نوشته‌ها

ثبات قدم در برابر یزیدیان زمان

پاسداران و بسیجیان را با جنس عاشورایی و لباس جهادی که برای عزت مسلمین بر تن کرده‌اند، بهتر می‌توان شناخت. پاسداران و بسیجیان، اعتقادات، باورها و ارزش‌ها و به‌طور کلی سبک زندگی و جهت حرکت‌شان را از مکتب و فرهنگ عاشورا گرفته و معتقدند: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»
هر کس بر چنین باوری باشد، باید ببیند در این میدان در کدام صف ایستاده است؛ آیا در صف حسینیان قرار دارد و یاری‌کننده حسین زمان خویش است؟ یا خدای ناکرده، آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته‌ یا ناخواسته، در صف یزیدیان قرار گرفته و یاری‌کننده یزیدیان زمان است؟ اگر رویارویی همیشگی حق و باطل را قبول داشته باشیم، باید جبهه خود را در این رویارویی مشخص کنیم. وجود دو جبهه حق و باطل و نبرد مستمر میان این دو جبهه، نه یک امر ذهنی، بلکه یک واقعیت قطعی است که تاریخ بشر واقعیت‌شان را اثبات می‌کند. وجود خداوند متعال مظهر حق و در برابرش طاغوت مظهر باطل، انسان‌ها را به دو جبهه تقسیم می‌کند. خداوند و طاغوت هرگز در یک جبهه قرار نمی‌گیرند و زیر یک سقف جمع نمی‌شوند. تمامی انبیای الهی که فلسفه بعثت‌شان هدایت آدمیان به سمت خیر و سعادت است، آمدند و از ناحیه حضرت حق این پیام را آوردند: «ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت»
کسانی که دعوت انبیا را لبیک گفتند، در ردیف مؤمنان قرار گرفتند و کسانی که این حقیقت را نادیده انگاشتند، در صف کفار قرار گرفتند و این گونه، دو جبهه خدا و طاغوت در برابر هم شکل گرفت. جبهه عاشوراییان و حسینیان؛ جبهه خدا و جبهه یزیدیان، جبهه طاغوت است. نبرد میان این دو جبهه همیشگی بوده است و هرگز سازشی میان این دو وجود ندارد. جنگاوران جبهه حق و جبهه عاشوراییان، مجاهدان فی‌سبیل‌الله هستند و جنگاوران جبهه مقابل، در راه طاغوت می‌جنگند. خداوند در قرآن کریم، این واقعیت همیشگی تاریخ را، این گونه توصیف می‌کند: «الذین آمنوا یقاتلون فی‌سبیل‌الله و الذین کفروا یقاتلون فی‌سبیل الطاغوت».
در زمان ما پاسداران و بسیجیان، بر تن‌کنندگان لباس جهاد و پیشگامان مبارزه با طاغوت هستند. لباس جهاد؛ لباس عزت، لباس حریت، لباس غیرت و لباس امنیت‌آفرین است. تا زمانی که این لباس بر تن پاسداران و بسیجیان و دیگر دلاورمردان سرزمین ایران اسلامی باشد، عزت، استقلال و حریت، امنیت و آسایش ملت ایران تأمین است. تا زمانی که این لباس بر تن مجاهدان فی‌سبیل‌الله و عاشوراییان زمان باشد، طاغوتیان زمان روی آرامش نخواهند دید و مستضعفان جهان امیدشان برای رهایی از چنگ مستکبران روزافزون خواهد بود. این حقیقت طی ۳۷ سال گذشته به اثبات رسید که لباس جهاد، عزت‌آفرین است. خطری که امروز انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را به صورت جدی تهدید می‌کند، این است که کسانی با حیله‌های گوناگون و نقشه‌های شیطانی و عوام‌فریبانه می‌خواهند لباس جهاد را از تن فرزندان غیور این ملت خارج کنند. دوستی با ائمه کفر و طاغوت زمان و در واقع، سازش با یزیدیان زمان را، عامل تأمین‌ رفاه و مایه تأمین امنیت معرفی می‌کنند! این جماعت که حب دنیا تا اعماق وجودشان رخنه کرده، برای تأمین دنیای خود، حاضرند لباس جهاد را از تن مجاهدان فی‌سبیل‌الله خارج ساخته، بر اساس نظریه بازدارندگی سیاسی، از ناحیه دشمن برای ملت امنیت و رفاه تأمین کنند!
در پاسخ به این جماعت باید گفت، آنچه می‌پندارند سرابی بیش نیست. نتیجه خارج کردن لباس جهاد از تن در برابر دشمن مکار، جز پذیرش ذلت نتیجه دیگری نخواهد داشت. باید دانست که امنیت، رفاه، پیشرفت و توسعه و مهم‌تر از همه عزت، در پرتو اقتدار حاصل می‌شود. لباس جهاد، لباس اقتدار است و این لباس، امروز بر تن عاشوراییان زمان، یعنی پاسداران و بسیجیان است. پاسداران و بسیجیان در مقام نمایندگان حاضر در صحنه امت حزب‌الله، حسین زمان را به‌خوبی شناخته‌اند و با او پیمانی محکم بسته‌اند. امروز پرچمدار عاشوراییان زمان، رهبر عاشوراییان زمان و حسین زمان که تمام‌قد در برابر یزیدیان زمان ایستاده‌ است، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) است. این حسین زمان، هر شب و هر روز و به ‌صورت مستمر، مؤمنان را به هوشیاری و آمادگی برای ایستادگی و مقابله با یزیدیان زمان و در رأس آنان آمریکای جهانخوار و شیطان بزرگ فرامی‌خواند. در نقطه مقابل، کسانی هم برای امت و جوانان این ملت، نسخه مذاکره و سازش تجویز می‌کنند. عجبا که اینان برای توجیه دینی و اسلامی راهبردشان برای سازش، به صلح امام حسن(ع) با معاویه، مذاکره حضرت علی(ع) با زبیر و مذاکره امام حسین(ع) با عمر سعد در شب عاشورا استناد می‌کنند. آیا اینان غافلند و نمی‌دانند که اولاً ماهیت آن صلح و مذاکرات چه بود و ثانیاً امروز ولی‌فقیه که ولایتش همانند ولایت امام حسن(ع)، امام علی(ع) و امام حسین(ع) است؛ بر راهبرد ایستادگی، مقاومت و تداوم مبارزه تأکید دارند. اگر ولایت فقیه را قبول دارند، چرا در امر مبارزه با طاغوت زمان، یعنی آمریکا و متحدانش، نه‌تنها به نصرت ولی‌فقیه نمی‌شتابند، بلکه در امر مبارزه تردید ایجاد می‌کنند. حال که به محرم وارد شدیم و به عاشورای دیگری نزدیک می‌شویم، باید گفت، عاشوراییان زمان و از جمله پاسداران و بسیجیان، در برابر یزیدیان زمان ثبات‌قدم دارند و در مسیر مبارزه و جهاد با یزیدیان، هرگز دچار تردید و دودلی نمی‌شوند. آنان به درستی راه را شناخته‌اند و هرگز از نصرت حسین زمان دست برنمی‌دارند.

دکتر یدالله جوانی

روس‌ها و درک درست از یک تهدید

طی روزهای گذشته ارتش روسیه با موافقت مجلس این کشور، گام‌هایی بلند و جدی را برای مبارزه با داعش در سوریه برداشت و در چندین نوبت، مواضع گروهک تروریستی داعش را به‌شدت بمباران کرد. اقدام روس‌ها در سوریه با چنین کیفیتی، توجه همگان را به خود جلب کرد و با واکنش‌های گوناگون روبه‌رو شد، درحالی‌که ورود ارتش روسیه به سوریه برای مبارزه با گروه‌های تروریستی، به دعوت دولت قانونی سوریه انجام شده است، اما این ورود با مخالفت کشورهای عضو ائتلاف مبارزه با داعش روبه‌رو گردید. چگونگی ورود جدی روسیه به صحنه نبرد مبارزه با تروریست‌ها از یک طرف و مخالفت‌های کشورهای مدعی مبارزه با داعش در سوریه با این اقدام روس‌ها از طرف دیگر، پرسش‌های مهمی را در اذهان ایجاد کرده است؛ پرسش‌هایی از قبیل:
۱ـ روس‌ها با چه اهداف و انگیزه‌هایی به‌صورت پرحجم و جدی وارد معادلات سوریه و مبارزه مستقیم با گروه‌های تروریستی در این کشور شده‌اند؟
۲ـ چرا ائتلاف مدعی مبارزه با داعش در سوریه و عراق، نه‌تنها از ورود روسیه به عرصه نبرد با تروریست‌ها حمایت نکرد، بلکه نسبت به این ورود واکنش منفی از خود نشان داد؟
برای نمونه، به گزاره‌های زیر توجه شود:
الف‌ـ اوباما: حملات روسیه، سوریه را وارد باتلاق می‌کند.
ب‌ـ اولاند: به پوتین گفتم، حملات روسیه در سوریه تنها باید منحصر به داعش باشد.
ج‌ـ اردوغان: به پوتین گفته‌ام که با حملات هوایی روسیه در سوریه مخالفیم.
مخالفت صهیونیست‌ها، برخی از کشورهای عربی ، از جمله عربستان با اقدام روس‌ها نیز قابل توجه است.
در پاسخ به پرسش اول باید گفت، مهم‌ترین عاملی که پای روس‌ها را به صحنه سوریه به شکل جدی و قاطع باز کرد، فهم و درک درست روس‌ها از تهدید در وضعیت کنونی است. روس‌ها در یک جمع‌بندی از تحولات منطقه، به این مطلب مهم دست یافته‌اند که گروه‌های تروریستی فعال در سوریه و عراق، به‌ویژه داعش، یک تهدید بالقوه جدی علیه منافع، امنیت و تمامیت ارضی آنها هستند. گزاره‌های زیر، در رسیدن روس‌ها به چنین برآورد راهبردی از وضعیت، بسیار مؤثر بوده است:
۱ـ بخش قابل توجهی از عناصر فعال در میان گروه‌های تکفیری و تروریستی، مانند داعش، از نظر ملیت و تابعیت روسی، یا از کشورهای آسیای میانه و حوزه قفقاز بوده و با هدف جهاد و تشکیل حکومت اسلامی به سوریه و عراق مهاجرت کرده‌اند و در آینده با چنین تفکراتی به کشورهای خود بازخواهند گشت.
۲ـ سرکردگان گروهک تروریستی داعش با تشکیل خلافت اسلامی به‌دنبال تحت سلطه درآوردن تمامی سرزمین‌های اسلامی و از جمله کشورهای مسلمان‌نشین شوروی سابق می‌باشند.
۳ـ روسیه تمامی مرزهای شوروی سابق را، مرزهای امنیت ملی خود تعریف کرده، براین اساس، هر نوع تهدیدی علیه هر یک از کشورهای مسلمان‌نشین در آسیانه میانه و قفقاز را، تهدید علیه ثبات و امنیت خود می‌داند.
۴ـ کشورهای غربی و صهیونیست‌ها، به کمک برخی از دولت‌های منطقه با راه‌اندازی گروه‌های تروریستی و تجهیز آنان و از جمله داعش، اهداف خاص سیاسی را در منطقه دنبال کرده و این اهداف در نقطه مقابل منافع کشورهایی چون روسیه است.
۵ـ آمریکایی‌ها ایجاد بحران در حوزه امنیت ملی روس‌ها را به‌مثابه یک هدف راهبردی دنبال کرده، در صورت امکان به‌دنبال تجزیه کشور روسیه خواهند بود.
با توجه به گزاره‌های مذکور، روس‌ها به‌درستی دریافته‌اند، گروه‌های تروریستی چون داعش در صورت موفقیت در سوریه و تثبیت موقعیت خود در این کشور، در آینده نه‌چندان دور با حمایت‌های پشت صحنه غرب، به‌ویژه آمریکا، مدعی برپایی خلافت اسلامی در کشورهای مسلمان‌نشین در قلمرو امنیتی روسیه خواهند بود. معنای این ارزیابی آن است که سرکردگان گروهک تروریستی داعش، در آینده با استفاده از عناصر روس‌تبار و دیگر کسانی که از جمعیت‌های مسلمان‌نشین شوروی سابق به این گروهک ملحق شده‌اند، به‌راحتی قادر خواهند بود با اعلام این سرزمین‌ها به‌مثابه سرزمین جهاد و خلافت اسلامی، امنیت روسیه را به‌صورت جدی با خطر روبه‌رو کرده و بحران را به این سرزمین‌ها منتقل کنند. بنابراین روس‌ها، تهدید بالقوه داعش در سوریه و عراق را یک تهدید بالفعل جدی در آینده برای خود ارزیابی می‌کنند. با چنین درک درستی از تهدید است که پوتین در جایگاه رئیس‌جمهور روسیه، تصمیم گرفت با تروریست‌ها در سوریه و احتمالاً عراق، به‌صورت جدی وارد مبارزه شود و مجلس این کشور نیز با چنین درخواست و اقدامی موافقت کند.
با چنین نگاهی به اوضاع و تحولات منطقه است که پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، در دفاع از اعزام نیروهای نظامی کشورش برای جنگ با تروریست‌ها در سوریه، با صراحت می‌گوید: منتظر آمدن تروریست‌ها به روسیه نمی‌مانیم و ترجیح می‌دهیم با آنها در سوریه بجنگیم.
اما در پاسخ به پرسش دوم باید گفت، ائتلاف مبارزه با داعش با رهبری آمریکا، یک ائتلاف دروغین بوده و این ائتلاف هرگز به‌دنبال نابودی تروریست‌ها و ریشه‌کن کردن آنها نیست. عملکرد چندماهه این ائتلاف در سوریه و عراق نشان می‌دهد، این ائتلاف نه‌تنها به‌دنبال نابودی داعش نیست، بلکه به‌دنبال مدیریت داعش در راستای منافع و اهداف خود در منطقه است.

دکتر یدالله جوانی