بازگشت

 

صفحه اول

 
 

سرمقاله
رسول سنایی راد
  سد نفوذ با اقتصاد مقاومتی
 


انتخاب «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» شعار سال از سوی رهبر معظم انقلاب به‌مثابه «راه و جاده‌ای مستقیم و روشن به سمت آن چیزی که به آن احتیاج داریم» از نگاه معظم‌له، معطوف به یک تحلیل و یک نگاه به مجموعه مسائل کشور است.
بخش محوری تحلیل رهبر فرزانه انقلاب به تلاش دشمن برای جهت‌دهی به افکار عمومی و قرار دادن ایران اسلامی بر سر یک دو راهی دروغین و سیاستی شیطانی برای پیشبرد اهداف سلطه‌طلبانه و ظالمانه اختصاص دارد. امام خامنه‌ای در توضیح این سیاست آمریکایی می‌فرمایند: «در این مقطع زمانی، سیاست‌های استکبار و به‌خصوص و به‌طور خاص سیاست‌های آمریکا اقتضا می‌کند که یک تفکری تزریق بشود در میان ملت ما، اول در میان نخبگان جامعه و بعد از آن به تدریج به افکار عمومی منتقل بشود، یک تفکر خاص تزریق بشود به افکار عمومی. آن سیاستی که موردنظر آنها است این است که وانمود کنند ملت ایران بر سر یک دو راهی قرار دارد و چاره‌ای ندارد جز اینکه یکی از این دو راه را انتخاب کند. آن دو راهی عبارت است از اینکه یا باید با آمریکا کنار بیاید، یا باید به طور دائم فشارهای آمریکا و مشکلات ناشی از آن را تحمل کند.»
این کنار آمدن به معنای رقم خوردن یک توافق برابر و شرافتمندانه نیست، بلکه دست برداشتن از تمامی مواضع و حتی خطوط قرمز و صرف‌نظر از منافع و آرمان‌های حیاتی است که آمریکا به پشتوانه قدرت جبارانه خود به دنبال تحمیل آن است. آمریکا با کمک قدرت رسانه‌ای خود و با کمک برخی غربگرایان داخلی سعی دارد این دو راهی را اجتناب‌ناپذیر معرفی کرده و لذا کوتاه آمدن یا سازش را تنها راه رهایی از فشارها معرفی کند. اما جالب اینکه امروز تلاش می‌شود این خط شیطانی دشمن را «به صورت یک گفتمانی در بین نخبگان جامعه ترویج کنند و به تدریج آن را در میان مردم و افکار عمومی سر ریز کنند.» تأسف‌بارتر اینکه «در داخل هم هستند کسانی که این فکر را قبول دارند و قبول کرده‌اند و تلاش می‌کنند که آن را به دیگران هم بقبولانند.»
البته این جریان غربگرا یا مرعوب‌، با پوششی عقلانی و به ظاهر موجه، با این سیاست مکارانه و خطرناک دشمن همراه شده‌اند که ابتدا با بزرگ‌نمایی مشکلات ناشی از تحریم، ضرورت حل مشکلات از راه مذاکره و سپس بزرگنمایی «برجام» و تبدیل آن به یک الگو برای حل سایر مشکلات و اختلافات آگاهانه یا ناآگاهانه جاده‌صاف‌کن سیاست دشمن شده‌اند.
حال آنکه نگاه به واقعیت‌های مربوط به برجام نشان می‌دهد که اولاً آمریکایی‌ها در مذاکرات حاضر به پذیرش حقوق مسلم ایران نبوده و ثانیاً به همان توافقات و تعهدات خود نیز عمل نکرده و ثالثاً به بهانه‌های واهی دیگری برخی از تحریم‌های جدید را نیز بر ما تحمیل کرده و اجازه لغو تحریم‌های هسته‌ای را به سایر کشورها نیز نداده‌اند. به‌گونه‌ای که امروز نه‌تنها سوئیفت اجرایی نشده، بلکه بسیاری از بانک‌های خارجی، تحت فشار آمریکایی‌ها جرئت مبادلات ارزی با جمهوری اسلامی ایران را ندارند.ولی جالب‌تر اینجاست که برخی دولتمردان، سیاستمداران و حامیان رسانه‌ای آنان در داخل با بزرگ‌نمایی قدرت آمریکا، ادامه این مسیر را اجتناب‌ناپذیر دانسته و برای خام کردن افکار عمومی ضمن پنهان کردن بدعهدی‌ها و رفتار ظالمانه و تحقیرآمیز آمریکایی‌ها، ضرورت اجرای برجام‌های ۲ و ۳ را هم توجیه می‌کنند. در همین حال برای متقاعدسازی افکار عمومی به چنین ضرورتی مرتب بر طبل اثربخش بودن تحریم و فشار آمریکا بر سرنوشت کشور کوبیده و به طور ضمنی با انتقال این پیام به دشمن، او را به ادامه و توسعه فشار و به کارگیری تحریم تشویق می‌کنند.
در واقع، امروز دشمن با به کارگیری سه ابزار به دنبال استفاده از مدل برجام برای تبدیل جمهوری اسلامی به یک همراه و بالاتر از آن یک کشور تحت سلطه و در اختیار است که عبارتند از: ۱ ـ رسانه و القای ایران‌هراسی؛ ۲ ـ نفوذ و تغییر محتوای دینی و انقلابی نظام به کمک افراد مرعوب یا مجذوب از داخل؛ ۳ـ تحریم و ادامه فشارها برای تغییر محاسبات راهبردی و تقویت خط‌ سازش. اما واقعیت‌های برآمده از برجام و تلاش دشمن برای تبدیل آن به تله‌ای برای گرفتار ساختن و نابودی ماهیتی نظام و تحمیل سلطه همه‌جانبه با اخذ تمامی ابزار و پشتوانه اقتدار آن، این پیام را از زبان رهبری به مردم و مسئولان منتقل می‌کند که تنها راه علاج واقعی، اقتصاد مقاومتی است که باید فراتر از تعارف و شعار به عرصه اقدام و عمل کشانده شده و در گام اول اراده‌ای ملی و همگانی برای تحقق آن پدید آید، والّا برجام که آمیخته‌ای از تهدید و فرصت است، می‌تواند به یک فاجعه و خسارت محض تبدیل شود؛ چرا که دشمن اگر ما را در عرصه اقتصادی آسیب‌پذیر و ضعیف تصور کند، یا محتاج به بیرون بداند، بی‌رحمانه از ابزار تحریم استفاده خواهد کرد و عناصر مرعوب یا واداده‌ را نیز برای القا و پیاده‌سازی خط سازش خود نفوذ خواهد داد تا در نهایت سلطه خود را بر کشورمان اعمال کند. راه عملی مقابله با تحریم و سد نفوذ دشمن عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی است که در مرحله اول معبر اقتصادی نفوذ را که به بهانه رفع تحریم‌ها گشوده شده، سد و سپس بهانه نفوذی‌ها برای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری به نفع سازش با دشمن را مسدود خواهد کرد.


 کارشناسان مسائل منطقه در گفت‌و‌گو با پایگاه تحلیلی- خبری بصیرت  
وضعیت سوریه به یک نقطه امید‌بخشی رسیده است
 

آزادسازی شهر تدمر با تلاش ارتش سوریه و نیروهای هم‌پیمان آن، علاوه بر دستاوردهای نظامی، نتایج سیاسی مهمی نیز می‌تواند داشته باشد. از این رو در گفت‌وگویی که با دکتر محمدعلی مهتدی و دکتر حسن هانی‌زاده کارشناسان مسائل منطقه انجام شد، اهمیت و نتایج آزادی تدمر و به ویژه نتایج سیاسی آن تشریح شد.
دکتر محمدعلی مهتدی در گفت‌و‌گو با پایگاه بصیرت اهمیت این آزاد‌سازی‌ها را این‌گونه بیان کرد: در حال حاضر همه جهانیان به این نتیجه رسیده‌اند که مبارزه با تروریسم باید هدف اول در حل بحران سوریه باشد. نمی‌شود تروریست‌های داعش و جبهه النصره را در جای خودشان نگهداری کرد. ضمن اینکه باز‌پس‌گرفتن شهر تاریخی تدمر راه را برای گسترش حاکمیت دولت قانونی سوریه باز می‌کند. سپس از تدمر به طور حتم نوبت به دیرالزور و شهر رقه خواهد رسید که مرکز تجمع و استقرار داعش است. با توجه به اینکه شهر تدمر در وسط بیابان قرار گرفته است، زمانی که شهر تدمر در اختیار داعش بود همه کسانی که بر روی نقشه کار می‌کنند، مساحت بسیار گسترده‌ای که این شهر دارد را جزء قلمرو داعش می‌دانستند. در حالی که الان در این شرایط نمی‌توان گفت داعش مساحت گسترده‌ای را در سوریه در اختیار دارد، بلکه صرفاً دو شهر دیرالزور، رقه و تعدادی روستا را در تسلط دارد. حتی در میدان شهر دیرالزور واحدهایی از ارتش سوریه در محاصره هستند و همچنان به مقاومت ادامه خواهند داد. به ‌این ترتیب امکان دارد در ماه‌های آینده نیروهای سوریه و هم‌پیمانان بتوانند با باز‌پس‌گرفتن دیرالزور و سپس شهر مهم رقه کاملاً خاک سوریه را از وجود تروریست‌های داعش پاکسازی کنند و این موقعیت بسیار خوبی برای دولت سوریه است. به همین دلیل است مذاکرات در ژنو به نتیجه نمی‌رسد؛ چرا که همه منتظر نتایج عملیات میدانی هستند و تصور می‌کنم که از این به بعد دولت قانونی سوریه بیش از پیش تقویت خواهد شد، در مقابل معارضان، نیروها و جریان‌های تروریستی از سوی عربستان سعودی، قطر، ترکیه و رژیم صهیونیستی حمایت می‌شوند.
دکتر هانی‌زاده نیز در مصاحبه با پایگاه بصیرت گفت: آزاد‌سازی شهر تدمر سوریه که پس از آزادی دو شهر راهبردی «نبل» و «الزهراء» در شمال حلب صورت گرفت، نشان می‌دهد اکنون ابتکار عمل میدانی در دست نیروهای مسلح سوریه و هم‌پیمانان دولت سوریه قرار دارد. با توجه به پیشروی‌هایی که به تازگی ارتش سوریه در مناطق شمال و غرب این کشور داشته است به نظر می‌رسد که وضعیت سوریه اکنون به یک نقطه امید‌بخش رسیده است. این را می‌توان با توجه به تجربه پنج ساله‌ای که نیروهای مسلح سوریه در طول بحران این کشور به دست آوردند، دریافت. اکنون شرایط به گونه‌ای پیش می‌رود که نیروهای مسلح سوری با کمک حزب‌الله و همچنین مشورت‌هایی که هم‌پیمانان دولت سوریه ارائه می‌دهند، درصدد بازسازی کامل اراضی سوریه از وجود گروهک‌های تروریستی داعش، جبهه النصره، جیش‌الاسلام و فتح‌الاسلام هستند. به نظر می‌رسد با توجه به پیروزی‌های اخیر، آثار شکست کاملاً در میان گروهک‌های تروریستی آشکار شده و این موضوع می‌تواند تا پایان سال میلادی جاری، وضعیت سوریه را از نظر میدانی و سیاسی به یک نقطه پایانی برساند.
وضعیت تروریست‌ها، به ویژه جبهه النصره و داعش پس از پیشروی‌های اخیری که ارتش سوریه در شهرهای «تدمر»، «نبل»، «الزهراء» و بخش‌هایی از حمص و غرب حلب داشته، اکنون به یک نقطه پایانی رسیده است.


 

یادداشت
دکتر یدالله جوانی
توان موشکی پشتوانه بی‌بدیل دیپلماسی


گزاره یا نظریه انتشاریافته در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به نقل از «توئیتر هاشمی‌رفسنجانی» مبنی بر «دنیای فردا دنیای گفتمان است، نه موشک‌ها»، نظریه‌ای بسیار خوانا و تأمل‌برانگیز در اوضاع کنونی است.
مختصات شرایط و فضای کنونی مرتبط با این موضوع، عبارت است از:
۱ـ آمریکایی‌ها و متحدان‌شان معتقد هستند، از طریق تحریم‌ها و فشار بر جمهوری اسلامی، موفق شده‌اند با «برجام» برنامه هسته‌ای ایران را محدود کرده و تحت کنترل خود درآورند.
۲ـ پس از «برجام» آمریکایی‌ها برای محدودسازی و به کنترل درآوردن برنامه موشکی ایران به صورت جدی فعال شده و در همین راستا علیه ایران تحریم‌های موشکی وضع کرده‌اند. انتشار بیانیه مشترک آمریکا و متحدان اروپایی‌اش مبنی بر اینکه آزمایش‌های موشکی جمهوری اسلامی برخلاف قطعنامه سازمان ملل است، عزم و اراده آنان برای فشار بر ایران با هدف محدودسازی برنامه موشکی ایران را نشان می‌دهد.
۳ـ آمریکایی‌ها برنامه موشکی ایران را با اهمیت‌تر از برنامه هسته‌ای ارزیابی کرده و معتقد هستند، با پیشرفت‌های این برنامه در ایران، برای همیشه باید گزینه نظامی علیه کشورمان را کنار بگذارند.
۴ـ آمریکا به نتیجه‌بخش بودن فشارهایش بر جمهوری اسلامی با هدف محدودسازی و سلطه بر برنامه موشکی ایران باور دارد. سرچشمه این باور آمریکایی‌ها، وجود یک جریان سیاسی در جمهوری اسلامی با اعتقاد به برقراری رابطه با آمریکا به هر قیمت است. همان جریانی که در موضوع هسته‌ای حاضر بود برای رسیدن به توافق هسته‌ای از همه خطوط قرمز نظام عبور کند. اکنون این جریان، نزدیک شدن به آمریکا و برقراری رابطه با این کشور را به نوعی بر پیشبرد برنامه موشکی ترجیح می‌دهد.
در چنین فضایی نظریه مذکور، یعنی «دنیای فردا دنیای گفتمان است، نه موشک‌ها» معنادار می‌شود. این نظریه را می‌توان نوعی زمینه‌سازی داخلی برای ایجاد آمادگی ذهنی در مردم به منظور پذیرش خلع سلاح موشکی ارزیابی کرد.
کسانی که به این نظریه و نظریه‌های مشابه اعتقاد دارند، می‌گویند: ما می‌توانیم از طریق دیپلماسی و مذاکره تمامی مسائل را حل کنیم. آنان توافق هسته‌ای بین ایران و گروه ۵+۱ را نمونه‌ای موفق می‌دانند و می‌گویند، می‌توان برجام‌های ۲، ۳ ،۴ و بیشتر داشت. معتقدان به این نظریه، می‌گویند: وقتی از طریق دیپلماسی می‌توان کارها را پیش برد و مشکلات را حل کرد، دیگر چه نیازی به موشک است!
آیا این نظریه درست است؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش باید گفت:
۱ـ تجربه تاریخی نشان می‌دهد، داشتن قدرت دفاعی برای هر ملت و کشوری که بخواهد استقلال، تمامیت ارضی، منافع ملی و امنیت خود را حفظ کرده و تأمین کند، ضرورتی قطعی است. در طول تاریخ همواره کشورهای قوی و سلطه‌گر برای تسلیم کردن و تحت سلطه درآوردن دیگر ملت‌ها و کشورها، از قدرت نظامی استفاده کرده‌اند. بنابراین، در چنین جهانی بر اساس تجربه تاریخی، اگر ملت ایران بخواهد استقلال، عزت ملی، منافع ملی و امنیت خود را تأمین کند، باید قوی باشد و قدرت دفاع مسلحانه از خود متناسب با سطح تهدیدات را داشته باشد.
۲ـ طی دو دهه گذشته، دشمنان ملت ایران و به ویژه آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها، بارها ملت ایران را به اقدام نظامی تهدید کردند. از سال ۱۳۸۲ تا پیش از توافق هسته‌ای، سطح این تهدیدات افزایش یافت و حتی در مقاطعی، شمارش معکوس برای حمله به تأسیسات هسته‌ای کشورمان آغاز شد؛ اما دشمنان هرگز تهدیدات خود را عملی نکردند. علت اصلی عمل نکردن آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها به تهدیدات‌شان علیه ایران، قدرت دفاعی ملت ایران بود. آنان به درستی دریافته بودند که درباره جمهوری اسلامی، «دوران بزن در رو» گذشته است و «اگر زدند خواهند خورد.» قدرت موشکی جمهوری اسلامی در برآورد دشمنان از سطح توانایی‌های دفاعی، سهم اصلی و تعیین‌کننده دارد. در واقع، این قدرت موشکی ایران بود که آنان را از دست زدن به اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی باز داشت.
۳ـ اگر دشمنان و به ویژه آمریکایی‌ها در موضوع هسته‌ای برای رسیدن به توافق، حاضر شدند در برخی زیاده‌خواهی‌های خود عقب‌نشینی کنند، یک دلیل بیشتر نداشت و آن، اینکه راهی جز این نداشتند. نباید فراموش کرد که آمریکایی‌ها از ابتدا بر این خواسته پافشاری داشتند که جمهوری اسلامی نباید از دانش و فناوری هسته‌ای برخوردار باشد. آنان تحت هیچ شرایطی حاضر به پذیرش چرخه سوخت برای ایران نبودند. اوباما با صراحت گفت: «اگر می‌توانستم، پیچ و مهره‌های تأسیسات هسته‌ای ایران را با دستان خودم باز می‌کردم». رئیس‌جمهور آمریکا در پاسخ به منتقدان داخلی آمریکا درباره توافق هسته‌ای با ایران آشکارا گفت: با جنگ نمی‌توان تأسیسات هسته‌ای ایران را از بین برد و توافق بهترین راه است. اعتراف ناتوانی آمریکا مبنی بر اینکه نمی‌توان با بمباران و جنگ تأسیسات، دانش و فناوری هسته‌ای ایران را از بین برد، نه به دلیل محدودیت‌های اخلاقی، بلکه به دلیل قدرت پاسخگویی ایران است. رئیس‌جمهور آمریکا می‌دانست که هر نوع اقدام نظامی علیه تأسیسات هسته‌ای ایران، با پاسخ کوبنده جمهوری اسلامی روبه‌رو خواهد شد. آمریکایی‌ها از غرّش موشک‌های ایران به شدت وحشت دارند؛ از این رو برای جمع کردن برنامه هسته‌ای ایران، از قدرت نظامی خود، آن‌گونه که در لیبی عمل کردند، استفاده نکردند.
۴ـ دکترین نظامی جمهوری اسلامی، دو هدف اساسی و راهبردی را دنبال می‌کند:
الف‌ـ باز داشتن دشمنان از اقدام نظامی علیه ملت ایران
این یک امر بدیهی و روشن است که اگر قوی و قدرتمند نباشیم، به راحتی به ما حمله می‌کنند. این نظریه، مبنای عقلی، قرآنی و تجربی دارد. صدام و حامیان آن در سال ۱۳۵۹، اگر ملت ایران را در دفاع از خود، قدرتمند ارزیابی می‌کردند، هرگز به جنگ علیه جمهوری اسلامی اقدام نمی‌کردند.
تصور متجاوزان این بود که ایران پس از انقلاب اسلامی، دچار به‌هم‌ریختگی درونی شده و قادر به دفاع از خود نیست. صدام با چنین برآوردی از قدرت دفاعی جمهوری اسلامی، تصور می‌کرد که طی یکی دو ماه، تهران را هم فتح خواهد کرد! به راستی، علت اینکه طی سال‌های پس از جنگ، دشمنان تهدیدات نظامی خود علیه ایران را عملی نکرده‌اند، همین قدرت دفاعی ملت ایران است.
ب‌ـ واداشتن دشمنان به پذیرش حقوق ملت ایران پای میز مذاکره
دومین هدف اساسی و راهبردی در دکترین نظامی جمهوری اسلامی، وادار کردن دشمنان به رعایت حقوق ملت ایران و پذیرش این حقوق پای میز مذاکره است. به عبارت دیگر، قدرت نظامی و قدرت دفاعی ایران، پشتوانه مهمی برای دیپلماسی و دستگاه سیاست خارجی برای تأمین منافع ملی است. کسانی که بر دیپلماسی و مذاکره تمرکز دارند، باید بدانند که در جهان امروز، نظامیان هر کشوری، پشتوانه بی‌بدیلی برای دیپلمات‌های آن کشور هستند. اگر دیپلماسی از پشتوانه قدرت دفاعی برخوردار نباشد، به راحتی مرعوب دشمن می‌شود و در برابر زیاده‌خواهی‌های دشمن، چاره‌ای جز تسلیم محض ندارد.
با توجه به آنچه ذکر شد، باید بدانیم که دشمن اصلی ملت ایران، یعنی آمریکا اکنون به دنبال خلع سلاح موشکی ایران است. آمریکایی‌ها از این طریق، دو هدف راهبردی را دنبال می‌کنند:
۱ـ از بین بردن قدرت دفاعی ایران و ممکن کردن حمله نظامی به جمهوری اسلامی؛
۲ـ منفعل کردن دیپلماسی جمهوری اسلامی و تحمیل خواسته‌های خود به ایران پای میز مذاکره؛
بر همین اساس است که در داخل کشور، هر نوع اقدام و تلاشی برای محدودسازی قدرت دفاعی کشور، خیانت به شمار می‌آید و در برخورد با خائنان در این حوزه، نباید دچار غفلت شد. رهبر معظم انقلاب در دیدار با مداحان و ذاکران اهل‌بیت(ع) در همین زمینه فرمودند: «اینکه بگویند فردای دنیا، فردای مذاکره است، دنیای موشک نیست، این اگر از روی ناآگاهی گفته شود که ناآگاهی است؛ اما اگر از روی آگاهی باشد، خیانت است.»
هنگامی می‌توان عمق این خیانت را درک کرد که به امید دشمنان و خواب‌های خطرناک آمریکایی‌ها برای آینده ایران توجه کنیم. همین آقای اوباما که با صراحت به ناتوانی آمریکا در حمله نظامی به ایران اعتراف کرد، خیلی صریح گفت، از طریق توافق هسته‌ای با ایران و واداشتن جمهوری اسلامی به تغییر رفتار، رئيس‌جمهور آمریکا در ۱۵ سال آینده به راحتی می‌تواند به ایران حمله نظامی کند!
آری، دشمنان خواب خلع سلاح موشکی ایران را دیده‌اند؛ اما باید بدانند که ملت ایران با هوشمندی که دارد، هرگز اجازه تعبیر این خواب‌های آشفته را نخواهد داد.
 

 

صفحه دوم

 
 

   اقتصاد مقاومتی؛ اولویت اول کشور در سال95

 حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در پیام نوروزی خود خطاب به ملت ایران، سال ۱۳۹۵ را سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» نام‌گذاری کردند.
ایشان با بیان اینکه سال ۹۵ هم در آغاز و هم در پایان، متبرک به نام مبارک حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) است، فرمودند: امیدواریم که ان‌شاءالله سال ۹۵ به برکت حضرت زهرا سال مبارکی باشد برای ملت ایران و از معنویات آن بزرگوار و از راهنمایی‌های آن بزرگوار و از زندگی آن بزرگوار درس بگیریم و بهره‌مند شویم.» رهبر معظم انقلاب در ادامه با اشاره به مشکلات کشور به تبیین مسیر خروج از مشکلات اشاره کرده و فرمودند: «به گمان من مسئله‌ اقتصاد در اولویت اول است؛ یعنی وقتی انسان نگاه می‌کند، در میان مسائل اولویت‌دار، از همه فوری‌تر و نزدیک‌تر، مسئله‌ اقتصاد است. اگر به توفیق الهی، هم ملت و هم دولت و مسئولان گوناگون، بتوانند در مسئله‌ اقتصاد کارهای درست و بجا و متقن را انجام دهند، امید این هست که در مسائل دیگر، مثل مسائل اجتماعی، مثل آسیب‌های اجتماعی، مثل مسائل اخلاقی، مثل مسائل فرهنگی هم تأثیرگذار باشند.»
امام خامنه‌ای مهم‌ترین مسئله را تولید داخلی دانستند و تصریح کردند: «در مسئله‌ اقتصاد، آن چیزی که مهم است و اصل است، مسئله‌ تولید داخلی است؛ مسئله‌ ایجاد اشتغال و رفع بیکاری است؛ مسئله‌ تحرک و رونق اقتصادی و مقابله‌ با رکود است؛ اینها مسائل مبتلابه مردم است؛ اینها چیزهایی است که مردم آنها را حس می‌کنند و مطالبه می‌کنند و آمارها و اظهارات خود مسئولین هم نشان می‌دهد که این مطالبات مردم و این خواسته‌های مردم بجا و بمورد است.
معظم‌له راهکار حل مشکلات را نیز اینگونه تبیین کردند: «اگر ما بخواهیم مشکل رکود را حل کنیم، مشکل تولید داخلی را حل کنیم، بخواهیم مسئله‌ بیکاری را حل کنیم، بخواهیم گرانی را مهار کنیم، علاج همه‌ اینها در مجموعه‌ مقاومت اقتصادی و اقتصاد مقاومتی گنجانده شده است. اقتصاد مقاومتی شامل همه‌ اینها است. می‌شود با اقتصاد مقاومتی به جنگ بیکاری رفت؛ می‌شود به جنگ رکود رفت؛ می‌شود گرانی را مهار کرد؛ می‌شود در مقابل تهدیدهای دشمنان ایستادگی کرد؛ می‌شود فرصت‌های بسیاری را برای کشور ایجاد کرد و از فرصت‌ها استفاده کرد؛ شرطش این است که برای اقتصاد مقاومتی کار و تلاش انجام بگیرد.»
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی گفتند: «آنچه که لازم است ادامه پیدا کند، عبارت است از اقدام کردن و عمل کردن و روی زمین، محصول کار را به مردم نشان دادن؛ این، آن چیزی است که وظیفه‌ ما است؛ که من ان‌شاءالله در سخنرانی شرحش را به آحاد ملت عزیزمان عرض خواهم کرد. بنابراین آنچه که من به عنوان شعارِ امسال انتخاب می‌کنم، عبارت است از «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل». این، راه و جاده‌ مستقیم و روشنی است به سمت آن چیزی که به آن احتیاج داریم. البته توقع نداریم که این اقدام و عمل، در ظرف یک‌ سال همه‌ مشکلات را حل کند؛ اما مطمئنیم که اگر چنانچه اقدام و عمل به صورت برنامه‌ریزی شده و درست انجام بگیرد، ما در پایان این سال آثار و نشانه‌های آن را مشاهده خواهیم کرد. از همه‌ کسانی که در این راه تلاش کردند و تلاش می‌کنند، تشکر می‌کنم.»

ده پیشنهاد اساسی برای اقدام و عمل
امام خامنه‌ای در اولین روز از سال نو در اجتماع انبوه و پرشور زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی (ع)، در سخنان مهمی با تبیین معنای حقیقی و «اهداف پنهان و خطرناک تفکر تسلیم‌طلبانه‌ای» که آمریکا و عده‌ای در داخل سعی می‌کنند با ارائه‌ یک دو راهی دروغین و مصنوعی، به ذهن نخبگان و افکار عمومی ملت ایران تزریق کنند، ده پیشنهاد اساسی برای «اقدام و عمل» در زمینه‌ اقتصاد مقاومتی بیان و بر آنها تأکید کردند: «این راه منطقی و در عین حال انقلابی، ایران عزیز را در مقابل تهدید و تحریم مصونیت می‌بخشد و دولت را قادر می‌کند در پرتو همدلی همگانی و کمک و هماهنگی سه قوه، در پایان سال جاری به مردم گزارش عینی و اعتمادآفرین ارائه دهد.
ایشان خاطرنشان کردند: آمریکایی‌ها اکنون با برنامه‌ریزی و با استفاده از ابزار دیپلماسی، به‌دنبال آن هستند تا سنگرهایی را که تخریب شده بود، ترمیم کنند و سنگرهای انقلاب را از بین ببرند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی گفتند: «رژیم مستبد و طاغوتی پهلوی» مهم‌ترین سنگر آمریکا در ایران بود، اما انقلاب اسلامی، حکومت پادشاهی و حاکمیت شخصی را ریشه‌کن کرد و به جای آن سنگر مستحکمی به نام «حاکمیت مردم» را بنا نهاد.
معظم‌له «ترس از قدرت‌ها به‌ویژه آمریکا» را یکی دیگر از سنگرهای زمینه‌ساز سلطه دانستند و خاطرنشان کردند: «برخلاف دوران طاغوت اکنون در جمهوری اسلامی، هیچ فرد آگاه، مطلع و متکی به ارزش‌های دینی از آمریکا نمی‌هراسد.»
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای با اشاره به اینکه امروز هم ممکن است عده‌ای از آمریکا بترسند، افزودند: «ترس طاغوت از آمریکا عقلایی بود؛ زیرا در مقابل آمریکا پشتوانه‌ای نداشت، اما در جمهوری اسلامی، ترس از آمریکا غیرعقلایی است؛ زیرا جمهوری اسلامی از پشتیبانی ملت بزرگ ایران برخوردار است.»
ایشان یکی دیگر از راه‌های سلطه‌ آمریکا را «تزریق بی‌اعتمادی به خود و نبود روحیه‌ اعتمادبه‌نفس ملی» برشمردند و گفتند: «با پیروزی انقلاب، این سنگر سلطه‌پذیری به سنگر بزرگ «ما می‌توانیم» تبدیل شد.»
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای «جدایی دین از سیاست» را یکی دیگر از سنگرهای آمریکا برای سلطه بر ایران دانستند و افزودند: «انقلاب اسلامی این سنگر را نیز نابود کرد.»
رهبر معظم انقلاب اسلامی در ادامه‌ سخنان‌شان منظور صریح خود را از کلمه‌ دشمن، «آمریکا» دانستند و افزودند: «سیاستمداران آمریکایی و وزارت خزانه‌داری این کشور از یک‌طرف تحریم را با روش‌های خاص و پیچیده، عملاً حفظ می‌کنند و با دشمنی محض از تهدید به تحریم سخن می‌گویند و از طرف دیگر در کاخ سفید سفره‌ هفت‌سین می‌اندازند و با روش‌های «بچه‌گول‌زن»، در پیام نوروزی برای اشتغال جوانان ما دلسوزی می‌کنند!»
معظم‌له با تمرکز بر موضوع تحریم افزودند: «واقعیت آن است که دشمن احساس می‌کند تحریم‌ها در ضربه زدن به ایران مؤثر است، البته رفتار ما هم در تقویت این احساس تأثیرگذار بوده است.«
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در همین زمینه افزودند: «در برهه‌ای در داخل، ضررها و ضربات تحریم را بزرگ‌نمایی کردیم، همچنان‌که در مقطعی درباره‌ آثار برداشته شدن تحریم‌ها هم بزرگ‌نمایی شد، درحالی‌که تاکنون اتفاقی در این زمینه نیفتاده و اگر وضع به همین منوال پیش رود، اتفاقی هم نخواهد افتاد.
رهبر معظم انقلاب پس از اثبات تمرکز اصلی دشمن بر مسئله‌ تحریم، یک سؤال اساسی مطرح کردند: «راه صحیح مقابله با این «ابزارِ فشار و خصومت» چیست؟»
ایشان در پاسخ، با اشاره‌ مجدد به دو راهی دروغینی که آمریکایی‌ها در مقابل این سؤال ارائه می‌کنند؛ یعنی «تسلیم» یا «فشار و تحریم»، افزودند: البته یک دو راهی واقعی در این زمینه وجود دارد؛ یا مشکلات تحریم را صرفاً تحمل کنیم، یا با تکیه بر اقتصاد مقاومتی، ایستادگی کنیم و بر مشکلات فائق آییم.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای سپس با تمرکز بر مفهوم شعار سال؛ «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» و ضرورت مشخص شدن و ترسیم نقشه راه با بیان ده پیشنهاد اساسی برای اقدام و عمل در زمینه‌ اقتصاد مقاومتی، به سخنان‌شان ادامه دادند.

هم روزگار موشک است، هم روزگار مذاکره
رهبر معظم انقلاب اسلامی در سالروز میلاد حضرت فاطمه‌ زهرا (س) در دیدار جمعی از مداحان و ذاکران با اشاره به استفاده‌ مستمر دشمنان از همه‌ ابزارها برای مقابله با ملت ایران و نظام اسلامی تأکید کردند: «در روزگار پیچیده‌ امروز و فردا، باید از همه‌ ابزارهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و دفاعی، برای تقویت جایگاه ایران استفاده کنیم.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با اشاره به استفاده‌ دشمنان انقلاب از همه ابزارهای قدیمی و پیشرفته برای خصومت با ایران تأکید کردند: «آنها از «گفت‌وگو، مبادلات اقتصادی، تحریم، تهدید نظامی و هر وسیله‌ دیگر» برای پیشبرد اهداف خود استفاده می‌کنند و ما نیز باید در همه‌ این زمینه‌ها، توان مقابله و دفاع داشته باشیم.»
ایشان، توان نظامی را بیشترین تکیه‌گاه مستکبران برای زورگویی به ملت ایران خواندند و با طرح یک سؤال اساسی افزودند: «در این اوضاع جنگل‌وار جهانی، اگر جمهوری اسلامی صرفاً به‌دنبال مذاکره و مبادله‌ اقتصادی و حتی علم و فناوری برود، اما توان دفاعی نداشته باشد، آیا حتی دولت‌های کوچک نیز به خود اجازه‌ تهدید ملت ایران را نخواهند داد؟»
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با انتقاد شدید از کسانی که روزگار و دنیای فردا را دنیای مذاکره می‌دانند و نه موشک، خاطرنشان کردند: «روزگار، روزگار همه‌چیز است وگرنه به‌راحتی و به‌صراحت حق ملت را خواهند خورد.»
ایشان افزودند: «اگر این حرف از روی ناآگاهی گفته شده باشد، یک مسئله است، اما اگر از روی آگاهی باشد خیانت است.
فرمانده معظم کل قوا نمایش موشک‌های پیشرفته و دقیق سپاه پاسداران را موجب خرسندی ملت‌هایی خواندند که دل‌شان از آمریکا و رژیم صهیونیستی، خون است، اما کاری از دست‌شان برنمی‌آید.
ایشان افزودند: «دشمنان مدام در حال تقویت توان نظامی و موشکی خود هستند؛ در این شرایط چطور می‌گوییم روزگار موشک گذشته است؟»
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای این حرف‌ها را شبیه حرف‌های برخی اعضای دولت موقت دانستند که اوایل انقلاب می‌گفتند جنگنده‌های اف-۱۴ را که خریده‌ایم به آمریکا پس بدهیم، به دردمان نمی‌خورد!
رهبر معظم انقلاب افزودند: «در آن موقع ایستادگی و افشاگری کردیم و چندی بعد که صدام به ایران حمله کرد معلوم شد چقدر به این ابزارهای دفاعی نیاز داریم.»
رهبر فرزانه انقلاب با تأکید مجدد بر موافقت خود با ابزار دیپلماسی و مذاکره‌ سیاسی به‌جز چند استثنا افزودند: «طوری تبلیغ نکنند که انگار با گفت‌وگو مخالفیم، ما می‌گوییم باید قوی و هوشیار مذاکره کرد تا سرمان کلاه نرود.»


 

یادداشت
مهدي سعيدي

  معیارها و صلاحیت‌ها


 جایگاه شورای نگهبان در عرصه انتخابات در نظام مردم‌سالاری دینی، از جمله مباحث پرمناقشه‌ای است که در طول حدود چهار دهه گذشته همواره مورد هجمه همه‌جانبه تفکرات لیبرال قرار داشته است. این تفکر از هر فرصتی استفاده کرده است تا تخریب خود را آغاز کند و با زیر سؤال بردن شورای نگهبان، نظام مردم‌سالاری دینی را نیز به چالش بکشاند. حواشی انتخابات شهر اصفهان و ابطال آرای یکی از منتخبان و به دور دوم کشیده شدن بخشی از انتخابات این شهر، از جمله اخباری است که در روزهای ابتدایی سال جدید منتشر شده و فضا را برای سوءاستفاده این جریان فراهم کرده است.
در همین زمینه می‌توان به اظهارات منتشرشده از صادق زیباكلام اشاره کرد که در گفت‌وگو با یکی از پایگاه‌های خبری می‌گوید: «اساساً پدیده‌ای به اسم تعیین صلاحیت، ساخته و پرداخته جمهوری اسلامی است و در هیچ نظام توسعه‌یافته و مدرن امروزی چیزی به این نام وجود ندارد؛ نه در هند، نروژ، دانمارك، آرژانتین، تركیه، آمریكا، آلمان و نه در هیچ نظامی كه مردم‌سالاری حاكم است، تعیین صلاحیت صورت نمی‌گیرد.»
این بیان به خوبی حکایت از آن دارد که جریان لیبرال برای تخریب نظام مردم‌سالاری دینی به دروغ‌پراکنی نیز روی آورده است. این در حالی است که در همه نظام‌های سیاسی جهان افرادی می‌توانند نامزد تصدی سمتی در ساختار سیاسی کشور باشند که از حداقل صلاحیت لازم برخوردار باشند. این حداقل صلاحیت در هر نظام سیاسی متفاوت است و مبتنی بر قانون آن کشور تنظیم می‌شود؛ اما این تفاوت به معنای فقدان احراز صلاحیت نیست، بلکه حکایت از تفاوت معیار در احراز صلاحیت‌ها دارد.
در نظام مردم‌سالاری دینی، معیار صلاحیت‌ها از دل مکتب الهی و راهنما به دست آمده است. در واقع بنیانی‌ترین تفاوت مردم‌سالاری دینی و دموکراسی غربی را باید در خاستگاه این دو دانست. مردم‌سالاری دینی مبتنی بر نظام حقوقی الهی اسلام طرح‌ریزی شده است و دموکراسی از دل نظام لیبرالیسم غربی ـ که حقوق را مبتنی بر الگوی قرارداد اجتماعی ترسیم می‌کند ـ بیرون آمده است.
در الگوی نظام مردم‌سالاری دینی مشروعیت پذیرش سمت‌ها مبنی بر داشتن صلاحیت‌هایی است که اسلام مشخص کرده است. سه‌گانه فقاهت، عدالت و درایت که برای هر سمتی، سطح و میزانی از آن لازم است و حدود آن را قانون مشخص کرده است. انتخاب مردم نیز پس از داشتن صلاحیت‌ها معنا می‌یابد. در واقع، از میان صاحبان صلاحیت، آن‌کس که رضایت و انتخاب مردم را به دست آورد، حق حاکمیت می‌یابد، نه آنکه مردم بتوانند به هر که می‌خواهند رأی دهند. طبیعی است که در این الگو شرط مقوم مشروعیت و اعتبار مسئولان، حفظ صلاحیت‌ها و پایگاه مردمی است و هر شخص در هر سمتی این دو را به تدریج از دست دهد، مشروعیت و حق حاکمیت خود را از دست خواهد داد.
در نظام جمهوری اسلامی بررسی صلاحیت‌ها برای تصدی پست ریاست جمهوری، نمایندگی مجلس شورای اسلامی، مجلس خبرگان رهبری و عضویت در شورای شهر بر عهده شورای نگهبان است. صلاحیت وزرا را نمایندگان مجلس شورای اسلامی در روز رأی به کابینه بررسی می‌کنند. صلاحیت رهبری را مجلس خبرگان بررسی می‌کند و پست‌های پایین‌تر نیز متناسب با شرایط هر مجموعه بررسی می‌شوند. در واقع، هیچ سمتی در سلسله‌مراتب قدرت در نظام اسلامی بدون دارا بودن حداقل صلاحیت شکل نگرفته و مشروعیت نخواهد یافت.


نكته و نظر
یک پا کوچک و یک پا بزرگ

نکته: اوباما با انتشار پیامی تصویری به فاصله چند ساعت مانده به فرارسیدن سال نو شمسی، نوروز را به ایرانیان سراسر جهان تبریک گفت. او در ادامه پیام تبریک خود گفت: ما نیز یک بار دیگر نوروز را در کاخ سفید جشن می‌گیریم و در طول هفته‌های آتی در کاخ سفید سفره هفت‌سین، سبزی‌پلو و ماهی و شاید هم نان‌برنجی خواهیم داشت.
نظر: یکی از کاربران شبکه‌های اجتماعی هم در توجیه حرف‌های اوباما نوشته است: هنگامی که سفره هفت‌سین در کاخ سفید انداخته می‌شود، یعنی اینکه ما در کاخ سفید هم نفوذ کرده‌ایم، نفوذ که فقط اون‌طرفی نیست؛ این‌طرفی هم هست!
این اقدام آمریکا و ساده‌دلی برخی از جاهلان یا خائنان داخلی در حالی رخ می‌دهد که آمریکا هنوز در اجرای تعهدات خود نسبت به برجام کوتاهی کرده و از طرف دیگر درصدد است تحریم‌های بیشتری علیه ایران را به تصویب شورای امنیت برساند.حرکت نامتوازن آمریکا در حرف و عمل شبیه داستان آن مرد انگلیسی است که یکی از پاهایش از آن یکی بزرگ‌تر بود و می‌گفت: من اصلاً نمی‌توانم کفشی یا پوتینی اندازه پایم پیدا کنم. یکی از دوستانش او را به یک مغازه کفش‌دوزی برد و کفشی برای او دوخت. هفته بعد او دوباره به مغازه رفت و به کفش‌هایش نگاه کرد. بعد با عصبانیت به کفش‌دوز گفت: تو احمقی! من گفتم: کفشی بدوز که یک لنگه‌اش بزرگ‌تر از دیگری باشد، اما تو یکی را کوچک‌تر از دیگری دوخته‌ای.
 

 

صفحه سوم

 
 

 اخبار

چهار طرح آمریکا برای عقیم کردن ایران
آمریکایی‌ها اهرم‌های قدرت جمهوری ‌اسلامی را شناسایی کرده و درصدد گرفتن آنها از ایران هستند.
فواد ایزدی با بیان این نکته؛ افزود: «برجام» برای قدرت هسته‌ای، تحریم و تهدید برای «قدرت موشکی»، کشاندن ایران به میز گفت‌وگو از جنس گفت‌وگوهای هسته‌ای برای «مسائل منطقه‌ای» و نفوذ سیاسی- فرهنگی برای قدرت «مدیریت داخلی» چهار طرح آمریکا برای عقیم کردن ایران است.
استاد دانشگاه تهران گفت: آمریکایی‌ها می‌خواهند در ایران یک حکومتی شبیه تشکیلات خودگردان فلسطین برقرار باشد؛ حکومتی وابسته به آمریکا چه از نظر فکری و چه از نظر مالی و پولی. حکومتی که مسئول اداره کردن مردم خود با ایده و فکر آمریکایی‌هاست. وی افزود: دولت فهم کند که چرا در قانون بودجه 2016 آمریکا و متمم آن هزینه هنگفت 2 میلیارد و 300 میلیون دلاری برای براندازی ایران و چند کشور دیگر در نظر گرفته شده است. از نتایج انتخابات مجلس تهران تلقی توان تغییر در حاکمیت را دارند و برجام ۲ و آشتی ملی را برای بازگرداندن جریان فتنه به سطح اول فضای سیاسی کشور مطرح می‌کنند. در همین حال جک لو، وزیر خزانه‌داری آمریکا در اندیشکده کارنگی گفت: کنگره و دولت با هم کار کردند تا با استفاده از ابزارهای مختلف، از جمله تحریم‌های ثانویه فشارها بیش از پیش بر ایران افزایش یابد و شرکت‌ها و بانک‌های خارجی از مبادله با ایران هراسان شوند، حتی اگر هیچ آمریکایی‌ای درگیر این مبادلات نباشد.


نتایج سیاست‌های ضد‌اقتصاد مقاومتی
بدهکار شدن ایران، توقف توسعه صنعتی، برقراری توسعه وابسته و از بین رفتن استقلال سیاسی و ژئوپلیتیکی ایران نتایج سیاست‌های درهای باز روحانی است.
پایگاه گلوبال ریسرچ با انتشار مقاله‌ای به تحلیل سیاست‌های اقتصادی دولت یازدهم پرداخت و نوشت: تحت سکان‌داری حسن روحانی، سیاست اقتصادی «در‌های باز» یعنی دستور‌العملی برای بدهکاری، از بین بردن صنعتی‌سازی و ایجاد وابستگی. عده‌ای از کارشناسان اقتصادی، سیاست‌های حسن روحانی را به دلیل باز کردن بازارهای ایران بر روی تجارت غربی‌ها با سیاست آقای دنگ شیائوپینگ پس از مرگ مائو در چین مقایسه می‌کنند. با نگاهی عمیق‌تر به سیاست‌های اقتصادی در‌های باز دولت حسن روحانی، در‌می‌یابیم که این سیاست‌ها بیشتر به سیاست‌های «بوریس یلسین» روسیه پس از سقوط دیوار برلین شباهت دارد تا دنگ شیائوپینگ چین! هم از بعد عملی و هم در نظری، دولت روحانی نوعی مدل اقتصادی را در نظر گرفته است که به طور گسترده با ویژگی‌های زیر شناخته می‌شود:
بدهکار شدن ایران، توقف توسعه صنعتی، برقراری توسعه وابسته، که همواره به از بین رفتن استقلال سیاسی و ژئوپلیتیکی منجر می‌شود. در همین زمینه رئیس مرکز تجارت جهانی ایران و رئیس شورای سیاست‌گذاری اقتصاد مقاومتی گفته است: پس از توافقنامه وین (برجام)، متأسفانه تعدادی از مسئولان آرام آرام زمزمه‌هایی را نجوا می‌کردند مبنی بر اینکه داستان اقتصاد مقاومتی تمام شده و به‌زودی بساط آن جمع خواهد شد!!


اعتراف آمریکا و انکار ایران
در حالی که آمریکا رسماً اعلام می‌کند برجام را به‌درستی اعمال نکرده است؛ اما همچنان دولت حاضر نیست از عملکرد نادرست آمریکا در اجرای برجام انتقاد کند.
وزیر خزانه‌داری آمریکا در نشست کمیته اعتبارات مجلس نمایندگان گفت: واشنگتن حتی پس از پایبندی ایران به برجام، تحریم‌های غیرهسته‌ای علیه این کشور را حفظ کرده است. وی تحریم‌های تروریسم، تحریم‌های اقدامات مخرب در منطقه و تحریم‌های حقوق بشری را جزء تحریم‌هایی دانست که با وجود توافق هسته‌ای، علیه ایران حفظ شده است. وی درباره پول‌های آزادشده پس از برجام افزود: در واقع، در این مقطع زمانی، بخش اندکی از آن پول به ایران سرازیر می‌شود. این چیزی است که ما هم از ایرانی‌ها و هم از سایرین می‌شنویم که بانک‌های سراسر جهان در پاسخ به درخواست‌های مربوط به پول‌های آزادشده کُند عمل می‌کنند. سرعت این اقدام، زیاد نبوده است. آمریکا به برجام در عرصه هسته‌ای راضی نمی‌شود و به دنبال افزایش مطالبات نابحق خود از ایران در عرصه‌های دیگر است؛ به گونه‌ای که سخنگوی کاخ سفید به‌تازگی گفته است: محدودیت‌های عمده برای صنایع آمریکایی در تجارت با ایران، هنوز پابرجاست و تا زمانی که ایران راهی را برود که نشان‌دهنده تعهد این کشور به پایبندی به اصول بین‌المللی درباره حقوق بشر، تروریسم و برنامه نظامی نباشد، این محدودیت‌ها تغییر نخواهد کرد.


سقوط اعتمادبه پایبندی آمریکا به برجام
بر اساس نظرسنجی انجام شده از سوی مرکز مطالعات بین‌المللی و امنیتی دانشگاه مریلند آمریکا، مردم ایران در حال از دست دادن اطمینان خود به پایبندی آمریکا به تعهداتش مطابق برجام هستند.
این نظرسنجی که اولین نظرسنجی انجام شده مرکز فوق پس از انتخابات اخیر ایران است، نشان می‌دهد که حمایت از نامزدهای هوادار رئیس‌جمهور روحانی در انتخابات مذکور در سطح بالایی بوده است. در حالی که 63 درصد پرسش‌شوندگان گفته‌اند که به نامزدهای هوادار دولت رأی داده‌اند، تنها 22 درصد اظهار داشته‌اند که به منتقدان دولت ر‌أی داده‌اند. به نوشته لوبلاگ، شاید نگران‌کننده‌ترین نتیجه این نظرسنجی این باشد که اعتماد عمومی به پایبندی ایالات متحده به تعهدات خود مطابق برجام کاهش یافته است. اگرچه 71 درصد پرسش‌شوندگان حمایت خود را از برجام ابراز داشته‌اند، ولی میزان «حمایت قاطع» از برجام از 43 درصد در اوت گذشته (اواخر شهریور 94) به حدود 27 درصد در نظرسنجی اخیر کاهش یافته است. این در حالی است که نظرسنجی پیشین گالوپ نشان می‌داد، 45 درصد ایرانی‌ها معتقدند ایالات متحده به تعهدات خود مطابق برجام پایبند خواهد ماند، اما این میزان اکنون به 29 درصد کاهش یافته است. در حالی که در نظرسنجی انجام شده در ماه سپتامبر (شهریور) گذشته، 41 درصد ایرانی‌ها گفته بودند که «اصلاً» به پایبندی آمریکا به تعهداتش اطمینان ندارند یا اینکه به این موضوع اطمینان چندانی ندارند، این میزان اکنون به 66 درصد افزایش یافته است.


انتقال گاز ایران به عمان از زیر دریا
یک منبع آگاه در صنعت نفت گفت: یک شرکت کره‌ای که سابقه احداث خطوط لوله گاز در زیر دریا را دارد، آمادگی خود را به منظور احداث خط لوله صادرات گاز ایران به عمان که قرار است گاز ایران را از زیر دریا به مسقط برساند، اعلام کرده است.
شرکت کره‌ای اعلام کرده است: افزون بر تأمین تجهیزات مورد نیاز این پروژه حتی حاضر است هزینه احداث این خط لوله را نیز تأمین کند. شایان ذکر است، پروژه انتقال گاز ایران به عمان از سوی شرکت ملی نفت و صادرات گاز ایران دنبال می‌شود و قرار است پروژه صادرات گاز ایران به عمان در 3 فاز اجرایی شود و گاز ایران از شمال تنگه هرمز به پایانه صادراتی ال‌ان‌جی عمان در جنوب تنگه هرمز برسد.
گویا برای ساخت این خط لوله صادراتی 5/1 میلیارد دلار هزینه نیاز است؛ به گونه‌ای که مقرر شده گاز تولید شده از میدان گازی پارس جنوبی از طریق این خط لوله به مجتمع بندری و صنعتی سوهار در عمان منتقل و سپس از آنجا از طریق پایانه‌های ال‌ان‌جی به سایر نقاط جهان ارسال شود. مطالعه این پروژه 10 سال قبل آغاز شد و در سال 2013 ایران و عمان برای اجرای این پروژه توافق کردند، اما به دلیل تشدید تحریم‌ها علیه ایران این پروژه تقریباً به حالت تعلیق درآمد.


روایت جدید از گفت‌وگوی روحانی و اوباما
 شبکه «بی‌بی‌سی» در مستندی با موضوع عملکرد اوباما، روایت جدیدی از گفت‌وگوی رئیس‌جمهوری اسلامی کشورمان و رئیس جمهوری آمریکا مطرح کرده است.
در بخشی از مستند شبکه دوم تلویزیون بی‌بی‌سی موسوم به «پشت دیوارهای کاخ سفید» که حوادث دوران ریاست جمهوری باراک اوباما را بررسی می‌کند، محمد‌جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران هم به اظهار نظر در این باره پرداخته است. بخشی از قسمت سوم این مستند با عنوان «خرابش نکن» مسائل مربوط به دولت اوباما در قبال ایران را بررسی می‌کند که اظهارنظرها درباره مسائل مربوط به گفت‌وگوی تلفنی اوباما و روحانی در همین قسمت مطرح شده‌ است. در اولین سفر روحانی به نیویورک گمانه‌زنی‌های بسیاری درباره احتمال ملاقات اوباما و روحانی مطرح شده بود. این ملاقات انجام نشد، اما در لحظات بازگشت روحانی به ایران گفت‌وگوی تلفنی بین دو طرف انجام شد. «بن‌رودز» معاون مشاور امنیت ملی آمریکا در این مستند بی‌بی‌سی در این‌‌باره می‌گوید: «وقتی به نیویورک رسیدیم، هنوز مشخص نبود که آیا این دیدار قرار است اتفاق بیفتد یا خیر. هر بار که بنا بود قرار این ملاقات تنظیم شود، این‌‌گونه به نظر می‌رسید که آنها با فشارهایی از تهران پا پس می‌کشند و در نهایت به نظر رسید که برای آنها دشوار است این ملاقات انجام شود.» پس از «بن‌رودز» محمدجواد ظریف می‌گوید: «می‌دانم که هر دو طرف از اینکه این ملاقات انجام نشده بود، ناراحت بودند و دنبال فرصتی بودند که به نوعی آن را جبران کنند.» گوینده «بی‌بی‌سی» در اینجا ادعا می‌کند، ایران پیشنهاد گفت‌وگوی تلفنی میان رؤسای جمهور دو کشور را مطرح کرده است.


 خط خبر

برنامه شایعه‌پراکنی از کجا مدیریت می‌شود
رئیس بخش اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی با افشای جزئیات پروژه نفوذ صهیونیست‌ها در کشورهای عربی اعلام کرد، اسرائیل [رژیم صهیونیستی] در حال جنگ شدید با ایران در فضای سایبری است و هزاران نفر را برای ترویج شایعات در جهان عرب و شست‌وشوی مغزی جوانان عرب به خدمت گرفته است.

پشت صحنه باج‌خواهی از نظام
شهریار زرشناس بده بستان میان سیاسیون ایران و آمریکا را خطرناک توصیف کرده و گفته است: این جریان می‌خواهد با ساختار‌شکنی در انتخابات 96 پیروز شود. بدنه سیاسی و لجستیکی این جریان، استحاله‌طلب است و به دنبال تغییر در اساس نظام است. وی گفت: اگر جریان انقلابی به این ساختار‌شکنی پاسخ‌ ندهد، باج‌خواهی این جریان از نظام و انقلاب ادامه می‌یابد.

برنامه اغتشاش از جنوب ایران
روزنامه «جروزالم پست» مقاله یک عرب‌زبان را منتشر کرده است که به دنبال تحریک و اغتشاش در جنوب ایران است. «عبدالله النفیسی» استاد علوم سیاسی و از سیاستمداران سرشناس کویت نوشته است: «جمهوری اسلامی منبع تنش در شبه جزیره عربی است و همانند اسرائیل راهبرد ناهمگون را اتخاذ کرده است.» در حالی‌ که اسرائیل فلسطین را در اشغال دارد، ایران نیز اهواز را که 16 برابر فلسطین است، در اشغال دارد. 90 در‌صد منابع طبیعی ایران در این منطقه قرار گرفته‌اند. «همچون اسرائیل، ایران از بعد فرهنگی در انزوا قرار دارد، زیرا زبان غالب منطقه عربی است و همان‌طور که سنی‌ها اطراف اسرائیل را احاطه کرده‌اند، ایرانی‌ها نیز در احاطه اعرابی هستند که معمولاً به آنها عجم می‌گویند. این همان اندیشه‌ای است که صدام برای حمله به خرمشهر از ‌آن بهره‌برداری کرد و اکنون عربستان و صهیونیست‌ها در یک طراحی آشکار به دنبال استفاده از گروهک‌های تروریستی در خوزستان هستند.

پیام ائتلاف روسیه - ایران
روزنامه «نيويورك پست» نوشت: ژنرال‌ها، ديپلمات‌ها و نيروهاي اطلاعاتي پوتين از ميزان تسلط و نفوذ ايران بر سوريه، عراق و لبنان شوكه شدند. شکست‌های پی در پی حامیان داعش در عراق و سوریه سبب شده است که نگرانی صهیونیست‌ها بیشتر از گذشته شود؛ زیرا پس از پایان این درگیری‌ها شاهد سه حزب‌الله دیگر در منطقه خواهند بود؛ حزب‌الله سوریه، عراق و یمن.

آقازاده‌ها از آمریکا خطرناک‌ترند
فرمانده نیروی هوافضای سپاه گفت:‌ غربی‌ها به دنبال آن هستند که نقطه قوت ما به ضعف تبدیل شود. سردار حاجی‌زاده افزود: اگر دور تا دور ایران را حصار بکشند، تولید موشک در ایران متوقف نخواهد شد. آنها مسئولان را از تهاجم نظامی و تحریم می‌ترسانند، نگرانی‌های ما از داخل کشور است‌، از آقازاده‌ها، برادر‌زاده‌ها و خواهرزاده‌هاست و کسانی که روی تصمیم‌گیران اثر می‌گذارند.

استدلال‌های ضعیف در شورای امنیت
در حالی که آمریکا، انگلیس و فرانسه به دنبال کشاندن موضوع موشکی ایران به شورای امنیت هستند، رویترز در گزارشی نوشته است: دیپلمات‌های شورای امنیت اذعان دارند که توجیهات مطرح‌شده برای اعمال تحریم‌های تازه علیه ایران به بهانه آزمایش‌های موشکی ضعیف است، زیرا با متن قطعنامه 2231 همخوانی ندارد.

رازی که به رادیو سیا گفته شد
سرکرده یکی از گروه‌های حامی فتنه در خارج از کشور در تحلیلی از عملکرد دولت و میزان تطابق آن با سیاست‌های نظام به رادیو فردا (وابسته سازمان سیا) گفته است: دولت می‌خواهد سیاست دوگانه‌ای را در پیش بگیرد، به‌گونه‌ای که در حرف و نظر، خود را همراه با نظام نشان دهد؛ ولی در عمل، سیاست‌‌ها و برنامه‌هایی را دنبال کند که در تعارض با آن است. ادعای این شخص دگراندیش در خارج از کشور در حالی مطرح می‌شود که برخی از حلقه‌های نزدیک به دولت با بیگانگان در ارتباط هستند.

13 به‌در به روایت یک رسانه بی‌سواد
رادیو «دویچه‌وله» آلمان که سواد اندکی از اوضاع ایران دارد، در گزارش مغرضانه‌ای نوشته است: «سیزده به‌در؛ نماد ایستادگی فرهنگی مردم در برابر حکومت است.» این ادعا در حالی مطرح شده است که روز 13 به‌در جزء تعطیلات رسمی است و به نام روز طبیعت نامگذاری شده است. رسانه‌های بیگانه هنگامی که با کمبود سوژه روبه‌رو می‌شوند، به قرینه‌سازی از برخی موضوعات می‌پردازند تا نظام را غیر‌مردمی جلوه دهند.

پروژه میانه‌رو‌سازی آمریکا
آمریکایی‌ها در ادبیات تولیدی خود به شدت اصرار دارند تا دوگانه میانه‌رو- افراطی را هم‌پای ادبیات دولت ایران تثبیت کنند و در راهبرد خود به دنبال تقویت آنچه میانه‌رو می‌دانند، باشند. در این زمینه‌ اندیشکده ویلسون نوشته است: اوباما معتقد است توافق هسته‌ای با ایران موجب تقویت جناح میانه‌روی داخل ایران شده و ایران را در مسیر اجتماعی مطلوب آمریکا قرار می‌دهد. آل فرانکن، سناتور ایالت مینسویا هم می‌گوید: این توافق یک مرحله اساسی برای تأمین منافع امنیتی ماست و امیدواریم بعد از 15 سال محدودیت‌، ایران دیگر از سوی تندروها اداره نشود. اوباما در مصاحبه با نیویورک تایمز هم گفته است: یکی از سیاست‌های کلان و اصلی آمریکا در این مذاکرات، «تغییر ذهنیت» ایرانی‌ها نسبت به آمریکا و به عبارت روشن‌تر استکبار‌زدایی ذهنی از ایرانیان است. این کلید‌واژه در انتخابات هفتم اسفند بارها از زبان مسئولان دولتی تکرار شد تا ذائقه مردم در این مسیر تحریک شود.

نتیجه قطع رابطه با ایران
وزیر امور خارجه کانادا با بیان اینکه قطع رابطه اتاوا با تهران برای کانادا، ایران و امنیت بین‌المللی هیچ نتیجه‌ای نداشته است، تأکید کرد: چنین تصمیمی عواقب زیان‌باری برای کانادا در بر داشته است. به گزارش ایرنا «استفان دیون» وزیر امور خارجه دولت جدید کانادا تصریح کرد: تصمیم سال 2012 کشورش به قطع روابط دیپلماتیک با تهران نه تنها بی‌ثمر بوده، بلکه زیان‌آور هم بوده است و به همین دلیل دولت لیبرال جاستین ترودو نخست‌وزیر جدید این کشور مصمم به برقراری دو‌باره روابط با ایران است. دیون افزود: تصمیم کانادا به قطع روابط با ایران نتایج مثبتی برای هیچ‌کس، نه برای کانادایی‌ها‌، نه مردم ایران و نه امنیت جهانی در پی نداشت. وی تصریح کرد: دولت تازه کانادا به رهبری جاستین ترودو مصمم به ترمیم خسارات گذشته و پایان دادن به سیاست‌های مبتنی بر قطع رابطه از سوی دولت گذشته این کشور است.

معضل محصولات تراریخته
در حالی که ناظران سلامت و زیست محیطی کشور هیچ‌گونه نظارتی بر سلامت محصولات وارداتی یا کشت محصولات دستکاری شده ژنتیکی (تراریخته) ندارند، سوئیس مصرف این محصولات را برای سومین بار پنج سال دیگر ممنوع کرد. مطالعات نشان می‌دهد، بسیاری از محصولات از جمله بیش از 90 درصد از روغن خوراکی، بخش قابل توجهی از برنج و ذرت موجود در بازار ایران، دستکاری شده ژنتیک هستند. همچنین آزادسازی کشت، واردات و صادرات و مصرف عمومی این محصولات در لایحه برنامه پنج‌ساله ششم توسعه مورد تأکید و اهتمام دولت قرار گرفته است.

آمار اسد از خسارت جنگ سوریه
«بشار اسد» رئیس‌جمهوری سوریه اعلام کرد: جنگ این کشور حدود 200 میلیارد دلار خسارت به ‌همراه داشته است. اسد در بخش دوم مصاحبه با «اسپوتنیک» روسیه ضمن اعلام اینکه برای بازسازی سوریه بیشتر روی کمک کشورهای دوست حساب ‌می‌شود، پیش‌بینی کرد که برای این منظور بر حمایت ایران، چین و روسیه تکیه شود. وی تأکید کرد، اصلاح زیرساخت‌های اساسی سوریه وقت بسیار زیادی خواهد بُرد. اسد تصریح کرد: مسئله تشکیل حکومت جدید می‌تواند در مذاکرات ژنو حل شود و این حکومت باید شامل معارضان، ائتلاف‌های مستقل و وفاداران (به نظام) باشد. رئیس‌جمهوری سوریه گفت: حتی اگر وضعیت امنیتی ثبات پیدا کند، باز هم به حضور نظامی روسیه نیاز داریم.

 

صفحه چهارم

 
 

پنجره
قاسم غفوری 
سوریه از دستاوردهای میدانی تا راهبردهای سیاسی

 

سوریه در طول هفته‌های اخیر با مجموعه‌ای از تحولات سیاسی و نظامی‌‌ همراه بوده است که به اذعان ناظران سیاسی می‌‌‌تواند تأثیرات بسیاری بر آینده این کشور و منطقه داشته باشد.
در حوزه نظامی،‌‌ دستاوردهای ارتش سوریه با محوریت آزاد‌سازی منطقه راهبردی «تدمر» قابل ارزیابی است. شهر باستانی- تاریخی چند هزار ساله پالمیرا یا تدمر پایتخت پادشاهی به همین نام است که هم زمان با امپراتوری رم باستان وجود داشت. تدمر دروازه مناطق شرقی سوریه است و در یک شاهراه جغرافیایی ـ مواصلاتی قرار دارد که دسترسی به استان‌های مختلف سوریه را میسر می‌‌‌کند. این شهر در یک فاصله میانگین 50 کیلومتری امکان دسترسی به مرزهای عراق، استان‌ها و شهرهای دیرالزور و رقّه (که سر راه آن عمدتاً بیابان قرار دارد) و از جنوب به دمشق و غوطه شرقی امکان دسترسی به استان‌های درعا و سویدا در جنوب سوریه را م‌یسر می‌‌‌کند و در فاصله محدودی از شهر حمص و استان حماه و از یک مسیر تقریباً ساده و نیمه کوهستانی به قلمون و سپس به عرسال در مرزهای لبنان وصل می‌‌‌شود.
این پیروزی سبب شد تا داعش از شهر باستانی تدمر عقب بکشد و به سمت مرزهای شرقی فرار کند. این دستاورد در کنار آنکه گامی‌‌ در جهت مبارزه با تروریسم بوده، زمینه‌ساز تقویت روحیه ارتش و نیروهای مردمی‌‌ نیز شده است. در همین چارچوب بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه درباره «پاکسازی شهر تدمر و روند مبارزه با تروریسم ارتش» گفت: آزادسازی شهر تدمر درست بودن راهبرد ارتش سوریه و متحدانش در مبارزه با تروریسم را ثابت می‌‌‌کند. بسیاری از ناظران نظامی‌‌ تأکید دارند که این بزرگ‌ترین شکست داعش از زمان اعلام خلافت داعش در سال 2014 تاکنون است. شکست داعش در منطقه تدمر سوریه سه ماه بعد از پیروزی ارتش عراق در بازپس‌گیری شهر مهم الرمادی از داعش اتفاق می‌‌‌افتد. پیروزی در اخراج داعش از شهر الرمادی نیز مهم‌ترین پیروزی ارتش عراق از سال 2014، یعنی شکست بزرگ در برابر داعش و سقوط موصل تاکنون است. نکته مهم آن است که این دستاورد پس از اعلام خروج نیروهای روسیه از سوریه رقم خورده که خود سندی بر استواری ارتش سوریه و جبهه مقاومت پس از پنج سال مبارزه با تروریسم است.
نوع واکنش‌های جهانی به این دستاورد در نوبه خود امری قابل توجه است. در حالی جامعه جهانی به تقدیر از این دستاورد ارتش و نیروهای مردمی‌‌ سوریه پرداختند که برخی از کشورهای غربی مواضعی مغایر با دیدگاه جهانی گرفتند، چنانکه «جان کربی» سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا ادعا کرده همه ما می‌‌‌دانیم که در بلند مدت ارتش سوریه تحت فرمان اسد نمی‌‌‌تواند صلح را برای این کشور به ارمغان بیاورد و این امر ثابت نمی‌کند که اسد با بازپس‌گیری این شهر می‌‌‌تواند دیگر مناطق سوریه را بازپس بگیرد. رئیس‌جمهور سوریه مسئول جنگ داخلی است که در واقع به رشد گروهی مانند داعش کمک کرده است. وی درباره پاکسازی شهر باستانی تدمر تنها به استقبال از خروج تروریست‌های داعش بسنده کرد و با حمله به دولت سوریه این پیروزی را زیر سوال برد.
نکته دیگر در تحولات سوریه را ابعاد سیاسی آن تشکیل می‌‌‌دهد. در اقدامی‌‌ مداخله‌جویانه که نشانگر کج‌فهمی‌‌ غرب از واژه روند سیاسی و استمرار زیاده‌خواهی آنان برای تشکیل دولت دست‌نشانده در سوریه است، دولت‌های آمریکا و انگلیس به پیشنهاد بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه درباره برگزاری انتخابات زودهنگام واکنش نشان دادند. خبرگزاری اسپوتنیک روسیه به نقل از الیزابت ترودو، نماینده وزارت خارجه آمریکا اعلام کرد: آمریکا بحث درباره پیشنهاد بشار اسد رئیس جمهور سوریه در زمینه برگزاری انتخابات زودهنگام را رد می‌‌‌کند. در همین حال، دولت انگلیس نیز موضع مشابهی گرفت و فیلیپ هاموند، وزیر خارجه این کشور خواهان تشکیل دولتی در سوریه شد که بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه در آن جایی نداشته باشد. وی همچنین از ایده بشار اسد برای تشکیل دولت وحدت ملی انتقاد کرد: سخنگوی کاخ سفید نیز در نشست خبری بار دیگر درخواست کناره‌گیری رئیس‌جمهور سوریه از قدرت را تکرار کرد. اسد در مصاحبه با خبرگزاری ریانووستی روسیه گفت: «اگر مردم سوریه خواهان برگزاری انتخابات زود‌هنگام باشند، این اتفاق خواهد افتاد.»
لازم به ذکر است هم‌صدا با غرب معارضان سوری اعلام کردند هر حکومتی که «بشار اسد» رئیس‌جمهور کنونی سوریه در آن حضور داشته باشد را نخواهند پذیرفت. همچنین نماینده دائم عربستان در سازمان ملل از کشورهای جهان درخواست کرد تمام تلاش خود را برای کنار زدن رئیس‌جمهور کنونی سوریه و متحدان وی از ایفای هر نقشی در آینده سوریه انجام دهند. مجموع این رفتارها نشان می‌‌‌دهد که کشورهای غربی و متحدان منطقه‌ای آنان به دنبال حل بحران سوریه نبوده و با ابزارهای جدید به دنبال استمرار بحران در این کشور و منطقه هستند.


فراسو
رضا اشرفی

سفری با ابعاد جنگ نرم
 

باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا در فروردین 1395 سفری دوره‌ای به آمریکای لاتین داشت که محور آن را دیدار از آرژانتین و کوبا تشکیل می‌داد. این دو سفر در حالی صورت گرفت که هر یک در نوع خود شاخصه‌ها و ویژگی‌های خاصی داشته‌اند. در‌باره سفر اوباما به آرژانتین این سفر با دو مؤلفه خاص صورت گرفت. نخست آنکه اوباما در حالی وارد آرژانتین شد که ماکرونی که ارادت خود را به نظام سرمایه‌داری بارها اعلام داشته، در رأس قدرت ریاست جمهوری این کشور قرار گرفته و استقبال گرمی از سیاست‌های آمریکایی داشته است. دوم زمان ورود اوباما است که مصادف با سالگرد کودتای آمریکایی در آرژانتین و ایجاد دولتی دیکتاتور است که روزگاری سیاه برای مردم این کشور رقم زد. بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند اوباما با انتخاب این تاریخ از یک‌سو به دنبال تحقیر ملت آرژانتین پس از سال‌ها دیدگاه ضدآمریکایی حاکم در این کشور بوده و از سوی دیگر به دنبال القای این تصور به کشورهای مخالف آمریکا بوده که گذشته و جنایات آمریکا را باید فراموش و به آینده نگاه کرد. چنانکه وی در آرژانتین رسماً ادعای لزوم نگاه به آینده و فراموش کردن جنایات آمریکا را مطرح کرد. نگاهی که البته با دیدگاه مردم آرژانتین هم سو نبوده، چنانکه آنها با تظاهرات ضد‌آمریکایی از اوباما استقبال کردند، به‌گونه‌ای که اوباما شبانه و تحت شدیدترین تدابیر امنیتی وارد این کشور شد. اما آرژانتینی‌ها با آتش زدن پرچم آمریکا استقلال کشورشان از دخالت واشنگتن را خواستار شدند.
بعد دیگر سفر اوباما به کوبا بوده است. وی در مقام اولین رئیس‌جمهور آمریکا از زمان انقلاب کوبا در دهه 1950 به این کشور سفر کرده. هر چند که اوباما تلاش داشته تا این سفر را اقدامی تاریخی و برگرفته از نگاه دیپلماتیک خود القا کند. اما بسیاری آن را کودتایی نرم در قالب نفوذ دیپلماتیک به درون کوبا دانسته‌اند که بخشی از اهداف آن برای نفوذ به درون کوبا و بخشی از آن برای اجرای ابعاد جدید دخالت نرم در کشورهای مخالف آمریکا بوده است. این امر را در سخنان وی در کوبا می‌توان دریافت که تلاش کرده تا سایر ملت‌ها را به حرکت‌هایی در قالب کودتاهای نرم تحریک نماید. برای نمونه رئیس‌‌جمهور آمریکا در سخنرانی عمومی برای مردم کوبا گفت کشورش قصد ایجاد تغییر در کوبا را ندارد، ولی حالا که مردم آمریکا و کوبا به هم نزدیک شده‌اند، جوانان کوبا باید خود تغییراتی را در کشورشان ایجاد کنند. اوباما در ابتدای سخنان خود، به فاصله جغرافیایی کم میان آمریکا و کوبا اشاره کرد و گفت: «هاوانا فقط 90 کیلومتر با میامی فاصله دارد، ولی ما مسیری طولانی را برای گذشتن از موانع تاریخی و ایدئولوژیک و سیاسی، طی کرده‌ایم.» او در سخنانی اهانت‌آمیز به بازماندگان از زمان انقلاب کوبا رئیس‌جمهور آمریکا، تاریخ زندگی شخصی خود را به روابط دو کشور ارتباط داد و گفت: «من همان سالی به دنیا آمدم که در کوبا انقلاب شد؛ امروز اما آمده‌ام اینجا تا آخرین بازمانده جنگ سرد را در کوبا دفن کنم.» اوباما در همین حال در اقدامی تفرقه‌افکنانه که رنگ وبوی کودتای نرم داشت، گفت: «آمریکا یک دموکراسی چند حزبی دارد، حال آنکه کوبا نظام سیاسی تک‌حزبی دارد؛ آمریکا بازار آزاد دارد، ولی کوبا نظام اقتصادی سوسیالیستی دارد.» وی ادامه داد: «تصدیق می‌کنم که تحریم‌های سال‌های اخیر علیه کوبا، کارآمد نبود و این تحریم‌ها فقط موجبات اذیت مردم کوبا را فراهم می‌آورد.»
جالب و قابل توجه آنکه وی توپ را در زمین کنگره انداخت و تلاش کرد تا چهره‌ای مثبت از خود به نمایش بگذارد، چنانکه اوباما در این بخش از سخنان خود به زبان اسپانیولی گفت: «من به ملت کوبا ایمان دارم» و سپس ادامه داد: «به عنوان رئیس‌جمهور ایالات‌متحده از کنگره می‌خواهم، تحریم‌های کوبا را بردارد.» او در ادامه سخنانش که از مؤلفه‌های براندازی نرم گفت: «در سراسر جزیره باید اینترنت در دسترس باشد تا مردم بتوانند به دنیای بزرگ‌تر و به بزرگ‌ترین موتور پیشرفت تاریخ متصل شوند.» منظور اوباما، آمریکا بود. اوباما در ادامه همین سیاست، به روابط پیش روی ملت‌های آمریکا و کوبا اشاره کرد و گفت: «از جانب آمریکا هیچ محدودیتی وجود ندارد، این به شما بستگی دارد؛ ما نه ظرفیت ایجاد تغییر در کوبا را داریم و نه قصد آن را؛ تغییرات آینده کوبا به مردم این کشور بستگی دارد.» در بعد دیگر اجرای نفوذ و براندازی نرم، رئیس‌جمهور آمریکا، بخش آخر سخنان خود را به مخالفان انقلاب در کوبا که حالا به خارج و اکثراً به آمریکا گریخته‌اند، اختصاص داد؛ اوباما از آنها به عنوان تبعیدی یاد کرد و ادامه داد: «امروز به شما می‌گویم که بسیاری از کوبایی‌های تبعید شده با حس درد و جدایی دست و پنجه نرم می‌کنند؛ آنها عاشق کوبا هستند.»
این سخنان اوباما در حالی مطرح شد که در سال‌های اخیر آمریکا از همین چهره‌های به ظاهر غرب ‌گرای پشیمان برای بحران‌سازی در آمریکای لاتین بهره گرفته که جریان اپوزیسیون در ونزوئلا‌، بولیوی و ماکرونی در آرژانتین از جمله این دسته افراد هستند.

 


 رخداد یک
نگاهی به انفجارهای خونین بروکسل و وضعیت بحرانی قاره سبز
 
ناامنی هدیه دولتمردان اروپا به شهروندان

جهان در نوروز 1395 با مجموعه‌ای از تحولات کوچک و بزرگ همراه بوده است که بخش عمده‌ای از آن را تحولات امنیتی تشکیل می‌دهد. یکی از مهم‌ترین این تحولات، ناآرامی‌ها و چالش‌های امنیتی در قاره سبز بوده است. در حالی بسیاری از کشورهای اروپایی از زمان حملات پاریس در سال 2015 و متعاقب آن در سال 2016 در وضعیت هشدار و تدابیر شدید امنیتی قرار داشته‌اند که وقوع سه انفجار انتحاری در فرودگاه و متروی شهر بروکسل، پایتخت بلژیک ده‌ها کشته و مجروح بر جای گذاشته است. رسانه‌های بلژیک شمار تلفات انفجارهای بروکسل، را 34 کشته و دست‌کم 200 زخمی اعلام کرده‌اند. چنانکه عنوان شده است دو برادر به نام‌های ابراهیم و خالد البکراوی با عاملان حملات پاریس در سال گذشته ارتباط داشته‌اند. برخی منابع خبری اعلام کردند، گروه تروریستی داعش مسئولیت حملات تروریستی بروکسل را برعهده گرفت.
انفجارهای خونین بروکسل از سوی هر گروه و جریانی و با هر هدفی که صورت گرفته باشد، در ورای آن چند نکته تأمل‌برانگیز مشاهده می‌شود؛ نکته قابل توجه نوع واکنش سران اروپا و آمریکاست. آنچه آنان بر آن تأکید کرده‌اند، در قالب مبارزه با تروریسم، به ویژه تروریسم ادعایی آنان، یعنی تروریسم برآمده از غرب آسیا با محوریت سوریه است. آنان چنان وانمود کرده‌اند که تروریسم اسلامی زمینه‌ساز حوادثی، همچون بروکسل و پاریس شده است و باید با آن مقابله کنند. این ادعاها صرفاً در قالب نظامی و امنیتی نبوده، بلکه در قالب سیاسی و مداخله در امور کشورها نیز نمود یافته است که تأکید آنان بر برکناری نظام سوریه و تشکیل دولتی دست‌نشانده از جمله محورهای آن را تشکیل می‌دهد. این ادعاها در حالی از سوی کشورهای اروپایی و آمریکایی مطرح شده که در لابه‌لای جوسازی‌های آنان چند نکته مهم پنهان شده است؛ نخست آنکه آنان هیچ اشاره‌ای به ضعف امنیتی کشورهای اروپایی نکرده‌اند، چنانکه پس از حوادث پاریس تدابیر گسترده امنیتی در سراسر اروپا حاکم شده است، اما دستگاه‌های امنیتی این کشورها نتوانسته‌اند مقابله مؤثری با مقوله تروریسم داشته باشند و بسیاری از کشورهای این قاره شاهد انفجارها و حملات تروریستی بوده‌اند. بر اساس این می‌توان گفت، جوسازی‌های غرب درباره سوریه و تروریسم جاری در غرب آسیا را می‌توان نوعی فرافکنی برای پنهان‌سازی ناکارآمدی دستگاه‌های امنیتی غرب دانست. بحران‌های امنیتی اروپا نشان می‌دهد، ادعای مبارزه این کشورها با تروریسم ادعایی واهی و صرفاً توجیهی برای نظامی‌گری آنان است. دوم آنکه کشورهای غربی هیچ اشاره‌ای به نقش خود در ایجاد تروریسم و گسترش‌ آن نداشته‌اند. اسناد و شواهد نشان می‌دهد، کشورهایی همچون آمریکا، انگلیس و فرانسه برای رسیدن به منافع خود در غرب آسیا، از جمله در سوریه تروریسم را ایجاد و راهی منطقه کردند. تروریسمی که آنان ایجاد کردند، اکنون به بحرانی جهانی مبدل شده است و چنانکه پیش‌بینی‌ می‌شد، دامن خود غرب را نیز گرفته است. نکته تأمل‌برانگیز آنکه حامیان تروریسم به متهم‌سازی یکدیگر در قبال حوادثی، مانند انفجارهای تروریستی بروکسل پرداخته‌اند، چنانکه «اردوغان» رئیس‌جمهور ترکیه از اخراج یکی از مهاجمان حمله تروریستی بروکسل در ماه ژوئن گذشته از این کشور خبر داد که اروپا اقدامی برای بازداشت و مقابله با آن صورت نداده، حال آنکه اروپایی‌ها نیز ترکیه را به حمایت از تروریست‌ها و به نوعی عامل بحران‌های امنیتی اروپا معرفی می‌کنند.
در کنار آنچه درباره رفتارهای غرب گفته شد، ذکر یک امر مهم نیز ضروری است و آن، تقلای آنان برای سوءاستفاده از بحران‌های امنیتی برای رسیدن به مقاصد سیاسی و نظامی است. در حالی اروپایی‌ها و آمریکا بر لزوم نظامی‌گری خود در جهان تأکید کرده‌‌اند که همزمان در فضای داخلی اروپا زنجیره‌ای از تحرکات جهت‌دار روی داده است. تشدید فشارها برای اخراج پناه‌جویان و عدم اجرای تعهدات غرب در قبال آنان، افزایش فضای امنیتی علیه مسلمانان با تشدید رویکردهای ضداسلامی و تقویت گروه‌های نژادپرستانه، افزایش نظارت‌ها و دخالت‌های ساختارهای امنیتی در حریم خصوصی شهروندان که نهادهای حقوق بشر همواره درباره این‌گونه رفتارها به غرب هشدار داده‌اند، اتهام‌زنی به کشورهای اسلامی با اهداف مغرضانه برای توجیه رفتارهای غیراصولی غرب علیه آنان، به ویژه در غرب آسیا، توجیه سکوت در برابر جنایات صهیونیست‌ها علیه فلسطینیان و سعودی‌ها علیه یمنی‌ها به بهانه در اولویت بودن امنیت برای اروپا و... از جمله این رفتارهاست.
به هر تقدیر می‌توان گفت، انفجارهای بروکسل و فضای امنیتی جاری اروپا هر چند به مؤلفه‌ای برای سوءاستفاده سران این کشورها مبدل شده است، اما بیانگر یک حقیقت بزرگ، یعنی ناتوانی غرب در مقابله با تروریسم است؛ چنانکه جهانیان اذعان دارند با توجه به وادادگی و ناتوانی شدید امنیتی غرب، اگر ایستادگی جبهه مقاومت در برابر تروریسم نبود، اکنون تروریسم سراسر جهان را فراگرفته بود؛ لذا راه مقابله با تروریسم را نه قرار گرفتن در کنار غرب، بلکه همراهی با جبهه مقاومت تشکیل می‌دهد؛ مقاومتی که توان و صداقت خود در مبارزه با تروریسم را به اثبات رسانده است.
 


 رخداد دو
علی تتماج
ملتی که با خون خود سعودی را زمین‌گیر کرد



در حالی که جهان به تروریسم در منطقه و جنایات صهیونیست‌ها در فلسطین معطوف بود، عربستان سعودی صبح‌گاه 25 مارس برابر با ششم فروردین ماه 1394، با کمک ائتلاف به اصطلاح عربی تجاوز به یمن را آغاز کرد. تجاوز نظامی عربستان به یمن که وارد دومین سال خود شده است، در حالی ادامه دارد که نظامیان سعودی تصور می‌کردند ظرف حداکثر یک ماه به همه اهداف سیاسی و نظامی خود در یمن دست خواهند یافت و از این جنگی که به راه انداختند، پیروز بیرون خواهند آمد.
آمار به دست آمده درباره تعداد تلفات حملات نظامی عربستان به یمن طی یک سال گذشته حاکی از آن است که بیش از 30000 نفر از مردم بی گناه این کشور، از جمله هزاران زن و کودک در این مدت کشته و زخمی شده‌اند.
گزارش‌های منتشر شده نشان می‌دهد، ویرانی بیش از 500 بیمارستان، شهادت یا زخمی شدن بیش از 300 پزشک‌، پرستار و امدادگر و نابودی امکانات درمانی، تنها بخشی از جنایات رژیم آل سعود طی یک سال بمباران و محاصره شدید یمن است. شبکه تلویزیونی المنار با اشاره به این مطلب افزود: اوضاع بهداشتی یمن پس از گذشت یک سال از بمباران هوایی و محاصره شدید‌، بسیار فاجعه‌بار است. نه از تجهیزات پزشکی خبری است و نه داروها پاسخگوی
نیازهاست.
پیش از تجاوز به یمن نیز در اصل این کشور از خدمات خوب بهداشتی محروم بود و برای جمعیت بیست و پنج میلیونی یمن خدمات بهداشتی کافی وجود نداشت. هم اکنون هزاران بیمار و مصدوم، به ویژه بیماران مبتلا به بیماری‌های لاعلاج و کشنده به جز انتظار مرگ چاره دیگری ندارند. جنگنده‌های متجاوزان طی یک سال بمباران مداوم بیش از 500 بیمارستان را ویران کرده‌اند بمب‌های آنها، ده‌ها آمبولانس را به آتش کشیده است.
گزارش‌های اولیه صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف) نشان می‌دهد، بیش از 10 هزار کودک در سال اول تجاوز به علت ابتلا به بیماری‌های شایع و کمبود دارو جان خود را از دست داده‌اند. در حالی که کشورهای متجاوز به کمک‌های مالی خود برای امدادرسانی انسانی در یمن افتخار می‌کنند‌، سازمان‌های بین‌المللی شکایت دارند که این کشورها به تعهدات مالی خود عمل نکرده‌اند و این سازمان‌ها کمتر از شش درصد از تعهدات وعده داده شده را دریافت کرده‌اند. در این میان مردم یمن نیز در برابر این تجاوزگری سکوت نکرده و راه مقاومت در پیش گرفته‌اند‌.
یک منبع اطلاعاتی یمن گفت: با کشته شدن بیش از چهار هزار مزدور سعودی از جمله 187 سرکرده آنها در طول یک سال اخیر جنگ یمن، عربستان مجبور به اعزام شمار بیشتری از نظامیان آفریقایی به یمن شده است.
تنها در یک مورد طی 48 ساعت، 378 نیروی متجاوز ائتلاف سعودی در صحرای «میدی» یمن کشته شدند. نکته بسیار مهم در تحولات یمن ناتوانی سعودی و متحدانش برای دور کردن مردم از مقاومت با محوریت انصارالله است؛ چنانچه در سالروز تجاوز سعودی، مردم در سراسر یمن علیه سعودی و منصور عبدربه، رئیس جمهور مستعفی و فراری به سعودی تظاهرات برگزار کردند که ناظران سیاسی آن را نشانه حمایت مردم از مقاومت دانسته‌اند.
بعد دیگر تحولات یمن شامل ابعاد سیاسی است؛ چنانچه «ابراهیم ولد‌شیخ» نماینده سازمان ملل در یمن اعلام کرد، طرفین درگیر در یمن بر سر آتش‌بس در 10 آوریل و آغاز گفت‌وگوها در 18 آوریل در کویت به توافق رسیده‌اند. حزب کنگره مردمی و جنبش انصار‌الله یمن آتش‌بس موقت را در مقابل از سرگیری گفت‌وگو رد کردند. نکته مهم نگاه مردمی انصارالله است؛ چنانکه آنان و کنگره همچنین به فرستاده سازمان ملل گفته‌اند که باید پیش از آغاز هر گفت‌وگو، جنگ در یمن کاملاً متوقف شود.
این مذاکرات در حالی صورت می‌گیرد که در شکستی سنگین برای سعودی‌ها، فرماندهی نیروهای ائتلاف عربی متجاوز به یمن از تبادل 9 اسیر سعودی با 109 اسیر یمنی خبر داد.
آنچه در فرآیند تحولات یمن مشاهده می‌شود، استمرار ناکامی‌های سعودی در حوزه نظامی با وجود کشتارهای گسترده است که از نشانه‌های آن تن دادن سعودی به روند سیاسی و آتش بس احتمالی است که دستاوردی تأمل‌برانگیز برای مقاومت یمنی‌ها ارزیابی می‌شود.

 

صفحه پنجم

 
 

ویژه سال 95
علی قاسمی

صبح صادق پیام نوروزی و بیانات امام خامنه‌ای در حرم رضوی را تبیین می‌کند
 اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل
نقشه راه پیشرفت و عدالت

اشاره: نام‌گذاری سال‌ها سنت نیکویی است که هر ساله در آغاز سال جدید رهبر معظم انقلاب انجام می‌‌دهند و در این شعارها به نوعی مردم و مسئولان سیاسی را مخاطب تلاشی همه‌جانبه برای حل مشکلات کشور ‌می‌دانند. دقت در نام‌گذاری‌ها نشان می‌دهد این نام‌گذاری به دو گونه بوده‌اند. گاه دستیابی به هدفی و حل مشکلی اقتصادی یا سیاسی مدنظر بوده است، مانند اصلاح الگوی مصرف، همت مضاعف و کار مضاعف، حماسه اقتصادی، جهاد اقتصادی یا همدلی و همزبانی دولت و ملت در سالی که هم مذاکرات هسته‌ای رو به اتمام بود و هم دو انتخابات مهم را پیش‌رو داشتیم. گاهی هم این نام‌گذاری‌ها راهبردمحور بوده‌اند، به این معنا که امام خامنه‌ای خواهان تغییر نگرش راهبردی نسبت به مسائل کشور بوده‌اند. گونه دوم در شعار سال 95 کاملاً مشهود است. نام‌گذاری امسال با عنوان «اقتصاد مقاومتی؛ عمل و اقدام» مهم‌ترین و جامع‌ترین شعاری است که در طول این سال‌ها بیان شده است، چرا که مقصود عملیاتی کردن شعار است، نه صرفاً نام‌گذاری و بیان. در بحث چیستی انتخاب این شعار جامع باید دلایل مهمی را برشمرد که تحریم‌های مجدد، بازگشت برخی از ذهنیت‌های نادرست مبنی بر توسعه برون‌زا و غفلت از قابلیت‌های داخلی، همچنین تجربه موفقیت‌های ناشی از مدیریت جهادی دفاع مقدس و... از جمله آنهاست. معظم‌له با پیش‌بینی راهبردهای دشمن در برابر انقلاب اسلامی، در طی هفت سال شعارهای اقتصادی را به‌مثابه شعار سال در دستور کار قرار داده‌اند تا فضای عمومی کشور برای این شرایط ویژه فراهم شود. با تدابیر چند سال اخیر در عرصه گفتمان‌سازی، پیشرفت‌های خوبی حاصل شده و حالا نوبت اقدام و عمل است، به ویژه برای کسانی که مسئولیت اجرایی دارند. حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در تبیین شعار امسال، یعنی «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» با تأکید بر اینکه انتخاب شعار سال 95، مبنای منطقی و استدلالی دقیق دارد، همه‌ مردم به‌ویژه جوانان را به تدبر و تعمق در این مبنای استدلالی فراخواندند و فرمودند: «شاید برخی ترجیح می‌دادند که شعار امسال، شعاری فرهنگی یا اخلاقی انتخاب شود، اما با توجه به مجموع مسائل کشور، تصمیم بر این گرفته شد که همچون چند سال اخیر، یک شعار اقتصادی انتخاب شود تا به صورت «گفتمان عمومی» رواج پیدا کند.» در ابتدای این بحث باید گفت اقتصاد مقاومتی یک بحث کاملاً راهبردی است و در همه کشورهایی که اهداف بلندمدت دارند و روحیه استقلال در بطن سیاست داخلی و خارجی آنها جاری است، این گونه راهبرد‌های کلان در اشکال مختلف مطرح شده است. در چنین موقعیتی، اقتصاد مقاومتی باید جزو هویت ملی ما شود، همه با هم باید به دنبال جنبش اقتصاد مقاومتی باشیم و از تجارب نیک گذشته مانند پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هشت سال دفاع مقدس و اتفاقات مهمی که در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی با حضور و همراهی مردم صورت گرفته است، بهره بگیریم تا نظام اقتصادی کشور در برابر جهان پرتنش کنونی و تحولات شتابان اقتصادی تاب بیاورد و بتواند این تحولات را در خود هضم نموده و به راحتی از آنها عبور کند.
بازخوانی مفهوم و مقصود اقتصاد مقاومتی
مقصود از اقتصاد مقاومتی، مدیریت امور اقتصادی است، به گونه‌ای که از سرمایه ملی و مردمی به بهترین شکل استفاده شده و ملت از نظر اقتصادی خودکفا گردیده و به مقاومت در مقابل دشمنان ادامه دهد و توطئه‌های تحریم و محاصره اقتصادی دشمن را خنثی و بی‌اثر کند. به نوعی اقتصاد مقاومتی یعنی برخورداری از مزایای اقتصادی با ادامه مقاومت و مبارزه در مقابل دشمنان مستکبر و متجاوز.
اقتصاد مقاومتی مفهومی است که درپی مقاوم‌سازی، بحران‌زدایی و ترمیم ساختارها و نهادهای فرسوده و ناکارآمد موجود اقتصادی مطرح می‌شود، که قطعاً باور و مشارکت همگانی و اعمال مدیریت‌های عقلایی و مدبرانه، پیش‌شرط و از الزامات چنین موضوعی است.
اقتصاد مقاومتی کاهش وابستگی‌ها و تأکید بر مزیت‌های تولید داخل و تلاش برای خوداتکایی است.
اقتصاد مقاومتی را می‌توان مترادف با سرفصل مجموعه سیاست‌هایی دانست که با هدف رسیدن به اقتصادی مقاوم در مقابل بحران‌ها و افزایش ضریب امنیت اقتصادی و نیز افزایش امکان مانور اقتصاد ملی طراحی و به اجرا گذاشته می‌شود. این نوع اقتصاد معمولاًً در تقابل با اقتصاد وابسته و مصرف‌کننده کشوری قرار می‌گیرد که منفعل نیست و در مقابل اهداف اقتصادی سلطه، ایستادگی کرده و سعی در تغییر ساختارهای اقتصادی موجود و بومی‌سازی آن بر اساس جهان‌بینی و اهداف دارد.
اقتصادی که در برابر تکانه‌هایی که بر اقتصاد داخلی اثر می‌گذارد و اشکال مختلفی دارد، مقاوم باشد. اما ریاضت اقتصادی در حالی مورد توجه قرار می‌گیرد که اقتصاد در کوتاه‌مدت گرفتار دشواری، کسری بودجه یا محرومیت موقت از منابع درآمدی خود شده است. در این شرایط کاستن از مصرف و مهار تقاضای مصرفی با هدف همتراز کردن مصارف با منابع می‌تواند جامعه را در پشت سرگذاردن دوره کمبودها یاری کند. این کار را می‌توان با جیره‌بندی آب در ایام کاهش نزولات جوی مقایسه کرد.

چرایی بیان قیود عمل و اقدام
رهبر معظم انقلاب درباره‌ پرهیز از برخورد شعارگونه با اقتصاد مقاومتی و ضرورت اقدامات عملی جدی مسئولان در این زمینه در سال 94 در چند سخنرانی تذکراتی دادند. ایشان در خردادماه 94 از نگرانی خود درباره‌ «نبود همدلی» در زمینه اقتصاد مقاومتی سخن گفتند و فرمودند: «در مورد اقتصاد مقاومتی، خوشبختانه در کشور همزبانی هست، مشکل ما در همدلی است؛ آدم می‌ترسد همزبانی باشد، همدلی نباشد... این همزبانی هست، همدلی هم باید انجام بگیرد، یعنی از بُن دندان به مسئله‌ اقتصاد مقاومتی باید باور آورده شود؛ باور کنیم که کلید حلّ مشکلات کشور در داخل است.» این روند اعلام نارضایتی رهبری از انجام نگرفتن اقدامات لازم و ضروری برای اجرایی‌سازی سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و بسنده کردن به تکرار زبانی موضوع، نشان‌دهنده «عدم تغییرِ رفتار مسئولان مرتبط» در این زمینه است. رهبر معظم انقلاب در دیدار با اقشار مختلف مردم در اواسط شهریور 94 بار دیگر اقداماتی جدی در این زمینه را خواستار شدند: «همین اقتصاد مقاومتی که سیاست‌های آن ابلاغ شده است و بر روی زمین و به‌صورت کار عملی و عملیّاتی و اجرایی هم باید با شدت هرچه تمام‌تر و بدون فوت وقت دنبال بشود.» ناگفته نماند عنایت معظم‌له به دو واژه اقدام و عمل در شعار سال این بوده که مسئولان در این حوزه بیش از آنکه اقدامی صورت دهند، حرف زده و سمینار برگزار کرده‌اند، ولی عملاً کاری جدی در مجلس و دولت انجام نشده است. پس در این وضعیت دیگر نباید شعار دهیم و فقط حرف بزنیم؛ برگزاری سمینار و همایش کافی است، دیگر باید کاری کنیم تا مردم اقتصاد مقاومتی را لمس کنند؛ لذا معظم‌له امسال را سال اقدام عملی در حوزه اقتصاد مقاومتی نامیدند و امیدواریم این مسئله به نحو قابل قبولی عملیاتی شود.

فلسفه طرح مجدد اقتصاد مقاومتی
۱ـ رد ادعای دروغین بر سر دو راهی بودن ملت ایران
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخشی از سخنان خود در حرم رضوی انتخاب شعار امسال را بر یک تحلیل و نگاه کلان با مسائل کشور مرتبط دانستند و در تشریح این نگاه کلان فرمودند: «در مقطع کنونی، آمریکایی‌ها به‌دنبال تزریق تفکر خاصی در میان نخبگان جامعه و سپس افکار عمومی کشور هستند مبنی بر اینکه ملت ایران بر سر یک «دو راهی» قرار دارد و چاره‌ای جز انتخاب یکی از این دو راه ندارد!» حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای گفتند: «دو راهی که آنها ادعا می‌کنند این است که ملت ایران یا باید با آمریکا کنار بیاید و یا به‌طور دائم تحت فشارهای آمریکا و مشکلات ناشی از آن باشد.» معظم‌له با تأکید بر اینکه عده‌ای نیز در داخل کشور این تفکر خطرناکِ وجود دو راهی دروغین را قبول دارند و به‌دنبال قبولاندن آن به دیگران هستند، خاطرنشان کردند: «این افراد می‌گویند اقتصاد ایران دارای ظرفیت‌های فراوان است که استفاده از این ظرفیت‌ها، فقط با توافق هسته‌ای امکان‌پذیر نیست؛ بلکه مسائل دیگری نیز با آمریکا وجود دارد که ملت ایران و مسئولان کشور باید در مورد آنها تصمیم بگیرند و اقدام کنند.» لذا برای رد این ادعای دروغین مجدداً شعار اقتصاد مقاومتی همراه با عمل و اقدام را با پیشنهادهای ده‌گانه به مسئولان اجرایی برای تحقق شعار سال مطرح کردند و در ادامه افزودند: «البته کارهای دیگری نیز می‌توان در این مسیر انجام داد، اما اگر این ده نکته، عملیاتی شود در کشور حرکتی انقلابی، بزرگ و رو به پیشرفت آغاز می‌شود که اقتصاد ایران را مصونیت می‌بخشد و تأثیر تحریم‌ها را کاملاًً کاهش می‌دهد.» و در پایان تأکید کردند: «در صورت اجرای این حرکت منطقی و انقلابی، دیگر کسی در مقابل تحریم‌ها نخواهد لرزید و نیازی نیست برای جلوگیری از تحریم‌های آمریکا، از اصول و مبانی و ارزش‌ها و خطوط قرمز ایران صرف‌نظر کند و کوتاه بیاید.»
2ـ هراس غربی‌ها از استقرار اقتصاد مقاومتی
اگر به خاطر داشته باشید یک کارشناس غربی به تیم مذاکره‌کننده خودشان در حین مذاکرات هسته‌ای توصیه کرده بود با ایران در مذاکره به نتیجه برسید و تحریم‌ها را کم کنید چون ایران راهبرد اقتصاد مقاومتی را انتخاب کرده است و در صورت تداوم تحریم‌ها، اگر اقتصاد مقاومتی در ایران شکل بگیرد و قوی شود دیگر مقابله با ایران سخت خواهد شد. غربی‌ها می‌دانند که اگر نظام جمهوری اسلامی ایران موفق به استقرار اقتصاد مقاومتی شود با هیچ روشی نمی‌توانند با ایران مقابله کنند، به همین دلیل به شدت از این روند هراس دارند. چرا که اقتصاد مقاومتی به معنای حداکثرسازی ارزش افزوده و ثروت‌آفرینی از همه منابع زیرزمینی و روزمینی و نیروی انسانی است که جمهوری اسلامی ایران در همه این عرصه‌ها از مزیت‌های ویژه‌ای برخوردار است. اگر تولید در داخل کشور رونق پیدا کند آثار بسیار گسترده‌ای در بازارهای کار، کالا، پول و سرمایه و همچنین تأمین منابع مالی دولت از محل مالیات خواهد داشت و دشمن هم هرگز نمی‌تواند با بهانه‌های تحریم مالی و انتقال پولی و ... این اقتصاد را تحت تسلط خود درآورد. به همین دلیل است که غربی‌ها و دشمنان نظام به شدت از الگوی اقتصاد مقاومتی هراس دارند. ایشان در پاسخ، با اشاره‌ مجدد به دو راهی دروغینی که آمریکایی‌ها در مقابل این سؤال ارائه می‌کنند، یعنی «تسلیم» یا «فشار و تحریم»، افزودند: «البته یک دو راهی واقعی در این زمینه وجود دارد؛ یا مشکلات تحریم را صرفاًً تحمل کنیم، یا با تکیه بر اقتصاد مقاومتی، ایستادگی کنیم و بر مشکلات فائق آییم.»

شیوه‌های اقدام و عمل به اقتصاد مقاومتی
در موضوع اقدام و عمل دولت باید شروع‌کننده خوبی باشد؛ زیرا دولت پرچمدار و بسترساز است. مهم‌ترین کار برای تحقق اقتصاد مقاومتی بسترسازی است. اقتصاد مقاومتی بستر اصلی برنامه‌ریزی‌های آینده کشور را فراهم می‌کند و این سیاست‌ها چارچوب کلان اقدامات دستگاه اجرایی را برای دستیابی به توسعه پایدار تشکیل می‌دهد. البته دولت کارهایی از جمله تشکیل ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی انجام داده و در برخی از بخش‌ها نتایج خوبی به دست آورده است، اما ضروری است در این زمینه کارهای اساسی زیادی انجام شود.
الف ـ زمینه‌سازی برای ورود جدی مردم به اقتصاد مقاومتی
ایفای نقش پررنگ مردم در اقتصاد مقاومتی یک اصل اساسی است. اقتصاد مقاومتی ماهیتاًً اقتصادی مردمی است. اگر قرار باشد ما اقدام به نهادسازی‌های موازی در اقتصاد مقاومتی کنیم، هیچ لزومی ندارد که این نهادسازی را دولت انجام دهد؛ بلکه ضروری است که مردم به این عرصه وارد شوند. در این بخش نهادهای اقتصادی مردمی و سازمان‌های مردم‌نهاد می‌توانند نقش بسیار پررنگ و تعیین‌کننده‌ای داشته باشند. اگر ما فضا را برای حضور جوانان مؤمن و خلّاق ایران اسلامی در عرصه‌ اقتصادی فراهم کنیم، قطعاًً تحولات مثبتی را در این عرصه شاهد خواهیم بود. در نظام‌های اقتصادی مرسوم در جهان، نظام سرمایه‌داری بر پایه مالکیت خصوصی و نظام سوسیالیستی بر پایه دولت بنا شده، اما اقتصادی که از آن به اقتصاد مقاومتی یاد می‌شود، مردم‌بنیاد است و نه دولت‌محور. در مسیر تحقق اقتصاد مقاومتی موانعی وجود دارد که بدون حضور و مطالبه مردمی قابل رفع نیستند. یکی از این موانع ناکارآمدی و ضعف‌هایی است که در دستگاه‌های اجرایی و نهادهای حاکمیت مجری سیاست‌های اقتصاد مقاومتی بروز می‌‌کند. مردم در برخورد با فساد، کم‌کاری، فرآیندهای دست و پاگیر و نامنطبق با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی نباید بی‌تفاوت برخورد کنند. البته مردم به‌مثابه سرمایه انسانی نظام می‌توانند تأثیر شگرفی در پیشبرد اهداف اقتصاد مقاومتی داشته باشند. اقشار مختلف در هر صنف و حرفه‌ای که هستند با ایجاد گفتمان اقتصاد مقاومتی می‌توانند نیازهای اقتصادی و معیشتی خود را در چهارچوب اقتصاد مقاومتی تعریف کرده و تأمین کنند. در همین راستا به چند عامل اساسی مرتبط با این موضوع اشاره می‌‌شود. اول از همه اصلاح الگوی مصرف باید از سوی مرم صورت بگیرد. متأسفانه فرهنگ اسراف و تجمل‌گرایی سبب ایجاد نیاز کاذب و وابستگی به واردات می‌شود؛ چرا که دیگر تولید داخل توان پاسخگویی به نیازهای تجملاتی اقشار مختلف را ندارد و به ناچار واردات بی‌رویه و دلالی محصولات خارجی در قالب تجارت شکل می‌گیرد. مضاف بر اینها سرمایه‌های خرد مردم باید با تجمیع و تبدیل شدن به سرمایه‌های کلان به بخش واقعی اقتصاد تزریق شود و در کنار آن مردم کالای ساخت داخل را مصرف کنند. کالای ایرانی یعنی اشتغال ایرانی، یعنی کاهش ارزبری در محصولات مصرفی و در نهایت یعنی اقتدار ملی. پس هر ایرانی با روحیه ایرانی خود مسلماً باید از کالای ایرانی در راستای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی استفاده کند و از خرید کالای خارجی بپرهیزد. به نوعی می‌توان گفت ضروری است مردم در موضوع اقتصاد مقاومتی راهبردهای زیر را دنبال کنند.
ـ مطالبه‌گری از مسئولان؛
ـ افزایش بهره‌وری؛
ـ برنامه‌ریزی دقیق؛
ـ تلاش مستمر برای افزایش کیفیت محصولات؛
ـ وجدان کاری و انصاف؛
ـ قانون‌مداری؛
ـ انضباط اجتماعی؛
ـ حمایت از تولیدات داخلی.
ب ـ نگاه ویژه به شرکت‌های دانش‌بنیان
سازمان‌های بین‌المللی و اقتصاددانان تعریف‌هایی را برای اقتصاد دانش‌بنیان ارائه کرده‌اند. طبق تعریف سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، اقتصاد دانش‌بنیان اقتصادی است که بر اساس تولید و توزیع و کاربرد دانش و اطلاعات شکل گرفته و سرمایه‌گذاری در دانش و صنایع دانش پایه مورد توجه خاص قرار می‌گیرد. صنایع دانش‌بنیان صنایعی است که در آنها سطح بالایی از سرمایه‌گذاری به ابداع و نوآوری اختصاص می‌یابد و فناوری‌های کسب شده با شدت بالایی مصرف می‌شوند و نیروی کار از تحصیلات عالی برخوردار است. کمیته اقتصادی مجمع همکاری اقتصادی آسیا ـ اقیانوس آرام، اقتصاد دانش‌بنیان را اقتصادی می‌داند که در آن تولید و توزیع و کاربرد دانش عامل و محرک اصلی رشد اقتصادی و تولید ثروت و اشتغال در همه صنایع است. از سویی یکی از نقاط ضعف اقتصاد ما عدم استفاده بهینه از ظرفیت‌های موجود در سرمایه انسانی کشور است؛ سرمایه‌ای که در حال حاضر توان تولید علم را داشته و رتبه بسیار خوبی در تولید علم کسب کرده است. دانشمندان و پژوهشگران ایرانی ۵۸/۱ درصد از تولید علم در جهان را به خود اختصاص داده‌اند. این موضوع نشان می‌دهد که سرمایه انسانی کشور ما شایستگی تولید دانش را دارند، اما برای به کارگیری دانش، با هدف تولید ارزش اقتصادی به اندازه کافی کار نشده و این خلاقیت و نوآوری به خدمت بنگاه‌های اقتصادی درنیامده است.
نکته ظریفی که در فرمان ۲۴ ماده‌ای اقتصاد مقاومتی دیده می‌شود، موضوع بند ۲ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی است که تأکید بر «پیشتازی اقتصاد دانش‌بنیان، پیاده‌سازی و اجرای نقشه جامع علمی کشور و ساماندهی نظام ملی نوآوری به منظور ارتقای جایگاه جهانی کشور و افزایش سهم تولید و صادرات محصولات و خدمات دانش‌بنیان و دستیابی به رتبه اول اقتصاد دانش‌بنیان در منطقه» داشته است. در واقع، با تکیه بر این بند می‌توان با بهره‌گیری از دانش که حد و مرزی برای آن وجود ندارد و استفاده دقیق از ظرفیت‌های علمی کشور که طی سال‌های اخیر بسیار شکوفا شده است، وضعیت اقتصادی جامعه را بهبود بخشید. در حقیقت، یکی از اساسی‌ترین پیش‌نیازهای اقتصاد مقاومتی، سرمایه‌ انسانی خلّاق، نوآور و دانشی است که با توجه به ترکیب جمعیتی کشور ایران و جمعیت بالای جوانان تحصیل‌کرده و نیروی انسانی به مثابه بزرگ‌ترین و باارزش‌ترین سرمایه‌ کشور، باید مورد توجه قرار گیرد و به این ترتیب، با توانمند کردن و تشویق و زمینه‌سازی فعالیت آنان در قالب شرکت‌های دانش‌بنیان، کشور توان رویارویی با هرگونه تهدید و تحریم اقتصادی را خواهد داشت. برای هم‌افزایی و عملیاتی کردن این موضوع باید اقداماتی صورت گیرد؛ از جمله:
ـ اعطای جایزه صادراتی به شرکت‌های دانش‌بنیان؛
ـ فروش محصولات دانش‌بنیان؛
ـ برداشتن موانع از سر راه شرکت‌های دانش‌بنیان؛
ـ اعطای تسهیلات صندوق توسعه ملی به این شرکت‌ها؛
ـ حمایت ویژه از نخبگان، مبتکران و مخترعان.
ج ـ مبارزه با پدیده قاچاق کالا
پدیده قاچاق کالا و ارز یک پدیده چندوجهی شامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و ... است که مهم‌ترین وجه آن اقتصادی است. از جنبه اقتصادی قاچاق کالا و ارز سبب خروج اقتصاد از مسیر سالم، شکل‌گیری اقتصاد زیرزمینی، کاهش تولید ناخالص ملی، افزایش بیکاری، کاهش سرمایه‌گذاری و تغییر الگوی مصرف و ... می‌شود. پدیده قاچاق کالا در کشور ما، علاوه بر آثار سوء اقتصادی به‌مثابه یک چالش اقتصادی و اجتماعی حائز اهمیت است. امروز این پدیده علاوه بر اینکه یک تهدید جدی بر سر راه تجارت آزاد است، هزینه‌های زیادی را نیز به بدنه اقتصادی کشور تحمیل می‌کند. مضافاً بسیاری از کالاهایی که به صورت قاچاق وارد کشور می‌شود کالاهای مصرفی بوده و عمدتاًً جزو کالاهای اساسی و مورد نیاز مصرف‌کننده نبوده، بلکه قاچاقچیان سودجو با تبلیغات و ایجاد نیاز کاذب در مصرف‌کننده به مصرف این کالاها در داخل کشور دامن می‌زنند. ضمن اینکه این کالاها به دلیل عدم نظارت مراجع قانونی اکثراًً از کیفیت پایین و عدم استانداردهای لازم برخوردارند.
پیامدهای اقتصادی ناشی از قاچاق کالا و ارز
ـ شکل‌گیری اقتصاد زیرزمینی و فرار مالیاتی و گمرکی؛
ـ کاهش درآمدهای دولت و افزایش کسری بودجه؛
ـ کاهش سطح تولید ناخالص ملی؛
ـ کاهش اشتغال و افزایش بیکاری؛
ـ هدر رفتن منابع ارزی کشور؛
ـ توزیع ناعادلانه درآمد و افزایش فاصله طبقاتی؛
ـ گسترش فرهنگ تجمل‌گرایی؛
ـ کاهش امنیت عمومی با فرار گسترده سرمایه؛
ـ کاهش تولیدات صنعتی داخلی.
دـ برخورد جدی با مفاسد اقتصادی
موضوع مفاسد اقتصادي يكي از موضوعات مهم و كليدي و در عين حال بحث‌انگيز جامعه ما در حال حاضر به شمار می‌آید. در طول سه دهه گذشته هر‌گاه اقدامي در مبارزه با مفاسد اقتصادي آغاز شده، پس از مدتي با مشكلات عديده‌ای روبه‌رو و به حال خود رها شده است. طرح مبارزه با مفاسد اقتصادي كه پیشتر با عناويني چون مبارزه با ثروت‌هاي بادآورده و فرمان هشت ماده‌اي رهبر معظم انقلاب به سران سه قوه، در دستور كار مسئولان قرار گرفت، اما این کار نتوانسته به خوبی پیش برود و با روند تداومی علاوه بر وارد کردن یک سری آسیب‌های جدی اگر پیشگیری لازم صورت نگیرد در آینده به تهدید تبدیل خواهد شد.
آثار و پیامدهای مفاسد اقتصادي
فساد اقتصادي آثار سوء و زيانباری در حوزه‌های مختلف دارد که به اجمال به برخی از آنها اشاره می‌‌شود.
آثار سياسي
آسيب‌پذيري دولت ،كاهش مشروعيت قانون ، كاهش مشاركت سياسي مردم، رشد گروه‌گرايي و قوم‌گرايي ،تهديد همبستگي ملي
آثار اقتصادي
ـ هدر رفت منابع عمومي و ملي به شكلي نامناسب؛
ـ آسیب‌پذیری اعتبار دولت نزد بخش خصوصي؛
ـ کاهش سرمايه‌گذاري؛
ـ انحراف در فعاليت‌هاي تجاري داخلي و بين‌المللي؛
ـ آسیب‌پذیری اصل رقابت و بازار؛
آثار اجتماعي و سياسي
تباني صاحبان قدرت و ثروت براي تداوم موقعيت متقابل، جناح‌گرايي سياسي، قوم‌گرايي، تبارگرايي
به قول رهبر فرزانه انقلاب در صورت اجرای این حرکت منطقی و انقلابی، دیگر کسی در مقابل تحریم‌ها نخواهد لرزید و نیازی نیست برای جلوگیری از تحریم‌های آمریکا، از اصول و مبانی و ارزش‌ها و خطوط قرمز ایران صرف‌نظر کند و کوتاه بیاید. امیدواریم در پرتو اقدام و عمل برای تحقق اقتصاد مقاومتی، دولت بتواند در پایان سال جاری از احیای چند هزار کارخانه و کارگاه «صنعتی، تولیدی و کشاورزی» گزارشی عینی به مردم بدهد و مردم هم این اقدامات را احساس کنند و اعتماد و اطمینان یابند. در پایان ذکر این نکته لازم است که در این مطلب تنها بخش‌هایی از شیوه‌های اجرا و راهکارهای 10 گانه امام خامنه‌ای تحلیل و بررسی شد، ان‌شاء‌الله در شماره‌های آینده راهکارهای بعدی تشریح و تبیین خواهند شد.

 
 

صفحه ششم

 
 

تحلیل یک
سیدمحمد مشکوه‌الممالک
   نمایندگان مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با صبح صادق
 تحقق اقتصاد مقاومتی مستلزم روحیه مقاومت و انقلابی‌گری است
 

برخی از مشکلات اقتصادی
با اصلاحی کوچک رفع می‌شود
حجت‌الاسلام غلامرضا مصباحی‌مقدم*
نامگذاری سال جدید به نام «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» از این جهت است که در دو سال گذشته که از ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی می‌گذرد، اقدام جدی از نظر عملی مشاهده نمی‌شود و اگر کارهایی هم صورت نگرفته، چشم‌گیر نیست.
رهبر معظم انقلاب انتظار دارند قوای سه‌گانه از مرحله تبیین مقدمات یا گفتمان‌سازی عبور کنند و به اقدام و عمل بپردازند. افزون بر نامگذاری و تأکید مجدد بر مسئله اقتصاد مقاومتی، حضرت آقا در سخنرانی خود در مشهد مقدس گام بعدی را هم برداشتند و نمونه‌هایی را از اینکه چه کارهایی را می‌توان انجام داد، بیان فرمودند.
رهنمود معظم‌له کاملاً روشن و واضح است، مبنی بر اینکه چه کارهایی را در مقام اقدام و عمل می‌توان انجام داد؛ از جمله مسئله مدیریت انرژی که اشاره فرمودند این مسئله، مصوبه مجلس را هم دارد و به این مسئله اشاره کردند که چگونه مصرف انرژی کمتر و مدیریت شود. ایشان حتی در این بحث مثال زدند که اگر اصلاح کوچکی در موتور خودروها انجام شود، مقدار مصرف انرژی کاهش پیدا می‌کند و اگر چنین اقدامی صورت بگیرد، مصرف بنزین در کشور کاهش می‌یابد و حتی امکان صادرات بنزین هم محقق می‌شود. رهبر معظم انقلاب شبیه به مسئله بنزین به سایر انرژی‌ها هم اشاره کرده و فرمودند: مدیریت انرژی می‌تواند صرفه‌جویی زیادی پدید آورد.
در گزارشی که به‌تازگی بخش نفت منتشر کرده، آمده است که بهینه‌سازی مصرف انرژی حدود 500 میلیارد دلار طی 5 سال برای کشور سودآوری خواهد داشت. به بیان دیگر، سالیانه 100 میلیارد دلار سرمایه، منفعتی است که امروز هدر می‌رود؛ 100 میلیارد دلاری که قابلیت بازیافت و صرفه‌جویی دارد و این مسئله یکی از بخش‌های اقتصاد مقاومتی است.
افزون بر این، می‌توان در بخش زمین و آب نیز مدیریت کرد؛ به گونه‌ای که از زمین و آب استفاده بهتری شود و بدین وسیله مقدار مورد نیاز کالاها و خدمات مصرفی، به ویژه در بخش کشاورزی در داخل تولید شوند و کشور از واردات برخی کالاها مانند گندم، علوفه، مواد مورد نیاز دام و طیور و موارد بسیار دیگر بی‌نیاز شود. در عرصه‌های مختلف خدماتی، به‌ویژه خصوصا بخش گردشگری می‌توان به صورت گسترده اشتغال ایجاد کرد، بخش گردشگری مذهبی و پزشکی هم در کشور از ظرفیت بسیار بالایی برخوردار است و از این طریق هم می‌توان اشتغال گسترده‌ای در کشور پدید آورد.
اصولاً همه مشکلات کشور به نوعی با اقتصاد مقاومتی رفع می‌شوند؛ مراد از اقتصاد مقاومتی اقتصاد برای مقاومت در برابر استکبار جهانی و نظام سلطه بین‌المللی است. این امر نیز مستلزم روحیه مقاومت و انقلابی است که باید در مردم به وجود بیاید. مردم باید احساس کنند در برابر فزونی‌خواهی‌های جهانی مقاومت می‌کنند. اگر مردم این روحیه را داشته باشند، کالای خارجی مصرف نمی‌کنند؛ بلکه کالای داخلی را ترجیح داده و در اولویت قرار می‌دهند. اگر روحیه مقاومت در مردم تقویت شود، سلیقه مصرفی خود را اصلاح می‌کنند، البته تولیدات داخلی هم باید استاندارد‌سازی شوند تا مردم رغبت بیشتری در استفاده از این کالاها داشته باشند.
* نماینده مجلس و رئیس کمیسیون تلفیق برنامه و بودجه

 مسئولان برای تحقق اقتصاد مقاومتی
عزم خود را جزم کنند
حجت‌الاسلام مفید کیایی‌نژاد*
چند سالی است که حضرت آقا بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح می‌کنند. اینکه امسال معظم‌له بر اقدام و عمل در بحث اقتصاد مقاومتی تأکید بیشتری فرمودند، قطعاً مفهوم خاصی دارد و معنای آن این است که در این مدتی که بحث اقتصاد مقاومتی مطرح شده، عمل و اقدام خاصی صورت نگرفته است؛ لذا ایشان تأکید داشتند در سال پیش‌رو همه مردم و به‌ویژه مسئولان این شعار را جامه عمل بپوشانند و صرفاً به تکرار کردن و به زبان آوردن آن اکتفا نکنند.
مسئولان باید به گونه‌ای عمل کنند که مردم تحقق و تأثیر شعار سال را در پایان سال ببینند و به جایی نرسیم که حضرت آقا در پایان سال از روند عملیاتی کردن شعار سال بار دیگر گله‌مند باشند.
نکاتی که رهبر معظم انقلاب در بیانات روز اول فروردین در حرم مطهر رضوی فرمودند، در جهت تحقق و عملیاتی شدن شعار اقتصاد مقاومتی بسیار کامل و جامع بود. اگر دولت و مجلس به همین رهنمودها عمل کنند، به طور قطع بخش مهمی از اقتصاد مقاومتی تحقق پیدا خواهد کرد؛ اما اگر بخواهند مانند گذشته فقط شعار بدهند، اقتصاد هم هیچ تغییری نخواهد کرد.
همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند، یکی از مسائلی که برای عملی شدن این شعار نیاز است، اکتفا کردن به تولیدات داخلی و هر چه کمتر به سراغ تولیدات خارجی رفتن است. اینکه هیئت‌های خارجی به کشور رفت‌و‌آمد کنند، به این معنی نیست که همه این رفت‌و‌آمدها به نفع کشور است. این باور که اقتصاد ایران با این رفت‌و‌آمدهای خارجی رونق پیدا می‌کند، بزرگ‌ترین ضربه‌ را به اقتصاد مقاومتی وارد می‌کند؛ برای نمونه کارخانه‌ نساجی فخر ایران در منطقه ساوجبلاغ وجود دارد؛ این کارخانه در دوره سوم و چهارم که بنده در مجلس بودم پنج هزار کارگر داشت؛ اما امروز این کارخانه به شهر اموات تبدیل شده است. بنده در این چهار سال تلاش زیادی کردم تا کارخانه احیا شود. با وزیر، معاون وزیر، مدیر کل سازمان مجموعه وزارت دفاع و افراد زیادی صحبت کردم که به طریقی این کارخانه مجدداً راه‌اندازی شود؛ اگر این کارخانه راه می‌افتاد بخش زیادی از مشکل بیکاری منطقه حل می‌شد. من معتقدم در این قضیه بی‌توجهی شد، اگر بی‌توجهی نمی‌شد و این کارخانه راه‌اندازی می‌شد هم کمک کوچکی به تولید داخلی شده بود و هم اینکه مشکل اشتغال تعداد زیادی از جوانان حل می‌شد.
همین بلا امروز بر سر کارخانه مقدم در منطقه نظرآباد می‌آید؛ کارخانجات مقدم در حال حاضر حدود 3 تا 4 هزار کارگر دارد که در صورت تعطیلی حدود 4 هزار نفر بیکار می‌شوند.
در منطقه ما دو شهر صنعتی هشتگرد و نظرآباد وجود دارد؛ کارخانجات بسیاری در این شهرها در شرف تعطیلی هستند و دولت وظیفه دارد به کارخانجات و تولیدات داخلی رسیدگی کند که اگر این طور شود، بخش مهمی از اقتصاد مقاومتی تحقق پیدا می‌کند.
زمینه اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی وجود دارد؛ برای نمونه اگر دولت به حمایت و رسیدگی به امور کارخانجات تولیدی به حقیقت اهتمام ورزد، در واقع بخشی از اقتصاد مقاومتی را عملیاتی کرده است.
در تحقق شعار سال مردم اقدام بزرگی نمی‌توانند داشته باشند؛اما وظیفه دارند با خرید و مصرف کالاهای ایرانی از تولید ملی حمایت کنند. حتی اگر گاهی کالای ایرانی کیفیت کالای خارجی را هم نداشت، باید تلاش کنند از کالاهای ایرانی مصرف کنند که این کار در نهایت به ارتقای کیفیت کالاهای ایرانی هم منجر خواهد شد.
مسئولان وظیفه دارند در جهت تحقق شعار سال اقدامات لازم را انجام دهند؛ یک نماینده مجلس در حقیقت رابط بین مردم حوزه انتخابیه خود و مسئولان اجرایی کشور است. دولت باید سعی کند به خواسته‌های به حق نمایندگان مردم جامه عمل بپوشاند. به عبارتی، دولت و مجلس باید عزم خود را جزم کنند و هر اقدامی که می‌توانند در جهت تحقق اقتصاد مقاومتی انجام دهند.
واقعیت این است که نباید مشکلات اقتصادی را دست‌کم گرفت، البته باید این را هم در نظر داشت که نباید تمام همّ و غم مسئولان مشکلات اقتصادی باشد و مسائل اقتصادی نباید سبب شود که مسئله فرهنگی از نظرها دور بماند؛ چراکه هر دوی این مسائل می‌تواند مکمل هم باشند.
اگر مردم، مجلس و دولت توجه بیشتری به مسائل اقتصادی داشته باشند و از مسائل خارجی چشم بپوشند، بخش زیادی از اقتصاد مقاومتی تحقق پیدا خواهد کرد.
* نماینده مجلس و عضو کمیسیون فرهنگی

چند اتفاق همزمان
با هم مدیریت شوند
ایرج ندیمی*

من در جایگاه عضو کمیسیون تلفیق بودجه 95 و عضو ترسیم برنامه ششم یا پنج ساله معتقدم که باید چند اتفاق همزمان با هم مدیریت شوند. اقدام و عمل به این معناست که دیگر از راه سمینار، همایش، جزوه و کتاب نمی‌شود کاری کرد. باید بررسی شود که برای مثال در آب‌های خلیج فارس یا دریای عمان چه کاری می‌شود انجام داد، زیر آب چه کاری می‌شود کرد، از تالاب‌ها چگونه می‌توان بیشترین استفاده را کرد، از مراتع و کشاورزی چگونه باید حفاظت و بهره‌برداری کرد، صنعت را با چه رویکردی می‌توان به تولید، اشتغال و صادرات رساند، صنایع را چگونه باید رتبه‌بندی کرد، به کشاورزان باید چه آموزش‌هایی داده شود، چگونه می‌توان داشته‌ها و یافته‌های جهان را به داخل کشور انتقال داد، در زمینه دانشگاه چه برنامه‌ای تنظیم و بازار چگونه مدیریت شود، انتقال تولیدات به بازار مصرف چگونه مدیریت شود که کمترین هزینه را در برداشته باشد و درآمد اصلی نصیب تولید کننده شود نه دلال، دولت باید چه تعریفی از اقدام و عمل داشته باشد و مجلس باید روی چه عناوینی تأکید داشته باشد؟
متأسفانه در ایران حرف‌ها خوب گفته می‌شود، اما خوب پیگیری نمی‌شود. این چهار وجه باید با هم باشد: تشخیص، تصمیم، عمل و نتیجه؛ تشخیص زمانی می‌تواند نجات‌بخش باشد که به عمل منتهی شود. پس از تشخیص باید تصمیم گرفته شود، سپس باید عمل مناسب با آن تصمیم ارائه شود. اگر تشخیص، تصمیم و عمل به درستی انجام شود، نتیجه مطلوب به دست خواهد آمد.
همه می‌دانند و باور دارند که راه نجات مملکت تولید، اشتغال و صادرات است؛ اما اینکه چقدر رویکرد تولیدی وجود دارد، چقدر تلاش می‌شود که دلالی غیر‌مولد حذف شود، واردات غیرضروری مدیریت شود، جلوی قاچاق کالا و ارز حتی مواد مخدر گرفته شود و بودجه عملیاتی شود، یعنی براساس عمل تعریف عددی صورت بگیرد.
پنج تا هشت میلیون بیکار را نمی‌توان با سالی 10 هزار شغل پاسخگو بود؛ مشکلات جامعه بازنشستگان را نمی‌توان با سالی 100 هزار تومان افزایش حقوق حل کرد، معیشت را نمی‌توان با نابرابری حقوق‌های چند ده میلیون تومانی و حقوق‌های چند صد هزار تومانی مدیریت کرد.
هر فرد در جامعه وظیفه‌ای دارد؛ وظیفه مسئولان هم این است که تشخیص، تصمیم و عمل را توأما نداشته باشند و مسئولان دولتی باید اهداف کمّی و کیفی خود را با قید زمان اعلام کنند.
مردم تابع مسئولان هستند. آنها این فرصت را ایجاد کردند تا مسئولان، مسئول باشند، از این‌رو مسئولان اگر واقعاً خود را وامدار مردم می‌دانند، باید پاسخگوی مردم باشند. مردم حکومت را درست کرده و هزینه‌های حکومت را هم داده و می‌دهند، برای اینکه حکومت برای آنها برنامه‌ریزی کند و بر اساس برنامه‌ریزی اقدام عملی داشته باشد. این مسئولان هستند که راه را برای فعالیت مردم باز کرده یا می‌بندند. مسئولان موظف هستند در این رابطه تعریف مشخص و اقدام عملی مشهود داشته باشند.
*نماینده مجلس و عضو كميسيون اقتصادي


 


نگاه یک
حسن خدادی

 اقتصاد مقاومتی به مثابة صورت انقلاب اسلامی

ظهور انقلاب اسلامی ایران با برچیده شدن استبداد 2500 ساله شاهنشاهی و سلطه فراگیر و همه‌جانبه آمریکا در ایران آغاز شد و به همراه خود، انقلاب عظیم‌تری را رقم زد؛ انقلابی که حاوی ارزش، اصول و باورهای دینی و اعتقادی با ارج نهادن به اصولی چون اسلام سیاسی، گفتمان ایثار و شهادت، عدالت‌طلبی، استکبارستیزی، استقلال‌طلبی، آزادیخواهی، کرامت انسان، اخلاق اسلامی، آرمان‌گرایی و ... بود. این انقلاب نه تنها به مؤلفه انزوای دینی از حیات اجتماعی و سیاسی بشریت و خنثی بودن ابعاد مبارزاتی آن پایان داد؛ بلکه در کنار احیای هویت دینی و بیداری ملت‌ها، فرهنگ اسلامی را در ایران، منطقه و جهان حاکم کرد که از این عملیات تحت عنوان «سیرت انقلاب اسلامی» یاد می‌شود. در واقع، منظور از سیرت همان اهداف، مبانی، هویت و اصولی است که انقلاب اسلامی ایران مبتنی بر آنها شکل گرفته و جریان یافته که به قول رهبر معظم انقلاب می‌توان از آنها نیز به «ساخت حقیقی و روح انقلاب» یاد کرد. همچنین در کنار سیرت انقلاب می‌توان از «صورت انقلاب» که همان ابزارها، راهبردها و ملزومات اعم از نهادی و غیرنهادی است که در خدمت و در جهت تحقق سیرت بوده و به آنها حیات و معنا بخشیده است که شامل کمیته امداد، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران، بنیاد مسکن، شورای نگهبان، مجلس خبرگان رهبری و ... می‌باشد، نام برد که از منظر رهبر معظم انقلاب، می‌توان آنها را «ساخت حقوقی و رسمی»، یا قالب و جسم انقلاب نام نهاد. «این ساخت حقوقى (صورت) در حکم جسم است؛ در حکم قالب است، آن هویت حقیقى (سیرت) در حکم روح است؛ در حکم معنا و مضمون است. اگر آن معنا و مضمون تغییر پیدا کند، ولو این ساخت ظاهرى و حقوقى هم باقى بماند، نه فایده‏اى خواهد داشت، نه دوامى خواهد داشت... آن ساخت حقیقى و واقعى و درونى، مهم است؛ او در حکم روح این جسم است. آن ساخت درونى چيست؟ همان آرمان‌هاى جمهورى اسلامى است... اينها آن اجزای ساخت حقيقى و باطنى و درونى نظام جمهورى اسلامى است.» (24/۰۹/1387) در واقع، صورت‌های انقلاب ستون و استوانه‌هایی به شمار می‌روند که سیرت‌های انقلاب اسلامی بر روی آنها قرار گرفته است. این روند از انقلاب اسلامی ‌ایران قدرت نرمی ‌ساخت که واکنش ابرقدرت‌هایی چون آمریکا را برانگیخت.
اقتصاد مقاومتی به مثابة صورت انقلاب اسلامی
اقتصاد مقاومتی به مثابه اقتصادی موازی، بخشی از صورت انقلاب اسلامی است؛ یعنی همان‌طور که انقلاب اسلامی با توجه به نیاز خود به نهادهایی با روحیه و عملکرد انقلابی، اقدام به تأسیس نهادهایی مانند کمیته امداد، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران و بنیاد مسکن و... کرد، امروز نیز باید برای تأمین اهداف انقلاب، این پروژه را ادامه داده و تکمیل کند؛ چراکه انقلاب اسلامی به اقتصاد مقاومتی و به نهادسازی‌های مقاومتی در اقتصاد نیاز دارد که چه بسا ماهیتاً از عهده نهادهای رسمی اقتصادی برنمی‌آید. پس باید نهادهایی موازی برای این کارویژه ایجاد کند؛ یعنی ما در کشورمان به اقتصاد موازی نیاز داریم. البته این امر به معنای نفی نهادهای مرسوم نیست، کما اینکه اکنون ما همزمان از هر دو نهاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نهاد ارتش جمهوری اسلامی برای دفاع از انقلاب بهره‌مندیم. می‌توان گفت این الگو در شیوه‌‌های حکمرانی مرسوم در جهان و اتفاقاًً در کشورهایی که از تجربه و توان حکمرانی بیشتری برخوردار هستند، وجود دارد و این کشورها از نظام‌های چندلایه سیاست‌گذاری و ادارة امور عمومی برخوردارند.
پی‌نوشت‌ها:
ـ بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار استادان و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت، ‌( 24/۰۹/1387). ـ شاخص‌سازی سیرت و صورت انقلاب اسلامی ایران، حسن خدادی، سایت بصیرت. ـ اقتصاد مقاومتی و خودباوری ملی، فرصت‌ها و چالش‌های تحقق آن، جمیل میلانی، مجلة اقتصادی، شماره‌های 7 و8 .


نگاه دو
سعيد مهدوي

 به عمل كار برآيد به سخنداني نيست

همايش، سمينار، ميزگرد، مقاله‏، سخنراني، تابلونوشته، تشكيل ستاد و مركز فرماندهي از جمله اقدامات معمول و تكراري‌ای است كه از زمان تأكيدات مقام معظم رهبري درباره اقتصاد مقاومتي، انجام گرفته است. هر چند كه ستم است اگر زحمات برخي از اين عزيزاني كه واقعاً از روي دلسوزي و انجام وظيفه براي تبيين راهكارها و سياست‌‌هاي اقتصاد مقاومتي، تلاش فراواني متحمل شده‌اند را ناديده گرفت.
سياست‌هاي كلي اقتصاد مقاومتي شامل 24 بند است كه يك بند آن (بند بيست‌و‌يكم) بر تبیین ابعاد اقتصاد مقاومتی و گفتمان‌سازی آن، به‌ویژه در محیط‌های علمی، آموزشی و رسانه‌ای و تبدیل آن به گفتمان فراگیر و رایج ملی، تأكيد دارد. اگر از ديد رسانه‌ها،‌ استادان و تحليل‌ گران به اين موضوع نگريسته شود،‌ اين قشر تا حد‌ امکان وظيفه خود را انجام داده‌اند، اما اگر از ديد قواي مجريه كه وظيفه و ذات اجراي سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي را برعهده دارد به اين موضوع بنگريم، مايه­ نااميدي و تأسف است كه به‌جاي انجام كار، وقت خود را صرف همايش‌، ميزگرد و‌... کنند و در اينجاست كه ضرب‌المثل معروف «به عمل كار برآيد به سخنداني نيست» مصداق می‌یابد.
امام خامنه‌اي در تاريخ 29 بهمن 1392 سياست‌هاي كلي اقتصاد مقاومتي را ابلاغ كردند و در همان ابلاغيه تأكيد كردند: «اقتصاد مقاومتی خواهد توانست در بحران‌های رو به افزایش جهانی، الگویی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت بخشد و زمینه و فرصت مناسب را برای نقش‌آفرینی مردم و فعالان اقتصادی در تحقق حماسه اقتصادی فراهم کند.» پس از ابلاغ اين سياست‌ها در ديدار‌هاي جداگانه‌اي كه با سران قوا و مديران ارشد داشتند به اين سياست‌ها را تبیین کردند و بر اجراي آنها تأكيد داشتند. همچنين در محافل و ديدارهاي ديگر،‌ ايشان بارها پايبند بودن و عمل به اين راهكارها را از مسئولان تقاضا مي‌كردند، تا جايي‌كه پس از تأكيدات فراوان ‏‏و تبيين‌هاي متعدد خود معظم‌له در جمع دانشجویان و استعدادهای برتر علمی کشور، صريح و بي‌پرده نارضايتي خود از نحوه اجرا و پیشرفت سیاست‌های اقتصاد مقاومتی را ابراز داشتند.
محمد‌باقر نوبخت، رئيس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و سخنگوي دولت ‌ نيز به‌تازگی به اين موضوع اشاره كرده و از اجراي سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي در بخش‌هاي صنعت و خدمات ناراضي بوده و گله كرده و تنها از اجراي اين سياست‌ها در بخش كشاورزي راضي بوده است (كه اين خود نيز جاي بحث دارد). با اين صحبت‌ها به اين نتیجه مي‌رسيم كه خود دولت نيز عملكرد خود را در اقدام و عمل به سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي، قبول ندارد و از سه بخش مولد اقتصاد (صنعت، کشاورزی و خدمات) تنها از عملكرد يك بخش رضايت دارد. به عبارت دیگر، طی این سال‌ها دولت به‌منظور تحقق طرح اقتصاد مقاومتی و رشد و شکوفایی اقتصادی کشور، کار جدی و هدفمند در قالب این سیاست‌های راهبردی صورت نداده، یا تلاش‌ها، طرح‌ها و برنامه‌های مرتبط به اندازه‌ای جزئی و کوچک بوده که نمی‌تواند، فعالیت واقعی در مسیر اقتصاد مقاومتی را بیان کند و معدود گزارش‌های مربوط به اقدامات عملی‌ در این رابطه نیز در واقع چیزی جز طرح‌ها و برنامه‌های جاری کشور نبوده است.
حال پس از گذشت بيش از دو سال از ابلاغ سياست‌هاي كلي، رهبر معظم انقلاب سال 1395 را سال «اقتصاد مقاومتي؛ اقدام و عمل» نام‌گذاري کردند. پيام اين نام‌گذاري چيزي جز اقدام و عملِ قابل لمس و مشاهده در مسير اقتصاد مقاومتي به دور از هر گونه شعار، تبليغات و آمار‌سازي نيست. لذا با توجه به‌ اقدامات و اتفاقاتی که تا پیش از این روی داد و موجب گم ‌شدن سراب‌های توافق و برجام برای همگان شد و انتظارات و امیدهای برخی افراد را که به اصلاح و ترمیم اقتصاد از بیرون و از طریق سیاست‌های خارجی معتقد بودند کم‌فروغ کرد، درکِ عمل به سیاست‌های کاربردی اقتصاد مقاومتي در سال جدید بسیار بهتر و کارآمد‌تر است.


 

 

صفحه  هفتم

 
 

اقتصاد مقاومتی
محراب دوستی
  
 پیش‌نیازهای لازم برای عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی
 

 برای اقدام عملی اقتصاد مقاومتی به یک سری فعالیت‌ها در عرصه‌ اقتصاد نیاز است که متولیان امر باید آنها را در دستور کار قرار دهند و مدام فضای اقتصاد داخلی و بین‌المللی را رصد کنند که فهرست‌وار به آنها اشاره می‌‌شود.
ـ نیاز کشور به شاخص‌های بومی؛ تا میزان مقاومت و آسیب‌پذیری اقتصادمان را بر اساس آنها شناسایی کنیم و بدانیم اقتصاد ما تا چه اندازه می‌تواند در برابر فشارها مقاومت کند. اقتصاد غربی برای خود شاخص دارد و ما به شاخص‌های بومی متناسب با مسائل بومی خودمان نیاز داریم.
ـ ضرورت طراحی یک الگوی مشخص از شیوه‌ زندگی متناسب با اقتصاد مقاومتی برای عموم مردم و به‌ویژه برای مدافعان انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران؛ آنهایی که قائل به صحت و صدق ایده‌ اقتصاد مقاومتی هستند. یعنی ما چه الگوی مشخصی را برای بدنه‌ای از مردم ارائه می‌دهیم که بدانند نیازها و مقتضیات انقلاب چه نوع سبک زندگی را می‌طلبد؟ در این الگو «اعتمادبه‌نفس ملی، روحیه‌ جهادی و پرهیز از لقمه‌ حرام، گسترش روحیه‌ جهادی» نقشی اساسی ایفا می‌‌کند.
ـ نظام تعلیم و تربیت اقتصادی خاص برای مقاومت اقتصادی و جهاد اقتصادی، تبیین، طراحی و سپس اجرا شود تا به این باور برسیم که اقتصاد مقاومتی بر اساس سرمایه‌ معنوی افراد و جامعه استوار است. بدون معنویت و سلامت معنوی، مقاومت شکننده است.
ـ رواج آموزه‌های اقتصاد مقاومتی در نظام رسانه‌ای و تبلیغاتی؛ ما به نظام تبلیغاتی هماهنگ و منسجمی احتیاج داریم که بتواند این آموزه‌ها را از طریق رسانه‌های رسمی و غیررسمی مختلف، به‌خوبی و در بسته‌بندی‌های مناسب به مردم عرضه کند؛ همان‌گونه که در دوران دفاع مقدس دستگاه‌هایی مسئول کاری شبیه آن را انجام می‌دادند و برای آن فکر می‌کردند. بنابراین ما باید از ظرفیت همایش‌ها، سخنرانی‌ها، اینترنت، شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی و حتی مجالس مذهبی و هیئات برای رسیدن به این مقصود استفاده کنیم.
ـ امکان واکنش سریع نظام اقتصادی ما در برابر حملات اقتصادی؛ اینکه چقدر توان واکنش به کنش‌ها و حملاتی را داریم که به نظام اقتصادی ما وارد می‌شود و چقدر می‌توانیم در این واکنش سریع استقامت داشته باشیم. اگر بحرانی پیش بیاید، تا چه میزان می‌توانیم مصارف کشور را پایین بیاوریم؟ مردم تا چه اندازه و در چه مدتی می‌توانند خودشان را با این تغییرات هماهنگ کنند؟ قوت‌های ما در این زمینه ‌باید تکمیل و ضعف‌های‌مان ترمیم شوند.
ـ لزوم توجه و دلجویی و حمایت دولت از فعالان اقتصادی مورد دیگری است. اگر دولت در حالت عادی از فعالان اقتصادی، از کشاورزان، کارگران و کارمندان حمایت کند، آن وقت می‌تواند انتظار داشته باشد که آنها هم در روز مبادا به کمک کشور بیایند. اما اگر دولت آنها را رها کند و به مشکلات‌شان اهمیتی ندهد و فقط به فکر خود باشد، دیگر توانی برای مقاومت در این اقشار باقی نمی‌ماند که بخواهند در روز مبادا مقاومت کنند.
- لزوم تبدیل بحث اقتصاد مقاومتی به گفتمان رایج در دانشگاه‌ها، مراکز علمی و مجامع مذهبی محسوس است. همین صحبت کردن و گفت‌وگو درباره این موضوع و توجه به ابعاد مختلف آن، در سرعت حرکت به سمت تحقق اقتصاد مقاومتی تأثیری بسزا خواهد داشت. این مسئله باید در کلاس‌های درس و پروژه‌های علمی از محققان و نخبگان خواسته شود و از سوی استادان اقتصاد که درد دین دارند یا حداقل آزاده و میهن‌دوست هستند، جدی گرفته شود.
ـ نقطه شروع اقتصاد مقاومتی، سیاست‌گذاری برای اصلاح الگوی مصرف است. مصرف، تولید را جهت می‌دهد و این دو در کنار هم، جهت سرمایه‌گذاری را مشخص می‌کنند. رونق تولید داخلی و کاستن از وارداتی که می‌تواند به افول و کم‌رونقی و توقف واحدهای تولیدی داخلی منجر شود، موجب استقلال اقتصادی، قطع وابستگی به خارج و ارتقای فناوری در سطح کلان‌تر می‌شود.
ـ افزایش بهره‌وری در تولید، کاهش قیمت تمام شده تولیدات، کیفیت بهتر و خدمات بیشتر در رقابت با تولیدات خارجی و کاهش واردات، حمایت از تولید ملی به ویژه تولیدات راهبردی.
ـ کاهش آمار بیکاری و خشکاندن ریشه‌های فقر و آسیب‌های اجتماعی ناشی از بیکاری در جامعه.
ـ فعال‌سازی نظام‌های حمایتی پولی، مالی و بیمه‌ای بخش تولید برای تحرک در اقتصاد داخلی و نیز حمایت از صادرات کالاهای غیرنفتی.
ـ افزایش واردات دانش فنی، خطوط تولید و ماشین‌آلات در ازای کاهش واردات کالاهای مصرفی با توجه به اهمیت این نوع معاملات در عصر اطلاعات، همزمان با تولید علم و تولید دانش فنی و حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان.
ـ توجه به معضل تورم و برقراری یک نظام قابل پیش‌بینی و قابل مدیریت در قبال شاخص تورم و تطبیق آن با سطح حقوق و دستمزدها و نیز قیمت ارز در پیشگیری سیاست‌های بهینه در این فرآیند.
ـ تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها در روند تأمین کالاها به محض اعمال تحریم در برخی از کالاها، شکل‌دهی به عزم ملی در حوزه فناوری و صنعت و تجارت برای ایجاد خودکفایی کامل یا حداقل خوداتکایی در تولید و تأمین این اقلام.
ـ برقراری ارتباطات خاص اقتصادی با برخی از کشورهای دوست، گسترش ارتباطات اقتصادی با کشورها و بلوک‌های منطقه‌ای و گسترش شرکای تجاری از یک شریک عمده به چند شریک کوچک‌تر.
ـ تقویت «دیپلماسی اقتصاد مقاومتی»؛ هدف از این نوع دیپلماسی تبیین دستاوردهای اقتصاد مقاومتی در مقابل فشارهای وارده است. فشارها در زمینه کالای مصرفی و شاخص‌های روزمره اقتصادی وارد می‌شود، ولی دستاوردهای مقاومت کشور، دستاوردهایی راهبردی و بلندمدت هستند، همچون خودکفایی در فناوری‌های برتر (هسته‌ای)، استقلال در سیاست خارجی و...
ـ خودداری از اسراف و ضایع کردن کالاها و ذخیره‌سازی کالاهای اساسی در ابعاد حجیم از سوی دولت و ایجاد انبارهای کوچک، هدایت شده و هوشمند از سوی مردم (مانند کشور سوئیس) حتی در زمان صلح و آرامش برای تأمین امنیت غذایی مردم.
ـ عدالت توزیعی که به برابری می‌انجامد و زمینه‌سازی ایفای نقش و سهم هر فرد در عرصه‌های گوناگون نظام را توجیه و ممکن می‌کند.
ـ هم‌سنخی اجتماعی مسئولان و مردم که نفوذ نظام را در جامعه ارتقا می‌بخشد.
ـ کارآمدی دولت و مدیریت کارآمد که اعتماد اجتماعی و باور به تحقق آرمان‌ها را ممکن می‌سازد.
ـ استقلال در منابع اولیه که امکان چانه‌زنی داخلی و بین‌المللی را افزایش می‌دهد.
ـ منابع مالی متنوع که وابستگی تک‌محصولی را کاهش داده و قدرت مبادلات چندمحصولی را فراهم می‌سازد.
ـ استفاده لازم از موقعیت جغرافیایی و ژئوپلیتیکی ویژه که چانه‌زنی بین‌المللی و منطقه‌ای را در گفت‌وگوهای سیاسی و اقتصادی تسهیل می‌کند و بهره‌گیری از منابع مادی گوناگون به دلیل وسعت سرزمینی که داریم، امنیت اقتصادی را ارتقا می‌بخشد.
 


گزارش دو
دکتر سید احسان خاندوزی*
 
 ایستاده روی پای تولید ملی
 

نسبت اقتصاد مقاومتی و تولید ملی، آشکارتر از آن است که به مقدمه مفصل نیاز داشته باشد و از مجموع اقدامات پیشنهادی ده‌گانه بیانات رهبر معظم انقلاب در حرم منور رضوی، چند نکته نخست بر این مدار می‌گردد. امر واقع آن است که برنامه‌ اقتصاد مقاومتی را نمی‌توان مجموعه‌ پروژه‌های منفک یا جزایر مستقل در نظر گرفت؛ تولید ملی با صفاتی مانند دانش‌بنیان بودن، عاری از فساد، درونزا و برونگرا، نخ تسبیح برنامه‌ عزیمت به سوی یک اقتصاد مقاوم است و در دنباله‌ خود نتایجی، چون رونق اقتصاد و اشتغال، عدم وابستگی درآمد دولت به نفت، ارتقای بهره‌وری، وابسته نبودن به واردات کالاهای اساسی و... را در پی دارد.
در تجارب توسعه‌یافتگی کشورها، نمونه‌ای را سراغ نداریم که در بزنگاه تاریخی و شب قدر خود تصمیم بزرگی درباره‌ تولید ملی نگرفته باشد. پیشرفت اقتصادی محصول خود به خودی تعامل با جهان و آزادسازی‌های همه‌جانبه نیست، البته کشورهای کوچک و کم‌اهمیتی هستند که صرفاً با گشودن درهای خود به روی اقتصاد جهانی، از محل ورود سرمایه و کالاهای خارجی، رفاه نسبی برای ساکنان خویش فراهم کرده‌اند؛ اما هیچ صاحب‌نظری آنها را مصادیق پیشرفت و الگوهای توسعه قلمداد نمی‌کند، بگذریم از اینکه کم‌وبیش تمام این کشورها، هویت و استقلال سیاسی ـ اقتصادی خویش را به‌مثابه بهای رفاه وارداتی از کف داده‌اند.
بنابراین می‌توان گفت، تمام الگوهای پیشرفت، ضمن بهره‌گیری از مزایای ارتباط با اقتصاد جهانی، مبتنی بر خط مشی انتخابی خود، با در پیش گرفتن اقدامات خودآگاه و تصمیم بر محور تولید ملی به موفقیت دست یافته‌اند. این تصمیم حداقل مشتمل بر یک بسته‌ سیاستی چهار بعدی است:
۱ـ چگونه جذابیت و سودآوری تنها به بخش‌های مولد منحصر شود؟
۲ـ از چه رشته فعالیت‌های تولیدی حمایت مشروط شود؟
۳ـ از منتخب‌ها چگونه و به چه شیوه‌ سالمی حمایت شود؟
۴ـ چگونه سایر سیاست‌ها با این حمایت سازگار شود؟
یک: مادامی که فعالان اقتصادی در دوگانه‌ میان تولید – غیرتولید، به سادگی غیرتولید را ترجیح دهند، سیاست‌های مشوق تولید و صادرات غیرنفتی و اشتغال راه به جایی نخواهد برد. اگر شیب زمین به سمت سفته‌‌بازی دارایی‌ها، واسطه‌گری، معاملات ربوی، واردات و قاچاق باشد، چنانچه سیل سرمایه نیز جاری شود، به سوی قطعه‌های پست زمین خواهد غلتید و چیز زیادی نصیب تولید نخواهد شد. اکنون به نحو قاطع می‌توان ادعا کرد، هیچ اقتصاد پیشرفته‌ای وجود ندارد که کفه‌ توازن جذابیت در بخش‌های غیرمولد سنگین‌تر از بخش‌های مولد آن باشد. این جوامع در طول زمان نیز در رویارویی با بروز جذابیت‌های کاذب جدید، به تناسب، ابزارهای مالیاتی و غیرمالیاتی نوینی برای کاستن از سودآوری گزینه‌های غیرمولد ابداع می‌کنند و هرگاه که در این مقابله مستمر کوتاهی کردند، نتایج فاجعه‌بار آن را دیده‌اند؛ یکی از تبیین‌های مربوط به بحران سال ۲۰۰۸ میلادی، به طراحی نکردن ابزارهای کنترلی برای نوآوری‌های مضر مالی اشاره دارد.
سیاستگذاران اقتصاد ایران در دوره‌های ‌پیشین به نحو جدی برنامه‌ای برای منحصر کردن سودآوری به بخش‌های مولد در دستور کار قرار نداده‌اند و اکنون که در آستانه‌ حرکت جدیدی در اقتصاد ایران قرار داریم، آزموده را دوباره نباید آموخت و سرمایه‌های جدید را بار دیگر نباید به جوی سودآوری غیرمولدها روانه کرد.
دو: انتخاب و تمرکز یک اصل پایه‌ای در پیشرفت جوامع به‌شمار می‌رود. منابع و امکانات یک کشور اجازه نمی‌دهد که از تمام فعالیت‌ها، هرچند مولد، حمایت ویژه‌ای صورت گیرد؛ از این رو حمایت‌ها باید بر شناسایی مزیت‌های حال و آتی یک اقتصاد متکی باشد و ثمره حمایت‌ها هم باید نفوذ محصولات خاص ایرانی در بازارهای بین‌المللی باشد، شرط حمایت هم محقق شدن این نفوذ در خارج است که نشانه‌ خروج از نوزادی به بلوغ یک صنعت است، برای نمونه اگر پس از ۱۰ سال از آغاز حمایت، محصولات نتوانستند در بازار خارج رقابت کنند، به ‌معنای توقف تمام حمایت‌ها خواهد بود. تنها استثنا از این شروط، حمایت از بخش‌های مورد نیاز برای استقلال اقتصادی است، مانند امنیت غذا و دارو. البته این به ‌معنای ممنوعیت تولید دیگر کالاها و خدمات نیست و محیط کسب‌وکار برای تمام فعالان بخش مولد اقتصاد، ساده، سالم و کم‌هزینه خواهد بود؛ اما حمایت خاص دولت، تنها نصیب تعداد انگشت‌شماری از رشته فعالیت‌ها می‌شود. کشورهایی که از انتخاب و تمرکز ناتوان باشند، دریایی گسترده از تولیدات ضعیف و رقابت‌ناپذیر خواهند داشت که به محض بازشدن در‌های واردات، تمام آنها زمین بازی را به حریف واگذار می‌کنند.
در اقتصاد ایران تا به حال چندین‌بار اسنادی درباره‌ صنایع منتخب و راهبرد صنعتی منتشر شده است؛ اما یا به نتایج گمراه‌کننده‌ای رسیده یا با تغییر دولت‌ها، سندها و انتخاب‌ها تجدیدنظر شده و استمرار نیافته است. اندوه‌بارتر اینکه حتی در مواردی که به دلیل شدت وضوح، وفاق بر سر حمایت مؤثر از آنها وجود داشت، مانند امنیت غذا و چند قلم اساسی کشاورزی، همچنان درصد قابل توجهی از نیاز کشور به جای تولید داخل، از مبادی وارداتی تأمین می‌شود و به دلیل نبود تنوع مبادی، همواره در معرض آسیب‌پذیری بوده است.
سه: اگر ارکان نظام در زمینه رشته فعالیت‌های مورد حمایت به اجماع بلندمدت رسیدند، کار به اتمام نرسیده است. حمایت اساساً به معنای ایجاد شرایط ویژه (شبه رانتی) برای برخی بخش‌هاست و هر روش حمایت، منافع و هزینه‌هایی در پی دارد. اعطای زمین، ارز ترجیحی و وام از محل بانک‌ها یا صندوق توسعه بهترین و سالم‌ترین شیوه‌ حمایت نیست و تنها صف متقاضیان واقعی و دروغین را طولانی‌تر می‌‌کند. ضمن آنکه به‌کارگیری منابع هزینه شده در محل‌های مدنظر نیز همواره با شک‌ و تردید همراه بوده است. در تجربه‌ تاریخی شاید سهل‌الوصول‌ترین و رایج‌ترین راه برای دولت‌ها در توسعه‌ صنایع عبارت بودند از: سرمایه‌گذاری مستقیم دولت برای ایجاد مجموعه‌های صنعتی یا اعطای منابع مالی به وابستگان دولت یا حاکمیت برای تأسیس آن مجموعه‌ها. شاید در مراحل نخست پیشرفت، دولت‌ها ناچار بودند نقش‌های مستقیم بیشتری ایفا کنند؛ ولی استمرار توسعه صنعتی تنها با نهادینه شدن توان تولید در بدنه‌ بخش خصوصی غیروابسته، همچنین توانمندسازی، بازارسازی و تنظیم‌گری اثربخش دولت میسر خواهد شد.
اقتصاد ملی اگر بخواهد بر عصای چوبین و عاریتی درآمد نفت متکی نباشد و بر پای تنومند خویش بایستد، چاره‌ای جز عزم جزم برای تقویت تولید ملی ندارد. چنانکه گفته شد، لازمه‌ عمل به این عبارت کوتاه، منحصر کردن جذابیت اقتصادی به بخش‌های مولد، اجماع میان‌مدت و بلندمدت بر انتخاب رشته فعالیت‌هایی که باید حمایت شوند (به نحو مشروط)، برگزیدن راه‌های بهینه حمایت از صنایع منتخب، سالم‌سازی و تسهیل محیط کسب‌وکار برای عموم فعالیت‌های مولد و در نهایت همآهنگ کردن سایر سیاست‌های اقتصادی با این هدف‌گذاری است.
* عضو هیئت‌علمی
دانشکده‌ اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی
 


نیم سه
علی بیگدلی

  اقدام جدی در تحقق شعار سال
 

اعلام شعار سال از سوی رهبر معظم انقلاب در ابتدای امسال همانند سال‌های گذشته، فرصت مناسبي را براي مسئولان و مردم ایجاد کرده است تا امکانات و ظرفيت‌هاي موجود در داخل کشور را در راستاي تحقق شعار امسال با موضوع اقتصاد مقاومتی، به کار گيرند. مروري بر شعارهاي انتخاب‌شده طی سال‌هاي گذشته تحت عناوین اصلاح الگوی مصرف، تلاش مضاعف، جهاد اقتصادی، حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه ایرانی و حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی نشان‌دهنده این موضوع است که باید با تمام توان و اراده راستین در راستای مقاوم‌سازی اقتصاد کشور با نگاه به درون و برطرف کردن مشکلات اقتصادی، اقدامی عملی صورت پذیرد.
شعار امسال نیز به این معنا است که باید در این دوره مقاومت کرد و نسبت به تلاش‌های دشمنان واکنش مناسبی داشت، تا کمترین آسیب در جریان همین امر متوجه اقتصاد کشور شود.
رهبر فرزانه انقلاب در تبیین اقتصاد مقاومتی می‌فرمایند: «اقتصاد مقاومتي يعني آن اقتصادي كه به يك ملت امكان مي‌دهد و اجازه مي‌دهد كه حتّي در شرایط فشار هم رشد و شكوفایي خودشان را داشته باشند.»(16/5/91)
تشخيص حوزه‌هاي فشار و متعاقباً تلاش براي کنترل و بي‌اثر کردن و تبديل آن به فرصت، باید یکی از مهم‌ترین دستور کارهای مسئولان و مردم باشد.
برای عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی صرفاً با تدوین نقشه راه یا تشکیل ستاد راهبری و کارگروه‌های زیربنایی در حوزه‌های مختلف امکان غلبه بر مشکلات اقتصاد وجود ندارد؛ آنچه می‌تواند اقتصاد را به مرحله مأیوس کردن دشمنان برساند، اقدام جدی و واقعی در حوزه‌های مختلف اقتصادی است که به بخشی از آنها اشاره می‌شود:
1ـ حذف برنامه‌های غیرضروری، پرهزینه و فاقد اولویت؛ 2ـ مبارزه قاطعانه با محتکران کالا و ارزاق عمومی مردم و قاچاقچیان ارز؛ 3ـ جلوگیری از واردات بی‌رویه کالا و تلاش با هدف افزایش صادرات؛ 4ـ تقویت بخش کشاورزی با بهره‌گیری از فناوری‌های نوین؛ 5ـ تلاش به منظور افزایش بهره‌وری نهادهای تولیدی؛ 6ـ بهره‌گیری از توانمندی‌های بخش خصوصی با اجراي كامل سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي به واسطه واگذاري بخش‌های دولتی به شرکت‌ها و مؤسسات خصوصی و رقابتي ساختن اقتصاد؛ 7ـ تلاش برای اتمام پروژه‌های نیمه‌تمام؛ 8ـ تقویت مناسبات منطقه‌ای و بین‌المللی در راستای شکست تحریم‌ها با ديپلماسي پارلماني به‌ویژه با اعضای جنبش عدم تعهد به جای تکیه انحصاری به یک کشور خاص؛ 9ـ تجاری‌سازی علم با گسترش سريع رشته‌هاي دانش‌بنيان؛ 10ـ انتقال فناوري‌هاي نو به داخل؛ 11ـ استفاده هر چه بيشتر از ظرفيت‌هاي توليدي داخلي براي تأمين مواد اوليه و نيازهاي كشاورزي، دامداري و صنايع؛ 12ـ توسعه صنايع بالادستي نفت، گاز و پتروشيمي و كاهش وابستگي بودجه به درآمدهای نفتی و پرهيز از خام‌فروشي؛
موارد فوق تنها بخشی از اقداماتی است که باید انجام پذیرد، لکن تحقق شعار سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل»، نیازمند همدلي و همراهي تنگاتنگ مردم و مسئولان كشور است و ان‌شاءالله مردم و مسئولان كشور، در راستاي رهنمودهاي راهبردي رهبر معظم انقلاب، همچون گذشته برگ زرين ديگري بر تاريخ اين مرز و بوم بیفزایند و ضمن خنثي‌سازي توطئه‌هاي دشمنان، روند پيشرفت اقتصادي كشور را، با سرعت بيشتر تداوم ببخشند. بی‌ترديد نتيجه كلي چنين حركتي از سوي آحاد مردم و مسئولان، توليد قدرت در ابعاد مختلف براي نظام اسلامي خواهد بود.

 

 

صفحه هشتم

 
 

اقتصاد مقاومتی
سیدمحمدحسین میرمحمدی*

 اقتصاد کشور نیازمند فرماندهی

رهبر معظم انقلاب طبق سنت حسنه‌ای که ابداع خودشان بوده است، هر ساله در آغاز سال جدید در حرم مطهر رضوی اولویت اول کشور را برای مسئولان و مردم تبیین می‌کنند، امسال و چند سال اخیر نیز مبحث اقتصاد در رأس دغدغه‌های رهبر معظم انقلاب و یکی از موضوعات اساسی کشور بوده است، از همین رو معظم‌له امسال را هم سال «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل» نام‌گذاری کردند.
ایشان چند سالی است که اقتصاد مقاومتی و سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی را مطرح و بر آن تأکید می‌کنند، در این مدت کارشناسان در زمینه اقتصاد مقاومتی مطالعاتی را انجام داده‌اند و راهکارهایی ارائه شده است تا مجموعه نظام بتواند الگوی اقتصاد مقاومتی را در کشور عملیاتی کند. همچنین اقتصاد مقاومتی به‌مثابه یک الگوی موفق در کشورهای در حال مقاومت ارائه شود.
در سال‌های گذشته کم‌ وبیش اقداماتی از سوی مجموعه قوا در راستای سیاست اقتصاد مقاومتی صورت گرفته است، اما آن طور که انتظار می‌رفت اقدام درخوری صورت نگرفت، به همین دلیل رضایتمندی رهبری نیز در این باره حاصل نشد.
حضرت آقا در ابتدای امسال نیز به موضوع اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل اشاره داشتند، راهکارهایی نیز در این باره تبیین کردند تا از این طریق کشور در مسائل اقتصادی مقاوم‌سازی شود. مسئله اقتصاد همواره از سوی دشمنان و استکبار جهانی مورد تهدید بوده و است؛ لذا اگر کشوری از نظر اقتصادی مقاوم‌سازی نشود، قطعاً در آینده تهدیدات علیه آن بیشتر خواهد شد. الگویی که رهبر معظم انقلاب تبیین فرمودند می‌تواند نسخه شفابخشی برای مسائل کشور و الگوی مناسبی برای کشورهای در حال مقاومت منطقه باشد.
محور اصلی اقتصاد مقاومتی حمایت از تولید است، تولید، صرفه‌جویی، بهره‌وری و سیاست‌هایی که در مجموعه این موضوع طراحی و ابلاغ شده است، می‌تواند راهکار مناسبی برای عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی باشد. تولید در کشور به دو بخش کشاورزی و صنعت تقسیم می‌شود، شرکت‌های دانش‌بنیان و دانش‌محور می‌توانند در این دو بخش وارد عمل شوند و تولید را در کشور در هر دو بخش عملیاتی کنند.
تقویت تولید ملی، جلوگیری از خام‌فروشی، جلوگیری از حرکت واردات و صادرات کشور به سمت مصرف‌گرایی، حمایت از واحدهای کوچک و بزرگ تولیدی به‌ منظور ارتقای کیفیت محصولات، استفاده از ظرفیت‌های مردمی، ظرفیت‌سازی در نقاطی که پتانسیل وجود دارد از جمله راهکارهای عملیاتی کردن اقتصاد مقاومتی هستند.
ظرفیت‌های بسیاری از ابعاد مختلف در کشور وجود دارد. آنچه ضرورت دارد این است که باید مدیریت واحد و هماهنگی برای این کار ایجاد شود.
بنده معتقدم ضرورت دارد قرارگاه‌هایی مانند قرارگاه اقتصاد مقاومتی که بنابر تأکید حضرت آقا در دولت ایجاد شده است و فرماندهی آن را هم معاون اول رئیس‌جمهور بر عهده گرفتند، در تمام استان‌ها و شهرستان‌ها با مسئولیت استانداران و فرمانداران ایجاد شود، به بیان دیگر، عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی عزم و اراده همه‌جانبه مردم و مسئولان را می‌طلبد.
در راستای موضوع مهم عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی، حمایت از واحدهای تولیدی، برداشتن موانع دست و پا‌گیر از سر راه کسب‌وکار، الزام بانک‌ها برای حمایت از واحدهای تولیدی، ایجاد گشایش از طریق صندوق توسعه ملی در راستای حمایت‌های سرمایه‌ای از کسب‌وکارهای منجر به تولید و به ویژه تولیدات منجر به صادرات و اقداماتی از این دست می‌تواند در جهت هر چه بیشتر عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی تأثیرگذار باشد.
رویکرد اقتصادی در کشور باید بیشتر به حمایت از تولیدات منجر به صادرات باشد، اگر این اتفاق بیفتد قطعاً سرمایه فروشی که همان فروش نفت و گاز به مثابه سرمایه کشور است، کاهش می‌یابد.
در اقتصاد مقاومتی نظام ارزآوری کشور بر اساس تولید فکر، تولید خلاقیت، تولید ایده، تولید محصول و تولید صنعتی پایه‌گذاری می‌شود؛ لذا اگر اقتصاد مقاومتی عملیاتی شود باید بتوانیم از این طریق ارزآوری را در کشور تقویت کنیم، اگر قرار است در مدت زمانی محصولاتی را از کشور صادر کنیم، باید از مواد معدنی و سرمایه‌های ملی به صورت فرآوری شده استفاده کنیم و محصولات آنها را صادر کنیم و تا جایی که ممکن است از خام‌فروشی جلوگیری کنیم، کشور باید دست از خام‌فروشی بردارد. قوانین باید به گونه‌ای باشد که خام‌فروشی برای واحدهای تولیدی هزینه‌ساز باشد و هر چه که مواد خام وارد چرخه تولید و فرآوری شود امکانات بیشتری در اختیار تولیدکنندگان قرار بگیرد.
شاید اولین و مهم‌ترین اقدام این است که دولت مشکلات واحدهای تولیدی را برطرف کند، دولت باید واردات را به حداقل ممکن برساند، نظام تعرفه‌گذاری باید به گونه‌ای باشد که واردات به صرفه نباشد، از آنجا که تولید در کشور نسبت به تولیدات خارجی ارزان‌تر است و به دلیل اینکه قیمت ارز در کشور قیمت واقعی نیست، تولیدکننده نمی‌تواند محصول خود را به قیمت مناسب صادر کند؛ لذا دولت باید اقدامات حمایتی از واحدهای تولیدی صورت دهد.
عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی تنها از جانب دولت و مجلس نیست، مردم هم در این زمینه می‌توانند نقش بسیار مهمی ایفا کنند. همدلی و همزبانی که شعار سال ۹۴ بود امسال هم می‌تواند تداوم داشته باشد. همدلی و همزبانی دولت و ملت در بخش اقتصاد مقاومتی می‌تواند جلوه ویژه‌ای پیدا کند. وحدت بین مردم و مسئولان در اقتصاد مقاومتی و در تمام مسائل کشور قطعاً نتایج مطلوبی در پی خواهد داشت.
به نظر من امروز ظرفیت‌های طبیعی امکانات مناسبی را در اختیار مسئولان قرار می‌دهد، وجود معادن فراوان، وضعیت جوی گوناگون و مناسب، موقعیت جغرافیایی کشور، وجود بازارهای گسترده در اطراف کشور و بازارهای فرامنطقه‌ای، کشورهایی که با ما ارتباطات چندجانبه دارند و انواع و اقسام ظرفیت‌های فراوان دیگری که کشور جمهوری اسلامی ایران دربر دارد بستر و زمینه مناسبی برای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی در اختیار مسئولان قرار داده است.
نکته مهم دیگر اینکه مسئولان باید دلالی را پرهزینه و کم‌سود کنند، سرمایه‌های کشور نباید به سمت دلالی سوق پیدا کند، سرمایه‌های کشور نباید به سمت واردات کالاهای تجملی سوق یابد، سرمایه‌های کشور نباید به سمت تجمل‌گرایی و اشرافی‌گری برود. این مسیرها باید به گونه‌ای طراحی شوند که هر کس که بخواهد به سمت این مسیرها حرکت کند، انگیزه اقتصادی خود را از دست بدهد.
در موضوع تولید، یک تولیدکننده اگر بداند مجلس، دولت و مجموعه نظام عملاً و حقیقتاً حامی او هستند و تولیدکننده در کشور ارج و قرب دارد، قطعاً بهتر و بیشتر می‌تواند مسیر خود را ادامه دهد، یکی از اقدامات این است که تولیدکنندگان مطرح و موفق در هر منطقه‌ شناسایی و معرفی شوند، حتی در نمازجمعه و محافل رسمی تولیدکننده معرفی و از او تقدیر شود. باید کسانی که محصول و برند ایرانی را به جهان معرفی می‌کنند معرفی، تشویق و حمایت شوند. باید حمایت از تولید و تولیدکننده ایرانی به یک جریان در کشور تبدیل شود.
همان‌طور که رهبر معظم انقلاب فرمودند برای هدایت این موضوع باید یک قرارگاه و مرکز فرماندهی تعیین و تشکیل شود. فرماندهی هم ایجاب می‌کند که اقدامات مربوطه به سرعت تصمیم‌سازی و اجرایی شود؛ چرا که فرماندهی و مدیریت با هم متفاوتند. اینکه رهبر معظم انقلاب عملیاتی شدن اقتصاد مقاومتی را بر عهده یک مرکز قرارگاهی با یک فرمانده قرار دادند از این جهت است که ما در شرایط جنگ نرم به سر می‌بریم؛ جنگ نرمی که فرهنگ، دانش، جوانان و به ویژه اقتصاد ما را به مثابه یک نقطه چالشی هدف گرفته است، در شرایط فعلی از میان روش‌های موجود کلاسیک و روش‌های سریع زمان جنگ باید به روش‌های سریع و بهنگام روی آوریم. در یک مجموعه فرماندهی زمانی که فرمانده تصمیمی اتخاذ می‌کند قطعاً همه افراد زیرمجموعه در مقام سربازان تحت امر فرمانده موظفند آن تصمیم را عملیاتی کنند.
امروز اقتصاد مدیریتی نیازمند مدیریت نیست، نیازمند فرماندهی است با فرماندهی و اقدامات مناسب و بهنگام است که ما می‌توانیم در جنگ اقتصادی به پیروزی برسیم و نگذاریم که دشمنان ما به اهداف خود دست پیدا کنند، با داشتن یک برنامه مشخص و راهبردی که همان اقتصاد مقاومتی است، با داشتن نیروهای انسانی و با اقدامات سریع، حساب شده و بهنگام اقتصاد مقاومتی قطعاً عملیاتی خواهد شد. همان‌طور که در دولت قرارگاه اقتصاد مقاومتی تشکیل شده باید قرارگاه‌هایی هم در استان‌ها و شهرستان‌ها تشکیل شود، قرارگاه اقتصاد مقاومتی باید در جای جای کشور فرماندهی خود را مستقر کند.
* نماینده مجلس و عضو کمیسیون اقتصادی

 

صفحه نهم

 
 

تاریخ
سید مهدی حسینی

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی
نگاهی به روند رو به سقوط جریان دوم خردادی‌ها در سال‌های ۸۴ به بعد
 

مباحثی که در چند شماره گذشته با محور جریان دوم خردادی‌ها ارائه شد، مباحثی چون مطبوعات زنجیره‌ای، آشوب‌ها و فتنه‌ها، قتل‌های زنجیره‌ای، انتخابات مجلس ششم و هفتم، رفتارهای نمایندگان دوم خردادی‌ها در مجلس ششم از قبیل تقلب و تحصن، خروج از حاکمیت، انسداد سیاسی و... را در برگرفت. موضع‌گیری این جریان در دولت و قوه مجریه و مقننه از سال ۱۳۸۱ روند رو به افولی را پشت‌ سر گذاشت و سردمداران آن طی یک روند استحاله تدریجی از شعار خط امام(ره) به همسویی با شعارها و اهداف مخالفان نظام رسیدند و در این اواخر رسماً مورد حمایت دولتمردان غربی و آمریکایی قرار می‌‌گرفتند و بر پایه راهبرد «حاکمیت دوگانه» درصدد بودند با ایجاد انشقاق در ساختار نظام و رو در رو قرار دادن ارکان آن، نظام را به «منازعه‌گرایی» و در نهایت فروپاشی درونی مبتلا کنند. برنامه این بود که شورای نگهبان در یک فرایند دوساله آنچنان مورد هجمه قرار گیرد و به درجه‌ای از ضعف و استخفاف برسد که در آستانه انتخابات بعدی، به هیچ وجه جرئت و توان آن را نداشته باشد که با استناد به مواضع و عملکرد ساختارشکنانه و غیرقانونی افراطی‌ها، بر سر راه ورود آنها به عرصه رقابت‌های انتخاباتی مانعی ایجاد کند، اما برخلاف پیش‌بینی طراحان این پروژه و به رغم آتش تهیه سنگین و طولانی‌مدتی که بر روی شورای نگهبان ریخته شد، نهاد عالی نظارت بر انتخابات آن گاه که نوبت به بررسی صلاحیت نامزدهای مجلس هفتم رسید، بدون توجه به هوچی‌گری‌های سیاسی، وظیفه شرعی و قانونی خود را بدون کم‌‌وکاست به انجام رساند و جریان دوم خرداد دچار بحران و معضلاتی شد که در ادامه به چند مورد آن اشاره می‌شود.
حرکت انفعالی
دوم خردادی‌ها پای در بیراهه گذاشته بودند و تمام پل‌های پشت‌سر که امکان بازگشت به مصالحه با نظام و نهادها وجود داشت را با دست خود از بین بردند، به‌‌ویژه هنگامی که تلاش کردند مشارکت مردم را در انتخابات مجلس هفتم کم‌رنگ کنند، ناکام شدند. فردای اول اسفند ۸۲ تلخ‌ترین روز برای این جریان بود و آنها به معنای واقعی کلمه «دچار بحران تحلیل» شدند، دچار آنچنان تشویشی شدند که تا مدت‌ها حتی سردمداران این جریان قادر به ارائه یک جمع‌بندی واقع‌بینانه از اوضاع نبودند و حرکت‌هایی از سر استیصال و انفعال انجام می‌دادند. از جمله این تحرکات تصویب «طرح تحقیق و تفحص از انتخابات مجلس هفتم» بود که با امضای ۵۰ نفر از نمایندگان افراطی در دستور کارشان قرار گرفت؛ ادعاهایی چون: خرید و فروش آرا، استفاده از شناسنامه جعلی، تبلیغات زودهنگام غیرقانونی، دخالت نیروهای غیرقانونی، تمدید زمان رأی‌گیری بدون هماهنگی وزارت کشور، جابه‌جایی آرا، دخل و تصرف در صندوق‌های رأی، قرائت اسامی برخی از نامزدها، عدم تطبیق تعداد آرای برخی صندوق‌ها با جمعیت حوزه‌های انتخابیه، اعطای هدایای گران‌قیمت، پرداخت بن ۲۵ هزار تومانی به فرهنگیان پیش از انتخابات از سوی شهرداری تهران، موضوع صندوق‌های سیار و موارد دیگر که محتوای آنها به حدی غیرجدی و سیاست‌زده بود که برای مطبوعات آنها چنگی به دل نمی‌زد و از روی موضع انفعال و استیصال حرکات بیراهه انجام می‌دادند.
اختلافات درون‌گروهی
حرکت انفعالی جریان دوم خرداد به جایی رسید که چند نفر از نمایندگان طرح سؤال از رئیس‌جمهور وقت سیدمحمد خاتمی را پیش کشیدند و پس از بحث و گفت‌وگوها منصرف شدند چون در دیداری که چند نفر از نمایندگان با خاتمی داشتند، به وی مبنی‌بر اینکه چرا به برگزاری انتخاباتی تن داد که خود آن را ناعادلانه و غیرآزاد خوانده است، انتقاد کردند. خاتمی هم متقابلاً ضمن تأکید بر اینکه چاره‌ای جز برگزاری انتخابات نداشته است از نمایندگان خواسته بود تا از طرح سؤال خود منصرف شوند؛ زیرا در غیر این صورت مجبور خواهد شد در پاسخ به پرسش نمایندگان به مسائلی اشاره کند که بخشی از آن شامل اقدام نمایندگان در تحصن و استعفا خواهد بود. این برخوردها حکایت از انشقاق و اختلافات درونی بین این جریان بود، اگرچه اختلاف در اردوگاه دوم خردادی‌ها از سال ۷۸ ایجاد شده بود. مجموعه‌ای از گروه‌ها و گرایش‌های گوناگون با دیدگاه‌ها و راهبرد‌های متفاوت و حتی متناقض شکل گرفته بود و قابل تداوم نبود چون صرفاً بر اساس محور سلبی، یعنی داشتن رقیبی مشترک گرد هم آمده بودند و سر یک بزنگاهی به ائتلاف رسیده بودند و هیچ محور ایجابی پیونددهنده‌ای در زمینه مسائل سیاست داخلی، سیاست خارجی، اقتصاد و فرهنگ در آنها به‌وجود نیامده بود و حتی در مبانی نظری از ابتدا با هم اختلاف داشتند. علاوه‌بر تفاوت مبنایی، به لحاظ تاریخی هم درگیری و نقاط افتراق داشتند و به آسانی نمی‌توانستند از این دعواها بگذرند. به همین دلیل حلقه‌های پیوند ائتلاف ناهمگون از هم گسست و به انتقادها از یکدیگر دامن زده شد.
شروع انتقادها
شاید اولین کسی که به دوم خردادی‌ها انتقاد داشت، سیدمحمد خاتمی بود که گفته بود اگر به مجلس بیاید، مواردی را درباره افراطی‌‌ها افشا خواهد کرد و به این ترتیب ماجرای سؤال از رئیس‌جمهور که پیشتر به آن اشاره شد، خاتمه یافت، اما این همه ماجرا نبود. سعید حجاریان یکی از نظریه‌پردازان جریان افراطی ساختارشکن، چندی بعد اظهارات سیدمحمد خاتمی را مورد اشاره قرار داد و با واژگانی گزنده و زننده انتقاد را شروع کرد و گفت: «بخشی از اصلاح‌طلبان فقط اسم‌شان اصلاح‌طلب است. اینها مثل شبه‌دموکراسی، «شبه‌اصلاح‌طلب» هستند. اینها مثل پراید عمل می‌کنند. پراید که نمی‌تواند ۲۲ میلیون رأی را بکشد. با برخی اصلاح‌طلبان نیم‌کیلو بار هم نمی‌توان کشید. اصلاح‌طلبی باید قطار واگن‌دار باشد. نمی‌خواهم نام‌شان را ببرم. البته باید از نیروهای ضعیف‌تر هم استفاده کرد. اما نباید سرکردگی جنبش را به اینها داد. اصلاح‌طلبان مشکلات خاص خود را دارند که نقد آن جای خود دارد.» منظور او از ۲۲ میلیون رأی، انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۰ بود که به خاتمی داده بودند. جالب اینکه حجاریان در کنار انتقاد شدید از خاتمی، انتقاد دیگران از حزب متبوعش، یعنی جبهه موسوم به مشارکت را برنتابید و در پاسخ به پرسشی مبنی‌بر اینکه «عده‌ای معتقدند حزب مشارکت داعیه‌ پدرخواندگی جبهه دوم خرداد را دارد»، گفت: «با وجود ۱۶۰ـ ۱۵۰ کرسی نمایندگان عضو فراکسیون مشارکت در میان ۲۹۰ نماینده مجلس باید جبهه مشارکت را پدر جد اصلاح‌طلب و جبهه دوم خرداد دانست نه پدرخوانده؛ چرا که وزن جبهه مشارکت به واقع بیش از دیگر گروه‌ها بوده است.»
روند جدایی‌ها
فخرفروشی‌های عناصر اصلی و لیدرهای دوم خردادی درخصوص تعداد فراکسیون مشارکت در حالی بود که نامزدهای مشارکت در مجلس ششم با شعار «حمایت از خاتمی» به مجلس راه یافتند. وقتی حمایت سیدمحمد خاتمی از حزب مشارکت کم‌رنگ شد، به خوبی معلوم شد پایگاه اجتماعی دوم خردادی‌ها تا چه اندازه ضعیف شده است. درست زمانی که مجموعه‌ای از سران این جریان خروج از حاکمیت را مطرح کردند سال ۸۳ زنگ انتخابات ریاست جمهوری را به صدا درآوردند، سعید حجاریان در مصاحبه‌ای گفت: «در اتهام اصلاح‌طلبان حکومتی بودن را می‌پذیریم. ما حکومتی بودیم، می‌خواهیم برویم در حکومت، اصلاً دنبال همین هستیم، باز می‌رویم به حکومت، اما نه به هر قیمتی، دوباره کار می‌کنیم، پشتوانه مردمی پیدا می‌کنیم. اگر پشتوانه مردمی نداشته باشیم و برویم در حکومت باز همین مسائل پیش می‌آید که دیدید.» او درباره نامزدی ریاست جمهوری، قاطعانه اعلام کرد: «اگر ردّ صلاحیتش نکنند، بله، کاندیدایی داریم که رأی بیاورد، مردم به ما رأی می‌دهند...» بالاخره جمعی معتقد شدند که در قدرت بمانند گروهی خود را به اپوزیسیون تبدیل کردند و جدا شدند، برخی دیگر که از جناح موسوم به ملی ـ مذهبی‌ها بودند به مواضع قبلی‌شان برگشتند و کار جنبش دوم خرداد را تمام شده تلقی کردند، برخی‌ها به خارج از ایران روی آوردند و از یکدیگر جدا شدند و گریختند، اما آنهایی که معتقد بودند باید در قدرت بمانیم، برای انتخابات ریاست‌جمهوری برنامه‌ریزی کردند و تصمیم‌شان بر این شد که حامی هاشمی رفسنجانی شوند تا او در رأس قدرت قرار گیرد که در این زمینه نیز ناکام شدند.
پایان راه دوم خرداد
در بحث انتقادها که مطرح شد، روند جدایی طیف ارزشی دفتر تحکیم وحدت سرعت گرفت و طیف مقابل به اپوزیسیون تبدیل شد. سردمداران این طیف همچون علی افشاری که اکنون در آمریکا به سر می‌برند تحت نفوذ افرادی از جریان ملی‌ ـ مذهبی‌ها قرار داشتند که پس از انتخابات شوراها دچار اختلاف شده بودند و در مسیر روند جدایی قرار گرفتند و این جریان بر تحریم انتخابات پافشاری کردند و وقتی دیدند راه به جایی نمی‌برند به خارج گریختند، اینها نوک پیکان حملات انتقادی قرار داده شد. این گروه هم در آستانه شروع کار خود پس از جدایی با صدور بیانیه‌ای ضمن اعلام «پایان گفتمان، اصلاح از درون و شکست پروژه دوم خرداد» محورهای انتقادی خود را جریان اصلاحات برشمردند. علی افشاری، عضو شورای مرکزی وقت دفتر تحکیم وحدت پس از انتخابات مجلس هفتم در سخنانی اعلام کرد: «جنبش دوم خرداد به پایان رسیده و یک جنبش ناکام و شکست‌خورده است. هر جنبشی تا زمانی پایدار است که پایگاه خود را حفظ کند، در حالی که جنبش دوم خرداد پس از انتخابات دوم شوراهای اسلامی راه خود را جدا کرد و ذائقه افکار عمومی نتوانست با اصلاحات دوم خرداد همراهی کند.» به جز این جریان گروه‌های دیگر دوم خردادی که «رادیکال‌ها» نامیده می‌شدند، تقریباً همین نظر را داشتند، اما سران گروه‌های مشارکت، کارگزاران، مجاهدین انقلاب، تصمیم داشتند به هر قیمتی که شده با زور در حاکمیت بمانند که در نهایت به فتنه سال ۸۸ منتهی شد که آن بحث دیگری است و شرح آن فرصت دیگری را می‌طلبد.


امام خامنه ای  در گذر زمان

 عضویت امام خامنه‌ای در شورای انقلاب

امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در ادامه مسیر مبارزه با روزهای خونین مشهد مصادف می‌شوند. روزهای نهم، دهم، ‌یازدهم دی ماه 57 مردم انقلابی مشهد درگیرجنگ با عوامل و نظامیان رژیم بودند و حادثه‌ای مشابه 17 شهریور تهران به وجود آمد، به‌ طوری که ادارات دولتی به تعطیلی کشیده شد، مردم که در صف نفت و نان ایستاده بودند به رگبار بسته شدند،‌ مرتب صدای رگبار گلوله شنیده می‌شد، مردم به خانه‌ها پناه برده بودند، همچنین در روز نهم دی ماه سه نفر از ارتشی‌ها به قتل می‌رسند. امام خامنه‌ای تصمیم می‌گیرند به مسجد کرامت وارد شوند، اما موفق نمی‌شوند. ایشان با ذکر خاطره‌ای درباره آن روز فرموده‌اند: «صبح دهم دی ماه که می‌خواستم به مسجد کرامت بروم به ما گفتند صبر کنید ببینیم حول و حوش مسجد چه خبر است. برای ارزیابی درست‌تر یک نفر را فرستادیم، بعد از مدتی برگشت و گفت آنجا غوغایی است. ماشین‌های ارتشی به میزان زیادی سر چهارراه نادری که محل مسجد کرامت است، جمع شده‌اند. چهارراه نادری حد و مرز حضور پلیس و ارتش بود. از چهارراه نادری به طرف حرم مطهر،‌ معمولاً ارتش یا پلیس هیچ وقت حضور پیدا نمی‌کرد، در ایام اوج مبارزه آنجا خط قرمز بود و دیگر نمی‌توانستند به این طرف بیایند و واقعاً اگر می‌آمدند برایشان خطر جانی داشت... در این وضعیت به ما گفتند به مصلحت نیست به مسجد کرامت برویم و همین طور بود.»
در چنین وضعیتی که مرتب تظاهرات به راه می‌افتاد و برنامه سخنرانی گذاشته می‌شد و به حضور امام خامنه‌ای در جایگاه رهبر و هدایتگر مسیر مبارزه در بین مردم الزاماً نیاز بود، یک نفر از طرف استاد مطهری به مشهد می‌آید و از امام خامنه‌ای می‌خواهد که هر چه زودتر به تهران برود. معظم‌له ترجیح می‌دهند که در مشهد بمانند، چراکه تشخیص می‌دهند به وجود ایشان در مشهد بیشتر نیاز است، اما به فاصله کمی از پاریس تماس گرفته می‌شود که عزیمت شما به تهران درخواست امام است و بار دیگر استاد مطهری پیام می‌دهند که «نیامدنت به تهران مخالفت با امر امام است.» این تصمیم با مخالفت انقلابیون، مبارزین و علما رو‌به‌رو می‌شود. سرانجام امام خامنه‌ای می‌پذیرند و وعده می‌دهند که در حد نیاز در تهران می‌مانند. معظم‌له هنگامی که به تهران می‌رسند در جلسه‌ای مهم در منزل آقای مطهری حضور می‌یابند. از آقای مطهری می‌پرسند موضوع چیست؟ که ایشان می‌گویند: «این جلسه شورای رهبری انقلاب است و تو نیز عضو این شورا هستی.»
چند روز پس از ورود امام خامنه‌ای به تهران، بازگشت امام خمینی(ره) به ایران مطرح می‌شود که بختیار نخست‌وزیر غیرقانونی وقت فرودگاه‌ها را می‌بندد و از ورود امام خمینی(ره) به ایران جلوگیری می‌کند که با مقاومت مردم فرودگاه باز می‌شود و انقلاب با سرعتی بیشتر به پیش می‌رود و به پیروزی می‌رسد و امام خامنه‌ای را در تهران ماندگار می‌کند.
 


ايران در آینه تاريخ
کنفرانس برلين ـ۲
نشستي براي تخريب جمهوري اسلامي در سال 1379
 

نشست «ايران پس از انتخابات» که بيشتر با عنوان «کنفرانس برلين» شناخته مي‌شود نام همايش سه روزه‌اي بود که حزب سبز آلمان به دعوت بنياد هاينريش بل (داستان‌نويس آلماني) از نوزدهم تا بیست‌و‌یکم فروردين ۱۳۷۹ به مدت سه روز در خانه فرهنگ‌هاي جهان در برلين برگزار شد.
در اين دور از جلسات بنياد هاينریش بل، ايران و دولت خاتمي و آينده پيش روي جريان رفورميسم در ايران محور بحث قرار داده شده بود و قرار بود شرکت‌کنندگان به موضوعاتی چون؛ ايران پس از انتخابات، اسلام و دموکراسي در اعتراضات دانشجويي؛ اسلام اصلاح‌طلب و جامعه مدني مدرن؛ چالش‌هاي اقتصادي و زيست‌محيطي پيش‌ روي جمهوري اسلامي؛ حقوق زنان و جنبش زنان؛ رسانه‌ها، هنر و ادبيات در روند اصلاحات و دموکراسي؛ ارزيابي گذشته و افق‌هاي آينده سياسي ايران و آلمان بپردازند.
در اين نشست تعدادي از پياده‌نظام جريان اصلاحات و روشنفکري، از فعالان سياسي تا نويسنده و نظريه‌پرداز کهنه‌کار و تازه از راه رسيده مانند عزت‌الله سحابي، اکبر گنجي، حسن يوسفي اشکوري، عليرضا علوي‌تبار، حميدرضا جلايي‌پور، علي افشاري، کاظم کردواني، چنگيز پهلوان، فريبرز رئيس‌دانا، محمود دولت‌آبادي، مهرانگيز کار، شهلا شرکت، خديجه مقدم، شهلا لاهيجي، جميله کديور، منيره رواني‌پور، محمدعلي سپانلو حضور داشتند.
فضاي حاکم بر اجلاس آکنده از تنش و درگيري بود. گروه‌هاي مختلف به جان هم افتاده بودند و شبکه‌هاي جهاني هم آن را بازتاب می‌دادند. مرتضي غرقي، خبرنگار صداوسيما که تنها نماينده جمهوري اسلامي براي انعکاس اين رويداد بود، معتقد است شدت و حساسيت وقايع آن روز به اندازه‌اي بود که به دوستش گفته بود: «مواظب باش كسي از پشت ما را با چاقو نزند، يا اتفاقي از اين دست نيفتد! چرا كه به دليل آشفتگي زياد، پليس هيچ حاكميتي در سالن نداشت و فضا بسيار متشنج بود.»
شرکت‌کنندگان در اين نشست ـ و يا به عبارت بهتر شبه محاکمه انقلاب اسلامي- بر اساس سرفصل‌هاي مطرح در چارچوب برنامه سخنراني کردند مباحث مطرح شده در کلام سخنرانان ملغمه‌اي از انواع تهمت‌ها، توهم‌پردازي‌ها و عقده‌گشايي‌ها بود که طيف وسيعي از موضوعات مختلف مانند آزادي، حقوق زنان، دموکراسي، جنبش دانشجويي، ديکتاتوري و فاشيسم در جمهوري اسلامي و مواردی از این دست را در بر مي‌گرفت و تلاش داشتند فضايي را از کشور ترسيم کنند که شايد از زبان شهلا شرکت به خوبي بيان شده است: «من از ايران مي‌آيم؛ کشوري که حوادث غيرمترقبه آن در طول بيست سال گذشته شگفت‌آور بوده. کشوري که مردمش شب را با يک شوک خبري به خواب مي‌روند و صبح از زلزله خبر ديگري بيدار مي‌شوند.»
فضاي متشنج حاکم بر نشست که به صحنه درگيري اقشار مختلف فارسي‌زبان در پيش چشم آلماني‌ها تبديل شده بود، جو سنگيني را عليه سخنرانان نيز به وجود آورده بود. سخنرانان مدعو به اين نشست از يک سو دم از غرب‌گرايي و اعتقاد به مشهورات و مقبولات مدرنيته غربي مي‌زدند و بنابراين توقع حمايت و تشويق و به‌به و چه‌چه حضار را داشتند و از سوي ديگر به دليل حضور در فضاي جمهوري اسلامي و تجربه بيست سال حضور در ايران انقلاب اسلامي، توقع حضار بي‌مبالات و افراطی را برآورده نمي‌کردند و به چشم مشتي افراد خوار از اصل برگشته و متظاهر ديده مي‌شدند.
يکي از افرادی که حضوري جنجالي داشت، يوسفي اشکوري بود. وي از همان آغاز مورد طعن و تمسخر حاضران قرار گرفت. اين مرد که در لباس مقدس روحانيت، نماد آخوندهاي آمريکايي بود، با فضاحت تمام سعي مي‌کرد که خود را روشنفکري مبادي به آداب غربزدگي جلوه دهد و به حمايت از آزادي و جامعه مدني بپردازد.
او در سخنراني‌ خود که با تمسخر مداوم حاضران همراه بود، گفت: «ما در ايران قرباني خشونتيم و توقع ما اين بود که در خارج از کشور کساني که براي آزادي و دموکراسي و مردم‌سالاري مبارزه مي‌کنند به گونه دموکراتيک رفتار کنند.»
با اين همه، تملقات و فضاحت‌هاي اين پياده‌نظام اصلاحات پاسخي جز تمسخر و ناسزا نداشت. از جمله هنگام سخنراني يوسفي اشکوري ـ که متأسفانه در مقام يک نماينده از روحانيت در نشست حضور داشت ـ زني از ميان جمع به رقصيدن مشغول شده و مردي هم به بالاي سن مي‌آيد و خود را برهنه مي‌کند که اين صحنه، بعداً در تلويزيون نشان داده شد و موجي از سروصدا را آفريد و اعتراضات عمومي را موجب شد.
پخش گزيده‌اي۰۳ دقيقه‌اي از اين مراسم از صداوسيما موجي از تحليل و واکنش در داخل را آفريد که به آگاهي جمعي ملت و مسئولان منجر شد و با فشار بر نيروهاي ضدانقلاب و بدنه روشنفکري وابسته همراه بود.
اما اصلاح‌طلبان در واکنش به اين افشاگري تاريخي به فرافکني پرداختند. يکي از نخ‌نماترين و مضحک‌ترين اعتراضات آنها نسبت به نشان دادن رقص زن در فيلم بود. گويي اين منکران مقدسات اسلام و ضروريات مذهب، حالا نگران دين مردم و پاک ماندن نگاه‌هاي آنها شده‌اند.
برای نمونه علي‌اکبر محتشمي‌پور هم در نامه‌اي نوشت: «سيماي جمهوري اسلامي در يک اقدام غيرمنتظره صحنه‌هاي مستهجن فيلم کنفرانس برلين را پخش کرد که موجب جريحه‌دار شدن عواطف و احساسات اکثريت اشخاصي که به مشاهده آن نشستند، شد.»
بهترين پاسخ به اين ادعاها را هاشمي رفسنجاني در خطبه‌هاي نماز جمعه داد و گفت: «حالا اين حرف‌ها را مي‌زنند که يک خانم برهنه دارد آنجا مي‌رقصد. چرا اين را آورديد و نشان داديد؟ اين ديگر، حرف است. شما هر شب در فيلم‌ها از اين خانم‌ها مي‌بينيد. کسي غصه اين چيزها را نمي‌خورد، لااقل شما نمي‌خوريد. انصافاً زور نيست که ما در يک جا بخواهيم همه چيز شفاف و اطلاع‌رساني واضح باشد و در يک جا بخواهيم شفاف نباشد؟»

 


جهان در آینه تاریخ
کنفرانس برلین ـ1
نشستی برای تقسیم آفریقا در پایان قرن نوزدهم میلادی

 

شاید بتوان سال 1870 میلادی را سرآغاز دوران جدیدی در اروپا و حرکت به سمت آغاز «استعمار نو» دانست که دولت‌های بزرگ استعماری شروع به تقسیم جهان کردند و در آغاز قرن بیستم آن را به پایان رساندند. در این سال شاهد تثبیت مرزهای اروپایی، وحدت ایتالیا، وحدت آلمان، سقوط امپراتوری ناپلئون سوم و ظهور قدرتی به نام امپراتوری آلمان و افول قدرت دنیوی پاپ هستیم.
تا پیش از این سال فقط 10 درصد آفریقا به دولت‌های اروپایی تعلق داشت و نفوذ به این قاره هنوز جنبه عمومی نیافته بود. در این دوره تقسیم آفریقا یکی از اصول سیاست خارجی دول اروپای غربی شد. در این سال‌ها رقابت شدید بین استعمارگران آغاز شده و موجب گسترش استعمارگری می‌شود و جدال قدرت‌های استعمارگر در خارج از اروپا نیز گسترش می‌یابد و صحنه روابط بین‌الملل از چارچوب صرفاً اروپایی خارج شده و سایر سرزمین‌ها و قاره‌ها را نیز در بر می‌گیرد. در همین دوران در حالی که گستره نفوذ تمدن‌ اروپایی به بیشتر نقاط جهان توسعه یافته بود، اما در پایان این دوره ورود قدرت‌های اقتصادی و استعمارگر جدید، یعنی آمریکا و ژاپن به صحنه بین‌الملل و به جرگه استعمارگران، انحصار اروپاییان در این زمینه را از بین برد.
در سال 1884 و به هنگام برگزاری نشست برلین، كشورهای اروپایی پذیرفتند كه حاكمیت یك قدرت بر مستعمرات، هنگامی به رسمیت شناخته خواهد شد كه آن قدرت به شكل مؤثری، سلطه ‌خود را بر مستعمرات پایدار و پابرجا سازد.
نشست برلین که به ابتکار بیسمارک از نوامبر 1884 تا فوریه 1885 برگزار شد، به دنبال اعتراض فرانسه و بلژیک و حتی آلمان به توافق 1884 انگلیس و پرتغال درباره چگونگی سلطه انگلستان بر رودخانه کنگو بود. برگزارکنندگان این نشست شرایط تقسیم آفریقا را به نحوی تعیین کردند که سهم استعمارگران مرعی و منظور شود.
در این کنگره کشورهای اروپایی بر سر قواعد اساسی تقسیم آفریقا چنین توافق کردند؛ «آنهایی که زودتر آمده بودند، باید زودتر بهره‌مند می‌شدند.» هر قدرتی که یک سرزمین آفریقایی را تصرف می‌کرد و کشورهای دیگر را در جریان آن قرار می‌داد، صاحب متصرفات شناخته می‌شد. در این کنگره، برای بسط اراضی در آفریقا، قواعدی وضع شده بود، به این صورت که اگر دولت اروپایی در ساحل، املاکی داشت، در تصرف اراضی داخلی آفریقا بر سایران ارجح بود و تصرف نباید، صرفاً روی کاغذ انجام بگیرد و به اسم باشد؛ بلکه واقعاً یک دولت یاید حکام، مدیران یا سربازانی برای تسخیر اراضی گسیل دارد. هر دولتی موظف بود پیشتر به دیگران اخطار کند که کدام اراضی را از آن خود می‌داند تا از مشاجرات احتمالی جلوگیری شود.
پس از این بود که در ربع آخر قرن نوزدهم رقابت بر سر آفریقا آغاز شد كه دولت‌های انگلیس، فرانسه، اسپانیا، آلمان، پرتغال، بلژیك و ایتالیا، مبارزه شدیدی را با هدف تصرف مستعمرات آغاز كردند. در رقابتی كه میان دول اروپایی برای ایجاد مستملكات در آفریقا شروع شد، آلمانی‌ها دیرتر از دیگران وارد میدان شدند و بیسمارك با بی‌میلی تن به این كار داد. در سال‌های پس از 1880، کلیه استدلالاتی که در مستملكه‌داری وجود داشت، در آلمان رایج شده بود (همانند ضرورت ایجاد بازارهای جدید، تهیه جا برای مهاجران آلمانی، به كار انداختن سرمایه در مناطق حاره آفریقا) و آنها به فكر ایجاد متصرفاتی كمربندمانند از مشرق به مغرب به دور آفریقا بودند.
انگلیسی‌ها هم در فكر كمربندی از شمال به جنوب، از قاهره تا دماغه امیدنیك بودند. به مدت پانزده سال، از سال 1885 تا سال 1900، روابط دول اروپایی چنان به وخامت گرایید كه چیزی نمانده بود، میان آنها جنگ درگیرد. این رقابت به جایی رسید که در سال 1900 «لیبریا و اتیوپی» تنها کشورهای مستقل این قاره به‌شمار می‌آمدند. سرانجام تلاش و رقابت برای توسعه متصرفات در آفریقا، یك رشته خصومت‌های جدی به ویژه میان بریتانیا و فرانسه، بریتانیا و آلمان، فرانسه و ایتالیا به وجود آورد و عاقبت رقابت بر سر غنایم آفریقا، روابط بین‌المللی را خصمانه كرد و موجبات بروز بحران‌ها را فراهم آورد.
اسپانیا و پرتغال از قرن شانزدهم به بعد سرزمین‌های متعددی را ـ به ویژه در سواحل غربی آفریقاـ به تصرف خود درآورده بودند، سپس فرانسه، انگلیس، بلژیک، ایتالیا و سرانجام آلمان ـ در اواخر قرن 19 ـ وارد این رقابت شده بودند و در نهایت تا ربع آخر قرن 19 تقریباً تمامی آفریقا به تصرف اروپاییان درآمد.
مراکش، به‌دست فرانسه و لیبی، به‌دست ایتالیا تصرف شد. در سال‌های 1884 و1885 آلمانی‌ها ادعای خود را بر آفریقای جنوب غربی، توگولند، کامرون و بخشی از ساحل آفریقای شرقی اعلام کردند و به این ترتیب آلمان برای اولین‌بار وارد کلوپ مستعمره‌داران شد. بلژیک و ایتالیا نیز وارد جرگه شدند و حتی اسپانیا و پرتغال بار دیگر فعال شدند و درصدد تصرف سرزمین در آفریقا برآمدند. تفنگ‌های خودکار، مسلسل و دیگر امکانات نظامی جدید این امکان را به متجاوزان داد تا بتوانند آفریقا را تصرف کنند.
در واقع، تقسیم آفریقای شمالی در سال 1890 طبق یک قرارداد بین انگلستان و آلمان شروع شد. پس از آن جنگ‌های متعددی برای تصرف سرزمین‌ها ادامه یافت. در سال 1898 فرانسه و انگلستان به توافق‌هایی رسیدند و تقسیم آفریقای شرقی را کامل کردند.
در سال‌های ۱۸۸۴ تا ۱۹۰۰ بریتانیا ۰۰۰/۵۸۳/۹ کیلومترمربع زمین را با ۰۰۰/۰۰۰/۵۷ نفر سکنه، فرانسه ۰۰۰/۳۲۴/۹ کیلومترمربع زمین را با ۰۰۰/۵۰۰/۳۶ نفر، آلمان ۰۰۰/۵۹۰/۲ کیلومترمربع زمین را با ۰۰۰/۷۰۰/۱۴ نفر سکنه، بلژیک ۰۰۰/۳۳۱/۲ کیلومترمربع زمین را با ۰۰۰/۰۰۰/۳۰ نفر سکنه، پرتغال ۰۰۰/۰۷۲/۲ کیلومترمربع زمین را با ۰۰۰/۰۰۰/۹ نفر سکنه به دست آوردند.

 

 

صفحه دهم

 


 

احزاب
عبدالله شمسی

جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی ایران معاصر
 مقایسه جریان‎های فمینیستی با جریان اسلامی مدافع حقوق زنان
 

جریان اسلامی مدافع حقوق زنان بر اساس اسلام ناب محمدی(ص) برای رفع مشکلات و نابسامانی‌های موجود در زمینه حقوق زنان، بر ضرورت انجام اصلاحات اساسی در آن زمینه تأکید می‌کند و تنها راهکار برون‌رفت از چنین وضعیتی را در وهله نخست، شناخت درست قوانین اسلامی و در مرحله بعدی، تلاش در جهت اجرای صحیح آنها در جامعه می‌داند.(۱)
نقد و بررسی جریان‎های فمینیستی
از میان گرایش‌هایی که بررسی شد، فقط سه گرایش چپ، لیبرال و التقاطی جریان‌های فمینیستی فعال در ایران به شمار می‌آیند؛ زیرا هر سه جریان به ویژه جریان چپ و جریان لیبرال، به نوعی وابسته و متأثر از جریان فمینیسم جهانی هستند. در حالی که جریان اسلامی مدافع حقوق زنان، به طور مستقیم از آموزه‌های ناب اسلامی نشئت گرفته است.
در این میان، دو گرایش چپ و لیبرال با توجه به وابستگی کامل به گرایش فمینیسم مارکسیستی و لیبرال از نظر اصول نیز متأثر از اصول جریان فمینیسم جهانی هستند و آن اصول را به عینه پذیرفته‌اند. جریان التقاطی نیز اگرچه دارای پیوندی عاطفی با دین است، اما به دلیل محوریت مفاهیم مدرنی چون برابری، آزادی، سکولاریسم، در مباحث مربوط به روابط زن و مرد، اصول فمینیستی در آن جریان نسبت به اصول اسلامی متقدم است.
اعتقاد به مورد ستم و فرودست واقع شدن زنان در ایران، اعتقاد به آزادی زنان و همچنین اعتقاد به برابری کامل زن و مرد، از اصول مشترک جریان‌های فمینیستی در ایران است. این سه اصل، از عملکرد فمینیست‎ها در ایران به خوبی استنباط می‌شود. برای نمونه، تلاش برای ایجاد فرصت‌های برابر آموزشی و بهداشتی، انتقاد از حجاب و مبارزه با آن، انتقاد به برخی از قوانین حقوقی اسلام درباره زنان مانند قوانین مربوط به قصاص، دیات، ازدواج، طلاق و خانواده، حمایت از کنوانسیون‌های جهانی مربوط به حقوق زنان، دفاع از قانون حقوق بشر جهانی، نشان می‌دهد که گرایش‌های مختلف فمینیستی در ایران، همانند فمینیسم جهانی، به دنبال تحقق آزادی و برابری کامل زنان و مردان در چارچوب الگوهای غیراسلامی، به ویژه الگوی لیبرالی هستند. با این توصیف عمده انتقادات فمینیست‌های ایرانی نسبت به وضعیت زنان در ایران مبتنی بر اصل برابری لیبرالی زن و مرد است. این اصل، در مقایسه با معیارهای جریان اسلامی مورد نقد و ارزیابی قرار می‌گیرد.
اصل برابری لیبرالی بیان می‌دارد که زن و مرد در تمامی حقوق و فرصت‌ها با یکدیگر برابری کامل دارند. به طور کلی این اصل، مبتنی بر نظریه برابری تکوینی است. در توضیح این نظریه می‌توان گفت که برخی با تفکیک میان جنس و جنسیت و با ساختگی و مصنوعی دانستن غالب تفاوت‌های تکوینی میان زن و مرد ضمن اشاره به نظام اجتماعی مردسالار به مثابه عامل اصلی آنها، تفاوت‌های مربوط به نقش‌های جنسیتی را انکار می‌کنند و نتیجه می‌گیرند که از آنجا که زن و مرد، از نظر تکوینی با یکدیگر برابر هستند، پس از نظر حقوقی نیز باید با یکدیگر برابر باشند.
در مقابل نظریه برابری تکوینی، برخی دیگر از فمینیست‌ها اگرچه منکر تفاوت‌های تکوینی میان زنان و مردان نیستند، اما معتقدند که آن تفاوت‌ها، تأثیری در قانون‌گذاری ندارد. نسبی‌گرایی برخی از فمینیست‌های قائل به تفاوت، مانع اعمال آن تفاوت‌ها در قانون‌گذاری می‌شود؛ زیرا فمینیست‌های فرامدرن، به دلیل ناتوانی در ارائه یک هویت عام زنانه به دلیل عمیق بودن تفاوت‌ها، با کشاندن آن تفاوت‌ها به حوزه فردی، معتقدند که تفاوت‌های فردی به سبب نسبی بودن، نمی‌توانند زمینه‌ساز تفاوت‌های قانونی باشند. برخی دیگر از قائلان به تفاوت میان زن و مرد معتقدند، همان‌طور که تفاوت‌هایی مانند رنگ مو و چشم، تأثیرات حقوقی ایجاد نمی‌کند، همین‌طور لزوماً نمی‌توان از تأثیر تفاوت‌های جنسیتی در قانون‌گذاری نیز سخن گفت. بنابراین سخن گفتن از تناسب تکوین و تشریع و تأثیر تکوین بر تشریع صحیح نیست.(۲)
اما در پاسخ به نظریه برابری تکوینی گفته می‌شود که اگرچه عوامل اجتماعی می‌تواند سبب ایجاد تفاوت‌های اکتسابی شود، اما تفاوت‌های بنیادین زیست‌شناختی دو جنس که در رفتارها، استعدادها و توانایی‌های آنها، مستقیم تأثیر می‌گذارد، انکار‌ناپذیر است. می‌توان گفت که عوامل اجتماعی، در تشدید آن تفاوت‌ها نقش بسزایی دارند. البته باید توجه داشت که نمی‌توان همه تفاوت‌ها را تکوینی دانست و نقش عوامل اجتماعی را تنها به تشدید آن تفاوت‌های تکوینی تقلیل داد؛ زیرا برخی از تفاوت‌های جنسیتی وجود دارد که ریشه در آداب و رسوم نادرست اجتماعی دارد. بنابراین، انکار تفاوت‌های تکوینی و مصنوعی دانستن آنها نه‌تنها هیچ مبنای علمی ندارد، بلکه مخالف شواهد علمی نیز است.(۳)
در پاسخ به کسانی که ضمن قبول وجود تفاوت‌های تکوینی و بدون ابتنا بر نسبی‌گرایی، از عدم تأثیر تکوین بر تشریع می‌گویند، گفته می‌شود که برخی از تفاوت‌های تکوینی وجود دارند که تأثیر و زمینه‌سازی آنها در راستای پویایی و کارآمدی هر دو جنس در خانواده و اجتماع، نیازمند جعل قوانین متناسب با آن تفاوت‌ها است؛ به طوری که در صورت عدم جعل، پویایی و کارآمدی مذکور دچار انحراف خواهد شد. برای نمونه، نادیده گرفتن برخی تفاوت‌های تکوینی در قوانین استخدامی، به ویژه شغل‌هایی که با جان و مال انسان‌های دیگر سر و کار دارد، مورد نکوهش عقلای عالم می‌باشد.(۴)
نقصان شناخت بشر نسبت به ابعاد وجودی انسان، به ویژه نسبت به تفاوت‌های تکوینی مؤثر در قانون‌گذاری سبب می‌شود که نتواند قوانینی عادلانه و متناسب با آن تفاوت‌ها جعل کند. تنها خالق انسان است که او را به طور کامل می‌شناسد، از این رو ضروری است، برای حل مسئله تبعیض حقوقی میان زن و مرد، به قوانین خطاناپذیر الهی مراجعه کرد.
اصول اسلامی شخصیت زن
۱ـ اشتراک زن و مرد در انسانیت
اسلام زن را همانند مرد، انسانی می‌داند که دارای اختیار، مسئولیت‌پذیری و توانِ ارتقا و کمال که سه ویژگی مهم انسانی محسوب می‎شوند، می‌باشد و همچنین زنان از دیدگاه اسلام مانند مردان از امکانات رشد و کامیابی برخوردار هستند.(۵) بنابراین، خصوصیت ذکوریّت و انوثیّت در حقیقتِ انسان بودن زنان و مردان تأثیری ندارد.(۶) در واقع، تمام زن‌ها از لحاظ حقیقت، از سنخ گوهر مردان هستند.(۷)
۲ـ آفرینش اصیل زن
تمام زن‌ها از نظر گوهر هستی همتای مردان هستند و خلقت هیچ زنی جدای از خلقت مرد نیست.(۸) به بیان دیگر، آنچه از ظواهر آیاتِ ناظر به اصل آفرینش(۹) و برخی از احادیث(۱۰) برداشت می‌شود این است که خلقت زن و آفرینش مرد، از یک گوهر است و هیچ امتیازی بین آن دو از نظر گوهر وجودی نیست، مگر به اوصاف کسبی و اخلاق تحصیلی و... از دیدگاه قرآن، هدف از خلقت زن و مرد عبودیّت خداوند و تقرّب به درگاه اوست و زن نیز چون مرد برای رسیدن به چنین هدفی خلق شده است.
۳ـ گوناگونی راه‌های کمال
در اندیشه اسلامی خداوند متعال، هم از جنبه تکوینی و هم از جنبه تشریعی، شرایطی را پدید آورده است که زن و مرد هر یک متناسب با ظرفیت خویش راه سعادت دنیوی و اخروی را طی کنند. زن و مرد موظفند با انجام دادن اعمال صالح، به کمال نهایی خویش برسند، ولی چه بسا عملی که زن را به کمال می‌رساند و او را در مسیر سعادت قرار می‌دهد، دقیقاً همان عملی نباشد که مرد را به کمال می‌رساند. چنانکه پیامبر اکرم(ص) جهاد مردان را بذل مال و جان در راه خدا و جهاد زنان را شوهرداری نیکو دانسته‌اند.(۱۱) وجود چنین اختلاف‌هایی، ملاک ارزش‌گذاری بر شخصیت زن و مرد نیست؛ بلکه در اندیشه اسلامی، ارزش افراد در جامعه و در آخرت به معیارهای والای انسانی است.(۱۲)
۴ـ تفاوت‌های تکوینی زن و مرد
زن و مرد با وجود همسانی در انسانیت، ویژگی‌های طبیعی‌ای نیز دارند که آن دو را از یکدیگر متمایز می‌سازد و آنها را به دو صنف مختلف تبدیل می‌کند. مراجعه به آیات و روایات اسلامی نشان می‌دهد که زن و مرد علاوه بر بُعد جسمانی، در ابعاد گوناگون احساسی، روحی، ذهنی و رفتاری با یکدیگر متفاوتند.(۱۳) وجود چنین تمایزی مورد تأیید برخی روان‌شناسان نیز می‌باشد.(۱۴) دین اسلام نیز با توجه به همین تفاوت‌های تکوینی میان زن و مرد، در برخی موارد، احکام خاصی را برای هریک از آن دو وضع کرده است.
۵ـ مکمل بودن زن و مرد نسبت به یکدیگر
زن و مرد در اندیشه اسلامی، مکمل یکدیگرند. خداوند متعال در قرآن کریم، در معرفی نشانه‌های خود، به آفرینش زن و مرد به منظور آرامش یافتن هریک با دیگری و همچنین ایجاد مودّت و محبت میان آن دو اشاره می‌کند.(۱۵) مایه آرامش بودن زن و مرد برای همدیگر و وجود رابطه محبت‌آمیز میان آنها نشان می‌دهد که زن و مرد در مقابل هم قرار ندارند و رقیب یکدیگر نیستند؛ بلکه باید در سایه همدلی، رفاقت و همکاری، یکدیگر را در رسیدن به کمال مطلوب کمک کنند.
۶ـ محوریت خانواده
خانواده به مثابه یک نهاد اصیل، مبنای شکل‌گیری اجتماع است. نهاد خانواده در اندیشه اسلامی، محبوب‌ترین و عزیزترین بنیاد اسلامی نزد خداوند متعال دانسته شده است.(۱۶) خانواده، بهترین محل تلاقی ویژگی‌های مکمل زن و مرد در راستای رسیدن به تعادل روحی و روانی برای پیمودن مسیر کمال است. ارضای صحیح قوای جنسی در خانوده زمینه‌ساز سلامت جسمی، روانی در زن و شوهر و در مرتبه‌ای بالاتر در جامعه می‌شود. خانواده، بهترین محلی است که در آن استعدادهای زن شکوفا می‌شود. تربیت فرزند و کارآمد کردن اعضای خانواده نیز بهترین خدمتی است که زن به جامعه ارائه می‌دهد.(۱۷)


آفاق
محمد رضا اسکندری
روسو؛ برداشت ابزاری (نظریه دین مدنی)

 چنانچه در مقالات پیشین توضیح داده شد دوران مدرن غرب از چهار مرحله شامل؛ دوران رنسانس، عصر اصلاح‌ مذهبی، عصر روشنگری و عصر انقلاب صنعتی شکل گرفته است. دومین مرحله دوران مدرنیته غربی، یعنی عصر اصلاح مذهبی از چهار گرایش و رویکرد مهم و اساسی درباره رابطه دین و سیاست در غرب شامل: برداشت دینی؛ تفوق دین بر سیاست، برداشت ابزاری؛ تفوق سیاست بر دین، برداشت لیبرالی؛ تفکیک دین و سیاست و برداشت انتقادی از رابطه دین و سیاست تشکیل شده است.
ب ـ برداشت ابزاری
این برداشت، تفوق سیاست بر دین یا تبعیت دومی از اولی را تأکید می‌کند. این برداشت «ابزاری» نامیده می‌شود، زیرا عموماً متفکرانی این برداشت را دارند که به دلایل متعدد، اهمیت کمی به دین می‌دهند و آن را تنها به‌عنوان ابزار سیاست و قدرت تلقی می‌کنند. گاه منظور صرفاً این است که دین در خدمت جامعه و دولت قرار گیرد و گاه به نحوی افراطی‌‌تر در پی تبعیت بی‌چون و چرای دین از سیاستند.
روسو؛ نظریه دین مدنی
ژان ژاک روسو (۱۷۷۸ـ۱۷۱۲) یک سده پس از هابز و اسپینوزا، به رابطه دین و سیاست به‌‌گونه‌ای بسیار مشابه با این دو فیلسوف می‌اندیشد. او نظرات این دو را تلفیق کرد و نظریه جدیدی پدید آورد. همانند هابز که به صراحت به او استناد می‌کند، دین را کاملاً تابع سیاست می‌کند و بی‌آنکه تأسیس یک دولت مسیحی را توصیه کند، اتحادی وثیق میان این دو برقرار می‌کند. همانند اسپینوزا، که به او استناد نمی‌کند، معتقد است که دولت باید بر دین نظارت کند، ولی در قلمرو عقیده و ایمان شخصی نباید دخالت کند. با این حال، روسو یک معضل کاملاً شخصی دارد، زیرا این متفکر سیاسی ذهنی عمیقاً دینی دارد و برداشت‌های دینی‌اش به اندازه نظرات سیاسی‌اش تازه و بدیع‌ هستند. او که دین را برای جامعه ضروری می‌داند، برخی ادیان را که بی‌کفایت تلقی شده‌اند، در نهایت رد می‌کند و «دین‌ مدنی» را که منطبق بر احتیاجات دولت و کاملاً تابع آن است، پیشنهاد می‌‌دهد. تحول دینی روسو متأثر از محیط و ساکنان آن بوده است.
روسو، برخلاف فلاسفه عصر روشنگری، همیشه مؤمنی صادق بود، اما ایمان او تحول یافت. ایمان وی، هیچ وامی از مذاهب موجودی که می‌شناخت ـ کاتولیسم و پروتستانتیسم ـ نمی‌گرفت. این ایمان ثمره یک عمر تحقیقات و تأملات شخصی است. عقاید این دین که به دین بُدن شباهت دارد، اندک و بسیار ساده است.
ضرورت دین برای جامعه و دولت
از نظر روسو، دین هم در زندگی شخصی و هم در زندگی اجتماعی و سیاسی ضروری است. روسو به انسان و به وجه شخصی دین می‌پردازد و از جنبه‌ای دیگر، دولت و وجه اجتماعی دین را بررسی می‌کند. او در پی حقیقی‌ترین دین و در پی سودمندترین دین برای جامعه است. روسو معتقد است که بدون ایمان هیچ فضیلت واقعی وجود ندارد و بی‌دینی، پایه‌های واقعی هر جامعه را بی‌سروصدا ویران می‌کند.
روسو معتقد است که جامعه و دولت به سه دلیل به دین نیازمندند: ۱ ـ موقعیت اعضای آن؛ ۲ ـ ماهیت میثاق اجتماعی؛ ۳ ـ ضرورت وضع قوانین. در وهله اول انسان به فردیت رسیده باید یک دین داشته باشد؛ زیرا بدون دین نمی‌تواند متقی و نیکوکار باشد. برعکس دین قادر است آدمی را به انجام وظایف و علاقه‌مندی به آنها ـ به ویژه وظایفی که زندگی اجتماعی تحمیل می‌کند ـ سوق دهد. در وهله دوم، دین با پاسداری از میثاق اجتماعی، هستی جامعه را ضمانت می‌کند. در واقع، جامعه مبتنی‌بر توافق بین‌ اعضای آن و یک قرارداد اجتماعی است. برای اینکه این قرارداد نقض نشود باید خصوصیتی قدسی به آن داد و تنها دین است که می‌تواند چنین خصوصیتی به آن بدهد. سرانجام، دین به قوانین اقتدار و قدرت لازم را می‌دهد. از نظر او هر عدالتی از خداوند سرچشمه می‌گیرد و منبع آن تنها اوست، ولی قوانین الهی نمی‌توانند به‌طور مستقیم در جامعه اجرا شوند، زیرا آدمیان تابع آنها نمی‌‌شوند. از این رو قوانین و قراردادهای انسانی لازم است تا زمینه اجرای عدالت الهی در جامعه را فراهم آورند. بنابراین برای وضع این قوانین و قراردادها قانونگذار باید به ضرورت و به اقتداری برتر با ماهیت الهی تمسک جوید. به این ترتیب او دین را به صراحت در خدمت سیاست قرار می‌دهد؛ زیرا دین بنیاد دولت است و ارزش و اقتدار قوانین را ضمانت می‌کند.
بی‌کفایتی ادیان موجود
روسو نه دغدغه حقیقت دین را دارد و نه دغدغه ارزش ذاتی آن را، بلکه فقط دغدغه سودمندی دین برای جامعه و دولت را دارد. او ضمن تعیین روابط ادیان موجود با دولت و نشان دادن محدودیت‌های‌شان در این زمینه اصول آنها را تحلیل می‌کند. در واقع آرزو می‌کند اتحادی وثیق میان دین و دولت وجود داشته باشد؛ زیرا وجود دین برای دولت ضروری است. او پس از نگاهی سریع به تاریخ، سه نوع دین را متمایز می‌کند:۱ـ دین شهروند، ۲ـ دین انسان و ۳ـ دین کشیش.
«دین شهروند» در اصل با بت‌پرستی باستان همخوانی دارد. در واقع، در بت‌پرستی باستان بین زندگی دینی و زندگی سیاسی تمایزی وجود ندارد و دین و دولت در هم آمیخته‌اند.
ما در «دین انسان» که با مسیحیت اولیه و حقیقی، یعنی با مسیحیت انجیلی همخوانی دارد، با حالتی به شدت معکوس مواجه می‌شویم. در واقع، این دین به پرستش محض خداوند متعال و به وظایف اخلاقی ابدی خلاصه می‌شود. روسو آن را «حقوق الهی طبیعی» می‌نامد. این دین که کاملاً معطوف به جهان دیگر است، هیچ پیوندی با جامعه و دولت ندارد و نمی‌خواهد هیچ یک از این دو را داشته باشد.
روسو نوع سوم دین را که «دین کشیش» می‌نامد و در اصل همان مسیحیت رومی یا کاتولیسم زمانه‌اش است، بررسی می‌کند. او خاطرنشان می‌کند که این دین برای انسان‌ها «دو قانون، دو رهبر، دو میهن» تعیین کرده و آنها را تابع تکالیف متضاد می‌کند. این دین نوعی حقوق مختلط و نامتجانس به وجود می‌آورد که نامی بر آن نمی‌توان نهاد.
روسو به ثنویت قدرت (دنیوی و روحانی) و قانون (مدنی و دینی) در کشورهای کاتولیک می‌اندیشد. این وضعیت موجب تضاد بین قدرت‌ها و تکالیفی متضاد برای شهروندان می‌شود. وی از این بابت هم مسیحیت انجیلی که کاملاً از دولت جدا است و آدمی را از دولت دور می‌سازد و هم مسیحیت رومی که جامعه را تقسیم می‌کند و می‌تواند موجب ویرانی کشور شود، نقد می‌کند و تنها یک نمونه تاریخی می‌آورد که در آن، این موارد رعایت شده است. این نمونه اسلام اولیه است. او می‌نویسد محمد(ص) از حکومت برداشت بسیار درستی داشت و نظام سیاسی خود را کاملاً با نظام مذهبی یکی کرد و تا زمانی که ساختار حکومت او در دوران فرمانروایی خلیفه‌ها و جانشینان آنها برقرار بود، حکومت منسجم بود و خوب اداره می‌شد، ولی بعداً تفکیک بین دو قدرت آغاز شد.
ماهیت و نقش دین مدنی
زمانی که روسو از مسیحیت رومی کاملاً‌ فاصله می‌گیرد، تصور می‌کند که دو دین دیگر؛ دین انسان و دین شهروند، مزایای تکمیلی دارند. لذا او برای شکل‌گیری دین مدنی تصمیم می‌گیرد این دو را یکی کند. به این ترتیب مزایای دین انسان و دین شهروند جمع خواهند شد. دولت آیین خود را خواهد داشت و دشمن هیچ آیین دیگری نخواهد بود. او می‌گوید یک دین کاملاً مدنی وجود دارد که هیئت حاکمه باید اصول و حدود آن را نه به‌عنوان عقاید دینی، بلکه به‌عنوان مقررات تطبیق‌ناپذیر با شرایط اجتماعی مشخص کند که بی‌وجود آن غیر ممکن است کسی بتواند شهروند یا تبعه خوبی باشد. اصول عقاید دین مدنی ساده، روشن، دقیق و کم شعار است. این اصول عبارتند از: وجود پروردگار توانا، دانا و بخشنده، ایمان به زندگی آن جهان، اعتقاد به رستگاری نیکوکاران و به کیفر رسیدن بدکاران، اعتقاد به تقدس قرارداد اجتماعی و قوانین. در نتیجه، روسو هرگونه عدم تساهل دینی را رد می‌کند، زیرا در این صورت هیئت حاکمه دیگر هیئت حاکمه نیست، حتی در قلمرو دنیوی و کشیشان اربابان واقعی می‌شوند. روسو ضمن رد عدم تساهل دینی، نوعی عدم تساهل مدنی را به‌طور غیرمستقیم جایز می‌داند. روسو در قرارداد اجتماعی دین را فقط در رابطه با جامعه ارزیابی می‌کند و تنها به کارکرد اجتماعی آن توجه دارد. او به نقش سیاسی دین تأکید می‌‌ورزد. قصد وی این نیست که دین را به ساحت سیاسی آن تقلیل دهد. بنابراین او، هم بر کارکرد ابزاری دین در جامعه تأکید می‌کند و هم ارزش ذاتی ایمان مذهبی را که به سودمندی سیا‌سی‌اش تقلیل نمی‌یابد، می‌پذیرد. روسو با قرار دادن دین در خدمت جامعه و دولت، در واقع برداشتی ابزاری از آن را بسط می‌دهد.


اندیشه سیاسی مسلمانان
فتح‌الله پریشان

پیوستگی دین و سیاست در اندیشه فاضل هندی
 



موضوع رابطه دین و سیاست یا شریعت و سیاست در آثار متفکران اسلامی سابقه‌ای طولانی دارد و چه بسا بتوان گفت اگر این موضوع در آثار اندیشمندان و فلاسفه غربی قدمتی به درازای عصر روشنگری و رنسانس در تاریخ تمدن غرب دارد، در آثار علمای اسلامی نظیر؛ فارابی، ابوعلی سینا، غزالی، خواجه نصیرالدین طوسی، صدرالمتألهین و دیگر فلاسفه اسلامی نیز می‌توان ارتباط شریعت و سیاست که همبستگی دین و سیاست را مورد تأکید قرار داده‌اند، مورد بررسی قرار داد.
اساساً در مباحث امروزین رابطه دین و سیاست می‌توان به سه نوع رابطه اشاره کرد؛ ۱ـ برخی معتقدند نه‌تنها هیچ رابطه‌ای بین آنها وجود ندارد، بلکه آن دو متباینند و با هم قابل‌ جمع نیستند. تفکر غالب در اندیشه سیاسی لیبرالی و غربی این است. ۲ـ دسته‌ای دیگر، برای آشتی بین آنها معتقدند باید دین خودش را با سیاست و مصالح قدرت هماهنگ کند و به نوعی این رابطه را تبعی دانسته، دین را تابع سیاست تحلیل می‌کنند. ۳ـ نگاه دیگر که رابطه تلازمی است، سیاست را تابع دین و بخشی از دین می‌داند و در مقابل تفکیک دین و سیاست به تلازم بین آنها اعتقاد دارد. غالب اندیشمندان مسلمان تابع این دیدگاه هستند. ابوعلی سینا که فاضل هندی در روش فلسفی خود متأثر از وی است، معتقد است که تنظیم روابط اجتماعی در گستره اقتصاد، سیاست و حقوق برعهده دین است و صاحب شریعت در تمام این زمینه‌ها قانون وضع کرده است. از آنجا که اجرای این قانون، بدون مجری و کارگزار شایسته امکان‌پذیر نیست، مجریانی (پیامبر، خلیفه، امام) را برای آن قرار داده است که وظیفه‌شان مجازات و عقوبت کسانی است که قانون و شریعت را محترم نمی‌‌شمارند و در عمل به آن مسامحه می‌ورزند.(۱)
فاضل هندی نیز بر همبستگی دین و سیاست تأکید ورزیده و معتقد است که همه علوم حکمت (اعم از علم اخلاق، سیاسیات، الهیات و...) برای «تحصیل کمال نفس انسانی» و «فراهم ساختن سعادت اخروی» اوست و در واقع، همه این علوم همان چیزی را دنبال می‌کنند که دین و شریعت آسمانی در پی آن است، بنابراین سیاست مُدُن که یکی از علوم حکمت است در راستای دستیابی به همان چیزی است که شریعت به دنبال آن است. بر این مبنا، مرحوم هندی کامل‌ترین نوع ریاست و سیاست را ریاستی می‌داند که دارنده آن علاوه بر حکمت عملی از حکمت نظری نیز برخوردار باشد. چنین شخصی از نظر وی دارای فضایل نبوی است و حق دارد که اطاعت شود و به‌عنوان خلیفه خدا روی زمین سلطنت کند.(۲) بررسی اندیشه‌های اسلامی در رابطه با دین و سیاست نشان می‌دهد که مباحث عمیق و مترقی قرن‌ها پیش مطرح شده است، به نوعی که قادر است به پرسش‌ها و شبهاتی که امروزه در موضوع رابطه دین و سیاست مطرح می‌شود، پاسخ دهد.
برای نمونه، فاضل هندی نیاز به شریعت و سیاست را دو نیاز توأمان زندگی مدنی انسان دانسته و معتقد است زندگی مدنی انسان که ضروری طبع او است، همزمان به دو چیز، یعنی سنت و شریعت و عدل و عدالت و در نتیجه به سانّ و معدل نیازمند است تا سانّ و معدل با اجرای شریعت الهی، عدالت را در زندگی مدنی او برقرار سازد. بنابراین به اعتقاد فاضل، پیامبر و نبی دو وظیفه دارد؛ یکی «بیان شریعت و احکام الهی» و دیگری «اقامه شریعت و اجرای عدالت» که همان سیاست مُدُن است. بنابراین، می‌توان گفت که از نظر فاضل هندی، همواره میان دین و سیاست پیوستگی و همبستگی وجود دارد و رهبران دینی، ریاست دینی و دنیوی مردم را توأمان برعهده دارند(۳)، از این رو، ایشان با رد قول کسانی که می‌گویند امام نیز تنها پادشاهی است که فی‌الجمله علم به سیاست ملکی داشته باشد، اگر چه از مسائل دینیه مطلقاً خبری نداشته باشد.(۴) معتقد است که امام علاوه بر علم به سیاست مُدُن و سیاست ملکی باید عالم به کتاب و سنت بوده و احاطه او به علوم دینیه ممتاز از سایر امت باشد.


 

اصطلاحات

کمیسیون


فرهنگ‌نامه‌ها برای معنای لغوی کمیسیون (commission)، کلماتی مانند مأموریت، تصدی، حق‌العمل، مزد دلالی، فرمان، حکم، هیئت، انجمن و کمیته را به کار برده‌اند. این کلمه به نوعی با «committee» به معنای هیئت یا کمیته و مجلس مشاوره مترادف است. کمیسیون در اصطلاح به مأموریتی گفته می‌شود که برای اجرای امری به کسی دهند یا مجمعی که برای تحقیق و مطالعه درباره طرحی یا مسئله‌ای تشکیل شود و همچنین هر یک از شعب مجلس شورای اسلامی(پارلمان)، مجلس خبرگان رهبری، دولت یا شورای شهر یا هر تشکلی که از عده‌ای نماینده و کارشناس تشکیل شود و به یکی از امور مملکتی رسیدگی کند. کمیسیون‌ها از عمده‌ترين بخش‌های كاری و تخصصی در مجالس یا دولت‌ها در جهان به شمار می‌آیند که در راستای تقسیم وظایف، تفکیک تخصص‌ها، جلوگيری از اتلاف وقت نمایندگان و تسهيل امورات مجلس، دولت یا هر مجمع دیگری شکل می‌گیرند. تعداد، چگونگی شکل‌گیری، وظایف و عملکرد کمیسیون‌ها در آیین‌نامه‌های داخلی هر مجمع و تشکلی که کمیسیون‌ها برای آن شکل گرفته‌اند، تعیین و مشخص می‌شود.
مجلس خبرگان رهبری شش کمیسیون با عناوین تحقیق موضوع اصل ۱۱۱ قانون اساسی، آیین‌نامه موضوع اصل ۱۰۸ قانون اساسی، اصل ۱۰۷ و ۱۰۹ قانون اساسی، بررسی راه‌های پاسداری و حراست از ولایت فقیه، سیاسی ـ اجتماعی و کمیسیون امور مالی و اداری با وظایف تخصصی دارد.
در دولت نیز کمیسیون‌های تخصصی با تصویب دولت متشکل از معاونان، وزرا و مسئولان سازمان‌های متبوع دولت در موضوع کمیسیون شکل می‌گیرد که معمولاً شامل اقتصاد، امور اجتماعي، فرهنگي،زيربنايي، صنعت و محيط زيست، لوايح، سياسي و دفاعي و کميسيون علمي، تحقيقاتي و فناوري می‌شود.
کمیسیون‌های تخصصی شورای شهر نیز عبارتند از: برنامه و بودجه، سلامت و محیط زیست، عمران و حمل‌و‌نقل، فرهنگی- اجتماعی،‌ معماری و شهرسازی و نظارت و حقوقی.
در اصل ۸۵ قانون اساسی آمده‌ است: «مجلس نمی‌تواند اختیار قانون‌گذاری را به شخص یا هیئتی واگذار کند، ولی در موارد ضروری می‌تواند اختیار وضع بعضی از قوانین را با رعایت اصل هفتاد و دوم به کمیسیون‌های داخلی خود تفویض کند.» کمیسیون‌های تخصصی مجلس شورای اسلامی، گروه‌هایی از نمایندگان هستند که با هدف بررسی تخصصی طرح‌ها و لوایح مطرح شده در مجلس تشکیل می‌شوند. در اهمیت کمیسیون‌ها معروف است که صحن علنی مجلس جای سخنرانی و كميسيون‌ها جای كار جدی است. قدرتمندترين و موثرترین پارلمان‌ها همان‌هايی هستند که از بهترين کميسيون‌ها برخوردارند. بر پایه اصل ۶۶ قانون اساسی، تعداد کمیسیون‌ها و دوره تصدی نمایندگان در آنها در آیین‌نامه داخلی مجلس مشخص خواهد شد. در حال حاضر، کمیسیون‌های تخصصی مجلس شورای اسلامی عبارتند از: کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس، اجتماعی، اقتصادی، امنیت ملی و سیاست خارجی، انرژی، برنامه و بودجه و محاسبات، بهداشت و درمان، صنایع و معادن، عمران، فرهنگی، قضایی و حقوقی، کشاورزی، آب و منابع طبیعی، اصل نود قانون اساسی، تحقیق، سیاست داخلی و شوراهای مجلس، تدوین آیین‌نامه داخلی، تلفیق و کمیسیون ویژه برجام.
هر نماينده به جز رئيس مجلس ملزم است عضويت يكي از كميسيون‌هاي دائمي را بپذیرد كه براي آن انتخاب و تعيين مي‌شود و در صورت تمايل مي‌تواند در كميسيون‌هاي ديگر مجلس با حق اظهارنظر و بدون حق رأي شركت كند.

 

صفحه یازدهم

 
 


  حجت‌الاسلام والمسلمین سید‌ابراهیم رئیسی
 اجتهاد ما تمدن‌ساز است
 

 اگر به آیات و روایات مراجعه کنیم، درمی‌یابیم که یک احکام شریعت داریم مثل «الله علی الناس حجُّ‌البَیتِ من استطاع إلیه سبیلاً» که حکم حج است، «أقام‌الصلاه»، «أتوا‌ الزکوه» و‌...؛ اینها تبیین‌کننده احکام شریعت هستند. برخی دیگر از این نصوص تبیین‌‌کننده مقاصد شریعت و اهداف شریعت هستند: «و لَقَدْ مَنَ‌اللهُ‏ عَلَى‏‌الْمُؤْمِنینَ‏ إِذْ بَعَثَ فیهِمْ رَسُولاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ‌ الْکِتابَ وَ‌الْحِکْمَه»؛ مقاصدی مانند تزکیه، تعلیم، تربیت نفوس مستعده و بینش الهی از اهداف شریعت است. هیچ‌گونه پیشرفتی در جامعه اسلامی بدون توجه به مقاصد شریعت امکان تحقق ندارد؛ هر راهکاری برای پیشرفت جامعه باید مبتنی بر نگاه به مقاصد شریعت باشد.
اکنون می‌خواهیم بررسی کنیم چه جامعه‌ای در شریعت به عنوان جامعه آرمانی و مدینه‌النبی معرفی شده است؟ «واللهِ یدعوکم الی دارِ السلامِ»؛ تمامی مفسران «دارالسلام» را به مکانی در جنّت تفسیر کرده‌اند، اما راه‌یابی به این دارالسلام جز از طریق سلامت فردی و شکل‌دهی جامعه‌ای سالم امکان‌پذیر نیست. جامعه سالم یا آرمان‌شهر مدینه‌النبی چه ویژگی‌هایی دارد؟ توحید سنگ زیربنای این جامعه است؛ جامعه‌ای مبتنی بر اخلاق، عدالت و عقلانیت بوده و آرمان‌شهر ما چنین ویژگی‌هایی دارد.
اگر توسعه‌ای تعریف شود که مبتنی بر مبانی توسعه در جهان غرب باشد، این نمی‌تواند الگویی برای پیشرفت جامعه ما باشد؛ زیرا این نسخه، نسخه‌ا‌ی برای کشور ما نیست. درست است که می‌توان از تجربیات در توسعه‌های اقتصادی، اجتماعی و ساخته‌های بشری بهره برد و توسعه را سرعت بخشید، اما الگوی آنها برای جامعه توسعه‌یافته لزوماً نمی‌تواند راهکاری برای ما باشد.
جامعه مبتنی بر فقه
راهکار و نسخه ما مبتنی بر جامعه‌ای است که می‌خواهد با فقه اداره شود؛ یعنی محوریت جامعه و تمام شئون جامعه بر اساس فقه باشد. البته نه فقه متداولی که امروزه در ذهن وجود دارد که به معنای احکام مرسوم است؛ فقه سه نوع است؛ اول فقه اکبر به معنای عقاید و باور‌های الهی، دوم فقه اوسط به معنای اخلاق فاضله و کریمه و سوم فقه اصغر به معنای احکام که همان بایدها و نبایدها است. می‌خواهیم جامعه‌ای مبتنی بر فقه به وجود آوریم؛ برخلاف سکولارها و حتی برخی که در کسوت دین هستند، معتقدیم فقه می‌تواند تمام نیازهای جامعه را پاسخگو باشد؛ منتهی آن فقهی که در پرتوی فقه اجتهادی است. این اجتهاد باید در این عرصه‌ها فعال باشد؛ البته بعد از ائمه معصوم(ع) و در زمان فقه اجتهادی بزرگان فقه مانند شیخ‌مفید، سلاّر، مرحوم شیخ‌طوسی، محقق حلی، وحید بهبهانی، شیخ‌انصاری، صاحب جواهر تا امام بزرگوار و فقهای حاضر کارهای بسیاری انجام داده‌اند، ولی کافی نیست؛ بلکه در فقه اجتهادی باید یک کارهای بیشتری صورت گیرد.
دولت و تربیت
دولت به معنای دولت اسلامی و حاکمیت اسلامی (نه به معنای تفکیک قوا بنا بر نظر مونتسکیو)، مبتنی بر تربیت است؛ یعنی توسعه‌ای مبتنی بر اخلاق و تربیت. حتی اگر بحث عدالت اجتماعی هم مطرح می‌شود، در قرآن کریم می‌فرماید: «لیقوم الناس بالقسط»؛ سخن در این است که جامعه باید خودش قسط و عدالت را برپا کند. چطور عدالت برپا می‌شود؟ باید آموزه‌های دینی و تربیت الهی و هدایت جامعه را به آنجایی سوق دهد که خود مردم در جامعه عدالت را حاکم کنند. فاعل «لیقوم الناس بالقسط»، ناس است؛ یعنی قرار است خود ناس اقامه‌ قسط کند و ناس هم با هدایت و تربیت قسط را برقرار می‌کند. وقتی بحث از دولت رفاه می‌شود؛ بله رفاه اجتماعی که در آن برخورداری از مواهب اجتماعی بر اساس آن بایدها و نبایدها الهی است که نفی نمی‌شود، اما معلوم باشد که اساس و مبنای توسعه، مبتنی بر اخلاق، تربیت و عدالت است که باید در حوزه‌های مختلف جریان داشته باشد.
ضرورت توسعه ابواب فقه
معتقدیم اجتهاد ما اجتهاد تمدن‌ساز است؛ یعنی مدنیتی که قرار است در آینده‌ این منطقه و جهان اسلام رقم بخورد، تمدن و مدنیّت مبتنی بر اجتهاد است. البته در این اجتهاد باید کارهای بسیاری انجام شود؛ درباره حکم‌شناسی خیلی کار شده است، به طوری که اساتید و بزرگان ما همه بر سر‌ سفره ‌آنان نشسته‌اند، اما درباره موضوع‌شناسی آنقدر کار صورت نگرفته است. قدم اول، موضوع‌شناسی است و در این زمینه خیلی باید کار کرد و موضوعات بسیاری باید مورد بحث قرار گیرد.
کار دوم این است که ابواب فقه باید توسعه پیدا کند؛ روابط اجتماعی جزء مسائلی است که باید روی آن کار اجتهادی شود، در تربیت باید فقه تربیت را اجتهادی کنیم. باب تعلیم و تربیت باید به عنوان یک موضوع مهم فقهی یکی از ابواب فقهی شود. باید در این قضیه کارهای اجتهادی شود؛ شنیدار و گفتار هست، اما کارهای اجتهادی ضرورت دارد. توسعه‌ کار اجتهادی در اخلاق ضروری است؛ در نگاه اسلام عدالت یک فضیلت اخلاقی است.
رابطه عدالت و اخلاق
مگر نمی‌خواهید در جامعه عدالت ایجاد شود؛ انسان محروم از فضیلت اخلاقیِ عدالت چگونه می‌تواند جامعه را با عدالت آشنا کند، شیرین ‌شدن کام مردم با عدالت از یک انسان عادل برمی‌خیزد. برای نمونه وقتی از امامت بحث می‌کنید؛ می‌گویید «امام‌العادل» که در مقابلش امام‌الجائر است و می‌گویید از صفات مهم امامت، عدالت است. البته، عدالتی که برای امام بحث می‌شود با عدالتی که شاهد در محکمه یا امام جماعت باید داشته باشد متفاوت است؛ زیرا اینها حداقل تعریف عدالت است. مگر مجریان غیرعادل می‌توانند کام مردم را با عدالت شیرین کنند؟ حتماً باید از عدالت برخوردار باشند، مگر قانونگذاران غیرعادل می‌توانند عادلانه قانون‌گذاری کنند؟ آنها هم باید عدالت داشته باشند. اما قبل از عدالت از یک چیز دیگر باید سخن گفت و آن اخلاق است.
پیامبر(ص) فرمودند: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاق»؛ من پیامبر آمده‌ام جامعه را با مکارم اخلاق آشنا کنم؛ یعنی توسعه مبتنی بر اخلاق؛ یعنی قانون می‌تواند جامعه را کنترل کند اما آیا می‌توان برای همه پلیس گذاشت؟ عیبی ندارد پلیس بگذارید، اما قرار است فقط پلیس ناظر باشد تا به قانون عمل ‌شود؟ ولی اگر اخلاق محور قرار داده شود ـ که البته قانون هم می‌تواند مبتنی بر اخلاق باشد ـ و فرد در خلوت و جلوت خودش را مقید دانست به اینکه خلاف نکند، عدالت هم محقق می‌شود.
می‌دانید امروز در نظام مدیریتی کارآمدترین نظام کنترلی چیست؟ خودکنترلی. وجود بازرسان، مدیران و حساب‌رسان خوب است، ولی اگر کسی خودش در خلوت هم معصیت نکرد، در خلوت هم قانونمدار بود، اگر بازرس و مدیر بیاید یا نیاید خودش را مکلف دانسته و از چارچوب بیرون نمی‌رود. این مهم است و این نیازمند اخلاق است.
حرفی نو برای جهان
ما برای امروز عالم و مدنیّت امروز عالم یک حرف نویی داریم. آن حرف نو این است که تأکید امروز برای تولید الگوی اسلامی پیشرفت به دلیل مفاهیم عالی است که در اسلام وجود دارد. برای نمونه انتخابات موجود در کشور ما به حسب ظاهر با کشورهای دیگر تفاوتی ندارد؛ تازه آنها مجموعه‌ای برای تعیین صلاحیت نیز دارند. حرف متفاوت ما چیست؟ مضمون جواب همان الگوی اسلامی پیشرفت است. جواب این است که ما وقتی می‌گوییم انتخابات یک تفاوت اساسی مبنایی دارد و آن عبارت است از «تکلیف‌مداری»؛ یعنی هر کسی که خودش را عرضه می‌کند و هر کسی که رأی می‌دهد، هر دو باید بر اساس تکلیف عمل کنند.
اگر شخص بگوید پدرم رأی می‌دهد من هم رأی می‌دهم؛ تکلیف می‌گوید حق نداری. چون فرمود الناس ثلاثه؛ فرمود آن کسی که خیلی ناپسند است عبارت است از «همج الرعا»؛ یعنی اصلاً در جامعه دینی و اسلامی نداریم که فرد بگوید چون جامعه فلان کار را کرد من هم بکنم؛ چه عالم باشد، چه ربانی و... این کار در جامعه مذموم و قبیح است. حالا برای این تکلیف‌مداری در انتخابات و جاهای دیگر باید الگو بسازیم؛ زیرا این الگوهایی که بعضاً در قوانین ما هست، این طور تبلیغات، این طور پول خرج کردن درست نیست.
در هر جای کشور که بعد از ۳۵ سال توفیقی داشتیم، آنجایی است که نظریات مبتنی بر دین ارائه شده است و هر جایی که ناموفق بودیم، جاهایی است که نگاهی به شرق و غرب و آن الگوی غربی که اصلاً به یک مجموعه‌ای دارای یک هویتی دینی نمی‌خورد، داشته‌ایم. ما می‌خواهیم نظامی مبتنی بر دین بنا کنیم؛ بنابراین باید با این اهداف شریعت و با مقاصد شریعت کاملاً سازگاری داشته باشد.
هماهنگی توحیدی
اگر حکومت هدایتگر شد، نه اینکه تنها هدایت کند به سمت نماز، بلکه هدایت می‌کند به تمام سطوح زندگی تا انسان را متعالی بسازد؛ چراکه «و الی الله مصیر»؛ یعنی این صیرورت به حق اقتصادش چگونه باشد؟ سیاست و روابط اجتماعی چگونه باشد؟ قانون در مجلسش چطور باشد؟ سیاست بین‌الملل چطور باشد؟ خانواده به منزله اساس چگونه باشد؟ مگر خانواده از جامعه و سیاست از اقتصاد جداست؟ باید یک آهنگی داشته باشد آن هماهنگ توحیدی است. الآن آن آهنگی که به علت رابطه ارگانیک باید به کل قضیه بخورد، نمی‌خورد؛ یک جایی یک آهنگی دارد، جای دیگر یک آهنگ ناموزون دیگری دارد. آن آهنگ موزون این است که در همه بخش‌ها آن هدایت و تربیت دینی جریان داشته باشد.
نمی‌توان گفت مخلص دین هستیم، ولی در مذاکرات، در اقتصاد و جاهای دیگر دین باید غایب باشد. در زندگی امیرالمؤمنین(ع) داریم که آمدند در بازار و گفتند: «الفقه ثم المتجر». اما به مبانی تربیتی ایشان در مکتب و در نهج‌البلاغه نگاه کنید؛ انسان تکامل‌یافته متجر و بازار و قضا و وزارت خارجه و داخله‌اش نمی‌تواند غیردینی باشد. این ایجاب می‌کند که ما متناسب با این اهداف و مقصد برنامه‌ریزی کنیم.


آیینه خواص

رسول رضاپور
 
مدافع حریم ولایت

جنگ جمل یکی از وقایع پر عبرت تاریخ اسلام است که در آن خواص نزدیک به حضرت رسول(ص) رو در روی یکدیگر قرار گرفتند، همین امر سبب شده بود تشخیص حق برای مردم دشوار شود. در این وضعیت پیچیده نقش برخی از افراد در تبیین جریان حق و افشای باطل بسیار اساسی بود و زید یکی از افرادی بود که با سینه ستبر از حقیقت ولایت دفاع می‌کرد و پس از کارشکنی‌های برخی از اعضای بیت رسول خدا و صحابه، امام علي(ع) در نامه‌اي به مردم کوفه، از آنان براي شرکت در جنگ جمل، دعوت کرد.زيد مردم کوفه را به ياري علي(ع) فراخواند. او در اين باره از شیوه‌های گوناگوني بهره برد که يکي از آنها نقل حديث بود. او مردم را گرد خود جمع می‌کرد و رواياتي درباره عظمت شأن علي(ع) نقل می‌کرد. طبق يکي از اين روایت‌ها، پيامبر(ص) فرمود: «عليٌّ أَمِيرُ الْبَرَرَة وَ قاتِل الْفَجَرَة مَنْصُورُ مَنْ نَصَرَهُ مَخْذُولُ مَنْ خَذَلَهُ إِلي يَوْمِ الْقِيامَةِ؛ علي(ع) امير نيکان و کشنده ستمکاران است. هر کس او را ياري کند، خدا او را ياري می‌کند و هر کس از وي روي گرداند، خداوند روز رستاخيز از او روي می‌گرداند.»او همچنين می‌گفت: در ميان امت محمد(ص)، علي(ع) نخستين کسي است که اسلام آورد. زيد در تشويق مردم براي دفاع از حريم ولايت، مجالسي ترتیب داد و شخصيت علي(ع) را معرفی کرد. او می‌گفت: «اي مردم! به سوي علي(ع) حرکت کنيد تا به حق دست يابيد.»او همچنين می‌گفت: حذيفه‌بن‌يمان، صحابي گرانقدر پيامبر گرامي اسلام(ص) به من چنين خبر داد که به زودي فتنه و آشوب‌هایی رخ خواهد داد که تشخيص حق از باطل دشوار خواهد بود و مردم تغییر می‌کنند؛ مراقب باشيد. از حذيفه پرسيدم: راه نجات چيست؟ گفت: به گروهي که علي(ع) در آن است، بنگريد و به آنها بپيونديد. علي(ع) اندکي پيش از جنگ جمل، امام حسن(ع) و عمار را به کوفه فرستاد تا مردم را به شرکت در جنگ فرا‌خوانند. هنگامي که آنان مردم را در مسجد کوفه گرد آوردند، ابوموسي اشعري بر فراز منبر جاي گرفت؛ مردم را از دخالت در جنگ برحذر داشت و گفت: اي مردم! تقوا پيشه کنيد، خودتان را نکشيد، خداوند برشما رحيم است.سپس گفت: اين نامه عايشه است. او به من فرمان داده تا مردم کوفه را از شرکت در جنگ بازدارم. پس اي مردم، در جنگ دخالت نکنيد؛ نه دوست باشيد و نه دشمن. زيد، که در مسجد حضور داشت، از این سخنان خشمگين شد و بر در مسجد ايستاد؛ نامه عايشه خطاب به خود و مردم کوفه را خواند و گفت: ما تا وقتي فتنه و آشوب در جامعه وجود دارد، می‌جنگیم. سپس به اشعري گفت: اگر بتواني مسير رود فرات را عوض کني و آن را به عقب برگرداني، می‌توانی مردم را از علي(ع) دور کني. سپس اين آيه را قرائت کرد: «أَحَسِبَ النّاسُ أَنْ يُتْرَکُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنّا وَ هُمْ لايُفْتَنُونَ؛ آيا مردم پنداشتند وقتي گفتند ايمان آورديم، رها می‌شوند و مورد آزمايش قرار نمی‌گیرند؟»آن‌گاه خطاب به مردم کوفه گفت: «اي مردم! همگي به سوي اميرمؤمنان و سرور مسلمانان حرکت کنيد تا به حق دست يافته، هدايت شويد.»


 


گزارش
حسن ابراهیمی
   در دیدار نوروزی فرمانده کل سپاه و نماینده ولی فقیه درسپاه مطرح شد
مقابله با تفکرِ دوراهی، وظیفه پاسداران انقلاب است
 

فرمانده کل سپاه گفت: رهبر معظم انقلاب در سخنرانی‌های اخیر خود خطر تزریق افکار خاصی مبنی‌بر وجود دوراهی باطل پذیرش تحریم‌های سخت و شرایط سخت اقتصادی یا کنار آمدن با استکبار را بارها یادآور شده‌اند.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، فرمانده کل سپاه که در جمع فرماندهان و جمعی از کارکنان سپاه مستقر در تهران در اولین روز پس از تعطیلات نوروز سال 95 سخن می‌گفت با اشاره به اولویت‌ها در راستای تداوم طرح تحول و تعالی در سپاه، اظهار داشت: امسال موضوع امر به معروف و نهی از منکر محوریت کار قرار گرفته و در واقع این موضوع را می‌توان شاه‌کلید دست یافتن به تحول و تعالی در سپاه دانست.
وی با اشاره به دو مسئله مهم سال گذشته گفت: توافق ضعیف برجام و عواقب ناشی از آن در سال گذشته مشاهده شد، از سویی دو انتخابات مهم مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری نیز انجام شد.
سرلشکر جعفری ضمن ابراز خرسندی از نتیجه انتخابات مجلس خبرگان رهبری گفت: هرچند دو عالم عزیز نتوانستند به این مجلس راه پیدا کنند، اما این مجلس، هم به لحاظ وزن و هم به لحاظ افرادی که به آن راه یافته‌اند حتی از مجلس گذشته نیز بهتر است.
وی با اشاره به انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز گفت: دغدغه ما همواره روی کار آمدن نمایندگان انقلابی بود، این امر تا حدودی در این مجلس محقق شد، البته بخشی از نمایندگان هم در این مجلس هستند که هنوز شناختی روی آنها نداریم، اما با وجود همین افراد هم مجلس توانسته وزن خوبی در انقلابی بودن داشته باشد، هرچند که باز ما خطر وجود برخی عناصر نامطلوب را هم در مجلس حس می‌کنیم.
وی در ادامه سخنان خود به سخنرانی رهبر معظم انقلاب در حرم رضوی و بحث ایشان در زمینه تزریق افکار خاص به مردم و ایجاد یک ذهنیت در رابطه با مقابله با استکبار اشاره کرد و گفت: رهبر انقلاب راهبرد دشمنان را این می‌دانند که آنها القا می‌کنند که یا باید در مقابل آمریکا بایستیم و تحت شدیدترین تحریم‌ها و فشارهای زیاد بوده و فقر و تنگدستی را تحمل کنیم، یا اینکه برویم با آمریکا کنار بیاییم.
فرمانده کل سپاه در ادامه توضیح داد: این درحالی است که راه مقابله با آمریکا در بیان رهبری در حوزه سیاسی انقلابی عمل کردن و تفکر انقلابی است و در بعد اقتصادی عمل به اقتصاد مقاومتی، یعنی هم می‌توان مقابل آمریکا ایستاد و هم می‌توان یک قدرت اقتصادی، سیاسی و تأثیرگذار بود.
سردار جعفری افزود: این خطری که رهبری گوشزد می‌کنند باید مورد توجه قرارگیرد و نباید گذاشت نگاه و دیدگاه مردم کشور به سمتی که دشمن می‌خواهد سوق پیدا کند و تمامی دستاوردهای انقلاب در اثر همین امر از بین برود.
فرمانده کل سپاه همچنین در پایان سخنان خود گفت: بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده دوره‌های آموزش عقیدتی در رابطه با امر به معروف و نهی از منکر با تلاش همه همکاران از بعد ماه مبارک رمضان در سطح سپاه اجرا خواهد شد.

سپاه در امر به معروف و نهی از منکر
پیشرونده و پیشبرنده باشد
حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه دیگر سخنران این مراسم بود. وی با اشاره به متبرک بودن آغاز و پایان امسال به قدوم مبارک حضرت زهرا(س) گفت: یکی از شاخص‌ترین مسائلی که می‌توان در رابطه با آن بانوی بزرگوار گفت این است که او یک شیعه واقعی بود و معیارهای شیعه بودن را به ما معرفی کرد.
وی با اشاره به چهار فراز زندگی حضرت فاطمه(س) افزود: ایشان هم در دوران تولد تا هجرت، هم در دوران هجرت تا فتح مکه و هم در دوران فتح مکه تا رحلت پیامبر(ص) و نیز در دوران پس از پیامبر نمونه عینی فردی بود که می‌توان او را شیعه واقعی و پیرو راستین پیامبر اسلام و امیرالمؤمنین(ع) دانست.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه در ادامه با اشاره به اولویت امسال سپاه در رابطه با تحول و تعالی افزود: موضوع امر به معروف و نهی از منکر و نیز ایجاد بستر‌های لازم برای تحقق این فریضه در سپاه در سه بخش شناختن معروف و منکر، شناساندن معروف و منکر و اجرای آن باید به عنوان اولویت کاری در سپاه پیگیری شود. در این راستا سپاه باید پیشرونده و پیشبرنده کشور باشد.
وی به مسائل سیاسی سال جاری نیز اشاره‌ای داشت و افزود: ابتدای سال آینده و امسال کشور درگیر فضای سیاسی انتخابات ریاست جمهوری خواهد بود و متأسفانه می‌بینیم که هنوز مهر تأیید انتخابات مجلس خشک نشده یک عده سخن از انتخابات بعدی می‌زنند که این اقدامات زودتر از موعد نیز ناخوشایند است، اما در این مسئله سپاه همچنان موضوع روشنگری و بصیرت را ادامه خواهد داد.


یادداشت
علیرضا جلالیان

نقش دفاع مقدس در پیشرفت بهداشت و درمان

مسئله علوم پزشکی و بهداشت و درمان در جمهوری اسلامی از مسائلی است که در اثر مدیریت جهادگونه جامعه پزشکی به سرعت رشد کرده و ایران را از یک واردکننده مواد بهداشتی و پزشکی به یکی از قطب‌های پزشکی و درمانی در سطح منطقه تبدیل کرده است. بهداری نیروهای مسلح نیز از این امر مستثنی نبوده و طی این سال‌ها توانسته در رأس پیشرفت‌های علمی و درمانی کشور قرار گیرد. امروز بهداشت و درمان در نیروهای مسلح به واسطه تجربه سخت و سنگین دفاع مقدس توانسته به چنین جایگاهی دست پیدا کند. می‌توان اذعان داشت که ایران جزو پیشقراولان عرصه بهداری جنگ است. طراحی ساختارهای درمانی در عملیات‌ها مبتنی بر اصل مطالعه و تجربه میدانی سبب شد تا مدیران جهادی بهداری در جنگ بتوانند با وجود توان نظامی پایین کشور از تلفات انسانی بکاهند، حتی در قبال مقابله و درمان با عوامل کشتار جمعی هم این عملکرد قابل توجه است. برپایی بیمارستان‌های صحرایی دیگر تجربه موفق دفاع مقدس بود. بی‌سابقه بودن استقرار چنین امکاناتی در نزدیکی منطقه عملیاتی و مهندسی مستحکم آن هم قابل توجه بود. این تجربه در تلفیق با علم روز و موضوع محرومیت‌زدایی به مثابه مانور واقعی در صحنه عمل سبب شده تا هر ساله در مناطق محروم بیمارستان‌های صحرایی استقرار یافته و سامانه‌های این بیمارستان‌ها به حدی قابلیت داشته باشد که در آن عمل‌های جراحی پیچیده و تمام خدمات یک بیمارستان انجام می‌شود. طراحی سامانه‌های جدید درمانی نظامی هم بر اساس نیازسنجی و مبتنی بر مطالعه جنگ‌های اخیر و نبردهای ممکن‌الوقوع به خوبی انجام شده و حتی برخی از این سامانه‌ها و تجهیزات در نبردهای جبهه مقاومت آزمایش عملی شده است و کارایی خود را نشان داده است.
سطح بالای علمی ایران در حوزه درمان مصدومان با سلاح‌های نامتعارف در اثر هشت سال درگیری با این سلاح‌ها در جنگ با رژیم بعث عراق، ایران را صاحب کرسی‌های علمی این حوزه، به ویژه سلاح‌های شیمیایی در جهان کرده است.
توجه ویژه به موضوع خودامدادی و دگرامدادی نیز موضوعی بوده که در این سال‌ها انجام شده و نیروی رزمنده در ابتدا برای خود و در مرحله بعد، دیگران می‌تواند اقدامات اولیه درمانی را انجام دهد. امروز یک نیروی رزمنده توانایی‌های لازم برای احیا را دارد و البته در این راستا تجهیزات درمانی قابل حمل و کم حجم نیز جزو تجهیزات همراه یک رزمنده شده است.
طرح امام رضا(ع) با رویکرد توجه جدی به سبک زندگی در فضای خانواده و فضای کار در نیروهای مسلح اجرا شد. طرح‌های دیگری نیز در این راستا به اجرا درآمده است.
هرچند امروز باتوجه به وضعیت بد بودجه کشور، موضوع درمان خانواده‌های نیروهای مسلح و بیمارستان‌های این نیروها وضعیت مطلوبی ندارد، اما باید توجه داشت تمام آنچه دستاورد نیروهای مسلح در حوزه درمان و بهداشت محسوب می‌شود، مدیون تجربه دفاع مقدس و تداوم مدیریت جهادی این دوران در ادامه فعالیت‌ها بوده که توانسته در حوزه بهداشت و درمان نیروهای مسلح را در رتبه‌های برتر جهان، منطقه و کشور قرار دهد.


گلی از باغ

«دخیل عشق» رمان عاشقانه دفاع مقدسی

 

«دخیل عشق» رمانی عاشقانه است، اما از نوع دفاع مقدسی. این کتاب در 276 داستان، دختری چهل‌وچهار ساله به نام «صبوره» را روایت می‌کند که در آغاز جوانی نذر کرده تا با یک جانباز ازدواج کند تا به او خدمت کند، برای همین ازدواج نکرده است. تنها بهانه او برای مجرد بودن، نذر اوست. «صبوره» که دلبسته یکی از همین جانبازان به نام «رضا» بوده، پس از شهادت او تنها می‌ماند و به واسطه خوابی که می‌بیند با یک جانباز اعصاب و روان ازدواج می‌کند.
در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «نفس صبوره بند می‌آید، انگار که قلبش را از جا کنده باشند. ملافه هم ناگهان حرکتش کند و کندتر می‌شود. صبوره، با تمام توانش، نفس عمیقی می‌کشد و از روی صندلی بلند می‌شود. ملافه بی‌حرکت می‌ماند و گل‌هایش پژمرده می‌شود. دختر جا می‌خورد و کمی می‌ترسد. می‌خواهد ملافه را از صورت رضا کنار بکشد، اما بیشتر می‌ترسد. صبوره می‌داند که عمران بعضی وقت‌ها با آن یال و کوپال و موهای سفید و بلندش، فرشته نجات او می‌شود. آخرین لحظه‌ای که کم مانده دست دختر گل‌های صورتی ملافه را پرپر کند، پیرمرد پیدایش می‌شود و از لای در می‌گوید: «چیه خوابیده؟ پاشو پسر تنبل، الآن چه وقت خوابه؟» بعد چرخش را جلو می‌راند. حوله‌اش را روی چوب‌رختی می‌اندازد و گوشه ملافه را می‌گیرد و می‌کشد. سیاهی چشمان دختر با دیدن چشمان اشکبار رضا، رنگ می‌بازد و از اتاق بیرون می‌رود. نسیم خنکی دل رضا را به بازی می‌گیرد و موهایش را روی پیشانی‌اش می‌ریزد. پیرمرد به صورت رضا می‌نگرد که همچون کودکی معصوم است. رضا سبک شده است. انگار که خودش پس از چند ماه حرفش را گفته باشد.»
در این کتاب با گروهی از زنان روبه‌رو می‌شویم که در طول دوران دفاع مقدس در پشت جبهه‌ها و گاهی در میانه آتش و خمپاره و بمباران وظیفه امدادرسانی را برعهده داشتند و «صبوره» نمادی از آنان است؛ زنانی که از نزدیک با روحیات جانبازان آشنا می‌شدند که بعضی از این آشنایی‌ها به ازدواج می‌انجامید.
«دخیل عشق» نوشته «مریم بصیری» در 240 صفحه و 2000 نسخه به کوشش انتشارات «عصر داستان» منتشر شده است.


قبیله آفتاب

دعا کن شهید شوم


 

بعد از قضیه سوریه و عراق خیلی ابراز ناراحتی می‌کرد و می‌گفت: «نمی‌توانم باور کنم یک انسان سر یک انسان دیگر را ببرد. اینها از مرتبه انسانیت به حیوانیت سقوط کرده‌اند.» تا اینکه با آموزشگاه سپاه آشنا شد. یک سال و سه ماه آموزش دید و از فروردین 94 خودش را برای مبارزه آماده کرده بود و می‌گفت که باید برای دفاع از شیعیان و حرم ائمه(ع) بروم. تقریباً دو سالی بود که این موضوع را با خواهر و برادرش مطرح کرده بود و می‌گفت که باید به میدان بروم و شهید شوم. اما از فروردین امسال زمزمه‌های رفتنش را پیش من هم مطرح کرد و می‌گفت: «حلالم کن و بگذار بروم.» از دانشگاه برایم پیامک می‌فرستاد که «حلالم کن و دعا کن که شهید شوم.» من هم جوابی برایش ارسال نمی‌کردم. شب می‌پرسید پیامکی برایت نرسید؟ می‌گفتم: «این چه حرف‌هایی است که می‌زنی؟» می‌گفت می‌خواهم موقع نماز ظهر و عصر یادآوری کنم که دعایم کنی و من هم در جواب می‌گفتم اصلاً دعا نمی‌کنم که بروی و شهید شوی.
به نقل از مادر شهید محمدرضا دهقان امیری
شهید محمدرضا دهقان‌امیری متولد 21 آبان ماه سال 1374 در تهران بود. تحصیلات خود را تا دوره دیپلم در دبیرستان علوم و معارف اسلامی امام صادق(ع) ادامه داد، سپس موفق شد به مدرسه عالی شهید مطهری راه یابد و در آنجا در رشته فقه و حقوق اسلامی تحصیل کند. او در زمان شهادت دانشجوی سال سوم رشته فقه و حقوق این دانشگاه بود. از دوران نوجوانی در بسیج فعالیت داشت. او در این سال‌ها در یادمان‌های راهیان نور کسوت خادم‌الشهداء داشت. علاقه زیاد او به دفاع از حرم ائمه(ع) به ویژه حرم حضرت زینب(س) موجب شد تا او در این مسیر قدم بردارد و سال 93 وارد گردان‌های بسیج که برای این منظور آموزش می‌دیدند، شود. در نهایت در تاریخ 15 مهر ماه سال 1394 با عنوان بسیجی تکاور راهی سوریه شد و همزمان با آخرین روزهای ماه محرم‌الحرام در نبرد با تروریست‌های تکفیری در حومه حلب طی عملیات محرم خلعت شهادت پوشید و در تاریخ 25 آبان در امامزاده علی‌اکبر چیذر به خاک سپرده شد.

 
 

صفحه دوازدهم

 
 

 مهدی امیدی

 نگاهی به مجموعه‌های تلویزیونی رسانه ملی در نوروز ۱۳۹۵
عیدی تلویزیون با دستان خالی
 

امسال رسانه ملی در حالی به استقبال سال جدید رفت که درگیر مشکلات اقتصادی تحمیل شده از سوی دولت بود. تأثیر این وضعیت را به روشنی می‌شد در وضعیت برنامه‌ها مشاهده کرد، به طوری که حتی تا چند روز مانده به عید، تکلیف برنامه‌ها مشخص نبود. همین وضع نیز سبب جابه‌جا شدن دو سریال با هم شد؛ یعنی ابتدا قرار بود سریال «پادری» در نوروز از شبکه سه سیما پخش شود، اما در آخرین لحظات سریال «قرعه» به دلیل داشتن حامی مالی جایگزین شد. شاید این اولین بار طی سال‌های اخیر بود که سریال‌ها نسبت به برخی از برنامه‌ها با استقبال کمتری مواجه شدند. آنچنان که شواهد نشان می‌دهد برخی از برنامه‌ها مثل «خندوانه» و «دور همی» نسبت به مجموعه‌های نمایشی، بینندگان بیشتری داشته‌اند. هرچند که «خندوانه» نوروزی نسبت به سری قبلی این برنامه، پسرفت داشت و بیشتر موسیقی‌محور بود. «دور همی» مهران مدیری هم علاوه بر اینکه به تقلید از یک برنامه مشابه خارجی ساخته شد، نتوانست موفقیت چندانی حاصل کند و از یک طنز باطراوت دور بود. در این میان باید از توجه بیشتر سیما به برنامه‌های «راهیان نور» و بازتاب این سفر معنوی تقدیر کرد.

بیمار استاندارد
شبکه اول سیما برای عید نوروز امسال، یکی از متفاوت‌ترین سریال‌های سال‌های اخیر را پخش کرد. با دیدن نام سعید آقاخانی در مقام کارگردان سریال «بیمار استاندارد» می‌شد حدس زد که با یک برنامه طنزآمیز مواجه هستیم. البته این سریال، شباهتی به کمدی‌هایی که اغلب در تلویزیون می‌بینیم و از جمله سریال‌های قبلی خود سعید آقاخانی نداشت. این نوع آثار که به کمدی سیاه مشهور هستند، بیش از خنده و شیرین‌کاری، دغدغه طرح مسائل اجتماعی، فلسفی و روان‌شناختی را دارند. همچنان که در سریال «بیمار استاندارد» نیز چنین موضوعاتی مطرح می‌شد. مضمون این سریال استحاله و ازخودبیگانگی انسان‌ها در فرایند پذیرفتن نقش‌های مختلف است؛ آدم‌‌هایی که هر یک براساس منافع یا تحت فشارهای مختلف و ناخواسته، از خویشتن واقعی خویش جدا می‌شوند و به موجود دیگری بدل می‌گردند. آدم‌هایی که برخی، بسیار شیک و مرتب و دارای شأن اجتماعی و به قول این سریال، استاندارد به نظر می‌آیند، اما درواقع بیمار هستند. موضوع «بیمار استاندارد» بسیار مهم و قابل تأمل است. اما دو مشکل اساسی به این کار لطمه زده است؛ اول، پیچیده‌نمایی داستان است. اینکه سعی شده تا همه چیز در داستان به عجیب‌ترین شکل ممکن برگزار شود و ماجراها سیر طبیعی خود را پشت سر نگذارند. عامه مردم داستان‌های عجیب و روشنفکرانه را دوست ندارند. مشکل دوم هم این است که خود سریال «بیمار استاندارد» هم به درد آدم‌هایش مبتلاست. این سریال هم از نوعی بی‌هویتی و نداشتن جهان‌بینی مشخص و نامتعین رنج می‌برد.

زعفرانی
«زعفرانی»، سریال نوروزی شبکه دو نیز تلاش کرد تا داستانی خانوادگی و با محوریت فرزند را نمایش دهد. داستان این سریال درباره خانواده‌ای است که با دو چالش عمده مواجه می‌شوند؛ اول اینکه مادر خانواده در شرایطی که در آستانه نوه‌دار شدن است، خودش هم باردار می‌شود. او برای این مسئله احساس شرمساری دارد. دوم هم اینکه مشخص می‌شود فرزندان این خانواده، بچه‌های واقعی آنها نیستند؛ بلکه وقتی نوزاد بوده‌اند، پدر و مادر خود را در زلزله از دست داده‌اند و زن و مردی که بچه‌دار نمی‌شده‌اند، سرپرستی آنها را برعهده می‌گیرند. حالا موسم فاش کردن واقعیت آنها رسیده است.
سریال «زعفرانی» تلاش کرده تا در خلال طرح این روایت عاطفی، به ترسیم سبک زندگی سنتی و پاک و زیبا هم بپردازد. تمرکز اصلی این سریال در حوزه سبک زندگی و بر روی روابط انسانی است. نقطه عطف اصلی سریال «زعفرانی» این است که بدون افتادن به دام ابتذال توانسته مضمون عشق را در بین انسان‌ها و حتی بین دو جنس مخالف به خوبی نمایش دهد. این موضوع را می‌توان در رابطه زعفرانی (مهدی هاشمی) و همسرش دید.
با توجه به نمایش این جلوه‌های دیدنی در سبک زندگی و همچنین روابط خوب انسانی، اما کندی داستان کشش لازم را برای ارتباط قوی مخاطب فراهم نمی‌کند. در طول سریال و در هر قسمت، نقاط عطف دراماتیک بسیار ناچیز هستند و موقعیت‌ها و لحظات طنزآمیز سریال هم فاقد جذابیت و گرما هستند.

قرعه
سریال «قرعه» محصول شبکه سه سیما در ایام نوروز امسال بود که به مسائلی چون خانواده، سبک زندگی و اقتصاد، توجه کرده بود. این سریال با الگو قرار دادن کمدی موقعیت، سعی داشت لحظات طنزآمیزی را ایجاد کند. دستمایه قرار دادن وام‌های قرض‌الحسنه رایج در محلات و در بین اقوام و آشنایان و همکاران، برای بسیاری از مردم طبقات متوسط به پایین جامعه ما ملموس است. با این حال، اغراق در نمایش منفعت‌طلبی مردم در این سریال کمی غیرمنطقی به نظر می‌رسد. اینکه مردم یک محله پس از آگاهی از برنده شدن همسایه خوش‌نام خود به خانه او قشون‌کشی کنند تا بگویند «سهم ما چی شد» تاحدودی توهین‌آمیز به نظر می‌رسد. همچنین طرح ماجرای علاقه و ازدواج زنان و مردان کهنسال در این سریال بسیار کهنه و تکراری به نظر می‌رسد. این سریال در ارائه نگاهی تازه به این موضوع، نقص داشت. غلبه اسپانسر و تبلیغ بانک نیز هر چند از سر اجبار و به دلیل تنگنای مالی صداوسیما اتفاق افتاده، اما به هر حال، جنبه اقتصادی این سریال را تضعیف کرده است. فضای بسیار شلوغ و همچنین برخی از شوخی‌های ناهنجار نیز سبب مغشوش شدن محتوای این سریال شده است.


حسین کارگر
 
به مناسبت سالگرد شهادت سیدمرتضی آوینی
 راه‌هایی برای نجات سینما



مناسبت 20 فروردین، سالروز شهادت سیدشهیدان اهل قلم فرصتی است برای بازاندیشی و مرور نظرات این هنرمند شهید. چه، شهید سیدمرتضی آوینی مهم‌ترین نظریه‌پرداز سینما در ایران بوده است.
از اصلی‌ترين دغدغه‌هاي شهيد آويني، دستيابي سينماي كشورمان به هويت‌ خويش بود. همچنان كه نوشته بود: «سينماي ايران گرفتار بحران هويت است و اين بحران به اين دليل ايجاد شده كه سينما از مردم و غايات فرهنگي آنان دور است.»
سخن شهید آويني درباره «هويت» کاملاً صريح و روشن است: «سينمايي كه مي‌خواهد در خدمت اسلام باشد، بايد روي خطاب خويش را به فطرت الهي بازگرداند.» در حالي كه هم در گذشته و هم در زمان حال، منبع و الگوي سينماي ما، غرب بود و است، آويني گفت: «بر ما تقليد از غربي‌ها روا نيست؛ چرا كه تاريخ ما در امتداد تاريخ غرب نيست. ما عصر تازه‌اي را در جهان آغاز كرده‌ايم و در اين باب، اگر چه سينما يكي از مواليد تمدن غربي است، لكن در نزد ما و در اين سير تاريخي كه با انقلاب اسلامي آغاز شده، صورت ديگري متناسب با اعتقادات ما خواهد پذيرفت. سينما در غرب چيزي است و در اين مرز و بوم چيزي ديگر ... و سينماي ما نمي‌تواند كه در امتداد تاريخي سينماي غرب باشد، اگر چه زبان سينما يا بيان مفاهيم به زبان سينما قواعد ثابتي دارد، فراتر از شرق و غرب.»
و اینکه: «ما چاره‌اي نداريم جز آنكه سينما را يك بار ديگر در ادب و فرهنگ اسلام معنا كنيم. ما بايد قابليت‌هاي كشف ناشده سينما را در جواب به فرهنگ و تاريخ خويش پيدا كنيم ... و چه كسي مي‌تواند ادعا كند كه سينما ديگر قابليت‌هايي ناشناخته ندارد؟»
از جمله مسائلي كه سينماي ايران از گذشته و به ویژه در زمان حال با آن مواجه بوده، جشنواره‌هاي غربي است. شهيد آويني در اين باره نيز به صراحت گفته است: «حقيقت اين است كه كسب توفيق در جشنواره‌هاي خارج از كشور، ارزشي را اثبات نمي‌كند. آنها به تكنيك محض جايزه نمي‌دهند و راه‌شان نيز با ما متفاوت است. تكنيك و محتوا را نيز نمي‌توان از يكديگر تفكيك كرد و چون اين چنين است، پر روشن است كه آنها كدامين فيلم‌ها را مي‌خواهند.» و در جاي ديگر نوشته بود: «بنده مخالف شركت در جشنواره‌هاي جهاني و دعوت از منتقدان بين‌المللي نيستم، اما مخالف آن هستم كه به ارزيابي جشنواره‌ها و داوري منتقدان بين‌المللي ايمان بياوريم. سينماي ايران بايد در جهت دستيابي به يك هويت مستقل حركت كند و خود را در آينه صيقلي وجود مردم ببيند، نه در سراب روشنفكري و روشنفكرنمايي.»
و در مقابل، پرورش هنرمندان متعهد را يك موضوع مهم و الزامي مي‌دانست: «اگر يك برنامه بلندمدت براي پرورش هنرمندان برنامه‌ساز نداشته باشيم، همين عامل مذكور مي‌تواند ما را تدريجاًً به سمت يك خضوع ناخواسته در برابر هنرمندان و متخصصان غيرمتعهد به اسلام براند.»


اخبار

 پویانمایی جدید گروه سازنده «شاهزاده روم»
همزمان با انتشار پویانمایی «شاهزاده روم» در فروشگاه‌ها، گروه سازنده این اثر، پروژه جدید خود را کلید زدند. پویانمایی جدید گروه هنر پویا، «فیل شاه» نام دارد و داستان آن در دنیای حیوانات می‌گذرد. این مجموعه نیز همچون «شاهزاده روم» یک تولید مشترک محسوب می‌شود و این بار نیز یک گروه هنری لبنانی بخشی از پروژه را برعهده دارد. کارگردانی این پروژه را نیز همچون «شاهزاده روم» هادی محمدیان متقبل شده است. موضوع این اثر نیز دینی است.به گفته حامد جعفری، تهیه‌کننده و مدیر مؤسسه هنر پویا، کار تولید پویانمایی «فیل شاه» از اوایل سال آینده آغاز خواهد شد. این اثر پویانمایی برای نخستین بار در سی‌وپنجمین دوره جشنواره فیلم فجر رونمایی خواهد شد.

دومین جشنواره شعر و موسیقی ضد استکباری طبس کلید خورد
دومین دوره جشنواره شعر و موسیقی ضداستکباری طبس همزمان با سالگرد شکست حمله نظامی آمریکا به طبس در اردیبهشت ماه برگزار می‌شود.دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی، دومین جشنواره شعر و موسیقی ضداستکباری طبس را با هدف همراهی هنرمندان با مردم در اعتراض به ظلم و استکبار آمریکا در همه نقاط جهان به ویژه ایران و نیز معرفی و حمایت از هنرمندان مردمی و انقلابی برگزار می‌کند.شاعران، اهالی موسیقی و سازندگان نماهنگ و کلیپ می‌توانند پس از نام‌نویسی در پایگاه اینترنتی www.rahnava.ir آثار خود را تا تاریخ ۳۰/۱/۹۵ به نشانی دبیرخانه جشنواره ارسال کنند.

مسعود ده‌نمکی: شاید فیلم «هاشمی‌ها» را بسازم!
مسعود ده‌نمکی از احتمال ساخت فیلمی با عنوان «هاشمی‌ها» و با موضوع تاریخ معاصر ایران خبر داد. ده‌نمکی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشت: «هاشمی‌ها، عنوان فیلمی می‌تواند باشد که نسل امروز و فردا را با تاریخ معاصر ایران، به ویژه نیم قرن اخیر بیشتر آشنا کند، بازیگری توانمند که هم می‌تواند نقش اپوزیسیون را بازی کند و هم پوزسیون، هم رئیسی باشد که بادیگاردهای سیاسی‌اش دنبال مادام‌العمر کردن حکومتش باشند و هم خودش معلم دموکراسی. هم می‌تواند زیر میز بازی باخته بزند و هم می‌تواند خود را استاد رعایت اخلاق و قواعد بازی سیاسی جا بزند؛ هم می‌تواند چپ‌ها و ملی مذهبی‌ها را در دوران قدرتش آب خنک بخوراند، هم می‌تواند پدرخواندگی آنها را در دوران فترتش بکند و هم قصه شاه و شاه‌بازی را از افکار عمومی پاک کند.» وی در بخش دیگری از این نوشته آورده است: «اگر فیلم «هاشمی‌ها» را بسازم شاید دیگر نیازی به ساخت فیلمی تاریخی برای ترسیم انحراف خواص و شکل‌گیری عاشورای سال 61 هجری نخواهیم داشت، چون دوران ما پر شده از کسانی که نقش آقاها و آقازاده‌های صدر اسلام را بازی می‌کنند.»


تریبون

پیشنهاد شما برای بهتر شدن صبح‌ صادق




جمع‌بندی تریبون نوروزی

از نظر کمّی و کیفی چیست؟
هر سال تریبون نوروزی موضوعات خاصرا بررسی می‌کند و به جمع‌بندی می‌پردازد. امسال نیز تریبون نوروزی فرصت هم‌اندیشی را فراهک آورد تا به بررسی راهکارها و نظرهای شما همراهان گرامی برای به منظور بهتر شدن هفته‌نامه صبح صادق بپردازیم.
به روزنامه تبدیل شود
«رضا يوسفي» معتقد است صبح صادق باید از هفته‌نامه به روزنامه تبديل شود و از نظر کيفي مسائل روز کشور و جهان اسلام را بررسی کند.
«مجيد فياضي‌پور» از دهدشت هم بر تبدیل دوره انتشار از هفته‌نامه به روزنامه تأکید دارد.
الگوگیری از نشریات جذاب دیگر، عدم جذابیت برخی صفحات، تلاش برای تأخیر نداشتن در توزیع نشریه بخشی از موضوعاتی بوده که «محمد زارع‌تيموري» از تهران به آن اشاره کرده است.
گنجاندن صفحه‌اي با عنوان «از دوربين شما» که شامل عکس‌هاي مناسبتي و موضوعي از سوي خوانندگان است، پیشنهاد «حسين افضلي» از دامغان بوده و «طاهره شريفي» از کاشان هم معتقد است، صبح صادق از معدود رسانه‌هايی است که واقعيات را بيان مي‌کند. باید تدبيري انديشيد که تحليل و نقد و برداشت‌ها کمي روان‌تر بيان شود و همين‌طور شمارگان آن بالا برود؛ به گونه‌اي که تمام اعضاي خانواده پاسداران آن را مطالعه کنند.
مجله‌ای شود
«مصطفي اکبري» از داران هم پیشنهاد می‌دهد براي بهتر شدن صبح صادق، شکل هفته‌نامه را به مجله تبديل کنید و هر دو هفته يک‌بار چاپ شود تا هم پر محتوا بوده و هم نگهداري آن راحت‌تر باشد.
«انجم شعاع» از کرمان هم معتقد است صبح صادق صرفاً سياسي است و بهتر است به مسائل فرهنگی، خانوادگي و علمي هم بپردازيد.
مطالب و داستان‌های اخلاقی گنجانده شود
«علي محرمي» از چالدران معتقد است، که قسمت آفاق را حذف و داستان‌هايي از ائمه (ع) و علما و عرفا به جای آن چاپ کنید. مطالبي از ريشه صهيونيسم و ارتباط آن با شيطان‌پرستي و علائم آن هم چاپ شود، خوب است.
«بهروز مسيب‌پور» از خلخال هم از درخواستش مبنی بر افزايش تعداد سهم نواحي در سال جديد سخن گفته است.
پرداختن به مشکلات نیروها
«بهرام عباسي» از مهاباد پيشنهاد مي‌کند، بيشتر به مشکلات نيروهاي سپاه پرداخته شود و تا حصول نتيجه این موضوعات پیگیری شود.
«مرتضي افرنگ» از اهر هم می‌گوید: از شهداي مدافع حرم بيشتر بنويسيد. در ضمن وصيت‌نامه آنها را هم قيد کنيد.
«محمد زارعي‌برآبادي» از خواف هم با ارائه برخی پیشنهادها گفته است که افزايش سهميه، درج جدول با مسابقه، انعکاس عملکرد رده‌ها، مصاحبه با فرماندهان و مديران رده‌ها و افزايش تعداد برندگان و جوايز می‌تواند برای نشریه مفید باشد.
جای خالی سرگرمی
افزايش شمارگان و گنجاندن سرگرمي هم موضوعاتی بوده است که «شهناز بيرانوند» از بروجرد بیان کرده است.
«علي شعبان» از بروجرد معتقد است انعکاس دستاوردها و اخبار و اطلاعات رده‌هاي سپاه، پرداختن بيشتر به مسائل فرهنگي، اجتماعي، مذهبي و معضلات روز جامعه و همچنین افزايش سهميه يگان‌هاي شهرستاني برای صبح صادق لازم است.
«سوسن صحراييان» از جهرم هم اختصاص ستوني تحت عنوان پزشکي و داشتن ويژه‌نامه نوروزی را پیشنهاد کرده است.
«سيده‌زهرا دلبازيان» از ياسوج با بیان اینکه صبح صادق در حدّ اعلا و زيبا منتشر مي‌شود، گفته است: در عين حال مي‌شود بهتر از اين هم باشد. با چاپ مطالب گسترده‌تر در زمينه‌هاي مختلف و با بار محتوايي عالي‌تر و داشتن صفحات رنگي و زيباتر، این هم محقق می‌شود.
«شيرزاد صحرايي» از صحنه هم پیشنهادهایی از جمله استفاده بيشتر از رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب، معرفی کامل یک شهید در هر شماره، معرفی و درج خدمات و افتخارات سپاه و چاپ اخبار سياسي و اقتصادي دست اول را بیان کرده است.
بخش ورزشی و اقتصادی
افزودن بخش ورزشي، معرفي کتاب، پذيرش و درج تحليل خوانندگان در سرمقاله هفته‌نامه، افزايش عکس‌هاي خبري، معرفي فعالان و مراکز شاخص فرهنگي هر استان در هر شماره را «شهبازي» از هرسين پیشنهاد داده است.
«محمدرضا قنبري» از کرمانشاه هم معتقد است اگر صبح صادق به صورت دفترچه تهيه و تنظيم شود، بهتر و وزين‌ترخواهد بود.
حضور پررنگ صبح صادق در شبکه‌های اجتماعی تلفن همراه و عضویت این شبکه‌ها و استفاده از نرم‌افزارهای پیام‌رسان موضوع و پیشنهادی «روح‌اله حسيني‌اصل» بوده است.
«جواد نعمتي» هم گفته است به منظور بهتر شدن صبح صادق از نظر کمّی و کیفی، خوب است تيترها رنگي شود، مطالب علمي و نظامي به‌روز گنجانده شود، مسائل فرهنگي بيشتر کار شود و توان سياسي ايران در منطقه و جهان مطرح شود.
اخبار روز فراموش نشود
«محمدرضا آقاياري» از قزوين هم معتقد است بیان اخبار ورزشی، اقتصادی و مشکلات به‌روز مردم در کنار اخبار و تحلیل‌های سیاسی لازم است.
«جواد شاه‌ولي‌بر» از نيک‌شهر پيشنهاد کرده‌ است تحليل‌هاي سياسي بيشتري از منطقه از سوی کارشناسان نخبه و با نفوذ کشورهاي اسلامي و حتي علماي اهل سنت کشورمان و ديگر کشورهاي مسلمان بگذاريد.
«مراد ی» درخواست دارد مطالب مربوط به شهدای مدافع حرم بیشتر شود.
«سيدعلي حسيني» از اسفراين هم گفته است صبح صادق خيلي دير به رده‌ها مي‌رسد، لطفاً پيگيري کنيد.
«علي ذاکري» از تهران دو تغيیر براي بهتر شدن صبح صادق پیشنهاد کرده است: عکس‌های متنوع و تمام رنگی شدن صفحات که البته صبح صادق در حال حاضر تمام رنگی منتشر میشود!
«ريحانه عباسي» از نقده هم درخواست کرده است، در صورت امکان بخشي از نشريه را به کودکان و نوجوانان اختصاص دهيد.

برندگان تریبون نوروزی
«محمد زارع‌تيموري» از تهران، «روح‌اله حسيني‌اصل» و «شهناز بيرانوند» از بروجرد
پرسش تریبون اول
چگونه می‌توان اقدام و عمل را در اقتصاد مقاومتی
اجرایی کرد؟


کتیبه سبز
 گل خداوند لطیف
زن، نازترین ودیعه در باغ خداست
طنّازترین جاذبه و دام بلاست
جذّاب‌ترین گل خداوند لطیف
زن مایه آرامش و محبوب خداست
زن قیمت خویش را نکو می‌داند
زن مظهر آراستگی، کان حیاست
الگوی زن عفیفه، گر زهرا شد
در پاکی دامان زنان، راه‌گشاست
زن خود نکند عرضه به بازار هوس
زن حافظ و پاسدار خون شهداست
امروز زنان، دریغ، خود باخته‌اند
آن عفت صالحانه، امروز کجاست؟
بعضی ز زنان، گوی ز شیطان بردند
امروز، زن جامعه، آزاد و رهاست
خود ساخته پرداخته، بهر دگران
او غافل از اعمال خود و روز جزاست
برگرد به اصل خویشتن، ای بانو
بنگر که خدا ز کارکرد تو رضاست؟
بر دامن کبریای حق، چنگ بزن
بخشنده و مهربان، خداوند سخاست
خود را مفریب، لحظه‌ها می‌گذرد
برخیز ز خواب ناز، این عمر فناست
عبدالمجید فرائی

حسن ختام
 همین جمعه بیا مهربانم
جاده‌های جمکرانی به ناله درآمده‌اند و آفرینش یکصدا تو را می‌خوانند که ما را دریاب.
 تو را استغاثه می‌کنند که «این معز الاولیاء...»
تو را تمنا می‌کنند که «این الطالب بدم المقتول بکربلاء»
بگو ظهورت کی درمی‌یابد وجود خسته ما را؟!
سال‌هاست در پس پرده اشک، کوچه‌باغ نگاه مهربانت را در تجسّم آه می‌بینم،
سال‌هاست نگاهم بی‌ترانه حرف‌هایت مانده،
و سال‌هاست دیوار زمان، انتظار شکستن را می‌کشد...
ابراهیم بت‌شکن دوران، فرزند ناجی نوح!
بیا و کشتی عشقت را به عاشقان بیقرار عرضه دار
و مگذار در اقیانوس پر تلاطم عشق و فراق جان دهیم.
مهربانم چه قرن‌ها، چه عصرها و چه جمعه‌ها که زمان به انتظار آمدنت، بر سر راهت به انتظار نشسته.
مهربانم دیگر سکوت چشم‌ها شکسته، بغض‌های نشکفته باز شده،
قلب‌های بی‌آهنگ تپیدن گرفته و آغوش زمان به آمدنت گشوده گشته.
عزیزم هر روز بر کوچه‌های سرد و یخ بسته ظلمت قدم می‌نهم
آنقدر بوی نفرت از وجود دیوان آدم‌نما برخاسته،
آنقدر زمین سرد است که تنها قدم‌های گرم تو
یارای آب کردن برف‌های زمستان بی‌بهایش را دارد،
مهربانم چشم‌هایم در این ظلمت نمی‌بیند،
چراغ فروزان راهم بیا!
همین جمعه بیا مهربانم!