بازگشت

 

صفحه اول

 
 

سرمقاله
دکتر یدالله جوانی
  منطق تعمیم‌ناپذیری مذاکرات هسته‌ای به موشکی
 


در هفته‌های اخیر آمریکایی‌ها و متحدین غربی و منطقه‌‌ای آنها بر روی برنامه موشکی جمهوری اسلامی متمرکز شده و جنجال به راه انداخته‌اند. آمریکایی‌ها به بهانه انجام آزمایش‌های موشکی ایران، تحریم‌های جدید یک‌جانبه‌ای را علیه جمهوری اسلامی وضع کرده و تلاش می‌کنند از طریق شورای امنیت با کمک متحدین اروپایی خود و ‌با متهم کردن کشورمان به نقض قطعنامه این شورا، فشارهایی را با موضوع موشکی همانند موضوع هسته‌ای از طریق شورای امنیت اعمال کنند. در چنین فضایی، «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا با سفر به کشورهای منطقه، ‌از اعلام آمادگی واشنگتین برای حل‌و‌فصل موضوع آزمایش‌های موشکی ایران سخن می‌گوید. پیش از این نیز، اوباما در پیام نوروزی خود به ایرانیان،‌ مدعی شده بود که با گشودن پنجره‌هایی به سوی ایران،‌ خواهان حل‌و‌فصل تمامی مسائل با ایران در حوزه‌های مختلف است.
از اظهارات جان کری،‌ اوباما و دیگر مقامات آمریکایی، این برداشت قطعی به دست می‌آید که آنان برای مذاکره با جمهوری اسلامی در تمامی حوزه‌های اختلافی، مانند موضوع موشکی، مسائل منطقه،‌ تروریسم،‌ حقوق بشر و... اعلام آمادگی می‌کنند.
در داخل کشور نیز، افرادی از برجام‌های 2 ، 3 و... سخن به میان می‌آورند. معنی برجام‌های دیگر این است که می‌توان با استفاده از مدل مذاکرات هسته‌ای و تعمیم‌دادن آن به دیگر موارد اختلافی،‌ یکی‌یکی موضوعات مورد اختلاف را حل و فصل کرد. آمریکایی‌ها برای رسیدن به چنین خواسته‌ای،‌ یعنی تن دادن جمهوری اسلامی به مذاکره در تمامی موضوعات اختلافی، از همان ابزارهای پیشین مانند تهدید، ‌تحریم و فشارهای سیاسی و جنجال‌های تبلیغاتی، همانند ایران‌هراسی و معرفی جمهوری اسلامی به عنوان تهدید‌کننده صلح و امنیت جهان و کشورهای منطقه استفاده می‌کنند. وضع تحریم‌های جدید موشکی در هفته‌های اخیر که به طور قطع نقض برجام است،‌ در همین راستا و بر اساس همین سیاست و راهبرد فشار- مذاکره است.
در نقطه مقابل، جمهوری اسلامی بارها و بارها رسماً اعلام کرده که در هیچ موضوع دیگری (جز موضوع هسته‌ای) ‌ از جمله موضوع موشکی، ‌با آمریکایی‌ها مذاکره نخواهد کرد. پرسش این است که چرا مذاکرات هسته‌ای قابل تعمیم به مذاکرات موشکی نیست؟ به عبارت دیگر، منطق تعمیم‌ناپذیری مذاکرات هسته‌ای به مذاکرات موشکی چیست؟
برای روشن شدن این منطق، از زوایای مختلف موضوع را مورد بررسی قرار می‌دهیم و در این نوشتار کوتاه،‌ با ذکر دو نکته ‌می‌توان به منطق تعمیم‌ناپذیری دست یافت:
1- تفاوت ماهوی بین موضوع هسته‌ای و برنامه موشکی
در موضوع هسته‌ای، غرب و به‌ویژه آمریکایی‌ها، مدعی تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای بودند و ایران بر صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای خود تأکید داشت.در واقع، ‌در برنامه هسته‌ای، ایران به دنبال دستیابی به دانش،‌ فناوری و چرخه سوخت هسته‌ای برای مصارف صلح‌آمیز بود؛ اما غربی‌ها به طور مشخص نمی‌خواستند جمهوری اسلامی به این توانمندی دست یابد. آنها برای جلوگیری از دستیابی ایران به دانش، فناوری و چرخه سوخت هسته‌ای، جمهوری اسلامی را به تلاش برای ساختن بمب اتم متهم می‌کردند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران برای گرفتن بهانه از دست غربی‌ها و رسیدن به چرخه سوخت، از همان ابتدا سیاست و راهبرد مذاکره را در پیش گرفتو بر این نکته تأکید داشت که در صورت تن دادن غربی‌ها به حقوق هسته‌ای ملت ایران، حاضر به پذیرش محدودیت‌هایی در برنامه هسته‌ای خود برای یک دوره محدود و مشخص زمانی با هدف اعتمادسازی خواهد بود؛ اما در زمینه برنامه‌های نظامی و مشخصاً برنامه موشکی، موضوع اختلاف این‌گونه نیست.
2- خلع سلاح هدف راهبردی غرب از فشار بر برنامه موشکی ایران
غرب و به طور مشخص آمریکا با فشار بر برنامه موشکی ایران به دنبال خلع سلاح کشورمان است. آمریکایی‌ها به دنبال آن هستند تا از طریق تحریم‌ها و تهدیدها،‌ قدرت دفاعی ایران را تضعیف کنند؛ قدرت دفاعی ایران که اکنون در سطح بازدارندگی قرار دارد، کارآمدی خود را در مذاکرات هسته‌ای به نمایش گذاشت. به طور قطع اگر ایران از قدرت دفاعی مناسب در سطح بازدارندگی برخوردار نبود، ‌در موضوع هسته‌ای یکی از دو اتفاق زیر می‌افتاد؛
الف- آمریکا و رژیم صهیونیستی به صورت مشترک یا مستقل، تأسیسات هسته‌ای ایران را بمباران می‌کردند و خسارت‌های سنگینی به ملت ایران وارد می‌شد.
ب- جمهوری اسلامی ایران مجبور می‌شد به دلیل ناتوانی در دفاع از خود و برای جلوگیری از خسارات جنگ احتمالی، تمام برنامه هسته‌ای‌اش را جمع کند و حتی مانند لیبی دستگاه‌ها و ماشین‌ها در این حوزه را تحویل غرب دهد.
بنابراین، اگر در موضوع هسته‌ای، غرب و آمریکا به ناچار به پذیرش حقوق هسته‌ای ملت ایران تن دادند و پذیرفتند که جمهوری اسلامی برخلاف میل آنان از چرخه سوخت برخوردار باشد، دلیل اصلی آن قدرت دفاعی ایران بود؛ به همین دلیل اکنون بعد از برنامه هسته‌ای،‌ به دنبال تضعیف قدرت دفاعی ایران هستند. با توجه به موارد پیش‌گفته، بسیار بدیهی است که جمهوری اسلامی چرا برنامه موشکی را قابل مذاکره نمی‌داند. برنامه موشکی از نظر ملت ایران، مسئولان و تمامی احزاب و گروه‌های سیاسی در کشور، ‌نه مذاکره‌پذیر است و نه معامله‌پذیر. دلیل آن هم روشن است،‌ هیچ ملتی با دشمنان خود بر سر ابزارهای دفاعی‌اش مذاکره‌ و معامله نمی‌کند. اگر چنین اتفاقی بیفتد،‌ در واقع آن ملت چاره‌ای جز تن دادن به سلطه کامل دشمنان قدرتمند خود‌ در تمامی حوزه‌ها نخواهد داشت. بر همین اساس، ‌ملت ایران تحت هیچ شرایطی مسیر سلطه غرب و آمریکا بر کشورمان را هموار نخواهد کرد.


 پاسخ دندان‌شکن مقامات ارشد نظامی کشور به یاوه‌گویی‌های آمریکا  
صنعت موشکی تحت امر فرمانده معظم کل قواست

 

پس از اظهارات مداخله‌جویانه و گستاخانه مقامات کاخ سفید درباره توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران، مقامات ارشد نظامی کشور به یاوه‌گویی‌های آمریکا پاسخ دادند.
به گزارش صبح صادق سردار حسین دهقان، اظهارات اخیر جان کری درباره توانمندی‌های دفاعی ایران را نشانه استیصال این کشور مقابل جمهوری اسلامی ایران دانست و گفت: آمریکایی‌ها دیگر توان حمایت از عناصر وابسته خود در منطقه را ندارند. سردار حسین دهقان، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در حاشیه مراسم بزرگداشت شهید سپهبد علی صیادشیرازی در ستاد کل نیروهای مسلح، با حضور در جمع خبرنگاران با اشاره به مواضع آمریکایی‌ها، به‌ویژه وزیر خارجه این کشور درباره ایجاد محدودیت برای توانمندی‌های دفاعی ایران اظهار داشت: آمریکایی‌ها همیشه این رفتار را داشته‌اند و سخنان اخیر وزیر خارجه آنها هم از چند جهت قابل بررسی است که نشان‌دهنده انفعال و استیصال آمریکا در برابر توانمندی‌های دفاعی ایران و نیز نگرانی عناصر وابسته به آمریکاست که می‌بینند آمریکایی‌ها دیگر توان حمایت از آنها را ندارند. دهقان خاطرنشان کرد: آمریکا سعی می‌کند‌ منطقه را از دو جهت به خود وابسته کند؛ یکی از طریق فروش سلاح و دیگر‌ اینکه بگوید لازمه بقای کشورها اجرای سیاست‌های آمریکایی‌هاست. وی گفت: اگر آمریکایی‌ها ادعا دارند که به دنبال ثبات در منطقه هستند، بهتر است آقای کری و مسئولان آنها به سه پرسش پاسخ دهند؛ اول اینکه دلیل حضور آن‌ها در مناطق مختلف چیست، به دنبال منافع خودشان هستند یا منافع دیگر کشورها؟ وزیر دفاع خاطرنشان کرد: سؤال دوم این است که آیا آمریکایی‌ها به خاطر منافع کشورهای مختلف است که در سیاست‌های آنها دخالت می‌کنند و اگر این طور است چرا در خصوص نسل‌کشی که امروز در یمن اتفاق می‌افتد موضعی نمی‌گیرند؟ سردار دهقان سؤال سوم را این‌گونه مطرح کرد که چرا آمریکایی‌ها از ابتدا از گروهک‌های تروریستی و تکفیری در منطقه حمایت کرده‌اند و دلیل پشتیبانی آنها از تروریسم بین‌المللی چیست؟ وی خاطرنشان کرد: اگر آمریکایی‌ها واقعاً به دنبال ایجاد ثبات در منطقه هستند، بهتر است اینجا را خالی کنند و به کشور خودشان برگردند و از تروریست‌ها حمایت نکنند. سردار دهقان در پایان گفت: اگر آمریکایی‌ها به این موضوعات فکر کنند دیگر یاوه‌گویی نکرده و حرف مفت نخواهند زد.
سردار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه نیز در‌باره اظهارات اخیر وزیر خارجه آمریکا مبنی بر آمادگی این کشور برای انجام مذاکرات موشکی با ایران، اظهار داشت: این خارج از صلاحیت و شایستگی آنهاست که در زمینه الزامات دفاعی ما صحبت کنند. سلامی افزود: توانمندی‌های موشکی، پشتوانه منزلت، عزت، بقا و سربلندی ایران است و هیچ‌‌گاه مورد معامله، مذاکره و مصالحه قرار نخواهد گرفت. وی ادامه داد: صنعت موشکی مسیر رشد و پیشرفت خود را طی می‌کند و تابع تصمیمات درونی نظام و تحت امر فرماندهی معظم کل قواست که با کمک ملت ایران به اوج خواهد رسید.
سردار سید‌مسعود جزایری، معاون ستاد کل نیروهای مسلح هم در پاسخ به پرسشی مبنی بر علل تمرکز آمریکا بر روی توانمندی‌های موشکی ایران، گفت: آنها به شدت نگران هستند که قدرتی مثل ایران از توانمندی‌های بیشتری نسبت به آنچه آنها دارند برخوردار شود و از سوی دیگر در صحنه مقاومت منطقه نیز تلاش می‌کنند با کاهش توانمندی‌های جمهوری اسلامی ایران سیاست‌های خود را اعمال کنند. جزایری افزود: برای همین است که هر از چندگاهی بهانه‌ای برای زیر سؤال بردن کلیت نظام اسلامی پیدا می‌کنند که یا ممکن است این بهانه انرژی هسته‌ای باشد، یا قدرت موشکی و یا حقوق بشر.
سرلشکر محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام هم تأکید کرد‌: امروز پس از برجام، مسئله‌ای به وجود آمده که می‌گویند قدرت موشکی ایران قابل مذاکره است و جالب اینکه برخی از کشورهای غربی می‌گویند اگر در رابطه با موشک مذاکره نکنید، ایران را تحریم خواهیم کرد. این یک ماجرای جدیدی است که آنها شروع کرده‌اند. وی موشک‌های ایرانی را عاملی برای بازدارندگی دانست و گفت: این قدرت سبب جلوگیری از بسیاری از جنگ‌ها خواهد شد. جورج بوش زمانی گفته بود من به پنتاگون گفتم که آماده جنگ با ایران شوید، اما همین قدرت موشکی و آمادگی نیروهای مسلح سبب جلوگیری از تهاجم آمریکایی‌ها به کشور شد. وی اظهار داشت: آمریکایی‌ها می‌گویند باید برد موشک‌های خود را محدود کنید، مثلاً موشک‌های شما ۲۰۰۰ کیلومتر برد نداشته باشد و فقط ۱۵۰ کیلومتر برد آنها افزایش یابد، اما باید به آنها گفت که خوابش را ببینید.


 

یادداشت
علی حیدری
وارونه انگاری


20 فروردین مصادف با روز ملی فناوری هسته‌ای بود که امسال هم مانند سال‌های گذشته مراسمی با حضور رئیس‌جمهور در تهران برگزار شد و در جریان این مراسم از چند دستاورد مهم هسته‌ای رونمایی شد.
10 سال پیش درست در چنین روزی، یعنی 20 فروردین 1385 اعلام شد که کشورمان به فناوری غنی‌سازی اورانیوم و راه‌اندازی یک زنجیره کامل غنی‌سازی در نطنز مجهز شده است. شورای عالی انقلاب فرهنگی هم به پاس قدردانی از مجاهدت‌های دانشمندان جوان هسته‌ای ایران اسلامی در این راه، بیستم فروردین را در تقویم رسمی کشور روز «ملی فناوری هسته‌ای» نام‌گذاری کرد.
انتخاب روز ملی برای یک موضوع و تبدیل آن به مناسبت رسمی در تقویم کشورمان جدای از اینکه فرایند خاص و ویژه‌ای دارد، نشان‌دهنده اهمیت و جایگاه آن موضوع در یک جامعه است که تصمیم می‌گیرد آن را همواره مدنظر داشته باشد و به نسل‌های بعدی نیز یادآوری کند. فتح قله‌های رفیع علمی در موضوع هسته‌ای آن هم به وسیله جوانان مبتکر و خلّاق ایران اسلامی و ثبت نام پرافتخار ایران در باشگاه کشورهای دارای فناوری هسته‌ای اقدام کوچکی نیست؛ چراکه زمینه پیشرفت‌های گوناگون علمی و فنی کشور را فراهم آورده است.
اما در طول ۱۰ سال گذشته همه‌ساله به مناسبت این روز برنامه‌هایی به اجرا درمی‌آمد، با خبرهای خوش هسته‌ای همراه بود و در خلال آن از توانمندی‌های هسته‌ای سخن گفته می‌شد و خود به یک آوردگاه برای دشمنانی تبدیل شده بود که در آن توانمندی‌ها و دانش فرزندان این مرز و بوم به رخ دشمن کشیده می‌شد که توان دیدن پیشرفت‌های روز افزون ایران اسلامی را نداشتند.
به هر روی، پیام این روز تاریخی و مهم برای دوستان و دشمنان ایران، باید پیام «خودباوری» و «توانستن» باشد و از اتحاد، وفاق، انسجام و همدلی حکایت کند که متأسفانه در سخنان رئیس‌جمهور در مراسم امسال نه‌تنها از خودباوری حرفی به میان نیامده، بلکه موضعی انفعالی اتخاذ شده که به طور تلویحی نگاه به بیرون را بر تقویت روحیه اعتمادبه‌نفس ارجح می‌داند. آنجا که گفته شد: «شدنی است که در یک کاری انسان به نتیجه برسد، اما با چه هزینه‌ای و در چه مدتی؟» هیچ‌کس منکر این واقعیت نیست که استفاده از دستاوردهای علمی حاصل‌شده به دست بشر در حوزه‌های گوناگون امری پسندیده است و تعامل با کشورها و ملت‌های جهان هم همواره جزء سیاست‌های اصلی نظام اسلامی بوده است؛ اما این نگاه نباید نافی توجه به درون و تکیه بر استعدادها و توانمندی‌های بومی باشد.
حمله به جریان‌های سیاسی و زیر سؤال بردن گروه‌های منتقد دولت با استفاده از واژه «افراط» و قرار دادن آن در مقابل «اعتدال» هم حرف‌های دیگری بود که در یک مراسم کاملاً علمی و تخصصی بر زبان رئیس‌جمهور جاری شد. در حالی که چنین فضاهایی ایجاب می‌کند تا با استناد به پشتوانه قدرت علمی کشور، در برابر دشمنان و بدخواهان ملت و کشور موضع‌گیری قاطع اتخاذ شود، نه اینکه مخالفان داخلی و جریان‌های غیرهمسو با عناوین و عباراتی که در عرصه سیاسی هم چندان مناسب به نظر نمی‌رسد، مورد حمله قرار گیرند.
نتیجه اینکه شرط موفقیت و عبور از گردنه‌های صعب برای پیشرفت و اعتلای کشور دو عامل «توجه به درون» و «وحدت و همدلی» است که برای تحقق این امر باید مسئولان گام‌های عملی بردارند تا مردم نیز همچون گذشته نقش تاریخی خود را ایفا کنند.
 

 

صفحه دوم

 
 

  شناسایی مشکلات اولین‌گام برای حل آنها است

نام‌گذاری سال 95 به «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» از سوی رهبر معظم انقلاب باز هم سبب شده است که مسئولان به دنبال تئوری‌پردازی و فعالیت اقتصادی بروند؛ این در حالی است که بسیاری از منابع و صنایعی که قبلاً فعال شده بودند و امکان احیای آنها به میزان اندکی انرژی و سرمایه‌گذاری نیاز دارد، به فراموشی سپرده شده است.
خبرنگار هفته‌نامه صبح صادق در این‌باره گفت‌وگویی را با سه تن از نمایندگان مجلس که از اوضاع حوزه انتخابیه خود باخبر هستند، انجام داده است که شما را در جریان این دغدغه‌ها قرار می‌دهیم.

از بازارچه‌های مرزی
برای صادرات استفاده شود

محمد علیپور، نماینده مردم شهرستان‌های ماکو، چالدران، شوط و پلدشت در گفت‌وگو با خبرنگار صبح صادق گفت: شهرستان ماکو منطقه‌ای مرزی است که در آن سرمایه‌گذاری نشده بود، اما همین که منطقه آزاد راه‌اندازی شد، بخش خصوصی فعالانه وارد میدان سرمایه‌گذاری شد. در منطقه ماکو از لحاظ عمرانی کار نصفه و نیمه وجود ندارد، اما آنچه مردم را گله‌مند کرده، معضل بیکاری است. در شهرستان ماکو و چند شهرستان اطرافش، 11 هزار نفر با معضل بیکاری درگیر هستند.
این عضو کمیسیون اقتصادی مجلس افزود: به عقیده بنده راهکار عملی برای ایجاد اشتغال در منطقه، این است؛ برای نمونه بخش خصوصی در زمینه پتروشیمی در منطقه تمام مراحل را طی کرده، زمین مورد نیاز آماده بهره‌برداری است و شرکت سرمایه‌گذاری آماده شروع کار است، از 28 سازمان و وزارتخانه استعلام گرفتند و تنها یک مجوز نهایی برای تأمین خوراک گاز را ندارد که اگر وزارت نفت مجوز را صادر کند، این بخش می‌تواند برای چهار هزار نفر اشتغال ایجاد کند؛ البته در ابتدای بهره‌برداری ممکن است حدود 500 نفر مشغول به کار شوند، اما این کارخانه قدرت ایجاد چهار هزار شغل را در ادامه کار دارد.
اگر برنامه دقیق و صحیحی برای این منطقه وجود داشته باشد، یقیناً تولید ملی هم در این منطقه پیشرفت خواهد داشت. منطقه آزاد با صرف هزینه 25 میلیارد تومانی در این منطقه پایانه صادرات را ایجاد کرده و برای صادرات تولیدات داخلی از این استان و سایر استان‌ها آمادگی کامل وجود دارد. دولت باید در راستای اقتصاد مقاومتی هماهنگی‌های لازم را ایجاد کرده، بازاریابی کند و کمک کند تا کالاهایی که قابلیت صادرات را دارند، صادر شوند. گام‌هایی در این زمینه برداشته شده، اما تمام کارها در مراحل اولیه هستند و حمایت از تولید و ایجاد رونق اقتصادی به پیگیری، حمایت، برنامه مدون و تلاش بی‌وقفه نیاز دارد.

شرایط برای اقتصاد مقاومتی فراهم است
محسن صرامی‌فروشان، عضو کمیسیون اقتصادی و نماینده مردم خمینی‌شهر در مجلس شورای اسلامی هم در مصاحبه با خبرنگار صبح صادق گفت: اگر کمی فضای کسب‌وکار بهبود یابد و حمایت‌هایی در بخش توسعه و تأمین نقدینگی صورت بگیرد، طبیعتاً شرایط ارتقای ظرفیت اقتصادی فعلی فراهم خواهد شد.
۱ـ اگر ادارات خدماتی مانند آب، برق و گاز در شهرک‌های صنعتی را سرعت بخشند، در نهایت با راه‌اندازی و احیای شهرک‌ها بیش از ۱۰ هزار شغل ایجاد خواهد شد.
۲ـ صنعت سنگ و فرآورده‌های آن در شهر ما به نقدینگی نیاز دارد که اگر نقدینگی لازم تأمین شود، گردش مالی و در نتیجه رونق اقتصادی ایجاد می‌شود.
۳ـ صنایع دستی نیز در این شهر از اهمیت بالایی برخوردار است. این شهر، شهر خاتم است و تمام مواد اولیه و محصولات بزرگ و هنری خاتم در آن تولید می‌شود و سپس در شهر اصفهان، شیراز و سایر استان‌های کشور به مصرف می‌رسد.
۴ـ خمینی‌شهر ظرفیت خوبی در تولید گیاهان مثمر و زینتی دارد. به‌تازگی هم بازار بین‌المللی گل و گیاه سپاهان افتتاح شد. آنها می‌توانند گل شب‌بو را برای سراسر کشور تولید کرده و حتی به عرصه صادرات گل قدم بگذارند.
۵ـ آب‌وهوا و خاک خمینی‌شهر به گونه‌ای است که بهترین تنباکوی زرد طلایی جهان را تولید می‌کند؛ این تنباکو هیچ مشابهی در جهان ندارد. کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس خواهان استفاده از این تنباکو هستند. مقدمات راه‌اندازی دفتر صادرات تنباکوی زرد طلایی در بیروت انجام شده است، اگر شرکت دخانیات ایران اهتمام بورزد و صادرات تنباکوی زرد طلایی با برند خاص از کشور آغاز شود، ارزآوری، رونق اشتغال و کشاورزی در خمینی‌شهر با پشتوانه بهتری صورت می‌گیرد.
۶ـ متأسفانه کارخانه قند کامیاب در خمینی‌شهر به علت کمبود نقدینگی و تغییرات قیمت ارز دچار مشکلات مالی زیادی شده و در حال حاضر تعطیل است. حدود 350 نفر کارگرِ بیکار بیمه‌شده دارد و توان پرداخت حقوق کارگران را ندارد. اگر شرکت مادر تخصصی بازرگانی که به وزارت جهاد کشاورزی وابسته است، از این کارخانه حمایت کند و شکر خام را با تسهیلات در اختیار کارخانه بگذارد، مطمئناً کارخانه می‌تواند بخش بزرگی از نیازهایش را برطرف کرده و حقوق و دستمزد کارگران را به موقع پرداخت کند.
7ـ حمایت از باغداران خمینی‌شهر در مسئله تأمین آب، کود و پرداخت تسهیلات با نرخ سود کم می‌تواند سبب پیشرفت صنعت کشاورزی در خمینی‌شهر شود.
۸ـ صنعت پرورش اسب این شهرستان رقیبی ندارد. بیش از چهار هزار اسب با نژاد و کیفیت فرآوری و تولید می‌شود که اگر روند حمایت از صنعت پرورش اسب بیشتر شود، خمینی‌شهر می‌تواند در این حوزه به منزله مرکز صادرات اسب ایفای نقش کند.

حل مشکلات نقدینگی صنایع سنگین و کوچک
روح‌الله عباس‌پور، سخنگوی کمیسیون صنایع و معادن و نماینده مردم بوئین‌زهرا و آوج در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار صبح صادق مشکلات حوزه انتخابیه و راهکار حل آنها را این‌گونه بیان کرد: 67 درصد مشکلات در حوزه صنایع سنگین و 77 درصد در صنایع کوچک و متوسط، به دلیل نقدینگی است.
در زمینه مجلس اقدامات خوبی صورت گرفته، از جمله اینکه در بودجه سال 94 مبلغ پنج هزار میلیارد تومان از محل یارانه‌ها و 20 درصد ورود صندوق توسعه ملی را به منظور حل مشکل نقدینگی پیش‌بینی کرده، اما متأسفانه آن‌طور که باید در اختیار تولیدکنندگان و صنعتگران قرار بگیرد، قرار نگرفته است.
۱ـ اگر بخواهیم صنعت را از رکود خارج کنیم، باید منابع مورد نیاز را تأمین کنیم که در صورت تأمین منابع و نقدینگی مورد نیاز، بین 67 تا 77 درصد مشکلات صنایع و رکود حاکم بر صنایع برطرف خواهد شد.
۲ـ در بوئین‌زهرا نیز مانند مشکلاتی که ذکر شد، وجود دارد؛ مصداق این مشکل در بوئین‌زهرا واحد قیر کیمیا و آپاداناسرام است. واحد قیر کیمیا، قیر تولید می‌کند؛ واحد برلیان، کاشی و سرامیک تولید می‌کند و واحد آپاداناسرام یکی از بزرگ‌ترین واحدهای تولید سرامیک در کشور است. عمده مشکل این واحدها در حوزه نقدینگی است، البته در بعضی از واحدها مشکلات سوءمدیریت نیز به چشم می‌خورد.
۳ـ مشکل دیگر واحدهای تولیدی این است که سود تسهیلات بسیار بالاست و شرکت‌های زیرساختی با واحدهای تولیدی تعامل ندارند؛ به گونه‌ای که وقتی برای تولیدکنندگان مشکلات مالی به وجود می‌آید، این شرکت‌ها صبر و حوصله به خرج نمی‌دهند و ملاحظه نمی‌کنند.
۴ـ از دیگر مشکلات بزرگ واحدهای تولیدی مسئله رکود است؛ برای نمونه، شرکت آریان‌پولاد که آهن اچ، نبشی و موارد دیگر از این دست را تولید می‌کند، تحت تأثیر رکود بازار مسکن دچار رکود می‌شود. طبق نظر کارشناسی، اگر مسکن از رکود خارج شود و بازار مسکن، پویا و پررونق شود، حدود 400 صنعت و 1200 گروه شغلی فعال خواهد شد.


 

یادداشت
مهدي سعيدي

   موانع سیاسی سال اقدام و عمل

نامگذاری سال 1395 به سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» حکایت از آن دارد که همچنان عرصه اقتصاد و تلاش برای رهایی از سلطه اقتصادی بیگانگان و تحقق کامل استقلال اقتصادی که از آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی است، از اولویت‌های اصلی کشور به‌ شمار می‌آید. نکته اساسی آنکه در سال جدید تأکید بر «اقدام و عمل» از آن جهت اهمیت می‌یابد که انتظار رهبری آن است که در عمل شاهد تحقق اقتصاد مقاومتی باشیم.
رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار عیدانه‌شان با جمعی از مسئولان نظام اسلامی در هفته گذشته به صراحت اعلام داشتند که «مراد ما از اقدام و عمل، این است که یک اقدام همه‌جانبه و فراگیر صورت بگیرد، به‌طوری که آخر سال بتوانیم گزارش بگیریم و دوستان گزارش بدهند که این چند کار، (مثلاً) این ده مورد انجام گرفت.»(18/1/95)
این تعابیر به خوبی آشکار می‌سازد که انتظار رهبری تمرکز تمام‌وقت و تلاش تمام‌قد همه دستگاه‌های ذی‌ربط با محوریت در عرصه عملیاتی‌سازی راهبردهای اقتصاد مقاومتی و رفع مشکلات مردم و حرکت در مسیر خنثی‌سازی سناریوهای دشمن در این عرصه است.
در این بین هر اقدامی که حاشیه‌ساز شده و انرژی و توان دولت را مصروف خود سازد، اقدام ناصوابی است که بی‌شک برخلاف رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی و منافع و مصالح ملی و نیازهای کشور خواهد بود. در این بین اولاً دولتمردان و مسئولان باید تلاش کنند که از ورود به حواشی بپرهیزند و اسیر موضوعات فرعی نشده و با همه توان به سوی اهداف برنامه‌ریزی شده حرکت کنند. ثانیاً دیگر بازیگران عرصه سیاسی-اجتماعی- اقتصادی نیز با فهم شرایط حساس کشور، در راستای این عزم ملی حرکت کرده و از حاشیه‌سازی برای متولیان امر پرهیز کنند.
اما در این میان قرار گرفتن دولت در سال پایانی دوره چهار ساله خود و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دور دوازدهم در خردادماه 1396، می‌تواند به معضلی پیش روی تحقق این امر بدل شود! متأسفانه ورود زود‌هنگام به عرصه رقابت‌های انتخاباتی به معضلی پیش روی کارآمدی کشور تبدیل شده است. جریان‌ها و گروه‌های سیاسی که منافع حزبی و گروهی خود را در ورود زودهنگام به جنجال‌های تبلیغاتی- انتخاباتی می‌دانند، در حالی که بیش از یک‌سال تا انتخابات خرداد 96 باقی‌مانده است، به استقبال این رخداد رفته و با خبرسازی و شانتاژ خبری در تلاشند تا فضا را متناسب با آنچه منافع حزبی‌شان را تأمین می‌کند آماده سازند. غافل از اینکه چنین اقداماتی منافع ملی کشور را هدف قرار داده است.
کافی است در این چند روزه به خبرسازی‌‌ها درباره سفر یکی از شخصیت‌های سیاسی کشور به استان مازندران توجه کنیم که برخی منسوبان به وی و رسانه‌های همسو با چه حجمی به تبلیغ و بزرگ‌نمایی دست زده و فضا را انتخاباتی کرده‌اند! در طرف مقابل نیز رسانه‌های جریان مقابل با بزرگنمایی این ماجرا در مقام موضع‌گیری برآمده و خط تخریب خود را برای جلوگیری از ورود به صحنه انتخابات آغاز کرده‌اند. اگر نگاهی گذرا به خط رسانه‌ای جریان اصلاح‌طلب و نزدیک به دولت بیندازیم مشخص می‌شود این ماجرا در چه سطح گسترده‌ای مورد توجه قرار گرفته است. حاصل این جنجال رسانه‌ای‌ بی‌خاصیت و زودهنگام، چیزی جز حواس‌پرتی برای دولتمردان نخواهد بود؛ دولتی که به فرموده رهبر فرزانه انقلاب اسلامی باید با همه توان برای تحقق شعار سال حرکت کند!
در این بین به‌نظر می‌رسد نقش مردم و افکار عمومی از جایگاه ممتازی برخوردار است. بهترین اقدام در این بین بی‌اعتنایی افکار عمومی است. مردم باید همچنان بر مطالبات واقعی خود تأکید کرده و از همراهی با جنجال‌آفرینان رسانه‌ای و احزاب تنگ‌نظر سیاسی بپرهیزند. این امر خیلی زود بازار سوداگران سیاسی را کساد و تعطیل خواهد کرد و مسئولان را از افتادن در این بازی انحرافی بر حذر خواهد داشت و کمک خواهد کرد تا توان دولت در عرصه کار زیربنایی و پاسخگویی به مطالبات ملت و رهبری تمرکز یابد.


نكته و نظر
من هستم، چون ما هستیم


نکته: یک پژوهشگر انسان‌شناس در آفریقا، به تعدادی از بچه‌های بومی یک بازی را پیشنهاد داد. او سبدی از میوه را در نزدیکی یک درخت گذاشت و گفت: هر کسی که زودتر به آن برسد، آن میوه‌های خوشمزه را صاحب می‌شود. هنگامی که فرمان دویدن داده شد، آن بچه‌ها دستان هم را گرفتند و با یکدیگر دویده و در کنار درخت، خوشحال به دور آن سبد میوه نشستند. وقتی پژوهشگر علت این رفتار آنها را پرسید و گفت: در حالی که یک نفر از شما می‌توانست به‌تنهایی همه میوه‌ها را برنده شود، چرا از هم جلو نزدید؟
آنها گفتند: «اوبونتو» (Ubuntu) به این معنا که: چگونه یکی از ما می‌تونه خوشحال باشه، در حالی که دیگران ناراحتند؟ اوبونتو در فرهنگ ژوسا یعنی: «من هستم، چون ما هستیم.»
نظر: در ایام نوروز توفیق داشتم در جریان فعالیت‌های جهادی گروهی از برادران بسیجی باشم که شب عید بسته‌هایی از مواد غذایی را به دست نیازمندان می‌رساندند، به منزل چند نفر از نیازمندان رفتیم، گویا آنها نمی‌دانستند که فردا عید است... در بسته‌های غذایی آماده‌شده از سوی برادران جهادی دره‌شهر گوشت قرمز، مرغ، برنج، ماکارونی، تنقلات و آجیل شب عید بود. آنها سفره‌های خود را با مستمندان تقسیم کرده بودند. کاش این فرهنگ خوب اسلامی به همه نقاط تعمیم داده شود.
 

 

صفحه سوم

 
 

 اخبار

اگر برجام نبود نفت را گران‌تر می‌فروختیم
بررسی روند قیمت نفت در سه سال اخیر نشان می‌دهد هر چقدر ایران در مذاکرات هسته‌ای از مواضع اصولی خود عقب نشسته، قیمت نفت هم کاهش یافته است.
بررسی‌ها نشان می‌دهد که میانگین قیمت جهانی نفت در سال 92 و به ویژه پیش از مذاکرات دولت روحانی با غرب بیش از 100 دلار بوده است، ولی پس از شروع مذاکرات هسته‌ای ظریف و تیمش قیمت نفت به مرور روند نزولی طی کرده است. برای نمونه پس از توافق ژنو قیمت نفت، چند دلاری پایین آمد، این روند ادامه داشت تا اینکه مذاکرات به توافق لوزان رسید و سپس با این توافق هم قیمت نفت خام 5/2 دلار کاهش یافت و به بشکه‌ای 55 دلار رسید. این روند کاهشی قیمت‌ها باز هم ادامه یافت تا اینکه قیمت نفت با امضای برجام به بشکه‌ای حدود 30 دلار رسید؛ یعنی نرخ طلای سیاه نسبت به زمانی که دولت حسن روحانی شروع به کار کرد بیش از 70 دلار تنزل کرد و بر همین اساس می‌توان نتیجه گرفت که گرچه توافق هسته‌ای به تسهیل صادرات نفت ایران منجر شده است؛ اما همین توافق به نوعی سبب کاهش شدید درآمدهای نفتی ایران شده است. در سال 92 (پیش از مذاکرات هسته‌ای روحانی با غرب) ایران به طور میانگین روزانه بیش از یک میلیون بشکه نفت با قیمت بیش از 100 دلار می‌فروخت و در اواخر سال 94، یعنی پس از توافق برجام، دولت یازدهم نهایتاً یک میلیون و ۴۰۰ هزار بشکه نفت خام با قیمت حدوداً 30 دلار در هر بشکه فروخته است.


اوراق پاناما چیست؟
اسنادی که به «اوراق پاناما» مشهور شده‌اند شامل مدارکی از جمله ایمیل‌های همکاران مؤسسه حقوقی «موساک فونسکا» (موسفون) است که بر اساس آنها شماری از شخصیت‌های سیاسی، هنری و ورزشی جهان مظنون به خلافکاری‌هایی چون پولشویی، فرار مالیاتی و دور زدن تحریم هستند.
بیش از 11 میلیون و 500 هزار سندی که کار بررسی آنها از یک سال پیش از سوی شبکه‌ای بین‌المللی از روزنامه‌نگاران پژوهشگر آغاز شده جزئیاتی از فعالیت حدود 215 هزار شرکت صوری را فاش می‌کنند که در یکی از مراکز مؤسسه «موساک فونسکا» به ثبت رسیده‌اند. از چند روز پیش که انتشار این اسناد آغاز شد، زلزله‌ای در جهان به وقوع پیوسته که کناره‌گیری نخست‌وزیر ایسلند، یکی از پس‌لرزه‌ها و نه آخرین آنهاست. در اسنادی که تاکنون افشا شده، نام سیاستمداران و شخصیت‌های سرشناسی از کشورهایی چون آرژانتین، ایسلند، سوئیس، اوکراین، عربستان سعودی، روسیه، گینه، آلمان، سوریه، عراق، پاکستان، مصر و چین به چشم می‌خورد. همه آنچه که در اسناد پاناما در ارتباط با ایران مطرح می‌شود درباره نقش ادعایی شرکت‌های ایرانی در دور زدن تحریم‌های یک‌جانبه و چندجانبه غربی‌هاست. پیش از این اعلام شده بود که برخی از مسئولان ایران با این شبکه فساد در ارتباط بوده‌اند. این اشاره پیش از آنکه به شخص احمدی‌نژاد مربوط باشد، با مسئولیت او درجایگاه رئیس‌جمهور وقت ایران و دولتی بودن پتروپارس ارتباط دارد.

روح برجام به دنبال براندازی ایران است
پروفسور مایکل برنر در مقاله‌ای با عنوان «ایران دشمن ابدی» در «هافینگتون‌پست» با اشاره به اظهارات باراک اوباما در نشست امنیت هسته‌ای واشنگتن که لازمه شکوفایی اقتصاد ایران و انتفاع از رفع تحریم‌ها را عمل به روح توافق هسته‌ای عنوان کرد، هدف اصلی وی را براندازی نظام ایران دانست.
برنر در این مقاله نوشت: آمادگی آمریکا برای تنبیه هر مؤسسه مالی (آمریکایی یا خارجی) که برای ایران تسهیلات تجاری فراهم آورد، اهرم مهمی برای اعمال نفوذ در شرایط مربوط به بازگشت ایران به عرصه اقتصاد جهانی، به شمار می‌آید. روح برجام قصد دارد ایران را در یک محیط و چارچوب به ظاهر قانونی مدیریت کرده و طوری بر رفتار ایران اثر بگذارد که به طور تدریجی از اصول انقلابی خود در حوزه مختلف که دارای زاویه با غرب است، به نفع طرف مقابل عقب‌نشینی کرده و آنقدر امتداد یابد که در نهایت ایران از یک کشور با الگوها و رفتارهای انقلابی به یک کشور عادی تبدیل شود و عملاً در بازه زمانی بلندمدت تعدیل‌سازی ایران در یک فرایند کاملاً نرم و هدفمند، یا همان سناریوی نفوذ در نهایت به تغییر ساختار نظام به صورت طبیعی منتج گردد و این فرجامی است که مقدمه آن را باید در کلیدواژه روح برجام اوباما جست و در آینده باید منتظر نشانه‌های دیگرآن باشیم.


امام زمان‌هراسی در انتخابات آمریکا!
یكی از نامزدهای جمهوریخواهان برای انتخابات پیش رو در آمریكا کتابی را می‌خواند که درصدد هراس از امام زمان(عج) است.
ماركو روبیو (Marco Rubio) در حال رقابت داخلی با ترامپ، كروز، بوش و چند جمهوریخواه دیگر برای معرفی نامزد نهایی جمهوریخواهان در انتخابات ریاست جمهوری 2016 می‌باشد. شاید برای ما جالب باشد اكنون كه وی دائم در حال سفر برای جلب‌نظر رأی‌دهندگان است، چه كتابی را در زمینه مهدویت مطالعه می‌كند.
به تازگی عكسی در خبرگزاری رویترز منتشر شده كه در آن ماركو روبیو در حالی كه سوار بر هواپیمایی برای مسافرت به كارولینای جنوبی می‌شود، تعدادی كتاب برای مطالعه در دست دارد. جالب آنكه یكی از این كتاب‌ها، كتاب «امام دوازدهم» اثر جوئل روزنبرگ است.
این كتاب كه در سال 2010 منتشر شد، به واسطه تبلیغات وسیع، به فروش بالایی در غرب دست یافت. این رمان درصدد ارتباط‌دهی مبحث فعالیت‌های هسته‌ای ایران و ظهور امام مهدی(ع) در قالب داستانی جاسوسی ـ جنایی است. جالب آنکه روزنبرگ با پوشش دادن توجه روبیو به رمانش، این كار نامزد جمهوریخواه را جالب دانسته، ولی از آن ابراز تعجب نكرده چون به نظر او نامزدهای ریاست جمهوری آمریكا همگی باید نسبت به «مهدی مسلمانان» و «طرح آخرالزمانی اسلام» آگاهی كافی داشته باشند.


کسی بخواهد سهمیه بگیرد داد نمی‌زند
وزیر اسبق نفت با انتقاد از دیپلماسی ضعیف وزارت نفت در دوران سقوط قیمت نفت، از حذف سقف تولید اوپک به منزله یکی از دلایل ناکارآمدی دیپلماسی وزارت نفت نام برد.
سیدمسعود میرکاظمی با بیان اینکه ایران به تنهایی نمی‌تواند قیمت جهانی نفت را بالا ببرد، تأکید کرد: اگر به موقع اقدام می‌کردیم حداقل می‌توانستیم از کاهش قیمت نفت جلوگیری کنیم. وی با اشاره به تأکید دولت بر افزایش تولید نفت ایران با این توجیه که باید سهمان در بازار را پیدا کنیم آتش زدن به سرمایه ملی کشور است، افزود: اول باید قیمت واقعی نفت را بیابیم؛ زیر این اعداد و ارقام کنونی با هیچ معادله اقتصادی جور درنمی‌آید. وی همچنین با انتقاد به رویکردها در حوزه فروش نفت گفت: اگر کسی هم بخواهد سهمیه بگیرد، داد نمی‌زند، اصلاً در بحث و حرکت‌های بین‌المللی نباید مطالب را افشاگری کنیم؛ اتفاقی که متأسفانه با وجود تذکر در مجلس مبنی بر اینکه اگر قرار است افزایش تولید داشته باشیم این کار بدون سروصدا انجام شود و مسئله سهمیه را در اوپک حل کنید، ولی موضوع را رسانه‌ای کردند و به سرعت روی قیمت تأثیر گذاشت، برای اینکه بگویند این موضوع نتیجه برجام است و سبب کاهش قیمت‌ها شد.


اقدامات ویژه در آستان قدس رضوی
با گذشت بیش از یک ماه از انتصاب حجت‌الاسلام والمسلمین رئیسی از سوی رهبر معظم انقلاب به تولیت آستان قدس رضوی، شاهد اقدامات ویژه از سوی وی در این منصب بسیار مهم هستیم.
رهبر معظم انقلاب در حکم انتصاب حجت‌الاسلام رئیسی در دو بند جداگانه، خدمت به زائران آن بارگاه مقدس، به ویژه ضعفا و نیازمندان و همچنین خدمت به مجاوران و به ویژه مستمندان و مستضعفان را از جمله وظایف تولیت جدید آستان قدس برشمرده و از حجت‌الاسلام رئیسی خواستند تا این دو مورد را از رئوس برنامه‌های خود قرار دهد. در همین راستا، حجت‌الاسلام رئیسی اولویت خود را بر اجرای دستورهای رهبر معظم انقلاب در حکم انتصاب قرار داده است که از جمله آن می‌توان به رویکرد جدید آستان قدس در زائرمحوری آن هم به منظور تدارک میزبانی شایسته از زائران طبقات متوسط و پایین اشاره کرد.
همچنین موارد مهمی چون پذیرایی ویژه آستان از زائران، نگاه متفاوت به اداره موقوفات همزمان با رعایت حقوق مستأجران آستان، تلاش برای بهره‌گیری از معماری اسلامی در شهر مشهد، تأکید بر حفظ باغات موقوفه آستان و جلوگیری از تخریب محیط زیست، دیدارهای چهره‌به‌چهره با اقشار مختلف مردم، تلاش برای تحقق اقتصاد مقاومتی نیز از همین ابتدا در رویکردهای حجت‌الاسلام رئیسی مشهود است.


 خط خبر

گله و شکایت‌های شاهزاده‌های عرب به کری
جان کری روز جمعه برای ملاقات با رهبران کشورهای عرب منطقه وارد منامه در بحرین شد و شاهزاده‌های عرب از قدرت رو به افزایش ایران نزد کری گله و شکایت کردند.
به نوشته خبرگزاری‌های آمریکایی با گذشت یک سال از توافق هسته‌ای، رهبران کشورهای عربی همچنان نزد آمریکا گلایه می‌کنند که ایران به آزمایش‌های موشکی خود ادامه داده، به یمن سلاح می‌فرستد و فعالیت خود در سوریه را افزایش داده است.
دیپلمات‌های کشورهای عربی، به‌ویژه وزیر خارجه امارات از افزایش قدرت ایران به شدت عصبانی بوده و ایران را از همیشه خطرناک‌تر توصیف کرده‌اند.

بزرگ‌ترین اتفاق
پس از تخریب دیوار برلین
به اعتقاد شرکت‌های آمریکایی، فرصت پساتوافق به آنها اجازه می‌دهد کالاهای بیشتری به ایران صادر کنند و به همین دلیل باز شدن بازارها را به روی تولیدکنندگان آمریکایی، بزرگ‌ترین اتفاق پس از تخریب دیوار برلین می‌دانند.
نیویورک تایمز نوشت: پس از چندین دهه دور ماندن کالاهای لوکس از ایران، فرصت بالقوه رشد سریع بازار در ۱۲ ماه گذشته توجه صاحبان برتر این صنعت در جهان را به خود جلب کرده است. این نشریه در ادامه افزود: ایران سرانجام پس از یک دهه اوضاع نامناسب اقتصادی، توانست با لغو تحریم‌ها بار دیگر وارد اقتصاد جهانی شود. مؤسسه مالی مورگان استنلی آمریکا، بازگشت ایران را بزرگ‌ترین اتفاق در اقتصاد جهان از زمان تخریب دیوار برلین توصیف کرده است.
اکنون با وجود ۸۰ میلیون جمعیت با افراد تحصیلکرده و درآمد متوسط رو به افزایش ـ که بسیاری از آنها علاقه شدیدی به کالاهای مصرفی و تلفن‌های همراه گران قیمت دارند ـ برندهای غربی در حال بررسی فرصت‌ها و مخاطرات تأسیس فروشگاه در ایران هستند.

اعتراف مشاور
غلامعلی رجایی، مشاور آقای هاشمی رفسنجانی که در رسانه‌های اصلاح‌طلب به نوعی منبع موثق ارائه صحیح‌ترین اخبار از آقای هاشمی شناخته می‌شود، طی یادداشتی در روزنامه «شرق»، اعتراف جالبی درباره مدیریت توئیتری منتسب به آقای هاشمی کرده است!
مشاور آقای هاشمی در مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخشی از این یادداشت در توجیه عدم انتساب توئیت مذکور به هاشمی و تبلیغ آن در پایگاه رسمی وی، نوشته است: «ایشان بر سایت‌شان نظارت دوری دارند و سایت‌شان تحت نظارت فرزند ارشدشان مهندس محسن هاشمی است که با کمک بعضی مشتاقان هاشمی ـ نظیر مسئول فعلی سایت ـ اداره می‌شود و آیت‌الله به‌ دلیل پرداختن به مسائل کلان کشور و مجمع و منطقه و... فرصت رسیدگی به چنین امور جزئی و ورود به چنان موردهایی را نداشته و ندارند. مسئول سایت به خود من گفت: وقتی این توئیت را انتخاب کردم و بازتاب و آمار دیدن آن را خدمت آیت‌الله گزارش دادم، اعلام رضایت کردند.»

مقایسه لباس توریست‌ها
و مسئولان دولتی
آیت‌الله سیدیوسف طباطبایی‌نژاد در خطبه‌های عبادی ـ سیاسی این هفته نماز جمعه اصفهان با مقایسه لباس توریست‌های اصفهانی و تأکید برخی مردم به تجمل‌گرایی در ایران خاطرنشان کرد: خارجی‌هایی که برای تفریح و سرگرمی به ایران و اصفهان سفر می‌کنند، ساده‌ترین و ارزان‌ترین لباس‌ها را بر تن دارند؛ در حالی که بسیاری از مردم، مسئولان و خواص کشور برخلاف تأکید قرآن بر دوری از تجمل‌گرایی و تقواگزینی، عادت کرده‌اند که پرخرج و کم کار باشند.

تأثیر برجام
بر اشتغال در غرب
روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت» نوشت: اوضاع پسابرجام نوید روزهای خوبی را در وضعیت مسکن در لندن می‌دهد! خرید ۱۱۸ فروند هواپیمای ایرباس به ارزش ۵/۱۰ میلیارد دلار در سفر رئیس‌جمهوری اسلامی ایران به فرانسه و رهایی از ورشکستگی کارخانجات خودروسازی نیز از دیگر دستاوردهای برجام برای طرف غربی بود.
واشنگتن به چه کسانی کمک می‌کند؟
«مایكل نایتس» عضو اندیشكده مؤسسه واشنگتن در مقاله‌ای با اشاره به آثار پس از برجام در راهبرد آمریکا، نوشت: سعی می‌كنیم به میانه‌روترها در دولت روحانی كمك كنیم كه با رسیدن به نتایج اقتصادی ملموس‌تر ناشی از رفع تحریم‌ها، پذیرش توافق هسته‌ای را توجیه كنند. وی همچنین نوشت: تندروهای سپاه باید از اقدامات ثبات‌زدا دست بردارند.

پیش‌بینی سرنوشت
یک سیاستمدار
این روزها رسانه‌های ضد انقلابی و بیگانه با بیان گمانه‌زنی‌هایی، سرنوشت آتی هاشمی رفسنجانی را هم پیش‌بینی کرده‌اند. پایگاه ضد انقلابی «کلمه» به قلم مازیار شکوری نوشت: هاشمی در محتوا از متن سیاست ایران حذف ‌شده و می‌ترسد از صورت قضیه هم، مانند منتظری حذف بشود. این پایگاه وهابی نوشته است: مواضع اخیر وی درباره مسائل مختلف، از سر نگرانی و اجبار است؛ چون اگر حرف نزند، بدون سروصدا حذف می‌شود.

بازتاب حضور کلاه‌سبزها
در سوریه
بی‌بی‌سی نوشت: حضور کلاه‌سبزهای ارتش ایران در سوریه بر اساس راهبرد نظامی است که برای مقابله با داعش طراحی ‌شده است. کارایی و قدرت عمل این نیروها از هر نیرویی بیشتر است و اینها می‌توانند کاری را انجام دهند که تاکنون هیچ نیروی نظامی در سوریه نتوانسته انجام دهد. آنها می‌توانند به سرعت بازپس‌گیری سرزمین‌های اشغال‌ شده از سوی داعش شدت بخشند.

جنگ محرم و نامحرم
در اروپا
خودداری دو دانش‌آموز مسلمان سوئیسی از دست دادن به معلم‌شان، پای وزیر دادگستری را به میان کشید.خودداری دو دانش‌آموز مسلمان از دست دادن به آموزگار زن خود در سوئیس بحث‌برانگیز شد و سیمونتا سوماروگا، وزیر دادگستری این کشور ضمن انتقاد از رفتار دانش‌آموزان، توضیح داد که دست‌ دادن به آموزگاران در مدارس، جزئی از فرهنگ این کشور است. وی تأکید کرد، نادیده‌گرفتن این رویه با عنوان «آزادی مذهب»، بی‌اعتنایی به موازین هم‌پیوندی با جامعه است.
این دو در توجیه رفتار خود گفته بودند، برقراری تماس جسمی با جنس مخالف در دین اسلام «حرام» است. این خبر در شبکه‌های اجتماعی کشورهای غربی بازتاب گسترده‌ای داشته و سبب یک جبهه‌گیری دو سویه شده است. رفتار این دو نوجوان از آن رو اهمیت دارد که دشمن در تلاش است تا مرزهای میان محرم و نامحرم را در جوامع اسلامی از بین ببرد، اما دو نوجوان مسلمان در داخل اتحادیه اروپا در مقابل این قبح‌شکنی مقاومت می‌کنند.

اصول مذاکره رهبر ایران
این روزها با توجه به انتقادات رهبر معظم انقلاب از برجام، رسانه‌های غربی به تحلیل سخنان معظم‌له پرداخته‌اند. روزنامه هافینگتون‌پست نوشت: «آمریکا فکر می‌کرد با برداشتن تحریم‌ها، سران جمهوری اسلامی رفتار بهتری خواهند داشت، اما سیاستمداران غربی در مقایسه با همتایان ایرانی خود، کاملاً نابالغ به‌نظر می‌رسند؛ چرا که اگر آیت‌الله (العظمی)خامنه‌ای اجازه نداده بود، روحانی نمی‌توانست مذاکرات را ادامه بدهد و توافق هم حاصل نمی‌شد.» رادیو زمانه هم نوشت: «[آیت‌الله] خامنه‌ای بارها نشان داده که فریب ظاهرسازی را نمی‌خورد و از پیروانش صراحت در سخن و عمل طلب می‌کند. او در انتصاب مسئولان به‌ هیچ‌وجه تساهل به خرج نمی‌دهد و نیز مداراگری را برای مقامات خوش نمی‌دارد.»

میزان اعتقاد رهبری به اقتصاد مقاومتی
وزیر اسبق اقتصاد در سخنانی با اشاره به شعار «اقتصاد مقاومتی،‌ اقدام و عمل»، شفافیت و سلامت اقتصادی و مبارزه با فساد را از جمله سیاست‌های صحیح برای بهبود وضعیت تولید ملی دانست. محمدجواد ایروانی با اشاره به جمله رهبر معظم انقلاب، گفت: ایشان زمانی به من فرمودند که اعتقاد من به مبارزه با فساد مثل اعتقاد به دین اسلام است. وی همچنین گفت: اگر سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و ۱۰ مؤلفه اصلی آن اجرایی شود، می‌تواند به رشد و شکوفایی اقتصاد ملی منجر شود؛البته در کنار برنامه‌ریزی صحیح باید انتظارات درستی نیز از نظام بانکی داشت.

 


 تبیین
حسن خدادی

فعالیت‌ها و زنجیره‌‌های اقتصادی مزیت‌دار در اندیشه رهبری

رهبر معظم انقلاب اسلامی در اولین روز از سال نو در اجتماع انبوه و پرشور زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی(ع)، در سخنان مهمی ۱۰ پیشنهاد اساسی برای «اقدام و عمل» در زمینه اقتصاد مقاومتی بیان کردند.
اقتصاد مقاومتی یک بحث کاملاً راهبردی است و در همه کشورهایی که اهداف بلندمدت دارند و روحیه استقلال در بطن سیاست داخلی و خارجی آنها جاری است، در اشکال مختلف مطرح شده است. یکی از 10 پیشنهاد اساسی معظم‌له برای تحقق اقتصاد مقاومتی، بحث «فعالیت‌ها و زنجیره‌های اقتصادی مزیت‌دار» بود که نیازمند تبیین و بررسی جامع است. «اول مسئولین محترم دولتی باید فعالیت‌ها و زنجیره‌های اقتصادی مزیت‌دار کشور را شناسایی کنند و بر آنها متمرکز بشوند؛ بعضی از فعالیت‌های اقتصادی در کشور اولویت دارد، اهمیت دارد، مثل مادر می‌ماند و از آن، باب‌های متعدد اقتصادی و تولیدی گشوده می‌شود؛ روی آنها بایست تمرکز کنند؛ آنها را باید شناسایی کنند و نقشه راه را مشخص کنند و تکلیف همه را معلوم بکنند.» (1/1/95)
یكی از نیازهای مهم و اساسی برای توسعه كشورها، ‌توسعه «صنایع مادر» است. صنایع مادر صنایعی هستند كه با تعداد وسیعی از فناوری‌ها سروكار دارند، حجم و قطعات مورد استفاده در آنها بسیار است و با صنایع دیگر ارتباطات زیادی دارند. به عبارت دیگر، این صنایع لكوموتیو حركت بسیاری از صنایع محسوب می‌شوند و از بازار بزرگ و مطمئنی برخوردارند. تعداد این‌گونه صنایع زیاد نیست؛ برای نمونه، صنعت خودرو و فولاد، از جمله این صنایع به شمار می‌روند. بر اساس این در حال حاضر صنایع مادر در جهان به شدت مورد توجه قرار گرفته‌اند. (البته می‌توان به صنایعی از جمله نفت، گاز و مسكن اشاره كرد كه در كشورمان بسیار مطرح است). صنایع مادر را گاهی صنایع فناوری بزرگ «big tech» نیز می‌گویند، ‌البته نه به معنای بزرگی فیزیكی، بلكه از نظر تعداد و گستردگی فناوری‌های مرتبط با این صنایع. هم‌اكنون در ایران صنعت خودرو به حدی از توسعه و شكوفایی رسیده است كه می‌توان گفت تمام بازیگران اصلی و بنام صنایع را در خود جای داده است و این موفقیت بزرگی به شمار می‌آید. بر اساس این، برای دستیابی دیگر صنایع مادر كشور به این شكوفایی و رشد، ضروری است راهبردهای توسعه‌ای كشور، جایگاه صنایع فناوری بزرگ و نیز نحوه ارتباط آنها با بنگاه‌های كوچك و متوسط تعریف و ساختار هدفمندی برای آنان در نظر گرفته شود. به این ترتیب، با تدوین برنامه‌هایی كه در آن نقش و جایگاه بازیگران صنایع مشخص و از طرف دیگر قواعد كسب‌وكار برای این صنایع نیز به درستی تعریف شده، می‌توان راه همواری برای توسعه و پیشرفت صنایع مادر فراهم كرد. در واقع صنایع مادر با هدف تقویت بنیه صنایع کوچک و زیردستی کشور راه‌اندازی شده‌اند.
از سوی دیگر، برنامه‌های اقتصادی در هر کشوری مبتنی بر یک برنامه بالادستی دیگری به نام برنامه پیشرفت آن کشور تنظیم خواهد شد؛ چراکه اگر نقشه و برنامه‌ای به منظور حرکت متوازن و پرشتاب برای پیشرفت کشور وجود نداشته باشد، برنامه‌های اقتصادی با یکدیگر دچار تناقض یا تکرار شده و موجب اجرای ناقص آنها می‌شود. حرکت در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی نیز از این قاعده مستثنا نیست. رهبر معظم انقلاب در این‌باره می‌فرماید: «حرکت بر اساس برنامه یکى از کارهاى اساسى است. تصمیم‌هاى خلق‌الساعه و تغییر مقررات جزء ضربه‌هایى است که به اقتصاد مقاومتى وارد می‌شود و به مقاومت ملت ضربه می‌زند. این را هم دولت محترم هم مجلس محترم باید توجه داشته باشند؛ نگذارند سیاست‌های اقتصادى کشور در هر زمانى دچار تذبذب و تغییرهاى بی‌مورد شود (بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، 3/5/۱۳۹۱).

 

صفحه چهارم

 
 

مروری بر یک رخداد
علی موحد  
تعاملات همسایگان نیاز جهان امروز

 

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه برای حضور در دومین نشست سه‌جانبه‌ در سال جدید با همتایان خود در منطقه، بعدازظهر روز چهارشنبه 18 فروردین ماه برای شرکت در نخستین نشست سه‌جانبه با حضور وزرای خارجه روسیه و آذربایجان از رامسر راهی باکو شد.
ظریف همچنین در حاشیه نخستین اجلاس سه‌جانبه وزرای خارجه ایران، آذربایجان و روسیه در باکو، با الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان دیدار و در زمینه روابط دوجانبه و همکاری‌های منطقه‌ای گفت‌وگو کرد.
رئیس‌جمهور آذربایجان در این دیدار با ابراز خرسندی از روابط عالی تهران و باکو، بر گسترش همکاری‌های دو کشور در مبارزه با تروریسم تأکید کرد.
نشست باکو در حالی برگزار شد که یکی از اصلی‌ترین مسائل مطرح در تعاملات همسایگان را تقویت راه‌های همکاری‌های اقتصادی تشکیل می‌دهد. بر همین اساس نیز جمهوری اسلامی ایران در این اجلاس سه‌جانبه بر اهمیت گسترش همکاری‌های سه کشور در حوزه راه‌آهن، حمل‌ونقل و ارتباطات، همکاری‌های مرزی، مبارزه با تروریسم، همکاری در زمینه‌های فرهنگی و گفت‌وگوی ادیان و همکاری‌های بانکی تأکید کرد.
در پایان این نشست وزرای خارجه سه کشور در بیانیه‌ای بر اهمیت نشست سه‌جانبه و نقش آن در تعمیق گفت‌وگو و تعامل کشورها در زمینه مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی و همچنین پایبندی نسبت به منشور ملل متحد و اصول جهان‌شمول حقوق بین‌الملل تأکید کردند.
یکی از مسائل مطرح در همگرایی سه کشور نهایی و اجرایی کردن رژیم حقوقی دریای خزر است که می‌تواند نقشی مهم در توسعه مناسبات کشورها و مقابله با دخالت‌های خارجی در امور منطقه داشته باشد.
بر همین اساس نیز در این بیانیه پایانی وزرای خارجه سه کشور درباره برگزاری نشست سه‌جانبه سران ایران، روسیه و آذربایجان توافق و بر نهایی کردن کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر تأکید کردند.
نکته بسیار مهمی که در این مذاکرات مورد توجه دو طرف قرار گرفته حل مناقشات منطقه‌ای با محوریت حل برخی مشکلات منطقه نظیر اختلافات موجود میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان و نیز مسئله مبارزه با تروریسم بوده است. تروریسم جاری در منطقه یکی از چالش‌هایی است که همگرایی منطقه برای مقابله با آن امری ضروری است. همکاری گسترده و همه‌جانبه ایران و روسیه در مبارزه سوریه با تروریسم نمونه موفقی از این همکاری‌ها است که دیگر کشورهای منطقه با پیوستن به این اتحاد می‌توانند نقشی مهم و تأثیرگذار در مبارزه با تروریسم و برقراری امنیت در منطقه داشته باشند.
لازم به ذکر است تعاملات منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران با توسعه مناسبات سه‌جانبه تهران، باکو و آنکارا نیز همراه بوده است، چنانکه روز سه‌شنبه 17 فروردین ماه نیز در چهارمین نشست سه‌جانبه، وزرای خارجه ایران، ترکیه و جمهوری آذربایجان در شهر رامسر حضور یافتند که البته به دلیل درگیری‌های ایجاد شده در پایان این نشست، بیانیه‌ای صادر شد و بر تقویت همکاری‌ها در چارچوب سازمان‌های منطقه‌ای، از جمله سازمان همکاری اقتصادی اکو و سازمان همکاری اسلامی تأکید شد. دو طرف در این بیانیه نسبت به تقویت همکاری‌ها در زمینه مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی و تجزیه‌طلبی تأکید کردند. پایبندی نسبت به تأسیس کمربند صلح، ثبات، امنیت، شکوفایی و همکاری منطقه‌ای بیشتر در همه زمینه‌ها نیز از دیگر مواردی بود که وزرای خارجه سه کشور به آن اشاره کردند. درخواست حل‌وفصل سریع مناقشه آذربایجان و ارمنستان از طرق مسالمت‌آمیز و بر اساس حقوق بین‌الملل از دیگر موارد این بیانیه بود و دو طرف ضمن استقبال از برجام از دیگر طرف‌های متعهد برای اجرای واقعی و مسئولانه تعهدات خود درخواست کردند.
آنچه امروز در معادلات منطقه مشاهده می‌شود آن است که غرب تلاش دارد به هر نحوی که شده مانع از توسعه همکاری میان کشورهای منطقه شود تا در لوای آن بتواند به اهداف خود دست یابد که تحریک کشورهای عربی به موضع‌گیری علیه جمهوری اسلامی نمودی از این رفتار است. متأسفانه در مقاطعی نیز کشورهایی مانند ترکیه و جمهوری آذربایجان تحت القائات غرب مواضعی نه چندان مناسب روابط همسایگان در قبال جمهوری اسلامی اتخاذ کردند که نشست رامسر و تأکید دو طرف بر توسعه مناسبات دوجانبه و سه‌جانبه نشانگر رسیدن درک همگانی مبنی‌بر ضرورت نزدیکی همگرایی همسایگان و دوری از القائات و تحریکات غرب است.
به هر تقدیر در جمع‌بندی آنچه درباره اجلاس‌های باکو و رامسر گفته شد، می‌توان گفت که این نشست‌ها نشان داد رویکرد و نگاه همگرایانه کشورهای منطقه به توسعه همه‌جانبه روابط است که می‌تواند دستاوردهای بسیاری در حوزه‌های مختلف برای هر یک از این کشورها و منطقه به همراه داشته باشد. نقطه اشتراکی که همسایگان به آن رسیده‌اند این است که همگرایی نیاز امروز منطقه است و چنانکه وضعیت تروریسم در منطقه نشان می‌دهد غرب هرگز به دنبال کمک به منطقه نیست و تنها راه رسیدن کشورها به اهداف‌شان به‌ویژه در حوزه امنیتی همگرایی و نزدیکی همه‌جانبه است که نشست‌های رامسر و باکو می‌تواند زمینه‌ای مناسب برای تحقق این مهم باشد.


رهیافت
محمدرضا مرادی

زخم کهنه قره‌باغ
 

زخم کهنه از جنگی که ۳۵ هزار کشته و ۸۰۰ هزار آواره به جا گذاشته و به مدت 22 سال مسکوت مانده بود، سرانجام در 14 فروردین سر باز کرد و دو کشور آذربایجان و ارمنستان را رو در روی یکدیگر قرار داد. بنا بر اطلاعات منتشرشده، مناقشه قره‌باغ به کشته شدن بیش از 60 نفر از دو طرف منجر شد. البته رئیس‌جمهور ارمنستان شمار کشته‌های ارتش آذربایجان را 200 تن و همتای آذری وی نیز تعداد تلفات ارمنی‌ها را 100 نفر اعلام کرده است. سرانجام پس از چهار روز درگیری وزارت دفاع جمهوری خودمختار‌ «ناگورنو قره‌باغ» اعلام کرد، دولت‌های آذربایجان و ارمنستان بر سر آتش‌بس در قره‌باغ توافق کردند. البته باید منتظر ماند و دید که طرفین چه میزان از این توافق را رعایت می‌کنند. قره‌باغ منطقه‌ای در جمهوری آذربایجان است كه از سال ١٩٩٤ تحت سلطه نیروهای ارمنی قومی محلی قرار دارد؛ اما وضعیت نه جنگ نه صلح میان آذربایجان و ارمنستان تاکنون ادامه داشته و مذاكرات فراوانی برای حل این مناقشه میان ارمنستان و آذربایجان با كمك كمیسیون امنیت اروپا و حتی شورای امنیت انجام شده است، اما تاكنون پیشرفت وی‍ژه‌ای در پی نداشته و تنها مناقشه ارضی را به ارمغان آورده است. نیروهای ارمنی اكنون مناطق حایل خارج از قره‌باغ را نیز در اختیار گرفته‌اند، اما دو طرف همواره یكدیگر را به نقض مكرر آتش‌بس متهم می‌كنند. منطقه قره‌باغ هر چند به صورت نظری در خاك آذربایجان است، اما بیشتر این منطقه را ارمنی‌ها تشكیل می‌دهند. قره‌باغ در سال ١٩٩١ اعلام استقلال كرد كه همین موضوع به ناگاه به یك جنگ سه‌ساله خونین میان آذربایجان و ارمنستان تبدیل شد. این جنگ حدود ٣٥ هزار كشته بر جای گذاشت و صدها هزار نفر را نیز آواره كرد. در طول سال‌های جنگ، كشورهای ایران و روسیه تلاش فراوانی برای آتش‌بس انجام دادند و در نهایت روسیه توانست با میانجیگری در سال 1994 وضعیت نه صلح و نه جنگ را به وجود آورد و جنگ را متوقف كند. در طول سال‌های بعد گاه‌به‌گاه خشونت‌هایی میان دو طرف به وجود آمد، اما درگیری‌ها چندان جدی نشد. امنیت قره‌باغ در اختیار شبه‌نظامیان ارمنی قره‌باغی قرار دارد كه اگرچه ارمنستان آنها را به هیچ عنوان در ارتباط با ارتش خود نمی‌داند؛ اما آذربایجان آنها را نیروی ارتش ارمنستان می‌داند؛ در 22 سال گذشته وضعیت نه جنگ نه صلح در این منطقه برقرار شده بود، اما درگیری‌های اخیر نشان داد که این منطقه به شدت مستعد شعله‌ور شدن است.
در اوضاع کنونی که جهان با مشکل تروریسم درگیر است و جانیانی چون داعش، النصره، القاعده و دیگران در خاورمیانه، شمال آفریقا و اروپا حمام خون به راه انداخته‌اند و در سوریه، عراق، لیبی، افغانستان و... دست به جنایت می‌زنند و همه جامعه جهانی را تهدید می‌کنند، باز شدن جبهه جدیدی از درگیری می‌تواند امنیت جهانی را بیش از پیش به خطر بیندازد، به ویژه آنکه اگر این درگیری در منطقه مستعدِ قفقاز باشد؛ زیرا نمی‌توان فراموش کرد که نفوذ اندیشه‌های وهابیت در این منطقه سبب به وجود آمدن گروه‌های افراطی زیادی شده است و بخش اعظمی از اعضای گروه‌های تروریستی، چون داعش از این منطقه راهی عراق، سوریه، لیبی و... شده‌اند. بنابراین، در صورتی که منطقه قره‌باغ نیز به عاملی برای درگیری ارمنستان و آذربایجان تبدیل شود، باید منتظر باز شدن جبهه جدیدی برای جولان دادن داعش بود؛ اتفاقی که می‌تواند امنیت سه کشور ایران، آذربایجان و روسیه را بیش از دیگران به خطر بیندازد. بر اساس این، روسیه و ایران باید در کنار هم همچنان بر مواضع مسالمت‌آمیز خود در این مورد تأکید کنند و در ضمن مانع از این شوند که کشوری مانند ترکیه به تحریک مقامات آذربایجان برای درگیری بیشتر در منطقه دست بزند؛ چراکه برنده اول و آخر ناامنی در قره‌باغ رژیم صهیونیستی خواهد بود؛ چنانچه روزنامه صهیونیستی هاآرتص درباره مواضع و منافع رژیم صهیونیستی در قبال درگیری‌های بین آذربایجان و ارمنستان به‌صراحت توضیح می‌دهد که منافع اسرائیل در حل مناقشه قره‌باغ نیست؛ این گزارش می‌افزاید، اسرائیل نمی‌خواهد مشتری پولدار صنایع نظامی خود را از دست دهد و به همین دلیل مناسبات خود با آذربایجان را حفظ می‌کند. همچنین این مناقشه می‌تواند ثبات، آرامش و امنیت را در منطقه از بین برده و به توسعه پایدار کشورهای منطقه آسیب بزند. بنابراین، کشورهای مؤثر در این ماجرا، یعنی ایران، ترکیه و روسیه باید با ارائه راه‌حلی بلندمدت، برای همیشه این زخم کهنه را درمان کنند و مانع تبدیل شدن قره‌باغ به ابزاری برای ناامن کردن منطقه شوند.

 


نگاه دوم به مطبوعات
حسین عبداللهی‌فر
  احیای رسانه‌ای احمدی‌نژاد، اهداف و انگیزه‌ها

مروری بر مطبوعات کشور در نخستین هفته کاری سال 95 نشان می‌دهد که مسائل انتخاباتی ریاست جمهوری دوازدهم قرار است به شکل شتابزده‌ای در دستور کار قرار گیرد. آنچه در این میان عجیب به نظر می‌رسد موضوع بازگشت احمدی‌نژاد و احیای آن در فضای رسانه‌ای است که با اهداف خاصی صورت می‌گیرد. مروری بر این روند بخشی از این اهداف را آشکار می‌کند.
«آفتاب یزد» در همین رابطه در اولین شماره سال (14/1/95) خود به طرح این پرسش پرداخت که «چه کسانی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری خواهند شد؟» و در پاسخ آن با اشاره به اسامی محسن رضایی،‌ محمدرضا باهنر، محمد غرضی و محمود احمدی‌نژاد، نوشت: «چه بخواهیم و چه نه،‌ احمدی‌نژاد یا احمدی‌نژادی‌ها آش کشک خاله سیاست ایران هستند و اگر فکر می‌کنیم آنها بعد از سال 92 آرام و بی‌صدا یکجا نشسته‌اند، سخت در اشتباهیم. در این دو سال و چند ماهه،‌ احمدی‌نژاد سفرهای مختلفی به استان‌های ایران داشته و سخنرانی‌ها کرده است... وعده پرداخت یارانه 250 هزار تومانی به مردم! اگر صحت داشته باشد چیزی نیست که بسیاری از مردم بخواهند بی‌تفاوت از کنار آن بگذرند.»
این روزنامه یک روز بعد (15/1) هم «طرح وعده یارانه 250 هزار تومانی از سوی احمدی‌نژاد بعید نیست» را تیتر کرد و در سرمقاله‌اش با عنوان «احمدی‌نژاد نباید رد صلاحیت شود!» نوشت: «در طلیعه سخن می‌خواهم بگویم که خدا کند احمدی‌نژاد امکان جلوس مجدد بر کرسی ریاست جمهوری را نداشته باشد. این امکان به این معنا نیست که روش‌های قانونی برای مبارزه را بر روی او ببندیم، ‌اما آرزوی من این است که این رخداد از جانب مردم صورت نگیرد و اگر دستگاه‌های حاکمیتی هم رئیس دولت نهم و دهم را تأیید صلاحیت کردند و او به هر نحوی توانست در رقابت‌های انتخاباتی شرکت کند، ‌مردم یک نه بزرگ و جدی به احمدی‌نژاد بگویند.»
«آرمان» هم در این روز با اشاره به سخنان مرضیه وحیددستجردی اولین وزیر زن جمهوری اسلامی که حساب خود را از احمدی‌نژاد جدا کرده و گفته است به روحانی رأی داده است، نوشت: «احمدی‌نژاد می‌آید. این لُب مطلب تبلیغات این روزهای احمدی‌نژادی‌هاست. این در حالی است که احمدی‌نژاد روزه سکوت گرفته است و حرفی از حضور مجدد در عرصه سیاست به میان نمی‌آورد. گر چه احمدی‌نژاد هر از چندی با حضور در جمع مردم اعتقادات خود را عرضه می‌کند؛ اما حرفی از بازگشت نمی‌زند. در مقابل، تیم رسانه‌ای او دست به تبلیغات گسترده‌ای زده‌اند. عبدالرضا داوری رسانه‌چی احمدی‌نژاد روزی نیست که برای آمدنش لحظه‌شماری نکند. این بار روشی جذاب با خود دارد؛ یارانه دویست و پنجاه هزار تومانی! هنوز با همان تاکتیک نخ‌نما شده.»
اما «شرق» یک روز بعد (16/1) سخنان خود احمدی‌نژاد برای آمدنش را تیتر کرد و روی تصویری ایستاده از وی نوشت: «ان‌شاءالله سال 96 همه همدیگر را خواهیم دید.»
«ابتکار» نیز همین جمله را با حروف درشت‌تری روی تصویر بزرگ‌تری از احمدی‌نژاد قرار داد و نوشت: ‌«با توجه به فعالیت انتخاباتی شدیدی که حامیان احمدی‌نژاد، به ویژه در فضای رسانه‌ای و به خصوص پس از شکست اصولگرایان در دو انتخابات 92 و 94 آغاز کرده‌اند. از این سخن رئیس دولت‌های نهم و دهم که طبق روال معمول وی در ایام پس از ریاست جمهوری با چاشنی طنز همراه بوده است، ‌برداشت می‌شود که این حرف تأییدی بر بازگشت او خواهد بود.»
با جدی شدن خطر بازگشت احمدی‌نژاد، ‌تخریب وی آغاز شد. «شرق» و «آرمان» هر دو تیترهای اول روز سه‌شنبه 17/1/95 خود را علیه وی تنظیم کردند. اولی «دست‌های آلوده» را تیتر کرد و ذیل آن به قرارداشتن نام احمدی‌نژاد در فهرست رؤسای جمهور و چهره‌های مشهور در فهرست پول ‌شویان جهان اشاره کرد و دومی ذیل تیتر «جعبه سیاه بازگشت احمدی‌نژاد» مدعی ضدتبلیغ شدن یارانه 250 هزار تومانی شد و با اختصاص سرمقاله‌اش به «زنگ خطر بازگشت احمدی‌نژاد»، نوشت: «محمود احمدی‌نژاد و یارانش در آزمون گذشته خود نه‌تنها که باخته، بلکه مشکلات بسیار زیادی برای مردم و کشور خلق کردند که به هیچ روی نمی‌توان از آن غافل شد... از سویی نباید به گفته‌ها و شنیده‌ها درباره بازگشت احمدی‌نژاد به قدرت توجه کرد؛ زیرا پرداختن به مسائلی نظیر این مسئله فرصت و انگیزه جریان رقیب را دو چندان خواهد کرد و سبب می‌شود که خود را از هم اکنون فاتح انتخابات ریاست جمهوری سال 96 بدانند.»
چهارشنبه (18/1/95) «آفتاب یزد»‌ به فکر «راه جلوگیری از نفوذ جریان احمدی‌نژاد» افتاد و در سرمقاله‌ای با همین عنوان نوشت: «البته اثبات مفسد اقتصادی بودن یاران حلقه‌شماره یک احمدی‌نژاد شرایطی را فراهم آورده که در صورت ورود مجدد احمدی‌نژاد به انتخابات 96، به احتمال قریب به یقین رد صلاحیت شود.
هرچند نباید به دلیل رد صلاحیت احتمالی، احساس خطر نکرد. شاید احمدی‌نژاد نتواند از فیلتر شورای نگهبان عبور کند،اما باید جریان احمدی‌نژاد را جدی گرفت؛ چراکه شاید کاندیدای دیگری معرفی نمایند. این جریان،‌ جامعه هدف خود را طبقات فرودست و محروم می‌داند و بر پایه شعارهای پوپولیستی رأ‌ی آنها را جذب می‌کند.»
از همین رو،‌ پنج‌شنبه (19/1/95) «اعتماد» و «شرق» هر دو از قول احمدی‌نژاد تیتر زدند که دلیلی برای رد صلاحیتش وجود ندارد. «شرق»؛ «چرا باید رد صلاحیت شوم؟» را تیتر اول خود قرار داد و نوشت: «عده‌ای از محاکمه‌اش می‌گویند و برخی دیگر برایش فرش قرمز پهن می‌کنند.»
اما «آرمان» در آخرین روز هفته (19/1/95) حرف آخر را زد و به ریشه این هیاهوی تبلیغاتی درباره احمدی‌نژاد پرداخت. این روزنامه با تیتر کردن «دور برگردان اصولگرایان به سمت احمدی‌نژاد!»‌ از قول زیبا کلام تیتر زد: «قدرت برای اصولگرایان از عسل شیرین‌تر است.»

 


دیپلماسی
فرامرز پارسا
ماندن در توهمات قدیمی



نزدیک به سه ماه از اجرایی شدن برجام میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 می‌گذرد، در حالی که رفتارهای آمریکا نشان‌دهنده اصرار آنها بر اجرای رفتارهای غیراصولی و ضدایرانی است. در کنار اقداماتی که آمریکا برای استمرار و حتی تشدید تحریم‌ها در قالب مصوبات کنگره و فضاسازی رسانه‌ای با محوریت ایران‌هراسی صورت می‌دهد، مواضع و رویکردهای اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا در زمینه آنچه رفتارهای ایران می‌نامد، امری قابل توجه است. برای نمونه وی در مقاله‌ای در واشنگتن‌پست لازمه تحقق برجام را تغییر رفتارهای ایران دانسته است. در همین حال وی در حاشیه نشست امنیتی هسته‌ای در واشنگتن در اواسط فروردین نیز نکات قابل توجهی را مطرح کرده است. اوباما درباره موانع رویکرد اقتصادی جهان به ایران ضمن کم‌رنگ‌سازی تحرکات ضدایرانی آمریکا در سراسر جهان، می‌گوید: «نکته دیگری که من می‌گویم و آن هم مهم است، رفتار خود ایران برای اطمینان‌آفرینی از امن بودن این کشور برای انجام تجارت است و من همیشه گفته‌ام که نمی‌توانم قول بدهم که ایران از فرصت فراهم‌شده در این رهگذر برای ورود مجدد به جامعه بین‌الملل استفاده کند. ایران تاکنون متن توافق را رعایت کرده است، اما روح توافق، مستلزم این است که ایران به جامعه جهانی و شرکت‌ها سیگنال‌هایی بفرستد مبنی بر اینکه اقدام به انجام طیفی از اقدامات تحریک‌آمیزی که شرکت‌ها را هراسان می‌کند، نخواهد کرد.» اوباما در ادامه گفت: «وقتی آنها موشک بالستیک با شعارهایی برای نابودی اسرائیل شلیک می‌کنند، این شرکت‌ها را مشوش می‌کنند. برخی خطرهای ژئوپلیتیک وجود دارند که وقتی آنها (شرکت‌ها) می‌بینند این اتفاق دارد می‌افتد، تحریک می‌شوند. اگر ایران به ارسال موشک به حزب‌الله ادامه بدهد، این کار شرکت‌ها را مضطرب می‌کند.»
رئیس‌جمهور آمریکا افزود: «بنابراین، بخشی از آنچه من امیدوارم اتفاق بیفتد... ما مسئولیت داریم که درباره قواعد حاکم توضیحات ارائه کنیم تا مردم ایران در واقع بتوانند از بهبود وضعیت اقتصادی بهره‌مند شوند؛ اما ایران باید آن چیزی که هر کشور دیگری در جهان می‌فهمد را درک کند و آن اینکه شرکت‌ها می‌خواهند جایی بروند که احساس امنیت بکنند، جایی که شاهد مناقشات گسترده نباشند، جایی که بتوانند مطمئن باشند مبادلات طبق روال معمول انجام می‌شوند؛ این هم سازگاری‌ای است که ایران باید آن را انجام دهد.»
این سخنان اوباما هر چند در ظاهر نگاهی دوستانه به ملت ایران دارد و چنان القا می‌کند که به دنبال تحقق برجام و آنچه گشایش اقتصادی برای ایرانیان می‌نامد، است؛ اما بررسی سابقه گفتاری و رفتاری اوباما حقایق دیگری را آشکار می‌کند که برگرفته از توهمات و رؤیاهای قدیمی اوباما و ساختار حاکم بر آمریکاست. اوباما در سال ۲۰۰۹ در همان روزهای اول ورودش به کاخ سفید، سیاست خود را چنین اعلام کرد: «من به دنبال استفاده از هویج و چماق‌های بزرگ هستم که محور آن را تحریم و مذاکره تشکیل می‌دهد.» وی در باب اهداف این سیاست‌ها نیز می‌گوید: «هدف از این سیاست مقابله با فعالیت‌های هسته‌ای ایران، مقابله با توان موشکی آن، پایان حمایت‌های ایران از تروریسم در منطقه (گروه‌های مقاومت) و عدم دشمنی با تل‌آویو است.»
با توجه به آنچه از سابقه گفتاری اوباما ذکر شد، می‌توان گفت آنچه اوباما این روزها از جمله در حاشیه نشست امنیت هسته‌ای مطرح کرده سخنانی نه از روی دلسوزی و رویکرد تعاملی با ملت ایران، بلکه ادامه توهمات قدیمی وی برای تسلیم‌سازی ایران در برابر زیاده‌خواهی‌های آمریکاست که در لوای واژه راه‌های گشایش اقتصادی برای ایرانیان پیگیری می‌کند. آنچه اوباما به نام راهکار مطرح می‌سازد، در اصل تبدیل شدن ایران به کشوری تسلیم‌شده و شکست‌خورده است تا ایرانی که الگوی استقلال و آزادی برای جهانیان است، به الگوی تسلیم شدن در برابر آمریکا مبدل شود که نتیجه آن انزوای جهانی ایران خواهد بود.


اقتصادی
سعید مهدوی
 آن سوی سوئیفت

حدود سه ماه از اجرای توافق هسته‌ای می‌گذرد، ولی هنوز آش همان آش و کاسه همان کاسه است. در لغو تحریم‌های یک‌جانبه که قرار بود طرف‌های غربی و اروپایی در قبال اقدامات عملی ایران انجام دهند، برداشتن تحریم‌های مالی و بانکی اهم آنها بود و از این بین اتصال بانک‌های مهم و معتبر ایرانی به مرکز تبادل سوئیفت، اهمیت ویژه‌ای داشت. اما با گذشت سه ماه از اجرای برجام، این روزها رسماً از استمرار تحریم سوئیفت و البته دیگر تحریم‌های بانکی ضد ایرانی سخن می‌گویند و لغو آنها را به برداشته شدن اقدامات مهم باقی‌ مانده‌ ایران منوط کرده‌اند.
واژه سوئیفت (S.W.I.F.T) به معنی «جامعه جهانی ارتباطات مالی بین بانکی» است. مؤسسه سوئیفت در سال 1977 و با 518 عضو در 22 کشور مختلف جهان عملاً به بهره‌برداری رسید که مالکیت آن متعلق به بانک‌های عضو بوده و مرکز آن کشور بلژیک است. سوئیفت با ارائه خدمات متنوع بانکی کلیه نیازهای مؤسسات مالی سراسر جهان را در پرداخت‌ها- بازارهای مالی- اوراق بهادار و مبادلات مالی پشتیبانی می‌کند.
بسیاری از کارشناسان حوزه بانکی و مالی معتقدند، دولت در حال حاضر مدعی است سوئیفت باز شده، اما این بازشدن سوئیفت مصداق این مثال است که از مبدأ به سمت مقصد یک بزرگراهی احداث شده باشد، ولی کسی اجازه تردد در آن را نداشته باشد. در صورتی‌که باید این اتفاق به ارتباط کارگزاری بین بانک‌ها مبدل شود تا از این طریق بتوان گشایش ال‌سی داشت. در مقام تشبیه می‌توان گفت، سوئیفت همانند یک خط تلفن است و وجود یک خط تلفن فقط به شما امکان می‌دهد که با سایرین تماس تلفنی بگیرید و پیام خود را به آنها برسانید؛ همچنین به سایر افراد امکان می‌دهد که با شما تماس گرفته و مکالمه کنند. با این حال، بانکی که سوئیفت دارد، می‌تواند پیام سوئیفتی به بانک‌های دیگر بفرستد و از آنها بخواهد که برای وی حساب کارگزاری افتتاح کنند و به وی خدمات بانکی ارائه دهند؛ اما داشتن سوئیفت تضمین نمی‌کند که چنین خدماتی ارائه شود. ارائه این خدمات، به تصمیم تجاری بانک مقصد منوط است. در حال حاضر، برقراری این روابط کارگزاری نیازمند این است که با این بانک‌ها به‌صورت جداگانه و تک‌تک مذاکره شود و از آنها خواسته شود که روابط کارگزاری خود با ایران را از سر بگیرند که این امر نیازمند گذر زمان است و به‌زودی و ظرف چند هفته میسر نخواهد شد. تحریم‌های وضع شده علیه کشور و جریمه‌های سنگینی که برای بانک‌های خارجی در مقابل رابطه با ایران از سوی آمریکا وضع شده بود، سبب شده است که بسیاری از بانک‌های خارجی روابط کارگزاری خود با بانک‌های ایرانی را قطع کنند. پس از برجام نیز آمریکایی‌ها نشان داده‌اند که تحریم‌ها فقط روی کاغذ لغو شده‌اند، ولی در حرف و عمل واقعیت غیر از این است و با وجود رفتارهای چندگانه دولتمردان آمریکایی، برقراری این ارتباطات بسیار مشکل است. در همین زمینه سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا اخیراً به صراحت اعلام کرده است، اوباما قصد ندارد اجازه دهد ایران از مناسبات مالی بین‌المللی آمریکا استفاده کند.
با این همه، سوئیفت البته تنها مشکل مردم و اقتصاد کشور با برجام نیست که با دعوت خبرنگاران به بانک مرکزی و بازدید از اتاق مربوطه حل شود، بلکه طرف‌های مقابل ایران در همه تعهدات مؤثر و مهم خود بد‌عهدی کرده و چانه‌زنی می‌کنند.

 

صفحه پنجم

 
 

پنجره
قاسم غفوري
پررنگ‌تر شدن خطوط شکست سعودی در یمن
 

عربستان که تشکیل دولتی مردمی در چارچوب توافق صلح و مشارکت در یمن را برابر با حذف سلطه خود بر این کشور می‌دانست، در اوایل فروردین ۱۳۹۴ تجاوزی سراسری را علیه مردم مظلوم یمن آغاز کرد؛ جنگی که یک سال از آن می‌گذرد و بر اساس گزارش‌های نهادهای بین‌المللی ده‌ها هزار قربانی و نابودی زیرساخت‌های یمن و گسترش گروه‌های تروریستی همچون القاعده را در این کشور به همراه داشته است. اکنون در حالی یک سال از این تجاوز می‌گذرد و حملات سعودی همچنان ادامه دارد که روند تحولات از پررنگ‌تر شدن شکست سعودی در برابر مقاومت یمنی‌ها حکایت دارد. در این عرصه مؤلفه‌ها متعددی را می‌توان مشاهده کرد. در حوزه نظامی سعودی‌ها در کنار تجاوز مستقیم به یمن، به تقویت گروه‌های تروریستی از جمله القاعده در مناطق مختلف یمن از جمله در حضرالموت پرداخته‌اند و به نوعی سعی در داخلی ساختن جنگ یمن و کاهش نقش خود دارند. نکته بسیار مهم تغییر در رفتارهای سیاسی عربستان است. در اقدامی قابل تأمل «عبدربه منصورهادی» رئیس‌جمهور مستعفی و فراری یمن، «خالد بحاح» را از سمت نخست‌وزیری عزل و «احمد عبیدبن‌دغر» را به جای او منصوب کرد. عبدربه منصورهادی که به ریاض گریخته بود، در تاریخ ۱۲ آوریل ۲۰۱۵ خالد بحاح را به سمت معاون خود و نخست‌وزیر دولت موقت مستقر در ریاض، منصوب کرد. هر چند برخی محافل رسانه‌ای غربی و عربی این اقدام منصورهادی را برگرفته از روند جدید مذاکرات سیاسی با مرکزیت سازمان ملل در کویت می‌دانند، اما بنا به گفته بسیاری از کارشناسان، خالد بحاح به امارات سوق دارد و رابطه وی با جریان اخوان‌المسلمین یمن (حزب‌الاصلاح) بحرانی است و از سوی دیگر منصورهادی به عربستان وابستگی بیشتری دارد و به اخوانی‌های یمن نیز نزدیک است. شکاف میان عربستان و متحدانش زمانی آشکارتر می‌شود که برخی از اعضای کابینه منصورهادی که گرایش کمتری به سعودی داشتند، از عربستان اخراج شده‌اند. نکته مهم دیگر که نشانه‌ای دیگر بر شکست سعودی است، تغییرات دیگر در ترکیب نزدیکان رئیس‌جمهور فراری یمن است. منصورهادی در فرمانی دیگر، سرلشکر «علی محسن‌الاحمر» را به سمت معاون خود منصوب کرد. محسن‌الاحمر، پیش از این در سال ۲۰۱۴ و پیش از تسلط انصارالله بر صنعا، وزیر دفاع دولت خالد بحاح بود.
بسیاری معتقدند عربستان سعودی می‌خواهد جریان‌های مختلف و حزب‌الاصلاح در یمن را از طریق سرلشکر علی محسن‌الاحمر متحد کند. الاحمر با حزب الاصلاح و گروه تروریستی القاعده در یمن ارتباط دارد.
نکته دیگر در چارچوب شکست سعودی تلاش آنها برای نزدیکی به انصارالله به مثابه مهم‌ترین گروه مردمی یمن است. عربستان که زمانی انصارالله را گروه تروریستی نامیده و حتی حملات خود به یمن را با این عنوان توجیه می‌کرد، اکنون آشکارا بر لزوم نزدیکی با انصارالله تأکید می‌کند. هنوز چند روزی از اذعان ارتش سعودی مبنی بر مبادله اسرا با انصارالله نگذشته بود که محمد سلمان، جانشین ولیعهد و وزیر دفاع سعودی گفت: پیشرفت‌های قابل توجهی در مذاکرات حاصل شده است. تماس‌ها با «انصارالله» در جریان است. هیئت این جنبش در حال حاضر در ریاض هستند. این ادعا در حالی مطرح شده که «عبدالرحمن الاهنومی» مسئول اطلاع‌رسانی جنبش انصارالله یمن در گفت‌وگو با تلویزیون «المیادین» گفت: اظهارات اخیر «محمدبن‌سلمان عبدالعزیز» جانشین ولیعهد و وزیر دفاع سعودی درباره حضور هیئتی از انصارالله در ریاض صحیح نیست.
به هر تقدیر نگاه سعودی به نزدیکی به انصارالله را باید نشانه‌ای بر شکست سعودی در پیشبرد اهدافش در یمن ارزیابی کرد. بعد دیگر سند وضعیت بحرانی سعودی را می‌توان در رویکرد سیاست خارجی آن دانست.
هر چند سعودی با برگزاری اولین نشست رؤسای ستاد ارتش به‌اصطلاح ائتلاف کشورهای اسلامی علیه تروریسم به دنبال نمایش مشروعیت جهانی اقداماتش بود که به دلیل عدم همراهی بسیاری از کشورها با طرح‌هایش به این مهم دست نیافت. در اقدامی قابل تأمل 16 فروردین ملک سلمان‌بن‌عبدالعزیز، پادشاه عربستان در سفر خود به مصر با مقامات این کشور گفت‌وگو کرد. وی در حالی با مشوق‌های اقتصادی به دنبال جلب رضایت مصر بود که از محورهای اصلی مطالباتش را همراهی مصر با سعودی در یمن و سوریه تشکیل می‌داد که البته چندان نیز با قاهره همراه نشد و آنان به حمایت لفظی بسنده کردند. ناتوانی سعودی در صحنه یارگیری چنان بوده که اجباراً به حوزه فراپیرامونی رو آورده است. مودی، نخست‌وزیر هند برای دیداری رسمی راهی عربستان شد. آنچه سعودی در ورای این سفر به دنبال القای آن به جامعه جهانی بود، رویکرد کشورها به عربستان و حتی اعلام حمایت‌ آنها از سیاست‌های منطقه‌ای آن است، چنانکه یکی از خواسته‌های سران سعودی از مودی در این سفر را تأکید بر حمایت هند از رفتارهای منطقه‌ای آنان تشکیل می‌دهد.
در جمع‌بندی کلی از آنچه ذکر شد می‌توان گفت که خطوط شکست سعودی در برابر مقاومت مردم و ارتش یمن هر روز پررنگ‌تر می‌شود و صرفاً با فرافکنی و کشتارهای بیشتر به ابعاد این شکست را پنهان می‌کند؛ شکستی که دامنه آن ابعاد جهانی گسترده‌ای گرفته، چنانکه رشوه‌های سعودی نیز دیگر کارایی خود را از دست داده و بسیاری از نهادهای بین‌المللی سکوت خود را شکسته و ابعاد جنایات سعودی در یمن و اعتراض به همراهی غرب با این جنایات را بیان می‌کنند که گزارش‌های متعدد سازمان عفو بین‌الملل نمودی از آن است.


فراسو
رضا اشرفی

 مبارزات انتخاباتی از افشای فساد تا لمپنیسم اجتماعی
 

انتخابات ریاست جمهوری آمریكا هر چهار سال یك بار در ماه نوامبر برگزار و رئیس‌جمهور به طور غیرمستقیم انتخاب می‌شود. در سال جاری نیز انتخابات در 8 نوامبر (18 آبان) برگزار خواهد شد. اهمیت انتخابات ریاست جمهوری در آمریكا از این روست كه واشنگتن طبق معمولِ چند دهه گذشته با انتخاب رئیس‌جمهور جهت‌گیری داخلی و بین‌المللی تأثیرگذاری را اتخاذ می‌كند. هر رئیس‌جمهور كه از دو حزب آمریكا انتخاب شود، می‌تواند رویكردهای سیاست خارجی این كشور را در سطح بین‌المللی با تغییرات نسبی مواجه كند. اگرچه راهبرد كلان آمریكا در قبال نظام جهانی مشخص و معین است؛ اما هر حزب و حتی شخص رئیس‌جمهور می‌تواند در این مسئله مؤثر باشد.
در هر صورت دولتمردان آمریكا تاكنون سعی داشته‌اند كشورشان را آرمان‌شهری نشان دهند كه دور از دسترس دیگر ساخت‌های سیاسی جهان است؛ آرمان‌شهری كه اخلاق‌محور بوده و خارج از فسادهای ریز و درشت سیاسی، اقتصادی و... است. این در حالی است كه رقابت‌های انتخاباتی آمریكا در سال جاری آمار و نشانه‌هایی غیر از این دارد. در واقع، یكی از ویژگی‌های انتخاباتی این دوره به افشاهایی بازمی‌گردد كه نامزدها از بازگویی آنها دریغ ندارند. این موضوع نه‌تنها بازتاب‌های آرمان‌شهرگرایی خودساخته آمریكا را مخدوش كرده، بلكه اختلافات درونی این كشور را آشکار ساخته است.
در مبارزات انتخاباتی كنونی آمریكا بیش از همه، اسامی «هیلاری كلینتون»،‌ «رابرت منندز» و «دونالد ترامپ» به گوش می‌رسد كه در حال مبارزه هستند و هر كدام از اینها برای جذب مردم و بالا بردن شانس انتخاباتی خود با اتخاذ رویكردهای انتقادی واقعیت‌هایی را از آمریكا بازگو می‌كنند كه تاكنون كمترین سخنی درباره آنها به میان آمده است. برای نمونه، كشور آمریكا كه یكی از اولین‌ها در تبعیض نژادی بود، طی پنج دهه اخیر با تبلیغات رسانه‌ای افكار عمومی را به این سمت هدایت كرد كه در این كشور نشانی از تبعیض نژادی وجود ندارد. این در حالی است كه هیلاری كلینتون، همسر رئیس‌جمهور اسبق كه هشت سال را در كاخ سفید گذرانده،‌ در مبارزات انتخاباتی خود تأكید كرده است آمریكا از درد تبعیض نژادی رنج می‌برد. این موضوع در تحولات و متغیرهای اجتماعی آمریكا نیز به چشم می‌خورد و به ویژه در بحث سیاه‌پوستان نمایان است؛ اما نباید فراموش كرد كه تبعیض‌های زیرپوستی اجتماعی در این كشور بسیار فراوان‌تر از آن است كه تنها به مبحث سیاه‌پوستان اشاره شود.
مسئله اقتصادی، فسادهای موجود در این زمینه و همچنین بحران شكل‌گرفته طی سال‌های گذشته موضوع دیگری است كه رابرت منندز برای مبارزات انتخاباتی خود بر روی آن دست گذاشته است. منندز درباره بسترهای اقتصادی آمریكا و فساد موجود در این زمینه از اصطلاح الیگارشی استفاده كرده است كه نشان‌دهنده فضای بسته اقتصادی برای افراد، اقشار و سطوح خاصی از جامعه آمریكایی است كه دیگران كمتر توان ورود به آن را دارند. این موضوع سبب شده است، از یك نظر برخی از خانواده‌های آمریكایی توان مانور بالایی در حوزه اقتصاد آمریكایی داشته باشند و از سوی دیگر فاصله طبقاتی همواره با افزایش و شكاف همراه باشد، به گونه‌ای كه دستیابی به آن سطح از اقتصاد برای شهروندان عادی ناممكن باشد. به این دلیل الیگارشی حاكم در حوزه اقتصاد چنین اجازه‌ای را به دیگران نخواهد داد. این مسئله سبب ایجاد فساد در حوزه اقتصادی آمریكا شده است كه تنها خانواده‌های برتر و معروف آمریكایی كه عمدتاً به سیاست هم وصل هستند، در این چرخه حضور دارند. نقش این گروه نیز در مبارزات انتخاباتی بسیار زیاد است.
آمریكا تاكنون توانسته است با قدرت اقتصادی خود تأثیر فراوانی در جهت‌دهی‌های سیاسی جهان داشته باشد؛ این موضوع همزمان با جنگ جهانی دوم خود را نمایان کرد. این در حالی است كه دونالد ترامپ، یكی دیگر از نامزدهای انتخاباتی بر حبابی بودن اقتصاد آمریكا تأكید كرده است؛ اما درباره این نامزد انتخاباتی باید به موضوع مهم دیگری اشاره كرد كه نشان‌دهنده بحران اجتماعی و حتی شخصیتی آمریكاست. زمانی كه ترامپ وارد گود انتخابات شد، كمتر كسی فكر می‌كرد وی بتواند رأی خاصی را به سمت خود جلب كند؛ در حالی كه گام به گام مشخص شد، وی اگرچه از لمپنیسم مزمن رنج می‌برد، اما از این قابلیت برخوردار است. نوع گفتار و رفتار ترامپ به گونه‌ای است كه بسیاری از دولتمردان پیشین و كنونی آمریكا را به واكنش واداشته است. مبارزه جدی و جلب آرای فراوان وی نشان می‌دهد، سطح اجتماعی آمریكا طی سال‌های گذشته به سمت لمپنیسم گرایش شدیدی پیدا كرده است


رخنه
عبدالله عبادی
نفوذ رژیم صهیونیستی در جهان اسلام
حضور پر رنگ امنیتی در کنیا
 

روابط سیاسی و دیپلماتیک تل‌آویو و کنیا از سال ۱۹۶۳ آغاز شده است و در حال حاضر سفارتخانه‌های دو طرف در نایروبی و تل‌آویو فعال ‌است. در سال ۱۹۶۳ گلدا مایر، وزیر خارجه وقت رژیم صهیونیستی با سفر به کنیا با جوموکنیاتا دیدار و گفت‌وگو کرد. این دیدار اولین گام برای حضور رژیم صهیونیستی در کنیا بود. در این سفر مقامات دو طرف موافقت کردند تا کارشناسان کنیایی برای آموزش در زمینه‌های کشاورزی و پزشکی عازم تل‌آویو شده و در مراکز آموزشی رژیم صهیونیستی تحت آموزش قرار گیرند. روابط دوجانبه تا سال ۱۹۷۳ برقرار بود، در این سال و پس از جنگ یوم کیپور که به شکست اعراب به رهبری مصر انجامید، بنا به درخواست مصر، روابط بسیاری از کشورهای آفریقایی از جمله کنیا با رژیم صهیونیستی قطع شد.
در سال ۱۹۸۷ اسحاق شامیر، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی از دولت کنیا خواست تا در برقراری روابط با این رژیم تجدید نظر کند و در نهایت در سال ۱۹۸۹ با سفر موشه آرتز، وزیر خارجه رژیم صهیونیستی به کنیا روابط دوجانبه از سر گرفته شد. در این سفر چندین موافقتنامه سیاسی، اقتصادی به امضای مقامات دو طرف رسید.
در سال ۲۰۰۲ و در جریان حمله الشباب به هتل پارادایز در شهر مومباسا، ۱۵ نفر از جمله سه صهیونیست کشته شدند، در این حادثه افراد مسلح وابسته به الشباب به سوی هواپیمای خطوط هوایی رژیم اشغالگر قدس که از فرودگاه بین‌المللی مومباسا عازم تل‌آویو بود، شلیک کردند که این حمله ناموفق و هواپیمای صهیونیستی هدف قرار نگرفت، پس از این حمله بسیاری از جهانگردان صهیونیستی به سرعت کنیا را ترک کردند.
در سال ۲۰۰۷ و پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری کنیا، موجی از آشوب و ناامنی سراسر این کشور را فراگرفت و طی زد و خورد بین نیروهای دولتی و مخالفان دولت، هزاران نفر کشته و زخمی شدند. در این زمان رژیم صهیونیستی با اعزام یک هیئت پزشکی و مقداری دارو و تجهیزات پزشکی برای مداوای مجروحان به دولت کنیا کمک کرد.
با روی کار آمدن لیبرمن، سطح روابط رژیم صهیونیستی و کشورهای آفریقایی رشد چشمگیری یافت، لیبرمن سعی داشت رژیم صهیونیستی را از انحصار حمایت چند قدرت غربی خارج کند و پایه‌های نفوذ این رژیم در مناطق مختلف جهان را تقویت کند، آفریقا به علت فقر مطلق و آسان بودن نفوذ در آن یکی از مهم‌ترین این مناطق بود. در همین زمینه وی در سفری دوره‌ای به کشورهای این قاره فصل نوینی را در وزارت خارجه رژیم صهیونیستی بنا نهاد، لیبرمن در اولین ایستگاه عازم کنیا شد.
هاآرتص در تحلیل سفر وی نوشت: «مناسبات تل‌آویو با نایروبی راهبردی، ویژه و مبتنی بر منافع مشترک است، کنیا به عنوان مرکز اطلاعات و پایگاه اصلی نفوذ اسرائیل در کشورهای شاخ آفریقا و سرچشمه رود نیل از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.»
هاآرتص به‌صراحت اذعان کرد که «نایروبی مرکز اطلاعات اسرائیل در شرق آفریقا و مرکز مبارزه با تهدیدات تروریستی علیه منافع رژیم صهیونیستی در این بخش از این قاره است.» این روزنامه کنیا را مشتری دائمی سلاح‌ها و محصولات امنیتی رژیم اشغالگر قدس دانست و تأکید کرد که علاوه بر این تجربه نظامی اسرائیل نیز در سال‌های اخیر به این کشور انتقال داده شده و نظامیان کنیایی آموزش‌های ویژه‌ای را در اراضی اشغالی دیده‌اند.
پس از حوادث 11 سپتامبر و فرار تروریست‌های القاعده به شرق آفریقا، به ویژه سومالی دولت کنیا نظارت و بازرسی بخشی از فرودگاه‌های خود را به نیروهای موساد سپرد تا از ورود افراد مرتبط با جریانات تروریستی نظیر القاعده و الشباب جلوگیری کند. از سوی دیگر باید بدانیم که رژیم غاصب قدس از دیرباز حضور امنیتی پررنگی در کنیا داشته است که نمونه بارز آن دستگیری عبدالله اوجالان، رهبر پ‌ک‌ک در دهه ۱۹۹۰ به دست عوامل موساد در کنیا بود.
در سال ۲۰۰۹ وزیر اطلاعات کنیا برای دیدار با همتای صهیونیست خود وارد تل‌آویو شد، در این دیدار جرج سایوتی به آهارونویچ، وزیر اطلاعات رژیم صهیونیستی گفت که در حال حاضر نیروهای الشباب بر بخش وسیعی از سومالی مسلط بوده و این تهدیدی بزرگ برای کنیا است. وی درخواست کرد تا در جنگ علیه تروریسم رژیم صهیونیستی کنیا را یاری دهد. به دنبال این توافق گروهی از برجسته‌ترین کارشناسان موساد راهی نایروبی شدند و طی یک دوره سه ماهه آموزش‌های مفیدی به نظامیان کنیایی دادند.
در سال ۲۰۱۰ نیز فرمانده ستاد مشترک کنیا با سفر به اراضی اشغالی خواستار آموزش و تسلیح نظامیان کنیایی به دست ارتش رژیم صهیونیستی شد، به دنبال این درخواست این رژیم با فروش سلاح‌ها و تجهیزات مدرن از جمله هواپیماهای بدون سرنشین به کنیا موافقت کرد. همچنین شرکت صهیونیستی ماگال که در زمینه تجهیزات امنیتی فعالیت می‌کند، چند فرودگاه و بندر این کشور از جمله فرودگاه بین‌المللی کنیاتا در نایروبی و بندر مهم و راهبردی مومباسا را به جدیدترین ابزار امنیتی مجهز کرد.


 هویت
 


 فرانسه: کودکان پناه‌جو قربانی بی‌مسئولیتی الیزه
مسئله پناه‌جویان در حالی به بحران جهانی مبدل شده است که برخی از کشورهای اروپایی همچنان از اجرای تعهدات خود خودداری می‌کنند؛ از جمله کشور فرانسه که سیاست‌هایش اوضاعی بس اسفناک را برای پناه‌جویان به همراه داشته است. برای نمونه، گزارش‌هایی از گروه‌های حامی کودکان حاکی از آن است که از بین بردن چادرهای مهاجران در جنگل‌های کاله در مرز فرانسه و انگلستان موجب ناپدید شدن بیش از صد کودک شده و احتمال افزایش این تعداد وجود دارد. پژوهش‌های مؤسسه کمک‌رسانی به پناه‌جویان نشان می‌دهد، ناهماهنگی برای سکونت پناه‌جویان در جنگل کاله به ناپدید شدن 129 کودک بی‌سرپرست منجر شده است. وقتی مهاجران از جنگل کاله اخراج می‌شدند، هیچ مکان جایگزینی برای سکنی دادن آنها تعریف نشده بود که به همین دلیل کودکان بسیاری گم شدند. تعداد 4 هزار و 432 پناه‌جو در بدترین وضعیت در جنگل کاله حاضرند که از این میان 514 تن کودک هستند.
استرالیا: کمپ‌هایی برای کشتار انسان‌ها
استرالیا از جمله کشورهایی است که نهادهای بین‌المللی همواره درباره وضعیت بحران پناه‌جویان و مهاجران در آن هشدار داده‌اند؛ چنانکه با وجود ادعای دولت استرالیا مبنی بر آزادی همه کودکان از اسارت در کمپ‌های مهاجران، همچنان کودکانی در این کمپ‌ها حضور دارند. نهادهای مدنی اعلام کرده‌اند، ادعای وزیر مهاجرت استرالیا مبنی بر حضور نداشتن کودکان در کمپ‌های مهاجران واقعیت ندارد و خانواده‌هایی با کودکان خود دوران حبس پیش از پذیرش پناه‌جویی را در کمپ‌ها می‌گذرانند. «پیتر داتون» مدعی شد، تمام کودکانی که از راه آب به شکل غیرقانونی وارد استرالیا شدند، اکنون آزاد و از حبس رها شده‌اند. در واقع دولت استرالیا با طبقه‌بندی جدید، نام زندانیان پناه‌جو را به زندانیان اجتماعی تغییر داد و سعی کرد این ادعا را جا بیندازد که دیگر هیچ کودکی در حبس و در کمپ‌های مهاجران حضور ندارد. نهادهای حقوق بشر بارها درباره وضعیت بحرانی پناه‌جویان و مهاجران در کمپ‌های استرالیا هشدار داده‌اند.
آمریكا: پناه‌جویان مسلمان در دو راهی گزینه جاسوسی یا اخراج
سران آمریکا در حالی ادعای حمایت از انسان‌ها و آزادی را سر می‌دهند که تحقیقات یک پایگاه دگراندیش در آمریکا نشان می‌دهد، مأموران «اف بی آی» به پناه‌جویان مسلمان هشدار می‌دهند در صورتی که برای آنها جاسوسی نکنند، از آمریکا اخراج می‌شوند. پایگاه اینترنتی «ریزن» گزارش کرد، مأموران «اف بی آی» به پناه‌جویان مسلمان می‌گویند که برای آنها جاسوسی کنند؛ در غیر این صورت اخراج می‌شوند. آن دسته از افرادی که داستان‌های هولناک درباره عملیات محرمانه فهرست‌های «پرواز ممنوع» تحت کنترل نیروهای دولت فدرال آمریکا را دنبال می‌کنند، احتمالاًً درباره این اتهامات مطالعه کرده‌اند که به برخی از افرادی که در فهرست پرواز ممنوع دولت فدرال قرار داشتند، گفته شده بود اگر برای دولت آمریکا به‌‌مثابه جاسوس عمل کنند، از فهرست افراد پرواز ممنوع خارج می‌شوند.
انگلیس: رکورددار بیشترین میزان زندانی در اروپای غربی
آخرین آمار شورای اروپا از پیشتازی انگلیس در آمار زندانیان در اروپای غربی خبر می‌دهد. انگلیس بزرگ‌ترین میزان زندانی را در اروپای غربی دارد و ۲۴۸/۹۵ نفر در زندان‌های این کشور در حبس هستند که حدود 20 هزار نفر بالاتر از فرانسه و 30 هزار نفر بالاتر از آلمان است. آخرین آمار شورای اروپا از 50 کشور این قاره نشان می‌دهد، انگلیس از این نظر پس از روسیه با 1۲۷/671 نفر زندانی و ترکیه با ۴۵۱/۱۵۱ نفر قرار دارد. شورای اروپا اعلام کرده است، از میزان زندانیان در این قاره از سال 2011 تا حدودی کاسته شده است، هرچند این موضوع همچنان در یک چهارم زندان‌های کشورهای عضو این قاره یک معضل است. این آمار نشان می‌دهد، مجموع زندانیان در 50 کشور این قاره در سال 2014، برابر با ۳۲۴/۶۰۰/۱ نفر بوده است که 70 هزار نفر بیش از سال 2013 است. در سال 2013 رقم زندانیان ۲۲۲/۵۳۰/۱ نفر بود.


کند و کاو
 

اشتون کارتر: آمریکا با نفوذ نامطلوب ایران مقابله می‌کند
خبرگزاری ایرنا: وزیر دفاع آمریکا مدعی شد، نیروهای آمریکا با نفوذ نامطلوب ایران علیه دوستان و متحدان آمریکا مقابله می‌کنند. اشتون کارتر، وزیر دفاع آمریکا در اظهاراتی در دانشگاه «ام‌آی‌تی» گفت: هم‌اکنون نیروهای آمریکا به همراه شرکای خود در ائتلاف ضد‌داعش حضور دارند تا داعش را تضعیف کنند و در نهایت شکست دهند. نیروهای آمریکا در اروپا با متحدان خود از ناتو آموزش می‌بینند و تمرین می‌کنند تا در برابر تجاوزات روسیه بازدارندگی ایجاد کنند. آنها در آب‌های آسیا و اقیانوس آرام حضور دارند تا امنیت مهم‌ترین منطقه برای آینده آمریکا را همچنان برای کشورها امن و باثبات و پررونق نگه دارند. نیروهای آمریکا در شبه‌جزیره کره آماده‌باش و در حالت دفاعی هستند.
موافقان توافق هسته‌ای ایران پشیمان می‌شوند
خبرگزاری صدا‌و‌سیما: رئیس مجلس نمایندگان آمریکا، رژیم صهیونیستی را متحد ضروری خود در جنگ با تروریسم خواند و مدعی شد، موافقان توافق هسته‌ای ایران روزی از کار خود پشیمان می‌شوند. پل رایان گفت: عمداً اسرائیل را برای سفر انتخاب کرده‌ام تا بر اتحاد میان تل‌آویو و واشنگتن تأکید کنم و بگویم که اسرائیل و آمریکا باید شراکت خود را در آینده بیش از پیش تقویت کنند. او افزود: «من فکر می‌کنم آزمایش موشک‌های بالستیک ایران اولین نشانه بود. فکر می‌کنم ایران کار را به جایی می‌رساند که کسانی که به توافق رأی دادند، از کار خود پشیمان شوند. به تدریج این افراد افسوس می‌خورند که چرا از توافق حمایت کردند.»
ردّ احتمال دسترسی ایران به شبکه مالی آمریکا
خبرگزاری فارس: جاش ارنست، سخنگوی کاخ سفید گفت: گزارش‌ها درباره اینکه ایالات متحده در حال بررسی دادن مجوز دسترسی به شبکه مالی ایالات متحده است، درست نیست. ارنست افزود: «آنچه به طور مشخص می‌توانم بگویم، این است که ایالات متحده تصمیمی برای برقرار کردن مجدد مجوز موسوم به «مجوز تراکنش‌های دور برگردان» برای ایران را ندارد. درست است که ایالات متحده برخی از قوانین خود را برای برقرار کردن مجوز دور برگردان به کوبا اصلاح کرد، اما قصد نداریم این مجوزها را برای تراکنش‌های آغاز‌شده از ایران برقرار کنیم.»
اتهام‌زنی معاون کری به ایران
خبرگزاری باشگاه خبرنگاران: معاون وزیر خارجه آمریکا در یک نشست استماع گفت: دولت کشورش از کانال شورای امنیت سازمان ملل متحد مانع فروش جنگنده‌های روسی سوخو‌ـ۳۰ به ایران خواهد شد. شانون گفت: «در حالی که از پایبندی ایران به تعهدات هسته‌ایش دلگرم شده‌ایم، من به شما اطمینان خاطر می‌دهم که دولت همانند شما درباره اقدامات ایران در حوزه‌های خارج از موضوع هسته‌ای نگران است.» این مقام آمریکایى افزود: دولت اوباما آمادگى دارد قانون تحریم‌هاى ایران را، که زیربناى تحریم‌هاى یک‌جانبه واشنگتن علیه تهران است، مشروط بر تداخل نداشتن با برجام تمدید کند.
کری: ایران باید تغییر کند
خبرگزاری مهر: کری، وزیر خارجه آمریکا در مصاحبه با برنامه «مورنینگ جو» شبکه ام‌اس‌ان‌بی‌سی ضمن دفاع از برجام تصریح کرد، ایران تا به امروز به تعهداتش طبق برجام پایبند بوده و باید درباره نقش خود در منطقه و جهان تصمیمات روشنی اتخاذ کند. جان کری ضمن دفاع از برجام تصریح کرد، توافق هسته‌ای با ایران از تبدیل تهران به یک قدرت هسته‌ای جلوگیری کرد و ادامه داد: «ایران دیگر خطرناک نیست، زیرا یک سلاح هسته‌ای نخواهد داشت. این کشور بر حسب تعریف به خطرناکی همیشه نیست. این مسئله برای کوتاه‌مدت نیست. من ایمان و اطمینان دارم که ما دقیقاً به آنچه آنها در بازه زمانی انجام می‌دهند، پی می‌بریم.»

 
 

صفحه ششم

 
 

تحلیل یک
سعدالله زارعی
   صبح صادق آخرین وضعیت میدانی سوریه را واکاوی می‌کند
 سال تعیین سرنوشت
 

تحولات سوریه از اوایل شهریور ماه گذشته با برتری ارتش سوریه و متحدان آن در جبهه مقاومت جریان پیدا کرده است و در طول این دوران هشت ماهه تروریست‌ها و حامیان غربی ـ عربی و ترکی آنها به جز در موارد بسیار ناچیز ـ از قبیل تصرف کوتاه‌مدت یک یا چند روستا در حومه جنوبی حلب ـ نتوانسته‌اند صحنه درگیری‌های جنوب، شمال و شرق سوریه را به نفع خود دگرگون کنند. استفاده از گلوله‌های شیمیایی علیه فرودگاه دیرالزور که به تصرف ارتش درآمده است به خوبی نشان می‌دهد که تروریست‌ها از خنثی کردن پیشروی‌های ارتش و متحدان آن ناامید شده‌اند و با شلیک گلوله‌های شیمیایی می‌خواهند عواقب خطرناک پیشروی‌ها را به ارتش یادآوری کنند.
ابتکار عمل مدافعان مردم سوریه و دولت بشار اسد از «عملیات زبدانی» واقع در شمال غرب استان پهناور در حمص شروع شد. عملیات حزب‌الله در این منطقه حساس حدود دو ماه به طول انجامید. تسلط بر بخشی از کوه‌های زبدانی که حمص را به شمال لبنان وصل می‌کرد یک اتفاق استراتژیک بود، کما اینکه پاک‌سازی منطقه وسیع زبدانی یک موقعیت استراتژیک را از تروریست‌ها گرفت. زبدانی حد فاصل استان‌های حمص، حما و طرطوس است و در طول دوره سه ساله سیطره تروریست‌ها بر آن به مهم‌ترین نقطه تجهیز جریان النصره و شعبات آن نظیر «احرارالشام»، «جیش‌الاسلام» و «فیلق‌السوریا» تبدیل شده بود.
با فاصله کمی از عملیات موفق و راهبردی حزب‌الله در زبدانی، عملیات در شمال استان «درعا» با محوریت نیروهای ارتش و با هدایت عملیاتی سپاه پاسداران شروع شد و به پاک‌سازی این منطقه و آزادسازی شهر «شیخ‌مسکین» منجر شد. شیخ‌مسکین از نظر نزدیکی به دمشق از یک سو و جولان از سوی دیگر دارای اهمیت راهبردی است. فاصله کم آن با دمشق ـ حدود ۳۵ کیلومتر ـ پایتخت را در معرض آسیب قرار می‌داد از این رو پاک‌سازی این منطقه، هم یک شرایط بهتری را برای دمشق فراهم آورد و هم رزمندگان مقاومت را به منطقه اشغالی جولان نزدیک کرد و از این دو مهم‌تر این بود که عملیات درعا نوید دهنده پاک‌سازی مناطق اشغالی جبهه النصره در سه استان درعا، سویدا و قنیطره بود و از این رو جبهه النصره که قصد داشت برای تقویت موقعیت نظامی خود در حلب و حومه آن بخش عمده‌ای از نیروهای جنوب را به شمال سوریه گسیل کند، ناگزیر شد نیروهای جنوب را در جنوب نگه دارد و حالت دفاعی بگیرد.
اما شاید دشمن هم می‌دانست که عملیات در «زبدانی» و «شیخ مسکین» مقدمه عملیات بزرگ حلب است. حلب از حیث راهبردی و اهمیت سیاسی شباهت کاملی به دمشق دارد. از این رو در یک مقطعی آمریکا و ترکیه پس از ناامیدی از سقوط دمشق قصد داشتند، حلب را پایتخت سوریه اعلام کنند. حلب موقعیت اقتصادی ممتازی داشته و از نظر جمعیتی هم ـ با داشتن ۷/۳ میلیون نفر ـ از پایتخت مهم‌تر به شمار می‌آید. حلب از اواخر سال ۲۰۱۲ از سیطره دولت و ارتش خارج شد، ولی ارتش به مرور بخش‌هایی از آن را بازگرداند و این در حالی بود که با سیطره تروریست‌ها بر استان‌های ادلب و رقه عملاً شمال سوریه در سیطره داعش و جبهه النصره قرار گرفته بود و ارتباط نزدیک این گروه‌ها با دولت و ارتش ترکیه به تثبیت آنها در این منطقه منجر شده بود. بر اساس این، بازپس‌گیری بخش‌های راهبردی‌تر این منطقه و جداسازی مناطق تحت سیطره تروریست‌ها از یکدیگر در دستور کار قرار گرفت.
عملیات «نصر ۲» با این هدف از اول محرم ـ دهه دوم مهر ماه ۹۴ ـ آغاز شد. همان‌طور که گفته شد هدف این بود که با رخنه در حد فاصل حلب و ادلب از یک سو بخش‌هایی از نیروهای جبهه النصره در ادلب و شمال حما به محاصره درآیند و از هم گسیخته شوند و از سوی دیگر ارتباط آسان‌ تروریست‌ها که از طریق اتوبان مواصلاتی ترکیه، حلب، حما و دمشق صورت می‌گرفت، مختل شود.
این در حالی بود که غرب حلب نقطه فرماندهی و مدیریت جبهه النصره بود که از طریق اتصال ارتباطی با اتاق فرماندهی غرب در جنوب ترکیه عمل می‌کرد. این عملیات از زمان طراحی عملیاتی تا زمان تحقق نهایی آن حدود چهار ماه زمان برد و در اواسط بهمن ماه با آزادسازی نبل و الزهراء، رزمندگان اسلام به مرزهای طرطوس و لاذقیه رسیده و با عملیات حزب‌الله در زبدانی الحاق صورت گرفت.
عملیات نصر ۲ یک شوک عملیاتی قوی بود که ضربه بسیار سنگینی را به غرب و رژیم‌های منطقه‌ای حامی تروریسم وارد کرد. عملیات آزادسازی غرب حلب از حیث شکل‌گیری محیرالعقول بود، چون در عملیات‌های نظامی، هجوم در دل منطقه تحت تصرف دشمن انجام نمی‌شود؛ چراکه در محاصره کامل قرار می‌گیرد. عملیات شجاعانه نصر۲ حدود ۲۰۰۰ کیلومتر مربع را آزاد کرد و به جای آنکه به محاصره رزمندگان اسلام منجر شود، گروه‌های تروریستی را شقه‌شقه کرد و هر شقه آن را به محاصره در‌آورد. از این رو پس از عملیات نصر ۲، بخش وسیعی از مناطق شمالی و جنوبی منطقه عملیاتی بدون درگیری به تصرف رزمندگان اسلام درآمد.
یک اتفاق مهم دیگر در این دوران، توافق ایران و روسیه و ورود عملیاتی نیروی هوایی روسیه در چارچوب برنامه عملیاتی سپاه و دولت سوریه بود. روس‌ها با سفر یک هیئت عالی‌رتبه از سپاه، متقاعد شدند که برای حمایت جدی‌تر از سوریه وارد عمل شوند. روس‌ها با فاصله چند روز از این سفر وارد عملیات هوایی شدند. اما این موضوع از چند جنبه نیازمند تأمل است. ورود روسیه به پرونده عملیات هوایی و موشکی ۹ مهر ماه و زمان آغاز عملیات نصر ۲ بود. این مسئله به خوبی بیانگر آن است که طراحی عملیاتی و تعیین میدان عملیات را ایران تعیین کرده و در این موضوع با روسیه مشورتی نداشته و نیروی هوایی روسیه در جایی عمل کرده که از او خواسته شده است. نکته دیگر اینکه متوقف شدن روند حرکت جبهه النصره و گروه‌های مرتبط با آن و آغاز روند جدید پیروزی مقاومت در سوریه به ورود روسیه ارتباط ندارد؛ چرا که عملیات‌های زبدانی و شیخ‌مسکین پیش از ۹ مهر زمان آغاز ورود روسیه به پرونده امنیتی سوریه بوده است. در عین حال این نکته از نظر پشتیبانی عملیاتی و تأثیر روانی به مدافعان سوریه و نیز به تروریست‌ها، اهمیت خاص خود را دارد. با ورود روسیه به این پرونده، شکست‌ناپذیری سوریه میان محافل و رسانه‌های غربی ـ عربی و ترکیه به‌طور جدی‌تر مطرح شد؛ از این رو کشورهایی نظیر عربستان و ترکیه که به مذاکرات سیاسی ـ اصطلاحاً مذاکرات سوری سوری ـ بی‌رغبت بودند، به‌طور جدی از ترجیح‌ راه‌حل سیاسی بر نظامی حرف زده و بشار اسد را به‌عنوان واقعیتی غیرقابل‌انکار پذیرفتند. روس‌ها که قرار بود بین سه تا پنج ماه در صحنه نظامی سوریه عمل کنند، حدود شش ماه در چارچوب طراحی عملیاتی سپاه و ارتش سوریه عمل کردند، سپس نیروهای اعزامی را به نصف کاهش دادند. عملیات نیروهای مقاومت پس از این با پیروزی‌های مهمی استمرار پیدا کرد. عملیات رزمندگان در دو منطقه «سخنه» و «تدمر» در شمال شرق استان حمص و عملیات در جنوب شرق حلب با پیروزی توأم شد و اثبات کرد که عملیات ارتش سوریه چندان تحت‌تأثیر حضور یا غیبت روسیه قرار ندارد. سوریه در سال ۱۳۹۵ در دو حوزه سیاسی و نظامی شاهد تحرکات ویژه‌ای خواهد بود و به احتمال زیاد به «تعیین سرنوشت» نزدیک می‌شود. امروز در حوزه سیاسی، دولت ابتکار عمل برگزاری انتخابات اردیبهشت ماه و در حوزه نظامی، تداوم عملیات‌ها را دنبال می‌کند.


تحلیل دو
سعدالله زارعی
    صبح‌صادق تناقضات رفتاری آمریكا را بررسی می‌كند
 طراحی چند لایه برای حفظ دیوار تحریم
 

سه ماه از اجرایی شدن توافق هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ‌ایران و گروه 1+5 موسوم به برجام می‌گذرد. برآیند این دوره زمانی به اذعان بسیاری از تحلیلگران، ناظران و مقامات سیاسی و اقتصادی در عرصه داخلی و جهانی بیان‌کننده پایبندی کامل ‌ایران به تعهداتش است؛ چنانکه حتی مقامات آمریکایی نیز بارها به ‌این امر اذعان کرده‌اند. حال آنکه آمریکایی‌ها تاکنون از اجرای بسیاری از تعهدات خود برای رفع تحریم‌ها خودداری کرده و ناقض برجام بوده‌اند. بررسی کارنامه رفتاری دولتمردان و ساختار حاکم بر آمریکا در طول هفته‌های اخیر مجموعه‌ای از تناقضات رفتاری و گفتاری در قبال جمهوری اسلامی ‌ایران و مسئله برجام را نشان می‌دهد و این پرسش را در ذهن ایجاد می‌كند که آمریكا از چنین رفتارهایی چه اهدافی را پیگیری می‌كند و راهكار مقابله با آن چیست؟
نگاهی به رفتارهای آمریکا
بررسی کارنامه گفتاری و رفتاری محافل رسانه‌ای و سیاسی آمریکا در هفته‌های اخیر نکات قابل توجهی را نشان می‌دهد. برای تبیین رفتار و در نهایت اهداف آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ‌ایران به برخی از ‌این رفتارها اشاره می‌شود:
ـ «مارک تونر» معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا: «‌ایران به تعهدات برجامی ‌خود پایبند بوده و حالا آمریکا باید برای پایبند ماندن به تعهدات برجامی ‌خود، نحوه تجارت با تهران بدون نقض تحریم‌ها را به خارجی‌ها آموزش دهد.»
«جان کری» وزیر خارجه آمریکا: «‌ایران «استحقاق» دسترسی به دلار را دارد و دولت آمریکا در صدد ‌ایجاد امکان معامله دلاری بانک‌های آمریکایی با ‌این کشور است؛ چرا که ایران به تعهدات هسته‌ای خود عمل کرده است.»
ـ «جاش ارنست» سخنگوی کاخ سفید: «آنچه به طور مشخص می‌توانم بگویم،‌ این است که‌ ایالات متحده تصمیمی ‌برای برقرار کردن مجدد مجوز موسوم به «مجوز تراکنش‌های دور برگردان» برای ‌ایران را ندارد.
ـ «اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا: ‌ایران برای پایبندی به «روح» توافق هسته‌‌ای باید آنچه را که به گفته وی «اقدامات تحریک‌آمیز» است، متوقف کند. اوباما اضافه کرد: «یکی از کارهایی که لو (وزیر خزانه‌داری آمریکا) و همتایان او داخل گروه 1+5 و جاهای دیگر انجام خواهند داد، روشن کردن ‌این برای بنگاه‌های تجاری است که چه نوع معاملاتی در واقع مجاز هستند. ما برای حل برخی از نگرانی‌هایی که ‌ایران ابراز کرده، با آنها همکاری خواهیم کرد.» اوباما گفت، وقتی آنها موشک بالستیک با شعارهایی برای نابودی اسرائیل شلیک می‌کنند، ‌این شرکت‌ها را مشوش می‌کند. برخی خطرهای ژئوپلیتیک وجود دارند که وقتی آنها (شرکت‌ها) می‌بینند ‌این اتفاق دارد می‌افتد، تحریك می‌شوند. اگر ‌ایران به ارسال موشک به حزب‌الله ادامه بدهد،‌ این کار شرکت‌ها را مضطرب می‌کند.»
ـ «ناثات تک» سخنگوی منطقه‌ای وزارت خارجه آمریکا در گفت‌وگو با العربیه: آمریكا با اقدامات ثبات‌زدای ‌ایران در منطقه مقابله خواهد کرد. ‌ایران نه فقط در یمن، بلکه در سوریه، عراق و بسیاری از کشورهای دیگر نیز اقدامات تحریک‌آمیز انجام می‌دهد.
ـ «اِد رویس» رئیس کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان آمریکا: «ایران در پسابرجام اقدامی‌ را که بتواند مبنای امتیازگیری از آمریکا باشد، انجام نداده و ‌ایرانی‌ها باید فعلاًً منتظر رشد اقتصادی مورد انتظار از توافق هسته‌ای بمانند.»
ـ جان کری در مصاحبه با شبکه خبری بلومبرگ: «بنابراین، ‌ایران و روسیه و دیگران باید بدانند که اگر صلح می‌خواهند، اسد باید تن به انتقال بدهد.»
ـ مؤسسه واشنگتن ضمن بررسی گزینه‌های احتمالی‌ ایجاد دسترسی محدود برای انجام معاملات دلاری با‌ ایران نوشته است، چنین سازوکارهایی هم اثر چندانی بر اقتصاد ‌ایران نخواهد داشت. دلیل اصلی تمایل نداشتن بانک‌های خارجی برای رابطه با‌ ایران، محدودیت‌های دلاری نیست؛ بلکه «وقتی مؤسسات مالی خارجی به ‌ایران نگاه می‌کنند، ریسک‌های متعددی فراتر از تحریم را مشاهده می‌کنند، از جمله مبادلات مالی غیرقانونی، موضوعات قانونگذاری و نگرانی‌های اعتباری که بیشتر آنها از سوی خود ‌ایران شکل گرفته است. از ‌این رو، شفافیت بیشتر یا امتیازدهی‌های بیشتر از سوی واشنگتن، اثر اندکی بر تغییر محرکه‌های اقتصادی‌ ایران خواهد داشت.»
ـ روزنامه واشنگتن‌پست در گزارشی به قلم «مایکل نایتس» عضو اندیشکده آمریکایی مؤسسه واشنگتن: واشنگتن به دنبال تقویت «میانه‌روها» در ‌ایران و فشار به سپاه پاسداران است.
ـ «اشتون کارتر» وزیر دفاع آمریکا: نیروهای آمریکا با نفوذ نامطلوب ‌ایران علیه دوستان و متحدان آمریکا مقابله می‌کنند.
ـ «شانون» معاون وزیر خارجه آمریکا در نشست استماع كنگره: دولت کشورش از کانال شورای امنیت سازمان ملل مانع فروش جنگنده‌های روسی سوخو ـ30 به ‌ایران خواهد شد. دولت اوباما آمادگى دارد قانون تحریم‌هاى‌ ایران را، که زیربناى تحریم‌هاى یکجانبه واشنگتن علیه تهران است، مشروط بر عدم تداخل با برجام تمدید کند.
ـ «وندی شرمن» سرپرست سابق گروه مذاکره‌کننده آمریکا در مذاکرات هسته‌ای ‌ایران و گروه 1+5 در یادداشتی در روزنامه «یو‌اس‌ای تودی»: جهان «برای همیشه» خود را برای پایبند نگه داشتن‌ ایران به «برجام» متعهد بداند.
رفتار پاندولی آمریکا
در بررسی آنچه از گفتار مقامات و محافل رسانه‌ای آمریکا ذکر شد، چند اصل کلیدی قابل پردازش است؛
۱ ـ اذعان به پایبندی ‌ایران به تعهدات برجامی‌ با محوریت پیروز نشان دادن سیاست‌های آمریكا در قبال ایران با هدف استفاده انتخاباتی از آن در عرصه داخلی آمریكا، نمایش قدرت آمریكا برای مهار تهدیدات جهانی و برجسته‌سازی نقش اوباما در تأمین امنیت متحدانش؛
۲ ـ ادعای تلاش آمریکا برای رفع موانع تحریمی، ‌از جمله در حوزه دلاری و معاملات بانک‌ها با ‌ایران در حالی که همزمان چنان ادعا می‌شود که لغو تحریم دلاری جز برجام نیست و آمریکا نه از روی تکلیف، بلکه از روی حسن‌نیت‌ این اقدام را صورت می‌دهد و ‌ایران باید در ازای آن امتیازات خاص بدهد.
۳ ـ تأکید بر اقدامات کنگره برای حفظ و حتی اعمال تحریم‌های جدید علیه ‌ایران، از جمله تمدید 10 ساله قانون داماتو یا همان تحریم‌های زیربنایی ‌ایران؛
۴ ـ برجسته‌سازی نقش منطقه‌ای ‌ایران با ادعای بی‌ثبات‌کننده بودن رفتارهای جمهوری اسلامی‌ و حمایت آمریکا از متحدانش در برابر آن و ادامه فضای ایران‌هراسی برای جهانیان؛
۵ ـ تلاش برای دو دسته نشان دادن ساختار درونی ‌ایران و تلاش آمریکا برای تقویت بخشی از آن؛
۶ ـ تلاش برای القای ‌این تصور که توان موشکی و نیز حمایت ‌ایران از مقاومت زمینه‌ساز تحریم‌های بیشتر علیه‌ ایران شده است.
اهداف نهایی آمریکا
نوع رفتارهای آمریکا نشان می‌دهد، آنها چند هدف را پیگیری می‌کنند؛
نخست، توجیه ادامه تحریم‌ها و انداختن توپ در زمین ‌ایران برای پنهان‌سازی نقض برجام و تعهدات آمریکا در آن با ادعای داخلی بودن دلایل عدم گشایش اقتصادی؛دوم، ‌ایجاد شکاف در داخل ‌ایران با سیاست میانه‌رو و تندرو و عامل تنش معرفی کردن ارزشی‌ها به‌ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی؛
سوم، تلاش در تغییر رفتار منطقه‌ای ‌ایران و همسو کردن آن با سیاست‌های خود، به‌ویژه در سوریه با برجسته‌سازی مسائل منطقه در ادامه تحریم‌ها؛
چهارم، اجرای سیاست‌های تحریمی‌ علیه جمهوری اسلامی ‌ایران با تصور نتیجه‌بخش بودن تحریم‌ها برای تسلیم‌سازی کامل ‌ایران. متأسفانه، گره‌زدن همه امور به رفع تحریم‌ها و برجام ‌این تصور را در ذهن آمریکایی‌ها ‌ایجاد کرده است که با اجرای تحریم می‌تواند ایران را به دادن امتیاز در حوزه موشکی و منطقه‌ای وادار کند. نکته قابل توجه آنکه آمریکایی‌ها در حالی با محوریت کنگره، ‌ایجاد فضای‌ ایران‌هراسی در صحنه جهانی با محوریت تروریسم و حقوق بشر، بهره‌گیری از کشورهای منطقه برای ‌ایران‌هراسی و تحریم ‌ایران در لوای واژه نارضایتی منطقه از آنچه رفتارهای ثبات‌زدای ‌ایران می‌نامد، لفاظی‌های چند پهلو و‌ ایجاد فضای تردید درباره رفع یا ادامه تحریم‌ها به دنبال شرطی نگاه داشتن بازار ‌ایران که نوعی خودتحریمی ‌است و نیز ‌ایجاد فضای تردید برای سرمایه‌گذاران خارجی برای ورود به بازار ‌ایران هستند که تمام ‌این رفتارها را در ورای واژگانی، همچون اذعان به پایبندی‌ ایران به تعهدات برجامی‌ و نیز تحرک کاخ سفید برای ‌ایجاد شرایط معادلات دلاری بانک‌ها با‌ ایران پنهان می‌‌کنند.
حال آنکه حقیقت امر آن است که آمریکا نه‌تنها به دنبال لغو تحریم‌ها نیست، بلکه استمرار و تشدید آن را در دستور کار دارد؛ چرا که همچنان در توهم کارایی تحریم‌ها برای به زانو درآوردن ‌ایران است. توهمی که راهکار فروپاشی آن اجرای اقتصاد مقاومتی برای رسیدن به رشد و شکوفایی اقتصادی با بهره‌گیری از ظرفیت‌های داخلی کشور است و هیچ راهکار دیگری برای مقابله با تهدیدات و تحریم‌های آمریکا وجود ندارد؛ چرا که هر امتیازدهی و عقب‌نشینی نه تنها لغو تحریمی ‌را به همراه ندارد، بلکه به پیشروی بیشتر آمریکا با تصور امتیازگیری بیشتر منجر می‌شود که سلاح اصلی آمریکا در این پیشروی افزایش تحریم‌ها خواهد بود.

 


 

نگاه یک
مصطفی قربانی

 تفاوت‌های مردم‌سالاری دینی و دموکراسی

امام خمینی(ره)، در عصری که ادعا می‌شد دین مرده است، «اسلام در مسجد» را به «اسلام در صحنه و اسلام در عمل» تبدیل کردند. ایشان الگوی حکومت مردم‌سالار مبتنی بر دین را به مثابه الگویی پیشرفته‌تر و کارآمدتر از الگوهای حکومتی غالب و عموماً سکولار، به ویژه الگوی لیبرال دموکراسی، مطرح کردند. مدعای اصلی تز مردم‌سالاری دینی از منظر امام خمینی(ره) این است که به جای دموکراسی مبتنی بر اصول عرفی، انسان‌محورانه، فردگرایانه و سودانگارانه می‌توان حکومتی مردمی، اما مبتنی بر ارزش‌های دینی و در چارچوب احکام الهی بر پا کرد. در واقع،‌ مردم‌سالاری دینی با دموکراسی تفاوت‌هایی دارد که همین تفاوت‌ها سبب رجحان این الگو نسبت به دموکراسی شده است. در اینجا در سه محور به این تفاوت‌ها اشاره می‌شود.
۱ـ در حوزه اصول و مبانی (انسان‌شناسی): در این حوزه بر دو گزاره تأکید می‌شود: الف‌ـ دموکراسی مبتنی بر عقل «خودبنیاد» است؛ ‌یعنی معتقد است که انسان با دارا بودن عقل می‌تواند همه امور را تشخیص داده و برای آنها راه‌حل ارائه دهد. از این رو برآنند که قانون‌گذاری، آموزش، تربیت و در مجموع، ‌اداره زندگی اجتماعی با تمام ابعاد آن،‌ باید صرفاً به کمک عقل و بدون درنظر گرفتن آموزه‌های دینی باشد. از اینجاست که «اومانیسم و سکولاریسم» به مثابه مهم‌ترین مبنای فلسفی دموکراسی ظاهر می‌شود. ب‌ـ اصالت تمایلات و خواسته‌های انسان؛ وقتی اعتقاد دارند که عقل انسان منبع کامل و قابل اعتمادی است، پس حکم می‌کنند که صرفاً هر چه این عقل تشخیص دهد، دارای اصالت و اعتبار است؛ بنابراین،‌ تمایلات و خواسته‌های انسان را اصالت می‌بخشند.
اما مردم‌سالاری دینی، ضمن اینکه عقل را یکی از منابع شناخت می‌داند، آن را کامل ندانسته و معتقد است که انسان برای شناخت به منابع دیگری از جمله وحی، نیاز دارد. بنابراین، در مردم‌سالاری دینی عقل انسان در طول وحی قرار دارد.
۲ـ در حوزه کارویژه‌ها: متأثر از مبانی مذکور، دموکراسی‌ها مهم‌ترین وظیفه خود را فراهم کردن بیشترین سود و لذت برای شهروندان می‌دانند و در ارتباط با مذهب، معنویت، تربیت و... شهروندان‌شان، وظیفه‌ای برای خود قائل نیستند. در واقع، در دموکراسی تنها یک بعد وجود انسان، آن هم بعد مادی، مورد توجه است. اما نظام مردم‌سالاری دینی علاوه بر مدیریت اجتماعی، بر «هدایت اجتماعی» نیز تأکید دارد. از این رو، کارویژه‌های خود را به حوزه اقتصاد و فراهم کردن بسترهای لازم برای کسب حداکثر سود و رفاه برای شهروندان محدود نمی‌داند، بلکه در حوزه فرهنگ،‌ مذهب، تربیت، آموزش و... نیز خود را در قبال مردم موظف می‌داند.
۳ـ در حوزه سیاست: در دموکراسی، معیار مشروعیت حکومت، اراده عمومی (general will) و خواست اکثریت است و اگر اکثریت مردم خواهان تصویب موضوعی باشند، یا اینکه خواهان انتخاب فردی برای منصبی باشند، ولو این خواسته آنها مخالف اصول انسانی و اخلاقی باشد، تصویب آن مشروع است. اما در مردم‌سالاری دینی، اگرچه خواسته و رأی اکثریت شرط تشکیل حکومت است، اما همه پایه مشروعیت حکومت نیست؛ بلکه فراتر از آن، چارچوب‌ها و معیارهای دینی و الهی قرار دارند.
بنابراین، مردم‌سالاری دینی مکتب و نظامی سیاسی است که بر مبنای فطرت و ویژگی‌های ذاتی انسان و مبتنی بر ابعاد مادی و معنوی وجود وی طراحی شده است و حاصل پردازش عقلانی داده‌های وحیانی و نقلی است که هم «تولید سرمایه و رونق فضای کسب‌وکار» را در نظر دارد و هم «دغدغه کرامت انسانی و عدالت اجتماعی» را در نظر می‌گیرد. در مقابل، دموکراسی صرفاً بُعد مادی انسان را اصل قرار داده و اگرچه می‌تواند تمایلات انسانی معطوف به این بعد را ارضا کند، اما پاسخگوی نیازهای اصیل انسانی مانند کرامت،‌ معنویت، عدالت و... نیست. از این رو، ناقص است.


نگاه دو
مریم فتاحی

 راه‌ برون‌رفت اروپا از تروریسم داعش

اروپا در ماه‌های اخیر تاکنون چندین انفجار تروریستی را تجربه کرده است. در 13 نوامبر 2015 پاریس شاهد بزرگ‌ترین عملیات تروریستی بود که بیش از 130 کشته بر جای گذاشت. چند ماه بعد در 22 مارس 2016 در بروکسل پایتخت بلژیک نیز به دنبال چند عملیات تروریستی34 نفر کشته و 260 نفر مجروح شدند. اجرای این عملیات‌ها را گروه تروریستی داعش به عهده گرفت. علاوه بر این داعش با انتشار تصویری از فرودگاه کلنِ آلمان، مقصد بعدی خود را این کشور معرفی کرد. این حوادث پی‌درپی سبب شده است که تهدیدات تروریستی داعش به‌مثابه یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های چند دهه اخیر اروپا به شمار رود. اما چرا داعش به سمت اروپا متمایل شده است. برای بررسی این موضوع در ابتدا باید به نقش غرب در پیدایش داعش نگاهی انداخت.
واقعیت این است که هرچند گروه تروریستی داعش به صورت مستقیم از سوی غرب به وجود نیامد، اما چه بسا که بدون کمک‌های غربی‌ها این گروه تروریستی نمی‌توانست حوزه عمل خود را چندان گسترش دهد. هیلاری کلینتون، وزیر خارجه‌ سابق آمریکا در کتاب خود با عنوان «گزینه‌های دشوار»، سخنان غافل‌گیرکننده‌ای را مطرح کرده و اذعان داشته است که در واقع داعش ساخته‌ دست آمریکا با هدف تقسیم خاورمیانه است. کلینتون تأکید کرده است که من به 112 کشور جهان سفر کرده بودم و با برخی از دوستان این توافق حاصل شد تا به محض اعلام تأسیس داعش، این گروه به رسمیت شناخته شود. توافق شده بود تا داعش در تاریخ 5/7/2013 تأسیس شود و ما منتظر اعلام تأسیس آن بودیم تا ما و اروپا هرچه سریع‌تر آن را به رسمیت بشناسیم. این سخنان به خوبی نشانگر حمایت غرب از داعش است. در واقع، غربی‌ها همواره از ابزار تروریسم برای رسیدن به منافع خود استفاده کرده‌اند. در این مورد نیز کشورهای غربی و در رأس آنها آمریکا به دنبال رسیدن به منافع خود با استفاده از ابزار داعش بودند، اما نمی‌دانستند که هیولای داعش دیر یا زود به سمت خودِ آنها نیز خواهد رفت. به همین دلیل حملات تروریستی داعش در اروپا به دلیل حمایت‌هایی بوده که غربی‌ها از این گروه تروریستی به عمل آورده‌اند. شواهد و قرائن موجود نشان‌ می‌دهد که داعش در ماه‌های آتی برنامه‌های وسیعی برای حمله به اروپا دارد. خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی از تربیت یک نیروی متخصص متشکل از دست‌کم ۴۰۰ عضو خارجی داعش برای انجام عملیات انفجاری در اروپا خبر داده است. روزنامه انگلیسی «تایم» نیز اعلام کرد، انفجارهای پی‌درپی در بروکسل بلژیک نشان داد گروه تروریستی داعش به طور جدی در حال برنامه‌ریزی برای به حداکثر رساندن نفوذ خود در اروپاست. اطلاعات و آمار رسمی مرکز مطالعات افراط‌گرایی لندن نشان می‌دهد که داعش بیش از 11 هزار اروپایی را به استخدام خود درآورده است. بر اساس این آمارها بیشتر تروریست‌های داعشی که از اروپا آمده‌اند، بلژیکی هستند. یکی از دلایلی که داعش به حملات انتحاری در اروپا دست می‌زند، این است که به تفرقه علاقه دارد و به دنبال تشدید تنفر اروپاییان از پناه‌جویان و مسلمانان است. این دیدگاه می‌تواند زمینه‌ساز گسترش حملات تروریستی داعش در اروپا و تشدید اختلاف میان مسلمانان و پناهندگان و بومی‌های اروپا شود. از سوی دیگر رفتار تبعیض‌آمیز اروپاییان با مسلمانان سبب به وجود آمدن گروه‌های افراطی شده است که همین عامل احتمال ایجاد تروریسم را در اروپا افزایش داده است.
در پایان باید گفت که غربی‌ها بادی را که در سوریه و عراق با حمایت از داعش کاشتند اکنون به صورت طوفان در اروپا درو می‌کنند. کشورهای غربی این نکته کلیدی را فراموش کرده‌اند که نمی‌توانند از ابزار تروریسم برای تأمین منافع خود استفاده کنند و خود در امنیت به سر ببرند. امنیت در جهان امروز تفکیک‌ناپذیر است و نمی‌توان با ناامن کردن یک منطقه، امنیت مناطق دیگر را تأمین کرد. اروپا برای رهایی از تهدیدات تروریستی باید در ابتدا با حمایت از دولت‌های سوریه و عراق، داعش را در خاورمیانه از بین ببرد تا امنیت مرزهایش را تأمین کند.


 

 

صفحه  هفتم

 
 

گزارش یک
لیلی زهدی
گزارشی از سفر به سرزمین نور
 
حدیث بی‌پایان حماسه‌ها

تشرّف به سرزمین پروانه‌ها در آستانه بهار طبیعت و شنیدن حدیث حماسه‌ها از نزدیک و لمس آن لحظه‌های ناب سعادتی است که هر ساله نصیب بسیاری از دلباختگان کوی دوست می‌شود که در قالب کاروان راهیان ‌نور زائر مشهد شهیدان می‌شوند؛ زیارتی که هر گامش معرفت است و بصیرت.
سفر به سرزمین خون‌های سرخ و روح‌های آسمانی جز دل و جان نمی‌طلبد؛ آنجا که همه تن چشم می‌شوی و گوش و به هر جایش که قدم می‌نهی و به هر سویش که نظر می‌افکنی جز نور خدا نمی‌بینی؛ او که سرچشمه همه نورها و نورٌ علی کل نور است.
باید باشی تا ببینی در سرزمین انسان‌های وارسته، روح‌ها چگونه تطهیر می‌شوند و دل‌ها چگونه به نور خدا منّور.
دل را که پرواز می‌دهی تازه درمی‌یابی که کجا ایستاده‌ای... آنگاه گام‌هایت را سنجیده‌تر برمی‌داری؛ چرا که مطمئن می‌شوی هر گامت جایی فرود می‌آید که روزگاری نه چندان دور گام‌هایی راسخ آنجا را در نوردیده‌اند. سکوتی مبهم تو را فرا می‌گیرد و فارغ از همه چیز و همه کس آرامشی بر تو مستولی می‌شود که نظیرش را کمتر تجربه کرده‌ای...
دوکوهه
پادگان دوکوهه هنوز شیران روز و زاهدان شب را خوب به خاطر دارد. قصه حاج احمد متوسلیان و فرماندهی بی‌بدیلش، حکایت حاج ابراهیم همت و همت پولادینش روح‌نواز است و شنیدنی. گردان تخریب و سجاده‌های خاکی شب‌نشینانش و ذکر خالصانه «اللهم الرزقنی شهادت فی سبیلک» رزمنده‌های کم‌سن و سالش هنوز مایه مباهات دوکوهه است.
شرهانی
شرهانی دشت شقایق‌ها و سرزمین بی‌نام و نشان‌های نام‌آور است. عملیات محرم با رمز یا زینب(س)، طغیان رودخانه دویرج و برجاگذاشتن ۳۶۰ مفقود، همه و همه شرهانی را شرح می‌کنند. از کانال باریک بُجیله که گذر می‌کنی اگر خوب گوش بسپاری، می‌شنوی صدای تپش نفس‌هایی را که خمیده خمیده و به سرعت در حال عبورند؛ کانالی که به روایت راوی، شب عملیات انبوه از پیکرهای مطهر شهدا بوده است.
کانال‌های حفر شده این سرزمین شرح دستانی خالی از تجهیزات حفاری، اما تلاشگر است و اراده‌هایی محکم... به گوش هوش حدیث «یثبت اقدامکم» را همین جا می‌شنوی.
یادمان فتح‌المبین
اما فتح‌المبین شنیدنی‌های بسیاری دارد و حال و هوایی... جایی که مجهزترین، کوتاه‌ترین و هماهنگ‌ترین عملیات را در خود به ثبت رسانده است. عملیات فتح‌المبین؛ عملیاتی که با مشورت امام خمینی(ره)، استخاره به قرآن و با رمز یا فاطمه‌الزهرا(س) موفقیت صددرصدی شیران بیشه نبرد را رقم می‌زند، رشادت دلاورانی را که بیشتر و پیشتر از آمادگی جسمی، آمادگی روحی داشتند؛ همان‌هایی که با استراتژی ایمان به خدا به قلب دشمن زدند و با دستانی پر به عقب بازگشتند.
اروند
اروندکنار را که به نظاره می‌نشینی جریان آرام آب تو را غرق خود می‌سازد. اما می‌گویند در عمق این گونه نیست؛ متلاطم است و خروشان و به همین سبب آن را رودخانه وحشی نامیده‌اند. حکایت عملیات‌های آبی غواصان مظلومش وصف نشدنی است؛ آنهایی که در هوای سرد و استخوان‌سوز به عمق ۱۵ متری اروند می‌زدند و با همه محدودیت‌ها افتخار پشت افتخار می‌آفریدند.
احداث پل بعثت بر روی وحشی‌ترین رودخانه جهان، عملیات والفجر۸ و آزادسازی فاو بی‌تردید روزهای دشواری را پیش‌ روی غواصان خط‌شکنی که دنیا را با همه چشم‌نوازی‌اش پشت سر گذاشته بودند، قرار داده بود.
شلمچه
از شلمچه بگویم که روزهای سختی را به خاطر دارد. سرزمین خون و آتش و حماسه، سرزمین نخل‌های بی‌سر... غروب غریب شلمچه با تو از مظلومیت که نه، از مقاومت نجوا می‌کند. چه مقدس است این مکان به یمن همجواری با حرم حبیب. آنجا که بوی سیب می‌‌آید...
تو بگو؛ از تانک‌های به گل نشسته‌اش بگویم، یا عملیات مقتدرانه کربلای پنجش، نهر دوعیجی‌اش را روایت کنم، یا نهر جاسمش را. جزیره بوارین را چه .... ؟! بی‌اغراق حدیث شلمچه تمامی ندارد.
طلائیه
طلائیه را که بخواهی گزارش کنی سه راهی شهادتش تو را امان نمی‌دهد. طلائیه سرزمین آب است و سکوت و نیزار. منطقه‌ای کلیدی با دری رو به آسمان.
وقتی پای برهنه از کنار رود آرامَش خاک رملی‌اش را طی می‌کنی، بی‌پروا کبوتر دلت بال می‌گشاید به دور‌دست‌های خیال و حسی غریب تو را فرا می‌گیرد.
می‌دانی، اینجا کلاسی دیگر از دانشگاه الهیات است؛ دانشگاهی که فارغ‌التحصیلانش در نیکمردی طلایه‌دار بودند...
راستی، می‌دانی اینجا سکوی پرواز حاج همت است؟ شرح جانفشانی‌های شهید خرازی را شنیده‌ای؟ قصه جا ماندن پیکر حمید باکری را چه...؟! طلائیه راوی خوبی است...
پیام‌های سفر
سخن از هور و هویزه، دوکوهه و شلمچه، فکه و طلائیه و... بسیار است و ملت ایران این مقطع تاریخی و حساس (دفاع مقدس) را هرگز از یاد نخواهد برد؛ اما تفسیر شهادت، گفتن از لایقانی که «حاسبوا قبل ان تحاسبوا» را پیشه خود ساخته بودند، توصیف صحنه‌های خون و آتش، وصف دلیرمردی‌ها از زبان راویان تنها برخی از اهداف اعزام خیل عظیم کاروان‌های راهیان ‌نور به مناطق عملیاتی است. این حرکت فرهنگی ضمن آشنا کردن مردم با حقایق جنگ، پیام‌های مهم دیگری دارد و آن انتقال ارزش‌های والای انسانی است؛ ارزش‌هایی که خود از مهم‌ترین عوامل پیروزی بر دشمن تا بن دندان مسلح بودند.
خدامحوری، ولایتمداری، شهادت‌طلبی، استقلال‌خواهی، آزادی‌طلبی، وطن‌پرستی، عزت‌خواهی، از خودگذشتگی، شجاعت، صبر و استقامت مهم‌ترین ارزش‌هایی بودند که ریشه در فرهنگ ناب اسلامی و باورهای دینی رزمندگان داشتند. دفاع مقدس سرشار از این ارزش‌های اسلامی، ایرانی و آرمانی بود.
در فرهنگ دفاع مقدس ویرانی، کشتار و آوارگی هیچ‌گاه مورد تأیید ایران و ایرانی نبود؛ بلکه رزمندگان ما همواره در مقام مدافع برای حفظ، بازآفرینی و تثبیت این ارزش‌های سترگ انسانی و اسلامی گام برمی‌داشتند. صدور این ارزش‌ها به نسل‌های آینده و ملت‌های آزادیخواه و ادامه راه شهدا از اهمّ اهداف برپایی سفرهای راهیان ‌نور است که بحمدالله هر ساله باشکوه‌تر از پیش برگزار می‌شود. بی‌شک زنده نگه‌داشتن فرهنگ منحصر به فرد دفاع مقدس ضرورتی انکارناپذیر است که همت همگان، به ویژه متولیان فرهنگی را بیش از پیش می‌طلبد.

 


گزارش دو
سید فخرالدین موسوی
نگاهی به تحول در فضای رسانه‌ای
 
زندگی روی خط آنلاین

بگذارید پیش از پرداختن به موضوع اصلی گزارش پیش رو، سال‌ها به عقب برگردیم؛ به 30 سال پیش، به آن زمانی که وسیله‌ای ملقب به جعبه جادو کم‌کم وارد خانه ایرانیان شد؛ خانه‌هایی که در بسیاری از آنها تا پیش از آن، شاید حتی یک رادیو دوموج ساده نیز پیدا نمی‌شد.
تلویزیون‌های سیاه و سفید کوچکی که بر روی طاقچه خانه‌ مردم جا خوش‌ کرده بودند و تنها در مناطق محدودی از کشور، شبکه‌هایی به تعداد کمتر از انگشتان یک دست را دریافت می‌کردند.
حال با این پیش‌زمینه به یاد آورید یا اگر چون نگارنده، آن روزگاران را در خاطر ندارید، تصور کنید که در آن زمان جریان اخبار و اطلاعات چگونه بوده است؟ انتشار یک خبر از چه مبادی امکان‌پذیر بوده و آگاهی همه مردم از اخبار گوناگون به گذر چند ساعت یا حتی چند روز نیاز داشته است؟ و اینکه شرایط چقدر برای دسترسی سریع و آسان مردم به اخبار و اطلاعات فراهم بوده است؟
اکنون با در نظر گرفتن وضعیت انتشار اخبار در اوایل دهه 60، به دهه 90 و به طور خاص به فروردین ماه سال 1395 برگشته و در این فرایند روند تدریجی توسعه کانال‌ها، مسیرها و ابزارهای دریافت اخبار در جامعه را با یکدیگر مرور می‌کنیم؛ در این زمینه لازم است ابتدا بر این نکته تأکید کنیم که اگرچه برای اشاره به 30 سال پیش از عبارتی، همچون اوایل دهه 60 استفاده می‌کنیم؛ اما نمی‌توان برای بررسی وضعیت انتشار اخبار در سال‌های جاری از این قبیل تعابیر سود جست؛ چراکه رشد، توسعه و تحولات در سازوکارهای ارتباطی و رسانه‌ای آنچنان با سرعت در حال پیشرفت است که در فاصله‌های زمانی یک سال و حتی در مواردی کمتر از آن، شاهد تغییرات گسترده و وضعیتی کاملاً متفاوت و دگرگون در این عرصه هستیم.
از سال‌های آغازین دهه ۶۰ و به موازات افزایش دسترسی به دستگاه‌های دریافت‌کننده امواج تلویزیونی، تعداد و زمان پخش شبکه‌های تلویزیونی و همچنین مناطق تحت پوشش این شبکه‌ها در کشور افزایش یافت تا آنکه تلویزیون یا به عبارت بهتر سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به مهم‌ترین مسیر و کانال انتشار و دریافت اخبار تبدیل شد، محوریتی که اگرچه با تغییر و تحول‌های فراوان‌ همراه بود، اما سال‌ها پایدار ماند.
از جمله تحولات و دشواری‌هایی که در این حوزه بسیار جدی بود، ظهور پدیده ماهواره و فعالیت گسترده شبکه‌های فارسی‌زبان خارجی بود که کانال تازه‌ای برای انتشار اخبار یا به عبارت دقیق‌تر اخبارپراکنی با اهداف خاص به شمار می‌رفت؛ اما این هم تغییر اصلی در توسعه انتشار اخبار در کشور نبود و به صراحت می‌توان گفت، آنچه جهان گردش اخبار و اطلاعات را دگرگون کرد، ایجاد بستر و امکانی به نام اینترنت و آغاز فعالیت‌های پایگاه‌های خبری بود؛ اتفاقی که می‌توان از آن به منزله یکی از مهم‌ترین بزنگاه‌ها و اتفاقات مهم در موضوع انتشار اخبار و فراتر از آن خبرسازی در دوره معاصر نام برد.
اما با این همه، تا کمتر از دو سال پیش دسترسی به این منابع خبری نیازمند ماندن در مکان‌های مشخص بود؛ استفاده از رایانه‌های خانگی و تلویزیون‌ها سبب شده بود تا در ایام تعطیل، همچون تعطیلات نوروز که بیشتر مردم در مسافرت هستند یا به میهمانی می‌روند، تا حدودی از فضای رسانه‌ای دور شده و اطلاعات دقیقی از اتفاقات رخ‌داده در آن ایام نداشته باشند، ولی در حال حاضر اوضاع کاملاً متفاوت است.
شاید انتخاب چنین موضوعی برای گزارش حاضر، حاصل تجربه شخصی‌ام از سفر در ایام نوروز باشد؛ چراکه وقتی در تعطیلات آغاز سال نوی شمسی راهی شهرهای جنوبی کشور شدم، با اتفاقی کاملاً متفاوت از آنچه پیش از این تجربه کرده بودم، روبه‌رو شدم.
وقتی از میان رشته‌کوه‌های زاگرس و جاده‌های کوهستانی‌اش و همچنین از میان کویرهای مرکزی ایران به سمت جنوب کشور در حرکت بودم، کافی بود تا در دل این کوه‌های سر به فلک کشیده یا بیابان‌ها و دشت‌های فراخ، گزینه انتقال داده‌های گوشی تلفن همراهم را فعال کنم تا ده‌ها پیام راست و دروغ در چندین و چند گروه تلگرامی از گوشه و کنار جهان در برابرم قرار گیرند و امکان دسترسی به تمام پایگاه‌های خبری فراهم شود. تغییری حیرت‌انگیز در فضای رسانه‌ای که بسیاری از خوانندگان این متن نیز به یقین آن را تجربه کرده‌اند.
البته این موضوع برای ما، به واسطه همراه شدن و پذیرفتن تدریجی تغییرات بسیار ساده و معمولی جلوه می‌کند و شاید بسیاری از ما به سادگی از کنار آنها می‌گذریم، اما همین صورت‌مسئله به ظاهر ساده، گاه نقش بسیار سازنده‌ای ایفا می‌کند و البته در بسیاری از موارد نیز به شدت می‌تواند مخرّب باشد که در نوروز امسال نیز نمونه‌هایی از آن را شاهد بودیم؛ از جمله شایعه‌سازی و انتشار خبرهای به‌اصطلاح محفلی که از یک سو به دنبال تخریب برخی از چهره‌ها بودند و از سوی دیگر ناامنی و بحرانی بودن اوضاع را القا می‌کردند.
اگرچه این سخن تکرار و به حرفی کم‌اثر تبدیل شده است، اما ضرورتی انکار‌ناپذیر دارد و آن، آموزش استفاده از فضای مجازی به منظور اعتماد نکردن به بسیاری از خبرسازی‌ها، دامن نزدن بی‌جهت به خبرهای جعلی، خودداری از انتشار هر خبر غیرموثق در فضا‌های مختلف و... است که بیان موارد آن نیازمند گزارشی جداگانه است.
ولی آنچه مشخص است، اینکه اکنون فضای رسانه‌ای برخلاف گذشته که با نظارت‌ها و برخی مسدودسازی‌ها می‌توانست تا حدی فضا مجازی را از خلاف‌گویی‌ها و شایعات پاک کند، آنقدر وسیع شده است که هر فرد می‌تواند یک منبع خبری باشد و می‌توان گفت تقریباً اینترنت به یک فضای کنترل‌ناپذیر تبدیل شده است تا آنجا که کارشناسان معتقدند، به جای کنترل فضای مجازی، باید کاربران فضای مجازی را آموزش داد که از این فضا چگونه استفاده کنند تا از ایجاد شایعات و التهاب‌ها جلوگیری شود.


نیم نگاه
ابوذر احمدی

  رژیم صهیونیستی، عضو جدید اتحادیه عرب!
 

نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم اشغالگر قدس در مواضع اخیر خود نام تعامل رژیم صهیونیستی با دول عربی را «شراکت» گذاشت این تعبیری است که نتانیاهو از روابط تازه خود با اعراب، به ویژه عربستان سعودی به‌کار برده است؛ رابطه‌ای که دوطرف آن براساس دشمنی و تقابل با جمهوری اسلامی ایران روابط خود را گسترش می‌دهند. در این زمینه، رسانه‌­های منطقه اهداف مشترک رژیم صهیونیستی و دول غربگرای عربی به ویژه عربستان را مقابله با ایران ارزیابی کردند و معتقدند سطح این روابط نه تنها گسترش می‌­یابد، بلکه یک ائتلاف منطقه‌ای را به دنبال خواهد داشت. روابطی که گویا اولین نتایج خود را در نشست اخیر وزرای کشورهای عربی عضو شورای همکاری‌های خلیج‌فارس در تونس نشان داد و حزب‌الله لبنان را در فهرست گروه­‌های تروریستی قرار دادند.
این در حالی است که نتانیاهو به تازگی در دیدار خود با رئیس‌جمهور یونان در قدس اشغالی، به روابط رژیم صهیونیستی با دول عربی اشاره کرد و اظهار داشت: «برخی از دولت‌های عربی دیگر فهمیده‌اند که «اسرائیل» دشمن نیست، بلکه هم‌پیمانی برای مقابله با «نفوذ ایران» است.»
در این راستا، کارشناسان مسائل منطقه‌­ای معتقدند یکی از اولین گام‌هایی که صهیونیست­ها برای گسترش روابط خود با اعراب در پیش گرفته­‌اند، علنی کردن این روابط و توسعه دیدارهای دوجانبه است، به طوری‌که نتانیاهو به تازگی در سخنرانی خود در نشست حزب لیکود (حزب حاکم) در قدس اشغالی با ابراز خرسندی از گسترش روابط رژیم صهیونیستی با اعراب اظهار داشت: «سرانجام برخی کشورها دریافتند که اسرائیل دشمن جهان عرب نیست، بلکه شریک این کشورها در مبارزه با عناصر افراطی اسلامی در منطقه است.» او همچنین در نشست اخیر داووس با کنایه به کشورهای اروپایی که به‌تازگی روابط‌شان با رژیم صهیونیستی رو به سردی گذاشته، اعلام کرد: «اتحادیه اروپا نحوه برخورد با اسرائیل را از اعراب یاد بگیرد و در سیاست خود در برابر اسرائیل و فلسطینی‌ها، سیاست غالب اعراب در برابر اسرائیل و فلسطین را منعکس کند.»
گذشته از اینکه زمانی که رژیم غاصب صهیونیستی و مقامات آن به عمد از روابط خود با برخی از دول عربی سخن می‌گویند، هدف‌شان چیزی جز آماده‌سازی افکار عمومی «کشورهای عربی و منطقه» و نیز بسترسازی برای انتقال روابط سرّی به مرحله علنی نخواهد بود، اما برای رمزگشایی از پشت پرده این روابط ذکر چند نکته مهم ضرورت می­‌یابد که برای تبیین آینده تحولات و نیز معادلات سیاسی منطقه پرداختن به آنها اهمیتی دوچندان دارد.
نخست، صهیونیسم بین‌الملل با فرافکنی رسانه‌­­ای و دیپلماتیک همواره تلاش کرده تا رژیم اشغالگر قدس را از کانون تخاصم منطقه خارج کرده و به جای آن ایران و به تبع محور مقاومت را کانون «محور ناامنی» منطقه معرفی کند تا از این منظر یک جبهه‌بندی منطقه‌­ای را علیه محور مقاومت و به ویژه رهبری آن، یعنی جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند.
دوم، نظام سلطه در شرایط فعلی تلاش می­کند به همکاری مشترک عربی طبق اصول ملی و شرافتمندانه پایان داده و آن را به یک همکاری مشترک عربی ـ اسرائیلی تبدیل کند؛ امری که ویژگی مرحله کنونی به شمار می‌آید. فلذا عجیب نخواهد بود اگر شاهد آن باشیم که در هفته‌ها یا ماه‌های آینده، همکاری امنیتی و نظامی عربی ـ عبری علیه محور مقاومت که به بهانه مقابله با تروریسم صورت می­گیرد، علنی شود.
سوم، نظام سلطه با همراه کردن دول به اصطلاح میانه‌روی عرب با رژیم غاصب صهیونیستی به بهانه مقابله با جمهوری اسلامی ایران(محور مقاومت) و تروریسم خودخوانده اسلامی تلاش دارد تا حاشیه امنی برای رژیم در حال سقوط صهیونیستی ایجاد کند.


دریچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند
     
کرزن طراح و معمار سیاست بریتانیا در ایران

در شماره پیش به نقش کمیته شرق در مستعمره کردن ایران اشاره و توضیح داده شد که رئیس آن، یعنی لرد کرزن چگونه سیاست ماکیاولیستی را در کشور دنبال می‌کرد. در این شماره به چگونگی طراحی و اجرای سیاست بریتانیا در ایران به دست وی پرداخته خواهد شد. گفتنی است، کرزن از اینکه خویشتن را با تمام وجود «امپریالیست» ‌بنامد، ابایی نداشت.
وی ایران را خوب می‌شناخت و در جوانی‌ در زمان ناصرالدین شاه، ‌به ایران مسافرت کرده و درباره احوال ایران و ایرانیان مطالعه کرده بود که ثمره این مسافرت مطالعاتی او، کتاب ایران و قضیه ایران بود که به همین نام در ایران ترجمه شده است.
کرزن برای استقلال و حاکمیت ملی ایران هیچ‌گونه ارزشی قائل نبود. او ادامه‌دهنده استعمار کهن بریتانیا در این گوشه از عالم بود. تفکر او به اندازه‌ای استعماری بود که وقتی وثوق‌الدوله (کرزن حامی اصلی باقی ماندن او در سمت رئیس‌الوزرایی ایران بود) خواست ۱۴ قاضی فرانسوی برای اشتغال در عدلیه ایران استخدام کند، کرزن بلافاصله به کاکس (وزیر مختار انگلیس در تهران) تلگراف زد و وثوق را به سوء‌نیت متهم کرد و گفت: باید شدیداً‌ به او اعتراض شود. این مداخلات علنی و تهدیدات حتی پس از انعقاد قرارداد هم ادامه یافت. پس از انعقاد قرارداد 1919، با آنکه کاکس وعده داده بود مشکلات مرزی ایران را حل خواهد کرد،‌ وقتی وثوق‌الدوله پیشنهاد کرد اصلاحات ناچیزی در مرزهای غربی ایران انجام گیرد، کاکس و کرزن هر دو متفقاًً‌ حتی طرح این موضوع را به فرصتی دیگر محول کردند. وقتی قرارداد امضا شد، دیگر به خواسته‌های دولتمردان ایران کمترین اعتنایی نشد. کاکس وعده داده بود انگلیسی‌ها مسئله خسارت‌های دوره جنگ ایران را نیز بررسی خواهند کرد؛ ‌اما وقتی قرارداد امضا شد، هرگز حتی اجازه ندادند از این مقوله سخنی به میان آید.
بیش از این هم وقتی وثوق‌الدوله از دولت انگلستان خواست همراه با آمریکا اعلامیه‌ای درباره استقلال ایران و تضمینی بین‌المللی برای تمامیت ارضی کشور صادر کند، کرزن باز هم با سردی و تحکم پاسخ می‌دهد دولت متبوعش میل ندارد در این‌گونه تعهدات با کشورهای دیگر مشارکت جوید. تفکر کرزن را درباره ایران، روزنامه «ساندی‌سان» به خوبی تشریح کرده است، آنجا که می‌گوید، کرزن گویی ایران را خود کشف کرده است، ‌به همین دلیل خود را مالک این کشور می‌داند.
کرزن از فرصت به دست آمده پس از انقلاب روسیه بهره برد و کوشید پایه‌های نفوذ اقتصادی و سیاسی بریتانیا را در این کشور محنت‌زده و رو به متلاشی شدن مستحکم سازد و برای همیشه ایران را در مدار منافع اقتصادی و سیاسی بریتانیا هدایت کند.
کرزن که خود بهتر می‌دانست کشور متبوعش تا چه اندازه در انحطاط همه‌جانبه ایران تأثیرگذار بوده است، این بار درصدد برآمد تا نقش دایه مهربان‌تر از مادر را ایفا کند و این‌گونه بنمایاند که بریتانیا مایل است ایران را از بحران و هرج و مرج برهاند.
به واقع انگلستان از اوایل سده نوزدهم به دنبال یافتن جای پایی برای نفوذ در ایران می‌گشت. انگلستان زمانی که ایران هنوز استقلال داشت،‌ تلاش می‌کرد با انعقاد پیمان‌هایی از ایران برای حراست از منافع خود در هند بهره جوید و زمانی که دیگر از استقلال چیزی جز نام برای ایران باقی نماند، سیاست تازه بریتانیا شکل گرفت که با انعقاد قرارداد 1919 و اجرای کامل آن، ایران عملاً یکی از مستعمره‌های انگلستان ‌شد. در این بین مهره اصلی اجرای نقشه انگلستان در ایران کسی جز کرزن نبود که نمی‌توانست خارج از چیزی که به آن خو گرفته بود، با ایران برخورد کند؛ ‌به همین علت برخوردهای او معجونی از تکبر ذاتی همراه با تحقیر موجود ایرانی به شمار می‌رفت.

 

 

صفحه هشتم

 
 

 

احزاب
عبدالله شمسی

جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی ایران معاصر
 زمینه‌های تاریخی جریان فمینیسم در ایران معاصر(دوره قاجاریه)
 

الف ـ دوره قاجاریه تا پیش از مشروطه
در تعریف جریان آورده شد که «تشکل؛ جمعیت و یا گروه اجتماعیِ معینی می‏باشد که علاوه بر مبانی فکری، از نوعی رفتار ویژه اجتماعی نیز برخوردار است.»(۱) و فمینیسم نیز هنگامی یک جریان فکری و فرهنگی تلقی می‎‌شود که تمام عناصر تعریف فوق را دارا باشد. به دلیل اینکه فمینیسم در ایران تا پیش از انقلاب مشروطه فاقد ویژگی‎های یاد شده یک جریان است؛ بنابراین، می‌توان گفت که پیش از انقلاب مشروطه(1285ش) و حتی مدتی پس از آن نیز، جریانی با نام جریان فمینیسم وجود خارجی پیدا نکرده است.
اگرچه در این دوره، روشنفکران مدرنیست، در کنار طرح اندیشه‌های جدید، به مسئله زنان نیز توجه دارند؛ اما این مسئله، محور اندیشه‌ها و فعالیت‌های سیاسی ـ اجتماعی آنان نبود. حتی می‎توان گفت این اندازه از توجه به مسائل زنان، بیشتر در راستای هدف اصلی آنان، یعنی تبدیل نظام سلطنت مطلقه قاجار به مشروطه و در راستای پیاده کردن مدرنیسم بوده است.
با این توصیف، پیش از انقلاب مشروطه از جریانی با عنوان جریان فمینیسم نمی‎توان سخن گفت؛ اما باید زمینه‎های شکل‌گیری آن را در این دوره جست‌وجو کرد؛ زیرا ارتباط ایرانیان با جهان غرب و آشنایی آنان با وضعیت فرهنگی ـ اجتماعی متفاوت زنان در اروپا و آمریکا و به‌وجود آمدن دیدگاه‎های روشنفکری در این رابطه، فعالیت‌های میسیونرهای مسیحی، به ویژه در حوزه آموزشی و برخی آموزه‌های فرقه بابیه در موضوع زن، از جمله مهم‌ترین زمینه‌های شکل‌گیری جریان فمینیسم در ایران به شمار می‌آیند که در ادامه بررسی خواهد شد.
1ـ تأسیس مدارس خارجی در ایران
از دوران محمدشاه قاجار به بعد شاهد تأسیس مدارس جدید به سبک غربی( اروپایی و آمریکایی) از سوی مبلغین و تبشیری‌های مسیحی در نقاط مختلف ایران هستیم. در این میان، آمریکایی‌ها در تأسیس چنین مدارسی نسبت به رقبای انگلیسی و فرانسوی خود پیشتاز بودند. این مدارس در ابتدا در مناطق اقلیت‌نشین ایران به‌وجود آمدند، سپس به تدریج به دیگر مناطق ایران گسترش یافتند.(۲)
مدارس خارجی، مورد حمایت برخی شاهان قاجار قرار گرفت، به طوری که در پی موفقیت‌های مدرسه آمریکایی پرکینز، محمدشاه در سال 1255ق، فرمانی مبنی‌بر حمایت از مدارس آمریکایی صادر کرد.(۳) در سال 1294ق/1877م، بنا به خواهش بنجامین، وزیر مختار آمریکا، ناصرالدین شاه اجازه داد که دختران مسلمان نیز به مدرسه آمریکایی راه یابند.(۴) عده‌ای از خانواده‌های سرشناس مسلمان، پس از بازدید ناصرالدین شاه در سال 1296ق از مدرسه آمریکایی تهران(۵) و کمک مالی سالیانه به آن، دختران‌شان را در آن مدرسه ثبت‌نام کردند. در سال 1314ق/1896م، نیز 16 تن از دختران مسلمان در آن مدرسه ثبت‌نام کردند. برخی از شاهان قاجار مانند مظفرالدین شاه در مقطعی از تاریخ در سال 1321ق/1903م، فرمانی مبنی‌بر بیرون آوردن دختران خانواده‌های مسلمان از مدارس خارجی صادر کردند که آن فرمان، چند روز بیشتر دوام نیاورد.(۶)
با وجود فراز و نشیب‌های تحصیل دختران مسلمان در مدارس دخترانه خارجی، اولین گروه از دختران مسلمان در سال 1325ق/1907م از آن مدارس فارغ‌التحصیل شدند.(۷) مریم اردلان و مهرتاج رخشان، از جمله سرشناس‌ترین زنانی هستند که در همان سال، از مدرسه دخترانه آمریکایی تهران فارغ‌التحصیل شدند.(۸) میرزاده عشقی از طرفداران جریان فمینیستی در ایران نیز از جمله کسانی است که فارغ‎التحصیل مدرسه آلیانس می‌باشد.(۹)
در این مدارس علاوه‌بر مواد درسی علوم جدید،(۱۰) زبان‌های انگلیسی و فرانسوی(۱۱) و علوم مذهبی، مهارت‌های خانه‌داری و صنایع‌دستی مانند قالیبافی، خیاطی، گلدوزی، آهنگری و... نیز تعلیم داده می‌شد.(۱۲)
علاوه بر این، مطالب ضد اسلامی نیز در قالب انتقاد یا ایجاد شبهه به دانش‎آموزان القا می‌شد. در این میان، مسئله حجاب زنان و ایجاد شبه در لزوم آن در جامعه و القای این مطلب که حجاب بانوان مانع آزادی آنان در جامعه است، مورد توجه مدارس خارجی بود.
علی‌اکبر کوثری، از مسئولان فرهنگی بلندپایه ایران در عصر پهلوی ترویج مسیحیت را نیز به عنوان یکی از اهداف مدارس آمریکایی در ایران معرفی می‎کند: «کالج آمریکایی البرز را میسیونرهای مذهبی آمریکایی برپا کردند و هزینه آن را هم خودشان می‌پرداختند. میسیونرهای آمریکایی،‌ مدرسه را به منظور ترویج مسیحیت احداث کردند. به خاطر دارم یکی از مؤسسان کالج گفته بود، آن پیرزن آمریکایی که به مدرسه کمک مالی می‌کند دلش به این خوش است که در سال چند نفر به آیین مسیحیت درآیند، به‌طوری که می‌دانم چند نفر از محصلین مانند امیر بیرجندی، جهانگیری یا جهانشاه صالح، مسیحی شدند، فقط برای آنکه بیشتر از امکانات کالج استفاده کنند. وقتی با آنان صحبت می‌کردیم می‌گفتند مسلمان هم هستیم. در واقع، این قبیل افراد پایبند به هیچ دینی نبودند. البته بعدها جهانشاه صالح آنقدر به آمریکا نزدیک شد که به عضویت سازمان سیا درآمد...»(۱۳)
جیمز. آ. بیل، نیز در کتاب خود، به تغییر دین مسلمانان به مثابه هدف نهایی هیئت‌های آمریکایی در ایران تصریح می‌کند. وی می‌نویسد: «نخستین هیئت‌های آمریکایی، به همنوعان ایرانی خود به دیده تحقیر می‎نگریستند و به آرامی در بین خود، برای دستیابی به هدف نهایی‎شان نقشه طرح می‌کردند؛ تغییر دین. رفتار آنها نسبت به اکثریت مسلمانان اهانت‎آمیز و فرمانروایانه بود...»(۱۴)
عین‌السلطنه سالور نیز در روزنامه خاطرات خود به صراحت به هدف اصلی میسیونر‎های آمریکایی در تأسیس مدارس، کلیساها و بیمارستان‎های متعدد در شهرهای مختلف ایران، اشاره می‎کند. وی می‌نویسد: «غالب ارمنی‎ها، بل [تعدادی از] مسلمان‌ها را پروتِستان کرده‌اند... خیلی شیاد و شیطان هستند، خصوصاًً زن‌های تارک دنیای آنها».(۱۵)
در مجموع می‌توان گفت که مدارس خارجی در ایران عهد قاجار، به خصوص مدرسه آمریکایی تهران(۱۶) در راستای اهداف استعماری (۱۷) دانش‌آموزان ایرانی و مسلمان خود را، از فرهنگ ملی و اسلامی خویش دور می‌کرد.(۱۸) برخی از مراجع تقلید نیز به خاطر همین ماهیت استعماری و ضد اسلامی آن مدارس، به جدّ خواستار تعطیلی مدارس خارجی در ایران بودند.(۱۹) اعتراف غربیان به استعماری بودن مدارس اروپایی در ایران و دیگر کشورها، تشخیص و تصمیم مراجع را تأیید می‌کند؛ زیرا نقل شده صدراعظم انگلیس از کشیش، به عنوان یکی از عوامل تسخیر کشورها نام برده است.(۲۰) بلوشر، سفیر آلمان در ایران نیز در سفرنامه خود، هیئت مبلغین مسیحی آمریکایی را مهم‌ترین عامل نفوذ آمریکا معرفی کرده است.(۲۱) بنابراین با توجه به عملکرد مدارس خارجی در ایران و همچنین اعتراف سیاستمداران غربی، دیگر تردیدی در اینکه مدارس خارجی در ایران یکی از عوامل نفوذ دولت‌های استعماری و فرهنگ غرب بوده، وجود ندارد.
در واقع، مدارس اروپایی در ایران با قرار دادن دو طرز تفکر سنتی و مدرن در مقابل یکدیگر، زمینه‌ساز تحرک اجتماعی در ایران شدند.(۲۲) زیرا این مدارس، ضمن آشنا کردن دانش‌آموزان با وضعیت زندگی مردم غرب به‌ویژه وضعیت زنان، به نقد و نفی فرهنگ ایرانی ـ اسلامی می‌پرداختند و در همان حال، الگوی زندگی غربی را به عنوان زندگی آرمانی و مطلوب مردان و زنان ایرانی و جایگزین وضعیت فعلی آنان معرفی می‌کردند.
هرچند این مدارس توانستند اولین ضربه را به تابوی منع تحصیل دختران در مدارس جدید در ایران وارد کنند؛ اما به دلیل انتخاب محتوای آموزشی استعماری و ضد اسلامی، نقش تأثیرگذاری بر حرکت ایران به سوی مدرن شدن به‌ویژه در حوزه زن و شکل‌گیری جریان فمینیسم در ایران ایفا کردند.
محصلان این مدارس پس از فارغ‌التحصیلی، نقش‌های نظری و عملی مهمی را در ایران پس از مشروطه به عنوان روشنفکران مدرنیست، به ویژه در مسئله زن و جریان فمینیسم در ایران بازی کردند که در این میان می‌توان از مریم اردلان، مهرتاج رخشان و میرزاده عشقی در جایگاه فعالان جنبش فمینیسم در ایران نام برد. مقالات مجلۀ عالم نسوان که تحت نظر مجمع فارغ‎التحصیلان مدرسه عالی اناثیه آمریکایی ایران و به منظور همسوسازی خانواده ایرانی با الگوی غربی آن تلاش می‌کرد، می‌تواند شاهد خوبی بر تأثیرات ضد اسلامی مدارس خارجی بر روی دختران و زنان مسلمان ایرانی باشد.(۲۳)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


آفاق
محمد رضا اسکندری
جان لاک؛ برداشت لیبرالی (جدایی کلیسا و دولت)ـ بخش پایانی

چنانچه در مقالات پیشین توضیح داده شد دوران مدرن غرب از چهار مرحله شامل؛ دوران رنسانس، عصر اصلاح‌ مذهبی، عصر روشنگری و عصر انقلاب صنعتی شکل گرفته است. دومین مرحله دوران مدرنیته غربی، یعنی عصر اصلاح مذهبی از چهار گرایش و رویکرد اساسی درباره رابطه دین و سیاست در غرب شامل: برداشت دینی؛ تفوق دین بر سیاست، برداشت ابزاری؛ تفوق سیاست بر دین، برداشت لیبرالی؛ تفکیک دین و سیاست و برداشت انتقادی از رابطه دین و سیاست تشکیل شده است. در این شماره در آخرین مطلب از این سلسله مقالات برداشت لیبرالی از رابطه دین و سیاست بررسی خواهد شد.

برداشت لیبرالی
این برداشت، متأثر از دغدغه‌ دفاع قاطع از آزادی در همه عرصه‌ها، به‌ویژه در عرصه سیاست و دین پدیدار شد. این برداشت به جدایی کامل دین و سیاست می‌انجامد، بر استقلال هر دو تأکید می‌ورزد و هر یک را به طور کامل از قیمومت دیگری مصون می‌دارد. این برداشت را که می‌توان «لیبرالی» نامید، متفکرانی که عمیقاً به آزادی در همه اشکالش دل‌بسته بودند، بسط دادند.

جان لاک؛ جدایی کلیسا و دولت
جان لاک اندکی پس از هابز و اسپینوزا که دین را تابع سیاست می‌‌دانستند، می‌آید. وی می‌خواهد کلیسا را از نظارت دولت برکنار کند. نگرش او نسبت به این موضوع بیانگر وضعیت کلی انگلستان در نیمه دوم سده هفدهم است. او به شدت طرفدار تساهل مذهبی، به‌ویژه در میان مسیحیان است. برای او تساهل ملاک اصلی کلیسای واقعی است. کلیسا خود را تحت عنوان عقل انسان و وحی مسیحی آشکارا تحمیل می‌کند. لاک تساهل مذهب را نه بر قوانین اخلاق فردی که بر جدایی دین از سیاست مبتنی می‌کند. او جدایی کامل کلیسا و دولت را مطرح می‌کند و در این مورد رو در روی هابز که خواهان ادغام کامل این دو بود، قرار می‌گیرد. این دو متفکر انگلیسی برداشتی کاملاً متضاد از رابطه دین و سیاست دارند. لاک از اسپینوزا نیز فاصله می‌گیرد که دین را زیر نظارت قدرت سیاسی قرار می‌داد.
لاک در آغاز یک تفکیک کامل و همچنین یک تمایز دقیق بین اجتماع سیاسی و اجتماع دینی برقرار می‌کند. وی می‌نویسد به نظر من بیشتر از هر چیز، ضروری است که امور مربوط به جامعه مدنی و امور مربوط به دین از یکدیگر تفکیک شوند و قلمرو فعالیت هر یک دقیقاً معین و مشخص شود.
۱ـ مفهوم دولت
به نظر لاک دولت، اجتماعی با ماهیت دنیوی است که فقط اهداف دنیوی را با وسایل دنیوی دنبال می‌کند. دولت، اجتماعی از انسان‌ها است که فقط برای تأمین، حفظ و پیشبرد منافع مدنی تشکیل شده است؛ یعنی قدرت، زندگی، آزادی، تندرستی و آسایش تن. قدرت سیاسی فقط به اشیای دنیوی توجه دارد و نه به امور روحانی. حکمرانی مدنی فقط به امور مدنی مربوط می‌شود، به عبارت دیگر حق و استقلال قدرت مدنی جملگی صرفاً به پاسداری و پیشبرد این گونه امور محدود و منحصر می‌شود. قلمرو قدرت حکمران، به هیچ وجه نمی‌تواند و نباید به امور مربوط به رستگاری ارواح انسان‌ها تعمیم داده شود.
از نظر لاک، دین در حوزه صلاحیت قدرت سیاسی نیست؛ زیرا حکمران مدنی نه از طرف خداوند و نه از طرف انسان‌ها مسئول مراقبت از ارواح انسان‌ها نشده است و دیگر اینکه قدرت فرمانروا متکی به زور است، در حالی که دین واقعی بر ایمان درونی انسان‌ها مبتنی است و این ایمان نمی‌تواند ملزم به هیچ قدرت خارجی شود. بنابراین قدرت حکمران مدنی برای قبولاندن یک باور درونی ناکافی است. به همین دلیل لاک نتیجه می‌گیرد که دولت در قلمرو روحانی قدرت ندارد و نقش آن به قلمرو دنیوی محدود می‌شود و هیچ ارتباطی با جهان آخرت ندارد. با این حال لاک دولت یهود را که کاملاً با دولت‌های دیگر متفاوت است، استثنا می‌کند؛ زیرا این دولت بر پایه حکومت دینی است. در این حکومت هیچ تفاوتی بین دولت و مرجع مذهبی وجود نداشت و نمی‌توانست وجود داشته باشد. در این جامعه قوانینی که درباره عبادت خدای واحد غیرقابل رؤیت وضع می‌شود، همان قوانین مدنی بود و در چنین جامعه‌ای خداوند خود قانونگذار بود. اما لاک با از یاد بردن بت‌پرستی باستان که در آن دین پیوند تنگاتنگی با سیاست داشت، خاطرنشان می‌کند که این تنها مورد است؛ زیرا پس از مسیح، کلیسا و دولت همواره جدا می‌شوند. او می‌گوید: «تحت تعالیم انجیل، مسلماً دولت مسیحی وجود ندارد. این نظر با اندیشه هابز، نظریه‌پرداز دولت مسیحی به طور بنیادی مغایرت دارد.
۲ ـ مفهوم کلیسا
به نظر لاک کلیسا، برخلاف دولت، اجتماعی آزاد و داوطلبانه است؛ زیرا هر انسانی دین و کلیسای خود را آزادانه انتخاب می‌کند. کلیسا اجتماع داوطلبانه افرادی است که گرد هم می‌‌آیند تا خدا را عبادت کنند. بنابراین لاک بر آزادی عبادت و آزادی مذهب تأکید می‌ورزد. اینها باید موجب تساهل بین افراد و کلیساها شود. کلیساها هر نوع روابطی با دولت و قدرت سیاسی داشته باشند، حق اعمال قدرت بر دیگری را ندارند، حتی زمانی که حکمران مدنی به عضویت این یا آن فرقه کلیسایی درمی‌آید؛ زیرا نه دولت و نه کلیسا هیچ یک نمی‌توانند حق جدیدی به یکدیگر بدهند. بنابراین، حکمران مدنی، چه عضو کلیسایی باشد و چه نباشد، کلیسا همان جامعه داوطلبانه و آزادی خواهد بود که پیشتر بوده است. اگر دولت در قلمرو دین قدرت ندارد، کلیسا هم نمی‌تواند در قلمرو سیاست مداخله کند.

استقلال دین از دولت
برداشتی که لاک از کلیسا و دولت باب می‌کند، نه تنها موجب جدایی کامل آنها که سبب استقلال آنها نیز می‌شود. لاک که بیش از هر چیز دغدغه استقرار یک نظام متساهل و مداراگر را دارد، اصولاً بر آزادی کلیسا در قبال دولت تأکید می‌ورزد؛ زیرا از دید او خطر بیشتر تسلط دولت بر دین است تا مداخله کلیسا در قلمرو سیاست. قدرت سیاسی نمی‌تواند در امور روحانی دخالت کند، در قلمرو دین نیز نمی‌تواند امر و نهی کند. در واقع، حکمران مدنی اغلب از ویژگی‌های راهی که به عالم ملکوت رهنمون می‌شود، بی‌اطلاع است. به‌ویژه او به هیچ وجه نمی‌تواند عقیده‌ای را برکسی تحمیل کند، زیرا لازمه رستگاری پذیرش آزادی است. اگر دولت حق ندارد آیینی را تحمیل کند، به طریق اولی حق ندارد جلوی یک آیین را بگیرد؛ زیرا کلیسا بنابر تعریف اجتماعی آزاد است که مراسم عبادی کلیسایی را آزادانه‌ مشخص ‌کند. همچنین دولت حق ندارد در زمینه اعتقادات و امور ایمانی مداخله کند. قانون مدنی نمی‌تواند اعتقاداتی را به یک کلیسا وارد سازد، یا آنها را ممنوع کند؛ زیرا اعتقادات به هیچ وجه به حقوق مدنی شهروندان مربوط نیست. لاک در این قلمرو اطاعت از خداوند را سفارش می‌کند و نه اطاعت از قوانین را؛ یعنی پیروی کردن از وجدان و نه از دستورهای حکمران. البته دولت باید مراقب باشد تا آیین‌ها و اعتقادات دینی نظم عمومی یا اخلاقی جامعه را متزلزل نکند. جدایی بین دین و دولت پیامد دیگری هم دارد،‌ حکمران حق ندارد نسبت به یک موضوع دینی تصمیم‌ بگیرد؛ زیرا دولت تنها به امور دنیوی می‌پردازد و نباید از ملاحظات دینی متأثر شود. لاک معتقد است که مشخصاً این آمیختگی است که نبردها و جنگ‌های مذهبی در جهان مسیحی را توجیه می‌کند. از دید او این جنگ‌ها به دلیل تنوع آرا پدید نیامده، بلکه به دلیل نپذیرفتن تساهل بوده است که رؤسای کلیسا مسئول آن بوده‌اند. در واقع، اینان کلیسا و دولت را که دو نهاد کاملاً‌ متفاوت هستند، در هم آمیختند. اگر به تفکیک دقیق بین کلیسا و نهاد دولت احترام گذاشته می‌شد و هر یک از آنها فعالیت خود را در حریم خود انجام می‌داد، هرگز نفاق و اختلافی میان آنها بروز نمی‌کرد. با این همه لاک برای کاتولیک‌ها و منکران خدا تساهلی قائل نیست و به نظر می‌رسد این با نظر کلی او در تناقض باشد. کاتولیک‌ها یا طرفداران پاپ به دلیل آموزه‌ سیاسی آنها و نه ایمان‌شان تساهل قائل نیستند. در واقع کاتولیک‌ها در این جهان حکمران دیگری را به غیر از حکمرانی که دولت را اداره می‌کند و آنها شهروندان آن هستند، به رسمیت می‌شناسند. از سوی دیگر، برای منکران خدا نیز به دلایل کاملاً متفاوت و شاید قابل بحث‌تر تساهل قائل نیست. در واقع، لاک معتقد است که آنان ناتوان از زندگی اجتماعی‌اند؛ زیرا لازمه زندگی اجتماعی تعهدات متعدد است که بر باور به خداوند مبتنی هستند و از طریق آن ضمانت می‌شوند. به طور ریشه‌ای برداشت لاک از رابطه دین و سیاست با برداشت‌های هابز که کلیسا و دولت را یکی می‌کرد و اولی را کاملاً مطیع دومی می‌دانست، متضاد است. او نیز به اندازه هابز و اسپینوزا نگران تفاهم و یگانگی دولت است، اما در نظر دارد این دو را با تساهل که به کلیسا آزادی می‌دهد، تضمین می‌کند. او معتقد است که دین باید آزاد و مستقل بماند؛ زیرا بدون ایمان درونی نمی‌توان رستگاری روحانی داشت. به این ترتیب، او ضمن لازم دانستن تساهل، از منافع واقعی دین، بدون چشم‌پوشی از منافع دولت دفاع می‌کند.


اندیشه سیاسی مسلمانان
فتح‌الله پریشان

منشأ مشروعیت حکومت از منظر فاضل هندی

 نظام سیاسی مطلوب در اندیشه‌های سیاسی و دینی فاضل هندی چگونه است و مشروعیت سیاسی خود را از چه منبعی کسب می‌کند؟ حکومت در دیدگاه وی از چه گونه‌هایی برخوردار است؟ پاسخ به این پرسش‌ها از منظر اندیشه‌ سیاسی یک اندیشمند بسیار حائز اهمیت است و در واقع، بدون دادن پاسخی روشن به این پرسش‌های اساسی در فلسفه و اندیشه سیاسی نمی‌توان گفت که توانسته‌ایم به اندیشه سیاسی یک اندیشمند دسترسی پیدا کنیم. در این شماره منشأ مشروعیت حکومت از نگاه فاضل هندی را بررسی می‌کنیم.
همان‌طور که می‌دانید، هر اندیشمندی درباره منشأ مشروعیت حکومت بر اساس مبانی هستی‌شناسی، انسان‌شناسی و معرفت‌شناسی خود پاسخ متفاوتی ارائه می‌دهد، اما در میان اندیشمندان اسلامی از صدر اسلام تاکنون در پاسخ به اینکه خاستگاه مشروعیت حکومت از کجا ناشی می‌شود، می‌توان به دو دیدگاه کلی دست یافت: یک دسته از اندیشمندان و فقهای اسلامی (نظیر اشاعره و جمعی از معتزله) بر این باورند که مشروعیت حکومت از مردم ناشی می‌شود. به اعتقاد ایشان، از آنجا که تشکیل حکومت برای حفظ نظام مقدمه‌ای ضروری است، لذا مردم باید فردی را برای رهبری خود انتخاب کنند و این تکلیف شرعی است(۱)‌. در مقابل، گروهی از اندیشمندان اسلامی (شیعه) معتقدند، هیچ کس بدون اذن الهی اجازه دخالت، تصرف و حاکمیت بر امور انسان‌ها را ندارد، در نتیجه تنها «ملاک مشروعیت» تعلق اراده و اذن الهی است و فقط خداوند متعال است که می‌تواند اجازه دهد دیگران در امور افراد تصرف کنند. پس تشکیل حکومت و تنظیم قوانین و ایجاد نظم سیاسی که مستلزم تصرف در امور انسان‌ها و محدود کردن آزادی افراد است، تنها از سوی کسی رواست که این حق و اختیار را داشته باشد و او تنها خداوند متعال است و لذا تشکیل حکومت تنها با اذن و اراده الهی مشروعیت می‌یابد.(۲)
نگاهی به آرا و آثار فاضل هندی نشان می‌دهد، وی بر همین اساس دیدگاه کسانی را که برای حکومت منشأ انسانی قائل شده و آن را نه از جانب خدا، بلکه منوط به رأی و اجتهاد عباد دانسته‌اند، انتقاد و اعتراض دارد. فاضل هندی در رساله «بینش غرض آفرینش» در این زمینه می‌نویسد: «امامت و رهبری جامعه تنها پادشاهی نیست که فی‌الجمله در آن علم به سیاست ملکی کافی باشد، اگر چه او از مسائل دینیه مطلقاً خبری نداشته و به آن جاهل بوده باشد و یا هر نوع معصیتی را مرتکب شده باشد(۳) بلکه امامت و رهبری یک نوع ریاست و تصرف در امور دینی و دنیای مردمان است و کسی می‌تواند چنین ریاست و تصرفی را اعمال کند که از جانب خداوند متعال مأذون باشد و خداوند چنین اجازه‌ای را به کسانی داده است که عالِم به احکام دینی و مصالح دنیوی مردم بوده و از هرگونه خطا و معصیتی مبرا باشند.»(۴)
افزون‌بر این، اگر بنا باشد که منشأ مشروعیت حکومت، رضایت و بیعت مردم باشد، لازم می‌آید که در هر زمانی حاکمان متعددی در جامعه وجود داشته باشد و همه آنها اولی‌الامر و واجب‌الاطاعه باشند ولو اینکه برخی از آنها فاسق، فاجر و جاهل بوده باشند.(۵) و این چیزی نیست که قائلان به این نظریه خود به آن ملتزم باشند. از سوی دیگر، اگر قائل به این باشیم که درباره ریاست و امامت هیچ نصّی از سوی خدا و رسول وجود ندارد و این امر به اجماع نظر و اتفاق جمیع امت واگذار شده است، لازم می‌‌آید هر کسی که آنها بر امامت او اتفاق‌نظر دارند، واجب‌الاطاعه باشد، اگرچه مخالف گفته خدا و پیغمبر باشد و این غیر قابل توجیه است.(۶)
بنابراین، فاضل هندی مانند دیگر اندیشمندان شیعی، الهی بودن منشأ مشروعیت حکومت را پذیرفته و در همان اثر ذکر شده می‌نویسد: «شیعیان خود را شریک خدا و رسول نکرده‌اند در تعیین امام و مقتدا، بلکه تفویض امر امامت به خدا کرده‌اند و بر وفق آیه کریمه «و ربک یخلق ما یشاء و یختار ما کان لهم الخیره» قائل شده‌اند به امامت جماعتی از اهل بیت نبوت که به نص الهی معصوم‌اند.» (۷)
نتیجه اینکه منشأ مشروعیت رهبری و امامت از نظر فاضل هندی نه اجماع و اتفاق مردم، بلکه نصب از سوی خداوند متعال است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


 

اصطلاحات

تكنوكراسی


 
تكنوكراسی «Technocratie» كه از واژة «تكنیك» یا فنّ می‌آید به معنای حكومت دانایان فنّ یا «فن‌سالاری» است و مؤلفه‌های تشكیل‌دهنده این نوع حكومت‌ها را «تكنوكرات» می‌گویند. تكنوكراسی پدیده جدیدی است كه با پیشرفت علوم و فنون و نقش روزافزون دانش و تخصّص در كار حكومت به وجود آمده و در بسیاری از كشورهای پیشرفته تكنوكرات‌ها یا دانایان فنّ؛ بدون توجه به عقاید سیاسی و ویژگی‌های طبقاتی آنها حسّاس‌ترین و مهم‌ترین كارها را به دست گرفته‌اند.
در واقع با پیشرفت دانش و فنّ، عقاید سیاسی اشخاص تحت‌الشعاع علم و تخصّص آنها قرار می‌گیرد و حزب یا احزابی كه با به دست آوردن اكثریت در پارلمان «مجلس» حكومت را به دست می‌گیرند، در كار حكومت و اموری كه به تخصّص نیاز دارد از افراد غیرحزبی و حتّی اعضای متخصّص حزب مخالف استفاده می‌كنند. این تعریف جامع‌ترین تعریفی بود كه درباره تكنوكراسی و تكنوكرات‌ها وجود داشت و روان و منطقی به نظر می‌رسید؛ اما برای اینكه تعریف كامل و دقیق‌تری از این واژه ارائه شود، لازم است با تاریخچه مختصر پیدایش و مفهوم‌شناسی آن از منظر اندیشمندانی که در تعریف آن نقش داشتند، آشنا شویم. این اصطلاح را در سال 1919م مطابق با 1298 شمسی مهندسی به نام «ویلیام هنری اسمایت»در كالیفرنیا به پیشنهاد «حكومت صاحبان فنّ» ساخت و شخصی دیگر به نام هاوارد اسكات آن را پذیرفت و رواج داد و فن‌سالاری به صورت یك جنبش اجتماعی چند صباحی در نخستین سال‌های دوره ركود در ایالات متحده آمریكا رواج یافت. این واژه در دهه 1960 در فرانسه رواج پیدا كرد و در آنجا آن را با نظریه‌های سَن سیمون كه تشكیل جامعه‌ای تحت حاكمیت دانشمندان و مهندسان را پیش‌بینی كرده بود، یكی دانستند و آن را نویسندگانی چون: «ژان منو» به كار بردند تا استدلال كنند كه قدرت واقعی از نمایندگان برگزیده به كارشناسان رسیده است و اكنون «نوع جدیدی از حكومت آغاز می‌شود كه نه مردم‌سالاری یا دموكراسی است و نه دیوان‌سالاری، بلكه فن‌سالاری است.»
قدرت فنّ‌سالاران را با پیدایش برنا‌مه‌ریزی اقتصادی، تفكر راهبردی در مسائل دفاعی و گسترش علم و تحقیق یكسان دانسته‌اند. بیشتر تحلیلگران اجتماعی می‌پذیرند كه در جامعة پیشرفتة صنعتی نقش متخصصان گسترش یافته است، ولی تردید دارند كه حكومت صاحبان فن بتواند جانشین نظم سیاسی شود.
در یك جامعة تكنوكراسی یا فن‌سالاری ابزار و ‌آلات نقش كلیدی را در جهان اندیشه‌های فرهنگی آن جامعه برعهده دارند. در این جامعه، ابزار و تكنیك در اجتماع و فرهنگ هضم نمی‌شود؛ بلكه به آن هجوم می‌برد و خود بر آن است كه به فرهنگ تبدیل شود. در اینجاست كه باید سنن و آداب، افسانه‌ها و عقاید، سیاست و مقررات و حتّی مذهب برای بقای خود وارد نزاع شود و دست به مقاومت بزند. در حقیقت باید گفت كه ریشة نهال تكنوكراسیِ مدرن مغرب‌زمین، در قرون وسطای اروپا نهفته است كه سه اختراع بزرگ آن را آبیاری كرده است؛ ۱ـ اختراع ساعت كه با آن برداشت جدیدی از زمان حاصل شد،‌ ۲ـ صنعت چاپ كه ورق‌های مكتوب آن به عصر نقل‌های شفاهی و سینه‌به‌سینه پایان داد و ۳ـ اختراع دوربین نجومی كه اساس و پایه‌های اعتقادی و جهان‌بینی یهودیت و مسیحیت را از اعتبار انداخت.
به طور خلاصه، تكنوكراسی به حكومتی می‌گویند كه در آن دانشمندان، مهندسان و كارشناسان اقتصادی، قدرت حاكمه را تشكیل می‌دهند. قدرت تكنوكرات‌ها در حوزه تصمیم‌گیری‌هایشان در زمینه برنامه‌ریزی‌های اقتصادی و طرح‌ریزی‌های راهبردی سیاسی و نظامی و گسترش علم و پژوهش است.

 

صفحه نهم

 
 

حكایت زمانه
سیدهادی خسروشاهی
 قحطی بزرگ
 

«قحطی بزرگ» عنوان اثری است که قحطی بزرگ دامنگیر ایران در حدفاصل سال‌های 1296 تا 1298 خورشیدی (1917 تا 1919 میلادی) را بررسی می‌کند؛ ایامی که مطابق با سال‌های پایانی جنگ جهانی اول می‌باشد. دکتر محمدقلی مجد، محقق برجسته ایرانی مقیم آمریکا که گردآورنده این اثر مستند تاریخی است، به اسناد وزارت خارجه آمریکا، درباره تحولات تاریخ معاصر ایران دسترسی دارد. وی طی سال‌های اخیر با استفاده از این اسناد آثار متعددی درباره حوادث تاریخی ایران و نقش مخرب استعمار، به رشته تحریر درآورده که با استقبال پژوهشگران و محققان مواجه شده است. کتاب «قحطی بزرگ» که یکی از همین آثار به شمار می‌رود، به کوشش محمد کریمی ترجمه شده و ویراست اول آن در 1387 از سوی مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی در 235 صفحه چاپ و منتشر شده است. در مقدمه این کتاب می‌خوانیم:
با وجود بی‌طرفی ایران در جنگ جهانی اول، در طول این جنگ ضربات و خسارات جبران‌ناپذیری بر پیكر میهن‌ و ملت ما وارد آمد. ورود بی‌محابای قوای بیگانه و نیروهای متخاصم به خاك ایران، در فقدان یك دولت قوی، متمركز و دارای سامانه اداری كارآمد، هرج‌ومرج، ناامنی، پراكندگی و بی‌ثباتی را دامن زد و به تشدید ضعف دولت مركزی و وخامت حال و وضع اقتصادی و اجتماعی مردم ایران انجامید. در نتیجه ایران بی‌طرف كه با هیچ كشوری در جنگ نبود، تقریباً به اندازه یك كشور در حال جنگ خسارت و خرابی تحمل كرد.
در میان آن همه نابسامانی و بدبختی، بروز قحطی بزرگ و فراگیر در ایران مزید بر علت شد؛ قحطی‌ای كه علاوه بر خشكسالی چندساله، حضور نیروهای بیگانه ـ به ویژه قوای انگلستان ـ در تشدید آن مؤثر و بلكه از علل اصلی آن بود و در نتیجه آن شمار زیادی از مردم ایران،‌ در ابعادی باور نكردنی به ورطه مرگی هولناك افتادند.
اخبار و گزارش‌های مربوط به این قحطی در روزنامه‌های آن زمان و كتاب‌های تاریخی كه به حوادث آن دوره پرداخته‌اند و خاطرات برخی از رجال و دست‌اندركاران ـ از جمله خاطرات بعضی از افسران انگلیسی كه در آن دوره در ایران حضور داشتند و از نزدیك شاهد ماجرا بودند‌ـ تا حدودی منعكس شده است. اما - از كتاب فرمانفرما و قحطی شیراز نوشته دكتر حافظ فرمانفرماییان كه بگذریم ـ تاكنون هیچ اثر مستقلی درباره قحطی بزرگ ایران و ابعاد فاجعه‌آمیز و باورنكردنی آن و علل و عوامل تشدید و ادامه و گسترش آن، تألیف و منتشر نشده است و كتاب حاضر اولین اثر در این زمینه است.
این كتاب ترجمه‌ای است از پژوهش آقای محمدقلی مجد، محقق ایرانی مقیم آمریكا است كه در آن كشور چاپ و منتشر شده است و عنوان آن «The Great Famine and Genocide in Persia-۱۹۱۷ تا 1919» می‌باشد.
وی پژوهش خود را در زمینه قحطی بزرگ در ایران با تكیه بر اسناد و مدارك و گزارش‌های آرشیو وزارت خارجه آمریكا و نیز اخبار و اطلاعات و گزارش‌های موجود در روزنامه‌های آن دوره، به ویژه روزنامه‌های «رعد» و «ایران» و همچنین خاطرات افسران و فرماندهان انگلیسی حاضر در ایران در زمان جنگ جهانی اول به پایان برده است. همان‌طور كه اشاره شد، پژوهش آقای مجد اولین كار جدی و مستقل درباره قحطی بزرگ در ایران در دوران جنگ جهانی اول و ابعاد فاجعه‌آمیز آن ـ كه نویسنده از آن به «هولوكاست واقعی» تعبیر كرده ـ و نقش انگلستان در تشدید و ادامه آن است.
نویسنده در ضمن پژوهش خود اخبار و گزارش‌های دست اول و رقت‌انگیزی از نتایج حضور نیروهای نظامی بیگانه و عملیات و اقدامات آنان در ایران ارائه داده است؛ اقداماتی كه با «جنایت جنگی علیه غیرنظامیان» همسان و برابر بوده است. او نشان داده است كه چگونه نیروهای انگلستان، در حالی كه مردم یك شهر از گرسنگی به جان آمده بودند، آذوقه‌ای را كه از شكم گرسنه همان مردم زده بودند، به هنگام عقب‌نشینی از برابر نیروهای عثمانی برای آنكه به دست حریف نیفتد، یكجا از میان بردند (ص 23) و نیز چگونه ارتش انگلستان برای تدارك آذوقه مورد نیاز نفرات خود در ایران، به جای وارد كردن آذوقه از هندوستان، به لطایف‌الحیل اقدام به جمع‌آوری و خرید گندم و جو و سایر مایحتاج مردم گرسنه و قحطی‌زده ایران می‌كند تا در ناوگان دریایی انگلستان جای خالی بیشتری برای ترابری نظامی ارتش انگلستان باقی بماند؛ زیرا وارد كردن گندم از هندوستان، مستلزم حمل آن با كشتی است (ص 25) و نیز چگونه ژنرال انگلیسی مسئول تدارك آذوقه در گفت‌وگو با دیپلمات آمریكایی از این «زرنگی» به خود می‌بالد (همان‌جا) و نیز چگونه نیروهای متجاوز روسیه در فصل زمستان در منطقه سردسیر غرب ایران، برای تأمین هیزم موردنیاز خود به خانه‌های مردم هجوم می‌برند و در و پنجره خانه مردم بی‌دفاع و بی‌پناه را از جا می‌كنند و می‌سوزانند و مردم بیچاره و فلك‌زده را در میان برف و یخبندان به داس تیز و بی‌رحم سرما و گرسنگی می‌سپارند تا دسته‌دسته درو شوند (ص 107)؛ و نیز چگونه كنسول روسیه به وحشی‌گری نیروهای نظامی كشورش در ایران اعتراف می‌كند و... .
ممكن است خواننده این كتاب دریابد كه آقای مجد بر آن بوده است كه ثابت كند عملكرد ارتش انگلستان در ایران مسبب اصلی تشدید فاجعه قحطی بزرگ بوده است. این دریافت كاملاً درست است و خود ایشان در مصاحبه‌ای در این‌باره می‌گوید: «عجیب‌تر از همه نقش بریتانیا در این فاجعه است. قحطی بزرگ در زمانی اتفاق افتاد كه سراسر ایران در اشغال نظامی انگلیسی‌ها بود. ولی انگلیسی‌ها نه‌تنها هیچ‌ كاری برای مبارزه با قحطی و كمك به مردم ایران نكردند، بلكه عملكرد آنها اوضاع را وخیم‌تر كرد و سبب مرگ میلیون‌ها نفر از ایرانیان شد. درست زمانی كه مردم ایران به دلیل قحطی نابود می‌شدند، ارتش بریتانیا مشغول خرید مقادیر عظیمی غله و مواد غذایی از بازار ایران بود و با این كار خود، هم افزایش شدید قیمت مواد غذایی را سبب می‌شد و هم مردم ایران را از این مواد محروم می‌كرد. جالب‌تر اینكه انگلیسی‌ها مانع واردات مواد غذایی از آمریكا، هند و بین‌النهرین به ایران شدند. به علاوه، در زمان چنین قحطی عظیمی، انگلیسی‌ها از پرداخت پول درآمدهای نفتی ایران استنكاف ورزیدند. چنین اقداماتی را قطعاً باید جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت به شمار آورد. هیچ تردیدی نیست كه انگلیسی‌ها از قحطی و نسل‌كشی به عنوان وسیله‌ای برای سلطه بر ایران استفاده می‌كردند.»


روایت حماسه
تاریخ سیاسی دفاع مقدس
 پرسش‌های مهم تاریخ دفاع مقدس
 

جنگ عراق با ایران که در ایران با نام‌های «دفاع مقدس»، «جنگ تحمیلی» و «جنگ هشت‌ساله»، و نزد اعراب با نام‌های «قادسیه صدام» و «جنگ اول خلیج» شناخته می‌شود، طولانی‌ترین نبرد کلاسیک در قرن بیستم و دومین جنگ طولانی این قرن پس از جنگ ویتنام بود.
در ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ (۳۱ شهریور ۱۳۵۹) درگیری‌های پراکنده مرزی دو کشور با یورش همزمان نیروی هوایی عراق به ده فرودگاه نظامی و غیرنظامی ایران و تهاجم نیروی زمینی این کشور در تمام مرزها به یک جنگ تمام‌عیار تبدیل شد. پیش از آغاز جنگ روابط دو کشور به شدت تیره شده بود، جاه‌طلبی‌های سیاسی صدام و اختلافات مرزی و ایدئولوژیکی دو کشور، روند را تشدید کرد. این جنگ در نهایت پس از حدود هشت سال در مرداد ۱۳۶۷ با قبول آتش‌بس از سوی دو طرف ، با خسارات سنگینی پایان یافت.
ایران و عراق و رابطه دوجانبه آنها با یكدیگر، بررسی‌های حقوقی، اقتصادی، اجتماعی و تاریخی مسیر روابط آنها از ابتدای تأسیس عراق تاكنون و مفاد معاهدات، قراردادها و موافقت‌نامه‌های امضاشده بین آن دو، موضوع مقالات و كتب متعددی بوده است. در این میان، جنگ عراق علیه جمهوری اسلامی ایران موضوعی است كه فصل جداگانه‌ای را در طول تاریخ جمهوری اسلامی به خود اختصاص داده است که پرداختن به آن می‌تواند واقعیت‌های مهمی از تاریخ این سرزمین را آشکار کند.
علل شروع جنگ، رفتار دو كشور و نقش و جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی در شكل‌گیری و تداوم آن، از جمله مباحثی است كه در بررسی جنگ هشت‌ساله به آنها پرداخته می‌شود؛ در این میان، ریشه‌یابی تاریخی وقوع جنگ هشت ساله اهمیت خاصی می‌یابد. طرح پرسش‌هایی چون؛ «علل وقوع جنگ چیست؟»، «اختلافات ایران و عراق در طول افزون بر نیم‌قرن رابطه بین دو كشور، چه تغییراتی كرده است؟»، «صرف نظر از اختلافات موردی، می‌توان نظریه‌ای عمومی درباره شكل‌گیری مخاصمات و در نهایت، وقوع جنگ عراق علیه ایران ارائه كرد؟» و نیز پرسش‌های فراوان دیگری درباره علل شروع جنگ، علل و چگونگی تداوم آن، علل و چگونگی پایان، آثار و پیامدهای آن، نقش قدرت‌های بزرگ و استکبار جهانی در این ماجرا، نقش کشورهای منطقه، تعاملات دیپلماتیک و سیاست خارجه جمهوری اسلامی ایران، عملکرد سازمان‌ها و نهادهای بین‌المللی در جنگ و... ما را بر آن داشت تا در چارچوب سلسله یادداشت‌هایی تاریخ سیاسی جنگ تحمیلی را روایت کنیم.
ستون تاریخ سیاسی دفاع مقدس به شرح فنی ـ نظامی حوادث و رخدادها و عملیات‌های انجام‌شده در دوران دفاع مقدس نخواهد پرداخت؛ بلکه در تلاش است تا فراز و فرودهای این رخداد هشت‌ساله و آثار سیاسی ـ اجتماعی آن را در داخل کشور و در تحولات سیاسی داخلی و همچنین تأثیرات آن بر سیاست خارجه جمهوری اسلامی و تحولات بین‌الملل را دنبال کند.

 


 

امام خامنه ای  در گذر زمان

  تحصن در دانشگاه

در مبحث گذشته این ستون به موضوع بازگشت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) از تبعید به مشهد اشاره شد. حضور در مبارزات مردمی، به ویژه ماجرای تحصن در بیمارستان و ادامه مبارزات و مقاومت سرسختانه در برابر رژیم شاه دستاوردهای بزرگی به همراه داشت. امام خامنه‌ای در مشهد در رأس امور جریان انقلاب قرار داشتند و سعی می‌کردند در همه نقاط درگیری حضور فعال داشته باشند. یکی از شاخص‌ترین آنها حضور در منطقه زلزله طبس بود که تجربیات مدیریتی گذشته خود را به امدادرسان‌ها منتقل کردند و در همین گیر و دارها بود که از سوی استاد شهید مطهری پیام آمد که از طرف امام خمینی(ره) به عضویت در شورای انقلاب منصوب شده‌اند و الزاماً می‌بایست در تهران به اداره امور انقلاب در سراسر کشور بپردازند.
امام خامنه‌ای در مصاحبه‌ای چند مورد از فعالیت‌های فشرده انقلابی اعضا و مجموعه علما و روحانیون را یادآور شده‌اند؛ یکی مقابله با شایعه ملاقات امام با نخست‌وزیر منصوب شاه به نام شاهپور بختیار بود، در حالی بود که بختیار فرودگاه را بسته و از بازگشت امام به ایران جلوگیری کرده بود. حضرت امام(ره) در بیانیه‌ای به این مضمون تأکید کرده بودند که؛ «تا زمانی که بختیار استعفا ندهد، ملاقات او را قبول نمی‌کنم.» و موضوع بازگشت امام در دستور کار شورای انقلاب بود که آن روزها معمولاً جلسات آن در مدرسه رفاه برگزار می‌شد. در این میان اعتراض مجموعه علما، مبارزان و روحانیان در مدرسه رفاه برای بسته شدن فرودگاه‌ها مطرح بود؛ چراکه قرار بود روز چهارم بهمن امام به ایران مراجعت کنند، در چنین فرصتی بختیار دستور داده بود که فرودگاه‌ها بسته شود. اعضای روحانیت شورای انقلاب و روحانیت مبارز تصمیم داشتند اقدامی کنند تا فرودگاه باز شود، این مجموعه به طور جمعی در بهشت زهرا(س) در بین مردم حضور پیدا می‌کنند و شهید بهشتی سخنرانی مهمی ایراد می‌کند و بعد از بازگشت به مدرسه رفاه مسئله تحصن مطرح می‌شود، بحث این بود که تحصن در کجا انجام شود و جاهای مختلفی پیشنهاد می‌شود که یکی از آنها دانشگاه تهران بود که مورد قبول جمع قرار می‌گیرد. امام خامنه‌ای با استفاده از تجربه‌ای که در مشهد داشتند طی مصاحبه‌ای در این‌باره فرموده‌اند: «ما فوراً وارد مسجد دانشگاه شدیم و اتاقک بالای مسجد را ستاد کارهای‌مان قرار دادیم. اولین کاری که کردیم این بود که اعلامیه‌ای نوشتیم و دادیم که پخش شود. فکر می‌کردیم که حضورمان در آنجا وقتی فایده خواهد داشت که همراه با زبان و بیان باشد و این سیاست را تا انتها ادامه دادیم. همین دلیل تأثیر کارهای‌مان بود؛ زیرا اگر سخنرانی و اعلامیه نبود، مشخص نمی‌شد که چه کاری انجام گرفته است؛ یعنی، هم مردم در جریان اخبار قرار نمی‌گرفتند و هم رژیم می‌توانست آن را طور دیگری جلوه دهد؛ لذا برنامه‌های مختلف را در دانشگاه اجرا کردیم. یکی از برنامه‌ها سخنرانی‌های مستمری بود که در مسجد دانشگاه انجام گرفت و هر یک از ما یک سخنرانی، از برنامه‌های دیگر، انتشار اعلامیه‌ها و بولتن‌های روزانه بود. به گمانم دو تا بولتن منتشر کردیم؛ یکی در دانشگاه و با نام تحصن و دیگری هنگام ورود امام (ره) به مدرسه رفاه.» حوادث بی‌سابقه آن روزها و شب‌های پراضطراب، بسیار پرماجرا بود؛ اما در همان ایام امام به ایران بازگشتند و انقلاب اسلامی به پیروزی رسید.


ايران در آینه تاريخ

 نقش انگلیس در جدایی بحرین از ایران

 

یکی از مسائل تنش‌زا بین ایران و انگلیس در قرن نوزدهم میلادی اختلاف بر سر حاکمیت بحرین بود. آنچه از لابه‌لای منابع تاریخی استنباط می‌شود، این است که حاکمیت ایران بر بحرین در بیشتر موارد با اعمال زور و امور نظامی همراه بود. به نظر می‌رسد، دور بودن بحرین از تسلّط حکومت مرکزی ایران (با وجود اینکه همواره مالیات و خراج خود را به حکام جنوب ایران پرداخت می‌کردند) و از همه مهم‌تر ترکیب نژادی این منطقه، از مواردی است که ادعای ایران در این زمینه را با دشواری همراه می‌کند. ورود استعمار انگلیس به مناطق جنوبی ایران و خلیج‌فارس به دوره صفویه و رقابت این کشور با همتایان استعمارگر اروپایی، چون پرتغال، اسپانیا، هلند و فرانسه برمی‌گردد؛ اما دخالت استعمار انگلیس در بحرین به بهانه از بین بردن دزدان دریایی و مبارزه با تجارت برده شروع شد و با قاچاق اسلحه به عشایر ایران و افغانستان و نیروهای واقع در عمان و همچنین حفاظت از منافع انگلیس در خلیج‌فارس و هندوستان ادامه یافت.
پس از عقد معاهده سیاسی حاکم عرب بحرین با انگلیس، فصل تازه‌ای در روابط انگلیس و بحرین آغاز شد که تحت‌الحمایگی بحرین را در پی داشت. با کشف ذخایر نفتی در بحرین و کسب منافع حاصل از آن‌، حضور و نفوذ انگلیس در بحرین شدت بیشتری به خود گرفت و با دخالت‌های گاه و بیگاه خود زمینه‌های جدایی این بخش از کشور را فراهم کرد. ایران نیز به دلیل ضعف نظامی‌، اقتصادی و نبود دیپلماسی سیاسی قدرتمند‌، نتوانست حاکمیت خود بر بحرین را حفظ کند.
در سال 1906م انگلیس ضمن عقد پیمانی با حاکم بحرین، این کشور را به قیمومیت خود در‌آورد. ایران پس از عضویت در جامعه ملل در سال 1927م/ 1306ش ادعای مالکیت خود بر بحرین را بار دیگر مطرح کرد. برخی از پژوهشگران «انعقاد قرارداد جده» بین انگلیس و امیر حجاز را دلیل این ادعای ایران دانسته‌اند؛ زیرا طبق این قرارداد ابن سعود پذیرفت که بحرین تحت‌الحمایه انگلیس باشد و اقدام ایران در واقع اعتراضی به این موضوع بود. در حقیقت، ایران قرارداد مذکور را مغایر با حق حاکمیت خود بر بحرین و تمامیت ارضی خود می‌دانست. در اعتراض به این قرارداد و در همین سال دولت ایران یادداشت شدیداللحنی را از طریق وزیر امور خارجه برای رابرت کلایو (‌وزیر مختار انگلیس) در تهران ارسال کرد و بر حاکمیت مطلق ایران بر بحرین تأکید کرد و ضمن آن رونوشتی از این اعتراض برای جامعه‌ ملل فرستاده شد؛ اما وزیر خارجه انگلیس یک سال بعد طی یادداشتی به جامعه ملل، اعتراض ایران را بی‌اساس دانست و گفت: بحرین کشور مستقلی است که مشترکات جغرافیایی و نژادی با ایران ندارد. در زمان حکومت رضا‌شاه زمانی که در سال‌های 1930 و 1934م شیخ بحرین، اعطای امتیاز استخراج نفت را به شرکت‌های انگلیسی و آمریکایی واگذار کرد، ایران بار دیگر به این اقدام اعتراض شدیدی کرد که البته این اعتراض نیز بیشتر در حد یک اعتراض دیپلماتیک بود و از آن فراتر نرفت. گزارش‌های محرمانه و همچنین شکایات چندی از اتباع ایرانی ساکن در بحرین از ورود غیرقانونی انگلیس به جزایر جنوبی ایران گرفته تا دخالت در امور بحرین و جمع‌آوری شیوخ منطقه و مذاکره با آنها در جهت ایجاد امارت‌های مستقل و قدغن کردن تدریس زبان فارسی در مدارس بحرین، در سال‌های 1308 تا 1312ش موجود است که مؤید این نکته است که تلاشی جدی به منظور حفظ این بخش از کشور صورت نگرفت. در زمان حکومت محمدرضا‌شاه، نخست‌وزیر احمد قوام در سال 1947‌م/ 1326ش از سوی مجلس برای پیگیری مجدد مسئله حاکمیت ایران بر بحرین تحت فشار قرار گرفت. مجلس ایران از نخست‌وزیر و روزنامه‌ها می‌خواست تا در‌باره حق حاکمیت ایران بر بحرین اقدام عاجل‌تری کنند. یک سال بعد وزیر امور خارجه ایران‌ اظهار کرد، ایران تمام قراردادهای بحرین با دولت‌های دیگر را رد می‌کند‌؛ چراکه حق حاکمیت ایران در این قراردادها نادیده گرفته شده است‌. به دنبال این مطلب ایران به سازمان ملل شکایت کرد و جایزه کلانی برای کسی در نظر گرفت که بتواند حاکمیت ایران بر بحرین را ثابت کند. در سال 1967م/ 1346ش که انگلیس در نظر داشت به دولت‌های خلیج‌فارس استقلال بدهد، مسئله بحرین مجدداً در صدر مسائل سیاسی قرار گرفت. اگرچه ادعای ایران نسبت به مالکیت بحرین تا سال 1971م/ 1349ش همچنان ادامه داشت، اما در این سال ایران پذیرفت که درباره سرنوشت بحرین همه‌پرسی به عمل آید و به بهانه همه‌پرسی این قسمت از خاک ایران از کشور مادر جدا شد.
در این مدت بین ایران و سفیر انگلیس بر سر بحرین ملاقات‌هایی نیز صورت گرفت. عَلَم در بخشی از خاطرات خود به موضوع رفراندم بحرین و برخورد اوتانت، دبیر کل سازمان ملل با این موضوع اشاره می‌کند. تلاش‌های ایران کمافی‌السابق در همین حد ملاقات‌ها و مذاکرات بی‌نتیجه باقی ماند و در نتیجه پس از اجرای همه‌پرسی، بحرین مستقل اعلام شد و محمد‌رضا‌شاه قبول این مسئله را نشانی از سیاست صلح‌جویانه و مسالمت‌آمیز خود تلقی کرد! اگرچه همواره از اینکه آیندگان به دلیل مسئله بحرین او را خائن بخوانند، بیم داشت!!!
اعضای شورای امنیت سازمان ملل نیز در تاریخ 11 مه 1970م/ دوشنبه 21/2/1349ش به اتفاق آرا قطعنامه‌ای را که به استقلال بحرین منجر می‌شد، تصویب کردند و بحرین برای همیشه از ایران جدا شد.
روز 23 مرداد 1350 شیخ‌نشین بحرین اعلام استقلال کرد و محمد‌رضا پهلوی، شاه ایران این استقلال را به حاکم بحرین تبریک گفت!


جهان در آینه تاریخ

کمپانی هند شرقی انگلیس


 

شاید در بسیاری محافل وقتی سخن از استعمار به میان می‌آید، در اولین گام نام بریتانیا در ذهن‌ها نقش می‌بندد. گویا نام این جزیره با غارت و تجاوز و استعمار‌ گره خورده است! انگلیسی‌ها دیرتر از اسپانیایی‌ها و پرتغالی‌ها و هلندی‌ها به عرصه استعمارگری قدم نهادند، ولیکن خیلی زود توانستند خود را به بزرگ‌ترین استعمارگر نیمه دوم قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم تبدیل کنند.
روابط استعماری اروپاییان با ملل آسیایی را می‌توان به دو دوره متمایز تقسیم کرد. دوره اول از سال 1498 شروع می‌شود و تا سال 1757 سال پیروزی نظامی انگلیسی‌ها بر هند ادامه می‌یابد. دوره دوم از سال 1757 و در نیمه قرن بیستم به پایان می‌رسد.
در دوره اول اروپاییان و از جمله انگلیسی‌ها با استفاده از دو امتیازی که داشتند ـ یعنی قدرت دریانوردی و سلاح‌های آتشین- رابطه تجاری خود را به هر طریق ممکن با آسیایی‌ها گسترش می‌دهند و به کالاهای مرغوب منطقه، به‌ویژه ادویه و پارچه دست می‌یابند. این دوره را می‌توان دوره «تشکیل شرکت‌های تجاری» نامید.
اولین شرکت‌ها «شرکت سرزمین‌های دور» هلند بود که در سال 1594 در هلند تشکیل شد و بعدها به «شرکت هندشرقی هلند» مشهور شد. اقدام تجاری انحصاری هلندی‌ها در افزایش قیمت فلفل از سه به هشت شیلینگ، خشم ماجراجویان انگلیسی را بر‌انگیخت و به دنبال آن، این دریانوردان و بازرگانان تصمیم گرفتند در عرصه تجارت شرق داخل شوند. از این رو ملکه الیزابت اول با تقاضای آنان در سال 1600م موافقت کرد. در 31 دسامبر 1600م ملکه الیزابت، حکمی سلطنتی را صادر کرد که بر اساس آن شرکت هند شرقی انگلیس می‌توانست امتیازاتی را در هند به دست بیاورد. این امتیازنامه انحصاری 21 ساله را برای تمام فعالیت‌های تجاری به کمپانی می‌داد. بدین‌سان 125 سهامدار با سرمایه 72 هزار پوندی شروع به کار کردند و با مرکزیت دادن لندن، امپراتوری خود را آرام آرام در قالب شکل‌گیری «کمپانی هند شرقی بریتانیا» آغاز کردند.
جان کی، محقق انگلیسی، سرمایه‌گذاران اولیه کمپانی هند شرقی را به دو گروه متمایز تقسیم می‌کند: گروه نخست سرمایه‌گذارانی بودند که به بازگشت سریع پول خود به همراه سود کافی چشم داشتند و گروه دوم تجّار بسیار ثروتمند و متنفّذ بازار لندن بودند که در خارج از کمپانی منافع تجاری و مالی گسترده داشتند. بر مبنای این تفاوت سهامداران، در کمپانی دو نهاد مدیریت شکل گرفت: «مجمع عمومی» که بعدها «مجمع مالکان» نام گرفت و هیئت مدیره. «مجمع عمومی» شامل کلیه سهامدارانی بودند که هر یک حداقل ۲۰۰ پوند در کمپانی سرمایه‌گذاری کرده بودند. «هیئت مدیره» شامل رئیس، نایب‌رئیس و ۲۴ نفر مدیر کمپانی بود که به‌وسیله «مجمع عمومی» انتخاب می‌شدند. اعضای هیئت مدیره شخصیت‌های درجه اول بازار لندن بودند که در کمپانی‌های دیگر نیز مشارکت داشتند.
سال 1608م و در حالی که رقبای سرسخت اروپایی آنها را زیر نظر داشتند، نخستین کشتی کمپانی وارد بندر سورات شد و در آنجا پهلو گرفت. بر اساس سیاست تعریف شده در این زمان کمپانی قرار خود را برای تجارت بر مراوده با دربارهای آسیایی و نفوذ در آن گذاشت و از این طریق موفقیت‌های بسیاری کسب کرد.
دربار انگلیس از بدو تأسیس آن، با کمپانی هند شرقی پیوند تنگاتنگی داشت. ملکه و درباریان نه تنها درزمره سهامداران کمپانی بودند و سالیانه سهم خود را از سود آن برداشت می‌کردند؛ بلکه این کمپانی جدید به سرعت به یکی از منابع مهم درآمد دولت انگلیس بدل شد. در اوایل سده هفدهم، کمپانی سالیانه حدود ۲۰ هزار پوند استرلینگ عوارض گمرکی پرداخت می‌کرد و تنها این نبود. کمپانی برای پیشبرد اهداف سیاسی، اقتصادی خود به ملکه و درباریان و کارگزاران دولت انگلیس رشوه‌های کلانی می‌پرداخت. برای نمونه کمپانی برای جلب حمایت جیمز اول، پادشاه انگلیس به جنگ برای اخراج پرتغالی‌ها از جزیره هرمز (۱۶۲۲) مبلغ ده هزار پوند به او پرداخت. در دهه۱۶۶۰ بدهی دربار انگلیس به کمپانی به ۱۳۰ هزار پوند رسید.
اما تمام سودآوری کمپانی هند شرقی از ناحیه تجارت نبود، دستیابی به بازارهای آسیایی سبب شد تا این شرکت در همان سال‌های اولیه نخستین کارخانه‌های خود را در شهرک «ماچیلیپاتنام» در کرانه کوروماندل در خلیج بنگال درست در نزدیکی هلندی‌‌ها بنا نهد و شروع به توسعه متصرفات آسیایی خود کند. سال 1609م در حالی که هنوز مدت امتیاز کمپانی پایان نیافته بود، جیمز اول پادشاه انگلیس فرمانی را صادر کرد که بر اساس آن زمان امتیازنامه قبلی به صورت نامحدودی تمدید می‌شد.
سال 1612م انگلیسی‌ها در نبرد معروف «سوالی» هلندی‌ها را شکست دادند. رقابت میان کشورهای اروپایی در هندوستان سبب شد تا دولت گورکانی هند تلاش بسیار مضاعفی داشته باشد تا با آنها برخورد کند. در پی ناخشنودی جهانگیر فرمانروای گورکانی هند از درگیری‌های صورت گرفته، کمپانی دست به دامان جیمز پادشاه انگلیس شد و فرمانی از وی برای جهانگیر گرفت که باید از آن به‌مثابه نقطه آغاز سلطه انگلیسی‌ها بر هند یاد کرد.
«سر توماس» در سال 1615م فرمان شاه جیمز را برای جهانگیر برد. هدف از این مأموریت تنظیم پیمان‌نامه‌ای تجاری بود که به کمپانی حقوق انحصاری ساخت کارخانه در سورات و دیگر نواحی را می‌داد. در برابر آن از کمپانی خواسته شد تا تحفه‌ها و هدایایی از فروشگاه‌های اروپایی را به درگاه امپراتور پیشکش کند. این مأموریت کاملاً موفقیت‌آمیز بود و جهانگیر از طریق سر توماس نامه‌ای به پادشاه فرستاد. اما چه سود از این دوستی که تنها یکصد سال بعد توپخانه کمپانی که با ثروت به دست آمده از مردم هند فراهم شده بود، ارتش گورکانی را شکست داد و در مقام حاکم بلامنازع هند بر شبه قاره حکومت کرد تا انگلیسی‌ها فربه‌تر شده، میخ خود را آنچنان در هند بکوبند که بیش از 250 سال ادامه یافت.
 

 

 

صفحه دهم

 

گزارش
مجتبی برزگر

اولویت‌های تحقق اقتصاد مقاومتی در گفت‌وگوی صبح‌صادق با دکتر عبدالملکی
گام اول؛ اصلاح خطوط التقاطی

 اقتصاد مقاومتی به معنای مقاومت اقتصاد کشور در مقابل توطئه‌های دشمنان است و به معنای ریاضت مردم نیست؛ لذا با تحقق شعار سال(اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل) می‌توانیم هرچه که مورد نیاز کشور است را در داخل تولید کنیم و محتاج بیگانگانی نباشیم که برای از پا درآوردن یک ملت از تحریم‌های بی‌رحمانه استفاده می‌کنند. به یقین اقتصاد مقاومتی سبب بیمه‌شدن اقتصاد کشور می‌شود، همان‌طور که در زمان جنگ، ملت ایران بسیج شدند و هر فردی به نوعی کوشش می‌‎کرد سهمی در پیروزی انقلاب داشته باشد، اکنون نیز اقتصاد مقاومتی برای اجرایی شدن به حمایت ملت ایران نیاز دارد تا بتوان با بیکاری و گرانی در کشور مبارزه کرد. رهبر معظم انقلاب اسلامی با نام‌گذاری سال 95 به سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل»، گشودن گره‌های اقتصادی کشور را در نظر داشتند؛ امری که از همدلی و همزبانی آغاز شد و با اقدام و عمل در سال 95 رنگ و بوی اجرا به خود خواهد گرفت. دکترحجت‌الله عبدالملکی، عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) اعتقاد دارد مسئولان و دولتمردان باید با برنامه‌ریزی دقیق، اقتصاد مقاومتی را همراه با «اقدام و عمل» در اولویت‌های برنامه‌های کشور قرار دهند. او به دیگر پرسش‌های هفته‌نامه صبح‌صادق درباره شعار سال نیز پاسخ داده است که مشروح آن را می‌توانید در ادامه بخوانید.

* به عنوان مقدمه بفرمایید نام‌گذاری «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» در ابتدای سال جدید از سوی رهبر معظم انقلاب را چگونه تحلیل می‌کنید؟
بحمدالله انقلاب اسلامی در دهه 90 در یک مسیر مهمی قرار گرفته است، به گونه‌ای که حرکت ما به سمت تمدن نوین ‌اسلامی با یک سرعت و تحرک بیشتری پیش می‌رود و در این پیشروی‌ها انقلاب اسلامی نیز در جهان منتشر می‌شود. در چنین وضعیتی سران تمدن غرب به دنبال مهار انقلاب اسلامی و متوقف‌کردن جریان شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی هستند. برای رسیدن به این هدف هم تنها دستاویزی که در اختیار دارند، مسئله اقتصاد است. به نوعی آنها می‌کوشند از ضعف اقتصادی ما سوء‌استفاده کنند. البته این ضعف اقتصادی به این معنا نیست که توانمندی ما به حداقل رسیده است؛ بلکه مفهومش این است که در عمل به شکل مناسب و شایسته ظاهر نشدیم. یا آن‌گونه که باید از ظرفیت اقتصادی‌مان استفاده نکردیم و ضعف مدیریت اقتصادی‌مان را در قالب نمایش یک اقتصاد وابسته به غرب، به منصه ظهور رساندیم.
با تشدید این ضعف‌ها و مواجه‌شدن با پدیده نفوذ، رهبر معظم انقلاب اسلامی موضوع اقتصاد را به‌مثابه مهم‌ترین بخش نفوذ دشمنان مورد تأکید قرار دادند. حتی سال 92 سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را به سازمان‌ها و دستگاه‌های ذی‌ربط ابلاغ کردند، اما در عمل طی دو سال و یک ماه که از این ابلاغیه گذشت اتفاق قابل توجهی در حوزه اقتصاد کشور نیفتاد و همچنان مشکل و ضعف شماره یک کشور،‌ اقتصاد است. از این حیث، مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) امسال را سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» نامیدند. البته رکن اساسی این پیام و شعار سال(اقتصاد مقاومتی؛‌ اقدام و عمل) همین اقدام و عمل است. چون اقتصاد مقاومتی در تریبون‌های مختلف ظاهراًً و در کلام به سمع و نظر مردم و مسئولان نهادها و دستگاه‌های کشور رسیده و از این جهت موضوع جدیدی نیست.
ولی اینکه باید وارد عرصه عمل و اقدام شود، یک عزم راسخ و دید عملگرایانه را می‌طلبد. البته به دور از انصاف است که بگوییم در ارتباط با اقتصاد مقاومتی طی دو سال اخیر کاری انجام نشده است؛ یک اقدام مربوط به مردم و اقشاری بوده که می‌دانستند باید چه کار کنند؛ چراکه در برخی مواقع و شرایط حسّاس موفق عمل کردند. مثل سازمان بسیج سازندگی و گروه‌های مردمی و جهادی که اقدامات مؤثر و دقیقی را به مرحله اجرا رساندند؛ یعنی در واقع وظیفه‌شان را شناختند و بدان جامه عمل پوشاندند. اما دو گروه عمده باقی می‌ماند؛ یکی دولت و دیگری توده مردمی که اطلاعی از معنا و مفهوم اقتصاد مقاومتی و اینکه باید حول محور آن اهداف و رویکردهایی را دنبال کنند، ندارند. البته توده مردم در امتداد اقتصاد مقاومتی آماده اقدام و عمل هستند؛ اما چون دولت به وظیفه خود عمل نکرده مردم هم ظرفیت‌های‌شان معطل مانده است. دولت در این راستا دو وظیفه مهم در ارتباط با اقتصاد مقاومتی دارد؛ یکی اجرای اقداماتی که مربوط به خودش است، یا اصلاحاتی که در ساختار اقتصادی کشور باید صورت گیرد که این دست اهداف مهم در واقع وظیفه مستقیم دولت است و به ملت ارتباط مستقیم ندارد؛ برای نمونه در موضوع نظام بانکی و تجاری کشور،‌ موضوع تقویت ساختارهای تولید و توجه به برنامه و بودجه و در وهله دوم کاری که باید دولت در ادامه انجام دهد تعیین نقش برای اقشار مختلف مردم و برنامه‌ریزی برای استفاده از ظرفیت‌های توده مردم است که متأسفانه دولت در این زمینه هم کاری انجام نداده است.

* یکی از مسائل اساسی که در حوزه اقتصاد مقاومتی وجود دارد، عدم تبیین زوایای اقتصاد مقاومتی است، جناب‌عالی در جایگاه یک عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه چه پیشنهاد و توصیه‌ای دارید که موضوع مهم اقتصاد مقاومتی به صورت کاربردی تبیین شود؟
برای اینکه موضوع اقتصاد مقاومتی به معنای واقعی محقق شود باید حول محور چهار جبهه حرکت کنیم که پیش از هرچیز نیازمند تبیین و موشکافی این جبهه‌ها هستیم تا عملگرها در هر یک از این چهار جبهه معرفی شوند و کارهایی که هر یک از این نفرات باید انجام دهند، طراحی و به آنها اطلاع‌رسانی شود. جبهه اول جبهه علمی است که در این رویکرد به طراحی سازوکارها در اقتصاد مقاومتی و تکمیل نظریه اقتصاد مقاومتی توجه شده است. جبهه دوم جبهه فرهنگی است که با هدف فرهنگ‌سازی و گفتمان‌سازی اقتصاد مقاومتی شکل‌گرفته است؛ چرا‌که اقتصاد مقاومتی باید در اذهان همه مردم، خاصه مسئولان کشور به‌مثابه یک باور القا شود. در واقع، رفتارها و برخوردشان را براساس این باور تنظیم کنند.
جبهه سوم جبهه سیاسی به معنای مطالعه‌نگری و امر به معروف و نهی از منکر اقتصاد مقاومتی است. این اهداف با این روش و شیوه فرهنگ‌سازی می‌شود که از همه اقشار و افراد و همه گروه‌ها اعم از دولتی و غیردولتی این درخواست را داشته باشند که به وظایف خودشان در حوزه اقتصاد مقاومتی عمل کنند. اما در جبهه چهارم که از همه این سه جبهه دیگر مهم‌تر است، جبهه اجرایی می‌باشد. جبهه اجرایی به این معناست که هرکس در هرجایی، هر زمانی و هر موقعیتی زنگ آغاز اجرای اقتصاد مقاومتی را به صدا درآورد. این کاری که باید در جبهه اجرایی انجام شود، در واقع همان کاری است که باید در جبهه علمی تعریف، در جبهه فرهنگی فرهنگ‌سازی، در جبهه سیاسی مطالبه و در نهایت به مرحله اجرا برسد. اگر این اهداف به خوبی برای مردم و مسئولان کشور تبیین و موشکافی شود، آن‌گاه بازارِ اقدام و عمل، رونق بیشتری خواهد یافت.

* در حال حاضر چه چالش‌ها و اختلاف دیدگاه‌هایی در حوزه اصول اساسی و بنیانی اقتصاد مقاومتی وجود دارد و برای ایجاد وحدت رویه در این حوزه چه باید کرد؟
به نظر من مهم‌ترین اختلافی که وجود دارد مرتبط با مبانی اقتصاد مقاومتی است. متأسفانه عده‌ای اقتصاد مقاومتی را در چارچوب نگاه غیردینی، سکولار و لیبرال به اقتصاد تعریف و تبیین می‌کنند. یعنی می‌خواهند از همان اقتصاد غیردینی و غربی، اقتصاد مقاومتی را استخراج و استنباط کنند، در حالی که اقتصاد مقاومتی از ریشه اقتصاد اسلامی خارج می‌شود. اقتصاد مقاومتی به فرموده رهبر معظم انقلاب(مدظله‌‌العالی) عینیت بخشیده نظام اقتصادی اسلام است.
اسلام از یک مکتب اقتصادی برخوردار است که وقتی قصد دارد این مهم را به منصه ظهور برساند یک نظامی تحت عنوان نظام اقتصاد اسلامی شکل می‌گیرد. در شرایط مملو از خصومت فعلی مشتمل بر خصومت‌های خارجی و داخلی این نظام اقتصادی که ایجاد می‌شود، محصول پیاده‌سازی مکتب اقتصادی اسلام است. با این اوصاف، اقتصاد مقاومتی باید سه اصل را به‌مثابه مبانی و اصول مهم در دستور کار جدی قرار دهد؛ ۱ـ اصل عدالت اقتصادی، ۲ـ اصل جهاد اقتصادی و ۳ـ اصل عزت اقتصادی! در ادبیات متعارف اقتصادی هر سه مورد با آنچه در اقتصاد اسلامی گفته می‌شود، متفاوت است. هم اهداف و هم ابزارها برای رسیدن به آن خاستگاه،‌ قابل قیاس نیست. البته اشتراکاتی هم وجود دارد. باید از اشتراکاتی که در اقتصاد متعارف وجود دارد، استفاده کرد. مخصوصاً مواردی که مختص اقتصاد اسلامی است توجه ویژه‌ای شود.

* ضمن ارزیابی عملکرد دولت در سال‌های گذشته با محوریت اقتصاد مقاومتی، تأکید اساسی در پیام نوروزی حضرت آقا، «اقدام و عمل» بود، فکر می‌کنید تا به امروز چه میزان اقتصاد مقاومتی مورد نظر رهبر معظم انقلاب در جامعه محقق شده است؟
نمی‌توان انکار کرد که ما در زمینه اقتصاد مقاومتی در این سال‌ها پیشرفت داشته‌ایم؛ اما به یقین این پیشرفت راضی‌کننده نبوده است و وقتی معظم‌له امسال را سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» نام‌گذاری کردند این عامل، خود به خود حاکی از این است که اقدامات کفایت نداشته است. آن اقداماتی که باید در آن سطحی که ابلاغ شده،‌ اجرا می‌شده ولی در عمل اتفاقی نیفتاده و در واقع این نام‌گذاری یک تأکید مجدد و ویژه است بر اجرای اقتصاد مقاومتی! البته پیشرفت‌های ابتدایی و غیرقابل قبولی صورت گرفته، اما به هر حال دولت نقش بسیار جدی‌ای را ایفا می‌کند. همان طور که اتفاقات مثبت اقتصاد تحت تأثیر اقدامات و تلاش‌های دولت است، رکود و عقب‌گرد در اقتصاد هم تحت‌تأثیر رفتارها و عملکرد دولتی است.

* بفرمایید الآن مسئولیت چه سازمان‌ها و نهادهایی در حوزه اقتصاد مقاومتی سنگین‌تر است و برای تحرک بیشتر سازمان‌های متولی اقتصاد چه پیشنهادی دارید؟
به یقین دستگاه‌های اقتصادی دولت مسئولیت سنگین‌تری دارند. البته به این معنا نیست که سایر دستگاه‌ها مسئولیت ندارند، یا از وظیفه سبک‌تری برخوردارند. برای نمونه ‌وزارت ارشاد در مقام فرهنگ‌سازی جایگاه مهمی دارد؛ وزارت آموزش و پرورش هم می‌کوشد در راستای اقتصاد مقاومتی نقش‌آفرینی کند. همچنین وزارت علوم در عرصه تولید علم، نظریه‌پردازی و تولید نظریات کاربردی اقتصاد مقاومتی جایگاه والایی دارد. اما مسئولیت اصلی به عهده دستگاه‌های اقتصادی دولت است. مشخصاًً‌ سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، وزارت اقتصاد و سایر سازمان‌های اقتصادی! در عین حال اینها باید برگردند و مقایسه‌ای میان نظریه اقتصاد مقاومتی که در ذهن‌شان متبادر است را با آنچه که در اندیشه رهبری تبلور می‌یابد و در نظریه واقعی اقتصاد مقاومتی مطرح می‌شود داشته باشند که من فکر می‌کنم بعضی از خطوط التقاطی که در تفکر اقتصادی برخی از مدیران ارشد اقتصادی دولت وجود دارد، باید اصلاح شود و تغییر کند. در واقع این گام اول است و اگر یک مبنای فکری صحیح شکل نگیرد انتظار برای عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی،‌ بعید است.


 

گزارش
سیدمحمد مشکوه‌الممالک

پای صحبت‌های خانواده شهید مدافع حرم علی اصغر شیردل
به فرزندم بگویید پدرت یک قهرمان بود

شهید علی‌اصغر شیردل یکی از دلاورمردانی است که برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) رهسپار سوریه شد و در دفاع از حریم ولایت به آرزوی خود رسید و از اردیبهشت ماه که به شهادت رسید هنوز پیکر مطهرش به کشور بازنگشته است.
مطالعه زندگی شهدا پس از شهادت، این مطلب را به ذهن انسان متبادر می‌سازد که به راستی آنها چقدر شایسته شهادت بوده‌اند و بحق که مرگ عادی برای آنها کم بوده است.

در ماه رجب به دنیا آمد
و در ماه رجب هم شهید شد
در ادامه خاطراتی از زبان خانواده معظم شهید بیان شده که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم.
مادر شهید شیردل می‌گوید: علی‌اصغر نیم ساعت قبل از شهادتش به من زنگ زد، بعد از آنکه به شهادت رسید همکاران پسرم گفتند که وقتی علی‌اصغر زنگ زد و با شما صحبت می‌کرد ما بند کفش‌های‌مان را هم بسته بودیم که از آن منطقه برویم. ما لذت می‌بردیم که در آن لحظات آخر که با چشم خودمان داعشی‌ها را می‌دیدیم، علی در کمال آرامش با شما حرف می‌زد و شوخی می‌کرد و کوچک‌ترین اضطراب و ناراحتی نداشت.
وقتی با من صحبت می‌کرد، گفت: می‌دانم امروز تولد منیر (خواهر بزرگ‌تر شهید) است، به او بگویید من تولدش را یادم نرفته، شب دوباره تماس می‌گیرم که به او تبریک بگویم. شب خواهرش هر چه منتظر ماند علی تماس نگرفت و ما دیگر از او خبر نداشتیم تا اینکه شب تولد خودش، خبر شهادتش را برایم آوردند. علی‌اصغر در ماه رجب به دنیا آمد و در ماه رجب هم از دنیا رفت، این‌طور که همرزم او می‌گفت، علی‌اصغر هنگام شهادت یاعلی گفته و به شهادت رسیده است.
پیکر پسرم هنوز نیامده و مزاری ندارد، من پنج‌شنبه و جمعه بر سر مزار شهدای گمنام و شهدای مدافع حرم می‌روم، از اینکه پیکر پسرم نیست کمی آزرده می‌شوم، اما راضی‌ام به رضای خدا، شاید پسرم دوست دارد که پیکرش نزد خانم حضرت زینب(س) بماند.
پدر شهید شیردل هم می‌گوید: روز۱۳ فروردین، هنگامی که علی‌اصغر می‌خواست به سوریه اعزام شود، به همراه مادر و همسرش او را تا فرودگاه حضرت امام(ره) بدرقه کردیم و او راهی سوریه شد ... دوستان و همکارانش من را به اداره احضار کردند و لباس‌های علی‌اصغر را به من دادند. هر وقت لباس‌ها را استشمام می‌کنم بوی فرزندم را حس می‌کنم. او به ظاهر نیست، اما در حقیقت همیشه در منزل حیّ و حاضر است.

به امیرعلی بگو پدرت یک قهرمان بود
همسر شهید هم می‌گوید: دو یا سه روز قبل از شهادت، همسرم بود که از سوریه تماس گرفت، مثل همیشه بعد از احوال‌پرسی و صحبت‌های روزانه، خیلی عادی بدون اینکه هیچ لرزشی در صدای او باشد به من گفت: اگر برای من اتفاقی افتاد به امیرعلی بگو پدرت یک قهرمان بود.
من خیلی ناراحت شدم، گفتم این چه حرفی است که می‌زنی؟ وسط حرفم پرید و دوباره حرف خود را تکرار کرد و گفت: به امیرعلی حتماً بگو که من یک قهرمان بودم. من در آن لحظه منظور علی را متوجه نشدم، چون اصلاً در ذهنم فکر شهادت او نبود.
اما حالا می‌فهمم که او واقعاً یک قهرمان بود، چون فقط یک قهرمان می‌تواند از فاصله نزدیک دشمن را با چشم ببیند و به زندگی عادی خود ادامه بدهد. افزایش تعداد نیروهای دشمن را در فاصله چند کیلومتری خود مشاهده کند، ولی در تماس‌های تلفنی همیشگی خود اصلاً از این موضوع حرفی نزند و صدا، لحن حرف زدن و موضوع صحبتش تغییر نکند و برای اینکه از اضطراب من کم شود بیشتر بخندد و شوخی کند.
من به توصیه همسرم گوش کردم. زمانی که می‌خواستم خبر شهادت پدر امیرعلی را به او بگویم، گفتم که باباعلیِ تو یک قهرمان بوده و فقط قهرمان‌ها می‌توانند شهید شوند.
علی‌اصغر همیشه اعتقاد داشت که در زندگی روزمره واجبات در اولویت هستند. اول کارهای واجب را انجام بدهیم، بعد اگر توانستیم به مستحبات هم برسیم و در حد توان مستحبات را هم انجام بدهیم، همیشه سعی می‌کرد بعد از نماز یکی دو صفحه قرآن بخواند. ممکن بود ختم قرآنش یک سال طول بکشد، اما طوری قرآن می‌خواند که بفهمد چه می‌خواند.
همیشه می‌گفت چیزی که من را به این دنیا دلبسته می‌کند امیرعلی است. من به علی‌اصغر می‌گفتم عیبی ندارد امیرعلی بچه تو است، چه اشکالی دارد که به او دلبسته باشی. آن زمان نمی‌دانستم منظور علی‌اصغر چیست. علی‌اصغر دوست داشت از زن، بچه و زندگی‌اش دل بکند و بگذرد تا به این درجه رفیع برسد، چیزی را بالاتر از زندگی و زن و فرزند خود دیده بود، او ائمه‌اطهار(ع) را مد نظر قرار داده و آرزویش جلب رضایت آن بزرگواران بود.
دوست و الگوی علی‌اصغر، شهید پازوکی بود، او ارادت خاصی به شهید پازوکی داشت، هر وقت که بهشت زهرا(س) می‌رفتیم ما را سر مزار ایشان می‌برد. یک روز از علی‌اصغر پرسیدم که شهید پازوکی چطور آدمی بود؟ چه کار ‌کرد که خداوند شهادت را قسمت او کرد؟ علی‌اصغر گفت: شهید پازوکی هم مثل بقیه آدم‌ها بود، اما روح سبکی داشت، کنارش که می‌نشستی سبکی روحش را احساس می‌کردی، به این دنیا تعلق نداشت. علی‌اصغر هم همین کار را کرد، تعلقات خود را از این دنیا برید. او شهید پازوکی را الگوی خود قرار داده بود.
هیچ‌وقت نگاه عاشقانه آن روز او به امیرعلی را از یاد نمی‌برم، نگاهش هنوز در ذهنم مانده است. طوری نگاه می‌کرد که هم من هم مادر شهید گریه‌مان گرفت.

بابا بالاخره به آرزویش رسید
علی‌اصغر عاشق زندگی، خانواده و فرزندش بود و بارها این عشق و محبت را به زبان آورد. البته در جمع نمی‌گفت، اما در زندگی خصوصی‌مان خیلی وقت‌ها محبتش را ابراز می‌کرد.
خبر شهادت همسرم را یک هفته بعد به امیرعلی گفتم. روزها در مراسم همسرم شرکت می‌کردم و شب‌ها که به خانه می‌رفتم طوری رفتار می‌کردم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. امیرعلی در این مدت بیشتر خانه مادرم بود، همه سعی می‌کردیم طوری رفتار کنیم که امیرعلی متوجه نشود. نمی‌خواستیم امیرعلی شوکه شود. همیشه می‌گفتم امیرعلی دعا کن بابا به آرزویش برسد؛ آرزوی بابا شهادت بود. روز آخر از امیرعلی پرسیدم: دعا کردی بابا به آرزوش برسه؟ گفت: آره مامان. گفتم: بابا بالاخره به آرزوی خودش رسید...
امیرعلی خیلی گریه کرد، شاید دو ساعت کامل. من می‌خواستم امیرعلی خبر شهادت پدرش را خودش به بقیه بدهد، فردای آن روز خانواده همسرم به خانه مادرم آمدند قرار شد که امیرعلی بیاید و خبر شهادت پدرش را به همه بدهد. امیرعلی در حالی که خیلی بغض داشت و ناراحت بود سعی می‌کرد گریه نکند و خودش را کنترل کند، از سویی اطرافیان هم همین‌طور بودند، با اینکه تازه خبر شهادت را شنیده بودند، ولی سعی می‌کردند به خاطر امیرعلی ناراحتی خود را نشان ندهند. صبورانه نشستند، امیرعلی گفت: می‌خوام یک خبر خوب به شما بدم، می‌خوام بگم که بابای من یک قهرمان بوده و شهید شده، همه شروع به دست زدن کردند.

اگر جای همسرم بودم
دلم نمی‌خواست برگردم
وقتی خدا قسمتم کرد که به سوریه بروم با خودم گفتم که به خانم حضرت زینب(س) متوسل می‌شوم و به ایشان می‌گویم که پیکر همسر من را برگرداند، اما وقتی به سوریه رفتم و غربت خانم حضرت زینب(س) را دیدم و از آن انسان‌های پلید و جنایات‌شان بیشتر باخبر شدم، فهمیدم که اگر من هم جای همسرم بودم دلم نمی‌خواست که برگردم و احساس کردم همسرم دوست دارد پیش خانم حضرت زینب(س) باشد.
همسر من سی‌ام اردیبهشت ماه به شهادت رسید. من از مهرماه در مقطع اول متوسطه دخترانه غیرانتفاعی امام جعفر صادق(ع) فعالیت کاری‌ام را شروع کردم این کار برای روحیه‌ام خیلی خوب بود و احساس کردم با کار کردن در مدرسه می‌توانم بچه‌ها را با شهید، شهادت و راه خدا بیشتر آشنا کنم. در این مدتی که وارد این کار شده‌ام، به عنوان مربی پرورشی مدرسه با بچه‌ها رابطه خوبی برقرار کرده‌ام و امیدوارم در این راه موفق شوم و بتوانم دین خود را به اسلام ادا کنم.
خواهر شهید شیردل هم می‌گوید: نماز اول وقت برادرم ترک نمی‌شد، از وقتی که به سن تکلیف رسید همیشه نمازهایش را اول وقت می‌خواند.
ما سه خواهر هستیم و علی‌اصغر تنها برادر ما و برای ما خیلی عزیز بود، برادرم همیشه به یاد ما بودند، حتی بعد از ازدواج هم تماس می‌گرفتند و حال ما را می‌پرسیدند، همیشه جویای احوال ما و فرزندان ما بودند؛ طوری که حتی در سوریه هم به یاد تولد دختر من بودند، تماس گرفتند و تولد دخترم را تبریک گفتند.

گفتم یک لباس نظامی می‌خواهم
فرزند شهید شیردل نیز درباره پدر چنین می‌گوید: بابا بعضی وقت‌ها با من شمشیربازی می‌کرد، می‌گفت پسرم بیا پیش من بخواب، برام قصه تعریف می‌کرد و شب‌ها دستم را می‌گرفت تا بخوابم.
او ادامه می‌دهد: یک روز بابا زنگ زد و از مامان پرسید که به پسرم بگو چه چیزی لازم داره تا از آنجا برایش سوغاتی بیاورم؟ من گوشی را از مادر گرفتم و گفتم یک لباس نظامی با یک پاستیل. بابام چون می‌خواست بجنگد وقت نداشت برایم پاستیل بخرد، اما وقتی که شهید شد دوستش برایم یک دست لباس نظامی آورد. من یک انگشتر هم از پدرم یادگاری دارم که خیلی دوستش دارم.
بابا الآن در بهشت است و من دلم می‌خواهد به او بگویم که خیلی دوستش دارم و اگر دوباره پیش من بیاید او را در آغوش می‌گیرم و می‌گویم: صد ساله که منتظرت بودم نیومدی پیشم.
خواهرزاده شهیدشیردل هم این‌طور می‌گوید: ایشان همیشه پشت‌وپناه من بود، حتی زمانی که به سن تکلیف رسیدم دایی علی‌اصغر مسائل شرعی را به من آموخت، برای من خیلی بیشتر از یک دایی بود، آن‌قدر مهربان بود که نمی‌توانم مهربانی‌ها و خوبی‌های او را با کلمات توصیف کنم.


 

 

 

صفحه یازدهم

 
 


  آیت‌الله شیخ محمدتقی مصباح یزدی
 دنیا ابزار است هدف نیست!
 

 مذموم بودن دنیا به دلیل مزاحمتی است که برای آخرت دارد، ولی همیشه جمع بین دنیا و آخرت محال نیست. بسیاری از مردم تصور می‌کنند که اگر نعمت‌های دنیا نصیب کسی شد، حتماً از اهل آخرت نخواهد بود و اگر کسی بخواهد صددرصد اهل آخرت باشد، باید از همه چیز زندگی دنیا صرف‌نظر کند و از آنجا که دنبال هرچه برود مزاحمت با آخرت دارد، زندگی، سلامتی و آبرویش به خطر می‌افتد. از اینجا این سؤال پیش می‌آید که چگونه است که بین دنیا و آخرت تضاد است، ولی ما نسبت به آن مسئولیت‌هایی داریم؟! حتی تحصیل برخی از امور دنیا برای انسان واجب است؛ مثلاًً انسان باید برای رفع نیازهای ضروری خود و خانواده‌اش کار کند. جمع این مسائل با هم چگونه ممکن است؟ این شبهه‌ها به‌ دلیل نقصی است که ما در تعریف دنیا و آخرت از نظر فرهنگ اسلامی داریم؛ به‌خصوص روایاتی که در آنها دنیا مذمت می‌شود و اهل دنیا مورد نکوهش قرار می‌گیرند، بر ابهام‌ها می‌افزاید.

نگاه ابزاری و استقلالی به دنیا
مذمت دنیا، مذمت کسانی است که فریب دنیا را خورده‌اند. ذات دنیا مذمتی ندارد. نعمت‌هایش هم نعمت‌ خداست و باید خدا را برای آنها شکر کرد و استفاده از این نعمت‌ها عیبی ندارد. آنچه هست این است که فریب دنیا را نخوریم؛ «فَلَا تَغُرَّنَّكُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا». فریب مقوله‌ای است که با ذهن و فکر ارتباط دارد و استفاده از نعمت در معنای آن نیست. امیرمؤمنان‌(ع) دنیا را سجده‌گاه فرشتگان و تجارتخانه اولیای خدا معرفی می‌کند. فریب خوردن این است که انسان از چیزی تصوری داشته باشد، اما باطنش طور دیگری باشد و انسان فریب ظاهر آن را بخورد و از مطلوب واقعی‌اش باز بماند.
امیرالمؤمنین‌(ع)‌ فرمود: اگر کسی به خود دنیا چشم بدوزد، دنیا کورش می‌کند، اما اگر دنیا را ابزاری قرار دهد تا ماورایش را ببیند، بر بصیرتش می‌افزاید. دنیا همانند عینکی است که انسان آن را به چشمش می‌زند تا با آن پشت آن را ببیند. دنیا ابزار است. وقتی شما با کارد میوه‌ای را پوست می‌‌گیرید اصلاً توجه ندارید که این کارد چگونه و چه رنگی است. اگر از شما بپرسند که دسته آن کارد چه رنگی بود، ممکن است بگویید اصلاً متوجه رنگ آن نشدم. این نظر ابزاری و آلی است و چنین نگاهی به دنیا مذموم نیست. مذموم آن است که ما به دنیا به نظر استقلالی نگاه کنیم؛ یعنی به خودش خیره شویم و خودش را هدف قرار دهیم. نظر ابزاری به دنیا نه تنها ضرری ندارد و انسان را کور نمی‌کند، بلکه بر بصیرت انسان می‌افزاید؛ «وَمَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ وَمَنْ‏ أَبْصَرَ إِلَیْهَا أَعْمَتْهُ». بنابراین ممکن است انسان از دنیا لذت ببرد و مذموم هم نباشد؛ حتی گاهی کسب و استفاده از متاع دنیا واجب می‌شود و لذتی که شخص از آن می‌برد ثواب اخروی هم دارد؛ ولی گاهی نیز تمام زحماتی که انسان می‌کشد همه‌ برای دنیاست و هباءً منثوراً می‌شود؛ «وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَّنثُورًا»؛ همانند گردی که پخش می‌شود و چیزی از اثرش باقی نمی‌ماند.

نیت؛ اصلی‌ترین عامل ایجاد ارزش
اکنون این پرسش مطرح می‌شود که دلیل این مسئله چیست؟ چرا دنیا از یک نظر مذموم و از نظر دیگر ممدوح است؟ حل این مسئله در گرو تبیین منشأ ارزش‌های اخلاقی است. از دیدگاه اسلامی، اصلی‌ترین عامل ایجاد ارزش، نیت است؛ باید انگیزه کار را دید. اگر انگیزه خدایی باشد، آن کار ارزشمند می‌شود و اگر انگیزه شیطانی باشد (حتی اگر آن کار عبادت، شب‌زنده‌داری یا جهاد باشد)، هیچ ارزشی ندارد؛ بلکه گاهی گناه هم دارد. پس ارزش دنیا بسته به این است که ما چگونه به دنیا نگاه کنیم. مغرور شدن و فریب‌خوردن از دنیا این است که نظرمان را به خود دنیا و لذت‌های آن بدوزیم و فراموش کنیم که آخرتی نیز هست. ارزش مثبت یا منفی کار اختیاری بسته به نیت انسان است که چگونه با آن برخورد کند، چگونه آن را ببیند و چگونه و برای چه هدفی آن را انجام دهد. اگر خود دنیا و لذت‌های دنیا هدف شد، این همان «ابصر الیها» و نظر استقلالی است، اما اگر آن را ابزار قرار داد، همان «ابصر بها» است که با آن حقایق را بهتر می‌بیند و پند می‌گیرد. در این صورت همین دنیا باعث می‌شود که انسان بصیر شود و اشتباه نکند.

اهل دنیا
امیرمؤمنان(ع) در نهج‌البلاغه تعبیر بسیار عجیب و زننده‌ای نسبت به اهل دنیا دارند. می‌فرمایند: به این کسانی که به دنیا چسبیده، آن را هدف خودشان قرار داده‌اند، نگاه نکن! «فَإِنَّمَا أَهْلُهَا كِلَابٌ‏ عَاوِیَةٌ ... یَهِرُّ بَعْضُهَا عَلَى بَعْضٍ»؛ اینها سگ‌هایی هستند که پارس می‌کنند؛ کارشان این است که به جان هم بیفتند و از همدیگر گاز بگیرند. تو هم می‌خواهی مثل اینها بشوی؟! اگر نمی‌خواهی، خیلی به اینها و لذت‌های‌شان نگاه نکن! خداوند در آیه 131 سوره طه خطاب به پیغمبر اکرم(ص)  می‌فرماید: «وَلَا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْكَ إِلَى مَا مَتَّعْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّنْهُمْ زَهْرَةَ الْحَیَاةِ الدُّنیَا لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ»؛ مبادا به کسانی که دارای نعمت‌های دنیا هستند، چشم بدوزی و حسرت آنها را بخوری! اینها وسیله آزمایش است.  
 دنیا همانند شمشیر دو لب است؛ هم می‌تواند وسیله‌ای برای سعادت ما باشد، هم وسیله‌ای برای سقوط؛ سقوط و سعادتی که حد و مرزی ندارد.
شاید برخی خیال کنند که اهل دنیا کسانی هستند که به نعمت‌های دنیا متنعمند، در صورتی که این‌گونه نیست. منظور از اهل دنیا کسانی است که هدف‌شان دنیا شده است، اگرچه به دنیا نرسند. ممکن است کسی تهیدست، بدبخت و بیچاره باشد، ولی از اهل دنیا به شمار رود. اهل دنیا کسانی هستند که غیر از لذت دنیا چیزی نمی‌خواهند. حتی ممکن است به آن نرسند، ولی از آنجایی که نگاه‌شان به دنیا نگاه اصیل و استقلالی است، اهل دنیا هستند. همچنین ممکن است کسانی متنعم در نعمت‌های دنیا باشند و در عین حال مقامات عالی آخرتی نیز داشته باشند.

کار خدایی و سود مضاعف دنیایی!
امیرمؤمنان‌(ع) در یکی از خطبه‌های نهج‌البلاغه از کسانی سخن می‌گوید که با یک درخواست از خدا برخی نعمت‌های دنیا را به دست می‌آورند (که دیگران سال‌ها با زحمت به‌دست می‌آورند) و مقامات اخروی‌شان هم محفوظ است. می‌فرماید: ‏آدمیزادها در دنیا همیشه در حال کارند، هر کسی هدفی دارد و چیزی را دنبال می‌کند. هر کسی از چیزی خوشش می‌آید و به دنبال آن می‌گردد تا آن را به دست آورد؛ «النَّاسُ‏ فِی‏ الدُّنْیَا عَامِلَانِ‏ عَامِلٌ عَمِلَ فِی الدُّنْیَا لِلدُّنْیَا قَدْ شَغَلَتْهُ دُنْیَاهُ عَنْ آخِرَتِهِ فَیُفْنِی عُمُرَهُ فِی مَنْفَعَةِ غَیْرِهِ»؛ تلاش انسان‌ها در دنیا بر دوگونه است؛ برخی در دنیا کار می‌کنند، اما هدف‌شان خود دنیاست. هدف‌شان این است که به دنیا برسند و مقصود دیگری ندارند. چنین تلاشی انسان را از کار آخرتی باز می‌دارد. کار می‌کند که پول در بیاورد و اندوخته‌هایش در بانک‌های داخلی و خارجی زیاد شود. روشن است که این فرد با این زحمتی که می‌کشد به راحتی می‌تواند زندگی خودش را تأمین کند، ولی به این اکتفا نمی‌کند و در این فکر است که فرزندانش نسل اندر نسل راحت زندگی کنند. چنین کسی عمرش را صرف نفع نسل آینده‌اش می‌کند. کار می‌کند و زحمت می‌کشد برای اینکه پس از مثلاً صدسال دیگرانی از نسل خودش در این دنیا خوش باشند و از این پول‌ها استفاده کنند.
«وَ عَامِلٌ عَمِلَ فِی الدُّنْیَا لِمَا بَعْدَهَا»؛ اما برخی در همین دنیا کار می‌کند و زحمت می‌کشند، اما هدف‌شان دنیا نیست. امیرالمؤمنین(ع) چقدر زحمت می‌کشید تا نخلستان به بار آورد؟ زمانی قناتی را به دست خودش ایجاد کرد؛ آن قدر کلنگ زد تا چاهی را به آب رساند و آن را به چاه‌های دیگر مربوط کرد تا قنات آماده شد. هنوز عرقش خشک نشده بود که می‌گفت قلم و کاغذ بیاورید و همان‌جا آن را وقف می‌کرد. با آن مقامش این زحمت‌ها را می‌کشید، اما برای خدا. این کار شدنی است. اگر من و شما هم شیعه علی باشیم باید از حضرت علی یاد بگیریم. حضرت می‌فرمایند:  هدف چنین کسی اطاعت خدا و خدمت به خلق خداست؛ کارش را به صورت عبادت انجام می‌دهد؛ عبادت‌هایی که گاهی ثوابش بارها از نماز و روزه‌ بیشتر است.
«فَجَاءَهُ الَّذِی لَهُ مِنَ الدُّنْیَا بِغَیْرِ عَمَلٍ؛ فَأَحْرَزَ الْحَظَّیْنِ مَعاً وَمَلَكَ الدَّارَیْنِ جَمِیعا»ً؛ خداوند متعال نعمت‌های دنیوی را که دیگران با زحمت به دست می‌آوردند، به راحتی در دسترس چنین کسانی قرار می‌دهد. بنابراین هم بهره دنیا را می‌برد و هم بهره آخرت را. بهره دنیایش نعمت بی‌زحمتی است که خداوند نصیبش می‌کند.
«أَصْبَحَ‏ وَجِیهاً عِنْدَ اللَّهِ لَا یسْأَلُ اللَّهَ شَیئاً فَیمْنَعَهُ»؛ چنین کسی چنان آبرویی پیش خدا پیدا می‌کند که هر چه از خدا بخواهد به او می‌دهد. اگر نعمت دنیایی هم از خدا بخواهد به او می‌دهد؛ مستجاب‌الدعوه می‌شود. «مَلَكَ الدَّارَینِ جَمِیعاً»؛ چنین کسی هم دنیا را دارد هم آخرت را، اما در عین حال دنبال سورچرانی، شهوترانی و هوس‌بازی نمی‌رود. حضرت سلیمان نبی که آن سلطنت را داشت از زاهدترین افراد زمان خود بود. می‌کوشید با دست خودش کار شخصی‌اش را انجام بدهد و روزی خودش را از آن‌جا به دست بیاورد.
 


آیینه خواص

رسول رضاپور
  از روشنگری تا شهادت در فتنه!



در فتنه جمل که زید در کوفه ساکن بود، عایشه به وی و چند نفر دیگر از بزرگان نامه نوشت و وی را فرزند خاص خود خواند و گفت: «در خانه بنشین و مردم را از علی برگردان.»
زید نیز در پاسخ نوشت: «تو به کاری مأموری و ما نیز به کار دیگری. تو به نشستن در خانه و ما به جهاد در راه خدا سزاوارتریم. اکنون تو کار ما را به دست گرفتی و ما را به کار خود فرمان می‌دهی! اگر در خانه بنشینی فرزند خوبی برایت خواهم بود.»
زید در جنگ جمل در سپاه امام علی(ع) بود و فرماندهی و پرچمداری جنگجویان قبیله ربیعه را بر عهده داشت که سرانجام در همین نبرد به شهادت رسید.
جنگ جمل، در بعدازظهرِ یکی از جمعه‌های سال 36 هجری قمری در منطقه «فریبه» اتفاق افتاد و تا شامگاه پایان پذیرفت.
در این نبرد، نام‌آورانی چون سلمان فارسی، عماربن‌یاسر و کمیل‌بن‌زیاد در میان سپاه امام علی(ع) دیده می‌شدند. به گفته برخی از راویان، یاوران امام حدود ۲۰ هزار نفر بودند، حدود 80 تن از این گروه در جنگ بدر شرکت داشتند و 1500 تن از صحابه پیامبر گرامی(ص) شمرده می‌شدند. در این نبرد، هزار پیاده و ۷۰ سواره از سپاه امام به شهادت رسیدند.
زید در این جنگ پس از نبردی سخت و شجاعانه ضربه‌ای از عمروبن‌یثربی خورد و چون قاتل او، زخمی کاری به او زد، از اسب بر زمین افتاد. امام علی(ع) بر بالای سرش آمد و فرمود: «یرحمک‌الله یا زید، کنت خفیف المونه، عظیم المعونه؛ ‌ای زید خداوند تو را رحمت کند. زحمت و مشقت تو بسیار کم و تعلقات دنیوی تو اندک، ولی امدادرسانی و یاری‌ات، در دین خدا و در حق ما بسیار زیاد بود.»
آنگاه زید سرش را به طرف آن حضرت برگرداند و گفت: «خداوند به تو جزای خیر دهد، ‌ای امیرالمؤمنین(ع)؛ والله قسم تو را علیم و دانا به خداوند تعالی می‌دانستم. خدا را چنان که باید می‌شناسی و خدا در دل تو بسی بزرگ است و به قرآن کاملاً آشنایی. سوگند به خداوند تعالی که با دشمنان تو از روی جهالت و کورکورانه جنگ نکردم، بلکه چون «حدیث غدیر» را که در حق تو وارد شده و از «ام‌سلمه» همسر پیامبر شنیده بودم که پیغمبر فرموده بود: من کنت مولاه فهذا علی مولاه... همراه تو جنگیدم و چون وخامت عاقبت کسی که تو را خوار کند، می‌دانستم کراهت داشتم از اینکه تو را تنها و مخذول گذارم، مبادا که خداوند مرا چنین کند.»
زید پیش از جنگ جمل با روشنگری‌های خود مردم را به اطاعت از امام(ع) فراخواند و خود نیز به شایستگی در خط مقدم نبرد شرکت جست.
به نوشته برخی از مورخان، زیدبن‌صوحان هنگام شهادت، چنین وصیت کرد: «مرا با لباس‌هایم دفن کنید، لباسم را بیرون نیاورید و خون‌های بدنم را نشویید؛ زیرا می‌خواهم آنها در روز رستاخیز بر پایداری‌ام شهادت دهند.»
بر اساس روایتی دیگر، زید وصیت کرد: «مرا با لباس‌هایم دفن کنید تا در روز رستاخیر علیه دشمنانم شهادت دهند.»
 


گزارش
حسن فلاح
    گزارش صبح صادق از مراسم بزرگداشت شهدای امداد و نجات هوانیروز و مدافعان حرم نیروی زمینی سپاه
پاسدارانی که فدای امنیت و آرامش مردم شدند
 

روزهایی که خیابان‌ها شلوغ بودند و مردم ساعت‌ها برای رسیدن به مقصدهای‌شان در ترافیک سنگین خرید عید نوروزی معطل می‌ماندند، هیچ نگرانی از امنیت نداشتند. در این آرامش برخی مسئولانه سهیم هستند. وقتی مردم ما به سفر می‌رفتند و تصادفات و مشکلات امدادی به‌وجود می‌آمد، دوستان تلاشگر امدادی در بالگردهای امداد و نجات ساعت‌ها بر فراز قلل کوهستان‌ها، دشت‌ها و مراتع پرواز می‌کردند تا برای مردم‌یاری به مقصد‌های دور و نزدیک برسند. در این میان سرهنگ‌ دوم‌‎ پاسدار خلبان «حجت‌الله خرم‌دشتی» فرمانده پایگاه بالگرد هوایی شیراز و دوستانش سرهنگ‌ دوم ‌پاسدار خلبان «محمد وفادار»، سرگرد‌ پاسدار «عبدالخالق رنجبر»، سروان ‌پاسدار «مهدی نجفی»، سروان‌ پاسدار «محمدامین کدخدایی»، امدادگر «شهید‌حمیدرضا جوادی» و امدادگر «شهید‌حسن قائدی» در راه مردم‌یاری و امداد و نجات به هم‌وطنانی که در جاده‌ها دچار سانحه تصادف شده بودند و به کمک بهداشتی و درمانی نیاز داشتند به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. اینها همان سبزجامگان هوانیروز نیروی زمینی سپاه بودند که با آغوش باز از مأموریت‌ها و اتفاقاتی که بر اعتلای نظام مقدس جمهوری اسلامی بیفزاید، استقبال می‌کردند و تا جان خودشان را در طبق اخلاص نهاده و با لبی خندان تقدیم جانان کردند.
به همین مناسبت فرماندهان، مسئولان و پاسداران نیروی زمینی سپاه در مراسمی یاد و خاطره فداکاری‌ها و رشادت‌های شهدای امداد و نجات هوانیروز و مدافعان حرم سال 95 را گرامی داشتند.
سردار ابوالقاسم معراجی، معاون نیروی انسانی نیروی زمینی سپاه در حاشیه این مراسم به تلاش مفید و سلحشورانه این تیم هوایی اشاره کرد و به خبرنگار صبح‌صادق گفت: این دلاورمردان و معراجیان هوانیروز نیروی زمینی سپاه علاوه بر این سلحشوری که همگان دیدند و در این راه هم به شهادت رسیدند، اقدامات مؤثر و مفید دیگری هم در کارنامه پربارشان دارند. روزی در زلزله بم هم جان بسیاری از مجروحان آن حادثه اسف ‌بار را نجات دادند، یا در بسیاری از حوادث جاده‌ای، روستایی و شهری نیز حضور فعالی داشتند که آمار این امداد و نجات به 1873 نفر می‌رسد که از سال 82 آغاز و به پایان سال 95 منتهی می‌شود.
وی افزود: امروز برای تکریم از مقام شامخ این تلاشگران عرصه امداد و نجات گردهم آمدیم که از این اقدامات خداپسندانه و مردم‌یاری ایثارگرانه، تجلیل کنیم. البته در کنار بزرگداشت شهدای امداد و نجات هوانیروز نیروی زمینی سپاه، یاد چهار نفر از شهدای مدافع حرم؛ شهید سعید مسافر و شهید رضی(تیپ میرزا کوچک‌خان)، شهید ماشاءالله شمسه(گروه 24 بعثت) و شهید حیدر ابراهیم‌خانی(گروه 43 امام علی(ع)) نیز زنده شد.
سرهنگ‌دوم پاسدار خلبان سیدروح‌الله حسینی، مسئول عملیات هوانیروز نیروی زمینی سپاه هم که از دوستان و هم‌قطاران این شهدا به شمار می‌رود، درباره شهید خرم‌دشتی گفت: روزهایی را که با حجت‌اله خرم‌دشتی در دانشگاه افسری امام حسین(ع) هم‌دوره‌ بودیم برایم خاطره‌انگیز است. او استاد خلبان بالگرد MI171 و فرمانده پایگاه بالگرد هوایی شیراز بود. این را بدانید که به ظنّ بسیاری از بزرگان هوانیروز حجت‌الله خرم‌دشتی یکی از آیندگان نیروی هوایی سپاه بود و حتماً جزء فرماندهان ارشد می‌شد.
وی اظهار داشت: خرم‌دشتی فردی با اخلاق، متعهد و دلسوز بود. ما کمتر کسی را داشتیم که آن‌قدر به اصول معتقد باشد. دوستان دیگر ما خلبان یکم سیدمحمد وفادار و مهندس پرواز عبدالخالق رنجبر خصوصیات اخلاقی ویژه‌ای داشتند که آنها را از دیگر دوستان متمایز می‌کرد.
در این مراسم، سرهنگ‌دوم پاسدار ناصر فلاح مسئول روابط عمومی و تبلیغات هوانیروز نیروی زمینی سپاه به نمایندگی از دوستان و همکاران شهدای امداد و نجات پیامی را قرائت کرد و در ادامه حجت‌الاسلام حسین جوشقانیان، مدیر شبکه‌ ملی وارثون(شبکه جهاد و شهادت) تأکید کرد: انسان‌ها در حکومت اسلامی به سه گروه تقسیم می‌شوند؛ کسانی که محب خدا و فدایی دین خدا هستند- اینها همان شهدا هستند. واقعاً شهادت اتفاق نیست و هرکسی صلاحیت رسیدن به این جایگاه والا را ندارد. کسانی که تداوم‌بخش راه‌ شهدا و مصداق بارز من ینتظر هستند به عنوان دومین گروه در حکومت اسلامی حضور دارند.
وی درباره کسانی که با تفکر دنیاطلبی در طول تاریخ به امامان معصوم آسیب زدند، افزود: کسانی سابقه ۴۰-۳0 سال خدمتگزاری و پیروی از ولی‌فقیه را دارند و به ظاهر در کنار ولی هستند؛ اما هزاران فرسنگ از لحاظ فکری و عملی با ولی فاصله دارند. در واقع، همین افراد به واسطه دنیاطلبی از ولی جدا شده‌اند. اما شهدا با تبعیت محض از ولایت و تربیت با مبنای دنیاگریزی و گناه‌گریزی، ارتباط‌شان را با امام زمان(عج) نزدیک‌‎تر کردند. حقیقتاً اگر امروز نائب امام زمان(عج) را یاری دادیم در اردوگاه امام زمان(عج) هم حضور فعالی خواهیم داشت.
 


یادداشت
علیرضا جلالیان

مدرن‌سازی سلاح‌ها و توسعه دفاعی انقلاب اسلامی


امروزه، آنچه در حوزه سلاح و تجهیزات دفاعی، مهم تلقی می‌شود، بالا بردن سرعت عملیاتی کردن سلاح‌ها، بالا بردن دقت شلیک و قدرت تخریب، آسانی کار با سلاح و قابل حمل بودن، به ویژه در حوزه سلاح‌های سنگین و نیمه‌سنگین است. از سویی می‌توان اذعان داشت که در حوزه سلاح‌های انفجاری در سازوکار کلی عملکرد این سلاح‌ها تغییرات چندانی رخ نداده است (البته سخن از ورود برخی سلاح‌ها با قابلیت شلیک لیزر در برخی ارتش‌های جهان به میان می‌آید). سازوکار عملکرد سلاح‌های سبک تولیدی در دهه 60 قرن بیستم با سلاح‌های تولیدی فعلی که قابلیت شلیک گلوله را دارند، تفاوت نکرده و تنها به آنها قابلیت‌های جدید افزوده شده است؛ در حوزه سلاح‌های نیمه‌سنگین هم این‌چنین است و تیربارها تنها قدرتمندتر شده‌اند. برای نمونه، سلاح‌های ضدزره با همان سازوکار‌های قبلی طراحی می‌شوند و تنها مواد انفجاری یا سامانه هدایت آنها مدرن شده است. موشک‌های ساده آرپی‌جی7 نیز تنها با مواد انفجاری جدید قابلیت تخریب بالاتری پیدا کرده‌اند، اما همان ساختار قبلی را دارند. دوربین‌های جدید و افزایش برد موشک هم در تولید این سلاح‌ها لحاظ شده است. در سلاح‌های ضد‌زره دقیق‌تر، همچون «مالیوتکا» در بلوک شرق یا «تاو» در بلوک غرب نیز همان ساختار مکانیکی رعایت شده است با این تفاوت که در زمان آغاز تولید این سلاح‌ها ترانزیستورها تازه وارد عرصه شده بودند و از این قابلیت‌ها استفاده می‌شد، اما امروزه در جمهوری اسلامی و برخی کشورهای صاحب فناوری، ساخت نسل جدید این سلاح‌ها با فناوری‌های دیجیتالی و فیبر نوری، هوشمند شده است که امکان ارسال همزمان تصویر و قابلیت قفل روی هدف را داشته و هدایت‌پذیری روان‌تری دارند و از جمله مزیت‌های دیگر آنها قدرت انفجار و برد بسیار بالاست. البته هزینه‌های بالای تولید نیز سبب می‌شود از این سلاح‌ها تنها در موارد خاص و حساس استفاده شود. بخشی از این موضوعات از سوی صنایع دفاعی کشور محرمانه مانده که برای توضیح بیشتر لازم است به نمونه‌هایی از پروژه‌های مشابه در کشورهای دیگر اشاره کنیم. برای نمونه، صنعت دفاعی آلمان موشک‌های ضد‌زره با قابلیت ارسال همزمان اطلاعات و تصویر از طریق فیبر نوری و با برد بیش از 70 کیلومتر را طراحی و تست کرده است. در کشور ما نیز بخش خصوصی پروژ‌ه‌هایی با سفارش صنایع دفاعی انجام داده که قابلیت‌هایی بیش از این دارد. یکی از این قابلیت‌ها می‌تواند تمامی زره‌پوش‌های دشمن را پیش از رسیدن به حدی که توان عملیات داشته باشند، منهدم کند. برای نمونه، در صحنه عملیاتی جنوب لبنان و شمال سرزمین‌های اشغالی قدس با این قابلیت می‌توان پیش از هرگونه اعزام تیپ‌های زرهی رژیم صهیونیستی به نزدیکی مرزهای لبنان، با موشک‌های ضد‌زره انفجاری دوزمانه تمام یگان زرهی رژیم صهیونیستی و حتی اسطوره اسرائیلی «مرکاوا» را نابود کرد.


گلی از باغ

 «حاجی بخشی» روایت می‌کند

 

نیروهای مؤثر در دفاع مقدس در شاخه‌های مختلف، اعم از رزمنده، امدادگر، جهادگر، تدارکاتچی و... همه خاطرات بسیاری از آن دوران دارند. شاید تلقی این است که فرماندهان و مسئولان دوران دفاع مقدس خاطرات ناب و فراوانی از این دوران دارند، اما شواهد نشان داده که سایر نیروهای مؤثر این دوران نیز حجم انبوهی خاطرات ناب و شنیدنی دارند که هنوز مجالی برای بیان آنها پیدا نکرده‌اند. در این میان «حاج ذبیح‌الله بخشی» از پیرمردهای مؤثر جبهه‌ها، به‌ویژه در میان بچه‌های تهران بود. او هر چند چهره شناخته شده‌ای برای رزمندگان آن سال‌ها بود، اما نسل جوان همچنان از این همیشه قهرمان دفاع مقدس درک عمیقی ندارد. کتاب «حاجی بخشی» گامی دیرهنگام، اما مثبت از سوی «محسن مطلق» است. این کتاب شرح خاطرات «حاج ذبیح‌الله بخشی» است که از زبان او و به قلم نویسنده نگاشته شده است. کتاب در شش فصل به زندگی این پیر میدان جهاد می‌پردازد. خاطرات حاجی بخشی از دوران کودکی‌اش در روستای شمس‌آباد اراک آغاز می‌‌شود و با پذیرش قطعنامه و عملیات مرصاد به اتمام می‌رسد.
شرح اَعلام در پایان کتاب و پاورقی‌ها اطلاعات قابل ملاحظه‌ای را در اختیار محققان قرار داده است.
در بخشی از این کتاب چنین می‌خوانیم: «یکی از افتخارات من، طرح جداسازی زن و مرد در اتوبوس‌های شرکت واحد بود. حتی خود خانم‌هایی که مذهبی نبودند، می‌گفتند «خدا پدرتان را بیامرزد.» خب زن و مرد قاطی بود، خانم‌ها مخصوصاً خیلی اذیت می‌شدند توی اتوبوس‌ها و ماشین‌های عمومی. ببینید، وقتی حریم آدم‌ها رعایت شود، دیگر مثل یک فرهنگ درمی‌آید. جزء آداب و رسوم مردم می‌شود. توی مترو هم با اینکه خانم‌ها می‌توانند توی قسمت مردانه سوار شوند، ولی این قضیه جا افتاده و خود مردم رعایت می‌کنند. یک خانمی که یک جا ایستاده، حریمش را رعایت می‌کنند.»
«حاجی بخشی» با عنوان فرعی «خاطرات شفاهی حاج ذبیح‌الله بخشی» به کوشش «محسن مطلق» در 232 صفحه مصور به کوشش انتشارات عماد فردا در 2000 نسخه منتشر شده است.

 


علمداران

 به فرمان امام تمکین کرد


 


پس از عملیات «خیبر»، درحالی که پس از فتح خرمشهر بعضی عملیاتها به نتایج مطلوبی نرسیده بود، برای برخی فرماندهان همچون شهید رستگار ابهاماتی به وجود آمده بود که باید به همین سبک به جنگ ادامه دهیم، یا سبک دیگری را برگزینیم. یک گروه سیاسی هم با محوریت «اکبر گنجی» در پادگان امام حسین(ع) بود که تلاش کردند، از این ابهامات به سود خودشان بهره ببرند؛ برای همین، در منطقه ۱۰ سپاه (که مرکزش تهران بود) و پادگان حضرت ولی‌عصر(عج) اعتراضاتی صورت گرفت. پس از اینکه امام راحل پیامی دادند، امتحان سختی شکل گرفت. آنهایی که مانند شهید رستگار و شهید بهمنی ولایی و پیرو امام(ره) بودند به فرمان امام تمکین کردند و به جبهه برگشتند و جنگیدند و گروهی دیگر امثال اکبر گنجی که از همان آغاز هم امام(ره) را قبول نداشتند، سپاه را ترک کردند و به جبهه هم نیامدند.
به نقل از سرلشکر محسن رضایی
حاج کاظم نجفی رستگار در نخستین روزهای بهار سال ۱۳۳۹ در شهر ری به‌ دنیا آمد. هفت ساله بود که به مدرسه رفت و تا کلاس سوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. پس از آن در صف انقلابیون قرار گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز غائله کردستان و تحرکات نیروهای ضد انقلاب، همراه نیروهای شهید «دکتر مصطفی چمران» راهی کردستان شد و آموزش‌های چریکی را فرا گرفت. پس از بازگشت از کردستان و آموختن فنون نظامی و جنگ شهری به تعلیم شهید چمران و جاویدالاثر حاج احمد متوسلیان، در «پادگان توحید» به عضویت سپاه درآمد و پس از مدتی به «فیروزکوه» رفت. سپس فرمانده یکی از گردان‌های تیپ رسول‌الله(ص) شد و پس از شش ماه فعالیت، «مسئولیت واحد عملیات» را در پادگان توحید پذیرفت و تا شروع جنگ در این سمت باقی ماند. پس از عملیات الی بیت‌المقدس طی مأموریتی برای توانمندسازی نیروهای «حزب‌الله»، به جنوب لبنان اعزام شد و مسئولیت تعدادی از عملیات‌ها را برعهده گرفت. بازگشت او با تشکیل تیپ «سیدالشهداء(ع)» همراه بود و با جمعی از یاران و دوستانش، فرماندهی عملیات تیپ را عهده‌دار شد. مهرماه سال ۱۳۶۱ ازدواج کرد و چند روز بعد به جبهه رفت. در جریان عملیات «بدر»، ۲۵ اسفند سال۱۳۶۳ در منطقه هورالهویزه به درجه رفیع شهادت نائل آمد. پیکر مطهر او پس از ۱۳ سال قطعه‌‌قطعه به وطن بازگشت.

 
 

صفحه دوازدهم

 
 

 مهدی امیدی

 نگاهی به فیلم «بادیگارد» آخرین ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا
حماسه اسطوره‌های انقلاب در جامعه امروز
 

«بادیگارد» هجدهمین فیلم سینمایی ابراهیم حاتمی‌کیا نیز مانند بیشتر آثار قبلی این کارگردان مؤلف، مسائل و اتفاقات روز اجتماعی و سیاسی را در پیوند با انقلاب و دفاع مقدس متجلی می‌سازد. شاید مهم‌ترین ویژگی خیلی از فیلم‌های حاتمی‌کیا همین نکته باشد که وقایع مهم تاریخ معاصر کشور، یعنی انقلاب اسلامی سال 57 و هشت سال جنگ تحمیلی را نه به عنوان میراث گذشته و موضوعات کهنه، بلکه به مثابه حقایقی زنده و رو به تکامل نمایش می‌دهد.
فیلم «بادیگارد» نیز در ادامه «چ» موجب احیای سینمای سیاسی شده است، به ویژه اینکه این اثر، یکی از فیلم‌های پرفروش اکران نوروزی هم لقب گرفته و استقبال عام را در پی داشته است. اگر «چ» به یکی از اسوه‌های واقعی کشورمان، یعنی شهید مصطفی چمران در سال‌های نخست انقلاب پرداخت، «بادیگارد» به روایت اسطوره‌های انقلاب در جامعه امروز می‌پردازد. این بار اسطوره‌ای گمنام و بازمانده از کاروان شهدا در مرکز قاب فیلم حاتمی‌کیا قرار گرفته است؛ قهرمانی به نام حاج‌حیدر ذبیحی با سیمایی شبیه به سرلشکر قاسم سلیمانی، که دلباخته انقلاب و آرمان‌ها و فرزندان این مرز و بوم است.
آنچه به این فیلم تازگی بخشیده، این است که شخصیت محوری داستان، نه یکی از رجال سیاسی، بلکه محافظ اوست. افرادی که همیشه در سایه شخصیت‌های مشهور و بزرگ عالم سیاست قرار دارند و کمتر شناخته می‌شوند. ظرافت محتوایی فیلم «بادیگارد» این نکته است که پاسداری از حق و جانفشانی برای عقیده و آرمان را فراتر از تشریفات خشک و سخت سیاسی می‌داند. حفاظت در این فیلم به یک حماسه و مرتبه عاشقانه تبدیل می‌شود و در نهایت به وصال به معشوق ختم می‌شود.
تردید حاج‌حیدر در ادامه خدمتش در سمت بادیگارد معاون اول رئیس‌جمهور را باید از جنس اعتراضات این روزهای حاتمی‌کیا به دولت دانست. همچنان که عبور حاج‌حیدر از رجال سیاسی و قرار گرفتن او در کنار دانشمندان هسته‌ای به مثابه رویش‌های جدید انقلاب اسلامی نیز دغدغه این روزهای خود حاتمی‌کیا به شمار می‌آید.
بسیاری از دوستداران حاتمی‌کیا و علاقه‌مندان به فیلم‌های او پس از فیلم «چ» دلواپس بودند که نکند حاتمی‌کیا نیز مانند بسیاری از همکاران فیلمساز خود پس از اوج و درخشش، دچار واپس‌گرایی شود و «چ» فقط یک درخشش موقت همچون شهاب باشد. اما رونمایی از «بادیگارد» در سی‌وچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر، گرمای مضاعفی به زمستان دوستداران سینمای پرخون و پرطراوت حاتمی‌کیا بخشید. حاتمی‌کیا با فیلم جدید خود به همه ثابت کرد که هنوز هم همان آتش فروزان دوران «آژانس شیشه‌ای» را در سینه دارد؛ اما با نگاه و عملکردی به مراتب پخته‌تر. چراکه حتی در سکانس‌های میانی فیلم «بادیگارد» که ریتم داستان تاحدودی از نفس می‌افتد، باز هم شاهد نماها و فضایی گرم و پرخروش در فیلم هستیم.
نقاط عطف اصلی فیلم «بادیگارد»، دو صحنه اکشن آن هستند. حاتمی‌کیا پس از نمایش خیره‌کننده توانمندی تکنیکی خود در اجرای صحنه‌های سخت و نفسگیر فیلم «چ» این بار هم توانایی مبهوت‌کننده خود را در صحنه‌های تعقیب و گریز و ترور ظاهر کرده است، به ویژه سکانس پایانی فیلم که بی‌شک در سینمای ایران بی‌نظیر است؛ سکانسی که حاج‌حیدر را به آرزوی خود می‌رساند. بی‌تردید باید گفت که هیچ کارگردانی در سینمای ایران قدرت اجرا و به تصویر کشیدن چنین صحنه‌هایی را ندارد. به ویژه اینکه می‌دانیم، این تصاویر را متخصصان داخلی خلق کرده‌اند و این مورد، ارزش فنی و تکنیکی فیلم «بادیگارد» را مضاعف می‌کند.
بادیگارد از منظری دیگر هم یک فیلم منحصربه‌فرد و مهم در سینمای امروز ما به شمار می‌آید؛ این اثر، نمونه‌ای انگشت‌شمار از سینمای قهرمان‌محور است؛ یکی از علائم و عوامل ضعف و فروکاستی سینمای ایران طی دو دهه اخیر، حذف قهرمان از فیلم‌ها بوده است. بزرگ‌ترین نقطه ضعف سینمای داستانی ما دقیقاً بزرگ‌ترین نقطه قوت هالیوود است. آمریکایی‌ها، کشوری بی‌ریشه و بی‌هویت هستند که با خلق قهرمان‌های جعلی و فانتزیک، روح حماسه، هویت و ملیت را به مردم خود می‌دمند. اما سینمای ما با حضور و ظهور هزاران قهرمان مشهور و گمنام در طول تاریخ و به ویژه در 37 سال اخیر، آنها را فراموش کرده است. فیلم «بادیگارد» این خلأ را تاحدودی جبران می‌کند، چون نمونه یک فیلم قهرمان‌محور است؛ قهرمانی که تمثال فرهنگ و هویت ملی ماست.
گویی شخصیت «حاج‌کاظم» فیلم «آژانس شیشه‌ای» این بار در قالب شخصیت «حاج‌حیدر» در فیلم «بادیگارد» جلوه یافته است. قهرمانی از جنس همه مردهای فیلم‌های حاتمی‌کیا که باز هم نقش آن را پرویز پرستویی بازی کرده است. حاج‌حیدر، قهرمان آرمانگرا و بیقرار این فیلم، تبلوری است از مردان عاشق بازمانده از دوران دفاع مقدس که پس از روزگار جنگ، در جنگ روزگار به مبارزه برای محافظت از نظام می‌پردازند. حضور یک دانشمند هسته‌ای در محور درام، وجهه‌ای ملی و راهبردی به فیلم داده است. اینکه دانشمند هسته‌ای فیلم «بادیگارد» فرزند یکی از شهدای دوران دفاع مقدس معرفی می‌شود نیز کنایه قابل تأملی است. به ویژه این روزها که دوران به اصطلاح پسابرجام است و فراموش کردن قهرمانان گمنامی که جان خود را پای این عرصه فدا کردند، یک جفاست.


حسین کارگر

  صداوسیما و «اقتصاد مقاومتی»



عنوان سال جدید گرچه در نگاه اول تنها یک امر اقتصادی به نظر می‌رسد، اما وقتی قرار است «اقتصاد مقاومتی» از آرمان و عنوان به اقدام و عمل بینجامد، باید به فرهنگ تبدیل شود. بی‌تردید فرهنگ، هنر، رسانه، سیاست، اقتصاد، امنیت و... جزایری جدا از یکدیگر نیستند، بلکه همه این عرصه‌ها در سازوکاری تعاملی، یک نظام اجتماعی را تشکیل می‌دهند؛ به گونه‌ای که هر یک از حوزه‌های اقتصاد، سیاست، امنیت، فرهنگ و... با یکدیگر همبستگی داشته و با تأثیرگذاری متقابل بر یکدیگر، سمت‌وسو و کمّ‌وکیف جامعه را حالت می‌دهند.
در این فرآیند، فرهنگ و هنر و به ویژه رسانه‌ها، نقش استحکام‌بخشی را ایفا می‌کنند. اگر جهت‌گیری فرهنگی کشور مغایر با اقتصاد مقاومتی باشد، سایر حوزه‌ها نیز در عملی کردن این آرمان سست و کند می‌شوند؛ اما چگونه؟
یک اثر سینمایی و تلویزیونی زمانی می‌تواند در خدمت آرمان‌های ملی و دینی کشورمان، از جمله اقتصاد مقاومتی قرار بگیرد که به اعتلای روحی و روانی مخاطب خود و تهییج روحیه آرمان‌گرایانه مردم کمک کند و این تنها با پالایش ساختاری و زیباشناختی آثار میسر می‌شود؛ یعنی از یک طرف باید ابتذال و سطحی‌گرایی، سیاه‌نمایی و تظاهر به روشنفکری در فیلم‌ها تضعیف شود و از طرف دیگر، ارزش‌های دینی، عدالت‌خواهی، استکبارستیزی، وطن‌دوستی، معنویت و اخلاق در فرم و ساختار زیباشناختی فیلم‌ها تجلی یابد. این موضوع در تلویزیون اهمیت بیشتری می‌یابد؛ زیرا این رسانه ملی هم اکنون پیشانی اصلی جبهه دفاع در جنگ نرم و هجوم فرکانس‌های دشمنان کشورمان است.
نکته تأمل‌برانگیز این است که یکی از اهداف بانیان شبکه‌های ماهواره‌ای بیگانه، سرگرم کردن ما به خنثی‌سازی برنامه‌های آنهاست. برای نمونه، به دنبال آن هستند که رسانه ملی ما را وادار کنند برای دور کردن مردم از برنامه‌های ماهواره‌ای، به سمت عوام‌زدگی و افزایش ابتذال برود. این در حالی است که برای ایمن شدن در برابر این تندبادها باید در مسیر خودمان حرکت کنیم و به تقویت پایه‌های فرهنگ بومی و ملی بپردازیم. صداوسیما باید از بازی در زمین دشمن بپرهیزد و دچار این فریب نشود که برای شکست دادن شبکه‌های بیگانه به دام تقلید و کپی‌برداری از روی دست برنامه‌های غربی سقوط کند.
صداوسیما برای حضور مؤثر در میدان جنگ فرهنگی، چاره‌ای جز توسعه کیفی و تجلی‌بخشی به هویت و فرهنگ اصیل و شریف ایرانی و اسلامی به شکلی نافذ و در ساختاری زیبا و حرفه‌ای ندارد. اگر رسانه‌ها و دستگاه‌های فرهنگی بتوانند میان نسل جوان و فرهنگ بومی کشورمان پیوند بیشتری ایجاد کنند، در آن صورت هیچ تهاجمی از جانب بدخواهان کارساز نخواهد بود؛ راهکاری که می‌توان آن را مقاومت فرهنگی و رسانه‌ای نامتقارن نامید.


اخبار

شهید هنرمند و شاخص سال 1395 معرفی شد
شهید «مجید بهرامی» هنرمند نقاش و طراح که در سال 61 به شهادت رسیده بود، از سوی سازمان بسیج هنرمندان به عنوان هنرمند شاخص سال معرفی شد.
غلامرضا منتظری، رئیس بسیج هنرمندان در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس اظهار داشت: ماه‌های پایانی سال ۹۴ پیشنهادی مبنی بر معرفی شهید مجید بهرامی در مقام شهید شاخص سال ۹۵ ارائه شد که در اسفند ماه به تصویب رسید.
وی ادامه داد: برای معرفی شهید شاخص امسال برنامه‌هایی، از جمله انتشار کتاب خاطرات، تولید فیلم یا مستند داستانی و تولید سرود طراحی شده است و با توجه به اینکه این شهید از شهدای هنرهای تجسمی است، نمایشگاهی از آثار وی برپا خواهد شد.

سرقت ادبی بی‌بی‌سی فارسی!
در حالی که هنوز مدت زیادی از اعتراض یک عکاس ایرانی به سرقت عکس‌هایش از سوی بی‌بی‌سی فارسی نگذشته است، یکی از یادداشت‌های منتشرشده بی‌بی‌سی نیز دزدی از آب درآمد.
منابع خبری گزارش دادند، مهرداد فرهمند، گزارشگر بی‌بی‌سی فارسی یادداشت خود را درباره صدر اسلام بدون اشاره به منبع اصلی، از روی کتابی بدون مجوز کپی کرده که در فضای مجازی منتشر شده است.گفتنی است، اواخر اسفند سال گذشته نیز یکی از عکاسان خبری کشورمان اعلام کرد که بی‌بی‌سی فارسی عکس‌هایش را سرقت کرده است.

دومین جشنواره شعر و موسیقی ضداستکباری
دومین دوره جشنواره شعر و موسیقی ضداستکباری طبس همزمان با سالگرد شکست حمله نظامی آمریکا به طبس در اردیبهشت برگزار می‌شود. دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، دومین جشنواره شعر و موسیقی ضداستکباری طبس را با هدف همراهی هنرمندان با مردم در اعتراض به ظلم و استکبار آمریکا در همه نقاط جهان، به ویژه ایران و نیز معرفی و حمایت از هنرمندان مردمی و انقلابی برگزار می‌کند.
شاعران، اهالی موسیقی و سازندگان نماهنگ و کلیپ می‌توانند پس از نام‌نویسی در پایگاه اینترنتی www.rahnava.ir آثار خود را تا تاریخ ۳۰/۱/۹۵ به آدرس دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.
 


روی خط

ما فرهنگیان را هم به سوریه اعزام کنید
 




ما فرهنگیان را هم به سوریه اعزام کنید
...09109823/ چه کسی متولی فیلترینگ تلگرام است؟! از مستهجن‌ترین کانال‌ها تا کانال منافقین آزادانه به فعالیت مشغولند. کافی است جستجو کنید. خیلی‌ها خودشان را به خواب زده‌اند علی‌رغم هشدارهای رهبری.
صبح‌صادق: قابل توجه شورای عالی فضای مجازی!
...09112386/ هفته‌نامه‌تون بوی بدی شبیه به نفت و تینر می‌دهد، گاهی قابل تحمل نیست، چرا؟
صبح‌صادق: این مسئله به خاطر مشکل چاپخانه و عدم نبود دستگاه خشک‌کن پس از چاپ به وجود می‌آید. ان‌شاءالله حل خواهد شد.
...09115455/ فرماندهان محترم، لطفاً فکری برای رسمی کردن مدارک داخلی دانشگاه امام حسین(ع) کنید.
...09128691/ متأسفانه بنیاد شهید استان البرز با بی‌فکری حقوق جانبازان و خانواده شهدا را به تنها شعبه بانک دی در سه‌راه رجایی‌شهر منتقل کرده و این قشر ضعیف برای دریافت حقوق باید با مشقت به این شعبه مراجعه کنند.
...9128883‏0/ با تشکر از مقالات انتقادی شما نسبت به اشرافی‌گری (نانجیب‌های گذشته).
...9131831‏0/ لطفاً پیگیری کنید ساعت کاری یک‌شنبه و سه‌شنبه نواحی برای همیشه همان ساعت ۲ بعد از ظهر تا 9 شب باشد.
...09133733/ با سلام در تاریخ‌های 7 و8 فروردین برنامه‌ای از شبکه مستند سیما به نام «آزادراه» پخش شد که سپاه را به قانون‌شکنی و زیر پا گذاشتن قانون متهم می‌کرد لطفاً پیگیری کرده و پاسخ دهید.
...09136265/ چرا با وجود این همه نیروی سپاه و خانواده‌های آنها، هیچ‌گونه مرکز درمانی، یا مرکز طرف قرارداد با سپاه در شهرستان آران و بیدگل وجود ندارد؟
صبح‌صادق: قابل توجه مسئولان بهداشت و درمان نیروهای مسلح و سپاه.
... ۰9136841/ لطفاً از بنیاد تعاون پیگیری کنید مبلغ وام حکمت برای سال 95 چقدر است؟
... ۰9148497/ متأسفانه قشر کارمند در سپاه چند سالی است که دیگر فراموش شده، نه لباس دریافت می‌کند و نه حقوقش کفایت می‌کند. لطفاً یا به مشکلات ما رسیدگی کنید یا ما را هم نیروی رسمی نظامی کنید.
... ۰9153179/ حکمت کارت و کارت یکسان‌سازی در شهر مرزی و محروم سرخس، خراسان رضوی کارایی ندارد. نه فروشگاه اتکا داریم و نه مجموعه‌های خدماتی. لطفاً به فکر ما مرزنشینان باشید. / علی نیکخو
... ۰9156039/ پیشنهاد می‌دهم در صورت امکان به جای مقرهای فلزی سلاح، مقرهای پلاستیکی تولید و به پادگان‌ها تحویل شود، چون مقرهای فلزی سبب زنگ‌زدگی سلاح‌ها می‌شود.
... ۰9158820/ اگه امکان دارد ما فرهنگیان را در سه‌ماهه تابستان برای جهاد با داعش و دیگر تکفیری‌ها به سوریه و عراق اعزام کنید.
... ۰9169741/ هر چند به حکم قانون بازنشسته‌ایم، اما هنوز پا در رکابیم برای انجام هر مأموریتی.
۰9172890/ چرا فروشگاه‌های زنجیره‌ای اتکا به شاغلان سپاه اجناس قسطی نمی‌دهد؟
... ۰9176664/ چرا وام حكمت با این همه تورم تغییر نمی‌کند؟ فکر ما بی‌خانه‌ها هم باشید.
... ۰9176799/ سلام خدمت عزیزان صبح‌صادق لطفاً گزارشی درباره نرم‌افزارهای پیام‌رسان و شبکه‌های اجتماعی تحت گوشی‌های هوشمند تهیه كنید و به لزوم استفاده و فرهنگ‌سازی استفاده از پیام‌رسان کاملاً ایرانی مانند سروش از لحاظ امنیت اطلاعات و سرعت تبادل بپردازید.
... ۰9187292/ ما پشت سر رهبری بوده و هستیم و اگر رهبر فرزانه انقلاب دستور بفرمایند هر دشمنی را سر جایش می‌نشانیم./ مراد قائمی پاسدار بازنشسته از بابلسر
... ۰9192011/ سلام، برای اولین بار قصد دارم بگویم اگر امکان دارد جنس کاغذ روزنامه صبح‌صادق را عوض کنید. این رنگ تیره و مرده ذوق خواندن را از ما می‌گیرد. با توجه به اینکه رنگ و شکل هفته‌نامه زمانی که به پایگاه اینترنتی آن مراجعه می‌کنیم، این‌طور نیست. / راحمی
... ۰9212873/ من یک پسر22 ساله افغانی هستم و آمادگی جسمی و روحی دارم تا برای جهاد به سوریه بروم. خواهش می‌کنم مرا رهنمایی کنید.
صبح‌صادق: توجه داشته باشید که برادران افغانی در میان خود اقدام به عضوگیری و اعزام نیرو در لشکر فاطمیون می‌کنند و شما می‌توانید با جست‌وجو در میان هم‌ولایتی‌های خود به این امر اقدام کنید.
... ۰9338389/ فرهنگ ایجاد آمادگی برای آزادی قدس تا پیش از 25 سال آینده را برای کسانی که امکان دفاع از حرم براشون فراهم نیست، جا بیندازید که ناامید نشوند.


کتیبه سبز
 کلماتی که پیر نمی‌شوند
پلاک
هرجا پرنده‌ای شهید می‌شود، پری باقی می‌ماند و آنجا که عشق پرپر می‌شود، ذرات نورانی معراج کبوتران در زلال نقره‌ای پلاکی، قاب می‌شود.
پیشانی‌بند
دست‌هایی در کارند که پیشانی تو را به بال فرشتگان، گره می‌زنند. رنگ‌ها درهم می‌پیچند و نام «زهرا» بر ماه پیشانی‌ات می‌لغزد:
مسافر مهتاب! پیشانی‌بندت، زمین را چقدر روشن کرده است!
میدان مین
برای رسیدن به آبی آسمان، از خاکی خاک، باید گذشت، از آنجا که زمین آبستن آتش است و مین‌ها در خواب پر پروانه‌ها زبان شعله را دم فروکشیده‌اند...
آن‌جلوترها، سیم‌های خاردار، تشویش خود را صورت می‌خراشند و مردانی سبک‌تر از رؤیا به شکار مرگ، سر نیزه در خاک فرومی‌کنند. آنها در آخرین مرحله از جست‌وجوی سرخ خویش، بر بلندترین نقطه زمین پا می‌گذارند، بر میدان مین...

حسن ختام
 
چرا نمی‌آیی... ؟
زمان تیک تاک انتظار است
و تاریخ جغرافیای فراق ...
باید در متن واقعه باشی .
تا فراق و انتظار جغرافیای این علم است
چه می‌توان گفت از این سراب‌های بیابان آرزو
و عطش فروخورده شده این دریا .
این عشق و این حضور تمام ناشدنی
سنگین نیست اگر بدانیم
هر لحظه و هر آن می‌بیندمان و می‌سنجدمان.
چقدر بی‌خیال شده‌ایم!
زمان گول‌مان زده
شده‌ایم مثل بیماری که به درد خواسته یا نخواسته عادت کرده‌ایم
***
غروب جمعه رسیده است و باز تنهایی
غروب این همه غربت چرا نمی‌آیی؟
زمین به دور سرم چرخ می‌زند پس کی
تمام می‌شود این روزهای یلدایی...