بازگشت

 

صفحه اول

 
 

سرمقاله
علی قاسمی

   جوشش خون پاک
 


رژیم آل‌سعود در اوج درندگی و سبوعیت و بدون توجه به احساسات جهان اسلام با وجود اعتراضات فزاینده مسلمانان، شیخ‌نمر باقرالنمر روحانی مبارز و برجسته شیعه عربستانی را به اتهام واهی امنیتی و حمایت از تروریسم اعدام کرد. او که تنها برای احقاق حقوق مشروع شیعیان و رفع تبعیض و بی‌عدالتی در عربستان مبارزه می‌کرد، به بهانه واهی برهم زدن امنیت و فتنه‌افکنی متهم شد. این روحانی مجاهد و خستگی‌ناپذیر که در تیر ماه 91 پس از تعقیب و حمله مسلحانه نیروهای امنیتی رژیم سعودی به خودروی حامل وی که او را به منزلش می‌برد، مجروح و سپس دستگیر و در مکان نامعلومی بازداشت شد، در نهایت خبر شهادتش در دوازدهم دی ماه 94 رسانه‌ای شد.
کثرت اعدام‌ها، زندانی کردن معترضان به نقض حقوق بشر در این کشور، ترویج ایدئولوژی‌های افراط‌گرایانه، ترویج تعصبات فرقه‌ای و مذهبی، کمک به بازگشت حکومت‌های مستبد در منطقه، حمایت مالی و پشتیبانی سنگین از گروه‌های تکفیری، سرکوب قیام و بیداری اسلامی مردم بی‌دفاع و مظلوم بحرین و در نهایت کشتار بی‌رحمانه مردم مستضعف یمن در طول 10 ماه گذشته، تنها بخشی از نمونه‌های بارز نقض آشکار حقوق بشر سعودی‌ها است که کسی جرئت انتقاد و اعتراض به آنها را ندارد؛ چراکه این‌گونه اقدامات با هماهنگی اربابان غربی آل‌سعود از جمله آمریکایی‌ها انجام شده است. افزون بر این، عربستان سعودی بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر با لابی فراوان و دلارهای نفتی به عنوان رئیس کمیته حقوق بشر سازمان ملل هم انتخاب می‌شود. به قدری وضعیت حقوق بشر در عربستان به هم ریخته است و آش آن‌قدر شور است که حتی اندیشکده‌های آمریکایی همچون بنیاد دفاع از دموکراسی، از پیامدهای خطرناک ناشی از «تداوم چشم‌پوشی یا بی‌اعتنایی ایالات متحده» نسبت به نقض حقوق بشر از سوی دولت عربستان سعودی هشدار داده‌اند. اتهام‌های دروغین و واهی سعودی‌ها به قدری مبرهن است که سازمان حقوق بشر عربی اعدام شیخ‌نمر را امری بی‌سابقه و خطرناک از نوع خود دانست و اعلام کرد که اعدام‌ها در عربستان خلاف ارزش‌ها و قوانین بین‌المللی است. در یک نگاه گذرا شاهدیم که هفت هزار عضو از دودمان سلطنتی آل‌‌سعود بر بیش از ۲7 میلیون نفر جمعیت این کشور حکمرانی می‌کنند و علاوه بر در دست‌ داشتن تمام امور حساس کشور، ثروت‌های نجومی حاصل از فروش نفت و گاز و تمام امور کشور را بدون حضور هرگونه نهاد انتخابی یا نظارت مردمی در اختیار خود دارند. نقض حقوق بشر و حقوق اولیه حدود سه میلیون نفر از شیعیان در طول این سال‌ها، سبب شد همراه با موج بیداری اعتراضات مردمی در این کشور به راه بیفتد. به دلیل خفقان موجود و نبود آزادی بیان بسياري از زندانيان سياسي تنها به جرم آزادي بيان و حضور در برنامه‌های اعتراضی بازداشت شده‌اند. بنا بر اسناد دیده‌بان‌های حقوق بشر، برخي از بازداشت‌‌شدگان عربستاني در اين مدت هدف انواع شکنجه‌ها و بدرفتاري‌هاي مأموران امنيتي رژيم سعودي قرار گرفته‌اند و برخی دیگر نیز بدون دفاع در محاکم قضایی همچون شیخ‌نمر اعدام شده‌اند. در حالی که گفته می‌شود شیخ‌نمر حدود صد صفحه دفاعیه درباره اتهامات وارده به خودش را تهیه کرده بود که حتی فرصت طرح آن را هم به وی ندادند.
سخن آخر اینکه شهادت و خون پاک این عالم وارسته پیامدهای بسیاری بر امور داخلی عربستان خواهد داشت و احتمالاً فضای راه‌پیمایی مسالمت‌آمیز از این پس به صورت مسلحانه و برای انتقام‌گیری از شهادت شیخ‌نمر دنبال خواهد شد و عربستان باید تاوان سنگینی را به دلیل این اقدام توأم با حماقت خود بپردازد.

 


سخنگوی شورای نگهبان در گفت‌وگوی اختصاصی با صبح‌صادق
 شورای نگهبان به حاشیه‌سازی‌ها توجه نمی‌کند
 


نجات‌الله ‌ابراهیمیان، سخنگوی شورای نگهبان در گفت‌وگو با خبرنگار صبح‌صادق گفت: شورای نگهبان به حاشیه‌سازی‌ها نمی‌پردازد و کاری با هجمه‌پراکنی‌های برخی افراد و جریان‌ها ندارد.
ابراهیمیان، درباره فرآیند احراز صلاحیت‌ها گفت: هیئت‌های اجرایی از پنجم‌ دی‌ماه فرآیند بررسی صلاحیت داوطلبان را آغاز کرده‌اند و این روند به مدت 10 روز ادامه خواهد داشت. پس از پایان این مدت، مسئله صلاحیت و تصمیم‌گیری درباره صلاحیت به داوطلبان اعلام می‌شود. از شانزدهم د‌ی‌ماه نیز به مدت چهار روز داوطلبان فرصت دارند که شکایت خودشان را در‌ زمینه ردّ صلاحیت‌ها به هیئت نظارت استان تقدیم کنند.
وی تأکید کرد: هیئت نظارت به موجب دریافت شکواییه و اعتراضی از سوی داوطلبان، به مدت هفت روز از بیستم تا بیست و ششم دی‌ماه فرصت دارند که به این شکایات رسیدگی کنند. پس از کسب نظر از هیئت مرکزی، درباره داوطلبان ردّ صلاحیت شده و همین‌طور درباره داوطلبانی که صلاحیت‌شان تأیید شده، در زمینه ورود یا عدم ورود شکایت داوطلبان اظهارنظر می‌کند.
سخنگوی شورای نگهبان افزود: پس از این مرحله برای داوطلبانی که رد صلاحیت شده‌اند، فرصتی در نظر گرفته شده است تا آنها هم شکایت‌های خود را به شورای نگهبان تقدیم کنند. شورای نگهبان نیز به موجب ماده 52 قانون انتخابات 20 روز فرصت دارد (27 دی‌ تا 16 بهمن) درباره کلیه داوطلبان اعلام‌نظر کند.
ابراهیمیان با بیان اینکه داوطلبان معترض به رأی شورای نگهبان هم فرصت تجدیدنظر دارند، اظهار کرد: داوطلبانی که در مراحل قبلی صلاحیت‌شان تأیید شده است، اما شورای نگهبان نظر به ردّ صلاحیت آنها داشته است نیز براساس تبصره 3 بند 2 ماده واحده مصوبه 78 مجمع تشخیص مصلحت نظام امکان تقدیم شکایت و اعتراض را دارند.
وی درباره شیوه رسیدگی به صلاحیت‌ها افزود: براساس استعلامات مراجع چهارگانه که در قانون مشخص شده و همین‌طور در صورت ضرورت بررسی‌هایی که درباره وجود شرایط و موانع از سوی هیئت‌های اجرایی صورت می‌گیرد، اظهارنظر خواهد شد و شورای نگهبان هم بر همین مبنا و با همین ابزار، مسئله مربوط به شکایت داوطلبان را در زمینه صلاحیت، بررسی می‌کند.
ابراهیمیان با اشاره به مدت 30 روزه برای احراز صلاحیت داوطلبان خبرگان رهبری، تأکید کرد: فرآیند احراز صلاحیت داوطلبان مجلس خبرگان رهبری از ششم دی‌ماه آغاز شده و فقهای شورای نگهبان تا پنجم بهمن‌ماه فرصت دارند که صلاحیت داوطلبان مجلس خبرگان را بررسی کرده و درباره آنها اظهار‌نظر کنند.
وی یادآور شد: اگر داوطلبی احتمالاًً به تصمیم یا اعلام نظری در جریان این فرآیند معترض باشد، اعتراض او به موجب ماده 16 آیین‌نامه در شورای نگهبان از هشتم تا دهم بهمن‌ماه بررسی خواهد شد. البته آنچه در مسئله احراز صلاحیت‌های داوطلبان خبرگان از اهمیت بسزایی برخوردار است، شرط علمی و اجتهاد داوطلبان است. جدول زمانی دقیق مربوط به برگزاری امتحانات و کسانی که باید در این آزمون‌ها شرکت کنند، از سوی فقهای شورای نگهبان اعلام شده و در قالب اطلاعیه‌ای در پایگاه شورای نگهبان منتشر شده است که لازم است برای کسب جزئیات و اطلاعات بیشتر به این پایگاه مراجعه شود.
سخنگوی شورای نگهبان در پاسخ به این پرسش که داوطلبان بانوی شرکت‌کننده در انتخابات خبرگان هم در فرآیند صلاحیت‌ها قرار می‌گیرند یا با ردّ حضور روبه رو می‌شوند، گفت: روند پیگیری صلاحیت بانوان شرکت‌کننده هم همچون مابقی داوطلبان طی می‌شود، اما اینکه آیا موانع حضور در جمع نامزدهای مجلس خبرگان برای آنها وجود دارد یا خیر، به عهده شش فقیه محترم شورای نگهبان است که شرایط قانونی مربوط به داوطلبان خبرگان را بررسی خواهند کرد.
وی درباره تعداد بالای داوطلبان مجلس و تدبیر شورای نگهبان برای فرآیند سخت استعلامات و پیگیری صلاحیت‌ها بیان کرد: درباره داوطلبان خبرگان به نظر می‌‌رسد این فرصت یک ماهه کافی باشد، چرا که از بین این 800 نفر شرکت‌کننده برخی همان شرایط اولیه را هم ندارند و فرصت پیگیری صلاحیت را به بخش مهم‌تر و شاید تعداد کمتر داوطلبان بدهند. اما درباره مجلس شورای اسلامی بیش از 8 هزار نفر داوطلب برای اولین‌بار نام‌نویسی کرده‌اند. بررسی جمع‌آوری اطلاعات درباره این داوطلبان شروع شده و البته طبیعی است، کار فشرده و سختی را در پیش داریم. اما با توجه به اینکه شورای نگهبان باید در مهلت قانونی اظهارنظر کند و وقتی که به هر کدام از داوطلبان برای بررسی صلاحیت‌ها و احتمالاًً رسیدگی به اعتراضات‌شان اختصاص داده می‌شود، به نسبت تعداد پرونده‌ها تقسیم خواهد شد و از همه فرصت‌های موجود بهره می‌بریم تا این وظیفه خطیر به نحو احسن انجام شود.
ابراهیمیان در پایان درباره هجمه‌ها و حاشیه‌هایی که برخی از داوطلبان پیش از هرگونه اعلام‌نظری از سوی شورای نگهبان، خود را ردّ صلاحیت شده می‌دانند، افزود: شورای نگهبان به حواشی نمی‌پردازد و کاری با این هجمه‌پراکنی‌ها ندارد. همه باید منتظر باشند تا مراحل قانونی پیگیری صلاحیت‌ها طی شود و در زمان مقرر می‌توان درباره صلاحیت یا ردّ صلاحیت داوطلبی اظهارنظر کرد.

 


 

یادداشت
علی حیدری
بازی با شیطان!
 


همزمان با گام‌های مثبت جمهوری اسلامی ایران برای اجرای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، که نمونه آخر آن انتقال بخشی از اورانیوم غنی‌شده ایران به روسیه بود و با واکنش‌های مثبت غرب و آمریکا همراه شد و «جان کری» وزیر خارجه آمریکا هم آن را «یکي از مهم‌ترين گام‌های ايران به سمت اجراي تعهداتش» دانست، هر روز شاهد اقدام خصمانه جدیدی از سوی آمریکایی‌ها علیه کشورمان هستیم؛ از تصویب لایحه مجلس نمایندگان آمریکا که افراد غیرآمریکایی سفر کرده به ایران، عراق، سوریه و سودان پس از سال 2011 را از شمول برنامه معافیت روادید خارج می‌کند، تا قطعنامه سنای آمریکا مبنی‌بر تحریم مقامات ایرانی که جامعه بهائیان را در ایران تحت پیگرد قرار می‌دهند و طرح مجلس نمایندگان این کشور که براساس آن باید دو میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده کشورمان در نیویورک به عنوان غرامت به قربانیان بمب‌گذاری‌های سال‌های 1983 و 1996 و خانواده‌‌های آنها پرداخت شود و اخیراً هم خبرهایی منتشر شده که از تحریم‌های جدید آمریکا علیه برخی شرکت‌ها، سازمان‌ها و افراد به دلیل آزمایش موشکی اخیر ایران حکایت داشت. آمریکایی‌ها این خبرها را دو روز پس از انتشار خبر شلیک موشک‌های ایران در نزدیکی ناو آمریکایی «تئودور روزولت» که از سوی سپاه تکذیب شد، منتشر کردند.
در چنین شرایطی رئیس‌جمهور کشورمان با اشاره به تداوم سیاست‌های خصمانه و دخالت نامشروع و غیرقانونی آمریکا در زمینه حق تقویت قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران، به وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح دستور داد که در چارچوب سیاست‌های دفاعی مصوب، برنامه تولید انواع موشک‌های مورد نیاز نیروهای مسلح را با سرعت و جدیت بیشتری ادامه دهد. همزمان برخی مقامات آمریکایی پس از انتشار این خبر اعلام کردند که هنوز تصمیم قطعی برای اجرای تحریم‌های پیش گفته ندارند.
سخن از اعمال این تحریم‌ها در شرایطی به میان می‌آید که مقامات جمهوری اسلامی و در رأس آنها، رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها تأکید کرده‌اند که هرگونه اقدام آمریکا و طرف‌های غربی برای حفظ یا افزودن تحریم‌ها، از نظر ایران نقض برجام محسوب خواهد شد.
اما در این میان چند نکته مهم وجود دارد که می‌توان به عنوان عوامل بازدارنده آمریکا برای اعمال این تحریم‌ها از آنها سخن گفت:
۱ـ تجربه نشان داده است هرگاه مسئولان کشور در برابر اقدامات خصمانه و سلطه‌جویانه آمریکا با حفظ عزت و اقتدار ایستادگی کردند، ثمرات آن را هم مشاهده کردیم و هرگاه دچار تردید شدند، یا در برابر زیاده‌خواهی‌های آنان عقب‌نشینی کردند، دشمن یک گام جلوتر آمده است.
۲ـ دولت آمریکا که به دلیل توافق هسته‌ای با ایران از سوی مخالفانش در داخل تحت فشار قرار دارد، از یک‌سو از عملکرد خود دفاع می‌کند و از سوی دیگر نمی‌خواهد در افکار عمومی جهانی به عنوان کشور ناقض برجام شناخته شود. از این رو تلاش می‌کند تا در برابر مصوباتی از این قبیل در سنا و کنگره ایستادگی کرده و در برابر فشارهای داخلی مقاومت کند.
۳ـ برخی کارشناسان و مقامات غربی که یکی از آثار اجرای برجام در ایران را پیروزی طیف نزدیک به رئیس‌جمهور (از اعتدالیون گرفته تا اصلاح‌طلبان) در انتخابات مجلس شورای اسلامی و هموار شدن مسیر برای تداوم حضور آنها در قدرت می‌دانند، اعمال چنین تحریم‌هایی را در اوضاع کنونی برخلاف منافع آمریکا و غرب ارزیابی می‌کنند. آنها معتقدند باید شرایطی ایجاد شود که به تداوم دولت آقای روحانی کمک کرده و از روی کار آمدن یک دولت اصولگرا و مخالف غرب جلوگیری کند.


 

 

صفحه دوم

 
 

  ایجاد تفرقه برای جلوگیری از برپایی تمدن نوین اسلامی

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان نظام، میهمانان شرکت‌کننده در نشست وحدت اسلامی، سفرای کشورهای اسلامی و جمعی از قشرهای مختلف مردم، ضمن تبریک سالروز میلاد پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(ص) و حضرت امام صادق(ع)، با اشاره به دمیده شدن روح زندگی و معنویت واقعی و احیای دنیای مرده و آفت‌زده جاهلیت با ظهور اسلام و ولادت و بعثت پیامبر(ص)، مهم‌ترین وظیفه امروز دنیای اسلام، به‌ویژه علما و روشنفکران راستین را «تلاش مجدانه و مجاهدانه» برای دمیدن روح واقعی اسلام و معنویت در دنیای پر از ظلم و تبعیض و قساوت کنونی دانستند و تأکید کردند: امروز نوبت دنیای اسلام است که با استفاده از دانش و ابزارهای جهانی و همچنین عقل و خردمندی و تدبر و بصیرت، در جهت برپایی «تمدن نوین اسلامی» حرکت کند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای گرامیداشت میلاد پیامبر(ص) را در مقابل وظیفه مورد انتظار از دنیای اسلام، بسیار کوچک برشمردند و گفتند: امروز وظیفه امت اسلامی، فقط گرامیداشت میلاد یا بعثت پیامبر اسلام(ص) نیست؛ بلکه دنیای اسلام باید اهتمام خود را رسیدن به تمدن نوین اسلامی قرار دهد.
ایشان افزودند: تمدن نوین اسلامی به‌معنای تجاوز به سرزمین‌ها، پایمال کردن حقوق انسان‌ها و تحمیل کردن اخلاق و فرهنگ خود به ملت‌ها، نظیر آن چیزی نیست که تمدن غربی انجام داد، بلکه به معنای هدیه کردن فضیلت الهی به بشریت و ایجاد زمینه برای تشخیص مسیر صحیح به‌وسیله خود انسان‌هاست.
ایشان با تأکید بر اینکه اکنون نوبت دنیای اسلام است که در جهت پایه‌ریزی شالوده تمدن نوین اسلامی گام بردارد، فرمودند: برای رسیدن به این هدف، امیدی به سیاستمداران دنیای اسلام نیست و باید علمای دین و روشنفکران راستین که قبله آنها غرب نیست، اقدام به روشنگری در میان امت اسلامی کنند و بدانند که برپایی این تمدن، امکان‌پذیر است.
امام خامنه‌ای نظام جمهوری اسلامی ایران را نمونه‌ای از امکان رسیدن به این اهداف بزرگ برشمردند و افزودند: ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، از لحاظ علمی، سیاسی و اجتماعی، عقب‌افتاده و از لحاظ سیاسی، منزوی و از لحاظ شئونات کشور کاملاً وابسته بود، اما امروز به برکت اسلام، ملت ایران هویت و شخصیت خود را نشان داده و کشور به پیشرفت‌های مهمی در علم و فناوری و دانش‌های نوین رسیده و جزء چند کشور برتر در این عرصه‌هاست.
ایشان این نمونه را برای همه دنیای اسلام قابل تعمیم دانستند و تأکید کردند: رسیدن به این جایگاه شرط دارد و شرط آن نیز، کوتاه شدن سایه سنگین ابرقدرت‌ها از ملت‌هاست که البته هزینه هم دارد؛ زیرا رسیدن به اهداف بزرگ بدون دادن هزینه امکان‌پذیر نیست.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای یکی از ابزارهای دشمنان برای جلوگیری از برپایی تمدن نوین اسلامی را ایجاد تفرقه میان مسلمانان دانستند و گفتند: از هنگامی که موضوع شیعه و سنی در ادبیات مقامات و سیاستمداران آمریکایی مطرح شد، اهل فهم و اهل نظر نگران شدند؛ زیرا مشخص بود آنها به دنبال یک توطئه جدید و خطرناک‌تر از پیش هستند.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، اظهارات مقامات فعلی آمریکا مبنی‌بر موافقت با اسلام را خلاف واقع و نشانه نفاق آنها دانستند و گفتند: مقامات فعلی آمریکا با اصل اسلام مخالفند و برخلاف اظهاراتی که می‌کنند، به دنبال ایجاد اختلاف میان مسلمانان هستند و نمونه آن هم ایجاد فرقه‌هایی تروریستی، همچون داعش و فرقه‌های دیگر است که با پول وابستگان به آمریکا و کمک‌های سیاسی آنان به وجود آمده و فجایع کنونی را در دنیای اسلام به بار آورده‌اند.
ایشان با انتقاد از سکوت دنیای اسلام در قبال استمرار فشار بر مسلمانان بحرین و همچنین نزدیک به یک سال بمباران شبانه‌روزی یمن و اوضاع سوریه و عراق، به قضایای اخیر نیجریه اشاره کردند و افزودند: چرا باید درباره شیخِ مصلحِ تقریبی و مؤمن این‌گونه فاجعه‌آفرینی شود و حدود یک هزار نفر کشته شوند و فرزندان او به شهادت برسند و دنیای اسلام ساکت بماند؟
ایشان در پایان یادآور شدند: هنگامی که دنیای زر و زور با همه توان به دنبال طراحی‌های خطرناک برای دنیای اسلام است، کسی حق ندارد به خواب برود و متوجه واقعیت‌ها نباشد.

 

سردار شریف در گفت‌وگو با صبح‌صادق
 آمریکایی‌ها با انتشار اخبار دروغ به دنبال فضاسازی هستند

سخنگوی سپاه گفت: آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند از پَس انتشار اخبار واهی و دروغین، اهداف پلید خودشان را در حوزه افکار عمومی پیگیری کنند.
این روزها شاهد فضاسازی‌های جدید آمریکایی‌ها و برخی رسانه‌های خارجی هستیم که در کنار همه قضاوت‌های ناعادلانه و اتهام‌زنی‌های دروغین، این‌بار موضوع موشک‌پرانی آزمایشی سپاه در خلیج‌فارس را مطرح می‎کنند و حتی اعلام کرده‌اند، نیروی زمینی سپاه در این روزها رزمایشی در محدوده تنگه هرمز برگزار کرده و شلیک موشک و راکت در آنجا انجام شده است و همواره بر این جمله تأکید کرده‌اند: «حرکت ایران تحریک‌آمیز بوده است.» در قدم اول رسانه‌های جمعی به دنبال واکاوی رفتند که همگی با یک تکذیبیه روبه‌رو شدند، اما خبرنگار صبح‌صادق این موضوع را از زاویه همین جملات و اتهام‌زنی‌های جدید پیگیری می‌کند. سردار رمضان‌شریف، معاون روابط عمومی و سخنگوی سپاه در این‌باره تصریح کرد: ادعای آمریکایی‌ها در خصوص پرتاب راکت و موشک در تنگه هرمز در تاریخی که اعلام کرده‌اند، یک خبرسازی بیش نیست، اما قابل تأمل است؛ از این منظر که آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند به بهانه‌های مختلف موضوع سپاه را برجسته‌سازی کنند و طرح‌های خودشان را در راستای تشدید فشارها بر نظام مقدس جمهوری اسلامی، خاصه سپاه پاسداران اجرایی و عملیاتی کنند.
وی تأکید کرد: برای اجرای این عملیات غیرقانونی و غیرموجه‌شان، بسترسازی‌ عملیات روانی و رسانه‌ای را برگزیده‌اند تا با آماده‌سازی افکار عمومی، سناریوهای خصمانه‌ای که برای محدودکردن توان دفاعی و نظامی نظام مقدس جمهوری اسلامی را در دستور کار دارند، به مرحله اجرا بگذارند.
سردار شریف افزود: من فکر می‌کنم تلاش‌هایی که این مزدوران و مستکبران تحت ادعاهای دروغینی، همچون موشک‌پرانی و رفتارهای تحریک‌آمیز رسانه‌ای داشته‌اند، در واقع کلیدواژه‌‍‌هایی برای بسترسازی عملیات روانی و رسانه‌ای است تا بر مبنای آن، افکار عمومی را متشنج کرده و التهابی جدید برای اعلام سناریوهایی که علیه سپاه طراحی کرده‌اند، پدید آورند.
سخنگوی سپاه اظهار کرد: شاهد هستیم گاهی این رویدادها و ادعاها از زبان برخی از مسئولان‌شان بدون نام و بعضاًً در مقالاتی که از سوی مؤسسات پژوهشی و علمی با عنوان مقالات علمی و تحقیقات منتشر می‌شود، بیان‌کننده نیت شوم آنها نسبت به افزایش این ابهام‌آفرینی‌ها در افکار عمومی است.
سردار شریف با اشاره به امنیت و آرامش منطقه راهبردی خلیج‌فارس، گفت: هرچند امنیت و آرامش منطقه راهبردی خلیج‌فارس از راهبردهای جدی ایران بوده و سپاه نیز رزمایش‌های خود را برای ارتقای آمادگی‌های لازم در این عرصه طبق جدول در حوزه‌های موشکی، شناوری، مین‌ریزی و دیگر برنامه‌های یگانی خود در زمان مقرر اجرا می‌کند. اما مطمئناًً هشدارهایی هم برای شناوران مربوطه که در آن مقطع رزمایش حضور هماهنگ‌تری داشته باشند، انجام می‌شود؛ این اتفاقات، جدید نیست و همواره هم وجود داشته است؛ این گونه که در آستانه برگزاری هر تمرین نظامی با صدور اعلامیه دریایی، محدوده موردنظر را به شناوران حاضر در منطقه اعلام می‌کنند.
وی در پایان یادآور شد: به نظر می‌آید، آمریکایی‎ها در تدارک فضاسازی هستند که به واسطه انتشار این‌گونه اخبار دروغین، از نیت‌های شوم و پلید خودشان پرده بردارند و بستر آن را در حوزه افکار عمومی فراهم کنند.

 


دل‌نوشته امام جمعه اهل سنت از دیدار با امام خامنه‌ای
شیرینی این دیدار در خاطرم ماندگار شد


مولوی یونس چاهانی، امام جمعه و عضو شورای برنامه‌ریزی مدرسه علوم دینی اهل سنت دهستان رمشک شهرستان قلعه‌گنج که در جنوبی‌ترین نقطه استان کرمان واقع شده است، دل‌نوشته‌ای برای رهبر معظم انقلاب نوشته است که به این شرح است:
«روز شنبه، تلفنم زنگ می‌خورد. گوشی را برمی‌دارم و جواب می‌دهم، آقای طباطبایی از اعضای نهاد نمایندگی ولی‌فقیه در امور اهل سنت برای دیدار در محضر امام خامنه‌ای از بنده دعوت نمود. آنچه می‌شنوم متحیرّم می‌کند.
از زمانی که به من اعلام کردند که شما جزء کسانی هستید که همزمان با هفدهم ربیع‌الاول، خجسته سالروز میلاد پیامبر اعظم حضرت محمد (ص) و حضرت امام صادق(ع) و به بهانه دیدار با مسئولان نظام و میهمانان کنفرانس وحدت اسلامى‌ باید به دیدار رهبر عظیم‌الشأن امام خامنه‌ای بروید، با شور و اشتیاق روزشماری می‌کردم کی موعد فرا می‌رسد؛ زیرا سالیان سال منتظر همچون ایامی و روزهایی بودم که فرا برسد و به دیدار رهبرمان بشتابم.
بالاخره روز موعود فرارسید. سه‌شنبه‌ای دوست‌داشتنی از جنس ماه مبارک ربیع‌الاول و دیدار یار، همگی راهی بیت رهبری و برای دیدار رهبر عظیم‌الشأن آماده شدیم و با عجله و شتاب به سوی مکان موعود و در خیابان فلسطین رفتیم. جمعیت خیلی زیاد بود، کسی احساس خستگی نمی‌کرد، جلوی در سربازان و پاسدارانی بودند که مسئولیت کنترل ورود و خروج افراد را برعهده داشتند.حدود ساعت ۱۰ و ۱۵ دقیقه بود که اعلام شد رهبر معظم انقلاب می‌خواهند تشریف بیاورند. همه مسئولان به اتفاق میهمانان و سفرای خارجی در محوطه‌ای بین بیت رهبری و حسینیه ایستاده بودند، ناگهان از در بیت متواضعانه و بدون تشریفات وارد شدند. همه آماده استقبال و دست‌بوسی و مصافحه او بودند. بیت ساده و متواضعانه، زندگی ساده ایمانی، که رهبر پادشاه نیست و مثل پادشاهان زندگی نمی‌کند، ولی از جهت دیگر هیبت و عظمت و ابهت و شوکت هم داشت، عده‌ای از حضار اشک در چشمان‌شان جاری شده بود و گریه می‌کردند، میهمانان در حسینیه شعار می‌دادند، ‌ای رهبر آزاده، آماده‌ایم آماده....
ابتدای جلسه با قرائت آیاتی از کلام وحی آغاز شد و سکوت معنوی بر حسینیه حاکم شد. رهبر انقلاب اسلامی با همان نوای دلنشین و با اشاره به جمله‌ای کلیدی گفتند: «از آن روزی که کلمه شیعه و سنی در ادبیات آمریکایی‌ها پیدا شد، من نگران شدم» و در ادامه بیان فرمودند: «من دیگر امید چندانی به سیاستمداران جهان اسلام ندارم» که سبب خرسندی حاضران شد، من اطمینان دارم اگر مسلمانان شیعه و سنی بیانات ایشان را نصب‌العین قرار می‌دادند، دنیای اسلام توانایی اداره کل دنیا را داشت.
در آخر این جلسه فراموش‌نشدنی رهبری با تواضع مثال‌زدنی خود با تعدادی از میهمانان خویش مصافحه و احوال‌پرسی کرد و من ماندم و شیرینی این دیدار که تا سال‌ها در خاطر و ذهنم ماندگار است.»


 

یادداشت
مهدي سعيدي

   پروژه نفوذ در بستر انتخابات


تابستان سال جاری بود که حکيم فرزانه انقلاب اسلامي از پروژه «نفوذ» سخن گفتند و اذهان عمومي را از خطري که از جانب دشمن در پسابرجام طرح‌ريزي شده است، آگاه کردند. معظم‌له عرصه‌هاي نفوذ دشمن را فرهنگ، سياست و اقتصاد دانستند و در شرح ابعاد نفوذ سياسي فرمودند: «نفوذ سياسي هم اين است که در مراکز تصميم‌گيري، و اگر نشد تصميم‌سازي، نفوذ بکنند. وقتي دستگاه‌هاي سياسي و دستگاه‌هاي مديريتي يک کشور تحت‌تأثير دشمنان مستکبر قرار گرفت، آن‌وقت همه‌ تصميم‌گيري‌ها در اين کشور بر طبقِ خواست و ميل و اراده‌ مستکبران انجام خواهد گرفت.»
اين سخنان در حالي گفته مي‌شود که ما در آستانه انتخابات مجلس خبرگان رهبري و مجلس شوراي اسلامي قرار داريم و قرار است مردم نمايندگاني را برگزينند و سرنوشت دو مرکز حياتي تصميم‌گيري در کشور را به ايشان بسپارند. دغدغه رهبري حکايت از برنامه‌اي دارد که دشمن براي نفوذ و تسخير کرسي‌هاي مجلسين طرح‌ريزي کرده است و بر آن است تا افرادي را به اين مراکز مهم تصميم‌گيري وارد کند که در مجموع پرچمدار تمايل به غرب هستند.
در اين بين، يکي از شگردهاي غرب و غرب‌گرايان، بهره‌برداري از نتايج مذاکرات هسته‌اي در انتخابات است؛ لذا از مدت‌ها پیش کوشیده‌اند که در حين روند مذاکرات، نيم نگاهي نيز به انتخابات داشته و زمان‌بندي را به گونه‌ای تنظيم کنند که خروجي حداکثري براي آن آوردگاه مهم نيز داشته باشد. اين جريان معتقد است، بايد این گونه‌ القا کرد که حل مشکلات کشور در گرو نزديکي و تعامل با غرب است و برای نمونه، از همين طريق پرونده پرمناقشه هسته‌اي ايران حل شده است! لذا کساني بايد قدرت را در کشور، به ویژه در مجلسين برعهده بگيرند که چنين ديدگاهي دارند و بايد جريان‌هاي مخالف ـ که بايد آنها را تندرو ناميد ـ به کناري گذاشته شوند!
در همين زمینه، اظهاراتي منتشر شده است که به صراحت از نسبت ميان برجام و انتخابات حکايت دارد و يکي از مهم‌ترين مسائل پسابرجام را انتخابات اسفندماه دانسته است. برای نمونه، سال گذشته «ولي‌رضا نصر» مشاور سابق باراک اوباما در امور ايران و خاورميانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] در مقاله‌اي چنين نوشت: «مذاکره‌کنندگان ايراني که به اهميت اوضاع واقف هستند، از هم‌اکنون چشم به انتخابات مجلس دارند. آمريکايي‌ها نيز نبايد از اين موضوع غافل شوند؛ چون زمان توافق تعيين‌کننده نتيجه انتخابات خواهد بود. هم‌اکنون تندروها بر پارلمان سلطه دارند و براي تغيير در ترکيب آن، رئيس‌جمهور «روحاني» به مزاياي اقتصادي حاصل از توافق هسته‌ای نياز دارد. آن هم خيلي زود تا بتواند رأي‌دهندگان را تحت تأثير قرار دهد.»
چندماه پيش «وندي شرمن» معاون سابق وزير امور خارجه آمريکا نيز در سخناني ابعاد مهمي از برنامه پسابرجام را فاش کرد و با بيان اينکه برجام بر انتخابات مجلس ايران تأثير خواهد گذاشت، گفت: «حسن روحاني، رئيس‌جمهور ايران بسيار دوست دارد روز اجراي برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) پيش از برگزاری انتخابات مجلس باشد تا مردم ايران شاهد برداشته شدن تحريم‌ها باشند.»
وب‌گاه «پوليتيکو» نيز در مقاله‌اي تأکيد کرده است، دولت اوباما تحريم‌ها عليه ايران را زماني تعليق خواهد کرد که براي دولت بيشترين نفع انتخاباتي را داشته باشد. نويسنده اين مقاله که 2 دي‌ماه امسال منتشر شده است، مي‌نويسد: «ايران همچنين در تاريخ 26 فوريه انتخابات مجلس را برگزار مي‌کند و اگر تحريم‌ها لغو شود، انتظار مي‌رود حسن روحاني، رئيس‌جمهور ايران و ميانه‌روها که از توافق هسته‌اي حمايت مي‌کنند، از اين وضعيت بهره‌مند شوند. تصور مي‌شود انتخابات دليلي براي حرکت سريع ايران در جهت برچيدن زيرساخت‌هاي هسته‌اي اين کشور باشد.»
اين اظهارنظرها در حالي انتشار يافته است که مخاطبان آن در داخل کشور نسبت به آن واکنشي درخور نشان نداده و در مقام تکذيب برنيامده‌اند! لذا بايد نسبت به آن هوشيار بود و با دقت رفتار غرب‌گرايان در آستانه انتخابات را رصد کرد. فارغ از صحت و سقم اين اظهارات بايد به اين نکته نيز توجه کرد که آنچه موجب حل مشکلات کشور خواهد شد، نه وادادگي در برابر غرب و اعتماد به آن، بلکه تکيه به ملت و سرمايه‌هاي ملي و داشتن خودباوري است و فراموش نکردن اين حقيقت که غرب جز به زياده‌خواهي و منافع ملي خود نمي‌انديشد!
مجلس تراز انقلاب اسلامي مجلسي نيست که غرب‌گرايان در صدر آن قرار بگيرند و وابستگي را تئوريزه و قانونمند کنند! مجلسين شريفين خبرگان و شوراي اسلامي بايد نماد ارزش‌ها و باورهاي ملت ايران باشد، ملتي که استقلال، آزادگي، عزت و خودباوري خود را حدود چهار دهه پيش فرياد زده و بر سر آرمان‌هاي خويش تاکنون ايستاده و خواهد ايستاد.

 


نكته و نظر
 رابطه دل تاریک با سکه زر


نکته: شخصی با کیسه‌ای پر از سکه زر، نزد مرد عارفی رفت و گفت: یا استاد! دلم تاریک شده، مرا پندی ده! عارف گفت: در آن کیسه چه داری؟ آن مرد جواب داد: سکه زر. مرد پارسا سؤال کرد چند سکه است؟ مرد گفت: هزار سکه. پارسا گفت: در کیسه سکه‌ها را باز کن، مرد در کیسه را باز کرد! مرد پارسا یک سکه از داخل کیسه برداشت و گفت: این سکه را بر روی چشم خود بگذار و چشمت را باز کن و به اطراف نگاه کن. سپس از مرد سؤال کرد چه می‌بینی؟ مرد گفت: این سکه جلوی چشم من است، چیزی را نمی‌بینم. مرد پارسا گفت:‌ ای مرد! یک سکه جلوی چشم خودت گذاشتی، دنیا را نمی‌بینی، پس چطور می‌خواهی با حُبّ این هزار سکه که بر دل داری، دل تو تاریک نشود!
نظر: پول و ثروت از مظاهر دنیایی است که اگر انسان شیفته آن گردد، چشم دل او نمی‌تواند آنچه را که باید ببیند، نظاره کند و اگر انسان به مال و ثروت دل نبندد چشم دلش آنچه نادیدنی است را خواهد دید.


 

 

صفحه سوم

 
 

 اخبار

 شوک معکوس توافق هسته‌ای به اقتصاد
تا پیش از توافق هسته‌ای، دولتمردان و مسئولان اقتصادی دولت یازدهم تحریم‌ها را عامل اصلی گرانی دلار اعلام می‌کردند، اما با اجرای برجام دلار همچنان در حال گران شدن است!
حامیان توافق اعلام می‌کردند که شوک روانی حاصل از توافق هسته‌ای، اولین اثر خود را بر بازارهای مالی خواهد گذاشت و کشور شاهد کاهش قیمت دلار خواهد بود، به‌‌گونه‌ای که دلار ۲۵۰۰ تومانی و ثبات آن در قیمت ۲۸۰۰ تا ۳۰۰۰ تومانی را در رسانه‌های اقتصادی خود تبلیغ می‌کردند.
آمارها نشان می‌دهد، در روز امضای برجام، یعنی ۲۳ تیر ماه ۱۳۹۴، قیمت دلار در بازارهای تهران ۳۰۰/۳۲ ریال و در ۹ دی‌ماه ۱۳۹۴، ۹۰۰/۳۶ ریال بوده است؛ یعنی پس از امضای برجام و توافق با گروه ۵+۱ و برداشته شدن تحریم‌ها، نه این توافق اثر روانی مثبت بر بازار داشته و نه برداشته شدن تحریم‌ها و در حقیقت قیمت دلار به‌منزله ارز اصلی معاملاتی به جای کاهش، روند پرشتاب صعودی را طی کرده و با افزایش ۴۶۰۰ ریالی روبه‌رو بوده‌ است؛ چرا که بازار سیاست‌زده نیست و حسگرهای قوی بازار ارز زمانی که نشانه‌های رونق اقتصادی را احساس کنند، بازخورد کاهشی قیمت را به ارمغان خواهند آورد.


مأموریت سمیر قنطار در جولان چه بود؟
شهید سمیر قنطار در سوریه مأموریت خاصی را برعهده داشت که موفقیت او در انجام مأموریت به کام رژیم صهیونیستی خوش نیامد و آنها درصدد نابودی او بودند.
«ابوعلی سمیح» از شاگردان شهید چمران و از تحلیلگران مقاومت با بیان نکته مذکور گفت: قسمت زیادی از دهکده‌های جولان سوریه دروزی‌نشین هستند. از آنجا که سمیر قنطار اصالتاً دروزی بود و با آداب و رسوم و روابط این قوم به خوبی آشنایی داشت، مسئول بود تا در این منطقه، زیرساخت‌های مقاومت علیه دشمن صهیونیستی را به‌وجود آورد. او به خوبی زبان عبری را آموخته بود و به خوبی می‌توانست با دروزی‌های مناطق اشغالی در ارتباط باشد. چند بار شایعه کردند که او را کشته‌اند. وی با اشاره به حمله پیشین صهیونیست‌ها به نیروهای مقاومت، گفت: زمانی که صهیونیست‌ها ماشین شهید «جهاد مغنیه» و سردار «الله دادی» را زدند، هدف‌شان جهاد نبود. هدف سردار سپاه بود و سمیر قنطار. چون آنها در حال فعال کردن مقاومت در سرزمین‌های هم‌مرز با فلسطین در سوریه، مانند جولان بودند. برای همین دیدیم سریعاً پیش از اینکه مقاومت اعلام کند نیروهایش شهید شده‌اند، در آن مقطع صهیونیست‌ها خبر شهادت قنطار را اعلام کردند. این تحلیل‌گر درباره عملیات مقابله‌به مثل حزب‌الله هم گفت: حزب‌الله ممکن است به دلیل اینکه در سوریه بسیار سرگرم عملیات است، فعلاً پاسخی ندهد؛ اما حتماً برای باقی ماندن معادله بازداری که قبلاً عنوان کرده است، پاسخ این حرکت تروریستی را خواهد داد.

کنگره به دنبال تحریم سپاه در پسابرجام
اندیشکده بنیاد دفاع از دموکراسی آمریکا با اشاره به این طرح‌ها، در گزارشی نوشته است: «در حالی که توافق با ایران وارد مرحله اجرا می‌شود، کنگره به سمت تحریم سپاه پیش می‌رود.»
«امانوئل اوتولنفی» و «تایلر استاپلتون» نویسندگان این گزارش نوشته‌اند، با وجود مختومه اعلام شدن پرونده ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران و اجرایی شدن توافق از سوی ایران، «قانونگذاران (آمریکایی) در هر دو مجلس طرح‌هایی را برای اعمال تحریم‌های قابل توجه علیه سپاه پاسداران و همچنین قرار دادن نام کل این سازمان در فهرست گروه‌های تروریستی ارائه کرده‌اند.» این اندیشکده در مجموع پنج طرح را برشمرده که علیه سپاه در کنگره در دست بررسی است. طرح «قانون تحریم‌های سپاه»، طرح «منزوی کردن تجاوز و نظامی‌گری دولتی آیت‌الله» (QASAM)، «قانون شفافیت مالی تروریسم ایران»، «قانون تروریست اعلام شدن سپاه» و «قانون اجرا و بازنگری تحریم‌های سپاه پاسداران انقلاب ایران» از جمله طرح‌هایی هستند که هریک به دنبال اعمال محدودیت‌های تازه‌‌ای علیه سپاهند. در پایان این گزارش با بیان این ادعا که باز شدن فضای اقتصادی جهان به روی ایران، بیش از همه به نفع سپاه است، آمده است: «زمانی که بیشتر تحریم‌های ایران در روز اجرا (احتمالاً در ژانویه) برداشته شوند، ساختار قانونی برجامانده برای محدود کردن قدرت سپاه پاسداران ناکافی خواهد بود و منافع تجاری سپاه از مزایایی که توافق ایجاد خواهد کرد، مسدود نخواهند شد. در حالی که توافق در حال اجراست، کنگره باید برای کاستن از ریسک از سرگیری روابط تجاری با تهران که خزانه سپاه را بیش از پیش پر خواهد کرد، سریع اقدام کند.»


هدف از صادرات شتابزده اورانیوم
در حالی که پس از اقدام کنگره آمریکا در محدودیت سفر به ایران، مجلس از دولت خواست که در اجرای برجام مقداری صبر کند، اما متأسفانه فردای آن روز بخش اعظمی از اورانیوم به خارج فرستاده شد!
یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با اشاره به بازدید چندی پیش اعضای کمیسیون متبوعش از پایگاه هسته‌ای نطنز و روند ارائه گزارش این بازدید به صحن علنی، گفت: رهبر معظم انقلاب دستور دادند که کمیته‌ای برای نظارت بر روند اجرای برجام در کشور شکل گیرد، سؤال این است مجلسی که طبق قانون دو وظیفه ذاتی «نظارت» و «قانونگذاری» دارد، آیا نباید یک نماینده آن در این کمیته نظارتی حضور داشته باشد؟ محمدحسن آصفری، نماینده مردم اراک در ادامه تصریح کرد: سؤال این است که جایگاه نظارتی مجلس در این میان چیست؟ مگر مجلس از شورایعالی امنیت ملی درخواست نداشت که به دلیل مصوبه اخیر کنگره آمریکا مبنی‌بر محدودیت سفر به ایران، اجرای برجام فعلاًً متوقف شود تا آمریکایی‌ها به تعهدات‌شان عمل کنند، ولی هنوز مُهر نامه ما خشک نشده بود، دولت بخش اعظمی از اورانیوم غنی‌شده ایران را سوار کشتی کرد و طبق برجام تحویل شرقی‌ها داد؛ این اقدامات دولت واقعاً خوب نیست، مجلس شورای اسلامی جزء نظام و در رأس امور است.


اقتدار شیعیان در پسا داعش
یک روزنامه اسرائیلی مدعی شد، جنگی که با حمایت غربی‌ها علیه گروه تروریستی داعش صورت می‌گیرد، به فراهم شدن زمینه برای اقتدار «هلال شیعی» به رهبری ایران در منطقه منجر می‌شود.
روزنامه جروزالم پست چاپ سرزمین‌های اشغالی فلسطین، در گزارشی در پایگاه اینترنتی خود نوشته است: هلال شیعی که شامل مناطقی از افغانستان تا ایران و از عراق تا سوریه و لبنان می‌شود، اقتدار و نفوذ آن روزبه‌روز در حال افزایش است.
نویسنده گزارش جروزالم پست در ادامه نوشته است: از سال ۲۰۰۳ و پس از سرنگونی حکومت سُنی در عراق و از میان برداشتن موانع، ایران به طور مداوم نفوذ و قدرت خود را در این کشور که اکثریت جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند، ادامه داده است.
نابودی گروه داعش در منطقه سبب خواهد شد که ایران از موقعیت برتری در برابر رقبای سُنی خود در منطقه برخوردار شود. بسیاری از سُنی‌ها از گروه داعش حمایت کرده‌اند و این حمایت به علت صداقت این گروه در اعتقادات خود نیست، بلکه هدف بسیاری از سنی‌ها، از این حمایت نشان دادن همبستگی در حملات به شیعیان است که ایران از آن حمایت می‌کند.


ایران زیرک‌تر از آمریکا
رالف پیترز، سرهنگ بازنشسته آمریکایی به فاکس نیوز گفت: ایران سرگرم ساخت امپراتوری جدید فارس در سراسر خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] است. ایران هنوز راکت‌ها و موشک‌هایی را آزمایش می‌کند که می‌تواند اسرائیل[رژیم صهیونیستی] را هدف قرار دهد و حتی فراتر از آن برود.
ایران هنوز چند آمریکایی را در گروگان خود نگه داشته است. با همه اینها رئیس‌جمهور و وزیرخارجه ما کاری نمی‌کنند، زیرا دولت اوباما همه تلاش خود را می‌کند تا مانع شکست این توافق‌نامه شود و آن را به مثابه میراث مثبتی برای خود حفظ کند. بنابراین، ایرانی‌ها مذاکره‌کنندگانی بسیار بهتر از ما هستند و باهوش‌تر و زیرک‌تر از ما عمل می‌کنند و خوب می‌دانند تا چقدر می‌توانند جلو بروند. در واقع، برنده واقعی آنها هستند. ایرانی‌ها و فارس‌ها بزرگ‌ترین امپراتوری فارس را در دو هزار و پانصد سال گذشته در مقابل چشمان اوباما می‌سازند و جالب است بیشتر اقدامات نظامی ما در عراق و سوریه در واقع کمک به ایرانی‌هاست. درست است که اقدامات نظامی ما به داعش اندکی آسیب می‌زند، اما در واقع به ایرانی‌ها کمک می‌کند و ما هیچ نگرش راهبردی‌ای در دولت اوباما نداریم.


 خط خبر

مأموریت انگلیسی فتنه ۸۸
حجت‌الاسلام مصلحی در دانشگاه شیراز با بیان اینکه فتنه ۸۸ و تجمع برخی بر سر چهارراه‌ها با مخارج یک فاحشه انجام می‌شد، گفت: زمانی که متوجه شدیم در یکی از چهارراه‌های تهران، جمعیتی حدود ۳۰۰ تا ۵۰۰ نفر تجمع کردند، این وضعیت را مورد بررسی قرار دادیم که نتیجه آن به یک زن فاحشه ایرانی که از انگلیس به کشور وارد شده، رسید که مأموریتش، ارتباط برقرار کردن با افراد و پول دادن به آنها در راستای تجمع کردن بود. وزیر سابق اطلاعات تأکید کرد: بررسی‌های دیگر ما نشان می‌داد که یکی دیگر از افراد نزدیک به مسئولان نظام نیز هفته‌ای ۲۰۰ میلیون تومان پول خرج می‌کرد تا افراد را جمع کند و به خیابان بیاورد.

نگرانی واشنگتن از کلید اقتصاد ایران
اندیشکده آمریکایی واشنگتن در گزارشی با عنوان «رفع تحریم‌ها کلید اقتصاد ایران نیست»، نوشت: «وعده انتخاباتی روحانی برای بهبود وضعیت اقتصادی با حل پرونده هسته‌ای به دلیل بسیاری از مشکلات داخلی عملی نخواهد شد. روحانی در مدیریت مشکل ارز هم شکست خورده است. گزارش صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که قیمت بالای ارز طی سال گذشته ادامه داشته است. در پیش‌نویس بودجه سال آتی هم دلار با نرخ ۹۷۰/۲۹ ریالی تهیه شده است. برخلاف تیم روحانی، دولت دهم اقداماتی اتخاذ کرد که محصولات داخلی با استقبال بیشتر مواجه شد و صادرات هم بالا رفت.»

ثریا تشویق شد
محسن مقصودی، مجری و تهیه‌کننده برنامه ثریا در صفحه خود در فضای مجازی نوشت: پیام تشکر رهبر معظم انقلاب از برنامه ثریا که با موضوع جشنواره فیلم عمار پخش شد، خوشحال‌کننده و حسرت‌آمیز است. وی نوشته است که مقام معظم رهبری در یک پیام شفاهی گفته‌اند: «از قول من از ایشان تشکر کنید، من امشب خیلی خسته بودم، نشستم این برنامه را تماشا کردم، واقعاً لذت بردم، هم آقای طالب‌زاده، هم مجری جوان و هم سه فیلم کوتاهی که پخش شد جالب بود. از چند نفر اشخاصی هم که آنجا بودند (میهمان‌ها) تشکر می‌کنم.» این پیام دقایقی پس از پخش برنامه ثریا در نهم دی ماه از دفتر رهبر معظم انقلاب به تهیه‌کننده برنامه ثریا اعلام شد. با این پیام خستگی چهارساله ثریایی‌ها از تن‌شان به در شد.

تعطیلی پایگاه مجازی فتنه‌گری
وبگاه ضدانقلاب و فتنه‌گر «روزآنلاین» که ۲۵۰۰ شماره علیه انقلاب اسلامی منتشر شد، از جمعه ۱۱ دی‌ماه به‌طور رسمی تعطیل شد و احتمالاً از این پس، به صورت یک وبلاگ فعالیت خود را ادامه خواهد داد. تعطیلی این وبگاه از سوی دو تن از نویسندگان مواجب‌بگیر آن (نیک‌آهنگ کوثر و نوشابه امیری) خبری شد و البته هر یک از این دو فعال رسانه‌ای ضدانقلاب، دلایل خاصی را برای این تعطیلی به خورد مخاطب‌شان دادند. نیک‌آهنگ کوثر، مسائل مالی را علت عدم انتشار «روزآنلاین» دانست و نوشت: «امیدوارم روزی و روزگاری دیگر، منبعی برای زنده کردن روزآنلاین پیدا شود.» در ماه‌های گذشته تعداد تعطیلی پایگاه‌های فتنه‌گر افزایش داشته است. این پایگاه‌ها بیشتر در کشورهای اروپایی و آمریکا فعالیت می‌کرده‌اند و اکنون از اثرگذاری در فضای سیاسی ایران ناامید شده‌اند.

آمریکا می‌تواند یک ساندويچ را محکوم کند!
دکتر ويلمر ليون، استاد علوم سياسي در آمريکا گفت: يک سخن حکيمانه در آمريکا وجود دارد مبني‌بر اينکه دادستان‌های آمریکا مي‌توانند حتي يک ساندويچ را هم محکوم کنند! دادستان‌ها در پرونده‌هاي قتل سياه‌پوستان به دست نيروهاي پليس، شواهد و مدارک را به گونه‌اي کنار هم مي‌چينند و ارائه مي‌کنند که به تبرئه شدن افسران پليس منجر مي‌شود. بنابراين مي‌بينيم که اين دستگاه قضایي، عملکرد عادلانه ندارد. به همين سبب است که در پرونده‌هاي متعدد مربوط به تيراندازي نيروهاي پليس به سمت سياه‌پوستان و کشته شدن آنها، عدالت اجرا نشده است. بهانه‌هاي مطرح اين است که شواهد و مدارک براي اثبات اين جرم کافي نيست.
اقتصاد مقاومتی مثل سنگاپور
عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی گفت: تولید ناخالص ملی ما در سال‌های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ چهارصد و پانزده میلیارد دلار بوده است، کشوری مثل سنگاپور که از نظر مساحت یک‌سوم جزیره قشم است تولید ناخالصش ۳۱۰ میلیارد دلار است که تفاوت آن با اقتصاد ایران ۱۰۰ میلیارد دلار است. وحید شقاقی با بیان اینکه اکنون نفت ما به سوی ۲۰ دلار و ۱۵ دلار می‌‌رود و ده سال آینده نمی‌توانیم اقتصاد خود را مبتنی بر نفت اداره کنیم، گفت: صادرات کالاهای با فناوری بالای ما در دو سه سال گذشته به‌طور میانگین۶۰ میلیارد دلار بود، در حالی که درآمد حاصل از کل نفتی که امسال فروخته شد حدود ۲۳ تا ۲۵ میلیارد دلار بود.

دانشمندان ایرانی ناسا
در گزارش‌ها آمده است که حدود ۷۰ تا ۸۰ ایرانی در ایستگاه فضایی ناسا فعالیت دارند و طبق آخرین آمار موجود در روزنامه space، ۴۳ درصد از کادر پژوهشی ناسا از پژوهشگران ایرانی هستند!

34 بار نام ایران در یک لایحه ضدایرانی
لايحه بودجه دو هزار صفحه‌اي آمريكا دو هفته قبل (28 /9/ 94)‌ با 316 رأي موافق در برابر 113 رأي مخالف به تصويب نمايندگان کنگره رسيد. پس از اينکه سناي آمريكا نيز با 65 رأي موافق در برابر33 رأي مخالف اين بودجه را از تصويب گذراند، «باراک اوباما»‌ رئيس‌جمهور آمريکا نيز آن را امضا کرد. در لايحه ضدايراني که 34 بار نام «ايران» ذکر شده است، تحت عناوين «برنامه‌هاي ديپلماتيک و کنسولي»، «بودجه حمايت اقتصادي»، «عدم اشاعه، مبارزه با تروريسم، مين‌زدايي و برنامه‌هاي مرتبط» مواردي عليه ايران مصوب شده است. به هر حال، اين نوع برخورد با ايران در لایحه بودجه دولت آمريکا، مخالف روح حسن‌نيت حاکم بر برجام و به نوعي نقض آن است. هر چند که وزير خارجه آمريکا طی نامه‌ای به همتای ایرانی خود وعده داده است که این قانون در اجرای برجام تأثیری نخواهد داشت، اما بايد در نظر داشته باشيم که ماده قانوني ارزش حقوقي بيشتري نسبت به يک نامه سياسي دارد.

تاکتیک‌های نفوذ
رئیس بنیاد پژوهش و دانشنامه انقلاب گفت: دشمن پروژه نفوذ را طراحی کرده و برای تحقق این امر شوم با تکیه بر سه مؤلفه ساده‌لوحی، قدرت‌طلبی برخی از عناصر داخلی و ایجاد ترس و رعب درصدد پیاده‌سازی اهداف ننگین خود است. حجت‌الاسلام سیدحمید روحانی افزود: دشمنان کشور و انقلاب، مطالعات عمیقی را بر روی برخی افراد انجام داده‌اند و آنها سعی می‌کنند با بهره‌گیری از جاه‌طلبی عده‌ای از شخصیت‌های انقلابی سابق، آنها را در مقابل نظام قرار دهند. روحانی گفت: ترس از دیگر تاکتیک‌هایی است که دشمن با استفاده از آن سعی می‌کند، روحیه مقاومت را از بین ببرد و این حربه، برخی از مدعیان را آن‌چنان می‌ترساند که در پشت تریبون با صدایی گرفته عنوان می‌کنند که ما پیام شما را دریافت کردیم. رئیس بنیاد پژوهش و دانشنامه انقلاب اسلامی گفت: رکود، تورم و تحریم‌های جدید نتیجه دیپلماسی لبخند بوده است.

آقا باران بپاش...
غلامرضا صنعتگر خواننده کشورمان که به دلیل بیماری و جراحی‌ به مدت ۶۵ روز قدرت تکلم نداشت با توسل به امام رضا(ع) بار دیگر توان صحبت کردن یافت. وی بیان کرد: در این چند روزی که به مشهد مقدس سفر کرده بودم، صبح و شب همراه خانواده‌ام در باب‌الجواد دخیل بستم، اما بعد از گذشت این چند روز هم اتفاقی نیفتاد. حتی آخرین‌باری که وارد حرم شدم و می‌خواستم از بارگاه امام رضا(ع) خداحافظی کنم پشت سر خود را نگاه کردم و به ایشان گفتم یا حضرت رضا من دستِ خالی از پیش شما بروم؟ صنعتگر در بخش پایانی صحبت‌های خود گفت: می‌خواهم این معجزه را فریاد بزنید و به همه بگویید که حضرت امام رضا(ع) چگونه در آستانه فرارسیدن میلاد حضرت محمد(ص) من و خانواده‌ام را خوشحال کرد. وی در 28 صفر در دل‌نوشته‌ای به امام رضا(ع) طلب شفا کرده و نوشته بود: حنجره‌ام همچون رگ‌های کویر خشکیده، آقا دستی تکان بده باران بپاش تا باز آرام بگیرم و بخوانم؛ دل تنهامو آوردم با یه دنیا دلخوشی، کمتر از آهو که نیستم می‌شه ضامنم بشی...

 


 

یادداشت
دکتر یدالله جوانی

   انتخابات و دوقطبی‌سازی‌های دروغین


فاصله گرفتن از اخلاق اسلامی در میدان عمل سیاسی از سوی برخی جریان‌ها و افراد سیاسی تاکنون آسیب‌های فراوانی به انقلاب اسلامی، نظام دینی، کشور و ملت ایران زده است. اخلاق سیاسی بر مبنای آموزه‌های دینی و قرآنی، راه را بر استفاده از هر شیوه و روشی برای رسیدن به هدف می‌بندد. در جامعه اسلامی هدف رسیدن به حیات طیبه و تمدن‌سازی اسلامی است؛ هدف وسیله را توجیه نمی‌کند. در چنین جامعه‌ای، مردان سیاست نباید از عدالت فاصله بگیرند و از جاده انصاف خارج شوند و بر اساس دروغ، تهمت و افترا به دیگران، بخواهند راه رسیدن به قدرت را برای خود یا همفکران‌شان هموار سازند. اساساً ملت ایران با انقلاب اسلامی بر اساس آموزه‌های دینی، اراده کرد تا در مسیر درست انسانیت حرکت کند و الگویی برای دیگران باشد، اما صد افسوس که طی ۳۷ سال گذشته، برخی از مردان سیاست در ایران که نام و نشان خود را از انقلاب اسلامی دارند و بر سر سفره جمهوری اسلامی بزرگ شده‌اند، به دلیل تغییر نگاه‌ها و رویکردهای‌شان از ارزش‌گرایی و آرمان‌گرایی به قدرت‌طلبی و دنیاگرایی، اکنون منشأ آسیب‌ها و خسارت‌های فراوانی شده‌اند. آنچه می‌تواند خسارت‌های ناشی از رفتار و مواضع چنین افرادی را در جامعه به حداقل برساند، هوشمندی و بصیرت مردم است. مردم باید این افراد قدرت‌طلب و دنیاگرا را که برای رسیدن به هدف، خود را مجاز به استفاده از هر وسیله، شیوه و روشی می‌دانند، به درستی شناخته و فریب آنان را نخورند. یکی از شیوه‌ها و روش‌های چنین افراد و جریان‌هایی در آستانه هر انتخاباتی در کشور طی سال‌های گذشته، استفاده از تاکتیک دوقطبی‌سازی‌های دروغین در جامعه است. از ویژگی‌های انتخابات در ایران، تعیین‌کننده بودن رأی توده‌های مردم است. بر اساس همین ویژگی‌، افرادی از مردان سیاست عصر ما، به فریب توده‌ها رو آورده، تلاش می‌کنند تا با تاکتیک دوقطبی‌سازی‌های دروغین، خود را پری و فرشته نجات مردم و کشور از یک‌طرف و رقیب را دیو و عامل مشکلات مردم و کشور از طرف دیگر، معرفی کنند. بر اساس این تاکتیک، دوقطبی‌سازی‌هایی چون؛ طرفداران حقوق مردم و مخالفان حقوق مردم، طرفداران قانون و مخالفان قانون، طرفداران مذاکره و دیپلماسی، مخالفان مذاکره و دیپلماسی، طرفداران توافق و مخالفان توافق، طرفداران آزادی و حقوق شهروندی و مخالفان آزادی‌های مدنی، صورت‌بندی‌هایی است که به راحتی انجام می‌شود. در این دو قطبی‌سازی‌های دروغین که با واقعیت انطباق ندارد، افراد و گروه‌هایی تلاش می‌کنند، تمام خوبی‌ها و فضیلت‌ها را از آن خود کرده و رقیب خود را با انواع رذیلت‌ها و زشتی‌ها توصیف کنند. این نوع توصیف‌ها از خود و رقیب، در حالی صورت می‌گیرد که بسا، در عمل واقعیت کاملاً برعکس باشد. برای نمونه در انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری در سال ۸۸ یکی از نامزدهای آن انتخابات، به‌گونه‌ای سخن گفت که گویا انگیزه اصلی‌اش از ورود به عرصه رقابت‌ها برای پذیرش مسئولیت، مقابله با دروغگویی، ریاکاری، قانون‌گریزی و اداره کشور بر اساس خط امام (ره) است، لکن در عمل برای رسیدن به هدف، حاضر شد بزرگ‌ترین دروغ همان تقلب را بر زبان آورده ادعای قانون‌گرایی داشت، لکن تمام‌قد در برابر قانون ایستاد. ادعای خط امامی بودن داشت، لکن با خط امام مقابله کرد. ادعای پیرو ولایت بودن داشت، لکن در برابر ولایت ایستاد. اکنون و در آستانه انتخابات پنجمین دوره خبرگان رهبری و دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی نشانه‌هایی از این نوع رفتارها از سوی برخی جریان‌ها و افراد فعال در میدان سیاست به چشم می‌خورد. افرادی فعال شده‌اند و می‌خواهند با دوقطبی‌‌سازی‌های دروغین و بی‌اساس، خود را طرفدار مردم و حقوق آنان معرفی کرده و رقیب را مخالف حقوق مردم و حل مشکلات آنان معرفی کنند. باید هوشیار بود و مراقبت کرد، تا این افراد در پیاده‌سازی این قبیل تاکتیک‌های شیطانی موفق نشوند.

 


 

یادداشت
محمدرضا بلوردی

    نقش سیاست‌های مداخله‌جویانه عربستان در تشدید بحران اقتصادی این کشور


دولت عربستان سعودی در نشستی به ریاست سلمان بن‌عبدالعزیز، پادشاه این کشور، با افزایش قیمت سوخت و مشتقات نفتی و همچنین آب و برق تا میزان 67 درصد موافقت کرد. این اقدام همزمان با تصویب بودجه سال 2016 این کشور صورت گرفت؛ بودجه‌ای که طبق اعلام مقامات سعودی حدود 87 میلیارد دلار کسری دارد. براساس تصمیم جدید دولت در بخش حامل‌های انرژی بنزین سوپر با 50 درصد افزایش و بنزین معمولی با 67 درصد افزایش قیمت ارائه خواهد شد.
اعلام افزایش قیمت حامل‌های انرژی،‌‌ آب،‌ برق و دیگر کالاهای خدماتی سبب شد تا مردم به منظور خرید و انباشت بنزین به شکل بی‌سابقه‌ای به پمپ‌بنزین‌ها هجوم ببرند و سبب ایجاد صف‌های طویلی در جایگاه‌های سوخت شوند. این در حالی است که پیشتر قیمت بنزین در عربستان یکی از پایین‌ترین نرخ‌ها در جهان به شمار می‌آمد.
اعلام کسری بودجه عربستان سعودی در سال‌های 2015 و 2016 حاکی از ضعف اقتصادی کشوری است که بیش از 90 درصد اقتصاد آن متکی به فروش نفت خام است و سیاست‌های مداخله‌جویانه‌ آن در کشورهای منطقه و نیز اقدام در جهت پایین آوردن قیمت نفت برای مقابله با رقبای منطقه‌ای نیز سبب شده است تا این کسری بودجه نمود بیشتری داشته است. اما با وجود این کسری و فشارهای اقتصادی که به دنبال خواهد داشت،‌ مقامات سعودی اعلام کرده‌اند که در بودجه جدید حدود 25 درصد از درآمدهای خود را به بخش نظامی و دفاعی اختصاص خواهند داد که بالطبع متأثر از همین سیاست‌های مداخله‌جویانه منطقه‌ای سعودی‌ها است.
اما سیاست‌های نادرست سعودی‌ها در سطح منطقه، پیامدهای اقتصادی سنگینی برای حاکمان عربستان خواهد داشت؛ طبق اعلام صندوق بین‌المللی پول چنانچه در پنج سال آینده قیمت‌ نفت به‌طور متوسط زیر 40 دلار برای هر بشکه باشد، ‌عربستان تمام ذخیره ارزی خود را هزینه خواهد کرد. در صحنه داخلی هم افزایش هزینه‌ها خشم و نارضایتی گسترده طبقه متوسط جامعه سعودی را در پی داشته است؛ چرا که در مقابل افزایش قیمت خدمات و کالاها،‌ دستمزد این بخش از جامعه افزایش نیافته است و در شبکه‌های اجتماعی هم این نارضایتی به شکل گستردی بروز داده شده است و بیشتر افراد معتقدند که این شهروندان هستند که باید هزینه تحمیلی جنگ علیه یمن را بپردازند.
با توجه به ساختار اقتصادی عربستان سعودی و وابستگی شدیدی که به قیمت نفت دارد،‌ به وجود آمدن چنین وضعیتی کاملاً قابل پیش‌بینی بود؛ در واقع، مشخص بود که درگیر شدن این کشور در جنگی طولانی و فرسایشی علیه یمن و از سوی دیگر تلاش برای پایین نگه داشتن قیمت نفت، پیامدهای اقتصادی گسترده‌ای برای این‌کشور در پی خواهد داشت.
نتیجه اینکه در مقابل چنین بحرانی، عربستان سعودی یا باید به سمت اقداماتی مثل اسقتراض از بانک‌های داخلی، انتشار اوراق قرضه و استفاد مجدد از ذخایر ارزی خود روی آورد، یا اینکه از میزان حمایت‌ها و یارانه‌هایی که به کالاها و خدمات داخلی (آب، برق و سوخت) می‌دهد، کم کند. البته راه‌حل دوم بدون هزینه سیاسی هم نخواهد بود؛ چرا که مسئولان سعودی به منظور کسب حمایت‌های داخلی از خود،‌ همیشه تلاش داشته‌اند تا قیمت کالاها و خدمات را در پایین‌ترین سطح ممکن نگه دارند،‌ اما اکنون مجبور به تجدیدنظر در این سیاست هستند که قطعاً نتیجه آن در تغییر نگرش‌ افکار عمومی و افزایش سطح نارضایتی‌های داخلی بروز داده خواهد شد.

 

صفحه چهارم

 
 

نگاه دوم به مطبوعات
حسین عبداللهی‌فر  
  استقبال از کثرت نام‌نویسی‌ها
 

 راه‌اندازی آنچه تحت عنوان «نهضت ثبت‌نام» صورت گرفت، اهداف پنهان و پیدایی دارد که بخشی از آن را می‌توان در استقبال روزنامه‌های وابسته به یک جریان خاص جست‌وجو کرد. مروری بر تیترهای اولین روز هفته تا حد زیادی به فهم این موضوع کمک می‌کند.
«شرق» در این‌باره در تیتر یک روز اول(۵/۱۰/) خود «روز آخر را روز اصلاح‌طلبان» توصیف کرد و نوشت: «تعداد بالای ثبت‌نام‌کنندگان در انتخابات خبرگان پنجم و البته مجلس دهم واکنش رئیس مجلس فعلی خبرگان و دبیر شورای نگهبان را به همراه داشت. آیت‌الله محمد یزدی در این باره گفت؛ به نظر می‌رسد اهداف دیگری پشت ثبت‌نام‌هاست و باید مراقب بود. از طرف دیگر آیت‌الله جنتی هم در خطبه‌های نماز جمعه از تعداد بالای کاندیداها انتقاد کرد و به نقل از فوکویاما گفت؛ عده‌ای می‌خواهند شورای نگهبان را که مظهر ولایت فقیه است از بین ببرند.»
روزنامه «اعتماد» هم «تکمیل کاروان اصلاحات» را تیتر یک روز اول هفته خود برگزید و از افرادی نظیر مصطفی معین، محسن هاشمی، فاطمه هاشمی، قدرت‌الله علیخانی، مرتضی مبلّغ، اکبر اعلمی و نجفقلی حبیبی به عنوان چهره‌های تازه اصلاح‌طلبان نام برد.
«قانون»؛ «12000 نفر احساس تکلیف کردند» را تیتر اول خود در این روز انتخاب کرد و نوشت: «جنبش ثبت‌نام روز آخر را با رکوردی نزدیک به 12 هزار نفر اتمام بخشید. جمعیت زیادی که شاید هر علاقه‌مند ورزشی را یاد استادیوم سرپوشیده آزادی بیندازد. چهره‌هایی آمدند که برای اهالی سیاست نام‌آشنا بودند، ولی میان آنها غریبه‌هایی نیز بودند که شرایط را در خود دیده بودند و احساس می‌کردند از نمایندگانی که این روزها در بهارستان نطق می‌کنند، چیزی کمتر ندارند. حضور حداکثری مردم برای نام‌نویسی در انتخابات برای برخی خوشایند بود و برای عده‌ای سبب نگرانی شد.»
روزنامه «شهروند» گزارشی از نام‌نویسی گسترده نامزدها را با عنوان «صف طولانی احساس تکلیف» تیتر یک روز نخست هفته برگزید و در بیان علت این رویداد نوشت: «آیت‌الله جنتی حق دارد نگران باشد، اما به نظر می‌رسد این نگرانی نه به دلیل استقبال گسترده مردم از ثبت‌نام در انتخابات که به دلیل ضعف در قانونی است که شورای نگهبان هم در ابتر ماندنش بی‌تقصیر نبوده است. مجلس نهم باید گره کور فعالیت احزاب را می‌گشود... از اظهارات روز گذشته دبیر شورای نگهبان پیدا بود که آیت‌الله جنتی رد صلاحیت‌های گسترده را لازمه چنین آمار بالایی می‌داند. در فضای غبارآلود موجود حتی اصولگرایان هم ضرر خواهند کرد. چه کسی می‌تواند ترکیب مجلس بعدی را پیش‌بینی کند؟»
«آرمان» نیز انتقاد آیت‌الله جنتی از افزایش ثبت‌‌نام‌کنندگان را تیتر یک روز اول هفته‌اش قرار داد و با اختصاص تصویر نخست خود به فاطمه و محسن هاشمی در کنار مادرشان، از قول عفت مرعشی نوشت: «نگران رد صلاحیت همسر و فرزندانم نیستم.»
این روزنامه همچنین در یادداشتی با عنوان «در باب تعداد داوطلبان انتخابات» به دفاع از کثرت نامزدها پرداخت و نوشت: «به نظر می‌رسد که نگرانی از تعداد فراوان ثبت‌نام‌کنندگان به توجه به آنچه گفته شد بی‌مورد باشد. حتی باید گفت که تعداد زیاد شرکت‌کنندگان جلوه‌ای از دموکراسی است و بهتر است همه مردم این فرصت و امکان را داشته باشند و بتوانند در نهادهای مختلف قانون‌گذاری ثبت‌نام کنند. ممانعت از ثبت‌نام افراد نه‌تنها از لحاظ قانونی محل اشکال است ـ که هست ـ بلکه از نظر آثار روانی، چنین ممانعت‌هایی نیز به هیچ وجه مطلوب نیست و در شأن نظام جمهوری اسلامی هم نیست که مانع از ثبت‌نام افراد برای شرکت در رقابت‌های انتخاباتی شود.»
«بهار» نیز در تیتر اول خود از «ازدحام نامزدها در روز آخر» خبر داد و در ادامه آن نوشت: «حدود 12 هزار نفر برای مجلس دهم ثبت‌نام کرده‌اند.»
«آفتاب یزد» واکنش‌ها به افزایش نام‌نویسی را موضوع گزارش خود در روز اول هفته کرد و زیر عنوان «شورآفرینی یا ابهام‌افکنی»، نوشت: «به طور طبیعی، کثرت کاندیداهای انتخاباتی به خودی خود بر شور و شعف‌ها خواهد افزود، هر نامزدی می‌تواند صدها، هزارها و شاید صدها هزار نفر را مجاب به حضور پای صندوق‌های اخذ رأی کند و این در نهایت به شورآفرینی‌ها کمک شایانی خواهد کرد.»
«ابتکار»؛ «پایان ثبت‌نام‌ها و آغاز بررسی صلاحیت‌ها» را تیتر کرد و در سرمقاله خود نوشت: «در بین نامزد‌های کنونی، خیل عظیمی انسان وارسته و علاقه‌مند به نظام و ایران و مردم و دولت وجود دارند که مجوز حضورشان می‌تواند ضمن تزریق نشاط و امید به جامعه، زمینه‌ مشارکت حداکثری را فراهم آورد.»
«جوان» نیز «40 داوطلب برای هر صندلی مجلس» را تیتر کرد و در سرمقاله خود در پاسخ به «چرایی رشد ثبت‌نام‌ها»، نوشت: «درصد جناحی ثبت‌نام‌ها هنوز روشن نیست، اما برخی از گروه‌ها که در خط‌الراس جغرافیایی بین نظام و خارج از نظام بازی می‌کنند، بر این باورند که حجم زیاد ثبت‌نام‌ها به صورت طبیعی حجم رد صلاحیت‌ها را رشد خواهد داد و در نتیجه مسائل حقوق بشری برای نظام تولید خواهد کرد و دموکراتیک بودن انتخابات با چالش مواجه خواهد شد. روشن شدن قدر و سهم جناح‌ها و تفکیک آن پس از ثبت‌نام، قضاوت در این باره را تسهیل خواهد نمود، اما ثبت‌نام امثال طبرزدی و شعله سعدی و .... این گزینه را تقویت می‌کند.»
 


مروري بر یک رخداد
علي موحد

 خيانت سران غرب به ملت‌هاي خود
 

در حالي بحران سوريه و عراق و نيز جنايات رژيم صهيونيستي عليه ملت فلسطين و جنايات سعودي‌ها در يمن محور تحولات جهاني بوده كه آغاز سال نو ميلادي محور جديدي از سرخط خبرها را ايجاد كرد.
سال 2016 در حالي آغاز شد كه اين سال بيش از سال‌هاي گذشته فضاي امنيتي را با خود به همراه داشته است، چنانكه در بسياري از كشورهاي اروپايي مراسم‌هاي سال نو تعطيل شده، يا اينكه شديدترين تدابير امنيتي بر اين كشورها حاكم بوده است.
لندن، پاریس، مسکو، بلژیک، آنکارا، مادرید و نیویورک آن دسته از شهرهایی بودند که در میان تشدید فضای امنیتی به دلیل ترس از وقوع یک حمله تروریستی، به استقبال آغاز سال 2016 میلادی رفتند.
روزنامه انگلیسی گاردین گزارش کرد، بروکسل جشن‌های رسمی را به دلایل امنیتی لغو کرد، پاریس نمایش آتش‌بازی سالیانه در «شانزه لیزه» را لغو کرد. پلیس بلژیک در عملیات تحقیق و تفحص درباره توطئه حمله تروریستی در بروکسل، شش نفر را در حین تفحص منازل در پایتخت این کشور دستگیر کرد. در سراسر فرانسه نيز 11 هزار مأمور پلیس، سرباز و آتش‌نشان و در مجموع، 60 هزار مأمور پلیس و نظامی مستقر شد.
در لندن نیز هزاران مأمور پلیس از جمله شمار زیادی از افسران مسلح، مستقر شدند و حدود سه هزار افسر پلیس در مرکز لندن با شروع نمایش آتش‌بازی در سال 2016 قرار گرفتند. در «مادرید» پایتخت اسپانیا، 600 مأمور پلیس در میدان «پورتا دل سول» مستقر شدند و تنها 25 هزار نفر از مردم اسپانیا توانستند برای برگزاری جشن سال نو میلادی در این میدان حضور داشته باشند.
در شهر نیویورک نيز مقامات امنیتی آمریکا اعلام کردند که حدود شش هزار افسر پلیس، برخی با لباس شخصی، مستقر می‌شوند تا امنیت افراد حاضر در آنجا را تأمین کنند. در ادامه فضاي بحراني جاري در آمريكا، پليس ادعا دارد یک فرد که قصد انجام عملیات تروریستی همزمان با جشن‌های سال نو میلادی در شهر نیویورک را داشت، دستگیر شد. نكته قابل توجه آنكه همزمان با سال نو ميلادي حملات نژادپرستانه عليه پناه‌جويان در بسياري از كشورهاي اروپايي تشديد شد كه برخي آن را برگرفته از فضاي وحشت حاكم بر قاره مي‌دانند.
واقعيت ماجرا چيست؟
در محافل رسانه‌اي غربي چنان عنوان مي‌شود كه تهديدات گروه‌هاي تروريستي نظير داعش و نيز جلوگيري از حوادثي مانند پاريس، زمينه‌ساز اين فضاي امنيتي بوده و به نوعي دستگاه‌هاي امنيتي غربي در حال پيشگيري از ناامني و حملات تروريستي هستند.
در اين ميان، فرانسوا اولاند رئيس‌جمهوری فرانسه طی سخنانی به مناسبت آغاز سال نو میلادی بر اجرای قانون پیشنهادی دولت درباره محرومیت و اخراج شهروندان متهم به همکاری با تروریست تأکید کرد و گفت: فرانسه درصدد اصلاح قانون اساسی در این جهت است. اين سخنان ادامه اسلام‌ستيزي سران فرانسه است كه به بهانه مقابله با تروريسم به دنبال اعمال محدوديت بيشتر عليه مسلمانان هستند.
اين گونه رفتارها در حالي سال نو ميلادي را در فضايي امنيتي قرار داده كه بررسي ريشه‌اي حملات تروريسم جاري در جهان يك نكته مهم را در خود دارد و آن لزوم مقابله با ايجادكنندگان و منابع حمايتي از اين گروه‌ها است. هر چند كه غرب ادعا دارد كه گروه‌هاي اسلامي با حمايت كشورهايي مانند عربستان و تركيه زمينه‌ساز اين گروه‌هاي تروريستي بوده و با اين ادعاها نيز محدوديت‌هاي بسياري را عليه مسلمانان اعمال مي‌دارند، اما اسناد و شواهد عيني، حقيقتي ديگر را نشان مي‌دهد. حقيقت آن است كه گروه‌هاي تروريستي از جمله القاعده و داعش و... دست‌ساخته و پرورش‌يافته در ساختار اطلاعاتي غرب، به‌ويژه انگليس و آمريكا هستند. هيلاري كلينتون، وزير خارجه در دور اول رياست جمهوري اوباما صراحتاً اعلام مي‌دارد كه آمريكا، القاعده و داعش را ايجاد كرده است تا تأمين‌كننده منافع آمريكا در جهان باشند. نمود عيني اين رفتار آمريكا و متحدانش را در سوريه مي‌توان مشاهده كرد كه در طول پنج سال اخير با حمايت از اين گروه‌ها نابودي اين كشور را رقم زده‌اند و اگر ایستادگی جبهه مقاومت نبود، تاكنون تروريست‌ها بر اين كشور و از آن جا بر سراسر جهان مسلط شده بودند.
نكته قابل توجه آنكه در سال‌هاي اخير در حالي جهان در حال مبارزه با تروريسم است كه سران كشورهاي غربي و متحدان‌شان همچنان به حمايت از تروريست‌ها ادامه مي‌دهند.
با توجه به اين حقايق مي‌توان گفت كه راهكار پايان تهديدات تروريستي در جهان از جمله در اروپا و آمريكا محاكمه سران غرب و متحدان‌شان به عنوان ايجادكنندگان و حاميان اصلي تروريسم است كه براي منافع خود، جهاني را گرفتار قاتلان و جنايتكاران كرده‌اند. فضاي امنيتي حاكم بر اروپا و آمريكا كه سال نو ميلادي را به كام مردم كشورهاي غربي تلخ کرده، برگرفته از خيانت سران غرب به جهانيان و ملت‌هاي‌شان است كه براي اجراي سياست‌هاي استعماري‌شان حاضر به نابودي بشر هستند؛ تلاشی كه در سال‌هاي اخير با ابزار تروريسم اجرا مي‌‌شود.

 


 تا انتخابات
از فتنه جدید تا فرار از امتحان

  رهبری شورایی در اسلام جایی ندارد
آیت‌الله قرهی درباره اینکه عده‌ای در فضای سیاسی مجدداً بحث شورایی شدن رهبری را مطرح می‌کنند، اظهار داشت: اگر رهبری قرار بود شورایی باشد، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هم با هم کشور را شورایی اداره می‌کردند، اما زمانی که امام حسن(ع) امام است، امام حسین(ع) ولو امام بالقوه باشد، اما امام بالفعل نیست.
وی ادامه داد: ما امروز کشورهایی را در دنیا سراغ داریم که شورایی در حال اداره شدن هستند، اما با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو شدند. مثلاً در هرزگوین شورای ریاست جمهوری راه انداختند، اما مشکلاتی ایجاد شده و خودشان هم اقرار می‌کنند. رئیس حوزه علمیه امام مهدی(عج) تهران گفت: قرآن تأکید بر امام و امت دارد، بنابراین چیزی به نام امامان نیامده است. وقتی یکی امام است، دیگری امام نیست.

هشدار به سهم‌خواهی
آیت‌الله محمدعلی موحدی کرمانی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز، طی سخنانی در اولین گردهمایی سراسری شورای ائتلاف اصولگرایان نسبت به گروه‌گرایی و سهم‌خواهی در میان اصولگرایان در عرصه انتخابات هشدار داد و اظهار داشت: اگر بنا به تصمیم شورای مرکزی ائتلاف اصولگرایان، کاندیداهای گروه یا حزب خاصی در میان فهرست نامزدهای اصلح قرار نگرفتند نباید موجبات ناراحتی فراهم آورد. حجت‌الاسلام سیدرضا تقوی نیز از امضای یک سند همکاری از سوی احزاب اصولگرا خبر داد و گفت: برخی احزاب اصولگرا سندی امضا کردند که ما هیچ سهمی نمی‌خواهیم و تنها به دنبال یک مجلس اصولگرا که پاسدار خط امام و رهبری و ارزش‌های اسلامی و انقلابی باشد، هستیم. لذا این نشانه رشد است.

راهکار فرار از امتحان
برخی از ثبت‌نام‌کنندگان برای مجلس خبرگان رهبری، طی روزهای گذشته همزمان با پایان یافتن زمان ثبت‌نام برای این مجلس، اقدام به انتشار تأییدیه‌هایی از سوی برخی از مراجع و آیات عظام برای خود در فضای مجازی کرده‌اند. یکی از ثبت‌نام‌کنندگان اخیراً اقدام به انتشار برگه‌هایی مبنی‌بر اجازه دریافت وجوهات شرعی مردم به نمایندگی از برخی مراجع تقلید و آیات عظام کرده است. این اقدام به منظور فضاسازی برای تأیید شرط اجتهاد این افراد و عدم شرکت در آزمون علمی که شورای نگهبان برگزار می‌کند، صورت گرفته است. این در حالی است که طبق قانون درجه علمی و اجتهاد نامزدها باید برای فقهای شورای نگهبان از طرق مختلف مشخص شود که یکی از آنها برگزاری آزمون اجتهاد است.

سرعت برجام
برای رسیدن به انتخابات
روزنامه آمریکایی واشنگتن‌پست در ارزیابی سرعت عمل ایران در برداشتن گام‌های مقدماتی برای رسیدن به روز اجرای برجام و لغو تحریم‌ها را در قالب انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی تحلیل کرد و نوشت: در ابتدا ایران پیش‌بینی کرده بود همه این کارها پیش از پایان سال انجام خواهد شد، اما کارشناسان آمریکایی تخمین زدند این اقدامات ممکن است ماه‌ها به طول بینجامد و احتمالاً تا پیش از بهار به پایان نخواهد رسید. اکنون احتمال دارد ایران تا نیمه دوم ژانویه و پیش از برگزاری انتخابات مجلس در ماه فوریه راه را برای لغو تحریم‌ها هموار کند.»

رایزنی برای مجلس دولتی
تداوم رایزنی اصلاح‌طلبان و فتنه‌گران با جریان دولت برای تشکیل مجلس دولت‌ساخته ادامه دارد. سید‌عبدالواحد موسوی لاری، نایب‌رئیس شورای‌عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان در گفت‌وگویی با روزنامه «شرق» گستردگی این رایزنی‌ها را حتی در عالی‌ترین سطح مطرح کرده است. او گفته است: «با آقایان روحانی، جهانگیری، بانک و نوبخت از طرف دولت گفت‌وگو شده، همچنین با چهره‌های دیگری که در عرصه مؤثر هستند.»

رمز فتنه جدید
علیرضا زاکانی، نماینده مردم تهران اظهار داشت: اگر رمز اصلاح‌طلبان در سال 88 به تعبیر آقای ابطحی تقلب بود، این بار فتنه را پیش از انتخابات و با شعار ردصلاحیت شروع می‌کنند. وی درباره ثبت‌نام گسترده اصلاح‌طلبان نیز افزود: ثبت‌نام اصلاح‌طلبان چه در انتخابات مجلس خبرگان و چه در انتخابات مجلس شورای اسلامی طبق شنیده‌ها و اطلاعات من حکایت از این دارد که برخی‌ از آنها علی‌رغم اطلاع از رد صلاحیت خود ثبت‌نام کرده‌‌اند تا در کشور بحران‌آفرینی کنند. بنابراین این سناریویی است که در مقابل ما باید هوشمندی خود را نشان دهیم.

سیاستمدار بی‌جریان
عبدالرضا داوری از نیروهای نزدیک به احمدی‌نژادی‌ گفته است: «اگر احمدی‌نژادی‌ها را کسانی بدانیم که طی دو سال‌ونیم گذشته از ایشان حمایت کرده‌اند، در انتخابات مجلس هیچ احمدی‌نژادی ثبت‌نام نکرده است. احمدی‌نژادی‌ها، غایب بزرگ انتخابات اسفند 94 هستند. بسیاری از کسانی که در دولت گذشته مسئولیت داشتند مانند آقای پرویز کاظمی و یا خانم دکتر دستجردی در زمره حامیان آقای احمدی‌نژاد تلقی نمی‌شوند.» وی گفت: دلیل این عدم حضور را باید در عدم توفیق احمدی‌نژاد در جریان‌سازی سیاسی در دولت‌های نهم و دهم جست‌وجو کرد.

هدف جريان نفوذ
در مجلس خبرگان
رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: هدف شوم جریان نفوذ در مجلس خبرگان، رهبرسازی است. حجت‌الاسلام احمد سالک با اشاره به حضور داوطلبان مختلف برای حضور در انتخابات مجلس خبرگان افزود: جریانات داخلی و خارجی که در جریان فتنه با یکدیگر هم سو هستند رهبرسازی را در دستور کار قرار دادند که بسیار چشمگیر است.

اجازه اجتهاد کافی نیست
طی روزهای گذشته برخی رسانه‌ها مدعی هستند داوطلبانی که کرسی درس خارج فقه و اجازه اجتهاد از برخی مراجع را دارند، باید مورد تأیید شورای نگهبان قرار گیرند، اما شورای نگهبان تأکید دارد که بر اساس قانون اجتهاد کسانی که می‌خواهند در انتخابات مجلس خبرگان شرکت کنند، باید به تأیید این شورا برسد و داشتن اجازه اجتهاد از برخی مراجع تقلید برای احراز این درجه علمی، جهت شرکت در انتخابات خبرگان کافی نیست.

تبلیغات انتخاباتی
«من و تو»!
غلامعلی حدادعادل، سخنگوی ائتلاف اصولگرایان، گفت: در گذشته بلندگوهای بیگانه و شبکه‌های ماهواره‌ای به مردم اصرار می‌کردند در انتخابات شرکت نکنید و مردم را به تحریم انتخابات تشویق می‌کردند، اما ملت ایران توجهی به آنها نداشتند. اکنون ببینید چه اتفاقی افتاده که شبکه صهیونیستی من و تو برای انتخابات ما هر شب برنامه دارد و صحبتی از شرکت نکردن نیست، بلکه برنامه دیگری دارند، اما موفق نمی‌شوند.

 


 دیپلماسی
فرامرز پارسا

تكرار روزهاي گذشته


سال 2015 در حالي به پايان رسيد كه يكي از مهم‌ترين تحولات آن، توافق هسته‌اي ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 (برجام) بود. توافقي كه حلقه تكميلي آن گزارش آژانس بين‌المللي انرژي اتمي درباره عدم انحراف هسته‌اي ايران و در نهايت بسته شدن پرونده ابهامات ادعايي آژانس(پي‌ام‌دي) در شوراي حكام بود. سال 2016 در حالي آغاز شده كه شروع روند اجراي تعهدات طرفين در برجام به‌منزله تحولي مهم مورد توجه همگان قرار گرفته است؛ زیرا از يك سو اعضای 1+5 به‌ويژه آمريكا و اتحاديه اروپا موظف به برداشتن تحريم‌ها هستند و از سوي ديگر، جمهوري اسلامي تعهدات خود در حوزه هسته‌اي را اجرايي مي‌‌کند. آنچه در اين فرآيند به چشم مي‌آيد، تفاوت‌ها در نحوه راستي‌آزمايي اجراي تعهدات است.
درباره تعهدات جمهوري اسلامي ايران، جهانيان با نگاه اعتماد و اطمينان به آن مي‌نگرند؛ زیرا از يك سو جمهوري اسلامي ايران همواره بر تعهدات خود پايبند بوده كه كارنامه مثبت ايران در همكاري با آژانس در طول 12 سال اخير سندي بر اين امر است و از سوي ديگر، تكاليف ايران به راحتي قابل راستي‌آزمايي است و آژانس در جایگاه ناظر به راحتي مي‌تواند آن را تأييد کند. شفافيت مراكز هسته‌اي ايران و نيز قابل راستي‌آزمايي بودن مسائلي، مانند برچيدن سانتريفيوژها يا ايجاد تغييرات در آب سنگين اراك و فردو، تعهدپذيري ايران به تعهداتش را به راحتي آشكار مي‌‌کند.
در نقطه مقابل تعهدپذيري كشورهاي غربي در اجراي تعهدات‌شان در برداشتن تحريم‌ها با ابهامات بسياري روبه‌رو است؛ به‌گونه‌اي كه در صداقت رفتاري آنان ترديدهاي بسياري وجود دارد. برای نمونه، رفتارهاي آمريكا نشان مي‌دهد، اين كشور همان رويه تحريم و تهديد را ادامه مي‌دهد؛ در حالي كه در ظاهر نقض برجام صورت نداده است. اين رفتارها در چند بخش ‌تأمل‌برانگیز است. در حوزه كنگره و كاخ سفيد زنجيره‌اي از اقدامات شكل گرفته است كه از آن جمله تصويب قوانين جديد گذرنامه‌اي براي اتباع 38 كشور داراي منع رواديد براي سفر به آمريكاست كه در صورت سفر به ايران، سودان، سوريه و عراق حقوق‌شان در آمريكا حذف و با اعمال محدوديت روبه‌رو مي‌شوند. در قوانين ديگري با ادعاي مقابله با آنچه توان موشكي ايران ناميده‌اند، تحريم عليه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را خواستار شده‌اند و در مصوبه‌اي ديگر برداشت دو ميليارد دلاري از حساب بانك مركزي ايران را براي آنچه غرامت به قربانيان تروريسم ناميده‌اند، مطرح كرده‌اند. تصويب ده‌ها ميليون‌ دلار بودجه براي آنچه حمايت از دموكراسي و حقوق بشر از جمله براي اقليت‌هاي ديني ناميده‌اند، بعد ديگر اين اقدامات است. مجموع اين رفتارها در حالي ابعاد تحريم‌هاي جديد را رقم مي‌زند كه آمريكا همزمان تحركات قابل توجه ديگري نيز صورت مي‌دهد كه در ظاهر آزادي رسانه و آزادي بيان است. محافل رسانه‌اي غربي مجموعه‌اي از مقالات و گزارش‌ها را درباره نقش ايران در تروريسم وحقوق بشر و نيز ابهام در صداقت رفتاري ايران در زمینه اجراي برجام منتشر مي‌‌کنند؛ آنان حتي بر اصل پا برجا بودن تحريم‌ها نيز تأكيد مي‌كنند تا فضاي رواني جاري بر اقتصاد جهاني را به عدم رويكرد به ايران تحريك کنند كه خود بعدي از تحريم‌هاي پنهان است. فشار بر بازار نفت براي آوردن آن به زير 30 دلار با تزريق نفت آمريكا و متحدانش به بازار، بعد ديگر اين تحريم‌هاست؛ جالب توجه آنكه كشورهاي غربي با ادعاي آمادگي براي توسعه صنايع نفت و گاز ايران به دنبال تحميل قراردادهاي نفتي به ايران هستند كه براساس آن تمام امور نفتي براي چند دهه به شركت‌هاي خارجي تعلق مي‌گيرد كه عملاً خودكفايي ايران در حوزه نفت و گاز را تحت‌الشعاع قرار داده و به كشوري وابسته مبدل مي‌‌کند. مسئله‌اي كه به صراحت مي‌توان آن را تحريم‌هاي جديد در لواي همگرايي و همكاري نفتي ناميد.
با توجه به آنچه ذكر شد، مي‌توان گفت كه هر چند سال 2016 آغاز شده است، اما آمريكا همچنان در تصورات سال‌هاي گذشته مبني‌بر تحريم و تهديد جمهوري اسلامي و ملت ايران است.
 


اقتصادی
 سعید مهدوی

لباس‌های بی‌جیب


یکی از شعارهای اصلی و محوری دولت یازدهم همواره اصلاح و بهبود وضع معیشتی مردم بوده است. از وعده‌های 100 روزه گرفته تا بسته‌های خروج از رکود و سبد‌های مشکل‌ساز کالا، از جمله برنامه‌ها و اقدامات دولت در راستای بهبود وضعیت معیشتی جامعه و دیگر اهداف اقتصادی دولت بوده است، که تاکنون به نتیجه موردنظر نرسیده‌اند.
بخش دیگر تلاش‌های دولت برای رفع مشکلات معیشتی که بیشتر به آن دل بسته بود، به توافق هسته‌ای و مذاکرات خارجی دولت منتهی می‌شد. این توافق با همه انتقادات وارد شده بر آن بالاخره شکل گرفت، اما باز نتایج موردنظر دولت در مسائل اقتصادی، به ویژه وضعیت معیشت مردم، حاصل نشد. در این‌باره مرور اظهارات دولتمردان پیش و پس از توافق، دلیل اثبات مدعی فوق است. نیمی از وزرا و رئیس‌جمهور محترم بارها در رسانه ملی اعلام کردند، پس از توافق وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم بهبود می‌یابد، اما وقتی در مجلس توافق تصویب شد و از طرف آمریکا نیز توافق در کنگره صورت گرفت و قرار شد اجرایی شود، همین مسئولان هر کدام گفتند ما برای اقتصاد مذاکره نکردیم؛ بلکه برای اینکه در دنیا حقوق هسته‌ای ما را به رسمیت بشناسند، مذاکره کردیم و موفق هم شدیم و هم‌اکنون در دنیا دیگر حقوق هسته‌ای ما را به رسمیت می‌شناسند و برخی به طرق مختلف گفتند که توافق تأثیری بر اقتصاد ندارد. پس از اینکه آمریکایی‌ها کمی به برگرداندن تحریم‌ها تهدید کردند، بعضی از معاونان و وزرا گفتند که ما اصلاً برای برداشتن تحریم‌ها مذاکره نکردیم!
با این همه، اکنون در جایی قرار گرفته‌ایم که نیمی از عمر دولت سپری شده است، اما وضعیت معیشتی مردم بهبود نیافته است. سال گذشته هزینه‌های تأمین سبد معیشتی کارگران دو میلیون و 350 هزار تومان برآورد شد و پیش‌بینی می‌شود که برای دستمزد سال آینده گزارش هزینه‌ای دو میلیون و هشتصد هزار تومانی ارائه شود؛ به عبارت دیگر تأمین هزینه‌های معیشت کارگران در خانوار چهار نفره، کمتر از دو میلیون و 800 هزار تومان نخواهد بود. از سوی دیگر کسانی که در دولت قبلی منتقد بودند و بالا رفتن نرخ ارز را مهلک می‌دانستند، اکنون دلار را از 2900 تومان به 3600 تومان سوق داده‌اند. بدیهی است، در این اوضاع سطح عمومی قیمت‌ها افزایش می‌یابد و همزمان با آن قدرت خرید مردم نزول پیدا می‌کند. برای نمونه، تنها به این مورد اخیر گرانی لبنیات اشاره می‌کنم که شرکت‌های تولیدکننده لبنیات به دلیل پایین بودن قدرت خرید مردم از گرانی چند درصدی محصولات خود چشم‌پوشی کردند! زیرا با افزایش قیمت مصرف مردم به شدت کاهش می‌یابد و سود این شرکت‌ها به تبع نزول پیدا می‌کند.
به‌تازگی، مرکز آمار ایران از تک‌رقمی شدن نرخ تورم نقطه به نقطه در آذرماه خبر داد و اعلام کرد، نرخ تورم هم در این ماه به ۱۲/۶ درصد کاهش یافته است. اعلام رسمی کاهش نرخ تورم در حالی است که مردم این کاهش نرخ را خیلی سر سفره‌ها و در جیب خود احساس نمی‌کنند و از گرانی‌های پی‌درپی می‌نالند. بررسی جزئیات نرخ تورم در گروه کالاها و خدمات مهم مصرفی مردم در دو سال اخیر، رشد قابل توجه قیمت‌ها در کالاها و خدمات اساسی مردم را نشان می‌دهد، به گونه‌ای که در برخی کالاها تورم حدود ۵۵ درصدی را هم داشته‌ایم. این نشان می‌دهد، سبد موردنظر مرکز آمار برای استخراج نرخ تورم با سبد مصرفی غالب مردم و اقشار آسیب‌پذیر بسیار فاصله دارد.
اما دولت همچنان به برنامه‌های اقتصادی خود ایمان دارد و آمارهای مرکز آمار و دیگر نهادها را عامل تطمئن‌القلوب خود قرار داده است! شاید هم نه، خود می‌داند سفره مردم این روزها چقدر کوچک و لباس‌های بی‌جیب مد شده!!!

 

 

صفحه پنجم

 
 

پنجره
رضا اشرفی

ليبي از بحران‌‌هاي داخلي تا اشغالگري خارجي
 

17 مارس 2011 روزي مهم براي ليبي بود؛ روزي که مردم ليبي با الگو‌گيري از قيام مردمي در تونس و مصر، عليه ساختار حاکم به رياست معمر قذافي طغيان کردند. نکته قابل‌توجه در تحولات ليبي آن بود که کشورهاي غربي و حتي عربي با تمام قوا به ميدان آنچه حمايت از حقوق مردم ناميدند، وارد شدند. مداخله غرب تا آنجا پيش رفت که ناتو که پس از جنگ افغانستان وارد جنگ نشده بود، به‌طور رسمی عمليات نظامي عليه ليبي را آغاز کرد؛ ورودي که به گزارش آمار به کشته شدن 30 هزار ليبيايي منجر شد.
بسياري از ناظران سياسي در آن مقطع زماني اهداف سياسي و استعماري، به ويژه طراحي براي دور ساختن افکار عمومي از روند بيداري اسلامي در غرب آسيا و شمال آفريقا و البته، انتقام‌گيري سران عرب به ويژه قطر، عربستان و امارات از قذافي را دليل حمله ناتو به ليبي دانستند. غرب در حالي سرنگوني نظام ليبي را رقم زد که اجلاس‌هاي متعددي نظير اجلاس‌هاي لندن و پاريس براي آنچه چينش ساختار سياسي و کمک به بازسازي ويرانه‌هاي ليبي ناميد، برگزار کرد تا نشانه‌اي بر بشردوستي غرب باشد. اکنون در حالي پنج سال از دخالت به اصطلاح بشردوستانه غرب در ليبي مي‌گذرد که شرايط اين روزهاي اين کشور نکات قابل توجهي را در خود دارد.
در عرصه داخلي ليبي عملاً به چهار منطقه تجزيه شده است و هر بخش به صورت مستقل اداره مي‌‌شود، در حالي که هر کدام از آنان نيز با ادعاي حق حاکميت مطلق با ساير بخش‌ها در تقابل مي‌باشند.
بخشي در دستان آنچه دولت مرکزي مورد تأييد مجامع جهاني ناميده مي‌شود، اداره مي‌گردد و بخش‌هايي نيز تحت سلطه ژنرال خليفه حفتر است. نکته بسيار مهم آنکه گروه‌هاي تروريستي القاعده‌اي نيز از شرايط بحراني استفاده کرده و در حال گسترش مواضع خود مي‌باشند. گزارش‌ها نشان مي‌دهد که داعش نيز نقشي فعال در اين کشور يافته و حتي مناطقي مانند سرت به تصرف آن درآمده است.
اگر بخواهيم شرايط داخلي ليبي را در يک جمله خلاصه کنيم، مي‌توانيم بگوييم کشوري از درون فروپاشيده و گرفتار جنگ داخلي که هر روز هزاران نفر در آن قرباني مي‌شوند. شرايط نامطلوب اقتصادي، جنگ و کشتار و تشديد تحرکات گروه‌هاي تروريستي و عدم وجود دولتي يکپارچه و پارلماني کارآمد، سرنوشتي نامطلوب را براي اين کشور ترسيم کرده است، به گونه‌اي که بسياري از چندپاره شدن رسمي اين کشور سخن مي‌گويند.
در حوزه سياست خارجي نيز هر چند در ظاهر ليبي نقشي فعال در اتحاديه عرب و مجامع جهاني دارد، اما در عمل روند تحولات به سمت تکرار استعمار و استثمار اين کشور پيش مي‌رود. در حوزه عربي رقابتي سخت ميان کشورهاي عربي براي سلطه بر اين کشور برقرار شده است. برای نمونه امارات به‌طور رسمی به بمباران مواضع مخالفان خود در ليبي مي‌پردازد و از سوي ديگر حمايت‌هاي گسترده‌اي از ژنرال حفتر در جایگاه نيرویی تقريباً نيرومند حاضر در معادلات ليبي مي‌کند. عربستان و قطر نيز هر یک براساس منافع خود در اين کشور فعال هستند که بعضاً با حمايت از گروه‌هاي تروريستي همراه است.
در حوزه غربي نيز، کشورهاي اروپايي و آمريکا که از يک سو به آينده غرب آسيا اميدوار نیستند و از سوي ديگر رقابتي شديد براي سلطه بر آفريقا ميان‌شان جاري است، براي تسلط نظامي و حتي چندپاره کردن ليبي براساس منافع‌شان وارد عرصه شده‌اند. رفتارهايي که يادآور تحرکات آنان پس از جنگ جهاني دوم است که ليبي را به مناطق نفوذ ميان، انگليس، فرانسه، آلمان، آمريکا و ... تقسيم کردند و هر یک بخشي از منابع اين کشور را به خود اختصاص دادند. اکنون نيز همين رويه در حال جريان است. منابع خبري از حضور دستگاه‌هاي اطلاعاتي آمريکا به بهانه مقابله با تروريسم در ليبي خبر داده‌اند.
انگليس نيز صدها نيروي ويژه خود را به اين کشور اعزام کرده، در حالي که ايتاليا نيز از آمادگي براي اعزام پنج هزار نيرو نظامي به ليبي خبر داده است. گزارش‌ها نشان مي‌دهد که فرانسه و آلمان نيز در لواي مشارکت در آنچه مبارزه با تروريسم مي‌نامند در حال حضور نظامي و اطلاعاتي در ليبي هستند. نکته قابل توجه آنکه هر یک از اين کشورهاي غربي به سمت يکي از جريان‌هاي حاضر در ليبي گرايش دارند که نتيجه آن استمرار بحران در اين کشور جنگ‌زده است.
بسياري از ناظران سياسي معتقدند که ليبي اکنون به مرکزي براي فعاليت تروريست‌ها و البته، بهره‌برداري و رقابت شديد ميان کشورهاي غربي مبدل شده که نتيجه آن تبديل ليبي به ويرانه‌اي با سرنوشتي نامعلوم است. جالب و قابل توجه آنکه کشورهاي غربي که با ادعاي حقوق بشر وارد ليبي شده‌اند، به بهانه‌هاي مختلف از جمله ادعاي مقابله با قاچاقچيان انسان، جلوگيري از ورود تروريست‌ها به اروپا، مهاجران غيرقانوني و ... از پذيرش آوارگان ليبيايي خودداري مي‌کنند؛ آوارگاني که اگر گرفتار امواج مديترانه نشوند؛ پشت دروازه‌هاي اروپا‌ سردرگم و بلاتکليف آن هم در فصل سرما نااميدانه انتظار فردا را مي‌كشند، در حالي که انتظار بسياري از آنان با مرگ به پايان مي‌رسد و اروپاي مدعي حقوق بشر هيچ واکنشي به مرگ آنان صورت نمي‌دهد!
 


فراسو
قاسم غفوري

آشكارتر شدن زوال بنيادهاي اخلاقي غرب در سال 2015
 

سال 2016 در حالي آغاز شد که جهان در سال 2015 دوراني بس حساس و نابسامان را سپري کرده است. سالي سراسر جنگ و کشتار و تقابل‌هاي گسترده در صحنه جهاني که فضايي از رعب و وحشت را براي جهانيان رقم زد. در ميان آنچه در صحنه بين‌الملل گذشته است، بررسي تحولات غرب شامل قاره اروپا و آمريکا يک نکته اساسي را در خود دارد و آن فروپاشي اخلاقي ساختار حاکم بر اين کشورها است. در اين زمينه چند نکته قابل توجه مشاهده مي‌شود.
در صحنه داخلي کشورهاي اروپايي و آمريکا زنجيره‌اي از رفتارهاي غيرانساني مشاهده مي‌‌شود که بسياري آن را زوال و فروپاشي بيشتر اخلاق و فرهنگ در اين ساختار مي‌دانند. در آمريکا گزارش‌هاي منتشر شده نشان مي‌دهد ساختارهای سياسي، قضايي و امنيتي حاکم بر اين کشور رفتاري بسيار فجيع‌تر از گروه‌هاي تروريستي داشته‌اند. براساس آمارها در سال 2015، تعداد 1125 نفر به دست پليس به قتل رسيده‌اند، در حالي که بسياري از آنان سياه‌پوست بوده‌اند که تنها جرم آنها رنگ پوست‌شان بوده است.
جالب و قابل توجه آنکه به بهانه مبارزه با تروريسم و برقراري امنيت در حالي قوانين جديدي در کنگره تصويب شده که براساس اتباع 38 کشور که با آمريکا منع رواديد دارند، در صورت سفر به ايران، سوريه، عراق و سودان در طول پنج سال اخير با محدوديت‌هاي قانوني مواجه خواهند شد، که در اين قوانين به خواست مردم مبني‌بر مجازات پليس‌هاي قاتل به عنوان تهديد اول جان شهروندان و نيز پايان قانون آزادي حمل سلاح هيچ اشاره‌اي نشده است. رفتاري که سندي بر واهي بودن ادعاهاي ضدتروريستي در قوانين آمريکا است که صرفاً به دنبال بهانه‌جويي براي رسيدن به اهداف سلطه‌گرايانه هستند.
در ساختار اروپا نيز رفتارهاي مشابهي مشابه مي‌شود، چنانکه براي حوادث مشکوک به تروريستي در پاريس جنجال‌هاي جهاني به پا مي‌شود. حال آنکه در همين جوامع عليه مسلمانان شديدترين خشونت‌ها اعمال مي‌‌شود، اما هرگز واکنشی صورت نمی‌گیرد.
نکته ديگر در انحطاط اخلاقي غرب را در قبال پناه‌جويان مي‌توان مشاهده کرد. به گزارش آمار، سال 2015 سال پناه‌جويان و آوارگان بود، به گونه‌اي که جمعيت آواره‌هاي جهان به 60 ميليون نفر رسيده است. نکته بسيار مهم آنکه پناه‌جويان از کشورهاي آفريقايي و غرب آسيا درحالي به مرکز اصلی آوارگي خود، يعني اروپا و آمريکا روانه شدند که سران کشورهاي غربي با زير پا گذاشتن قوانين بين‌المللي، از جمله تهديدات خود براساس کنوانسيون 1951 سازمان ملل درباره پناه‌جويان، به نقض حقوق آنان پرداختند. کامرون، نخست‌وزير انگليس آنها را زنبورها و غارتگراني مي‌نامد که اروپا را چپاول مي‌کنند، سران کشورهايي مانند فرانسه، چک، لهستان و... پناه‌جويان را تهديدي براي اروپا ناميده‌اند در بسياري از کشورهاي اروپايي صرفاً مسيحيان آواره پذيرش شده و ساير پناه‌جويان در فصل سرما پشت دروازه‌ها در کمپ‌هاي بدون کمترين امکانات بلاتکليف نگهداري شده‌اند.
نمادهاي انحطاط اخلاقي غرب در سال 2015 را در سياست خارجي آنان نيز مي‌توان مشاهده کرد. در اين حوزه دو نکته مهم مشهود است؛ نخست حمايت اين کشورها از قاتلان بشريت است، چنانکه در طول سال 2015 همچنان حمايت آنان از رژيم صهيونيستي در کشتار ملت فلسطين ادامه يافته و حتي مبلغ کمک‌ها افزايش داشته است، چنانکه منابع خبري اعلام کردند کمک‌هاي آمريكا از 2/3 ميليارد دلار به ۵ ميليارد دلار خواهد رسيد. همراهي با عربستان در کشتار مردم يمن در طول 9 ماه گذشته سندی ديگر بر رفتارهاي غيرانساني غرب در صحنه جهاني است، چنانکه بمب‌هاي خوشه‌اي و شيميايي آمريکا و انگليس ابزار عربستان براي کشتار مردم يمن است. حمايت از گروه‌هاي تروريستي را بعد ديگر رفتار کشورهاي غربي تشکيل مي‌دهد که نمود عيني آن تشديد تحرکات غرب براي سرنگوني نظام سوريه و تشکيل دولت دست‌نشانده از اين گروه‌ها است. با وجود آنکه در نشست‌هاي وين و نيويورک بر مبارزه با تروريست‌ها و کمک به راهکار سياسي در سوريه تأکيد شد، اما کشورهاي غربي به همراهي رژيم صهيونيستي، ارتجاع عربي و ترکيه همچنان بر حمايت از آنچه معارضان ميانه‌رو مي‌نامند (بخوانيد گروه‌هاي تروريستي) تأکيد کردند. قابل توجه آنکه سرکرده گروه تروريستي جيش‌الاسلام در حالي در عمليات ارتش سوريه به هلاکت رسيد که کشورهاي غربي با ناديده گرفتن ماهيت تروريستي اين گروه، به حمايت از آن و محکوم‌سازي عمليات ارتش سوريه پرداختند. در مجموع سال 2015 را مي‌توان سال آشکارتر شدن انحطاط اخلاقي غرب دانست که فروپاشي نظام سرمايه‌داري و ادعاي آنان مبني بر حمايت از بشريت را بيش از پيش آشکار کرد.


رخنه
عبدالله عبادی
نفوذ رژیم صهیونیستی در جهان اسلام ـ 4
تحرکات آشکار و پنهان در قزاقستان

در میان کشورهای بزرگ آسیای میانه قزاقستان با توجه به موقعیت و توانمندی‌های فراوان در صدر اهداف دیپلماسی رژیم صهیونیستی در این منطقه قرار دارد. روابط دیپلماتیک بین قزاقستان و رژیم صهیونیستی در تاریخ 10 آوریل 1992 برقرار شد. سفارت رژیم صهیونیستی در قزاقستان در اوت 1992 گشایش یافت و در مقابل کنسولگری و سپس سفارت قزاقستان در ماه می ‌1996 شروع به کار کرد.
اولین سفر رسمی رئیس‌جمهور رژیم صهیونیستی به قزاقستان در سال 1993 صورت گرفت. در سپتامبر 1993 نورسلطان نظربایف با رئیس‌جمهور رژیم صهیونیستی در آلماتی دیدار کرد، در این ملاقات موافقت‌نامه تأسیس کمیسیون مشترک همکاری‌های دوجانبه در زمینه‌های فناوری، ارتباطات هوایی، همکاری‌های فرهنگی، گردشگری و کنسولی بین وزرای خارجه دو طرف به امضا رسید.
در سال 1993 وزرای انرژی و علوم و اقتصاد و در سال 1994 هیئت نظامی به ریاست وزیر دفاع رژیم صهیونیستی وارد قزاقستان شدند، در مقابل، در سال 1995 رئیس شورای عالی و وزیر خارجه قزاقستان برای شرکت در مراسم خاکسپاری نخست‌وزیر وقت رژیم اشغالگر قدس وارد تل‌آویو شدند.
روابط دو کشور در جریان اولین سفر رسمی نورسلطان نظربایف به تل‌آویو در دسامبر 1995 به عالی‌ترین سطح خود رسید. در این سفر بیانیه سرمایه‌گذاری در زمینه‌های تولیدی در بخش‌های مختلف صادر شد. حمایت و تشویق به همکاری در زمینه بهداشت عمومی و پزشکی، مشارکت در بخش کشاورزی و همکاری در زمینه حفاظت از محیط زیست از جمله بندهای این توافق است. در دسامبر 1999 معاون نخست‌وزیر و وزیر خارجه قزاقستان دیداری رسمی از سرزمین‌های اشغالی داشتند. در این دیدار مقامات دو طرف درباره موضوعات مختلف بحث و تبادل‌نظر کردند.
از سال 1999 تا 2009 روابط قزاقستان و رژیم صهیونیستی تقریباً در تمامی سطوح از جمله کشاورزی، مخابراتی، صنعتی، نظامی و امنیتی در سطح بالایی قرار داشت. در سال 2009 اتفاقی در روابط دو طرف رخ داد که سرآغاز دوران جدید از روابط دوجانبه بود.
در 1 ژوئیه 2009 شیمون پرز، رئیس‌جمهور رژیم اشغالگر قدس در رأس یک هیئت بلندپایه سیاسی و اقتصادی به منظور شرکت در نشست بین‌المللی ادیان عازم قزاقستان شد. پرز در این نشست در مقام سخنران اصلی پشت تریبون قرار گرفت و در سخنان خود از رهبران کشورهای اسلامی خواست تا از صلح و آشتی بین اعراب و رژیم اشغالگر قدس سخن بگویند. وی از ملک عبدالله پادشاه وقت عربستان دعوت کرد تا از سرزمین‌های اشغالی دیدن کند و رهبری پیشبرد صلح در منطقه را به دست گیرد.
پرز در دیدار با نظربایف رئیس‌جمهور قزاقستان از وی خواست تا از فروش اورانیوم به ایران خودداری کند، نظربایف نیز به وی اطمینان داد که کشورش هرگز به چنین اقدامی دست نخواهد زد.
در این دیدار همچنین همکاری‌های رژیم صهیونیستی و قزاقستان در زمینه‌های امنیتی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی مورد بحث و تبادل‌نظر قرار گرفت و دو رئیس‌جمهور تأکید کردند که قصد دارند روابط دوجانبه را بیش از پیش گسترش دهند.
یکی از قرارداد‌های مهمی که بین رژیم صهیونیستی و قزاقستان در این دیدار به امضا رسید، همکاری‌های دو کشور در امور فضانوردی و قرار دادن ماهواره در مدار زمین بود. پایگاه بایکونور در قزاقستان در دوران اتحاد جماهیر شوروی مهم‌ترین مرکز فرستادن موشک‌های فضاپیما به مدار زمین بود. براساس توافقات صورت‌گرفته اعلام شد، رژیم صهیونیستی می‌تواند فعالانه در این زمینه با دولت قزاقستان همکاری داشته باشد، همچنین توافقاتی نیز در زمینه تأمین تجهیزات مورد نیاز ارتش قزاقستان صورت گرفت. رژیم صهیونیستی در تأمین و بهینه‌سازی تجهیزات جنگی و مخابراتی نظامی قزاقستان حضور فعالی دارد، حتی برخی گفته‌ها حاکی از استفاده نیروهای صهیونیست از پایگاه‌های قزاقستان است، طبق اخبار منتشر شده رژیم صهیونیستی مخفیانه و به کرات برای ارسال ماهواره‌های جاسوسی و مخابراتی خود از پایگاه بایکونور استفاده کرده بود، از این رو در سفر پرز به آستانه سعی شد تا این روند حالت آشکار و رسمی به خود بگیرد.
یکی دیگر از دستاوردهای سفر پرز به قزاقستان اعلام آمادگی رژیم صهیونیستی برای کمک به قزاقستان در زمینه تولید گندم بود. قزاقستان دارای زمین‌های وسیعی به مساحت ۸۳ هزار کیلومتر برای تولید گندم است، « این مساحت چهار برابر اراضی اشغالی می‌باشد». رژیم صهیونیستی اعلام کرد با اعزام کارشناسان خود به این کشور می‌تواند قزاقستان را به یکی از مهم‌ترین کشورهای تولیدکننده گندم در جهان تبدیل کند.
درباره روند صلح اسرائیل و فلسطین نیز نظربایف خطاب به پرز گفت: از سخنان بنیامین نتانیاهو درباره روند صلح بسیار خرسندیم و از رویکرد پیشنهادی او جانبداری می‌کنیم و پشتیبانی خود را از تلاش‌های اوباما نیز ابراز می‌داریم.
به فاصله چند ماه پس از این سفر به دعوت مقامات قزاقستان هیئتی متشکل از نمایندگان احزاب سیاسی رژیم صهیونیستی برای شرکت در پنجمین جلسه عمومی نشست احزاب سیاسی آسیا به آستانه پایتخت این کشور سفر کردند. کارشناسان سیاسی منطقه این اقدام قزاقستان را تلاشی برای ایجاد فضای اعتماد دوجانبه با احزاب مهم صهیونیست‌ها تلقی کردند؛ زیرا تا پیش از آن زمان هیچ‌گونه همکاری میان احزاب سیاسی حاکم کشورهای شوروی سابق با احزاب سیاسی رژیم جعلی صهیونیستی وجود نداشت.
 


 هویت
 


 فرانسه: غارت نمازخانه مسلمانان
سياست يك بام و دو هواي سران غرب و نهادهاي حقوق بشر غربي در قبال آزادي همچنان قرباني مي‌گيرد؛ سیاستی كه محور آن را نيز ناديده گرفتن حقوق مسلمانان تشكيل مي‌دهد. در حالي كه سران كشورهاي غربي در قبال آنچه حادثه تروريستي در پاريس ناميده شد شديدترين موضع‌گيري را داشته و ادعاي حمايت از آزادي سر دادند كه از آن روز تا به امروز زنجيره‌اي از اقدامات و جنايات عليه مسلمانان در اين كشور مدعي حقوق بشر روي داده، اما سران غرب هيچ مواضعي در قبال آن نداشته و حتي به حمايت از اين اسلام‌ستيزي پرداخته‌اند. عده‌ای در شهر «آژاکسیو»، در جزیره «کرس»، واقع در جنوب شرق فرانسه، به یکی از نمازخانه‌های مسلمانان یورش برده و ضمن تخریب آن، به مقدسات اسلام توهین کردند. پس از حوادث پاريس، موجي از اسلام‌ستيزي در فرانسه ايجاد شده در حالي كه سران اين كشور صرفاً بر مقابله با تروريسم تأكيد دارند و هيچ سخني از حقوق مسلمانان و تبعيض‌هاي گسترده اعمال شده عليه آنان بر زبان نمي‌آورند.
آمريكا: قتل 1100 نفر به دست پليس
نتایج جدیدترین پژوهش‌ها حاکی از این است که طی سال 2015، 1100 شهروند آمریکایی به دست پلیس این کشور کشته شده‌اند و این در حالی است که احتمال قربانی شدن سیاه‌پوستان به دست پلیس سه برابر بیشتر از سفیدپوستان است. در این میان، 33 درصد از قربانیان سیاه‌پوست غیرمسلح بوده‌اند که این رقم درباره سفیدپوستان 18 درصد بوده است. 71 درصد از کشته‌شدگان نیز در درگیری‌های غیرخشونت‌آمیز جان خود را از دست داده‌اند؛ مانند تخلفات رانندگی یا زمانی که یکی از اعضای خانواده آنها با پلیس تماس گرفته و از آنها به پلیس شکایت و درخواست کمک کرده است. همچنین داده‌های این بررسی نشان می‌دهد که در 98 درصد موارد، پلیس خاطی مجازات نشده و اقامه دعوا علیه وی بی‌نتیجه بوده است.
ازبكستان: ممنوعيت داشتن حجاب در خیابان‌ها
در ادامه سیاست‌های دین‌ستیزی برخی کشورهای آسیای مرکزی و تحت القائات غربي، دولت ازبکستان تصمیم گرفته است با افراد محجبه در خیابان‌های این کشور برخورد کند. این تصمیم در حالی اتخاذ شده و اجرا می‌شود که بسیاری از جمعیت 30 میلیونی ازبکستان را مسلمانان تشکیل می‌دهند. دولت ازبکستان در همین حال اعلام کرده است که داشتن حجاب کامل غیرسنتی و بومی با جریمه مالی و در صورت تکرار با حکم دو سال زندان مواجه خواهد شد. پیش از این، کشورهای تاجیکستان و قرقیزستان نیز نسبت به پوشش اسلامی و کامل در مدارس دخترانه سخت‌گیری‌های بسیاری را نسبت به تعدادی از دانشجویان و دانش‌آموزان محجبه برقرار کرده بودند.
انگليس: ترويج ديدگاه‌هاي ضد اسلامي
فضاي رسانه‌اي حاكم بر كشورهاي غربي و به‌ويژه مواضع ضد اسلامي سران اين كشورها موجب شده تا هر روز بر ميزان رفتارهاي اسلام‌ستيزانه در جوامع غربي افزوده شود. درصد افرادی که از ممنوعیت ورود مسلمانان به انگلیس حمایت می‌کنند، در بین کسانی که در انتخابات ماه می به حزب استقلال انگلیس رأی داده‌اند، بیشتر بوده است. نظرسنجی این مؤسسه نشان می‌دهد که 32 درصد انگلیسی‌ها معتقدند که با توجه به تهدیدات تروریستی در جهان، به‌ویژه از سوی گروه داعش، پیشنهاد ترامپ باید از سوی رهبران انگلیس نیز مورد توجه قرار گیرد. لازم به ذكر است سران انگليس از جمله كامرون، نخست‌وزير بارها مسلمانان را ناقض امنيت انگليس ناميده و خواستار انطباق مسلمانان با فرهنگ انگليسي و كنار نهادن ارزش‌هاي ديني و اسلامي آنان شده‌اند.

 


کند و کاو
 

طرح تازه سنا برای مخالفت با لغو تحریم‌ها
خبرگزاري تسنيم: سنای آمریکا با ادعای نگرانی از ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران قصد دارد مانع لغو تحریم‌های ایران شود. سناتور کلی آیوت پیشنهادی را مطرح کرد که به‌موجب آن لغو تحریم‌های ایران تا ارائه گزارشی کامل از دولت آمریکا درباره ابعاد نظامی برنامه هسته‌ای ایران و تأیید پایان هرگونه فعالیت نظامی مرتبط با برنامه هسته‌ای متوقف شود. این پیشنهاد همچنین تأکید می‌کند که باید قطعنامه‌ای مشترک درباره رفع تحریم‌ها از سوی کنگره تصویب شود.
کری: برجام مهم‌ترین دستاورد سال ۲۰۱۵ است!
خبرگزاري ايرنا: جان کری، وزیر خارجه آمریکا در بیانیه‌ای تأکید کرد: برجام «طرح جامع اقدام مشترک»، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای سال 2015 میلادی به شمار می‌رود و من به گروه خودمان افتخار می‌کنم که توانست طی 18 ماه به این توافق دست یابد. کری افزود: یکی از مهم‌ترین گام‌های ایران در راستای اجرای تعهدات خود، اتفاق افتاده است، زمانی که یک کشتی حامل 25 هزار پوند اورانیوم غنی شده از ایران به سوی روسیه حرکت کرده است. این محموله شامل انتقال اورانیوم غنی شده 20 درصدی ایران است. وی تأکید کرد: این انتقال بیشتر از سه برابر زمان گریز هسته‌ای قبلی دو تا سه ماه برای ایران بوده تا به یک سلاح اتمی دست یابد.
انتقاد ترامپ به توافق هسته‌اي
باشگاه خبرنگاران: «دونالد ترامپ» نامزد جمهوریخواه و جنجالی ریاست جمهوری آمریکا در سخنانی از باراک اوباما، رئیس‌جمهور این کشور در دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران انتقاد کرد و گفت: ببینید اوباما درباره ایران چه کار کرده است. اکنون ایران به یک قدرت تبدیل شده و ما به آنها 150 میلیارد دلار دادیم. ترامپ در ادامه انتقادات خود از توافق با ایران گفت:‌ زمانی که شما به این توافق نگاه می‌کنید تنها شاهد بی‌لیاقتی و حماقت محض هستید. ایران هم اکنون عراق را نیز گرفته است.
اوباما تهدید خود برای وتوی رأی کنگره را پس گرفت
خبرگزاري فارس: یکی از نمایندگان ارشد کنگره و از منتقدان «برجام» در مصاحبه‌ای گفت تصمیم قانونگذاران برای همراهی با باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا پس از آن صورت گرفت که او تهدید خود برای وتوی رأی کنگره را پس گرفت. سناتور «باب کورکر»، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در این مصاحبه گفت: «قبل از رأی‌گیری توانسته حمایت سناتورها برای ابطال وتوی اوباما را جلب کند.» وی افزود: «بنابراین، در دقایق آخر پیش از رأی‌گیری در کمیته، اوباما رئیس دفترش را به اینجا فرستاد تا به اعضا بگوید که کاخ سفید، تهدید وتو را برداشته است.»
آمریکا باز هم ایران را تهدید به تحریم کرد
خبرگزاري باشگاه خبرنگاران: کمیته روابط خارجی سنای آمریکا در نشستی ویژه، روند اجرای توافق هسته‌ای ایران و اعضای 1+5 را بررسی کرد. معاون وزیر امور خارجه آمریکا در این نشست گفت: آمریکا از رفتارهای ایران غافل نیست و به تدابیر محدودکننده خود علیه این کشور ادامه می‌دهد. «توماس کانتریمن» تأکید کرد: واشنگتن در برخورد با برنامه موشکی ایران جدی است و تلاش‌ها برای برخورد با این اقدام ایران در حال انجام است. هماهنگ‌کننده اجرای برجام در دولت اوباما هم گفت: آمریکا ابزارهایی دارد که می‌تواند باز هم ایران را به علت آزمایش‌های موشکی تحریم کند.
 

 

صفحه ششم

 
 

تحلیل یک
رسول سنائی‌راد
  صبح‌صادق بررسی می‌کند
انتخاباتی متمایز و راهبردهایی متفاوت
 

با نام‌نویسی ۸۰۱ نفر برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری و ۲۳۴/۱۲ نفر برای مجلس شورای اسلامی که خود یک رکورد در تاریخ انتخابات‌ها به شمار می‌آید، سوت حرکت قطار انتخابات پیش ‌رو به صدا درآمد.
در همین زمینه، چند نکته مهم و اساسی باید مدنظر قرار گیرد؛
الف- ویژگی‌های متمایزساز انتخابات پیش ‌رو با انتخابات‌های گذشته
انتخابات اسفندماه آینده در شرایط زمانی و موقعیتی خاص از تاریخ سیاسی کشور انجام می‌شود و ویژگی‌هایی دارد که آن را از انتخابات‌های گذشته متمایز می‌کند. این ویژگی‌ها عبارتند از:
۱ـ برگزاری همزمان دو انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری که گرچه فرصت مشارکت بالا را تقویت می‌کند، اما فرصت تمرکز یافتن بر روی ملاحظات خاص خبرگان رهبری و توجه به اهمیت بالای آن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد؛
۲ـ وجود سایه برجام و مذاکرات هسته‌ای بر انتخابات که برگزاری آن در اوضاع پسابرجام و پیوند بین مطالبات جامعه با برداشته شدن تحریم، ابزاری را در اختیار آمریکا و متحدان غربی برای استفاده از انتخابات به منظور نفوذ و کمک به جریان غربگرا قرار داده است؛
۳ـ شکل‌گیری قطب‌بندی‌های پررنگ سیاسی برای مجلس خبرگان رهبری که با شرایط گذشته که فارغ از قطب‌بندی‌های سیاسی و ذیل فرایندی فراتر از علقه‌های جناحی و سیاسی انجام می‌شد، متفاوت خواهد بود؛
۴ـ تغییر ذائقه رسانه‌ای جامعه و تأثیرگذاری رسانه‌های جدید، به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی که در سالیان اخیر ابزار دشمنان و مخالفان نظام و جریان فتنه برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی بوده است؛
۵ـ پیوند بین نتایج انتخابات پیش ‌رو با جابه‌جایی قدرت در آینده که حتی بر ضرورت استقلال مجلس سایه انداخته و به بهانه هماهنگی با دولت، دولتی‌سازی آن در دستور کار برخی گروه‌ها و احزاب سیاسی قرار گرفته است؛
۶ ـ تغییر نسل‌ها و میدان یافتن رأی ‌اولی‌ها در انتخابات خبرگان رهبری که در عین فرصت بودن، مستلزم آگاهی‌بخشی لازم نسبت به جایگاه و کارکرد این مجلس برای این دسته از رأی‌دهندگان است؛
۷ ـ شدت رقابت در انتخابات پیش‌ رو که میزان نام‌نویسی‌ها گویای وجود فضای رقابتی سنگین است؛
۸ ـ معیشتی و اجتماعی بودن دغدغه‌های اصلی رأی‌دهندگان و تلاش برخی گروه‌ها و احزاب سیاسی در پیوند بین این مطالبات با سیاست‌های سازش و سلطه‌پذیری با پوشش تنش‌زدایی؛
۹ـ استعداد جامعه از تحریک‌پذیری نسبت به امواج اجتماعی و سیاسی و تلاش برخی احزاب و گروه‌های سیاسی برای موج‌سواری و استفاده‌ ابزاری از این قبیل پدیده‌ها که گاه در پیوند با علقه‌های قومی ـ مذهبی و حتی نسلی ابعاد وسیعی به خود می‌گیرد.
ب ـ راهبرد دشمنان بیگانه و نیروهای ضدانقلاب در انتخابات
راهبرد اصلی دشمنان و مخالفان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، تغییر است که در دو شیوه بی‌ثبات‌سازی و نفوذ آن را دنبال می‌کنند.
از نگاه آنان برای بی‌ثبات‌سازی، چند عامل انتخاباتی کاربرد خواهد داشت که عبارتند از: ۱ـ بازتاب رد و تأیید صلاحیت‌ها و التهابات برآمده از آن؛ ۲ ـ رقابت‌های سنگین انتخاباتی و قطب‌بندی‌های سیاسی؛ ۳ ـ وجود شکاف‌های چندگانه.
تجربه آمریکا و متحدان غربی آن در به‌ راه‌انداختن انقلاب‌های رنگی به بهانه‌های انتخاباتی و سابقه فتنه آمریکایی در انتخابات سال ۸۸ و تلاش فتنه‌گران برای بازگشت به قدرت همراه با کاهش حساسیت‌های برخی دولتمردان نسبت به این خط قرمز نظام و استفاده ابزاری از رفع حصر سران فتنه به امیدهای دشمن برای بی‌ثبات‌سازی در جمهوری اسلامی با بهانه‌های انتخاباتی می‌افزاید. در شیوه نفوذ هم زمینه‌هایی، چون استفاده ابزاری از اوضاع پسابرجام و ناجی جلوه دادن آمریکا و جریان غربگرا در حل مسائل اقتصادی مایه امید دشمن است. از این رو، شعار تنش‌زدایی و سرزنش رقیب سیاسی و متهم‌سازی او به بی‌توجهی به اصول دیپلماتیک از جانب شخصیت‌های سیاسی لیبرال و سازشکار از یک سو و همکاری احتمالی آمریکا در اجرای برخی مفاد برجام و گشایش‌های جزئی در بازگرداندن دارایی‌های کشورمان برای کمک به جریان سازشکار و غربگرا از سوی دیگر، در راستای نفوذ قرار دارد. اعتراف خانم «وندی شرمن» به ارتباط برجام و اجرای آن با انتخابات در ایران و آمریکا و همچنین تعجیل برخی دولتمردان در برچیدن سانتریفیوژها و خروج اورانیوم غنی‌ شده کشور در همان اوضاع که آمریکا به دنبال صدور مصوبات محدودیت‌ساز علیه جمهوری اسلامی است، در همین راستا قابل ارزیابی است. پدیده‌ای که از نفوذپذیری برخی جریانات سیاسی کشور و تلاش دشمن برای بهره‌گیری از زمینه‌های نفوذ و اعمال آن حکایت دارد.
ج ـ اهداف راهبردی نظام جمهوری اسلامی ایران در انتخابات پیش ‌رو
انتخابات در نظام مردم‌سالاری دینی، فرصتی برای ارتقای اقتدار ملی و تجدید قوا با جابه‌جایی قدرت بوده و با سابقه انتخابات‌های سی‌وچندگانه و تجارب برآمده از آن، نماد مشارکت واقعی مردم در سرنوشت کشور به شمار می‌‌آید. در عین حال واقعیت‌هایی، چون بهره‌گیری دشمن از انتخابات به‌‌منزله فرصتی برای انقلاب رنگی و تلاش عناصر سکولار، غربگرا و ضدنظام برای رخنه از طریق انتخابات به پیکره قوا به‌مثابه شیوه‌ای برای تضعیف و براندازی نظام و تجربه فتنه آمریکایی سال ۸۸، موارد ذیل را به‌عنوان اهداف راهبردی نظام در انتخابات پیش‌ رو مطرح می‌کند:
۱ ـ حفظ فضای آرام و ثبات‌ سیاسی؛ ۲ ـ افزایش اقتدار ملی؛ ۳- مشارکت حداکثری؛ ۴- انتخاب هوشمندانه و هدفمند؛ مردم برای شکل‌گیری مجالس ولایی، کارآمد و مؤثر.
د ـ ویژگی‌های مجالس خبرگان و شورای اسلامی در تراز دهه چهارم انقلاب
با سپری شدن ۳۷ سال از عمر پربرکت نظام جمهوری اسلامی و کسب تجارب سیاسی، رشد و بلوغ سیاسی مردم و همچنین واقعیت‌ها و نیازهای کشور و اهداف و سناریوی دشمنان و مخالفان نظام، مجالس خبرگان و شورای اسلامی که بتواند پاسخگوی این مرحله باشد، باید از این ویژگی‌ها برخوردار باشد:
۱ ـ ولایتمداری و پایبندی عملی به ولایت؛
۲ ـ حفظ مرزبندی‌های اعتقادی ـ سیاسی و مبرا بودن از وابستگی به فتنه‌گران؛
۳ ـ حفظ استقلال و متعهد به مصالح نظام و منافع ملی در عین تعامل با سایر قوا؛
۴ـ برخورداری از ماهیت دینی و انقلابی و توانمند برای سد کردن نفوذ دشمن؛
۵ـ کارآمد و توانمند در ایفای نقش و ادای وظایف به صورت تخصصی و مؤثر؛
۶ ـ مبرا از منازعات بیهوده سیاسی و مقید به انجام وظایف ذاتی؛
۷ ـ پایبند و مدافع حقوق مردم و اولویت‌های واقعی جامعه و مبرا از هرگونه حاشیه‌سازی و حاشیه‌روی؛
۸ ـ مبرا از وابستگی به باندهای افراطی و مافیای قدرت و ثروت و آلودگی به مفاسد؛
۹ ـ متعهد به یکپارچگی، انسجام و وحدت داخلی؛
۱۰ ـ زمینه‌ساز ارتقای اقتدار ملی و تولید قدرت درونزا؛
۱۱ـ پایبند به قانون و قانونگرایی در همه سطوح.
به نظر می‌رسد، در تحقق ویژگی‌های مذکور، افزون‌بر نهادهایی چون شورای نگهبان برای بررسی و احراز صلاحیت لازم، بصیرت، آگاهی و دقت انتخاب مردم نیز نقش تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت که تحقق آن منوط به ایفای نقش خواص و نخبگان فکری جامعه برای ورود به عرصه بصیرت‌افزایی و واگرایی حقایق و ارائه تحلیل‌های سیاسی ـ انتخاباتی فراتر از علقه‌های جناحی ـ سیاسی با نگاه به مصالح نظام و منافع ملی است.


تحلیل دو
مهدی لیسار
  نگاهی به وضعیت دانشگاه‌ها در آستانه انتخابات
 خطر نفوذی‌ها

 

تا انتخابات پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری و دهمین دوره مجلس شورای اسلامی کمتر از دو ماه باقی مانده است و در این فرصت بازیگران سیاسی در تلاشند تا از همه ظرفیت‌های خود برای موفقیت در این رقابت استفاده کنند. در این میان برخی عرصه‌های اجتماعی به مثابه فرصتی برای بهره‌برداری مورد توجه خاص این بازیگران است که در رأس این ظرفیت‌ها، دانشگاه‌ها و مراکز علمی ـ پژوهشی قرار دارند.
جریان‌های بیگانه از ملت نیز همواره چشم طمع به دانشگاه داشته و تلاش کرده‌اند تا با نفوذ در جنبش دانشجویی و تشکل‌های صنفی از یک‌سو و نفوذ در مدیریت دانشگاه و اعضای هیئت علمی و... فضای دانشگاه را در جهت اغراض و مطالبات خود سامان بخشند. حوادث تلخی چون ماجرای 18 تیر 1378 در دانشگاه تهران نمادی از تلاش صورت‌گرفته از سوی ائتلاف اپوزیسیون، بیگانگان و برخی گروه‌های سیاسی واداده سیاسی برای سوءاستفاده از دانشگاه بود که خسارات جبران‌ناپذیری برای امنیت ملی جمهوری اسلامی به همراه داشت.
دانشگاه‌ها به دلایل متعددی مورد توجه و گروه هدف جریان‌های سیاسی هستند:
اولاً؛ بدنه اصلی دانشگاه را جوانان تشکیل می‌دهند که فعال‌ترین قشر جامعه به شمار می‌آیند.
ثانیاً؛ دانشجویان در میان قشر جوانان نیز مؤثرترین آنها هستند.
ثالثاً؛ هر چه زمان می‌گذرد، بر اعتبار و مرجعیت قشر دانشجو در میان دیگر اقشار افزوده شده است و دانشجویان و تحصیل‌کردگان جامعه امروز به گروه مرجعی در جامعه بدل شده‌اند.
رابعاً؛ فارغ‌التحصیلان امروز دانشگاه، مدیران و صاحب‌منصبان سیاسی، فرهنگی، اقتصادی فردای کشور خواهند بود که تصمیمات آینده آنها مبتنی بر دیدگاه‌های در حال شکل‌گیری امروزشان خواهد بود.
خامساً؛ دانشجویان به واسطه جوانی، سری پرشور و اراده‌ای قوی دارند و عواطف و احساسات در آنان به اوج رسیده است و انگیزه فعالیت سیاسی در آنان بالاست و بستری مناسب برای عضوگیری هستند!
سادساً؛ استادان دانشگاه نیز ازجمله گروه‌های مرجعی هستند که در تصمیمات و برنامه‌ریزی‌های کشور نقش مؤثری دارند.
بر شش‌گانه فوق می‌توان موارد دیگری نیز افزود، که جملگی هر بازیگر سیاسی اعم از داخلی و خارجی را به وسوسه می‌اندازد تا برای تحقق اغراض سیاسی به دانشگاه چشم طمع داشته باشد!
با این مقدمه باید گفت که تلاش برای نفوذ در دانشگاه‌ها از سوی جریان‌های سیاسی که در طول چند ساله اخیر به واسطه عملکرد ساختارشکنانه خود پس از فتنه 88 به محاق رفته بودند، مجدداً آغاز شده است. بستر این فعالیت مجدد آغاز به کار دولت اعتدال و سپردن بخشی از امور دانشگاه به افرادی است که خود دل در گرو جریان‌های سکولار و افراطی دارند.
جریان افراطی دوم خرداد که خود را سهامدار دولت اعتدال در موفقیتش در خرداد 92 می‌دانست، در صدر مطالباتش از این دولت، در اختیار داشتن دانشگاه را قرار داده بود. تلاش برای سپردن امور دانشگاه به افراطیونی چون جعفر نیلی‌منفرد، جعفر توفیقی، محمود نیلی‌احمدآبادی، رضا فرجی‌دانا، غلامرضا ظریفیان، مجتبی صدیقی و... حکایت از آن داشت که دولت اعتدال در تلاش است تا دین خود را به اصلاح‌طلبان ساختارشکن ادا کند! فشار افراطیون و تسلیم شدن دولت از یک‌سو و ایستادگی مجلس نهم بر اصول انقلاب و منافع ملی از سوی دیگر موجب شد تا ماه‌های متمادی وزارت علوم بدون وزیر باقی بماند و همچنین اولین استیضاح دولت یازدهم به نام وزیر علوم آن ثبت شود که در کمتر از یک سال به عزل وی از صدارت منجر شد!
هر چند انتخاب دکتر فرهادی حکایت از تغییراتی در سیاست دولت اعتدال در قبال دانشگاه‌ها داشت، اما این تغییر به آن معنا نبود که افراطیون جریان دوم خرداد، چشم طمع از دانشگاه برداشته‌اند و برای نفوذ و رخنه در دانشگاه و تسخیر آن برنامه‌ای نداشته باشند؛ لذا در طول یک سال گذشته اقدامات پنهان فراوانی برای نفوذ در دانشگاه و تغییر تدریجی فضای آن صورت گرفته است که اخبار آن کمتر در فضای عمومی کشور انتشار یافته است.
تغییر ترکیب هیئت‌های علمی دانشکده‌ها، سپردن امور کلیدی و سمت‌های علمی ـ آموزشی به استادان افراطی و بسط اختیارات ایشان در فرایند آموزشی، در تنگنا قرار دادن استادان حزب‌اللهی و به حاشیه راندن ایشان از تصمیم‌گیری‌ها و کاستن از ساعات آموزشی ایشان، به خدمت‌گیری استادان سکولار بازنشسته‌شده و فراهم آوردن فضای ترویج تفکرات انحرافی آنها، تسریع در ارتقای سطح علمی استادان افراطی و سکولار، جهت‌دهی به مطالعات دانشجویی و از جمله تصویب پایان‌نامه‌هایی با موضوعاتی در خلاف ارزش‌ها و منافع ملی، ازجمله اقداماتی است که در ماه‌های اخیر با واکنش استادان انقلابی همراه بوده است. خطر این وضعیت به‌ویژه در حوزه علوم انسانی بیش از پیش احساس می‌شود؛ چرا که در این عرصه تقابل گفتمان انقلاب اسلامی و گفتمان سکولار بیش از عرصه‌های دیگر حیاتی و قابل ملاحظه است.
از سوی دیگر، تغییر آرایش مدیریتی و نیروی انسانی دانشگاه‌ها، تغییر در فضای عمومی دانشگاه را نیز به همراه داشته است و فضا را برای جولان افراطیون و جریان‌های سیاسی تندرو در دانشگاه باز کرده است. مروری بر فهرست سخنرانان و مدعوان ماه‌های اخیر دانشگاه‌ها و گردهمایی‌ها و همایش‌های برگزارشده به خوبی مؤید این سخن است که دانشگاه مجدداً به فضایی امن برای فعالان سیاسی جریان اصلاح‌طلب و ساختارشکنان سکولار بدل شده است و مجوز حضور آنان به سادگی از سوی مدیریت دانشگاه‌ها صادر می‌شود. جالب آنکه در همین ایام مجوز چندین برنامه سخنرانی نیروهای ارزشی لغو شده است که اوج آن در مراسمات روز دانشجو بود!
در این راستا تنها اشاره‌ای گذرا به برخی تغییرات در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران کافی است تا مشخص شود چطور این فرایند گام‌به‌گام در حال تحقق است. سپردن مدیریت گروه مطالعات منطقه‌ای این دانشکده به عضو فعال حزب منحله مشارکت، عضو شورای هماهنگی مجمع زنان اصلاح‌طلب و نماینده متحصن مجلس ششم، نمونه‌ای از این تحولات است. وی که پیش از این مدیریت برنامه اورآسیا مرکزی دانشگاه تهران را نیز برعهده داشته، هم‌اکنون نیز از افراد فعال سیاسی در اردوگاه اصلاح‌طلبان و نزدیکان رئیس دولت اصلاحات به شمار می‌آید. بی‌شک این‌گونه تغییرات فضا را برای رفت و آمد شخصیت‌های سیاسی ساختارشکن اصلاح‌طلب به دانشکده علوم سیاسی در آستانه انتخابات هموار کرده و تریبون را به صداهایی واگذار خواهد کرد که اعتقاد به مبانی حکومت اسلامی ندارند و منادی سکولاریسم در کشورند!
همه تحولات برشمرده در حالی صورت می‌گیرد که دولت یازدهم پرچم اعتدال و میانه‌روی و پرهیز از افراط و ساختارشکنی را یدک می‌کشد و انتظار آن است که از سپردن امور به نفوذی‌ها و افراطیون جلوگیری کند! اما متأسفانه به نظر می‌رسد چنین عزمی در دولت یازدهم وجود ندارد و از آنجا که خود را مرهون حمایت اصلاح‌طلبان می‌داند، اقدامی برای تنگ کردن فضا برای فعالیت این جریان انجام نخواهد داد؛ لذا در ایام باقی‌مانده تا انتخابات باید هر روز منتظر اخباری نگران‌کننده از دانشگاه‌ها باشیم! آنجا که متأسفانه منافذی برای رخنه افراطیون در آن باز شده است!
تنها هوشیاری استادان ارزشی و دانشجویان بصیر انقلابی است که می‌تواند از گسترش افراطیون در دانشگاه جلوگیری کند.

 


نگاه یک
محمد صرفی

  واکنشی در قالب یک طرح

هفته گذشته بیش از 160 نماینده مجلس شورای اسلامی طرحی یک‌فوریتی را به امضا رساندند که براساس آن دولت موظف است از دولت آمریکا بابت جنایت‌هایش علیه ایران غرامت دریافت کند. موارد ذکرشده از جنایت‌های آمریکا علیه ایران که در این طرح به آنها اشاره شده، 11 مورد است. از کودتای 28 مرداد سال ۱۳۳۲ گرفته تا حمایت آمریکا از رژیم صدام در جنگ هشت‌ساله و مشارکت در کودتای نوژه و...
به نظر می‌رسد این طرح واکنشی به اقدامات خصمانه اخیر آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران باشد؛ اقداماتی که اصلی‌ترین آنها قانون محدودیت سفر بدون روادید به آمریکا برای کسانی است که طی پنج سال گذشته به ایران سفر کرده‌اند و خواهند کرد که عملاً تحریم تجاری ایران به شمار می‌رود. امضای 226 نماینده کنگره پای طرحی برای برداشت حدود دو میلیارد دلاری از پول‌های بلوکه‌شده ایران به عنوان غرامت به قربانیان تروریسم، یکی دیگر از این اقدامات خصمانه است.
طرح یک‌فوریتی مجلس در واکنش به این اقدامات خصمانه واشنگتن از چند منظر قابل توجه است:
۱ـ این طرح نمایندگان مجلس و طرح‌هایی از این دست، پیش از هر چیز پیامی سیاسی برای واشنگتن است. پیامی مبنی‌بر اینکه اقدامات خصمانه آنها علیه جمهوری اسلامی ایران بدون پاسخ نخواهد ماند و آمریکایی‌ها باید تاوان رفتارهای خود علیه ایران را بپردازند.
۲ـ برخلاف برخی ادعاهای داخلی از سوی روزنامه‌های زنجیره‌ای و عده‌ای از مسئولان دولتی، اقدامات اخیر آمریکا صرفاً کار یک لابی صهیونیستی و مخالفان برجام نیست. چند روز پیش پنج نفر از سران کمیسیون‌های تخصصی در مجلس نمایندگان آمریکا در نامه‌ای به «جان کری» و «جی جانسون»، وزرای خارجه و امنیت داخلی آمریکا با ارائه توضیحاتی درباره مفاد قانون محدودیت روادید برای سفرکنندگان به ایران، به صراحت اعلام کردند کاخ سفید در طراحی و تدوین این قانون نقشی فعال داشته و حتی پیش از تصویب نمایندگان، از آن اعلام حمایت کرده بوده است. از این منظر واکنش به این اقدامات نیز باید در چنین سطحی و با چنین چارچوبی صورت گیرد. طرح دریافت غرامت از آمریکا نباید دچار سوءبرداشت‌های حزبی و گروهی شود. آمریکایی‌ها ـ اعم از کنگره، دولت، دموکرات‌ها و جمهوریخواهان ـ درصدد ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران هستند و باید از این‌سو پاسخی یکدست و متحد بشنوند.
۳ـ اگرچه نفس طرح دریافت غرامت از آمریکا مثبت است، اما به نظر می‌رسد باید درباره محتوای آن کار حقوقی و سیاسی عمیق‌تری صورت گیرد تا این طرح به یک برنامه کاملاً عملیاتی و قابل پیگیری تبدیل شود. آمریکایی‌ها نباید حس کنند این طرح صرفاً برای مطرح شدن در رسانه‌هاست.
۴ـ کنگره و دولت آمریکا طرح‌ها، برنامه‌ها و قوانین متنوعی را برای برخورد با جمهوری اسلامی ایران در دستور کار دارند. نمایندگان ملت نیز نباید به طرح یک‌فوریتی اخیر اکتفا کنند و مجموعه‌ای از اقدامات مقتضی را برای خنثی کردن اقدامات خصمانه آمریکا در دستور کار خود داشته باشند. نکته دیگر آنکه نباید منتظر بود تا دشمن ضربه‌ای بزند و سپس پاسخ آن را داد، باید سعی کرد بیش و پیش از دشمن ضربه وارد کرد.
۵ـ آقای روحانی رئیس‌جمهور محترم تنها چند روز پس از توافق هسته‌ای گفت: «نباید فکر کنیم پس از حصول توافق می‌توانیم هر طور که بخواهیم حرف بزنیم و عمل کنیم و دیگران در برابر این تغییر رفتار ما واکنشی نخواهند داشت. باید همان مسیر سازنده را به‌درستی به پیش ببریم، همان راهی را که مردم در خرداد ۹۲ به آن اقبال کردند و عامل این توفیق بود که اگر آن راه را ادامه ندهیم، چه بسا توافق نیز پایدار نباشد.» حال سؤال این است؛ این الگوی رفتاری چقدر جوابگو بوده است و آیا توانسته دشمنی آمریکا با ایران را از میان بردارد، یا حداقل کاهش دهد؟ و تا کجا و کی قرار است این الگو ادامه یابد؟
 

 


نگاه دو
محمد رضا مرادی

   آغازی بر پایان خلافت خودخوانده البغدادی

ارتش عراق روز دوشنبه هفتم دی ماه سرانجام پس از دو ماه محاصره و عملیات موفق شد شهر «الرمادی» مرکز استان الانبار را از وجود تروریست‌های داعش پاک‌سازی کند. الانبار بزرگ‌ترین استان عراق است که در نقشه داعش برای ایجاد خلافت جایگاه ویژه‌ای دارد. عملیات اصلی آزادسازی شهر الرمادی از 29 آذر ماه شروع شده بود. سقوط شهر الرمادی مرکز استان الانبار که بیست‌وپنجم اردیبهشت ماه گذشته به دست تروریست‌های داعش صورت گرفت، بزرگ‌ترین ضربه را به روحیه ارتش و مردم عراق وارد کرد. ارتش عراق روز دوشنبه با اعلام رسمی آزادی کامل شهر الرمادی، از برافراشته شدن پرچم عراق در این شهر خبر داد. نخست‎وزیر عراق ضمن تبریک به ملت عراق به مناسبت آزادسازی کامل شهر الرمادی تأکید کرد که سال ۲۰۱۶ سال پیروزی نهایی علیه تروریست‎های داعش است. استان الانبار، واقع در غرب عراق بزرگ‌ترین استان این کشور شمرده می‌شود، به گونه‌‌ای که یک‌سوم مساحت عراق را به خود اختصاص و جمعیتی بیش از یک میلیون و 900 هزار نفر را در خود جای داده است. شهر الرمادی به عنوان مرکز استان الانبار به دلیل نزدیکی به بغداد، از اهمیت زیادی برخوردار است، به گونه‌ای که این شهر تنها 110 کیلومتر با بغداد فاصله دارد. این پیروزی سبب خواهد شد که فلوجه و موصل اهداف بعدی ارتش عراق انتخاب شوند. شاید بتوان سال 2016 را سال پایان داعش در عراق دانست؛ چرا که تروریست‌های داعش بر روی الرمادی حساب ویژه‌ای باز کرده بودند. با آزادسازی شهر الرمادی حضور داعش به مناطق سنی‌نشین غرب عراق محدود خواهد شد که زمینه برای قطع خطوط ارتباطی این گروه تکفیری و گستره جغرافیایی آن با مناطق تحت تصرف داعش در سوریه مهیا خواهد شد. الرمادی و استان الانبار حلقه ارتباطی بین استان رقه سوریه و استان نینوای عراق که در تصرف داعش است، به شمار می‌آید.
بلافاصله پس از این پیروزی، ارتش عراق راهی شهر فلوجه، دیگر شهر اشغال‌شده استان الانبار شدند تا این شهر را نیز آزاد کنند. پیروزی‌های اخیر ارتش عراق سبب شده است آرزوها و رؤیاهای ابوبکر البغدادی، سرکرده داعش رنگ ببازد. این اولین پیروزی بزرگ ارتش و نیروهای مسلح عراق از زمان تصرف شهر موصل به دست داعش و بخش‌های گسترده‌ای از مناطق این کشور در ژوئن 2014 میلادی شمرده می‌شود. اکنون نگاه‌ها به سمت موصل دوخته شده است، اما پیش از عملیات بزرگ موصل، فلوجه باید پاک‌سازی شود. تنها مأمن داعش در عراق و سوریه، موصل است. آزادسازی موصل از اشغال داعش به معنای پایان کامل این گروه در عراق خواهد بود؛ زیرا موصل دژ و پایگاه اصلی آنان محسوب می‌شود. شهر الرقه در سوریه که داعش آن را مرکز خلافت خودخوانده خود اعلام کرده است در هفته‌های اخیر از سوی جنگنده‌های روسی و سوری مورد حمله قرار گرفته است و ضربات سختی بر داعش، به ویژه مسیر انتقال و فروش نفت آنها وارد شده است. اکنون تنها موصل برای آنها بدون تهدید مانده است. این شهر نیز به عنوان آخرین پایگاه داعش در عراق در ماه‌های آینده قطعاً مورد حمله ارتش و مردم عراق قرار خواهد گرفت. ابوبکر البغدادی بسیار زودتر از آنچه تصور کرده بود به پایان راه نزدیک شده است. وی که با کمک جبهه غربی ـ عربی گروه نسبتاً قدرتمندی را تشکیل داد قصد داشت خلافتی به اصطلاح اسلامی برپا کند، اما غافل از آن بود که اسلام با هرگونه قتل و کشتار و وحشیگری مخالف است و نمی‌توان قدرت اسلامی را بر پایه‌های ضداسلامی بنا نهاد.


 

 

صفحه  هفتم

 
 

گزارش یک
سید فخرالدین موسوی
 
مکافات خلأ قانونی در فرایند نام‌نویسی انتخابات
 پروژه فشار و جنجال

پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1384 بود که فیلم مستندی به وسیله یکی از رسانه‌های کشور درباره حضور برخی از افراد در ستاد انتخابات کشور به منظور نام‌نویسی برای حضور در کارزارهای انتخاباتی نهمین دوره ریاست‌جمهوری منتشر شد که حاشیه‌های فراوانی را به وجود آورد! فیلمی که نشان می‌داد افرادی فاقد هرگونه صلاحیت برای تصدی کرسی ریاست‌جمهوری، در ستاد انتخابات وزارت کشور حاضر شده و اقدام به نام‌نویسی برای نامزدی انتخابات دهم نهم ریاست‌جمهوری می‌کنند. فیلم مستندی که به بهانه انتشار آن، هجمه رسانه‌ای گسترده‌ای از سوی رسانه‌های غربی و ضدانقلاب علیه فرایند برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی ایران به بهره‌برداری رسید، به گونه‌‌ای که سازوکار برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری در کشور را به سخره گرفته و به مقامات جمهوری اسلامی ایران حمله کردند. البته با کمال تأسف پس از انتشار این فیلم و حواشی فراوان آن هم از سوی نهاد‌های مربوطه راهکاری برای جلوگیری از تکرار چنین مسائلی اتخاذ نشد تا سهل بودن فرایند نام‌نویسی در انتخابات به شکل‌های مختلف دیگر نیز مورد سوءاستفاده قرار بگیرد که یکی از بارزترین نمونه‌های آن استفاده از حربه‌ای به نام نهضت ثبت‌نام به منظور فشار بر نهادهای نظارتی در کشور است.
در ماه‌های منتهی به آغاز نام‌نویسی برای انتخابات هفتم اسفند 94، به ویژه در هفته‌های اخیر حتماً بارها و بارها در رسانه‌های مختلف درباره نهضت ثبت نام خوانده و شنیده‌اید. روشی که براساس آن، تعداد بالایی از افراد با برنامه از پیش تهیه شده از سوی برخی جریانات برای حضور در انتخابات نام‌نویسی می‌کنند تا فرصت بررسی دقیق را از نهاد‌های مختلف ناظر بر انتخابات گرفته و به این واسطه افراد وابسته به جریان خود را با شلوغ‌کاری از فیلتر نظارت بر انتخابات بگذرانند و امکان رساندن بخشی از نیروهای خود به کرسی‌های سبز مجلس را پیدا کنند.
البته این هدف، همه سناریوی این افراد و گروه‌ها نیست. این سناریو بخش دومی هم دارد این جریانات با توجه به این موضوع، می‌دانند نهادهای نظارت بر انتخابات در جمهوری اسلامی به هیچ‌وجه از اصول خود عدول نکرده و حتی اگر چندین برابر از این تعداد هم در انتخابات نام‌نویسی کنند به دقت نظر نهادهای نظارتی خدشه‌ای وارد نمی‌شود. وزارت کشور و شورای نگهبان حتماً با دقت و وسواس فراوان به احراز صلاحیت تک‌تک افراد نام‌نویسی کرده در انتخابات رسیدگی خواهند کرد و اجازه به بار نشستن چنین حربه‌هایی را به جریانات افراطی نخواهند داد.
البته، نمی‌توان انکار کرد که فرایند سهل نام‌نویسی در انتخابات موجب می‌شود تا انرژی و وقت فراوانی از نهادی مختلف مربوط به انتخابات از جمله وزارت کشور، شورای نگهبان، وزارت اطلاعات و دستگاه‌های مرتبط، صرف بررسی صلاحیت هزاران نفر ‌شود.
اما مسئله مهم‌تر، قسمت دوم نقشه و توطئه جریانات افراطی است که در پس نهضت ثبت‌نام در انتخابات طراحی شده است. جریانات نزدیک به فتنه با آگاهی از دقت نظر نهادهای ناظر بر انتخابات امیدی به تأیید صلاحیت افراد فاقد صلاحیت نداشته، بلکه تلاش دارند پس از اعلام فهرست نهایی افراد دارای صلاحیت برای انتخابات، مرحله دوم پروژه خود را که مظلوم نمایی و تخریب نهادهای نظارتی است کلید زده و به تخریب دستگاه‌های ذی‌ربط از جمله شورای نگهبان بپردازند و این‌گونه القا کنند که شورای نگهبان حافظ جمهوریت نظام نیست، بلکه مانعی بر سر راه تحقق خواسته مردم است!
اتفاقی که کشورهای دیگر جهان برای جلوگیری از آن تمهیدات خاصی را اندیشیده‌اند که راه را بر چنین اقداماتی بسته و مانع هدررفت هزینه و انرژی نهادهای یک کشور است.
این کشورها در همان نخستين مرحله که نام‌نویسی نامزدهاي انتخاباتي آغاز می‌شود، شرايطي را برقرار کرده‌اند که گلوگاه نام‌نویسی را تنگ کرده و اجازه نمي‌دهد هر فردی با هر ويژگي به راحتي وارد عرصه انتخابات شود. برای نمونه، در آمريکا افراد تنها می‌توانند از طریق شبکه احزاب به عرصه انتخابات وارد شوند که حتی میان احزاب نیز دو حزب دموکرات و جمهوریخواه امکان بیشتری برای حضور در عرصه انتخابات دارند. علاوه بر این محدودیت، هر فرد نخست بايد هزار دلار براي دريافت فرم نام‌نویسی پرداخت کند، آن‌گاه می‌تواند وارد اين عرصه شود. در کشورهاي اروپايي نیز هنگام برگزاري انتخابات، نامزدها بايد مبلغ زيادي را برای وثيقه به ستاد برگزاري انتخابات کشور بپردازند تا بتوانند نام‌نویسی کنند که اين مبلغ با شرايط خاصي پس از پايان انتخابات به نامزدها پس داده مي‌شود. برای نمونه، اگر نامزدها کمتر از سه درصد رأي بياورند، پول وثيقه به آنها پس داده نمي‌شود به همين دلیل است که در چنين کشورهايي هر فردي اقدام به نام‌نویسی نمي‌کند.
براساس آنچه پیشتر آمد به نظر می‌رسد قوانین حاکم بر انتخابات جمهوری اسلامی ایران نیز در مرحله نام‌نویسی با یک خلأ قانونی و یک سهل‌انگاری بی‌مورد روبه‌رو است که نیازمند اصلاح و چاره‌اندیشی از سوی قوای تصمیم‌گیرنده است تا جلوی سوءاستفاده برخی از جریانات افراطی را از قبل بگیرد؛ جریاناتی که یک بار دیگر نیز در مجلس ششم این سناریو را به مرحله اجرا گذاشته و تا حدودی نیز موفق بودند. ما نیز در ایران می‌توانیم با بهره‌گیری از این تجربه‌های جهانی سازوکارهایی را ایجاد کرده و سوءاستفاده از سازوکارهای انتخابات را به حداقل برسانیم.
البته، شاید با آغاز ایجاد چنین تمهیداتی، برخی از گروه‌ها به جنجال‌آفرینی دست بزنند و خود را پشت شعارهای زیبایی چون حق مردم، رأی مردم و خواست مردم پنهان کنند. پرواضح است که چنین قوانینی نه‌تنها خلاف مردم‌سالاری دینی و مردمی بودن انقلاب ما نیست، بلکه می‌تواند ضامن تداوم مردم‌سالاری دینی در کشور شود. چنین شعارهایی نمی‌تواند دلایل محکمی داشته باشد؛ چرا که نشستن بر کرسی تصمیم‌گیری و قانون‌گذاری در همه جای جهان نیازمند داشتن یک سری از قابلیت‌ها و توانایی‌ها و صلاحیت‌هاست. با وجود تمام احترامی که در نظام‌های مردم‌سالار از جمله جمهوری اسلامی ایران به تک‌تک آحاد جامعه گذاشته می‌شود، هر فردی صلاحیت نشستن بر کرسی‌های تصمیم‌ساز را ندارند، حضور افراد بدون صلاحیت می‌تواند پیامدهای فراوانی را برای هر کشور و دولتی به همراه می‌آورد؛ پیامدهایی که گاه هرگز جبران‌پذیر نیستند.
 

 

گزارش دو
منصوره خداوردی
تکرار تراژدی آلودگی هوا در کلان‌شهرهای کشور
آسمان سیاه

 ستون‌های قرمزرنگ تابلوهای سنجش آلودگی هوا، وضعیت فراتر از هشدار را نشان می‌دهند، کوه‌های شمال تهران در میان مه سیاهی گم شده‌اند، مراکز درمانی در آماده‌باش کامل به سر می‌برند و مدارس چندین روز در هفته تعطیل می‌شوند و... تراژدی‌ای که 17 سال است در فصل سرد تهران تکرار می‌شود، چند سالی است در شهرهای بزرگ و کوچک دیگر نیز مشاهده می‌شود. این روزها آسمان ارومیه، تبریز، اراک، قزوین، قم، البرز، اصفهان و... هم به فهرست آسمان‌های سیاه ایران در زمستان اضافه شده‌اند، بی‌تعارف آلودگی هوا به یک بحران ملی تبدیل شده است. شاید وقتی واژه بحران را به کار می‌بریم، برخی آن را بزرگ‌نمایی یا سیاه‌نمایی بدانند، اما با انکار، واقعیت دستخوش تغییر نخواهد شد. باید بپذیریم ما با یک بحران مواجهیم؛ چرا که وقتی استانداردهای بین‌المللی تخلیه شهر در صورت رسیدن شاخص آلودگی هوا به 160 واحد را ضروری می‌دانند، اما ما در تهران با شاخص آلایندگی 200 واحد روبه‌رو هستیم، حتی مدارس نیز تعطیل نمی‌شود. با این وضعیت حتماً شما هم تصدیق خواهید کرد که ما به معنای اَتمّ کلمه، با بحران روبه‌رو هستیم.
اما چرا با گذشت این همه سال از بروز این مشکل در کشور نه‌تنها وضع آلودگی هوا رو به بهبود نرفته است، بلکه هر سال شهرهای بیشتری با این مشکل دست و پنجه نرم می‌کنند، کجای کار ایراد دارد که چنین روندی حاکم است؟ کدام دلایل موجب تشدید این بحران شده است؟
سال‌های متمادی است که فعالان اجتماعی و برخی از مدیران با فرارسیدن فصل سرما و تکرار پدیده وارونگی هوا و آلودگی فزاینده هوای شهرهای کشور درباره ضرورت انجام اموری مانند، ارائه برنامه‌های آموزشی در رابطه با كاهش مصرف سوخت، ساخت و طراحی وسایل نقلیه موتوری كه از حداقل سوخت استفاده كنند، استفاده از رسانه‌های همگانی (رادیو، تلویزیون، مطبوعات و...) و فعالیت‌های سازمان‌یافته برای آموزش و افزایش دانش درباره‌ آلوده‌كننده‌های هوا، خارج كردن صنایع آلاینده از محدوده شهری، از رده خارج كردن خودروهای قدیمی و فرسوده، استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر كه هم‌اكنون در نقاط مختلف جهان از آنها استفاده می‌شود، از جمله انرژی خورشید، باد و همانند آنها، افزایش فضای سبز در کلان‌شهرها، فرهنگ‌سازی استفاده از وسایل نقلیه عمومی و... گفته می‌شود، ولی در عمل تأثیر مثبت این گفته‌ها در حال و روز هوای شهرها بسیار ناچیز بوده است و متأسفانه شاهد اقدام سازنده‌ای نیستیم.
شهردار تهران در تازه‌ترین گفت‌وگوی خود در پاسخ به این پرسش که علت تداوم معضل آلودگی هوا چیست؟ می‌گوید: ما موضوع آلودگی هوا را می‌شناسیم و کمبود قانونی برای حل این مشکل نداریم. مشکل ما اجرای قانون است. محمدباقر قالیباف تأکید می‌کند؛ اگر از من سؤال کنید مشکل عدم اجرای قانون چیست؟ می‌گویم تنها ضعف مدیریت است و بس...
سخنانی که این سؤال را در افکار عمومی شکل می‌دهد که چرا به قانون عمل نمی‌شود؟ مشکل کجاست که قانونی که به گفته شهردار تهران توانایی حل معضل آلودگی هوا را دارد معطل مانده است؟ بیشتر کارشناسان و ناظران چند نکته را در این‌باره مهم و تأثیرگذار می‌دانند:
۱ـ سیاسی‌کاری و نگاه حزبی: از آن زمان که دولت اصلاحات در جلسه هیئت دولت را بر روی شهردار پایتخت به دلیل گرایش‌های سیاسی بست، تا به امروز دیگر هیچ‌گاه شهردار تهران در هیئت دولت حضور نداشته و در بسیاری از موارد اختلافات جناحی و گروهی بر مصالح شهری ترجیح داده شده است. گفتن درباره عدم پرداخت بودجه احداث خطوط مترو در کلان‌شهر تهران، عدم کمک به احداث مونوریل و افزایش ناوگان حمل‌ونقل عمومی، حرف‌های تازه‌ای برای تهران‌نشینان نیست. اختلافاتی که در شهرهای بزرگ دیگر کشور نیز کم‌وبیش وجود دارد و تنها حاصل آن دود سیاهی است که در ریه‌های شهرنشینان رسوب می‌شود، که پیامدهای گسترده پزشکی و اثرات مخرب آن بر سلامت جامعه در درازمدت می‌تواند هزینه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های فراوانی را به کشور تحمیل کند. البته این لجاجت‌های سیاسی همه سهم مسئولان در آلودگی هوا نیست، بخش بزرگی از سیاهی آسمان شهرهای کشور، ناشی از نشانی نادرست دادن برخی از افراد دارای پست و مقام است که برای تخریب حریف و برد در صحنه سیاسی به جای حل مشکل کشور، بحث‌های کلان زیست‌محیطی را تا حد دعواهای سیاسی تقلیل داده و از آن به مثابه ابزاری برای خارج کردن رقیب سیاسی خود از صحنه رقابت بهره می‌گیرند.
۲ـ عدم نگاه بلندمدت و مسئولیت‌پذیری: حتماً شما هم از مسئولان مربوط به محیط زیست، در ادوار مختلف بسیار شنیده‌اید که حل موضوعات زیست‌محیطی، نیازمند زمان طولانی و اجرای برنامه‌های درازمدت است. البته در ظاهر، این سخن، سخن بسیار بجا و درستی است، ولی شوربختانه در میان بسیاری از مسئولان این جملات به عنوان راهی برای فرار از پاسخگویی بر زبان جاری می‌شود و با این بهانه دست به هیچ اقدام عملی برای بهبود وضعیت نمی‌زنند.
۳ـ نقش مردم: اگرچه همه مسئولان اعم از دولت، مجلس، شوراهای شهر و نهادهای مختلف در آلودگی هوای کلان‌شهرها سهیم هستند، اما نباید از یک حقیقت تلخ هم گذشت و آن، اینکه ما مردم هم در تیرگی آسمان بالای سرمان کم بی‌تقصیر و بدون سهم نیستیم، انبوه ماشین‌های تک‌سرنشین در خیابان‌های شهر، تخطّی از قانون زوج و فرد، فرار از دوربین‌های طرح و ترافیک، عدم تنظیم موتور ماشین و استفاده بی‌رویه از وسایل با سوخت فسیلی برای تأمین گرمای منازل و... همه و همه در تنگ شدن نفس‌های‌مان مؤثر است. انگار ما مردم خودمان هم به فکر خود نیستیم و ما هم مثل همان مسئولی که می‌گوید در دوره کوتاه‌مدت مسئولیت من نمی‌شود این مشکل را حل کرد! به خود می‌گوییم با عدم استفاده من به تنهایی از وسیله نقلیه شخصی آلودگی هوا برطرف نمی‌شود. انگار همه ما دچار خودفریبی بزرگی شده‌ایم که هر روز دارد ما را بیشتر در بحران‌های زیست‌محیطی فرو می‌برد.
واقعیت این است که ما نیازمند یک تصمیم جمعی برای مقابله با آلودگی هوا هستیم؛ تصمیمی که منوط به اراده فرد فرد ماست.


نیم نگاه
ابوذر احمدی

 منطقه غرب آسیا در انتظار هیروشیمایی دیگر
 

سازمان بازرسی کل رژیم صهیونیستی به تازگی گزارش محرمانه‌­ای را درباره خطرات تأسیسات اتمی دیمونا منتشر کرده است. «یوسف شاپیرا» بازرس کل رژیم صهیونیستی بدون اشاره به محتوای این گزارش اذعان داشت موارد بی­‌نظمی و عیوب خطرناک در رآکتور اتمی دیمونا و نیز موارد تخلف شرکت صنعتی «روتم» که مدیریت این نیروگاه اتمی را برعهده دارد، شناسایی شده است.
در پی انتشار این خبر از سوی سازمان بازرسی کل رژیم صهیونیستی، دفتر نخست‌وزیری این رژیم، یوسف شاپیرا رئیس این سازمان را به انتشار اطلاعات محرمانه متهم و اعلام کرد: هر چند این اطلاعات به لحاظ امنیتی اهمیت زیادی ندارد، اما انتشار هرگونه اخبار درباره دیمونا امنیتی و خلاف قوانین امنیت ملی اسرائیل است.
دولت صهیونیستی هم با استناد به دستورالعمل «مدیریت امنیت تأسیسات دفاعی ـ نظامی» وزارت جنگ رژیم صهیونیستی(MALMAB)، که هرگونه انتشار اطلاعات درباره رآکتور هسته‌ای دیمونا و مرکز تحقیقات اتمی سورک(Soreq) را ممنوع کرده، می‌کوشد تا از انتشار ابعاد بیشتر این گزارش جلوگیری کند. اکنون همین مسئله و تنش‌­ها بر سر انتشار یا عدم انتشار جزئیات این گزارش به ظاهر سبب اختلاف‌نظرهایی میان مقامات رژیم صهیونیستی شده است.
رژیم صهیونیستی تأسیسات اتمی دیمونا را در سال 1959 راه‌اندازی کرد و این در حالی است که از آن زمان تاکنون اسرار اتمی مربوط به این تأسیسات را مخفی کرده است.
اما در حالی که مقامات صهیونیستی با ترتیب دادن دعواهای سیاسی صوری بر سر این مسئله تلاش دارند تا جزئیات مربوط به این تأسیسات مخفی همچنان پنهان نگه داشته شود، برخی منابع در رژیم صهیونیستی از خطرات روزافزون تأسیسات اتمی دیمونا و آثار مخرب این نیروگاه بر روی کارکنان و همچنین افرادی که در نزدیکی آن زندگی می­‌کنند، پرده برداشته‌­ا‌ند.
«دانیل شرودکر» پسر یکی از قربانیان دیمونا در همین راستا گفته است که پدرش 28 سال در دیمونا نظافتچی بود، ولی چند ماه پس از آنکه دکتر او را از ابتلا به سرطان آگاه کرد، جان سپرد. شرودکر افزود: فقط پدر من نبود، بلکه بسیاری دیگر از همکارانش به همین دلیل مردند. ولی ترس از تحت تعقیب قرار گرفتن، باعث شد که خانواده‌های آنان سکوت کنند.
«ایلان کانر» وکیل خانواده‌‌های قربانیان در این گزارش تأکید کرد که مسئولان رژیم صهیونیستی ده‌ها سال است که در حال مخفی‌کاری درباره شکست‌های خطرناک تأسیسات دیمونا هستند و تلاش دارند با دروغ‌پردازی و تحریف افکار عمومی بر این مسائل سرپوش بگذارند.
اینکه رسانه­‌های رسمی صهیونیستی از این سطح از خطرات تأسیسات اتمی دیمونا پرده برداشته و آن را رسانه‌ای می­‌کنند، حکایت از وسیع بودن خطرات ناشی از تشعشعات اتمی دیمونا دارد که تلاش می‌شود با پرداختن به قربانیان دیمونا عمق فاجعه پنهان نگه داشته شود؛ فاجعه­‌ای که بنا بر اعلام منابع صهیونیستی می‌تواند «هیروشیمای» کوچک دیگری را رقم زند. حال این سؤال مطرح می‌شود که نهادهای حقوق بشر و بین‌­المللی تا چه به حد خطرات احتمالی ناشی از تأسیسات دیمونا که سال‌ها از عمر استاندارد آن می‌گذرد و اکنون کل منطقه غرب آسیا را تهدید می‌کند توجه دارند و برای مقابله با آن برنامه‌ریزی کرده‌­اند.
این در حالی است که نظام سلطه و ایادی آن طی سال­‌های گذشته تلاش کرده‌­اند تا به هر قیمتی پرونده هسته­‌ای ایران را باز نگه دارند و با فرافکنی خبری و رسانه‌­ای برنامه صلح­‌آمیز هسته‌­ای جمهوری اسلامی ایران، آن را نظامی و تهدیدی برای منطقه و حتی جهان معرفی کنند.


دریچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (82)
   تشکیل رسمی نیروهای پلیس انگلیسی و عضوگیری از ایرانیان

در شماره پیش گفته شد که انگلیسی‌ها با تشکیل نیروهای مختلف «شبه‌نظامی» و پلیس تسلط خود را بر ایران تثبیت کردند و با جذب نیروهای داخلی و آموزش آنها، به دنبال اداره کشور با کمترین هزینه و اعتراض عمومی بودند.
ساوئرد در گزارش دیگری به سایر تشکیلات نظامی انگلیس در ایران نیز اشاره می‌کند و می‌گوید: «یگان‌هایی که عمدتاً از نیروهای هندی تشکیل شده‌اند و وظیفه‌شان نگهبانی از کنسول‌خانه‌های انگلیس در نقاط مختلف است، به طور کلی تشکیلات موجود برای محافظت نظامی از منافع انگلیسی در ایران را تکمیل می‌کنند.»
خبر تشکیل نیروهای شبه‌نظامی پلیس در مطبوعات ایران نیز منعکس شد؛ روزنامه «ایران» در شماره ۱۶ آگوست ۱۹۱۸ خود می‌نویسد: «یک نامه ارسالی از بیجار حکایت از آن دارد که چند وقت پیش تعدادی از افسران انگلیسی در گروس، پس از انتشار اعلامیه‌ای در مورد تشکیل یک نیروی پلیس حدود ۲۵۰ نفر ثبت‌نام کرده‌اند. تعدادی از ژاندارم‌ها و پلیس محلی نیز به این نیرو پیوسته‌اند.» همین روزنامه در ۱۸ آگوست ۱۹۱۸ خود این‌گونه گزارش می‌دهد: «انگلیسی‌ها با جدیت تمام مشغول استخدام ایرانی‌ها در شهر و روستا هستند و بعد از دادن لباس، اسلحه و آرم‌های ویژه، برخی از آنها را به وظایف پلیسی در قزوین می‌گمارند و بقیه را به نقاط دیگر اعزام می‌کنند. رئیس کلانتری جدید قزوین یک سروان انگلیسی است. وقتی که این کلانتری تأسیس شد، مشکلات زیادی برای کلانتری قبلی محل ایجاد کرد و حتی برخی از پاسبان‌ها به نیروهای خارجی پیوستند. آنها بعد از مشکلات فراوان بازگردانده شدند.» این روزنامه در ادامه می‌نویسد: «افرادی که برای انگلیسی‌ها کار می‌کنند و مسئولیتی در تشکیلات انگلیسی‌ها دارند، تعداد زیادی از ایرانی‌های ساکن حومه قزوین، زنجان و گروس در نزدیکی جاده تهران را به استخدام انگلیسی‌ها درآورده‌اند. این افراد آنهایی را که مناسب نیروی پلیس می‌دانند، برای خدمت در نیروی پلیس و سایر مردان را برای کارهای شهرداری در قزوین و زنجان انتخاب می‌کنند. آنهایی هم که برای خدمت نظامی مناسب باشند، بعد از گرفتن اسلحه به رشت و میانه و سایر شهرها اعزام می‌شوند و نهایتاً آنهایی که به درد هیچ‌کدام از این کارها نمی‌خورند، برای تعمیر جاده و راه‌سازی به کار گرفته می‌شوند.»
ساوئرد، خود نتیجه بدیهی و مهم این رویکرد را بیان می‌کند و می‌نویسد: «از آنچه گذشت، می‌توان نتیجه گرفت که این نقشه‌ها با دقت و به طور حساب‌شده طراحی شده‌اند تا تمامی قسمت‌های ایران، به جز استان آذربایجان، یا واقعاً به اشغال نیروهای نظامی انگلیس در بیایند و یا هر وقت شرایط ایجاب کرد، به راحتی آماده اشغال باشند.» برای ساوئرد کاملاً روشن بود که انگلیسی‌ها قصد تسلط دائم بر ایران را دارند؛ وی چنین گزارش می‌دهد: «تا آنجا که فهمیده‌ام، هیچ اطلاعات مشخصی از نقشه‌های انگلیس در ایران در دست نیست، به جز اینکه دولت انگلیس به دولت ایران اطمینان داده است که هیچ بخشی از این مملکت به‌طور دائم اشغال نخواهد شد؛ ولی پیداست که با نیروهای کنونی‌شان حفظ تسلط دائم بر بخش‌های جنوبی ایران که برای منافع نفتی و دفاع از هند در برابر حملات احتمالی بسیار حیاتی است، بسیار ساده و حتی وسوسه‌انگیز خواهد بود. اگرچه دولت انگلیس ظاهراً با قوت تمام هرگونه ایده اشغال دائم هر بخشی از ایران را تکذیب کرده است، ولی به نظر می‌رسد که احساس و نگرش کلی افسران زیردست نظامی و مأموران سیاسی در ایران این است که تسلط دائم انگلیس بر امور ایران هم برای منافع انگلیس و هم برای توسعه اقتصادی ایران به نفع شرکت‌های بازرگانی انگلیسی، امری ضروری است.»

 

 

صفحه هشتم

 
 

احزاب
عبدالله شمسی

جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی ایران معاصر-1
ارائه الگویی برای شناخت و تحلیل جریان‌های فکری و فرهنگی

اشاره
ستون جریان‌شناسی وارد دهمین سال فعالیت خود شده است. نظرسنجی‌های نشریه نشان می‌دهد، مطالب این صفحه به ویژه مطالب جریان‌شناسی مورد توجه و اقبال مخاطبان عزیز قرار گرفته است.به همین دلیل، تلاش ما بر این بوده است که سلسله مطالب این ستون در همین حوزه، اما در موضوعات مختلف از جریان‌شناسی صرف تا شناخت احزاب ایران تا مطلب اخیر که جریان‌شناسی مخالفان نظام اسلامی بود، استمرار داشته باشد. از این رو، سری جدیدی از مطالب جریان‌شناسی با عنوان «جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی ایران معاصر» را از این شماره تقدیم حضور عزیزان خواهیم کرد.
گفتنی است، مطالب جریان‌شناسی‌ سیاسی که حدود سه چهار سال پیش به قلم صدیق ارجمند جناب آقای مرتضی صفارهرندی در این ستون کار شد، در قالب دو جلد کتاب از سوی مؤسسه کیهان و همچنین سلسله مطالب شناخت احزاب ایران در یک مجموعه چند جلدی از سوی پژوهشگاه امام صادق(ع) و انتشارات زمزم هدایت چاپ و در دسترس عموم قرار گرفته است.
مطالبی که از این شماره درباره جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی معاصر ایران ارائه می‌‌شود، حاصل ساعت‌ها تلاش پژوهشگران پژوهشگاه علوم اسلامی و انسانی امام صادق(ع) است که خلاصه آن در سلسله مباحثی در این ستون آورده خواهد شد و مفصل آن در قالب پروژه و کتاب در آینده ارائه خواهد گردید.
از جمله عناوینی که در این ستون بررسی خواهد شد، عبارت است از: جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی فمینیسم، جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی بهائیت، جریان‌شناسی فکری ـ فرهنگی انجمن حجتیه و جریان‌‌‌ شناسی فکری-فرهنگی سلفی‌گری معاصر و جریان‌شناسی فکری- فرهنگی عقلانیت اسلامی که امید است خوانندگان گرامی نیز با ارائه پیشنهادات و انتقادات در غنای این آثار ما را یاری رسانند.
پیش از ورود به جریان‌های خاص، لازم است چارچوب و قالب چگونگی شناخت جریان‌های فکری و فرهنگی ارائه شود تا کمکی هر چند اندک برای محققانی باشد که در جست‌وجوی قالبی برای فهم و تحلیل جریان‌های فکری و فرهنگی هستند.

تعاریف
۱ـ جریان‌شناسی
به بررسی جریان‌ها، جریان‌شناسی گفته می‌شود و به عبارت دیگر، به شناخت منظومه فکری و گفتمان یک جریان، چگونگی شکل‌گیری آن، معرفی مؤسسان و چهره‌های علمی و تأثیرگذار در آن، جریان‌شناسی می‌گویند.(۱)
محمدباقر خرمشاد، جریان‌شناسی را این‌گونه تعریف می‌کند: «شناخت مجموعه فکری، چگونگی شکل‌گیری و تبدیل فکر به یک سازمان و جنبش، مطالعه سیر تحول یک جریان از زمان شکل‌گیری تا شکوفایی، باروری، بلوغ، یارگیری، ریزش، رویش، تعاملات با یک جریان یا سایر جریان‌ها، چهره‌های اصلی جریان و مؤسسان آن، چگونگی فعالیت فکری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و احتمالاً چرخش‌های فکری و ایدئولوژیک و چرخش در اعتلا.»(۲)
«جریان‌شناسی» اصطلاحی ایرانی است که معادل دقیقی در زبان‌های دیگر ندارد. نو بودن این اصطلاح موجب شده است که برخی از صاحب‌نظران ادبیات «جریان‌شناسی» را ناشی از ادبیات تحلیل‌های سیاسی و ایدئولوژیک محافل و جناح‌ها دانسته و تصور وجود علم یا رشته‌ای با این عنوان را موهوم می‌دانند. با این نگاه «جریان‌شناسی» حداکثر می‌تواند گمانه‌زنی‌هایی محفلی برای آشنا شدن با غیریت‌های سطحی باشد، مانند آنچه در معارضات جناح‌ها مشاهده می‌شود. این دیدگاه، جریان‌شناسی را حتی در سطح مسائل سیاسی ناکارا و بی‌اعتبار می‌داند، چه رسد به تعمیم آن به ساحت تفکر که به واسطه آن، ذائقه راحت‌طلب و تفکرگریز مخاطبان خود را راضی می‌کند.(۳)
در مقابل نگاه مذکور، دیدگاه غالب وجود دارد که جریان‌شناسی را مشروع و معنادار می‌داند. بر اساس این، طبقه‌بندی در جریان‌شناسی، ایجاد زمینه‌‌ فهم است. این طبقه‌بندی در نقطه ‌شروع، فهم را برای افراد راحت‌تر می‌نماید و کمک می‌کند به اینکه مشخص شود، در جواب یک یا چند مسئله چه جواب‌هایی تا به حال داده شده است.(۴)
در این دیدگاه، جریان‌شناسی بیشتر نقش مقدمی برای شناخت هر چه بیشتر مسائل فکری، رفتاری و پیش‌بینی آینده پیرامون گروه‌ها و جریان‌ها را دارد. بنابراین، حداقل از این حیث پرداختن به جریان‌شناسی توجیه‌پذیر و ارزشمند است.
خسروپناه، آسیب‌شناسی دینی در مقام کشف بحران‌ها و کج‌روی‌های اندیشه، رفتار و عملکرد دینی را از رسالت‌های اصلی جریان‌شناسی می‌داند که آگاهی از جریان‌های مختلف و اهداف آنها می‌تواند این آسیب‌ها را بهتر بنمایاند و به آزاداندیشی و کشف جریان اصیل اسلامی کمک کند.
۲ـ جریان فکری ـ فرهنگی
جریان‌شناسی بیشتر به‌منزله یک روش شناخت و تحلیل، با بهره‌گیری از رشته‌های مختلف علمی، ابتدا در حوزه سیاست استفاده شد و بعد به حوزه‌های دیگر، از جمله فرهنگ تسری یافت. به دلیل تفاوت حوزه‌های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی با یکدیگر، به طور حتم این تسری تمام و کمال دقیق نیست، بلکه اقتضائات هر حوزه، موجب تفاوت‌هایی نیز خواهد بود.
جریان‌های اجتماعی حداقل به چهار دسته فکری، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تقسیم می‌شوند. خسرو پناه پس از این تقسیم‌بندی یادآور می‌شود، این به این معنا نیست که حد و مرزها بین حوزه‌های فوق دقیقاًً خط‌کشی شده است، بلکه به صورت طبیعی تمامی این حوزه‌ها در یکدیگر تأثیر می‌گذارد. بر همین اساس، برخی از جریان‌ها در یکی از زمینه‌های فکری، فرهنگی و ... غلبه دارد. از این رو، بر اساس آن زمینه غالب جریان را فرهنگی، سیاسی یا اقتصادی می‌نامند.
از دید وی، جريان فكري، تشكل و جمعيت اجتماعي است كه از مباني انديشه‌اي برخوردار است. این مبانی اندیشه‌ای ممكن است رويكرد فلسفي يا كلامي، شرقي يا غربي داشته باشد. جريان فرهنگي نیز بيش از آنكه به مباحث فلسفي و كلامي بپردازند، از فعاليت فرهنگي و تبليغي برخوردار هستند. برخی جریان‌های فکری ممکن است به مرور زمان به جریان فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تبدیل شوند.(۵)
در شناسایی جریان‌های فرهنگی نیز، ابتدا باید تعریف فرهنگ مشخص شود. در تعریف صاحب‌نظران علوم مختلف، از زاویه همان علم به فرهنگ نگریسته و تعریفی ارائه کرده‌اند؛ از این رو، تعاریف فراوان و متعددی از مقوله فرهنگ وجود دارد که تعریف جامعه‌شناسان، به فهم امروزه ما از فرهنگ نزدیک‌تر است.(۶)
در اینجا به تعریف «ادوارد تایلور» از فرهنگ بسنده می‌شود. وی می‌گوید: «فرهنگ مجموعه پیچیده‌ای است كه شامل معارف، معتقدات، هنرها، صنایع، فنون، اخلاق، قوانین، سنن و بالاخره تمام عادات و رفتار و ضوابطی است كه فرد به عنوان عضو جامعه، از جامعه خود فرا می‌گیرد و در برابر آن جامعه وظایف و تعهداتی را بر‌عهده دارد».(۷)
بر اساس این تعریف و تعاریف دیگر، می‌توان برای فرهنگ کارکردهایی، همچون اجتماعي كردن افراد، آموزش و پرورش، ارزش‌هاي درست و غلط، نظارت اجتماعي، هنجارها، آداب و رسوم، اعتقادات و باورها، نظام زندگي خانوادگي و... متصور بود.

چگونگی بررسی
«علی محمدی» برای بررسی جریان فکری و فرهنگی معتقد است: «خاستگاه اصلی جریان‌شناسی، بحث‌های جریان‌های سیاسی است؛ یعنی در عرصۀ سیاسی، گروه‌ها و جریان‌ها و نهادها و تشکل‌های متعددی وجود دارد که سطح‌بندی‌ و طبقه‌بندی‌هایی داشته‌اند. جریان‌شناسی بیشتر درباره احزابی است که به هم پیوند خورده و یا از هم منفصل می‌شوند، در عین حال می‌توان مؤلفه‌های کلی‌ای برای نگاه سیاسی آنها ارائه کرد. اتفاق نامبارکی که در این میان افتاده، بی‌توجهی به اقتضائات و لوازم سیاسی بودن فرایند جریان‌شناسی؛ ماهیت جریان‌شناسیِ موجود با فرهنگ سازگار نیست. به همین دلیل، همان مواجهه‌ای که در عرصه سیاست وجود دارد، در عرصه فرهنگ نیز بازسازی شده است.»(۸)
از دیدگاه محمدی، تفاوت‌هایی بین جریان‌شناسی سیاسی و جریان‌شناسی فرهنگی وجود دارد:
«... عرصه سیاست، بیش از هر چیز، شخصیت‌محور است؛ یعنی جریان‌های سیاسی، جریان‌هایی هستند که حول شخصیت‌های کاریزماتیک شکل می‌گیرند. از دیگر ویژگی‌های جریان‌شناسی سیاسی این است که (اهالی سیاست) حزب، تشکل، مانیفست و مرام‌نامه دارند و رفتار اعضای حزب بر اساس آن سنجیده می‌شود. به این ترتیب احزاب، نسبت به رفتارها و موضع‌گیری‌های اعضای‌شان، در جامعه دخالت و حضور مستقیم دارند. ویژگیِ دیگر جریان‌شناسی سیاسی این است که ما نیازی به مطالعات درونی نسبت به آن مجموعه و آن جریان نداریم؛ جریان‌های سیاسی در قالب مانیفست‌ها، مرام‌نامه‌ها و عملکردشان شناخته می‌شوند و قابل داوری هستند... هیچ‌کدام از این مؤلفه‌ها در بحث فرهنگ به راحتی قابل تطبیق نیست. جریان‌شناسی فرهنگی شخصیت‌محور نیست. اتفاقاًً در جریان‌شناسی فرهنگی باید تئوری‌ها را پردازش کنیم، نه شخصیت‌ها را؛ مثلاًً در جریان معتزله و اشاعره نمی‌توانیم از شخصیت‌های این دو جریان نام ببریم. در سابقه نگاه ما به این مسئله، آدم‌ها حذف می‌شوند و مؤلفه‌های معرفتی باقی می‌ماند.»(۹)
هرچند جریان‌شناسی فرهنگی شخصیت‌محور نیست، اما گاه برای شناخت مطلوب یک جریان فکری ـ فرهنگی، بررسی افکار و نظریات برخی شخصیت‌های مؤثر و محوری اجتناب‌ناپذیر است، به ویژه در زیر‌مجموعه جریان‌ها، آنجا که محقق با سازمان‌ها و انجمن‌ها سروکار پیدا می‌کند.
ـــــــــــ
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
محمد رضا اسکندری
رهیافت شهودی آگوستین نسبت به خداوند

به نظر می‌رسد پیش از ورود به مبحث دین و سیاست در دوران غرب مدرن بهتر است در شمارگانی چند، نگاهی اجمالی به پیشینه و تصور خدا و دین در جهان پیش از عصر مدرن اروپا بیفکنیم؛ چرا که یقیناً رسوبات انحرافی و شرک‌آلود چنین تصوراتی اثراتی بسیار ژرف در شکل‌گیری این تصور در جهان مدرن داشته است.

رهیافت هستى‌شناختى و ایمان‌گرایى آگوستین
پل تیلیش، یکى از برجسته‌ترین متکلمان مسیحى که از بنیانگذاران الهیات معاصر پروتستان به شمار می‌آید با توجه به دو رویکرد و جریان بزرگ فکرى فلسفى دین مسیحیت (آگوستین و توماس آکویناس) نوشته است: از دو راه مى‌توان خدا را شناخت یکى طریق شهودى که از راه دل و حضور بى‌واسطه او مى‌توان او را شناخت. مى‌توان آن را «علم حضورى» به خدا دانست. پل تیلیش از آن تعبیر به «چیرگى بر بیگانه‌گشتگى» تعبیر مى‌کند. دیگرى شناخت با واسطه است؛ یعنى «شناخت حصولى» و معرفت حصولى به خدا که وى از آن به طریق «دیدار با بیگانه» تعبیر مى‌کند.
این روش هستى‌شناختى براى معرفت به خدا که به وضوح تأثیرپذیرى وى از «اشراق افلاطونى» را نمایان مى‌کند و ابزار معرفت را از «درون» سراغ مى‌گیرد، با یک معرفت «درونى و عرفانى» به خدا راه پیدا مى‌کند. این نوع معرفت‌شناسى افلاطونى که بر ادراک درونى به‌مثابه معیار شناخت انگشت مى‌گذارد، در عصر آگوستین به تأسیس یک فلسفه دینى درون‌گرا و آخرت‌گرا منجر مى‌‌شود و این جریان فکرى دینى که (رهیافت آگوستینى) قرن‌ها بر اندیشه دینى مسیحیت حاکم بود، طبیعى است که اگر فلسفه دینى از حیث رهیافت معرفت‌شناسى شهودگرا و عرفانى باشد چه نوع واکنشى در مقابل جنبش‌هاى علمى و فکرى و در مقابل شیوه‌هاى علم‌گرایى و تجربه‌گرایى و عقل‌گرایى (که از حیث معرفت‌شناسى بر معیار خاصى تکیه کرده‌اند)، از خود نشان خواهد داد. بدیهى است که این تلقى هستى‌شناختى از خدا و طبعاً با رهیافت فلسفه دین اگوستینى نمى‌تواند در سازگارى و آشتى دادن دین و فرهنگ دنیوى(علم) سهم مهمى را ادا کند. این حاکمیت فلسفه دین آگوستینى به‌گونه‌اى بود که تا قرن 13، از سوی بعضى نحله‌ها مورد توجه و اهتمام بود. یکى از آن نحله‌ها، نحله فرانسیسى فلسفه اسکولاستیک در قرن 13 است.

تعالیم ضد و نقیض آگوستین
در آثار آگوستین، در‌باره سرشت، توانایی، اراده آزاد انسان و فیض الهی، سخنان و تعالیم ضد‌و‌نقیضی وجود دارد. دلیل محتمل‌تر و قابل‌پذیرش در بررسی علل وجود این ناسازگاری، این بود که ما در نوشته‌های او، با دو آگوستین روبه‌رو هستیم؛ «آگوستین فیلسوف» و «آگوستین الهی‌دان مسیحی». به عبارت دیگر، آگوستین در مقام فیلسوف یونانی بیشتر بر‌اساس «عقل» رفتار کرده و دغدغه «دفاع از اراده آزاد» انسان را داشته است؛ ولی او به عنوان یک الهی‌دان مسیحی مجبور بود به تعالیم عهد جدید درباره سرشت انسان توجه کند و در این مورد بیشتر کتاب‌ها به پولس تعلق داشت.
الف ـ آگوستین فیلسوف
آگوستین پس از اینکه به مسیحیت می‌گرود، بر «اختیار انسان» تأکید داشته و در بخشی از کتاب شهر خدایش، عقیده سیسرون را در مورد غیرقابل جمع‌بودن باور به اراده آزاد انسان و علم پیشین الهی، نقد کرده و بر سازگاری این دو باور تأکید دارد. همچنین آگوستین قدیس در کتاب شهر خدا، به مسئله تقدیر الهی پرداخته و آن را با اختیار انسان قابل جمع می‌داند.
به اعتقاد آگوستین، پلاگیوس با انکار گناه اولیه و موروثی، تنها یک آموزه جزئی را رد نمی‌کرد؛ بلکه اساسی‌ترین آموزه دینی مسیحیت را نابود می‌ساخت. او تأکید می‌کرد که اگر سرشت انسان با گناه آدم، ‌آلوده نشده باشد، آمدن مسیح و به صلیب‌رفتن او، بی‌فایده خواهد بود؛ چرا که مسیح برای این آمد که به صلیب رود تا فدیه باشد و انسان از گناه اولیه نجات پیدا کند. اگر اندیشه پلاگیوس پذیرفته شود، پس انسان خودش می‌تواند خود را نجات دهد و بنابراین به منجی و کلیسا نیاز ندارد. در نتیجه، مسیح از مقام خدای مجسد و منجی بشریت، به یک معلم و راهنما فرو کاسته خواهد شد.
آگوستین در این بخش از اعتقاداتش، سخن از این به میان می‌آورد که خداوند به هیچ‌وجه مسبب گناه انسان نیست و گاهی حتی به صراحت بیان می‌کند که سرشت انسان بی‌عیب است. در کتاب شهر خدا، آگوستین به تفصیل به این نکته پرداخته است که لکه گناه و پلیدی، جزء طبیعت و سرشت انسان نبوده، بلکه مخالف آن است. علت گناه نیز، خالق انسان نبوده، بلکه اراده انسان است. بر‌اساس انسان‌شناسی آگوستین فیلسوف، انسان مسئول اعمال خویش است و اوست که می‌تواند با اعمال خویش خود را رستگار سازد.
ب ـ آگوستین؛ الهی‌دانی مسیحی
اما این سخنان انسان‌شناسانه اگوستین، روی دیگری نیز دارد و در آثار آگوستین گفته‌های دیگری نیز قابل مشاهده است که با نوع انسان‌شناسی ذکر شده ناسازگار است.
با توجه به آثار این قدیس معروف، به نظر می‌رسد در ابتدا که او به مسیحیت ایمان آورد معتقد بود که انسان برای رستگاری به فیض الهی نیاز دارد، اما خداوند فیض خود را به کسی اعطا می‌کند که ایمان آورده باشد. به عبارت دیگر، برای کسب فیض الهی که علت اصلی نجات و رستگاری است، انسان باید قدم اول را با اراده آزاد خود بردارد. اما پس از گذشت چند سال، نظر او تغییر کرد و به این نتیجه رسید که ایمان اولیه نیز، عطای الهی است. او با توجه به سخنان نقل‌شده از پولس از جمله اینکه: «چه چیزی داری که نیافتی؟» (اول قرنتیان: ۴:۱۷)، به این نتیجه رسید که فیض الهی همه‌کاره است و انسان هیچ نقشی در نجات خود ندارد. او هرچه بیشتر نامه‌های پولس را مطالعه می‌کرد، در اعتقادات خود راسخ‌تر می‌شد.
کتاب اعترافات آگوستین نشان می‌دهد که آگوستین در این زمان به این نتیجه رسیده بوده که انسان تنها با فیض الهی نجات می‌یابد و خداوند از ازل انسان‌های خاصی را برای نجات برگزیده است. او همچنین گناهکاری را از اول تولد، با انسان همراه تلقی می‌کرد و می‌گفت: «در نظر تو هیچ کس حتی کودکی که فقط یک روز در روی زمین زیسته، مبرای از گناه نیست.» «من از لحظه تولد، گناهکار بودم و آن هنگام که نطفه‌ام در رحم مادر بسته شد، معصیت با من بود، پس خدایا من از تو می‌پرسم که کجا و چه وقت این بنده تو معصوم بوده است؟»
در این چهره دوم، آگوستین به عنوان یک عالم الهیات مسیحی، مواضعی را اتخاذ کرده بود که برای انسان هیچ قدرت و اختیاری باقی نمی‌گذاشت، گناه‌آلودگی را جزء ذات انسان می‌دانست و در فرایند‌ نجات، فیض ‌الهی را تعیین‌کننده می‌دانست. او به صراحت بر فیض الهی تأکید کرده و می‌گوید: «بدون فیض الهی ما قادر به هیچ کاری نیستیم.» اما این فیض الهی به چه کسی و بر چه معیاری تعلق می‌گیرد؟ آگوستین با استفاده از سخنان پولس معتقد است که اعطای فیض به هیچ‌وجه بر مبنای شایستگی افراد نیست و خداوند به هرکس که بخواهد، می‌دهد و به هرکس که نخواهد، نمی‌دهد و هیچ‌کس حق اعتراض و سؤال ندارد.
 او می‌گوید، شایستگی‌ها سبب نمی‌شود که فیض اعطا شود؛ بلکه فیض الهی، سبب همه خوبی‌ها و شایستگی‌ها می‌شود. او به صراحت و روشنی، بر این مسئله تأکید می‌کند که خداوند برخی از انسان‌ها را برای نجات برگزیده است. آگوستین در این چهره، گناه حضرت آدم را سبب سقوط همه انسان‌ها می‌داند. به اعتقاد او، از آنجا که آدم، در این گناه از تمام نسل خود نیابت کرد، این نتایج دامن‌گیر نسل او نیز شد و همه انسان‌ها با این طبیعت گناه‌آلود و در حالی‌که ‌از صورت الهی خالی‌اند و به‌لحاظ اخلاقی فاسد‌، متولد می‌شوند. به باور او، حیات مجدد، عمل روح‌القدس است و در این فرایند انسان نقش فاعلی ندارد؛ بلکه نقش مفعولی داشته و صرفاًً اثرپذیر است. بنابراین، همه‌چیز در دست خدا بوده و نجات و رهایی، تنها بخشش خداوندی است.


اندیشه سیاسی مسلمانان
فتح‌الله پریشان

حکومت جور و طاغوت در اندیشه علامه مجلسی



علمای دین و فقها به دلیل دانش دینی و مؤانست با آیات الهی و روایات معصومین(ع) از ادبیات قرآنی و دینی در ابراز اندیشه سیاسی خود بهره برده‌اند. از این رو، به حکومت غیرمطلوبی که وفق خواسته و قانون الهی نبوده، حکومت جور یا طاغوت گفته می‌شود. در معنای لغوی و اصطلاحی جور برخلاف عدل تفاوتی نیست. به این معنا که در استفاده‌های فقهی و شرعی نیز معنای لغوی آن لحاظ می‌شود.
با توجه به تعاریفی که در کتاب‌های لغت برای جور آمده، می‌توان مفهوم جور را در چهار مرحله ترسیم کرد که با تحقق هر یک از این مراحل چهارگانه در شخص حاکم، عنوان حکومت جور یا حاکم جائر مصداق پیدا می‌کند: الف) ظلم در عقیده، مانند عقاید شرک‌آمیز؛ ب) ظلم به نفس در مقام رفتارهای فردی، مانند صفات و اخلاق رذیله؛ ج) ظلم به غیر که در مورد حاکم جائر صدق پیدا می‌کند و همان ظلم به مردم است؛ د) صدق این مفهوم درباره حاکمی که از طرف امام معصوم(ع) مأذون نباشد قطعی است، هر چند در سه مرحله پیش ظالم نباشد.
پس از مفهوم‌شناسی مقدماتی، در بررسی ابعاد حکومت جور از دیدگاه علامه مجلسی باید توجه داشت که از دلایل وی برای اثبات عدم مشروعیت حکومت جور و امامت جائر، استناد به آیه «و لا ینال عهدی الظالمین» است. این آیه بر اینکه عهد امامت و خلافت به ظالمان نمی‌رسد، دلالت دارد.
در عرف قرآن نیز هر فاسقی بر نفس خود ظالم است. چنانکه خداوند مکرر فاسقان را به صفت ظلم وصف فرموده است.(۱) مجلسی در توضیح دلالت آیه مذکور بر عصمت امام به نقل از برخی مفسران می‌گوید: «اصحاب امامیه بر لزوم عصمت امام از قبایح به این آیه استدلال کرده‌اند؛ زیرا خداوند از اینکه عهد و پیمانش که همان امامت است، به ظالمان برسد نفی کرده است و از این معنا معلوم است کسی که عصمت ندارد، گاهی ظلم می‌کند، خواه ظلم به نفس خود و خواه ظلم به دیگری.»(۲)
با توجه به اطلاق آیه مذبور، ظالمان عصر غیبت نیز از شمول آیه خارج نبوده و آنها هم از تصدی منصب امامت که ریاست دین و دنیای مردم است، نهی و منع شده‌اند.
یکی دیگر از مفاهیمی که در اثبات عدم مشروعیت حاکمان جور به آن استناد می‌شود، طاغوت است. در تعبیر امامان معصوم(ع) حاکمان جور با عنوان «طاغوت» معرفی شده‌اند. از نظر مجلسی، مفهوم طاغوت مفهوم عامی است که عبارت است از: ۱ـ شیطان؛ ۲ـ بت؛ ۳ـ هر آنچه که به غیر از خداوند معبود انسان قرار گیرد؛ ۴ـ هر آنچه که موجب سد راه خدا گردد؛ ۵ـ هر کسی که بدون دستور خدا از او اطاعت شود.(۳)
همچنین علامه مجلسی امامی را که از سوی مردم انتخاب و منصوب شود، طاغوت معرفی کرده است. از جمله مصادیق این مفهوم، خلفای بعد از پیامبر(ص) هستند که مردم آنها را به خلافت و امامت برگزیدند؛ زیرا این خلفا فاقد مهم‌ترین شرط خلافت پیامبر(ص) یعنی علم و عصمت بودند.(۴)
مجلسی در جای دیگر طاغوت را به معنای «کل رئیس فی الضلاله» تعریف می‌کند، یعنی هر سرکرده گمراه و باطل، طاغوت نامیده می‌شود.(۵) به اعتقاد مجلسی، نصب خلفای جور و پیروی از ایشان در برابر ائمه حق نوعی از شرک است؛ زیرا اطاعت از کسی که خداوند از متابعت او نهی فرموده، عبادت غیرخدا است.
براساس تعاریفی که علامه مجلسی از واژه طاغوت ارائه داده است، اطلاق این واژه بر حکومت‌ها و حاکمانی که مدعی خلافت پیامبر(ص) بوده و خود را رئیس دنیوی و اخروی مردم می‌دانند، بدون اینکه از جانب شارع مأذون و منصوب به خلافت باشند یا در رفتار با مردم ظالم و جائر بوده باشند، مسلّم و قطعی است. اما در شرایط ناگزیر و زمانی که جامعه اسلامی به حکومت جور مبتلا می‌شود این مسئله از زوایای مختلف مورد توجه تشیع قرار گرفته است. برای نمونه، تقیه یکی از مؤثرترین عوامل برخورد با حاکمان جور بود که شیعه توانست در پوشش آن به حیات سیاسی ـ اجتماعی و مذهبی خود ادامه دهد. با توجه به اهمیت موضوع در مکتب شیعه، این مسئله در آثار روایی علامه مجلسی جایگاه ویژه‌ای دارد و وی با زبان حدیث در جهات گوناگون این موضوع سخن گفته است. به گونه‌ای که در کتاب عین‌الحیات به تفصیل درباره احوال سلاطین عدل و جور و کیفیت معاشرت با آنها، مفاسد قرب پادشاهان و موارد جواز و وجوب همکاری با سلاطین جور بحث کرده است که به خلاصه آن در شماره آینده تحت عنوان چگونگی زندگی در حکومت جور خواهیم پرداخت.
ـــــــــــ
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

 تئوري توطئه يا توهم توطئه




تئوري توطئه يا توهم توطئه يكي از نظریه‌هاي مطرح در بين نظريه‌پردازان و تحليلگران سياسي است كه علاوه بر رواج در بين بسياري از سياستمداران و صاحبان قدرت، بسياري از افراد جامعه نيز در تحليل‌هاي عاميانه خود آن را به كار مي‌گيرند؛ به‌گونه‌اي كه به فرهنگ سياسي در جامعه تبديل شده است.
تئوري توطئه نظريه‌اي است كه حوادث تاريخي و تحولات آشكار اجتماعي را محصول مستقيم دسيسه‌هاي پشت پرده‌ گروهي معدود از توطئه‌گران مي‌داند و فرض را بر اين مي‌گذارد كه دست‌هاي آشكار و پنهان رقم‌زننده مقدرات فرد، جامعه يا يك ملت هستند. اين نوع تبيين معمولاً سه ويژگي بنيادي دارد كه بارزترين آن انتساب حوادث به عوامل خارجي است؛ خواه اين عامل خارجي يك قدرت بيگانه، يا يكي از احزاب و جناح‌هاي رقيب باشد. ويژگي ديگر اين نظریه فراگيري آن نسبت به همه حوادث سياسي و اجتماعي و حتي فرهنگي و مذهبي است. ويژگي بعدی اين نظریه فقدان استدلال و تحليل علمي در آن است. همه كساني كه بر اين اساس حوادث را تحلیل می‌کنند، بسياري از وقايع اجتماعي را بدون كاوش‌هاي علمي‌ و كشف علل حادثه به توطئه ديگران نسبت مي‌دهند، به‌طوري كه گويا حوادث عالم به غير از توطئه نمي‌تواند علل ديگري داشته باشد.
به اعتقاد برخي‏ صاحب‏نظران، تئوري توطئه در خاورميانه، بيش از ديگر مناطق جهان و در ايران بيش از كشورهاي‏ ديگر خاورميانه مطرح است. به‌طور كلي دو رويكرد افراطي و منطقي در زمينه تبيين پديده‌هاي سياسي و اجتماعي ايران بر اساس توطئه و دخالت بيگانگان وجود دارد. در رويكرد افراطي اولويت دادن به نقش عوامل خارجي به صورت مطلق در نظر گرفته مي‌شود. از اين ديدگاه هر اتفاقي، حتي بي‌اهميت‌ترين اتفاقات، برخاسته از تباني و توطئه‌چيني قدرت‌هاي خارجي و دست‌هاي پنهان پشت پرده ‌است، اما با رويكرد متعادل و منطقي، رويدادهاي مهم و برجسته بر اساس دخالت مؤثر و تعيين‌كننده‌ عواملي داخلي تحليل مي‌شود و در سطح پايين‌تري براي عوامل خارجي نيز استقلال و تأثير قائل است. در علل گرايش به تئوري توطئه، می‌توان به مواردی نظیر؛ فرافكني و توجيه عدم موفقيت‌ها و ضعف‌هاي داخلي، ریشه تاریخی در سركوب مخالفان، ساده كردن تحليل حوادث و ايجاد حالت اقناع و كاستن از انتقاد به بهانه‌ بهره‌گيري بيگانگان اشاره کرد.
این در حالی است كه ماهيت بسياري از حوادث و مسائل سياسي و اجتماعي اين‌گونه است كه ارتباط تنگاتنگي با ساير پديده‌هاي اجتماعي و با بسترهاي تاريخي دارد. بنابراين منحصر دانستن علل و عوامل پيچيده پديده‌هاي مختلف اجتماعي در توطئه بيگانه روشي نادرست است كه امكان درك و تبيين صحيح از تحولات و رويدادهاي اجتماعي را از بين مي‌برد. البته، رد تئوري توطئه به این معنا نيست كه اساساً هيچ توطئه‌اي در هيچ موردي در كار نيست و آنچه كه توطئه خوانده مي‌شود، همه خواب و خيال و توهم است؛ بلكه منظور آن است كه در تبيين‌هاي علّي از حوادث سياسي و اجتماعي بايد ابعاد و جنبه‌هاي گوناگون را به صورت علمي بررسی کرد. در برداشت علمي، «توطئه» به‌مثابه فرضيه‌اي در نظر مي‌آيد كه قابل رد يا اثبات است و در پرتو داده‌هاي عيني و اسناد و مدارك تاريخي و بدون جانبداري عاطفي بررسي و تحليل علمي‌ می‌شود و از اين رو قابل اثبات يا رد و انكار است.

 

صفحه نهم

 
 

تاریخ
سید مهدی حسینی

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی
  طرح توطئه‌ها، مناقشات و کشمکش‌ها در سایه انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶
 

 در آستانه سال ۱۳۷۶ مسئولان نظام، برنامه‌ برگزاری هفتمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری را در دستور کار قرار دادند. طبق رهنمودهای رهبر معظم انقلاب و تلاش مسئولان انتخابات در وقت مقرر برگزار شد، در حالی که بیل کلینتون، رئیس‌‌جمهور آمریکا همواره بر فشار تحریم‌ می‌افزود، به‌طوری که پس از تصویب «طرح داماتو» دو فرمان اجرایی علیه ایران صادر کرد که تکمیل‌کننده این طرح به شمار می‌آمد. در طرح اجرایی اول که در تاریخ ۲۴ اسفند ۷۳ صادر شد، آمده بود: «به دلیل اضطرار ملی در قبال ایران، دولت آمریکا باید مانع از کمک‌های مالی، مدیریتی یا نظارتی اشخاص آمریکایی در توسعه منابع نفتی ایران گردد.» در فرمان اجرایی دوم در تاریخ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۷۴ با مستمسک قرار دادن اینکه؛ «عملکرد ایران مبین تهدید علیه صلح و امنیت کلیه ملت‌ها است و ایران همچنان از تروریسم بین‌الملل حمایت می‌کند و روند صلح خاورمیانه را به مخاطره می‌افکند و به دنبال دستیابی به سلاح‌های کشتار جمعی است.» تحریم‌هایی علیه جمهوری اسلامی ایران پیش‌بینی شد که عبارت بودند از: موارد اقتصادی و خرید و انجام قراردادهای نفتی. طرح دیگری موسوم به «طرح گیلمن» در سال ۷۵ به تصویب مجلس نمایندگان و کنگره آمریکا رسید که شامل چندین عنوان مربوط به هرگونه کالا و فناوری مربوط به نفت و گاز بود. با اجرای این تحریم‌ها طی یک روند سه ماهه خرید نفت ایران از سوی شرکت‌های آمریکایی به صفر رسید و کلیه معاملات با ایران قطع شد و جمهوری اسلامی ایران برای فروش نفت خود با مشکلات اساسی روبه‌رو شد. آمریکایی‌ها به دنبال فلج کردن اقتصاد ایران با هدف سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران بودند.

برگزاری انتخابات ۷۶
با وجود توطئه‌ها و فشارهای غرب در روز دوم خرداد، هفتمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری که در دستور کار نظام بود، در وقت مقرر برگزار شد و رقابت میان نامزدهای انتخابات بسیار جدی شده بود؛ زیرا به جز دوره اول، در دوره‌های دوم تا ششم همواره یک نامزد اصلی وجود داشت و دیگر رقابت چندانی در بین نبود، اما در دوره هفتم، پیروزی هیچ یک از نامزدها، از قبل قطعی نبود و نسبت به گذشته مشارکت عمومی در انتخابات ریاست‌جمهوری روند رو به کاهش داشت، اما در این انتخابات که رقابت جدی شد، یکباره شمار رأی‌دهندگان از ۱۶ میلیون نفر در دوره ششم که در تاریخ ۲۱/۳/۷۲ برگزار شده بود، به بیش از ۲۹ میلیون نفر افزایش یافت. این اتفاق زمانی رخ داد که فشارهای بین‌المللی بر ایران به‌گونه‌ای بود که روابط کشورهای اروپایی با ایران به نازل‌ترین سطح خود رسیده بود و خطرات فراوانی به دلیل برخی پرونده‌سازی‌های بین‌المللی علیه ایران (که در مباحث پیش اشاره شد) همواره کشور را در معرض خطر و تهدید قرار می‌داد و با این انتخابات تهدیدهای خارجی جای خود را به فرصت‌های تازه برای شکوفایی اقتصادی و صنعتی داد.
امام خامنه‌ای طی پیامی نتایج انتخابات را حماسه بزرگ تاریخ یاد کردند و خطاب به ملت مرقوم فرمودند: «صحنه زیبا و پرشوری که در روز جمعه دوم خرداد در پای صندوق‌های رأی آفریدید، حقیقتاً یک حماسه تاریخی بود. آگاهی و هوشیاری سیاسی شما یک بار دیگر به کمک خداوند درست در لحظه‌ای مقتضی، کار خود را کرد و از ایران اسلامی چهره‌ای با نشاط، مصمم و سرشار از ایمان و آگاهی به دنیا نشان داد و بحمدالله کشور را در برابر توطئه‌ دشمنان و وسوسه بدخواهان تا مدت‌ها بیمه کرد و با حضور بسیار گسترده شما ملت عزیز در این آزمایش الهی... دوران تازه‌ای در تاریخ درخشان جمهوری اسلامی آغاز شده است.»

تحلیل‌های نادرست
رهبر معظم انقلاب برگزاری انتخابات با حضور گسترده مردم و انتخاب رئیس‌جمهور هفتم با بالای ۲۱ میلیون رأی را حرکتی انقلابی برای حمایت از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی دانستند، اما توطئه‌گران و در رأس آنها آمریکا و رسانه‌های گروهی بیگانه و برخی از مزدوران داخلی سعی ‌کردند با ارائه نظریه‌های مختلف و تحلیل‌های نادرست رأی مردم را به منزله رأی عدم اعتماد به کل نظام توجیه کنند و از ناراضی بودن مردم و سرخوردگی از انقلاب بگویند. «ادوارد شرلی» یکی از نظریه‌پردازان آمریکایی و از مقامات سابق سیا در این‌باره گفته است: «کلید اصلی برای ایجاد یک تغییر بنیادین در سیاست‌های ایران از بین بردن خصوصیات انقلابی رژیم ایران است و این فقط با تحریم‌ اقتصادی به دست نمی‌آید، بلکه باید روحانیان را از بین برد و عقاید انقلابی را از درون تهی کرد. بنابراین باید این نکته را مدنظر قرار داد، چنانچه ذائقه ارزشی یک ملت تغییر کند، دیدگاه‌های آنها نیز تغییر خواهد کرد.» در جای دیگر همین مقام سابق سیا گفته است: «اگر نظام ولایت فقیه از هم بپاشد، آن وقت می‌توان پذیرفت که جمهوری اسلامی تغییر ماهیت داده و برقراری روابط ممکن خواهد شد.» در کنار این اظهارات و تحلیل‌ها طیف‌های سیاسی هم در داخل مسائلی را دنبال می‌کردند که در مباحث آینده به بحث خواهیم گذاشت، اما هر چه بود، نشان از حضور گسترده مردم در انتخابات داشت.
پدیده دوم خرداد
چندی پس از انتخابات و شروع به کار سیدمحمد خاتمی در مقام رئیس‌جمهور، هواداران، گروه‌ها و مطبوعاتی که در حمایت رئيس‌جمهور منتخب بودند در نشست‌ها و گفت‌وگوها این حماسه تاریخی را در انحصار خود می‌دیدند. احزاب، جمعیت‌ها و گروه‌های حامی با یکدیگر هم جهت شدند و از روز برگزاری انتخابات پدیده‌ای را به‌وجود آوردند که به جبهه «دوم خرداد» یا «دوم خردادی‌ها» موسوم شد، این طیف خود را جناح پیروز انتخابات می‌دانست و سعی می‌کرد ابتکار عمل را در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی کشور در اختیار بگیرد و همه امور را در انحصار دوم خردادی‌ها درآورد و این اقدام را با تدوین شعارهای متمایز از انقلاب و اسلام مطرح می‌کردند، مانند توسعه سیاسی، اصلاحات، دموکراسی، آن هم از سوی طیفی از روشنفکرانی که در ارکان حکومت نفوذ کرده بودند. اگرچه به ظاهر فریبنده و جذاب بود، اما زمانی که این شعارها مبانی اساسی فکری نظام را هدف گرفت و ختم انقلاب را با تغییر قانون اساسی و نفی نظام دینی و تقویت سکولاریسم، طرح شعار حاکمیت دوگانه را مطرح می‌نمودند و سعی داشتند یک رفرم بنیادی را به جای اصلاحات در درون جامعه را دنبال کنند، به سرعت در موضع تعارض با آرمان‌ها و ایده‌آل‌های مردمی قرار گرفت که برای ایجاد نظام دینی انقلاب کرده بودند و صدها هزار شهید و مجروح برای حفظ آن داده بود. این جریانات که در رأس امور قرار می‌گرفتند برای رسیدن به اهداف سیاسی و شعارهای‌شان اقدام به راه‌اندازی تشکل‌هایی در درون نظام کردند و روزنامه‌های موسوم به زنجیره‌ای را در جامعه رایج کردند و اندیشه‌ها و تفکرات الحادی را رواج دادند و هر از گاهی آشوب، فتنه، ناامنی، کشمکش، مناقشه و جنجال‌‌هایی را راه می‌انداختند که عناوین مختلفی را به خود اختصاص می‌داد که در مباحث آتی ارائه خواهد شد.

توصیه به استعفا
در این ایام ورود منتظری و سخنرانی او در سالروز ولادت حضرت علی(ع) برابر ۲۳ آبان ۱۳۷۶ ارکان نظام را مورد حمله قرار داد و او درست برخلاف توصیه‌ امام خمینی(ره) با همان ساده‌لوحی یا حتی غرض‌ورزی گفت: «قانون اساسی ما می‌گوید نظام ما جمهوری و مردمی است. مردم هم باید احزاب را تشکیل بدهند و فقط ولی‌فقیه اگر واجد شرایط باشد باید نظارت کند. اینکه می‌گویند خط قرمز، خط قرمز فقط خداست و پیغمبر و امام معصوم(ع)، غیر اینها خط قرمز نیست... تازه مردم به پیغمبر هم می‌رفتند نظرشان را می‌گفتند... ممکن است چهار تا روزنامه را وادارند به یکی حمله کند و یا چهار تا بچه توی قم راه بیندازند، اینها فصلش گذشته، فرضاً ائمه جمعه را تحریک کنند و یک چیزی بگویند. همه می‌دانند امام جمعه‌ها حقوق‌ بگیرند... من به آقای خاتمی [رئيس‌‌جمهور وقت] هم گفتم اگر من به جای شما بودم، می‌رفتم پیش رهبر می‌گفتم شما مقامت و احترامت محفوظ. ۲۲ میلیون نفر به من رأی داده‌اند و از من انتظاراتی دارند. اگر قرار باشد در نصب استانداران و وزرا دخالت کنند و افرادی به من تحمیل کنند، من نمی‌توانم کار کنم. بنابراین من ضمن تشکر از مردم استعفا می‌کنم. آقای خاتمی باید اینگونه برخورد می‌کرد...»
این سخنان مردم شهر قم را به خشم آورد، فردای آن روز تعداد زیادی از طلاب و فضلا برای اعتراض درس خود را تعطیل کردند و به همراه مردم به خیابان‌ها آمدند و ضمن محکوم کردن حرف‌های او با آرمان‌های امام راحل و رهبر معظم انقلاب تجدید بیعت کردند.

هدف از جنجال‌ها
استکبار جهانی، گروهک‌های وابسته به غرب، افراد نفوذی، روشنفکران بیمار و وابسته برای از بین بردن انقلاب اسلامی تلاش می‌کردند از درون ضربه وارد کنند و برای تحقق این هدف بهترین شیوه ایجاد اختلاف و جنجال‌آفرینی‌ بود تا وحدت مردم را به‌وسیله اختلاف‌افکنی‌ها دچار ناامنی کنند و در بین مردم و جناح‌های سیاسی با ایجاد کشمکش‌ها و مناقشه نهادهای انقلابی را در موضع انفعال قرار دهند یا گرفتار چالش با مردم کنند. در همین رابطه یکی از افراد ضدانقلاب وابسته به گروهک‌ نفاق درباره اهداف ایجاد اختلاف اعلام کرده بود که اگر رژیم با آمریکا رابطه برقرار کند و آزادی‌ بدهند، بدنه سپاه پاسداران، اطلاعات کشور و نیروهای دولتی از هم پاشیده می‌شود و رژیم مشروعیت خود را از دست می‌دهد. اگر چه این حرف‌ها تا حدی اغراق‌آمیز بود. محققان معروف آمریکایی‌ می‌دانستند که اگر ستون مبارزه با آمریکا به هم بخورد، انقلاب اسلامی هم دچار از هم گسیختگی می‌شود. این توطئه‌ها و دسیسه‌ها از سوی آمریکا برای تسلیم کردن ملت ایران بود که مقام معظم رهبری در این‌باره فرمودند: «با تسلیم ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی به نشستن پای میز مذاکره با آمریکا، خیال آمریکا از اکثر مبارزات دنیای اسلام آسوده خواهد شد.» به طریق ممکن سعی می‌شد که نظام جمهوری اسلامی را خسته کنند تا مجبور به سازش شود و این هدف فقط، جنجال‌آفرینی، آشوب، بلوا، ناامنی کشمکش و ایجاد چالش‌ ممکن می‌‌شد و دوم خردادی‌ها همین شیوه را دنبال کردند.


حكایت زمانه
میثم غلامپور

 سفر هايزر به روايت محمدرضا پهلوي و سرلشکر قره‌باغي
 

متعاقب نشست «گوادلوپ» بود که ژنرال رابرت ‌هايزر، معاون وقت فرمانده نيروي هوايي آمريکا در اروپا به عنوان فرستاده ويژه واشنگتن در روز چهارم ژانويه ۱۹۷۹ (۱۴ دي ۱۳۵۷) بدون اطلاع قبلي با يک هواپيماي نظامي از بروکسل عازم تهران شد و بدون فوت وقت، مذاکرات خود را با فرماندهان نظامي آغاز کرد.
وي براي مأموريتي ويژه به تهران آمد تا دولت آمريکا را در تصميم‌گيري‌هاي بعدي و اطلاع از اوضاع ايران ياري کند. او در طول مدت اقامت بيش از يک ماهه خود در ايران، فقط يک بار به ديدار شاه رفت و در آن جلسه، از روز و ساعت خروج وي از ايران مطلع شد. با وجود اينکه سفر وي به صورت محرمانه انجام شده بود، اما خبر ورود او در دو روز بعد، يعني در ۱۶ دي ۱۳۵۷ فاش شد.
اين خبر در روزنامه‌هاي عصر روز ۱۶ دي ۱۳۵۷ این گونه اعلام شده بود که معاون فرماندهي سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) به دنبال تشکيل نشست سران در «گوادلوپ» و در ساعات اوليه نشست با مأموريت ويژه‌اي از طرف دولت آمريکا به تهران اعزام شده ‌است. اين جريان موجب پخش شايعاتي در ميان مردم شد که آمريکا مي‌خواهد مجدداً کودتايي شبيه کودتاي ۲۸ مرداد در ايران به راه بيندازد. راديوهاي خارج از ايران نيز گزارش دادند، اين ژنرال چهار ستاره با مقامات نظامي ايران ديدار و گفت‌وگو کرده و هدف ديدار او از ايران مشخص نشده است.
‌هايزر در کتاب خاطرات خود نوشته است: «من براي بررسي اين مسئله مخفيانه به تهران آمدم که کودتا چگونه ميسر است و آيا اصلاًً به مصلحت هست يا نه؟ پس از بررسي‌هاي بسيار، از واشنگتن دستور رسيد که دولتي قوي به رهبري شاهپور بختيار تشکيل شود. در صورتي که اين کار شکست بخورد، کودتاي نظامي انجام خواهد شد.» ‌هايزر در مأموريت ايران چهار موضوع را دنبال مي‌کرد:
ممانعت از عمليات خودسرانه و حساب نشده ارتش پس از فرار شاه از ايران، موظف‌سازي ارتش به حمايت از دولت بختيار و کودتاي نظامي در صورت لزوم، مشخص‌سازي سرنوشت قراردادهاي فروش سلاح‌هاي پيشرفته آمريکا به ايران و ممانعت از اینکه شوروی وسايل و سلاح‌هاي مدرن آمريکا را در ايستگاه‌هاي رادار ايران به تصرف درآورد.
اما در ‌‌‌نهايت با گسترش دامنه اعتراضات و انقلاب، کاري از دست ‌هايزر و کاخ سفيد برنيامد و وی چند روز پيش از پيروزي انقلاب، تهران را ترک کرد.

رابرت‌ هايزر به روايت محمدرضاشاه پهلوي
محمدرضاشاه پهلوي در کتاب «پاسخ به تاريخ» که پس از خروج از کشور منتشر کرد، درباره سفر غيرمنتظره ژنرال رابرت ‌هايزر به تهران نوشته است: «در اوایل ژانويه سال ۱۹۷۹ (اواسط دي‌ماه ۱۳۵۷) هنگامي که من هنوز شاه ايران بودم، يکي از نزديکان من خبر شگفت‌انگيزي برايم آورد و گفت: «اعلي‌حضرتا، ژنرال‌ هايزر چند روز است که در تهران به سر مي‌برد!» در آن روز‌ها من به شنيدن خبرهاي عجيب و باورنکردني عادت کرده بودم، ولي اين يکي براي من از همه عجيب‌تر بود. چطور ممکن بود‌ هايزر در تهران باشد و من از آن خبر نداشته باشم. ژنرال ‌هايزر يک فرد معمولي نبود. او بار‌ها در مقام معاونت نيروهاي سازمان پيمان آتلانتيک شمالي (ناتو) از تهران ديدن کرده و هر بار پیش از آمدن به تهران تقاضاي تعيين وقت براي ملاقات مرا مي‌نمود. مسافرت‌هاي ‌هايزر به تهران تصادفي نبود و ملاقات‌هاي او با من هم جنبه تشريفاتي نداشت. وقتي از ژنرال‌هاي خود پرسيدم از مأموريت ‌هايزر در ايران چه مي‌دانند، آنها هم اظهار بي‌اطلاعي کردند. اما خبر مسافرت‌ هايزر به تهران مطلبي نبود که مدت زيادي در پرده بماند. خبر منتشر شد و اولين واکنش آن در مطبوعات شوروي بود که نوشتند: ژنرال‌ هايزر براي ترتيب دادن يک کودتاي نظامي به تهران رفته است.
مطبوعات غرب از قول مقامات رسمي آمريکا اين ادعا را تکذيب کردند و روزنامه «هرالد تريبون» نوشت که مسافرت‌ هايزر به تهران براي جلوگيري از وقوع يک کودتاست، نه انجام کودتا! آيا اين خبر واقعيت داشت و خطر يک کودتاي نظامي در ايران در ميان بود که ژنرال‌ هايزر براي جلوگيري از وقوع آن به تهران آمده باشد؟ نه، چنين خطري وجود نداشت و فرماندهان ارتش ايران هيچ‌يک چنين خيالي در سر نمي‌پروراندند. بالعکس، آنها نسبت به من و رژيم سلطنتي ايران سوگند وفاداري ياد کرده و به سوگند خود پايبند بودند و در صورت لزوم براي حفظ و حراست رژيم دست به کار مي‌شدند. پس مأموريت‌ هايزر براي جلوگيري از کودتاي نظامي نبود، بلکه آمريکايي‌ها مي‌دانستند قانون اساسي قرار است دستخوش تهديد قرار گيرد و او مي‌خواست ارتش ايران را از تلاش براي حفظ رژيم بازدارد و به عبارت ديگر آن را خنثي کند.
ژنرال‌ هايزر در مدت اقامت خود در تهران مرتباً با ژنرال قره‌باغي، رئيس ستاد مشترک ارتش و فرماندهان نيروهاي مختلف در تماس و مذاکره بود و يک‌بار از قره‌باغي خواست که ترتيب ملاقات او را با مهدي بازرگان که از رهبران مخالفان بود، بدهد. اين ملاقات صورت گرفت، ولي قره‌باغي از آنچه در اين ملاقات گذشته بود، اظهار بي‌اطلاعي کرد. هر چند نتيجه اين مذاکرات را در اعلام بي‌طرفي ارتش در آخرين روزهاي رژيم سلطنتي ايران ديديم.
هايزر از مأموريتي که در ايران انجام داد، بايد خيلي راضي بوده باشد، زيرا اکثر فرماندهان نظامي و ژنرال‌هاي ارتش ايران پس از سقوط رژيم به جوخه اعدام سپرده شدند و فقط قره‌باغي به پاداش خدمتي که انجام داده بود، به کمک بازرگان از مرگ نجات يافت. وقتي که در جريان محاکمه ژنرال‌ها درباره نقش ژنرال ‌هايزر از آنها سؤال کردند، «ربيعي» فرمانده پيشين نيروي هوايي گفت: ‌هايزر شاه را مثل يک موش مرده از ايران بيرون انداخت!»

روايت قره‌باغي از ديدار با‌ هايزر و گزارش به شاه
ارتشبد قره‌باغي که همزمان با سفر‌ هايزر به رياست ستاد مشترک نيروهاي مسلح ايران منصوب شده بود، در کتاب خاطرات خود از نخستين جلسات مذاکره با‌ هايزر مي‌نويسد: «ژنرال‌ هايزر به صراحت گفت که ديگر دولت آمريکا از اعلي‌حضرت پشتيباني نمي‌کند و براي برقراري آرامش در مملکت، همان‌طور که ملت ايران مي‌خواهد مسافرت اعلي‌حضرت ضروري است. ژنرال ‌هايزر اضافه کرد که نه ‌تنها دولت آمريکا، بلکه دولت‌هاي اروپاي غربي هم ديگر از اعلي‌حضرت پشتيباني نمي‌نمايند.» قره‌باغي جريان گفت‌وگو با ژنرال ‌هايزر را در ملاقات با خود و فرماندهان ارتش به شاه گزارش مي‌دهد و در شرح ملاقات بعدي خود با‌ هايزر چنين مي‌نويسد:
«... در مذاکره بعدي که با مستشاران داشتيم ژنرال ‌هايزر مجدداً ضمن اشاره به لزوم مسافرت اعلي‌حضرت، مسئله پشتيباني دولت آمريکا از دولت بختيار و همچنين ضرورت پشتيباني ارتش از ايشان را تکرار کرد. من در جواب اظهار کردم: اعليحضرت درباره پشتيباني ارتش از دولت قانوني اوامري فرموده‌اند و در اجراي آن ترديدي نيست، ولي تنها راه عملي امکان پشتيباني از دولت و برقراري آرامش و امنيت در کشور که مورد نظر مي‌باشد، عقيده ما اين است که بايد از آمدن آقاي خميني به ايران جلوگيري شود و از تبليغات راديو بي‌بي‌سي که تحريک مي‌کند و همچنين ورود اعلاميه‌هاي آقاي خميني که سبب اغتشاش در کشور مي‌گردد، ممانعت به عمل آيد؛ والا تا موقعي که اعلاميه‌هاي صادره آقاي خميني از طريق راديو بي‌بي‌سي منتشر مي‌شود، تظاهرات و اغتشاشات و همين‌طور اعتصابات و تحصن‌ها نه تنها مانند گذشته ادامه خواهد داشت، بلکه روز به ‌روز هم بيشتر خواهد شد و اگر آقاي خميني به ايران بيايد و ارتش در اين اوضاع و احوال کشور بخواهد با استفاده از اسلحه در مقابل مردم، آرامش و امنيت را در کشور برقرار نمايد، خون‌ريزي غيرقابل تصوري به وجود خواهد آمد... ژنرال‌ هايزر اظهار کرد: من امشب با رئيس‌جمهور صحبت کرده و پيشنهادات شما را خواهم گفت...
در ملاقات بعدي از ژنرال ‌هايزر سؤال کردم، نتيجه صحبت با آقاي کار‌تر چه شد؟ جواب داد: مي‌دانيد که برنامه راديو بي‌بي‌سي در دست ما نيست! گفتم از دولت انگلستان، دوست متحدتان بخواهيد. بدون اينکه در اين مورد جوابي بدهد، درباره جلوگيري از اعلاميه‌ها و آمدن آقاي خميني اظهار داشت: واشنگتن مشغول بررسي است و من منتظر جواب وزير دفاع و وزير امور خارجه هستم.»
 


امام خامنه ای  در گذر زمان

  مراسم ختم حاج آقا مصطفی خمینی



اول آبان سال ۱۳۵۶ خبر شهادت حاج‌آقا مصطفی خمینی فرزند ارشد امام خمینی(ره) در ایران منتشر شد و یک طوفان سیاسی ـ اجتماعی به راه افتاد. برگزاری مراسم ختم او در تهران، قم و مشهد و دیگر شهرستان‌ها بازتاب گسترده‌ای داشت. دیگر سخنرانان با صراحت نام «امام خمینی» را در بالای منبر می‌آوردند و هرگاه نام ایشان می‌امد با ذکر سه صلوات بلند مستمعان همراه می‌شد. علما، فضلا، آيات عظام درس و بحث را تعطیل کردند و در عزای او به سوگ نشستند و در واقع، شهادت او ایران را تکان داد و این خبر به سرعت در مجامع و حوزه‌های علمیه پخش شد و دانشگاه‌ها و بازارها را به تعطیلی کشاند. در مشهد، امام خامنه‌ای یکی از شخصیت‌های سرشناس طرفدار امام خمینی شناخته شده بود. در آن ایام به محض آنکه امام خامنه‌ای از طرف آیت‌الله میرزا جوادآقا تهرانی خبر شهادت آقا مصطفی را دریافت کرد، با سرعت اطلاع‌رسانی کرد و درس مکاسب محرمه در مسجد رضایی واقع در کوچه مسجدشاه مقابل مدرسه سلیمانیه را تعطیل کرد و مقدمات برگزاری مراسم ختم را در دستور کار خود قرار داد. مراسم در مسجد ملاهاشم از سوی مرحوم آیت‌الله عبدالله شیرازی برگزار شد و امام خامنه‌ای به همراه پدرش در این مجلس حضور یافت. مجلس هفت هم به این صورت برگزار شد و در ادامه تصمیم بر تنظیم پیام تسلیت و ارسال آن به نجف گرفته شد و اکثر علمای متعهد آن را امضا کردند و این پیام مخابره شد. در این فرصت امام خامنه‌ای بیشترین اوقات خود را به ارتباط با علما، برقراری ملاقات‌ها و رایزنی‌ها اختصاص داده بود. در همین ایام نیز با آیت‌الله مهدوی‌کنی که تازه از زندان آزاد شده بود در مشهد دیدار و گفت‌وگو داشت. در مجالس علما و روحانیون بحث و گفت‌وگو درباره پیشگیری گرایش جوانان مسلمان به مکاتب الحادی و ضرورت ترویج مذهب و تقویت ایمان دینی جوانان تأکید می‌شد. ناگفته نماند که این جلسات و ارسال پیام‌ها از چشم ساواک مخفی نمانده بود و بسیاری از متون جلسات و پیام‌ها سر از سازمان ساواک درمی‌آورد. برای نمونه امام خامنه‌ای در هفتم آبان از اداره مخابرات استان خراسان متنی را برای امام خمینی(ره) فرستاده بود. احتمال داده می‌شد که امکان ممانعت وجود دارد، به همین دلیل چندین نفر چند تلگرام خطاب به امام خمینی مخابره کردند که برخی از آنها در اسناد ساواک دیده می‌شود. امام خامنه‌ای در گفت‌وگویی در این‌باره فرمودند: «وقتی آنها را به متصدی پست دادم، بسیار تعجب کرد و به دوستانش نشان داد، آنان غرق در شگفتی شدند؛ زیرا متن تلگرام‌های تسلیت حاوی جملاتی بود که رژیم را به چالش می‌کشید و با امام خمینی ابراز همدردی عمیق در این مصیبت بزرگ می‌کرد و از او تمجید می‌کرد. کارمند پست گمان می‌کرد وقتی هزینه تلگرام‌ها را به اطلاع من برساند، برای گران بودن آنها عقب‌نشینی و از مخابره آنها صرف‌نظر خواهم کرد. اما وقتی اسکناس‌ها را به او دادم یکه خورد. پرداخت چنان هزینه‌ای در آن روزها برای امثال من بسیار سنگین بود.»
کم‌کم مردم و روحانیون و مجامع آماده برگزاری مراسم باشکوه‌تری به مناسبت چهلم حاج آقا مصطفی بودند و همین‌گونه شد، مراسم چهلم بسیار باشکوه برگزار شد و در رسانه‌ها بازتاب پیدا کرد و رژیم دستگیری و تبعید اداره‌کنندگان مراسم را در دستور کار خود قرار داد و تعداد زیادی را در آستانه ماه محرم به تبعیدگاه اعزام کرد.

 


از لابه لاي تاریخ

  رژيم پهلوي و مواد مخدر ـ 3


 

ملكه مادر و همسر شاه نظارت دقيقي بر رفتار شاه داشتند و نسبت به كساني مانند دولو كه سابقه بدي در استعمال مواد مخدر داشتند، ابراز تنفر مي‌كردند و مي‌كوشيدند تا شاه را از او دور نگه دارند. شايد اين حساسيت به دلیل ترس آنها از كشيده شدن هر چه بيشتر پاي شاه به مواد مخدر و جلوگيري از آبروريزي رژيم در محافل داخلي و خارجي بوده است. علت همراهي دولو در سفرهاي داخلي و خارجي شاه فراهم كردن بساط ترياك وي بوده است. فردوست به این موضوع اشاره کرد و نوشته است: «... هر سال [دولو] با شاه به سن موريس مي‌رود تا هم به پا اندازي‌هايش ادامه بدهد و هم بساط منقل و وافورش را جور كند.»
در اين جا ذكر اين نكته نيز بي‌ارتباط نخواهد بود كه به گفته بسياري هوشنگ دولو هر روز ظهر يك كاسه ‌آش براي شاه به دربار مي‌فرستاده و به اين موضوع در بسياري از محافل براي بيان نزديكي‌اش به شاه اشاره مي‌كرده و در این باره آمده است: «... سناتور نمازي به آقاي محمود ايازي، مدير هتل آمباسادور در يك صحبت خصوصي اظهار داشت امروز سر ميز ناهار آقاي دولو به طوري كه مدعوين توجه نمايند چند بار از پيش‌خدمت سؤال نمود آيا غذاي شاهنشاه را به دربار بردند يا خير. پيش‌خدمت هم جواب داد بله قربان طبق معمول سر ساعت مقرر غذا را بردند...»
آيا به راستي مي‌توان پذيرفت كه شاه به آن اندازه به آش يا آبگوشت منزل دولو علاقه داشته است كه هر روز مي‌بايست يك كاسه از آن را بر سر سفره‌اش داشته باشد؟ آيا آشپزخانه دربار نمي‌توانست چنين ‌آشي بپزد؟ آيا شاه كه توان هر كاري را داشت نمي‌توانست آشپز منزل دولو را به دربار برده و دستور طبخ آن را بخواهد؟ به هر حال چندان منطقي به نظر نمي‌رسد كه باور كنيم اين موضوع صِرف فرستادنش بوده است. شايد در لواي اين كار دولو براي شاه چيز ديگري نيز مي‌فرستاده است و همان سبب ناراحتي خانواده شاه مي‌شده است.
مطالبي نيز در دست است كه به دست داشتن شاه در قاچاق مواد مخدر اشاره دارند. اين نوشته‌ها را بيشتر مطبوعات خارجي بيان كرده‌اند. در مقاله‌اي كه در مجله اشپيگل چاپ شده است به بررسي كشت، مبارزه و نقش شاه در قاچاق مواد مخدر اشاره شده است. در بخشي از اين مقاله آمده است: «ايران از طرفي قاچاقچيان مواد مخدر را تعقيب مي‌كند و از طرف ديگر قانون منع خشخاش را لغو مي‌نمايد، زيرا 12000 هكتار از كشتزارهاي خشخاش به خانواده سلطنتي تعلق دارد. متخصصان كشف مواد مخدر سازمان ملل متحد اعلام داشته‌اند كه ايران برخلاف ساير ممالك مواد مخدر مكشوفه را نابود نمي‌نمايد و به اين ترتيب كه 18454 كيلوگرم مواد مكشوفه از 1970،- 329 كيلوگرم معدوم، 152 كيلو براي مصارف طبي به كار رفته و 17973 كيلوگرم باقي مانده است. با اين شكل ظن اينكه ديپلمات‌هاي ايران براي تأمين ارز شاهنشاه خود هروئين و ترياك قاچاق مي‌كنند، تازگي ندارد... »
با در كنار هم قرار دادن اين اسناد و رابطه شاه با قاچاقچيان بين‌المللي مثل «فليكس» و «هوشنگ دولو» اين موضوع اهميت بيشتري پيدا مي‌كند و ظن آن تقويت مي‌شود.
 

 
 

صفحه دهم

 


گزارش

 نگاهی به سوابق علمی و مبارزاتی آیت‌الله شهید شیخ نمر باقر النمر
شهادت شیخ مصلح
 

خبر کوتاه بود و جانکاه؛ هنوز روز شنبه به میانه نرسیده بود که شبکه العربیه بیانیه وزارت کشور آل‌سعود را قرائت کرد، که غم و اندوه را برای همه آزادگان جهان به ارمغان آورد. وزارت کشور عربستان در بیانیه خود اعلام کرد: 47 تروریست در ساعات اولیه دوم ژانویه 2016 (12/10/1394) به دار آویخته شدند!
در این فهرست 47 نفره نام روحانی مجاهد عربستانی، شیخ نمر باقر النمر که با اتهامات مربوط به فعالیت‌های سیاسی و حقوق بشری در زندان آل‌سعود به سر می‌برد، وجود داشت. در این بیانیه، وزارت کشور سعودی شیخ نمر را مبلّغ فتنه و تفرقه خوانده است و این روحانی برجسته را که تنها برای احقاق حقوق مشروع شیعیان و رفع تبعیض و بی‌عدالتی در عربستان مبارزه می‌کرد، به تلاش برای برهم زدن امنیت متهم کرده است. خبر شهادت شیخ نمر در حالی منتشر شد که پیش از این ۱۵ اکتبر ۲۰۱۴ (22/7/93) در دادگاه جنایی عربستان سعودی به دلیل اقدام علیه امنیت ملی و محاربه، به «اعدام با شمشیر و به صلیب کشیده شدن در انظار عمومی» محکوم شد، اما از آن زمان تا کنون بارها حکم این عالم ربانی به دلیل ترس حاکمان سعودی از قیام مردم عربستان و افزایش فشارها بر این کشور به تعویق افتاده بود، تا اینکه در شنبه هفته جاری با امضای حکم اعدام وی از سوی سلمان‌بن‌عبدالعزیز، شاه سعودی، این روحانی برجسته شیعی به شهادت رسید؛ اعدامی که برای همه دور از انتظار بود و حتی برادر شیخ نمر در اولین واکنش به اعدام برادرش گفت: این اتفاق دور از انتظار ما بود و شوکه شدیم، اما ناظران و تحلیلگران بین‌المللی علت این اقدام رژیم آل‌سعود را علاوه‌بر بی‌خردی و کم‌تجربگی حاکمان رژیم آل‌سعود، با سفر رئیس‌جمهور ترکیه که به‌تازگی به ریاض سفر کرده بود، مرتبط می‌دانند. خبرگزاری مهر به نقل از تحلیلگران خود در این‌باره نوشت: «یکی از اهداف مشترک ترکیه و آل‌سعود در برهه فعلی، خاموش کردن موج بیداری اسلامی واقعی و جایگزینی امواج مسموم تکفیری و تروریستی در منطقه از سوی داعش و دیگر گروه‌های تکفیری است. در همین راستا؛ در دیدار اخیر اردوغان و ملک سلمان روی این مسئله اتفاق‌نظر صورت گرفت، لذا می‌توان تشکیل ائتلاف دروغین ترکیه و عربستان در مقابله با گروه‌های تکفیری را نیز در همین راستا ارزیابی و تحلیل کرد. به بیان بهتر؛ آنکارا و ریاض در ماورای این ائتلاف دروغین به دنبال مدیریت دوباره گروه‌های تکفیری ـ تروریستی و دادن تنفس مصنوعی به کالبد نیمه‌جان آنها برآمدند. بنابراین اعدام اخیر رهبر بزرگوار شیعیان عربستان سعودی سندی روشن دال بر توطئه‌های خطرناک و مشترکی است که ریاض و آنکارا در سر دارند. در این نقشه راه خونین، تروریسم دولتی رژیم سفاک سعودی و ترکیه به کمک پیاده نظام تکفیری آمده و ترکیبی خطرناک ایجاد کرده است.»
اما شیخ باقر النمر چه کسی بود و چرا تا این حد موجب خشم و کینه رژیم آل سعود قرار گرفته بود؟
شیخ باقر از معروف‌ترین مدرسان علوم مذهبی و دینی در حوزه‌های علمیه بود که در حوزه‌های علمیه ایران و سوریه به تدریس کتاب‌هایی چون؛ «اللمعة الدمشقیة»، «جامع المدارک»، «مستمسک عروة الوثقی» و «الحلقات» سید محمدباقر صدر پرداخته. این روحانی برجسته شیعی عربستاني، در سال 1968 ميلادي(1344) در شهر «العواميه» در استان القطيف در شرق عربستان در خانواده‌‌اي اهل علم و دين به دنيا آمد که از آن علمايي چون «آيت‌الله شيخ محمدبن‌ناصر آل نمر» (قدس سره) و خطباي حسيني چون جدش حاج «علي‌بن‌ناصر آل‌نمر» سر بر آورده بودند. وی تحصيلات مقدماتي خود را در همان شهر العواميه به پايان رساند و در سال 1989 ميلادي (1375)، براي آشنايي بیشتر با انقلاب اسلامي ايران و کسب تحصيلات حوزوي ابتدا به ايران مهاجرت کرد تا در تهران در حوزه علميه حضرت قائم(عج) حضور پيدا کند که در همان سال آيت‌الله سيد محمدتقي مدرسي در تهران تأسيس کرده بود. شيخ نمر پس از 10 سال تحصيل در حوزه علميه حضرت قائم(عج)، عازم سوريه شد و در حوزه علميه حضرت زينب(ع) براي ادامه تحصيلات حوزوي و علوم ديني نام نویسی کرد و در حضور استادان اين حوزه به تحصيل پرداخت. وي در این دوره کتاب‌هاي اصولي از جمله «اصول» المظفر، «رسائل» شيخ انصاري و «كفاية» آخوند خراساني را گذراند و در علم فقه نيز «اللمعة الدمشقية» نوشته شهيد اول، «جامع المدارك» خوانساري، «مكاسب» شيخ انصاري و «مستمسك العروة الوثقى» سيدحكيم و ديگر کتاب‌هاي فقهي را مطالعه کرد. وي در طول مدت تحصيل علوم حوزوي خود در تهران و سوريه در محضر استادانی حضور يافت، از جمله: بحث خارج نزد آيت‌الله سيدمحمدتقي مدرسي در تهران، بحث خارج نزد آيت‌الله سيدعباس مدرسي در سوريه، بحث خارج نزد آيت‌الله خاقاني در سوريه، دروس عالية نزد علامة شيخ صاحب‌الصادق در تهران، درس «لمعة» نزد علامة شيخ وحيد افغاني، همچنين اخلاق را نزد آيت‌الله شيرازي در شهر مقدس قم فراگرفت و به اين ترتيب به درجات بسيار بالايي از اجتهاد دست يافت و اجازه تدريس در مراکز علوم ديني و مذهبي را پيدا کرد. شيخ نمر سال‌ها اداره حوزه علميه حضرت قائم(عج) در تهران و سوريه را برعهده داشت و تلاش بسياري براي توسعه و پيشرفت اين مراکز انجام داد.
وی پس از بازگشت به عربستان، مرکز مذهبي «الإمام القائم(عج)» را نيز در العواميه تأسيس کرد که در واقع سنگ‌بناي «مرکز اسلامي» در سال 2011میلادی (1388) بود.
اما آنچه فراتر از درجات علمی این شهید ربانی مورد توجه قرار گرفت ظلم‌ستیزی و تلاش وی برای رفع تبعیض از جامعه عربستان بود. شیخ نمر همواره در خطابه‌‌هایش رژیم سعودی را به اعمال «سیاست‌‌های تبعیض‌آمیز طایفه‌ای سازمان‌یافته و منظم به‌ویژه در مناطق شرقی عربستان و به‌‌ویژه در دو منطقه «الاحساء» و «القطیف» متهم می‌کرد که حدود یک قرن است، بر این مناطق حاکمیت دارد. وی همواره و بارها تأکید داشته که از گفتن کلام حق، بیم و واهمه‌ای ندارد، حتی اگر در این راه بازداشت شده، زندانی شود و تحت شدیدترین شکنجه‌ها و آزار و اذیت‌ها تا سرحد شهادت قرار گیرد. شیخ نمر توهین به کرامت شهروندان عربستانی، به‌ویژه شهروندان شیعی عربستان که از دید رژیم سعودی شهروندان درجه دو این کشور به شمار می‌آیند و فاقد هرگونه حق و حقوق شهروندی هستند را رد و تأکید می‌کند که از کرامت و حقوق شهروندان شیعی عربستانی حمایت خواهد کرد. وی بارها در این ارتباط تأکید کرده است که در خط اول رویارویی با ظلم و جور رژیم سعودی قرار می‌گیرد چون اعتقاد دارد بدون مبارزه و تلاش نمی‌‌توان به حقوق مورد نظر خود دست یافت و عدالتی در کشور برقرار نخواهد شد و شهروندان نمی‌توانند آزاد زندگی کنند.
شیخ نمر در این‌باره در سخنان خود با استناد به خطبه «جهاد» امیرالمؤمنین علی(ع) تأکید دارد که به عدالت جز از طریق جهاد دست نخواهیم یافت و حق جز با از خود گذشتگی و جهاد و شجاعت به دست نخواهد آمد.
این عالم مجاهد در خطبه‌های نماز جمعه خود نیز بارها گفته است که شیعیان عربستان، دیگر در برابر توهین‌ها و تعدی‌ها و تجاوزات آل‌سعود سکوت نخواهند کرد و در این باره خطاب به آل‌سعود گفت که «ما ساکت نمی‌مانیم که هر آنچه بخواهید بر سر ما بیاورید؛ هر آنچه بخواهید انجام دهید و کرامت و شخصیت ما را که با‌ارزش‌ترین چیز در زندگی ماست، زیر پا بگذارید.»
شیخ نمر همچنین از مطبوعات و رسانه‌های سعودی به دلیل وابستگی و تبعیت آنها از رژیم سعودی و تبدیل‌ شدن آنها به بوق تبلیغاتی آل‌سعود به‌شدت انتقاد می‌کند. وی تصریح می‌کند که مفتی‌های وهابی، ساخته و پرداخته آل‌سعود هستند. به گفته شیخ نمر، آل‌سعود به مفتی‌های وهابی پول می‌دهند تا با دامن‌زدن به اختلافات طایفه‌ای و مذهبی و ایجاد اختلاف بین شیعیان و اهل سنت، آنها را به خود مشغول کنند و با ایجاد تفرقه مذهبی و طایفه‌ای و قبیله‌ای به حاکمیت خود بر عربستان و غارت و چپاول ثروت‌های آن ادامه دهند.
شیخ نمر در یکی از خطبه‌هایش به دلیل مواضع و دیدگاه‌های تندش در قبال رژیم سعودی گفت که «می‌دانم فردا برای بازداشت من به سراغم خواهید آمد. خوش می‌آیید! این منطق و راه و روش شماست؛ «بازداشت» و «شکنجه» و «کشتار»؛ ما از قتل و کشتار نمی‌هراسیم. ما از هیچ چیز نمی‌ترسیم.» وی در قبال سرکوبگری‌های رژیم سعودی و مخالفت این رژیم با برگزاری تظاهرات‌ مسالمت‌آمیز و تجمعات اعتراض‌آمیز تأکید می‌کرد که «همواره به دنبال راه‌های دیگری برای ادامه اعتراضات خود و احقاق حقوق‌مان خواهیم بود و تظاهرات، یکی از این راهکارهاست.» این روحانی عربستانی را باید از جمله دشمنان سرسخت «نایف‌بن‌عبدالعزیز» ولی‌عهد سابق رژیم سعودی برشمرد. شیخ نمر، همواره انتقادات شدیدی را به وی وارد می‌کرد.
او در یکی از خطابه‌هایش شاهزاده نایف‌بن‌عبدالعزیز را به علت شدت خشونت و قساوت و ظلمش علیه مردم عربستان به طور اعم و شیعیان به طور اخص، طاغوت و ستمگری خواند که در قبرش شکنجه خواهد شد و آتش او را خواهد سوزاند و کرم‌ها او را خواهند خورد. او در همین خطبه تأکید کرد که از مرگ نایف خوشحال خواهد شد. وی همواره در خطبه‌های نماز جمعه و خطابه‌هایش نه تنها از آل‌سعود انتقاد می‌کرد، بلکه از منتقدان سرسخت برخی از رژیم‌های عربی حوزه خلیج‌فارس، از جمله آل‌خلیفه بود. مواضعی که موجب شد تا این شهید راه حق بارها و بارها بازداشت و حبس شود.
نخستین بازداشت شیخ نمر به ماه می 2006 میلادی (1382) بازمی‌گردد؛ هنگامی که شیخ به محض بازگشت از سفر کوتاه‌مدتش به بحرین و بازگشت به عربستان، به دلیل مشارکت در همایشی بین‌المللی قرآن کریم از سوی نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد. اتهام شیخ این بود که در این همایش، در عریضه‌‌ای، از رژیم سعودی خواسته بود به «قبرستان بقیع» رسیدگی کرده، مذهب «تشیع» را به رسمیت شناخته و شیوه‌‌های آموزشی و درسی کنونی حاکم بر عربستان را تغییر داده یا لغو کند. اما بازداشت مجدد شیخ نمر، به 23 آگوست 2008 میلادی(1383) بازمی‌‌گردد که در شهر «القطیف» به دست نیروهای امنیتی رژیم سعودی بازداشت شد. این‌بار اتهام شیخ برای بازداشت، درخواست از شیعیان مناطق شرقی عربستان برای آماده‌شدن به منظور دفاع از خود و جامعه خویش بود که رژیم سعودی ادعا می‌‌کرد این سخنان نمر به معنای تحریک شیعیان عربستانی برای جدایی از حکومت مرکزی بود. شیخ نمر باقر النمر برای آخرین بار نیز در سال 2012 میلادی بازداشت شد و پس چهار سال حبس، ظالمانه به شهادت رسید.

 

صفحه یازدهم

 
 


  حجت‌الاسلام والمسلمين سيدمهدي قريشي
 بهترين راه آسان شدن مرگ خوش‌رفتاري با خانواده است
 

از جمله مواردی که تقوا و خداترسی را در وجود انسان نهادینه می‌کند عبارت است از اینکه انسان آیات و روایاتی که درباره مسئله مرگ و معاد است را بیشتر مدنظر قرار داده و بیشتر مطالعه و تأمل کند. حضرت امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: انسان در روزهای آخر عمرش و ساعات آخر عمر که می‌خواهد از دنیا برود مال، عمل و فرزندانش در مقابل چشمان او مجسم می‌شود و تنها عمل انسان است که می‌تواند چاره‌ساز شود و انسان را نجات دهد. امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه جملات و کلمات مختلفی را در همین زمینه، یعنی حالتی که انسان می‌خواهد دنیا را ترک کند و وارد عالم آخرت شود، بیان کرده است.
علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) در نهج‌البلاغه در خطبه 109 به بحث سکرات موت اشاره می‌کند. حضرت می‌فرمایند: آن افرادی که می‌خواهند از دنیا بروند حال‌شان چگونه خواهد بود و چه صحنه‌هایی را خواهند دید، با گفتن، انسان نمی‌تواند این موارد را به طور کامل در ذهن مردم به تصویر بکشد. به قدری مسئله سخت و ترسناک است که آن حضرت(ع) می‌فرمایند: انسان نمی‌تواند این مسئله را بیان کند. افرادی که می‌خواهند از دنیا بروند سختی مرگ و حسرت از دست رفتن دنیا برای‌شان جمع شده و اتفاق می‌افتد. حضرت می‌فرماید: در این حالت اعضا و جوارح انسان سست می‌شود و از کار می‌افتد، آن شخصی که می‌خواهد از دنیا برود رنگش پژمرده شده و تغییر پیدا می‌کند، دست و پا از کار می‌افتند و نمی‌تواند از آنها استفاده کند و رنگ‌شان تغییر می‌یابد.
امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: مرگ در وجود این افراد بیشتر نفوذ کرده و بیشتر، اینها را از کار می‌اندازد. به حالی می‌رسند که دیگر نمی‌توانند صحبت کنند. مرگ سبب می‌شود تا دیگر نتواند صحبت کند و دیگر نمی‌تواند صحبت کند، در حالی که با چشمانش می‌بیند و با گوش‌هایش می‌شنود، ولی زبان ندارد که صحبت کند و نمی‌تواند جواب دهد و به اطرافیان چیزی بگوید. عقلش هم سر جایش است و فکرش نیز کار می‌کند، اما توانایی صحبت کردن ندارد. در آن حال فکر می‌کند که من چه کار کردم، عمرم را چطور تمام کردم و روزگار را چگونه سپری نمودم، چیزی در دستم باقی نمانده، عمرم را بیهوده از دست دادم. به این حالات فکر کردن سبب می‌شود انسان در زندگی متقی شود و ترس از خدا در دل انسان نهادینه گردد و از معصیت‌ها دست بکشد.
اهل‌بیت(ع) دستورالعمل‌های فراوانی برای آسان شدن سکرات موت فرموده‌اند تا انسان این عالم را به راحتی ترک کرده و وارد عالم آخرت شود. از امام صادق(ع) روایت داریم که می‌فرمایند: هر کس می‌خواهد خدا سکرات موت او را آسان کند و راحت از دنیا برود بیشتر صله ارحام کند و به پدر و مادرش بیشتر احترام کند. هر کس به فرزندانش، همسرش، اقوام و فامیل خوبی کند و بیشتر صله ارحام کند به خواهر و برادرش رسیدگی کند به پدر و مادرش خوبی کند، حضرت می‌فرماید پروردگار تبارک و تعالی سکرات موت این شخص را آسان می‌کند و تا آخر عمرش هیچ وقت دچار فقر نمی‌شود! خیلی از افراد می‌گویند به هر کاری که دست می‌زنم با شکست مواجه می‌شوم، حضرت می‌فرماید راهش این است به پدر و مادرش، فرزندانش و همسرش و اقوام و فامیل خوبی کند و صله ارحام کند و اگر شخصی این‌طور رفتار کند خداوند هم او را به فقر دچار نمی‌کند.
از پیامبر بزرگوار(ص) نقل است که: هر کس علی‌بن‌ابی‌طالب را دوست بدارد، ملائکه برای این شخص استغفار می‌کنند، خداوند تبارک و تعالی نامه عملش را به دست راستش می‌دهد و این شخص رستگار می‌شود. هر کس علی‌بن‌ابی‌طالب را دوست بدارد خداوند تبارک و تعالی سکرات موت این شخص را آسان می‌کند و قبرش را از باغ‌های بهشت قرار می‌دهد.
راوی می‌گوید در محضر امام صادق(ع) بودیم، یک نفر به محضر حضرت آمد، گفت: یابن‌رسول‌الله سه روز است که برادرم در حال جان دادن است، از دنیا نمی‌رود، در حالت احتضار است و در وضعیت بسیار سختی قرار دارد. یابن رسول‌الله برایش دعا کن و از خدا بخواه تا خداوند راحتش کند. امام صادق(ع) دستش را بلند کرد و فرمود خدایا سکرات موت را برایش آسان کن. بعد به شخص گفت: بستر برادرت را به مصلی، یعنی جایی که در آنجا نماز می‌خواند ببرید، امید است ان‌شاء‌الله اگر خدا بخواهد سکرات موتش را آسان کند. از جمله اعمالی که انسان را راحت می‌کند این است که بستر انسان را در جایی که نماز می‌خواند پهن کنند. لذا اهل بیت(ع) به ما سفارش کردند نمازهای واجب‌تان را در جایی که مصلی باشد بخوانید، یا حداقل یک سجاده‌ای پهن باشد و روی آن نماز بخوانید، نمازهای مستحبی را در جاهای مختلف بخوانید علت هم این است در قیامت جاهایی که انسان در آن نماز خوانده است، شهادت می‌دهد و می‌گوید خدایا در این جا سجده کرد، در آن جا حمد تو را بجا آورد، به تو تعظیم کرد و در آن جا تکبیر گفت. اما انسان سعی کند در خانه‌اش در گوشه‌ای مصلی داشته باشد که در آخر عمرش اهل بیت به دادش برسند و اگر جان دادن انسان سخت باشد او را به مصلی ببرند تا به احترام آن مکان خداوند زودتر خلاصش کند. اینها اثر دارد، جایی که انسان در آن نماز خوانده است و پیشانی‌اش را بر خاک گذاشته و «لااله‌الاالله» و «سبحان‌الله» گفته است این باعث می‌شود رحمت خداوند بیشتر شامل حال انسان شود.
بسیار خواندن سوره توحید بعد از نماز سبب می‌شود سکرات موت راحت شود. خواندن آیه‌الکرسی بعد از نمازها، سوره مبارکه یاسین یا اینکه انسان برای برادر مؤمنش لباس هدیه ببرد و به او لباس بپوشاند و نیز گرفتن روزه روز آخر ماه رجب مواردی هستند که باعث می‌شوند خداوند مرگ را برای انسان آسان کند.
مهم‌ترین مسئله صله ارحام و احترام و خوبی کردن به پدر و مادر است و اینکه انسان با خانواده و فرزندانش خوب رفتار کند. آنهایی که با خانواده، فرزندان و همسر خود بداخلاقی می‌کنند و اهل نماز نیز هستند و خیال می‌کنند به بهشت خواهند رفت، این طور نیست و نمی‌شود به این راحتی به بهشت رفت و انسان باید در هر زمینه اهل تقوا و خداترس باشد.
امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: پیامبر بزرگوار اسلام از قهر کردن نهی کرده است، اگر یک نفر چاره‌ای ندارد و به صورتی رسیده که نمی‌تواند اصلاًً و ابداًً، حضرت می‌فرماید: بیش از سه روز قهر نباشد و اگر بیش از سه روز قهر باشد این از اهل عذاب خواهد بود و آتش جهنم برایش ثابت خواهد شد. امام صادق(ع) می‌فرماید: شیطان همیشه شاد و خوشحال است، مادامی که دو مسلمان با هم قهر باشند. تا زمانی که قهر هستند، خوشحال است و زمانی که با هم آشتی می‌کنند شادی‌اش از بین می‌رود، چه برسد به اینکه خانم و آقا با هم، انسان با خانواده و فامیل قهر باشد.
* خطبه اول نماز جمعه ارومیه، (۲۶/۱۰/۹۳)

 


یاد یار


سیر و سلوك با مقالات!
 


آیت‌الله محمد شجاعی در شهریور 1320 هجری شمسی در یکی از توابع شهر زنجان در خانواده‌ای روحانی متولد شد. پدر ایشان که به حاج شیخ میرزاعلی(ره) معروف بود، یکی از روحانیون معتبر و مورد وثوق مردم بود. آیت‌الله شجاعی استاد عرفان و اخلاق بود و مواعظ و مباحث اخلاقی این عالم ربانی در کتاب‌هایی چون؛ «مقالات»، «معاد»، «رساله محبت»، «کیمیای وصال»‌، «پنج رساله»، «انسان و خلافت الهی» و «اسماءالحسنی» كه به قلم خود استاد است، منعكس شده است و كتبی مانند «بقیة‌الله» «ضیافت حقیقی»، «چراغ هدایت»، «عروج روح»، «بازگشت به هستی»، «مواقف حشر»، «خواب و نشانه‌های آن»، «قیام قیامت»، «ملائكه و تجسم» «عمل و شفاعت» از سخنرانی‌های ایشان به نوشتار تبدیل شده است. ایشان در هفتم دی ماه سال جاری دعوت حق را لبیك گفت و در حرم حضرت معصومه(س) به خاك سپرده شد.
یكی از كتب مشهور ایشان كتاب مجموعه مقالات است كه با موضوع مبانی تزکیه نظری و طریق عملی تزکیه برای سالک الی‌الله و کسانی که می‌خواهند به تزکیه نفس بپردازند و با تزکیه خود از اسارت‌ها، تعلق‌ها و حجاب‌ها رهایی یابند، اثری مفید و ارزشمند است.
جلد اول مقالات مبانی نظری تزکیه با عنوان چه بوده‌ایم، چه گشته‌ایم، چه می‌توانیم باشیم به بررسی مسائل سه‌گانه اساسی که سالک برای پیمودن و طی طریق و روش عملی تزکیه به آن نیاز دارد، می‌پردازد. جلد اول مقالات مرور نظری به مسئله تزکیه و سلوک است که برای مقام عمل مفید است و مقدمه‌ای برای بیان راه و روش عملی تزکیه و نفس است.
آیت‌الله شجاعی در جلدهای دوم و سوم كتاب مقالات، طریقه عملی تزکیه نفس و چگونگی توبه و شرایط آن را بیان می‌کند. نویسنده التزام به صراط مستقیم در سیر الی‌الله را شرط لازم در تمامی این راه می‌داند و یقظه و بیدار شدن و متنبه گشتن را اولین قدم یا اولین مسئله در سلوک بیان می‌کند و به بیان آثار یقظه و انتباه می‌پردازد.
در ادامه نیز به بررسی مفهوم توبه و چگونگی انجام آن در اجزای مختلف اخلاقی و رفتاری انسان می‌پردازد و در پایان مراحل مراقبه در سلوک الی‌الله را ذکر می‌کند.
از ویژگی‌های مهم این كتاب آن است كه زبانی روان و ساده دارد و البته چون از قلم یك عالم عامل و فرهیخته و فاضل بیان شده است سادگی آن سبب نشده از عمق مطالب كاسته شود و لذا توصیه‌ها و موارد مطروحه در آن برای طیف وسیعی از افراد جامعه قابل استفاده است. نكته دیگر اینكه این كتاب به شدت عملیاتی نگاشته شده و تنها به نظر خلاصه نشده و گام‌های سلوك را به روشنی بیان داشته است.
این كتاب كه به همت انتشارات سروش به چاپ رسیده است تاكنون بیشتر از ده بار تجدید چاپ شده است.

 


نقطه‌نظر

آيت‌الله محمد شجاعي(ره)
 توهم عقل و عاقلان متوهم!
 



اگر آسمان و زمین پر از آیت‌ها و نشانه‌ها باشد که هست، اگر دلایل روشن و براهین قاطع وجود داشته باشد که دارد و اگر آنچه حقّ است، روشن‌تر از آفتاب هم باشد که چنین هم هست، کسی که خود نمی‌خواهد بداند و بفهمد، مسلماًً نخواهد دانست و نخواهد فهمید و این چیزی است که کاملاً واضح است.
در هر بابی اگر کسی نخواهد آنچه را که حق در آن باب است بفهمد، نخواهد فهمید، چه رسد به باب دین که باب علم به معمّای پیچیده هستی و باب علم به اسرار عمیق آن است. باب دین، یعنی علم به اینکه این هستـی از کجـاست و به کجا منتهی می‌شود. (دقت شود)
کسی که چند صباحی در این دنیاست و در این چند صباح هم نمی‌خواهد عقل خود را جداًً به کار اندازد و بفهمد و بداند این عالم هستی از کجاست و به کجا منتهی می‌گردد و چطور و به چه صورت و به چه شکلی، و در حقیقت، عقل خود را از کار انداخته و به سقوط کشیده است، چگونه می‌شود بفهمد و بداند؟!
پشه کی داند که این باغ از کی است
کو بهاران زاد و مرگش در دی است
کِرم کاندر چوب زاید سست حـــال
کی بداند چــوب را وقــت نهــــــال
(دفتردوم مثنوی)
وقتی کسی باطل را غرض و هدف خویش قرار داد و بر آن اصرار ورزید و عقل خود را که برای رسیدن به حقّ و تشخیص آن از باطل و باطل از آن، در وجودش قرار داده شد بود در مسیر خود به کار نبرد، یعنی جلوی عقل خود را که می‌خواست او را به سوی آنچه حقّ است بکشد، گرفت و آن را در باطل و در تثبیتِ پنداری باطل به کار برد و از جاهلانی که مانند او عقل خود را به سقوط کشیده و در باطل و ترویج و تثبیت آن به کار بسته‌اند، تقلید نمود و به این روش فخر و مباهات خفّت‌بار هم کرد، چگونه می‌شود و چگونه می‌تواند به حقایق دین که حقایق هستی و نظام وجود است برسد و آنها را بفهمد و بداند؟!
چنین خصلتی عملاًً بازداشتن عقل از شأن اصلی آن است؛ زیرا شأن اصلی عقل که در نظام خلقت تعیین شده این است که برای رسیدن به آنچه واقعاً حقّ است بدون هیچ‌گونه غرض و مرضی و بدون هیچ‌گونه سستی و بی‌تفاوتی و به صورت کاملاً جدّی به تعقّل بپردازد و مجاهدت لازم را در این راه انجام دهد.
بازداشتن عقل از این شأن اصلی و وادار ساختن عقل به غور در باطل و حقّ پنداشتن و حقّ نشان دادن آن، در حقیقت، صورت راستین عقل را از آن سلب کردن و صورت دروغین، عقل را بر آن نهادن و به نحو کاذب آن را عقل نامیدن و به شکل معکوس، آن را به کار انداختن است. پیداست عمل چنین عقلی چگونه خواهد بود، و پیداست از این عقل‌ها و از این عاقلان بسیار زیاد است.

 


گزارش
مجتبی برزگر

    گزارشی از بیمارستان صحرایی نیروی زمینی سپاه در سیستان‌وبلوچستان
خدمت‌رسانی به محرومان برای حفظ امنیت پایدار
 

 بیمارستان صحرایی یکی از ابعاد تفکر ایجاد وحدت و نگرش تحقق عدالت اجتماعی در دورافتاده‌ترین نقاط کشور برای نخستین‌بار با ایده شهید وحدت سردار شهید نورعلی شوشتری در مهرماه سال 88 در منطقه کورین زاهدان گشایش یافت، اکنون نه‌تنها استان سیستان‌وبلوچستان، بلکه تمامی نقاط کم‌بهره از خدمات نوین پزشکی، از این موهبت بهره‌مندند و نیازهای درمانی خویش را تأمین می‌کنند. استقرار 10 بیمارستان صحرایی و خدمات بهداشتی درمانی نیروی زمینی سپاه در هفته وحدت بهانه‌ای شد تا پای سخنان فرماندهان و مسئولان نیروی زمینی سپاه در زمینه این‌گونه اقدامات محرومیت‌زدایی بنشینیم.

استقرار بیمارستان صحرایی برای رفع محرومیت
سردار محمد پاکپور، فرمانده نیروی زمینی سپاه گفت: یکی از والاترین ارزش‌هایی که در بیمارستان‌های صحرایی به نمایش گذاشته شده، تلاش برای رفع محرومیت و خدمت واقعی و صادقانه سپاه به مردم است.
وی با اشاره به فراهم کردن ساختارهای لازم برای امنیت پایدار، افزود: یکی از اقدامات اساسی بحث درمانی و بهداشتی است که از سال 88 تاکنون بیمارستان‌های خود را جهت خدمات‌رسانی به صورت سیّار آماده‌ کرده‌ایم. خوشبختانه تاکنون 29 بیمارستان صحرایی در استان سیستان‌وبلوچستان به بهره‌برداری رسیده و به 850 هزارنفر در این بیمارستان خدمات‌رسانی شده است. در واقع، این ارائه خدمات، بخش ارزشمندی از امنیت پایدار در منطقه به شمار می‌رود.

ایجاد امنیت پایدار و محرومیت‌زدایی
سردار محمد مارانی، فرمانده قرارگاه قدس نیروی زمینی سپاه نیز تصریح کرد: پس از دوران دفاع مقدس بهترین صحنه‌ای که می‌توان از آن به مثابه یکی از کارهای ارزشمند یاد کرد، وجود هشت هزار نیروی بسیجی بومی در سیستان‌وبلوچستان برای دفاع از سرزمین‌ها و برقراری امنیت مرزها و شهرهای منطقه جنوب شرق است.
وی افزود: در سال‌های اخیر 19 بیمارستان صحرایی در سراسر سیستان‌وبلوچستان برپا شده که با استقرار این 10 بیمارستان در هفته وحدت، به یک عدد قابل توجهی در این زمینه ارزشمند می‌رسیم. طی آن هزاران نفر ویزیت شدند و تعداد زیادی از مردم به دلیل فقر امکاناتی و معیشتی تحت عمل جراحی قرار گرفتند.

پیگیری تحقق شعار «ما می‌توانیم» در مناطق محروم
سردار مهدی اخوان‌مهدوی، فرمانده بهداری رزمی نیروی زمینی سپاه نیز با اشاره به پیگیری هدفی تحت عنوان نهضت خدمت به مردم به خبرنگار ما گفت: انتخاب هفته وحدت برای استقرار بیمارستان‌ها از نظر امنیتی که اتحاد و انسجام مسلمین را فراهم می‌آورد و مسیر پیشرفت و توسعه نظام جمهوری اسلامی ایران را هموار می‌سازد برای ما حائز اهمیت بود. از طرفی دیگر، ارزیابی قابلیت‌ها و توانمندی‌های حوزه سلامت جزء والاترین اهداف برای بهداری رزمی نیروی زمینی سپاه به شمار می‌رود.
سردار اخوان ادامه داد: البته اهداف دیگری چون؛ قابلیت تحرک و واکنش سریع در سامانه‌های سیّار، سرعت عمل در انتقال، استقرار و بهره‌برداری، بهره‌مندی مطلوب از امکانات پیشرفته تخصصی پزشکی، قابلیت ارائه خدمات پزشکی همزمان به مراجعان در سطح وسیع، همپایی و قابلیت توسعه با بخش‌های رزم و پشتیبانی رزم، ترویج فرهنگ خدمت به محرومان، انعطاف‌پذیری سامانه‌های نیرویی ـ مدیریتی و تمرکززدایی و سرعت عمل در تصمیم و اقدام، بهره‌برداری از پویایی، ابتکار و خلاقیت نیروی انسانی، ایجاد بستر مناسب برای ارتقای مهارت‌های تخصصی در رزم و حوادث، تلاش مستمر در جهت تحقق شعار «ما می‌توانیم»، همسان‌سازی امکانات، مقدورات و تجهیزات بهداری در رزم با شرایط مردمی و قابلیت خوداتکایی به صورت مستمر در جهت تأمین خدمات امدادی، بهداشتی و درمانی برای واحدهای رزمی و مردمی، تألیف قلوب بین مردم و نظام، تعامل سازنده با سازمان‌های بهداشتی کشور و ایجاد بستر مناسب برای ارائه خدمات تخصصی و فوق‌تخصصی به مردم را نیز پیگیری کرد.
گفتنی است، بیمارستان‌های صحرایی نیروی زمینی سپاه در مناطق مختلف سیستان‌وبلوچستان از جمله شیندل هیرمند، جزینک زهک، لادیز میرجاوه، جالق و سیرکان سراوان، پارود سرباز، دلگان، فنوج و زرآباد کنارک و منطقه چاه دادخدا شهرستان قلعه‌گنج جنوب استان کرمان به مدت یک هفته به مردم نیازمند و محروم خدمات بهداشتی و درمانی ارائه داد. وزیر بهداشت، وزیر کشور، شماری از مسئولان نظامی و اجرایی سیستان‌وبلوچستان و جمعی از فرماندهان سپاه و نیروهای مسلح در افتتاحیه و مراحل برگزاری این بیمارستان‌ها حضور فعال داشتند.


یادداشت
علیرضا جلالیان

   سپاه و تهدیدات امنیتی



هر پدیده‌ای در عالم، در درون خود ضد تهدیدکننده خود را پرورش می‌دهد. به این معنا که دفاع جزء ذات عالم است. انقلاب اسلامی نیز از جمله این پدیده‌هاست. انقلابی که بار ارزشی و فرهنگی آن در تاریخ معاصر بی‌نظیر بوده و شعاع تأثیر آن در یک حرکت گریز از مرکز همواره رو به گسترش است و سطح مساحت تأثیر آن روزبه‌روز افزایش پیدا می‌کند. همین امر سبب می‌شود که اندیشه‌ها و رویکردهای مخالف این امر را که در حال برچیدن ریشه‌های آنهاست، برنتافته و واکنش نشان دهد. تهدیدات امنیتی از ابتدای انقلاب اسلامی جزء جدایی‌ناپذیر انقلاب بوده که گاهی این تهدیدات بعد منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای هم پیدا کرده است. از ابتدای انقلاب، دشمنان همواره مترصد رخنه و پیدا کردن فرصت برای وارد کردن ضربه بوده‌اند؛ ترورها، جدایی‌طلبی، هواپیماربایی و... ، همه و همه جزء تهدیدات امنیتی همراه با انقلاب اسلامی بوده است؛ در این میان بنابر تدبیر بنیانگذار انقلاب اسلامی، سپاه پاسداران شکل گرفت و در اصل یکصدوپنجاهم قانون اساسی کلیت مأموریت این نهاد، نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن بیان شد. نهادی نه صرفاً نظامی، بلکه شکل یافته برای مقابله با تهدیدات فرهنگی، امنیتی، اجتماعی و به طور کلی سخت، نیمه‌سخت و نرم. اگرچه دهه اول ظهور این نهاد با تحرکات جدایی‌طلبانه و نیز دفاع مقدس هشت‌ساله مصادف بود و عمده فعالیت‌های این نهاد در این موارد انجام می‌شد، اما در همین زمان در داخل نیز تهدیدات زیادی وجود داشت که اطلاعات سپاه به‌منزله اصلی‌ترین، محرم‌ترین و بزرگ‌ترین دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور در آن زمان مشغول مبارزه با گروهک‌های تروریستی، مانند منافقین و گروه‌های مخالف برانداز، مانند توده‌ای‌ها و... بود. از طرفی، روند عملیات‌های تروریستی به هواپیماربایی و اقدامات خطرناک اینچنینی کشیده شد، البته پس از تشکیل وزارت اطلاعات بخش مأموریت‌های اطلاعاتی سپاه کاسته شد، اما بعد حفاظتی و امنیتی آن همچنان در قالب سپاه انصارالمهدی(عج) ادامه یافت. حفاظت از شخصیت‌ها، فرودگاه‌ها، هواپیماها و... اگرچه گامی دستخوش برخی چالش‌ها شد، اما ورود سپاه و ریشه‌کن شدن بسیاری از اقدامات تروریستی، حقانیت حضور سپاه در این مأموریت‌ها را اثبات کرد. از طرفی با بروز مشکل در دستگاه امنیتی کشور در نتیجه تصمیم‌گیری‌های نادرست سیاسی بنا به ضرورت، اطلاعات سپاه در کنار سایر نهادهای امنیتی کشور بار دیگر تقویت و توسعه یافت و مأموریت‌های کلان اطلاعاتی را برعهده گرفت. همچنین، سپاه با ورود به بحث امنیت در فضای مجازی و ایجاد فرماندهی پدافند سایبری، اصلی‌ترین نیروی امنیتی کشور در این فضا به شمار می‌آید. این حضور گسترده سپاه در حوزه اطلاعات و امنیت در کنار همکاری دستگاه‌های همسو در کشور سبب شده است تا امروز جمهوری اسلامی جزیره امنی در ناامن‌ترین منطقه جهان که مهد اصلی‌ترین جنگ‌های 40 سال اخیر دنیا بوده، شود و بتواند تمام اقدامات ضد امنیتی علیه کشور را در ابعاد مختلف خنثی کند.
 


گلی از باغ

 روایت‌واره‌ای به نام «نجوای شبانه‌ هور»


 
داستان زندگی هر شهید قابلیت کتاب شدن را دارد. حال به فراخور احوال و موجودات و آثار باقی‌مانده از یک جلد تا ده‌ها جلد. «نجوای شبانه هور» تلاشی در معرفی یک شهید است. داستان این کتاب، شرح خاطرات کودکی، روزهای انقلاب و فعالیت‌های دوران دفاع مقدس جوانی از روستای ابراهیم‌آباد اراک است. سیدمحمد از روزهای آغاز جنگ در قامت بسیجی وارد جبهه می‌‌شود و در سال‌های حضورش در جبهه سمت‌های مختلفی را بر عهده می‌گیرد و در طول جنگ تحمیلی هرگز دست از مبارزه نمی‌کشد. سیدمحمد حسینی در سال 1362 ازدواج می‌کند، اما پس از آن نیز همچنان در مناطق جنگی باقی می‌ماند و به زندگی عادی بازنمی‌گردد. او با تلاش‌های پیگیر و هوش مهندسی و خلاقیت‌‌هایش در عملیات‌ها، عاقبت فرمانده گردان مهندسی ـ رزمی لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص) می‌شود. سیدمحمد در مراحل مقدماتی عملیات والفجر8 دچار سانحه‌ تصادف می‌شود و در هشتم بهمن سال 64 در حالی که زمان کوتاهی از سفر حجش نگذشته بود، به مقام رفیع شهادت نائل می‌شود. کتاب، قدم‌‌به‌‌قدم و لحظه‌‌به‌‌لحظه، همراه زندگی کوتاه و پرحادثه‌ او می‌شود و از روزهای جنگ و لحظات پر تب‌وتاب مبارزات او می‌گوید.«نجوای شبانه‌ هور»، بهار 1394 در 115 صفحه، در قطع رقعی با شمارگان 3000 نسخه و بهای 70000 ریال به کوشش نشر 27 روانه‌ بازار نشر شده است.
در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: «وقت هروله، محمد بین صفا و مروه می‌دوید. انگار اصلاً توی این عالم نبود. مثل هاجر، مضطر می‌رفت و می‌آمد. دانه‌های درشت عرق نشسته بود روی پیشانی‌‌اش. زبانش پر بود از ذکر. با خودش زمزمه می‌کرد، فریاد می‌زد. هروله برایش انگار به اندازه‌ کل حج طول کشید؛ این رفتن و آمدن به اضطرار. محمد جوری بین صفا و مروه هروله می‌کرد که انگار هر قدمی که برمی‌دارد، تا به زمین بگذارد هزار سال طول می‌کشد. در همان یک قدم، محمد کل زندگی‌اش را به یاد می‌آورد؛ کودکی، نوجوانی، سربازی، ازدواج. در همان یک قدم، از کل زندگی‌اش می‌گذشت؛ از زن، خانه، زندگی، جوانی. آن‌قدر با احتیاط پا روی زمین می‌گذاشت که انگار می‌خواست روی میدان مین راه برود. با هر قدم، با هر راه، از خودش، از تنش، از زندگی‌اش و جوانی‌اش می‌گذشت.»



 


قبیله آفتاب

 تمام زندگی‌اش در یک وانت جا می‌شد

 
اعتقاد او به استقلال و ساده‌زیستی در زندگی سبب می‌شد در شرایط سخت تحصیل و زندگی باز هم به پدر متکی نباشد. در دوره تحصیل شبانه در بیمارستان کار می‌کرد، ساده می‌زیست و این سبب شد در زمان شهادتش تمام زندگی او در یک وانت جا شود. بچه‌هایش را با دوچرخه به مدرسه می‌برد و...
به نقل از خانواده شهيد دكتر محمدرضا فتاحي
شهيد فتاحي 19 شهریور 1337 در يك خانواده مذهبي در شهرستان اسلام‌آباد غرب ديده به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همانجا به پايان رسانيد و از همان آغاز دوره نوجواني در جلسات مذهبي مسجد حضوري فعال داشت. علاوه بر فعاليت‌هاي مذهبي، در درس بسيار كوشا بود. اين همه تلاش و زحمت او به بار نشست، در خرداد سال 1356 در سال آخر دبيرستان با معدل 18 به بالا فارغ‌التحصيل شد و همان سال در كنكور سراسري دانشگاه در رشته پزشكي دانشگاه فردوسي مشهد قبول و عازم مشهد شد. رفتن او به دانشگاه مصادف با شروع انقلاب اسلامي و تظاهرات ضد رژيم ستمشاهي بود، وي همواره در تمام تظاهرات‌ها و راه‌پيمايي‌ها شركت مي‌جست. شهريور سال 1358 نیز ازدواج کرد.
برادر کوچک‌ترش به نام هادی در اوايل عزيمتش به جبهه‌هاي غرب محرم سال 62 در بيست سالگي به شهادت رسيد و محمدرضا با شهادت برادر يكي از همراهان و همفكران و دوستان خود را از دست داد. او سرانجام در سال 1365 دانشنامه پزشكي خود را از دانشگاه فردوسي مشهد دريافت كرد، چند ماه در زادگاهش اسلام‌آباد غرب مطب داير کرده و به مداواي بيماران پرداخت و با وجود اينكه مي‌توانست به دلیل شهادت برادرش از سربازي معاف شود، معافيت را به برادر كوچك‌ترش داد و خود عازم سربازي شد و به ریاست بيمارستان خميني شهر ايلام منصوب شد. وي سرانجام در آخرين مأموريت خود براي امداد مجروحان جنگ با بالگرد عازم جبهه غرب شد و با سقوط بالگرد به دست دشمن، پس از عمري تلاش و مبارزه و مجاهده و استقامت، بیست‌وچهارم دي سال 1366 به شهادت رسید.

 

 

صفحه دوازدهم

 
 

سعید رضایی

نگاهی به فیلم‌های «شیفت شب» و «ناهید»
فمینیسم سطحی و مبتذل سینمایی!
 

فمینیسم، یکی از نگره‌های رایج در سینمای دو دهه اخیر ایران است. گرایشِ به اصطلاح دفاع از حقوق زنان در سینمای ایران گرچه از آغاز به صورت کمرنگ و ناچیز وجود داشت، اما از دوران دوم خرداد و روی کار آمدن مدیران فرهنگی لیبرال‌مسلک در دولت به ظاهر اصلاح‌طلب شدت گرفت و حتی برخی از فیلمسازها به طور اختصاصی به تولید آثاری در راستای تقویت پندارهای فمینیستی مشغول به کار شدند. اوج این رویکرد در فیلم‌هایی، چون «دو زن» به کارگردانی تهمینه میلانی و «زندان زنان» ساخته منیژه حکمت ظاهر شد.
جریان فمینیستی سینمای ایران با شاخص‌هایی، چون ادعای ظلم به زنان در ایران، تبعیض‌آمیز جلوه دادن قوانین کشور میان زنان و مردان، معرفی سرزمین ایران به‌منزله شکنجه‌گاه زنان و موضوعاتی از این قبیل خودنمایی می‌کند. مؤلفه‌هایی که در برخی از فیلم‌های درحال نمایش در سینماهای کشور نیز کم و بیش دیده می‌شود. دو فیلم «شیفت شب» و «ناهید» که از قضا کارگردان هر دو فیلم نیز زن هستند، تصورات شبه فمینیستی در سینمای امروز ایران را بازتاب می‌دهند.
«شیفت شب» چهارمین فیلم سینمایی نیکی کریمی است. این بازیگر و کارگردان زن سینما که در سه فیلم قبلی خود نیز به مضامین زن‌گرایانه پرداخته بود، این بار بر مظالم زنان از چند زاویه نگریسته است. «شیفت شب» داستان خانواده‌ای است که به دلیل بدهکاری مالی مرد، در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. انواع و اقسام شاخصه‌های فمینیستی رایج در سینمای ایران در این فیلم دیده می‌شود. اینکه در یک فیلم، صرفاً به مشکلات زنان اشاره شود، به خودی خود، اشاعه فمینیسم محسوب نمی‌شود، اما آنچه سبب می‌شود که فیلم «شیفت شب» نیکی کریمی را یک اثر فمینیستی بدانیم، ترسیم مشکلات زنان به شکل تحریف شده و تغییر شکل یافته و مطابق نظرات فمینیست‌هاست. برای نمونه، در این فیلم می‌بینیم که مرد، مانع اشتغال همسر خود می‌شود و این در حالی است که تحقیر خانه‌داری و مانور افراطی بر اشتغال زنان، یکی از موضوعات مورد علاقه فمینیست‌هاست.
«بتي فريدن» یکی از نظریه‌پردازهای فمینیست است که در این‌باره کتاب نوشته است. از دیگر رویکردهای محتوایی فیلم «شیفت شب» ضرب‌وجرح زنان به دست شوهران‌شان است. در خانواده مذکور، شوهر همواره با همسر خودش نامهربان و بدخلق است و در یکی از صحنه‌‌های فیلم، او را به شدت کتک می‌زند. القای ناامنی و تنهایی زنان در جامعه امروز ایران نیز از دیگر محورهای این فیلم است. در بخشی از فیلم، مرد طلبکار با هتاکی و رفتار توهین‌آمیز به زور وارد حریم شخصی زن می‌شود؛ اما هیچ دفاع یا حمایتی از زن صورت نمی‌گیرد.
این نوع تصویرسازی، یک تحریف آشکار است. چه کسی باور می‌کند که در جامعه امروز ایران، یک زن هدف توهین و حمله یک مرد نامحرم قرار بگیرد و هیچ مردی حاضر به دفاع از زن نشود؟ همه این محورها، مطابق شاخصه‌های مدنظر فمینیست‌هاست.
فیلم «ناهید» به کارگردانی آیدا پناهنده نیز یک فیلم ضعیف و درجه سه است که نه ساختار و فرم قابل توجهی دارد و نه موضوع تازه و تأمل‌برانگیزی. این فیلم داستان کلیشه‌ای درگیر شدن زنی تنها و مطلقه با قانون حضانت فرزند را روایت می‌کند. ناهید(با بازی ساره بیات) تصمیم دارد تا دوباره ازدواج کند، اما طبق شرط مقرر میان وی و همسر سابقش، در صورت ازدواج زن، سرپرستی فرزند به پدر سپرده می‌شود. به این ترتیب، این زن از حق زندگی با فرزندش محروم می‌ماند و قانون نیز مدافع مرد است. کارگردان که نویسنده فیلمنامه فیلم نیز هست، همه سعی و تلاش خود را به کار برده است تا عناصری را کنار هم بگذارد و بگوید که زنان در این کشور چقدر تحت ظلم و ستم هستند.
از تنهایی زن گرفته تا محروم شدن او از فرزند و برخورد منفی همه اطرافیان و مشکلات مالی و اقتصادی و ... به طور طبیعی، آوار شدن ناگهانی همه مصیبت‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حقوقی بر سر یک نفر، آن هم در یک بازه زمانی بسیار کوتاه، بسیار تصنعی و باورنکردنی است؛ اما خالق فیلم «ناهید» برای اینکه نظر خود را به مخاطب القا یا به عبارت بهتر تحمیل کند، هر چه گرفتاری و بدبختی که به نظرش رسیده است، بر سر شخصیت اصلی فیلم خود آورده است! نه تنها داستان، بلکه شخصیت‌های فیلم نیز ناشناخته هستند. شخصیت آنها، تفکرات‌شان و اینکه چرا به وضعیت کنونی درآمده‌اند، هیچ‌کدام برای مخاطب معلوم نیست.
به راستی، یکی از دلایل کم‌رونق شدن سینمای ایران در دو دهه اخیر، رواج روایت‌های تحریف شده از موقعیت‌های اجتماعی گوناگون است که فیلم‌های «شیفت شب» و «ناهید» نمونه‌هایی از این آثار هستند. وقتی مخاطب این دو فیلم، داستان‌ها و موضوع‌های مطرح شده در آنها را با واقعیت بیرونی مقایسه می‌کند، متوجه این رویکرد تحریف‌آلود و غیرواقعی می‌شود.
زنان به تصویر کشیده شده در این دو فیلم، زن ایرانی نیستند، بلکه موجوداتی مفلوک و بدبختند که برای فخرفروشی و تظاهر سازندگان فیلم‌ها خلق می‌شوند. متأسفانه، چنین فیلم‌هایی، بیش از آنکه مدافع حقوق زنان باشند، خود به زن ایرانی اجحاف و ظلم می‌کنند! فمینیسم، خود یک تفکر مبتذل است و درآمیختن این تفکر مبتذل با فیلم‌های سطحی و مبتذل، محصول مبتذل‌تری را به بار می‌آورد.

 



حسین کارگر

نگاهی به فیلم بوفالو
مرداب سینمای شبه‌روشنفکری!



فیلم «بوفالو» به کارگردانی کاوه سجادحسینی، نمونه‌ای از فیلم‌های خنثی و بی‌رمق است که تنها با تکیه بر ادا و اطوارهای شبه‌روشنفکرانه سعی در مرعوب کردن مخاطب خود دارد. این فیلم بر مبنای کلیشه‌های متداول در سینمای شبه‌روشنفکرانه سال‌های اخیر ایران شکل گرفته است؛ دنیایی غبارآلود و گرفته که هیچ نوری در آن وجود ندارد، باز هم زنان تک افتاده‌ای که در میان گرگ‌ها پرسه می‌زنند و هر دم هراس طعمه شدن دارند، جوانانی در اوج بلاهت و حماقت، هجوم رنگ‌های تیره و خاکستری که حتی یک لحظه دست از سر فیلم بر نمی‌دارند، ریتم کند، قصه‌ای که هیچ آدم خوبی در آن وجود ندارد، روایتی که هیچ داستانی ندارد، تحمیل پایان باز و مخاطبی که نمی‌تواند تماشای فیلم را تا آخر تحمل کند!
مرداب متعفنی که ساکنانش را شبیه خودش می‌کند، ایده قابل قبولی است که می‌توانست یک درام اجتماعی و اخلاقی را پدیدار کند. اما قرار دادن رخدادهای غیرعقلانی و تناقض در کنش‌ها و واکنش‌های شخصیت‌ها، خود فیلم را به یک مرداب هنری تبدیل کرده است. برای نمونه شخصیتی که سهیلا گلستانی نقش آن را بازی می‌کند از یک سو حساسیت زیادی روی کیف(محموله خطرناک) دارد، اما از سوی دیگر در یک شوخی عجیب که هیچ پشتوانه منطقی ندارد، کیف را داخل مرداب می‌اندازد! بعد هم شوهرش درون مرداب می‌رود و با اینکه گذاشتن پاهایش در آب برایش مشمئزکننده است، اما یک مرتبه هوس می‌کند درون مرداب، با خودش مسابقه کرال سینه بدهد! بعد هم درشرایطی که به ستون‌های پل بالای مرداب دسترسی دارد و در وضعیتی عادی به سر می‌برد، ناگهان غرق می‌شود!
برخی از تناقض‌های فیلم هم از ضعف نگاه روان‌شناختی و جامعه‌شناختی سازندگان این اثر ناشی شده است. برای نمونه همه می‌دانیم که در کشور عزیز ما، یک زن جوان پس از مدفون شدن شوهرش ـ که اتفاقاً خیلی هم به او علاقه دارد ـ در زیر خروارها آب متعفن، دیگر قدرت حسابگری و عقل مال‌اندوز چندانی برایش نمی‌ماند و تحت هر شرایطی تقلا می‌کند تا جسم همسرش را از مرداب بیرون بیاورد، اما سهیلا گلستانی فیلم بوفالو هیچ نسبتی با شرایط فرهنگی و اجتماعی و ویژگی‌های روان‌شناختی خود ندارد. تا آنجا که حاضر می‌شود خارج کردن جسد شوهرش را به تأخیر بیندازد تا مبادا احتمالاً محموله همراه مرد، لو برود!
همچنین هر کس یک بار به استان گیلان سفر کرده باشد می‌داند، این هیزبازی مفرط و همه‌گیری که در فیلم به نمایش درآمده، اصلاً با واقعیت موجود در این منطقه تطبیق ندارد.
فیلم «بوفالو» از اواسط، کاملاً از نفس می‌افتد و روایت، دور خودش می‌چرخد. رفتن به سردخانه برای شناسایی جسد، رنگ کردن موهای زن کر و لال، تعطیل شدن سینما و ... همه اضافه و وقت سوخته به شمار می‌آیند، نه داستان و درام.

 


خبرها

 اهدای تندیس «قلاده طلا»  به بی‌بی‌سی، کلینتون و آل‌سعود
در مراسم نخستین شب خاطره فتنه سال 88 در مسجد لولاگر تهران سه لوح قلاده طلا به مهم‌ترین افراد هدایت‌گر فتنه 88 اهدا شد. این تندیس به شبکه بی‌بی‌سی فارسی به دلیل نقش ویژه در فتنه 88، پادشاه وقت عربستان به دلیل خوش‌خدمتی به استکبار و نوکری شیطان بزرگ و هیلاری کلینتون، وزیر خارجه وقت آمریکا به دلیل حمایت تمام قد از جریان فتنه اهدا شد. در این مراسم همچنین از فعالان عرصه رسانه و هنر که برای نمایان ساختن چهره فتنه تلاش می‌کردند، در قالب تندیس مالک اشتر امام خامنه‌ای، تجلیل به عمل آمد. سیدنظام موسوی مدیرعامل خبرگزاری فارس، ابوالقاسم طالبی کارگردان فیلم قلاده‌های طلا، محمد خزایی تهیه‌کننده فیلم قلاده‌های طلا، رضا سراج، میثم نیلی مدیر مسئول وقت پایگاه اطلاع‌رسانی رجانیوز در سال88، و مصطفی قمری‌وفا خبرنگار صداوسیما که در اغتشاشات فتنه 88 مورد ضرب و شتم قرار گرفت، برگزیدگان جایزه و تندیس مالک اشتر امام خامنه‌ای بودند.
سینماگران ایرانی از شبکه‌های ماهواره‌ای شکایت می‌کنند
شورای‌عالی تهیه‌کنندگان سینمای ایران قصد دارد به نمایندگی از سینماگران ایرانی از شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان به اتهام دزدی آثار شکایت کند. به گزارش افکار خبر، بزرگ‌ترین ضرر مالی به فیلم‌های سینمایی تولید شده در کشورمان بحث دانلود‌های غیرمجاز و پخش بدون مجوز آنها در شبکه‌های ماهواره‌ای است. اقدامی که با کاهش میزان خریداران نسخه‌های شبکه نمایش خانگی فیلم‌ها، سبب پایین آمدن درآمد سینمای کشور و در نهایت ضرر کلی به صنعت فیلم‌سازی در کشور می‌شود. اگرچه حضور دفاتر شبکه‌های فارسی‌زبان ماهواره‌ای در خارج از کشور امکان پیگرد قانونی آنها را کمی سخت می‌کند، اما این‌بار تهیه‌کنندگان سینما می‌خواهند برای گرفتن حق خودشان از طریق شکایت به مراجع قانونی از پخش فیلم‌های سینمایی‌شان در ماهواره‌ها جلوگیری کنند.
اعتراض 350 فیلمساز فیلم کوتاه به رئیس سازمان سینمایی
حدود 350 کارگردان عرصه فیلم کوتاه با انتشار نامه‌ای به عملکرد سازمان سینمایی دولت اعتراض کردند. در این نامه، خطاب به حجت‌الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی آمده است: بی‌گمان سکوت ما در آغاز دوره مدیریت جناب‌عالی به دلیل شرایط موجود و آشفتگی‌های باقی مانده از دوره پیش بود، اما اکنون به نظر می‌آید، سکوت ما منجر به فراموش‌شدن‌مان در سازمان سینمایی شده است؛ زیرا با نزدیک شدن به پایان سال و گذشت دو سال از ریاست جناب‌عالی بر حوزه سینما و با توجه به اینکه مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی هم تولید فیلم اول، کوتاه و تجربی را از دستور کار خود حذف کرده، هنوز بودجه تولیدات حرفه‌ای به انجمن سینمای جوان اختصاص نیافته است.

 


روی خط

 از اهل سنت هستم می‌خواهم به جنگ داعش بروم


 

...۰۹187223/ من می‌خوام برم سوریه صد بار اسم نوشتم. چون سنی هستم كسی جوابگو نیست. تو رو به خدا صدای مرا به گوش مسئولان برسانید./ كیانوش شریفی
...۰۹383930/ یك ساله جذب سپاه شده‌ام. علاقمند برای رفتن به سوریه هستم کسی پاسخگو نیست! این رسمش نیست... سفره جهاد همیشه پهن نیست...
...۰۹368329/ اینجانب پاسدار اهل سنت از مریوان دیار شهدای مظلوم آمادگی خود را برای اعزام جهت دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) اعلام می‌دارم.
...۰۹104841/ کسانی که عضو گردان‌های بسیج نیستند چگونه می‌توانند برای اعزام به سوریه برای دفاع از حرم اقدام کنند؟
...۰۹127456/ محمدصادق عزیزخانی از استان زنجان با 10 سال سابقه دوره اس‌پی‌جی پایه یک آماده اعزام به سوریه هستم.
...۰۹139722/ اینجانب کاظم قانونی از خوانسار روستای ارجنک آمادگی خود را برای اعزام جهت دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) اعلام می‌کنم.
...۰۹169766/ اینجانب علی‌حسین فریدونی از منطقه 23 توحید لرستان، آماده دفاع از حرم حضرت زینبم.
...۰۹355389/ تخصص مهندسی (بولدوزر، بیل مکانیکی، لودر) با گذرنامه آماده جهت اعزام به هر جایی جهت مبارزه با جبهه کفر و داعش هستم.
صبح صادق: اینها تعدادی از پیامک‌های رسیده از کسانی است که مشتاق دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) هستند.
...۰۹102968/ چرا در توزیع منازل سازمانی نظام جامعی وجود ندارد تا عدالت برقرار شود؟!
...۰۹118715/ سه مرحله پاسخگوی تریبون بودم، متأسفانه در جمع‌بندی نیاوردید.
صبح صادق: جمع‌بندی تریبون پنج‌شنبه پیش از انتشار صورت می‌گیرد؛ لذا امکان دارد پس از این مدت نظر داده باشید، یا اینکه نظرتان بدون نام قید شده باشد که در این صورت حذف می‌شود.
...۰۹133431/ لطفاً منابع ستون نكته‌ونظر را ذیل مطلب قید فرمایید./ افشار از كرمان
...۰۹137837/ چرا حقوق‌ها یکسان‌سازی نمی‌شود؟ حقوق‌مان نسبت به کارکنان دولتی بسیار کم است./ جمعی از پاسداران اصفهان
...۰۹139981/ یک خسته نباشید به اعضای هیئت تحریریه صبح صادق عرض می‌کنم... هفته‌نامه پرباری دارید. ان‌شاءالله در پناه حق و عنایات حضرت زهرا(س) موفق و پیروز باشید./ علی اربابی از زرند کرمان
...۰۹140262/ وضعیت سهام ثامن به كجا رسید؟ اگر نخواستیم باید چگونه واگذار كرد؟
...۰۹147429/ چرا مدرک دانشگاه امام حسین(ع) که متعلق به سپاه است مورد قبول قرار نمی‌گیرد.
...۰۹166541/ چرا تفاوت حقوقی این‌قدر زیاد است؟
...۰۹176101/ هنوز برجام شروع نشده، شیطان بزرگ اقدام به نقض برجام کرد. از مسئولان محترم تقاضامندیم سهل‌اندیشی و سهل‌انگاری را کنار گذاشته و به صورت قاطع جواب خنجر از پشت آمریکای غیرقابل اعتماد را بدهند./ نجفی از قشم
...۰۹178696/ چرا بیمه درمانی هیچ‌گونه وجهی برای بیماران خاص پرداخت نمی‌کند؟ با وجود اینکه بیمه تکمیلی عمر، حوادث و صعب‌العلاج مکمل درمان از فیش حقوقی کسر می‌شود.
...۰۹187761/ بنده سهام ثامن نمی‌خواهم، چرا از بنده کسر کردند؟
...۰۹189494/ لطفاً شمارگان هفته‌نامه خوب صبح صادق را بیشتر کنید. صبح صادق خیلی کم به دست ما می‌رسد. با تشکر/ فرزند پاسدار بازنشسته از شهرستان ملایر

مدیران ثامن در دسترس نیستند!
در سه ماه اخیر موضوع سهام مؤسسه ثامن و چرایی عدم پرداخت سود سهامداران این مؤسسه همواره از طریق پیامک‌های خوانندگان گرامی هفته‌نامه به اطلاع ما می‌رسید. از ابتدای آبان ماه پیگیری‌ها در چندین نوبت برای پاسخگویی مسئولان این مؤسسه شروع شد، در نهایت بنا به درخواست مدیران این مؤسسه نامه کتبی نیز در تاریخ 19 آبان ارسال شد. از این تاریخ به بعد پیگیری‌های هفته‌نامه شدت گرفت و هربار به یک بهانه، از جمله عملیات کابل برگردان، تغییر مکان، در مأموریت بودن مدیران و وقت نداشتن و... این پاسخگویی به تعویق افتاد. در همین زمان تعداد پیامک‌های اعتراضی فزونی یافت و با وجود اعلام درج عدم پاسخگویی این مؤسسه در نشریه در صورت تداوم این سردواندن‌ها، باز پاسخی دریافت نشد. اسناد پیامک‌های ارسالی به سامانه پیامکی نشریه، فایل ضبط شده تماس‌های تلفنی، تصویر نامه و... در نشریه موجود است. لذا باتوجه به حجم زیاد پیگیری‌های خوانندگان محترم بر خود لازم دیدیم، نسبت به پیگیری‌های خود از مؤسسه مذبور جهت تنویر افکار عمومی اطلاع‌رسانی لازم را انجام دهیم و منتظر پاسخ مسئولان این مؤسسه بمانیم. بدیهی است هرگونه پاسخی به این مسئله از سوی مؤسسه ثامن بدون کم و کاست در همین ستون منتشر خواهد شد.


کتیبه سبز

نمر نمی‌میرد...
خبر رسیده ز گلشن ثمر نمی‌میرد
بگو به شب‌زدگان که سحر نمی‌میرد
قسم به شمس جمال علی ولی الله
در آسمان ولایت قمر نمی‌میرد
اگر به سنگ جفا شیشه دلی بشکست
به گنجه دل عاشق گهر نمی‌میرد
به قلب خصم علی مهر باطلی زد و رفت
که تا به صبح ظهور آن اثر نمی‌میرد
هزار شیخ نمر زاده می‌شود آری
بگو به دشمن حق «نمر» نمی‌میرد
محسن غلامحسینی

 

حسن ختام
  به فريادمان برس که درمانده‌ايم
يا صاحب الزمان! داستان يوسف را گفتن و شنيدن به بهانه توست.
شرمنده‌ايم.
مي‌دانيم گناهان ما همان چاه غيبت توست.
مي‌دانيم كوتاهي‌ها، ناداني‌ها و سستي‌هاي ما، ستم‌هايي است كه در حق تو كرده‌ايم.
يعقوب به پسران گفت: به جست‌وجوي يوسف برخيزيد و ما با روسياهي و شرمندگي، آمده‌ايم تا از تو نشاني بگيريم.
به ما گفته‌اند اگر به جست‌وجوي تو برخيزيم، نشاني از تو مي‌يابيم.
اما اي فرزند احمد! آيا راهي به سوي تو هست تا به ديدارت آييم.
اگر بگويند براي يافتن تو بايد بيابان‌ها را درنورديم، درمي‌نورديم.
اگر بگويند براي ديدار تو بايد سر به كوه و صحرا گذاريم، مي‌گذاريم.
اي يوسف زهرا!
خاندان يعقوب پريشان و گرفتار بودند، ما و خاندان‌مان نيز گرفتاريم، روي پريشان ما را بنگر، چهره زردمان را ببين.
به ما ترحم كن كه بيچاره‌ايم و مضطر اي عزيزِ مصرِ وجود!
سراسر جهان را تيره‌روزي فرا گرفته است.
نيازمنديم! محتاجيم و در عين حال گناهكار.
از ما بگذر و پيمانه جان‌مان را از محبت پر كن.
يابن‌الحسن! برادران يوسف وقتي به نزد او آمدند كالايي آورده بودند، سفارش‌نامه‌اي هم از يعقوب داشتند.
اما ...
اي آقا! اي كريم! اي سرور!
ما درماندگان، دستان‌مان خالي و روي‌مان سياه است.
آن كالاي اندك را هم نداريم.
اما... نه، كالايي هر چند ناقابل و كم‌بها آورده‌ايم.
دل شكسته داريم و مقدورمان هم سري است كه در پايت افكنيم.
نااميديم و به اميد آمده‌ايم...
افسرده‌ايم و چشم به لطف و احسان تو دوخته‌ايم.
سفارش‌نامه‌اي هم داريم.
پهلوي شكسته مادر مظلومه‌ات زهرا(س) را به شفاعت آورده‌ايم.
يا صاحب‌الزمان!
به يقين، تو از يوسف مهربان‌تري.
تو از يوسف بخشنده‌تري.
به فريادمان برس که درمانده‌ايم...