بازگشت

 

صفحه اول

 
 

سرمقاله
دکتر یدالله جوانی

سپاه و حرف آخر در خلیج‌فارس
 


«سپاه حرف آخر را در ماجرای تفنگداران آمریکایی زد.» این جمله بخشی از گزارش روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارونوت» پس از بازداشت ۱۰ تفنگدار دریایی آمریکا از سوی سپاه پاسداران و در نهایت رهاسازی آنان در آب‌های بین‌المللی است. این رویداد که در صدر اخبار جهان قرار گرفت، به طور قطع یک رویداد تاریخی و یک نقطه عطف در تحولات خلیج‌فارس، منطقه و جهان به شمار خواهد آمد. این رویداد، نشانی از یک پایان و علامتی برای یک شروع است.
مدعی قدرتی چون ایالات متحده، هرگز تصور نمی‌کرد ۱۰ تفنگدارش اینگونه بازداشت شده و در برابر نیروهای دریادل سپاه در خلیج‌فارس، با دست‌های پشت سر قرار داده، زانو زنند و بابت اشتباه‌شان عذرخواهی کنند. اما این موضوع رنگ واقعیت به خود گرفت. البته، پیش از این هم، انگلیسی‌ها تصور نمی‌کردند روزی سپاه پاسداران تعدادی از تفنگداران دریایی بریتانیای کبیر را بازداشت کند، اما آنها هم با چشمان خود در بیداری مشاهده کردند که چگونه یگان‌های دریایی سپاه، در راستای دفاع از حاکمیت سرزمینی جمهوری اسلامی، نسبت به بازداشت تفنگداران دریایی انگلیس بدون هیچ ملاحظه و نگرانی از عواقب آن، این کار را انجام دادند.
اهمیت این رخداد تاریخی را، در اظهارنظرهای برخی از مقامات آمریکایی، برخورد و چگونگی بازتاب آن در رسانه‌های جهان می‌توان جست‌وجو کرد؛ اظهارنظرهایی چون:
ـ اکثر جمهوریخواهان آمریکا گفتند: ایران با این اقدام، واشنگتن را تحقیر کرده است.
ـ «جب بوش» برادر بوش با اشاره به موضوع بازداشت تفنگداران دریایی آمریکا در خلیج‌فارس گفت: «دیگر دشمنان ما از ما نمی‌ترسند.»
ـ شبکه سی‌ان‌ان گفت: ایران با پخش تصاویر عذرخواهی نظامیان آمریکا‌یی، کاخ سفید را شرمنده کرد.
ـ سناتور «تدکروز» از نامزدهای جمهوریخواهان برای ریاست‌جمهوری: «از دیدن ۱۰ ملوان آمریکایی که دست‌شان را پشت سرشان گرفته‌اند و زانو زده‌اند، وحشت‌زده شده است.»
اما نکته مهم در این میان، جابه‌جایی قدرت به‌عنوان یک تحول راهبردی و تاریخی در خلیج‌فارس است؛ جابه‌جایی قدرتی که نشان می‌دهد، دوره‌ای در حال پایان یافتن و دوره‌ای جدید در حال شکل‌گیری است.
خلیج‌فارس به دلیل اهمیت راهبردی همواره مورد توجه کشورهای منطقه و قدرت‌های فرامنطقه‌ای بوده و به همین دلیل در هر دوره‌ای تحت نفوذ یک قدرت قرار داشته است. حاکمیت تاریخی ایرانیان بر خلیج‌فارس برای یک دوره بسیار طولانی در تمامی اسناد تاریخی ثبت شده است. در دوره ایران پس از اسلام‌ نیز، ایرانی‌ها قدرت برتر خلیج‌فارس بودند. در دوره امویان و عباسیان که صنعت کشتی‌سازی و دریانوردی رشد خوبی پیدا کرد، ایرانیان اداره‌کننده اصلی امور دریانوردی بین خلیج‌فارس و چین بودند و در همین دوران بود که اسلام از راه آبی و عمدتاً از طریق ایرانی‌ها به چین راه یافت و در این مسیر گروهی در کشورهای هند، مالزی، اندونزی، تایلند و سرانجام بندر کانتون چین به اسلام گرویدند.
اما به دلایل متعدد، با ورود پرتغالی‌ها به خلیج‌فارس در سال ۱۵۰۶ میلادی، هلندی‌ها در سال ۱۶۰۷ میلادی، فرانسوی‌ها از سال ۱۶۲۳ میلادی، آلمانی‌ها و مهم‌تر از همه انگلیسی‌ها از سال ۱۶۱۹ میلادی، با یک جابه‌جایی قدرت، این بیگانگان بودند که بر خلیج‌فارس مسلط شدند.«پالمرسون» وزیر امور خارجه انگلیس در سال ۱۸۳۸ میلادی می‌گوید: «ما وظیفه داریم خلیج‌فارس را زیر سلطه نیروی دریایی خود درآوریم، به‌طوری که هیچ قدرتی نتواند با ما به رقابت برخیزد و در این راه باید روشی را اتخاذ کنیم که از لحاظ مالی گران نباشد.»
بر اساس چنین سیاستی، انگلیسی‌ها برای یک دوره طولانی، قدرت مسلط در خلیج‌فارس بودند و سپس جای خود را به آمریکایی‌ها دادند.
با انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی در ایران، یک قدرت منطقه‌ای پدید آمد و این داعیه را داشت که خلیج‌فارس متعلق به ملت‌های منطقه‌ است و قدرت‌های خارجی و فرامنطقه‌ای باید از این منطقه خارج شوند، بدیهی است که هیچ کشوری مانند ایران به دلایل گوناگون تاریخی و ژئوپلیتیکی، نمی‌تواند به یک قدرت منطقه‌ای و مسلط در خلیج‌فارس تبدیل شود. اکنون این اتفاق رخ داده و ایران قدرت منطقه‌ای و قدرت بلامنازع در خلیج‌فارس است. البته این قدرت، در مقابل بیگانگان و پایان‌بخشی به مداخلات آنان در منطقه از یک طرف و در کنار تأمین حقوق و امنیت ملت‌های منطقه از طرف دیگر، در حال حرکت و گسترش است. بر همین اساس و نگاه راهبردی و کلان است که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی می‌فرمایند: «این منطقه از جهان یکی از حساس‌ترین مناطق دنیا و جزیی از عالم اسلام است که ذخایر خدادادی آن باید به بهترین وجهی مورد استفاده امت اسلام قرار گیرد و برای نیل به این مقصود، باید به دخالت نیروهای خارجی در این منطقه خاتمه داده شود و امنیت این منطقه با همیاری و همکاری ملت‌های منطقه بر پایه اخوت اسلامی برقرار شود. ما بارها اعلام کرده‌ایم که دست دوستی همسایگان خود را به گرمی خواهیم فشرد و همواره خواهان همبستگی بر اساس اخوت اسلامی بوده و هستیم.»
آری اکنون در خلیج‌فارس، تاریخ در حال ورق‌‌ خوردن است. نیروی راهبردی دریایی جمهوری اسلامی اعم از سپاه و ارتش، نیروی مسلط بر خلیج‌فارس و دریای عمان بود، این واقعیتی است که همگان باید آن را بپذیرند. بیگانگان باید از این منطقه خارج شوند و ملت‌های منطقه می‌توانند بر روی دوستی با جمهوری اسلامی حساب کنند. بدون تردید دوره جدیدی در منطقه آغاز شده است. دوره‌ای که از مختصات آن، این است که در خلیج‌فارس، حرف اول و آخر را نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌‌مثابه بازوی قدرتمند ملت ایران خواهد زد.


 


گزارش صبح‌صادق از تشییع پیکر مدافع حرم حاج‌سعید سیاح‌طاهری
 بی‌تابی حاج‌سعید از فراغ همرزمانش به پایان رسید
 


سردار شهید اسلام حاج‌سعید سیاح‌طاهری که در طول هشت سال دفاع مقدس همواره در جبهه‌های مختلف حضور داشت، بارها در عملیات‌های مختلف مجروح شد و با از دست دادن بخش زیادی از سلامتی و اهدای یک چشم خود، به افتخار جانبازی 70 درصد نائل آمد. در اواخر جنگ با تشکیل یگان‌های مرزی در سمت فرمانده یگان مرزی خوزستان انتخاب شد. وی پس از دوران دفاع مقدس اقدامات مؤثری را برای ترویج فرهنگ غنی دفاع مقدس انجام داد، از جمله می‌توان به ایجاد موزه دفاع مقدس آبادان و برگزاری یادواره‌های شهدا اشاره کرد. اشتیاق شدید ایشان به خدمت و شهادت در راه خدا موجب شد تا با مورد تهدید قرار گرفتن حرم اهل‌بیت(ع) در سوریه به صف جهاد علیه گروه‌های تکفیری و ضداسلام در مسئولیت مستشاری بپیوندد. او چهار بار در این جبهه حضور یافت تا اینکه سرانجام در روز چهارشنبه بیست‌وسوم دی‌ماه در سوریه شربت گوارای شهادت را نوشید و پس از سال‌ها صبر و بی‌تابی در پیوستن به همرزمان شهیدش روح بلندش به ملکوت اعلی پرکشید.
پوشیدن لباس رزم و اقدامات مستشاری
شهید طاهری اولین‌بار سال 72 به ستاد نیروی زمینی آمد و روز شنبه 26 دی‌ماه برای وداع رزمندگان با پیکرش یک‌بار دیگر شاهد حضورش بودیم. سردار ابوالقاسم فروتن، معاون هماهنگ‌کننده نیروی زمینی سپاه در‌باره شهید طاهری، به خبرنگار صبح‌صادق گفت: شهید سیاح‌طاهری یکی از فرماندهان بسیار شایسته و لایق نیروی زمینی سپاه بود که بیش از یک دهه شاهد فعالیت‌ها و گام‌های ارزشمند ایشان در عرصه بازرسی بودیم. وقتی بازنشسته هم شدند، پاسداری را فراموش نکردند. به محض احساس خطر در آن سوی مرزهای جمهوری اسلامی لباس رزم به تن کردند و در زمینه اقدامات مستشاری در سوریه به ایفای نقش پرداختند.
طراحی توطئه‌های جدید برای انهدام ظرفیت انقلابی
وی درباره تحولات جدید منطقه، خاطرنشان کرد: خوشبختانه در مقابل تبلیغات و هجمه‌های شدید استکبار، ظرفیت بسیار خوبی پس از انقلاب اسلامی ایران در منطقه علیه استکبار و صهیونیست ایجاد شد. چرا‌که دشمنان همواره با روش‌های مختلفی آمدند این ظرفیت‌ها و توانمندی‌ها را منهدم کنند. ایجاد گروه‌های تروریستی داعش، القاعده، طالبان و اختلاف‌افکنی میان مسلمانان نیز آخرین حربه‌شان نخواهد بود. حتماًً توطئه‌های دیگری را طراحی خواهند کرد.
جلوگیری از افزایش گستاخی دشمنان در منطقه
وی با بیان اینکه برخی در فضای مجازی طوری صحنه را مدیریت می‌کنند که چرا باید رزمندگان ما در جبهه مقاومت فعال باشند و به شهادت برسند، اظهار داشت: استکبار بیش از 200 سال جامعه‌ جهانی را مدیریت می‌کند، اما صحنه جنگ را به خارج از مرزهای خودش می‌کشاند تا به کیان و مردمش آسیبی وارد نشود. اگر رزمندگان ما در این صحنه‌ها حضور پیدا نکنند بر رذالت و گستاخی دشمنان افزوده می‌شود. مردم بدانند امروز سوریه بستر اولیه این اتفاقات است، ما اگر نتوانیم این میدان‌ها را مدیریت کنیم این جنایات و دست‌درازی‌ها دامن کشور ما را نیز خواهد گرفت.
تجلی شهید واقعی در زمان حیات
سردار بابائیان، معاون بازرسی نیروی زمینی سپاه هم که چند سال متمادی با شهید طاهری همکار بوده است، او را تجلی یک شهید واقعی دفاع مقدس دانست و تصریح کرد: برخی می‌گویند شهید زنده تجلی یک شهید واقعی است و تنها پشت‌پرده‌ها اجازه بروز فراگیر را نمی‌دهند. حاج‌سعید همواره شهیدی بود که منتظر رسیدن موعد تبلور این واقعیت بزرگ بود؛ چرا که همواره برای رسیدن به این هدف چه از حیث اخلاقی، عبادی و چه نبرد با دشمنان هم در میادین سخت و هم نرم از هیچ کوششی دریغ نکرد.
اطاعت از امام خامنه‌ای خط قرمز شهید طاهری
سردار جواد محمدی‌پناه، رئیس اتاق فکر ستادکل نیروهای مسلح نیز در حاشیه مراسم تشییع به خبرنگار ما گفت: ایشان همیشه علاقه داشت با دشمن بجنگد؛ حتی در بازرسی هم مسئولیت‌های متعددی داشتند و در اندیشه جهاد و شهادت بودند. به همین دلیل در ستاد دوام نیاورد و به مجموعه‌های زرهی پیوست.
وی درباره اینکه چه مسائل و نکاتی برای حاج‌سعید از همه چیز مهم‌تر بود، افزود: فکر می‌کنم پاکی و تقوا و گوش دادن واقعی و اطاعت از رهبر معظم انقلاب؛ چرا‌که همه کارهایش را در آن راستا و آن محور انجام می‌داد و خداوند هم سرانجام این توفیق بزرگ شهادت را به او عطا کرد.
اهمیت و حساسیت به لقمه‌ها
سیدسعید فانی از دوستان و همکاران شهید طاهری نیز که امروز در مسئولیت منابع انسانی مجلس فعالیت می‌کند، از روزهایی گفت که همراه با او، شهید صیادشیرازی و سردار نجات به بازرسی از رده‌ها می‌پرداختند؛ وی در این باره تصریح کرد: در بازرسی‌هایی که داشتیم بدون هیچ‌گونه اغماضی، نواقص و اشتباهات را به سمع و نظر مسئولان می‌رساند. ما با شهید صیاد شیرازی و سردار نجات بازرسی‌های زیادی رفتیم. از شهید صیاد هم دعوت می‌کردیم به کارکنان بازرسی ما آموزش‌های لازم را بدهند. حاج‌سعید در این راستا خدمات ارزنده‌ای را ارائه داد.
وی افزود: بدون اینکه کسی متوجه شود به افراد مستضعف کمک می‌کرد؛ یادم نمی‌رود با همان حالت جانبازی در کنگره شهدای آبادان چه گام‌هایی برداشت. امروز او به عشق اسلام و رهبری و احیا و تقویت منافع اسلام در دفاع از حریم ولایت به شهادت رسید. دوستان ما حتماًً یادشان هست که حاج‌سعید چقدر بر روی لقمه‌ای که به منزل می‌برد حساس بود. همین حساسیت‌های اخلاقی و رفتاری او سبب رسیدن به این وصال آسمانی شد.
 

 


 

یادداشت
علي تتماج
  سردرگمی در اردوگاه دشمنان مقاومت
 


مسائلي مانند نهايي شدن فرآيند اجراي برجام ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 و آغاز اجراي تعهدات 1+5 در زمینه لغو تحريم‌ها، افزايش حضور نظامي آمريكا در عراق و آغاز اجراي آنچه مذاكرات صلح در افغانستان و پاكستان بیان شده است، اقتدار سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در بازداشت 10 تفنگدار دريايي آمريكايي كه حريم آبي جمهوري اسلامي را نقض كرده بودند و در نهايت تنش‌آفريني سعودي عليه جمهوري اسلامي ايران در حالي كانون توجهات محافل رسانه‌اي و سياسي جهان قرار گرفته است كه همزمان مجموعه‌اي از تحركات ديپلماتيك در عرصه منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي در جريان است و ناظران سياسي آن را با آينده تحولات منطقه بي‌ارتباط نمي‌دانند.
«جان کری» وزیر خارجه آمریکا که برای رایزنی با مقامات عربستان و انگليسي راهی لندن شده بود، با «عادل الجبیر» وزیر خارجه عربستان سعودی دیدار کرد. نكته قابل توجه آنكه کری در دیدار با جبیر گفته است، گرچه آمریکا در پی یافتن راهی دیپلماتیک برای حل تنش موجود میان ایران و عربستان است، ولی به‌ هر حال واشنگتن در این تقابل در کنار ریاض خواهد ایستاد. گفتنی است، منابع خبري اعلام كردند جان كري اين پنجشنبه به رياض سفر مي‌كند. در همين حال انگليس نيز رسماً از اقدامات سعودي در يمن حمايت كرده است؛ چنانكه هاموند، وزير خارجه انگليس در سخناني ضمن تأكيد بر اينكه مواردي از نقض حقوق بشر از سوی عربستان مشاهده نكرده‌ايم، بر ادامه فروش تسليحات به سعودي تأكيد كرد. از سوي ديگر، منابع خبري از سفر تميم، امير قطر به روسيه خبر دادند؛ این در حالي است كه عبدالله دوم، پادشاه اردن نيز سفري به آمريكا داشته است. نكته مهم آنكه منابع خبري اعلام كردند، با ميانجي‌گري آمريكا و سعودي، تركيه و مصر در حال رفع تنش‌ها هستند و هيئتي مصري راهي تركيه شده است. اين در حالي است كه همزمان داوود اوغلو، نخست‌وزير تركيه با مقامات سعودي تماس تلفني داشته است و اردوغان، رئيس‌جمهور اين كشور در اقدامي مغاير با خواست و ديدگاه مردم تركيه، ضمن طرح ادعاي رفتار بحران‌ساز ايران در منطقه، اعلام کرده است از مواضع سعودي در قبال ايران حمايت مي‌كند. جالب توجه در معادلات منطقه آن است كه فابیوس، وزير خارجه فرانسه نيز قرار است در سفری دو روزه از امارات متحده عربی و عربستان سعودی دیدن کند.
حال اين پرسش مطرح مي‌شود كه چه عواملي زمينه‌ساز ترافيك ديپلماتيك مذكور شده و عاملان آن چه اهدافي را پيگيري مي‌كنند؟ پاسخ به اين پرسش را مي‌توان در تحولات اخير منطقه جست‌وجو كرد. در يمن، حملات ائتلاف آمريكايي ـ سعودي با وجود كشتار بالاي مردم دستاوردي نداشته است؛ چنانكه ارتش و نيروهاي مردمي همچنان به پيشروي در خاك سعودي ادامه مي‌دهند و حتي جذب مزدوران خارجي نيز كمكي به سعودي‌ها نکرده است. نكته قابل توجه آن است كه منابع خبري از وضعيت بحراني در خاندان سعودي خبر داده‌اند كه محور آن را كودتاي سلمان براي به پادشاهي رساندن پسرش كه اكنون مقام جانشين وليعهد و وزير دفاع را دارد تشكيل مي‌دهد. در سوريه، ارتش در كنار جبهه مقاومت و روسيه توانسته‌ است پيشروي‌هاي گسترده‌اي داشته‌ باشد؛ چنانكه صدها كيلومتر از مناطق تحت اشغال تروريست‌ها در حومه دمشق، لاذقيه، حلب و... آزاد شده‌اند. منابع خبري از توافقات ميان مسكو و دمشق براي افزايش حضور نظامي روسيه در سوريه خبر داده‌اند كه معادلات دشمنان سوريه را كاملاً برهم مي‌زند. در عراق نيز پيشروي نيروهاي مردمي در «الانبار» ادامه دارد؛ چنانكه اسناد نشان مي‌دهد، آمريكا براي مقابله با اين پيشروي حتي به بمباران مواضع نيروهاي مردمي هم پرداخته است. نكته بسيار مهم در تحولات منطقه، اقتدار جمهوري اسلامي در مقابله با بزرگ‌ترين ارتش جهان بود كه با بازداشت 10 تفنگدار دريايي آمريكا به دلیل نقض حريم آبي جمهوري اسلامي از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بیشتر نمایان شد. محافل رسانه‌اي و حتي سياسي جهان از اين رخداد بزرگ به منزله حقارت آمريكا در برابر اقتدار ايران ياد كردند.
با توجه به اين تحولات مي‌توان دريافت، نوعي سردرگمي در اردوگاه دشمنان مقاومت ايجاد شده است كه در قالب رايزني درون‌گروهي و البته برخي سفرهاي منطقه‌اي به دنبال انحراف افكار عمومي از شكست‌هاي خود و البته برنامه‌ريزي براي تغيير در معادلات منطقه نمود مي‌يابد. بر اساس اين، اين گمانه‌زني وجود دارد كه آمريكا و معدود متحد اروپايي و منطقه‌اي باقي مانده براي آن، سياست تشديد بحران در منطقه را در پيش گيرند كه حملات تروريستي در كشورهايي، مانند عراق، سوريه و نيز تشديد رفتارهاي غيرمسئولانه سعودي در قبال جمهوري اسلامي و اصرار كنگره آمريكا بر تشديد فشارها بر جمهوري اسلامي در اين چارچوب قابل پردازش است. رفتارهايي كه نه نشانه قدرت دشمنان مقاومت، بلكه نشانه شكست‌هاي گسترده آنان در برابر مقاومت است كه با سياست بحران‌‌آفرینی به دنبال پنهان‌سازي ابعاد گسترده شكست‌هاي‌شان هستند.

 

 

صفحه دوم

 
 

   آیا به فهرست اعتماد کنیم؟

در هر دوره از انتخابات، هنگامی که امت حزب‌الله می‌خواهند براساس آموزه‌های امام راحل و رهبر انقلاب به تکلیف خود عمل کرده و نمایندگان‌شان را برای مجلس شورای اسلامی، خبرگان رهبری یا شوراهای اسلامی شهر و روستا گزینش کنند، کار سختی را پیش رو دارند؛ چرا که امکان شناخت تمامی افراد برای اغلب مردم دشوار است. از این رو، هربار در هنگام رأی دادن این سؤال مطرح می‌شود که: چگونه از تمام حق رأی دادن خود استفاده کنند، درحالی‌که تمام افراد را نمی‌شناسند؟
دو سال پیش بود که رهبر معظم انقلاب هنگام رأی دادن در چهارمین دوره‌ انتخابات شوراها فرمودند: «من به ۳۱ نفر برای شورای شهر رأی دادم. البتّه بعضی از این حضرات را از نزدیک می‌شناختم، بعضی را هم نمی‌شناختم، لکن اعتماد کردم به همین فهرست‌هایی که پیشنهاد می‌کنند و می‌دهند.» این اولین‌باری بود که ایشان، راه درست برای استفاده از تمام حق رأی را، «اعتماد به فهرست» اعلام کردند. حالا تا انتخابات هفتم اسفند ماه نزدیک به یک ماه‌و‌نیم مانده است؛ انتخاباتی که رهبر فرزانه انقلاب نسبت به انتخاب شدن افراد غیرانقلابی در مراکز مهم ریل‌گذاری در کشور هشدار دادند و «نفوذ» آنها را مانند «موریانه»‌ای دانستند که از داخل، نظام را پوک می‌کند. اما مردم چطور از تمام حق‌شان برای انتخاب استفاده کنند که مطمئن شوند با انتخاب درست، جدول نفوذ دشمن را کامل نمی‌کنند؟ رهبر حکیم انقلاب برای اولین‌بار نزدیک به دو ماه مانده به انتخابات راه‌حل را بیان کرده و در دو دیدار با کلام‌های متفاوتی آن را تبیین کرده‌اند: «رأی دادن و اعتماد به فهرستی که از سوی افراد متدین، مؤمن، انقلابی و در خط امام معرفی شده باشد.»
اول؛ «انتخاب درست» یک وظیفه و یک حق‌الناس بر عهده‌ مردم ایران است. این تذکری است که رهبر معظم انقلاب در دیدار ائمه‌ جمعه خطاب به مردم دادند. «یک بُعد دیگر [حق‌الناس] این است که مردمی که می‌خواهند رأی بدهند، اعتماد کنند به آن مجموعه‌هایی که واقعاًً قابل اعتمادند؛ بعضی‌ها هستند که قابل اعتماد نیستند؛ «کَالَّذِی استَهوَتهُ الشَّی‌طین»؛ گاهی این‌جور نیست که از روی صفا و واقعیت و علاقه‌مندی به انقلاب‌ [باشد] ـ اساس کار، انقلاب است ـ و از روی علاقه‌مندی به انقلاب بیایند یک فهرست پیشنهادی را بدهند؛ نه، روی مقاصد دیگر ـ گاهی اوقات مقاصد فاسد ـ پیشنهادهایی می‌دهند... واقعاً این به این معنا، حقّ‌النّاس است.»
دوم؛ ایشان در دومین دیدار درباره انتخابات، در دیدار مردم قم به مسئله‌ «درست انتخاب» کردن اشاره کردند. مردم چطور به نامزدها برای انتخابات اعتماد کنند درحالی‌که همه‌ آنها را نمی‌شناسند: «به نظر بنده این‌جور می‌رسد که چون یکایک افراد را ممکن است نشناسیم ـ خود بنده هم وقتی این فهرست‌ها را می‌آورند که بیایم رأی بدهم، بعضی از آدم‌های این فهرست‌ها را نمی‌شناسم، امّا اعتماد می‌کنم به آن کسانی که [اینها را] معرّفی کرده‌اند و نگاه می‌کنم ببینم آن کسانی که این فهرست را معرّفی کرده‌اند چه کسانی هستند؛ اگر دیدم اینها آدم‌های متدیّن و مؤمن و انقلابی‌ای هستند، به حرف‌شان اعتماد می‌کنم و به [فهرست] آنها رأی می‌دهم؛ اگر دیدم نه، کسانی که این فهرست را داده‌اند کسانی هستند که به مسائل انقلاب، به مسائل دین، به مسائل استقلال کشور خیلی اهمّیّتی نمی‌دهند، دل‌شان دنبال حرف آمریکا و غیرآمریکا است، به حرف‌شان اعتماد نمی‌کنم...» حتی با وجود آنکه «ممکن است سعی ما به نتیجه نرسد و غلط انتخاب کنیم، عیبی ندارد؛ خدای متعال از ما قبول خواهد کرد، چون کار خودمان را کرده‌ایم، تلاش خودمان را کرده‌ایم.»

چشم طمع آمریکایی‌ها برای انتخابات ۹۴
ده سال پیش، در بحبوحه‌ نهمین انتخابات ریاست‌جمهوری، «مایکل لدین» نومحافظه‌کار ارشد آمریکایی و مسئول پرونده‌ سیاست ‌داخلی ایران در بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، در مقاله‌ای با عنوان «سریع‌تر لطفاً» به‌صراحت به ایجاد «انقلاب رنگی» در ایران اشاره کرده و گفته بود: «غرب متحد می‌تواند کاری را با ایران انجام دهد که قبلاً برای اوکراین انجام داد. همان انقلاب گل سرخ که در گرجستان راه انداختیم، همان رفراندومی که در این تابستان علیه چاوز در ونزوئلا انجام دادیم و قبل‌تر در هائیتی و باز هم قبل‌تر از آن در نیکاراگوئه و شیلی انجام داده بودیم. لدین تأکید کرده بود: «می‌خواهم بیان کنم تغییر رژیم [در ایران] باید خط‌مشی ما باشد. می‌خواهم از گروه‌های طرفدار دموکراسی در جامعه ایرانی، حمایت کنم. می‌خواهم از آنها حمایت سیاسی و مالی کنم. می‌خواهم اخبار و تبلیغات آنها پخش شود. همان‌طور که ما در زمان جنگ سرد با شوروی انجام دادیم.»

راهبرد دائمی آمریکا در قبال ایران
انتخابات ۸۴ که با مشارکت بالای مردم برگزار شد، نقشه‌های مایکل لدین و دیگر مقامات آمریکایی برای «تغییر رژیم» در ایران با شکست مواجه شد. اما گویا از همان زمان برای انتخابات چهار سال بعد نقشه کشیدند. در کتاب «سایه‌ عقاب‌ها» (طرح سرّی حمله‌ آمریکا به ایران) با استناد به منابع اطلاعاتی مختلف، برآوردی جامع از احتمال حمله آمریکا به ایران مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل بیست‌وپنجم این کتاب، سناتور جان مک‌کین به‌وضوح حتی به رنگ انقلاب مخملی بعدی ایران، یعنی «رنگ سبز» نیز اشاره کرده بود. فتنه‌ ۸۸ محصول چنین طراحی‌ای بود که اگرچه خسارت‌های زیادی به بار آورد، اما با درایت و تدبیر رهبر معظم انقلاب و هوشیاری و بصیرت مردم، راه به جایی نبرد. در عوض، دشمن حالا دیگر فهمیده بود که انقلاب اسلامی را به‌دلیل برخورداری از پایگاه گسترده‌ مردمی نمی‌تواند از طریق «انقلاب رنگی» از پای در بیاورد. پس می‌بایست تاکتیک خود را تغییر می‌داد، اگرچه هدف همان هدف بود؛ تغییر نظام.
توافق هسته‌ای و فضای پس از برجام، این تصور را در مقامات آمریکایی به‌وجود آورد که می‌توانند پروژه‌ تغییر نظام را از طریق دیگری پیش ببرند. آن‌چنان‌که توماس فریدمن، تحلیلگر مطرح روزنامه‌ نیویورک تایمز، اسفندماه سال گذشته (پیش از توافق میان ایران و غرب) اذعان کرده بود: «به نظر من با توافقی که اوباما با ایران بر سر مسئله هسته‌ای انجام می‌دهد امکان این تغییر در داخل ایران فراهم می‌شود.» نشانه این تغییر تاکتیک آمریکایی‌ها نیز، همان است که رهبر انقلاب در ماه‌های اخیر از آن به «پروژه‌ نفوذ» تعبیر کرده‌اند. هدف از پروژه‌ نفوذ، «استحاله‌ جمهوری اسلامی» و «تغییر باطن و سیرت، با حفظ صورت و ظاهر» آن است. اما آن‌ چنان‌ که «آدام ارلی» سفیر آمریکا در بحرین، در جلسه‌ای که با برخی مسئولان کشورهای عربی در منامه در سال ۲۰۰۹ داشته و گفته است، هیچ فشاری به دولت ایران بدون تقویت «جریان‌های طرفدار غرب» کارساز نیست.

نفوذ در انتخابات ۹۴
فضای انتخابات همواره بهترین فضا برای اجرایی کردن پروژه‌های سیاسی و اجتماعی است. کمااینکه تجربه ثابت کرده است که آمریکا همیشه از این ایام برای عملیاتی کردن طرح‌ها و نقشه‌های خود استفاده کرده است. انتخابات اسفند ۹۴ نیز همین ویژگی را دارد و روشن است که «آمریکایی‌ها به این انتخابات چشم طمع دوخته‌اند.»؛ «این خیلی مسئله‌ عجیب و خیلی مسئله‌ مهمّی است. کسانی که در مسائل گوناگون دسترسی به اطّلاعات دارند، خوب می‌دانند که چه دامی برای کشور گسترده‌اند، یا می‌خواهند بگسترانند برای نفوذ کردن در حصن و حصار اراده و فکر و تصمیم ملّت ایران، با انحای مختلفِ تدابیر و سیاست‌ها و توطئه‌ها؛ این الآن در جریان است؛ مردم در باب انتخابات باید خیلی متوجّه این باشند.»(۱۴/۱۰/۱۳۹۴) این موضوعی است که می‌توان آن را به‌وضوح در اظهارنظرهای اخیر مقامات آمریکایی ملاحظه کرد. باب کورکر، سناتور جمهوریخواه به صراحت اعلام کرد: «هرچه می‌گذرد بیشتر مطمئن می‌شوم که عدم انجام اقدام مقتضی از جانب کاخ سفید علیه فعالیت‌های موشکی ایران فقط یک دلیل دارد و آن هم تمرکز ما بر انتخابات آتی ایران است.» فارین پالیسی، مهم‌ترین نشریه آمریکا در حوزه سیاست‌ خارجی، در تحلیل خود از سخنان کورکر نوشت: «بدین ترتیب مشخص است انتخابات آینده‌ ایران تا چه حد برای آمریکا حائز اهمیت است.» جی سالمون، خبرنگار متخصص امور ایران در روزنامه‌ وال استریت ژورنال نیز چند روز پیش نوشت که مقامات آمریکایی و اروپایی در محافل خصوصی اعلام کرده‌اند که امیدوارند کاهش تحریم‌ها بتواند سبب حمایت از یک جریان خاص سیاسی در انتخابات سراسری اسفندماه بشود. انتخاباتی که به تعبیر مؤسسه امریکن اینترپرایز، «تأثیر بالقوه‌ عظیمی در جهت‌گیری آینده‌ این کشور [ایران] دارد.»
منبع: پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمی سيدعلی خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)


 

یادداشت
مهدي سعيدي

   منطق مردم‌سالاري ديني و مشارکت حداکثري


با فرارسيدن فصل انتخابات، اظهارنظرات گوناگونی درباره حضور مردم در پاي صندوق‌هاي رأي شنيده مي‌شود و کارشناسان مختلف هر يک از منظري به اين مقوله مي‌پردازند. در اين بين بيانات رهبر فرزانه انقلاب اسلامي از جايگاه راهبردي در انتخابات برخوردار است که بايد به ان توجه ويژه‌ای داشت. مروري بر رهنمودهاي چندين دهه‌ ايشان، اين حقيقت را آشکار مي‌‌کند که معظم‌له بحث انتخابات را با تأکيد بر دکترين «مشارکت حداکثري» آغاز مي‌کنند و تاکنون انتخاباتي نبوده که ايشان افکار عمومي ملت ايران را به اين مهم توجه نداده يا اظهاراتي مخالف اين جهت‌گيري اساسي حکومت اسلامي ايراد کرده باشند.
رهبر فرزانه انقلاب در آخرين بيانات‌شان در جمع مردم قم باز هم بر اين مهم تأکيد ورزيدند و با صراحت فرمودند: «‌ممکن است کسي بنده را قبول نداشته باشد، عيبي ندارد، اما انتخابات مال رهبري نيست، مال ايران اسلامي است، مال نظام جمهوري اسلامي است. همه بايد بيايند در انتخابات شرکت کنند؛ اين موجب مي‌شود که نظام جمهوري اسلامي تقويت بشود، پايداري آن و ماندگاري آن تأمين بشود، کشور در حصار امنيت کامل باقي بماند ـ که خب بحمدالله امروز هست ـ اين موجب مي‌شود که ملت ايران در چشم ملت‌هاي ديگر آبرو پيدا کند و اعتبارش بالا برود؛ در چشم دشمنانش ابهت پيدا کند ملت ايران؛ انتخابات اين است. بنابراين اصل انتخابات حضور مردم در پاي صندوق‌هاي رأي و رأي دادن آنها است. همه بايد شرکت کنند؛ شرکت در انتخابات آبروي نظام جمهوري اسلامي است، آبروي اسلام است، آبروي ملّت ايران است، آبروي کشور است. اين مسئله‌ اوّل است.»
براي فهم و درک چنين تعابيري بايد به ماهيت حکومت اسلامي از منظر معظم‌له توجه کرد. حقيقت آن است که نظام‌هاي سياسي، ماهيت‌هاي مختلفي دارند و مبتني بر اصول و مقوم‌هايي شکل گرفته‌اند. اين مقوم‌ها به مثابه ريشه‌هايي هستند که به شاخ و برگ‌هاي نظام سياسي حيات و جهت مي‌دهند؛ لذا براي فهم تفاوت‌ها بايد جست‌وجو را از ريشه‌ها آغاز کرد.
اساس و ماهيت نظام جمهوري اسلامي به‌منزله الگويي براي حکومت‌ورزي را مي‌توان نظام مردم‌سالاري ديني دانست. در اين الگو ريشه حقوق و منشأ شکل‌گيري، اعمال قدرت و توزيع قدرت اسلام است. در اين نگاه اسلام براي حاکميت دو رکن و پايه لحاظ کرده است که حاکم اسلامي و مسئولان نظام اسلامي بايد به ان مزين باشند: «ركن اول، آميخته و آراسته بودن با ملاك‌ها و صفاتي است كه براي حاكم اسلامي معين شده، مانند دانش، تقوا، توانايي، تعهد و... و ركن دوم، قبول و پذيرش مردم است.»
و از اينجاست که رضايت مردم به پايه‌اي براي مشروعيت‌بخشي به حاکميت لحاظ مي‌شود. اين اعتبار رأي ملت خاستگاه الهي دارد و همچون دموکراسي‌هاي غربي نیست که مبتني‌بر حقوق طبيعي و قرارداد اجتماعي شکل گرفته باشد. به تعبير رهبر حکيم وقتي پرسيده شود: «اي كسي كه مسلماني، چرا رأي مردم معتبر است؟ مي‏گويد چون مسلمانم؛ چون به اسلام اعتقاد دارم و چون در منطق اسلام، رأي مردم بر اساس كرامت انسان پيش خداي متعال معتبر است»(14/3/80).
با اين نگاه است که رأي مردم حق‌الناس تلقي شده و وظيفه حاکميت را صيانت از آن حق قلمداد مي‌‌کند و با اين منطق است که حضور حداکثري همه مردم به‌منزله يک حق شرعي ديده مي‌شود که نه تنها حکومت به هيچ بهانه‌اي نمي‌تواند آن را سلب کند، بلکه موظف است زمينه‌ها و مقدمات اين مشارکت حداکثري را فراهم آورده و موانع را برطرف کند. حتي بيش از اين موظف است تا با همه ابزارهاي در اختيار خود براي به ميدان آمدن توده‌هاي مردم که به واقع صاحبان اصلي اين انقلاب و نظام سياسي هستند، برنامه‌ريزي کند.
لذا فارغ از اينکه افزايش مشارکت سياسي دستاوردهاي فراواني براي نظام اسلامي، از جمله امنيت، مشروعيت، اعتبار بين‌المللي، کارآمدي و ... خواهد داشت، نفس حضور و مشارکت مردم خود اصالت داشته و اساس و ماهيت نظام اسلامي را تشکيل مي‌دهد و همه تأثيرگذاران و بازيگران عرصه انتخابات بايد ضمن فهم اين حقيقت، براي تحقق آن بکوشند.

 

 


 

یادداشت
صالح زمانی

  نمایندگان بیکار آمریکا!


این روزها هر چه به اجرای برجام نزدیک می‌شویم، طرح‌های ضدایرانی بیشتری در مجلس نمایندگان آمریکا، پیشنهاد یا تصویب می‌شود؛ این روند تداومی این سؤال را در ذهن تداعی می‌کند که آیا نمایندگان آمریکا مأموریت دیگری غیر از محدودسازی ایران ندارند که تمام همّ‌وغم‌شان را فقط برای ایران گذاشته‌اند. به‌راستی، چرا نمایندگان آمریکا پیشنهاد خاصی درباره ناامنی داخل آمریکا نمی‌دهند که طبق آمارهای موجود، حدود ۲۷۰ میلیون اسلحه شخصی در اختیار مردم قرار دارد و به طور متوسط روزانه ۳۲ نفر در آمریکا در اثر شلیک گلوله کشته می‌شوند و بیشتر سلاح‌های به‌کار گرفته‌شده به‌طور قانونی تهیه شده‌اند؟ همان‌گونه که اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا تعداد کشته‌های آمریکایی در خشونت‌های مربوط به سلاح گرم را با آمار کشته‌شدگان به دست تروریست‌ها مقایسه کرده و گفته است، ۴۰۰ هزار نفر در جریان خشونت‌های مرتبط با سلاح در ۱۴ سال گذشته و پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ کشته ‌شده‌اند، این در حالی است که شمار افرادی که در خاک آمریکا به دست تروریست‌ها به قتل رسیده‌اند، کمتر از ۱۰۰ نفر است، به‌راستی، آیا نباید طرحی از سوی نمایندگان برای این معضل بزرگ ارائه شود؟ چرا نمایندگان آمریکا به وضعیت اقتصادی جهان نگاهی ندارند و به قول کریستین لاگارد، رئیس صندوق بین‌المللی که گفته بود، اقتصاد جهان در سال ۲۰۱۶ ناامیدکننده است، برای اصلاح آن طرحی ارائه نمی‌دهند؟ چرا برای بخش‌های بزرگی از غرب آسیا، شمال آفریقا و آسیا مه درگیر جنگ و منازعات قومی هستند و هر روز بر وخامت اوضاع آن افزوده می‌شود، ایده و پیشنهادی مطرح نمی‌کنند؟ چرا برای میلیون‌ها آواره و جنگ‌زده که در سال گذشته به اوج خودش رسید، پیشنهادی در مجلس آمریکا دیده نمی‌شود؟ با این همه مشکلات و معضلات در داخل آمریکا و در روند جهانی، مجدداً سه طرح ضدایرانی دیگر در مجلس نمایندگان آمریکا معرفی شد. یکی از این طرح‌ها را «ژوزف کندی» نماینده حزب دموکرات از ایالت «ماساچوست» ارائه کرده است. به‌طور خلاصه، در این طرح سرعت بخشیدن به فرایند اعمال تحریم‌ها علیه ایران، در صورت توسل این کشور به آنچه اقدامات «تروریستی» خوانده شده، خواسته شده است. این طرح، همچنین استفاده ایران از فناوری‌های موشک‌های بالستیک را نیز مشمول اعمال تحریم‌های جدید می‌کند. طرح دوم نمایندگان آمریکا «خاتمه برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران قبل از تخفیف تحریم‌ها» است. طرح مذکور، خواستار ارائه گزارشی درباره ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران و ممانعت از تخفیف تحریم‌ها تا زمانی است که تهران به نحوی قابل راستی‌آزمایی به آنچه «تمامی ابعاد نظامی» برنامه هسته‌ای‌اش خوانده شده، خاتمه دهد. طرح بعدی «تحریم و جلوگیری از موشک‌های بالستیک ایران» است که هدف از این طرح، وضع تحریم علیه افرادی عنوان شده است که با ورود و خروج سلاح‌های متعارف پیشرفته یا موشک‌های بالستیک، فناوری‌ها، اجزا، قطعات یا اطلاعات فنی به ایران در زمینه سلاح‌های متعارف پیشرفته یا موشک‌های بالستیک کمک می‌کنند.


نكته و نظر
 حقیقت زندگی



نکته: پدر و پسری در کوه قدم می‌زدند که ناگهان پای پسر به سنگی گیر کرد، به زمین افتاد و داد کشید‌: آآآآ ‌ی‌ی‌ی‌...!
صدایی از دور دست آمد‌: آآآآ ی‌ی‌ی...!
پسرک با کنجکاوی فریاد زد: کی هستی؟!
پاسخ شنید‌: کی هستی؟
پسرک خشمگین شد و فریاد زد‌: ترسو!
باز پاسخ شنید‌: ترسو!
پسرک با تعجب از پدرش پرسید‌: چه خبر است؟
پدر لبخندی زد و گفت‌: پسرم! توجه کن و بعد با صدای بلند فریاد زد‌: تو یک قهرمانی!
صدا پاسخ داد‌: تو یک قهرمانی! پسرک بیشتر تعجب کرد.
نظر: با اینکه پدر می‌دانست بازگشت صدا به دلیل انعکاس آن در کوه است، اما یادآور شد که حقیقت زندگی نیز همین‌گونه است. در واقع، «هر چیزی که بگویی یا انجام دهی، زندگی عیناً به تو جواب می‌دهد.»


 

 

صفحه سوم

 
 

 اخبار

نفوذی‌هایی که در اردوگاه اصلاح‌طلبان بزرگ شدند
پرونده آنهایی که از ایران رفته‌اند، یا به عبارت بهتر گریخته‌اند، قطور است؛ پرونده‌ای است که در صدر آن کسی به نام «ابوالحسن بنی‌صدر» به چشم می‌خورد.
در کنار حرکت بر ریل‌های مشترک میان برخی شخصیت‌های وابسته به یک جریان خاص و تفکرات اعلامی از آن سوی مرزها؛ رخداد دیگری نیز به وقوع پیوسته و آن پناه بردن برخی شخصیت‌ها به دامان دشمن و «فرار از ایران» است. برخی از افراد نفوذی وابسته به اصلاح‌طلبان که فرار کرده‌اند به این شرح هستند:۱ـ عطاء‌الله مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت اصلاحات که سیاست تساهل و تسامح او شهره خاص و عام بود. او گفته بود:‌ «اگر امکان تغییر در قانون اساسی وجود داشته باشد آقای هاشمی شایسته‌ترین فرد برای احراز این مسئولیت است»! ۲ـ رجبعلی مزروعی، نماینده اصلاح‌طلب مجلس ششم بود. ۳ـ جمیله کدیور: او همسر عطاءالله مهاجرانی است. نماینده مجلس ششم که اکنون در پایگاه‌های ضد انقلاب فعالیت می‌کند. ۴ـ فریبا داوودی مهاجر، که در دولت اصلاحات مشاور رئیس‌جمهور در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری، مشاور وزیر علوم، مشاور وزیر ارشاد و مدیرکل امور زنان وزارت کشور! را تجربه کرد. ۵ ـ فاطمه حقیقت‌جو؛ او نماینده اصلاح‌طلب مستعفی مجلس ششم بود و در دولت اصلاحات نیز مرتکب جرم و محکوم شد. او به بی‌بی‌سی گفته بود که بهتر است در ایران یک حکومت غیر‌دینی بر سر کار باشد.



حمایت ارگان سازمان سیا از جریان شیرازی‌ها 
یکی از جریاناتی که در زمره متهمان حمله به سفارت عربستان می‌باشد، طیف «شیرازی» است.
رادیو فردا وابسته به سازمان سیا پس از رد اتهام حمله به سفارت از جریان شیرازی‌ها به جریانی معقول که در مبارزه مشی مسالمت‌آمیز و بدون خشونت دارند! نام می‌برد. این رسانه آمریکایی گفته است: «مبارزه مسالمت‌آمیز و اصلاحی در نظرات آیت‌الله سیدمحمد شیرازی جایگاه پر رنگی داشت. شیرازی‌ها هیچ‌گاه به درگیری و تقابل خشونت‌آمیز با حکومت روی نیاورده‌اند. رادیو فردا که در رد اتهام به این جریان مصادیق و ادله گوناگون دیگری را طرح می‌کند، در گزارش خود نوشته است: «بنابراین با توجه به مواردی که شرح داده شد، ادعای انتساب حمله به سفارت و کنسولگری عربستان سعودی در تهران و مشهد به جریان شیرازی‌ها بر پایه شواهد و قرائن موجود بی‌اعتبار به نظر می‌رسد. در واقع، این فضاسازی بیشتر آدرس غلط دادن برای اختفای متهمان واقعی را به ذهن متبادر می‌کند.» رسانه دولتی آمریکا در پایان نوک پیکان خود را به سمت مردم نمازگزار نشانه می‌رود و پس از تطهیر مشکوک جریان شیرازی‌ها، نمازگزاران جمعه را متهم این حادثه معرفی می‌کند. وبگاه رادیو فردا آورده است: «راه‌پیمایی‌های زنجیره‌ای بعد از نماز جمعه‌های هفته گذشته و اتخاذ مواضع همسو سرنخ‌هایی قابل اعتنا برای کشف و شناسایی آمران و عاملان حمله به سفارت عربستان سعودی است.»


 بودجه 30 میلیونی آمریکا برای براندازی در ایران
تغییر نظام جمهوری اسلامی یا حداقل تغییر رفتار ایران، موضوعی است که حکومت آمریکا، اعم از دولت و کنگره بدون وقفه به آن اهتمام داشته‌اند؛ یکی از راه‌های همیشگی برای حمایت از انقلاب سیاسی جدید در ایران از سوی دولت و کنگره آمریکا، اجرای برنامه‌هایی موسوم به «ارتقای دموکراسي برای ایران» است.
در گزارش جدید مرکز تحقیقات کنگره آمریکا با عنوان «ایران، امنیت خلیج (فارس) و سیاست آمریکا» به قلم «کنث کاتزمن» به برخی از بودجه‌های «ارتقای دموکراسی برای ایران» از سال 2004 تا کنون اشاره شده است که نشان می‌دهد، بیش از 408 میلیون دلار در این رابطه هزینه شده است که بودجه سرویس فارسی صدای آمریکا و رادیو فردا نیز از همین بخش تأمین می‌شود. در گزارش مرکز تحقیقات کنگره آمریکا در جدول بودجه برنامه ارتقای دموکراسی در ایران آمده است، در سال مالی 2016، سی میلیون دلار برای دموکراسی منطقه‌ای خاور نزدیک درخواست شده و برنامه‌های مربوط به ایران مشابه سال‌های گذشته است. در پایان این بخش از گزارش به روش‌های دیپلماسی عمومی آمریکا اشاراتی شده است: وزارت خارجه آمریکا نیز سعی در بهبود دیپلماسی عمومی خود به منظور دستیابی به مردم ایران دارد. «دفتر امور ایران» در وزارت خارجه شکل گرفته و بنا به گزارش‌ها با گروه‌های تبعیدی موجود در آمریکا ارتباط برقرار کرده است.


فدرالیست: ایران، اوباما را تحقیر کرد
پایگاه اینترنتی فدرالیست در گزارشی نوشت با بازداشت تفنگداران آمریکایی در آبهای ایران، روند تحقیر دولت اوباما از سوی ایران تکمیل شد.
پایگاه اینترنتی فدرالیست در گزارشی به قلم «شان دیویس» آورده است: بازداشت تفنگداران دریایی آمریکایی یک کمک دریایی دوستانه از سوی ایران نبوده است. این یک اقدام هماهنگ تحقیرآمیز برای دولت «باراک اوباما»، از سوی رژیمی بوده است که از هر فرصتی برای شرمسار کردن رئیس‌جمهور آمریکا استفاده می‌کند. ایران می‌داند چگونه اوباما مشتاق دستیابی به این توافق بوده است. او هر کاری می‌کند تا مطمئن شود این اتفاق می‌افتد. ایرانی که از این موضوع اطلاع دارد چگونه به آن واکنش نشان داد؟ با شعار «مرگ بر آمریکا»؛ با انجام آزمایش‌های ممنوعه موشک‌های بالستیک دارای قابلیت حمل سلاح هسته‌ای؛ با بازداشت نظامیان آمریکایی و نگه‌داشتن آنها به زور اسلحه و وادار کردن آنها به زانو زدن و بستن چشم‌های آنها و انتشار تصاویر آنها در تلویزیون تا همه جهان آنها را ببینند. ایران این اقدام را انجام داد، زیرا می‌داند در این مقطع از دوران ریاست‌جمهوری، توافق هسته‌ای از هر چیز دیگری برای اوباما اهمیت دارد. ایران همچنین خواهان زانو زدن اوباماست. ایران می‌خواهد او و دولت او را در مقابل جهان تحقیر کند.


پیام ایران به طرف‌های متعدد
روزنامه لبنانی الاخبار نوشت: نگاهی به بازداشت تفنگداران آمریکایی و شیوه برخورد ایران با این موضوع، پیام‌های متعددی را برای آمریکا به دنبال دارد.
پیام ایران از بازداشت تفنگداران دریایی آمریکایی متوجه طرف‌های متعدد است؛ پیام‌هایی چون: ۱ـ این حادثه به نوبه خود نبردی کاملاً خاموش بود که در نزدیکی سواحل عربستان رخ داد و با عذرخواهی آمریکا همراه بود، به این معنا که واشنگتن تهدید به جنگ نکرد. ۲ـ این گفته معروف سردار علی فدوی که «ما هستیم ولی نیستم» به این معنا که نیروهای سپاه پاسداران خلیج‌فارس را زیر نظر دارند بدون اینکه کسی آنان را ببیند و در صورت بروز هرگونه اتفاق فوق‌العاده و غیرمنتظره، ناگهان ظاهر خواهند شد.۳ـ سپاه پاسداران این پیام را ارسال کرد که ایران در صورتی که احساس کند که منافع و امنیت آن در خطر است برای هرگونه رویارویی حتی با آمریکا آماده است.۴ـ بازی با واشنگتن به این شیوه بی‌شک برای ریزتر از آمریکا به این معنا است که تهران به هیچ وجه در پاسخ به نقض حاکمیت اراضی خود کوتاهی نخواهد کرد و قوانین بازی تغییر کرده است و برخی باید حد و اندازه قدرت خود را دانسته و سر جای خود بنشینند. این رویارویی پس از ۱۲ سال از حادثه بازداشت چهار تفنگدار نیروی دریایی آمریکا از سوی ایران بار دیگر تکرار شد.


دکترین‌های سپاه برای شرایط حساس از دید اندیشکده آمریکایی
اندیشکده صلح آمریکا در زمینه دکترین نزاع‌های زمینی ایران نوشت: سپاه پاسداران ایران در سال ۲۰۰۵ خبر از ادغام دفاع لایه‌ای انعطاف‌پذیر که به دفاع تکه‌تکه اطلاق می‌شود، داد.
البته طراح آن کسی نبود جز سردار «محمد جعفری» که بعداً به سمت فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد. بر اساس این راهبرد دفاعی، سپاه فرماندهی خود را بازسازی کرده و ۳۱ مقر فرماندهی جداگانه را بنا کرده که یکی برای تهران و ۳۰ مورد دیگر برای هر کدام از استان‌های این کشور است. هدف نیز توانمندی به فرماندهان برای تقویت یگان‌ها در سطوح داخلی و مقابله با هرگونه تهدید بالقوه داخلی و خارجی است. این ساختار جدید کار را برای نیروهای متجاوز خارجی در کاستن از توان فرماندهی و مهار ایرانیان دچار مشکل خواهد کرد؛ درسی که ارتش ایران از تجزیه عملیات آمریکا در افغانستان، عراق و حوزه بالکان گرفت. بر این اساس و با توجه به شرایط جغرافیایی ایران، سپاه پاسداران یگان‌هایی را در نقاط مختلف کشور آماده کرده است که موجب آزار و اذیت دشمنان در انجام هرگونه عملیات می‌شود. در این میان نیروهای بسیج هسته‌های مقاومت را شکل می‌دهند. سپاه نقشه آماده‌باش بودن در زمان جنگ را برای نیروهای بسیج پی‌ریزی کرده که طرح «معین» نام دارد و در سناریوی یک تهاجم علیه کشور هر کدام از نیروهای بسیج به تقویت یگان‌های منظم سپاه پاسداران مبادرت می‌کنند.


 خط خبر

ماهواره در خدمت بیوتروریسم
مدیرکل آزمایشگاه مرجع سازمان غذا و دارو ضمن تأکید بر احتمال بالای آلوده بودن محصولاتی که از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای تبلیغ می‌شود، نسبت به خطر و امکان ورود بیوتروریسم به دنبال مصرف چنین محصولاتی هشدار داد. دکتر حسین رستگار درباره بیشترین تقلبات محصولاتی که در شبکه‌های ماهواره‌ای تبلیغ و به آزمایشگاه مرجع سازمان غذا و دارو ارجاع داده می‌شود، اظهار داشت: بیشتر این تبلیغات مربوط به فرآورده‌های آرایشی و بهداشتی، داروهای لاغری و مشکلات جنسی است. وی افزود: یکی از مواردی که در داروهای لاغری استفاده می‌شود، ترکیبات محرکی است که در مغز احساس سیری ایجاد می‌کند. در بعضی از آنها نیز مواد روانگردان، مخدر و غیرمجاز مشاهده شده است. بیوتروریسم عبارت است از منتشر کردن مواد سمی با هدف کشتن یا آسیب رساندن به انسان‏‌ها، حیوانات و گیاهان با قصد و نیت قبلی و به منظور وحشت‌آفرینی، تهدید و وادار ساختن یک دولت یا گروهی از مردم به انجام عملی یا برآورده کردن خواسته‏ای سیاسی یا اجتماعی.

هشت ویژگی عاملان عملیات انتحاری
انجمن بین‌المللی متخصصان مبارزه با تروریسم، هشت ویژگی مربوط به عاملان عملیات‌های تروریستی را این‌گونه برشمرد: 1ـ گروه سِنی: بیشتر این افراد بین 16 تا 30 ساله هستند. 2ـ راه رفتن غیرعادی: عاملان عملیات انتحاری به دلیل مواد منفجره سنگینی که با خود حمل می‌کنند، با احتیاط و با کمی تکلّف راه می‌روند. ۳ـ بی‌توجه به محیط اطراف خود هستند: به سمت هدف مشخصی حرکت می‌کنند و کسی نمی‌تواند توجه آنها را تغییر دهد. ۴ـ یا کوله پشتی یا کیف دستی حمل می‌کنند: با خود کیف دستی یا کوله پشتی حامل مواد منفجره دارند. 5ـ آثار استفاده از مواد مخدر یا تنش در آنها وجود دارد: آثار استفاده از مواد مخدر مثل گشاد شدن مردمک چشم و نگاه‌های ثابت و رفتارهای غیرعادی در آنها دیده می‌شود. 6ـ گذاشتن دستان در جیب: دستان‌شان را در جیب خودشان می‌گذارند، گویی که چیزی را گرفته‌اند. 7ـ ظاهر بیرون: سعی می‌کنند ظاهر خود را تغییر دهند. 8ـ استفاده از لباس‌های گشاد: عاملان عملیات انتحاری لباس‌های گشادی به تن می‌کنند تا بتوانند سلاح‌ها و مواد منفجره را به راحتی مخفی کنند.

بهترین جنگجویان زانو زدند!
خبرگزاری اسپوتنیک روسیه در مطلبی، با آوردن سخنرانی سالیانه اوباما در کنگره، نوشت: اقدام ایران در بازداشت سربازان آمریکایی، تحقیر سخنان رئیس‌جمهور آمریکا بود. باراک اوباما، در سخنرانی سالیانه خود مقابل کنگره گفت: «آمریکا قوی‌ترین کشور جهان است، ما برای ارتش‌مان بیش از هر کشور دیگری هزینه می‌کنیم و نیروهای ما بهترین جنگجویان در تاریخ هستند؛ هیچ ملتی جرئت حمله به ما و هم‌پیمانان‌مان را ندارد؛ چراکه به خوبی می‌دانند که هلاک خواهند شد.» این کلمات دقیقاً از زبان باراک اوباما جاری شد و در همان لحظه، سربازان قوی‌ترین ارتش جهان زانو زدند و دستان‌شان بالای سرشان بود. اسپوتنیک در ادامه نوشت: سربازان آمریکایی این‌گونه بر روی قایق‌ها ظاهر شدند و ایران ساعاتی پس از اینکه اعلام کرد که‌ آمریکا معذرت‌خواهی کرده است؛ آنها را آزاد کرد.

درس عبرت: قدرت نمی‌ماند
محسن هاشمی‌رفسنجانی گفته است: اکنون در دوره میانسالی ضمن فعالیت تمام‌وقت در عمران دانشگاهی، به صورت هفتگی به ملاقات برادرم در زندان می‌روم، گویی که به دوره نوجوانی بازگشته‌ام. عبرت این حوادث برای من آن است که قدرت برای هیچ‌کس باقی نمی‌ماند. از زندانی شدن برادرم نیز احساس شرمندگی نمی‌کنیم. خوشبختانه آقای هاشمی الآن در قدرت نیست، اما بیشتر از زمانی که در قدرت بود محبوب است و این موضوع را در رفتار مردم با خود و خانواده احساس می‌کنم.

ویروس سیاست به جان محیط زیست
محمدباقر صدوق، چهره ماندگار محیط زیست کشور با بیان اینکه بزرگ‌ترین مشکل محیط زیست سیاسی‌کاری مسئولان این سازمان است، گفت: خانم ابتکار! ویروس سیاست به جان محیط زیست کشور افتاده و بهتر است به جای سیاسی‌کاری و فرافکنی کمی با مردم صادق باشید. وی گفت: متأسفانه مسئولان با عوام‌فریبی و فرافکنی و گاه حتی مظلوم‌نمایی در فکر تبرئه خود و انحراف افکار عمومی هستند، اما باید بدانند در میان مردم، رسانه‌ها و مسئولان هستند کسانی که در این زمینه‌ها آگاهی و اطلاعات کافی دارند و اگر حرمت دولت محترم نبود این مدیران ناکارآمد را شدیداً به چالش می‌کشیدند.

جریان انقلابی در معرض فشارهای مالی
رئیس مرکز پژوهش‌های علوم انسانی اسلامی صدرا ضمن انتقاد به بخش فرهنگ در برنامه ششم توسعه در مصاحبه‌ای گفته است: در شرایطی که فرهنگ گرانیگاه انقلاب و نظام اسلامی است و رهبر معظم انقلاب اسلامی در چند سال گذشته همواره از مظلومیت فرهنگ در کشور سخن گفته‌اند، لایحه برنامه ششم توسعه، به شکل کم‌سابقه‌ای به فرهنگ و فعالیت‌های اساسی در این عرصه بی‌توجهی کرده و آن را تحقیر کرده است. وی با یادآوری این نکته که امروز شاهد اوج هجمه‌های فرهنگی جریان معارض انقلاب اسلامی به مردم، به‌ویژه جوانان هستیم و منطق حکم می‌کند که سرمایه‌گذاری دولت در فرهنگ 10 برابر قبل باشد، ادامه داد: دستگاه‌های فرهنگی بدون استثنا در معرض شدید‌ترین فشارهای مالی هستند و طی این سه، چهار سال، عمده فعالیت‌های درجه یک خود را به دلیل عدم حمایت‌های لازم تعطیل کرده‌اند.

چادر کیمیا
یکی از کارشناسان فرهنگی درباره بخشی از سریال کیمیا که بازیگر نقش اول حجاب چادر را انتخاب می‌کند، نوشته است: سکانس انتخاب پوشش چادر در مجموعه تلویزیونی کیمیا بسیار خوب و زیبا بود. انتخابی کاملاً اختیاری و شخصی که کاملاً باورپذیر و منطقی به نظر می‌رسید و هوشمندانه بعد از هشتادوپنج قسمت و همزمان با بازگشت برادر آزاده کیمیا رخ داد. این تصمیم در خلوت و تنهایی زن و با رجوع زن به یادگاری عزیز که در کمد مانده بود شکل گرفت، با تعبیری کاملاً عاطفی از «احساس قرار گرفتن در آغوش حمایت مادر» و کادربندی زیبای نمای روبه‌رو و احاطه تصویر توسط چادر مشکی و بدون اینکه بعد از پوشیدن چادر شاهد برخورد اغراق‌آمیز و ستایش شعاری از سوی خانواده باشیم.

دغدغه‌های یک سیاه‌پوست آمریکایی
یکی از ساکنان ایرانی نیویورک به‌تازگی در صفحه شخصی خود درباره گفت‌وگویش با یک سیاه‌پوست آمریکایی نوشته است: امشب مسجد ایرانیان نیویورک یک سخنران انگلیسی‌زبان داشت. برای همین، اندک غیرفارسی‌زبان‌هایی آمده بودند. موقع شام یک جوان سیاه‌پوست در فاصله‌ای کوتاه از من، نشسته بود. سر صحبت را باز کردم. شما به مسجدالحسینی می‌روید؟ جوان گفت بیشتر به مسجدالخویی می‌روم به جاهای مختلف می‌روم. البته خیلی دوست دارم که مسجد جدید راه بیندازیم ولی هنوز پول‌مان اندازه نیست. تعداد شیعیان دارد زیادتر می‌شود. ما باید در حمایت شیخ‌زکزاکی و محکومیت شهادت شیخ‌نمر، پویش بگذاریم، برای تحریم واردات از نیجریه و عربستان به آمریکا. ما نباید خودمان را دست‌کم بگیریم. چه معنی دارد مظلوم باشد و ما حمایت نکنیم. چه معنی دارد، فقیر باشد و ما نگران نباشیم؟ وقتی که سال 1980 شیعه شدم و با امام خمینی(ره) بیعت کردم، از آن روز دیگر همه همّ‌وغمم همین بوده است. دین خدا سرباز می‌خواهد. نامه‌ امام خامنه‌ای را چه کسی باید پخش کند؟ من و تو. کس دیگری که نیست.

رویکرد دولت پس از اجرای برجام
راهبرد دولت روحانی در طول مذاکرات هسته‌ای بزرگ‌نمایی شدید ثمرات اقتصادی توافق هسته‌ای بود. به گزارش ایران هسته‌ای؛ اما پس از توافق این رویکرد کاملاً معکوس شده و دولت سعی می‌کند انتظارات جامعه از توافق را کاهش دهد و دولت روحانی پس از آغاز اجرای برجام با سه چالش اصلی مواجه خواهد بود: اول، مدیریت انتظارات افکار عمومی از برجام به‌ویژه در حوزه اقتصادی؛ دوم، مدیریت تلاش‌های آمریکا برای سوءاستفاده از برجام و سوم، مقابله با چالش نقض‌های جزئی یا کلی برجام از طرف گروه ۵+۱.

 


 

یادداشت
علیرضا رضازاده

   مرزبندی با ضدانقلاب، تجدید بیعت با امام(ره)



سخنان حکیمانه و روشنگرانه و صریح رهبر معظم انقلاب(مدظله‌العالی) در جمع مردم انقلابی قم در تاریخ ۱۹ دی ماه جاری را باید یک سخنرانی راهبردی و فوق‌العاده مهم دانست که نقشه راه آینده نظام و روش مقابله با خط نفوذ در سطح جامعه، مردم، تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان و مسئولان کشور در آن بیان شده است.
تحریف چهره امام راحل عظیم‌الشأن بنیانگذار انقلاب جزء راهبردهای اصلی جریان ضدانقلاب برای نفوذ و آسیب‌رساندن به انقلاب و فتنه‌های جدید مطرح می‌شود.
با این اوصاف و نگاه به عرصه میدانی سیاست، به‌ویژه هجمه‌های چندساله اخیر، می‌بایست برخی نقل‌های متفاوت و گاهاً متضاد از سیره امام(ره) را از سوی برخی از افراد به‌صورت خواسته یا ناخواسته هم‌افزا با این هدف ضدانقلاب دانست.
امام بدون مخالفت با نظام سلطه، امام بدون‌ مرگ‌ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل، امام بدون توجه به مستضعفان، امام بدون تمکین رأی مردم و توجه به مردم‌سالاری، امام بدون ولایت مطلقه فقیه و ...، ساختن چهره‌ای لیبرال و از امام است که با چهره اصلی ایشان کاملاً متفاوت است.
حال اگر بتوان با تخریب این چهره نورانی و مقدس و این راه روشن و با این خوانش لیبرالی از امام، مردم را به مرور زمان به پیروی از مکتب تحریف‌شده امام فراخواند و سخن از نرمالیزه شدن زندگی مردم به‌عنوان مقدمه لیبرالیزه شدن به جای انقلابی‌گری به میان آورد، آن‌گاه تکلیف اجرای آرمان‌های انقلاب و حرکت در مسیر انقلاب جهانی از سوی ملت پیرو امام چه خواهد شد؟
دقیقاً و با توجه به این تهدید بسیار مهم و بنیان‌برافکن در شرایط فوق‌العاده حساس کشور، منطقه و جهان در حال گذر از پیچ تاریخی است که رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی به دفاع از اصل انقلاب و خط امام(ره) که همان خواست اصلی ملت ایران است، می‌پردازند و در بیانات مختلف تمام‌قد از جبهه انقلاب در مقابل ضدانقلاب حمایت می‌کنند. توجه به فراوانی کلیدواژه و مفهوم «انقلاب»، «خط امام» و «راه امام(ره)» در بیانات مکرر ایشان و تأکید معظم‌له بر مقابله با نفوذ سیاسی و فرهنگی که امروز مهم‌تر از نفوذ‌ امنیتی است و به دنبال تغییر ذائقه مردم و تأثیر بر منطق محاسباتی مسئولان کشور است را نیز باید در همین راستا ارزیابی کرد.
با توجه به بیانات مهم ایشان و آنچه گفته شد از نگاه نگارنده نکات زیر قابل‌تأمل و مهم به نظر می‌رسد:
۱ـ مهم‌ترین خطوط قرمز و اصلی‌ترین اصول از نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی، اسلام، انقلاب و خط امام، است و توجه به سیره و منش معظم‌له در طول دوران رهبری گواه این نکته است که ایشان در این باره با هیچ فرد، جریان یا گروهی تعارف ندارند و هرگاه این اصول اساسی مورد تعرض قرار گرفته است، ایشان با صلابت با آن مقابله کرده و ملت مسلمان و انقلابی را به آن خط توجه داده‌اند.
۲ ـ از نگاه ایشان حرکت پیش‌رو و آینده ملت ایران نیز به‌ویژه در شرایط سرنوشت‌ساز آینده نیز باید حرکت در همان مسیر الهی امام راحل عظیم‌الشأن باشد، لذا معظم‌له با توجه به اهمیت انتخابات مجلسین آینده می‌فرمایند: «اگر پیشنهاد‌دهندگان لیست‌ها، مؤمن و انقلابی هستند و خط امام را واقعاً قبول دارند، می‌توان به لیست آنها به مجلس شورای اسلامی و به مجلس خبرگان اعتماد کرد، اما اگر به انقلاب و دین و استقلال چندان اهمیتی نمی‌دهند و دل‌شان دنبال حر‌ف‌های آمریکا و دیگر بیگانگان است، قابل اعتماد نیستند.»
در ادامه نیز می‌فرمایند:
«برخلاف برخی تصورها، مجلس خبرگان برای سالی یکی دو بار جلسه و سخنرانی تشکیل نمی‌شود، بلکه می‌خواهد روزی که رهبر فعلی در قید حیات نیست یا رهبر نباشد، رهبر یعنی کلیددار حرکت انقلاب را انتخاب کند و این مسئله بسیار مهم است.»
۳ ـ همه جریانات و گروه‌های سیاسی باید بدانند، میزان نزدیکی‌شان به منطق و منش رهبر معظم انقلاب، پیروی از راه و مسیر انقلاب و خط امام است، لذا به هر میزان که می‌خواهند خود را پیرو رهبری معظم و مشمول اشارات و بیانات ایشان بدانند، باید حرکت خود را در مسیر انقلاب و امام(ره) تعریف و تنظیم کنند.
۴ـ برخی برداشت‌های افراطی یا تفریطی از بیانات صریح و انقلابی رهبر معظم انقلاب اسلامی از سوی جریانات مختلف سیاسی خلاف واقع و ظلم نسبت به ایشان است، منطق ایشان، منطقی مستحکم، قوی و فراجناحی است و اگر جریانی خود را از این منطق مستحکم دور می‌داند باید به مسیری که پیموده یا می‌پیماید شک کند؛ چرا که بیانات و منویات معظم‌له دقیقاً همان منطق و سیره و روش و سخن امام بزرگوار ملت ایران است و این مطلب نه حرفی شعاری است و چنان که کسی به این موضوع شک دارد، کافی است بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب را با منویات و سخنان امام راحل عظیم‌الشأن مقایسه کند تا ببیند در منطق و روش سیاسی جریانات تغییر ایجاد شده، یا در مسیر انقلاب؟
بنا به آنچه گفته شد می‌توان این‌گونه نتیجه‌ گرفت که تنها راه پیروزی و سعادت ملت ایران در این راه نورانی و مسیر پر بهجت از نگاه رهبر معظم انقلاب، پیروی از خط امام(ره) و مسیر انقلاب است و اگر خدای نکرده در این راستا انحرافی صورت پذیرد، جبران آن بسیار سخت یا ناممکن خواهد بود و تجدید بیعت با امام راحل عظیم‌الشأن در اوضاع کنونی مرزبندی دقیق با ضد انقلاب است.
لذا در تمامی عرصه‌ها از جمله انتخابات مهم و سرنوشت‌ساز مجلسین در اسفندماه جاری نیز باید این مهم به‌مثابه شاخص اصلی مدنظر همه قرار گیرد.
 

 

صفحه چهارم

 
 

نگاه دوم به مطبوعات
حسین عبداللهی‌فر  
  فضاسازی رسانه‌ای برای اخذ تأیید صلاحیت
 

حضور نیافتن فرزند یادگار حضرت امام(ره) در آزمون اجتهادی که شورای نگهبان آن را برای احراز درجه علمی نامزدهای خبرگان رهبری برگزار کرده بود، نگرانی شدید کسانی که از نام‌نویسی وی استقبال فراوان کرده بودند را برانگیخت؛ چراکه برخی آن را انصراف او ارزیابی کرده و برخی دیگر این عدم حضور را زمینه‌ای برای ردصلاحیتش از سوی شورای نگهبان می‌دانستند. با وجود این، تلاش یک جریان خاص برای فشار روانی بر شورای نگهبان برای اخذ صلاحیت بدون شرکت در آزمون اجتهاد ادامه یافت.
«شرق» تیتر اول روز اول هفته(۱۹/۱۰/) خود را در همین راستا تنظیم کرد و زیر تیتر «احتمال احراز اجتهاد غایبان امتحان»، نوشت: «سخنگوی شورای نگهبان اظهارات تازه‌ای درباره وضعیت کسانی که در آزمون اجتهادی شرکت نکرده‌اند، بیان کرده است. نجات‌الله ابراهیمیان به نظر آیت‌الله مؤمن اشاره کرده و گفته است: بنا بر اعلام نظر آیت‌الله مؤمن، عضو فقهای مجلس خبرگان رهبری، ممکن است در ادامه بررسی صلاحیت‌های داوطلبی که در آزمون شرکت نکرده است، شرایط اجتهادش محرز شود و بتواند در ادامه مسیر حضور داشته باشد.»
«آرمان» در همین راستا «سکوت معنادار سیدحسن!» را روی تصویر بزرگی از وی قرار داد و نوشت: «آزمون اجتهاد کلیدواژه بحث این روزهای شورای نگهبان، علماء، سیاسیون و دلسوزان است؛ آزمونی که شورای نگهبان برای تأیید اجتهاد کاندیداهایی برگزار کرد که اجتهادشان به اثبات نرسیده، یا تردیدی نسبت به آن وجود دارد. این آزمون اواخر هفته گذشته برگزار شد و چهره‌های سرشناسی از جمله آیت‌الله سیدحسن خمینی و آیت‌الله موسوی بجنوردی در آن حضور پیدا نکردند و همین عدم حضور آغازگر ماجرای جدیدی بود.»
«ابتکار» نیز «حضور نیافتن در آزمون خبرگان به معنای رد صلاحیت نیست» را روی تصویری از سخنگوی شورای نگهبان قرار داد و نوشت: «به دنبال برگزاری آزمون علمی انتخابات خبرگان، سخنگوی شورای نگهبان در گفت‌وگویی در مورد وضعیت غایبان این آزمون گفت؛ آزمون ابزاری برای تصمیم‌گیری و کنترل علمی نامزد‌هاست، اما حضور نیافتن در این آزمون به معنای رد صلاحیت آنان نیست و نظر نهایی با فقهای شورای نگهبان خواهد بود.»
اما «کیهان» در سرمقاله نخستین روز هفته‌اش با اشاره به برداشت‌های صورت گرفته از عدم حضور سیدحسن در آزمون اجتهاد به برداشت متفاوتی اشاره کرد و در سطور پایانی این نوشتار با رد احتمال تأیید صلاحیت از راه‌های غیر از آزمون نوشت: «این روزها نظریه‌ای با قید احتمال مطرح شده است که شاید اجتهاد کسانی که در آزمون اجتهاد شرکت نکرده‌اند نیز از طریق دیگری احراز شود. این فرمول هرچه باشد و برای هر یک از داوطلبان شرکت نکرده در آزمون قابل بررسی باشد، به دلیلی که اشاره می‌شود، مصلحت نیست درباره فرزند یادگار امام‌(ره) به کار گرفته شود، زیرا می‌تواند این توهم را در افکار عمومی پدید آورد که شورای محترم نگهبان برای فرزند یادگار امام(ره) استثنا قائل شده است! و حال آنکه توهم استثنا با ساحت مقدس امام راحل و بینش و منش آن بزرگوار همخوانی ندارد.»
از همین رو، « ادعای شریعتمداری، تکذیب خبرگان» تیتر اول «شرق» در دومین روز هفته (20/۱۰/) قرار گرفت که در ادامه آن آمده است: «حسین شریعتمداری، مدیر مسئول کیهان در سرمقاله روز گذشته خود به حضور حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی در انتخابات خبرگان اشاره کرد و تلویحاً از او خواست از ادامه حضور در انتخابات خبرگان انصراف بدهد. او در این سرمقاله به رمزگشایی از چرایی شرکت نکردن سیدحسن خمینی در آزمون اجتهادی خبرگان پرداخته است. شریعتمداری در نهایت در توصیه‌ای به سیدحسن از او خواسته از رقابت‌های خبرگان کناره‌گیری کند.»
«اعتماد» هم در این روز (20/۱۰/) اظهارنظر سخنگوی شورای نگهبان را در تیتر اول خود نشاند و در تیتر دیگری به «تکذیب تماس خبرگان با سیدحسن خمینی» پرداخت.
«آفتاب یزد» هم در تیتر نه چندان درشتی نوشت: «جعل خبر علیه خمینی جوان».
«قانون» نیز به سرمقاله کیهان واکنش نشان داد و در تیتر درشتی از این ماجرا به «رقابت شانه‌به‌شانه برای تخریب سیدحسن» یاد کرد.
«آرمان» نیز «ماجرای تماس با سیدحسن!» را تیتر یک خود برگزید و مدعی تکذیب پنج عضو هیئت‌رئیسه خبرگان شد.
این در حالی است که «کیهان» در تیتری بر موثق بودن خبر تماس با سیدحسن تأکید کرد و نوشت: «خبر موثق کیهان آب در لانه فتنه‌گران ریخت.»
با وجود این«آرمان» دوشنبه (۲۱/۱۰/) در تیتر اول خود بر جعلی بودن خبر تماس با فرزند یادگار امام(ره) تأکید کرد و زیر تیتر «انصراف سیدحسن دروغ است» به نقل از آیت‌الله موسوی اردبیلی نوشت: «کارشکنی‌های صورت گرفته به جایی نخواهد رسید.»
«شرق» هم تصویر اول خود را به آیت‌الله موسوی اردبیلی اختصاص داد و از قول وی نوشت: «سیدحسن آقا صلاحیت حضور در خبرگان را دارد.»
«آفتاب‌یزد» نیز بخش دیگری از اظهارات آیت‌الله اردبیلی را برجسته کرد که گفته بود: «اگر ده تا مثل سیدحسن داشتیم، وضع‌مان بهتر بود.»
اما «کیهان» اصرار خود را به تیتر اول همین روزش (21/۱۰/) برد و با حروف درشتی نوشت: «با روشنگری درباره متن و حاشیه آزمون خبرگان کیهان به هدف زد و اردوگاه فتنه را به هم ریخت.»


رهیافت
محمد راد
 مسئولیت مجلس خبرگان، سنگین‌تر از همه ارکان کشور
 

وظایف خبرگان
به موجب قانون اساسی، مجلس خبرگان رهبری مسئولیت‌ها و وظایف سه‌گانه مهمی برعهده دارد که عبارتند از:
۱ـ انتخاب رهبر
همان‌گونه که در شماره پیش اشاره شد، در بسیاری از کشورها مقامات عالی اجرایی به صورت دو مرحله‌ای انتخاب می‌شوند و تجربه نشان داده است، این نوع انتخاب که ابتدا مردم افراد کارشناس و خبره را برگزیده و سپس متخصصان و نخبگان در فضایی غیرهیجانی و تبلیغاتی فرد مورد نظر را برمی‌گزینند، از دقت و درجه کارشناسی بالاتری برخوردار است. انتخاب رهبری در جمهوری اسلامی ایران، بر مبنای نظریه ولایت فقیه انجام می‌شود که چون نصب فقها برای ولایت، عام بوده و ناظر به فرد خاصی نیست، ابتدا مردم متخصصان امر را که فقهای آشنا به سیاست و مسائل اجتماعی هستند، انتخاب می‌کنند و مجلس خبرگان رهبری شکل می‌گیرد. اعضای این مجلس که در عرصه فقاهت و فقیه‌شناسی متخصص هستند، بهترین فرد را برای رهبری معرفی می‌کنند. به این ترتیب، رأی آنان همان نقش بیعت مردم را ایفا می‌کند که گرچه مبدأ ولایت نیست، اما متولی امور مسلمین و قدرت حکومتی به آن وابسته است. این وظیفه بر اساس اصل یکصدوهفتم قانون اساسی است که می‌گوید:
«پس از مرجع عالی‌قدر تقلید و رهبر کبیر انقلاب جهانی اسلام و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خمینی(ره) که از طرف اکثریت قاطع مردم، به مرجعیت و رهبری شناخته و پذیرفته شدند، تعیین رهبر برعهده خبرگان رهبری است.»
همچنین شرایط و معیارهای انتخاب رهبری از سوی خبرگان در متن قانون اساسی ذکر شده و در همان اصل آمده است:
«خبرگان رهبری درباره همه فقهای واجد شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصدونهم، بررسی و مشورت می‌کنند، هرگاه یکی از آنان را اعلم در موضوعات فقهی یا مسائل سیاسی و اجتماعی یا دارای مقبولیت عامه یا واجد برجستگی خاص در یکی از صفات مذکور در اصل یکصدونهم تشخیص دهند، او را بر رهبری انتخاب می‌کنند و در غیر این‌صورت یکی از آنها را به عنوان رهبر انتخاب و معرفی می‌نمایند.»
۲ـ عزل رهبری
بر اساس اعتقاد شیعه که ولایت را در امتداد امامت می‌بینند، کمترین انحراف موجب از دست رفتن شرایط و صلاحیت رهبری می‌شود. حضرت امام خمینی(ره) به صراحت فرموده است: «با هرگونه انحراف فکری یا عملی، مشخص به صورت قهری معزول است و پیش از آنکه مردم به عدم صلاحیت وی رأی دهند، خود به خود ساقط می‌شود و البته مردم هم باید قدرت را از دست او بگیرند.» (امام خمینی، صحیفه دوم، ج4، ص39)
به سخن دیگر، تداوم ولایت یا رهبری ولی امر، به استمرار صلاحیت‌ها و شایستگی‌های ولی یا ادامه همان شرایط لازم برای رهبری وابسته بوده و با نبود هر یک از آنها، مشروعیت رهبری از بین رفته و عزل‌شده به‌ شمار می‌آید.
در اصل یکصدویازدهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: «هرگاه رهبری از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود، یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصل پنجم و یکصدونهم گردد یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود برکنار خواهد شد. تشخیص این امر، برعهده خبرگان مذکور در اصل یکصدوهشتم است.»
به موجب قانون اساسی برکناری رهبری در سه مورد انجام می‌شود:
۱ـ2ـ ناتوانی از انجام وظایف رهبری؛ ۲ـ2ـ از دست دادن یکی از شرایط رهبری؛ ۳ـ۲ـ کشف فقدان یکی از شرایط از آغاز.
گفتنی است، تشخیص و تصمیم مربوط به هر کدام از موارد فوق برعهده شورای نگهبان گذاشته شده است.
۳ـ نظارت بر رهبر
گرچه در متن قانون اساسی نظارت بر رهبری به صراحت گنجانده نشده است، اما مطابق اصل یکصد‌و‌هفتم این قانون: «رهبر در برابر قوانین با سایر افراد عادی کشور برابر است.» بنابراین، رسیدگی به تخلفات او مانند سایر شهروندان است و جایی که صلاحیت بررسی تخلف احتمالی را دارد، خبرگان رهبری است. افزون بر این، بر اساس اصل یکصد‌وهشتم قانون اساسی، تصویب مقررات مربوط به وظایف خبرگان در صلاحیت خود آنهاست و خبرگان رهبری مجاز به وضع قوانین مربوط به این مجلس و تفسیر آن هستند که خبرگان رهبری، یک کمیسیون را برای انجام نظارت در ساختار مجلس پیش‌بینی کرده‌اند. افزون بر این، عزل رهبری که به تشخیص ناتوانی رهبری از انجام وظایف قانونی یا نداشتن یکی از شرایط مرتبط است، مستلزم انجام رصد و نظارت بر عملکرد و توانایی‌های رهبری و حتی تشکیلات اداری رهبری است.
در کنار این سه وظیفه اصلی، اموری چون وضع قوانین مجلس خبرگان و تفسیر آن، رسیدگی به بودجه سالیانه مجلس خبرگان و پاسداری و حراست از ولایت فقیه نیز برعهده مجلس خبرگان بوده که نوعی وظیفه ضمنی یا فرعی به شمار می‌آید و در کمیسیون‌های تخصصی دنبال می‌شود. با توجه به این وظایف و مسئولیت‌ها، حضرت امام خمینی(ره) درباره مجلس خبرگان رهبری فرموده‌اند: «مسئولیت مجلس خبرگان به خاطر اهمیت موقع و جایگاه آن، از جهاتی سنگین‌تر از همه ارکان جمهوری اسلامی است.» (دیدار با اعضای مجلس خبرگان 25/4/1369)

 


 تا انتخابات
 فعالان فتنه و حاملان کیف انگلیسی برای ورود به انتخابات صف کشیده‌اند

 شایعه‌سازی برای ائتلاف
«علی‌اکبر ولایتی» رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای ائتلاف اصول‌گرایان در گفت‌وگو با هفته‌نامه «نماینده»، در پاسخ به این پرسش که «نقش و حضور شما در این جریان چگونه است؟» گفت: «بنده با ائتلاف اصولگرایان همکاری دارم و آقای بروجردی هم نماینده بنده در ائتلاف اصولگرایان است و در جلسات شرکت می‌کند و نهایت همراهی و همکاری برای دستیابی به اهداف و برنامه‌ها وجود دارد.» وی تصریح کرد: «ائتلاف اصولگرایان بر اساس دعوت روحانیت معظم از تشکل‌ها و فعالان سیاسی اصولگرا و شخصیت‌های برجسته و تأثیرگذار تشکیل شده و مسیر خود را با آرامش و همدلی سپری می‌کند و اصولگرایان تحت‌تأثیر شایعه‌سازی قرار نمی‌گیرند.»

مجلس شرکت سهامی نیست
آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز در دومین همایش سراسری اصولگرایان که در مجتمع فرهنگی انقلاب اسلامی برگزار شد، اظهار داشت: مقام معظم رهبری فرمودند «من اگر افراد متدینی موفق شوند لیست را تهیه کنند، به آن رأی می‌دهم»، لذا امیدواریم لیستی در سراسر کشور داشته باشیم که مقام معظم رهبری ببینند، به آن اعتماد کنند و رأی دهند و این آرزوی ما است.
آیت‌الله موحدی کرمانی در این جلسه با بیان اینکه مجلس شرکت سهامی نیست، تأکید کرد: آنها که داعیه اصولگرایی دارند باید یکدیگر را تحمل کنند و اختلاف سلیقه‌ها نباید سبب جدایی شود. وی افزود: گروه‌های اصولگرایی اگر احساس کردند تعدد نامزدها سبب شکسته شدن آرا می‌شود، باید احساس وظیفه کرده و کنار روند.

حاجی:‌ قرار نیست اصلاحات تا ابد با روحانی بماند
مرتضی حاجی، رئیس ستاد انتخاباتی کل کشور رئیس دولت اصلاحات و عضو شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان با اشاره به سیاست اصلاح‌طلبان در جذب نامزدهای اصولگرایان گفت:‌ به نظر بنده اگر نامزد واجد شرایط اصلاح‌طلب دارای پایگاه رأی لازم نبود و در مقابل آن اصولگرایان معتدلی که با دولت همراهی و نزدیکی دارند، پایگاه رأی بالایی داشت، هیچ ایرادی ندارد که آن فرد مورد استقبال قرار گیرد، چراکه انتخابات مجلس دهم در گرو همزبانی ملت با دولت است.
حاجی درباره همسویی سیاست‌های اصلاح‌طلبان و دولت گفت: نمی‌‌خواهم بگویم که اصلاح‌طلبان در آینده از روحانی جدا خواهند شد، ولی این طور هم نیست که فکر کنیم تا ابد خودشان را با اعتدال پیوند خواهند زد.

چرا برخی‌ها ناراحت شدند؟
غلامعلی حداد عادل، سخنگوی ائتلاف اصولگرایان در دومین همایش ائتلاف اصولگرایان اظهار داشت: همه افرادی که امروز در ائتلاف اصولگرایان حضور دارند بر این نکته تأکید کردند که به هیچ وجه برای سهم‌خواهی نیامده‌اند و شرط پیروزی اصولگرایان این است که تعدد نامزد نداشته باشد.
سخنگوی ائتلاف اصولگرایان ممانعت از به وحدت رسیدن اصولگرایان را یکی از راه‌های نفوذ دانست و گفت: عده‌ای سعی دارند با هر روشی در جامعه وانمود کنند که اصولگرایان توانایی وحدت با یکدیگر را ندارند. طی یک ماه گذشته شاهد بودیم که عده‌ای چقدر از وحدت اصولگرایان ناراحت شدند.

دومینوی تکذیب
پس‌ از آنکه کانال منتسب به حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی با انتشار خبری تأیید اجتهاد وی را از سوی چند تن از بزرگان و مراجع تقلید تأیید کرد، دومینوی تکذیب بود که یکی پس از دیگری منتشر شد.
دفاتر حضرات آیات سیستانی، علوی گرگانی، ممدوحی، بهشتی و دیباجی اصفهانی و علی‌اکبر سیفی مازندرانی در بیانیه‌های جداگانه‌ای با عدم اشاره به اجتهاد سیدحسن خمینی، صلاحیت لازم برای احراز اجتهاد نامزدهای خبرگان رهبری را وظیفه‌ فقهای شورای نگهبان دانست و نظر آنان را مطاع و متبع اعلام داشتند.

برنامه دشمن برای خبرگان
آیت‌الله کعبی با بیان اینکه مجلس خبرگان رهبری نقطه پیوند نظام و ولایت و تضمین‌کننده مشروعیت و مقبولیت نظام است، گفت: دشمن به‌دنبال کادرسازی و دوقطبی کردن مجلس خبرگان رهبری است.
عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم با اشاره به توطئه‌های دشمنان در این برهه زمانی نیز گفت: دوقطبی کردن و کادرسازی درون مجلس خبرگان برای آینده را در نظر دارند، برخی از این دیدارها هم با مرجعیت برگزار می‌شود و کسانی که حتی به مرجعیت توهین می‌کنند برای تضعیف ولایت فقیه مرجعیت را می‌خواهند برجسته کنند.

دولت رکورد زد
12 هزار و 123 نفر برای شرکت در دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی نام‌نویسی کرده‌اند که از این تعداد صلاحیت 10901 نفر (معادل ۴۶/۹۰ درصد) از سوی هیئت‌های اجرایی مورد تأیید قرار گرفت.
این در حالی است که در دولت اصلاحات ۷۷ درصد، در دولت احمدی‌نژاد نیز به‌طور میانگین ۶۰ درصد و در دولت سازندگی هم به‌طور میانگین ۵۰ درصد داوطلبان در هیئت‌های اجرایی تأیید صلاحیت و ۳۰ درصد آنان رد صلاحیت شدند.

گردانندگان شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان چه کسانی هستند؟
حجت‌الاسلام زارع فومنی، دبیرکل حزب مردمی اصلاحات با طرح این موضوع که با شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان ائتلاف نخواهیم کرد، خاطرنشان کرد: شورای سیاست‌گذاری اصلاحات را باید شورای سیاست‌گذاری حزب مشارکت نام‌گذاری کنیم؛ چرا که برخی افراد تندرو گرداننده این شورا هستند و احزاب در تصمیم‌گیری نقشی ندارند و در عمل تعدادی افراد خاص که سابقه فعالیت حزبی ندارند در حال برنامه‌ریزی هستند.

در سنگر اصولگراها می‌مانیم
حسن بیادی، سخنگوی جبهه ایستادگی اظهار داشت: این جبهه در انتخابات پیش رو در تعیین مصادیق و شاخصه‌های نامزدها برای تهیه فهرست واحد با اصولگرایان تعامل مقتضی را دارد و طبیعی است که با حصول توافق و تفاهم مورد نظر جبهه ایستادگی فهرست جداگانه‌ای نخواهد داد. وی تصریح کرد: توافق و تعامل در انتخابات و تعیین نامزدهای مشترک به معنای سهم‌خواهی نیست، بلکه به معنای حضور در سنگری واحد با هدفی مشترک است و این نوع تعامل برای جبهه ایستادگی با ارزش است.

راهبرد اصلاح‌طلبان برای استفاده از فعالان فتنه
لطف‌الله فروزنده، سخنگوی جمعیت ایثارگران، درباره تلاش‌های برخی اصلاح‌طلبان و رسانه‌های این جریان برای ایجاد شکاف در اتحاد اصولگرایان گفت: خوشبختانه ائتلاف بزرگ اصولگرایان شکل گرفته و با توجه به اینکه مهم‌ترین چالش و مشکل جریان اصلاحات عدم مبانی مشترک و گستردگی طیف‌های آنها است، طبیعتاًً اصلاح‌طلبان از این امر نگران هستند.

نجفی: اصلاح‌طلبان به قانون گردن می‌گذارند
محمدعلی نجفی، عضو حزب کارگزاران سازندگی در پاسخ به این پرسش که اصلاح‌طلبان در صورت عدم تأیید صلاحیت از سوی شورای نگهبان چه واکنشی را نشان خواهند داد، گفت: اصلاح‌طلبان از ابتدای فعالیت خود تا به امروز حرکت در چارچوب قانون اساسی را سرلوحه کاری خود قرار داده‎اند؛ لذا به طور حتم در قضیه تأیید صلاحیت‌ها نیز به قانون گردن می‌گذارند و از آن تبعیت خواهند کرد.
 


 دیپلماسی
فرامرز پارسا

 برداشت اشتباه



غرب آسيا همچنان کانون اصلي تحولات جهاني است. هر چند که مسئله تروريسم و جنايات صهيونيست‌ها عليه فلسطيني‌ها و کشتارهاي آل‌سعود در يمن کانون اصلي تحولات است، اما رفتارهاي نادرست عربستان سعودي زمينه‌ساز به حاشيه رفتن اين تحولات شد.
شنبه 12دي‌ماه وزارت کشور عربستان خبر اعدام شيخ‌نمر باقر‌النمر از علماي بزرگ جهان اسلام که نقشي مهم در تقريب امت اسلام داشته را اعلام کرد که با واکنش‌هاي گسترده جهاني همراه شد، به گونه‌اي که محافل رسانه‌اي سياسي و مردمي در بسياري از کشورهاي جهان، حتي در اروپا و آمريکا اين اقدام سعودي را محکوم کردند. نکته قابل تأمل آن بود که سعودي به جاي پاسخگويي به مطالبه جهاني، رويکردي يک‌جانبه در پيش گرفت و آن تشديد مواضع غيراصولي و تنش‌آفرين در قبال جمهوري اسلامي ايران بود، چنانکه از قطع روابط اقتصادي و ديپلماتيک با جمهوري اسلامي خبر داد. پس از سعودي برخي کشورهاي عربي نظير قطر، کويت، بحرين، امارات و البته چند کشور کوچک و بحران‌زده آفريقايي نظير کومور، جيبوتي، سومالي و سودان نيز با عربستان همراهی کردند. گام بعدي عربستان برگزاري نشست ويژه شوراي همکاري خليج‌فارس و پس از آن اتحاديه عرب با محوريت سوق دادن آنان به تقابل با جمهوري اسلامي بود.
سعودي به دنبال نمايش اتحاد نهادهايي با خود بود که كارنامه آنان نشانگر فروپاشي‌شان از درون است، چنانکه شوراي همکاري خليج‌فارس پس از چهار دهه نتوانسته حتي طرح پول واحد را اجرايي سازد، يا اتحاديه عرب که عملاً هيچ انسجام و کارکرد عملی در آن وجود ندارد و صرفاً يک ويترين ظاهري از آن باقي‌مانده است.
حلقه ديگر تحرکات سعودي را سفر مقامات نظامي و سياسي آلفا به کشورهايي مانند پاکستان، چين، کره‌جنوبي و ژاپن با ادعاي مقابله با ايران تشکيل مي‌دهد. مجموع اين تحرکات در حالي صورت مي‌گيرد که يک اصل در رفتار سعودي مشاهده مي‌شود و آن، اقدام براي ايجاد جبهه واحد عربي و حتي اسلامي عليه ايران است، چنانکه گويي اتحاديه 34 کشور اسلامي ادعايي عربستان عليه تروريسم را براي مقابله با تهران شکل مي‌دهند.
عربستان و چند متحد آن در حالي ادعاي مقابله با دشمن اول خود را مطرح مي‌کنند که جمهوري اسلامي ديدگاهي متفاوت با آنان داشته و براساس آن ديدگاه نيز با وجود داشتن توانايي لازم براي دادن پاسخي سخت و خشن از در دوستي و تعامل با آنان وارد شده است؛ رويکردي که بعضاً توهم ضعيف و ناتوان بودن ايران را در ميان برخي مقامات عربستان و متحدان‌شان ايجاد کرده که زمينه‌ساز تشديد رفتارهاي غيراصولي آنان در قبال جمهوري اسلامي ایران بوده است.
جمهوري اسلامي ایران دشمن اول براي خود و منطقه را رژيم صهيونيستي و تحرکات استعماري و استثماري آمريکا در منطقه مي‌داند و در مرحله دوم نيز تکفير و گروه‌هاي تروريستي که پياده‌نظام رژيم صهيونيستي و آمريکا هستند را مستحق مقابله و پاسخگويي سخت و خشن مي‌داند. جمهوري اسلامي کشورهاي همسايه و در کل همه جهان اسلام را دوست و حتي برخوردار از داشته‌ها و ظرفيت‌هاي جمهوري اسلامي براي تحقق بهبود شرايط اقتصادي، اجتماعي و امنيتي مي‌داند. ايران امنيت جمعي و تعامل همه‌جانبه را راهکار حل مشکلات منطقه مي‌داند و در اين راه از هيچ اقدامي فروگذار نیست. مجموع اين رفتارها در حالي از سوي جمهوري اسلامي صورت مي‌گيرد که برخي کشورهاي منطقه تحت تأثير القائات غرب اين نگاه دوستانه ايران را نقطه ضعف برداشت کرده و براساس اين اشتباه محاسباتي به رويکرد تقابلي با ايران روي آورده‌اند. اين در حالي است كه جهانيان اذعان دارند اگر ايران بخواهد پاسخي سخت و خشن به تهديدات بدهد توان آن را دارد، چنانكه پاول وزير خارجه آمريكا در دوران بوش مي‌گويد عربستان فكر جنگ با ايران را در سر نداشته باشد؛ چرا كه اگر جنگي درگيرد، ايران ظرف چند روز مي‌تواند عربستان را به عصر حجر بازگرداند.
 


اقتصادی
 سعید مهدوی

  غفلت از معیشت روستاییان


  در سياست‌هاي ابلاغي رهبر معظم انقلاب براي حرکت به سمت اقتصاد مقاومتي به صراحت بر افزايش توليد داخلي نهاده‌ها و کالاهاي اساسي(به ويژه در اقلام وارداتي)، و اولويت دادن به توليد محصولات و خدمات راهبردي و همچنين تأمين امنيت غذايي و ايجاد ذخاير راهبردي با تأکيد بر افزايش کمّي و کيفي توليد تأکيد شده است. بر همین اساس استقلال بخش کشاورزي، به ويژه در محصولات راهبردی که امنيت غذايي کشور را تضمين مي‌کند، باید بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. آمارهای رسمی نشان می‌دهد محصولات کشاورزی و مواد خوراکی مهم‌ترین کالاهای وارداتی به کشور در سال‌های گذشته بوده‌اند.
توليدات بخش كشاورزي، علاوه‌بر اينكـه امنیت غذایی کشور را تأمین می‌کنند و سبب افزایش تولید داخلی می‌شوند، بـه بهبـود دسـتمزد كـارگران روستايي، صاحبان اراضي و کشاورزان منجر مي‌گردند و با معیشت آنان رابطه مستقیم دارد. لذا بی‌توجهی به معیشت کشاورزان و روستاییان، این بخش مولد و حیاتی را از سکنه خالی می‌کند و حاشیه‌نشینی شهرها را گسترش می‌دهد. ترک روستاها و مهاجرت به شهرها و مشکلات ناشي از آن، سبب می‌شود بسياري از کشاورزان از فعاليت‌های کشاورزی دست بکشند و به مشاغل واسطه‌گری، خدماتي و غیرمولد رو بیاورند.
یکی از راه‌هایی که دولت اکنون در پیش گرفته تحریک بخش‌های تقاضا در جامعه است. در حالی که برای بخش کشاورزی باید از یک سو باید بخش‌های عرضه و تولید محصولات تحریک و حمایت شوند و از سوی دیگر واردات محصولات کشاورزی هدفمند و منطقی انجام شود. بديهي است با چنين نگاهي مي‌توان محور برنامه‌ريزي را در بخش كشاورزي و صنايع تبديلي آن قرار داد، زيرا مي‌توان براي اين بخش مزيت‌هايي چون نياز كمتر سرمايه‌گذاري به ازاي ايجاد هر شغل، وجود نيروي انساني دانش‌آموخته بيكار در اين حوزه و وجود بازار كشورهاي همسايه (‌كه تحريم‌ها هم در اين كالاها بي‌اثر است‌) را متصور شد. البته هم‌اكنون وضعيت توليد در بخش كشاورزي براي مولدان اين بخش از اقتصاد شرايط سختي را رقم زده است كه مهم‌ترين دليل آن وجود مافياي زياده‌خواه در شبكه توزيع، بهره‌وري پايين و نبود صنايع تبديلي است كه محصولات موجود را با كمترين دور‌ريزي فرآوري كرده و امكان صادرات را فراهم می‌كند.
دردهاي بخش کشاورزي و آسيب‌هاي وارده به اقتصاد معيشتي کشاورزان، به ويژه به دليل خطاي دولت‌ها در واردات بي‌رويه و غيرضروري محصولات کشاورزي خارجي بسيار است و سؤال اساسی اينجاست که دولت فعلي چه تدابيري براي خروج اقتصاد کشاورزي از رکود، آن هم خروجي غير تورمي از رکود و اشتغال‌آفرين و تضمين‌کننده امنيت غذايي جامعه، انديشيده است؟ به واقع آيا اهميت اقتصاد بخش کشاورزي کمتر از اقتصاد بخش صنعت خودرو و لوازم خانگی است که در اولويت سياست‌هاي دولت قرار دارد. لذا آنچه ضرورت دارد، اين است که اقتصاد کشاورزي را در اولويت ببينيم و باور کنيم که يکي از راه‌هاي مقاوم‌سازي اقتصاد ايران، مقاوم‌سازي اقتصاد کشاورزي و کاهش تهديدها و چالش‌هاي مانع سرمايه‌گذاري درست و منطقي در بخش کشاورزي و فعاليت‌هاي مرتبط و صنايع پايين دستي آن و مهم‌تر از همه بهبود معیشت روستاییان و کشاورزان است.


 

 

صفحه پنجم

 
 

پنجره
قاسم غفوري
رويكردها به پاكستان، دادن جايگاه يا فريب سياسي
 

پاكستان كه همچنان با بحران‌هاي سياسي و امنيتي روبه‌رو است، طی هفته‌هاي اخير بار ديگر كانون توجهات قرار گرفته است كه محور آن را رويكرد عربستان و آمريكا به اين كشور تشكيل مي‌دهد. درباره رويكرد آمريكايي چنان عنوان مي‌شود كه واشنگتن به دنبال ميانجي‌گري ميان هند و پاكستان براي كنار گذاشتن اختلافات و نيز ايجاد تفاهم ميان پاكستان و افغانستان بر سر طالبان است. بر همين اساس، نشست چهارجانبه‌اي با حضور افغانستان، چين، پاكستان و آمريكا در قبال طالبان مطرح شده است.
مجموع اين ادعاها در حالي مطرح مي‌شود كه يك پرسش اساسي وجود دارد و آن، اينكه اگر آمريكا واقعاً به دنبال امنيت پاكستان بوده، چرا در طول اين 14 سال چنين مذاكراتي را نداشته و اكنون ادعاي همگرايي براي آينده طالبان و امنيت منطقه را مطرح مي‌‌کند؟ پاسخ به اين پرسش را در يك كلام مي‌توان جست‌وجو كرد و آن، اينكه آمريكا به دنبال ادامه حضور در افغانستان است و براي تحقق آن نيز طرح مذاكره با طالبان و واگذاري بسياري از مناطق به آنان را در دستور كار دارد. جلب رضايت افغانستان و پاكستان براي واگذاري اراضي به طالبان، از جمله اهداف واشنگتن در لواي اين مذاكرات است. جالب توجه آن است كه آمريكا براي جلوگيري از آنچه بازگشت روسيه به منطقه عنوان مي‌‌کند، به دنبال بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي اقتصادي چين براي جلب رضايت كابل ـ اسلام‌آباد و حتي طالبان است. اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه آمريكا در حال اجراي خط لوله تاپي از تركمنستان به افغانستان و پاكستان و از آنجا به سمت غرب است كه با همگرايي به طالبان به دنبال تحقق آن است. خلاصه كلام اینكه آمريكا براي ادامه حضور در افغانستان ادعاي رويكرد تعاملي با هند، پاكستان و افغانستان را مطرح مي‌‌کند؛ در حالی که تجربه 14 ساله نشان داده است، آمريكا در نهايت اين كشورها را قرباني منافع خود مي‌سازد، چنانكه برخي گزارش‌ها از طرح آمريكا براي تجزيه بخش‌هايي از افغانستان و پاكستان و واگذاري آن به طالبان حكايت دارند.
نكته ديگر در محور قرار گرفتن پاکستان را، تحركات صورت گرفته از سوي عربستان تشكيل مي‌دهد.
«محمدبن‌سلمان» ولیعهد و وزیر دفاع رژيم سعودي شنبه 20 دي ماه برای سفر یک روزه وارد اسلام‌آباد شد. این اولین‌بار است که ظرف سه روز دومین مقام بلند‌پایه عربستان به پاکستان سفر می‌کند. چنانكه پيش از وي نيز الجبير، وزير خارجه سعودي به اسلام‌آباد سفر داشته است. حال اين پرسش پيش مي‌آيد كه چرا سعودي تا اين حد به پاكستان توجه دارد و چه اهدافي را در وراي آن پيگيري مي‌كند؟ برخي ناظران سياسي اين سفرها را برگرفته از جنگ قدرت در درون خاندان سعودي مي‌دانند. اكنون دو گروه در دربار سعودي هستند: يك گروه سلمان، پادشاه و نزديكانش و گروه ديگر نايف، وليعهد كه نتيجه اين وضعيت تقابل پنهان و پيدا در خاندان سعودي است. برخي معتقدند، بحران‌سازي‌هاي منطقه‌اي سعودي براي پنهان‌سازي اين رقابت درون خانداني است. نكته ديگر در سفر مقامات سعودي را آغاز مذاكرات صلح افغانستان تشكيل مي‌دهد. مذاكرات چهارجانبه دولت افغانستان، طالبان، پاكستان و آمريكا در حالي برگزار مي‌شود كه كشورهايي، مانند عربستان و تركيه تلاش دارند تا موقعيت طالبان را به‌مثابه مؤلفه‌اي براي نفوذ در افغانستان تقويت کنند. بر اساس اين، سفر سران سعودي به پاكستان در آستانه اين مذاكرات را مي‌توان دخالت پنهان سعودي در اين مذاكرات دانست. نكته مهم ديگر آنكه عربستان در عرصه منطقه‌اي با ناكامي‌هاي گسترده‌اي همراه شده است؛ به‌گونه‌ای که ديگر توان نظامي ادامه وضعيت موجود را ندارد. عربستان كه در كسب حمايت كشورهاي عربي ناتوان بوده، به دنبال يافتن متحداني جديد است؛ چنانكه حتي به كشورهاي ذره‌بيني، نظير كومور و جيبوتي نيز رو انداخته است. با توجه به سابقه چند دهه روابط پاكستان و سعودي و نيز وجود ميليون‌ها طالباني و القاعده‌اي در پاكستان، اين ديدگاه براي سعودي وجود دارد كه مي‌تواند از اين ظرفيت براي تأمين نيروي مورد نياز خود در بحران‌سازي منطقه‌اي بهره گيرد. نكته قابل توجه آنكه سعودي اكنون اين يارگيري را در لواي نام مقابله با ايران انجام مي‌دهد تا ماهيت تروريستي خود را پنهان کند. سعودي چنان ادعا دارد كه به دنبال مقابله با ايران در حال يارگيري سياسي است؛ در حالي كه در اصل به دنبال تأمين نيروي نظامي لازم براي كشتار مردم يمن و ادامه بحران‌سازي در سوريه و عراق است.
با توجه به اين اوضاع مي‌توان گفت، سفر مقامات سعودي به پاكستان بيش از آنكه جنبه‌های سياسي داشته باشد، ابعاد نظامي دارد و ادعاي يارگيري براي مقابله با ايران صرفاً بهانه و توجيهی در جهت پنهان‌سازي طراحي سعودي براي سوء‌استفاده از پاكستان به‌منظور ادامه بحران‌سازي در منطقه است.


فراسو
رضا اشرفی

 روسيه در برابر تركيه از چه سلاحي استفاده خواهد كرد؟
 

ابعاد رفتار تركيه در قبال روسيه و سرنگوني سوخو۲۴ هر روز در حال افزايش است. روسيه از همان ابتدا با اتخاذ مواضع تند اعلام كرد كه نسبت به عملكرد تركيه سكوت نخواهد كرد و از همان ابتدا مبناي رفتار خود را بر اقتصاد و تحريم عليه آنكارا گذاشت؛ مسئله‌اي كه براي تركيه مشكل‌ساز خواهد بود.
يكي از مهم‌ترين دلايل و زمينه‌هايي كه سبب شد حزب عدالت و توسعه به رياست رجب‌طيب اردوغان طي ۱۴ سال گذشته در انتخابات رقبا را كنار بزند، نتايج و فعاليت‌هاي اقتصادي اين حزب بوده است. تركيه طي اين مدت با رشد اقتصادي قابل توجه در جرگه كشورهاي نوظهور اقتصادي قرار گرفت. بنابراين اقتصاد، محور بسيار مهمي براي حزب عدالت و توسعه به شمار می‌آید.
به همين دليل هرگونه پسرفت اقتصادي و اعمال تحريم‌ها نه تنها مي‌تواند این كشور را با مشكل روبه‌رو كند، بلكه مشروعيت سياسي اين تيم سياسي را بيش از گذشته با چالش روبه‌رو خواهد کرد. روسيه نيز با اشراف به اين مسئله تصميم دارد واكنش ضد اردوغاني را به سمت تحريم‌هاي اقتصادي پيش ببرد.
البته تركيه پس از قرار گرفتن در صف كشورهاي نوظهور اقتصادي و بسترسازی‌های مناسب اقتصادي ـ اجتماعي، گام‌به‌گام به سمتي پيش رفت كه انتقادهاي زيادي را عليه خود برانگيخت. اتخاذ رويكردهاي سياسي‌ـ امنيتي رجب‌طيب اردوغان در حوزه منطقه‌اي، بزرگ‌ترين چالش حزب عدالت و توسعه است و مسئله مهم‌تر از آن، اينكه اردوغان برخلاف روند رو به رشد دموكراسي در اين كشور، در حال تبديل كردن تركيه به حكومتي متمركز و بسته است كه آسيب‌هاي آن در آينده بيشتر نمايان خواهد شد. همين دو رويكرد چالش‌ساز سبب شده است كه نه‌تنها با برخي از كشورهاي منطقه در حوزه خاورميانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] دچار مشكلات بنيادي شود، بلكه چالش‌ها به سمت حوزه‌هاي فرامنطقه‌اي پيش برود كه روسيه يكي از بزرگ‌ترين آنهاست.
روس‌ها از ابتدا با اعلام اين مطلب كه تركيه از پشت به روسيه خنجر زده است، سه اقدام را از تركيه خواستار شدند: ۱ـ عذرخواهي از روسيه براي سرنگوني سوخو 24؛ ۲ـ جبران و پرداخت خسارت و ۳ـ تعهد به اينكه بار ديگر اين مسئله تكرار نخواهد شد، اما آنكارا در قبال اين درخواست‌ها،‌ ضمن تأیید اقدام خود، اعلام كرد كه عذرخواهي نخواهد كرد.
همين مسئله سبب شده است که روسيه تحريم‌ها عليه تركيه را افزايش دهد و از اول سال ميلادي جديد آنها را عمق دهد. روسيه در اين زمينه دست به چندين لايه تحريمي زده است؛ از جمله اينكه اجازه فعاليت شركت‌هاي تركيه را در روسيه گرفته و استخدام شهروندان تركيه را در كشور خود بسيار محدود كرده است. اقدام ديگر لغو رواديد تركيه به روسيه است كه سبب آسیب دیدن صنعت توريسم تركيه شده است؛ زیرا سالیانه حدود چهار ميليون شهروند روس وارد تركيه مي‌شد؛ در واقع ۱۰ درصد صنعت توريسم تركيه را روسيه تشكيل مي‌داد كه بالغ بر چهار ميليارد دلار مي‌شد. از سوي ديگر، اقدام لغو پروازهاي روسيه به تركيه به همين ميزان ضرر اقتصادي به تركيه تحميل كرده است. روسيه همچنين در اقدامي ديگر از ورود محصولات كشاورزي، غذايي و ... به کشورش جلوگيري كرده است.
مسئله مهم ديگر كه بسيار براي شهروندان تركيه در حوزه اجتماعي و صنعتي مهم است، بحث واردات گاز از روسيه است. روس‌ها حدود ۶۰ درصد گاز تركيه را تأمين مي‌كنند و نقصان در اين زمينه براي تركيه بسيار چالش‌برانگيز است. مسئله مهم‌تر در اين زمينه لغو قرار انتقال گاز روسيه از تركيه به اروپاست كه به «تركيش استريم» معروف است و بيش از ۱۱ ميليارد يورو هزينه دارد.
تركيه در هر صورت به دنبال اين است كه به اروپا اثبات كند که محور و بستر اصلي انتقال گاز به اروپاست و در اين زمينه به اتحاديه و ديگر كشورها اطمينان دهد كه تنوع گازي را در اين حوزه افزايش خواهد داد؛ به‌ویژه پس از اينكه بحران اوكراين تشديد شد. تركيه از ابتدا به دنبال اين مسئله بود و به همين دليل بحث لوله گاز نابوكو را مطرح كرد تا گاز جمهوري آذربايجان و ديگر كشورهاي منطقه را تا حد ممكن به اروپا صادر كند.
حال در چنين شرايطي، روسيه اين زمينه و ظرفیت اقتصادي ـ سياسي را از تركيه گرفته است تا آنكارا همچنان در اين آرزو به سر ببرد. تركيه براي جبران اين مشكل و حتي براي تأمين گاز داخلي خود كه احتمال مي‌دهد روسيه آنها را با مشكل روبه‌رو كند، به رژيم صهيونيستي پناه برده و خواهان واردات گاز از اين رژيم است؛ در حالي كه براي ورود به حوزه خاورميانه و دوست‌يابي در اين منطقه از ابتدا دست به اقدامات ضد صهيونيستي زده بود، اما شواهد نشان مي‌دهد، نمي‌تواند در اين مسير ثابت‌قدم باشد.
اين تغيير رويكرد 180 درجه‌اي، محصول اقدامات سال‌هاي اخير سياست خارجي تركيه است كه بارزترين نمونه آن، شليك به سوخوي روسي بود؛ اقدامي كه براي تركيه بيش از اين چالش‌ساز خواهد بود.


رخنه
عبدالله عبادی
نفوذ رژیم صهیونیستی در جهان اسلام
ردپای صهیونیست‌ها در سرزمینی عقب‌مانده
 

نفوذ سیاسی
قرقیزستان از فقیرترین جمهوری‌های آسیای مرکزی از نظر منابع اقتصادی است. این کشور از دو نظر توجه جهان، به ویژه غرب را به خود جلب کرده است؛ نخست آنکه با اعلام استقلال خود در اوت سال 1991 امتیاز اولین جمهوری مدعی استقلال در منطقه آسیای میانه را به خود اختصاص داد و دوم اینکه عسکر آقایف، رئیس‌جمهور سابق قرقیزستان برخلاف همتایان دیگر خود در منطقه، در نتیجه انتخاب در میان نخبگان حاکم به قدرت رسید و پس از استقلال با مانورهای دموکراتیک دیگر، در سمت رهبر دموکراتیک و طرفدار حقوق بشر جلوه‌گر شد و نظرها را به سوی کشور و نظام موجود در قرقیزستان جلب کرد. علاوه بر دو عامل فوق، حضور یهودیان در این کشور و نیازهای کشور عقب‌مانده قرقیزستان به سرمایه و فناوری رژیم صهیونیستی و یهودیان سرمایه‌دار غرب زمینه را برای توسعه روابط دوجانبه و نفوذ این رژیم در قرقیزستان فراهم آورده است، توسعه روابط رژیم اشغالگر قدس و قرقیزستان از هنگام دیدار رسمی یک‌روزه عسکر آقایف از فلسطین اشغالی در ژانویه 1993 عملی شد. این دیدار که در نوع خود بی‌نظیر و در بالاترین سطح انجام گرفت، نقطه اوج روابط رژیم صهیونیستی با کشورهای آسیای مرکزی تلقی شد. عسکر آقایف، اولین رئیس‌جمهور منطقه آسیای مرکزی و دومین رئیس‌جمهور مسلمان بود که از فلسطین اشغالی دیدار رسمی داشت. آقایف در مصاحبه‌ای با روزنامه صهیونیستی «جروزالم‌پست» دلایل خود را برای انجام این سفر؛ بهره‌برداری از فناوری‌های مختلف رژیم صهیونیستی به منظور تقویت صنعت، تولید مواد غذایی، توسعه کشاورزی و دامداری و بهبود وضعیت عمرانی ذکر کرد. وی تأکید کرده بود که ما به‌طور قطع خواهان کمک‌های رژیم صهیونیستی در این زمینه‌ها هستیم.
آقایف در این دیدار و در اقدامی غیرمنتظره افتتاح سفارت قرقیزستان در اورشلیم را اعلام کرد و اولین کشور مسلمان و سومین کشور جهان بود که به این کار اقدام دست زد.
در بعد سیاسی موضع‌گیری‌های آقایف در برابر مسائل مورد علاقه دولت نژادپرست صهیونیستی بسیار قابل توجه و برای صهیونیست‌ها خشنودکننده بود. وی با دعوت از مردم فلسطین به برقراری صلح پیشنهاد کرد اورشلیم شهری متحد و غیرقابل تقسیم باقی بماند.
آقایف در این دیدار ضمن اشاره به اینکه پس از همه آلام، تبعید‌ها و تحقیرها، سکونت یهودیان در وطن تاریخی خود طبیعی‌ترین حق آنهاست، حمایت سیاسی خود را از موجودیت اسرائیل نشان داد. با وجود این، پس از انقلاب رنگین در قرقیزستان که به سقوط آقایف منجر شد، رژیم اشغالگر قدس روابط خود را همچنان با دولت‌های بعدی این کشور حفظ کرد.
نفوذ اقتصادی
رژیم صهیونیستی در بخش کشاورزی، شبکه آبیاری و دامداری قرقیزستان سرمایه‌گذاری فراوانی انجام داده است. علاوه بر بخش کشاورزی و دامداری، قرقیزستان در بخش چاپ و نشر مطبوعات و توسعه بخش‌های فناوری پیشرفته نیز قراردادهایی را با شرکت‌های صهیونیستی به امضا رسانده است. همچنین در دیدار عسکر آقایف، رئیس‌جمهور وقت قرقیزستان از فلسطین اشغالی در سال 1993 توافق‌نامه‌هایی در زمینه‌های کشاورزی، بازرگانی و صنعت برق با رژیم اشغالگر قدس به امضا رسید. وی در مصاحبه با یکی از روزنامه‌های صهیونیستی دلایل خود را برای دیدار از اراضی اشغالی، مبادله فناوری این رژیم با مواد خام کشورش و ایجاد صنعت پیشرفته بیان کرد.
وزیر تأسیسات زیربنایی رژیم صهیونیستی در ژوئیه سال 2000 با هیئتی متشکل از صاحبان صنایع این رژیم دیدار هفت‌روزه‌ای از کشورهای قرقیزستان، قزاقستان و ازبکستان داشت و امکانات سرمایه‌گذاری و توسعه تجارت را در منطقه مورد بررسی قرار داد. وی در دیدار از قرقیزستان درباره برقراری پروازهای هوایی بین دو پایتخت مذاکره کرد. به این ترتیب، حمل‌ونقل و جهانگردی به عنوان دو حوزه بالقوه برای همکاری‌های دوجانبه بین دو طرف تعیین شد.

نفوذ فرهنگی
همچون دیگر جمهوری‌های آسیای میانه وجود اقلیت یهود از عوامل توسعه و برقراری روابط به‌شمار می‌آید. براساس سرشماری‌های انجام‌شده، حدود 1000 یهودی در این کشور زندگی می‌کنند که نسبت به سایر مردم این کشور از وضعیت بهتری برخوردارند. بیشتر یهودیان این کشور در سال‌های گذشته یا هنگام جنگ جهانی دوم از آلمان به این مناطق کوچ کردند و به دلیل ثروت زیاد و مدارج بالای علمی نفوذ فراوانی در این کشور دارند. یهودیان در قرقیزستان دارای یک شبکه خصوصی هستند که از جانب رژیم صهیونیستی پشتیبانی مالی می‌شود.
سفارتخانه رژیم صهیونیستی در این کشور برنامه‌های فرهنگی و مذهبی دارد که از جمله ابزارهای نفوذ فرهنگی رژیم صهیونیستی در این جمهوری به‌شمار می‌رود.
با توجه به وضعیت خراب اقتصادی دولت این کشور و نبود دارو و تجهیزات پزشکی پیشرفته، همه‌ساله گروه‌های مختلف پزشکی از سوی سازمان‌های مختلف صهیونیستی از جمله ماشاو به این کشور اعزام می‌شوند و بیماران این کشور، به ویژه جامعه یهودیان معالجه می‌کنند. در سال 2012 یک گروه چشم پزشکی از سوی بنیاد Eye of Zion به این کشور اعزام شد. این گروه طی مدت حضور خود در قرقیزستان تعداد بسیاری از بیماران این کشور را مداوا کرد.
 


 هویت
 


 اسلواکی: مقابله با مسلمانان
اسلام‌ستيزي در ميان مقامات غربي هر روز ابعاد جديدتري به خود مي‌گيرد، چنانكه «رابرت فیکو» نخست‌وزیر اسلواکی مي‌گويد این کشور با مهاجرت از کشورهای مسلمان مبارزه خواهد کرد تا به گفته او جلوی حملاتی مشابه تیراندازی‌های پاریس و دست‌درازی به زنان آلمانی را بگیرد. رسانه‌هاي غرب ادعا دارند كه در حادثه‌اي در كلن مهاجران به زنان حمله‌ور شده و آنان را مورد تعرض قرار داده‌اند. اين مسئله بهانه‌اي براي سران غرب شده تا به تشديد سياست‌هاي ضد پناه‌جويان بپردازند. اسلواکی کشوری مسیحی کاتولیک است که 4/5 میلیون نفر جمعیت دارد و تاکنون تقریباً هیچ مهاجری را نپذیرفته است. این کشور در سال 2015 تنها 169 درخواست پناهندگی را پذیرش کرد. برنامه سهمیه اجباری کمیسیون اروپا برای تقسیم 120 هزار متقاضی پناهندگی بین 28 کشور اتحادیه اروپا اسلواکی را ملزم کرد تا 802 مهاجر را بپذیرد. اما دولت فیکو علیه برنامه کمیسیون اروپا طرح دعوی کرده است.
آمريكا: واشنگتن دی‌سی، شهر اول بی‌خانمان‌ها
در حالي دولتمردان آمريكا ادعاي حقوق بشر سر مي‌دهند كه تحقیقات جدید از بحران کلان‌شهرهای آمریکا در زمینه افزایش میزان بی‌خانمان‌ها و گرسنگان حکایت دارد، در حالي كه بسياري از آنان را اقليت‌هاي نژادي و رنگين‌پوستان تشكيل مي‌دهند. یافته‌های جدید نشان می‌دهند که در پایتخت آمریکا میزان بی‌خانمان‌ها در سال 2015 تا بیش از 60 درصد افزایش یافته است. اینک شهرهای بزرگ آمریکا در حالی با کمبود پناهگاه و غذا برای بی‌خانمان‌های این کشور دست و پنجه نرم می‌کنند که قادر به مهار افزایش میزان بی‌خانمان‌ها نیستند. بررسی‌های صورت‌گرفته نشان داده‌اند که در 22 شهر آمریکا چون شیکاگو، سان‌فرانسیسکو، فیلادلفیا و بالتیمور میزان بی‌خانمان‌ها 1/6 درصد افزایش داشته است. میزان گرسنگان در آمریکا از سال‌های دهه 30 میلادی به این‌ور به بالاترین حد رسیده است، در حالي كه بسياري از اين افراد را سياه‌پوستان و پناه‌جويان تشكيل مي‌دهند.
فرانسه: تشدید تنش دولت با مسلمانان
فرانسه در طول ماه‌هاي اخير به محلي براي اسلام‌ستيزي مبدل شده است، چنانكه در پی اعلام حالت فوق‌العاده در فرانسه و حملات گاه‌وبی‌گاه نیروهای پلیس به مساجد و منازل مسکونی مسلمانان در این کشور، تنش میان دولت و جامعه مسلمانان فرانسه تشدید شده است. تشدید حملات نیروهای پلیس به مساجد، منازل و مکان‌های مذهبی مسلمانان در فرانسه در پی حمله تروریستی ماه گذشته پاریس، تنش‌ها میان دولت و مسلمانان را تشدید کرده است. افسران پلیس با بهره‌برداری از اختیارات و قدرت بسیار زیادی که مجلس ملی فرانسه به آنها اعطا کرده است، ده‌ها منزل مسکونی را بدون اعلام قبلی بازرسی و صدها نفر را بازداشت کرده‌اند و حتی شماری از مساجد و اماکن مذهبی مسلمان را به علت نگرانی از تبلیغ افراط‌گرایی به تعطیلی کشانده‌اند.
کانادا: حمله به مسلمانان
كانادا از کشورهای مدعي حقوق بشر است كه در آن به تکرار مي‌توان ناديده گرفته شدن حقوق اقليت‌ها را مشاهده كرد. مسلمانان از جمله اقشاري هستند كه در اين كشور حقوق‌شان ناديده گرفته مي‌شود و همواره مورد خشونت و تعرض قرار مي‌گيرند. برای نمونه در اواسط دي ماه یک حمله ناشناسانه به مهاجران سوری که در بین آنها چندین زن و کودک نیز وجود داشت، با اسپری‌های فلفل نزدیک جامعه مسلمانان مرکز کانادا انجام گرفت که در این واقعه نزدیک به ۳۰ نفر زخمی شدند. براساس گزارش‌ها، کانادا تا به حال 25 هزار مهاجر را که از خشونت گروه‌های تروریستی در غرب آسیا و شمال آفریقا فرار کرده بودند، پذیرفته است، اما در عمل اقدامي براي جلب مشكلات آنان صورت نداده است. تبليغات ضدمهاجرتي و نيز مواضع ضداسلامي سران كانادا از عوامل ايجاد ديدگاه منفي عليه مسلمانان در ميان مردم اين كشور شده كه چالش‌هاي بسياري براي مسلمانان رقم زده است.
 


کند و کاو
 

 اوباما: با تحریم و دیپلماسی از سلاح هسته‌ای ایران جلوگیری کردیم!
خبرگزاري فارس: باراك اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا در نطق سالیانه خود در سال 2016 گفت: واشنگتن با کمک تحریم و دیپلماسی از مسلح شدن ایران به آنچه به گفته وی «سلاح‌های هسته‌ای» است، جلوگیری کرده است. رئیس‌جمهوری آمریکا در توضیح سیاست خارجی خود به ایران اشاره کرد و گفت: «به همین دلیل است که ما با تحریم و دیپلماسی اصولی، ائتلافی برای جلوگیری از ایران دارای سلاح‌های اتمی تشکیل دادیم. همین حالا که صحبت می‌کنیم، ایران برنامه هسته‌ای‌اش را به عقب رانده، ذخایر اورانیومش را به خارج انتقال داده و از جنگی دیگر پیشگیری کرده است. ما از دستيابي ايران به سلاح هسته‌اي جلوگيري كرديم.»
اتحاد دموکرات‌ها و جمهوریخواهان برای تحریم ایران
خبرگزاري باشگاه خبرنگاران: «کوین مک‌کارتی» رهبر اکثریت جمهوریخواه در مجلس نمایندگان آمریکا گفت: حامیان و مخالفان برجام در کنگره، وضع تحریم‌‌های جدید علیه ایران را خواستارند. او از نمایندگان دو حزب خواست برای تحریم ایران متحد شوند. مک‌کارتی با بیان اینکه «دموکرات‌ها از تحریم‌های جدید علیه ایران حمایت می‌کنند» از آنها خواست از طرحی هم که خواستار کاهش اختیارات دولت آمریکا برای رفع تحریم‌های ضد ایرانی است، حمایت کنند. این طرح که با نام «شفافیت مالی اقدامات تروریستی» ایران ارائه شده، در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان به تصویب رسید و قرار است طی روزهای آینده در صحن علنی مجلس نمایندگان به رأی گذاشته شود.
درخواست دموکرات‌ها برای تحریم ایران
خبرگزاري تسنيم: قانونگذاران هم‌حزب رئیس‌جمهور آمریکا که حامی برجام هستند، از وی خواسته‌اند که تحریم‌های تازه‌ای علیه ایران وضع کند. چندین نفر از سناتورهای دموکرات‌ که در جریان کشمکش‌ها بر سر عبور «برجام» از سد کنگره از اوباما حمایت کرده بودند، اکنون با این بهانه که تأخیر در صدور تحریم‌ها از توانایی واشنگتن برای اجرای این توافق می‌کاهد، خواستار اقدام سریع در این‌باره هستند. «باب کیسی» نماینده دموکرات کمیسیون دارایی مجلس سنا و «کریس کونس» عضو دموکرات کمیسیون روابط خارجی همین مجلس از کاخ سفید خواستند که ایران را هدف تحریم‌های جدید قرار دهد.
بولتون: اوباما بارها تسلیم ایران شده است!
خبرگزاري فارس: «جان بولتون» نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل در مطلبی ضمن تکرار ادعاها درباره ایران و محکوم کردن حمله به سفارت عربستان سعودی در تهران، نوشت: «اوباما بارها تسلیم ایران شده است». او با اشاره به مواضع ایران در منطقه خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] و انتقاد از واکنش‌های دولت آمریکا به آن تأکید کرد، تهران «اکنون جوری رفتار می‌کند که انگار آنها مسئول و تعیین‌کننده مسیر توافق هسته‌ای و همچنین مسئول امور کل خاورمیانه هستند». مقام ارشد دولت سابق آمریکا همچنین نوشت: «اوباما بارها در برابر ایران تسلیم شده و هیلاری کلینتون که به جانشینی او امیدوار است، هیچ نشانه‌ای از جدا شدن خود از مواضع اوباما بروز نداده است».
واشنگتن: تحریم‌های موشکی به اجرای توافق هسته‌ای ربطی ندارد
خبرگزاري مهر: «جان کربی» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا می‌گوید، ایران می‌تواند در کنار تلاش برای رسیدن به روز اجرای توافق هسته‌ای، کارهای زیادی برای برقراری ثبات در خاورمیانه انجام دهد، ولی از این کار سر باز می‌زند. وي درباره تحریم‌های موشکی جدید ایران که فعلاًً متوقف شده، گفت: «این مورد هنوز تحت بررسی‌های فنی است، ولی تأکید می‌کنم که هیچ ارتباطی میان روند اجرای توافق هسته‌ای و پاسخگو دانستن ایران به دلیل برنامه موشکی‌اش وجود ندارد.»
 

 

صفحه ششم

 
 

تحلیل یک
سعداله زارعی
   صبح صادق راهبرد جدید نظامی آمریکا را معنایابی می‌کند
بازتولید بحران در غرب آسیا
 

آمریکا از سال ۲۰۱۲ یک سیاست دوحزبی برای کاهش هزینه‌های نظامی طی ده سال را به اجرا می‌گذارد و باید در این مدت چیزی کمتر از یک هزار میلیارد دلار را ثبت کند تا ضمن عبور از بحران اقتصادی، هم به چابک‌سازی و کیفی‌سازی نیروهای مسلح خود دست یابد و هم توان نظامی و تسلیحاتی‌اش را به نحوی سامان دهد که با حفظ برتری جهانی، متناسب با چالش‌ها و نیازهای جدید جهانی رشد کند. به همین دلیل راهبرد جنگ نیابتی در خاورمیانه را برگزیده و حاضر نیست سرباز و نیروی نظامی خود و توان مالی آمریکا را همچون دوره بوش پسر در بحران‌های هدفمند این منطقه هزینه کند. حفظ تسلط و هژمونی بر خاورمیانه در مؤلفه‌های کامل و از پیش تعریف‌شده، شامل امنیت و اقتدار رژیم صهیونیستی، تسلط بر منابع انرژی و نفت و به ویژه نفت عربستان و تسلط بر معادله قدرت در تعامل با کشورهای منطقه است، به نحوی که این سازوکارها، دوره طولانی این هژمونی را تضمین کنند. این مؤلفه‌های کامل، امروز در راهبرد جنگ نیابتی در حال اجراست و پتانسیل تکفیری در حال تکامل یافتن با نقش‌های جدیدی است که باید هم‌پیمانان آمریکا در منطقه برعهده بگیرند. ماهیت این نقش‌پذیریِ بازیگران منطقه‌ای، این است که ضمن فرسایش و مهار بازیگران و کشورهای غیرهمسو با آمریکا، بخشی از برنامه‌های اجرایی نیروهای مسلح آمریکا در منطقه را برعهده بگیرند. در حقیقت، آمریکا هزینه‌های دکترین خود در منطقه را در قالب نقش‌های جدید، به این بازیگران واگذار کرده است و حاصل آن باید تأثیرهای ژئوپلیتیک و مطابق با راهبرد آمریکا باشد.
هجومی‌تر شدن سیاست‌ها و رفتار ترکیه و عربستان که باید در کنار رژیم صهیونیستی به تکامل برسند و از دستیاری قطر و امارات (در ابعاد مالی، اطلاعاتی و گاه عملیاتی و سرزمینی) بهره‌مند شوند، مثلث اجرایی آمریکا در منطقه را شکل می‌دهند.
از نگاه مقامات آمریکایی، ظرفیت‌های تکفیری به مثابه پیاده‌نظام اجرای سیاست‌های آمریکایی، کفایت و مشروعیت کافی ندارند و حتماً باید با توانایی و حضور مستقیم ارتش‌های این کشورها گره بخورد و ارکان یک نظم آهنین و نظامی را به وجود آورند. خریدهای نظامی ده‌ها و صدها میلیاردی کشورهای عربی، منظومه تسلیحاتی کاملی را برای این برنامه آمریکایی تشکیل نمی‌دهند و باید به بخش توانمندی‌های تسلیحاتی زمینی، با تمرکز بیشتری، تغییر یابد و این رویکرد نیازمند سرمایه مالی بزرگی است تا این کشورها قابلیت مهار و مقابله با ایران و محور مقاومت را داشته باشند. این سرمایه مالی بزرگ باید تأمین شود و بحران اقتصادی جهانی و منطقه‌ای که به نحوی گریبان این کشورهای همکار را گرفته باید حل شود.
کیسینجر در دکترین خاورمیانه‌ای آمریکا گفته بود که اگر زمانی برسد که حفظ نظام سیاسی عربستان برای آمریکا امکان‌پذیر نباشد، چاه‌های نفت این کشور (و شاید حوزه جزیره‌العرب) باید به وسیله نیروهای نظامی آمریکا اشغال شوند تا امکان تأمین نفت ارزان و ایمن برای اقتصاد غرب از دست نرود.
امروز عربستان در یک برنامه هماهنگ با آمریکا برای ناتوان کردن اقتصاد کشورهای رقیب آمریکا، با عرضه فراوان نفت به بازار جهانی، قیمت‌های آن را آنچنان پایین آورده که در کوتاه‌مدت، از روسیه تا ایران و بسیاری از کشورهای تولیدکننده در شوک منابع مالی نفتی قرار خواهند داشت و حتی عربستان و دیگر کشورهای حوزه خلیج‌فارس نیز با آسیب‌های این شرایط اضطراری روبه‌رو هستند.
در برنامه نظامی مورد نظر آمریکا، کشورهای عربی و اسلامی با رهبری عربستان باید یک ناتوی عربی‌ـ اسلامی بسازند که قابلیت و توانایی مداخله‌گری و موازنه‌سازی و مهار و نهایتاً ایجاد یک نظم نوین آمریکایی را داشته باشد. آمریکا آماده است به‌جز برنامه نظامی ـ تسلیحاتی جهانی خود، مانند سامانه موشکی ضدموشک، جنگ‌افزارهای پیشرفته را در اختیار این هم‌پیمانان قرار دهد، ولی پول این توان تسلیحاتی باید از جیب کشورهای منطقه در قالب یک سیاست نظامی‌گری نیابتی به اقتصاد تسلیحاتی آمریکا پرداخت شود که شاید چیزی بیش از یک هزار میلیارد دلار را شامل شود. حال که منابع مالی و صندوق‌های ذخیره ارزی عربستان و دیگر شرکای عرب چنین توانی را ندارد، دنبال راه‌حل‌های فوری تأمین مالی این رخداد بزرگ هستند.
در این برنامه آمریکایی، ترکیه قصد ساخت ناو هواپیمابر و ایجاد پایگاه‌های نظامی در کشورهای گوناگون دارد تا به عنوان پایگاه‌های نظامی آمریکایی و به نیابت از آنها ده‌ها هزار نیروی نظامی را مستقر کند. عربستان و کشورهای عربی و یک ائتلاف عربی ـ اسلامی باید یک ارتش زمینی بسیار بزرگ بسازند و به عنوان نیروهای مداخله‌گر، در کنار یکسره‌سازی قدرت‌های رقیب منطقه‌ای، نظم نوین جدید آمریکایی و نظام‌های سیاسی هم‌پیمان با آمریکا را شکل دهند. تجزیه کشورهایی مانند عراق، سوریه، لبنان و حتی ایران یا مهار و مقابله با ایران و حرکت به سوی مرزهای جنوبی روسیه از طریق پیاده‌نظام تکفیری و مداخله‌گری این ارتش بزرگ، راهبرد آمریکا برای مهار ایران و روسیه و فرصت مقابله با چین را در جنوب شرق آسیا فراهم می‌کند.
عامل زمان برای آمریکا در این راهبرد، بسیار اساسی است و اگرچه امروز از طریق تولید تنش‌های امنیتی و نظامی در جنوب شرق آسیا و مرزهای پیرامونی چین، آمریکا از روش جنگ‌های نیابتی در خاورمیانه برای چین هم استفاده می‌کند، ولی کنده شدن از خاورمیانه و قرار دادن ثقل اصلی و پتانسیل‌های لازم اقتصادی، نظامی و امنیتی در حوزه‌های پیرامونی چین، نیازمند سامان‌یابی برنامه‌ها در خاورمیانه است. به هر میزانی که این برنامه‌ها در خاورمیانه به پیش رود، پتانسیل‌های آمریکایی به سمت چین منتقل خواهند شد.
لذا حلقه مفقوده برای اجرای برنامه‌های گسترده آمریکا، از عربستان کلید می‌خورد و راهبرد کیسینجر به شکل دیگری به اجرا درمی‌آید. فروش سهام بزرگ‌ترین شرکت نفتی جهان، یعنی آرامکو در عربستان، به معنای تأمین چند هزار میلیارد دلار است که در چرخه پر سودی قرار خواهد گرفت. منابع مالی این فروش سهام، که سرمایه‌داران بزرگ آمریکایی، انگلیسی و غربی آن را تأمین خواهند کرد، به سرعت به اقتصاد تسلیحاتی آمریکا و سپس دیگر شرکای غربی بازمی‌گردد و با خریدهای نظامی بسیار گسترده، جان تازه‌ای به این صنعت آمریکایی خواهند داد.
نفت ارزان و اراده مستقیم منابع نفتی و انرژی، خریدهای تسلیحاتی و بازگشت اصلی سرمایه‌ها به اقتصاد غرب همگی به تولید پدیده‌ای نظامی کمک می‌کنند که وظیفه حفظ نظم آمریکایی و منافع آمریکایی و غربی در خاورمیانه را در دستور کار قرار داده است.
این منابع مالی عظیم می‌تواند، ابزار مهمی در رویکرد شکنجه مالی و فقیرسازی کشورهای رقیب و فرسایش اقتصادی، سیاسی و امنیتی از طریق تنش‌آفرینی‌های همه‌جانبه باشد.
این بدان معناست که بحران‌ها و تنش‌های منطقه‌ای به شکل‌های گوناگون مذهبی، قومی، نژادی، ژئوپلیتیکی، امنیتی، نظامی، رسانه‌ای و اقتصادی در منطقه حفظ خواهند شد و آمریکا از طریق بازتولید همین بحران‌ها و تنش‌ها امکان براندازی، مهار و همسو کردن جریان‌ها و دولت‌های غیرهمسو را دنبال می‌کند.
اگر آمریکایی‌ها به انواع حیله‌ها برای طولانی کردن عمر تروریسم تکفیری و جلوگیری از نابودی آنها یا تغییر نام آنها به میانه‌رو، اصرار دارند و اگر هزینه‌های رسوایی کمک به تروریسم یا قتل‌عام‌ها در یمن و حمایت از دیکتاتوری‌ها در بحرین و مداخله‌گری عربستان در یمن را به جان می‌خرند و حقوق بشر و حقوق مدنی و دموکراسی در کشورهای هم‌پیمان و کشورهای هدف را در اولویت ندارند، به دنبال قوام دادن به راهبرد فوق و پایه‌ریزی این نظم نوین در منطقه هستند.
انتخاب افرادی مانند اردوغان و محمدبن‌سلمان و امرای قطری، اماراتی، بحرینی و اردنی و تمرکز بر آنها کاملاً هدفمند است و همگی تشنه قدرت و نام هستند و هر چه عامل عقلانیت کمتر و خطرپذیری بیشتری داشته باشند، برای راهبرد منطقه‌ای آمریکا، کارسازترند.
تاکتیک‌های آمریکایی در رفتارهای فرعی در خدمت راهبرد اصلی هستند و هرگونه ژست تعاملی با طرف‌های منطقه‌ای برای کاهش هوشیاری، غیرفعال‌سازی آنها در مسیر کارشکنی راهبرد آمریکا و جلوگیری از ائتلاف‌های جدید و همگرایی و هم‌افزایی در بین بازیگرانی است که هدف اصلی این راهبرد هستند. موضوعی به نام تنش‌زدایی دوطرفه وجود ندارد و هر پیشنهادی در این عنوان، برای خنثی کردن و متوقف نمودن یا تسلیم‌پذیر کردن طرف مقابل است. نمونه‌های فراوانی از برداشت‌های فوق وجود دارد که به برخی از آن اشاره می‌شود. توافق هسته‌ای به روز اجرا می‌رسد، ولی راهبرد فشار و باج‌خواهی همچنان پابرجاست و سیاست تعامل صرفاً برای تحقق عقب‌نشینی در همه زمینه‌ها اجرا می‌شود. غربی‌های اروپایی که به نظر می‌رسد با عطش و التماس وارد بازار اقتصاد ایران می‌شوند، از همین ابتدا، روابط با جریان فتنه را برای استمرار سیاست مداخله‌گری و اثرگذاری و براندازی از درون فعال کرده‌اند. سیاست‌های تنش‌زدایی با عربستان نه‌تنها کارساز نیست، بلکه ضمن حفظ سیاست پرخاش و مطالبه‌گری برای عقب راندن ایران از منطقه، بر رویکرد تروریستی و مداخله‌گری در ایران و منطقه اصرار دارند. با وجود شکست و رسوایی‌های مکرر ترکیه در عراق و سوریه و منطقه، رویکرد پرخاش و اتهام‌زنی در مواضع رسمی علیه ایران، در حالی که از سوی مقامات رسمی مماشات و مراعات با مقامات ترک دیده می‌شود، بر ادامه و گسترش نگاه امپراتوری‌سازی و مداخله‌گری و بی‌اعتنایی به حقوق همسایگان و بلندپروازی ادامه دارد.
این پروژه بزرگ آمریکایی به برآورد دقیق‌تر و کامل‌تر و تدابیر گسترده حاکمیتی نیاز دارد و هرگونه رفتار و راهبرد بخشی و غیرحاکمیتی یا غیر هماهنگ ملی یا ناهماهنگ با هم‌پیمانان و دوستان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای که از راهبرد آمریکا آسیب خواهند دید، خسارتی جبران‌ناپذیر است. این رؤیای آمریکایی، نقاط ضعف، مشکلات و موانع فراوانی دارد که سرمایه‌های ما برای مقابله با آن و شکست این راهبرد استکباری است.


نگاه یک
محمدرضا بلوردی

  تلاش نافرجام برای یارکشی

درحالی که اعدام شیخ‌نمر از سوی عربستان سعودی موج گسترده‌ای از اعتراضات را در کشورهای مختلف در پی داشته است، حمله به سفارت و کنسولگری این کشور در تهران و مشهد این بهانه را به دست سعودی‌ها داده است تا ضمن تلاش برای خارج شدن از فشار این اعتراضات گسترده، اهداف خود علیه جمهوری اسلامی ایران را نیز پیش ببرند. در همین راستا بود که پس از حمله به سفارت این کشور در تهران،‌ عادل‌الجبیر اعلام کرد که کشورش روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع کرده است و به دیپلمات‌های ایرانی هم 48 ساعت مهلت داده است که خاک این کشور را ترک کنند. وزیر خارجه سعودی با طرح دوباره اتهامات خود علیه ایران در رابطه با دخالت و حضور ایران در کشورهای عربی منطقه و تلاش برای اجرای حملاتی در عربستان و کشورهای حوزه خلیج‌فارس، اظهار داشت که کشورش به اقدام ایران در حمله به سفارت پاسخ خواهد داد و ضمن متوقف کردن پروازهای هوایی به تهران،‌ تمام روابط تجاری خود را هم با ایران قطع خواهد کرد و به شهروندان سعودی اجازه سفر به این کشور را نخواهد داد.
اما بخش دیگری از اقداماتی که سعودی‌ها در این زمینه انجام دادند تلاش‌هایی بود که به منظور همراه کردن کشورهای هم‌پیمان با خود دنبال کردند. هر چند که توفیق چندانی در این‌باره به دست نیاورده‌اند. در واقع، عربستان سعودی پس از عدم توفیقی که در بحران سوریه و نیز حملات نظامی گسترده خود در ده‌ ماه گذشته به یمن داشته است، اکنون به دنبال این است که با حربه قطع رابطه سیاسی در مقابل رقیب قدرتمند منطقه‌ای خود قرار گیرد؛ حربه‌ای که همراهی کشورهایی چون بحرین و سودان تأیید می‌کند که به هیچ‌وجه کارآمد نبوده است. ضمن اینکه نگاهی به شرایط این دو کشور هم نشان می‌دهد که رهبران آنها مجبور به همراهی با سعودی‌ها هستند؛ بحرین که حیات خلوت سعودی‌ها شناخته می‌شود، در چند سال اخیر با اعتراضات گسترده مردمی مواجه بوده است و حاکمان این جزیره برای سرکوب کردن این اعتراضات نیازمند حمایت سعودی‌ها هستند. در سودان هم عمر البشیر به واسطه کشتارهایی که علیه ساکنان غیر عرب منطقه دارفور انجام داده است،‌ به اتهام ارتکاب جنایات جنگی تحت پیگرد بین‌المللی قرار دارد و همچنین به واسطه تحریم‌هایی که با آن مواجه است، نیازمند حمایت‌های مالی سعودی‌ها می‌باشد.
از سوی دیگر بررسی واکنش‌های هم‌پیمانان منطقه‌ای و بین‌المللی عربستان و دیگر کشورها به اتفاقات اخیر بین تهران و ریاض حاکی از این است که سعودی‌ها توفیقی در یارکشی و تلاش برای قطع رابطه گسترده کشورهای مختلف با ایران نداشته‌اند. ایالات متحده آمریکا ضمن هشدار به سعودی‌ها به دلیل اعدام‌های گسترده در این کشور و ابراز نگرانی از وضعیت حقوق بشر در عربستان، از دو طرف خواست که آرامش خود را حفظ کنند. روسیه نیز اعلام کرد در صورتی که تهران و ریاض موافقت کنند حاضر است میزبانی گفت‌وگو بین وزیران خارجه ایران و عربستان را بپذیرد. در مصر، کشوری که به واسطه شرایط بد اقتصادی خود به شدت نیازمند کمک‌های مالی عربستان سعودی می‌باشد، وزارت خارجه این کشور تنها به محکومیت حمله به سفارتخانه و کنسولگری عربستان در ایران بسنده کرد. فرانسه هم خواستار متوقف شدن روند تشدید تنش بین عربستان و ایران شد و سخنگوی دولت این کشور اظهار داشت که فرانسه از توان خود برای گفت‌وگو و پایان دادن به این تنش استفاده می‌کند. همچنانکه آلمان نیز از به کارگیری تمام تلاش خود برای از سرگیری روابط بین ریاض و تهران خبر داد.
رجب‌طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه در حالیکه هفته گذشته سفری به ریاض داشت و با مقامات سعودی ملاقات کرد ، دو طرف بر سر تشکیل نهادی تحت عنوان «شورای همکاری‌های استراتژیک» میان دو کشور به توافق رسیدند؛ نهادی که هدف از تأسیس آن تحکیم روابط میان ریاض و آنکارا در زمینه‌های امنیتی، نظامی، سیاسی، اقتصادی، تجاری و مسائل دیگر است. در واقع، سعودی‌ها انتظار داشتند که ترکیه آنها را در این تنش همراهی کند؛ اما آنچه که از سوی مقامات آنکارا مطرح شد این بود که دو کشور ایران و عربستان را دوستان خود خطاب کرد؛ دوستانی که نباید با هم درگیر شوند و خویشتن‌داری خود را حفظ کنند.

 


نگاه دو
محمدرضا مرادی

   توهم قدرت آل‌سعود

راهبرد عربستان در افزایش سطح تنش با ایران که به دنبال قطع روابط بین دو کشور تشدید شده است در منطقه نتوانست با اقبال کشورهای عربی همراه شود. عربستان پس از اعدام آیت‌الله نمر، به بهانه حمله به سفارتش در تهران با قطع روابط با ایران سعی دارد افکار عمومی را از شکست‌های خود منحرف کند و با غوغا‌سالاری جو عمومی منطقه را علیه ایران بسیج کند، اما تاکنون در این مسیر موفق نشده است و تنها چند ریز کشور از عربستان تبعیت کردند. ریاض برای این منظور نشست فوق‌العاده شورای همکاری خلیج‌فارس را برگزار کرد و سپس در قاهره نشست فوق‌العاده اتحادیه عرب برگزار شد. در بیانیه نشست فوق‌العاده اتحادیه عرب در قاهره، ایران محکوم شد و همه کشورهای عضو اتحادیه به جز لبنان به آن رأی دادند. البته، اینکه بیانیه‌ای برای محکومیت حمله به اماکن دیپلماتیک عربستان از این نشست خارج شود، دور از انتظار نبود. نکته مهم در این‌باره به عدم تصمیم‌گیری در برخورد با ایران برمی‌گردد. در نهایت این بیانیه ضمن محکوم کردن حمله به اماکن دیپلماتیک عربستان، دولت ایران را متهم کرد که از آنها به خوبی محافظت نکرده و نبیل العربی، دبیر کل اتحادیه عرب هم در نشست یکشنبه 20 دی ماه ایران را به انجام «اقدامات تحریک‌آمیز» متهم کرد. اما در نهایت تصمیمی گرفته نشد که چه اقدام مشترکی در مقابل ایران صورت گیرد. در این بیانیه به توافق میان اعضای این اتحادیه برای اتخاذ اقداماتی مشترک علیه ایران اشاره‌ای نشده است. براساس این بیانیه کمیته مشترکی برای بحث و مذاکره درباره این بحران و مشورت درباره اقدامات احتمالی آینده ایجاد خواهد شد. عراق نیز که به این بیانیه رأی مثبت داد، درباره برخی بندهای پایانی این نشست ملاحظاتی داشت. سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز بر ناکامی عربستان در این نشست تأکید کرد و گفت: تقریباًً هیچ دولتی به شکل قطعی از آنچه عربستان از سیاست‌های یکجانبه‌اش اتخاذ کرده در زمینه قطع روابط و اقدامات تنش‌آفرین حمایت نکرده و حتی رئیس دوره‌ای اتحادیه عرب نیز پس از برگزاری نشست این اتحادیه در نشست خبری به‌صراحت مخالفت خود را با قطع روابط اعلام کرد.
درباره این نشست و سیاست‌های ناکام عربستان باید توجه داشت که سعودی‌ها به دنبال آن بودند تا در نشست اضطراری شورای همکاری خلیج‌فارس اجماعی برای قطع روابط با ایران به دست آورند که موفق نشدند. در نشست اتحادیه عرب در قاهره نیز همین هدف دنبال شد که باز به نتیجه‌ای برای ریاض ختم نشد. در این نشست عراق و لبنان با مخالفت‌ها و موضع‌گیری‌های‌شان در حمایت از ایران سبب شدند تا فضای نشست و صدور بیانیه به سمتی پیش برود که تنها بیانیه‌ای غیر الزام‌آور در پایان نشست صادر شود. در واقع، در این زمینه نمی‌توان انتقادی به رأی مثبت عراق به بیانیه پایانی وارد کرد؛ چرا که اگر مخالفت‌ها و تلاش‌های این کشور در نشست قاهره نبود شاید تصمیمی سخت‌تر از صدور بیانیه در ارتباط با ایران اتخاذ می‌شد. اما نکته مهم در این‌باره این است که عربستان به این نتیجه رسید که در میان کشورهای عربی تنها «توهم قدرت» دارد و عملاً هیچ کشور قدرتمندی در اتحادیه عرب حاضر نشد روابط خود را با ایران در حمایت از عربستان قطع کند. سیاست‌های تفرقه‌افکنانه عربستان که سبب بی‌ثباتی و تنش در جهان اسلام شده است هیچ جایگاهی را برای این کشور باقی نگذاشته است. اکنون ریاض به این نتیجه رسیده است که نمی‌تواند بر روی جهان عرب برای مقابله با ایران حساب چندانی باز کند و باید سراغ اربابان غربی ـ عبری خود برود؛ اربابانی که خود نیز در سه دهه گذشته قادر به رویارویی با ایران نبوده‌اند.


 

 

صفحه  هفتم

 
 

گزارش یک
سیدفخرالدین موسوی
 
یک قرارداد نفتی و چندین روایت
 ضرورت حرکت در مسیر تأمین منافع ملی

«بازگشت به دوران پهلوی» عبارتی تکان‌دهنده است که دکتر ابراهیم رزاقی از اقتصاددانان کشورمان درباره سرنوشت صنعت نفت، پس از عقد قراردادهای جدید نفتی در دولت یازدهم و وزارت بیژن نامدار زنگنه موسوم به (IPC) بر زبان آورده است؛ قراردادهایی که به طور رسمی در «هتل پارک پلازا وستمینستر» شهر لندن از آنها رونمایی می‌شود. نویسنده کتاب «قراردادهاي نفتي يا اسناد خيانت» درباره قراردادهای جدید نفتی می‌گوید، در دوره ملي شدن صنعت نفت هم اشتباه واگذاری میادین نفتی به خارجی‌‌ها رخ داد که موجب شد صنعت نفت تعطيل شود و يك دلار هم به ايران نرسید. رزاقی همچنین تأکید کرد: ما شايسته استقلال هستيم، حيف است با وجود استقلال سياسي سرنوشت اقتصادي‌مان را به بيگانگان بسپاريم. نتيجه اجراي قراردادهاي جديد نفتي (IPC) برگرداندن ايران به دوره‌اي است كه در اداره خود استقلال چنداني نداشت و بيكاري، فقر و اختلاف طبقاتي تشديد شده بود. اين قراردادها، شعار اصلي انقلاب اسلامي ايران، يعني استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي را زيرسؤال مي‌برد. سخنان بسیار تندی که شاید بهت و تعجب افکار عمومی را نیز به همراه داشت و در رسانه‌ها نیز بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد تا آنکه وزیر نفت دولت یازدهم بدون اشاره به سخنان مطرح‌شده در رسانه‌ها اعلام کرد؛ هرگز چنین اعتقادی ندارد. زنگنه در تعریف از قراردادهای جدید نفتی تأکید کرد که در قالب مدل جدید قراردادهای نفتی بین ٢٠ تا ٣٠ میلیارد دلار سرمایه جذب صنعت نفت می‌شود. وی با بیان اینکه صنعت نفت مشکلات زیادی دارد که مدل قراردادهای نفتی یکی از آنهاست، افزود: «برای موفق شدن یک ایده و صنعت باید عوامل و ابزارهای آن نیز فراهم شود. در قراردادهای موسوم به IPC قرار بر این است که حلقه‌های مختلف صنعت نفت (اکتشاف، توسعه و تولید) به صورت یکپارچه واگذار شوند تا شرکت‌های خارجی با چنین قراردادی، انگیزه‌ای برای حضور در صنعت نفت ایران داشته باشند.» سخنانی که اگرچه مورد استقبال اهالی رسانه واقع شد، اما نتوانست از آتش تند منتقدان بکاهد. علیرضا زاکانی از منتقدان جدی قراردادهای نفتی با برگزاری یک نشست، با استقبال از شکایت گفت: متن قراردادهای نفتی که وزارت نفت به مجلس منعکس‌ کرد و در ۸ مهر ماه تصویب شد و در آبان ماه امسال آقای زنگنه آن را ابلاغ کرد، ۱۳ برگ بیشتر نیست، در حالی که اصل قرارداد ۷۰ صفحه با متن انگلیسی و مشتمل بر موارد متعدد حقوقی است که به هیچ‌وجه رونمایی نکرده‌اند و مدعی شده‌اند این اسناد محرمانه است. نماینده مردم تهران در مجلس نهم، تأکید می‌کند در موضوع کرسنت هم دقیقاً از شرایط مشابه به کشور ضربه وارد شد، در آن قرارداد نیز نمایندگان مجلس شورای اسلامی تا مدت‌ها به هیچ‌وجه از محتوای قرارداد کرسنت خبری نداشتند و امروز شاهدیم 50 میلیارد دلار خسارت شامل جرائم و عدم‌‌النفع به کشور وارد شده که اگر یک حساب ریالی کنیم، باید گفت صدها میلیارد تومان به کشور خسارت وارد شده است! مهرداد بذرپاش، عضو هیئت‌رئیسه مجلس نیز از پنهان‌کاری دولت در اطلاع‌رسانی درباره قراردادهای نفتی انتقاد می‌کند و می‌گوید؛ دولت می‌خواهد در دقیقه 90 قراردادها را رو کند.
انتقاداتی که واکنش زنگنه را به همراه داشت. او اعلام کرد: «قراردادهای جدید به تصویب مجلس نیاز ندارد.» وی اعتراضات را بی‌مورد دانست و گفت: دولت در یک شرایط عمومی قراردادی را تصویب کرده است و طبق قانون این شرایط عمومی به رئیس مجلس ارجاع می‌شود و اگر جایی از آن خلاف قانون باشد آقای رئیس مجلس باید نظر بدهند، اگر ایشان اشکالی دیدند دولت موظف است که اشکالات و ابهامات را برطرف کند؛ حتی اگر رئیس مجلس بخواهد مورد به مورد این قراردادها را بررسی کند دولت موظف است که توضیحات لازم را بدهد.»
اگرچه این انتقادات و دفاعیات قابل بررسی است و حتی می‌شود برخی از انتقادات یا دفاعیات را ناشی از مسائل سیاسی و رقابت‌های جناحی ارزیابی کرد، اما موضوع ضرورت بازبینی قراردادهای نفتی بسیار مهم و قابل دفاع است؛ چراکه ما نیازی اساسی به طراحی مجدد قراردادهای نفتی داریم. تحول در قراردادها و رفع نقاط ضعف قراردادهای بیع متقابل، به ویژه که تجربه تحریم‌های دهه اخیر نشان داد، شرکت‌های خارجی با کوچک‌ترین بهانه با استناد حقوقی به بند «فورس‌ماژور» زیر قراردادهای قبلی زده و کار را زمین می‌گذارند بسیار ضروری و حیاتی است. اما نگرانی‌ها از جایی آغاز می‌شود که شفافیت لازم برای عقد چنین قراردادهایی بیش از آنچه اکنون شاهد آن هستیم، لازم و ضروری است! مبهم بودن شرایط موجب می‌شود بر ابهامات دامن زده شود، تا آنجا برخی رسانه‌ها مدعی شدند که قراردادهای جدید براساس آسیب‌شناسی قراردادهای سنتی طراحی نشده و در واقع کپی‌برداری ناشیانه از قراردادهای معروف به «مشارکت در مخزن» عراق است. در قراردادهای جدید نقاط ضعف قبلی اصلاح نشده و صرفاً از عایدی این‌طرف کم کرده و در عوض منافع بیشتری برای سرمایه‌گذار خارجی در نظر گرفته است. نکته دیگری که این‌بار می‌تواند بر نگرانی‌ها دامن بزند مدت زمان این قراردادهاست، که بسیار طولانی و حدود ۲۰ سال در نظر گرفته شده است. نحوه انتخاب شرکت‌های داخلی همکار با طرف‌های خارجی در این قراردادها شائبه رانت و زدوبندهای اقتصادی را افزایش داده است و چندین و چند خبر دیگر که با نگاهی خوش‌بینانه باید گفت نشئت‌گرفته از عدم اطلاع‌رسانی صحیح از سوی مسئولان ذی‌ربط است. در این میان باید توجه داشته باشیم که فراتر از هر مصلحت و اقدامی یک اصل بسیار مهم و اساسی وجود دارد و آن منافع ملی جمهوری اسلامی ایران است. فارغ از آنچه افراد مختلف چه تعبیری از قراردادها، سندهای همکاری و رفتار در روابط خارجی دارند، اصل حفظ منافع ملی ایران اسلامی در رأس همه مسائل قرار دارد و همه جریان‌های سیاسی با حفظ معیارهای مختلفی که دارند نباید منافع حزبی، گروهی، اقتصادی و فردی خود را بر مصلحت کشور و منافع مردم و کشور ارجح بدانند.
 


 

گزارش دو
منصوره خداوردی
نگاهی به هزینه تولید هر بشکه نفت در کشورهای مختلف
ایران در بازار نفت می‌ماند

سقوط آزاد قیمت نفت در بازار جهانی، تا آنجا که در عین ناباوری نفت به قیمت کمتر از 40 دلار معامله شد، افکار عمومی در جهان و به ویژه مردم ما را با این سؤال روبه‌رو کرد که چه میزان از قیمت نفت صرف تولید آن می‌شود؟ و آیا اساساً در اوضاع کنونی تولید نفت برای کشورهای صادرکننده آن به صرفه است یا خیر؟ از این رو در گزارش پیش رو به هزینه تولید نفت در کشورهای مختلف صادرکننده آن خواهیم پرداخت. کشورهای مختلف به دلایل جغرافیایی، فاصله عمق چاه‌های نفت‌شان با سطح زمین، قرار گرفتن میادین نفتی‌شان در خشکی یا دریا، به‌روز بودن و مدرن بودن تأسیسات نفتی، هزینه‌های حمل‌ونقل و... هزینه‌های متفاوتی را برای تولید هر بشکه نفت متحمل می‌شوند که در ادامه به هزینه تولید نفت در کشورهای مهم در بازار جهانی اشاره می‌کنیم:
عربستان سعودی: این کشور که نقش بسزایی نیز در کاهش قیمت نفت دارد، به دلیل نزدیک بودن ذخایر نفت خامش به سطح زمین با بهای اندک می‌تواند آن را استخراج کند. بنا بر برآوردهای موجود، هزینه عملیاتی استخراج هر بشکه نفت در عربستان به حدود یک تا دو دلار در هر بشکه می‌رسد و هزینه کلی تولید شامل مخارج سرمایه‌ای بین چهار تا شش دلار برآورد می‌شود.
عراق: استخراج و تولید نفت در کشور عراق به دلیل وضعیت خاص راهبردی و بین‌المللی از نظر تئوریک بسیار ارزان تمام می‌شود، اگرچه برخی چالش‌های امنیتی و سیاسی مانع از استخراج سریع و آسان نفت در این کشور شده و حتی افزایش هزینه‌ها را نیز به دنبال داشته است. کارشناسان معتقدند، هزینه استخراج نفت در این کشور بین چهار تا شش دلار در هر بشکه است؛ هرچند هزینه برخی میادین عراق به دلیل داشتن نفت سنگین بالاتر نیز هست.
امارات متحده عربی: کشوری کوچک با ذخایر نفتی محدود است، اما کارشناسان هزینه تولید نفت در این کشور را هفت دلار در هر بشکه برآورد کرده‌اند.
نیجریه: یکی از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت خام است که ذخایر قابل توجهی دارد. گفتنی است، تحولات نیجریه طی سال‌های اخیر در قیمت جهانی نفت نقش تأثیرگذاری داشته است. ناآرامی‌ها و درگیری‌های نظامی و سیاسی مخالفان با حکومت مرکزی و اعتصاب کارگران در این کشور طی سال‌های اخیر، یکی از مؤلفه‌های اصلی افزایش قیمت نفت خام است. هزینه تولید هر بشکه نفت خام در میدان‌های واقع در آب‌های بسیار عمیق نیجریه ممکن است به 30 دلار در هر بشکه نیز برسد و این در حالی است که هزینه استخراج نفت در میدان‌های واقع در خشکی این کشور حدود 15 دلار برای هر بشکه است.
آنگولا: هزینه استخراج نفت در آب‌‌های فراساحلی این کشور به حدود 40 دلار در هر بشکه می‌رسد.
قزاقستان: این کشور میادین نفتی توسعه‌نیافته بسیاری دارد و هزینه حمل‌ونقل و دسترسی به بنادر آن زیاد است؛ اما کارشناسان، تولید نفت از میدان «قزمونای گز» این کشور را حدود 15 تا 18 دلار تخمین زده‌اند و بزرگ‌ترین اپراتور نفتی این کشور که میدان «تنگیز شورواویل» را توسعه می‌دهد، حدود 10 تا 12 دلار هزینه استخراج نفت از این میدان را برآورد کرده است.
ونزوئلا: کارشناسان هزینه تولید نفت در این کشور را که یکی از اعضای اصلی اوپک و از بزرگ‌ترین تولیدکنندگان نفت خام در جهان است، در مجموع 20 دلار در هر بشکه تعیین کرده‌اند. البته بیشتر میادین نفتی ونزوئلا غیرشنی است که هزینه استخراج آن کمتر از سایر میادین نفتی است. کارشناسان همچنین هزینه‌های تولید در میدان نفتی «اورکینوکو» در حوزه‌های شنی ونزوئلا را حدود 30 دلار در هر بشکه برآورد کرده‌اند.
اکوادور: از تولیدکنندگان نفت است که میدان‌های کوچک نفتی زیادی دارد که دسترسی زیادی به بنادر ندارد و از این رو هزینه تولید نفت در هر بشکه در این کشور 20 دلار عنوان شده است.
انگلیس: این کشور یکی از تولیدکنندگان نفت در دریای شمال به شمار می‌رود. هزینه استخراج منابع نفتی آن به دلیل دشواری دسترسی به نفت باقی‌مانده در بخش انگلیسی دریای شمال به 50 دلار در هر بشکه می‌رسد و به دلیل عمیق بودن آب‌های این منطقه هزینه تولید در آن بسیار بالاست. نفت دریای شمال اگرچه از نوع نفت مرغوب و سبک است که معمولاً هزینه‌های تولید آن پایین‌تر از نفت‌های سنگین یا نفت خام‌های فوق سنگین است، اما واقع شدن میادین نفتی انگلیس در مناطق عمیق دریای شمال، هزینه تولید و استخراج نفت در این منطقه را افزایش داده است.
ایران: این کشور از جمله کشورهایی است که تولید نفت در آن بسیار ارزان است. آمارهای رسمی مدیریت برنامه‌ریزی تلفیقی شرکت ملی نفت ایران نشان می‌دهد، هم‌اکنون متوسط هزینه تولید یک بشکه نفت خام در ایران با احتساب تمامی میادین خشکی و دریایی بین سه تا چهار دلار است.
به گفته مدير برنامه‌ريزي تلفيقي شركت ملي نفت ایران در میادین مناطق نفت‌خیز جنوب کشور، که بزرگ‌ترین تأمین‌کننده طلای سیاه کشور است، در حال حاضر هزينه توليد هر بشكه نفت بين ۵/۱ تا ۸/۱ دلار است. این در حالی است که ایران در طول یک دهه گذشته تولید نفت از برخی میادین همچون هنگام را که با کشور عمان مشترک بوده، آغاز کرده است که جزء یکی از سبک‌ترین و مرغوب‌ترین نفت خام‌های جهان به شمار می‌رود.
براساس این آمار و اطلاعات، قیمت پایین نفت هیچ‌گاه سبب نخواهد شد که ایران از بازار جهانی نفت دور شود، بلکه با کاهش قیمت نفت و خروج کشورهایی که هزینه‌های سنگینی برای تولید نفت متحمل می‌شوند، تقاضا برای خرید نفت کشورمان با روند افزایشی نیز روبه‌رو خواهد شد و جایگاه ما در بازار بین‌الملل با توجه به کیفیت نفت ایران تقویت نیز خواهد شد.


نیم نگاه
ابوذر احمدی

 اختلافات فرماندهان بلای جان ارتش صهیونیستی
 

«آمان» سرویس اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی است. در این سرویس اطلاعاتی بخشی به نام «واحد تحقیقات» وجود دارد؛ بخشی مهم که تهیه و تدوین برآوردهای راهبردی سالانه رژیم صهیونیستی را برعهده دارد.
ریاست دایره تحقیقات بخش اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی «امان» بالاترین سمت پس از ریاست این سازمان است. رئیس دایره تحقیقات «امان» در واقع باید از فرصت‌ها و تهدیدهای رژیم صهیونیستی ارزیابی‌های راهبردی تهیه کند و آن را به دولت ارائه دهد.
اکنون که انتفاضه سوم مردم فلسطین، رژیم صهیونیستی را با بحران شدید امنیتی روبه‌رو کرده، «ایلی بن‌مئیر» رئیس بخش تحقیقات اطلاعاتی نظامی رژیم صهیونیستی از سمت خود استعفا داده است.
استعفایی که برخی ناظران مسائل رژیم صهیونیستی، آن را به دلیل اختلافات ایجاد شده میان فرماندهان سرویس اطلاعات نظامی رژیم صهیونیستی می دانند.
«بن‌مئیر» هفته گذشته به دلیل اختلاف نظر درباره فعالیت این یگان، از ژنرال «هرتصی هالوی» فرمانده شاخه اطلاعات نظامی ارتش صهیونیستی خواست که وی را از ادامه همکاری در این یگان معاف کند. یک منبع امنیتی رژیم صهیونیستی در این‌باره گزارش داد، درگیری لفظی شدیدی میان «ایلی بن‌مئیر» و «هرتصی هالوی» رئیس «آمان» درباره شیوه عملکرد این یگان و برخی از افسران آن رخ داده و در نهایت «گادی آیزنکوت» فرمانده ارتش رژیم صهیونیستی نیز با استعفای بن‌مئیر موافقت کرده است.
این در حالی بود که منابع امنیتی رژیم صهیونیستی تلاش می‌کردند این اختلافات را شخصی جلوه داده و با وضعیت حاکم بر این نهاد اطلاعاتی بی ارتباط نشان دهند. همزمان با این اتفاق، «اویحای رونتسکی»، خاخام ارشد سابق ارتش رژیم صهیونیستی نیز از «راوی پیرتس» خاخام ارشد فعلی ارتش خواسته است در پی تصمیم اخیر آیزنکوت، فرمانده ارتش مبنی بر انتقال «دایره آگاه‌سازی یهودی» در ارتش از واحد خاخام‌های نظامی به معاونت نیروی انسانی، از سمت خود کناره‌گیری کند.
رونتسکی در مصاحبه با رادیو ارتش رژیم صهیونیستی تصریح کرد، تصمیم گادی آیزنکوت نشان‌دهنده این است که وی به خاخام‌های نظامی اعتمادی ندارد.
گفتنی است، وظیفه دایره آگاه‌سازی یهودی آموزش مفاهیم، افکار و ایده‌های یهودی به نظامیان و افسران ارتش صهیونیستی است. این در حالی است که طی سال‌های اخیر نیز برخی خاخام‌های وابسته به جریان صهیونیستی مذهبی افراطی و در رأس آنها «رونتسکی» توانسته‌اند بر دایره مذکور سیطره پیدا کنند.
«یتسلنیل سموتریچ» یکی از اعضای تندروی کنست(پارلمان) رژیم صهیونیستی از حزب «خانه یهودی» اظهار داشت، تصمیم آیزنکوت نشان می‌دهد، وجهه و جایگاه ارتش در خطر است و هدف نهایی از این تصمیم، کاهش نفوذ و تأثیرات خاخام‌های نظامی است.
برخی ناظران مسائل رژیم صهیونیستی معتقدند، این اختلافات در بخش‌های دیگر ارتش نیز وجود دارد که خود سبب بروز چالش‌های جدی در ارتش رژیم صهیونیستی شده است. این در حالی است که شبکه دو تلویزیون رژیم صهیونیستی هم به تازگی گزارشی منتشر کرد و در آن، طبق یک نظرسنجی اعلام کرد، 72 درصد از جامعه صهیونیستی ضمن اینکه از فساد گسترده در میان مقامات رژیم صهیونیستی رنج می‌برند، نسبت به مقامات خود بی‌اعتماد بوده و از عملکرد آنها ناامید هستند.
به اعتقاد تحلیلگران سیاسی، در شرایطی که رژیم صهیونیستی در مهار انتفاضه مردمی فلسطین ناتوان مانده و با شرایط پیچیده امنیتی دست به گریبان است، اختلاف میان سران نظامی و امنیتی ارتش صهیونیستی حکایت از چالش مهم دیگری در این رژیم دارد؛ چالشی که از متزلزل بودن بیش از گذشته ارتش صهیونیستی خبر می‌دهد. ارتشی که همه مباهات سران صهیونیستی به آن بوده و حیات رژیم صهیونیستی در گرو آن است.


دریچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند
     تعداد نیروهای انگلیس در ایران در سال پایانی جنگ جهانی اول

فرانسیس وایت، دبیر سفارت آمریکا در گزارشی می‌آورد که «ژنرال دنسترویل به طور کاملاً محرمانه به او گفته است که در اوایل سال 1918، انگلیسی‌ها 400 هزار نیرو در بین‌النهرین داشتند. براساس آمار و ارقامی که میروشنیکف روسی ارائه می‌دهد نیز معلوم می‌شود که در سال‌های 1919 ـ 1918، انگلیسی‌ها حداقل 55 هزار نیروی منظم انگلیسی ـ هندی در ایران داشتند، که این منهای نیروهای شبه‌نظامی متعددی نظیر پلیس جنوب و مزدوران دیگری است که در ایران ایجاد کرده بودند.
میروشنیکف معتقد است که یکی از روش‌های اصلی تحریف تاریخ تهاجم انگلیس به ایران و اشغال این کشور کمتر نشان دادن شمار نیروهای انگلیسی مستقر در ایران است. مورخان انگلیسی بسیاری به این کار پرداخته‌اند، «به ویژه سرهنگ الیس و دنباله‌رو او، اولمان و در کنار آنها، نویسنده گمنام مقاله نیروهای انگلیسی ـ هندی در ایران به وظیفه بی‌اجر و مزد [تحریف آمار و ارقام مربوط به شمار نیروهای انگلیس در ایران] پرداخته‌اند...» یک نمونه خوب در این ارتباط، تحریف شمار نیروهای کمربند شرق ایران است. میروشنیکف با استفاده از آمار و ارقام ارائه شده از سوی سرلشکر دیکسن، بازرس کل کمربند شرق ایران نشان می‌دهد که انگلیسی‌ها نزدیک به 8 تا 9 هزار نیروی جنگی در این منطقه داشتند، که این منهای نیروهای غیررزمی آنهاست. این آمار خیلی بیشتر از آماری است که مورخان انگلیسی مدعی هستند. علاوه بر نیروهای منظم، «مزدوران» محلی متعددی نیز در خدمت انگلیسی‌ها بودند. میروشنیکف در ‌این‌باره توضیح می‌دهد: «انگلیسی‌ها علاوه بر نیروهای منظم، مزدورانی نیز در خراسان و سیستان در شرق ایران در خدمت داشتند. این مزدوران (در یگان‌های پیاده و سواره‌نظام) از میان جمعیت بومی به استخدام در‌می‌آمدند؛ آنها به سلاح‌های انگلیسی مجهز می‌شدند و تحت فرماندهی افسران انگلیسی قرار داشتند. سپاه سیستان 1700 سرباز ،13 افسر انگلیسی و ۵۸ افسر ایرانی و سپاه خراسان ۵۸۰ سرباز، ۶ افسر انگلیسی و ۱۲ افسر ایرانی داشتند. هر دو سپاه تحت فرماندهی افسر ارشد انگلیسی در منطقه مربوطه قرار داشت و همه امور اداری آنها توسط سرکنسول انگلیس در خراسان و کنسول آنها در سیستان انجام می‌شد.» میروشنیکف چنین نتیجه می‌گیرد که «اطلاعات فوق درباره نیروهای انگلیسی ـ هندی در شرق ایران نشان می‌دهد که انگلیسی‌ها کاملاً حق داشتند که خود را اربابان بلامنازع این قسمت از کشور بدانند.»
میروشنیکف درباره قوای انگلیسی در بوشهر می‌نویسد: «طبق آمار رسمی منتشرشده از سوی دولت هند، «‌سهم هند در جنگ بزرگ» ‌در زمان امضای آتش‌بس (نوامبر 1918)، ۱۱ گردان پیاده‌نظام هندی، ۱۲/۳ هنگ سواره‌نظام با 14 آتشبار توپخانه در سواحل خلیج‌فارس در ایران بود. از این آمار می‌توان نتیجه گرفت که از 20 هزار نیرویی که در اوایل سال 1919 در جبهه بوشهر حضور داشتند، بیش از 10 هزار نفر از آنها (بیش از نیمی از آنها) نیروی رزمی بودند.» میروشنیکف درباره شمار نیروهای انگلیسی در مناطق دیگری از جنوب ایران می‌نویسد: «استان‌های جنوبی ایران، یعنی فارس و کرمان،‌ در کنترل نیروهای ژنرال سایکس بودند، که تعداد آنها به بیش از دو هزار نفر پیاده‌نظام و سواره‌نظام هندی و همچنین نیروهای پلیس جنوب، بالغ می‌شد.»
نیروهایی بریتانیایی مستقر در خوزستان نیز اشغال کل نیمه‌جنوبی ایران را کامل کردند: «انگلیس در «جبهه کارون» نزدیک به سه هزار سرباز و افسر ـ پیاده‌نظام، سواره‌نظام و توپخانه ـ را در طول ماه‌های آخر جنگ نگه داشت [شمار قوای انگلیس در این جبهه در سال 1915 بالغ بر 10 هزار نفر بود]. مقر فرماندهی نیروهای کارون، همچون گذشته در اهواز بود و حوزه نفوذ آن خوزستان و بختیاری را در‌بر‌ می‌گرفت.»
باید به این 55 هزار نیروی انگلیسی حداقل 25 هزار «شبه‌نظامی» و «مزدور» نیز افزود که توسط انگلیسی‌ها تعلیم دیده و مسلح شده بودند: پلیس جنوب به استعداد شش هزار نفر؛ شبه‌نظامیان مسیحی آذربایجان به استعداد هفت هزار نفر؛ مزدوران خراسان و سیستان به استعداد 2500 نفر، مزدوران کرد (‌که ساوئرد در گزارش‌هایش به آنها اشاره کرده ولی تعدادشان نامعلوم است) و نهایتاً قزاق‌های ایرانی که از سال 1918 از انگلیسی‌ها حقوق می‌گرفتند و تحت فرمان آنها بودند،‌ به استعداد تقریباً 10 هزار نفر. میروشنیکف در پایان می‌پرسد: «آیا این به معنای اشغال نظامی ایران توسط انگلیس نیست؟»

 

 

صفحه هشتم

 
 

احزاب
عبدالله شمسی

جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی ایران معاصر
 جریان‎شناسی فکری ـ فرهنگی فمینیسم

فمینیسم که یکی از جریان‌های فکری ـ فرهنگی تاریخ معاصر ایران است، از بدو ظهور تا کنون سبب ایجاد تحولاتی تأثیرگذار در عرصه‌های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران شده است. فمینیسم به معنای جنبش برابری‎خواهی(سکولاریستی) زنان و مردان، در وضعیت زنان در غرب پس از رنسانس، مبانی اندیشه‌ای جدید، اندیشه سیاسی اجتماعی نوین و تحولات نظام سرمایه‌داری غرب ریشه دارد.
این جنبش با اتخاذ رویکرد ایدئولوژیک، به تدریج در جامعه غرب ریشه دوانید و در نیمه دوم قرن بیستم میلادی با نفوذ و گسترش کامل در همه زمینه‌های حقوقی، به تصویب قوانین برابری‎طلبانه، به ویژه در اسناد بین‎المللی منجر شد. با گسترش استعمار در جهان، به ویژه سلطه هر چه بیشتر غرب بر جهان اسلام و استحاله فرهنگ اسلامی، جنبش فمینیستی به کشورهای اسلامی نیز نفوذ کرد. در ایران هم گرایش به این جنبش، پس از انقلاب مشروطه، به دلیل افزایش ارتباط ایرانیان با دنیای غرب، آغاز شد و با اقبال روشنفکران و دولت‌های پس از مشروطه به افکار غرب، گسترش یافت. با پیروزی انقلاب اسلامی، مخالفان نظام جمهوری اسلامی از یک سو در خارج از کشور، در قالب جنبش فمینیستی به فعالیت علیه نظام اسلامی روی آوردند و از سوی دیگر در داخل کشور با افزایش فعالیت گروه‌های متمایل به غرب، به‎ ویژه در دهه دوم و سوم انقلاب اسلامی، اندیشه‎های برابری‌خواهانه فمینیستی به صورت آشکار یا در پوششی اسلامی گسترش یافت.
اگرچه جنبش برابری‌خواهی
(سکولاریستی) زنان و مردان به معنای اعم، در مباحث دانشگاهی، شامل هرگونه مطالبات حقوقی و طلب منزلت اجتماعی برای زن است، اما آنچه در حال حاضر به منزله جنبش مطرح می‌شود، یک جنبش کاملاً سیاسی ـ ایدئولوژیکِ حمایت شده از کانون‌های مشخصی در جهان، به ویژه نظام سلطه و نوع خاصی از مطالبات زنانه یا به ظاهر زنانه است که خارج از گفتمان اسلامی است. با در نظر گرفتن این نکته که مبانی ایدئولوژی فمینیسم در ایران، برگرفته از اومانیسم، لیبرالیسم، سکولاریسم و اندیشه‌های پسامدرنیستی است، حتی در بهترین حالت نیز هیچ سنخیتی با وضعیت اعتقادی، فرهنگی و اجتماعی زنان مسلمان ایران ندارد.
بنابراین، ترویج و گسترش آن در جامعه اسلامی، همانند آنچه در غرب است، افزون بر سست کردن اعتقادات دینی، بی‌بندو‌باری، ابتذال جنسی، نابودی و متلاشی شدن کانون خانواده و سرانجام، تضعیف نظام اسلامی را که بر آموزه‌های دینی درباره زن تأکید می‌کند، به دنبال خواهد داشت. به همین دلیل، لازم است جریان فمینیستی و ابعاد مختلف آن در جامعه ایران به خوبی شناخته شود تا اقدامات لازم در جهت خنثی‌سازی آثار مخرّب آن صورت پذیرد.

تعریف فمینیسم
در بخش اول این سلسله نوشتار، به تعریف واژگان جریان، جریان‌شناسی، جریان فکری ـ فرهنگی و فرهنگ که لازمه شناخت هر جریان است، پرداخته شد. در ادامه در ارتباط با جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی فمینیسم، مفهوم واژه فمینیسم تبیین می‌شود.
فمینیسم از واژهfeminine (زنانه، زن‌آسا، مادینه، مؤنث) است که در اصل از زبان فرانسه، و در نهایت از ریشه لاتینی femina گرفته شده است.(۱) فمینیسم در لغت، به معنای زن‌گرایی، جنبش زن‌گرایی، جنبش زنان،(۲) طرفداری از زنان، هواخواهی زنان و طرفداری از حقوق زنان(۳) است. فمینیسم در مطالعات سیاسی ـ اجتماعی، در دو معنای نزدیک به هم در زبان انگلیسی به کار می‌رود؛ در معنای نخست، نظریه‌ای که معتقد است زنان باید به فرصت‌ها و امکانات مساوی با مردان در تمامی جنبه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دست پیدا کنند. در معنای دوم، به جنبش‌های اجتماعی اطلاق می‌شود که تلاش می‌کنند تا اعتقاد و باور فوق را که در معنای نخست ذکر شد، نهادینه کنند.(۴)
برخی معتقدند، فمینیسم مفهوم واحدی نیست، بلکه مجموعه‌ای از عقاید یا کنش‌هایی متفاوت و چند‌وجهی است. بنابراین، به دلیل وجود انواع بسیار مختلف و گاه متضاد فمینیسم، ارائه تعریف جامعی که تمام آن انواع را دربر بگیرد، دشوار است. با این حال، می‌توان به خصلت‌های مشترکی بین انواع متعدد و متفاوت فمینیسم دست یافت که عبارتند از: توجه به تبعیض جنسیتی و موقعیت فرودست زنان در جامعه، تلاش برای ایجاد تغییرات در نظم اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به منظور کاهش تبعیض و غلبه بر آن،(۵) اعتقاد به اومانیسم و سکولاریسم، غیرطبیعی دانستن نابرابری اقتصادی و سیاسی زن و مرد و انتقاد از خانواده سنتی و نقش‌های مبتنی بر جنسیت.(۶) با توجه به این خصلت‌های مشترک، می‌توان تفسیر و تعریفی از فمینیسم ارائه داد که تعداد بسیار زیادی از انواع مختلف فمینیست‌ها را شامل می‌شود.
بنابراین، فمینیسم به معنای «دفاع از حقوق زنان، مبتنی بر انگاره اومانیسم و سکولاریسم، با تأکید بر غیر‌طبیعی دانستن نابرابری‌های موجود، و حرکت به سمت برابری یا موقعیت برتر زنان»(۷) است.

فراز و نشیب‌های تاریخی جریان فمینیسم در غرب
فمینیسم(۸) به منزله یک جنبش اجتماعی از یک‌سو در نگاه جدید غرب به انسان و تعریف مردانه از آن ریشه دارد و از سوی دیگر پیامد تهاجم به حرمت، کرامت و حقوق دنیوی زنان پس از رنسانس، به‌ویژه قرن پانزدهم تا هجدهم میلادی است.(۹) ریشه‎های فکری این جنبش در غرب را می‎توان در برخی آثار چاپ شده درباره حقوق زنان در قرن چهاردهم و دوران رنسانس و نیز به صورت منسجم در قالب نظریه برابری زن و مرد، در قرن هفدهم میلادی جست‌وجو کرد.(۱۰)
فمینیسم جنبشی اجتماعی است که در تحولات انقلابی فرانسه در اواخر قرن هجدهم میلادی ریشه دارد. پس از انقلاب فرانسه در سال 1789م و تدوین اعلامیه حقوق بشر در آن کشور و در نظر نگرفتن حقوق زنان در آن اعلامیه، اعتراضاتی به‌ویژه از سوی زنان در فرانسه به تبعیض موجود در اعلامیه حقوق بشر آن کشور صورت گرفت. گسترش اعتراضات یاد شده در قرن نوزدهم در آن کشور، سبب شکل‎گیری جنبشی با نام فمینیسم شد.(۱۱) همزمان با اعتراضات زنان در فرانسه، در آمریکا نیز پیمان «سِنِکا فالز» در 1848م که پیمانی علیه نابرابری میان زنان و مردان در آن کشور بود، زمینه‎ساز شکل‎گیری جنبش فمینیسم در آمریکا با عنوان نهضت سنکا فالز شد. صدور اعلامیه‎ای که در آن به خلقت مساوی تمام مردان و زنان توجه داده شده بود و به عبارتی نیز اولین منشور دفاع از حقوق زنان به شمار می‎رفت، از جملۀ دستاوردهای آن نهضت در سال 1848م در آمریکا به شمار می‌آيد.(۱۲)
به طور کلی، جنبش فمینیسم در اروپا و آمریکا تا اواخر قرن نوزدهم دستاورد قابل‌توجهی نداشت، اما تلاش جنبش فمینیسم در دو دهه اول قرن بیستم زمینه‌ساز طرح برابری حقوق زنان با مردان، به ویژه در اسناد بین‎المللی در سطح جامعه ملل شد. تصریح به تساوی حقوق زن و مرد در اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال 1948م و تصویب کنوانسیون حقوق سیاسی زنان در سال 1952م، از جمله آثار و نتایج تلاش جنبش زنان در دو دهه اول قرن بیستم به شمار می‎آید. فعالیت‎های جنبش زنان در اواخر قرن نوزدهم و دو دهه اول قرن بیستم در اصطلاح، موج اول جنبش فمینیسم نامیده می‎شود.(۱۳) از تاریخ تصویب اعلامیه حقوق بشر در سال 1948م به بعد، افراد و گروه‎های آزادی‌خواه حامی برابری سیاسی و اجتماعی زنان و مردان، در جهان با نام فمینیست شناخته شدند.(۱۴)
موج دوم جنبش فمینیسم در دهه 60 میلادی به رهبری «سیمون دوبوار» آغاز شد. شعار برابری کامل زنان و مردان در همه حوزه‎های اجتماعی، روانی و فرهنگی، درخواست وقوع انقلابی اساسی در تمامی زاویه‎های حیات فردی و اجتماعی و شعار برتری زنان، از جمله ویژگی‏های موج دوم جنبش فمینیسم است.(۱۵) در این دوره، این جنبش ضمن مردسالارانه دانستن دانش موجود، ساختارهای ایدئولوژیکی را که زنان را نسبت به مردان در وضعیت فرودستی قرار می‌داد، نقد کرد. کنوانسیون «رضایت برای ازدواج» در سال 1962م، کنوانسیون «محو کلیه اشکال تبعیض علیه زنان» در سال 1979م و اعلام سال‎های 1976 تا 1985 به نام دهه زنان از سوی سازمان ملل متحد، از جمله آثار بین‎المللی موج دوم جنبش فمینیسم به شمار می‎رود.(۱۶)
از اوایل دهه 1370/ 1990 م، موج سوم جنبش برابری‌خواهی زنان و مردان آغاز شد که رویکرد دوباره جهان غرب به نقش‌های سنتی زنان و نهاد خانواده را به دنبال داشت و در آن حرکت‎های تند موج دوم تعدیل شد. معرفی سال 1373/ 1994م با عنوان سال خانواده از سوی سازمان ملل متحد، از جمله آثار بین‎المللی موج سوم فمینیسم است.(۱۷)
جنبش فمینیسم برای رسیدن به اهداف خود، در قالب مکاتب و نظریه‌های سیاسی ـ اجتماعی به فعالیت پرداخته است، به گونه‌ای که وجه غالب در موج اول جنبش فمینیسم، استفاده از ارزش‌های لیبرالیستی و مارکسیستی بود. رویکرد موج دوم آن، با گسترش برابری‌خواهی زنان و مردان به تمامی حوزه‌های بشری، افراطی و انقلابی همراه بود. موج سوم جنبش فمینیسم نیز متأثر از ارزش‌های سوسیالیستی و پست‌مدرنیستی است.(۱۸)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.
 


آفاق
محمد رضا اسکندری
 مارتین لوتر: برداشت دینی (نظریه دوقلمرو)

چنانچه در مقالات پیشین توضیح داده شد، دوران مدرن در غرب از چهار مرحله شامل دوران رنسانس، عصر اصلاح مذهبی، عصر روشنگری و عصر انقلاب صنعتی شکل گرفته است. دومین مرحله دوران مدرنیته غربی، یعنی عصر اصلاح دینی از چهار گرایش و رویکرد مهم و اساسی درباره رابطه دین و سیاست در غرب تشکیل شده است. این چهار رویکرد عبارتند از؛ ۱ـ برداشت دینی؛ تفوق دین بر سیاست، ۲ـ برداشت ابزاری؛ تبعیت دین از سیاست، ۳ـ برداشت لیبرالی؛ تفکیک دین از سیاست و ۴ـ برداشت انتقادی؛ از رابطه دین و سیاست.

برداشت دینی؛ تفوق دین بر سیاست
این روش معتقد به برتری مطلق دین بر سیاست و در نتیجه تبعیت بی‌چون و چرای دومی از اولی است. این برداشت که پیش از این برداشت دنیای مسیحی سده‌های میانه بود، «دینی» نامیده می‌شود؛ زیرا این برداشت معمولاً کار اذهان عمومی است که به تعالی خداوند و تفوق امر روحانی حساسند. این برداشت مربوط به لوتر، ژان بدن، بوسوئه و دومستر است.

لوتر؛ نظریه دو قلمرو
لوتر (۱۵۴۶ـ ۱۴۸۳) بیشتر اصلاح‌گری دینی است تا یک نظریه‌پرداز سیاسی و اندیشه‌اش اساساً در زمینه کلامی شرح‌وبسط می‌یابد. ولی او نتوانست از برخورد با مسائل سیاسی اجتناب کند و مسئله قدرت دنیوی را مطرح می‌کند. در واقع، در دوران او، بین امر دینی و امر سیاسی نه‌تنها روابطی تنگاتنگ که اختلاطی واقعی وجود داشت، وانگهی سیاست از دین بهره نمی‌برد؛ زیرا کلیسا در امور دنیا وسیعاً غوطه‌ور بود و در عین حال پاپ‌ها همانند اسقف‌ها شهریاران دنیوی بودند. بنابراین پروژه لوتر به‌طور مشخص رهایی کلیسا از این وضعیت حقارت‌آمیز و برگرداندن آن به خلوص اولیه انجیل بود. وی با تهاجم به سلسله مراتب [کلیسای] کاتولیک، به ضرورت باید با قدرت سیاسی که کلیسا با آن تاحدی رابطه داشت، برخورد می‌کرد. بنابراین از نظر لوتر رابطه دین و سیاست انتزاعی نبوده است. وی از ساخت و پاخت بین کلیسا و قدرت دنیوی شخصاً رنج می‌برد و لذا پروژه‌ اصلاح او می‌بایست مقامات سیاسی را در نظر می‌گرفت.

دیالکتیک ایمان و اعمال دینی
اندیشه سیاسی لوتر، گر چه متأثر از شرایط بود، ابداً در عمل اجرا نشد، ولی در نظرات کلامی اساسی‌اش عمیقاً ریشه دوانید. نظر اصلی او این است که انسان در پیشگاه خداوند تنها با ایمان ـ و نه با اعمال دینی فردی، یعنی با کنش‌های ظاهری که شریعت مقرر می‌دارد ـ آمرزیده می‌شود و به رستگاری ابدی می‌رسد. شاکله‌ اندیشه لوتر بیانگر جدایی ریشه‌ای در سه سطح می‌باشد؛ روح در مقابل جسم، ایمان در مقابل اعمال دینی (شریعت) و دین در مقابل سیاست. اگر انسان آمرزیده شود؛ یعنی با ایمان آزاد و رستگار شود، به آزادی کامل می‌رسد. این آزادی به هیچ وجه مجوز انجام هر کاری را نمی‌دهد. این آزادی، ماهیت معنوی دارد. انسان مسیحی آزادترین انسان است، صاحب همه چیز است و مطیع هیچ‌کس نیست. انسان مسیحی در همه امور خوش‌خدمت‌ترین فرد است، او مطیع همه است. همین دو عبارت به ظاهر متناقض ولی در باطن مکمل است که در رساله آزادی مسیحی شرح و بسط یافته است. آمرزش به واسطه ایمان موجب بی‌ثمری اعمال دینی و شریعت برای انسان مسیحی می‌شود. در واقع، انسان مسیحی برای آمرزیده شدن به اعمال دینی نیاز ندارد. پس اگر به اعمال دینی نیاز ندارد، شریعت نیز ضروری نیست. انسان مسیحی که به واسطه ایمان آزاد شده برای تأمل در خویش خود را از جهان خارج منزوی نمی‌کند، بلکه برعکس، خود را برای عشق همگانی آماده می‌کند. بنابراین ایمان او را از اعمال دینی منصرف نمی‌کند، بلکه برای او روحی تازه و آمادگی کامل باز می‌آورد. اگر ایمان منشأ آزادی مسیحی است، آزادی مسیحی نیز در اعمال دینی شکفته می‌شود.

تمایز بین دو قلمرو
لوتر به رابطه دین و سیاست در بستری مسیحی، یعنی در چارچوب مسیحیت سنتی یا پیکره اجتماعی مسیحی می‌اندیشد. او اساساً در یک سپهر دینی، همچون سده‌های میانه، جای دارد. به‌علاوه، اهداف او به منزله اصلاحگر صرفاً به نظام روحانی تعلق دارد. بنابراین لوتر نمی‌تواند به رابطه‌ دین و سیاست جز در چارچوب جامعه مسیحی بیندیشد. تمایزی که او بین این دو قائل می‌شود مانع از آن نمی‌شود که این دو را به هم مرتبط نسازد و ایده سیاست مسیحی را پیشنهاد نکند. لوتر بر بنیاد الهی قدرت دنیوی، به طور سنتی و متناسب با الهیات سده‌های میانه، تأکید می‌کند؛ زیرا این قدرت از خداوند نشئت می‌گیرد و از جانب او مقرر شده است. وی می‌نویسد: «حقوق دنیوی و قدرت دنیوی به‌واسطه اراده و امر خداوند وجود دارند.» او به دو متن انجیل استناد می‌کند که برای پی‌ریزی منشأ الهی قدرت اغلب به آنها تمسک جسته‌اند؛ یکی از رساله رومیان و دیگری از نامه سن پیر استخراج شده است. این متن او را به آنجا سوق می‌دهد که بر خصیصه سرکوبگر قدرت نیز تأکید ورزد.
لوتر ضمن تأکید بر منشأ الهی قدرت دنیوی، دو قلمرو با ماهیت متفاوت و کاملاً منفک را متمایز می‌کند. در واقع او، مردمان را به دو دسته تقسیم می‌کند: یک دسته، آنان که به قلمرو خداوند تعلق دارند، یعنی آنان که به مسیح اعتقاد دارند و از او تبعیت می‌کنند و دسته دیگر، آنان که به قلمرو دنیا تعلق دارند، یعنی همه کسانی که مسیحی نیستند. قلمرو اول، قلمرو ایمان است که در آن شریعت ضروری نیست و قلمرو دوم، قلمرو شریعت است که در آن ایمان غائب است. در قلمرو خداوند، حقوق، اجبار و قدرت سرکوبگر محلی از اعراب ندارند، زیرا آنجا قلمرو آزادی است که در آن انسان مسیحی خود به‌خود خوبی می‌کند بی‌آنکه از جانب قدرت خارجی مجبور شود. بنابراین لوتر در چارچوب مسیحیت اساساً درکی دینی و کلامی از قدرت سیاسی دارد. تفکیک دو قلمرو به هیچ وجه به غیر دینی شدن قدرت دنیوی نمی‌انجامد. بدبینی دینی لوتر، او را به درکی منفی از قدرت سوق می‌دهد. کارکرد قدرت بر سرکوبی که از سوی خداوند مقرر شده فروکاسته می‌شود و ابداً مبتنی بر سرشت اجتماعی انسان نیست.

روابط بین دو قلمرو
لوتر معتقد است که قدرت دنیوی برای همه دنیای مسیحی؛ هم برای کشیشان و هم برای لائیک‌ها، مناسب است، زیرا این قدرت روی شهریاران آلمان برای اصلاح کلیسا حساب می‌کند. قدرت دنیوی که متکی بر کارکرد فراگیر همه مسیحیان است. بین کشیشان و لائیک‌ها فرقی قائل نمی‌شود، زیرا همگی به پیکره اجتماع مسیحی تعلق دارند، بنابراین این قدرت با کسانی که معتقدند قدرت دنیوی بر روحانیون اعمال نمی‌شود و مطیع قدرت روحانی است، مخالف است. لوتر موافق حق دخالت قدرت دنیوی در سازمان کلیسا و در جلوه‌های حیات دینی است؛ چرا که این قدرت برای اصلاح کلیسا به آن تمسک می‌جوید. بدین ترتیب وی درکی جدید از مسیحیت ارائه می‌کند. یعنی در جامعه مسیحی کارکردهای دینی را به شهریاران اختصاص می‌دهد. اما لوتر در سال ۱۵۲۳ م پس از آنکه کلیسای روم او را محکوم کرد و حکومت امپراتوری وی را از حقوق و امتیازات محروم ساخت. در «رساله اقتدار دنیوی» بر تفکیک دقیق‌ بین دو قلمرو خدا و دنیا اصرار می‌ورزد. بنابراین او حدود قدرت دنیوی را به روشنی مشخص می‌کند. قدرت دنیوی تنها مربوط به اجسام، اموال و اشیای خارجی است، در حالی که قدرتی که به خداوند تعلق دارد تنها بر روح‌ها حکومت می‌کند. بنابراین انسان مسیحی باید به قدرت دنیوی وفاداری کامل داشته باشد، زیرا این قدرت برای غیرمسیحیان ضروری است. از طرفی چون قدرت از سوی خداوند ایجاد شده و این قدرت خوب و ضروری است، انسان مسیحی نیز می‌تواند آن را تصاحب و از آن استفاده کند. انسان مسیحی از قدرت نه به نفع خود که برای خدمت به دیگران و در نهایت خدمت به خداوند استفاده می‌کند. با این وجود، حتی اگر یک انسان مسیحی این قدرت دنیوی را اعمال کند، نه می‌تواند به قلمرو خداوند تجاوز کند و نه در قلمرو ایمان که تنها مربوط به خداوند است، مداخله کند. لوتر از این مسئله دو نتیجه می‌گیرد؛ ۱ـ قدرت دنیوی می‌تواند شهریاران را در راستای خدمت به کلیسا به کار گیرد. ۲ـ مسیحیان می‌توانند سرباز شوند و سلاح حمل کنند. از نظر لوتر، کمال مطلوب همین شهریار مسیحی است، درست مثل کمال مطلوب افلاطون که شاه ـ فیلسوف بود. از طرفی، شهریار به مسیحیان اجازه می‌دهد که سرباز شوند و نه به نفع خود، بلکه برای خدمت به همنوع بجنگند. جنگ به جای آنکه فی‌نفسه نامشروع باشد، از آن جهت که انسان‌ها صالح نیستند و شرورند،‌ مشروعیت می‌یابد.

خلاصه کلام
لوتر به سیاست تنها در رابطه با ایمان و جامعه مسیحی توجه کرده است. سیاست فی‌نفسه ارزشی ندارد، تنها با ارجاع به دین که به تنهایی می‌تواند بدان معنا و غایت بخشد، ارزش می‌یابد. البته، سیاست فی‌نفسه بد نیست، خوب است. چون منشأ الهی دارد. سیاست کارکردی منفی و سرکوبگر دارد، زیرا باید شر را خنثی کند. سیاست در حوزه ایمان فاقد صلاحیت است و در خدمت دین قرار می‌گیرد. لوتر با اعلام برتری مطلق ایمان مسیحی در نهایت به سیاست نقشی تابع و غایتی دینی می‌دهد. اندیشه سیاسی او محافظه‌کارانه و فاقد ساختاری کامل است، زیرا برای سیاست جایگاهی مستقل قائل نیست. این خلأ بعداً موجب اعمال نفوذ گسترده قدرت سیاسی بر کلیسای لوتری شد.
 


اندیشه سیاسی مسلمانان
فتح‌الله پریشان

جواز تعامل با حاکم جائر از منظر علامه مجلسی



در شماره گذشته به اختصار به چگونگی زندگی درحکومت جور از نگاه علامه مجلسی پرداختیم و این نکته را متذکر شدیم که اصل اولی در تعامل و همکاری با حاکم جور، حرمت است که مورد اتفاق و اجماع نظر فقهاست، اما در فقه سیاسی شیعه و اندیشه فقها موارد و مصادیقی هم وجود دارند که از این قاعده اولیه استثنا شده‌اند؛ مصادیقی چون: تقیه، مصلحت عباد، اقامه امربه‌معروف و نهی از منکر و هدایت سلاطین.
مرحوم مجلسی در «عین‌الحیات» در فصل مستقلی به شرح موارد و جهات جواز معاشرت و همکاری با حاکم جائر پرداخته و گاهی حتی آن را واجب شمرده است که به سه مورد از آنها پرداخته می‌شود:
۱ـ تقیه؛ تقیه مداراتی است که برخی آن را به اکراه و اضطرار نیز تعبیر کرده‌اند. به این بیان که اگر کسی به واسطه ترک معاشرت و کناره‌گیری از حکام در معرض خوف ضرر نفس، مال و عرض قرار بگیرد برای دفع ضرر مذکور لازم است که به دیدن حکام جور برود و با آنها معاشرت داشته باشد. مجلسی در اثبات مشروعیت و جواز این مورد به سیره ائمه معصوم(ع) استناد کرده، می‌نویسد: «[ائمه(ع)] به خانه‌های خلفای بنی‌‌عباس ـ علیهم اللعنه ـ و منسوبان ایشان، به تقیه تردد می‌کرده‌اند و ملایمت و مدارا با ایشان می‌فرموده‌اند.»(۱) البته، مجلسی بین «مدارا» و «مداهنه» تفاوت قائل شده، در بیان تمایز بین آن دو می‌گوید: «مدارات بذل دنیا برای صلاح آخرت یا صلاح دنیاست. اما مداهنه به معنای بذل دین برای صلاح دنیا می‌باشد.»(۲) مجلسی به نقل از شهید اول در قواعد، تقیه را به معنای «مدارا و سازش با مردم با انجام دادن آنچه معروف می‌دانند و ترک آنچه منکر می‌شمارند» تعریف کرده، آن را در پنج نوع؛ تقیه واجب، تقیه مستحب، مکروه، حرام و تقیه مباح دسته‌بندی می‌کند.
مجلسی در شرایط عمل به تقیه به دو روایت از امام باقر(ع) و امام صادق(ع) اشاره می‌کند و در تفسیر و برداشت از این روایات می‌نویسد: «از این روایت چنین برمی‌آید که مشروعیت تقیه برای دفع ضرر است، نه جلب منفعت و عمل به تقیه مشروط به این است که به فساد در دین منجر نشود، مانند قتل پیامبر یا امام و همچنین تقیه موجب اضمحلال کلی و نابودی دین نشود، مانند قیام امام حسین(ع) که چون وی می‌دانست اگر تقیه بکند تقیه او سبب بطلان دین اسلام می‌شود، پس آن حضرت تقیه را ترک نمود.»(۳) مجلسی با ذکر چند مورد از سیره و سلوک سیاسی امامان معصوم نظیر امام علی(ع) و امامین حسنین(علیهما السلام) با غاصبان خلافت و امام رضا(ع) با مأمون به جواز همکاری با حاکم جور در صورت خوف، تقیه و اکراه استشهاد و استناد کرده است.
۲ـ دفع ضرر از مظلوم و رساندن نفع به مؤمن؛ دومین مورد از موارد جواز همکاری با سلاطین جور این است که «دفع ضرر از مظلومی بکند، یا نفعی به مؤمن برساند و به این سبب نیز گاهی واجب و لازم می‌شود.»(۴) که به خانه حکام برود و با آنها مراوده و همکاری داشته باشد. از نظر مجلسی، فریادرسی مظلومان و رفع ظلم از ایشان در صورتی که شخص قدرت داشته باشد واجب است. مجلسی در این باره به احادیثی از معصومان به‌ویژه امام کاظم(ع) استناد می‌کند.
۳ ـ امر به ‌معروف و نهی ‌از‌ منکر؛ سومین عاملی که معاشرت با ظالم و حاکم جائر به واسطه آن جایز و گاهی واجب می‌شود، اقامه امر به معروف و نهی از منکر و ارشاد، هدایت و نصیحت سلاطین است. وی در اثبات این مورد به حدیث معتبری از امام صادق(ع) استناد می‌کند که فرمود: «حضرت لقمان به خانه قضات و پادشاهان و امرا و سلاطین می‌رفتند و ایشان را موعظه می‌کردند.»(۵) علامه مجلسی در رساله «ایادی سباء» که مجموعه پاسخ‌های فقهی وی به پرسش‌های شرعی پرسیده شده از اوست، معاشرت حسنه با فساق و بالطبع با حاکم جور را در صورتی که موجب هدایت آنها شود، جایز می‌داند.
نکته جالب و قابل توجه در پایان این مبحث از سوی علامه مجلسی این است که به تدلیس و تزیین نفس انسان هشدار می‌دهد که مبادا به بهانه امر به معروف و نهی از منکر یا موارد ذکر شده انسان فریب نفس را بخورد و جزء ظلمه و اعوان حاکم جور قرار گیرد، در حالی که هدف غایی‌اش جلب محبت، اعتبار، مال و منصب از نزدیکی به جائران بوده است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

 نظارت استصوابی در جهان


در امر قانون‌گذاری کشورها با اینکه هر نظام سیاسی می‌تواند به مقتضای ویژگی‌های مخصوص به خود، قوانین خاص خود را داشته باشد، اما گاهی در قوانین کشورها فارغ از نوع نظام سیاسی، امور مشترکی را می‌توان یافت که بسیار به هم شبیه بوده، حاکی از عقلایی و انسانی بودن آنهاست. مسئله نظارت مؤثر و تعیین‌کننده که ما در اصطلاح به آن نظارت استصوابی می‌گوییم از این دست مسائل مشترک در قوانین غالب کشورهاست.
در تمام کشورهای جهان و نزد تمامی عقلای عالم برای تصدی مسئولیت‌های مهم، شرایط ویژه‌ای در نظر گرفته می‌شود، تا هم وظایف محوله به فرد مورد نظر به درستی انجام پذیرد و هم حقوق و مصالح شهروندان در اثر بی‌کفایتی مسئول برگزیده پایمال نشود. از این رو امروزه در دموکراتیک‌ترین نظام‌های جهان نیز شرایط ویژه‌ای برای انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان در فرآیند انتخاباتی در نظر گرفته می‌شود و قانون، مرجعی رسمی را برای اعمال نظارت و احراز شرایط داوطلبان انتخابات تعیین می‌کند. این مرجع رسمی عهده‌دار بررسی وضعیت و روند اجرای انتخابات و وجود یا عدم شرایط لازم در داوطلبان است که در نتیجه به تأیید یا ردّ صلاحیت داوطلبان می‌انجامد.
وظیفه نظارت بر انتخابات و همه‌پرسی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر عهده شورای نگهبان است. اما می‌توان نهادها و ارگان‌هایی را در سازوکار حقوقی بسیاری از کشورهای جهان پیدا کرد که همان وظیفه شورای نگهبان ما را در سیستم انتخاباتی یا مسئولیت‌سپاری کشور خودشان متولی هستند.
در کشورهای دیگر غالباًً احزاب یا وزارت کشور، مرجع تشخیص صلاحیت نامزدهای انتخابات هستند و نظارت‌شان، چون ضمانت اجرایی دارد، استصوابی است. اما در قانون اساسی آمریکا، دانمارک و ژاپن، قوه مقننه و نمایندگان بر انتخابات نظارت دارند. در قانون اساسی کشور ایتالیا به استناد اصول 134 تا 137، نهادی به نام «دیوان قانون اساسی» وجود دارد که کار نظارت بر مجلسین را بر عهده دارد.
در قانون اساسی فرانسه نهادی به نام «شورای قانون اساسی» پیش‌بینی شده که شبیه شورای نگهبان در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. بنابر ماده 58 و 60 قانون اساسی فرانسه، این شورا بر انتخابات ریاست جمهوری و همه‌پرسی نظارت و به کلیه شکایات و اعتراضات مربوط به انتخاب اعضای قوه مقننه رسیدگی می‌کند و از طرح این گونه مسائل در دستگاه قانون‌گذاری ممانعت می‌نماید. این شورا همچنین عالی‌ترین مرجع قانونی برای تفسیر قانون اساسی و داور نهایی برای اظهارنظر در صورت ایجاد اختلاف بین نهاد مجری و نهاد ناظر می‌باشد.
یکی دیگر از کشورهایی که نهادی با صلاحیت‌هایی شبیه شورای نگهبان پیش‌بینی کرده آلمان است. در فصل نهم قانون اساسی این کشور که به اجرای عدالت و سازمان دادگاه‌ها اختصاص دارد، ماده 92، اقتدار قضایی را به دادرسان واگذار کرده است که این اقتدارات با دادگاه‌های قانون اساسی فدرال و دادگاه‌های ایالات اجرا می‌شود و از آن جا که بر اساس بند یک ماده۴۱، رسیدگی به صحت انتخابات بر عهده مجلس فدرال است، دادگاه قانون اساسی درباره عزل و نصب نمایندگان عضو مجلس فدرال و شکایات مربوط به تصمیمات مجلس فدرال، صلاحیت دارد.
پس نظارت استصوابی به جمهوری اسلامی ایران اختصاص ندارد، بلکه این نوع نظارت امری شایع، عقلایی و قانونی است و در بسیاری از کشورها و نظام‌‌های موجود جهان پذیرفته شده است.

 

صفحه نهم

 
 

تاریخ
سید مهدی حسینی

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی
   آشوب‌ دوم‌خردادی‌ها به بهانه قتل‌های زنجیره‌ای در نیمه دوم سال ۷۷
 

 در مبحث پیش به عوامل زمینه‌ساز ایجاد فتنه و آشوب‌ در کشور از قبیل مطبوعات، احزاب سیاسی، جریانات جنجال‌آفرین که دستاورد جریان‌های موسوم به دوم خرداد‌ها بود و در رأس آنها حزب‌ مشارکت قرار داشت، اشاره شد. در مجموع از دوم خرداد ۷۶ تا نیمه دوم ۷۷ جریان‌های منحرف و شبهه‌افکن در مطبوعات و احزاب میدان‌دار شده بودند و سعی می‌کردند با هدف جهت‌دهی به افکار عمومی، مخالفت با اسلام و انقلاب و نظام اسلامی را سازماندهی کنند و این رفتارها هر روز بیشتر موجبات نگرانی و تشویش افکار عمومی را فراهم می‌کرد و بر سر کوچک‌ترین مسئله جنجال و غوغا راه می‌انداختند. در همین ایام رهبر معظم انقلاب به مسئولان نظام در این باره هشدار دادند و اتمام حجت کردند. متعاقب تأکیدات ایشان، قوه قضائیه وارد عمل شد و تعدادی از مطبوعات متخلف که از آنها به روزنامه‌های زنجیره‌ای یاد می‌شد را تعطیل کرد و پرونده آنها را به مراجع قضایی فرستاد، اما این اقدام در مهار چالش‌ها موفقیت چندانی نداشت و روند عادی جامعه به وخامت و بحران‌آفرینی کشیده می‌شد. یکی از این حوادث بحران‌زا به «قتل‌های زنجیره‌ای» معروف شد. این واقعه ضربات سنگینی به نظام جمهوری اسلامی وارد کرد. در واقع اگر درایت و تیزبینی امام خامنه‌ای(دامت‌ظله) و هوشیاری دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی نبود، معلوم نبود این بحران چه صدمات جبران‌ناپذیری را متوجه انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی در داخل کشور و در سطح جهان می‌کرد. در این ظرفیت‌ عناوین کلی این بحران به اختصار ارائه می‌شود.

ماجرای قتل‌ها
از اواخر آبان‌ماه سال ۷۷ رعب و وحشت بر فضای کشور حاکم شده بود و روزبه‌روز جریان‌های جنجال‌آفرین از پشت جریان‌های دوم خردادی‌ها نمایان می‌شدند. در اول آذر ماه سال ۷۷ خبر تکان‌دهنده‌ای منتشر شد مبنی‌بر اینکه داریوش فروهر و همسرش پروانه فروهر در منزل‌شان به طرز مشکوکی به قتل رسیده‌اند. انتشار قتل داریوش فروهر که از اعضای جبهه ملی بود و در اول انقلاب رهبر حزب ملت ایران شده بود و در دولت موقت بازرگان وزیر کار و امور اجتماعی بود و مدتی هم مسئولیت پیگیری پرونده هیئت حسن‌نیت در کردستان را برعهده داشت و پس از سال ۱۳۶۰ از فعالیت‌های سیاسی کنار کشیده بود و در نظام جمهوری اسلامی زندگی‌اش را به‌طور معمول می‌گذراند و هیچ حاشیه‌ای هم نداشت، بسیار حیرت‌انگیز بود و چند روز بعد یک فرد معمولی دیگری به نام «محمد مختاری» یکی از شاعران و نویسندگان جریان‌ موسوم به ملی‌گراها ناپدید می‌شود و یک هفته بعد جنازه او در شهر ری کشف می‌شود. فرد دیگری به نام «محمد پوینده» به قتل می‌رسد و چندی بعد تعدادی دیگر... گویا توطئه‌ای در کار بود و ترتیبی داده شد بود این روند ادامه پیدا کند تا فضای عمومی کشور به سمت ناامنی برده شود. این اقدامات به موضوعی مهم و خطرناک تبدیل شد که در صورت عدم رسیدگی و مهار آن یعنی شناسایی، دستگیری، محاکمه و مجازات عاملان آن می‌رفت تا خطرات فراوانی را متوجه انقلاب اسلامی و نظام کند. رهبر معظم انقلاب به سرعت به این مسئله واکنش نشان دادند و آن را یک توطئه علیه نظام و انقلاب دانستند و طی سخنانی در خطبه‌های نماز جمعه روند این قتل‌ها را محکوم کردند و دستور رسیدگی به این پرونده‌ها و محاکمه عاملان آن را صادر کردند.

پیگیری دستور امام خامنه‌ای
با دستور صریح رهبر معظم انقلاب پیگیری جریان در دستور کار رئیس‌جمهور قرار گرفت و رئیس‌جمهور وقت از همان ابتدا در این قضیه موضع‌گیری کرد و قتل‌ها را نفرت‌انگیز خواند و شخصاً وارد شد و به‌دنبال این مواضع شفاف از سوی رئیس‌جمهور کمیته‌ای برای پیگیری و کشف حقایق تشکیل شد که اعضای آن عبارت بودند از: علی ربیعی مشاور وقت رئیس‌جمهور، علی یونسی رئیس‌ سازمان قضایی نیروهای مسلح وقت و علی سرمدی معاون وزارت اطلاعات وقت. همین که این کمیته‌ کار خود را شروع کرد، جنجال‌های مطبوعات دوم خردادی هم شدت گرفت و مدام بر طبل‌ تأثیرات منفی و بی‌ثباتی قتل‌های زنجیره‌ای می‌کوبیدند، اما کمیته تحقیق در اولین بیانیه خود به تمام ملت اطمینان داده بود که براساس نظرات و اراده رهبر فرزانه انقلاب و ریاست‌جمهوری روند تحقیقات را به طور کامل و بدون هیچ‌گونه اغماض و ملاحظه‌ای پیگیری کند و قول داد بدون اعتنا به جوسازی‌های صورت گرفته در اسرع وقت تا کشف حقایق پیگیر موضوع خواهد بود. این کمیته در دومین بیانیه‌اش با تأکید بر اینکه قتل‌ها کار جناحی نبوده و محفلی است از مطبوعات خواست تا فضای کشور را با گزارش‌های تحریک‌آمیز نا‌آرام نکنند و اجازه دهند تحقیقات مراجع ذی‌صلاح تکمیل شود. این در حالی بود که احتمال دخالت یک جناح مقابل دوم خردادی‌ها و ایجاد یک کشمش‌های خشونت‌گرایانه داده می‌شد.

کشف ماجرا
این جریان از طرف رهبر معظم انقلاب از طریق هیئت‌ دولت و دستگاه‌ قضایی پیگیری می‌شد و کمیته تحقیق با سرعت کار خود را ادامه می‌داد تا اینکه در روز ۱۶ دی ماه ۱۳۷۷ اطلاعیه وزارت اطلاعات منتشر شد که طی آن اعلام کرد: «تعدادی از افراد خودسر وزارت اطلاعات در قتل فروهرها، پوینده و مختاری دست داشته‌اند.» اطلاعیه این وزارتخانه که در تاریخ ۱۷ دی ماه همان سال منتشر شد، قضایا را دقیق‌تر بیان کرد: «وزارت اطلاعات با همکاری کمیته‌ ویژه تحقیق رئیس‌جمهور موفق گردید شبکه مزبور را شناسایی، دستگیر و تحت تعقیب و پیگرد قانونی قرار دهد و با کمال تأسف معدودی از همکاران مسئولیت نشناس، کج‌اندیش و خودسر این وزارتخانه که بی‌شک آلت دست عوامل پنهان قرار گرفته و در جهت مطامع بیگانگان دست به این اعمال جنایتکارانه زده‌اند، در میان آنها وجود دارند. چندی بعد رئیس‌ سازمان قضایی نیروهای مسلح در مصاحبه‌ای با اعلام تحت تعقیب قرار گرفتن تعدادی از مظنونان و بازداشت تعدادی دیگر، اعلام کرد: «هیچ یک از متهمان ادعا نکرده‌اند که برای ارتکاب این جنایت‌ها مجوز و حکم شرعی داشته‌اند و در این زمینه حکم شرعی و قضایی صادر نشده است.» پس از چندی اسامی تعدادی متهم دستگیر شده اعلام شد و از افرادی چون؛ سعید امامی، مصطفی کاظمی با اسم مستعار موسوی، مراد علیخانی و خسرو براتی نام برده شد. در این میان سعید امامی چهره خبرساز مطبوعات شد و بعد طرح خودکشی آن سروصدای فراوانی ایجاد کرد. اما پس از چندی متهمان محاکمه شدند و احکام قضایی برای آنها صادر شد و کار این ماجرا با پیگیری‌های رهبر معظم انقلاب دنبال شد و به نتایجی هم رسید.

موضع‌گیری جنجالی دوم خردادی‌ها
پس از انتشار خبر دست‌ داشتن عده‌ای از عوامل خودسر وزارت اطلاعات در قتل‌های زنجیره‌ای، مطبوعات موسوم به جبهه دوم خرداد دست به افشاگری‌های بی‌پایه و اساسی زدند. در این راستا، روزنامه سلام با مدیر مسئولی موسوی خوئینی‌ها از شخصیت‌های مؤثر مجمع روحانیون، به گمان خود اولین روزنامه‌ای بود که به افشاگری پرداخت و در روز ۱۵ دی ماه ۱۳۷۷، درست یک روز پیش از صدور اطلاعیه وزارت اطلاعات، وی در یادداشت شدیداللحنی نوشت: «هر کس که دلی برای این انقلاب و نظام سوزانده باشد نمی‌تواند تصور کند که افرادی از درون قدرت به مرحله‌ای از انحراف و ضلالت رسیده باشند که انجام جنایاتی از این نوع را مشروع بدانند و بپندارند با چنین جنایات و ظلم‌هایی می‌توان به اسلام و نظام اسلامی خدمت و آن را تقویت کرد.» در ادامه این روند، برخی از روزنامه‌های به اصطلاح دوم خردادی به صحنه آمدند و ضمن مسموم کردن فضای کشور و جلوگیری از رسیدگی شفاف و صحیح به این پرونده، به ایراد اتهامات بی‌اساس به اشخاص و گروه‌ها، به‌‌ویژه در جناح رقیب پرداختند. فشارها تا آنجا پیش رفت که وزیر اطلاعات وقت آقای دری نجف‌آبادی مجبور به استعفا شد و در استعفای خود خطاب به رئیس‌جمهور در تاریخ ۲۰ بهمن ۷۷ آورد: «پذیرش مسئولیت سنگین وزارت اطلاعات از ابتدا بنا به درخواست و اصرار حضرت‌عالی صورت گرفت.» در این رابطه مخالفت‌ها و هیاهوی شدید برخی از گروه‌های سیاسی و مطبوعات زنجیره‌ای را به همراه داشت.

اثرات سوء‌امنیتی مهار شد
پرونده قتل‌های زنجیره‌ای و پیگیری و کشف و شناسایی آنها در نیمه دوم سال ۷۷ از چند نظر بر ثبات سیاسی در کشور اثرات منفی گذاشت. شاید بیش از هر موضوعی اثرات روحی و روانی آن بیشتر احساس می‌شد، به‌ویژه به‌ نوعی کار مأموران وزارت اطلاعات را زیر سؤال می‌برد و در میان کارمندان این وزارتخانه دلسردی ایجاد کرده بود و زمینه‌های تضعیف امنیت کشور را دامن می‌زد و ناکارآمدی آن رو به افزایش بود تا جایی که عملیات خرابکارانه منافقین در بمب‌گذاری‌، ترور برخی افراد و خمپاره‌اندازی به مراکز حساس کشور جریان پیدا کرد. علاوه بر بی‌ثباتی‌ها، به توان اجرایی دستگاه قضایی کشور خدشه وارد کرد. خطری که می‌رفت انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را در عرصه داخلی و عرصه بین‌الملل با چالش‌ها و بحران‌های عمده روبه‌رو کند، با تدابیر و پیگیری‌های رهبر حکیم انقلاب مهار شد، اما جریان‌های دوم خردادی‌ها دست‌بردار نبودند و روند را به‌گونه‌ای دیگر رقم زدند، به‌طوری که در آستانه سال ۷۸ فضای تند و خشن دیگری را ایجاد کردند و فتنه تیرماه ۱۳۷۸ را به‌وجود آوردند که در مباحث بعد به اختصار به آن اشاره خواهد شد.


حكایت زمانه
میثم غلامپور

 آغاز و پايان شوراي انقلاب
 

روز ۲۲ دي‌ ۱۳۵۷، شوراي انقلاب به فرمان امام خميني(ره) تشکيل شد. اين شورا که ايده شکل‌گيري آن آذرماه ۱۳۵۷ در جريان سفر شهيد مطهري به پاريس با امام مطرح شد، اساسي‌ترين رکن قدرت سياسي و اجرايي انقلابيون به‌شمار می‌آمد.
امام خميني چند ماه پیش از پيروزي انقلاب اسلامي، فرمان تشکيل شوراي انقلاب را صادر کردند که نامه ايشان به شهيد بهشتي در همين زمینه است. با توجه به اوضاع اختناق و سرکوب در ايران، تشکيل اين شورا و اعضا و جلسات آن به صورت مخفي بود که اشارات و رموز نامه نيز حاکي از آن است. نامه مذکور در تاريخ 14 آبان 1357مرقوم شده است و متن آن بدين شرح است:
«موضوع: ضرورت تسريع در معرفي اعضاي پيشنهادي شوراي انقلاب با هماهنگي آقاي مطهري‏ خطاب به آقاي بهشتي: پس از اهداي سلام و تحيت، وقت دارد سپري مي‌شود و من خوف آن دارم که با عدم معرفي اشخاص، مفسده پيش آيد. بنا بود به مجرد آمدن ايشان [مرتضي مطهري] با اشخاص مورد نظر يکي يکي و جمعي ملاقات کنيد و نتيجه را فوراً به اين جانب اعلام کنيد و نيز مرقومي که معرف باشد با خط و امضاي عدد معلوم بفرستيد. من در انتظار هستم و بايد عجله شود، و نيز استفسار از بعضي آنها براي مسافرت به خارج. در هر صورت همه موضوعات که به شما و ايشان تذکر داده شد، لازم است با عجله انجام گيرد و اگر اشخاص ديگري نيز پيدا شد ملحق شود. و السلام.» (صحيفه امام، ج‏4، ص 307)
نگراني‌هاي موجود در لحن امام خميني(ره) در اين نامه به خوبي گوياي اهميت بسيار بالاي شوراي انقلاب در نزد ايشان است.
امام خميني(ره) با وجود علم به اختلافات انديشه‌اي و تاکتيکي ملي مذهبي‌ها با آرمان‌ها و باورهاي خود در انقلاب اسلامي و همچنين پيوستن ديرهنگام تشکل آنان به نهضت اسلامي به رهبري ايشان، به آنان فرصت حضور در سطوح بالا را اعطا کرد. در جريانات مربوط به شوراي انقلاب چه در امر تصميمات ابتدايي و چه بعد از آن، ملي مذهبي‌ها و در رأس آنان، بازرگان حضور داشتند. بدين ترتيب، مهندس بازرگان نيز به پاريس رفت و طي همين سفر رهبري امام خميني(ره) را رسماًً پذيرفت.
در نهايت، موجوديت شوراي انقلاب در جایگاه اولين و بنيادي‌ترين رکن قدرت سياسي و عالي‌ترين نهاد تصميم‌گيري در کشور پس از امام خميني(ره)، در تاريخ 22 دي ماه 1357 و به فاصله يک ماه مانده به پيروزي انقلاب اسلامي با پيام امام رسماً اعلام شد: «سلام و تحيت بر ملت قهرمان و شريف ايران! سلام بر شهداي راه حق!
اکنون که روز پيروزي ملت شجاع نزديک مي‌شود، اکنون که خون‌هاي پاک عزيزان بيگناهي که براي دفاع از حق و حقيقت به دست جلادان خون‏‌آشام شاه بر زمين ريخته شده است بارور مي‏‌گردد، لازم مي‏دانم مراتب ذيل را به اطلاع ملت ايران و مردم جهان برسانم: به موجب حق شرعي و بر اساس رأي اعتماد اکثريت قاطع مردم ايران که نسبت به اين جانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامي ملت، شورايي به نام «شوراي انقلاب اسلامي» مرکب از افراد با صلاحيت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق موقتاًً تعيين شده و شروع به کار خواهند کرد. اعضاي اين شورا در اولين فرصت مناسب معرفي خواهند شد. اين شورا موظف به انجام امور معين و مشخصي شده است؛ از آن جمله مأموريت دارد تا شرايط تأسيس دولت انتقالي را مورد بررسي و مطالعه قرار داده و مقدمات اوليه آن را فراهم سازد. دولت موقت در اولين فرصت که مناسب و صلاح دانسته شود، به ملت معرفي و شروع به کار خواهد نمود.» (صحيفه امام، ج‏5، ص 426)
صدور اين پيام، 22 دي ماه را به نقطه عطفي براي نهضت اسلامي تبديل کرد. تا پيش از آن تاريخ نيرو‌هاي انقلاب نمي‌دانستند انتقال قدرت چگونه صورت مي‌گيرد. همچنين، بعضي فرصت‌طلبان تصور مي‌کردند که از نظر تشکيل حکومت و سازماندهي و اداره امور نارسايي‌هايي وجود دارد و درصدد برآمده بودند که طرح و نقشه ارائه کرده و خود عهده‌دار اين مرحله باشند. حتي دسته‌هايي تنها به همين منظور اعلام موجوديت کردند. اين نخستين‌بار بود که رسماًً از سوي رهبر‌ کبير انقلاب، تشکيلات و برنامه‌هاي آينده حکومت اسلامي اعلام مي‌شد. اعلام رسمي موجوديت شوراي انقلاب از سوي امام خميني(ره)، رژيم و رسانه‌هاي جمعي را به تکاپو انداخت تا از هويت اعضاي آن اطلاع پيدا کنند؛ ولي پنهانکاري درست اعضاي شوراي انقلاب سبب شد تا نه عوامل رژيم موفق به شناسايي آنان شوند و نه رسانه‌هاي جمعي بتوانند اطلاعي از آنان به دست آورند.
بديهي است، مسئوليت‌هاي شوراي انقلاب، عمده‌ترين مسئوليت‌هاي رهبري انقلاب در داخل کشور محسوب مي‌شد. شورا در آغاز، هفته‌اي يک بار و سپس دو بار، به طور مخفي در منازل افراد تشکيل جلسه مي‌داد. تصميمات اتخاذ شده در اين جلسات بلافاصله با امام در ميان گذاشته مي‌شد و پس از کسب تکليف، به مرحله اجرا در مي‌آمد. از اقدامات مهم شوراي انقلاب، مذاکره با مقامات نظامي نيروهاي مسلح، ديدارهاي ديپلماتيک، ترتيب دادن مسافرت بختيار به پاريس براي ملاقات با امام، مأموريت راه‌اندازي نفت و انتخاب رئيس دولت موقت بود.
آن روزها گرايش به شورا شديد بود. رهبران و مبارزان با توجه به تصوري که از استبداد و حکومت فردي داشتند، به تکرار آن تجربه‌ها مایل نبودند. به همين دليل، به طور طبيعي بايد شوراي انقلاب تشکيل مي‌شد. از اين رو، شوراي انقلاب به‌منزله طبيعي‌ترين شکل مديريت در بدو انقلاب به طور خودجوش مطرح و پذيرفته شد؛ همه‌ تصميم‌ها نیز از آنجا هدايت مي‌شد و براي بعضي کارها کميته‌هايي فعاليت داشت که مهم‌ترين آنها، کميته‌ سوخت و کميته اعتصابات بود.
پس از صدور فرمان امام، شوراي انقلاب بر محور يک هسته اوليه شکل گرفت و به تدريج اعضاي ديگري به جمع اضافه شدند. هاشمي رفسنجاني در اين‌باره مي‌گويد: «آقاي مطهري در مراجعت از سفر پاريس، دستور رهبر عظيم‌الشأن انقلاب را مبني‌بر تشکيل شوراي انقلاب آوردند. حضرت امام آقايان شهيد مطهري، شهيد بهشتي و موسوي اردبيلي و شهيد باهنر و اينجانب هاشمي رفسنجاني را به عنوان هسته‌ اول شوراي انقلاب تعيين و اجازه داده بودند که افراد ديگر با اتفاق‌نظر اين پنج نفر اضافه شوند و در جلسات ابتدايي تصميم بر اين شد که حتي‌الامکان ترکيب شورا از اعضاي روحاني و غيرروحاني به نسبت مساوي و نزديک به هم باشد.»
در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي، شوراي انقلاب مهندس مهدي بازرگان را برای نخست‌وزيری دولت موقت پيشنهاد و امام خميني نيز وي را به مقام رئيس دولت موقت انقلاب منصوب کرد. پس از پيروزي انقلاب و تشکيل دولت موقت، دکتر حسن حبيبي، دکتر عباس شيباني، ابوالحسن بني‌صدر، صادق قطب‌زاده، ميرحسين موسوي، احمد جلالي و دکتر حبيب‌الله پيمان نيز به جمع اعضاي شوراي انقلاب اضافه شدند.
رياست اين شورا در ابتدا برعهده آيت‌الله مرتضي مطهري بود، اما با شهادت وي رياست شوراي انقلاب به آيت‌الله طالقاني منتقل شد.
از مهم‌ترين فعاليت‌هاي شوراي انقلاب در طول حيات آن افزون بر پيشنهاد مهندس بازرگان در مقام نخست‌وزير دولت موقت، مي‌توان به تصويب اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، ملي شدن بانک‌ها، سامان بخشيدن به دادگاه‌هاي انقلاب، برگزاري همه‌پرسي نظام جمهوري اسلامي، بررسي پيش‌نويس قانون اساسي، تصويب قانون شوراهاي محلي، ملي شدن صنايع بزرگ، تصويب آيين‌نامه مجلس خبرگان و برگزاري انتخابات رياست جمهوري و مجلس اشاره کرد.
به دنبال بحران گروگان‌گيري در سفارت آمريکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و استعفاي دولت موقت، شوراي انقلاب بيانيه مهمي خطاب به ملت صادر کرد و يادآور شد، مصمم است در فرصت محدودي، برگزاري همه‌پرسي درباره قانون اساسي، انتخابات مجلس شوراي ملي و رياست جمهوري و... را به انجام برساند. متعاقب اين بيانيه اعلام شد، شورا ترکيب تازه‌اي خواهد داشت و با ادغام دولت در شورا اعضاي جديد شورا انتخاب شدند و در اداره مملکت، اين‌گونه بين اعضاي شورا تقسيم کار شد:
آيت‌الله خامنه‌اي: دفاع و پاسداران، هاشمي رفسنجاني: وزارت کشور، شهيد باهنر: آموزش و پرورش، مهدوي‌کني: کميته انقلاب و دادگستري، شهيد بهشتي: جهاد سازندگي، بني‌صدر: وزارت خارجه، معين‌فر: نفت، حبيبي: آموزش عالي، عزت‌الله سحابي: برنامه و بودجه، ميناچي: ارشاد ملي، شهيد قدوسي: دادگاه انقلاب.
اين افراد فعاليت‌هاي خود را آغاز کرده و در مدت کوتاهي نسبتاً موفق شدند بر خلأ سياسي موجود فايق آيند. همه‌پرسي قانون اساسي در ۱۲ آذر ۱۳۵۸ و متعاقب آن انتخابات رياست‌جمهوري در بهمن ۱۳۵۸ برگزار و مجلس شوراي اسلامي در ۷ خرداد ۱۳۵۹ افتتاح شد.
با شروع کار مجلس و شوراي نگهبان و ديگر نهاد‌ها، مسئوليت و ضرورت وجودي شوراي انقلاب به پايان رسيد؛ لذا در ۱۲ تير ۱۳۵۹ آيت‌الله بهشتي اعلام کرد: «مسئوليت شوراي انقلاب دو هفته ديگر پايان مي‌يابد.» آخرين جلسه شوراي انقلاب در ۲۶ تير ۱۳۵۹ برگزار شد و حسن ابراهيم حبيبي، سخنگوي شوراي انقلاب، در آخرين مصاحبه خود پس از اين جلسه اعلام کرد: «امروز با رسميت يافتن مجلس شوراي اسلامي و کامل شدن اعضاي شوراي نگهبان قانون اساسي، کار شوراي انقلاب که تاکنون وظيفه قانونگذاري را برعهده داشت نيز به پايان رسيد.»
آخرين اعضاي شوراي انقلاب عبارت بودند از: آيت‌الله بهشتي، آيت‌الله خامنه‌اي، آيت‌الله موسوي اردبيلي، دکتر محمدجواد باهنر، حجت‌الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني، دکتر حسن حبيبي، دکتر عباس شيباني، مهندس مهدي بازرگان، مهندس عزت‌الله سحابي، صادق قطب‌زاده، مهندس علي‌اکبر معين‌فر و ابوالحسن بني‌صدر.

 


امام خامنه ای  در گذر زمان

   فعالیت‌های مبارزاتی روزهای تبعید




در مباحث گذشته این ستون به روزهای تبعید امام خامنه‌ای(دامت‌ظله) به ایرانشهر رسیدیم که معظم‌له به حکم ساواک به اقامت اجباری به مدت سه سال در این شهر مجبور شده بود. ۲۸ آذر ۱۳۵۶ سرآغاز فعالیت‌ها و برنامه‌ریزی‌های ایشان در شهر ایرانشهر بود. این ایام که مصادف با دهه اول ماه محرم بود، هیئت‌های مذهبی شیعیان هم فعال بودند و تکایایی متعلق به مهاجران بیرجندی بود که ایشان در آنها شرکت می‌کردند. در دی‌ ماه همان سال مصادف با اواخر دهه صفر بسیاری از افراد روحانی برای تبلیغ به این شهر می‌آمدند یا بسیاری از علما، وعاظ و کسان دیگر فرصتی می‌یافتند با عزم سفر به ایرانشهر، با تبعیدی‌ها ملاقات داشته باشند. در ایرانشهر تبعیدی‌های فراوانی وجود داشت، در سال ۵۶ اولین تبعیدی آقای حجتی کرمانی از قم، بعد امام خامنه‌ای از مشهد، سپس آقایان راشدیزدی از یزد، شهید فخرالدین رحیمی از خرم‌آباد، علی خلخالی از نقده و محمد غفاری از سلماس بود. در اوایل سال ۵۷ جمع تبعیدی‌ها و رفت‌وآمدها برای ملاقات‌ها فضای شهر غریب و محروم ایرانشهر را تحت تأثیر قرار داد و اوضاع شهر را دستخوش تغییر کرد، به‌ویژه خبرهای متعددی از جریان انقلاب به آنجا منتقل می‌شد و در کمترین زمان انقلابیون شهرهای مختلف از این فرصت بهره می‌گرفتند. امام خامنه‌ای در یکی از بیانات‌شان به این موضوع چنین اشاره دارند: «وقتی اخبار قم [واقعه ۱۹ دی ۵۶] را دریافت کردیم با تعجبی همراه با ناباوری با آن برخورد کردیم، زیرا فضای سیاسی تیره بود و یارای حرکت اجتماعی مردم را نداشت. از سوی دیگر انتظار نمی‌رفت موضع‌گیری در برابر آن شرایط تا حد رویارویی مستقیم و حتی شهادت پیش‌ برود. همچنین وقوع این رویداد مسبوق به مقدمه‌ای نبود تا تحقق آن را پیش‌بینی کنیم، بلکه کاملاً ناگهانی و غیرمنتظره بود... با وقوع پیاپی آن رویدادها، دانستم که حادثه بزرگی در شرف وقوع است... در آن شرایط جوان‌هایی بودند که مرا در جریان جزئیات حوادث قرار می‌دادند.» اخباری مانند برگزاری مراسم چهلم شهدای قم که در روز ۲۹ بهمن ۵۶ برگزار شده بود و روز ۱۰ فروردین که مراسم چهلم شهدای تبریز گرفته شده بود هر کدام تبدیل به حادثه خونینی شده بود و برخی از متصدیان و دست‌اندرکاران همین حوادث مانند آقای راشدیزدی و علی خلخالی دستگیر و به ایرانشهر تبعید شده بودند، هر یک از اینها در ابتدا مهمان امام خامنه‌ای بودند و اخبار و گزارش‌های خیلی خوبی را به استحضار ایشان می‌رساندند. در پی این اخبار انقلاب امام خامنه‌ای فعالیت‌های مبارزاتی را با برنامه‌ریزی سرعت داد و در همین رابطه نامه‌های بلندبالایی به آیت‌الله صدوقی نوشت و از ستم‌هایی که به ملت می‌شد، پرده بر‌داشت.


از لابه لاي تاریخ

  رژيم پهلوي و مواد مخدر ـ 5


 

اشرف از يك سو در داخل ايران با استفاده از قدرتش به تركتازي در ترانزيت موادمخدر از مرزهاي شرقي به غربی و از سوي ديگر با استفاده از مصونيت ديپلماتيكي كه داشت به حمل‌ونقل مواد مخدر به خارج اشتغال مي‌ورزيد. ماجراي «فرودگاه كوانترن» يكي از اين موارد است. بر اساس مستندات موجود، در نوامبر 1961 در فرودگاه كوانترن چمدان‌هاي اشرف مورد تجسس مأموران بازرسي فرودگاه قرار گرفته و مقدار زيادي هروئين در آنها كشف مي‌‌شود، اما مأموران فرودگاه وي را به دلیل مصونيت ديپلماتيك آزاد مي‌كنند. در هنگام انتشار خبر دستگيري قريشي و كشيده شدن پاي دولو به ماجرا، مجدداً اين خبر از سوي روزنامه‌هاي اروپايي مطرح و به طور مبسوط به آن پرداخته مي‌شود.
از آنجايي كه اشرف و حتي خانواده سلطنتي به قاچاق مواد مخدر اشتهار داشتند، لذا اين موضوع به سرعت در محافل بين‌المللي مطرح شد و حيثيت رژيم پهلوي را بيش از پيش مخدوش كرد. انتشار مقاله «لوموند» درباره اين ماجرا، مصادف با ماجراي قريشي و سفر محمدرضا شاه به اروپا، بود به همين دلیل حساسيت زيادي در داخل و خارج كشور ايجاد كرد، به طوري كه فرح ديبا اين اقدام را توطئه‌اي عليه خانواده سلطنتي از سوي دشمنان‌شان دانست. وي به نقل از «علي مسعودي» خبرنگار مجله neue Post چاپ هامبورگ در اين باره گفته است:
«علياحضرت فرح شهبانوي ايران با صداي لرزان فرمودند: دشمنان همسر من از هيچ پليدي احتراز نمي‌كنند... همسر من به هر كاري دست مي‌زند تا ريشه اين آفت از كشور ما كنده شود. شهبانو از فرط تأثر به شدت گريستند: بچه‌هاي من نبايد از اين اتهام ناروا و زشت باخبر شوند...»
به دنبال انتشار اين مقاله، رژيم به سرعت واكنش نشان داد و با كمك وكلاي ورزيده‌اي به نام‌هاي Lemaire و gueff از منظر حقوقي مسئله را پیگیری کرد. به همين منظور طي مذاكرات و جلساتی كه گاهي به صورت تهديد و گاهي نيز به صورت تطميع بوده است، نهايتاًً روزنامه لوموند را كه در آن زمان دچار مشكلات مالي بود، مجبور به جوابيه در ردّ آن مقاله کردند. در راستاي اين اقدامات عليه لوموند مقامات كشور سوئيس نيز به پاسخ در ردّ اين ادعا وادار شدند.
به اين ترتيب، ماجرايي كه در صحت آن ترديد وجود نداشت و بر مبناي آن نيز در همان زمان كتابي منتشر شد، يك ادعاي دروغ و سوءتفاهم مطرح شد و حتي روزنامه لوموند مجبور به عذرخواهي رسمي و همچنين جمع‌آوري كتاب «millebe» كه بر اساس همين خبر چاپ شده بود، گرديد. روزنامه لوموند در تاریخ 23 ماه مه در صفحه آخر ستون سوم، این خبر را منتشر كرد: «دولت سوئيس تكذيب كرده كه والاحضرت اشرف در جريان مواد مخدره دخالتي داشته است.» اين ماجرا علاوه بر اينكه از فساد رژيم پرده برداشت، به خوبي از قدرت آن براي اعمال نفوذ بر رسانه‌هاي اروپايي حكايت مي‌كرد.
 

 
 

صفحه دهم

 


گزارش
سید حسن باقری
 «علی الفائز» فعال حقوق بشری جهان عرب در گفت‌وگوی اختصاصی با صبح صادق
آل‌سعود از ایران پس از تحریم‌ها می‌ترسد
 

رژیم آل‌سعود پس از اعدام شیخ‌نمر، رهبر شیعیان عربستان و در ادامه، قطع کامل روابط با ایران، اکنون در وضعیتی قرار گرفته که هیچ راه فراری پیش پای خود نمی‌بیند. سعودی‌ها تصور می‌کردند با قطع روابط با ایران می‌توانند کشورهای دنیا را وادار کنند که در حمایت از آنها موضع‌گیری کنند؛ اما عملاً تنها چند کشور کوچک از عربستان حمایت کردند و حتی کشورهای غربی هم که متحدان اصلی آل‌سعود هستند، قطع روابط با تهران را گامی در جهت افزایش تنش‌های منطقه‌ای دانستند.
آل‌سعود نه تنها در یمن، سوریه، عراق و بحرین شکست خورده، بلکه شواهد موجود نقش این خاندان را در حمایت مالی و ایدئولوژیکی از تروریست‌های داعشی افشا کرده است. از سوی دیگر، نارضایتی مردم عربستان که بخشی از آن به دلیل کاهش قیمت جهانی نفت به مشکلات اقتصادی داخل رژیم سعودی برمی‌گردد، با اعتراضات به اعدام شیخ‌نمر تشدید شده و حاکمان بی‌تجربه عربستان را در بحرانی زودهنگام گرفتار کرده است.
از طرفی، بسیاری از کارشناسان معتقدند، آمریکایی‌ها برای جلوگیری از هرگونه اختلال در روند توافق هسته‌ای با ایران و از آنجایی که دیگر وابستگی چندانی به نفت عربستان ندارند، حاضرند که پشت سعودی‌ها را خالی کنند. واشنگتن ممکن است این‌گونه بیندیشد که سابقه جنایات حقوق بشر عربستان بیش از آنکه ریاض را به متحدی مفید برای آمریکا تبدیل کند، سعودی‌ها را به باری روی دوش کاخ سفید تبدیل کرده است.
خبرنگار بین‌الملل صبح صادق درباره مباحثی، مانند اهداف و دلایل قطع رابطه ریاض با ایران، دلیل چشم‌پوشی غربی‌ها از جنایات حقوق بشری آل‌سعود و پیامدهای اعدام شیخ‌نمر در عربستان با «علی الفائز» فعال حقوق بشری جهان عرب مستقر در انگلیس گفت‌وگو کرده است. متن این گفت‌وگو به شرح زیر است:* به نظر شما دلیل اصلی قطع رابطه عربستان با ایران چه بود؟ آیا حمله به سفارت عربستان در تهران به تنهایی موجب شد تا سعودی‌ها به قطع رابطه با ایران تصمیم بگیرند؟
مشکل اصلی اینجاست که سعودی‌ها ابزاری در دست غربی‌ها برای اجرای برنامه‌های‌شان در خاورمیانه [غرب آسیا و شمال آفریقا] هستند. از سوی دیگر، ایران تمام تلاش خود را می‌کند که منافع مسلمانان و به‌طور عام‌تر، منافع همه ملت‌ها، یعنی آزادی، کرامت و عدالت را محقق کند. اعدام شیخ‌نمر به دست سعودی‌ها جنایت بزرگی بود که ایران نمی‌توانست در برابر آن ساکت بنشیند.
تجمع مردم ایران مقابل سفارت عربستان در تهران یا کنسولگری این کشور در مشهد برای اعتراض به اقدام آل‌سعود هم واکنشی بسیار عادی بود. آنچه نباید اتفاق می‌افتاد، حمله به سفارت و آتش زدن ساختمان آن بود که در این مورد هم رئیس‌جمهور ایران گفته است، تحقیقات برای شناسایی عوامل این اقدام انجام می‌شود.
با وجود این، آل‌سعود از این اتفاق استفاده کرد تا زمینه حمله دیپلماتیک به ایران را فراهم کند؛ چراکه این نوع حملات به ایران یکی از مهم‌ترین اولویت‌ها در برنامه غرب است. از سوی دیگر، سعودی‌ها از این ترسیده‌اند که ایران طی چند روز یا چند هفته آینده قرار است توافق هسته‌ای با غرب را نهایی کند و پس از لغو تحریم‌ها می‌تواند نفوذ بیشتری در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی به دست آورد.
این در حالی است که سعودی‌ها دقیقاً عکس ایرانی‌ها، اکنون قدرت منطقه‌ای خود را از دست داده‌اند، مشکلات اقتصادی دارند و متهم هستند که به اختلافات و تنش‌های فرقه‌ای دامن می‌زنند. شواهد گوناگونی وجود دارد که همه نشان می‌دهد، سعودی‌ها از تروریسم منطقه‌ای و بین‌المللی حمایت مالی می‌کنند و تفکرات وهابیت که ایدئولوژی اصلی گروه تروریستی داعش است، مهم‌ترین صادرات عربستان به‌شمار می‌آید.
به هر حال، آل‌سعود نمی‌تواند کاری خارج از برنامه غربی‌ها انجام دهد، چون اساس تشکیل این خاندان، تحقق اهداف کشورهای غربی و به ویژه آمریکا در منطقه خاورمیانه بوده است. بنابراین، همه دلایل گفته‌شده را می‌توان انگیزه‌هایی دانست که سعودی‌ها را به سوی قطع روابط با ایران سوق داده است.
برخی معتقدند، قطع روابط عربستان با ایران به این دلیل بوده است که آل‌سعود می‌خواهد افکار عمومی داخل و خارج را از موضوع اعدام شیخ‌نمر منحرف کند.
قطعاً این هم می‌تواند یکی از انگیزه‌های سعودی‌ها باشد، زیرا اینها در سوریه، عراق، یمن و بحرین شکست خورده‌اند که این شکست‌ها ضمن آنکه سبب نارضایتی مردم عربستان شده، خود آل‌سعود را هم عصبانی کرده است. سعودی‌ها می‌گفتند ما در یمن دخالت کرده و حوثی‌ها را برکنار می‌کنیم و هادی را دوباره به قدرت می‌رسانیم. قرار بود پس از این کار، تبلیغات رسانه‌ای گسترده‌ای هم انجام بدهند و قدرت خود را به رخ بکشند.
با این حال، امروز و پس از این همه شکست، به دلیل کاهش قیمت نفت، با وضعیت اقتصادی وخیمی هم روبه‌رو هستند؛ از این رو مجبورند افکار عمومی داخل را به سوی یک مسئله خارجی متوجه کنند. آنها می‌گویند ما تروریست‌هایی، مانند شیخ‌نمر را اعدام کردیم، اما ایرانی‌ها به ما اعتراض کرده‌اند.
البته سعودی‌ها قطعاً به اهداف خود نمی‌رسند، چون همین الآن هم افکار عمومی دنیا از شیخ‌نمر حمایت می‌کند و حتی در کشورهای غربی هم این روحانی شیعه را «صدای آزادی» و «مدافع حقوق بشر» می‌دانند، نه آنچه سعودی‌ها درباره وی می‌گویند. بنابراین، سعودی‌ها نخواهند توانست مردم دنیا را فریب بدهند، بلکه در هفته‌های آینده شاهد گسترده‌تر شدن اعتراضات مردمی در عربستان و تقاضای تغییر در این کشور خواهیم بود.

* چرا کشورهای غربی با وجود اینکه به خوبی از سابقه و اقدامات ضدحقوق بشری سعودی‌ها آگاه هستند، اما باز هم انتقادی به آل‌سعود نکرده و اقداماتی، مانند اعدام شیخ‌نمر را محکوم نمی‌کنند؟
اگر آمریکایی‌ها و به‌طور کلی کشورهای غربی، یک روز صهیونیست‌ها را به دلیل زیر پا گذاشتن حقوق بشر و جنایات‌شان در فلسطین و لبنان محکوم کردند، آن‌وقت باید انتظار داشته باشیم که سعودی‌ها را هم محکوم کنند. آمریکایی‌ها به همان دلیلی که صهیونیست‌ها را به وجود آوردند حمایت از آل‌سعود را هم ادامه می‌دهند. هر دوی اینها برای تحقق یک دستور کار مشترک به وجود آمده‌اند.
صهیونیسم و وهابیت دو روی سکه مبارزه با محور مقاومت در منطقه هستند. صهیونیست‌ها به نوعی با نیروهای مقاومت می‌جنگند و وهابی‌ها هم به شیوه‌ای دیگر تلاش می‌کنند محور مقاومت را تضعیف کنند: با شعله‌ور کردن جنگ فرقه‌ای و اعزام تروریست به کشورهای دیگر. از همین رو، غربی‌ها جنایات سعودی‌ها را محکوم نمی‌کنند، آنها را تحریم نمی‌کنند و دست از حمایت سیاسی و نظامی از آنها برنمی‌دارند.

* آیا اعدام شیخ‌نمر می‌تواند بر جنبش‌های حقوق بشری در عربستان تأثیر منفی بگذارد یا صدای آنها را خاموش کند؟
قطعاً این‌گونه نیست. اعدام شیخ‌نمر اگرچه یک مبارز قوی را از عدالت‌خواهان در عربستان گرفت، اما مسلماً موجب شعله‌ورتر شدن انقلاب آنها و بیدار شدن مردم بیشتری در این کشور می‌شود که به دنبال تحقق حقوق اساسی خود هستند. این شعله‌ورتر شدن را می‌توانید به وضوح در قطیف و عوامیه در عربستان و همچنین در بحرین ببینید. شهادت شیخ‌نمر، این انقلاب‌ها را رشد خواهد داد و وجدان انسان‌ها را بیدارتر خواهد کرد. خون شیخ‌نمر مسلماً بر شمشیر آل‌سعود پیروز خواهد شد و باز هم نشان می‌دهد که همه روزها عاشوراست و همه جا کربلا.

 


گزارش
سید حسن باقری
 
صبح‌صادق گزارش می‌دهد
تبیین جنبه‌های مختلف حق‌الناس در انتخابات پیش رو

خبرنگار هفته‌نامه صبح‌صادق در راستای تبیین بیانات رهبر معظم انقلاب درباره ابعاد و زوایای حق‌الناس در انتخابات، گفت‌وگویی را با چند تن از سیاسیون مطرح و استادان دانشگاه ترتیب داده است که شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم.

معانی حق‌الناس در انتخابات
*دکتر نوراله قیصری
به‌طور اساسی حق جواز، برخورداری از امتیاز است؛ جوازی که یا از منشأ قراردادهای انسانی یا به اصطلاح عرفی حاصل می‌شود، یا از قوانین و احکام شرعی حاصل می‌شود که منشأ الهی دارد. در فقه و حقوق اسلام از حقوق در انواع متعددی صحبت می‌شود که سه نوع آن که عبارت است از؛ حق‌الله، حق انسان‌ها به انفراد و حق انسان‌ها به اجتماع، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
اینکه در مقوله انتخابات چه امتیازاتی جزء حق‌الناس است، بخشی از حقوق برای مردم به انفراد و بخشی از آن برای مردم به اجتماع متصور است. آنچه در اصطلاح حقوق اساسی نامیده می‌شوند، از جمله حقوق ناس که علاوه‌بر گستره فردی در گستره عمومی یا به تعبیر دقیق‌تر سیاسی، نافذ است، حق تعیین سرنوشت است. این حق دامنه بسیار گسترده‌ای دارد که در نظام جمهوری اسلامی ایران سازوکار و نحوه استیفا و تحقق آن در قانون اساسی و سیاست‌های کلی نظام و دیگر اسناد حقوقی مشخص شده است. انتخابات یکی از این حقوق است که در حق انتخاب کردن، انتخاب شدن، مشارکت در فرآیند انتخابات از اجرا تا نظارت و تبلیغات و اعلام نتایج را شامل می‌شود.
بنا بر این زمانی که از حق‌الناس در انتخابات صحبت می‌شود، هم از حق تک‌تک شهروندانی که در نظام جمهوری اسلامی تبعه کشور هستند و بر اساس قوانین و مقررات رسمی کشور حق دارند در انتخابات و تعیین سرنوشت عمومی کشور مشارکت کنند و هم از حق کلیت جامعه یا عموم مردم در انتخابات مراد می‌شود.
از این رو، حق‌الناس در انتخابات از دو جنبه فردی یا دقیق‌تر شخص حقیقی دارای حق و تکلیف و اجتماعی یا شخص حقوقی عمومی، مورد توجه است؛ به این معنا که بعدی از حق‌الناس در انتخابات به حقوق تک تک افراد و بعدی از آن به حقوق عموم مردم برمی‌گردد. همان‌طور که ذکر شد شهروندان در نظام اسلامی، حق دارند در انتخابات و در مسائل عمومی مشارکت کنند. مشارکت در انتخابات ابعاد مختلفی دارد وجه مشهود آن حق نامزد شدن و انتخاب شدن از سوی مردم و حق انتخاب کردن است. یکی دیگر از حقوقی که در انتخابات مطرح است حق تبلیغات است که افراد محق‌ هستند تا ایده‌های خود را در رابطه با سرنوشت عمومی به اطلاع جامعه برسانند و از نامزد یا نامزدهایی که اصلح می‌دانند دفاع کنند و در شناساندن‌شان به مردم فعالیت و تبلیغات کنند، حق دیگر پاسخ به انتقادهای موجود است، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در مسائل سیاسی حق دیگر مردم در زمان انتخابات است. همه این حقوقی که ذکر شد از موارد حق‌الناس انفرادی است.
بعد دیگری که در این مقوله مطرح است، حق‌الناس در وجه عمومی آن یا حقوق کلیت جامعه مطرح است. انتخابات از جهتی حقی عمومی و کلی است، برای نمونه وقتی کلیت و اکثریت یک جامعه تصمیم گرفتند که کشور بر اساس قوانین در چارچوب مقرر شرع و قانون اساسی اداره شود، یا اینکه اکثریت کشور تصمیم گرفتند که مجری یا مجریان یا قانونگذاران کشور فرد یا افراد خاصی باشند که صلاحیت و شایستگی آنها مطابق با قوانین و مقررات، احراز شده است، یک حق عمومی برای جامعه به وجود می‌آید که در زمره حق‌الناس قرار می‌گیرد و نظام اسلامی همان‌گونه که از حقوق مردم در بعد انفرادی آن حمایت و پاسداری می‌کند، از بعد یا وجه عمومی آن، ولو اینکه حاصل انتخاب اکثریت جامعه، مورد نظر بخشی از انتخاب‌کنندگان هم نباشد، پاسداری می‌کند.
بنابراین حق‌الناس بودن انتخابات به این معناست که حکومت اسلامی خود را موظف به ایجاد فرصت‌ها و امکانات لازمی می‌داند که تک‌تک افراد بتوانند در عرصه سیاسی و اجتماعی مشارکت کنند، توانایی‌های خود را عرضه و افراد مورد نظر خود را انتخاب کنند.
بنابراین خدشه کردن و ایجاد چالش در حق افراد در انتخاب شدن یا انتخاب کردن و الزامات و لوازم آن، خدشه کردن در حق‌الناس است، همانطور که خدشه کردن و ایجاد چالش در انتخاب عموم مردم و الزامات و لوازم آن نیز خدشه کردن در حق‌الناس است؛ حقی که در نظام اسلامی مبنایی الهی دارد و علاوه بر مسئولیت عمومی، تخطی از آن موجب مسئولیت و پاسخگویی در برابر خداوند نیز است.
* استاد علوم سياسي دانشگاه تهران

ابعاد حق‌الناس در انتخابات
دکتر عبدالله گنجی*
ناس به معنای عام است. مانند کلمه رجل که گاهی به عنوان رجال استفاده می‌کنند و لفظ عام است که شامل زنان هم می‌شود. حق‌الناس الزاماً به معنای حق مردم تنها نیست، بلکه حق حاکمیت، قانون، نهادها و همه دستگاه‌هایی است که طبق قانون جمهوری اسلامی سهمی در انتخابات ایفا می‌کنند.
زمانی که رهبر معظم انقلاب فرمودند رأی حق‌الناس است برخی می‌خواستند این حق را علیه نظام وارونه‌سازی کنند، بنابراین تعمیم این موضوع از سوی رهبر معظم انقلاب به عرصه انتخاب‌شوندگان، قانون‌گذاران، مجریان، ناظران و انتخاب‌کنندگان نشان می‌دهد که حق‌الناس تک‌بعدی و صرفاً خاص رأی‌دهنده نیست. اینکه رأی باید به صورت امانت حفظ شود کاملاً درست است، اما اینکه از مجری یا ناظر بخواهیم از قانون بگذرد در حقیقت گذشتن از حق‌الناس را از آنها خواسته‌ایم.
مردم همه افراد و نامزدها را نمی‌شناسند، حتی رهبر معظم انقلاب هم فرمودند که بنده هم خیلی‌ها را نمی‌شناسم، اینکه یک کاندیدا سلامت حداقلی در مبانی و اصول را داشته باشد، یکی از حقوق مردم و حق‌الناس است. مردم توقع دارند نظام جلوی پلشتی‌ها را بگیرد و مردم از بین کارآمدها و خوب‌ها بتوانند برترین را انتخاب کنند.
روشنگری‌ای که معظم‌له فرمودند به این معناست که جبهه‌های آرایش‌دیده دشمن در صحنه انقلاب و پشت سنگرهای انقلاب در عرصه انتخابات را بتوانیم درست ببینیم. بنابراین از دیدگاه ایشان آرایش‌های مرسومی که داریم غیرواقعی است. ایشان بارها فرمودند که من این آرایش‌های مرسوم را قبول ندارم، آرایش ما مبتنی‌بر نگاه، باور به امام و انقلاب اسلامی و مخالفان این نگاه است، لذا یکی از روشنگری‌های اصلی این است که ملت نباید اسیر این قالب‌های کلیشه‌ای که بر مجموعه‌های سیاسی اطلاق می‌شود، بمانند و غافل شوند.
امام خامنه‌ای فرمودند فهرستی مطلوب آمریکا و فهرستی هم مطلوب انقلاب اسلامی است. در حقیقت، ما باید فهرست‌ها و افراد را با این شاخص‌ها بسنجیم. اینکه همه را در درون نظام با آرایش‌های مختلف ببینیم واقعیت امر نیست. واقعیت این است که برخی هستند که نظام جمهوری اسلامی را از جهت فکری قبول ندارند، ممکن است از جهت حقوقی محترم بشمارند و در مقابل هم کسانی هستند که پای این انقلاب ایستاده‌اند و هزینه‌های آن را هم پرداخت می‌کنند.
* مدیر مسئول روزنامه جوان

حق‌الناس و مصادیق آن
مصطفی ملکوتیان*
با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری، مرور دیدگاه امام خامنه‌ای در باب حق‌الناس بودن انتخابات، لازم و ضروری است. ایشان در دیدار با ائمه جمعه سراسر کشور در تاریخ 12 دی 94 با تأکید بر اینکه باید به عمق مطلب برسیم، چندین معنا در امر حق‌الناس بودن انتخابات بیان داشته‌اند.
یکی از حقوق، حق داوطلبان نمایندگی است. اگر داوطلب نمایندگی صلاحیت، شرایط شرعی و قانونی نماینده را داشته باشد و به عبارتی، انسان صالحی باشد باید ورود او به صحنه انتخابات تأیید شود. در واقع، این وظیفه شورای نگهبان قانون اساسی است که با احراز دارا بودن شرایط لازم داوطلب نمایندگی، وی را تأیید و از حق وی برای ورود به انتخابات دفاع کند.
حق دیگر حفظ امانت از سوی مسئولان اجرای انتخابات است، مسئولان صندوق‌های رأی، متصدیان امر انتخابات، رأی‌گیری و ناظران موظف هستند آرای به صندوق ریخته شده را همان گونه که است با دقت شمارش کرده و نتیجه را با رعایت امانت اعلام دارند. در این رابطه رعایت قوانین و مقررات در رأی‌گیری و سپس شمارش آرا و اعلام به موقع نتایج به‌دست آمده دارای اهمیت است.
پذیرش قانونی انتخابات از حقوق دیگری است که رهبر معظم انقلاب به آن اشاره داشته‌اند؛ پذیرش قانونی انتخابات وظیفه همگانی و ایستادگی در مقابل آن مخالفت با حق‌الناس است. در سال 88 عده‌ای در مقابل نتیجه انتخابات ایستادند و با مطرح کردن یک منکر در مقابل حق مردم موضع گرفتند و به این صورت خسارت‌های جبران‌ناپذیری به کشور وارد ساختند که هنوز هم جبران نشده است. در مقابل آنها خیلی مماشات کرده و گفتیم هر تعداد صندوق که شما بخواهید بازشماری می‌کنیم، اما آنها زیر بار حق نرفتند و به دنبال به راه انداختن انقلاب و کودتای رنگی بودند. آنها حدود هشت ماه کشور را در آشوب فرو بردند و با حضور فراگیر مردم در 9 دی بود که به عقب‌نشینی مجبور شدند. در آن فتنه بیگانگان با انواع روش‌ها به کمک آشوبگران آمدند، ولی با گذشت زمان و مشخص شدن اهداف پشت پرده فتنه‌گران و با افزایش بصیرت و آگاهی عمومی فتنه خاموش شد.
رعایت حق‌الناس و فهرست پیشنهادی نیز در زمره این حقوق قرار می‌گیرد؛ چرا که در معرفی افراد باید اصل شایستگی ملاک عمل قرار گیرد، نه رفیق‌بازی یا جناح‌بازی. شایستگان کسانی هستند که از شرایط شرعی و شخصیتی پذیرش امر نمایندگی برخوردارند. آنها با صداقت به مبانی و اصول مورد قبول انقلاب معتقدند و ورود به صحنه انتخابات را نه برای رسیدن به مقاصد سیاسی و شخصی، بلکه برای اجرای تکلیف دینی و وظیفه انجام می‌دهند و شعارها، اصول و ارزش‌های بنیادی انقلاب اسلامی را کاملاً باور دارند. نگاهی به سابقه و عملکرد گذشته افراد می‌تواند در شناخت اهداف آنها برای ورود به عرصه انتخابات مفید باشد.
لزوم گرایش عمومی به مجموعه‌های واقعاً مورد اعتماد از دیگر حقوق برشمرده است، مردم باید ببینند فهرست‌ها از کجا پیشنهاد شده و آیا پیشنهاددهندگان مورد اعتماد هستند؟ برخی فهرست‌دهندگان تلاش‌شان در راستای علاقه‌مندی به انقلاب نیست. در واقع، یک فهرست شایسته فهرستی است که هم از سوی مجموعه‌ای قابل اعتماد معرفی شده باشد و هم در معرفی داوطلبان اصل شایستگی را رعایت کرده باشد.
* استاد علوم سياسي دانشگاه تهران




 

 

صفحه یازدهم

 
 


  آیت‌الله سیدمحمد قائم‌مقامی
 منشأ بصیرت پیامبر اعظم(ص) است

 

بصیرت به معنای این است که انسان در درون خودش به واسطه نوری که در وجودش ظاهر می‌شود که همان نور فطرت و ایمان است می‌تواند مطالب را درست بفهمد. وقتی که درست درک کند، درست می‌تواند تحلیل و رفتار کند. درباره بصیرت گفته شده است که بصیرت یک بینش درونی است. معنای لغوی‌اش هم به معنای دیدن است. فرقش با بصر این است که بصر جسمی و دیدنی است، ولی بصیرتِ دیدنی درونی و باطنی است.
مرکز و منشأ این بصیرت در غالب وجود مبارک خاتم انبیا محمدمصطفی(ص) است. یعنی پیغمبر اکرم(ص) در رأس جریانی بوده است که حقایق را می‌دیدند. قرآن کریم می‌فرماید: پیامبر کسی بود که حقیقت را می‌دیدند. پیامبر(ص) آیات کبری و بسیار عظیم خدا را می‌دیدند. بعد هم می‌فرماید: در آن چیزی که می‌دیدند، درست می‌دیدند.
همان طور که ممکن است آدم اعتقادات غلط داشته باشد، می‌تواند مشاهدات غلط هم داشته باشد. کل جریانات انحرافی در تاریخ بشر این طور بودند. عقاید غلط داشتند. عقیده نادرست یعنی با واقعیت یکسان نیست. یکی دیگر اینکه مشاهدات غلط داشتند. مشاهدات هم معمولاًً بر مبنای عقاید به دست می‌آید و انسان هم اگر به چیزی اعتقاد داشته باشد و به سمت آن برود و عمل کند، رفته‌رفته می‌تواند آن چیزی را که به آن اعتقاد داشت را ببیند.
به همین علت است که فرموده‌اند: پیش از آنکه مجاهده کنید، عقاید حق و درست را بروید و به دست آورید. یکی از بدبختی‌های زمان ما همین است که تحت عنوان مسلمانان تکفیری و القاعده می‌بینید. اینها عمل می‌کنند. جهاد و جنگ می‌کنند و از جان‌شان می‌گذرند، ولی در بی‌بصیرتی مطلق هستند. بی‌بصیرتی مطلق جایی است که انسان به علت مجاهده‌ای که کرده است، فکر می‌کند حق با او است.
این بصیرت را خدای تبارک و تعالی زمان جنگ در ایران در بین جوانان قرار داد. جوانانی پدید آمدند که بصیر بودند و می‌فهمیدند و می‌دیدند. انسان رفته‌رفته به جایی می‌رسد که خودش دلایل دستورهای دین را متوجه می‌شود و می‌بیند. انسان در رابطه با دستورها دو جور است؛ یک حالتش این است که در حالی که نمی‌داند دلیل چیست، ولی قبول می‌کند. چون می‌داند از جای حقی آمده است، می‌پذیرد.
یک درجه از این بالاتر وجود دارد. یک وقت هست که ما نمی‌دانیم چرا، ولی قبول می‌کنیم و ثواب و نجات هم دارد. یک درجه از این بالاتر، یعنی من خودم هم متوجه می‌شوم چرا این طور است. این را بصیرت می‌گویند. مثلاًً در زمان جنگ هشت سال دفاع مقدس، رفتن به جبهه امر بسیار مهمی بود. دستور بسیار عظیمی بود که بروید و دفاع کنید. اصلاًً به علت دفاع در جبهه‌های جنگ بود که نظام اسلامی باقی ماند. به واسطه جنگ بود که تحولات عظیمی در منطقه اتفاق افتاد. هر حادثه‌ای که در جهان اتفاق افتاده است تحت تأثیر آن واقعه بوده است. این قدر عظمت داشت. دو حالت می‌توانست باشد. یک حالت اینکه امام که ولی فقیه آن زمان بودند، می‌فرمودند: به جبهه بروید. چون امام نائب امام زمان (عج) و ولی خدا است. از این بالاتر این بود که من خودم دارم می‌بینم که چرا باید بروم به جبهه.
البته این به آن معنا نیست که دستوری که به ما رسیده است را حتماًً باید بدانیم برای چه انجام می‌دهیم و بعد عمل کنیم. احکام و دستورهای دین را باید انجام بدهیم. می‌فرماید: آن کسی که می‌داند علت چیست خیلی مقامش بالا است. تمام این چیزهایی که گفته می‌شود را بچه‌ها در جبهه می‌دیدند.
از امیرالمؤمنین(ع) پرسیدند که آیا پروردگار را خودت دیده‌ای؟ حضرت فرمودند: من خدایی را که ندیده باشم را که بندگی نمی‌کنم. بعد عرض کردند: چطور خدا را می‌بینید؟ حضرت فرمودند: هیچ کسی خدا را با چشم ظاهری نمی‌بیند، ولکن خداوند را، قلب‌ها با حقیقت ایمان‌شان می‌بینند. حال به میزان ایمان که چه درجه‌ای باشد برمی‌گردد. مسئله بصیرت اینجا است که این بصیرت هم به دانشگاه و معلومات و اینها بر‌نمی‌گردد. بصیرت الزاماًً به آن معنا نیست.
در سال ۸۸ نمایشی از بی‌بصیرتی در بین خواص جامعه پدید آمد. خداوند، خواص و آدم‌های باسواد و عالم و مذهبی و از مدیران نظام را مورد آزمایش فتنه‌ای قرار داد. آزمایشی که آقایان از این آزمایش رد شدند؛ یعنی نتوانستند در یک لحظه حساسی بفهمند که راه کدام است و شیطان کدام است. خیلی عجیب است. بی‌بصیرتی نشان دادند. جلوی مقام معظم رهبری که مظهر بصیرت است، ایستادند و مقابله کردند. با کفر جهانی و شیطان و دشمنان خدا وصل شدند.
جهان در آستانه واقعه‌ عظیمی قرار گرفته است. صدای اناالمهدی دارد به گوش می‌رسد. سخن ما درباره بصیرت بود که یک نور درونی است و ارتباط تنگاتنگی با ایمان دارد. ارتباط با تقوا و اخلاص انسان دارد. ربطی به سواد ندارد، ولی اگر باسواد باشد بهتر است. بصیرت چیز دیگری است. فهم برای آن نور است؛ نوری که پیامبر اکرم(ص) فرمودند: «اتَّقُوا فِرَاسَهَ الْمُؤْمِنِ، فَإِنَّهُ یَنْظُرُ بِنُورِ اللهِ»؛ مواظب باشید در برابر تیزهوشی و هوشمندی مؤمن، زیرا مؤمن با نور خدا دارد می‌بیند.
امام صادق و امام رضا (علیهما‌السلام) چیزی را به این اضافه کردند. فرمودند: می‌دانید چرا مؤمن برادر مؤمن است؟ به علت انتسابی که به پدر و مادر هم دارند. مؤمن پدرش نور است و مادرش رحمت خداوند است. نبوت اب است و ولایت اُم است. نور از نبوت می‌آید و رحمت مربوط به ولایت است. خدا ایمان ما را بیفزاید.
 

 


شمیم شریعت

حجت‌الاسلام یحیی صالح‌نیا*
 مرور قیامت برای تقویت تقوا
 


یکی از چیزهایی که روح تقوا را در انسان زنده می‌کند، یاد آخرت است. علمای اخلاق یکی از عوامل ایجاد تقوا را این می‌دانند که انسان اوصاف قیامت را، هر چند وقت یک بار مرور کند.
یکی از اوصاف قیامت «الْیَوْمِ الآخِرِ» یا «الدّارَ الآخِرَهَ» است. سرای دیگر، روز دیگر به تعبیر قرآن آخرین جایی که دیگر بشر مستقر می‌شود و منزل نهایی او مشخص می‌شود اینجا است. بقیه جاها مسیر هستند. طول مسافرت هستند، کاروانسرا هستند، منزلگاه و مقرّ نیستند. مقرّ جای دیگری است. یک‌سوم آیات قرآن یا مستقیماً یا اشارتاً به معاد پرداخته‌اند. پس معلوم است آن طرف خیلی مهم است.
این دنیا یا از «دنو» به معنای نزدیکی یا از «دنی» به معنای پستی گرفته شده است. در روایت دارد که اگر قطره‌ای از آب این دنیا ارزش داشت خدای متعال اجازه نمی‌داد این قطره در گلوی کافر قرار بگیرد، نمی‌گذاشت کافر یک قطره این دنیا را بخورد، ولی این دنیا با همه طول و عرضش هیچ ارزشی پیش خدای متعال ندارد غیر از اینکه «الدُّنْیا مَزْرَعَهُ الآخِرَهِ» است. مرحوم طبرسی در مجمع‌البیان به همین مطلب اشاره دارد که انسانی که به آن دل ببندد، به جرگه پست‌ها می‌پیوندد و از رشد باز می‌ماند.
اسم دیگر آخرت «یَوْمَ الْحِسَابِ» است. «یَوْمُ الدِّینِ» واژه دین هم به معنای جزا و پاداش است که البته در اصل می‌گویند به معنای انقیاد و اطاعت است، چون در روز قیامت که «یَوْمُ الدِّینِ» همه مجبور هستند که اطاعت کنند اختیار از انسان‌ها گرفته می‌شود. این‌طور نیست که به یکی بگویند برو به جهنم و بگوید نه من می‌خواهم بروم بهشت، وقتی اختیار از آدم گرفته می‌شود «یَوْمُ الدِّینِ» است، روز انقیاد است که از این بابت شاید به جزا هم گفته‌اند چون وقتی در دادگاهی حکمی صادر می‌شود دیگر متهم مجبور است که انقیاد بکند.
روز قیامت را «یَوْمَ الْفَصْلِ» هم آورده‌اند، هم در قرآن این اسم آمده است و هم در جاهای دیگر. در قرآن «یَوْمَ الْفَصْلِ» شش بار تکرار شده است. مفسران گفته‌اند این جدایی که از قیامت به عنوان روز جدایی تعبیر شده است یا به معنای جدایی حق از باطل است که بالاخره حق از باطل جدا می‌شود. آنهایی که اهل باطل هستند، می‌فهمند که اهل باطل بودند و دیگر نمی‌توانند فتنه کنند، یا به معنای جدایی صفوف مؤمنان از صفوف صالحان و صفوف کافران از مؤمنان است؛ یا به معنای جدایی برادر از برادر، پدر از پسر، مادر از فرزند که در جاهای دیگر قرآن هم به آن اشاره شده است: «یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ. وَ صَاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ» که در آن روز «وَ کُلُّهُمْ آتیهِ یَوْمَ الْقِیامَهِ فَرْداً» همه تک‌تک می‌آیند خدمت حضرت حق. خود فرد هست با اعمال خودش و دیگر همه چیز از هم جدا می‌شود انسان‌ها تکالیف‌شان معلوم می‌شود؛ لذا اساتید اخلاق توصیه می‌کنند که انسان به داشته‌هایش غره نشود.
امیرالمؤمنین علی(ع) پیوسته می‌فرمود «تَجَهَّزُوا». مردم آماده باشید. «فَقَدْ نُودِیَ فِیکُمْ بِالرَّحِیلِ»؛ آوای کوچ کردن در بین شما زده شده است، دیر یا زود باید از اینجا کوچ کنید. آنهایی که به خواب صبحگاهی مشغول باشند از کاروان جا خواهند ماند.
* امام جمعه کن

 


نقطه‌نظر
محمدامین امامی
 شناخت و معرفی «قم» یک راهبرد مهم
 




شناخت و شناساندن شهر مقدس قم از آن نظر که نخبگان و فرهیختگانش از دیرباز (زمان ائمه معصوم علیهم‌السلام) تاکنون در بنیان و بنان فرهنگ و معارف حیاتبخش دینی و تحکیم عقاید اسلامی نقش بسیار مهمی را عهده­دار بودند و از آن رو که سرزمین مقدسی است و در طول تاریخ اسلام از مهم­ترین مراکز نشر آموزه­های شیعی به شمار آمده و فقیهان و محدثانش، مروّجان و احیاگران مظاهر فکر و فرهنگ غنی اهل‌بیت(ع) بودند؛ به این سبب که مردمان خداجوی دیار قم پیشتاز نهضت­های علمی، فرهنگی و سیاسی بوده و رهبری انقلاب­های مردمی را بر عهده داشتند و از همه مهم­تر آنکه خاک پاکش مزار و بارگاه قدسی حضرت فاطمه معصومه(علیهاالسلام) ملجأ و مأوای مسلمانان شده است، بسیار مهم و ضروری می‌نماید. به این مناسبت به اختصار نکاتی بیان می­شود:
۱ـ قم در طول تاریخ چونان خورشید تابان درخشید و نور و تحرک آن آزادیخواهان مسلمان را به حرکت درآورد، آن‌طور که در هر عصری قم را با شجاعت و استقامت و با قیام و قداست می‌شناسند.
۲ـ جایگاه عظیم قم به گونه­ای است که در قاموس امامان معصوم(ع) و رهبران دینی همواره به عنوان «حریم امن ولایت» و «فیضیه علوم و معارف خاندان رسالت» و «دارالشفای بیماری­های فکری و عقیدتی و لغزش­های اخلاقی و معنوی» معرفی شده است. مردمانش را پیروان راستین اهل‌بیت(ع) و یاوران امام عصر، مهدی موجود موعود(عج) و زمینه­سازان حکومت آرمانی و جهانی حضرتش تعریف کرده­اند. طوبی لهم...
۳ـ روایت است از امام صادق(ع) که «... برای ما حرمی است و آن قم است». این حدیث شریف گویای شکوه و عظمت این سرزمین است. هجرت زینب­گونه کریمه آل‌طاها فاطمه معصومه(س) و رحلت جانسوز آن بزرگوار در این دیار «حرم اهل‌بیت بودنش» را تفسیر کرد.
۴ـ «شیخ عبدالجلیل رازی» می­نویسد: «اهل قم به زیارت فاطمه بنت‌مطهره موسی‌بن‌جعفر روند که ملوک و امرا و علمای حنفی و شافعی به زیارت آن تقرب نمایند.» از این عبارت می‌توان دریافت که در قرن ششم علمای اهل تسنن از شهرهای سنی­نشین آن روز از قبیل ری، اصفهان، ساوه و همدان برای زیارت به قم می­آمده­اند و وقتی علمای تسنن بیایند مسلماً عوام آنها هم می‌آمده­اند.» (تاریخ مذهبی قم: 219)
در دوره­ای که «وحدت مذاهب اسلامی» و «تقریب و تقویت آنها» بیش از همیشه ضروری و حیاتی می‌نماید، حرم حضرت فاطمه معصومه(س) و شهر مقدس قم می­تواند «میعادگاه شیعه و سنی» و «مظهر تجلی وحدت امت اسلامی» شود. این نظریه بدیعی نیست؛ بلکه براساس آنچه بیان شد در گذشته دور این‌گونه بوده و نیازمند احیاست.
اگرچه قم، پایگاه عظیم ولایت علوی و حوزه علمیه فقاهت جعفری بوده است، اما هم خاستگاه انقلابی بی‌نظیر، به رهبری و امامت شخصیت حکیم و بصیر زمان حضرت امام خمینی(ره) شد که ایران بزرگ را به واسطه نظام جمهوری اسلامی از ذلت به اوج عزت رساند و این کشور را «مأوای مستضعفان جهان» و شهر قم را «مهد تربیت مردان مجاهد و رهبران انقلابی جهان اسلام» از سیدحسن نصرالله در لبنان تا شیخ‌ابراهیم زکزاکی در نیجریه قرار داد.

 


گزارش
حسن ابراهیمی
    آیت‌الله سبحانی در پنجمین اجلاسیه بسیج اساتید و نخبگان حوزه علمیه قم
تلاش ما باید در جهت قرآنی کردن تمام بسیج باشد
 

پنجمین اجلاسیه بسیج اساتید و نخبگان حوزه علمیه قم در سالن همایش مدرسه امام صادق(ع) با سخنرانی فضلا و تجلیل از استادان برتر برگزار شد. در این اجلاسیه آیت‌الله العظمی جعفر سبحانی و حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی سخنانی را ایراد کردند.

تربیت قرآنی غایت تعلیم و تربیت
آیت‌الله جعفر سبحانی در این اجلاسیه گفت: بسیجیان کسانی هستند که پس از تحقق آزادی می‌توانند جامعه را از نظر علمی، فکری و فرهنگی بالا ببرند. معنای بسیج این است که در یک دست سلاح و در دست دیگر قرآن دارد. سلاح برای کسب آزادی و قرآن برای بیان احکام الهی و عقاید الهی است.
وی درباره وظایف اساتید بسیجی گفت: این اساتید باید بسیجیان را با فرهنگ قرآن آشنا کنند، آنها را قرآنی کنند تا هم از نظر روحی و هم از نظر فرهنگی و علمی قوی باشند.
آیت‌الله سبحانی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: این بسیجی که الآن یادگار حضرت امام است (اعلی الله مقامه) و شما هم اساتید آنها هستید، باید در تربیت اینها کوشا باشیم، خصوصاً الآن که ما محاط با دشمن هستیم؛ چون برنامه ما برنامه الهی است، همسایه‌های دور و نزدیک ما غالباً یا بخشی از آنها از این مراحل دورند و ما را احاطه کرده‌اند و ما باید بر این مسئله فشار بیاوریم که افرادی را داشته باشیم که از نظر روحی واقعاً اسلامی و از نظر فرهنگی به تمام معنا قرآنی باشند.
این مرجع عالی‌قدر با اشاره به لزوم آمادگی همه‌جانبه، افزود: واقعاً این آیه قرآن مجید برای ما معجزه است: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ من قُوّه»؛ ملت ضعیف و ناتوان همیشه محکوم است. در سال 1320 ایران ظرف یک شبانه‌روز اشغال شد؛ غرب از طرف شوروی، جنوب از طرف انگلستان و از این طرف هم آمریکایی‌ها با اینکه آن نظام قبلی سربازخانه داشت، اسلحه داشت؛ اما همه‌اش برای داخل و سرکوب داخل بود و دشمن ظرف یک شبانه روز همه جا را اشغال کرد. من خودم یادم می‌آید که آمدم در خیابان و دیدم که تمام سربازان لباس‌ها را عوض کرده‌اند و با یک پیراهن سفید در حال فرار هستند. چرا؟ چون آن روح جهادی و روحیه معنوی نبوده است.

انتظار برخی از مجلس، زمینه‌چینی حضور آمریکاست
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه نیز در این اجلاسیه به جریان‌شناسی نفوذ در انقلاب‌ها پرداخت و گفت: نفوذ مهم‌ترین تهدید علیه انقلاب‌هاست. رهبری از سال 68 کلید واژه هایی را مطرح کردند که همه از نقشه دشمن خبر می‌داد؛ زمانی تهاجم فرهنگی و ناتوی فرهنگی و زمانی جنگ نرم و فروپاشی از درون را مطرح کردند و امروز روی کلیدواژه نفوذ تأکید می‌کنند؛ چرا که دست دشمن را خوانده‌اند.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه با اشاره به نحوه نفوذ آمریکا در شوروی و برنامه آنها برای نفوذ در انقلاب اسلامی، افزود: امپراتوری شوروی که با شعارهای ضد سرمایه‌داری، دنیا را تحت تأثیرخود قرار داده و به کابوس آمریکا تبدیل شده بود، آمریکا را به فکر چاره انداخت؛ برخی استفاده از بمب اتم را پیشنهاد دادند، ولی مشاوران ریگان به او گفتند که با بمب اتم نمی‌توان شوروی را ساقط کرد، ما دوستانی داریم که باید روی آنها تمرکز کنیم!
وی در ادامه افزود: گورباچف مقدمه سقوط را حضور مک‌دونالد می‌داند؛ اما در حقیقت از سال‌های قبل و زمان خروشچف با عنوان همزیستی مسالمت‌آمیز شروع شده بود. در ابتدا با عنوان کاستن از کلاهک اتمی سر میز مذاکره نشستند، اما در نهایت کار به مباحث دیگر رسید و از آن طریق نفوذ کردند؛ پوتین هم در ابتدای امر نظراتی شبیه خروشچف داشت، اما در نهایت فهمید که آمریکا جز به متلاشی شدن روسیه راضی نمی‌شود و تنها راه هم برای روسیه ایستادگی است، لذا رویکرد مقاومتی را اتخاذ کرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی با اشاره به تفاوت‌های اساسی انقلاب ایران و شوروی، اظهار داشت: تفاوت اصلی انقلاب ایران و شوروی به وجود رهبر بصیر و مردم ولایتمدار برمی‌گردد که شوروی از داشتن آن محروم بود؛ لذا دشمن تصمیم گرفت در ایران نفوذ کند تا آن را هم منحرف کند. به این ترتیب پروژه لیبرالی شدن انقلاب اسلامی از زمان بازرگان و بنی‌صدر کلید خورد که به لطف جنگ و جهاد، تأثیری نداشت.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه به انتخابات پیش رو هم با اشاره تأکید کرد: الآن برخی از افراد معلوم‌الحال به دنبال مجلسی هستند که نزدیک آرمان‌های خودشان باشد، تا از داخل زمینه ارتباط با آمریکا فراهم شود. آمریکایی‌ها هم با تمام توان امیدوار شده‌اند، به‌تازگی هم برنامه تحریم جدید را متوقف کرده‌اند و می‌گویند: صبر کنید ببینیم انتخابات چه می‌شود، یعنی انتظار انتخابات را می‌کشند و ما باید مردم را آگاه کنیم، آنچه در دنیا اتفاق افتاده، ممکن است در اینجا تکرار شود؛ لذا وظیفه اصلی روحانیون روشنگری است تا مجلسی در تراز انقلاب اسلامی و در خط امام و رهبری تشکیل شود.


یادداشت
علیرضا جلالیان

    نمایش اقتدار 28 سال پس از حماسه نادر



16 مهرماه سال 1366 ناوگروه ذوالفقار نیروی دریایی سپاه به فرماندهی شهید نادر مهدوی در درگیری با بالگردها و شناورهای نیروی دریایی آمریکا پس از بازداشت شدن در حوالی جزیره فارسی به شهادت می‌رسند. 28 سال و چند ماه پس از این واقعه، 22 دی ماه سال 1394 دو شناور سبک نیروی دریایی آمریکا در نزدیکی جزیره فارسی به آب‌های سرزمینی ایران تجاوز می‌کنند و پس از ورود سریع یگان‌های نیروی دریایی سپاه و بازداشت 10 تن از نیروهای آمریکا دو ناو هواپیمابر «ترومن» و «شاردوگل» از آمریکا و فرانسه سریع موضع تهاجمی می‌گیرند، با هشدارهای صریح و جدی نیروی دریایی سپاه و رفتار تنش‌زدا و فهماندن این مطلب که اگر این رفتار آنها ادامه پیدا کند به انهدام این دو ناو بزرگ هواپیمابر منجر خواهد شد، آتش این تنش فرو می‌نشیند. بازداشت‌شدگان سریع به ساحل منتقل شده و منطقه در یک آماده‌باش صددرصدی قرار می‌گیرد. طی24 ساعت مشخص می‌شود که تجاوز به آب‌های ایران عمدی نبوده و در اثر خرابی سامانه‌های ناوبری اتفاق افتاده است و سپاه پاسداران با اقتدار کامل بازداشت‌شدگان را پس از انجام مقدمات با تجهیزات‌شان در آب‌های بین‌المللی رها می‌کند. تفنگداران دریایی بزرگ‌ترین قدرت دریایی و نظامی جهان در اثر یک اشتباه یا خطا وارد آب‌های سرزمینی ما شده و در مقابل اقتدار پاسداران انقلاب اسلامی به سرعت مجبور به تسلیم شده، سلاح‌ها را زمین می‌گذارند، دست‌ها بر سر و زانو می‌زنند، این درحالی است که فرماندهی ناوگان پنجم آمریکا در جهان چند کیلومتر آن طرف‌تر در سواحل قطر و بحرین است، این اتفاق را باید کنار واقعه‌ای دیگر قرار داد.
16 مهر 1366 نیروهای ناوگروه رزمی ذوالفقار به فرماندهی شهید نادر مهدوی با نیروی دریایی آمریکا در آب‌های ساحلی ایران در نزدیکی همین منطقه (جزیره فارسی) درگیر شده و پس از انهدام یک بالگرد آمریکایی و مقاومت شدید، اعضای این ناوگروه از سوی آمریکایی‌ها محاصره و بازداشت شده و در عرشه ناو آنها را به شهادت می‌رسانند، علت اصلی شهادت این عزیزان، خون دلی بوده که شیرمردی همچون نادر مهدوی و نیروهایش به آمریکایی‌ها تحمیل کردند. این را می‌توان اولین صحنه درگیری مستقیم نظامی ایران و آمریکا دانست.
در این میان در چند روز گذشته نیز برخی مقامات جوان و ناپخته رژیم کودک‌کش سعودی دهان به تهدید ایران گشوده‌اند، اگر این را در کنار وضعیت به وجود آمده میان نیروی دریایی ایران و آمریکا که حتی به عذرخواهی فرمانده تفنگداران دریایی بازداشت شده در مقابل رسانه‌ها منجر شد، بگذاریم، متوجه می‌شویم که تهدید ایران از سوی رژیم سعودی بیشتر یک طنز است تا یک تهدید.
این ماجرا اثبات کرد که دیگر قدرت‌های نظامی جهانی توانایی اعمال قدرت خود در منطقه را در اثر گسترش مساحت و عمق قدرت ایران از دست داده‌اند، همچنین رصد دقیق دشمن، اقدام سریع و آمادگی برای اجرای هر سناریویی به دست نیروهای مسلح کشور در این اقدام از سوی دشمنان احساس شد.
 


گلی از باغ

 روایت یک فرمانده «از کوه‌های کاتو تا کانال ماهی»



 
برخی از فعالان دوران دفاع مقدس خاطرات فراوانی را به عنوان یک گنجینه در ذهن و قلب خود نگه داشته‌اند که به دلیل عدم توانایی در نگارش یا مشکلات دیگر این خاطرات همچنان بر زمین مانده و فرصت نقل پیدا نکرده است. در این میان هستند نویسندگان صاحب قلمی که به سراغ این عزیزان که عمدتاً از فرماندهان یا فعالان بودند رفته و به ضبط و نگارش این خاطرات پرداخته‌اند. بسیاری از آثار فاخر دفاع مقدس هم در این حوزه چنین نگارش شده است، آثاری چون؛ کتاب دا، نورالدین پسر ایران و...
 کتاب «از کوه‌های کاتو تا کانال ماهی» نوشته سیدرحیم زارعی به خاطرات تاریخ شفاهی سردار کوروش آسیابانی، جانشین فرمانده قرارگاه منطقه‌ای غرب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌پردازد. این کتاب در 13 فصل با عنوان‌های دوران کودکی، دوران نوجوانی، جبهه‌های غرب، درد و رنج‌های دومین مجروحیت، حضور در جبهه‌های ایلام، عملیات والفجر 8، حماسه‌های ارتفاعات کاتو و لری، سقوط مهران، اعزام به دوره دافوس، ادامه دوران دافوس، عملیات مرصاد، آتش‌بس و غم فراق امام و «تمهید اردوگاه و استقبال از آزادگان» تدوین شده است. زارعی در مقدمه کتاب نوشته است: «در تدوین خاطرات سردار کوروش آسیابانی ذکر چند نکته ضروری می‌نماید؛ اولاً خودشان با وسواس تمام مقید به نقل واقعیت‌ها بود. حتی مواردی شنیدنی از خاطرات خود را به‌ خاطر تردید ناچیزی حذف می‌کرد. ثانیاًً اتفاقات، جریانات و چارچوب کلام همان چیزی است که ایشان بیان داشته است.»
وی در ادامه یادآور می‌شود: «گاه برای تأیید مطلبی و یا نامی با بسیاری از افراد تماس گرفته شد. در ویرایش، تدوین و تنظیم ارکان جمله‌ها دقت فراوان شد تا به سلامت و سندیت خاطرات آسیبی نرسد و اگر جمله یا جملاتی ابهام داشت و مفهوم روانی از آنها دریافت نمی‌شد، سعی بر آن بوده نزدیک‌ترین واژه‌ها گزینش شود و در نهایت به تأیید سردار آسیابانی برسد. یادآور می‌شوم اظهارنظرها، تشریح وضعیت‌های جغرافیایی، حدس‌ها و تحلیل‌های ایشان که به نظرم با تاریخ شفاهی ارتباطی نداشت از متن‌ها حذف شد. نکته دیگر اینکه آقای آسیابانی خیلی علاقه‌مند بود هر فصل از خاطرات ایشان را بدون پرسش یا با کمترین پرسش مرور کنیم و ایشان از آغاز تا پایان به روایت خاطرات خود بپردازد که ناخودآگاه این خواسته و کشش در قسمت‌هایی از بیان خاطرات نمود دارد.»




 


علمداران

  سیدمجتبی میرلوحی (نواب صفوی) روحانی اسوه مبارزه



سیدمجتبی در سال 1303 شمسی در محله خانی‌آبادنو و در خانواده‌ای روحانی دیده به جهان گشود. پدرش را در کودکی از دست داد. در هفت سالگی وارد دبستان حکیم‌نظامی شد و سپس در مدرسه صنعتی آلمانی‌ها به تحصیل ادامه داد. همزمان در یکی از مساجد خانی‌آبادنو به فراگیری دروس دینی نیز مشغول شد و پس از خروج رضاخان از کشور به فعالیت‌های سیاسی رو آورد. سخنرانی وی علیه دولت قوام‌السلطنه در 17 آذر 1321 اولین مبارزه او علیه حکومت پهلوی محسوب می‌شد. در اثر یک حادثه مجبور به فرار به نجف می‌شود. در مدرسه «قوام» نجف اقامت می‌گزیند و از همان روزهای نخست، دوستی و رابطه نزدیکی با علامه‌امینی برقرار می‌کند. پس از توهین احمد کسروی به یکی از امامان معصوم(ع) به ایران بازمی‌گردد. پس از آنکه در آخرین ملاقات خود با کسروی، از سوی او و گروه مسلح همراهش تهدید شد، مصمم گردید وی را از میان بردارد. کسروی را در 23 اردیبهشت 1324 در میدان حشمتیه تهران ترور کرد، اما او جان سالم بدر برد. نواب، پس از آزادی از زندان، طی اعلامیه‌ای جمعیت «فدائیان اسلام» را تشکیل داد. ترور دوباره کسروی، نام‌نویسی از پنج هزار نفر نیروهای داوطلب برای اعزام به فلسطین و نبرد با اشغالگران، ترور عبدالحسین هژیر، مانع شدن دفن رضا پهلوی در قم، ترور سپهبد علی رزم‌آرا به دلیل خیانت در ملی شدن صنعت نفت، ترور حسین علاء، نخست‌وزیر وقت و... از جمله اقدامات مهم فدائیان اسلام بود. نواب صفوی با چاپ و انتشار جزوه‌ای تحت عنوان «راهنمای حقایق» و با شعار «الاسلام یعلو و لا یعلی علیه» اهداف، اصول و شیوه‌های سیاسی و برنامه حکومت اسلامی موردنظر خود را که در حقیقت منشور فدائیان اسلام بود، عرضه کرد. او از قدس، عراق، سوریه، لبنان، مصر و... بازدید کرد و در آنجا سخنرانی کرد. پس از ترور حسین علاء او و دیگر اعضای مؤثر فدائیان در اول آذر آن سال بازداشت و دی ماه در دادگاهی نظامی به اعدام محکوم شدند. حکم دادگاه در بامداد 27 دی 1334 به اجرا درآمد. جنازه‌ها ابتدا در مسگرآباد دفن شدند و پس از مدتی به قم منتقل و آنجا دفن شد. کتاب «جامعه و حکومت اسلامی» از آثار نواب صفوی است.
* منبع: کنگره شهدا و ایثارگران روحانی سراسر کشور

 

 

صفحه دوازدهم

 
 

 مهدی امیدی

در استقبال از سی‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر
جشنواره فجر در محاصره حاشیه‌ها
 

جشنواره فیلم فجر، از آن دست رویدادهایی است که همواره حاشیه‌های آن بیشتر از متن این جشنواره بوده است. امسال هم از چند هفته مانده به شروع جشنواره، حاشیه‌ها، یکی یکی بر سر جشنواره آوار شدند.
از جمله می‌توان به مسئله عدم معرفی اسامی هیئت انتخاب سی‌وچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر اشاره کرد. ماجرا از این قرار بود که مدیریت جشنواره فیلم فجر تصمیم گرفت که امسال برخلاف دوره‌های گذشته، اسامی اعضای گروهی که فیلم‌ها را برای حضور در جشنواره گزینش می‌کنند را فاش نکند. این کار با این هدف صورت گرفت تا هیئت انتخاب با آرامش، بدون حاشیه و به دور از لابی‌کاری‌های مرسوم، کارش را انجام دهد. این درحالی است که این تصمیم، نه تنها نتوانست اسامی این گروه را پوشیده نگه دارد که خود موجب حاشیه‌هایی شد. چون از همان روز اول، رسانه‌ها شروع کردند به گمانه‌زنی مخفی اسامی احتمالی اعضای هیئت انتخاب.
پس از اعلام اسامی فیلم‌های راه‌یافته به جشنواره نیز همچون گذشته، سازندگان فیلم‌هایی که نام‌شان از فهرست برگزیده‌های سی‌وچهارمین دوره حذف شد، به جشنواره معترض شدند و در مصاحبه با رسانه‌ها، ورود به بخش مسابقه را حق مسلم خود دانستند. همچنان که پس از آن هم پوستر جشنواره مسئله‌ساز شد و هر کس خودش را صاحب پوستر خاص این دوره از جشنواره معرفی کرد. شهاب حسینی، مشاور دبیر جشنواره هم در اعتراض به عملکرد مدیریت این گردهمایی استعفا داد و تغییر دوباره در بخش‌ها و نحوه برگزاری جشنواره فیلم فجر هم از دیگر حاشیه‌های پیش از شروع سی‌وچهارمین دوره جشنواره فیلم فجر بود. بدون تردید این حواشی تا آغاز جشنواره، در هنگام برگزاری جشنواره و حتی تا چند هفته پس از جشنواره نیز ادامه خواهد داشت؛ چرا که از گوشه و کنار شنیده می‌شود که با وجود حضور چند فیلم خوب و متناسب با فضای دهه فجر، غالب آثار این دوره از جشنواره هم به عارضه‌هایی چون خیانت و سیاه‌نمایی و ناهنجاری‌های اخلاقی دچار هستند.
اما به راستی، چرا جشنواره فیلم فجر، هر سال بیش از گذشته به حاشیه‌های گوناگون مبتلا می‌شود؟ چرا نحوه برگزاری جشنواره تا این حد نامعین است و هر سال با شکل و شمایلی مغایر با دوره پیش برگزار می‌شود؟ پاسخ به این پرسش‌ها، تنها به وضعیت جشنواره فیلم فجر محدود نمی‌شود و کل سینمای کشور را در بر می‌گیرد.
واقعیت این است که جشنواره فیلم فجر نیز همچون تمامیت سینمای کشور، هویت، چشم‌انداز و مقصد و مقصود خود را نمی‌داند؛ جشنواره‌اي كه با انفصال از هويت اصيل انقلابي، به قول شهيد آويني، «هياهوي بسيار براي هيچ» است. هويت هر مخلوق و هر پديده‌اي، براساس هدف و مقصود آن شكل مي‌گيرد. اگر تعاريف، مقاصد و هويت جشنواره فجر معين شود، باقي مسائل آن نيز حل خواهد شد. مي‌گويند «هركس چرايي زندگي‌اش را بداند، چگونگي آن را نيز خواهد دانست» اين پيام، درباره دیگر فعاليت‌ها، از جمله جشنواره فجر هم صادق است.
اگر جشنواره فیلم فجر، هویت و شخصیت و هدف اصلی خودش را بازیابد، شکل خاص و منحصربه‌فرد خود را نیز خواهد یافت. برای نمونه جشنواره فیلم عمار، هویت مشخص و روشنی دارد، بنابراین شکل برگزاری خود را هم یافته است. جشنواره عمار، هویتی مردمی و انقلابی دارد، به همین دلیل هم برگزاری آن در قالب «اکران‌های مردمی» پدیدار شده است.
ضعف بزرگ جشنواره فيلم فجر در مقايسه با جشنواره‌هاي بزرگ جهاني، سرگرداني در اجرا و نوعي آشفتگي در عمل به راهبردهاست. اساساً معلوم نیست که این جشنواره قرار است چه نوع مخاطبی را هدف قرار دهد و کارزار تجلی چه نوع سینمایی باشد! در شرایطی که خود برگزارکنندگان جشنواره نمی‌دانند که چه می‌خواهند، نباید از هنرمندان متوقع باشند که در مقابل عدم راه‌یابی آثار خود سکوت کنند.
براي خروج از اين دايره بسته بايد طرحي نو درانداخت و از جشنواره فجر تعريف تازه‌اي كرد تا به جاي اينكه صرفاً ويتريني براي نمايش وضع موجود سينماي ايران باشد، به همايشي براي رسيدن به جايگاه مطلوب هنر هفتم تبديل شود. سخت و دشوار، اما دست‌يافتني است كه جشنواره فيلم فجر را به تعريفي آرمانگرايانه رساند و نقش آن را از محدوديت واقعيت‌ها و نمايش آنچه هست به نقش مطالبات و آنچه بايد باشد تغيير داد. به اين ترتيب كه جشنواره فيلم فجر به جاي نمايش سياست‌گذاري‌هاي سينمايي، به تجلي‌گاه هويت سينماي ايران تبديل شود.
به نظر مي‌رسد كه پس از گذشت 37 سال از انقلاب اسلامي مردم ايران و رسيدن جشنواره فيلم فجر به سن 34 سالگي، ديگر وقت آن رسيده است كه اين جشنواره هويت، مسير و مقصد خود را مشخص كند.

 



حسین کارگر


صهیونیسم؛
برگزیده اصلی جوایز سال سینما



 

ماجرای دو سال گذشته مراسم اسکار، امسال نیز در جوایز سینمایی آغاز سال درحال تکرار است. دو سال پیش، وقتی فیلم «12 سال بردگی» جایزه بهترین فیلم مراسم اسکار را گرفت، برخی ادعا کردند که این مراسم آمریکایی به مقابله با برده‌داری و حمایت از سیاه‌پوست‌ها پرداخته است! سال پیش و در مراسم اسکار 2015 نام فیلمی مطرح شد که برخی افراد فریب‌خورده و ساده‌لوح داخلی آن را یک فیلم مستقل نامیدند. فیلم «مرد پرنده‌ای» برنده بهترین فیلم اسکار سال قبل، صرفاً به دلیل برخورداری از یک کارگردان مکزیکی‌تبار به نام ایناریتو، برخی را به این اشتباه انداخت که اسکار به سینمای خلاف جریان هالیوود جایزه داده است! این درحالی است که تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار و در حقیقت مالک اصلی این فیلم، «آرنون میلچان»، جاسوس عملیاتی و بنیانگذار پروژه هسته‌ای رژیم صهیونیستی (که مدیریت یکی از مهم‌ترین شرکت‌های هالیوود به نام «ریجنسی» را برعهده دارد) است.
اما اتفاق قابل‌تأمل این است که امسال نیز در مراسم گلدن گلوب 2016 که در واقع مقدمه مراسم اسکار است نیز فیلمی از همین تهیه‌کننده برنده شد! این فیلم «از گور برخاسته» نام دارد و به کارگردانی ایناریتو جایزه بهترین فیلم گلدن گلوب 2016 را کسب کرد. این درحالی است که بنا به اظهارات بسیاری از منتقدان، فیلم کسالت‌بار و خسته‌کننده «از گور برخاسته»، نسبت به فیلم‌های متعددی از تولیدات سال جاری سینمای آمریکا، ضعیف‌تر ارزیابی شد. (همانند دو فیلم «12 سال بردگی» و «مرد پرنده‌ای» که در سال‌های گذشته، ضعیف‌تر از فیلم‌های رقیب به شمار آمدند).
بر همین اساس برخی معتقدند که صهیونیستی بودن «آرنون میلچان» (که شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی، وی را پسر خوب اسرائیل خوانده بود!) نقش اصلی را در برگزیده شدن فیلم‌های وی داشته است.
آنچه سبب شد تا امسال نیز مانند سال‌های گذشته، حاکمیت صهیونیست‌ها به جز موارد پنهان غیرعلنی، در برخی از رشته‌های مهم‌تر، بدون تعارف و به طور رسمی نیز مراسم گلدن گلوب را در تیول صهیونیست‌ها، نمایش دهد؛ از جمله جایزه بهترین بازیگر مرد و بهترین کارگردانی (که به عوامل همان فیلم صهیونیستی «از گور برخاسته» رسید) و همچنین جایزه بازیگر زن سریال‌های تلویزیونی به همجنس‌گرای فاسد صهیونیستی، «لیدی گاگا» (که از معروف‌ترین آثارش، ترانه «من عاشق تل‌آویو هستم.» معرفی شده)رسید و جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان به فیلم هولوکاستی «پسر شائول»!
نکته درخور تأمل این است که سال پیش هم فیلم «آیدا» محصول لهستان با موضوع محوری هولوکاست، برنده بخش بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان شده بود. به همین ترتیب، جوایز سینمایی بزرگ جهان همچنان بر مدار اسرائیلیات پیش می‌رود.

 


خبرها

حقوق بشر آمریکایی به روایت کاریکاتوریست‌های مطرح جهان
مجموعه‌ای از آثار کاریکاتوریست‌های مطرح جهان با موضوع «حقوق بشر آمریکایی» منتشر شد.این کاریکاتورها که شامل آثاری از هنرمندان کشورهای مختلف است، از سوی پایگاه هنر مقاومت نشر یافته‌اند. تعداد این کاریکاتورها، بیش از 60 اثر است. در این نمایشگاه مجازی، آثار کاریکاتوریست‌هایی چون رینالدو پاگان آویلا از اسپانیا، نیکولای اسوریدنکو از ازبکستان، نیکولا لیستز از کرواسی، مایکل کونتوریس از یونان، کورسات زمان از ترکیه، جیتت کاستانا از اندونزی، ایوایلو تسوتکو از بلغارستان، کنستانتین سیسو از رومانی، محمت زبر از ترکیه، پاول کنستانتین از رومانی، جلال پیرمرزآبادی از ایران، حسن سیلان از ترکیه و ... به نمایش درآمده است.

نمایش شکست آل‌سعود از یمن در یک انیمیشن
یک گروه هنری، یک قطعه انیمیشن درباره جنگ رژیم آل‌سعود و یمن را منتشر کرد.به گزارش قاصدنیوز، در پی تحولات اخیر منطقه، شهادت رهبر شیعیان عربستان و گستاخی‌ها و یاوه‌گویی‌های آل‌سعود، گروه انیمیشن حضرت فاطمه الزهرا(س) در حرکتی ابتکاری با شعار «دست انتقام جهان اسلام از آستین یمنی‌ها بیرون خواهد آمد»، اقدام به تولید نماهنگی از انیمیشن سینمایی «نبرد خلیج‌فارس۲» کرده است که در آن، منطقه نفتی و استراتژیک «غوار» عربستان که تأمین‌کننده نیمی از نفت آل‌سعود است با موشک‌های بالستیک انصارالله یمن نابود می‌شود. همچنین در این انیمیشن، پایگاه هوایی الخلید، سپر دفاع موشکی موسوم به «سپر صلح» و برج با طراحی فراماسونری «المملکه» در شهر ریاض مورد اصابت قرار می‌گیرد. این نماآهنگ کوتاه در فضای مجازی منتشر شده است.

هدیه هنری عربستان به داعش!
عربستان سعودی از هیچ کمکی به گروه تروریستی داعش دریغ نمی‌کند و این بار رژیم آل‌سعود، خواننده مشهور خود را به داعش تقدیم کرد تا از نظر فرهنگی نیز همراهی خود را با داعش اعلام کند. به گزارش ابنا، در آخرین نسخه از کمک‌ها، «ماهر مشعل» خواننده معروف عربستانی، هدیه فرهنگی و هنری آل‌سعود به گروه تروریستی داعش است. این خواننده اهل عربستان، وظیفه تهیه و تولید آلبوم‌های صوتی و تبلیغاتی داعش را بر عهده دارد.

 


روی خط

 هزینه درمان به فرزند دوم تعلق نمی‌گیرد!


 




...۰9127235/ متخصص توپ‌هاي پدافندي 23 و 35 و سامانه‌های موشکي پدافند و دیگر جنگ‌افزارها هستم و آمادگی دفاع از حرم را دارم.
...۰9127456/ پاسداري با 10 سال سابقه تخصص سلاح اس‌پي‌جي، آماده جنگیدن در سوريه هستم.
...۰9132637/ 70 ماه سابقه جبهه، تخصص دوشیکا توپ 23، مديريت لجستيک، مربي جنگ‌هاي نوين و دفاع غيرعامل، آماده اعزام به عراق و سوريه هستم/ قاسميان از کاشان
...۰9158629/ اينجانب علي عقيلي‌پور از بيرجند آماده دفاع از حرم اهل بيت(ع) هستم.
... 09152084/ بازنشسته سپاه، حضور در دفاع مقدس، تخصص رانندگي بلدوزر و لودر و آشنايي کامل با ماشين‌آلات راه‌سازي به منظور اعزام به سوريه و... .
...09158680/ اينجانب هادي محمودي‌راد، از چابهار، درخواست اعزام به سوريه را دارم.
...09159060/ علي تيرگاني روحاني پاسدار براي سوريه، عراق يا هر جاي ديگری که نياز باشد، امادگي خدمت کردن را دارم.
...09383188/ هادي ذاکري 19 ساله از ميناب داراي گواهينامه پايه سوم، خواستار اعزام براي دفاع از حرم اهل‌بيت(ع) هستم.
...09192422/ اينجانب محسن فيروزي متخصص سلاح تک‌تيرانداز دوازده و هفت با ده سال سابقه‌ کار از زنجان آماده اعزام به سوريه هستم.
...09171593/ درد دل‌ها و گلايه‌مندي‌ها زياد است، اما خواسته شيرين‌تري، چون دفاع از حرم مطهر اهل‌بيت(ع) آب بر آتش است. دعا کنيد محمديوسفي از هرمزگان
...09193412/ اينجانب حنيفه بيگلي، پاسدار بازنشسته از تيپ انصارالمهدي (عج) آماده دفاع و خادمي حرمين شريف را در سوريه و عراق دارم.
صبح‌صادق: عزیزان گرامی از اقصی نقاط کشور لطف داشته و علاقه خود را برای دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) و نبرد با تروریست‌های تکفیری و استکبار جهانی اعلام می‌کنند، ضمن تشکر از این عزیزان، گفتنی است، صبح‌صادق هیچ‌گونه مسئولیتی در این زمینه ندارد و برای نام‌نویسی تنها باید به گردان‌های امام حسین(ع) منطقه خود مراجعه کنند.
...09156532 / در راستای مسئله افزایش نسل و تأکید رهبر انقلاب برای ولادت دومین فرزندمان، اقدام به درمان ناباروری خانمم کردیم که با مشکلات زیاد و دردهای خاص و هزینه بالا و... همراه بود. پس از اقدام برای دریافت هزینه‌های درمانی از سازمان خدمات درمانی نیروهای مسلح پس از آنکه مشخص شد، این هزینه‌ها برای فرزند دوم است، گفتند: «تعلق نمی‌گیرد.» پیگیری مکرر کردم، ولی فایده نداشت. محمدعلی. س از مشهد
...09112321/ فرزندم در ناجا در حال گزینش است، اما آنجا جانبازی من را که 30 درصد و مربوط به سپاه است، قبول ندارند.
...09116348/ بازنشستگی اول افزایش مخارج است، باید فکری به حال حقوق ما بشود.
...09139318/ چرا بازرسي از وضعيت عملياتي يگان‌ها زياد است، ولي سرکشي از وضعيت معيشت کارکنان وجود ندارد؟
...09146602/ فکری به حال استخدام فرزندان هم بکنید.
...09147082/ وضعيت بسيجيان کد 88 و 90 به کجا رسید؟
...09148223/ محل کار ما مجوز تحصیلی برای دانشگاه جامع امام حسین(ع) صادر نمی‌کند.
...09153524/ چرا سود سهام ثامن پرداخت نشد؟
...09158449/ ممنون از پيگيري‌های‌تان برای سهام ثامن، غير از شما هيچ‌کس تا به حال اين موضوع را پيگيري نکرده بود.
...09164025/ پيگيري شما نسبت به بانک ثامن جواب داد. از زحمات شما متشکريم. / تنها از يزد
...09171261/ ارشدیت تحصیلی به کجا رسید؟
...09177300/ شهادت مدافع حرم، ناوسالار سوم عبدالله قرباني را به محضر آقا امام زمان(عج) و رهبر معظم انقلاب و همرزمانش تبريک و تسليت عرض می‌کنم.
...09188839/ پس از ده سال خدمت نیروهای تمام وقت کد 89، تنها می‌توانند 10 میلیون تومان وام بگیرند، این انصاف است؟
...09195954/ خواهشمندم درباره ارشديت تحصيلي و سنوات خدمتي درجه‌داران اطلاع‌رساني فرماييد.
...09382103/چرا تفاوت‌های بسیاری در زمینه خدمات‌دهی به کارکنان سپاه و ارتش وجود دارد، به‌گونه‌ای که اتکا در مواقع خاص فقط به کارکنان ارتش خدمات خاص می‌دهد، چرا سپاه قرارداد نمی‌بندد؟
...09391367/ درباره نيروهاي با مدرک سیکل و با سابقه بالا و حقوق کم فکري بکنید.
 


کتیبه سبز

 خود را کشته‌اند
حاکم کعبه شده آل‌سعود
نه، خطا گفتم، همان آل‌یهود
نوکر مزدور اسرائیل پست
مرزهای دین و مکتب را شکست
میهمانان خدا را کشته‌اند
عاشقان آشنا را کشته‌اند
عقل زائل گشته در آن نوکران
جای زمزم، سر کشند از شوکران
آن سیاست‌بازهای خودپرست
آن تهی‌مغزان از کنیاک مست
بینوایان، ناز شیطان می‌کشند
خط بر قرآن و ایمان می‌کشند
این همه باشد علائم از ظهور
می‌سپارد حضرتش داعش به گور
حاکمان خیره‌سر دنبال‌شان
خاک برسر می‌کند دجال‌شان
یاوه می‌بافند با حدس و گمان
گه رجز خوانند، در بین زنان
ما چنینیم و چنان، یک پهلوان
پای در گل، در یمن افتادگان
خویش را، در مهلکه انداختند
بلکه خود را، بینوایان باختند
شرزه‌شیران را به میدان می‌کشند
پای ایران را به بحران می‌کشند
این حریفان، متکی بر دیگران
خویش می‌بازند گاه امتحان
بی‌گناهان خون‌شان در جوشش است
زنده و پاینده و در کوشش است
دامن وهابیان، گیرد به دست
ول نخواهد کرد، تا روز شکست
بی‌گمان دارند قصد انتحار
در مصاف مردهای استوار
در کف مردان ایران مشته‌اند
پیش از اقدام، خود را کشته‌اند
عبدالمجید فرائی
 

حسن ختام
  یقین ندارم...
چندگاهی است وقتی می‌گویم:
«اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن»
با آمدن نام دلربایت دلم نمی‌لرزد
چندگاهی است وقتی می‌گویم: «صلواتک علیه و علی آبائه»
به یاد مصیبت‌های اهل‌بیتت اشک ماتم نمی‌ریزم
چندگاهی است وقتی می‌گویم: «فی هذه الساعه»
دگر به این نمی‌اندیشم که در این ساعت کجا منزل گرفته‌ای
چندگاهی است وقتی می‌گویم: «و فی کل الساعه»
دلم نمی‌سوزد که همه ساعاتم از آنِ تو نیست
چندگاهی است وقتی می‌گویم: «ولیا و حافظا»
احساس نمی‌کنم که سرپرستم، امامم، کنار من ایستاده و قطره‌های اشکم را به نظاره نشسته است
چندگاهی است وقتی می‌گویم: «و قائدا و ناصرا»
به یاد پیروزی لشکرت، در میان گریه لبخند بر لبم نقش نمی‌بندد
چندگاهی است وقتی می‌گویم: «و دلیلا و عینا»
یقین ندارم که تو راهنما و نگهبان منی
چندگاهی است وقتی می‌گویم: «حتی تسکنه أرضک طوعا»
یقین ندارم که روز حکومت تو بر زمین، من هم شاهد مدینه فاضله‌ات باشم
چندگاهی است وقتی می‌گویم: «و تمتعه فیها طویلا»
به حال آنانی که در زمان طولانی حکومت شیرین تو،
طعم عدالت را می‌چشند، غبطه نمی‌خورم
اما چندگاهی است دعای فرج را چند بار می‌خوانم
تا هم با آمدن نامت دلم بلرزد،
هم اشکم جاری شود،
هم در جست‌وجویت باشم،
هم سرپرستم باشی، 
هم به حال مردمان عصر ظهور غبطه بخورم
و هم احساس کنم خدا در نزدیکی من است...
و باز هم با شرم می‌گویم: «اللهم عجل لولیک الفرج»