بازگشت

 

صفحه اول

 
 

سرمقاله
علی قاسمی

 آتش تروریسم در دامن غرب
 


 سه حادثه همزمان انفجار‌، تیراندازی و گروگان‌گیری‌های مرگبار در پاریس به کشته و زخمی شدن تعداد زیادی از فرانسویان منجر شد. با اینکه حادثه تلخ و غمناک است و یک مسلمان واقعی هیچ‌گاه از مرگ مظلومانه کسی خوشحال نمی‌شود، اما آنچه دل انسان را به درد می‌آورد، نگرش‌ها و رفتارهای یک‌سویه و همراه با تبعیض است؛ چرا که وقتی ۲۰۰ کودک بی‌گناه به دست داعش کشته می‌شود، مسلمان‌های میانمار زنده زنده در آتش می‌سوزند و هر روز به بهانه جنگ نیابتی، انسان‌های بی‌گناهی در منطقه کشته می‌شوند، همین مدعیان حقوق بشر غربی و اروپایی به آسانی و منفعلانه از کنار این گونه مسائل عبور می‌کنند و صدای اعتراض‌شان بلند نمی‌شود. با این مقدمه کوتاه از دو منظر باید این موضوع را تحلیل کرد: اول اینکه، عمده تروريست‌هاي منطقه از جمله داعش، القاعده و طالبان همگي افراطی‌های خشک مقدس و تهی مغزی هستند كه از سوی عربستان و قطر تغذيه و حمايت مي‌شوند و جالب اينجاست كه همين كشورهاي غربي كه دچار حملات تروريستي شدند، در این مدت حاضر نشدند يك كلام يا يك بيانيه عليه اين اقدامات ضدبشري حكومت عربستان صادر کنند، بلکه با استفاده از این فرصت، سلاح‌های مرگبار خودشان را به این کشور فروختند. با این وضعیت، بديهي است عربستان كه هیچ‌گونه موضع‌گیری و انتقادی نمي‌بيند، بيش از پيش حمايت‌هاي مالي و تجهیزاتی خود از گروه‌هاي تروريستي را ادامه می‌دهد. حال که اقدامات سلفي‌ها سبب ترويج خشونت به اين سبك در كشورهاي غربي شده است و احتمالاً در آینده در روسیه و شرق آسيا هم اتفاق بیفتد، باید یک اجماع بین‌المللی صورت گیرد تا عربستان مجبور به تعطيلي مدارس سلفي‌گري عربستان در كشورهايي، مانند پاكستان، هند و... شود. در غیر اين صورت با آموزه‌های غلط جریان تکفیری بايد منتظر فجایعی بيشتر از این باشيم؛ زیرا این اتفاقات در فرانسه پس از پیروزی‌های اخیر جبهه مقاومت در سوریه و عراق و تنگ شدن عرصه برای تروریست‌ها و فرار برخی از آنها، رخ داده است. حال اگر همه تروریست‌ها برگردند، به نظر می‌رسد دیگر هیچ جایی در جهان امن نباشد. دوم اینکه حضور فرانسه در سوریه ریشه‌ای تاریخی دارد و به قرن 18 باز می‌گردد، هنگامی که ناپلئون سوریه را به اشغال فرانسه درآورد و پس از جنگ جهانی اول سوریه و لبنان تحت قیمومت فرانسه قرار گرفتند، با اینکه جمهوری سوریه در سال 1941 اعلام استقلال کرد، اما فرانسه همیشه از طریق سوریه به دنبال تأثیرگذاری بر تحولات خاورمیانه بوده و هست. مضافاً منطقه شامات بازار مصرفی خوبی برای کالاها و محصولات نظامی و غیرنظامی فرانسوی‌هاست. شروع دوره ریاست جمهوری اولاند در سال 2012 همزمان با یک‌ساله شدن بحران در سوریه بود. وی در اولین سخنانش درباره بحران سوریه اظهار داشت: «هنوز زمان برای ایجاد راه‌حل سیاسی برای پایان بخشیدن به بحران سوریه و جلوگیری از وقوع جنگ داخلی در این کشور به پایان نرسیده است.» پس از گذشت چهار سال از بحران سوریه، فرانسه به دلیل آنکه کشورش منافع ویژه‌ای در سوریه دارد، احساس می‌کند که باید در این مورد تا اندازه‌ای جلوتر از دیگر کشورهای اروپایی قدم بردارد. افزون بر این، اولاند وقتی فهمید تغییر بشار اسد در اوضاع فعلی کار آسانی نیست، چون نه تنها با سوریه سرو‌کار دارد؛ بلکه با حامیان وی، چون حزب‌الله لبنان، جمهوری اسلامی ایران، روسیه و چین هم باید دست و پنجه نرم کند، ترجیح می‌دهد که با راه‌حل سیاسی و تعاملی کار را دنبال کند. گفتنی است، نگاه دیپلماتیک فرانسه به مذاق گروه‌های افراطی به ویژه داعش خوش نیامده است و حوادث اخیر را می‌توان نوعی انتقام‌گیری از فرانسه دانست. با اینکه داعش مسئولیت این حوادث را پذیرفته است، اما نباید از این نکته غافل ماند که احتمال دارد حوادث پاریس مشابه حادثه 11 سپتامبر یک خودزنی باشد تا وجهه اسلام و مسلمانان را تخریب کنند. به‌ویژه آنکه این اتفاق همزمان با یک بازی مهم فوتبال بوده است و قطعاً تأثیرگذاری بیشتری خواهد داشت و دولت فرانسه می‌تواند از آن استفاده سیاسی و امنیتی کند.
 


 خطای رسانه‌ای که به جنجال‌آفرینی دشمنان منجر شد

جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه، گفت: هر اقدامی که در راستای محجوریت‌زدایی و ترویج فرهنگ قرآن صورت گیرد و موجبات تمسک مردم را به این نسخه فراهم آورد از برجسته‌ترین مصادیق عمل صالح است.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، سی‌وچهارمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم نیروی زمینی سپاه با حضور فرماندهان و مسئولان سپاه و نیروهای مسلح آغاز به کار کرد. تفاوت افتتاحیه امسال با سال‌های گذشته تشییع پیکر مدافع حرم حضرت زینب(س) شهید سیدمیرحسین میردوستی از پاسداران نیروی زمینی سپاه بود که حال و هوای جهاد و شهادت را در جمع نورانی قاریان، حافظان و موذنان حکمفرما کرد.
بنا بر همین گزارش حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالله حاجی‌صادقی سخنران افتتاحیه مسابقات گفت: آنهایی که می‌گفتند در مذاکرات با حضور ایران برای حل بحران سوریه شرکت نمی‌کنند، امروز مجبور شدند از ایران بخواهند حضور داشته باشد. همه باید بدانند این موفقیت را مدیون خون شهدایی هستیم که امروز آنها را تشییع کردیم.
وی با بیان اینکه فلسفه وجودی قرآن خروج از محجوریت است، افزود: امروز یکی از مهم‌ترین آسیب‌های جامعه دینی عدم استفاده کاربردی از قرآن کریم است و این گردهمایی‌ها و جلسات یک پیام برای مسئولان و امت ما دارد و آن، این است که بیایید خودتان را به این میزان آسمانی و نورانی عرضه کنید.
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه خاطرنشان کرد: به واقع، خداوند متعال در کتاب آسمانی خود سخنان بسیار کاربردی دارد که متأسفانه بیش از اینکه به قرآن کریم اتکا شود به استادان دانشگاهی و نظریاتی که بیشتر بر مبنای اصول و قواعدی تحریف‌شده و دست‌آموز آدمی است، تکیه می‌‌شود. دیگر وقت آن رسیده است با وجود تلاوت، در عصر غیبت تمسک به قرآن را برجسته کنیم.
حجت‌الاسلام حاجی‌صادقی اظهار داشت: قرآن فقط کتاب مقدس نیست، بلکه نسخه‌ای هدایت‌بخش برای بشریت است. قرآن راه نجات از فتنه‌هاست که باید باور کنیم به واسطه این دستورالعمل محکم نیازی به بیگانه نداریم. مسئولان ما بدانند وعده‌های خداوند متعال در قرآن کریم از تعهد آمریکای جنایتکار صادق‌تر‌ است. جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با بیان اینکه آیات قرآن کریم نسخه‌ای کاربردی برای بشریت است، افزود: آیات قرآن کریم حقیقتاً برای ما نسخه‌ای کاربردی هستند؛ چرا که در آیه 217 سوره بقره خداوند متعال به دعوای استکبار با جبهه حق اشاره دارند که آنها به اصول جبهه حق کار دارند و به اشتباه برخی امروز حرف از منافع می‌زنند. این عده بدانند دعوای استکبار با ما بر سر مبانی و اصول است. آنها با انرژی هسته‌ای کار ندارند و به جنگ با دین ما آمده‌اند. نگذارید الگوها را تحریف کنند و از رفاقت با این مزدوران بپرهیزید.
وی بیان کرد: برخی امروز بدون اتکا به وعده‌های الهی دل‌شان را بسته‌اند به تعامل با دنیا و می‌گویند ما نگران مشکلی هستیم که کشور را در پرتگاه قرار داده و یگانه راه رفع این مشکلات، تعامل با آمریکا و دیگر کشورهای غربی است. خداوند در آیه 113 سوره مائده بر این نکته اشاره دارد که ظالمان و دشمنان، خودشان آتش هستند و ما از شما قرآنی‌ها انتظار داریم این فرهنگ قرآن را در جامعه نهادینه کنید تا این دسته بفهمند آمریکای جنایتکار، ظالم مطلق است.
حجت‌الاسلام حاجی‌صادقی در پایان خاطرنشان کرد: چرا می‌خواهید استکبارستیزی و فرهنگ تبرّی را از فرزندان انقلاب اسلامی بگیرید؟! یعنی واقعاً راه رهایی از این مشکلات اقتصادی تنها رفاقت با ظالم است یا اینکه گوش فرادادن به بیانات رهبر معظم انقلاب؟ چرا بعضی راه را گم کرده‌اند؟ امیدوارم احیای فرهنگ قرآن، ما را از این منجلاب وابستگی خارج کند؛ چرا که فلسفه وجودی قرآن کریم، هدایت است. باید تلاش کنیم پیرو قرآن بمانیم و معارف آن را از سخنگوی قرآن که ولایت است، بیاموزیم.
گفتنی است، این مسابقات در 11 رشته حفظ کل، 20 جزء، 15 جزء، 10 جزء، 5 جزء و 3 جزء، قرائت (تحقیق، ترتیل و اذان ویژه برادران) برگزار می‌شود و نفرات برتر این دوره به مسابقات سراسری سپاه راه خواهند یافت.

 


یادداشت
رسول سنائی‌راد
سهل‌اندیشان بسترسازان نفوذ


نفوذ یا همان سلطه نامرئی که حاصل تأثیرگذاری و جذب واحد سیاسی یا بازیگر هدف از سوی یک بازیگر یا واحد سیاسی دیگر است، در شرایط برقراری تماس و رابطه مقدور است والا در شرایط قهر و دشمنی با گارد بسته و مواظبت مواجه بوده و مجبور به استفاده از تهدید آشکار و قدرت سخت است. در پسابرجام، نفوذ تهدیدی جدی و قطعی است که حاصل افزایش سطح تماس با دشمن و تجربه دشمن از بی‌تأثیر بودن کاربرد قدرت سخت و عریان برای شکستن اراده ایستادگی و روحیه انقلابی مردم و مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از یک‌سو و زمینه‌سازی و بسترسازی برخی نخبگان و مسئولان سهل‌اندیش و سهل‌انگار برای ارتباط‌گیری با آمریکا به‌‌مثابه کلید حل مسائل اساسی کشور از سوی دیگر است.
بنابراین نفوذ که برای تأثیرگذاری بر دستگاه محاسباتی و باورهای عمومی به‌منظور تسلط نامرئی دنبال می‌شود، مستلزم تأثیرپذیری یا پیدایش زمینه‌های نفوذ و تأثیرگذاری است که با استخدام عناصر نفوذی آنان را برای بسترسازی و القای ارزش‌های غربی و حمله به ارزش‌های انقلابی و مولد ایستادگی و مقاومت در برابر سلطه، به کار می‌‌گیرد. عمده این نفوذی‌ها در مراکز فکری و رسانه‌ای به کار گمارده می‌شوند که اصلی‌ترین ابزار تأثیرگذاری بر باورها و افکار عمومی به شمار می‌آیند. در مرحله بعدی نیز عناصر نفوذی در پوشش مشاوره و ارائه نظرات کارشناسی به محافل تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری نفوذ داده شده و با تماس و ارتباط‌گیری با برخی مسئولان و نخبگان، به‌دنبال تأثیرگذاری بر دستگاه محاسباتی و ادراک و نگرش آنان به پیرامون و افزایش تأثیرپذیری بوده است و به عبارتی، تقویت بسترها و زمینه‌های نفوذ را دنبال می‌کنند.
به عبارت دیگر، از آنجا که نفوذ با سه عامل نفوذ‌کننده و بازیگر تأثیرگذار، نفوذپذیر و جامعه تأثیرپذیر و مستعد جذب و تمکین برتری نفوذ کننده و سرانجام عامل نفوذی که بسترساز و کمک‌کننده به پذیرش نفوذ از سوی جامعه هدف و تسهیل‌ساز و روان‌کننده معابر ورود و تأثیرگذاری بازیگر نفوذکننده هستند، این عناصر شامل خائنان مزدور و مواجب‌بگیر و عناصر غافل و مستخدمان بی‌جیره مواجب جذب شده و خودباخته به آمریکا و غرب می‌باشند که با توهم و تصور کمک به حل مشکلات از راه کمک به کشور و جامعه در پیوستن به روندهای اجتناب‌ناپذیر جهانی و قرار گرفتن در مجموعه متصل به قدرت‌های جهانی یا حداقل کناره‌گیری از مجموعه‌های مقاوم و ستیزه‌جو و برداشتن هزینه‌های مبارزه در برابر قدرت‌های برتر، به ارزش‌های دینی و انقلابی، یا نیروها و نهادهای دینی و انقلابی حمله برده و در مقابل، ارزش‌های توجیه‌گر، پذیرش سلطه و برتری غرب به‌مثابه فرصت رهایی از هزینه‌های ستیز را ترویج می‌دهند.
بدیهی است این عناصر به‌‌مثابه تسهیل‌کننده و بستر به‌‌منزله بخشی از دیپلماسی عمومی و فرهنگی بازیگر نفوذکننده، یعنی آمریکا نقش ایفا کرده و چنانچه با واکنش به‌موقع و مؤثر مواجه نشوند، سرباز پیاده نظام نفوذ با لباس خودی و شبه روشنفکری و نخبگی به‌شمار آمده و در حالی که جاده صاف‌کن دشمن به حساب می‌آیند، با رخت و نشان کارشناس و مشاور از جیب نظام ارتزاق می‌کنند و فرصت‌های درونی را به نفع عامل نفوذکننده خارجی به خود اختصاص داده و می‌سوزانند.با این نگاه، یکی از اقدامات لازم برای سد نفوذ، یا حداقل کندسازی روند آن، دستگیری و برخورد با این دسته از عناصر بسترساز و تسهیل‌کننده به‌‌مثابه عناصر نفوذی است که در هفته‌های گذشته از سوی سربازان گمنام امام زمان(عج) و بخش‌های اطلاعاتی ـ امنیتی، با همکاری قوه قضاییه انجام شد، اما متأسفانه برخی عناصر سهل‌اندیش که با هدف سیاسی ـ انتخاباتی با بی‌اعتنایی به عواقب نفوذ دشمن و سوءاستفاده او از پسابرجام، ارتباط‌گیری با آمریکا و غرب را زمینه‌ای بر توفیق در عرصه سیاسی ـ انتخابی، تلقی می‌کنند، با این اقدام برخورد سیاسی کرده و با حمله به سربازان گمنام امام زمان(عج) به دلجویی و حمایت از عناصر دستگیر شده پرداخته و این اقدام را که با رعایت ضوابط قانونی و بر اساس احکام قضایی انجام شده بود، با تیغ تردید و تشکیک زخمی کردند.
در واقع این رویارویی شتابزده و سیاسی موجب لطمه به زحمات طاقت‌فرسای نیروهای امنیتی ـ اطلاعاتی از یک‌سو و ضربه به اعتبار مجموعه قضایی مرتبط با آن، پیش از هرگونه آشکار شدن نتایج این دستگیری‌ها شد که حاکی از نوعی نگرانی احتمالی از این نتایج، یا تلاش برای منفعل‌سازی نیروهای اطلاعاتی و دستگاه قضایی و ممانعت از ادامه روند پیگیری و به نتیجه رساندن آن است. البته، استفاده از حربه اتهام‌زنی به مدافعان انقلاب و برقراری ارتباط این دستگیری‌ها با اهداف سیاسی ـ انتخاباتی و پرونده‌سازی در هجمه به این دستگیری‌ها هم نوعی جنگ روانی برای جناحی جلوه دادن این اقدام علاوه بر فرافکنی موضوع و نوعی تقلیل موضوع از سطح تهدید و خطر ملی و لوث کردن بحث نفوذ و بی‌اعتبارسازی آن به‌شمار می‌آید که می‌تواند ناشی از عدم فهم موضوع، یا تأثیرپذیری از مشاوران و کارشناسانی باشد که خود در جورچین سهل‌اندیشان و سهل‌انگاران قرار گرفته و اگر در زمره خائنان نباشند، غفلت و ناآگاهی آنها را نمی‌توان کتمان کرد.
مقابله با نفوذ به‌‌مثابه یک تهدید و خطر در سطح ملی مستلزم افزایش سطح چسبندگی و اتحاد ملی و اجتناب‌ از هرگونه منازعه بیهوده داخلی برای ترمیم شکاف و رخنه‌ها و همچنین یکپارچگی و انسجام برای مقابله است که هیچ ملاحظه حزبی ـ جناحی و سیاسی نباید آن را تحت‌الشعاع قرار دهد.


 

 

صفحه دوم

 
 

 استادان دانشگاه و صاحب‌نظران در گفت‌وگو با صبح صادق
 
چگونه سرعت پیشرفت علمی کشور را حفظ کنیم؟

اولویت‌ها دچار تغییر شده‌اند
دکتر اکبر اشرفی*
بحث رشد علمی در کشور ملزوماتی دارد، یعنی وقتی رشد علمی به دست می‌آید که مجموعه‌ای از عوامل با هم جمع شوند، نتیجه هم‌افزایی این عوامل در کشور رشد علمی می‌شود.
یکی از این موارد بحث ساختارهای علمی است و اعم از دانشگاه‌ها، وزارتخانه‌های مربوط به وزارت علوم، وزارت بهداشت، شورای عالی انقلاب فرهنگی و نهادهایی که به نوعی در آموزش و پرورش سهیم هستند، می‌باشد.
در کنار این ساختارها عوامل انسانی هم بسیار تأثیرگذار هستند، البته ساختارها زمینه را فراهم می‌کنند، ولی استادان، معلمان، دانشجویان و کسانی که با علم درگیر هستند و کارشان با علم مرتبط است، عوامل تأثیرگذاری در رشد علمی کشور به شمار می‌روند که این دو عامل کارگزار و ساختاری که مربوط به هم هستند باید در مسیر تولید علم قرار گیرند.
اگر از نظر بودجه، تشویق و پشتیبانی صورت گیرد و دانشمندان هم کار کنند آن‌وقت رشد علمی به دست می‌آید. عوامل جلوگیری‌کننده از رشد علم یا موانع تولید علم در کشور به همین‌ها برمی‌گردد؛ یعنی همان عواملی که عامل تولید هستند بعضی وقت‌ها می‌توانند به مانع تولید تبدیل شوند.
اگر از نظر ساختاری پشتیبانی یا انگیزه لازم فراهم نشود یا از کسانی که کارگزار تولید علم هستند حمایت صورت نگیرد، اینها هم انگیزه لازم را پیدا نمی‌کنند، یا اگر انگیزه‌ای هم داشته باشند از دست می‌دهند.
در این دو سال اخیر اولویت‌ها دچار تغییر شده‌اند، جهت‌گیری‌های حمایتی تغییر کرده و مباحث دیگری اولویت یافته‌اند. ظاهراً برای ایران دو درجه عقب‌ماندگی به وجود آمده، یا رشد سابق ادامه پیدا نکرده است که بیشترین دلیل به عامل ساختاری برمی‌گردد، چون نیروی انسانی تغییری نکرده و در واقع همان‌هایی که سال‌های گذشته بودند هنوز هم هستند ولی وقتی می‌بینند پشتیبانی یا حمایت لازم انجام نمی‌شود، به عکس موانعی هم ایجاد می‌شود، انگیزه خود را از دست می‌دهند.
هر نوع تمدنی؛ تمدن غربی یا تمدن نوین اسلامی که امروزه چشم‌انداز حکومت اسلامی تأسیس تمدن نوین اسلامی است، نیازمند مبانی فکری مستحکمی است.
علم در بهبود اقتصاد می‌تواند بسیار مؤثر باشد؛ چرا که می‌تواند به ثروت تبدیل شود، بنابراین از جهات مختلف پیشرفت علمی پیشرفت اقتصادی را هم به دنبال دارد. چون هم خود علم به نوعی به ثروت تبدیل می‌شود و هم از راه‌های علمی می‌شود راه‌های کشف ثروت را فهمید، مگر اینکه علمی باشد که کاربردی در آن کشور نداشته باشد. این پیوند بین علم و تولید همان تأثیر دانشگاه در توسعه اقتصادی کشور است.
*عضو هیئت علمی دانشگاه تهران مرکز علوم سیاسی معاون پژوهشی مرکز اسناد انقلاب اسلامی

موانع رشد علمی کشور
دکتر ابراهیم برزگر*
موانع رشد تولید علمی کشور یک بخشی موانع ساختاری است، یعنی ما با یک پس‌انداز منفی وارد مرحله تولیدی شدیم. یک‌سری عقب‌ماندگی‌هایی داشتیم که مربوط به عوامل ساختاری گذشته است، از دوره پهلوی و قاجار. بنابراین در خیز علمی توانایی‌های ما معطوف به بدهکاری‌ها و پس‌انداز منفی بوده است. به‌طور مشخص در صحبت‌های رهبر معظم انقلاب هم آمده که در زمان قاجار و پهلوی ما توقف داشتیم.
مانع دوم به ساختار مزاحمی برمی‌گردد که در قدرت‌های خارجی وجود دارد که محدودیت‌هایی برای رشد علمی کشور ما فراهم می‌کند و به‌طور مشخص در تولید علم هسته‌ای ما این را کاملاً ملموس درک کردیم که آنها مزاحم تولید علمی کشور ما هستند.
مانع سوم مانع کارگزاری است، به این معنا که برخی‌ها دچار حقارت، کمبود و ضعف اعتمادبه‌نقس هستند و این موجب می‌شود که روحیه کافی و باور علمی را برای تولید علم نداشته باشند و پیوسته چشم به داشته‌های صاحب‌نظران دیگر داشته باشند. مرتب آثار علمی را ترجمه می‌کنند، بدون اینکه خودشان در فرایند تولید علم نقش داشته باشند.
مانع چهارم به موانع ساختار تشکیلاتی برمی‌گردد که در وزارتخانه‌های مرتبط وجود دارد، اینها ممکن است نتوانند حمایت‌های لازم را از استعدادهای برتر و ایده‌های خوب داشته باشند و از پیاده کردن آنچه در سیاست‌گذاری علمی آن‌گونه که در نقش جامعه علمی کشور است، ناتوان باشند.
مانع پنجم مانع سیاست‌زدگی است، اگر نهادهای علمی، چه در سطوح مدیریتی، چه در سطوح استادان دانشگاه‌ها و چه در سطوح دانشجویی تحت تأثیر جریان‌های سیاسی قرار بگیرند، موجب می‌شود که تولید علم و روند انباشت علمی تحت‌الشعاع قرار بگیرد؛ یعنی علم به نوعی تحت تأثیر جریان‌های افراطی و سیاسی قرار بگیرد و دانشگاه از کارکرد اصلی خود که تولید علم و انجام پژوهش‌های اصلی است، باز بماند.
*عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

شرط مهم قدرت
دکتر علی هاشمی‌گلپایگانی*
رهبر معظم انقلاب چندین‌بار فرموده‌اند که اصلی‌ترین مؤلفه قدرت هر کشوری، چه جمهوری اسلامی چه کشورهای دیگر بحث علمی است؛ یعنی کسی می‌تواند ادعای قدرت بکند که در حوزه‌های علمی پیشرفت و شتاب فعالیت‌ها را داشته باشد و بتواند علم را در راستای اهدافش تولید و مصرف کند و به کار بگیرد.
قدرت و ابزار اجرایی را که به واسطه علم به دست نیاورید، طبعاً قدرت اجرا هم ندارید و عملاً شما ضعیف هستید. در حال حاضر کشورهای بزرگی چون آمریکا یا بسیاری از کشورهای صنعتی اگر در حوزه صنعت قوی هستند، به واسطه فعالیت‌های علمی بسیار وسیعی است که در حوزه صنایع در ابعاد مختلف انجام می‌دهند. به ویژه اقتصاد و اجتماع که دو مؤلفه مهم در بحث قدرت به شمار می‌روند، متکی به فعالیت‌های علمی هستند. در حوزه‌های اقتصادی کشورهایی که توان علمی داشته باشند می‌توانند مسیر اقتصادی خود را به درستی تشخیص بدهند.
دلایل کندی رشد علمی کشور عبارت است از:
۱ـ حمایت نکردن دانشگاه‌ها از مباحث پژوهشی: در گذشته دانشگاه‌ها در زمینه مباحث پژوهشی از حمایت گسترده‌ای برخوردار بودند و فعالیت‌های پژوهشی بیشتری انجام می‌گرفت، ولی امروزه بودجه پژوهشی دانشگاه به یک‌هشتم تقلیل یافته است.
۲ـ مسئولیت‌نشناسی در قبال فعالیت‌های علمی: تفکر مسئولان با بحث پژوهش تناسب چندانی ندارد و بیشتر با بحث تجارت تناسب دارد. در واقع، به دنبال واردات بیشتر است. اساساً دیگر بحث پژوهش توجیهی برای کسانی که مشکل داشتند و نیازمند رفع مشکلات‌شان بودند نیست و به همین دلیل چون فعالیت‌های پژوهشی دیگر حمایت نمی‌شوند، فروکش کرده‌اند.
۳ـ کاهش سرمایه‌گذاری فعالیت‌های پژوهشی خود به خود در کوتاه‌مدت هزینه‌بر است و در بلندمدت ممکن است درآمدهای کلانی داشته باشد، اما چون در کوتاه‌مدت هزینه‌بر هستند وقتی که حمایت نشود طبعاً فروکش می‌کنند و نتیجه‌ای جز کاهش رشد علمی، یا متوقف شدن رشد علمی ندارد. علم در هر حوزه‌ای شرط قدرت است. شک نکنید که علم به این معنا است که شما توانمندی و قابلیت ایجاد کنید، آن‌گاه هرچه این قابلیت افزون‌تر شود، شما قدرتمندتر می‌شوید.
*عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی امیر کبیر و استاد دانشگاه


یادداشت
مهدی سعیدی

 شورای نگهبان و مسئله تأیید صلاحیت


تا آغاز ثبت‌نام نامزدهای انتخاباتی برای مجلس شورای اسلامی تنها یک ماه باقی مانده است و هفته آخر آذرماه امسال زمان انجام ثبت‌نام فراخواهد رسید. در این میان اولین گام انتخابات ثبت‌نام نامزدهاست و پس از آن نوبت به بررسی صلاحیت‌ها می‌رسد. همان‌طور که می‌دانیم، رسیدگی به صلاحیت نامزدهای انتخاباتی در مرحله اولیه برعهده وزارت کشور و در مرحله نهایی برعهده شورای محترم نگهبان است. طبق ماده ۹۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست‌جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرای عمومی و همه‌پرسی را برعهده دارد؛ این نظارت از نوع استصوابی است.
فلسفه نظارت بر انتخابات، پیشگیری از رقابت ناسالم بین داوطلبان، جلوگیری از تخلفات و خطاهای برگزاركننده انتخابات و صیانت از آرای مردم است. هر جا كه تخلف، تقلب و خطای مجری قانون، محتمل باشد، نظارت بر اجرا نیز موضوعیت پیدا می‌كند. در حقوق عمومی نیز مسئله نظارت اهمیت بسیای دارد. قانون اساسی برای قوای سه‌گانه كشور نظارت لازم را پیش‌بینی كرده است. مجلس شورای اسلامی از طریق دیوان محاسبات بر قوای دیگر نظارت مالی می‌كند و قوه قضائیه از طریق سازمان بازرسی كل كشور بر قوای دیگر نظارت می‌كند. با وجود اینكه وظایف هر یك از قوای سه‌گانه در قانون به روشنی بیان شده است، ولی این مسئله، اهمیت نظارت را بر اقدامات آنان منتفی نکرده است و قانون، نظارت را برای ایجاد تعادل و موازنه در قدرت و پیشگیری از سوءاستفاده یا خطاهای احتمالی، مطرح کرده است. این در حالی است كه قوای سه‌گانه كشور مستقل از یكدیگر هستند. نفی نظارت بر اجرای قانون، به معنای نفی احتمال تخلف، تقلب و خطا در اجراست. آیا هیچ فرد عاقلی می‌تواند احتمال این امور را نفی کند؟
در این میان یکی از مسائل پرمناقشه اختلافاتی است که بین احزاب و گروه‌های سیاسی و برخی از نامزدهای انتخاباتی با شورای نگهبان در طول ادوار انتخابات شکل گرفته و ردّ صلاحیت‌شدگان و حامیان و هواداران آن از اعلام نظر دستگاه نظارتی ناراضی بوده‌اند.
نکته قابل تأمل در این میان آن است که برخی جریان‌های سیاسی از افرادی حمایت می‌کنند که مروری بر اظهارنظرات و رفتار سیاسی آنها به خوبی حکایت از آن دارد که با معیارها و ویژگی‌های پذیرش مسئولیت در نظام اسلامی فاصله دارند و مطابق شاخصه‌های قانونی صلاحیت لازم برای نامزدی در انتخابات را ندارند. در رأس این گروه‌های سیاسی اردوگاه اصلاح‌طلبان قرار دارد که همواره تلاش کرده‌اند تا با طرح‌ریزی سناریوهایی، از سد قانونی نظارت عبور کرده و اهداف و اغراض سیاسی خود را دنبال کنند. علت این مسئله نیز همان‌طور که گفته شد، وجود افرادی در این اردوگاه است که صلاحیت قرار گرفتن در مسئولیت را ندارند. تنها برای یک نمونه کافی است تا مروری بر عملکرد این اردوگاه در مناقشات انتخابات ریاست‌جمهوری دهم و فتنه ۸۸ داشته باشیم تا مشخص شود چه عملکردی از منسوبان به این جریان ثبت شده است. بخش زیادی از فعالان سیاسی این جریان در آن ماجرا با زبان و عمل و قلم با اقدامات غیرقانونی سران فتنه همراهی و حمایت کردند و بخشی دیگر حتی در اتاق فکرهای فتنه‌گران در جایگاه مشاور و دستیار حضور داشتند به نحوی که با اسناد و مدارک معتبر محاکمه و محکوم و محبوس شدند! به واقع چنین افرادی که با صراحت و تمام‌قد در برابر قانون و رأی ملت ایستاده‌اند، امروز با کدام حجت عقلی و شرعی می‌توان صلاحیت آنان را برای سپردن کرسی قانون‌گذاری تأیید کرد؟! کدام منطق حکم می‌کند که چنین افرادی فردا اگر بر مسند قوه مقننه بنشینند، در راستای منافع ملی تصمیم خواهند گرفت؟!
با این توضیح باید به مواجهه با فضای انتخابات پیش رو رفت و منطق شورای نگهبان را که دفاع از قانون اساسی است، فهم کرد و از ایشان خواست تا از حقوق ملت کوتاه نیاید و در برابر جوسازی بخشی از جریان‌های سیاسی کشور که اغلب منافع حزبی را بر منافع ملی ترجیح می‌دهند، مقاومت کند. فراموش نکنیم که این فشار بر شورای نگهبان آغاز شده است و روزبه‌روز بر شدت آن افزوده می‌شود و تلاش خواهد شد تا با شبهه‌افکنی و مظلوم‌نمایی افکار عمومی را علیه شورای نگهبان بسیج کنند، با تحت فشار نگه داشتن دستگاه نظارتی، آنها را دچار انفعال کرده و فضا را برای عبور ناصالحان به میدان رقابت انتخاباتی باز کنند!
به حول و قوه الهی بصیرت و آگاهی و تیزبینی ملت ایران در حمایت از دستگاه‌های قانونی و تأکید بر رعایت قانون، مانع تحقق زیاده‌خواهی این افراد و گروه‌ها خواهد شد و با انتخاب آگاهانه ملت مجلسی تراز انقلاب اسلامی شکل خواهد گرفت.


نكته و نظر

معرفی‌نامه!

 
نکته: روزی لئون تولستوی، رمان‌نویس روسی که محبوبیت جهانی دارد، در خیابانی راه می‌رفت که ناآگاهانه به یکی تنه زد. وی بی‌وقفه شروع به فحش دادن و بدوبی‌راه گفتن کرد. پس از مدتی که خوب تولستوی را شرمنده کرد، ‌تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و محترمانه معذرت‌خواهی کرد و در پایان گفت: من لئون تولستوی هستم .وی که بسیار شرمگین شده بود، عذرخواهی کرد و گفت: چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید؟ تولستوی در جواب گفت: شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید.
نظر: یکی از نعمت‌های آزادی ‌بیان در کشور ما، این است که بسیاری از عناصر ضد انقلاب که در داخل کشور فعال هستند، با بهره‌گیری از رسانه‌های مختلف با بدگویی علیه انقلاب اسلامی و قانون اساسی فرصتی را فراهم کرده‌اند که مردم آنها را بیشتر بشناسند. اکنون این افراد طلبکارانه از هم‌اکنون برای شورای نگهبان تعیین و تکلیف می‌کنند تا در انتخابات خبرگان و مجلس تأیید صلاحیت شوند! حتی یکی از این عناصر برای تأیید گرفتن هم‌حزبی‌های خود که در جریان فتنه دخیل بوده است، خواهان دیدار با رهبر معظم انقلاب شده است! حال چه چیزی باقی مانده است که می‌خواهند رفع کدورت بکنند یا درباره آن توضیح بدهند؟ امام باقر(ع) فرموده‌اند: هرگاه خداوند بخواهد بنده‌اى را رسوا كند، او را از طريق زبانش رسوا مى‌كند.

 

 

صفحه سوم

 
 

 اخبار

پیامدهای یک سخنرانی
اظهارات آقای روحانی در نمایشگاه مطبوعات موجی از فضاسازی‌ها علیه انقلاب‌اسلامی را به وجود آورد.
به گزارش صبح‌صادق برخی از محورهای فضاسازی رسانه‌های نظام سلطه که در پی این سخنان ایجاد شد، عبارتند از: ۱ـ دوقطبی کردن جامعه و القای حاکمیت دوگانه، دو راهبرد اساسی نظام سلطه است که سخنان آقای روحانی بهترین فرصت را برای آنان ایجاد کرد و این رسانه‌ها از سخنان آقای روحانی برای رسیدن به این مقاصد نهایت استفاده را کردند.۲ـ از موارد تأکیدی در این رسانه‌ها، محدود نشان دادن فضای رسانه‌ای ایران و رقابت دولت و حاکمیت برای کسب قدرت در مجلس است که این خط رسانه‌ای پس از سخنان آقای روحانی جدی‌تر پیگیری شد.۳ـ با توجه به ادبیات مورد استفاده در رسانه‌های نظام سلطه، می‌توان دریافت که این رسانه‌ها شدیداًً در تلاشند تا القا کنند که حکومت ایران برای انتخابات مجلس در اسفندماه محدودیت‌های فراوانی برای ورود افراد در نظر خواهد گرفت و شاهد این مدعا اظهارات تند آقای روحانی علیه شورای نگهبان و رسانه‌های انقلابی است. ۴ـ تلاش آقای روحانی برای میانه‌رو و متفاوت نشان دادن خود، یکی دیگر از محورهایی است که رسانه‌های نظام سلطه به آن پرداخته و انگیزه آقای روحانی را از این موضوع، تلاش برای ارتباط با غرب و استفاده از رویکرد تعامل‌گرایی برای نزدیکی بیشتر به غرب دانسته‌اند.



رخ‌نمایی از اختلافات پنهان
در روزهای گذشته خبرهای زیادی درباره ائتلاف گروه‌های دوم خردادی و اعتدالیون منتشر می‌شود، اما چالش‌های پنهانی در این ائتلاف اجباری وجود دارد.
برخی از این چالش‌ها عبارتند از: ۱ـ اولین موضوع چالش رهبری جریان و نقش پدرخواندگی میان عارف، هاشمی و روحانی است، لذا هر دو جریان سعی می‌كنند با پاك كردن صورت مسئله به آن پرداخته نشود و در نهایت هر فرقه‌ای رئیس خود را داشته باشد.2ـ در درون جریان دوم خرداد بسیاری از اصلاح‌طلبان برای رهبری چاره‌ای غیر از عارف پیدا نكرده‌اند و از سر اجبار او را پذیرفته‌اند، ولی به شدت نگران ضعف‌های فردی و روحیات ضد جمعی او هستند و از طرفی نگرانند با این نقاط ضعف، او نتواند سهم اصلاح‌طلبان را از اعتدالیون فرصت‌شناس اخذ كند و در نهایت با كمترین سهم، بیشترین هزینه را برای دولت كم بازده اعتدالیون پرداخت کنند. ۳ـ دولت اعتدالگرایان با تشكیل مجلسی اصلاح‌طلب با محوریت عارف از بن مخالف است. ۴ـ از لحاظ هویتی اعتدال دچار خلأهای جبران‌ناپذیری است و نتوانسته به گفتمان مستقل تبدیل شود و پایگاه اندیشه‌ای و نظری ندارد و اصلاح‌طلبان نیز برخی انتصاب‌های روحانی و رفتار او را در تابلوی خود نمی‌گذارند.


دستاوردهای فرمان امام خامنه‌ای
رهبر معظم انقلاب‌اسلامی، حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در نامه‌ای به رئیس‌جمهور، اجرای برجام را مشروط و منوط به 28 بند کردند.
به گزارش مؤسسه پژوهش و تبیین گفتمان انقلاب اسلامی، این فرمان که «نقشه‌ راه صیانت از عزت و منافع ملی» است، دستاوردهای ذیل را به دنبال دارد: ۱ـ برطرف‌سازی و پوشش خلأهای باقی‌مانده در برجام؛ ۲ـ مقابله با ریل‌گذاری طرف‌های آمریکایی و اروپایی برای تسری مدل برجام به سایر موضوعات از طریق معادله‌ تحریم؛ ۳ـ متوازن‌سازی و متعادل‌سازی برجام، چرا که امکان تخلف و نقض عهد و بهانه‌تراشی برای به تأخیر انداختن اقدامات طرف‌های آمریکایی و اروپایی وجود دارد و رهبر معظم انقلاب این مسیرها را بسته‌اند؛ ۴ـ خنثی‌سازی سناریوی «تحقیر ملی» و «تخریب ملی»؛ ۵ـ انسداد رخنه‌ها و مجاری نفوذ. البته برخی از مواضع در مسئولان دولتی دیده شده است که حکایت از کم‌توجهی به این فرمان ملی است و با ساده‌انگاشتن و تلاش برای ساده نشان دادن ضعف‌های بزرگ برجام، سعی در اجرای بدون ضابطه برجام را دارند و به جای تضمین گرفتن از جانب آنان کشورهای1+5 به صورت شخصی رفتارهای آنها را تضمین می‌دهند! اکنون اگرچه شورای عالی امنیت ملی درصدد ایجاد کمیته نظارت بر برجام است، اما مسئولیت تاریخی جبهه مؤمن انقلابی رصد هوشمندانه و مطالبه‌گری فعال از مسئولان اجرایی برای عمل به ملاحظات رسمی و شروط اعلام‌شده است.


رویارویی تمام‌قد با ایران
 
وزیر دفاع آمریکا به کشورهای عربی توصیه کرد که به دنبال مقابله زمینی با ایران باشند و فقط در فضا سیر نکنند.
اشتون کارتر، به کشورهای عربی توصیه کرد که به جای اشتیاق فزاینده به خرید جنگنده، به رویارویی تمام قد با ایران وارد شوند. کارتر گفت: «اگر شما به جاهایی که ایرانی‌ها قادر به کسب نفوذ هستند، نگاه کنید خواهید دید که آنها در بطن بازی هستند، روی زمین. حضور ایران در مسائل سوریه، عراق، یمن و لبنان، چیزی نیست که مورد پسند ما باشد. دوست نداریم که آنها در بطن بازی باشند، ولی شرکای عرب ما ۳۰ هزار پا فراتر از متن مسائل در آسمان سِیر کنند». در سخن کارتر چند نکته وجود دارد؛ از جمله اینکه ۱ـ آمریکایی‌ها تقویت نیروهای زمینی کشورهای خلیج‌فارس برای مداخله بیشتر در منطقه در راستای جنگ‌های نیابتی و پیشبرد اهداف خود را امری حیاتی می‌دانند؛ ۲ـ با توجه به نزدیکی بیشتر ایران، روسیه، عراق و سوریه، آمریکا در پی تحریک کشورهای منطقه‌ای وابسته به خود علیه این ائتلاف است؛ ۳ـ آمریکا همچنین مایل است اتحادی از عربستان سعودی، ترکیه و رژیم صهیونیستی علیه ائتلاف فوق‌الذکر ایجاد کند. در این صورت آنها تقریباً با بیرون گود نشستن می‌توانند از کشورهای عربی سواری مجانی بگیرند و همزمان تسلیحات بیشتری نیز به آنها بفروشند.


گنج پنهان آمریکا در دام ایران
بازداشت جاسوس آمریکایی ـ لبنانی به نام «نزار زاکا» با تلاش نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی سبب متلاشی شدن یکی از طرح‌های آمریکا در تقابل با حزب‌الله شد.
اگرچه برخی رسانه‌ها و مقامات خارجی تلاش می‌کنند وی را فردی عادی معرفی کنند، اما نگاهی به سابقه، فعالیت‌ها و افرادی که زاکا با آنها در تماس بوده است، چنین چیزی را رد می‌کند و موارد زیر در پرونده زاکا این گمانه‌ها را از میان برمی‌دارد:۱ـ زاکا ارتباطات جدی نظامی و امنیتی با آمریکا، به‌ویژه با پنتاگون و سازمان سیا داشته است که از جمله آن می‌توان به دیدار وی با کالین پاول اشاره کرد. ۲ـ دبیرکل سازمان عربی اطلاعات و ارتباطات بوده است و در زمینه فضای سایبری نیز فعالیت‌های مختلفی برای ایجاد تنش‌های قومی و مذهبی در لبنان انجام داده است. ۳ـ وی یکی از لیدرهای آموزش‌دیده آمریکاست که عاملی برای تضعیف حزب‌الله لبنان نیز به شمار می‌آید؛ به گونه‌ای که برای در دست گرفتن لبنان به یک انقلاب مخملی نیاز بود که این انقلاب به دلیل پیروزی جریان مخالف حزب‌الله در سال ۲۰۰۵ به انقلاب سدری لبنان معروف شد. پس از آن، آمریکایی‌ها بر اساس همین تجربه در لبنان دست به انقلاب مخملی در صربستان، گرجستان و جاهای دیگر زدند.


دستگیری نمازی از طریق پست الکترونیکی اوباما
 روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال مدعی شده است، ارتش سایبری ایران پست الکترونیکی و حساب‌های شبکه اجتماعی اوباما را هک کرده و از طریق آن سیامک نمازی دستگیر شده است.
این در حالی است که نماینده ایران در سازمان ملل این ادعا را ساختگی خوانده است.
فعالیت‌های این عامل نفوذی در ایران به قرار زیر بوده است:۱ـ رئیس برنامه‌ریزی استراتژیک در هلال احمر و مدیریت برنامه‌ریزی استراتژیک شرکت «کرسنت پترولیوم» دبی؛ ۲ـ مشاوره به شرکت‌های چندملیتی درباره مطالعات امکان‌سنجی و مشاوره استراتژیک در ایران؛ ۳ـ انجام پروژه‌های مختلف در زمینه فضای سیاسی و اجتماعی ایران برای مؤسسه ویلسون؛ ۴ـ دنبال کردن نقش تحریم‌ها بر اقتصاد ایران در سال 2013 به صورت تخصصی؛ ۵ـ بازی کردن نقش پل ارتباطی برخی عناصر بدنام در داخل کشور با دولت آمریکا که رانت وی و خانواده‌اش زمینه‌ساز نفوذ نرم آمریکا در ایران بوده است. ۶ـ تلاش برای وابستگی بیشتر کشور به آمریکا با استفاده از شبکه گسترده‌ای از عناصر ضدانقلاب، لابی‌های پرنفوذ طرفدار براندازی نرم در ایران، چون «نایاک» و برخی چهره‌های معلوم‌الحال داخلی (وی همچنین استحاله چیدمان قدرت به نفع آمریکا در کشور را نیز دنبال می‌کرد.)؛ ۷ـ تلاش برای نفوذ و براندازی نرم با بهانه‌هایی چون نشست‌های علمی و کارآفرینی.


 


 خط خبر

جنس ائتلاف‌های اصلاح‌طلبان از چیست؟!
رئیس شورای راهبردی اصلاح‌طلبان ضمن مخالفت با ائتلاف اصلاح‌طلبان با اصولگرایان، دو جریان را به نوعی به رقابت منطقی و عاقلانه دعوت می‌کند، نه ائتلاف ریاکارانه و فرصت‌طلبانه. وی گفت: «نه آنها دیدگاه‌های خود را می‌توانند کنار بگذارند و نه ما می‌خواهیم کنار بگذاریم. دلیلی هم نمی‌بینیم این کار را انجام دهیم. ما باید به مردم و شعور آنها اعتماد کنیم. نخواهیم با برخی ساخت و پاخت‌ها و بده‌بستان‌های سیاسی مبتذل سر مردم شیره بمالیم.» پس از این سخنان، روزنامه آفتاب یزد با انتقاد از سخنان موسوی‌لاری نوشت: با قبول این تئوری، عملکرد اصلاح‌طلبان در حمایت از روحانی در انتخابات سال ۹۲ نیز بده‌بستان مبتذل سیاسی و شیره مالیدن بر سر مردم بوده است.

باشگاه ترانه‌سرایی در دانشگاه!
مرکز آموزش معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی با همکاری کانون شعر و ادب این دانشگاه اقدام به برگزاری سلسله جلساتی با عنوان «کارگاه تدریس ترانه‌نویسی» با حضور فردی به نام «مونا برزویی» کرده است. این فعالیت به محفلی برای شبکه‌سازی و ترویج موسیقی و ترانه‌هایی با محتوای نامناسب محیط دانشگاه شبیه است. این ترانه‌سرا سابقه همکاری با خوانندگان ضدانقلاب و هتاک به مقدسات را نیز در پرونده خود دارد.

تاکنون هزینه داده‌ایم!
رئیس اتاق بازرگانی مشترک ایران و چین با بیان اینکه هم‌اکنون در دوره پساگفت‌وگو و نه پساتحریم قرار داریم، گفت: هیئت‌های زیاد تجاری به ویژه از کشورهای اروپایی به ایران آمده‌اند، اما همه آنها فروشنده هستند، کاری نبوده‌اند و هیچ‌گونه طرح اجرایی نداده‌اند. عسگراولادی گفت: تاکنون فقط هزینه میزبانی از هیئت‌های خارجی را پرداخت کرده‌ایم و تا حدودی هتل‌های ما شلوغ شده است، اما دستاورد عینی از این حضور و طرح سرمایه‌گذاری خاصی دیده نشده است.

اعتراف بعد از زندان را چه کنیم؟!
پس از آنکه هاشمی‌رفسنجانی در مصاحبه‌ای اعلام کرده است که خانواده‌ای انقلابی دارد، انجمن‌های اسلامی پنج دانشگاه نامه‌ای خطاب وی نوشتند: با توجه به اینکه فرمودید: «خانواده ما در انقلاب بزرگ شده و در انقلاب می‌ماند»، نظرتان درباره دفاع صبیه‌تان (فائزه هاشمی) از بهائیت و منافقین چیست؟
گفتنی است که فائزه هاشمی دو بار در مصاحبه با روزنامه‌های بهار و فیگارو تصریح کرد در زندان با دوستان خوبی از سازمان بهائیت و سازمان مجاهدین خلق آشنا شده و حاضر نیست به سازمان مجاهدین «منافقین» بگوید! آیا این اظهارنظر صریح هم صحنه سناریونویسی صداوسیما برای تخریب هاشمی و القای همسویی با منافقین است؟ سخنان فائزه هاشمی پس از آزادی وی از زندان بیان شده است و حاکی از دلبستگی شدید وی به جریان‌های برانداز است.

کانون اتحادساز اصولگرایان
اصولگرایان برای انتخابات آینده بر روی نظر سه فقیه متحد می‌شوند. حجت‌الاسلام مرتضی آقاتهرانی، دبیرکل جبهه پایداری از دیدار با غلامعلی حدادعادل، رئیس فراکسیون اصولگرایان مجلس در ادامه جلسات وحدت اصولگرایان خبر داد. آقاتهرانی درباره جزئیات این نشست اظهار داشت: ما به دنبال این هستیم که وحدت را به گونه‌ای پیش ببریم که یک حرف بزنیم و اختلافی نباشد و در صورت وجود اختلاف نیز باید روی «نظر سه فقیه»‌ اجماع شود. دبیرکل جبهه پایداری ادامه داد: نظر سه‌فقیه برای حل اختلاف است و اول اصولگرایان باید روی اصول، وحدت کنند که البته وحدت دارند و یک سال است جلسات مشترک سه ضلع برگزار می‌شود. وی با یادآوری این نکته که در جلسات دیگر هم دوستان دیگری مانند آقایان تقوی، باهنر و حداد شرکت داشتند، گفت:‌ این جزء مسلمات این جلسات سه‌ضلع بوده و این نظر جا افتاده که هر جا دوستان دچار اختلاف شوند، آن قسمت را به فقهای ثلاث ارجاع می‌دهند و حرف آنها فصل‌الخطاب بوده و کسی روی حرف آنها، حرفی نمی‌زند.

اعلام جنگ جدید آمریکا
براساس لایحه جدید وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) که هفته گذشته به تصویب کنگره رسید، فرماندهی سایبری این کشور آماده راه‌اندازی جنگ سایبری علیه ایران، چین، روسیه و کره‌شمالی است. این اقدام به دنبال افزایش حملات سایبری در شبکه‌های رایانه‌ای آمریکا رخ داده است. «پیتر سینگر»، سیاستگذار و عضو ارشد اندیشکده «بنیاد آمریکای نوین» در این‌باره اعلام کرد آمریکا آماده راه‌اندازی یک حمله سایبری است که می‌تواند کل زیرساخت‌ها را فلج کند. ادعای آمریکا در شناسایی کشورهای حمله‌کننده به زیرساخت‌های این کشور در حالی است که آمریکا سند محکمی برای این‌گونه بیانیه‌های مطبوعاتی ندارد.

تفاوت آدم‌کشی در آسیا و اروپا چیست؟
عملیات تروریستی علیه مردم بی‌گناه در پاریس صدها کشته بر جای گذاشت و مردم سراسر جهان به هر روشی کوشیدند با دولت و مردم فرانسه همدردی کنند؛ تا به آنان بگویند که در هنگامه عملیات تروریستی در کنار آنان هستند. بدون هیچ تردیدی حادثه تروریستی پاریس محکوم است؛ اما این تنها پاریس نیست که این روزها در خون است. این روزها مردم سوریه در مقیاسی وسیع کشته می‌شوند. در یمن، رژیم سعوی، روزانه مردم را با بمباران بی‌منطق و از سر توحش به قتل می‌رساند. در عراق هم وضع همین‌گونه است. کشتارهای وسیع شیعیان در پاکستان هم بر همین سیاق است و در افغانستان هم، وضع بهتر از کشورهای مذکور نیست. در همه این کشورها هم عمدتاً رد پای کشورهای اروپایی و آمریکایی دیده می‌شود. چرا عملیات تروریستی در پاریس به این میزان مورد توجه رسانه‌ها و مقامات کشورهای مختلف قرار می‌گیرد، ولی کسی به حوادث تروریستی، مانند حوادث تروریستی لبنان و... که تقریباً همزمان با حوادث فرانسه هم رخ داده است، واکنش نشان نمی‌دهد؟

مردم خریدار وام هستند نه خودرو
علی خاکساری، عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی درباره طرح وام 25 میلیونی خرید خودرو و نتایج آن گفت: از دید من در این دو روز خودرویی فروش نرفته است و چیزی که به فروش رفته، وام است. وی افزود: این آمار 12 هزار خودرویی که قائم‌مقام وزیر صنعت در روز اول اعلام کرد، آمار فروش خودرو نبود، بلکه 12 هزار تقاضا برای وامی بود که نسبت به وام‌های دیگری که در کشور ما به متقاضیان اعطا می‌شود، شرایط راحت‌تری دارد، بنابراین باید گفت که مردم در این دو روز متقاضی وام بودند، نه متقاضی خودرو.

سکوت معنادار در قبال امضای اوباما
رئيس‌جمهور آمريکا وضع فوق‌العاده اين کشور درباره ايران را تمديد کرد، اما رسانه‌های حامی دولت همواره به دنبال بزک کردن چهره آمریکا هستند. به گزارش پايگاه اينترنتي کاخ سفيد، اوباما در يادداشت رسمي براي کنگره نوشت: بند 202 قانون فوريت‌هاي ملي انقضاي خودکار وضع فوق‌العاده را اعلام مي‌کند، مگر آنکه نود روز پیش از تاريخ سالگرد اعلام آن، رئيس‌جمهور به کنگره اطلاع دهد که اين وضع فوق‌العاده قرار است پس از تاريخ سالگرد آن ادامه يابد. اوباما در اين يادداشت رسمي نوشت: طبق اين بند، من يادداشت رسمي منتشر کرده و اظهار مي‌دارم وضع فوق‌العاده ملي درباره ايران که در تاريخ 14 نوامبر 1979 اعلام شد، قرار است فراتر از تاريخ 14 نوامبر 2015 ادامه يابد. وی افزود: روابط ما با ايران هنوز به حالت عادي بازنگشته است و به همين دليل من تصميم گرفتم که لازم است حالت فوق‌العاده اعلام شده درباره ايران ادامه يابد.

مسابقه برجام در آمریکا
مسابقه بر سر توافق هسته‌ای ایران یکی از مهم‌ترین محورهای مبارزات انتخاباتی در آمریکاست. مارکو وبیو سناتور آمریکایی و نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری این کشور تأکید کرد: در صورت پیروزی در انتخابات، توافق هسته‌ای ایران و اعضای 1+5 را در روز اول باطل خواهد کرد.

دعوت از پاپ برای مراسم اربعین
آیت‌الله سیدمحمدتقی مدرسی، از مراجع تقلید عراق چند روز پیش در دیدار با حجت‌الاسلام والمسلمین نجفی‌روحانی، نماینده بعثه رهبر معظم انقلاب در عراق، گفته بود: ‌در سفری که چندی پیش به واتیکان داشتم، از پاپ دعوت کردم تا بیاید از نزدیک این مراسم بزرگ اربعین حسینی را مشاهده کند؛ زیرا دیدن با آنچه از اخبار می‌شنوند، فرق می‌کند. تا ببیند ما چه داریم.

 


یادداشت
فتح الله پریشان

مرز تخریب و تبیین کجاست؟

 


تحریم نمایشگاه مطبوعات امسال از سوی رسانه‌های اصولگرا و منتقد دولت، سبب شکل‌گیری نمایشگاه متفاوتی شد؛ به گونه‌ای که راهروها ناخواسته عریض‌تر و رسانه‌های گمنام و بی­نام صاحب غرفه­‌های بزرگ‌تر شدند. علاوه بر این، آنچه نمایشگاه امسال را از گذشته متمایز کرد و بازتاب‌های زیادی در داخل و خارج داشت، لحن و سخنان تند رئیس‌جمهور در سخنرانی افتتاحیه این نمایشگاه بود.
تحلیل محتوایی این سخنان با در نظر گرفتن زمینه‌های سیاسی و اجتماعی آن، حاکی از این واقعیت است که رئیس‌جمهور محترم با عصبانیتی که ترجمانی وارونه از چهره اعتدال و تدبیر را عیان و در معرض دید و قضاوت مردم و اهالی رسانه اعم از موافق، منتقد و مخالف قرار داد، به چند نهاد و قوه مستقل حاکمیتی نقدی توأم با توهین روا داشت؛ به گونه‌ای که بازتاب ویژه‌ای در رسانه‌های خارجی و مسئولان داخلی داشت. غالب رسانه‌های بیگانه این سخنان را نشانه وجود استانداردهای دوگانه در برخورد با مطبوعات در ایران، نقض حقوق و آزادی بیان و در نهایت اختلافات داخلی در سطح حکومت و نظام تحلیل کردند.
رئیس دستگاه قضا هم از سخنان رئیس‌جمهور و به کار بردن جملات شرطی در انتساب افترا و توهین به قوه قضائیه انتقاد کرد. مطبوعات و رسانه‌­های داخلی هم که تلویحاً مورد عتاب و خطاب رئیس‌جمهور بوده و عمدتاً از یک جریان سیاسی بودند، کم‌وبیش از خود دفاع و بر مواضع منتقدانه خود از تبعیض‌­های دولت در عرصه رسانه‌ای اصرار کردند.
هدف این سطور، گزارش ماوقع و بازتاب­های سخنرانی رئیس‌جمهور نیست، بلکه آنچه مهم می‌نماید مشخص شدن و تمییز قائل شدن بین تخریب و تبیین است. باید از رئیس‌جمهور محترم پرسید مرز آن دو کجاست؟ آیا ما مجاز هستیم تنها به دلیل قرار گرفتن در جایگاهی مثل ریاست‌جمهوری هرگونه دل‌مان خواست با مطبوعات به‌مثابه زبان مردم و دیگر نهادها و قوایی که هریک وظایف روشنی دارند، حرف بزنیم؟! شاید نگرانی و عصبانیت رئیس‌جمهور از محقق نشدن وعده‌هایش در سومین سال دولت یازدهم، درگیری‌ها و چالش‌های زیادی که در حوزه اقتصاد با آن دست به گریبان است و همچنین سایر مسئولیت‌های ریز و درشت قابل درک باشد، اما هیچ‌‌یک مجوز تخریب و توهین نیست. باید با سعه‌صدر و بسط مدیریتی و گسترش دایره مشاوران حرف‌های دیگران را هم شنید و مراقب بود به جای حل مسئله، مسئله‌سازی جدید رخ ندهد تا تمام توان دولت به انجام وظایف مهم اجرایی و تحقق وعده‌هایی که به مردم داده شده و زمانی زیادی هم برای ارزیابی نهایی آنها نمانده، معطوف شود.
برای نمونه، معنای کانونی که این سخن رئیس‌جمهور که گفت؛ «همه باید بتوانند افراد موردنظر خود را در لیست‌های انتخاباتی ببینند»، تولید می‌کند چه می‌تواند باشد؟ و در شرایط حساسی که ما قرار داریم، رفتار و مواضعی شبیه آنچه که در بیست‌ویکمین نمایشگاه مطبوعات مجال بروز و ظهور پیدا کرد، در آستانه بزرگ‌ترین رخداد سیاسی پایان امسال (انتخابات94) به وقوع بپیوندد و بدون توجه به پیامدهای آن و از سر عصبانیت روی دهد چه آثار مخربی برای منافع و حتی امنیت ملی ما خواهد داشت؟ یادمان باشد فتنه 88 چگونه شکل گرفت و از پیش چگونه با تخریب نهاد مبارکی مانند شورای نگهبان و متهم‌سازی نظام به تقلب به اسم رمز آشوب حوادث پس از انتخابات، چه هزینه‌ای از نظر حیثیت بین‌المللی نظام اسلامی پرداختیم و آخرالامر معلوم شد تقلب دروغی ساخته و پرداخته سازمان‌های جاسوسی بیگانه و دشمنان انقلاب بوده است.
تعریض رئیس‌جمهور به شورای صیانتی نظام شاید به ظاهر سخن درستی به نظر آید، اما زمانی که با کنار زدن پوسته آن به مغز آن توجه می‌شود، ترجمانی دیگر از سخنان بیرونی‌ها در نقد و تخریب عملکرد و رویکرد شورای محترم نگهبان است که مانع بسیار بزرگی برای توطئه‌ها و ترفندهای براندازان و گروه‌های همسو با غرب است. از این رو، ادای این جمله به صورت مطلق نمی‌تواند سخن مقبولی باشد؛ چرا که هر کشوری ضابطه و قانون خود را برای انتخابات دارد و باید دید براساس آن قوانین و ضوابط، افراد شرایط لازم را دارند یا خیر و این شدنی نیست که افراد غیرواجد صلاحیت یا مشکوک‌الصلاحیت بدون بررسی و به صرف نمایندگی از سوی بخشی از مردم وارد صحنه انتخابات شوند و شورای محترم نگهبان هم تأیید کند. البته، این سخنان در محضر رئیس‌جمهوری که سرهنگ نیست و حقوقدان است، به مثابه زیره به کرمان بردن تلقی می‌شود، اما مردم از مسئولان انتظار دارند به گونه‌ای سخن نگویند که رسانه‌های بیرونی جامعه ما را دو قطبی ببینند و پس از 37 سال از انقلاب و تثبیت و استحکام اصول قانون اساسی، نیاز به تکرار مشروح مباحث و مصوبات مجلس خبرگان قانون اساسی در دهه 60 تلقی کنند. آنچه وظیفه همگان، به ویژه رئیس‌جمهور در جایگاه مسئول اجرای قانون اساسی است، همان اجرای دقیق و مو به موی اصول و تبصره‌های میثاق ملی و اسلامی است.

 

صفحه چهارم

 
 

تحلیل یک
علی موحد

نگاهی به دومین نشست وین درباره سوریه
بی‌منطقی غرب مانع مبارزه با تروریسم
 

یکی از تحولات ماه اخیر سوریه برگزاری نشست‌هایی موسوم به نشست‌های وین در قالب بررسی روند تحولات این كشور است. دور دوم نشست «وین» شنبه با حضور نمایندگان نزدیک به ۲۰ کشور برگزار شد. از ابتدای بحران سوریه، نشست‌های بسیاری برای بحث درباره حل این بحران برگزار شده است؛ اما به علت حضور نیافتن کشورهای تأثیرگذار در سوریه در این نشست‌ها، از جمله ایران و همچنین یک‌جانبه‌گرایی محض، مفید نبوده‌اند. دور اول گفت‌و‌گوها با بیانیه ۹ بندی به پایان رسید و اما بزرگ‌ترین اختلاف شرکت‌کنندگان، آینده «بشار اسد» است که ایران، روسیه، عراق و مصر بر حق مردم سوریه برای تعیین آینده بشار اسد تأکید دارند.
بسیاری از ناظران سیاسی بر این امر تأكید دارند كه حضور جمهوری اسلامی ایران در دور اول نشست «وین» كه با حضور دكتر ظریف، وزیر امور خارجه همراه بود و همچنین حضور امیر عبداللهیان، معاون وزیر امور خارجه در دور دوم مذاكرات «وین» امیدها برای گشایش در پیشبرد یک راه‌حل سیاسی برای پایان دادن به بحران چهارساله سوریه را افزایش داده است، هر چند كه نوع رفتار كشورهای غربی و گاهی عربی و تركیه ابهاماتی در به نتیجه رسیدن مذاكرات ایجاد كرده است.
آنچه در این مذاكرات مشاهده شد، تكرار مواضع غیراصولی مقامات غربی و عربی بوده است، چنانكه الجبیر، وزیر خارجه عربستان بار دیگر زیاده‌خواهی در سرنگونی نظام سوریه را تكرار كرد. آمریكا نیز تشكیل دولت انتقالی بدون اسد را مطرح کرد. هاموند، وزیر خارجه انگلیس نیز گفت: «بشار الاسد به عنوان بخشی از دوره انتقالی در سوریه باید برود، اما ما این موضوع را به رسمیت می‌شناسیم که اگر قرار باشد دوره گذار برقرار شود، او شاید نقشی در آن ایفا کند.»
نكته مهم در نشست وین تأثیرات دستاوردهای عراق و سوریه در مبارزه با تروریسم بر مذاكرات مذكور بوده است. در آستانه نشست وین تحولاتی قابل تأمل روی داده كه آزادی صدها كیلومتر از خاك سوریه به دست ارتش سوریه و مقاومت، به ویژه آزادی فرودگاه نظامی کویرس، افزون بر آزادی سنجار در عراق به دست ارتش عراق و مقاومت دست برتر جبهه مقاومت و حامیان سوریه در وین را به همراه داشت، به ویژه اینكه دستاوردهای ارتش سوریه حاکی از جایگاه بالای نظام سوریه در مبارزه با تروریسم بوده كه واهی بودن ادعای حل بحران تروریسم با سرنگونی اسد را بیش از پیش بر جهان آشكار ساخت. بازگشت یک میلیون آواره سوری به کشورشان طی هفته‌های اخیر نیز مؤلفه تأثیرگذار دیگری در نشست وین بود. مسائلی كه موجب شد كشورهای غربی برای اهمیت‌زدایی از آنها دست به دامان گروه‌های تروریستی شوند كه انفجار خونین ضاحیه لبنان، حمله خمپاره‌ای به دمشق و نیز حملات تروریستی در عراق و به گفته برخی ناظران سیاسی حمله تروریستی شنبه در پاریس با بر جا گذاشتن ۳۵۰ كشته و زخمی در این چارچوب بوده است.
بسیاری از ناظران سیاسی راهکار به نتیجه رسیدن این نشست‌ها را تحقق چند اصل کلیدی می‌دانند. نخستین مسئله آن است که محور تحولات سوریه مبارزه با تروریسم است؛ تروریسمی که در طول نزدیک به پنج سال سوریه را دربرگرفته و عدم حمایت از نظام سوریه در مبارزه با آن می‌تواند پیامدهای بسیاری برای جامعه جهانی به همراه داشته باشد.
آن طور که مقامات ارشد سازمان ملل نظیر اخضر ابراهیمی نماینده سابق این سازمان در امور سوریه اذعان کرده گروه‌های تروریستی ساخته دست آمریکا و متحدانش هستند که سبب ایجاد بحران در سوریه شده است با توجه به این اعتراض‌ها به صراحت می‌توان گفت که ادعای غرب مبنی بر مقصر بودن نظام سوریه ادعایی واهی و فرافکنانه است و اگر قرار است دولتی به جرم تروریسم مجازات شود، آن آمریکا و متحدانش هستند. با توجه به نقش گسترده نظام سوریه در مبارزه با تروریسم هر کشوری که واقعاً به دنبال مقابله با تروریسم می‌باشد باید کنار نظام سوریه قرار گیرد. در این چارچوب از یک سو باید کشورهایی که به حمایت از تروریست‌ها می‌پرداختند به این سیاست پایان دهند و کشورهایی که خودسرانه در سوریه عملیات می‌کردند باید مبارزه خود را از طریق نظام سوریه انجام دهند چنانکه جبهه مقاومت و روسیه با اجرای این اصل توانسته‌اند دستاوردهای بسیاری در عرصه مبارزه با تروریسم رقم زنند.
نکته دوم آن است که تعیین‌کننده سرنوشت سوریه صرفاً مردم این کشور هستند و هیچ کشوری حق ندارد به جای آنان تصمیم‌گیری کند. حمایت از مردم سوریه در مبارزه با تروریسم یا بازسازی کشورشان امری مشروع است، اما طرح درخواست‌هایی برای تشکیل دولت انتقالی که همان تشکیل بدون رأی مردم است، دخالت در سرنوشت این ملت و مغایر با تمام قوانین جهانی است. نکته مهم آنکه سوریه دارای نظامی برآمده از رأی مردم و مقتدر است که پنج سال مبارزه همه‌جانبه با تروریسم داشته و برای تأمین امنیت مردم از هیچ اقدامی فروگذار نبوده است. حذف چنین نظامی بدعتی خطرناک در جهان است که آمریکا به دنبال اجرای آن می‌باشد.


تحلیل دو
علي تتماج

مروري بر انفجار تروريستي در ضاحيه با صدها شهيد و زخمي
پنهان‌سازي افول دشمنان مقاومت پشت كشتار مردم

لبنان بار ديگر روزي خونين را سپري كرد. پنج‌شنبه 21 آبان ماه، دو انفجار تقریباً همزمان، منطقه عین‌السکه واقع در برج‌البراجنه در ضاحیه جنوبی بیروت را لرزاند که بر اثر آن حدود 50 نفر شهید و صدها نفر دیگر زخمی شدند. فرزند شیخ عبدالامیر قبلان، نایب رئیس مجلس اعلای شیعیان لبنان نیز در بین شهدا بوده است. منابع خبری لبنان از شهادت «ابو مرتضی» از مسئولان امنیتی حزب‎الله لبنان در انفجارهای ضاحیه خبر داده‌اند. گروه تروریستی تکفیری داعش در بیانیه‎ای مسئولیت دو انفجار انتحاری در «ضاحیه» واقع در جنوب بیروت را برعهده گرفت. اين جنايت ضد بشري كه با محكوميت جهاني همراه بود؛ در حالي روي داد كه در تحليل دلايل و پيامدهاي آن ديدگاه‌هاي متعددي مطرح است. نكته بسيار مهم آن است كه منطقه ضاحيه در گذشته نيز بارها مورد حملات تروريستي قرار گرفته كه محور آن حملات نيز تضعيف روحيه مقاومت ميان مردم لبنان و حتي دلسردسازي آنان از دستاوردهاي حزب‌الله بوده است. بسياري از ناظران سياسي اين انفجار خونين را اقدامي براي انتقام‌گيري از مقاومت و اهميت‌زدايي از دستاوردهاي ارتش سوريه و حزب‌الله در سوريه بیان كرده‌اند.
ارتش سوریه و مقاومت لبنان در پیشروی چشمگیری موفق شدند خود را به مرکز شهر «الحاضر» در جنوب غرب ریف حلب برسانند و تسلط خود را بر آن تحکیم کنند. روستاها و شهرک‌های «تل الاربعین»، «خربه المزارع»، «خربه نزهه» و «خربه مشوح» در ریف جنوب غربی حلب نیز آزاد شدند. ارتش سوریه همچنین موفق شد استحکامات «جبهه النصره» و «احرار الشام» را در سمت شرق شهر الحاضر در هم بشکند که درگیری‌ها در شرق الحاضر به کشته شدن تعدادی از عناصر تروریستی منجر شد. افزون بر این، ارتش سوریه در عملیاتي در ریف شرقی دمشق موفق شد، وارد فرودگاه مرج‌السلطان در غوطه شرقی شود.
سخنگوی ارتش سوریه اعلام کرد، جنگنده‌های این کشور 150 پایگاه تروریست‌ها را در نقاط مختلف این کشور هدف قرار دادند. معاون وزیر خارجه روسیه اعلام کرده است که از زمان آغاز عملیات هوایی روسیه در سوریه تاکنون بیش از یک میلیون آواره سوری به کشور خود بازگشته‌اند. دستاوردهاي مقاومت به همين جا ختم نمي‌شود، بلكه در عراق نيز تحولات قابل تأملي روي داده است. گروه «الاعلام الحربی» عراق اعلام کرد، فرمانداری سنجار تحت سلطه پیشمرگه قرار گرفت و محاصره پنج روستای دیگر در سنجار در تمامی جهات شکسته شد و این پنج روستا آزاد شدند. مناطق «کباریت»، «تنسور» و «شارع 74» پیش از این و در ساعات اولیه عملیات آزاد شده بود. وبگاه خبری «سومریه» گزارش داد، ساعاتی پس از آغاز عملیات آزادسازی «سنجار» در شمال غرب عراق، مسیر ارتباطی اصلی عراق به سوریه آزاد شد.
مجموع اين دستاوردها نشانه شكست سنگين تروريسم تكفيري و حاميان منطقه‌اي و جهاني آنان در برابر مقاومت است؛ لذا گروه‌هاي تروريستي مانند داعش با حمايت متحدان‌شان به انفجارهاي تروريستي روي آورده‌اند تا ضمن پنهان‌سازي شكست‌هاي خود، به جذب نيرو در ميان ساير گروه‌هاي تروريستي بپردازند. نكته مهم ديگر تقارن اين انفجارهاي خونين با نشست وين درباره سوريه است كه روز شنبه 23 آبان برگزار شد. بسياري معتقدند، آمريكا و متحدانش به شدت از دستاوردهاي اخير سوريه و حزب‌الله در هراس هستند، لذا با بهره‌گيري از حملات تروريستي ضمن پنهان‌سازي دستاوردهاي روسيه و مقاومت در مبارزه با تروريسم به تكرار مواضع ضد‌اصولي خود مبني بر سرنگوني نظام سوريه مي‌پردازند. نكته مهم ديگر آنكه اين انفجار يك روز پس از سخنراني سيدحسن نصرالله، دبيركل حزب‌الله و تأكيد وي بر حمايت حزب‌الله از يمن و مبارزه سراسري با رژيم صهيونيستي، استكبار جهاني و تروريسم تكفيري روي داد. بسياري بر اين عقيده‌اند كه انفجار تروريستي ضاحيه براي تحت‌الشعاع قرار دادن ابعاد سخنراني نصرالله و تأثيرات مهم آن در آينده تحولات منطقه صورت گرفته است. دشمنان مقاومت براي اهميت‌زدايي از نقش حزب‌الله در معادلات منطقه و برقراري امنيت سراسري به هر ترفندي، از جمله حملات تروريستي روی می‌آورند.
آنچه در انفجار ضاحيه لبنان مشاهده مي‌شود، نه قدرت گروه‌هاي تروريستي مانند داعش و حاميان آنها، بلكه نشانه‌اي ديگر از ناتواني و تزلزل شديد آنها در برابر قدرت مقاومت است كه به جاي جنگ در ميدان نبرد به انفجارهاي تروريستي و كشتار زنان و كودكان روي آورده‌اند.
 


 نگاه دوم به مطبوعات
حسین عبداللهی‌فر

 بیش از ۱۰۰ روز مانده به انتخابات؛ نوبت به اسامی رسید

در حالی که هنوز بیش از صد روز به انتخابات مانده اسامی نامزدهای احتمالی به اندازه‌ای صفحات روزنامه‌ها را پر کرده که گویی تبلیغات انتخاباتی آغاز شده و از نظر برخی تکلیف کرسی ریاست مجلس دهم نیز روشن شده است.
روزنامه «آرمان» در این زمینه پیشتاز بود که در روز نخست هفته در تیتر اول خود ذیل تیتر «7 نامزد انتخاباتی از پاستور تا بهارستان» به اسامی علی اکبر ولایتی، محمد غرضی، محسن رضایی، محمدباقر قالیباف، غلامعلی حداد عادل، محمدرضا عارف و سعید جلیلی اشاره کرد و نوشت: «مردانی که اگر از حضور در پاستور بازماندند اکنون می‌توانند در رکن قانونگذاری کشور و انتخابات مجلس تأثیرگذار باشند و زمینه‌های تفوق سیاسی خود و طیف همراه‌شان را در آینده فراهم آورند.»
این روزنامه در همین شماره در پاسخ به این پرسش که «کدام اصلاح‌طلب، کاندیدای دو انتخابات اسفند ماه می‌شود؟» به سراغ شخصیت‌هایی چون؛ عباس عبدی، صادق زیباکلام، فیاض زاهد، جواد اطاعت، زهرا اشراقی، حسین تبریزی، داریوش قنبری، شهربانو امانی، محمدجواد حق‌شناس و مهدی آیتی رفت و از آنها درباره آمدن‌شان به عرصه رقابت‌های انتخاباتی جویا شد که پاسخ اغلب آنها مثبت بود.
«شرق» هم سرمقاله نخستین روز هفته‌اش را به «آینده سیاسی سیدحسن خمینی» اختصاص داد و نوشت: «اگر سیدحسن خمینی در انتخابات آتی مجلس خبرگان حضور پیدا نکند، بالقو‌گی‌اش را از دست نمی‌دهد. پس نباید بالقوه‌ای را که می‌تواند فعلیت پیدا کند و سیاستی را خلق و دگرگونه کند، به امر ممکن و امر واقع تخفیف و تقلیل داد.»
«اعتماد» در تیتر اول خود اسامی را به سر لیست‌های انتخاباتی برد و ذیل تیتر «دوگانه عارف ـ حداد» به مظلوم‌نمایی اصلاح‌طلبان و تشتت اصولگرایان پرداخت و در خاتمه نوشت: «مدیران جناح راست در این بحبوحه و در لحظاتی که اردوگاه‌شان گرفتار بالکانیزاسیون و چند پارگی شده برای سرلیستی همچون فهرست انتخاباتی‌شان در مجلس نهم کار سختی را پیش روی نداشته باشند و با توجه به کاندیداتوری علی لاریجانی از قم و نامزدی احتمالی سعید جلیلی از مشهد یا فارس باز هم نام غلامعلی حداد عادل را در صدر فهرست انتخاباتی‌شان بنویسند.»
سه‌شنبه(۱۹/۸/) «اعتماد» دو تصویر از مرتضی اشراقی و محسن هاشمی در کنار یکدیگر درج کرد و در حالی از قول اولی نوشت: «بزرگان می‌خواهند کاندیدا شوم» که به نقل از دومی نوشت: «اگر مردم بخواهند کاندیدا می‌شوم».
«آرمان» هم در این روز فضای بیشتری را به خبر حضور «مرتضی اشراقی در انتخابات» اختصاص داد و در یادداشتی با عنوان «نسل دوم خمینی‌ها و هاشمی‌ها» نوشت: «اینکه این روزها شنیده می‌شود برخی از منسوبان بیت‌امام(ره) و نوادگان ایشان و همچنین فرزندان آیت‌الله هاشمی برای ثبت‌نام در انتخابات ابراز تمایل کرده‌اند، اتفاق مثبت و مبارکی است. خوشبختانه اینان هیچ کدام از مشکلاتی که بخواهد مانع حضورشان شود را ندارند.»
این روزنامه یک روز بعد (20/8/) هم خبر آمدن فاطمه هاشمی را با این جمله شرطی که «اگر بیایم از تهران کاندیدا می‌شوم» داد و درباره حضور خود آقای هاشمی نوشت: «حضور هاشمی آرایش سیاسی انتخابات را به هم می‌ریزد».
«ابتکار» در همین روز از قول مجید انصاری نوشت: «ممکن است برای مجلس خبرگان کاندیدا شوم».
این روند در روز پایانی هفته(۲۱/۸/) به تیتر اول رسید، جایی که «شرق» «دو هاشمی دیگر» را در تیتر نخست روز آخر هفته خود قرار داد و در ادامه آن نوشت: «فاطمه، اولین و محسن، دومین فرزند آیت‌الله هاشمی هستند که به نظر می‌رسد عزم جدی برای حضور در انتخابات مجلس دهم دارند. نام فاطمه برای حضور در رقابت‌های سیاسی شاید برای اولین بار است که این طور و به صورت جدی مطرح می‌شود. اولین بار غلامعلی دهقان، سخنگوی حزب اعتدال و توسعه بود که نه‌تنها از حضور فاطمه هاشمی خبر داد، بلکه از سرلیستی او در صورت عدم حضور ناطق نوری خبر داده بود.»
«ابتکار» هم سرمقاله روز آخر هفته خود را به «هاشمی‌کشان» اختصاص داد و علت تخریب هاشمی، یعنی «هاشمی‌کشان» را ترس از نفوذ وی دانست و نوشت: «تمام جریان‌های تندرو سیاسی در ایران، چه برخی اصلاح‌طلبان و چه برخی اصولگرایان دهه‌های 80 و 90، هاشمی را یک سد سیمانی محکم در برابر خود می‌بینند که اجازه نمی‌دهد آنها به اهداف خود برسند. به طور مثال، جریان تندرو اصولگرا که خود را آماده حضور در نهاد ریاست جمهوری پس از محمود احمدی‌نژاد می‌کرد، ناگهان با جادوی ثبت‌نام هاشمی روبه‌رو شد و در نهایت بازی را به نزدیک‌ترین یار هاشمی رفسنجانی، یعنی حسن روحانی واگذار کرد.»
علاوه بر اسامی افراد مطرحی که در طول هفته بر صفحات روزنامه نشست، «کیهان» در روز آخر هفته به اسامی دیگری تحت عنوان «دولتی‌ها در صف اول نامزدی انتخابات مجلس» اشاره کرد که از جمله آنها عبارتند از: «قدرت‌علی حشمتیان مشاور رئیس‌جمهور (تهران)، مجید نصیرپور معاون معاونت پارلمانی رئیس‌جمهور (سراب)، محمود گلزاری معاونت جوانان وزارت ورزش (تهران)، احمدعلی کیخا معاون سازمان محیط زیست (تهران)، احمد آوایی معاون وزیر صنعت و معدن (دزفول)، علی دهقان فارسی رئیس جهاد کشاورزی شیراز (شیراز)، علی‌اصغر یوسف‌نژاد معاون پارلمانی وزیر اقتصاد (ساری)، اسماعیل شوشتری رئیس دفتر بازرسی رئیس‌جمهور (قوچان)، قدرت‌الله علیخانی معاون پارلمانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام (قزوین)، محمدصادق صالحی‌منش استاندار قم (قم)، قدرت احمدیان مدیرکل استانداری کرمانشاه (کرمانشاه)، رستم زرودی مدیرکل بحران استانداری مازندران، ناصر نصیری فرماندار مغان، مجید رحیمی رئیس دانشگاه آزاد صفاشهر، جلال هاشمی فرماندار طبس، علی‌اکبر کریمی بخشدار بوستان تهران، نورمحمد فردی بیرانوند فرماندار شهر قدس، سیف‌الله مطلبی فرماندار میاندوآب، یدالله حسینی (مرودشت) و ... »


 دیپلماسی
فرامرز پارسا

 آمریکا و نظامی‌گری


سران آمریکا همواره خود را مطیع و خدمتگزار رژیم صهیونیستی معرفی می‌کنند و در این راه نیز از هیچ اقدامی فروگذار نیستند. در طول دو سال، یعنی در طول دوران برگزاری مذاکرات هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 ، سران آمریکا با ژست‌ها و مواضعی به اصطلاح زاویه‌دار با رژیم صهیونیستی تقلا کردند تا به ملت ایران چنان وانمود کنند که در مسیر کاهش همگرایی با این رژیم گام برمی‌دارند و در این چارچوب نیز هنگام سفر بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر صهیونیست‌ها در سال 2014 به آمریکا و سخنرانی ضدایرانی‌اش در کنگره، اوباما دیداری با وی نداشت. جالب توجه آن است که ادعای آمریکایی‌ها این بود که این دیدار به دلیل روند مذاکرات هسته‌ای صورت نگرفته، حال آنکه براساس قوانین آمریکا در آستانه انتخابات سایر‌ ممالک، رئیس‌جمهور آمریکا نمی‌تواند دیداری با سران آنها داشته باشد تا تصور حمایت آمریکا از جناحی خاص ایجاد نشود. محور عدم دیدار اوباما با نتانیاهو در همین قالب بوده است؛ چراکه رژیم صهیونیستی خود را برای انتخابات كنست (پارلمان) آماده می‌کرد و اوباما براساس قانون نمی‌توانست دیداری با نتانیاهو داشته باشد. واهی بودن ادعاهای نتانیاهو زمانی آشکارتر شد که پس از گذشت یک سال، نتانیاهو در 17 آبان 1394 راهی آمریکا شد که محور رایزنی‌های وی در کاخ سفید و با شخص اوباما بود.
نکته بسیار مهم آنکه محافل رسانه‌ای و سیاسی آمریکایی و صهیونیستی، محور این دیدار را افزایش حمایت‌های نظامی آمریکا از تل‌آویو برای آنچه مقابله رفتارهای منطقه‌ای ایران نامیده‌اند، عنوان کرده‌اند. براساس گزارش‌های منتشره، میزان کمک‌های سالیانه آمریکا به رژیم صهیونیستی 4/3 میلیارد دلار بوده است که طی قراردادی 10 ساله به این رژیم پرداخت می‌شود؛ این قرارداد در سال 2017 به پایان می‌رسد؛ در حالی که طرفین برآنند تا این توافق را به 5 میلیارد دلار که در 10 سال 50 میلیارد دلار می‌شود، ارتقا دهند.
با توجه به اینکه توافق آمریکا با این رژیم سابقه‌ای طولانی دارد و این قرارداد تمدیدی برای 10 سال آینده است، قطعاً ادعای هماهنگی آمریکا و تل‌آویو برای رفتارهای منطقه‌ای ایران پس از برجام امری واهی است؛ زیرا توافق آمریکا و صهیونیست‌ها سابقه 10ساله داشته و برای 10 سال آینده تمدید می‌شود. با توجه به این وضعیت می‌توان گفت، این ادعاهای آمریکایی ـ صهیونیستی از یک سو برگرفته از طراحی آنها برای پنهان‌سازی شکست‌های سنگین خود در برابر انتفاضه جدید فلسطین و تحولات سوریه است و از سوی دیگر، ادامه پروژه ایران‌هراسی است که این ایران‌هراسی در دو قالب صورت می‌گیرد.
نخست، القای این تصور به جهانیان که ریشه نظامی‌گری آمریکا در منطقه نه استعمارگیری این کشور، بلکه مقابله با ایران است. آمریکا با ادعای عامل بحران بودن ایران به دنبال دور کردن کشورها از تهران و به نوعی اجرای سناریوی تحریم پنهان ایران است؛ در حالی که در ظاهر هیچ تحریمی به ایران افزوده نشده است.
دوم، تزریق این نگرش به ملت‌های منطقه است که ایران عامل حمایت گسترده آمریکا از رژیم صهیونیستی است تا زمینه تخریب جایگاه منطقه‌ای ایران را رقم بزنند، البته آمریکا به دنبال بازی دو سر برد است؛ چراکه اگر ایران از مبارزه با استکبار آمریکایی در منطقه دست بردارد تا به اصطلاح مانع همگرایی آمریکا به صهیونیست‌ها شود، آمریکا با ادعای عقبگرد ایران از آرمان‌ها به تخریب جایگاه جهانی ایران می‌پردازد؛ لذا این تصور که این همگرایی با دوری از مقاومت پایان می‌یابد، تصوری باطل است که صرفاً به تشدید گستاخی آمریکا منجر می‌شود.
نکته بسیار مهمی که باید در رفتار آمریکا به آن توجه داشت، نگاه انبارگونه‌ای آمریکا به رژیم صهیونیستی است. آمریکا می‌داند دیگر منطقه پذیرنده لشکر‌کشی نظامی آمریکا نیست؛ لذا به جنگ‌های نیابتی روی آورده است. سرزمین‌های اشغالی فلسطین، برخی کشورهای عربی نظیر امارات، عربستان، قطر و بحرین در کنار کویت انبارهای تسلیحاتی آمریکا هستند که به نیابت از آن به کشتار در منطقه می‌پردازند که تحولات سوریه، عراق و یمن گواهی بر این امر است. حمایت‌های آمریکا از رژیم صهیونیستی در اصل تکمیل ذخیره‌های نظامی آمریکا در منطقه است تا در فرصت مناسب علیه کشورهای هدف به کار گرفته شود كه همین سیاست را در قبال كشوری، مانند عربستان اجرا می‌کند.
بر همین اساس تقویت بنیه دفاعی کشور امری ضروری است؛ چرا که آمریکا به دنبال فرصت‌سازی برای گزینه نظامی است و از آن عدول نخواهد کرد و حمایت‌های آن از متحدان منطقه‌ای‌اش آماده‌سازی اوضاع برای گزینه نظامی است و تنها مانع آن نیز توان بالای دفاعی جمهوری اسلامی است كه آمریكا را به اجرا نکردن گزینه نظامی وادار کرده است.
 


اقتصادی
 علی کارگر

سود بانکی و تأثیر آن بر رکود


در حال حاضر رکود اقتصادی مهم‌ترین دغدغه اقتصادی کشور است؛ موضوعی که مسئولان را به فکر راه چاره انداخت و دولت بسته خروج از رکود را برای این کار پیشنهاد کرد. یکی از بندهای مهم این بسته کاهش سود سپرده‌های بانکی است.
برای بررسی رابطه رکود با کاهش سود سپرده‌ها، ابتدا باید عوامل رکود شناسایی شده و تأثیر کاهش سود بانکی بر آن ارزیابی شود. دو اختلال را می‌توان عامل اصلی رکود دانست؛ یکی اختلال در نظام تولیدی کشور و دیگری اختلال در نظام تجارت و تبادل کالا و سرمایه. هر یک از این دو به تنهایی می‌تواند رکود را بر اقتصاد تحمیل کند. متأسفانه در کشور ما هر دو اتفاق همزمان روی داده است. هدفمندسازی یارانه‌ها و حمایت نکردن از تولید، نظام مالیاتی کشور که مالیات را بیشتر از تولیدکننده می‌گیرد تا مصرف‌کننده، بالا رفتن هزینه تولید به علت تورم شدید در چند سال گذشته و... سبب شده که سود تولید به شدت پایین بیاید. تصویر این تغییر در تابلو بازار بورس بر هر بیننده‌ای هویداست. وجود تحریم‌های اقتصادی و تنگ شدن راه‌های مبادله سرمایه سبب شده تولیدکنندگان در تهیه مواد اولیه و صادرات کالا با مشکلات جدی مواجه شده و میزان تولید آنها افت زیادی داشته باشد. کارگاه‌های کوچک اقتصادی که پشتوانه مالی چندانی نداشتند اولین قربانیان این تغییر بودند.
بانک‌ها در چنین وضعیتی می‌توانند نقش مهمی را در اقتصاد ایفا کنند. پرداخت تسهیلات بلندمدت با سود پایین و ایجاد پل‌های ارتباطی برای تبادل سرمایه دو نقش بسیار مهم آنها در این وضعیت شمرده می‌شود. ولی بانک‌ها در سال‌های اخیر نه تنها کمک مؤثری به تولید نکردند، بلکه با بالا بردن سود بانکی، سرمایه‌گذاران را ترغیب کردند که به جای بردن سرمایه‌های‌شان به سمت تولید، سپرده‌گذاری در بانک‌ها را ترجیح دهند. پرداخت تسهیلات کوتاه‌مدت با بهره بالا نیز به یکی از عوامل رکود تبدیل شد و لذا مسئولان در بسته خروج از رکود به این فکر افتادند که با توجه به کاهش تورم و رکود اقتصادی، در مرحله اول سود سپرده‌های بانکی و در مراحل بعد سود تسهیلات را کاهش دهند.
اگرچه کاهش سود بانکی در این اوضاع ضروری است، اما نکاتی در این باره قابل تأمل است که مسئولان باید آنها را در نظر بگیرند:
1ـ کاهش سود بانکی می‌تواند جلوی رشد رکود را بگیرد و اجازه ندهد که بانک‌ها خود به عامل رکود تبدیل شوند. راه اصلی خروج از رکود، رونق تولید است که جز با بالا رفتن سود تولید محقق نمی‌شود. هنگامی که سود تولید زیاد شد، سرمایه‌ها بدون تحریک راهی این بخش از اقتصاد می‌شوند و به کاهش سود بانکی برای حمایت از تولید نیازی نیست. چنین نظامی نشان از یک اقتصاد سالم و پویا دارد.
2 ـ کاهش سود بانکی سبب خروج سرمایه از بانک‌ها می‌شود. می‌توان گفت هدف اصلی دولت از این اقدام نیز همین است، ولی دولت باید بتواند در ادامه نیز این سرمایه‌ها را هدایت کند. رفتن سرمایه به سمت بازار زمین و مسکن که در سال‌های گذشته، آثار مخرب آن بر زندگی روزمره مردم را دیدیم، می‌تواند یکی از عواقب کاهش سود بانکی باشد. ورود سرمایه به سمت تجارت و واردات کالاهای مصرفی که معمولاً مشتریان بیشتری دارد نیز می‌تواند تولیدکنندگان داخلی را با مشکلات زیادی مواجه کند که در درازمدت بر خلاف سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است. بازار کاذب ارز و طلا می‌تواند دیگر مقاصد سرمایه باشد که برای جلوگیری از این اتفاقات باید فکری کرد.
3 ـ کاهش سود بانکی می‌تواند سبب رونق گرفتن بازار مؤسسات پولی و اعتباری غیر رسمی و حتی فرار سرمایه از کشور شود. خود بانک‌ها نیز در چنین شرایطی ممکن است برای فرار از خطر ورشکستگی و جذب سرمایه به فعالیت‌های غیر رسمی اقتصادی بپردازند و در حقیقت خود به بنگاه‌های اقتصادی تبدیل شوند.
به هر حال کاهش سود بانکی دارویی برای اقتصاد بیمار کشور است که عوارض خطرناکی نیز دارد و مسئولان باید پیش از تجویز این دارو، تدبیری برای مدیریت عواقب آن داشته باشند.
 

 

صفحه پنجم

 
 

قاسم غفوری

تکرار جنگ سرد دروغی بزرگ

جنگ سرد واژه‌ای در ادبیات سیاسی، نظامی و اقتصادی روابط بین‌الملل است که جهانیان، قرن بیستم را با آن می‌شناسند. اصطلاح جنگ سرد پس از جنگ دوم جهانی در ساختار جهانی‌ شکل گرفت که محور آن را نیز تقابل میان اتحاد جماهیر شوروی سابق و ایالات متحده آمریکا تشکیل می‌داد.
براساس این تفکر جهان به دو بخش تقسیم می‌شد؛ حامیان آمریکا و متحدان شوروی و هیچ کشوری مابین آنها معنا نداشت. هر چند که در دهه 1960 جنبش عدم تعهد مستقل از این دو، تشکیل شد، اما در عمل ساختار سیاسی و نظامی جهان براساس همان نگاه دوقطبی چینش می‌شود که نتیجه آن را نیز در بحران کوبا، جنگ ویتنام، جنگ افغانستان، پیمان‌های نظامی ورشو، ناتو و... می‌توان مشاهده کرد.
پس از سال 1990 و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی عملاً فضای دوقطبی از هم پاشیده شد و دوران جنگ سرد که یادگار آن نیز پیمان استارت ۱ و ۲ میان آمریکا و شوروی بود، به نوعی پایان یافته تلقی شد. آمریکا بسیار تلاش کرد فضایی تک‌قطبی را بر جهان حاکم سازد که جنگ‌های افغانستان و عراق نمودی از آن است. این روزها در حالی صحنه بین‌الملل سراسر تنش و نابسامانی شده و حتی برخی از احتمال آغاز جنگ سوم‌جهانی سخن می‌گویند که در ادبیات گفتاری مقامات آمریکایی بار دیگر لفظ دوران جنگ سرد مشاهده می‌شود.
اصرار آنها بر برجسته‌سازی روسیه به مثابه بزرگ‌ترین تهدید برای آمریکا و اینکه هر اقدامی برای مقابله با اقدامات روسیه صورت خواهند داد و حتی بیان اینکه اجازه نمی‌دهند مسکو جهان را به سمت جنگ سرد پیش ببرد از جمله این تحرکات است.
فضای رسانه‌ای آمریکا نیز چنان هدایت می‌شود که به جهانیان القا شود جهان در مسیر تکرار دوران جنگ سرد و تقابل‌های شدید مسکو ـ واشنگتن پیش می‌رود. جالب و قابل توجه آنکه افرادی مانند اشتون کارتر، وزیر دفاع آمریکا در سخنان متعددی تأکید می‌کند كه آمریکا به دنبال احیای جنگ سرد نیست، اما از خود و منافعش در برابر رفتارهای روسیه دفاع می‌کند. این نوع گفتار هر چند در ظاهر برای دور نشان دادن آمریکا از جنگ سرد است، اما در اصل تحریک افکار عمومی به سمت تداعی دوران جنگ سرد و چالش‌های آن دوران است.
حال این پرسش مطرح می‌شود که چرا آمریکایی‌ها اصرار دارند وضعیت کنونی جهان را مشابه دوران جنگ سرد معرفی کنند و بسیاری از حرکت‌های خود را به تقابل با روسیه نسبت دهند؟ پاسخ به این پرسش را در چالش‌های درونی و بیرونی آمریکا می‌توان مشاهده کرد.
در حوزه داخلی، آمریکا با بحرانی به نام عدم مشروعیت مردمی مواجه است، به ویژه اینکه چالش‌های اقتصادی و نژادپرستی حاکم بر ساختار این کشور مردم را به خیابان‌ها کشاند، که اعتراض‌های گسترده به تبعیض‌نژادی در این کشور نمودی از آن است.
برجسته‌سازی ادعای دوران جنگ سرد و ترساندن مردم از آن از یک سو می‌تواند توجیهی بر نقض گسترده حقوق بشر در آمریکا و از سوی دیگر ترس از مشکلات دهه‌های 1990 حربه‌ای برای احیای وحدت داخلی در ایالات متحده و حمایت‌های مردمی از جنگ‌افروزی‌های دولتمردان آمریکا باشد.
در حوزه سیاست خارجی نیز آمریکا با چالش‌های بسیاری مواجه است که قدرت‌طلبی آن را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. نخست آنکه آمریکا در بسیاری از معادلات جهانی با ناکامی همراه شده که ناتوانی در اجرای به اصطلاح صلح خاورمیانه، ناکامی در برچیدن فعالیت‌های هسته‌ای و توان دفاعی ایران، شکست در سلطه بر عراق و سوریه، عدم تحقق دموکراسی آمریکا در غرب آسیا، افشای دروغین بودن مبارزه آمریکا با تروریسم و... عملاً آمریکا را در مسیر انزوای جهانی قرار داده است.
واشنگتن با ادعای احیای دوران جنگ سرد به دنبال پنهان‌سازی وجود قدرت‌های نوظهور و معرفی خود به مثابه یکی از دو قطب مطرح جهان است تا با این حربه بر شکست‌های خود سرپوش گذاشته و قدرتمند بودن خود را به جهان القا کند. نکته بسیار مهم در این حوزه آن است که امروزه سراسر جهان از شرق آسیا گرفته تا آفریقا، غرب آسیا و آمریکای لاتین در برابر آمریکا قرار گرفته‌اند. امروز دیگر شعار مرگ بر آمریکا به شعاری جهانی مبدل شده و این یعنی افول قدرت‌طلبی آمریکا. برجسته شدن دوران جنگ سرد، پنهان‌سازی عدم تمکین جهانی به آمریکا و تقلیل دادن آن به تقابل روسیه با آمریکاست.
در اصل آنها اعتراض جهانی به آمریکا را در حد تقابل یک کشور تقلیل می‌دهند تا اصل انزجار جهانی و مبارزه سراسری با استکبار را کم‌رنگ کنند.
دوم آنکه آمریکا با ترساندن کشورهای اروپایی و متحدان منطقه‌ای خود نظیر کشورهای عربی در غرب آسیا، از تکرار دوران جنگ سرد، خواستار وحدت آنان با آمریکا است. افزایش حضور نظامی آمریکا در کشورهای عربی و اروپا را در این چارچوب می‌توان تعریف کرد.
جالب و قابل توجه آنکه آمریکا برای القای این تصورات به مستندات تاریخی نیز روی کرده، چنانکه كربی سخنگوی كاخ سفید، پوتین را به استالین و دوران قحطی در اوکراین تشبیه کرده است.
سوم آنکه جهان امروز در حالی با بحرانی به نام تروریسم و امنیت جهانی روبه‌رو است که به اذعان جهانیان جبهه مقاومت شامل جمهوری اسلامی ایران، سوریه، عراق و حزب‌الله لبنان، به مثابه مبارزان واقعی با تروریسم بالاترین نقش را در امنیت جهانی دارند، چنانکه بسیاری از کشورها قرار داشتن در کنار مقاومت را راهکار مبارزه با تروریسم می‌دانند.
این امر یعنی آنکه بیداری اسلامی و انقلاب اسلامی و در نهایت اسلام ناب محمدی(ص) رهایی‌بخش جهان از تمام مشکلات و دربردارنده الگویی برای صلح و عدالت پایدار در سراسر جهان است. آمریکا که اسلام‌ستیزی را اصل اول خود می‌داند، چنانکه در ادبیات رفتاری خود می‌گوید هر مسلمانی تروریست نیست، ولی هر تروریستی مسلمان است، افشای جایگاه اسلام در صلح و امنیت جهانی را شکستی سنگین برای خود می‌داند.
بر این اساس راهبرد آمریکا در القای احیای دوران جنگ سرد تمرکز یافته است. آمریکا چنان القا می‌کند که جهان در دوران پس از جنگ دوم جهانی است که میان شوروی و آمریکا در ادبیاتی جدید به نام روسیه و آمریکا قرار دارد و هیچ موازنه دیگری در جهان وجود ندارد. کشورها محکوم به انتخاب میان روسیه و آمریکا هستند و جریان‌ سومی نیز وجود ندارد.
بر این اساس نیز مشاهده می‌شود که آمریکا تمام تحولات سوریه را در لوای نام روسیه برجسته می‌سازد و به پنج سال مبارزه جبهه مقاومت با تروریسم و دستاوردهای آن اشاره‌‌ای ندارد.
آمریکا با فضاسازی دوران جنگ سرد به دنبال کتمان وجود قدرتی به نام جبهه مقاومت اسلامی در معادلات جهانی، آن هم در جایگاه اصلی‌ترین برقرارکننده صلح و امنیت در جهان است تا سیاست اسلام‌ستیزی را در قالبی جدید اجرایی سازد. به عبارتی، ادبیات گفتاری بازگشت دوران جنگ سرد ابزار جدید اسلام‌ستیزی آمریکاست، هر چند که در ظاهر تقابل‌ میان روسیه و آمریکا مطرح است.
آنچه در صحنه جهانی مشهود است آنکه جهان رو در روی آمریکا قرار گرفته و مبارزه با استکبار به اصلی جهانی مبدل شده است، در حالی که مقاومت اسلامی نیز به یک الگوی رهایی‌بخش در حال ورود به ساختار بین‌الملل است. حال آنکه آمریکا با ادعای احیای دوران جنگ سرد به دنبال پنهان‌سازی تمام این حقایق است. احیای دوران جنگ سرد دروغی برای انحراف افکار عمومی از واقعیات جاری در جهان است که محور آن را جهانی شدن استکبارستیزی و رویکرد جهانی به مقاومت اسلامی به مثابه رهایی‌بخش جهان از وضعیت بحرانی جاری به عرصه بین‌الملل تشکیل می‌دهد.


رضا اشرفی

انگليس بحراني در تكاپوي رؤياهاي جهاني
 

در انتخابات گذشته كه حزب محافظه‌كار در انگليس به پيروزي رسيد و ديويد كامرون توانست به تنهايي و بدون ائتلاف با حزب سوم دولت تشكيل بدهد،‌ كمتر كسي فكر مي‌كرد كه انگليس به فاصله بسيار كوتاهي شاهد تظاهرات و اعتراضاتي همراه با خشونت باشد، اما اين اتفاقي است كه در هفته گذشته به مراتب در اين كشور رخ داده است و شواهد هم نشان مي‌دهد كه ادامه‌دار خواهد بود.
دولت انگليس دو سال پس از مواجهه با بحران نظام سرمايه‌داري كه تقريباً از سال 2008 آغاز شده است،‌ به سمت سياست‌هاي رياضتي پيش رفته است و همين مسئله فشار فوق‌العاده‌اي را بر روي شهروندان اين كشور به‌ویژه قشر پايين آورده است.
همچنين، در ادامه مداخلات غرب در بحران اوكراين كه با سياست‌هاي تحميلي تحريم‌هاي اقتصادي آمريكا به روسيه همراه بود، انگليس با مشاركت در اين سياست اوضاع اقتصادي خود را ناكارآمدتر ديد، اما به دليل حمايت از آمريكا در اين مسير قرار گرفت و وارد بحث تحريم‌ها عليه روسيه شد كه كم كم نتايج آن را مي‌بيند. البته اين موضوع تنها مختص انگليس نيست، بلكه ديگر كشورهای اروپايي نیز با آن درگير هستند. البته اقتصاد اروپا در دوره بحران نظام سرمايه‌داري از طريق فروش محصولات به روسيه توانست بخش قابل توجهي از كسري‌هاي خود را جبران كند،‌ اما بحران اوكراين و دخالت آمريكا و اروپا در آن، كه با سياست تحریم‌هاي اقتصادي روسيه همراه شد،‌ اين فرصت را از آنها گرفت.
جرج آزبورن، وزیر دارایی انگلیس كه وي را مغز متفكر اقتصادي دولت محافظه‌كار می‌دانند، به‌تازگی و بدون توجه به اعتراضات مردمي، تأكيد كرده است كه سياست رياضت اقتصادي در پنج سال آينده نيز ادامه خواهد داشت. وي معتقد است، انگليس براي كاهش هزينه‌هاي عمومي مجبور است كه رياضت را ادامه بدهد تا از اين طريق كسري بودجه آن جبران شود. اين در حالي است كه معترضان مي‌گويند، دولت با اجراي سياست‌هاي رياضتي به شدت خدمات بهداشتي و رفاهي را كاهش داده است و همين مسئله سبب افزايش فشار به قشر آسيب‌پذير و كم‌درآمد شده است.
سران انگليس در حالي با بحران‌هاي شديد داخلي مواجه هستند كه همچنان رؤياهاي جهاني خود را دنبال مي‌كنند تا ضمن پنهان‌سازي بحران‌هاي داخلي با هزينه‌تراشي براي جهان منافعي را كسب کنند. بخشي از اين سياست شامل بازي اتحاديه اروپا و گرفتارسازي آن در نابساماني‌هاي سياسي است؛ چنانكه نخست‌وزير انگليس بارها بر خروج كشورش از اروپاي واحد تأكيد كرده است. بسياري با اشاره به مواضع كامرون، بر اين عقيده‌اند كه لندن با اين ادعا به دنبال باج‌خواهي سياسي و اقتصادي از اروپاست تا طرح‌هاي خود را به ساير كشورها تحميل و رقبايي، نظير آلمان و فرانسه را از ميدان به در كند.
محور ديگر رفتار انگليس را رفتارهاي آن در قبال پناه‌جويان تشكيل مي‌دهد. در حالي كامرون پناه‌جويان را زنبورهايي مي‌نامد كه به اروپا هجوم آورده‌اند که نهادهاي حقوق بشر درباره رفتار انگليس در قبال پناه‌جويان، آن هم در فصل سرما هشدار داده‌اند. لندن با ادعاهاي هزينه‌هاي سنگين نگهداري پناه‌جويان و احتمال اقدامات تروريستي از سوي آنان خواستار دريافت كمك‌هاي مالي از جامعه جهاني است. ورود به عرصه اقتصادي و نظامي جهان از ديگر تحركات سران انگليس است. رفتارهاي سياست خارجي انگليس نشان مي‌دهد، آنها با دو محور روابط اقتصادي و سرمايه‌گذاري در كشورها و فروش تسليحات به دنبال كسب منابع اقتصادي هستند. سفر، شي جين پينگ، رئيس‌جمهور چين به انگليس و قرارداد 10 ميليارد دلاري ميان طرفين در كنار تحركات گسترده انگليس براي ورود به بازار ايران را در اين چارچوب مي‌توان ارزيابي كرد. بسياري از تحليلگران بين‌المللي معتقدند، دليل رويكرد لندن به تهران پس از اعلام توافق هسته‌اي بيش از هر چيز براي كسب درآمدهاي اقتصادي بوده است؛ چنانكه حضور در صنايع زيربنايي، نظير حوزه نفت ايران از خواسته‌هاي انگليسي‌هاست. در اصل رويكرد انگليس به ايران نه به‌مثابه اقدامي برگرفته از تغيير رفتار، بلكه به دليل نيازهاي اقتصادي لندن بوده است كه با ادعاي رويكرد به تهران پس از برجام اين نياز را پنهان مي‌‌کند. فروش تسليحات در منطقه يكي ديگر از اهداف اقتصادي لندن است؛ چنانكه در سفر هاموند، وزير خارجه انگليس به بحرين، طرفين بر احداث پايگاه نظامي و فروش تسليحات به منامه توافق كردند. رويكرد تسليحاتي انگليسي‌ها چنان است كه با وجود مناقشات پيش آمده در روابط لندن ـ رياض و اعتراض‌هاي مردمي به جنايات سعودي در يمن، كامرون، نخست‌وزير انگليس شخصاً بر دلجويي از مقامات عربستاني اصرار كرده و بر حمايت قاطع از آنان در جنگ يمن و بحران سوريه تأكيد کرده است.
نكته قابل توجه آنكه با وجود تمام تحركات صورت گرفته از سوي سران انگليس، بسياري نيز معتقدند انگليس در صحنه جهاني دوران بحراني را سپري مي‌كند؛ هر چند كه در ظاهر سعي دارد تا خود را محور تحولات جهان معرفي کند. وضعيت بحراني انگليس در صحنه جهاني چنان است كه گاردین آورده است، تعدادی از دیپلمات‌های ارشد و افسران اطلاعاتی پیشین انگلیسی به همراه برخی از استادان متخصص در حوزه سیاست خارجی در گزارشی هشدار داده‌اند که سیاست خارجی انگلیس دچار بحران اعتماد شده است؛ وضعیتی که سبب شده، این کشور «در سوریه کنار زده شود، در اوکراین بی‌تأثیر باشد، به موضوعات اروپایی بی‌تمایل بوده، و نسبت به ماجرای پناه‌جویان رویکردی نامساعد داشته باشد.»
بسياري از ناظران سياسي معتقدند، كه اين انزواي انگليس برگرفته از آگاهي جهاني از رفتارهاي ضد بشري و مخرب انگليس در معادلات جهاني است كه بي‌اعتمادي جهاني به آن را ايجاد كرده است. رفتارهاي تفرقه‌افكنانه انگليس و نقش آن در جنگ‌افروزي‌هاي آمريكا، نظير جنگ عراق، افغانستان و ليبي حمايت آشكار آن از تروريسم كه همچنان ادامه دارد و روابط گسترده آن با رژيم صهيونيستي و سعودي، انزجار و بي‌اعتمادي جهاني به انگليس را رقم زده است. كامرون با برجسته‌سازي خروج از اروپا سعي در پنهان‌سازي پرونده سياه خود در حمايت از سركوب‌گران و جنايتكاران را دارد.


از نگته دیگران
سحر دولتیان
عربستان و سرکوبی آزادی بیان

به راحتی می‌توان اهمیت رسانه‌های گروهی را در تأثیرگذاری بر افکار عمومی و جهت‌دهی به آرای مردم درباره هر موضوع سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی درک کرد. کافی است نحوه پوشش خبرها و تحلیل‌های به عمل آمده و کاربرد واژگان از سوی رسانه‌های مختلف را با هم مقایسه کرد و به نظرات و مواضع آنها در تأثیرگذاری بر افراد عادی و برانگیختن واکنش‌های معین از سوی آنان پی برد. با اینکه در رسانه‌ها موضوعی به نام عدم جانبداری و بی طرفی وجود ندارد، این سؤال مهم مطرح می‌شود که این جانبداری به سمت چه کسی است؟ باید دانست که این رسانه به مسائل مرتبط با ملت‌های مظلوم، عدالت و مقاومت در برابر هر نوع تجاوز متعهد است، یا دفاع از ظلم و توجیه آن، تعهد به حق و حقیقت تحریف‌های خبری و اطلاع‌رسانی را فاش می‌کند؟
تملک رسانه‌های گروهی از سوی سرمایه‌داران، به معنای قدرت این افراد در رساندن خبر، پیام یا کلمه دلخواه به مردم و مخاطبان است. آنها با استفاده از این ابزار می‌توانند جلاد را قربانی جلوه دهند و وانمود کنند که قربانی در بهترین شرایط خود به سر می‌برد؛ امری که به روشنی می‌توان نمونه‌هایی از آن را در فلسطین و یمن دریافت. اطلاع‌رسانی صحنه نزاع بین حق و باطل، نور و ظلمت، ظالم و مظلوم و ارتش‌های مزدور و آزادگان است؛ آزادگانی که حاضر نیستند قلم وجدان خود را بفروشند. ماهیت این نزاع بسیار پیچیده و خشونت‌بار است. ناجی علی، نقاش و کاریکاتوریست فلسطینی که بار رنج وطن و ملتی مظلوم را به دوش می‌کشد، کسی که طراح شخصیت موسوم به حنضله این کودک فلسطینی پشت به مخاطب بود در کوچه‌های لندن ترور شد، زیرا جانبدار حق و حقیقت بود. این حادثه نشان می‌دهد که قاتلان برای کشتن کلمه آزاد و حقیقت تا کجا پیش می‌روند. امروز نیز حمله وحشیانه به شبکه المیادین را به همین دلیل شاهدیم. همان دلیلی که به علتش شبکه‌های تلویزیونی زیادی، از جمله شبکه المنار، المیسره یمن و شبکه‌های ماهواره‌ای سوریه در تنگنا و هجمه قرار گرفتند و در نوار غزه هم زیر بار موشک‌ها و بمباران صهیونیست‌ها ماندند. علت این امر انتقال حقیقت بود؛ حقیقتی که هر ظالم و متوحشی از آن می‌ترسد، همه آنان که انسانیت خود را از دست داده و دیگر به نوع بشر تعلق ندارند، یا در صدد سرپوش گذاشتن بر خیانت و مزدوری خویش هستند از آن وحشت دارند.
آنچه که باید بر آن تأکید کنیم این است که تصمیم شرکت عرب ست برای لغو ایستگاه پخش در لبنان به منظور محروم کردن المیادین از امکان پخش برنامه‌های خود تصمیمی است که در درجه اول سیاسی به شمار می‌آید و بنا به دستور آل‌سعود صورت گرفته است. آنان چندین شبکه ماهواره‌ای و ایستگاه تلویزیونی را در سراسر کشورهای عربی تأسیس کرده‌اند که علاوه بر شعله‌ور کردن فتنه مذهبی، فرهنگ عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی را نشر می‌دهند.
این هجوم به شبکه‌ای که برخلاف شیوه مبتذل الجزیره همواره پوشش دقیق و صحت اخبار و نقل دیدگاه‌های مختلف را رعایت کرده، جنبه متوحشانه دارد. این امر نشان‌دهنده تعقیب‌های قبیله‌ای کینه‌خواهی و نپذیرفتن دیگری است. اینها همان ویژگی‌های تفکر وهابیت است که در درون خانواده حاکم بر عربستان ریشه دارد.
بی‌شک افتضاح سیاست‌های آل‌سعود، به‌ویژه با روی کار آمدن الجبیر در مقام وزیر خارجه به حکم تجربه‌های فراوانش در جنگ‌افروزی به وسیله بازی‌های تلفن همراهش بیشتر پدیدار شده است. وی تلاش می‌کند نظریه‌های خود را علیه یمن ـ فقیرترین کشور عربی، اما ثروتمندترین آنها در روحیه مقاومت و شجاعت ـ اجرایی کند، غافل از آنکه بازیگران بازی‌های نرم‌افزاری و مجازی تنها عروسک‌های بی‌جان هستند و این با عالم واقع تفاوت زیادی دارد.
منبع: روزنامه المنار

 


 

کند و کاو

 

اوباما «وضعیت اضطراری» در روابط با ایران را تمدید کرد
خبرگزاري تسنيم: باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا با ارسال نامه‌ای به کنگره این کشور، وضعیت اضطراری در روابط با ایران را برای یک سال دیگر تمدید کرد. اوباما در نامه‌اش به کنگره نوشته است، روابط تهران و واشنگتن «هنوز به وضعیت عادی بازنگشته است.» وضعیت اضطراری در روابط با ایران در سال 1979 به دستور رئیس‌جمهور وقت آمریکا برقرار شد. این وضعیت پس از یک سال خود به خود لغو می‌شود، مگر آنکه رئیس‌جمهور 90 روز پیش از تاریخ انقضا، تداوم آن را به اطلاع کنگره برساند. وجود وضعیت اضطراری در روابط با ایران، زیربنای تحریم‌هایی است که به بهانه‌های مختلف از سوی واشنگتن علیه ایران وضع شده است.
هري ريد: همیشه در کنار تل‌آويو خواهیم ماند
باشگاه خبرنگاران: «هری رید» رهبر دموکرات‌های سنا با ادعای اینکه توافق هسته‌ای ایران مانع دستیابی این کشور به سلاح هسته‌ای شد، تصریح کرد: «آمریکا برای همیشه در کنار تل‌آويو خواهد ماند.»
هری رید، رهبر اقلیت دموکرات‌های سنا که نقش مهمی برای پیش بردن برجام و مقابله با تلاش جمهوریخواهان به منظور ممانعت از روند اجرایی شدن آن در آمریکا ایفا کرد، پیش از دیدار با نتانیاهو بار دیگر از برجام دفاع کرد. وی مدعی شد: «این مهم نیست که جمهوریخواهان چطور تفسیر نادرستی از توافق هسته‌ای ایران ارائه می‌دهند، اما باید گفت که توافق یک هدف بلندمدت ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را محقق کرد و کاری کمتر از این نکرد.»
تحریم‌ها علیه ایران را حفظ می‌کنیم
خبرگزاري فارس: «دنیس مک‌دانف» یک مقام ارشد آمریکایی گفت: تا زمانی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تکمیل تعهدات ایران را تأیید نکند، تحریم‌ها به قوت خود باقی خواهند ماند. وی که در نشست فدراسیون‌های یهودیان آمریکای شمالی در واشنگتن صحبت می‌کرد، گفت: «ما بر اجرای توافق هسته‌ای متمرکز شده‌ایم. آنها اقدامات‌شان را آغاز کرده‌اند.» این مقام ارشد آمریکایی افزود: «تا زمانی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأیید نکند که ایران تعهداتش را اجرایی کرده است، تحریم‌ها به قوت خود باقی می‌مانند.» مک‌دانف در ادامه گفت: «ما تحریم‌های مربوط به تروریسم و موضوعات حقوق بشر علیه ایران را حفظ می‌کنیم.»
لیندسی گراهام: هدف آمریکا تغییر رژیم ایران است
خبرگزاري مهر: سناتور جمهوریخواه آمریکایی که نامزد ورود به رقابت‌های ریاست‌جمهوری این کشور است، هدف اصلی این کشور در قبال ایران را سرنگونی نظام و تغییر رژیم دانست.
سناتور لیندسی گراهام، در ادامه تأکید کرد: «هدف تغییر رژیم است. من نمی‌خواهم به ایران یورش ببرم، اما بزرگ‌ترین بازندگان تمامی این توافق و معامله مردم ایران هستند.» وی افزود: «من کاملاً حامی فروش سلاح بیشتر به اسرائیل هستم، اما سلاح کافی برای فروش یا دادن به آنها (اسرائیل) به منظور حفاظت از آنها در مقابل ایرانی‌هایی که قدرت بیشتری یافته‌اند، وجود ندارد.»
مخالفت آمريكا با قرارداد اس ۳۰۰
خبرگزاري ايرنا: «جان کربی»، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در نشست خبری روزانه، به اخبار منتشر شده روز دوشنبه درباره تحویل سامانه‌های دفاع موشکی اس ۳۰۰ به ایران واکنش نشان داد. جان کربی گفت: «موضع ما در این‌باره، همان موضع قبل است و ما به روشنی مخالفت‌مان را با هرگونه فروش سامانه موشکی اس 300 به ایران اعلام کرده‌ایم. مدت زیادی است که با فروش آن ـ و فروش هرگونه تجهیزات دفاعی پیشرفته تا این حد ـ اعلام کرده‌ایم و ما با دقت بسیار این مسئله را تحت نظر خواهیم داشت.»
وزارت خزانه‌داری آمریکا: هنوز فروش هواپیما به ایران ممنوع است!
خبرگزاري باشگاه خبرنگاران: یکی از مقامات وزارت خزانه‌داری آمریکا گفته است، براساس وضعیت موجود، شرکت‌های ایرانی هنوز حق خرید یا اجاره کامل هواپیمای مسافربری را ندارند و خرید هواپیمای مسافربری از سوی شرکت هوایی ایرانی ماهان، نقض تحریم‌ها محسوب می‌شود. «بستی بوراسا» از مقامات دفتر تروریسم و اطلاعات مالی وزارت خزانه‌داری آمریکا، در واکنش به فروش یک هواپیمای مسافربری به شرکت هواپیمایی ایرانی گفته است: «کاهش موقت تحریم‌ها که هم‌اکنون اجرایی است، فروش یا اجازه کامل هواپیما به ایران را پوشش نمی‌دهد.»


هویت

انگلیس: جاسوسي از همه ارتباطات مردم
پس از انتشار گزار‌ش‌هاي متعدد از سوي نهادهاي حقوق بشري و اعتراضات گسترده مردمي سرانجام وزیر کشور انگلیس برای اولین بار به طور رسمی اذعان کرد در طول ۱۵ سال گذشته، سازمان‌های جاسوسی دولتی انگلیس با اجازه رسمی، همه اطلاعات ارتباطی مردم انگلیس را ثبت کرده‌اند. ستاد ارتباطات دولتی انگلیس (GCHQ) و سازمان اطلاعات داخلی این کشور (MI5) به طور مخفیانه همه ارتباطات تلفنی و اینترنتی مردم انگلیس را در طول 15 سال گذشته جمع‌آوری کرده‌اند. این اولین بار است که چنین خبری در انگلیس منتشر می‌شود. دولت انگلیس هفته گذشته پیشنهاد کرده بود که تاریخچه همه مرورگرهای بر خط کاربران انگلیسی ثبت و در اختیار سازمان‌های جاسوسی دولتی انگلیس گذاشته شود. علاوه بر سازمان‌های جاسوسی، همه نیروهای پلیس نیز این توانایی را خواهند داشت که دستگاه‌های ارتباطی افراد را هک و به آن نفوذ کنند.
آلمان: جاسوسی‌ از متحدان
آلمان از جمله كشورهاي اروپايي است كه روابط اطلاعاتي گسترده‌اي با آمريكا دارد. بر اساس همين روابط نيز برلين اقدام به جاسوسي از شركای خود براي آمريكا مي‌‌کند. سازمان اطلاعات امنیت آلمان از دوستان خود در سراسر جهان به صورت نظام‌مند جاسوسی کرده است؛ از جمله از وزارت کشور لهستان، اتریش، دانمارک و کرواسی. علاقه این سازمان اطلاعاتی در آلمان تنها محدود به نهاد‌ها و مؤسسات دولتی نبوده است، بلکه همچنین از سازمان‌های غیردولتی مانند سازمان‌های مراقبت بین‌المللی، آکسفام، یا کمیته بین‌المللی صلیب سرخ در ژنو نیز جاسوسی می‌کرده است. در آلمان سفارتخانه‌ها و کنسولگری‌های خارجی متعددی روی فهرست اهداف جاسوسی سازمان اطلاعات امنیت آلمان قرار داشتند که شامل نشانی‌های پست ‌الکترونیکی ایمیل و شماره‌های نمابر و تلفن نمایندگان فرانسه، انگلیس، سوئد، پرتغال، یونان، اسپانیا، ایتالیا، اتریش، سوئیس و حتی واتیکان بوده است.
اروپا: پناه‌جويان در زندان
بازداشت و زندانی کردن افراد آواره به جرم آوارگی و پناهنده بودن بر اساس قوانین بین‌المللی، به‌ویژه میثاقین ممنوع است. با وجود این و با بالا رفتن آمار ورود پناه‌جویان و پناهندگان به کشورهای اروپایی، شاهد آن بودیم که کشورهای اروپایی هم به دلیل ضعف در اتخاذ تدابیر مناسب برای میزبانی از آوارگان و همچنین حرکتی بازدارنده، اقدام به بازداشت و زندانی کردن آنان کردند. اکثر این پناه‌جویان از اتباع کشورهایی نظیر عراق، افغانستان، سوریه و شمال آفریقا هستند. رئیس کمیساریای عالی پناهندگان در شرق اروپا در این باره اظهار داشت: «دیدن پناه‌جویانی که به دلایلی نظیر حفظ جان‌شان از کشورشان گریخته‌اند در پشت میله‌های زندان بسیار غم‌انگیز است. این پناه‌جویان که شاید زندان را در کشورشان نیز تحمل کرده‌اند، در نخستین تجربۀ خود پس از ورود به مرزهای اتحادیۀ اروپا باز هم با تجربه زندان روبه‌رو می‌شوند.»

 

صفحه ششم

 
 

مصطفی قربانی

صبح صادق کالبدشکافی می‌کند
 واقعیت نفوذ در پسابرجام
 

پس از طرح موضوع نفوذ به مثابه یکی از راهبردهای استکبار جهانی در قبال جمهوری اسلامی ایران در دوره پسابرجام و پس از آنکه طرح و پرداختن به این موضوع در رسانه‌ها و مطبوعات وابسته به دولت و اصلاح‌طلبان با بی‌اعتنایی و تحریم روبه‌رو شد، با اقدام سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دستگیری و بازداشت چند تن از اعضای شبکه نفوذی همکار با دولت‌های متخاصم غربی که در فضای مجازی و مطبوعات کشور فعال بودند، سناریوی «توهم نفوذ» و «عدم استفاده جریانی از طرح موضوع نفوذ» مورد توجه جریان مذکور قرار گرفت. منظور این است که جریانی که نسبت به نفوذ بیاعتنا بود، با دستگیری برخی از عوامل نفوذی، هم «پروژه نفوذ دشمن» را انکار کرد و آن را به نوعی توهم خواند و هم جریان رقیب را به استفاده ابزاری از این موضوع متهم کرد. اولین واکنش در این‌باره از سوی شخص رئیس‌جمهور صورت گرفت و پس از او، آقایان علی مطهری، اکبر ترکان، محمود علوی (وزیر اطلاعات) و وزیر کشور نیز در این‌ باره موضع‌گیری کردند. ضمن اینکه استفاده حزبی از موضوع نفوذ تقبیح می‌شود، اما این به معنای نادیده‌گرفتن اصل تلاش دشمن برای تمرکز بر نفوذ در ایران نیست که در نوشتار حاضر به این موضوع می‌پردازیم.

مفهوم نفوذ
برای روشن شدن مفهوم نفوذ، ناگزیر از تعریف مفهوم قدرت هستیم؛ زیرا قدرت با نفوذ رابطه تنگاتنگی دارد و از رهگذر تعریف قدرت می‌توان مفهوم نفوذ و جایگاه آن را درک کرد. قدرت را توانایی بر ذهن‌ها و اعمال دیگران تعریف کرده‌اند. به تعبیری، قدرت توانایی تأثیرگذاری بر دیگران است. در دانش سیاسی، قدرت نه به مثابه ویژگی ذاتی و درونی بازیگران سیاسی،‌ بلکه به مثابه ویژگی رابطه میان آنها بررسی میشود. مسئله اصلی در بحث قدرت، احتمال تأثیرگذاری است. از این جهت، قدرت با مفاهیمی چون نفوذ ارتباط دارد. به بیان دیگر، نفوذ شکلی ظریف و نامرئی از قدرت است که از طریق تسخیر و تسلط بر دستگاه محاسباتی و نظام تصمیم‌گیری یک فرد، گروه، دولت و... اعمال می‌شود. از این رو، تا نفوذی نباشد، قدرت عینیت نمی‌یابد و در نتیجه، تأثیرگذاری و تحقق اهداف نیز مختل می‌شود.

ابعاد و مؤلفه‌های مفهوم نفوذ
باتوجه به آنچه گفته شد، در روشن شدن ابعاد و مؤلفه‌های مفهوم نفوذ باید به چند نکته اشاره کرد:
۱ـ «الف» آنگاه می‌تواند به «ب» نفوذ کند که رابطه‌ای میان او و «ب» برقرار شده باشد. ۲ـ «الف» برای اینکه بتواند به «ب» نفوذ کند باید منابع و توانایی‌هایی در اختیار داشته باشد. بنابراین، در رابطه میان دو بازیگر، آن بازیگری که منابع و توانایی‌هایی بیشتری داشته باشد، به احتمال زیاد در نفوذگذاری بر دیگری موفق‌تر خواهد بود. ۳ـ نفوذ و روش‌های آن معطوف به آینده و در واقع، نفوذ اساساًً معطوف به یک یا چند هدف دیگر است. منظور این است که وقتی یک بازیگر می‌کوشد به دیگری نفوذ کند، این اقدام وی برای تأمین اهدافی در آینده صورت می‌گیرد. ۴ـ هدف از نفوذ، اصلاح، تغییر یا تقویت رفتارهای موجود است. به بیان دیگر، «الف» می‌کوشد به «ب» نفوذ کند تا به گمان خود و در راستای اهداف و منافع خود، رفتارهای «ب» را یا اصلاح و تقویت کند، یا تغییر دهد. بنابراین، نقطه کانونی در بحث نفوذ یک بازیگر بر دیگری، ترجیحاتی است که نفوذگذار نسبت به رفتار نفوذپذیر دارد. منظور این است که چون «الف» می‌خواهد رفتار «ب» به گونه‌ای باشد تا اهداف و منافع وی را تأمین کند، ترجیح می‌دهد رفتار «ب» را به‌گونه‌ای شکل دهد که از بابت تأمین منافع خود آسوده‌خاطر شود و این امکان‌پذیر نیست مگر با نفوذ «الف» به «ب».
حاصل آنکه هدف نفوذگذار آن است که دیگری را در راستای منافع و اهداف خود تغییر دهد. به بیان دیگر، «الف» برای نفوذ به «ب» در پی آن است تا «ب» به‌گونه‌ای رفتار کند تا منافع وی را تأمین کند، یا حداقل اینکه مزاحمت و ممانعتی در مسیر تأمین اهداف و منافع آن ایجاد نکند.

واقعیت نفوذ در پسابرجام
باتوجه به آنچه گفته شد، از آنجا که؛
۱ـ جمهوری اسلامی ایران بازیگری است که در نظام بین‌الملل حاضر به پذیرش «مفروضات سیاست قدرت» و بازیگری در راستای ترجیحات قدرتمندان این نظام و همچنین بازیگری در قالب قاعده‌مندی‌ها و مفروضات حاکم بر این نظم نیست؛ ۲ـ در دوره پسابرجام میزان تعاملات و ارتباطات کشورمان با جهان خارج افزایش می‌یابد؛ جهانی که نسبت به ما انگیزه‌های خصمانه دارد و درصدد تحقق اهداف خود در قبال ما می‌باشد؛ ۳ـ در چارچوب این رابطه و تعامل میزان امکانات و توانمندی‌های مادی ما نسبت به طرف مقابل از وزن کمتری برخوردار است؛
بنابراین به بیراهه نرفته‌ایم اگر واقعیت نفوذ در پسابرجام را تصدیق کنیم؛ یعنی اگر ادعا کنیم که دشمن در دوره پسابرجام به دنبال نفوذ در ایران است، سخنی متقن به زبان رانده‌ایم. در واقع، بر اساس مستندات تحلیلی فوق می‌توان گفت که چون دشمن درصدد برنامه‌ریزی برای تغییر رفتار و تسلیم جمهوری اسلامی ایران در قبال خود است و برای تعبیر این رؤیای خود مجبور به اتخاذ راهبرد نفوذ در قبال این نظام است، شاید یکی از مهم‌ترین رازهای تمهید تعهدات 10 و 15 ساله ایران در برجام، در انتظار نشستن طرف مقابل برای چیدن ثمرات نفوذ باشد.

سخن پایانی
تصدیق سناریوی نفوذ دشمن، به معنای ضعف نظام اسلامی نیست، بلکه، اسا ساًً در نظام بین‌الملل برای نفوذ در بازیگران تلاش می‌شود؛ یعنی بازیگرانی مورد نفوذ قرار می‌گیرند که به راحتی حاضر به تسلیم و رفتار در راستای ترجیحات و خواسته‌های بازیگران قدرتمند نشده‌اند و از آنجا که مسلم است که بازیگران قدرتمند برای به زانو درآوردن و تسلیم این بازیگر تسلیم‌ناپذیر از ابزارهای مختلف نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... استفاده می‌کنند، تمرکز و طرح سناریوی نفوذ در قبال آن بازیگر تسلیم‌ناپذیر تنها زمانی مطرح می‌شود که به‌کارگیری تمامی ابزارهای مختلف نظامی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... علیه او کارآمدی خود را از دست داده باشد. باتوجه به آنچه گفته شد، چون دشمن از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون به طرق مختلف و با استفاده از ابزارهای گوناگون شامل؛ جنگ سخت، جنگ نرم، تحریم، ترور رهبران انقلاب و... نتوانسته است نظام جمهوری اسلامی را تسلیم کند و از پای درآورد، به ناچار بر سناریوی نفوذ متمرکز شده است و از این طریق می‌کوشد تا از بستر برجام و افزایش تعاملات با ایران به تحقق این سناریوی خود دلخوش باشد: «دشمن چون از هر حیلتی فروماند، سلسله دوستی، پس آنگه به دوستی کارها کند که هیچ دشمنی نتواند.» بنابراین، بر همه نیروها و جریانات سیاسی کشور فرض است تا نه تنها با تحرکات خود بسترساز نفوذ دشمن نباشند؛ بلکه از هم اکنون خود را برای مقابله با این سناریوی دشمن آماده کنند.


 

علی قاسمی

آسیب‌شناسی اجمالی از راهکارهای دولت برای خروج از رکود
 بسته‌ای که باز شد
 

دولت یازدهم پس از دو سال سیاست‌ انقباضی و کنترل شدید تورم به دلیل رکود عمیق در اقتصاد کشور به یک سیاست‌ انبساطی با ارائه بسته خروج از رکود روی آورده است. در حالی که بیش از یک سال از عمر بسته پیشین دولت که برای خروج از رکود تدوین شد، گذشته است و دولت بدون ارائه هیچ گزارش عملکرد و ارزیابی از آن بسته، اقدام به ارائه بسته جدید دیگری کرده است. بسته‌ای که دولت در نظر گرفته، تا حدی برای جلوگیری از تعمیق رکود تأثیرگذار است، اما قدرت خروج اقتصاد کشور از رکود را به‌طور کامل ندارد؛ چرا که در این طرح ارائه تسهیلات فقط مشمول خودرو و لوازم خانگی است و دیگر صنایع را شامل نمی‌شود، پس در نتیجه اثر مستقیمی بر دیگر صنایع ندارد، مگر آنکه با ورود نقدینگی به بازار در طولانی مدت اثر آن مشخص شود. نکته حائز اهمیت در این بسته، حمایت از صنایع بزرگی چون خودروسازی است که سال‌هاست به دلیل سوءمدیریت و ناتوانی رقابت‌پذیری با وجود حمایت‌های مکرر و بی‌چون و چرای دولت به کار خود ادامه می‌دهد؛ بنابراین بسیاری از کارشناسان و اقتصاددانان با انتقاد از این رویه بر لزوم حمایت از صنایع متوسط و کوچک تأکید دارند. بسته جدید دولت اوضاع را برای برخی صنایع، به ویژه خودروسازی و لوازم خانگی بهتر می‌کند؛ اما مشکلات ساختاری اقتصاد را سامان نمی‌بخشد. با این وضعیت بلاتکلیفی موجود در اصلاحات ساختاری اقتصاد همچون گذشته باقی می‌ماند و با این بسته‌ها حل‌وفصل نمی‌شود و باید برای آن اصلاحات اساسی پیش‌بینی شود. به هر حال چون بسته ابلاغی چند روزی در حال اجرا است و تا حدودی با استقبال مردم در بخش خرید اقساطی خودرو روبه‌رو شده نیاز به یک آسیب‌شناسی جدی دارد. از آنجا که طرح در ابتدای کار است، تنها بسته پیشنهادی مورد ارزیابی کلی قرار می‌گیرد تا در یک فرصت آتی کل طرح و شیوه اجرای آن و نقاط ضعف و قوت مورد تحلیل کارشناسی دقیق قرار گیرد.

الف‌ـ بی‌توجهی به صنایع کوچک و متوسط؛
براساس اسناد آماری 85 درصد صنعت کشور متوسط و کوچک هستند. اگر دولت می‌خواهد با تحریک تقاضا تولید و اشتغال را افزایش دهد، باید به صنایع کوچک و متوسط توجه کند. در حال حاضر کارخانه‌های داخلی با حدود 20 تا 30 درصد ظرفیت خود فعال هستند و این میزان تولید به هیچ‌وجه جنبه اقتصادی ندارد و فقط برای حفظ موقعیت سازمانی شرکت‌ها انجام می‌شود. اما در این بسته تنها حل مشکل خودروسازان در اولویت قرار گرفته است. در حالی که این صنعت تنها بخشی از مشکلات بنگاه‌های تولیدی است. در مقابل مشکل خودروسازان، بخش عظیمی از صنعت رکوردی بدتر از این را دارند که توجهی به آنها نمی‌شود.

ب‌ـ تعجیل در نشان دادن آثار عملی توافق هسته‌ای؛
چون در بسته سیاست‌های اقتصادی دولت برای شش ماهه پیش رو تهیه و تدوین شده است، به نظر می‌رسد نگاه دولت جامع نبوده و کوتاه‌مدت است که شاید تحرک‌بخشی محدود و شادابی نسبی ایجاد ‌کند، نه اینکه اقتصاد را از رکود خارج سازد. تصور دولت این است که آثار عملی توافق هسته‌ای در بازه شش ماهه نمایان می‌شود و این مدت برای دولت بسیار حائز اهمیت است. هر چند ایجاد خوش‌بینی زودهنگام در جامعه در پی توافق برجام در تشدید رکود به‌ویژه خودرویی تأثیر بسزایی داشت. همین عامل موجب شد که تقاضا برای خرید کالاهایی مانند خودرو و لوازم خانگی کاهش یابد. مردم به درستی تقاضای خود را به آینده موکول کردند.

ج‌ـ تورم‌زا بودن بسته؛
به یقین سیاست‌های جدید پولی، نقدینگی و پایه پولی را افزایش خواهد داد و مقداری بر تورم اثر می‌گذارد. وقتی قیمت تمام‌شده ماشین‌آلات و صنایع بر اثر افزایش نرخ ارز افزایش یابد، قیمت کالاها نیز دوباره افزایش خواهد یافت و این چیزی جز تحمیل دوباره تورم بیشتر به جامعه دربر نخواهد داشت. مثلاً اگر دولت بخواهد برای رونق تولید 200 هزار خودرو را تأمین مالی کند، در واقع باید حدود پنج هزار میلیارد تومان در مدت شش ماه تخصیص داده شود. این کار افزایش نقدینگی را به دنبال دارد. معمولاً اقتصاد ایران به گونه‌ای است که افزایش نقدینگی پیامدهای تورمی را در پی دارد.

دـ بالا بودن نقاط ضعف بسته پیشنهادی؛
افزایش درآمدهای گمرکی از طریق واردات به دلیل جبران پایین آمدن قیمت نفت، بالا بردن نرخ ارز، اولویت قرار دادن صنعت خودروسازی، غلفت از صنایع کوچک و متوسط، حجم محدود انتشار اوراق خزانه، اضافه برداشت بانک‌ها و مشخص نبودن منبع اعتبار عمرانی 7500 میلیارد تومانی از نقاط ضعف این بسته است.

ه‌ـ بالا نرفتن قدرت خرید مردم؛
دولت نمی‌تواند تنها با تزریق اعتبار به بانک‌ها و اعطای تسهیلات خرید کالا و خودرو، رونق اقتصادی به وجود بیاورد، زیرا در صورت نداشتن درآمد امکان بازپرداخت تسهیلات برای مشتریان وجود ندارد و فقط آنها را مقروض خواهد کرد. باید درآمدها افزایش یابد و این امر تنها با ایجاد رونق اقتصادی و ایجاد اشتغال امکان‌پذیر است.
بسته اقتصادي كه دولت با عنوان تحريك تقاضا به مرحله اجرا گذاشت در گام اول در این برهه زمانی سياست درستي است، اما تحريك تقاضا يا بسته سياستي خروج از ركود با محوريت تحريك تقاضا در خلأ امكان‌پذير نيست و نمي‌تواند زمينه‌هاي خروج اقتصاد از شرایط ركودی را فراهم كند. بايد بسترها و زمينه‌های رواني و واقعي تحريك تقاضا فراهم شود. چون تحريك تقاضا صرفاً در حدود وظيفه دولت نيست. بخش قابل توجهي از مردم امروز از نقدينگي لازم و توان مالي خوبي براي خريد برخوردارند. با توجه به فضاي بی‌اعتمادی و بی‌اطمينانی نسبت به آینده نقدينگي خودشان را حفظ کردند يا در بانك‌ها نگه داشتند يا در جاهايي نگهداري مي‌كنند كه اثرات اقتصادي لازم را ندارد. بر این اساس باید يك فضاي اميدواركننده‌اي به وجود بيايد تا نقدينگي مردم از بانك‌ها و از جاهايي كه كمتر بازده اقتصادي دارد خارج شده و به سمت مصرف و افزايش تقاضا حركت كند. از سوی دیگر اگر در این زمینه بانك‌ها به صورت جدي وارد نشوند و سياست‌‌هاي تحريك تقاضا و در واقع تأمين منابع نقدينگي لازم را در اين زمينه فراهم نكنند موجب شکست این طرح می‌شود. در مجموع جا داشت دولت اولویت‌های خود را براساس پیگیری وصول مطالبات بانکی، تغییر مدیریت برخی واحدهای تولیدی، کنترل مؤسسات مالی غیرمجاز، توجه جدی به تولید ملی، فروش اموال مازاد بانک‌ها برای افزایش توان وام‌دهی آنها قرار می‌داد.


نگاه یک
محمد صرفی

توافق و یک مسئله به ظاهر ساده

«روز تصویب» برنامه جامع اقدام مشترک بین گروه 1+5 و ایران 26 مهر بود. ظاهراً آمریکا و اتحادیه اروپا در راستای این توافق به آماده‌سازی‌های قانونی و مقررات برای لغو توافق شده تحریم‌ها پرداخته‌اند.
رفع تحریم‌ها در «روز اجرای توافق» (احتمالاً اوایل سال 2016) صورت می‌گیرد؛ زمانی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تأیید کند ایران فعالیت‌های هسته‌ای خود را براساس برجام، کاهش داده است. در حال حاضر، هیجانی شدید میان شرکت‌های خارجی و رهبران سیاسی (عمدتاً اروپایی) وجود دارد که دسترسی جدید به بازارهای سودآور نفت و گاز و بازار مصرف 80 میلیون نفری را پیش‌بینی می‌کنند.
در عین حال، روشن شده است مشکلات عملی قابل توجهی در این راه وجود دارد که محور این مشکلات موضوع مبادلات مالی با نقش‌آفرینی بانک‌هاست. از سرگیری معاملات تجاری به میزان زیادی به تمایل بانک‌ها برای وصل کردن دوباره ایران به نظام مالی گسترده‌تر جهانی بستگی دارد.
موضوع تحریم بانکی اهمیتی بسیار زیاد دارد؛ چرا که اگر این مسئله حل نشود، رفع سایر تحریم‌ها نیز تقریباً بدون اثر یا فوق‌العاده کم‌اثر خواهد بود. روزنامه انگلیسی ایندیپندنت در این‌باره می‌نویسد: ترس بانک‌ها در مورد انجام معاملات با ایران، تصمیم اوباما برای برداشتن تحریم‌ها را بیهوده جلوه می‌دهد. با برقراری سوئیفت که سرویس پیام‌رسانی مالی است مجدداً با مؤسسه‌های ایرانی حذف شده از فهرست تحریم‌ها روابط قطع‌شده خود را از سر می‌گیرند. گفتنی است ارتباط ایران با این سامانه بین‌المللی سال 2012 قطع شد.
اما موضع بانک‌ها و ارائه‌دهندگان خدمات بیمه‌ای در اروپا نشان می‌دهد که در مجموع، حداقل در حال حاضر تمایل چندانی برای تسهیل روند تعامل مجدد وجود ندارد. طی چند سال اخیر مؤسسات مالی اروپایی به سبب مسائل جزئی که احتمال می‌دادند برای آنها دردسرساز شود، از قطع این معاملات حمایت کردند.
مؤسسات مالی اروپا نگران بودند «دفتر کنترل دارایی‌های خارجی» (OFAC) در آمریکا با اندکی بهانه، برای آنها جریمه‌های چند میلیارد دلاری تعیین کنند.
آمریکا طی یک دهه از سال 2004 تا 2014- ده‌ها بانک خارجی را به اتهام نقض تحریم‌های ایران جریمه کرده است. مبلغ کل این جریمه بیش از 15 و نیم میلیارد دلار است. نکته قابل توجه آنکه بیش از 11 میلیارد دلار از این مبلغ مربوط به جریمه بانک‌ها طی سال‌های 2013 و 2014 است؛ یعنی همان سال‌هایی که ایران و غرب مشغول مذاکره و توافق بوده‌اند! سال 2012، بانک‌های انگلیسی اچ‌اس‌بی‌سی و استاندارد اند چارترد به سبب نقض تحریم‌ها از جمله این مقررات درباره ایران، به ترتیب یک میلیارد و 900 میلیون و 327 میلیون دلار به واشنگتن پرداخت کردند. اوایل سال جاری نیز یک بانک مستقر در پاریس به نام بی‌ان‌پی. پاریبا با پرداخت مبلغ بی‌سابقه هشت میلیارد و 900 میلیون دلار برای تسویه حساب مرتبط با تحریم‌ها موافقت کرد.
این شدت عمل آمریکایی‌ها علیه بانک‌های غربی، نشان می‌دهد واشنگتن به‌شدت به دنبال حفظ و حتی تشدید فضای روانی برای ترس از معامله با ایران است.

 


نگاه دو
محمدرضا مرادی

گستاخی‌های سریالی عادل‌الجبیر علیه ایران

گویا سریال گستاخی‌ها و هتاکی‌های عادل ‌الجبیر، وزیر خارجه عربستان به ایران تمامی ندارد و وی از هر فرصتی برای توهین به ایران استفاده می‌کند. «عادل احمد الجبیر» در جدیدترین اظهاراتش در حاشیه اجلاس سران کشورهای عربی و آمریکای لاتین در «ریاض» به شبکه «العربیه» گفت: کشورهای آمریکای لاتین همیشه آرمان‌ها و مسائل مهم عربی را تأیید کرده‌اند و ایران که درصدد برقراری رابطه با این کشورهاست به دلیل ضعف موقعیت بین‌المللی‌اش است؛ زیرا دوستان زیادی در میان کشورهای جهان ندارد! الجبیر نزدیکی کشورهای عربی به کشورهای آمریکای جنوبی را سبب «انزوای» بیشتر ایران در جهان ارزیابی و ادعا کرد: «تهران ضعیف شده و دوستی ندارد، برای همین تلاش می‌کند دوستی هر کشوری را که شده، جلب کند.» این گستاخی الجبیر در حالی است که وی پیش از این نیز بارها علیه ایران موضع‌گیری کرده بود. اما دلیل این رفتار غیرعادی و خارج از آداب دیپلماتیک الجبیر چیست؟
زمانی که «سلمان‌بن‌عبدالعزیز» پادشاه عربستان، «سعود الفیصل» وزیر خارجه عربستان را برکنار کرد و «عادل الجبیر» سفیر این کشور در آمریکا را به جای وی منصوب کرد، مشخص بود که باید شاهد دوران جدیدی در سیاست خارجی عربستان بود. معروف است که الجبیر بیشتر دوست دارد یک آمریکایی باشد تا یک عربستانی. وی در دوران حضورش در آمریکا به هماهنگ‌کننده مستقیم آیپک (لابی صهیونیستی آمریکا) با مسئولان رژیم آل سعود تبدیل شد. روزنامه «جروزالم پست» رژیم صهیونیستی در این باره نوشت: «الجبیر از آغاز دهه نود با گروه‌های یهودی در تماس بوده و هماهنگی داشته است و پیش از این نیز با «یوسی بیلین» که در آن زمان وزیر کابینه کار اسرائیل بود، دیدار کرد.» بنابراین مواضع ضد ایرانی وی را باید از یک سو در وابستگی او به صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها دانست، از سوی دیگر الجبیر به عنوان وزیر خارجه عربستان در چند ماه گذشته شکست‌های سختی را در عرصه دیپلماتیک متحمل شده است. عربستان در اوضاع کنونی با بحران‌های داخلی و منطقه‌ای زیادی روبه‌رو است. این کشور بیش از هشت ماه است که در باتلاق یمن دست و پا می‌زند و نمی‌تواند در برابر مردم یمن که امکانات نظامی چندانی ندارند، پیروز شود. زماني كه الجبير به سمت وزير خارجه عربستان منصوب شد، نه‌تنها رسانه‌هاي فارسي، بلكه رسانه‌هاي انگليسي هم گزارش دادند كسي كه حامي حمله به يمن بود، وزير خارجه عربستان شد. این امر به این معناست که شکست عربستان در یمن به معنای مرگ سیاسی الجبیر خواهد بود. در سوریه نیز همه به این امر معترفند که بشار اسد رفتنی نیست و این بزرگ‌ترین شکست برای عربستانی است که بیش از چهار سال برای سقوط بشار اسد هزینه کرده است. در عرصه داخلی نیز آل سعود با مشکلاتی روبه‌رو است که تأثیرات آن بر مقامات سعودی و از جمله الجبیر اجتناب‌ناپذیر است. این کشور با کسری بودجه بسیار بالایی در داخل کشور مواجه شده که برخی رسانه‌ها معتقدند تا سال 2020 در بعد اقتصادی ورشکست خواهد شد. در بعد سیاسی نیز این کشور مشکلات شدیدتری دارد. جنگ قدرت بین شاهزادگان هنوز ادامه دارد و حتی شدیدتر نیز شده است. این شکست‌ها در عرصه داخلی و خارجی سبب شده است تا عادل الجبیر دست به فرافکنی بزند و ایران را عامل مشکلات و چالش‌های منطقه‌ای معرفی کند. تمسک وی به این حربه سبب خواهد شد تا نگاه افکار عمومی از شکست‌های عربستان برداشته شود و ایران‌هراسی به‌مثابه محور رسانه‌ای جایگزین شکست‌های عربستان و شخصِ الجبیر شود؛ از این رو وزارت خارجه باید با اتخاذ مواضع قاطع از تکرار این هتاکی‌ها و گستاخی‌ها جلوگیری کند؛ چرا که برخورد نکردن با الجبیر سبب خواهد شد کشورهای کوچک حاشیه خلیج‌فارس نیز بیش از پیش جرئت موضع‌گیری و دمیدن در آتش ایران‌هراسی را داشته باشند.
 

 

صفحه  هفتم

 
 

حسن ابراهیمی

گزارش صبح صادق از نشست هم‌اندیشی با موضوع مقابله با نفوذ فکری و فرهنگی
شناخت مرزهای گفتمان انقلاب اسلامی اولویت اصلی ماست

نشست هم‌اندیشی گفتمان انقلاب اسلامی با موضوع مقابله با نفوذ فکری و فرهنگی به همت جمعی از فعالان انقلابی عرصه رسانه در تالار اسوه تهران برگزار شد. در این نشست سیدعزت‌الله ضرغامی، رئیس سابق سازمان صداوسیما و عضو شورای عالی فضای مجازی و حسن رحیم‌پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی سخنانی را ایراد کردند.
سیدعزت‌الله ضرغامی در این نشست با اشاره به مسئله نفوذ، اظهار داشت: سابقه نفوذ به زندگی اجتماعی انسان برمی‌گردد. افرادی که امروز با حاشیه‌سازی و استفاده از تعابیر جدید سعی می‌کنند مسئله نفوذ را کم‌اهمیت نشان دهند، خودشان اهمیت این موضوع را می‌دانند و سال‌ها در این موضوع کار کرده‌اند.
وی افزود: اگر احتمال کمی هم به مسئله نفوذ بدهیم، باید باز هم به آن اهمیت داده شود. موضوع نفوذ، تصورش نیز موجب تصدیق است.
رئیس سابق سازمان صداوسیما گفت: امروز منابع دنیا محدود است و جوامع با یکدیگر رقابت دارند و برای پیروزی و حفظ برتری از نفوذ خود استفاده می‌کنند.

مرزبندی تأکید رهبری
ضرغامی تأکید کرد: رهبر معظم انقلاب چند سال پیش، بحث مرزبندی را مشخص کردند، اما همین امر بدیهی باعث شد، وقتی عده‌ای در فضای غبارآلود قرار گرفتند، امتحان خوبی پس ندهند. موضوع مرزبندی، ممیز خوبی برای تشخیص حق و باطل شد، اما در نهایت دیدید که برای نمونه، اکبر گنجی با گوگوش در یک قاب قرار می‌گیرند. وقتی مرزبندی نمی‌کنند، سبب می‌شود در روز عاشورا به امام حسین(ع) توهین کنند، اما عده‌ای بیانیه می‌دهند و توهین‌کنندگان را امت خداجو می‌نامند.
وی ادامه داد: وقتی رهبر معظم انقلاب در مقطع فعلی مسئله نفوذ را مطرح می‌کنند، یعنی شرایطی را می‌گویند که با اسباب طبیعی در حال اتفاق افتادن است. گاهی نفوذ از مجاری پنهان و اقدامات جاسوسی و مخفیانه صورت می‌گیرد که دستگاه اطلاعاتی باید آن را کشف کند؛ اما گاهی نفوذ به گونه‌ای صورت می‌گیرد که سبب استحاله یک ملت می‌شود و دشمن بسیار راحت آن را انجام می‌دهد.

انقلاب دوم
رئیس سابق سازمان صداوسیما تصریح کرد: پس از پیروزی انقلاب اسلامی عده‌ای، مسیر خود را تغییر دادند؛ زیرا نتوانستند انقلاب را تحلیل کنند. در سال ۵۸ و در جریان تسخیر لانه جاسوسی، سفارت آمریکا چون مشروعیت ظاهری داشت، همه کارهای خود را در پوشش آن انجام می‌داد. در آن مقطع افرادی که مسئولیت داشتند، با حرکت دانشجویان در تسخیر سفارت برخورد کردند؛ چرا که در حال اداره کشور بودند، ولی امام(ره) از این حرکت حمایت کرد و آن را «انقلاب دوم» نامید و پس از آن مردم حرکت را جلو بردند.
این فاتح لانه جاسوسی آمریکا با بیان اینکه در ابتدای انقلاب، توطئه‌های بسیاری خنثی شد و این توطئه‌ها، گزینه‌های آمریکا علیه انقلاب بود، یادآور شد: هر یک از این توطئه‌ها می‌توانست یک نظام را از بین ببرد، اما انقلاب اسلامی ساقط نشد. وقتی لانه جاسوسی بسته شد، بسیاری از کارهای ظاهری و توطئه‌ها تعطیل شد. در آن زمان اسناد لانه به مرور منتشر می‌شد و همه منتظر آن بودند که از طریق این اسناد، برخی افراد افشا شوند.

لزوم کار روی اسناد لانه جاسوسی
عضو شورای عالی فضای مجازی گفت: در زمینه کتاب‌های منتشرشده درباره اسناد لانه جاسوسی باید کار جدی انجام شود تا شیوه‌های آمریکا و اقدامات آنها مشخص شود؛ زیرا مدل‌های آنها در کشورهای مختلف صورت می‌گیرد.
وی تصریح کرد: وقتی پس از برجام اوضاع طبیعی‌ می‌شود و همه فکر می‌کنند که ما را بیشتر تحویل می‌گیرند، حضور اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و هنری آنها در جامعه خیلی عادی می‌شود.
ضرغامی تأکید کرد: وقتی هنوز نتیجه برجام روشن نیست، برخی آقایان می‌گویند برجام الگوی خوبی است که باید از آن در سایر مسائل جهانی استفاده کنیم!

مانیفست رابطه با استکبار
رئیس سابق رسانه ملی گفت: نامه رهبر معظم انقلاب بسیار بجا و مهم بود؛ چرا که رهبری، مانیفست رابطه با استکبار را یک بار دیگر یادآوری کرد. وی با بیان اینکه «استحاله» و «نفوذ» دو روی یک سکه هستند، یادآور شد: در حوزه نفوذ برخی مطلع هستند که تحت نفوذ قرار دارند و همکاری هم می‌کنند؛ اما گاهی هم مطلع نیستند و تحت تأثیر تبلیغات دشمن قرار می‌گیرند و استحاله می‌شوند.
ضرغامی گفت: امروز معتقدم که کار انقلاب در شورای عالی فضای مجازی خیلی معطل مانده است و دستورات زیادی پشت در شورای عالی فضای مجازی قرار دارد. وی افزود: درست زمانی که پروژه نفوذ با هجمه سنگین در حوزه فضای مجازی صورت می‌گیرد، ما یک جلسه را هم نمی‌توانیم تشکیل دهیم و در این حوزه عقب‌ماندگی‌های زیادی داریم.

یک پیشنهاد
وی با ارائه پیشنهادی برای گذر از اختلافات و به نتیجه رسیدن جلسات شورای عالی فضای مجازی، ادامه داد: 100 موضوع روی میز شورا بی نتیجه مانده است؛ در حالی که بخشی از این موضوعات را دولت اشکال دارد و در مورد برخی هم مشکلات قانونی هست که رفع آن طول می‌کشد، می‌توان در شورا به مابقی موضوعات پرداخت، لذا مفهومی ندارد که جلسه چنین شورای مهمی در کشور به دلیل مسائل سلیقه‌ای تعطیل بماند؛ در حالی که با چند جلسه می‌توان درباره تمام این موارد تصمیم‌گیری کرد.

کار دشمن روی هنرمندان و خواص
عضو شورای عالی فضای مجازی با بیان اینكه دشمن در حوزه فرهنگی بر روی خواص، یعنی هنرمندان و رسانه‌ای‌ها كار می‌كند، گفت: دشمن وقتی مبانی فكری خواص را تغییر دهد، می‌تواند روی جامعه تأثیرگذار باشد. مانند برخی چهره‌ها كه امروز در جلسات مناظره از رضاخان خوب می‌گویند یا اینكه كلاً استقلال كشور را زیرسؤال می‌برند.
وی در ادامه افزود: وقتی نخبگان دچار استحاله شوند، به‌طور صریح یا با پوشش روی مردم تأثیر می‌گذارند.

دیکتاتوری اقلیت بر اکثریت
عضو شورای عالی فضای مجازی با اشاره به محتوای شبكه‌های اجتماعی، اظهار كرد: شبكه‌های اجتماعی دیكتاتوری اقلیت و تحمیل عقیدتی بر اكثریت است. وقتی نگاهی را در فضای مجازی جا انداختند، بخشی از عوام با آن همراه می‌شوند و سایرین، حتی نخبگان نیز سكوت می‌كنند و تحت تأثیر قرار می‌گیرند.
وی با انتقاد از کم‌کاری بچه‌های انقلاب در فضای مجازی، گفت: در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی سؤال طرح می‌شود، ولی پاسخی به آن داده نمی‌شود. در حقیقت، در اصول تشكیك می‌كنند، ریشه‌های فكری نخبگان را می‌زنند و از صحنه خارج می‌شوند.

مبارزه با مظاهر آمریکایی
عضو شورای عالی فضای مجازی در ادامه با بیان اینكه اگر مك دونالد بخواهد وارد كشور شود و رقابت كند، شكست خواهد خورد، گفت: اینكه رهبری انقلاب با جدیت فرمودند باید با مظاهر آمریكایی مبارزه شود، این است كه اینها از مظاهر استكبار است. البته نباید حواس‌مان فقط به كالاهای آمریكایی باشد. متأسفانه، دستگاه‌های رسمی نظام ساماندهی مشخصی برای رصد این مظاهر ندارند؛ زیرا گرفتار درگیری‌های سیاسی شده‌اند.

روش‌شناسی گفتمان‌سازی و گفتمان‌سوزی
حسن رحیم‌پور ازغدی که دیگر سخنران این نشست بود، سخنان خود را به موضوع روش‌شناسی گفتمان‌سازی و گفتمان‌سوزی اختصاص داد و گفت: گاهی ممکن است یک جمله را از یک نفر یا چند نفر در موقعیت‌های مختلف بشنویم که معنای متفاوت داشته باشد. باید توجه کرد که کثیف‌ترین کارها در طول تاریخ در نطق‌های زیبا مطرح شده‌اند.

نطق‌های اخلاقی پشت پلیدترین رفتارها
وی با اشاره به تجربه نطق‌های زیبای هیتلر و دیگر نطق‌های زیبا در تاریخ جهان گفت: همه نطق‌ها ظاهراً انسانی، زیبا و اخلاقی هستند، اما در ذیل آنها پلیدترین رفتارها صورت گرفته است.
این عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: به علاوه مستکبرین هم جبهه مقابل خود را همیشه محکوم به رفتارهای ناشایست می‌کردند، در تاریخ انبیا هم وقتی نگاه می‌کنیم، ادبیات مشرکین به همین صورت بوده است و زمانی که پیامبران می‌آمدند و مردم را به دین دعوت می‌کردند، آنها می‌گفتند که می‌خواهند نظم و سنت‌های‌تان را از بین ببرند، می‌گفتند این شاعر، مجنون و... است و هیچ‌کدام نمی‌گفتند که اینها عدالت‌طلب و آزادیخواه هستند.

گفتمان‌سازی برای نفوذ
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با طرح این سؤال که چرا یک جمله، اعتمادسوز و یک جمله اعتمادساز می‌شود، اظهار داشت: مهم‌ترین منفذ برای نفوذ، اعتمادسازی و گفتمان‌سازی است. در یک فضا گفتمان انقلابی معنای مثبت می‌دهد و در یک فضا معنای منفی. در یک زمانی لیبرالیسم در جامعه به معنای منفی تلقی می‌شود؛ اما در یک زمان برخی به این مسئله افتخار می‌کنند که این موضوع زاییده تغییر گفتمان است.
وی ادامه داد: در اوایل انقلاب به اسم ملی شدن، اقتصاد کشور دولتی شد؛ اما در یک زمانی خصوصی‌سازی مطرح می‌شود و این خصوصی‌سازی دقیقاً باید به معنی ضدملی شدن تلقی می‌شد. من نمی‌خواهم‌ داوری کنم، اما می‌خواهم بگویم که چگونه گفتمان‌ها تغییر می‌کند. باید توجه کنیم که تغییر تاکتیک و روش به معنی تغییر ارزش نیست.

گفتمان نفوذ؛ نه واقع‌بین، نه واقع‌گرا
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در ادامه با اشاره به اینکه گفتمان نفوذ نه واقع‌بین و نه آرمان‌گراست، تصریح کرد: در بحث آموزش عالی، گفتمان می‌تواند این باشد که فارغ‌التحصیلان ما چه اندازه‌اند؟ زمانی دیگر هم می‌تواند گفتمان این باشد که فارغ‌التحصیلان ما تا چه اندازه به کار می‌آیند؟ گفتمان اول زمینه نفوذ را به وجود می‌آورد و زمانی است که بر یک گفتمان علمی شعور حاکم نیست. در نتیجه زمینه ضعف و نفوذ در آموزش عالی فراهم می‌شود.

غرب عاقل، غرب‌زده‌ها احمق
وی تأکید کرد: اگرچه غرب عاقل است و حساب‌شده کار می‌کند، اما غرب‌زده‌های ما عاقل نیستند.
رحیم‌پور ازغدی در ادامه با اشاره به اینکه در دنیا، تنها کشوری هستیم که جلوی تروریسم ایستاده‌ایم، اظهار داشت: امروز از سوی برخی اعلام می‌شود، مهم‌ترین مسئله ما در منطقه و جهان مقابله با تروریسم است که این موضوع به این معنی است که دیگر امپریالیسم، مسئله نیست؛ در حالی که باید براساس اهمیت، این دو را رتبه‌بندی کرد و دشمن فرعی و اصلی را شناخت.
وی افزود: بحث هسته‌ای می‌تواند به دو گونه مطرح شود، زمانی می‌توانید تحدیدسازی هسته‌ای را مطرح کنید که بحث زیبایی است؛ یعنی جهان و منطقه عاری از سلاح‌های هسته‌ای شود، اما یک زمانی می‌توان به گونه دیگری مطرح کرد و پرسید آیا مسئله هسته‌ای حق مسلم ما هست یا نیست؟ در این وضعیت سیاست‌ها، گفتمان‌ها و... فرق می‌کند.
رحیم‌پور اضافه کرد: غرب درست همان چیزهایی را که ضد ارزش است، به سند افتخار خود تبدیل می‌کند. مثلاً کشف آمریکا یکی از نقاط عطف مدرنیته و سند افتخار می‌شود؛ ولی چه اقوام و چه نسل‌های انسانی از بومیان آمریکا و آفریقا در این راه نابود شده‌اند.

شروع نفوذ با تحریف است
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با بیان اینکه نفوذ از تحریف شروع می‌شود، ادامه داد: گفتمان نفوذ، گفتمان ارتجاع است. گفتمان انقلاب، گفتمان پیشرفت و تمدن‌سازی است که این پیشرفت با عزت و سربلندی است. ما باید مسائل اصلی را تشخیص بدهیم، چرا که این مسائل در تعیین و تشخیص گفتمان تأثیر دارد. گفتمان انقلاب، گفتمان جامع است که هم روایت‌های انقلابی را دارد و هم روایت‌های صلح، دوستی، نجات و... را دارد و گفتمان انقلاب، گفتمان زیگزاگی نیست که برخی‌ها می‌گویند اول انقلاب و آخر انقلاب سیاست‌ها متفاوت است. گفتمان نفوذ، گفتمان گزینش‌گر است و براساس منافعش گزینش می‌کند.
اگر به اسناد لانه جاسوسی نگاه کنید، می‌بینید که برای همه افراد نقش تعیین کرده‌اند و این را به صورت پروژه درآورده‌اند. این گفتمان افراد را براساس منافعش گزینش می‌کند.

در راهبرد و تاکتیک باید اولویت‌بندی کنیم
وی افزود: مشخصه این خط این است که همه با آمریکا کنار بیایید و افراطی نباشید. ما وقتی می‌توانیم در تاکتیک تکلیف‌مان را تعیین کنیم که مفاهیم را اصلی ـ فرعی کنیم. وقتی که روش‌ها و تاکتیک‌ها را درست تعیین و آنها را اولویت‌بندی کنیم، همچنین اضلاع اصلی گفتمان انقلاب و گفتمان نفوذ تشخیص داده شود، در آن موقع باید به سراغ غنی‌سازی گفتمان انقلاب برویم؛ برای نمونه، گفتمان نفوذ، مرگ بر آمریکا را مرگ بر تکنولوژی معنا و تعریف می‌کند؛ در حالی که گفتمان انقلاب، آن را به گونه دیگری معنا و مفهوم‌سازی می‌کند.

سه کار باید انجام شود
رحیم‌پور در ادامه با اشاره به شبهات و افکار شبه‌انگیزی که در حال رواج در سطح جامعه برای تغییر گفتمان انقلاب اسلامی است، به راهکارهای مقابله با این وضعیت جدید اشاره کرد و گفت: سه کار باید انجام شود؛ ابتدا باید به پرسش‌های جاری و قدیمی پاسخ‌های جدید داده شود؛ در اینجا جدید به مفهوم اجتهادی آن است.
ازغدی دومین راهکار را طرح پرسش‌های جدید از مسائل مختلفی دانست که در جامعه جاری است، اما به آنها توجه نمی‌شود و توضیح داد، چیزهایی را که وجود ندارند، مطرح کنیم و آنها را دستور روز جدید کنیم که به مدیریت افکار عمومی و نخبگان کمک کند.
راه‌حل سومی که این استاد حوزه دانشگاه مطرح کرد، این بود که برخی از پرسش‌ها را باید از دستور خارج کرد و در توضیح گفت: مثلاً در رسانه‌ها سؤال می‌شود که مدل ماشین فلانی چیست؟ این دستور روز می‌شود و... به دنبال آن هزار سؤال مطرح می‌شود. این را باید با گفتمان‌سازی از دستور کار خارج کرد. به‌راستی، این کار را نمی‌توان با مسخره کردن انجام داد؛ بلکه باید مشخص کرد که آنها بار علمی ندارند.
ازغدی افزود: اگر بخواهیم گفتمان‌سازی کنیم و انقلاب در همه جهان بماند، باید بیشتر به مسائلی که گفته شد، بپردازیم.

شناخت مرزهای گفتمان انقلاب
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: اولویت اصلی این است که مرزهای گفتمان انقلاب را درست بشناسیم و پیشنهادم می‌کنم تمام شعارهای انقلاب را دوباره تعریف کنیم تا بتوانیم مرز گفتمان را رسم کنیم و دیگر اینکه به لحاظ دانش رسانه‌ای و سواد تقویت شویم.
وی در پایان گفت: متأسفانه، هنوز ما پنج تیم رسانه‌ای قوی نداریم که اینها مستلزم کار و مطالعه بسیار زیاد است.


نیم نگاه
ابوذر احمدی

 نبرد سایبری؛ ایران‌هراسی یا فرار رو به عقب
 

رژیم صهیونیستی در کنار اشاعه «ایران‌هراسی» که همواره پای ثابت اظهارات رسمی و غیررسمی سردمداران این رژیم و بخش اصلی تمامی فعالیت­های رسانه‌­های صهیونیستی در سراسر جهان علیه ایران بوده است، مدتی است که به فرافکنی درباره توان ایران در حوزه جنگ سایبری و تهدید برشمردن آن برای منطقه و حتی جهان پرداخته و از وجود یک جنگ سایبری پنهان میان خود و جمهوری اسلامی سخن به میان می­‌آورد. به همین منظور و برای داغ‌تر نشان دادن این نبرد، هر از گاهی مقامات سیاسی و امنیتی صهیونیستی درباره نبرد سایبری ایران علیه رژیم اشغالگر قدس و نیز آمادگی و توان بالای این رژیم در دفع حملات این نبرد اظهاراتی را رسانه‌­ای می‌­کنند.
در همین راستا، اخیراً «هرتصی هالِوی» (Herzi Halevi)، فرمانده اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی(آمان) در یک نشست عمومی که خلاصه آن در روزنامه «هاآرتص» انتشار یافت، اظهار داشت: اسرائیل و ایران امروز در حال جنگ تکنولوژیک هستند و ایران به سرعت در حال پیشرفت است.
وی که برای اولین بار از نبرد مستقیم و در حال جریان ایران و رژیم صهیونیستی به صراحت سخن گفت، افزود: پیشرفت‌های علمی و تکنولوژیک ایران، اسرائیل را با خطر جدی و بسیار نزدیک مواجه کرده است.
این ژنرال صهیونیست، با ابراز نگرانی از اینکه ایرانی­ها درصدد هستند در این جنگ تکنولوژیک، اسرائیل را شکست دهند، گفت: مبنای نبرد تکنولوژیک بین اسرائیل و ایران، امنیت و اطلاعات، ادوات و وسایل جنگ و قدرت نظامی هریک از دو طرف است.
«هالوی» با ارائه یک ارزیابی بدبینانه از این جنگ تکنولوژیک، افزود: ما اکنون بر ایرانی­ها نسبتاًً برتری داریم، اما آنها به سرعت در حال پیشرفت و رسیدن به ما هستند. اظهارات این مقام امنیتی و اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در چنین اوضاعی گذشته از آنکه در راستای پروژه «ایران‌هراسی» صهیونیست قابل تبیین است، اما حامل چند نکته مهم است. اول اینکه، با توسعه روزافزون قدرت سخت­‌افزاری جمهوری اسلامی ایران، سران صهیونیستی به‌خوبی می‌دانند که توان هماوردی با ایران را ندارند؛ از این رو با فرافکنی خبری و رسانه‌­ای تلاش دارند تا ماهیت نبرد را از کلاسیک به عرصه سایبری و تکنولوژیک تغییر دهند؛ چرا که تصور می‌­کنند در این عرصه نسبت به ایران از برتری­های بالاتری برخوردار هستند.
دوم اینکه، صهیونیست­ها با چنین اظهاراتی آن هم از زبان مقامات امنیتی­شان به دنبال آن هستند که به گمان خود علاوه بر اینکه محافل سیاسی و افکار عمومی را از موضع ضعف و ناتوانی خود منحرف کنند، با به رخ کشیدن برتری تکنولوژیکی­شان، خود را مهم‌ترین میدان‌دار مقابله با تهدید سایبری ایران نشان داده و از این رهگذر بتوانند یک ائتلاف منطقه‌ای و حتی بین­‌المللی را علیه جمهوری اسلامی ایران مدیریت کنند.
سوم اینکه، چنین اظهارنظری آن هم از سوی فرمانده اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی می­‌تواند نشان از ورود جدی رژیم صهیونیستی به یک نبرد جدی و پیچیده سایبری علیه جمهوری اسلامی ایران داشته باشد؛ نبردی که در صورت پیروزی در چنین شرایطی، مرهمی بر پیکره زخم‌خورده رژیم صهیونیستی خواهد بود.
اما نکته مهمی که سران صهیونیستی باید به خاطر داشته باشند این است که هرچند آنها تلاش می­‌کنند تا با تبلیغات رسانه‌­ای، خود را در عرصه سایبری و جنگ الکترونیک بی­رقیب و طلایه­دار نشان دهند، اما جمهوری اسلامی ایران با شناسایی و دفع به موقع حملات سایبری رژیم صهیونیستی علیه زیرساخت­های خود و نیز موفقیت­های تکنولوژیک در جنگ‌های 33 روزه و سایر جنگ­هایی که رژیم صهیونیستی به منطقه تحمیل کرده نشان داده نه تنها از توان تکنولوژیکی رژیم اشغالگر قدس چیزی کم ندارد، بلکه دست برتر را هم دارد.


دریچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح‌صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می‌کند (76)
 غرب و شمال ایران تحت سیطره سربازان انگلیسی

در آوریل ۱۹۱۸، ادیسون‌ئی ساوئرد کنسول آمریکا در یمن دستور یافت به منظور تهیه گزارش از اوضاع نظامی و سیاسی ایران به این کشور سفر کند. ساوئرد با ارسال تلگرام‌ها و گزارش‌های متعدد، اطلاعات مفصلی درباره فعالیت نظامی انگلیس در ایران ارائه می‌دهد. در ۶ جولای ۱۹۱۸، ساوئرد تلگرام مفصل و محرمانه‌ای برای وزارت جنگ آمریکا فرستاد و در آن نوشت: «انگلیسی‌ها محور ارتباطی نظامی بسیار خوبی که از بغداد شروع می‌شود و از طریق خانقین، کرمانشاه، همدان و قزوین به انزلی می‌رود، برقرار ساخته‌اند. آنها از طریق کاروان‌های متعدد قاطرها و تقریباً دویست خودروی فوری باری و یکصدوپنجاه کامیون، حمل‌ونقل خود را انجام می‌دهند. کامیون‌های باری می‌توانند مسافت ۶۰۰ مایلی بغداد تا سواحل خزر را ظرف مدت ۹ روز طی کنند. آنها حمل‌ونقل حداقل یک لشکر نیرو و تدارکات را به‌خوبی سازماندهی کرده‌اند.
به نظر می‌رسد، این نیروها در حال حاضر شامل گردان‌هایی از نیروهای گورخه (سربازان هندی) پیاده‌نظام انگلیس، سواره‌نظام انگلیس و یگان‌های کوچک‌تری از نیروهای هندی و انگلیسی هستند. شمار این نیروها نباید بیشتر از ۲۵۰۰ نفر باشد. آنها علاوه‌بر این نفرات، دارای شش فروند هواپیما، سه آتشبار توپخانه کوهستانی هندی و در حدود پنجاه خودروی زره‌پوش نیز هستند. فرمانده این نیروها سرلشکر دنسترویل و نام آنها نیروهای دنسترویل است. این نیرو مستقیماً تحت کنترل وزارت جنگ انگلیس عمل می‌کند، ولی تدارکات آن از بین‌النهرین صورت می‌گیرد. علاوه بر این نیروها، عده‌ای نقشه‌بردار به منظور توسعه منابع محلی و تعدادی مکانیک برای تعمیر کامیون‌های روسی که در ایران به حال خود رها شده‌اند و واحدهای پزشکی نیز با آنها همراه هستند. البته هنوز معلوم نیست که آیا این نیرو دارد خود را برای انجام عملیات در زمستان آماده می‌کند یا خیر. آنها خطِ آهنی به طول ۶۰ مایل از بغداد به سمت مرزهای ایران کشیده‌اند. دو هفته پیش نیز قوای انگلیس با توافق روس‌ها وارد سواحل خزر شدند. آنها قصد پیشروی به سوی باکو را دارند که البته فعلاً این کار به حال تعلیق است.
آخرین دسته از نیروهای روس که در حال خروج از خاک ایران هستند، شامل یک گروه هزار نفری می‌شود و طبق گزارش‌های واصله در هفته گذشته، به همراه ارتش انگلیس عازم باکو هستند. نیروهای انگلیسی چندین سرباز، افسر و پرستار روس را به خدمت گرفته‌اند. مقامات انگلیسی ملزومات، کارگاه‌ها و خودروهای روسی را در ایران به تصاحب خود درآورده‌اند.»
ساوئرد ادامه می‌دهد: «افسران انگلیسی که از قزوین و همدان عازم شمال هستند، با موفقیت توانسته‌اند تعداد زیادی از سربازان مزدور کُرد را به خدمت بگیرند، ولی تبریز هنوز در اشغال ترک‌هاست که تعدادشان در حدود ۲۵۰۰ نفر برآورد می‌شود. زره‌پوش‌های انگلیسی تا چند مایلی آنجا پیش رفته‌اند. ژنرال انگلیسی به من گفته است که تعداد این نیروها برای حمله به تبریز کافی نیست، ولی در صورت لزوم، از آنجایی که ترک‌های مستقر در شمال ایران، توان جنگی ضعیفی دارند، به نیروی چندان بزرگی هم برای فتح تبریز نیاز نیست.
از آنجایی که آمریکا در اواخر جنگ جهانی اول به جبهه متفقین پیوست و از سیاست‌های این جبهه در منطقه حمایت می‌کرد، به نظر می‌رسد گزارش کنسول آمریکایی از مشاهداتش در ایران همراه با غرض‌ورزی تحریف وقایع بوده باشد. برای نمونه، در گزارش فوق ساوئرد نیروهای انگلیسی را حدود ۲۵۰۰ نفر و ترک‌ها را حدود ده هزار نفر ذکر می‌کند و می‌آورد این تعداد نیروهای انگلیسی توان حمله به آذربایجان ایران و گرفتن این منطقه از دست ترک‌ها را دارد. ساوئرد در این گزارش خود آمار غیرواقعی و پایین از تعداد نیروهای انگلیسی ذکر می‌کند. هرچند در گزارش خود نیز تلویحاً نادرست بودن برآورد خودش از نیروها را با ذکر عبارت «کسب آمار دقیق از منابع رسمی امکان ندارد» پذیرفته است.

 

 

صفحه هشتم

 
 

احزاب
حسین عبداللهی‌فر

جریان‌شناسی مخالفان نظام اسلامی‌ـ 31
گونه‌­های اپوزیسیونی چگونه بر یکدیگر تأثیرمی‌گذارند

در مطالب گذشته به عدم وجود یک دسته‌بندی و تعریف دقیق از گروه‌­های اپوزیسیونی به‌منزله دو علت مهم در کم‌توجهی به نقش این گروه‌ها در مسائل کشور و مستندات آن پرداخته شد. در این مطلب به عامل مهم دیگری در این زمینه تحت عنوان روابط و تأثیرگذاری گونه‌های اپوزیسیون بر یکدیگر اشاره می‌‌شود.

۱ـ تأثیر اپوزیسیون اعتقادی
بر اپوزیسیون رفتاری
درباره تأثیر اپوزیسیون اعتقادی بر مخالفت­‌های رفتاری، می‌توان به رابطه ایدئولوژی و دین با رفتارهای اجتماعی اشاره کرد که امروزه از سوی جامعه‌شناسانی نظیر وبر مورد توجه قرار گرفته است. این درحالی است که دین مبین اسلام قرن‌ها پیش به وضوح بر رابطه بینش و کنش و تأثیر اعتقادات بر بروز رفتارهای ارادی آدمی تصریح و تأکید کرده و خداوند در قرآن می‌فرماید: «مؤمنان واقعی کسانی هستند که به خدا و رسول ایمان دارند و هنگامی که با او بر یک امر مهمی اجتماع کنند قبل از آنکه اجازه بگیرند، نمی‌روند. کسانی که اجازه می‌گیرند در حقیقت به خدا و رسولش ایمان دارند.» (سوره نور، آیه ۶۲)
لذا در تعریف ایمان آمده است: «ایمان حقیقتی است که در قلب انسان جای دارد و به وسیله زبان اعتراف و اقرار می‌شود و به واسطه اعمال تصدیق می‌گردد.» (محمد محمدی ری‌شهری، میزان‌الحکمه، جلد1، دارالحدیث، 1416ق، ح1256)
لذا از نظر اسلام همان‌گونه که ایمان مقدمه لازم عمل صالح است، عمل صالح نیز اثبات‌کننده اعتقاد و باور کافی عامل به عمل نیک و فزاینده اعتقاد اوست.
تأثیر متقابل و مستقیم ایمان و عمل صالح نقش باورهای متقن در جهت‌دهی به کنش‌های فردی و اجتماعی را نشان می‌دهد. از همین رو در بیان اوصاف مؤمنان به مواردی از رفتارهای آنان اشاره می‌شود.
از ارتباط و تأثیر متقابل بینش و کنش، رابطه میان مخالفت‌های اعتقادی بر بروز رفتارهای مخالفت‌آمیز استنباط می‌شود؛ لذا تصور اینکه اپوزیسیون اعتقادی، مخالفت خود را در مواضع و عملکرد خود بروز ندهد، دشوار است و اگر چنین امکانی وجود داشت قاعدتاًً نباید از این گونه اپوزیسیونی اثری در بحران‌ها و آشوب‌ها دیده شود.
بر همین اساس در بررسی رفتارهای اپوزیسیونی علاوه بر مسائل روانشناختی و جامعه‌شناسانه بر اعتقادات و ایدئولوژی تأکید زیادی شده و در موارد بسیاری مشاهده شده که در علل بروز خشونت‌های اجتماعی، اهانت به مقدسات نقش زیادی داشته است که نمونه‌های تاریخی آن بی‌شمار است.

۲ـ تأثیر اپوزیسیون اعتقادی
بر اپوزیسیون اخلاقی
پرسش اساسی در این باره این است که چگونه مخالفت‌­های اعتقادی موجب بروز مخالفت­‌های اخلاقی می­‌شود؟ در پاسخ به چگونگی تبدیل مخالفت‌های بینشی به گرایشی حداقل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱ـ۲ـ در درجه نخست می‌توان به شمولیت حوزه بینش و اعتقادات بر عواطف و گرایش‌ها اشاره کرد که مخالفت اپوزیسیون اعتقادی با اخلاق و فقه سیاسی را تا حدود زیادی بدیهی می‌نمایاند. مسائل بینشی و اعتقادی از نظر عمقی ریشه‌ای‌تر و از نظر سطحی نیز دامنه‌ای وسیع‌تر از موضوعات اخلاقی و رفتاری دارد؛ لذا حوزه عواطف و احساسات آدمی تحت تأثیر باورها و اندیشه‌های اوست.
۲ـ۲ـ تأثیر دیگر در بازتولید اندیشه‌­های ناهمسو و مغایر با مبانی اعتقادی حاکم بر جامعه است که در افراد و گروه‌های مخالف متبلور می‌شود. مخالفان اخلاقی و رفتاری به دلیل مخالفت‌های رفتاری، استعداد بیشتری برای جذب به اپوزیسیون اعتقادی دارند.

۳ـ تأثیر اپوزیسیون اخلاقی
بر اپوزیسیون اعتقادی
در این بخش، در نسبت بین گرایش و احساسات و نوع تفکر و نگرش انسان‌ها این سؤال مطرح است که مخالفت با اخلاق سیاسی و ارزش‌های اجتماعی چه تأثیری بر تضادهای بینشی دارد؟ اشاره به موارد زیر موضوع را روشن می‌کند:
۱ـ۳ـ علوم عقلی و نقلی تأثیر بزهکاری و رذایل اخلاقی بر نگرش‌ها و افکار مرتکبین آن را تأیید می‌کنند. اوامر و نواهی ادیان الهی در همین راستا قابل ارزیابی هستند.
۲ـ۳ـ تلاش آدمی برای یافتن توجیه عقلانی و فلسفی برای رذایل اخلاقی، پاسخ مناسبی برای توضیح چگونگی تبدیل مخالفت عقیدتی به اخلاقی است. چنانچه ابلیس برای توجیه مخالفت در برابر امر الهی و پرهیز از سجده به انسان، به جای مقابله با رذیله کبر و غرور، به دنبال توجیه آن برآمد و استدلال کرد که او از گل است و من از آتش. این در حالی بود که برای خالق هستی تفاوتی میان خاک و آتش نبود تا مایه تفاخر و برتری‌جویی یکی بر دیگری شود.
۳ـ۳ـ به همان میزان که هر فرد سعی می‌کند برای خلقیات و ملکات اخلاقی خود پشتوانه‌های عقیدتی پیدا کند، مخالفان اخلاق سیاسی نیز تلاش می‌کنند دلایل فلسفی و عقلانی برای مخالفت سیاسی خود بیابند. لذا مخالفت‌های اخلاقی به سرعت به مخالفت‌های عقیدتی بدل شده و گروه‌های اپوزیسیونی اخلاقی در زمره اپوزیسیون عقیدتی قرار می گیرند.

۴ ـ تأثیر اپوزیسیون اخلاقی
بر اپوزیسیون رفتاری
در پاسخ به هر پرسشی درباره تأثیر مخالفت‌های اخلاقی بر ناهنجاری‌های رفتاری می‌توان بر انکارناپذیر بودن رابطه متقابل اخلاق و اعمال تأکید کرد؛ چرا که:
۱ـ۴ـ اخلاقیات چیزی جز مجموعه‌ای از رفتارهای تکرارپذیر نیستند.
۲ـ۴ـ از منظر علمای اخلاق، ملکات اخلاقی تنها از راه تکرار حسنات قابل حصول هستند.
۳ـ۴ـ برنامه‌های تربیتی و تلاش‌های پرورشی مؤید تأثیر اخلاق بر رفتار است.
۴ـ۴ـ مخالفان اخلاق سیاسی قادر به کتمان مخالفت‌های خود در درازمدت نبوده و در عرصه عمل نیز این مخالفت‌ها را بروز می‌دهند.
۵ـ۴ـ گروه‌هایی که به رعایت مسائل اخلاقی پایبند نیستند، در حوزه رفتار نیز به بایدها و نبایدهای دینی تقید ندارند.

5ـ تأثیر اپوزیسیون رفتاری
بر اپوزیسیون اعتقادی
چگونه مخالفت با احکام فقهی موجب مخالفت‌ در حوزه بینش و باور می‌شود؟
۱ـ۵ـ آیاتی که بر رابطه ایمان و عمل صالح تصریح دارند در راستای تأثیر رفتار بر باورها و اعتقادات قابل استفاده هستند؛ چراکه این رابطه دوسویه و متقابل بوده و اگر ایمان منشأ کردار نیک است، اعمال شایسته نیز مقوم افکار نیک است.
۲ـ۵ـ فلسفه اطاعت از خالق و عبادت معبود نیز تقویت باور به ذات اقدس الهی ذکر شده، چنانچه رمز رسیدن به مرحله یقین که از مراحل بالای ایمان است، عبادت خدای واحد معرفی شده است. لذا مؤمنان خطاب به موقنان و اصحاب یقین می‌گویند: «اشهد انک قد اقمت الصلوه و اتیت الزکوه و امرت بالمعروف و نهیت عن المنکر و عبدت الله حتی اتاک الیقین»
۳ـ۵ـ در روانشناسی کلاسیک تأثیر آموزش بر رفتارهای فردی و گروهی تا اندازه‌ای مورد وفاق و اجماع نظر قرار گرفته است؛ چراکه انسان نیز مانند همه موجودات زنده دو دستگاه وجودی دارد: یكى ادراك و دیگرى اراده. در حوزه ادراك، علم و شناخت دخیل است كه به «بینش» تعبیر مى‌شود و در اراده، میل، رغبت و انگیزش نقش دارد كه به «گرایش» تعریف مى‌شود. این دو عامل اساسى؛ «بینش» و «گرایش» موجب پیدایش «كنش»، یعنى رفتار مى‌شود. (حسين جلالى، «درآمدى بر بحث بينش، گرايش، كنش و آثار متقابل آنها»، نشریه معرفت، ش ۵۰)
۴ـ۵ـ امروزه فرهنگ هژمون به منظور تغییر ایدئولوژی و فرهنگ‌های بومی کشورهای اقماری از طریق تغییر سبک زندگی عمل کرده و در این راستا به موفقیت‌هایی نیز دست یافته­ است.
۵ـ۵ـ در جامعه‌شناسی موضوع تأثیر رابطه ابزار تولید بر طرز تفکر نیز مؤید تآثیر عمل و رفتار بر نگرش و بینش است. مارکس برای استدلال نظر خود در معرفی فرهنگ به‌مثابه روبنای اقتصاد معتقد بود اندیشه هر فرد تحت تأثیر ابزاری است که با آن کار می‌کند.
۶ـ۵ـ مخالفت مدت‌دار با فقه سیاسی موجبات بروز مخالفت با عقاید سیاسی را در پی دارد؛ زیرا اپوزیسیون رفتاری نیز برای توجیه رفتارهای مخالفت­آمیز خود به دنبال استدلال‌هایی از جنس عقیدتی و فلسفی خواهد گشت که از سوی اپوزیسیون اعتقادی ارائه شده و آنها را در یک ردیف قرار می‌دهد.

6ـ تأثیر اپوزیسیون رفتاری
بر اپوزیسیون اخلاقی
با توضیحات پیش گفته، پاسخ به این پرسش که مخالفت‌های رفتاری و عملی چه اثری بر مخالفت‌های اخلاقی داشته و دارند، کار دشواری نیست؛ چراکه روشن شد خلقیات، مجموعه­‌ای از رفتارهای نظام‌مند بوده و تکرار اشتباهات سبب رکود اخلاقی می‌‌شود.
بسیاری از گروه‌های سیاسی که مخالفت‌های اولیه‌شان از زاویه‌­ای کم شروع و در موارد جزئی نسبت به احکام و بایدهای سیاسی منحصر می‌شد، پس از مدتی در زمره مخالفان ارزش­های اجتماعی و اخلاقی قرار گرفته و دامنه مخالفت‌شان به مباحث اعتقادی نیز کشیده شد.


آفاق
محمد رضا اسکندری
خدا در اندیشه فیلسوفان یونان باستان

همان‌طور که در سلسله مقالات پیشین اشاره شد، آنچه به نام مدرنیته در دنیای غرب مطرح است، از چهار مرحله؛ عصر رنسانس، عصر اصلاح دینی، عصر روشنگری و عصر انقلاب صنعتی تشکیل شده است. در سلسله مقالات متعددی دوره نخست(رنسانس) را با محوریت «اومانیسم» تشریح کردیم. در گام دوم، در صدد تشریح مرحله دوم، یعنی عصر اصلاح دینی هستیم که در چند شماره پیش به اجمال به چهار گرایش غالب رابطه دین و مدرنیته در دوران مدرن اشاره‌ای داشتیم، اما به نظر می­رسد پیش از ورود به این چهار گرایش در دوران مدرن، نگاهی اجمالی به پیشینه و تصور خدا و دین در دنیای پیش از عصر مدرن اروپا لازم است؛ چرا که رسوبات انحرافی و شرک‌آلود تصورات اسطوره‌­ای از آنها اثراتی بسیار ژرف در شکل‌گیری این تصور بر جهان مدرن داشته است.
هومر
ادبیات حماسی هومر بر اسطوره‌سازی در باب خدایان استوار است. خدایان هومری، خدایان اشراف غالب و فاتحی هستند که از نظر اخلاقی و ارزشی جای هیچ‌گونه تعریف و تمجیدی ندارند. چنین خدایانی در عین حال مقهور و مغلوب اندیشه‌هایی چون سرنوشت، جبروت و قدیر هستند. یونانی­ها در عصر نوین با الهام از معرفت دینی هومر و خداشناسی او به دوازده «رب‌النوع» اعتقاد داشتند و به آنها «خدایان المپ» و بلندمرتبه می‌گفتند. «زئوس» رب‌الارباب و «خدای رعد و برق» است که به نوبه خود تعداد گوناگونی از رب‌النوع‌ها را تحت نظارت و هدایت خود داشت. در كتاب ايلياد هومر، پهلوانان حماسه هومري خود را وابسته به خدايان احساس مي‌كنند... از اين رو، همه فكر ايشان وقف اين است كه نظر مساعد خدايان را جلب كنند و از خشم آنان مصون بمانند.
هزیود
حماسه‌سرای دیگر یونانی که شعرهای ملی ـ مذهبی خود را مابین سال‌های 7۰0 تا 7۵0 پیش از میلاد سروده است، «هزیود» نام دارد. از جمله اشعار دینی هزیود می­‌توان شعر او تحت عنوان «خدازایی» را نام برد که به تبارنامه شمار فراوانی از خدایانی را ترسیم و تبیین می‌کند یونانی­ها در عصر باستان می‌پرستیدند. بشرانگاری خدایان از دیدگاه خدایان نخستین نوع رویکرد مردم به چندگانه‌پرستی و توصیف این رویکرد را نشان می‌دهد. هزیود مانند همتای خود هومر از خدایان موجوداتی انسان‌وار که در دلاوری، توانایی و موفقیت در برخورد با دشواری­ها و نابسامانی­ها از انسان­ها برتر بودند، ترسیم کرده است. چنین خدایانی بالتبع از خلق‌وخوی انسانی برخوردار بودند و حتی میان انسان‌ها آمد و شد می‌کردند و با آنان همزیستی داشتند. به این ترتیب هزیود نیز از موجوداتی سخن می‌گفت که نژادی نیمه‌خدایی و نیمه‌انسانی داشتند و از پیوند خدایان با آدمیان پدید می‌آمدند. در اندیشه دینی هزیود، چهره و جایگاه خدایان یونان چنین ترسیم شده است :««زئوس» خود را در برق آذرخش و غرش تندر نشان می‌داد. «پوسیدون» بر دریا فرمان می‌راند.«دمتر» خدابانوی رویش غلات، «‌هستیا» نگهبان آتشدان‌ها، «هادس» خدای مردگان و «هرا» همسر رشکمند زئوس بود. فرزندان زئوس عبارتند از: «آرس» خدای جنگ، « آپولون » خدای نور « هفائستوس» خدای آتش، «دیونیسوس» خدای شراب »، «آتنا» خدابانوی هنرها و « آفرودیته» خدابانوی عشق.
حکمای سبعه
هر چند اعتقاد به خدايان اسطوره‌اي حتي تا پس از سقراط نيز در ميان يونانيان رايج بود، اما حكماي سبعه (‌بياس، پيتاكوس، كلئبول، ميزون، خيلون و سولون) كه در روزگار خويش دانشمندترين مردم خوانده مي‌شدند، اعتقاد به خدايان و رب‌النوع‌هاي شبيه انسان را پذيرفتند و جريان عالم را به اسباب و علل طبيعي منسوب دانستند. آنها معتقد بودند عناصر و اشيا به هم تبديل مي‌شوند، پس تكثير اشيا واقعي نيست؛ بنابراين مبدأ عامل در اصل يك حقيقت واحد است.
طالس ملطی
در ايونيا (lonia) پل ارتباطي بين‌النهرين و يونان، دانشمندان علوم طبيعي در جست‌وجوي اصل واحدي براي مبدأ هستي بودند. هر چند آنان فيلسوف نبودند و بيشتر عالم علوم طبيعي بودند، اما به دلیل نوع توجه آنها به حقيقت واحد و يافتن منشأ حيات و تفسير و تحولات عالم دچار انديشه‌هاي فلسفي شدند. طالس اهل ملطيه نخستين بنيانگذار اين نوع تفكر شناخته شده است. وي منشأ حيات و هستي را آب مي‌داند و معتقد است آب پر از خدايان است.
آناکسیمندر و آناکسیمنس
آناكسيمندر مبدأ جهان را ماده­اي بي­شكل، ازلي، بي‌زمان و بي­حد مي­داند كه همۀ جهان­ها را فراگرفته است. آناكسيمنس مادةالمواد عالم را هوا مي‌داند؛ چنانكه ملاحظه مي‌شود انديشه اين دانشمند مبتني بر جست‌وجوي يك مبدأ مادي براي جهان است. هر چند آناكسيمندر به نوعي جهش فكري دربارۀ اصل مبدأ هستي مي‌رسد، اما او هم در محدوده ماده باقي مي‌ماند. حتي زماني كه طالس مي­‌گويد آب پر از خدايان است، منظور او نيروهايي شبيه به نيروي جاذبه يا آهن‌رباست، نه اينكه به نوعي تفكر جدايي ماده از امور غير مادي رسيده باشد. در آن زمان بشر با اين انديشه كه امر مادي را از غير ماده جدا كند فاصلۀ بسياري داشته است. شايد بتوان گفت او اولين فيلسوفي است كه يونانيان را به دلیل پرستش خدايان شبيه انسان مورد استهزا قرار مي‌دهد .
کسنوفانس و آناگساگوراس
كسنوفانس از فلاسفۀ الئايي است. او خطاب به يونانيان مي‌گويد: شما مثل گوسفنداني هستيد كه خدا را شبيه به خود مي‌پنداريد. به نظر او اعتقاد به خداياني كه زاییده مي‌شوند، ديوانگي است. از نظر آناگساگوراس مبدأ همه چيز نوس ( nous) است. ویژگی نوس (عقل) آن است كه نامتناهي و قائم به خود و خالص­ترين و لطيف­ترين چيزهاست، اما در عين حال يك امر مادي است. با تمام  اين احوال آناگساگوراس هر وقت در تبيين اينكه چرا هر چيزي ضرورتاًً هست درمي‌ماند، پاي عقل را به ميان مي‌كشد، اما در موارد ديگر هر چيز را به مثابه علت بر عقل مرجح مي‌شمارد.
فیثاغورث
فيثاغورث واحد مطلق را از زوجيت و فرديت و وحدت و كثرت بري مي‌داند. وي عدد را حقيقت اشيا و واحد را حقيقت عدد مي‌خواند. ژان وال معتقد است: در فكر يوناني تصور الوهيت از چند تصور نزديك بدان مانند تصور طبيعت و تصور ضرورت متأثر است. منظور از طبيعت نيروي رشد و نمو و حركت در موجودات است و منظور از ضرورت نيرويي است كه هم بر خدايان حاكم است، هم بر آدميان.
سوفسطائیان
سوفسطائيان با ملاحظه اين همه اختلاف‌نظر در جست‌وجوي مبدأ و اصل و حقيقت هستي به اين انديشه رسيدند كه حقيقت وجود ندارد، يا نسبي است. يا واقعيت را منكر شدند و اين انكار به نوعي به انكار خدا نيز مي­‌انجامد. هر چند برخي سوفسطائيان هرگز وجود خدا يا خدايان را انكار نكردند، يا بعضاًً به مسائل اخلاقي پایبند بودند، اما اين انديشه آنان به ايجاد شك و ترديد در وجود علم و دانش و اخلاق و هر حقيقتي منجر مي‌شد .اگر خداوند را موجودی که اصل و مبدأ كه جهان را انتظام مي‌بخشد و برآن سيطره دارد در نظر آوريم بنابراين آتش هراكليتوس، آب طالس، هواي آناكسيمنس، عقل آناگساگوراس در نظر آنان همان خداوند به شمار می‌آیند. این مطلب را با بررسی نظریات سقراط درباره خدا در شماره­ های بعد پی خواهیم گرفت.

 


اندیشه سیاسی مسلمانان
فتح‌الله پریشان

شرایط تصدی منصب امامت در دیدگاه سیاسی مجلسی


امامت از اصول مذهب شیعه است و جایگاه رفیعی در فقه و کلام تشیع دارد. به همین دلیل، هر کسی نمی‌تواند جایگاه و منصب امامت را اشغال کند. در واقع، وفق دیدگاه شیعه، تنها کسی می‌تواند منصب امامت را تصدی کند و امام امت جامعه اسلامی باشد که واجد سه ویژگی‌ مهم و شرط اساسی باشد. این شرایط عبارتند از:
۱ ـ امام باید از هرگونه خطا، اشتباه و گناهی معصوم باشد؛
۲ـ امام باید از جانب خدا و پیامبر(ص) منصوص و منصوب باشد؛
۳ـ امام باید دارای علم غیب بوده و در صفات و کمالات انسانی سرآمد بنی نوع خود باشد.
در این نوشته به اختصار با نظرات علامه مجلسی درباره شرایط مذکور آشنا خواهیم شد.
درباره عصمت اولواالامر و اهمیت آن، همین نکته بس است که بدانیم عصمت عامل اصلی در مرزبندی میان کلام شیعه و اهل سنت در اسلام شده است. امتناع عامه از پذیرش شرط عصمت در مسئله امامت، ناشی از هراس آنها از بطلان خلافت است. تفاوت جوهری دیدگاه شیعه و سنی درباره امامت، مسائل و حوادث تلخی را در تاریخ سیاسی اسلام، از قبیل غصب خلافت ائمه (علیهم‌السلام)، واقعه عاشورا و سلطنت حاکمان جائر بر سرنوشت سیاسی مسلمانان در پی داشته است.(۱)
علامه مجلسی معتقد است امام باید از آغاز تا پایان عمر از جمیع گناهان کبیره و صغیره معصوم باشد؛ زیرا اولاً اگر چنین شخص واجب‌الاطاعه‌ای که جمیع امور دین و دنیای امت به او وابسته است، معصوم نباشد، غرض از امامت و فواید مترتب بر او حاصل نخواهد شد و پیامدهای منفی زیادی نیز دامن جامعه را خواهد گرفت که خلل در دین، بدعت‌گزاری و ترک احکام حقه دین و اختلاف و تفرقه در بین امت از جمله آنهاست. ثانیاً، قبح عقلی امامت امامی که خود به آنچه به مردم امر می‌کند و از آنچه مردم را نهی می‌کند، پایبند نباشد، سبب می‌شود که بپذیریم، امام باید معصوم باشد. به بیان دیگر؛ «امام امین خداست بر دین و دنیای مردم، پس هرگاه خود در احکام الهی خیانت کند، چگونه قابل امامت خواهد بود؛ بلکه مستحق ملامت خواهد بود.»(۲) آیات الهی در قرآن نیز مؤید این نکته است که امر امامت و خلافت به ظالم و فاسق، یعنی غیرمعصوم نمی‌رسد.
درباره انتصابی بودن امام، علامه مجلسی مانند دیگر متکلمان شیعه، امامت را امری انتصابی معرفی کرده و دلایل نقلی را که مشتمل بر اخبار و احادیث معتبر درباره لزوم تعیین امام از سوی پیامبر(ص) است، ارشاد به حکم عقل می‌داند: «ادله عقلیه و وجوه نقلیه... شاهد است بر اینکه امامت بدون نص‌ الهی نمی‌باشد و صاحب عقل مستقیم به عین‌الیقین می‌داند خداوندی که جمیع جزئیات احکام را بیان فرماید و به عقل مردم نگذارد،‌ البته امر خلافت و امامت را که اعظم امور است و موجب بقای احکام شریعت و صلاح امت و نجات ایشان است، به عقول ضعیفه خلق نخواهد گذاشت.»(۳) مجلسی در بدیهی بودن حکم عقل بر لزوم تعیین جانشین از سوی خدا و رسولش برای حفظ ملت، شریعت، کتاب و سنت و برای محاجه با منکرین این مسئله، مثال عرفی جالب و قابل توجهی که قابل فهم همگان است، نقل می‌کند: «دهقانی که در دهی بیمار شود برای شفقت بر رعیت خود و مزارع خود، یک کسی را تعیین می‌کند و وصیت برای ایشان می‌کند و ضابطی برای متروکات خود تعیین می‌نماید، ّ[اما] پیامبر آخرالزمان از دنیا می‌رود و برای دین، ملت، کتاب، رعیت و امت خود کسی را تعیین نمی‌کند؟ اگر در این باب، عقل حکم نکند در هیچ ّ[امر] بدیهی حکم نخواهد کرد.»(۴)
از دیدگاه تشیع، علم غیب یا علم لدنی از شرایط اساسی امامت و رهبری جامعه اسلامی است. امام به ویژگی‌ها و فلسفه احکام در شرایطی که عقول بشری از احاطه و درک آن عاجز است، علم دارد. به باور مجلسی، احکام دین و دنیای مردم به حکم حاکم وابسته است؛ از این رو، امام باید عالم باشد به احکام دین و واقف باشد بر خصوصیات آیات قرآنی و همچنین بر اخبار نبوی و بالجمله، عالم به جمیع علوم باشد.»(۵) این بحث را در مبحث شرایط و صفات حاکم اسلامی بیشتر بررسی خواهیم کرد.


اصطلاحات

تدلیس سیاسی


نصوص دینی، مشحون از دستورهایی است كه به ذم رذایل اخلاقی چون؛ «كذب»، «خدعه» و «غش» پرداخته‌اند. در این میان، واژه «تدلیس» در كنار الفاظ «تغریر»، «غرور» و «غش»، بار معنایی حقوقی یافته و بیانگر رابطه ناگسستنی اخلاق و حقوق و رعایت عدل و انصاف در فقه اسلامی است.
تدلیس در لغت به معنای فریب دادن، پنهان کردن، تاریک ساختن و مبهم کردن است. در اصطلاح فقهی و حقوقی تدلیس عبارت است از عملیاتی که موجب فریب طرف معامله بشود. به عبارت دیگر، تدلیس عبارت است از پوشاندن عیبی در مال یا نمایاندن یک صفت یا امتیاز کمالی غیرواقعی در مال. جزا و جبران زیان ناشی از این عملیات فریبنده، برخورداری فریب‌خورده از حق فسخ معامله است که به آن خیار تدلیس می‌گویند که جزء خیارات مشترک در فقه است. البته، خیار تدلیس تنها مختص عقد بیع نیست، بلکه ممکن است در عقود اجاره، صلح، یا معاوضه هم وجود داشته باشد.  
تدلیس به تصریح فقیهان اسلامی حرمت دارد، اما عقد صحیح بوده و مشتری حق رد یا نگهداری كالا را بدون اینكه مستحق دریافت ارش باشد، خواهد داشت. تدلیس می‌تواند از طریق كتمان عیب یا از طریق كاری كه ثمن را افزایش دهد، هرچند عیب نباشد، تحقق یابد. بنابراین، فرق ظریفی بین تدلیس و عیب ملاحظه می‌­شود و آن فرق این است که تدلیس در جایی است که یک طرف معامله با نیرنگ اوصافی را که در موضوع معامله وجود ندارد، موجود تلقی می‌کند، ولی در عیب، زیاده یا نقیصه‌ای در مال است و عرف آن را عیب می‌شناسد. از همین رو در عیب، موضوع معامله الزاماً باید معیوب باشد، اما در تدلیس الزام وجود عیب در موضوع معامله نیاز نیست؛ چراکه صرف نبود یک امتیاز و وصف کمالی، تدلیس به‌شمار می‌آید. ممکن است تدلیس وجود داشته باشد، بی‌آنکه مال معیوب باشد یا ممکن است خیار عیب، بدون تدلیس تحقق یابد. همچنین در جایی که پوشاندن عیب با علم و عمد باشد خیار عیب و تدلیس با هم ایجاد می‌شود. در فقه امامیه، تدلیس موجب ضمان می‌شود.
از آنجایی که علوم انسانی از آشفتگی زبانی و پیچیدگی عامل انسانی رنج می‌برد، از این اصطلاح فقهی و حقوقی گاهی در راستای مفهوم‌سازی یا مفهوم‌رسانی بهتر درباره یک موضوع یا پدیده، در سیاست هم استفاده می­شود. برای نمونه سعید حجاریان از نظریه‌پردازان اصلاحات که در جریان فتنه آمریکایی ـ صهیونیستی مربوط به آشوب‌های پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال ۱۳۸۸ بازداشت شد، در سال 92 در گفت‌وگویی اعلام کرد که آنچه در جریان انتخابات ۱۳۸۸ در ایران رخ داده نه تقلب و نه تخلف، بلکه «تدلیس سیستماتیک» بوده است. حجاریان در توضیح تدلیس سیستماتیک سوءاستفاده دولت‌های نهم و دهم از بیت‌المال برای رأی‌آوری را مورد توجه قرار داد. این در حالی است که تدلیس سیستماتیک هرچند ممکن است در ادبیات حقوقی و قانونی وجود داشته باشد، اما استفاده ابزاری از این کلام موجب تشویش اذهان عمومی و با هدف تغییر موضع و عقب‌نشینی از ادعای تقلب صورت می­‌گیرد. متهم کردن ناجوانمردانه نظام اسلامی به تقلب به مثابه اسم رمز فتنه 88 از سوی همفکران وی خود بزرگ‌ترین تدلیس سیاسی مردم ایران در تاریخ انقلاب بود.

 

صفحه نهم

 
 

تاریخ
سید مهدی حسینی

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی
انواع تشکل‌ها و جنگ‌های نرم علیه انقلاب در سال‌های ۶۹ـ ۶۸

نظام جمهوری اسلامی ایران سال ۱۳۶۸ در یک وضعیت تعیین‌کننده و سرنوشت‌سازی قرار گرفت، به‌ویژه در بهار این سال وقایع غم‌انگیزی رقم خورد که مهم‌ترین آن رحلت امام خمینی در ۱۴ خرداد بود که تا مدت‌ها غم و اندوه فقدان ایشان بر جامعه سایه انداخته بود. البته همان روز حضرت امام خامنه‌ای به زعامت ولایت منصوب شدند و زمام امور انقلاب را برعهده‌ گرفتند که تا حدودی نگرانی‌ها را برطرف می‌کرد. علاوه‌بر آن برخی از اصول قانون اساسی از سوی هیئت منتخب امام در بازنگری و اصلاحیه دچار تغییراتی در ساختار نظام جمهوری اسلامی شده بود. در این ایام سومین دوره انتخابات ریاست جمهوری در دست اقدام قرار گرفت و آقای هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور شد و تحت ‌عنوان برنامه پنج‌ساله توسعه شروع به کار کرد و دولت خود را «دولت سازندگی» نام نهاد. در این فرصت بازسازی مناطق جنگ‌زده در دستور کار قرار گرفت و کشور در آستانه اولین سالگرد دوران هشت ساله دفاع مقدس قرار داشت که دولت وقت وارد بحث مذاکرات با رژیم بعث عراق شد. جنگ به ظاهر پایان یافته بود و دیگر از غرش توپخانه‌ها، جنگنده‌ها، خمپاره‌ها و اسلحه‌ها خبری نبود؛ اما جنگ سخت جای خود را به جنگ نرم داده بود، دشمنان جنگ نرم با شدت و بیشتر از گذشته وارد عرصه نبرد شده بودند. جنگ نرم از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی علیه انقلاب در دستور کار بود و از دشمنان هیچ گونه توطئه و دسیسه‌ای دریغ نکردند، اما همه این توطئه‌ها با چراغ خاموش انجام می‌شد و سروصدای هشت سال دفاع مقدس را نداشت، تشکل‌ها و سازمان‌هایی‌ بسیار مخفی تیشه به ریشه انقلاب می‌زدند که به اختصار اشاره می‌شود.

تشکل فرهنگ جهانی
محافل و مجالس روشنفکری در غرب کانون پشتیبانی از جریان مهاجمان فرهنگی و هنری علیه انقلاب را سامان می‌داد. جریانی که با توجه و تأیید حوزه‌های فرهنگی غرب وارد مبارزه با انقلاب اسلامی شده بودند همه کوشش خود را با هدف نشر فرهنگ جهانی که متضمن منافع استکبار جهانی بود به کار گرفت. فرهنگی که صورتی از تفکر استکباری و در پی مستحیل ساختن همه فرهنگ‌های ملی و مذهبی اقوام غیرغربی و همچنین به دنبال تسلط اقتصادی و سیاسی بر مقدرات اقوام به ظاهر عقب‌مانده و توسعه‌نیافته، نیازمند یکپارچگی فرهنگی بود تا آنکه خوی و خصلت قومی و فرهنگ ملی و مذهبی را از دست بدهد و با وابسته شدن به جریان جهانی هرگونه سد و مانعی را از سر راه نیروهای مهاجم استکباری بردارد. مجامع بین‌المللی، به‌ویژه مجامع فرهنگی نقش مؤثری را در زدودن اصطکاکات و هماهنگ کردن فرهنگ ملی و منطقه‌ای اقوام مختلف با فرهنگ جهانی داشته‌اند و آثار هنری روشنفکران اگر چه در صورت، نقشی از فرهنگ ملی و قومی را داشتند، لیکن در حقیقت مبشر فرهنگ جهانی و به عبارتی، فرهنگ اومانیستی غربی بودند که قدرت‌های مهاجم استکباری آن را با در اختیار گرفتن وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌های گوناگون ضمن عبور دادن از صافی‌های مختلف در سراسر جهان منتشر می‌کردند و از این طریق حکومت‌ها را تحت فشار سیاسی ـ اقتصادی قرار می‌دادند و با تبلیغات جنجالی نظرات‌شان را تحمیل می‌کردند.

سرمایه‌داران جهانی
پس از پایان جنگ، جماعت روشنفکر در نیمه دوم سال ۱۳۶۸ فضای سیاسی ـ فرهنگی، زمینه‌ها و شرایط برای ابراز آرای سیاسی و اجتماعی‌شان را فراهم دیدند، در حالی که در طول دوران هشت سال دفاع مقدس و مقاومت مردم ایران در برابر سلاح‌های سخت مانند گازهای شیمیایی و موشک‌ها، جنگ‌ شهرها، این جماعت نه‌تنها برای دفاع از آرمان‌های این مردم قلم بر صفحه کاغذ نبردند، بلکه در هر فرصتی به انکار و نفی آن همه تلاش و مجاهدت پرداختند و بعضاً با تضعیف روحیه عمومی مردم، به نوعی با دشمن خارجی نیز همکاری کردند. با پایان یافتن جنگ و فراهم شدن امکان انتشار مجدد برخی از مجلات روشنفکری، از خانه‌ها بیرون آمدند و به بسط ارتباط خود با یاران سفر کرده و نشر آرا و اندیشه‌های معارض با بنیاد فکری اهل دیانت پرداختند. نگاهی به فهرست مطبوعات ادبی و فرهنگی فارسی‌زبانان مقیم خارج از کشور و اسامی مدیران مسئول، صاحبان امتیاز و سردبیران این نشریات نشان می‌دهد که سرمایه اولیه اغلب این نشریات به وسیله سرمایه‌داران یهودی و انجمن‌های ماسونی تأمین شده است. این جریان تحت لوای نشریات مجامع روشنفکری امکان تشکل نیروهای داخلی و عرضه مطالب آنان در صورت قبول جامعه ایرانی را ـ البته به زعم خودشان ـ فراهم می‌آورد. بی‌شک این کوشش‌ها مورد توجه نظام سرمایه‌داری غرب بود که تلاش می‌کرد با دامن زدن به اوضاع و ترویج تفکر و منش لیبرالیستی غرب، پایه‌های اعتقادی انقلاب اسلامی، یعنی اسلام و مذهب را سست کند. جریان به اصطلاح روشنفکری در دو شعبه داخلی و خارجی قابل تقسیم‌بندی است که به هم گره خورده بود و در واقع زادگاه حقیقی‌اش در غرب بود.

حوزه‌های شرق‌شناسی
مجموعه‌هایی تحت عنوان مستشرقین همواره مراکزی بودند که نقش بسیاری در جهت دادن به مسائل فرهنگی و ادبی ایران داشتند و اظهارنظرهای این جماعت درباره بسیاری از متون ادبی و فرهنگی ایران نقش مؤثری در تفسیر و تحلیل متون داشت که بر حوزه‌ جریان مهاجم فرهنگی تأثیرگذار بود. یکی از بارزترین آنها ورود روش‌شناسی غربی در مراکز علوم انسانی و تحلیل و تفسیر متون فرهنگی بود که بر اساس علوم تجربی برگرفته از قرون ۱۸ و ۱۹ اروپا صورت می‌گرفت و تأثیر آن تا جایی بود که دانشجوی ایرانی کارکرد اصلی خودش را از دست داد. در واقع، باید حوزه‌های شرق‌شناسی را مهاجم فرهنگی و طلایه‌داران تهاجم استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی دانست. چون رابطه حقیقی نسل جوان دانشجو که سرمایه‌ ملی و مذهبی ایران به شمار می‌آید و ساختار و سازمان بینش آنها را بر اساس بینش صرفاً علمی سامان می‌دهد و در واقع جایگزین بینش دینی می‌کند. مجموعه‌هایی تحت عنوان شرق‌شناسی تمام تلاش خود را مصروف تحقیق درباره منافع فرهنگی مشرق زمین از جمله ایران کردند و از همین طریق با در اختیار داشتن بسیاری از منابع کهن به بهانه گذر دادن از صافی‌ها، اندیشه و تفکر خود را به ملل، از جمله جامعه جوان ایرانی تزریق کردند تا جایی که اقوام و ملل جامعه مشرق ضمن مفتخر بودن به داشتن این آثار هیچ‌گونه نسبت حقیقی با صاحب آن تفکر نداشته‌ و همانند یک انسان غربی به عالم و ‌آدم می‌نگرد. این جریان از سال‌های دور بسیار آسیب‌زده و اثرات مخرب آن همچنان جریان داشته و از روزهای پس از پیروزی انقلاب تا پایان جنگ، به‌عنوان یک تشکل نقش‌آفرین بود و از سال ۶۸ به بعد این جریان به شیوه‌های مختلف نفوذ خود را توسعه داد.

سمینارها و کنگره‌ها
از انواع تشکل‌هایی که پس از انقلاب در دوران جنگ تحمیلی و در سال‌های ۶۸ به بعد به‌عنوان مهاجم فرهنگی وارد عرصه شدند و به‌عنوان اهرم فشار جنگ نرم به‌کار برده شد، سمینارها و کنگره‌های علمی، به‌ویژه در مسائل فرهنگی بود که از حمایت و هدایت سازمان جهانی یونسکو هم برخوردار بود. با توجه به صورت حوادث اجتماعی و تاریخی تلاش کردند که از بار معنوی آثار کاسته و به دخل و تصرف در متون بپردازد تا از این طریق آرای اندیشمندان اومانیست غربی در میان تحصیل‌کردگان مشرق‌زمین از جمله ایران گسترش یابد. مشاهده فهرست مقالات سمینارها و کنگره‌های به اصطلاح فرهنگی، هنری و ادبی و سخنرانان آن محافل گویای این امر است که فراماسون‌های ایران دوره رژیم شاه مهره‌های ثابت این مجالس بودند. سخنران‌ها همواره تیغ تیزشان را به سمت و سوی «دین» می‌بردند و صرفاً آن را عادت و سنت می‌دانستند و این مسئله تا جایی پیش رفت که متأسفانه امروزه بسیاری از پژوهشگران مذهبی در ایران و دانشگاه‌ها و حوزه‌ها به آن آلوده شده‌اند و امر دینی را به سنن عبادی و تکالیف شرعی، یاد می‌کنند و برای هر موضوع و حکمی از احکام آسمانی ده‌ها تحلیل مبتنی بر تفکرات اومانیستی به کار می‌برند. سمینارها و کنگره‌ها برای مهاجمان فرهنگی اعتبار و وجاهتی داشت و آن را عاملی برای برقرار ارتباط محفلی و همسویی می‌‌دانستند که آثار آن در مطبوعات دیده شده و می‌شود.

کانون‌های موسوم به نویسندگان
علاوه بر آنچه ذکر شد صدها مرکز و کانون‌، مجالس، محافل‌های خانگی و گروهی و جمعی در عرصه مطبوعات، نشر کتاب و مقالات متعدد کانون‌های مختلف تهاجمی را سامان دادند و هر یک به‌ نوعی و به سبکی نیش زهرآگین خود را به بدنه انقلاب اسلامی فرو بردند. با برگزاری هنرهای نمایشی، کاریکاتورها، عکس‌ها، به رخ کشیدن برخی از اشخاص و با گرفتن مجوز مطبوعات و مجلات برای درج مطالب موردنظر، به همه آرمان‌ها، اعتقادات، ارزش‌های دینی، رهبری نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی، روحانیت، نهادهای انقلاب و شخصیت‌ها، نمایندگان مجلس، قوه‌قضائیه، مقررات کشور، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم با زبان تمثیل، کنایه و در لفافه در قالب ادبی و هنری توهین کردند و زشت‌ترین برخوردها را نشان می‌دادند. همین مراکز و اشخاص در سال‌های ۶۸ و ۶۹ تلاش کردند، مجموعه‌ای را گرد هم آوردند و جلسه‌ای را سامان دادند تا فعالیت‌های‌شان را تحت‌ عنوان «کانون نویسندگان» سامان دهند. در گزارشی در زمینه مقدمات ایجاد تشکل و بسط روابط محافل داخلی با محافل خارج از ایران آمده است: «تماس با نویسندگان و شاعران خارج از وطن از طریق «خانم بهبهانی» بود که امکان حیات کانون نویسندگان را فراهم می‌آورد.» در واقع، در سال‌های ۶۸ و ۶۹ برای تهاجم گسترده‌تر علیه ارزش‌های انقلاب اسلامی یک برنامه‌ریزی و سازماندهی جدید در دست اقدام داشتند که درباره آن در شماره آینده بحث می‌شود.


حكایت زمانه
میثم غلامپور

 
علامه دوران

استاد سيدهادي خسروشاهي از شاگردان علامه طباطبايي است كه سال‌هاي زيادي را با ايشان زيسته‌اند. ايشان مدت‌ها پيش مصاحبه تفصيلي مکتوبي با مجله پنجره داشته‌اند که در آستانه روز بزرگداشت علامه طباطبايي (24 آبان)، بخش‌هايي از آن تقديم علاقه‌مندان مي‌شود.

* نقش علامه را در احياي انديشه فلسفي شيعه چگونه ارزيابي مي‌‎كنيد؟
فلسفه يا به اصطلاح حوزوي «حكمت»، پيش از علامه طباطبايي هم به ‎نحوي در حوزه‌‎ها ‌مطرح بود. از زمان بوعلي سينا تا عصر ملاصدرا و تا دوران حكيم سبزواري و تا امروز، استادانی در اين رشته وجود داشته‌‎اند كه آثار ماندگاري هم از آنها ‌بر ‎جاي مانده است.
در زمان ما در حوزه علميه قم، بيشتر منظومه مرحوم سبزواري در منطق و حكمت تدريس مي‌‎شد، ولي متأسفانه تدريس اشعار ملاصدرا، چه از سوی امام خميني و چه علامه طباطبايي با عكس‌‎العمل‌‎هاي منفي، حتي تا مرز تكفير(!) و آب كشيدن ليوان فرزند امام (به ‎دلیل تدريس فلسفه از سوی پدر!)، روبه‌‎رو شد... تا اينكه امام تدريس فلسفه را رها كرد و علامه طباطبايي هم مدتي آن را متوقف كرد.
به ‎تدريج، گرايش‌‎ها ‌در حوزه تغيير يافت و علامه طباطبايي هم با توجه به پشتكار و علاقه و احساس مسئوليتي كه در ترويج فلسفه در حوزه‌‎ها ‌احساس مي‌‎كرد، به تدريس ادامه داد تا آنكه حكمت و فلسفه در حوزه جايگاه خود را پيدا كرد، البته مرحوم علامه طباطبايي پس از ورود به حوزه علميه قم، به تدريس دروس رسمي فقه و اصول پرداخته بود. به ‎گفته شخصيت برجسته علمي ـ فقهي معاصر، آيت‌‌الله آقا رضي شيرازي كه خود در فقه و اصول تخصص كامل دارند، اگر علامه طباطبايي اين رشته را ادامه مي‌‎داد، مرجعيت ايشان قطعي بود؛ اما خود علامه اين روش را ادامه نداد و يك ‎بار به ما فرمود: «من ديدم كه در حوزه درس فقه و حقوق، متصديان لازم را دارند و به اصطلاح «من به الكفايه» است، اما تفسير و حكمت، متولي ندارد و درواقع هر دو مهجورند و اين بود كه تدريس فلسفه را شروع كردم...»
البته ايشان مدتي به تدريس «شفا» پرداختند و پس از آن، افزون ‎بر درس‌‎هاي خصوصي در فلسفه و عرفان، به تدريس رسمي و عمومي اسفار ادامه دادند و شاگردان ايشان در اين رشته معروف‌‎تر از آن هستند كه نام‌شان را بياوريم؛ هرچند ذكر نام همه‌‎شان مقدور نيست و تنها مي‌‎توان به استادان محترم شهيد مرتضي مطهري، جلال‌‎الدين آشتياني، ناصر مكارم شيرازي، جعفر سبحاني، جوادي آملي، مصباح يزدي، حسن حسن‌‎زاده آملي و شيخ يحيي انصاري شيرازي اشاره كرد. بي‌‎ترديد، نقش علامه در احياي فلسفه شيعي، يك نقش اساسي و بنيادي است و اين يادگار ايشان در حوزه‌‎هاي علميه جاودانه خواهد ماند.
 
* نقش علامه در احياي سنت تفسير قرآن در تشيع را چگونه مي‌‎بينيد؟
متأسفانه، مدت‌‎هاي مديدي عمده‌‎ترين دروس حوزه‌‎ها، ادبيات، منطق، اصول و فقه بود. تدريس تفسير و حكمت نه ‎تنها مرسوم نبود، بلكه تا حدي هم غيرمطلوب به ‎شمار مي‌‎رفت، البته تأليف كتاب‌‎ها‌ در تفسير قرآن در عالم شيعه هميشه وجود داشته است، ولي تدريس رسمي آن مطرح نبود. علامه طباطبايي با آغاز رسمي درس تفسير در مسجد مدرسه حجتيه و درس حكمت در مسجد سلماسي، آنها ‌را بين دروس رسميت داد. تفسير بيست جلدي «الميزان»، در واقع محصول اين جلسات تفسيري بود.
تحولي كه علامه در اين رابطه ايجاد كرد، تدريجي بود. چون اصولاً روش علامه جنجال و هياهو نبود؛ بلكه براي ايشان هدف مطرح بود كه به ‎تدريج به آن پرداختند و به ياري حق آن را تثبيت كردند.
 
* دليل اقبال ايشان در حيات فكري و اجتماعي به قرآن چه بود؟
شايد بتوان گفت، دليل عمده توجه ايشان به قرآن مجيد و تدريس و تفسير آن، ناشي از فطرت پاك و سليم و صفاي دروني و روح عرفاني علامه بود كه اصالت قرآن و نقش آن در احياي نفوس و بيداري امت مسلمان را دريافته بود؛ يعني علامه طباطبايي وقتي دید كه از ديدگاه قرآن، عامل محرك تاريخ و ايجاد تحول در ميان ملل و جوامع اسلامي، تغيير و تحول دروني است، چنان ‎كه قرآن به صراحت از آن ياد مي‌‎كند: «ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بأنفسهم»، به آن تمسك جست و حيات فكري و اجتماعي خود را با آن پيوند زد. اين اقبال به ‎طور طبيعي در دل شاگردان ايشان هم جوانه زد و ريشه دوانيد؛ تا اينكه امروز شاهد پيدايش و توليد تفاسير بي‌‎شماری در حوزه‌‎هاي علمي شيعه و تهيه دانش‌‎نامه‌‎ها و مجلات تخصصي قرآني هستيم كه بي‌‌ترديد ثمره احياي انديشه قرآني از جانب علامه طباطبايي است.
 
* گویا علامه به توليد در حوزه فلسفه توجهی جدی داشتند، در این باره توضیحی بفرمایید.
در واقع علامه طباطبايي نخست با تشكيل جلسات ويژه دروس فلسفي براي فضلاي نامدار حوزه، سپس تدريس شاگرداني برجسته و فرهيخته در اين رشته، به توليد فلسفه پرداخت و نسل جوان و طلاب جديد حوزه را كه ما هم جزوشان بوديم، وارد عصر حكمت‌‎خواني و فلسفه‌‎داني كرد.
در همين زمینه، علامه به تدريس و تأليف مباحث «اصول فلسفه و روش رئاليسم» و سپس چاپ و نشر مجموعه آن، با توضيحاتي از شهيد مرتضي مطهري اقدام كرد كه افزون ‎بر حوزه‌‎ها، آثار مثبت فراتري در دانشگاه‌‎ها ‌هم يافت و در بقاي توسعه و نشر ادبيات و فلسفه ماترياليستي در كشور، خوش درخشيد و نسل جوان دانشگاهي را از پيمودن كژراهه بازداشت؛ از جمله اين هدايت‌‎شدگان حتي در سنين بالا، احسان طبري، ايدئولوگ و فيلسوف حزب توده بود كه به اعتراف خود، پس از مطالعه آثار علامه طباطبايي از «كژراهه» دور شد و به خويشتن خويش بازگشت.
افزون ‎بر «اصول فلسفه و روش رئاليسم»، علامه رساله‌‎هاي فلسفي عميقي هم دارد كه در نجف يا تبريز آنها‌ را نداشته‎ و سرانجام به پيشنهاد استادان حوزه، به تأليف «بدايه ‎الحكمه» و «نهايه ‎الحكمه» اقدام كرد كه هم ‎اكنون از كتب درسي رسمي حوزه‌‎هاي علميه است و از آثار ماندگار ايشان به ‎شمار مي‌‎رود. پس توليد مستقيم و غير‎مستقيم فلسفه، از سوی شاگردان تربيت‌‎يافته در مكتب ايشان، يكي ديگر از توليدات باقي‌مانده از علامه طباطبايي است.

*  علت عرفاني شدن روند فلسفي ايشان و به ‎نوعي حكمت صدرايي در تفكر علامه را چگونه ارزيابي مي‌‎كنيد؟
علامه طباطبايي در نجف اشرف پس از آشنايي با عارف بالله مرحوم آقا سيدعلي قاضي طباطبايي و تلمذ در محضر ايشان، گرايش عرفاني عميقي پيدا كرد و در سير و سلوك معنوي مراحل عظیمي را پيمود كه آيت‌الله جوادي آملي در كتاب «شمس الوحي تبريزي» در اين‌‎باره به طور مستوفي سخن گفته‌‎اند.
اصولاً مي‌‎توان گفت، آشنايي با فلسفه صدرايي، نمی‌تواند جدا از گرايش طبيعي به عرفانِ عملي باشد؛ به همين دليل، علامه طباطبايي نه ‎تنها يك فيلسوف و حكيم صدرايي به ‎شمار مي‌‎رفت، بلكه خود در بسياري از مسائل فلسفي صاحب‌نظر بود و از سوي ديگر به تصريح خودشان در «عرفان عملي» هم «طريقت خاص» خودشان را داشتند و خود را با اوراد و اذكار و ادعيه ائمه اطهار(ع) در مسير سير و سلوك سوق مي‌‎دادند.
من در «خاطراتي از علامه» در اين زمينه بحث بيشتري كرده‌‎ام كه اميدوارم به ‎زودي چاپ و منتشر شود.
اشاره به اين نكته هم بي‌‎مناسبت نيست كه علامه طباطبايي در مسئله «لقاء‌الله» با توجه به آيات قرآني، معتقد بود، انسان كه در دنيا در حال سير و سلوك و خودسازي و تهذيب نفس است، اگر بتواند از تعلقات مادي و طبيعي دور شود و با اخلاق الهي متخلق شود، اين «لقاء» در روز رستاخيز خواهد بود و اين مطلب را در جلد هشتم الميزان شرح داده است، ولي اين را نيز تأييد مي‌‎كرد كه ايشان اگر در دنيا بتواند به ‎كلي از هواي نفس دور شده و سالك راه حق شود و غرق در نيازهاي مادي دنيوي نشود. 
* به روز بودن و آشنايي ايشان با مباني نظري و فلسفي غرب چگونه بود؟
علامه طباطبايي با توجه به ارتباطات علمي و فرهنگي ـ اجتماعي كه داشت، در واقع در همه مسائل «به روز» بود. آثار ايشان، اعم از تفسير، اصول فلسفه يا مقالات نشان مي‌‎دهد، علامه طباطبايي با توجه به مسائل روز و نيازهاي انسان عصر ما، مطالب را تجزيه و تحليل مي‌‎كند و بي‌‎شك بدون آگاهي عميق و عيني نمي‌‎توان درباره مسائل گوناگون به بحث و بررسي پرداخت.
ديدارهاي علمي فلسفي چندماهه و سالیانه ايشان با پروفسور هانري كربن و شخصيت‌‎هاي برجسته ديگر، در تهران و قم اين حقيقت را نشان می‌دهد كه علامه همواره به ‎دنبال آگاهي از آخرين پديده‌‎ها ‌در زمينه‌‎هاي مختلف علمي و فرهنگي ـ فلسفي است.
دكتر شايگان در كتاب خود «زير آسمان‌‎هاي جهان» ضمن اشاره به چگونگي ملحق شدن خود به اصحاب فلسفه كه كربن و علامه طباطبايي محور آن بودند، مي‌‎نويسد: «در ديداري با علامه در ساحل خزر مثل هميشه بحث فلسفه و رابطه ديدن و دانستن در ميان بود. از نظر او تمامي معرفت اگر به سطح تجربه آني و شهودي اعتلا نمي‌‎يافت، هيچ اعتبار و ارزشي نداشت.
علامه طباطبايي پس از آنكه دكتر شايگان فرازهايي از «اپانيشادها» را براي‌شان ترجمه مي‌‎كند، مي‌‎فرمايد: «اين مطلب به متون محي‌‎الدين عربي نزديك است» و لذا خواستار ترجمه كتاب مي‌‎شود تا از همه مباحث آن آگاه شود؛ اين در واقع روح جست‌‎وجوگر فيلسوفي را نشان می‌دهد كه به افق‌‎هاي وسيع‌‎تري از علم و فلسفه مي‌‎نگرد و به آنچه كه خود دارد، بسنده نمي‌‎كند.


امام خامنه ای  در گذر زمان

زندان مخوف کمیته مشترک ضدخرابکاری


امام خامنه‌ای مدظله‌العالی دهه پنجاه روزهای بسیار سختی را سپری کردند. ایشان در این ایام مکرر با حوادث تلخ و غم‌انگیزی روبه‌رو و مرتب درگیر مبارزه با ظلم و ستم بودند. معظم‌له برای ششمین بار در روز جمعه بیستم دی ماه ۱۳۵۳ پس از بازگشت از سفر مازندران دستگیر می‌شوند. در این نوبت رئیس ساواک خراسان با ارسال گزارشی به اداره کل سوم (تهران) تأکید می‌کند: «سیدعلی خامنه‌ای از نمایندگان فعال [امام] خمینی(ره) در خراسان است» و در ادامه گزارش خود به سوابق فعالیت‌های ایشان اشاره می‌کند. خبر دستگیری معظم‌له و تعطیلی درس و بحث و اقامه نماز جماعت مسجد کرامت در بین علما، روحانیون، مبارزین و دانشجویان بازتاب وسیعی داشت، استاد شهید مطهری در جمع خصوصی از این اقدام ساواک ابراز تأسف می‌کند و در بیاناتی اظهار می‌دارد: «ما کمتر نمونه ارزنده‌ای چون خامنه‌ای داریم و این نیروها هم باید به این‌گونه هدر [روند] و در گوشه‌های زندان تلف گردند.» از طرفی هم جمعی از دانشجویان نسبت به بازداشت امام خامنه‌ای واکنش نشان دادند و با اعتراض به دستگیری ایشان تظاهرات کردند و از آیت‌الله میلانی آزادی او را خواستار شدند. آیت‌الله میلانی در این زمینه تلاش کرد، ولی با سخت‌گیری‌های ساواک مواجه شد و راه به جایی نبرد. امام خامنه‌ای به مدت هشت ماه در این زندان مخوف بازداشت شدند و سخت‌ترین روزها را گذراندند. زندان کمیته مشترک ضدخرابکاری در فرهنگ و تاریخ رژیم شاه زندانی خوفناک به‌شمار می‌آمد، چراکه در این مکان حوادث و اتفاقات عجیب و غم‌انگیزی رخ می‌داد و مبارزین همواره از آن به سیاه‌چال‌های قرون وسطی یاد می‌کنند، چون در این زندان مرتب صدا فریادها و ضجه‌های شکنجه‌شدگان به گوش می‌رسید و شب تا صبح صداهای دلخراش فضای عمومی زندان را پر می‌کرد. زندانیان این زندان در خاطرات‌شان اظهار کرده‌اند که «کمتر شبی بود که بدون صدای شکنجه‌شوندگان صبح شود، هرگاه خواب بر چشمان زندانیان سنگینی می‌کرد، صدای فریادهای جانخراشی برمی‌خاست که روشن نبود از گلوی زندانی بلند می‌شود یا از بلندگوی ضبط‌صوت.» امام خامنه‌ای در خاطرات‌شان از شهادت هم‌سلولی خود در زیر شکنجه چنین یاد می‌کنند: «شکنجه او [شهید سیداحمد احمدی] ادامه یافت تا اینکه در همین زندان به شهادت رسید. هرگاه به سلول بازمی‌گشت، اندوه شدیدی بر ما حاکم می‌شد. قلب‌های‌مان را می‌فشرد، اما او تلاش می‌کرد این درد ما را بکاهد، تسلای‌خاطر بدهد. آرامش را بر دل‌مان بازگرداند. اکنون که صحنه رفتار وحشیانه [بازجویان] را به یاد می‌آورم، نمی‌توانم تصویری از عمق جنایات آنان ارائه دهم.»


 


از لابه لاي تاریخ

کار اجباری در کارخانه نخ‌ریسی شاهنشاهی


رضاشاه علاوه بر تصاحب نواحی وسیعی از شمال ایران و ساختن جاده و راه‌‌آهن برای اتصال این نواحی به بازارهای داخلی و خارجی، کارخانه‌های نساجی متعددی نیز در مازندران احداث کرد. مشوق اصلی این کار ظاهراً قوانین انحصار تجارت و محدودیت شدید واردات منسوجات و در ارتباط با ابریشم، ممنوعیت کامل آن بود.
روشن است که از این طریق سود هنگفتی عاید [شاه] می‌شد. هارت در روز 14 فوریه 1932 افتتاح کارخانه نخ‌ریسی شاهی (علی‌آباد سابق)، نزدیک ساری در مازندران، را این‌گونه گزارش می‌کند: «شاه مثل گذشته که در مراسم افتتاح کارخانه [قند] کهریزک حضور داشت، در مراسم افتتاح کارخانه نخ‌ریسی شاهی حاضر نشد. ولی به دلایل شخصی‌تر علاقه بیشتری به موفقیت آن دارد. لینگمن، وابسته به بازرگانی سفارت بریتانیا، تأیید کرده است که از 500 هزار تومان [220 هزار دلار] سرمایه‌ای که برای ساخت و گشایش این کارخانه تعهد شده، دوپنجم آن را شخص اعلی‌حضرت؛ به همین مقدار را بانک ملی ایران، و یک‌پنجم باقی‌مانده را شرکت آلمانی زیمنس شوکرت که ماشین‌آلات کارخانه را تأمین و نصب کرده، پرداخته‌اند.»
تا سال 1938، سایه وحشت اعلی‌حضرت آن‌قدر دراز شده بود که بر سر یک کارخانه نخ‌ریسی دیگر در چالوس که خودش مالک آن بود هم افتاد. گزارش بسیار محرمانه مورخ 1939 کنسول آمریکا، جیمز اس. موسِ پسر، (که کاملاً نقل خواهد شد) نشان می‌دهد که وحشی‌گری و تاکتیک‌های چپاولگرانه رضاشاه شدت رو به افزایش بود:
احتراماً به عرض می‌رساند که دارند تعدادی از کارگران کارخانه ابریشم‌بافی یزد را اجباراً به مازندران انتقال می‌دهند. چنانکه وزارتخانه بدون شک اطلاع دارد، ابریشم‌بافی از صنایع مهم یزد به حساب می‌آید. پیش از روی کار آمدن شاه کنونی، همه صاحب‌منصبان و شخصیت‌های سرشناس ایران ردای ابریشمی می‌پوشیدند که پارچه‌اش عمدتاً در یزد بافته می‌شد. با رواج لباس‌‌های اروپایی، استفاده از ردای ابریشمی نیز از مد افتاد، ولی کارخانه ابریشم‌بافی یزد توانست همچنان به کار خود ادامه دهد. در یزد نه درخت توتی رشد می‌کند و نه آب کافی برای پرورش آن وجود دارد. در نتیجه پیله‌های ابریشمی را که در مازندران و گیلان تولید می‌شود به یزد می‌برند تا ریسیده و بافته شود و پارچه‌ها را نیز در تهران و شهرهای دیگر ایران می‌فروشند.
چند سال پیش، به موجب قانون انحصار تجارت خارجی، واردات ابریشم به ایران ممنوع شد و حدود یک سال پیش هم یک کارخانه ابریشم‌بافی که متعلق به شاه بود به دست شخص او در چالوسِ مازندران گشایش یافت. ظاهراً نتوانسته‌اند کارگران ماهری برای دستگاه‌های بافندگی شاه پیدا کنند و اخیراً کارگران یزدی را به همین منظور به مازندران برده‌اند. یزد شهری بسیار مرتفع (نزدیک به سه هزار فوت بالای سطح دریا) خشک و بی‌آب است. اگر حتی سه روز در سال باران ببارد، مردم آن را سال پرآبی تلقی می‌کنند. ساکنان یزد معمولاً به دلخواه خود به مازندران نمی‌روند، زیرا به دلیل مه‌آلود بودن هوای استان‌های شمالی که ارتفاعی کمتر از سطح دریا دارند، به مالاریا، سل و سایر امراض مبتلا می‌شوند. مشکل اجبار یزدی‌ها برای مهاجرت به مازندران را نظمیه ایران حل کرده است. نظمیه همه آنهایی را که می‌گفتند ابریشم‌باف هستند، دستگیر و در کلانتری جمع کرد تا تعدادشان به اندازه یک بار کامیون شد و سپس همه را به مازندران فرستاد تا تقریباً بدون مواجب در کارخانه ابریشم‌بافی شاه کار کنند. البته، می‌گویند روزی یک ریال (برابر با سه سنت براساس نرخ تجارتی ارز) به آنها پرداخت می‌شود، که اینجانب مبلغ فوق را به هیچ‌وجه برای امرار معاش کافی نمی‌دانم.

 
 

صفحه دهم

 


گزارش

 گزارش خبری از همایش پژوهشگران قرآنی و هادیان سیاسی قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص)

 ۲۶۱ روحانی در سطح قرارگاه سازندگی مشغول فعالیت در امور فرهنگی و قرآنی هستند

همايش پژوهشگران قرآنی و هادیان سیاسی با حضور روحانیون و هادیان سیاسی قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء(ص) در سالن همایش‌های ولایت ستاد فرماندهی کل سپاه برگزار شد.
این همایش با هدف توانمندسازی، ایجاد مهارت و ارتقای معرفت و بصیرت روحانیون و هادیان سیاسی قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) به مدت دو روز در نوزدهم و بیستم آبان‌ماه برگزار ‌شد. بنا به گفته مسئولان برگزارکننده، از جمله اهداف مد نظر نمایندگی ولی‌فقیه در قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) برای برگزاری این همایش را می‌توان جشنواره کاوش‌های قرآنی، تجلیل از پژوهشگران قرآنی این عرصه، توجیه روحانیون قرارگاه به منزله متولیان اجرای طرح صف‌های آسمانی و آمران به معروف و ناهیان از منکر و توجیه هادیان سیاسی قرارگاه نام برد. در ادامه گزارشی از اهم مباحث مطرح‌شده در این همایش آورده می‌شود.

ملازمه بین شارعیت و خالقیت
حجت‌الاسلام والمسلمين علی سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه در این همایش توجه به موضوعات روز و مبتلابه را مهم‌ترین وظیفه روحانیون در سپاه دانست و اظهار داشت: یکی از مسائل چالشی ما ملازمه بین خالقیت و شارعیت است؛ این ملازمه هم در عصر نبوت بوده، هم در عصر امامت و هم در عصر غیبت که این موضوع می‌تواند زیربنایی‌ترین مسئله ما باشد.
وی در ادامه مردم دنیا را در این زمینه به شش دسته تقسیم کرد و گفت: دسته اول، نه خالقیت را قبول دارند و نه شارعیت را و می‌گویند ماده مبدأ هستی است؛ دسته دوم خالقیت را قبول دارند، اما شارعیت را قبول ندارند. دسته سوم شارعیت و خالقیت را تا پیامبر اسلام(ص) قبول می‌کنند که اهل سنت هستند. دسته دیگر این ملازمه را تا امام حسن عسکری(ع) و غیبت امام زمان(عج) می‌دانند، اما دسته پنجم ملازمه را تا امام خمینی(ره) قبول دارند و دسته ششم این ملازمه را تا زمان حال قبول دارند.
وی در ادامه به نقاط مشترک رهبران الهی برای تبیین این ملازمه اشاره کرد.

نقاط مشترک رهبران الهی
نماینده ولی‌فقیه در سپاه، وحدت در خدامحوری را شاخصه مشترک رهبران الهی عنوان کرد و گفت: بنا بر احادیث در یک انسان دو قلب نیست، پس یا جای خداست یا غیرخدا.
وی اتکا به قدرت نرم را دیگر شاخصه دانست و اظهار داشت: هیچ رهبر الهی با کودتا و سلاح به قدرت نرسیده، حتی با همین کودتای نرم و از طریق نفوذ نرم، انقلاب‌های رهبران الهی دچار شکست شده است.

قانونگذار خداست
وی پیوستگی بین خالقیت و شارعیت را شاخصه بعدی رهبران الهی دانست و یادآور شد: این یعنی قانونگذار، خداست و رهبری جامعه اسلامی را هم خدا تعیین می‌کند.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه استقامت در راه هدف، ساختار و سازمان را دیگر شاخصه رهبران الهی بیان کرد و در ادامه گفت: همه رهبران الهی در رفتار خود در رابطه با حفظ اصول قاطعیت داشته‌اند و در این قاطعیت حتی در راه مکتب خود هزینه می‌دهند، این هزینه‌ها در سخت‌ترین وضعیت می‌شود قیام عاشورای امام حسین(ع).

علل مدارا و استمهال با مخالفان
وی مدارا و استمهال با مخالفان را دیگر وجه اشتراک رهبران الهی دانست و گفت: این مدارا یا به علت انتظار برای هدایت، یا مصلحت نظام و یا اتمام حجت بوده است.
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی برخورد قاطع با مخالفان را بعد از اتمام حجت، دیگر وجه اشتراک عنوان کرد و در ادامه گفت: رهبران الهی همه ولایت مطلقه داشته‌اند، یعنی اینکه اختیارات کافی برای سامان‌دهی مکتب از طرف خدا به آنها داده شده است.
وی ایستادگی در برابر طاغوت، دفاع از مظلومان، عمل تدریجی و فرایندی، تکلیف‌مداری، بهره‌مندی از امدادهای غیبی را بخش‌های دیگری از مشترکات رهبران الهی بیان کرد و گفت: احکام تمام رهبران الهی حجیت و اعتبار دارد، همچنین تبعیت از آنها هم وجوب داشته است.
نصب الهی یا به صورت تنصیصی و به صورت توصیفی دیگر شاخصه‌ای بود که نماینده ولی‌فقیه در سپاه به آن اشاره کرد و توضیح داد: یا در این مسئله خداوند به صورت مستقیم نصب کرده یا اینکه در رابطه با ولی‌فقیه داریم که توصیفات این نصب آمده است.
نماینده ولی‌فقیه در سپاه در بخش پایانی سخنان خود، هدف مشترک رسالت و امامت را سه وجه ابلاغ شریعت، عملیاتی‌سازی شریعت و پاسداری از آن دانست و اظهار داشت: داشتن نگرش وسیله‌ای به قدرت و آزادی هم در رهبران الهی مشترک است، به این معنا که آنها قدرت و آزادی را وسیله‌ای برای دست یافتن به هدف که کمال انسانی است می‌دانند، نه خود هدف.

قرآن در بین ما طلبه‌ها هم محجور است
حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی دیگر سخنران این همایش بود. او محور صحبت‌های خود را به توجه نکردن به قرآن و محجوریت آن در بین مسلمانان اختصاص داد.
وی با بیان اینکه ما در کشور کمبود مسجد و روحانی داریم، اظهار داشت: در هماهنگی‌ای که با سردار جعفری داشتیم، قرار شد سپاه در این زمینه همراهی کند و من همین جا عرض می‌کنم که شما هم سعی کنید سردار حزنی را در قرب محرومین، در زمینه محرومیت‌زدایی از مساجد یاری کنید.
وی این امور را واجبات میلیونی تلقی کرد که شامل نیاز میلیون‌ها نفر می‌شود و ادامه داد: طلبه‌ها در کشور باید واقعاً با مشی طلبگی کار کنند، چرا که عقب‌ماندگی در کشور بسیار است. قرآن هم محجور مانده، در این زمینه هر کس باید خودش قدم بگذارد و کار به نهادها و سازمان‌ها نداشته باشد.

علم در قرآن است
وی با بیان اینکه باید در تفسیر و فهم قرآن تلاش و مجاهدت کرد، افزود: من در سوره یوسف(ع) کار کرده‌ام و تاکنون توانسته‌ام ۱۴۰۰ نکته از آن دربیاورم. ساده‌ترین کلمات قرآن پر از نکته است، اگر تا به حال کسی فکر می‌کرده که علم چیز دیگری است، بداند که سرش کلاه رفته، علم در قرآن است.
قرائتی در ادامه به بیان چند خاطره از خود درباره بیان عظمت علمی قرآن در محافل مختلف پرداخت و گفت: من نه فیلسوفم، نه عارف، نه فقیه و... بلکه تمام همتم را برای قرآن گذاشته‌ام، قرآن ۲۶۸ قصه معتبر دارد و در هر کلام آن هزاران نکته و مسئله است؛ همه شما باید سعی کنید در این کتاب مداقه کنید و علوم را از درون آن استخراج کنید.

تفسیر بخوانید و بنویسید
وی ادامه داد: شما روحانیون باید حداقل یک تفسیر را به صورت کامل بخوانید و وارد بحث نوشتن تفسیر قرآن شوید تا بتوانید به رسالت واقعی خود عمل کنید، برای این کار هم روزانه زمان بگذارید و از کارهای بی‌فایده خود کم کنید.
وی اقامه قرآن را برابر اقامه صلاه در اسلام دانست و گفت: همان‌طور که در اسلام نماز از واجبات است، اقامه قرآن و عمل به آن هم از واجبات است و باید به این دستور بیش از پیش عمل کنیم.

سیاست اسلامی در جهت صلاح است
حجت‌الاسلام والمسلمین دکترعبدالله حاجی‌صادقی، جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه نیز در این همایش با بیان اینکه سیاست سه نوع است، سیاست موردنظر اسلام را مبتنی بر اصل هدایت دانست و ادامه داد: در اسلام سیاست در جهت اصلاح است و گفته می‌شود، کسی که قصد اصلاح دارد خود باید صالح باشد؛ لذا یک هادی سیاسی نیز باید چنین باشد.
وی همچنین به اضطراب‌ها و استرس‌هایی که در زندگی امروز بلای جان مردم شده، اشاره کرد و گفت: در گذشته این مسائل نبود، همه این مشکلات را قرآن در یک آیه راه‌حل داده و گفته است، آرامش تنها با یاد خدا حاصل می‌شود.
حاجی‌صادقی با رد این ادعا که گفته می‌شود، ما در سیاست خارجی باید بر سر منافع بحث کنیم، با استفاده از ادله قرآنی اظهار داشت: این حرف صددرصد غلط است؛ چرا که به تصریح قرآن مشکل ما با دشمن بر سر اصول است، نه منافع و حتی گفته شده است، وابستگی ما به دشمنان موجب آتش آخرت و خسارت در دنیاست و نصرت الهی و امدادهای غیبی را هم قطع می‌کند.

قرآن برای تمام ابعاد بشر
وی دین‌شناسی را توان استخراج نکات و نیازها از سرچشمه الهی و قرآن دانست و ادامه داد: حضرت امام(ره) تصریح داشتند که مباحث اجتماعی قرآن نسبت به مباحث فردی آن، صد برابر است و قرآن برای تمام جنبه‌های فردی و اجتماعی انسان برنامه دارد.
وی به الزامات هدایت سیاسی از نظر قرآن نیز اشاره کرد و افزود: امروز از سبک زندگی صحبت می‌شود و زندگی هم بدون سبک و نسخه محال است. قرآن این سبک را ارائه کرده و این هم که گفته می‌شود دشمن در پی نفوذ است، این نفوذ هم در مسئله سبک زندگی رخ می‌دهد و با تغییر باورها، انسان‌ها رفتارهای خود را هم تغییر می‌دهند.
حاجی‌صادقی در مثالی در زمینه هدایت سیاسی گفت: دکتر برای دادن نسخه تنها نمی‌تواند به دانش خود تکیه کند و به معاینه و گاهی هم به نتیجه آزمایش نیاز دارد، شما هم همین‌طور هستید و باید وارد فضای کار شوید تا بتوانید نسخه بدهید.

نفوذ فیزیکی و متافیزیکی
وی در ادامه به بحث بصیرت پرداخت و گفت: بصیرت پیدا کردن درک درست از تهدید دشمن است. شما در شش ماه اخیر می‌بینید که آقا دارند مرتب ما را تغذیه می‌کنند، نسخه‌هایی می‌دهند، مثلاً در بحث با فرماندهان سپاه می‌گویند: نفوذ. بحثی هم که می‌کنند شامل دو نوع نفوذ می‌شود که من می‌گویم نفوذ فیزیکی و نفوذ متافیزیکی. در همین زمینه خاطرم هست که آقای جوادی‌آملی می‌فرمودند: در ماجرای قیام اباعبدالله(ع) تنها ۱۸ نفر از شام آمدند و همان‌ها با نفوذ و تبلیغات توانستند یک جامعه شیعه را که با امام علی(ع) و امام حسین(ع) آشنا بود، علیه او بشورانند و به شهادت برسانند.

بلایی که استکبار بر سر تکفیری‌ها آورده
وی در زمینه شناخت دشمن هم خاطره‌ای از سردار همدانی نقل کرد و گفت: او را روزهای آخر عمر شریفش ملاقات کردم که برایم تعریف کرد این تکفیری‌هایی که در سوریه می‌جنگند، واقعاً برای خدا و شهادت است که آمده‌اند و باور دارند که شهید می‌شوند، به نزد پیامبر رفته و با او هم سفره می‌شوند؛ جنگ‌شان از سر اعتقاد است. استکبار چنین بلایی بر سرشان آورده است.
وی در این زمینه مثال خوارج نهروان و فراریان جمل را زد که امیرالمؤمنین(ع) فراریان جمل را فرمود: بگذارید فرار کنند و دیگری را گفت: همه را از تیغ رد کنید، چرا که خوارج وجودشان در عالم فسادآفرین بود.

واقعیت‌شناسی، نه اسیر واقعیت شدن
حاجی‌صادقی واقعیت‌شناسی را امر مهمی دانست و افزود: این واقعیت‌شناسی نباید به اسیر شدن در واقعیات منجر شود و باید در حقیقت آرمان‌گرایی همراه با واقعیت باشد تا نتیجه دهد. البته واقع‌بینی فقط منفی‌بینی نیست. واقعیت‌ها در بسیاری از مواقع سکوی پرتاب به سمت آرمان‌هاست.
وی به واقع‌بینی و آرمان‌گرایی حضرت امام(ره) در مقابل جبهه استکبار در ماجرای قطعنامه ۵۹۸ و پیام پس از آن اشاره کرد و گفت: با وجود آنکه در آن زمان کشور دچار مشکلات بزرگی شده بود، امام راحل(ره) فرمود: ما سنگرهای کلیدی جهان را فتح می‌کنیم و تعابیری همچون تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم و... را مطرح کردند.

فتنه دهه ۹۰ انقلاب
وی در بخش دیگری از سخنان خود به مسئله فتنه دهه ۹۰ انقلاب اشاره کرد و افزود: این فتنه دشمن به داخل متمرکز شده و مردم را هدف قرار داده است تا با قطع اتصال مردم با امام خود به صورت مستقیم بتواند کشور را تضعیف کرده و به هدف خود برسد.

برنامه هسته‌ای بهانه است
حاجی‌صادقی به مدیریت رهبری در مسئله برجام هم اشاره کرد و گفت: این مدیریت سبب شد تا کشور دوقطبی نشده و فصل‌الخطاب برای همه مشخص شود. ایشان هرچند برجام را رد نکردند؛ اما زهر آن را گرفتند. ما هم مطالبه‌مان باید عمل به این نامه باشد.
وی به مستنداتی اشاره کرد که آمریکایی‌ها می‌گویند، برنامه هسته‌ای بهانه بوده و قصد اصلی آنها وارد مذاکره شدن با ایران برای تضعیف کشور است و ادامه داد: این در برنامه آنها شروع استحاله انقلاب است و رهبری هم که هرگونه ادامه مذاکره با آمریکا را منع می‌کند، نگاه‌شان همین است.

چرا فقط امام حسین(ع) قیام کرد؟
حجت‌الاسلام‌المسلمین مهدی طائب، فرمانده قرارگاه عمار دیگر سخنران این همایش بود. او با اشاره به بحث تاریخی علل و چگونگی قیام امام حسین(ع) گفت: علت اینکه چرا امام حسین(ع) فقط درگیر شد و مابقی ائمه درگیر نشدند، تنها این بود که یزید ایشان را به بیعت مجبور کرد، اما مابقی ائمه هیچ‌گاه به این اندازه مجبور به بیعت نشده بودند و همگی هم مخالفت کردند.

بیعت یعنی واگذاری جان و مال
وی بیعت را تعریف کرد و گفت: بیعت از مایه بیع آمده و منظور یک تجارت است که خداوند این تجارت را در آیه 111 سوره توبه، فروختن جان و مال به خود بیان کرده و گفته است: اگر می‌خواهید مؤمن باشید، باید جان و مالت را بفروشی و این همان بیعت با خداست.
وی ادامه داد: در بیعت با خدا، خدا که جان و مال ما را نیاز ندارد، اما او این مسئولیت را به رسول و به امامان و اولی‌الامر داده است و این جان و مال را در اختیار آنها قرار داده و زمانی که ما می‌گوییم بیعت کردیم؛ یعنی جان و مال خویش را به او دادیم، لذا امام معصوم با هیچ‌کس جز امامان بالاتر از خود بیعت نمی‌کند. در این اوضاع امام حسین(ع) مخیر بین شمشیر و بیعت شد و شمشیر را پذیرفت و گفت: «هیهات من الذله».

امام رضا(ع) هم بیعت نکرد
حجت‌الاسلام طائب با اشاره به اینکه حتی امام رضا(ع) هم بیعت با مأمون را نپذیرفت و تنها مشروط بر اینکه در حکومت دخالت نکند، ولایت عهدی را قبول کرد، ادامه داد: غیبت امام زمان(عج) هم تنها به این علت است که ایشان با کسی بیعت نمی‌کنند و مردم باید با ایشان بیعت کنند.
وی در ادامه، هدف انقلاب اسلامی را در بیان امام خمینی(ره) تحویل دادن پرچم انقلاب به امام زمان(عج) بیان کرد و افزود: نباید به خاطر مشکلات از این هدف غافل شویم.

مکه آغاز عملیات قیام
وی فلسفه بیان مکان آغاز قیام امام زمان(عج) را این دانست که باید مؤمنان آن مکان را برای قیام ایشان مهیا کنند و افزود: اگر محل قیام در اختیار دشمنان حضرت باشد، باز معلوم نیست که آنها آن محل را امن بگذارند. در اصول نظامی هم این است که محل آغاز عملیات را باید مهیای عملیات کرد، معلوم نیست در غیر این صورت چند جرثقیل دیگر در مسجدالحرام بیفتد و چند نفر شهید شوند.
وی در بیان دیگری ادامه داد: حقیقت عالم این است که اگر به جای خدا دنبال کدخدا باشی، به طلا هم که دست بزنی، می‌شود آهن.

گم شدن دشمن علت نفوذ
وی در ادامه گفت: وجه دیگری که باید به آن توجه داشت، در داستان نفوذ و امثال اینهاست که دشمن را می‌خواهند زیر لوای این چیزها گم کنند؛ چراکه تنها علت نفوذ این است که دشمن‌شناسی مردم از بین می‌رود و نفوذ اتفاق می‌افتد.
طائب ادامه داد: سومین امر این است که هدف گم شود، مثل اینکه بگویند هدف آبادانی ایران است و این یعنی اینکه لازم نیست انقلاب پرچمش به حضرت داده شود.
وی افزود: باید توجه داشت که سوریه دروازه محو رژیم صهیونیستی است و باید این جبهه حفظ و تقویت شود تا رژیم صهیونیستی از بین برود.
فرمانده قرارگاه عمار ورود روسیه به جنگ را هم مهم دانست و گفت: اینکه یک جبهه از مسیحیت وسط آمده و برای ظهور مسیح تلاش می‌کند، خیلی مهم است؛ یعنی این جریان از مسیحیت به این باور رسیده است که مسیح با حضرت مهدی(عج) ظهور خواهد کرد و وارد این جبهه شده است.

نفوذ و انتخابات پیش رو
سردار رسول سنایی‌راد، معاون سیاسی سپاه نیز دیگر سخنران این همایش بود. وی با موضوع جریان‌شناسی انتخابات پیش رو سخن گفت و در ابتدا به مسئله نفوذ و تأکید رهبر معظم انقلاب روی این مسئله و پیوند آن با انتخابات توضیحاتی داد.
وی در ادامه افزود: این نشان‌دهنده اهمیت نفوذ است که رهبری چند ده بار بر آن تأکید کرده‌اند.

القای نیاز به یک ناجی
معاون سیاسی سپاه افزود: پیوند مشکلات معیشتی به سیاست و القای ناکارآمدی، روشی است که در آن سعی می‌شود کشور را به دشمن نیازمند نشان دهد و حس شود که یک ناجی نیاز است.
وی در ادامه به موضوع انتخابات و جریان‌شناسی آن پرداخت و با بیان اینکه سه جریان اصولگرایان، اعتدالیون (دولتی‌ها) و اصلاح‌طلبان در انتخابات حضور دارند، ادامه داد: در واقع، جریان اصلاح‌طلبان این‌بار با دولتی‌ها یکی شده‌اند و می‌خواهند از نفوذ دولت و مسئله برجام برای رأی آوردن خود استفاده کنند.
سردار سنایی ادامه داد: در جبهه اصولگرایان هم سعی بر ایجاد یک ائتلاف واحد با لیست‌های واحد است که تا حدودی در حال تحقق است.

رابطه امام و مأموم در ماجرای کربلا
دکتر حشمت‌الله قنبری دیگر سخنران این همایش بود. وی با نگاهی به تاریخ واقعه قیام عاشورا وضعیت موجود در کشور و انقلاب اسلامی را بررسی کرد.
وی با بیان اینکه آنچه از تاریخ ائمه به دست ما رسیده، دقیق و متقن نیست و بخشی از آن است، افزود: ما باید رابطه امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) و حضرت ابوالفضل(ع) را رابطه خواهر و برادری نبینیم و این رابطه را رابطه امام و مأموم بیان کنیم تا به نتیجه درست برسیم.

یزید تربیت‌یافته یهود
قنبری با اشاره به شخصیت معاویه، افزود: معاویه شخصیت مدبری بود و تدبیر او در فتنه جمل بسیار مشهود است. از سویی گفته می‌شود، یزید فردی شرابخوار و فاسد است؛ در حالی که تنها این بعد او بیان می‌شود، اما یزید مادرش مسیحی بود و از روز اول هم تحت تعلیم استادان یهودی قرار گرفت و اصولاً برای همین کار تربیت شده بود.

توصیه معاویه به یزید
وی در ادامه افزود: معاویه به یزید درباره چهار نفری که بیعت نکرده بودند، گفته بود که پسر زبیر را بکش، عبدالرحمان ابوبکر را با پول بخر، عبدالله عمر را تقدس بخش و اما با حسین(ع) کاری نداشته باش، ولی یزید بلافاصله بعد از مرگ معاویه به سراغ آنها رفت و قصد کرد به زور بیعت بگیرد که به قیام عاشورا منجر شد.

اگر امام حق میزان نباشد
وی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به اینکه سلسله مراجع بی‌سابقه‌ترین سلسله پیوسته در جهان هستند که بعد از سلسله انبیا(ع) و ائمه(ع) آمده‌اند، ایستادگی در مقابل استکبار در این جبهه را روش حسینی دانست و گفت: اگر امام حق در جامعه‌ای میزان نباشد، جامعه دچار گرفتاری می‌شود؛ لذا برای برون‌رفت از گرفتاری‌ها باید تحت لوای ولی‌فقیه حرکت کرد.

261 روحانی در قرارگاه
حجت‌الاسلام والمسلمين کوهستانی، مسئول نمايندگي ولی‌فقیه در قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء(ص) نیز در سخناني در آغاز اين همايش، روحانیون و هادیان سیاسی شاغل در مجموعه قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) را ظرفیت بالای معنوی و فکری توصیف کرد و گفت: آموزش و مهارت‌افزایی چنین ظرفیتی می‌تواند در ارتقای سطح معنوی و فکری کارکنان بسیار تأثیرگذار باشد، در همین راستا بر آن شدیم تا این همایش را با حضور استادان فن برگزار کنیم.
وی با بیان اینکه ۲۶۱ روحانی در سطح قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) مشغول فعالیت در امور فرهنگی و قرآنی هستند، اجرای طرح صف‌های آسمانی و مهارت‌افزایی در زمینه امر به معروف و نهی از منکر را از مأموریت‌های روحانیون قرارگاه ذکر کرد و گفت: با استفاده از استادان قم و تهران، آموزش‌های لازم در خصوص این طرح‌ها صورت می‌گیرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین کوهستانی ارائه پژوهش‌ها و مقالات قرآنی در هر شش ماه یک‌بار را از فعالیت‌های مهم روحانیون قرارگاه برشمرد و با اشاره به تجلیل از صاحبان مقالات برتر پژوهش‌های قرآنی در این همایش، افزود: در شش ماه دوم سال 93 تعداد 14 مقاله برتر در زمینه پژوهش‌های قرآنی انتخاب شد و یک کتاب هم در این زمینه به چاپ رسید. در شش ماه نخست امسال نیز مقالات برتر انتخاب شده است که در یک کتاب منتشر خواهد شد.
وی توجیه روحانیون در راستای اجرای طرح محرومیت‌زدایی فرهنگی در محیط پیرامونی پروژه‌ها را نیز از محورهای همایش دانست و گفت: محرومیت‌زدایی فرهنگی از روستاهای پیرامون پروژه‌های قرارگاه، از جمله مهم‌ترین فعالیت‌های روحانیون کارگاه‌ها به شمار می‌آید.

 

صفحه یازدهم

 
 


كربلا باطن همه زمين و عاشورا باطن همه زمان‌هاست!
 

امام حسین(ع) انسان کامل و مظهر اسم ذات باری‌تعالی است. امام حسین(ع) مظهر اسم رحمان و رحمت به معنای اعطای وجود است. شهادت 72 نفر انسان وارسته، ظاهر و «نمود» واقعه عاشورا بود و «بود» و واقعیت این حماسه بزرگ کیفیتی ذوابعاد است که درک آن برای اهل معرفت نیز دشوار است.
اهل معرفت معتقدند که پنج عالم یا پنج حضرت، وجود دارد. در آغاز (نه در آغاز زمانی، ترتیبی و طولی) وجود بحت، وجود صرف، وجود مطلق بود و چیز دیگری وجود نداشت؛ این تجلی ذات در ذات بود و در واقع عالمی است که از آن به عالم «احدیت» و هویت غیب مطلق تعبیر می‌کنند.
سخن گفتن از حضرات و عوالم پایین‌تر که با تنزل در تجلی رخ می‌دهند، بسیار پیچیده است. اهل شهود با شهود آنها را درک کردند؛ چرا که برهان‌پذیر نیست. شهودات و اشراقات را نمی‌توان به دیگری منتقل کرد؛ چون باید حقایق عرفانی را به شهود و ذوق درک کرد. لذا توضیح این مفاهیم مشکل است. به هر حال پس از عالم احدیت در یک تنزل، عالم «واحدیت» است که در آن ذات در صفات تجلی می‌کند.
مرتبه نازل‌تر عالم «مُلک» است؛‌ یعنی عالمی که اشیا و اشخاص به خلعت وجود آراسته می‌شوند و وجود می‌یابند. در واقع، عالم ملک همین عالم خاکی است. هر انسان، هر شیء و هر موجودی مظهر و مجلای ذات حق تعالی است. هر کس و هر چیزی مظهر یکی از اسماء و صفات است.

انسان کامل
آخرین عالم، عالم انسان کامل است. این آخرین عالم است. عرفا می‌گویند که همه عالم مظهر حق است.
یک بار به حق نگاه می‌کنیم. بدون لحاظ تجلیات او خدای واحد را می‌بینیم؛ بار دیگر به عالم نگاه می‌کنیم کثرت را می‌بینیم، یعنی تجلیات الهی را می‌بینیم. هر چه هست، تجلی الهی است. انسان کامل، مظهر تنها اسم ذات است؛ یعنی «الله»، باقی صفات الهی، اشاره به ذات هستند. در نتیجه مظهر همه اسماء و صفات الهی است و این است که در ادبیات اسلامی او را «خلیفه‌الله» می‌نامیم.
ابن عربی می‌گوید که علت اینکه خداوند آینه را آفریده این است که انسان‌ها بفهمند که چگونه ذات حق تعالی در مظاهر مختلف تجلی می‌کند. اگر در یک سالن، یک صورت باشد و هزاران آینه، آن یک صورت هزاران صورت می‌شود، چون در هر آینه تجلی دارد. از جهتی کثیرند چون هزاران آینه، آن صورت را می‌نمایاند؛ یکی است چون یک صورت.
همه عالم نمودهایی هستند از یک بود به نام حق. در این دادگاه عشق، غیر او کسی نیست. هر چه هست اوست. پس عالم، هم مَظهر است هم مُظهر. عالم، مَظهر حق است؛ چون حق در عالم تجلی کرده است. عالم، مُظهر حق است؛ چون اگر عالم نبود خدا شناخته نشده بود.
آنگاه که ما با مظاهر سر و کار داریم؛ کثرت آشکار می‌شود، ولی این وحدت و کثرت دو روی یک سکه‌اند. تنها انسان کامل است که هم مظهر صفات و هم اسماء است؛ یعنی هم مظهر رحمان بودن و هم و مظهر منتقم بودن و... چون انسان کامل است. آینه قامت‌نمای حق، انسان کامل است.

چیستی عاشورا
عاشورا، محشر نمادها و نمودها است. آنجا یک بودی هست که وجود حقیقی است و باقی هم نمود هستند.
کربلا و عاشورا هم یک نماد است. کربلا و عاشورا باطن این عالم هستند. کربلا قطعه‌ای از زمین نیست. کربلا ظرفی است که همه این عالم در آن جای می‌گیرد. عاشورا یک قصه نیست. کربلا و عاشورا باطن این عالم است، رمز این هستی است. اگر کربلا یک واقعه بود این تعبیر صحیح نمی‌بود که «کلّ یوم عاشورا و کلّ أرض کربلا». کربلا باطن همه زمین است و باطن همه روزها.
عالم یکسره کربلا و عاشورا است. مکاناً کربلاست و زماناً عاشوراست. کربلا و عاشورا جزئی از مکان و زمان نیستند. کربلا و عاشورا کل زمان و مکان هستند. در این میان امام حسین(ع) که انسان کامل است؛ کل انسان است. هم انسان کل است و هم کل انسان.
انسان، عالم صغیر است و عالم، انسان کبیر. اصولاًً این عالم-انسان کبیر به ناز شست این انسان صغیر آفریده شده است. این موجود آفریده شد تا خدا شناخته شود. همه این عالم به تعبیر قرآن مسخّر انسان است و امام حسین(ع)، انسان کامل است. امام حسین(ع) شخص نیست، شخصیت است. امام حسین(ع)، فرد نیست. از نظر عددی واحد نیست. اگر امام حسین(ع) دیگری ممکن بود آن موقع امام حسین(ع) یکم می‌شد. امام حسین(ع)، یکی است و دومی ندارد؛ چون او کامل است. امکان ندارد دوباره امام حسین(ع) دیگری به وجود آید.
یک وحدت امام حسین(ع) در عاشورا اتفاق افتاد. چون امام حسین(ع)، مظهر اسم رحمان است، رحمان در زبان عرفان به معنای اعطای وجود است. خدا رحمان است؛ یعنی وجود داده است. رحمت واسعه یعنی به همه ‌اکوان و اشخاص وجود داده است. امام حسین(ع) در این میان، تجلی‌گاه همه اسمای الهی است.
آن گاه که بناست مظهر اسم ربّ باشد، ربوبیت می‌کند. عمق تأثیر امام حسین(ع) به اندازه‌ای است که وقتی یک جوان مسیحی قرار است با همسرش به ماه عسل بروند امام، ربوبیت می‌کند و با یک نگاه آن جوان را طالب همراهی با خودش می‌کند. ولی وقتی که بناست مظهر اسم دیگر باشد یک مسلمان اصرار می‌کند و می‌گوید آقا من هم بیایم، می‌گوید نه تو نباید بیایی.
درباره عدد شهدای کربلا اختلاف است. عدد هفتاد و دو نماد کثرت است. هفتاد و دو، هفتاد و دو تا يك نیست. شهدا آنهایی نیستند که به خون غلتیدند. زینب(س) هم شهید است. چه نسبتی بین شهید با شهود است و اصلاًً این موج نسبتی با غیب دارند. مگر نگفتیم کربلا و عاشورا شهود غیب عالم هستند. کربلا شهود غیب است. زینب(س) هم شهید است؛ مگر شهادت به فدای این نفس است. مجموعه شهدا، کسانی هستند که شهود کردند. امام حسین(ع) با هر یک از آنها با یکی از صفات الهی تجلی کرده است. همان طور که خود واقعه کربلا تک است. فرد فرد شهودکنندگان نیز تک هستند.
اینکه عالم نماد است و نمود کربلا و عاشورا نیز نمود است و نماد است از حیثی دیگر چون خلاصه و باطن عالم است. از سویی همه عالم در آنجا فشرده شده و از سویی همه عالم در کربلا بسط یافته و قبض و بسط عالم در کربلا و عاشورا رخ داده است.
 


نقطه نظر
آيت‌الله علي جاودان

 اشك و خون
استغفار امام زمان براي گريه‌كن حسين!
 

امام صادق(ع) به مسمع فرمود که خدا رحمت کند آن اشکی را که از چشم تو ریخت، تو جزء کسانی هستی که در رنج ما رنجور شده‌ای و جزء کسانی که در شادمانی ما شادمان بوده‌ای، در حزن ما محزون بوده‌ای، آن‌گاه که ما ترسیده‌ایم، ترسیده‌ای، آن‌گاه که ما در امان بوده‌ایم، امان داشته‌ای، این را مهم بدانید، گاهی آدم از سر درد دل گریه می‌کند، قیمت آن اشک خیلی بیشتر است، هرچه عمق آن، یعنی سوزش دل آدم، درد دل آدم برای مصیبت‌هایی که بر اهل‌بیت(علیهم‌السلام) برای نمونه گذشته، بر حضرت حسین(ع) پیش آمده، هرچه درد دل او و سوزش دل او بیشتر باشد، ارزش اشک او بیشتر است. فرمود: کسی که دل او برای ما به درد آمده، دمِ مرگ که ما را زیارت می‌کند دل او خوش می‌شود تا کنار حوض کوثر و این‌قدر نعمت در کنار حوض کوثر به او خواهد رسید که دلش نمی‌خواهد اصلاً یک قدم از کنار آن بردارد.
عبدالله‌بن‌بکیر، برادر زراره سؤال کرد: امام حسین(ع) الآن کجاست؟ می‌گویند: حضرت در کنار عرش است، یعنی بعد از شهادت، زمان حضرت صادق(ع) را سؤال می‌کند، امام حسین(ع) در کنار عرش است، در کنار پدر و مادر و جدّ خود است و بعد می‌فرماید: «يَا رَبِّ أَنْجِزْ لِي مَا وَعَدْتَنِي» دعا دارد می‌کند که امام زمان(عج) بیاید، که آن انتقام خون ایشان انجام بشود و او نظر می‌کند به زوّار قبر خود و او آنها را بهتر از هر کس می‌شناسد، خود آنها را می‌شناسد، پدر آنها را می‌شناسد، مادر آنها را می‌شناسد، ذره ذره وجود آنها را می‌شناسد، بعد نگاه می‌کند به کسی که بر آن حضرت گریه می‌کند «وَ إِنَّهُ لَيَنْظُرُ إِلَى مَنْ يَبْكِيهِ فَيَسْتَغْفِرُ لَهُ» برای او استغفار می‌کند. کسی که برای آن حضرت گریه می‌کند خود حضرت حسین(ع) برای او استغفار می‌کند و از پدر بزرگوار خود می‌خواهد که ایشان هم برای او استغفار کند و می‌فرماید: «أَيُّهَا الْبَاكِي» ای کسی که برای من گریه می‌کنی! اگر بدانی آنچه که خدا برای تو آماده ساخته است، در عوض گریه‌ای که برای من کردی امروز اینقدر خوشحال خواهی شد که همه غصه‌های خود را فراموش می‌کنی و بعد فرمود: «وَ إِنَّهُ لَيَسْتَغْفِرُ لَهُ مِنْ كُلِّ ذَنْبٍ وَ خَطِيئَةٍ» برای هر گناهی که او کرده است، امام استغفار می‌کند، اگر یک قطره درستی از چشم‌ها بریزد، این مقدار می‌تواند بهره به دنبال خودش داشته باشد.
بعد فرمود: قبل از اینکه اشک از چشم تو ببارد، از چشم تو اشک بیرون بیاید، رحمت خدا شامل می‌شود.

 


آیینه خواص

 يهوديان عصر نبوي
ابن صوریا
 

در صدر اسلام رابطه مسلمانان و شخص پيامبر اعظم(ص) با يهوديان، يكي از چالش‌هاي مهم مسلمانان بود. عهدشكني و توطئه‌هاي مكرر يهوديان در ميان ساير مشكلات موجود اسلام نوپا و رفتار داهيانه و الهي پيامبر با آنان، از جمله اتفاقاتي است كه مي‌تواند عبرت‌هاي فراواني را با خود به همراه داشته باشد. کارشکنی‌های یهود در مقابل مسلمانان و کینه آنها نسبت به اسلام و از سوی دیگر خودبرتربینی آنان سبب می‌شد حوادث بسیاری میان آنان و دین خاتم رقم بخورد که در شماره‌های پیش به چند نمونه از این حوادث و اشخاص اشاره شد.
در ميان يهوديان عصر نبوي، چهره‌اي دیده می‌شود كه از دانشمندان بزرگ و علماي نامدار يهود در آن زمان است كه به عقيده برخي مفسران، حدود هشت آيه از قرآن درباره او و وقايع مرتبط با این دانشمند نازل شده است.
اين دانشمند سرشناس ابن صوريا نام دارد. عبدالله‌بن‌صوریا (صورى) به ابن‌صور اسرائیلى معروف بود. او از قبیله بنى‌ثعلبة يهوديان يثرب بود كه به آنها ثعالبه نيز مي‌گفتند. او با وجود آنکه در آن زمان جوان بوده، بسیار مورد مراجعه یهودیان بوده است.
با وجود شهرت و جایگاه علمی و اجتماعی او، از زندگانى وى اطلاعات فراوانى در دست نیست؛ ولى طبق آنچه در کتب تاریخی مسلمانان آمده، روشن است که از احبار و عالمان بزرگ یهود، اعلم آنان به تورات و معاصر با پیامبر(ص) بوده است؛ زیرا خواهد آمد که در بيان احكام آيين يهود، يهوديان حرف او را حرف آخر مي‌دانستند و او در قریه فدک زندگی می‌کرده است.
نظرها درباره شخصيت وی بسيار متفاوت است. در منابع موجود، روایات متفاوت و گاه متناقضی آمده است که شناخت او و اظهارنظر قاطع درباره وی را مشکل می‌کند. براساس برخی گزارش‌ها، وی هنگام ورود پیامبر به مدینه، با عدّه‌ای از یهودیان فدک نزد ایشان آمده و ضمن محاجّه با حضرت، مطالبی را پرسیدند و با وجود یقین کردن به رسالت پیامبر(ص)، از پذیرش اسلام سرباز زدند و لجاجت را پیش گرفتند! البته برخی هم می‌گویند در ماجرای پرسش‌هایی که او از حضرت رسول(ص) داشت، در برابر پاسخ‌های مستدل ایشان قانع شد و به اسلام گروید تا جایی که مورد سرزنش شدید یهود واقع شد. البته این مطلب هم در برخی اقوال آمده است که او بعدها مرتد و مجدد یهودی شد!
در ‌مقابل این گروه از روایات، به روایت دیگری بر‌می‌خوریم که وی را یهودی فتنه‌جو معرفی می‌کند. او و عدّه‌ای از بزرگان یهود، نزد پیامبر(ص) رفتند و از حضرت خواستند که برای حل اختلاف موجود بین آنها و قومی دیگر از یهود به نفع آنها داوری کند تا آنها در عوض، رسالت حضرت را تأیید کنند. انگیزه آنان از این درخواست این بود که پیامبر را از حق و دستور قرآن منحرف کنند.


مجتبی برزگر

گزارش خبری صبح صادق از سیزدهمین همایش سوختگان وصل
اُدبای رهرو مقاومت زمینه بازیابی هویت مسلمانان را ایجاد کردند
 

سیزدهمین جشنواره ادبی سوختگان وصل با عنوان «الف ـ دزفول» با حضور سردار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه؛ حجت‌الاسلام سیدمحمدحسین ابوترابی‌فرد، نایب‌رئیس مجلس شورای اسلامی و جمعی از شعرا و فرهیختگان ادبی در سالن فردوسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران برگزار شد. گزارش خبری صبح‌صادق از این همایش به شرح زیر است:
سردار سلامی طی سخنانی در این همایش گفت: دزفول شهری است که منطق مقاومت و فرهنگ ایستادگی و شکوه روح مقاومت یک ملت را در خود پرورش داده است. حقیقتاًً سعادت مسلمانان همواره از مسیر جهاد و شهادت گذشته است.
وی افزود: زمان نمی‌تواند درد کهنگی را بر چهره عاشورا که نماد مقاومت است، بکشاند و عاشورا نمایش جاری فرهنگ مقاومت در اوج است؛ چرا که در دفاع مقدس همه دنیا به صدام کمک کردند و در این آزمون بزرگ، بنابر معیارهای ظاهری و مادی، ایران باید در همان ابتدا فرو می‌‎ریخت، ولی باورهای عاشورایی این ایستادگی و مقاومت را نهادینه کرد.
خبرنگار ما در حاشیه این همایش با سعید حدادیان، دبیر اجرایی همایش درباره شکل‌گیری این همایش گفت‌وگو کرد که وی گفت: دفتر هنر و ادبیات نهاد نمایندگی ولی فقیه در دانشگاه تهران از سال 80، زنگ آغاز اولین منزل سوختگان وصل را با گرامیداشت جانبازان شیمیایی به صدا درآورد. حرکت دوم به شهدای تفحص اختصاص پیدا کرد. در سومین همایش، حماسه‌سازان امنیت پایدار مقاومت فصل صبوری را ویژه نکوداشت سید آزادگان (مرحوم ابوترابی) برگزیدند.
حدادیان، افزود: نکوداشت همسران جانبازان، پنجمین منزلی بود که سوختگان وصل در آن به فعالیت ادبی خود از دریچه دیگر دفاع مقدس به معرفی حماسه‌آفرینان و اقتدار و صلابت انقلاب اسلامی پرداختند. در منزل‌های بعدی هم دغدغه شهدای علمی با نام «راز منور» به میان آمد.
وی تأکید کرد: همایش یازدهم و دوازدهم به شکل‌های پویاتری برگزار شد؛ زیرا دغدغه احیا و گرامیداشت یاد و خاطره پدران و مادران شهدا به ذهن متبادر شد؛ از این رو، «آب و آینه» عنوان نکوداشت ویژه مادران شهدا (همایش یازدهم) و «در مقام صبر» عنوان نکوداشت پدران شهدا(همایش دوازدهم) نام گرفت.
این مداح اهل بیت(علیهم‌السلام) به دیدار اعضای برگزاری همایش ادبی سوختگان وصل با رهبر معظم انقلاب که انسجام بیشتری را در حرکت احیای ادبیات جنگ و مقاومت ایجاد کرد، پرداخت و تصریح کرد: چندی قبل که به محضر حضرت‌ آقا رسیدیم و گزارشی از فعالیت‌های متولیان همایش ارائه دادیم، فرمایشی داشتند که همچون همیشه به ما در ادامه راه قوت قلب داد.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا عنوان «الف ـ دزفول» برای سیزدهمین همایش سوختگان وصل انتخاب شد، افزود: در دوره‌ای که همگان شاهد و ناظر جنایات استکبار و رژیم صهیونیستی، از حیث محدود کردن جهان اسلام با حربه‌های تحریم و عملیات ضدفرهنگی بودند، باید مقاومت‌های هشت ساله را به نسل امروز منتقل می‌کردیم تا بدانند این امنیت‌ها و اقتدارها به سادگی به دست نیامده است.
محسن مؤمنی‌شریف هم در حاشیه این مراسم به خبرنگار صبح‌صادق گفت: رشد ادبیات پایداری و آیینی مرهون چنین پرداخت‌ها و ایجاد فرصت‌هایی است که شعرا و جوانان خوش‌ذوق را برای تأثیرگذاری در ادبیات پایداری و مقاومت ترغیب می‌کند که نسل جامعه امروز ما به آن نیاز مبرم دارد. حقیقتاًً نفس توجه به این قهرمانان و بزرگواران از امتیازات این جشنواره به شمار می‌رود.
محمدمهدی سیار از شاعران حوزه انقلاب اسلامی نیز به خبرنگار صبح‌صادق گفت: سوختگان وصل صرفاًً یک برنامه نیست و به یک حرکت فرهنگی مؤثر و ریشه‌داری تبدیل شده است. حقیقتاًً این همایش ادبی را شاعران و مخاطبان علاقه‌مند، یک سنت ادبی می‌شناسند.
علیرضا قزوه هم درباره اهمیت برگزاری سوختگان وصل گفت: بسیار ضروری است در ادبیات مقاومت به این نوع موضوعات پرداخته شود؛ ادبیات ما نیازمند این مفاهیم و معارف است.
قزوه با بیان اینکه مدافعان حرم، موضوع مهمی است که بعد بین‌المللی دارد، افزود: من فکر می‌کنم مدافعان حرم افق‌های جهانی دارد که انعکاس آن بازتاب‌های فراوان و تأثیرهای به مراتب بیشتری خواهد داشت.  حال دیگر نیاز است یک مقداری از بُعد ایران خارج شویم. اگر به جای متولیان برگزاری تصمیم بگیرم، موضوع مدافعان حرم را در منزل چهاردهم انتخاب می‌کنم.
میلاد عرفان‌پور، شاعر جوانی است که نام او با شعری شناخته شده که حضرت آقا در دیدار با خانواده‌های شهدا قرائت کردند و با آن گریستند. او به خبرنگار ما گفت: این همایش یکی از برنامه‌هایی بوده است که در طی دو دهه اخیر خدمات بسیار ارزشمندی را برای حوزه ادبیات پایداری و دفاع مقدس داشته و این خدمات موجب شده است که این حوزه از ادبیات، زنده، پابرجا و مورد توجه نویسندگان و شعرا باقی بماند.
سوختگان وصل فرصتی برای دیدن و شنیدن ایثارگری‌ها و حماسه‌آفرینی‌های قهرمانان این مرز و بوم است که شاعران و داستان‌سرایان دغدغه‌مند انقلاب به‌منظور یادآوری ایثارهای مقاومت در دانشگاه تهران گردهم آمدند و جشن سیزدهم را در منزل الف ـ دزفول به پایان رساندند.
گفتنی است، حجت‌الاسلام دکتر خسروپناه و حجت‌الاسلام کلانتری هم از دیگر سخنرانان این مراسم بودند و علی لاریجانی، رئیس مجلس هم پیامی به منظور برپایی این همایش ارسال کرد.


یادداشت
علیرضا جلالیان

 برای قهرمان ادبیات دفاع مقدس


هفته گذشته، خبرگزاری فارس در راستای تجلیل از چهره‌های برتر، این بار به سراغ مرتضی سرهنگی رفت؛ سرهنگی برای فعالان حوزه ادبیات انقلاب اسلامی و دفاع مقدس نام آشنایی است، اما خیلی‌ها با چهره او آشنا نیستند و تنها نامی از او شنیده‌اند. مردی که همواره در پشت صحنه کار می‌کند و به تصدیق خبرنگاران اصلاً اهل مصاحبه و مسائلی از این قبیل نیست. ردّپای سرهنگی را می‌توان در عمده آثار پر‌فروش و فاخر دفاع مقدس در سال‌های پس از پایان جنگ تحمیلی دید. او که بلافاصله پس از دفاع مقدس عَلَم ثبت خاطرات و انتشار آثار این حوزه را بلند کرد، همچون سید شهیدان اهل قلم، راه جهاد را در این عرصه در پیش گرفت.
دفاع مقدس را نمی‌توان تنها در خاطرات شهدا و رزمندگان خلاصه کرد. او که درک صحیحی از ادبیات این حوزه پیدا کرده و متوجه عمق این فرهنگ شده بود، با همت فراوان به سرعت شروع به جمع‌آوری فرهنگ عامه جبهه یا به اصطلاح «فرهنگ فولکلور» کرد و توانست بسیاری را برای این منظور مجاب کرده و طی چند سال تلاش مداوم سری کتاب‌های فرهنگ جبهه‌ها در حوزه‌های مختلف را با کمک تعداد زیادی از همکارانش تولید کند. امروز به جرئت می‌توان گفت، تلاش سرهنگی در آن سال‌ها موجب شد تا بخش عظیمی از ادبیات عامیانه و غنی جبهه‌ها مکتوب و حفظ شود؛ زیرا بخش عظیمی از حاضران آن صحنه یا شهید و مجروح شده یا در آستانه شهادت بودند و بخشی دیگر هم ممکن بود مطالب را به فراموشی بسپارند. سرعت او و درک صحیحش از ماجرا در این زمینه قابل تحسین است. البته اگرچه «فرهنگ جبهه» در کش‌و‌قوس مشکلات فراوان از تجدید چاپ بازماند و درگیری‌های زیاد بین انتشارات سروش و سوره، مانع ادامه کار در این حوزه شد؛ اما باز سرهنگی در سمت مدیر دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه هنری توانست قوی‌ترین آثار دفاع مقدس را تا امروز تولید کند. کتاب‌هایی که جزو پرفروش‌ترین‌هاست و حتی تحسین رهبری را هم برانگیخته است. مهم‌ترین شاخصه خاص بودن سرهنگی این است که این عملکرد او بارها تکرار شده و مختص به چند کتاب نبوده است.
خیلی‌ها دوست داشتند که مرتضی سرهنگی با این حجم و قدرت در ادبیات و مدیریت در این عرصه، افکار و عقاید آنها را منتشر می‌کرد؛ اما سرهنگی که خود رزمنده بوده و برادرش نیز در جبهه شهید شده است، همواره خود را مدیون این خط دانسته و هیچ‌گاه از این خط جا نمانده است؛ لذا اگرچه این شخصیت برای همه ادبیاتی‌ها محترم است، اما چون خط او مشخص است، می‌بینیم باز هم رسانه‌هایی که با این خط مشکل دارند، به این واقعه مهم در ادبیات کشور نپرداختند. فارغ از همه این مسائل سزاست سرهنگی را قهرمان ادبیات مقاومت و دفاع مقدس بنامیم و قدر او و امثال او را بیشتر بدانیم. خداوند او را در این راه ثابت قدم بفرماید. ان‌شاء‌الله


گلی از باغ

 روایت امیر محمدی‌فر در «ایل؛ ارتش، ایران»

 
 کتاب «ایل؛ ارتش، ایران» نوشته محسن صادق‌نیا که به خاطرات امیرسرتیپ ناصر محمدی‌فر، فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد، به کوشش انتشارات «سوره سبز» راهی بازار کتاب شد. صادق‌نیا که مدیریت انتشارات سوره سبز را هم بر عهده دارد، در مقدمه این کتاب نوشته است: «از دو سال‌و‌اندی پیش [1392] که بر آن شدیم تا بخشی از تاریخ شفاهی جنگ را با محوریت امیرسرتیپ ناصر محمدی‌فر به رشته تحریر درآوریم و با امتناع ایشان از حضور در مصاحبه‌ها مواجه شدیم، سختی و مرارت کار برای‌مان مشخص شد. پس از اقناع و پذیرش امیر به همکاری، آنچه پیش روست شکل گرفت که حاصل ساعت‌ها مصاحبه صبورانه و بردباری مصاحبه‌شونده و به کلام آوردن خاطرات منحصربه‌فرد ایشان است؛ اگر چه با اتمام هر جلسه دو ساعته مصاحبه‌، هیچ اطمینانی از ادامه همکاری ایشان نبود و نویسنده همواره در تب‌و‌تاب متوقف شدن کار در نیمه راه به سر می‌برد، تا جایی که در جلسه آخر مصاحبه فرمودند: اگر سماجت شخص نویسنده نبود، این کار را به اتمام نمی‌رساندم.»
نویسنده معتقد است که تمام آنچه بر امیرسرتیپ ناصر محمدی‌فر گذشت و زیر و بم‌های دهه اول زندگی هفتاد‌ساله ایشان، نگارش چندین جلد کتاب را می‌طلبد و تنها به دلیل سلیقه مخاطبان امروز در موجزخوانی، به نگارش اثر کم‌حجمی درباره این فرمانده ارتش روی آورده است. وی در مقدمه یادآور شده است: «گاهی ترس از مواجهه با کثرت سلایق، منحصر به ‌خودسانسوری می‌شود؛ اما تمام توان خود را به کار بردیم که از این لغزش پرهیز کنیم و با ساختن و پرداختن آنچه که بر زبان ایشان جاری شد، کتاب را در قالب داستان به نگارش درآوریم تا در حفظ و امانت به کمترین خطا آلوده شویم.» امیر سرتیپ ناصر محمدی‌فر، از فرماندهان بزرگ دوران جنگ تحمیلی بود که فرماندهی لشکر‌های متعدد و فرماندهی قرارگاه جنوب را در زمان جنگ تحمیلی بر عهده داشت. وی در سال‌های 1379 تا 1384 فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بود و اکنون یکی از مشاوران عالی نظامی فرمانده معظم کل قوا است. انتشارات سوره سبز کتاب «ایل؛ ارتش، ایران» را با شمارگان چهار هزار نسخه، قطع رقعی، 248 صفحه و به بهای 128‌هزار ریال روانه بازار نشر کرده است.

 


قبیله آفتاب

 یا حسین(ع) گفت و شهید شد


تانک‌هاي بعثي با آرامش و نظم خاصي به سمت ما مي‌آمدند و نيروهاي عراقي مدام شليک مي‌کردند. تمام منطقه وجب به وجب زير آتش دشمن رفت و دلهره و التهاب شديدي حکمفرما بود. عمليات کربلاي پنج در «شلمچه» آغاز شده بود. عبدالله نيز در مقابل تانک‌هاي بي‌شمار دشمن اسلحه به دست گرفته بود و پس از ساعت‌ها درگيري فرمانده از راه رسيد و گفت: «هر طور شده خودتون رو به اون طرف خاکريز برسونيد.» حجم آتش وحشتناک بود. لحظه‌اي بعد عبدالله با همسنگرش با روحيه شهادت‌طلبي خاکريز را پشت سر گذاشت و قبضه آرپي‌جي را مسلح و موشک‌هايش را رها کرد. فرياد الله‌اکبر و صداي انفجار در هم آميخت. عبدالله بلند شد، يک نگاه به آسمان و يک نگاه به بچه‌ها کرد! عبدالله «ياحسين» گفت و تانک بعدي را نشانه گرفت. صدای انفجاری خبر از شهادت او داد.
به نقل از همرزمان شهید عبدالله جعفری
هفتم فروردین ماه سال 1347 در خانواده‌ای مذهبی در سعادت‌شهر استان فارس متولد شد. دوران کودکی را سپری کرد و همگام با هم‌سالانش به مدرسه رفت و در کنار تحصیل در امور زراعت و باغداری پدر را یاری می‌کرد. ۱۶ ساله بود که با عضویت در ارتش ۲۰ میلیونی به همراه جمعی از هم‌سن و سالانش راهی جبهه‌های غرب کشور شدند. مدّت سه ماه در کردستان از حریم کشور دفاع کرد. پس از سه ماه به آغوش خانواده بازگشت، اندکی از آمدنش نگذشته بود که برای دومین بار اسم خود را در فهرست رزمندگان اسلام ثبت کرد. به بهانه‌ای از خانه خارج شد، اما منادیان خبر آوردند که عبدالله سوار بر اتوبوس، راهی جبهه‌های جنوب کشور شده است. او برای بار دوم بدون خداحافظی رفت و به محض رسیدن به اهواز طی نامه‌ای خانواده را از سلامتی خود با خبر کرد. مدت ۱۸ روز در «شلمچه» در مصاف با دشمن جنگید و در هفتم اسفند ماه سال 1365 در اوج عملیات بر اثر برخورد ترکش خمپاره، در حالی که هفده بهار از زندگی‌اش را پشت سر گذاشته بود، به شهادت رسید. پیکر مطهرش را در گلزار شهدای سعادت‌شهر به خاک سپردند.


 

 

صفحه دوازدهم

 
 

مهدی امیدی

 به بهانه اکران در سینماهای کشور
«شاهزاده روم» و نبرد با گلادیاتورهای انیمیشن غربی
 

هرچند که نمایش فیلم سینمایی انیمیشن «شاهزاده روم» به مثابه یک محصول فرهنگی مطلوب، به ویژه برای کودکان و نوجوانان به خودی خود یک حرکت مثبت و امیدوارکننده است، اما از این مهم‌تر، نمایش پیشرفت و توانایی حیرت‌انگیز جوانان ایرانی در تولید چنین آثاری است. بدون تردید، «شاهزاده روم» یک سر و گردن بالاتر از سایر انیمیشن‌هایی است که در ایران تولید می‌شود و همچنین با آثار پیشرفته آسیایی قابل رقابت است.
نکته قابل تأمل اینکه این انیمیشین را یک جوان 33 ساله به نام «هادی محمدیان» ساخته است. «پرواز تا بی‌نهایت» نخستین فیلم انیمیشن ساخته‌شده او بود که در دومین دوره جشنواره عمار هم جایزه گرفت. اما نام برگزیده جشنواره عمار سال 93، این‌بار در جشنواره فیلم فجر شنیده شد. در روزهای سرد بهمن سال پیش و در خیل فیلم‌های ناامیدکننده و کسالت‌آور جشنواره، «شاهزاده روم» موجب غافلگیری تماشاگران جشنواره شد. تماشای انیمیشنی خوش‌ساخت و با ساختاری ممتاز نسبت به سطح انیمیشن‌های ایرانی و همچنین برخوردار از داستاتی جذاب و مطابق ذائقه کودکان و نوجوانان، موجب رضایت تماشاگران جشنواره فیلم فجر شد. به همین دلیل هم با اینکه طبق مقررات، جشنواره فیلم فجر نباید به آثار انیمیشن جایزه بدهد، اما کیفیت این فیلم داوران جشنواره را مجاب کرد تا دو جایزه به آن اعطا کنند.
متأسفانه در کشور ما فیلم سینمایی انیمیشن بسیار کم ساخته می‌شود و همان تعداد اندک هم توانایی جلب توجه بچه‌ها را ندارند. یکی از الزامات یک انیمیشن، فانتزی بودن آن است؛ یعنی باید موضوعات، شخصیت‌ها یا اتفاقاتی در آن به تصویر کشیده شود که حیرت مخاطب کودک و نوجوان را برانگیزد. سازندگان فیلم‌های انیمیشن، معمولاً بزرگسال هستند. به همین دلیل هم پیچیده‌ترین مسئله در خلق یک انیمیشن این است که خالقان چنین آثاری باید بتوانند ذهنیت خردسالان را در ذهن خودشان بازسازی کنند و مطابق میل و تخیل آنها کار کنند. یکی از ضعف‌های بزرگ بیشتر انیمیشن‌های ایرانی این است که عنصر تخیل و فانتزی در آنها بسیار کم‌رنگ جلوه یافته است. به همین دلیل هم کودکان و نوجوانان، رغبت چندانی برای تماشای آنها پیدا نمی‌کنند. آنچه «شاهزاده روم» را نسبت به فیلم‌های مشابه خود متمایز کرده، ظهور فانتزی است. این انیمیشن، بی‌آنکه دچار بازی‌های تصویری اغراق‌آمیز و جعل واقعیت شود، از شاخصه‌هایی بهره برده که به ذائقه بچه‌ها نزدیک‌تر است. شاخصه‌هایی مانند، طنز، حوادث محیرالعقولی که نمایش آنها در فیلم‌های سینمایی غیرممکن است، انسان‌پنداری حیوانات و...
یکی از دلایل غافلگیر شدن مخاطب در رویارویی با «شاهزاده روم» موضوع خاص آن است. داستان این فیلم در قصر یکی از پادشاهان روم باستان آغاز می‌شود. شاهزاده‌ای که در آینده، فرزندی را به دنیا می‌آورد که منجی عالم بشریت خواهد بود. اگرچه داستان این فیلم به حدود 1400 سال پیش برمی‌گردد، اما به دلیل ارتباط با امام زمان(عج) یک فیلم آخرالزمانی هم به‌شمار می‌آید. آخرالزمان، یکی از موضوعات اصلی انیمیشن‌های غربی است و بسیاری از این نوع کارتون‌ها، ذهن نونهالان را در سطح جهان، برای پذیرش اندیشه‌های خرافی و منحط صهیونیست‌ها و متحدان آنها درباره فرجام جهان آماده می‌کنند. با این حساب، «شاهزاده روم» را هم باید یک ضدحمله و پاتک به جریان اصلی انیمیشن‌سازی در جهان دانست که تفکر پاک و حقیقی آخرالزمانی شیعه را به کودکان و نوجوانان نشان می‌دهد. به همین دلیل هم این کارتون پیش از اینکه در ایران به نمایش درآید، در چند کشور خارجی، ازجمله عراق و لبنان اکران شد. اتفاق مبارک این بود که «شاهزاده روم» یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر در سینماهای لبنان بود. علاوه بر مسلمانان شیعه و سنی، مسیحیان از علاقه‌مندان خاص این انیمیشن در لبنان هستند.
هادی محمدیان کارگردان این اثر در این‌باره گفته بود: «شاهزاده روم» قصه مشترک ادیان اسلام و مسیحیت است و احساس کردیم که پرداختن به این موضوع می‌تواند بین این دو دین، همزیستی و دوستی بیشتری برقرار کند. همان‌طور که می‌دانید، مادر حضرت امام زمان(عج) نوه قیصر روم بوده و ابتدا مسیحی بودند.
کارگردان «شاهزاده روم» همچنین با اشاره به همکاری مؤسسه مجله مهدی لبنان (وابسته به حزب‌الله) در تولید این اثر بیان کرده بود: قبلاً یک انیمیشن کوتاه درباره ولادت حضرت ولی‌عصر(عج) کار کرده بودیم که دوستان لبنانی آن کار را دیدند و نکاتی را به ما منتقل کردند، مبنی‌بر اینکه در کشور لبنان به دلیل همزیستی مسیحیان و مسلمانان، تولید یک انیمیشن برخوردار از زبان مشترک، می‌تواند به اتحاد پیروان دو دین کمک زیادی کند. از همان جا تولید «شاهزاده روم» آغاز شد. در واقع، ایده اولیه کار از سوی آنها شکل گرفت. ضمن اینکه روی متن و محتوای اثر هم کار کردند. آنها به ما این دلگرمی را دادند که می‌توانیم روی مخاطب غیرایرانی هم تأثیر بگذاریم.
«شاهزاده روم» حرکت بزرگی در پیشرفت هنر انیمیشن در ایران است. فرزندان انقلاب اسلامی و جوانان حزب‌اللهی، طلایه‌دار پیشرفت این هنر در ایران شده‌اند. اتفاقی که نویدبخش آینده درخشان ایران در حوزه خطیر هنرهای جدید و مدرن است و باز هم این سخن شهید آوینی را ثابت کرد که «اجازه دهید كه امید ما برای آینده سینمای ایران جز به هنرمندان مؤمن خط‌شكن نباشد. امام بت‌شكن بود و بسیجی‌ها به تبعیت از ایشان، خط‌شكن و سینمای متعهد ما نیز باید خاكریزهای تثبیت‌شده سینمای غرب را بشكند و راهی تازه باز كند.»

 


سعید رضایی

نگاهی به سریال «آسمان من»
 نبرد با تروریست‌ها در آسمان


سریال «آسمان من» به کارگردانی محمدرضا آهنج، نمونه‌ای از همراهی سرگرمی و جذابیت سینمایی با تاریخ و اهداف راهبردی نظامی است. این سریال برای نخستین‌بار، همزمان با آغاز سال ۹۴ روی آنتن شبکه افق سیما رفت. سریالی که به عنوان اولین محصول شبکه تازه‌تأسیس سیما در حوزه سریال‌سازی به‌شمار می‌آید. اما شبکه سه نیز این‌بار در شب‌های پاییزی، میزبان این سریال شده است.
«آسمان من» سریالی با ساختاری فاخر و با جلوه‌های ویژه چشم‌نواز است که در قالب اکشن و پلیسی ـ جاسوسی ساخته شده است. ویژگی اصلی این سریال، موضوع تازه آن است؛ امنیت پرواز، موضوع جدیدی است که دستمایه سریال «آسمان من» قرار گرفته است. البته، داستان این سریال ملهم از واقعیت است. محور اصلی این سریال به این شرح است که: در سال‌های نخست پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از ترفندهای گروهک‌های تروریستی برای مقابله با مردم ایران هواپیماربایی بود، اما واگذاری تأمین امنیت پرواز به سپاه پاسداران انقلاب، معادلات را تغییر می‌دهد...
«آسمان من» به دلیل برخورداری از مضمونی بکر و بیان بخشی از واقعیت‌های تاریخی، قابلیت بالایی در جذب مخاطب دارد. این اولین‌بار است که امنیت پرواز و هواپیماربایی در یک سریال ایرانی به نمایش درآمده و هسته اولیه داستان این سریال براساس رخدادهای واقعی پدیدار شده است. در سال‌های نخست پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از توطئه‌های منافقین علیه ملت ایران، هواپیماربایی بود. به همین دلیل هم امام خمینی(ره) طی حکمی مسئولیت تأمین امنیت پرواز هواپیماها را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپردند. از همان زمان و با تدبیر حضرت امام، مسئله هواپیماربایی در ایران حل شد.
در سریال «آسمان من» جلوه‌های ویژه و فضاسازی جلب توجه می‌کند. تعدد مکان‌ها و استفاده از مناطق مختلف، از دریا و کوهستان و جنگل گرفته تا کشورهای خارجی و همچنین حضور ده‌ها بازیگر مطرح هم بر جذابیت این سریال افزوده است.
اما آنچه به این مجموعه تلویزیونی لطمه وارد کرده، فقدان شخصیت‌پردازی و خلأ حس و حال است. با توجه به اینکه «آسمان من» یک مجموعه اکشن است و محور درام در آن، تقابل دو جبهه خیر و شر است، حضور روح حماسی و سلحشورانه در آن لازم بود. اما نبود این روح در کالبد این سریال سبب شده تا حس و حال آن کمی افسرده و ناراحت به نظر برسد.
سینما و همچنین شبکه‌های تلویزیونی آمریکا به‌طور دائم به تولید و پخش این‌گونه آثار می‌پردازد. آثاری با محوریت نقش منجی‌گرایانه کهنه‌سربازهای ارتش آمریکا در عملیات‌های نفس‌گیر نظامی و جاسوسی. اما متأسفانه در کشور ما جای چنین آثاری که به نقش مؤثر سربازهای جنگ تحمیلی در دوران پس از جنگ بپردازند بسیار خالی است. «آسمان من» یکی از معدود روایت‌ها درباره قهرمان‌های گمنامی است که در دوران دفاع مقدس سینه خود را سد دفاع در مقابل تهاجم دشمن کردند و بعد از جنگ هم به مقاومت در برابر سرویس‌های جاسوسی دولت‌های متخاصم با ایران پرداختند. دانیال حکیمی بازیگر نقش یکی از همین قهرمان‌هاست. این شخصیت، نمونه یکی از صدها رزمنده‌ای است که حتی در دورانی که باید بازنشسته بشوند و به استراحت بپردازند، با تنی رنجور و زخمی از دوران جنگ، خودشان را وقف تأمین امنیت و آرامش مردم خود می‌کنند.

 


خبرها

سوریه سریال‌های ایرانی راجایگزین سریال‌های ترکیه‌ای کرد
نمایندگان مجلس سوریه اعلام کردند که ترجمه سریال‌های ترکیه‌ای به زبان عربی در سوریه ممنوع است و یکی از این نمایندگان خبر داد که از این به بعد سریال‌ها‌ و فیلم‌های ایرانی جایگزین فیلم‌های ترک می‌شود. به گزارش خبرگزاری فارس، نمایندگان مجلس سوریه با اکثریت مطلق ممنوعیت دوبله سریال‌های ترکیه را تصویب کردند. وبگاه خبری «صدی البلاد» گزارش داد که به موجب این تصمیم، شرکت‌هایی که در زمینه هنری فعالیت دارند، از دوبله سریال‌های ترکیه و ترجمه آن به زبان عربی منع می‌شوند.

خواننده و بازیگر مشهور آمریکا دلال مواد مخدر است!
پسر «پابلو اسکوبار» سلطان کوکائین ادعا کرده است که «فرانک سیناترا» دلال کوکائین و شریک تجاری پدرش در آمریکا بوده است. به گزارش خبرآنلاین، «سباستین» در این‌باره به یک روزنامه برزیلی گفت: «تعداد خواننده‌هایی که کار هنری خود را با حمایت مالی قاچاقچیان مواد مخدر شروع کردند، بسیار بیش از آن چیزی است که تصور می‌کنید. مدرکی برای اثبات این موضوع وجود ندارد، من خیلی به پدرم نزدیک بودم و او همواره درباره این موضوع با همکارانش صحبت می‌کرد.» او افزود: «سیناترا در کار دلالی کوکائین بهتر از خوانندگی و یکی از شرکای تجاری پدرم در میامی بود.»

بازی آموزشی صهیونیست‌ها برای ترور
شبکه هفت تلویزیون رژیم صهیونیستی در برنامه‌ای موسوم به «یلدودوس» که ویژه‌برنامه‌ای برای کودکان است یک بازی رایانه‌ای را به نمایش گذاشته که کودکان صهیونیست را به کشتار کودکان و جوانان فلسطینی تشویق می‌کند. به گزارش خبرگزاری ایرنا، این بازی رایانه‌ای با نام «خرابکار را بزن» هم‌اکنون روی پایگاه این شبکه صهیونیستی قرار دارد. در این بازی چند جوان و کودک فلسطینی درحالی که چاقو، تفنگ وکوکتل‌مولوتوف در دست دارند بالا و پایین می‌پرند و کودکان صهیونیست که در حال تماشای بازی هستند باید تلاش کنند تا آنها را به قتل برسانند. در صفحه اصلی پایگاه این شبکه تلویزیونی صهیونیستی مطالبی در توضیح این بازی رایانه‌ای و راهنمایی کودکان صهیونیست برای آشنایی با شیوه استفاده از آن درج شده است. در این مطلب از کودکان صهیونیست خواسته شده تا پلیس رژیم صهیونیستی را در نابود کردن «عناصر مخرب» که مراد از آن جوانان و کودکان مقاوم فلسطینی است، یاری کنند. در کنار این بازی رایانه‌ای، تصاویری از شعارها و پیام‌های نژادپرستانه و تحریک‌آمیز به چشم می‌خورد.


جمع بندی تریبون 16

چرا مرگ بر آمریکا



شانزدهمین هم‌اندیشی تریبونی را به بازپرسشی از عملکرد استکبارستیزانه ملت ایران پرداختیم. اینکه چرا می‌گوییم «مرگ بر آمریکا» در جمع‌بندی پاسخ‌های شما همراهان تریبونی می‌آید.

آمریکا در پس همه توطئه‌ها
عده‌ای از همراهان، آمریکا را عامل تمام مشکلات و در پس تمام توطئه‌هایی می‌دانند که علیه انقلاب اسلامی انجام شده، لذا شعار مرگ بر آمریکا را حق ملت ایران و مسلمانان تلقی کرده‌اند، «زهره عابدين‌پور» از يزد، «شهبازي» از هرسين، «تکتم يعقوب‌زاده» از بيرجند و «رستمي» از صحنه از این جمله‌اند.

خوی استکباری
رفتار مستکبرانه و خوی استکباری آمریکا که موجب تحمیل بسیاری از مشکلات به کشورهای مظلوم بوده نیز نکته دیگری بود که در پیام همراهانی چون؛ «مريم وفايى» از زرين‌شهر، «محمد صابري‌فر» از کردکوي، «احمدمحمدي» از آبيک، «فارغ بازدار» و «محرم کريم‌زاده» از اردبيل، «محمود دهقاني» از آذرشهر، «علي محرمي» از چالدران، «ناصر بقالي» و «امين افضلي» از کرمان، «صفيه بهارلو» از بويين، «مهدى خدابنده» از كرج، «محمد زارعي برآبادي» از خواف، «اردشير محتشم» از جهرم، «شهدادي» از هرمزگان، «محمد پروين» از گيلانغرب، «حقيقي» از کرمانشاه، «سيدناصر حسيني» از سقز، «زارعي» از مريوان، «فاطمه يگانه» از کرمانشاه، «سميه قره‌خاني» از چالدران، «حامد حيدري» از قم، «فواد جميل‌پور» از کرج، «روح‌الله دهقان» از شيراز، «سيد‌مهدي عليدخت» از بشرويه و... وجود داشت.

برائت از مشرکان
اما برائت از مشرکان که یکی از اصلی‌ترین شعارهای سیاسی اسلام است، علت استمرار شعار مرگ بر آمریکای مردم از سوی برخی دیگر از همراهان تریبونی اعلام شده که از آن جمله: «زارع تيموري»، «سيد‌احمد حسيني» و «رضواني» از نرماشير، «مهدي محمدي» از چادگان و «محمدمهدي سلطانيان» از کرمانشاه بودند.

رجم شیطان بزرگ
عده‌ای دیگر هم معتقدند که مرگ بر آمریکا نمونه عملی رجم شیطان زمان است، چون آمریکا شیطان بزرگ است. از این جمله می‌توان به همراهانی چون: «محمد تيموري» و «مجتبي فلاح‌زاده» از رشت، «آيت رستمي» از جوانرود، «شيخ‌پور» از کرمان، «امير رجبي‌فرد» از کاشان، «نجفي» از قشم، «علي‌اصغر فرهادي» از جهرم، «حميده محمدي کرد عليوند» از خرم‌‌آباد، «رضا شاکرمي» از دورود، «علي مجيدي» از آذرشهر، «تقي‌زاده» از اروميه، «محبوبه علي‌بابايي» و «اصغر واصفيان» از اصفهان، «جهانگير ديدبان» از مراغه، «جلال صادقي» از چالدران، «جواد قاسمي» از خنداب، «جواد اسدي» از سنندج، «شيرزاد صحرايي» از صحنه، «کيومرث حسینيان‌پور» از اسلام‌آباد غرب، «جواد صادقي‌سطري» از سنقر و کليايي، نورياني از قزوين، «سيدمسعود قاضي» از قم و «اميرحسين» از نرماشير اشاره کرد.

دشمنی دیرینه
«محمد کرمي» از صحنه معتقد است دشمنی آمریکا با ما دیرینه است و نباید فراموش شود. «ميراحمدي» از کرمان این شعار را عقلانی می‌داند. «مرتضي و وجيهه بهارلو» از چادگان به احادیث استناد می‌کنند و «معصومه آقايي» از علي‌آباد کتول به استعمارگری آمریکا اشاره دارد. «حسن رضايي‌يزدي» از تهران این شعار را تأیید کرده و «فرهاد شکري» از کرمانشاه آن را رمز استمرار مکتب می‌داند. «علي شمس‌الديني» از زرند این شعار را برند مردم ایران دانسته و «حميدرضا آذرساماني» آن را میراث امام(ره) معرفی کرده است. جنایت‌های بی‌شمار آمریکا را «نرجس اميرخاني» از شهرکرد مطرح کرده و «مصطفي اکبري» از داران معتقد است مرگ بر آمریکا امنیت اسلام است. «کاظمي» از تهران و «هادي اسکندري» از بجنورد می‌گویند به این دلیل که ولي‌امرمان مي‌گويد مرگ بر آمريکا. «محمدرضا زاهد» از بيرجند بر جنايت‌های آمریکا اشاره داشته و «عليرضا رسولي» از قم این را مشی انبیاء و ائمه(علیهم‌السلام) دانسته است. «ناصريان» از خرم‌آباد، آمریکا را یزید زمان می‌داند و «سيدسجاد هاشمي‌کيا» از گچساران هم جنایات آمریکا را برمی‌شمرد. مخالفت همیشگی آمریکا با راه انقلاب را «رضا رضايي» از شهرستان لنده مطرح کرده است.

مرگ بر سیاست‌ها و دولت آمریکا
«محمدصادق احمدي» از نورآباد ممسني و «مسلم مرادي» از کرمانشاه توضیح می‌دهند این شعار مرگ بر دولت و سیاست‌های آمریکا و مرگ بر استکبار است، نه مردم آمریکا.
«جواد آبي» از همدان، «اسدي» از سنقر، «عباس خزايي» از کنگاور، «وجيه‌اله عسگري» از اراک، «امينى منفرد» از فراهان، «اسماعيل يوسفوند» از الشتر، «شيرواني» از ابهر، «ولي‌اله پورفرامرزي» از تالش، «سعيد رسولي» از فامنين، «حسن حاجي‌حسني» از ابهر، «حسن بشکر» از تبريز، «رضا محرمي» از شوط، «کامران پورحنيفه» از تهران، «فاطمه صحرايي» از صحنه، «مهدي انصاري» از اصفهان، «زين‌العابدين فتحي‌زاده» از مرند، «اميد ملازاده» از پيرانشهر، «اکبرپور» از بيرجند، «حبيب‌الله وفايي» از اصفهان و «مسيب نامداري» از نجف‌آباد دیگر همراهانی بودند که با همان مفاد اشاره شده به چرایی تداوم شعار مرگ بر آمریکا اشاره داشته‌اند.

 


حسن ختام


کى شود که تو را ببینیم؟
کجاست آنکه جهان چشم به راه او دوخته تا کژى و ناراستى را راست گرداند؟
کجاست آنکه براى گسستن ریشه ستمگران آماده شده است؟
کجاست آنکه امیدها به سوى او رود تا بنیاد ستم و بیداد برکند؟
کجاست بُرنده شاخساران ستم و تفرقه؟
کجاست محوکننده نشانه‏هاى کژروى و هواپرستى؟
کجاست عزیزدارنده دوستان و خوارکننده دشمنان؟
کجاست آن رشته پیوندخورده میان زمین و آسمان؟
کجاست آن فرمانرواى روز پیروزى و افرازنده درفش راهنمایى؟
کجاست گردآورنده سزاوارى و خشنودى حق؟
کجاست خونخواه کشته کربلا؟
کجاست فرزند پیامبر مصطفى(ص) و فرزند على مرتضى(ع) و فرزند خدیجه(س) روشن رخسار و فرزند بانوی دو عالم فاطمه کبرى(س)؟
پدر و مادرم فدایت باد و خودم سپر و حامى تو باشم، اى فرزند سروران مقرّب، اى فرزند گزیدگان بزرگوار، اى فرزند رهنمایان راه‌یافته، اى فرزند نیکان پاکیزه، اى فرزند بزرگان زبده، اى فرزند پاکان پاکیزه، اى فرزند بزرگواران برگزیده، اى فرزند دریاهاى بخشش!
گران است بر من اینکه مردم را ببینم و تو را دیدار نکنم و از تو آواز و نجوایى نشنوم؛ بر من ناگوار است که بلا تو را گیرد و مرا نگیرد و ناله و گلایه‏ام از من به تو نرسد.
به جانم سوگند که تو همان غایبى هستى که از ما جدا نیستى؛ به جانم سوگند که تو همان امامى هستى که ظاهراً از نگاه ما دورى، ولی در واقع دور نیستى.
کى شود که پرچم پیروزى برافرازى و ما تو را ببینیم و تو ما را؟
کى شود که ما گرداگرد تو فراهم آییم و تو پیشواى مردم شوى و زمین را از عدل پر کنى؟
کى شود که ریشه بیدادگران را از بیخ و بن براندازى و ما از سر شادمانى و سپاس بگوییم: ستایش از آن خداوندى است که پروردگار جهانیان است.
خداوندا! حق را به واسطه امام زمان(عج) بر پاى دار و باطل را به وسیله او برانداز و دوستان خود را به پیشوایى او به دولت رسان و دشمنان خود را به وسیله او خوار و زار ساز.
خداوندا! میان ما و او پیوندى برقرار کن که سرانجام، ما را به مصاحبت با پدرانش رساند و ما را از کسانى قرار ده که به دامن آنان چنگ زده و در سایه ولایت آنان آرمیده‏اند. اى مهربان‏ترینِ مهربانان!