بازگشت

 

صفحه اول

 
 

سرمقاله
دکتر یدالله جوانی

 رادیو انگلیس و تلخ و شیرین انتخابات هفتم اسفند
 


حمایت آشکار و صریح رسانه‌های غربی و به‌ویژه رسانه‌های انگلیسی از برخی جریان‌های سیاسی و نامزدها در عرصه رقابت‌های انتخاباتی هفتم اسفند، از مختصات مهم اولین انتخابات در فضای پسابرجام است. این رویکرد غرب در انتخابات، نشان از درستی تشخیص رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، از تمرکز دشمنان بر پروژه «نفوذ» در ایران در پسابرجام دارد. در همان روزهای اولیه پس از جمع‌بندی مذاکرات وین در ۲۳ تیر و نهایی شدن متن توافقی که «برجام» نام گرفت؛ رهبر معظم انقلاب با صراحت از نیات و اهداف دشمنان از مذاکرات و توافق با ایران سخن گفته، از نفوذ در ایران به‌عنوان مهم‌ترین و راهبردی‌ترین هدف غربی‌ها یاد کردند. معظم‌له نفوذ فرهنگی و نفوذ سیاسی را از دیگر انواع نفوذ مهم‌تر و خطرناک‌تر‌ توصیف کردند و فرمودند، در نفوذ سیاسی دشمنان به دنبال تأثیرگذاری بر تصمیم‌‌گیران در ایران و اگر نتوانستند تأثیرگذاری بر تصمیم‌سازان هستند.
با انتخابات هفتم اسفند، دو مجلس مهم و راهبردی تصمیم‌گیری خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی شکل خواهد گرفت. عجیب آنکه دشمنان، آشکارا در صحنه انتخابات ایران، با استفاده از ابزارهای مدرن و شیوه‌های جدید در تبلیغات انتخاباتی ورود پیدا کرده، برای رأی دادن مردم دستورالعمل صادر می‌کنند. در واقع، غربی‌ها و به‌ویژه آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها، آشکارا به دنبال تأثیرگذاری بر مردم و کیفیت رأی آنها در انتخابات هستند. رهبر معظم انقلاب این حقیقت تلخ در دوران پسابرجام را در دیدار با مردم تبریز در روز چهارشنبه هفته گذشته، اینگونه رونمایی فرمودند: «رادیوی انگلیس برای مردم تهران دستورالعمل صادر می‌کند که به فلانی رأی بدهید و به فلانی رأی ندهید! این به چه معنا است؟»
آیا به‌راحتی و آسانی از این بخش از حقایق و واقعیت‌های تلخ صحنه انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری و دهمین دوره مجلس شورای اسلامی می‌توان گذشت. آیا دشمنان آشکارتر از این هم می‌توانند در انتخابات جمهوری اسلامی دخالت کنند؟ انقلاب اسلامی به دخالت‌های بیگانه در ایران پایان داد و سرنوشت ملت را به دست خودش سپرد. اکنون این بیگانگان رانده شده از صحنه سیاست ایران که ده‌ها سال، سرنوشت ایرانیان را در دست داشتند، می‌خواهند از طریق نفوذ در «رأی مردم»، مجدداً به صحنه سیاست ایران باز گردند! آیا مردم ایران چنین اجازه‌ای را به بیگانگان خواهند داد؟ مردم ایران، زخم‌خورده پیر استعمار انگلیس خبیث هستند، به‌طور قطع این مردم، دست رد به سینه انگلیسی‌ها، آمریکایی‌ها و نامزدهای آنان خواهند زد. این حقیقت تلخ از صحنه انتخابات، یک خوبی هم دارد و آن، شناخته شدن بیش از پیش جریان‌ها و افراد مدافع مردم، استقلال، عزت ملی، انقلاب اسلامی و منافع ملی، از متظاهران به این امور است. به هر حال اگر کسانی که دیروز در برابر بیگانگان و دخالت‌های‌شان در امور ایران سینه سپر می‌کردند و انقلابی به شمار می‌آمدند، گذر زمان آنان را با همان دشمنان دیرینه ملت ایران، همسو و مشترک‌المنافع کرده، امروز حاضرند با دشمنان در یک جبهه، در برابر جمهوری اسلامی سینه سپر کنند! هم‌صدایی با دشمن در حمله به شورای نگهبان با هدف فرو ریختن این نهاد قانونی و صیانت‌کننده نظام، این واقعیت تلخ را نشان می‌دهد. آشکار شدن چنین حقایقی از صحنه سیاست در ایران، باید مردم را بیش از پیش، هوشیار کند. مردم هوشمندانه نباید اجازه دهند تا بیگانگان این‌گونه در انتخابات اعمال نفوذ کنند و افراد موردنظر و مورد علاقه خود را، به مجالس تصمیم‌گیر بفرستند. حضرت امام(ره)، بارها از مواضع دشمنان به‌مثابه یک «ملاک» و «شاخص» برای تشخیص درستی یا نادرستی یک راه سخن گفته، در کلامی با صراحت می‌فرمایند: «آن روز که دشمنان از ما تعریف کنند، باید عزا گرفت.» حقیقتاً امروز، باید آن کسانی که رادیوهای انگلیسی و شبکه‌های ماهواره‌ای برای‌شان تبلیغ می‌کنند و به مردم خط می‌دهند که به اینها رأی دهید، باید عزا بگیرند. باید در خود به فکر فرود روند که در این سال‌ها، در چه مسیری به حرکت درآمده‌اند که اینگونه، دشمنان به آنان طمع کرده، می‌خواهند از طریق آنان، به انقلاب اسلامی، به استقلال ایران و به منافع ملت ایران، ضربه بزنند. البته، در نقطه مقابل این حقیقت تلخ، این حقیقت زیبا و شیرین نیز آشکار شد که چه کسانی در طی ۳۷ سال گذشته، با ثبات قدم، از استقلال، عزت ملی و انقلاب اسلامی و منافع ملت ایران در برابر طمع بیگانگان و تهدیدات دشمنان علیه این فضیلت‌ها، دفاع کرده‌اند. آن کسانی که امروز رادیوی انگلیسی می‌گوید به آنان رأی ندهید، در واقع همان کسانی هستند که تمام قد از حقوق ملت ایران و استقلال کشور دفاع می‌کنند. آشکار شدن این حقایق تلخ و شیرین در انتخابات پیش رو، کار تشخیص نامزدهای اصلح و صالح را از نامزدهای ناصالح و غیر اصلح برای مردم آسان کرد.


معاون فرهنگی و تبلیغات سپاه
برگزیدگان مسابقات قرآن سپاه
به مسابقات سراسری نیروهای مسلح معرفی شدند

 

 سردار محبی گفت: مراسم اختتامیه سی و چهارمین دوره مسابقات قرآن کریم سپاه پنج‌شنبه ۲۹ بهمن‌ماه با تقدیر از نفرات برتر این دوره در ستاد فرماندهی کل سپاه برگزار شد.
سردار حسین محبی معاون فرهنگی و تبلیغات نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حاشیه مراسم اختتامیه سی و چهارمین دوره مسابقات قرآن کریم سپاه ، پیرامون جزئیات این دوره از مسابقات گفت: مسابقات قرآنی سپاه در سه سطح مقدماتی، نیمه نهایی و نهایی برگزار شد که در مرحله مقدماتی و نیمه نهایی این دوره پنج هزار نفر شرکت کردند که از این تعداد 452 نفر به مرحله نهایی مسابقات راه یافتند.
وی افزود: در مرحله نهایی از بین 452 نفر در شش رشته، 60 نفر از پایوران و سربازان به عنوان نفرات اول تا سوم انتخاب شدند.
سردار محبی اضافه کرد: این مسابقات به مدت سه روز از 27 بهمن ماه برگزار شد که برگزیدگان این دوره نیز در مسابقات سراسری نیروهای مسلح که بصورت دوسالانه برگزار می شود، شرکت خواهند کرد.
وی افزود: در این دوره از مسابقات قاریان و حافظان پایور و وظیفه در رشته های حفظ کل، حفظ 20، 15 ،10و 5 جزء قرآن کریم، قرائت (تحقیق، ترتیل، اذان)، مفاهیم و نکات تفسیری قرآن کریم جزء 18 با یکدیگر به رقابت پرداختند.
معاون فرهنگی و تبلیغات نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه در پایان سخنانش با بیان اینکه داوری این مسابقات را 16 داور بین المللی و کشوری قرآن کریم بر عهده داشتند اظهار داشت: سی و چهارمین دوره مسابقات قرآن کریم سپاه با تقدیر از برگزیدگان به پایان رسید.


 

یادداشت
محمدرضا بلوردی
  عربستان در تکاپوی عادی‌سازی روابط با رژیم‌ صهیونیستی
 


موشه یعلون، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی و ترکی الفیصل، رئیس پیشین سرویس اطلاعاتی عربستان سعودی در حاشیه نشست امنیتی مونیخ، با یکدیگر در برابر دوربین‌ها دست دادند تا به این ترتیب وزیر جنگ رژیم صهیونیستی اولین مقام رسمی صهیونیستی باشد که علناً با سعودی‌ها مصافحه می‌کند. موشه یعلون در سخنرانی‌ای که در حاشیه نشست مونیخ داشت با تأکید بر روابط رژیم صهیونیستی با عربستان گفت: «کانال‌هایی برای توافق و تفاهم بین اسرائیل و کشورهای عربی وجود دارد و بین دو طرف پشت درهای بسته ملاقات‌هایی صورت می‌گیرد. این امر به مصر و اردن (که اسرائیل با آنها قرارداد صلح امضا کرده است) محدود نمی‌شود. منظور من کشورهای خلیج[فارس] و کشورهایی در شمال آفریقا است. آنها الآن اینجا نیستند که این سخنان را بشنوند،‌ آنها آشکارا با ما دست نمی‌دهند، ولی ما پشت درهای بسته با آنها ملاقات داریم.» در این جلسه سعود الفیصل هم در واکنش به سخنان یعلون که از دست ندادن آشکار اعراب با صهیونیست‌ها اظهار تأسف کرده بود، گفت: دست دادن با اسرائیلی‌ها مشکل فلسطینیان را حل نمی‌کند. اما او در عین حال که به ناراحتی اعراب از اشغالگری رژیم صهیونیستی اشاره کرد،‌ به یک نکته دیگر هم پرداخت و آن تأیید سخنان یعلون بود که گفته بود کشورهای عربی با ایران دشمن هستند؛ موضوعی که از رویکرد ضد ایرانی‌ سعودی‌ها و تلاش آنها برای نزدیکی هر چه بیشتر با رژیم صهیونیستی و عادی‌سازی روابط خود با این رژیم حکایت دارد.
واقعیت این است که ملاقات و مصافحه سعودی‌ها با صهیونیست‌ها در نشست مونیخ مسبوق به سابقه نیز است و پیشتر هم ترکی الفیصل با یکی از مسئولان این رژیم ملاقات کرده بود، همچنان که انور عشقی، مشاور رئیس دستگاه اطلاعاتی سابق عربستان سعودی با دوری گولد یکی از مشاوران عالی‌رتبه بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی ملاقات کرده بود و در جریان، آن دو طرف بر ضرورت تحقق صلح بین اعراب و صهیونیست‌ها و نیز تفاهم مشترکی که بین دو طرف وجود دارد، تأکید کرده بودند.
ضمن اینکه روابط رژیم صهیونیستی با اعراب، به مقامات و مسئولان سعودی محدود نمی‌شود و این رابطه در سطوح مختلفی با مقاماتی از دیگر کشورهای عربی منطقه و به ویژه اعراب حوزه خلیج‌فارس وجود دارد؛ امری که سبب شده تا آویگدور لیبرمن، وزیر خارجه سابق رژیم صهیونیستی با اشاره به آن تأکید کند که وی روابط خوبی با شخصیت‌های مهمی در سطح جهان عرب دارد.‌ همچنان که یوفال انشتانتس، وزیر انرژی رژیم صهیونستی نیز اخیراً سفری به امارات متحده عربی داشته است.
وجود چنین ملاقات‌هایی بین شخصیت‌های سعودی و عربی با صهیونیست‌ها که بخشی از آنها اساساً رسانه‌ای نیز نمی‌شود،‌ حاکی از وجود تلاش‌هایی است که سعودی‌ها به منظور مقابله با جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه و عادی‌سازی روابط خود با رژیمی در پیش گرفته‌اند که هر روز خون فلسطینیان را به زمین می‌ریزد. ناگفته نماند اگرچه كشورهاي عربي به ظاهر با رژیم صهیونیستی رابطه ديپلماتيك ندارند، اما به صورت پنهاني به اسلام و آرمان مردم مظلوم فلسطين خيانت مي‌كنند. روابط گسترده تجاري و ورود كالاهاي صهیونیستی با بسته‌بندي‌های متفاوت از مقاصد گمراه‌كننده آنها است. در جنگ سي‌وسه روزه ميان دلاوران حزب‌الله لبنان و دشمن متجاوز صهیونیستی، مذاكرات مخفي ميان اعراب و اسرائيل براي شكست حزب‌الله از خيانت‌هاي آنهاست. همچنين تجاوز وحشيانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه با خيانت برخي سران وابسته و مزدور عرب همراه بود.

 

 

صفحه دوم

 
 

   انتخاب، معطوف به تعقل و تعهد دینی و انقلابی

اشاره
در آستانه هفتم اسفند و برگزاری دو انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی و جدی‌تر شدن کارزار رقابت نامزدها برای کسب کرسی‌های مجلسین خبرگان و شورای اسلامی، با هدف تبیین شاخصه‌های انتخاب مطلوب، گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی نماینده ولی‌فقیه در سپاه انجام دادیم که ماحصل آن از نظر شما می‌گذرد.
* يكي از موضوعات مهم در انتخابات پيش‌رو مشاركت حداكثري مردم در پاي صندوق‌هاي رأي است كه رهبر معظم انقلاب هم به تكرار بر آن تأكيد كرده‌اند، اين مشاركت چگونه محقق مي‌شود و چه دستاوردهايي براي انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي ايران خواهد داشت؟
مشارکت حداکثری مظهر اراده ملی، نماد مقبولیت مردمی نظام اسلامی، نمود ایفای نقش مردم در شکل‌دهی به نهادها و ارکان زیربنایی نظام دینی و برآیند پشتوانه مردم از حاکمیت است و چنین مشارکتی با توجه به دو عنصر محقق می‌شود؛ ۱ـ حضور فعال و همگانی برای ایفای نقش در شکل‌دهی مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی، ۲ـ رأی هدفمند که برآیند‌ آگاهی و بصیرت و هوشمندی رأی‌دهنده در شاکله مجلس خبرگان قوی و مجلس شورای اسلامی انقلابی خواهد بود.

* انتخابات مجلس دهم و خبرگان پنجم در شرايط سياسي خاص هم از حيث قرارگرفتن در دوره پس از توافق هسته‌اي(برجام) و همچنين حضور گروه‌ها و جريان‌هاي گوناگون سياسي در عرصه دو انتخابات برگزار مي‌شود، تحليل شما از شرايط موجود چيست؟
انتخابات فرارو؛ هر یک از دو انتخابات خبرگان و مجلس به لحاظ شرایط داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. مجلس خبرگان از جهاتی و مجلس شورای اسلامی از جهاتی دیگر.
در حقیقت، عرصه انتخابات رقابت دو اندیشه و دو نگرش در برابر هم است؛ نگاه به درون و تکیه بر درون‌زایی قدرت و استحکام درونی نظام، اتکا به اصول و مبانی انقلاب اسلامی مورد تأیید حضرت امام(ره) و رهبری معظم انقلاب (مدظله‌العالی)، یعنی حاکمیت ولایت فقیه، استقلال و مقاومت در برابر استکبار، دفاع از مظلومان و مستضعفان و حفظ و صیانت از دستاوردهای انقلاب و عمق استراتژیک نظام که می‌توان از آن به‌عقلانیت دینی تعبیر کرد، در برابر نگرش به بیرون و اتکا و اعتماد به جبهه‌ای که با استراتژی و تاکتیک‌های مشخص درصدد براندازی نظام بوده و است، ایده همزیستی مسالمت‌آمیز با شیطان، تلاش برای قرار گرفتن در باشگاه جامعه جهانی بدون توجه به خطرات و تهدیدات آن، پذیرش تعامل با آمریکا فراتر از موضوع هسته‌ای، پیوند منافع و اقتدار ملی به منافع بین‌المللی که از آن به عقلانیت ابزاری، سکولار و سودآوری می‌توان تعبیر کرد. از این رو جریان متمایل به غرب درصدد دستیابی به مجلس شورای اسلامی معتدل، منعطف و همراه به‌منظور استفاده از نهاد قانون‌گذاری در راستای تحقق اهداف خود و نفوذ در مجلس خبرگان برای دستیابی به مطالبات خود است. در حالی که حفظ عزت، اقتدار، استقلال و پاسداری از عمق استراتژیک و صیانت از ولایت‌فقیه مستلزم برخورداری از مجلس شورای اسلامی و خبرگان انقلابی و معتقد و وفادار به آرمان‌های امام و رهبری است.
دستیابی به اهداف برجام هم نیازمند مجلسی انقلابی است، نه مجلسی معتدل و ضعیف.

* برگزاري انتخابات باشكوه و با حضور همگاني چه تأثيري در معادلات منطقه‌اي و جهاني خواهد داشت؟
جمهوری اسلامی ایران براساس مدل مردم‌سالاری دینی تعریف شده که در رقابت با مدل لیبرال دموکراسی قرار دارد. در چنین مدلی مردم در شاکله نظام نقش اساسی دارند و ایفای نقش مردم زمینه‌ساز اقتدار ملی خواهد بود و مهم‌ترین شاخصه پشتیبانی مردم از حکومت و نظام است. این چنین پشتوانه‌ای زمینه‌ساز افزایش ایفای نقش ایران در معادلات جهانی، پشتوانه‌ای قوی برای پیاده شدن اهداف برجام، مقابله با تهدیدات دشمن و افزایش ضریب امنیت نظام می‌باشد.
حضور همگانی مردم، پشتوانه قوی برای نظام به‌منظور تقویت و پشتیبانی معنوی از جبهه مقاومت خواهد بود.
* چرا رهبر معظم انقلاب بر روي موضوع نفوذ دشمن در عرصه‌هاي گوناگون، به‌ويژه انتخابات تأكيد مي‌كنند؟ دشمن چگونه مي‌تواند از موضوع انتخابات براي رسيدن به اهداف خود استفاده كند؟
راهبرد اصلی استکبار به رهبری آمریکا فروپاشی نظام جمهوری اسلامی ایران است که دارای تاکتیک‌های متفاوتی همچون؛ تهدید نظامی، ایجاد اغتشاش و ناامنی، تحریم و تعامل است که در تاکتیک‌ تعامل مهم‌ترین روش نفوذ می‌باشد. سرنوشت انقلاب شوروی و فروپاشی مهم‌ترین تهدید علیه آمریکا در نیمه اول قرن بیستم مبین نقش و شیوه نفوذ در فروپاشی یک نظام قدرتمندی همچون نظام شوروی است. سه تحول زمینه‌ساز سقوط و فروپاشی انقلاب شوروی شد؛ تحول نخست تغییر محاسبات آقای خروشچف، رئیس‌جمهوری شوروی در دهه هفتاد قرن بیستم بود که وی از جهت‌گیری تقابل در برابر نظام سرمایه‌داری به ایده همزیستی مسالمت‌آمیز رسید. اشتباه بزرگ خروشچف نشناختن خوی درندگی و شیطانی آمریکا بود. تحول دوم نقش‌ آمریکا در تغییر افکار عمومی مردم روسیه و شوروی بود که به معنای بی‌توجهی به قدرت استحاله فرهنگی آمریکاست و تحول سوم نفوذ آمریکا در تقویت غرب‌گرایان و تغییر جهت دومای روسیه از دومای انقلابی به یک مجلس منفعل و متمایل به غرب است. به نظر می‌رسد آمریکا همین شیوه را درباره ایران دنبال می‌کند؛ یعنی تلاش با هدف تغییر محاسبات دولتمردان ایران و تغییر ماهیت شیطانی به کدخدا و تعامل‌گرا و دومین حرکت تلاش با هدف تغییر در افکار عمومی مردم و سومین هدف تقویت افراد غرب‌گرا و ایجاد زمینه شکل‌گیری مجلس منفعل و متمایل به غرب است و در این پروسه تاکتیک نفوذ از نوع نفوذ سیاسی، فرهنگی یا اقتصادی مهم‌ترین نقش را داراست. اما نقطه قوت نظام اسلامی در مقایسه با انقلاب شوروی ماهیت دینی و الهی بودن آن و داشتن رهبری الهی و با صلابت است که نقشی همه‌جانبه در مقابله با دسیسه‌های دشمن ایفا کرده، اما هم‌اکنون نوبت مردم است که با تدبر و تعقل و مشارکت هدفمند در عرصه انتخابات با شکل‌دهی دو مجلس خبرگان و شورای اسلامی انقلابی بزرگ‌ترین توطئه آمریکا را خنثی کنند.

* شاخصه‌هاي انتخاب مطلوب در انتخابات پيش‌رو چيست؟
معمولاً انتخاب متکی به سه مبنا است: ۱ـ انتخاب معطوف به احساس که روی سطحی‌نگری و متأثر از تبلیغات و فضای شکل گرفته انجام می‌پذیرد؛ ۲ـ انتخاب معطوف به انفعال که روی لج‌بازی و به صورت تقابلی و مخالفت با رقیب انجام می‌شود و ۳ـ انتخاب معطوف به تعقل و تعهد دینی. این نوع انتخاب تعقلی ماهیت ارزشی داشته و بر مدار ایفای نقش بر اساس انجام تکلیف و احقاق حق و ادای امانت انجام می‌پذیرد. در این نوع انتخاب انسان متعهد مقتضیات عصر کنونی را می‌سنجد. قوت‌ها و تهدیدات را ارزیابی می‌کند و توصیه‌ها و تأکیدات رهبری با صلابت انقلاب حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) را مورد مداقه و توجه قرار داده و لیست مورد نظر یا نامزد مد نظر را بر اساس قاعده «اعتماد به معتمدین» انتخاب می‌کند و این «انتخاب مطلوب» است.

* با توجه به تعدد نامزدها و تكثر ليست‌ها در بين «جريان‌هاي سياسي اصلي» و «ميان‌گروهي» نيروهاي ارزشي و انقلابي با چه منطقي دست به انتخاب بزنند تا تكليف مكتبي ـ انقلابي خود را در شرايط فعلي انجام داده باشند؟
از جمله مشکلات کثرت نامزدها نوع تصمیم‌گیری موکلان و شهروندان است. در این زمینه همان‌طور که رهبری معظم انقلاب فرمودند یا رأی باید براساس شناخت خودش از فرد یا افراد باشد، یا اگر همه افراد را نمی‌شناسد، راه معقول و منطقی اعتماد به لیست بر اساس اعتماد به جریان‌ها، تشکل‌ها و شخصیت‌هایی است که مهر تأیید بر لیست گذاشته‌اند. وقتی انسان به لیستی که معتمدان و متعهدان به آرمان‌های امام و رهبری انقلاب تأیید کرده‌اند، رأی دهد، تکلیف خود را انجام داده است.


 

یادداشت
دکتر حمیدرضا مقدم‌فر

 تاکتیک‌های نوظهور غرب علیه انتخابات خبرگان


دشمن و رسانه‌های غربی در انتخابات اسفند امسال در قیاس با انتخابات‌های پیشین، با تاکتیک‌های کاملاً متفاوتی حضور دارند. راهبرد ثابت رسانه‌های غربی در انتخابات‌های گذشته تشویق مردم به تحریم انتخابات به منظور کاهش مشارکت‌کنندگان بود؛ به نظر می‌رسد غرب کاملاًً به این نکته پی برده است که راهبرد تحریم به منظور خدشه به مشروعیت نظام جمهوری اسلامی هیچ‌گاه پاسخگو نخواهد بود؛ به همین دلیل در انتخابات جاری سیاست متفاوتی اتخاذ کرده‌ است.
سیاست کلان غرب و به‌ویژه آمریکا در انتخابات پیش‌رو، حضور فعال در انتخابات و تلاش برای فرستادن چهره‌های متمایل به غرب به مجلس شورای اسلامی و حتی مجلس خبرگان است. بنابراین یکی از راهبردهای جدی رسانه‌های غربی در این انتخابات، تبلیغ مستقیم و غیرمستقیم افراد و لیست‌های دارای گرایش به غرب و از سوی دیگر تخریب نامزدها و لیست‌های انتخاباتی ضداستکباری و ضدسیاست‌های استعماری غرب است.
رونمایی عمومی این سیاست نوظهور را به شکل کاملاًً عیان و روشن در اقدام انتحاری رسانه رژیم سلطنتی انگلیس(بی‌بی‌سی) در هفته گذشته می‌توان ردیابی کرد. بی‌بی‌سی در گزارش خود رسماًً از ایرانیان خواسته است به آیات عظام یزدی، مصباح و جنتی رأی ندهند و به طور ضمنی خواسته است به لیستی که متأسفانه چهره شاخص آن فردی چون آیت‌الله هاشمی رفسنجانی است، اقبال کنند!
یکی دیگر از راهبردهای نسبتاًً نوظهور و پیچیده غرب و رسانه‌های غربی در انتخابات سال جاری، «معنابخشی‌های خاص به انتخابات» است. انتخابات در هر کشوری عرصه‌ای برای رقابت گروه‌ها و احزاب سیاسی بر محور «اختلاف سلیقه‌ در روش» است. بالاخره در هر کشوری جریان‌های مختلفی با سلیقه‌های مختلف و روش‌های متفاوت برای رفع مشکلات و معضلات مبتلابه حضور دارند و انتخابات، میدانی برای آزمودن میزان اقبال عمومی به هر یک از این سلایق است، اما رسانه‌های غربی سعی دارند با تغییر معنای انتخابات در ایران، آن را به محملی برای نزاع‌ها و چالش‌های کلان‌تر و بزرگ‌تر تبدیل کرده و دوقطبی‌های توأم با تنفر در بین جامعه ایران ایجاد کنند. در مثال فوق‌الذکر، بی‌بی‌سی در لایه اول قصد دارد از ورود این سه فقیه بزرگوار ضدانگلیسی به مجلس خبرگان جلوگیری کند، اما در لایه دوم، مایل است معنای انتخابات مجلس خبرگان را از انتخابات عقلایی عالمانه اخلاقی، به محملی برای آری یا نه به شخصیت کم‌نظیری چون آیت‌الله جنتی تغییر داده و دعواهای جامعه ایران را بر روی ایشان بازتولید کند.
ترجمه ساده و روان این چنین سیاست پیچیده‌ رسانه‌ای که در بالا ذکر شد، همان جمله معروف منتسب به انگلیسی‌هاست: «تفرقه بینداز و حکومت کن»؛ مهم‌ترین نتیجه «تغییر معنای انتخابات» به چالش‌های کلان و نزاع‌های مبنایی در جامعه، ایجاد شکاف‌های عمیق در جامعه و شکل‌گیری دوقطبی‌های توأم با تنفر افراد این جامعه قطبی‌شده از یکدیگر است. این سیاست در صورت عدم درایت مسئولان و جامعه ایران می‌تواند یکی از مهم‌ترین نقاط قوت کشور که همان انسجام و اتحاد ملی است را با خطر جدی مواجه کند.
افزون‌بر آنچه گفته شد، سایر تاکتیک‌های عملیات روانی ثابت رسانه‌های غربی در انتخابات پیش رو نیز در حال تکرار است. تاکتیک‌های تخریب شخصیت، ایجاد شایعه و اخبار دروغ و ... همچون گذشته در این انتخابات نیز در حال اجراست که اینها را باید به دو تاکتیک نوظهور رسانه‌های غربی در انتخابات پیش رو افزود.
مهم‌ترین اقدام لازم برای مقابله با این راهبردهای خبیثانه و خصم‌آلود، آگاهی‌بخشی به جامعه است؛ با این حال مقدمه واجب معرفت بخشی به جامعه، هوشیاری مسئولان و پای‌کار بودن نخبگان است.
در وهله اول، مسئولان اجرایی و دیگر مسئولان کشور باید مراقب باشند که بخشی از جورچین عملیات روانی دشمن در انتخابات را تکمیل نکنند؛ هجمه به شورای نگهبان در جایگاه یکی از ارکان اساسی انتخابات در ایران بی‌شک یکی از راهبردهای همیشگی و ثابت دشمن است.
از سوی دیگر، برخی نامزدها و فهرست‌هایی که با حمایت دشمن نامداری چون انگلیس روبه‌رو می‌شوند‌ لازم است بلافاصله نسبت به این حمایت واکنش نشان داده و آن را تقبیح و مرز خود با دشمن را عیان کنند. برای افرادی که سوابق مهمی در انقلاب اسلامی دارند، واجب است که حمایت انگلیس از خود و فهرست منسوب به ایشان را پس بزنند.
بخش دیگر از وظیفه آگاهی‌‌بخشی و مقابله با راهبردهای رسانه‌های غرب، اقدامات بجا و بموقع رسانه‌های متعهد جبهه انقلاب اسلامی است. این رسانه‌ها باید با رصد هوشمندانه اقدامات طرف مقابل، بلافاصله فعالیت‌های خود را با هدف خنثی‌سازی این توطئه‌های پیچیده سازماندهی کنند.


نكته و نظر
  راه نجات

نکته: هواپیما در حال سقوط بود. همه آشفته و سراسیمه به دنبال راه نجاتی بودند؛ اما یک نفر فارغ از هر نوع دل‌نگرانی و تشویشی تنها نظاره‌گر بقیه بود؛ از وی می‌پرسند: چرا این گونه‌ای؟ در پاسخ می‌گوید: هواپیما که مال من نیست؛ بگذار سقوط کند...
نظر: حساسیت در زمینه سرمایه‌های ملی و پیشرفت کشور باید به گونه‌ای باشد که همه مردم برای نجات آن بکوشند؛ چراکه همه ما در یک مسیری پرواز می‌کنیم که هرگونه تغییر جهت، افزایش یا کاهش ارتفاع و همچنین خرابی موتور یا بال‌ها تأثیر مستقیمی بر زندگی ما دارد. البته مسئولان باید از مطالبه‌گری مردم و انتقادات نیز استقبال کنند؛ زیرا بدون مطالبه‌گری و حساسیت، نظام حالت رکود و انفعال به خود می‌گیرد.
 

 

صفحه سوم

 
 

 اخبار

 برنامه‌ای که دولت انگیزه‌ای برای انجام آن ندارد
 دولت عملاً  طی دوسال‌ونیم گذشته گامی جدی برای اقتصاد برنداشت و تمام سیاست‌‌گذاری‌ها در این زمینه را به رفع تحریم‌ها و اجرای برجام منوط کرد.
دقیقاً دو سال از ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی از سوی رهبر معظم انقلاب می‌گذرد؛ اقتصاد مقاومتی تز اقتصاد سیاسی(Political Economy) پیشرفته‌ای است که مبتنی‌بر نگاه حداکثری به ظرفیت‌های درونی کشور برای پیشرفت تدوین شده و یکی از مهم‌ترین کارکردهای آن سفت‌کاری اقتصاد کشور و ایمن‌سازی آن در برابر تکان‌های بیرونی است؛ در حالی که دولت یازدهم علاقه فراوانی دارد که همه برنامه‌های خود را در حوزه اقتصاد با سربرگ اقتصاد مقاومتی منتشر کند؛ اما رهبر معظم انقلاب چند ماه پیش از این، در دیدار بسیار مهم کارگزاران نظام در ماه مبارک رمضان با گلایه شدید از اجرا نشدن سیاست‌های اقتصاد مقاومتی در کشور، تأکید کردند: «مسئله‌ کنونی کشور ما این نیست که ما طرح نداریم، حرف درست نداریم؛ مسئله‌ ما این است که حرف درست و طرح درست را آن‌چنان‌که شایسته است دنبال نمی‌کنیم؛ این اساس مسئله است.» تز اصلی دولت آقای روحانی برای اقتصاد، توسعه مبتنی‌بر قرار گرفتن در مدار توسعه غربی است که تنها راه آن نیز از مسیر ایجاد ارتباطات ویژه با کشورهای جهان اول، مانند آمریکا می‌گذرد.


نفوذی‌ها، بسیج را از برنامه ششم توسعه حذف کردند
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی از بی‌توجهی دولت یازدهم به بسیج در برنامه ششم توسعه انتقاد کرد.
وی گفت: در ماده 197 برنامه پنجم توسعه، مستقیماً برای بسیج تعیین تکلیف شده بود و در ماده 196 نیز در قالب تقویت بنیه دفاعی کشور صحبت شده بود، یعنی این دو ماده در برنامه پنجم توسعه برای تقویت بسیج تدوین شده بودند، اما در برنامه پنج‌ساله ششم توسعه، دولت بسیج را به‌طور کلی حذف کرده است که باید گفت، در اصل مردم را حذف کرده است؛ چرا که بسیجیان همان آحاد مردم هستند. عضو کمیسیون امنیت ملی تصریح کرد: این برنامه به‌گونه‌ای تدوین شده است که گویی نویسندگان آن در کشور حضور ندارند و از بیگانگان و دشمنان انقلاب برای حذف بسیج دستور گرفته‌اند، حتی در احکام دائمی هم که دولت به‌منزله مقدمه برنامه ششم برای مجلس فرستاده است، در بررسی‌های‌مان اصلاًً از دفاع و امنیت چیزی مشاهده نکردیم. نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی حذف بسیج از برنامه ششم توسعه را اقدامی حساب‌شده دانست و گفت: به نظر من این یک اقدام حساب شده از طرف استکبار جهانی است که متأسفانه دولتمردان ما به آن بی‌توجه بوده‌اند؛ حداقل بین کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و کارشناسان دولت قطعاًً قصد و عمدی در این کار وجود داشته است و متأسفانه مسئولان مربوطه این را پیگیری نکرده‌اند.

برنامه انگلیسی رأی سلبی در انتخابات
اتاق فکر ضدانقلاب با استفاده از بازوی رسانه‌ای خود در تلاش برای رسیدن به اهداف ترسیمی خود در انتخابات مجلس خبرگان رهبری است.
این اتاق فکر ابتدا هدف خود را حضور نیروهای نزدیک به کشورهای غربی در انتخابات مجلس خبرگان پی‌ریزی کردند، اما با شرایط درج شده در قانون و پایبندی اعضای شورای نگهبان بر اجرای مرّ قانون از حضور نیروهای همسو با خود ناامید شدند و سپس گام دوم خود را در جهت اثرگذاری بر رأی‌دهی آغاز کردند؛ مرحله دوم با «رأی سلبی» به حضرات آیات جنتی، مصباح یزدی و محمد یزدی شکل گرفت. اصلی‌ترین اقدام آنان با الگوی رأی‌دهی رسانه‌ای شبکه دولتی انگلیس و رسانه‌های اقماری آن آغاز شد. یکی از اصلی‌ترین اعضای پایگاه ضدانقلاب روزآنلاین و کارمند رسانه دولتی انگلیس از سال 2010 که رابط میان شبکه دولتی انگلیس و برخی از روزنامه‌نگاران همسو با آنان است، در یادداشتی با عنوان «یک محاسبه: حذف یزدی، جنتی و مصباح از خبرگان چگونه ممکن است؟» نوشت: «دعوت از رأی‌دهندگان در تهران به رأی دادن به ۱۶ نفر «غیر از» آقایان یزدی، جنتی و مصباح بوده تا با کاهش آرای آنها در مقایسه با رقبا، امکان حذف‌شان از فهرست نهایی ۱۶ منتخب تهران میسر شود.» وی سپس به پیشنهادها درباره تحقق آن پرداخت و در نکته قابل‌توجهی گفت: دستیابی به سطوح «نامعمول» هماهنگی انتخاباتی در ایران، بی‌سابقه نیست.


تلاش آمریکا برای برجام نظامی
خبرگزاری آسوشیتدپرس با اشاره به توافق به دست آمده در مونیخ برای برقراری آتش‌بس در سوریه، نوشت: ممکن است مقامات نظامی آمریکا برای مفاد این آتش‌بس مجبور شوند با مقامات نظامی ایران مذاکره کنند.
آسوشیتدپرس با اشاره به تداوم بحران در سوریه، نوشته است: آمریکا که سال گذشته با ایران به توافقی دیپلماتیک رسید، حالا احتمالاً در سطح نظامی هم باید وارد گفت‌وگو با تهران شود. این خبرگزاری آغاز مذاکرات نظامی بین ایران و آمریکا را «تابویی دیگر» خوانده است که می‌تواند شکسته شود. در این گزارش با اشاره به برگزاری مذاکرات سوریه با حضور 17 کشور، از جمله ایران نوشته است: «برای دولت (باراک) اوباما، ایران با همه کشورهای دور میز تفاوت دارد. آسوشیتدپرس با بیان اینکه مذاکرات برای برقراری آتش‌بس در سوریه «ذاتاً نظامی» هستند، مدعی شده است که در این صورت ممکن است مقامات آمریکایی مجبور شوند برای بحث درباره مناطق تحت پوشش آتش‌بس، گروه‌های مستثنی از رفع مخاصمه و همچنین تعیین مصداق‌های نقض آتش‌بس و پاسخ‌های احتمالی با آن، با مقامات نظامی ایران روی نقشه بحث کنند. در ادامه این گزارش آمده است: «ایران می‌تواند در مورد تمام این موضوعات، اظهار‌نظر کند. از آنجا که گروه بین‌المللی حمایت از سوریه (گروه متشکل از 17 کشور) و کارگروه‌های آن‌ بر اساس اجماع نظر کار می‌کنند، ایران مانند هر شرکت‌کننده دیگری از حق وتو برخوردار خواهد بود.


انقلاب اسلامی در خارج از مرزها در حال پیشروی است
سردار جعفری در همایش بررسی ماندگاری انقلاب اسلامی ایران گفت: دشمن تاکنون تلاش‌های زیادی را در برنامه کاری خویش برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی قرار داد؛ ولی کمترین موفقیت را در این زمینه کسب کرد.
فرمانده کل سپاه پاسداران یادآور شد: برای اسلامی شدن ادارات و نهادها باید به صورت همه‌جانبه اقدام اساسی انجام شود، انقلاب اسلامی در خارج از مرزها در حال پیشروی است. در داخل نظام 80 درصد مردم معتقد به اصول انقلاب اسلامی و مجری سیاست‌های رهبر انقلاب اسلامی هستند و سیاست ضداستکباری نظام اسلامی را قبول دارند. از جانب مردم مشکلی متوجه انقلاب اسلامی ایران نیست، مشکل ما عده‌ای از افرادی هستند که ادای انقلابی بودن را دارند؛ ولی وقتی در حاکمیت قرار می‌گیرند، به دنبال منافع حزبی‌اند و معتقد به اصلاح جامعه منهای استفاده از منویات اسلام هستند. وی افزود: برخی از مسئولان اعتقاد دارند که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید، حال دیگر از لباس انقلابی بودن خارج شویم؛ به قول خودشان رسیدگی به مردم را یکی از وظایف اصلی خودشان اعلام می‌کنند، ولی در عمل با پناه گرفتن به شعار حمایت از مردم به کمک غربی‌ها چشم دوختند و معتقدند، غربی‌ها باید برای ما امنیت و آسایش ایجاد کنند؛ این در حالی است که رهبر انقلاب اسلامی ایران بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح کردند، اقتصادی که زمینه توسعه همه‌جانبه کشور را فراهم می‌کند.


 خیز دولت برای برکناری یک دیپلمات انقلابی
یک مسئول بلندپایه دولتی، فشار مضاعفی را به وزارت خارجه وارد آورده و خواستار برکناری هر چه سریع‌تر حسين اميرعبداللهيان، دیپلمات انقلابی وزارت خارجه شده است.
به گزارش جهان‌نیوز، این مقام بدون اشاره به تلاش این دیپلمات کهنه‌کار، مواضع انقلابی وی در قبال منطقه و همچنین هماهنگ نبودن با موضع دولت(!) را دلیل اصلی پیشنهاد خود ذکر کرده است. نزدیکی به سردار قاسم سلیمانی اتهام دیگر امیرعبداللهیان بوده که سبب شده دولتی‌ها به فکر تعویض ایشان در این دوره حساس باشند. برخی کشورهای عربی منطقه نیز از مواضع امیرعبداللهیان اظهار گله‌مندی کرده و آن را در راستای تنش‌زدایی دولت روحانی! ندانسته بودند. از سوابق شغلي حسين اميرعبداللهيان مي‌توان به معاون عربي و آفريقايي وزارت امور خارجه،‌ مديركل خليج‌فارس و خاورميانه، سفير جمهوري اسلامي ايران در كشور بحرين، معاون مديركل خليج‌فارس و رئيس ستاد ويژه عراق در وزارت امور خارجه و معاون سفارت جمهوري اسلامي ايران در بغداد اشاره كرد. از تأليفات وي مي‌توان كتاب‌هاي «استراتژي دوگانه آمريكا»، «دموكراسي متعارض ايالات متحده آمريكا در عراق»، درج مقالات علمي در مجله «سياست خارجي» چاپ وزارت امور خارجه، درج مقالات علمي ـ تحقيقي در مجله «علمي» دانشگاه تهران را نام برد. وي مدارك كارشناسي روابط ديپلماتيك از دانشكده وزارت امور خارجه، كارشناسي ارشد روابط بين‌الملل و دكتراي روابط بين‌الملل از دانشگاه تهران دارد.
 


 خط خبر

مولودی‌خوانی‌های زنانه تبلیغاتی شد
برخی زنان عرب مولودی و مداحی‌های انتخاباتی برگزار می‌کنند. شماری از زنان مداح که با برخی نامزدهای عرب مجلس دهم وابستگی و نسبت خانوادگی دارند، به نفع نامزد مورد حمایت‌شان مولودی‌خوانی و مجالس مداحی برپا می‌کنند. تازه‌ترین این مجالس در ایام منصوب به ولادت حضرت زینب(س) صورت گرفت که در حمایت از چهار نامزد عرب‌زبان آبادان بود.

افزایش تیراندازی‌های شبانه در آستانه انتخابات
با نزدیک شدن به دور دهم انتخابات مجلس شورای اسلامی، تیراندازی‌های شبانه در آبادان افزایش یافته است. خانواده‌ها، وابستگان و هواداران نامزدهای عرب آبادان به رسم آبا و اجدادی خود در شب‌های اخیر، بارها و بارها تیر هوایی شلیک کردند. این تیراندازی‌ها که صدای آن از مناطق مختلف آبادان شنیده می‌شود، به طور معمول از حوالی ساعت یک بامداد شروع می‌شود و در فواصل مختلف تا اذان صبح ادامه دارد. شلیک تیرهای هوایی با جشن و پایکوبی همراه است.

نحوه حمایت از نامزد اهل‌سنت
یکی از استادان دانشگاه‌های سیستان‌وبلوچستان از دخالت حوزه و روحانیون اهل‌سنت در انتخابات انتقاد کرد. این استاد دانشگاه در این اظهارنظر که در فضای مجازی منتشر شده، گفته است‌: در شورای 50 نفره‌ای که برای تعیین نامزد مورد حمایت اهل‌سنت در مسجد مکی زاهدان تشکیل شده است، حتی یک فرد دانشگاهی هم حضور نداشته و این بی‌احترامی محض به دانشگاهیان اهل‌سنت است. دکتر محمدگل کهرازه که خود اهل‌سنت است، افزود: مولوی عبدالحمید، امام مسجد مکی با این اقدامات محبوبیت خود را به زودی از دست خواهد داد. وی با درخواست آزاد گذاشتن مردم در روند انتخابات، گفت: نباید نظر حوزه و مولوی عبدالحمید به بهانه تعصبات مذهبی به مردم تحمیل شود. یکی از ویژگی‌های انتخابات در سیستان‌وبلوچستان در دوره‌های گذشته، به ویژه در انتخابات مجلس شورای اسلامی مسائل قومی و مذهبی بوده است؛ به گونه‌ای که نامزد مورد حمایت مسجد مکی در حوزه زاهدان شانس بالایی برای نماینده شدن در این حوزه در کنار یک نماینده تشیع دارد؛ حتی برخی نامزدهای تشیع هم که شانس کمتری برای انتخاب شدن دارند، درصدد ائتلاف با مسجد مکی هستند.

واکنش‌ها به کامنت استاندار
تشکل‌های دانشجویی دانشگاه فرهنگیان سیستان‌وبلوچستان، بیانیه‌ای در واکنش به توهین اوسط هاشمی به ولایت فقیه منتشر کردند. در این بیانیه آمده است: توهین به مقام والای ولایت از سوی استاندار نشانه شایستگی نداشتن وی در منصب فعلی است و عدم برخورد مناسب از جانب دستگاه قضایی موجب ایجاد ناامیدی در جامعه خواهد شد. چندی پیش یک کاربر در صفحه فیس‌بوک خود خواهان جمع‌آوری بسیج از مساجد شده بود که هاشمی، استاندار سیستان‌وبلوچستان در جواب اظهارات این کاربر چنین پاسخ داده است: پیشنهادهای مؤثری است در ارتقای رویکرد مردمی و تقویت نهادهای مردم‌محور، البته به تدریج.

آرزوی اوباما را نقش بر آب کرد
اندیشکده بروکینگز نوشته است، شورای نگهبان با ردّ صلاحیت گسترده اصلاح‌طلبان آرزوی اوباما را نقش بر آب کرد.
پایگاه اینترنتی اندیشکده بروکینگز در مقاله‌ای به قلم ریچارد نفیو نوشت، انتخابات مجلس شورای اسلامی ایران دو هفته دیگر برگزار می‌شود و این پرسش در غرب درباره این انتخابات مطرح است که آیا افراد اصلاح‌طلب حامی حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران می‌توانند از توافق هسته‌ای برای تقویت جایگاه سیاسی خود در تهران استفاده کنند؟ برخی می‌گویند، آیا هدف از برجام صرفاً تقویت جایگاه سیاسی این افراد نبوده است؟ آیا توافق هسته‌ای ایران با غرب به قدرت گرفتن میانه‌روها در سیاست‌های این کشور منتهی می‌شود؟ ردّ صلاحیت هزاران نامزد اصلاح‌طلب ایران در انتخابات مجلس، استدلالی منطقی را مطرح می‌کند مبنی بر اینکه نظام ایران فعالانه در تلاش برای جلوگیری از انتقالی است که دولت اوباما و حامیان آنها آرزوی آن را دارند. با وجود این، این باور شایع در دولت اوباما وجود دارد که ایران در نتیجه برجام فوراً به سوئیس تبدیل نمی‌شود.

مسئله شخصی من در آمریکا حل می‌شود!
فائزه هاشمی درباره سفر اخیر خود به آمریکا و حواشی ایجادشده در این زمینه گفت: سفر من به آمریکا یک مسئله کاملاً شخصی بود و رسانه‌ها نباید به این مسائل دامن بزنند. وی در گفت‌وگو با باشگاه خبرنگاران، سفر خود به آمریکا پیش از انتخابات را خالی از هرگونه نگاه سیاسی دانست و گفت: سفر من به آمریکا چنین معنایی ندارد. اکنون اگر کسی بخواهد از آن سوی مرزها دستوری بگیرد، نیازی ندارد به آن کشورها سفر کند؛ چراکه وسایل ارتباطی به قدری پیشرفته شده که دیگر به چنین سفرهایی نیاز نیست. واژه‌هایی مانند نفوذ، مسائلی است که برخی می‌خواهند آن را به جریان اصلاح‌طلبی نسبت دهند، در حالی که اینها توهمی بیش نیست.

عاقبت هبه سعودی!
کمک سه میلیارد دلاری عربستان سعودی به لبنان به دلیل خودداری بیروت از محکوم کردن حمله به سفارت سعودی در تهران، متوقف شد. این کمک بلاعوض در قالب «هبه» از سوی دولت ریاض در دوره پادشاهی ملک عبدالله بن‌عبدالعزیز به لبنان ارائه شده بود. بر اساس این کمک، لبنان می‌توانست با استفاده از کمک سه میلیارد دلاری عربستان سعودی، از آمریکا و فرانسه برای ارتش و نیروهای امنیتی‌اش، سلاح و تجهیزات امنیتی خریداری کند. تاکنون حدود دو میلیارد دلار از این کمک، هزینه و خرج شده و یک میلیارد دلار آن باقی مانده است.

حمله فتنه‌گران به شهدای مدافعان حرم
جریان اصلاحات با اینکه در سال 1388 و در روز قدس با شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» به دنبال زیر سؤال بردن منافع ملی و امنیت ملی مردم و سرزمین ایران بود، این روزها به گونه‌ای دیگر شهدای حرم را هدف مطامع براندازانه خود قرار داده و به دنبال استفاده از تصاویر سرداران و شهدای مدافع حرم است. اخبار حکایت از آن دارد که جریان فتنه و اتاق فکر ضدانقلاب با توجه به محبوبیت سرداران مدافع حرم ولایت، به دنبال سوءاستفاده از تصاویر این پاسداران هستند تا به دروغ بگویند اصلاح‌طلبان پشت کسی قرار می‌گیرند که جنگ را از کشور دور می‌کند؛ در حالی که اگر مسئولان به شعار نه غزه و نه لبنان اصلاح‌طلبان توجه می‌کردند، در حال حاضر باید در خیابان‌های تهران، اصفهان و کرمانشاه با تکفیری‌ها و داعشی‌ها مبارزه می‌کردیم.

درخواست ذلیلانه آمریکا از روسیه
وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) تأکید کرد، از روسیه خواسته است که از هدف قراردادن مناطقی در داخل سوریه که نیروهای ویژه آمریکایی در آنها فعالیت می‌کنند، خودداری کند و فهرست این مناطق را به مسکو داده است. به گزارش الجزیره، «پیتر کوک» سخنگوی پنتاگون گفت: روسیه تاکنون به این درخواست که در چارچوب یادداشت تفاهم امضاشده میان دو طرف برای جلوگیری از هرگونه حوادث میان جنگنده‌های آمریکایی و روسی در حریم هوایی سوریه گنجانده نشده، پایبند بوده است. وی افزود: این مسئله مربوط به نیروهای ویژه ما در میدان نبرد است.

قابل توجه کسانی که خواب آمریکا را می‌بینند
برخی‌ها در سطوح فرهنگی و سیاسی به دنبال کشاندن جوانان به سمت فرهنگ آمریکایی هستند، این در حالی است که این روزها فرهنگ ضدانسانی آمریکا برای خود آمریکایی‌ها هم تحمل‌ناپذیر شده است. روزنامه واشنگتن‌پست در این زمینه گزارشی از ناامنی در آمریکا تهیه کرده است که برای کسانی که هر روز خواب آمریکا را می‌بینند، زنگ هشدار است روزنامه واشنگتن‌پست می‌نویسد: شلیک هر روزه گلوله در واشنگتن‌دی‌سی با استفاده از انواع اسلحه‌های غیرقانونی یک روال عادی در زندگی روزمره در پایتخت آمریکاست. در پایتخت آمریکا تقریباً به موازات تیک‌تیک ساعت گلوله شلیک می‌شود. انواع سلاح‌های غیرقانونی در واشنگتن‌دی‌سی در ارتکاب جرایم مختلف، از جمله تهاجم، معامله مواد مخدر، سرقت، ایذا و تعرض جنسی و البته قتل به کار گرفته می‌شود. هیچ راهی نیست که بتوان تعداد اسلحه‌های غیرقانونی موجود در خانه‌ها، خودروها، مخفیگاه‌ها یا جیب ساکنان واشنگتن‌دی‌سی را مشخص کرد.


یادداشت
محمدرضا فرهادی
 بازیگران تحولات جبهه شمالی سوریه



این روزها جبهه شمالی سوریه ‌و استان‌های حلب و لاذقیه شاهد درگیری بین ارتش و تروریست‌ها از یک سو و کشمکش و رقابت سیاسی بین کشورهای ذی‌نفوذ از سوی دیگر است. پس از آزادسازی دو شهرک شیعه‌نشین نبل و الزهراء و تغییر شرایط میدانی در مناطق شمالی و همچنین شکست جبهه سازش‌کار در مذاکرات سیاسی (ژنو3، وین 2 و نشست مونیخ)، سناریوهای مختلفی از سوی محور سازش‌کار، مانند حمله زمینی، ایجاد منطقه حایل و حمایت مستقیم و بیشتر از تروریست‌ها شروع شده است. با توجه به تحولات رخ داده، لازم است، به بازیگران و منافع آنها در منطقه شمالی نگاهی داشته باشیم.
الف‌ـ بازیگران داخلی
بازیگران داخلی در مناطق شمالی متعدد است، اما به طور خلاصه می‌توان از سه بازیگر مهم نام برد:
ـ ارتش و نیروهای مقاومت: آنچه بیش از همه نمود دارد، حضور ارتش و نیروهای مردمی در مناطق شمالی است. ارتش و نیروهای طرفدار به دنبال آزادسازی مناطق شمالی و خروج تروریست‌های استیجاری هستند.
ـ کردها: بیشتر کردها در مناطق شمالی سوریه ساکن هستند و جمعیت آنها حدود 10 درصد تخمین زده شده است. امروزه، کردها در مناطق شمالی سوریه با همکاری ارتش توانسته‎اند مناطقی را از داعش پس بگیرند و همین امر سبب حملاتی از جانب ترکیه علیه آنها شده است. ترکیه مدعی است، کردها با تصرف مناطق مزبور درصدد تشکیل منطقه (کانتون) کردستان سوریه هستند که وقوع چنین امری می‌تواند بر روی کردهای ترکیه نیز تأثیرگذار باشد. بنابراین، کردها در جایگاه یکی از بازیگران مؤثر در مناطق شمالی ‌در سناریویی گام‌به‌گام به دنبال درگیری با گروه‌های تروریستی و شکست آنها، حضور در مناطق تصرف شده و تشکیل کانتون‌های محلی، تغییر موازنه قوا در این مناطق به نفع خود، مطرح شدن به منزله بازیگر اصلی در منطقه شمالی و معامله با دولت سوریه برای گرفتن امتیازات بیشتر هستند.
ـ تروریست‌ها: تروریست‌ها که به صورت مستقیم مورد حمایت ترکیه و عربستان هستند، سومین بازیگر فعال داخلی در مناطق شمالی به شمار می‌آیند و شامل گروه‌هایی، مانند داعش، جبهه النصره و تعدادی دیگر از گروه‌های تروریستی می‌شوند. آنها در پی تسلط بر مناطق بیشتری از شمال سوریه و تغییر موازنه نظامی به سود خود، دسترسی بیشتر به کشور ترکیه به مثابه یکی از مسیرهای ترانزیت نفت و قاچاق آثار باستانی ‌و همچنین یکی از مسیرهای مهم پشتیبانی و لجستیکی از تروریست‌ها هستند؛ همچنین به دنبال وسعت سرزمینی برای گروه‌های تروریستی هستند.
ب‌ـ بازیگران خارجی
در کنار بازیگران داخلی که به ایفای نقش در مناطق شمالی می‌پردازند، نقش بازیگران خارجی را نمی‎توان نادیده گرفت. در این میان دو محور یا ائتلاف‌ مهم را می‌توان نام برد:
ـ محور ترکیه ـ عربستان: محور مزبور با پشتیبانی مستقیم از تروریست‌ها و فعال کردن گروه‌های نوظهور تکفیری به دنبال اهداف زیر در مناطق شمالی هستند: ۱ـ حمایت تمام‌قد از تروریست‌ها و گروه‌های فعال در مناطق شمالی؛ ۲ـ سرکوب بازیگران فعال داخلی، مانند ارتش‌، نیروهای مردمی و کردها؛ ۳ـ عدم قطع ارتباط گروه‌های تروریستی با مرکز(ترکیه)؛ ۴ـ تغییر موازنه قوا به نفع محور مزبور؛ ۵ـ شکست ائتلاف مقابل به منزله الگو در برابر ائتلاف صوری ضد‌داعش و همچنین ناکار‌آمد جلوه دادن ائتلاف مقابل؛ ۶ـ داشتن دست برتر در مذاکرات سیاسی به دنبال موفقیت در عرصه میدانی.
ـ محور روسیه ـ ایران: در این محور افزون بر روسیه و ایران، گروه‌های مردمی و حزب‌الله لبنان نیز فعالیت دارند. این محور به دنبال چند هدف مهم در مناطق شمالی است: ۱ـ گرفتن مناطق اشغالی برای تغییر موازنه نظامی؛ ۲ـ تثبیت حاکمیت دولت و حکومت قانونی بشار اسد در این مناطق؛ ۳ـ ممانعت از تشکیل منطقه امن یا پرواز ممنوع در شمال این کشور. با توجه به اتفاقاتی که در منطقه جریان داشت، به ویژه تحرکاتی که دولت ترکیه مبنی بر تبدیل گذرگاه‌های مرزی خود به درگاهی برای سرازیر شدن سیل پناه‌جویان سوری به سمت اروپا انجام داد، محور مزبور احساس کرد که این مسئله می‌تواند در نهایت کشورهای غربی را به حمایت از طرح منطقه حایل یا پرواز ممنوع ترکیه در نوار مرزی ترکیه و سوریه ترغیب کند.
آنچه امروزه در جبهه شمالی بیش از همه نمود دارد، حضور دو محور متضاد با بازیگرانی با اهداف و ایدئولوژی‌های مختلف است. پیروزی در عرصه میدانی، عامل مهمی در عرصه سیاسی است و با توجه به در پیش بودن مذاکرات سیاسی در هفته‌های آتی، محور ترکیه ـ عربستان با تشدید عملیات روانی و‌ ادعای حمله زمینی و دست نیافتن به نتایج دلخواه خود در مذاکرات سیاسی، به دنبال کسب امتیازهایی خارج از چارچوب مذاکرات بین‌المللی از محور مقابل خود است.

 

صفحه چهارم

 
 

نگاه دوم به مطبوعات
حسین عبداللهی‌فر  
     تشدید بداخلاقی‌های انتخاباتی به‌دنبال هراس از شکست
 

در این ایام که تبلیغات انتخاباتی از فضای رسانه‌ای به در و دیوار شهرها نیز تسری یافته، هر یک از جریانات سیاسی لیست‌های خود را منتشر کرده و بر رأی دادن لیستی اصرار دارند. آنچه در این میان غیراخلاقی و مشمئزکننده به ‌شمار می‌آید این است که یک جریان سیاسی به دلیل احساس ترس از طرف مقابل به تخریب جریان رقیب خود پرداخته است.
«اعتماد» در همین رابطه «رأی ما نه به اهل افراط است» را از قول رئیس‌جمهوری در تیتر یک روز اول هفته(۲۴/۱۱/) خود قرار داد و در سرمقاله همین روزش با عنوان «اصولگرایان چگونه وارد می‌شوند؟»، نوشت: «در واقع اصولگرایان در میان دوراهی بدی قرار گرفته‌اند. از یک سو مشارکت بالا به نفع کشور و امنیت ایران و نظام است و از سوی دیگر به ضرر لیست آنان است، به طوری که افزایش مشارکت احتمال انتخاب شدن اصولگرایان را به کلی زایل می‌کند و اگر نامزدهای آنان به ویژه از شهر تهران وارد مجلس نشوند ضربه سختی خواهند خورد.»
این روزنامه یک روز بعد(۲۵/۱۱/) «لیست‌های 2 و3 اصولگرایان در راه» را تیتر کرد و نوشت: «سیدمهدی هاشمی و محمدحسن غفوری‌فرد را باید جزو نخستین کاندیداهای اصولگرایان دانست که اعلام کرده‌اند از انتخابات انصراف نمی‌دهند. رفعت بیات یکی دیگر از اصولگرایان است که روز گذشته اعلام کرد، به همراه محمدحسن غفوری‌فرد و حسن سبحانی لیست 30 نفره جداگانه برای انتخابات تهیه خواهد کرد.»
«شرق» هم در همین روز وضعیت اصولگرایان را برزخی توصیف کرد و در ادامه تیتر «اصولگرایان در برزخ فهرست واحد»، نوشت: «حسن غفوری‌فرد از حزب مؤتلفه که در فهرست ائتلاف قرار نگرفته روز پنج‌شنبه گفته بود بسیاری از چهره‌های شاخص از نحوه ائتلاف رضایت ندارند و با وجود امضای میثاق‌نامه بین 180 نفر نامزد تهران که قرار بود بر اساس این میثاق، پس از انتخاب 30 نفر از فهرست ائتلاف انصراف بدهند، در انتخابات خواهند ماند و فهرست‌های دیگری ارائه خواهند شد.»
دوشنبه (۲۶/۱۱/) «آفتاب یزد» گوی سبقت را از دیگر هم‌قطارانش ربود و با قرار دادن عنوان «دست‌شان رو شد» در تیتر اول خود از قول وزیر کشور نوشت: «نهضت ثبت‌نام را به اصولگرایان نسبت داد.»
«ابتکار» نیز در همین روز اقدام به درج گزارشی از آنچه «اختلافات اصولگرایان درباره لیست انتخاباتی» خواند، کرد و در مطلبی با تحت عنوان «لیست‌های موازی اصولگرایی» نوشت: «بعد از ابلاغ لیست انتخاباتی اصولگرایان برای استان تهران اتفاقاتی همچون بروز شکست اتحاد و وحدت اصولگرایان، اختلاف و تنش‌زایی میان اصولگرایان دور از ذهن نبود. به عقیده بسیاری از نقالان سیاسی اصولگرا لیست اصولگرایان لیست منطقی، قابل قبول و رأی‌آوری نخواهد بود.»
«آرمان» هم «آرای خاموش به سمت اصلاح‌طلبان است» را از قول زیباکلام تیتر کرد و در تیتر دیگری با اشاره به اعلام حمایت آیت‌الله یزدی از لاریجانی نوشت: «کیش و مات جبهه پایداری در قم.»
سه‌شنبه(۲۷/۱۱/) «اعتماد» این روند را از تیتر اول خود دنبال کرد و در تخریب اصولگرایان با حروف درشتی نوشت: «مشارکت کنید تا مجلس نهم تکرار نشود.»
چهارشنبه (۲۸/۱۱/)«آرمان» سخنان سخنگوی اصولگرایان را سوژه قرار داد و در ادامه تیتر «واهمه شکست یا نمایش وحدت؟»، نوشت: «سخنگوی شورای ائتلاف اصولگرایان دیروز با بیان اینکه ماندن اصولگرایانی که نام‌شان در فهرست شورای ائتلاف نیست، سبب شکسته شدن آرای اصولگرایان می‌شود، گفت؛ آن اصولگرایانی که در فهرست قرار نگرفته‌اند برای خدا بهتر است انصراف دهند، آنها نباید بی‌جهت رأی بشکنند که بعداً پشیمان بشوند.»
«آفتاب یزد» هم همین موضوع را دستاویز قرار داد و با تیتر کردن «اصولگرایان دست به دامان خدا شدند» نوشت: «بر فرض که اساساً انصراف به زعم آقای حداد خوب باشد! حالا چرا به خاطر خدا؟ آیا این ادبیات انتخاب شده توسط سخنگوی ائتلاف به معنای تقدس بخشیدن به یک تفکر نیست؟»
«آرمان» روند تخریب رقیب را به روز آخر هفته(۹/۱۱/) کشاند و زیر تیتر «پایداری کاسه کوزه اصولگرایان را به هم زد»، نوشت: «حال و هوای اردوگاه اصولگرایان سرد و ابری است، شادی‌های آنها زودگذر و فوری است یعنی اگر صلاحیت کاندیدای رقیب آنها را خوشحال کرده بود، اما این روزها با کاندیداهایی از جریان خود مواجه می‌شوند که علناً آنچه عهد اردوگاه اصولگرایی بود را می‌شکنند و می‌گویند دلیلی برای انصراف به نفع دیگر کاندیداها نمی‌بینند. پس استعفا نمی‌دهند!»
این روزنامه برای شلیک تیر خلاص خود به لیست اصولگرایان آن را لیست وامدار احمدی‌نژاد خواند و در ستون نگاه خود به قلم صادق زیباکلام نوشت: «اصولگرایان هنوز هم حاضر نیستند نسبت خود را با احمدی‌نژاد روشن کنند. برای درک این روابط تنها کافی است به فهرست30 نفره اصولگرایان برای انتخابات تهران نگاه کنید و ببینید که چه تعداد از آنان وامدار احمدی‌نژاد هستند. یا مدیر دولت او بوده‌اند، در حالی که برخی تنها به دلیل تصدی ریاست ستاد انتخاباتی روحانی یا عارف، از صحنه دور شدند تا زمانی که پاسخگویی وجود نداشته باشد. این ادعاها و فرار به جلوها هم وجود خواهد داشت.»
 


رهیافت
علی مرادزاده
    مروری بر پیشینه مجلس خبرگان رهبری
 

همان‌طور که در شماره گذشته گفته شد، مجلس خبرگان رهبری با درایت و آینده‌نگری رهبر و بنیانگذار انقلاب تأسیس شد و چهار دوره درخشان را پشت سر گذاشت که در شماره پیشین دو دوره نخست آن بررسی شد و در این شماره به مهم‌ترین تحولات و رویدادهای دوره سوم و چهارم اشاره می‌شود:
دوره سوم
سومین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری در تاریخ 1/8/1377 برگزار شد. در این انتخابات، بیش از هفده میلیون نفر، یعنی 32/46 درصد واجدان شرایط رأی دادن در انتخابات شرکت کردند. این دوره در تاریخ 4/2/1377 و با قرائت پیام امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) افتتاح شد. خبرگان این دوره در حالی مشغول به کار شدند که فصل نوینی در تاریخ انقلاب اسلامی رقم خورد و فرصت‌ها و چالش‌های تازه‌ای در ایران و جهان بروز کرد و اوضاع جدید و متفاوتی ایجاد شد. آنان مانند دوره‌های گذشته با صدور بیانیه‌های رسمی و اعلام صریح مواضع خویش از مدیریت حکیمانه و مواضع اصولی رهبر معظم انقلاب دفاع و نقش فعال و مؤثری در فضای سیاسی و رسانه‌ای کشور ایفا کردند. خبرگان در این دوره که همزمان با دولت اصلاحات و حاکمیت جریانات لیبرال‌دموکرات بود، مواضعی بسیار ارزنده و حضوری تأثیرگذار در صحنه‌ها و عرصه‌های مختلف از خود بروز دادند که برای نمونه به برخی از آنها اشاره می‌شود:
الف‌ـ اقدامات اساسی مجلس خبرگان
۱ـ نقد صریح، روشن‌بینانه و واقع‌گرایانه بحران‌سازی و شبهه‌افکنی روزنامه‌های زنجیره‌ای و شارلاتانیسم مطبوعاتی در اردوگاه به اصطلاح اصلاح‌طلبان؛ ۲ـ نقد و تقبیح تابوشکنی افراطی‌ها با شعار و رویکرد ساختارشکنی برخی عناصر و جریانات افراطی مدعی اصلاحات که همسو با برخی دولت‌ها و رسانه‌های غربی به فضاسازی مسموم می‌پرداختند؛ ۳ـ تقبیح و نقد آشکار سوءاستفاده از شعارهای اصلاحات، آزادی، مردم‌سالاری، جامعه مدنی و توسعه سیاسی؛ ۴ـ تأکید بر مقابله قاطع با مفاسد سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به تبع مواضع و تدابیر امام خامنه‌ای؛ ۵ـ تأکید بر مقابله با موج گسترده تهاجم و شبیخون فرهنگی و دگردیسی و استحاله سیاسی ـ فرهنگی؛ ۶ـ تأکید بر ضرورت مقابله با فقر و فساد و تبعیض و برخورد با طرح براندازی خاموش و براندازان به‌اصطلاح ملی ـ مذهبی به تبع مواضع روشنگرانه و حکیمانه امام خامنه‌ای.
ب‌ـ تحولات و رخدادهای سرنوشت‌ساز
۱ـ بحران قتل‌های زنجیره‌ای؛ ۲ـ چالش جمهوری‌خواهی و گفتمان دموکراسی‌خواهی اصلاح‌طلبان با الهام از مراکز و مؤسسات غربی؛ ۳ـ دستگیری و محاکمه شهردار تهران (آقای کرباسچی) در ابتدای سال 1378 که کارگزاران سازندگی و اصلاح‌طلبان از وی حمایت همه‌جانبه‌ای می‌کردند؛ ۴ـ شکل‌گیری حادثه کوی دانشگاه تهران در 18 تیرماه 1378 و آشوب‌ها و ناامنی‌های خیابانی که نوعی کودتای سیاسی به شمار می‌رود؛ ۵ـ بحران‌سازی برخی از نمایندگان مجلس ششم و برخی از دولتمردان، نظیر فتنه خروج از حاکمیت، توطئه ساختارشکن تحصن نمایندگان در مجلس، استعفای دسته‌جمعی تعدادی از نمایندگان مجلس و برخی دولتی‌ها؛ ۶ـ رویکرد ورود به داخل اپوزیسیون خارج‌نشین و همگرایی آنها با اپوزیسیون داخلی که با ساختارشکنی، ناسازگاری و نافرمانی مدنی برخی اصلاح‌طلبان با نظام جمهوری اسلامی به طمع افتاده بودند؛ ۷ـ روند رو به افزایش و بی‌ضابطه شبهه‌افکنی به‌ویژه در موارد مشروعیت، وظایف و عملکرد رهبری انقلاب و مجلس خبرگان رهبری و کم‌و‌کیف نظارت بر رهبری و پیگیری نتایج آنها؛
دوره چهارم
انتخابات چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری در روز جمعه 24/9/1385 همزمان با انتخابات شوراهای اسلامی و میان‌دوره‌ای مجلس شورای اسلامی برگزار شد و دوره جدید این مجلس با قرائت پیام امام خامنه‌ای در تاریخ 1/12/1385 افتتاح گردید. خبرگان در چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری به تناسب اوضاع و اقتضائات کشور، نقش بسیار هوشمندانه‌ای ایفا کردند. آنان در کنار رهبری انقلاب در برابر افراطی‌ها و افراطی‌گری سیاسی با بصیرت نافذ ایستادند؛ در مقابله با فتنه‌گران از مواضع و تدابیر امام خامنه‌ای جانانه دفاع کردند و در برابر فشارها و تحریم‌های ظالمانه دشمن مایه قوت قلب نظام و رهبر معظم انقلاب بودند. همچنین، دفاع از پرونده صلح‌آمیز هسته‌ای کشور، دفاع از بیداری اسلامی همسو با مواضع امام خامنه‌ای، ایستادگی در برابر انحرافات و حاشیه‌سازی‌های حلقه انحرافی در دولت دهم، از دیگر اقدامات این دوره مجلس خبرگان است.
تحولات و رخدادهای سرنوشت‌ساز
از دیگر رخدادهای این دوره می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
صدور نامه‌های سرگشاده افراطی‌های سیاسی خطاب به رهبر معظم انقلاب، وقوع فتنه سال 88 که برخی عناصر و گروه‌های سیاسی تسلیم قانون و نتایج انتخابات آزاد و مردمی نشدند و با خروج بر نظام اسلامی و همسو با مثلث شوم نظام سلطه‌گر، یعنی آمریکا، انگلیس و رژیم اشغالگر قدس، فضای آشوب و بحران را به سراسر کشور تحمیل کرده و شیرینی مشارکت سیاسی گسترده را در کام مردم و نظام اسلامی تلخ کردند. تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی یک‌جانبه غرب به‌ویژه آمریکا، فشارهای سیاسی غرب به بهانه دستیابی ایران به انرژی هسته‌ای، بیداری اسلامی در جهان اسلام، مداخلات ظالمانه و ادامه تجاوزطلبی آمریکا در کشورهای اسلامی، به‌ویژه در سوریه و لبنان، پدید آمدن حلقه انحراف در دولت دهم و حاشیه‌سازی‌های فرصت‌سوز و اختلاف‌انگیز.


 تا انتخابات
 از مطالبه‌سازی آمریکایی تا رأی انگلیسی

 جعل و انتشار لیست‌های مشابه
ستاد انتخاباتی اصلاح‌طلبان در تهران، قم و چند شهر دیگر در اطلاعیه‌ای همزمان از هواداران خود خواستند تا مراقب انتشار لیست جعلی به نام این جریان در حوزه انتخابیه‌شان باشند. به گزارش پایگاه خبری «تیک»، در این اطلاعیه تأکید شده است که جناح رقیب برای سردرگم کردن شهروندان در روز رأی به شگردی به نام «‌انتشار لیست‌های موازی و مشابه» روی آورده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که در این دوره «لیستی شدن رقابت انتخاباتی»، جناح‌های مختلف را برآن داشته تا از تبلیغ تک به تک نامزدان خودداری کرده و بر تبلیغ دسته‌جمعی یا همان «لیستی» نامزدان خود سرمایه‌گذاری کنند. این روش در عین داشتن برخی مزایا، اما در صحنه عمل با پاره‌ای مشکلات، پیامدهای منفی و معایب همراه شده است. ماجرای دستکاری جناح رقیب در لیست‌ها برای سردرگم کردن شهروندان از جمله معایب «رقابت فهرست‌ها» است.

هزينه‌های تندروی اصلاح‌طلبان
علی یونسی، مشاور رئیس‌جمهور در امور اقوام، در گفت‌وگویی اظهار داشت: اصلاح‌طلبان هزينه زيادي براي تندروي‌هاي برخي از بخش‌هاي خود پرداخت كرده‌اند. برای نمونه مجلس ششم با اينكه مجلسي قوي بود، اما نبايد براي حاكميت نگراني و تشويش ايجاد مي‌كرد. وارد شدن اين مجلس به برخي مسائل كلي نظام به هيچ وجه به مصلحت نبود. وزیر اطلاعات دولت اصلاحات گفت: در سال ۸۸ نيز اصلاح‌طلبان با نوعي بردباري سياسي می‌توانستند از بسياري از آسيب‌هايي كه نظام و جريان اصلاحات با آن مواجه شد، جلوگيري كنند. وی در بخش دیگری از گفت‌وگویش، با بیان اینکه «اگر تندروي را از جريان اصلاحات حذف كنيم به فردي مانند آقاي روحاني دست پيدا مي‌كنيم»، افزود: ما بر سر اسامي با كسي دعوا نداريم. آقاي روحاني در عمل نشان داده از بسياري از اصلاح‌طلبان، اصلاح‌طلبانه‌تر رفتار مي‌كند.

مفسد اقتصادی رهبر اصلاحات
پرویز سروری، عضو شورای مرکزی جمعیت رهپویان با تأکید بر اینکه دلیل این نقش‌آفرینی این است که یکی از عوامل پشتیبانی اصلاح‌طلبان کارگزاران هستند، خاطرنشان کرد: کرباسچی نیز نقش مهم و محوری در جریان اصلاحات دارد و همچنین طبیعی است که نقشش پررنگ باشد. عضو شورای مرکزی جمعیت رهپویان با بیان اینکه اصلاح‌طلبان بدانند مردم نسبت به کسی که در دادگاه صالحه جمهوری اسلامی محاکمه شده حساسیت دارند، گفت: اگر همان فرد هماهنگ‌کننده اصلاح‌طلبان باشد، تأیید روند تخلف در کشور است و اصلاح‌طلبان با این اقدام نشان می‌دهند محوریت اصلاحات در اختیار کسی است که نسبت به قوانین جمهوری اسلامی دچار تخلف و دادگاهی نیز شده است.

تحلیلی بر اقدام «احمقانه» بی‌بی‌سی
پرویز امینی نوشت: ورود مستقیم دولت انگلیس به مخالفت با آقایان جنتی، یزدی و مصباح، به ضد خود تبدیل خواهد شد؛ چرا که اولا این سه نفر به نمادهای ضد انگلیسی تبدیل خواهند شد و مردم ایران این قدر تنفر از دخالت بیگانگان در امور داخلی خود و تنفر از دولت انگلیس دارند که به عکس خواسته آنها عمل کنند. از سوی دیگر با ترغیب مردم تهران به رأی دادن به فهرست هاشمی، این فهرست را فهرستی انگلیسی‌پسند معرفی کرده و به طور طبیعی عرصه را برای این افراد تنگ کرده است و احتمالاً آنها را به واکنش واخواهد داشت تا از ننگ انگلیسی‌پسند بودن برائت جویند.

مطالبه‌سازی آمریکا برای انتخابات
در آستانه انتخابات مجلس و خبرگان رهبری، وزارت خارجه آمریکا دست به مطالبه‌سازی برای انتخابات زد. وزارت خارجه آمریکا از ایران خواست تا سه نفر از سران فتنه را که در حصر قرار دارند، آزاد کند. حسین جابری انصاری، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان دربــاره بیانیه معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا درباره سران فتنه گفته است: «اینها مسائل داخلی کشورمان است و به کشورهای خارجی ارتباطی ندارد.» گفتنی است این بیانیه شاهدی دیگر بر حمایت خارجیان از این جریان در کشور است.

آثار و پیامدهای رأی انگلیسی در انتخابات خبرگان
سناریوی آمریکایی،-صهیونیستی،-انگلیسی اعمال نفوذ در انتخابات و مهندسی و مدیریت بر افکار عمومی ایرانیان که با تاکتیک در انتخابات خبرگان به چه کسی رأی بدهید و به چه کسی رأی ندهید، آغاز شده است، مرحله اول یک پروژه بسیار خطرناک است. دشمنان در این سناریوی جنگ ادراکی و روانی، حضرات آیات جنتی، یزدی و مصباح در تهران، شاهرودی، علم‌الهدی و سعیدی در مشهد، آملی لاریجانی در مازندران و... را آماج قرار داده‌اند.

مردم آنالیز نکنند فقط رأی بدهند
روزنامه «آرمان» امروز نوشت: «مردم باید به جای آنالیز یک به یک افراد حاضر در لیست ـ که البته در نوع خود نیروهای باانگیزه، متخصص و پایبند به اصلاحات هستند ـ به لیست اصلاح‌طلبان رأی دهند. باید به لیست به عنوان یک کلیت نگریسته شود؛ چرا که این افراد در صورت ورود به مجلس حمایت و مشاوره همه اصلاح‌طلبان را با خود خواهند داشت.

بر سر حرف ۳۰ درصدی نماندند
رسانه‌های اصلاح‌طلب تا همین چند روز پیش بر سر حضور ۳۰ درصدی زنان در لیست ائتلاف سخنان مختلفی منتشر می‌کردند، اما انتشار لیست ائتلاف اصلاح‌طلبان این سهمیه‌بندی و قرار گرفتن هشت زن در لیست سهمیه ۳۰ درصدی را زیر سؤال برد.

شعارهای انتخاباتی لیست اصلاح‌طلبان
تعدادی از نامزدهای لیست ائتلاف اصلاح‌طلبان در تهران، اخیراً و در گردهمایی اصلاح‌طلبان به نوبت پشت تریبون مراسم رفته و مواضع خود را بیان کرده‌اند. در ادامه به محورهای اشاره شده از سوی چند تن از این نامزدهای فهرست ائتلاف دولت و اصلاح‌طلبان که برخی از آنها هم نامزدهای خانم هستند، به روایت پایگاه جماران اشاره می‌‌شود. فریده اولاد قباد: فکّ حصر زندانیان سیاسی. فاطمه سعیدی: همین جا به دولت و مجلس اصلاحات اعلام می‌کنم که همه ما خواستار شکستن حصر هستیم. من آمده‌ام تا بیرق افتاده خانواده شهیدی را که ردّ صلاحیت شده است، به دست گیرم. سهیلا جلودارزاده: آمده‌ام تا حقوق کارگران را ارتقا ببخشم. ابوالفضل سروش: همراهی با دولت جهت اجرای برجام دو. پروانه مافی: ریشه‌کردن فقر و بیکاری! علی مطهری هم گفته است: برای تحقق شعارها از جمله آزادی زندانیان سیاسی، باید به پای صندوق‌های رأی برویم.

اکنون وقت حساب‌کشی است
عباس عبدی، از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب طی مقاله‌ای در روزنامه «اعتماد» با اشاره به تحریم انتخابات مجلس نهم از سوی اصلاح‌طلبان نوشت: «چهار سال پیش در این روزها و ماه‌های پیش از آن چالشی اساسی میان اصلاح‌طلبان در گرفت و یک گروه طرفدار مشارکت در انتخابات مجلس نهم بودند. آنان طرفدار معرفی نامزد و دادن رأی به آنان بودند. یک گروه دیگر با ادعای اینکه این برخلاف هویت اصلاح‌طلبی است و با ادعای اینکه نامزدهای ما را تأیید نمی‌کنند، شرکت نکردند. کسانی که صدای بلندتری داشتند، طرفدار عدم مشارکت بودند...» او در بخش دیگری از یادداشت خود افزود: «اکنون وقت حساب‌‌کشی از آن رفتار است. آن سرمایه‌ای را که خرج نکردند و رأیی را که نداند، اکنون کجا رفته است؟ چه نفعی از آن حاصل شده است؟ هیچ. ولی ضررهایش را همه می‌دانیم.»

 


 دیپلماسی
فرامرز پارسا
 
مروري بر يك ادعا



 تابستان سال 2014، همزمان با اشغال بخش‌هايي از عراق، مانند موصل، الانبار و... به دست گروه‌هاي تروريستي از جمله داعش، يك جمله کلیدی در ادبيات گفتاري سران آمريكا و اروپا به چشم می‌خورد و آن، مسئوليت مسلمانان در مقابله با تروريسم و خطر تكفيري است. افرادي مانند اوباما، رئيس‌جمهور آمریکا و كري، وزير خارجه این کشور، كامرون و هاموند، نخست‌وزير و وزير خارجه انگليس و... از جمله مقامات غربي هستند كه همواره ادعا كرده‌اند كشورهاي اسلامي مسئوليت سنگيني در مبارزه با تفكرات افراطي و تكفيري دارند و بايد براي امنيت جهاني به مسئوليت خود عمل کنند.
اين ادعا در حالي مطرح مي‌شود كه نوع رفتارهاي عملي آنان در قبال مبارزه جهان اسلام با تروريسم و تفكرات تروريستي خلاف ادعاي آنان را نشان مي‌دهد. نمود عيني اين امر را مي‌توان در عملكرد كشورهاي غربي در قبال جمهوري اسلامي ايران مشاهده كرد. ايران كه خود در جمع اولين قربانيان تروريسم است، همواره اقدامات گسترده‌اي در مبارزه با تروريسم انجام داده كه حمايت گسترده و همه‌جانبه از عراق و سوريه و اعزام نيروي مستشاري به اين كشورها با هدف مبارزه با تروريسم، حمايت همه‌جانبه از حزب‌الله لبنان به منزله يكي از پيشگامان مبارزه با تروريسم، حمايت از مقاومت فلسطين در چارچوب مبارزه با رژيم صهيونيستي به مثابه اولين تروريسم دولتي در جهان، نمودي از اقدامات عملي جمهوري اسلامي ايران در عرصه مبارزه با تروريسم بوده است. در كنار اين مسائل باید حضور فعال و همه‌جانبه نيروي دريايي جمهوري اسلامي ايران در آب‌هاي بين‌المللي را براي مبارزه با تروريسم و دزدان دريايي هم افزود كه با تقدير جهاني همراه بوده است.
اما با وجود اینکه ايران در جایگاه كشور اسلامي از هر ظرفيت و تواني براي مبارزه با تروريسم بهره مي‌گيرد و در اين راه نيز شهداي بسياري داده است، نوع واكنش كشورهاي غربي در قبال آن امري تأمل‌برانگیز است. جهانيان در حالي بارها بر نقش سازنده و مؤثر ايران در عرصه مبارزه با تروريسم تأكيد كرده‌اند كه كشورهايي، مانند آمريكا، انگليس و فرانسه مواضعي مغاير با ديدگاه جهاني اتخاذ كرده‌اند. تأكيد بر خروج مستشاري ايران از عراق و سوريه و پايان كمك‌هاي تهران به اين كشورها در حالي است كه به اذعان جهاني، سوريه و عراق در صف اول مبارزه با تروريسم قرار دارند و اگر تروريسم در اين كشورها نابود نشود، به سراسر جهان سرايت خواهد كرد. اعمال فشار بر ايران براي حمايت نکردن از حزب‌الله لبنان و گروه‌هاي مقاومت فلسطيني كه با تروريسم تكفيري و تروريسم دولتي رژيم صهيونيستي در حال مبارزه هستند، فضاسازي منفي عليه ايران در نشست‌هاي جهاني، نظير اقداماتي كه كري، وزير خارجه آمريكا در نشست‌هايي، مانند داووس و امنيتي مونيخ با ادعاي حمايت ايران از تروريسم انجام داد، تنها بخش‌هاي كوچكي از اقدامات ضدايراني سران غرب است. مجموع اين رفتارها در شرایطی كه جهانيان، ايران را اولين و مؤثرترين كشور در مبارزه با تروريسم مي‌دانند، این نكته اساسي را بیان می‌کند که ادعاي سران غرب مبني بر لزوم مبارزه جهان اسلام با تروريسم صرفاً يك بازي تبليغاتي نه براي دادن نقش به جهان در صحنه مبارزه با تروريسم، بلكه براي معرفي جهان اسلام به منزله محور تروريسم و البته پنهان‌سازي نقش خود در ايجاد و گسترش تروريسم است. دروغين بودن ادعاهاي غرب درباره مبارزه با تروريسم با حمايت آمريكا از عربستان و تجاوزات آن به يمن و سوريه آشكارتر مي‌شود. رفتاري كه نشان مي‌دهد، منظور غرب از اسلام نه اسلام ناب، بلكه اسلام انگليسي ـ آمريكايي است كه در قالب وهابيت و فرقه‌هاي انحرافي و ضداسلامي تجلي مي‌يابد.
با توجه به اين حقايق، به خوبي مي‌توان دريافت كه منافع و مواضع ايران و آمريكا در منطقه هرگز در يك مسير قرار نمي‌گيرد؛ چرا كه خواست ايران برقراري ثبات و امنيت در منطقه است و آمريكا به دنبال ايجاد و گسترش اسلام آمريكايي ـ انگليسي، نظير وهابيت و تكفيري‌گري است كه نمود عيني آن حمايت‌هاي گسترده آن از رژيم سعودي است كه به تشديد بحران در منطقه منجر شده است.


اقتصادی
 سعید مهدوی
 کاهش سود سپرده مقدمه کاهش سود تسهیلات


 نرخ سود بانکی از جمله ابزارهای مهم سیاست‌های پولی است که در حرکت نقدینگی و اندازه آن نقش سازنده‌ای دارد. این ابزار که جزئیات و چگونگی آن با تصمیم و تصویب شورای پول و اعتبار مشخص می‌شود، در اختیار بانک مرکزی قرار دارد.
بانکداران رسماًً از زمستان سال گذشته با چراغ سبز شورای پول و اعتبار و بانک مرکزی نرخ سود تسهیلات را افزایش داده و کف سود تسهیلات را ۲۶ درصد تعیین کرده‌اند. این در حالی است که از بهمن سال 1390 تاکنون شورا بسته سیاستی و نظارتی را تغییر نداده و بانکداران براساس همین بسته باید نرخ سود تسهیلات مبادله‌ای را تا سررسید دو سال معادل ۱۴ درصد و برای سررسید بیشتر از دو سال معادل ۱۵ درصد تعیین کنند. همچنین، در نیمه آبان سال جاری مدیران عامل بانک‌های دولتی و خصوصی در نشستی برای کاهش دو درصدی نرخ سود سپرده‌های یکساله بانکی، یعنی از 20 به 18 درصد به توافق رسیدند و مباحث مطرح شده نیز رسانه‌ای شد؛ اما به دلیل پایبند نبودن بانک‌ها در رعایت نرخ‌های قبلی و نبود دستگاه نظارتی قوی برای اجرای سود اعمالی، اختلاف‌نظر پیدا کردند و در نهایت با منتفی کردن کاهش نرخ سود که قرار بود از ابتدای آذرماه امسال اجرایی شود، به زمانی دیگر موکول شد.
حال شورای پول و اعتبار در جلسه 27/11/94، نرخ سود سپرده‌های یکساله را به 18 درصد، نرخ سود تسهیلات عقود مبادله‌ای را به 20 درصد و عقود مشارکتی را به 22 درصد کاهش داد. پیش از این نرخ سود سپرده‌های یکساله 20 درصد، نرخ سود تسهیلات عقود مبادله‌ای 21 درصد و نرخ سود عقود مشارکتی 24 درصد بود. همچنین، شورای پول و اعتبار نرخ سود سه‌ماهه را حداکثر 10 درصد تعیین کرد. در عین حال تصمیمی برای نرخ سود سپرده‌های روزشمار اتخاذ نشده است. در همین زمینه ولی‌الله سیف، رئیس بانک مرکزی از مدیران عامل بانک‌های دولتی، خصوصی و مؤسسات اعتباری خواست تا از روز اول اسفند به نرخ سود سپرده‌ها و تسهیلات توافق شده، پایبند و متعهد باشند و از افتتاح حساب‌های سپرده یکساله بالاتر از 18 درصد و حساب‌های کوتاه‌مدت بالاتر از 10 درصد خودداری کنند.
هرچند که این تصمیم‌گیری و اجماع باید زودتر از اینها شکل می‌گرفت، اما می‌تواند در این برهه که تولید در رکود شدید به سر می‌برد، مفید واقع شود؛ زیرا مؤسسات مالی و اعتباری موجود در اقتصاد با پرداخت سودهای گزاف مسلماً سپرده‌گذاران بانک‌ها را به سمت و سوی خود می‌کشند و ممکن است بسیاری از سپرده‌ها به سبب سودجویی این‌گونه مؤسسات پولی و اعتباری اتلاف شود که این خود مشکل بانک مرکزی را افزون کرده و چرخه مراودات پولی و بانکی را با چالش روبه‌رو می‌کند.
زمانی که سود بانکی بالاست، دلیلی برای سرمایه‌گذاری در بخش‌های تولیدی و صنعتی کشور وجود ندارد و افراد پول‌های خود را در بانک‌ها می‌گذارند و بدون هیچ زحمتی ماهیانه سود آن را دریافت می‌کنند. درآمد مطمئن سود بانکی بدون مالیات، عوارض، تعزیرات و زحمت، رقابت تولید و سرمایه‌گذاری‌ را به شدت کاهش می‌دهد. باید این نکته را مد نظر داشت که کاهش نرخ سود بانکی، مقدمه حرکت نقدینگی به سمت تولید و فعالیت‌های مولد اقتصادی است و در آینده نزدیک با کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی و هدفمند کردن تسهیلات اعطایی در نظام بانکی این اقدامات تکمیل می‌شود. از طرفی دیگر، شكوفايي بخش‌هاي توليدي و صنعتي، مستلزم ايجاد بسترهايي، چون پايين بودن تورم، بهبود فضاي كسب‌وكار، کاهش سود تسهیلات، افزايش انگيزه سرمايه‌گذاري و... است و بدون فراهم كردن اين بسترها نمي‌توان صرفاً با كاهش نرخ سود به اين اهداف دست يافت.
 

 

صفحه پنجم

 
 

پنجره
قاسم غفوري
یمن و بازگشت به مسیر بیداری اسلامی‌
 

16 فوریه سال 2011 روزی مهم برای ملت یمن است. روزی که در آن ملت یمن قیامی ‌سراسری را علیه سه دهه حاکمیت علی‌عبدالله صالح آغاز کردند. سرانجام پس از ماه‌ها صالح از مسند قدرت کناره‌گیری کرد و منصور‌هادی معاونش به طورموقت جانشین او شد. بر اساس توافقات صورت گرفته وی قرار بود طی دو سال زمینه را برای انتخابات پارلمانی و سپس ریاست جمهوری فراهم آورد، حال آنکه وی هرگز اقداماتی را صورت نداده و در مسیری مغایر با مطالبات مردمی ‌گام برداشته است.
نکته قابل توجه در قیام مردم یمن تفاوت بارز آن با حرکت‌های مردمی‌ در کشورهایی مانند مصر، تونس و لیبی بود. این تفاوت عدم سكون قیام مردم و احیای دوباره قیام در ابعادی گسترده‌تر و انقلابی‌تر بود. در سپتامبر 2014 مردم یمن تحصن‌های خیابانی گسترده‌ای را در صنعا بر پا کردند که هفته‌ها به طول انجامید. دور جدید انقلاب مردم یمن ویژگی‌های خاصی داشته که از آن جمله تأکید مردم بر پایان استبداد و سلطه‌گری منصور عبدربه و آزادی یمن از سلطه‌گری آمریکا و سعودی و نیز اعتماد سراسری یمنی‌ها از مردم و گروه‌های سیاسی گرفته تا ارتش به انصارالله برای هدایت انقلاب بوده است. ایستادگی مردم یمن در نهایت به امضای توافقنامه صلح و همکاری میان تمام گروه‌های سیاسی و منصور‌هادی منجر شد. بر اساس این توافق دولت حق تصمیم‌گیری یک‌جانبه را نداشته و باید با مشورت همگان اقدام می‌کرد. اجرای مقدمات برای برگزاری انتخابات پارلمانی و تدوین قانون اساسی جدید برای ایجاد ساختار سیاسی منسجم و فراگیر در کنار مقابله با دخالت‌های خارجی در امور یمن از دیگر بندهای توافق مذکور بود. این روند تا اوایل سال 2015 محقق شد انقلاب مردم یمن در حالی به سمت ثمر دادن و تبدیل شدن به الگویی برای سایر کشورهای عربی پیش می‌رفت که دشمنان ملت یمن در قالب ائتلاف سعودی و آمریکایی برای برهم زدن موازنه در یمن برنامه‌ریزی می‌کردند.
مرحله اول تحرکات دشمنان یمن در قالب تحرکات مغایر با توافق صلح و مشارکت عبدربه بدون اجرا بود که بر اساس آن بدون مشورت سایر گروه‌ها قانون تقسیمات کشوری را به پارلمان ارائه کرد؛ طرحی که عملاً یمن را به شش منطقه تجزیه می‌‌کرد، در حالی که برخی از مناطق نظیر صعده از حداقل امکانات حتی آب آشامیدنی نیز محروم شده بودند. مرحله دوم طرح فرار وی به عدن بود، در حالی که پیش از آن استعفای خود را به پارلمان ارائه کرده بود. وی در عدن سیاست تجزیه کشور به دو بخش را در پیش گرفت و حتی برخی از کشورها مانند عربستان، قطر، امارات سفارتخانه خود را از صنعا به عدن منتقل کردند. این طراحی با بیداری گروه‌های یمنی و از جمله مردم عدن با برپایی تظاهرات علیه عبدربه و فراری دادن وی به عربستان ناکام ماند. در نهایت طرح‌هایی مانند مصوبه شورای همکاری خلیج‌فارس و سپس شورای امنیت با ادعای راهکار سیاسی ارائه شد که همه آنها را حذف حقوق ملت یمن و سلطه سعودی ـ آمریکایی بر یمن تشکیل می‌داد.
مرحله نهایی اجرا شده علیه یمن را حملات نظامی ‌گسترده ائتلاف آمریکایی ـ سعودی با همراهی برخی از کشورهای عربی و غربی، به‌ویژه فرانسه و انگلیس تشکیل داد، در حالی که همزمان از گروه‌های تروریستی القاعده به‌مثابه پیاده‌نظام علیه یمنی استفاده شد. آوردن مزدورانی از کلمبیا و بلک‌واترها تکمیل‌کننده این طراحی بوده است. نکته بسیار مهم در تحولات یمن اعتماد گسترده مردم و ارتش یمن به انصارالله است، چنانکه همگان به انصارالله برای مقابله با توطئه‌های نظامی ‌و سیاسی سعودی وکالت دادند.
این روزها در حالی انقلاب مردم یمن وارد ششمین سال خود شده که جمع‌بندی تحولات این کشور را در دو حوزه می‌توان دسته‌بندی کرد؛ حوزه نخست جنایات گسترده ائتلاف سعودی ـ آمریکایی است که در طول 11 ماه اخیر سرزمینی از کشتار و ویرانی ایجاد کرده‌اند، چنانکه نهادهای حقوق بشر بارها درباره نسل‌کشی در یمن هشدار داده‌اند. حوزه دوم، ایستادگی و مقاومت ملت یمن است که با وحدت سراسری در قالب ارتش و کمیته‌های مردمی ‌به مقابله با متجاوزان می‌پردازند. آنچه سعودی و آمریکا را به شدت هراسان کرده، الگو شدن مقاومت و ایستادگی ملت یمن در برابر سلطه‌گران است. به همین دلیل نیز آنان در بازی تبلیغاتی پروژه دخالت نظامی ‌سعودی در سوریه با ادعای مبارزه با تروریسم را در پیش گرفتند تا در کنار پنهان‌سازی ایستادگی ملت یمن در برابر متجازوان کشتار مردم یمن را در لوای نام مبارزه سراسری با تروریسم توجیه کنند، حال آنکه ایستادگی و مقاومت سراسری یمنی‌ها و سوری‌ها در برابر متجاوزان تحقق این حربه را نیز با ابهامات بسیاری همراه ساخته و حتی بسیاری از ناظران سیاسی بر شکست این طراحی تأکید دارند.


فراسو
رضا اشرفی

 اختلاف‌افكني تسليحاتي آمريكا در شبه قاره
 

هند و پاكستان دو رقيب سنتي هستند كه از زمان استقلال و جدايي هنوز نتوانسته‌اند راه ميانه‌اي را براي حل‌و‌فصل اختلافات خود پيدا كنند. عمده تلاش‌هاي منطقه‌اي و تسليحاتي ‌اين دو كشور، نه برد بين‌المللي چنداني دارد و نه كشور خاصي را در نظام بين‌الملل تهديد مي‌كند، بلكه عمده تقابل‌ها و رقابت‌هاي ميان هند و پاكستان بين خودشان است و دشمني و تخاصم هويتي آنها از زمان استقلال آغاز شده است.
مهم‌ترين و تأثيرگذارترين سلاحي كه هر دو كشور دارند، تسليحات هسته‌اي است؛ اما ‌اين سلاح راهبردی بيش از هرچیز براي به هراس افكندن رقيب ساخته شده است تا بازدارندگي را در برابر يكديگر اعمال كنند. ‌اين دو كشور در ميان خود جنگ سرد مداومي‌ دارند كه در برخي موارد به زد‌و‌خوردهاي گذراي مرزي هم تبديل مي‌شود. بر همين اساس، براي‌شان بسيار مهم است كه كشورهاي قدرتمند منطقه‌اي و بين‌المللي از كدام‌ يك دفاع و حمايت مي‌كنند. بنابراين، به طور جدی مراقب ائتلاف‌سازي‌هاي رقيب هستند و آن را رصد مي‌كنند.
از ‌اين منظر، براي هند و پاكستان بسيار اهميت دارد كه كشورهايي، ‌چون آمريكا يا برخي از كشورهاي اروپايي در نظام بين‌الملل و همچنين قدرت‌هاي منطقه‌اي، مانند چين و روسيه از كدام يك پشتيباني مي‌كنند و ‌اين تقابل مداوم را از چه منظري مي‌نگرند.
مسئله بنيادي ‌اين است كه حوزه جغرافيايي و موقعيت مكاني هر دو كشور از اهميت راهبردی برخوردار است. از يك‌سو كشوري، همچون پاكستان همسايه افغانستان است كه غرب به سرکردگی آمريكا بيش از يك دهه است كه در آن نيروي نظامي ‌پياده كرده و خواهان استقرار استراتژيك در ‌اين منطقه است و از سوي ديگر از سمت شرق متصل به آسياي ميانه در خارج نزديك روسيه، درياي عمان و حوزه جنوبي است. همچنين شبه قاره در موقعيتي قرار دارد كه متصل به چين است و از ‌اين زاويه مناطق شرق آسيا و آسيا پاسيفيك نيز مورد نظر است.‌ اين در حالي است كه طي سال‌هاي اخير دو كشور روسيه و چين به شدت در حال قدرت‌گيري مضاعف هستند و خود را در مباني تصميم‌گيري نظام بين‌الملل بيشتر تثبيت مي‌كنند.
بنابراين، شبه قاره از ‌اين منظر كه دو حوزه مهم قدرت جهاني را به هم متصل مي‌كند، اهميت بسیاری دارد؛ اما در‌اين ميان آمريكا سعي دارد تا حد امكان هر دو كشور هند و پاكستان را به بازي بگيرد تا در مواقع لازم از آنها بهره‌هاي لازم را ببرد. طي سال‌هاي گذشته، واشنگتن همواره با پاكستان چالش داشت و حتي به طور مداوم بخش‌هايي از حوزه مرزي و داخلي ‌اين كشور را مورد هدف قرار مي‌داد. طي ‌اين مدت، كشته شدن غيرنظاميان و همچنين تجاوز به خاك پاكستان مورد اعتراض اسلام‌آباد قرار مي‌گرفت؛ اما ‌اين سياست مورد حمايت هند بود. ميزان فاصله‌گيري آمريكا از پاكستان و نزديك شدن به هند تا اندازه‌اي بود كه باراك اوباما در يكي از سفرهاي خود آشکارا از حضور دهلي نو در شوراي امنيت سازمان ملل دفاع كرد. طبيعي است كه ‌اين پيشنهاد براي تحت فشار قرار دادن رقيب بزرگي به نام چين بود؛ با وجود‌ اين پاكستان از معترضان اصلي ‌اين پيشنهاد بود.
بايد يادآور شد كه هر دو كشور هند و پاكستان در سازمان همكاري‌هاي شانگ‌هاي عضو ناظر هستند. به ‌اين معنا كه روسيه و چين نيز نسبت به عملكرد امريكا در قبال ‌اين دو كشور حساس بوده و خواهان جذب هر دو هستند.
چرخش‌هاي جديد هند و همچنين ناتواني آمريكا در به كنترل درآوردن رفتارها و رويكردهاي هند سبب شده است تا آمريكا به تازگی و بار ديگر به سمت پاكستان گرايش پيدا كند تا هشدار لازم را به هند داده باشد. فروش اف 16‌هاي آمريكا به پاكستان با ارزش 700 ميليون دلار، سبب بروز اعتراض‌هاي علني هند شده است؛ به گونه‌اي كه هفته گذشته دهلي نو سفير واشنگتن را احضار كرد.‌ اين رويكرد كه اختلاف‌افكني جديد دو همسايه در شبه قاره را نشان می‌دهد، مسابقه تسليحاتي را در ‌اين منطقه افزايش خواهد داد. بر همين اساس، هند سعي دارد‌ دست به خريد‌هاي جديدي بزند كه به طبع گزينه اول آن روسيه و چين است؛ اما‌ آيا اين تقابل براي منطقه شبه قاره و همچنين رقباي موجود امنيت را به همراه خواهد آورد يا ‌اينكه چالش‌هاي امنيتي جديدي را به دنبال دارد؟ ناگفته پيداست كه آمريكا در ‌اين ميدان با افزايش اختلاف‌افكني به دنبال تحكيم جايگاه خود است تا گام‌هاي بعدي فشار به رقبا را بردارد.


رخنه
عبدالله عبادی
نفوذ رژیم صهیونیستی در جهان اسلام
حضور در اوگاندا برای تجزیه سودان
 

اوگاندا در شرق آفریقا و در همسایگی سودان از شمال‌، کنگو از غرب‌، رواندا ‌و تانزانیا از جنوب و کنیا از شرق قرار دارد. این کشور به دور از دریای آزاد بوده و خط استوا از آن می‌گذرد.
آغاز روابط
آغاز روابط اوگاندا و رژیم صهیونیستی به سال‌1962 بازمی‌گردد، در این سال میلتون اوبوتو، رئیس‌جمهور وقت اوگاندا وارد سرزمین‌های اشغالی شد و با مقامات این کشور دیدار و گفت‌و‌گو کرد. ‌طی دهه‌1960 همکاری‌های دو طرف بیشتر در زمینه آموزش و همکاری‌های دوجانبه بود‌، در این زمان صد‌ها دانشجوی اوگاندایی به منظور آموزش در زمینه‌های پزشکی و کشاورزی به سرزمین‌های اشغالی اعزام شدند و تحت نظر کارشناسان صهیونیسم آموزش دیدند. با توسعه روابط در تمامی زمینه‌ها لوی اشکول، نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی در سال 1966 عازم اوگاندا شد. وی در این سفر با میلتون اوبوتو و سایر مقامات عالی‌رتبه اوگاندا دیدار و گفت‌و‌گو کرد‌، اوبوتو در دیدار با اشکول ضمن تشکر از کمک‌های رژیم صهیونیستی به کشورش گفت‌: اسرائیل [رژیم صهیونیستی] نقش مهمی در توسعه و پیشرفت اوگاندا دارد‌.
در دوران عیدی امین شاهد حضور پر‌رنگ رژیم صهیونیستی در زمینه‌های سیاسی‌، اقتصادی و نظامی در اوگاندا هستیم‌، در این زمان روابط نظامی دو طرف مستحکم‌تر از پیش شده و حدود 100 مستشار و کارشناس نظامی صهیونیست برای آموزش ارتش اوگاندا به طور دائم در این کشور به سر می‌بردند‌. در جولای‌1971 عیدی امین در اولین سفر خارجی خود وارد تل‌آویو شد‌. وی در این سفر با ابا آبان وزیر خارجه، موشه دایان وزیر دفاع و سایر مقامات عالی‌رتبه صهیونیست ملاقات کرد‌. او در دیدار با گلدا مایر نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی خواستار تقویت هرچه بیشتر روابط کشورش با این رژیم شد.
پس از شکست اعراب از رژیم اشغالگر قدس در جنگ یوم کیپور، جمال عبدالناصر از کشورهای آفریقایی درخواست کرد تا روابط‌شان را با رژیم صهیونیستی قطع کنند. اوگاندا نیز از جمله کشورهایی بود که رابطه خود را با رژیم صهیونیستی قطع کرد‌.
از سرگیری روابط
قطع شدن روابط رژیم صهیونیستی و اوگاندا 22 سال به طول انجامید تا اینکه در سال 1994 یوری موسوینی، رئیس‌جمهور اوگاندا مجدداً این ارتباط را برقرار کرد‌. موسوینی در سال 1986 به قدرت رسید‌، هرچند وی در ابتدا ژست‌های ضد‌غربی می‌گرفت؛ اما بروز مشکلات اقتصادی فراوان سبب شد تا وی به سوی غرب کشیده شود‌. موسوینی معتقد بود تا زمانی که فلسطینی‌ها به شکل ملتی آواره در سطح بین‌الملل شناخته شده باشند‌، از برقراری رابطه با رژیم صهیونیستی خودداری خواهد کرد، اما پس از امضای قرارداد اسلو در سال 1993 وی از مواضع خود عقب نشست و در نهایت در 29 جولای 1994 با امضای یک موافقت‌نامه سیاسی‌، روابط رژیم صهیونیستی و اوگاندا را تجدید کرد‌.
روابط نظامی
در سال 2003 با توصیه «‌آموس گولان‌» موسوینی برای خرید سلاح و تجهیزات عازم تل‌آویو شد. آموس گولان، سرهنگ بازنشسته موساد است که در بسیاری از عملیات‌های موساد شرکت داشته و طراح و مخترع سلاح «کرنر شات» (CORNER SHOT) است. سلاح کرنر شات در سال 2003 به دست وزارت دفاع رژیم صهیونیستی ساخته شد و در حال حاضر چهار نوع آن در اختیار ارتش رژیم صهیونیستی است. سبکی و دقت بالای آن در تیر‌اندازی سبب شده تا مزدوران رژیم صهیونیستی در بسیاری از عملیات‌های خود از این سلاح استفاده کنند. موسوینی در این سفر از مراکز ساخت سلاح و تجهیزات در سرزمین‌های اشغالی دیدن کرد و حتی یک نمایش هوایی نیز به افتخار وی به وسیله هواپیماهای بدون سرنشین ترتیب داده شد. در این سفر تعدادی موافقت‌نامه در زمینه خرید سلاح و مهمات به امضای مقامات دو طرف رسید‌‌.
هدف رژیم صهیونیستی از برقراری روابط با اوگاندا به دو عامل محدود می‌شود؛ اول نفوذ در این کشور برای کسب منافع سیاسی و اقتصادی و هدف دوم فشار بر سودان و تجزیه این کشور بود. رژیم صهیونیستی همواره از وجود سودان قدرتمند در شرق آفریقا نگران بود و برای جلوگیری از رشد و گسترش نفوذ این کشور با عرضه کمک‌های تسلیحاتی و اطلاعاتی به شورشیان جنوب و سایر مخالفان دولت البشیر‌، تلاش می‌کرد‌. کمک‌های رژیم صهیونیستی به شورشیان جنوب از اواخر سال 1990 شروع شد‌، در این دوره سازمان‌های صهیونیستی بر افزایش کمک‌های پشتیبانی و نظامی به شورشیان تمرکز کردند که در نتیجه آن ارسال سلاح به نیروهای ژنرال گارانگ از طریق اوگاندا و کنیا افزایش یافت‌. سپس با توصیه مقامات رژیم صهیونیستی دولت اوگاندا برای آموزش شورشیان طرفدار گارانگ اقدام به ایجاد یک پایگاه در مرز با سودان کرد. این پایگاه به مرکز شورشیان سودان تبدیل شد و در آنجا ضمن آموزش به وسیله اعضای موساد، به تقویت و بازپروری نیروهای خود می‌پرداختند‌، علاوه بر این، دولت اوگاندا ‌به گارانگ و تعدادی از رهبران شورشی گذرنامه اوگاندایی‌ داد تا در تردد‌های خود به این کشور و سایر کشورهای منطقه دچار مشکل نشوند. همچنین، چند واحد آپارتمان نیز در اختیار خانواده‌های آنان قرار گرفت تا در امنیت کامل به سر برند. علاوه بر همه اینها اوگاندا میزبان نشست‌های اپوزیسیون دولت سودان بود و از مخالفان سیاسی این کشور نیز حمایت می‌کرد‌، این اقدامات در نهایت سبب شد سودان که بزرگ‌ترین کشور جهان اسلام و یکی از محورهای مقاومت محسوب می‌شد در سال 2010 پس از یک انتخابات فرمایشی تجزیه شده و به دو کشور تقسیم شود. البته، رژیم صهیونیستی همچنان پروژه سودان را در دستور کار دارد و قصد دارد این بار دارفور را به سرنوشت جنوب مبتلا کند‌.
 


 هویت
 


انگلیس: جاسوسي دولت از تلفن‌ها و رایانه‌های شخصی
بر اساس حکم دادگاه عالی انگلستان، نفوذ سرویس‌های امنیتی این کشور به تلفن‌ها و رایانه‌های کاربران داخلی و خارجی، از ضمانت قانونی برخوردار است.
یک دادگاه عالی انگلیس پس از جلسه‌ای امنیتی اعلام کرد نیروهای امنیتی این کشور مجاز هستند رایانه‌ها، شبکه‌ها و تلفن‌های کاربران داخلی و خارجی را هک کنند. این مسئله برای اولین‌بار در سال 2015 در دادگاهی در انگلیس مطرح شده بود و این اولین‌بار بود که سازمان اطلاعات داخلی انگلیس تأیید کرد، داخل انگلیس و خارج از این کشور، سیستم‌های اشخاص را هک و به آنها نفوذ می‌کند. اما پیش از آن، سیاست انگلیس این‌‌طور بود که این‌گونه اقدامات را نه تأیید و نه رد می‌کرد. این مجوز به سرویس‌های امنیتی انگلستان این امکان را می‌دهد تا اشخاص یا تجهیزات ارتباطی را هک کرده و به هر آنچه رد و بدل می‌شود دسترسی داشته باشند.
فرانسه: تخریب اردوگاه پناه‌جويان
فرانسه از جمله كشورهاي اروپايي است كه ادعاي حقوق بشر دارد، حال آنكه روند تحولات داخلي اين كشور اموري مغاير با اين ادعا را نشان می‌دهد، چنانكه با تشدید بحران آوارگان در اروپا و افزایش خطر حملات تروریستی در فرانسه، مسئولان این کشور دستور دادند محله معروف به جنگل در کاله فرانسه که اردوگاه محل زندگی آوارگان است، با بولدوزر تخریب شود. در حالي بحران‌ پناه‌جويان هر روز ابعاد گسترده‌تري به خود مي‌گيرد كه دولتمردان فرانسه رسماً به مخالفت با اجراي تعهدات بين‌المللي اروپا در قبال پناه‌جويان مي‌پردازند. نهادهاي حقوق بشري و سازمان عفو بين‌الملل بارها درباره اقدامات غيرانساني فرانسه در قبال پناه‌جويان هشدار داده‌ و خواستار تغيير رفتار سران پاريس شده‌اند. مبارزه با تروريسم و امور امنيتي بهانه فرانسه براي سركوب و اخراج پناه‌جويان شده كه به اعتقاد نهادهاي حقوق بشري صرفاً توجيهي براي رفتارهاي غير‌انساني و غيراخلاقي پاريس عليه پناه‌جويان است.
آلمان: افزایش روزافزون شکاف بین فقیر و غنی
تبعيض‌هاي اجتماعي و اقتصادي از جمله اموري است كه نهادهاي حقوق بشر در قبال آلمان مطرح و آن را رويه‌اي مغاير با حقوق شهروندي عنوان داشته‌اند. بر اساس گزارش روزنامه «پاسایر نویه پرسه» دارایی‌ها در آلمان به صورت روزافزون نابرابر تقسیم می‌شود. 10 درصد خانوارهای آلمانی از بیش از ۹/۵۱ درصد درآمد خالص کشور برخوردار بودند. این در حالی است که در سال 1998، ۱/۴۵ درصد درآمد خالص در اختیار این اقشار بود. بر اساس این گزارش حدود پنجاه درصد خانوارهای آلمانی حدود یک درصد از دارایی‌های خالص در آلمان را در اختیار داشتند، این در حالی است که در سال 1998، ۹/۲ درصد دارایی‌های خالص در اختیار این اقشار بود.
آمريكا: وضعیت اسفبار زندانیان
دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی اعلام کرد: هم اکنون بیش از ۳۷/۲ میلیون نفر در 5100 زندان فدرال آمریکا نگهداری می‌شوند. هر سال حدود 12 میلیون نفر در سیستم زندان‌های آمریکا چرخش دارند. مجازات‌های اجباری و زندان‌های بیش از حد طولانی از عوامل مهم زیاد شدن جمعیت زندانیان در آمریکا به شمار می‌رود. البته، وضعیت زندان‌های آمریکا نیز به بهبود نیاز دارد. این مسئله موجب شده تا کنگره تاکنون چند لایحه برای اصلاح وضعیت زندان‌ها ارائه کند، ولی هنوز هیچ یک از این لوایح به قانون تبدیل نشده است. آمریکا بالاترین جمعیت زندانیان در جهان را در اختیار دارد. دادگاه‌های آمریکا در 31 ایالت طی سال گذشته همچنان مجازات مرگ را با استفاده از تزریق داروی کشنده ادامه داده‌اند. این مسئله در شرایطی است که اختلافات زیادی بر سر استفاده از داروی کشنده برای اعدام زندانیان وجود دارد. تلاش‌های زیادی صورت گرفته است تا به استفاده از سلول انفرادی در زندان‌های آمریکا پایان داده شود، ولی بر اساس گزارش دیده‌بان حقوق‌بشر هم اکنون حدود 100 هزار نفر در آمریکا در سلول‌های انفرادی به سر می‌برند.


کند و کاو
 

«برجام»، توافق هسته‌اي است نه فرصتي براي تجارت
خبرگزاري فارس: سناتور ارشد دموکرات آمريکا در يادداشتي در روزنامه انگليسي گاردين خطاب به کشورهاي اروپايي نوشت: برجام قراردادي براي محدود کردن برنامه هسته‌اي ايران است، نه فرصتي براي تجارت با اين کشور، «کريس کونز» نوشت: «در حالي که همه توافق‌هاي تجاري با ايران، في‌نفسه خطرناک نيستند، نگراني روزافزون من از اين است که در برخي برهه‌ها، توافق هسته‌اي بيش از آنکه توافقي براي ممانعت از ساخت سلاح‌هاي هسته‌اي ديده شود، فرصتي براي تجارت با ايران دانسته شود. اشتياق تعدادي از کشورها براي استقبال اقتصادي از ايران نبايد ما را از هدف‌مان براي پايبند نگه داشتن ايران به اجراي تعهداتش براي محدود کردن برنامه هسته‌اي‌اش دور کند.»
توافق هسته‌اي براي ايالت‌هاي آمريکا الزام‌آور نيست
خبرگزاري تسنيم: نماينده ايالت فلوريدا در مجلس نمايندگان آمريکا با بيان اينکه توافق هسته‌اي براي ايالت‌هاي اين کشور الزام‌آور نيست، گفت اميدوار است مقامات ايالتي از رسيدن ميلياردها دلار سرمايه‌هاي ايران به اين کشور جلوگيري کنند. «رون دسانتيس» منتخب جمهوري‌خواهان فلوريدا در مجلس نمايندگان آمريکا در مصاحبه با «ديلي سيگنال» تأکيد کرد: توافق هسته‌اي توافقي ميان ايران و باراک اوباما رئيس‌جمهور کنوني آمريکا است و دولت بعدي آمريکا به محض روي کار آمدن بايد در توافق تجديدنظر کند. دسانتيس تمام شدن داستان مذاکرات با ايران براي حل مناقشه هسته‌اي را زير سؤال برد و گفت: «به نظر من توافق با ايران، يک مسئله تمام‌شده نيست چون همچنان مي‌بينيم که ايران رفتارش را تغيير نداده است.»
جان کري: هنوز با ايران اختلافات زيادي داريم
خبرگزاري باشگاه خبرنگاران جوان: جان كري، وزير خارجه آمريکا درباره روابط ايران و آمريکا پس از توافق هسته‌اي گفت: گمانه‌زني‌های زيادي در اين‌باره مطرح مي‌شود. ما صريحاً گفتيم توافقي که با ايران صورت گرفت درباره منطقه، جنگ در سوريه و ديگر مسائل نيست؛ بلکه درباره تسليحات هسته‌اي بود و همان‌طور که شما مي‌دانيد ما اختلافاتي با ايران درباره مسائل مختلف داريم. هيچ تفاهمي وجود ندارد. ما مايليم ايران مانند کشوري عادي رفتار کند و بخشي از جامعه ملل باشد و به قوانين و استاندارد‌هاي بين‌المللي عمل کند که معناي آن توقف دخالت در امور کشورهاي ديگر است.
ترامپ: ايراني‌ها مذاکره‌کنندگاني بزرگ هستند
خبرگزاري ايرنا: «دونالد ترامپ» يکي از نامزدها براي انتخابات رياست‌جمهوري آمريکا گفت که ايراني‌ها مذاکره‌کنندگاني بزرگ هستند. دونالد ترامپ، با بيان اين ادعا که ايران با توافق هسته‌اي به ۱۵۰ ميليارد دلار پول دست‌يافته است، گفت: در حالي که ايران به اين رقم دست پيدا کرده، چيزي عايد آمريکا نشده است. ترامپ سپس با بيان اينکه «آنها (ايراني‌ها) دارند به ما مي‌خندند»، گفت: «آنها مذاکره‌کنندگان بزرگي هستند. آنها پارس هستند. ما وحشتناکيم.» دونالد ترامپ به اقدام ايران در دستگيري ملوان‌هاي آمريکايي و گذاشتن اسلحه بر روي سر آنان، در حالي که دست‌هاي آنها بالا بوده اشاره کرد و آن را نتيجه مماشات در برابر ايران در مذاکرات هسته‌اي دانست.
بازگشت‌پذيري تحريم‌ها، اهرم فشار بر ايران است
خبرگزاري مهر: نماينده آمريکا در سازمان ملل متحد مي‌گويد بند بازگشت‌پذيري تحريم‌ها در توافق هسته‌اي ايران و گروه ۱+۵ اهرم فشار بر تهران، در صورت گشايش نسبي در اقتصاد اين کشور خواهد بود. «سامانتا پاور»، نماينده آمريکا در سازمان ملل متحد، در يک سخنراني در سرزمين‌هاي اشغالي گفت: تحريم‌ها ايران را پاي ميز مذاکره آورد. اين ديپلمات آمريکايي در اين سخنراني که در يک دانشگاه آمريکايي در شهرک «ايون يهودا»، در شمال فلسطين اشغالي انجام شد، همچنين مدعي شد: تحريم‌ها عامل ماندن دولت ايران در ميز مذاکرات تا زمان حصول توافق هسته‌اي بوده است.
 

 

صفحه ششم

 
 

تحلیل یک
مهدي سعيدي
   صبح صادق راهبرد مقابله با نقشه انتخاباتی دشمن را بررسی می‌کند
 مشارکت حداکثری و اعتماد به فهرست انقلابی
 

 رقابت گفتمانی
قطار انتخابات به ايستگاه پاياني رسيده است و همه چشم‌ها منتظر است تا ملت منتخب خود را برگزیده و آنها را براي مدت چهار سال رهسپار بهارستان کنند. ديگر بازيگران صحنه انتخابات اعم از مسئولان اجرايي، مسئولان نظارتي، گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي کشور، نامزدهاي انتخاباتي، رهبري، علما و نخبگان و بزرگان و راهنمايان ملت، همگي نقش و وظايف خود را در آوردگاه انتخابات انجام داده‌اند و چشم‌انتظار نقش‌آفريني ملت‌اند؛ ملتي که در عرصه انتخابات مهم‌ترين رکن شمرده شده و به واقع آنها هستند که «انتخاب» به مثابه يک «حق» به ايشان تعلق يافته است.

تعيين تکليف براي دو جايگاه مهم
اين حق بزرگ در انتخابات پيش رو، تکليف دو جايگاه مهم تصميم‌گيري در نظام مردم‌سالار ديني را تعيين خواهد کرد. کلام بنيانگذار بزرگ انقلاب اسلامي که فرمودند: «مجلس در رأس امور است»، به خوبي از جايگاه رفيع مجلس شوراي اسلامي در نظام تصميم‌گيري کشور حکايت دارد. تعبير راه‌گشاي حکيم فرزانه انقلاب اسلامي از مجلس به مثابه «ريل‌گذار حرکتِ دولت» به خوبي نشان مي‌دهد که نمايندگي مجلس از چه اهميتي در ساختن آينده کشور برخوردار است.
مجلس خبرگان نيز جايگاه رفيع‌تري در نظام اسلامي دارد و به همين اندازه انتخابات آن نيز مهم است. مجلس خبرگان به مسائل جاري کشور کاري ندارد، بلکه وظيفه آن پرداختن به مسئله‌ تعيين رهبري است. اینکه چه کسي را برای مقام رهبری خواهند برگزید؟ چه کسي بنا است تصميم‌گير و سياست‌گذار اصلي کشور باشد؟ پرسش‌هایی است که پاسخ آن را نمایندگان مجلس خبرگان خواهند داد. مجلس خبرگان مجلسي است که در وقت لازم رهبر را تعیين مي‌کند. به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامي «اگر مردمي باشند دلبسته‌ به انقلاب، دلباخته‌ ملّت، آگاه از توطئه‌هاي دشمن، ايستاده و پايدار در مقابل دشمن يک‌جور عمل مي‌کنند، اگر خداي نکرده اين چيزها نباشد، جور ديگري عمل مي‌کنند.»
در اين بين سؤال اصلي آن است که براي اين انتخاب مهم بايد به چه مؤلفه‌ها و ملاحظاتي توجه کرد تا بتوان بهترين انتخاب را داشت و عالي‌ترين مجالس را براي پيشبرد اهداف انقلاب اسلامي شکل داد؟ به نظر مي‌ر‌سد مهم‌ترين نکات براي برگزاري انتخاباتي باشکوه و تحقق مجلسي در تراز انقلاب اسلامي موارد و ملاحظات زير باشد.
شرکت در انتخابات؛ واجب عيني
شايد اولين و مهم‌ترين گام در اين بحث، توجه به اصل ضرورت حضور در پاي صندوق‌هاي رأي است، که به حکم بسياري از مراجع عظام تقليد وظيفه شرعي به شمار مي‌آيد. طبق استفتائي که متن آن به‌تازگي در پايگاه اطلاع‌رساني رهبر معظم مقام انتشار يافته؛ «شرکت در انتخابات نظام جمهوري اسلامي براي افراد واجد شرايط، يک وظيفه شرعي، اسلامي و الهي است». معظم‌له در پاسخ به پرسشی مبني‌بر اينکه «آيا شرکت در انتخابات جمهوري اسلامي ايران واجب عيني است، يا کفايي؟» با صراحت اعلام مي‌دارند که «واجب عيني است». با اين تفسير ديگر بهانه‌اي براي حضور نیافتن در انتخابات باقي نخواهد ماند و همه آنهايي که دل در گرو انقلاب دارند، بايد به پاي صندوق‌هاي رأي بيايند. همچنين بايد تلاش کنند تا ديگران (از نزديکان و وابستگان دور و نزديک) و همه آنهايي که به نحوي بر رأي و نظرشان تأثيرگذارند را نيز نسبت به اين وظيفه شرعي آگاه ساخته و آنان را به حضور در پاي صندوق‌هاي رأي دعوت کنند.

دشمن به‌دنبال رأي سلبي
يکي از مسائل مهم براي ارزيابي نهايي از چگونگي تعيين رأيي که در صندوق ريخته خواهد شد، توجه به سناريوی دشمن براي اثرگذاري بر انتخابات است. بی‌شک نمي‌توان رأيي هوشمندانه و تصميمی عاقلانه در عرصه انتخابات گرفت، مگر آنکه پيش از آن با بازي‌ها و شگردهاي تبليغاتي دشمن آشنا شد و مراقب بود تا در پازل بيگانه نقش‌آفرين نبود.
در اين زمينه رهنمودهاي رهبر فرزانه انقلاب اسلامي براي انتخابات هفتم اسفندماه قابل تأمل است. معظم‌له با صراحت از سناريوي دشمن براي مديريت انتخابات آتي سخن گفته و از خطر نفوذ دشمن در اين انتخابات ابراز نگراني کردند. ایشان در آخرين بيانات‌شان در ديدار با مردم آذربايجان(28/11/94) ‌فرمودند: «من مي‌بينم که در زمينه‌ انتخابات، دشمنان دارند تلاش مي‌کنند؛ مي‌خواهند انتخابات آن‌جوري که آنها مي‌خواهند برگزار بشود... مي‌خواهند اِعمال نفوذ کنند در انتخابات و هر جور مي‌توانند انتخابات را خراب کنند؛ مردم بايد آگاه باشند و نقطه‌ مقابل آنچه آنها مي‌خواهند، عمل کنند.»
گزارش اخير انديشکده «مرکز امنيت آمريکاي جديد» مؤيد اين اظهارات است که در آن با‌صراحت به اين موضوع اشاره مي‌کند که؛ ايالات متحده بايد از فضاي به‌وجودآمده از مذاکرات هسته‌اي با ايران استفاده کرده و شبکه‌ حاميان غرب در ايران را فعال کند تا از اين طريق، تغييرات سياسي ـ فرهنگي در ايران به‌وجود آورد. اين همان موضوعي است که مي‌توان در گفتار دولتمردان آمريکايي، از جمله باراک اوباما و جان کري نيز مشاهده کرد. بنابراين آمريکايي‌ها از مدت‌هاست که به دنبال ايجاد فضايي براي نفوذ در عرصه‌ سياسي کشور يا تغيير در روندهاي سياسي و تصميم‌گيري آن هستند و براي دستيابي به اين اهداف نيز از سياست‌هاي مختلفي چون ايجاد دودستگي يا دوگانه‌سازي استفاده مي‌کنند.
شناخت شگرد‌هاي دشمن براي تأثيرگذاري و نفوذ در انتخابات نيز حائز اهميت است. تخريب، اتهام‌زني و سياه‌نمايي همچنان در اولويت کاري رسانه‌هاي ضدانقلاب براي تخريب شخصیت‌‌هاي انقلابي قرار دارد و متأسفانه با گسترش ظرفيت‌هاي فضاي مجازي و در دسترس قرار گرفتن اين امکانات از طريق تلفن‌هاي همراه، شاهد بمباران افکار عمومي هستيم که بی‌شک مقابله با آن و تسليم نشدن در برابر دروغ‌پردازي‌ها، هوشياري و بصيرت ملت را مي‌طلبد تا در وراي اين تبليغات توان تشخيص صحيح و هوشمندانه را از دست ندهد.
يکي از سناريوهاي کليدخورده در اين انتخابات از سوی دشمن، سناريو «رأي سلبي» است که در آن تلاش شده تا با محوريت «خط تخريب» از ورود برخي شخصیت‌هاي ارزشي تأثيرگذار به مجلس شوراي اسلامي و مجلس خبرگان رهبري جلوگيري شود. اين خط به شدت از سوی رسانه‌هاي بيگانه، ماهواره‌ها، شبکه‌هاي اجتماعي در فضاي مجازي و ... در حال تبليغ و گسترش است. برای نمونه بي‌بي‌سي فارسي به نقل از «فاطمه حقيقت‌جو» نماينده اصلاح‌طلب مجلس ششم که امروز به بيگانگان و ضدانقلاب پيوسته است، مي‌گويد: «کمپيني شکل گرفته که [آيت‌الله]صادق لاريجاني و[آيت‌الله] جنتي براي خبرگان و حدادعادل براي مجلس رأي نياورند. مردم در تهران نام سي نفر از افراد غير «تندرو» را حتماً در ليست‌شان بنويسند تا کساني مانند «حداد عادل» رأي نياورند!»
طعنه رهبر معظم انقلاب اسلامي در زمینه دخالت راديوي رسمي روباه پير در انتخابات شنيدني است. معظم‌له در ديدار مردم آذربايجان فرمودند: «راديوي انگليسي دارد به مردم تهران دستورالعمل مي‌دهد به فلاني رأي بدهيد، به فلاني رأي ندهيد! معناي اين چيست؟ انگليسي‌ها دل‌شان تنگ شده براي دخالت کردن در ايران. يک روزي بود که پادشاه کشور وقتي مي‌خواست تصميم مهمّي بگيرد، سفير انگليس را صدا مي‌کرد و از او مي‌پرسيد که اين کار را بکنم يا نکنم. انگليس‌ها يک روزي اين‌جور در امور کشور دخالت مي‌کردند؛ بعد هم آمريکايي‌ها، يک مدّتي هم هر دو؛ امروز اين دست‌ها قطع شده است؛ امروز جلوي اين دخالت‌ها گرفته شده است به برکت انقلاب، به برکت بيداري مردم؛ دل‌شان تنگ شده، حالا از راه راديو به مردم دارند دستور مي‌دهند به فلاني رأي بدهيد، به فلاني رأي ندهيد. اينکه ما عرض مي‌کنيم در انتخابات، مردم با بصيرت، با آگاهي، با دانايي وارد بشوند، به‌ دلیل اين است؛ بدانند دشمن چه مي‌خواهد؛ وقتي شما دانستي دشمن چه مي‌خواهد، عکس او عمل مي‌کني؛ معلوم است.»(28/11/94)

انتخابات به مثابه رقابت دو گفتمان
ملاحظه ديگر برای بهترين انتخاب، توجه به چگونگي شکل‌گيري رقابت سياسي در انتخابات است. رقابت‌هاي انتخاباتي، تنها مسابقه ميان افراد و نامزدهايي نيست که براي موفقيت و کسب رأي بيشتر تلاش مي‌کنند؛ بلکه رقابت بين گفتمان‌ها و تفکراتي است که اين افراد به انها تعلق دارند. جريان‌هاي سياسي که در پس اين گفتمان‌ها قرار دارند، در تلاشند با ورود افراد همفکر خود به مجلس، برنامه‌ها و سياست‌هاي خود را براي اداره کشور در پيش گيرند؛ لذا بي‌توجهي به تعلقات سياسي ـ جناحي نمايندگان، به نوعي عدم فهم صحنه انتخابات مجلس به شمار مي‌آيد. جريان‌هاي سياسي فعال در انتخابات تفاوت‌هاي عمده‌اي در اداره کشور با يکديگر داشته و هر يک الگويي را براي توسعه دنبال مي‌کنند.
در سياست خارجي يک جريان خاص به شدت به دنبال گسترش تعامل با غرب و نزديکي به آن است و اين گسترش را عاملي براي توسعه و پيشرفت کشور قلمداد مي‌کند. اعتماد به غرب و تلاش براي بازسازي روابط دوجانبه با کشورهاي اروپايي، سياستي است که مدت‌هاست وعده آن داده شده و با در اختيار گرفتن مجلس و در شرايط پسابرجام با سرعت فزاينده‌‌اي دنبال خواهد شد. اين در حالي است که چنين نگاهي به غرب با نوعي انفعال، رعب، ساده‌لوحي و فريب‌خوردگي همراه است و ماهيت غرب و در رأس آن آمريکاي جنايتکار، بر زياده‌خواهي و تجاوزطلبي بنا نهاده شده است و در پس اهداف ديپلماتيک نيز چيزي جز نفوذ و سلطه نهفته نيست! ادامه در صفحه۷
ادامه از صفحه۶
همين ذات فريبکارانه و زياده‌خواهانه غرب است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامي بارها به صراحت اعلام داشته‌اند: «غرب قابل اعتماد نيست» و سياست‌هاي نزديکي به غرب جز وادادگي و زيان، دستاوردي براي کشور نخواهد داشت. از همين منظر معظم‌له موکداً هشدار مي‌د‌هند: «اگر مجلس مرعوب غرب باشد، مرعوب آمريکا باشد کشور را بدبخت خواهند کرد»! در حوزه سياست داخلي نيز در تلاش است با باز کردن فضاي سياسي براي افراد و جريان‌هايي که پرونده غيرقابل قبولي نزد ملت داشته و در سال‌هاي گذشته به جرم فتنه‌گري از فعاليت‌هاي حداکثري سياسي محروم گشته‌اند، به زعم خود در راستاي توسعه سياسي قدم بردارند. غافل از اينکه ملت هنوز خاطرات تلخ راديکاليزم چپ و تندروي‌ها و ساختارشکني‌هاي صورت گرفته در دوران اصلاحات را فراموش نکرده و رغبتي به تکرار آن ندارد. معلوم نيست حمايت از فتنه‌گران سال 88 که چهره باشکوه‌ترين انتخابات کشور را تخريب کردند و در برابر رأي ملت و قانون اساسي ايستادند، با کدام منطق از سوی اين جريان دنبال مي‌شود. احيا و فعال‌سازي مطبوعات تندرو و همان جريان زنجيره‌اي که رهبري معظم انقلاب سال‌ها پيش از آن با عنوان «شارلاتانيزم مطبوعاتي» ياد کردند، سياست‌هايي است که در عرصه داخلي از سوی يک جريان سياسي دنبال مي‌شود.
جالب آنکه دشمن نيز نسبت به جريان‌هاي سياسي داخلی و نتايج حاصل از انتخابات به نفع و ضرر آنها بي‌توجه نيست. کافي است بر عملکرد رسانه‌هاي بيگانه در هفته‌ها و روزهاي اخير مروری داشته باشيد تا به خوبي دغدغه‌ها و حساسيت‌هاي دشمنان ملت در قبال موفقيت برخي جريان‌هاي سياسي درک شود. در چنين شرايطي رقابت انتخاباتي مجلس شوراي اسلامي را بايد رقابت ميان دو گفتمان دانست، نه رقابت ميان افراد!
با توجه به این توضيحات است که نمي‌توان از مسئله حياتي «رقابت گفتماني» غافل شد و جا دارد که در چنين شرايطي از تلاش براي رأي دادن به «گفتمان اصلح» سخن گفت؛ گفتماني که با آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و شاخصه‌هاي انديشه حضرت امام خميني(ره) و امام خامنه‌اي(دامت ظله) قرابت بيشتري داشته و از انديشه‌هاي التقاطي و غرب‌گرا به دور است.

هنر مردم در شناخت و انتخاب شايستگان
سرانجام انتخاب رأي‌دهندگان به افراد تعلق مي‌گيرد و اين نمايندگان هستند که قرار است به عنوان وکيل در مجلس شوراي اسلامي مطالبات‌ ملت را محقق سازند. اصل مسئله آن است که آيا اين فردي که رأي ما به او تعلق خواهد گرفت، به واقع اعتقادي به آرمان‌ها و باورها و خواسته‌‌هاي ما دارد؟ آيا توانايي و کارآمدي لازم براي انجام امور را دارد و خواهد توانست اين مطالبات را برآورده کند؟
در اينجاست که مبحث «اصلح‌گزيني» و گزينش بهترين‌ها و شايسته‌ترين‌ها مطرح مي‌‌شود که مبتني‌بر ديدگاه رهبر معظم انقلاب «هنر مردم» خوانده شده است. طبيعي است که مردم به‌دنبال انتخاب نمايندگاني هستند که شجاع‌ترين، مؤمن‌ترين و انقلابي‌ترين افراد بوده و مرزبندي شفافي با دشمن داشته باشد. رهبر حکيم انقلاب اسلامي که نقش هدايتگري امت را برعهده دارند به صراحت در اين باب چنين نظر داده‌اند: «به نظر من مهم‌ترين شرايط نماينده عبارت است از اينکه متدين، کارآمد، دلسوز و شجاع باشد. اگر اين چهار شرط در نماينده‌اي جمع شد،‌‌ همان کاري را که شما آرزو و توقّع داريد، انجام خواهد داد.» (24/11/82)
مبتني‌بر نظر ايشان در انتخابات آتي چهار شرط فوق در کساني جمع شده که چنين روحياتي داشته باشند: «آدم‌هايي را انتخاب بکنند که وقتي رفت در آن مسند نشست ـ حالا آن مسند هرچه باشد؛ چه مسند عضويت در مجلس خبرگان باشد، يا در مجلس شوراي اسلامي باشد يا رياست جمهوري باشدـ خودش را سپر بلاي مشکلات کشور قرار بدهد، فاني در خدمات و مصالح و منافع عمومي مردم باشد، کشور را به دشمن نفروشد، مصالح کشور را براي رودربايستي با اين و آن زير پا نگذارد؛ بايد اين را انتخاب کنند. اين مي‌شود يک انتخابات خوب.»(30/10/94)
اما اين سؤال همچنان باقي است که چگونه مي‌توان از افراد شناخت پيدا کرد و اين شاخص‌ها را با ايشان تطبيق داد؟

اعتماد به ليست قابل اعتماد
مهم‌ترين راهکار تطبيق شاخص‌ها با مصداق‌ها، تحقيق و مشورت‌گيري از افراد امين و مورد اعتمادي است که شناخت کافي از افراد و شخصیت‌‌هاي سياسي که به عنوان نامزد انتخاباتي وارد رقابت شده‌اند، دارند. فراموش نکنيم که در نگاه ديني رأي دادن نيازمند «حجت شرعي» است و اين حجت يا از طريق «يقين فردي» حاصل مي‌شود يا آنکه افراد امين و صاحب صلاحيت فردي را معرفي کنند. رهبري تأکيد دارند که: «اگر مي‏توانيد، تشخيص بدهيد؛ اگر نمي‏شناسيد، از ديگري كه مي‏تواند امين باشد، سؤال كنيد.» (28/2/80)
واقعيت آن است که شناخت فردي بدون مشورت‌گيري از مطّلعان امين، به ویژه در شهرهاي بزرگ کار دشواري است که تنها براي عده قليلي ممکن خواهد بود. در اينجاست که برخي جريان‌هاي سياسي، برخي مراکز علمي مورد اعتماد ملت و برخي شخصيت‌هايي که از نوعي مرجعيت فکري ـ سياسي در جامعه برخوردارند، به ميدان آمده و با بررسي نامزدهاي موجود، افرادي را که صاحب صلاحيت هستند در قالب «ليست‌هاي انتخاباتي» معرفي مي‌‌کنند. البته، سلايق سياسي و گرايش‌هاي گفتماني در تدوين اين ليست‌ها بي‌‌تأثير نیست، اما از ميان آنها نيز بايد گشت و مورد اعتمادترين را محل رجوع قرار داد.
ضرورت رجوع به افراد امين و مشورت گرفتن و اعتماد به آنها، راهکار تازه‌اي نيست و در تمامي ادوار انتخابات از سوی حضرت امام(ره) و امام خامنه‌اي(دامت ظله) توصيه شده است، اما اين توصيه در انتخابات آتي با تأکيدي بيشتر و الگويي متفاوت‌تر مورد توجه قرار گرفته است. رهبر معظم انقلاب مدتي پیش در توصيه به ملت فرمودند: «مردمي که مي‌خواهند رأي بدهند، اعتماد کنند به آن مجموعه‌هايي که واقعاً قابل اعتمادند؛ بعضي‌ها هستند که قابل اعتماد نيستند؛ «کَالَّذِي استَهوَتهُ الشَّي طين»؛ گاهي اين‌جور نيست که از روي صفا و واقعيت و علاقه‌مندي به انقلاب‌ [باشد] ـ اساس کار، انقلاب است ـ و از روي علاقه‌مندي به انقلاب بيايند يک فهرست پيشنهادي را بدهند؛ نه، روي مقاصد ديگر ـ گاهي اوقات مقاصد فاسد ـ پيشنهادهايي مي‌دهند. مردم توجّه کنند و ببينند که آن فهرست‌هايي را که پيشنهاد شده است از کجا پيشنهاد شده؛ از طرف چه کسي پيشنهاد شده؛ آن کساني را که مورد اعتمادند، قابل اطمينانند، قابل اعتمادند، انتخاب بکنند.» (14/10/94)
ايشان مجدداً در ديدار مردم قم به مسئله‌ «درست انتخاب کردن» اشاره داشتند و در این باره که مردم چطور به نامزدها براي انتخابات اعتماد کنند، در حالي‌که همه‌ آنها را نمي‌شناسند، فرمودند: «به نظر بنده اين‌جور مي‌رسد که چون يکايک افراد را ممکن است نشناسيم، خود بنده هم وقتي اين فهرست‌ها را مي‌آورند که بيايم رأي بدهم، بعضي از آدم‌هاي اين فهرست‌ها را نمي‌شناسم، امّا اعتماد مي‌کنم به آن کساني که [اينها را] معرّفي کرده‌اند و نگاه مي‌کنم ببينم آن کساني که اين فهرست را معرّفي کرده‌اند چه کساني هستند؛ اگر ديدم اينها آدم‌هاي متدين و مؤمن و انقلابي‌اي هستند، به حرف‌شان اعتماد مي‌کنم و به [فهرست] آنها رأي مي‌دهم؛ اگر ديدم نه، کساني که اين فهرست را داده‌اند کساني هستند که به مسائل انقلاب، به مسائل دين، به مسائل استقلال کشور خيلي اهمّيتي نمي‌دهند، دل‌شان دنبال حرف آمريکا و غيرآمريکا است، به حرف‌شان اعتماد نمي‌کنم...» (19/10/94)
تأکيد بر «اعتماد به فهرست قابل اعتماد»، به‌مثابه سازوکاری براي رسيدن به نامزد مطلوب، اولين باري است که با اين صراحت از سوی رهبر معظم انقلاب مورد تأکيد قرار مي‌گيرد که اين موضوع قابل توجه و تأمل است. پيش از اين معظم‌له به‌طور عام تنها به اهميت مشورت گرفتن از علما و صاحبان تشخيص اشاره مي‌‌کردند. به‌نظر مي‌‌رسد اين الگو مي‌تواند سازوکاری مناسب براي خروج رأي‌دهندگان از سردرگمي و راهکاري براي تجميع آرا و جلوگيري از ورود افراد ناصالح به مجلس باشد.
براي فهم اين مطلب بايد به اين نکته توجه کرد که «اصلح‌گزيني» نبايد به تفرق آرائي بينجامد که حاصل آن شکسته شدن رأي و به قدرت رسيدن گزينه‌اي باشد که از کمترين شايستگي‌ها برخوردار است. به واقع، در شرايطي که نامزد ناصالحي در جایگاه رقيب، از امکان پيروزي در انتخابات برخوردار است و حضور متکثر و متعدد نامزدهاي صالح همفکر و همسو به توزيع و تجزيه آرا خواهد انجاميد، پافشاري بر انتخاب گزينه مورد علاقه نقض غرض بوده و مطلوب آن است که در اقدامي همگرايانه و مبتني بر همدلي و تفاهم، در مسير وحدت حرکت کرد تا با تجميع آرای متفرق، فرصت از به قدرت رسيدن «گزينه ناصالح» سلب شود، هرچند حاصل آن انتخاب گزينه‌ای‌ باشد که همه ويژگي مدّ نظر ما را تأمين نکند.
اين نکته کليدي با توجه به مطلبي که پيشتر آمد تکميل مي‌‌شود که فارغ از انتخاب فرد اصلح، رأي‌دهندگان بايد به جريان و «گفتمان اصلح» توجه داشته باشند! چرا که همانطور که اشاره شد انتخابات؛ رقابت ميان تفکرات و گرايش‌ها و گفتمان‌هاي سياسي ـ اقتصادي ـ فرهنگي مختلف نيز است. در واقع، انتخاب افراد وقتي مؤثر است که گفتمان مورد قبول اکثريت مجلس را بر عهده گرفته و برنامه‌ريزي براي اداره کشور را تحقق بخشد. حال اگر تفرق آرا به حاکميت گفتماني منجر ‌شود که با آرمان‌هاي انقلاب زاويه دارد، تأکيد بر رأي منفرد و اصلح‌گزين، چه فايده‌اي خواهد داشت؟!
توجه به اين نکته ضروری است که آنچه «منطق رأي ليستي» و «اعتماد به فهرست ارائه شده از سوی معتمدين» خوانده مي‌شود را قابل فهم کرده و پذيرش عمومي آن را بيشتر مي‌کند؛ چرا که زمينه موفقيت گفتماني را تقويت کرده و از تفرق رأي و رأي آوردن گفتمان ناهمسو با انقلاب جلوگيري مي‌کند.

حرمت رأي سفيد
دو سال پيش بود که رهبر معظم انقلاب هنگام رأي دادن در چهارمين دوره‌ انتخابات شوراها گفتند: «من به ۳۱ نفر براي شوراي شهر رأي دادم. البتّه، بعضي از اين حضرات را از نزديک مي‌شناختم، بعضي را هم نمي‌شناختم، لکن اعتماد کردم به همين فهرست‌هايي که پيشنهاد مي‌کنند و مي‌دهند.»
تأکيد ايشان بر رأي دادن حداکثري و انتخاب افراد به اندازه سهمي که به شما اختصاص داده شده است، به‌ویژه در شهرهاي بزرگ، نيز راهکاري است که حاصل آن انتخابات شايستگان خواهد بود؛ چرا که به ازاي هر فردي که شما در ليست‌تان ننويسد، ممکن است فرد ديگري که از شايستگي لازم برخوردار نيست، رأي آورده و وارد مجلس شود. در اينجا نيز اعتماد به ليست‌ها به کمک ما مي‌آيد و کارگشا خواهد شد.
تکمله اين بحث آنکه؛ در استفتائي از رهبر معظم انقلاب اسلامي که در متن آن پرسيده شده: «حکم رأي دادن سفيد و بي‌نام چيست؟ در صورت عدم شناخت و تحقيق، يا تحقيق کافي و عدم وصول به نتيجه و تحير در انتخاب اصلح چطور؟» معظم‌له چنين پاسخ داده‌اند: «در هر صورت اگر رأي سفيد دادن موجب تضعيف نظام اسلامي باشد، حرام است.» اين استفتاء نيز فصل‌الخطابي است براي آنکه از گذاشتن جاي خالي در ليست انتخاباتي‌مان بپرهيزيم و براي تکميل آن با مشورت و اعتماد به معتمدان عمل کنيم.

انتخابات متعلق به ملت
سخن آخر آنکه نبايد فراموش کرد انتخابات متعلق به ملت است و هيچ‌کس حق ندارد و قرار نيست که به جاي ملت تصميم گرفته و اراده خود را بر ملت تحکيم و تحميل کند. همه افراد نظام مردم‌سالاري ديني به‌طور مساوي از يک حق رأي برخوردارند و هيچ‌کس نمي‌تواند افراد را از دادن رأي محروم کند.
علما، نخبگان، بزرگان و فعالان سياسي ـ اجتماعي نيز تنها در مقام مشاوران و هاديان در خدمت مردم قرار دارند تا در روند تصميم‌گيري و انتخاب به ايشان کمک کنند، نه آنکه به جاي اراده فرد نشسته و عامليت در انتخابات را به خود اختصاص دهند.
جا دارد اين سخن ماندگار بنيانگذار انقلاب اسلامي بار ديگر مورد توجه قرار گيرد که فرمودند: «همان‌طور که بارها گفته‌ام، مردم در انتخابات آزادند و احتياج به قيّم ندارند و هيچ فرد و يا گروه و دسته‌اي حق تحميل فرد يا افرادي را به مردم ندارند. جامعه اسلامي ايران که با درايت و رشد سياسي خود جمهوري اسلامي و ارزش‌هاي والاي آن و حاکميت قوانين خدا را پذيرفته‌اند و به بيعت و اين پيمان بزرگ وفادار مانده‌اند، مسلَّم قدرت تشخيص و انتخاب کانديداي اصلح را دارند.»(11/1/67)
رهنمودهاي حکيم فرزانه انقلاب اسلامي پس از تأکيد بر مشورت‌گيري و اعتماد به ليست‌هاي قابل اعتماد مي‌تواند سکينه‌ای‌ براي قلوب مردم ايران باشد که با خيالي کاملاً آسوده پاي صندوق‌هاي رأي حضور يابند. معظم‌له چنين ‌فرمودند: «اگر چنانچه کساني اين‌جور عمل بکنند و اين تحقيق را بکنند، کار خودشان را انجام داده‌اند؛ خداي متعال ثواب خواهد داد، ولو اينکه در يک مورد، اشتباه هم اتّفاق بيفتد. مثلاًً آن کسي که من خيال کردم آدم خوبي است و به او رأي دادم، اتّفاقاًً آدم مطلوبي نباشد، ولي من تلاش خودم را کرده‌ام و خداي متعال اجر خواهد داد.» (19/10/94)
به لطف خداوند متعال عيدالله هفتم اسفندماه به تجليگاه حضور پرشور ملت ايران و نااميدي چشمان منتظر دشمنان ملت بدل خواهد شد. ان‌شاء‌الله


نگاه یک
سالار نوروزی

  نفوذ؛ راهبردی در روابط بین‌الملل

قدرت همواره جزئی اساسی از روابط سیاسی به شمار می‌آید؛ از این رو در سیاست بین‌الملل باید به این نکته توجه کرد که چگونه یک دولت برای تأمین منافع خود می‌‌تواند بر دیگری نفوذ کند تا بر او اعمال قدرت نماید. منابع عامل تعیین‌کننده‌ای برای اعمال نفوذ و موفقیت آن به شمار می‌آید؛ اما به هیچ‌وجه تنها عامل نیست، بلکه استفاده از منابع به هدف‌های خارجی که دولت برای خود تعیین می‌کند، بستگی دارد تا به کمیت و کیفیت آن منابع. آنچه یک دولت می‌خواهد انجام بدهد، نوع هدف‌هایی که تعیین می‌کند و چگونگی انجام آنها تا حدی به منابع در دسترس بستگی خواهد داشت. بنابراین، چگونگی استفاده دولت‌ها از منابع خود، به هدف‌های خارجی‌شان وابسته است، اما کیفیت و کمیت منابع در دسترس، برگزیدن هدف‌ها و ابزارهای دستیابی به آنها را محدود می‌کند یا تحت تأثیر قرار می‌دهد. مهارت‌های یک دولت در به‌کارگیری توانایی‌هایش برای مقاصد سیاسی، داشتن تجربه فنی درباره مسائل مورد بحث و عوامل ملموسی، مانند پول، اطلاعات، متحدان سیاسی، زمان و عوامل غیرملموس، مانند شخصیت و حتی ژست‌هایی که سیاست‌گذاران در مذاکرات می‌گیرند، در اعمال نفوذ اثرگذارند. به طور معمول، اعمال نفوذ یک کشور بر دیگری از راه‌های زیر صورت می‌گیرد:
۱ـ ترغیب که عبارت است از ارائه پیشنهاد به طرف دیگر یا بحث درباره آن و گرفتن پاسخ مطلوب بدون مطرح کردن صریح پاداش یا تنبیه؛
۲ـ پیشنهاد پاداش که در این وضعیت دولت قول می‌دهد عملی به نفع دولت دیگر انجام دهد، مشروط بر اینکه آن دولت نیز خواسته‌های او را تمکین کند.
۳ـ اعطای پاداش که در این مورد وقتی اعتبار یک دولت آنقدر زیاد نیست که دیگری را مورد نفوذ قرار دهد، با دادن پاداش به دیگری می‌کوشد تا آن را به کاری وادار کند که مطابق ترجیحات و منافع خود است.
۴ـ تهدید به تنبیه که یا به صورت تهدید به انجام یک عمل است، مانند قطع رابطه یا به صورت تهدید به محروم کردن است، مانند قطع کمک‌های خارجی.
آنچه گفته شد، مواردی از اعمال نفوذ است؛ از این رو نباید نفوذ را مختص یک مورد یا موارد خاصی دانست، بلکه حوزه عمل نفوذ وسیع است و شامل هر نوع عملی می‌شود که بر رفتار دولت‌ها در جهت حفظ و تثبیت منافع کشور نفوذگذار تأثیر می‌گذارد. در هر صورت، میزان نفوذگذاری و نفوذپذیری بازیگران بر یکدیگر، به انتخاب وسایل مورد نیاز برای ایجاد انگیزه، ماهیت روابط میان دو حکومت، درجه درگیری میان آنها و میزان تأثیرپذیری متقابل‌شان بستگی دارد. نکته دیگر این است که، به سبب پیچیده و چندلایه بودن پروژه نفوذ،‌ تفکیک و مرزبندی میان سطوح و ابزارهای مختلف برای نفوذ چندان درست نیست. برای نمونه، ممکن است برخی ابزارهای و شیوه‌های نفوذ را به اقتصادی،‌ سیاسی، فرهنگی و... تقسیم کنند که اگرچه ابزارها و شیوه‌های نفوذ غیر از این موارد نیست، ولی تفکیک آنها چندان دقیق نیست. اساساً بر اساس نظریه بازی‌ها (games theory)،‌ آمریکایی‌ها معتقدند که قرار دادن بازیگران در متن فشارهای متعارض و تلاش برای نفوذگذاری بر آنها با استفاده از ابزارها و شیوه‌های مختلف، کارآمدترین شیوه نفوذگذاری و تغییر رفتار بازیگران تسلیم‌ناپذیر است. از این رو،‌ آمریکا و اقمارش بیش از آنکه بر یک شیوه خاص در نفوذ تمرکز داشته باشند،‌ می‌کوشند تا به صورت ترکیبی عمل کنند.

 


نگاه دو
محمدرضا مرادی

    دلایل و پیامدهای فرار مزدوران بلک‌واتر از یمن

در عربستان ضرب‌المثلی وجود دارد که می‌گوید «هر مشکلی به ما می‌رسد از جانب یمن است.» اگرچه این جمله ضرب‌المثلی بیش نیست، اما نشان‌دهنده نوع نگاه و موضع‌گیری سعودی‌ها نسبت به همسایه جنوبی‌شان است. به دنبال انقلاب‌های‌2011 در جهان اسلام مردم یمن نیز با قیام علیه علی‌‌عبدالله ‌صالح، وی را از قدرت برکنار کردند. این قیام ضربه بزرگی به عربستان وارد کرد؛ چرا که عبدالله‌ صالح مهره سعودی‌ها بود و همواره امنیت مرزهای جنوبی عربستان را تأمین می‌کرد. اما عربستان به سرعت با طرح شورای همکاری خلیج فارس عبدربه منصورهادی را ‌رئیس‌جمهور موقت انتخاب کرد. این اقدام سبب شد‌‌‌ عربستان همچنان‌ به تأمین منافع خود در یمن امیدوار باشد. اما انقلاب دوم مردم یمن علیه منصورهادی و فرار وی سبب شد‌ عربستان‌‌ برای بازگرداندن هادی به قدرت، یمن را مورد حمله قرار دهد. عربستان که از نظر نیروی نظامی در وضعیت چندان مناسبی قرار ندارد برای این منظور اقدام به استخدام مزدوران آفریقایی و آدمکش‌های بلک‌واتر کرد. عربستان امیدوار بود‌ با اتکا به توانمندی‌های این مزدوران، انقلابیون یمنی را‌ به عقب‌نشینی وادار کند. در این میان عربستان حساب ویژه‌ای بر روی بلک‌واتر باز کرد؛ چرا که این نیروها بسیار حرفه‌ای و با‌تجربه بودند. بلک‌واتر نام قدیمی شرکتی است که امروز‌ «آکادمی» نامیده می‌شود. مأموران بلك‌واترها مزدوران جنگي هستند و پرچم آنها ردپای سياه حيوانی وحشي در ميان نشانه قرمز هدف‌گيري تفنگ است. در دوران اشغال عراق به‌دست ارتش آمریکا، شرکت «بلک‌واتر» در نقش ماشین ترور و آدم‌کشی واشنگتن ظاهر شد و‌‌ حدود 195 عملیات تروریستی را در خاک عراق ترتیب داد. بنابر گزارش‌های مخابره شده از جنگ عراق، صدها نفر از غیرنظامیان این کشور قربانی توحش مزدوران «بلک‌واتر» شده‌اند، مزدورانی که به استناد گزارش‌های شاهدان عینی در حین ارتکاب جنایت‌های خود حالت عادی نداشته و مست بوده‌اند. اما هنوز چند ماهی از اعلام ورود نیروهای بلک‌واتر به یمن نگذشته است که این نیروها دست از پا درازتر در حال فرار از یمن هستند. اخیراً شرکت جنایت‌کار آمریکایی بلک‌واتر پس از شکست‌های سنگین در جبهه تعز اعلام کرد که مزدوران خود را از یمن خارج می‌کند. به دنبال این خبر، مقامات سعودی و اماراتی به تکاپو افتادند تا با بالا بردن حقوق و دستمزد این نیروها، آنها را‌ به ماندن راضی کنند؛ اما گویا هراس از مرگ سبب شده است که ‌پیشنهاد ریاض را رد کنند. فرماندهان ائتلاف سعودی با هدف راضی کردن شرکت بلک‌واتر برای انصراف از تصمیم خود مبنی بر خروج از یمن پیشنهاد پرداخت یک میلیون دلار به این شرکت برای تأمین زندگی نظامیان و پرداخت‌10‌هزار دلار حقوق ماهیانه و‌50 دلار حقوق روزانه برای هر یک از این نظامیان را داد. اما فرماندهی بلک‌واتر این پیشنهادها را رد کرد و گفت‌:‌ یک میلیون دلار پس از کشته شدن نظامیان این شرکت فایده‌ای ندارد.
خروج مزدوران بلک‌واتر می‌تواند معادلات میدانی در یمن را به نحو محسوسی تغییر دهد. این نیروها بیشتر در جنوب یمن فعالیت داشتند و براساس توافق انصارالله با جبهه جنوب، نیروهای انصارالله از جنوب یمن عقب‌نشینی کردند. در این مدت جبهه جنوب درگیر جنگ با مزدوران سعودی بود. خروج قدرتمندترین مزدور عربستان از این منطقه می‌تواند سبب تسریع پیشروی جبهه جنوب شود. در صورت تحقق این امر، پیشروی‌های انصارالله در جبهه شمال و مرکز نیز می‌تواند ‌سبب یکسره شدن کار متجاوزان شود. عربستان امید زیادی به استفاده از بلک‌واتر برای پیشروی به سمت صنعا داشت؛ اما فرار مزدوران بلک‌واتر به‌ تضعیف‌ روحیه متجاوزان منجر خواهد شد. این امر در کنار رونمایی انقلابیون یمن از توان موشکی خود سبب خواهد شد عربستان بیشتر در باتلاق یمن فرو برود. شکست عربستان در یمن مهم‌ترین عاملی است که کارشناسان با تأکید بر آن معتقدند؛ ادعای عربستان درباره حمله زمینی به سوریه تنها بلوفی سیاسی است. 


 

 

صفحه  هفتم

 
 

نیم نگاه
ابوذر احمدی

  تلاشی دیگر برای مهار انتفاضه
 

 این روزها نخست وزیر رژیم صهیونیستی در دستگاه‌های امنیتی این رژیم و در رأس آنها دو سرویس «موساد» و «امنیت عمومی» «شاباک» تغییرات گسترده‌ای را صورت داده‌اند؛ در حالی که برخی معتقدند، این تغییرات برای آوردن چهره‌های جدید در این دستگاه‌های امنیتی حساس است، برخی نیز معتقدند که این تغییرات برای براندازی مسئولانی بوده که نتوانستند دستاوردهایی را در زمینه امنیت ملی اسرائیل رقم بزنند.
به‌تازگی طی حکمی از سوی «نتانیاهو»، «ناداو آرگامن» جایگزین «یورام کوهن»، رئیس سرویس امنیت داخلی(شاباک) شده است که از سال 2011 رئیس این سازمان جاسوسی بوده است.
«ناداو آرگامن» سال­های زیادی در دستگاه امنیت عمومی کار کرده است، تا جایی که پست معاون رئیس شاباک را به دست آورده است. وی از عنفوان جوانی به عضویت شاباک درآمده و در مأموریت­های سرّی فراوانی شرکت داشته و تاکنون عملیات­های تروریستی بسیاری را در کارنامه کاری خود ثبت کرده است.
بنا‌بر اعلام منابع خبری صهیونیستی که گوشه‌­هایی از سوابق وی را آشکار کردند، ناداو آرگامن 55 ساله سابقه­‌ای 30 ساله در شاباک دارد که بیش از 20 سال آن را در حوزه عملیات­‌های ویژه (ترور) گذرانده است.
رسانه­‌های صهیونیستی که از ناداو آرگامن به «متخصص ترورهای شخصی» یاد کردند، به نقل از منابع امنیتی این رژیم اعلام داشتند: آرگامن پیش از آنکه به جانشینی رئیس شاباک برسد، ریاست واحد عملیات این سرویس امنیتی را برعهده داشته است. واحدی که در دوران تصدی ناداو آرگامن بر آن، بخش اعظم رهبران گروه‌های مقاومت در داخل فلسطین اشغالی ترور و مبارزات مردمی فلسطینی به شدت سرکوب می‌­شود.
حال این پرسش مطرح است که نتانیاهو با این تغییر در رأس دستگاه امنیت داخلی این رژیم می­تواند مقاومت مردمی فلسطین را که اکنون به چالشی امنیتی برای رژیم صهیونیستی شده است، مهار کند؟ برای پاسخ به این پرسش ذکر چند نکته مهم ضروری است.
اول اینکه، انتفاضه سوم به صورت کاملاً خودجوش بوده و هیچ مرکز فرماندهی و کنترلی ندارد؛ لذا نهادهای امنیتی رژیم صهیونیستی این بار برخلاف دو انتفاضه پیشین با معضلی به نام عدم اشراف اطلاعاتی رو‌به‌رو است. این امر در اعتراف اخیر آیزنکوت، فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی که گفته است اسرائیل در جمع‌آوری اخبار اطلاعاتی درباره عملیات‌های انفرادی مبارزان فلسطینی ناکام مانده است، به خوبی مشهود است.
دوم، مقاومت سراسری امروز ملت فلسطین که به انتفاضه سوم تعبیر می‌­شود، اقدامات فردی بوده و از گستردگی زیادی برخوردار است. این ویژگی انتفاضه سوم، فهم مقامات امنیتی صهیونیستی را در چگونگی مقابله با قیام سراسری فلسطینیان مختل کرده است.
سوم اینکه، در انتفاضه سوم‌ عملیات شهادت‌طلبانه فلسطینی‌ها علیه شهرک‌نشینان دیگر در خیابان‌های اصلی و مناطق عمومی کرانه باختری انجام نمی‌­­شود، بلکه به داخل شهرک­‌های صهیونیست‌نشین رسیده است و در آنجا انجام می‌­شود. این مسئله ضمن اینکه زندگی صهیونیست‌ها را باترس و وحشت و حس عدم امنیت همراه کرده، سبب آمدن ارتش درکنار پلیس رژیم صهیونیستی به سطح شهر و به کف خیابان‌ها شده است؛ که این خود نشان از ضعف و ناتوانی بیشتر این رژیم در مهار انتفاضه سوم ملت مظلوم فلسطین است.


دریچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند
 حمله به جنگلی‌ها، شکستن سدّ محکم جبهه مردمی

با فرارسیدن ژوئن 1918‌، انگلیسی‌ها آماده حمله به مواضع جنگلی‌ها در منجیل در کناره سفیدرود بودند. کوچک‌خان پل منجیل را که در هفتاد مایلی قزوین و دقیقاً در نیمه راه انزلی بود، در سلطه خود داشت و کاملاً روشن بود که قصد مقاومت در برابر پیشروی قوای انگلیس را دارد. مواضع مستحکم او تمامی نقاط ورودی به پل را زیر آتش داشت و حتی بدون سنگر‌هایی که قوای جنگل حفر کرده بود و به طور طبیعی هم بسیار قوی بود. با وجود این، هنوز زمان مناسب برای حمله فرا نرسیده بود و انگلیسی‌ها باید تا رسیدن نیروهای بیشتر از بغداد صبر می‌کردند. این نیروها سوار بر ۵۰۰ خودروی فورد‌ باری و همچنین چندین خودروی زره‌پوش در راه بودند. با فرارسیدن ژوئن، تعداد آنها برای حمله به جنگلی‌ها کافی بود. پس از چند تلاش نافرجام برای «مذاکره» با کوچک‌خان، گفت‌و‌گوها به نتیجه‌ای نرسید و حمله به جنگلی‌ها شروع شد. نیروهای مهاجم شامل چندین هزار قزاق، به همراه آتشبارهای توپخانه، سواره و پیاده‌نظام، گردان چهاردهم بهادران و دو زره‌پوش بود. افزون بر این، ترتیبی داده بودند که به محض شروع درگیری، دو هواپیما از فرودگاه قزوین مواضع جنگلی‌ها را در هم بکوبد. در 11 ژوئن 1918، همه چیز برای حمله به جنگلی‌ها آماده بود و در سپیده‌دم ۱۲ ژوئن، بیچراکوف به سمت میدان نبرد حرکت کرد. دنسترویل برآورد می‌کند که آن روز احتمالاً نزدیک به ۲۵۰۰ جنگلی در جنگ شرکت داشتند.
به این ترتیب، حمله آغاز شد و جنگلی‌ها قتل‌عام شدند. ابتدا توپ‌های کوهستانی و هواپیماها مواضع جنگلی‌ها را زیر آتش گرفتند؛ پس از آن سواره‌نظام قزاق و بهادران از سنگر بیرون ریختند و به سمت راست دشمن هجوم بردند. زره‌پوش‌ها هم در جاده‌ای که سمت چپ دشمن بود، وارد عمل شدند و در همین حال پیاده‌نظام قزاق نیز در پهنه دشت پخش شد.
کشیش ماری در گزارش خود با اشاره به شکست جنگلی‌ها می‌نویسد، قوای روسی بیچراکوف با کمک دو هواپیمای انگلیس مواضع جنگلی‌ها را در منجیل در هم کوبیدند و آنها (جنگلی‌ها) را تعقیب ‌کردند[...] و خیلی زود هم سر و کله انگلیسی‌ها پیدا شد.
گزارش‌های مطبوعاتی خبر از درگیری‌های بعدی جنگلی‌ها و قوای انگلیس دارد. روزنامه «ایران» در شماره 20 ژوئن 1918 خود اظهارات براوین، فرستاده روس را به چاپ رساند: «جمهوری فدرال سوسیالیستی روسیه به استقلال ایران احترام می‌گذارد و موافقت کرده است که هرگز خاک ایران را میدان جنگ خود قرار ندهد. علاوه بر این، روسیه قزاق‌هایی را که تحت رهبری کلنل بیچراکوف تعدادی از جنگجویان راه استقلال ایران را در منجیل و رودبار به قتل رسانده‌اند، برده‌های زر‌خرید انگلیس جهانخوار می‌داند.» کمی پس از این، رشت و انزلی به دست انگلیسی‌ها افتاد و جنگلی‌ها به جنگ چریکی متوسل شدند.
قوای انگلیس با بمباران جنگلی‌ها مواضع خود را مستحکم کرده بودند و با به‌کارگرفتن قوای روسی توانسته بودند خفقان نظامی قابل توجهی در رشت و مناطق اطراف آن ایجاد کنند. جنگلی‌ها که از جوانان انقلابی ایران تشکیل یافته بودند، برای آزادسازی رشت و انزلی از شرّ قوای خارجی عملیات پراکنده دیگری نیز پس از شکست در منجیل برنامه‌ریزی و اجرا کردند؛ ولی به‌دلیل عدم پشتیبانی تسلیحاتی از سوی دولت و تک‌روی برخی افراد در داخل نهضت، نتوانستند به هدف مقدس‌شان که همان استقلال ایران بود، دست یابند. به این ترتیب، آخرین ریشه‌های مقاومت‌های مسلحانه مردمی علیه اشغال و تهاجم خارجی خشکید تا در مقابل اهداف و سناریوهای انگلیسی‌ها در ایران قامتی راست و استوار باقی نماند.

 

 

صفحه هشتم

 
 

احزاب
عبدالله شمسی

جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی ایران معاصر
 جریان‎های دفاع از حقوق زنان در ایران

دسته‌بندی مدافعان حقوق زنان در ایران
جریان دفاع از حقوق زنان در ایران متأثر از جنبش فمینیسم در غرب، به دوران نهضت مشروطه باز‎می‌گردد. اگرچه در آن راستا پیش از مشروطیت حرکت‌هایی در قالب تحرّکات بابیگری نیز مشاهده شده است، اما با توجه به اینکه اندیشه‌های فرقه بابیه در رابطه با ساختارشکنی فضای اجتماعی و سیاسی برای زنان، به صورت مستقل بیان نشد، بلکه به عنوان بخش کوچکی از اندیشه‌های باب آن هم به صورت محدود در میان تعداد اندکی از زنان مورد قبول واقع شد؛ از این‎رو، تنها می‌توان گفت که دیدگاه‌های فرقه بابیه در رابطه با زنان یکی از زمینه‌های شکل‌گیری جنبش فمینیسم در ایران به‌شمار می‌آید.
در حقیقت، جنبش زنان، جنبشی است که با شعار برداشتن تبعیض‌های حقوقی‌ای که در عرصه زندگی اجتماعی و خصوصی به واسطه جنسیت بر زنان اعمال شده است، به کنشگری اجتماعی اقدام می‎کند. آغاز چنین تحرکات جنسیتی‎ای در ایران به صورت یک جنبش و جریان اجتماعی، از دوران مشروطه بوده است و پیش از آن، چنین حرکتی گزارش نشده است.
تاکنون اندیشمندان حوزه مطالعات زنان تقسیم‌بندی‌های مختلفی در رابطه با جریان‌های مدافع حقوق زنان در ایران ارائه کرده‌اند. برخی با توجه به نوع رابطه و نگاه هریک از آن جریان‌ها به دین و نظام جمهوری اسلامی، جریان‌های مدافع حقوق زنان در ایران را به سه دسته جریان دینی دفاع از حقوق زنان، جریان غیردینی(سکولار) دفاع از حقوق زنان، جریان سیاسی دفاع از حقوق زنان تقسیم کرده‌اند.(۱) برخی نیز به چهار دسته؛ جریان سیاسی، جریان سکولار، جریان تجدیدنظر‎طلب و جریان اصولگرا اشاره دارند.(۲) عده‏ای دیگر معتقدند فمینیسم در ایران چهار رویکرد دارد؛ رویکرد تأکیدکننده بر عدم تقابل میان زن و مرد، رویکرد تأکیدکننده بر عدم تفاضل میان زن و مرد، رویکرد جنسیت‌گرا و رویکرد علم‌گرا. در این تقسیم‌بندی بیان می‌شود که عمده جریان فمینیسم ایرانی، متأثر از رویکرد «تأکیدکننده بر عدم تفاضل» است. این رویکرد، دارای چهار گرایش؛ فمینیسم سیاسی(اپوزیسیون)، فمینیسم اسلام‌گرا، فمینیسم متجددانه(فمینیسم سکولار)، فمینیسم ایرانی ـ اسلامی(جریان واسط) می‌باشد.(۳)
با توجه به اینکه هریک از جریان‌های مدافع حقوق زنان مبتنی‌بر نوع ایدئولوژی مسلط بر آنها، به ارائه مواضع و اهداف خود در رابطه با مسائل زنان می‌پردازند و همچنین با توجه به اینکه دسته‌بندی‌های انجام شده در رابطه با جریان‌های طرفدار حقوق زنان در ایران گویای نوع ایدئولوژی هریک از آن جریان‌ها نیست؛ از این رو، در این پروژه، با توجه به ایدئولوژی‌ای که هر یک از آن جریا‌ن‌ها متأثر از آن، به دفاع از حقوق زنان می‌پردازند، دسته‌بندی جدیدی ارائه می‌شود.

جریان چپ (مارکسیستی)
گرایش چپ یکی از جریان‌های ضدّ دینی و سکولار در جنبش زنان ایران است که تحت‌تأثیر اندیشه‌های مارکسیستی ـ سوسیالیستی شوروی سابق شکل گرفت. اگرچه وجود تمایلات مارکسیستی در جنبش زنان در دوران قاجاریه نیز مانند «جمعیت نسوان وطن‌‌خواه»، که به عنوان یک انجمن زنانه، دارای گرایش‌های سوسیالیستی بود،(۴) گزارش شده است، اما گرایش چپ‌گرایانه جنبش زنان در ایران به صورت منسجم و سازماندهی شده و تابلودار به دوران پهلوی و تشکیل حزب توده در ایران باز می‌گردد. در این باره می‌توان به «تشکیلات زنان ایران» به‌مثابه یکی از گروه‌های زنان که شاخه‌ای از حزب توده ایران محسوب می‎شد، اشاره کرد.(۵)
گرایش چپ جنبش زنان را با توجه به نگاه آنان به مسئله زنان به‌مثابه یک هدف اصلی یا ابزاری و همچنین نوع رابطه آنان با نظام جمهوری اسلامی، می‌توان به دو دسته تقسیم کرد؛ دسته اول، کسانی هستند که مسئله زنان و تلاش در راستای رسیدن به برابری سکولاریستی زنان با مردان به‌‌ منزله هدفی اصلی و محوری برای آنان محسوب می‌شود و همچنین به صورت علنی دست به معارضه با نظام جمهوری اسلامی نمی‌زنند. از این دسته می‌توان با نام گرایش حقوقی غیر مُعاند گرایش چپِ جنبش فمینیستی نام برد. دسته دوم کسانی هستند که نگاه ابزاری به مسئله زنان دارند و در واقع در پوشش فعالیت حوزه حقوق زنان به مخالفت با نظام جمهوری اسلامی می‌پردازند. از این دسته با عنوان جریان سیاسی مُعاند گرایش چپِ جنبش فمینیستی نام برده می‌شود.(۶)

جریان لیبرال
گرایش لیبرال به عنوان یکی دیگر از جریان‌های سکولار در جنبش فمینیستی ایران، خواهان نوعی غرب‌گرایی و کسب امتیازاتی مشابه غرب برای زنان ایرانی است.(۷) این جریان، در تمام ادوار جنبش زنان، از مشروطه، پهلوی و دوران جمهوری اسلامی، فعال بوده است. برای نمونه، «کانون بانوان ایران» و «سازمان زنان ایران» از جمله تشکل‌های فعال جنبش زنان در دوران پهلوی محسوب می‌شود.(۸) همچنین «مرکز فرهنگی زنان» نیز یکی از مراکزی است که با گرایش لیبرال، در نظام جمهوری اسلامی ایران فعالیت می‌کند.(۹) این گرایش نیز همانند گرایش چپ، به دو دسته حقوقی غیر معاند و سیاسی معاند تقسیم می‌شود.

جریان التقاطی(فمینیسم شبه‌اسلامی)
جریان التقاطی، به جریانی فکری ـ سیاسی(فرهنگی) اطلاق می‎شود که از دو یا چند مکتب نشئت گرفته باشد. این جریان در صحنه اجتماعی ایران به طور عمده در قالب ترکیب اسلام با یکی از دو مکتب مارکسیسم و لیبرالیسم نمود داشته است.
این جریان، طیف وسیعی از گروه‌های التقاطی مدافع حقوق زنان در ایران مانند ملی‌ ـ مذهبی‎ها و چپ‌های مسلمان را شامل می‌شود. ولی به صورت مشخص طی سه دهه اخیر طرفداران این جریان، دسته‌ای از روشنفکران مسلمان به طور عمده با رویکرد شبه‌لیبرالی هستند که به دلیل داشتن علقه‌ و دلبستگی نسبت به آموزه‌های دینی و همچنین پذیرش آزادی، فردگرایی، برابری و عرفی‌گرایی، به‌مثابه مفاهیم بنیادینِ فرهنگ مدرن، به انجام اصلاحات در احکام دین اسلام درباره زنان معتقدند.
به عبارت دیگر، جریان التقاطی مدافع حقوق زنان در ایران را می‎توان به طور عمده به دو دسته التقاط سنتی و التقاط جدید تقسیم کرد. طیف سنتی، گروه‎هایی هستند که سابقه التقاط آنها به پیش از انقلاب اسلامی ایران باز‌می‎گردد و به طور عمده شامل طیف‎هایی که دست به التقاط میان اسلام و لیبرالیسم زده‎اند مانند گروه‎های ملی مذهبی(از جمله نهضت آزادی ایران) و نیز شامل طیف‎هایی که دست به التقاط میان اسلام و مارکسیسم زده‎اند مانند چپ‎های مسلمان (از جمله سازمان منافقین(مجاهدین خلق)) می‎شوند. اما التقاط جدید، فارغ از دسته‎بندی‎های سنتی مبتنی بر رویکردهای لیبرالی و مارکسیستی، صرفاًً با تمرکز بر اصول بنیادین و مشترک طیف‎های مختلف جریان فمینیسم یعنی؛ آزادی، برابری سکولاریستی و فرودستی زنان، دست به التقاط میان اسلام و آن اصول مشترک زده‎اند. این قسم از التقاط را به دلیل قرابت و شباهتی که به رویکرد التقاط لیبرالی دارد، می‎توان التقاط شبه‌لیبرالی نیز نامید.
با توجه به اینکه این قسم از جریان فمینیسم با ادبیات دینی به ترویج آموزه‎های سکولاریستی جریان فمینیسم جهانی در ایران اسلامی می‎پردازد، از این رو، ضرورت دارد اصول و مبانی آن تشریح شود. توضیحات تکمیلی در این باره، به ویژه در رابطه با عملکرد و روش‌های جریان التقاطی، در بخش‌های بعدی بیان می‌شود.
جمع میان سنت و مدرنیته، طرفداران جریان التقاطی را به در پیش گرفتن ادبیات انتقادی‌ای نسبت به برخی از آموزه‌های دینی که در تقابل با فرهنگ مدرن، قرار دارد، واداشته است. با توجه به اینکه در نظر طرفداران این گرایش از فمینیسم، برابری زن و مرد از اهداف دین شمرده می‌شود، بنابراین نابرابری‌ها در احکام شریعت از دیدگاه آنان، ناشی از سیاست دین در اصلاحات مرحله‌ای است که از زمان پیامبر اسلام(ص) با هدف حذف تدریجی تفاوت‌ها آغاز و در نیمه راه متوقف مانده است، یا از نگاه مردسالارانه حاکم بر فقه نشئت گرفته است.(۱۰)
برخی در معرفی این گرایش، از عنوان فمینیسم اسلامی(۱۱) و همچنین فمینیسم مسلمان استفاده کرده‌اند، که به اعتقاد برخی دیگر، دو رویکرد متمایز از هم، در ارتباط بین اسلام و فمینیسم است. فمینیسم اسلامی که در این پژوهش از آن با عنوان فمینیسم شبه‌اسلامی یاد می‎شود، سعی می‎کند مباحث فمینیستی را در بستر آموزه‎های اسلام ارائه دهد و در پی برابری سکولاریستی زنان و مردان در تمامی عرصه‎های عمومی و خصوصی است که به دلیل اهمیت ان، در شماره بعد جداگانه به آن پرداخته می‌شود.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.
 


آفاق
محمد رضا اسکندری
ماکیاول: برداشت ابزاری (دین در خدمت دولت)

 مقدمه
چنانچه در مقالات پیشین توضیح داده شد، دوران مدرن غرب از چهار مرحله شامل دوران رنسانس، عصر اصلاح مذهبی، عصر روشنگری و عصر انقلاب صنعتی شکل گرفته است. دومین مرحله دوران مدرنیته غربی، یعنی عصر اصلاح مذهبی از چهار گرایش و رویکرد مهم و اساسی درباره رابطه دین و سیاست در غرب، یعنی برداشت دینی، تفوق دین بر سیاست؛ برداشت ابزاری، تفوق سیاست بر دین؛ برداشت لیبرالی، تفکیک دین از سیاست و برداشت انتقادی از رابطه دین و سیاست تشکیل شده است.

ب‌ـ برداشت ابزاری؛
تفوق سیاست بر دین
این برداشت تفوق سیاست بر دین یا تبعیت دومی از اولی را تأکید می‌کند. این برداشت، «ابزاری» نامیده می‌شود؛ زیرا عموماً متفکرانی این برداشت را دارند که به دلایل متعدد، اهمیت کمی به دین می‌دهند و آن را تنها ابزار سیاست و قدرت تلقی می‌کنند. گاهی صرفاً منظور این است که دین در خدمت جامعه و دولت قرار گیرد، بی‌آنکه ارزش خاص آن انکار شود. این برداشت ماکیاول و منتسکیو است که موضع‌شان نسبت به این رابطه محتاط و معتدل است. گاه به نحوی افراطی‌تر در پی تبعیت بی‌چون و چرای دین از سیاستند. این نظر هابز و روسو است که نظریات هر دو در این‌باره مستقل است. موضع اسپینوزا به این دو نزدیک است، هر چند اختلافات ظریف بسیاری دارد.
ماکیاول؛ دین در خدمت دولت
ماکیاول (۱۵۲۷ ـ ۱۴۶۹) رابطه دین و سیاست را به طور منظم مطرح نکرده است. در مشهورترین اثرش «شهریار» به چند ملاحظه کوتاه بسنده کرده است، اما در «گفتارها» پنج فصل را به این مسئله اختصاص داده است. او معمولاً از این رابطه به طور عام سخن می‌گوید، گویا اظهارات او درباره هر دینی صادق است. ولی این کلی‌گویی همیشه از ملاحظاتی درباره دین رومی یا مسیحی آغاز می‌شود. ماکیاول به آنچه در این دو دین مشترک است بیشتر علاقه دارد تا به آنچه خاص آن دو است و آشکارا آرزو می‌کند که مسیحیت رو به زوالِ دوران او از بت‌پرستی باستان الهام گیرد. او بر اساس الگوی روم باستان است که رابطه دین و سیاست را در دولت مدرن می‌فهمد.

وارونگی رابطه دین و سیاست
ماکیاول که متعلق به رنسانس است، نخست رابطه دین و سیاست را، آن‌طور که در سده‌های میانه بوده و درک می‌شده، کاملاً وارونه می‌کند. در واقع، مسیحیت سده‌های میانه سیاست را کاملاً تابع دستورهای دین و اخلاق مسیحی می‌کرد. برعکس، ماکیاول که می‌خواهد به دولت استقلال تام بدهد و آن را فی‌نفسه هدف سازد، در گام نخست آن را از الزامات اخلاق و دین آزاد می‌سازد. به این ترتیب، او با رد الگوی سده‌های میانه، به رهایی سیاست از اخلاق و دین توجه می‌کند.
پس از آن، سیاست یعنی کسب و حفظ قدرت، به تنهایی بر هدف غلبه می‌کند، دین و اخلاق به ابزارهای ساده و تابع تقلیل می‌یابند. این نشان‌دهنده نااخلاق‌گرایی عمیق ماکیاول است که می‌خواهد اخلاق دور از سیاست باقی بماند. در سیاست هدف وسیله را توجیه می‌کند و برای قوام و اداره کشور هر وسیله‌ای مشروع است. ماکیاول با جدایی سیاست از اخلاق است که آن را از تسلط دین برکنار می‌دارد. در واقع، پایه و ضامن اخلاق که برای جامعه ضروری است، در دین است. بنابراین وقتی دیگر اخلاق اجباری نبود، دین نمی‌تواند خود را تحمیل کند. از این رو شهریار می‌تواند بی‌آنکه در قیدوبند دین باشد، حتی بر ضد دین عمل کند، به شرط آنکه ظواهر را که منحصراً اهمیت دارند، حفظ کند.
اما ماکیاول فقط سیاست را از اخلاق آزاد نمی‌کند، دین را نیز تابع دولت می‌کند و آن را ابزار قدرت می‌سازد. پس از آنکه برای دین هر نوع نقش مدیریتی را رد می‌کند، آن را در خدمت دولت و شهریار قرار می‌دهد. به این ترتیب او رابطه سنتی میان دین و سیاست را وارونه می‌کند و به جای آنکه آن دو را از هم جدا کند، بر این مبنای جدید آنها را کاملاً متحد می‌سازد.

الگوی آرمانی دین
ماکیاول درباره نقش نخستین دین در روم باستان می‌نویسد: «تاریخ روم نشان می‌دهد دین برای انضباط سپاه، اتحاد مردم، تقویت نیکوکاران و شرمنده کردن بدکاران چقدر مفید بوده است.» برای اینکه نشان دهد «رومیان برای استقرار قوانین، پیشبرد کارها و فرونشاندن شورش‌ها چگونه از دین استفاده می‌کردند» چند مثال می‌زند. به ویژه او متذکر می‌شود که قانونگذاران بزرگ برای قبولاندن قوانین خود، به ویژه وقتی مسئله ورود آداب و رسوم جدید در میان مردم یاغی در کار بود، بر اقتدار الهی تکیه می‌کردند.
ماکیاول در تقابل با الگوی آرمانی دین رومی، مسیحیت را دینی ناتوان ارزیابی می‌کند، آن را به شدت نقد می‌کند و کلیسای کاتولیک را متهم می‌سازد که در ایتالیا منشأ تفرقه است. اگر دین مسیحی به اصول قانونگذار خود وفادار می‌ماند «دولت‌ها و جمهوری‌های عالم مسیحیت به مراتب معتمدتر و نیکبخت‌تر از آن بودند که اکنون هستند.» اما ماکیاول پی می‌برد افرادی که به دربار روم نزدیک‌ترند بی‌دین‌تر از آنانی هستند که فاصله‌شان از آن زیاد است. از سوی دیگر، ماکیاول مسیحیت را ملامت می‌کند که دین ضعفا و خاضعان است، در حالی که بت‌پرستی عهد باستان آیین قدرت و شوکت بوده است. وی متذکر می‌شود که آدم‌های دوران او کمتر از آدم‌های سابق قدرتمند و علاقمند به آزادی هستند و این مسئله را در «تفاوت تربیت ناشی از تفاوت دین» می‌داند. او مسیحیت را مسئول این ضعف می‌داند؛ زیرا مسیحیت، برخلاف بت‌پرستی عهد باستان، برای عمل، قدرت و مبارزه ارزشی قائل نیست.

بهره‌مندی سیاست از دین
ماکیاول در حالی که از نقش بت‌پرستی عهد باستان تمجید می‌کند، از ضعف مسیحیت و انحطاط کلیسا تأسف می‌خورد. این نقش همان انتظاری است که او از دین برای حفظ دولت و اداره آن دارد. دین، در وهله نخست، ستون جامعه و دولت است؛ زیرا به تحقق وحدت و انسجام مردم کمک می‌کند. وی که معمولاً اخلاق را خوار می‌شمارد، برای پاسداری از فضایل و دوری از رذایل دست‌کم در ظاهر روی دین حساب می‌کند. از دید او دین بهترین حامی دولت است و نبودش موجب زوال و مرگ آن می‌شود. دین که برای همبستگی جامعه و وحدت دولت ضروری است، برای حکومت کردن شهریار نیز مفید است. البته شهریار باید از آن استفاده‌ای به ظاهر متناقض، اما هماهنگ با رفتار عادی‌اش، بکند. در واقع شهریار نباید در قیدوبند اخلاق باشد، باید درست‌پیمان و راست‌روش به نظر آید. دعوت ماکیاول آن است که شیر درنده و روباه مکار شویم، یعنی به زور و مکر توسل جوییم. از این رو شهریار ضمن تخطی از اخلاق و دین، باید نیکوکار، راستکردار و دیندار به نظر آید. ماکیاول به ویژه روی این صفت‌آفرین تأکید می‌ورزد. او می‌گوید «هر که شهریار بیند و گوش به او دارد، باید در نظرش سراپا نرم ولی درست پیمانی، راستگویی، مردم‌دوستی و دین‌داری آید و هیچ چیز به سترگی این صفتِ آفرین و نمایش به داشتن آن نیست.
برداشت‌های ماکیاول از رابطه دین و سیاست با بقیه اندیشه‌اش عمیقاً هماهنگ است. از این رو این اندیشه تحت تأثیر دولت و قدرت است. بنابراین ماکیاول وادار می‌شود با آزاد ساختن آنها از قیومیت اخلاق و دین برای‌شان استقلال خاصی قائل شود. به این ترتیب او دولت را عرض می‌کند. اما با این حال او دین را که کاملاً در خدمت دولت درمی‌آورد، پس نمی‌زند. آگوستین رنوده می‌نویسد: «بنابراین ماکیاول می‌پذیرد و درمی‌یابد که دین دولتی که ابزار ساده حکومت است، تابع اهداف دولت است.»
جالب اینکه ماکیاول می‌خواهد از مسیحیت، که یک بار در خاستگاه اولیه‌اش جان گرفته و به واسطه بت‌پرستی عهد باستان رونق یافته، نوعی دین دولتی بسازد. در این شرایط، کلیسا به ویژه در بافت ایتالیا به ضرورت یک کلیسای ملی می‌شود. از این رو ماکیاول در فکر جدایی کلیسا و دولت نیست. برعکس، او می‌خواهد که این دو کاملاً متحد شوند؛ زیرا دولت به کلیسا و حمایت دین نیازمند است. بنابراین او چنانکه رنوده به درستی مطرح کرده «یک کلیسای ملی، وابسته به دولت، متحد دولت، تابع اهداف سیاست ملی و دفاع از منافع ملی» را آرزو می‌کند.
به این ترتیب، شیوه او در بررسی رابطه دین و سیاست با طرح اساسی او که تفوق بخشیدن مطلق به دولت ایتالیا در برابر رقبای اروپایی‌اش است، کاملاً هم‌ساز است.


اندیشه سیاسی مسلمانان
فتح‌الله پریشان

نگاهی به زندگی و آثار فاضل هندی



بازبینی اندیشه سیاسی متفكران مسلمان در دو قرن دهم و یازدهم هجری كه عصر حاكمیت سلاطین صفوی در ایران است، اهمیت بسزایی در بررسی و تدوین منظومه فكری اندیشمندان شیعی دارد؛ زیرا این دوره از تاریخ شیعه، نقطه عطفی در اندیشه سیاسی شیعیان به شمار می‌آید. در این دوره با حاكمیت سلاطین شیعه در ایران و خارج شدن شیعیان از اقلیت تحت سلطه و تبدیل شدن آنها به اكثریت حاكم در ایران و مهاجرت علمای شیعه از مراكز مختلف به ایران و همكاری آنها با دولت صفوی، زمینه شكل‌گیری فضای گفتمانی جدیدی براساس همكاری سلطان شیعه و فقیه عادل فراهم شد. مهم‌ترین پرسشی كه ذهن علمای شیعه را در عصر حاكمیت صفویه در ایران به خود مشغول داشته، چگونگی تطابق و هماهنگی میان وضعیت موجود در این دوران و اندیشه آرمانی شیعه درباره حكومت بود.
محقق كركی، محقق اردبیلی، فیض كاشانی، محقق سبزواری، شیخ‌علی‌نقی كمره‌ای، علامه مجلسی و فاضل هندی در شكل‌گیری و گسترش این فضای گفتمانی جدید نقش تعیین‌كننده‌ای را ایفا كردند. آرای سیاسی غالب اندیشمندان مذكور به طور مستقل و اجمالی در راستای آشنایی با میراث گرانقدر فکری و سیاسی شیعه بررسی شده است. از این شماره اندیشه‌های سیاسی فاضل هندی بررسی خواهد شد.
فاضل اصفهانی (معروف به فاضل هندی) در سال ۱۰۶۲ ه‌.ق در اصفهان متولد شد. پدرش، تاج‌الدین حسن اصفهانی، فرزند شرف‌الدین‌محمد مشهور به ملاتاجا مردی دانشمند و فاضل بود. وی نام این کودک را «ابوالفضل» نهاد که بعداًً به «فاضل هندی» و «بهاء‌الدین محمد» معروف شد.
از کودکی فاضل هندی اطلاع دقیقی در دست نیست، اما نوشته‌اند: «چون در صغر سن با والد خود به هند رفت، به فاضل هندی مشهور شد.»(۱) این کودک نابغه در هشت سالگی به تدریس شرح مختصر و مطوّل تفتازانی پرداخت و در ۱۱ سالگی کتاب «منیه الحریص علی فهم شرح التخلیص» را تألیف کرد.
فیلسوف معاصر، سیدجلال‌الدین آشتیانی درباره تحصیلات فاضل، چنین می‌گوید: «حقیر در جُنگی قدیمی در زمان گذشته، عبارتی از شخصی که در اواخر صفویه می‌زیسته است دیدم که چنین نوشته است: در مدرسه، صبیّ مُراهقی (پسر نزدیک به بلوغ) را دیدم که در بحث، علیم ماهر و واجد مقام عالی در علوم عصر (روز) بود و آثار نبوغ از ناصیه (پیشانی) او آشکار بود. از نسبش پرسیدم، گفتند: او فرزند ملاتاج و نامش بهاء‌الدین محمد است.»(۲)
وی در ۱۳ سالگی به درجه اجتهاد رسید. فاضل اصفهانی در سال ۱۰۷۷ ه‌.ق. (حدود تقریباًً در ۱۶ سالگی) در ردیف فضلای بنام بود. درباره استادان فاضل هندی چیزی ننوشته‌اند. برخی از پژوهشگران معاصر معتقدند اولین استاد فاضل هندی، پدرش (مولی تاج‌الدین حسن‌‌بن‌شرف‌الدین فلاورجانی اصفهانی) بود.(۳)
تنها پسر فاضل هندی، محمدتقی همانند پدرش دانشوری فرزانه بود. محمدتقی را چنین ستوده‌اند: «خورشید آسمان فضل و دانش و قطب دایره کمال، مولی محمدتقی‌بن‌فاضل هندی با سیدنصرالله مکاتبه داشته است. وی اشعاری را در فضیلت مولی محمدتقی سروده است و برای وی ارسال داشته و از پسر فاضل هندی جواب خواسته است.»(۴)
در بررسی آثار و آرای فاضل هندی می‌توان به وسعت تألیفات وی و همچنین ازدیاد تربیت شاگردانی که هر یک خود ستاره‌ای در آسمان علم و فقاهت و دانش بودند نظیر؛ شیخ‌احمدبن‌حسین حلی، سیدمحمدعلی کشمیری، محمدتقی اصفهانی و ... اشاره کرد. در برخی از آثار فاضل هندی آمده است که وی ۸۰ تألیف درباره موضوعات مختلف علوم اسلامی داشته است.(۵)
گرایش و تبحّر وی در فقه و اصول بود. وی در زمینه‌های؛ ‌عقاید، کلام، تفسیر، نحو و ... به تلخیص و شرح آثار پیشینیان پرداخت. برخی از شرح‌های وی مانند «کشف‌اللثام» چنان عمیق و مبسوط است که خود تألیفی مستقل شمرده می‌شود. از جمله کارهای تفسیری او تنظیم بخش‌هایی از تفسیری کتاب امالی سیدمرتضی است.
فاضل هندی در روز سه‌شنبه بیست‌وپنجم رمضان سال ۱۱۳۷ ه.ق. به سرای باقی شتافت و پیکرش در قبرستان تخت فولاد اصفهان دفن شد. در کنار قبر او، قبر ملامحمد فضل معروف به فاضل نایینی قرار گرفته است که به همین سبب، مردم قبر این دو شخصیت علمی را به نام «فاضلان» می‌شناسند.(۶)
* منابع در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

 پنجره احتمالات سیاسی


در آستانه انتخابات هفتم اسفند، رسانه‌های نظام سلطه روزهای پرکاری را می‌گذرانند. سیاست راهبردی غرب در حوزه رسانه و تبلیغات با سایر راهبردها و سیاست‌های آنها هماهنگ است.
غرب در راستای مبارزه با این الگو و تبلیغ و گسترش الگوی سکولار از طریق رسانه تلاش می‌کند با تمرکز بر جریان‌سازی خاص در محافل سیاسی و رسانه‌ای راهبردهای انتخاباتی نظام جمهوری اسلامی ایران را با مهندسی معکوس در تقابل با مشارکت حداکثری مردم در انتخابات در وهله اول و انحراف‌سازی آنها از انتخاب خوب و هدفمند در وهله دوم با زمینه‌سازی انتخاب افراد و جریان‌هایی همسو با غرب و تفکر غربی تعریف کند.
جوزف اورتون، متفکر برجسته رسانه و افکار عمومی که در فاصله سال‌های ١٩٩٢ تا ٢٠٠٣ تأثیر عمیقی بر اتاق‌های فکر در کشور‌های غربی داشته، در توضیح چگونگی انجام این فرایند از سوی رسانه‌های غربی نظریه معروفی با عنوان «پنجره احتمالات سیاسی» ارائه داده است که آشنایی با آن در حال حاضر می‌تواند از بخشی از سیاست‌های رسانه‌های غربی‌ها پرده ‌بردارد.
اورتون معتقد است افکار عمومی از شش پنجره ساخته می‌شود، کافی است این پنجره‌ها را به دقت و به نوبت باز کرد تا بتوان امری محال، غیرواقعی‌ و مذموم را در نظر مردم به امری اجتناب‌ناپذیر، ضروری و حتمی تبدیل کرد:
1 ـ تبلیغ پیام به‌مثابه امری تصورناپذیر و غیرقابل پذیرش؛ اگر پیام یا واقعه‌ای در افکارعمومی غیرقابل قبول به نظر می‌رسد رسانه باید در گام نخست این واقعه را همان‌گونه که در ذهنیت جامعه است به‌مثابه امری خلاف واقع و غیرقابل تصور تبلیغ کند تا زمینه مواجه بعدی جامعه با آن مهیا شده و در نهایت جامعه بداند که هر امری ولو در شکل کاملاً دروغین و خلاف واقع قابل تصور است. 2 ـ تبلیغ بر آنکه پیام و طرح مذکور افراطی به نظر می‌رسد؛ باید نسبت به افراطی بودن واقعه گفت‌وگوهای بسیاری صورت گیرد. این گفت‌وگوها سبب می‌شود که افکار عمومی این پیام را به‌مثابه یک امر افراطی و نه چندان واقعی‌ بپذیرد. 3 ـ تبلیغ بر آنکه پیام و طرح تا حدی قابل قبول به نظر می‌رسد؛ پس از گفت‌وگوهای بسیار به عادی‌سازی پیام پرداخته و موانع نظری و ذهنی این پیام رفع شود. 4 ـ تبلیغ بر آنکه پیام و طرح تا حدی معقول و بدیهی به نظر می‌رسد؛ در قدم چهارم تلاش شود موانع عملی تحقق پیام بررسی شده و به ذهنیت جامعه نزدیک شود تا زمینه پذیرش عملی طرح فراهم آید. 5 ـ تبلیغ بر آنکه پیام و طرح از محبوبیت و مقبولیت بالایی برخوردار است؛ در این مرحله با تبلیغات گسترده همسویی و همنوایی جامعه القا شده است و مخالفان طرح در جایگاه اقلیتی اندک معرفی شوند. 6 ـ تبلیغ بر آنکه طرح باید به یک سیاست تبدیل شود؛ در این مرحله طرح، پشتیبانی قانونی پیدا کرده و به‌مثابه یک سیاست در جامعه اجرا می‌‌شود.
به نظر می‌رسد این دقیقاً همان وظیفه‌ای است که رسانه‌های استکباری در مراحل پیش، هنگام و پس از انتخابات ایران در سال 88 که به فتنه منجر شد، انجام دادند و در اوضاع کنونی؛ نیز نسبت به حضور حماسی مردم و جهت‌دهی به انتخاب آنها در هفتم اسفند، نشر شایعات مختلف در جامعه چون تشکیک در سلامت انتخابات، اختلاف‌نمایی در بین مسئولان کشور، ناامیدسازی و ... را در سر می‌پرورانند.

 

صفحه نهم

 
 

تاریخ
سید مهدی حسینی

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی
     جنجال‌آفرینی مجلس ششم در آستانه انتخابات مجلس هفتم در سال‌های ۸۲ ـ ۸۱
 

در مباحث پیش به برخی از روش‌ها و شیوه‌های ناصحیح عملکرد مجلس ششم اشاره شد و برخی از مصوبات و جنجال‌های این دوره را یادآور شدیم. در مجموع باید گفت مجلس ششم از این آزمون نمره خوبی کسب نکرد. در آستانه برگزاری انتخابات مجلس هفتم بود که جملگی دست به دست یکدیگر داده بودند تا به نوعی مانع برگزاری انتخابات دوره هفتم مجلس شوند. یکی از مسببان این مسئله افراد و مسئولان وزارت کشور وقت بودند که از عوامل دوم خردادی‌ها به شمار می‌آمدند و برای عدم برگزاری یا تأخیر در برگزاری انتخابات مجلس هفتم نقش‌آفرینی می‌کردند و در واقع، در شروع کار مناقشاتی بین دستگاه‌های اجرایی و نظارتی صورت گرفته بود و دشمنان آماده راه‌اندازی توطئه بودند. همه فشارهای تبلیغاتی بر روی این موضوع متمرکز شده بود که انتخابات برگزار نشود. به همین دلیل شروع به تخریب دستگاه‌های نظارتی کردند تا جایی که رهبر معظم انقلاب به این موضوع ورود کردند و در دیدار با مسئولان هشدار دادند و فرمودند: «آنچه وظیفه دولت و ملت ایران است، این است که در مقابل توطئه‌ دشمن بایستند. انتخابات باید در موعد خود ـ روز اول اسفند ـ بدون حتی یک روز تأخیر انجام گیرد. من متأسفم از اینکه بعضی افراد از روی غفلت همان حرف‌هایی را تکرار می‌کنند که دشمنان این ملت می‌زنند. آنها با تبلیغات و روش‌های سیاسی و حیله‌های خود برخی از مسئولان اجرایی را به کنار رفتن و اجرا نکردن مسئولیت قانونی تشویق می‌کنند. مگر اجرا و برگزاری انتخابات، حق کسی از مسئولان است که بگوید من این حق را می‌خواهم یا نمی‌خواهم؟ وظیفه است. وظیفه قانونی دستگاه‌های مشخص دولتی است، باید این وظیفه را انجام دهند.» رهبر معظم انقلاب کناره‌گیری و استعفا را خلاف قانون و حرام شرعی اعلام کردند.
التهاب‌آفرینی
با وجود تأکید رهبر معظم انقلاب بر حفظ آرامش در روند انتخابات، دوم خردادی‌ها با همراهی برخی از نمایندگان مجلس ششم اقدام به التهاب‌آفرینی و ایجاد تشنجات کردند. پیش از اعلام نظر هیئت مرکزی نظارت درباره نتایج بررسی صلاحیت‌ها، روزنامه‌های زنجیره‌ای که مترصد فضا‌سازی و ایجاد یک بحران دوباره در کشور بودند، در کنار افراطیون مجلس ششم با استفاده از فرصت پیش‌آمده شروع به تشویش اذهان، فشار به افکار عمومی و اعضای شورای نگهبان کردند. شاید این دسته متوجه شده بودند که اگر اوضاع به صورت طبیعی پیش برود آنان به دلیل تخلفات‌شان با حکم دستگاه‌های نظارتی و از آن مهم‌تر از سوی مردم حذف خواهند شد و لذا لازم بود جنجالی بیافرینند تا شاید بتوانند موج‌سواری تازه‌ای آغاز کنند. افراد شاخص دوم خردادی‌ها مانند محمدرضا خاتمی و تاج‌زاده هر دو عضو حزب مشارکت وقت، در آستانه شروع بررسی صلاحیت‌ نامزدهای مجلس هفتم توسط هیئت‌های نظارت، عملکرد شورای نگهبان را غیرقانونی و مغایر با قانون اساسی تحلیل کردند و خواستار برخورد رئيس‌جمهور با این عملکرد شدند و در ادامه نیز بدون ارائه هیچ‌گونه مستندی هیئت‌های نظارت را به عدم التزام به قانون اساسی متهم کردند. در همین راستا تاج‌زاده در مصاحبه‌ای در تاریخ ۱۵ دی ماه ۸۲ با ادعای اینکه «جنبش اصلاحی آخرین انتخابات ملت در چارچوب جمهوری اسلامی است و شکست اصلاحات به معنای شکست جمهوری اسلامی است»، گفت: «فضا به گونه‌ای نیست که شورای نگهبان جرئت کند که پانصد نفر را ردّ صلاحیت کند...» این جریان تا توانست این گونه جنجال‌آفرینی کرد.
صدور نامه‌ها و بیانیه‌ها
نوشتن نامه و دادن بیانیه از سوی اعضای جنجالی دوم خردادی در مجلس ششم نسبت به مجالس قبل و بعد بی‌سابقه بود و این موضوع به این دلیل بود که جمع زیادی از آنها مطبوعاتی بودند و مطبوعات زنجیره‌ای دوم خردادی با آنها همراه بودند. آنها جایی که با مسئله و مشکلی روبه‌رو می‌شدند، فوری کاغذ و قلم به‌دست می‌شدند، نامه‌ای را تنظیم می‌کردند و انتشار می‌دادند. در این رابطه چند نکته قابل توجه است.
یکی اینکه نویسندگان این نامه‌ها، به‌ویژه نامه‌های سیاسی، معمولاً افراد، ثابتی بودند، یا کسانی بودند که در جریان‌سازی تجربه داشتند و دیگران را هم با خود همراه می‌کردند. مسئله دیگر اینکه؛ این نامه‌ها اکثراً با امضاهای زیادی صادر می‌شد که جملگی آنها از زمینه‌سازی و تصمیم‌سازی و در زمینه بازی‌های سیاسی و جناحی و فراکسیونی حکایت داشت. دلیل آن هم روشن بود؛ تا اینکه پای نامه‌ها امضای چند نفر دوم‌خردادی را می‌دیدند، بدون اینکه از محتوای دقیق نامه‌ها و بیانیه‌ها مطلع باشند. پای آنها را امضا می‌کردند. محتوا و موضوع نامه‌ها اکثراً سیاسی بود و معمولاً از یک مرکز و به‌منظور خاص نوشته و فراکسیونی هم امضا می‌شد که غالب آنها به‌عنوان یک اهرم فشار برای به تسلیم واداشتن طرف مقابل، یا اینکه به درخواست جریان موسوم دوم خردادی‌ها صورت می‌گرفت و هرگاه نیز مستقیماً به مقصد نمی‌رسید و نتایج مطلوبی در پی نداشت در روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها مطرح می‌شد و درباره آن تبلیغات گسترده‌ای به راه می‌افتاد تا مخاطبان را بیشتر تحت فشار افکار عمومی قرار دهد. هر یک از نامه‌ها و بیانیه‌ها موسوم به نام خاصی بود.

از دست دادن فرصت‌ها
مورد دیگر که درباره مجلس ششم مطرح شد، گرفتار شدن به مسائل سیاسی بود که نسبت به مسائل اقتصادی و اجتماعی از اولویت بیشتری برخوردار شده بود. با نگاهی واقع‌بینانه به کارنامه مجلس ششم می‌توان گفت تنها نامی که به این مجلس می‌توان داد، «مجلس سیاسی» است و «سیاسی‌کاری» و «سیاست‌زدگی» القابی است که می‌توان برای اعضای آن به کار برد؛ چرا که وظیفه اصلی نمایندگان، قانونگذاری و نظارت است که متأسفانه هر دوی این امور اسیر جناح‌بازی و اهداف گروهی شد و در نتیجه وقت مجلس ششم به بیشترین جنجال‌های سیاسی و دعواهای بین احزاب و گروه‌ها سپری شد و سبب غفلت از مسائل اساسی‌تر و اختلال در مسائل گوناگون کشور و انقلاب اسلامی گردید و فرصت‌های طلایی خدمت به کشور و مردم را از دست داد و نتوانست مشکلات اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی را رفع کند و نسبت به آن اهتمام جدی صورت نگرفت. اگر گرفتار این آفت نشده بود و می‌توانست قدمی برای حل مشکلات جامعه بردارد، بهترین موقعیت، شرایط و فرصت را داشت، می‌توانست عالی‌ترین بهره‌برداری را داشته باشد، اما این مجلس از شرایط بسیار عالی، کمترین بهره‌ را برد و بیشتر سرگرم مسائل سیاسی، باندی و گروهی شد و نتوانست از همراهی دولت وقت و حمایت رهبری و پشتوانه‌ رأی مردم امتیاز و افتخاری نصیب کشور کنند. در واقع، تلاش خود را مصروف اموری کرد که فایده‌ای برای نظام نداشت.

تحصن
یکی از مشخصه‌های‌ دوره پایانی مجلس ششم تحصن است. این اقدام در چارچوب یک برنامه‌ریزی در اعتراض به عملکرد هیئت نظارت شورای نگهبان در عدم تأیید صلاحیت تعدادی از نمایندگان مجلس در هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی بود. نمایندگان متحصن مجلس ششم در تاریخ ۲۰ دی ماه دست به تحصن زدند و خواستار عدم برگزاری انتخابات یا حداقل به تعویق افتادن آن شدند. طبق برنامه اعلام شده قرار بر این بود که در روز اول اسفند ۱۳۸۲ انتخابات برگزار شود، اما این طیف دوم خردادی متحصن به هیچ عنوان به قانون متعهد نبودند و تحصن را یک کار سیاسی برای مقابله با قانون نظارت استصوابی شورای نگهبان می‌دانستند و عجیب بود که حاضر نبودند از طریق مراجع قانونی مطالبات‌شان را پیگیری کنند. در واقع، می‌خواستند با قلدری و گردن‌کلفتی در مقابل قانون کشور به نتیجه دلخواه برسند و هرگز حاضر نشدند به قانون تمکین کند. تحصن روزها ادامه داشت و این اقدام ساختارشکنانه موجب خوشحالی بسیاری از ضدانقلابیون و دشمنان انقلاب اسلامی شد و معلوم بود که این جریان به دنبال «تغییرات بنیادین در نظام» بودند. یکی از افراد متحصن که سردبیر ماهنامه‌ای به نام «آفتاب» بود، در این باره گفت: «سه دسته به نام اصلاح‌طلب وارد مجلس شدند؛ اول کسانی که به‌دنبال کسب قدرت بودند، دوم کسانی که به دنبال حفظ قدرت بودند و سوم کسانی که به دنبال تغییر ساختار قدرت بودند.»
بسیاری از متحصنان مجلس ششم که سردبیر مجله و نشریه‌ای بودند، موضوع سوم را دنبال می‌کردند.

تهدید به استعفا
یکی دیگر از عملکردهای شاخص مجلس ششم استعفا دادن از نمایندگی بود. نمایندگان متحصن در ابتدا چند ساعت مانده به اعلام نتایج بررسی صلاحیت‌ها از سوی شورای نگهبان بیانیه شماره ۱۴ خود را صادر کردند و با صراحت تهدید کردند که در صورت عدم رضایت‌شان از روند بررسی صلاحیت‌ها تاکتیک استعفا را اجرایی خواهند کرد و نوشتند: «به محض دریافت نظارت نهایی شورای نگهبان، در صورتی که تغییر قابل‌قبولی در فهرست ردّ صلاحیت‌های غیرقانونی ایجاد نشود، اقدامات قانونی خود را در اعتراض به عملکرد غیرقانونی هیئت‌های نظارت و شورای نگهبان به مرحله اجرا درخواهیم آورد و به استعفای خویش از نمایندگی مجلس و عدم شرکت در انتخابات رسمیت خواهیم داد.»
در این راستا، ۱۲۰ نفر از نمایندگان مجلس ششم که از جناح دوم خردادی‌ها بودند در تاریخ ۱۰ بهمن به صورت دسته‌جمعی استعفا دادند، البته این کار بیشتر به یک نمایش سیاسی شبیه بود، چون برای اعمال فشار صورت می‌گرفت، خودشان هم می‌دانستند که «استعفای دسته‌جمعی جنبه قانونی ندارد و هر نماینده بایستی انفرادی استعفای خود را به هیئت رئيسه تقدیم کند.» در نهایت، تا چهار ماه پایانی مجلس استعفای چهار نفر پذیرفته شد. حاصل آنکه مجلس ششم با تحصن کردن و استعفا‌نویسی دوم خردادی‌ها به پایان رسید؛ اقداماتی که در تاریخ سیاسی کشور جز رسوایی برای‌شان رقم نزد.


حكایت زمانه
میثم غلامپور
کودتاي انگليسي و سر برآوردن رضا قلدر
 

در روز ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان ميرپنج، فرمانده تيپ همدان با همکاري سيدضياء‌الدين طباطبايي، مدير روزنامه «رعد» عليه دولت سپهدار رشتي، نخست‌وزير احمدشاه قاجار کودتا کرد و زمينه سقوط سلسله قاجار و تأسيس حکومت پهلوي را فراهم آورد.
در اولين ساعات سپيده‌دم ۳ اسفند ۱۲۹۹ رضاخان همراه با نظاميان قزاق تحت فرمانش از قزوين وارد تهران شدند. آنها بلافاصله کلانتري‌ها، وزارتخانه‌‌ها، پست‌خانه‌‌ها و ادارات دولتي و مراکز حساس تهران را به تصرف درآوردند. در منابع تاريخي آمده است، اين عمليات کودتايي بود که سفارت انگلستان هدايت آن را برعهده داشت و رضاخان عامل نظامي کودتا و سيدضياءالدين طباطبايي، مدير روزنامه رعد، عامل سياسي آن بود. در حقيقت، ورود نيروهاي تحت امر رضاخان به تهران، نقطه شروع رويدادهايي بود که به فروپاشي سلسله ۱۲۵ساله قاجار منتهي شد. قزاق‌ها با ورود خود به تهران دروازه‌هاي شهر را بستند و سفارتخانه‌ها را به محاصره خود درآوردند تا کسي به اين مکان‌ها پناهنده نشود. سپس تمامي تلفن‌ها و خطوط ارتباطي داخل و خارج کشور را قطع کردند. در اين روز زد و خوردهاي پراکنده‌اي در جريان تصرف شهر به وقوع پيوست و تعدادي نيز کشته و زخمي شدند؛ ولي با توجه به اينکه فرمانده نيروهاي ژاندارم و ديگر محافظان شهر قبلاً از طریق انگليسي‌ها مطلع و تطميع شده بودند، رضاخان و نيرو‌هايش مشکل جدي در تصرف تهران نداشتند.
رضاخان به محض تصرف تهران، در اولين انتصاب، کلنل کاظم‌خان را به فرمانداري نظامي تهران منصوب کرد. در اين روز نيروهاي قزاق تمامي زندانيان را آزاد کردند؛ اما در مقابل موج‌ تازه‌اي از بازداشت ناراضيان و شخصيت‌هاي سياسي، اعم از حکومتي، نمايندگان مجلس و... آغاز شد. تمام وزراي کابينه سپهدار به‌جز از خود او بازداشت شدند. همزمان احمدشاه و محمدحسن ميرزا (وليعهد) به کاخ فرح‌آباد گريختند و سپهدار رشتي (نخست‌وزير) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. بقيه بازداشت‌شدگان که تعداد آنها بين ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر تخمين زده‌ مي‌شد، شاهزادگان، رجال، روزنامه‌نگاران، نمايندگان مجلس، نخست‌وزيران سابق و وزيران اسبق بودند. در مراحل بعد جمعي از بازداشت‌شدگان محکوم به زندان، جمعي از آنان تبعيد و بقيه آزاد شدند.
از طرف رضاخان اعلاميه‌اي در ۹ ماده با عنوان «حکم مي‌کنم» منتشر و به در و ديوار و معابر شهر نصب شد. بر اساس اين اعلاميه، تمامي ادارات دولتي و روزنامه‌ها تعطيل شدند و به جز دواير تأمين ارزاق به هيچ اداره يا مغازه‌اي اجازه کسب داده نشد. مفاد اين اعلاميه چنين بود:
«حکم مي‌‌کنم مواد مطروحه ذيل را مردم تهران نصب‌العين قرار داده و فرداً فرد تشريک مساعي نمايند و در صورت تخلف شديداً عقوبت خواهند شد.
۱ـ تمامي اهالي شهر تهران بايد ساکت و مطيع امر نظامي باشند.
۲ـ حکومت نظامي در شهر برقرار و از ساعت هشت بعدازظهر غير از افراد نظامي و مأموران انتظامي شهر کسي نبايد در معابر عبور نمايد.
۳ـ کساني که از طرف قواي نظامي و پليس مظنون به مخل آسايش و انتظامات واقع شوند، فوراً جلب و مجازات سخت خواهند شد.
۴ـ تمامي روزنامه‌جات و اوراق مطبوعه تا موقع تشکيل دولت به کلي موقوف و برحسب حکم و اجازه‌اي که بعداً داده خواهد شد، بايد منتشر شوند.
۵ـ اجتماعات در منازل و نقاط مختلفه به کلي موقوف، در معابر هم اگر بيش از سه نفر گرد هم باشند، با قوه قهريه متفرق و جلب خواهند شد.
۶ـ تا دستور ثانوي تمام مغازه‌هاي مشروب‌فروشي و تئاتر‌ها و قمارخانه‌ها و کلوپ‌ها تعطيل است و هر کس مست ديده شود، به محکمه نظامي جلب خواهد شد.
۷ـ تا زماني که دولت تشکيل نشده است، ادارات و دواير دولتي به استثناي اداره ارزاق، تعطيل خواهند بود، پستخانه‌ و تلگراف‌خانه و تلفون‌خانه هم مطيع اين حکم خواهند بود.
۸ـ کساني که در اطاعت از موارد فوق سرپيچي نمايند، به محکمه نظامي جلب و به سخت‌ترين مجازات خواهند رسيد.
۹ـ «کاظم‌خان» به سمت کمانداني شهر انتخاب و معين مي‌شود و مأمور اجراي مواد فوق است.
چهاردهم جمادي‌الثاني ۱۳۳۹، رئيس ديويزيون قزاق و فرمانده کل قوا ـ رضا»
در عصر روز کودتا، «نورمن» سفير انگلستان در تهران با احمدشاه، آخرين پادشاه قاجار ملاقات کرد و به شاه گفت: تنها راهي که برايش باقي مانده، آن است که با سرکردگان کودتا رابطه برقرار کند و خواسته‌هاي آنها را بپذيرد و تأکيد کرد، اين تنها راه باقي‌مانده است. در اين روز نورمن طي تلگرافي به لرد کرزن، وزير خارجه بريتانيا نوشت: بسياري از کساني که به دست قزاق‌ها دستگير شده‌اند، تحريک‌کننده، توطئه‌گر و ضدانگليسي هستند و اين موجب رضايت ماست.
پيرو تهديدات «نورمن» سفير انگلستان، احمدشاه در غروب سوم اسفند سرگرم نوشتن احکام جداگانه رضاخان پهلوي و سيدضياءالدين طباطبايي شد. او احکام را صبح روز بعد منتشر کرد. رضاخان به فرماندهي کل قوا منصوب شد و لقب «سردار سپه» را گرفت و سيدضياءالدين مأمور تشکيل کابينه شد. در حکم احمدشاه درباره سيدضياء که خطاب به استانداران و فرمانداران سراسر کشور انتشار يافت، آمده است: «حکام ايالات و ولايات ـ در نتيجه غفلت‌کاري و لاقيدي زمامداران دوره گذشته که بي‌تکيلفي عمومي و تزلزل امنيت و آسايش را در مملکت فراهم نموده، ما و تمامي اهالي را از فقدان هيئت دولت ثابتي متأثر ساخته بود، مصمم شديم که با تعيين شخص دقيق و خدمتگزاري که موجبات سعادت مملکت را فراهم نمايد، به بحران‌هاي متوالي خاتمه دهيم. بنابراين به اقتضاي استعداد و لياقتي که در جناب ميرزا سيدضياءالدين سراغ داشتيم، عموم خاطر خود را متوجه معزي‌اليه ديده، ايشان را به مقام رياست وزراء انتخاب و اختيارات تامه براي انجام وظايف خدمت رياست وزرايي به معزي‌اليه مرحمت فرموديم «شهر جمادي‌الآخر ۱۳۳۹ ـ احمدشاه»
رضاخان سردار سپه طي اعلاميه‌اي در سالگرد کودتاي سوم اسفند ۱۲۹۹ خود را عامل کودتا معرفي کرد و افزود: «از اقدام خود در پيشگاه عموم شرمنده نيستم.» برخي تحليلگران معتقدند، اين اقدام براي پنهان کردن دست انگلستان در همراهي با رضاخان در کودتا انجام شد.

رضاخان از ديدگاه ديگران
درباره شخصيت رضاخان اظهارنظرهای مختلفي شده است که شنيدن بخشي از آن مي‌تواند جالب باشد. برخي از افراد که از نزديک با او ارتباطي داشته‌اند، درباره وي چنين گفته‌اند:
«بلوشر» سفير آلمان در دوران سلطنت رضاخان: «از نظر روانشناسي سخت جالب توجه است که مرد زورگويي، مانند رضاشاه علي‌رغم موفقيت‌هايي که کسب کرده است، باز در نهانخانه روح خود داراي عقده حقارت باشد». وي همچنين رضاخان را مردي نيرومند، بي‌رحم، زيرک و کينه‌توز معرفي مي‌کند.
«شير احمدخان» سفير افغانستان: «او به کسي احتياج دارد که به جايش فکر کند... شاه کلاً بي‌سواد است و بي‌فرهنگ. نه تنها با هيچ زبان خارجي آشنا نيست، بلکه حتي فارسي را هم به طرز عاميانه‌اي صحبت مي‌کند، از همان نوع که در کوچه و خيابان مي‌توان شنيد و اين خود علت آن است که او از هر معاشرتي خود را کنار مي‌کشد... رضاشاه پرقدرت، خشن، بي‌وفا و بي‌رحم است و اصلاً ناراحتي وجدان سرش نمي‌شود. دستور مي‌دهد نوکر چندين و چند ساله‌اش، تيمورتاش را بکشند و ککش هم نمي‌گزد.
رضاشاه همه‌جا نگران است که ببيند آيا مرد مهم کارداني که جاه‌طلب هم باشد وجود دارد، آن وقت براي تحکيم پايه‌هاي سلسله‌اش امر به قتل او مي‌دهد».
نقل از هفته‌نامه «نهنگ»: «در سال‌هاي اول سلطنت، هنگام سخن گفتن غالباً زبان را دو سانتيمتر لوله کرده و از دهان بيرون مي‌آورد، ولي بر اثر يادآوري اطرافيان و تمرين و ممارست اين عادت را ترک گفت. دندان‌هاي مصنوعي مرتبي دارد که بعضي اوقات هنگام غضب از فکين جدا مي‌شود... هرچيز که اندک زحمتي به او مي‌داد يا مخالف طبعش بود، نابود مي‌کرد، مي‌کشت، مي‌دريد و پرت مي‌کرد.
وقتي راديوي خود را که مطالبي عليه او انتشار مي‌داد، با لگد شکست. گاهي خدمتگزار و اشخاصي که موجب خشم و غضب او مي‌شدند، سخت با چکمه و لگد تنبيه مي‌کرد. رضاشاه از ترتيب و اصول و آداب درباري عاري بود. احوال و رفتار او فقط براي اقامت در سربازخانه و امور نظامي مطلوب بود.»
«هارولد نيکلسون» مستشار سفارت بريتانيا، صداي رضاخان را مانند صداي کودکي توصيف مي‌کند که به نفس‌تنگي مبتلاست.
«ويتا ساکويل وست» رضاخان را مردي بدون جاذبه، با ظاهري ترسناک و قيافه‌اي اخمو معرفي مي‌کند.
سرگرد «ملوين هال» که گویا جهانگرد بوده، او را فردي توصيف کرده است که از شفقت انساني و مهر و عاطفه بي‌بهره بود؛ صورتي ساکن و جامد داشت و کمتر تبسم و خوشرويي نشان مي‌داد؛ اين جمود «با خوي توحش و شرارت آميخته بود و غالباً از داخل به خارج شراره مي‌کشيد.»
«ژنرال آيرن سايد» كه در واقع انتخاب‌كننده رضاخان بود، چنين توصيفي از وي به دست مي‌دهد: «من مردي در اين كشور ديدم كه قادر است اين ملت را رهبري كند و آن، رضاخان است.» در اين حال، توصيف سرپرسي لورين از رضاخان به خوبي نشان مي‌دهد، چه شخصیت‌هایی براي به دست گرفتن زمام امور كشور ايران، مطلوب انگليسي‌ها بوده‌اند: «سربازي پر عزم و ماجراجو، ولي كم‌سواد». «نرمن» وزير مختار انگليس نيز رضاخان را «دهاتي جاهل، ولي زبل» خوانده بود.
اين همه نشان مي‌دهد، چرا از ميان افسران ايراني فوج قزاق كه بعضاًً تحصيلاتي در امور نظامي و آكادميك نيز داشتند، انگلیسی‌ها رضاخان را به منزله كسي كه «قادر است اين ملت را رهبري كند»، برگزید.
 


امام خامنه ای  در گذر زمان

    اوضاع مشهد پس از بازگشت از تبعید

در مباحث گذشته ضمن تبیین مبارزات انقلابی و فعالیت‌های امام خامنه‌ای (دامت‌ظله) در تبعید، عنوان شد معظم‌له روزهای سختی را در شهرهای تبعیدی ایرانشهر و جیرفت گذراندند و در مسیر بازگشت با دوستان وفادار خود در شهرهای بم، کرمان، یزد، اردکان و تهران دیدار کردند و راهی شهر مشهد شدند. ایشان در حالی به شهر مشهد وارد شدند که اوضاع با ۱۰ ماه پیش کاملاً متفاوت بود. حضور میلیونی مردم، برگزاری تظاهرات‌های سیاسی با شعارهای کوبنده در خیابان‌ها، از کار افتادن دستگاه‌های امنیتی، شهربانی و ساواک و ناکارآمدی اهرم‌های فشار رژیم شاه و... همه از تغییری شگرف خبر می‌داد. دیگر دیوارهای خفقان فرو ریخته بود. در آن فضای ملتهب سیاسی با خشم انقلابی مردم، آزادی زندانیان سیاسی و تحولات دیگر به سرعت رقم می‌خورد. امام خامنه‌ای در بین انبوه جمعیتی که در منزل علما گرد آمده بودند برنامه سخنرانی تدارک دیده بودند. انبوه مردم از کسبه، طلاب، دانش‌آموز، دانشجویان، زنان در پشت‌بام‌ها، کوچه‌ها و خیابان، حرم امام رضا(ع) و... اجتماع می‌کردند و امام خامنه‌ای برای‌شان سخنرانی می‌کردند و با مواضع قاطع انقلابی و با حمایت مردم، تنبیه مسببان کشتارهای اخیر و شکنجه‌گران زندانیان سیاسی را مطالبه می‌کردند. این سخنرانی با سخنرانی‌های پیشین متفاوت بود؛ چراکه هر بخش آن با شعارهای «مرگ بر شاه» و «درود بر خمینی» همراه می‌شد. در برخی اجتماعات نام بعضی از اماکن را تغییر می‌دادند. در شورای امنیت از دستگیری و انتقال سخنرانان صحبت بود، اما در پاسخ گفته شده بود: «ما می‌دانیم که این افراد مشغول فعالیت هستند و اگر آنها را دستگیر کنیم، فوراً دستور آزادی آنها داده می‌شود.» شیخان، رئیس ساواک خراسان کاملاً در موضع انفعال قرار گرفته و به این نتیجه رسیده بودند که دیگر دستگیری مفهومی ندارد. ایام به ماه محرم نزدیک می‌شد و روزهای پرتلاطم و سرنوشت‌سازی در پیش بود، امام خامنه‌ای مرتب با افراد مبارز و انقلابی مانند شهید هاشمی‌نژاد و... در حال شور و مشورت بودند و ساواک از برنامه‌های انقلابیون مشهد مطلع شده بود و در گزارشی آورده بود: «۱ـ تعداد زیادی از وعاظ و طلبه‌های مخالف را با جزوه‌های [امام] خمینی و اعلامیه‌ها [به زعم آنها] مضره به شهرستان‌ها و روستاهای خراسان برای وعظ اعزام کرده‌اند. ۲ـ به کلیه اشخاصی که قصد تشکیل مجالس عزاداری دارند ابلاغ نموده‌اند برای تشکیل مجالس خود به فرمانداری نظامی و شهربانی مراجعه ننمایند. ۳ـ به رؤسای هیئت‌های مذهبی مراجعه [کرده] و اظهار داشته‌اند بدون مراجعه به مقامات انتظامی مجالس عزاداری تشکیل دهند و دسته‌های خود را در خیابان‌ها حرکت [دهند] و چنانچه به کمک مالی احتیاج دارند، آنان خواهند پرداخت و وعاظ مجالس آنها را نیز تعیین می‌کنند.»
در چنین وضعیتی امام خامنه‌ای در مشهد با علمای شهرستان‌های دیگر هم ارتباط تلفنی و مکاتبه دارند.


از لابه لاي تاریخ

   رژيم پهلوي و مواد مخدر ـ10


 

جهانشاه صالح از ديگر شخصيت‌هاي سياسي و علمي دوره پهلوي است كه در مقطعي نيز وزارت بهداري را بر عهده داشت. از بزرگ‌ترين اقدامات صالح در دوران وزارتش در اين منصب تصويب قانون منع كشت خشخاش بوده است. وي بارها در اظهاراتش به اين موضوع اشاره كرده و از ديگران درباره حفظ دستاوردهايش ياري خواسته است. در باب انگيزه‌هاي اين اقدام جهانشاه صالح از همان زمان بسياري شبهه وارد كرده و آن را در راستاي اهداف دول خارجي در جهت كمك به كشورهاي تركيه و افغانستان تفسير كرده‌اند. در سندي در اين باره آمده است:
«در زمان بهداري جهانشاه صالح، طرح مبارزه با كشت خشخاش در ايران به اجرا درآمد و حال آنكه اين طرح آمريكايي به سود تركيه و افغانستان بود كه يكي از منابع سرشار درآمدشان (به‌ویژه تركيه) از فروش ترياك است، چه براي مصارف دارويي و چه براي مصارف تخديري، به هر حال اين طرح مشكلي را حل نكرد و اعتياد رواج شديد داشت.»
همچنين، بايد گفت كه متأسفانه اين فرد كه در گفته‌هايش بارها از رواج اعتياد در كشور داد سخن داده و اظهار تأسف كرده است، بنا بر عقيده بسياري، از اولين كساني است كه در رواج هروئين در كشور نقش داشته است. وي به دلیل تشكيك در همين موضوع چندين بار در مظان اتهام قرار گرفته است، در سندي در اين‌باره آمده است:
«دكتر جهانشاه صالح، وزير سابق بهداري كه دو سال پیش وزير بهداري بود و ده كيلو هروئين را به طور قاچاق وارد ايران كرده بود گويا مقامات مربوطه به اين موضوع پي برده بودند و در حال حاضر استاد دانشگاه است. به طوري كه دكتر رضا نقابت داراي شماره تلفن 43745 اظهار داشته است مدت‌ها قاچاقي هروئين وارد مي‌كرده و از موقعيت خويش سوءاستفاده مي‌نموده و در ضمن از فروش مواد مخدره پول سرشاري به جيب زده و مبارزه با ترياك نيز فقط براي رد گم كردن و در ضمن رواج بازار هروئين و مورفين و كوكائين خودش بوده است.»
اشتهار اين شايعات به حدي بود كه در زمان رياست وي بر دانشگاه تهران، اعلاميه‌هايي از سوي مخالفانش پخش شد كه از فساد وي حكايت مي‌كردند. در اينجا بخشي از اين اعلاميه‌ها را مي‌آوريم:
به‌تازگی تعدادي نامه ماشين شده بدون امضا از ناحيه مخالفان دكتر جهانشاه صالح، رئيس دانشگاه تهران به وسيله پست براي رؤساي دانشكده‌هاي وزارت بهداري ارسال شده است. در نامه مزبور خطاب به دكتر جهانشاه صالح نوشته شده است: «شما كه اظهار فضل و ادب مي‌نماييد و خود را پاكدامن جلوه مي‌دهيد، اولين‌ بار هروئين را با چمدان به ايران وارد و جوانان را آلوده كرده‌ايد...» نويسنده در خاتمه نامه دكتر جهانشاه صالح را تهديد کرده كه هر چه زودتر منتظر انتقام وي و امثال دكتر خان‌علي‌ها باشد.
بنا بر اسناد موجود، جهانشاه صالح با اشرف نيز دوستي داشته و ظاهراًً به كمك وي بزرگ‌ترين باند قاچاق ايران را اداره مي‌كرده است.
 

 
 

صفحه دهم

 


گزارش

تاکتیک‌های رسانه‌های غربی برای تأثیرگذاری در انتخابات
 

رسانه‌های غرب با همراهی برخی از رسانه‌های داخلی در روزهای منتهی به انتخابات هجمه وسیعی علیه ارکان انقلاب اسلامی و همچنین انتخابات آغاز کرده‌اند. این حملات مشکوک که در سال‌های گذشته بی‌سابقه بوده است، نیازمند روشنگری و رمزگشایی از سوی کارشناسان است. از این رو، خبرنگار صبح صادق با چند تن از کارشناسان در این زمینه گفت‌وگویی انجام داده است و به برخی از سرخط‌های جنگ روانی دشمنان و راهکارهای مقابله با آنان می‌پردازد.

القای بی‌تأثیری حضور مردم در نتیجه انتخابات
دکتر حمیدرضا دهقانی‌پوده*

مسیری که مردم ایران در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی پیموده‌اند، مبنی بر اینکه بتوانند سرنوشت خود را از طریق صندوق رأی رقم بزنند، مطلوب نظر سلطه‌گران نیست که به دنبال ادامه سلطه‌گری‌های گذشته خود هستند، همان‌طور که در گذشته سرنوشت مردم ایران به دست بیگانگان رقم می‌خورد.
در برخی از کشورها سرنوشت مردم از طریقی غیر از صندوق رأی رقم می‌خورد و با نفوذ بیگانگان همراه است و از همین رو انتخابات در کشورها هیچ‌گاه خوشایند قدرت‌های سلطه‌گر در جهان نیست.

در هر انتخاباتی ممکن است روش‌ها و اصولی که به تعیین سرنوشت می‌انجامد، متفاوت باشد، مانند انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در گذشته، رفراندوم تأیید جمهوری اسلامی به منزله یک الگوی حکومتی که حضرت امام(ره) درباره آن فرمودند: «نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد» که در تمام این موارد روش‌ها و اصولی در راستای مشارکت مردم در سرنوشت خود حاکم بوده است.
یکی از روش‌هایی که غرب و رسانه‌های غربی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی مردم به کار می‌برند، القای بی‌تأثیری حضور مردم در نتیجه انتخابات است. آنها همواره به روش‌ها و زبان‌های متفاوت اعلام می‌کنند که حضور یا عدم حضور مردم هیچ تفاوتی ندارد؛ در حالی که این ادعا کاملاً کذب و فریبکارانه است، اگر حضور یا عدم حضور مردم در انتخابات هیچ تفاوتی با هم نداشت، روند انتخابات در کشور تا این حد در بین کشورهای استکباری و وابستگان به آنها با مخالفت روبه‌رو نمی‌شد.
امروز در بسیاری از کشورهای وابسته به غرب چیزی با نام صندوق رأی و انتخابات وجود ندارد. در این کشورها مردم حتی چیزی به منزله افکار عمومی یا اعتراض و راه‌پیمایی هم نمی‌شناسند؛ حتی در کشورهایی که ادعا می‌کنند مرکز اسلام هستند، امر انتخابات را نوعی بدعت می‌دانند. اگر حضور مردم در انتخابات در تعیین سرنوشت آنها تأثیری نداشت، چرا قدرت‌های استکباری اجازه نمی‌دهند کشورهای تحت سلطه آنها انتخابات و صندوق رأی داشته باشند؛ بنابراین، این روش یکی از حربه‌های کهنه، پوسیده و نخ‌نماشده این ادعاست که حضور مردم هیچ تأثیری ندارد، اما مردم ایران این فتنه‌ها را پشت سر گذاشتند و در تمامی انتخابات‌ها مشارکت خوبی داشتند.
انتخابات‌های گذشته درجات متفاوتی داشتند و از همین رو نسبت مشارکت مردم نیز متفاوت بود. برای نمونه، در گذشته انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان به صورت تفکیکی برگزار می‌شد، به همین دلیل درصد مشارکت مردم نیز متفاوت بود؛ اما در انتخابات پیش رو با توجه به اینکه دو انتخابات به صورت همزمان برگزار می‌شود، قطعاً شور و حضور مردم نیز افزایش پیدا می‌کند که دغدغه و نگرانی دشمن نیز از همین مسئله است.
حضور در انتخابات مجلس خبرگان رهبری مشروعیت و مقبولیت نظام و رهبری نظام را به رخ جهانیان می‌کشد، بالطبع دشمن از آشکار شدن این مقبولیت و مشروعیت در نظر مردم جهان و کشورهای منطقه بسیار ناراضی و نگران است.
* رئيس اسبق مركز مطالعات خاورميانه و خليج‌فارس دفتر مطالعات سياسي و بين‌المللي وزارت خارجه

تخریب چهره برخی شخصیت‌های مهم نظام
دکتر حسن لاسجردی*

مجموعه فعالیت‌های رسانه‌های غربی در زمینه جمهوری اسلامی ایران با توجه به اینکه نظام جمهوری اسلامی ایران یک نظام و حکومت الهی است، در راستای تردید و شک در باورها و اعتقادات بوده است. تلاش دشمن شامل عرصه‌های گوناگون، از جمله تبلیغات انتخاباتی، فضای معرفی نامزدها و جریانات سیاسی، باورهای دینی، مردم‌سالاری و نکاتی می‌شود که جوهره حکومت سیاسی را تشکیل می‌دهند. به عبارتی دشمن سعی می‌کند در زمینه‌های اصلی حکومت اسلامی مانور دهد.
فعالیت دیگر سست کردن باورها و اعتقادات و تخریب وجهه دستگاه‌هایی است که مختص نظام جمهوری اسلامی است، از جمله رهبری، شورای نگهبان، حق رأی و تعیین سرنوشت به دست مردم.
با توجه به اقدامات و فعالیت‌های دشمن به خوبی می‌توان ضرورت فرمایشات رهبر معظم انقلاب درباره حق‌الناس بودن رأی ملت را درک کرد؛ از سوی دیگر نکاتی که از نظر مسئولان نظام نکات اعتقادباور و شورآفرین برای خلق حماسه حداکثری است، از نظر دشمنان نظام تاکتیک‌هایی است که برای کاهش مشارکت از آن استفاده می‌کنند.
نکته بعدی که دشمن در تاکتیک‌های تبلیغاتی خود علیه نظام از آن استفاده می‌کند، این است که در درصدها، آمار و ارقامی که معمولاً در انتخابات مطرح می‌شود، تردید می‌کنند و از این طریق می‌کوشند ذهن رأی‌دهندگان را مشوش کنند.
از دیگر تاکتیک‌های رسانه‌های غربی برای تأثیرگذاری در موضوع انتخابات، بهره‌گیری از عناوین مختلف، مانند طیف خاکستری، طیف فعال یا غیرفعال است. در این زمینه بر مفهوم طیف خاکستری که یک مفهوم شناخته‌شده‌ای است، به صورت ویژه و به شدت مانور می‌دهند و این‌گونه وانمود می‌کنند که طیف خاکستری قشری است که می‌تواند در انتخابات تأثیرگذار باشد، اما این قشر به دلایل مختلف نتوانسته است در نظام جمهوری اسلامی نقش مفید و مؤثری در عرصه انتخابات ایفا کند.
پرسش بسیار مهمی که در این زمینه مطرح می‌شود، این است که آیا غرب با توجه به حجم نفرت، بغض و کینه‌ای که نسبت به جمهوری اسلامی ایران دارد، توانسته است در عزم و اراده ملت ایران خللی وارد کند؟ کاملاً واضح و آشکار است که غرب از همه نظر در دشمنی با جمهوری اسلامی ایران مغبون و ناخرسند است؛ زیرا نتوانسته است موفقیت چشمگیری به دست آورد.
به نظر می‌رسد، در مقابله با ماشین تبلیغاتی غرب چند جبهه باید فعال شود. در حال حاضر، چند موقعیت و جبهه فعال و مؤثر در کشور وجود دارد. جبهه مؤثر جامعه ایرانی، اعتقاد و باور آنهاست که به خوبی می‌توان در فرمایشات رهبر معظم انقلاب توجه به این جبهه را استنباط کرد. اصولاً باورها و ارزش‌ها مسئله‌ای است که بسیاری از افراد را به پای صندوق‌های رأی می‌آورد.
تکلیف شرعی دانستن شرکت در انتخابات، احساس مسئولیت در قبال سرنوشت خود و جامعه، توجه به این مسئله که خالی گذاشتن میدان از دست دادن آن است و توجه به اندیشه حضرت امام(ره) درباره مسئولیت‌پذیری افراد در جامعه دینی و الهی، از جمله باورها و اعتقاداتی هستند که افراد جامعه را به شرکت در انتخابات ملزم می‌کنند؛ از این رو باورها و اعتقادات یکی از جبهه‌های فعال مقابله با دشمن در جامعه دینی است.
یکی دیگر از راهکارهای مقابله با تبلیغات غربی رویش گفتمان‌های مختلف در انقلاب اسلامی و بروز جلوه‌های جدید است. فعالیت‌های سیاسی احزاب، گروه‌ها و تشکل‌ها در انتخابات‌های مختلف با ادبیات مختلف خودنمایی می‌کنند؛ بعضاً تشکل‌های جدیدی وارد میدان می‌شوند که این امر نشاط و بالندگی جامعه را نشان می‌دهد.
نکته دیگر این است که نامزدهای انتخابات که در معرض افکار عمومی قرار می‌گیرند، باید بر اساس قوانین و مقرراتی که برگرفته از اندیشه‌های دینی است، عمل کنند و نسبت به قانون صددرصد تمکین نمایند و به قوانین جمهوری اسلامی پایبند باشند و شعارهایی را که می‌دهند، با ملاک قانون ارزیابی کنند.
* کارشناس مسائل بین‌الملل

القای نقش‌آفرینی منفی
دکتر ابراهیم برزگر*

یکی از راهکارهای غرب این است که رسانه‌های آنها می‌کوشند تا حضور مردم در انتخابات را بی‌تأثیر جلوه دهند و از این طریق انگیزه آنها را برای شرکت در انتخابات کم‌رنگ کنند. یکی دیگر از راهبردهای غرب القای نقش‌آفرینی منفی شورای نگهبان در روند انتخابات است که اینها از جمله مواردی است که غرب افکار عمومی را به واسطه آن مدیریت می‌کند.
برای مقابله با طرح‌های عملیاتی دشمن در انتخابات، بالطبع ما نباید در مقابل تحرکات دشمن بی‌تفاوت باشیم و به عمل متقابل دست بزنیم. معنای سیاست نیز چیزی جز همین کنش‌ها و واکنش‌ها نیست. در اینجا یکی از راهکارهای مقابله با اقدامات دشمن، روشنگری است.
یکی از جنبه‌های روشنگری نشان دادن و شناساندن رفتارها و نقشه‌های خصمانه دشمن به مردم است، اگر نقشه‌های دشمن و مقاصد پنهان، خصمانه و ضد منافع ملی آنها برای مردم آشکار شود، خودبه‌خود اقدامات دشمن خنثی می‌شود و آنها به اهداف خود نمی‌رسند؛ از طرف دیگر باید اهداف، مقاصد و برنامه‌هایی را به مردم معرفی کرد که منافع ملی و مذهبی ملت ایران و جمهوری اسلامی را دربر دارد.
باید به مردم نشان داد که تک تک آرای آنها حائز اهمیت و تأثیرگذار است و مانند قطرات بارانی است که اگر به هم متصل شود، می‌تواند سیل بنیان‌کنی به راه بیندازد و نقشه‌های مخالفان و دشمنان ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران را غرق و نابود کند؛ بنابراین تک‌تک آرا تعیین‌کننده است و از همین رو همه ملت ایران باید خود را در موقعیتی ببینند که اگر رأی بدهند، یک اتفاقی می‌افتد و اگر رأی ندهند، اتفاق دیگری روی خواهد داد.
* استاد دانشگاه علامه طباطبایی

 


گزارش
مجتبی برزگر

منصور امینی دبیر نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی در‌ گفت‌وگو با صبح‌صادق
 باید به ارتقای توانمندی‌های خود در فضای مجازی بیندیشیم

 خوبي نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال انقلاب اسلامي جمع‌وجور بودن آن است، طوري كه يكي دو ساعته مي‌توان تمام آن را گشت و پاي هر غرفه به اندازه كافي وقت گذاشت. همزمان با 22 بهمن زنگ آغاز سومین نمایشگاه رسانه‌های جبهه انقلاب اسلامی به صدا درآمد و قرار بود روز سه‌شنبه 27 بهمن به پایان برسد که به علت درخواست‌های مکرر مخاطبان یک روز تمدید شد و چهارشنبه 28 بهمن غرفه‌داران فضاهای ایجاد شده آثار مربوطه خود را جمع کردند. جایی که بسیاری از عدم تبلیغ مناسب انتقاد کردند؛ چرا‌که روزهای پایانی تازه بسیاری از مخاطبان و میهمانان کشوری و لشکری متوجه برگزاری چنین رویدادی شده بودند. نمايشگاه رسانه‌هاي ديجيتال انقلاب اسلامي را بايد يك فرصت براي فعالان فضاي مجازي معتقد به گفتمان انقلاب اسلامي به شمار آورد و امید است مسئولان به چنین اقدامات و فعالیت‌هایی توجه جدی داشته باشند. در حاشیه بازدید از غرفه‌های نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی به سراغ منصور امینی دبیر نمایشگاه و رئیس سازمان فضای مجازی سراج رفتیم و با وی مصاحبه‌ای انجام دادیم که مشروح آن در ادامه آمده است.

* چه شد که به رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی رسیدید؟
دلیل این نام‌گذاری بی‌توجهی به جریان انقلابی موجود در رسانه‌ها بود؛ چرا‌که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی که نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال را برگزار کرد یک سیاستی دنبال شد که نقش جریان رسانه‌ای انقلابی به مرور کم‌رنگ شد و این سال‌های پایانی حتی کار را به بخش خصوصی واگذار کرد و بیشتر سمت و سوی حوزه‌های مربوط به فناوری اطلاعات و آی‌تی با محتواهای ضعیف به خودش گرفت. متأسفانه متولیان بخش خصوصی هم در این عرصه نگاه‌شان منطبق با نگاه‌های انقلاب اسلامی نبود؛ یعنی در واقع، همچنان که جشنواره‌ای مثل عمار شکل گرفت که در کنار جشنواره‌ فیلم فجر باشد، شاید بتوانیم بگوییم نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی می‌تواند در کنار نمایشگاه مطبوعات برگزار شود.
*یک سری از مخاطبان می‌گفتند صرف نام انقلاب اسلامی در ادامه رسانه‌های دیجیتال مرزبندی ایجاد نمی‌کند، نظر شما چیست؟
باید ببینیم که تعریف از انقلاب اسلامی چیست؟! از نگاه ما انقلاب اسلامی یعنی حضور در عرصه تمام کسانی که به حاکمیت مرزهای جغرافیایی ایران اعتقاد دارند؛ در واقع به حاکمیت اسلام و انسانیت! شما ببینید در راه‌پیمایی 22 بهمن چه طیفی از مردم حضور دارند؛ همه کسانی که انقلاب اسلامی را قبول دارند و در راه‌پیمایی 22 بهمن شرکت می‌کنند آیا از یک طیف خاص هستند؟ دشمن هم دید که از همه نوع قشری به راه‌پیمایی آمدند؛ لذا رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی به میدان آمدند تا به واسطه بهره‌مندی از این ابزار در راستای نشر آرمان‌های انقلاب قدم بردارند؛ یعنی در واقع به دنبال آن هستیم در این نمایشگاه مفهوم واقعی انقلاب را برای کسانی که با حاکمیت بیگانه هستند و دشمن برای نفوذ در افکار و اندیشه‌های آنها برنامه‌ریزی کرده است، القا کنیم.

*درباره غرفه‌ها و محتوایی که نسبت به سال‌های گذشته به این نمایشگاه اضافه شد، توضیح دهید تا مخاطبانی که موفق به بازدید نشده‌اند، در جریان این حرکت بزرگ قرار بگیرند.
ما در چهار بخش اصلی فعالیت داشتیم. اولین و شاید پرچالش‌ترین بخش «رسانه‌های بر خط» باشد؛ یعنی هر آنچه به فضای مجازی مربوط است. یکی از بخش‌های دیگر که طرفداران خاص خودش را دارد، فناوری اطلاعات یا همان حوزه آی‌تی بود. امسال به نسبت سال‌های گذشته بخش بازی رایانه‌ای و انیمیشن به یک توسعه قابل توجهی دست پیدا کرده و حتی برای آن مسابقه هم برگزار کردیم. در بخشی به صورت اختصاصی بر روی اپلیکشن‌های مجاز تلفن و نرم‌افزارهای چندرسانه‌ای متمرکز شدیم.
امسال شاهد بخش‌های جانبی همچون سواد فضای مجازی، کلینیک ارتقای ذهن یا اعتیاد اینترنتی بودیم. حضرت آقا در ابلاغ برنامه‌های توسعه طی حکمی به شورای فضای مجازی یکی از بخش‌هایی را که بر روی آن تأکید دارند ارتقای سواد فضای مجازی جامعه است که بحمدالله این کار با استقبال مناسب مخاطبان انجام شد.
به دنبال این هستیم که برای راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات که حضرت آقا بر روی آن تأکید می‌کنند و متأسفانه مغفول مانده، مجموعه‌ها را ترغیب کنیم که این جورچین توسعه را تکمیل کنند. مجموعه‌های رسانه‌ای انقلابی ما نسبت به تحقق اهداف و دغدغه‌های حضرت آقا درباره فضای مجازی نخستین گامی که برداشتند تمرکز بر فرهنگ‌سازی سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی است؛ در همین نمایشگاه هم شاهد آن بودیم.
بخش دیگر فرزندآوری و افزایش جمعیت است که بخش‌ عمده‌ای از نرم‌افزارها و پایگاه‌های مجازی به این موضوع پرداختند. اقتصاد مقاومتی را با تبیین مؤلفه‌های مقاومتی در قالب نرم‌افزار و پویانمایی به نمایش درآوردیم. خوشبختانه مجموعه‌های مجازی و پایگاه‌هایی داشتیم که در بعد بین‌الملل، ترویج انقلاب اسلامی و تقویت جبهه مقاومت فعالیت‌های مؤثری دارند. اصلاً تفاوت اصلی این نمایشگاه با نمایشگاه‌های تخصصی دیگر در این است که از نظر محتوایی به دغدغه‌های اصلی حضرت آقا توجه جدی دارند. از نظر زیرساختی هم دوستان رسانه‌ای ما با بیانات و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب درباره فضای مجازی پیش می‌روند.

*آیا همه نوع رسانه و اقشاری می‌توانستند برای دریافت غرفه نام‌نویسی کنند، یا ممنوعیتی هم قائل شده بودید؟
این ممنوعیت‌ها کم بود. تقریباً 500 مجموعه متقاضی داشتیم و از حیث فضای محدودی که در اختیارمان بود، باید گزینشی عمل می‌کردیم؛ به همین دلیل 300 مجموعه پذیرفته شد. البته، بسیاری هم به ما انتقاد کردند مسیر بوستان گفت‌وگو طولانی است و ای کاش در مصلی برگزار می‌کردید؛ ما یک مصلی را داریم که به دلیل برگزاری نمازجمعه امکان‌پذیر نیست و یک نمایشگاه بین‌المللی هم که با استقبال کمتری مواجه می‌شود و از طرفی هم هزینه آن هنگفت است.

*امسال اکران برخی از فیلم‌های حوزه انقلاب اسلامی جشنواره سی‌وچهارم فیلم فجر را هم مثل بادیگارد،‌ ایستاده در غبار، رسوایی 2 و... داشتید؟
خوشبختانه پویانمایی آب که داستانی آموزنده درباره جریان‌های تکفیری دارد؛ فیلم انیمیشن اصحاب اخدود و فیلم‌های انقلابی بادیگارد، ایستاده در غبار و رسوایی 2 را هم برای بازدیدکنندگان و غرفه‌داران در دو زمان متنوع به نمایش درآوردیم. یکی از دلایل اصلی این اکران‌ها شاید همان تسهیلاتی باشد که بسیاری اعتقاد دارند که ما در اختیار مخاطبان و غرفه‌داران قرار نداده‌ایم.

*امسال شما علاوه بر پرداختن به روشنگری جریان‌های سلفی و تکفیری از طریق کارشناسان برای کودکان و نوجوانان، مسابقات بازی‌های اینترنتی به نام محله باصفا که سازنده آن بر نهادینه‌کردن فرهنگ سبک زندگی ایرانی اسلامی تأکید داشت، برگزار کردید، در این‌باره توضیح دهید.
بله. این بازی کاملاً بر اساس سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی تهیه شده است. کاملاً جریان این بازی را محتوا فراگرفته است، فقط به گوشه‌ای از اقدام پسندیده اشاره می‌کنم که این بازی سراسر با خانواده انجام می‌شود. یعنی وقتی یک نوجوان تمام ذهنش معطوف این بازی می‌شود به دلیل نوع نگاه سازنده و تعبیه آیتم‌های ویژه خواه‌ناخواه خانواده‌اش را فراموش نمی‌کند. یعنی در واقع بخواهد از یک مرحله به مرحله بعد برود سؤالی از او پرسیده می‌شود که فقط بزرگ‌ترش می‌تواند به آن پاسخ دهد. البته، در حاشیه نمایشگاه یک سری مسابقات امنیتی را هم برگزار کردیم؛ مثلاً مسابقه‌ای بود با عنوان اینکه رمز داعش را پیدا کنید؟ فیلمی بود راجع به مظلوم‌نمایی داعش! در جریان این فیلم کدی اعلام می‌شود که به واسطه نرم‌افزارهای خاص تفکیک صدا باید می‌رفتند و این کد را پیدا می‌کردند؛ هشت نفر در این مرحله موفق شدند و بسیار با استقبال مناسبی مواجه شد.

* با تعدد و گسترش شبکه‌های اجتماعی وظیفه فضای مجازی سخت‌تر می‌شود؛ نظر شما در این باره‌چیست؟
زمانی که حاکمیت شبکه ملی اطلاعات راه‌اندازی شود و بتوانیم در یک فضای بومی از نرم‌افزارهای بومی بهره ببریم، ایده‌آل ماست. ولی تا زمانی که این اتفاق نیفتد متأسفانه از همان نرم‌افزارهای خارجی استفاده می‌کنیم. امروز فضای مجازی حکم برق را دارد؛ اگر الآن برق جریان نداشته باشد در جامعه اتفاقات غیرقابل تصوری می‌‎افتد. امروز فضای مجازی و دیجیتال همچون این نیاز به یک اصل در جامعه تبدیل می‌شود. ما نمی‌توانیم از ترس جاسوسی کردن و چنین مسائلی خودمان را از این‌گونه فضاها دور کنیم؛ دوستان انقلابی باید در این فضا فعالانه حضور داشته باشند. به جای فرار به ارتقای علم و دانش حضور در این میدان‌ها بیندیشیم و در این راستا تلاش کنیم. حقیقتاً‌ جبهه انقلاب باید در این فضا حضور گسترده‌ای داشته باشد و میدان را برای حضور دشمنان خالی نکند. متأسفانه برخی از جریان‌های انقلابی ما با فضای مجازی مشکل دارند و خودشان را از علم نوین و فناوری اطلاعات جدا می‌دانند. باید برای ارتقای دانش و سواد جامعه از این فضاها بهره لازم را ببریم.

*در مقام رئیس سازمان فضای مجازی سراج بگویید در این مرکز چه اقداماتی انجام می‌شود؟
سراج از حیث زیرساختی نرم‌افزاری و محتوایی از تلاشگران عرصه رسانه انقلاب اسلامی حمایت می‌کند. البته، در این راستا، هم تخصصی و هم عمومی آموزش‌های لازم را به دوستان ارائه می‌دهد. یکی دیگر از فعالیت‌های سراج پشتیبانی از حاکمیت در بحث فضای مجازی بنا بر بیانات حضرت آقا است.

 

 

صفحه یازدهم

 
 


  حجت‌الاسلام والمسلمين نظري منفرد
 
حضرت زهرا(س) برترین و والاترین بانوی عالم

فاصله‌ ما با عصر حضرت زهرا(س) 14 قرن است. ما چگونه اطلاع پيدا کنيم که حضرت زهرا(س) چه جايگاه و موقعيتي دارد؟
برای دریافت و فهم این موضوع می‌توان به احاديث و فرمايشات رسول خدا مراجعه کرد که قطعي و مسلم است، آن هم نه از نظر ما(شيعه) که بگويند اینها مربوط به شماست؛ بلکه آن فرمایشاتی که فريقين روي آن صحّه گذاشته‌‌اند و پذيرفته‌‌اند که اين سخن را رسول بزرگوار اسلام(ص) فرموده است. اين يکي از راه‌های رسيدن به شخصيت حضرت زهرا(س) است.
از روايات استفاده مي‌شود که حضرت صديقه طاهره زهرا(س) «ليله‌‌القدر» است و «ليله‌القدر» در ميان شب‌هاي سال نامعلوم است، اما شبي است که «خيرٌ من ألفِ شَهرٍ».
«ألف شهر» يعني يک عمر، يعني 84 سال يک طرف و يک شب يک طرف. از فاطمه زهرا(س) به «ليله‌القدر» تعبير شده است، چون هم قبرش و هم مصائبش مجهول است؛ همه‌ اینها مجهول است، «وَ كَمْ مِنْ غَلِيلٍ مُعْتَلِجٍ بِصَدْرِهَا لَمْ تَجِدْ إِلَى بَثِّهِ سَبِيلا وَ سَتَقُولُ وَ يَحْكُمُ اللهُ وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمينَ» اين نص فرمايش أميرالمؤمنين است که حضرت زهرا(س) مصائبش را کسي پيدا نکرد بازگو کند، آن ستم‌هايي که به اين بانوي مخدّره وارد کرد.
اين روايت را هم بخاري و هم مسلم نقل کرده است؛ اگر يک روايتي در اين دو کتاب باشد، از نظر عامه قطعي است، گرچه در بخاري هم باشد قطعي است، اما اگر در صحيح بخاري و صحيح مسلم باشد، از نظر عامه مي‌گويند: «مما اتفق عليه الشيخان»، يعني مسلم و بخاري. ترمذي هم نقل کرده است، ابن عبدالبر هم در استيعاب نقل کرده و وقتی انسان به کتب اهل عامه مراجعه مي‌کند، این روايت بسیار زياد در مصادر دسته اولي آنها آمده است. من نخواستم مصادر خودمان را عرض کنم. آنها در مصادر دسته ‌اول‌شان مسلم گرفته‌‌اند که اینها رواياتي است که «صدر عن رسول‌الله»؛ یعنی احاديثي که پيامبر(ص) فرموده است.
بهتر است حديث را بخوانم تا مشخص شود که شأن نزول حديث چه بوده و از اين حديث به کجا مي‌رسيم؟
فراموش نکنيم که پيامبر خدا(ص) فرزندان ديگر و دختران ديگري داشتند که این‌گونه تعابير درباره آنها نرسيده است.
حديث را از صحيح بخاري نقل مي‌کنم؛ بخاري حديث را از عايشه نقل مي‌کند، عايشه مي‌گويد ما زنان پيامبر تمام‌مان خدمت پيامبر(ص) نشسته بوديم، نگاه کرديم ديديم فاطمه(س) مي‌آيد، «كنّ أزواج النّبيّ(ص) عنده لا يغادر منهنّ واحده، فأقبلت فاطمه تمشي ما تخطي مشیت‌ها من مشیه النّبيّ صلى الله عليه و آله شيئا»؛ اینها همه‌اش در روايت هست، يعني گام‌هايي که فاطمه‌ زهرا برمي‌دارد، همانند پيامبر است.
دو مورد از ويژگي‌هاي حضرت رسول(ص) در فاطمه زهرا(س) بوده است، يکي سخن گفتن حضرت زهرا و دیگری راه رفتن حضرت زهراست که شبيه پيغمبر بود. وقتي آمدند به مسجد ايراد خطبه کنند، به مجرّدي که در فضای مسجد اين جوهره‌ صدا از دهان مبارک حضرت زهرا(س) بيرون آمد، يک مرتبه گريه همه جا را فرا گرفت، صدا صداي رسول خداست.
ايشان مي‌گويد: فاطمه‌ زهرا(س) آمد، «أجلسها عن يمينه»، پيامبر خدا(ص) فاطمه زهرا را طرف راست خودش نشاند، حالا زن‌ها همه نشسته‌اند. «فسارّها»؛ يک چيزي را به صورت سِرّی به حضرت زهرا فرمود. «فَبَکَت»، ديدند حضرت زهرا شروع به گریستن کرد. «ثم سارها ثانية فضحکت»؛ ديدم بار دوم پيغمبر خدا(ص) با فاطمه چيزي را به طور سِرّ و پنهاني فرمود و حضرت زهرا(س) خنديد (خنديدن غير از مسرور شدن است.(
ايشان مي‌گويد، من ميان زن‌هاي پيامبر(ص) از يک جرئتي برخوردار بودم، لذا آمدم پيش حضرت زهرا(س) و گفتم: پيامبر(ص) به شما چه فرمود؟
فرمودند: «ما کنتُ لاُفشِيَ سرّ رسول الله حتی قبض»، سرّ پيغمبر را فاش نمي‌کنم تا رسول خدا زنده است. در برخي از تعبيرات فاطمه زهرا فرمود: «إني لَبَذِرَه»، من يک زني که سِرّ را فاش مي‌کند، نيستم.
اين گذشت و پيامبر(ص) از دنيا رفت.
عايشه می‌‌گويد: من مترصد بودم تا فرصتي به دست آید و آن مسئله را از حضرت زهرا(س) بپرسم. پس از وفات رسول خدا(ص) از حضرت زهرا(س) پرسیدم، آن سرّي که پيامبر(ص) به شما فرمود، چه بود؟
فرمودند: حالا که پدرم از دنيا رفته است، مي‌گويم. من کنار پدرم نشستم، پدرم رسول خدا(ص) به صورت پنهاني به من فرمود: قرآن هر سال يک مرتبه بر من عرضه مي‌شد، امسال قرآن دو مرتبه بر من عرضه شد: «ما أري إلا دنوّ أجلي» اين را من نشانه‌ نزديک بودن مرگم مي‌بينم. برای همين من گريستم.
رسول خدا(ص) نمي‌توانست گريه‌ حضرت زهرا(س) را ببيند. بعد که ديدند من گريستم، بار دوم به من فرمودند: «أما ترضين أن تکوني سيده نساء المؤمنين» آيا فاطمه تو خشنود نمي‌شوي که سيد زنان مؤمنان باشي؟ در نسخه ديگر «سيده نساء هذه الامه» آمده است. در نسخه‌ سوم که ابن عبدالبر در استيعاب نقل مي‌کند: «أما ترضين أن تکوني سيده نساء العالمين». برای همين من خنديدم و پيامبر فرمود: پس صبر و شکيبايي پيشه کن. اين فرمايش رسول خداست.
حالا چه «سيده نساء المؤمنين» باشد، چه «سيده نساء هذه الامة» یا «سيده نساء العالمين» باشد، هيچ تفاوتي نمي‌کند!
اما اگر «سيده نساء العالمين» باشد، روشن است که حضرت زهرا(س) از همه‌ زن‌های عالم بالاتر است. اگر «سيده نساء الامه» باشد، امت پيغمبر، افضل عالم است و حضرت زهرا افضل زن‌های امت‌هاست و اگر «سيده نساء المؤمنين» باشد، باز هم همين‌طور است. مؤمنين اين امت، افضل مؤمنين هستند و فاطمه‌ زهرا(س) هم افضل همه‌ زن‌ها حتي مريم است.
ولی نکته‌ جالبي که هم سيوطي، هم سُبکي، هم مِغريزي و هم ديگران به آن تصريح کردند، اين است که اینها مي‌گويند بدون ترديد حضرت زهرا(س) از مريم کبري و از هر زني در عالم والاتر و برتر است.
اینهایی که گفته شد، از بزرگان عامه هستند و اینها اعتقادشان اين است که حضرت زهرا(س) برترين زن عالم است؛ زیرا پيغمبر خدا(ص) فرمود: «فاطمه بضعه منّي» و رسول خدا افضل همه‌ خلق است، فاطمه زهرا هم پاره‌ تن اوست، لذا حضرت زهرا(س) برترين زنان عالم است و عامه هم اين را مي‌دانند.
ما در جهان خلقت دو الگوي منحصر به فرد داريم؛ يک مرد و يک زن. آن الگوي منحصر به فرد مرد در جهان خلقت که ثاني ندارد، «رسول خدا(ص)» است و آن الگوي منحصر به فردي که در ميان بانوان نظير ندارد، «حضرت زهرا(س)» است. اين جايگاه حضرت زهرا(س) بر اساس فرمايش پيامبر است.

 


نقطه‌نظر

رسول رضاپور
  اخلاق انتخاباتی مردم

انتخابات یکی از مهم‌ترین رویدادهای هر اجتماعی است که رعایت اخلاق در آن از جانب مردم بهره‌مندی اجتماع از مؤلفه‌های فطری و اخلاقی را نشان می‌دهد.
اکنون به برخی نکات ضروری در زمینه اخلاق انتخاباتی اجتماع اشاره می‌‌شود؛
در نظر داشتن رضایت الهی
انسان اگر با توکل به خدا و با توسل به تحقیق خود از نامزدان انتخابات به حکم عقل انتخاب خود را انجام دهد، عندالله مأجور است و اگر با انتخاب ایشان فرد اصلحی هم برگزیند، ثوابش دو چندان خواهد بود؛ ولی اگر خدای ناکرده با فروش رأی خود به دیگران و با حب و بغض و بدون تحقیق و پرس‌وجو انتخابی انجام دهد، افزون بر به مخاطره انداختن آینده خود، فردای قیامت عندالله هم پاسخی نخواهد داشت.
تبلیغ با رعایت ادب
اخلاق‌مداري می‌طلبد که هر فردی در تبلیغ نامزد مورد حمایت خود از اصول انسانی خارج نشود و با رعایت ادب در گفتار و کردار به تبلیغ نامزد مورد حمایت خود بپردازد. طرفداران نامزدها از مشاجرات بی‌مورد و پرخاشگری با رقيبان خودداری کنند و با رعایت ادب اسلامی و متانت به تبلیغ برنامه‌های انتخاباتی نامزد مورد حمایت خود بپردازند و این مسئله را مد‌نظر داشته باشند که تبلیغات انتخاباتی تمام شدنی است و آنچه می‌ماند، ادب و شخصیت هر فرد است که سال‌ها در اجتماع در کنار هم زندگی می‌کنند.
پرهیز از انجام اعمال غیرقانونی
قانون‌‌‌شکنی از هیچ کس پذیرفته نیست و به مراتب از کسانی که نامزد شده‌اند تا در جایگاه واضع قانون قرار بگیرند، قبیح‌تر است، از این رو سزاوار است مردم و مبلغان نامزدها این نکته را مد‌نظر داشته باشند که از چه کسی حمایت می‌کنند.
شاید عده‌ای به دلیل منافع زودگذر، قانون‌شکنی نامزد مورد حمایت خود را نادیده بگیرند؛ ولی باید بدانند که این نامزد بالقوه توانایی دور زدن قانون را دارد و اگر در این موقعیت این چنین قانون‌شکنی می‌کند، در موقعیت بالاتر، قوانین را به راحتی دور خواهد زد.
پرهیز از تخریب، تهمت، دروغ و...
قطعاً بیان نظر و ارائه راهکار بدون نقد وضع موجود میسر نخواهد بود و صد البته که نقد منصفانه کاری بس دشوار است. طرفداران نامزدها باید در نقدهای خود مراقب باشند که از تخریب و تهمت و دروغ بستن و بدون علم سخن گفتن پرهیز کنند و آخرت خود را به دنیای دیگران نفروشند.
به هر ترتیب، رعایت ادب و اخلاق در بحث انتخابات زیبنده هر ایرانی است که با تدبیر و درایت و پژوهش تحقیق و بدون مشاجرت و جر و بحث‌های بیهوده، تهمت، دروغ و آبروریزی رقبای انتخاباتی و هواداران‌شان به پای صندوق‌های رأی حاضر شود و عملی را که می‌تواند به سبب آن کسب ثواب کند، به گناه تبدیل نکند.


گزارش
مهدی سلطانی
    فرمانده نیروی زمینی سپاه در یادواره شهدای یگان صابرین سپاه
مجاهدت‌ فرزندان انقلاب در شمال‌غرب مثال‌زدنی بود
 

 چهارمین یادواره شهدای یگان صابرین در محل این یگان با حضور خانواده شهدا و مسئولان نیروی زمینی سپاه برگزار شد.
سردار محمد پاکپور، فرمانده نیروی زمینی سپاه در این مراسم با اشاره به اینکه امروز در منطقه در وضعیتی هستیم که لااقل در بیش از 60 درصد مرزهای‌مان با کشورهای همسایه هیچ تسلط و نظارتی از جانب کشورهای همسایه صورت نمی‌گیرد، اظهار داشت: این به آن معناست که به جای آنکه مرزهای کشورهای همسایه ما در تسلط خود این کشورها باشد، عمدتاً در اختیار تروریست‌ها است.
وی با یادآوری رشادت‌های نیروهای سپاه در برقراری امنیت پایدار در مرزها تأکید کرد: امروز در آن سوی مرزهای شمال‌غرب افراد پلید پ‌ک‌ک حضور دارند و ما توانسته‌ایم این گروهک تروریستی را به خارج از مرزهای جمهوری اسلامی ایران برانیم.
سردار پاکپور با اشاره به نبردهایی که سپاه با گروهک‌های تروریستی در ایجاد امنیت پایدار در جنوب شرق و شمال‌غرب کشور داشت، تصریح کرد: وضعیت به گونه‌ای بود که اگر ما می‌خواستیم عقبه این گروه‌ها را بزنیم، باید با توپ دوربرد ۲۲۰ این کار را می‌کردیم، اما در سال ۸۹ که بر حسب فرامین رهبر معظم انقلاب بحث امنیت پایدار در مرزها به نیروی زمینی سپاه واگذار شد؛ وضعیت تا به امروز به کلی تغییر کرده است و ما امروز بالای سر گروهک‌های تروریستی هستیم و اگر خطا کنند آنها را نابود می‌کنیم.
تمام عملیات‌ها در ارتفاع بالای سه هزار متر بود
وی با اشاره به عملیات‌های سپاه در مناطق ذوعارضه و خشن جغرافیایی در مناطق مرزی تأکید کرد: عملیات‌هایی که فرزندان انقلاب و شهدای جان‌برکف یگان‌ صابرین در مناطق صعب‌العبوری مانند جاسوسان و حاج‌ابراهیم انجام دادند واقعاً مثال‌زدنی بود. برای نمونه باید بگویم که تمام عملیات‌های ما در ارتفاعات بالای سه هزار متر بوده است. در برخی از این مناطق، جاده‌های کوهستانی فقط به مدت پنج ماه از سال قابل عبور هستند و کولاک و برف شدید مانع هرگونه اقدامی می‌شود، اما فرزندان شما در یگان صابرین ثابت کردند که حتی از عهده سخت‌ترین عملیات‌ها نیز برمی‌آیند.
صابرین؛ پرتجربه و باصلابت‌ترین
در ادامه مراسم، سردار رمضان شریف، معاون روابط عمومی سپاه در سخنانی با بیان اینکه باید سال‌های سال بگذرد تا دنیا از تحیّری که در نتیجه رشادت‌های فرزندان شما برای پیروزی انقلاب اسلامی فراهم شده است، خارج شود، گفت: انقلاب اسلامی هزینه بسیار بالایی را برای گفتمان خود داده است و دنیای استکبار و امپریالیسم رسانه‌ای آنان با شروع جنگ تحمیلی این پیام را مخابره می‌کردند که کار انقلاب اسلامی یک‌سره شده است، اما خود آنها و ژنرال‌های پرستاره، اما بی‌خاصیت رژیم بعث دیدند که این انقلاب همچنان به راه خود ادامه می‌دهد ودیگر اثری از رژیم بعث و حامیان منطقه‌ای آنان نیست.
وی یادآور شد: یگان ویژه صابرین جزء باتجربه‌ترین و پرصلابت‌ترین یگان‌های رزمی در سپاه است که توانسته با حضور بموقع و تأثیرگذار خود در سوریه تمام سرمایه چندین‌ساله آل‌سعود و حامیان استکبار در سوریه را بر باد دهد.
از قندیل تا حرم
سرهنگ ابراهیمی آتانی، فرمانده یگان ویژه صابرین سپاه نیز در این مراسم ضمن خوشامدگویی به خانواده شهدای صابرین و سایر مسئولان و فرماندهان رده‌های سپاه گفت: امروز حضور پرصلابت فرزندان شما در سپاه و یگان‌ صابرین از بلندی‌های منطقه قندیل در سردشت تا دفاع از حریم اهل‌بیت(ع) در سوریه این پیام را دربر دارد که هر کجا که نیاز به حضور و دفاع از مرزهای انقلاب اسلامی باشد، حضور خواهند یافت.
وی گفت: هدف نهایی ما پیروزی انقلاب اسلامی بر مستکبرین جهان و نابودی رژیم صهیونیستی است و همان‌گونه که امام خامنه‌ای به درستی فرمودند این رژیم ۲۵ سال آینده را نخواهد دید و ما امیدواریم که این مهم هر چه زودتر رقم بخورد.
چاپ ۱۹ عنوان کتاب
در ادامه مراسم، سرهنگ ساجدی از مسئولان معاونت فرهنگی نیروی زمینی سپاه در معرفی اقدامات این معاونت در معرفی و پاسداشت شهدای مدافع حرم و یگان صابرین گفت: از سال ۹۰ با اقداماتی که صورت گرفت، توانستیم کتاب زندگی‌نامه و خاطرات دوستان و خانواده‌های برخی از شهدای یگان ویژه صابرین را با نام «راه ستاره‌ها» به چاپ برسانیم که امروز مراسم رونمایی از این کتب را به انجام خواهیم رساند.
وی افزود: کتاب راه‌ ستاره‌ها در ۱۹ عنوان و شماره به زندگی شهدای یگان صابرین از جمله شهیدان؛ بابایی‌زاده، منتظرقائم، حسین‌پور، جعفرخانی، محرابی‌پناه، صفری‌تبار، طباطبایی‌مهر، موسوی، فدایی‌نژاد، عاصمی، رضایی، بدیهی، احمدی‌پناه، امیدپور، غفاری، جان‌نثاری، عبدالله‌پور و شهید کریم بهرامی می‌پردازد و این کتاب‌ها به صورت روایت‌گونه از زوایای مختلفی به زندگی این شهدای ارجمند یگان صابرین می‌پردازد و در همین زمینه برای اولین‌بار نرم‌افزار زندگی‌نامه و تصاویر شهدای صابرین را به صورت مالتی‌مدیا معرفی خواهیم کرد.
در پایان مراسم با اهدای لوح یادبود به خانواده، همسران و فرزندان شهدای یگان ویژه صابرین، یاد و نام شهدای گرانقدر امنیت پایدار زنده نگه داشته شد.


یادداشت
علیرضا جلالیان

پدافند غیرعامل همگام با علم و فناوری
 


گسترش روزافزون دانش و تجربیات علمی بشر سبب می‌شود طی گذشت زمان این جریانات دچار یک پیچیدگی شده و همواره ابعاد جدیدی از مسائل پیش رو باشد. بر همین اساس در جهان امروز مبتنی بر امر بقا و مقابله یا مواجهه با دشمن شیوه‌های جدیدی یافت می‌شود. برای نمونه در گذشته، ورود دانش بیوتکنولوژی تهدیدات میکروبی را ایجاد کرد، پیشرفت‌های حوزه علم شیمی موجب ایجاد بسترهای تهدید شیمیایی شد، دانش فیزیک هسته‌ای تهدیدات تشعشعات هسته‌ای را ایجاد کرد، امروز با فراهم شدن بسترهای اطلاعاتی لازم در فضای تبادل اطلاعات تهدیدات سایبری رخ نموده است. همین‌طور با پیشرفت روزافزون دانش و فناوری‌ بسترهای تهدیدات به همان اندازه گسترش پیدا کرده و به همان میزان که باید در حوزه پیشرفت‌های علمی هزینه ‌کرد لازم است که در حوزه مقابله با تهدیدات و مطالعات و فعالیت‌های مربوط به آن هم مطالعه و پژوهش داشت و دانش مقابله را طراحی کرد. اگرچه تهدیدات امروز با پیشرفت دانش و صنعت نظامی کشورها در حوزه نظامی شدت گرفته است، اما تنها این تهدیدات (تهدیدات صرفاً نظامی) در مقابل ما نیست. پدافند غیرعامل یا دفاع غیرنظامی بر همین اساس طراحی شده است؛ یعنی اگر امروز پیشرفت‌های حوزه فناوری موجب پیشرفت‌های تهدیدزا شده است، سازمان پدافند غیرعامل موظف است متناسب با این تهدیدات راهکارهای مقابله را طراحی و اجرای آن را در کشور مدیریت کند. اما نوع این تهدیدات سبب می‌شود که این سازمان بیشتر نگاه علمی و پژوهشی به خود گرفته و با ورود به عرصه دانش و مطالعه در حوزه علوم جدید این تهدیدات را بیشتر شناخته و راهکارهای مقابله با آن را طراحی کند. با توجه به اینکه این سازمان ماهیت اصلی‌اش نظامی است و علمی نیست در این راستا نیاز به یک هماهنگی بسیار بالا با دانشمندان و مراکز علمی و پژوهشی وجود دارد. در این راستا نگاه دفاعی و مقاومتی باید به عنوان یک فرهنگ در این مراکز جاری شود. یعنی دست یافتن به یک مجموعه قوی و منسجم پدافند غیرعامل در کشور در گرو همبستگی مراکز علمی و پژوهشی کشور مبتنی بر تفکر انقلابی و نگاه مقاومتی است. باید تمامی عوامل این مجموعه‌ها نسبت به تهدیدات دشمنان در رابطه با کشور و انقلاب اسلامی توجیه باشند و با این تفکر که هر لحظه دشمن درصدد ضربه زدن به جای‌جای ساختارها و سامانه‌های کشور است، به انجام پژوهش و تحقیقات در راستای مقابله و امن‌سازی مبادرت کنند. قرآن کریم تصریح می‌کند که دشمنان از دشمنی با شما دست برنمی‌دارند، مگر اینکه به روش و منش آنها دربیایید. این در واقع مبنای این نوع اندیشه است.
لذا در این مسیر با توجه به اینکه رهبر معظم انقلاب به‌تازگی در حکم انتصاب رئیس سازمان پدافند غیرعامل سیاست‌های کلی این امر را ابلاغ فرمودند، این موضوع باید صاحب روش و متد علمی شود و در این راستا نقش مراکز علمی و همراهی با این سازمان بسیار پررنگ خواهد بود. عرصه‌هایی همچون سایبر، اقتصاد، بیوتکنولوژی و... همه باید در زمینه پدافند غیرعامل صاحب متد و روش شوند.
 


گلی از باغ

«آتش و عشق» پایان‌نامه‌ای دفاع مقدسی

 
ادبیات دفاع مقدس چند سالی است که موجب رونق بازار نشر کشور شده و عمده کتاب‌های پرفروش این بازار را شامل می‌شود. حتی پرفروش‌ترین کتاب‌های تاریخ بعد از انقلاب هم جزو این گونه آثار هستند. برای نمونه می‌توان به کتاب‌های «خاک‌های نرم کوشک» و «دا» اشاره کرد. بر این اساس واکاوی علمی این آثار می‌تواند کمک شایانی به مانایی و ماندگاری این ادبیات و تسّری آن به کشورهای دیگر از جمله کشورهای درگیر در جبهه مقاومت باشد. شاید این خود یک حرکت در جهت صدور انقلاب اسلامی به شکل مدون محسوب شود. کتاب «آتش و عشق» نوشته ایران خوش‌چهره در همین زمینه، چهار رمان «آتش در خرمن»، «عشق سال‌های جنگ»، «پسران جزیره» و «پری نخلستان» نوشته حسین فتاحی را بررسی کرده است.
این کتاب که در واقع، پایان‌نامه نویسنده است به بررسی، تحلیل و تبیین ادبیات داستانی دفاع مقدس در دهه 60 با تکیه بر آثار حسین فتاحی پرداخته است. دقت، ژرف‌کاوی و همه سونگری‌ها در این کتاب سبب شده است که تصویری روشن و رسا از ادبیات داستانی دفاع مقدس در دهه 60 که درخشان‌ترین دوره تعالی و بالندگی ادبیات داستانی است، ارائه و در خلال آن یکی از تأثیرگذارترین داستان‌نویسان عصر انقلاب معرفی شود. خوش‌چهره در مقدمه کتاب نوشته‌ است: «از آنجایی که در باب موضوع «عناصر داستان در رمان‌های جنگی» جز چند مورد معدود تحقیقی صورت نپذیرفته،‌ ضرورت انجام پژوهش‌هایی با موضوع جنگ و دفاع مقدس به‌خوبی احساس می‌شود؛ لذا نگارنده بر آن است تا با استفاده از امکانات تحقیقاتی موجود، پژوهشی با محوریت جنگ و شناسایی عناصر داستان در رمان‌هایی با موضوع جنگ از نویسنده معاصر کشورمان ارائه دهد. هدف این تحقیق آشنایی نسل جوان با جنگ و مسائل مربوط به آن است که میزان تأثیرگذاری جنگ و تبعات آن در بین اقشار مختلف مردم ایران و تبیین نمای کلی ادبیات دفاع مقدس را بازگو می‌کند،‌ همچنین میزان تأثیرپذیری نویسنده از جنگ و دقت وی در امر فضاسازی،‌ انتقال حوادث داستان و زاویه دید بیان شده است.»کتاب «آتش و عشق» را انتشارات تیرگان با شمارگان یک‌هزار نسخه، قطع رقعی، 140 صفحه و به بهای 100‌هزار ریال روانه بازار نشر کرده است.


قبیله آفتاب

امام برای شهادت دو نفر زیاد گریست


خانم امام که تشریف آورده بودند منزل ما، گفتند که من دیدم امام برای دو شهید زیاد گریه کردند، یکی شهید مطهری بود که امام خیلی متأثر شدند، دومین شهید، شهید محلاتی بود.
به نقل از فرزند شهید حجت‌الاسلام والمسلمین فضل‌الله محلاتی
شیخ محلاتی، در سال 1309، در خانواده‌ای مذهبی، به دنیا آمد. پس از طی دوره ابتدایی و تعلیم بخش‌هایی از مقدمات، در پانزده سالگی برای ادامه تحصیل به قم هجرت کرد و به دروس حوزوی مشغول شد. پس از اتمام دروس حوزه، درس‌های تخصصی فقه و اصول را گذراند. فعالیت‌های ضدطاغوتی زیادی داشت. پس از آشنایی با شهید نواب‌صفوی، به گروه فداییان اسلام پیوست و به علت همکاری، بارها تحت تعقیب قرار گرفت. در سال 1340 به تهران عزیمت کرد. او از رابطان اصلی دریافت پیام‌های امام خمینی(ره) و انتقال آن به مردم بود. در بیشتر راه‌پیمایی‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی نقش هدایت‌کننده و برجسته‌ای برعهده داشت و عضو کمیته مرکزی استقبال از امام(ره) بود. پس از پیروزی انقلاب، در آستانه 22 بهمن 1357 درمقام نخستین سخنگوی انقلاب، پیروزی نهضت و استقرار نظام الهی را در کشور از طریق رادیو به مسلمانان نوید داد. شهید محلاتی، مسئولیت‌های اجرایی مختلفی، مانند معاونت کمیته مرکزی انقلاب، نمایندگی امام(ره) در صندوق تعاون صنفی و نمایندگی امام(ره) در مراسم باشکوه حج ابراهیمی در سال 1358 را برعهده داشت. او در انتخابات نخستین دوره مجلس شورای اسلامی، از طرف مردم محلات انتخاب و راهی مجلس شورای اسلامی شد. از سوی رهبر کبیر انقلاب، مسئولیت نظارت و هدایت سپاه را پذیرفت. آنچه شهید محلاتی را در کار بزرگ ارشاد و هدایت سپاه توفیق بخشید، تنها جایگاه قانونی نمایندگی امام(ره) در سپاه نبود؛ بلکه ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری آن شهید بزرگوار بود که اعضای سپاه به او از دید مُرشد و پیر راه می‌نگریستند. شهید محلاتی به ویژه در دوران بنی‌صدر تلاش‌های زیادی برای حمایت از نیروهای مردمی و پاسداران در دفاع مقدس داشت. در اول اسفند سال 1364 پس از شکست عراق در عملیات والفجر 8، هواپیمای حامل این شهید و چند تن از مسئولان کشور در آسمان اهواز مورد حمله دو جنگنده عراقی قرار گرفت که به شهادت آنها منجر شد.

 
 

صفحه دوازدهم

 
 

 مهدی امیدی

نگاهی به سی‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر
سیگنال وارونه
 

 شبکه جم‌تی‌وی تازه‌ترین توطئه رسانه‌ای علیه ایران است؛ توطئه‌ای که با سخنرانی نتانیاهو در نخستین سالگرد حادثه 11 سپتامبر کلید خورد. نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در آن سخنرانی گفته بود، باید با تلویزیون نظام جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کرد. پیشنهاد نتانیاهو این بود که با تولید سریال‌هایی که مخرب اخلاق هستند، می‌توان مردم و جوانان ایرانی را به سمت غرب تحریک کرد.
پس از آن بود که سیل شبکه‌های مبتذل و سرگرم‌کننده فارسی‌زبان راه افتاد و طی سال‌های اخیر شدت بیشتری یافته است. در رأس این شبکه‌ها می‌توان به «من و تو»، «فارسی‌وان» و «جم‌تی‌وی» اشاره کرد؛ شبکه‌هایی که به طور مستقیم روی سبک زندگی مردم ایران کار می‌کنند؛ اما چند ماهی است که شبکه جم با تلاش برای جذب بازیگران و فیلمسازان ایرانی، حاشیه‌ساز شده است. شبکه‌ای که بخشی از هزینه‌های آن را رژیم آل‌سعود تأمین می‌کند. مدیریت شبکه جم برعهده سعید کریمیان است که پدرش از اعضای سازمان منافقین بوده است. این شبکه نماد و نمود شبیخون فرهنگی است، زیرا تمام برنامه‌های آن با هدف تحمیل سبک زندگی پوچ، اما پرزرق‌وبرق است. نمایش سریال‌های بی‌ارزش و مخرب و پخش موسیقی‌های مبتذل در حالی محور این شبکه قرار گرفته است که رسانه ملی این روزها با فشار دولت، دچار تنگنای مالی است و نمی‌تواند بسیاری از اهداف خود را عملی کند. حتی در خبرها خواندیم که سریال «نفس» با موضوع انقلاب اسلامی که قرار بود برای دهه فجر آماده شود، به دلیل مشکلات مالی صداوسیما اصلاً به مرحله تولید هم نرسید! در چنین اوضاعی، مخالفان نظام با سرمایه‌گذاری هنگفت خود در پی تأثیرگذاری بر مردم در جهت منافع خود هستند. متأسفانه در این میان، تعدادی از بازیگران درجه سه سینما و تلویزیون ایران نیز طعمه آنها شده‌اند.
نکته قابل تأمل این است که این شبکه بیش از اینکه از بازی بازیگران بهره ببرد، از حواشی حضور آنها و انتشار عکس‌های کشف حجاب شده آنها سود می‌برد؛ اما هدف آنها از این جریان چیست؟
واقعیت این است که پوشش و حجاب نیز مانند سایر اجزای فرهنگ و سبک زندگی مردم یک جامعه، تابع رسانه‌هاست. شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی، فیلم‌های سینمایی، نشریات، منابع اینترنتی، رسانه‌های دیجیتال و... در درازمدت و به واسطه ارسال سیگنال‌های مختلف، موجب سوق دادن ذهنیات و روحیات اعضای جامعه به سمت و سوی خاصی می‌شوند. شبکه جم با استفاده از بازیگرانی که تا پیش از این در تلویزیون رسمی ایران با حجاب و پوشش دیده می‌شدند و امروز در رسانه‌های دیگر، بدون حجاب ظاهر می‌شوند، سیگنالی وارونه از آنچه «ارزش» خوانده می‌شود، به جامعه ایرانی منتقل می‌کنند.
در اینجاست که نقش رسانه‌های داخلی و در رأس آنها صداوسیما برجسته‌تر و پررنگ‌تر می‌شود. رسانه ملی در این عرصه و در وهله اول باید با برنامه‌های هشدارآمیز خود ذهن مردم را از این‌گونه تحرکات آگاه کند. البته تاکنون برنامه‌های خوبی در این زمینه تولید شده است؛ از جمله مستند «بیراهه» که نیروی انتظامی تولید کرده و ضمن توانایی بالا در جذب مخاطب، موجب بیداری مردم درباره بسیاری از معضلات اجتماعی و فرهنگی شده است. مجموعه مستند «شوک» نیز برنامه بسیار آموزنده و هشداردهنده‌ای است که هر قسمت آن نقش مؤثری در ایجاد آگاهی در جامعه داشته است. مستندهای دیگری، چون «راز آرماگدون»، «مکث» و... که پیش از این از تلویزیون پخش می‌شدند نیز چنین کاربردی داشتند و باید پخش این‌گونه برنامه‌ها در صداوسیما افزایش یابد.
اما در کنار این آگاه‌سازی مخاطب از طریق برنامه‌های افشاگرانه که رویکردی سلبی دارند، برنامه‌های ایجابی در زمینه فرهنگ و ارزش‌های دینی نیز باید بیش از پیش از شبکه‌های مختلف رادیو و تلویزیون پخش شود. به عبارت بهتر، نیاز اساسی مخاطب کنونی جامعه ما دریافت الگوهای سالم و پویای زیستی در قالب برنامه‌های نمایشی و به ویژه سریال‌های تلویزیونی است. طبیعی است که هر چه در مجموعه‌ها و تله‌فیلم‌های سیما، تصویر زیباتر و دلنشین‌تری از شیوه زندگی همراه با دینداری نمایش داده شود، می‌توان از مردم انتظار گرایش بیشتر به این نوع زیست را داشت. برعکس، هر چقدر در سریال‌ها و تله‌فیلم‌ها زندگی اشرافی و تجملی افزایش یابد، بالطبع، مخاطب‌های سیما نیز به همین سمت خواهند رفت.
این موضوع درباره حجاب نیز صادق است. اگر در مجموعه‌های تلویزیونی، زنان محجبه و متدین در جایگاه والاتر و فعال‌تری به نمایش درآیند، جوانان نیز بیشتر به سوی حجاب ترغیب خواهند شد. در مقابل اگر در سریال‌ها یا تله‌فیلم‌ها، تصویری نامطلوب و منفی از زنان چادری و مذهبی عرضه شود، ذهنیت جوانان و نوجوانان نیز نسبت به پوشش اسلامی تخریب می‌شود.
در این میان، تهیه و پخش برنامه‌های گفت‌وگومحور با مشارکت خود جوانان نیز بسیار کارآمد، جذاب و تأثیرگذار است؛ زیرا حضور كارشناسان به تنهایی ممکن است خشك و بدون جاذبه باشد. این در حالی است که معمولاً برنامه‌های گفت‌وگومحوری که جوانان نیز در بحث مشارکت دارند، به گرم و گیراتر شدن برنامه و جلب توجه مخاطب جوان می‌انجامد.

 


حسین کارگر

نگاهی به فیلم «تا آمدن احمد»
عاشقانه‌ای از خارک
 


فیلم «تا آمدن احمد» فیلمی سر به زیر، اما سرافراز است که ناگفته‌هایی از دوران دفاع مقدس را بازگو می‌کند؛ فیلمی که نشان می‌دهد، سینماگران ما اگر در لایه‌های پنهان و واقعیت‌های مغفول دوران جنگ تحمیلی کندوکاو کنند، می‌توانند روایت‌های بدیع و پرجاذبه‌ای را کشف کنند؛ درست مانند اتفاقی که در فیلم «تا آمدن احمد» رخ داده است. این فیلم با الهام از یک ماجرای واقعی که در سال 1364 در جزیره خارک روی داده بود، خلق شده است. فیلمی که به کارگردانی صادق‌دقیقی ساخته شده است؛ فیلمسازی از نسل جوان هنرمندان سینمای ایران که دو سال پیش هم با فیلم «بزرگمرد کوچک» در جشنواره فیلم فجر حضور یافته بود. بی‌تردید، دومین فیلم این کارگردان پیشرفت چشمگیری در کار او به شمار می‌آید.
برخلاف بسیاری از فیلم‌های سال‌های اخیر سینمای ما که ریتم بسیار کندی دارند، این بار داستان فیلم از همان دقیقه اول شروع می‌شود. «تا آمدن احمد» یک فیلم معمایی است که به واسطه نهفته بودن هویت شخصیت محوری‌اش، فضایی تعلیق‌آمیز را ایجاد می‌کند. این وضعیت، کند شدن ضرباهنگ روایت در اواسط فیلم را تحمل‌پذیر می‌کند.
جزیره خارک، نام آشنایی در نقشه ایران است؛ اما کمتر کسی درباره اتفاقاتی که در دوران جنگ در این منطقه از خاک ایران درگرفت، خبر دارد. موضوع کلی فیلم «تا آمدن احمد»، درباره 2800 روز جنگ در جزیره خارک و 2840 مرتبه بمباران در این جزیره است. متأسفانه، بسیاری از مردم کشور ما اصلاً از چنین واقعیتی خبر ندارند. اگر این اتفاق در آمریکا افتاده بود، هالیوود چندین فیلم درباره آن می‌ساخت و سیا و پنتاگون هم از آن فیلم‌ها حمایت می‌کردند تا به همه جهان نشان دهند که چقدر مظلوم هستند!
اما مضمون کلی فیلم فراتر از این محدوده زمانی و مکانی بوده و راوی مقاومت و صلح‌طلبی مردم ایران در دنیای پرخشونت امروز جهان است؛ مقاومتی سرشار از انسانیت و نوع‌دوستی.
نگره فیلم بر لبه تیغ حرکت می‌کند، اما به دلیل پایبندی به حقایق دوران دفاع مقدس، از سقوط در پرتگاه «ضدجنگ‌نمایی» در امان می‌ماند. اهمیت دیگر فیلم، کارگردانی خوب اثر است که توانسته برخی از ضعف‌های فیلم‌نامه را بپوشاند و مخاطب را پای تماشای آن نگه دارد. جلوه‌های ویژه فیلم، چشمگیرند و با اینکه به وسیله رایانه بازسازی شده‌اند، اما باورپذیر و نزدیک به واقعیت هستند. فیلم از دکوپاژ و میزانسن‌های خوش‌پرداختی برخوردار است که نتیجه آن خلق صحنه‌هایی زیباست و مهدی فقیه و افسر اسدی، از جمله بهترین بازی‌های کارنامه هنری خود را به نمایش درآورده‌اند.
دیگر اینکه فیلم «تا آمدن احمد» بخشی از فرهنگ بومی سرزمین ما را پدیدار می‌کند و از این منظر، یک اثر ملی هم محسوب می‌شود. این فیلم، نوعی ادای دین به مردم جزیره خارک و عاشقانه‌ای برای کشور مقاوم ایران است.


اخبار

اهدای بلیت «سفر به سرزمین‌های اشغالی» به نامزدهای اسکار
«ریوکا برنارد» از فعالان جنبش «بایکوت اسرائیل» در یادداشتی که وبگاه «میدل ایست‌آی» منتشر کرده است به چرایی اقدام اخیر رژیم صهیونیستی در اعطای تور رایگان به نامزدهای جایزه اسکار پرداخته است. به گزارش شفقنا در این یادداشت آمده است: این اولین بار نیست که رژیم کودک‌کش صهیونیستی فرصت سفرهای رایگان و افتخاری را به ستاره‌ها پیشکش می‌کند. هم‌اکنون این مسئله به یک امر متعارف تبدیل شده است و وزارت توریسم این رژیم صفحه‌ای ویژه سفر سلبریتی‌ها روی وبگاه رسمی خود دارد. اما حواس‌تان باشد، این اقدامات صرفاً تکاپویی برای گسترش صنعت توریسم رژیم صهیونیستی نیست. اینها همگی مربوط به پروژه‌ای به نام «برند اسرائیل» است، که یک راهبرد دیپلماتیک برای جلب نظر ستاره‌ها و سرازیر کردن سفرهای مجانی، محصولات و تبلیغات به سمت آنهاست تا دیگر وسوسه نشوند در ملأعام درباره نقض حقوق فلسطینیان از سوی رژیم صهیونیستی حرفی بزنند. «برند اسرائیل» در سال ۲۰۰۶ آغاز به کار کرد و هدف از آن ایجاد ذهنیتی جدید درباره رژیم صهیونیستی در سطح بین‌المللی بود؛ ذهنیتی که کمتر به خشونت و اشغال نظامی بپردازد و بیشتر از علم، فناوری، سرگرمی و حمام آفتاب بگوید.
انتقاد محمد گلریز از جشنواره موسیقی فجر
محمد گلریز، خواننده سرودهای انقلابی از وضعیت جشنواره موسیقی فجر انتقاد کرد. وی در نشست خبری جشنواره «مدرسه عشق» گفت: هدف از برگزاری این جشنواره تقویت ارزش‌های متعالی هنر موسیقی است و تلاش کرده‌ایم در این بخش سطح هنری را افزایش داده و با موسیقی مبتذل مقابله کنیم؛ متأسفانه این روزها موسیقی مستهجن گریبانگیر ما شده و ما تحت تأثیر آثار مبتذل غربی مبادرت به ساخت موسیقی می‌کنیم. وی سپس با انتقاد از اینکه جشنواره موسیقی فجر هم تنها نام و عنوان «فجر» را با خود یدک می‌کشد و ما در آن شاهد تولیدات انقلابی نیستیم، اظهار داشت: این نقصی بزرگ در جمهوری اسلامی ایران است که باید به صورت جدی به آن پرداخته شود؛ من متأسفم که بسیاری از هواداران فتنه ۸۸ به این رویداد مهم موسیقایی دعوت شده‌اند.
اعتراف صادق زیباکلام به بیان دروغ در یک فیلم
صادق زیباکلام، فعال سیاسی اصلاح‌طلب اذعان کرد که آنچه در فیلم مانی حقیقی بیان کرده، دروغ است. وی در یادداشتی درباره حضورش در فیلم «اژدها وارد می‌شود» نوشت: «ایشان (حقیقی) گفتند ما می‌خواهیم راجع به گروه هزاوه صحبت کنیم. گفتند اینها دو سه نفری بودند که به ساواک پیوستند. آنها زندانی نبودند و فقط با ساواک همکاری می‌کردند ... زمان اکران در جشنواره هم آقای مانی حقیقی با من تماس گرفتند و دعوتم کردند که فیلم را ببینم و گفتند فیلم با استقبال زیادی هم روبه‌رو شده است. اما حقیقتش را بخواهید من نرفتم. از نظر اخلاقی این کار کمی برایم سخت بود، چون یک چیزی را که حقیقت نداشت گفته بودم. فرصت چندانی هم وجود نداشت که خودم را برای این قضیه مجاب کنم. از طرفی مسئله‌ای هم نبود که بابت آن به کسی ظلم شود. حالا شما می‌گویید این گروه وجود داشته، به نظر من اصلاً چنین چیزی واقعیت نداشته است. در مجموع از اینکه چنین کاری کردم از نظر اخلاقی خیلی خوشحال نیستم و خیلی افتخار نمی‌کنم که چنین کاری کردم. ... من در زندگی‌ام گناه و خلاف زیاد کرده‌ام؛ این دروغی که گفتم در مقایسه با گناه‌ها و خلاف‌های دیگری که کرده‌ام خیلی خیلی سبک‌تر است.»


تریبون

مهم‌ترین ویژگی نامزد اصلح در انتخابات پیش رو چیست؟



جمع‌بندی تریبون ـ 23

چند روز مانده به مهم‌ترین رویداد سیاسی سال 1394، یعنی انتخابات دهم مجلس شورای اسلامی و پنجمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری با این پرسش که ویژگی نامزد اصلح شما چیست، به جمع‌بندی نظرات شما همراهان گرامی می‌پردازیم.
ولایتمدار
اولین و مهم‌ترین مؤلفه‌ای که شما همراهان گرامی به آنها اشاره کرده‌اید، موضوع «ولایتمداری» است. «باقر جليلي» از اقليد، «صادق ملاح» از بندرگز، «اعظم محمدي» از چادگان، «محمد زارعي» از کرمانشاه، «مسلم جعفري» از ترکالکي، «محمد صيام‌پور» از اصفهان، «فاطمه جمشيدي» از تهران، «سيداکبر علوي» از فيروزآباد، «مجيد فياضي‌پور» از دهدشت، «مرتضي افرنگ» از اهر، «حبيب محمودي» از اروميه، اصغر «سلطان‌زاده» و «احسان غياثي» از کرمانشاه، «قره‌خاني» از شوط، «شهبازي» از هرسين، «محمدرضا محي‌آبادي» از کرمان، «احمد محمدي‌زياراني» از آبيک، «محمدحسين شاه‌زماني» از اصفهان، «حسينعلي پورپيرعلي» از نجف‌آباد، «مهدي محمدي» از چادگان، «علي شمس‌الديني» از کرمان، «مهدي شمس‌الدين‌نژاد» از سيرجان، «سلماني» از مرند، «ص. باباپور» از نقده، «سيدايوب هاشمي» از هريس، «مجيد قاسمي» از نقده، «رضا احمدي» از سلماس، «محمد خوش‌آيين» از داراب، «شهرام پروين» از گيلانغرب، «جواد صادقي‌سطري» از سنقر، «ياسر حميدي» از کرمانشاه، «محمد شاکري‌زاده» از مهران، «جعفر شهبازي» از زنجان، «ابراهيم ترکمند» از بوئين‌زهرا، «امين طحانان» و «محمدرضا زاهد» از بيرجند بر این نظر بودند.
متدیّن
اما از طرفی برخی عزیزان همراه دیگر، مانند «وجيهه بهارلو» از چادگان، «خليل ميراحمدي» از کرمان، «صفيه بهارلو» از قره‌بلطاق و «عباس خزایي» از کرمانشاه معتقد به تدین هستند.
انقلابی
انقلابی بودن هم در پیام «علي کلانتري» از تفرش، «مرتضي اکبري» از اصفهان، «محمد زارع‌تيموري» از تهران، «فرامرز بوگري» از اصفهان، «علي مجيدي» از آذرشهر، «کمال زارع» از ساوه، «زارعي» از ‌مريوان، «فرامرز الياسي» از ثلاث‌باباجاني، «فرشته لطفي» از ايلام، «قاسم گلستاني» از قوچان، «هاشم حيدري‌نيا» از بهمئي، «سلمان شيرواني» از داراب، «محمد صحراييان» از جهرم، «جلال صادقي» از چالدران، «جهانگير ديده‌بان» از مراغه، «نمازي» از کاشان و «بي‌بي‌زهرا رضائيان سنگ‌نقره» از مشهد به آن اشاره شده بود.
تعهد و تخصص
«محمدحسين خانلري» از کرمانشاه، «محمد احمدي» از اليگودرز، «تکتم يعقوب‌زاده» از بيرجند، «محمد عباسقلى‌پور» از املش، «رحيمي» از پارساباد، «يوسف حسن‌زاده» از مهاباد و «مرتضي حقيقت» از نيشابور به همراهی تعهد و تخصص در نمایندگان منتخب اعتقاد دارند و آن را مهم‌ترین ویژگی نامزد اصلح می‌دانند.
استکبارستیز
«رسول دريک‌وند» از خرم‌آباد، «احمد آقاميرزايي» از ابهر، «سعيد محمدي» از خوانسار، «محمد نيک‌روش» از راور، «محسن پاشايي» از خوانسار، «محمد فرخي» از پاکدشت، «ف. کيماسي» از اصفهان، «مصطفي اکبري» از داران، «محمود عظمتي» از گلپايگان، «محمد زارعي‌برآبادي» از خواف، «علي شعبان» از بروجرد، «شهبازي» از پاوه، «حميد غلامي» از ايلام، «پرويز محمدبيگي» از کرمانشاه، «حبيبه عبدالله‌پور» از داراب و «ابراهيم خنده‌زمين» از شفت، استکبارستیزی را مطرح کرده‌اند.
ساده‌زیستی
«عظيمه نوري» از سميرم، «نجفي» از قشم و «قدرت‌الله احمدپور» از اروميه، به ساده‌زیستی اهمیت می‌دهند.
اعتقاد به اسلام ناب
اعتقاد به اسلام ناب ویژگی است که در پیام «فاطمه حامدي» و «حسين نداف» از درميان، «شادي کلانتري» از خرم‌دره، «مسعود همرنگ‌هزان» از گرمي، «پروانه صاحب‌محمدي» از دزفول و فتح‌الله رمضاني» بیان شده است.
وابسته نبودن
«محمد تيموري» از تهران و «خواجوي» از نجف‌آباد وابسته نبودن به احزاب و گروه‌های داخلی و خارجی را بیان کرده‌اند.
متقی
«محمدرضا بخشي» از تهران، «مظاهري» از اصفهان، «الهام حيدرنژاد» از تهران، «علي حسن زارعي» از قزوين، «ساجدي‌پور» از نيشابور، «محمدرضا قنبري» از کرمانشاه، «مسلم قلي‌نژاد» از سلماس، «محمدحسين صيام‌پور» و «حبيب‌الله وفايي» از اصفهان بر تقوا تأکید دارد.
مدیر و مدبّر
«علي محرمي» از چالدران، «ابوالفضل عباسي‌شموشکي» از گرگان و «سعيد ساماني» از اصفهان، مدیر و مدبر بودن را مهم دانسته‌اند.
پایبندی به ارزش‌های انقلاب و نظام
«رامين‌فر» از انديمشک، «مسعود جوكار» از فسا، «زينب عزيزي حسين‌آبادي» و «محمد و افسانه اميريان» از کرمانشاه، «امير حقي» از روانسر، «عليرضا ميرزايي» از تهران، «عليمراد غلامي»، «حمدالله غلامي» و «وحيد غلامي» از ايلام، «م. اسلام‌پرست» از اروميه، «مرتضي بهارلو» از چادگان، «عليرضا مظلومي» از مراغه، «علي حسن‌نيا» از بابل و «غلامرضا استکي» از اصفهان در پیام خود به پایبندی به ارزش‌های انقلاب و نظام و اسلام اشاره کرده‌اند.
بصیرت
«مجتبي صداقت» از آمل، «سيدفخرالدين موسوي» از بم و «محمدجواد بهارلو» از چادگان، بصیرت را ویژگی مهم نامزد اصلح دانسته‌اند.
مردم‌داری
«امامي» از بجنورد، «مهدي پناهي» از تبريز، «حسين نظري» از خميني‌شهر، «مهدى خدابنده» از مشكين‌دشت، «ايرج حسن‌پور» از ياسوج و «محمد رضايي» از بيرجند هم به خصلت مردم‌داری نامزد توجه کرده‌اند.
کارآمدی
«اميد راستگو» از تنگستان، «اعظم پناهي» از کرمانشاه، «محمدعلي حمزه» از قم، «محمودرضا خزيمه» از فردوس و «شيرزاد صحرايي» از صحنه کارآمدی را مطرح کرده‌اند.
قانونمدار
«فاطمه حاج‌محمدي» از قزوين و «مريم علي‌اکبري» از منجيل قانونمدار بودن را ویژگی مهم دانسته‌اند.
ايمان
«احمد جوادي» و «علي جمشيدي» از تهران ایمان را مطرح کرده‌اند.
حافظ منافع ملی
«کاظم موسايي» از کوهرنگ و «بهرام عباسي» از مهاباد حفاظت از منافع ملی را مهم می‌دانند.
سایر نظرات
«خليفه» از کرمان: رعایت بیت‌المال؛ «جعفر ملکي» از اروميه: معتقد به اقتصاد مقاومتی و مقابله با اقتصاد لیبرالی؛ «محمدرضا شعباني» از هنديجان: صداقت و راستگويي؛ «حميدي‌نسب» از شوشتر: مرزبندي با جريان فتنه؛ «مجيد واحدي» از کرمانشاه: درک واقعيت هاي کشور و جهان؛ «شيرعلي اردن» از تنگستان: شفافیت در عمل.

برندگان تریبون 23
محمدحسين شاهزماني از اصفهان/ فرشته لطفي از ايلام
علي شعبان از بروجرد
پرسش تریبون 24
از دیدگاه شما مهم‌ترین موضوع سال 1395 چه می‌تواند باشد؟


کتیبه سبز
 انتخاب اصلح
هرکه در خواب است پس، بیدار کردن واجب است
خصم باشد در کمین، هشیار کردن واجب است
مهره‌های خویش می‌چیند، به هر دوز و کلک
خلق را، از مهره‌ها، بیزارکردن واجب است
دست‌های دشمنان فتنه‌گر، بیکار نیست
بر حذر، از دشمن غدّار کردن، واجب است
کیست؟ بی‌بی‌سی به ما درس سعادت می‌دهد
مردم آزاده زان، بیزار کردن واجب است
پیر استعمارگر، برنامه‌ریزی می‌کند
دشمن دیرین خود را، خوار کردن واجب است
خار چشم دشمنان، ایران شده در منطقه
دفن مزدوران استعمار کردن واجب است
کوری چشمان آمریکا، همه آماده‌ایم
ما مسلمانیم، پس ایثار کردن واجب است
انتخاباتی که راضی می‌کند، از ما خدا
انتخاب اصلح از ابرار کردن واجب است
خبرگان سرمایه‌های مکتب و این ملتند
انتخابی ناب، از انصار کردن واجب است
هموطن، در انتخاب خویشتن، هشیار شو
در گزینش، دقت بسیار کردن، واجب است
رأی تو، یک تیر جانسوز است، بنشان بر هدف
سال‌ها کردیم، پس تکرار کردن واجب است
رهنمود رهبری، سرلوحه اقدام ماست
ای مجاهد! جنگ با کفار کردن واجب است
یاری حق را «فرائی»، آشکارا دیده‌ای
دست غیبی دیده‌ای، اقرار کردن واجب است
عبدالمجیدفرائی

 

حسن ختام
برای فرج‌تون دعا می‌کنم
آقاجان!
من... من یک قطره کوچولوی تنهای تنها در این دریای بزرگ دنیام که دارم غرق می‌شم .
گاهی وقت‌ها از اینکه به این دنیا اومدم به خدا گله می‌کنم، اما بعدش پشیمون می‌شم و به خودم می‌گم این یه جور ناشکریه، خدا همه چی‌رو واست فراهم کرده از هر نظر، تو نباید ناشکر باشی...
آخه می‌دونی آقا جون! خیلی دلم گرفته، یکی رو ندارم که باهاش درد دل کنم، همه باهام دوستند، اما نمی‌دونم باید باور کنم یا نه، انگار دارند الکی بهم لطف می‌کنن، نمی‌دونم...
من هیچ‌وقت دلم نمی‌خواد گناه کنم، اما نمی‌دونم چرا شرایط جوری می‌شه که گناه نکردن واسم سخت می‌شه.
آقاجون! شما همیشه همه جا هوامو داشتید، حتی وقتی خواستم گناه کنم، بهم تلنگر زدید و یکی از خوباتونو سر راهم قرار دادید.
 مولای من! تو رو به جان مادرتون فاطمه زهرا(س) که منم هم نام ایشون هستم و به حرمت چادر ایشون که سعی کردم اون رو حفظ کنم، دستمو بگیرید و نذارید تو این دنیا که سرشار از گناه و دلبستگی و آرزوست غرق بشم .
کاش می‌شد یه دونه از تسبیح‌تون بودم تا همیشه دست رو سرم می‌کشیدید و آرومم می‌کردید.
کاش می‌شد یه بار ببینم‌تون اون وقت بود که دلم آروم می‌شد ..
همیشه سر سجاده و هنگام قنوت نمازم برای فرج‌تون دعا می‌کنم.
خدایا فرج آقامون مهدی صاحب زمان رو برسون... آمین.