نوشته‌ها

همگرایی و واگرایی در جریان‌های سیاسی

با نزدیک شدن به ماه‌های پایانی سال و سرد شدن آب و هوا، فضای انتخابات رو به گرمی می‌رود و جریان‌های سیاسی خود را برای رقابت انتخاباتی در اسفند ماه آماده می‌کنند. در این بین یکی از مهم‌ترین مباحثی که در این ایام به دل‌مشغولی جریان‌های سیاسی بدل شده و خواهد شد، مسئله واگرایی‌ها و همگرایی‌هاست. آنچه در برآورد اولیه از وزن جریان‌های سیاسی کشور می‌توان داشت، آن است که هیچ‌کدام از این جریان‌ها با حضور متکثر و متفرق نخواهند توانست در عرصه رقابت‌های انتخاباتی موفق شوند. این ادعا با بررسی روند ادوار انتخابات در کشور قابل ملاحظه و اثبات است و در حوزه نظر نیز به اصلی پذیرفته‌شده در نزد همه جریان‌های سیاسی بدل شده است.
اما آنچه در این میان مانع اصلی برای تحقق همگرایی و ائتلاف است، سهم‌خواهی‌هایی است که به نحوی با فعالیت سیاسی برای کسب قدرت عجین شده و بر اختلافات افزوده است و شکاف‌های واگرایانه را تقویت می‌کند. متأسفانه، همین مانع در هر دو اردوگاه سیاسی کشور به چشم می‌خورد و کم‌وبیش به یکی از مهم‌ترین معضل فعالیت سیاسی امروز ما بدل شده است.
فضای انتخابات این دوره مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری که به‌طور همزمان برگزار خواهد شد، عاری از این معضل نیست و تا به امروز هنوز تلاش‌های صورت‌گرفته برای ائتلاف درون اردوگاهی نه در نزد اصولگرایان و نه در نزد اصلاح‌طلبان به‌طور کامل به ثمر ننشسته است. هرچند گام‌های مهمی در این بین برداشته و امیدهایی ایجاد شده است.
از جمله اخبار شنیده‌شده از اردوگاه اصولگرایان شکل‌گیری ائتلاف و هماهنگی بین سه تشکل تأثیرگذار جمعیت ایثارگران، جبهه پایداری و حزب مؤتلفه اسلامی است که می‌تواند به هسته مرکزی همگرایی دیگر گروه‌های سیاسی اصولگرا نیز بدل شود. ضمن آنکه اعضای این ائتلاف همراهی خود را با جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اعلام داشته‌اند.
از اردوگاه اصلاح‌طلبان نیز اخباری مبنی‌بر حرکت به سوی همگرایی و ائتلاف به گوش می‌رسد. پیش از این در این اردوگاه دو مجموعه شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات و شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به‌طور موازی و رقابتی در حال فعالیت بودند. در کنار آنها نیز احزاب و گروه‌های ریز و درشتی که در این مجموعه تعریف نمی‌شدند، وجود دارند که خط مشی مستقلی را دنبال کرده و خود را برای حضور در انتخابات آماده می‌کنند.
در هفته گذشته خبری مبتنی‌بر شکل‌گیری جلسه شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان انتشار یافت که در مسیر ائتلاف اصلاح‌طلبان حائز اهمیت است. این شورا پس از آن تأسیس شد که تفرق‌های موجود می‌رفت تا به مناقشات حل‌نشدنی بدل شود. به همین دلیل با پیشنهاد رئیس‌جمهور دولت اصلاحات این دو شورا به اضافه چند تشکل و چهره اصلاح‌طلب شورای سیاست‌گذاری اولین نشست خود را برگزار کردند تا در مسیر همگرایی حرکت کنند. هر چند این نشست، اولین گام در مسیر ائتلاف بوده و تا نهایی شدن هنوز راه بسیاری پیش رو دارد، اما به هر حال امیدهایی را در این اردوگاه ایجاد کرده است.
سخن آخر در این‌باره اینکه حال که همه جریان‌های سیاسی دغدغه همگرایی درون اردوگاهی را دارند، چه خوب که برای انسجام‌بخشی به انتخابات و تعریف رقابت سیاسی صحیح نیز چاره‌ای بیندیشند و پایبندی و عمل به قانون و رعایت اخلاق در رقابت‌های سیاسی و پرهیز از تخریب رقیب را نیز مورد تأکید قرار دهند تا از تکرار تجربیات تلخ گذشته جلوگیری کنند و انتخابات که باید عالی‌ترین مظهر همبستگی و اتحاد ملت باشد، به فضای تنش، درگیری، کدورت و افتراق تبدیل نشود.

مهدی سعیدی

دوقطبی‌سازی و بازی با نام‌ها

انتخابات مجلس خبرگان رهبری در حالی در اسفندماه امسال برگزار می‌شود که برای اولین‌بار با انتخابات مجلس شورای اسلامی همزمان شده است. این همزمانی بر حساسیت‌های انتخابات افزوده و شرایط متفاوتی را برای آن به همراه داشته است. تجمیع این دو می‌تواند بر میزان مشارکت در انتخابات مجلس خبرگان نیز بیفزاید؛ انتخاباتی که در ادوار گذشته خود معمولاً با میزان شرکت‌کننده متوسطی همراه بوده است. همچنین، سیاست‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای این دو انتخابات نیز می‌تواند بر یکدیگر تأثیرگذار باشد؛ به‌ویژه انتخابات مجلس شورای اسلامی که از رقابت جدی‌تر، پرشورتر و پیچیده‌تری برخوردار است. همین امر ظرفیت آن را دارد که برای اولین‌بار و متفاوت از گذشته شاهد سیاسی، رقابتی و دوقطبی شدن فضای انتخابات خبرگان باشیم. این مسئله می‌تواند به آفتی برای انتخابات خبرگان بدل شود. انتخابات خبرگان بین رقیبانی برگزار می‌شود که جملگی آنها از مجتهدان و علمای صاحب‌نام دیار خود به‌شمار می‌آیند؛ بزرگانی که یا صاحب کرسی تدریس در حوزه و دانشگاه بوده، یا امامت جمعه و جماعت را برعهده دارند و یا عالم اخلاقی هستند که منبر ایشان راهنمای بخشی از جامعه است؛ لذا دوقطبی‌سازی و سیاسی کردن فضای حضور این بزرگان در عرصه انتخابات و تقلیل آن به رقابت برای کسب قدرت، ضربه جبران‌ناپذیری به جایگاه معتبر مجلس خبرگان خواهد زد.
برخی جریان‌های سیاسی نیز، با توجه به هدف‌گذاری برای فتح مجلس خبرگان، دوقطبی کردن این انتخابات را بهترین راه برای موفقیت خود قلمداد می‌کنند. سناریوپردازان این جریان معتقدند، این فضا خواهد توانست هم در تخریب رقیب به کار آید و هم می‌تواند در بسیج نیروها و هوادارانی که اغلب میل چندانی برای به صحنه آمدن و رأی دادن در انتخابات خبرگان را ندارند، مؤثر افتد؛ لذا به نظر می‌رسد، این مسئله در قالب دوقطبی اعتدالیون ـ افراطیون، یا تعابیری از این قبیل از سوی این جریان صورت‌بندی شود.
سناریوی دیگری که برخی جریان‌های سیاسی برای تکمیل سناریوی فوق و موفقیت در انتخابات خبرگان در حال پیگیری آن هستند، به میدان آوردن چهره‌هایی است که نام‌شان از اعتبار لازم برای رأی‌آوری برخوردار است؛ چهره‌هایی که از آنها انتظار می‌رود به واسطه انتصاب‌شان به بزرگان انقلاب اسلامی، در جایگاهی فراجناحی قرار داشته باشند. این جریان‌های سیاسی بدون توجه به هزینه‌هایی که این اقدام می‌تواند برای چهره‌های وجیه داشته باشد، تنها با نگاهی منفعت‌طلبانه زودگذر در تلاشند تا با بازی نام‌ها، اهداف سیاسی خود را دنبال کنند.
در همین راستا، می‌توان به تلاش برای به میدان آوردن حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی اشاره کرد که در دستور کار اصلاح‌طلبان قرار گرفته است تا با بهره‌برداری از نام و محبوبیت بیت حضرت امام(ره) موفقیت خود در انتخابات را حاصل کنند. کافی است این روزها صفحات روزنامه‌ها و پایگاه‌های سیاسی مختلف را مرور کنید تا اخبار متعددی از تلاش اصلاح‌طلبان را برای راضی کردن ایشان برای ورود به صحنه سیاست مشاهده کنید. برای نمونه، آقای غرویان از نزدیکان جریان آقای هاشمی از مذاکرات خود با سیدحسن چنین سخن می‌گوید: «در مورد حساسیت‌های امسال درباره انتخابات مجلس و خبرگان هم صحبت‌هایی مطرح شد. وقتی من در خصوص ورود ایشان به انتخابات مجلس خبرگان سؤال کردم، فرمودند که در حال ارزیابی فضای جامعه هستند.»
مرتضی حاجی از فعالان اصلاح‌طلب نیز گفته است: «حسن‌آقا شخصی فاضل، خوش‌فکر، جوان و بانشاط است و حضور ایشان در هر سمتی چه خبرگان، چه مجلس و هر جای دیگری برای کشور بسیار مفید است و اگر این اتفاق بیفتد خیلی خوشحال می‌شوم.»
این مواضع به خوبی نشان می‌دهد، اصلاح‌طلبان تلاش همه‌جانبه‌ای را برای دستیابی به قدرت در مجلس خبرگان آغاز کرده‌اند و در این مسیر از دوقطبی کردن فضای انتخابات خبرگان و سیاسی کردن آن از طریق نام‌های آشنا بهره خواهند جست؛ اما در این میان باید به این نکته نیز توجه کرد که سناریوی درپیش گرفته‌شده، تبعات و آثار سوئی برای مجلس خبرگان به همراه خواهد داشت که بررسی همه‌جانبه موضوع بر نادرست بودن این سبک از فعالیت سیاسی شهادت خواهد داد؛ لذا ضروری است بزرگان عرصه اجتهاد و نامزدهای محترم مجلس خبرگان رهبری با هوشیاری کافی با این سناریو روبه‌رو شوند و اجازه ندهند بازی یک جریان سیاسی برای کسب قدرت، جایگاه رفیع و عالی‌قدر مجلس خبرگان را تضعیف کند.

مهدی سعیدی

دغدغه‌های عرصه علم و دانشگاه

رهبر معظم انقلاب اسلامی هفته گذشته در دیدار بیش از هزار نفر از استادان و اعضای هیئت‌های علمی دانشگاه‌های سراسر کشور، به مسائل مهمی در حوزه علم و فناوری و محیط دانشگاه اشاره داشتند که به نظر می‌رسد به‌طور ویژه باید به آن توجه کرد. در میان بیانات معظم‌له که همواره در رویارویی با عرصه علم، به‌ویژه دانشگاه اهتمامی خاص دارند، دو نکته اساسی وجود داشت که بالفور باید مورد توجه همه فعالان عرصه علم و دانشگاه قرار گیرد.
ملاحظه اول ایشان درباره شتاب پیشرفت علمی است که مطابق با نظر آگاهانه و کارشناسی ایشان هر چند «طبق آمارهای جهانی، شتاب پیشرفت علمی در کشور، سیزده برابر متوسط جهان بود»، اما در حال حاضر از این شتاب کاسته شده است. ایشان از مسئولان وزارتخانه‌های مرتبط درخواست کردند که «کاری کنید که شتاب رشد علمی فروکش نکند.»
این هشدار حکیم فرزانه انقلاب اسلامی بلافاصله باید مورد توجه دست‌اندرکاران قرار گیرد و برای آن چاره‌ای اندیشیده شود و موانع آن برطرف شود. اهمیت این مسئله از آنجایی نشئت می‌گیرد که در نگاه رهبری، موتور حرکت جامعه و تحقق آرمان‌های انقلاب و اهداف نظام اسلامی را باید در جنبش نرم‌افزاری و تولید علم دید. به‌واقع روح و جوهر استقلال‌طلبی، استکبارستیزی، آزادی‌خواهی و دیگر اهداف بلند مردمان این سرزمین با موتور تولید علمی است که محقق خواهد شد. در نگاه بلند ایشان، حتی مخالفت سرسخت دشمنان انقلاب اسلامی در داستان پرونده هسته‌ای نیز نه به دلیل نگرانی از ساخت بمب اتمی، بلکه محصول هراس و آشفتگی است که از رشد و توسعه علمی و دستیابی جوانان این مرز و بوم به فناوری‌های دست‌نیافتنی حاصل شده است. لذا با فهم دقیق اهمیت جایگاه پیشرفت علمی در منظومه فکری معظم‌له است که به‌خوبی می‌توان دغدغه ایشان درباره کند شدن شتاب پیشرفت علمی کشور را درک کرد.
دغدغه دیگری که رهبری بارها بر آن تأکید داشته و این‌بار نیز به‌طور ویژه به آن اشاره کردند و اتفاقاً در فرآیند شتاب‌بخشی به پیشرفت علمی کشور نیز بسیار مهم و حیاتی است، مسئله دور نگه داشتن محیط علمی کشور از حاشیه‌سازی‌هاست که اغلب از طریق سیاسی‌کاری دنبال می‌شود. ایشان باصراحت اعلام می‌دارند: «بنده معتقدم محیط دانشگاه، محیط فهم سیاسی، تحلیل سیاسی، دانش سیاسی، آگاهی سیاسی است؛ این را من مانع نیستم؛ نه، [بلکه می‌گویم‌] سیاست‌بازی نشود، سیاسی‌کاری نشود، حاشیه‌سازی نشود. این حاشیه‌سازی‌ها به کار اصلی که عبارت است از کار علم و پیشرفت علم با همه خصوصیاتی که این مسئله دارد، لطمه می‌زند.»
متأسفانه این معضل در طول بیش از سه دهه گذشته در دانشگاه‌های کشور همواره به‌عنوان مهم‌ترین آفت، مانع تلاش و جهد علمی بوده و انرژی و فرصت‌های فراوانی را از دانشجویان و استادان و مدیران دانشگاه‌ها گرفته است. سرآغاز این معضل آنجایی است که احزاب و گروه‌های سیاسی همواره به جنبش دانشجویی و محیط دانشگاه به‌مثابه فرصتی برای بهره‌برداری و عضوگیری و بسط و گسترش نگرش خود می‌نگریسته‌اند. میدانی که با ملاحظات اقتصادی نیز ارزش سرمایه‌گذاری را دارد، چرا که جذب نیرو در این محیط از میان سرمایه‌هایی صورت می‌گیرد که هریک از آنها در فرداهایی نزدیک، کارشناسان و مدیرانی برای اداره کشور خواهند بود.
در این میان حتی جریان‌های برانداز و ضدنظام نیز به نیروی جوانی دانشگاه چشم طمع داشته و تلاش کرده‌اند تا با سیاسی‌کاری و گل‌آلود کردن فضای دانشگاه به ماهی‌گیری پرداخته و روحیه آزادی‌خواهی و عدالت‌ورزی جوانان جنبش دانشجویی را به فرصتی برای تضعیف نظام موجود بدل سازند. این کار در طول سال‌های اخیر از طریق ایادی نفوذی آنان دنبال شده است که متأسفانه گاه این ترفندها نیز به ثمر رسیده است که اوج آن را می‌توان در غائله ۱۸ تیرماه ۱۳۷۸ کوی دانشگاه تهران مشاهده کرد.
متأسفانه با روی کار آمدن دولت جدید نیز نشانه‌هایی از فعال شدن مجدد جریان‌های افراطی در دانشگاه‌ها مشاهده می‌شود. بخشی از جریان فتنه‌گر که پس از فتنه ۸۸ و رو در رو قرار گرفتن با ملت و نظام اسلامی به محاق رفته و پایگاه‌های خود را از دست داده بودند، بار دیگر در تلاش برای ساماندهی و بازسازی اردوگاهی قرار دارند و برای این اقدام باز هم دانشگاه را به‌عنوان سنگر اول خود برگزیده‌اند. راه‌اندازی مجدد برخی تشکل‌های دانشجویی که به دلیل عملکرد افراطی و اپورتونیستی به چهره‌ای منفور و بدنام در دانشگاه بدل شده بودند، یکی از اقداماتی است که در طول ماه‌های اخیر کلید خورده است.
جنجال‌سازی ناصواب و ورود نادرست به مسئله بورسیه‌ها نیز یکی از دیگر اقداماتی است که با هدف حاشیه‌سازی برای محیط علمی در طول ماه‌های اخیر دنبال شد که متأسفانه توان زیادی از دانشگاه گرفت، بدون آنکه ثمری داشته باشد! این مسئله تا به آنجا تلخ و غم‌انگیز بود که در همین دیدار، مورد عتاب رهبری معظم انقلاب قرار گرفت و ایشان اعلام داشتند: «این سمّ را متأسفانه افرادی براساس همان پایه‌های بینش فکری مبنی‌بر سیاسی‌کاری و سیاست‌بازی به کام دانشگاه کشور ریختند. چرا؟ علاوه‌بر اینکه ظلم هم شد ـ به خیلی‌ها ظلم شد-ـ هم خلاف قانون بود این کار، هم خلاف تدبیر بود این کار، هم خلاف اخلاق بود؛ آن‌وقت مدام دم از اخلاق هم می‌زنند.»
با نزدیک شدن به انتخاباتی که در اسفند ماه امسال آغاز خواهد شد، باید انتظار داشت که تلاش‌ها برای سیاسی‌کاری در دانشگاه افزایش یابد، لذا مسئولان ذی‌ربط و دانشجویان و جامعه دانشگاهی در این زمینه باید هوشیاری‌های لازم را داشته باشند تا بار دیگر، دانشگاه به باشگاه سیاسی احزاب افراطی بدل نشود!

مهدی سعیدی

عدالت؛ همچنان محتاج مکتب علی(ع)

در میان مفاهیمی چون آزادی، امنیت، حقوق‌بشر، عدالت و… شاید هیچ‌کدام جامعیت و فراگیری عدالت را نداشته باشد. هیچ انسانی نیست که زبان بر وصف عدالت نگشاده باشد و خواهان تحقق آن نباشد. عدالت آنچنان مقدس است که حتی ظالمان و زورگویان و زیاده‌خواهان نیز برای توجیه جنایات و تجاوزات خود، بر آن نام عدالت و مساوات نهاده‌اندو رفتار خود را مطابق با موازین عدالتخواهانه دانسته‌‌اند. به واقع هیچ‌کس را یارای آن نیست که خود را دشمن عدالت بداند و بر آن افتخار کند!
در این میان، مکاتب و اندیشه‌های بسیاری در طول تاریخ پرچم عدالت‌خواهی را برافراشته و شعار عدالت‌ورزی سر داده‌اند و جمعی را به خود مشغول کرده‌اند؛ اما همان‌ها در مسیر آنچه عدالت می‌خواندند، از مسیر عدالت خارج شده و چه بسیار جنایت‌ها که نکردند و چه بسیار حقوقی که پایمال نکردند! بزرگ‌ترین نظام‌های سیاسی مدعی تحقق عدالت و به قدرت رساندن طبقات مستضعف در دو قرن اخیر، نظام‌های کمونیستی بلوک شرق بودند که آمار سرکوب‌ها و جنایات آن در تاریخ، به سیاهی ثبت شده است. نظام توتالیتر و مستبدی که مخالفان را سرکوب و انسانیت را خوار کردند تا به‌گمان خود، آنچه را که تسلط طبقات پرولتاریا می‌خواندند، محقق کنند.
عدالت در مکتب لیبرالیسم نیز چندان محلی از اعراب ندارد، هرچند متفکرانی چون جان رالز تلاش کردند، خلأ تئوریک غرب در این زمینه را جبران کنند؛ اما همچنان کاپیتالیسم براساس به رسمیت شناختن نابرابری توزیع ثروت و فاصله طبقاتی تعریف می‌شود.
در این بین، تفکر اصیل اسلام ناب محمدی(ص) را که در مکتب تشیع و به‌طور خاص کلام امیرالمؤمنین(ع) تجلی یافته است، باید سردمدار عدالت در طول تاریخ دانست. کافی است بر زندگی و سیره علی(ع) نگاهی بیندازیم تا مشخص شود که چگونه عدالت در اوج کمال خود در رفتار فردی و اجتماعی یک حاکم تجلی یافته و چگونه در حد ممکن در یک نظام حکومتی بشری نهادینه شده است.
توجه به مجموعه گهربار کلام علوی که گزینشی از آن، نام نهج‌البلاغه برخود گرفته است، خود فصلی دیگر است که این مجموعه گرانسنگ را به مانیفست عدالتخواهی بدل کرده است. گزاره‌های نابی که دکترین‌هایی برای تحقق همه‌جانبه عدالت در زندگی بشری پیش روی صاحبان خرد و مجاهدان راه عدالت در طول تاریخ قرار داده است.
دست‌پرورده‌های مکتب علوی در طول تاریخ نیز هر یک پرچمدار عدالت بوده‌اند. از ابوذر و مالک و سلمان گرفته تا حضرت روح‌الله(ره)، جملگی به واسطه تلمذ در این مدرسه افتخار کرده و خود را وجودی ناچیز در ذیل سایه امیرمؤمنان(ع) دیده‌اند به جرئت می‌توان گفت، آزادمردی نیست که وامدار مکتب علی(ع) نباشد و مستقیم یا غیرمستقیم از آبشخور فکری ایشان بهره‌مند نشده باشد.
بی‌شک، مفهوم عدالت به معنای حقیقی کلمه در منظومه فکری امیرالمؤمنین(ع) تعریف شده و جایگاه خود را در میان دیگر مفاهیم می‌یابد و از گزند افراط و تفریط مصون می‌ماند. در این مدرسه، ابعاد و شاخصه‌های این گوهر گرانقدر بسط یافته و مقدمات و فرآیند آن به درستی شرح داده شده و از خطر تقلیل‌گرایی و تمامت‌خواهی نجات یافته است.
اما متأسفانه، این تفکر و اندیشه تا تبدیل شدن به گفتمانی فراگیر برای نجات بشریت فاصله دارد. واقعیت آن است که کتاب قطور تاریخ بیش از آنکه داستان عدالت باشد، داستان جنایت و ظلم و بی‌عدالتی است. چه در عصر جاهلیت اولی و چه دنیای به ظاهر مدرن امروز که به حق باید آن را جاهلیت ثانی خواند.
امروز نه‌تنها بشریت، حتی مفهوم عدالت نیز محتاج مکتب علی(ع) است. ظلم و جوری که سراسر جهان، به‌ویژه منطقه خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] را فراگرفته است، ضرورت بازگشت به نهج‌البلاغه را بیش از پیش اولویت بخشیده است. امروز در جهانی زندگی می‌کنیم که زیاده‌خواهی و تبعیض و بی‌عدالتی در ساختار نظام بین‌الملل آن نهادینه شده است. زیاده‌خواهانی، زیاده‌خواهی خود را قانونی کرده و سازمان‌های بین‌المللی به نگهبانان این حقوق ظالمانه بدل شده‌اند و روز و ساعتی نیست که به نام سازمان ملل و حقوق بشر جنایت نشود!
از این رو، داستان عدالت، داستان کهنه‌شده‌ای نیست که خریداری نداشته باشد؛ بلکه برعکس، هنوز عدالت مهم‌ترین گمشده بشر است که اکثریت توده‌های مستضعف عالم طالب آنند تا از جور اقلیت مستبد، رهایی یابند به‌راستی، در همین فضای گفتمانی است که حرف‌های ناشنیده مکتب امیرالمؤمنین(ع) شنیدنی خواهد بود و در دل‌های ناامید مستضعفان عالم، روح حیات و نجات را خواهد دمید.

مهدی سعیدی