بازگشت

 

صفحه اول

 
 

سرمقاله
فتح‌الله پریشان

    فصل‌الخطاب احراز صلاحیت‌ها
 


انتخابات هفتم اسفند از منظرهای مختلف دارای اهمیت است؛ هم نوع آرایش و بلوک‌بندی‌های جریانات سیاسی و اعلام مواضع بازیگران داخلی و هم حساسیت و اظهار نظرات بازیگران خارجی که طیفی از تبلیغات روانی برای تقلیل مشارکت مردمی تا مداخله در امور انتخابات به نفع تفکر و گروه خاص را شامل می‌شود. منظر دیگری که می‌تواند اهمیت این دوره از انتخابات را با توجه به اتفاقات پس از انتخابات سال 88 به نمایش درآورده و حتی ضروری جلوه دهد، میزان پایبندی نامزدها، حامیان آنها، جریانات سیاسی و همه عوامل اجرایی و نظارتی به «مرّ قانون» است.
فرایند انتخابات با گام‌های طراحی و تعیین‌شده و مطابق با سازوکار قانونی در حال طی کردن مراحل خود است و پس از اعلامیه شورای محترم نگهبان مبنی‌بر ضرورت شرکت نامزدهای انتخابات خبرگان در امتحان کتبی اجتهاد و مصاحبه حضوری در 15 دی از حدود 500 نفر یکصد نفر در امتحان کتبی اجتهاد شرکت نکردند که حضور افراد مشهور و صاحب‌نام در فهرست غائبان امتحان، این سؤال را در صدر مطالب رسانه‌ها نشاند که وضعیت احراز صلاحیت آنها چه می‌شود؟
البته، پاره‌ای از رسانه‌ها از باب تنویر افکار عمومی و برخی دیگر با هدف بهره‌برداری سیاسی این سؤال را با گزارش‌های مصاحبه‌ای، اخبار و تحلیل‌های خود به گونه‌ای طرح می‌کنند که گویی بی‌میل نیستند آن را در راستای اعمال فشار بر شورای محترم نگهبان و نظام اسلامی به مسئله تبدیل کنند.
در کنار فعالیت‌های رسانه‌ای که حجم عمده و اصلی کار این گروه‌های سیاسی را تشکیل می‌دهد، ‌رایزنی‌های گسترده خارج از فرایند اعلام‌شده قانونی از طریق شورای نگهبان برای گرفتن تأیید اجتهاد افراد بازمانده از امتحان و آزمون کتبی که در دو تاریخ جداگانه و با اعلام قبلی در شهریور و دی ماه انجام شده، نیز جریان دارد که طرح مراجعه به مراجع عظام تقلید برای أخذ تأیید اجتهاد و اعتبار یافتن آن برای شورای نگهبان از جمله این اقدامات است.
این در حالی است که هم طبق آنچه در قانون و اعلام‌نظر شورای نگهبان آمده، تنها سازوکار احراز اجتهاد آقایان به مثابه یکی از چند شرط اصلی احراز کلی صلاحیت‌ها، نظر وجدانی و استنباطی فقهای محترم شورای نگهبان است که آنها برای امسال آزمون کتبی اجتهاد و مصاحبه شفاهی را برای کسانی که شرایط اعلام‌شده را ندارند در نظر گرفته و با اعلام قبلی در واقع، این مطلب خود به عنوان قانون تلقی شده است. از سوی دیگر، اظهار نظر مراجع اگر در دوره‌ای هم بوده دیگر برای این دوره اعلام نشده است، ضمن اینکه اصرار و مراجعه بی‌شمار آقایان برای أخذ تأیید اجتهاد قطعاً مراجع عظام و بزرگوار را به زحمت و مشقت می‌اندازد و به همین دلیل برخی از این بزرگواران خود اعلام کردند که به نظر تأییدی آنها در این‌باره خیلی توجه نشود.
بنابراین تنها راه و فصل‌الخطاب برای احراز صلاحیت‌ها، قانون است و اگر کسی در دو نوبت امتحان علمی و کتبی حضور نداشته باشد، شورای نگهبان در فرایند احراز صلاحیت آنها در مقابل گزینه احراز اجتهاد فقهی آنها خط قرمز خواهد کشید و در کلان امر می‌تواند به معنای عدم احراز صلاحیت برای شرکت در انتخابات باشد و از ادامه سایر مراحل بازمی‌ماند. این موضوع هم چیزی نبوده که داوطلبان محترم از آن اطلاع نداشته باشند و به عنوان قانون انتخابات می‌دانستند. البته، این موضوع می‌تواند با صلاحدید فقهای شورای نگهبان به گونه‌ای دیگر رقم بخورد که به لحاظ حقوقی و قاطعیت در اجرای قانون شاید به مصلحت شورای نگهبان و اساساً نظام اسلامی نباشد؛ زیرا شورای نگهبان مسئول اجرای قانون است و اگر لازم باشد مصلحتی در نظر گرفته شود می‌توان از طرق قانونی که یکی از آنها در این قبیل موارد بنا بر تأکید قانون حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب است، عمل کرد که تشخیص این امر هم برعهده معظم‌له است. از این منظر هم تنها راه قانون است و لاغیر.

 


دکتر ولایتی مشاور رهبر معظم انقلاب در امور بین‌الملل در گفت‌وگوی اختصاصی با بصیرت
 جنگ یمن هیمنه آل‌سعود را شکست
 


مشاور رهبر معظم انقلاب در امور بین‌الملل گفت: عربستان سعودی در عراق، یمن و سوریه شکست خورده و هیمنه‌اش شکسته و کم‌کم این امواج بیداری اسلامی در حال نفوذ به داخل عربستان بود و چون آل‌سعود می‌خواستند داخل عربستان دچار بی‌ثباتی نشود، از خودشان خشونت نشان دادند.
به گزارش صبح صادق، دکتر علی‌اکبر ولایتی، مشاور رهبر معظم انقلاب در امور بین‌الملل و رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگویی با پایگاه تحلیلی ـ خبری بصیرت گفت: منطقه ما امروز مرکز ثقل سیاسی جهان شده، در گذشته این منطقه و مناطق دیگر در دنیا تابع تحولات بین‌المللی بود؛ اما در به آشوب کشیدن منطقه همواره عربستان سعودی نقش بسیار اساسی داشته است. عربستان سعودی در بسیاری از مدارس مذهبی کشورهای اسلامی نفوذ کرده تا افکار افراطی سلفی را تبلیغ کند که به ایجاد جبهه النصره، جیش‌الاسلام، جیش‌الحر، بوکوحرام و امثال این گروه‌ها در غرب، چین، قفقاز، روسیه، پاکستان، شمال آفریقا، عراق، سوریه و یمن منجر شده است. به طور کلی، در هر کجا که یک گروه افراطی، اسلام را با مبانی افراط‌گرایی معرفی می‌کند و به راحتی آدم می‌کشد، مانند تکفیری‌ها و تروریست‌های جهان اسلام، همه آنها به لحاظ اعتقادی و ایدئولوژیک به عربستان متصل هستند.
وی با بیان اینکه داعش در سوریه، عراق و یمن شکست خورده و در منظر افکار عمومی غرب و عرصه بین‌المللی عربستان محکوم است، افزود: آنها در میدان‌های نبرد شکست خورده و عملاً این هیمنه‌ای که عربستان سعودی برای خود ساخته بود، در هم شکسته است. پیش از حمله عربستان سعودی به یمن، همه فکر می‌کردند که عربستان یک قدرت بزرگ دنیای اسلام و تعیین‌کننده و محوری است و باید از عربستان سعودی تبعیت کرد. سعودی‌ها با حمله به یمن تصور می‌کردند که با کمی بی‌رحمی می‌توانند مردم یمن را تسلیم کنند. از این رو، بی‌امان این کشور اسلامی و باستانی را تخریب و ملتش را قتل‌عام می‌کنند. آنها می‌دانستند که کشتن یک روحانی که فقط یک انتقاد کلامی به آنها وارد کرده، آثار سوئی برای‌شان دارد، ولی آنها با این کار می‌خواستند صحنه بازی را عوض کنند و موضوعات دیگر را از اولویت بیندازند.
دکتر ولایتی در ادامه با اشاره به اینکه عربستان سعودی در صحنه جنگ سوریه در مقابل اتحاد روسیه، ایران، عراق، سوریه و حزب‌الله شکست خورد، یادآور شد: در عراق هم عوامل سعودی که ترکیبی از تکفیری‌ها و بعثی‌های سابق هستند، شکست خورده‌اند. عربستان سعودی به داعش و جبهه النصره امید بسته بود، اما زمانی که رهبران جیش‌الاسلام و جیش‌الحر کشته شدند، عملاً معارضان دیگر، توان جنگی لازم را نخواهند داشت و در مقابل حکومت سوریه ضعیف شده و شکست خواهند خورد. آنها از یک طرف خواستند از ایران و به ویژه جهان اسلام انتقام بگیرند که علمای بزرگ جهان اسلام و کشورهای اسلامی از عربستان خواسته بودند که این کار را انجام ندهد و این روحانی برجسته را اعدام نکند؛ چون این عمل هم یک جنایت است و هم یک حماقت، چرا که مشکلی از عربستان حل نمی‌کند. به نظر می‌رسد، مدل تصمیم‌گیری عربستان سعودی شبیه آدمی عصبانی است که از یک راه‌حل منطقی برای تأمین منافع خود مأیوس شده است.
مشاور رهبر معظم انقلاب در امور بین‌الملل با بیان اینکه آمریکایی‌ها مقدرات خود را به دست سعودی‌ها نمی‌دهند و سعودی‌ها نمی‌توانند چنین بازی را در عمل پیاده و برای آمریکا تعیین‌تکلیف کنند، افزود: ما امیدواریم که هر چه زودتر بحران‌های منطقه‌ای پایان پذیرد. ما هر آنچه در این چند سال انجام دادیم، در جهت خاموش کردن بحران بوده است؛ ولی به هر حال با عواملی که در این بحران‌ها دخیل هستند، انتظار نمی‌رود که این بحران‌ها در کوتاه‌مدت و میان‌مدت حل شود. چون عده‌ای می‌خواهند که در منطقه بحران پایان پیدا نکند، بحران درست می‌کنند تا بیایند منطقه را مدیریت کنند.

 


رئیس سازمان بسیج جامعه پزشکی در گفت‌وگو با صبح صادق
 هماهنگی برای مدیریت بحران وجود ندارد
 


محمد رئیس‌زاده گفت: چون سازمان مدیریت بحران در وزارت کشور قرار دارد، نمی‌تواند سازمان‌ها و نهادهای مختلف را برای مدیریت بحران هماهنگ کند، به همین علت باید این سازمان در حد معاونت ریاست‌جمهوری ارتقا یابد.
دکتر محمد رئیس‌زاده در حاشیه هفتمین کنگره بین‌المللی سلامت در حوادث و بلایا با اشاره به اینکه بسیج در حوزه‌های مغفول‌مانده نقش‌آفرینی می‌کند، به خبرنگار صبح صادق گفت: یکی دیگر از موضوعات مهم در مدیریت بحران، ارائه آموزش‌های لازم به عموم مردم است تا در زمان وقوع بحران، بتوانند صحنه‌های کوچک را مدیریت کنند، در صورتی که اکنون به دلیل فقدان چنین آموزشی اگر بحرانی در کلان‌شهری مانند تهران به وجود بیاید، خسارات ناشی از بحران غیرقابل تصور خواهد بود.
رئیس سازمان بسیج جامعه پزشکی کشور در ادامه اظهار داشت: بسیج جامعه پزشکی در پنج سال اخیر بیش از 11 میلیون نفر خدمت رایگان ارائه کرده که حجم ریالی این خدمات بالغ بر 110 میلیارد تومان می‌شود. علاوه بر این در این مدت 32 هزار تیم تخصصی و فوق‌تخصصی نیز به مناطق محروم برای ارائه خدمات پزشکی و بهداشتی رایگان به مردم این مناطق اعزام کردیم.
بنا بر همین گزارش، اسماعیل نجار، رئیس سازمان مدیریت بحران کشور نیز در این کنگره گفت: مصدومان شیمیایی و سایر مجروحان دوران دفاع مقدس که توسط پزشکان درمان می‌شدند، تجارب بسیار ارزشمندی برای پزشکان بود، اما با وجود این تجربه و نیز پزشکان خبره، به دلیل نبود هماهنگی لازم در مدیریت بحران، چنانچه در کلان‌شهری مثل تهران حادثه بزرگی روی دهد، هلال‌احمر حداکثر با 20 درصد توان خود می‌تواند فعالیت کند.

 


 

یادداشت
دکتر یدالله جوانی
 مختصات فتنه آینده
 


پس از فتنه سال ۸۸ در میان مردم این سؤال مطرح بود که آیا ممکن است در آینده، فتنه دیگری رخ دهد؟ پاسخ این پرسش به اجمال مثبت بود. با گذر زمان، نشانه‌ها و مختصاتی از فتنه آینده در حال آشکار شدن است. البته، با اطمینان می‌توان گفت، فتنه‌ای با مختصات فتنه ۸۸ در کشور رخ نخواهد داد. فتنه ۸۸ بر اساس الگوی کودتاهای مخملی و با طراحی دشمنان بیرونی و بازیگران قدرت‌طلب داخلی اجرا شد. آشنایی ملت ایران با این سبک توطئه و فتنه علیه انقلاب و جمهوری اسلامی، مانع می‌شود تا بار دیگر دشمنان خارجی و فتنه‌گران قدرت‌طلب داخلی، به استفاده از این مدل رنگ باخته روی آورند. اما با این توضیح، باید دانست که نقشه‌های شیطانی دشمنان خارجی و منحرفان داخلی به‌صورت مشترک، می‌تواند فتنه‌هایی را با مختصات جدید و متفاوت از فتنه ۸۸ رقم بزند. برای نمونه، بازیگران خارجی و داخلی فتنه‌های ۷۸ و ۸۸، به لحاظ جریانی یکی بودند، لکن مختصات این دو فتنه و افرادی که در داخل نقش‌های اصلی را برعهده داشتند، متفاوت بودند.
بنابراین، ضروری است که همه علاقه‌مندان به آینده انقلاب، نظام و کشور با درس‌آموختن و عبرت‌گرفتن از فتنه‌های پیشین، از وقوع فتنه‌های پیش رو جلوگیری کرده، یا هزینه‌های عبور از فتنه‌های آینده را به حداقل برسانند. برای توفیق در این راه، اولین نکته آن است که طرح‌ریزی برای ایجاد فتنه در کشور از سوی دشمنان خارجی را، یک امر مسلم و قطعی بدانیم. به‌ دلیل آنکه، دشمنان خارجی و در رأس آنان آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها، دریافته‌اند که فقط از طریق فتنه‌ها می‌توانند جمهوری اسلامی را تضعیف کنند. به عبارت دیگر، دشمنان پس از شکست نقشه‌ها و توطئه‌های پیچیده و بزرگ‌شان علیه جمهوری اسلامی در دهه اول انقلاب، به این جمع‌بندی رسیده‌اند که تنها نیرویی که می‌تواند نظام سیاسی ایران را فرو ریزد و ساقط کند، مردم ایران هستند. آنان متوجه این معنا شده‌اند که همان نیرو و عامل شکل‌دهنده به جمهوری اسلامی، یعنی مردم ایران می‌تواند این جمهوری را فرو بپاشانند. بنابراین از دهه دوم انقلاب به این طرف، سیاست ثابت دشمنان، انجام مجموعه‌ای از فعالیت‌ها و اقدامات، برای رو در رو قرار دادن ملت ایران با نظام اسلامی بوده است. فتنه‌های ۷۸ و ۸۸ بر اساس همین سیاست پدید آمد. هدف راهبردی در فتنه‌ها علیه جمهوری اسلامی، فروریختن جمهوری اسلامی از طریق مردم ایران است. دشمنان برای رسیدن به این هدف، با ایجاد فتنه به دنبال فریب مردم و گمراه ساختن ملت هستند. کسانی می‌توانند برای دشمنان بیرونی چنین نقش‌هایی را برای ایجاد فتنه برعهده گیرند که از یک طرف دارای سابقه مثبت در میان ملت از حیث انقلابی بودن و با امام بودن باشند و از طرف دیگر به دلیل دنیاگرایی و قدرت‌طلبی، از آرمان‌های انقلاب و خط امام فاصله گرفته باشند. این گروه از افراد، می‌توانند با سردادن شعارهای حق و فریب مردم، نیات باطل خود را برای رسیدن به دنیای خود عملی سازند. اکنون جریان فتنه در کشور به نوعی فعال شده و شواهدی از طرح‌ریزی فتنه در آینده خبر می‌دهد. کسانی که در تدارک فتنه هستند، دو مانع بزرگ را بر سر راه خود برای رسیدن به اهداف‌شان می‌بینند: ۱ ـ مکتب حضرت امام خمینی(ره). ۲ ـ وفاداران و معتقدان به مکتب حضرت امام(ره).
جریان فتنه برای برداشتن مانع اول، رو به تحریف شخصیت امام(ره) آورده، برای ساختن یک امام جدید با مختصاتی متفاوت از امام اصلی تلاش می‌کند. این جریان با این حرکت، قصد آن دارد تا خود را طرفدار واقعی امام در جامعه معرفی کند، اما منظور آنان از امام، همان امام بدلی و جدیدی است که به دست خودشان ساخته‌اند. برای نمونه در مراسم ۱۶ آذر (روز دانشجو) امسال در یکی از دانشگاه‌های تهران، شعار همان جریانی که در فتنه ۸۸، عکس امام(ره) را پاره کرده و آتش زدند و شعار جمهوری ایرانی سر دادند، این بود که: «اگر امام زنده بود، موسوی تنها نبود!» مراد از این امام، همان امام لیبرال ساخته و پرداخته به دست جریان تحریف است. جریان فتنه، مانع دوم، یعنی پیروان راستین حضرت امام خمینی(ره) را، با منحرف معرفی کردن از راه امام و افراطی معرفی کردن، می‌خواهد از سر راه بردارد. در واقع، این جریان با شاخص قرار دادن امام جدید و بدلی، رفتار معتقدان به مکتب امام اصلی را، برخلاف خط امام و مغایر با اصول فکری امام معرفی کرده، تلاش می‌کند از این طریق مردم را گمراه کرده و فریب دهد. این جریان از طریق این دو اقدام، تلاش می‌کند با کمک قدرت رسانه‌ای خود، نظام را منحرف از مسیر امام طی سال‌های اخیر معرفی کرده، مشکلات کنونی کشور را حاصل این انحراف اعلام کند. با چنین نقشه‌ای شیطانی، جریان فتنه درآینده، اینگونه القا خواهد کرد که برای حل مشکلات کشور، باید به خط اصیل امام(ره) برگشت! اما در این شعار، مراد آنان از امام اصیل، نه امام واقعی، بلکه امامی است که خودساخته‌اند و افرادی را هم به‌عنوان پرچمدار این امام معرفی خواهند کرد.
تنها راه جلوگیری از وقوع چنین فتنه‌ای شناخت مختصات، شاخصه‌ها و ویژگی‌های مکتب حضرت امام خمینی(ره) است. باید خطوط اصلی فکری امام(ره) را شناخت و این شناخت را، به نسل جوان منتقل کرد. اگر این چنین شد، مردم هرگز فریب جریان فتنه‌گر را نخواهند خورد. بنابراین در فتنه آینده، جریان فتنه قصد دارد با نام امام، به مقابله با امام بپردازد.

 

 

صفحه دوم

 
 

  لیست‌هایی که دل‌شان دنبال حرف‌های آمریکاست قابل اعتماد نیستند

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار پرشور هزاران نفر از مردم قم، با تجلیل از قیام تاریخ‌ساز ۱۹ دی ۱۳۵۶ مردم این شهر و تشریح علل و عوامل «ماندگاری انقلاب»، تأکید کردند: در پرتو حضور آگاهانه همگانی، ماندگاری انقلاب، آرامش و سکینه ملت و پیروزی بر توطئه‌های دشمنان امکان‌پذیر خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تجلیل از قیام تاریخی نوزدهم دی سال ۱۳۵۶ مردم قم بر ضد رژیم دیکتاتوری شاه و در حمایت از مرجعیت و روحانیت، مردم قم را «پیشروان و پیشرانان انقلاب» دانستند و افزودند: سال‌ها مبارزه و بیانات امام خمینی(ره) و جایگاه مرجعیت و روحانیت، در مردم زمینه‌های مساعدی را برای مبارزه با رژیم ستم‌شاهی فراهم کرده بود که قیام ۱۹ دی، این مبارزه حیاتی را کلید زد.
ایشان «شجاعت و بصیرت مردم و احساس تکلیفِ به‌هنگام برای ورود به میدان» را عناصر اصلی قیام نوزدهم دی خواندند و گفتند: آن قیام تاریخی در دفاع از امام(ره) شکل گرفت و حوادث بعد از آن به پیروزی انقلاب اسلامی منجر شد.
رهبر معظم انقلاب تأکید کردند: در شرایط کنونی نیز نظام جمهوری اسلامی ایران با جبهه گسترده دشمنان اعم از آمریکا و رژیم صهیونیستی، ایادی و عوامل استکبار و عوامل تکفیری و داعش مواجه است که اگر به لوازم سنت الهی، یعنی «ایستادگی، بصیرت و عملِ در لحظه نیاز»، عمل کنیم، قطعاً همانند پیروزی انقلاب اسلامی می‌توان بر این جبهه گسترده غلبه کرد.
معظم‌له سپس به موضوع علت و چرایی «ماندگاری انقلاب اسلامی» در مقایسه با برخی حوادث مهم تاریخ معاصر ایران و جهان پرداختند و با اشاره به دو حادثه «نهضت ملی شدن صنعت نفت» و «قیام مشروطیت»، گفتند: در نهضت ملی، خواست مردم، یک خواست حداقلی و عبارت از کوتاه شدن دست انگلیس از سرمایه ملی نفت بود و در قیام مشروطیت نیز خواست مردم، حداقلی و عبارت از محدود شدن اختیارات و قدرت مطلقه پادشاه بود.
ایشان در ادامه افزودند: این دو حادثه با اینکه دارای اهدافی حداقلی بودند و مردم هم در صحنه حضور داشتند، شکست خوردند؛ ولی انقلاب اسلامی ایران با آنکه دارای یک هدفِ حداکثری، یعنی استقلال همه‌جانبه و سرنگونی حکومت پادشاهی و استبدادی بود، به پیروزی رسید و ماندگار شد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأکید کردند: اگر جوانان به تحلیل درستی از این واقعیت برسند، دیگر تلاش برخی برای نشاندن بذر ترس، رعب و ناامیدی در دل مردم به نتیجه نخواهد رسید و راه صحیح آینده کشور مشخص خواهد شد.
ایشان همچنین به تغییر مسیر انقلاب‌های فرانسه و شوروی و از بین رفتن آن انقلاب‌ها اشاره کردند و یادآور شدند: انقلاب اسلامی ایران تنها انقلابی است که توانسته ماندگاری خود را براساس اصول و آرمان‌های اولیه حفظ کند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه اصلی‌ترین هدف مراکز فکر و اندیشه در دنیای استکبار، از بین بردن عناصر ماندگاری انقلاب است، افزودند: تمام تلاش دشمنان در طول سال‌های گذشته اعم از جنگ تحمیلی، محاصره اقتصادی و تحریم‌های گسترده اخیر، با هدف از بین بردن ماندگاری انقلاب اسلامی بوده است که البته در هر دوره، ابتکارات جدید هم انجام می‌دهند.
امام خامنه‌ای خاطرنشان کردند: آمریکایی‌ها در سال ۸۸ به دنبال آن بودند که تجربه موفق خود در چند کشور را به بهانه انتخابات در ایران نیز اجرا کنند و با برجسته‌سازی اقلیتی که رأی نیاورده بود و با حمایت مالی و سیاسی از آنها، نتیجه انتخابات را به هم بزنند، اما انقلاب و کودتای رنگی آنها در ایران با حضور مردم شکست خورد.
رهبرمعظم انقلاب اسلامی با اشاره به حمایت رئیس‌جمهور آمریکا از مخالفان نظام و انقلاب در حوادث سال ۸۸، فرمودند: دولت آمریکا تا آنجا که توانست از آن حوادث حمایت کرد، ولی حضور به‌موقع مردم در صحنه، نقشه آنان را نقش بر آب کرد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در ادامه یادآور شدند: آمریکایی‌ها اکنون می‌گویند دوره بعد از مذاکرات هسته‌ای، دوره سختگیری بر ایران است، به گونه‌ای که گویا قبل از این بر ایران سخت نمی‌گرفته‌اند، اما جوانان، مردم و مسئولان آگاهانه، هوشیارانه، امیدوارانه و با مقاومت و توکل بر خدا و تکیه بر نقاط قوت کشور، در مقابل دشمنان می‌ایستند و این، بسیار مهم است.
معظم‌له با اشاره به جایگاه رفیع مجلس شورای اسلامی در عرصه مسائل داخلی و بین‌المللی گفتند: مجلس از زوایای مختلف به‌ویژه از لحاظ تصویب قوانین، ریل‌گذاری برای حرکت دولت‌ها و تجلی ایستادگی ملت اهمیت بی‌نظیری دارد.
ایشان مواضع مجلس کنونی را در مسائل بین‌المللی «خوب» برشمردند و افزودند: مجلسی که در قضیه هسته‌ای و دیگر مسائل مقابل دشمنان بایستد و شجاع، مستقل و آزاد، حرف‌ها و مواضع ملت را بیان کند، با مجلسی که در مسائل گوناگون حرف‌های دشمن را تکرار می‌کند، از زمین تا آسمان تفاوت دارد.
رهبر معظم انقلاب، تک‌تک نمایندگان مجلس را در شکل‌گیری حرکت و مواضع خانه ملت دخیل دانستند و افزودند: به‌همین علت، مردم همه استان‌ها و شهرها، باید در انتخاب نمایندگان خود کاملاً دقت کنند و در درستی انتخاب، به اطمینان برسند.
ایشان افزودند: اگر پیشنهاددهندگانِ لیست‌ها، مؤمن و انقلابی هستند و خط امام را واقعاً قبول دارند، می‌توان به لیست آنها درباره مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان اعتماد کرد، اما اگر به انقلاب و دین و استقلال، چندان اهمیتی نمی‌دهند و دل‌شان دنبال حرف‌های آمریکا و دیگر بیگانگان است، قابل اعتماد نیستند.
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای، مجلس خبرگان را نیز بسیار مهم خواندند و یادآور شدند: برخلاف برخی تصورها، مجلس خبرگان برای سالی یکی دو بار جلسه و سخنرانی تشکیل نمی‌شود، بلکه می‌خواهد روزی که رهبر فعلی در قید حیات نیست، «رهبر» یعنی کلیددارِ حرکت انقلاب را انتخاب کند و این مسئله بسیار مهم است.
ایشان با تأکید بر ضرورت دقت کامل در انتخاب نامزدهای مجلس خبرگان، افزودند: بسته به ترکیب خبرگان، آنها ممکن است در هنگام ضرورت، شخصی را به رهبری انتخاب کنند که با توکل به خدا و با شجاعت در مقابل دشمنان بایستد و راه امام را ادامه دهد، اما این احتمال نیز وجود دارد که فردی با ویژگی‌های متفاوت را به رهبری برگزینند، بنابراین باید با تحقیق و دقت و شناخت و اطمینان به آنها رأی داد.
رهبر معظم انقلاب حضور در انتخابات و به‌ویژه دقت در انتخاب «نامزدهای صالح یا اصلح» را موجب تحقق دو هدف عالیِ ماندگاری انقلاب و آرامش و سکینه ملت خواندند و در پایان سخنان‌شان تأکید کردند: ماندگاری انقلاب و ایستادگی امیدوارانه و پرآرامش مردم، یقیناً باعث پیروزی ملت بر آمریکا و توطئه‌های دشمنان خواهد شد.


 

یادداشت
مهدي سعيدي

  انتخابات به منزله حق‌الناس


انتخابات به منزله «حق‌الناس»، تعبیری است که در کلام رهبر معظم انقلاب اسلامی جایگاه ویژه‌ای یافته است. معظم‌له در انتخابات خرداد ماه سال 92، پس از شرکت در انتخابات خطاب به مسئولان صندوق‌ها و بازشماری و قرائت آرا فرمودند: «بدانند رأی مردم امانتی است دست آنها و حق‌الناس است؛ یعنی حفظ امانت در این مسئله، حق‌الناس است». رهبر کبیر انقلاب در دیدار اخیرشان با ائمه جمعه سراسر کشور بار دیگر با شرحی مبسوط، ابعاد دیگری از مسئله حق‌الناس بودن انتخابات را ارائه کردند که توجه به آن از این منظر می‌تواند متضمن صیانت کامل از انتخابات باشد.
برای فهم بهتر ابعاد حق‌الناس بودن انتخابات باید به این نکته توجه کرد که انتخابات فرایندی است که بخش‌های مختلف و بازیگران متعددی دارد. لازمه کمال و سلامت انتخابات آن است که هر یک از این بخش‌ها به وظیفه ساختاری خود عمل کنند و اگر خللی به هر یک از این بخش‌ها وارد شود، به واقع در این امانتی که در اختیار بازیگران و نقش‌آفرینان نهاده شده است، لطمه‌ای وارد شده است.
مهم‌ترین رکن انتخابات به مجریان انتخابات تعلق دارد که رأی مردم در حقیقت نرد آنان به امانت است و انتظار می‌رود که در جهت صیانت از آن بیشترین تلاش را داشته باشند تا کوچک‌ترین تخلفی از خواست و رأی ملت حاصل نشود.
بخش دیگر، بخش نظارتی است که هم در مرحله بررسی صلاحیت نامزدها نقش دارد و هم در نظارت بر حُسن اجرای انتخابات. در مرحله بررسی صلاحیت‌ها، رعایت حق‌الناس همان رعایت قانون است تا اولاً همه کسانی که مطابق با قانون، شرایط لازم برای ورود به میدان رقابت انتخاباتی را دارند، بتوانند وارد این میدان شوند و به ناحق کسی رد صلاحیت نشود و ثانیاً تنها کسانی که صلاحیت دارند، تأیید صلاحیت شده و ناصالحان به هیچ‌وجه تحت تأثیر تعلقات سیاسی، نفوذ صاحبان قدرت و فشار موافقان و مخالفان اجازه ورود به میدان رقابت انتخاباتی را نیابند. تضمین سلامت انتخابات و صیانت از رأی ملت نیز تجلی دیگری از رعایت حق‌الناس است که برعهده دستگاه‌های نظارتی گذاشته شده است.
صحنه‌گردانان اصلی انتخابات، نامزدهای انتخاباتی و احزاب و گروه‌های سیاسی حامی آنان هستند که رعایت حق‌الناس برای آنان نیز وظایفی را تعیین کرده است که مهم‌ترین آن، این است که منافع جناحی را بر منافع ملی مقدم قرار نداده و تلاش کنند تا متناسب با صلاح کشور و منافع جامعه، بهترین و شایسته‌ترین را برای رقابت سیاسی به مردم معرفی کنند. بی‌شک غفلت از این امر، خیانت به حق‌الناس محسوب خواهد شد. نامزدهای انتخاباتی نیز واقعاً اگر صلاحیت لازم را در خود نمی‌بینند یا آنکه فردی را مناسب‌تر از خود می‌یابند، چه خوب است به جای آنکه تنها برای رضایت حامیان در صحنه باقی بمانند(!)، به نفع اصلح کناره‌گیری کنند.
فضای عمومی تبلیغاتی انتخابات نیز در اختیار همین نامزدها و احزاب و گروه‌های سیاسی حامی‌شان است. اقتضای حق‌الناس بودن انتخابات آن است که اخلاق در رقابت انتخاباتی و تبلیغاتی حرف اول را زده و اصول اخلاقی برای کسب پیروزی زیر پا نهاده نشود.
وظیفه دیگر نامزدهای انتخابات و گروه‌های حامی آن، پایبندی به قانون و تسلیم شدن در برابر رأی و انتخاب ملت است. واقعیت آن است که انتخابات عرصه بازی برد ـ باخت است و در نهایت یک طرف این رقابت به کسب قدرت برای خدمت به ملت موفق می‌شود و طرف دیگر ناکام خواهد ماند. اگر قرار باشد که در هر انتخاباتی بازنده تسلیم اراده و خواست ملت نشده و به کارشکنی روی آورد، دیگر انتخابات معنا نخواهد داشت و این بزرگ‌ترین اجحاف به حق‌الناس خواهد بود.
بازیگر دیگر انتخابات، نخبگان هستند که وظیفه خطیر ارشاد و هدایت توده‌ها در مسیر رسیدن به نامزد اصلح را برعهده دارند. چشمان با بصیرت نخبگان باید با شناخت وضعیت امروز کشور و نیازهای حقیقی آن و اهم و مهم کردن اولویت‌های کشور، توانایی شناخت نامزد اصلح را داشته باشد. عمل به این وظیفه خطیر به واقع انجام وظیفه نخبگان در قبال حق‌الناس بودن انتخابات است.
تصمیم‌گیر نهایی میدان انتخابات، مردم و رأی‌دهندگان هستند که آنان نیز در قبال حق‌الناس بودن انتخابات وظایفی دارند و نباید در قبال آن بی‌توجه باشند. اولین آن حضور در عرصه انتخابات و آمدن پای صندوق رأی است؛ چراکه عدم مشارکت سیاسی موجب کاسته شدن از اعتبار انتخابات و حقوق دیگرانی خواهد بود که در صحنه حاضرند. در گام بعدی وظیفه ایشان رأی دادن مبتنی بر شاخص‌های شایسته‌سالاری و اصلح‌گزینی و کنار گذاشتن منافع فردی و قومی ـ قبیله‌ای است. به واقع، اگر رأی‌دهندگان با چشمانی باز و با توجه به ضرورت‌های کشور و جامعه به کسانی رأی دهند که از تعهد و تخصص لازم برای سپردن قدرت برخوردار باشند، به وظیفه خود در قبال دیگران به خوبی عمل کرده‌اند.

 

 


 

یادداشت
صالح زمانی

  نمایندگان بیکار آمریکا!


این روزها هر چه به اجرای برجام نزدیک می‌شویم، طرح‌های ضدایرانی بیشتری در مجلس نمایندگان آمریکا، پیشنهاد یا تصویب می‌شود؛ این روند تداومی این سؤال را در ذهن تداعی می‌کند که آیا نمایندگان آمریکا مأموریت دیگری غیر از محدودسازی ایران ندارند که تمام همّ‌وغم‌شان را فقط برای ایران گذاشته‌اند. به‌راستی، چرا نمایندگان آمریکا پیشنهاد خاصی درباره ناامنی داخل آمریکا نمی‌دهند که طبق آمارهای موجود، حدود ۲۷۰ میلیون اسلحه شخصی در اختیار مردم قرار دارد و به طور متوسط روزانه ۳۲ نفر در آمریکا در اثر شلیک گلوله کشته می‌شوند و بیشتر سلاح‌های به‌کار گرفته‌شده به‌طور قانونی تهیه شده‌اند؟ همان‌گونه که اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا تعداد کشته‌های آمریکایی در خشونت‌های مربوط به سلاح گرم را با آمار کشته‌شدگان به دست تروریست‌ها مقایسه کرده و گفته است، ۴۰۰ هزار نفر در جریان خشونت‌های مرتبط با سلاح در ۱۴ سال گذشته و پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ کشته ‌شده‌اند، این در حالی است که شمار افرادی که در خاک آمریکا به دست تروریست‌ها به قتل رسیده‌اند، کمتر از ۱۰۰ نفر است، به‌راستی، آیا نباید طرحی از سوی نمایندگان برای این معضل بزرگ ارائه شود؟ چرا نمایندگان آمریکا به وضعیت اقتصادی جهان نگاهی ندارند و به قول کریستین لاگارد، رئیس صندوق بین‌المللی که گفته بود، اقتصاد جهان در سال ۲۰۱۶ ناامیدکننده است، برای اصلاح آن طرحی ارائه نمی‌دهند؟ چرا برای بخش‌های بزرگی از غرب آسیا، شمال آفریقا و آسیا مه درگیر جنگ و منازعات قومی هستند و هر روز بر وخامت اوضاع آن افزوده می‌شود، ایده و پیشنهادی مطرح نمی‌کنند؟ چرا برای میلیون‌ها آواره و جنگ‌زده که در سال گذشته به اوج خودش رسید، پیشنهادی در مجلس آمریکا دیده نمی‌شود؟ با این همه مشکلات و معضلات در داخل آمریکا و در روند جهانی، مجدداً سه طرح ضدایرانی دیگر در مجلس نمایندگان آمریکا معرفی شد. یکی از این طرح‌ها را «ژوزف کندی» نماینده حزب دموکرات از ایالت «ماساچوست» ارائه کرده است. به‌طور خلاصه، در این طرح سرعت بخشیدن به فرایند اعمال تحریم‌ها علیه ایران، در صورت توسل این کشور به آنچه اقدامات «تروریستی» خوانده شده، خواسته شده است. این طرح، همچنین استفاده ایران از فناوری‌های موشک‌های بالستیک را نیز مشمول اعمال تحریم‌های جدید می‌کند. طرح دوم نمایندگان آمریکا «خاتمه برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران قبل از تخفیف تحریم‌ها» است. طرح مذکور، خواستار ارائه گزارشی درباره ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران و ممانعت از تخفیف تحریم‌ها تا زمانی است که تهران به نحوی قابل راستی‌آزمایی به آنچه «تمامی ابعاد نظامی» برنامه هسته‌ای‌اش خوانده شده، خاتمه دهد. طرح بعدی «تحریم و جلوگیری از موشک‌های بالستیک ایران» است که هدف از این طرح، وضع تحریم علیه افرادی عنوان شده است که با ورود و خروج سلاح‌های متعارف پیشرفته یا موشک‌های بالستیک، فناوری‌ها، اجزا، قطعات یا اطلاعات فنی به ایران در زمینه سلاح‌های متعارف پیشرفته یا موشک‌های بالستیک کمک می‌کنند.


نكته و نظر
 سال‌ها در جست‌وجوی یک کتاب


نکته: ابوعلی سینا، نابغه بزرگ اسلامی (متوفای 428 ق) به علم و دانش علاقه بسیار داشت. ماه‌ها و سال‌ها دنبال کتابی در زمینه حکمت و فلسفه می‌گشت و در این‌باره مسافرت‌ها کرد؛ اما آن را پیدا نکرد تا اینکه روزی روانه مسجد شد، دو رکعت نماز خواند و پس از نماز از درگاه خدای بزرگ خواست تا آن کتاب را به وی برساند. از مسجد بیرون آمد. در مسیر چشمش به پیرزنی افتاد که اشیایی قدیمی در زمین پهن کرده و آنها را به معرض فروش گذاشته بود، از جمله چند کتاب کهنه و قدیمی، در کنار بساط پیرزن دیده می‌شد.
بوعلی، آن کتاب‌ها را ورانداز کرد. ناگهان دید آن کتابی که سال‌ها دنبالش می‌گشت در میان آن کتاب‌های کهنه است. آن را برداشت و از پیرزن خرید. آن‌گاه از پیرزن پرسید: این اشیا را از کجا آورده‌ای؟ او گفت: فقر و تهیدستی سبب شد تصمیم بگیرم این وسائل را که از جدّم به ارث رسیده بود، بفروشم.
نظر:‌ گاهی انسان بدون توجه به خداوند قادر و توانا و با تکیه به توان اندک و محدود خود درصدد دستیابی به آنچه در سر دارد، می‌باشد و این در حالی است که با توکل و توجه به خداوند تبارک و تعالی، خیلی سریع‌تر به خواست خود دست می‌یابد.


 

 

صفحه سوم

 
 

 اخبار

وعده‌های مالی به مدافعان حرم کذب محض است
فرمانده حفاظت سپاه با خطاب قرار دادن خانواده شهدای مدافع حرم اظهار داشت: عده‌ای این سؤال را مطرح می‌کنند که چرا وقتی صدها نفر داوطلب اعزام به سوریه بودند این عده، به مأموریت رفتند و ما در جواب می‌گوییم که خواسته فرماندهان و مسئولان این نبود که تعداد زیادی به سوریه بروند.
مطمئن هستیم که اگر امروز دروازه‌های جمهوری اسلامی را باز بگذارند، جمعیت زیادی برای جهاد به سوریه می‌روند، ولی امروز سیاست کشور این نیست؛ سیاست ما فعالیت‌های مستشاری و آموزشی است تا نیروهای آن کشور بتوانند خودشان از آنجا دفاع کنند. گرجی‌زاده در یادواره شهدای مدافع حرم حضرت زینب(س) یگان ویژه فاتحین بسیج با اشاره به شبهات مطرح شده درباره مدافعان حرم اهل بیت(ع) تصریح کرد:‌ برخی افراد نادان این شبهه را مطرح کردند که به این رزمندگان وعده‌های مالی داده‌اند، ولی اصلاً این طور نیست. این شهیدان باغیرت در دورانی که متأسفانه غیرت‌ها کم شده است، صدای «هل من ناصر» را شنیدند و رفتند. بعضی از این افراد جایگاه و سمت‌های مهمی در ایران داشتند و صاحب خانواده و فرزند بودند، ولی با شعار «کلنا عباسک یا زینب» برای نبرد و دفاع از حرم اهل بیت(ع) اعزام شدند.


بی‌توجهی مسئولان به تشنگان مسائل ایران
یک پژوهشگر ایرانی ساکن روسیه درباره نیازهای فرهنگی و تشنگی این منطقه به محصولات ایرانی گفت: «مردم مسلمان این بخش از روسیه سال‌هاست که منتظر ۲۴۰ جلد قرآن از طرف ما هستند، اما متأسفانه هنوز به طور جدی به نیازهای ضروری مسلمانان آن منطقه که خوشبختانه نگاه بسیار خوبی به ایران دارند، نپرداخته‌ایم.»
سیروس برزو که در حال حاضر ساکن منطقه باشقیزستان (جمهوری خودمختار روسیه) در این کشور است، در ادامه بیان کرد: «متأسفانه ترس‌های زیادی از ایجاد تعامل بین ایران و روسیه وجود دارد و عده‌ای فکر می‌کنند اگر با این همسایه شمالی تعامل داشته باشیم، قرارداد ترکمانچای تکرار خواهد شد.» وی مردم باشقیزستان روسیه را ایرانی‌دوست توصیف کرد و گفت: «مردم این منطقه خود را آریایی و از نژاد ایرانی‌ها می‌دانند و خود این موضوع می‌تواند برای فعالان فرهنگی و اقتصادی کشور یک فرصت قلمداد شود.» این محقق و پژوهشگر اظهار داشت: «‌به دلیل ایراد در سیستم ایجاد تعاملات فرهنگی، هنوز اقدام جدی در این زمینه صورت نگرفته است.» سیروس برزو با اشاره به تمایل دولت روسیه برای ورود ایران به بخش‌های مسلمان‌نشین این کشور برای ترویج معارف دینی گفت: «در باشقیزستان نیازهای جدی برای افزایش سواد مردم در زمینه دینی وجود دارد که ای کاش این نیازها از سوی ایران جدی گرفته می‌شد.»


تام توگندهت: برجام باید سپاه قدس را محدود کند
نماینده پارلمان انگلیس با اشاره مستقیم به سردار سلیمانی نوشت: «قاسم سلیمانی فرمانده نیروهای قدس سپاه سال‌ها است که در جنگ مخفی علیه نیروهای انگلیس است و برای محدود کردن گزینه‌های ما، نیروهای او همراه با روسیه، سوریه و حزب‌الله لبنان به نبرد نیابتی مشغول هستند.»
«تام توگندهت» عضو جناح محافظه‌کار مجلس عوام انگلیس در این یادداشت که در وبگاه انگلیسی «اسپکتیتر» انتشار یافت، آورده است: «ایران از مدت‌ها سرگرم نبرد با انگلیس بوده و ما باید به این امر توجه داشته باشیم. قاسم سلیمانی سعی در ایجاد شکاف بین ما و متحدان به انحای مختلف چون افزایش تنش در کویت و بحرین(ادعای نویسنده) دارد. او سعی دارد نیروهای دریایی انگلیس را از پایگاه‌های‌شان در خلیج‌فارس بیرون براند.» در پایان این مطلب آمده است: «این توافق باید سردار سلیمانی و نیروهای قدس را از ضربه زدن به متحدان ما بازمی‌داشت. اگر ایران (در اجرای برجام) کوتاهی کرده و در پی استفاده از حیله و نیرنگ برای ضربه به متحدان ما باشد، ضرورت دارد ما نیز رویکردی شدیدتر از راه‌حل آمریکا اتخاذ کنیم. ما این کار را باید قبلاً، هنگامی‌که «مارگارت تاچر، نخست‌وزیر وقت انگلیس به جرج بوش پدر رئیس‌جمهور وقت آمریکا در دفاع از کویت اطمینان داد، انجام می‌دادیم. ما بایستی آماده مجدداً چنین موردی شویم».


هز‌ینه‌های جاری دولت یازدهم دو برابر دولت دهم شد
 به طور کلی مطابق آمارهای بانک مرکزی، دولت فعلی اقتصاد کشور را به شدت پرهزینه‌تر از دولت قبل اداره می‌کند.
بر اساس آمارهای بانک مرکزی، دولت یازدهم در 26ماه نخست فعالیت خود در مجموع ۶/۳۱۴ هزار میلیارد تومان صرف هزینه‌های جاری کرده که به طور میانگین ماهیانه ۱۰۰/۱۲ میلیارد تومان می‌شود. این در حالی است که دولت دهم که به ولخرجی مشهور بود، در مجموع چهار سال فعالیت خود 309 هزار میلیارد تومان صرف هزینه‌های جاری‌اش کرده بود. به عبارتی، می‌توان گفت دولت یازدهم در عرض دو سال به اندازه چهار سال دولت قبل خرج کرده است. میانگین هزینه‌های جاری دولت دهم 6437 میلیارد تومان بود که تقریباً نصف رقم دولت یازدهم است. آمارهای بانک مرکزی و وزارت اقتصاد نشان می‌دهد هزینه‌های جاری دولت در میانه سال 1392 و با تغییر سکاندار قوه مجریه به ناگاه تا دو برابر افزایش پیدا کرد و این رشد نابهنگام در سال گذشته و نیمه اول سال جاری نیز ادامه پیدا کرده است. افزایش عجیب هزینه‌های جاری دولت در دو سال اخیر در حالی است که مسئولان بارها نسبت به کسری بودجه و خزانه خالی و افت فاحش درآمد نفتی گله کرده‌اند.
با کاهش چشمگیر تورم، انتظار می‌رفت رشد شتابان هزینه‌های جاری دولت نیز مهار شود.


مناطق آزاد راهی برای فرار از اقتصاد مقاومتی
در حالی که مناطق آزاد اقتصادی با هدف تسهیل در تولید و جذب سرمایه‌گذاری خارجی و فناوری ساخته شدند، ولی اکثراً به دروازه واردات، آن هم از نوع کالای بنجل چینی تبدیل شده‌اند.
بر اساس یک تحقیق، دولت از محل تخفیف در عوارض و مالیات در مناطق آزاد تجاری و ویژه اقتصادی، تعاونی‌های مرزنشینی و سایر تخفیف‌های تجاری در سال حدود هشت میلیارد دلار عدم‌النفع دارد؛ یعنی اگر این تخفیف‌ها و معافیت‌های مالیاتی و عوارض در این جایگاه‌ها نبود، بر درآمد دولت سالی هشت میلیارد دلار افزوده می‌شد، حال مابه‌ازای این تخفیف چه چیزی نصیب کشور شده، آیا جز واردات کالای مصرفی و عمدتاً بنجل چینی نتیجه‌ای در برداشته است؟ اصل فلسفه منطقه آزاد تجاری در این است که محلی در داخل محدوده جغرافیایی کشور ایجاد شود که از مالیات و عوارض مستثنی شود و حتی نیاز به روادید نداشته باشد که سرمایه‌گذار خارجی تشویق به سرمایه‌گذاری شود و از کارگر ارزان استفاده کرده و فناوری وارد کند و به قطب تولید کالای رقابتی تبدیل شود، اما در عمل مناطق آزاد به دروازه واردات و راهی برای فرار از اقتصاد مقاومتی تبدیل شده‌اند و خبری از سرمایه‌گذاری در آن نیست. این در حالی است که اصرار برخی افراد برای احداث مناطق جدید تجاری در آستانه انتخابات جای تأمل دارد.


آن روی سکه‌ تأخیر در حمایت از مسلمانان
تأخیر یک‌ونیم روزه‌ رئیس‌ جمهوری اسلامی ایران در صدور پیامی به مناسبت شهادت شیخ باقرالنمر حاکی از یک تغییر راهبردی در رفتار سیاست خارجی است.
رهیافت اصلی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تلاش برای مدیریت افکار عمومی در جهان اسلامی و تبدیل شدن به یک منبع الهام‌بخش برای مسلمانان بوده است. رویکرد حمایتی ایران از نهضت‌های آزادی‌بخش در سراسر جهان نیز ناشی از همین رهیافت بوده است. با این حال، در مدت زمان روی کار آمدن دولت یازدهم، شاهد نوعی بی‌توجهی نسبت به این مسئله در فضای روابط بین‌الملل بوده‌ایم. عدم واکنش جدی ایران به تهاجم ارتش سعودی به یمن، پیام دیرهنگام برای شهدای لبنان، پیام دیرهنگام در پی شهادت آیت‌الله النمر و... از جمله رویدادهایی هستند که نشان از تغییر رهیافت در سیاست خارجی ایران دارند. به نظر می‌رسد این تغییر رهیافت دقیقاً منطبق بر دستورالعملی است که لیبرال‌ها برای ایجاد تغییر در بافت سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران توصیه کرده‌اند که به راهبرد دولت تبدیل شده است. بنابراین نمی‌توان تأخیر عجیب در صدور پیام به مناسبت شهادت شهید باقرالنمر را ناشی از یک اتفاق دانست؛ همان‌طور که تعجیل در ارسال پیام برای حوادث اروپا را نیز نمی‌توان اتفاقی دانست و این مسئله می‌تواند مرجعیت و اعتبار ایران در میان مسلمانان جهان را با خطر جدی روبه‌رو کند.


 خط خبر

رکورد منفی دولت روحانی
خبرگزاری نسیم نوشته است که با یک حساب سرانگشتی می‌توان دریافت که دولت حسن روحانی که مکرر شعار حراست از منابع صندوق توسعه ملی را سر می‌داد، چیزی در حدود ۳/۱۷ میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برداشت کرده است. این رقم در تاریخ فعالیت صندوق توسعه ملی (و صندوق‌های توسعه‌ای در این شکل و شمایل در کشورهای دیگر جهان)، بی‌نظیر است و یک رکورد عجیب برای دولت تدبیر و امید به شمار می‌آید. اگر این ۳/۱۷ میلیارد دلار را با دلار ۳۷۰۰ تومانی امروز محاسبه کنیم، متوجه می‌شویم که این صندوق حدود ۶۵ هزار میلیارد تومان از منابع صندوق توسعه ملی را در مدت زمان کمتر از دو سال هدر داده است.

رویکرد دوگانه سعودی‌ها
روزنامه «رأی‌الیوم» در مطلبی با اشاره به رویکرد دوگانه سعودی‌ها در قبال فاجعه منا و وقایع اخیر در سفارت این کشور در تهران، می‌نویسد، ممکن است تصاویر منتشر شده از حادثه حمله به سفارت و کنسولگری عربستان، از نظر مقامات سعودی تحریک‌آمیز و غیرقابل توجیه باشد، اما هر چه باشد اولاً مقامات ایرانی بر مشکوک بودن حادثه و حضور عوامل نفوذی در این قضیه تأکید دارند و ثانیاً بدون فوت وقت، نسبت به آن ابراز تأسف کردند و قول دادند، عوامل آن را مورد پیگرد قرار دهند؛ اما عربستان در موارد مشابه، از جمله مسئله فوت هزاران حاجی در منا ـ که تعداد زیادی از آنان ایرانی بودند ـ کاملاً برعکس عمل کرد. آل‌سعود به جای پاسخگویی، همه کسانی را که خواهان مشخص شدن سرنوشت حجاج خود بودند، به دخالت در امور داخلی عربستان و تهدید استقلال و حاکمیت آن متهم کرد.

هدیه رهبر فقید شیعیان عربستان به رهبر انقلاب
نایب‌رئیس مجلس شورای اسلامی درباره هدیه رهبر شیعیان عربستان به رهبر معظم انقلاب خاطره‌ای تعریف کرده است. حجت‌الاسلام ابوترابی گفت: در سفرهای حج معمولاً در مدینه خدمت شیخ‌عَمری، رهبر فقید شیعیان عربستان می‌رسیدم و وی معمولاً هنگام خداحافظی از رطب‌های مرغوب باغ خودش مقداری برای رهبر معظم انقلاب آماده و به عنوان هدیه مرحمت می‌کرد. یک سال آقای عَمری به زیارت مشهد مشرف شده و بعد از آن خدمت رهبری رفته بودند. در همان سال، در مدینه خدمت آقای عمری بودم که ایشان با خنده گفتند آیت‌الله خامنه‌ای در آن ملاقات بابت خرماها از ایشان تشکر کرده‌اند. بعد هم از من بابت رساندن خرماهای امانتی تشکر کردند. خداوند ایشان را بیامرزد. این عالم جلیل‌القدر حقیقتاً مورد علاقه و احترام علما و شخصیت‌ها و همچنین مردم حجاز و شیعیان جهان بودند.

کودتای پارلمانی در ونزوئلا
رئیس جدید پارلمان ونزوئلا که از مخالفان دولت این کشور به شمار می‌آید، دستور داد تصاویر مربوط به «هوگو چاوز» و «سیمون بولیوار» از مجلس خارج شود. «هنری راموس‌آلوپ» رئیس جدید پارلمان ونزوئلا که به تفکرات غرب‌گرایانه و آمریکا نزدیک است، در این‌باره گفت: «این عکس‌ها را برای همسر و دخترش ببرید. اینجا گورستان نیست.» برخی از مردم و همچنین نمایندگان طرفدار دولت به طرز برخورد ناشایست مخالفان دولت با تصاویر چاوز اعتراض کرده‌اند. پارلمان ونزوئلا با داشتن دوسوم کل آرا می‌تواند، قانون اساسی جدیدی برای این کشور تدوین و با استفاده از آن، دولت مادورو را ساقط کند.

شهر موشکی بسیار کارآمدتر از گذشته
یک رسانه انگلیسی در مطلبی با اشاره به نمایش دومین شهر موشکی ایران، جمهوری اسلامی را تسلیم‌ناپذیر نام نهاد. به نوشته خبرگزاری «رویترز» ایران در نمایشی از تسلیم نشدن در برابر غرب پایگاه جدید موشکی خود در اعماق زمین را همراه با موشک هدایت‌شونده عماد به نمایش گذاشت. این خبرگزاری انگلیسی نوشت: این دومین شهر موشکی ایران است که این کشور به نمایش گذاشته است. بر اساس این گزارش، مقامات ایرانی هدف از ساخت چنین مکان‌هایی را ایجاد چتر امنیتی برای حفظ موشک‌ها و دیگر داشته‌های نظامی در برابر حملات احتمالی دشمنان اعلام کرده‌اند. کارشناسان می‌گویند که موشک‌های کنونی ایران بسیار کارآمدتر از نمونه‌های قبلی هستند؛ زیرا ایرانی‌ها موفق به بهبود دقت اصابت آنها شده‌اند.

وضعیت سرگرم‌کننده انتخابات آمریکا
پایگاه خبری آمریکایی «خانه پاک‌سازی اطلاعات» با انتقاد از وضعیت تبلیغاتی انتخابات در آمریکا نوشته است: شبکه‌های تلویزیونی دو دستی به دونالد ترامپ چسبیده‌اند، با هر صدایی که از دهان این «سلطان تهمت و افترا» بیرون می‌آید، همچون کلامی حماسی برخورد می‌شود. لس مونوز، مدیر سی‌بی‌اس در یک برنامه معرفی سرمایه‌گذار در هفته گذشته، ضمن کف زدن برای ترامپ و دیگر نامزدهای جمهوریخواه گفت: «هر چه آنها پول بیشتری هزینه کنند، برای ما بهتر است... ادامه بده دونالد! باز هم پول خرج کن. همان‌طور که می‌دانید تماشای این وضعیت سرگرم‌کننده است. بگذارید آنها برای ما پول خرج کنند... نگاه ما برای یک سال انتخاباتیِ بسیار هیجان‌انگیز، به سال 2016 است.» جان نیکولز در مجله نیشن، می‌گوید: «تلاش برای بازداشتن این شبکه‌ها از این مسیر بی‌فایده است؛ هر ماع‌ماعی که ترامپ می‌کند، باعث می‌شود که آنها مشتاق ماع‌ماع‌های بیشتری از طرف او شوند.»

هراس آل‌سعود از یک حزب‌الله دیگر
برخی منابع اعلام کرده‌اند که شیخ‌النمر بیشترین تعامل را با رخدادهای منطقه الشرقیه و العوامیه داشت و حاکمان سعودی واهمه داشتند که یک جنبش شیعی مستقل و یک رهبر شیعه و شجاع در عربستان به وجود بیاید و این رهبر به یک سیدحسن نصرالله دیگری تبدیل شود و بخواهد دیدگاه‌هایش را درباره منطقه الشرقیه که سرشار از ذخایر نفتی است، به اجرا بگذارد. بنابراین، اجرای حکم اعدام شیخ‌النمر براساس بسیاری از محاسبات و معیارها و منافع داخلی صورت گرفته و آل‌سعود نمی‌تواند به آسانی این مسائل را نادیده بگیرد.

رژیم صهیونیستی رژیمی بسیار فاسد
بر اساس نظرسنجی مشترک مؤسسه «میدگام» با «آیپانل»، 72 درصد صهیونیست‌ها معتقدند، رژیم صهیونیستی دچار فساد گسترده است. به گزارش پایگاه خبری «عاروتص شوا»، بر اساس این نظرسنجی که به سفارش شبکه دو تلویزیون رژیم صهیونیستی انجام شد، ۷/۵۵ درصد پاسخ‌دهندگان رژیم صهیونیستی را رژیمی فاسد می‌دانند و ۹/۱۶ درصد پاسخ‌دهندگان این رژیم را «بسیار» فاسد تلقی می‌کنند.

یک تیر و چند نشان در قراردادهای نفتی
اگرچه دو سال است که فضای کشور به گروگان موضوع هسته‌ای گرفته شده است، اما در بخش نفت ایران اتفاقی مشابه برجام و با اهمیتی نه کمتر از انرژی هسته‌ای در حال رقم خوردن است. تکنیک طرف خارجی و داخلی در هر دو مشابه است. همان تکنیک دور زدن خطوط قرمز مذاکرات، برای دور زدن خطوط قرمز نفتی و تدوین قراردادهای نفتی جدید (IPC) استفاده شده است. به جای مسئله جذب منابع مالی خارجی، تسهیل ورود شرکت‌های خارجی به عنوان نیاز امروز صنعت نفت کشور مطرح می‌شود و به جای اتکا بر توان فنی و دانشی صنعت داخلی، بر لزوم سرمایه‌گذاری خارجی تأکید می‌شود! با تصویب قراردادهای جدید، دشمن با یک تیر چند نشان می‌زند؛ از یک طرف دنباله داخلی خود را که پیشتر هم سابقه کمیسیون‌بگیری داشته‌اند را تقویت می‌کند. از طرفی قدرت اقتصادی و سیاسی قابل ملاحظه‌ای در ایران به دست می‌آورد و در نهایت آینده امنیت انرژی غرب را با از بین رفتن زیرساخت‌های خودکفایی و مقاومت اقتصادی در بخش انرژی ایران و پیش‌فروش تولید میادین به شرکت‌های خارجی تضمین می‌کند. بر اساس اطلاعات موجود، مثلث تهدیدات «قرارداد نفت ایران» (IPC) سه ضلع دارد: اول نفوذ بلندمدت، دوم قانونمندسازی فساد و سوم انهدام توان داخلی بخش نفت و گاز ایران.

 


 

یادداشت
محمدرضا بلوردی

   تلاش نافرجام برای یارکشی در قطع رابطه با ایران



درحالی که اقدام عربستان سعودی در اعدام شیخ نمر موج گسترده‌ای از اعتراض‌ها را در کشورهای مختلف درپی داشته است، حمله به سفارت و کنسولگری این کشور در تهران و مشهد این بهانه را به دست سعودی‌ها داده است تا ضمن تلاش برای خارج شدن از فشار این اعتراضات گسترده، اهداف خود علیه جمهوری اسلامی ایران را نیز پیش ببرند. در همین راستا، پس از حمله به سفارت این کشور در تهران،‌ عادل الجبیر اعلام کرد، کشورش روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع کرده و به دیپلمات‌های ایرانی هم ۴۸ ساعت مهلت داده است که خاک این کشور را ترک کنند. وزیر خارجه سعودی با طرح دوباره اتهام‌های خود علیه ایران درباره دخالت و حضور ایران در کشورهای عربی منطقه و تلاش برای اجرای حملاتی در عربستان و کشورهای حوزه خلیج‌فارس، اظهار داشت: کشورش به اقدام ایران در حمله به سفارت پاسخ خواهد داد و ضمن متوقف کردن پروازهای هوایی به تهران،‌ تمام روابط تجاری خود را هم با ایران قطع خواهد کرد و به شهروندان سعودی اجازه سفر به این کشور را نخواهد داد.
اما بخش دیگری از اقداماتی که سعودی‌ها در این زمینه انجام دادند، همراه کردن کشورهای هم‌پیمان با خودشان بود که در آن توفیق چندانی هم به دست نیاوردند. در واقع، عربستان سعودی پس از شکستی که در سوریه و نیز حملات نظامی گسترده خود در ده‌ ماه گذشته به یمن داشته است، اکنون به دنبال این است که با حربه قطع رابطه سیاسی در مقابل رقیب قدرتمند منطقه‌ای خود قرار گیرد؛ حربه‌ای که همراهی کشورهایی مانند بحرین و سودان تأیید می‌کند که به هیچ وجه کارآمد نبوده است. ضمن اینکه نگاهی به اوضاع این دو کشور نشان می‌دهد، رهبران آنها به همراهی با سعودی‌ها مجبور هستند؛ بحرین که حیات خلوت سعودی‌ها شناخته می‌شود، در چند سال اخیر با اعتراضات گسترده مردمی روبه‌رو بوده است و حاکمان این جزیره برای سرکوب این اعتراضات به حمایت سعودی‌ها نیاز دارند. در سودان هم عمر البشیر به واسطه کشتارهایی که علیه ساکنان غیر عرب منطقه دارفور انجام داده است،‌ به اتهام ارتکاب جنایات جنگی تحت پیگرد بین‌المللی قرار دارد و به واسطه تحریم‌هایی که با آن روبه‌روست، به حمایت‌های مالی سعودی‌ها نیاز دارد.
از سوی دیگر، بررسی واکنش‌های هم‌پیمانان منطقه‌ای و بین‌المللی عربستان و دیگر کشورها به اتفاقات اخیر بین تهران و ریاض نشان می‌دهد، سعودی‌ها در یارکشی و تلاش برای قطع رابطه گسترده کشورهای مختلف با ایران توفیقی نداشته‌اند؛ ایالات متحده آمریکا ضمن هشدار به سعودی‌ها به دلیل اعدام‌های گسترده در این کشور و ابراز نگرانی از وضعیت حقوق بشر در عربستان، از دو طرف خواست که آرامش خود را حفظ کنند. روسیه نیز اعلام کرد، حاضر است در صورتی که تهران و ریاض موافقت کنند، میزبانی گفت‌وگو بین وزیران خارجه ایران و عربستان را بپذیرد. مصر هم که به واسطه اوضاع بد اقتصادی خود به شدت نیازمند کمک‌های مالی عربستان سعودی است، تنها به محکومیت حمله به سفارتخانه و کنسولگری عربستان در ایران بسنده کرد. فرانسه نیز توقف روند تشدید تنش بین عربستان و ایران را خواستار شد و سخنگوی دولت این کشور اظهار داشت، فرانسه از توان خود برای گفت‌وگو و پایان دادن به این تنش استفاده می‌کند. همچنانکه آلمان نیز از به‌کارگیری تمام تلاش خود برای از سرگیری روابط بین ریاض و تهران خبر داد.
اما در کنار این موضع‌گیری‌های بین‌المللی، شاید بتوان گفت، آنچه سعودی‌ها انتظار آن را نداشتند، موضعی بود که آنکارا نسبت به تنش ایجاد شده بین تهران و ریاض اتخاذ کرد. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه در سفری که هفته گذشته به ریاض داشت، با مقامات سعودی ملاقات کرد و طبق اعلام وزیر خارجه عربستان دو طرف بر سر تشکیل نهادی با عنوان «شورای همکاری‌های استراتژیک» به توافق رسیدند؛ نهادی که هدف از تأسیس آن تحکیم روابط میان ریاض و آنکارا در زمینه‌های امنیتی، نظامی، سیاسی، اقتصادی، تجاری و مسائل دیگر است. در واقع، سعودی‌ها انتظار داشتند که ترکیه آنها را در این تنش همراهی کند؛ اما مقامات آنکارا دو کشور ایران و عربستان را دوستان خود خطاب کردند؛ دوستانی که نباید با هم درگیر شوند و ضروری است خویشتن‌داری خود را حفظ کنند.
 

 

صفحه چهارم

 
 

نگاه دوم به مطبوعات
حسین عبداللهی‌فر  
  هجمه رسانه‌ای به ائتلاف اصولگرایان
 

 در هفته‌ای که اصلاح‌طلبان از تعداد اندک رد صلاحیت‌شدگان از سوی هیئت‌های اجرایی خشنود بودند و ابراز رضایت هاشمی از این موضوع را منعکس ساختند، اخبار ائتلاف اصولگرایان به زعم جریان رقیب‌شان خوشایند نیامد و با تیترهای ریز و درشت سعی در زیرسؤال بردن آن کردند.
«شرق» در همین راستا «جدایی لاریجانی، نجات اصولگرایی» را تیتر یک روز اول هفته (۱۲/۱۰/) خود برگزید و نوشت: «اصولگرایانی که باز هم مانند همه انتخابات‌های گذشته در حال تلاش برای رسیدن به وحدت هستند، این‌بار با خروج لاریجانی و تیمش از جمعی که تندروها را در خود جای داده با مشکلی اساسی مواجه شده‌اند. برخلاف تلاش چهره‌های مختلف ائتلاف اصولگرایان برای اعلام این خبر که نماینده لاریجانی در جلسات ائتلاف حضور دارد، دیروز حسین نجابت از نمایندگان فعلی و از چهره‌های ستادی اصولگرایان، در گفت‌وگو با ایلنا اعلام کرد، نه لاریجانی و نه کسی به نمایندگی از او در اتئلاف حضور ندارند.»
این روزنامه در ادامه همین جملات به تحلیل علی مطهری اشاره کرد و نوشت: «همزمان با این اخبار علی مطهری نماینده مردم تهران هم در گفت‌وگویی با پایگاه خبری نامه‌نیوز اقدام لاریجانی برای جدایی از ائتلاف اصولگرایان را یک حرکت سیاسی هوشمندانه برای نجات اصولگرایی دانست.»
«شرق» در ادامه هجمه به جبهه اصولگرایی در سرمقاله همین روزش با عنوان «پرده‌خوانی اصولگرایان، متن‌خوانی اصلاح‌طلبان» نوشت: «اصولگرایان و جناح‌های منشعب از آنها لشکر ناکامی هستند که به انتظار معجزه نشسته‌اند. آنها همواره نیروهای وفادار خود را که از قشرهای اغلب فرودست بوده‌اند با روایتی خیر و شرگونه آرایش داده‌اند، اگرچه برخی از این روایت‌های داستانی جذاب و محرک، لزوماً واقعیت نداشته‌اند.»
«اعتماد» هم همین خط را پی گرفت و با تیتر کردن «غیبت نامداران اصولگرا در همایش انتخاباتی» نوشت: «پس از آن همه حرف و حدیثی که اصولگرایان طی ماه‌های اخیر درباره ائتلاف انتخاباتی‌شان ساختند، روز پنج‌شنبه نخستین گردهمایی سراسری‌شان را با عنوان بصیرت و تجدید میثاق با ولایت در سالن اجتماعات مصلای تهران برگزار کردند؛ همایشی که قرار بود با حضور چهره‌های وابسته به همه گروه‌های سیاسی اصولگرا برگزار شود تا پیام وحدت اصولگرایان را به سراسر کشور مخابره کند. هر چند در این همایش اصولگرایان زیادی آمدند، اما سران این جناح باز هم ترجیح‌شان به نیامدن و غیبت در چنین همایش‌هایی بود.»
«بهار» نیز آینده ائتلاف اصولگرایان را نافرجام جلوه داد و در اولین روز هفته «گمانه‌زنی درباره ائتلاف میانه‌روهای اصولگرا و اصلاح‌طلب» را تیتر کرد و از قول ناصر ایمانی نوشت: «حرکت‌هایی که برای وحدت اصولگرایان آغاز شده، نگران‌کننده به نظر می‌رسد. این حرکت‌ها برای وحدت همه‌جانبه کافی نیست؛ زیرا دایره شمول آن محدود است و همه طیف‌های اصولگرایی را شامل نمی‌شود. آنها همچنان مسیرهایی را که پیش از این طی شده و کمتر موفق بوده یا اصلاً موفق نبوده را ادامه می‌دهند و از تجربیات گذشته استفاده نمی‌کنند و همین موضوع نگرانی‌ها را بیشتر می‌کند.»
«ابتکار» هم در تیتر اول دومین روز هفته (۱۳/۱۰/) نمایندگان مجلس نهم را به «تلاش‌های انتخاباتی برای حفظ صندلی سبز» متهم کرد و نوشت: «نمایندگان کنونی مجلس بیشتر از اینکه نگران بررسی این موارد باشند، دغدغه فائق آمدن بر رقبای انتخاباتی را دارند و از کوچک‌ترین فرصت برای حضور در انتخابیه خود استفاده می‌کنند و برعکس سایر اوقات چهار سال گذشته آنها را اغلب می‌توان مشاهده کرد.»
«آفتاب یزد» هم در روز دوم هفته طی گزارشی از نفوذ جریان نزدیک به احمدی‌نژاد در اصولگرایان خبر داد و در پاسخ به چرایی این رفتار احمدی‌نژادی‌ها نوشت: «تردیدی که به یقین نزدیک خواهد شد آن است که شاید نزدیک شدن برخی چهره‌ها و جریانات به اصولگرایان برای فرار از رد صلاحیت‌های احتمالی باشد.»
این روزنامه دو روز بعد (15/۱۰/) هم برای تخریب اصولگرایان این جمله که «در شرایط فعلی نمی‌شود تندروها را از اصولگرایان کنار گذاشت» را از قول آیت‌الله موحدی‌کرمانی در حالی تیتر کرد که در متن اظهارات وی چنین سخنی بیان نشده بود.
«معمای لاریجانی» هم تیتری بود که ابتکار در این روز (1۵/۱۰/) برای توصیف موقعیت دشوار اصولگرایان انتخاب کرد و نوشت: «غائبان شورای ائتلاف اصولگرایان چه کسانی بودند؟ کمتر از دو ماه به انتخابات مجلس باقی است، اما همچنان جریان اصولگرا به دنبال جذب چهره‌های برند و تأثیرگذار همچون محمدباقر قالیباف و علی‌اردشیر لاریجانی است.»
«آرمان» سه‌شنبه (۱۵/۱۰/) هم «ائتلاف اصولگرایان به جلیلی پیوست!» را در راستای تخریب اصولگرایان تیتر کرد و نوشت: «به نظر می‌رسد با نگاهی گذرا به تحولات اخیر اصولگرایان بتوان مدعی شد این ائتلاف اصولگرایان بود که به جلیلی پیوست! به بیانی دیگر، باید گفت که اصولگرایان در غیاب بزرگانی همچون مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی و حبیب‌الله عسگراولادی و برکنار ماندن ناطق‌نوری و علی لاریجانی از ائتلاف‌شان سند شش‌دانگ جبهه سیاسی خود را به نام سعید جلیلی زدند.»
«اعتماد» هم یک روز بعد (16/۱۰/) از قول دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی تیتر زد: «نگران عهدشکنی برخی اصولگرایان هستم.»
روند تخریب ائتلاف اصولگرایی به روز پایانی هفته نیز کشیده شد. «آفتاب یزد» در ادامه تیتر «اعترافات تلخ توکلی» با حروف درشتی در صفحه اول خود نوشت: «روز گذشته احمد توکلی در اظهارات مهمی اعلام کرد؛ اگر من قرار بود تصمیم بگیرم، اجازه به حضور جبهه یکتا در ائتلاف نمی‌دادم؛ چرا که این جمع به واسطه احمدی‌نژاد گرد آمده‌اند. وی همچنین گفت؛ پاشنه آشیل ائتلاف، جبهه پایداری است که می‌تواند شب آخر لیستی را بدهد.»
تیر خلاص این خط را «ابتکار» به اصولگرایان شلیک کرد و در عنوان گفت‌وگوی خود با شکوری‌راد نوشت: «اصولگرایان از هم‌اکنون باخت در انتخابات را پذیرفته‌اند.»
 


رهیافت
محمد راد
 صیانت از جایگاه رهبری
 

مجلس خبرگان رهبری در پیوند با جایگاه و نقش رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران از اهمیت بسزایی برخوردار بوده و با توجه به وظایف خطیر مرتبط با رهبری نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت کشور ایفا می‌کند. اما از آنجا که این وظایف در سطح بسیار کلان و راهبردی دنبال شده و با مسائل روزمره جامعه ارتباط مستقیم و محسوس ندارد، متأسفانه تناسبی بین میزان شناخت و آگاهی جامعه با اهمیت و جایگاه این مجلس دیده نمی‌شود.
علاوه بر این طولانی بودن دوره نمایندگی و فاصله زمانی هشت ساله در انتخابات، محدودیت اجلاسیه‌های رسمی عادی این مجلس به سالی دو بار و آنهم تنها به مدت دو روز که مسائل مطروحه نیز عمدتاً برای گروه‌های نخبگی جذاب است، موجب شده تا فعالیت‌های این مجلس بازتاب پر رنگی در افکار عمومی نداشته باشد و جایگاه آن در فرهنگ سیاسی مردم به یک موضوع محوری تبدیل و نهادینه نشود.
از آنجا که هفتم اسفندماه پیش رو، موعد پنجمین دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبری به صورت همزمان با انتخابات مجلس شورای اسلامی می‌باشد و آشنایی با خبرگان رهبری برای جامعة رأی‌دهنده یک ضرورت به شمار می‌آید که بخش عمده آنها به عنوان رأی اولی در انتخابات خبرگان حضور خواهند یافت، متن خلاصه‌ای که به زبان ساده به معرفی این مجلس و ویژگی‌های آن بپردازد، مفید و ضروری به نظر می‌رسد که در این نوشتار تلاش شده کوتاه و گویا تقدیم شما خواننده محترم شود.
اهمیت و جایگاه
در بعضی نظام‌های مردم‌سالار انتخاب برخی مسئولان عالی دو مرحله‌ای انجام می‌شود و انتخاب رهبری در جمهوری اسلامی ایران نیز شبیه همین سازوکار است که اول مردم نمایندگان مجلس خبرگان را انتخاب می‌کنند و با شکل‌گیری مجلس خبرگان، نمایندگان آن وظیفه تعیین رهبری را دارند. با رجوع به نخبگان و متخصصان، درجه اطمینان بالاتری در مراعات صلاحیت‌ها و توانمندی‌ها تأمین می‌شود، اما مجلس خبرگان رهبری در نظام جمهوری اسلامی ایران با تدوین قانون اساسی در ساختار سیاسی و حقوق اساسی قرار داده شده است.
این مجلس در پیوند با نظام سیاسی مبتنی بر ولایت‌فقیه شکل گرفته که وجه اصلی تفاوت جمهوری اسلامی ایران را با دیگر نظام‌های دموکراتیک و حتی جمهوری اسلامی در دیگر کشورها رقم زده است؛ چرا که هسته یا دال مرکزی و جوهره نظام جمهوری اسلامی ایران، ولایت‌فقیه و جایگاه رهبری است که هم عامل مشروعیت‌بخشی به دیگر قوا و نهادها است و هم ضامن بقا و کارآمدی و هم عامل ماهیت‌ساز نظام به شمار می‌آید.
به عبارت دیگر، بر اساس نظرات رهبر کبیر انقلاب اسلامی و فقه اسلامی، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر محور رهبری تنظیم و تدوین شده و خبرگان رهبری در عطف به جایگاه رهبری و اصول مربوط به شرایط انتخاب، مسئولیت‌ها و عزل او در قانون اساسی گنجانده شده است.
با توجه به مقدمه فوق و بنا به دلایل زیر این مجلس از اهمیت و جایگاه بالایی برخوردار است:
۱ـ درباره بالاترین مقام و نظام سیاسی و کشور تصمیم‌گیری می‌کند و شأن حقوقی فراتر از دیگر نهادها دارد.
۲ـ با توجه به انتخاب رهبری و نقش رهبری در مشروعیت‌بخشی، از شأن و جایگاه در مشروعیت‌بخشی حکومت برخوردار است.
۳ـ از آنجا که اعضا به عنوان متخصص و خبره در امر کشف و انتخاب رهبری از سوی ملت برگزیده می‌شوند و از دانش عمیق دینی و فقهی و بینش سیاسی و اجتماعی بالایی نیز برخوردارند، نهادی از فرهیختگان و خبرگان دینی کشور به شمار می‌آید.
۴ـ با توجه به ایفای نقش در لحظات و شرایط حساس فقدان رهبری، مجلس خبرگان رهبری مهم‌ترین نهاد در حساس‌ترین موقعیت برای حفظ نظام به شمار می‌آید.
۵ـ با توجه به ایفای نقش نظارت و دفاع و صیانت از جایگاه رهبری، پشتوانه‌ای برای صیانت و تأمین سلامت نظام محسوب می‌شود.
بنابراین هر چند نقش این مجلس در امور روزمره و خرد کشور محسوس نیست، اما نقش و جایگاه بالایی در سطح کلان و راهبردی بر عهده داشته و با توجه به پیوند آن با جایگاه رهبری در نظام جمهوری اسلامی نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت کشور و مردم ایفا می‌کند.
با توجه به این جایگاه و نقش مهم است که حضرت امام خمینی(ره) در وصیت‌نامه سیاسی ـ الهی خویش به ملت شریف ایران اسلامی سفارش کرده‌اند: «باید بدانیم که اگر رئیس‌جمهور و نمایندگان مجلس، شایسته و متعهد به اسلام و دلسوز برای کشور و ملت باشند، بسیاری از مشکلات پیش نمی‌آید و مشکلاتی اگر باشد، رفع می‌شود و همین معنا در انتخابات خبرگان برای تعیین شورای رهبری یا رهبر با ویژگی‌های خاص باید در نظر گرفته شود که اگر خبرگان ـ ‌که با انتخاب ملت تعیین می‌شوند ـ از روی کمال دقت و با مشورت با مراجع عظام هر عصر و علمای بزرگ سرتاسر کشور و متدینین و دانشمندان متعهد به مجلس خبرگان بروند، بسیاری از مهمات و مشکلات به واسطه تعیین شایسته‌ترین و متعهدترین شخصیت‌ها برای رهبری یا شورای رهبری پیش نخواهد آمد یا به شایستگی رفع خواهد شد.»

 


 تا انتخابات
ائتلاف خودسرانه در جریان اصلاح طلب

  هزینه‌سازی
برای شورای نگهبان
رسانه‌های اصلاح‌طلب با انتشار خبر ۹۰ درصدی تأیید صلاحیت‌ها، به ویژه جریان‌سازی برای برخی از چهره‌‌های همسو با خود که پرونده سفیدی ندارند، می‌خواهند هزینه‌های انتخاباتی تأیید و رد صلاحیت‌ها را به پای شورای نگهبان بنویسند و علاوه بر این نوع فضاسازی، بگویند دولت بر قول و وعده خود ایستاده است، زیرا بنا بر این گزارش بیشترین و کمترین تأیید صلاحیت‌ها به تفکیک استان‌ها به ترتیب به استان بوشهر با ۱۰۰ درصد تأیید صلاحیت و هرمزگان با ۸۰ درصد کمترین تأیید صلاحیت‌ها اختصاص یافته است. با انتشار خبر تعداد افراد تأیید صلاحیت شده در سراسر کشور از سوی هیئت‌‌های اجرایی نگرانی‌ای که برخی صاحب‌نظران از جمله دبیر شورای نگهبان درباره نهضت ثبت‌نام مطرح کرده بودند، بیشتر مورد توجه قرار گرفت؛ زیرا محرز است جریانی که سبب فتنه سال ۸۸ و آشوب‌های این چنینی در کشور شد در تلاش است، از فرصت پیش آمده به بهترین نحو استفاده خود را کرده و بار عدم احراز صلاحیت تعداد زیادی از جمع ۱۰ هزار نفره تأیید شده از سوی هیئت‌های اجرایی را به گردن شورای نگهبان بیندازد.

انتظارات سیدحسن
از رسانه‌های اصولگرا
قائم مقام حزب مؤتلفه گفت: حدود يك ماه پيش، سه نفر از اعضاي حزب مؤتلفه اسلامي با سيدحسن خميني ديدار كردند. در ديداري که سه نفر از اعضاي حزب مؤتلفه(آقايان انبارلويي، اسدالله بادامچيان و اماني) با آقاي سيدحسن خميني داشتند، اسدالله بادامچیان گفت: در این جلسه به سید‌حسن گفته شد که شما با اين اصلاح‌طلب‌ها، فتنه‌گران و اين جريانات بايد يک مرزبندي داشته باشید. شما نياز داريد گفتمان‌تان را تصحيح کنيد. آقاي حسن خميني هم در پاسخ گفته است: بله من مي‌خواهم مستقل شرکت کنم؛ لذا اعلام مي‌کنم «من مستقل مي‌آيم» و در اين بازي‌ها قرار نمي‌گيرم. من هر حرفي مي‌زنم اصولگراها تيتر نمي‌کنند، ولي اصلاح‌طلب‌ها تيتر مي‌کنند! در پاسخ به وي گفته مي‌شود: شما يک حرف‌هايي مي‌زنيد که برخي رسانه‌هاي يك جريان سياسي تيتر مي‌کنند خوب در گفتمان آنها داريد صحبت مي‌کنيد، انتظار نداشته باشيد که اصولگراها بيايند و آن را تيتر کنند، اما اگر شما بياييد در مورد فلسفه سياسي امام و ولايت فقيه و مصداقش صحبت کنيد خوب اين طرفي‌ها تيتر مي‌کنند، از اين حرف‌ها نمي‌زنيد و از آن حرف‌ها مي‌زنيد.

ائتلاف خودسرانه
روزنامه اصلاح‌طلب «آرمان» نوشت: «کرباسچی و نوری درصدد ائتلافی خودسرانه در جریان اصلاح‌طلب هستند.» این روزنامه نزدیک به خانواده هاشمی عنوان کرد که این دو اظهارات مشابهی دارند و تا پیش از سال 92 از واژه اصلاح‌طلبی استفاده می‌کردند، پس از آن اعتدال را در کنار اصلاح‌طلبی قرار دادند که این به معنای کم کردن وجهه اصلاح‌طلبی است. به‌طور مشخص کرباسچی با جداسازی خود از جریان اصلاحات، اصلاح‌طلبان را با واژه «اینها»‌ و «آنها»‌ خطاب می‌کند و عبدالله نوری نیز مطرح می‌کند که «ما (اصلاح‌طلبان) ناگزیریم به سمت توسعه و سازندگی و سیاست‌های اعتدالی پیش برویم.» گفتنی است که موضوع سهم‌خواهی در جریان اصلاح‌طلبی تنها به گروه‌های سیاسی منحصر نمی‌شود و ابعاد گسترده‌ای در این جریان دارد. تا جایی که موسوی ‌لاری آن را «تجارت تلخ» در اصلاحات قلمداد می‌کند و هشدار می‌دهد که احزاب نقشی در بستن لیست‌ها ندارند و کار بر عهده شورای عالی سیاست‌گذاری است.

شکاف در شورای
سیاستگذاری اصلاحات
سهم‌خواهی در جریان اصلاح‌طلب سبب شده تا پروژه ائتلاف این جریان در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی با مشکل جدی روبه‌رو شود. با تشکیل شورای عالی سیاست‌گذاری از سوی اصلاح‌طلبان به ریاست عارف قرار بود موضوع ائتلاف و آرایش سیاسی این جریان بر عهده و زیر نظر این شورا باشد، اما در بدو امر حزب «اعتدال و توسعه» با عدم حضور و انصراف از این شورا اولین شکاف سیاسی در این جریان را به‌وجود آورد. شنیده‌ها حاکی از آن است که حزب کارگزاران سازندگی نیز اگرچه در درون شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان حضور دارد و حتی مسئولیت‌هایی را پذیرفته، اما زمزمه‌هایی مبنی‌بر برخی تصمیمات متفاوت از آن حزب به گوش می‌رسد.

عدم التزام وکلای مدافع
خانواده هاشمی
صلاحیت وکلای مدافع خانواده آیت‌الله هاشمی برای نامزدي انتخابات مجلس احراز نشد. سیدمحمود علیزاده طباطبایی که با حضور در فرمانداری نطنز به منظور حضور در انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی نام‌نویسی کرده بود، کمیته اجرایی انتخابات به دلیل آنچه که آن را عدم التزام به اسلام و قانون اساسی خوانده، صلاحیت وی را احراز نکرده است. همچنین صلاحیت سیدوحید ابوالمعالی، وکیل مهدی هاشمی هم که از حوزه انتخابیه تهران قصد حضور در انتخابات را داشت نیز از سوی کمیته اجرایی انتخابات استان تهران رد شد. گفتنی است سیدمحمود علیزاده طباطبایی، در اولین دوره انتخابات شورای شهر نمایندگی مردم تهران را عهده‌دار بود.

ظریف: از کسی حمایت نمی‌کنم
با انتشار خبري در رسانه‌هاي اصلاح‌طلب مبني‌بر حمايت آقاي محمدجواد ظريف از نامزدي آقاي الياس حضرتي(رئيس کميته رسانه و تبليغات شوراي اصلاح‌طلبان) در انتخابات مجلس در صفحه اينستاگرام و کانال تلگرامي‌اش، وزير خارجه کشورمان اين موضوع را تکذيب کرد. رئيس دستگاه ديپلماسي، وزارت امور خارجه را دستگاهي حاکميتي و فراجناحي دانست و گفت: اين وزارتخانه مسئول پيگيري اهداف ملي در صحنه بين‌المللي است و مجاز به همراهي يا مخالفت با افراد، احزاب و گروه‌هاي سياسي نيست. محمدجواد ظريف در عين حال به همه افراد، احزاب و جناح‌هايي که در چارچوب قانون براي حضور در انتخابات فعاليت مي‌کنند، اداي احترام کرد.
دلیل غیبت سیدحسن
سیدعلی خمینی گفته است که دعوت رسمی از سیدحسن خمینی برای شرکت در آزمون علمی خبرگان به عمل نیامده است و ایشان پیامک یا دعوتنامه‌ای در این رابطه دریافت نکرده‌اند. این در حالی است که شورای نگهبان در روزهای گذشته با صدور یک اطلاعیه، شرایط عمومی افرادی که به شرکت در امتحان اجتهاد ملزم هستند را مشخص کرد که مطابق با آن شرایط و اطلاعیه رسمی شورای نگهبان، سیدحسن خمینی به شرکت در آزمون اجتهاد ملزم بوده است و در اطلاعیه مذکور سخنی از دعوت و پیامک برای حضور نامزدها در امتحان اجتهاد به میان نیامده بود.

امیدواری و ناراحتی آمریکا
از انتخابات آتی
پایگاه خودنویس که به وسیله برخی روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب فراری اداره می‌شود، گزارش داد: «مقام‌های آمریکایی و اروپایی امیدوارند برداشته شدن تحریم‌ها به تقویت حسن روحانی و متحدان او در انتخابات اسفندماه بینجامد. در مقابل برخی از اعضای دموکرات کنگره که موافق توافق هسته‌ای نیز بوده‌اند، از تأخیر کاخ سفید در اعمال این تحریم‌ها ناراحت هستند.»

زیر رادیکال
صادق خرازی، رئیس شورای مرکزی حزب ندا در پاسخ به پرسشی مبنی‌بر اینکه نظر شما درباره ائتلاف اصلاح‌طلبان و اعتدالیون چیست؟ گفت: «من مشخصاً با اینکه هر فرد رادیکال و تندرویی به اسم ائتلاف و یا اصلاح‌طلبان بخواهد رنگ عوض کند، مخالف هستم و در جایی که این ائتلاف موجب توسعه عقلانیت شود با آن موافقم.»

تمکین اصلاح‌طلبان
از شورای نگهبان
محسن مهرعلیزاده، فعال اصلاح‌طلب در پاسخ به پرسشی مبنی‌بر احتمال رد صلاحیت برخی اصلاح‌طلبان از سوی شورای نگهبان گفت: «شورای نگهبان قطعاً به وظیفه خود براساس قانون عمل خواهد کرد و اصلاح‌طلبان نیز حتماً به قانون تمکین خواهند کرد.»
 


 دیپلماسی
فرامرز پارسا

 شکست توهم‌زدگان ضدایرانی



در حالي تحولاتي همچون جنايات رژيم صهيونيستي در فلسطين، كشتارهاي ائتلاف آمريكايي ـ سعودي در يمن و نيز بحران‌هاي امنيتي در عراق و سوريه از كانون‌هاي تحولات جهاني است كه ارزيابي ريشه‌اي برخي از تحولات روي داده در حوزه سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران امري قابل توجه است.
در حوزه اجراي برجام و تعهدات 1+5 براي لغو تحريم‌ها، شاهد استمرار اجراي سياست تحريم از سوي آمريكا به بهانه‌هاي مختلف هستیم. آمريكايي‌ها به بهانه‌هاي حقوق بشر، مبارزه با تروريسم، مقابله با توان موشكي ايران و... تحريم‌هاي جديدی عليه جمهوري اسلامي تصویب كرده‌اند كه بسياري از آنها به امضای اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا نيز رسيده است و نشان مي‌دهد، اين تحركات از سوي ساختار حاكم بر آمريكا طراحي شده و صرفاً در قالب حزب جمهوريخواه يا كنگره نبوده است.
منابع نيز از تشديد تحركات لابي صهيونيستي براي آنچه تحريم‌هاي جديد عليه ايران مي‌نامد، در آمريكا خبر داده‌اند؛ در حالي كه همزمان صهيونيست‌ها با اقدام نظامي عليه سوريه و نيز ادعاي آمادگي براي اقدام نظامي عليه ايران، به زعم خود در حال تكميل دشمنان ايران است.
نكته بسيار تأمل‌برانگیز، نوع رفتار عربستان است. وزارت کشور عربستان روز شنبه 12 دي ماه با صدور بیانیه‌ای از اجرای حکم اعدام شیخ نمر باقر النمر، رهبر شیعیان عربستان و از علماي برجسته جهان اسلام كه نقشي مهم در تقريب امت اسلامي داشته است، خبر داد. اين گزارش در حالي منتشر شد كه با واكنش‌هاي گسترده جهاني و به‌ويژه محكوم‌سازي اين جنايت از سوي ملت‌هاي مسلمان، محافل رسانه‌اي و سياسي جهان اسلام و حتي غيراسلامي همراه شد كه خود سندي بر واهي بودن ادعاهاي سران سعودي درباره اتهامات وارد شده به اين عالم بزرگ و وحدت‌بخش جهان اسلام است. نكته مهم آنكه همزمان عربستان با ادعاي واهي و غيراصولي قطع روابط ديپلماتيك با جمهوري اسلامي ايران را نيز اعلام کرد. در اين ميان برخي كشورهاي عربي تحت سلطه عربستان، نظير سودان، جیبوتی، بحرين، قطر و امارات در اقدامی نمايشي در كنار عربستان به محكوم‌سازي ايران و حتي قطع روابط با تهران پرداختند. حلقه تكميلي اين طراحي‌ها، تحركات تركيه است كه مواضعي غيرسازنده در قبال ايران داشته است.
حال اين سؤال پيش مي‌آيد كه مجموع اين رفتارها چه اهدافي را پيگيري مي‌كنند؟ آنچه در مواضع و رفتارهاي عاملان اين اقدامات ضد ايراني مشاهده مي‌شود، يك كليدواژه مشترك است و آن، اينكه ايران رفتارهاي بي‌ثبات‌زا در منطقه صورت مي‌دهد و بايد با آن مقابله شود. حال اين سؤال مطرح می‌شود كه مفهوم اين بي‌ثبات‌زايي چيست؟ رفتارهاي جمهوري اسلامي ايران در منطقه چند اصل اساسي را بیان می‌کند: نخست، مبارزه با تروريسم كه نمود آن حمايت‌هاي مستشاري ايران از سوريه و عراق در اين عرصه است. دوم، تلاش براي وحدت جهان اسلام است كه برگزاري نشست تقريب مذاهب اسلامي در تهران همزمان با ميلاد رسول اسلام(ص) نمودي از آن است. سوم، ايران مسئله فلسطين را اولويت خود می‌داند و بر حمايت از آنان تا آزادي سرزمين‌شان تأكيد مي‌كند. چهارم، ايران با تجاوزات سعودي به يمن و كشتار مردم بي‌گناه اين سرزمين مخالف بوده و بر حق مردم اين كشور در تعيين سرنوشت كشورشان تأكيد دارد.
اين سياست‌ها در حالي از سوي جمهوري اسلامي پيگيري مي‌شود كه ارتجاع عربي، آمريكا، صهيونيست‌ها و بعضاً تركيه اين روند را با جاه‌طلبي منطقه‌اي خود مغاير مي‌دانند؛ لذا به تصور خود برآنند تا با بحران‌‌سازي‌هاي متعدد، ايران را مهار و آن را به كشوري منزوي مبدل کنند؛ البته بدبين‌سازي ملت ايران به نظام اسلامي و به زعم آنها تأثير منفي گذاشتن بر انتخابات اسفند ماه، از ديگر اهداف ائتلاف مذكور است كه بيداري و بصیرت ملت ايران و نيز استمرار سياست‌هاي اصولي جمهوري اسلامي در منطقه، به‌ويژه حمايت‌هاي آن از سوريه، عراق، يمن و فلسطين در برابر تروريسم و اشغالگران، شكست توهم‌زدگان ضد ايراني را رقم خواهد زد.

 


اقتصادی
 سعید مهدوی

 ضربه اقتصادی حاصل اقدام سیاسی


 اقدام اخیر عربستان و برخی كشورهای همسو با این رژیم در تغییر روابط دیپلماتیك و تجاری با ایران، از بعد اقتصادی قابل تأمل و بررسی است. با فشارهای عربستان به شورای همكاری خلیج‌فارس و برخی از كشورهای آفریقایی كه اقتصاد بسیار ضعیفی دارند، بحرین و سودان روابط دیپلماتیک خود را با ایران در همبستگی با عربستان سعودی قطع کردند؛ قطر به دادن یک بیانیه بسنده کرد؛ کویت سطح روابط دیپلماتیک را از سفیر به کاردار یک پله تنزل داد و امارات نیز سفیر خود را از تهران فراخواند و کاردار خود را در سطح بالاترین مقام دیپلمات در کشور ایران باقی گذاشت.
براساس آمارهای بانک جهانی در سال ۲۰۱۴، فقط پنج درصد کالاهای ایران به کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس صادر شده است که دو درصد به عربستان، دو درصد به امارات و یک درصد به عمان بوده است. آمارهای گمرک ایران از تجارت ۱۷۲ میلیون دلاری ایران و عربستان سعودی در هشت ماهه ابتدای سال جاری حکایت دارد. به گونه‌ای که از این رقم، ۲/۴۰ میلیون دلار به واردات و ۲/۱۳۲ میلیون دلار به صادرات ایران به این کشور اختصاص دارد.
این در حالی است که اقتصاد نفتی-دولتی عربستان این روزها با مشکلات جدی روبه‌رو است و کاهش قیمت نفت حکام این کشور را مجبور کرده است که حامل های انرژی را کاهش دهند. افزون بر آن، صندوق بین المللی پول گزارش داده است، ذخایر ارزی این کشور به سرعت در حال کاهش است و برخی اعلام می کنند با تداوم اوضاع فعلی، این ذخایر سه ساله تمام خواهد شد.
ریال این کشور نیز پس از این اقدامات نسنجیده ارزش خود را از دست داد و دلار آمریکا در برابر ریال عربستان به بیشترین رقم خود در ۱۶ سال اخیر رسید. در همین حال، در پی قطع روابط دیپلماتیک عربستان با ایران شاخص بورس های ابوظبی، دبی و قطر به ترتیب با افت 3/0 درصدی، 3/1 درصدی و 2/1 درصدی روبه‌رو شدند و احتمال تداوم این روند در روزهای آینده نیز پیش بینی می شود.
از مهم‌ترین محصولاتی كه عربستان به ایران صادر می‌كرد، محصولات پتروشیمی بود كه از این پس باید به دنبال بازاری برای این محصولات باشد. هتل‌داری، صنایع روغن و همچنین آبمیوه، صنایع ایرانی است که مورد توجه سرمایه گذاران عربستانی بوده و از این پس امکان توسعه فعالیت‌های‌شان از بین خواهد رفت. این در حالی است که صادرات ایران به عربستان محصولاتی، چون زعفران، پسته، میوه‌های تازه، آهن‌آلات و... بوده که بخشی از آن با واسطه و از طریق امارات به این کشور صادر می شد؛ موضوعی که می تواند از این پس نیز ادامه یابد. مسئله قابل توجه اینکه تقریباً هیچ شرکتی از ایران در کارخانه‌جات و تولیدات عربستان سهام ندارد، اما در مقابل عربستان در برخی از صنایع کشور سهام دارد.
از نظر بازار محصولات كشاورزی، سهم عربستان و كشورهای محدود‌كننده ارتباط با ایران ناچیز است. براساس گفته سیدجمال مدرسی، مدیرکل توسعه تجارت وزارت جهاد کشاورزی، انواع محصولات کشاورزی عمدتاً به کشورهایی، مانند عراق، ترکیه، افغانستان، پاکستان، آذربایجان و ارمنستان صادر می‌شود و برای ایران پس از این کشورهای همسایه، بازار صادراتی اروپا در اولویت است.
از سوی دیگر، امارات متحده عربی كه دارای قدرت اقتصادی است و چهارمین شریک تجاری بزرگ ایران است، به سبب روابط تجاری و مسائل اقتصادی، حفظ روابط تجاری خود با ایران را اعلام کرده است.
با توجه به مطالب گفته‌شده، هر چند هرگونه قطع رابطه با كشورهای دیگر، به ویژه كشورهای همسایه و مسلمان اتفاق خوبی به‌شمار نمی‌آید، اما واقعیت این است كه متضرر اصلی این اقدامات عجولانه و نسنجیده، ایران نخواهد بود.

 

 

صفحه پنجم

 
 

پنجره
قاسم غفوري
رؤیای ائتلاف‌های سعودی
 

آمريكايي‌ها همواره برآن بوده‌اند تا ساختاري امنيتي را در غرب آسيا ايجاد کنند كه تأمين‌كننده منافع آنها از جمله ثبات و امنيت براي انتقال منابع انرژي به غرب و نيز جلوگيري از ظهور قيام‌هاي مردمي و انقلابي عليه نظام‌هاي دست‌نشانده غرب، استعمار نظام سلطه و رژيم صهيونيستي باشد. در اين ميان عربستان كه از ثروت بادآورده نفت برخوردار بوده، همواره در اين تصور بوده كه مي‌تواند خادم منافع غرب باشد. به عبارتي، سران وهابي سعودي كه ادعاي خادم الحرمين شریفين را بر خود گذاشته و پشت نقاب محور سنت بودن پنهان شده‌اند، همواره بر آن بوده‌اند تا خود را كانون خدمت به غرب معرفي کنند تا به زعم خود موقعيتي منطقه‌اي به دست آورند.
بر اين اساس از محورهاي طراحي سعودي را كه البته با مشورت آمريكا و انگليس صورت مي‌گيرد، ائتلاف‌هاي منطقه‌اي به نام تأمين‌كنندگان امنيت منطقه تشكيل مي‌دهد. از قديمي‌ترين ائتلاف‌هاي مذكور شوراي همكاري خليج‌فارس متشكل از عربستان، بحرين، امارات، قطر، عمان و كويت است كه به ادعاي بانيانش نزديك به چهار دهه حيات دارد. كارنامه اين ائتلاف نشان مي‌دهد كه حتي توان داشتن پول واحد را نيز ندارد، چه رسد به اقدام واحد نظامي، چنانكه برخي از اعضا نظير عمان به هيچ عنوان تحت نظر عربستان قرار نگرفته و عملاً جنگ قدرت در اين ائتلاف به شدت موج مي‌زند.
پس از اين عربستان ادعاي اتحاديه همكاري خليج‌فارس را مطرح كرد كه اردن و مصر و مراكش را به تركيب شوراي همكاري خليج‌فارس اضافه مي‌كرد. كارنامه اين ائتلاف نيز نشان مي‌دهد كه هرگز تشكيل نشده و صرفا در حد حرف باقي ماند.
عربستان در راستاي رؤياهاي ائتلافي خود سپر جزيره را نيز تشكيل داد كه در این مورد نيز نتوانست خواست سعودي‌ها و اربابانش را فراهم کند، چنانكه در طول پنج سال اخير در بحرين در حال كشتار مردم هستند، اما نتوانسته‌اند اين حركت مردمي را متوقف سازند.
گام ديگر رؤياي ائتلافي سعودي را در طول 10 ماه اخير مي‌توان مشاهده كرد. سعودي با ادعاي اينكه توانسته ائتلافي از 10 كشور را تشكيل دهد، تجاوز به يمن را اجرا كرد. با وجود بهره‌گيري اين ائتلاف ادعايي از تمام سلاح‌هاي ممنوعه و پيشرفته‌ترين تجهيزات نظامي عملا طرح عربستان در برابر مقاومت يمني‌ها ناكام مانده، در حالي كه ائتلاف ادعايي سعودي نيز از هم پاشيده است. خروج كشورهايي مانند مصر از ائتلاف و رويكرد اجباري سعودي به جذب مزدور از آمريكاي لاتين از جمله بلك‌واترها كه مجموعه‌اي از جنايتكاران هستند سندي بر اين شكست است. اسناد نشان مي‌دهد كه عربستان براي جذب متحد ده‌ها ميليارد دلار رشوه داده است كه از آن جمله رشوه به سران سودان، مراكش و برخي ديگر از كشورهاي آفريقايي براي مشاركت در كشتار مردم يمن است.
نكته بسيار قابل توجه آنكه عربستان در حالي در ايجاد و حفظ ائتلاف‌ها شكست خورده كه در رؤياپردازي جديد الجبير، وزير خارجه بي‌تجربه و خام سعودي از تشكيل ائتلاف به اصطلاح اسلامي، مبارزه با تروريسم با حضور 34 كشور اسلامي و ده‌ها حامي غيراسلامي خبر داد؛ ائتلافي كه البته از همان ساعت اوليه اعلام موجوديتش تخيلي بودنش بر همگان آشكار شد؛ چرا كه بسياري از كشورهايي كه نام آنها در فهرست عربستان ثبت شد اين همگرايي را تكذيب کردند و خواستار پاسخگويي سعودي شدند كه از آن جمله پاكستان و لبنان متحدان سنتي عربستان را مي‌توان نام برد.
مجموع رؤياهاي سعودي در داشتن ائتلافي كه بتواند تصميم‌گير آن باشد در حالي به سرانجام نرسيده كه سران ناپخته اين رژيم در نهايت به ائتلافي جديد روي آورده‌اند و آن دلبستن به كشورهاي كوچك و بدون اراده براي همراهي با مواضع ضد ايراني سعودي است. پس از اعلام اجراي حكم اعدام شيخ نمر عالم برجسته جهان اسلام كه در تقريب امت‌هاي مسلمان و غليان احساسات در ميان امت‌های مسلمان، از جمله ملت بزرگ ايران نقشي مؤثر داشته، عربستان طرح ادعاهاي واهي و حتي قطع روابط ديپلماتيك با جمهوري اسلامي را در پيش گرفت و سعي كرد رؤياي خود براي داشتن حداقل ائتلافي كوچك از متحدان را در اين عرصه محقق سازد كه تحريك كشورهايي مانند قطر، كويت، امارات و بحرين به موضع‌گيري عليه ايران در اين چارچوب بوده است. سعودي كه زماني ادعاي توان آوردن تمام كشورهاي عربي به زير پرچم خود را داشت، امروز چنان رؤياهايش فنا شده‌ كه به ائتلافي كوچك از چند كشور سست عنصر دلخوش شده كه در ازاي دريافت پول سخناني در ظاهر به نفع عربستان مطرح مي‌سازند، در حالي كه سابقه اين كشورها نشان مي‌دهد آنها در نهايت راه خيانت به سعودي را در پيش مي‌گيرند و حسرت داشتن ائتلافي همسو با خواسته‌هاي سعودي بر دل سران اين رژيم خواهد ماند.
 


فراسو
رضا اشرفی

تقلای اروپا برای استقلال از آمریکا
 

جنگ‌های جهانی اول و دوم که از یک سو نماد خروج آمریکا از دو قرن انزوا و از سوی دیگر افول قدرت اروپا بود، تحولی را ایجاد کرده است که نظم بین‌المللی هنوز متأثر از آن است، به‌گونه‌ای که آمریکا به اشکال مختلف قاره سبز را زیر سیطره خود گرفته و سیاست خارجی این منطقه را بر مبنای سیاست‌ها و تمایلات و منافع خود قرار داده است. البته، آغاز تسلط آمریکا بر اروپا به شکل اقتصادی بود که با طرح مارشال به اوج رسید، اما در گام‌های بعدی به لحاظ سیاسی، نظامی و... اروپا دنباله‌رو آمریکا شد. در حال حاضر آمریکا در کل خاک اروپا پایگاه‌های نظامی زیادی دارد که حتی در برخی موارد تسلیحات هسته‌ای این کشور نیز در اروپا مستقر هستند. یکی از مهم‌ترین دلایلی که واشنگتن علاقه داشت با مطرح کردن سپر دفاع موشکی، تسلیحات خود را به کشورهای چک و لهستان بفرستد،‌ این بود که پایگاه‌ها و منابع نظامی خود را در حوزه شرق اروپا تقویت کند. دلیل دیگر اینکه شرق اروپا در دوران نظام دوقطبی در اختیار شوروی سابق قرار داشت و واشنگتن توان گسترش قدرت خود را در این منطقه نداشت؛ مسئله‌ای که در سال‌های اخیر نیز با مخالفت‌های روسیه همراه بوده است.
در کنار مباحث اقتصادی و نظامی، واشنگتن در زمینه سیاسی و سیاست خارجی نیز پس از جنگ‌های جهانی و دوران دوقطبی و همچنین دوره پسامدرن بر اروپا مسلط بوده است، به‌گونه‌ای که اروپا در امور سیاسی، به‌ویژه سیاست خارجی از رویکردهای آمریکا دنباله‌روی کرده است. این موضوع در چارچوب پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) بیشتر به چشم می‌خورد. آمریکا به تنهایی بیش از 60 درصد بودجه ناتو را که 28 عضو دارد، تأمین می‌کند. طبیعی است که عمده سیاست‌های این کشور محور اصلی فعالیت‌های ناتو باشد. مجموع 27 کشور دیگر ناتو که عموماً اروپایی هستند،‌ کمتر از نیمی از بودجه ناتو را تأمین می‌کنند. از این منظر سیاست خارجی اروپا، به‌ویژه در حوزه نظامی و امنیتی متأثر از خواسته‌های آمریکا است. در حالی که اروپا بیش از هر چیز در روابط اقتصادی و سیاسی سعی دارد جدای از آمریکا اقدام کند و استقلال عمل بیشتری را به نمایش بگذارد که البته در این کار هم محدود است و این محدودیت در بحث اوکراین و اجبار به تحریم علیه روسیه خود را نشان داد. اگر چه اروپا همانند روسیه در بحث تحریم‌ها با مشکل مواجه می‌شد، اما به دلیل پیروی از آمریکا مجبور شد که این سیاست را تا حدودی اعمال کند.
اروپا در طول 60 تا 70 سال گذشته در بسیاری مواقع از سوی آمریکا با چنین اجبارهایی مواجه شده است. همچنین در طول این مدت بسیار علاقه‌مند بوده است که با جدا شدن از آمریکا و استقلال نسبی، شخصیت پیشین و مستقل خود را بازآفرینی کند، اما تاکنون نتوانسته است. این تمایلات در برخی از کشورهای اروپایی بیشتر از همه دیده می‌شود که آلمان نمونه بارز آن است. آلمانی‌‌ها زخم خورده جنگ‌های جهانی اول و دوم هستند و هنوز در حال پس دادن تاوانی هستند که از این دو جنگ نصیب آنها شده است. به همین دلیل تقلای زیادی برای استقلال از آمریکا داشته‌اند. نگاهی به مواضع پیدا و پنهان بسیاری از سیاستمداران پیشین و حتی کنونی آلمان حکایت از این دارد که آنها خواهان بازگشت به قدرت پیشین و جدا شدن از آمریکا هستند. این مسئله هفته گذشته نیز یک بار دیگر خود را نشان داد. وزیر دارایی آلمان در حالی به صراحت از ایجاد ارتش اروپایی سخن به میان آورد که ناتو در حال حاضر همین نقش را برای کشورهای غربی انجام می‌دهد. این مسئله گویای آن است که آلمانی‌ها یک بار دیگر به شکل غیرمستقیم بحث استقلال خود و اروپا را از آمریکا و این بار در حوزه نظامی مطرح کرده‌اند تا واکنش واشنگتن را ببینند.
اروپا برای اولین بار این نقش را در حوزه اقتصادی و واحد پولی یورو به آزمایش گذاشت تا همان‌گونه که برای اولین‌بار اقتصاد عاملی شد که اروپا پس از دو جنگ جهانی زیر سیطره آمریکا برود،‌ باز هم اقتصاد اولین گام اروپایی برای جدا شدن از آمریکا باشد. آلمان در حال حاضر قوی‌ترین اقتصاد اروپا را دارد و به شدت هم از واحد پولی یورو حمایت می‌کند. این نقش در دوره بحران سوم سرمایه‌داری طی سال‌های گذشته خود را به نمایش گذاشته است. حال پس از حوزه اقتصاد،‌ زمینه‌های نظامی جدا شدن از آمریکا کلید خورده است که یک بار دیگر آلمان آن را مطرح کرده است. این رویکرد در بلندمدت حتی می‌تواند چالش‌هایی جدیدی را در غرب و به‌ویژه بین آمریکا و آلمان و همچنین کل اروپا ایجاد کند.


رخنه
عبدالله عبادی
نفوذ رژیم صهیونیستی در جهان اسلام ـ 5
همراهی ازبکستان با غرب و رژیم صهیونیستی

در بین کشورهای آسیای مرکزی، ازبکستان به دلیل همراهی با سیاست‌های غرب، مخالفت با اسلام‌گرایی و جمهوری اسلامی ایران و موقعیت خاص آن مورد توجه رژیم صهیونیستی بوده و است. روابط دیپلماتیک میان رژیم اشغالگر قدس و ازبکستان در فوریه 1992 آغاز شد.
این کشور نخستین جمهوری مسلمان‌نشین آسیای مرکزی است که با رژیم صهیونیستی در اسفند 1370 رابطه برقرار کرد. به دنبال آغاز روابط میان این دو، سفارت رژیم صهیونیستی در سال ۱۳۷۱ شمسی در تاشکند افتتاح شد.
نقطه عطف روابط ازبکستان و رژیم اشغالگر قدس، به سفر شیمون پرز وزیر خارجه وقت رژیم صهیونیستی به ازبکستان به سال 1373 بازمی‌گردد. در جریان این سفر موافقتنامه‌های زیادی در زمینه‌های همکاری‌های امنیتی، برقراری خط پرواز هوایی، گردشگری و حمایت متقابل از سرمایه‌گذاران به امضا رسید و اعلام شد که دو طرف مواضع مشترکی برای مبارزه با بنیاد‌گرایی اسلامی دارند. این موضوع در آن زمان مورد اعتراض جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت که در مقابل، مقامات ازبکستان اعلام کردند ما برای پیشرفت و حل مشکلات اقتصادی خود به فناوری پیشرفته و سرمایه غرب، به ویژه اسرائیل نیاز داریم، در این زمینه هیچ‌یک از کشورهای اسلامی نه‌تنها به ما کمک نکردند، بلکه برای نفوذ در زمینه‌های مذهبی و فرهنگی در کشور ما به رقابت با یکدیگر پرداختند.
اولین مقام بلندپایه ازبک که از تل‌آویو دیدن کرد، کامل‌اف، وزیر خارجه این کشور در فروردین سال ۱۳۷۶ بود. این سفر به منظور تنظیم برنامه‌های سفر اسلام کریم‌اف، رئیس‌جمهور وقت این کشور به رژیم صهیونیستی صورت گرفت. در این سفر کریم‌اف از نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی برای سفر به کشورش به صورت رسمی دعوت کرد. به دنبال این درخواست، نتانیاهو در رأس یک هیئت بلندپایه سیاسی، اقتصادی و نظامی در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۷۷ عازم تاشکند شد. در این سفر نتانیاهو ضمن دیدار با کریم‌اف با دیگر مقامات بلندپایه این کشور دیدار و گفت‌وگو کرد. در پایان این دیدار چندین موافقت‌نامه در زمینه‌های مختلف از جمله برقراری یک خط مستقیم پروازی بین تاشکند و تل‌آویو، مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی، توسعه میادین گازی ازبکستان و چندین موضوع دیگر به امضا رسید.

نفوذ امنیتی
کشور ازبکستان از نظر همکاری امنیتی و نظامی با رژیم اشغالگر قدس در بین کشورهای منطقه آسیای مرکزی در موقعیت برتر و خاصی قرار دارد و مهم‌ترین کشور سوق‌الجیشی منطقه آسیای مرکزی برای این رژیم به شمار می‌آید. طی دیدار وزیر صنعت و تجارت رژیم صهیونیستی از تاشکند در ژوئیه ۱۹۹۸، رئیس‌جمهور ازبکستان گفت: ازبکستان درصدد خرید فناوری نظامی از رژیم صهیونیستی در آینده نزدیک می‌باشد. وی افزود: ازبکستان با تهدیداتی مشابه تهدیداتی که اسرائیل با آن مواجه است، روبه‌روست. مقامات دو طرف تأکید کردند که با تهدیدات تروریسم و بنیاد‌گرایی از جانب ایران و افغانستان مواجه هستند.
در زمینه همکاری‌های نظامی و امنیتی رژیم صهیونیستی و ازبکستان می‌توان به سرمایه‌گذاری در صنایع نظامی و نوسازی تجهیزات نظامی ازبکستان اشاره کرد که بیشتر در زمینه بهینه‌سازی جنگ‌افزارهای روسی، مانند تانک‌های تی 55، تی 62، تی 72 و نیز جنگنده‌های سوخو است.

نفوذ اقتصادی
روابط اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌های شرکت‌های صهیونیستی در ازبکستان سرآغازی برای برقراری روابط در دیگر زمینه‌ها به شمار می‌آید. در این میان همکاری‌های سازمان همکاری‌های بین‌المللی اسرائیل «ماشاو» نقش مهمی در ارتقای سطح روابط دو طرف دارد.
سرآغاز روابط اقتصادی رژیم صهیونیستی و ازبکستان و مهم‌ترین زمینه سرمایه‌گذاری و فعالیت این رژیم در این کشور صنعتی کردن کشاورزی و دامپروری است. برگزاری دوره‌های تخصصی در زمینه‌های کشاورزی و دامداری، اعزام کارشناسان کشاورزی و دامپروری این رژیم به ازبکستان، مشارکت در طرح‌های تحقیقاتی پنبه با استفاده از مهاجران یهودی ازبکستان، تشکیل مجتمع‌های کشاورزی و دامپروری و صدور فناوری‌های این رژیم در زمینه کشاورزی از جمله این همکاری‌هاست.
از دیگر زمینه‌های نفوذ اقتصادی رژیم اشغالگر قدس در ازبکستان می‌توان به کمک‌های اقتصادی و تجهیزاتی به آن در زمینه کشاورزی اشاره کرد. برای نمونه، به‌تازگی رژیم صهیونیستی ۴۵ دستگاه آبیاری قطره‌ای به ازبکستان ـ که از کمبود آب رنج می‌برد ـ هدیه کرده است.
اهدافی که رژیم صهیونیستی از این کمک‌های اقتصادی دنبال می‌کند نفوذ سیاسی و امنیتی در این کشور است. قاعده اصلی پیش‌قراول بودن نفوذ اقتصادی در کشورهای آسیای میانه و زمینه‌ساز بودن این نفوذ در دیگر زمینه‌ها از جمله سیاسی و امنیتی است.
از زمان استقلال ازبکستان در سال ۱۹۹۰ تا سال ۲۰۱۲ شرکت‌های صهیونیستی اقدام به ۶۰ مورد سرمایه‌گذاری در این کشور کرده‌اند که بیشتر در زمینه کشاورزی است. رژیم اشغالگر قدس در ۲۵ سال اخیر چند میلیارد دلار در صنایع شیمیایی، صنایع سنگین، صادرات مواد غذایی، صنعت پلاستیک و چرم در ازبکستان سرمایه‌گذاری کرده است.
 


 هویت
 


  آمریکا: سیاه‌پوستان هدف خشونت پلیس
ساختار حاکم بر آمریکا در حالی ادعای حقوق‌بشر و حقوق اقلیت‌ها را سر می‌دهد که شواهد از دروغین بودن این ادعا حکایت دارد؛ چنانکه تعداد سیاه‌پوستانی که در سال ۲۰۱۵ به دست پلیس آمریکا کشته شدند، دو برابر تعداد سفیدپوستانی است که در این بازه زمانی به دست پلیس کشته شدند. این تحقیقات نشان داد از 464 آمریکایی که تا ماه ژوئیه به دست مأموران پلیس آمریکا کشته شدند، 102 نفر از آنها غیرمسلح و بیشتر آنها سیاه‌پوست بودند. سوابق عمومی نشان می‌دهد که در سال 2015، 32 درصد از کسانی که به دست پلیس آمریکا کشته شده‌اند، سیاه‌پوست بودند و 25 درصد از آنها را اسپانیولی‌ها و تنها 15 درصد آنها را سفیدپوستان تشکیل می‌دادند. همچنین این بررسی‌ها نشان می‌دهد، بیشتر کسانی که به دست پلیس آمریکا کشته شدند، جوانان سیاه‌پوست آمریکایی بین سن 15 سال تا 34 سال بودند.
انگلیس: میزان بالای بیکاری برای اقلیت‌ها
انگلیس نیز از کشورهای اروپایی است که ادعای حمایت از اقلیت‌ها را سر می‌دهد، اما در عمل رفتاری مغایر با این ادعا را دارد؛ چنانکه نتایج یک پژوهش نشان می‌دهد میزان بیکاری در میان اقلیت‌های قومی و نژادی در انگلیس، بیشتر از سفیدپوستان است. مطالعه‌ای که بنیاد رزولوشن در انگلیس انجام داده است، نشان می‌دهد اختلاف میزان اشتغال میان پرکارترین و کم‌کارترین مناطق بریتانیا 11 درصد است؛ اما همین نرخ برای سیاه‌پوستان، آسیایی‌تباران و اقلیت‌های قومی، 26 درصد برآورد می‌شود. بدترین شرایط برای اقلیت‌ها در شمال شرقی انگلیس با میزان اشتغال 48 درصد گزارش شده است. در مقابل، میانگین نرخ بیشترین و کمترین اشتغال در انگلیس، تنها 77 و 66 درصد است. دولت انگلیس اقلیت‌ها و پناه‌جویان را غارتگرانی می‌نامد که به‌دنبال نابودی انگلیس هستند.
فرانسه: بهانه اولاند برای محدود کردن مسلمانان
در ادامه سیاست‌های ضد اسلامی سران فرانسه، فرانسوا اولاند، رئیس‌جمهوری فرانسه طی سخنانی به مناسبت آغاز سال نو میلادی بر اجرای قانون پیشنهادی دولت درباره محرومیت و اخراج شهروندان متهم به همکاری با تروریست تأکید کرد و گفت: فرانسه درصدد اصلاح قانون اساسی در این زمینه است. وی از طرح پیشنهادی دولت برای اصلاح قانون اساسی کشور در اخراج و محدود کردن شهروندان فرانسوی مظنون به دست داشتن در حملات تروریستی دفاع کرد. بر اساس این طرح دارندگان گذرنامه دو ملیتی متولد شده در فرانسه می‌توانند ملیت فرانسوی خود را از دست بدهند که این اقدام نوعی تحریم برای شهروندان مهاجر ساکن این کشور به شمار می‌اید. بسیاری این طرح را اقدام علیه مسلمانان می‌دانند که در لوای مبارزه با تروریسم صورت می‌گیرد.
لتونی: تبعیض علیه پناه‌جویان
بیش از نیمی از شهروندان لتونی دوست ندارند در همسایگی پناه‌جویان زندگی کنند. یک مرکز لتونیایی تحقیقات اجتماعی اس‌کی‌دی‌اس (SKDS) را از تاریخ 6 تا 18 نوامبر (15 تا 27 آبان) در قالب یک نظرسنجی از 1052 ساکن دائمی لتونی که بین 15 تا 74 سال سن داشتند، انجام داد. در این نظرسنجی در پاسخ به پرسش «دوست دارید در همسایگی کدام گروه نباشید؟» 55درصد از پاسخ‌دهندگان گفتند که دوست ندارند در همسایگی پناه‌جویان زندگی کنند. همچنین 53 درصد همسایگی مسلمانان، ۵۲ درصد همسایگی کولی‌ها، 37 درصد همسایگی همجنس‌بازان، 31 درصد همسایگی آسیایی‌ها، 19 درصد همسایگی کارگران خارجی و 18 درصد همسایگی رنگین‌پوستان را نمی‌خواهند. بر اساس سهمیه‌ای که اتحادیه اروپا برای اعضای خود در نظر گرفته است، کشور دو میلیونی لتونی پذیرای هزار و 43 پناه‌جو خواهد بود، در حالی که دیدگاه بیگانه‌ستیزی مردم و دولتمردان این کشور چالش‌های بسیاری برای پناه‌جویان به همراه داشته و خواهد داشت.

 


کند و کاو
 

کاخ سفید: تحریم‌های موشکی ایران را اعمال می‌کنیم
خبرگزاري فارس: «جاش ارنست» سخنگوی کاخ سفید درباره تحریم‌های اخیر آمریکا که قرار بود به دلیل آزمایش موشک بالستیک عماد بر ایران تحمیل شود، گفت: «تحریم‌های مرتبط با برنامه موشکی ایران، هیچ ارتباطی به گفت‌وگوها(ی هسته‌ای) ندارد؛ این تحریم‌ها را اعمال می‌کنیم، ولی موقعی اعمال می‌کنیم که بیشترین تأثیر را داشته باشد.»
پل رایان: باید تحریم‌های جدیدی علیه ایران اعمال کنیم
باشگاه خبرنگاران: رئیس مجلس نمایندگان آمریکا ضمن انتقاد شدید از تصمیم دولت باراک اوباما برای به تعویق انداختن اعلام تحریم‌های جدید موشکی ایران تا اطلاع ثانوی، بر لزوم اتخاذ تدابیر تحریمی تازه علیه تهران تأکید کرد. پل رایان در بیانیه‌ای، با انتقاد شدید از اعلام تصمیم دولت باراک اوباما برای به تعویق انداختن اعلام تحریم‌های جدید موشکی ایران، تصمیمات کاخ سفید را فاجعه‌بار توصیف کرد. وی در این بیانیه تصریح کرد: «هفته گذشته دولت اوباما با عقب‌نشینی از تصمیم خود برای اعمال تحریم‌های جدید ایران به دلیل برنامه موشکی بالستیک آنها، به استقبال سال 2016 رفت. این تصمیم پایانی متناسب برای یک سال تصمیمات فاجعه‌بار سیاست خارجی بود.»
ايران‌ستيزي به بهانه حمايت از عربستان
خبرگزاري فارس: در حالی که انتقادات کشورهای اسلامی و مجامع بین‌المللی از اعدام رهبر شیعیان عربستان ادامه دارد، نامزدهای جمهوریخواه انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 آمریکا حمایت خود از مواضع آل‌سعود را اعلام کردند. «کریس کریستی»، «مارکو روبیو» و «بن کارسون» در اظهاراتی جداگانه با اشاره به تنش‌های اخیر به دنبال اعدام 47 نفر، شامل رهبر شیعیان عربستان، حمایت خود را از آل‌سعود و مخالفت‌شان با ایران را ابراز کردند. در همین ارتباط، کریس کریستی، فرماندار ایالت نیوجرسی آمریکا در مصاحبه‌ای تأکید کرد، او «هیچ ابراز همدردی با ایرانی‌ها نمی‌کند و علاقه‌ای به آنها ندارد.»
اوباما برای حفظ پایبندی ایران به «برجام» تحریم‌ها را حفظ کند
خبرگزاري تسنيم: دو سناتور آمریکایی، «پات تومی» و «تام ریج» از دولت «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا خواسته‌اند تا تحریم‌ها علیه ایران را حفظ کند؛ زیرا در غیر این صورت، «تنها انگیزه ایران، حتی برای وانمود به پایبندی به اجرای توافق هسته‌ای از بین خواهد رفت.» این دو سناتور با اشاره به اظهارات کری نوشته‌اند: «در صورتی که این توهم به رفع فوری تحریم‌ها منجر شود، ایران به بیش از 100 میلیارد دلار پول دسترسی خواهد داشت و نظام تحریم‌ها، عملاً بی‌اثر می‌شود و تنها انگیزه ایران حتی برای وانمود به پایبندی به برجام از بین می‌رود.» این دو سناتور آمریکایی از دولت اوباما خواسته‌اند تا تحریم‌ها را به‌منزله اهرم فشاری بر ایران برای پایبندی این کشور به برجام حفظ کند.
مک‌کین: آمریکا باید مقابل ایران بایستد
خبرگزاري باشگاه خبرنگاران: رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا اعلام کرد، گرچه آمریکا و عربستان در بسیاری از موارد، از جمله اعدام اخیر روحانی شیعه در این کشور اتفاق نظر ندارند؛ اما واشنگتن باید در مقابل ایران در کنار ریاض بایستد. «جان مک‌کین» با انتشار بیانیه‌ای درباره قطع روابط دیپلماتیک ایران و عربستان سعودی گفت: «عربستان سعودی یکی از نزدیک‌ترین و قدیمی‌ترین شرکای آمریکاست و شایسته آن است که حمایت از این کشور را ادامه دهیم. دولت‌های ما در تمامی موضوعات و همچنین موضوع اعدام نمر النمر، روحانی سعودی با یکدیگر اتفاق‌نظر ندارند.» مک‌کین ضمن حمایت از اقدامات رژیم آل‌سعود در قبال ایران، گفت: «واکنش ایران به مرگ النمر، ظالمانه و خطرناک بود».
 

 

صفحه ششم

 
 

تحلیل یک
سعداله زارعی
  صبح صادق تنش‌های میان عربستان و ایران را بررسی می‌کند
پشت نقاب آل‌سعود
 

نظریه صهیونیستی معروفی هست که می‌گوید که اگر می‌خواهی بر خطر غلبه کنی، به استقبال آن برو! در واقع، رژیم عربستان با این آموزه صهیونیستی در هفته‌های آغازین حکومت ملک سلمان جنگ علیه یمن را آغاز کرد و پس از آن با همین نظریه به اقدامات تنش‌آمیز دیگری در سطح منطقه شامل به شهادت رساندن تعدادی از نخبگان و شخصیت‌های برجسته سیاسی و مذهبی عربستان که چهره شاخص آنها آیت‌الله شیخ‌نمر باقر‌النمر بود و همین‌طور قطع رابطه سیاسی و دیپلماتیک با مهم‌ترین همسایه خود، یعنی جمهوری اسلامی ایران روی آورد. جمع‌بندی‌ای که صهیونیست‌ها به سعودی‌ها و ترکیه ارائه کردند و توانستند به واسطه آن بر تحرکات و سیاست‌های منطقه‌ای این دو کشور سوار شوند، این بود که عربستان به زودی با یک تهدید امنیتی مهم از سوی همسایگان خود مواجه خواهد شد و راه‌حل آن تعجیل در انحراف حرکت انقلابی مردم و ایجاد زایمان پیش‌هنگام معرفی شد.
در تحلیل صهیونیست‌ها فروپاشی عربستان امری قطعی تلقی شده است و شیعیان نقطه کانونی این تحولات ارزیابی شده‌اند و روحانیت صحنه‌گردان اصلی نهضت شیعیان در عربستان تلقی می‌شوند. بر همین اساس دستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی با سرهم کردن برخی از تحلیل‌ها و نشانه‌ها رژیم سعودی را به این جمع‌بندی رساندند که خطر حتمی و نزدیک هست و در صورت وقوع، امکان مقابله با آن وجود ندارد، یا توأم با هزینه‌های بسیار سنگین است.
مقامات اطلاعاتی رژیم صهیونیستی که از دوره پادشاهی ملک سلمان در حلقه اصلی مشاورین پادشاه حضور دارند، به دستگاه حکومتی عربستان توصیه کردند که برای حلّ این مسئله به مقابله با شیعیان و رهبران روحانی آنها بپردازد. متأسفانه عربستان بدون توجه به شیطنت و خباثتی که پشت این نظریه‌پردازی و طراحی صهیونیستی وجود دارد، براساس نقشه راه و طراحی وارد عمل شد و به اقدامی که ملک عبدالله پادشاه سابق به دلیل خطرات زیاد از آن اجتناب می‌کرد، دست زد. در همین زمینه صهیونیست‌ها پیش‌بینی کردند که برخورد شدید عربستان با شیعیان و به ویژه روحانیان بلندپایه آن با واکنش حتمی شیعیان منطقه و به ویژه جمهوری اسلامی ایران مواجه خواهد شد.
آنها یکی از دستاوردهای مهم مدیریت اتاق فکر آل‌سعود را رساندن روابط ایران و عربستان به نقطه خصومت مطلق ارزیابی کردند. از نظر صهیونیست‌ها هیچ چیزی به اندازه تشدید تنش بین ایران و عربستان نمی‌تواند به منافع و امنیت رژیم صهیونیستی کمک کند. به همین دلیل پس از اعتراض ایران به اجرای حکم اعدام شیخ‌نمر، صهیونیست‌ها قطع رابطه ایران با عربستان را مدیریت کردند و موفق شدند علاوه بر قطع رابطه عربستان و ایران به یک جبهه نیم‌بند مرکب از تعدادی از کشورهای عربی با هدف عمومی معرفی کردن مخالفت با ایران در منطقه دست یابند. به همین دلیل و با استناد به نفوذ جدی صهیونیست‌ها در شبکه تصمیم‌گیری و مدیریتی آل‌سعود باید تا مدت‌ها شاهد وقوع رخدادهای خونین میان مسلمانان و کشورهای منطقه باشیم. این تنها پرونده‌ای نیست که صهیونیست‌ها در عمل مدیریت آن را در دست گرفته‌اند، پیش از این آنها موفق شده بودند با استفاده از نفوذ شناخته‌شده‌شان در دستگاه امنیتی نیجریه، ارتش را به مقابله با شیعیان و کشتار نزدیک به 1000 نفر از آنان و وارد کردن ضربه شدید به روحانی انقلابی، یعنی شیخ ابراهیم‌زکزاکی وادار کنند. کما اینکه اسناد بیانگر دخالت صهیونیست‌ها در پرونده حمله وحشیانه پلیس آذربایجان به شیعیان در منطقه نارداران بودند و همین‌طور شاهد نقش‌آفرینی آنها در کشتار شیعیان در ولایت غزنی افغانستان بودیم. صهیونیست‌ها گمان می‌کنند از طریق دولت‌های عربستان و ترکیه می‌توانند به مرزهای مقاومت و واحدهای آن نزدیک شوند و خطرات این جبهه را پیش از آنکه به سرزمین‌های اشغالی برسد، خنثی کنند.
اما از آن طرف عربستان سعودی طی ماه‌های گذشته با کشتار وسیع مردم یمن و جبهه‌سازی علیه امنیت مسلمانان و تلاش برای ایجاد دوقطبی شیعه و سنی یا فارسی و عربی کوشیدند صحنه تحولات منطقه را که بر خلاف مطامع عربستان بوده تغییر دهند و آن را به یک موقعیت منفی علیه جمهوری اسلامی تبدیل کنند. سعودی‌ها در این راه بیش از یکصد میلیارد دلار هزینه کرده‌اند که در بین کشورهای منطقه با تمسخر از آن به دیپلماسی دلار و گاهی به دیپلماسی قارون یاد می‌شود.
عربستان به رهبری محمدبن‌سلمان که در پشت تابلوی ملک سلمان بن عبدالعزیز مخفی شده است، فاقد هوشمندی و تجربه لازم در برخورد با مسائل پیچیده است. ورود عربستان به چالش علیه جمهوری اسلامی در حالی است که عربستان به غیر از پول، عامل مهم دیگری را برای رویارویی موفق با جمهوری اسلامی ندارد و بر همین اساس می‌توانیم بگوییم وضعیت خاندان آل‌سعود شبیه بچه‌ای است که طناب دار را نمی‌شناسد و با آن بازی می‌کند. بر همین اساس هم شاهد اعتراضات زیادی از سوی مهم‌ترین متحدان آل‌سعود علیه این رژیم بودیم. اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها از اقدامات آل‌سعود ابراز نگرانی کردند و عربستان را از بازی در مناقشه پرتنشی که صهیونیست‌ها مدیریت آن را به دست گرفته‌اند، پرهیز دادند و حتی بعضاً به صورت عملی هم نارضایتی خود را ابراز کردند. به تأخیر افتادن سه ماهه سفر دیوید کامرون، نخست‌وزیر انگلیس به ریاض یکی از آنها است. مهم‌ترین دلیل مخالفت اروپا و آمریکا با ورود عربستان به فضاهای پرتنش علیه ایران این است که آنان به توانایی عربستان در مدیریت پرونده‌های حساس اعتماد ندارند و با اشاره به شکست‌های پی در پی سعودی‌ها در پرونده‌هایی نظیر پرونده لبنان، فلسطین، عراق، سوریه، یمن، افغانستان و پاکستان، شکست عربستان در منازعه کنونی علیه ایران را حتمی می‌دانند. بر همین اساس خانم موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در تماسی با وزیر امور خارجه ایران از کشورمان درخواست کرد که به مقابله با سیاست‌های عربستان برنخیزد و اجازه بدهد تا اروپایی‌ها این تنش‌آفرینی سعودی را مهار کنند. گفته می‌شود جان کری، وزیر خارجه آمریکا هم در تماس مشابهی با آقای ظریف از ایران درخواست کرد پاسخ آتش‌افروزی‌های سعودی را ندهد. براساس آنچه گفته شده است جان کری در این تماس مقامات سعودی را دیوانگانی که از محیط اطراف خود بی‌خبرند لقب داده و گفته که تنش‌آفرینی سعودی‌ها می‌تواند تأثیر بسیار منفی بر مسائل منطقه‌ای به جای بگذارد. عمده نگرانی غربی‌ها این است که این بحرانی که با راهنمایی صهیونیست‌ها و با بازیگری سعودی‌ها به راه افتاده یک موقعیت مطلوب را در اختیار ایران قرار بدهد و از آن طرف رژیم متحد غرب در عربستان را با فروپاشی مواجه کند.
اما از این طرف، جمهوری اسلامی ضمن آنکه بر مدارا با همسایگان تأکید دارد، در همان حال در برابر شهادت آیت‌الله النمر و 47 نفر از شخصیت‌های سنی و شیعه عربستانی که در یک روز و در زندان‌های مختلف به نحو فجیعی به قتل رسیدند، واکنش نشان داد و در کنار قربانیان قرار گرفت و اقدام عربستان را به مثابه یک اقدام مخالف موازی حقوقی و اسلامی محکوم کرد.
جمهوری اسلامی با خواندن دستِ رژیم صهیونیستی تلاش خود را برای محدود نگه داشتن دامنه مناقشه به کار برده و اعتقادی به پاسخ متقابل به مفهوم رایج و دیپلماتیک ندارد. در عین حال موضع مشترک جمهوری اسلامی ایران و شیعیان عربستان که بر مبنای آرامش‌بخشی به فضای حاکم بر محیط‌های شیعی استوار بود، به خوبی از میزان نفوذ جمهوری اسلامی ایران در بین شیعیان حکایت می‌کند. عربستان دست‌کم هفت‌ونیم میلیون شیعه دارد که در چهار استان راهبردی شرقیه، عسیر، نجران و جیزان مستقرند. آنها دست‌کم بر 36 درصد از خاک عربستان و بیش از 30 درصد از جمعیت عربستان احاطه دارند و از ظرفیت بالایی برای ایجاد تنش سنگین علیه آل‌سعود برخوردارند. اما از آنجایی که شیعیان و انقلاب اسلامی مبنای حرکت فرهنگی و سیاسی مبتنی بر استیفای حقوق از طریق نرم و مسالمت‌آمیز را دنبال می‌کنند، از ورود به فضاهای پرتنش اجتناب کرده‌اند.


تحلیل دو
محراب دوستی
  بازنگاهی به ریشه‌های ماجرای سفارت سعودی در ایران
 
چهار دهه‌تنش، دو سال اقدام

 

روابط ایران و عربستان، مجموعه مراودات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی بین ایران و عربستان هیچ‌گاه در سطح مطلوب برقرار نبوده است. بارها روابط دو کشور تیره‌ و خصمانه‌ شده و تاکنون منازعاتی بین دو کشور رخ داده است.
نگاه به یک سند تاریخی که برای زائر ایرانی پیش آمد و در نهایت سبب قطع رابطه و اعتراض وزارت خارجه وقت شد، گویای خباثت دیرینه سعودی‌ها است.
در سال ۱۳۲۲ ه.ش ماجرایی روی داد که به قطع رابطه سیاسی بین دو کشور ایران و عربستان منجر شد و آن قتل یکی از حجاج ایرانی به نام ابوطالب یزدی (از اهالی اردکان یزد) در ملأعام بود. این زائر که به علت مشکل مزاجی در کعبه دچار استفراغ شده بود، به دست شرطه‌های امر به معروف عربستان دستگیر شد و در نهایت به جرم ملوث (آلوده) کردن خانه خدا و بدون توجه به دفاعیات و سخنانش سر بریده شد.
با این حال، تا پیش از وقوع انقلاب اسلامی، روابط ایران و عربستان سعودی تا حدودی در چارچوبی که آمریکا برای آنها تعریف کرده بود قرار داشت؛ پادشاه ایران و پادشاه عربستان در منطقه، هریک بخشی از مسئولیت‌های مبارزه با نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در منطقه غرب آسیا را در زمان جنگ سرد برعهده داشتند.
در این زمان با وجود آنکه اختلاف‌نظرهای سیاسی بین دو کشور وجود نداشت، موضوع بحرین، مسائل مربوط به دریا، انرژی و... همواره در روابط دوجانبه جزء مسائل چالشی دو طرف است. دولت سعودی پس از انقلاب اسلامی به دلیل ترس از الگوپذیری ملل مستضعف منطقه از انقلاب اسلامی ایران، وارد رابطه تعارض با ایران شد. در این راستا سعودی‌ها در جریان جنگ تحمیلی، از اصلی‌ترین حامیان رژیم بعث عراق بودند.
علاوه بر این، جنایت کشتار حجاج ایرانی در مراسم برائت از مشرکین از سوی دولت سعودی در سال 67 عاملی بود که نفرت فزاینده‌ای را از نظام سعودی در افکار عمومی ایران ایجاد کرد. در سال‌های گذشته همواره مردم ایران شاهد ابراز نگرانی‌های مقامات سعودی از برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران بوده‌اند که حکایت از تلاش‌های پشت پرده ریاض برای ضربه زدن به آن داشت. مردم ایران، عربستان را اصلی‌ترین بازیگر در شکل‌گیری جریان القاعده، حمایت از گروه تروریستی جندالشیطان و گروهک‌های افراطی وابسته به آن که امنیت منطقه را با مخاطرات جدی مواجه کرده، می‌شناسند.
در همین زمینه، اخیراً سندی دیگر حاوی مکاتبات سفیر سعودی در تهران با ریاض است و در آن وی پیشنهاد کرده دولت عربستان برای براندازی حکومت در ایران از ابزارهایی مانند فیس‌بوک و توئیتر استفاده کند و همچنین از شخصیت‌های مخالف ایران که در کشورهای دیگر زندگی می‌کنند، حمایت کند تا بتواند آنها را در این مسیر با خود همراه کند که همه نشانگر عمق کینه سعودی‌ها نسبت به نظام اسلامی است. وی تصریح کرده که باید از وسایل ارتباط جمعی مانند اینترنت، روزنامه‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای در جهت بزرگ‌نمایی مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در ایران استفاده کرد. سفیر سعودی در نامه خود همچنین مدعی شده که با توجه به افزایش میزان بیکاری و تورم و همچنین رشد فساد و رابطه‌بازی در جامعه ایران، ناامیدی در میان مردم ایران به وجود آمده و باید وجود چنین شرایطی را برای تغییر نظام در ایران مغتنم شمرد! با این حال، در تحلیل و بیان دلایل موضوع تجاوز به سفارت و کنسولگری سعودی می‌توان دو نوع نگاه را مطرح کرد:
۱ـ نگاه اول بر آن است که اقدامات ضدایرانی آل‌سعود طی دو سال اخیر یک خشم عمومی را در طیف‌های مختلف جامعه ایرانی ایجاد کرد، به گونه‌ای که کارد را به استخوان رسانده و همین امر، ریشه و دلیل حمله به سفارت و کنسولگری سعودی در کشورمان است. طرفداران این دیدگاه، به سیاست‌های ضدایرانی آل‌سعود در دو سال گذشته اشاره کرده و آنها را به شرح زیر بیان می‌کنند:
* حمله به سفارت جمهوری اسلامی ایران در بیروت و انفجار رایزنی کشورمان در این شهر که به شهادت رایزن فرهنگی ایران منجر شد؛
* راه‌اندازی جنگ‌های نیابتی در سوریه، عراق، یمن و بحرین علیه جبهه مقاومت و تأکید مقامات عالی‌رتبه حکومت سعودی مبنی‌بر ماهیت ضدایرانی این جنگ‌ها؛
* سنگ‌اندازی‌های مکرر در مسیر مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵؛
* حمایت‌های پیاپی از سیاست‌های ضدایرانی آمریکا و ترغیب کاخ سفید به تشدید فشارهای اقتصادی علیه مردم ایران؛
* رهبری توطئه نفتی علیه ایران و کاهش سرمایه ملی ایرانیان از ۱۱۰ دلار به ۳۰ دلار در ازای هر بشکه نفت؛
* آزار جنسی مشکوک نوجوانان زائر ایرانی در فرودگاه جده؛
* رفتار زشت و غیرمسئولانه در جریان کشته شدن نزدیک به ۵۰۰ زائر ایرانی در ماجرای فاجعه منا؛
* توهین‌های مکرر به مقامات جمهوری اسلامی ایران و تأکید وزیر خارجه سعودی مبنی‌بر به‌کار گرفتن همه ظرفیت‌ها برای ناامنی ایران؛
* تحریک امارات عربی متحده برای طرح ادعای گزاف درباره جزایر سه‌گانه؛
* حمایت‌های هنگفت مالی و امنیتی از اشرار جنوب شرق ایران برای کشتار مردم بی‌دفاع شیعه و سنی در سیستان‌وبلوچستان؛
* حمایت از کشتار شیعیان در نیجریه؛
* اعدام روحانی مبارز شیعه شهید آیت‌الله نمر.
۲ـ نگاه دوم معتقد به برنامه‌ریزی و از پیش طراحی شدن ماجرای سفارت است. مهم‌ترین دلیل و سند طرفداران این دیدگاه، روشن بودن آتش در داخل سفارت عربستان پیش از اینکه معترضان به محل حادثه برسند، است که بر این اساس، اینان معتقدند که خود سعودی‌ها طراح ماجرا بوده و حمله به سفارت و کنسولگری به وسیله عوامل نفوذی‌شان اجرا شده باشد. با وجود این، نگارنده ضمن تقبیح و غیرعقلانی دانستن حمله به سفارت، بر آن است که قطعاً موضوع ورود به سفارت سعودی در تهران را باید از نفرت و خشم عمومی مردم شریف ایران از این رژیم منحوس تفکیک کرد.
نکته پایانی اینکه، به نظر می‌رسد تصمیم دولت سعودی برای قطع رابطه با تهران، یک اقدام احساسی نبوده، بلکه بسیار حساب‌شده و از پیش طراحی شده است. به تعبیری، پس از تحولات بهار عربی یا بیداری اسلامی، نقش منطقه‌ای ایران تقویت و جایگاه عربستان سعودی در منطقه تضعیف شد.
این وضعیت، ریاض را نسبت به گذشته بی‌نهایت نگران و عصبانی کرد. منتهی عربستان با برجام درباره ایران به بن‌بست رسید. در نهایت پیروزی‌های اخیر جبهه مقاومت و نزدیک شدن زمان اجرای برجام، سهمگین‌ترین ضربه‌هایی بود که عربستان از ایران و قدرت‌های جهانی خورد. پس از ناامیدی سعودی‌ها در عدم همراهی آمریکا و اروپا برای مقابله با ایران، ریاض برنامه گسترده‌تری برای تقابلی کردن رابطه ایران با کشورهای عربی ـ اسلامی و سپس جهان اسلام در نظر دارد.

 


نگاه یک
یحیی ذبیحی

  استراتژی کشتی نوح یا دزدان دریایی؟

با وجود گذشت شش سال از حوادث تأسف‌بار و خسارت‌آفرین سال 88 و در حالی که عده‌ای سعی دارند با ترفندهای مختلف ماجرای فتنه را به دست فراموشی بسپارند، این خط خطرناک گاهی پا را از این نیز فراتر گذاشته و مجریان آن، رفتار و مواضعی طلبکارانه از خود نشان می‌دهند. نمونه اخیر و قابل توجه این خط را می‌توان در شماره هفته گذشته نشریه صدا ـ وابسته به حزب کارگزاران ـ مشاهده کرد. محمد قوچانی، عبدالله نوری، حسین مرعشی، علی صوفی و مصطفی معین در یادداشت‌ها و مصاحبه‌های خود ابعاد این خط را روشن کرده‌اند. نکته محوری در مواضع این افراد ـ به مثابه برآیندی از جبهه مدعی اصلاحات ـ شانه خالی کردن از پیامدهای فتنه 88 و عدم اقرار به اشتباهات خود است. قوچانی در سرمقاله صدا، فتنه را این‌گونه تحریف می‌کند که؛ عده‌ای از اصولگرایان تندرو با نهادن دام در آن سال قصد داشتند اصلاح‌طلبان را مقابل رهبری و نظام قرار دهند، اما اصلاح‌طلبان با هوشیاری متوجه این دام شده و در آن نیفتادند!
قوچانی مدعی است اصلاح‌طلبان فتوای حق‌الناس رهبری را ملاک عمل خود قرار می‌دهند. رهبر معظم انقلاب در بیانات هفته گذشته خود ابعاد بیشتری از موضوع حق‌الناس در انتخابات را تشریح کردند. مواضع اصلاح‌طلبان نشان نمی‌دهد به همه این ابعاد پایبند باشند و تفسیر محدود و جناحی از حق‌الناس را صرفاً ابزاری برای رسیدن به قدرت و طرح ادعاهای خود می‌دانند. به واقع اگر آنان به حق‌الناس انتخاباتی ایمان دارند پیش از هر چیز باید تکلیف خود را با فتنه روشن کنند. آنان در محافل خصوصی اذعان می‌کنند که تقلبی صورت نگرفته بود، اما جرئت بیان عمومی آن را ندارند؛ چراکه در این صورت باید پاسخگوی مسائل بسیاری باشند.
سرمقاله صدا اعتراف می‌کند استراتژی «کشتی نوح» اصلاح‌طلبان در سال 88 شکست خورد؛ کشتی‌ای که از اسکله نظام جدا شد و در مسیر خود از سروش تا گوگوش را سوار کرد و مسافران آن گمان می‌کردند طوفان فتنه، جمهوری اسلامی ایران را غرق می‌کند و مسافران آن به گمان خود در ساحل پیروزی لنگر خواهند انداخت. طوفان فروکش کرد و جمهوری اسلامی ایران از این حادثه با صلابت خارج شد و کشتی فتنه‌گران به جای ساحل پیروزی، به گل نشست. اصلاح‌طلبانی که با محاسبه اشتباه گمان می‌کردند آنچه سوار شده‌اند کشتی نوح و نجات است، خیلی زود دریافتند این کشتی را دشمنان خارجی نظام طراحی کرده و ساخته‌اند و در واقع «کشتی دزدان دریایی» است. مسافرانش پیاده و متفرق شدند و جالب آنکه حالا با گذشت چند سال از این ماجرا، عده‌ای با گستاخی قصد بازگشت به صحنه و کسب قدرت دارند!
در واقع، اصلاح‌طلبانی که با جریان فتنه 88 همراه شدند قصد دارند بدون هزینه به صحنه قدرت بازگردند و می‌خواهند این بازگشت را به منّتی بر سر نظام جمهوری اسلامی ایران و کشور و ملت نیز تبدیل کنند. مدعیان اصلاحات تجارب تخلفات گوناگونی در عرصه سیاسی دارند. آنها بارها انتخابات را تحریم کردند و در سال 88 حتی نیز پیش از برگزاری انتخابات با طرح احتمال تقلب و تشکیل کمیته صیانت از آرا افکار عمومی را نسبت به سلامت انتخابات مخدوش کردند و پس از انتخابات هم دست به فتنه‌گری و اغتشاش زدند و فضای کشور را تا ماه‌ها ملتهب کردند. اما از هیچ‌یک از این تاکتیک‌های فراسیاسی و براندازانه نتیجه نگرفتند و بازگشت امروز آنها به صحنه انتخابات و رقابت و دم زدن از پایبندی به قواعد بازی سیاسی، از سر عقلانیت و نیت صالح نیست، بلکه از روی اجبار و نداشتن راه دیگر است؛ چراکه راه‌های انحرافی را یکی پس از دیگری در پیش گرفته و در همه آنها به بن‌بست رسیده‌اند.
 

 


نگاه دو
مریم فتاحی

   پایان نفوذ دلارهای نفتی عربستان در اروپا

هژمونی ایران در منطقه روزبه‌روز در حال گسترش است. ایران با تکیه بر قدرت نرم خود توانسته است در بیشتر کشورهای عربی صاحب نوعی از نفوذ شود که این مسئله سعودی‌ها را به هراس انداخته است. عربستان در راستای سد نفوذ ایران از چند سال پیش برنامه‌هایی را علیه آن ترسیم کرده است، اما جز ناکامی هیچ دستاورد دیگری برای سعودی‌ها به همراه نداشته است. از این رو در جدیدترین خدعه، سعودی‌ها، آیت‌الله نمر رهبر شیعیان عربستان را به شهادت رساندند تا از این طریق به نوعی ضربه‌ای به متحدان و دوستداران نظام ایران وارد کنند. بلافاصله پس از این اقدام، سعودی‌ها حمله به سفارت‌شان در تهران را بهانه قرار دادند و روابط خود را با ایران قطع کردند. عربستان تصور می‌کرد این اقدام سبب شروع دومینوی تعطیلی سفارتخانه‌ها در تهران خواهد شد، اما تنها چند کشور ضعیف مانند سودان و بحرین از این اقدام عربستان پیروی کردند. سعودی‌ها که هدف‌شان از این اقدام فراهم کردن زمینه برای ایجاد موجی علیه ایران در جهان اسلام و همچنین جهان غرب بود به صورت کامل در این هدف شکست خوردند. حتی متحدان نزدیک عربستان نیز مقصر اصلی این موضوع را عربستان می‌دانند. در این میان واکنش کشورهای اروپایی در حمایت از ایران بسیار جالب بود. اروپایی‌ها که مدت‌هاست شاهد اقدامات بی‌ثبات‌سازی عربستان در منطقه هستند، به سرعت اقدام عربستان در قطع روابط با ایران را محکوم کردند، این مسئله از نگرانی آنها درباره سیاست‌های عربستان و نقش این کشور در آشوب‌آفرینی در خاورمیانه حکایت می‌کند. نیویورک‌تایمز اعلام کرد، مروری بر نظرات ابراز شده از سوی «کارشناسان» و «افراد برجسته» در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از اروپایی‌ها، عربستان را مقصر شکل‌گیری تنش جدید در روابط با ایران می‌دانند و می‌گویند ریاض با اعدام آیت‌الله نمر این بحران را به راه انداخت و پس از آن بود که با حمله به سفارت سعودی در تهران و قطع روابط چند کشور عربی با ایران مسئله بیش از پیش گسترش یافت. وزیر اقتصاد آلمان نیز تأکید کرد، پس از بزرگ‌ترین اعدام دسته‌جمعی پادشاه عربستان، برلین در صادرات اسلحه به این کشور ملاحظاتی را اعمال خواهد کرد. روزنامه آلمانی «بیلد» هم با انتقاد از سیاست‌های حمایتی دولت آلمان از رژیم قرون وسطایی عربستان تأکید کرد، عربستان چیزی جز خرما، نفت و تروریسم برای ارائه به جهان ندارد. نخست‌وزیر انگلیس نیز تحت فشار شدید افکار عمومی مجبور شد سفرش به ریاض را لغو کند.
این سطح واکنش علیه عربستان بی‌سابقه است. عربستان در سال‌های اخیر یکی از بزرگ‌ترین خریداران سلاح از کشورهای اروپایی و به ویژه آلمان بوده است. از سوی دیگر عربستان به مدد دلارهای نفتی خود توانسته بود بیشتر لابی‌های قدرت در کشورهای غربی را با خود در مسائل مختلف و به ویژه نقض گسترده حقوق بشر همراه کند. به نظر می‌رسد دلیل اصلی واکنش کنونی اروپاییان به ریاض، به رفتار افراطی عربستان برمی‌گردد. در چند سال اخیر عربستان با حمایت از تروریست‌های منطقه سبب کشته شدن هزاران نفر در خاورمیانه شده است. حمایت سعودی‌ها از ناامنی و آشوب در منطقه موجب شده است دامنه این آشوب به اروپا نیز برسد که اوج نفوذ تروریست‌ها در اروپا در حملات پاریس نمایان شد. این حملات دلیلی شد تا در بیشتر کشورهای اروپایی طرح‌های ویژه امنیتی اجرا شود و زندگی شهروندان از روال عادی خارج شود. از این رو کشورهای اروپایی در مسئله تنش بین ایران و عربستان با محکوم کردن اقدامات عربستان در واقع تروریسم را محکوم کرده‌اند. موضع کشورهای اروپایی در این باره می‌تواند نشان‌دهنده آینده امیدوارکننده کشورهای اروپایی در مورد تروریسم و دخالت در کشورهای خاورمیانه باشد. اکنون زمان آن است که دیگر کشورهای غربی نیز مسیر خود را از منشأ و منبع تروریسم در جهان جدا کرده و با اقدامی واحد اقدامات عربستان را محکوم کنند. هرچند دلارهای نفتی عربستان در نهادهای مختلف بین‌المللی برای این کشور حاشیه امنی ایجاد کرده است، اما نقاب از صورت سعودی‌ها افتاده است و کشورهای اروپایی به نیکی این مسئله را دریافته‌اند. دلارهای سعودی دیگر نمی‌تواند برای این کشور مشروعیتی در عرصه بین‌الملل ایجاد کند.


 

 

صفحه  هفتم

 
 

گزارش یک
منصوره خداوردی
 
نگاهی دوباره به تهدیدها و فرصت‌های شبکه‌های اجتماعی
 شبکه‌های اجتماعی در برابر اجتماع

«شبکه‌های اجتماعی» پدیده‌ای است که از حدود هفت سال پیش در کشور ما مورد توجه قرار گرفت. یاهو360 درجه، فیس‌بوک و توئیتر اولین شبکه‌های اجتماعی بودند که مورد استقبال ایرانیان قرار گرفتند، اما در همان ابتدا با آشکار شدن عوارض و آسیب‌های گسترش آن، سعی شد تا با استفاده از راهکارهایی همچون فیلتر کردن شبکه‌ها جلوی گسترش آنها گرفته شود، اما با وجود نرم‌افزارهای عبور از فیلتر چندان فیلتر کردن شبکه‌های اجتماعی مؤثر واقع نشد و ماه به ماه بر تعداد کاربران این شبکه‌های اجتماعی افزوده شد، تا آنکه موبایل‌های هوشمند و در پی آن شبکه‌های موبایلی در دسترس افراد جامعه قرار گرفت و به موازات آن، اینترنت پرسرعت نیز فراگیر شد و سرعت عضویت افراد در شبکه‌های اجتماعی شتاب گرفت؛ حال شاید بتوان گفت، پس از هفت سال، شبکه‌های اجتماعی همه‌گیر شده‌اند و آسیب‌های ناشی از آنها در کمین تک‌تک اعضای جامعه و همه خانواده‌های ایرانی است.
اگرچه در سال‌های اخیر نگاه مسئولان کشور و بسیاری از فعالان فرهنگی از تهدیدانگاری شبکه اجتماعی تغییر کرده و به این شبکه‌ها به منزله یک فرصت نگاه می‌کنند، اما نمی‌توان از تهدیدها و آسیب‌های این شبکه‌ها به راحتی گذشت و در ترازوی اندازه‌گیری فرصت‌ها و تهدید‌های این شبکه‌ها بسیار دشوار است که از سنگینی یکی از این دو کفه سخن به میان آورد. به ویژه آنکه این موضوع ارتباط مستقیمی با نحوه استفاده افراد جامعه از شبکه‌های اجتماعی دارد. ایجاد مزاحمت، سرقت عکس‌های خصوصی، ایجاد صفحات و کانال‌های مروج بی‌بندوباری و... تنها بخشی از خبرهایی است که به شکل مداوم در رسانه‌ها منتشر می‌شود. این شبکه‌ها به درون خانواده‌ها و زندگی خصوصی کاربران راه یافته‌اند، از این رو بسیاری از مناسبات انسانی افراد را تحت تأثیر خود قرار داده‌اند. به ویژه آنکه یافته‌های پژوهش‌های اجتماعی در ایران نشان می‌دهد، جوانان بیشترین و مهم‌ترین کاربران شبکه‌های اجتماعی در ایران هستند.
جذابیت‌ها و ویژگی‌های خاص فضای مجازی، آن را به محیطی برای تعاملات اجتماعی مبدل کرده است. فضای مجازی به مثابه یکی از ویژگی‌های زندگی امروزی، همانند هر پدیده دیگری جنبه‌ها و آثاری مثبت و منفی دارد. در پس این جامعه شبکه‌ای یا مجازی، تغییر ماهیت مراودات اجتماعی به شکل جوامع مجازی و معاشرت‌های الکترونیکی از طریق متون الکترونیک و سیستم چندرسانه‌ای به منزله محیط نمادین پدید آمده است که سبب پیدایش نوعی ناامنی اجتماعی و آسیب‌های نوپدید در فضاهای مجازی شده است.
در حال حاضر، در جامعه ایران رشد آسیب‌های نوپدید با توجه به وسعت حجم کاربران سریع بوده و نگران‌کننده است. دستگاه‌های جدید ارتباطی (شبکه‌های مجازی) آسان‌تر، ارزان‌تر و در دسترس‌تر است و به همین دلیل، استفاده از این فناوری‌های نوین برای کاربران جذاب‌تر است. افزون بر این، کمبود ارتباطات میان فردی در جامعه به راحتی از طریق این فضا جبران می‌شود.
فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی تصویر رؤیاگون و پر زرق‌وبرق از زندگی‌های مشترک و زندگی افراد مختلف جامعه به نمایش می‌گذارد که این امر یکی از زمینه‌های اصلی در بروز مشکلات خانوادگی و اصولاً نارضایتی از زندگی مشترک است. نمایش این‌چنینی، سطح توقع و ارضای از زندگی مشترک را به ویژه در میان نسل جوان بالا می‌برد و تحت تأثیر این فضا، آنچه جوان باید از زندگی مشترک انتظار داشته باشد، به نوعی تحریف می‌شود و به علت ایجاد توقعات کاذب، زندگی افراد به سردی گراییده و سرانجام به طلاق منتهی شود. به عبارتی، جذابیت و فریبندگی اینترنت و شبکه‌های مجازی در محیط خانواده سبب از هم گسیختگی ازدواج، روابط زناشویی و روابط والدین ـ فرزندی شده است.
این شبکه‌ها همچنین نقش گفت‌وگو را کم‌رنگ کرده و زنگ خطر جدی را برای ارتباطات انسانی به صدا درآورده است. معاشرت‌های اجتماعی به معاشرت‌های الکترونیکی تبدیل شده است. استفاده زیاد از اینترنت و فضای مجازی با پیوند ضعیف اجتماعی مرتبط است. استفاده و تکیه بیش از حد به فضای مجازی مشکلات روانی از قبیل تشویش، افسردگی، عدم اعتماد به نفس، اعتیاد اینترنتی، اضطراب، منفی‌کاری، پنهان‌کاری، جدایی از جامعه، طلاق عاطفی، شکست‌های تحصیلی، مشکلات مالی و... به وجود می‌آورد. استفاده مفرط از اینترنت، فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی فرد را به صورت کامل از زندگی واقعی و روابط فردی واقعی منزوی می‌کند و این امر سبب می‌شود فرد زندگی شخصی خود را نادیده گرفته و از آن غفلت کند. موضوعاتی که موجب خواهد شد افسردگی، نومیدی، سرخوردگی، از خود بیگانگی، گناهکاری، شرمساری و خشم در جامعه روند رو به رشدی پیدا کند که فرد ممکن است این احساسات را با فضای زندگی اینترنتی یا زندگی واقعی پیوند دهد و به دوگانگی شخصیتی منجر شود که این مسئله در چگونگی روابط با اعضای خانواده تأثیر می‌گذارد.
حال این پرسش مطرح می‌شود که در این شرایط چه باید کرد؟ آیا باید دوباره به راهکار مسدودسازی و فیلتر کردن شبکه‌های اجتماعی بازگشت؟ مطمئناً پاسخ به این پرسش منفی است؛ چراکه چنین موضوعی نه امکان‌پذیر است و نه ثمربخش، با توجه به گستردگی شبکه‌های اجتماعی و در دسترس قرار گرفتن اینترنت عملاً موضوع مسدودسازی امکان اجرا نخواهد داشت و باید راه چاره را در جای دیگری جست‌وجو کرد که همان نظارت و آموزش است.
به این ترتیب، باید از طریق رسانه‌های عمومی، صداوسیما، مجلات، نشریات، مدارس و... چگونگی استفاده از این شبکه‌های اجتماعی را آموزش دهیم. نسل جوان باید آسیب‌ها و خطراتی که در معرض آن قرار دارد، به خوبی بشناسد تا بتواند خود را محفوظ نگه دارد؛ چراکه درصد بالایی از آسیب‌پذیری افراد از شبکه‌های اجتماعی به دلیل ناآگاهی آنهاست و اگر ما بتوانیم افراد را آموزش دهیم، مطمئناً از آسیب‌پذیری افراد در شبکه‌های اجتماعی کاسته می‌شود.
نکته دیگر بحث نظارت بر شبکه‌های اجتماعی است که این نیز شامل دو بخش عمده خواهد بود؛ بخش اول این است که دستگاه‌ها و نهادهای مرتبط با موضوع باید کاربران ایرانی را به سوی شبکه‌های داخلی و ملی سوق دهند و بخش دوم این است که با توجه به اینکه در سال‌های گذشته همواره یک شبکه اجتماعی خاص مورد توجه مردم بوده است؛ لذا باید مسئولان با مدیران شبکه‌های مورد توجه مردم ارتباط برقرار کرده و ادامه فعالیت شبکه‌های اجتماعی را به قرار گرفتن سرورهای آن شبکه در خاک ایران و نظارت مسئولان بر آن شبکه منوط کنند تا از این راه مانع از فعالیت لجام‌گسیخته و خارج از کنترل شبکه‌های اجتماعی شوند.
 


 

گزارش دو
سیدفخرالدین موسوی
پیام رونمایی از دومین شهر موشکی چیست؟
توانمندی غیرقابل مذاکره

اجرای برنامه جامع مشترک ایران و کشورهای گروه ۱+۵ و در پی آن بسته شدن پرونده ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته‌ای ایران، موسوم به پی‌ام‌دی در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اگرچه با اما و اگرهای فراوانی همراه است، ولی تا حدود زیادی حساسیت‌ها به برنامه هسته‌ای را کاهش داده و براساس وعده رئیس‌جمهور و اعضای گروه مذاکره‌کننده ایران در فرایند حصول برجام باید در فاصله زمانی معین و آینده نزدیک منتظر لغو تمام تحریم‌های بین‌المللی و یک‌جانبه علیه کشورمان باشیم.
اما همان‌طور که از آمریکایی‌ها و طرف‌های غربی انتظار می‌رفت و همان‌طور که رهبر حکیم انقلاب اسلامی در سخنانی در اوج مذاکرات هسته‌ای فرمودند «اگر در زمینه هسته‌ای هم به توافق برسیم، معنای آن، این نیست که همه تحریم‌ها برداشته خواهد شد؛ هنوز چیزهای دیگری هم هست؛ این همان حرفی است که ما همیشه می‌گفتیم. من بارها در همین جلسه و جلسات گوناگون دیگر عرض کرده‌ام که [موضوع] هسته‌ای بهانه است؛ مسئله هسته‌ای هم نباشد، یک بهانه دیگری می‌آورند؛ مسئله حقوق بشر هست، مسئله حقوق زنان هست، مسائل گوناگون فراوان را می‌سازند؛ جعل کردن و بهانه‌گیری که خیلی مایه‌ای نمی‌خواهد، دستگاه تبلیغاتی و امپراتوری تبلیغاتی هم که در اختیار آنهاست» حالا پس از گذشت چند ماه از پایان مذاکرات هسته‌ای تعبیر این سخنان رهبر معظم انقلاب در برابر دیدگان ما قرار گرفته است و همان‌گونه که انتظار می‌رفت، به جای لغو شدن تحریم‌ها قرار است تنها بهانه‌های تحریم ایران تغییر کند.
پس از تصویب طرح محدودیت‌های روادید برای افرادی که به ایران سفره کرده یا خواهند کرد که به امضای باراک اوباما نیز رسید، طرح تحریم‌های جدید علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به بهانه تروریسم و موضوعات حقوق بشر، بهانه‌جویی برای تحریم‌های موشکی ایران در پی آزمایش موشک عماد از سوی کشورمان نیز آغاز شده است. در این راستا ده‌ها نماینده مجلس سنای آمریکا طی نامه‌ای به باراک اوباما از رئیس‌جمهوری این کشور خواستند که تحریم‌های ایران را لغو نکند. این سناتورها مدعی شدند که آزمایش موشکی اخیر ایران نشان‌دهنده بی‌اعتنایی آشکار این کشور به تعهدات بین‌المللی است. آنها همچنین تأکید کردند، آزمایش موشکی ایران سبب افزایش توانایی این کشور برای ضربه زدن به نیروهای آمریکا در منطقه و رژیم صهیونیستی شده است.
اما تنها سناتورهای آمریکایی نبودند که با بهانه قرار دادن توان موشکی ایران ساز امتداد یافتن تحریم‌های ایران را کوک کردند، بلکه به گزارش روزنامه وال‌استریت‌ژورنال و خبرگزاری رویترز منابع آگاه در آمریکا اعلام کردند، دولت اوباما در حال آماده کردن تحریم‌هایی علیه تقریباً ۱۲ شرکت و فرد در ایران، هنگ‌کنگ و امارات متحده عربی در ارتباط با نقش آنها در توسعه برنامه موشک‌های بالستیک ایران است.
این رسانه‌ها همچنین به نقل از یک مقام ارشد دولت اوباما که از او نام نبردند، نوشتند: وزارت خزانه‌داری حق تحریم مؤسسات ایرانی که ادعا می‌شود در توسعه برنامه موشکی نقش داشته‌اند یا از تروریسم بین‌المللی و نقض حقوق بشر حمایت کرده‌اند را محفوظ می‌دارد. علاوه بر این سامانتا پاور، نماینده آمریکا در سازمان ملل نیز مدعی شد، ایران با آزمایش موشک عماد، تحریم‌های شورای امنیت را نقض کرده است و باید جلوی آن را گرفت.
روشن است که این سخنان در راستای عملیاتی کردن چه سناریویی مطرح می‌شوند! مقامات آمریکایی با طرح این مسائل از یک‌سو به دنبال بهانه‌تراشی برای ادامه دادن تحریم‌های ایران هستند و از سوی دیگر قصد دارند با جنجال بر سر توان موشکی ایران توان دفاعی جمهوری اسلامی را با چالش مواجهه کرده و در نهایت قدرت دفاعی ایران را تضعیف کنند.
البته، این اقدامات با واکنش قاطع و محکم جمهوری اسلامی ایران روبه‌رو شد؛ از یک‌سو رئیس‌جمهور در نامه‌ای به وزیر دفاع دستور داد تا با استفاده از تمام ظرفیت‌های کشور توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران را افزایش دهند. در نامه حجت‌الاسلام حسن روحانی به سردار دهقان، آمده است: «از آنجا که ظاهراً دولت آمریکا در نظر دارد، در ادامه سیاست‌های خصمانه و دخالت نامشروع و غیرقانونی خود در زمینه حق تقویت قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران، اقدام به افزودن افراد و مؤسسات جدیدی در فهرست تحریم‌های ظالمانه قبلی نماید؛ لازم است در چارچوب سیاست‌های دفاعی مصوب، برنامه تولید انواع موشک‌های مورد نیاز نیروهای مسلح با سرعت و جدیت بیشتری ادامه یابد. همچنین در صورت تکرار این‌گونه اقدامات غلط و مداخله‌جویانه از سوی آمریکا، وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح موظف است با استفاده از کلیه امکانات، برنامه‌ریزی جدیدی برای گسترش توانمندی‌های موشکی کشور، به‌عمل آورد.»
از سوی دیگر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز از دو شهر موشکی خود در اعماق زمین رونمایی کرد، اولین‌بار در مهر ماه سال جاری تصاویری از شهری موشکی در عمق 500 کیلومتری زمین در رسانه‌ها منتشر شد و در هفته گذشته هم دومین شهر موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حضور علی لاریجانی، رئیس مجلس جمهوری اسلامی ایران رسانه‌ای شد و همزمان سپاه پاسداران اعلام کرد در اکثر استان‌های کشور شهرهای موشکی بزرگی احداث کرده‌ایم که در صورت نیاز، از آنها استفاده خواهیم کرد.
سردار سلامی نیز در مواضعی صریح در نماز جمعه تهران تأکید کرد: «در توسعه قدرت دفاعی و بازدارنده خود هرگز توقف نخواهیم کرد، ملت ایران مطلع باشند که انبارهای موشکی‌ ما و صدها تونل طویل مملو از موشک‌هایی داریم که همگی آنها آماده پرواز هستند تا از عزت، استقلال، آزادی و حریت ملت و سایر مسلمانان عالم دفاع کنند.»
آنچه درباره موضوع موشکی جمهوری اسلامی ایران و تمدید تحریم‌های تهران مطرح شد در واقع، خوش‌بین‌ترین افراد به ایالات متحده را نیز قانع کرد که شیطان بزرگ، بدعهد، پیمان‌شکن و فریبکار است و نمی‌توان به ایالات متحده و سران آن هر قدر هم که ژست دوستی و خیرخواهی به خود بگیرند، اعتماد کرد.
اما مسئله مهم‌تری که در پس این مباحث آشکار شد، تلاش دشمنان کشور برای تضعیف قوای دفاعی ماست، تا به سبب آن جمهوری اسلامی ایران را آسیب‌پذیر کرده و مسیر رسیدن به مقاصد شوم خود را هموار کنند؛ راهی که باید قاطعانه در برابر آن بایستیم و اجازه تحقق مقاصد و اهداف ایالات متحده را ندهیم که این موضوع علاوه بر توجه به توان نظامی، نیازمند گسترش وحدت ملی، تحقق اقتصاد مقاومتی و تقویت تفکر انقلابی در کشور است.


نیم نگاه
یوسف قاسمی

 تل‌آویو در محاصره انتفاضه سوم
 

«دیزنکوف» نام خیابانی در قلب تل‌آویو است. این منطقه از مهم‌ترین و قدیمی‌ترین مناطق تل‌آویو است که پیش از تأسیس رژیم جعلی صهیونیستی در سال 1936 محل یکه‌تازی گروه تروریستی ـ صهیونیستی «پالماخ» بود که علیه فلسطینیان عملیات تروریستی انجام می‌داد تا آنها را از شهر و خانه‌های‌شان بیرون کند.
به گفته منابع محلی، روز جمعه ۱۱ دی ماه یک جوان فلسطینی در همین منطقه پس از تیراندازی به سمت گروهی از نظامیان صهیونیست توانست، دست‌کم سه نفر از آنها را به هلاکت برساند و بیش از ده نفر دیگر را زخمی کند؛ البته رسانه‌های رسمی رژیم صهیونیستی آمار کشته‌های این عملیات انفرادی را که نخستین عملیات انفرادی در تل‌آویو نیز نیست، دو نفر و تعداد مجروحان را شش نفر اعلام کرده‌اند.
برخی تحلیلگران مسائل فلسطینی، وقوع این اتفاق را در قلب تل‌آویو ضربه شدیدی به رژیم صهیونیستی می‌دانند؛ چراکه این عملیات در شرایطی رخ داده است که رژیم صهیونیستی همواره به دستگاه‌های پیش‌هشداردهنده خود مباهات می‌ورزد؛ هم‌اکنون این اتفاق نشان می‌دهد، دیگر تل‌آویو برای رژیم صهیونیستی منطقه سبز امن و امان به شمار نمی‌آید و زودتر از آنچه تصور می‌شد، سقوط کرده است.
از سوی دیگر این حادثه بار دیگر ثابت کرد، این روزها که انتفاضه سوم مقاومت فلسطین وارد چهارمین ماه خود شده، حتی فلسطینیان ساکن در اراضی اشغالی 1948 هم هویت اصلی خود و تلاش برای آزادی فلسطین را فراموش نکرده‌اند و به این ترتیب انتفاضه سوم ابعاد گسترده‌تری نسبت به روزهای گذشته یافته است. نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی مدعی هستند، عامل این عملیات تروریستی «نشئت ملحم» نام دارد. جوانی بیست ساله که اگرچه کارت شناسایی اسرائیلی دارد، اما سرویس امنیتی و جاسوسی رژیم صهیونیستی هنوز پس از گذشت بیش از ۱۰ روز از این اتفاق به پیدا کردن و دستگیری او موفق نشده و تحقیقات ارتش و نیروهای امنیتی صهیونیستی برای یافتن مجری این عملیات تاکنون بی‌فایده بوده است. حالا به نتیجه نرسیدن تلاش‌های پلیس و نهادهای امنیتی رژیم صهیونیستی برای دستگیری «نشئت ملحم» سبب تشدید تدابیر امنیتی در این شهر شده است.
روزهای گذشته رسانه‌های صهیونیستی از سایه افکندن وحشت بر ساکنان سرزمین‌های اشغالی خبر داده‌اند و حالا بعد از خانه‌نشینی صهیونیست‌ها، تل‌آویو را شهر ارواح توصیف کرده‌اند. «تل‌آویو در محاصره»، «درب‌های منازل و اماکن عمومی تا اطلاع ثانوی بسته است» و «اسرائیلی‌ها خانه‌نشین شدند»، تنها چند نمونه از تیترهای مشترک رسانه‌های صهیونیستی در روزهای گذشته است.
روزنامه صهیونیستی «معاریو» در مقاله‌ای از دو برابر شدن مراجعه‌کنندگان به کلینیک‌های سلامت روانی طی روزهای اخیر خبر داده و دلیل این افزایش را نیز بحرانی شدن اوضاع در سرزمین‌های اشغالی و تشدید ابعاد انتفاضه سوم بیان کرده است.
حال همه این حوادث دست‌به‌دست هم داده تا در داخل رژیم صهیونیستی هم انتقادات به دولت به دلیل ناتوانی در اداره اوضاع و تأمین امنیت شهروندانش افزایش یابد.
انتفاضه سوم مردم فلسطین از اولین روز ماه اکتبر سال گذشته میلادی و به دنبال تجاوز صهیونیست‌ها به مسجدالاقصی به منظور ضمیمه کردن این مکان مقدس به سرزمین‌های اشغالی آغاز شد. تصمیمی که مقامات رژیم صهیونیستی تصور می‌کردند می‌توانند در سایه تحولات منطقه و درگیر شدن جبهه مقاومت در نبرد با گروه تکفیری ـ صهیونیستی داعش، آن را محقق کنند؛ اما حالا با گسترده شدن مقاومت مردمی فلسطینیان، رژیم صهیونیستی در تنگنای شدید امنیتی قرار گرفته است؛ تنگنایی که بنا به اعتراف منابع صهیونیستی موجودیت این رژیم را به‌شدت به خطر انداخته است.


دریچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند
    تشکیل نیروی نورپرفورس در شمال ایران

همزمان با خروج قوای انگلیس از باکو و بازگشت‌شان به انزلی در سپتامبر ۱۹۱۸ (دو ماه مانده به پایان جنگ) نیروهای دنستر فورس که جنایت‌هایش در شهرهای شمالی ایران، به ویژه در همدان در شماره‌های گذشته نشریه ذکر شد، منحل و به جای آن نیرویی به نام «نورپرفورس» تشکیل شد. این نیرو یک یگان نظامی قوی متشکل از نیروهای زبده انگلیسی و هندی بود. بخش اصلی نورپرفورس در انزلی و قزوین، در طول جاده قزوین به خانقین، یا به اصطلاح «محور ارتباطی» مستقر بود. نیروهای ژنرال ملیسن در مشهد آنها را پشتیبانی می‌کردند. به همین ترتیب، در شرق ایران، یک محور ارتباطی که نیروهای هندی و سربازان مزدور محلی از آن محافظت می‌کردند، نیروهای ژنرال ملیسن را به غرب هند متصل می‌ساخت.
میروشنیکف در این‌باره می‌نویسد: طبق اظهار مقامات رسمی انگلیس، این نیروهای انگلیسی و هندی فقط با یک هدف به شمال ایران اعزام شدند، پرکردن خلأیی که با خروج روس‌ها ایجاد شده بود و جلوگیری از پیشروی آلمان‌ها و ترک‌ها در ایران و سایر سرزمین‌های آسیای میانه به سوی هند.» ولی قوای انگلیسی با ایرانی‌ها می‌جنگیدند، نه با آلمانی‌ها و ترک‌ها. به‌جز چند درگیری جسته گریخته با ترک‌ها در طول جاده تبریز به زنجان در تابستان 1918، انگلیسی‌ها هیچ درگیری در شمال ایران با ترک‌ها و کمتر از آن با آلمان‌ها نداشتند؛ ولی در گیلان با چریک‌های میرزاکوچک‌خان جنگیدند و در اینجا نیز همچون جنوب ایران مشغول برقراری «قانون» و «نظم» اشغالگرانه بودند.
بررسی تهاجمات انگلیسی در یادداشت‌های وزارت امور خارجه ایران
نبیل‌الدوله، وزیر مختار ایران در واشنگتن، به پیوست یادداشتی مورخ 5 اکتبر 1918 خطاب به رابرت لنسینگ، وزیر خارجه آمریکا، رونوشت برخی تلگرام‌های واصله از تهران را نیز برای او فرستاد. بخشی از این یادداشت و ضمایم آنکه بسیار روشنگر هستند چنین است: «اطلاع موثق یافته‌ایم که افسران و نیروهای هندی و انگلیسی با هواپیماها و کامیون‌های‌شان وارد شهرهای کرمانشاه، همدان و قزوین شده‌اند. آنها در شهر قزوین محل‌هایی را برای استقرار اردوگاه‌های نظامی و ساخت آشیانه برای هواپیماها انتخاب کرده‌اند و مشغول جابه‌جایی مهمات و سلاح هستند. از آنجایی که تداوم این رفتار و این نوع مداخلات و اعزام نیرو ایران را بار دیگر به صحنه جنگ تبدیل می‌کند و خسارات عظیم و تازه‌ای به مردم ایران وارد می‌آورد... وزارت امور خارجه انتظار دارد که با توجه به اطلاع کامل سفارت انگلیس از بلایا و خساراتی که بر این مملکت وارد شده است، اقدام فوری برای تخلیه خاک ایران، توقف فعالیت‌های نظامی انگلیس و نظر مساعد به درخواست‌های دولت شاهنشاهی ایران مبذول گردد.» وزیر خارجه ایران در یادداشت دیگری که در ماه می 1918 به سفارت انگلیس فرستاده بود، به وضعیت حاکم بر قزوین به دنبال اشغال آن به دست قوای انگلیس شدیداً اعتراض کرده و گفته بود: «طبق اطلاع موثق، مقامات انگلیس درصدد اعلام حکومت نظامی در شهر قزوین و دستگیری و اخراج برخی افراد هستند. دولت ایران بدین‌وسیله مراتب اعتراض خود را به این اقدامات، که در حکم مداخله مستقیم در امور داخلی این مملکت و برخلاف اصول حاکمیت و بی‌طرفی ایران، است ـ و به رغم اینکه احترام به این اصول مکرراً از سوی مقامات دولت اعلی‌حضرت پادشاه بریتانیا وعده شده است ـ اعلام می‌دارد.» این یادداشت با خواست دولت ایران برای خروج قوای انگلیس از ایران پایان می‌یابد.
یادداشت نبیل‌الدوله با تلگرامی همراه است که وزارت خارجه ایران در تاریخ 10 می 1918 به سفارت ایران در واشنگتن فرستاده است. موضوعاتی که در این تلگرام ذکر شده‌اند به قرار زیر است: انگلیسی‌ها همچنان به تجاوزات نظامی‌شان در قسمت‌های غربی و شرقی ایران ادامه می‌دهند و به شمار نیروهای‌شان در همدان و قزوین می‌افزایند. آنها همچنین اخیراً نیروهایی به خراسان و تربت فرستاده‌اند. نیروهایی نیز به فارس آورده‌اند و درصدد برخورد با قشقایی‌ها هستند. در کرمانشاه نیز از فعالیت‌های‌شان در میان عشایر دست نکشیده‌اند. در این درگیری شمار زیادی از سنجابی‌ها به قتل رسیده و خسارات فراوانی در حدود ده میلیون تومان به آنها وارد شده است. (پیشتر نحوه حمله به ایل سنجابی از سوی قوای انگلیس شرح داده شد.)

 

 

صفحه هشتم

 
 

احزاب
عبدالله شمسی

جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی ایران معاصر
ارائه الگویی برای گونه‌شناسی و تحلیل جریان‌های فکری ـ فرهنگی

همان‌طور که در شماره گذشته تعریف شد، جریان، گروه یا گروه‌های اجتماعی معینی است که علاوه بر مبانی فکری، از نوعی رفتار ویژه اجتماعی برخوردارند و حداقل به چهار دسته فکری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تقسیم می‌شوند. این گروه‌ها از نظر فکری اندیشه‌های خاص در عرصه هستی‌شناختی، معرفت‌شناختی و انسان‌شناختی و... دارند و از نظر اجتماعی دارای مرجعیت اجتماعی و اثرگذاری در جامعه هستند.
با توجه به مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده تعریف فوق، جایگاه جریان را می‌توان در علوم اجتماعی بررسی کرد. از بین نظریه‌ها و طبقه‌بندی‌های مختلف می‌توان موارد مناسبی را برای بررسی جریان‌های فکری و فرهنگی معاصر گزینش کرد که شرح مفصل آن در این مقال نمی‌گنجد.

مدل مطالعه جریان‌شناسی فکری و فرهنگی
اما می‌توان به دسته‌ای از ديدگاه‌هاي نظري اشاره کرد که اخیراً از آنها به جريانات فكري معاصر ياد مي‌كنند، مانند ديدگاه‌هاي پساساخت‌گرايي، مطالعات فرهنگي، پسااستعماري، فمينيستي، پست‌مدرنيستي و دين‌گرايي مانند بنيادگرايي، احياگري و نوانديشي ديني. ديدگاه‌هاي مذكور را متفكران جريان اصلي جامعه‌شناسي در زمره نظريه‌هاي جامعه‌شناسي به شمار نمي‌آورند. اين ديدگاه‌ها به رغم تنوع و تفاوت‌هايي كه با يكديگر دارند اغلب‌شان در خارج از رشته جامعه‌شناسي و در واقع در رشته‌هاي ديگر علوم اجتماعي، انساني و فلسفي مانند رشته‌هاي زبان‌شناسي، معرفت‌شناسي، روان‌شناسي و ادبيات و حتي در بيرون از محافل آكادميك پرورده شده‌اند.(۱)
با این توصیف، سنخ جریان‌شناسی را می‌توان میان‌رشته‌ای و میان‌نظریه‌ای نیز تلقی کرد که از علوم مختلف مانند جامعه‌شناسی، روانشناسی، تاریخ، کلام، سیاست و ... کمک می‌گیرد؛ لذا گستره وسیعی از نظریه‌ها و گفتمان‌ها پیش روی محقق وجود دارد. (نمودار)
ارائه و بررسی دیدگاه و نظریه‌های مختلف و وسیع در علوم یاد شده برای تحقیق حاضر دشوار است و عقلایی این است که بیشتر به تحقیقات جریان‌شناسانه در حوزه‌های سیاسی، فرهنگی و فکری که تا به حال انجام شده است رجوع کرده و با حذف و اضافه و ترمیم آنها چارچوبی برای جریان‌شناسی فکری و فرهنگی ارائه شود. البته اشاره به برخی نظریات جامعه‌شناسی درباره گروه‌ها، فرهنگ و... نیز مفید است. این روش مسیر میانبری است برای مدیریت زمان و همچنین استفاده بهینه از تخصص‌های پژوهشگران مختلف در حوزه‌های فلسفی ـ کلامی، سیاسی، فرهنگی که در موضوع جریان‌شناسی تلاش‌هایی انجام داده‌اند، بدون اینکه در انبوهی از نظریات در حوزه‌های مختلف دست و پا بزنیم.
چارچوب نظری در این مقالات تلفیقی است با بهره‌گیری بیشتر از نظریه خسروپناه نویسنده کتاب «جریان‌های فکری ایران معاصر» و «جریان‌شناسی ضد فرهنگ‌ها» و همچنین چارچوب کتاب‌های تدوین شده جریان‌شناسی احزاب، چاپ شده در پژوهشگاه امام صادق (علیه‌السلام).
گونه‌شناسي جريان‌هاي فكري و فرهنگي
به نظر خسروپناه، مي‌توان جريان‌هاي فكري را با توجه به عرصه‌هاي هنري، فلسفي، دين‌پژوهي، ادبي و سياسي تقسيم‌بندي كرد؛ ولي براي اينكه تقسيم‌بندي جريان‌ها از شمول بيشتري برخوردار باشد؛ بهتر است براساس دغدغه مدرنيته و رابطه آن با شرق و دين و همچنين علل عقب‌ماندگي جهان اسلام به تيپ‌شناسي جريان‌هاي فكري پرداخته شود؛ زيرا هر يك از جريان‌هاي فكري معاصر در يك ضلع مثلث و فرهنگ و تمدن غرب و ميراث سنّت اسلامي ـ ايراني دو ضلع ديگر آن مثلث را تشكيل داده‌اند و پرسش‌هاي مهمي را در ذهن انديشمندان و روشنفكران جهان اسلام پديد آورده‌اند؛ پرسش از چيستي غرب، چيستي هويت ايراني، ماهيت اسلام، نسبت دين و علم، نسبت دين و عقل، جهان‌شمولي مدرنيته و مؤلفه‌های تشكيل‌دهنده آن مانند: سكولاريسم و اومانيسم، سازگاري اسلام با مدرنيته، نمونه‌اي از پرسش‌های مربوط به دو ضلع ديگر مثلث است كه برخي از جريان‌هاي ضلع ديگر مثلث به آنها، پاسخ داده و دسته ديگري، نسبت به آنها توجهي نکردند.
در مقدمه مجموعه کتاب‌های جریان‌شناسی احزاب منتشر شده در پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(علیه‌السلام)، نوع تقسیم‌بندی جریان‌ها بر اساس مکتب و ایدئولوژی‌های کلی و غالب صورت گرفته است. از ویژگی‌های این تقسیم‌بندی، کلی بودن آن است که به نحوی تمام جریان‌ها اعم از سیاسی، فرهنگی، فکری و اقتصادی معاصر را پوشش می‌دهد و معیاری و قالبی برای بررسی، تعیین حد و مرزها و قضاوت هر جریان در ذیل مکتب و ایدئولوژی خاص نسبت با سایر جریان‌ها در مکاتب و ایدئولوژی‌های دیگر است و همچنین تعیین درصد خلوص جریان‌های ذیل یک مکتب است.
در این تقسیم‌بندی، جریان‌های فکری مهم و مطرح تاریخ معاصر عبارتند از:
۱ـ جریان فکری دینی: این جریان که در این مقدمه جریان بیداری اسلامی نامیده شده است، در یک‌صد سال اخیر به وسیله فقیهان بزرگ و روحانیت وارد عرصه اجتماعی شده است. هدف سردمداران این جریان، بیداری جامعه و احیای مکتب اسلام و در نهایت حاکمیت اسلام در همه عرصه‌های اجتماعی است.
۲ـ جریان فکری ناسیونالیستی(ملی‌گرایی):
این جریان با تکیه بر شاخصه‌های ملیت، ایرانیت و اتکا به ارزش‌ها و آداب و رسوم باستانی در ادوار گذشته تاریخ است. اصالت دادن به ملیت در برابر اصالت الله، وطن‌پرستی، ستایش و قداست برای خاک، نژاد، زبان، تاریخ و به‌طور کلی باستان‌ستایی، بیگانه‌ستیزی و تکیه بر سکولاریزم به‌مثابه ایدئولوژی از دیگر مؤلفه‌های این جریان است.
۳ـ جریان فکری لیبرالیستی: لیبرالیسم در غرب بر مبنای اصالت انسان به جای اصالت الله، تکیه بر آزادی فردی، اصالت لذت به جای اصالت کمال، سکولاریسم و.... است.
۴ـ جریان فکری مارکسیستی: مارکسیسم مبتنی بر اصالت ماده در برابر اصالت الله، نفی خدا و متافیزیک، ضدیت با دین و مذهب، نفی مالکیت خصوصی و زیر بنا بودن اقتصاد می‌باشد.
۵ـ جریان التقاطی: جریان التقاطی، جریانی مستقل محسوب نمی‌شود و از التقاط دو یا چند جریان به‌وجود می‌آید، مانند التقاط اسلام با لیبرالیسم، اسلام با مارکسیسم و... .(۲)
در این تقسیم‌بندی، جریان فکری دینی، جریان و فرهنگ غالب ایران معاصر است که دیگر جریان‌ها با محک و معیار این جریان سنجیده و ارزش‌گذاری می‌شوند.
از نقایص این تقسیم‌بندی می‌توان به کلی بودن آن اشاره کرد؛ برای نمونه نام جریان فکری دینی، تنها به جریان اسلام ناب محمدی(ص) اطلاق نمی‌شود؛ بلکه جریان‌های فراوان و گاهی متعارض دیگری وجود دارد که می‌توان آنها را نیز جریان فکری دینی نامید.
جمع‌بندی
نظریات و تقسیم‌بندی‌هایی که ارائه شد، هر یک نکات مثبت و مفیدی دارند، اما هیچ یک به تنهایی قادر به ارائه مؤلفه‌ها و شاخصه‌های لازم برای طرح یک الگو و چارچوب نظری مناسب، نخواهند بود. ولی می‌توان توصیه‌هایی را برای رسیدن به یک الگوی مناسب‌تر ارائه کرد.
۱ـ پیش فرض اصلی در این تحقیق، مبتنی بر نظریات و دیدگاه غالبی است که جریان‌شناسی را مشروع و معنادار می‌داند.
۲ـ در شناسایی انواع جریان‌های فکری ـ فرهنگی، نه تنها بررسی محمل‌های سازمان‌یافته دارای نهاد، مؤسسه و ارگان مطبوعاتی ضروری است؛ بلکه بررسی محمل‌های فاقد این گونه امور مانند برخی مجلات، صداوسیما، جریان‌های ادبی و ... که در جریان‌سازی‌های فکری ـ فرهنگی مؤثر هستند، یا خود یک جریانند نیز، ضروری است.
۳ـ در جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی، نظریات محور اصلی‌اند، نه شخصیت‌ها؛ اما بررسی افکار و افعال شخصیت‌های مؤثر و محوری، در شناخت هرچه بیشتر و بهتر جریان کمک می‌کند.
۴ـ جریان‌شناسی از سنخ دیدگاه‌های نظری میان‌رشته‌ای است که از علوم مختلف مانند جامعه‌شناسی، روانشناسی، تاریخ، کلام، سیاست و ... کمک می‌گیرد.
۵ـ جریان‌های فکری ـ فرهنگی به مثابه خرده فرهنگ، یا با فرهنگ غالب مرتبطند و در درون و هماهنگ با فرهنگ و مقتضیات جامعه عمل می‌کنند، مانند جریان عقلانیت اسلامی در ایران معاصر که یا ضد فرهنگ هستند و میل به واگرایی و ایجاد شکاف فرهنگی مانند جریان‌های وابسته به مکاتب غربی دارند، یا مدرنیته و پست‌مدرن اعم از فمینیسم، ناسیونالیسم، شیطان‌پرستی، ... و همچنین ضد فرهنگ‌های درون‌زایی همچون حجتیه، بهائیت و... هستند.
۶ـ برای شناخت یک جریان فکری و فرهنگی می‌توان از توصیف، تبیین، تفهیم و تفسیر و تحلیل بهره برد.


آفاق
محمد رضا اسکندری
 الهیات کیهان‌شناختی و عقل‌گرایی توماس آکوئیناس

همان‌طور که در مقالات پیشین بیان شد آنچه اکنون در جهان غرب به نام مدرنیته مطرح است، خود از چهار مرحله 1ـ عصر رنسانس 2ـ عصر اصلاح دینی 3ـ عصر روشنگری و 4ـ عصر انقلاب صنعتی شکل گرفته است که در گام اول دوره نخست(رنسانس) را با محوریت اومانیسم در چند شماره تشریح کردیم. در گام دوم هم اکنون در صدد تشریح مرحله دوم، یعنی عصر اصلاح دینی هستیم که در مقاله شماره پیش به چهار گرایش غالب رابطه دین و مدرنیته در دوران مدرن تیتروار اشاره‌ای داشتیم، اما به نظر می‌رسد پیش از ورود به مبحث تصور خدا و دین در دوران مدرن بهتر است در شمارگانی چند، نگاهی اجمالی به پیشینه و تصور خدا و دین در جهان پیش از مدرن اروپا داشته باشیم که به یقین رسوبات چنین تصورات شرک‌آلود و انحرافی‌ای، اثراتی بسیار ژرف در شکل‌گیری این تصور در جهان مدرن داشته است. در این راستا، در مقاله گذشته به بررسی اندیشه سنت آگوستین پرداختیم و در مقاله پیش رو، الهیات مسیحی توماس آکوئیناس را بررسی می‌‌کنیم.

دو جریان فکرى و دینى در تاریخ الهیات مسیحى
در تاریخ الهیات مسیحى دو جریان فکرى و دینى وجود دارد که دو فیلسوف مدرسى (اسکولاستیک) با دو نوع گرایش متفاوت از منظر معرفت‌شناختى آن دو را رهبرى مى‌کردند؛ یکى از آن متفکران الهیات مسیحى، قدیس آگوستین و دیگرى توماس آکوئیناس است. این دو از فیلسوفان دینى در غرب مسیحى بوده، از دو فیلسوف مشهور یونانى، یعنی افلاطون و ارسطو که کل جریان‌هاى فکرى الهیات مسیحى از آنها متأثر بوده‌اند، تأثیر پذیرفته‌اند.
اگر بخواهیم نوع تأثیرات هر یک از این دو فیلسوف در الهیات مسیحى و به تبع آن نقشی را که در فرایند ایدئولوژیک شدن داشته‌اند مورد توجه قرار دهیم لازم است، ابتدا رهیافت متفاوت معرفت‌شناسى آن دو را در شناخت و معرفت خدا بررسى کنیم که در مقاله شماره پیشین به بررسی اندیشه‌های دینی آگوستین پرداختیم. در همین رابطه پل تیلیش یکى از برجسته‌ترین متکلمان مسیحى که یکی از بنیان‌گذاران الهیات معاصر پروتستان به شمار می‌اید با توجه به دو رویکرد و جریان بزرگ فکرى فلسفى دین مسیحیت آگوستین و توماس آکوئیناس مى‌نویسد: از دو راه مى‌توان خدا را شناخت؛ یکى طریق شهودى که از راه دل و حضور بى‌واسطه او مى‌توان او را شناخت. مى‌توان آن را علم حضورى به خدا دانست. پل تیلیش از آن به «‌چیرگى بر بیگانه‌گشتگى» تعبیر مى‌کند. دیگرى شناخت با واسطه است، یعنى شناخت حصولى و معرفت حصولى به خدا که وى از آن به طریق «دیدار با بیگانه» تعبیر مى‌کند. «از دو طریق مى‌توان به خدا رسید، چیرگى بر بیگانه‌گشتگى و طریق دیدار با بیگانه از طریق نخست چون آدمى خداوند را باز مى‌یابد خویشتن را هم کشف مى‌کند چیزى را کشف مى‌کند که با او یکسان است. در طریق دوم چون آدمى با خدا دیدار مى‌کند با بیگانه ملاقات کرده است.» هر یک از دو طریق روش شناخت خاصى را معیار قرار مى‌دهند که به دو نوع رهیافت دین شناختى منجر می‌شود. پل تیلیش در این باره مى‌نویسد: «دو طریق فوق، دو گونه فلسفه دین است و گونه هستى‌شناختى (ontotogical) و گونه کیهان‌شناختى (cosmological) راه چیرگى بر بیگانه‌گشتگى را شیوه هستى‌شناسى در فلسفه دین و راه دیدار با بیگانه، شیوه کیهان‌شناختى را نمادینه مى‌کند.»

الهیات آکوئیناس
یکى از جریان‌هاى دینى برجسته در الهیات مسیحى، جریانى است که از فلسفه شرک‌آلود یونان تأثیر عمیق پذیرفته با دریافت نوع خاصى از فلسفه یونانى عملاً رو در روى موضع ایمان‌گرایانه آگوستین قرار گرفت. چهره برجسته و شاخص این جریان، یعنى توماس آکوئیناس بود که رهبرى این جریان را با تأثیرپذیرى از فلسفه ارسطویی بر عهده داشت و توانست افق‌هاى جدیدی در فلسفه دین بگشاید و به واسطه مفاهیم فلسفى ارسطویی مفاهیم دینى و مباحث کلامى مسیحیت را به صورت استدلالى و منطقى مورد بحث قرار دهد. از این رو شخصیت توماس آکوئیناس به عنوان ممتازترین عقل نوزایى سده‌هاى میانه که بر دیگر جریان‌هاى دینى جدید و مدرن تأثیر گذاشته بسیار درخور توجه و اهمیت است. لوکاس درباره توماس مى‌نویسد: «بزرگى او در این است که شاید اندیشه ارسطو را کامل‌تر از همه فیلسوفان عصر خود یا دوره‌هاى بعد جذب و تحلیل کرده است. بعدها فلسفه ارسطویى را با آراى مسیحى هماهنگ ساخت. با آمیختن علم و فلسفه ارسطویى یا اندیشه دینى مسیحى، بنیاد عقلى مطمئنى براى فرهنگ سده‌هاى میانه و نوین فراهم آورد.»

رهیافت کیهان‌شناختى و عقل‌گرایى توماس آکوئیناس
با نفوذ فلسفه ارسطویى در اندیشه توماس آکوئیناس و وارد کردن این فلسفه در دین شناختى یک افق جدیدى در الهیات مسیحى گشوده شد که یک فلسفه دینى کیهان‌شناختى به وسیله توماس آکوئیناس بنیاد نهاده شد. این جریان دوم در الهیات مسیحى به رهبرى توماس آکوئیناس نقطه عزیمت معرفت‌شناسى جدیدى با روش عقلى و تجربى را سبب شد. در آن نسبت به ادراک درونى، یعنى شناخت عرفانى و شهودى اعتراض شد و در مقابل به یک معیار معرفتى سطحى یعنى «تجربى» روى آورد. پل تیلیش در این باره مى‌نویسد: «رهیافت هستى‌شناسانه‌اى که به دست آگوستین و مکتب او ساخته و پرداخته شد به معضلاتى انجامید که در صورت‌بندى «آنسلم» از برهان وجودى و نیز در کاربرد کلامى آن از سوی متألهان برجسته فرانسیسى عیان شد. از اینجا نقد توماس آکوئیناس آغاز مى‌شود، اما این نقد در آرای توماس و بنیادى‌تر از آن، در عقاید وانز اسکونوس و ویلیام آکامى از حد اشاره به معضلات و سوء‌استفاده بسیار فراتر مى‌رود. به گمان بیشتر غربیان این نقد شالوده رهیافت هستى‌شناسانه و به همراه آن، قطعیت بى‌واسطه دینى را سست کرده و نوع دوم فلسفه دین را جایگزین نوع نخست نموده است.» پل تیلیش با نگاه انتقادى به این نگرش فلسفى دین معتقد است این فلسفه کیهان‌شناختى نیز نمى‌تواند از شیوه هستى‌شناختى بریده باشد، لذا مى‌توان گفت بنیاد فلسفه کیهان‌شناختى بر شیوه هستى‌شناختى مبتنى است، در غیر این صورت یک تفکیک و گسست بین فلسفه و دین لازم مى‌آید.

نتیجه‌گیری
با کمی دقت می‌توان ریشه‌های اومانیسم محور بودن و خودآیینی عقل انسان را در اندیشه‌های دینی آکوئیناس مشاهده کرد. به عقیدة او، جهان خدایى جهان برین است که انسان در برابر آن هیچ وسیله و اسبابى از آن خود ندارد و در برابر آن به استعداد و اسباب کارآمدى موسوم به عقل مجهز است. از آنجا که به عقیدة آکوئیناس، ایمان عنصرى غیرعقلانى است، انسان در برابر خداوند موجودى گمشده است، اما در عوض مالک جهان است. به همین دلیل است که «ارتگاى گاست» در رابطه با توماس معتقد است که توماس به عنوان یک اومانیست برجسته و بزرگ توانست حقوق و قلمرو جدیدى را بر عقل در دین مسیحى اعلام کند که در آن پاره‌اى از جنبه‌هاى الهى را در زمین مستقر سازد.
تأثیر اندیشه‌هاى کلامى توماس در پى‌ریزى مبانى فلسفه مدرسى از عصر خود تا دوره دکارت (1670 م) نفوذ داشت و با نظام کلامى که توماس با تمسک به فلسفه ارسطویى در کتاب «کلیات الهیات» ارائه کرده کلام مسیحى، به صخره‌اى تبدیل شد که همه بررسى‌هاى فلسفى دین مسیحى بر بنیاد آن استوار شد.
* منابع در دفتر نشریه موجود است.
 


اندیشه سیاسی مسلمانان
فتح‌الله پریشان

چگونگی زندگی در حکومت جور از نگاه علامه مجلسی



پس از اینکه حکومت اسلامی بعد از رحلت پیامبر(ص) از مجرای اصلی خود، یعنی ولایت معصومین(ع) خارج شد و شیعیان گرفتار حکومت‌های جور شدند، مسئله «زندگی در حکومت جور» از زوایای گوناگون مورد توجه شیعه قرار گرفت و پیشوایان دینی برای مقابله با این معضل سیاسی، اجتماعی و مذهبی راهکارهایی را ارائه کردند که در حفظ وحدت سیاسی مسلمانان و تعدیل رفتار سیاسی شیعیان در دوران‌های مختلف بسیار مؤثر بوده است. برای نمونه، تقیه یکی از مؤثرترین عوامل برخورد با حاکمان جور بود که شیعه توانست در پوشش آن به حیات سیاسی، اجتماعی و مذهبی خود ادامه دهد.
با توجه به اهمیت این موضوع در مکتب شیعه و لزوم تصحیح رفتار و سلوک سیاسی اجتماعی مسلمانان در جامعه، این مسئله در آثار روایی شیعه، از جمله آثار و آرای علامه مجلسی جایگاه ویژه‌ای دارد. علامه مجلسی در کتاب‌های خود، از جمله «عین‌الحیات»، «حلیه‌المتقین»، «حق‌الیقین» و «بحارالانوار» با زبان حدیث از جهات گوناگون درباره چگونگی زندگی در حکومت جور سخن گفته است. با توجه به نظم و ترتیبی که در مضامین این احادیث وجود دارد، مطالب مورد بحث در این‌باره را می‌توان به صورت دسته‌بندی‌شده ارائه کرد:
۱ـ حرمت اعانت ظالم و همکاری با حاکم جور؛ یکی از محرمات شرعی که در فقه درباره مکاسب محرمه از آن بحث می‌شود، اعانت به ظالم در ظلم است. حرمت معاونت ظالمان مورد اجماع و اتفاق فقهاست و از جمله کبائر محسوب می‌شود. مجلسی در ذیل این عنوان در کتاب‌های مختلف به احادیث متعددی اشاره کرده است. برای نمونه، وی به سند صحیح از امام صادق(ع) در کتاب حلیه‌المتقین روایت می‌کند که فرمود: «هر که یاری دهد ظالمی را بر مظلومی، پیوسته حق‌تعالی بر او خشمناک باشد تا دست از آن یاری بردارد.»(۱)
۲ـ حرمت مدح ظالم (حاکم جور) و موارد جواز آن؛ حرمت مدح ظالم و به عبارتی مدح کسی که مستحق مدح نیست یا مستحق ذمّ است، امری مسلّم است و فقها در اثبات حرمت آن به ادلّه عقلی و نقلی تمسک جسته‌اند. علامه مجلسی در حق‌الیقین شعر گفتن در مدح ظالمان و تحسین آنها را حرام می‌داند.(۲)
۳ـ نهی از دوست داشتن بقای ظالم (حاکم جور)؛ از اموری که در شریعت اسلام مذمت و از آن نهی شده است، دوست داشتن بقا و حیات ظالم و حاکم جور است. مجلسی در اثبات حرمت محبت و میل قلبی به ظالم، به آیه «ولا ترکنوا الی الذین ظلموا فتمسکم النار»(۳) اشاره کرده و با استناد به روایات متعددی، رکون را در این آیه به مودّت، خیرخواهی و طاعت تفسیر می‌کند و چنین نتیجه می‌گیرد: «با فساق و ظالمان از جهت فسق و ظلم، بد باید بود و راضی به اعمال ایشان به هیچ‌وجه نباید بود.»(۴)
۴ـ مذمّت پادشاهان ظالم و عذاب اخروی آنها؛ در این مورد هم مجلسی روایات متعددی را نقل می‌کند و مسلمانان را به ضرری که از ناحیه قدرت و ریاست‌طلبی دین‌شان را تهدید می‌کند، توجه می‌دهد. وی در حلیه‌المتقین در باب «آداب معاشرت ظالمان» حدیثی را از امام صادق(ع) نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: «هر که والی مسلمانان شود و ایشان را ضایع گذارد و به احوال ایشان نپردازد، خداوند او را ضایع بگذارد و رحمت خود را از او بازگیرد.»(۵)
۵ـ مذمت معاشرت با پادشاهان ظالم و تقرب به آنها؛ علامه مجلسی در کتاب عین‌الحیات بحثی را با عنوان «مفاسد قرب پادشاهان» مطرح می‌کند و در این‌باره می‌نویسد: «بدان که تقرب به ملوک و امرا موجب خسران دنیا و عقبی است.»(۶) وی در ادامه به بیان مفاسد و آثار و پیامدهای قرب پادشاهان می‌پردازد که به اختصار می‌توان برخی از این پیامدها را به صورت زیر برشمرد:
الف‌ـ اعانت بر ظلم ظالم؛ ب‌ـ میل قلبی و محبت ظالم؛ ج‌ـ رضایت به اعمال قبیح آنها؛ د‌ـ سرایت اعمال آنها به انسان در پی سبک شمردن گناهان و از بین رفتن قبح اعمال ناپسندشان به دلیل تکرار آن؛ ه‌ـ مدح و تحسین ظالمان بر اعمال قبیح‌شان در مجالس آنها؛ و‌ـ ترک نهی از منکر؛ ز‌ـ محبت بقای ظالم؛ ح‌ـ مبتلا شدن به شبهات و محرمات با خوردن غذاهای شُبه‌ناک و حرام.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

 نظارت استصوابی و استطلاعی

در آستانه هر انتخاباتی از جمله مسائلی که به صورت گسترده و به منظور چالش‌سازی و ایجاد شبهه در رسانه‌های خاصی مجال طرح پیدا می‌کند، مسئله نظارت استصوابی شورای نگهبان است. حال سؤال این است که نظارت استصوابی چیست و چرا انجام می‌شود و آیا نوعی بی‌عدالتی و تضییع حقوق مردم و نامزدها نیست؟ و سبب کاهش مشارکت مردم در انتخابات نمی‌شود؟
نظارت استصوابی شورای نگهبان سال‌هاست که مورد مناقشه موافقان و مخالفان است. مخالفان می‌گویند که شورای نگهبان از این نظارت برای حذف برخی افراد و جریان‌های سیاسی استفاده می‌کند، اما شورای نگهبان با تأکید بر ضرورت نظارت در انتخابات، این اظهارات را رد می‌کند و آن را امری عادی از سوی نظام سیاسی و عرف پذیرفته‌شده حاکمیت در سایر کشورها می داند.
اساساً نظارت بر چگونگى و حسن اجراى فرايندهاى قانونى ـ سياسى، از جمله انتخابات در هر كشور به دو گونه قابل تصور است:
1ـ نظارت استطلاعى؛‏ به نظارتى گفته مى‏شود كه ناظر موظف است تنها از وضعيتى كه مجريان انجام مى‏دهند، اطلاع يابد. سپس بدون آنكه خود اقدام عملى كند و نحوه اجرا را تأييد يا رد كند، آنچه را مشاهده كرده به مقام ديگرى گزارش دهد. اين‌گونه نظارت ـ كه صرفاً جنبه آگاهى‏يابى دارد ـ به واقع حق همه شهروندان جامعه است و تفاوتى با نظارت ساير شهروندان ندارد؛ مگر از جهت امكان دسترسى به اطلاعات طبقه‏بندى‌شده. اين‌گونه نظارت را نظارت غيرفعال يا «Passive» نيز مى‏گويند.
2ـ نظارت استصوابى‏؛ واژه عربى «استصواب» كه از ریشه لغت «صواب» به معناى درست در مقابل خطا گرفته شده و به مفهوم صائب دانستن و درست شمردن است؛ مانند اينكه گفته شود اين كار صحيح و بى‌اشكال است. نظارت استصوابى اصطلاحاً به نظارتى گفته مى‏شود كه در آن ناظر، در موارد تصميم‏گيرى حضور دارد و بايد اقدامات انجام‌شده را تصويب كند تا جلوى هر گونه اشتباه يا سوءاستفاده از جانب مجريان گرفته شود. بنابراين نظارت استصوابى نظارتی همراه با حق دخالت، اظهارنظر و تصميم‏گيرى است و قانونگذار برای ناظر در نظارت استصوابي در مقايسه با نظارت استطلاعي، حق و حقوق و حوزه اختيارات بيشتري قائل شده است. به همین دلیل اين‌گونه نظارت را نظارت فعال يا «Active» نيز مى‏گويند.
شورای قانون اساسی فرانسه وظایفی همانند، بلکه فراتر از شورای نگهبان ما در امر احراز صلاحیت نمایندگی برای مسئولیت‌های مهم را برعهده دارد. از اين رو، امروزه در دموكراتيك‏ترين نظام‏هاى جهان، شرايط ويژه‏اى براى انتخاب‌كنندگان و انتخاب‌شوندگان (در فرايندهاى انتخاباتى) در نظر گرفته مى‏شود و قانون، مرجعى رسمى را براى اعمال نظارت و احراز شرايط داوطلبان انتخابات تعيين مى‏كند. اين نهاد، عهده‏دار بررسى وضعيت و روند انجام انتخابات و وجود يا عدم وجود شرايط لازم در داوطلبان است كه در نتيجه به تأييد يا رد صلاحيت داوطلبان مى‏انجامد. بنابراين نظارت استصوابى، امرى شايع، عقلايى و قانونى در بسيارى از كشورها و نظام‏هاى موجود جهان است.

 

صفحه نهم

 
 

تاریخ
سید مهدی حسینی

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی
   جریان‌های غائله‌آفرین در نیمه اول سال ۷۷
 

با پایان جنگ و آغاز دهه دوم انقلاب، دوران سازندگی که بر پایه سیاست‌های توسعه‌ و بازسازی اقتصادی شکل گرفته بود، پس از انتخابات دوم خرداد ۷۶ جای خود را به جریان توسعه سیاسی داد و جریان‌های سازمان‌یافته با نظریه‌های بافته شده از قبل وارد عرصه‌های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شدند. جناح خاصی از جریان موسوم به دوم خرداد بر اساس نظریه‌ معروف فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا به منظور گسترش حوزه نفوذ خود و تمامیت‌خواهی، سعی کرد از طریق رسانه‌ها و ایجاد جنگ روانی فضای عمومی کشور را متشنج کند. این جریان در نیمه دوم سال ۷۶ و نیمه اول سال ۷۷ با جنجال‌آفرینی‌ها در انتخابات شوراها، هجمه تبلیغاتی به ارکان نظام جمهوری اسلامی همچون نهاد ولایت‌فقیه و نهادهای انقلابی مانند صداوسیما، سپاه پاسداران، نیروی انتظامی، قوه قضائیه، شورای نگهبان، وزارت اطلاعات، دادگاه ویژه‌ روحانیت، حتی مجلس شورای اسلامی همه را در دستور کار قرار دادند و نهادهای ارزشی و دلسوز نظام را متهم کردند تا ابتکار عمل را به‌دست گیرند. یکی از عناصر وابسته به این جریان با هدف گسترش نفوذ و قدرت خود در مصاحبه‌ای گفت: «راهبرد اصلی جبهه مردم‌سالار [جریان دوم خرداد] قرار دادن خط جبهه در آن سوی قوه مجریه و حرکت بعدی قرار دادن آن در آن سوی قوه مقننه است.» طراحان اصلی تشنج و جنجال‌ برای دستیابی به اهداف خود و تسریع در روند آن مجموعه‌هایی را به صحنه نبرد وارد کردند تا فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا را عملیاتی کنند. در این مختصر به نقش مخرب هر یک به اختصار اشاره می‌شود.

روزنامه‌های زنجیره‌ای
عناصر دست‌اندرکار مطبوعات پس از پیروزی انقلاب، به‌‌ویژه در سال‌های ۵۸ و ۵۹ با پشتیبانی دشمنان انقلاب اسلامی و به وسیله عوامل و مزدوران داخلی‌شان با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی ورود پیدا کردند که با هوشیاری و قاطعیت حضرت امام(ره) مهار شدند. پس از انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ یک جریان به هم پیوسته در پشت فعالیت‌های‌ مطبوعاتی در شکل و شیوه‌های جدید ظاهر شدند و با روند رو به رشدی اقدام به جنجال‌آفرینی و شبهه‌افکنی کردند و علناً مبارزه فکری حکومت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را به چالش کشیدند و هر از گاهی بازار شبهه‌افکنی و تخریب باورهای دینی را پر حرارت می‌کردند، در مواردی با کینه‌توزی‌ رهبری دینی و عملکرد دولتمردان نظام را به باد انتقاد می‌گرفتند، در گونه‌ای دیگر برخی از قلم‌به‌دستان با قرائت‌های خاص موسوم به روشنفکری اقدام به تعریف و تمجید از غرب می‌‌‌کردند. این جریان پنهان در قالب مطبوعات دوم خردادی از معرفت‌شناسی، مبانی اعتقادی تا قوانین حقوقی و جزایی را شامل می‌شد که با قلمی نو و شیوه‌ای جدید، با ایجاد شبهات از سر غرض‌ورزی و با انگیزه‌های سیاسی در باورهای دینی جوانان تشکیک می‌کردند. مطبوعات که از همان سال ۷۶ به صحنه وارد شدند به‌طور ممتد و زنجیره‌ای تا سال‌های ۸۴ و ۸۵ در قالب مقاله، مصاحبه، گزارش، کاریکاتور، یادداشت، عکس، داستان، قصه، حوادث و... با تیترها و اخبار تحریک‌کننده غوغاسالاری و جنجال‌آفرینی می‌کردند که ذکر نام آنها فهرست بلند بالایی را در برمی‌گیرد.

دسته‌بندی احزاب
و گروه‌های سیاسی
در آستانه هر انتخاباتی احزاب و گروه‌های سیاسی جدیدی اعلام موجودیت می‌کردند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی تعداد بسیاری از احزاب و گروه‌ها فضای عمومی کشور را در اختیار گرفتند، اما به‌طور کلی به سه دسته قابل دسته‌بندی بودند؛ احزاب و گروه‌های موسوم به جناح چپ، احزاب و گروه‌های موسوم به جناح راست و عده‌ای هم که به‌عنوان لیبرال و میانه‌رو مطرح بودند. در آستانه انتخابات‌های سوم و چهارم و پنجم از این جناح‌ها انشعاباتی صورت گرفت که با نام‌های گوناگون وارد عرصه انتخابات‌ها شدند. در آستانه انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ و پس از آن دسته‌بندی احزاب و گروه‌ها جای خود را به جناح‌های اصول‌گرا، اصلاح‌طلب و ‌اعتدال‌گرا داد. پس از انتخابات در نیمه دوم سال ۷۶ و در نیمه اول سال ۷۷ گروه‌ها و احزاب جدیدی اعلام موجودیت کردند که جنجالی‌ترین آنها معروف به حزب مشارکت یا جبهه مشارکت بود. افراد و عناصر مؤسس این حزب ۱۱۰ نفر از اعضای فعال ستاد انتخابات سیدمحمد خاتمی در دوم خرداد ۷۶ بودند که گرد هم آمدند و تشکیلات جبهه مشارکت ایران اسلامی را پایه‌گذاری کردند تا از برنامه‌های ریاست‌جمهوری خاتمی حمایت و دفاع کنند و مهم‌ترین شعار آنها آزادی‌بیان در عرصه اندیشه و منطق در گفت‌وگوی ایران برای همه ایرانیان بود. این حزب سردمدار بیشترین چالش‌ها، آشوب‌ها و فتنه‌آوری‌ها بود، به‌ویژه در سال‌های ۷۷ تا ۷۹ غائله‌های زیادی به‌وجود آوردند که در مباحث بعدی به آنها اشاره خواهد شد. نکته قابل توجه اینکه هر یک از احزاب و گروه‌ها دارای مطبوعات بودند و جلسات و تجمعات عمومی برگزار می‌کردند. در این بین حزب مشارکت ادعای رهبری بر تمامی جبهه موسوم به دوم خردادی‌ها را داشت.

همسویی شخصیت‌های مدعی
برخی از افراد و شخصیت‌ها صاحب ‌منصب و نام بودند که با مواضع احزاب و گروه‌های سیاسی و مطبوعات دوم خردادی همسو بودند و در برخی مواضع هم‌صدایی می‌کردند و در غائله‌هایی که در این سال‌ها بر پا شد، نقش تعیین‌کننده‌ای‌ داشتند. جمعی از این افراد را روحانیونی همچون آقایان: موسوی اردبیلی، یوسف صانعی، حسینعلی منتظری، طاهری اصفهانی و عبائی خراسانی تشکیل می‌دادند. علاوه‌بر آن گروهی تحت‌عنوان نمایندگان ادواری مجلس که یک تشکل و نام و نشان درستی نداشت با آنها هم‌صدا ‌شدند. در این بین ورود آقای هاشمی رفسنجانی به صحنه‌های انتخابات موجب کشمکش‌ها و اختلافاتی ‌شد. افزون‌ بر این اشخاص دیگری با تفکرات التقاطی هم به این اشخاص و گروه‌های همسوی آنها پیوند خورده بودند، افرادی چون: عبدالکریم سروش، لطف‌الله میثمی. همچنین اشخاصی باعنوان ملی ـ مذهبی‌ها که هواداران گروهک نهضت آزادی به شمار می‌آمدند، خودشان را جزء دوم خردادی‌ها می‌دانستند، در کنار اینها اشخاص دیگری را هم می‌توان نام برد که در عرصه رسانه‌ها و مطبوعات نقش‌آفرینی می‌کردند و نفوذ چندانی نداشتند. در کنار اینها تشکل‌هایی موسوم به تحقیق و پژوهش ایجاد شده بود که از امکانات دولت و نظام بهره‌ می‌گرفتند، بعضاً ماهیت حزبی و گروهی هم داشتند، یا دارای پست و مقام تریبون هم بودند. معمولاً در غائله‌هایی که مثلاً جبهه مشارکت یا دوم خردادی‌ها ایجاد می‌کردند در بین آنها میان‌داری و حمایت می‌کردند. وجه مشترک و شاخص این جماعات مخالفت‌ با اختیارات ولی‌فقیه بود و دشمن خارجی به اینها امیدوار شده بود.

هم صدایی استادان دانشگاه‌ها
وضعیت دانشگاه‌ها پس از ماجرای دوم خرداد بسیار نابسامان شده بود و رهبر معظم انقلاب نسبت به آن هشدار می‌دادند. ایشان در دیدار مسئولان فرهنگی دفاتر نمایندگی ولی‌فقیه در دانشگاه‌ها در تاریخ ۲۷/۷/۷۷ فرمودند: «دانشگاه بسیار حساس است، دشمن خواب‌های زیادی برای آن دیده است... پیکاری فرهنگی، فکری و سیاسی میان‌ لشکر انقلاب و دشمنان در جریان است.» در این ایام بخشی از دانشجویان با سابقه با کارکرد حزبی به‌شدت جناحی و بدون انسجام تشکیلاتی متأثر از برخی از استادان دانشگاه‌ها بودند که با مواضع گروه‌هایی چون نهضت آزادی همسویی داشتند، جماعتی از استادان و مدرسان دانشگاه‌ها با احزاب سیاسی دیگر همراه و همصدا بودند و از کرسی‌های دانشگاه برای رسیدن به اهداف خود استفاده کردند، مثلاً انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها با عناصر شاخصی مانند نجفقلی حبیبی، انجمن اسلامی معلمان با افراد شاخصی چون حسین مظفری‌نژاد که فاقد گستره تشکیلاتی بودند، اما از مواضعی نزدیک به سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران برخوردار بودند. در حوزه بحث جریان‌های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، دانشجویان به نوعی پای استادان دانشگاه‌ها در میان بود و هر از گاهی از محافل دانشگاه‌ها و از سوی استادان صدایی به نفع جناحی و حتی دشمنان بلند می‌شد. این مجموعه همواره از ظرفیت مطبوعات و احزاب و اشخاص و چهره‌های مدعی بهره می‌گرفتند و به نوعی تشکل‌های منظم و نامنظم دانشجویی را به سوی جریانات هدایت می‌کردند که در سال‌های بعد آثار سوء آنها را مشاهده کردیم.

همکاری متصدیان وزارت کشور
برخی از وزیران، معاونان و مدیران وزارتخانه‌ها غائله‌آفرینی می‌کردند. یکی از دستگاه‌های شاخص وزارت کشور دولت خاتمی بود، به ویژه معاونت سیاسی وقت وزارت یکی از افراد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران بود که در سال ۷۷ برنامه تنظیم‌شده‌ای از پیش در دستور کار داشتند، این مجموعه به هر دلیل بزرگ‌ترین ضربه را به امنیت داخلی کشور وارد کردند، به بدترین شکل با نیروهای امنیتی، به‌‌ویژه نیروی انتظامی که به اصطلاح زیرمجموعه‌شان محسوب می‌شد کمترین اعتنایی نکردند، حتی کار به جایی رسید که فرمانده وقت ناجا پشت در اتاق وزیر کشور نگه داشته شد و وقت ملاقات هم به او داده نشد. اوضاع به‌گونه‌ای بود که مطبوعات و نویسندگان احزاب و گروه‌ها و جریان‌های سیاسی و اشخاص صاحب‌منصب هر یک به گونه‌ای فرصت تهاجم به سازمان‌ها و نهادهای منتصب به ولایت فقیه را با یک تهاجم هماهنگ‌شده داشتند، اوضاع کشور در فضای عمومی همواره متشنج‌تر از گذشته می‌شد و بسیاری از تجمعات دانشجویی از این طریق به میدان می‌آمدند و نقشه‌ها، طرح‌ها و تصمیمات اتاق‌های فکر گام به گام در عرصه عملیاتی شدن بود، نقطه شروع آن از جریان معروف به قتل‌های زنجیره‌ای‌ نمایان شد، فضای رعب و وحشت ایجاد شد و دستگاه‌های رسانه‌ای‌شان به نیروهای امنیتی اتهام قتل زدند و ... که در مباحث بعدی به آنها پرداخته خواهد شد.


حكایت زمانه
میثم غلامپور

 آغاز و پايان شوراي انقلاب
 

روز ۲۲ دي‌ ۱۳۵۷، شوراي انقلاب به فرمان امام خميني(ره) تشکيل شد. اين شورا که ايده شکل‌گيري آن آذرماه ۱۳۵۷ در جريان سفر شهيد مطهري به پاريس با امام مطرح شد، اساسي‌ترين رکن قدرت سياسي و اجرايي انقلابيون به‌شمار می‌آمد.
امام خميني چند ماه پیش از پيروزي انقلاب اسلامي، فرمان تشکيل شوراي انقلاب را صادر کردند که نامه ايشان به شهيد بهشتي در همين زمینه است. با توجه به اوضاع اختناق و سرکوب در ايران، تشکيل اين شورا و اعضا و جلسات آن به صورت مخفي بود که اشارات و رموز نامه نيز حاکي از آن است. نامه مذکور در تاريخ 14 آبان 1357مرقوم شده است و متن آن بدين شرح است:
«موضوع: ضرورت تسريع در معرفي اعضاي پيشنهادي شوراي انقلاب با هماهنگي آقاي مطهري‏ خطاب به آقاي بهشتي: پس از اهداي سلام و تحيت، وقت دارد سپري مي‌شود و من خوف آن دارم که با عدم معرفي اشخاص، مفسده پيش آيد. بنا بود به مجرد آمدن ايشان [مرتضي مطهري] با اشخاص مورد نظر يکي يکي و جمعي ملاقات کنيد و نتيجه را فوراً به اين جانب اعلام کنيد و نيز مرقومي که معرف باشد با خط و امضاي عدد معلوم بفرستيد. من در انتظار هستم و بايد عجله شود، و نيز استفسار از بعضي آنها براي مسافرت به خارج. در هر صورت همه موضوعات که به شما و ايشان تذکر داده شد، لازم است با عجله انجام گيرد و اگر اشخاص ديگري نيز پيدا شد ملحق شود. و السلام.» (صحيفه امام، ج‏4، ص 307)
نگراني‌هاي موجود در لحن امام خميني(ره) در اين نامه به خوبي گوياي اهميت بسيار بالاي شوراي انقلاب در نزد ايشان است.
امام خميني(ره) با وجود علم به اختلافات انديشه‌اي و تاکتيکي ملي مذهبي‌ها با آرمان‌ها و باورهاي خود در انقلاب اسلامي و همچنين پيوستن ديرهنگام تشکل آنان به نهضت اسلامي به رهبري ايشان، به آنان فرصت حضور در سطوح بالا را اعطا کرد. در جريانات مربوط به شوراي انقلاب چه در امر تصميمات ابتدايي و چه بعد از آن، ملي مذهبي‌ها و در رأس آنان، بازرگان حضور داشتند. بدين ترتيب، مهندس بازرگان نيز به پاريس رفت و طي همين سفر رهبري امام خميني(ره) را رسماًً پذيرفت.
در نهايت، موجوديت شوراي انقلاب در جایگاه اولين و بنيادي‌ترين رکن قدرت سياسي و عالي‌ترين نهاد تصميم‌گيري در کشور پس از امام خميني(ره)، در تاريخ 22 دي ماه 1357 و به فاصله يک ماه مانده به پيروزي انقلاب اسلامي با پيام امام رسماً اعلام شد: «سلام و تحيت بر ملت قهرمان و شريف ايران! سلام بر شهداي راه حق!
اکنون که روز پيروزي ملت شجاع نزديک مي‌شود، اکنون که خون‌هاي پاک عزيزان بيگناهي که براي دفاع از حق و حقيقت به دست جلادان خون‏‌آشام شاه بر زمين ريخته شده است بارور مي‏‌گردد، لازم مي‏دانم مراتب ذيل را به اطلاع ملت ايران و مردم جهان برسانم: به موجب حق شرعي و بر اساس رأي اعتماد اکثريت قاطع مردم ايران که نسبت به اين جانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامي ملت، شورايي به نام «شوراي انقلاب اسلامي» مرکب از افراد با صلاحيت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق موقتاًً تعيين شده و شروع به کار خواهند کرد. اعضاي اين شورا در اولين فرصت مناسب معرفي خواهند شد. اين شورا موظف به انجام امور معين و مشخصي شده است؛ از آن جمله مأموريت دارد تا شرايط تأسيس دولت انتقالي را مورد بررسي و مطالعه قرار داده و مقدمات اوليه آن را فراهم سازد. دولت موقت در اولين فرصت که مناسب و صلاح دانسته شود، به ملت معرفي و شروع به کار خواهد نمود.» (صحيفه امام، ج‏5، ص 426)
صدور اين پيام، 22 دي ماه را به نقطه عطفي براي نهضت اسلامي تبديل کرد. تا پيش از آن تاريخ نيرو‌هاي انقلاب نمي‌دانستند انتقال قدرت چگونه صورت مي‌گيرد. همچنين، بعضي فرصت‌طلبان تصور مي‌کردند که از نظر تشکيل حکومت و سازماندهي و اداره امور نارسايي‌هايي وجود دارد و درصدد برآمده بودند که طرح و نقشه ارائه کرده و خود عهده‌دار اين مرحله باشند. حتي دسته‌هايي تنها به همين منظور اعلام موجوديت کردند. اين نخستين‌بار بود که رسماًً از سوي رهبر‌ کبير انقلاب، تشکيلات و برنامه‌هاي آينده حکومت اسلامي اعلام مي‌شد. اعلام رسمي موجوديت شوراي انقلاب از سوي امام خميني(ره)، رژيم و رسانه‌هاي جمعي را به تکاپو انداخت تا از هويت اعضاي آن اطلاع پيدا کنند؛ ولي پنهانکاري درست اعضاي شوراي انقلاب سبب شد تا نه عوامل رژيم موفق به شناسايي آنان شوند و نه رسانه‌هاي جمعي بتوانند اطلاعي از آنان به دست آورند.
بديهي است، مسئوليت‌هاي شوراي انقلاب، عمده‌ترين مسئوليت‌هاي رهبري انقلاب در داخل کشور محسوب مي‌شد. شورا در آغاز، هفته‌اي يک بار و سپس دو بار، به طور مخفي در منازل افراد تشکيل جلسه مي‌داد. تصميمات اتخاذ شده در اين جلسات بلافاصله با امام در ميان گذاشته مي‌شد و پس از کسب تکليف، به مرحله اجرا در مي‌آمد. از اقدامات مهم شوراي انقلاب، مذاکره با مقامات نظامي نيروهاي مسلح، ديدارهاي ديپلماتيک، ترتيب دادن مسافرت بختيار به پاريس براي ملاقات با امام، مأموريت راه‌اندازي نفت و انتخاب رئيس دولت موقت بود.
آن روزها گرايش به شورا شديد بود. رهبران و مبارزان با توجه به تصوري که از استبداد و حکومت فردي داشتند، به تکرار آن تجربه‌ها مایل نبودند. به همين دليل، به طور طبيعي بايد شوراي انقلاب تشکيل مي‌شد. از اين رو، شوراي انقلاب به‌منزله طبيعي‌ترين شکل مديريت در بدو انقلاب به طور خودجوش مطرح و پذيرفته شد؛ همه‌ تصميم‌ها نیز از آنجا هدايت مي‌شد و براي بعضي کارها کميته‌هايي فعاليت داشت که مهم‌ترين آنها، کميته‌ سوخت و کميته اعتصابات بود.
پس از صدور فرمان امام، شوراي انقلاب بر محور يک هسته اوليه شکل گرفت و به تدريج اعضاي ديگري به جمع اضافه شدند. هاشمي رفسنجاني در اين‌باره مي‌گويد: «آقاي مطهري در مراجعت از سفر پاريس، دستور رهبر عظيم‌الشأن انقلاب را مبني‌بر تشکيل شوراي انقلاب آوردند. حضرت امام آقايان شهيد مطهري، شهيد بهشتي و موسوي اردبيلي و شهيد باهنر و اينجانب هاشمي رفسنجاني را به عنوان هسته‌ اول شوراي انقلاب تعيين و اجازه داده بودند که افراد ديگر با اتفاق‌نظر اين پنج نفر اضافه شوند و در جلسات ابتدايي تصميم بر اين شد که حتي‌الامکان ترکيب شورا از اعضاي روحاني و غيرروحاني به نسبت مساوي و نزديک به هم باشد.»
در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي، شوراي انقلاب مهندس مهدي بازرگان را برای نخست‌وزيری دولت موقت پيشنهاد و امام خميني نيز وي را به مقام رئيس دولت موقت انقلاب منصوب کرد. پس از پيروزي انقلاب و تشکيل دولت موقت، دکتر حسن حبيبي، دکتر عباس شيباني، ابوالحسن بني‌صدر، صادق قطب‌زاده، ميرحسين موسوي، احمد جلالي و دکتر حبيب‌الله پيمان نيز به جمع اعضاي شوراي انقلاب اضافه شدند.
رياست اين شورا در ابتدا برعهده آيت‌الله مرتضي مطهري بود، اما با شهادت وي رياست شوراي انقلاب به آيت‌الله طالقاني منتقل شد.
از مهم‌ترين فعاليت‌هاي شوراي انقلاب در طول حيات آن افزون بر پيشنهاد مهندس بازرگان در مقام نخست‌وزير دولت موقت، مي‌توان به تصويب اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، ملي شدن بانک‌ها، سامان بخشيدن به دادگاه‌هاي انقلاب، برگزاري همه‌پرسي نظام جمهوري اسلامي، بررسي پيش‌نويس قانون اساسي، تصويب قانون شوراهاي محلي، ملي شدن صنايع بزرگ، تصويب آيين‌نامه مجلس خبرگان و برگزاري انتخابات رياست جمهوري و مجلس اشاره کرد.
به دنبال بحران گروگان‌گيري در سفارت آمريکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و استعفاي دولت موقت، شوراي انقلاب بيانيه مهمي خطاب به ملت صادر کرد و يادآور شد، مصمم است در فرصت محدودي، برگزاري همه‌پرسي درباره قانون اساسي، انتخابات مجلس شوراي ملي و رياست جمهوري و... را به انجام برساند. متعاقب اين بيانيه اعلام شد، شورا ترکيب تازه‌اي خواهد داشت و با ادغام دولت در شورا اعضاي جديد شورا انتخاب شدند و در اداره مملکت، اين‌گونه بين اعضاي شورا تقسيم کار شد:
آيت‌الله خامنه‌اي: دفاع و پاسداران، هاشمي رفسنجاني: وزارت کشور، شهيد باهنر: آموزش و پرورش، مهدوي‌کني: کميته انقلاب و دادگستري، شهيد بهشتي: جهاد سازندگي، بني‌صدر: وزارت خارجه، معين‌فر: نفت، حبيبي: آموزش عالي، عزت‌الله سحابي: برنامه و بودجه، ميناچي: ارشاد ملي، شهيد قدوسي: دادگاه انقلاب.
اين افراد فعاليت‌هاي خود را آغاز کرده و در مدت کوتاهي نسبتاً موفق شدند بر خلأ سياسي موجود فايق آيند. همه‌پرسي قانون اساسي در ۱۲ آذر ۱۳۵۸ و متعاقب آن انتخابات رياست‌جمهوري در بهمن ۱۳۵۸ برگزار و مجلس شوراي اسلامي در ۷ خرداد ۱۳۵۹ افتتاح شد.
با شروع کار مجلس و شوراي نگهبان و ديگر نهاد‌ها، مسئوليت و ضرورت وجودي شوراي انقلاب به پايان رسيد؛ لذا در ۱۲ تير ۱۳۵۹ آيت‌الله بهشتي اعلام کرد: «مسئوليت شوراي انقلاب دو هفته ديگر پايان مي‌يابد.» آخرين جلسه شوراي انقلاب در ۲۶ تير ۱۳۵۹ برگزار شد و حسن ابراهيم حبيبي، سخنگوي شوراي انقلاب، در آخرين مصاحبه خود پس از اين جلسه اعلام کرد: «امروز با رسميت يافتن مجلس شوراي اسلامي و کامل شدن اعضاي شوراي نگهبان قانون اساسي، کار شوراي انقلاب که تاکنون وظيفه قانونگذاري را برعهده داشت نيز به پايان رسيد.»
آخرين اعضاي شوراي انقلاب عبارت بودند از: آيت‌الله بهشتي، آيت‌الله خامنه‌اي، آيت‌الله موسوي اردبيلي، دکتر محمدجواد باهنر، حجت‌الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني، دکتر حسن حبيبي، دکتر عباس شيباني، مهندس مهدي بازرگان، مهندس عزت‌الله سحابي، صادق قطب‌زاده، مهندس علي‌اکبر معين‌فر و ابوالحسن بني‌صدر.

 


امام خامنه ای  در گذر زمان

  محکوم به سه سال اقامت اجباری




در آستانه ماه محرم برابر آذر ماه سال ۱۳۵۶، ساواک تصمیم گرفت عده‌ای از روحانیان مبارز در مشهد و دیگر شهرستان‌ها را به نقاط دورافتاده و محروم تبعید کند. از جمله اینکه کسانی که در ماجرای برگزاری مراسم شهادت حاج‌آقا مصطفی خمینی فعال بودند در دستور کار ساواک قرار گرفت. همان‌طور که در شماره‌های گذشته این ستون اشاره شد، امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) یکی از فعالان این مراسم بودند. در تاریخ ۲۳ آذر ماه همان سال منزل امام خامنه‌ای مورد هجوم نیروهای امنیتی قرار گرفت و با شکستن شیشه‌های در ورودی منزل دو گروه از نیروهای شهربانی و ساواک وارد عمل شدند و منزل مورد بازرسی قرار گرفت و تعدادی کتاب و جزوه‌های دست‌نویس و نامه ضبط شد. این دو دلیل بهانه‌ای شد که مسئولان امنیتی استان خراسان و شهر مشهد امام خامنه‌ای را به مدت سه سال به اقامت اجباری در ایرانشهر محکوم کردند. ایشان پس از دستگیری به مدت یک هفته در بازداشتگاه ژاندارمری استان خراسان به سر بردند و در این مدت اجازه اعتراض به رأی صادره داده نشد و معظم‌له در ذیل رأی کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی خراسان مرقوم فرمودند: «به رأی صادره اعتراض دارم». در حالی که هماهنگی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها برای انتقال از مشهد به ایرانشهر انجام می‌گرفت، معلوم بود که به درخواست اعتراض ایشان به رأی صادره ترتیب اثری داده نشده است؛ چراکه دستور ساواک مرکز به ساواک استان خراسان مبنی‌بر تشکیل کمیسیون حفظ امنیت اجتماعی برای تبعید به مناطق بد آب‌وهوا صادر شده بود و تصمیم قطعی بود و نامه از سوی فرمانده ژاندارمری ناحیه خراسان خطاب به فرمانده هنگ این نیرو در مشهد با این متن آماده بود: «نامبرده را به وسیله دو مأمور ورزیده و آموزش‌دیده به شهرستان ایرانشهر بدرقه کنند.» علاوه بر آن، پرویز ثابتی، مدیرکل اداره سوم نیز با ارسال تلگرامی به رئیس ساواک سیستان‌وبلوچستان نوشته بود: «[امام] سیدعلی خامنه‌ای یکی از روحانیون ناراحت و افراطی مشهد به علت تحریکات مضره و ایجاد زمینه‌های اخلال در نظم عمومی طبق رأی کمیسیون امنیت اجتماعی شهرستان مذکور به سه سال اقامت اجباری در ایرانشهر محکوم [است] و قرار است به آن منطقه اعزام گردد. مراقبت‌های از وی معمول گردد.»
ضمن همه این دستورها، اقدامات و تشریفات، ایشان در بازداشتگاه ژاندارمری به سر می‌برند که روز ۲۷ آذر در حالی که همه کارها انجام شده و آماده حرکت بودند این حکم به رؤیت ایشان رسانده می‌شود. معظم‌له در مدت کوتاهی که بازداشت می‌شوند طی خاطره‌ای، در این‌باره می‌فرمایند: «[جناب سرهنگ وقت] با من مانند زندانی‌ها رفتار نمی‌کرد، بلکه در حوزه ریاست او از نوعی آزادی برخوردار بودم، به طوری که از اتاق بیرون می‌آمدم و در هوای آزاد ورزش می‌کردم. در این فرصت پنج‌روزه خانواده ایشان برای ملاقات منعی نداشتند و روز ۲۷ آذر همه به ملاقات معظم‌له می‌آیند، اما این‌بار به تبعید برده می‌شوند.


از لابه لاي تاریخ

  رژيم پهلوي و مواد مخدر ـ 4


 

 در يكي از روزهاي سال 1298ه .ش در حومه شهر تهران و در زير يك چادر چرمي، اشرف دو دقيقه پیش از برادرش محمدرضا متولد شد. اگر چه اشرف از نظر عاطفي، روابط گرمي با پدرش ـ رضاشاه ـ نداشت، اما از نظر جسارت و خودرأيي تحت‌تأثير پدر بود و از او تقليد مي‌‌کرد. فردوست درباره وي نوشته‌ است:
«اشرف قاچاقچي بين‌المللي بود و به طور مسجل عضو مافياي آمريكاست. او به هر جا كه مي‌رفت در يكي از چمدان‌هايش هرويين حمل مي‌كرد و كسي هم جرئت نمي‌كرد آن را بازرسي كند. اين مسئله توسط بعضي از مأموران به من گزارش شد و من نيز به محمدرضا اطلاع دادم كه اشرف چنين كاري مي‌كند. محمدرضا دستور داد كه به او بگوييد اين كار را نكند. همين! چه كسي به اشرف بگويد، من؟ موقعي كه خود محمدرضا نمي‌توانست يا نمي‌خواست جلوي اشرف را بگيرد، من كه بودم و چگونه مي‌توانستم؟»
بر عكس روحيه سلطه‌گر اشرف، برادر همزادش چندان به پدر نرفته بود و همين امر در درازمدت سبب نفوذ فوق‌العاده اشرف بر وي شد و توانست او را به زير سلطه خود درآورد. وي حتي درباره ازدواج‌هاي شاه نيز به طور كامل دخالت و نظارت داشت. نقل است كه رضاشاه هنگام خروج از ايران و تبعيدش به جزيره موريس خطاب به اشرف گفته بود: «از اين به بعد در خانواده پهلوي تو تنها مرد هستي.» به اين ترتيب اشرف به قدرتمندترين فرد مملكت تبديل شد و در بسياري از امور داخلي و خارجي به اعمال نفوذ پرداخت. ديدار با رهبران خارجي از جمله اقدامات او است. اين زن كه فردوست او را فاسدترين زن جهان معرفي كرده است به كمك جايگاه خانوادگي و نفوذش بر شاه به انجام اعمال غيرقانوني پرداخته و به تدريج به عضويت باندهاي بين‌المللي قاچاق هرويين درآمد:
... به هر حال، مسئله قاچاق مواد مخدر و رابطه اشرف با مافيا به تدريج علني شد و چند بار به افتضاح كشيده شد و در مطبوعات خارجي انعكاس يافت. مهم‌ترين اين افتضاحات حادثه‌اي بود كه در نيس فرانسه براي او رخ داد. يكي دو سال پیش از انقلاب، [شهريور 1356] صبح زود اشرف از قمارخانه با اتومبيل به ويلايش حركت مي‌كرد و در كنارش دوست صميمي او به نام فروغ [خواجه‌نوري] نشسته بود. ناگهان اتومبيلي جلويش را سد مي‌كند و فروغ را كه از ترس به اشرف چسبيده بود با يك رگبار خلاص مي‌كند. بعدها مشخص شد كه آنها از مافيا بوده‌اند.
 

 
 

صفحه دهم

 


گزارش
مجتبی برزگر
 دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي در گفت‌وگوی اختصاصی با صبح‌صادق
باید منتظر وضعیت جدیدی برای عربستان باشیم
 

 اعدام روحانی برجسته شیعه؛ اعدامی که برای همه دور از انتظار بود و جهان اسلام، به‌ویژه شیعیان را بهت‌زده کرد. ناظران و تحلیلگران بین‌المللی هم علت این اقدام رژیم آل‌سعود را بی‌خردی و کم‌تجربگی در اتخاذ تصمیم و اجرای سیاست‌ها دانستند. رهبر شیعیان عربستان مظلومانه به دار آویخته شد و این روزها شاهد اعتراض گسترده مردم در اقصی ‌نقاط جهان هستیم که همه نهادینه‌کردن اتحاد و انسجام را درخواست می‌کنند و به خشونت و جنایت‌های سریالی آل‌سعود معترض هستند.
بسیاری بر این باورند که حکام آل‌سعود از ترس استقبال مسلمانان از مکتب تشیع و تقویت این جبهه در عربستان، شیخ نمر را به شهادت رساندند. ابهامات و موضوعاتی از بستر این رویداد مهم مطرح شد که تحلیلگران را به تبیین و روشنگری واداشت؛ شاید یکی از مهم‌ترین این مسائل پر کردن جای خالی عالمی به نام باقرالنمر باشد؛ ادامه حکومت آل‌سعود و خیزش عمومی مسلمانان نیز از آن دسته موضوعاتی است که بزرگان و علمای اسلام بر روی آن بحث می‌کنند. نشریه صبح‌صادق در این شماره با آیت‌الله محسن اراکی، دبيركل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي درباره مسائل مختلف، از جمله جایگاه آیت‌الله نمر در عربستان، اهداف آل‌سعود از به شهادت رساندن این روحانی شیعه، رهبر جدید مکتب تشیع در عربستان و آثار و تبعات اقدامات آل‌سعود به گفت‌وگو نشست. مشروح این مصاحبه را می‌توانید در ادامه بخوانید.

*در مقدمه بفرمایید آیت‌الله نمر در عربستان چه جایگاهی داشتند؟
علامه شهید آیت‌الله نمر از علمای برجسته عربستان بودند که مردم و علمای منطقه، حوزه علمیه قم و نجف به ایشان عنایت داشتند. از لحاظ تقوا و صفای نفس از مرتبه بسیار بالایی برخوردار بودند. همین تقوا، ایشان را واداشت که در دفاع از حق و در مقابله با طاغوت با شجاعت وارد میدان شود. این شجاعت، آن‌قدر به این جایگاه وسعت و عظمت بخشید که در بین مردم عربستان، به‌ویژه شیعیان، محبوبیت ویژه‌ای پیدا کرد. البته این محبوبیت تنها به شیعیان منتهی نشد و قشر عظیمی از مردم محروم و مظلوم عربستان را که شیعه نیستند، نیز در برگرفت. تا جایی که وقتی وزارت کشور عربستان خبر شهادت ایشان را اعلام کرد، بیش از آنکه طاغوتیان سعودی را در نظر جهانیان منفور کند، در نزد اهل‌تسنن و طوایف مختلف عربستان منفور کرد. البته پیش از آن هم مردم از این حکّام متکبر و سفاک نفرت داشتند؛ اما خفقان و دیکتاتوری جدید حاکمان آل‌سعود فضا را تنگ‌تر کرد که در این فضا شاهد خیزش گسترده‌ای از سوی شیعیان، اهل تسنن، طوایف اسماعیلی و دیگر اقشار عربستانی خواهیم بود. من اطلاع دارم حتی در کشورهای غربی، مردمی که از جنایات و ظلم‌های آل‌سعود خبر دارند، نسبت به وجود این حکام اعلام انزجار می‌کنند. شاید اگر ادعا کنیم منفورترین خاندان سلطنتی و رژیم حکومتی در سراسر دنیا نزد عامه مردم دنیا، رژیم آل‌سعود و طاغوت‌های سعودی هستند، واقعاًً مبالغه نکرده باشیم.

*به نظر شما آیا با این شهادت جانگداز و مظلومانه، می‌توانیم شاهد خیزش عمومی شیعیان و بیداری مسلمانان عربستان باشیم؟
شجاعت شیخ‌نمر از تزویر آل‌سعود پرده برداشت؛ سیاست تبلیغی فریبکارانه‌ای که در ورای آن سعی دارند بر جنایات خود سرپوش بگذارند و دامنه گسترده فسادهای خود را از منظر افکار عمومی پنهان کنند.
واقعاً همه مردم دنیا می‌دانند که آل‌سعود آلوده‌ترین، کثیف‌ترین و فاسدترین خاندان‌ سیاسی است. سه ماه پیش بود که یکی از فرزندان خاندان سلطنتی آل‌سعود در لبنان دستگیر شد و اتفاقاًً نتوانستند با پول این مسئله را پنهان کنند. حادثه به گونه‌ای شکل گرفت که مسئله فاش شد. امثال این اتفاق در اقصی ‌نقاط جهان برای اینها رخ می‌دهد. چقدر این شاهزادگان سعودی در فرانسه، آمریکا و شمال آفریقا، به ویژه مراکش فساد کردند. اصلاًً فسادهای گسترده سعودی‌ها، آنها را در میان مردم شهره کرده، ولی می‌کوشند با به‌کارگیری رشوه و احیاناًً زور بر فسادها و جنایات‌شان پرده بگذارند و جامعه انسانی را ساکت کنند.
یکی از مهم‌ترین اقدامات شیخ‌نمر این بود که ندای مظلومیت مردم عربستان را به گوش جهانیان برساند. در قدم بعدی از تزویر آل‌سعود پرده بردارد و همگان چهره کریه این حکام سفاک را ببینند. به نظر می‌رسد، ما باید در انتظار وضعیت جدیدی برای آل‌سعود در سطح جهان باشیم و به تدریج یک آرای عمومی گسترده‌ای در سراسر جهان علیه آل‌سعود شکل خواهد گرفت که نتوانند همچون گذشته آن رفتارها و عربده‌کشی‌ها و اعمال زورها و تزویرها را ادامه دهند.

* پس از آیت‌الله نمر شرایط رهبری شیعه در عربستان به چه شکل دنبال خواهد شد؟
مردم شیعه هر جا هستند، همیشه رهبران‌شان را می‌شناسند. ما در جوامع شیعی هیچ‌گاه مشکلی در تشخیص رهبری نداشتیم؛ به دلیل آنکه علمای ما همواره با مردم در ارتباط هستند، چون هیچ‌وقت در کاخ‌ها و دژهای کذایی که متأسفانه برخی از روحانیون مذاهب یا ادیان دیگر به سر می‌برند، زندگی نمی‌کنند. از طرفی دیگر، روحانیون ما در کلیساهای درب‌بسته نیستند که با مردم ارتباط نداشته باشند. آنها با مردم زندگی می‌کنند و مثل مردم هستند؛ لذا هرگاه رهبری به شکلی شهید بشود یا به مرگ طبیعی از دنیا برود، همیشه رهبران دیگری هستند که به سرعت زمام امر و پرچم مکتب ‌تشیع را به دست می‌گیرند و مردم را رهبری می‌کنند؛ از این ناحیه ما هیچ‌گاه مشکلی نداشتیم.

* به نظر جناب‌عالی رژیم آل‌سعود چه هدفی از شهادت آیت‌الله نمر، این روحانی برجسته شیعه داشت؟
آل‌سعود امروز خودش را در بن‌بستی می‌بیند که نمی‌تواند از آن رهایی یابد؛ از این رو به این‌ نوع جنایات دست می‌زند! در واقع کسی که در حال غرق‌شدن است، به هر چیزی که دستش برسد، متوسل می‌شود. حقیقتاًً جهان امروز به طور رسمی آل‌سعود را محکوم می‎کند. آنها نفوذشان را در منطقه از دست داده‌اند. آل‌سعود یک وقتی ادعا داشتند سرنوشت همه منطقه را تعیین می‌کنند؛ ولی امروز می‌بینند نفوذشان در منطقه از بین رفته است و اصلاً مردم منطقه آنها را نمی‌پذیرند. در یمن شاهد انقلاب عجیب و گسترده‌ای از نمایش بلامنازع مقاومت‌های مردم مظلوم این کشور هستیم. از طرفی، مردم سوریه برای نابودی اندیشه‌های سفاکانه متحجران و ظالمان، سلحشوری می‌کنند و پنج سال وارد یک جنگ جهانی شده‌اند و علیه نیروهایی که از سراسر جهان به وسیله عربستان، ترکیه و قطر راهبری می‌شوند، ایستادگی می‌کنند. این حکام سعودی در عراق انتظار داشتند که همه امور عراق به دست آنها باشد و در عزل‌ها و نصب‌ها دخالت کنند. البته رهبران گذشته سعودی از عقل و درایت بیشتری برخوردار بودند، اما این گروه جدید که روی کار آمدند، اصلاًً قدرت پیش‌بینی و صبر بر امور را ندارند؛ این در حالی است که حکومت و سیاست نیازمند صبر و حوصله است. اجرای این سیاست‌ها نشان‌دهنده رفتارهای ناموزونی است که قطعاًً نمی‌تواند در ادامه راهگشای حکومت سعودی‌ها باشد. در واقع پیش‌بینی می‌کنیم که رژیم فعلی عربستان طولی نخواهد کشید که به پایان راه خواهند رسید.

*با توجه به شهادت رهبر شیعیان عربستان چه عاقبتی را برای علمای نیجریه، بحرین و آذربایجان که در حبس حاکمان ظالم گرفتار هستند، پیش‌بینی می‌کنید؟
مردم منطقه بیش از گذشته نسبت به حمایت از رهبران‌شان اصرار خواهند ورزید. حکام منطقه هم باید بدانند از صدام قوی‌تر نیستند؛ چرا‌که صدام با حمایت بین‌المللی و ارتش قوی که داشت، به وضعیتی افتاد که غربی‌ها علیه او موضع گرفتند و به سرنوشتی شوم گرفتار شد. قطعاً سرنوشت این حاکمان هم بهتر از صدام نخواهد بود. حکام مستبد تک‌رأی سبک‌سری که بخواهند با اعمال زور، شکنجه و زندان با مردم رفتار کنند، قطعاًً سرنوشتی بهتر از سرنوشت صدام نخواهند داشت.

*امروز شاهد توطئه جدیدی از سوی استکبار هستیم و آن، قرائت نادرست از وحدت و انسجام مسلمانان است. به‌گونه‌ای‌که شیعیان را به پیشه مکتب لندنی و اهل‌تسنن را به اسلام آمریکایی دعوت می‌کنند و می‌کوشند تا با تشدید اختلافات میان این دو مذهب به هدف شوم نابودی اسلام دست یابند، نظر شما در این باره چیست؟
از زمان حضرت امام(ره) مقدمات این جریان شکل گرفته بود و امام(ره) مسئله اسلام آمریکایی را مطرح کردند. از آن روز حضرت امام(ره) می‌دانستند که آمریکا سعی دارد با ایجاد جریان‌هایی به نام اسلام و تقویت این جریان‌ها در برابر اسلام حقیقی ناب بایستد. از این رو گفته‌اند که این همان اسلام وحدت است؛ اسلامی که شیعه و سنی زیر این پرچم جمع می‌شوند و هر دو از این اسلام حمایت می‌کنند. همان اسلامی که از فلسطین دفاع می‌کند؛ همان اسلامی که انقلاب را حمایت و شاه و طاغوتیان را سرنگون کرد. ممکن است آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها با شیوه‌هایی که در پیش گرفته‌اند، بخواهند به شکلی اسلام را از ذهن مردم دور کنند و اسلام را در گام اول به شیعه و سنی تقسیم کنند و بگویند که سنی ضد شیعه و شیعه ضد سنی است و سپس شیعه‌ها را در شیعه‌های انگلیسی خلاصه کنند. در این راستا یک مرجعی هم می‌تراشند. سعی دارند همه شعائر شیعی، همچون عزاداری‌ها، هیئات و دیگر شعائر دینی را که در بین شیعیان رایج است، به شکلی در این مکتب لندنی منحصر کنند. از آن طرف هم همان اسلام آمریکایی را به عنوان نماینده اسلام سنی مطرح کنند؛ ولی به نظر می‌آید، سرانجام عامه جامعه اسلامی اینها را منزوی خواهد کرد. رسانه‌ها هم باید در این راستا بیشتر تلاش کنند که ان‌شاءالله چهره این اسلام آمریکایی و تشیع انگلیسی برای مردم آشکار شود و مردم اینها را از خودشان دور کنند و به گونه‌ای در جامعه منزوی شوند.

*در پایان اگر صحبتی دارید، بفرمایید.
من امیدوارم با تلاش رسانه‌ها شاهد انزوای این جریان‌ها باشیم و با نقش‌آفرینی عالمانه اصحاب رسانه هم در راستای برملا کردن اسلام آمریکایی و هم حقیقت تشیع انگلیسی به موفقیت برسیم؛ چون با آشکار شدن چهره واقعی این دو مکتب جعلی می‌توانیم آن اسلام وحدت‌گرای ناب محمدی را در جامعه تثبیت کنیم و گسترش دهیم.

 

صفحه یازدهم

 
 


  آیت‌الله شیخ‌جعفر سبحانی
 وهابیت می‌خواهد خبری از اسلام نباشد!

 

پایه‌گذار مکتب سَلَفی ابن‌تیمیه نام دارد. او با حدیثی استدلال می‌کند که شدّ رحال و سفر برای زیارت رسول خدا(ص) جایز نیست: «لاتشدّ الرحال إلا إلى ثلاثه مساجد مسجدي هذا و مسجد الحرام و مسجد الأقصی» (صحيح مسلم، ج4، ص12)
او با این حدیث استدلال می‌کند، کسانی که می‌خواهند برای زیارت رسول خدا(ص) به مسافرت بروند، کار حرامی را مرتکب شده‌اند!

استدلال بر رد سخن ابن‌تیمیه
پاسخ: برای استثنا، به مستثنی و مستثنی‌منه احتیاج داریم. مثلاً در «ما جاء القوم الا زیدا» مستثنی‌منه (قوم) و مستثنی (زید) است.
با این حال گاه مستثنی‌منه را ذکر نمی‌کنند و در اصطلاح به آن «استثنای مفرّغ» می‌گویند. حدیث فوق هم از باب استثنای مفرغ است. اگر بگوییم مراد این است: «لا تشد الرحال الی مکان من الامکنه الا الی ثلاثه مساجد» در این حال تمامی سفرهای تجاری، صله ارحام، تفریحی و... حرام می‌باشد و فقط باید به آن سه مکان سفر کرد.
لابد باید مستثنی‌منه مسجد باشد؛ یعنی «لا تشد الرحال الی مسجد من المساجد الا الی ثلاثه مساجد».
اگر هم این باشد، دیگر ارتباطی به زیارت رسول خدا(ص) ندارد، بلکه حدیث می‌گوید کسی نباید برای رفتن به مسجدی مسافرت کند چون این کار، لغو است. مثلاً اگر کسی در مشهد است او به مسجد جامع شهر مشهد دسترسی دارد چرا باید مسافرت کند و به مسجد جامع نیشابور رود؟ زیرا آن مسجد فضیلتی بر مسجد جامع مشهد ندارد، ولی آن سه مسجد برتری دارند (حتی در روایات ما مسجد کوفه هم جزء مساجدی است که فضیلتش برتر است).
مضافاً اینکه مسافرت مزبور کاری لغو است، نه اینکه حرام باشد.
البته آنها احادیث بسیار دیگری را نقل می‌کنند که روایت فوق از مهم‌ترین آنها است. مثلاً در روایاتی می‌خوانیم که به صورت امر می‌گوید: «تشد الرحال الی ثلاثه مساجد». این روایات حتی مفهوم هم ندارند که به سراغ مساجد دیگر نروید.

زیارت رفتن عمربن‌خطاب
به هر حال ابن‌قتیبه با این کار مقام انبیا و اولیا را در حد یک انسان عادی پایین آورده است.
اینک به سراغ سیره مسلمانان می‌رویم که آیا به این حدیث و مانند آن عمل می‌کردند یا خیر.
ابتدا به قرون نخست می‌رویم که سَلَفی‌ها معتقدند اعمال افراد در آن قرون برای ما الگو است و باید از رفتار آنها پیروی کنیم.
کعب‌الاحبار کسی بود که با عمربن‌خطاب بعد از آنکه فلسطین را فتح کرد، همراه بود. او فردی یهودی بود که احادیث یهودی بسیاری را وارد اسلام کرد. متأسفانه می‌بینیم بسیاری از مسلمانان اهل سنت تحت تأثیر اقوال او قرار گرفته‌اند. بر اساس این، کتب تفسیر بسیاری می‌بینیم که از احادیث او مملو است.
عمربن‌خطاب به کعب می‌گوید: با من بیا به مدینه برویم و به زیارت قبر رسول خدا(ص) برویم. اگر این سفر حرام بود چرا عمر به چنین زیارتی اقدام کرد.
همچنین در تاریخ امویان تا حدی عمربن‌عبدالعزیز از انصاف بیشتری برخوردار بود. او افرادی را استخدام می‌کرد تا از طرف او به مدینه بروند تا قبر رسول خدا(ص) را زیارت کنند: «قال ابن الجوزي وكان عمر بن عبد العزيز يبرد البريد من الشام يقول سلّم لي على رسول الله صلى‌الله عليه وآله وسلم».

نابودی اسلام؛ هدف وهابیت
مکتب سَلَفی که همان وهابی است دو هدف عمده را دنبال می‌کند:
اول اینکه مقامات انبیا و اولیا را در حد انسان عادی پایین بیاورند. مثلاً می‌گویند که رسول خدا(ص) بعد از وفات دیگر کارش تمام شد و مانند یک انسان عادی است. به همین سبب است که از زیارت آنها ممانعت به عمل می‌آورند، حتی به محمدبن‌عبدالوهاب نسبت می‌دهند که گفت: «هذه عصای تنفع و محمد لاینفع».
دوم اینکه درصددند تمام آثار اسلامی را از بین ببرند. بر اساس این تمامی آثار به‌جز قبر رسول خدا(ص) و مولد حضرت را از بین برده‌اند.
آنها می‌خواهند بعد از هزار سال از اسلام خبری باقی نماند و بعد از مدتی اصل وجود رسول خدا(ص) از بین برود تا بقیه بگویند از کجا معلوم که چنین فردی وجود داشته است.
در غرب هم عده‌ای مسیحیت را ترک کرده‌اند و سکولار شده‌اند، به سبب اینکه می‌گویند: از مسیح خبری نداریم، نه خودش قبری دارد نه مادرش، حتی کتاب معین هم ندارد؛ زیرا بیست‌وچهار نوع انجیل است و حتی قبر حواریون او هم معلوم نیست. از کجا معلوم که داستان او ساختگی و مجعول نباشد.
اینکه قبر رسول خدا (ص) را تا به حال حفظ کرده‌اند به سبب ترس از مسلمانان بوده است.
اکنون از بحث سفر برای زیارت قبر رسول خدا (ص) فارغ می‌شویم.

روایت اهل سنت درباره زیارت
اما بحث درباره اصل زیارت: آنها اصل زیارت را منکر هستند. آنها یک نوع زیارت را قبول دارند و آن اینکه انسان هنگام عبور نسبت به رسول خدا(ص) و دیگران بگوید خدایا آنها را ببخش و بیامرز. همانند همان زیارتی که در نماز میّت برای میّت می‌خوانند.
ولی اینکه دو رکعت نماز بخوانیم و به ایشان هدیه کنیم، یا در کنار قبر ایشان دعا کنیم همه را انکار می‌کنند.
روایاتی از اهل سنت درباره زیارت این‌گونه است: «روی الدار قطني في سننه بسنده إلى ابن عمر قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله من زار قبري وجبت له شفاعتی».
البته زیارت به تنهایی برای رسیدن به شفاعت کافی نیست؛ بلکه باید تقوا هم به آن ضمیمه شود. تمام اعمال مستحب در صورتی مؤثر است که با آن سایر شرایط هم ضمیمه باشد.
علامه امینی 42 نفر از کسانی که این روایت را نقل کرده‌اند نام می‌برد.
به هر حال همراه با روایت فوق روایات متعدد دیگری هم نقل شده است، از جمله:
«من زار قبری حلت له شفاعتی»، «من جائنی زائرا لا تحمله حاجه الا زیارتی کان حقا علیان اکون له شفیعا یوم القیامه»، «من حج فزار قبری بعد وفاتی کان کمن زار فی حیاتی و من حج البیت فلم یزرنی فقد جفانی».
سُکّی یکی از علمای معاصر با ابن‌تیمیه است و یکی از بزرگ‌ترین کسانی است که اقوال او را رد کرده است. وی به ابن‌تیمیه می‌گوید: در طول این هفت قرن مسلمانان وقتی به حج می‌روند مسیر خود را به گونه‌ای تنظیم می‌کنند که به زیارت قبر رسول خدا(ص) نائل شوند. همچنین می‌گوید (به نظر اهل سنت) اجماع در یک قرن حجّت است، چه رسد به هفت قرن. با وجود این سیره چگونه می‌توان سفر برای زیارت را حرام دانست؟
ابن‌قتیبه می‌گوید آنها برای زیارت مسجد رسول خدا(ص) می‌آیند، نه قبر رسول خدا(ص). این کلام از او برخلاف واقعیت است و همه برای زیارت قبر رسول خدا(ص) اقدام می‌کنند، نه مسجد. حتی مسلمانان مناطق مختلف زیارت‌نامه‌های بسیار مفصلی دارند که در کتب ما وجود ندارد.
اگر همه برای زیارت مسجد می‌آیند چرا قبر رسول خدا(ص) را زیارت می‌کنند و در اطراف آن زیارتنامه می‌خوانند.

استدلال قرآنی برای زیارت
قرآن مجید نیز درباره زیارت رسول خدا(ص) می‌فرماید: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحيما»ً (نساء/64) مسلماً در زمانی که رسول خدا(ص) در قید حیات بود این آیه معنا داشت. اما بعد از رحلت ایشان می‌گوییم: قاطبه علمای اهل سنت با این آیه استدلال می‌کنند که بعد از وفات پیامبر اکرم(ص) می‌توان به محضر حضرت رفت و از او تقاضای استغفار کرد. ظاهر آیه هر چند مخصوص حیات رسول خدا(ص) است، ولی ملاک موجود در آیه زمان وفات ایشان را هم شامل می‌شود؛ زیرا وقتی خداوند می‌فرماید شهدا احیا هستند به طریق اولی نبی ایشان زنده است. حیات شهدا نعمتی از جانب خداوند است و خداوند می‌فرماید: «وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» (آل‌عمران/63) چگونه می‌شود نبی شهدا از این نعمت محروم باشد.
وقتی رسول خدا(ص) زنده است پس می‌توان از ایشان تقاضا کرد که برای ما در محضر خداوند استغفار کن.
ابن‌عساکر که سرآمد روزگار در تاریخ و حدیث است به گونه‌ای که علامه امینی می‌گفت من نمی‌دانم خداوند چه مزدی به ابن‌عساکر می‌دهد؛ زیرا او بسیاری از تواریخ را ضبط کرده است که اگر نمی‌کرد از دست می‌رفت. به هر حال او و ابن‌جوزی در مثیر القِران از محمدبن‌هلال نقل می‌کنند که وارد حرم رسول خدا(ص) شدم که بیابان‌نشینی وارد حرم شد و قبر رسول خدا(ص) را زیارت کرد، بعد گفت: «يا خيرَ الرسل إنَّ الله أنزل عليك كتاباً صادقاً قال فيه: وَلَوْ أَنَّهمُ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ واسْتَغْفَرَ لَهُمْ الرَسُولُ لَوَجَدُوا للهَ تَوّاباً رَحِيماً و إنّي جئتك مُستغفراً ربَّك من ذنوبي مُتشفّعاً بِكَ».
این نشان می‌دهد که فهم عربی آن فرد اقتضا کرد که از آیه همین را متوجه شود که رسول خدا(ص) زنده است.
به هر حال در میان علمای شیعه حدود صد کتاب علیه ابن‌تیمیه نوشته شده است، در حالی که از طرف اهل سنت نزدیک به هزار کتاب علیه ابن‌تیمیه و وهابیت نوشته شده است. اهل سنت کمال تنفر را از او دارند، اما یک عده که به وهابی مشهور هستند طرفدار ابن‌تیمیه هستند.

 

 


نقطه‌نظر

حجت‌الاسلام والمسلمین احمد عابدی
 وقف‌های غیرمالی!
 


در طول تاریخ افراد بسیاری متولی وقف بوده‌اند، اما نکته مهم در این بین آن است که خیلی از این وقف‌ها مالی نبوده‌اند. ابن فارض شاعری است که اشعار بسیار نابی در باب محبت به خدا سروده است تا جایی که اشعار او پیش از روی کار آمدن آل‌سعود از مناره‌های مسجدالحرام پخش می‌شد و امروز اشعار او به چند زبان زنده دنیا ترجمه شده است؛ وی در قرن 15 می‌زیسته و ظاهراًً شیعه هم نبوده، ولی از باب محبتی که به امام حسین(ع) داشته است، تمام اعمال و آثار ادبی و هنری خود را وقف سر آن حضرت کرده است.
گاهی اوقات آبرو هم می‌تواند در راه خدا وقف شود، در جنگ تبوک برخی به پیامبر(ص) گفتند که ما برای جنگ، کفش نداریم که با شما به جنگ بیاییم، در اینجا آیه‌ای نازل شد و پیامبر اکرم(ص) فرمودند، کسانی که نمی‌توانند به جنگ بیایند یک رزمنده را حمایت مالی کنند؛ اما فردی بود که نه توان حضور در جنگ را داشت و نه توان مالی که تصمیم گرفت تمام کسانی که به نوعی بدهکار او بودند را در صورت حضور در جنگ حلال کند که عمل او با استقبال پیامبر اکرم(ص) مواجه شد.
وقف، صدقه جاریه‌ای است که از ائمه معصومین(ع) به یادگار مانده است، علامه عسکری از جمله علمایی است که خدمات زیادی به جهان تشیع کرده است؛ ایشان خود گفتند تعداد افرادی که با کتاب‌های من شیعه شده‌اند تا به حال در هیچ کجا سابقه نداشته است. ایشان کتابی به نام «القرآن الکریم و روایات المدرسه» دارند که فقط جلد سوم این کتاب که منتشر شد، 12 هزار نفر در سودان با مطالعه این کتاب شیعه شدند.
سرچشمه توفیقات او وقفی بوده که در اوایل دوران بلوغ کرده است که روی پیشانی خود با انگشت نوشته بود «وقفٌ لله»؛ یعنی تمام فکر و ذهن من وقف راه خدا است و شما می‌بینید هیچ کدام از کتب ایشان حق‌التألیف ندارد و هر کسی می‌تواند آنها را چاپ می‌کند. از این نمونه وقف‌ها از علما بسیار زیاد است و ما کمتر مرجع تقلیدی پیدا می‌کنیم که وقف‌هایی اعم از کتاب و کتابخانه و مدرسه و پژوهشکده نداشته باشد؛ من در دیداری که با حضرت آیت‌الله سیستانی در نجف داشتم یک جلد کتاب هشتصد صفحه‌ای در باب تعارض دیدم و زمانی که از ایشان سؤال کردم آیا اجازه می‌دهید این کتاب را در ایران چاپ کنیم، گفتند: همه امور ما وقف امام زمان(عج) است، بنده اجازه می‌دهم این کتاب را هر کس بخواهد حتی به اسم خودش به چاپ برساند.
سیره وقف در کشورهای دیگر و حتی در بین افراد غیرمسلمان هم جاری بوده است؛ نوبل که جایزه او در صلح و هنر و شیمی و ریاضی و فیزیک در دنیا معروف است؛ در واقع اموال خود را وقف علم و هنر و صلح کرد؛ اما متأسفانه بعد از مرگ او اموالش در اختیار صهیونیست‌ها قرار گرفت و آنها هم جوایز را به هرکس که به عقاید آنها نزدیک‌تر باشد، می‌دهند.

 


گزارش
حسن ابراهیمی
    سردار سپهر در جمع بازنشستگان نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه
بازنشستگان سرمایه‌های اصلی نهاد مقدس سپاه هستند
 

 همایش انس و مودت بازنشستگان ستاد نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه به همت کانون بازنشستگان نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه در تالار همایش‌های شهید محلاتی نمایندگی ولی‌فقیه برگزار شد. در این همایش دو روزه، برنامه‌های متعددی اجرا شد. در ادامه بخش‌هایی از سخنرانی معاون هماهنگ‌کننده نماینده ولی‌فقیه در سپاه، سردار محمدحسین سپهر و معاون سیاسی سپاه، سردار رسول سنائی‌راد در این همایش ارائه می‌شود.

بازنشستگان سپاه جزو خواص و نخبگان هستند
سردار محمدحسین سپهر، معاون هماهنگ‌کننده نماینده ولی‌فقیه در سپاه در این همایش، با اشاره به جایگاه و منزلت رفیع بازنشستگان سپاه اظهار داشت: یکی از مهم‌ترین اهداف برگزاری چنین جلساتی انتقال دغدغه‌ها و نگرانی‌ها و نیز جلب مساعدت و همکاری بازنشستگان گرانقدر برای پیشبرد اهداف عالیه سپاه است.
وی با بیان اینکه بازنشستگان سپاه جزو خواص و نخبگان جامعه هستند، افزود: بازنشستگان عناصر ذی‌قیمت و سرمایه‌های اصلی نهاد مقدس سپاه هستند و در همه حال یار و مددکار انقلاب بوده و ان‌شاء‌الله در ادامه هم خواهند بود.
سردار سپهر در ادامه با تشریح ابعاد و برنامه‌های دشمن در پروژه نفوذ در کشور، گفت: دشمن در پی تغییر ماهیت نظام اسلامی و تغییر ارزش‌های انقلاب است که با دو هدف عمده تغییر رفتار مردم و تغییر رفتار مسئولان و نخبگان برنامه‌های خود را به پیش می‌برد.
وی ادامه داد: یکی از مهم‌ترین عرصه‌های نفوذ دشمن عرصه اجتماعی است؛ یعنی در حقیقت دشمن در پی تغییر سبک زندگی اسلامی، نفوذ در بایدها و نبایدهای اخلاقی جامعه است که پاسداران، به‌ویژه خانواده‌های آنان در این عرصه برای مقابله نقش حیاتی را برعهده دارند.
معاون هماهنگ‌کننده نماینده ولی‌فقیه در سپاه تأکید کرد: پاسداران و خانواده‌های آنان می‌توانند در عرصه سبک زندگی اسلامی پیشقراول بوده و از این حیث الگویی برای جامعه باشند.
در ادامه این جلسه دکتر طباطبایی، کارشناس امور خانواده با اشاره به اصول و مبانی سبک زندگی اسلامی اظهار داشت: اگر مفاهیم و اصول خانواده بر مبنای اسلام و ارزش‌های تعالی آن بنا شود، قوام و استحکام خانواده دو چندان خواهد شد و خانواده از آسیب‌ها و آفت‌ها در امان خواهد بود.

اقدامات سعودی‌ها در یمن بدون موفقیت
سردار رسول سنائی‌راد، معاون سیاسی سپاه نیز در این همایش در جمع بازنشستگان حوزه نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه با تیره دانستن چشم‌انداز دولت عربستان اظهار داشت: ورود سعودی‌ها به جنگ یمن هزینه زیادی برای‌شان داشته است، این را در کنار این مسئله باید دانست که با وجود به کارگیری تجهیزات جدید و گران‌قیمت، دولت سعودی نتوانسته موفقیتی را در برابر یمن که کشوری با روحیه حماسی و دارای ظرفیت بالای تحمل سختی‌ها است، کسب کند.
وی با اشاره به کاهش سریع قیمت نفت در چند ماه اخیر، افزود: با شروع جنگ یمن تا امروز قیمت نفت تا حدود یک‌سوم کاهش پیدا کرده است که دولت سعودی به عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت و عامل عمدی این کاهش قیمت برای جبران کاهش این درآمد و جایگزینی بودجه، مجبور به قطع یارانه‌ها و افزایش قیمت خدمات دولتی شده است و این مسئله با توجه به اینکه ایجاد نارضایتی شدید می‌کند، در کشوری مثل عربستان می‌تواند احتمال بروز هر حادثه‌ای را ایجاد کند.
معاون سیاسی سپاه در ادامه خاطرنشان کرد: سعودی‌ها دچار یک بی‌منطقی شده و با روی کارآمدن شاهزاده‌های جوان تربیت شده غرب در این کشور، به شدت دست به اقدامات نسنجیده می‌زنند. اینها با اعدام شیخ نمر می‌خواستند ترس و وحشت ایجاد کنند، ولی در عین حال با این اقدام سبب ایجاد تنش و شورش شدند.
وی با اشاره به تحولات عراق اظهار داشت: آمریکایی‌ها رسماً تجزیه عراق را به سه بخش عربی سنی، عربی شیعه و کردها دنبال می‌کنند و این فتنه را، فتنه مذهبی و قومیتی نامیده‌اند که درحقیقت دوام نفوذ و قدرت خود را در همین اختلاف و فتنه می‌دانند.
سردار سنائی در پایان سخنان خود با اشاره به انتخابات اسفند ماه هوشیاری و بصیرت کامل پاسداران و بازنشستگان در انتخابات را امری حیاتی و سبب خنثی‌سازی اهداف شوم دشمن دانست.
لازم به ذکر است از دیگر برنامه‌های این محفل صمیمی که به مدت دو روز برگزار شد، تجلیل از جمعی از بازنشستگان، برگزاری مسابقه فرهنگی و ... بوده است.


یادداشت
علیرضا جلالیان

   موشک خط قرمز


هفته اخیر پس از اقدامات مکرر آمریکا در زمینه نقض برجام با وجود اقدام موبه‌موی ایران در اجرای تعهداتش و مسائل مربوط به وضع تحریم‌ها علیه سپاه و... شاهد موضع‌گیری مجموعه نظام در راستای مقابله با این اقدامات بودیم که هدف همه آنها مهار ایران در زمینه گسترش قدرت دفاعی بود. البته اگرچه نوع موضع‌گیری نشانی از زیر برجام زدن ندارد، اما نشان می‌دهد که دریافت صحیحی در مجموعه مسئولان نظام در زمینه خطوط قرمز حیاتی وجود دارد. توان موشکی کشور نقطه قوت و تکمیل‌کننده توان قوای زمینی در حوزه دفاعی است و توان دشمن در مقابله با این مسئله تقریباً نزدیک به صفر است؛ یعنی دشمنان کشور در جنگ‌های غزه و لبنان و نیز جنگ یمن به خوبی به توان موشک‌های در اختیار ایران و جبهه مقاومت پی برده‌اند؛ توانی که موجب شده است در چهار جنگ در سواحل شرقی مدیترانه، یکی از قدرت‌های نظامی منطقه‌ای عملاً ناکارآمد جلوه کند و نتواند اهداف خود را از حملات دنبال کند. دستور رئیس‌جمهوری برای توسعه توان موشکی، موضع‌گیری مسئولان نظام در این زمینه، پیگیری‌ها و موضع‌گیری وزیر دفاع و برگزاری جلسات ‌سرّی با حضور مسئولان این حوزه در نیروهای مسلح در وزارت دفاع برای سرعت بخشیدن به اقدامات توسعه‌ای در این زمینه، نمونه‌های این اقدامات بوده است.
اگرچه طرح مهار ایران در مسئله برجام، اهداف راهبردی را مدنظر دارد؛ اما در حوزه عملیاتی و تاکتیکی تضعیف نقاط قوت ایران، به ویژه در حوزه توان موشکی مدنظر بوده است.
علت این مسئله را می‌توان چنین بررسی کرد؛ اول اینکه همواره توجه دشمن در این حوزه موشک‌های بالستیک بوده است، با توجیه اینکه این موشک‌ها قابلیت حمل کلاهک‌های هسته‌ای را دارند؛ اما باید توجه داشت علت اصلی این موضوع ناتوانی رهگیری و انهدام این موشک‌ها در شرایط شلیک انبوه از طریق سامانه‌های ضد موشکی آنهاست. این موشک‌ها به خارج از جو شلیک شده و به صورت عمودی روی هدف فرود می‌آیند که این، رهگیری را مشکل می‌کند. چه اینکه تمرکز اصلی در طراحی و ساخت این موشک‌ها در کشور امروز به سمت قدرت تخریب متقارن، دقت در اصابت و در صورت نیاز و احساس تهدید، افزایش برد است. قابل توجه اینکه هیچ‌گاه بحثی در مسئله موشک‌های کروز نمی‌شود.
دومین مسئله این است که چنانچه در تداوم و توسعه این توان خللی ایجاد شود یا به عبارتی نقطه ضعف و پاشنه آشیل در قدرت دفاعی به وجود آید؛ نقطه آغاز شکست‌های جبهه مقاومت پس از سیر پیروزی‌های آن خواهد بود. یکی از علل تاکید مکرر رهبر انقلاب بر توسعه بنیه دفاعی در ماه‌های اخیر، همین موضوع بوده است.
سومین مسئله، تأکید مستقیم قرآن بر آیات نورانی آن است. در سوره انفال (آیه60) به مجهز شدن علیه دشمن تاکید شده و آمده است: « وَ أَعِدُّوا لَهُم مَّا استَطعْتُم مِّن قُوَّةٍ»؛ از طرفی در آیه نفی سبیل نیز قاعده رفتار در مقابل کفار این‌گونه بیان شده است: «وَلَن يَجْعَلَ اللّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً» (سوره نسا/ آیه 141).
چهارمین موضوع، توجه به توسعه کمی و کیفی فناوری‌های این حوزه است که خود می‌تواند مقدمه پیشرفت‌های صنعتی در کشور باشد.
 


گلی از باغ

 روایت آقا میرزا در «مگر چشم‌های تو دریاست»



مؤسسه روایت فتح از جمله انتشارات فعال در حوزه دفاع مقدس است. «مگر چشم‌های تو دریاست» کتاب رمانی در گونه دفاع مقدس و از کتاب‌های منتشرشده به کوشش این مؤسسه است.
کتاب، شرح زندگی انسیه جنیدی، همسر مرحوم حجت‌الاسلام احمد جنیدی، امام جمعه پیشوا و مادر شهیدان؛ محمد، عبدالحمید، نصرالله و رضا جنیدی است.
داستان، از دوران کودکی مادر شهید شروع می‌شود و تا سال‌های پس از شهادت پسرانش را به تصویر می‌کشد. جدای از روایت صادقانه مادر شهید از زندگی‌اش، نثر یکدست و بدون تکلف نویسنده، خواننده را مجذوب می‌کند، به طوری که نمی‌تواند کتاب را زمین بگذارد. در این اثر علاوه بر خواندن یک داستان گیرا با سیر انقلاب و جنگ هم آشنا می‌شویم. شاید نکاتی درباره انقلاب و امام و... در آثاری مشابه این کتاب بوی شعار به خود گرفته باشد، اما این رمان بدون نگاه جانبدارانه ما را با حقایقی از تاریخ انقلاب آشنا می‌کند. از ویژگی‌های منحصربه‌فرد این اثر که به خوبی جا افتاده، شیوه تربیتی آقامیرزا پدر انسیه ـ مادرشهیدان ـ است. این پدر همه همّ و غمش را می‌گذارد تا این دختر را به سرانجام برساند. آقا میرزا روی همه رفتار و کردار دخترش از لباس پوشیدن و راه رفتن و مدرسه رفتن تا حرف زدنش حساس است. اما با وجود همه محدودیتی که هست، باز انسیه پدرش را از همه بیشتر دوست دارد، به طوری که او رأی پدر را اگر بر خلاف خواسته خودش هم باشد، می‌پذیرد. این نگاه تربیتی پدر به دخترش که ریشه در نگاه پیامبر اسلام(ص) به دختر دارد، سبب می‌شود که انسیه همسر یکی از بزرگ‌ترین مبارزان انقلاب و البته مادر چهار شهید شود.
در میان خیل کتاب‌های تربیتی که اکثراً ترجمه هستند و ریشه‌ای غیراسلامی دارند، جای خالی این کتاب احساس می‌شد.
نکته مهم دیگر اینکه کتاب در سیزده فصل کوتاه تنظیم شده که کار دنبال کردن داستان‌ها را ساده می‌کند. قطع، حجم، طراحی صفحه و جلد از امتیازات خوب «مگر چشم‌های تو دریاست» می‌باشد. مگر چشم‌های تو دریاست نوشته جواد کلاته‌عربی در 255 صفحه به همراه عکس‌هایی از خانواده جنیدی با شمارگان 1100 و قیمت 14000 تومان به کوشش مؤسسه روایت فتح روانه بازار نشر شده است.



 


قبیله آفتاب

 هنگام دفنش کربلا برایم تداعی شد


هنگامی که او را به خاک می‌سپردند، گوشه‌ای از کفنش بر اثر همان جراحت پهلو به خون آغشته شده بود. با دیدن پسر شهیدم، واقعه کربلا و شهادت علی‌اکبر در نظرم تداعی شد. با تمام وجود برای مظلومیت حضرت امام حسین(ع) سوختم و گریستم.
به نقل از مادر شهید خداکرم روزگار
در خرداد ماه ۱۳۴۲ در یکی از محله‌های شهر بوشهر کودکی پا به عرصه حیات گذاشت که نامش را خداکرم گذاشتند. او در خانواده‌ای مذهبی و پایبند به اصول و عقاید اسلامی رشد کرد. هیچ‌گاه کاری نمی‌کرد که دیگران را آزرده‌خاطر و ناراحت کند و همیشه با همه مهربان و بامحبت بود، هیچ‌وقت نماز و عبادتش ترک نمی‌شد و از غیبت کردن بسیار پرهیز می‌کرد. زمانی که جنگ تحمیلی عراق علیه ایران شروع شد با وجود سن کمی که داشت به هر دری می‌زد تا او را به جبهه اعزام کنند. تا قبل از زمان سربازی حدود چهار یا پنج بار به جبهه رفت و هنگامی که به منزل برمی‌گشت مثل کسی که چیزی گم کرده تا مجدداً به جبهه بازمی‌گشت، آرام و قرار نداشت.
در سال ۱۳۶۱ به خدمت مقدس سربازی رفت. پس از طی دوران آموزشی برای ادامه خدمت او را به ستاد مشترک ارتش در تهران منتقل کردند که در آنجا هم بیقرار بود و شخصاً تقاضا داد که بقیه خدمت سربازی را در جبهه بگذراند. او را به جبهه سومار و سپس شوش و چند منطقه جنگی فرستادند تا خدمت سربازی به پایان رسید، ولی پس از سربازی نیز مدام به جبهه می‌رفت. درجامه بسیجی در جنگ‌های نامنظم شهید چمران حضور داشت. در اواخر سال ۱۳۶۴ به جزیره مینو و منطقه فاو رفت و چند روزی در آنجا بود تا اینکه سوم خرداد ۱۳۶۵ پس از عملیات والفجر ۸ در اثر اصابت ترکش به لقاءالله پیوست.

 

 

صفحه دوازدهم

 
 

 مهدی امیدی

گزارشی از برگزاری ششمین جشنواره مردمی فیلم عمار
دورخیز جشنواره «عمار» برای افق روشن سینمای ایران
 

ششمین جشنواره مردمی فیلم عمار در حالی به کار خود پایان داد که افزایش کمّی و کیفی آثار نسبت به دوره‌های پیش، نوید افقی روشن برای سینمای ایران است. به اعتقاد کارشناسان، جشنواره فیلم عمار اگر از مسیر خودش غفلت نکند و با همین آهنگ به پیشرفت خود ادامه دهد، در سال‌های آینده، به مهم‌ترین جریان سینمایی کشور تبدیل خواهد شد.
حضور 2000 اثر در ششمین دوره جشنواره فیلم فجر غافل‌کننده بود. با توجه به اینکه این آثار، همه به‌وسیله فیلمسازان جوان انقلابی ساخته می‌شوند، شاهد حضور گسترده و پرشور این طیف از نسل جوان در فضای فرهنگی کشور هستیم؛ حضوری که می‌تواند همه معادلات را در سینمای کشور تغییر دهد، به طوری که می‌توان پیش‌بینی کرد که در آینده‌ای نه چندان دور، بخش زیادی از فیلم‌های روی پرده سینماها را فیلم‌های هنرمندان برخاسته از جشنواره عمار تشکیل خواهد داد. همچنین امسال بیش از سه هزار اثر از فیلمسازان خارجی به جشنواره عمار ارسال شد. تراکم این فیلم‌ها سبب شد تا برگزارکنندگان جشنواره عمار تصمیم بگیرند تا بخش بین‌الملل این جشنواره را در قالب یک رویداد مستقل برگزار کنند.
امسال حتی کارکرد جشنواره فیلم عمار از یک رویداد صرفاً هنری فراتر رفت و جنبه دیگری هم یافت. این جشنواره، در قالب پویش مردمی ششمین دوره جشنواره فیلم عمار، تحت عنوان فراخوان «ننه عصمت» (مادر شهیدی که خود در دوران دفاع مقدس برای رزمنده‌ها دستکش می‌بافت) حدود دوهزار دستکش و کلاه برای رزمندگان مدافع حرم در سوریه و عراق ارسال کرد. با اعلام فراخوان «ننه عصمت» و همزمان با آغاز اکران عمومی آثار ششمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار در سینما فلسطین و سایر نقاط اکران مردمی جشنواره عمار در سراسر کشور، اقشار مختلف مردمی، خانواده شهدا، هنرمندان و شخصیت‌ها با حضور در این محل‌ها کمک‌ها و البسه گرم مانند دستکش، شال، کلاه و ... خود را برای پشتیبانی از رزمندگان مقاومت و مدافعان حرم اهل‌بیت‌(ع)، اهدا می‌کنند.
حضور شخصیت‌های مختلف فکری و فرهنگی جبهه فرهنگی انقلاب، از جمله افرادی چون حسن رحیم پورازغدی، حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان، حسن عباسی، وحید جلیلی و ... در این جشنواره نیز از دیگر اتفاقات قابل توجه آن است. برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای انتقال تجربیات هنرمندان با تجربه از جمله حسین زندباف و بهروز افخمی به هنرمندان جوان هم یک اقدام ارزشمند دیگر در این جشنواره است.
* تنوع مضمونی؛ سرمایه اصلی عمار
بدون تردید، هیچ جشنواره‌ای همچون عمار، آثاری با این مضامین متنوع و گسترده ارائه نمی‌دهد. در هیچ جشنواره‌ای نمی‌توان فیلمی درباره طالبان مانند فیلم «تنها میان طالبان» را در کنار فیلمی با موضوع آسیب‌شناسی بحران جنسی چون فیلم «پشت صحنه» دید. به ندرت می‌توان یک انیمیشن درباره فلسطین مثل «بازمانده» را همراه با مستندی درباره سیاستمداران تأثیرگذار تاریخ معاصر مانند مستند «محاکمه» دید. در این جشنواره، هم از مدافعان حرم فیلم‌های متعددی به نمایش درآمد و هم درباره منافقین. هم از بلوچستان فیلم دیدیم و هم از شمال و جنوب و غرب. هم از اوج مدرنیسم ایرانی در شمال تهران فیلم‌هایی به نمایش درآمد و هم از دورافتاده‌ترین روستاهای کشور. گردهمایی طیفی از این آثار با این همه تنوع و تکثر، یک ظرفیت کم‌نظیر برای سینمای کشور است. به همین دلیل هم باید تأسف خورد که مسئولان سازمان سینمایی حاضر نیستند تا حتی یک ریال هم به جشنواره عمار کمک کنند. اگر بخشی از بودجه‌هایی که مسئولان فرهنگی برای جشنواره‌ها و حرکت‌های فرهنگی خنثی و کم‌اثر صرف می‌کنند را به این جشنواره اختصاص بدهند، به‌طور حتم وضع سینمای کشور متحول خواهد شد.
* پیوند سینما و مردم
حتی اگر علاقه به انقلاب و ارزش‌های دینی را هم کنار بگذاریم، با نگاه صرفاً هنری هم جشنواره عمار یک موهبت محسوب می‌شود. برخلاف سایر جشنواره‌ها که با برگزاری مراسم اختتامیه به کار خود پایان می‌دهند و تا یک سال، دیگر هیچ خبری نیست، جشنواره عمار پس از مراسم اختتامیه تازه وارد مرحله جدیدی از برگزاری می‌شود. اگر هر جشنواره‌ای هدف و هویت مشخص و روشنی داشته باشد، در چگونگی برگزاری نیز می‌تواند مشکلات خود را حل کند. هویت مردمی جشنواره فیلم عمار هم به شکل خاص برگزاری این جشنواره منجر شده است. به این ترتیب که پس از برگزاری مراسم اختتامیه و انتخاب برگزیده‌ها، آثار جشنواره در قالب بسته‌هایی به دست اکران‌کنندگان مردمی می‌افتد و آنها با امکانات کم یا زیاد خود، این فیلم‌ها را برای مردم نمایش می‌دهند.
چیزی که نادر طالب‌زاده، دبیر ششمین دوره از جشنواره مردمی فیلم عمار هم به آن اشاره کرده و گفته است: جشنواره عمار یک ویترین مردمی است. این فیلم‌ها اگر‌چه در تهران در سالن سینما فیلم‌ها به نمایش در‌می‌آیند، اما در شهرستان‌ها فیلم‌ها به حسینیه‌ها، مساجد، مدارس و خانه‌های مردم می‌روند.
وی می‌گوید: هر چه جلو می‌رویم، جشنواره عمار پخته‌تر و حرفه‌ای‌تر می‌شود. آثار جشنواره در همه حوزه‌ها ارتقای کیفی پیدا کرده و حتی مخاطبان عمار هم روز به روز بیشتر می‌شود.
طالب‌زاده افزود: فیلم‌های امسال جشنواره عمار بسیار بکر و ناب بودند. برخی از این آثار به‌گونه‌ای هستند که هیچ فیلمساز بین‌المللی حتی نمی‌تواند مجوزی برای ساخت آن بگیرد.
وی ادامه داد: جشنواره عمار ارتقای کیفی دیدن فیلم را در ایران بالا برده است؛ کاری که ۳۰ سال پیش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، باید طرحی برایش می‌نوشت؛ اما اکنون عمار به طور خودکار این کار را انجام می‌دهد.

 



حسین کارگر


لزوم تشکیل جبهه جهانی مقاومت فرهنگی



 
حوادث اخیر منطقه، بار دیگر لزوم تشکیل جبهه فرهنگی مقاومت جهانی با محوریت ایران را الزامی کرد.
جنایات گروه تکفیری ـ صهیونیستی داعش، فاجعه منا، جنایت بی‌سابقه علیه مسلمانان در نیجریه و این بار، قتل یک عالم دینی در عربستان به دست رژیم آل‌سعود، همه مهره‌های یک زنجیره هستند و از خواب‌های آشفته جبهه باطل علیه مسلمانان خبر می‌دهند. تحلیل درباره این وقایع، در این مجمل نمی‌گنجد و نیازمند مباحث اساسی سیاسی است؛ اما آنچه در این میان اهمیت دارد، نقش‌آفرینی جریان‌های فرهنگی، هنری و رسانه‌ای برای آگاه‌سازی افکار عمومی است. امروز، عمده رسانه‌های حاکم بر جهان، در جهت منافع جریان‌هایی، چون آل‌سعود و داعش کار می‌کنند.
تمامی اتفاقات تلخ ماه‌های اخیر در اوضاعی روی داده است که انقلاب اسلامی ایران در آستانه 40 سالگی قرار دارد؛ انقلابی که بخش زیادی از سرمایه‌گذاری‌ها، سیاست‌گذاری‌ها و تولیدات هنری غربی برای توهین و سلطه‌بر آن مشغول شده‌اند؛ البته می‌توان تولید این‌گونه آثار هنری ضد ایرانی و اسلام‌ستیز را به‌نوعی امیدوارکننده دانست؛ زیرا این گونه فعالیت‌های آمریکایی‌ها و غربی‌ها گویای وحشت‌شان از «انقلاب» است. انقلاب اسلامی ایران، تنها انقلاب دینی عصر جدید است که از پس تاریک‌اندیشی غرب متجدد، ندایی تازه در گوش تاریخ انداخته و نوای رهایی‌بخش انبیا و صدیقین را زنده کرده است؛ انقلابی که یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های آمریکا در خاورمیانه ـ سلطنت پهلوی ـ را برانداخته و سایر پایگاه‌های آن را متزلزل کرده است؛ انقلابی که فرهنگی جهانی و جدید را با هدف برپایی عدالت و معنویت مقصود خود قرار داده است. به این ترتیب، انقلاب اسلامی ایران یک جریان فرهنگی پویاست که زیربنای عمل اقتصادی، اجتماعی و بین‌المللی ماست و چنانچه به درستی به گوش جهانیان برسد و نتایج عینی خود را نشان دهد، کاخ سلطه‌گران دنیا را ویران خواهد کرد. بنابراین، نمی‌توان جز برخورد و تقابل فرهنگی دولت‌های غربی با ایران و اسلام انتظاری دیگر داشت.
اما آنچه انتظار نمی‌رود، سد دفاعی ضعیف در مقابل آن است؛ در حالی که اکنون در غرب، ده‌ها فیلم، انیمیشن، کتاب، بازی رایانه‌ای و... علیه مسلمانان در حال تولید است، اما در مقابل و در جبهه فرهنگی خودی کار زیادی انجام نمی‌شود.
برای مقابله با تهاجمات فرهنگی آمریکایی و غربی، همان‌طور که امروز پیوندی گرم بین فعالان سیاسی و نظامی این جبهه ایجاد شده، در زمینه فرهنگی و هنری نیز باید این ارتباطات به وجود بیاید و استمرار یابد. باید برگزاری همایش‌ها و جشنواره‌هایی با حضور اندیشمندان و هنرمندان ضد امپریالیست، ضداستکبار و ضد‌صهیونیست جهانی در کشورمان افزایش یابد. به خوبی به یاد داریم که تنها برگزاری یک جشنواره در این زمینه به نام مسابقه جهانی کاریکاتور هولوکاست، تا چه حد وحشت آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها را برانگیخت. حال فکر کنید که اگر این‌گونه جشنواره‌ها در سایر رشته‌های هنری نیز برپا شوند، چه خواهد شد.

 


خبرها

 کنگره دو هزار شهید هنرمند برگزار می‌شود
کنگره ملی دو هزار شهید هنرمند از 23 دی تا اول بهمن برگزار می‌شود. غلامرضا منتظری، رئیس سازمان بسیج هنرمندان در نشستی گفت: این کنگره با این هدف برگزار می‌شود که گوشه‌هایی از ظرفیت و معنویت شهدا را در فضای فرهنگی جامعه اشاعه دهد و گام مؤثری برای جدی‌تر شدن گفتمان هنر انقلاب اسلامی در فضای امروز جامعه و جهان بردارد. محمد خزاعی، دبیر کنگره ملی شهدای هنرمند نیز اظهار داشت: غرق شدن در امور روزانه و برگزاری جشنواره‌های پرزرق و برق سبب می‌شوند که گاهی نسبت به آرمان‌های شهدا دچار غفلت شویم. ما احتیاج داریم که گاهی با خودمان خلوت کنیم و به کاری که شهدا انجام دادند، فکر کنیم. کنگره ملی شهدای هنرمند هم با این هدف برگزار می‌شود که کمک کند تا یک بار دیگر هنر انقلاب احیا شود و در مناسبات فرهنگی امروز اشاعه پیدا کند. وی همچنین از بزرگداشت شهید نمر و تجلیل از سه شهید هنرمند مدافع حرم در این کنگره خبر داد.
استعفای شهاب حسینی از مشاوره جشنواره فجر
شهاب حسینی در اعتراض به عملکرد مدیریت سی‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر از سمت مشاور دبیر این جشنواره استعفا داد. شهاب حسینی با انتشار نامه‌ای در این‌باره نوشت: پذیرش سمت مشاور دبیر جشنواره‌ سی‌وچهارم فیلم فجر در خلال مشغله کاری‌ام، صرفاً به این دلیل بود که تصور می‌کردم در این دوره، وجود نگاهی نو و اندیشه‌ای تازه موجب تکرار نشدن اشتباهات گذشته و رفع نواقص دوره‌های قبل خواهد شد. چراکه در دوره‌های پیشین، وجود نواقص و اشتباهات بود که آن مهم را از ذات جشنواره بودن خود دور و عملاً آوردگاه حواشی بعضاً تأسف‌بار کرده بود. وی همچنین با اشاره به استفاده دبیر جشنواره از لفظ معضل برای یکی از فیلم‌هایی که شهاب حسینی در آن بازی کرده، افزود: اینجانب سید شهاب‌الدین حسینی بازیگر فیلم مذکور در جهت کاهش معضلات دبیر محترم جشنواره فیلم فجر، بدین وسیله از سمت مشاور جشنواره سی‌وچهارم اعلام انصراف و کناره‌گیری می‌نمایم.
سریال «آتش در نیستان» درباره جهان اسلام ساخته می‌شود
نگارش فیلمنامه سریال «آتش در نیستان» در مرکز گسترش فیلمنامه‌نویسی رسانه ملی آغاز می‌شود. پرویز شیخ طادی، نویسنده و کارگردان سریال «آتش در نیستان» با اعلام خبر پایان پژوهش این سریال گفت: پیش‌بینی می‌شود، نگارش فیلم‌نامه بیش از یک‌سال به طول بینجامد. شیخ طادی درباره قصه «آتش در نیستان» افزود: داستان مربوط به جوانی ایرانی است که علیه شرایط موجود تسلط مغولان بر ایران قیام می‌کند و در این مسیر، هم با مغولان و هم با خائنان داخلی به مبارزه برمی‌خیزد و... .

 


جمع‌بندی تریبون ـ 20

 نظر شما درباره وضع تحریم‌ها و قوانین جدید آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران چیست؟


 



بیستمین شماره از هم‌اندیشی تریبون را در هوای سرد زمستانی به موضوع داغ تحریم‌های جدید آمریکا که هر روز هم ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند، اختصاص دادیم. در ادامه نظرات شما همراهان گرامی جمع‌بندی می‌شود.

دشمن غیرقابل اعتماد
«آیت رستمی» از جوانرود: قابل اعتماد نبودن آمریکا و غرب را می‌رساند.
«کمال زارع» از تهران: رهبری فرمودند آمریکا غیرقابل اعتماد است، تحریم‌های جدید ثابت کرد.
«محمد عباسقلی‌پور» از املش: آمریكا مورد اعتماد نیست.
«محمد زارع‌تیموری» از تهران: شیطان بزرگ غیرقابل اعتماد است.
«مهدی مقصودی‌فر» از خوانسار: دشمن غیرقابل اعتماد است.
«بهرام سلامی» از میاندوآب: وضع تحریم‌های جدید حاصل اعتماد به کدخدا بود!
«صادق آریا» از خلیل‌آباد: از آمریکای عهدشکن و نامرد چه توقع می‌توان داشت، جز عهدشکنی.
«علی یوسف‌وند» از کرمانشاه: نقض عهد و قابل اعتماد نبودن آمریکا.

دشمنی بی‌پایان
«مریم وفایى» از زرین‌شهر: دشمنى آمریكا دیرینه است و پایانى ندارد.
«نصراللهی» از شوش دانیال: آنها با اصل اسلام و انقلاب مخالفند، اینها بهانه است.
«زیور ولی‌پور» جهان‌آباد از شیراز: آمریکا با اصل و اساس نظام جمهوری اسلامی مخالف است و می‌خواهد مردم ایران را به زانو درآورد.
«جواد صادقی‌سطری» از سنقر: آمریکا با اصل نظام مقدس جمهوری اسلامی مشکل دارد.
خواهر «ناصری» از مراغه: دشمنی دولت آمریکا با نظام جمهوری اسلامی ایران.
«محسن رضوانی» از عزیزآباد: نشانه خصومت پایان‌ناپذیر آمریکاست.

گرگ و میش
«فرهاد» از جویبار: گرگی که چند صباح لباس میش پوشیده بود، دوباره رفتار گرگ‌منشانه انجام داد.
«حمید معین‌الدینی» از کرمان: گرگ دوست بره نمی‌شود، ما از اول تحریم بودیم.

هیچ غلطی نمی‌تواند بکند
«میلاد حاجی‌محمدی» از قزوین و «آقاپور» از رباط‌کریم: آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.

انزوا
«نظری» از رشت و «علی‌اکبر عبدی» از چاراویماق: می‌خواهند ایران را منزوی کنند.
«حلیمه عابدی» از کرمان: آمریکا می‌خواهد چهره ایران را تخریب کند.
«شکری» از کرمانشاه: می‌خواهند ما را از پا بیندازند.
بی‌توجهی مسئولان
«محمدباقر رضایی» از لنده: سبب می‌شود کسانی که رؤیای رابطه با آمریکا را می‌بینند از خواب غفلت بیدار شوند.
«نجفی» از قشم: مسئولان به خود بیایید، ما ذلت را نمی‌پذیریم.
«بهرام عباسی» از مهاباد: پایان تحریم‌ها با توافق هسته‌ای خیال باطل است.
«جهانگیر دیده‌بان» از مراغه: کوته‌اندیشی بعضی از مسئولان را نشان می‌دهد.
«عبدالرحیم شهبازی» از اصفهان: دشمن در کمین است تا مسئولان سستی و عقب‌نشینی داشته باشند تا حلقه فشار را تنگ‌تر کند.
«جواد قاسمی» از خنداب: مسلماً در آینده نزدیک تحریم‌های بیشتری وضع خواهد شد، آمریکا می‌خواهد واکنش دولت و ملت ایران را بسنجد.
«رضا شمسی» از شازند: آمریکا از عزم دولت ایران برای اجرای برجام سوءاستفاده می‌کند.
«عارف جمالی» از کرمانشاه: چند بار باید حضرت آقا بفرمایند که آمریکا شیطان بزرگ است! مسئولان به خودشان بیایند، دنبال اقتصاد مقاومتی بروند!
سایر نظرات
«احمد محمدی» از آبیک: علت بدبینی رهبر معظم با این وضعیت مشخص شد.
«حسینعلی جعفرزاده» از اصفهان: دستگاه دیپلماسی کشور خیلی ضعیف عمل می‌کند.
«عظیمه نوری» از سمیرم: نقض گفتمان برجام.
«مصطفی اکبری» از داران: نشان از خوی ددمنشی دشمن دارد.
«ظفری»: اگر از روز اول انقلاب تن به مذاکره می‌دادیم الآن به قدرت نمی‌رسیدیم.
«محمد زارعی‌برآبادی» از خواف: به بهانه‌های مختلف تحریم‌های بیشتر اعمال و وضعیت بدتر خواهد شد!
«سیدامیر شکوهی» از شیراز: دشمنی ادامه‌دار برخلاف خیالات بعضی‌ها در ایران.
«محمد صیام‌پور» از اصفهان: نقض برجام است.
«علیرضا میرزایی» از تهران: تحریم‌ها برای تحت فشار قرار دادن امت ایران برای سازش است.
«اسماعیل صبحی» از سراب: آمریکا اگر رفتاری جز این می‌کرد قابل تأمل بود.
«محمدرضا محی‌آبادی» از کرمان: آمریکا می‌خواهد تحریم‌ها بعد از اجرای برجام بماند.
«مرتضی اکبری» از اصفهان: به نوعی حفظ اهرم فشار بر اقتصاد ایران برای تأثیر بر انتخابات اسفند ماه.
«محمد صابری‌فر» از کردکوی: باید در مقابل زیاده‌خواهی آمریکا ایستاد و اقتصاد مقاومتی را رونق بخشید.
«موسوی‌پارسایی» از کردکوی: سبب آمادگی‌های لازم نیروهای ولایی خواهد شد.
دیگر همراهان
«به‌مرد از اراک»، «محمود نصیری» از شاهرود، «علی عزیزخانی» از ابهر، «کتایون حاجت‌پور» از شهرکرد، «محبوبه علی‌بابایی» و «اصغر واصفیان» از اصفهان.
برندگان تریبون 20
مرتضی اکبری از اصفهان/ عظیمه نوری از سمیرم/ اسماعیل صبحی از سراب
پرسش تریبون 21
هدف رژیم آل‌سعود از اعدام شیخ‌نمر چه بود


یادمان

یار زنده‌یاد، در مسیر دو میلاد
ما را چه سود از بازخوانی تاریخ تولد مادری استاد ابوالفضل علامی، ما بیشتر به یقین تاریخ تولد معنوی و تعیین مسیر زندگی و قرآنی او نیازمندیم.
در صدر و ذیل زندگی‌نامه افراد جامد و عوام‌اندیش، تنها دو تاریخ ثبت می‌شود؛ تاریخ تولد و تاریخ وفات. آنان تنها آغاز و انجامی دارند و از وجود آماری برخوردارند بی‌آنکه منشأ اثر باشند. این گروه، همانند حروف والی هستند که نوشته می‌شوند، ولی خوانده نمی‌شوند. وجودشان بی‌برکت و بی‌ثمر است و در جامعه نقش روزنامه‌ای و ارزش روزانه دارند؛ ولی انسان‌های دین‌باور، هر زمان تولد دوباره می‌یابند. استاد علامی(ره) از این دسته بود، او با تحمل درد و رنج ناشی از جبهه و جنگ، ولی با عزم و اراده پولادین توانست به بخشی از معارف قرآن دست یابد. او در حقیقت روزی چشم به جهان گشود و تولد معنوی یافت که به ساحت مقدس قرآن کریم تشرف یافت و در حوزه‌های قرائت و «علم الاصوات» و تجوید و تفسیر قرآن گام برداشت.
حقیر در طول ۲۵ سال تعامل دوستانه، او را همکاری پرتوان و جدی یافتم. او «پیراندیش» و «جوان‌تلاش» و خوش‌ذوق و زمان‌شناس بود و در قاموس حیاتش خستگی، بی‌حالی، تن‌پروری و سستی یافت نمی‌شد و این تلاش و تکاپوی معنوی او پیوسته ادامه داشت. تا روزی که با تولد برزخی مسیر تکامل خود را تغییر داد و به دعوت حق لبیک گفت تا این بار، نه در مسابقات بین‌المللی، بلکه در ملکوت اعلی و در مسابقه «اقرأ و ارق» شرکت جوید و به درجات فردوس اعلی راه یابد. آری استاد علامی عمر پر برکت خود را در مسیر دو میلاد معنوی و برزخی سپری کرد. بی‌آنکه پرونده‌اش مختومه اعلام شود؛ چرا که معلمان و قاریان و حاملان قرآن با انس دائم با قرآن سمت‌وسوی الهی می‌یابند و رنگ خدایی می‌گیرند و وجه‌الله می‌شوند و به «یبقی وجه ربک» مفتخر می‌گردند. حیات پربرکت این یار همیشه در یاد همانند دایره‌المعارف و دانشنامه بزرگی است که در هر زمان حیات علمی دارد و گذشت ایام آن را از مدار خارج نمی‌سازد. این دوست عزیز ما گرچه از دار فانی رخت بربست، ولی نغمه‌های دلنواز و آثار مکتوب و آموزه‌های او در دل‌ قرآن‌پژوهان خواهد ماند و این جمله‌های معدود که در آستانه اربعین او و به نشانه بدرقه آن یار سفر کرده قلمی شد، سزاوار مقام معنوی او نبود، بلکه تذکار و بهانه یادکرد او بود.
حجت‌الاسلام والمسلمین جعفر وفا

 

حسن ختام
  ديدگان‌مان از فراق تو بي‌فروغ گشته‌اند
اي يوسف گم‌گشته! و اي گم‌گشته يعقوب!
يعقوب‌وار، چه شب‌ها و روزها كه در فراق تو آرام و قرار نداريم.
در دوران پر درد هجران، اشك مي‌ريزيم و مي‌گوييم:
تا به كي حيران و سرگردان تو باشيم؟
تا به كي رخ ناديده تو را وصف كنيم؟
با چه زباني و چه بياني از اوصاف تو بگوييم و چگونه با تو نجوا كنيم؟
سخت است بر ما كه از دوري تو روز و شب اشك بريزيم
سخت است بر ما كه دوستان، ياد تو را كوچك شمارند
يا بقّيةالله(عج)!
خسته‌ايم و افسرده، نالانيم و پژمرده و گريه امان‌مان را بريده است.
اما نمي‌دانيم چه شيريني و حلاوتي در اين درد و دوري است كه مي‌گوييم:
كجاست آنكه از غم هجران تو ناشكيبايي كند؟
كجاست آن چشم گرياني كه از دوري تو اشك بريزد؟
مولاي من! ديدگان‌مان از فراق تو بي‌فروغ گشته‌اند.
و مي‌دانيم پيراهن يوسف، يادگار ابراهيم، نزد توست.
و اي كاش نسيمي از كوي تو، بوي آن پيراهن را به مشام جان ما رساند.
و اي كاش پيكي، پيراهن تو را به ارمغان بياورد تا نور ديدگان‌مان گردد.
اي كاش پيش از مردن، يك بار تو را به يك نگاه ببينيم.
درازي دوران غيبت، فروغ از چشمان‌مان برده است.
كي مي‌شود شب و روز تو را ببينيم و چشمان‌مان به ديدار تو روشن شود؟
شكست و سرافكندگي، خوار و بي‌مقدارمان كرده است.
كي مي‌شود تو را ببينيم كه پرچم پيروزي را برافراشته‌اي؟
و طعم تلخ شكست و سرافكندگي را به دشمن چشانده‌اي.
كي مي‌شود كه ببينيم ياغيان و منكران حق را نابود كرده‌اي؟
و پشت سركشان را شكسته‌اي.
كي مي‌شود كه ببينيم ريشه ستمگران را بركنده‌اي؟
و اگر آن روز فرارسد و ما شاهد آن باشيم، شكرگزار و سپاسگو نجوا خواهیم کرد:
«الحمدلله رب العالمين»