بازگشت

 

صفحه اول

 
 

سرمقاله
مهدی سعیدی
   انتخاب با سنجه کارآمدی
 


تعیین تکلیف ۶۹ کرسی از دهمین دوره مجلس شورای اسلامی به دور دوم انتخابات کشیده و طبق زمان‌بندی وزارت کشور قرار است در روز جمعه دهم اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ برگزار شود. این دور از انتخابات در ۲۱ استان کشور برگزار خواهد شد و طی آن نزدیک به 140 نامزد انتخاباتی که به این مرحله راه یافته‌اند، به رقابت خواهند پرداخت. با حساب ۲۹۰ نفر نماینده کل مجلس، می‌توان گفت که نزدیک به یک‌چهارم کرسی‌های مجلس همچنان بدون نماینده باقی مانده است که این تعداد از میزان اثرگذاری بالای دور دوم انتخابات حکایت دارد. قابل توجه آنکه در این مرحله انتخابات معیار حداکثر نسبی آرا بوده و هر نماینده‌ای که حتی یک رأی بیشتر آورده باشد وارد بهارستان خواهد شد!
حضور پای صندوق‌های رأی در مرحله دوم همچون مرحله اول می‌تواند نشانه اقتدار و پشتوانه مردمی نظام مردم‌سالار دینی باشد. حضور پرشور ملت در روز 10 اردیبهشت می‌تواند بار دیگر عمق راهبردی نظام جمهوری اسلامی كه تا اعماق قلوب ملت ایران ریشه دوانده است را به رخ دشمنان كشیده و آنان را از هرگونه توطئه‌افكنی مأیوس کند.
نکته قابل ملاحظه دیگر تأثیری است که این انتخابات می‌تواند بر جهت‌گیری کلی مجلس آینده و ترکیب هیئت‌رئیسه و فراکسیون‌ها داشته باشد. مروری بر نتایج انتخابات اسفند ماه به خوبی حکایت از آن دارد که هیچ جریان سیاسی بدون توجه به نتایج دور دوم نمی‌تواند به ضرس قاطع ادعای اکثریت بودن در مجلس آتی را داشته باشد. این مسئله بر حساسیت‌های دور دوم این انتخابات افزوده است و سیاسیون منتظرند تا انتخاب ملت در این دور نیز معین شود! آنچه به مثابه موضوع اصلی همچنان باید مورد توجه رأی‌دهندگان قرار گیرد، مسئله انتخاب گزینه اصلح است. نظام اسلامی مبتنی بر شایسته‌سالاری و قرار گرفتن صاحبان صلاحیت در رأس شكل می‌گیرد.
یكی از معضلاتی كه در این میان رهزن عقل و انتخاب است، تمییز ندادن شاخصه‌های اصلی و فرعی و تشخیص اولویت‌ها در شاخصه‌هاست. گاه ممكن است كه شاخصه‌های انحرافی و ساختگی، در اثر یك نگاه ناصواب به واقعیت‌های اجتماعی، آن‌چنان جدی مطرح شوند كه در ردیف یكی از شاخصه‌های گزینه اصلح مورد توجه قرار گیرد و گاه ممكن است شاخصه‌های ثانوی نیز در یك فضاسازی سیاسی و رقابت جناحی آن‌چنان وزن یافته و بزرگ‌نمایی شوند كه به مهم‌ترین معیار و شاخص انتخاب اصلح مبدل شود.
از یك منظر می‌توان گفت كه تمامی ملاک‌ها و معیارهایی که برای انتخاب كارگزاران نظام اسلامی مشخص شده معطوف به کارآمدی است؛ به این معنا که وجود ملاک و معیارها حتی در حاکم اسلامی نیز لازمه رسیدن به اهداف حکومت اسلامی است. در این میان به جای توجه به مؤلفه‌های فرعی و بزرگ‌نمایی برخی شاخصه‌های ثانوی ، بیش از پیش به تشكیل مجلسی كارآمد با حضور نمایندگان باتجربه نیازمندیم و باید مراقب بود با شعارزدگی، كسانی به مجلس راه نیابند كه از توانایی لازم و کافی برای انجام امور نمایندگی ناتوانند.
عدم دقت‌نظر در تطبیق شاخصه‌ها با مصادیق نیز معضل دیگری است كه باید از آن پرهیز و برای رفع آن چاره‌اندیشی کرد. این معضل، هم از عدم شناخت كافی حاصل می‌آید و هم از فضاسازی‌های رسانه‌ای كه له یا علیه افراد صورت می‌گیرد و نتیجه آن نیز گاه بزرگ‌نمایی برخی افراد و گاه تخریب برخی چهره‌هاست.


  بانک انصار اجرا می‌‌کند  
نخستین طرح حمایت از تولیدات داخلی در سال اقتصاد مقاومتی

 

مدیرعامل بانک انصار گفت: با دستور و موافقت رئیس‌ کل‌ بانک‌ مرکزی، اعطای تسهیلات خرید کالای‌ ایرانی از سوی بانک انصار، به‌مثابه نخستین طرح عملیاتی در حمایت از تولید داخلی‌ و تحقق اقتصاد مقاومتی اجرا می‌شود.
دکتر آیت‌الله ابراهیمی، مدیرعامل بانک انصار، با تأکید بر لزوم اهتمام ملی در تحقق شعار «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» و عملیاتی کردن پیشنهادهای ده ‌گانه رهبر معظم انقلاب در این راستا اظهارداشت: اجرایی‌کردن طرح‌هایی مانند طرح حاتم، به منظور تقویت نظام تولید داخلی، توسعه ظرفیت‌های بومی و رونق‌بخشی به بازار فروش کالاهای ایرانی صورت می‌گیرد و فرصت‌های مناسبی را برای ایجاد اشتغال و توسعه اقتصادی فراهم می‌کند.
وی افزود: بانک‌ انصار برای حمایت از تولید داخلی و در راستای ریل‌گذاری برای نقش‌آفرینی بانک در عرصه اقتصاد مقاومتی، طرح حاتم(حمایت از تولید ملی) را با هدف اعطای تسهیلات خرید کالا به مردم، در خجسته ایام ولادت امیرمؤمنان علی (ع) به مرحله اجرا در‌آورده است.
مدیرعامل بانک انصار با اشاره به 10 هزار میلیارد ریال اعتبار مرحله نخست اجرای این طرح تصریح کرد: این طرح در قالب ارائه کارت‌ حاتم و عقد مرابحه برای خرید کالاهای ایرانی به هر نفر در سقف 100میلیون ریال، با نرخ 15 درصد و بازپرداخت 30 ماهه به اجرا درآمده است.
وی با تأکید بر لزوم بسیج همگانی برای تحقق شعار سال، افزود: تردیدی نیست اجرای پیشنهادهای بنیادی رهبر معظم انقلاب برای اقدام‌ و عمل در حوزه اقتصاد مقاومتی، پاسخ مناسب به دوگانه کاذب «تسلیم» و «تحریم» بوده و می‌تواند روان‌سازی بسترهای اجرای سیاست‌های اقتصادی کشور را تأمین کند.
مدیرعامل بانک انصار در زمینه پیامدهای حرکت بنگاه‌های اقتصادی به سوی الگوی اقتصاد مقاومتی گفت: تحرک ‌اقتصادی، ایجاد اشتغال، رفع‌ مشکلات فراروی معیشت، توسعه ظرفیت‌های صادراتی و زندگی عزتمندانه اقشار کم‌درآمد و آسیب‌پذیر از برکات اهتمام ملی به تحقق شعار سال جاری است.
مدیرعامل بانک انصار در پایان ضمن اظهار خرسندی از حمایت و همراهی بانک مرکزی از اقدامات شبکه بانکی در حوزه اقتصاد مقاومتی، خاطرنشان کرد: تولید ملی‌ و حمایت ‌از صاحبان ‌سرمایه و تولیدکنندگان داخلی، با خصوصی‌سازی واقعی، تشویق سیاست‌های تولیدی، تأکید بر خلاقیت و نوآوری و افزایش ظرفیت‌های رقابتی میسر می‌‌شود.


 

یادداشت
علی حیدری
تضمین‌های توخالی!


هفته گذشته باراک اوباما برای چهارمین بار در دوران ریاست جمهوری خود به عربستان سفر کرد. سفری که به دلایل مختلف با سفرهای پیشین او متفاوت بود؛ چراکه از یک سو این اولین سفر اوباما پس از توافق هسته‌ای (برجام) و البته به اذعان خودش آخرین سفر او در دوران ریاست جمهوری‌اش به عربستان بود و از سوی دیگر در زمانی انجام می‌شد که اختلاف‌نظرهای آمریکا و عربستان در زمینه مسائل منطقه‌ای مثل سوریه، یمن و نحوه مقابله با داعش در اوج خود بود.
همزمانی این سفر با بحث‌های جدی میان کنگره آمریکا و مقامات وزارت خارجه و پنتاگون درباره دست داشتن عربستان در حادثه 11 سپتامبر و تلاش کنگره برای تصویب طرحی که این کشور را مسئول حمله به برج‌های دوقلو معرفی می‌کند، علی‌رغم هشدار اوباما مبنی بر وتو کردن این طرح زمینه سردی فضای این سفر را فراهم آورد. رسانه‌های آمریکایی هم پیش از سفر رئیس‌جمهور این کشور، فضاسازی رسانه‌ای شدیدی را با محوریت عمیق‌تر شدن اختلافات بین آمریکا و عربستان شکل دادند که در واقع یک عملیات روانی از پیش طراحی شده بود تا اوباما بتواند در این سفر به نتایج مورد نظر خود دست یابد.
باراک اوباما با این سفر چند اقدام را به‌طور همزمان انجام داد، به عبارتی در بیان مواضع و سخنان خود یکی به میخ و یکی به نعل زد. او از یک سو با ابراز نگرانی از فعالیت‌های ایران در منطقه، جمهوری اسلامی را به حمایت از تروریسم متهم کرد و وعده داد با اعضای شورای همکاری خلیج فارس برای مهار ایران همکاری کند و از سوی دیگر در نشستی غیرعلنی با ملک سلمان پادشاه عربستان به او متذکر شد که ریاض باید همزیستی با ایران را یاد بگیرد.
پیشتر «هنری کیسینجر» نظریه‌پرداز و دیپلمات برجسته‌‌ آمریکایی با اشاره به اینکه ایران قدرتمندترین ظرفیت اقتصادی و نظامی را در منطقه دارد که با همکاری با دیگر کشورها و غیردولت‌ها ترکیب شده است، از دولتمردان آمریکا خواسته بود که ضمن حمایت از متحدان عرب خود، با ایران تعامل کنند. به نظر می‌رسد اوباما هم با در نظر داشتن این مهم مواضع خود را در نشست ریاض و حاشیه آن اعلام کرد. البته نوع مواجهه رئیس‌جمهور آمریکا آن هم در خاک عربستان و خطاب به سران این کشور نشان‌دهنده اثبات ناکارآمدی عربستان برای آمریکا در اوضاع کنونی منطقه است. مشکلات آمریکا با جمهوری اسلامی ایران در مسائل منطقه‌ای از عراق و سوریه گرفته تا لبنان و فلسطین و منافعی که در منطقه خلیج فارس دارند سران این کشور را مجبور کرده همچنان در کنار این رژیم توخالی بمانند و آن را متحد خود بنامند.
نشست شورای همکاری خلیج فارس هم که باراک اوباما در آن سخنرانی کرد، بیش از هر چیزی در ادامه سیاست‌های ضدایرانی رژیم آل‌سعود طراحی شده بود؛ چراکه در این نشست از یک سو از موضوع مهم جهان اسلام، یعنی مسئله فلسطین به‌طور کامل غفلت شد و هیچ موضعی درباره آن گرفته نشد و از سوی دیگر در بیانیه پایانی آن ضمن تروریستی خواندن حزب‌الله لبنان، جمهوری اسلامی ایران نیز به بر هم زدن امنیت خاورمیانه متهم شد.
در تحلیل وضعیت کنونی منطقه و وضعیت کشورهای عربی، به‌ويژه رژیم آل‌سعود که حمایت‌های همه‌جانبه‌اش در ایجاد و پشتیبانی گروه‌های تروریستی برای رسیدن به اهداف خود در عراق و سوریه به نتیجه نرسیده، به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها با ژست همگرایی و حمایت از حکام وابسته به خود در منطقه خلیج فارس چاره کار را در این دیده‌اند که برای آرامش مقطعی تضمین‌های امنیتی و... به آنها ارائه بدهند، اگرچه این تضمین‌ها اوضاع را برای این کشورها تغییر نمی‌دهد و افزایش نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران همچنان بزرگ‌ترین کابوس آنها به شمار می‌رود.

 

صفحه دوم

 
 

  مقابله با جنگ نرم نیازمند تربیت جوانان انقلابی و مصمم است

امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در دیدار هزاران نفر از اعضای اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان سراسر کشور، یکی از عرصه‌های مهم رویارویی نظام جمهوری اسلامی با جبهه استکبار را موضوع جوانان دانستند و تأکید کردند: جبهه مقابل نظام اسلامی به دنبال تغییر هویت دینی و انقلابی جوان ایرانی و گرفتن امید، نشاط و انگیزه از آنهاست و تنها راه مقابله با این رویارویی پنهان و پیچیده، تربیت جوانانی «متدین، انقلابی، پاکدامن، مصمم، هوشیار، پرانگیزه، امیدوار، اندیشه‌ورز، شجاع و فداکار» در مقام «افسران جنگ نرم» است. رهبر انقلاب اسلامی در ابتدای این دیدار، جوانان را به بهره‌گیری از فرصت بسیار مغتنم ماه رجب و سپس ماه‌های شعبان و رمضان توصیه کردند و گفتند: این سه ماه، «بهار معنویت» هستند و جوانان که در بهار عمر قرار دارند، می‌توانند از این فرصت گرانبها برای تقویت بُعد معنویت‌گرا در خود استفاده کنند.

دشمن با الگو بودن ملت ایران مخالف است
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با برشمردن برخی عرصه‌های درگیری نظام جمهوری اسلامی با جبهه استکبار به سرکردگی آمریکا و صهیونیسم، افزودند: استقلال کشور اعم از استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یکی از این عرصه‌هاست؛ زیرا قدرت‌ها با هر کشوری که بخواهد در مقابل سلطه و نفوذ بیگانگان بایستد و از استقلال خود دفاع کند، مقابله خواهند کرد. ایشان موضوع پیشرفت را یکی دیگر از موارد درگیری نظام اسلامی با جبهه استکبار دانستند و گفتند: قدرت‌های جهانی در مقابل هر کشوری که بخواهد بدون اتکا به آنها به پیشرفت دست یابد، می‌ایستند؛ زیرا چنین پیشرفتی برای دیگر کشورها و ملت‌ها، «الگوساز» خواهد بود.
رهبر معظم انقلاب یکی از اصلی‌ترین انگیزه‌های قدرت‌های استکباری برای صف‌آرایی در مقابل توانایی ایران در دستیابی به دانش هسته‌ای را همین مسئله دانستند و تأکید کردند: اگر در مقابل این قدرت‌ها کوتاه بیاییم، قطعاً مخالفت خود را به پیشرفت‌ها در حوزه‌های زیست‌فناوری، نانو و دیگر رشته‌های علمی حساس گسترش خواهند داد؛ زیرا آنها با هرگونه پیشرفت علمی، اقتصادی و تمدنی جمهوری اسلامی ایران مخالف هستند.

جوانان
افسران جنگ نرم هستند
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(دامت‌ظله) «حضور قدرتمند ایران در منطقه غرب آسیا و جهان»، موضوع «فلسطین»، موضوع «مقاومت» و مسئله «سبک زندگی ایرانی اسلامی» را از دیگر عرصه‌های اختلاف جبهه استکبار با نظام اسلامی دانستند و یادآور شدند: اگر در کشوری، سبک زندگی غربی رواج پیدا کند، نخبگان آن جامعه به افراد تسلیم‌پذیر در مقابل سیاست‌های استکبار تبدیل خواهند شد.
ایشان به موضوع «جوانان» به منزله یکی از مهم‌ترین عرصه‌های اختلاف اشاره کردند و گفتند: اکنون در موضوع جوانان، یک جنگ نرمِ زیرپوستی و فراگیر میان جمهوری اسلامی ایران از یک طرف و آمریکا و صهیونیست‌ها و دنباله‌روهای آنها از طرف دیگر در جریان است.
رهبر معظم انقلاب، جوانان دانش‌آموز و دانشجو را افسران این جنگ خواندند و افزودند: در این جنگ نرم، می‌توان دو افسر با دو هویت متفاوت متصوّر شد که نتیجه این جنگ بر اساس هویت افسران متفاوت خواهد بود. معظم‌له با تأکید بر اینکه جنگ نرم خطرناک‌تر از جنگ سخت است، به برخی یاوه‌گویی‌های دشمنان اشاره کردند و گفتند: برخی اوقات ما را تهدید به جنگ سخت و بمباران می‌کنند که این سخنان، غلط زیادی است؛ زیرا زمینه و جرئت آن را ندارند و اگر هم احیاناً چنین کاری انجام دهند، تودهنی خواهند خورد. ایشان با اشاره به اینکه هم‌اکنون جنگ نرم بر ضد نظام اسلامی در جریان است و ما باید به جای دفاع صِرف، حمله نیز انجام دهیم، فرمودند: اگر در قرارگاه و سنگرها، افسرانی متدیّن، انقلابی، مصمم، هوشیار، پرکار، صاحب اندیشه، شجاع و فداکار داشته باشیم، می‌توان نتیجه گرفتن در این نبرد را حدس زد.
رهبر معظم انقلاب افزودند: اما اگر در این جنگ نرم، افسرانی تسلیم‌پذیر، فریب‌خور، اعتمادکننده به لبخند دشمن، بی‌انگیزه، بی‌فکر، بی‌اعتنا به سرنوشت خود و دیگران و سرگرم غرایز در قرارگاه و سنگرها باشند، نتیجه نبرد کاملاً مشخص است.
ایشان خاطرنشان کردند: بنابراین در جنگ نرم، دو افسر با دو هویت متفاوت می‌تواند وجود داشته باشد؛ یک افسر که مورد پسند جمهوری اسلامی است و یک افسر که مورد پسند جبهه استکبار است و حضور هر یک از این دو نوع افسر می‌تواند سرنوشت نبرد را تغییر دهد.
معظم‌له با تأکید بر اینکه اصرار بر «تدیّن، پاکدامنی و پارسایی جوانان» و «پرهیز آنان از سرگرم شدن به غرایز» را نباید تعصب و تحجر خواند، گفتند: غربی‌ها به‌ویژه آمریکایی‌ها به دنبال آن هستند تا جوان ایرانی، عنصری بی‌ایمان، غیرشجاع، بی‌انگیزه، بی‌تحرک، ناامید، خوش‌بین به دشمن و بدبین به فرمانده و عقبه‌خود باشد، اما نظام اسلامی به دنبال تربیت جوانانی در نقطه مقابل خواست جبهه استکبار است.

آموزش و پرورش باید جوانان را انقلابی تربیت کند
حکیم فرزانه انقلاب انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزی و دانشجویی را به اهتمام برای تربیت جوانانی با شاکله و هویت دینی و انقلابی و گسترش این روحیه به همه همسالان خود، توصیه مؤکد کردند و افزودند: همان‌گونه که ما برای حرکت علمی و دینی و انقلابی جوانان کشور برنامه‌ریزی بلندمدت داریم، دشمن نیز برنامه‌ریزی بلندمدت دارد و راه مقابله با آن، گسترش کمّی و کیفی جوانان انقلابی و متدین و ایستادگی و ثبات قدم آنان است. حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای سپس به وظایف مسئولان در قبال جوانان اشاره کردند و با تأکید بر اینکه آموزش و پرورش از مدیریتی متدین برخوردار است و باید از این فرصت استفاده کرد، گفتند: باید در مدارس علاوه بر اهتمام بر امور درسیِ دانش‌آموزان، با برنامه‌ریزی صحیح، فرصت پرداختن آنان به کارهای انقلابی نیز فراهم شود تا نسل جوان، نسلی انقلابی بار آید.
ایشان مسئولان آموزش و پرورش را به میدان دادن به تشکل‌های انقلابی و متدین، همچون اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان و بسیج دانش‌آموزی توصیه کردند و افزودند: شنیده شده است در برخی مدارس با کارهای انقلابی مخالفت می‌شود که آموزش و پرورش باید با این رویکرد برخورد کند.
محیط جوانی کشور بسیار امیدبخش است
رهبر انقلاب اسلامی، محیط جوانی کشور را «امیدبخش» خواندند و تأکید کردند: با وجود عوامل مختلف انحراف و جبهه وسیع دشمنی‌ها، اکنون در کشور، جوانانی مؤمن، انقلابی، اهل توسل، اهل پیاده‌روی اربعین، اهل قرآن، اهل اعتکاف و اهل ایستادگی در میدان‌های انقلاب داریم که باید سپاسگزار خداوند متعال بود. حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، وجود چنین جوانانی در کشور را بسیار باعظمت دانستند و با تأکید بر اینکه پس از گذشت ۳۷ سال، جبهه استکبار نتوانسته است جمهوری اسلامی ایران را از بین ببرد یا مانع رشد و قدرت آن در منطقه شود، گفتند: با وجود تهدیدهای عملی و تبلیغاتی فراوان، امروز حزب‌الله لبنان پیکره رشید خود را در دنیای اسلام نشان می‌دهد و محکومیت آن در یک ورق‌پاره به‌وسیله دولتی فاسد، وابسته، توخالی و پوک، هیچ اهمیتی ندارد.

جوانان حزب‌الله همچون خورشید می‌درخشند
رهبر فرزانه انقلاب با اشاره به شکست رژیم صهیونیستی از حزب‌الله لبنان در جنگ ۳۳ روزه و مقایسه این پیروزی با شکست ارتش‌های قوی سه کشور عربی از رژیم صهیونیستی، تأکید کردند: حزب‌الله و جوانان مؤمن آن همچون خورشید می‌درخشند و مایه افتخار دنیای اسلام هستند. رهبر معظم انقلاب، ذات حرکت‌های حقیقت‌محور را روبه‌رشد و بالنده خواندند و افزودند: حقیقت ممکن است با سختی‌هایی روبه‌رو شود، اما در نهایت پیروز خواهد شد. حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای شرط اصلی پیروزی حقیقت را ایستادگی افسران جنگ نرم در برابر مشکلات دانستند و تأکید کردند: حقیقت متعلق به جوانان است و به لطف خداوند روزی فرا خواهد رسید که مشکلات به‌تدریج از بین خواهند رفت و جوانان در قله قرار خواهند گرفت.


 


 

یادداشت
حسن خدادی

  اقتصاد دانش‌بنیان در منظومه فکری امام خامنه‌ای

یکی از مهم‌ترین محورهایی که در رهبر معظم انقلاب در سخنرانی حرم رضوی در نوروز 1395 پیشنهادهای ده گانه خود در زمینه راهبردهای اقدام و عمل درباره اقتصاد مقاومتی به آن توجه خاصی داشتند، پیشتازی اقتصاد دانش‌بنیان است. در همین زمینه رهبر معظم انقلاب سال‌هاست که ارتقای جایگاه جهانی کشور و افزایش سهم تولید و صادرات محصولات و خدمات دانش‌بنیان و دستیابی به رتبه اول اقتصاد دانش‌بنیان در منطقه را یکی از اهداف اقتصاد مقاومتی می‌دانند.
رهبر حکیم انقلاب در این‌باره می‌فرمایند: «یک مسئله دیگر در سرفصل اقتصاد مقاومتى اقتصاد دانش‌بنیان است... این بخش شرکت‌هاى دانش‌بنیان و فعالیت‌هاى اقتصادى دانش‌بنیان خیلى جاده باز و امیدبخشى است.» ( 2/6/91).
معظم‌له همچنین می‌فرمایند: «به نظر من یکى از بخش‌هاى مهمى که می‌تواند این اقتصاد مقاومتى را پایدار کند، همین ‌کار شماست؛ همین شرکت‌هاى دانش‌بنیان است. این یکى از بهترین مظاهر و یکى از مؤثرترین مؤلفه‌هاى اقتصاد مقاومتى است، این را باید دنبال کرد. آینده ان‌شاءالله آینده روشنى است»(8/5/91).
چیستی اقتصاد دانش‌بنیان
اصطلاح اقتصاد دانش‌بنیان (Knowledge Based Economy) را نخستین‌بارOrganization forEconomic Corporation & Development مطرح و چنین تعریف کرده است: «اقتصاد دانش‌بنیان، اقتصادي است که بر اساس تولید، توزیع و کاربرد دانش و اطلاعات شکل گرفته و در آن سرمایه‌گذاري در دانش و صنایع دانش پایه مورد توجه قرار می‌گیرد. کمیته‌ اقتصادي APEC اقتصاد دانش‌بنیان اقتصادي است که در آن تولید، توزیع و کاربرد دانش، عامل و محرك رشد اقتصادي، تولید ثروت و اشتغال در تمام صنایع است.»
در قرن نوزدهم و بیستم «عامل‌هاي‌ محسوسی» مانند سرمایه فیزیکی، نیروي کار و منابع طبیعیبه منزله عوامل تولید و شاخصه‌های رشد اقتصادي مدنظر بوده؛ اما در قرن بیست‌و‌یکم افزون بر عوامل پیش‌گفته، «عامل‌هاي غیرمحسوسی» مانند دانش، اطلاعات و ویژگی‌هاي فرهنگی به مثابه منابع جدید رشد اقتصادي در نظر گرفته می‌شوند.
همچنین، در گذشته فناوري و دانش به منزله عوامل «برونزا» نسبت به تولید و رشد اقتصادي در نظر گرفته می‌شد؛ اما امروزه باور بر این است که این عوامل «درونزا» بوده و بر کارایی تمام عوامل و منابع رشد اقتصادي اثر می‌گذارند. بر اساس این، امروزه نقش دانش در رسیدن به رشد اقتصادي انکارپذیر نیست و اگر کشور در دانش از دشمن سبقت نگیرد و نیازمند دانش وي باشد، نمی‌تواند در عرصه اقتصاد قدرتمند و مستقل باشد؛ از این رو ایجاد و ساخت اقتصاد دانش‌بنیان، یکی از سیاست‌هاي ضروری براي دست‌یابی به استقلال اقتصادي است.
سه مؤلفه اصلی اقتصاد دانش‌بنیان عبارتند از:
تولید و کسب دانش: تولید دانش، هدایت‌کننده و محرک اصلی رشد اقتصاد دانش‌محور محسوب به شمار می‌آید و شامل ارائه روش‌های نوین در علم و فناوری، اختراعات و نوآوری‌های جدید و توسعه تحقیقات قبلی می‌شود. در ایجاد و کسب دانش عوامل متعددی، از جمله سرمایه‌گذاری، نیروی شاغل در بخش تحقیقات، امکانات و تجهیزات و زیرساخت‌های اجتماعی و اقتصادی مؤثر هستند.
انتشار دانش: انتشار دانش از طریق فراهم کردن زیرساخت‌های ارتباطی مطلوب، نظیر دسترسی به اینترنت، به اشتراک گذاشتن اطلاعات، ایجاد بانک‌های دانش، تعداد کاربران اینترنت، ضریب نفوذ موبایل و دستگاه‌های ارتباطی در بخش‌های مختلف جامعه امکان‌پذیر است. یکی از نکاتی که باید در انتشار دانش مورد توجه قرار گیرد، گسترش زیرساخت‌های توزیع دانش و اطلاعات در نقاط مختلف کشور، از جمله در روستاها و شهرهای کوچک است که این موضوع نقش مهمی در هم‌افزایی و اثربخشی اقتصاد دانش‌محور خواهد داشت.
کاربرد دانش: کاربرد دانش به مفهوم استفاده از آن در تمامی ابعاد و بخش‌های جامعه است؛ به گونه‌ای که در ایجاد ارزش‌افزوده، ایجاد ثروت و تولید ناخالص ملی و افزایش سطح رفاه اجتماعی مؤثر باشد.
منابع:
معمارنژاد، عباس؛ اقتصاد دانش‌بنیان: «الزامات، نماگرها، موقعیت ایران، چالش‌ها و راهکارها»، فصل‌نامه اقتصاد و تجارت نوین، ش 1، 1384.
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار رئیس‌جمهوري و اعضاي هیئت دولت، 2/6/91.
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از پژوهشگران و مسئولان شرکت‌هاي دانش‌بنیان، 8/5/91.


نكته و نظر
قواعد کدخدا



 
نکته: پس از گذشت سه ماه از اجرای برجام، حالا آقایان سیف، ظریف و عراقچی به اتحادیه اروپا و آمریکا سفرهایی را آغاز کرده‌اند که چرا شما تعهدات‌تان را فراموش کرده‌اید؟ و رادیو فردا وابسته به سازمان سیا هم گفته است: «کدخدایی» که روحانی از آن نام می‌برد، به این معنا است که بدون گفت‌وگوی مستقیم با آمریکا و حل مسائل میان دو کشور، اقتصاد ایران نخواهد توانست به عضو عادی در جامعه اقتصادی بین‌المللی تبدیل بشود. ایران سرانجام به همین واقعیت خواهد رسید.
نظر: حکایت ضرب‌المثل «دیه بر عاقله است» این است که چنانچه یک یا چند نفر از افراد جمعیتی مرتکب جرم یا عمل ناشایستی شوند، همیشه بر عاقل یا عقلای آن جمعیت خرده می‌گیرند و آنهایی را مسئول ارتکاب جرم می‌شناسند که نتوانستند مرتکبان را پیش از ارتکاب جرم راهنمایی کنند و مانع از ارتکاب اعمال ناشایست آنان شوند. حالا کسی نیست که آمریکا را سرزنش کند که چرا به عهد خود وفا نمی‌کند، همه از ایران می‌پرسند که چرا گرگ را کدخدا کردید؟ مگر نه اینکه چشم گرگ که به گوسفند بیفتد، حساب گوشت و دنبه خودش را می‌کند و رفاقت و قضاوت را از یاد می‌برد.

 

صفحه سوم

 
 

 اخبار

 شروط ایران برای برجام چه بود؟!
علیرضا زاکانی، نماینده مردم تهران و رئیس کمیسیون بررسی برجام در مجلس شورای اسلامی در سخنان پیش از خطبه‌های نماز جمعه تهران توضیحاتی درباره «چگونگی عملکرد اروپا و آمریکا در اجرای تعهدات برجام» ارائه داد و گفت: موضوع بسیار مهم برجام و چگونگی انجام تعهدات ایران و طرف‌های مقابل، محل بحث جدی است.
به هر حال با تلاش‌های بسیار زیاد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای و براساس شروط 10گانه‌ شورای عالی امنیت ملی، 9 بند قانونی مجلس شورای اسلامی و از همه فراتر نامه 29 مهر سال گذشته رهبر معظم انقلاب و همچنین تقدیر از موافقان و منتقدان برجام و تأکید ویژه بر دقت در رفتار آمریکا و از یاد نبردن شیطنت‌های شیطان بزرگ در بند سه، ایشان 9 بند را مورد تأکید قرار دادند که با توجه به این بندها و سایر شروط مجلس و شورای عالی امنیت ملی، برجام مورد قبول واقع شد.
وی همچنین گفت: «بنا بود ما تهدید نشویم، اما مکرراً پس از برجام تهدیدها را ادامه دادند و افزایش تهدیدها به‌وضوح در صحبت‌های آنان مشاهده می‌شود، بنا بود تحریم‌ها لغو شود یا حتی در چارچوب برجام، بخشی از تحریم‌ها لغو، بخشی متوقف و ماحصل آنها هم این شود که امکان مراودات پولی و مالی برای جمهوری اسلامی ایران مهیا شود.»


اقدام ضد اقتصاد مقاومتی وزارت نفت
در حالی رهبر فرزانه انقلاب سال ۹۵ را سال «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» نام‌گذاری فرموده‌اند که غلامرضا منوچهری، مدیرعامل شرکت مهندسی و ساخت تأسیسات دریایی و مشاوره وزیر نفت در گفت‌وگویی با پایگاه وزارت نفت با تأکید بر اینکه «اعتقادی به ساخت دکل دریایی در ایران نداریم»، از امضای قرارداد اجاره دکل حفاری برای فاز ۱۴ پارس جنوبی با یک شرکت سنگاپوری خبر داده است.
منوچهری، مشاور وزیر نفت با تأکید بر اینکه برای اجاره این دکل حفاری دریایی روزانه ۷۷ هزار دلار به شرکت سنگاپوری پرداخت می‌شود، تصریح کرده است: فعلاً امکان ساخت دکل حفاری در داخل کشور وجود ندارد و اگر روزی تصمیم گرفتیم که دکلی را بسازیم، علاقه‌مند هستیم با همکاری یک شرکت صاحب‌نام اقدام به ساخت دکل بکنیم.
مشاور وزیر نفت در حالی با امضای قراردادی با یک شرکت ناشناخته سنگاپوری، روزانه بیش از ۲۶۷ میلیون تومان برای اجاره یک دکل پرداخت می‌کند که دکل‌های حفاری شرکت‌های ایرانی در صنعت نفت بیکارند.
از سوی دیگر، برخی شرکت‌های ایرانی دارای دکل حفاری تأکید می‌کنند، در حال حاضر دکل ایرانی سحر دو در منطقه خليج‌فارس فعال بوده و در صورت فراهم شدن شرايط آمادگي راه‌اندازی پنج دکل ديگر را در اين منطقه داریم.

تهدیدات پس از برجام جدی‌تر شده است
فرمانده کل سپاه درباره تهدیدات علیه انقلاب اسلامی اظهار داشت: تهدیدات پس از موضوعاتی نظیر برجام جدی‌تر شده و باید بیشتر مراقبت کرد، اما متأسفانه امروز برخی افراد در عرصه سیاسی نسبت به آرمان‌ها، خون شهیدان و دستاوردهای آنها بی‌توجه‌اند که امیدواریم این بی‌توجهی رفع شود.
سردار سرلشکر محمدعلی جعفری درباره جنجال کشورهای غربی به‌ویژه آمریکا در زمینه توانمندی موشکی ایران گفت: آنها موشک‌های بسیار بیشتری حتی با سرجنگی‌های (کلاهک) اتمی دارند، اما به آنها اشاره‌ای نمی‌شود. اینکه از توانمندی موشکی ما نگرانند، برای آن است که این توانمندی را بازدارنده می‌دانند و نمی‌خواهند این قدرت افزایش یابد تا هرگاه که خواستند به ما فشار بیاورند. سرلشکر جعفری گفت: متأسفانه برخی در داخل نیز آگاهانه یا ناآگاهانه با دشمن همراهی کرده و توجهی به اهداف آنها ندارند. فرمانده کل سپاه مأموریت این نهاد را حفاظت از انقلاب و دستاوردهای ایران دانست و درباره برخی جوسازی‌های اقتصادی علیه سپاه گفت:‌ اقدامات سازندگی که سپاه انجام می‌دهد، هیچ‌گاه با هدف اقتصادی نبوده و ما با وجود اینکه میلیاردها تومان از دولت طلبکاریم با هدف انجام کار این اقدامات را صورت می‌دهیم؛ اما متأسفانه فضاسازی‌های زیادی علیه سپاه صورت می‌گیرد که همه آنها اشتباه است. وی در زمینه رابطه سپاه و دولت نیز گفت: ما همیشه خود را حامی دولت‌ها می‌دانیم؛ چرا که آنها وظیفه سنگینی برعهده دارند.


 توصیه بیل گیتس برای افزایش قدرت آمریکا
بیل گیتس، بنیانگذار شرکت مایکروسافت که خالق سیستم‌‌عامل‌های «ویندوز» است، در مقاله‌ای از نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا خواست، در صورت پیروزی در انتخابات مسئله حمایت از نوآوری را در اولویت قرار دهند.
وی تصریح کرد: هنگامی که آمریکا بر نوآوری سرمایه‌گذاری می‌کند، موجب ایجاد شغل و تأسیس شرکت در داخل شده، زندگی آمریکایی‌ها را سالم‌تر و ایمن‌تر کرده و جان انسان‌ها را در کشورهای فقیرتر جهان نجات داده و با فقر در این کشورها مبارزه می‌کند. این کار فرصتی فوق‌العاده برای رئیس‌جمهور بعدی آمریکاست تا هم به مردم آمریکا و هم به مردم جهان کمک کند. بیل گیتس خطاب به دولت آمریکا می‌گوید: فرمول موفقیت پیچیده نیست؛ دولت باید از مؤسسات تحقیقاتی دست اول ما حمایت مالی کند تا به تولید فناوری‌های جدیدی که کارآفرینان آمریکایی به بازار می‌برند، بپردازند. بیل گیتس همچنین با هشدار به دولت آمریکا درباره اینکه کشورهای بسیاری در جهان، به ویژه چین و کره جنوبی تا حدود دو برابر بودجه تحقیق و توسعه خود را افزایش داده‌اند، می‌نویسد: بودجه تحقیق و توسعه آمریکا ثابت مانده است. این خوب است که دیگر کشورهای جهان بیشتر متعهد به تحقیق و توسعه شده‌اند، اما اگر آمریکا می‌خواهد نقش رهبری خود در جهان را حفظ کند، باید خود را در این بخش تقویت کند.

مهم‌ترین قرارگاه کشور فرمانده ندارد
در حالی که شورای عالی فضای مجازی کشور از سال 1390 تشکیل شده است، این شورا همچنان برای مقابله با تهدیدات شبکه‌های مجازی بدون فرمانده است.
در این زمینه دبیر شورای عالی فضای مجازی کشور با بیان اینکه فضای مجازی در کشور فرماندهی مشخصی ندارد، افزود: تا زمان مشخص شدن فرمانده این حوزه، باید هر سازمان به‌ نوبه خود نقش‌آفرینی کنند!
فیروزآبادی با اشاره به اینکه طبق آمارهای جهانی، در آمریکا 30 درصد و در انگلیس 20 درصد طلاق‌ها ناشی از فیس‌بوک است، بیان کرد: برای شناسایی آسیب‌های شبکه اجتماعی ناشی از فضای مجازی باید از ظرفیت تحقیقاتی دانشگاه‌ها و مراکز علمی استفاده کرد. فیروزآبادی با یادآوری اینکه سرگرمی بخشی از کاربردهای شبکه و فضای اجتماعی است، گفت: میزان استفاده کاربران اجتماعی در این بخش منطقی نیست؛ چراکه برخی از فایل‌های صوتی و تصویری و کلیپ‌ها در فضای مجازی ایران بیش از چهار میلیون بازدیدکننده دارد و این در حالی است که یک مطلب جدی در این فضا نهایتاً یک میلیون بازدیدکننده دارد. وی با بیان اینکه ایجاد شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی، زاییده فکر کشورهای غربی است، افزود: این شبکه‌ها بر ‌اساس معیارهای فرهنگی این کشورها ایجاد شده و استفاده از این امکانات تأثیر نامطلوبی بر فرهنگ و اخلاق دیگر کشورها می‌گذارد. شایان ذکر است، رهبر معظم انقلاب درباره اهمیت فعال بودن در این فضا می‌فرمایند: فضای اجتماعی به اندازه انقلاب اسلامی اهمیت دارد.


ننگ ناوشکن آمریکایی
یک روزنامه روسی در یادداشتی با اشاره به پرواز مجدد سوخو بر فراز یک ناوشکن آمریکایی نوشت: ناوشکن «دونالد کوک» هرگاه در دریا با بمب‌افکن «سوخو» مواجه شود، به علت طالع بدش بر آن، لعنت می‌فرستد.
ویکتور بارانیتس با بیان این مطلب، حادثه بهار سال 2014 در آب‌های دریای سیاه را در اذهان زنده کرد که سبب ننگ این ناوشکن آمریکایی شد؛ زیرا یک جنگنده بمب‌افکن روسی از نوع سوخو 24، مانورهای خطرناکی را نزدیک آن اجرا کرد که تهدیدی برای آن در نزدیکی سواحل جمهوری کریمه روسیه بود.
بارانیتس با اشاره به خطری که این ناوشکن آمریکایی را تهدید کرد گفت: خاموش کردن رادارها و پرواز مستقیم بر فراز دونالد کوک سبب شد این ناوشکن نتواند بمب‌افکن را رصد کند و در نهایت اگر سوخو 24 می‌خواست آن را بمباران کند، لقمه‌ای آماده برای آن بود.
بارانیتس گفت: حادثه مذکور سبب شد بیست نفر از کارکنان کشتی آمریکایی پس از مواجه شدن با ضربه روحی و روانی با ارائه گزارش‌هایی به مسئولان خود، تمایل خود را به ترک خدمت در نیروی دریایی ارتش آمریکا اعلام کنند و دو نفر از آنها از شدت ترس در بیمارستانی در رومانی بستری شدند.
بدشانسی بار دیگر به سراغ ناوشکن آمریکایی رفت؛ چرا که بار دیگر با همان نوع جنگنده‌های روسی، ولی این بار در آب‌های دریای بالتیک مواجه شد.


 خط خبر

  مرجع‌سازی و مرجع‌سوزی از مأموریت‌های تشیع انگلیسی است
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه مرجع‌سازی و مرجع‌سوزی از مأموریت‌های تشیع انگلیسی است، گفت: صاحبان تفکر شیعه انگلیسی با سلاح حب دروغین اهل بیت(ع)، عوام را می‌فریبند و ریشه اسلام را می‌خشکانند. حسن رحیم‌‌پور‌ ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، در همایش بررسی ماهیت تشیع انگلیسی، در حوزه هنری تهران، اظهار داشت: تشیع انگلیسی یعنی شیعه‌ای که انگلیس، آمریکا و رژیم صهیونیستی آن را دوست دارند و تقویت می‌کنند، البته چنین شیعه‌ای مختص فرد افراد و یا شبکه‌های ماهواره‌ای نیست؛ بلکه یک تفکر منحرف و ضداسلامی است که به دنبال تبدیل دو قطبی «اسلام در برابر کفر، دیکتاتوری و شرک و فساد» به دو قطبی «شیعه و سنی» است. وی با بیان اینکه اکثر اهل تسنن مخالف وهابیت بوده و محب اهل بیت(علیهم‌السلام) هستند، یادآور شد: متأسفانه تریبون‌های دنیا تنها در اختیار وهابیون و تشیع انگلیسی است و مردم دنیا نه حرف شیعه را می‌شنوند و نه حرف سنی را. لذا می‌بینیم دو قطبی «اسلام و کفر» به دو قطبی «شیعه و سنی» تبدیل شده است.

بلندگوی انقلاب و اسلام باشید
مسعود ده‌نمکی در جمع معتکفان مسجد الزهرا‌(س) مشهد، با اشاره به اهمیت بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب در دیدار با انجمن‌های اسلامی دانش‌آموزان، گفت: نگذارید از دین‌مان، از انقلاب‌مان، از جنگ‌مان، یک تفکر سکولار بسازند. ارزش‌ را ضد‌ارزش و ضد‌ارزش‌ را ارزش معرفی ‌کنند‌، ببینید چطور جا می‌اندازند، هیئت ما سیاسی نیست، اعتکاف ما سیاسی نیست، عبادت ما سیاسی نیست. وی با تأکید بر اینکه هر یک از ما باید بلندگوی انقلاب و اسلام باشیم، افزود: بچه حزب‌اللهی‌‌ها، باید در همه عرصه‌‌ها همچون مطبوعات و سینما از همدیگر دفاع کنند، باید مبانی اعتقادی خود را تقویت کنند و سعی کنند خود را بسازند.

درخواست اوباما برای دیدار با حسن روحانی!
پایگاه خبری واشنگتن‌فری‌بیکن خبر داد اوباما در ماه مارس دو نامه محرمانه به مقامات عالی ایران، از جمله حسن روحانی ارسال کرده و خواستار دیدار با او شده است. در این نامه که پایگاه صهیونیستی MEMRI آن را کرده منتشر کرده، اوباما ایران را تهدید می‌کند که فرصت کمی برای تعامل با آمریکا بر سر مسائلی چون عراق، سوریه و یمن دارد. گفتنی است، این نامه براساس مدل تعامل آمریکا و کوبا نوشته شده و هدف آن فشار برای تغییر رفتار منطقه‌ای ایران است! البته واشنگتن هنوز هیچ تأیید رسمی بر این موضوع اعلام نکرده است.

ادامه تحریم‌ها چالش اصلی صادرات نفت ایران
رویترز دلیل اصلی عدم تمایل کشتی‌های خارجی برای حمل محموله‌‌های نفتی ایران را ادامه برخی تحریم‌های آمریکا علیه تهران دانست. این خبرگزاری نوشت: شرکت‌های بزرگ حمل‌و‌نقل دریایی تمایلی برای حمل محموله‌های نفتی ایران ندارند. دلیل اصلی این اتفاق این است که برخی از محدودیت‌های آمریکا علیه تهران همچنان پابرجاست و ممنوعیت هرگونه تجارت با دلار یا مشارکت شرکت‌های آمریکایی نظیر بانک‌ها با ایران یک مانع بزرگ برای تجارت‌های نفتی و تانکری که به دلار قیمت‌گذاری می‌شوند، به شمار می‌روند.

ایرانی‌ها زیرک‌تر و صبور‌تر از ما هستند
شیخ‌حمد‌بن جاسم آل‌ثانی، نخست‌وزیر سابق قطر در گفت‌وگو با روزنامه انگلیسی فایننشال‌تایمز که چند روز پیش انجام شد، تأکید کرد که کشورش در آغاز بحران سوریه چراغ سبز سرپرستی پرونده سوریه را دریافت کرده بود؛ چراکه عربستان در آن زمان نمی‌خواست فرماندهی این پرونده را در دست گیرد، اما بعدها تغییراتی در سیاست عربستان ایجاد شد که آن را به دوحه ابلاغ نکرده بود. وی در زمینه افزود: من باید به یک موضوع اعتراف کنم و آن، این است که ایرانی‌ها زیرک‌تر و صبورتر از ما هستند. آنها مذاکره‌کنندگان بهتری هستند. ببینید چند سال با قدرت‌های جهانی مذاکره کردند. آیا شما تصور می‌کنید که یک دولت عربی بتواند طی این مدت مذاکره‌ای را اداره کند؟

فقدان نگاه ملی در کشور
عزت‌الله ضرغامی در صفحه شخصی خود در یکی از شبکه‌های مجازی با انتقاد از دیده نشدن پیشرفت‌های کشور نوشت: معمولاً دستاوردهای مهم کشور در منازعات سیاسی به حاشیه می‌رود. رسانه‌های متعلق به جریان‌های مختلف سیاسی ترجیح می‌دهند در مورد کارهای خوب حریف سکوت کنند، یا به کوچک‌ترین بهانه‌ای آن را تخریب کنند. نگاه ملى کمتر حاکم است؛ شاید به نوعی همه ما دچار این بیماری شده‌ایم! در یک نمونه مترو تهران ١٥٣ کیلومتر طول دارد و سالی ٢٢ کیلومتر به آن اضافه می‌شود که در سطح جهان یک رکورد است. روزی ٣/٥ میلیون نفر جابه‌جا می‌شوند که احتمالاً در سه سال آینده به ١٠ میلیون نفر می‌رسد.

ایران بزرگترین بازار لوازم آرایش خاورمیانه
خبرگزاری انگلیسی «رویترز» در گزارشی با اشاره به رفع تحریم‌های ایران و هجوم شرکت‌های تولید‌کننده لوازم آرایش به ایران می‌نویسد: چنان مکانی پرسود برای فروش لوازم آرایشی غربی است که حتی نام‌های تجاری معتبر خارجی حاضر به ارائه حق امتیاز به شرکایی در داخل این کشور نیز هستند، چنانچه آمارهای مختلف حکایت از آن دارد که ایران بالاترین میزان خرید لوازم آرایشی را میان کشورهای خاورمیانه دارد.

حضور خبرنگار شبکه من و تو در تهران
جشنواره جهانی فیلم فجر با حضور سؤال‌برانگیز «منصوره حسینی» خبرنگار اتاق خبر شبکه من و تو همراه شد. شبکه من و تو شبکه بهایی و انگلیسی شناخته‌شده‌ای‌ است که هجمه‌های بسیاری را نسبت به نظام و مسئولان در دستور کار خود داشته است. این مجری با حضور در کاخ جشنواره با استقبال برخی از دست‌اندرکاران جشنواره روبه‌رو شده است و شاید با توجه به این موضوع می‌توان حدس زد که پیش از این از حضور وی با خبر بوده‌اند. حال سؤال اینجاست که این فرد با دعوت چه کسی در جشنواره حاضر شده است و علت این حضور چیست؟

احساس سردار جعفری از مسدود شدن اموالش در خارج
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در پاسخ به این پرسش که چه احساسی دارید که یک رسانه آمریکایی شما را جزو 500 قدرتمند جهان قرار داده است؟ گفت: من هیچ احساس خاصی ندارم چون این تحلیل‌ها معمولاً غلط است و ما قدرت‌مان را از مردم، نظام اسلامی و رهبری انقلاب می‌‌‌گیریم. سرلشکر جعفری همچنین درباره اینکه نام وی در میان کسانی است که مورد تحریم قرار گرفته و حساب‌های مالی آنها در کشورهای خارجی مسدود شده است، اظهار داشت: ما در بانک‌های داخلی هیچ حسابی نداریم چه برسد به خارج از کشور و این تحریم‌ها را بیشتر در راستای عملیاتی روانی دشمن می‌دانیم.

عربستان بدون حمایت آمریکا دوام نخواهد آورد
دونالد ترامپ، نامزد پیشتاز حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ در تازه‌ترین سخنان خود گفت: عربستان سعودی بدون حمایت آمریکا یک هفته دوام نخواهد داشت. وی با بیان این مطلب افزود: عربستان می‌تواند در صورت تحت پیگرد قرار گرفتن به دلیل حوادث ۱۱ سپتامبر، دارایی‌های خود را به حراج بگذارد. به موجب یک لایحه پیشنهادی موسوم به «یازده سپتامبر»، دادگاه‌های آمریکا اجازه می‌یابند دولت عربستان را به دلیل ایفای هرگونه نقشی در حملات یازدهم سپتامبر ۲۰۰۱ مسئول این فاجعه معرفی کنند. در همین رابطه چند روز پیش مقامات عربستان سعودی به دولت اوباما و اعضای کنگره آمریکا هشدار دادند که در صورت تصویب لایحه «یازده سپتامبر»، دارایی‌های خود در آمریکا را به حراج خواهند گذاشت. در همین حال، کاخ سفید اعلام کرد در صورت تصویب این طرح، اوباما آن را وتو خواهد کرد.

 


یادداشت
دکتریدالله جوانی

 کشتن روح سرگردان برجام

از بیانات رهبر معظم انقلاب چنین استنباط می‌شود که به منظور تحقق اقتصاد مقاومتی دو تغییر عمده و الزامی باید رخ دهد؛ نخست اینکه در منظومه هدف‌هاي نظام اقتصادي اسلام، استقلال اقتصادي در اولویت اول قرار گیرد. دوم اینکه جهاد اقتصادي بر مردم و مسئولان یک امر واجب فرض شود که در ادامه به توضیح این دو می‌پردازیم.
الف) اولویت یافتن استقلال اقتصادي
اگر منافع و مصالح اقتصادى کشوري از سوى دیگر کشورها مورد تهدید قرار گیرد، استقلال و در نتیجه امنیت اقتصادى کشور به مخاطره می‌افتد و هر چه این تهدید گسترده‌تر و جدي‌تر باشد، این مخاطره بیشتر است. اگر تهدید به حدي برسد که کیان نظام اسلامی به خطر افتد، در این صورت برقراري امنیت اقتصادي از راه دستیابی به استقلال اقتصادي و بی‌نیازي از دشمن در بین هدف‌هاي اقتصادي و حتی غیراقتصادي اولویت پیدا می‌کند. رهبر معظم انقلاب در این‌باره می‌فرمایند: «اگر استقلال اقتصادى جامعه‌ای تحقّق پیدا نکرد - یعنى در مسئله اقتصاد نتوانست خودش تصمیم بگیرد و روى پاى خود بایستد - استقلال سیاسى این کشور تحقّق پیدا نمی‌کند و اگر استقلال سیاسى جامعه‌ای تحقّق پیدا نکرد، بقیه حرف‌ها، جز حرف، چیز دیگرى نیست. تا یک کشور اقتصاد خود را قوى نکند، پایدار نکند، متکى به خود نکند، مستقل نکند، نمی‌تواند از لحاظ سیاسى و فرهنگى و غیره تأثیرگذار باشد.» (10/2/91)
ب) واجب شدن جهاد اقتصادي بر مسئولان کشور و مردم
اگر کشور اسلامی از سوي دشمن تهدید شود و کیان نظام اسلامی به خطر افتد، در این صورت براساس آموزه‌هاي اسلام، جهاد واجب می‌شود و بسته به اینکه تهدید در چه عرصه‌اي باشد، نوع جهاد فرق می‌کند. رهبر معظم انقلاب در بیان‌هاي متعددي تصریح کرده‌اند، سیاست دشمن، زمین زدن جمهوري اسلامی ایران از راه اقتصاد است؛ یعنی حمله در عرصه اقتصاد است؛ از این رو جهاد نیز در این عرصه واجب است.
ایشان در این‌باره چنین فرموده‌اند: «جهاد اقتصادى متوجه یک نکته اساسى است در مسئله اداره کشور و مدیریت کشور و آن، این است که امروز دشمن براى مبارزه با اسلام و جمهورى اسلامى بر روى مسئله اقتصاد متمرکز شده است ... براى اینکه مردم را از دولت جدا کنند، از نظام جدا کنند، فاصله و شکاف ایجاد کنند، دنبال این هستند که در مسئله اقتصادى کشور مشکل ایجاد کنند؛ پس جهاد اقتصادى لازم است.» ( 7/2/92)
از دیدگاه رهبري اگر مردم و دولت جهادگونه براي دفاع از اسلام وارد عرصه رفتارها و فعالیت‌هاي اقتصادي شوند، دو اثر مهم دارد:
۱ـ ایجاد یک جهش بزرگ: «بخش‌هاى اقتصادى کشور در همه قسمت‌هاى دولتى و غیردولتى اگر به توفیق الهى پایبند به این مجاهدت باشند، یک جهش به وجود خواهد آمد و همه مردم در این موفقیت سهیمند.» (7/2/90)
۲ـ عنایت و امداد غیبی خداوند متعال: امدادهاي غیبی خداوند در اثر این رفتار افزایش یافته و بن‌بست‌ها و مشکلات یکی پس از دیگري برطرف می‌شود: «وقتى انسان براى اعلاى کلمه حق، اعلاى کلمه اسلام، عزت بخشیدن به امت اسلامى و ملت مؤمن و مسلمان ایران تلاش می‌کند، این جهاد می‌شود جهاد فی‌سبیل‌الله. آن وقت در این کوشش، برکات و عظمت و شأن جهاد فى‌سبیل الله وجود دارد.» (8/1/90)
نتیجه آنکه اگر جهاد اقتصادي در عرصه تولید، توزیع و مصرف روح حاکم بر رفتارهاي دولت و مردم باشد، در این صورت از دو راه پیش‌گفته حرکت نظام به سمت هدف‌هاي آن و از همه مهم‌تر هدف امنیت و استقلال اقتصادي تسریع و تسهیل شده و تهدید به فرصت تبدیل می‌شود.

 

صفحه چهارم

 
 

مروری بر یک رخداد
علی تتماج  
نشست‌های کویت و ژنو نیازمند پایان کارشکنی‌ها
 

غرب آسیا همچنان از اصلی‌ترین کانون‌های تحولات جهانی است؛ به‌ویژه آنکه تحرکات آمریکا و سفر اوباما، رئیس‌جمهور این کشور به منطقه و نشست وی با سران شورای همکاری خلیج‌فارس نشان‌دهنده ابعاد جدید طراحی آمریکا برای روند تحولات منطقه است که اساس آن را بر خلاف گذشته نه روند صلح خاورمیانه با محوریت فلسطین، بلکه ادامه دخالت در امور سوریه و استمرار بازی دشمن‌سازی دروغین با تکرار ادعاهای واهی علیه جبهه مقاومت تشکیل می‌دهد.
در کنار این اوضاع دو تحول مهم در منطقه مشاهده می‌شود و آن، برگزاری نشست‌های کویت و ژنو با محوریت سازمان ملل برای تحقق راهکار سیاسی در قبال یمن و سوریه است.
این روزها یمن دورانی بس حساس را سپری می‌کند؛ از یک سو آتش‌بس شکننده در فضایی از تجاوزات ائتلاف آمریکایی-سعودی ادامه دارد و از سوی دیگر تقویت گروه‌های تروریستی از سوی سعودی و متحدان غربی آن زمینه تشدید بحران در این کشور را فراهم کرده است. در کنار این تحولات عرصه داخلی یمن، آغاز مذاکرات سیاسی با محوریت سازمان ملل از نکات مهمی است که می‌تواند بر آینده این کشور تأثیر بسیاری داشته باشد. به گفته «ابراهیم ولد الشیخ» نماینده سازمان ملل در یمن، گفت‌و‌گوهای صلح یمن در کویت آخرین فرصت برای رسیدن به صلح به شمار می‌اید.
این نشست در حالی پنج‌شنبه شب آغاز به کار کرد که روند تحولات نشان می‌دهد، چالش‌های بسیاری پیش روی راهکار سیاسی وجود دارد و می‌تواند به تکرار شکست نشست‌های قبلی منجر شود. یکی از محورهای اصلی این چالش‌ها، ادامه تجاوزات سعودی‌ها با ادعای حمایت از منصور هادی، رئیس‌جمهور فراری و مستعفی است که هر روز بر آمار قربانیان یمنی می‌افزاید. با وجود آتش‌بس، همچنان درگیری‌های پراکنده و بمباران‌های هوایی ائتلاف سعودی ادامه دارد، هر چند این درگیری‌ها نسبت به پیش از اعلام آتش‌بس کاهش یافته است. بسیاری از ناظران سیاسی تأکید دارند تا زمانی که حملات و تجاوزات سعودی به یمن ادامه داشته باشد، نمی‌توان به روند سیاسی امیدی داشت. نقش بحران‌ساز سعودی زمانی آشکارتر می‌شود که سخنگوی ائتلاف سعودی، از آمادگی برای حملات گسترده به یمن در صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات سخن می‌گوید که خود نشان‌دهنده طرح سعودی برای طولانی کردن جنگ و کشتار در یمن است. نکته دیگر صداقت نداشتن سازمان ملل در برگزاری نشست‌های صلح است. سازمان ملل در طول یک سال اخیر با ادعای مقابله با جنگ و رسیدن به صلح پایدار در یمن، طرح‌های متعددی اجرا کرده، اما به دلیل رویکردهای جانبدارانه به سمت خواسته‌های غرب عملاً کارکردی در این راه نداشته است. تأکید بر اجرای بیانیه‌های شورای همکاری خلیج‌فارس و قطعنامه سال گذشته شورای امنیت که دخالت در امور یمن و تصمیم‌گیری به جای مردم این کشور و کم‌رنگ دیدن نقش انصارالله به شمار می‌آید، از دلایل این ناکامی‌هاست. با تمام این تفاسیر یک نکته مهم در نشست کویت مطرح است و آن، نقش انصارالله در تحقق مطالبات مردمی است که هم در حوزه دفاع نظامی صورت می‌گیرد و هم در عرصه سیاسی. جایگاه انصارالله نزد مردم یمن چنان است که سازمان ملل و حتی سعودی و آمریکا نتوانسته‌اند نقش آن را نادیده بگیرند و تن دادن آنها به نشست کویت، برآمده از قدرت و جایگاه مردمی انصارالله است؛ انصاراللهی که مردم و جریان‌های قومی و سیاسی و ارتش یمن آن را به‌منزله نماینده خود در مقابله سیاسی و نظامی با ائتلاف سعودی‌ ـ آمریکایی انتخاب کرده‌اند. نکته قابل توجه آن است که در نشست کویت، انصارالله با محوریت تحقق خواست مردم برای پایان تجاوز سعودی و برقراری آتش‌بس دائم از حضور در نشست خودداری کرد و زمانی به مذاکرات وارد شد که سازمان ملل از تعهد به پایان تجاوز سعودی سخن گفت.
درباره سوریه نیز در حالی پیشروی‌های ارتش ادامه دارد که مذاکرات ژنو با محوریت سازمان ملل میان نظام سوریه و معارضان به دلیل برخی تحرکات خارجی در هاله‌ای از ابهام قرار گرفته است. بشار الجعفری، نماینده سوریه در مذاکرات از راهکار تشکیل دولت فراگیر سخن گفته، اما جریان‌های معارض وابسته به خارج تحت تأثیر تحرکات آمریکا، سعودی و ترکیه از عدم ادامه مذاکرات به دلیل آنچه لزوم سرنگونی نظام سوریه نامیده‌اند، خبر داده‌اند. نقش منفی بازیگران خارجی در روند سیاسی سوریه زمانی آشکار می‌شود که اسناد و گزارش‌ها از افزایش حمایت‌های تسلیحاتی ترکیه از گروه‌های تروریستی حکایت دارد و سران سعودی و آمریکا نیز در سفر اوباما به عربستان بر تغییر ساختار سیاسی سوریه تأکید کرده‌اند که تحریک‌کننده تروریست‌ها به ادامه تحرکات نظامی است. این روند زمانی آشکارتر می‌شود که «باب کورکر» رئیس کمیته روابط خارجی سنا آمریکا در بیانیه‌ای اعلام کرد، با عقب‌نشینی معارضان مسلح سوری از مذاکرات صلح سوریه در «ژنو» و شکست آتش‌بس، زمان آن رسیده است که «جان کری» وزیر خارجه آمریکا، طرح جایگزین یا همان «طرح B» را برای دمشق بررسی کند. گزارش‌های منتشر شده نشان می‌د‌هد، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) و شرکای منطقه‌ای آن در حال آماده کردن طرح جایگزین در سوریه هستند که این طرح شامل ارائه و تحویل انواع مختلفی از تسلیحات ضدهوایی به معارضان مسلح سوری می‌شود.
در مجموع می‌توان گفت: آمریکا و مهره‌های منطقه‌ای آن سنگ‌اندازی در مسیر راهکار سیاسی در سوریه و یمن را محور برنامه‌های خود قرار داده‌اند و ضعف سازمان ملل در حفظ استقلال خود، زمینه‌ساز تشدید این تحرکات و نزدیک‌تر شدن نشست‌های کویت و ژنو به ناکامی شده است.


رهیافت
محمدرضا فرهادی

آینده مبهم تحولات سیاسی عراق

 

نزدیک به یک سال از تظاهرات مردمی در عراق می‌گذرد و روند تداومی این امر سبب گسترش اعتراض‌ها به لایه‌های دیگری، همچون مراجع و سیاسیون نیز شده است.
اعتراض‌ها در عراق ابتدا به دلایل کمبود خدمات، مانند قطع برق و فساد در مسائل اقتصادی در دولت شروع شد که با شعارهایی علیه جریان حاکم (منتسب به شیعیان) و مراجع، سمت و سوی دیگری به خود گرفت. در مقابل مراجع نیز با حمایت خود از اصلاحات، خواهان خواست مردم برای تغییرات بنیادین در امر مبارزه با فساد در دولت شدند؛ از این رو نخست‌وزیر عراق بسته‌ای اصلاحی را برای مبارزه با فساد ارائه کرد که این بسته بیشتر شامل تغییر در کابینه و حذف پست‌های موازی در عراق بود. اولین اصلاحات سیاسی با حذف معاونان و عده‌ای دیگر از مسئولان انجام گرفت که تا حدودی از گسترده شدن اعتراض‌ها کاسته شد، اما به دلیل عدم تغییرات بنیادین و ملموس نبودن آن در رویه دولت، با تحریک برخی رسانه‌ها و حمایت جریان صدر به رهبری مقتدی صدر، حیدرالعبادی گام دوم اصلاحات خود را با تغییر وزرای کابینه و معرفی تکنوکرات‌ها و لیبرال‌ها به عنوان وزرای پیشنهادی و همچنین کاهش تعداد وزراتخانه‌ها از ۱۸ به ۱۳ از اسفند ماه گذشته کلید زد که این امر با اعتراضات گروه‌های سیاسی و همچنین علمای عراق روبه‌رو شد. رهبری این امر نیز برعهده مقتدی صدر، رهبر جریان صدر عراق بود؛ اما در هفته‌های گذشته نمایندگان مجلس با حاضر نشدن در جلسه رأی‌گیری برای وزرای پیشنهادی و تحصن، رئیس مجلس (سلیم الجبوری) را برکنار کردند و به العبادی فرصت دادند وزرای جدیدی را که دربرگیرنده نظر همه احزاب باشد، معرفی کند که این امر تا به امروز محقق نشده است.
اما درباره وضعیت فعلی و بحران سیاسی که عراق درگیر آن است، ذکر چند نکته ضروری است:
۱ـ امروزه آمریکا و هم‌پیمانانش در منطقه به دنبال تقابل محور سنی ـ شیعه هستند. عراق که هم جمعیت شیعی دارد و هم سنی، می‌تواند نمونه‌ای از مدل کوچک‌شده آمریکا در راستای طرح خاورمیانه بزرگ باشد که از سال ۲۰۰۴ همچنان در اجرای آن ناکام مانده است. بازیگران خارجی با این ادعا که حکومت مرکزی (وابسته با احزاب شیعی) توان حل مشکلات کشور را ندارد، در گام نخست به دنبال رویارویی نخبگان دو طرف هستند و در گام دوم با ادامه بحران و آنارشی شدن حکومت، سعی در تقابل و رویارویی بین مردم را دارند. با وجود این درگیری بین مردم و نخبگان و در صورت نبود اقتدار در دولت مرکزی راه برای عرض‌اندام گروه‌های تروریستی و بعثی فراهم شده و اوضاع به مراتب سخت‎تر از وضعیت فعلی می‌شود.
۲ـ رجال سیاسی و دولتمردان این کشور باید بدانند که هرج‌ومرج بیش از همه به ضرر مردم این کشور و به سود آمریکا و هم‌پیمانانش در منطقه است. آمریکا بنا بر اظهارات اخیر جو بایدن، مبنی بر تجزیه و فدرالی شدن عراق، هرج‌ومرج در این کشور را بهترین عامل برای تحریک سایر اقوام، همچون کردها می‎داند که خود را بازنده اصلی در تعیین وزرای پیشنهادی می‌دانند.
3ـ همه احزاب و حتی مراجع از اصلاحات در کابینه حمایت کرده‌اند. آنچه بیش از همه سبب نگرانی شده است، حضور افراد تکنوکرات و وابسته به حزب بعث در وزرای پیشنهادی است که اعتراض‌هایی را در داخل عراق به دنبال داشته است.
4ـ با وجود تقسیم‌بندی و سهم احزاب در دولت ائتلافی عراق، نمی‌توان دولت را به یک حزب یا جریان خاص محدود کرد. نخست‌وزیر عراق نه‌تنها افراد وابسته به حزب خود (حزب‌الدعوه) را مشارکت نداده، بلکه حتی از سایر احزاب، همچون حزب تحالف وطنی کردها و جریانات وابسته به سنی نیز حداقل وزرا را معرفی کرده است. بنابراین، هیچ‌کدام از احزاب با رویکرد فعلی موافق نیستند و همین امر سبب تعویق جلسه نمایندگان در چند هفته گذشته شده است.
5ـ امروزه عراق درگیر بحران خطرناکی، مانند داعش است که امنیت، سیاست، اقتصاد و... این کشور را تهدید می‌کند. بنابراین، وجود دودستگی و انفکاک بین جریانات سیاسی بیش از همه به تقویت و حضور گسترده‌تر این جریانات کمک می‌کند.
آنچه عراق امروز بیش از همه به آن نیاز دارد، وحدت و اجماع گروه‌های سیاسی تحت نظر مرجعیت این کشور است. داعش و محور سازشکار در منطقه به سرکردگی آمریکا مهم‌ترین تهدید علیه این کشور هستند. آمریکا درصدد است با ناامن جلوه دادن عراق و ناتوانی در دولت این کشور، بار دیگر حضور مجدد خود را موجه جلوه دهد تا در ورای این امر به منافع بهتری دست پیدا کند. از سوی دیگر، طرح برکناری رئیس مجلس یا تغییر در رؤسای سه‌گانه در اوضاع فعلی به هیچ‌وجه نمی‌تواند راه‌حلی سیاسی برای آینده این کشور باشد و احزاب و جریانات سیاسی و مذهبی با نگاهی واقع‌بینانه باید به دنبال وضعیت ایده‌آل‌تری برای آینده این کشور باشند.

 


نگاه دوم به مطبوعات
حسین عبداللهی‌فر
   شوت اختلافات به زمین رقیب
 

در حالی که هنوز تکلیف ۶۸ کرسی مجلس دهم مشخص نشده است و تلاش اصلاح‌طلبان برای کسب اکثریت این صندلی‌ها عدم اطمینان از ترکیب مجلس را نشان می‌دهد، نخستین مناقشه سیاسی درون این جریان از یک سو و از سوی دیگر با اعتدالگرایان بر سر ریاست مجلس در گرفته است. اما تلاش‌های رسانه‌ای در راستای لاپوشانی، مدیریت و جلوگیری از بهره‌گیری رقیب همچنان ادامه دارد. «شرق» در همین راستا در روز اول هفته(۲۸/۱/)؛ «پاسخ قابل‌تأمل عارف درباره ریاست مجلس» را تیتر کرد و نوشت: «دامن زدن به موضوع تعیین ریاست مجلس آن هم در شرایطی که هنوز تکلیف ۶۹ کرسی مجلس نامشخص است، سبب شد محمدرضا عارف هم در این باره پاسخگو باشد. عارف در جمع خبرنگاران در پاسخ به این پرسش که آیا شما توافق میان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی و رئیس دولت اصلاحات را برای ریاست خود بر مجلس تأیید می‌کنید؟ گفت: «من این خبر را هم اکنون از شما شنیده‌ام.» بنابراین حتی اگر چنین توافقی هم بوده باشد، نفر اول انتخابات تهران بر مهم بودن نتیجه دور دوم انتخابات و درون مجلس تأکید دارد، زیرا پیشتر هم او و هم سایر اصلاح‌طلبان بر افزایش مشارکت برای دور دوم انتخابات تأکید کردند. نتایج این دوره است که تقریباً وزن اکثریت و اقلیت در درون مجلس آتی را روشن می‌کند. چه بسا بدون تشکیل اکثریت قوی امکان حضور عارف بر ریاست مجلس هم به راحتی محتمل نباشد.»
این در حالی است که «آرمان» در همین روز (۲۸/۱/) مخالفت خود با ریاست عارف بر مجلس را اعلام کرد و از قول زیبا‌کلام تیتر زد: «نایب‌رئیسی مطهری به نفع اصلاح‌طلبان است.»
«قانون» هم از قول رئیس ستاد انتخابات تهران حزب اعتدال و توسعه این تیتر را برگزید: «تصمیمی برای ریاست عارف نگرفته‌ایم.»
«آفتاب یزد» یک روز بعد(۲۹/۱/) نظر کارگزارانی‌ها در دفاع از ریاست عارف را از قول مشاور اقتصادی رئیس‌جمهور منعکس کرد و از قول نجفی نوشت: «ریاست عارف در مجلس به نفع روحانی است.» به نوشته این روزنامه نجفی در استدلال مدعای خویش می‌گوید: «پیام رأی مردم در انتخابات هفتم اسفندماه این بود که آنها علاقه‌مند به یک نوع تغییر هستند که این تغییر حتی در سطح دولت و دستگاه‌های اجرایی هنوز مورد مطالبه است و هم در سطح مجلس. بنابراین انتخاب مجدد آقای دکتر لاریجانی به ریاست مجلس می‌تواند یک پیام ناامیدکننده به مردم بدهد، چون مردم دل‌شان می‌خواهد حتی در سطح هیات رئيسه مجلس هم شاهد تغییر باشند.»
اما «آرمان» بر دیدگاه خود تأکید کرد و یک روز بعد (۳۰/۱/) طی گزارشی از نشست منتخبان اصلاح‌طلب با عارف تیتر زد: «انصراف عارف از رقابت برای ریاست؟»
این روزنامه همچنین نظر محمدرضا خاتمی در مخالفت با ریاست عارف را در این تیتر منعکس کرد که گفته بود: «عارف و لاریجانی به تفاهم برسند.»
از همین رو، «شرق» در همین روز (۳۰/۱/) برای حل این مناقشه آن را به اصولگرایان نسبت داد و ذیل تیتر «عارف یا لاریجانی؛ واقعاً مسئله این است؟» نوشت: «محمدرضا عارف یا علی لاریجانی، ‌بازی جدید اصولگرایان است، یا واقعیتی که زودهنگام طرح شده است؟ این پرسشی است که این روزها اگر چه هر فعال سیاسی یا منتخبی برای آن پاسخ دارد، اما حقیقت این است که هنوز تکلیف ۶۹ کرسی مجلس روشن نشده است و برای وزن‌کشی نهایی باید ناگزیر منتظر تعیین سرنوشت این کرسی‌ها ماند. با این حال برخی رسانه‌های اصولگرا مدتی است این خط خبری را آغاز کرده‌اند و یک روز تلویحاً قصد دارند ریاست احتمالی عارف را پررنگ‌ جلوه دهند و روز دیگر خط ریاست لاریجانی را پی بگیرند.»
با همین تحلیل سه‌شنبه(۳۱/۱/) این جمله عارف که گفت: «بحث ریاست مجلس زودهنگام است.» تیتر چندین روزنامه وابسته به اصلاح‌طلبان از جمله «شرق»، «اعتماد» و «ابتکار» بود.
«ابتکار» ضمن انتخاب تیتر «موکول اظهارنظرها برای ریاست مجلس به بعد از دور دوم»، اظهارات یک عضو اصلاح‌طلبان درباره نقش اصولگرایان در جوسازی بین اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان را منعکس کرد و ذیل تیتر «طرح موضوع ریاست مجلس شگرد تبلیغاتی رقیب است.» نوشت‌: «ممکن است اصلاً رقابتی صورت نگیرد، اما کسی مخالف ریاست عارف بر مجلس دهم و یا ریاست لاریجانی بر آن نیست. موضوع اصلی این است که در مجلس آینده اصولگرایان معتدل و اصلاح‌طلبان یک فراکسیون قوی داشته باشند تا بتوانند علیه کسانی که مانع اجرای برجام هستند و آنها که کشور را در دوره‌های پیش به خطر بروز جنگ رساندند، بایستند. قرار است در این مورد تعامل صورت بگیرد و تفاهم حاصل شود. اینکه القا شود عارف و لاریجانی برای کسب ریاست مجلس با یکدیگر می‌جنگند، تعبیر درستی نیست، اما عده‌ای تلاش می‌کنند با دامن زدن به این مسئله برای دور دوم انتخابات بهره‌برداری تبلیغاتی از این موضوع داشته باشند.»
نسبت دادن دو قطبی‌سازی میان عارف و لاریجانی به اصولگرایان خطی بود که در روز آخر هفته نیز ادامه یافت. «قانون» در این راستا به فرضیه‌نگاری برای ریاست مجلس آینده پرداخت و با طرح چهار فرضیه: «۱ـ ریاست لاریجانی؛ ۲ ـ ریاست عارف؛ ۳ ـ توافق هر دو و ۴ ـ تقدیم ریاست به عارف» نوشت: «این روزها همه‌ جناح‌ها دنبال فعالیت‌های ستادی برای دور دوم انتخاباتی مجلس هستند و دغدغه پیروزی در این کارزار را دارند، ولی جریان محافظه‌کار که شکست بزرگی در دور اول خود خورده است، دل‌مشغولی بزرگ‌تری نیز دارد و آن ایجاد اختلاف میان ائتلافی است که شکستی بزرگ را به آنها تحمیل کرد. محافظه‌کاران که در دور دوم نیز شانسی برای موفقیت ندارند، وقت خود را صرف می‌کنند تا با دوقطبی‌سازی عارف و لاریجانی در افکار عمومی اعلام کنند فقط آنها نیستند که بر سر ریاست و جاه‌طلبی به مشکل می‌خورند؛ بلکه در سایر جریان‌ها نیز این‌گونه است. این نکته سبب شده است تا چهره‌های اصلی جریان‌های تأثیرگذار در ائتلاف امید تصمیم‌گیری برای ریاست مجلس را به بعد موکول کرده و اذهان را تنها متوجه دوره دوم انتخابات کنند. شاید سخن گفتن از ریاست مجلس با توجه به ترکیب جدیدی که در آن شکل گرفته است، از اهمیت فراوانی برخوردار شده است و سکوت بازی را به طرف مقابل واگذار و زمینه را برای پیشدستی آنها فراهم می‌کند.»
 


دیپلماسی
فرامرز پارسا
 خودشیفتگی آمریکایی



در طول هفته‌های اخیر یک کلیدواژه در سخنان مقامات آمریکایی مشاهده می‌شود و آن، اینکه به دسترسی ایران به نظام مالی آمریکا نیازی نیست و واشنگتن اجازه استفاده از دلار در معاملات ایران را نمی‌دهد. برای نمونه باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا به طور رسمی می‌گوید ایرانی‌ها به استفاده از دلار نیازی ندارند و می‌توانند از ارزش‌های دیگر استفاده کنند. آمریکا تا زمان تغییر رفتار منطقه‌ای ایران حاضر به بازگشایی نظام مالی خود به روی ایرانیان نیست. جان کری، وزیر خارجه وی نیز بر محدودیت‌های مالی در قبال ایران تأکید و البته ادعا دارد که کاخ سفید با بانک‌ها درباره چگونگی روابط مالی با ایران گفت‌وگو خواهد کرد. جک لو، وزیر خزانه‌داری آمریکا می‌گوید که نظام مالی آمریکا به روی ایران باز نیست و تا زمانی که ایران رفتار خود را در حوزه‌های غیرهسته‌ای تغییر نداده، تحریم‌های غیرهسته‌ای باقی می‌مانند.
تحلیل رفتاری و گفتاری مقامات آمریکا می‌توان گفت این اقدامات از یک سو برگرفته از خودشیفتگی آمریکایی است که همواره به دنبال برتربینی اقتصاد خود در جهان است، چنانکه اوباما در «وست پونت» در میان نظامیان گفته بود قدرت آمریکا به اقتصاد آن است و رهبری آمریکا بر جهان امری همیشگی است و فقط در مواقعی نوع این رهبری متفاوت می‌شود. دلار شاخصه اقتصاد جهان است و این برتری همیشگی آمریکاست. آمریکا در سال‌های اخیر با بحرانی به نام افت جایگاه دلار در میان کشورها مواجه شده و حتی مبادله بسیاری از کشورها با ارزهای جایگزین صورت می‌گیرد. آمریکا با برجسته‌سازی نقش دلار در قبال ایران سعی در ایجاد فضای روانی در جهان مبنی بر برتری دلار بر تمام ارزها دارد تا شاید با این ترفند بتواند کاهش اعتبار جهانی دلار را پنهان کند.
نکته دیگر آنکه اظهارت مقامات آمریکایی نوعی خط‌ونشان کشیدن برای شرکت‌ها و کشورها درباره روابط با ایران است که برگرفته از همان سیاست تحریم گفتاری است. آمریکایی‌ها با این مواضع ضمن معرفی ایران به عنوان تهدید جهانی و لزوم هراس جهان از روابط با ایران به کشورها و شرکت‌ها هشدار می‌دهند که این خود نوعی تحریم پنهان است. این طراحی از سوی مقامات ارشد آمریکایی از جمله کری و اوباما دنبال می‌شود، در حالی که در ظاهر ادعای رویکرد تعاملی و حتی رایزنی برای رویکرد بانک‌ها و شرکت‌ها به ایران را مطرح می‌سازند. لازم به ذکر است حلقه تکمیلی طراحی آمریکایی را انگلیسی‌ها انجام می‌دهند، چنانکه مقامات انگلیسی می‌گویند بانک‌های این کشور هنوز از بیم تحریم‌های آمریکا از انجام تراکنش‌های مالی مربوط به مبادلات ایران پرهیز می‌کنند. آمریکایی‌ها و برخی کشورهای اروپایی که منافع خود را در منطقه از دست‌رفته می‌بینند، برآنند تا با استفاده از ابزار اقتصاد ضمن حفظ فشارها بر ایران، از این حربه برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی در منطقه بهره گیرند؛ تغییر رفتاری که محور آن را همراه شدن با غرب در تأمین منافع آنان تشکیل می‌‌دهد که نتیجه نهایی آن حذف ایران از معادلات منطقه‌ای است. مجموعه تحرکاتی که برخی کشورهای عربی نظیر سعودی در نشست سازمان همکاری اسلامی در ترکیه علیه جمهوری اسلامی ایران صورت دادند و نیز طراحی‌ها برای پایین نگه داشتن بهای نفت ابعاد دیگر این طراحی را تشکیل می‌دهد. نکته قابل توجه در تمام این فرایندها آن است که آمریکا همچنان سیاست چماق و هویج را اجرا می‌کند، به گونه‌ای که از یک سو بر نقش دلار در حل چالش‌های اقتصادی ایران و البته اعمال محدودیت در این عرصه سخن می‌گوید و از سوی دیگر، آمادگی برای مذاکره در امور موشکی و منطقه‌ای با ایران را مطرح می‌کند. آمریکا به دنبال ایجاد اشتباه محاسباتی در میان مسئولان ایرانی با محوریت مذاکره با آمریکا برای باز شدن آنچه نظام مالی آمریکا نامیده می‌شود، است تا در لوای آن بتواند اهداف بعدی خود، یعنی حذف توان موشکی ایران و حذف ایران از معادلات منطقه را رقم بزند.
 


اقتصادی
سعید مهدوی
  استفاده سياسي دولت از يارانه نقدي

اين روزها پرداخت يارانه نقدي به يكي پربحث‌ترين موضوعات اقتصادي دولت يازدهم مبدل شده است. قانوني كه لایحه آن در دولت دهم به مجلس شورای اسلامی رفت و سر‌انجام برنامه هدفمندی یارانه‌ها در دی ماه سال 89 عملی شد. مطابق این قانون 16 قلم کالا و خدمات مشمول حذف یارانه و عرضه به قیمت بین‌المللی شدند و قرار شد در مدت پنج سال یارانه انرژی‌هایی چون بنزین، گازوئیل، گاز، نفت، برق، آب و مواد خوراکی حذف شده و به قیمت بازارهای خلیج فارس عرضه شوند. طرحی که قرار بود با توسعه زیرساخت‌ها و رونق تولید و اشتغال، توانمندی اقتصادی شهروندان را افزایش دهد و عدالت اقتصادی- اجتماعی را بگستراند. اما افزایش قیمت حامل‌های انرژی از یک سو و کاهش 25 درصدی قدرت اقتصادی مردم (طبق آمار رسمی وزارت اقتصاد) از سویی دیگر موجب شد که دولت نتواند توازن درستی میان این دو موضوع ایجاد کند.
بر كسي پوشيده نيست كه بسياري از افراد و قشرهايي كه يارانه نقدي دريافت مي‌كنند واجد شرايط دريافت نیستند و پرداخت يارانه نقدي به آنها به نوعي كار غير‌كارشناسي و بدونه دليل و منطق است. از ابتداي دولت يازدهم قرار بود مسئولان مرتبط با اين امر برخي از افراد غير مستحق كه جزء دهك‌هاي بالاي جامعه بوده و از لحاظ درآمدي از اقشار پردرآمد به‌شمار می‌آیند را‌ به مرور از دريافت يارانه نقدي حذف کنند، البته با معيارها و شاخصه‌هاي درست.
دولت براي اين مهم مرحله دوم هدفمندي را با طرح خود‌اظهاري و انصراف خود مردم از دريافت يارانه نقدي در فروردين 93 اجرا كرد كه با نام‌نویسی حدود 98 درصد مردم براي دريافت يارانه اين طرح با شكست مواجه شد. سپس دولت يازدهم در مسير حذف اقشار پردرآمد گام برداشت. علي طيب‌نيا، وزير اقتصاد در آن روزها خبر از شناسايي 10 ميليون ثروتمند را منتشر كرد. اما در ادامه به دليل نداشتن جامعه آماري، بانك اطلاعاتي جامع و نداشتن شاخصه‌ها و معيارهاي دقيق تاكنون جز در مواردي محدود (حدود سه ميليون نفر) نتوانسته آنگونه كه بايد اين افراد را نيز شناسايي و آنها را از دريافت يارانه نقدي محروم كند.
مجلس شوراي اسلامي به‌تازگی، همزمان با بررسي بودجه 95 دستورالعملي را تصويب كرد كه به موجب آن دولت مكلّف به شناسايي سه دهك بالاي جامعه براساس اطلاعات آماري حدود 24 ميليون نفر (هرچند كه اين تعداد خيلي خوشبينانه است) مي‌شود. هرچند كه دولت مدام از كاهش درآمدها گله‌مند است، اما به دلايلي كه پيش‌تر به آنها اشاره شد با اين دستورالعمل تا به امروز مخالفت كرده است. بسياري ديگر معتقدند كه علاوه بر اينها نگاه دولت به يارانه نقدي يك نگاه سياسي است و ريشه در انتخابات آينده رياست جمهوري دارد.
دولت يازدهم از يك سو اقدام به افزايش قيمت تعرفه‌هاي مصرف آب،‌ برق و گاز کرده و در آینده نزديك همان‌گونه كه وزير نفت اطلاع داد، با افزايش قيمت سوخت، درصدد است منابع درآمدي خود را افزايش دهد. از سوي ديگر با حذف يارانه ثروتمندان مخالف است . لذا اين شائبه متصور است كه دولت از اين طريق، هم به درآمد مورد نظرش دست مي‌يابد (البته اين اقدام فشار به اقشار آسيب‌پذير را بيشتر مي‌كند) و هم در تبليغاتش حتي افراد ثروتمند را از دريافت يارانه نقدي محروم نمی‌کند.

 

صفحه پنجم

 
 

پنجره
قاسم غفوری 
 تشدید رادیکالیسم صهیونیستی و لزوم بیداری
 

غرب آسیا همچنان از اصلی‌ترین محورهای تحولات جهانی است؛ در حالی که مسائلی چون سوریه، عراق و رقابت میان کشورهای اروپایی و آمریکا برای حضور در این منطقه از محورهای آن شده است. این رقابت چنان بوده که اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه راهی لبنان و مصر شد و اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا نیز برای حضور در نشست سران شورای همکاری خلیج‌فارس به عربستان سفر کرد. افکار عمومی جهان در حالی به این تحولات معطوف شده‌اند که فلسطین دورانی بس حساس را سپری می‌کند، به‌ویژه اینکه کشورهای اسلامی و عربی نیز رویکردی منفعلانه نسبت به فلسطین در پیش گرفته‌اند، چنانکه در نشست سران سازمان همکاری اسلامی در ترکیه اقدامات منفی برخی کشورهای عربی از جمله سعودی موجب به حاشیه رفتن مسئله فلسطین شد. بررسی روند تحولات نشان می‌دهد که رژیم صهیونیستی به نخست‌وزیری نتانیاهو سیاستی سراسر افراطی را در پیش گرفته است که محورهای آن را اشغال سرزمین‌های بیشتر، بازداشت و اخراج و کشتار گسترده فلسطینی‌ها و تشدید بحران‌سازی در منطقه تشکیل می‌دهد. بسیاری معتقدند که ترکیب کابینه نتانیاهو برگرفته از ائتلاف افراطیون است که در برابر هر رفتاری شدیدترین اقدامات را صورت می‌دهند، چنانکه از یک سو روند مذاکرات سازش با محوریت آمریکا را متوقف کرده و عملاً آمریکایی‌ها نیز دیگر سخنی از مذاکرات به زبان نمی‌آورند و از سوی دیگر شدیدترین قوانین سخت‌گیرانه را در قبال فلسطینیان از جمله در اراضی اشغالی 1948 وضع کرده‌اند، چنانکه جرم پرتاب سنگ، 20 سال زندان و تخریب خانه و اخراج خانواده بازداشت‌شدگان است.
در طرحی جدید برای اشغال سرزمین‌های بیشتر، رژیم صهیونیستی 29 فروردین جلسه کابینه‌اش را در جولان اشغالی برگزار کرد تا این پیام را به جامعه بین‌الملل بدهد که قصد عقب‌نشینی از این منطقه را ندارد.
فیصل مقداد، معاون وزیر خارجه سوریه پس از ادعاهای نتانیاهو درباره بلندی‌های جولان، تأکید کرد که این منطقه همواره متعلق به سوریه بوده و خواهد بود. اهالی جولان اشغالی نیز با صدور بیانیه‎ای در واکنش به اظهارات نخست‎وزیر رژیم صهیونیستی درباره متعلق بودن جولان به صهیونیست‌ها اعلام کردند که جولان اشغالی از ابتدا جزو سرزمین سوریه بوده و تا ابد خواهد بود.
لازم به ذکر است یک سازمان صهیونیستی ناظر بر شهرک‌سازی‌ها در اراضی اشغالی فلسطین اعلام کرد که این رژیم ساخت‌وساز خانه‌ها را در فصل اول سال 2016 به میزان 250 درصد نسبت به سال گذشته افزایش داده است. رژیم صهیونیستی سال گذشته مجموعاً 1665 واحد خانه برای شهرک‌نشینان صهیونیست ایجاد کرد که از این میان 1044 واحد از آنها تأییدیه کابینه را داشته و این یعنی حداقل 621 واحد از این ساخت‌وسازها مجوز نداشته، اما برخوردی با آنها صورت نگرفته است. با اینکه صدور مجوز رسمی از سوی رژیم صهیونیستی برای شهرک‌سازی‌ها کمی کاهش یافته، اما ساخت‌وسازهای بی‌وقفه ادامه داشته است و اکنون چیزی حدود 550 هزار صهیونیست در شهرک‌های تمام یهودی واقع در کرانه باختری اشغالی و شرق بیت‌المقدس زندگی می‌کنند. گفته شده رژیم صهیونیستی بیش از 200 واحد جدید در کرانه باختری می‌سازد و در ادامه سرقت اراضی فلسطینی، دستور مصادره 240 هکتار را صادر کرده است. بیشتر زمین‌های مصادره شده زراعی هستند و در برخی از آنها چاه‌های آب وجود دارد. جالب و قابل توجه آنکه در چارچوب کشتار دسته‌جمعی فلسطینی‌ها، رژيم صهيونيستي، زباله‌هاي خطرناك و سمي را در منطقه «زهره الفنجان» واقع در شهر جنين دفن مي‌كند. یورش نظامیان صهیونیست به فلسطینی‌ها در کرانه باختری و نیز تخریب خانه‌های آنها به امری روزمره مبدل شده است، به‌گونه‌ای که هر روز ده‌ها نفر در اراضی اشغالی بازداشت می‌شوند.
گزارش‌ها نشان می‌دهد آمار اسرای فلسطینی در 22 زندان رژیم صهیونیستی به 7000 تن رسیده است. بحران‌سازی صهیونیست‌ها چنان گسترده شده که آشکارا اخبار مداوای تروریست‌های سوریه را منتشر می‌کنند و از همکاری با برخی کشورهای عربی علیه سوریه سخن می‌گویند. انتشار اخباری مبنی‌بر نزدیکی به ترکیه از دیگر ابعاد این رفتارها برای قدرتمند نشان دادن این رژیم و ایجاد فضای ترس و ناامیدی در میان مسلمانان است.
مجموع تحولات فلسطین نشان می‌دهد که رفتارهای رادیکالیستی در رژیم صهیونیستی به شدت افزایش یافته و این رژیم با کنار گذاشتن سیاست‌های گذشته در موضوع رسیدن به اهداف از طریق مذاکرات سازش، فضای تشدید اشغالگری، به‌ویژه در قدس و اراضی باقی مانده از کرانه باختری را در پیش گرفته است. تحولات منطقه، به‌ویژه غفلت کشورهای عربی به دلیل دل‌بستن به وعده‌های آمریکایی برای رسیدن به نقش برتر در منطقه، زمینه را برای تشدید اشغالگری این رژیم فراهم کرده است، به‌گونه‌ای که حتی طرح اشغال کامل اراضی اشغالی کشورهای منطقه نظیر جولان را در پیش گرفته‌اند. با این وضعیت می‌توان گفت که فلسطین در ماه‌های آینده دورانی حساس را سپری می‌کند که وحدت و توجه ویژه جهان اسلام به این سرزمین و حمایت از فلسطینیان را می‌طلبد.


فراسو
رضا اشرفي

  هراس سعودي‌ها از افشاي رازهاي تروريسم بين‌المللي
 

تروريسم زشت‌ترين پديده جهان است كه طي سال‌هاي اخير نقشي بين‌المللي به خود گرفته است و در اين ميان برخي از كشورها به طور آشكار و نهان، مولد حامي و بهره‌برنده اين ساخت ضد بشري هستند كه هر از گاهي نام آنها در رسانه‌ها علني مي‌شود. پديده ضدانساني تروريسم بين‌المللي از هنگامي پررنگ‌تر شد كه حادثه 11 سپتامبر در سال 2001 رخ داد و مبناي آغاز حملات آمريكا و متحدانش به برخي از كشورها شد.
نفوذ و دخالت آمريكا پس از اين حادثه تأثيرگذار كه برخي آن را خودساخته قلمداد كرده‌اند،‌ روند جديدي به خود گرفت و نظریه‌هاي متفاوتي را براي دخالت در ديگر كشورها ايجاد كرد. از همان ابتداي حمله 11 سپتامبر برخي از تحليلگران و مطّلعان نظام بين‌الملل نام عربستان سعودي را به عنوان طراح،‌ بنيانگذار و مجري اين پديده نادر آوردند. يكي از نشانه‌هايي كه سبب شد اين نام بر سر زبان‌ها بيفتد حضور اسامه‌بن‌لادن در رأس اين پديده و همچنين 15 شهروند عربستاني از 19 عامل حمله 11 سپتامبر بود. اسامه‌بن‌لادن از شاهزادگان سعودي بود كه ارتباط خانوادگي وي و اعضاي خانواده‌اش به سعودي‌ها هنوز هم ‌انكارناپذیر است.
بر همين اساس مراكز اطلاعاتي و امنيتي آمريكا تحقيقات خود را در اين باره آغاز كردند. همزمان سعودي‌ها هم در عربستان مي‌دانستند كه بايد از اين اتهام مبرا شوند، بنابراين ديپلماسي پنهان خود را در اين باره فعال كردند، تا جايي كه دفتر بازرسی کل آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) متقاعد شد اعلام كند كه شواهد و مداركي دال بر ارتباط بين رياض و 11 سپتامبر وجود ندارد؛ اعلاميه‌اي كه نه آمريكايي‌ها را راضي كرد،‌ نه افكار عمومي جهان و نه اينكه خيال سعودي را راحت كرد.
پس از اين اتفاقات و توافقات صورت گرفته، تحقيق 28 صفحه‌اي حساس و پراهميت منابع اطلاعاتي آمريكا در جايگاه فوق‌ سرّي قرار گرفت تا اينكه طي روزهاي اخير بار ديگر اين زخم كهنه سر باز كرده است. در حالي كه سعودي‌هاي دوره ملك سلمان به سمت راديكاليسم منطقه‌اي پيش رفته و ميزان فعاليت‌هاي تروريستي خود را به شدت افزايش داده‌اند، برخي از نمايندگان كنگره آمريكا متقاعد شده‌اند كه بار ديگر اين پرونده را به چرخه قضاوت بگذارند؛ رويكردي كه به تهديدي عظيم براي سعودي‌ها تبديل شده است و در زماني كه رياض برخي از كشورها و گروه‌هاي منطقه را به حمايت از تروريسم متهم مي‌كند، خود در اين گرداب‌ گرفتار شده است.
هراس حمايت از تروريسم بين‌المللي سعودي هنگامي جدي‌تر شد كه روزنامه نيويورك تايمز روز 27 فروردين طي گزارشي نوشت كه عربستان سعودي واشنگتن را تهديد كرده است كه اگر كنگره نام عربستان را به عنوان متهم و حامي واقعه 11 سپتامبر بياورد،‌ 750 ميليارد دلار دارايي خود را از آمريكا خارج خواهد كرد.
نيويورك‌تايمز نوشته است كه اگر كنگره لايحه ارتباط و حمايت عربستان سعودي را با حادثه 11 سپتامبر به تصويب برساند،‌ دادگاه‌هاي آمريكا مي‌توانند سعودي را به ميز محاكمه بكشانند. آمريكا همچنين مي‌تواند 750 ميليارد دلار دارايي سعودي را بلوكه كرده و به خانواده‌هاي كشته‌شدگان 11 سپتامبر اختصاص دهد. حادثه‌ديدگان اين پديده تروريستي مرتبط با سعودي،‌ عربستان را به دليل تهديد عليه آمريكا مورد حمله قرار داده و خواهان به دست آوردن حق خود هستند. گزارش‌ها حكايت از آن دارد كه عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان سعودی پيام پادشاه عربستان را به باراك اوباما رسانده تا از تصويب اين لايحه پيشگيري كند.
اگر چه تحليلگران و مقامات معتقدند كه تصويب اين لايحه تنش ميان دو كشور را كه تاكنون متحد بوده‌اند،‌ زياد خواهد كرد؛ اما شواهد نشان مي‌دهد كه حتي اگر چنين لايحه‌ای تصويب نشود باز هم زمينه‌هاي تنش را فراهم خواهد كرد؛ زيرا حتي مطرح شدن اين مسئله كه اتهام عربستان سعودي به عنوان حامي بزرگ‌ترين حادثه تروريستي عصر حاضر، در كنگره آمريكا در حال بررسي است،‌ تنش‌زا خواهد بود؛ چرا که افكار عمومي تاكنون به راحتي با اين مسئله ارتباط برقرار كرده است كه سعودي‌ها در حوادث تروريستي چه اقداماتي انجام مي‌دهند، در حالي كه با استفاده از دلارهاي نفتي، فتاواي مفتي و هزينه كردن از نام اسلام درصدد متقاعد كردن ديگر كشورها براي همكاري و همراهي با خود هستند.
بنابراين حتي اگر اين لايحه به تصويب نرسد،‌ انتشار اين موضوع بدنامي انکارناپذیری را در بين مردم كشورهاي جهان ايجاد خواهد كرد كه به‌راحتي پاك شدنی نيست و سعودي‌ها را به اصل خود، يعني بزرگ‌ترين پرورش‌دهندگان و حاميان تروريسم بين‌المللي بازمي‌گرداند.


رخنه
عبدالله عبادی
نفوذ رژیم صهیونیستی در جهان اسلام
 حیاط خلوت صهیونیست‌ها در حاشیه باب‌المندب
 

موقعیت حساس جیبوتی در شاخ آفریقا و تنگه باب‌المندب و همسایگی آن با کشور‌های اریتره و سومالی به جایگاه این کشور در سیاست‌‌های راهبردی رژیم صهیونیستی اهمیت بخشیده است. وجود دو گروه اصلی نژادی عیساها (که ریشه سومالیایی دارند) و عفارها (که ریشه اتیوپیایی دارند) و نیز وضعیت اجتماعی و ترکیب جمعیتی که ـ خود مشکلی راهبردی برای امنیت این کشور است ـ و سرانجام هراس جیبوتی از همسایگان بزرگ خود سبب شده است این سرزمین در سیاست خارجی خود دو راه را در پیش بگیرد: نخست اینکه در مسائل شاخ آفریقا موضع بی‌طرفی سیاسی را اتخاذ کند و دیگر اینکه برای مقابله با تهدید‌‌ات همسایگان خود و حفظ توازن منطقه‌ای، روابط خود را با رژیم صهیونیستی به عنوان قدرت منطقه‌ای و کشور فرانسه به عنوان قدرت فرامنطقه‌ای گسترش دهد. جیبوتی برای مقابله با تروریسم منطقه‌ای به کشور‌های آمریکا، اتحادیه اروپا و رژیم اشغالگر قدس تسهیلات نظامی فراوانی اعطا کرده است.
جیبوتی در27 ژوئن 1977 پس از 115 سال حکومت استعمار فرانسه در جایگاه چهل‌ونهمین کشور آفریقا استقلال یافت. این اعلام استقلال تأثیر زیادی بر منافع حیاتی رژیم اشغالگر قدس در منطقه داشت. به نوشته منابع صهیونیستی، جیبوتی تحت حکومت فرانسه عامل موازنه‌ای برای تأمین کشتیرانی در باب‌المندب، یعنی دروازه سرزمین‌های اشغالی به یمن جنوبی بود و از آنجا که کشور جدید، الحاق خود را به جامعه عرب اعلام داشت و زبان رسمی خود را عربی اعلام کرد، کشتیرانی رژیم صهیونیستی در باب‌المندب به خطر افتاد. به هر ترتیب رژیم صهیونیستی این کشور بسیار کوچک را یک منطقه راهبردی ارزیابی کرده است. بر این اساس، صهیونیست‌ها همواره تحولات مربوط به جیبوتی را تحت نظارت و بررسی قرار داده‌اند. اسناد ساواک نشان می‌دهد که حتی پیش از اعلام استقلال جیبوتی، رژیم صهیونیستی در این سرزمین نفوذ سیاسی و اطلاعاتی قابل توجهی داشته است. رئیس ساواک طی گزارشی به محمدرضا پهلوی تقاضای «ناهوم ادمونی» معاون وقت موساد از ایران را درباره جیبوتی چنین اعلام می‌کند: آقای ناهوم ادمونی، معاون سرویس اسرائیل در تاریخ 20/11/54 طی ملاقاتی با جان‌نثار اظهار داشت: دولت فرانسه اعلام کرده که سال آینده به جیبوتی استقلال خواهد داد. علی عارف، نخست‌وزیر جیبوتی که ضد شوروی و طرفدار غرب است، از حمایت فرانسه برخوردار بوده و مایل است تماس‌‌های خود را با کشور‌های منطقه غرب توسعه دهد و از رژیم صهیونیستی نیز درخواست کمک‌های آموزشی در زمینه تربیت پاسداران مسلح و حفاظت شخصیت‌ها، به ویژه خود علی عارف را به عمل آورده است. به نظرِ علی عارف مهم‌ترین کشوری که در حال حاضر جیبوتی باید با آن ارتباط خصوصی برقرار کند ایران است، از این رو استدعا کرده که به وی اجازه داده شود از ایران دیدن کند. اسناد موجود نشان می‌دهد که صهیونیست‌ها از نفوذ و ارتباط ایران با جیبوتی در مسیر پیرامونی بهره‌برداری می‌کردند. بر این اساس مقامات رژیم صهیونیستی در شرایط مقتضی، با ارائه اخبار، اطلاعات و حاصل تحقیقات و بررسی‌های خود به مقامات ساواک از موقعیت ایران به نفع رژیم صهیونیستی و مطامع صهیونیسم در منطقه استفاده می‌کردند و ساواک نیز در این‌باره از هیچ خوش‌خدمتی به صهیونیست‌ها خودداری نمی‌کرد.
طی دهه‌های 1980 و 1990 صهیونیست‌ها با روش‌های مختلف در بخش‌‌های سیاسی، اقتصادی و نظامی جیبوتی نفوذ کردند. بخش کشاورزی یکی از مهم‌ترین زمینه‌‌های نفوذ صهیونیست‌ها بود، با توجه به کم بودن منابع آب شیرین در جیبوتی و لم‌یزرع بودن بخش زیادی از زمین‌‌های این کشور، کارشناسان رژیم صهیونیستی با ارائه روش‌های نوین آبیاری زمینه را برای بهبود تولید محصولات کشاورزی فراهم کردند.
از سوی دیگر با توجه به اینکه این کشور در کنار دریای سرخ و تنگه باب‌المندب قرار دارد از وضعیت مطلوبی برای تجارت دریایی برخوردار است، از این رو شرکت «سولل بونیه» که در زمینه ساخت سازه‌‌های دریایی متخصص و مشهور است وارد این کشور شد و بخش زیادی از تأسیسات دریایی و گمرکات جیبوتی را در کنار تنگه باب‌المندب ایجاد کرد، اما در زمینه نظامی وضعیت به مراتب به سود رژیم صهیونیستی است. موقعیت راهبردی جیبوتی در دریای سرخ و تنگه باب‌المندب سبب شده تا رژیم صهیونیستی با امضای موافقت‌نامه‌‌های متعدد و صرف هزینه‌‌های بالا جیبوتی را به نوعی به حیاط خلوت خود در منطقه تبدیل کند، به نحوی که طی 20 سال گذشته نه‌تنها هیچ تهدیدی از سوی این کشور متوجه رژیم صهیونیستی نبوده است، بلکه این کشور به نوعی حافظ منافع رژیم صهیونیستی در منطقه بوده است. در حال حاضر این رژیم با داشتن چندین کشتی، ناوچه، قایق‌‌های سریع، جنگنده‌‌های اف 16 و 200 نیروی واکنش سریع بیشترین حجم نیرو در جزایر جیبوتی را دارد. از سوی دیگر از آنجا که در اخبار متعدد از حضور هواپیما‌های صهیونیستی در جنگ یمن برای بمباران شهرها به نفع عربستان پرده برداشته شد، می‌توان انتظار داشت در آینده و در صورت به طول انجامیدن این جنگ، جیبوتی به عنوان مبدأ پرواز این جنگنده‌ها در نظر گرفته شود.


 هویت
 


 انگلیس: افزایش اقلیت قومی بی‌خانمان
وضعیت حقوق بشر در کشور مدعی حمایت از بشریت هر روز بحرانی‌تر می‌شود. برای نمونه شمار افراد بی‌خانمان از زمان روی کار آمدن دیوید کامرون در انگلیس افزایش یافته است که این موضوع در بین شمار اقلیت‌های بی‌خانمان نیز بیش از حد بوده است. شمار افراد بی‌خانمان که در گروه «اقلیت قومی و سیاه‌پوستان» قرار دارند در مقایسه با آمار منتشر شده از این گروه در سال 2010 تقریباً دو برابر شده است. براساس آمار شورای شهر انگلیس در سال 2015 شمار اقلیت‌های قومی بی‌خانمان 63 درصد اعلام شده است که این تعداد در سال 2010 نزدیک به 33 درصد بوده است. در سال 2015 بیش از 19 هزار اقلیت قومی بی‌خانمان در انگلیس نام‌نویسی کرده‌اند، در حالی که این تعداد در سال 2010 نزدیک به 12هزار نفر بوده است.
کانادا: افزایش چشمگیر خودکشی بومیان
بومیان یا همان وارثان اصلی سرزمین کانادا که سال‌هاست تحت ستم دولتمردان قرار دارند و از بسیاری از حقوق محرومند، به دلیل شرایط بحرانی حاکم بر زندگی‌شان، رویکرد به خودکشی را در پیش گرفته‌اند. ۴/۱ میلیون بومی کانادا تا حد زیادی در فقر زندگی می‌کنند و در مقایسه با دیگر مردم کانادا امید به زندگی کمتری دارند و در اغلب موارد قربانی جرایم مرتبط با خشونت هستند. «جین فیلپات» وزیر بهداشت کانادا اعلام کرد که میزان خودکشی در بین جوانان بومی این کشور 10 برابر بیشتر از جمعیت کلی جوانان کانادا است. بومیان، حدود چهار درصد از جمعیت کانادا را تشکیل می‌دهند. دولت جدید لیبرال کانادا ماه گذشته اعلام کرد که آمریکا ظرف پنج سال حدود ۵۴/۶ میلیارد دلار برای کمک به جمعیت بومی کانادا با شرایط وخیم زندگی هزینه می‌کند. وخامت اوضاع به حدی است که در ماه مارس در ایتاواپیسکات 28 نفر اقدام به خودکشی کردند که طبق آمار برخی از آنها بزرگسال و برخی کودک بوده‌اند.
آمریکا: هک کردن ارتباطات روزنامه‌نگاران
در ادامه افشای نقض آزادی بیان در ساختار آمریکا، در ویدئوکنفرانسی که در شهر یوته بوری (دومین شهر بزرگ سوئد) برگزار شده بود، اسنودن برای روزنامه‌نگاران تحقیقی تشریح کرد که چگونه سازمان امنیت ملی آمریکا با توسل به روش‌های مختلف منابع خبری روزنامه‌نگاران را ردیابی می‌کند. وی اذعان کرد: «مأموران سازمان امنیت ملی آمریکا با توسل به حملات سایبری به روزنامه‌نگاران و خبرنگاران، اطلاعات موجود در رایانه‌های آنها را به سرقت می‌برند تا به منابع خبری آنها دست یابند.» این مأمور پیشین سازمان امنیت ملی آمریکا گفت: «به محض منتشر شدن خبری مهم، سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا، روزنامه‌نگارانی را که این خبر را منتشر کرده‌اند، ردیابی و رایانه‌های آنها را هک می‌کنند.» ادوارد اسنودن افزود: «برای به دست آوردن اطلاعات مورد نظر، مأموران سازمان امنیت ملی آمریکا با استفاده از بدافزارها، محتوای ارتباطات و پست‌های الکترونیکی روزنامه‌نگاران را هک می‌کنند.»
فرانسه: منع استفاده از حجاب در دانشگاه‌ها
در اقدامی برگرفته از رفتارهای ضد اسلامی سران فرانسه، «مانوئل والس» نخست‌وزیر فرانسه بار دیگر منع استفاده از حجاب در دانشگاه‌های این كشور را خواستار شد. والس در گفت‌وگو با روزنامه فرانسوی لیبراسیون گفت: «دانشجویان مسلمان نباید در دانشگاه‌ها حجاب داشته باشند.»، «تییری ماندون» وزیر آموزش عالی فرانسه، در واكنش به این دیدگاه والس گفت: «نیاز به قانونی درباره حجاب در دانشگاه‌ها وجود ندارد. دانشجویان از حق استفاده از حجاب برخوردارند. استفاده از پوشش اسلامی در جامعه فرانسه ممنوع نیست.» اما فرانسه استفاده از برقع در اماكن عمومی را منع كرده است.


کند و کاو
 

 بایدن: از اختیارمان برای تحریم تهران استفاده می‌کنیم
خبرگزاری فارس: «جو بایدن» معاون رئیس‌جمهور آمریکا در نشست «جی‌استریت» مدعی شد، این رفتارهای ایران است که مانع تجارت مشروع این کشور شده، نه اقدامات آمریکا. بایدن سپس گفت: «این توافق، همان‌گونه که باید کار می‌کند. ایران به تعهداتش پایبند مانده است.» وی افزود: «اما این توافق به معنای آن نیست که ما سایر تهدیدهای غیرهسته‌ای از جانب ایران را نادیده می‌گیریم. ما از تمامی اختیارات مورد نیاز برای تحریم ایران به واسطه حمایت از تروریسم، نقض حقوق بشر و برنامه موشکی استفاده می‌کنیم.» معاون رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه ادعاهایش خاطرنشان کرد: «در سطح گسترده‌تر، رفتارهای ثبات‌زدای ایران، شامل فعالیت‌های موشکی این کشور، چنان به اعتبار بین‌المللی‌اش لطمه زده که انجام تجارت قانونی و دسترسی به نظام مالی بین‌المللی را برای این کشور بسیار پیچیده‌تر کرده است.»
توجیه از نوع کاخ سفید
خبرگزاری مهر: «جاش ارنست» سخنگوی کاخ سفید به صراحت اعلام کرد: هنوز سیاستی برای دسترسی ایران به نظام مالی آمریکا وجود ندارد. او گفت: توافق با ایران تنها برای جلوگیری از ساخت بمب اتمی از سوی این کشور بود و دسترسی به نظام مالی آمریکا در این توافق ذکر نشده است. سخنگو کاخ سفید به صراحت اعلام کرد، با ایران بر سر مسائل اقتصادی توافقی صورت نگرفته است.
جان کری: ایران به سه میلیارد دلار دست یافته است
خبرگزاری ایسنا: جان کری، وزیر خارجه آمریکا گفت: ایران پس از توافق هسته‌ای تنها به سه میلیارد دلار از دارایی‌هایش دست یافته است. وی گفت: «اینها واقعیت‌هایی هستند که روشن می‌کند کشوری که دو ماه با ساخت بمب فاصله داشت، اکنون حداقل یک سال فاصله دارد و ما توانایی رصد این را داریم که آنها چه می‌کنند.» وزیر خارجه آمریکا سپس درباره پول‌های آزادشده برای ایران در نتیجه برجام، با ردّ اظهارات برخی منتقدان داخلی آمریکا که آن را بین 100 تا 150 میلیارد دلار برآورد می‌کردند، گفت: «برآورد ما حدود 55 میلیارد دلار بود.» وزیر خارجه آمریکا در ادامه گفت: ایران از زمان توافق هسته‌ای تنها به حدود سه میلیارد دلار از این دارایی‌ها دست پیدا کرده است.
نمی‌توانیم ایالت‌ها را به رفع تحریم‌های ایران ملزم کنیم
خبرگزاری باشگاه خبرنگاران: جان کربی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در نشست خبری چندی پیش تصریح کرد: دولت باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا نمی‌تواند ایالت‌های این کشور را به لغو تحریم‌ها علیه ایران ملزم بکند. کربی در بخش دیگری از اظهاراتش گفت: ما نمی‌توانیم به آنها دستور بدهیم قانون‌ها و قواعدشان را تغییر دهند. هدف فقط جلب کردن توجه آنها به این تغییرات و دادن منابع لازم به آنهاست تا آنها بتوانند آگاهانه تصمیم بگیرند. جان کربی همچنین گفت: خرید سامانه دفاع موشکی اس 300 از روسیه می‌تواند تهران را با تحریم‌های واشنگتن روبه‌رو کند.
مونیز: پیش از برجام، برنامه هسته‌ای ایران پیشرفتی باورنکردنی داشت
خبرگزاری تسنیم: ارنست مونیز، وزیر انرژی آمریکا گفت: برنامه هسته‌ای ایران پیش از برجام پیشرفتی باورنکردنی داشت. وی در بخش دیگری از اظهاراتش به تحریم‌های اقتصادی پیش از آغاز مذاکرات هسته‌ای علیه ایران اشاره و یادآوری کرد، تحریم‌های وضع شده به بهانه‌های غیرهسته‌ای کماکان پابرجا هستند و رفع نشده‌اند. مونیز گفت: با این حال، «مفری» که در پروتکل الحاقی وجود دارد. این است که در این سند برای کشورهای امضا کننده هیچ محدوده زمانی از لحاظ موافقت با ورود بازرسان آژانس تعیین نشده است.

 
 

صفحه ششم

 
 

تحلیل یک
علی قاسمی
   صبح صادق حوزه‌‌های کلان بودجه ۱۳۹۵ کل کشور را بررسی می‌کند
 انبساط بودجه در مجلس
 

پس از چند روز بحث و بررسی، چکش‌کاری و حتی اختلاف‌نظرهایی بین دولت و نمایندگان، بودجه سال 1395 با سقف 978 هزار میلیارد تومانی روانه شورای نگهبان شد تا در صورت تأیید نهایی به دولت رفته و پس از تنظیم آیین‌نامه‌های مربوطه به مرحله اجرا برسد. طبق روال اغلب دوره‌های بررسی لایحه بودجه در مجلس، این بار هم لایحه با تغییراتی همراه بود و در کنار برخی بندها و تبصره‌ها، حذف‌ها و اضافات، سقف‌های کلی بودجه 1395 با 135 رأی موافق، 37 رأی مخالف و 6 رأی ممتنع به تصویب رسید. بودجه از حیث کل منابع بیش از 978 هزار میلیارد تومان بسته شده که نسبت به 952 هزار میلیارد تومان پیشنهادی دولت در لایحه، حدود ۲۶ هزار میلیارد تومان افزایش دارد. بودجه عمومی، بخش اصلی بودجه به بیش از 335 هزار میلیارد تومان رسیده است که رشد ۳۵ هزار میلیارد تومانی را نشان می‌دهد. بخش عمده دیگر بودجه 978 هزار میلیارد تومانی به بودجه‌ شرکت‌های دولتی، بانک‌ها و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت با مبلغ 662 هزار و 800 میلیارد تومان اختصاص دارد. به دلیل گستردگی موضوع بودجه، در این مقال تنها چند سرفصل از موضوعات مهم و اساسی آن واکاوی خواهد شد.

دخل و خرج هدفمندی یارانه‌ها
بر اساس بندهای الحاقی هزینه‌ای تبصره 14 مقرر شد در اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی و تقویت تولید ملی منابع حاصل از حذف دهک‌های پردرآمد جامعه به شکل زیر هزینه شود:
الف‌ـ 30 درصد از منابع برای یارانه سود تسهیلات اشتغال با اولویت خانوارهای تحت پوشش کمیته امداد امام خمینی(ره)، بهزیستی، ایثارگران، رزمندگان معسر و فارغ‌التحصیلان دانشگاهی جوان؛
ب‌ـ 35 درصد برای پرداخت یارانه سود تسهیلات به واحدهای کوچک و متوسط صنعتی، معدنی و کشاورزی، خدمات فنی و مهندسی و گردشگری و صادراتی؛
ج ـ 15 درصد برای حمایت از نوسازی صنایع با رویکرد کاهش مصرف انرژی؛
د ـ 20 درصد برای ارائه مشوق‌ها و زیرساخت‌های صادراتی.
همچنین خانوارهایی که تعداد فرزندان تحت تکفل آنها پنج نفر و بیشتر باشد از شمول این تبصره خارج بوده و با هر درآمدی از دریافت یارانه برخوردار می‌شوند. دولت موظف است در تشخیص خانوارهای سه دهک اول درآمدی تعداد جمعیت خانوارها را مورد توجه قرار دهد و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی نیز وظیفه دارد هر سه ماه یک بار گزارش اجرای این تبصره را به مجلس ارائه کند.
با تصویب این تبصره، نوبخت، رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کل کشور ضمن نگرانی از مصوبه در مجلس شورای اسلامی، حذف یارانه 24 میلیون نفر را برای دولت امکان‌پذیر ندانست و گفت: «حال آنکه مجلس در صورت عدم این کار دولت را متخلّف قلمداد می‌کند و این انتظار از مجلس نبود که در این مسیر گام بردارد. ما در سال گذشته حدود چهار و نیم میلیون نفر را از دریافت یارانه محروم کردیم و در نیمه راه بنا به برخی اعتراضات و گزارش‌ها متوجه شدیم که دولت در حذف برخی خانوارها ظلم کرده و در نهایت حدود 1 میلیون و 500 هزار نفر را به جمع یارانه‌بگیران اضافه کرده، حال در این شرایط مجلس از ما می‌خواهد 24 میلیون نفر را حذف کنیم که این برای ما شدنی نیست.» حال اگر دولت اراده به حذف یارانه افراد کند، رقمی حدود 12 هزار میلیارد تومان منابع در اختیار دولت قرار می‌گیرد و با این کار می‌تواند به بخش‌های مختلف اشتغال و صنعت کمک کند، چون در حال حاضر مشکل اشتغال و رکود اصلی‌ترین مشکل کشور است.

تصویب بند چالشی بنزین در بودجه 95
نمایندگان مجلس شورای اسلامی یکی از بندهای جنجالی که قیمت بنزین بود را در بند الحاقی اول تبصره 14 لایحه بودجه سال 95 به این صورت به تصویب رساندند که طی آن دولت موظف است حداکثر چهار ماه از تصویب این قانون کلیه وسایل نقلیه سبک و سنگین اعم از بنزینی، گازوئیلی و دوگانه‌سوز را به کارت سوخت مجهز کند و از آن تاریخ عرضه هرگونه سوخت به کلیه وسایل نقلیه صرفاً با استفاده از کارت مذکور و براساس بندهای زیر انجام می‌پذیرد:
الف ـ هزینه واگذاری کارت هوشمند سوخت از مالک خودرو دریافت شود؛
ب ـ قیمت انواع سوخت برابر قیمت آنها در پایان سال 1394 با رعایت بندهای این تبصره خواهد بود.
در صورتی که وسیله نقلیه با استفاده از کارت سوخت جایگاه یا مازاد بر سهمیه تعیین شده از سوی دولت (سهمیه پایه) سوخت‌گیری کند، بهای سوخت تحویلی براساس قیمت تمام شده خواهد بود. قیمت تمام‌شده موضوع این تبصره عبارت است از قیمت تحویل در بندر (فوب) خلیج‌فارس به اضافه هزینه‌های جانبی شامل ریزش، تبخیر، بیمه، انتقال، حمل، توزیع و عوارض قانونی، قانون مالیات بر ارزش افزوده و نرخ کارمزد مناسب پرداختی به جایگاه‌داران که از سوی دولت تأمین می‌شود.

درآمد پایدار مالیات در بودجه 95
ماليات از يک سو ابزاري براي تأمين مالي مخارج سرمايه‌گذاري و سرمايه در گردش دولت بوده و از سوي ديگر براي توزيع عادلانه ثروت و درآمد تک‌تک افراد کشور، تحت عنوان اثر باز توزيعي درآمد است. به این ترتيب دولت‌ها با استفاده از ابزار دريافت انواع ماليات‌ها از افراد حقيقي و حقوقي کشور، درآمد لازم براي انجام فعاليت‌هاي حياتي افزايش امنيت، بهداشت، آموزش، ايجاد زيرساخت و بستر فعاليت‌های سخت‌افزاري و نرم‌افزاري و... کشور را تأمين مي‌کنند. در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته و حتی در حال توسعه حدود 90 درصد پرداخت‌های جاری دولت، از طریق مالیات‌ها تأمین می‌شود، در حالی که سهم مالیات در بودجه ایران طی ده سال گذشته فقط 25 تا 33 درصد بوده است. طبق آمار، درآمد مالیاتی کشورهای صنعتی رقم بسیار بالایی را به خود اختصاص می‌دهند. این رقم برای آمریکا 97 درصد، اتریش 94 درصد، استرالیا 91 درصد و کشورهای اتحادیه اروپا 93 درصد است. با این توصیف، درآمدهای مالیاتی در لایحه بودجه سال ۹۵، حدود ۱۰۱ هزار میلیارد تومان در نظر گرفته شده که ۷/۱۴ درصد بیشتر از رقم ۳/۸۸ هزار میلیارد تومانی مصوب در بودجه سال ۹۴ است. نرخ مالیات بر ارزش افزوده در لایحه بودجه سال ۹۵ نسبت به لایحه بودجه سال ۹۴ به میزان ۹ درصد هیچ تغییری نکرده است. در لایحه بودجه برای سال 1395 رقم مالیات بر ارزش ‌افزوده حدود 29 هزار میلیارد تومان پیش‌بینی شده است. منابع وصولی از محل مالیات بر ارزش‌افزوده حدود 30 درصد از کل منابع مالیاتی و 57 درصد از مالیات‌های غیرمستقیم را پوشش می‌دهند. مالیات بر ارزش‌افزوده به جز در دو سال اول اجرا، عملکردهای بالای 100 درصد را تجربه کرده و طی سالیان گذشته عملکرد آن از رشد بالایی برخوردار بوده است، ولی باید توجه داشت که این به معنای اجرای کامل و دقیق قانون و تکمیل فرآیند مشمول شدن همه مودیان موضوع این قانون نیست. برای سال آینده این رقم افزایشی به دلیل پوشش بیشتر مالیات‌دهندگان افزایش حدود 4 هزار و 478 میلیارد تومان برآورد می‌شود. در اين راستا ماليات و درآمدهاي مالياتي را مي‌توان به تنهايي از بزرگ‌ترين ابزارهاي دولت در مسير اعتلاي اقتصاد مقاومتي دانست. تكيه دولت به منابع مالياتي سبب كاهش وابستگي دولت و ملت به منابع زيرزميني مي‌‌شود. با این کار يكي از مهم‌ترين بستر‌ها و شاخص‌ها در زمینه اجرايي شدن اقتصاد مقاومتي در كشور مهيا شده است و با تداوم حركت‌هايي از اين دست مي‌توان به شكوفايي هرچه بيشتر اقتصاد مقاومتي و به تبع آن اعتلاي نظام اقتصاد ايران چشم اميد داشت. يکي از اين درآمدهاي پايدار که در بيشتر جوامع و دولت‌ها در تأمين بودجه و هزينه‌هاي عمومي بسيار مؤثر است، «ماليات» است که به «درآمد پاک» معروف است. البته، باید این نکته را یادآور شویم که در بودجه 95 با اصلاح قانون برخی معافیت‌های مالیاتی لغو شده و همچنین با بودجه‌ای که در اختیار سازمان امور مالیاتی قرار داده شده است باید بخش ناشناخته‌ای که تاکنون مالیات نمی‌پرداختند، شناسایی شوند و افزایش نرخ مالیاتی برای کارکنان دولت و کسبه امسال در دستور کار نیست.

قیمت بالای نفت خلاف جهت اقتصاد مقاومتی
قیمت نفت بالاتر از قیمت کنونی 40 دلار در هر بشکه در نظر گرفته شده است که تحقق آن تقریباً و به پیش‌بینی کارشناسان محال است و حتی برخی کارشناسان با پیش‌بینی روند کاهشی قیمت نفت، رقم‌های پایین‌تری اعلام می‌کنند. نکته قابل تأمل در برآورد غیرکارشناسی قیمت نفت این است که در صورتی که دولت دچار کسری بودجه شود، در پرداخت بدهی‌ها دچار مشکل شده، بودجه پروژه‌های عمرانی کاهش می‌یابد و در عمل بخش‌های تولیدی متضرر خواهند شد. وزیر نفت فراتر از مبلغ معین شده 40 دلاری نفت درباره پیش‌بینی صادرات نفت ایران معتقد است: «مقدار صادرات نفت ایران امسال در بودجه، دو میلیون و ٢٥٠ هزار بشکه در روز پیش‌بینی شده است. در صورتی که میانگین صادرات نفت ما در ١٠ ماه سال ٩٤ روزانه یک میلیون و ٣٥٠ هزار بشکه بوده است. بعید به نظر می‌رسد این میزان افزایش تخمین زده شده عملی شود؛ چرا که با احتساب فروش روزانه دو میلیون و 250 هزار بشکه نفت از سوی ایران در سال 95 و در نظر گرفتن نرخ 40 دلاری برای نفت ایران می‌توان تخمین زد که در طول 365 روز امسال ایران می‌تواند روزانه 90 میلیون دلار درآمد نفتی داشته باشد. در واقع، با این پیش‌بینی‌های دولت در مجموع طی سال 95 ایران می‌تواند 32 میلیارد و 850 میلیون دلار نفت بفروشد. حال اگر همین رقم را با قیمت ارز 2997 تومان محاسبه کنیم، 96 هزار میلیارد تومان می‌شود. حال باید دید این میزان چقدر نسبت به درآمدهای نفتی سال 94 افزایش خواهد داشت. این موضوع انضباط مالی بودجه را به هم می‌ریزد. با توجه به شرایط حاکم بر بازار پیش‌بینی دولت برای قیمت نفت در لایحه بودجه 95 واقع‌بینانه نیست. در اصل قیمت نفت پیش‌بینی شده باید همواره از بین 7 تا 5 دلار از قیمت قابل تحقق، پایین‌تر باشد. در صورت افزایش بالاتر از این حد مابقی را به صندوق توسعه ملی واریز می‌کردیم. بنابراین به نظر می‌رسد دولت با تعیین قیمت 40 دلار برای نفت در لایحه بودجه 95 به دنبال جبران کسری بودجه خود بوده است، اما این راهکار دولت هم اشتباه است؛ زیرا در صورت تحقق نفت 40 دلاری وابستگی بودجه دولت به نفت بیشتر می‌شود و این برخلاف اهداف اقتصاد مقاومتی است.

رویکرد کلان بودجه دفاعی ـ نظامی سال 95
یکی از موضوعات مهم و اولویت‌های اصلی هر کشور در نظام بودجه‌ریزی، موضوع اعتبارات دفاعی، نظامی و بودجه نیروهای مسلح آن کشور است. این مسئله و اهمیت جایگاه این حوزه، مقامات کشورها را بر آن داشته است، که هر ساله در تصویب اعتبارات دستگاه‌ها و سازمان‌ها، اعتبارات مناسبی به تقویت حوزه دفاعی و نظامی‌شان اختصاص دهند. جمهوری اسلامی ایران نیز از آغاز انقلاب اسلامی و با بروز جنگ تحمیلی هشت ساله، تاکنون قدم‌های اساسی و مثبتی را در زمینه تقویت بنیه دفاعی و نظامی خود برداشته و در شرایط کنونی و به اذعان متخصصان این حوزه، ایران از نظر قدرت نظامی و بازدارندگی در سطح منطقه در جایگاه نخست قرار دارد. خوشبختانه با وجود تنگناهای اقتصادی در چند سال اخیر و اعمال تحریم علیه ایران، اعتبارات خوبی در حوزه دفاعی و نظامی در نظر گرفته شده و امسال نیز متناسب با گذشته، بودجه‌ای در لایحه بودجه سال 95 پیش‌بینی شده است. این در حالی است که در مقایسه با کشورهای منطقه رقم بودجه ما خیلی پایین‌تر است. بر اساس آمار گلوبال فایر پاور، از نظر بودجه نظامی در منطقه غرب آسیا، عربستان با 52 میلیارد و 725 میلیون دلار، رژیم صهیونیستی با 17 میلیارد دلار، امارات عربی متحده با 14 میلیارد و 375 میلیون دلار و پاکستان با 7 میلیارد دلار رتبه‌های اول تا چهارم منطقه غرب آسیا را دارند. کشور ایران در رتبه بعدی است.
همچنین به دولت اجازه داده شد تا کلیه مشمولان خدمت وظیفه عمومی را که بیش از هشت سال غیبت دارند با پرداخت جریمه مدت زمان غیبت، به صورت یکجا یا تقسیط تا پایان 1395 معاف کند. بر اساس این مصوبه مقرر شد تمام درآمدهای حاصل از اعطای معافیت‌های مشمولان به حساب درآمد عمومی کشور تا مبلغ 3500 میلیارد تومان به صورت مساوی برای تقویت بنیه دفاعی نیروهای مسلح هزینه شود. ذکر این نکته ضروری است که رویکرد و راهبرد جمهوری اسلامی ایران در حوزه نظامی و دفاعی بر پایه تکیه بر توان داخلی و نیروهای بومی است و اکثر احتیاجات خود را در داخل کشور تولید می‌کند، این مسئله موجب شده که با وجود بودجه بسیار پایین جمهوری اسلامی ایران در قیاس با برخی کشورهای منطقه، ایران در جایگاه بسیار خوبی قرار داشته باشد. یکی از نکات قابل توجه و مهم در حوزه پیشرفت‌های جمهوری اسلامی ایران در حوزه دفاعی و قدرت بازدارندگی حمایت‌های رهبر معظم انقلاب از این بخش بوده است، به طوری که معظم‌له حتی در سیاست‌های ابلاغی برنامه ششم توسعه نیز بر افزایش توان دفاعی در تراز قدرت منطقه‌ای، تأکید داشته‌اند.
در پایان باید گفت لایحه بودجه امسال با حدود 40 روز تأخیر در 26 دی ماه سال گذشته و درست در اولین روز اجرایی شدن برجام روانه مجلس شد و با وجود اصرار دولت برای تصویب در سال گذشته، این درخواست با توجه به درگیری مجلس در انتخابات دور دهم ملغی شده و به سال جدید کشیده شد. بر این اساس، دولت سال مالی 1395 را بودجه دو دوازدهم که بر مبنای بودجه سال گذشته است، شروع کرد.


نگاه یک
محمدرضا مرادی

 چهار پیام انتخابات پارلمانی سوریه
 

انتخابات پارلمانی سوریه روز چهارشنبه 27 فروردین برگزار شد. این انتخابات از آنجا اهمیت داشت که اوضاع داخلی کشور مساعد برگزاری انتخاباتی ایمن نبود و احتمال هرگونه حادثه‌ای وجود داشت. در این انتخابات حزب حامی رئیس‌جمهور سوریه و متحدان آن، در قالب ائتلاف «اتحاد ملی» توانستند در مجموع ۲۰۰ کرسی از ۲۵۰ کرسی پارلمان سوریه را کسب کرده و به پیروزی برسند. بر اساس نتایج، هشت میلیون و ۸۳۴ هزار و ۹۹۴ نفر حق رأی داشتند که از این تعداد پنج میلیون و ۸۵ هزار و ۴۴۴ نفر رأی دادند و به این ترتیب میزان مشارکت در انتخابات به نزدیک 58 درصد رسید. برخی کشورها، از جمله آمریکا و فرانسه انتخابات پارلمانی سوریه را که همزمان با آغاز مذاکرات صلح این کشور در ژنو برگزار شد، غیرقانونی خواندند. استقبال مردم از انتخابات سوریه سبب شد حتی «آسوشیتدپرس» پیش‌بینی کند، انتخابات پارلمانی در سوریه مهر تأییدی برای بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه است؛ در اوضاع فعلی که ارتش سوریه درگیر نبرد با تروریست‌هاست، تبلیغات رسانه‌ای کشورهای مرتجع عربی و حامیان غربی آنها حکایت از عدم اقتدار دولت بر استان‌های مختلف دارد، اما این انتخابات نشان داد نه تنها ارتش سوریه بر بیشتر استان‌های کشور تسلط دارد، بلکه مردم این کشور نیز همانند گذشته طرفدار دولت مرکزی و بازگشت آرامش به کشور هستند. نکته مهم درباره این انتخابات این است که مراکز اخذ رأی در 12 استان از 14 استان سوریه به جز استان رقه که تحت سلطه گروه تکفیری صهیونیستی داعش است و همچنین استان ادلب در شمال غرب سوریه که تحت سلطه گروه تکفیری صهیونیستی جبهه النصره قرار دارد، دایر شد. استقبال گسترده مردم ، پیام‌های مهمی را به دشمنان سوریه مخابره کرد. برخی از مهم‌ترین پیام‌های این مشارکت گسترده عبارتند از:
۱ـ اهرمی مؤثر برای وزن‌کشی جایگاه و منزلت دولت و شورشیان سوریه بین مردم این کشور است؛ ۲ـ وزن دولت این کشور را در مذاکرات ژنو بیشتر می‌کند؛ ۳ـ پشتوانه محکمی برای مشروعیت یافتن ادامه تهاجم نظامی ارتش سوریه و متحدان آن به مواضع شورشیان و تروریست‌ها در صورت شکست آتش‌بس است؛ ۴ـ ادعا‌های دموکراتیک کشور‌های غربی را در توجیه حمایت از شورشیان و تروریست‌ها در سوریه، زیر سؤال می‌برد.
اما با وجود آنکه سوریه درگیر جنگی تحمیلی و خانمان‌سوز است، دولت این کشور باز حاضر نشد انتخابات را تعطیل کند. این در حالی است که بسیاری از کشورهای عربی که مورد حمایت آمریکا هستند، اصولاً با واژه‌ای به نام انتخابات بیگانه هستند؛ اما هیچ اعتراضی از طرف کشورهای غربی متوجه این کشورها نیست، زیرا انتخابات و دموکراسی تنها ابزارهایی برای تأمین منافع کشورهای غربی هستند. در این ارتباط محافل غربی و صهیونیستی مدعی حمایت از دموکراسی نه تنها از اجرای انتخابات در سوریه حمایت نکردند، بلکه به اقدامات و ادعا‌های تهدید و تحریک‌آمیز برای دامن زدن به بحران در سوریه متوسل شدند. برخی کشورها منافع خود را در حل نشدن پرونده سوریه و تداوم بی‌ثباتی در این کشور می‌بینند. کشورهای غربی در شعارهای رسانه‌ای بارها بر فرایند سیاسی در سوریه تأکید کرده‌اند؛ اما برگزاری انتخابات پارلمانی در سوریه که یکی از مهم‌ترین مراحل تحقق فرایند سیاسی است، نه تنها با استقبال آنها مواجه نشد، بلکه محکوم نیز شد. البته این محکومیت کاملاً طبیعی بود؛ چرا که آنها در چند سال گذشته از هیچ تلاشی برای برکناری بشار اسد دریغ نکرده‌اند و اکنون نیز پس از گذشت پنج سال از شروع جنگ داخلی سوریه، بشار اسد با قدرت تمام اقدام به برگزاری انتخابات پارلمانی کرد و این پیام را به دشمنانش فرستاد که دولت مرکزی با اقتدار حکومت می‌کند. طبیعی است که بازخورد این پیام، محکومیت اصل انتخابات باشد.


نگاه دو
مریم فتاحی

 فروپاشی اتحادیه اروپا در سایه چالش‌های سه گانه
 

اکنون اتحادیه اروپا در چالشی‌ترین دوران خود به سر می‌برد. بحران اقتصادی، مشکلات امنیتی و اکنون نیز بحران پناه‌جویان سبب شده است تا این اتحادیه موجودیت و بقای خود را در خطر ببیند. این اتحادیه یک اتحادیه اقتصادی- سیاسی است که از ۲۸ کشور اروپایی تشکیل شده ‌است. منشأ اتحادیه اروپا به جامعه اقتصادی اروپا که در سال ۱۹۵۷ با توافقنامه رم بین شش کشور اروپایی شکل گرفت و صرفاً یک اتحادیه اقتصادی بود، باز می‌گردد. از آن تاریخ با اضافه شدن اعضای جدید، اتحادیه اروپا بزرگ‌تر شد. در سال ۱۹۹۳، توافق ماستریخت چارچوب قانونی کنونی اتحادیه را پایه‌گذاری کرد. اما این اتحادیه اکنون دوران سختی را سپری می‌کند. سه چالش اقتصادی- امنیتی و هویتی سبب شده است کارشناسان و مقامات اروپایی آینده‌ مطلوبی را برای اتحادیه اروپا متصور نباشند.
۱- بحران یورو؛ بحران اصلی که اتحادیه اروپا در آن قرار گرفته است همان موضوعی است که اتحادیه اروپا آن را هدف اصلی خود قرار داد و به خاطر آن تشکیل شد؛ یعنی «رشد اقتصادی». بحران یورو که دلیل اصلی فلج شدن پایه‌های اتحادیه اروپا بود از یونان شروع شد و دامن‌گیر سایر کشورهای اتحادیه اروپا نیز شد. بسیاری از کارشناسان معتقدند بحران مالی که اکنون یونان را تا مرز ورشکستگی پیش برده است در آینده کشورهای دیگر منطقه یورو را نیز درگیر خواهد کرد و این فرآیند آغازی بر فروپاشی همگرایی و نقطه عزیمت واگرایی در اتحادیه اروپا خواهد بود.
۲- واگرایی در اتحادیه اروپا؛ در میان انگلیسی‌ها یک دیدگاه تاریخی وجود دارد و آن، این است که عضویت بریتانیا در اتحادیه اروپا موجب محدودیت قدرت و افول ادعای باکینگهام در جهان شده است. بریتانیایی‌ها به دلیل برتری‌جویی نسبت به قاره سبز و اینکه راه را برای خروج از اتحادیه اروپا باز نگه دارند، وارد بازار مشترک مالی یورو نشده‌اند. اتحادیه اروپا که لندن را ناچار به عضویت در اتحادیه اروپا کرده است به شدت نگران خروج آنها و فروپاشی اتحادیه اروپا است. موضوع خروج انگلیس از اتحادیه اروپا در چند ماه اخیر بیش از هر زمانی مطرح و جدی شده است و قرار است در این مورد یک همه‌پرسی برگزار شود. تعصب ملی‌گرایی در بین کشورهای اروپایی در سال‌های اخیر افزایش یافته است و به نظر می‌رسد در صورت جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا سایر کشورهای اروپایی نیز اتفاق مشابهی را تجربه کنند و اتحادیه اروپا دچار فروپاشی شود.
۳- بحران پناه‌جویان؛ اما بحران جدیدی که اتحادیه اروپا با آن مواجه شده است مربوط به پناه‌جویان است. این مسئله سبب شده است تا اتحادیه اروپا به دلیل مسائل امنیتی مرزهای خود را به روی پناه‌جویان ببندد، اما باز این راه‌حل چندان کارساز نبوده و این اتحادیه دچار مشکل بزرگی شده است. رئیس‌جمهور آلمان به ‌تازگی ضمن هشدار به «فروپاشی اتحادیه اروپا» در سایه بحران پناهندگان از دولت آلمان خواسته است که در مقابله با این مسئله راه‌های جدیدی را انتخاب کند. «کریستوس استیلیاندس» کمیسر امور بشردوستانه و مدیریت بحران اتحادیه اروپا نیز با تأکید بر اینکه؛ «ما وظیفه داریم به پناهندگان کمک کنیم»، اروپا را در «آستانه سقوط» ارزیابی کرد. روزنامه نیویورک‌تایمز نیز در گزارشی نوشت: «بحران پناه‌جویان شکافی است که درون اتحادیه اروپا ایجاد شده است.»
در هر صورت این سه چالش سبب شده است تا کارشناسان، اتحادیه اروپا را در پایان راه خود ببینند. در صورت جدایی انگلیس از اتحادیه اروپا و موفق بودن این راه‌حل، سایر کشورهای این اتحادیه نیز مسیر انگلیس را خواهند پیمود و این می‌تواند مهر تأییدی بر پایان اتحادیه اروپا باشد. حتی اگر انگلیس در همه‌پرسی مجبور به ماندن در اتحادیه اروپا باشد باز مسائل اقتصادی و امنیتی دیگری وجود دارند که آینده اتحادیه اروپا را تیره و تار نشان می‌دهد.

 

 

صفحه  هفتم

 
 

گزارش یک
سید فخرالدین موسوی
نگاهی به چگونگی اجرای بند هشتم سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی
 کالای غیرایرانی در ویترین ایرانی

در بند هشتم سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی آمده است: «مدیریت مصرف با تأکید بر اجرای سیاست‌های کلی اصلاح الگوی مصرف و ترویج مصرف کالاهای داخلی همراه با برنامه‌ریزی برای ارتقای کیفیت و رقابت‌پذیری در تولید.» شاید این بند مهم‌ترین اصل این سند راهبردی و قلب تپنده اقتصاد مقاومتی باشد؛ زیرا در سایه تولید ملی که نیازمند درآمیختن دانش و صنعت و به‌کارگیری نیروی کار ماهر است، چرخ‌های اقتصاد به حرکت درخواهد آمد و سرمایه ایرانی چه از لحاظ نیروی انسانی و چه از نظر سرمایه ریالی در خدمت پیشرفت و توسعه کشور قرار خواهد گرفت. موضوعی که پیش از این نیز رهبر حکیم انقلاب اسلامی بر آن تأکید ویژه داشتند و شعار سال ۱۳۹۱ را نیز به این مسئله اختصاص دادند و آن را سال «حمایت از تولید داخلی، کار و سرمایه ایرانی» نام‌گذاری کردند تا به این واسطه سوگیری‌های کلی دستگاه‌های مختلف را به این سمت سوق دهند که اولویت و خط‌مشی سیاست‌گذاری و مدیریت کشور با توجه به افزایش ثروت ملی و سرمایه ایرانی شکل بگیرد. ایشان سال‌ها قبل‌تر از سال 1391 و پیش از آنکه دشمن به بهانه فناوری صلح‌آمیز هسته‌ای کشورمان بخواهد تحریم‌های گسترده مالی و اقتصادی را علیه ایران وضع کند و به ظن و گمان خود اقتصاد ایران را فلج کند و زمینه‌ساز تنش در ایران شود، هشدار و انذار داده بودند که باید اقتصادی متکی به درون و خوداتکا داشته باشیم تا راه را بر هر توطئه‌ای ببندیم؛ موضوعی که اگر به حقیقت آن سان که حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای بیان کردند، از سوی دولت‌های مختلف عملیاتی می‌شد، اکنون به جایی نمی‌رسیدیم که فردی حتی آب خوردن مردم را هم به تحریم‌های اقتصادی ربط دهد[...] و به لطف خارجی‌ها گره بزند؛ اما با کمال تأسف در طول این سال‌ها تا به امروز شاهد تغییر اساسی یا تلاش جدی در این باره نبوده‌ایم و گویی برخی اصلاً مسئله‌شان این موضوع نیست. چنانچه حتی می‌توان گفت: در برخی از حوزه‌ها به ویژه در دوران پسابرجام دچار یک عقب‌گرد شده‌ایم و کالا و سرمایه ایرانی مهجورتر شده‌ است، به‌گونه‌ای که نرخ واردات در کشور افزایش یافته و شرکت‌های خارجی فراوانی به جمع صادرکننده کالا به ایران پیوسته‌اند. بر اساس آمار رسمی گمرک جمهوری اسلامی ایران، واردات کشورمان از ایالات متحده آمریکا با افزایش 222 درصدی روبه‌رو بوده است. دیگر آمار موجود در مبادی رسمی ورود کالا به کشور نیز، از دو برابر شدن میزان واردات اقلام چینی به کشور در سه سال اخیر خبر می‌دهد که این حجم از واردات شامل چهار هزار و ۲۵۱ قلم کالا می‌شود. روندی که ادامه یافتن آن به معنای بحرانی‌تر شدن وضعیت تولید، تعطیلی بیشتر کارخانه‌ها و کارگاه‌ها و در نتیجه افزایش نرخ بیکاری در کشور خواهد بود؛ چنانچه بسیاری از اقتصاددانان درباره این روند ابراز نگرانی می‌کنند و آن را آفتی بزرگ برای کشور در اوضاع کنونی ‌می‌دانند. محمد خوش‌چهره از استادان اقتصاد در این‌باره می‌گوید: واردات گسترده و کم‌توجهی به بنیان‌های اصلی تولید ملی می‌تواند تشدیدکننده بحران در اقتصاد کشور باشد.
حال با این اوضاع، سؤال این است که برای اجرایی شدن این اصل چه تدابیری می‌توان اندیشید؟ برای به بار نشستن این تدابیر چه بایدها و نبایدهایی لازم است؟ چه تدابیر و تصمیماتی باید اتخاذ شود تا بند هشتم سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی به هدف خود نزدیک شود؟ بندی که اگر محقق شود، می‌تواند بسیاری از مسائل و مصائب اقتصادی کشور را حل‌وفصل کند.
حمایت از واحدهای تولیدی، پرداخت یارانه و تسهیلات به تولیدکنندگان، رفع موانع فعالیت‌ کارگاه‌های کوچک تولیدی، تبلیغات کم‌هزینه برای تولیدات داخلی، محکم‌تر کردن مبادی واردات کالا و پرهزینه‌تر کردن واردات کالا به کشور، جلوگیری از قاچاق کالا، فرهنگ‌سازی در سطح جامعه به منظور خرید کالای ایرانی و...، از جمله باید‌هایی است که کارشناسان امر بر آن تأکید می‌کنند! اما همه اینها در شرایطی تأثیرگذار خواهد بود که کالای ایرانی بتواند به سهولت و با ویژگی‌های مطلوب در دسترس مردم قرار گیرد؛ موضوعی که متأسفانه با چالش‌های فراوانی روبه‌رو است. عرضه فراوان کالاهای خارجی و ارائه تسهیلات برای فروش کالاهای خارجی حتی از سوی نهاد‌ها و فروشگاه‌های وابسته به دولت و حاکمیت از جمله این مسائل است.
این در حالی است که بر اساس اصول اقتصاد مقاومتی و بر اساس خرد و عقل اقتصادی، افزایش فرصت‌های شغلی و ایجاد امنیت شغلی برای کارگر ایرانی که اعضای این جامعه و دوستان و اقوام و آشنایان خود ما هستند، خرید کالای ایران نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت و تکلیف است.
البته در این میان شاید برخی از ما درباره کیفیت کالایی که بر روی آن «ساخت ایران» حک شده است، با کالاهای تولید شده در قطب‌های اقتصادی و صنعتی حرفی داشته باشیم و حتماً طرح این موضوع درباره بسیاری از کالاها نیز می‌تواند درست و صادقانه باشد؛ ولی نباید فراموش کرد که از یک سو، برخی کالاهای تولید داخل تفاوت زیادی در کیفیت و عملکرد با مشابه خارجی خود ندارند و تنها این تبلیغات مؤثرتر و حرفه‌ای‌تر شرکت‌های خارجی است که این‌گونه القا می‌کنند که کیفیت آنها متفاوت است. هر چند نمی‌تواند ذهنیت غلط جامعه و بدبینی به تولیدات داخلی را در این زمینه بی‌تأثیر دانست. گویی در فرهنگ ما ایرانیان نوعی نگاه اغراق‌آمیز به خارجی‌ها نهادینه شده است! و مصداق همان ضرب‌المثل است که می‌گوید: «مرغ همسایه غاز است»! از سوی دیگر، حتی اگر مسلم باشد که یک کالای ایرانی از همسان وارداتی خود به مراتب ضعیف‌تر و کم کیفیت‌تر است، باز هم این مسئله، نمی‌تواند توجیه درست و قابل قبولی برای خریداری نکردن کالای ایرانی باشد؛ چرا که اولاً؛ درآمد بسیاری از هموطنان‌مان که در بخش‌های تولیدی فعالیت می‌کنند، اعم از کارفرمایان، کارمندان، کارگران، توزیع‌کنندگان کالا و... در گرو فروش کالای ایرانی است و اگر این فروش با خلل یا کاهش روبه‌رو شود، به طور روشن و واضح درآمد این بخش از جامعه نیز کاهش خواهد یافت یا شغل خود را از دست خواهند داد. چنانچه در سال‌های اخیر تعدادی از کارخانه‌ها و کارگاه‌های کشور به دلیل مشکلات مالی و ناتوانی در فروش محصولات خود یا به عبارت بهتر ناتوانی در رقابت با کالای خارجی، اعم از وارداتی و قاچاق دست به تعدیل نیرو زدند و تعداد زیادی از نیروی کار کشور خانه‌نشین شدند. توجه به این نکته بسیار اهمیت دارد که خرید کالای ایرانی می‌تواند فرصت‌های شغلی فراوانی را برای نیروی کار ایرانی به وجود آورد. به عبارت بهتر، خرید ما در سهم خود و به حد و اندازه خود می‌تواند بر کاهش آمار بیکاری در کشور تأثیرگذار باشد، دوماً، تولیدکنندگان ایرانی تنها زمانی خواهند توانست به افزایش کیفیت کالای خود بیندیشد که از توان اقتصادی لازم برخوردار باشند؛ کارفرمایی که مدام با برگشت کالا روبه‌رو باشد و نتواند از پس هزینه‌های خود برآید یا تولیدکننده‌ای که کالاهای تولید شده‌اش در انبارها خاک بخورند و برای ادامه فعالیت هر روز مجبور باشد تعداد کمتری نیرو به کار گیرد، بی‌شک توان تلاش برای افزایش کیفیت کالای خود را هم نخواهد داشت. به زبان ساده‌تر، خرید کالای ایرانی با کیفیت متوسط و حتی ضعیف، این فرصت را به تولیدکننده ایرانی خواهد داد که به فکر افزایش کیفیت کالا باشد، همچنین این فرصت را برای کارخانه‌دار ما خلق می‌کند که ایده ایجاد یک برند معتبر ایرانی را در سر بپروراند و به ورود در بازارهای جهانی بیندیشد؛ زیرا تنها خلق یک چرخه سودآور تولید و فروش است که می‌تواند تولیدکننده ایرانی را به افزایش کیفیت و رقابت با برندهای معتبر جهانی ترغیب کند. ولی حال و با همه این تفاسیر شاهد یک رفتار کاملاً به دور از عقل و خرد اقتصادی در فضای اقتصادی کشور هستیم؛ در سالی که رهبر معظم انقلاب آن را سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» نام نهاده‌اند و باید اصول این سیاست با دقت، سرعت و جدیت بیشتری بررسی شود و در دستور کار قرار گیرد، همان روندهای اشتباه در حال امتداد یافتن هستند.
یکی از این روندهای اشتباهی که در سال جاری نیز شاهد ادامه آن هستیم، عرضه گسترده محصولات خارجی است. به تعبیر دیگر، تقدم داشتن کالای خارجی بر کالای ایرانی در بازارها و فروشگاه‌های زنجیره‌ای است. چنانچه پیشتر نیز گفته شد، با وجود اینکه چشم‌انداز اقتصادی کشور بر این نکته دلالت دارد که محصول تولید شده از سوی نیروی کار ایرانی، حتی با کیفیت پایین‌تر به مشابه خارجی‌اش باید در اولویت عرضه و فروش قرار گیرد، متأسفانه نه تنها در فروشگاه‌ها و مراکز فروش خصوصی که به سود بیشتر از فروش می‌اندیشند و نگاه صرف اقتصادی دارند، رعایت نمی‌شود؛ حتی در فروشگاه‌های زنجیره‌ای وابسته به نهادهای دولتی و حکومتی، که افزون‌بر عرضه کالا به عموم جامعه، باید در راستای سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، کالای ایرانی را در ویترین بگذارند و فرهنگ خرید کالای ایرانی را بسط و گسترش دهند، کالای خارجی در ویترین‌ها و قفسه‌های‌شان خودنمایی می‌کند. در حالی که آنها مکلفند برای کالای ایرانی تسهیلات ویژه قائل شوند و ویترین‌ها و قفسه‌های عرضه کالای‌شان را از محصولات خارجی خالی کنند. اما متأسفانه شواهد و مشاهدات خلاف این را نشان می‌دهد و کالا‌های ساخت ژاپن، کره، آلمان، چین و.... در این مراکز حرف اول را می‌زنند و حتی از تسهیلات فروش برخوردارند؛ در حالی که در مقابل کالاهای ایرانی مهجور مانده‌اند.
خبرنگار صبح صادق در روزهای اخیر برای تهیه گزارشی از چگونگی عرضه کالاهای ایرانی در فروشگاه‌های زنجیره‌ای «اتکا» وابسته به نیروهای مسلح ، به مثابه یک نمونه موفق از فروش کالای ایرانی، به چند شعبه از این فروشگاه مراجعه کرده و در کمال تعجب با انبوهی از کالاهای خارجی روبه‌رو ‌شده است که در بسیاری از موارد به صورت اقساط بلندمدت به فروش می‌رسند. گوشه‌ای از مشاهدات خبرنگار هفته‌نامه را در تصاویر این گزارش مشاهده می‌کنید.


نیم نگاه
یوسف قاسمی

اعتراف غرب به اشغال جولان
 

نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم غاصب صهیونیستی هفته گذشته (29 فروردین) نشست هفتگی وزرای کابینه خود را برای اولین‌بار در مناطق اشغالی جولان برگزار کرد و در این جلسه مدعی شد: «اسرائیل [رژیم صهیونیستی] شهرک‌سازی در بلندی‌های جولان را دو برابر خواهد کرد، بلندی‌های جولان متعلق به این رژیم است و جهان باید این مسئله را به رسمیت بشناسد. نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی تصریح کرد: «ما نه‌تنها از جولان عقب‌نشینی نخواهیم کرد، بلکه زمان آن رسیده است که جهان بداند بدون توجه به آنچه در سوریه رخ می‌دهد، خط مرزی بین سرزمین‌های اشغالی و سوریه تغییر نخواهد کرد.»
نتانیاهو قصد داشت با برگزاری جلسه هفتگی کابینه در جولان، به جامعه جهانی این پیام را ابلاغ کند که عقب‌نشینی اسرائیل از جولان نه در حال حاضر و نه در آینده مطرح نخواهد بود.
رسانه‌های صهیونیستی که به نوعی تلاش داشتند این اظهارات نتانیاهو را در پاسخ به مواضع اخیر «بشار اسد» درباره اعتراف غرب به اشغال شدن جولان از سوی رژیم اشغالگر قدس و بازگشت آن به سوریه نشان دهد، اعلام کردند: نتانیاهو از این امر نگران است که با حصول توافقی درباره آینده سوریه در جریان مذاکرات صلح سوریه در ژنو، جامعه جهانی تل‌آویو را برای عقب‌نشینی از منطقه جولان تحت فشار قرار دهد.
لغزش زبان نخست‌وزیر رژیم اشغالگر قدس مبنی بر اینکه رئیس‌جمهوری سوریه باید جولان را فراموش کند، شاید در نگاه اول غافلگیر کننده نبوده و جنبه روانی داشته باشد؛ اما با دیدی موشکافانه و عمیق به اظهارات نتانیاهو به خوبی می‌­توان فهمید که در پس آن، پیام­‌ها و اسراری وجود دارد که به تبیین و رمزگشایی نیاز دارد؛ از این رو برای روشن شدن اهداف پشت پرده این اظهارات نخست‌وزیر رژیم جعلی صهیونیستی ذکر چند نکته مهم ضروری به نظر می‌رسد؛
اول، در شرایطی که نزاع عبری- عربی به یک همکاری مشترک عربی- صهیونیستی تبدیل شده، فرصتی تاریخی به‌وجود آمده است تا سران غاصب صهیونیستی بدون هیچ واهمه‌ای از سوی سران عرب نه‌تنها بر اشغالگری خود ببالند، بلکه با گستاخی تمام از برگرداندن مناطق اشغالی به صاحبان اصلی‌­اش امتناع کنند که این خود اولین پیام برای منطقه غرب آسیاست و اینکه از این پس، منطقه شاهد دوران جدیدی خواهد بود که در آن «اشغالگری رژیم صهیونیستی» دیگر مسئله اصلی غرب آسیا به‌شمار نمی‌آید.
دوم، نتانیاهو با این اظهارات به دنبال آن است که به اعراب بفهماند قضیه «فلسطین» از همان روز آغاز درد و رنج سوریه تمام شد و از زمانی که حزب‌الله و  ایران در کنار سوریه و بحران آن قرار گرفتند، قضیه فلسطین به پایان رسید و مسئله اصلی، مقابله با جریان مقاومت و رهبری آن، یعنی جمهوری اسلامی ایران است.
سوم، در شرایطی که مقاومت مواضع گروه‌های تکفیری- صهیونیستی را در سوریه در هم بشکسته و آنها را به عقب‌نشینی وادار کرده است، تا جایی که پدر‌خوانده‌­های آنها را به ناچار به پای میز مذاکرات و توقف جنگ و برقراری آتش‌بس در سوریه کشانده، رژیم اشغالگر صهیونیستی برای به چالش کشاندن مذاکرات و نیز بایکوت کردن بحث بر روی بازگشت مناطق اشغالی جولان به سوریه، پیش‌دستی کرده و به حامیان غربی‌­اش پیام داده است که اسرائیل نه‌تنها بلندی­‌های جولان را پس نمی‌دهد، بلکه اجازه نخواهد داد موضوع «جولان» محل بحثی در مذاکرات توقف جنگ و برقراری آتش‌بس در سوریه داشته باشد.
البته نباید فراموش کرد که نتانیاهو با این اظهارات خود درباره جولان در نظر دارد عرب‌هایی را که با آن از در دوستی وارد شده‌اند، خطاب قرار داده و بگوید شما در وضعی هستید که همواره به اسرائیل نیاز دارید.


دریچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند
  وعده و وعیدهای توخالی انگلستان

در مبحث گذشته به امضای قراردادی بین دولت ایران و بریتانیا اشاره شد که مطابق با آن دو طرف توافق کردند درباره خسارات ناشی از جنگ هیچ اعتراضی نداشته باشند و درست به همین دلیل بود که گروه اعزامی از ایران در کنفرانس صلح ورسای هیچ‌گونه ادعایی نسبت به انگلستان نداشت و با وجود خسارات فراوانی که ایران از انگلستان در دوره جنگ دیده بود و قحطی و کشتار انبوه ایرانیان، مقصر اصلی این اتفاقات در حاشیه امن قرار گرفت.
مطابق با ماده هشتم قرارداد ۱۹۱۹، دولت ایران تقاضا داشت نسبت به تصحیح خطوط مرزی کشور در مناطقی خاص، اقداماتی صورت گیرد. بریتانیا وعده داد تقاضاهای ایران را در این زمینه مورد بررسی قرار دهد، اما در این باره هیچ قولی نداد؛ چرا که تعیین خطوط دقیق مرزی به زیان انگلستان بود؛ به ویژه در مناطق شرقی کشور نیز مقرر شد بریتانیا در هر مورد ویژه براساس عدالت و مقتضیات، دولت ایران را در رسیدن به اهدافش یاری کند.
بدون تردید بدترین مواد قرارداد همین دو بند بودند: اول اینکه؛ این بریتانیا بود که جنگی ناخواسته را همراه با متحد منطقه‌ای‌اش روسیه به ایران تحمیل کرد. روسیه با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ از مداخله در امور ایران کناره گرفت و زمام امور کشور به دست انگلستان افتاد. عدم طرح دعاوی ایران در زمینه خسارات ناشی از جنگ یک خیانت ملی به ‌شمار می‌آمد که در برابر آن عملاً هیچ چیزی جز وعده و وعید توخالی انگلستان نصیبش نمی‌شد. جنگ فقط سبب اشغال کشور نشد؛ بلکه به دنبال آن غارت منابع اقتصادی کشور، اراضی کشاورزی و گرسنگی گسترده را به ارمغان آورد که در اثر آن میلیون‌ها انسان از بین رفتند. به عبارتی، رسیدگی به مسئله خسارات ایران در جنگ می‌توانست سبب طرح بحث جنایات جنگی انگلستان و دول اشغالگر دیگر شود.
دوم اینکه؛ مسئله خطوط مرزی ایران باید حل می‌شد تا کانون‌های بحران‌خیز کشور از بین برود؛ اما در این مورد هم زمام امور در ازای وعده‌ای به انگلیسی‌ها سپرده شد، بدون اینکه تضمینی عملی برای حل بلندمدت آن اتخاذ شود؛ زیرا انگلیسی‌ها بودند که خطوط مرزی را تعیین کرده و همیشه کانون بحران را در مرزهای کشور افروخته نگه‌ می‌داشتند. موضوع مهم دیگر این بود که تصمیمات یاد شده همه در حالی گرفته می‌شد که نمایندگان مردم بر آن نظارتی نداشتند؛ یعنی مجلس وجود نداشت. بنابراین از نظر حقوقی هم این قول و قرارها بی‌ارزش بودند. اشغالگران انگلیسی‌ و عوامل وابسته داخلی آن هرگز نگذاشتند در طول سال‌های ۱۹۱۴ تا پایان سال ۱۹۱۹ آرامش در کشور برقرار شود و اوضاع به روال عادی برگردد. پیامدهای چنین اعمال خیانت‌باری هنوز خود را نشان می‌‌دهد. برای درک بهتر وضعیت مجلس ایران، کافی است توجه شود که در طول حدود پنج سال از ابتدای جنگ جهانی اول تا پایان ۱۹۱۹ شانزده کابینه در ایران ظهور کردند و هر یک پس از مدتی ساقط شدند. ظهور و سقوط پی‌درپی کابینه‌ها عمدتاً ناشی از بحران‌سازی انگلستان در این زمان بود.
نکته مهم دیگر برای جلب‌نظر ایران در قرارداد ۱۹۱۹، پیشنهاد صوری‌ای بود که کاکس طرف انگلیسی در این قرارداد مطرح کرد. او برای اینکه خود را مدافع منافع ایران نشان دهد، پیشنهاد کرد بخشی از سرزمین‌های قفقاز یا آسیای میانه یا نواحی مرزی ایران و عثمانی به ایران داده شود. وی مدعی شد که الحاق این سرزمین‌ها به ایران در عین اینکه با مسئله حق تعیین سرنوشت منافاتی ندارد، می‌تواند بخشی از خساراتی را که روسیه و عثمانی به ایران وارد کرده بودند جبران کند.
 

 

 

صفحه هشتم

 
 

 

احزاب
عبدالله شمسی

جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی ایران معاصر
  بررسی فرودستی یا حضور اجتماعی زنان در دوره قاجار
 

برخی با فرودست پنداشتن وضعیت زنان در ایران معتقدند که شکل‎گیری جنبش زنان و جریان فمینیسم در ایران، ریشه در فرودستی آنان دارد. از این رو، در ادامه، به منظور راستی‎آزمایی صحت چنین ادعایی، وضعیت زنان ایرانی و میزان حضور آنان در سه عرصه سیاست، اقتصاد و فرهنگ کشور بررسی و واکاوی خواهد شد.

ارزیابی گفتمان فرودستی زنان در عصر قاجار
درباره وضعیت زنان ایران در دوره قاجار، دو دیدگاه عمده وجود دارد؛ دیدگاه اول، متعلق به روشنفکران غربگرا و مستشرقان غربی است. در این دیدگاه، وضعیت زنان دوره قاجار بسیار تبعیض‌آمیز و تاریک معرفی می‌شود، گویی با زنان ایرانی در آن دوره، مانند یک زندانی رفتار می‌شده است که از بسیاری از حقوق فردی و اجتماعی محروم بوده‎اند. از این دیدگاه، به گفتمان روشنفکری یا گفتمان فرودستی زنان یاد می‌شود.
دیدگاه دوم، متعلق به کسانی است که بدون پیش‌فرض قرار دادن وضعیت زنان در غرب، ضمن ردّ سیاه‌نمایی دیدگاه فرودستی و پذیرش برخی سنت‎ها و رفتارهای نادرست از زنان، معتقدند که زنان دوران قاجار، متناسب با وضعیت فرهنگی ـ اجتماعی آن دوره، از حقوق فردی و اجتماعی لازم برخوردار بودند.
بیشتر نظراتی که در قالب گفتمان روشنفکری درباره وضعیت زنان ارائه شده‌اند، سه مشکل عمده دارند؛ اول اینکه بدون توجه به وضعیت فرهنگی - اجتماعی ایران آن دوره، با محور قرار دادن وضعیت فرهنگی‌ـ اجتماعی زنان در غرب، وضعیت زنان ایران را ارزیابی کرده‎اند.
دوم اینکه، به صورت کلی، مبهم و غیرعلمی، بدون تفکیک عرصه‎های مختلف اجتماع وضعیت زنان را توصیف کرده‌اند.
سوم اینکه٬ برخی از آن دیدگاه‎ها خالی از اغراض سیاسی و استعماری نبوده است.
بنابراین، توصیفی دقیق و واقع‎بینانه از وضعیت زنان ایران دوره قاجار، نیازمند بررسی وضعیت آنان در عرصه‎های مختلف اجتماع، یعنی سیاست، اقتصاد و فرهنگ بدون پیش‌فرض قرار دادن وضعیت زنان در غرب و با توجه به وضعیت فرهنگی‌ـ اجتماعی هر دوره تاریخی٬ از جمله دوران قاجار است.

وضعیت زنان
در عرصه سیاست
وضعیت زنان دوره قاجار از نظر مشارکت سیاسی تا بیش از سال 1285 ش، همانند بسیاری از مردان بوده است؛ زیرا به سبب وجود حکومت استبدادی قاجار هیچ‌یک از مردم ایران در آن دوره، حقوق و آزادی‌‎های سیاسی به مفهوم امروزی نداشتند. اگرچه، حکومت استبدادی قاجار در آن دوره، چهره‌ای نسبتاً مردانه داشته است و اداره کشور در دست معدودی از مردان بوده است، اما وضعیت استبدادی کشور نمی‌تواند معیار مناسبی برای سنجش سهم زنان در امور سیاسی باشد؛ زیرا هیچ قانون مدوّنی که مورد رضایت اکثریت مردم باشد در جامعه وجود نداشته است. با وجود این، نمی‌توان گفت که در این وضعیت زنان، هیچ نقشی نداشته‌اند؛ بلکه زنان دوران قاجار به طرق گوناگون در مسائل سیاسی‌ـ اجتماعی تأثیرگذار بوده‌اند. به عبارت دیگر٬ به طور کلی می‌توان گفت که زنان در دوره قاجار به دو صورت، مستقیم و غیرمستقیم در عرصه سیاسی حضوری مؤثر داشتند.
گزارش‎های متعدد تاریخی وجود دارد که برخی زنان به صورت پنهانی در نقش مادر، خواهر یا همسران شاه، به طور غیرمستقیم بر برخی تصمیم‌های حکومتی تأثیرگذار بودند.(۱) برای نمونه، به نقش چند نفر از زنان بانفوذ دوره قاجار اشاره می‎شود:
«آسیه خانم»، مادر فتحعلی‌شاه ملقب به «مهد علیا» از جمله زنانی است که با پادرمیانی‎اش مانع شروع جنگ داخلی در ایران میان سپاهیان فتحعلی‌شاه و سپاه برادرش حسینقلی‌خان می‎شود.(۲)
«ملک‎جهان خانم»، مادر ناصرالدین شاه، ملقب به «مهد علیا» یکی دیگر از زنان با نفوذ دربار است. وی در فاصله فوت محمدشاه و آمدن ناصرالدین میرزای ولیعهد از تبریز به تهران، حاکم واقعی کشور محسوب می‎شد. از جمله اقداماتی که وی در آن مدت، در راستای زمینه‎سازی سلطنت فرزندش انجام داد، عزل حاج‌میرزا آقاسی از صدارت، تنفیذ احکام حکّام ایلات و ولایات و حکم به ادامه کار آنها و رفع فتنه سیف‎الملوک میرزای قاجار می‌باشد.(۳) وی پس از به قدرت رسیدن ناصرالدین شاه نیز دارای نفوذ زیادی در دربار بود، به طوری که موجبات عزل، تبعید و در نهایت، قتل امیرکبیر را فراهم کرد.(۴)
«خانم‎باشی» نیز یکی دیگر از زنانی است که با گزارش اخبار اندرون و تصمیمات شاه به صدراعظم، سرانجام موجبات قتل ناصرالدین شاه را فراهم کرد.(۵)
«فخرالدّوله» دختر مظفرالدین‎شاه و نوه دختری امیرکبیر و «انیس‎الدوله» همسر ناصرالدین‎شاه نیز از جمله زنان مؤثر دوره قاجار بودند که نفوذ فوق‎العاده‎ای در دربار داشتند؛ به گونه‎ای که انیس‎الدوله کارگزاران حکومتی و سفرای خارجی را به حضور می‌پذیرفت. او در قضیه قیام تنباکو نیز در دربار در راستای حمایت از قیام مردم اقداماتی را انجام داد.(۶)
یکی از ویژگی‌های مهم و تأثیرگذار جنبش تنباکو، حضور پررنگ و پرشور بسیاری از زنان در خیابان‌ها برای شرکت در تظاهرات سیاسی بود. زنان در شهرهای مختلف ایران، فعالانه و پیشاپیش مردان علیه معاهده واگذاری تنباکو به شرکت انگلیسی تالبوت، به مبارزه پرداختند. زنان تهرانی در اعتراض به تهدید ناصرالدین‌شاه به تبعید میرزای‌آشتیانی در صورت عدم اجرای فرمان شاه مبنی بر کشیدن قلیان در ملأ عام، تجمعی را در سنگلج، محل استقرار میرزا تشکیل دادند و ضمن اعلام حمایت از ادامه جنبش، اقدام به بستن تمام دکّان‌های بازار کردند.(۷)
یکی دیگر از اقدامات زنان در تهران، این بود که آنها در حالی که سرهای خود را از روی چاقچور لجن مالیده بودند، با فریاد و فغان به سمت ارگ دولتی، مقرّ شاه و رجال دولت، حرکت کردند.(۸) زنان در این اقدام، آشکارا و بی‌محابا نسبت به شاه و همدستانش فحش می‎دادند و می‎گفتند: «ای خدا، می‎خواهند دین ما را ببرند٬ علمای ما را بیرون کنند تا فردا عقد ما را فرنگیان ببندند، اموات ما را فرنگیان کفن‌ودفن کنند و بر جنازه ما فرنگیان نماز بخوانند.»(۹)
زنان دربار ناصرالدین‌شاه نیز همسو با حرکت اعتراضی مردم، دست از استعمال توتون و تنباکو در دربار کشیدند و در مقابل درخواست ناصرالدین‌شاه مبنی بر آماده‌سازی قلیان، ضمن یادآوری حرمت تنباکو، به شاه می‌گویند: «همان کسی که ماها را به شما حلال کرده، همان‌کس قلیان را تا در اداره خارج مذهب است به ما حرام کرده است.»(۱۰)
زنان تبریزی نیز تحت رهبری «زینب‌پاشا» در کنار مردان در اقدامات اعتراضی علیه قرارداد «رژی» شرکت می‌کنند. یکی از اقدامات این زنان، اظهار اعتراض نسبت به قرارداد استعماری از طریق تلگراف زدن به شاه می‌باشد. اقدام به بستن بازار به زور اسلحه، از دیگر اقدامات اعتراضی زنان تبریزی به شمار می‌آید.(۱۱)
زنان شیرازی نیز همانند زنان تهرانی و تبریزی در کنار مردان دست به اعتراض می‌زنند. از اقدامات زنان شیرازی تجمع چند هزار نفری آنان به همراه مردان در شاهچراغ و بستن بازار در اعتراض به دستگیری و تبعید سیدعلی‌اکبر فال اسیری بود که در راستای حمایت از حکم تحریم تنباکو سخنرانی کرده بود.(۱۲)
زنان ایلات نیز همانند زنان شهری، در جریان مبارزات علیه قرارداد تنباکو، شرکت داشتند. آنان خواستار فسخ آن قرار‌داد بودند و به همین منظور، تلگراف‌های تهدیدآمیزی به تهران ارسال می‌کردند.(۱۳)
موارد و واقعه‌های متعدد دیگری همچون شورش نان، واقعه گریبایدف، حکمرانی مقطعی برخی زنان را می‌توان نام برد که در آن زنان نقش سیاسی فعال و قابل توجهی داشتند. در شماره‌های آتی به نقش زنان در دیگر ابعاد نیز پرداخته خواهد شد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
محمد رضا اسکندری
 معناکاوی دانشواژه جنگ نرم

تحول گفتمانی در موضوع جنگ، ظهور منابع قدرت نرم، پیشرفت روزافزون ابزارها و فناوری‌های ارتباطاتی نوین و توسعه دانش و علوم اجتماعی، گونه‌ جدیدی از جنگ با ماهیت نرم را شکل داده که با الگوهای گذشته در جنبه‌های مختلف متمایز است. این گونه جدید که به شکل‌های مختلف از سوی قدرت‌های خارجی علیه انقلاب اسلامی به کار گرفته می‌شود، به نحوی است که تنها با درک و شناخت درست از ابعاد و ماهیت آن می‌توان راهبردهای مقابله‌ای مؤثر و متناسب با تحولات در این حوزه را برای حفاظت و حراست از انقلاب اسلامی برگزید.
سلسله مباحث «تحلیلی بر نسل نوین جنگ نرم علیه انقلاب اسلامی»، در راستای فهم و تعقیب این هدف؛ سازمان معنایی، ابعاد، مختصات، فرایندها و الگوهای جنگ نرم و در نهایت راهبردها و سیاست‌هایی را که نظام سلطه و بازیگران جنگ نرم در دهه چهارم بر ضد جمهوری اسلامی دنبال می‌کنند، بررسی و تبیین می‌کند.

مفهوم‌شناسی جنگ نرم
برای فهم درست از مفهوم جنگ نرم لازم است سازمان معنایی و معناشناسی جنگ نرم، مرزهای مفهومی جنگ نرم با مفاهیم مشابه و تبارشناسی مفهومی جنگ نرم، بررسی و تشریح شود. در معناشناسی جنگ نرم، هدف این است که تلقی‌های مختلف از مفهوم جنگ نرم را برشمرده و پس از بررسی‌های به عمل آمده و تشریح سازمان معنایی آن، تعریف جنگ نرم شفاف‌تر شود، سپس با تعریف به دست آمده بتوان مرز مفهومی آن را با سایر مفاهیم مشابه، معین و در نهایت با تبارشناسی مفهومی سیر تطور آن را مشخص کرد. بررسی مفهوم جنگ نرم در پرتو تبیین دو جزء تشکیل‌دهنده آن، یعنی «جنگ» و «نرم» میسر است.
الف ـ واژه جنگ؛ واژه جنگ اگرچه دارای قدمت بسیار زیادی است، اما به دليل شباهت پديده‌هاي اجتماعي، تعريف‌هاي متنوعي برای آن وجود دارد. جنگ به لحاظ لغوی در فرهنگ عمید به معنای نبرد، کارزار، پیکار، آوَرد، زدوخورد و کشتار میان سپاهیان دو کشور آمده است.(عمید،1361: 383) در ادبیات عرب با واژگان حرب، نزاع، منازعه، قتال و جهاد از جنگ یاد می‌کنند. در زبان انگلیسی نیز عنوان‌هایwar ,warfare combat, fight, battle به کار برده شده است و دارای تعابیر بسیار متنوعی در فرهنگ ملل جهان است. کلمه War به معنای آشفتگی است. این آشفتگی به برهم خوردن نظم عادی و صلح بازمی‌گردد و می‌توان آن را نزاع و کشمکش نامید. (بی‌نام، 1376: 2) از حیث اصطلاحی نیز واژه جنگ دارای دو معنای خاص یا مضیق و عام یا موسع است:
۱ـ معنای خاص: جنگ در معنای خاص و از دیدگاه حقوق بین‌الملل و جامعه‌شناسان نظامی، رویارویی نظامی بین دو یگان نظامی است.
۲ـ معنای عام: جنگ به معنای عام به نفس رویارویی و نزاع اعم از نظامی و غیر نظامی اشاره دارد که با ابزارهای مختلف انجام شود. چنانچه برخی محققان مانند جوميني برای جنگ، اشكال متعددي نظير جنگ مداخله‌جويانه، جنگ عقايد، جنگ ملي و... ذکر کرده‌اند. (كركي،1383 :3)
با این وجود، وصف جنگ به واژه نرم تناقض‌نما نخواهد بود. آنچه در این رابطه مهم است، معنایی است که از واژه نرم اراده می‌شود.
ب ـ واژه نرم؛ یکی از ابهامات مهم در تعریف جنگ نرم که موجب قبض و بسط تعریف آن شده، واژه نرم است. صفت «نرم» برای جنگ می‌تواند برخی یا همه دلالت‌های زیر را شامل شود:
۱ـ شیوه اعمال: واژه نرم وصف‌کننده روش و شیوه‌های اعمال جنگ است.
۲ـ ابزار اِعمال: واژه نرم بر ابزارها و وسایلی مانند رسانه دلالت دارد که ويژگي بارزشان «معطوف بودن به ايده» است. این دسته از ابزارها، از مواجهه مستقيم «قدرت» با «فيزيک» تهدیدشونده، پرهيز کرده، آن را از «شبکه ذهن» مخاطب عبور داده و اعمال مي‌‌کنند. اهميت رسانه‌ها؛ اينترنت، فیلم، انيميشن، رمان و مقولاتي از اين قبيل، به آن دلیل است که قدرت را در فضاي ذهن تهدیدشونده، معنا کرده و از آن طريق به رفتار تبديل مي‌سازند. (افتخاری، 1388: 28) بنابراين تمامي اقداماتي که به نوعي اين هدف را دنبال کند، «نرم‌افزارانه» ارزيابي مي‌‌شود. البته جنگ نرم به این معنا نیست که همه ابزارهای اعمال آن انحصاراً نرم باشد، بلکه با ابزارهای سخت (مانند تهدید نظامی) یا نیمه‌سخت (مانند تحریم) نیز امکان وقوع دارد.
۳ـ هدف و آماج نرم: واژه نرم ناظر بر اهداف و آماج غیرفیزیکی و غیرمادی است. در جنگ نرم به جای هدف قراردادن توان و قدرت فيزيكي یا تخریب و حذف فیزیكی حریف و تصرف و اشغال سرزمین، نگرش‌ها، افکار، عواطف و احساسات، هویت، فرهنگ و سرمایه اجتماعی هدف قرار می‌گیرد. (مطالعات گروه جنگ نرم، 1388: 13). «اهداف نرم» متوجه موضوعاتی پيچيده‌تر و در لايه‌هاي زيرين پديده‌ها مي‌باشند؛ بازیگر جنگ نرم با تغییر يک «ايده» يا اصلاح يک «نگرش» در بازیگر هدف می‌تواند رفتارهاي آن را آن گونه که می‌خواهد متحول سازد.
۴ـ پیامد: واژه نرم دلالت بر نرم‌افزارانه بودن پیامد جنگ دارد. جنگ نرم برخلاف جنگ‌های سخت، به همراه خود ويراني، خرابي، قتل و كشتار ندارد؛ بلکه پیامدهای آن فروپاشی اذهان، پیوندهای عاطفی و ارزشی جامعه با حاکمیت و استحاله فکری و فرهنگی و سیاسی به شکل غیرمحسوس است.
۵ـ منابع: وصف نرم دلالت بر نرم بودن منابع جنگ دارد. منابع نرم نیز به آن دسته از قابلیت‌ها و توانایی‌هایی اطلاق می‌‌شود که در نهايت «استعداد و توان جذب» بازيگر را شکل مي‌دهند و شامل مؤلفه‌هايی چون فرهنگ (معرفتی، باوری، ارزشی، اخلاقی و هنجاری)، ارزش‌های سیاسی و اقتصادی و... می‌باشد. از این رو، زمانی که بازیگر قدرت در نبرد با حریف خود از منابع نرم برای غلبه بر آن بهره گیرد، جنگ نرم اطلاق می‌‌شود. از این حیث برخی از تحلیلگران جنگ نرم، آن را به معنای اعمال قدرت نرم برای شکل‌دهی به باورها، ارزش‌ها، هنجارها، ادراکات، انتظارات، ارجحیت‌ها، انتخاب‌ها و الگوهای رفتاری فردی و اجتماعی می‌دانند. (دهقانی فیروزآبادی،1390: 7)
در نتیجه، واژه نرم در ترکیب جنگ نرم، می‌تواند بر همه وجوه فوق، یعنی روش و شیوه، ابزار، منابع، آماج و اهداف و پیامدها دلالت داشته باشد. از این نظر، جنگ نرم به میزان برخورداری از عناصر نرم‌افزارانه فوق، طیفی را تشکیل می‌دهد که از جنگ نرم تمام‌عیار تا جنگ نیمه‌نرم و جنگ کم‌شدت نرم را شامل می‌شود.


اندیشه سیاسی مسلمانان
فتح‌الله پریشان

 حکومت جور و تعامل با آن از منظر فاضل هندی


به طور کلی، حکومت در منظومه فکری اسلام و اندیشه سیاسی دانشمندان و فقهای مسلمان که تبیین‌گران اندیشه اسلام هستند، به دو دسته اساسی بخش‌‌بندی می‌شود؛ یکی حکومت‌های عدل و فاضله و دیگری حکومت‌های جور و ظلمه. ملاک این دسته‌بندی هم مأذون و مشروع بودن یا نبودن آنها از سوی خداوند متعال است.
بر اساس آنچه گفته شد، از نظر بهاءالدین محمد اصفهانی مشهور به «فاضل هندی»،‌ حکومت مطلوب، حکومتی است که عاملان آن به نص الهی به چنین ریاستی دست یافته و از سوی خدا و رسول برای این مهم تعیین شده باشند؛ اما همه حکومت‌هایی که بر اساس نص الهی نبوده، بلکه بر اساس زور و غلبه یا به صرف توافق مردم یا بیعت آنان بر جوامع انسانی سلطه یافته باشند، حکومت‌های دنیوی و غیر شرعی بوده و از منظر وی، نامطلوب تلقی می‌شوند. از این رو از حاکمان چنین حکومت‌هایی با عناوینی، چون حاکمان گمراه، غاصب، ائمه جور، پادشاهان متغلب، فسقه و صاحب شوکت یاد کرده است.(1)
پس چنانچه عده‌ای اتفاق کنند که فرد غیر‌شایسته رهبری و امامت مَلک و پادشاه ایشان باشد و سیاست امور ملکی آنان کند، چنین اتفاق و عهدی حجیّت شرعی ندارد و مردم می‌توانند چنین عهدی را نقض کنند، زیرا معلوم نیست نقض چنین عهدی شرعاً جایز نباشد(2)؛ در حالی که درباره حکومت نبی و امام و حکومت مأذون از سوی ایشان، چنین امری جایز نیست و احدی نمی‌تواند به رأی و اجتهاد خود با آنها مخالفت کند.(3) گذشته از اینکه اگر هم عهد بستن عده‌ای با چنین افراد نا‌اهلی حجت باشد، تنها برای خود آنها حجیّت دارد و «معلوم نیست که اتفاق بر چنین عهدی حجت باشد، بر دیگران که بعد از آن هر که به حد بلوغ و رشد رسید یا به شرف اسلام مشرّف شد، باید که با ایشان اتفاق نماید بر آن عهد»،(4) بلکه اساساً «بر ایشان لازم نیست که اطاعت کنند از چنین شخصی، چنان که احدی قائل نیست که اگر اتفاق کنند، اهل عصری از مؤمنین بر نذر امری از امور، واجب شود بر سایر مؤمنان مثل آن نذر یا مثل آن منذور».(5)
با چنین برداشتی از حاکمان جائر و حکومت‌های جور، وی مانند دیگر علمای شیعه در تبیین چگونگی تعامل با این حاکمان، اصل اولی را عدم جواز همکاری و اعتماد بر آنها دانسته و معتقد است: هرگونه همکاری با آنها ممنوع و غیر مجاز است، زیرا همکاری با آنان رکون به ظالم و کمک و اعانت بر غصب مناصب امام بر حق تلقی می‌شود؛(۶) از این رو باید از هرگونه همکاری با آنها و قبول ولایت از سوی آنها و پرداختن حقوق اموال به ایشان اجتناب کرد و در قضاوت و دادرسی نباید به قُضات منتخب آنان رجوع کرد. البته روشن است که این اصل در شرایط عادی است؛ اما در شرایط غیر عادی و اضطراری حکم همکاری با آنها نیز متفاوت است؛ از این رو فاضل هندی نیز مانند بقیه علما ‌بین حاکمان مؤمن و عادل و حاکمان غیر مؤمن و ظالم از یک سو و بین کسانی که قادر به همکاری با رعایت شرایط لازم هستند و کسانی که قدرت چنین کاری را ندارند، از سوی دیگر و همچنین بین شرایط اضطراری و اختیاری تفاوت قائل شده و معتقد است:
قبول ولایت از سوی حاکمان جور، در حال اختیار جایز نیست؛ زیرا این امر رکون به ظالم و کمک و اعانت او در غصب منصب امام بر حق محسوب می‌شود و همچنان که امام صادق (ع) فرموده‌اند: «ولاه‌الجور و أتباعهم و‌العاملون لهم فی معصیه‌الله غیر جائز لمن دعوه إلی خدمتهم و‌العمل لهم اجابه دعوتهم و لاالقبول منهم.»(۷) قبول ولایت از ایشان و تابعان و عاملان آنها و خدمت در دربار ایشان و انجام عمل برای آنان غیرمجاز است، مگر برای کسانی که تمکّن از حکم به حق داشته باشند که در این صورت به علت قدرت این اشخاص به امر به معروف و نهی از منکر، پذیرش ولایت از سوی آنها جایز می‌شود.
*پی نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


 

اصطلاحات

 ترمینولوژی


 


مفهوم، رکن و عنصر اصلی تفکر است و از طریق زبان ارائه و مبادله می‌‌شود. امکانات بالقوه زبان نیز در جریان انتقال داده‌ها و اطلاعات، تبادل فکر و همچنین تلاش برای برقراری ارتباطات، از طریق تعیین واژه‌ها و اصطلاح‌ها به‌ کار می‌رود. در این میان، ترمینولوژی (Terminology)، به فرایند یا به زعم برخی‌ها به دانشی اطلاق می‌شود که اصطلاح Term را مطالعه و بررسی می‌کند و از این منظر اصطلاح‌شناسی نیز گفته می‌شود.
نخستین بار «گات فراید شوتز» در اواسط قرن هجدهم واژه ترمینولوژی یا اصطلاح‌شناسی را در زبان آلمانی به‌ کار برد و سپس به زبان انگلیسی راه یافت و به‌عنوان مترادف «فهرست نام‌ها» مورد استفاده قرار گرفت. در سال 1801، این واژه از طریق کتاب «نئولوژی» اثر «سباستین مرسیه» به زبان فرانسوی راه یافت. در انگلستان، ویلیام وول آن را «نظام اصطلاح‌های مربوط به توصیف طبیعیات» تعریف کرد.
در فرهنگ‌های مختلف تعریف‌های متفاوتی از واژه ترمینولوژی ارائه شده است. برخی این واژه را مناسب اصطلاح‌ها یا کلمات خاصی که در علوم، هنرها، حرفه‌ها و جزء آن به‌کار می‌رود، دانسته‌اند و برخی آن را مطالعه منظم اصطلاح‌ها، واژه‌ها و ترکیبات خاصی که برای نام‌گذاری طبقه اشیا و مفاهیم به‌ کار می‌رود و اصول کلی ناظر بر این مطالعه تعریف کرده‌اند.
اصطلاح‌شناسی، حوزه علمی نوینی است که اصطلاحات و مفاهیم را مطالعه علمی می‌کند. گروهی معتقدند که اصطلاح‌شناسی شاخه فرعی زبان‌شناسی است و گروهی نیز برآنند که اصطلاح‌شناسی علمی چند رشته‌ای است و علوم سازنده آن رایانه، اطلاع‌رسانی، فلسفه علم، زبان‌شناسی و جزء آن است. اندیشمند غربی «بودین» بر ماهیت میان‌رشته‌ای اصطلاح‌شناسی تأکید دارد و در عین حال، از برنامه‌ریزی زبان به‌مثابه حوزه‌ای که می‌تواند در خدمت اصطلاح‌شناسی قرار گیرد، سخن می‌گوید.
هرگاه اصطلاح‌شناسی را مطالعه نظام‌مند نام‌گذاری مفاهیم مربوط به رشته‌های تخصصی بدانیم، واژه‌های «مفهوم»، «رشته تخصصی» و «نام‌گذاری» دارای معانی ویژه‌ای خواهند بود. برای نمونه رشته تخصصی محیط خاص تجربه انسانی است که به رشته‌های فرعی تقسیم می‌شود. «جانورشناسی» و «گیاه‌شناسی» اجزای سازنده رشته تخصصی «علوم طبیعی» هستند.
مفاهیم را می‌توان هم به اشیا و رویدادها و هم به صفات، وابستگی‌ها و امور نسبت داد. مفهوم تنها ساختی ذهنی است که از انعکاس واقعیت یا شی خارجی در ذهن پدید می‌آید. به‌منظور تبادل و انتقال این ساخت ذهنی نماد یا نشانه‌ای به آن مفهوم اختصاص می‌یابد که در واقع نماینده آن است. این نماد در ارتباطات علمی و فنی، معمولاً اصطلاح یا واژه است. برای انتقال معنا و مفهوم، علاوه بر وسایل انتقال پیام، کلمات یا اصوات که سازندگان نمادها هستند نیز باید برای گوینده (یا فرستنده پیام) و شنونده (یا گیرنده پیام) روشن و دارای ارزش مشابه باشند و آنچه گوینده اظهار می‌کند تقریبأ همان تصور ذهنی را برای شنونده نیز پدید آورد، در غیر این صورت انتقال معنا پدید نمی‌آید.
 

 

صفحه نهم

 
 

حكایت زمانه
سیدهادی خسروشاهی
  مصدق در مسند نخست‌وزيري
 

هشتم ارديبهشت ماه سال ۱۳۳۰ شمسي، دکتر محمد مصدق با رأي نمايندگان دوره شانزدهم مجلس شوراي ملي به نخست‌وزيري ايران انتخاب شد.
در اين روز جمال امامي در جلسه فوق‌العاده مجلس به مصدق پيشنهاد داد تصدي پست نخست‌وزيري را بپذیرد که مصدق با آن موافقت کرد و طي رأي‌گيري‌اي که صورت گرفت، ۷۹ نماينده به مصدق رأي مثبت دادند. مصدق جريان انتخاب خود به نخست‌وزيري را چنين نوشته است: «شنبه ۸ ارديبهشت ۱۳۳۰ که روز جلسه مجلس نبود به مجلس شوراي ملي احضار شدم. اکثريت نمايندگان هم آمده بودند و مي‌خواستند در جلسه خصوصي به شور و مشورت بپردازند و تمايل خود را براي تعيين نخست‌وزيري به عرض شاهنشاه برسانند. از اينکه گفته شد آقاي حسين علا استعفا داده است تعجب کردم، چون که روز ششم ارديبهشت، شب که به خانه من آمده بودند و مي‌خواستند در خصوص يک موضوع با من مشورت کنند، هيچ يک از اين بابت، صحبتي نکردند و چون پیش از اين ملا‌قات در کميسيون نفت مجلس شوراي ملي بودم که طرح ۹ ماده‌اي جمعي از نمايندگان که براي ملي شدن صنعت نفت تنظيم شده بود و از تصويب کميسيون گذشت، نخست‌وزير را از جريان مطلع کردم و تقاضا نمودم که روز يکشنبه نهم ارديبهشت در جلسه رسمي‌ مجلس حضور يابند و موافقت دولت را در خصوص طرح مزبور اظهار نمايند و بعد در‌‌ همان جلسه درباره موضوعي که مي‌خواستند مشورت کنند، وارد مذاکره شويم که مورد موافقت قرار گرفت و از خانه من رفتند.
علت استعفاي نخست‌وزير را که از بعضي نمايندگان سؤال کردم، يکي از دوستان گفت حضرات (که مقصود انگليسي‌ها بودند) چنين تصور کرده‌اند از اين نخست‌وزير و امثال او کاري ساخته نيست و مي‌خواهند آقاي سيدضياءالدين طباطبايي را که هم‌اکنون به حضور شاهنشاه آمده و به انتظار رأي تمايل در آنجا نشسته است، وارد کار کنند. جلسه تشکيل شد، به مشورت پرداختند و چون اکثريت نمايندگان اين‌طور تصور مي‌کردند، تصدي آقاي سيدضياءالدين سبب خواهد شد که‌‌ همان بگير و ببند کودتاي سال ۱۲۹۹ تجديد شود، نه جرئت مي‌کردند از شخص ديگري براي تصدي اين مقام اسم ببرند، نه مقتضيات روز اجازه مي‌داد به کانديداي سياست بيگانه رأي بدهند که چون صحبت درگرفت و مذاکرات به طول انجاميد، براي تسريع در کار و خاتمه‌ دادن به مذاکرات، يکي از نمايندگان که چند روز پیش از کشته شدن رزم‌آرا، نخست‌وزير، به خانه من آمده بود و مرا از طرف شاهنشاه براي تصدي اين مقام دعوت کرده بود و هيچ تصور نمي‌کرد براي قبول کار حاضر شوم، اسمي‌ از من برد که بلاتأمل موافقت کردم و اين پيشامد سبب شد که نمايندگان از محظور در‌آيند و همه به اتفاق کف بزنند و به من تبريک بگويند.
موافقت من هم روي اين نظر بود که طرح نمايندگان راجع به ملي شدن صنعت نفت از بين نرود و در مجلس تصويب شود. چنانچه آقاي سيدضياءالدين نخست‌وزير مي‌شد، ديگر مجلس نمي‌گذاشت تا من بتوانم موضوع را تعقيب کنم. مرا هم با عده‌اي توقيف و يا تبعيد مي‌کرد. به‌طور خلا‌صه، مملکت را قرق مي‌کرد تا از هيچ کجا و هيچ کس، صدايي بلند نشود و او کار خود را به اتمام رساند. چنانچه شخص ديگري هم متصدي اين مقام مي‌شد، باز هم من نمي‌توانستم صنعت نفت را ملي کنم.»
چنانکه از مشروح مذاکرات جلسه صد‌و‌چهل‌و‌يکم مجلس شانزدهم شوراي ملي برمي‌آيد، خود مصدق هم در ابتدا به پيشنهاد امامي‌ روي خوش نشان نداده بود و در مقابل اين گفته او درباره اجراي ملي کردن صنعت نفت که: «در جلسه خصوصي آمديم يک ساعت استدلال کرديم. آقايان هم همه موافقت فرمودند، همه با نظر بنده موافق بودند. عرض کردم که اين موضوع به مرحله اجرايي رسيده است. وقتي به مرحله اجرايي در‌آمده است بالاخره بايد با حضور دولت باشد، چون مجري آن دولت است ما يک تکليف قانونگذاري داشتيم و آن را آورديم به مرحله عمل رسانيديم. قانونش را هم گذرانديم، حالا که به مرحله اجرا رسيده است اين سابقه نيست که بدون نظر دولت ما بيایيم اينجا دولت را مکلف به اجراي عملي بکنيم که خودش اطلاعي از آن ندارد و همچنين پيشنهاد بنده را آقايان پذيرفتيد. به همين دليل هم گفتم براي اينکه بحران ادامه پيدا نکند از آقاي دکتر مصدق استدعا کردم، آقايان هم موافقت فرمودند با نظر بنده، از ايشان استدعا کرديم که زمامداري را قبول بکنند تا فرمان‌شان صادر بشود.» مصدق پاسخ داد: «به هيچ وجه چنين صحبتي نشد.»
اما دقايقي بعد وقتي امامي‌ پيشنهادش را تکرار مي‌کند، اردلان مي‌گويد خودمان هم (به نخست‌وزيري مصدق) علاقه داشتيم.
مصدق در نخستين پيام راديويي‌اش به ملت ايران چنين گفت: «هموطنان عزيز، رأي بي‌سابقه و بي‌شائبه همکاران عزيزم، نمايندگان محترم مجلس شوراي ملي و مجلس سنا و اظهار تمايل آنها به زمامداري اينجانب سبب شد که از نظر فريضه ملي از قبول زمامداري خودداري نکنم، و امر اعلي‌حضرت همايون شاهنشاهي را در تشکيل دولت اطاعت نمايم.»
بنابراین دوازدهم ارديبهشت ماه دکتر مصدق کابينه خود را به اين شرح به مجلس شوراي ملي معرفي کرد: «حکيم‌الدوله وزير بهداري، يوسف مشاور وزير پست و تلگراف، باقر کاظمي وزير خارجه، جواد بوشهري وزير راه، محمدعلي وارسته وزير دارايي، علي هیئت وزير دادگستري، ضياءالملک فرمند وزير کشاورزي، تيمسار سپهبد نقدي وزير جنگ، تيمسار سرلشکر زاهدي وزير کشور، اميرتيمور کلاني وزير کار، کريم سنجابي وزير فرهنگ.»


روایت حماسه
تاریخ سیاسی دفاع مقدس
 
 قرارداد مرزی 1937 ايران و عراق
 

در جنگ جهاني اول دولت عثماني از متفقان شکست خورد و امپراتوري فروپاشيد. کشورهاي فاتح به‌ويژه انگليس و فرانسه متصرفات عثماني را در اروپا و غرب آسيا از آن جدا کردند که عراق و فلسطين سهم انگلستان شد. بر اثر مقاومت و ايستادگي ملت عراق کشور عراق مستقل شد و در اکتبر ۱۹۳۲م رسماًً به عضويت جامعه ملل درآمد و از نظر تشريفاتي به استقلال دست يافت، اما پیش از آنکه عراق به عنوان عضو رسمي جامعه ملل پذيرفته شود، لازم بود که دولت ايران استقلال عراق را به رسميت بشناسد، اما دولت وقت ايران اين شناسایی را موکول به پذیرش رسمي حقوق ايران در اروندرود کرده بود. دولت انگليس بر آن شد تا مانع را از ميان بردارد. وزير مختار انگلیس در تهران طي يادداشتي رسمي در تاريخ ۱۱ مارس ۱۹۲۹م به وزير خارجه ايران اعلام کرد: «چنانچه دولت ايران، دولت جديد عراق را به رسميت بشناسد، دولت انگليس براي احقاق حقوق ايران در شط‌العرب وساطت خواهد کرد.»
برپايه وعده دولت بريتانيا دولت ايران در تيرماه ۱۳۰۸ ه.ش دولت جديد عراق را به رسميت شناخت، اما دولت انگلستان و دولت عراق به وعده‌شان عمل نکردند.
دو سال بعد در تاریخ ۱۰ آذر۱۳۱۰ دولت ايران طي يادداشتي رسماًً به دولت عراق اعلام کرد که تحديد حدود ۱۹۱۴م که طي آن شط‌العرب و اراضي نفت‌خيز خانقين به کشور عثماني واگذار شده از نظر ايران اعتبار ندارد و دولت ايران آن را به رسميت نمي‌شناسد. پس از لغو قرارداد از سوی ايران روابط ايران با عراق به تيرگي گرایيد و دولت عراق به شوراي جامعه ملل شکايت کرد.
جامعه ملل در ۲۶ مه ۱۹۳۵م براي بررسي شکايت عراق جلسه تشکيل داد. شکايت عراق راه به جایي نبرد و دولت عراق مجبور شد در مذاکرات مستقيم با ايران اختلافاتش را حل کند. در جريان مذاکرات ايران و عراق دولت بريتانيا به منظور حصول توافقي که منافع کامل دولت آنها را تأمين کند، نقش فعالي داشت. با مذاکراتي که بين هيئت‌هاي نمايندگي دو کشور ايران و عراق صورت گرفت، در ۴ ژوئيه ۱۹۳۷م قراردادي به امضای وزراي خارجه دو کشور رسيد و مجالس دو طرف در سال ۱۳۱۷ ه‌.ش اين قرارداد را امضا کردند.
بر اساس عهدنامه ۱۹۳۷ مرزهاي زميني دو کشور همان خطوطي است که بر اساس پروتکل ۱۹۱۳ و صورت‌جلسات تحديد حدود ۱۹۱۴م تعيين شده است. تنها يک استثنا وجود دارد که عبارت است از تعيين مرز آبي بر اساس «خط تالوِگ»، آن هم فقط در مقابل آبادان!
با وجود اينکه پذیرش قرارداد مرزي ۱۹۳۷م از سوی ايران زير فشار شديد دولت انگلستان و به دليل شرايط خاص جهاني بود و حقوق ايران را تأمين نمي‌کرد، ولي حکومت عراق هرگز همان قرارداد را رعايت نمي‌کرد.
گفت‌وگوها و رفت‌وآمدها پس از جنگ جهانی دوم هم ادامه داشت تا اينکه در اوايل سال ۱۳۳۷ه‌.ش بين دو کشور توافق شد که مسئله اروندرود با حاکميت يک کارشناس سوئدي حل شود. هنوز گفت‌وگوها به نتيجه نرسيده بود که با حکومت عبدالکريم قاسم رژيم سلطنتي عراق منقرض شد و رژيم جمهوري در کشور عراق اعلام شد و فصل جديدي از روابط عراق با همسايگان ديگر ورق خورد.


 

امام خامنه ای  در گذر زمان

  سازماندهی نیروهای انقلاب

امام خامنه‌ای(دامت‌ظله) در طول دوران مبارزات، به‌ ویژه پس از دستگیری امام و تبعید به ترکیه همواره در اندیشه ایجاد تشکیلات و سازماندهی نیروهای مبارز و انقلابی بودند و در همین زمینه جلسات متعدد برگزار کرده و طرح‌ها و برنامه‌های گوناگونی را پیاده‌سازی کردند. دستگاه‌های امنیتی رژیم شاه بارها ایشان را مورد تعقیب قرار داده و دستگیر، بازداشت و بازجویی کردند تا اطلاعات و اخبار فعالیت‌های مخفی ایشان را کشف کنند.
از دیدگاه امام خامنه‌ای طی روند تحولات هر چه انقلاب بیشتر به پیش می‌رفت، ضرورت ایجاد تشکیلات یا حزب بیشتر خود را نشان می‌داد. ایشان همواره دغدغه ساماندهی مردم مسلمان و مؤمن را داشت؛ چرا که در مقابل، گروهک‌ها و احزاب سیاسی معاند، منافق، ملحد و وابسته به شرق و غرب، روزبه‌روز بیشتر به سازماندهی نیروها و جذب جوانان مسلمان می‌پرداختند. برای نمونه امام خامنه‌ای در روز ۲۲ بهمن ۵۷ در کارخانه‌ای حضور پیدا می‌کنند تا ضمن بازرسی و دیدار به پرسش‌های عده‌ای دعوت‌کننده پاسخ دهند. ایشان در گفت‌وگویی در این باره ‌فرمودند: «رفتم در آن کارخانه دیدم، بله، کارگران این کارخانه هشتصد نفر بودند. پانصد نفر دختر و پسر کمونیست هم بر اینها اضافه شده بودند. همان طور که می‌دانید وقتی در یک بخشی از مناطق کارگری تهران که کارخانه زیادی نزدیک هم هستند، اگر هر حادثه‌ای در یکی از این کارخانه‌ها اتفاق می‌افتاد، می‌توانست با سرعت به جاهای دیگر سرایت کند و معلوم شد اینها می‌خواستند یک پایگاه برای خودشان درست کنند که همین جا را پایگاه قرار دادند.»
روزهای پس از پیروزی انقلاب، گروهک‌ها آشوب‌ها، اختلاف‌افکنی‌ها، درگیری‌ها در شهرهای مرزی و فتنه‌های، بسیاری را رقم زدند و این گونه آینده انقلاب در معرض خطر قرار گرفت. بر اساس وضع موجود پس از پیروزی انقلاب در تاریخ ۲۹ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ تشکیلات از پیش برنامه‌ریزی شده تحت‌عنوان «حزب جمهوری اسلامی» اعلام موجودیت کرد که در ذیل آن نام آقایان محمدجواد باهنر، سیدمحمد بهشتی، سیدعلی خامنه‌ای، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی، علی‌اکبر هاشمی‌رفسنجانی ذکر شده بود. امام خامنه‌ای در گفت‌وگویی دیگر در این باره فرمودند: «بالاخره از آن جمعی که از پیش با هم همکاری می‌کردیم آن چهار نفری که بیشتر همدیگر را می‌دیدیم و بیشتر با هم بودیم و بیشتر در تنظیم مواد اساسنامه و مرامنامه همکاری کرده بودیم و همدیگر را بیشتر در دسترس پیدا می‌کردیم، گرد آمدیم و آخرین مراحل آمادگی را برای اعلام حزب گذراندیم و حزب را اعلام کردیم.»
اعلام موجودیت حزب جمهوری اسلامی زیر نام چند تن از علما و روحانیون مبارز تهران با واکنش‌های متعددی روبه‌رو بود. استقبال کم‌نظیر مردم برای عضویت در سراسر کشور اعجاب‌آور بود. اما این استقبال برای بسیاری از اشخاص و گروه‌ها تحمل‌پذیر نبود، جریان ضدانقلاب سعی کرد برای مقابله مشابه آن را اعلام کند، مانند تشکیلات ضدانقلابی «حزب‌ جمهوری خلق مسلمان» در آذربایجان شرقی و غائله‌هایی که ایجاد کرد و در کنار آن سایر گروهک‌ها مانند منافقین و ملی‌گراها، بنی‌صدرها هم برای مقابله با حزب جمهوری اسلامی ایران از هیچ‌گونه اقدامی دریغ نکردند.
 


ايران در آینه تاريخ

  افسران سوئدی و تحول در نظميه
 

دولت ايران برای سر و سامان دادن به وضع نظميه در زمستان 1291 تصميم گرفت چند افسر سوئدي را به استخدام اين اداره درآورد؛ از این رو نخست گفت‌وگوهاي اوليه با ژنرال «يالمارسن» فرمانده سوئدي ژاندارمري ايران انجام شد و با كمك و راهنمايي وي در نوبت اول و در سال 1292 سه كارشناس نيروي انتظامي سوئدي٬ از جمله «وستداهل»، «برگدال» و «ارفاس» به ايران وارد شدند. اولي در مقام رئيس تشكيلات، دومي در جایگاه رئيس پليس تأمينات و ارفاس در سِمت رئيس پليس اونيفرم٬ يعني سركلانتر مشغول خدمت شدند.
در اين هنگام قاسم‌خان والي (سردار همايون) رئيس كل نظميه بود. آن گروه از كاركنان شهرباني كه نمي‌خواستند به اصطلاح فرمانبردار مستشاران سوئدي باشند و طبعاًً ميل داشتند اداره امور نظميه با خود آنان باشد، شهرباني را ترك كردند و سردار همايون نيز از سمت خويش استعفا كرد. «وستداهل» و همكاران سوئدي‌اش «برگدال» و «ارفاس» سه ماه در تهران سرگرم مطالعه بودند و پس از سه ماه در نظميه حضور يافتند و آن را از سردار همايون تحويل گرفتند. وستداهل دو نفر مترجم به نام «رادسر» و «‌مديرالملك» برگزيد.
افسران سوئدي پس از تحويل گرفتن نظميه به اقدامات گسترده‌اي دست زدند كه در اينجا به طور خلاصه به مواردي از آنها اشاره مي‌شود:
۱ـ پاكسازي شهرباني از افراد مخالف
پس از آغاز به كار افسران سوئدي در شهرباني، گروهي كه مخالف حضور آنان بودند، استعفا دادند و گروهي هم كه شهامت استعفا دادن نداشتند، به صورت پنهاني به مخالفت ‌پرداختند و به اشكال گوناگون كارشكني ‌كردند. تشكيل نظميه مرتب، هميشه مخالف منافع عده زيادي بود كه از اين مهم سوء‌استفاده‌هاي سرشاري می‌کردند. اين اشخاص نمي‌توانستند ترقي چنين اداره‌اي را با سكوت تحمل كنند و ادامه همكاري افسران سوئدي با اين افراد ناممكن بود؛ به همين جهت مستشاران سوئدي پس از مطالعه و بررسي پرونده استخدامي افسران شاغل در شهرباني حدود 60 تن از آنان را اخراج كردند.
پس از اين پاكسازي، وستداهل و ديگر همكارانش توانستند دست به اقدامات اصلاحي و بنيادي ديگري در شهرباني بزنند.
2ـ ايجاد آموزشگاه پليس
دومين اقدام وستداهل در مقام رئيس نظميه و همكارانش پس از پاكسازي،‌ تأسيس دو آموزشگاه براي تربيت و آموزش افراد اين ارگان بود. افزون بر نيروهاي تازه استخدام شده كه ضروری بود دوره آموزشي را بگذرانند، نيروهاي قديمي نيز موظف به گذراندن دوره‌‌هايي در اين آموزشگاه‌ها شدند. در اين آموزشگاه‌ها كه به «مدرسه آسپيراني» موسوم بود، افراد پليس را در رشته‌هاي آگاهي و كشف جرايم و كارآگاهي و تعقيب مجرمان سياسي تعليم مي‌دادند.
3ـ تقسيم تهران به ۱۰ منطقه و ايجاد كلانتري در هر منطقه
وستداهل و همكارانش پس از اقدامات گفته شده، تهران را به ۱۰ منطقه تقسيم و در هر منطقه يك كلانتري تأسيس كردند. كلانتري يا به قول سوئدي‌ها «كميساري‌هاي» ده‌گانه در اين مناطق عبارت بودند از: 1ـ ارگ؛ 2ـ دولت؛ 3ـ حسن‌آباد؛ 4ـ سنگلج؛ 5ـ قنات‌آباد؛ 6ـ مهديه؛ ۷ـ قاجاريه؛ 8 ـ بازار؛ 9ـ عودلاجان؛ 10ـ شهر نو.
4 ـ ايجاد اداره آگاهي (تأمينات) به شكل نوين
يكي از اقدامات افسران سوئدي تأسيس اداره آگاهي يا به قول آن زمان «تأمينات» به سبك نوين و ‌آشنايي کارکنان اين اداره با آخرين روش‌هاي كشف جرایم بود. «پليس تأمينات براي نخستين بار در زمان سوئدي‌ها با طبقه‌بندي جرایم ‌آشنا شد و هر شعبه‌اي در تحقيق يك يا دو نفر از جرایم، كارشناسي پيدا كردند. براي بار اول از روش انگشت‌نگاري و آنتروپومتري (تن‌پيمايي) در تحقيقات جرایم استفاده شد.» اداره آگاهي (تأمينات) در روزگار سوئدي‌ها هفت شعبه داشت كه «به جرايم قتل و جرح، سرقت و جيب‌بري، حمل اسلحه، تقلب، هتك ناموس و منافيات عفت و فريب اطفال و همچنين امور مهمانخانه‌ها و كاروانسراها رسيدگي مي‌كرد و افزون بر اين عمليات مربوط به تشخيص هويت مجرمان را نيز بر عهده داشت.»
مستشاران سوئدي در طول فعاليت خود در ايران انتظام و انضباطي در تشكيلات پليس به وجود آوردند و عنوان رسمي آن را نظميه قرار دادند؛ همچنین افراد پليس را «آژان» ناميدند و در تهران و شهرهاي بزرگ، اين سازمان را مستقر و عده‌اي افسر ايراني براي خدمت در آن مأمور کردند.
پس از كودتاي 1299 ش، در دوره‌ای که سردار سپه وزير جنگ بود، ماژور (سرگرد) محمد درگاهي، در رأس يك كميسيون مأمور رسيدگي به محاسبات نظميه تهران شد و به دنبال گزارش او، مستشاران سوئدي نظميه از خدمت منفصل شدند.
«نظامنامه كل تشكيلات نظميه مملكتي» در دوره درگاهي به تصويب رسيد و شهرباني كل مقارن با اجرا شدن قانون استخدام، سازمان شهربانی شهرها را تأسيس کرد.
درگاهي در جایگاه نخستين رئيس كل شهرباني از سال 1302 تا 1308 ش، بر مسند قدرت بود و پس از وي به ترتيب سرتيپ محمد‌صادق كوپال (۱۳۱۰ـ ۱۳۰۸ ش)، سرتيپ فضل‌الله زاهدي (آذر 1309ـ ارديبهشت 1310 ش) و سرلشكر محمدحسين آيرم چند سال رياست كل را به عهده داشتند.
آخرين رئيس شهرباني در دوران سلطنت رضاشاه، پاسيار مختار بود كه ضمن انجام وظيفه در شهرباني به درجه سرتيپي (سرپاسي) نيز ترفيع يافت و با وقوع حوادث شهريور 1320 ش، تهران را ترك كرد و سرهنگ اعتماد مقدم، شهرباني را در غياب او اداره كرد. سرپاس مختار، پس از مراجعت از خارج، رياست شهرباني را به عهده گرفت و در 25 شهريور 1320 به كلي از كار بركنار شد.


جهان در آینه تاریخ

 دهشتناک‌ترين فاجعه تکنوژنيک انساني تاريخ

حادثه اتمي چرنوبيل، حادثه هسته‌اي فاجعه‌باري بود که در ۶ ارديبهشت ۱۳۶۵ (۲۶ آوريل ۱۹۸۶) در نيروگاه چرنوبيل در اوکراين رخ داد. انفجار و آتش‌سوزي در رآکتور شماره چهار نيروگاه چرنوبيل باعث پخش مواد راديواکتيو در بخش بزرگي از غرب شوروي و اروپا شد.
ساعت 1:24 صبح،‌ شعله‌اي رنگين‌كماني به اوج 1000 متري آسمان اوكراين زبانه كشيد. رآكتور چهارم نيروگاه اتمي چرنوبيل منفجر شده بود. هشت ماه، 800 هزار سرباز جوان، معدن‌كاران و حتي شهروندان عادي از گوشه و كنار اتحاد جماهير شوروي تلاش مي‌كردند تشعشعات را مهار كنند، مقبره‌اي سنگي دورتادور رآكتور ويران شده بسازند و مهم‌تر از همه اينكه جهان را از انفجاري ديگر نجات دهند. انفجار اتمي ثانويه، ناشي از واكنش‌هاي زنجيره‌اي مهيب، ‌10 برابر قوي‌تر از هيروشيما، هر لحظه تهديد مي‌كرد كه نه تنها كل اوكراين، بلكه نيمي از اروپا را از چهره زمين محو كند! رقابتي عليه زمان كه اولين شركت‌كنندگان نبرد چرنوبيل هرگز فراموش نخواهند كرد. اروپا در آستانه فاجعه بود. اين حادثه با هزينه‌اي بیش از200 ميليارد دلار پرخرج‌ترين حادثه تاريخ به شمار مي‌رود.
ماجرا اينگونه شکل گرفت که در ۲۵ و ۲۶ آوريل ۱۹۸۶ متصديان رآکتور براي انجام آزمايشي سيستم ايمني رآکتور را غيرفعال کردند (کندکننده‌هاي نوترون را از آن خارج کردند). نتيجه آن رآکتوري بدون کندکننده مناسب و از کنترل خارج شدن آن بود. بدون توانايي در کنترل رآکتور، دماي آن به حدي رسيد که بيشتر از حرارت خروجي طرح‌ريزي شده بود.
در ۱:۲۴ صبح انفجار اوليه سرپوش ۱۰۰۰ تني بالاي رآکتور را بلند و راه را براي خروج مقدار زيادي بخار آب داغ هموار کرد و اين مقدمه‌اي بود بر انفجار دوم ناشي از هيدروژن، که ممکن است حاصل ترکيب بخار آب لوله‌هاي پاره شده و زيرکونيوم يا حتي گرافيت هسته رآکتور بوده باشد. انفجار دوم سقف رآکتور را پاره کرد و ۲۵ درصد از تأسيسات هسته رآکتور را از بين برد. گرافيت (کندکننده) سوزان و مواد داغ هسته که در اثر انفجار بيرون ريخته بود، باعث ايجاد حدود ۳۰ آتش‌سوزي جديد شد و اين شامل سقف قيراندود و قابل اشتعال واحد سه نيز مي‌شد که مجاور واحد چهار واقع شده بود.
پس از انفجار ابتدا محيط اطراف تأسيسات به امواج راديواکتيو آلوده شد، سپس به تدريج ابرهاي آلوده به نواحي دورتر سرکشيدند و بارش باران سبب شد که بخش وسيعي از اروپا به مواد راديواکتيو آلوده شود. در اثر انفجار در رآکتور بلوک چهار تأسيسات اتمي چرنوبيل، مواد راديواکتيو براي ساختن حدود ۱۰۰ بمب اتمي آزاد شدند. اگرچه در آن زمان مقامات اتحاد جماهير شوروي سابق، پخش هرگونه خبر درباره اين فاجعه را به شدت ممنوع کردند، اما در مقايسه جوامع بشري، فاجعه چرنوبيل دهشتناک‌ترين فاجعه تکنوژنيک انساني در تمام طول تاريخ به شمار مي‌آيد.
هيچ کس به طور دقیق نمي‌داند بر اثر اين انفجار، از ۱۸۰ تن سوخت هسته‌اي موجود چه ميزان آن وارد اتمسفر شد. با وجود گذشت سه دهه از اين فاجعه حدود ۹ ميليون نفر در نواحي آلوده به راديواکتيو چرنوبيل سکونت دارند و پيش‌بيني کارشناسان انگليسي گوياي اين مسئله تلخ است که حدود ۶۶ هزار نفر ديگر به علت ابتلا به سرطان که انفجار نيروگاه هسته‌اي چرنوبيل باعث آن شده است، در سال‌هاي آينده جان خود را از دست خواهند داد که اين ميزان ۱۵ برابر پيش‌بيني سازمان ملل است.
حادثه چرنوبيل تقريباًً ۴۰۰ بار قوي‌تر از بمبي بود که در هيروشيما منفجر شد. هر چند بمب‌هاي اتمي که کشورهاي مختلف به صورت آزمايشي در فاصله سال‌هاي ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ منفجر کردند، ۱۰۰ تا ۱۰۰۰ برابر بيشتر از چرنوبيل ماده راديواکتيو وارد طبيعت کردند.
منطقه‌اي در حدود ۱۵۰ هزار کيلومتر مربع در بلاروس، روسيه و اوکراين آلوده شد. اين منطقه فضايي به شعاع ۵۰۰ کيلومتر در شمال نيروگاه را تشکيل مي‌داد. منطقه‌اي به شعاع ۳۰ کيلومتر دورتادور نيروگاه هم به عنوان «منطقه ورود ممنوع» تعيين شده و هيچ‌کس حق زندگي در آن را ندارد. پرتوهاي راديواکتيو در کل نيم‌کره شمالي به ‌وسيله باد و طوفان‌ها پراکنده شدند که البته ميزان آنها چندان قابل توجه نيست.
کشورهاي اسکانديناوي و ديگر قسمت‌هاي جهان هم تحت‌تأثير پرتوهاي راديواکتيو قرار گرفتند. سزيوم و ديگر ايزوتوپ‌هاي راديواکتيو به وسیله باد به شمال، يعني کشورهاي سوئد، فنلاند و ديگر کشورهاي نيم‌کره شمالي رفتند. در سه هفته اول پس از زلزله اتمي، ميزان پرتوها در نقاط مختلف جو در سراسر جهان بيش از حد معمول بود. اما اين پرتوها خيلي زود کاهش يافتند. هيچ تحقيقي نتوانست رابطه مستقيمي بين حادثه چرنوبيل و افزايش خطر سرطان و ديگر مشکلات را در کشورهاي اوکراين، بلاروس و فدراسيون روسيه برقرار کند.
در گياهان و حيوانات جهش‌هاي ژنتيکي رخ داد. شکل برگ‌ها عوض شد و حيوانات ناقص‌الخلقه به دنيا مي‌آمدند. با وجود بالا رفتن پرتوزايي در منطقه پس از حادثه، بعضي حيوانات مانند گوزن، گرگ، گراز و بعضي پرندگان هنوز در آنجا زندگي مي‌کنند.

 

صفحه دهم

 

گزارش
مجتبی برزگر

حجت‌الاسلام دکتر علی‌اکبری در گفت‌وگو با صبح‌صادق
افق فکری شهید مطهری و رهبر معظم انقلاب خیلی نزدیکند

مهم‌ترين خدمات استاد مطهري در طول حيات پر برکتش، ارائه ايدئولوژي اصيل اسلامي از طريق درس و سخنراني و تأليف کتاب است. اين امر به‌ویژه در سال‌هاي 1351 تا 1357 به دلیل افزايش تبليغات گروه‌هاي چپ و پديد آمدن گروه‌هاي مسلمان چپ و ظهور پديده التقاط به اوج خود مي‌رسد. در سال 1355 به دنبال درگيري با يک استاد کمونيست دانشکده الهيات، استاد مطهری را زودتر از موعد مقرر بازنشسته می‌کنند. وی در دوران اقامت حضرت امام خمینی(ره) در پاريس، سفري به آن ديار کرده و درباره مسائل مهم انقلاب با ايشان گفت‌وگو مي‌کند و در همين سفر امام خميني(ره) استاد مطهری را مسئول تشکيل شوراي انقلاب اسلامي مي‌‌کند. وی هنگام بازگشت امام خميني(ره) به ايران، مسئوليت کميته استقبال از امام را شخصاً به عهده مي‌گيرد و تا پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره در کنار رهبر عظيم‌الشأن انقلاب اسلامي، مشاوري دلسوز و مورد اعتماد براي ايشان بود تا اينکه در ساعت ۲۰/۲۲ سه‌شنبه يازدهم ارديبهشت سال 1358 در تاريکي شب در حالي که از يکي از جلسات فکري سياسي بيرون آمده بود، با گلوله گروهک نادان و جنايتکار فرقان به شهادت مي‌رسد. انديشه‌هاي شهيد استاد مرتضي مطهري همواره در مقام اسلام‌شناسي آگاه، عالمي زمان‌شناس، دانشمندي دردآشنا و فيلسوفي توانا مورد علاقه فرهيختگان و جوانان فكور بوده و است. استاد پاسخگويي به شبهات زمانه و مقابله با انحرافات فكري و عقيدتي را وجهه همّت خويش ساخت تا بدانجا كه در راه اين مجاهدت عظيم علمي جان خويش را فداي آرمان خود کرد.
در آستانه سالروز شهادت این علامه و متفکر گرانقدر، هفته‌نامه صبح‌صادق گفت‌وگویی را با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر علی‌اکبری، استاد حوزه و دانشگاه و رئیس انجمن علمی اسلام و پیشرفت درباره این استاد بزرگ و اندیشمند تاریخ انقلاب اسلامی ترتیب داد که مشروح این مصاحبه را در ذیل می‌خوانید.

*در آستانه سالروز شهادت استاد شهید مرتضی مطهری، به نظر شما مهم‌ترین و تأثیرگذارترین ویژگی‌های این معلم نمونه، چه بود؟
شهید مطهری جزء برجسته‌ترین متفکران اسلامی است که اندیشه‌های ایشان به دلیل معاصر بودن با وقوع انقلاب اسلامی و پیروزی این رویداد بزرگ، در بین مردم به‌ویژه پس از شهادت‌شان، درخشش خاصی داشت. در طول تاریخ کمتر متفکران بزرگی، همچون شهید مطهری با این وسعت اندیشه را می‌توان یافت که توجه افکار عمومی جامعه را به خود جلب ‌کند.
شهید مطهری به دلایل گوناگون، از جمله پیروزی انقلاب اسلامی، تأیید حضرت امام(ره) در مقام رهبر انقلاب از اندیشه‌های ایشان و پاسخگویی به نیازهای زمانه و برانگیختگی فرهنگی که در بین مردم به وجود آمده بود، خیلی زود مورد توجه جامعه ایران و به تبع آن مسلمانان منطقه قرار گرفت. از جمله ویژگی‌های ایشان این بود که اندیشه همه متفکران برجسته در عصر خود، همچون شهید بهشتی، باهنر، رهبر معظم انقلاب و بسیاری از صاحب‌نظران در این عصر را نمایندگی می‌کرد.
قدرت بیان معجزه‌آسا و تسلط فوق‌العاده ایشان در مبانی اندیشه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، فکری و تربیتی سبب تولید و خلق آثار بسیار ارزشمند و اثرگذار در این مقطع و به تبع آن پشتیبانی و حمایت سایر متفکران اسلامی طرفدار انقلاب اسلامی شد.

*چه عواملی استاد شهید مطهری را به یک متفکر عالِم به زمان تبدیل کرد؟
چند عامل اساسی در شخصیت ایشان وجود داشت که مجموعه این عوامل شخصیت ایشان را تشکیل داد؛ اول، استعداد فوق‌العاده و هوش سرشار؛ دوم، اخلاص؛ سوم، تلاش بی‌اندازه، نامحدود و بسیار گسترده کمتر کسی توجه دارد که ایشان تا چه اندازه تلاش علمی داشت؛ ایشان فقط 10 سال در همین تهران می‌نوشت. همواره مطالعه و تحقیق می‌کرد و لحظه‌ای را از دست نمی‌داد. خستگی‌ناپذیر بود و بسیار گسترده و شبانه‌روزی کار علمی می‌کرد. همه این موارد، افزون‌بر طهارت باطن و تزکیه نفس ایشان سبب این برکات علمی شد.

*بررسی زندگی شهید مطهری نشان می‌دهد، ایشان در هر برهه‌ای بر اساس اقتضائات زمان، فعالیت علمی و فرهنگی داشته است؛ زمانی داستان و راستان را نیاز می‌بیند و می‌نویسد و در برهه‌ای سخنرانی‌های روشنگرانه دارد؛ با این اوصاف، اگر شهید مطهری امروز در قید حیات بود، به نظر شما چه می‌کرد؟
برای من مسلم است که اگر شهید مطهری الآن در قید حیات بودند، مسائلی چون اقتصاد مقاومتی، انقلابی‌گری و موضوعاتی را که معمولاً رهبر معظم انقلاب (مدظله‌العالی) مطرح می‌کنند، تبیین می‌کردند. ایشان با معظم‌له مراودات علمی و فکری بسیاری داشتند و افق فکری این‌ بزرگواران بسیار به هم نزدیک بود و برخی از کارها را با هم‌فکری و تبادل‌نظر و همراهی ایشان انجام می‌دادند. بنابراین، اگر ایشان در این مقطع بودند، حتماً همین بیانات رهبری را در معرض افکار عمومی قرار می‌دادند و به‌مثابه سرخط دنبال می‌کردند؛ چرا که اینها با هم هم‌فکر و هم‌فعل بودند و در کارهای فکری‌شان با هم مشورت می‌کردند و از نظر فکری و فرهنگی با هم هم‌افق و هم‌فکر بودند.
*آیا شهید مطهری درباره حوادث و اتفاقات سیاسی صریح موضع‌گیری می‌کرد، یا با توجه به جایگاه علمی خود در برابر حوادث یا رخدادهای سیاسی کنار نشستن را جایز می‌دانست؟
خیر. ایشان مواضع خود را به شدت با صراحت، قاطعیت و شفافیت و بدون درنگ، بی‌ملاحظه و رودربایستی اعلام می‌کردند. در همان ابتدای انقلاب در شورای عالی انقلاب در موارد متعددی اظهارنظرهای صریح و شفافی داشتند؛ همچنین پیش و پس از پیروزی در مقابله با گروهک‌های منحرف و جریانات انحرافی موضع‌گیری‌های متعدد و فراوانی داشتند که نشان‌دهنده همین صراحت در مواضع و شفافیت مواضع ایشان است.
* این موضوع نشان دهنده روحیه انقلابی آن شهید بزرگوار است. شما در مقام استاد حوزه و دانشگاه، بفرمایید امروزحفظ روحیه انقلابی در میان طلاب و حوزوی‌ها چه تأثیری بر روند حرکت انقلاب خواهد داشت؟
روحیه انقلابی که رهبر معظم انقلاب مطرح فرمودند، در واقع چیزی جز همان حقیقت اسلام ناب و آنچه ما از اسلام ناب می‌شناسیم، نیست. در حقیقت، روحیه انقلابی‌گری و انقلابی بودن، همان تعریفی است که از اسلام ناب برگرفته شده است. بنابراین، شهید مطهری در جایگاه یکی از اندیشمندان اسلام ناب به ابعاد انقلابی اسلام و مؤلفه‌های انقلابی‌گری در اسلام تأکید داشتند. بنابراین، اگر ایشان امروز بودند، با روحیات انقلابی که در دوره خودشان داشتند، همان مواضع را می‌گرفتند و این چیزی جز حقیقت اسلام ناب نیست. آنچه رهبر حکیم انقلاب(مدظله) به‌منزله روحیه انقلابی‌گری مطرح کردند، تأکید بر اسلام ناب محمدی در مقابل اسلام آمریکایی و ارزش‌های انقلابی است که در پرتو انقلاب اسلامی پدیدار شده است.
مؤلفه‌هایی مانند غیرت انقلابی، تکلیف‌محوری، فداکاری برای اسلام، رعایت نکردن ملاحظات و ترجیح ندادن منافع فردی به مکتبی و زندگی انقلابی، اسیر جلوه‌های مادی و دنیایی نشدن و از خودگذشتگی برای مکتب و مانند اینها که در کلمات و سیره عملی شهید مطهری به فراوانی مشاهده می‌‌شود، همان روحیه انقلابی است که رهبر فرزانه انقلاب (مدظله‌العالی) می‌‎فرمایند و ایشان سراسر دارا بودند و به همان دلیل هم در همان دوره به شهادت رسیدند.

*چرا با گذشت زمان فرزندان و نزدیکان برخی از چهره‌های شاخص انقلاب در ادامه مسیر انقلاب دچار مشکلاتی شدند؛ انحراف چنین اشخاصی از مسیر انقلاب چه تأثیری بر حرکت یک کشور می‌گذارد؟
این پدیده عمومیت ندارد؛ اما به دلیل اهمیت آن در مواردی هم که شکل می‌گیرد، بسیار آزاردهنده و موجب تأثیر منفی بر افکار عمومی می‌شود. آسیب‌شناسی این موضوع بسیار مهم است و موضوع رجال‌زادگی و اینکه وضعیت آن در کشور ما در مقایسه با سایر کشورها و انقلاب‌ها چگونه است، به مطالعه نیاز دارد. مهم این است که این موضوع جنبه‌های گوناگون اجتماعی دارد و ضروری است فرهنگ آقازادگی مثبت که پیشینه گسترده‌ای نیز در تاریخ اسلام دارد، توسعه پیدا کند و آسیب‌هایی که در آقازادگی و رجال‌زادگی در کشور ما پدیدار شده، شناسایی شده و راه‌های مقابله صحیح فرهنگی با آن اتخاذ و عملی شود.


 

گزارش
سیدمحمد مشکوه‌الممالک

اساتید ارتباطات و رسانه در گفت‌وگو با صبح صادق تبیین کردند
سه ‌اپیزود از کودکی در جبهه

سال جاری سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» نام‌گذاری شده است، انتخاب این شعار از سوی رهبر حکیم انقلاب نشان از اهمیت والای موضوع اقتصاد و اقتصاد مقاومتی دارد. یکی از شاخصه‌های مهم در تحقق این شعار رسانه‌ها هستند که نقش بسزایی در بسترسازی برای عملیاتی و اجرایی شدن آن دارند. از این رو خبرنگار صبح صادق گفت‌وگویی را با سه تن از اساتید دانشگاه ترتیب داده که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم.
رسانه ملی نقش مهمی
در تحقق اقتصاد مقاومتی دارد
ماندانا صنیعی*
رسانه ملی نقش مهمی در پیاده‌سازی راهبردهای اقتصاد مقاومتی دارد و پرداختن صداوسیما به این موضوع مستلزم برنامه‌ریزی صحیح، مشخص کردن راهبرد‌ها، سیاست‌گذاری متناسب با اهداف و مدیریت هوشمندانه و کارآمد است. لازم است رسانه ملی محورهای مربوط به اقتصاد مقاومتی را مدنظر قرار داده و افکار عمومی را به سمت افزایش مشارکت مؤثر و همکاری با دولت تشویق کند. تاکنون برنامه‌هایی که در زمینه کارآفرینان و تولید ملی ساخته شده در این زمینه مؤثر بوده است.
ساخت برنامه‌هایی در زمینه ایجاد باور و اعتمادبه‌نفس به مردم، عینیت دادن به وعده‌های اقتصادی مسئولان، اطلاع‌رسانی نسبت به اقدامات در حال انجام، پخش برنامه‌هایی در زمینه تجربه اقتصادی سایر کشورها، دیدگاه‌های کارشناسان در این زمینه، نقد منصفانه سیاست‌ها و عملکردهای مسئولان و نهادهای اجرایی، پرهیز از تبلیغات محصولات خارجی و تشویق مردم به مصرف کالاهای تولید داخل و همزمان با تشویق تولیدکنندگان داخلی به بالا بردن کیفیت محصولات، معرفی چهره‌های علمی و نوآور در پیشرفت کشور، آگاهی‌بخشی نسبت به پیامدهای منفی و زیانبار بی‌توجهی به نیازهای کشور، اطلاع‌رسانی درباره آثار مثبت و مزایای کاهش وابستگی اقتصادی به بیگانگان، اصلاح نگرش‌ها و رفتارهای عمومی در خصوص کار، تبلیغ کار تیمی، می‌تواند ثمربخش باشد.
تکیه به درآمد نفت در تأمین مایحتاج کشور سبب رخوت در نظام تولید کشور شده و اقتصاد را تضعیف کرده است، برنامه‌سازی در جهت کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی و مدیریت درست این درآمدها و توسعه صادرات غیرنفتی را می‌توان از جمله راهکارهای تحقق اقتصاد مقاومتی توسط رسانه‌ها دانست.
* معاون دانشکده علوم انسانی و استادیار گروه علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق

رسانه‌ها موظفند نیازسنجی‌ها را
معقول جلوه دهند
دکتر ابراهیم حلاجیان*
نقش رسانه‌ها در تحقق اقتصاد مقاومتی بر این اساس است که رسانه‌ها در بخش عمومی این موضوع، نقش توسعه ارتباطات را برعهده دارند، به این معنا که با اطلاع‌رسانی‌های به موقع، پاسخگویی مناسب، آموزش‌های تدریجی، انتقال دانش و تجربیات مدیریتی در تولید و تمرکز بر جریان انحراف منابع می‌توانند نقش مؤثری در دو موضوع زیر داشته باشند:
1ـ رسانه‌ها مقاومت مردم و جامعه در عدم حضورشان در توسعه را کاهش دهند.
2ـ رسانه‌ها مشارکت مردم در امر توسعه اقتصادی کشور را جایگزین مقاومت آنها در این امر کنند.
کارکرد رسانه‌ها، به ویژه رسانه‌های جمعی این است که جامعه را در مسیر پاسخگویی در امور تولید، توزیع و مصرف قرار دهند. در واقع، تولیدکنندگان باید از منابع داخلی یا سرمایه‌های درون‌زا بهره‌برداری کنند، از اتلاف منابع بپرهیزند و از منابع درست استفاده کنند. طبیعی است که رسانه‌ها با نشست و برخاست‌های علمی، انواع همایش‌ها، گردهمایی‌ها، میزگردها، اطلاع‌رسانی‌ها، انتشار برخی از مطالب، فیلم‌ها و تبلیغات گوناگون می‌توانند اقتصاد مقاومتی را در زمینه‌های مختلف در میان مردم تبیین کنند. همچنین برای اینکه رسانه‌ها بتوانند اطلاع‌رسانی صحیح و کاملی داشته باشند، باید خود جایگاه فکری و علمی مناسبی پیدا کنند و از کارشناسان، دانشمندان، نظریه‌پردازان، مدیران، برنامه‌ریزان و صاحب‌نظران برای ارائه اندیشه‌های اقتصادی بهره گیرند که در این صورت جامعه نیز در اقتصاد مقاومتی به اقدام و عمل روی خواهد آورد.
به اعتقاد بنده امروز هر پدیده‌ای که باید در جامعه به فرهنگ تبدیل شود به دو مسئله نیاز دارد:
۱ـ نیازسنجی جامعه نسبت به اقتصاد تولید، اقتصاد توزیع و اقتصاد مصرف؛
2ـ نیازآفرینی در اقتصاد تولید، اقتصاد توزیع و اقتصاد مصرف.
وظیفه رسانه‌های جمعی اعم از نوشتاری یا غیرنوشتاری این است که نیازسنجی‌ها را غیرواقعی و غیرمعقول جلوه ندهند. با استفاده از تبلیغات در مردم توقع ایجاد نکنند، با استفاده از برنامه‌ها و شبکه‌های مختلف به مردم بگویند که نیاز آنها چیست، باید فرهنگ‌سازی کنند و به مردم آموزش دهند که نیاز آنها در تولید هر چه بیشتر است، نه در مصرف هر چه بیشتر. متأسفانه امروز رسانه‌ها بیشتر در حوزه مصرف در بین مردم نیازآفرینی می‌کنند. انواع تبلیغات و آگهی‌ها به ترویج مصرف‌گرایی می‌پردازند، اگر بنا باشد که مردم در امر تولید مشارکت و فعالیت داشته باشند، ابتدا باید از نظر ذهنی و فکری آمادگی و گرایش به امر تولید پیدا کنند. بنابراین رسانه‌ها به ویژه صداوسیما، روزنامه‌ها و شبکه‌های اجتماعی وظیفه دارند مردم را به سمت تولید داخلی هدایت کنند، گروه‌های تولیدی را بیشتر مورد تشویق قرار بدهند، از سازمان‌ها، وزارتخانه‌ها، دستگاه‌های اجرایی و تمام مراکزی که در حوزه تولید نقش دارند و کار خود را به خوبی انجام نمی‌دهند پاسخ بخواهند. اگر مردم به مسئولان اجرایی و اقتصادی کشور اعتماد نداشته باشند کمتر مالیات می‌دهند، کمتر کار می‌کنند، بهره‌وری پایین می‌آید و به همین نسبت از اقدام و عمل در حوزه اقتصاد مقاومتی فاصله می‌گیرند.
اقتصاد مقاومتی به معنای کم خرج کردن نیست، به معنای درست تولید کردن، درست توزیع کردن، درست مصرف کردن و در نهایت درست خرج کردن است. بهترین اقدام در این زمینه آموزش‌های رسانه‌ای در ابعاد مختلف به منظور قانع‌سازی مردم در امر مشارکت اقتصادی است.
اگر بخواهیم مردم در امر اقتصاد مقاومتی شرکت کنند و به اقتصاد مقاومتی علاقه‌مند شوند، تنها راه این است که رفتار مسئولان را در عمل ببینند. وقتی مردم می‌بینند که درصد قابل توجهی از درآمد کشور در بین اقشار کمی از مردم توزیع می‌شود و بخش‌هایی از اقشار جامعه از این درآمد و منابع محروم هستند عملاً خود را کنار کشیده و در جریان اقتصاد مقاومتی دخالت نمی‌کنند. رسانه‌ها باید اقشاری که کار نمی‌کنند و پول درمی‌آورند را زیر ذره‌بین ببرند. کسانی که سرمایه‌گذاری نمی‌کنند، ارزش افزوده ندارند، اما صاحب درآمدهای کلان هستند، کسانی که در بخش‌های مختلف به تشریفات و زیاده‌روی در مصرف روی می‌آورند، این مسائل مردم را از مشارکت در امور اقتصادی بازمی‌دارد.
* رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق
 

اهالی رسانه باید با مفاهیم
اقتصاد مقاومتی آشنا شوند
دکتر سیدوحید عقیلی*
با وجود اهمیت والای رسانه‌ها در عرصه اجرایی شدن برنامه اقتصاد مقاومتی نباید از رسانه‌ها انتظار معجزه داشت. رسانه‌ها وظایفی دارند که آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی برنامه‌های اقتصاد مقاومتی در رأس آنها است.
با اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی بینش‌ها و نگرش‌ها نسبت به توانایی نظام و حاکمیت تقویت خواهد شد. به طور کلی، رسانه‌ها در این عرصه نقش سازنده و مهمی دارند، رسانه‌ها وظیفه آگاهی‌بخشی دارند. وظیفه بسیار مهم دیگر رسانه‌ها نظارت است. رسانه‌ها در جایگاه ناظر، باید بر انجام اصول کلی اقتصاد مقاومتی نظارت داشته باشند و روند کارها را بررسی کنند.
در کنار رسالتی که رسانه‌ها دارند و انجام می‌دهند باید زمینه‌ها، زیرساخت‌ها و بسترهای اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی آماده و عملیاتی شود. پس از آماده‌سازی این بستر، باید انتظار داشته باشیم که رسانه‌ها نیز کاری مثبت و سازنده در این راستا صورت دهند.
با کمال تأسف تا آنجا که بنده می‌دانم متأسفانه بسیاری از مسئولان مربوطه در رده‌های مدیریت میانی در بسیاری از نهادها و سازمان‌ها با اصول کلی اقتصاد مقاومتی آشنایی ندارند، حال چگونه می‌توان انتظار داشت مدیرانی که از اصول کلی اقتصاد مقاومتی اطلاعی ندارند آن را اجرایی کنند. بهتر است این سؤال را از روزنامه‌نگاران و خبرنگاران نیز بپرسیم. به نظر می‌رسد به‌جز دوستان حوزه میزهای اقتصاد، یعنی کسانی که به طور مستقیم و مشخص با اقتصاد و تولید سروکار دارند، بقیه حوزه‌های روزنامه‌نگاران و خبرنگاران نیز باید با مسائل اقتصاد مقاومتی آشنایی داشته باشند.
روزنامه‌نگاران و خبرنگاران باید با اصول کلی برنامه اقتصاد مقاومتی آشنایی داشته باشند، این مسئله ضرورت پرداختن به یک بررسی تحت عنوان سطح آشنایی با سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در بین روزنامه‌نگاران را می‌رساند. به اعتقاد بنده شاید روزنامه‌نگاران و خبرنگاران نیز باید در این حوزه توجیه شوند، اگر توجیه نباشند و اصول کلی اقتصاد مقاومتی را ندانند چگونه می‌توانند آگاهی‌بخشی کنند.
* رئیس دانشکده علوم ارتباطات و مطالعات رسانه
دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی
 

 

صفحه یازدهم

 
 


  آیت‌الله عبدالنبی نمازی
 تنها راه داشتن جامعه سالم، اصلاح خانواده است
 

 جامعه سالم از خانواده سالم به وجود می‌آید. جامعه‌ای كه مشكل داشته باشد، منشأ مشكلش خانواده است، چون جامعه خود یك امر حقیقی خارجی كه مابه‌ازا داشته باشد، نیست. اجتماع یك امر انتزاعی است، انتزاعی یعنی از چیز دیگری متولد می‌شود و آن خانواده است. جامعه عبارت است از آحاد افراد كه در كنار هم قرار می‌گیرند. حال ما یك جامعه هستیم كه وقتی از هم جدا شدیم جامعه متفرق می‌شود. اگر آن مفردات سالم باشند، جامعه سالم است، اگر یكی از آن مفردات مشكل داشته باشد، مشكلش به سایر اعضای جامعه هم سرایت می‌كند، مثلاً فرض كنید كه اگر در یك شهر یا شهرستانی یك فرد شرور وجود داشته باشد، همه اهالی آن شهر شب‌ها احساس ناامنی می‌كنند.
بنابراین اگر ما بخواهیم جامعه‌ای سالم داشته باشیم تنها یك راه بیشتر وجود ندارد و آن اصلاح خانواده است.
نمی‌توان به عقب برگشت، مگر خطاها و خلاف‌ها و كمبودهایی وجود داشته باشد كه قابل جبران باشد. اما اگر اتفاقاتی در خانواده افتاده است كه قابل جبران نباشد دیگر نمی‌توان كاری كرد، فرض كنید در خانواده یك جوان معتاد شد، دیگر نمی‌توان كاری كرد. بعضی موارد قابل علاج و درمان است، اما موارد پیشرفته قابل علاج نیست. بنابراین ما باید همه ابعاد این بحث را به صورت گسترده، در عین حال آرام و بدون عجله بررسی كرده و تعریف كنیم. منشأ بسیاری از شرارت‌ها به سوءتربیت در خانواده بازمی‌گردد؛ مشكلاتی سبب شده بچه‌ها عقده‌ای و عصبانی بار آمده‌اند، حال احساس حقارت می‌كنند و می‌خواهند این كمبودها و تحقیرها را از این راه‌ها جبران كنند. پس بازگشت بسیاری از جرایم به خانواده است.

آفت طلاق
یكی از آفت‌ها و تهدیدهایی كه امروز در جامعه ما وجود دارد، مسئله جدایی در خانواده‌هاست؛ یعنی طلاق. ما چون درگیر آن نیستیم خبر نداریم كه در خانواده‌ها چه اتفاقات سوئی می‌افتد و چه مشكلاتی خانواده‌ها را تهدید می‌كند.
یكی از مسائلی كه امروز در جامعه ما سر و سامان ندارد، مسئله ازدواج است. هیچ مبنایی ندارد. در قدیم در عشایر و اقوام گذشته، هم‌اكنون در روستاها حساب و كتاب دارد. این‌طور نیست كه هر جوانی از هر خانواده‌ای زن بگیرد، با اینكه عشایر به هم پیوسته هستند و یكدیگر را دوست دارند. ولی امروز در جامعه شهری این‌گونه نیست. یك پسر و دختر جوان در پارك هستند، در دانشگاه هستند، به ظاهر یكدیگر را جذب می‌كنند و همین را مبنا قرار می‌دهند و دختر هیچ خبر از عقبه پسر ندارد. پدر و مادرش چه كسانی هستند؟ در خانواده آنها چه خبر است؟ یا این پسر از خانواده دختر هیچ اطلاعی ندارد، ولی ظاهر او را جذب كرده و این ایده و آرزو و اعمال و سعادت خود را در ازدواج با این جوان می‌داند. بعد كه عقد كرده و به هم نزدیك می‌شوند، می‌بیند اشتباه كرده و این، آن فرد مورد نظر نیست. كمبودهای زیادی وجود دارد و عیوبی است كه قابل اغماض نیست و نمی‌توان از آنها گذشت؛ لذا از آغاز زندگی، هم پسر و هم دختر در زندگی شكست می‌خورند و این آثار سوءروانی خود را خواهد گذاشت. بنابراین چه باید كرد؟
دانشمندان جرم‌شناس نظرشان این است كه بسیاری از مجرمان كسانی هستند كه در زندگی شكست خورده‌اند و در خانواده با بی‌مهری‌ها مواجه شده‌اند.

خانواده در قرآن
برخی آیات به خانواده، ازدواج و حقوق زن مربوطند؛
سوره مباركه نساء (آیه۱)
«یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ بَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیراً وَ نِسَاء وَ اتَّقُواْ اللهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللهَ كَانَ عَلَیْكُمْ رَقِیباً»
ای مردمان، خداوند نفرمود: یا ایها المؤمنون، یا ایها المسلمون؛ بلکه فرمود یا ایها الناس، ای مردم این امری است كه همه جوامع باید به آن توجه كنند و به مسلمانان اختصاص ندارد، همه ادیان باید به این موضوع توجه كنند، تقوای پروردگارتان را رعایت كنید. آن خدایی كه شما را آفرید، شما را از یك نفس آفرید، بنابراین باید بتوانیم در جامعه این احساس را بیدار كنیم كه وقتی یك مرد و زنی در كنار هم قرار می‌گیرند این خانم با آقا به یك پدربزرگ برمی‌گردند و نسبت به هم بیگانه نیستند.
«خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا»؛ از همان نفس واحده كه آدم باشد همسر را هم از همان نفس آفریده است. پس شما از یك خانواده هستید، چرا با هم نامهربانی می‌كنید؟ از این دو نفس (پدر و مادر) مردان و زنان فراوانی نشر كرد. تقوای الهی را رعایت كنید، آن خدایی كه شما بر سر او قسم می‌خورید.
در پایان آیه خداوند تهدید می‌كند كه خداوند رقیب شماست، مراقب شماست، حواسش به شما هست. حریم‌ها و مرزها را باید رعایت كنید.
سوره مباركه روم (آیه 21)
«وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَیْهَا وَ جَعَلَ بَیْنَكُم مَّوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَكَّرُونَ».
در بحث خداشناسی و توحیدشناسی خداوند می‌فرماید: اگر می‌خواهید خدا را بشناسید توجه كنید كه یكی از نشانه‌های پروردگار این است كه برای شما انسان‌ها از جنس و نوع خود شما همسر آفرید. از نفس شما برای شما همسر آفرید. این یك نشانه است. حاكی از حكمت است. چرا خداوند از نفس خود انسان برای او همسر آفرید، می‌شد كه این كار را نكند.
بشر نیاز به انس دارد و انیس می‌خواهد. همنشین می‌خواهد و خداوند این خلأ بشر را چنین جبران كرده كه برای انسان جفت آفریده است.
برای اینکه شما آرامش داشته باشید. پایان روز وقتی از ساعت‌ها كار و تلاش و فعالیت فارغ می‌شوید، زمانی که دیگر انرژی‌ها تمام می‌شود نیاز به جایی دارید و آن خانه است. نزد همسر می‌آیید خانه مرتب و مهندسی شده و هر چیزی سر جایش است، مستحب است وقتی مرد وارد خانه می‌شود خانم به استقبال بیاید.
مودت و رحمت دو چیز است؛ مودت یعنی حالتی كه انسان به طرف مقابل ابراز احساسات می‌كند؛ یعنی وجود خارجی دارد، به نمایش درمی‌آید. هم مرد باید نسبت به همسرش ابراز احساسات و محبت و لطف داشته باشد و هم خانم، هم در درون، در دل باید او را دوست داشته باشد، حال كه در دل دوست دارد آنچه كه در دل پنهان است را با زبان ابراز كند؛ لذا روایت دارد به مردان سفارش می‌كند به همسر خود بگوید من شما را دوست دارم، خیلی هم دوست دارم و هیچ چیزی از نظر روحی برای زن زیباتر از این كلمه كه از شوهرش بشنود كه من شما را بسیار دوست دارم، نیست.


آیینه خواص
  در مسیر حق‌طلبی
 


جدای از علم و شجاعت این یار صدیق حضرت امیرالمؤمنین(ع)، یکی دیگر از برجستگی‌های زید، زهد و تقوای اوست. بسیاری از مورخان او را «صوّام» و «قوّام» توصیف کرده؛ متقی، زاهد و پارسا شمرده‌اند. او بسیاری از روزها روزه می‌گرفت و شب‌ها به عبادت می‌پرداخت. بسیاری اوقات از زن و فرزند کناره می‌گرفت، شب‌های جمعه تا صبح بیدار می‌ماند و به راز و نیاز با خدا می‌پرداخت. به این سبب، طبق برخی از روایات، روزی سلمان فارسی به او گفت: «ای زید! بدنت و همسرت بر تو حق دارند؛ قدری از عبادت خود کم کن و به امور آنان رسیدگی کن.»
وی از نگاه سلمان فارسی (از بزرگ‌ترین صحابه پیامبر(ص)) موقعیت و شخصیت خاصی داشته و مورد توجه بوده است. به نقل از تاریخ طبقات کبری در یکی از جنگ‌های صدر اسلام که سلمان فارسی فرمانده سپاه بود هنگام نماز، به زید گفت: «تو پیش رو، تا ما به تو اقتدا کنیم.» و زمانی که سلمان، امیر مدائن بود، در روز جمعه پس از نماز به او امر می‌کرد و می‌فرمود: «ای زید! برخیز و مردم را موعظه کن و برای آنها خطبه بخوان.» در واقع، جناب سلمان از نظر اخلاقی و علمی به طور کامل به زید اعتماد و اطمینان داشت.
روزی شدت روزه‌داری مستمر و شب‌زنده‌داری زید، به گوش سلمان رسید، دنبال او فرستاد و دستور داد تا طعام آوردند و به زید فرمود: «از طعام بخور.» زید گفت: «من روزه‌ام.» سلمان فرمود: «بخور این افطار برای دینداری تو ضرر ندارد؛ زیرا بی‌تردید افراط در هر کاری بدترین شیوه است».
سپس فرمود: «بدان که چشم تو، بدن تو و همسرت، همه بر تو حقی دارند، پس بخور غذا را و بدان که این روش تو صحیح نیست. در عبادت باید میانه‌روی داشته باشی تا نفس از عبادت خسته نشود و آن فشار و زحمت زیادی را که بر خودت هموار می‌کردی ترک کن.» زید نیز چنین کرد. این نشان می‌دهد واقعاً زید اگر جایی بیان درست می‌دید به سمت حق و حقیقت سوق پیدا می‌کرد و بر موضع نادرست خود اصرار نمی‌کرد.
بر اساس روایتی دیگر از زید پرسیدند: «هرگاه قرآن با سلطان به مبارزه برخیزد، به کدام طرف خواهی رفت؟ گفت: به سوی قرآن.» این نه فقط در عالم خارج، بلکه چنانچه مشاهده شد در همه موارد و مواضع نیز بر او صدق می‌کرد!
ابن‌عباس می‌گوید از صعصعه برادر زید درباره زید پرسیدم، او را چنین توصیف کرد: «به خدا سوگند! او در جوانمردی سرآمد، در برادری شریف و بزرگوار، والامقام و از دیرباز گرامی بود. دلی تهی از کینه داشت و کمتر دستخوش وسوسه‌های روزگار می‌شد. روز و شب به عبادت مشغول بود و سیری و گرسنگی در نظرش یکسان می‌نمود. در امر دنیا پیشی نمی‌گرفت. بیشتر سکوت می‌کرد؛ مراقب سخن گفتن خویش بود و با ابهام سخن می‌گفت. افراد شرور از او دوری می‌جستند و آزادگان و نیکمردان با او مأنوس می‌شدند.» اینکه با ابهام سخن می‌گفت به این معناست که در سخن گفتن احتیاط بسیار می‌کرد تا شائبه گناه و لغو نداشته باشد.

 


نقطه‌نظر
 جان پیامبر




«ولایت امیر‌المؤمنین(ع) یک بحث مهمی است موضوع کوچکی نیست. توجّه کردید در این وادی یک عدّه آمدند وارد بشوند گمراه شدند نفهمیدند. فکر کردند که ولایت امیر‌المؤمنین(ع) یک چیزی است، ولایت پیغمبر یک چیزی است. دل من می‌سوزد إن‌شاءالله خدا آن آقا را هم متذکّر بکند از آن حرف خود برگردد. هر دوی آنها ولی بودند، اصلاً ولایت آنها از یک جنس است، از یک قماش است.
حاکم نیشابوری نقل می‌کند، پیغمبر اکرم(ص) می‌گوید: فرشته‌ای به سوی من آمد، گفت یا رسول‌الله خدا یک چیزی به تو امر کرده است. خداوند می‌فرماید: از من بپرس. پیامبرانی که ما قبل از تو فرستادیم بر چه شرطی، بر چه اساسی مبعوث شدند؟ امتثال امر کردم. خدایا بر چه شرطی مبعوث شدند؟ جواب آمد: بر حسب قبول ولایت تو و قبول ولایت علی(ع) این حاکم نیشابوری است که همه‌ سنّی‌ها او را قبول دارند. مگر می‌شود پیامبری مبعوث بشود ولایت علی(ع) را قبول نکند. مقام ولایت بالاتر از این حرف‌ها است. احادیثی که ما دیدیم امیر‌المؤمنین را هنوز ما نمی‌شناسیم. یک حدیث آوردند.
تا صورت پیوند جهان بود، علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود
اینها غلو نیست، علم پشت آن خوابیده است. وقتی نور پیغمبر اکرم(ص) سبب خلقت و رنگ خلقت می‌شود، نور امیرالمؤمنین(ع) جدا از آن نیست. هر دوی آنها ولی هستند، منتها پیغمبر اکرم(ص) از آنها بالاتر است، در مقام ولایت پیغمبر اکرم(ص) از همه بالاتر است. وقتی که وحی نازل می‌شد، هیچ کسی حق نداشت این را بشنود. چون نمی‌شود این را بشنوند. امیر‌المؤمنین(ع) وارد غار حراء شد شنید، چرا؟ برای اینکه نفس پیغمبر است، پیغمبر نیست ولی جان پیغمبر است. وقتی که صحبت‌ها تمام شد، فرمود: «إِنَّکَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ‏»؛ هر چه که من می‌شنوم تو هم می‌شنوی. «وَ تَرَى مَا أَرَى»؛ هرچه من می‌بینم تو هم می‌بینی. «إِلَّا أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ»؛ نبی نیستی «وَ لَکِنَّکَ وَزِیرٌ»؛ تو وزیر من هستی، تو هارون من هستی.
این را که می‌دانید انسانی که می‌میرد، امیرالمؤمنین(ع) را بالای سر خود می‌بیند. شکّی در این نیست. منتها این ‌جا اسرار زیاد است. یک مژده می‌دهم علّامه‌ مجلسی ۷۴ حدیث آورده است که شیعیان غیر از امیرالمؤمنین(ع) بقیه‌ معصومین را هم می‌بینند. یک مقدار از خود مواظبت بکنید. مواظب این زبان باشیم. عاقبت خوب است، حالا خورشید ولایت بالای سر آن محتضر طلوع می‌کند. من نمی‌دانم برای منافق هم می‌آید؟ ببین خورشید چند تا صفت دارد. خورشید بعضی از چیزها را زنده می‌کند، بعضی‌ها را از حالت حیات بیرون می‌برد. خدایا من نمی‌دانم تو شاهد باش این نمی‌دانم تواضع نیست که «مِنْ مُؤْمِنٍ أَوْ مُنَافِقٍ قُبُلا» این مؤمن را آن‌‌چنان‌تر می‌کند یا منافق را آن‌چنان‌تر می‌کند، حقایق به او روشن می‌شود که وقتی به جهنّم می‌رود طلبکار نیست. این را هم ما نمی‌دانیم، عقل ما نمی‌رسد امّا خلاصه ما إن‌شاءالله می‌بینیم، ما که منافق نیستیم. می‌گوید این خیلی زیبا است، دیگر نظیر ندارد. «أیَّهَا‌المُرجى لِقاهُ فِی‌المَمَات» ای آقایی که در هنگام مرگ امید دیدن ایشان است. «لَیتَ مَا عَجَّل بَی مَا هُوَ آت» ای کاش که من زودتر بمیرم، چرا؟ «کُلُ مُوتٍ فِیهِ لُقِیاکَ حَیاه» مرگی که تو در آن باشی، لقاء تو که مرگ نیست، حیات است.

 


گزارش
سیدمحمد مشکوه‌الممالک
     رئیس بیمارستان بقیه‌الله(عج) در گفت‌وگو با صبح صادق
حساسیت لازم به تهدیدات بیوتروریسم در بین مردم و مسئولان ایجاد نشده است
 

یکی از تهدیدات نوینی که امروزه در سطح جهان از آن علیه دیگر کشورها استفاده می‌کنند، موضوع تهدیدات بیوتروریسم است. این موضوع بهانه‌ای شد تا خبرنگار صبح صادق گفت‌وگوی اختصاصی را با دکتر علیرضا جلالی، رئیس بیمارستان بقیه‌الله(عج) با موضوع میزان جدی بودن این نوع تهدیدات در کشور انجام دهد که ماحصل آن در ادامه آمده است.

* موضوع بیوتروریسم را تا چه حد در کشورمان جدی می‌بینید؟
اصل اینکه دشمنی بزرگ و جدی داریم، واقعیتی است که شاید بسیاری هنوز آن را باور نکرده‌اند. در بسیاری از همایش‌های سطوح بالای علمی در کشور وقتی در این‌باره بحث می‌شود، مشاهده می‌کنیم که متأسفانه هنوز اعتقادی به وجود دشمن نیست؛ اما دشمن از هر راهی، از جمله بیوتروریسم می‌تواند وارد شود.
فرضیه بیوتروریسم در سال‌های اخیر در کشور ما به شدت رنگ گرفته و حتی به‌تازگی در بسیاری از افراد و اشخاصی که به هر دلیلی دچار بیماری می‌شوند یا مشکل جسمانی پیدا می‌کنند، یکی از فرضیه‌های اثبات‌نشده درباره آنها همین موضوع است؛ ولی با وجود وجود تهدید، متأسفانه احساس می‌کنم که شاید برای حفاظت افراد از بیوتروریسم، در کشور کارهای جدی و خوبی انجام نشده است و این هم می‌تواند به این دلیل باشد که هنوز به باور جدی در این موضوع نرسیده‌اند.
همان‌گونه که در موضوع حملات سایبری، سازمان پدافند غیرعامل عنوان می‌کند، روزانه ده‌ها حمله سایبری به کشور انجام می‌شود، درباره حملات بیولوژیکی هم چنین موضوعی صادق است؛ زیرا این نوع حملات هر روزه علیه کشورمان در حال رخ دادن است. برای بسیاری از اتفاقاتی که در کشورمان روی می‌دهد، همیشه می‌توان یک فرضیه بیوتروریسم مطرح کرد؛ برای نمونه آنفلوانزای مرغی یا آلودگی‌های فراگیری که باید همیشه برای آن یک فرضیه ورود دشمن را مد نظر قرار دهیم؛ ولی متأسفانه چنین ذهنیتی هیچ‌گاه برای مدیران ساختاری و اداری ما وجود ندارد و این هم ممکن است به دلیل این باشد که دشمن را دشمن تلقی نمی‌کنند. فکر می‌کنم این موضوع، فرضیه‌ای جدی است؛ زیرا مواردی از این‌گونه اقدامات در جهان روی داده است و طی آن بسیاری از شخصیت‌های جهان از طریق بیوتروریسم به قتل رسیده‌اند؛ مانند هوگو چاوز، یاسر عرفات و حتی بسیاری از شخصیت‌های مذهبی ما که در سال‌های گذشته پس از مسموم شدن به دست دشمن، به شهادت رسیدند.
با این توضیح فکر می‌کنم می‌توان بسیاری از بیماری‌های مسئولان و شخصیت‌ها را در سال‌های به بیوتروریسم ربط داد و این فرضیه‌ای بسیار جدی و قوی است.

* چندی پیش رهبر معظم انقلاب در سخنانی از مرحوم دکتر آشتیانی، رئیس مؤسسه رویان با عنوان «شهید» یاد کردند و در موردی دیگر مطرح شده که آقای «سلحشور» به وسیله بیوتروریسم مرحوم شدند؛ نگاه شما به این دو موضوع چیست؟
اینکه دشمن انسان‌های اثرگذار ما را رصد می‌کند تا آنها را از صحنه حذف کند، یک واقعیت است؛ مانند دانشمندان هسته‌ای کشورمان که به شهادت رسیدند. باید یادآور شد که ابزار دشمن برای حذف افراد، فقط استفاده از سلاح و گلوله نیست، بلکه ابزار بیوتروریسم و بیولوژیک، روش بسیار هوشمندانه و ترور نرمی است که تا سال‌ها مشخص نمی‌شود این اتفاق چگونه روی داده است.
به هر صورت درباره مرحوم آشتیانی نمونه مشخصی ندیدم؛ اما حتماً موضوعیتی داشته است، چراکه ایشان فرد مؤثری بودند؛ مؤسسه رویان انقلابی در کشور به وجود آورد و منشأ آن هم دکتر آشتیانی بود؛ به عبارت دیگر همان‌گونه که شهید طهرانی‌مقدم در عرصه موشکی انقلاب به وجود آورد، دکتر آشتیانی نیز در عرصه پزشکی انقلابی ایجاد کرد.
پس طبیعی است که دشمن بخواهد چنین افرادی را حذف کند و برای این کار هم از روش‌های ترور خاموش بیولوژیکی و بیوتروریسم استفاده می‌کند؛ لذا این‌گونه حوادث را قوی و جدی می‌بینم و حتی درباره دکتر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی کشور نیز که سرطان روده بزرگ داشتند، چنین مبحثی را شنیدم که یکی از قربانیان بیوتروریسم بودند.

* تهدیدات بیوتروریسم یا بیولوژیکی در کدام بخش کشور جدی‌تر است؟
بیشترین مشکل در حوزه غیرنظامی و امنیتی است که این هم به نگاه عده‌ای برمی‌گردد که اعتقادی ندارند ممکن است چنین اتفاقی روی دهد.


یادداشت
علیرضا جلالیان

نقش بسیج در منظومه دفاعی جمهوری اسلامی ایران



کارکردهای دفاعی بسیج از جمله مهم‌ترین کارکردهای این نهاد است. زمینه اصلی تشکیل این نهاد بلافاصله پس از تصرف لانه جاسوسی آمریکا و احتمال حمله نظامی این کشور بود. هنوز یک ماه از 13 آبان ماه 1358 روز تصرف لانه جاسوسی آمریکا در خیابان طالقانی تهران نگذشته بود که پنجم آذر ماه همان سال در کمتر از یک ماه امام خمینی(ره) دستور تشکیل این نهاد را صادر کردند و با بیان اینکه مملکتی که 20 میلیون جوان دارد، باید 20 میلیون تفنگدار داشته باشد، راهبرد دفاع مردمی را در شرایطی که ارتش بزرگ و مجهز ایران با انقلاب دچار یک شوک شده بود و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هم تازه تأسیس شده بود، مشخص کردند. این راهبرد، کاربرد خود را در دفاع مقدس به خوبی نشان داد.
اگرچه جنبه‌های دفاعی بسیج پس از دفاع مقدس به طور جدی پیگیری نشد، اما با شدت گرفتن تهدیدات علیه انقلاب اسلامی، به ویژه در دهه اخیر با تدبیر امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) یک بازبینی اساسی در جنبه‌های دفاعی بسیج صورت گرفت. رهاورد این بازبینی‌ها تشکیل و سازماندهی گسترده گردان‌های مختلف مردم‌پایه در این نهاد بود. تسلیح عشایر، واگذاری امنیت به مردم بومی مناطق مرزی، تشکیل یگان‌های رزم تخصصی از قبیل گردان‌های امام حسین(ع)، گردان‌های عاشورا، الزهراء(س)، بیت‌المقدس، کوثر و... به سرعت انجام گرفت. البته بخشی از این اقدامات پیش از این در قالب نیروی مقاومت بسیج، اما نه به گستردگی امروز انجام شده بود و با تشکیل سپاه‌های استانی عملاً این فعالیت گسترده و جدی پیگیری شد.
اکنون سازماندهی هزاران گردان با مأموریت‌های مختلف، آموزش و اجرای برنامه‌های تداوم برای آنها، اجرای سلسله رزمایش‌های «الی ‌بیت‌المقدس» برای محک زدن آمادگی گردان‌ها و... همه در حال پیگیری است. از سویی برای ایجاد وحدت فرماندهی در سطح کشور گردان‌های اصلی دفاع سرزمینی در سطح کشور همگی تحت فرماندهی واحد قرارگاه مرکزی امام حسین(ع) قرار گرفته‌اند.
با همه این راهبردها در سطح نیروهای مسلح در واقع با تقسیم کار بین دو نیروی زمینی سپاه و ارتش جمهوری اسلامی ایران، نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی موظف به به‌کارگیری نیروهای وظیفه و سرباز در ساختار عملیاتی خود است و نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موظف به به‌کارگیری نیروهای مردمی است. البته نیروی دریایی سپاه پاسداران نیز از یگان‌های مردمی برخوردار است که این موضوع به استان‌های ساحلی محدود می‌شود. در واقع، با توجه به حجم و شدت تهدیدات موجود در کشور و بر اساس تدابیر امامان انقلاب، موضوع سازماندهی نیروهای مردمی همواره مورد توجه بوده و برای اینکه این موضوع یک متولی داشته باشد، از ابتدا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موظف به ایجاد این امر شده است. این موضوع سبب شده تا بسیاری از مراکز مطالعات نظامی و دفاعی در سطح جهان اعتراف کنند که جمهوری اسلامی ایران دارای قوی‌ترین و گسترده‌ترین نیروی زمینی در سطح جهان است. نیروهای ارتش، سپاه، سربازان و عمدتاً بسیجیان که بدنه نیروی زمینی ایران را تشکیل می‌دهند در صورت نیاز می‌توانند در هر صحنه‌ای که لازم باشد، حضور میلیونی داشته باشند.


گلی از باغ

داستان‌های کوتاه «ریحان‌هایی که مادرم دوست داشت» 



کتاب «ریحان‌هایی که مادرم دوست داشت»، مجموعه داستان‌های خیلی کوتاه اما پیوسته‌ای درباره جنگ به قلم سیداکبر میرجعفری است. این کتاب را با عنوان فرعی «جنگ‌نوشت» انتشارات شهرستان ادب در آخرین روزهای سال 94 منتشر کرده است. کتاب شامل 52 داستان ـ خاطره است که تماماً تجربیات شخصی نویسنده بوده است. میرجعفری سعی کرده است نوشته‌هایش نه آن‌قدر طولانی باشند که حوصله خواننده را سر ببرند و نه آن‌قدر کوتاه که از بیان ماجرا دربمانند.
در اولین داستان این کتاب با عنوان «تنهایی» آمده است: «... برانکارد خالی است؟ نه! انگار پیکری نحیف و لاغر روی آن افتاده است. آن‌قدر لاغر است که در برزنت برانکارد فرو رفته و دیده نمی‌شود. شاید ساعتی گذشته است که هواپیمای مسافربری بر زمین نشسته؛ پیش از پیاده شدن دیگران، دو نفر آن برانکارد را از هواپیما بیرون آورده‌اند و مثل چیزی که سر راه مانده باشد، به زعم خودشان گذاشته‌اند یک گوشه‌ای! تا سر فرصت به او برسند.
بعد مسافران یکی‌یکی پیاده شده‌اند؛ اتوبوس ویژه آمده و همه را به سالن فرودگاه برده است. فقط یک برانکارد مانده روی باند! و او که در برانکارد فرو رفته، تمام آمدن‌ها و رفتن‌ها را دیده است و انتظار کشیده است. او که تنها یکدست پیراهن بیمارستان بر تن دارد؛ در آن سرمای دی ماه، حتی ملافه‌ای هم او را نپوشانده است. از دست او چه برمی‌آید، جز آنکه گاهی با صدایی نحیف و لرزان دیگران را به کمک بخواند؛ اما زوزه‌های باد از صدای او رساتر است.
می‌لرزد؛ هم از سرما، هم از ضعف. شما هیچ‌وقت از ضعف نلرزیده‌اید؟
... و اما آنچه تصور کردید، خیالی نیست! اینجا باند فرودگاهی است در زمستان 1365! روزهای عملیات کربلای ۵؛ روزهای بمباران‌ها و موشک‌باران‌ها؛ روزهای خلوت شهرهای بزرگ؛ و او که در برانکارد از سرما مچاله شده منم! از اهواز مرا آورده‌اند اینجا. قرار بود به تهران اعزامم کنند، نامم در فهرست آنها بود. حالا در میانه باند فرودگاه رها شده‌ام؛ اما نگران نباشید، حتماً کسانی به سراغ من هم می‌آیند. دو سر برانکارد را می‌گیرند و تا سالن انتظار می‌برند؛ همانجا که از روی تابلویی می‌خوانم؛ فرودگاه رشت!»


علمداران

  لبیک به ندای سالار شهیدان


وقتی وارد سپاه شد، لازم بود که یک نام مستعار برای خودش انتخاب کند. او نام مستعار «حسین نصرتی» را در سپاه برای خود انتخاب کرد و بعداً توضیح داد که این نام برگرفته از ندای «هل من ناصر ینصرنی» مولای خود حسین‌بن‌علی(ع) و کنایه از لبیک به این ندا بود.
به نقل از همرزمان شهید محمودرضا بیضایی
محمودرضا ۱۸ آذر ماه سال ۱۳۶۰ در خانواده‌ای مذهبی و با صبغه روحانی در تبریز متولد شد. تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان را در تبریز گذراند. در دوره تحصیلات دبیرستان به عضویت پایگاه مقاومت شهید بابایی ـ مسجد چهارده معصوم(ع) شهرک پرواز تبریز ـ درآمد. در سال ۷۸ با دریافت مدرک دیپلم در رشته علوم‌تجربی، عازم خدمت سربازی شد. پس از اتمام سربازی، به عضویت سپاه درآمد و در بهمن ماه سال ۸۲ وارد دانشکده افسری دانشکده امام علی(ع) سپاه شد. ورود او به دانشکده افسری ملازم با هجرت او از تبریز به تهران بود. در شهریور ماه سال ۸۵ از دانشکده افسری فارغ‌التحصیل شد. ۲۵ اسفند سال ۸۷ مقارن با سالروز میلاد پیامبر اعظم(ص) و امام جعفر صادق(ع) با همسری فاضله از خانواده‌ای ولایتمدار در تهران ازدواج کرد و ساکن تهران شد. ثمره این ازدواج دختری به نام «کوثر» است. در ایام فتنه ۸۸، شب و روز آرام و قرار نداشت. تمام اخبار و وقایع فتنه را رصد می‌کرد و در معرکه دفاع سخت از انقلاب اسلامی در همین ایام، چندین‌بار جان خود را به خطر انداخت. به زبان عربی تسلط کامل داشت. با آغاز جنگ در سوریه از سال ۹۰ برای دفاع از حرم‌های آل‌الله(ع) و یاری جبهه مقاومت، عازم سوریه شد. به سبب تعلقی که از نوجوانی به ثبت اسناد میراث دفاع مقدس داشت، در جبهه سوریه نیز به جمع‌آوری اسناد جنگ همت گماشت. آخرین اعزام او دی ماه ۹۲ بود. از دو ماه پیش از اعزام به دنبال هماهنگی برای محل تدفین خود بود. سرانجام، بعدازظهر ۲۹ دی ماه ۹۲ همزمان با سالروز میلاد پیامبر اعظم(ص) و امام جعفر صادق(ع) در اثنای درگیری با مزدوران تکفیری استکبار در حالی که فرماندهی محور عملیاتی در منطقه «قاسمیه» در جنوب شرقی دمشق را برعهده داشت، در اثر اصابت ترکش‌های یک تله انفجاری به ناحیه سر و سینه، به فیض شهادت نائل آمد.

 
 

صفحه دوازدهم

 
 

 مهدی امیدی

به بهانه افتتاح رسمی شبکه کودک سیما
لزوم ایجاد جنبش انیمیشن راهبردی
 

 شبکه «کودک» در حالی به مثابه یکی از واپسین شبکه‌های صداوسیما به طور رسمی کار خود را آغاز کرد که در اصل مهم‌ترین شبکه رسانه ملی به‌شمار می‌آید. اما اهمیت این شبکه چیست؟
طی دو دهه اخیر، با گسترش مدرنیته و آپارتمان‌نشینی در جامعه ایران و به ویژه در طبقه متوسط شهری، تفریحات و سرگرمی‌های بچه‌ها نیز تغییر شکل یافته است. نسل‌های گذشته، بیشتر اوقات فراغت خود را با همسالان خود می‌گذراندند و عمده بازی‌های آنها نیز به صورت دسته‌جمعی و در فضای باز انجام می‌گرفت، اما بچه‌های امروز، مجبورند بیشتر اوقات فراغت خود را در فضاهای محدود و چاردیواری‌های بسته و در خلوت و تنهایی سر کنند. انواع بازی‌های رایانه‌ای، شبکه‌های تلویزیونی و نرم‌افزارهای تلفن همراه، اصلی‌ترین همراهان نسل نوین جامعه ما هستند. این وضعیت، حتی شرایط تربیتی کودکان و نوجوانان را نیز دگرگون کرده است. در گذشته، کار تربیت تنها به وسیله والدین و معلمان صورت می‌گرفت، اما آموزگاران نسل جدید، نامحدود هستند. در این فضای بلبشو و از همه رنگ، سرگرم‌سازی و تعلیم و تربیت کودکان و نوجوانان، مسائلی حساس، پیچیده و تخصصی شده‌اند. به ویژه اینکه بخشی از جریان تهاجم فرهنگی یا همان جنگ نرم علیه نظام فرهنگی و عقیدتی ما، بچه‌ها را هدف قرار داده است.
با این اوصاف، دیگر نمی‌توان شبکه کودک را یک شبکه معمولی برای پخش کارتون‌های قدیمی و تکرار برنامه‌های کودک سایر شبکه‌ها دانست؛ بلکه یک شبکه راهبردی و حیاتی محسوب می‌شود. به نظر می‌رسد صداوسیما کمی دیر به فکر راه‌اندازی این شبکه افتاده است و باید از خیلی سال پیش در این زمینه سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی دقیق و سنجیده می‌شد.

یک سد در برابر سیل تهاجم
از تیرماه سال 91 بود که با هدف پاسخگویی به نیاز مخاطبان نونهال صداوسیما، شبکه‌ای با نام شبکه «پویا» کار خود را آغاز کرد. با این حال، به نظر می‌رسید که مأموریت و کارکرد این شبکه، ناقص بود، چون بیشتر وقت آن وقف نمایش آثار قدیمی یا انیمیشن‌های خارجی که هیچ سنخیتی با فرهنگ و آداب ایرانی نداشتند می‌شد، تا اینکه از اول مهر امسال (سال 94) شبکه کودک راه‌اندازی شد و کار خود را به طور آزمایشی آغاز کرد. هفته گذشته نیز فعالیت این شبکه به طور رسمی ادامه یافت.

اولین قدم؛ خروج از انفعال
همان‌طور که بیان شد، مدیران رسانه ملی باید شبکه کودک را به منزله یک اهرم رسانه‌ای مهم و راهبردی در نظر بگیرند؛ چراکه از طریق ارتقا و تقویت این شبکه می‌توانند ذهن نسل آینده را کنترل کنند. بی‌تردید، شبکه کودک اگر تنها ویترینی برای نمایش چند برنامه و کارتون تکراری باشد، شکست خواهد خورد. شبکه کودک نیز همچون هر رسانه، محصول و شبکه دیگری، باید در چارچوب سیاست‌گذاری، راهبرد و چشم‌انداز مشخصی فعالیت کند. رویکرد این شبکه هم‌اکنون بیشتر انفعالی است، اما بقا و تأثیرگذاری آن در گرو خروج از انفعال و فعال شدن است.
انفعال به این معنا که اگر مروری بر فهرست برنامه‌های این شبکه در طول روز داشته باشیم، با برنامه‌هایی چون «فوتبالیست‌ها»، «پت و مت»، «پلنگ صورتی»، «راسوی کونگ‌فوکار»، «تام و جری»، «اسکار»، «مکس» و... مواجه می‌شویم که غالباً آثاری تکراری هستند. ضمن اینکه برخی از این کارتون‌ها، آداب و سبک زندگی مغایر با آنچه مطلوب ما است را به مخاطب کودک و نوجوان القا می‌کنند. البته پخش این آثار، به طور مطلق مردود نیست و قرار داشتن آنها در فواصل پخش برنامه‌ها می‌تواند به جذابیت شبکه کمک کند، اما این‌گونه آثار باید محدود شوند.
واقعیت این است که رسانه‌های مصرف‌کننده، منفعل باقی می‌مانند. هر رسانه‌ای برای پویایی و تأثیرگذاری در فضای فرهنگی جامعه در وهله اول باید تولیدمحور باشد. هویت هر شبکه‌ای را تولیدات منحصربه‌فرد آن شبکه تشکیل می‌دهد. شبکه کودک هم برای دستیابی به هویت و شخصیت ممتاز و متمایز باید تولیدات منحصربه‌فرد خود را روی آنتن بفرستد.

مرکز جنبش پویانمایی
یکی از اتفاقات مثبت فرهنگی سال‌های اخیر در کشور ما پیشرفت چشمگیر انیمیشن است. موفقیت «شاهزاده روم» در اکران فصل پاییز سینماهای کشور و همچنین برتری انیمیشن «فهرست مقدس» در سی‌وچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر و همچنین آثار درخشان دیگری چون «نبرد خلیج‌فارس»، «در مسیر باران» و... یک ظرفیت جدید برای فضای رسانه‌ای کشور ایجاد کرده است. به ویژه اینکه کارگردان‌های این آثار، هنرمندان جوان انقلابی و متدین هستند. شبکه کودک سیما باید از این ظرفیت به وجودآمده استفاده کند و به مرکز جنبش پویانمایی متعهد تبدیل شود؛ یعنی با گردهمایی هنرمندان باسواد، خوش‌ذوق و باتجربه عرصه پویانمایی، الگوهای سرگرم‌سازی بومی و راهبردی را عملیاتی کند.
سرگرم‌سازی راهبردی یعنی جذابیت به اضافه آموزش و تربیت. کودکان ایرانی، بیش از هر مسئله دیگری، باید نسبت به مفاهیمی چون عدالت، هویت، استعمار، جنگ، سلطه، نفوذ فرهنگی و... آگاه شوند. منتها همان‌طور که برخی از انیمیشن‌های وارداتی، مفاهیم مدّ نظر سیاستمداران غربی را در قالبی بسیار ظریف و فانتزیک نمایش می‌دهند، شبکه کودک هم باید مفاهیم مذکور را به شیوه دراماتیک و فانتزیک ترسیم کند. تنها در صورت وقوع چنین وضعیتی، این شبکه می‌تواند کارکرد خود را به مثابه یک شبکه پویا و تأثیرگذار اعمال کند.


سعید رضایی
به بهانه انیمیشن «بچرخ تا بچرخیم»
  سرگیجه از یک کارتون



پیشرفت سال‌های اخیر ایران در زمینه ساخت انیمیشن، امروز به یک فرصت برای تأثیرگذاری و جریان‌سازی رسانه فرهنگی و رسانه‌ای تبدیل شده است. به ویژه اینکه توجه به این رسانه قدرتمند و پرجاذبه نزد جوانان انقلابی بیشتر است. اما به نظر می‌رسد که این اتفاق به مذاق عده‌ای خوش نیامده است. واکنش‌های تند و شتاب‌زده برخی از جریان‌های سیاسی علیه انیمیشن «بچرخ تا بچرخیم» در عین حال که گویای تأثیرگذاری این جریان فرهنگی است، از سویی نشان می‌دهد که هنرمندان انقلابی در این مسیر با چالش مواجهه گروه‌های سیاسی هم روبه‌رو هستند.
«بچرخ تا بچرخیم» روایتی کودکانه و نمادین از برنامه هسته‌ای کشور است. این موضوع در قالب داستان علاقه چند کودک به ساخت فرفره نمایش داده می‌شود. داستان ساده و صمیمی این کارتون به خوبی با بچه‌ها ارتباط برقرار می‌کند. همچنین مسئله تلاش ایران برای پیشرفت و دستیابی به یکی از انرژی‌های پاک و کاربردی، به طور ملموس برای بچه‌ها ترسیم می‌شود. انیمیشن «بچرخ تا بچرخیم» سال گذشته در جشنواره فیلم عمار به نمایش درآمد و جایزه گرفت.
اما پخش «بچرخ تا بچرخیم» از شبکه کودک سیما، ماجراهای جدیدی را برای آن به وجود آورد؛ به طوری که هنوز اندک زمانی از پخش این کارتون نگذشته بود که رسانه‌های زنجیره‌ای آن را ابزار تخریب دولت و برجام معرفی کردند. حتی روزنامه «شرق» در یکی از شماره‌های خود، خبر مربوط به این اثر هنری را با عنوان «جنگ روانی با دولت در اوج» در تیتر یک خود منتشر کرد! اما نکته قابل توجه این بود که مطلب روزنامه شرق نشان می‌داد که مخالفان حتی این انیمیشن را ندیده بودند و با حداقل اطلاعات درباره آن و صرفاً به توصیه اتاق‌های فکر گروه‌های سیاسی، آن را هدف حمله قرار دادند.
رسول آذرگون، کارگردان انیمیشن «بچرخ تا بچرخیم» هم در واکنش به روزنامه شرق به همین نکته اشاره کرد و گفت: «برایم جالب بود که یک گزارش بدون مصاحبه، تماشای اثر و تحقیق و بررسی نوشته شود. این انیمیشن اردیبهشت سال گذشته که هنوز خبری از برجام و توافق هسته‌ای نبود، ساخته شده و خرداد 94 آپلود شده است. این مطلب برای من بسیار خنده‌دار بود و لبخند بر لبم نشاند. بیشتر تفسیر به رأی یک نفر بود، اما من فکر می‌کنم که مگر می‌شود، بدون تحقیق و تماشای یک اثر در خصوص آن چیزی نوشت؟! آیا این روزنامه همه خبرهایش را این‌گونه می‌زند؟!»
اما شیعیان لبنان هم به استقبال «بچرخ تا بچرخیم» رفتند. آنها علاوه بر انتشار نسخه عربی، بازی فکری نیز از روی آن درست کرده‌اند. مؤسسه کشافه الامام مهدی(عج) همچنین داستان مصور این انیمیشن را با عنوان عربی «دوری یا بلابل!» در ماهنامه لبنانی «مهدی» چاپ کرده است.
در روزهای اخیر استقبال از انیمیشن «بچرخ تا بچرخیم» در داخل ایران نیز رشد محسوسی داشته و طی یک هفته اخیر بازدید از این انیمیشن از مجموع یک میلیون بار گذر کرده است.


اخبار

کارگردان سریال «موسی(ع)» مشخص شد
در حالی که بر سر جانشین زنده‌یاد فرج‌الله سلحشور برای کارگردانی سریال بزرگ «حضرت موسی(ع)» گمانه‌زنی می‌شد، مشاور رئیس رسانه ملی از قطعی شدن حضور جمال شورجه برای کارگردانی بزرگ‌ترین سریال قرآنی جهان خبر داد. امین صدیقی، مشاور رئیس صداوسیما، در گفت‌وگو با سینماپرس درباره دلیل انتخاب شورجه گفته است: «با توجه به سوابق و تجارب آقای شورجه و همکاری ایشان در پروژه‌های زنده‌یاد سلحشور و اشرافی که به روند نگارش و آماده‌سازی مقدمات پروژه «حضرت موسی(ع)» داشتند، مقرر شد کارگردانی سریال را ایشان برعهده گیرند.»

نقش سازمان «سیا» در ساخت فیلم ضد ایرانی «آرگو»
اسناد جدید افشاشده نشان می‌دهد آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا جلسات متعددی برای عوامل فیلم ضدایرانی آرگو برگزار کرده تا بتواند تصویر مدّ نظر خود از ایران را در قالب یک فیلم باورپذیر و بر پایه یک داستان واقعی ارائه کند. به گزارش مشرق، پایگاه آمریکایی «وایس‌نیوز» اسنادی را که نشان می‌دهد سازمان «سی‌‌آی‌ای» نقش مهمی در تولید محصولاتی در حوزه سرگرمی داشته منتشر کرده است. همه این آثار در حوزه سرگرمی، از «دفتر امور عمومی» (Office of Public Affairs) متعلق به سی‌‌آی‌ای بودجه دریافت کرده‌اند. این دفتر مسئولیت ارتباط با خبرنگاران و نمایندگی سازمان سی‌‌آی‌ای در صنعت سرگرمی را برعهده دارد. دخالت سی‌‌آی‌ای نه در ساخت آرگو و نه در تولید سایر پروژه‌هایی که طی یک دهه گذشته در آنها دست داشته، تا پیش از این به‌طور رسمی افشا نشده بود.

اعتراض نمادین دانشجویان به فیلم‌های ضداخلاقی
دانشجویان بسیج دانشگاه امام صادق‌(ع) برای نشان دادن اعتراض خود به محتوای فیلمی در حال اکران برای حجت‌الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی یک نامه اعتراض‌آمیز و یک پیاله آلبالوی فاسد ارسال کردند. این عمل، اعتراض آنها را به یکی از فیلم‌های روی پرده نشان می‌دهد. این نامه صبح دیروز به آدرس رئیس سازمان سینمایی ارسال شده است. دانشجویان در متن نامه خواستار نظارت جدی‌تر بر محتوای فیلم‌هایی که قرار است اکران شوند، شده‌اند. در این نامه آمده است: «هدیه‌ای که به شما تقدیم می‌گردد ثمره مدیریت جنابعالی است. با صرف‌نظر از معدود بارقه‌های امید، حال و هوای غالب این روزهای سینمای ایران حقیقتاً نه در شأن انقلاب است و نه در شأن سازمان سینمایی کشور، البته راه‌های توجیه برای این وضعیت همواره وجود داشته و وجود خواهد داشت. جناب آقای ایوبی، به شما پیشنهاد می‌کنیم که همراه خانواده محترم‌تان از بعضی از فیلم‌های روی پرده این روزهای سینما بازدید فرمایید.»


روی خط

چرا هزینه درمان زوج‌های نابارور شامل بیمه نیروهای مسلح نمی‌شود؟
 





... 09015377/ یارانه برخی بازنشستگان قطع شده و به اعتراض‌ها هم رسیدگی نشده است.
09100868/ ما قشري از بسيج تمام‌وقت در مرزهاي استان کرمانشاه هستيم. وضعيت حقوق و مزايای ما مشخص نیست.
... ۰9112432/ لطفاً ساعت کار نواحي را به صبح برگردانيد، چون بعدازظهر فقط خستگي دارد.
... ۰9127479/ چرا کارمندان سپاه به فراموشی سپرده شده‌اند؟
... ۰9131831/ باتوجه به سال «اقتصاد مقاومتي؛ اقدام و عمل» موقع آن نرسيده که اتوماسيون اداري به‌طور کامل در سراسر سپاه اجرايي شود؟
۰9132820/ اعزام مدافعان حرم به چه نحوی است؟ لطفاً راهنمایی کنید.
... ۰9133862/ بيمارستان صدوقي اصفهان سال گذشته برای برگزاري کمیسيون پزشکي مبلغ 20 هزار تومان دريافت مي‌کرد، بعد بهداري نزسا اين کار را غيرقانوني اعلام کرد و لغو شد. حالا تکليف پول‌هايي که گرفتند چه مي‌شود؟
... ۰9136740/ هرساله بازرسي از پايگاه‌ها دو بار در سال انجام شده و سپس در قالب دفترچه‌اي حداقل 200 برگي مطالب تنها برای ارائه گزارش آماده می‌شود. با توجه به شعار سال اين همه اسراف شايسته سازمان است؟
... ۰9152560/ مگر شارژ کارت يکسان‌سازي حق پايوران نیست که سر سال می‌سوزد؟
... ۰9159262/ چرا فکري براي رسمي کردن مدارک داخلي دانشگاه امام حسين(ع) نمي‌شود؟ حق اين بچه‌ها که زمان گذاشته‌اند، تضييع مي‌شود.
... ۰9169403/ یک راه مدیریت سرریز آب رودهاي دز، کارون و کرخه که باعث سیلاب شده، هدایت آن به سمت تالاب و هورالهویزه و سایر تالاب‌ها است، این امر باید برای دفعات بعدی پیش‌بینی شود./ افتخاري از دزفول.
... ۰9169684/ فکري به حال زوج‌هاي نابارور و سقط مکرر نيروهاي مسلح، به‌‌ویژه سپاه بکنيد. هرچه داشتيم هزينه کرديم و نتيجه‌اي نگرفتيم، توانایی مالی برای هزینه بیشتر نداریم.
... ۰9177171/ لطفاً عمل IVF و ناباروري را تحت پوشش بيمه نيروهاي مسلح در بياوريد؛ زيرا هزينه‌هاي درماني ناباروري بسيار سنگين است.
... ۰9172554/ طرح بعدازظهرکاری در جنوب کشور در تابستان با گرماي 50 درجه قابل اجرا نيست.
... ۰9179712/ مطلب برای چاپ در هفته‌نامه دارم، چکار کنم؟
صبح‌صادق: راه‌های ارتباطی با نشریه در پایین صفحه دوم موجود است.
... ۰9183599/ کساني که يارانه را در سامانه دولت ثبت‌نام کردند، حسب دستور سپاه انصراف دادند تا از طريق سپاه به صورت متمرکز به حساب آنها واريز شود، اما متأسفانه چندین مرحله است که هنوز اعمال نشده است.
... ۰9186363/ فکري به حال وضع معيشت و خدمات به کارکنان شهرستاني شود.
... ۰9193570/ مطلبي ديدم که در شماره744-ص11، آمده بود مبني بر اينکه جناب سلمان فارسي در جنگ جمل شرکت داشتند، حال آنکه جناب سلمان پیش از خلافت اميرالمؤمنين(ع) از دنيا رحلت کردند، لذا خواستم اصلاح شود.
صبح‌صادق: در مطلب مذکور گفته‌‌ شده زیدبن‌صوحان از محضر سلمان فارسی کسب فیض کرده و با او مراوده داشته است. زید از وی احادیث بسیاری شنیده بود. خواننده محترم! اگر با کمی دقت مطالعه کنید متوجه می‌شوید این موضوع با تاریخ و زمان فوت ایشان منافاتی ندارد.
... ۰9193925/ چرا شهرستان ورامين و قرچک با اين همه نيروي سپاه هيچ مرکز درماني ندارد و خانواده پاسداران و نیروهای مسلح برای درمان باید به تهران بيايند و علاوه بر درد و رنج بیماری، شلوغی و ترافیک را تحمل کنند.
صبح‌صادق: قابل توجه مسئولان بهداشت و درمان.
... ۰9195672/ در شهرري با وجود ظرفيت بالاي پاسداران ساکن، رستوران يکسان‌سازي وجود ندارد.
صبح‌صادق: مجموعه پذیرایی زیتون در بزرگراه بعثت به شما نزدیک است.
... ۰9379750/ دليل اينکه سپاه خراسان شمالي قراردادهاي خود را با دکترهاي متخصص قطع کرده چيست؟
...09362548/ متأسفانه مسئولان امر می‌گذارند تا یک مسئله به حد اعلای خود برسد، بعد می‌خواهند مشکل را حل کنند. مثلاً اجازه دادند بحث بی‌حجابی و بی‌بندوباری به بدترین وضع خود برسد، حالا می‌گویند بیاییم حل کنیم؛ ولی انگار کار از کار گذشته.../ سیدفضل‌الله محمدی (سید سقا)
... ۰9163513/ کارشناس ارشد تاريخ ايران و اسلام هستم و علاقه‌مندم در زمينه پژوهش‌هاي علمي با شما همکاري کنم.
... ۰9165246/ چرا مدرسه دولتي شهرک فجر منطقه سوم دريايي ماهشهر علي‌رغم مخالفت ساکنان شهرک و آموزش و پرورش غيرانتفاعي مي‌شود؟
... ۰9168453/ خواهشاً براي فرزندان بيکار بازنشستگان فکري شود.


حسن ختام
 
زودتر ظهور كن...
به نام آنكه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانيد
سلام اى گل نرگس! اى كه شيرين‌ترين انتظار، انتظار توست
و بهترين منتظر، منتظر ظهور توست
مولای من! غم تو را به چه مانند کنم؟
به شکستن دل قناری یا به سوختن پر پروانه؟
به گریستن چشم شادی یا به اشک شمع؟
که دردناک‌تر از آن است...
مى‌توانم در يك جمله پرمعنا بگويم:
گر عشقى هست و عاشقى، نام تو معشوق و من عاشق و شيفته توام
در انتظارت مى‌مانم و تعجیل در ظهورت را از خداى بزرگ مى‌خواهم
ما محتاج يك نگاه گذرا از سوی تو هستيم،
زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان
ما و رهبرمان در انتظار تو مى‌مانيم
خدا كند كه بيايى و ما هم جزء ياران‌تان باشيم.