند و هم همکاری خوبی با کرزای دارند.




ساختار اطلاعاتی آمریکا شکاف برداشت
رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا افشاگری‌های «اسنودن» را اقدامی مخرب برای ساختار اطلاعاتی این کشور توصیف و به نیروی فزاینده اسد در جنگ داخلی سوریه علیه شورشیان اذعان کرد.
«دمپسی» اقدام اسنودن در افشای اطلاعات محرمانه مربوط به برنامه‌های آژانس امنیت ملی آمریکا را «دلسردکننده» و «مخرب» توصیف کرد و گفت که احتمال دارد روسیه پیشتر به اطلاعات محرمانه مربوط به برنامه‌های جاسوسی آمریکا دسترسی پیدا کرده باشد.
این ژنرال ارشد آمریکایی گفت: او (اسنودن) موجب شد که آسیب قابل توجهی به ساختار اطلاعاتی ما وارد شود؛ دشمنان ما در حال تغییر روش‌های ارتباطی خود هستند.دمپسی با اشاره به اینکه نمی‌داند اسنودن تا چه اندازه اطلاعات محرمانه در اختیار دارد، حجم اطلاعات این مأمور سابق سیا را «چشمگیر» خواند و گفت: اسنودن شخصی نیست که این اقدامات (افشاگری‌ها) را با اهداف راستین و عالی انجام داده باشد.
اسنودن مأمور سابق سیا به‌تازگی در مصاحبه با روزنامه انگلیسی «گاردین»، از برنامه‌های فوق محرمانه جاسوسی آژانس امنیت ملی آمریکا از مکالمات تلفنی و ارتباطات اینترنتی شهروندان آمریکایی و خارجی پرده برداشته و از سوی دولت واشنگتن به جاسوسی متهم شده و به‌تازگی نیز از روسیه پناهندگی موقت گرفته است.
رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در ادامه مصاحبه خود به موضوع بحران سوریه پرداخت و با امتناع از اذعان به پیروزی دولت «بشار اسد» رئیس‌جمهور سوریه در جنگ داخلی این کشور، گفت: این نوع درگیری، که یک شورش و جنگ داخلی محسوب می‌شود، همواره فراز و نشیب داشته است؛ به نظر می‌رسد که او (اسد) نیروی فزاینده‌ای به دست آورده است، اما من فکر نمی‌کنم که این وضعیت پایدار باشد.
اذعان دمپسی به نیروی فزاینده اسد در جنگ داخلی سوریه در حالی مطرح شده است که غرب در تلاش است با تأمین سلاح و بودجه تروریست‌ها و شورشیان مستقر در سوریه، وضعیت این کشور را ناآرام و زمینه را برای مداخله نظامی فراهم کند.


خط خبر

بازگشت افسران و درجه‌داران صدام به خدمت
وزارت دفاع عراق افسران و درجه‌داران و كادر آموزشی یگان ویژه رژیم سابق را به خدمت فراخوان كرد. وزارت دفاع عراق در بیانیه‌ای از افسران و درجه‌داران رژیم سرنگون‌شده بعث دعوت كرد كه در صورت تمایل به نیروهای مسلح این كشور بازگردند! در این بیانیه آمده است: وزارت دفاع عراق از افسران یگان‌های ویژه با درجه سرگردی به پایین و درجه‌داران گروهبان و همچنین مربیان آموزشی نیروهای یگان ویژه كه تمایل دارند به خدمت بازگردند، دعوت می‌كند تا با مراجعه به پایگاه اینترنتی وزارت دفاع نسبت به پر كردن برگه بازگشت به خدمت و ارسال آن به پست الكترونیكی اختصاص‌یافته اقدام كنند.
فعالیت‌های جزیره‌ای اصولگرایان
نماینده مردم تهران گفت: اگر قرار باشد اصولگرایان به‌صورت پراكنده و جزیره‌ای به فعالیت خود ادامه دهند، نتیجه همان می‌شود كه در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 92 دیده شد و نمی‌توانند نتیجه‌ای كه مدنظر دارند را محقق سازند. «كوثری» با بیان اینكه بدون ایثار و گذشت اصولگرایان نتیجه این می‌شود كه مردم تصمیمات دیگری اتخاذ می‌كنند، ادامه داد: اگر قرار باشد حزب فراگیر راه‌اندازی شود و دوباره در آن نیز هر گروه خود را محق بداند، فعالیت این حزب غیر ممكن می‌شود. كوثری در خصوص امكان تمسك یافتن به پیرسالاری و شیخوخیت برای تجمع دوباره اصولگرایان گفت: بالاخره شیخوخیت نیز دارای مبنایی است و نمی‌توان به‌راحتی گفت سن تنها معیار باشد بلكه توانمندی‌ها و آگاهی‌ها در كنار سن مدنظر قرار می‌گیرد.
رونمایی از سازوكار ناكام خاتمی در انتخابات
آقای عارف سازوكار انتخاباتی آقای خاتمی را اینگونه تشریح كرده است: شورای 16 نفره تشكیل شد و آقای خاتمی سازوكاری گذاشت بین چهار كاندیدای اصلاح‌طلب‌ شامل آقایان مهرعلیزاده، شریعتمداری، جهانگیری و بنده هر كدام از كاندیداها دو نفر نماینده در شورا داشت، هشت نفر را هم خود آقای خاتمی مشخص كرد و این شورا به شورای اجماع اصلاح‌طلبان تبدیل شد كه رسانه‌ها هم آن را مطرح كردند. قرار شد بر اساس مكانیسمی یكی از ما جلو بیاید. دو نفر از این جمع ثبت‌نام نكردند. یك نفر هم صلاحیتش احراز نشد. پس من ماندم. از اول گفتم اگر آقای خاتمی یا آقای هاشمی بیایند، كنار می‌كشم. بعد هم گفتم به اجماع اصلاح‌طلبان حول محور آقای خاتمی تمكین می‌كنم، می‌خواهد با سازوكار دموكراتیك باشد یا غیردموكراتیك. این تعهد من بود. آقای روحانی هم از اول گفته بود مستقل است. اصلاح‌طلبان هم با آن مكانیسمی كه آقای خاتمی گذاشته بودند (شورای مشورتی اصلاح‌طلبان)، به من رسیده بودند. من می‌توانستم بگویم آقای خاتمی، من می‌مانم. شما این روش را رفتید به من رسیدید. من هم هستم. در واقع من فراتر از تعهدات خودم و اخلاقی عمل كردم. من به جای جمعه 24 خرداد 1392، 24 خرداد 1422 را هم می‌دیدم، 30 سال آن طرف‌تر را می‌دیدم و بر آن اساس و برای ارائه یك الگوی اخلاقی در سیاست اقدام كردم. خوشبختانه مورد استقبال بی‌سابقه مردم هم قرار گرفت.
شربت تقویتی تروریست‌ها رسید!
در حالی كه گروه‌های تروریست در سوریه از پیروزی در جبهه سوریه مأیوس شده‌اند، شیوخ وهابی برای نگه داشتن آنان در صحنه، فتاوای عجیب و غریب صادر می‌كنند. «شیخ صالح المغامسی» چهره سرشناس وهابیت و امام و خطیب مسجد قباء در مدینه منوره، فتوای موسوم به «نوشیدن ادرار مجاهدین»! در فرقه ضاله وهابیت را برای ارتش آزاد سوریه و جبهه النصره جایز دانست و گفت: نوشیدن ادرار مجاهدین باعث پاك شدن گناهان مبارزان ارتش آزاد و جبهه النصره می‌شود. «صالح المغامسی» در گفت‌وگو با شبكه تلویزیونی «وصال» عربستان سعودی با تأیید صحت صدور این فتوا از سوی خود و با بیان اینكه عمل به فتاوای صادره از سوی علمای كشور عربستان جهت گمراه نشدن گروه‌های مسلح در سوریه و عراق واجب است، گفت: دنیا مرحله عبور است و مؤمنان و مجاهدان به‌ویژه مجاهدین سوریه در كسب اعمال خیر و كسب توشه برای آخرت بكوشند و گناهان خود را پاك كنند و این امتحانی است برای مجاهدان جهت شستن گناهان خود كه در اجرای حكم نوشیدن ادرار نهفته است. پیش از این نیز فتوای جهاد نكاح در سوریه نیز توسط این مفتی‌ها صادر شده بود.
روش حجاریان برای كنترل روحانی
نظریه‌پرداز «فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا» برای مقابله با چپ و راست شدن رئیس‌جمهور یازدهم پیشنهاد «فشار اجتماعی» را مطرح كرد. سعید حجاریان گفت: اگر آقای روحانی محذوراتی دارد ما از ایشان مطالبه‌ای نداریم، بلكه به‌عنوان مشاورانی امین تجربیات خود را در اختیارشان قرار می‌دهیم. به قول معروف مفتاح را دندانه شو، حاضریم دندانه كلید ایشان باشیم. البته ما از ایشان وفای به عهد و پایبندی به برنامه‌های اعلام‌شده‌شان را پیگیری می‌كنیم. منتها آقای روحانی برای ایفای وعده‌هایش نیازمند پشتوانه اجتماعی است، در غیر این‌صورت از اعتدال خارج می‌شود. سواد اعظم (كه در اینجا توده سازمان‌یافته مردم است) باید مانند مغناطیسی عمل كند كه دولت را به سمت خود كشانده و مانع چپ و راست شدن آن شود. وی گفت: آقای روحانی اگر واقعاً به دنبال حل مشكلات اقتصادی باشد به قول خودش باید چرخ كارخانه‌ها بگردد، آنگاه ایران دارای پایگاه اجتماعی كارگری و كارفرمایی بزرگی خواهد شد كه می‌تواند حامل شعارهای دوران اصلاحات نیز باشد.
تعهدات «ظریف» برای تصدی وزارت
اخبار حاكی از آن است كه «محمدجواد ظریف» وزیر خارجه پیشنهادی دولت روحانی، در نشست با اعضای كمیسیون امنیت ملی به نمایندگان قول داده است كه: بنده به توان جمهوری اسلامی در راستای ایفای نقش جهانی با توجه به استقلال و داشتن نمونه‌ای ویژه مردم‌سالاری دینی اعتقاد دارم، خود را ملزم می‌دانم تا با نظرات مقام معظم رهبری هماهنگی داشته باشم و حتی اگر نظرات كارشناسی‌ام با نظرات حضرت آقا مغایرت داشته باشد، تبعیت از نظرات ایشان را لازم می‌دانم.
كتابی كه 70 خانواده را شیعه كرد
آیت‌الله «سیدعلی شفیعی» با بیان اینكه كتاب «عین‌الحیاه» علامه مجلسی سبب گرایش 70 خانوار یك روستا به مذهب تشیع شد، گفت: علامه مجلسی دریای بیكران علم و دانش بود و با نگاشتن كتاب بحارالانوار لقب «غواص دریای روایات» را به خود گرفت. نماینده مجلس خبرگان رهبری با تأكید بر اینكه از مسلمانی كمیت آن را گرفته‌ایم، خاطرنشان كرد: از برنامه‌های دین مبین اسلام عقب هستیم و متوجه نیستیم كه در حال انجام چه كاری هستیم و نسبت به همه مسائل از جمله تعقیبات نماز بی‌اعتناییم.
دلایل توقف حذف صفرها از پول ملی
مدیركل اقتصادی بانك مركزی با بیان اینكه حذف چهار صفر قطعی و لایحه آن تنظیم شد، گفت: اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها و افزایش نرخ ارز مانع اجرای طرح حذف صفرها شد. ابوالفضل اكرمی با اشاره به مطالعات انجام شده در خصوص حذف صفرها از پول ملی اظهار داشت: مطالعات این طرح از ابتدای دهه 80 آغاز و اوج آن در چند سال اخیر بود كه علاوه بر اطلاع‌رسانی، نظرسنجی و كارشناسی در نهایت به حذف چهار صفر رسیدیم. وی افزود: این طرح تا تنظیم لایحه هم پیش رفت، اما با تحولات به وجود آمده در اقتصاد كشور، به سرانجام نرسید. یكی از مهم‌ترین ملزومات حذف صفر در هر اقتصادی ایجاد ثبات قابل اتكا در اقتصاد است كه رشد اقتصادی و تورم در حالت باثبات‌تری قرار داشته باشد. وی در مورد نام واحد پولی آینده افزود: خیر؛ هنوز نام این واحد پولی مشخص نشده، در حالی كه از مردم، متخصصان و فرهنگستان زبان استعلام كرده‌ایم اما تصمیم‌گیری نهایی در این باره به سطوح بالاتر تصمیم‌گیری محول شد و به دلیل متوقف شدن طرح، نام واحد پولی تعیین نشد.
بدهی‌های آمریكا شش برابر میزان اعلام شده است
تحقیقات جدید در آمریكا نشان می‌دهد آمریكا 70 تریلیون دلار بدهی اعلام نشده دارد. به گزارش مهر به نقل از «راشا تودی»، تحقیقات «جیمز هامیلتون» استاد اقتصاد دانشگاه سانتیگوی كالیفرنیا نشان می‌دهد كه آمریكا 70 تریلیون دلار بدهی گزارش نشده دارد. تمركز اصلی تحقیقات هامیلتون بر بررسی میزان بدهی‌های فدرال آمریكا كه به‌طور عمومی اعلام نشده، بوده است. به‌ویژه درباره حمایت‌های دولت از بخش مسكن، تضمین‌های وام، بیمه پس‌انداز، اقدامات خزانه‌داری فدرال و منابع امانی دولتی است. در پی بروز بحران اقتصادی جهان در سال 2008 میزان بدهی فدرال آمریكا رشد چشمگیری یافت و از میزان پنج تریلیون دلار سال 2008 به میزان 12 تریلیون دلار در سال 2013 رسید. نتایج این تحقیق جدید نشان می‌دهد كه دامنه این بحران اقتصادی بسیار وحشتناك‌تر از آن است كه به‌طور علنی اعلام شده است. بنا بر این گزارش، انباشت این بدهی سرسام‌آور نتیجه ركود اقتصادی است كه از سال 2008 گریبانگیر آمریكا شده است.
حمایت از براندازها در دستور كار آمریكا
سفیر اسبق آمریكا در سازمان ملل در جلسه استماع كمیته فرعی خاورمیانه مجلس نمایندگان گفت: آمریكا باید آشكار و نهان به دنبال تغییر رژیم در ایران باشد. «جان بولتون» از اعضای مؤسسه «آمریكن اینتر پرایز» در جلسه استماع كمیته فرعی خاورمیانه و شمال آفریقای كمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریكا حاضر شد و به ایراد سخنانی درباره موضوع «پیوند ایران ـ سوریه و پیامدهای آن برای خاورمیانه» پرداخت. وی در ادامه گفت: ما باید به‌طور پنهان و آشكار از مخالفان ایران و حامیان براندازی رژیم حمایت كنیم. ما همچنین باید از مخالفان در سوریه حمایت كنیم هر چند كه من دو سال پیش از مسلح ساختن مخالفان یا مداخله مستقیم آمریكا در سوریه حمایت می‌كردم و اكنون آن گزینه‌ها برای همیشه از دست رفته‌اند.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

ناخشنودی از حضور دو اصولگرا در كابینه!
حسين عبداللهى فر

اعلام اسامی وزرای دولت یازدهم كه همزمان با مراسم تحلیف رئیس‌جمهور صورت گرفت با استقبال وسیع اصلاح‌طلبان مواجه شد. با این وجود برخی از روزنامه‌های وابسته به این جریان از حضور آنچه تعداد اندك اصولگرایان در كابینه خوانده شده، ابراز ناخشنودی كردند. نگاهی به صفحه اول روزنامه‌های دوشنبه و سه‌شنبه گواه این مدعاست:
روزنامه «آفتاب یزد» تصاویر 18 وزیر پیشنهادی روحانی را در صفحه اول خود درج كرد و یك روز بعد با حروف درشتی نوشت: «فقط 2 وزیر اصولگرا در كابینه امید.»
این روزنامه در همین شماره (15/5) با اشاره به تعداد اندك اصولگرایان در كابینه روحانی، طی یادداشتی در پاسخ به این پرسش كه «آقایان باز هم می‌گویید روحانی اصولگرا است؟!» نوشت: «اكنون می‌توان محكم گفت كه حسن روحانی بیشتر به كدام سمت راهنما می‌زند. نگاهی گذرا به كابینه اعلام شده به مجلس حاكی از آن است روحانی خواست و توقع مردم را درك نموده و به همین دلیل مردان خود را با رویكردی اصلاح‌طلبانه چیده است.»
«شرق» اما در همان روز دوشنبه (14/5) نارضایتی خود را از حضور همین تعداد اندك بروز داد و در سرمقاله‌ای با عنوان «هم راضی، هم ناراضی» نوشت: «راهبران و حامیان جناح‌های سیاسی كشور با نگاهی به فهرست وزرای معرفی شده با ارزیابی دوگانه‌ای مواجه می‌شوند. از سویی احساس رضایت می‌كنند چون در میان اعضای دولت، نماینده‌ای از تفكر خود را می‌یابند و از سوی دیگر، ناراضی هستند، زیرا نمایندگانی از جناح رقیب را هم به‌عنوان گزینه وزارت مشاهده می‌كنند... اما با ذائقه سیاسی جناح‌ها سازگار نیست، زیرا عرف نانوشته حاكم بر سپهر سیاسی كشور آن است كه جناح پیروز در انتخابات یا سهمی برای رقیب كنار نمی‌گذارند یا حداقل سهم ممكن را ـ آن هم در شرایط اضطرار و ناچاری ـ به رقبا اختصاص می‌دهند.»
«ابتكار» هم به حضور دو اصولگرا در كابینه واكنش نشان داد و در سرمقاله (15/5) تحت عنوان «راز حضور دو اصولگرای شناسنامه‌دار در كابینه» نوشت: «نتیجه دو اقدام رئیس‌جمهور این شد كه هم تكلیف كابینه در كوتاه‌ترین زمان ممكن تا حدود زیادی مشخص شده و هم با قرار گرفتن نام دو اصولگرای شناسنامه‌دار در كابینه حسن‌نیت آقای رئیس‌جمهور برای اداره امور كشور به دور از حاشیه به بخش‌های دیگر حاكمیت و گروه‌های سیاسی اثبات گردیده است.»
این روزنامه همچنین در تیتر نخست همین روز خود به تبارشناسی كابینه یازدهم پرداخت و ذیل تیتر «شناسنامه دولت روحانی صادره از كجاست؟» از علی جنتی برای وزارت ارشاد، رحمانی فضلی برای وزارت كشور و مصطفی پورمحمدی جهت تصدی وزارت دادگستری به‌عنوان «وزرایی كه هواداران روحانی نپسندیدند» یاد كرد.
روزنامه «بهار» هم با اختصاص نیم‌تای اول خود به تصاویر دولت روحانی، خشنودی خود از تركیب كابینه را ذیل تیتر «كلیدداران روحانی معرفی شدند» اینگونه بیان كرد: «روحانی با تمام فشار و شرط و شروط‌ها و تهدیدها توانست آن‌هایی را كه به او و افكار و قول‌هایش نزدیك‌تر هستند به مجلس معرفی كند، هر چند كه در نهایت مجبور شد بعضی از ژنرال‌ها و نزدیك‌ترین یارانش را كنار بگذارد.»
«اعتماد» هم بخش‌های زیادی از شماره (14/5) خود را به موضوع كابینه دولت یازدهم اختصاص داد و در خصوص گرایش سیاسی وزرای پیشنهادی رئیس‌جمهور نوشت: «لیست وزرا تركیبی از اصولگرایان و اصلاح‌طلبان است. البته نام‌هایی نیز هستند كه نمی‌توان آن‌ها را اصولگرا نامید، اما در طول دوران مسئولیت خود برچسب اصلاح‌طلبی نیز نداشته‌اند، با این حال حضور افراد كابینه روحانی در دولت‌های قبل می‌تواند وزن اصلاح‌طلبان و اصولگرایان را به خوبی روشن كند.»
روزنامه‌های وابسته به اصولگرایان واكنش متفاوتی به كابینه پیشنهادی دولت یازدهم نشان دادند. «كیهان» در همان روز دوشنبه به موضوع قرارداد 25 ساله «كرسنت» در زمان مسئولیت زنگنه در وزارت نفت اشاره كرد كه 14 برابر زیرقیمت تنظیم شده بود و در سرمقاله خود تحت عنوان «انتظار آن است كه...» نوشت: «متأسفانه در فهرست پیشنهادی آقای دكتر روحانی، نام برخی از افراد به چشم می‌خورد كه نه فقط كمترین شایستگی و صلاحیتی برای حضور در كابینه ندارند و نقاط سیاه فراوانی در كارنامه مسئولیت‌های پیشین خود دارند بلكه با آموزه‌ها و برنامه‌های اعلام شده آقای دكتر روحانی برای مدیریت دولت «تدبیر و امید» نیز فاصله‌ای پر نشدنی دارند. حضور این چند نفر در فهرست پیشنهادی آقای دكتر روحانی با توجه به بینش و منش دیده شده و بارها تأكید شده از سوی ایشان قابل توجیه نیست... آیا برای توجیه حضور چند فرد بدسابقه در فهرست پیشنهادی رئیس‌جمهور، غیر از احتمال اخیر یعنی فشار جریانات یاد شده می‌توان احتمال دیگری را پیش كشید؟ پاسخ منفی است.»
روزنامه «جوان» هم در شماره (15/5) در تیتر اول خود با اشاره به لزوم كوتاه نیامدن مجلس از عناصر فتنه‌گر و ناكارآمد می‌نویسد: «آخوندی، میلی منفرد، نجفی، ربیعی و زنگنه از وجوه سیاسی و ابهام در سوابق مورد اعتراض صاحب‌نظران قرار گرفتند.»
«رسالت» هم با اختصاص سرمقاله (16/5) خود به این موضوع، تحت عنوان «میزان رعایت قانون در معرفی اعضای كابینه» نوشت: «به نظر می‌رسد آقای روحانی در اولین آزمون قانون‌پذیری و رعایت حریم قانون در معرفی اعضای كابینه امتحان خوبی ندارند. برخی از وزرای پیشنهادی در كارنامه اجرایی خود اعتنایی به قانون و رعایت مقررات قانونی نداشته‌اند و بعدها هم بعید است بر این سبیل حركت كنند... وقتی در اسفند سال 83 در مجلس بودجه سال 84 بررسی می‌گردید آقای زنگنه وزیر نفت وقت در برابر پرسش نمایندگان مجلس كه چرا تبصره 38 قانون بودجه سال 58 را رعایت نكردید، گفت: ما هیچ سالی آن را رعایت نكردیم. به جز یكی دو سال هیچ سالی رعایت نمی‌شد. او اعتراف كرد كه نه‌تنها در سال 83 بلكه سال‌های گذشته هم این قانون را رعایت نمی‌كرده است!»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

بازی فریبكارانه انگلیسی
پس از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری، رژیم سلطنتی انگلیس از جمله كشورهایی بود كه بر از سرگیری و توسعه مناسبات با جمهوری اسلامی ایران تأكید كرد. در سال‌های اخیر روابط میان دو كشور چنان تیره و تار شده است كه حتی سفارتخانه‌های‌شان تعطیل و امور كنسولی به كشورهای ثالث واگذار شده است.
در هفته‌های اخیر مقامات انگلیسی از جمله «هیگ» وزیر امور خارجه آمریكا بر آمادگی لندن برای ذوب یخ‌ها در روابط دو كشور تأكید داشته است.
با توجه به اینكه در ایران اسلامی نه نظام تغییر كرده و نه نگاه مردم نسبت به فریبكاری‌های غرب تغییر كرده، این سؤال مطرح است كه چرا انگلیس چنین رویكردی در پیش گرفته است، چنانكه هیگ ادعا كرده در انتظار گفت‌وگو با وزیر امور خارجه ایران در نشست سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل است؟
در پاسخ به این پرسش چند سناریو مطرح می‌باشد.
اول آنكه؛ انگلیسی‌ها دریافته‌اند كه آن‌ها نیز مانند بسیاری از كشورها توان نادیده گرفتن ظرفیت‌های اقتصادی ایران را ندارند و قطع رابطه با تهران با هر عنوانی كه باشد، جز افزایش ضررهای اقتصادی و سیاسی، حاصلی برای این كشور ندارد. این امر زمانی آشكارتر می‌شود كه هنگام خودزنی انگلیسی‌ها و اخراج سفیرشان از ایران، سایر كشورهای اروپایی حاضر به همراهی نشده و حتی آن‌هایی كه سفرای خود را از ایران خارج كرده بودند، در نهایت سفرای خود را به ایران بازگرداندند. اكنون كه اوضاع اقتصادی انگلیس با مشكل مواجه شده و از سویی، این كشور به دنبال تأمین منافع خود در منطقه می‌باشد، می‌توان گفت كه سران لندن برای پایان دادن به ضررهای قطع روابط با ایران و نیز استفاده از ظرفیت‌های تهران در معادلات منطقه‌ای برای برقراری ارتباط به سوی ایران دست دراز كرده‌اند.
دوم آنكه، نمی‌توان نادیده گرفت كه انگلیسی‌ها در طول تاریخ به دنبال لطمه زدن به ایران و ایرانی بوده‌اند. یكی از مهم‌ترین طرح‌های‌ آن‌ها حذف ارزش‌ها و جایگزین ساختن مطالبات خود می‌باشد. انگلیسی‌ها همزمان با ادعای رویكرد به روابط با ایران، ادعاهای رسانه‌ای مبنی بر رویكرد تعاملی حسن روحانی رئیس‌جمهور جدید ایران را نیز اجرایی می‌سازند. تقارن این ادعاها با ادعای رویكرد به گفت‌وگو و روابط با ایران، بیانگر آن است كه انگلیسی‌ها برآنند تا چنان وانمود كنند كه سیاست مقاومتی ملت ایران و نظام اسلامی، سیاستی نادرست بوده است و رویكرد سازشكارانه، مؤلفه‌ای برای روابط میان ایران و غرب است. این حربه البته از سوی سایر كشورهای اروپایی و حتی آمریكا نیز اعمال می‌شود. به عبارتی دیگر آن‌ها با ادعاهای ظاهری و فضاسازی علیه دولت جدید با محوریت ادعای رویكرد سازشكارانه دولت یازدهم، برآنند تا ضمن ایجاد شكاف در جامعه، فرهنگ مقاومت را هدف قرار داده و تمام ارزش‌های كسب شده از سوی ایران در طول هشت سال گذشته در عرصه جهانی را كم‌رنگ و بعضاً به ضد ارزش مبدل سازند.
سوم آنكه، انگلیسی‌ها در ورای ادعاهای به اصطلاح دوستانه خود، یك اصل را مورد تأكید قرار می‌دهند و آن اینكه، ایران باید گام‌های عملی برای اثبات صلح‌آمیز بودن فعالیت هسته‌ای خود بردارد. این امر را در مواضع رئیس «ام‌آی6» با ادعای حركت ایران به سمت دستیابی به سلاح هسته‌ای در دو سال آینده و ادعای هیگ در گفت‌وگو با «صالحی» وزیر امور خارجه سابق كشورمان مبنی بر لزوم اعتمادسازی ایران می‌توان مشاهده كرد. مجموع این رفتارها نشان می‌دهد كه انگلیسی‌ها با ادعای ظاهری به مذاكره، به دنبال فضاسازی جهانی علیه ایران هستند تا در نهایت، ایران را به پذیرش زیاده‌خواهی‌های خود متقاعد سازند.
سیاست انگلیسی‌ها و آمریكایی‌ها بر اساس اصل باج‌گیری با سیاست تهدید و مذاكره است، به‌گونه‌ای كه از یك سو ادعای مذاكره سر می‌دهند و از سوی دیگر، سیاست تحریم و تهدید در پیش گرفته‌اند.
در نهایت می‌توان گفت كه؛ رویكرد ادعایی انگلیسی‌ها در رابطه با مذاكره با ایران بیش از هر چیز برگرفته از ضررهای آن‌ها از قطع روابط با تهران و نیز طراحی انگلیسی‌ها برای ایجاد فضای منفی در داخل ایران و در مجموع، باج‌گیری از تهران در مذاكرات احتمالی با گروه 1+5 است كه در ظاهری دیپلماتیك و به اصطلاح دوستانه مطرح می‌شود. باید به یاد داشت كه انگلیسی‌ها در طول تاریخ، جز نابودی برای ملت ایران ارمغانی نداشته‌اند و اكنون نیز اعتمادی به آن‌ها نیست.


پرونده

افكار عمومی در ایران با قدرت از «حق» غنی‌سازی حمایت می‌كند
«گرك تیلمان» عضو ارشد انجمن كنترل تسلیحات و مدیر سابق دفتر اطلاعات و تحقیقات وزارت خارجه آمریكا با انتقاد از نامه اخیر 76 سناتور برای تشدید فشارها بر كشورمان، اعلام كرد بحث تعلیق برنامه هسته‌ای ایران عملی و واقع‌بینانه نیست و مذاكرات آتی باید بر اساس شفافیت بیشتر در مقابل به رسمیت‌شناختن حق غنی‌سازی اورانیوم ایران پیگیری شود. نشنال اینترست گزارش داد: در حالی كه قرار است مذاكرات هسته‌ای گروه 1+5 با ایران به زودی در ماه سپتامبر از سر گرفته شود، 67 سناتور در نامه‌ای خطاب به اوباما خواستار تشدید فشارها و جنبه فوری دادن به پرونده هسته‌ای ایران شدند. متأسفانه این نامه می‌تواند تلاش‌های اخیر برای حل و فصل این معضل درازمدت را از بین ببرد. این نامه ممكن است همان اندازه غیرسازنده باشد كه پائول پیلار اعلام كرد لایحه «قانون پیشگیری از ایران هسته‌ای» به «قانون توسعه هسته‌ای ایران» تبدیل شود. به اعتقاد تیلمان منطقی است كه ایران بخواهد قابلیت هسته‌ای شدن را حفظ كند. افكار عمومی در ایران با قدرت از «حق» غنی‌سازی حمایت می‌كند. تیم روحانی نمی‌تواند در مذاكرات از جایگاه و منافع ملی ایران كوتاه بیاید.
امیدواری اشتون بر مذاكرات سریع
كاترین اشتون، نماینده عالی سیاست خارجه اتحادیه اروپا ضمن ارسال پیام تبریك برای دكتر روحانی، خواستار از سرگیری هرچه سریع‌تر مذاكرات هسته‌ای شد. اشتون در این نامه ضمن اعلام آمادگی گروه 1+5 برای ادامه مذاكرات هسته‌ای، ابراز امیدواری كرد كه هرچه زودتر مسئله هسته‌ای ایران حل شود. وی در ادامه خطاب به روحانی بیان كرد: امیدواریم كه در كوتاه‌ترین زمان ممكن گفت‌وگوهای مفیدی را با تیم مذاكره‌كننده جنابعالی داشته باشیم. این در حالی است كه رئیس‌جمهوری ایران تأكید كرد: مذاكرات هسته‌ای باید بر پایه منافع متقابل و قاعده برد ـ برد برای طرفین باشد، بنابراین تحریم و تهدید نمی‌تواند راه برون‌رفت از این مشكلات باشد.
استقبال روسیه از آمادگی روحانی برای حل صلح‌آمیز مسئله هسته‌ای
«سرگئی لاوروف»، وزیر امور خارجه روسیه از ابراز تمایل حسن روحانی برای حل صلح‌آمیز موضوع هسته‌ای ایران و نیز تداوم همكاری‌ها با مسكو استقبال كرد و ‌گفت: مسكو از رئیس‌جمهور جدید ایران در مورد تمایل به ادامه همكاری با فدراسیون روسیه استقبال می‌كند. ایران همسایه نزدیك ماست و ما دارای طرح‌های مشترك زیادی در همكاری دوجانبه و در دریای خزر هستیم. وزیر امور خارجه روسیه همچنین افزود: ما از اظهارات رئیس‌جمهور جدید ایران درباره آمادگی برای حل مسئله هسته‌ای ایران استقبال می‌كنیم. تأكید می‌كنم در خصوص حل این مسئله نه بر اساس ضرب‌الاجل‌ها بلكه بر اساس برخورد محترمانه نسبت به شریك، كاملاً موافق هستیم.
دور بعدی مذاكرات؛ نیمه اول سپتامبر

«سرگئی ریابكوف» معاون وزیر خارجه روسیه می‌گوید دور جدید مذاكرات هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 نیمه اول ماه سپتامبر برگزار می‌شود. وی كه با خبرگزاری «اینترفكس» مصاحبه می‌كرد، گفت: با در نظر گرفتن همه شرایط، باید گفت كه این مذاكرات پیش از نیمه سپتامبر برگزار می‌شود. بیش از این نمی‌توان مذاكرات را به تعویق انداخت.


مرورى بر يك رخداد
علی تتماج

پنهان‌سازی ناكامی‌ها در سایه فضاسازی امنیتی
دولتمردان آمریكا در طول هفته گذشته فضایی امنیتی بر عرصه جهانی حاكم ساختند. آن‌ها برای توجیه فضای امنیتی خودساخته در جهان، ادعای طراحی القاعده برای حمله به سفارتخانه‌های این كشور و كشورهای اروپایی را مطرح ساختند. در این چارچوب 22 سفارتخانه آمریكا در كنار سفارتخانه برخی از كشورهای اروپایی در سراسر جهان به‌ویژه در كشورهای اسلامی و آفریقایی تعطیل شد.
حال این سؤال مطرح است كه آیا واقعاً تهدیدات امنیتی علیه آمریكا و اروپا صورت گرفته است و آمریكایی‌ها در ورای آن چه اهدافی را پیگیری خواهند كرد؟
الف) یكی از اقدامات اصلی در باب تهدیدات امنیتی مطرح شده به‌ویژه در قالب حملات احتمالی القاعده به سفارتخانه‌های آمریكا، آن است كه این تهدیدات جنبه واقعی داشته و سفارتخانه‌های آمریكا و متحدان اروپایی‌اش مورد تهدید قرار گرفته‌اند. البته این تهدیدات نه به دلیل دشمنی القاعده با آمریكا بلكه برگرفته از عدم‌پایبندی آمریكا به تعهدات خود به القاعده بوده است. غربی‌ها برای تأمین منافع خود به‌ویژه در غرب آسیا (خاورمیانه) كه نمونه آن را در سوریه می‌توان مشاهده كرد، پیمان‌های جدیدی با القاعده امضا كردند. در هفته‌های اخیر غربی‌ها برای حفظ منافع خود و عدم بازخواست در برابر افكار عمومی جهان ادعای عدم همكاری با این گروه را مطرح كرده‌اند، چنانكه در سوریه پس از دو سال همكاری برخی از این گروه‌ها از جمله النصره را در لیست گروه‌های تروریستی قرار داده‌اند. اكنون این سناریو مطرح است كه این گروه‌ها برای انتقام‌گیری از خیانت غرب، تهدیدات امنیتی علیه سفارتخانه‌ها و منافع این كشورها را مطرح ساخته‌اند. به‌عبارتی این تهدیدات نوعی درگیری میان متحدانی است كه سال‌هاست برای رسیدن به منافع خود میلیون‌ها انسان بی‌گناه را قربانی كرده‌اند.
ب) یكی‌دیگر از سناریوهای مطرح شده برگرفته از نقش و جایگاه كشورهای غربی در تهدیدات امنیتی علیه سفارتخانه‌های این كشورها است.
اولاً غربی‌ها این روزها با رسوایی همراهی و اتحاد با گروه‌های تروریستی مواجه هستند، چنانكه تحقیقات سازمان ملل و نهادهای حقوق بشر در سوریه نیز این امر را تأیید كرده‌اند. این رسوایی برای غرب كه ادعای مبارزه با تروریسم سر می‌دهد بسیار سنگین است. این سناریو مطرح است كه آن‌ها بار دیگر با بالا بردن فضای امنیتی در مقابل سفارتخانه‌ها از یك سو برآنند تا به‌زعم خویش حمایت‌های مردمی از جنگ‌طلبی‌های خویش به بهانه مبارزه با تروریسم را اجرایی سازند و از سوی دیگر چنان القا كنند كه راه آن‌ها از تروریست‌ها جدا است و با فضای تبلیغاتی رسوایی مذكور را پنهان سازند. سخنرانی اوباما در میان سربازان بازگشته از افغانستان (17 مرداد) مبنی بر شكست شاخه‌های نظامی القاعده و نزدیك بودن پیروزی آمریكا بر تروریسم را می‌توان در این چارچوب دانست.
ثانیاً، رسوایی دیگر آمریكا پرونده اسنودن، كارمند سابق سازمان سیا مبنی بر جاسوسی گسترده دولتمردان و دستگاه‌های اطلاعاتی آمریكا و برخی كشورهای اروپایی از شهروندان و حتی سران سایر كشورها است. نكته مهم در تهدیدات امنیتی ادعایی علیه سفارتخانه‌های غربی آن است كه آن‌ها بر این ادعایند كه از طریق شنود مكالمات سران القاعده و افراد مرتبط با آن‌ها توانسته‌اند این اطلاعات را كسب كنند. فضاسازی غربی‌ها چنان است كه آن‌ها از یك سو حفظ و حتی ارتقای فضای امنیتی مورد نظرشان را توجیه می‌كنند و از سوی دیگر چهره اسنودن را از یك ناجی و آگاهی‌بخش به تهدیدی برای امنیت جهانی تغییر می‌دهند. جالب توجه آنكه آن‌ها با این طراحی تلاش دارند چهره روسیه و كشورهای آمریكای لاتین را از ناجی آزادی بیان به پناهگاه تهدیدكنندگان امنیت جهان تقلیل دهند. این سناریو زمانی تقویت می‌شود كه چندی پیش مركل صدراعظم آلمان خواستار تصویب قوانین بین‌المللی شده بود كه بر اساس آن كشورها و افرادی كه اسناد اطلاعاتی غرب را افشا سازند، به‌عنوان تهدیدكننده امنیت جهانی مورد بازخواست قرار گیرند.
ثالثاً، نكته بسیار مهم در ادعاهای امنیتی غربی‌ها همزمانی آن با روز جهانی قدس است. از جمعه تا یك شنبه (11 تا 13 مرداد) جهان شاهد خروش ملت‌ها برای حمایت از فلسطین بود. این خروش نشان داد كه جهانیان با طرح سازش آمریكایی و حتی ماهیت جعلی رژیم صهیونیستی مخالفند و خواستار حمایت از مقاومت به‌عنوان تنها راه احقاق حقوق ملت فلسطین هستند. این مسئله هزینه‌های بسیاری برای صهیونیست‌ها، آمریكا و سازشكاران در تشكیلات خودگردان و كشورهای مرتجع عربی دارد. این سناریو مطرح است كه آمریكایی‌ها و صهیونیست‌ها با ایجاد فضای امنیتی جدید در جهان برای به حاشیه راندن روز قدس گام برداشته‌اند، چنانكه در سال 2001 پس از اجلاس دوربان یك و محكوم شدن رژیم صهیونیستی به نژادپرستی حادثه 11 سپتامبر روی داد.
جالب توجه آنكه یك‌شنبه 13 مرداد كنگره آمریكا طرحی را در دستور كار قرار داد كه سفارتخانه آمریكا در سرزمین‌های اشغالی از تل‌آویو به قدس انتقال یابد؛ امری كه به منزله اعلام پایتختی قدس برای صهیونیست‌ها است، در حالی كه جهانیان و كشورهای اسلامی درگیر تحولات امنیتی طراحی شده از سوی آمریكا شده‌اند.
نتیجه‌گیری
جان كلام آنكه بدون در نظر گرفتن آنكه كدام‌یك از دو سناریوی الف و یا ب درباره ادعاهای امنیتی دولتمردان غربی صحیح می‌باشد یك اصل مطرح است و آن اینكه در هر دو صورت این دولتمردان غربی هستند كه برای منافع خود جهان را به سمت امنیتی شدن سوق داده‌اند، حال در تعامل با گروه‌های تروریستی و یا در تقابل با آن‌ها؛ چرا كه همواره این غرب بوده است كه گروه‌های تروریستی را ایجاد كرده و برای منافع خود در سراسر جهان آن‌ها را گسترش داده است و فضای بحرانی و ناامنی حاكم بر جهان صرفاً برگرفته از منفعت‌طلبی نظام سلطه می‌باشد كه برای رسیدن به منافع خود جان میلیون‌ها انسان را نادیده گرفته است.


اقتصادى
سعید مهدوی

راهبردهای تیم اقتصادی دولت برای عبور از چالش‌ها
ترکیب گروه اقتصادی کابینه پیشنهادی دکتر روحانی به دلیل اوضاع اقتصادی کشور بیش از دیگر اعضا مورد توجه و بررسی است. گروهی که قرار است با راهبردها و برنامه‌هایی که دارد وضعیت اقتصاد ایران در این اوضاع دشوار بین‌المللی و بی‌انضباطی‌های داخلی را به سامان برساند. تیم هشت نفره وزارتخانه‌های اقتصادی دولت یازدهم متشکل از بیژن نامدار زنگنه (نفت)، علی طیب‌نیا (اقتصاد و امور دارایی)، حمید چیت‌چیان (نیرو)، عباس آخوندی (راه و شهرسازی)، محمدرضا نعمت‌زاده (صنعت، معدن و تجارت)، محمود حجتی (جهاد کشاورزی)، محمود واعظی(ارتباطات و فناوری اطلاعات) و علی ربیعی (تعاون، کار و رفاه اجتماعی) است که همکاری و همراهی آنها در اجرای راهبردها و برنامه‌های اقتصادی لازم و ضروری است.
روحانی درخصوص هماهنگی گروه اقتصادی که ترکیبی از وزیران دوران سازندگی و اصلاحات است در اولین نشست خبری‌اش با بیان اینکه گروه اقتصادی دولت برنامه اقتصادی دولت را پذیرفتند، اظهار کرده است: «یکی از دغدغه‌های همیشگی دولت‌های گذشته این بوده که تیم اقتصادی ناهماهنگ بوده است. در برخی رسانه‌ها دیدم که تیم اقتصادی دولت را به گروه‌های مختلف تقسیم کرده و گفته بودند پس اینها سازگار نیستند، اما واقعیت این نیست نمی‌خواهم بگویم گروه اقتصادی من به لحاظ تئوریکی مثل هم فکر می‌کنند، اما همین افراد در کارگروه با هم ساعت‌ها کار کردند، بیش از 15، 16 ساعت این گروه با حضور خود من خلاصه تمام جلسات را گزارش دادند.»
حال باید دید که چالش‌ها و مشکلات اقتصادی حال کشور چه هستند؟ راهبردها و برنامه‌های این دولت چه هستند؟ و از این بین آقای روحانی و گروه اقتصادی کابینه وی چه اولویت‌هایی را در اجرای این برنامه‌ها ضروری می‌دانند؟
1- چالش‌ها و مشکلات اقتصادی امروزه کشور؛ كاهش درآمدهاي خارجي ناشي از صادرات نفت خام و وابستگی بودجه دولت به فروش نفت، ادامه طرح هدفمندی یارانه‌ها و کسری شدید منابع درآمدزا در آن، افزایش افسارگسیخته قیمت‌ها و بالا رفتن بی‌سابقه نرخ تورم، کنترل و تثبیت نرخ ارز و بازارهای تقاضا برای آن، کاهش قدرت خرید مردم و کمبود کالاهای اساسی و معضل بیکاری در کنار مشکلات قرار گرفته بر سر راه تولید ملی.
2- راهبردها و برنامه‌های دولت؛ در خط‌مشی و اصول کلی برنامه ارائه شده آقای روحانی به مجلس، اهداف راهبردی حوزه اقتصادی عبارتند از: بهبود وضعیت رفاهی مردم، کاهش تورم و افزایش قدرت خرید خانوار- شغل‌آفرینی پایدار و مهار بیکاری- کاهش فقر و شکاف درآمدی و گسترش عدالت اقتصادی- ایجاد تعادل در بازارهای مختلف (کالا، سرمایه و...)- تعامل سازنده با اقتصاد جهانی- تحکیم بنیان‌های اقتصاد داخلی (اقتصاد مقاومتی) و کاهش آسیب‌پذیری از شوک‌های خارجی.
3- اولویت‌های مهم در برنامه‌های اقتصادی؛ آقای روحانی مهم‌ترین و فوری‌ترین برنامه اقتصادی دولت خود را تأمین کالای اساسی مورد نیاز مردم ذکر کرده و در خط‌مشی کلی برنامه‌اش به ارائه راهکارهای مناسب برای تأمین منابع مالی برنامه هدفمندسازی یارانه‌ها، تدبیر راهکار مناسب برای تأمین مالی مسکن مهر با شرط عدم افزایش بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی و تشریح وضعیت اقتصادی موجود کشور با هدف مدیریت انتظارات و تبیین گفتمان اقتصادی اعتدال اشاره کرده‌اند.
پس از تشریح چالش‌ها، برنامه‌ها و اولویت‌های دولت یازدهم باید دید که این گروه اقتصادی با این ترکیب که ذکر شد آیا توان لازم برای اجرایی کردن برنامه‌ها گفته شده را در این وضعیت متفاوت از گذشته دارند که به همین سبب از مجلس شورای اسلامی رأی اعتماد کسب کنند.


نداى قدس

رژیم صهیونیستی بر لبه پرتگاه قرار دارد
مورخ برجسته «صهیونیست» تأكید كرد كه این رژیم از یك «كشور مذهبی» به «كشور صلیبی جدید» با نظام نژادپرستانه «آپارتایدی» تبدیل شده است و آینده آن در معرض خطر شدید قرار دارد. به گزارش مركز اطلاع‌رسانی فلسطین، پروفسور شلومو زند در كتاب جدید خود با عنوان «كی و چطور یهودی شدم» به تشریح تجارب و ملاحظات و نقطه‌عطف‌های زندگی شخصی خود پرداخته و در پایان تأكید كرده است كه یهودیان پیروان یك دین هستند و برخلاف ادعاهای رژیم صهیونیستی «ملت» نیستند. این مورخ صهیونیست در دو كتاب جنجالی قبلی خود با عنوان «ملت یهود كی و چطور خلق شد» و «سرزمین اسرائیل چطور به وجود آمد» به‌شدت به صهیونیست‌ها حمله كرده و دروغ‌پردازی‌ها، عملیات تحریف و شست‌وشوی مغزی و جعل تاریخ از سوی صهیونیست‌ها را فاش كرده بود.
افزایش چشمگیر شهرك‌نشینان در شش ماه گذشته
به گزارش روزنامه صهیونیستی «اسرائیل الیوم» تنها در مدت شش ماه گذشته 7700 صهیونیست دیگر به آمار صهیونیست‌های شهرك‌‌نشین در كرانه باختری افزوده شده و آمار نهایی شهرك‌نشینان كرانه باختری به 367هزار نفر رسیده است. شهرك ابوغنیم با افزایشی 21 درصدی در این زمینه از سایر شهرك‌های صهیونیست‌نشین پیشی گرفته است. «یاریف اوپنهایمر» دبیر جنبش صلح اكنون رژیم صهیونیستی هم در واكنش به اظهارات «یجئال دیلمونی» تصریح كرد: افزایش ساخت‌وسازها در كرانه باختری، راهكار تحقق تشكیل دو كشور را به زباله‌دانی خواهد انداخت. با وجود فشارها علیه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای توقف ساخت شهرك‌های صهیونیست‌نشین همزمان با شروع مذاكرات سازش، وزارت اسكان رژیم صهیونیستی در حال آماده شدن برای احداث هزاران واحد مسكونی دیگر در قدس اشغالی است.
نظرسنجی: حماس به محور مقاومت باز می‌گردد

براساس نظرسنجی پایگاه اینترنتی شبكه تلویزیونی بی‌بی‌سی، پنجاه‌وپنج درصد از عرب‌ها معتقدند كه تحولات اخیر مصر، زمینه بازگشت جنبش حماس به محور مقاومت و پایداری در منطقه را فراهم می‌كند. براساس این نظرسنجی، چهل‌وپنج درصد از شركت‌كنندگان، در پاسخ به این پرسش كه آیا جنبش حماس به محور پایداری باز می‌گردد، جواب منفی دادند. جنبش حماس بعد از تحولات اخیر در منطقه، دستخوش تغییرات شده و از موضع مقاومت این جنبش كاسته شده است. این جنبش روابط خود را با دولت سوریه كه از حامیان اصلی مقاومت است، نیز در این مدت كم كرده بود.
بیشتر صهیونیست‌ها مخالف عقب‌نشینی از مرزهای 67 هستند

به گزارش خبرگزاری رویترز، نتایج نظرسنجی كه كانون دموكراسی صهیونیستی برگزار كرده، نشان می‌دهد كه 6/65 درصد از شركت‌كنندگان در این نظرسنجی نتیجه‌بخش بودن مذاكرات سازش میان رژیم صهیونیستی و تشكیلات خودگردان در سال جاری را بعید می‌دانند. نتایج یك نظرسنجی نشان می‌دهد كه بیشتر صهیونیست‌ها با هرگونه توافق سازش با فلسطینیان كه منجر به عقب‌نشینی از مرزهای قبل از سال 1967 شود، مخالف هستند؛ حتی اگر این امر با مبادله زمین‌هایی برای احداث شهرك‌های صهیونیست‌نشین صورت گیرد. این نظرسنجی همچنین نشان می‌دهد كه اكثریت صهیونیست‌ها مخالف بازگشت آوارگان فلسطینی به شهر و دیار خود یا پرداخت غرامت به آن‌ها هستند.
 


 

صفحه 5 بين الملل

 

 

همكاري فرا اقيانوسيه‌اي یا غارتگری نوین آمریكا
قاسم غفوری

طرح همكاری فرا اقیانوسیه‌ای از جمله مسائل مطرح در حوزه سیاسی و اقتصادی جهان است و در صورت اجرایی شدن، آسیا و اقیانوسیه را به یكدیگر متصل خواهد كرد. كشورهای استراليا، برونئي، كانادا، شيلي، ژاپن، مالزي، مكزيك، نيوزيلند، پرو، سنگاپور، آمريكا و ويتنام كشورهاي دوازده‌گانه مشاركت‌كننده در اين طرح هستند. این كشورها تاكنون 18 دور مذاكرات محرمانه و چندجانبه را برگزار كرده‌اند تا بتوانند تا پایان سال 2013 این طرح را نهایی كنند. هدف این طرح، افزایش همكاری سیاسی و اقتصادی میان اعضا اعلام شده است. هر چند بانیان طرح ادعا دارند كه به واسطه آن می‌توانند اوضاع اقتصادی و سیاسی بهتری را برای اعضا ایجاد كنند، اما مخالفت‌های مردمی و سیاسی گسترده‌ای با این طرح صورت می‌گیرد، چنانكه هجدهمین دور این مذاكرات در مالزی با درگیری خیابانی میان معترضان و پلیس همراه بود. بسیاری بر این عقیده‌اند كه طرح مذكور نمی‌تواند تحقق‌بخش خواسته‌های آن‌ها باشد، بلكه در این طرح توطئه‌ای از سوی آمریكا است كه تلاش دارد در لوای آن اهداف خود را اجرایی سازد. اتحادیه‌های فرامنطقه‌ای از جمله ابزارهایی است كه نظام سلطه برای حفظ برتری جهانی و دستیابی به منافع بیشتر مورد سوءاستفاده قرار می‌دهد كه نمود آن را در بسیاری از اتحادیه‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نظیر اتحادیه مدیترانه‌ای فرانسه می‌توان مشاهده كرد. این اعتراضات چنان بوده است كه حتی ماهاتیر محمد، نخست‌وزیر سابق مالزی رسماً این طرح را اقدامی آمریكایی می‌داند كه ناقض منافع مالزی است. وی تأكید دارد طرحی كه آمریكا بانی و مروج آن باشد مسلماً یك هدف بیشتر ندارد و آن تأمین منافع آمریكا است. وی تأكید دارد كه آمریكا در اندیشه بلعیدن اقتصاد مالزی است، به‌ویژه اینكه سطح تجاری مالزی با آمریكا قابل قیاس نیست و در نهایت به ضرر مالزی به پایان خواهد رسید.
مجموع واكنش‌ها نشان می‌دهد كه این طرح هر چند خود را به مراحل پایانی نزدیك می‌كند، اما هر روز بر میزان مخالفان آن نیز افزوده می‌شود، چرا كه آن‌ها بر این عقیده‌اند كه آمریكا با این اتحادیه، اهداف پنهانی را نیز دنبال می‌كند از جمله؛
اولاً؛ آمریكا تركیبی ناهمگون از كشورها را در كنار یكدیگر قرار داده است كه به‌طور معمول در كنار یكدیگر قرار نمی‌گیرند و صرفاً منافع اقتصادی پیوند آن‌ها را حذف كرده است. این ناهمگونی و ناتوانی اقتصادی موجب می‌شود تا آمریكا رسماً حاكم بر این اتحادیه باشد. استفاده از منافع اقتصادی اعضا و سوق دادن اتحادیه به سمت اهداف جهانی آمریكا از پیامدهای این مسئله خواهد بود. آمریكا همواره از اتحادیه‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای اعمال فشار بر سایر كشورها از جمله در حوزه تحریمی استفاده كرده و همكاری فرا اقیانوسیه‌ای را نیز می‌توان ادامه این طرح دانست.
ثانیاً، آمریكا با انتخاب گزینشی كشورهای شرق آسیا و آمریكای لاتین عملاً آن‌ها را در حوزه رقابتی قرار داده و از شكاف موجود برای حضور نظامی در منطقه و به‌ویژه فروش تسلیحات استفاده می‌كند. واشنگتن تلاش دارد تا این مناطق را با چالش‌های سیاسی و امنیتی مواجه كند، چنانكه در شرق آسیا به حمایت از كشورهایی مانند ژاپن و ویتنام در مقابل چین می‌پردازد و در آمریكای لاتین نیز با به بازی گرفتن شیلی و مكزیك به دنبال تفرقه‌افكنی میان كشورهای این منطقه است. بررسی كارنامه شرق آسیا نشان می‌دهد كه اكثر كشورهای این منطقه در ابعاد مختلف با یكدیگر در تنش هستند كه تحركات ژاپن و كره جنوبی به‌عنوان متحدان اصلی آمریكا در منطقه از مهم‌ترین عوامل این چالش‌ها است.
آمریكا با این ترفند از یك سو از ایجاد اتحادیه‌های منطقه‌ای یكدست و واحد در برابر خود جلوگیری می‌كند و از سوی دیگر در فضای بحرانی و ایجاد رقابت تسلیحاتی، فروش سلاح و حتی حضور نظامی در این مناطق را اجرایی می‌سازد. نمود عینی این رفتارها را در اقدام آمریكا در برگزاری رزمایش‌های دوجانبه با كشورهای چین و ژاپن در شرق آسیا و نیز برگزاری رزمایش با كشورهای آفریقای جنوبی در حوزه قاره آفریقا می‌توان مشاهده كرد. هر چند آمریكا ادعا دارد به دنبال تقویت نظامی و آموزشی این كشورها است، اما در نهایت، طرح ایجاد فضای رعب و وحشت و بر هم خوردن توازن قوا در این مناطق را ایجاد كرده كه نتیجه آن نیز تزلزل در روابط همسایگان و حتی تنش سیاسی میان آن‌ها است. آمریكا با طرح همكاری فرااقیانوسیه‌ای، سه حوزه اقیانوسیه، آمریكای لاتین و شرق آسیا را هدف قرار داده و به دنبال سلطه اقتصادی و سیاسی بر كشورهای این مناطق است.
ثالثاً، نكته مهمی كه بسیاری به آن اذعان دارند تلاش آمریكا برای استفاده از این اتحادیه برای مهار چین است. بسیاری تأكید دارند كه عدم دعوت از چین در این اتحادیه خود سندی بر این طرح می‌باشد. آمریكا از یك سو اتحادیه‌ای اقتصادی را در برابر اقتصاد چین قرار می‌دهد و از سوی دیگر با این اتحادیه، حوزه نفوذ چین را محدودتر می‌سازد و به نوعی آن را تحت محاصره قرار می‌دهد.
با توجه به این اوضاع می‌توان گفت كه طرح اتحادیه فرااقیانوسیه‌ای هر چند دارای ظاهری زیبا به نام همكاری میان 12 كشور است، اما در نهایت، طرحی برای تحقق اهداف آمریكا می‌باشد. محور قرار گرفتن آمریكا برای طراحی اساسنامه این اتحادیه و نیز محرمانه بودن نشست‌های این اتحادیه خود سندی بر این امر می‌باشد كه چشم‌اندازی نه‌چندان مطلوب را پیش روی اتحادیه فرااقیانوسیه‌ای قرار داده است.


جنگ حقوق بشري اوباما و پوتين
رضا اشرفي

روندهاي كنوني نشان مي‌دهد كه روابط آمريكا و روسيه در حال تخريب است. حضور ولاديمير پوتين در جايگاه رياست‌جمهوري روسيه، با توجه به اينكه نظرات مشخصي در افزايش قدرت روسيه در عرصه بين‌المللي دارد، چنين فضايي را ناگزير مي‌كند. در حال حاضر بحث «ادوارد اسنودن»، كارمند سابق سازمان اطلاعات مركزی آمریكا و افشاگر اطلاعات آمريكا كه از روسيه پناهندگي موقت گرفته، گوياي همين مسئله است. به گونه‌اي كه باراك اوباما ملاقات خود با ولاديمير پوتين را لغو كرده است. اين روند بدون شك در آينده نيز ادامه داشته و اختلافات دو كشور را در زمينه‌هاي مختلف افزايش خواهد داد. از اين منظر مي‌توان منتظر فشارهاي حقوق بشري واشنگتن عليه روسيه بود، همانگونه كه چندي پيش انجام شد. سازمان ديده‌بان حقوق‌ بشر در آخرين گزارش خود، رئيس‌جمهور روسيه را به سركوب سازمان‌هاي غيردولتي متهم كرد. در اين گزارش آمده كه سركوب تشكل‌هاي غيردولتي، از زمان بازگشت دوباره پوتين به كرملين شدت گرفته و در تاريخ معاصر روسيه نظير ندارد. ديده‌بان حقوق‌بشر، پيش از همه، قانون جديد روسيه در محدود كردن حقوق تشكل‌هاي غيردولتي را محكوم كرده است. بر پايه اين قانون، سازمان‌هاي مردمي اين كشور در صورت دريافت كمك مالي از خارج، «عامل و جاسوس بيگانه» محسوب مي‌شوند. گزارش 78 صفحه‌اي سازمان ديده‌بان حقوق‌بشر، بر اساس گفت‌وگو با 35 كنشگر مدني و كاركنان تشكل‌هاي غيردولتي در شهرهاي مختلف روسيه تهيه شده است. در اين گزارش آمده كه برخي دست‌اندركاران سازمان‌هاي مردم‌نهاد، پس از اجراي قانون ياد شده، به زندان افتاده‌اند. طبق اين قانون، اگر مسئولان سازمان‌هاي غيردولتي منابع مالي خود را اعلام نكنند، دستگير يا جريمه مي‌شوند. اين مسئله به همراه جدال‌هاي حقوق بشري گذشته نيز نشان‌دهنده آن است كه جنگي در حوزه حقوق بشري بين دو كشور در حال انجام است كه ريشه در اختلافات سياسي و البته امنيتي دارد كه با بازگشت روسيه به عرصه قدرت بين‌المللي همراه است.
ناگفته پيدا است كه تصويري كه سازمان ديده‌بان حقوق بشر و ساير نهادهاي غربي از پوتين ارائه مي‌دهند، تصويري مطابق با تمام واقعيت‌ها نيست، زيرا واقعيت آن است كه تعداد هواداران پوتين بسيار بيشتر از تعداد مخالفان وي است. بسياري از مردم روسيه، پوتين را مردي قدرتمند مي‌دانند كه ثبات و آرامش را به آنان بازگردانده است. پوتين مردي است كه همه مي‌توانند با اعتماد و اطمينان كامل به او تكيه كنند و مصالح كشور خود را به وي بسپارند. از اين رو نزد بسياري از مردم، روسيه‌ بدون پوتين، روسيه‌اي خواهد بود كه ديگر روي ثبات و آرامش را نخواهد ديد. روسيه‌ بدون پوتين، روسيه‌اي خواهد بود كه احتمالاً درگير انقلابي خونين و يا جنگي داخلي مي‌شود و به كشورهاي كوچك تجزيه مي‌گردد.
بنابراين پوتين كه نماد ثبات و آرامش در كشور است، بهتر از هر فرد ديگري مي‌تواند هدايت و رهبري روسيه را بر عهده گيرد. نبايد از ياد برد كه هنوز ويراني‌ها و ميراث ناخوشايند انقلاب 1917 و فروپاشي شوروي در اذهان اكثر مردم روسيه باقي مانده است. به همين دليل نيز اگر از شهروندان روسيه پرسيده شود كه از ميان «ثبات و امنيت» و «آزادي و دموكراسي»، كدام‌يك را انتخاب مي‌كنند، بي‌گمان پاسخ اكثر مردم، «ثبات و امنيت» خواهد بود. البته چنين امري به معناي عدم وجود ناامني اجتماعي در روسيه نيست، بلكه به آن معناست كه مردم از وقوع رويدادي نظير انقلاب يا جنگ داخلي و حتي تجزيه كشور خود، بيمناك هستند.
در نتيجه پوتين كه توانسته با اقدامات خود، روسيه را از خطر ورشكستگي دهه 1990، رهايي بخشد و ثبات سياسي و اجتماعي را به اين كشور بازگرداند، نزد اكثر مردم روسيه همچون يك ناجي و قهرمان نگريسته مي‌شود. در مجموع مي‌توان سه مقوله «ضديت با غرب»، «بازگرداندن ثبات و آرامش به كشور» و «احياي قدرت روسيه در سطح جهان» را دليل اصلي محبوبيت پوتين در داخل روسيه محسوب كرد.
اين در حالي است كه مخالفان وي معتقدند پوتين در ماه مه سال 2012، در انتخاباتي مناقشه‌برانگيز بار ديگر به رياست‌جمهوري روسيه رسيد و به كرملين بازگشت. سازمان ديده‌بان حقوق‌بشر نيز در همين راستا مي‌گويد كه وضعيت حقوق‌بشر در روسيه در اين يك سال، بدتر از زمان «جمهوري شوراها» است. دليل اصلي آن‌ها، اعمال فشار بر سازمان‌هاي مستقل غيردولتي در روسيه است، زيرا به‌تازگی پس از بازرسي دفتر «عفو ‌بين‌الملل»، دفاتر بنيادهاي آلماني «كنراد آدناوئر» و «فريدريش ابرت» در سن‌پترزبورگ و مسكو نيز مورد بازرسي قرار گرفتند.
اما به عقيده پوتين، هدف كنترل سازمان‌هاي «مردم‌نهاد»، دفاع از ثبات روسيه است. پوتين هيچ‌گاه خاطره مداخله‌جويي‌هاي سازمان‌هاي غيردولتي در جريان انقلاب‌هاي رنگي و همچنين ناآرامي‌هاي پس از انتخابات دوما و رياست‌جمهوري روسيه را از ياد نمي‌برد. بنابراين در نوع فعاليت آن‌ها دقت لازم را به عمل مي‌آورد. دليل اصلي آن نيز اين است كه برخي از اينگونه سازمان‌ها با گرايشات آمريكايي در امور داخلي روسيه و بي‌ثبات‌سازي آن دخالت مستقيم دارند.


از نگاه دیگران

جز مذاكرات راهي نمي‌دانند!
داستان صلح موقت آلمان و روسيه در آغاز جنگ دوم جهاني حكايت عبرت‌آموزي در آن زمان است. گرچه روس‌ها به طور مصلحتي شروط آلمان‌ها را پذيرفتند، مجبور به امتياز‌دهي شدند و بسياري از اراضي خود را به آلمان‌ها دادند، اما تنها يك سال بعد و پس از بازسازي نيروهاي روسي و آغاز جنگي ديگر، اين بار روس‌ها بودند كه آلمان‌ها را مجبور به پذيرش شروط خود و عقب‌نشيني از اراضي اين كشور كردند.
اين داستان عبرت‌آموز نشان مي‌دهد برخلاف آنچه كه مذاكره‌‌كننده ارشد فلسطيني مي‌پندارد، اين توازن قواست كه نتايج مذاكرات را مشخص مي‌كند، نه مهارت مذاكره‌كننده!
آقاي مذاكره‌كننده فلسطيني! تو در حالي به مذاكره مي‌روي كه طرف ديگر مذاكره همه عناصر قدرت تو را مي‌شناسد، پس در اين صورت كسي كه از طرف تشكيلات خودگردان مذاكره مي‌كند چه چيزي براي مذاكره و ترساندن اشغالگر دارد؟!
داشته‌هاي تو از اين قرار است: تشكيلاتي در رام‌الله و تشكيلاتي در غزه، پس تشكيلات تو نماينده تمام فلسطيني‌ها در اراضي اشغالي 1967 نيست. اما با اين حال دائماً تكرار مي‌كني كه گزينه ما تنها مذاكرات است و نه هيچ راه ديگري و از آنجا كه تنها همين راه را مي‌شناسيد، ساخت‌وساز اشغالگران، تمام اراضي كرانه باختري و قدس را مي‌بلعد، همانگونه كه تاكنون اراضي اين منطقه را به محدوده‌های جدا از هم و پراكنده تبديل كرده است.
هر بار كه صهيونيست‌ها از موج جديد شهرك‌سازي خبر مي‌دهند فرياد مذاكره‌كنندگان فلسطيني به آسمان بلند مي‌شود كه اين مسئله به روند صلح كمكي نمي‌كند و آن را پيچيده‌تر مي‌سازد!
آيا نمي‌بينند كه همه دولت‌هاي آن‌ها از «بن‌گوريون» گرفته تا رابين، شارون، پرز، باراك، نتانياهو، حكومت‌هاي وحدت ملي، مجدانه سياست بلعيدن اراضي ما و محاصره كردن ملت‌ها را در محدوده‌هايي كوچك دنبال كرده و مي‌كنند. چيزي كه هميشه مايه وحدت اشغالگران بوده، جنگ و يا اشغال اراضي ما بوده است.
راهبرد مذاكره‌كننده فلسطيني در نهايت ضعف و سستي است. ابتدا با افزايش سرما درخواست‌ها شروع مي‌شود و سپس با فشار آمريكا به صفر مي‌رسد. پس از اينكه آمريكا تهديد به قطع كمك‌ها مي‌كند و صهيونيست‌‌ها هم تشكيلات را تحت فشار قطع عوايد گمركي مي‌كنند، تشكيلات خودگردان هم مجبور به بازگشت به ميز مذاكره و كنار گذاشتن موضوعات مهم قدس و اسرا و مرزها مي‌شود. با اين كار رژيم اشغالگر فرصتي تازه پيدا مي‌كند تا مانع جنبش و خيزش مردمي شود.
اينكه مذاكره‌كننده تشكيلات، داستان «فشار» را به خورد فلسطيني‌ها مي‌دهد، هدفي جز باج‌خواهي از نيازمندان فلسطيني ندارد، گويي حقوق كارمندان جايگزين حقوق ملي و روياي كشور مستقل فلسطين شده است.افراد معدودي بر دايره تصميم‌گيري فلسطين سيطره افكنده و مذاكرات را هدايت مي‌كنند. اين افراد به درخواست‌هاي ديگران براي تدوين راهبرد تازه در جهت مبارزه با اشغالگري گوش نمي‌دهند.
مذاكره‌‌كننده فلسطيني از خود نمي‌پرسد وقتي كه در ذهنش فقط به دنبال حفظ قدرت خود است، چطور مي‌تواند برگ برنده‌اي در برابر رژيم صهيونيستي داشته باشد.
مذاكره‌‌كننده فلسطيني با غرور و افتخار ادعا مي‌كند كه تاكنون هزار نفر را به كرانه باختري و نوار غزه برگردانده است، اما فراموش مي‌كند بقيه كلام خود را كامل كند. اين افراد برگشتند، اما نه به خانه و كاشانه و شهرها و روستاهاي خود و فقط در آپارتمان‌هايي كوچك در كرانه باختري اقامت كرده‌اند، اما از آن سو، تعداد شهرك‌نشينان در كرانه باختري از زمان امضاي توافقنامه اسلو از 10 هزار نفر به 650 هزار نفر رسيده است.
مؤلفه‌هاي قدرت مذاكره‌كننده فلسطيني به جز لبخندهاي «كري» چيست؟
ما همواره از خود مي‌پرسيم كه آمريكا با شروع دور جديدي از مذاكرات به دنبال چه چيزي است؟
نقشه‌اي براي عرب‌ها در دست تدوين است! نقشه‌اي كه نه به مصلحت عرب‌ها و نه فلسطيني‌هاست. اين مذاكرات تنها پوششي براي آن است و در اين ميان و طي اين مدت، شهرك‌سازي و بازداشت فلسطيني‌ها، يهودي‌سازي و حالت شكاف و تفرقه میان فلسطيني‌ها همچنان ادامه داشت.
گرچه گروه‌هاي فلسطيني با شدت، شروع مذاكرات را محكوم مي‌كنند، اما در واقع، هيچ مقاومت عملي در اين رابطه صورت نمي‌گيرد. در اين اوضاع بايد پرسيد كه فلسطيني‌ها منتظر چه چيزي هستند و چرا عليه حاكمان ناتوان خود به پا نمي‌خيزند؟
منبع: عرب 48
مترجم: سحر دولتيان


كند و كاو
رخدادها پیرامون ایران و آمریکا 585


لایحه ضدایراني، آمريكا را ضدمذاكرات نشان داد
فارس (16/5/1392): نماینده دموكرات كنگره آمریكا ضمن انتقاد از تصویب لایحه ضدایرانی، می‌گوید تبدیل این لایحه به قانون، موفقیت هرگونه مذاكره را با مشكل مواجه می‌كند.
«جیم مك‌گاورن» یكی از نمایندگان دموكرات كنگره آمریكا كه به لایحه ضدایرانی رأی منفی داده، می‌گوید تصویب این لایحه، آمریكا را ضدمذاكرات نشان داده و در صورت تبدیل به قانون، دست «باراك اوباما» را در مذاكره و حصول توافق با ایران، می‌بندد. مك‌گاورن در این مورد می‌گوید: این لایحه با توجه به زمانی كه مورد تصویب قرار گرفت، این‌طور نشان داد كه ما طرفدار مذاكره نیستیم. وی تأكید می‌كند كه تبدیل این لایحه به قانون، رئیس‌جمهور را برای مذاكره با ایران، به دریافت مجوز از كنگره ملزم می‌كند و همین امر «دستیابی به موفقیت در هرگونه مذاكره را دشوار می‌سازد.»
ادعاي وزارت خارجه آمریكا درباره تحريم‌ها
باشگاه خبرنگاران (16/5/1392): وزارت خارجه آمریكا نسبت به بخش‌هایی از لایحه ضدایرانی مجلس نمایندگان با موضوع افزایش تحریم نفتی، ابراز نگرانی كرد. سخنگوی وزارت خارجه آمریكا می‌گوید: نگرانی‌هایی در مورد لایحه اخیر مجلس نمایندگان با موضوع افزایش تحریم‌ها علیه ایران، وجود دارد. «ماریه هارف» معاون سخنگوی وزارت خارجه كه در جمع خبرنگاران صحبت می‌كرد، در پاسخ به این پرسش كه موضع دولت آمریكا در مورد لایحه اخیر مجلس نمایندگان چیست، گفت: ما در مورد بخش‌هایی از محتوای این لایحه نگرانی‌هایی داریم و به دنبال آنیم كه پیش از آنكه لایحه به سنا برود، با كنگره در مورد آن رایزنی كنیم. وی از بیان اینكه دولت آمریكا نسبت به چه مواردی در لایحه نگرانی دارد، خودداری كرد؛ اما گفت دولت همچنان به اعمال فشار به ایران از طریق تحریم‌های جامع متعهد است.
رایزنی وزیران دفاع آمریكا و آذربایجان درباره ایران
ايسنا (15/5/1392): وزیر دفاع آمریكا در دیدار با وزیر دفاع جمهوری آذربایجان گفت كه ایران باید نگرانی‌ها درباره برنامه هسته‌ای‌اش را رفع كند. چاك هاگل، وزیر دفاع آمریكا در دیدار با همتای آذربایجانی خود گفت كه ضروری است ایران به‌سرعت نگرانی‌ها درباره برنامه هسته‌ای خود را رفع كند.
سخنان وی درباره نگرانی‌ها از برنامه هسته‌ای ایران در حالی بیان می‌شود كه ایران بارها بر صلح‌آمیز بودن نیات هسته‌ای خود تأكید و اعلام كرده است كه این برنامه را صرفاً برای اهداف صلح‌آمیز دنبال می‌كند.
او افزود: هاگل به مسئله تحلیف حسن روحانی، رئیس‌جمهور جدید ایران پرداخت و بار دیگر تأكید كرد كه ضروری است ایران گام‌هایی سریع را برای حل نگرانی‌های جامعه بین‌المللی درباره برنامه هسته‌ای‌اش بردارد.
تدوین مجدد گزارش فعالیت ایران در آمریكای لاتین
ايسنا (15/5/1392): وزارت امور خارجه آمریكا در حالی كه چندی پیش، گزارشی را درباره كم‌اهمیت بودن فعالیت و نفوذ ایران در آمریكای لاتین ارائه كرد، تصمیم گرفته است این موضوع را دوباره بررسی كند. در پی گزارش آلبرتو نیسمان، دادستان آرژانتینی و ادعاهای وی علیه ایران، وزارت امور خارجه آمریكا تصمیم گرفت ارزیابی خود درباره فعالیت‌های ایران در آمریكای لاتین را مورد تجدیدنظر قرار دهد. این در حالی است كه در ماه مه وزارت امور خارجه آمریكا گزارشی درباره فعالیت ایران در نیم‌كره غربی منتشر كرد و در آن، نقش ایران در این منطقه را كم‌اهمیت خواند.
شروط كاخ سفيد براي مذاكره
مهر (15/5/1392): سخنگوی كاخ سفید اظهار كرد كه واشنگتن برای مذاكرات دوجانبه و چندجانبه با ایران آماده است. فیلیپ جی‌كارنی، دبیر مطبوعاتی رئیس‌جمهور آمریكا كه در نشست خبری در واشنگتن با خبرنگاران گفت‌وگو می‌كرد، گفت كه برای مذاكرات دوجانبه و چندجانبه با ایران آمادگی دارد. كارنی با اشاره به مراسم تحلیف حسن روحانی، رئیس‌جمهور جدید ایران كه در روز یكشنبه انجام شد، گفت: ما برای مذاكره با ایران هم در قالب گروه 1+5 و هم در سطح دوجانبه آماده هستیم. بنابر این گزارش، كارنی بار دیگر این موضع آمریكا را تكرار كرد كه موضوع مذاكرات باید صرف‌نظر كردن ایران از برنامه هسته‌ای باشد. وی با ادعای منزوی بودن ایران گفت كه چنین مذاكراتی می‌تواند كشوری را كه تحریم‌های سازمان ملل و آمریكا علیه آن اعمال شده، از حالت انزوا خارج سازد.


هویت 315


آمريكا: افشاي بخشي از شكنجه‌هاي زندان‌ها
وضعیت زندانیان و عدم توجه دولت و دستگاه قضایی آمریكا به حقوق آن‌ها از جمله مسائل مطرح در پرونده حقوق بشر آمریكا است كه بارها از سوی نهادهای حقوق بشری و حتی شورای حقوق بشر سازمان ملل به آن هشدار داده شده است. در همین چارچوب راشاتودی در گزارشی آورده است: «دانيل چونگ» دانشجوي كاليفرنيايي كه توسط پليس فدرال آن ايالت بازداشت شده بود به مدت چهار روز بدون آب و غذا و با دستبند در زندان نگهداري شده است. اين دانشجوي بازداشتي آمريكايي همچنين در زندان از سوي زندانبانان مجبور به نوشيدن ادرار خود شده بود. پزشكان پس از معاينه وي اظهار داشتند كه اين دانشجوي آمريكايي به دليل شكنجه‌هاي درون بازداشتگاه از تورم كبد و كليه و ميزان بالاي سديم خون به دليل نوشيدن ادرار رنج مي‌برد. نهادهای حقوق بشر تأكید دارند موارد مشابه بسیاری در زندان‌های آمریكا وجود دارد كه هرگز برملا نشده است.
هلند: نقض آزادی بیان

یهودیان هلند اقلیتی حدود 30 هزار نفری را در این كشور تشكیل می‌دهند كه اكثریت آن‌ها در شهر آمستردام سكونت دارند. تبعیض‌ها و اعمال محدودیت‌ها و محرومیت‌ها نسبت به اقلیت‌های مقیم هلند به‌ویژه مسلمانان در حالی رو به افزایش است و وضعیت نگران‌كننده‌ای به خود گرفته كه هرگونه انتقاد و به زیر سؤال بردن حادثه هولوكاست در این كشور با برخورد شدید و سریع مقامات و مراجع قضایی این كشور روبه‌رو می‌شود.
هلند جزو 16 كشوری است كه رد هولوكاست و ایجاد شك و تردید در مورد آن به بهانه توهین به گروهی خاص از مردم این كشور ممنوع است و در سال‌های اخیر و به‌ویژه از سال 2005 تلاش‌های زیادی از سوی برخی از جریان‌های افراطی این كشور صورت گرفته است كه نه‌تنها نقد هولوكاست ممنوع باشد، بلكه حتی مجازات‌های قانونی تا یك سال زندان نیز برای كسانی كه هولوكاست را انكار و یا حتی رد می‌كنند، اعمال شود.
اروپا: مجهز شدن به سیستم جاسوسی هوایی

اتحادیه اروپا در حال برنامه‌ریزی برای تشكیل دادن و عملیاتی كردن پهپادهای جاسوسی، ماهواره‌های نظارتی و هواپیماها در قالب یك سازمان امنیتی و اطلاعاتی جدید تحت اختیار كاترین اشتون است.بر اساس این پیشنهادها قرار است تا پاییز ‌آینده طرح‌های خرید تجهیزات و سیستم‌های این نهاد تدوین شود. این در حالی است كه استفاده از پهپادها و ماهواره‌های جاسوسی جدید به منظور سیاست‌های امنیتی خارجی و داخلی كه همچنین شامل واحد اطلاعات پلیس، واحد اینترنت، واحد حفاظت از مرزهای خارجی و واحد شناسایی دریایی است نگرانی‌ها را درباره اینكه اتحادیه اروپا در حال ایجاد یك نسخه سازمان امنیت ملی آمریكا متعلق به خود است، افزایش می‌دهد. برخی بر این امر تأكید دارند كه سیستم مذكور اقدامی برای افزایش جاسوسی و نظارت بر شهروندان است كه به ابزاری برای نقض حقوق آن‌ها مبدل خواهد شد.


 

صفحه 6 تیتر یک

 

 

حجت الاسلام و المسلمین سعیدی در جمع هادیان سیاسی سپاه تبیین کرد
تاثیر آرمان‌گرایی واقع بینانه برشیوه و رفتار سیاسی


اشاره:
پدیده‌های حادث و ظاهر شده در زندگی انسان، همیشه با دستاوردهایی همراه بوده است. این دستاوردها گاهی مثبت بوده‌اند گاهی منفی و گاهی هم تركیبی از مثبت و منفی. وزن، ارزش، تأثیرگذاری و موج‌آفرینی این دستاوردها با نوع آن پدیده ارتباط داشته است. طبیعی است كه آثار و دستاوردهای پدیده‌های مهم بیشتر و بزرگ‌تر باشد كه معمولاً هم اینگونه بوده است. انقلاب‌ها در زمره مهم‌ترین پدیده‌هایی هستند كه با اراده مردم تحقق می‌یابد. بخش مهمی از دستاوردهای انقلاب‌ها در حوزه ایده، اندیشه و هدف است كه به اختصار در مفهومی به نام آرمان‌ها گرد می‌آیند. زنده بودن انقلاب‌ها در گرو زنده و استوار بودن آرمان‌ها است. آرمان‌ها همیشه در دوردست‌ترین نقاط قابل تصور برای جوامع قرار دارد و چون قابل دسترسی هستند انسان‌های مشتاق را به خود فرا می‌خوانند و چون هواداران و خواهان آرمان‌ها برای رسیدن و یا نزدیك شدن به آن باید مسیر طولانی را طی كنند احتمال لغزش و انحراف از مسیر وجود دارد، تجربه ثبت شده انقلاب‌ها نیز این نظر را تأیید می‌كند؛ از این رو برای دور بودن از این آسیب تهدیدكننده و خطرناك، داشتن توشه فكری و تشخیصی و نیز مرشد آگاه و آشنا به مقصد و راه، از ضروریات است. تنوع مقاطع مختلف این مسیر و داشتن ویژگی‌هایی متفاوت با قبل و بعد و نیز پی‌درپی بودن سایه و روشن‌های آن، بر پیچیدگی‌ و حساسیت آن می‌افزاید تا آنجا كه با لحظه‌ای غفلت امكان سقوط و نابودی وجود دارد. انقلاب اسلامی ایران نیز از بدو پیروزی با این مقوله مهم مواجه بود و جامعه از این حیث طی سال‌های گذشته به دو دسته نامساوی تقسیم شده است، گروه بزرگ و غالبی كه با ارشاد و هدایت حضرت امام خمینی(رحمه‌الله‌علیه) و امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به پیمایش این مسیر پرداخته‌اند كه توانسته‌اند با وجود سختی‌ها و خطرات، مسیر را تاكنون با سلامت طی كنند و همچنان آن را ادامه می‌دهند و گروه كوچك و اقلیتی كه به عللی از قرار گرفتن در سایه و حمایت این ارشاد و هدایت سرباز زدند كه منحرف شده و سقوط كردند. یكی از شاخصه‌های مهم ارشادی و هدایتی امام خمینی(ره) كه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) حتی آن را مبسوط‌تر ادامه دادند روشنگری‌های حكیمانه و آگاهی‌بخش بوده است كه به اقتضای اوضاع و احوال، موضوعات كلیدی و سرنوشت‌سازی را كه سوق دهنده به سوی آرمان‌ها است، مطرح كرده‌اند. یكی از این موضوعات اساسی نسبت بین آرمانگرایی و واقعیت است كه امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در چند مرحله آن را یادآوری كردند و در دیدار چند روز پیش دانشجویان به تبیین آن پرداختند. بنا به علل روشن و مشخصی در سال‌های پیش پرداخت به این موضوع اولویت نداشت اما با بروز برخی تحولات ضرورت پیدا كرد؛ از این رو حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی نماینده ولی‌فقیه درسپاه نیز در جمع تعدادی از هادیان سیاسی با سیری تاریخی در سیره معصومین(ع) و تشریح علل و دلایل رفتار و تصمیم‌گیری‌های متفاوت آن بزرگواران و ورود به وضعیت حاضر به تشریح بیشتر این موضوع پرداختند. متن خلاصه شده سخنان حاج آقای سعیدی در ذیل تقدیم خوانندگان فهیم و محترم می‌شود. سردبیر
نماینده ولی‌فقیه در سپاه در جلسه افطاری هادیان سیاسی در سازمان بسیج با آرزوی قبولی طاعات شرکت‌کنندگان و تقدیر از اهتمام معاونت سیاسی نمایندگی ولی‌فقیه در برگزاری سالیانه این فراخوان، ضرورت بررسی رفتار سیاسی و عملکرد شبکه هادیان را برای تصحیح و رفع برخی آسیب‌ها و نواقص احتمالی ضروری شمرد.
از جمله آسیب‌های احتمالی که می‌تواند، تحلیل و رفتار سیاسی را دچار آسیب سازد، آرمان‌گرایی به دور از واقع‌بینی است که حتی در دوران حضور ائمه معصوم (صلوات‌الله علیهم) مسئله‌ساز بوده است. ائمه نیز در عین توجه به آرمان‌های مقدس برای پیشبرد اهداف خود به واقعیت‌ها نیز نظر داشتند و از این رو متناسب با آن به تغییر در تاکتیک و روش رو می‌آوردند. در سیره حضرت نبی‌(ص) شاهد تفاوت روش در چند مقطع هستیم:
1- آغاز دعوت تا عصر هجرت
2- عصر هجرت تا فتح مکه
3- در دوران برپایی حکومت
حتی سفارش‌های حضرت(ص) برای پس از رحلت، نشانگر نگاه به روش متفاوتی است. در سیره سیاسی حضرت علی(ع) هم سه نوع روش ملاحظه می‌شود:
در عصر نبوی
در دوره حاکمیت خلفا
در دوره حکومت خویش
حال این سؤال مطرح است که چه عوامل و متغیرهایی در اتخاذ این روش‌های متفاوت تأثیرگذار بوده است؟ آیا در این دوره‌های متفاوت آرمان‌ها نقش تعیین‌کننده داشته یا همراه آن واقعیت‌ها نیز تأثیرگذار بوده است؟
چرا روش امام حسن(ع) در برخورد با معاویه با حضرت علی(ع) متفاوت است؟ جالب است عدم فهم واقعیت‌ها و آرمان‌گرایی برخی مسلمانان اجازه درک سیره متفاوت امام مجتبی(ع) را نمی‌داد و ایشان را مایه ذلت امت می‌خواندند و به رفتار سیاسی برخاسته از پیوند بین آرمان حفظ اسلام و واقعیت تلخ آماده نبودن زمینه‌ برای جهاد مسلحانه، اعتراض می‌کردند.
حضرت امام حسین(ع) نیز تفاوت روش در مقاطع مختلف داشتند. هشت سال صبر و انتظار در دوران معاویه را داشتند، اما در عصر یزید قیام را دنبال و در روز عاشورا هم جهادی حماسی و استشهادی را انتخاب کردند.
رفتار سیاسی امام سجاد(ع) هم گویای اتخاذ روش‌های چهارگانه است که در نگاه به واقعیت‌ها قابل درک است. ایشان چهار نوع رفتار را دنبال کردند:
رفتار علنی 2- رفتار نیمه علنی 3- رفتار مخفی 4- رفتار فوق مخفی.
شواهد و قرائن می‌گوید که قیام مختار بدون اذن امام سجاد(ع) نبوده است، همان‌گونه که امامان بعدی آن قیام را تأیید کردند در زندگی و سیره سیاسی سایر ائمه چون امام صادق(ع)، امام رضا(ع) و... هم این تفاوت رفتارها وجود دارد.
در تحلیل این تفاوت‌ها، باید به نقش دو دسته امور توجه داشت:
امور ثابت 2- امور متغیر.
برخی امور ثابت عبارتند از:
خدامحوری 2- دین‌مداری 3- استقامت در هدف 4- پرداخت هزینه 5- اتمام حجت 6- برخورد با صلابت پس از اتمام حجت.
برخی امور متغیر عبارتند از:
شیوه انجام رسالت 2- شیوه وضع حکم 3- روش مقابله با ناهنجاری‌ها 4- شیوه تبلیغ (علنی، مخفی، نیمه‌مخفی) 5- شیوه مبارزه و جهاد
عوامل تأثیرگذار در تغییر تاکتیک:
آیا همیشه جهاد با شمشیر بوده است؟ آیا همیشه روش تبلیغ علنی بوده است؟ جواب منفی است. عواملی موجب می‌شود که رهبری معصوم را مجبور به تغییر در تاکتیک و روش می‌سازد. عواملی چون:
تغییر در عِده و عُده
با نگاه به تعداد یاران و حامیان واقعی، تکلیف مشخص می‌شود. ما آرمان‌گرایی مطلق و مصلحت‌گرایی محض نمی‌بینیم. اشاره امام صادق(ع) به مدعی وجود یاران کثیر برای قیام، به تعداد گوسفندانی (که گفته شده 17 تا بیشتر نبودند) و تأکید بر اینکه اگر به آن اندازه یار صدیق داشتند، قیام می‌کردند، گویای نگاه به اوضاع متغیر و امور بوده است. از این رو اینکه برخی با نگاه هیجانی مدعی بودند ما به اصلح رأی می‌دهیم، ولو 72 تن باشیم نوعی نگاه انحرافی است. یا اینکه برخی مدعی بودند ما تنها به تکلیف می‌اندیشیم و به نتیجه کاری نداریم هم با سیره ائمه انطباق ندارد.
تغییر در فهم و درک مخاطبان و پیروان
گاهی جامعه دچار استحاله فکری می‌شود، مانند ظهور خوارج که گر چه مقدس بودند، اما نوعی کژتابی و انحراف فکری نیز داشتند. به‌دنبال حق بودند، اما به باطل گراییدند. اشکال فهم و تشخیص داشتند. گاهی حتی خواص هم دچار اشکال در فهم و تشخیص درست می‌شوند.
تغییر در میزان و شدت تهدید
اگر خطری متوجه اصل مکتب باشد، رهبر دینی موظف به اتخاذ تاکتیک متناسب با آن است، اما این تاکتیک با توجه به واقعیت‌ها متفاوت است. پذیرش قطعنامه 598 از سوی حضرت امام(ره) در بازگشت به خطری است که متوجه اصل نظام بود و الا حضرت امام نیز آرمان‌ها را به فرموشی نسپرده بود؛ اما با نگاه به واقعیت‌های تلخ جام زهری می‌نوشند، همانگونه که امام حسن مجتبی(ع) صلح با معاویه را برای حفظ اسلام پذیرفتند.
4- تغییر در رفتار جبهه مقابل
اتخاذ هرگونه تاکتیک و روش متناسب با تاکتیک‌های طرف مقابل است. در ماجرای صلح امام حسن مجتبی(ع)، رفتار معاویه دخیل بوده است، چرا که مردم در آن دوران معاویه را یک انسان عادی و نمونه می‌دیدند، نه یک عنصر منحرف و ناهنجار. او پیشوایی عده‌ای از مسلمانان را همراه با نشانه‌هایی چون نشان سجده بر پیشانی و به‌دست گرفتن عصای استحبابی را داشت؛ اما یزید رعایت ظواهر اسلامی را هم نمی‌کرد و رفتار هنجارشکنانه آشکار داشت.
انتظار می‌رود هادیان سیاسی بتوانند ارتباط بین آرمان‌ها و واقعیت‌ها را کشف و رفتار سیاسی متناسب با آن را دنبال کنند. در پدیده‌های سیاسی لازم است از چند اشتباه اجتناب کرد: اشتباهاتی چون؛
اشتباه در محاسبات و وضعیت‌شناسی بازیگران
اشتباه در محاسبات و تحلیل وضعیت جامعه
اشتباه در انتخاب هدف
بی‌توجهی به مرجعیت فکری- سیاسی
آیا می‌توان برای پیشبرد اهدافی چون هدایت سیاسی نیرو، از چند مرجع خط فکری و تحلیلی گرفت؟ یا نیاز است برای انجام یک کار شبکه‌ای به مرجعیت فکری- سیاسی واحد نظر داشت؟
اشتباه در تطبیق مصادیق
در شناخت مصداق‌ها، تطبیق معیارها با مصداق نباید فقط به بخشی از معیارهای معطوف به آرمان‌ها توجه داشت، بلکه باید کلیت معیارها را دید و به واقعیت‌های موجود هم توجه داشت.
نمی‌توان با تمسک یا به عبارت بهتر پوشش قرار دادن تکلیف به نتایج و پیامدهای یک رفتار سیاسی بی‌توجه بود.
انتظار می‌رود هادیان سیاسی با بینش عقلانی و عمیق و نگاه به تغییرات محیطی بتوانند تحلیل واقع‌بینانه و دقیقی داشته و با تکیه بر اصول ثابت، امور متغیر را نیز درنظر گرفته و رفتاری متناسب با مصالح و آرمان‌های نظام داشته باشند.


نگاه یک
علی اسماعیلی

جبهه امروز سپاه
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌عنوان ارگانی مهم و تأثیرگذار همواره مورد حقد و كینه دشمنان داخلی و خارجی نظام بوده و هست. حجم گسترده هجمه و حملات گاه و بیگاه دشمنان نظام به این نهاد ارزشی تا جایی است كه برخی بر آن، «سپاه‌هراسی» نام نهاده‌اند. حال این سؤالات مطرح می‌شود كه اصولاً چرا هر از گاه شاهد این نوع هجمه‌ها به سپاه هستیم. سپاه منافع فردی، جناحی و... چه كسان یا قدرت‌هایی را تهدید می‌كند كه این‌گونه به آن تاخته می‌شود؟ و سؤالات دیگری كه در این خصوص مطرح شده یا می‌شود...
گرچه بارها از سوی مسئولین سپاه و حتی در هفته‌نامه صبح‌صادق نیز در قالب یادداشت، گزارش، خبر و... به این سؤالات پاسخ داده شده است اما آغاز به كار دولت جدید و شیطنت برخی جریانات خاص فرصت‌طلب، و از سویی، افتتاح پالایشگاه تمام ایرانی فازهای 15 و 16 پارس جنوبی توسط قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا(ص) سپاه بهانه‌ای شد تا بار دیگر در این یادداشت به برخی دلایل هجمه به سپاه از سوی دشمنان داخلی و خارجی نظام بپردازیم.
واقعیت این است كه اولین و مهم‌ترین دلیلی كه سبب شده معاندان نظام همواره به نهاد مقدس سپاه بتازند و با عوام‌فریبی و برخی ادعاهای كذب، سعی در به چالش كشاندن آن داشته باشند، نقش مهم و تأثیرگذار سپاه در حفاظت از كشور و نظام، و پیشرفت و توسعه میهن اسلامی‌مان است. چه كسی است كه از نقش مؤثر سپاه در هشت سال دفاع مقدس خبر نداشته باشد؟! چه كسی است كه از نقش سپاه در برخورد با گروهك‌های تروریست‌ و تجزیه‌طلب در كردستان و سیستان و بلوچستان و گنبد و خوزستان و... خبر نداشته باشد؟! چه كسی است كه از نقش مؤثر سپاه در پایان غائله هواپیماربایی در كشور و حفاظت از شخصیت‌ها (پس از واگذاری این مسئولیت‌ها به سپاه) آگاه نباشد؟ و ده‌ها اقدام امنیتی بزرگ دیگر كه آن‌ها را فاكتور می‌گیریم.
پس از پایان جنگ نیز سپاه به دلیل تجربه‌های ارزشمندی كه در بحث مهندسی و ساخت و ساز جاده‌ها و پل‌ها و.. كسب كرده بود و همچنین به سبب در اختیار داشتن نیروهای متخصص و متعهد و توانا و از سویی، بنا بر مصلحت و دستور مسئولان عالی كشور وارد جبهه‌ای دیگر برای دفاع از نظام و كشور، یعنی ساخت و توسعه و عمران كشور شد. همین موضوع هم سبب شد تا دشمنان خارجی نظام و كسانی كه بنا بر دلایلی منافع فردی و جناحی خود را در خطر می‌بینند. هر از چند گاه و به بهانه‌های مختلف به سپاه حمله كنند. البته در این خصوص ذكر چند نكته حائز اهمیت است.
1- بنا بر سیاست‌های سپاه، در مناقصه‌های اقتصادی‌ای كه شركت‌های داخلی در كنار شركت‌های خارجی حضور دارند، سپاه وارد مناقصه نمی‌شود و فقط در مواردی كه تنها شركت‌های خارجی در مناقصه هستند سپاه هم وارد مناقصه می‌شود.
2- همان‌گونه كه اشاره شد، توانایی بالا، مجهز بودن به فناوری‌های روز، وجود نیروهای متخصص، متعهد و... همه سبب شده كه گاه دولت‌های پس از جنگ، خود برای اجرای بسیاری از پروژه‌های ملی و بزرگ از سپاه درخواست كمك و همكاری نمایند. افتتاح پالایشگاه تمام ایرانی فازهای 15 و 16 پارس جنوبی كه یكی از افتخارات بزرگ جمهوری اسلامی است، مؤید همین توانایی سپاه در ساخت پروژه‌های بزرگ ملی است. از سویی، سپاه گاه پروژه‌هایی را انجام می‌دهد كه به لحاظ مسائل ناامنی و غیرسودآور و... شركت‌های دیگر حاضر به انجام آن بوده و نیستند. مانند؛ ساخت جاده در هرات افغانستان و یا راه‌آهن زاهدان و...
در پایان باید گفت؛ نقش مهم و تأثیرگذار سپاه در حفظ و نگهداری از نظام و انقلاب و همچنین كمك آن به پیشرفت و توسعه كشور ـ كه مانع اصلی به ثمر ننشستن اهداف دشمنان از جمله تحریم‌ها علیه ایران است ـ سبب شده كه دشمنان داخلی و خارجی با هدف حذف یا انفعال‌یا ناكارآمد كردن سپاه، هر از گاه به این نهاد مهم و تأثیرگذار حمله نمایند. جبهه امروز سپاه، ساخت كشور و دور زدن تحریم‌هاست. چیزی كه دشمنان آن را نمی‌خواهند!


نگاه دو
علی حیدری

احمدی‌نژاد یا روحانی؛ برای بی‌بی‌سی فرقی ندارد!
فراموش نکرده‌ایم که شبکه خبری «بی‌بی‌سی فارسی» وابسته به خاندان سلطنتی انگلیس که در اثنای تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری ایران با به‌کارگیری شگردهای مختلف رسانه‌ای، تمام تلاش خود را برای عدم حضور مردم ایران پای صندوق‌های رأی به کار بسته بود، با مشاهده مشارکت بالای ایرانیان در این انتخابات نتوانست این واقعیت بزرگ را کتمان کند، از این رو خبرنگار این شبکه از حضور پرشور مردم و تشکیل صفوف طولانی ابراز شگفتی کرد!
پس از اعلام نتایج هم این شبکه در اولین واکنش خود، دوباره به مشارکت بالای رأی‌دهندگان اشاره و به‌نوعی به آن اعتراف کرد. دو روز پس از حماسه بزرگ سیاسی ملت ایران که در لبیک به رهبر فرزانه و دوراندیش انقلاب صورت گرفت و در حالی که برخی از رسانه‌های وابسته به دشمنان انقلاب با تحلیل‌های سوء خود تلاش می‌کردند تا نتیجه انتخابات را نشان‌دهنده شکست نظام و روی کار آمدن جریانی بدانند که همسو با رهبری نیست(!) شبکه بی‌بی‌سی اذعان کرد؛ اینکه روحانی و عارف بدون هیچ‌گونه پیش شرطی توانستند در انتخابات 92 شرکت کنند و حتی هاشمی و خاتمی هم از آنان حمایت کردند، نشان‌دهنده پیروزی رهبر انقلاب و عقب‌نشینی اصلاح‌طلبان از مواضع گذشته‌شان است.
اینها را می‌توان مصادیقی دانست برای اینکه گردانندگان این شبکه دریافته‌اند که همیشه هم نمی‌توانند خلاف جریان آب حرکت کنند و مخاطبان آگاه از واقعیت‌های جامعه ایران، القائات ساختگی آنها را نمی‌پذیرند، از این رو برخلاف میل باطنی و سیاست‌های استعماری اربابان‌شان، بعضی وقت‌ها مجبور به اعتراف می‌شوند.
نزدیک به دو ماه پس از انتخابات، در روزهای اخیر و همزمان با جابه‌جایی دولت و آغاز به‌کار رئیس‌جمهور جدید سایت شبکه بی‌بی‌سی با انتشار صفحات ویژه‌ای با عنوان «خداحافظی با دکتر احمدی‌نژاد» به سیاه‌نمایی عملکرد و اقدامات وی در دوران هشت ساله ریاست‌جمهوری‌اش پرداخت و خدمات فراوان او و دولت نهم و دهم را نادیده گرفت و این طور وانمود کرد که در طول دو دوره گذشته هیچ اقدام مثبتی اتفاق نیفتاده است!
البته همچون دولت‌های گذشته، انتقادهایی به دولت آقای احمدی‌نژاد در سال‌های اخیر وارد است، اما از یک سو باید در کنار اشکالات به محاسن دولت گذشته هم اشاره کرد و از سوی دیگر، از مسئله تحریم‌های اعمال شده علیه اقتصاد کشور نیز غافل نبود. شاخصه‌هایی چون؛ مردمی بودن، ساده زیستی، پرکاری، سفرهای استانی و ارتباط با اقشار مختلف مردم، هدفمندی یارانه‌ها، مسکن مهر و... نمونه‌هایی از بارزترین ویژگی‌های مثبت دوره هشت ساله دکتر احمدی‌نژاد است.
کار بی‌بی‌سی به اینجا هم ختم نشد و در اولین گام‌های دولت یازدهم، به بهانه ترکیب کابینه آقای روحانی پروژه حمله به رئیس‌جمهور یازدهم را هم کلید زد. بی‌بی‌سی کوشید این طور القا کند که کابینه آقای روحانی بازتاب خواسته‌های اکثریتی که به او رأی داده‌اند، نیست. البته روشن است که آنها از این ناراحتند که چرا اصحاب فتنه 88 در کابینه روحانی حضور ندارند.
اما پر واضح است که ناراحتی گردانندگان بی‌بی‌سی از جای دیگری است. آنها از مواضع اخیر آقای روحانی مبنی بر این که غرب باید به جای تحریم ملت ایران آنان را تکریم کند و همچنین نامشروع دانستن موجودیت رژیم صهیونیستی که از آن به منزله جراحتی بر پیکره جهان اسلام یاد کرد، خشمگین شده‌اند.
روشن است که اگر مسئولان نظام مواضع و سیاست‌هایی که اتخاذ می‌کنند با منافع قدرت‌های غربی منافات داشته باشد، آنها به خودشان حق می‌دهند تا علیه وی هجمه رسانه‌ای راه بیندازند و برای بی‌بی‌سی فرقی نمی‌کند، آن شخص احمدی‌نژاد باشد یا روحانی!


 

صفحه 7 گزارش

 

 

برنامه و شایستگی‌های احراز مقام وزارت در جمهوری اسلامی ایران
تهیه و تنظیم: فرهاد مهدوی

وزیر عالی‌ترین مدیر یك وزارتخانه‌ است و باید برنامه‌ای برای مدیریت آن وزارتخانه داشته باشد. برنامه وزیر پیشنهادی می‌تواند یكی از ملاك‌های سنجش شایستگی و ارزیابی مهارت‌های فنی، ادراكی و مفهومی شخص منتخب برای وزارت باشد.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از ضرورت ارائه برنامه در هنگام اخذ رأی اعتماد وزرا سخنی به میان نیامده است، ولی فصل دوم آیین‌نامه داخلی مجلس مشتمل بر مواد (204) تا (207) به نحوه بررسی و رأی اعتماد به هیئت وزیران اختصاص یافته است. در مواد مذكور ارائه خط مشی و اصول كلی برنامه دولت به منظور اخذ رأی اعتماد برای وزرا برعهده رئیس‌جمهور گذاشته شده و در مواد دیگری از فصل مذكور نیز عبارت «برنامه وزیر» به كار رفته است، از این رو آنچه از مبانی قانونی استنباط می‌شود این است كه در كنار بررسی شرایط و سوابق شخص وزیر پیشنهادی، «برنامه وزیر» نیز به عنوان یكی از ابزارها و مصادیق احراز صلاحیت او قابل بررسی و استناد توسط نمایندگان مجلس شورای اسلامی است.
در این مجموعه به صورت مختصر، ویژگی‌ها، سؤال‌ها و یا ملاك‌هایی برای كمك به بررسی و سنجش برنامه وزرای پیشنهادی با اتكا به مبانی علمی و تجربی مرور شده است.
ویژگی‌های اصلی برنامه وزیر
1- برنامه وزیر و برنامه وزارتخانه
پیش از هر چیزی باید برنامه «وزیر» را از برنامه «وزارتخانه» تمییز داد، زیرا وزارتخانه یك دستگاه اجرایی با سطوح و لایه‌های متعدد سازمانی است و یك هویت سازمانی و واحد حقوقی جداگانه است و فارغ از اینكه چه كسی آن را اداره می‌كند خود متولی و مسئول اجرای وظایف و تكالیف قانونی و برنامه‌های مدون و غیر مدونی است كه در سلسله مراتب هرم برنامه‌ای كشور و در امتداد اسناد بالادستی نظیر قانون اساسی و سیاست‌های ابلاغی قرار می‌گیرد، اما وزیر بالاترین مدیری است كه عهده‌دار اداره آن دستگاه است.
برنامه وزیر یك برنامه مدیریتی است و به مثابه یك طرح و نقشه برای سازماندهی، هدایت و كنترل وزارتخانه است كه بیشتر ناظر بر شیوه اداره و نحوه تمشیت و تدبیر امور خواهد بود و از این نظر ماهیتاً با برنامه وزارتخانه متفاوت است، به عبارت دیگر برنامه وزیر برنامه‌ای برای «اداره وزارتخانه» است، ولی برنامه وزارتخانه برنامه‌ای برای «اداره بخش ذی‌ربط» است و این دو یكی نیستند، بلكه در طول هم یا مكمل همدیگر می‌باشند.
2- شناخت مفید
شناخت مأموریت‌ها و وظایف قانونی و موقعیت فعلی وزارتخانه ذی‌ربط، شناخت آسیب‌ها، موانع، چالش‌ها و محدودیت‌ها، درك فاصله‌ها و نسبت‌ها، تشخیص حوزه‌ها و عوامل كلیدی و اهرمی و نحوه تلفیق و سازماندهی اهداف و اولویت‌ها با نیازها و محدودیت‌ها، از ضرورت‌های تدوین یك برنامه مدیریتی است كه باید در برنامه وزیران گنجانده شده باشد.
توجه به محورهای زیر در برنامه وزیر می‌تواند حاكی از شناخت مفید حوزه عمل وزارتخانه باشد.
ـ مأموریت وزارتخانه
ـ ارزش‌های بنیادین وزارتخانه
ـ اهداف عمده و بزرگ وزارتخانه
ـ درك و توجه به خواسته‌‌های ذی‌نفعان وزارتخانه اعم از مردم و سایر ارگان‌های مرتبط (نظیر قوای مقننه، قضائیه و...).
ـ همسویی وزارتخانه با سیاست‌های كلان نظام
ـ توجه به خواسته‌ها و تدابیر رهبری انقلاب
3- وجه سیاسی در برنامه وزیر
وزیر یك مدیر سیاسی بوده و فعالیت وزیر جزئی از یك فعالیت كلان سیاسی در عرصه حكومت‌داری و جامعه است. بنابراین وزیر علاوه بر مدیریت وزارتخانه مربوطه و تمشیت، تغییر و راهبری حوزه كاری وزارتخانه خود، نیازمند درك جایگاه سیاسی خود در كار وزارت به عنوان بخشی تفكیك‌ناپذیر از نظام حكومت‌داری است.
از این رو در ارزیابی برنامه یك وزیر نه تنها باید به وجه مدیریتی آن توجه داشت، بلكه باید به وجه سیاسی برنامه وزیر نیز توجه كرد.
وجه سیاسی برنامه وزیر را می‌توان به معنای اعمال اقتدار براساس شیوه‌هایی تعریف كرد كه حیثیت، حقوق و نیازهای قاطبه مردم را در محدوده مدیریتی وزیر محترم پاسخگو باشد. در این راستا، وجه سیاسی برنامه وزیر را می‌توان بر مبنای دو معیار «شمول مردم» و «پاسخگویی مدیریتی» ارزیابی كرد.
توجه به چنین مقوله‌هایی و لحاظ چنین دیدگاه‌هایی در برنامه وزیر می‌تواند دلالت بر درك جایگاه وزارت در حكومت‌داری داشته و ذكاوت سیاسی وزیر تلقی شود.
4- وزارت و كیفیت ارائه خدمات عمومی
با تغییر جهت‌گیری در دولت به اعمال حاكمیت، نقش وزارتخانه‌ها در كیفیت حكومت‌داری برجسته‌تر شده است. آن‌ها دیگر عرضه‌كنندگان ساده خدمات عمومی نیستند، بلكه باید با نظارت بر كیفیت ارائه خدمات عمومی تمركز كنند. بنابراین، پرسش اصلی كه هر وزیر باید به آن پاسخگو باشد این است كه چه برنامه‌ای برای بهبود كیفیت ارائه خدمات عمومی در وزارتخانه متبوع خود دارد؟
از این رو می‌توان از وزرا خواست كه برنامه اصلاحی خود را برای اداره امور وزارتخانه در این چارچوب تنظیم كنند.
آن‌ها باید جهت‌گیری‌های تازه‌ای برای اصلاح رویه‌های پیشین ارائه دهند و سازوكارهای بهتری برای كاهش عوامل محدودكننده و افزایش عوامل پیش‌برنده كیفیت خدمات عمومی ارائه كنند و التزام كامل خود را به اعمال این سازوكارها نشان دهند.
5- وزیر به عنوان متفكر راهبردی
وزیر به عنوان مدیر ارشد یك وزارتخانه باید دارای خصیصه‌های زیر باشد كه نمود آن‌ها می‌تواند در برنامه وزیر متبلور باشد:
1-5- نگرشی نظام‌مند
نگرش نظام‌مند به معنای دیدن عوامل مختلف مؤثر بر حیطه كار وزیر و روابط این عوامل در عرصه عمل وزارتخانه است. فهم ارتباط بین وزارتخانه و محدوده كاری آن با سایر دستگاه‌ها در یك منظومه به نام دولت و تأثیر و تأثر آنها در مقابل یكدیگر تنها با داشتن یك نگاه سیستمی و جامع امكان‌پذیر خواهد بود كه شواهد و قرائن آن از لابه‌لای برنامه و گفتمان یك وزیر قابل استنباط است.
2-5- حركت هدفدار و تمركز بر اهداف اولویت‌دار
اهمیت تمركز بر اهداف با اولویت بالا بر هیچ مدیری پوشیده نیست؛ از این رو وزیر نیز باید ضمن تمركز بر مهم‌ترین اهداف، بر مهم‌ترین قابلیت‌های وزارتخانه و نیز اصلی‌ترین چالش‌های حوزه عمل وزارتخانه تأكید داشته باشد.
3-5- فرصت‌جویی
وزیر به‌عنوان یك مدیر راهبردی در وزارتخانه باید بتواند فرصت‌های موجود در حوزه كاری وزارتخانه را بشناسد و توان ایجاد فرصت‌های تحول‌آفرین را برای دستگاه خود داشته باشد. این فرصت‌ها در حقیقت عبارت از مجموعه‌ای از عوامل، شرایط و موقعیت‌هاست كه در درون و بیرون سازمان او قرار دارد و او باید توانایی دیدن و یا خلق آنها را داشته باشد.
4-5- تفكر در زمان
وزیر باید به زمان توجه كند و به روندها و فراز و نشیب‌های زمانی وزارتخانه و كشور (گذشته، حال و تا حد امكان آینده) توجه داشته باشد.
5-5- شخصیت فرضیه‌ساز
یك وزیر نیز باید توان این را داشته باشد كه در مقابل مسائل و چالش‌های وزارتخانه راهكارهای مختلف و سناریوهای متعدد را خواهان باشد و در خصوص پذیرفتن یا رد آنها به دلایل روشن متكی باشد تا از اداره سلیقه‌ای و متزلزل وزارتخانه پرهیز كند. برنامه وزیر نیز می‌تواند منبعث از چنین نگاهی باشد.
6-5- توجه به نوآوری
تجارب كشورهای مختلف در عرصه اداره امور عمومی نیز نشان داده است كه خلاقیت و نوآوری در توسعه و بهبود اداره امور عمومی نقش كلیدی دارد و ابتكارات سیاستی می‌تواند راهكارهای برون‌رفت از مشكلات و یا حركت به سمت آینده‌ای امیدبخش‌تر را شكل دهد.
6- وزیر به عنوان آینده‌ساز
از آنجا كه وزیر در برنامه خود در واقع به نوعی به آینده‌نگری در مورد وزارتخانه و مدیریت آن می‌پردازد درك حداقل چهار مؤلفه زیر در برنامه‌های وزیر مناسب به نظر می‌رسد و...
1-6- روندها
ـ روندهای كلان اعم از روندهای پیش‌ران و بازدارنده در حوزه كاری وزارت كدام است؟
ـ سیر تحول این روندها به چه صورت بوده و آینده آن چگونه خواهد بود؟
این روندهای كلان گاهی حكم پیش‌ران و گاه حكم پس‌ران و مانع را دارند. از این رو یك وزیر آینده‌ساز در اسناد پشتیبان برنامه خود به پرسش‌های فوق پاسخ خواهد داد.
2-6- رویدادها
ـ چه رویدادهایی ممكن است به صورت معنادار روندهای كلان حوزه عمل وزارتخانه را از مسیر گذشته خود تغییر دهد؟
وقایع مهمی كه نظم موجود در تغییرات وزارتخانه و حوزه عمل آن را بر هم می‌زند نیز باید توسط وزیر روشن شود. پاسخ به پرسش فوق در برنامه وزیر حاكی از توجه به نقش رویدادها خواهد بود.
3-6- تصاویر
تصاویر معمولاً در قالب دورنما و چشم‌انداز ارائه می‌شوند. به هر اندازه كه تصویر ارائه شده روشن‌تر، دست‌یافتنی‌تر و انگیزاننده‌تر باشد و نیز حامل تركیب آرمان‌گرایی و در عین حال واقع‌گرایی باشد، برنامه وزیر از كارایی بالاتری برخوردار خواهد بود.
4-6- اقدامات
تحقق چشم‌انداز از طریق اقدامات صورت می‌گیرد. وزیر باید چگونگی نیل به چشم‌انداز تصویر شده و در واقع راهبردهای نیل به چشم‌انداز خود را بیان كند.
7- شرایط احراز و شایستگی‌های مورد نیاز برای نامزد وزارت
همان‌طور كه گفته شد، وزیر یك مدیر عالی و در عین حال یك مدیر سیاسی است. بنابراین باید حداقل‌های لازم به عنوان یك مدیر عالی و یك مدیر سیاسی را دارا باشد. در دانش مدیریت ویژگی‌هایی برای یك مدیر عالی تعیین شده است كه شمار آن‌ها بسیار زیاد است، اما نتایج تحقیقی كه در كشور انجام گرفته است نشان داده كه مدیران نظام اداری كشور برای انجام وظایف خود، نیازمند دو دسته شایستگی هستند كه عبارت است از:
ـ توانایی: كه شامل توانای‌های «فكری ـ ذهنی»، «علمی»، «روحی ـ روانی» و «فیزیكی ـ جسمی» می‌شود.
ـ مهارت: كه شامل مهارت‌های «فنی»، «انسانی»، «ادراكی»، «ارتباطی» و «تصمیم‌گیری» می‌شود.
1-7- مهارت فنی
مهارت فنی به معنای دانایی و توانایی در انجام وظایف خاص كه لازمه آن ورزیدگی در كاربرد فنون و ابزار ویژه و شایستگی عملی در رفتار و فعالیت است. مهارت‌های فنی از طریق تحصیل، كارورزی و تجربه حاصل می‌شوند.
2-7- مهارت انسانی
یعنی داشتن توانایی و قدرت تشخیص در زمینه ایجاد محیط تفاهم و همكاری و انجام دادن كار به وسیله دیگران، فعالیت مؤثر به عنوان عضو و رهبر گروه، درك انگیزه‌های افراد و تأثیرگذاری بر رفتار آنان.
3-7- مهارت‌های تصمیم‌گیری
یك وزیر باید همه عواقب و پیامدهای خوب و بد یك تصمیم‌گیری را استنتاج كند و یك تصمیم‌گیرنده سریع باشد.
4-7- مهارت‌های سیاسی
وزارت یك مقام سیاسی است و بیش از بسیاری از مناصب مدیریت وجه سیاسی دارد، از این رو وزیر باید حائز مهارت‌های سیاسی در سطح بالا باشد. رفتار سیاسی اغلب به‌عنوان توانایی برای نفوذ مؤثر بر دیگران تعریف می‌شود. به هر حال مهارت سیاسی در هر سازمانی وجود دارد و افرادی كه در به كارگیری این مهارت موفق هستند اغلب بهترین اعتبار (شهرت) را در میان همكاران‌شان دارند. یك ویژگی مشترك وزرای موفق چیرگی (كاردانی) سیاسی‌شان است. آنها قادرند تا دیگران را درك كنند و دانشی را به كار گیرند تا در تفكرات و اقدامات دیگران نفوذ كنند.
مهارت‌های سیاسی بالا می‌تواند كاركنان را برانگیزاند تا فراتر از معمول كار كنند، زیرا متقاعد شده‌اند كه كار آن‌ها به سازمان كمك خواهد كرد.
پژوهش‌های انجام شده، چهار ویژگی را شناسایی كرده است كه چیرگی سیاسی فرد را تعریف می‌كند:
ـ زیركی (تیزفهمی) اجتماعی: به توانایی درك آنچه كه در اطراف شما جریان دارد و به درستی قدرت مشاهده دیگران را داشتن، اطلاق می‌شود.
ـ نفوذ بین‌شخصی: به داشتن یك شخصیت متقاعدكننده و بهبود سبكی كه برای دیگران خوشایند است، گفته می‌شود.
ـ توانایی شبكه‌سازی: افرادی كه مهارت‌های سیاسی قوی دارند در گسترش ارتباط‌هایی كه می‌تواند به آنها كمك كند، كارآزموده هستند.
ـ داشتن توانایی انتقال (ابلاغ) برداشت صادقانه.
8- شایستگی مدیران عالی از دید اسلام
امام علی(ع) می‌فرمایند: «ای مردم همانا سزاوارترین مردم به امر خلافت و مدیریت امت، تواناترین بر اداره آن و دانا به فرمان خداوند در فهم مسائل است.»
از جست‌وجو در نهج‌البلاغه و تفاسیر آن و تحقیقات انجام شده، می‌توان ملاك‌های شایسته‌سالاری مدیران اسلامی را به چهار معیار زیر طبقه‌بندی كرد:
ـ معیارهای ایدئولوژیكی: معیارهایی كه ریشه در جهان‌بینی اسلامی دارند و بارزترین وجه تمایز مدیریت اسلامی از مدیریت غربی هستند، مانند تقوا، ایمان، اخلاص، بصیرت، سعه‌صدر، اعتقاد به آخرت و روز حساب، رعایت عدل و انصاف و عدم تعلق به دنیا.
ـ معیارهای زمینه‌ساز: عوامل سنجشی كه به عنوان پیش‌زمینه معیارهای ارزشی و تخصصی به شمار می‌روند، مانند امانتداری، اهل مشورت بودن، داشتن حسن شهرت و نداشتن سوء پیشینه، پاكی و صلاحیت خانوادگی، ساده‌زیستی و... .
ـ معیارهای تخصصی: دانش و فنونی كه مدیر در امر مدیریت نیازمند آن‌هاست، مانند تجربه كاری و توانمندی، نظم و انضباط، عنایت به كاركنان، مردمی بودن، جلب رضایت آنان و... .
ـ معیارهای ارزشی ـ اخلاقی: معیارهایی كه شامل مجموعه‌ای از رفتارهایی است كه در جوامع انسانی مورد پذیرش است و به نام ارزش‌های جهانی نیز شناخته می‌شود، مانند ایمان، تقوای الهی، امانتداری، صداقت و... .
وزارتخانه یكی از دستگاه‌های اساسی در اعمال حاكمیت كشور است. الگوی حكومت مطلوب با توجه به كیفیت حكومت مسائلی را مطرح می‌كند كه معمولاً در ساختارهای اقتدارگرا به فراموشی سپرده می‌شود. در این چارچوب، موفقیت حكومت در ارائه خدمات بهتر به مردم و بهبود وضعیت اقتصادی به كیفیت آن گره می‌خورد. دو معیار شمول مردم و پاسخگویی، كیفیت حكومت را سنجیده و ریشه‌های كامیابی یا ناكامی حكومت‌ها در افزایش قدرت و ثروت ملی را نشان می‌دهد. از این رو، هر اندازه مدیران و كارگزاران حكومت به این دو اصل ملتزم و متعهد باشند احتمال موفقیت آن‌ها در انجام وظایف محوله بیشتر می‌شود. بررسی این موضوع كه آیا آن‌ها برنامه‌ای عملیاتی برای شمول هرچه بیشتر مردم در حوزه عملكرد و تقویت پاسخگویی وزارتخانه متبوع خود دارند اهمیت كیفیت حكومت‌داری را نزد آن‌ها نشان می‌دهد. به همین ترتیب، بی‌توجهی به این امور و برخورد شعارگونه با آن گواه آن است كه نمی‌توان از چنین وزیری انتظار عملكرد مطلوب داشت.
* مركز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی


نيم نگاه
فتح الله پریشان

اعتراف دیرهنگام و سهم‌خواهی از قدرت!
دوشنبه هفته گذشته (14/5/92) روایت جدیدی از اکبر گنجی به نقل از جلسات خصوصی و داخلی برخی از بزرگان اصلاح‌طلبی در مورد اعتراف پنهانی آنها مبنی بر اینکه در انتخابات 88 تقلب صورت نگرفته است، بر تارک رسانه‌ها نشست و انعکاس زیادی پیدا کرد. اگرچه پوچی این اتهام به دولت و به تبع آن نظام اسلامی برای کسانی که به صورت دقیق، کارشناسی و پیوسته مسائل و حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دوره دهم را در سال 88 دنبال می‌کردند، مبرهن و آشکار بود و از طریق اسناد زیادی که در دست بود، تلاش‌هایی نیز صورت گرفت که ابعاد و زوایای موضوع برای مردم تبیین شود، اما اعتراف دیرهنگام امثال گنجی از پستوخانه جریان‌های سیاسی فعال در این ماجرا هنوز هم می‌تواند برای دیرباوران داخلی و مغرضان خارجی که متواریونی چون گنجی را در دامن خود جا داده‌اند مفید فایده باشد. این موضوع متضمن نکاتی است که در زیر به آن‌ها اشاره می‌شود.
1- انگیزه و هدف از این اذعان دیرهنگام چیست؟ آیا اصلاح‌طلبان افراطی و تندرو با مناسب دیدن فضای سیاسی جدیدی که در اثر روی کارآمدن دولت اعتدال به وجود آمده که البته خود را در آن موثر دانسته و به دنبال سهم‌خواهی نیز هستند، با این اقدام تلویحی آشتی‌جویانه درصدد بازگشت به عرصه سیاست و قدرت در ایران هستند؟ یا نه، واقعاً هدف‌شان اعتراف به حقیقتی است که تاکنون ابعادش برای آنها نامکشوف بوده است؟ البته از جریانات و افراد مدعی هوش سیاسی در دوم خرداد، شق دوم بسیار بعید است؛ همان طور که پذیرفتن خبر زهد گربه برای گرفتن موش دور از عقل است.
2- اغتشاشات خرداد88 که به تعبیر مقام معظم رهبری یک بی قانونی بزرگ بود و لطمات جبران‌ناپذیری به حیثیت و پرستیژ بین‌المللی نظام زد و مهم‌تر از همه کام مردم را از شیرینی حضور 85 درصدی در پای صندوق‌های رأی انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری در آن فضای سیاسی سنگینی که دشمن برای عدم استقبال مردم ایجاد کرده بود، تلخ کرد، از این منظر که گردانندگان صحنه خود نیز می‌دانستند که امکان تقلب در سیستم انتخاباتی نظام جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد و این معنا در کلام بزرگانی از اردوگاه دوم خردادی در محافل خصوصی گفته می‌شد که گنجی امروز خبر آن را به مردمی می‌دهد که در دهه هشتاد دانستن را حق مردم می‌دانست، اما با این حال اقدام به این فتنه عمیق کردند و تا جایی که احساس می‌کردند، می‌توانند از آن به عنوان ابزار فشار به ایران استفاده کنند، آن را در رسانه‌های خود زنده نگه داشتند و امروز که باید عذر تقصیر به پیشگاه ملت ایران بیاورند، می‌خواهند هزینه آن را از طریق اعتراف ضمنی یک نیروی دست چندم رسانه‌ای که خود در دادگاه عدل مردمی متهم است، تقلیل دهند. در حالی که مقام معظم رهبری در یکی از سخنرانی‌های اخیرشان در ایام ماه مبارک رمضان فرمودند که؛ با توجه به این که در جلسات خصوصی اعتراف می‌کنند که در سال 88 تقلبی صورت نگرفته، چرا عذرخواهی نمی‌کنند؟
3- بنابراین سران فتنه و فتنه‌گران گناه بزرگی مرتکب شده‌اند که به این سادگی که افرادی چون گنجی فکر می‌کنند، نمی‌توانند بدون پرداخت هزینه آن و عذرخواهی از پیشگاه ملت آن را از نامه عمل سیاسی خود پاک کنند، بلکه مطابق با نظرات مقام معظم رهبری، باید اول تکلیف قانون‌شکنی از طریق اردوکشی‌های خیابانی را روشن سازند و سپس در گام دوم، به‌دلیل طرح مدعای کاذب تقلب و هزینه‌تراشی برای نظام و مردم، عذرخواهی کنند.
4- به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان افراطی و تندرو با رویت حضور بیش از 72 درصدی مردم شریف ایران در پای صندوق‌های رأی انتخابات دوره یازدهم و پاسداشت نظام از تفاضل آرای هفت دهم درصدی مردم که به پیروزی نامزد مستقل یعنی آقای روحانی منجر شد، نگرانند که مردم با مقایسه این دو وضعیت و ملاحظه اسناد و شنیدن واقعیت از زبان بزرگان سرمایه اجتماعی خود را بیش از پیش از دست بدهند. از این رو تلاش می‌کنند به حقیقت انتخابات88 و عدم تقلب در آن اعتراف کنند تا هم ژست صداقت به خود بگیرند و هم مسیر را برای بازگشت به قدرت - لااقل برای انتخابات مجلس دهم و دوره بعد ریاست جمهوری- هموار سازند.


دريچه
برگردان :محسن رنجبر

فرایند اشغال یک سرزمین(۲1)
روشنگري اسكاتلندي(1)

پیوند اسكاتلند با انگلستان به شكل رسمی از سال 1603 آغاز شد كه جیمز ششم، پادشاه اسكاتلند تاج و تخت انگلستان را به ارث برد و به شاه جیمز اول در این كشور معروف شد.
اسكاتلند و انگلستان هنوز روي كاغذ از هم جدا بودند، اما تاج پادشاهي هر دوي اين كشور‌ها را اتفاقاً يك نفر بر سر گذاشت. اين وضعیت تا تصويب «قانون اتحاد» در سال 1707 كه پادشاهي‌هاي انگلستان و اسكاتلند را براي هميشه به يكديگر ملحق ساخت، ادامه داشت.
پيش از سال 1707 تماس بسيار اندك يا حتي همدلي بسيار كمتري ميان اين دو كشور وجود داشت. تمام اسكاتلندي‌ها يا پرسبيتري بودند يا يعقوبي(1) و اين به تنهايي براي ايجاد بيگانگي ميان آن‌ها و چهار‌پنجم از جمعيت انگلستان كافی بود. اسكاتلندي‌هاي بسيار اندكي به جنوب سفر مي‌كردند و تعداد انگليسي‌هايي كه روانه شمال مي‌شدند، حتي از آن‌ها هم كمتر بودند. فرانسه، متحد سنتي اسكاتلند، دشمن سنتي انگلستان بود. عالمان و روحانيان اسكاتلندي براي ادامه تحصيلات و الهام‌گيري‌هاي فكري به دانشگاه‌ها و حوزه‌هاي علميه اروپاي قاره‌اي مي‌نگريستند و نه به انگلستان.
ساختار دروني اسكاتلند هيچ شباهتي به انگلستان نداشت. مجلس ادينبورو، نهادي بسيار فاسد و غير‌ مردمي بود كه «باند‌هايي» از اشراف‌زادگان بر آن سلطه داشت. نظام در‌هم‌تنيده مجامع بزرگان كليساي پرسبيتري اسكاتلند، تنها دولت محلي واقعي در اين كشور بود. كشاورزي آن نيمه‌فئودال و نا‌مولد بود و از طريق نظام «شيار‌ ـ ‌مرز (run-ring)» در زمين‌هاي غير‌محصور با دوره‌هاي اجاره‌دهي بسيار كوتاه‌مدت اداره مي‌شد. تنها مزيت اشراف اسكاتلندي در قياس با همتايان انگليسي‌شان اين بود كه آشكارا بسيار پدر‌مآبانه‌تر رفتار مي‌كردند و شيوه زندگي و فرهنگ‌شان به اجاره‌دار‌هاي آن‌ها نزديك‌تر بود و اين در پيشبرد روابط اجتماعي بسيار اثر‌گذار بود و البته زمين‌هاي راز‌آلود و نفوذ‌نا‌پذير هايلند (Highlands) نيز وجود داشت كه طوايف «وحشي» اداره‌شان مي‌كردند؛ طوايفي كه ساختار‌هاي اجتماعي، فرهنگي، سياسي و اقتصادي‌شان، هزار سال قديمي‌تر از هر چيز ديگري در بريتانيا بود.
پيش از سال 1707 تعاملات اقتصادي ميان اين دو كشور، حتي در مناطق مرزي (كه ميزان دشمني ميان مردمان دو كشور در آن‌جا احتمالاً از هر جاي ديگري بيشتر بود) عملاً صفر بود. سياست‌هاي مركانتيليستي (سوداگری) انگليس سبب مي‌شد كه اسكاتلندي‌ها از دسترسي به مستعمرات انگلستان محروم شوند. موانع تجاري باز‌دارنده، جلوي تجارت خود اسكاتلند با انگلستان را مي‌گرفت. شهر‌هاي تجاري اين كشور كه تقريباً هميشه تنها گلاسكو را شامل مي‌شد، چيزي بيشتر از بار‌انداز‌هاي محلي نبودند. تلاش‌هاي اسكاتلند براي تحميل خود به عرصه تجارت استعماري با برنامه بد‌فرجام «دارين» براي ايجاد مستعمره‌اي اسكاتلندي در آمريكاي مركزي در سال‌هاي 1702-1698 آغاز ـ و تمام ـ شد.
تصويب قانون اتحاد در سال 1707 اين همه را يكباره دگرگون نكرد. پيوند ميان اين دو كشور، پيوندي درد‌ناك بود كه بر‌قراري‌اش يك قرن طول كشيد. دست‌كم سه شورش خونبار يعقوبي‌ها در سال‌هاي 1690، 1715 و 1745 بنيان‌هاي اسكاتلند را به لرزه در‌آورد. در پي اين رخداد‌ها اشراف اسكاتلند قدرت‌هاي فئودالي باقي‌مانده خود را از دست دادند و هايلند فتح شد و تحت كنترل درآمد. كليساي اسكاتلند به ندرت فشار پديد‌آمده در روابط تازه خود با كليساي اسقفي را تحمل مي‌كرد و دست آخر دچار چند‌دستگي شد.
نگراني اصلي اسكاتلندي‌هاي سده 18 اين بود كه اسكاتلند فقير، راكد و عقب‌مانده، وقتي بازار و سرنوشتي مشترك با اقتصاد پويا و جهاني انگلستان پيدا كند، چگونه رفتار خواهد كرد. بازرگانان گلاسكو از حذف موانع تجاري و دستيابي به مستعمرات استقبال كردند (به سرعت به تجارت تنباكو وارد شدند)، اما همچنين دريافتند كه به هيچ رو، از تجربه، توان مالي و نفوذ سياسي رقباي انگليسي خود بر‌خوردار نيستند.
 


 

صفحه 8 كارگاه سياسى

 

 

احزاب سياسى ايران - 212
تأليف: قدرت الله بهرامى

عملكرد سازمان نسبت به اعضا بعد از پيروزى انقلاب اسلامى
آشنایی با برخی از دیدگاه‌های سازمان منافقین(36)

سازمان پس از اينكه با شرايط خودش يك نفر را با عضويتى خاص مى‏پذيرفت، با تبليغات گسترده درباره سازمان و سابقه مبارزاتى و شهداى آن و با شگردهاى تبليغاتى كه عمدتاً در ابتدا عاطفى و سپس جنبه ايدئولوژيكى به خود مى‏گرفت، به اعضا، هويت سازمانى مى‏بخشيد. از اين پس، آن عضو همه چيز را در ذهن خود باطل مى‏دانست و فرد داراى يك هويت جمعى مى‏شد كه آن سازمان بود. اين هويت جمعى در اردوها، راهپيمايى‏ها و كوهنوردى‏ها شكل مى‏گرفت. در اين راستا سازمان از اعضا مى‏خواست خود را به سازمان بسپارند تا ارتقا پيدا كنند. ايجاد عناوين در قالب مسئوليت براى اشتغالات كوچك مثل مسئول نصب اعلاميه، مسئول فروش روزنامه و... از مصاديق هويت‏بخشى در چارچوب سازمان بود. اين نوع مسئوليت براى دختران ايجاد تشخص و هويت اجتماعى مى‏كرد ضمن اينكه به آن‌ها جسارت مى‏بخشيد.
نمونه‌هایی ازايجاد و احساس غرور همراه با تحريك شور و عاطفه به افراد با اسطوره‏سازى از سازمان و زندان و شكنجه‏هايى كه ديده‏اند:
«راستى روزى كه سازمان بنيان‏گذارى شد ما چه سرمايه‏اى داشتيم؟ محمد حنيف اغلب كارگرى مى‏كرد... بديع‏زادگان يك پيراهن داشت وقتى چرك مى‏شد مى‏شست و منتظر بود تا خشك شود. او بعد از دو بار عمل جراحى روى ستون فقرات سوخته‏اش كه فقط با دست و پا مى‏توانست راه برود مى‏گفت بچه‏ها بياييد ورزش كنيم!»(1)
سازمان با اين كار به نيروهاى خود وانمود مى‏كرد كه فقط سازمان صلاحيت حكومت كردن را دارد و ديگران غاصب هستند.(2)
هويت مردانه دادن به دختران و روابط دوستانه برقرار كردن بين دختران و پسران از ديگر اقدامات سازمان بوده و هست. سازمان با تأكيد زياد روى دختران ضمن ايجاد جاذبه، به تشكيلات رنگ عاطفى مى‏داد، نظير اينكه پسرى مسئول دختران يا دخترى مسئول و فرمانده پسران مى‏گرديد. به گونه‏اى كه از سال 72 به بعد همه مسئوليت‏ها به شكل ظاهرى به زنان سازمان واگذار گرديد.
احساس قدرت كردن همراه با نفرت و كينه اعضا با عناوينى مبهم برای طرفداران نظام اسلامی، مثل توطئه‏گر، انحصارطلب، مرتجع و چماقدار، سازمان را به ستيزه‏جويى وامى‏داشت و اقدام نكردن و دست به اسلحه نبردن را نشانه صبر انقلابى كه سازمان دستور داده توجيه مى‏كردند. سازمان ترديد نداشت كه در جنگ مسلحانه پيروز مى‏شود همان‏گونه كه ترديد نداشت كه در عمليات فروغ جاويدان پيروز مى‏شود. نمونه‏هايى از كينه و نفرت همراه با احساس قدرت به اين شرح است:
«من بارها به مسئولم مى‏گفتم پس نبرد اصلى را كى شروع مى‏كنيم؟ اصلاً خودم را آماده فدا و ايثار كرده بودم. به‌شدت كينه داشتم از آخوندها ـ ريشوها، يك بار نقشه كشيدم حاج‏آقايى [را] كه در محله‏مان بود با نارنجك منفجر كنم. به مسئولم گفتم. او گفت حالا زوده، وقتى مسعود دستور بده يكى‏شان را هم زنده نمى‏گذاريم!»(3)
اين نوع از خشونت مخصوص مردم و مسئولان نظام نبود، وقتى سازمان نتوانست از مردم انتقام بگيرد و مجبور به فرار از كشور شد، به جان همديگر افتادند و كارهايى نسبت به همديگر انجام دادند كه در هيچ سازمانى سابقه نداشت.
پس از فرار سازمان به خارج از كشور و به‌ویژه از سال 63 و بعد از انقلاب‏هاى ايدئولوژيكى، اين خشونت‏ها شدت گرفت.
تسويه‌حساب‏هاى خونين سازمانی
سازمان با گرفتن استقلال فردى اعضا و خويشتن افراد، انسان‏هايى تربيت كرد كه انگار هيچ بويى از انسانيت نبرده‏اند. به گونه‏اى كه خيانت‏ها و جنايت‏هايى در مورد همكاران خودشان انجام دادند كه تاكنون در هيچ سازمان و گروهى ديده نشده است. در آخرين اخبارى كه از اين سازمان مخوف و پيچيده منتشر گرديده، گوشه‏اى از خشونت‏هاى همه‏جانبه سركرده سازمان نسبت به همكاران خود به تصوير كشيده شده است. دبير دوم سفارت آمريكا در بغداد طى گزارشى مستند از بخشى از جنايات سركرده سازمان در تسويه‌حساب‏هاى خونين و كشتار همكاران خود و تجاوز به زنان حاضر در پادگان اشرف، از مسموم‏سازى و اعدام ده‏ها تن از اعضاى بريده از اين گروهك پرده برداشت. وى كه 9 ماه اسناد و پرونده‏هاى مربوط به سازمان در عراق را مورد بررسى و بازبينى قرار داده و خود نيز از مسئولان پادگان اشرف بوده، و فيلم‏هاى اعترافات قربانيان را ديده است، در گزارش خود مى‏نويسد:
«رجوى مانند ملك فاروق، پادشاه سابق مصر، حتى به زنان همكار خود نيز رحم نمى‏كند، او روابط جنسى گسترده‏اى با افراد نظامى، سياسى و دفترى زن اين گروهك داشته است و دستور عقيم‏سازى برخى از آنان را نيز صادر كرده بود. رجوى براى دست يافتن به برخى از زنان و بانوان در اين سازمان، همسران آنان را به مأموريت‏هاى مرگبار مى‏فرستاد و به شيوه ناپلئون زنان آن‌ها را تصاحب مى‏كرد و در اسناد پادگان اشرف به اين موضوع برمى‏خوريم كه تعدادى از مرگ‏هاى اعضاى اين گروهك (حداقل سه نفر) تصادفى نبوده، بلكه از قبل برنامه‏ريزى شده بوده است. اعترافات برخى از اعضاى اين گروهك نشان مى‏دهد كه رجوى در 19 مورد از مرگ‏ها دخالت و دستور مستقيم صادر كرده است. همچنين او در چندين مورد دستور تسويه خونين و مرگ خاموش برخى از دوستان و همكاران خود را با مسموم‏سازى آن‌ها صادر كرده است.»(4)
شيوه‏هايى از برخورد سازمان با اعضا
اينك به‌طور خلاصه به شيوه‏هايى از برخورد سازمان با اعضا و خانواده‏هاى سازمان اشاره مى‏گردد:
1. زندانی كردن اعضا
شیوه‌های گوناگون غیر انسانی در سازمان، در رابطه با اعضاى ناراضى، منتقد و يا بريده‏هايى كه خواستار جدايى از تشكيلات هستند اعمال مى‏شود. برخورد سازمان با چنين افرادى در مقاطع گوناگون تفاوت داشته است كه زندانی كردن اعضا، یكی از آن شیوه‌هاست.
پس از انقلاب و بعد از فرار سازمان به عراق براى اولين‌بار در سال 63 زندان‏هايى در داخل عراق و در كردستان به صورت رسمى ايجاد شد. به‌مرور كه سازمان به عراق نقل مكان كرد، زندانيان نيز زياد شدند به گونه‏اى كه تعداد زندان‏هاى داخل سازمان را از 13 تا 35 عدد برشمرده‏اند. اداره اين زندان‏ها به عهده خود سازمان بود حال اگر كسى در زندان سازمان متنبه نمى‏شد و باز خواستار جدايى از سازمان بود، مهر جاسوس براى او زده مى‏شد و سپس تحويل زندان‏هاى عراق كه معمولاً زندان ابوغريب بود، مى‏شد. مسئولان عراقى نيز به توصيه سازمان، اين افراد را در سلول‏هاى زندانيان خطرناك جنايى با جنايت‏كاران و بزهكاران عراقى به بند مى‏كشيدند.
وجه مشترك در زندان‏ها[ی منافقین] شكنجه شدن و وضع بد امكانات بود كه اعضاى سازمان، اين شيوه را از ساواك به عاريه گرفته بودند. به واقع در سازمان، زندان براى مجرمان نبود بلكه براى بريده‏ها بود، به همين جهت هر كس قانع نمى‏شد، مى‏بايست تا آخر عمر در زندان بماند.(5)
اين زندان‏ها به واقع زندان در زندان بود والا خود اردوگاه اشرف يعنى مقر اصلى سازمان به‌سان یك زندان بزرگ بود كه همه افراد سازمان در آن زندانى بودند. از آنجا كه اعضاى سازمان پاسپورت و يا پول و امكانات نداشتند و می‌بایست به صورت كامل در اختيار سازمان باشند و محيط اردوگاه به‌شدت كنترل مى‏گردید، بسیاری از اعضا طى دو دهه گذشته، يعنى پس از عمليات فروغ جاويدان نتوانسته‏اند حتى براى يك بار از اين پادگان كه در بيابان‏ ساخته شده است خارج شوند يا حتى يك مورد بتوانند به پدر و مادر و اقوام خود تلفن بزنند. مگر افراد بالاى سازمان و يا كسانى كه براى خريد مايحتاج ضرورى سازمان اجازه رفتن به شهر را داشتند. اين موضوع تحت عنوان «خروج ممنوع» در گزارش حقوق بشر سازمان ملل در سال 1384 آمده است.(6)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


انديشه سياسى مسلمانان  212
فتح الله پريشان

ضرورت وجود حكومت از دیدگاه طبرسی
حكومت در دستگاه فكری مرحوم علامه طبرسی چه جایگاهی داشته و چگونه تعریف می‌شود؟ این سؤال می‌تواند ما را با فصل جدیدی از اندیشه سیاسی فقیه سیاست‌ورز قرن پنجم و ششم هجری آشنا كند. اگرچه طبرسی مفاهیمی نظیر؛ دولت، ملك، ولایت و خلافت را بسیار به كار برده، اما آن طوری كه لازم است این مفاهیم را به طور شفاف تعریف نكرده است. این امر ممكن است ناشی از آن باشد كه حكومت در عصر او اشكال چندان متنوعی نداشته تا ضرورتی برای تعریف و تفكیك آن‌ها احساس شود، بلكه شكل واحد تثبیت شده از حكومت در جهان اسلام كه در قالب خلافت و سلطنت ظهور یافته بود، احتمالاً طبرسی و سایر عالمان مسلمان را از تعریف دقیق انواع حكومت‌ها و یا حكومت واحد بی‌نیاز ساخته است.
البته در عین حال بررسی آرا و آثار طبرسی نشان می‌دهد كه وی درباره مفاهیم سیاسی و نهادهای اصلی حكومت خیلی هم سكوت نكرده است. او حكومت و دولت را به معنای نهادی كه بالاترین قدرت، اختیار و حق فرمانروایی و صدور امر و نهی را به طور انحصاری در دست دارد، تعریف كرده است.(1) بنابراین، حكومت از منظر وی عبارت است از قدرتمندترین نهاد سازمان‌یافته‌ای كه تدبیر امور جامعه را در اختیار دارد. این تعریف از توضیحاتی كه او در ذیل مفهوم «مُلك» ارائه داده است، برداشت و استنباط می‌شود. او ملك (حكومت) را از لحاظ واژه‌شناسی چنین تعریف می‌كند: «الملك، القدره علی تصریف ما للقادر علیه ان یصرفه»، مُلك عبارت است از: قدرت بر چیزی كه صاحب قدرت می‌خواهد در آن تصرف كند.(2) از لحاظ سیاسی گفته است: «الملك هو اتساع المقدور لمن له السیاسه و التدبیر، ملك (حكومت) عبارت است از: توسعه مقدور برای كسی كه سیاست و تدبیر را در اختیار دارد.»(3) طبرسی در جای دیگر این معنا را كمی كامل‌تر و شفاف‌تر آورده و مُلك را به معنای نهادی كه امر و نهی (فرمانروایی) و تدبیر امور و حق حاكمیت بر جامعه را در دست دارد، تفسیر كرده است. از این تفسیر و تعریف‌ها چنین برمی‌آید كه ملك و حكومت همان نهاد عالی تدبیركننده امور است.
علاوه بر تعریف حكومت، طبرسی در خصوص ضرورت حكومت نیز سخن گفته است كه بازخوانی آن از منظر اندیشه سیاسی وی می‌تواند زاویه نگاه وی به حكومت را روشن سازد.
انسان به عنوان موجودی خردمند و ذی‌شعور، از دو نیروی فوق‌العاده مهم، یعنی عقل و جامعه‌گرایی (مدنی‌الطبع) در جهت پیشبرد نظام زندگی اجتماعی برخوردار است، اما این دو عامل درونی به تنهایی برای ایجاد یك زندگی اجتماعی و سیاسی امن و برقراری روابط سالم كافی نیست، بلكه لازم است یك نهاد مقتدر و مافوق همه نهادهای دیگر، به نام دولت و حكومت نیز به وجود آید تا با به كار انداختن قوانین و مقررات خاص، امنیت و ثبات لازم را برای جامعه به ارمغان آورد. مرحوم طبرسی به این واقعیت و ضرورت مهم در حیات جمعی بشر كاملاً اذعان داشته و آن را پدیده اجتناب‌ناپذیر در فرایند رشد سیاسی و اجتماعی ذكر كرده است. دلایل ضرورت حكومت از منظر وی عبارتند از: 1- قاعده لطف؛ مطابق این قاعده عقلی و كلامی، خداوند می‌باید لطف خود را نسبت به انسان به كار بسته و آنچه عامل هدایت و اصلاح نوعی آن می‌شود برای او بیان كند. بر مبنای این قاعده، وجود حكومت و امامت از سوی خداوند لازم است تا بشر را به سوی صلاح و رستگاری رهنمون شود. طبرسی در همین راستا، در مورد امامت و رهبری به عنوان مهم‌ترین بحث حكومت و سیاست در كتاب اعلام الوری می‌نویسد: «وجوب امامت در همه زمان‌ها، با دلایل قطعی به اثبات رسیده است، زیرا كه امامت لطف است در انجام واجبات و جلوگیری از منكرات.»(4) بنابراین لطف الهی ایجاب می‌كند تا جامعه را از خلأ رهبری درآورده و نظام مناسب را برای آن در نظر بگیرد.
2- قاعده صلاح و فساد؛ دومین برهان عقلی كه طبرسی بر ضرورت حكومت ارائه داده است، برهان مصلحت و مفسده و یا حُسن و قبح است؛ به این معنا كه وجود حكومت، عامل صلاح و رشد مردم و فقدان آن، عامل فساد و قبح در جامعه می‌شود. به اعتقاد طبرسی فقدان و یا حتی ضعف حكومت، عامل اختلال نظم و قانون و فروپاشی ثبات در جامعه است، بنابراین «تا زمانی كه عقل بر ضرورت امامت و حكومت گواهی دهد و تكلیف باقی باشد و اعمال زشت و پسندیده و اطاعت و معصیت از انسان سر زند، در هیچ برهه‌ای نمی‌توان جامعه را بدون حكمران و پیشوا تصور نمود، زیرا عدم رهبری در جامعه، عامل فروپاشی سیستم فرمانبرداری و آسیب رسیدن در حسن انجام وظایف مردم شمرده می‌شود.»(5)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


آفاق
شهاب زمانى

جوهر پوپولیسم و دگردیسی در تعاریف آن
اگرچه اصطلاح پوپولیسم بسیار متداول است، اما تعریف اندكی از آن ارائه شده است. غالباً اصطلاح پوپولیسم به برنامه‌های بیش از حد عامیانه و یا مورد علاقه گروه‌های معینی از مردم (و همیشه هم گروه‌های ناجور) نسبت داده می‌شود. از این رو، برخی از نویسندگان با ناكامی در یافتن هسته اصلی پوپولیسم، یعنی آنچه در تمام اشكال متنوع آن وجود دارد، به این نتیجه قطعی رسیده‌اند كه پوپولیسم مفهوم روشنی ندارد.
جوهر پوپولیسم
تلاش برای درك جوهر پوپولیسم، همانند پیدایش جنبش‌های پوپولیستی، در دوره‌ها و مناطق متفاوت ناگهان شور و هیجان خاصی می‌یافت، اما به ندرت شواهدی مبنی بر الگویی منسجم از آن در دست است. بسیاری پوپولیسم را در ارتباط با بستر رشد آن بررسی كرده‌اند. تلاش‌های بلندپروازانه‌ای نیز برای تعریف عمومی‌تری از آن انجام شده است. عده‌ای دیگر آن را چون پدیده‌ای متنوع و رنگارنگ می‌دانند كه دارای تنوع، اما فاقد جوهر است.(1)
تفاوت میان تعاریف پوپولیسم براساس بافت و بستر، گونه‌گونی و جنبه فراگیر آن تاحدی به نوع متفاوت تحقیق درباره این مقوله وابسته است. بنا به تعریف، بررسی‌های تاریخی از نمودهای خاص پوپولیسم مبتنی بر بستر رشد آن هستند. بسیاری از این‌گونه تعاریف بافتی ـ از جمله بررسی‌های رادیكالیسم روستایی، پرونیسم، اندیشه‌های جنبش «اعتبار اجتماعی» و نارودنی چستوو ـ نتیجه مطالعه دقیق وضعیت مشخص آن‌هاست. مطالعه تاریخی تك ساحتی و جامع از نمونه‌های مشخص به ناگزیر مفاهیم ضمنی گسترده‌تر آن‌ها را در نظر نمی‌گیرد. تلاش برای ارائه تعریفی عام بالقوه امكان‌پذیر است، حتی زمانی كه تحقیق و بررسی مبتنی بر بافت و بستر است، اما به این شرط كه مفاهیم تلویحی این بررسی آشكارا بیان و به گونه‌ای نظام‌یافته به كار برده شود. همواره می‌توان درك خود را از مفاهیم با تعمیم آن تعریف از یك بافت به بافت دیگر ارتقا داد. اما دیری نمی‌پاید كه درمی‌یابیم تعاریف بافتی متناسب با بافت جدید نیستند و برداشت از پوپولیسم در شرایط ویژه‌ای شكل گرفته است. از سوی دیگر، برخی بررسی‌های معطوف به بافت و بستر پوپولیسم كه درصدد ارائه تعریفی فراگیر از آن نیستند، مفاهیمی را مطرح می‌كنند كه بسیار سودمند بوده است.
تعریف پوپولیسم مبتنی بر بستر و بافت
برای نمونه، «ادوارد شیلز» هنگام نگارش مطلبی در واكنش مستقیم به مك كارتیسم در آمریكای دهه 1950 میلادی تعریفی را از پوپولیسم ارائه كرد كه مبتنی بر بستر و بافت آن بود. او پوپولیسم را پدیده‌ای چندجانبه و همانند دیكتاتوری نازی‌ها در آلمان و بلشویسم در روسیه، فراگیر می‌دانست. به نظر او پوپولیسم زمانی به وجود می‌آید كه «مردم از نظم تحمیلی طبقه متمایز و دیرپای حاكم كه انحصار قدرت، مالكیت و آموزش و فرهنگ را در اختیار دارد به ستوه آمده باشند.»(2) وی كلید درك پوپولیسم را رابطه نخبگان با توده‌ها می‌داند. تصویر پوپولیسم مبتنی بر تردید و تزلزل عمیق آن در برخورد با نهادهای دولتی، دانشگاه‌ها، بوروكراسی و نهادهای مالی است. بنابراین طبعاً پوپولیسم از پایه و ریشه نسبت به گردانندگان این نهادها بی‌اعتماد است و آنها را نه‌تنها فاسد بلكه فاقد خرد و شعور می‌داند.
پدیده مك كارتیسم در دهه 1950 بر بحث‌های دانشگاهی درباره پوپولیسم در آمریكا تأثیر چشمگیری گذاشت و برای بسیاری امكانات خطرناك افراط‌گرایی را گوشزد كرد. شیلز در چنین اوضاع و احوالی مطلب خود را نوشت. شیلز بعدها با بسط تحلیل خود از پوپولیسم كوشید تا این پدیده را در آفریقا و آسیا نیز تبیین كند. او این موضوع را مطرح كرد كه پوپولیسم پدیده‌ای ناشی از پیدایش جامعه روشنفكری جهانی و بنابراین «نتیجه تنش میان مركز و ایالت‌هاست كه خود از گرایش به جامعه روشنفكری جهانی پدیدار می‌شود.» شیلز با رجوع به تاریخ پوپولیسم ریشه‌های آن را در تاریخ آلمان جست كه با نفی و نقد فرمانروایی دولت، دانشگاه‌ها و مقامات كلیسا اعتقاد به خلق یا مردم جایگزین آن‌ها شده بود. شیلز با مقایسه پوپولیسم در آمریكا و روسیه برای توصیف پوپولیسم نخبگان روشنفكر در آفریقا و آسیا این بحث را مطرح می‌كند كه مخالف‌خوانی ویژگی پوپولیسم است.
«كورن هوزر» نیز برای تحلیل خود از جامعه توده‌ای تعریف شیلز از پوپولیسم را به كار گرفت. وی معتقد بود كه پوپولیسم هم علت و هم معلول جامعه توده‌ای و بیانگر مخالفت با چندگانگی و تأیید یكپارچگی در مقابل تمایزات اجتماعی است. بنابراین جامعه توده‌ای به شكل‌گیری دموكراسی پوپولیستی می‌انجامد كه وی آن را نقطه مقابل دموكراسی لیبرالی می‌دانست.
توصیف پوپولیسم مبتنی بر تركیب اجتماعی جنبش‌ها
«تور كواتو دی‌تلا» پدیده پوپولیسم را در آمریكای لاتین به روش تطبیقی، به ویژه با مقایسه با اروپا، بررسی كرده است. به نظر او، پوپولیسم زمانی ایجاد می‌شود كه نخبگان رده‌های متوسط مخالف وضعیت موجود باشند و افزایش انتظارات به بسیج همگانی شهروندان بینجامد و شرایط سبب برانگیختگی جمعی نخبگان و توده‌ها شود. دی‌تلا پوپولیسم را چنین تعریف می‌كند: «جنبشی سیاسی و متكی به توده‌های آماده عمل كه هنوز به صورت مستقل سازماندهی نشده‌اند، رهبری آن با نخبگانی است كه از اقشار متوسط و بالای جامعه هستند كه رابطه‌ای كاریزماتیك و شخصی میان رهبر و مردم آن‌ها را به هم پیوند می‌دهد.»(3) وی تلویحاً تأكید می‌كند كه از ویژگی‌های مهم پوپولیسم، خصوصیات اجتماعی ائتلاف حامی آن و تفاوتی است كه تهیدستان میان خود و بخشی از نخبگان احساس می‌كنند. این احساس دارای اهمیت است، اما توصیف پوپولیسم براساس تركیب اجتماعی جنبش‌های پوپولیستی ناگزیر دامنه آن را محدود می‌كند، چرا كه این پدیده در وجوه گوناگون خود پایه‌های اجتماعی بسیار متفاوتی داشته است.
به اعتقاد تاگارت، مضمون بسیاری از نوشته‌هایی كه نویسندگان علاقه‌مند به تجربه آمریكای لاتین پرورانده‌اند مورد استفاده كسانی قرار گرفته است كه نظام‌‌های سیاسی آفریقا یا به طور كلی جهان سوم را مطالعه می‌كنند.
پوپولیسم و توسعه
«گاوین كیچینگ» پوپولیسم را در كانون تحلیل خود از توسعه جای می‌دهد. وی معتقد است كه پوپولیسم واكنشی به صنعتی شدن است و از ویژگی‌هایش حمایت تولیدكنندگان خُرد از آن و ضدیت با تولید متمركز است. از این رو، ملاحظه می‌شود كه تحلیل او شدیداً اقتصادی و به‌ویژه بر ایدئولوژی‌های روستایی متمركز است و در نتیجه پوپولیست‌های روسیه را نمونه ایده‌آل این گونه تفكر می‌داند.(4)
پوپولیسم و تعریف ماركسیستی
«ارنستو لاك‌لائو» نظریه‌ای را درباره پوپولیسم مطرح ساخت كه شدیداً ماهیتی به ظاهر تناقض‌آمیز و فرّار دارد و نشانگر تعهد به روایت ماركسیستی است. وی این موضوع را مطرح ساخت كه تلاش برای تعمیم پوپولیسم با ارائه ویژگی‌های مشترك مجموعه‌ای از جنبش‌ها، كه پوپولیستی تلقی می‌شوند، دوری باطل است. او تحلیل خود را از پوپولیسم با این نكته آغاز می‌كند كه این مقوله اساساً مفهومی فرّار و ظاهراً تناقض‌آمیز دارد. وی استدلال می‌كند كه اندیشه‌های حاكم بر جامعه، یعنی ایده‌هایی كه بیانگر اندیشه طبقه حاكم یا مسلط هستند، همیشه به دلیل سلطه خود می‌توانند با جذب ایده‌ها و اندیشه‌های دیگر آنها را خنثی كنند، به این طریق كه اجازه بیان آن را می‌دهند، اما فقط به آن شكل كه اندیشه‌ای متفاوت و نه اساساً خصم‌آمیز به نظر رسد. بنابراین، به یك معنا، پوپولیسم را می‌توان ایدئولوژی نخبگان دانست. این موضوع زمانی رخ می‌دهد كه جناحی از طبقه مسلط می‌كوشد برتر بودن خود را تحمیل كند، اما قادر به انجام آن نیست و در نتیجه مستقیماً به توده‌ها متوسل می‌شود. در شماره آینده ضمن آشنایی با اندیشه مارگارت كنووان در مورد پوپولیسم به بررسی گونه‌های پوپولیسم از منظر وی خواهیم پرداخت.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

فلسفه سیاسی اسلامی
در راستای روش‌شناسی در مطالعات سیاسی اسلام، پس از بررسی و نقد روش فقه سیاسی، در این شماره به فلسفه سیاسی اسلام می‌پردازیم. اولین سؤالی كه در این حوزه به نظر می‌رسد در مورد تركیب این واژگان با یكدیگر و چیستی فلسفه سیاسی اسلام است. به عبارت دیگر، نخست باید به این پرسش پاسخ داده شود كه آیا اساساً تركیب فلسفه سیاسی اسلام درست است و آیا فلسفه سیاسی اسلام به لحاظ منطقی امكان وجود دارد؟ شاید این سؤالات به دلیل شبهاتی كه وارد شده مبنی بر اینكه آنچه فلسفه سیاسی اسلامی نامیده می‌شود بازخوانی یا تقلیدی از فلسفه یونان است، ایجاد شده است. همچنین گفته شده تفكر فلسفی از بنیان نمی‌تواند مذهبی و دینی باشد؛ چون بنیاد فلسفه عقل است، در حالی كه دین اجازه هیچ‌گونه تفكر خارج از چارچوب‌های خود را نمی‌دهد. در پاسخ به این پرسش‌ها و شبهاتی از این دست می‌توان به منابع و مقالاتی كه در این خصوص در كتب و فصلنامه‌های روشی نوشته شده مراجعه كرد، اما آنچه در این جا حائز اهمیت یادآوری است این نكته است كه بدانیم به اجمال فلسفه سیاسی اسلام امروزه امكان وجود دارد، فارغ از اینكه در گذشته وجود داشته یا نداشته است. پرداختن به این بحث مستلزم ارائه تعریفی از فلسفه سیاسی است. فلسفه سیاسی را می‌توان دانشی دانست كه به «روش» فلسفی در پی درك و فهم حقایق امور سیاسی و تبیین آن‌هاست و درصدد جایگزینی معرفت به ماهیت امور سیاسی، به جای باور به ماهیت امور سیاسی است. این تعریف برگرفته از نظریه افلاطون است كه در تمثیل غار، فلسفه را تبدیل باور و اعتقاد به معرفت و شناخت می‌داند. بنابراین، واژه «فلسفه» بیانگر روش بحث است كه هم كلان است و هم به ریشه مسائل توجه دارد و واژه «سیاسی» نشانگر موضوع و مسائل مورد بحث است. بر این اساس، تمایز فلسفه سیاسی از سایر دانش‌های حوزه سیاست، یك تمایز روشی است كه عمدتاً در نوع بررسی موضوعات نمود پیدا می‌كند، یعنی به طور عمیق و ریشه‌ای، با چون و چرای كامل و قائل شدن نقش اصلی برای عقل، به بحث می‌پردازد. اگر تلقی فوق را از فلسفه سیاسی بپذیریم، می‌توانیم بگوییم فلسفه سیاسی اسلام، نوع و شیوه‌ای از بحث است كه درصدد تبدیل باور آموزه‌ها و مبانی اسلام در حوزه سیاست، به معرفت و شناخت است. به نظر می‌رسد این اتفاق ضرورتاً باید در قرآن و سنت بیفتد. اگر فلسفه سیاسی را كوششی عقلانی برای تبدیل باورهای سیاسی به معرفت سیاسی یا پاسخی به مسائل و مشكلات سیاسی هر جامعه‌ای بدانیم كه با روشی خاص انجام می‌شود، در یك جامعه اسلامی این كوشش و پاسخ خود به خود اسلامی خواهد بود. چون باورها و نگرش‌ها یا مسائل و مشكلات سیاسی موجود و موضوعاتی كه بدان‌ها پرداخته می‌شود، در فضا و بستری ایجاد شده‌اند كه صبغه اسلامی دارد.
 


 

صفحه 9 تاريخ


 

جنبش‌های ضداستعمار خارجی در ایران
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

سال 1391 و ادامه آن در سال 1392 مبحثی مطرح شد و سلسله‌ موضوعاتی در رابطه با جنبش‌‌های آزادیبخش و ضداستعمار خارجی و استبداد داخلی ارائه شد و اشاره کردیم که جریان استعمار و کشورهای استعمارگر چگونه به سرزمین‌ها به‌خصوص مناطق مسلمان‌نشین وارد شدند و اقدامات زورگویانه آنها تشریح شد و گفتیم که در برابر تجاوزات و غارتگری‌های آنها جمعیت‌ها و گروه‌های آگاه‌کننده در برابر آنها موضع گرفتند و از خود رشادت و مقاومت نشان دادند و جنبش و خیزش را پایه‌گذاری کردند که از آنها به‌ جنبش‌های ضداستعمار خارجی و ضداستبداد داخلی یاد کردیم و فهرستی گذرا از مبارزات و قیام‌های مردم و تشکل‌های مقاومت ارائه دادیم و برخی از چهره‌ها و اندیشمندان آن‌ها به‌خصوص در کشورهای عربی مانند عراق، سوریه، لبنان، فلسطین، مصر، پاکستان، هند و اندونزی، روش‌ها و شیوه‌های آنها را به بحث گذاشتیم و در ادامه کلیاتی درباره آسیب‌شناسی جنبش‌های ضداستعماری ارائه دادیم، در ادامه همان مباحث وارد جریان استعمار و کشورهای استعمارگر در ایران می‌شویم که بسیار پرماجرا است و در ادامه به قیام‌ها و جنبش‌های ضداستعماری و ضداستبدادی اشاره خواهیم کرد و سپس آسیب‌شناسی آنها را پی‌خواهیم گرفت.
برای ورود به این مبحث در ابتدا به کلیات و مقدماتی درباره روش‌ها و شیوه‌های دشمنی کشورهای استعمارگر در ایران که از طرق مختلف اعمال کرده نیاز خواهیم داشت که مهم‌ترین آنها در ادامه در چند محور کلی ارائه می‌شود.
*واقعیت تلخ در تاریخ ایران
تاریخ ایران همواره با دخالت‌های بیگانگان همراه بوده است و زندگی مردم این سرزمین را در معضلات و مشکلاتی گرفتار کرده است که آثار شوم آنها همچنان در ایران باقی‌مانده و بسیار رنج‌آور است و از واقعیت تلخ حکایت دارد که رهبر معظم انقلاب چندی پیش در دیدار با کارگزاران نظام این واقعیت تلخ را این‌گونه توصیف کردند: «ما در طول دو سه قرن اخیر ضربه‌های سختی خوردیم، هم از ناحیه استبداد داخلی و دیکتاتورهای داخل کشور، هم از ناحیه تهاجم‌های بیرونی... ضربه‌های سختی به ما زدند. هم نفوذ سیاسی پیدا کردند، هم نفوذ فرهنگی پیدا کردند، هم منابع ما را غارت کردند، متأسفانه هنوز کار درستی در این زمینه انجام نگرفته، محققان و مورخان ما باید بنشینند یک کار مبسوط و مشروحی را انجام دهند... آنچه که شما از زبان سیاستمداران و دولتمردان وابسته به سیاست‌های غربی و دستگاه‌های استبدادی شنیدید در زمینه تحقیر ایران و ایرانی و اینکه «نمی‌توانیم» و چه و چه، اینها همه‌اش ناشی از همان سلطه فرهنگ غربی و سلطه سیاسی غرب بر کشور ما بوده ...»
در حالی که سرزمین ایران پیش از دو، سه قرن اخیر از آن به‌عنوان مهد تمدن و فرهنگ یاد می‌شود که توضیح آن در این مختصر نمی‌گنجد.
* مداخله کشورهای استعمارگر
کشورهای استعمارگر اصل را بر مداخله در تمام امور ایران گذاشتند و با اعمال حاکمیت زور و با قدرت قهریه و فریبکارانه سال‌ها ملت ایران را تحت سلطه استعمارگرانه خود درآوردند. در این رابطه شاهد مثال‌های فراوانی در تاریخ معاصر ایران وجود دارد که در کتب خاطرات و تاریخ ذکر شده است. برای نمونه فرخ در کتاب خاطرات سیاسی می‌نویسد: «حکومت‌کنندگان واقعی ایران سفرای روس و انگلیس بودند و کنسول‌های این دو سفارتخانه نمایندگان جباری بودند که می‌زدند و می‌کشتند و کسی را یارای مقاومت در مقابل آنها نبود.» و در ادامه می‌نویسد: «در سال 1331 ه.ق (1291 ه.ش) اسماعیل خان قره‌باغی، معاون کنسولگری روس در ولایت خسمه، به دست یکی از اتباع روس کشته می‌شود. کنسول روس به‌منظور استفاده از فرصت و قدرت‌نمایی شایع می‌کند که «شیخ‌ علی‌اکبر» مجتهد تربت حیدریه در این قتل دست داشته و به وسیله خواهر «امین‌التجار» داروی سمی به اسماعیل خان خورانده است. خواهر امین‌التجار در حمایت دولت انگلیس قرار داشته و پای کنسول انگلیس در تربت حیدریه به میان می‌آید و بالاخره موضوع با گفت‌وگوی دو سفارت انگلیس و روس پایان می‌یابد. بدین‌سان حیثیت افراد ایرانی در معرض تهاجم بود.»
* فریب‌های حاکمان مستبد
تمام حاکمان دوره قاجار و پهلوی اول و دوم از حاکمان مستبد ایرانی بوده‌اند، اگر چه در دوره‌های پیش از آن هم حاکمان دیکتاتور زورمدار بر ملت ایران حکمرانی کرده‌اند، اما در دوره قاجار کشورهای استعمارگر از شگردهای فریبکارانه‌ای استفاده کردند و از دوره ناصرالدین شاه عناصر غرب‌زده با حیله‌گری او را به سفرهای اروپایی بردند و این سفرها جز زیان برای مردم ایران چیزی در برنداشت و به‌قول ناظم‌الاسلام کرمانی نویسنده تاریخ بیداری ایرانیان، مسافرت‌های اروپا به اندازه‌ای این پادشاه را مرعوب می‌ساخت که هر خواهش نامشروعی را از دول اروپا قبول و به اسم صلح پسندی تسلیم می‌کرد. شاه برای سفر به اروپا تمام پول‌هایی که هزینه سفر می‌کرد از طریق فروش منابع مختلف کشور به‌نام امتیاز پرداخت می‌کرد و یا علاوه بر آن قرض‌های کمرشکن از دولت تزار روسیه و انگلیس گرفته می‌شد که جز نابودی ایران چیز دیگری در برنداشت. این روش و سیاست درست از ناحیه حیله‌گری و فریبکاری عناصر وابسته به انگلیس اعمال می‌شد، زمینه‌ها و بستر را به‌گونه‌ای فراهم می‌کردند که شاه نالایق فریفته می‌شد و آنها از این بی‌کفایتی‌ها سوءاستفاده می‌‌کردند و امتیاز می‌گرفتند.
* امتیاز‌گیری استعمارگران
امتیازاتی که در دوره رژیم قاجار به‌خصوص ناصرالدین شاه به انگلیس‌‌ها و روس‌ها داده شد بسیار فراوان بود و حجم بالایی را به خود اختصاص می‌داد. در دوره قاجار ابراهیم تیمور کتابی را تدوین کرد به‌نام «عصر بی‌خبری» یا «تاریخ امتیازات در ایران» که به‌طور مبسوط در این باره بحث کرد. او می‌نویسد: «مدت سیصدوپنجاه سال است که انگلیسی‌ها چشم طمع به کشور ایران دوخته و برای تسلط بر آن و از بین بردن استقلال سیاسی و اقتصادی ملت‌ ما از هیچ عمل خلاف انسانیت خودداری نکردند.»
این نویسنده از امتیازات رویترز، آزادی کشتی‌رانی در رودکارون، بانک شاهنشاهی، لاتاری، تالبوت و... نام برده و در مقابل روسیه تزاری رقیب انگلیس هم امتیازاتی مانند کشتی‌رانی در بندر انزلی، استفاده از جنگل‌های شمالی و بهره‌برداری از شیلات، استفاده از راه‌های شوسه و تسهیل وسایل حمل‌ونقل در شمال ایران، امتیاز بهره‌برداری از معادن گرفته و علاوه بر آن استقراض‌های ایران از روس و انگلیس و همچنین قراردادهای گمرکی ایران با روس و انگلیس را ارائه داده که هر کدام از سلطه بیگانه و کشورهای استعمارگر بر ایران حکایت می‌کند.
* تحمیل جنگ به ایران
از اقدامات دیگر کشورهای استعمارگر در تاریخ معاصر ایران این بود که به بهانه‌های بسیار پیش‌پا افتاده جنگ و تجاوز به ایران را در پیش می‌گرفتند و خودشان هم مدیریت می‌کردند. برپایی جنگ و خونریزی و تحقیر ملت ایران از شگردهای معمول کشورهای استعمارگر بوده و هست. روش تحمیل جنگ و تهدید یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای تجزیه ایران بود و فروش بخش‌های آباد و حاصل‌خیز به آسانی انجام می‌شد. بارزترین آنها واقعه جنگ ایران و روس بود که کشورهای استعمارگر روسیه، فرانسه، انگلیس در آن دخالت داشتند و هر یک در این آتش‌ خانمان‌سوز ملت ایران بهره‌های اقتصادی، سیاسی، امنیتی بردند. کشور استعمارگر فرانسه که ایران را ترغیب به جنگ با روس‌ها می‌کند یک‌دفعه تغییر جهت می‌دهد و برخلاف پیمان خود ایران را به صلح با روسیه وادار می‌سازد و در این بین انگلیس واسطه‌گری می‌کند و قراردادهای ننگین گلستان و ترکمن‌چای را به ایران تحمیل می‌کنند و پس از این ماجرا قضیه راه‌اندازی جنگ در افغانستان را پیش می‌کشند که موجب جدایی هرات از ایران می‌شود و در هر دوره بخشی از تمامیت ارضی ایران تجزیه شده که داستان غم‌انگیزی دارد.
* دخالت در قتل رجال
یکی دیگر از اقدامات دشمنانه کشورهای استعمارگر در ایران ترور و به قتل رساندن چهره‌ها و شخصیت‌ها و رجال موثر و خدمتگزار ملت ایران بوده است. هر کسی که در رأس قدرت قرار می‌گرفت که به سود منافع استعمارگران عمل نمی‌کرد و یا مانع اهداف استعماری‌شان می‌‌شد، نقشه قتل او را طراحی می‌کردند و به شیوه‌های بسیار مرموز و فریبکارانه او را از بین می‌بردند که نمونه‌های آن در تاریخ معاصر ایران بسیار ذکر شده است. یکی از نمونه‌های بارز و معروف آن قتل امیرکبیر است. چون امیرکبیر پیش از صدرات استقلال فکری خود را به نمایندگان سیاسی و خارجی‌ها نشان داد و برخلاف معمول به بیگانگان توجهی نکرد و با کمک‌های آنها موافق نبود و به این دلیل او را به بهانه‌هایی از تهران به کاشان تبعید کردند و در یک اقدام ناجوانمردانه به قتل رساندند تا اینکه صدارت و قدرت به دست کسی داده شود که مطیع سیاست‌های استعمارگران باشد.
* تحمیل قراردادهای استعماری
در طول تاریخ ایران علاوه بر تحمیل امتیاز گرفتن‌ها و عهدنامه‌ها، قراردادهایی منعقد می‌شود که هر یک از دیگری خفت‌بارتر بوده است که یکی از مشهورترین آنها کاپیتولاسیون یعنی قضاوت کنسولی بود. این قرارداد موجب شد بیش از یک قرن استقلال و حاکمیت ایران در وضع متزلزلی قرار گیرد. این قرارداد موجب نفوذ بیگانگان در دستگاه‌های مدیریتی کشور شد. یعنی قوانین جزایی کشور که باید مظهر حاکمیت دوستانه باشد به‌صورت بازیچه‌ای درآمده بود که هر متجاوزی می‌توانست به‌سادگی آن را کنار زده و خود را تحت حمایت قدرت خارجی قرار دهد. رژیم‌های مستبد به‌عنوان عوامل کشورهای استعمارگر عمل می‌کردند، به جای اینکه در مقابل ملت تسلیم باشند و در برابر بیگانه قوی عمل کنند، برعکس فشار را بر حلقوم ملت مظلوم بیشتر می‌ساختند تا فرمانبری خوب برای سیاست‌های خارجی باشند. این رفتار در تاریخ معاصر ایران از سابقه بسیار طولانی برخوردار است و همیشه این موضوع در کشور وجود داشته که بیگانگان باید از چه حمایت‌های قانونی برخوردار یا محروم باشند، اما کشورهای استعمارگر برای ملت‌ها هیچ‌گاه حقی قائل نبوده‌اند.
* جریان‌ فراماسونری
این جریان یکی از شبکه‌های سازمان‌یافته کشور استعمارگر انگلیس بوده که به‌خصوص بر کشورهای اسلامی و ایران سایه انداخته و در ادامه کشور و مدیریت آن دخالت و نفوذ داشته‌اند و این شبکه دقیقاً از طریق دستگاه‌های جاسوسی و سفارتخانه هدایت شده‌اند. این جریان در دویست سال اخیر بر قلب ملت ایران پنجه انداخته، پنجه‌ای خون‌آلود و زهرآگین. با وجود این‌که کتاب‌های متعددی در این زمینه به چاپ رسیده و اسناد و مدارکی انتشار یافته هنوز تمام واقعیت‌ها روشن نشده است و با وجود کارهای انجام شده به‌طور رسمی شبکه‌های فراماسونی و اعضای آن معرفی نشده‌اند. وجود چنین متغیرها و عوامل تأثیرگذار دیگر و آگاه شدن مردم از آن، زمینه‌های ایجاد جنبش‌ها و نهضت‌ها و قیام‌های ضداستعمار خارجی و ضداستبداد داخلی را فراهم آورد که شاهد فهرست بلندبالایی از آن در تاریخ معاصر هستیم که به همراه آسیب‌شناسی آنها بحث خواهیم کرد.


از لابه لاي تاریخ

وضعيت روحي رضاخان در جزيره موريس
در موقع تبعيد رضاشاه، از ميان همسرانش عصمت‌الملوك دولتشاهي، او را در اين تبعيد همراهي كرد. وي در خاطراتي به وضعيت روحي رضاخان در دوران تبعید در جزيره موريس چنين اشاره دارد:
«در اين سفر افراد زيادي همراه ما نبودند. غير از من و بچه‌هاي رضاشاه و خواهرم، چند خدمتكار و آشپز هم بودند، علي ايزدي پيشكار رضاشاه هم بود. در ابتدا براي ما معلوم نبود كه مقصد كشتي آنجا خواهد بود تا اينكه سر از بمبئي درآورديم. در ساحل بمبئي هنوز از كشتي پياده نشده بوديم كه ناگهان ديديم از دور يك ماشين به طرف ما نزديك مي‌شود. وقتي به ما رسيدند چند مأمور انگليسي با مسلسل و اسلحه داخل آن بودند. پسران رضاشاه خواستند از كشتي پياده شوند و احتياجات خود را خريداري كنند؛ اما مأموران به هيچ‌يك از اعضاي خاندان پهلوي اجازه پياده شدن ندادند. قرار شد هر كس چيزي مي‌خواهد پولش را به مأموران بدهد و آنان خريداري كنند. همين‌طور هم شد، مأموران پول‌ها را گرفتند و چيزهايي خريدند؛ مقداري از پول‌ها را هم به جيب زدند.
رضاشاه در موريس سعي داشت راديو ايران را بگيرد؛ ولي صدا خيلي ضعيف بود. شاه بسيار ناراحت و عصبي بود و بيشتر وقت خود را صرف حرف زدن با خود مي‌كرد. هر وقت اسمي از دولتمردان روزگار خود را مي‌شنيد با صداي بلند فرياد مي‌كشيد و گريه مي‌كرد و حتي با دست به سر خود مي‌كوبيد. روزهاي اول اقامت در موريس، شاه چنين حالاتي داشت، رفته‌رفته از خود و رفتار پسرش محمدرضا مأيوس شده بود. گاهي كه در محوطه باغ قدم مي‌زد، نسبت به اوضاع ايران اظهار نگراني مي‌كرد و مي‌گفت مي‌ترسم اوضاع كشور آشفته بشود و پسرم بي‌مبالاتي كند و دوباره در كشور آخوندبازي راه بيفتد.
او ميانه خوبي با آخوندها نداشت. از پسرش هم ناراحت بود و زير لب گله مي‌كرد و به او فحش مي‌داد و مي‌گفت پسرم مرا فراموش كرده چون دير براي او پول مي‌فرستاد؛ ولي هر چقدر كه پول مي‌خواست براي او فرستاده مي‌شد و ايزدي هم براي بچه‌ها خرج مي‌كرد. موقع قدم زدن در باغ، من هم پشت سرش راه مي‌افتادم. مارمولك‌هاي بزرگ هم مرتباً روي سر او و من مي‌افتادند، آنجا هوا خيلي گرم و محيط آلوده بود و رضاشاه بيمار روزبه‌روز ضعيف‌تر و ناتوان‌تر مي‌شد.
شب‌ها يك هفت‌تير هم زير سرش مي‌گذاشت. وقتي داخل اتاق مي‌شدم نگران مي‌شد و مي‌پرسيد كيه كيه؟ مرا كه مي‌ديد خيالش راحت مي‌شد. در طول مدتي كه در موريس بودم، هر روز كه مي‌گذشت رضاشاه بيشتر بهانه مي‌گرفت. يك روز ظهر در سالن نشسته و منتظر بوديم غذا بياورند. يك دقيقه گذشت ولي خبري از غذا نشد. ناگهان همه ديديم به شدت به صورت و سر خود مي‌كوبد. از بس كه ناراحت بود و تحمل يك دقيقه صبر نداشت. من هم جرئت نداشتم بگويم سرت درد مي‌گيرد؛ اين‌قدر بي‌تابي نكن. يك شب هم به خاطر نوه‌اش، شهناز گريه مي‌كرد، چون شنيده بود بيمار است. پدر ايزدي مرده بود و رضاشاه اجازه بازگشت به او نمي‌داد. هر روز او را صدا مي‌كرد و مي‌گفت كاغذ و قلم بياور. ايزدي هم هميشه آماده بود. رضاشاه مطلبي مي‌گفت و او مي‌نوشت. بعد مي‌گفت: نشد، كاغذ را پاره كن و دوباره بنويس! يكي، دو بار كه بچه‌ها رفتند تا از جريان نامه‌ها اطلاع حاصل كنند، آن‌ها را از اتاق بيرون كرد. من هم در اين مواقع كمتر دخالت مي‌كردم.
علي ايزدي در موريس منشي و همه‌كاره رضاشاه بود. من حدود هشت ماه در موريس بودم و قبل از عزيمت رضاشاه و خانواده‌اش به ژوهانسبورگ به ايران برگشتم، هنگام خداحافظي با رضاشاه ديدم ديگر چيزي جز پوست و استخواني از او باقي نمانده است.»


حكایت زمانه

اولين قتل سياسي در تاريخ معاصر ايران
به بهانه اعدام میرزا رضا کرمانی

ميرزا محمدرضاي کرماني فرزند ملاحسين عقدايي معروف به ملاحسين پدر در کرمان زاده شد. پدرش ملاحسين در زمان حکومت طولاني محمداسماعيل‌خان وکيل‌الملک در کرمان، به دليل ظلم و ستمي که بر او رفته بود، مهاجرت کرد و به يزد رفت. در ناحيه عقداي يزد ملکي خريد و به کار کشاورزي پرداخت. ملاحسين چندي پسرش محمدرضا را به مدرسه فرستاد و پس از آن براي دادخواهي به تهران آمد و در مدرسه ملا عبدالله منزل کرد و در همان جا نيز درگذشت. ميرزا محمدرضا به هنگام تحصيل و طلبگي در يزد، روضه‌خواني و پامنبري‌خواني هم مي‌کرد.
از يزد به تهران آمد و به دست‌فروشي و سمساري پرداخت. در اين شغل موفقيت‌هايي به دست آورد و کم‌کم نزد تجار تهراني اعتباري کسب کرد. از حاج ملاحسن ناظم‌التجار، بازرگان معروف تهراني، شال ترمه به امانت مي‌گرفت و در خانه‌هاي اعيان و شاهزادگان پايتخت‌نشين به فروش مي‌رساند. شايد همين رفت و آمد به خانه رجال و اعيان شهر سبب شد که بعدها به عالم سياست روي آورد. او با ورود به خانه اهل دربار براي فروش کالا، نفوذ کلمه‌اي در بين زنان که عمده مشتريان او بودند، کسب کرد و بعدها در مقدمات شورش تنباکو از اين نفوذ کلمه به‌خوبي استفاده کرد. او پيام ميرزاي شيرازي در باب تحريم تنباکو را تا کنج خانه‌هاي اعيان شهر مي‌برد و همگان را به اطاعت از مرجع تقليد عصر فرامي‌خواند، البته اين اقدام ميرزا رضا، بعدها اسباب دردسر او شد. ميرزا رضاي کرماني که اولين قتل سياسي در تاريخ معاصر ايران را رقم زد، ناصرالدين‌شاه را درخت کهنه پوسيده‌اي مي‌دانست که در زير آن انواع جانوران موذي جمع شده‌اند و با اين انگيزه به سوي ناصرالدين‌شاه تیراندازی کرد.
ميرزا محمدخان امين خاقان پيشخدمت شاه مي‌گويد: «وقت ظهر ناصرالدين شاه و صدراعظم وارد صحن حضرت عبدالعظيم(ع) شدند، حاکم آنجا و خدام خواستند به قرق و بيرون کردن مردم بپردازند چنانکه در اين موقع هميشه رسم بود. شاه نگذاشت و گفت هيچ‌کس را منع از ورود نکنيد امروز مي‌خواهم مثل ساير مردم به زيارت رفته باشم. شاه قصد زيارت کرد. صدراعظم گفت خوب است پیش از زيارت برويد باغ ناهار بخوريد بعد زيارت بيایيد. شاه گفت، خير چون وضو دارم، اول مي‌روم زيارت، ناهار يکساعت بعدازظهر هم باشد نقلي ندارد. شاه وارد بقعه شد، طوافي کرده طرف پایين پا ايستاده قاليچه و جانماز خواست صدراعظم براي آوردن قاليچه چند قدمي دور شد شاه عينک‌زده به طرف زن‌ها نگاه مي‌کرد از طرف چپ شاه از ميان دو نفر زن که ايستاده بودند، شخصي دست از زير عبا در آورده کاغذ بزرگي به‌عنوان عريضه به‌طرف شاه دراز کرد. تقريباً يک شبر به شاه مانده صداي پيشتاب شش لوله از زير کاغذ عريضه بلند شد همين قدر شاه مجال کرد که گفت: «حاجي حسنعلي خان مرا بگير.» حاج حسينعلي خان و يکي دو نفر ديگر از پيشخدمتان که نزديک بوديم، شاه را گرفتيم. پنج يا شش قدم با پاي خود آمده بعد بي‌حس شد. شاه را برديم در اطاق معروف به مقبره وليعهدي که خيلي نزديک به آنجا بود. آنجا هم پس از به زمين خوابانيدن شاه، شاه آه بلندي کشيده ديگر نفس نکشيد...»
درباره انگيزه ميرزا رضا کرماني براي قتل ناصرالدين‌شاه مسائل مختلفي مطرح شده است؛ برخي قتل ناصرالدين‌شاه را به سيدجمال‌الدين اسدآبادي نسبت مي‌دهند، برخي قتل شاه را توطئه دولت انگليس و عثماني مي‌دانند و برخي معتقدند که صدراعظم وقت يعني علي‌اصغرخان امين‌السلطان در اين قضيه نقش داشته است.
اما برخي ديگر مهم‌ترين علت و انگيزه ميرزا رضاي کرماني براي قتل ناصرالدين‌شاه را ظلم و ستمي مي‌دانند که او در دوران زندگي خود با آن مواجه شد؛ در دوران کودکي پدرش بر اثر ظلم و تعدي حاکم ناصري کرمان مجبور به ترک شهر و ديار خود شد، در دوران جواني کامران‌ميرزا ابتدا براي پرداخت پولي که حق ميرزا بود او را تحقير و آزار کرد و سپس با سندسازي عليه او، سال‌ها او را به زندان انداخت، در زندان نيز وضعیت سخت و دشواري را پشت سر گذاشت... همه اين مشکلات به‌علاوه اوضاع بسيار بد اقتصادي و اجتماعي جامعه سبب شد تا خانواده‌اش از هم بپاشد و با کوراني از مشکلات و مصيبت زمانه روبه‌رو شود.
ظاهراً مظفرالدين‌شاه مايل به قتل ميرزا رضا نبود. ناظم‌الاسلام کرماني در کتاب تاريخ بيداري ايرانيان مي‌نويسد: «مظفرالدين‌شاه خيال کشتن ميرزا و قصاص او را نداشت و کراراً گفته بود قصاص و کشتن ميرزا رضا، تشفي قلب من نيست، من اگر بخواهم انتقام بکشم، بايد تمامي اهل کرمان را از دم تيغ بگذرانم.» شايد هم تأخير در اعدام ميرزا رضا به واسطه تصادف با ماه‌هاي محرم و صفر بود و مظفرالدين‌شاه به رعايت اعتقادات مذهبي اعدام ميرزا رضا را به بعد از سپري شدن اين ماه‌ها موکول کرد، ولي دليل هرچه بود، او بالاخره تصميم خود را گرفت و به اعدام ميرزا رضايت داد.
گزارش لحظه‌به‌لحظه اعدام او نشان مي‌دهد که تا آخر هم از کار خود پشيمان نشده بود و به اين کار ايمان داشت. سخنان و رفتارهاي او در آخرين لحظات نشان از بي‌باکي در مقابل مرگ است. يک نقل قول شفاهي مي‌گويد هنگامي که امير تومان ارغون پدر سرهنگ ارغون (معروف به سرهنگ نمره يک) که مسئول دار زدن ميرزا رضا بود، او را براي دار زدن مي‌برد گفت: پدرسوخته شاه را کشتي، حالا مي‌بيني که مي‌برند دارت بزنند، ميرزا رضا در جواب گفت: پدرسوخته خودت هستي، اگر تو بميري سگ و گربه هم به تشييع جنازه‌ات نخواهند رفت، ولي مي‌بيني که براي اعدام من اين همه تشريفات برگزار کرده‌اند! گفته مي‌شود وصيت کرده بود روي سنگ قبرش بنويسند: محب آل‌محمد، غلام هشت و چهار، فداي مردم ايران رضاي شاه‌شکار!


امام در گذر زمان 158

بازگشت پیكر امام به جماران
در ادامه مباحث مربوط به اين ستون به روز رحلت امام(ره) رسیدیم و اشاره كردیم كه در آن روز پیكر مطهر امام در ميان مردم دست به دست می‌شد و هیچ نظم و انضباطی در كار نبود. جمعیت انبوه و فشرده همچنان در اطراف كانتینرها در بهشت‌زهرا(س) اوضاع را رقم می‌زدند. فشار جمعیت شدید بود و بخشی از كفن حضرت امام به عنوان تبرك تكه‌تكه شد. در این شلوغی‌ها آقای ناطق نوری بدون هماهنگی از قبل برحسب وظیفه و تكلیف وارد عمل می‌شود. او تجربه و خاطره 12 بهمن 1357 در بهشت‌زهرا(س) را دارد و سعی می‌كند از آن روش بهره‌گیری كند، به همین دلیل از طریق بی‌سیم به مرحوم حاج احمدآقا خمینی پیغام می‌دهد كه فوراً یك فروند هلی‌كوپتر اعزام كنند. به سرعت به این تقاضا پاسخ داده می‌شود و هلی‌كوپتر به سختی در میان سیل جمعیت شلوغ می‌نشیند، آقای ناطق نوری در خاطراتش در این باره آورده است: «مدتی طول كشید تا هلی‌كوپتر بیاید. من همچنان خودم را روی تابوت انداخته بودم و جمعیت هم فشار می‌‌آورد. خداوند توان عجیبی به من داده بود، هلی‌كوپتر نزدیك كانتینر در میان جمعیت نشست و آمبولانس بین ما و هلی‌كوپتر قرار داشت، به آقای سراج گفتم تو به داخل هلی‌كوپتر برو و خودم نیز روی سقف آمبولانس پریدم و داخل هلی‌كوپتر رفتم. گفتم: تابوت را هل بدهید، دسته تابوت را خودم گرفتم، وسط دو تا دسته تابوت سر چند نفر گیر كرده بود. هر چه می‌گفتم سرتان را پایین بكشید، فشار جمعیت نمی‌گذاشت بالاخره با پایم روی سر آن‌ها فشار دادم، یكی رفت پایین، جا باز شد، بقیه هم سرشان را بیرون كشیدند، آقای فیروزان، یكی از محافظ‌هایم خواست به داخل هلی‌كوپتر بیاید، او را پایین انداختم. یكی دیگر از محافظین، زمانی كه هلی‌كوپتر بلند شد به هلی‌كوپتر آویزان شده بود و پرت شد. البته هنوز خیلی از زمین فاصله نگرفته بود. خلاصه با هزار زحمت، هلی‌كوپتر بلند شد و در منظریه نزدیك جماران نشست، پیغام دادیم آمبولانس آمد و جنازه امام را به سردخانه بیمارستان جنب بیت امام بردیم. در آن لحظه، عمامه و عبا نداشتم و با قبا وارد حیاط شدم، احمدآقا و بقیه آقایان نشسته بودند، تا احمدآقا مرا دید شروع به گریه كرد.»


مجالس شوراي اسلامي 45

تخريب هاشمي در انتخابات مجلس ششم
همانطور كه در شماره پيشين اشاره شد، برخي چهره‌هاي شاخص رسانه‌اي اصلاح‌طلب، مدتي پيش از انتخابات مجلس تصميم به تخريب هاشمي رفسنجاني گرفتند. مشاركتي‌ها اعتقاد داشتند پرونده‌ سياسي رفسنجاني پیش از آنكه بر سر راه اصلاح‌طلبان قرار گيرد بايد بسته شود: «قضيه‌ هاشمي را نبايد براي چند سال بعد گذاشت كه سر باز كند.»
آنان رهبري جريان تخريب شخصيت هاشمي را به «اكبر گنجي» و «عباس عبدي» سپردند. اين پروژه با طرح چندين ادعا آغاز و با داستان‌سرايي و رمان‌نويسي دنبال شد كه از مهم‌ترين آن ادعاها، اتهام خلاف واقع در رابطه با قتل‌هاي صورت گرفته در دوران سازندگي است.
در اين زمينه ماحصل تراوشات ذهني اكبر گنجي در دو رمان «عالي‌جناب سرخ‌پوش، عالي‌جنابان خاكستري» و «تاريك‌خانه‌ اشباح» بروز يافت: «هاشمي حقيقت را كتمان مي‌كند. آقاي هاشمي مي‌توانست صادقانه به مردم بگويد كه در دوران من قتل‌هاي بسياري توسط محافل سعيد امامي صورت گرفت ولي من از آن‌ها بي‌اطلاعم.»
در جايي ديگر، وي قتل‌ها را تكثير داده و تعداد آن‌ها را هشتاد تن عنوان كرد: «در دوران هشت‌ساله‌ صدارت آقاي هاشمي حدود هشتاد تن به وسيله‌ محفل‌هاي اطلاعاتي و به علل سياسي به قتل رسيده‌اند.»
عباس عبدي، عضو برجسته‌ حزب مشاركت نيز در سناريوي ترور شخصيت رفسنجاني به موازات اكبر گنجي به حملات ادامه داد. وي در اتهام‌زني به دوران دولت سازندگي، پا را از اين فراتر گذاشت و مدعي شد كه: «خشونت‌ورزان و جنايتكاران عرصه‌ سياست در دوره‌ هاشمي بدون دغدغه و ترس از مكافات دست به جنايت مي‌زدند.»
مأموران تخريب رفسنجاني، اتهام «جاه‌طلبي» را نيز به فهرست اتهامات وي افزودند: «عالي‌جناب سرخ‌پوش مي‌خواهد تا در همه‌ دهه‌ سوم انقلاب همچنان قدرتمند باقي بماند... اگر ايشان بر كرسي رياست مجلس تكيه زند، با چنين شخصي چه نوع رابطه‌اي مي‌توان برقرار كرد؟»
دليل تخريب شخصيت رفسنجاني نه‌تنها كنار گذاشتن شخصيتي بود كه مانعي سر راه مشاركتي‌ها براي تسخير مجلس ششم قلمداد مي‌شد، بلكه رفسنجاني، در ديد آنان به دليل «اتمام تاريخ مصرف» محكوم به «ترور شخصيت» بود: «تئوريسين‌هاي چپ طي يك سال اخير تلاش كردند كه به لايه‌هاي ارتدوكس خود بقبولانند كه عمر سياسي هاشمي رفسنجاني به پايان رسيده است. آن‌ها مي‌گفتند: هاشمي اين استاد چانه‌زني در سطوح فوقاني قدرت، ديگر نمي‌تواند از هنر ديپلماسي پنهان خود استفاده نمايد.»
بررسي آماري مطبوعات و نظرسنجي‌هاي انجام شده نشان داد كه در طي يك هفته تبليغات مجلس ششم، هر تهراني به‌طور متوسط روزانه سه مقاله عليه هاشمي و پنج شايعه‌ تازه و اتهام جديد در مورد وي و خانواده‌اش شنيده است.
اما در نهايت، طبق اعلام نتايج شمارش آرا، هاشمي به‌عنوان سي‌امين نماينده تهران به مجلس راه يافت. مشاركتي‌ها كه نتوانسته بودند مانع راه‌يابي هاشمي رفسنجاني به مجلس شوند، سعي كردند با تشكيك در صحت شمارش آرا پرونده‌ سياسي رفسنجاني را ببندند. بر همين اساس، شبهه‌افكني در آراي رفسنجاني و اتهام تقلب در انتخابات به نفع وي، در دستور مطبوعات زنجيره‌اي قرار گرفت.
روزنامه «مشاركت»، كه ارگان وقت حزب مشاركت به شمار مي‌آمد، در اين مورد نوشت: «نفر سي‌ويكم (علي‌اكبر رحماني) با اعتراض به نتايج انتخابات، جايگاه خود را به‌طور قطع در بين سي كانديداي منتخب تهران مي‌داند.»
اما شوراي نگهبان با بررسي بخشي از صندوق‌هاي پايتخت و ابطال صندوق‌هاي مخدوش، جمع‌بندي آراي نهايي تهران را در حالي اعلام ‌كرد كه رفسنجاني در رتبه بيستم تهران قرار داشت.
اما در نهايت، رفسنجاني ترك مجلس را بر حضور ترجيح مي‌دهد و با صدور بيانيه‌اي رسماً انصراف خود را اعلام مي‌كند.
 


 

صفحه 10 تا حماسه

 

 

بررسی دینی، عقلی و تاریخی حجاب
حجاب امری فطری و ذاتی است(2)
صفدر صانعی

علاوه بر احادیثی كه در بخش آیات درباره حجاب آورده شد در این بخش به چند حدیث دیگر در این زمینه اشاره می‌كنیم:
حضرت علی(علیه‌السلام) می‌فرمایند: «إیّاك أن تَتَزَیَّنَ لِلنّاس و تُبارِزُ اللهَ بالمَعاصی»؛ بپرهیز از اینكه برای دیگران خود را بیارایی و به وسیله انجام گناه با خدا به ستیز برخیزی.
امیرالمؤمنین، علی(علیه‌السلام) جایی دیگر فرموده‌اند: «عَلَیكم بِالصَّفیقِ مِن الثیاب، فَاِنَّ مَن رَقَّ ثوبَهُ رَقَّ دینَهُ»؛ لباس ضخیم بپوشید؛ زیرا هر كس لباسش نازك و بدن‌نما باشد، نشانه سستی و ضعف دین اوست.
در كتاب بحارالانوار حدیثی زیبا به نقل از حضرت علی(علیه‌السلام) آمده كه ما فقط به ذكر ترجمه آن می‌پردازیم: آن حضرت می‌فرمایند: «روزی ما نزد پیامبر اكرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نشسته بودیم. پیامبر فرمود: به من خبر دهید، بهترین چیز برای زنان چیست؟ همه ما ماندیم كه چگونه سؤال پیامبر را جواب دهیم تا اینكه از محضر آن حضرت پراكنده شدیم.
من به سوی فاطمه(سلام‌الله‌علیها) رفتم و سؤال پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را برای آن حضرت بازگو كردم و گفتم كه همه ما در برابر سؤال پیامبر نتوانستیم جواب دهیم.
حضرت فاطمه(سلام‌الله‌علیها) فرمود: من جواب این سؤال را می‌دانم و آن اینكه: بهترین چیز برای زنان این است كه تا می‌توانند نه آنان مرد نامحرمی را ببینند و نه مردان نامحرم آنان را.
پس من به سوی پیامبر برگشتم و در جواب آن سؤال گفتم: همانا بهترین چیز برای زنان این است كه تا می‌توانند نه آنان مرد نامحرمی را ببینند و نه مردان نامحرم آنان را.
رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: قبلاً كه تو نزد من بودی جواب آن را نمی‌دانستی، آیا تو نزد دخترم فاطمه بودی؟ حضرت شگفت‌زده شد و فرمود: «به درستی كه فاطمه، پاره تن من است.»

عقل و منطق
فلسفه حجاب از مسائلی است كه در همه اعصار مورد سؤال واقع شده است. آگاهی از فلسفه پوشش می‌تواند بهترین راه برای تحقق فرهنگ پوشش اسلامی باشد. امید است كه با تبیین صحیح این موضوع بتوانیم زنان و دختران‌مان را از بند بی‌حجابی كه گریبان‌گیر جامعه ما شده است، برهانیم.
الف) ارزش والای زن
دین اسلام برای زن اهمیت فوق‌العاده‌ای قائل شده است. زن مظهر ظرافت و جمال آفرینش است. دامن زن مدرسه بشر است. اصلاح جامعه در گرو تقوای اوست و محیط خانواده مجلس درس و تحت تربیت اوست. زن می‌تواند با تربیت صحیح فرزندان، امتی را از وجود آن فرزند بهره‌مند گرداند.
ولی فرهنگ غرب سعی دارد زن را به‌عنوان یك كالای تجاری و سودمند در دست افراد مختلف قرار دهد و آنقدر شخصیت او را پایین می‌آورد كه به او می‌گوید به درون جامعه برو و خود را در معرض دید افراد مختلف قرار بده و وسیله سودجویی آن‌ها قرار بگیر. نظریه‌ای كه با عنوان فمینیسم(آزادی زنان) از سوی غربی‌ها مطرح شده، حقوق ابتدایی هر زنی را لگدمال می‌كند و وقتی كه زنان غربی بخواهند از حق خود دفاع كنند، صدای آن‌ها را خفه می‌كنند و آن‌ها را به گوشه‌ای می‌اندازند.
دین اسلام برای زن كه مظهر ظرافت و جمال است، حجاب و پوشش را پیشنهاد كرده تا ارزش‌های وجودی او محفوظ بماند. همان‌طور كه در آیه 59 سوره احزاب به آن اشاره شده: «ذَلِك أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ»؛ این كار براى اینكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.
خانم «هنولا ناكاتا» یك نویسنده ژاپنی است كه اسلام آورده است. او درباره احساس خود از داشتن حجاب می‏گوید: «با داشتن حجاب بود كه من انسانیت و ارزش زنانگی خود را احساس كردم. حجاب به من می‏آموزد كه از دسترس بیگانگان دور بمانم. امروزه به‌ویژه در بین جوانان، گرایش روزافزون به حجاب دیده می‏شود كه نشانه رشد اسلام نیز می‏باشد. تا من زنده هستم، برای اسلام و حجاب تبلیغ خواهم كرد، چون حجاب مایه آرامش و آسایش در جامعه می‏باشد.»
آقای «لوی» كه یك فرد یهودی است و به تازگی دخترانش باحجاب شده‌اند در مورد حجاب دخترانش می‌گوید: «حجاب یكی از دستورات قرآن است كه ارزش اخلاقی زن در جامعه را تعیین می‏كند. حجاب نشانگر پاكیزه بودن، رستگاری و آلوده نبودن زن است.»
مقام معظم رهبری، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره ارزش و احترام زن می‌فرمایند:
«زن‌های مؤمن در جامعه‌ ما سعی كنند قدر زن ایرانی مسلمان را بدانند. ارزش زن اسلامی و مسلمان را بدانید. زنی كه در اختلاط و معاشرت، با مرد قاطی نمی‌شود و خود را وسیله‌ای برای جلب چشم مرد نمی‌داند و خود را بالاتر از این می‌داند. زنی كه شأنش را عزیزتر از این می‌شمارد كه خود را عریان كند و با صورت و موی و بدن خود، چشم روندگان را به سمت خویش جلب كند و هوس آن‌ها را اشباع نماید. زنی كه خود را در دامنه‌ قله‌ای می‌داند كه در اوج آن، فاطمه‌ زهرا(سلام‌الله علیها) ـ بزرگ‌ترین زن تاریخ بشر ـ قرار دارد. آن زن، زن مسلمان ایرانی است. این زن باید دیگر از این بازیچه‌های فراهم آمده‌ تمدن غربی و روش‌های توطئه‌آمیز آن، رو بگرداند و به آن بی‌اعتنایی كند.»
ب) آرامش زن
در همه كارها آرامش و امنیت روانی یكی از مهم‌ترین مسائلی است كه سبب می‌شود آن كار به خوبی انجام بپذیرد. ارائه زیبایی‌ها و مواضع بدن به میل و خـواسته مـردان دامن می‌زند و در نهایت، موجب می‌شود كه امنیت وآرامش خود زن به هم بریزد. عشوه‌گری زن در جامعه نه‌تنها سبب از بین رفتن آرامش روانـی زن می‌شود، بلكه مردان مخصوصاً جوانان را در تحریكی دائم قرار می‌دهد؛ تحریكی كه سبب كوفتگی اعصاب و در نهایت موجب ایجاد هیجان‌های بیمارگونه عصبی می‌شود.
آنچه می‌تواند موجب آرامش و امنیت زنان شود، حجاب است. حجاب در ظاهر اگرچه سخت است ولی نوعی امنیت خاطر و مصونیت برای زن به شما می‌آید و در واقع حجاب حریم شخصیتی فرد را بیان می‌كند.
خانم «ایوان ردلی» نویسنده و خبرنگار معروف انگلیسی كه اسلام آورده و محجبه شده است، در این باره می‏گوید: «حجاب در زندگی من و حفظ امنیت من نقش بسیار بزرگی را ایفا كرد و من با پناه آوردن به حجاب، خود را در امنیت احساس می‏كنم.»
از طرفی هم حجاب نوعی آرامش معنوی را برای شخص فراهم می‌كند. حجاب سبب می‌شود كه زن كمتر دچار لغزش و گناه شود و به دنبال آن جامعه بیشتر می‌تواند مراتب معنوی را طی كند و به طهارت قلب و روح برسد. قرآن كریم حجاب را یك عامل طهارت قلب (هم برای مردان و هم برای زنان) می‌داند و در سوره احزاب آیه 53 می‌فرماید: «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاء حِجَابٍ ذَلِكمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكمْ وَقُلُوبِهِنَّ»؛ و هنگامى كه چیزى از وسایل زندگى را (به‌عنوان عاریت) از آنان (همسران پیامبر) مى‏خواهید از پشت پرده بخواهید این كار براى پاكى دل‌هاى شما و آن‌ها بهتر است.‏
ج) تحكیم خانواده
خانواده پایگاهی برای انسان‌سازی است. خانواده براساس محبت، صفا، همدلی، صمیمیت و وحدت استوار می‌شود و از طرفی دیگر هم محیطی است برای محدود كردن نیازهای جنسی زن و شوهر در چارچوب قانونی و شرعی. یكی از مهم‌ترین عللی كه ممكن است كانون یك خانواده را به هم بریزد، حضور تحریك‌آمیز و شهوت‌آلود زنان و دختران جامعه است كه نگاه هر مردی را (چه متأهل و چه مجرد) به خود جلب می‌كنند.
اگر كسی كه شاهد و ناظر این‌گونه حركات از سوی زنـان اسـت، مـتأهل بـاشد با تـوجه به حس تنوع‌طلبی و زیبایی‌خواهی كه دارد، بخشی از توجه و افكار خود را متوجه آن زن می‌كند و در نتیجه گرایش به همسرش كاهش می‌یابد. وقتی كه چشمان مرد از دیدن صحنه‌های بی‌حجابی زنان و دختران جامعه، كامیاب می‌شود به طبع آن علاقه مرد به همسرش نیز كم می‌شود، زیرا یكی از بخش‌های مهم علاقه مرد نسبت به زن از ناحیه نیازهای جنسی می‌باشد. در نتیجه این‌گونه رفتارها شاهد بدخلقی، بی‌میلی و بهانه‌گیری مرد نسبت به زن هستیم و دیگر كار به جایی می‌كشد كه می‌بینیم مرد، زن را مانع رسیدن به خواسته‌های نفسانی خود می‌داند و از او متنفر می‌شود.
حال اگر بیننده این بی‌حجابی‌ها، مجرد باشد شاید تأثیری بدتر از اولی بر جای بگذارد. بیننده مجرد با دیدن صحنه‌های بی‌حجابی زنان و دختران و ارتباط با آن‌ها به اندازه كافی التذاذ می‌یابد و دیگر تن به هزینه‌های سنگین ازدواج نمی‌دهد. آن جوان در اصل ازدواج را یك حصار برای خود فرض می‌كند، زیرا با ازدواج دیگر نمی‌تواند خارج از چارچوب شرعی و قانونی خود قدم بردارد و با زنان دیگر ارتباط برقرار كند و شاید هم بعضی از مردان و یا زنان، همسر خود را مانند یك زندانبان فرض می‌كنند كه آن‌ها را در یك فضا محبوس كرده و نمی‌گذارد با دنیای بیرون ارتباط داشته باشد. زیرا پیش از ازدواج راحت بوده‌اند، هر كجا كه می‌خواستند می‌رفتند و با هر كسی كه می‌خواستند ارتباط داشته‌اند و هیچ‌كس هم جرئت برخورد با آنان را نداشته ولی پس از ازدواج دیگر این مسائل كمتر شده و یا از بین رفته است. مطمئناً تأخیر در ازدواج جوانان تنها به علت مشكلات اقتصادی و یا تحصیلی نیست، بی‌تقوایی جنسی و لجام‌گسیختگی زنان و دختران بدحجاب در جامعه هم دلیلی برای به تأخیر افتادن ازدواج است و بی‌شك مضرات و آثار سوء این‌گونه رفتارها از سوی بی‌حجاب‌ها، روزی دامن خودشان را هم می‌گیرد. دین اسلام برای آنكه این چنین مشكلاتی برای خانواده‌ها پیش نیاید، حجاب را پیشنهاد كرده تا هم از آفات و بلاهایی كه خانواده را تهدید می‌كند، جلوگیری نماید و هم از به وجود آمدن بی‌رغبتی و سستی در تشكیل خانواده از سوی جوانان، پیشگیری كند.
د) عامل استواری جامعه
به یقین كشیدن خواسته‌های جنسی از محیط خانه به اجتماع، جامعه را به زوال می‌كشاند و سبب ركود فعالیت‌ها می‌شود. استاد شهید مطهری(رحمه‌الله علیه) در كتاب حجاب خود این‌گونه می‌نویسد: «برعكس آنچه كه مخالفین حجاب خرده‌گیرى كرده‏اند و گفته‏اند: (حجاب موجب فلج كردن نیروى نیمى از افراد اجتماع است)، بى‌حجابى و ترویج روابط آزاد جنسى موجب فلج كردن نیروى اجتماع است.»
دین اسلام هیچ‌گاه با فعالیت و كار كردن زن در محیط بیرون از خانه و یا با درس خواندن و رشد علمی زن مخالف نبوده، بلكه اجازه هر نوع فعالیت اقتصادی، سیاسی و یا فرهنگی را داده است، البته به شرط اینكه به كار اصلی او یعنی خانه‌داری و تربیت فرزندان لطمه‌ای وارد نشود. حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در تبیین این مسئله می‌فرمایند: «اسلام با كار كردن زن موافق است. نه فقط موافق است، بلكه كار را تا آن‌جا كه مزاحم با شغل اساسی و مهم‌ترین شغل او، یعنی تربیت فرزند و حفظ خانواده نباشد، شاید لازم هم می‌داند. یك كشور كه نمی‌تواند از نیروی كار زنان در عرصه‌های مختلف بی‌نیاز باشد! اما این كار نباید با كرامت و ارزش معنوی و انسانی زن منافات داشته باشد.»
آنچه كه موجب ركود فعالیت‌ها می‌شود بی‌حجابی است.
بسیار واضح و آشكار است كه در محیط‌هایی كه زنان و دختران محجبه حضور دارند، بازده بیشتری عائد و واصل می‌شود.
به طور كلی در جامعه‌ای كه زنان، محجبه باشند و خود را در معرض نگاه‌های آلوده قرار ندهند مطمئناً جامعه بانشاط و موفق خواهد شد و می‌تواند در همه عرصه‌ها پیشرفت داشته باشد.
از طرفی دیگر هم بدحجابی و تحریكات جنسی بر روی سیستم تولیدنسل نقش تخریب‌كننده‌ای دارد.
دانشمندان معتقدند تحریكانی كه در چشم به‌وجود می‌آید بر غده هیپوفیز كه غده كوچكی زیر مغز است، اثر می‌گذارد. این غده شش هورمون تولید می‌كند كه سه نوع آن بر روی سیستم تولیدنسل تأثیر دارد. نگاه به زنان بدحجاب و فیلم‌های محرك كه چنین اثری را به همراه دارد در نهایت به تأثیر منفی در فرزندان و اختلالات وراثتی منتهی می‌شود.
در تفسیر نورالثقلین آمده است: هنگامی كه موقع جفت‌گیری گوسفندان حضرت شعیب(علیه‌السلام) شد، حضرت موسی(علیه‌السلام) (كه حدود هشت یا ده سال به حضرت شعیب خدمت می‌كرد) به میان گوسفندان رفت و پوست بخشی از عصای خود را كند و قسمت‌هایی را به حال خود واگذارد و آن را در وسط آغل گوسفندان انداخت و بر آن پارچه‌ای سیاه و سفید انداخت و سپس گوسفندان نر را به سراغ ماده فرستاد. گوسفندان نر به این چوب سیاه و سفید نگاه می‌كردند و جفت‌گیری می‌كردند و در نتیجه نوزاد آن‌ها جملگی سیاه و سفید زاییده شدند.
زنانی كه خود را در معرض دید مردان نامحرم قرار می‌دهند آثار زیانباری بر جامعه و نسل انسان‌ها می‌گذارند، در حالی كه خودشان هم از این آثار آگاهی ندارند.


كنترل جمعیتی كه بايد كنترل شود!(2)
آسيب‌ها و مضرات كنترل جمعیت

محبوبه ابراهیمی

مضرات فردی و اجتماعی كنترل جمعیت
افزون بر آنچه بیان شد، سیاست تنظیم خانواده و كنترل جمعیت، معایب و خسارت‌های جبران‌ناپذیری دارد كه عموماً توسط غرب تجربه شده و سزاوار نیست كه كشورهای اسلامی و كشورهای در حال توسعه، با پیمودن این مسیر این تجربه را دوباره بیازماید. در ادامه به اختصار به برخی از مضرات اشاره می‌شود.
الف) آسیب‌های اخلاقی و تربیتی
سیاست‌گذاران كنترل جمعیت، در واقع به نوع شخصیت‌هایی كه در جامعه و درون خانواده‌ها قرار است تربیت شوند هیچ توجهی نداشته و تنها به كم شدن جمعیت می‌اندیشند.
«جان رایان» دین‌شناس مسیحی آمریكایی در این باره به همسران هشدار می‌دهد و از آن‌ها می‌خواهد كه فرزندن زیاد داشته باشند. او استدلال می‌كند تأمین خانواده‌های بزرگ، حاصلش زندگی موفق است چون تأمین هزینه زندگی در این خانواده‌ها نیاز به ایثار و... دارد. از طرفی خانواده‌های كم‌جمعیت، ممكن است ثروتمند باشند، اما ثروتی كه از فقیر ماندن خطرناك‌تر است. بر مبنای استدلال وی، در خانواده‌های پرجمعیت مفاهیمی نظیر ایثار، گذشت، هم‌اندیشی و... به خوبی خودنمایی می‌كند. برخلاف خانواده‌های كم‌جمعیت كه اگرچه ممكن است ثروت فراوانی انباشته كنند، اما هرگز با این مفاهیم، ارتباطی برقرار نمی‌كنند، از این رو این ثروت از فقیر بودن، برای‌شان خطرناك‌تر است.
در حقیقت، تك‌فرزندی یا دو فرزندی در درازمدت سبب پدید آمدن انسان‌هایی نامهربان، تنها، گسسته از خانواده و خودخواه می‌شود كه جهان را متعلق به خود می‌دانند و چون عادت ندارند كه در كنار خود، كسی را ببینند، همه‌چیز را فقط برای خود می‌خواهند.
ب) آسیب‌های روانی
تنظیم خانواده و سیاست فرزند كمتر مساوی زندگی بهتر، در درازمدت اثرات مخرب روانی را برای كودكان و نیز والدین در پی خواهد داشت. از سویی، در خانواده‌ای كه فرزندان بیشتری حضور دارند، توجه والدین و به‌ویژه مادر معطوف كودكان است و تمام وقت وی صرف فرزندان می‌شود. از این‌رو فرصتی برای افكار منفی و چشم و هم‌چشمی باقی نمی‌ماند، اما خانمی كه فرزند ندارد تمام وقتش صرف توجه به مادیات و تجملات و ظواهر می‌شود كه هیچ نتیجه‌ای جز اضطراب و هزینه گزاف مالی در پی ندارد.
از سوی دیگر، نیاز كودك و فرزند به وجود همبازی خواهر و برادر در خانواده یك نیاز فطری است كه نمی‌توان آن را كتمان كرد. كودك نیازمند آن است كه بسیاری از اوقات روزانه خود را با بازی و سرگرمی‌های مفید پر كند و این امر بدون وجود یك همبازی امكان‌پذیر نیست.
بر این اساس، تك فرزندی یا دو فرزندی، خانواده‌ها را با مشكلات روانی گوناگونی مواجه می‌سازد.
ج) از میان رفتن صله رحم
در دین اسلام صله‌رحم، بسیار مورد توجه قرار گرفته و بسیار به آن سفارش شده است. صله‌رحم در جایی معنا دارد كه عمه، عمو، خاله و دایی باشد. اما خانواده تك فرزند در آینده فاقد این موارد خواهد بود. یعنی فرزندان آینده مصادیق هیچ‌یك از عمه و عمو و... را درك نخواهند كرد. در این زمان است كه صله‌رحم، به‌عنوان اصلی اساسی كه مورد توجه ائمه(علیهم‌السلام) بوده و از آن به‌عنوان طولانی‌كننده عمر و سبب بركت زندگی یاد شده، به دست فراموشی سپرده می‌شود.
د) خطر رواج سقط جنین
چنانچه در جامعه‌ای كنترل جمعیت فراگیر شود و مسئولان بهداشت، دائم از فواید آن سخن بگویند و دولتمردان، آن را به‌عنوان قانون، تصویب و ابلاغ كنند و فرزند خارج از این قانون از مزایای اجتماعی و اقتصادی و... محروم بماند، در این زمان مردم آن را به‌عنوان اصلی تخطی‌ناپذیر تلقی می‌كنند و تخلف از آن را گناه می‌پندارند. در چنین وضعیتی اگر فرزندی برخلاف سیاست كنترل جمعیت و خارج از ضابطه تنظیم خانواده شكل گرفت، او را «ناخواسته» می‌نامند و از همان ابتدا به‌عنوان فردی اضافه به او می‌نگرند. این مسئله در اكثر مواقع به ارتكاب سقط جنین منجر می‌شود، غافل از اینكه مرتكب گناه كبیره‌ای به نام قتل‌نفس گشته‌اند. همچنین اگر مرتكب این گناه هم نشوند، مادر 9 ماه، كودك را در رحم خود با اضطراب و اكراه نگه داشته و پس از تولد نیز محبتی مادرانه به او ابراز نمی‌دارد كه این مسئله موجب می‌شود كودك دچار عقده كمبود محبت شود و مضرات فردی و اجتماعی گوناگونی برای او در پی دارد.
این در حالی است كه از سوی اسلام نیز اینگونه اعمال نكوهش شده و در روایات متعدد، فرزندكشی و امتناع از فرزنددار شدن به دلیل ترس از فقر و امثال آن مورد نكوهش قرار گرفته است.
هـ) پیری جمعیت كشور
با كنترل تعداد فرزندان، تعداد جمعیت جوان كشور نیز كاهش می‌یابد و همین سبب می‌شود جمعیت پیر و سالخورده جامعه بیشتر شود. كشورهای پیر فاقد تحرك، پویایی، خلاقیت و ابتكار و شادابی هستند و برخلاف كشورهای جوان كه روزبه‌روز پویاتر و شكوفاترند، دائماً دچار كمبود و یكنواختی می‌شوند. همچنین اگر جوامع پیر شوند، دولتمردان و صاحبان سرمایه نیز احساس خطر می‌كنند، چرا كه نیروی پرانرژی و فعال برای كار وجود ندارد. این مسئله یكی از اساسی‌ترین مضرات اجتماعی كنترل جمعیت است كه هم‌اینك گریبانگیر برخی كشورهای اروپایی شده كه در حال دست و پا زدن برای رها شدن از این منجلاب به سر می‌برند.
سخن پایانی
ماجرای كنترل جمعیت، از ترس آمریكایی‌ها و صهیونیست‌ها نسبت به افزایش جمعیت مسلمان آغاز شد. اما ما این ترس را به وحشت از تولد فرزندان‌مان و چگونگی تأمین رفاه آن‌ها تبدیل كردیم! اساس این مسئله در بی‌اعتمادی و عدم توكل به خدا بنا نهاده شد. آنجا كه تصمیم گرفتیم جمعیت را كنترل كنیم تا امكان رسیدن رزق و روزی به تمام افراد جامعه باشد! غافل از اینكه «هر آن كس كه دندان دهد نان دهد» و غافل از اینكه روزی‌دهنده خدا است، نه ما انسان‌ها.
اینك ماییم و این اعتقاد كه با سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب مستحكم‌تر از پیش شده است؛ اینكه ایران با دارا بودن منابع و معادن متعدد تنها نیاز به مدیریت صحیح استفاده از معادن را دارد، نه اعمال سیاست‌های نادرستی نظیر كنترل جمعیت. خانواده‌های ایرانی، توان تصمیم‌گیری و انتخاب تعداد فرزندان را دارند و ملاك اصلی در این زمینه، میزان توانایی خانواده در تربیت فرزند است، نه شعار «فرزند كمتر مساوی زندگی بهتر».
این مسئله ضرورت توجه و تجدیدنظر دولتمردان و مسئولان در برنامه كنترل جمعیت را می‌طلبد تا با توجه به پیامدهای سوء سیاست كنترل جمعیت آثار زیانبار آن كه متوجه خانواده‌هاست، طرحی نو در اندازند و این تابوی خطرناك را درهم شكنند.
 


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

علامه شیخ عبدالله جوادی‌آملی
مردم ستون سیاست اسلامی هستند

نامه 53 نهج‌البلاغه همان نامه‌ معروفی است كه وجود مبارك حضرت امیر(ع) برای مالك اشتر در هنگام اعزام به مصر مرقوم فرمود.
وجود مبارك حضرت امیر(ع) به ما فرمودند: همان‌طوری كه بالاخره شریعت، ستونی دارد سیاست دینی هم ستونی دارد. شریعت اسلامی ستونش نماز است كه «الصلاه عمود الدین» (الامالی شیخ طوسی: 529) سیاست اسلامی، ستونی دارد كه ستون آن توده مردم مسلمانند. با «انّما» ذكر كرده در مسئله نماز ظاهراً چنین چیزی نیست كه «انّما الصلاه عمود الدین» دارد «الصلاه عمود الدین» اما درباره سیاست اسلامی فرمود: «إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِین وَالْعُدَّه للْأَعْدَاءِ الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ» فرمود: ستونِ سیاست، مردمند. شما اگر رضایت مردم، اشتغال مردم، كار مردم، رفاه مردم، اقتصاد مردم، آبروی مردم را حفظ نكردی به ستون دین آسیب رساندی. این را به مالك فرمود مواظب باش وقتی به مصر می‌روی نگذار كسی فقیر باشد.
حضرت فرمود: مالك! ما كه قیام كردیم خلافت را پذیرفتیم برای این بود كه دین را آزاد كنیم. مردم بنده خدایند، مردم رها نیستند، اما این دین در بند بود. فرمود: «فَإِنَّ هذا الدِّینَ قَدْ كَانَ أَسِیراً فِی أَیدِی الْأَشْرَارِ یعْمَلُ فِیهِ بِالْهَوی وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْیا» اینها با دین بازی كردند، دین را به بند كشیدند با رشا و ارتشا حكومت را خواستند قبضه كنند، من آمدم این دین را آزاد كردم. وقتی دین آزاد شد، قدرت آزادسازی دیگران را هم دارد. ابزار دنیا شده بود. دین، اسیر بود بنابراین سیاست اسلامی در درجه اول آن است كه حرم امن دین شناخته بشود، دین آزاد بشود، به میل خود تفسیر نشود و مردمی كه ستون دین هستند، بیكار نباشند، بی‌اقتصاد و فرهنگ نباشند.
مطلب دیگر در آیین كشورداری بود، ایشان فرمودند: جامعه دارای اصناف است و قوای رسمی جامعه سه قسمت است؛ یك قسمت مربوط به قضا و دستگاه دادگستری است. یك قسمت مربوط به اجرائیات است یك قسمت هم مربوط به تَقنین. تقنین را به عهده خودش كه معصوم بود، قرار داد. برای اینكه اینها اهل بیت هستند كه حق در دور اینها می‌گردد. ما یك قانون نوشته‌ای نداریم كه كار پیغمبر و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را مطابق با آن قانون تطبیق بكنیم. ما قانون‌مان را از سیره و سنّت اینها داریم. خدای سبحان اینها را پروراند، معصوم قرار داد، ملكه عصمت به اینها عطا كرد، عدالت و فضیلت عطا كرد. اینكه فرمود: «علی مع الحق و الحق مع علی» این تعبیر درباره عمار هم آمده، اما تفاوت مهم در مرجع ضمیر است كه «عمار مع الحق یدور عمار مدار الحق حیث ما دار الحق» ولی درباره حضرت امیر این ضمیر «یدور» به حق برمی‌گردد؛ «یدور الحق مدار علی حیث ما دار». از كجا می‌فهمیم چه چیزی حلال است؟ چه چیزی حرام؟ با فعل معصوم، قول معصوم، تقریر معصوم می‌فهمیم. بنابراین از نظر تقنین فرمود: تقنین به دست خود معصوم(ع) است. دستگاه قضا است. دستگاه اجرا است. قانون را وقتی از اهل‌بیت(علیهم‌‌السلام) گرفتیم، یك عده باید اجرا بكنند. یك عده باید بین اجرا و تصویب، مناسبت برقرار كنند و داوری كنند و ببینند آیا آن اجرائیات مطابق مصوّبات است یا نه كه می‌شود دستگاه قضا. در طلیعه اسلام، وجود مبارك حضرت امیر(ع) تفكیك قوا را مطرح كرده كه بعدها ابن‌خلدون یا اخوان‌الصفا و امثال اینها به مسئله تفكیك قوا اشاره كردند.
حضرت فرمود: مردم در هر صنفی كه باشند باید رضایت‌شان تأمین بشود. نیازشان تأمین بشود. پس از تفكیك قوا نوبت به نیروهای نظامی و انتظامی رسید، مقام آنها را گرامی داشت، نوبت به كشاورزان و امثال ذلك رسید مقام آنها را گرامی داشت. بخش مهم اداره مملكت را به نیروی اقتصاد داد. فرمود: درست است دستگاه قضا لازم داریم. دستگاه اجرا لازم داریم. دستگاه نظامی و انتظامی لازم داریم، ولی همه اینها به اقتصاد وابسته است كه این اقتصاد به عهده تجّار و سرمایه‌دارانی است كه باید تولید ملی داشته باشند، از كار و تولید ملی حمایت بشود، روی پای خودشان بایستند و مانند آ‌ن.
فقیر به معنای ندار نیست. آن كسی كه چیزی ندارد به او می‌گویند فاقد. نداری عبارت از فقدان است. فقیر در عربی همان است كه ما در فارسی می‌گوییم كمرشكسته، فقیر یعنی كسی كه ستون فقراتش شكسته است. كسی كه وضع مالی‌اش خوب نیست، قدرت ایستادگی ندارد، از این رو می‌گویند فقیر. فرمود مبادا كشور گرفتار فقر بشود این، جلوی مقاومت و ایستادگی را می‌گیرد. آن‌كه سر كوی ایستاده دارد گدایی می‌كند این به حسب ظاهر ایستاده است، ولی واقعاً نشسته است، اما آن‌كه نشسته است روی میز دارد تجارتخانه‌اش را اداره می‌كند، این ایستاده است منظور ایستادگی است.
فرمودند: مالك! مصر را طرزی اداره كن كه ما فقیر نداشته باشیم. فقیر اقتصادی نداشته باشیم. فقیر طبیعی در عالَم فراوان است. نمی‌شود ما عالَم داشته باشیم، دنیایی باشد، زندگی داشته باشیم فقیر طبیعی نداشته باشیم. فقیر طبیعی مثل كودكان، سالمندان، از كار افتاده‌ها، بیمارانی كه قابل علاج نیستند، اینها فقیر طبیعی‌اند. دنیایی كه در آن كودك نباشد، پیرزن و پیرمرد نباشد، مریض و مفلوك نباشد نداریم! این می‌شود بهشت. اما فقر اقتصادی ممنوع است. فرمود همه اینها در بیت‌المال سهمی دارند. فرمود هیچ‌كس در نظام اسلامی بی‌سهم نیست. وجود مبارك حضرت امیر(ع) دیدند یك كهنسال و سالمند نابینایی دارد تكدّی می‌كند، فرمودند: این كیست؟ عرض كردند یك مسیحی نابیناست دارد گدایی می‌كند، فرمود: آن وقتی كه نیروی كار داشت به این كشور خدمت كرد الآن كه نابیناست باید گدایی بكند؟ «أنفقوا علیه من بیت‌المال» (تهذیب‌الأحكام6: 293) برای او حقوقی قرار بدهید. نمی‌گوید پیرمرد است. مسیحی است. باید گدایی بكند این می‌شود حكومت اسلامی، فرمود مردم، ستون دینند برای همه هم مشخص شده است كه ما چقدر مال بدهیم و چه كسی را تأمین بكنیم. اگر نظام اسلامی این را نداشته بود كه ذات اقدس الهی برنامه تنظیم نمی‌كرد. بنابراین اگر ما مسائل اخلاقی را رعایت بكنیم، بال و پری پیدا كنیم، خیلی بهتر از این فكر می‌كنیم همه نعمت‌ها را ذات اقدس الهی به ما داده است. آن وقت انسان به سیر كردن گرسنه، رغبت پیدا می‌كند. ما لذت‌های روحی را نیازمودیم. آن بزرگان از اطعام بیش از طعام لذت می‌برند، یعنی اگر گرسنه‌ای را سیر بكنند بیش از آن لذت می‌برند كه خود سیر بشوند. حالا ما نه آن تكلیف را داریم، نه مقدور ماست.
* منبع: درس اخلاق معظم‌له مورخ 26 اردیبهشت ماه سال 1392


آيينه خواص

سعیدبن‌زید-1
آن زمان که خورشید اسلام در ظلمات جاهلیت حجاز طلوع کرد، فقر فرهنگی مردم و تکاپوی سران کفر برای مبارزه با اسلام پذیرش این دین آسمانی را کمی دشوار کرده بود. در چنین اوضاعی عده‌ای با قبول همه خطرات و تحمل شکنجه‌ها، تعالیم حضرت رسول(ص) را با جان و دل خریدند. از این جهت سبقت در ایمان و اسلام آوردن یکی از فضایل صحابی پیامبر اکرم(ص) است که اینان در دورانی به محمد امین(ص) لبیک گفتند که اوضاع فرهنگی و اجتماعی به شدت نابسامان بود، البته روشن است این فضیلت تا زمانی ممدوح است که استمرار داشته و به حسن عاقبت ختم شود.
یکی از افرادی که در تاریخ مشهور است که جزء ده نفر اول بوده‌اند که به ندای آسمانی حضرت رسول(ص) لبیک گفته‌اند، جناب «سعیدبن‌زید» (رضی‌الله‌عنه) است که زندگی ایشان در آیینه خواص مورد بررسی قرار می‌گیرد.
مورخان بیان داشته‌اند نام کامل وی «سعيدبن‌زيد بن‌عمرو بن‌نفيل بن عبدالعزی بن رياح بن‌عبدالله بن‌قرط بن‌رزاح بن‌عدی بن‌كعب بن‌لؤی قرشی عدوی» است. مادر او نیز «فاطمه بنت بعجه بن ملیح خزاعی» بوده است.
گفته می‌شود پدر او «زيدبن‌عمرو» از کساني بود که در زمان جاهليت در جست‌وجوي کيش توحيد بود و بعثت پيغمبر(ص) را می‌دانست و منتظر ظهور او بود و به جست‌وجوی آن حضرت بيرون شد و در راه بازگشت کشته شد. نقل شده هر وقت زنش صفيه بنت‌الحضرمي می‌ديد بار بسته و بر آستانه سفر نشسته خطاب بن نفيل (پدر خلیفه دوم و عموی زید) را خبر مي‌کرد و جلویش را مي‌گرفت، اما زيد سرانجام به شام سفر کرد و از اهل کتاب‌های قديم درخواست دين ابراهيم(ع) کرد. او موصل و الجزيره را گردش کرد تا به راهبی نصرانی برخورد.
زيد دين حنيف ابراهيم را از او پرسش کرد، راهب به او گفت تو از يک دينی پرسش می‌کنی که امروزه هيچ‌کس نيست تو را بدان راهنمایی کند. علم آن از ميان رفته و استادان آن مرده‌اند، ولی در همين زمان تو پيغمبری در سرزمين خودت که از آن بيرون آمدی مبعوث می‌شود که همان کيش حنيف ابراهيم(ع) را دارد. زيد کيش يهود و نصاری را هم آزمايش کرده و نپسنديده بود، چون اين سخن را از آن راهب شنيد، شتابانه به سوی مکه رهسپار شد و چون به زمين قبائل لخم وارد شد بر او تاختند و او را کشتند.
رسول خدا(ص) براي وی آمرزش خواست و فرمود: روز قيامت يک امت مخصوص مبعوث شود. نفيل‌بن‌هشام از پدرش باز گفته که جدش سعيدبن‌زيد از رسول خدا(ص) درباره پدرش زيدبن‌عمرو پرسش کرد، عرض کرد يا رسول الله پدرم زيدبن‌عمرو چنان بوده که شما خودتان ديديد و اخبارش به شما رسيده و اگر توفيق درک حضور شما را يافته بود به شما ايمان می‌آورد من برای او آمرزش خواهم؟ فرمود آری و برای او استغفار کرد.


نقطه نظر
آیت‌الله جعفر سبحانی

تكریم قبور اهل بیت(علیهم‌السلام)
مسلمانان باید با تمام وجود آثار اسلام و اهل‌بیت پیامبر(ص) را حفظ كنند. باید اصالت خود را حفظ و دین اسلام را به جهانیان معرفی كنیم، یكی از راه‌های تحقق این مهم نشان دادن قبور ائمه اطهار(علیهم‌السلام) است. برخی بی‌خردان آثار ایشان را از بین می‌برند و باید توجه داشت كه این كار، آیندگان را دچار شك و تردید می‌كند.
مردم فرانسه و آلمان مسیحی جغرافیایی و شناسنامه‌ای هستند، آن‌ها به وجود حضرت مسیح(ع) شك كرده‌اند زیرا كه نه قبر و نه كتاب درستی از ایشان باقی مانده است، به همین دلیل آن‌ها فكر می‌كنند ماجرای حضرت عیسی(ع) افسانه است!
آیات تطهیر، مودت، مباهله همه در وصف اهل‌بیت(علیهم‌السلام) نازل شده و نشان‌دهنده عظمت ایشان است، مقام و مرتبه ایشان در قرآن بسیار والا است؛ پیامبر به حسنین(علیهماالسلام) فرمودند هر وقت من دعا كردم شما آمین بگویید یعنی آمین ایشان موجب استجابت دعای پیامبر(ص) می‌شود؛ پیامبر(ص) حسنین را به دوش خود گرفتند و فرمودند هر كه این دو را دوست بدارد مرا دوست دارد؛ دوستی با اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و خاندان عصمت موجب تقرب به خدا می‌شود.
یكی از وظایف مسلمانان اظهار محبت به پیامبر(ص) است، چندین آیه در قرآن پیرامون حب‌النبی وارد شده است؛ محبت به رسول‌الله(ص) برتر از حب پدر و مادر معرفی شده است. حب‌النبی دارای مصادیق فراوان است، یكی از مصداق‌ها این است كه به تمام فرمایشات رسول خدا(ص) عمل و دیگر اینكه هر چه می‌توانیم اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را تكریم كنیم.
وقتی آیه شریفه «فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللهُ أَن تُرْفَعَ»؛ یعنی خانه‌هایی است كه خدا اجازه داده است ترفیع شود، نازل شد، ابوبكر از پیامبر(ص) پرسید: خانه چه كسانی چنین ویژگی‌ای دارد؟ پیامبر(ص) در پاسخ فرمودند: «خانه انبیا»، ابوبكر به خانه حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) اشاره كرد و پرسید: این خانه هم جزو آن‌ها است؟ پیامبر(ص) فرمودند: «بله و از برترین آن‌ها است»؛ بنابراین بیوت حسنین(علیهماالسلام) نیز مصداق این آیه است و هرچه این بیوت را تكریم كنیم به این آیه عمل كرده‌ایم.
وهابی‌ها معتقدند كسانی كه پیامبر اكرم‌(ص) را زیارت می‌كنند به نیت اینكه پیامبر آن‌ها را شفاعت كند، عیناً مانند بت‌پرست‌ها هستند، چرا كه آن‌ها هم می‌گفتند ما اگر بت‌ها را عبادت می‌كنیم هدف آن است كه ما را به خدا نزدیك كنند، بنابراین زائر پیامبر اكرم‌(ص) با بت‌پرست‌ها كوچك‌ترین فرقی ندارند. پاسخ داده شد بین عقیده ما و عقیده بت‌پرست‌ها از زمین تا آسمان تفاوت است، ما پیامبر اكرم‌(ص) را هرگز عبادت نمی‌كنیم، در حالی كه آن‌ها بت را عبادت می‌كردند، درخواست شفاعت، عبادت نیست، آن‌ها عبادت می‌كردند و درخواست شفاعت می‌جستند، ما درخواست شفاعت می‌كنیم، اما عبادت نمی‌كنیم! تفاوت درخواست شفاعت بت‌پرستان با ما این است كه آن‌ها معتقد به ربوبیت بت‌ها بودند، اما ما اعتقاد به ربوبیت انبیا و اولیا نداریم، بلكه آن‌ها را «عبادالله الصالحین» می‌دانیم، بنابراین درخواست شفاعت از یك نفر بستگی به كیفیت اعتقاد دارد.
اگر معتقد شویم كه سرنوشت ما در دست معبود است، این اعتقاد میزان عبادت است، درخواست شفاعت از یك معصوم كه گناه نمی‌كند و مقام عالی نزد خدا دارد، عین توحید است.


يادداشت
سید میثم میرغضنفری

طرح نشاط و تعالی؛ فرصت‌ها و تهدیدها
همواره یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین دغدغه‌های خانواده‌ها و والدین آغاز تعطیلات تابستان و اوقات فراغت فرزاندان‌شان بوده و است. این دوره سه ماهه چنانچه به‌شیوه صحیح برنامه‌ریزی نشود، موجب پدیدآمدن آثار مخرب بر روی فرزندان خواهد شد. در این راستا شاید بتوان گفت، مهم‌ترین نهادی که نقش غنی‌سازی اوقات فراغت نونهالان و نوجوانان را بر اساس ماهیت فرهنگی خود برعهده دارد؛ سازمان بسیج مستضعفین است. از پیروزی انقلاب، سازمان بسیج چندسالی است که این وظیفه خطیر را برعهده معاونت تربیت و آموزش و البته شجره طیبه صالحین گذاشته تا با برگزاری طرح‌های «نشاط و تعالی» از این ظرفیت عظیم در جهت تربیت نسلی مومن و انقلابی تحت‌آموزش‌های ویژه خود استفاده کند. همان‌طور که از نام این طرح مشخص است دو شاخصه اصلی در این طرح گنجانده شده است؛ نشاط و تعالی. نشاط که خصوصیت جدایی‌ناپذیر نوجوان وجوان است، چنانچه در مسیر صحیح قرار نگیرد بعضاً به طغیان، مردم‌آزاری و مواردی از این قبیل منجر می‌شود.
اگر در مسیر ایجاد این نشاط صحیح، با ظرافت و دقت مسائل دینی و اخلاقی گنجانده شده و با زبان خود نوجوان و جوان به او آموخته شود، زمینه‌های رشد و تعالی او به‌خوبی ایجاد شده و در نهایت بخش عمده‌ای از دغدغه‌های خانواده‌ها در این زمینه رفع خواهد شد.
در این میان ذکر چند نکته حائز اهمیت است:
1- با توجه به تأکیدات امام خامنه‌ای‌(مدظله‌العالی) و همچنین مسئولان سازمان بسیج مبنی بر محور بودن مساجد و فعالیت‌های بسیج، یکی از نقاط قوت این طرح برگزاری اغلب کلاس‌ها، جلسات و برنامه‌های آن در مسجد و ارتباط این نسل با پایگاه‌های اصلی دین یعنی مساجد و البته ارتباط نزدیک با روحانیت معظم است.
2- از دیگر نقاط قوت این طرح که البته لازم است به‌طور تخصصی مورد بررسی و در اولویت فعالیت‌ها قرار گیرد، پرداختن به مسئله قرآن و عترت است. چنانچه در این سال‌ها این موضوع به‌صورت محوری مورد توجه قرار گرفته و به‌دلیل مصادف شدن ماه مبارک رمضان با فصل تابستان بسیار پررنگ‌تر هم به آن پرداخته می‌شود.
3- یکی از مهم‌ترین نقاط قوتی که سبب جذب حداکثری نوجوانان و جوانان به این طرح‌ها شده، اجرای برنامه‌های متنوع فرهنگی، ورزشی و به‌خصوص اردویی است. از اردوهای یک روزه گرفته تا اردوهای سیاحتی و زیارتی چند روزه و البته در بسیاری از موارد، اردوهای جهادی و...
اما از مشکلات پیش‌روی این طرح که البته گاهی به نقاط ضعف آن مبدل می‌شود مختصراً به سه مورد اشاره می‌شود:
1- همانطور که مستحضرید در سال‌های اخیر نهادهای فرهنگی مختلفی در طول تابستان با سرمایه‌های هنگفت و بعضاً‌ برنامه‌های سبک و حتی غیراسلامی اقدام به جذب نوجوانان و جوانان می‌کنند که مشکلات عدیده مادی در بسیج همواره سد راهی برای رقابت جدی با این گروه‌ها و نهادها بوده و است.
2- از آنجا که در بند 1 بخش پیشین هم اشاره شد به‌دلیل تأکید بر محوری‌بودن برنامه‌های بسیج، موارد متعددی اتفاق می‌افتد که امام جماعت و هیئت‌امنای مساجد با اجرای برخی از این طرح‌ها در مساجد مخالفت می‌کنند که با تدبیر مسئولان امر قابل حل خواهد بود.
3- با کمال تأسف باید گفت در مواردی، عدم حمایت جدی نهادهای انقلابی از این قبیل طرح‌ها، یکی از مشکلات پیش‌روی دست‌اندرکاران در حوزه‌ها و پایگاه‌ها است که البته آن هم با صدور بخشنامه‌ها و دستورالعمل‌هایی قابل حل است.


پالایشگاه فازهای 15 و 16 پارس جنوبی به همت قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ع) ساخته شد
نقش سپاه در راه‌اندازی اولین پالایشگاه تمام ایرانی پارس‌جنوبی

قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) با بهره‌گیری از توانمندی‌های داخلی و با سازماندهی و ایجاد گروه‌های مهندسی، نقش بی‌بدیلی در طراحی و ساخت اولین پالایشگاه تمام ایرانی ایفا كرده است.
دكتر محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور سابق كشورمان در آخرین روزهای دولت دهم، پالایشگاه فازهای 15 و 16 پارس جنوبی در عسلویه را به‌عنوان اولین پالایشگاه تمام ایرانی افتتاح كرد؛ پروژه‌ای بزرگ كه با تعامل و همكاری مطلوب دولت و قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) سپاه به سرانجام رسید.
این پروژه كلیدی در نیمه دوم سال 85 توسط شركت نفت و گاز پارس به قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) سپاه واگذار شد و این قرارگاه با بهره‌گیری از توانمندی‌های داخلی و با سازماندهی و ایجاد گروه‌های مهندسی مطالعات FEED و كارشناسان و متخصصان بومی طراحی پالایشگاه را برای اولین بار انجام داد.
* پروژه‌ای با ركوردهای بی‌نظیر
فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) در حاشیه آیین افتتاح پالایشگاه فازهای 15 و 16 پارس جنوبی با اشاره به تعامل و همكاری مطلوب دولت و قرارگاه سازندگی سپاه در فرایند اجرای این پروژه كلیدی، اظهار داشت: پس از واگذاری این پروژه بزرگ ملی از سوی دولت، قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) با بهره‌گیری از توانمندی‌های داخلی و با سازماندهی و ایجاد گروه‌های مهندسی مطالعات FEED طراحی پالایشگاه توسط كارشناسان و متخصصان بومی را برای اولین بار انجام داد.
سردار عبادالله عبداللهی با بیان اینكه در هنگام اجرای مراحل مختلف ساخت پالایشگاه ركوردهای بی‌نظیری توسط سخت‌كوشان و دست‌اندركاران پروژه در بخش‌های دریا و خشكی زده شد، گفت: در مجموع با صرف بیش از 92 میلیون نفر ساعت كار، پروژه فازهای 15 و 16 پارس جنوبی به‌عنوان یكی از پیشرفته‌ترین پالایشگاه‌های گازی كشور محسوب می‌شود كه واحد اول آن به بهره‌برداری رسید.
وی افزود: صفر تا صد این پروژه از مرحله مطالعات تا راه‌اندازی آن، با بهره‌گیری از ظرفیت داخلی و توانمندی‌های فنی و تخصصی‌ كارشناسان قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) سپاه صورت گرفته است.
سردار عبداللهی تأكید كرد: افتتاح و بهره‌برداری از پالایشگاه فازهای 15 و 16 پارس جنوبی نشان داد كه متخصصان بومی كشورمان با ایمان به خدا و اعتماد ملی با عبور از سد تحریم‌ها، موفق به شكستن انحصار كشورهای غربی مدعی در زمینه ساخت پالایشگاه شدند.
وی خاطرنشان كرد: با اجرای این پروژه باور ملی افزایش یافت و بار دیگر ظرفیت و توان قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) در زمینه مدیریت و اجرای پروژه‌های بزرگ و راهبردی كشور را نمایش داد.
فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) در پایان با قدردانی از شركت نفت و گاز پارس به‌عنوان كارفرمای این پروژه و تمامی تلاشگران ساخت این فازها، یادآور شد: تركیب تلاش، تعهد، تخصص، غیرت، همت و اراده ایرانی موجب شد با وجود محدودیت‌ها و فشارها، طی مدت زمانی شش سال اولین پالایشگاه تمام ایرانی با شعار «ما می‌توانیم» احداث و به كوری چشم معاندان و بدخواهان ملت ایران راه‌اندازی شود.
* تقدیر فرمانده كل سپاه
پس از افتتاح این پالایشگاه بود كه سردار سرلشكر محمدعلی جعفری، فرمانده كل سپاه از اقدام جهادی و افتخارآمیز قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) در راه‌اندازی پالایشگاه‌های 15 و 16 پارس جنوبی تقدیر كرد.
سردار جعفری با اشاره به اینكه راه‌اندازی این پروژه نقطه عطف درخشانی را در تاریخ صنعت نفت كشور رقم زده است، تلاش‌های قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) در عرصه سازندگی كشور را یك پتانسیل انقلابی و بومی برای خط‌شكنی و بن‌بست‌شكنی ملت ایران در صحنه‌های سخت و دشوار در حوزه‌های مختلف صنعتی توصیف كرد.
* سپاه آماده پاسخگویی به نیازهای كشور
افتتاح این پروژه نشان داد كه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در راستای مأموریت‌ها و وظایف قانونی محوله و به اقتضای رسالت خطیر خود در پاسداری از انقلاب اسلامی همواره برای پاسخگویی به نیازهای كشور و رفع دغدغه‌های فراروی حیات عزتمندانه نظام و ملت ایران آماده است با رویكرد و حركت جهادی و دانش‌بنیان به گونه‌ای بسیجی‌ وارد صحنه شود و در این موضوع خاص طی مدت شش سال یك كار بزرگ را آن هم در اوج تحریم‌های ظالمانه دشمن به انجام برساند.


یک حماسه

پس گرفتن اٌسرها، احتمالاً 30 سال طول می‌كشد!
مقام معظم رهبری در خصوص بازگشت اسرا می‌فرمایند: ما حدود پنجاه‌هزار اسیر پیش عراق داشتیم؛ پنجاه‌هزار. او هم یك خرده كمتر از این، در همین حدودها، اسیر دست ما داشت. منتها فرقش این بود كه اسیرهایى كه او پیش ما داشت، همه نظامى بودند، اسیرهایى كه ما پیش او داشتیم، خیلى‌شان غیر نظامى بودند. توى همین بیابان‌ها مردم را جمع كرده بودند، برده بودند. من وقتى كه جنگ تمام شد، به نظرم رسید كه پس گرفتن این اسیرها از صدام، احتمالاً 30 سال طول می‌كشد؛ 30 سال! چون تبادل اسرا را در جنگ‌هاى معروف دیده بودیم دیگر. در جنگ بین‌الملل، جنگ ژاپن، بعد از گذشت بیست، سى سال، هنوز یك طرف مدعى بود كه ما چند تا اسیر پیش شما داریم؛ او می‌گفت نداریم؛ چك و چونه، بنشین، برخیز؛ تا بالاخره به یك نتیجه‌اى می‌رسیدند. باید صد تا كنفرانس گذاشته بشود، نشست و برخاست بشود، تا ثابت كنیم كه بله، فلان تعداد اسیر هنوز باقى‌اند؛ آن هم قطره‌چكانى. صدام اینجورى بود دیگر؛ آدم بدقلق، بداخلاق، خبیث، موذى، هر وقت احساس قدرت كند، حتماً قدرت‌نمایى‌اى از خودش نشان بدهد؛ اینجور آدمى بود؛ صدام طبیعتش خیلى طبیعت پست دنى‌اى بود. آدم‌هاى پست و دنى هر جا احساس قدرت بكنند، آنچنان منتفخ می‌شوند كه با آن‌ها اصلاً نمی‌شود هیچ مبادله كرد؛ هیچ. آن وقتى كه احساس ضعف می‌كنند، در مقابل یك قوی‌ترى قرار می‌گیرند، از مورچه خاكسارتر می‌شوند!
... من می‌گفتم 30 سال طول می‌كشد كه اسرا آزاد بشوند. خداى متعال صحنه‌اى درست كرد و این احمق قضیه‌ حمله‌اش به كویت پیش آمد، احساس كرد كه اگر بخواهد با كویت بجنگد ـ البته جنگش با كویت به قصد تصرف كامل كویت بود ـ احتیاج دارد به اینكه از ایران خاطرش جمع باشد؛ این هم با بودن اسرا امكان‌پذیر نیست. اول نامه نوشت به رئیس‌جمهور وقت و به نحوى به بنده، چون از این طرف جواب درستى نگرفت، بنا كرد اسرا را خودش آزاد كردن، كه دیگر آنهایى كه یادشان است، یادشان هست. یكهو خبردار شدیم كه اسرا از مرز دارند مى‌آیند؛ همین‌طور پشت سر هم گروه گروه آمدند، تا تمام شد. این كار خدا بود، این نصرت الهى بود.»


قبيله آفتاب

بايد ولايت‌ شاقول‌ ما باشد!
آنقدر عاشق‌ امام‌ بود كه‌ سراسر وجودش‌ را ولايت‌ پر كرده‌ بود. محمدكاظم‌ (برادر شهيدش‌) بالاي‌ همين‌ پله‌ بود و يك‌ حرفي‌ زد ـ در زمان‌ دولت‌ آقاي‌ بازرگان ـ‌ كه‌ اين‌ دولت‌ دارد خراب‌ مي‌كند و همين‌طور هم‌ بود. زكريا گفت‌: من‌ قبول‌ دارم،‌ من‌ همه‌ اين‌ها را مي‌فهمم‌ و مي‌دانم‌ كه‌ دولت‌ بازرگان‌ يك‌ دولت‌ ليبراليستي‌ است‌ و اين‌ را قبول‌ دارم؛‌ اما ما نبايد جلوتر از ولايت‌ حركت‌ بكنيم‌. شاقول‌ ما بايد ولايت‌ باشد؛ محور ما بايد ولايت‌ باشد، ببينيم‌ او چه‌ مي‌گويد.
به نقل از همرزم شهيد زكریا اسلامی
زكريا در سال 1338 در روستاي «خطيركلا» از توابع شهرستان «قائم‌شهر» در يك خانواده كم‌درآمد و مذهبي به دنيا آمد. در سال 1344 وارد دبستان شد و پس از پايان دوره ابتدايي، ‌به پيشنهاد پدر قدم به حوزه علميه «داراب‌كلا ساري» گذاشت و مدت يك سال در آنجا به تحصيل پرداخت. سپس به شهرستان بابل رفت و يك سال نيز در آنجا از زلال چشمه‌سار علوم اهل‌بيت(عليهم‌السلام) بهره‌مند شد. سپس به شهر مقدس قم رفت و مدت چهار تا پنج سال در آنجا اقامت داشت. شهيد اسلامي در سال 1357 ازدواج كرد و از آن پيوند مبارك، دختري به نام «فاطمه» از خود به يادگار گذاشت. در همان سال‌هاي طلبگي، ‌مبارزاتش را عليه رژيم ستمشاهي با پخش نوار، ‌پيام، ‌رساله و عكس امام(ره) شروع كرد. ديد وسيعي نسبت به جريان سياسي روز داشت. گويي جريانات سياسي روز برايش دقيقاً حل شده بود. براي جوانان معلم بزرگي بود. پیش از انقلاب عده‌اي از روحاني‌نماها سعي داشتند او را با دعوت به تقيه كردن، از خط امام و هدف نوراني‌اش بازدارند ‌ولي او همچنان استقامت مي‌ورزيد. روزهاي جبهه و جنگ نيز برگ‌هاي افتخارآفرينی از دفتر عمر پر بركت زكرياي عزيز بود. پنج مرتبه حضور در ميادين عاشقي،‌ مجنون سرگردان دل وي را به ليلاي گم شده وجود رساند و او در عمليات الی‌بيت‌المقدس ‌پس از رزمي جانانه در شانزدهم ارديبهشت‌ماه سال 1361 در حاشيه اروند با بدني سوخته در آتش عشق، جام شهادت سر كشيد.
 


 

صفحه 12 هنر-همراهانان

 

نگاهی به سریال‌های سیما در ماه مبارک رمضان
از میان غبار غفلت و بیداری رسانه ملی

مهدی امیدی

جای تردید نیست که رسانه ملی در ماه رمضان امسال نیز در تقابل با رسانه‌های مهاجم و مخرب رقیب به موفقیت رسید؛ تراکم مجموعه گسترده و متنوعی از برنامه‌های سرگرم‌کننده و گفت‌وگو محور با تمرکز بر کلیشه‌های امتحان پس داده، بار دیگر در دستیابی سیما به جذب مخاطب جواب داد. هرچند که جذب مخاطب یک هدف مهم و لازم محسوب می‌شود، اما کافی نیست. به‌ویژه اینکه این برنامه‌ها با ارزشمندترین و کم‌نظیرترین لحظات زندگی مسلمانان عجین می‌شوند و حداقل انتظاری که از سیما باید داشت، تناسب برنامه‌هایش با اوقات زیبای ماه مبارک رمضان است. نکته درخور تأمل اینکه دنبال کردن این برنامه‌ها از سوی مردم در ماه مبارک رمضان به یک رسم مألوف تبدیل شده که این یک ظرفیت رسانه‌ای قدرتمند است و صداوسیما با بهره‌گیری از این فرصت می‌تواند نقش موثری را در اعتلای فرهنگی جامعه ایفا کند.
امسال نیز همچون سال‌های گذشته مجموعه‌ای از سریال‌های نمایشی و برنامه‌های ترکیبی، به سبک و سیاق گذشته از شبکه‌های مختلف روی آنتن رفت. با این حال، باز هم سریال‌ها بیش از سایر محصولات مناسبتی سیما مورد توجه مردم قرار گرفتند. مجموعه‌هایی که از چند دقیقه پس از افطار میهمان منازل مردم شده و تا پاسی از شب جلوه‌گری می‌کردند. افزایش شبکه‌ها و تکرار سریال‌های گذشته در کانال‌های تازه تأسیس، دست مخاطبان را برای انتخاب باز گذاشته بود. اما سریال‌های «مادرانه»، «خروس» و «دودکش» مجموعه‌های اصلی تلویزیون برای این مناسبت بود.
تاوان گناه
نخستین اثری که تقریباً همزمان با موقع افطار پخش می‌شد، سریال «مادرانه» بود. قرار داشتن نام «سعید نعمت‌الله» به‌عنوان نویسنده فیلمنامه این کار از همان ابتدا تکلیف مخاطب را مشخص می‌کرد و با توجه به سابقه وی، معلوم بود که با یک ملودرام اجتماعی و البته تلخ مواجه هستیم. سریالی که با کارگردانی جواد افشار ساخته و پرداخته شده است و یک گام رو به جلو در کارنامه وی محسوب می‌شود.
درام سریال «مادرانه» بر مبنای تقابل و تضاد شکل گرفته است، اما اصلی‌ترین تقابل میان دو نوع شیوه و سلوک زیستی رقم خورد؛ یک طرف امثال اردلان، نایب، رعنا، رها و فرزاد قرار دارند. آنها ممزوجی از سلطه‌طلبی، مادی‌گرایی، خشونت و در یک کلام «خدافراموشی» هستند. در مقابل، حاج آقا ثانی، محمدجواد،همسرمحمدجواد، خانواده مریم و خانواده فرزاد ایستاده‌اند. آنها تبلور معنویت، اخلاق، صلح و آرامش هستند. به نظر می‌رسد تلاش سازندگان «مادرانه» مبتنی بر نوعی نمادپردازی در سبک زندگی بوده است. به این معنا که در قالب شخصیت‌های منفی داستان، زندگی و شیوه اخلاقی سوداگرانه نقد شد و در برابر آنها هم نیک‌خویی و اخلاقگرایی در چند شخصیت دیگر هدف ستایش قرار گرفت. این سریال به خوبی تاوان عمل و از همه آنها مهم‌تر، تأثیر مال حرام بر زندگی انسان‌ها را نشان می‌دهد.
موضوع حاکم بر سریال، ازخودبیگانگی و انحطاط و غربت انسان‌هایی است که از حق و اخلاق گریزان شده‌اند. «مادرانه» زندگی مادی‌گرایانه و دور از مذهب را باتلاقی ترسیم کرده که ساکنان خود را غرق می‌کند و زندگی‌شان را نابود می‌سازد. همه شخصیت‌های منفی داستان رو به قهقرا و شکست هستند. حتی در آن لحظه‌ای که در پندارشان به موفقیت رسیده‌اند، اما باز هم اعمال رذیلانه‌ای که در پرونده‌شان ثبت شده، گریبان آنها را می‌گیرد و ناکام‌شان می‌کند.
با این حال «مادرانه» هم مانند فیلم‌هایی از این دست، بیشتر متکی بر نمایش زشتی‌هاست. به این معنا که شخصیت‌های منفی و کنش‌ها و واکنش‌های مخرب را جذاب‌تر از شخصیت‌های مثبت و خوبی‌ها نشان می‌دهد. همچینن نوع پردازش شخصیت دختر جوان سریال، توأم با بدآموزی برای نوجوانان است.

خروس بی‌محل!
طی سال‌های اخیر، بخش اعظم سریال‌های مختص ماه رمضان، کمدی بوده‌اند که این روال امسال هم ادامه یافت. «خروس» تازه‌ترین سریال طنز «سعید آقاخانی» و ارمغان شبکه دو سیما برای ماه مبارک بود. سریالی که اساساً برای مناسبت دیگری ساخته شده بود و صرفاً به دلیل خالی بودن آنتن شبکه دو در این مقطع زمانی به پخش رسید!
مشکل اساسی سریال «خروس» غیرواقعی و غیرقابل باور بودن ماجراهای آن است. به‌ویژه اینکه داستان برمبنای اتفاقی نه چندان ملموس و بی‌منطق بنا شده است؛ یک فرد در بیمارستانی گیر افتاده و پسرش تلاش می‌کند تا وی را به سبک فرار از زندان از بیمارستان بیرون بیاورد! در ادامه نیز اتفاقاتی رخ می‌دهد که همه خارج از دایره امکان - حداقل در زندگی عادی- هستند. مانند این ماجرا که دو دوست سعی می‌کنند تا چند انسان عاقل و بالغ را فریب داده و در قالب ساخت یک فیلم قلابی، از آنها پول بگیرند! سوالی که پیش می‌آید این است که آیا این آدم‌ها از حداقل عقل و خرد بی‌نصیب مانده‌اند که این گونه وارد بازی آنها می‌شوند؟ ضمن اینکه مضامین اخلاقی سریال چندان موثر نیستند و در سطح روایت باقی می‌مانند.
در مجموع، «خروس» کار بی‌رمقی است و نه در کارنامه سعید آقاخانی یک نمره خوب حساب می‌شود و نه در پرونده ویژه برنامه‌های ماه رمضان سیما حائز اهمیت است.

دودکش غبار گرفته
سریال «دودکش» هم گرچه سریال مناسبتی شبکه اول سیما بود، اما همچون سریال قبلی که به آن پرداختیم، تناسب چندانی با فضای ماه مبارک رمضان نداشت. این سریال از سوی «محمدحسین لطیفی» کارگردانی شده است که البته تخصص اصلی‌اش ساخت کمدی نیست. نمی‌توان از بازی‌های خوب و قدرتمند بازیگران سریال و همچنین خلق لحظات شاد و طنازانه این اثر گذشت، اما اشکالات بزرگی هم در آن دیده می‌شود که از کنار آنها نیز نمی‌توان به‌راحتی عبور کرد.
پیش از هر چیز باید به شاخصه مثبت این سریال که همان نزدیکی به زندگی مردم عادی و ساکنان کف جامعه است، اشاره کرد. نکته مهم این است که در سریال «دودکش» شوخی با این گروه از جامعه منجر به تحقیر و تمسخر آنها نشده است. بلکه نوع نگاه و روایت فیلم، از موضع غمخواری و همدلی است. همچنین توجه به پاک‌دستی و دوری از لقمه آلوده نزد شخصیت‌های داستان هم از دیگر ویژگی‌های قابل تمجید این سریال است.
آنچه به «دودکش» لطمه وارد کرده، کنار هم قرار گرفتن داستانک‌های بی‌بنیاد و به اصطلاح آبکی در هر قسمت است. همه ماجراهای سریال، گویی روی هوا هستند و پراکندگی و جدایی اتفاقات، انسجام داستان را از بین برده است.
اما جدای از برخی ضعف‌های ساختاری، محتوای این مجموعه هم از مشکلاتی رنج می‌برد. ضعف بزرگی که با غفلت سازندگان این سریال رخ داده، عدم رعایت مسئله «محرمیت» در آن است. در طول داستان می‌بینیم که «عالیه» با وجودی که یک دختر جوان مجرد و نامحرم است، اما با خانواده دختر عمویش همخانه است! این درحالی است که وی می‌تواند در خوابگاه دانشجویی ساکن شود و هیچ اجباری بر زندگی مشترک او با خانواده دیگری نبوده است و قابل‌تأمل‌تر اینکه مشخص نیست که چرا رابطه وی با برادر شوهر دختر عمویش تا این حد عادی و راحت است؟ این ارتباط به‌گونه‌ای در سریال ترسیم شده که گویی آنها خواهر و برادر هستند و این درحالی است که پسر جوان، خاطرخواه این دختر است!
نکته منفی دیگری که البته فقط در دو، سه قسمت سریال بروز پیدا کرد، نمایش چهره‌ای کریه و زننده از یک زن محجبه و چادری بود. در بخشی از سریال که به تحقیق درباره فرش‌های داماد آینده و در ادامه برگزاری مراسم عروسی اختصاص داشت، تنها زن چادری و محجبه سریال در نهایت خشم و نفرت به تصویر کشیده شد!
نحوه نمایش چهره یک شخصیت روحانی هم در این سریال در نوع خودش قابل بحث است. متأسفانه در اغلب فیلم‌ها و سریال‌های ما، تصویر درست و معتدلی از روحانی‌ها و طلبه‌ها نمایش داده نشده است. «دودکش» هم به همین مشکل گرفتار است، البته قصد سریال از این نوع تصویرسازی، ایجاد صمیمیت و محبت میان بینندگان و روحانیون بوده است، اما نتیجه، نمایش تیپی مضحکه‌آمیز از یک روحانی از آب در آمده است!
بهترین و مناسب‌ترین سریال
اما در میان همه این سریال‌های بی‌ربط با فضا و حال و هوای ماه مبارک رمضان، بهترین و تنها مجموعه متناسب امسال سیما برای این موسم مقدس، سریال «بوی باران» بود. سریالی به کارگردانی حسین تبریزی که به مناسبت شب‌های قدر از شبکه دو سیما به نمایش درآمد و توانست نیازهای مخاطب حقیقت‌طلب را تاحدودی پاسخ دهد. سریال بی‌ادعایی که سعی کرد طی چهار قسمت با بهره‌گیری از فضای معنوی آن شب‌ها، حقایق مکتومی از روزهای جهاد و شهادت را نیز به تصویر بکشد.
«بوی باران» بدون اغراق در موضوع و شعارزدگی و پرتاب کردن حرف‌های گل درشت، به تکریم مقام رزمندگان و جانبازان دفاع مقدس پرداخت. سوژه و داستان این سریال، از غبارهای عادت و کلیشه‌های مرسوم عبور کرده و طرحی نو درانداخت. این سریال در قالب بازیابی خاطرات و هویت یک جانباز، نوعی سفر زمان را ترسیم کرد که دست دل مخاطب را گرفته و به روزهای خاطره‌انگیز و عاشقانه دفاع مقدس برد.

پیشتازی برنامه‌های ترکیبی
با وجود صحنه‌گردانی و جلوه‌گری سریال‌ها و توجه بیشتر بینندگان سیما به آنها، باز هم این برنامه‌های ترکیبی و گفت‌وگومحور سیما بودند که در زمینه تولید محتوا و همنوایی با فضای قدسی ماه رمضان پیشتاز بودند.
برنامه «ماه عسل» هم با وجود انتقاداتی که اغلب سوگیری سیاسی داشتند، امسال هم توانست به لایه‌های مخفی جامعه سری بزند و برای ساعتی، صدای افراد بی‌صدا شود. ماه رمضان، بهترین زمان برای تلنگر زدن به دل‌ها است و این رسالت سیما است که در برنامه‌هایش از غبارهای روزمرگی و تکرار عبور کند و حرف‌های تازه‌ای را به گوش مخاطبانش برساند. «ماه عسل» هم دقیقاً در دقایق نزدیک به افطار همین کار را می‌کرد.
اما از دیگر برنامه‌های شاخص سیما در ماه رمضان امسال «راز» بود که باز هم محل گفتن ناگفته‌هایی از عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بود. اجرای خوب و عالمانه «نادر طالب‌زاده»، حضور کارشناسان و هنرمندانی متعهد و برخوردار از نگاهی جهادی و انقلابی و همچنین بیان مسائل مبتلا به زمانه، برنامه «راز» را یکی از برترین‌های ماه رمضان سیما در سال 92 معرفی کرد.


نكته بین

جمع‌بندی تریبون 9
از نظر شما شاخصه‌های اصلی دولت اعتدال چیست؟

نهمین هم‌اندیشی تریبون را با جمع‌بندی نظرات شما همراهان تریبونی محترم در رابطه با شاخصه‌های اصلی دولت اعتدال به پایان می‌رسانیم.
پیروی از ولایت فقیه
عده زیادی از همراهان عزیز نظرشان پیروی از ولایت‌‌فقیه بود. همراهان تریبونی محمدرضا عرب از آباده، علی عرب‌پور از همدان، حسن زارعی از مریوان این نظر را داشتند و «تحت‌الامر رهبر و خدمتگزار مردم بودن» پاسخ محمدجواد محبي‌پور از دير بود. «پایبند بودن به آرمان‌های انقلاب و فرامین و رهنمودهای مقام معظم رهبری» را بهروز همرنگ از اردبیل بر آن تأکید داشت. «ايمان مستحكم و ولايت‌پذيرى» را محمدكريم‌زاده از اصفهان و «تقوا و ولايتمندى» را سيدحسين سيدى از زرين‌شهر مطرح کرد و همچنین احمدمحمدی از آبیک معتقد است: «حرکت درخط ولایت و چارچوب قانون اساسی».
عدالت
عدالت دومین موضوع مطرح شده بود، به طوری که ابوتراب رمضانپور آکردی از تهران، سیدجواد موسوی از شهریار، حسن خزايي از صحنه كرمانشاه به آن به طور مستقیم اشاره کردند و مریم وفایی از زرین‌شهر «قانونمندی»، «ولایتمندی» و «عدالتمندی» را مطرح کرده است.
شایسته‌سالاری و شایسته‌گزینی
«به‌کارگیری افراد کارآمد در پست‌های کلیدی» را احمدرضا عرب از آباده فارس، «دعوت از افراد متعهد با مدیریت بالا» را صفی‌اله رستمی از مریوان، «اعتقاد به شایسته‌سالاری و اصلح‌گزینی درگزینش» را محمد زارعی برآبادی از خواف مطرح کرده‌اند و سیدصفرعلی امیرفخری از سمنان نیز بر شایسته‌سالاری تأکید دارد.
میانه‌روی و اعتدال
زینب حسینی‌کیا، روح‌الله اكبري از كرمانشاه، محمدجواد اکبری از کرمانشاه به میانه‌روی اشاره می‌کنند و «عمل به اعتدال اسلامی» را رضا شاهی از چاراویماق، «انتخاب کابینه اعتدالگرا» را افشین امیدی از اهواز و «تشکیل کابینه‌ای متشکل از افراد میانه‌رو» را الهام نظری قنبری از کرمانشاه مطرح می‌‌کنند.
فراجناحی
«دولت فراجناحي» موضوعی است که مريم سهرابي از كرمانشاه مطرح کرده و «استفاده از تمام ظرفیت‌های فکری جناح‌های سیاسی کشور» را صمد عباسی از چاراویماق و «حضور فعال همه جناح ها و استفاده از مدیران و سیاست‌های درست گذشته» را دشتی از بیرجند مطرح کرده‌اند و صغراعباسقلي‌پور از املش هم به فراجناحی بودن تأکید دارد.
توجه به موضوعات بین‌المللی
مریم صفری از زنجان معتقد است: «برابر دشمن اعتدال معنایی ندارد» و استکبارستیزی را حمزه محمدپور چهل‌گز از اردبیل مطرح می‌کند. در کنار این حامد حیدری از قم «تعامل با دنیا بدون برگشت از مسیر صحیح» و مصطفی اکبری از داران «در پی احقاق حق مردم ایران بودن» و یاسر کهن از جهرم «شجاعت در اجلاس بین‌المللی» را عنوان می‌کنند.
«رد هرگونه ظلم در عین حفظ اقتدار» را صغری حیدری فطرت از قم و «برگزاری دور جدید مذاکرات هسته‌ای گروه 1+5 در لبنان» را معصومه پوزش از باغملک و «حفظ استقلال و عزت ملی ایران و ایرانیان» را شهین کلانتری از ابهر مطرح کرده‌اند.
موضوعات اقتصادی
«حل مشکلات اقتصادی» را حسن مهدوی‌کیا از بوشهر، «تحقق حماسه اقتصادی» را محسن احمدی از قروه، «توجه به دو اولويت اصلي، يعني اقتصاد و پيشرفت‌هاي علمي» را فاطمه پيري از نقده، «نجات اقتصاد» را محمدرضا قنبری از کرمانشاه، «تحول اقتصادی» را علیرضا مقدس از بوشهر، «پرکردن شکاف بین فقیر و غنی» را حسین خلوصی آراسته باز هم از کرمانشاه و «رسيدگي به محرومان» را زهراصفايي‌پور از ايلام مطرح کرده‌اند.
در کنار این «عمل به وعده‌های داده شده» موضوعی بود که علیرضا بردستانی از بنار آزادگان، عبدالنبی درماند از خورموج به آن اشاره می‌کنند.
نگاه به ارزش‌ها
«پاسدار خون شهدا و ارزش‌های انقلاب اسلامی» موضوعی بود که سیدمحمد خدایی از یزد طرح کرده و «عمل به صحيفه امام (ره)» را امين نجفي از جزيره قشم و «جدا نشدن دولت از آرمان‌هاى انقلاب» را سيدقاسم احمدزاده و «گام نهادن در مسیر امام و ادامه این مسیر با هدایت رهبری» را رسول جنتی از کرمانشاه مطرح کرده‌اند.
سایر نظرات
عبدالمجيد دارابي از اصفهان: «جاذبه در حد اعلي و دافعه در حد ضرورت»، سجاد قادری از کرمانشاه: «وحدت‌گرایی»،اصغرسماقي كاشان: «استفاده از خرد جمعي در تصميم‌سازي»، ام‌کلثوم علوی‌زاده از بهبهان: «عدم سهل‌انگاری و مسامحه‌کاری»، بهرام عباسي از مهاباد: «وام‌دار گروه و حزبي نبودن»، اسماعیل ثامنی از گرمسار: «خدمت نه حکو مت»، محمد فخاری‌راد از کرمانشاه: «ادامه کارهای مثبت و درس گرفتن از ایرادات و اشتباهات دولت نهم و دهم»، هادی احمدی از قروه: «همکاری قوای سه‌گانه با یکدیگر»، شادی کلانتری از ابهر: «قانون‌مداری و قانون‌محوری»، محمدصالح قنبريان از بوشهر: «به دنبال حل مشكلات مردم باشند.»
برندگان تریبون 9
سيدقاسم احمدزاده، الهام نظری قنبری از کرمانشاه، محمدكريم‌زاده از اصفهان
سوال تریبون 10

چرا گفت وگوهای سازش همیشه
به ضرر فلسطینی‌ها بوده است؟


گزيده مطالب

ایجاد شرایط گفتمانی راهبرد حل بحران مصر
فضای سیاسی مصر عرصه تقابل و رویارویی قطب ارتش و جنبش ملی با جریان اخوان‌المسلمین است. جنبش ملی سردمدار حرکت تمرد است که سبب کودتا علیه اخوان‌المسلمین و حاکمیت مرسی و گروه او شده است.
در حال حاضر دو گروه با دو دیدگاه در درون جریان اخوان‌المسلمین در برابر تحولات مصر وجود دارد:
گروه اول: گفتمان‌سازی و نهادینه کردن جریان انتخابات آینده و کسب موفقیت دوباره در عرصه سیاسی کشور و روند طبیعی حاکمیتی را پذیرفته‌اند.
گروه دوم: کسب مشروعیت از دست رفته از راه خشونت و درگیری را دنبال می کنند.
ارتش و نظامیان در دوران دیکتاتوری 30 ساله حسنی مبارک حکم نظامی‌گری خود را دارند و الآن هم سبب انتقال قدرت از مردم به جبهه ملی شده‌اند، ولی از جایگاهی مثبت به دلیل سابقه دوران مبارک برخوردار نیستند. انقلاب مردمی اسلامگرایان در مصر که دو سال پیش به نتیجه رسید، الآن در ورطه استبداد و حاکمیت دوباره دیکتاتورها، نظامیان و غرب‌زده‌ها قرار گرفته است. در جامعه مصری که موج انقلاب و بیداری اسلامی آن از مساجد و نماز جمعه‌ها و شعارهای مذهبی شروع شد، راهکار اساسی حل بحران حاضر در آن ایجاد زمینه‌های گفتمانی، دموکراتیک و سیاسی است و آینده سیاسی مصر نیازمند ثبات و روند جریان‌سازی سیاسی و تلاش به جای تشدید اوضاع کنونی، خشونت، تقابل، رویارویی نظامی، درگیری، سخت‌افزاری، حاکمیت نظامیان و دیکتاتورها نرم‌افزاری است.

رضا قارزی


روى خط

بازنشستگان را به حال خود رها نکنید!
…093634527/ رسول خدا(ص): «دوست خوب مانند عطار است که اگر از عطرش نیز به شما ندهد، بوی عطرش به شما خواهد رسید.» بوی عطر محبت شما همیشه در مشام ماست. تقدیم به سربازان ولایتمدار صبح‌صادق./ بسیجی علی مودتی از شهر فیرورق
…091834026/ سلام برصبح صادق. خيلي دلم مي‌خواهد كربلا بروم، ولي توانايي ندارم. پيشنهاد مي‌كنم فكري به‌حال بسيجيان و جانبازان بشود و تسهیلاتی در نظر گرفته شود تا ما هم بتوانیم به كربلا برویم.
…091835203/ باسلام، درخواست شماره حساب بانکی از سپاه دارم تا اگر دیونی به سپاه دارم، واریز کنم. برای استفاده‌هایی که مجاز نبودم و آگاهی نداشتم می‌خواهم مدیون بیت‌المال نمانم. باتشکر
…091393779/ باسلام، مبلغ وام تهیه مسکن که نیروهای شاغل دریافت می‌کنند همان مبلغ سال گذشته است و هیچ گونه افزایشی نداشته است! باتوجه به وضعیت تورم و افزایش قیمتی که مسکن داشته خواهش می‌کنم به اطلاع مسئولان برسانید که مبلغ وام را بیشتر کنند. / میثم سلیمانی از فولادشهر
…091479938/ باسلام به غیورمردان سپاه ماکو و گردان تکاور سپاه ماکو که از مرزهای شمال غرب کشور با همت مضاعف پاسداری می‌کنند. التماس دعا
صبح‌صادق: درود و سلام به همه کسانی که پاسدار تمامیت ارضی و تأمین امنیت پایدار ایران هستند.
…091833967/ از مسئولان محترم استدعا دارم بازنشستگان سپاه را به حال خود رها نکنند! ما با تمام وجود آماده فدا کردن جان ناقابل خود در راه اعتلای آرمان‌های مقدس سپاه هستیم./ بازنشسته سپاه نبی اکرم(ص) صادقی
…091578280/ باسلام، لطفاً توی نشریه درباره خلیج‌فارس و شهدایی که اونجا شهید شدن، بنویسین./ محمدامین بامری از دلگان سیستان‌وبلوچستان
…091683685/ سلام آقا و امام سیدعلی خامنه‌ای! عیدتان مبارک. تنها هدیه‌ای که قابل دانستم تقدیم‌تان کنم جان ناقابلم است. جانم فدایت سیدعلی./ شیخ رضایی از منطقه سوم نیروی دریایی سپاه
 


پیامك

بر آستان جانان
از كودكی نهادی، بر جانم عشق سوزان/ همواره مست كردی، از درك فیض قرآن
پیمان گرفتی از من، سر از درت نتابم/گفتم توان ندارم، طفلم، مرا مرنجان
گفتی غمت نباشد، همراه با تو هستم/لبریز شد وجودم، از آیه‌های عرفان
دنبال تو دویدم، ناز تو را كشیدم/ارزش ندارد این سر، بر آستان جانان
آموختی از اوّل، ابزار عشقبازی/هر دم تو دیكته كردی، گویم غزل فراوان
غرق نماز بودم، محراب شد وجودم/تو پنجره گشودی، جانم شده شبستان
چون خویش آزمودم، گفتی بگو، سرودم/گوشم هماره خواندی، ای دوست راز پنهان
یا رب «فرائی» از تو، دائم مدد بجوید/از ابر رحمت خویش، اكنون به ما بباران

عبدالمجید فرائی


چشم اميد

گل تجلي لطف و زينت توست/ خار هم آيتي ز حكمت توست
هركجا ديده‌ام تو آنجایي/ عالمي زير بار منت توست
بارالها اگرچه خسته‌دلم/ چشم اميد من به رحمت توست
هركه بشناختت ز خود گم شد/ گرچه اين معرفت ز آيت توست
رنج‌هاي درون، نگفته به/ دردها يك به يك اشارت توست
دشمن من هواي نفساني است/ دفع شرش به يمن قدرت توست
خواهم آرامشي كه برخيزم/ خيزش ما رهين همت توست

علي شايان فومني

 


حسن ختام

ماه رمضان لبریز از عشقت بودم
اَمان از این روزهای زمین، آقا!
دلم را خوش كرده بودم كه بعد از شب‌های قدرِ زمین، كمی آرام بگیرم با خاطره حضورت، اما...
این عشق تو هر روز مرا بی‌قرارتر می‌كند.
شب‌های قدر كه تمام شد، دلم دریایی توفانی شد در غوغای آمدنت، حتی دیروز را هم چشم‌انتظارت بودم ولی...
امروز هم كه دیگر شیداییام سر به جنون گذاشته و عشق تو مرا لبریز كرده و باز من و تو و عاشقانه‌ای دیگر.
مولای من! شب‌های قدر برایت عاشقانه آرزو كردم؛ خواستم كه امسال آخرین سال غیبتت باشد و برای ماه رمضان سال آینده بیایی...
باور كن این ماه رمضان لبریز از عشقت بودم و حضورت مرا به آسمان‌ها برد ولی حضور كجا و ظهور كجا...!
من ظهور می‌خواهم آقاجان!
مولاجان! ماه رمضان تنها در كنار آقای زمین رمضان می‌شود.
برخی اهل زمین گله میكردند كه چقدر روزه‌داری؟! روزه برای ۱۴۰۰ سال پیش زمین بوده نه امروز زمین!
من هم گفتم: عاشق كه باشی، برای جلب رضایت معشوقت دنیای گرد را هزار بار می‌گردی تا خواسته‌ات اجابت شود. حال چه شده عشق به خدای هر روزه زمین كهنه شده و شما آدم‌های امروزی...
مولای من! این روزها بیشتر ‌میخواهمت كه آمدی و نامه اعمالم را با اعمال نادرستم دیدی و باز هم نام مباركت را برای یادگاری كنار پرونده‌ام گذاشتی.
بگذار بماند این امضای آسمانی‌ات بر گوشه دفتر اعمالم. امیدوارم جواز عبورم بر پل صراط هم باشد و به نام مباركت اَمان‌نامه بگیرم عشقِ من!