1h

ائتلاف عبری ـ عربی ـ غربی برای مهار ایران

مصطفی نظری/ جریان صهیونیست همواره تلاش کرده است با برگزاری همایش‌­­ها و نشست­‌های بین­‌المللی افزون بر ادبیات‌سازی سیاسی، یک همراه‌سازی جهانی و منطقه‌­ای را در راستای اهداف و سیاست­‌های صهیونیستی خود ایجاد کند که نشست سالیانه «هرتزلیا» در اراضی اشغالی، یکی از این نشست­‌های جهانی صهیونیسم است.
هفدهمین نشست سالیانه «هرتزلیا»، امسال با حضور ۱۸۰ شخصیت سیاسی، نظامی، امنیتی و شخصیت‌های آکادمیک و رسانه‌ای از داخل و خارج از سرزمین‌های اشغالی برگزار شد. این نشست از روز ۲۰ ماه ژوئن میلادی آغاز شد و طی سه روز ادامه پیدا کرد.
امسال حضور نمایندگانی از دول عربی، نظیر اردن، مصر، امارات و هند در بالاترین حد خود گزارش شده است و حتی حضور «سلمان شیخ»، مدیر گروه سیاسی «شیخ» که نقش رابط بین گروه­های معارض سوریه و رژیم صهیونیستی و اعراب را برعهده دارد، در این دوره از نشست‌های سالیانه هرتزلیا، یکی از نکات قابل توجه و تأمل‌برانگیز این نشست امنیتی صهیونیستی بود. البته حضور افرادی چون «سر جان ساورز» رئیس سابق سرویس جاسوسی «ام.آی سیکس» انگلستان، ژنرال «میخائیل کاستاراکوس» رئیس کمیته نظامی اتحادیه اروپا و «برت مک کورت»، نماینده ویژه وزارت خارجه آمریکا در ائتلاف جهانی مبارزه با «داعش» بر اهمیت این نشست افزوده بود.

1h
بررسی وضعیت منطقه و چالش‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی رژیم غاصب صهیونیستی به منزله یکی از اهرم‌­های تأثیرگذار در عرصه سیاست‌های منطقه‌­ای و جهانی جریان صهیونیسم، مهم­ترین برنامه کاری این نشست سالیانه را تشکیل می­داد که این موضوع را می­­‌توان جزء سرفصل­‌های اصلی این نشست در ۱۵ سال گذشته دانست.
تهدید ایران و حزب‌الله لبنان و ائتلاف عبری‌ ـ عربی مهم­ترین محورهای سخنرانی‌های انجام شده در هفدهمین نشست امنیتی هرتزلیا بود. یکی از مهم‌ترین محورهایی که در جریان این نشست به آن اشاره شد، این بود که رژیم صهیونیستی به تنهایی و بدون کمک گرفتن از ائتلاف عربی به سرکردگی آمریکا در برابر تهدیداتی که محور مقاومت فراروی این رژیم قرار داده، ناتوان است.
هفدهمین نشست هرتزلیا، مجموعه­‌ای از چالش­‌های امنیتی و سیاسی فرا روی رژیم صهیونیستی در سایه تحولات منطقه‌­ای و متغیرهای امنیتی غرب آسیا را به بحث و تبادل نظر گذاشت. آنچه بر اهمیت این نشست امنیتی افزود، موضوع ضرورت همکاری میان رژیم صهیونیستی و دول خودفروخته عربی و تشکیل ناتوی عبری ـ عربی به منظور تقابل منطقه‌ای با جمهوری اسلامی ایران بود که هر چه بیشتر از ماهیت صهیونیستی این نشست و شرکت‌کنندگان آن پرده پرداشت.
همان‌طور که گمان می­‌رفت، مهم­ترین محور نشست هفدهم(۲۰۱۷) همچون سال‌­های گذشته مربوط به جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت بود؛ به گونه­ای که فرافکنی در زمینه قدرت منطقه‌ای ایران و توقف فعالیت­‌های موشکی آن و نیز عملیاتی کردن ائتلاف منطقه‌­ای علیه جمهوری اسلامی ایران، اساسی‌ترین سر فصل­‌های سخنان مقامات و شخصیت‌­های صهیونیستی و غربی حاضر در نشست بود.
تأمل برانگیز­تر آنجا بود که سران صهیونیستی، ایران را عامل اصلی بی‌­­ثباتی منطقه برشمردند و تأکید کردند جامعه جهانی باید با تهدید ایران مقابله کند. «هرتصی هالوی» رئیس سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم اشغالگر قدس از مهم­ترین افرادی بود که در اظهارات خود به این مسئله اشاره داشت و مدعی شد، ایران عامل اصلی برهم زدن ثبات در منطقه است و این کشور «خطر محوری» برای اسرائیل است. اگر جهان در خاورمیانه صلح می‌خواهد، باید جلوی نفوذ ایران را بگیرد.
اما بخش مهم و قابل توجه این نشست اعترافی بود که برخی شخصیت­های امنیتی رژیم صهیونیستی در زمینه ضرورت تشکیل ائتلاف منطقه­ای علیه ایران به زبان آوردند.
در این چارچوب، «گادی آیزنکوت» فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی در اولین روز از برگزاری نشست هفدهم هرتزلیا به موضوع همکاری میان رژیم غاصب صهیونیستی و دولت‌های عربی اشاره و تأکید کرد این همکاری در آشکار و پنهان در حال عمیق­تر شدن است. «آیزنکوت» با تأکید بر اینکه شلیک موشک‌های بالستیک ایران به شرق سوریه سیگنال‌های خطرناکی دارد، خواستار توقف توسعه صنایع نظامی ایران شد و گفت: این موضوع باید هدف همه کشورهای منطقه باشد.
ژنرال عاموس گیلعاد، رئیس سابق اداره امور سیاسی وزارت جنگ رژیم غاصب صهیونیستی که در حال حاضر ریاست امور سیاسی و استراتژیک مجموعه نشست‌های هرتزلیا را برعهده دارد، در این باره اظهار داشت: «استراتژی اسرائیل [رژیم صهیونیستی] برای مقابله با تهدید ایران، ائتلاف‌ با رژیم‌های عربی است که اسرائیل در تمامی منطقه عربی مناسباتی در سطوح مختلف بر اساس اولویت مقابله با ایران و اخوان‌المسلمین و داعش دارد.» وی تأکید کرد: «تهدید ایران اساسی‌ترین تهدید رژیم صهیونیستی است؛ چرا که ایران، حزب‌الله، بشار اسد و روسیه در حال ایجاد یک ائتلاف هستند.»
قابل توجه بود که مقامات صهیونیستی همچنان بر بزرگ‌نمایی و تهدیدزایی علیه برنامه صلح‌آمیز هسته‌­ای ایران تأکید می‌­ورزیدند. «آریل لویته» معاون سابق کمیسیون انرژی اتمی رژیم جعلی صهیونیستی در این باره گفت: «حتی اگر بازرسی‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از ایران در ظاهر تأیید شده باشد، ابهامات درباره توافق صورت گرفته بسیار زیاد است. همین ابهامات موجب شد درک متفاوتی از توافق هسته‌ای و ماهیت اصلی آن به وجود آید.» وی در ادامه اظهارات مزورانه خود تصریح کرد: «آیا آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مسئولیتی در قبال آزمایش‌های تسلیحاتی ایران بر عهده می‌گیرد؟ روسیه و ایران، هر دو معتقدند آژانس نباید در این مسئله ورود پیدا کند، اما اگر آژانس مسئول این آزمایش‌ها نیست، پس چه کسی مسئول است؟»

2h

«لویته» از آمریکا، رژیم صهیونیستی و اعضای گروه ۱+۵ خواست راهکار دیگری بیابند تا در پایان مدت زمان توافق هسته‌ای بتوان مانع از حرکت ایران به سمت اهداف نظامی‌اش شد.
اما آنچه در این میان حائز اهمیت است، اعتراف مقامات صهیونیستی به ناتوانی مقابله این رژیم با محور مقاومت و توان موشکی جمهوری اسلامی ایران بود. آویگدور لیبرمن، وزیر جنگ رژیم غاصب صهیونیستی، در روز سوم و پایانی هفدهمین نشست هرتزلیا طی سخنانی دلایلی را که مانع تکمیل هیمنه‌ منطقه‌ای رژیم صهیونیستی شده، بررسی و دلیل آن را چنین ریشه‌یابی کرد که این رژیم از پنجاه سال پیش تاکنون نتوانسته به «پیروزی قاطع» دست یابد. وزیر جنگ رژیم غاصب صهیونیستی با اشاره به اینکه تعداد زیادی از عملیات‌های نظامی [به دست این رژیم] انجام شده که در آکادمی‌های نظامی بررسی و تدریس می‌شود، افزود: «دست نیافتن به پیروزی سبب بی‌اعتمادی می‌شود. ما خیلی حرف‌های بزرگی زدیم؛ حرف‌هایی که در نهایت پوشش اجرایی نداشتند. آخرین لشکرکشی زمینی‌ای که ارتش اسرائیل انجام داد، در جریان جنگ اول لبنان (۱۹۸۲) بود؛ ولی هرچه بعد از آن بود، همه عملیات بود (نه لشکرکشی واقعی) و آخرین پیروزی واقعی هم در جنگ شش روزه بود.»
«هرتصی هالوی» رئیس سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم غاصب صهیونیستی هم درباره توانمندی موشکی ایران چنین اعتراف می‌­کند که اقدام ایران در شلیک موشک به گروه تروریستی داعش در سوریه، «نگران‌کننده» بود و اینکه چرا ایران اقدام به شلیک موشک‌ علیه داعش کرد و از نیروهای نظامی‌اش استفاده نکرد؟
جالب توجه بود که «افرایم سنیه» از مسئولان اسبق بلندپایه وزارت جنگ رژیم اشغالگر قدس اذعان می‌­کند، برای پاسخ دادن به موشک‌های حزب‌الله نباید لبنان را هدف قرار داد؛ بلکه در مقابل، باید به زیرساخت‌های ایران حمله کرد تا پاسخ مناسبی به حملات موشکی حزب‌الله داده شود. وی مدعی شد، تنها از طریق مقابله با ایران است که می‌توان حزب‌الله را شکست داد.
از آنجایی که نتایج و برونداد نشست‌های سالیانه هرتزلیا در تصمیم‌گیری­‌های منطقه­‌ای جریان صهیونیسم و غرب، به ویژه سیاست­های منطقه‌­ای آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران مؤثر بوده تا جایی که عیناً به صورت راهبرد رسمی مقامات غربی و آمریکایی در آمده است، ضرورت دارد با نگاه تحلیلی و موشکافانه به اظهارات و مباحث مطرح شده در نشست هفدهم هرتزلیا چند نکته مهم و راهبردی را مورد توجه و ملاحظه قرار داد؛ هرچند نتایج این نشست باید به تناسب اظهارات، مواضع و دیدگاه‌­های بیان شده در آن، به طور دقیق و مفصل بررسی و تحلیل شود.
نخست اینکه، با شکست پروژه صهیونیستی ـ آمریکایی داعش در منطقه راهبردی غرب آسیا و به تهدید افتادن هر چه بیشتر امنیت پوشالی رژیم جعلی صهیونیستی، جریان صهیونیسم بین‌الملل با همراه کردن مهره‌­های خودفروخته عربی خود در یک ناتوی منطقه‌ای با محوریت ژنرال­‌های تروریست صهیونیستی درصدد است تا با هزینه­‌ای به مراتب سبک­تر یک نبرد منطقه‌­ای علیه محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران را مدیریت کند؛ از این رو تمرکز محورها و مباحث هفدهمین نشست هرتزلیا در موضوع ضرورت ایجاد ائتلاف عبری ـ عربی و همگرایی هرچه بیشتر رژیم غاصب صهیونیستی با دول خودفروخته عربی خلاصه می­‌شود.
دوم اینکه، با نگاهی به اظهارات سخیفانه مقامات صهیونیستی درباره برنامه صلح‌آمیز هسته‌­ای ایران و فرافکنی مصرانه در این زمینه، به خوبی می‌­توان فهمید که «توافق برجام» فقط اجرای سناریویی هدفمند بود که ضمن متوقف کردن برنامه هسته‌ای ایران، تضعیف موقعیت منطقه‌­ای جمهوری اسلامی ایران به منزله محور مقاومت را آن هم با مشغول­‌سازی سیاسی دنبال می­کرد. این مسئله در اظهارات برخی مقامات صهیونیستی در این نشست امنیتی به خوبی ملموس بود. آنجا که ژنرال عاموس گیلعاد، رئیس سابق اداره امور سیاسی وزارت جنگ رژیم غاصب صهیونیستی در سخنرانی خود تأکید کرد، توافق (برجام) به اسرائیل نیز زمان کافی برای آمادگی را می‌دهد و ما نیز خود را آماده می‌کنیم. وی با طرح این پرسش که آیا اسرائیل حمله‌ای علیه ایران را آغاز خواهد کرد یا نه، توجه به این نکته را ضروری دانست که همه گزینه‌ها بر روی میز قرار دارد و برای اسرائیل بهتر است که این موضوع را همچنان مبهم نگه دارد.
نکته پایانی اینکه طرح موضوع ضرورت ایجاد ائتلاف عبری ـ عربی بیش از هر چیز بیان‌کننده ناتوانی جریان صهیونیسم در مقابله با ایران است؛ اما مهم­تر اینکه، ورای ائتلاف منطقه­‌ای علیه ایران، صهیونیسم بین‌­الملل تضعیف ارکان مهم نظام را در صحنه داخلی جمهوری اسلامی ایران پیگیری می‌کند که این امر طی فضای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری به خوبی قابل مشاهده بود. اظهار نظر رئیس اداره سیاسی سابق وزارت جنگ رژیم غاصب صهیونیستی در اولین روز از برگزاری هفدهمین نشست هرتزلیا که گفته بود تا وقتی (امام) خامنه‌ای در مسند قدرت ایران قرار دارد، تهدید اساسی برای اسرائیل به شمار می‌رود، از لایه پنهان این سناریوی صهیونیستی پرده برداشت.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به گفتگو بپیوندید؟
احساس رایگان برای کمک!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>