نوشته‌ها

سرمایه‌های انسانی سازمان را فراری ندهیم!

نکته: گفته می‌شود چشم‌ پزشکی جهان سومی که جزو بهترین چشم پزشکان جهان بود، مقیم یک کشور پیشرفته غربی شده بود و هر از گاه برحسب وظیفه ملی‌اش، به کشور زادگاهش برمی‌گشت و به مداوای بیماران هموطن خود مشغول می‌شد. در یکی از این سفرها هنگام بازگشت به کشور غربی محل اقامت خود، پلیس فرودگاه کشورش به نیم‌کیلو طلای همراه همسر ایشان اعتراض کرد. جناب چشم‌پزشک از پلیس علت آن را جویا شد و پلیس جوان گفت: خروج این حجم طلا چون ارز و سرمایه ملی است، ممنوع است و شما نمی‌توانید آن را خارج کنید. گفت‌وگوی چشم پزشک با پلیس به جایی نرسید و پلیس جوان با تحکم و عصبانیت با چشم پزشک برخورد کرد. در این هنگام آقای چشم‌پزشک، نیم‌کیلو طلای همراه همسرش را پیش پلیس جوان کشورش انداخت و با تأسف گفت: ارز و سرمایه ملی که می‌گویی منم که دارم خارج می‌شوم و دیگر هم به کشور باز نخواهم گشت…؟!
نظر: گاهی برخی ندانم‌کاری‌ها، تنگ‌نظری‌ها، حسادت‌ها و بی‌‌تدبیری‌های مدیریتی و… سبب می‌شود که برخی نیروهای انسانی پخته و باتجربه و کارآمد و متخصص که ارز و سرمایه‌ یک کشور، سازمان و اداره هستند، عطای خدمت را به لقای آن در آن کشور و سازمان و اداره ببخشند! و از آن سازمان و… خارج شوند. نکته خسارت‌باری که جایگزینی نیز برای آن نمی‌توان یافت. سرمایه‌های انسانی سازمان را با بی‌تدبیری از دست ندهیم!