بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

 خشم جیش‌المختار در لیبرتی

پس از حمله مردم و مجاهدین عراقی به پادگان اشرف و کشته‌شدن تعدادی از اعضای گروهک تروریستی منافقین از جمله ده نفر از اعضای کادر رهبری، منافقین را در کمپ موقت پایگاه آمریکایی (حریه) لیبرتی اسکان دادند تا در یک پروسه زمانی به خارج از کشور منتقل شوند؛ اما از سال 2011 تاکنون در آن مستقر بوده و حاضر به خارج‌شدن از آن نیستند. جیش‌المختار که متشکل از خانواده‌های قربانیان انتفاضه شعبانیه است، بارها به سران گروهک منافقین اعلام کرده بود که باید هرچه سریع‌تر خاک عراق را ترک کنند؛ اما آنها با وجود تسهیلات درنظر گرفته‌شده از سوی کشورهای اروپایی و آمریکایی بر اشغال بخشی از خاک عراق اصرار داشتند که این موضوع با واکنش‌های مردمی مواجه شده است. پیش از این رهبر جیش‌المختار به سران گروهک تروریستی منافقین هشدار داده بود که اگر هرچه سریع‌تر خاک عراق را ترک نکنند، عملیات‌ها ضد آنها صورت خواهد گرفت. عدم خروج منافقین در طول چند سال سبب شد نیروهای مردمی خشم عمیق و چندین ساله خود را نشان داده و با یک عملیات خمپاره‌ای بیش از 25 عضو گروهک تروریستی منافقین را کشته و 200 نفر از آنها زخمی کنند که حال برخی از آنها وخیم است. «حسین ابریشمچی» برادر مهدی ابریشمچی یکی از کشته‌شدگان این عملیات است. سران گروهک تروریستی منافقین با وجود آمادگی برخی کشورهای غربی و آلبانی برای پذیرش اعضا همچنان بر ماندن در خاک عراق اصرار دارند؛ زیرا ادامه حیات خود را منوط به این حضور می‌دانند. منافقین افزون بر ترور و جنایات بی‌شمار علیه شهروندان ایرانی در انتفاضه شعبانیه به کشتار وسیعی از مردم عراق دست زده و 25 هزار نفر را به قتل رساندند. صدام به این گروهک ایمان آورده بود، به‌طوری که در اواخر حکومت بعث، منافقین به ارتش خصوصی صدام تبدیل شده بودند. اعضای گروهک تروریستی منافقین در زمان رژیم صدام جنایات فجیعی در استان بصره انجام دادند و در سرکوب تظاهرات‌کنندگان در انتفاضه شعبانیه در سال 1991 حضور داشتند. یک منبع سیاسی بلندپایه عراقی گفته است: آن‌طور که از شواهد پیداست گور دسته‌جمعی پیدا شده در اردوگاه اشرف متعلق به اجساد شهروندان شیعه و مسئولان، افسران، شیوخ و عالمان دینی عراقی است. اینها اجساد کسانی است که در فاصله سال‌های 2006 تا 2009 ربوده شده و به‌دست عوامل منافقین به قتل رسیده‌اند. این گروهک در این مدت پا را فراتر گذاشته و بنا به نقل «محمدمهدی البیاتی» وزیر حقوق بشر عراق با تبلیغات رسانه‌ای منفی در امور داخلی کشور دخالت می‌کنند. بقای این گروهک به هر نحوی در عراق به ضرر منافع ملی و تمامیت ارضی آن کشور است و هرچه سریع‌تر باید تعیین تکلیف شود؛ زیرا همه به تروریست‌بودن آنها اذعان دارند، حتی مؤسسه آمریکایی REND که بودجه آن از ایالات متحده آمریکا تأمین می‌شود در تحقیقاتی اعلام کرده است کسانی که در پادگان اشرف هستند، تروریست با گرایش‌های فرقه‌ای هستند که بیش از 70 درصد آنها خلاف میل خود در اشرف نگهداری می‌شوند. وزارت خارجه آمریکا پس از حمله به کمپ لیبرتی، دولت عراق را تحت فشار قرار داده و خواستار مجازات عاملان این حمله شده است. آنچه در حال حاضر اهمیت دارد، اینکه مرگ اعضای منافقین به سرکردگان گروهک فرصت می‌دهد مظلوم‌نمایی کرده و در رسانه‌ها به هوچی‌گری و عوام‌فریبی بپردازند. هرچند این فرقه در مجامع بین‌المللی هیچ وجهه‌ای ندارد و تنها راه نجات خود را برای برون‌رفت از بحران‌های عدیده، ایجاد تنش و اختلاف و دامن‌زدن به آن و درگیری و پرونده‌سازی علیه ایران می‌داند.

علی قاسمی


حجت‌الاسلام والمسلمین حاجی‌صادقی در افتتاحیه مسابقات قرآن کریم نیروی زمینی سپاه
دعوای استکبار با ما بر سر مبانی و اصول است


جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه، گفت: هر اقدامی که در راستای محجوریت‌زدایی و ترویج فرهنگ قرآن صورت گیرد و موجبات تمسک مردم را به این نسخه فراهم آورد از برجسته‌ترین مصادیق عمل صالح است.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، سی‌وچهارمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم نیروی زمینی سپاه با حضور فرماندهان و مسئولان سپاه و نیروهای مسلح آغاز به کار کرد. تفاوت افتتاحیه امسال با سال‌های گذشته تشییع پیکر مدافع حرم حضرت زینب(س) شهید سیدمیرحسین میردوستی از پاسداران نیروی زمینی سپاه بود که حال و هوای جهاد و شهادت را در جمع نورانی قاریان، حافظان و موذنان حکمفرما کرد.
بنا بر همین گزارش حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالله حاجی‌صادقی سخنران افتتاحیه مسابقات گفت: آنهایی که می‌گفتند در مذاکرات با حضور ایران برای حل بحران سوریه شرکت نمی‌کنند، امروز مجبور شدند از ایران بخواهند حضور داشته باشد. همه باید بدانند این موفقیت را مدیون خون شهدایی هستیم که امروز آنها را تشییع کردیم.
وی با بیان اینکه فلسفه وجودی قرآن خروج از محجوریت است، افزود: امروز یکی از مهم‌ترین آسیب‌های جامعه دینی عدم استفاده کاربردی از قرآن کریم است و این گردهمایی‌ها و جلسات یک پیام برای مسئولان و امت ما دارد و آن، این است که بیایید خودتان را به این میزان آسمانی و نورانی عرضه کنید.
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه خاطرنشان کرد: به واقع، خداوند متعال در کتاب آسمانی خود سخنان بسیار کاربردی دارد که متأسفانه بیش از اینکه به قرآن کریم اتکا شود به استادان دانشگاهی و نظریاتی که بیشتر بر مبنای اصول و قواعدی تحریف‌شده و دست‌آموز آدمی است، تکیه می‌‌شود. دیگر وقت آن رسیده است با وجود تلاوت، در عصر غیبت تمسک به قرآن را برجسته کنیم.
حجت‌الاسلام حاجی‌صادقی اظهار داشت: قرآن فقط کتاب مقدس نیست، بلکه نسخه‌ای هدایت‌بخش برای بشریت است. قرآن راه نجات از فتنه‌هاست که باید باور کنیم به واسطه این دستورالعمل محکم نیازی به بیگانه نداریم. مسئولان ما بدانند وعده‌های خداوند متعال در قرآن کریم از تعهد آمریکای جنایتکار صادق‌تر‌ است. جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه با بیان اینکه آیات قرآن کریم نسخه‌ای کاربردی برای بشریت است، افزود: آیات قرآن کریم حقیقتاً برای ما نسخه‌ای کاربردی هستند؛ چرا که در آیه 217 سوره بقره خداوند متعال به دعوای استکبار با جبهه حق اشاره دارند که آنها به اصول جبهه حق کار دارند و به اشتباه برخی امروز حرف از منافع می‌زنند. این عده بدانند دعوای استکبار با ما بر سر مبانی و اصول است. آنها با انرژی هسته‌ای کار ندارند و به جنگ با دین ما آمده‌اند. نگذارید الگوها را تحریف کنند و از رفاقت با این مزدوران بپرهیزید.
وی بیان کرد: برخی امروز بدون اتکا به وعده‌های الهی دل‌شان را بسته‌اند به تعامل با دنیا و می‌گویند ما نگران مشکلی هستیم که کشور را در پرتگاه قرار داده و یگانه راه رفع این مشکلات، تعامل با آمریکا و دیگر کشورهای غربی است. خداوند در آیه 113 سوره مائده بر این نکته اشاره دارد که ظالمان و دشمنان، خودشان آتش هستند و ما از شما قرآنی‌ها انتظار داریم این فرهنگ قرآن را در جامعه نهادینه کنید تا این دسته بفهمند آمریکای جنایتکار، ظالم مطلق است.
حجت‌الاسلام حاجی‌صادقی در پایان خاطرنشان کرد: چرا می‌خواهید استکبارستیزی و فرهنگ تبرّی را از فرزندان انقلاب اسلامی بگیرید؟! یعنی واقعاً راه رهایی از این مشکلات اقتصادی تنها رفاقت با ظالم است یا اینکه گوش فرادادن به بیانات رهبر معظم انقلاب؟ چرا بعضی راه را گم کرده‌اند؟ امیدوارم احیای فرهنگ قرآن، ما را از این منجلاب وابستگی خارج کند؛ چرا که فلسفه وجودی قرآن کریم، هدایت است. باید تلاش کنیم پیرو قرآن بمانیم و معارف آن را از سخنگوی قرآن که ولایت است، بیاموزیم.
گفتنی است، این مسابقات در 11 رشته حفظ کل، 20 جزء، 15 جزء، 10 جزء، 5 جزء و 3 جزء، قرائت (تحقیق، ترتیل و اذان ویژه برادران) برگزار می‌شود و نفرات برتر این دوره به مسابقات سراسری سپاه راه خواهند یافت.
 


یادداشت

آینده بشار اسد با کدام نگاه رقم می‌خورد؟

اجلاس وین با موضوع سوریه و با شرکت چندین کشور از جمله ایران برگزار شد، این نشست با صدور بیانیه‌ای پایان یافت. وضعیت بشار اسد از حیث حضور یا عدم حضور در قدرت سیاسی آینده سوریه، مهم‌ترین موضوع اختلافی در این نشست بود. در این‌باره، دو دیدگاه کلی در میان اعضای شرکت‌کننده به چشم می‌خورد. آمریکا و کشورهای همسو با آن بر روی کناره‌گیری بشار اسد از قدرت تأکید داشته و راه‌حل اساسی پایان یافتن بحران در سوریه را، عدم حضور بشار اسد در قدرت می‌دانند، اما در نقطه مقابل این دیدگاه، جمهوری اسلامی و کشورهای همسو، بر این نکته تأکید دارند که درباره حضور یا عدم حضور بشار اسد در قدرت سیاسی آینده سوریه، مردم این کشور باید تصمیم بگیرند.
اکنون باید به این پرسش پاسخ داد که آینده بشار اسد را کدام نگاه رقم می‌زند؟ برای پاسخ به این پرسش، باید به دلایل شکل‌گیری بحران در سوریه توجه داشت. اساساً بحران در سوریه برای تغییر آغاز شد و بازیگران اصلی این بحران نه مردم سوریه، بلکه همان کسانی هستند که اکنون بر کناره‌گیری بشار اسد از قدرت، به‌منزله تنها راه‌حل بحران تمرکز کرده‌اند. از دید جبهه بحران‌آفرینان در سوریه شامل آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی، صهیونیست‌ها و برخی از کشورهای مرتجع در منطقه، بشار اسد باید از قدرت ساقط شود، چون متحد راهبردی ایران و عمق راهبردی مقاومت در منطقه است. در واقع، سیاست خارجی غیرهمسوی دولت سوریه به رهبری بشار اسد با جبهه بحران‌آفرینان، عامل اصلی شکل‌گیری بحران در سوریه است. این جبهه بیش از چهار سال است که با تجهیز و پشتیبانی ده‌ها گروه تروریستی و شعله‌ور کردن جنگ داخلی در سوریه و با به خاک و خون کشیدن ده‌ها هزار سوری و آواره‌کردن چند میلیون نفر از مردم این کشور، تلاش کرده تا بشار اسد را از قدرت ساقط کرده و یک دولت دست‌نشانده در این کشور بر سر کار آورد. در مقابل جبهه بحران‌آفرینان، دولت و ارتش سوریه با کمک و پشتیبانی مردم این کشور و کمک متحدان منطقه‌ای خود، توانسته‌اند از حاکمیت ملی دفاع کرده، بحران‌آفرینان را در رسیدن به اهداف ناکام گذارد. اکنون که جریان بحران‌آفرین به این جمع‌بندی رسیده که سوریه راه‌حل نظامی ندارد و باید از طریق سیاسی مشکل این کشور را حل کرد، بسیار مضحک خواهد بود که بحران‌آفرینان با محوریت دولت آمریکا، کناره‌گیری بشار اسد از قدرت را، شرط اصلی حل بحران اعلام کنند. صاحبان این دیدگاه، تلاش می‌کنند آن خواست و اراده خود را که از طریق جنگ و اقدامات تروریستی نتوانستند به ملت سوریه تحمیل کنند، از طریق مذاکره‌ سیاسی و با یک تصمیم سیاسی تحمیل کنند. بدیهی است که ملت سوریه به چنین مذاکره و نشستی روی خوش نشان نخواهد داد. ملتی که بیش از چهار سال است از استقلال و عزت خود در برابر یک توطئه جهانی با محوریت قدرت‌های شیطانی و در رأس آنها آمریکای جنایتکار دفاع می‌کند، به‌طور قطع به تصمیمات سیاسی زورگویان تن نخواهد داد. موضع جمهوری اسلامی، یک موضع انسانی، اخلاقی، حقوقی و مطابق با معیارهای دموکراسی است. جمهوری اسلامی بر این اعتقاد است که این مردم سوریه هستند که باید آینده بشار اسد را رقم بزنند و به ‌یقین در عمل این چنین خواهد شد. ملت سوریه، یک ملت بصیر، هوشمند و عزت‌طلب است. مقاومت ملت سوریه و شهدای ملت سوریه طی چهارسال گذشته، ملت سوریه را، ملتی معرفی کرده که تسلیم زیاده‌خواهی‌های غرب و متحدان منطقه‌ای آن نمی‌شود.

دکتر یدالله جوانی

 


 

صفحه 2
سياسي

 

 

نتیجه اعتماد به استکبار جلوی چشم ماست

یکی از برنامه‌های دشمن در مقابل جمهوری اسلامی این است که پس از برجام فضای عمومی کشور را به سمت فاصله گرفتن از شعارهای اولیه انقلاب و استکبارستیزی پیش ببرد و در این زمینه تلاش‌های فراوانی صورت گرفته است، این در حالی است که برخی از کشورهایی که به آمریکا اعتماد کرده‌اند سرنوشت سامان‌یافته‌ای ندارند. رهبر معظم انقلاب در بیاناتی که پس از برجام داشته‌اند، بر حفظ روحیه استکبارستیزی تأکید کرده و از مسئولان خواسته‌اند که در مقابل نفوذ سیاسی و فرهنگی دشمن هوشیار باشند و با توطئه‌های دشمن مقابله کنند. در همین راستا، خبرنگار صبح صادق نظرات سه تن از نمایندگان مجلس در زمینه استکبارستیزی جویا شده است.

استکبارستیزی
دکترین‌ اصلی انقلاب است
منصور حقیقت‌پور*
بحث استکبارستیزی پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به مثابه یکی از آموزه‌ها و دکترین‌های انقلاب مطرح شده که این اعتقاد برگرفته از مکتب زنده و مبارز شیعی است ، در این راستا باید همواره به دلایل زیر بر بحث استکبارستیزی تأکید داشت:
۱ـ آمریکایی‌ها پس از جنگ جهانی دوم، هم در دوره پیش از انقلاب و هم در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هر کاری که با ایران کردند بر پایه دورویی، فریب، نیرنگ و خدعه بوده است.
۲ـ آمریکایی‌ها در دوره پیش از انقلاب، دولت ملی ایران را با کودتای 28 مرداد برانداختند. نفت و سرمایه‌های مملکت را به غارت برده، رژیم دست‌نشانده‌ای را در کشور حاکم و جریان جهنمی ساواک را بر مردم مسلط کردند.
۳ـ در طول انقلاب، آمریکایی‌ها به انحای مختلف علیه انقلاب کوشیدند، کودتا و جنگ‌هایی را علیه انقلاب طراحی کردند. که ساقط کردن هواپیمای مسافربری از جمله آنهاست همه اینها دشمنی‌های آشکار آمریکا علیه انقلاب اسلامی ایران در این سال‌ها بوده است، حال چگونه می‌توان به چنین حاکمیتی اطمینان کرد؟ آمریکا تمام‌قد در مقابل توسعه انقلاب اسلامی ایران و نهضت‌های آزادی‌بخشی مانند حزب‌الله ایستاده و با تمام توان از رژیم صهیونیستی حمایت می‌کنند. آمریکا همه توان خود را در مسلط کردن جریان وهابیت و داعش در منطقه به کار گرفته است.
۴ـ استکبارستیزی یکی از انقلابی‌ترین اصول ماست، این اصل، راه جهاد و شهادت را زنده نگه می‌دارد و سبب می‌شود جمهوری اسلامی ایران در مقابل استکبار تمکین نکند.
۵ـ چگونه می‌توان به آمریکا که از عربستان متجاوز در کشتار مردم مظلوم یمن حمایت می‌کند اعتماد کرد، منطق، عقل و اصول انقلاب به ما اجازه نمی‌دهد به رفتار و گفتار آمریکایی‌ها اعتماد کنیم.
۶ـ تا زمانی که آمریکایی‌ها تغییر رفتار ندادند، رابطه با آمریکا عادی نمی‌شود، آثار منفی رابطه با آمریکا گریبان تمام مستضعفان جهان را می‌گیرد. اگر مسئولان ما با آمریکا رابطه برقرار کنند، پشت انقلابیون یمنی، لبنانی و دیگر مظلومان جهان خالی می‌شود.
* نایب‌رئیس کمیسیون امنیت مجلس

هیچ کشوری از اعتماد به آمریکا
نتیجه نگرفته است
عبدالرضا عزیزی*
ذات تمام انقلاب‌ها، به ویژه انقلاب اسلامی ایران براساس اصل استکبارستیزی و حمایت از مستضعفان معنا می‌یابد و رمز موفقیت انقلاب اسلامی ایران نیز همین اصل اساسی است؛ امروز همه کشورها تسلیم استکبار هستند. کشورهای منطقه و حوزه خلیج‌فارس نوکرهای حلقه به گوش استکبار جهانی هستند، حتی به مردم خود نیز خیانت می‌کنند، کار به جایی رسیده است که عربستانی که پشت پرده نوکری آمریکا و رژیم صهیونیستی را می‌کرد، امروز علناً به نوکری استکبار افتخار می‌کند و اعلام می‌کند که ما با آمریکا و رژیم اشغالگر قدس علیه ایران و مسلمین هماهنگ هستیم. البته استکباربه اینها هم ترحم نمی‌کند، لذا باید با زیاده‌خواهی استکبار مقابله کرد. اگر ما با استکبار مقابله نمی‌کردیم و در این راه هزینه نمی‌دادیم استکبار جهانی تن به مذاکره با ما نمی‌داد، همان بلایی که به سر کشورهای پیرامون ایران آورد، بلکه از آن بدتر را به مردم ایران تحمیل می‌کردند.
هیچ کشوری از اعتماد کردن به آمریکا نتیجه خوبی نگرفت، کشورهایی مانند عربستان، قطر و کویت هم که به آمریکا اعتماد کردند در چنگ آمریکا هستند، اگر دست از پا خطا کنند آمریکا به آنها هم رحم نخواهد کرد. دولت‌هایی که منافع ملت خود را به منافع آمریکا فروختند به دست خود آمریکا نابود می‌شوند.
براساس اعتقادات ما، ولی‌فقیه زمان، نائب بر حق امام زمان(عج) هستند و امرشان مطاع است. در اسلام اطاعت از ولایت واجب است، اگر بخواهیم از نظر کارشناسی هم بررسی کنیم تجربه رهبر معظم انقلاب از همه سیاسیون زمان بیشتر است، حضرت آقا 60 سال در سیاست تجربه دارند، از همه افراد مدیرتر و آگاه‌تر هستند وظیفه مسئولان و مردم این است که براساس نظرات معظم‌له حرکت کنند و خطوط قرمزی که ایشان ترسیم می‌کنند را رعایت کنند.
یکی از راه‌های نفوذ دشمن جنگ نرم است. دشمن در جنگ تحمیلی نتوانست کاری از پیش ببرد، پس از آن هم مشکلات متعددی را بر جمهوری اسلامی ایران تحمیل کردند. بحمدالله انقلاب اسلامی ایران تمامی مشکلات را با پیروزی پشت سر گذاشت، اما ترفند امروز دشمنان انقلاب نفوذ از طریق جنگ نرم است.
* رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس

چرا نمی‌توانیم به آمریکا
اعتماد کنیم؟
اسماعیل کوثری*
آمریکایی‌ها پیش و پس از انقلاب به روش‌های متفاوت به دنبال سلطه بر ایران بوده‌اند.
الف‌ـ پیش از انقلاب شش‌ونیم میلیون بشکه نفت در ایران استخراج می‌شد، نیم میلیون بشکه مصرف داخلی و شش میلیون بشکه را آمریکایی‌ها می‌بردند و حداقل پولی را که در ازای این حجم وسیع صادرات نفت درنظر می‌گرفتند 12 تا حداکثر 16 درصد بود و آن پول را هم به صورت سلاح و امکانات جنگی به ما می‌دادند تا از ایران یک ژاندارم منطقه‌ای بسازند.
ب‌ـ پس از انقلاب، با ترور شخصیت‌ها، فتنه‌های مختلف، کودتای نوژه و جنگ تحمیلی هشت‌ساله بیش از 200 هزار نفر از مردم ایران را به شهادت رساند. در سال‌های اخیر نیز طراحی و حمایت از فتنه 88 را ، ترور دانشمندان هسته‌ای، بلوکه کردن پول‌های بسیار زیادی از ایران و ... سبب می‌شود ما نتوانیم هیچ‌گاه به آمریکا اعتماد کنیم.
اکنون دشمن درصدد نفوذ به داخل کشور است و تنها به نفوذ سیاسی بسنده نمی‌کند، بلکه هم به دنبال نفوذ در داخل ایران است، هم نفوذ در منطقه. نفوذ در داخل ابعاد مختلفی از جمله سیاسی، فرهنگی و اقتصادی دارد؛ هشداری که رهبر معظم انقلاب دادند به این دلیل بود که تیم مذاکره‌کننده ما هنوز باور نکرده است دشمن دست از دشمنی خود برنخواهد داشت. دولت و دستگاه دیپلماسی اگر فرمان حضرت آقا را عملی نکنند، قطعاً به مشکل برخواهند خورد.
استکبار جهانی به ویژه آمریکا سعی دارند نفوذ ایران در منطقه را کم کنند، خیال می‌کنند با سلاح و مبارزه می‌توانند جلوی نفوذ ایران را بگیرند، در حالی که قلب مردم با تفکر اسلام ناب و ولایت است. رهبر معظم انقلاب در این باره نیز تذکرات به موقع و به جایی دادند که لازم است مجریان به دقت به آن عمل کنند تا راه نفوذ دشمن را بگیرند. مسئله استکبارستیزی به دلیل جنایت‌ها، توطئه‌ها و زیاده‌خواهی‌هایی که آمریکا در عمل علیه نظام جمهوری اسلامی انجام می‌دهد همیشه باقی است. نظام جمهوری اسلامی ایران همیشه این روحیه استکبارستیزی را اعلام می‌کند و در عمل بر حرف خود ایستادگی کرده تا دشمن بداند که نظام جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه سر سازش با استکبار نخواهد داشت. با توجه به سابقه دیرینه آمریکا در شرارت و توطئه علیه ایران هرگز نمی‌توان به آمریکا اعتماد کرد و چهره کریه او را در کشور اصلاح نمود.
* عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس


یادداشت
مهدی سعیدی

 اصلاحيه‌اي بر قانون انتخابات

با نزديک شدن به زمان برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي و مجلس خبرگان رهبري در روز هفتم اسفندماه سال جاري، فعاليت جريان‌ها، احزاب و گروه‌هاي سياسي و نامزدهاي احتمالي انتخابات افزايش يافته است. در اين بين به نظر مي‌رسد، بزرگ‌ترين دغدغه جامعه، برگزاري قانوني و پايبندي همه بازيگران صحنه انتخابات به قانون باشد. به واقع، اگر همه بازيگران خود را به رعایت قانون ملزم بدانند، فارغ از نتيجه انتخابات مي‌توان گفت که پيروزي بزرگي نصيب ملت و کشور شده است.
از سويي ديگر، قانون نيز بايد دقت و جامعيت لازم را داشته باشد و بتواند انتظارات نظام سياسي، ملت، نامزدها، احزاب و گروه‌هاي سياسي کشور را برآورده کند؛ لذا ضروري است همواره نگاهي اصلاحي به قوانين و از جمله قانون انتخابات کشور وجود داشته باشد تا در صورت وجود نقص‌هايي در مرحله اجرا، در انتخابات بعدي آن موارد مرتفع شود. طبيعي است که مطابق با قانون اساسي، مجلس شوراي اسلامي متولي اصلي اصلاح چنين مواردي بوده و انتظارات در اين زمينه از مجلسيان بيش از قوه مجريه است.
در همين راستا، چند روزي است که مجلس شوراي اسلامي در حال بررسي طرح اصلاح موادي از قانون انتخابات مجلس است که به نظر مي‌رسد، مي‌تواند در رفع مشکلات و کمبودهاي موجود در روند انتخابات مؤثر باشد و در صورت تصويب نهايي و قانون شدن آن، مي‌توان شاهد برگزاري انتخاباتي باشکوه‌تر بود.
از جمله موارد بررسي شده، اصلاح ماده 60 اين قانون است که طبق اين اصلاح، اعضاي شوراي نگهبان، اعضاي هيئت‌هاي نظارت شوراي نگهبان، رئيس‌جمهور، وزير کشور و معاونان و مشاوران آنها، رئيس و اعضاي ستاد انتخابات کشور، رئيس و اعضاي ستاد انتخابات استان، استانداران، فرمانداران، معاونان، مشاوران آنها، اعضاي هيئت‌هاي اجرايي انتخابات و بازرسان و ساير دست‌اندرکاران امور اجرايي و نظارتي انتخابات نمي‌توانند به نفع يا به ضرر نامزدها و جريانات سياسي در انتخابات اعلام نظر کنند. با تبصره‌اي که نمايندگان به اين ماده الحاق کردند، در صورت تخلف از حکم اين ماده، مرتکبان به جزاي نقدي درجه 6، موضوع ماده 19 قانون مجازات اسلامي مصوب اول ارديبهشت 92 که تفصیل آن در قانون آمده است، محکوم مي‌شوند.
اين بند از جمله مواردي است که منشأ طرح آن را بايد تجربيات نسبتاً تلخي دانست که در ادوار انتخابات صورت گرفته و تبعات نامطلوبي براي کشور به همراه داشته است. در برخي از دوره‌هاي گذشته انتخابات، اظهار نظرات غيرضرور و بي‌موقع برخي از متوليان امر انتخابات گاه آنچنان فضاي عمومي انتخابات را مشوش کرده که روند انتخابات را متأثر از خود کرده است. ضمن آنکه در بیشتر موارد نه تنها دستاوردي براي کشور و حتي حزب و نامزد مطلوب گوينده نداشته است، بلکه با واکنش افکار عمومي مواجه شده و نتيجه عکس داده است. اصلاحيه فوق مي‌تواند مانعي پيش روي تکرار چنين اقداماتي باشد.
بخشي ديگر از اصلاحات در حال پيگيري در مجلس شوراي اسلامي به موضوع تبليغات در انتخابات مربوط می‌شود که همواره يکي از مباحث پرمناقشه بوده و کاستي‌هاي قانوني و پايبندنبودن نامزدها به قانون موجب جنجال‌آفريني در عرصه انتخابات شده است. به نظر مي‌رسد، براي يک بار هم که شده بايد کاستي‌هاي موجود در قانون رفع و با نگاهي فراگير قوانيني وضع شود که مانع سوء استفاده‌هاي موجود در اين عرصه شود و به متخلفان اجازه عرض اندام را ندهد. تبليغات زودهنگام، پرهزينه، نامتعارف، غيراسلامي و تخريب‌کننده رقيب، از جمله مواردي است که متأسفانه در انتخابات گذشته مشاهده شده و موجب خدشه‌دار شدن چهره مهم‌ترين عرصه تجلي مردم‌سالاري در نظام اسلامي شده است.
مجلس نهم در اين ميدان در آزمايش خطيري قرار گرفته است و مجلسيان در حالي به اصلاح مواردي از قانون انتخابات پرداخته‌اند که اکثريت ايشان چند ماه ديگر خود در جایگاه نامزد انتخاباتي به رعايت آن موظف خواهند بود. تدوين و تصويب قانوني دقيق و فراگير و کنار گذاشتن منافع فردي و جناحي و توجه به مصالح ملي، خواهد توانست برگ زريني در کارنامه مجلس نهم به یادگار بگذارد.


نكته و نظر

یک لیوان هم خیلی سنگین می‌شود!

نکته: استادی در شروع کلاس درس، لیوانی پر از آب را به دست گرفت. آن را بالا آورد که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان پاسخ دادند:50 گرم، 100 گرم، 150 گرم.
استاد گفت: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
یکی از شاگردان گفت: دست‌تان کم‌کم درد می‌گیرد. دیگری گفت: نمی‌توانید یک روز نگهش‌ دارید و...
استاد گفت: وزن لیوان که تغییر نکرده، چرا من دستم درد می‌گیرد؟
شاگردان گیج شدند. اما یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقاً مشکلات زندگی هم مانند همین است. اگر زیاد به آنها فکر کنید، نه‌تنها حل نخواهند شد، بلکه فلج‌تان می‌کنند...
نظر: مشکلات کوچک در زندگی هم می‌توانند دردسرساز باشند، در جامعه ما تحمل مردم بسیار کم شده است؛ افزایش درگیری‌ها، نزاع‌ها، طلاق‌ها و خودکشی‌ها حکایت از آن داد که مردم راه غلبه بر مشکلات و فشارهای زندگی را نمی‌دانند. برای شکست دادن مشکلات و ناکامی‌ها و اضطراب‌ها گاهی اوقات باید آنها را زمین گذاشت.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

افتخاری دیگر برای قرارگاه سازندگی
پل طبیعت، تندیس سیمین و لقب دومین طرح برتر جهان در سال 2015 را از انجمن بین‌المللی مدیریت پروژه به نام خود ثبت کرد و با این کار توانست، برگی دیگر به افتخارات قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) در جایگاه مجری پروژه اضافه کند.
معاون هماهنگ‌کننده گروه تخصصی شهید رجایی، مجری پروژه گفت: این پروژه 36 ماه به طول انجامید و اگر فرایند طراحی آن زودتر انجام می‌شد، قطعاً می‌توانستیم این پروژه را طی دو سال به سرانجام برسانیم. وی یادآور شد: در ساخت این پروژه، تمامی زیرساخت‌های سیستمی و استانداردها و تکنولوژی‌های مورد نیاز را مد نظر قرار دادیم و پس از اطمینان درباره فراهم بودن بستر، تمامی فعالیت‌های اجرایی خود را از منظر کارشناسان و ارزیابان بین‌المللی مورد ارزیابی و قضاوت قرار دادیم. معاون هماهنگ‌کننده گروه تخصصی شهید رجایی گفت: از این رو، کاندیدای جایزه بین‌المللی پروژه برتر جهان در سال 2015 شدیم و در انجمن بین‌المللی مدیریت پروژه با تکمیل اظهارنامه‌ای با رعایت معیارهای نه‌گانه PEM برای دریافت جایزه بین‌المللی ثبت‌نام کردیم و همین‌طور برای آگاهی و محک زدن رعایت الزامات استانداردی پروژه‌ها از منظر کارشناسان و ارزیابان داخلی، همزمان برای جایزه ملی مدیریت پروژه که تحت نظر انجمن بین‌المللی است، نامزد شدیم.



شب‌نشینی‌های انتخاباتی
تعدادی از اصلاح‌طلبان در جلسات انتخاباتی و شب‌نشینی در خانه عبداله نوری شرکت کردند.
اصلاح‌طلبان از هم‌اکنون رایزنی‌های خود را آغاز کرده‌اند تا فرایند انتخابات را برای اهداف خود هدایت کنند. نوری از برخی چهره‌های اصلاح‌طلب، نظیر «غلامحسین کرباسچی» دبیرکل کارگزاران، «عبدالواحد موسوی‌لاری» وزیر کشور دولت اصلاحات، «علی شکوری‌راد» دبیر کل حزب اتحاد ملت ایران اسلامی، «حسن رسولی» و چند چهره اصلاح‌طلب دعوت کرده است تا چهارشنبه‌شب این هفته پس از صرف شام در منزل وی حضور یابند. گفته می‌شود، شورای راهبردی اصلاح‌طلبان در شش بند، دستورالعملی را به استان‌ها ابلاغ کرده است که از جمله توصیه‌های آن، شناسایی چهره‌های رأی‌آور و ثبت‌نام حداکثری است، به شرط آنکه کسانی که تأیید صلاحیت شدند، به نظر خاتمی تن دهند و او تعیین‌کننده نفر نهایی باشد! در همین حال پایگاه خبری «جرس» در یادداشتی با انتقاد از رویكرد دوگانه اصلاح‌طلبان مبنی‌بر «شراكتی- قهری» در فضای سیاسی كشور، نوشت: کنش فعال در این هنگامه می‌تواند جنبش سبز را در موضع برتر در این میانه قرار دهد. نویسنده این پایگاه «شعارزدگی»، «احساسی بودن»، «منفعل بودن» و... را از عواملی دانست كه فرقه سبز با آن درگیر بوده و اصلاح‌طلبان باید بین مشاركت یا تحریم انتخابات تصمیم لازم را اتخاذ كنند.


تمرین ارشاد برای عبور از ارزش‌ها!
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره تک‌خوانی خوانندگان زن در دولت یازدهم گفت: تک‌خوانی زنان از ابتدا هم در وزارت ارشاد مرسوم نبود و در هیچ دوره‌ای چنین مباحثی مطرح نبوده است.
سیدمحمد حسینی با بیان اینکه تک‌خوانی زنان در «اپرای عاشورا» فقط در تمرین رخ نداده است و در اجرای شب اول این کنسرت هم تک‌خوانی صورت گرفته است، عنوان کرد: مسئولان بهتر است به جای توجیه این مسائل شفاف‌سازی کنند و موضع خودشان را درباره مسائل این‌چنینی به‌صراحت بیان کنند.
گفتنی است، «علی جنتی» وزیر ارشاد پس از تماشای «اپرای عاشورا» اظهار کرد؛ به این اثر ظلم و جفا شده است و من با تماشای این اثر، سفری ذهنی به تاریخ داشتم.
وی با بیان اینکه اپرای عاشورا در نوع خود اثر بی‌نظیری است، بیان کرد: وقتی من این اثر را دیدم، متوجه شدم، یک اثر بسیار برجسته و قابل عرضه در سطح جهانی است. این در حالی است که کمیسیون فرهنگی مجلس نسبت به این اقدام اعتراض کرده است. سخنگوی کمیسیون فرهنگی گفت: اعضای کمیسیون فرهنگی دغدغه‌های خود را پیرامون اپرای عاشورا به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منتقل کرده‌اند.



برنامه آمریکا برای منزوی کردن سپاه
اوباما در دستوری که به وزارتخانه‌های مرتبط با تحریم ایران داد، انجام مقدمات لازم برای عمل به تعهدات آمریکا در برجام را خواستار شد.
یکی از این وزارتخانه‌ها، وزارت خارجه آمریکا بود، اما در این میان، مراکز نزدیک به سپاه همچنان در فهرست تحریم‌ها قرار دارند؛ برای نمونه، قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص)، از جمله نهادهایی است که قرار نیست از فهرست تحریمی خارج شود. این قرارگاه به ویژه در سال‌های اخیر نقش مهمی در پروژه‌های عمرانی و نفت و گاز ایران داشته است. بنیاد تعاون سپاه نیز همانند قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) در تحریم‌ها باقی خواهد ماند. نمونه دیگر در دانشگاه‌ها، دانشگاه صنعتی مالک اشتر، امام حسین(ع) و بقیه‌الله(عج) است. این دانشگاه‌ها و دو بانک انصار و بانک مهر نیز در فهرست تحریمی باقی می‌مانند. همچنین، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز از نهادهای مهم باقی‌مانده در فهرست تحریمی است. براساس اطلاعیه‌ای که منتشر شده است، اصل تحریم‌ها باقی می‌ماند و همانند گذشته حتی بعد از روز اجرا نیز برای نهادها و افرادی که در فهرست تحریمی قرار دارند، جاری است. در نتیجه همکاری با یک نهاد تحریمی مصداق تخلف از تحریم‌ها را داشته و اگر وزارت خزانه‌داری آمریکا تشخیص دهد که از تحریم‌ها تخلف شده، اجازه تنبیه یا حتی تحریم کردن متخلف را دارد.


سامرا خط قرمز سپاه پاسداران
پایگاه اینترنتی «العربی الجدید» در مقاله‌ای به قلم «عثمان المختار» نوشت: با نزدیک شدن داعش به شهر سامرا، نزاع در عراق وارد مرحله جدیدی می‌شود.
این امکان وجود دارد که ایران به‌طور علنی در عراق دخالت کند. ایران پیش از این هشدار داد، اگر این گروه، سامرا را اشغال کند، ایران مداخله خواهد کرد. حساسیت این موضوع در حدی است که برخی‌ها می‌گویند، اگر داعش بغداد را اشغال کند؛ کم‌خطرتر از ورود به سامراست؛ به عبارتی، این گفته به حجم خطراتی اشاره می‌کند که ممکن است در صورت تحقق این سناریوی سیاه اتفاق بیفتد. در ادامه این گزارش آمده است: گروه داعش توانست شماری از مناطق و روستاهای نزدیک به سامرا را در درگیری‌های روزهای اخیر اشغال کند. امری که ایران را وادار کرد تا نیروهای سپاه پاسداران انقلاب مستقر در اطراف مرقد امامین عسکریین(ع) را در این شهر تقویت کند. یک نظامی با درجه سرتیپی از ستاد ارتش عراق به «العربی الجدید» گفت: حدود یکصد نفر از عناصر سپاه پاسداران انقلاب ایران وارد سامرا شدند تا امنیت مراقد مقدسه را از هر خطری حفظ کنند. وی افزود: در صورت حمله داعش به سامرا، عناصر ایران با نیروهای بسیج مردمی در پرونده حفاظت از مرقد مشارکت می‌کنند.



تریبون دولت در اختیار جریان فتنه

در هفته‌های اخیر، تحرکات جریان فتنه‌گر آهنگ تندتري به خود گرفته است. همين پنج‌شنبه گذشته بود كه دو تن از عناصر افراطي حزب منحله مشاركت ـ كه سابقه نقش‌آفريني در فتنه ۸۸ را دارند ـ حملات تندي را عليه شوراي نگهبان، قوه قضائيه و نهادهاي حاكميت آغاز كردند.
«علي شكوري‌راد» دبيركل حزب تازه‌تأسيس اتحاد ملت (البته هنوز مجوز رسمي فعاليت نگرفته است) كه بسياري اين حزب را ‌مشاركت۲ مي‌دانند، روز پنج‌شنبه با حضور در دانشگاه سيستان و بلوچستان ابتدا زبان به انتقاد عليه شوراي نگهبان قانون اساسي گشود. نكته قابل تأمل نقش «علي‌اوسط هاشمي» استاندار سيستان و بلوچستان، «جمشيدنژاد» معاون سياسي اجتماعي استاندار، «خانجاني» فرماندار زاهدان و «بنداني» رئيس دانشگاه سيستان و بلوچستان در برگزاري اين مراسم بود كه بارها مجري مراسم از آنها براي برپايي اين جلسه تشكر كرد؛ موضوعي كه البته از نگاه شكوري‌راد نيز دور نماند و او در ضمن سخنان خود، بارها از نقش علي‌اوسط هاشمي، استاندار سيستان و بلوچستان و مجتبي خانجاني، فرماندار زاهدان به دليل برگزاري چنين جلسه‌اي قدرداني كرد! اكنون بايد از مدعيان مشي اعتدالي پرسيد، تريبون دادن به كساني كه نقش آشكار و اثبات‌شده‌اي در فتنه ۸۸ داشته‌اند و به همين دليل سابقه محكوميت قضايي و زندان دارند، با كدام يك از اصول دولت تدبير و اميد سازگاري دارد؟

 


خط خبر

دغدغه صهیونیست‌ها پس از برجام
روزنامه صهیونیستی «جروزالم‌پست» در گزارش هفتگی خود درباره ایران، زندانی شدن خبرنگار روزنامه «واشنگتن‌پست» را به مسئله توافق هسته‌ای و برجام مرتبط کرد و خطاب به کشورهای غربی نوشت: رفتار ایران پس از توافق هم تغییر نخواهد کرد. جروزالم‌پست از کشورهای غربی خواست برای توافق هسته‌ای تنها کاهش غنی‌سازی را شرط قرار ندهند، بلکه به مسائل دیگر نیز توجه کنند. این روزنامه مدعی شد کشورهای غربی با توافق هسته‌ای باید به ایران فشار بیاورند تا زندانیان خارجی خود را آزاد کند. این روزنامه اعلام کرده است که پس از برجام باید سایر سیاست‌های ایران در مسائل داخلی و خارجی تغییر کند!

آرزوی اوباما بر باد رفت
پایگاه اینترنتی «بوستون هرالد» در گزارشی با اشاره به آرزوهای ناکام اوباما در سوریه نوشت: اوباما به امید شکست روسیه در سوریه نشسته است، این در حالی است که پیروزی‌های اخیر مسکو در سوریه، راه را برای قدرت‌نمایی این کشور و متحدانش باز کرده است. به ادعای این گزارش، هنوز جوهر توافق هسته‌ای ایران و قدرت‌های جهانی خشک نشده بود که «قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، به مسکو سفر کرد تا برای انجام عملیات نظامی در سوریه برنامه‌ریزی کند.

تهیه سلاح راحت‌تر از خریدن سبزی
رئیس‌جمهور آمریکا در سخنانی انتقادی از وضعیت خشونت در آمریکا انتقاد کرد و گفت: پیدا کردن سلاح در آمریکا راحت‌تر از پیدا کردن سبزیجات تازه است.
«باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا با اذعان به افزایش خشونت و آدم‌کشی در آمریکا در «انجمن بین‌المللی رؤسای پلیس» در شیکاگو طی سخنانی تصریح کرد: حدود 400 هزار نفر از شهروندان آمریکایی از 11 سپتامبر 2001 میلادی بر اثر شلیک گلوله کشته شده‌اند و این در حالی است که در این مدت تنها کمتر از 100 آمریکایی در حملات تروریستی در خاک آمریکا کشته شده‌اند. اوباما در ادامه با انتقاد از در دسترس بودن سلاح برای عموم مردم در کشورش گفت: وجود سلاح‌های بیشتر در خیابان نمی‌تواند جامعه ما را امن‌تر کند. باید بگویم که خرید سلاح در آمریکا از خرید کتاب آسان‌تر است. در برخی از جوامع آمریکا پیدا کردن سلاح آسان‌تر از پیدا کردن سبزیجات تازه است. کشته شدن 400 هزار نفر جدای از افرادی است که روزانه از سوی پلیس نژادپرست آمریکا پاکسازی می‌شوند. رئيس‌جمهور آمريکا در ادامه تأکيد کرد: من مخالف اين فرضيه هستم که مي‌گويد ما نمي‌توانستيم از برخي از قتل‌ها جلوگيري کنيم.

مکانیسم ماشه شلیک نمی‌کند
«رویترز»، ماده بازگشت‌پذیری خودکار تحریم‌ها یا «مکانیسم ماشه»، در صورت نقض توافق از سوی ایران را از جمله ابزارهای تعبیه‌شده‌ای در این توافقنامه دانسته است که با توجه به هجوم شرکت‌های اروپایی، روسی و چینی به سمت بازار ایران پس از رفع تحریم‌ها عملاً کارآمدی خود را از دست می‌دهد. این رسانه انگلیسی، بر همین اساس نوشته، مقامات آمریکایی در ماه‌های گذشته با آگاهی از اینکه فشارهای اقتصادی نمی‌توانند تنها ابزار بازدارنده باشند، بر گزینه‌های نظامی تأکید کرده‌اند. این خبرگزاری انگلیسی خواستار توجه تصمیم‌گیران سیاسی به گزینه‌هایی که واشنگتن پیشتر آنها را مورد استفاده قرار داده بود، مانند ترور دانشمند هسته‌ای، شد و نوشت: «تاکتیک‌های قبلی، اعم از ترور، کارشکنی با نیروهای ویژه، خرابکاری‌های تکنولوژی، بسیج نیروهای مسلح، بمب‌گذاری‌های گسترده و جنگ، شایان بررسی دوباره هستند.»

خاطره هاشمی از سفر به پاکستان
هاشمی‌رفسنجانی در مصاحبه با پایگاه خبری «امید هسته‌ای» مدعی شد: «در سفر پاکستان می‌خواستم با عبدالقدیرخان دیدار کنم، اما به من نشان ندادند. او معتقد بود کشورهای اسلامی باید بمب اتم داشته باشند»، وی گفت: «در سال ۶۱ ذهنیت ما این بود که باید خود را به عوامل بازدارنده مسلح کنیم.» و افزود: «درست است که ما اجازه رفتن به طرف سلاح هسته‌ای را نداریم، ولی اگر شرایطی پیش بیاید و ضرورتی پیدا کند یا دشمنی پیدا کنیم که بخواهد از این سلاح استفاده کند، قدرت ما محفوظ است.» معلوم نیست این اظهارات مخدوش و مغلوط با چه انگیزه‌ای عنوان شده است.

معابر نفوذ آمریکا به داخل نظام
«حسن رحیم‌پور ازغدی» سخنان پیش از خطبه‌های نماز جمعه این هفته تهران را در آستانه سالروز ۱۳ آبان، به ماجراي دخالت‌هاي آمريکا در ايران اختصاص داد و گفت: آمریکا پس از پيروزي انقلاب سراغ هر کسی که فکر می‌کرد از طریق او می‌تواند به انقلاب نفوذ کند، رفت و هدف آنها هم حذف امام خمینی(ره) و راه ایشان بود و راهبرد آنها هم بر سر کار آوردن افراد میانه‌رو و متمایل به غرب بود. وی افزود: آمریکا در میان مراجع قم، دانشگاهیان، تکنوکرات‌ها، اهالی رسانه‌، توده‌ای‌ها و کمونیست‌ها، چریک‌ها و جدایی‌طلبان نفوذ کرده بود. آنها از هیچ کسی صرف‌نظر نکردند و به سراغ آخوند، وزیر، وکیل و ضدآخوند و روشنفکر، لیبرال‌ها و دولتی‌ها رفتند. آنها حتی تا شورای انقلاب نفوذ کرده بودند و از محرمانه‌ترین اخبار آنها اطلاع داشتند. آنها در دولت و حوزه و مجلس آدم داشتند؛ فکر می‌کنید الان آدم ندارند؟ همین الان در همه نهادهای جمهوری اسلامی آدم دارند و از هر کسی به نحوی استفاده می‌کنند.

عدم استقبال از وام !
در حالی که دولت وام ۲۵ میلیونی را به بازار خودرو تزریق کرده است، فعالان بازار از عدم استقبال و تمایل مردم برای خرید خودرو سخن به میان می‌آورند. آنها چند دلیل برای این بی‌اعتنایی مردم دارند: ۱ـ نبود همخوانی میان کیفیت و قیمت تولیدات داخلی سبب شده که اعتماد مشتریان به بازار خودروهای تولید داخل کاهش یابد. ۲ـ اقساط و سود احتمالی پرداختی این وام انگیزه‌ای برای تحریک مردم ایجاد نمی‌کند.

ماتیک پس از تحریم!
شرکت فرانسوی «سفورا» تولیدکننده محصولات آرایشی، از برنامه خود برای ایجاد نمایندگی و فروشگاه‌های خرده‌فروشی در ایران طی سال آینده خبر داد. این شرکت یکی از اولین شرکت‌های تولیدکننده لوازم آرایش اروپایی خواهد بود که به‌طور مستقیم با لغو تحریم‌ها در کشور سرمایه‌گذاری خواهد کرد. این شرکت فرانسوی حدود دو هزار فروشگاه در سراسر جهان داشته و تمایل دارد تا جای پای خود را در بازار ایران با حجم تقاضای بالا محکم کند. یکی از افرادی که قصد دارد سال آینده ۱۴ نشست درباره ایران در پاریس برگزار کند، می‌گوید که بسیاری از مردم نمی‌دانند رابطه ایرانی‌ها با لوازم لوکس نزدیک به فرانسوی‌ها و ایتالیایی‌هاست.

همه جای هیئت مقدس است
احمد توکلی نوشت: خصلتی پسندیده در سبک هیئت‌داری برادران عراقی است که برای امثال من آموزنده است. هیئت از نهادهایی است که حرمتش هم به صاحب عزا و هم میهمانان و عزاداران است. نگه داشتن حرمت عزاداران و میهمانان هیئت یک اصل مورد توجه هیئت‌های عراقی است. برگزارکنندگان هیئت‌های مذهبی نباید میان عزاداران تفاوتی قائل باشند. همه در یک جایگاه هستند و نگه داشتن حرمت همه‌شان واجب است.
نماینده مردم تهران افزود: این روزها مشاهده می‌شود که برگزارکنندگان برخی هیئت‌های بزرگ برای مسئولان و شخصیت‌های سیاسی جای خاص در نظر می‌گیرند. هیئت نباید طبقاتی شود. همه در یک ردیف هستند. هر کس هیئت می‌آید عزادار سالار شهیدان است و فرقی بین شخصیت سیاسی و افراد عادی نیست. مناسب است که همه کنار هم باشند ، جایگاه ویژه برای مسئولان، آنها را از دیگر عزاداران امام حسین(ع) جدا نکند.
 


یادداشت
هادی محمدی

 ائتلاف روسی- ایرانی در سوریه و تغییر معادلات خاورمیانه‌ای

گاهی یک انتخاب راهبردی، در روابط بین‌الملل یا بین بازیگران منطقه‌ای و جهانی، موجب یک جهش در سطح کیفی تحولات شده یا نتایج آن را به بار می‌آورد و این انتخاب، نتیجه بلوغ و تکامل مجموعه‌ای از مؤلفه‌های دخیل است. روند افول قدرت و مؤلفه‌های قدرت آمریکا موجب شد تا آمریکا برخلاف هشت سال دولت بوش در یکجانبه‌گرایی و جنگ‌افروزی مستقیم، به دکترین جدید امنیتی و تکیه ‌بر جنگ‌های نیابتی روی آورده و در حلقه‌‌ای از شرکای خاورمیانه‌ای خود، با ابزار تروریسم تکفیری دو هدف کلان برای حفظ برتری خود در خاورمیانه را دنبال کند؛ حفظ امنیت شرکای منطقه‌ای که رژیم صهیونیستی در رأس آن است و فرسایش و براندازی کشورهای مستقل و مخالف استکبار جهانی. شمشیر دولبه تروریسم تکفیری و هزینه‌های گوناگون حمایت و پشتیبانی و هدایت این تروریسم وحشی، آمریکا، اروپا و دوستان آنها را هم نگران کرده است. منازعه و رقابت قدرت بین کشورهای بزرگ مانند آمریکا با روسیه و چین در حوزه‌های مختلف نیز بر انگیزه‌های واکنش‌ساز در مقابل آمریکا، افزوده و تمایل روسیه و چین برای کسب جایگاه واقعی در قبال آمریکا یا عرصه‌های جهانی، عامل جدیدی برای همگرایی‌های بیشتر در سازوکارهای بین‌المللی و منطقه‌ای شده است. سیاست‌های نقابدار آمریکا برای مهار روسیه و چین از طریق همکاری و تعامل رنگ ‌باخته است و روسیه اراده آمریکا برای محصور کردن آنها در درون مرزهای‌شان و حذف قابلیت‌های کارکردی در عرصه جهانی را به‌خوبی درک می‌کند و چینی‌ها، روند حضور مرموز آمریکا در حوزه‌های جنوب شرق آسیا را، تهدید روزافزون ارزیابی می‌کنند، تا جایی که حضور کشتی‌های آمریکایی در دریای چین جنوبی را عاملی برای جنگ تلقی می‌کنند. تحولات اوکراین و طیفی از واکنش‌های دو طرف روسیه و آمریکا، ناتو و شرکای اروپایی، به نقطه‌ای رسید که روسیه به لحظه یک انتخاب راهبردی در سوریه رسید. روس‌ها ادامه وضعیت جاری در سوریه را یک خسارت راهبردی برای بازگشت روسیه به جایگاه قدرتمند جهانی دانسته و با سرعت در یک ائتلاف فشرده با ایران، حضور قدرتمند در سوریه را برای معکوس کردن سریع معادله امنیتی در قبال تروریست‌ها و حامیان آن به اجرا گذاشتند. حاصل کارکردی یک‌ماهه این ائتلاف در سوریه با حملات هوایی و غافلگیرانه جنگ‌افزارهای روسی در کنار عملیات‌های زمینی پرقدرت از طرف شرکای سوریه، صحنه را به مسیر بدون بازگشت و جدیدی در خاورمیانه مبدل کرده است. سامانه‌های موشکی، رادار و جنگ‌افزارهای روسی، عملاً به فضایی تبدیل شده که روسیه اراده خود را به طرف آمریکایی، غربی و صهیونیستی تحمیل کرده و با آگاهی از اینکه آمریکا قادر به ورود به یک درگیری و جنگ جدی در منطقه نیست، گزینه‌های آمریکایی را کنترل می‌کند. آمریکا یا باید ناظر نابودی ابزارهای تروریستی در سوریه و منطقه باشد و واقعیت ژئوپلیتیک ناشی از ائتلاف روسی ـ ایرانی را بپذیرد، یا به گزینه‌های کم‌اثر تن بدهد. با اینکه امیدواری چندانی به کسب نتیجه هم ندارند، اما سکوت و سکون در مقابل راهبرد روسی ـ ایرانی را نیز جایز نمی‌دانند. ائتلاف روس ـ ایران نیازمند یک زمان منطقی و قابل پیش‌بینی برای به‌ ثمر نشاندن عملیات‌های خود در سوریه هستند تا به نقطه بازگشت‌ناپذیر در نبرد با تروریست‌ها برسند و ائتلاف حامیان تروریسم نیز با عبور از مسئله ضرورت مبارزه با تروریسم، قصد دارد تا پیش از نابودی ابزارهای تروریستی در سوریه، در نشست‌های سیاسی وین به حداقل‌های سیاسی و کلیدی دست ‌یابند. مشکل حامیان تروریسم این است که کارت و اهرم فشار جدی در اختیار ندارند و شاید یکی از دلایل جدی دعوت سریع از ایران برای مشارکت در نشست وین ۲ نیز همین باشد که با پذیرش و اعتراف به نقش منطقه‌ای ایران، شرط و شروط پیشین خود را برداشته و هرگونه راه‌حل سیاسی در سوریه را بدون ایران غیرممکن می‌دانند. نابودی ۳۰ درصدی نیرو و تجهیزات تروریست‌ها و از دست دادن مساحت‌های مهمی در یک‌ماه گذشته در استان‌های اشغال شده و غیرممکن بودن جبران و جایگزینی آن از سوی حامیان تروریسم و شتاب گرفتن و شدت‌یافتن حملات هوایی و زمینی علیه تروریست‌ها، منحنی نابودی آنها را با شتاب بیشتری به نقطه پایان نزدیک کرده است. از نگاه آمریکا، شکست و باخت تروریست‌ها در سوریه، صرفاً به همین جغرافیا و معادلات آن محدود نمی‌شود، بلکه سراسر خاورمیانه را متأثر خواهد کرد و به همین دلیل، پس از هفت دهه سلطه بر خاورمیانه از سوی غربی‌ها، برای اولین‌بار از زبان جان ‌کری شنیده می‌شود که خاورمیانه برای آمریکا، از نفت، مهم‌تر است! یعنی اگر آمریکا، خاورمیانه را از دست بدهد، دیگر نفتی هم برای آنها باقی نمی‌ماند. این یک نشانه راهبردی از تحولاتی است که از سوریه و راهبردهای جدید ائتلاف روس ـ ایران ناشی می‌شود و آمریکا را ناچار می‌کند تا برای کاستن از خسارت بیشتر، مسیر جدیدی برای نقاط بحرانی در خاورمیانه، دنبال کند. این مسیر جدید، هم در سوریه و هم در یمن مطرح هستند تا از خسارت تحمل‌ناپذیر و شکست در آن جلوگیری کنند. از این ‌رو از نگاه آمریکا، حال که سطح تنش با روسیه به فضای جنگ سرد و حتی برخورد محدود نزدیک می‌شود، باید شانس خود را با ایران و پس از توافق هسته‌ای (برجام) به آزمون بگذارند و حفظ تماس و گفت‌وگو با ایران در بحران‌های منطقه‌ای را بر دیدگاه‌های پیشین خود در حذف ایران، ترجیح دهند. دوستان منطقه‌ای و اروپایی آمریکا هم وضع بهتری ندارند. حزب حاکم بر ترکیه در بهترین شرایط باید به یک حکومت ائتلافی تن بدهد و عربستان در یک برآورد خوشبینانه تا پنج سال آینده با صندوق خالی دلارهای خود روبه‌روست و باتلاق یمن و دیگر هزینه‌های جاری در بحران سوریه، عراق و شمال آفریقا، کمر بودجه سال آن را خم کرده است. قطر و اردن در بهترین شرایط فقط می‌توانند برخی از چاله‌های مالی و جاسوسی آمریکا را پر کنند و قابلیت مهم دیگری ندارند و مصر با وجود نیاز به کمک‌های مالی امرای عرب خلیج‌فارس، رویکرد همسویی با آنها در سوریه و عراق ندارد و با مشکلات داخلی فراوانی دست‌به گریبان است. اروپایی‌ها در واکنش به سونامی آوارگان سوری، در معرض فروپاشی اتحادیه اروپایی قرار گرفته‌اند و دلیل آن، این است که اتحادیه اروپا به حاکمیت‌های ملی اعضا، بی‌اعتنایی کرده و دیکتاتوری می‌کند. شکل‌گیری ائتلاف روسی ـ ایرانی در سوریه که در حال گسترش به عراق و لبنان هم است، یک انتخاب راهبردی است که شناسنامه و هویت خاورمیانه را از برتری و سلطه مطلق آمریکایی خارج می‌کند و این مهم‌ترین نگرانی کیسینجر در آخرین مقاله‌اش در وال‌استریت ژورنال است، در حالی که نشست‌های ژنو ۱ و ۲ بیش از یک‌سال فاصله زمانی داشت، وین ۱ و ۲ کمتر از یک‌ هفته فاصله زمانی ندارد و وین ۳ هم با دو هفته فاصله زمانی، برنامه‌ریزی شده است و مذاکرات دولت سوریه با مخالفان هم در هفته آینده خواهد بود. دلیل این است که آنها به‌خوبی از اهمیت زمان در تحولات سوریه آگاه هستند و چون نمی‌توانند به حذف بشار اسد از قدرت امیدی داشته باشند، بر روی آتش‌بس فوری در سوریه متمرکز شده‌اند، تا کارت تروریستی خود را قربانی نکنند. آتش‌بس در سوریه به معنای این است که زمان برای تجهیز تروریست‌ها و بازسازی خسارت‌های آنها، فراهم نشود. نکته مهم این است که حامیان تروریسم با تناقض هم روبه‌رو هستند و نمی‌توانند خود را نماینده تروریست‌ها (القاعده در اسامی گوناگون) معرفی کنند، یا تضمین بدهند که آنها به آتش‌بس پایبند باشند. به‌ هر حال، برای آنها این اصل اهمیت حیاتی دارد که عملیات‌های هوایی روسیه و زمینی از سوی شرکای ارتش سوریه، هر چه زودتر متوقف شوند. این پاشنه آشیل باید حفظ شده و جنگ علیه تروریسم باید ادامه یابد و کسانی حق مذاکره با دولت بشار اسد را دارند که هم به پروسه سیاسی اعتقاد داشته باشند و هم با تروریسم تکفیری و تابلوهای گوناگون القاعده بجنگند. بدون توقف حمایت از تروریست‌ها و مشارکت در مبارزه با تروریسم، هیچ پروسه سیاسی در سوریه نیز شکل نخواهد گرفت. این به معنای مرگ اهرم‌های مداخله‌گری و سیاست‌های دوگانه آمریکا برای باقی‌ماندن در شرایط برتری منطقه‌ای است و آمریکایی‌ها برای جلوگیری از پدیده حذف منطقه‌ای، ممکن است برخی اهرم‌ها و دوستان خود را قربانی کنند و این مسئله‌ای است که ائتلاف روسی ـ ایرانی باید به آن توجه داشته و دستاوردهای راهبردی را به امتیازات تاکتیکی نفروشد.


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

 بررسی نقش حزب‌الله لبنان در جبهه مقاومت
ناکامی غرب در کمرنگ‌سازی افتخار جهان اسلام
قاسم غفوری
 

غرب آسيا به‌منزله اصلي‌ترين کانون تحولات جهاني دوراني بس حساس را سپري مي‌کند که به گفته ناظران و تحليلگران بزرگ جهان، روند اين تحولات مي‌تواند بر آينده صحنه جهاني و حتي نحوه تقسيم قدرت در نظام بين‌الملل تأثيرگذار باشد. در اين ميان مسئله سوريه که نزديک به پنج سال است که درگير جنگ با تروريسم و حاميان آنان است به رکن اصلي تحولات منطقه و جهان مبدل شده است، هر چند که در عالم واقع مسئله فلسطين و مبارزه امت اسلامي با رژيم صهيونيستي بايد کانون اصلي جهت‌گيري‌ها در پردازش و اولويت‌بخش به مسائل منطقه باشد.
پيوستن روسيه به جبهه مقاومت به‌منزله مبارزان واقعي با تروريسم ابعاد جديدي به تحولات سوريه داده است به ويژه اينکه کشورهاي غربي به جاي اینکه به جمع مبارزان با تروريسم بپیوندند درصدد هستند تا سوريه را به ميدانی براي انتقام‌گيري از روسيه و جبهه مقاومت مبدل سازند. جالب توجه آنکه کشورهاي غربي براي اهميت‌زدايي از نقش مقاومت و روسيه در مبارزه با تروريسم برآنند تا اين مبارزه را به تقابل ميان آنان و آمريکا نسبت دهند. يکي از نکاتي که در رفتارهاي کشورهاي غربي مشاهده مي‌شود طراحي و تلاش آنان براي برجسته‌سازي تشکيل ائتلاف چهارجانبه با محوريت ايران، روسيه، سوريه و عراق است که اين فضاسازي رسانه‌اي غرب در حالي صورت مي‌گيرد که يک اصل مهم در سخنان آنان مشاهده مي‌شود و تقلاي غرب براي کم‌رنگ‌سازي و حتي حذف نام حزب‌‌الله لبنان در مبارزه با تروريسم و برقراري امنيت در منطقه است.
طراحي غرب چنان است که با برجسته‌سازي واژه ائتلاف چهارجانبه جايگاه حزب‌الله و مقاومت لبنان را به حاشيه مي‌راند و به‌گمان خود به دنبال عدم توجه جهاني به نقش حزب‌الله است. حال اين سؤال پيش مي‌آيد که چرا غرب اين سياست را اجرا مي‌سازد و در وراي آن چه اهدافي را پيگيري مي‌کند؟
براي پاسخ به اين پرسش برشمردن عملکردها و اقدامات حزب‌الله امري قابل توجه است. حزب‌الله در سال 1980 و در شرايطي که لبنان درگير جنگ داخلي و تجاوزات مکرر رژيم صهيونيستي بود، با الهام‌گيري از انقلاب اسلامي ملت ايران شکل گرفت. حزب‌‌الله با بهره‌گيري از اصل مقاومت اسلامي توانست ضمن کمک به برقراري ثبات در داخل لبنان هيمنه شکست‌ناپذيري رژيم صهيونيستي را درهم شکند که آزادي جنوب لبنان در سال 2000، سپس تکميل اين پيروزي با شکست صهيونيست‌ها در جنگ 33 روزه سال 2006 از ابعاد آن است. تن دادن رژيم صهيونيستي به تبادل اسرا با حزب‌الله در سال‌های 2004 و 2008 که صدها اسير فلسطيني، لبناني و عربي را از بند صهيونيست‌ها رها ساخت بايد به اين عرصه افزود.
درباره ديدگاه‌هاي حزب‌الله چند اصل کليدي مشاهده مي‌شود. نخست نگاه حزب‌الله به صحنه داخلي لبنان در قالب کمک به ارتش در تأمين امنيت کشور و نيز نقش‌آفريني فعال در ايجاد ثبات سياسي در لبنان است.
ايفاي نقش در خدمت‌رساني به مردم و بازسازي مناطق جنگ‌زده و به ويژه مقابله با توطئه‌هاي خارجي در قبال وحدت و يکپارچگي لبنان بخش‌هاي کوچکي از کارکردهاي حزب‌الله براي تحقق اهداف و خواسته‌هاي ملت لبنان است. جهانيان اذعان دارند که بدون در نظر گرفتن جايگاه و ديدگاه حزب‌‌الله هيچ ساختار سياسي و امنيتي در لبنان قابل تصور نیست؛ امري که برگرفته از جايگاه مردمي حزب‌الله و تلاش‌هاي گسترده آن براي رسيدن لبنان به امنيت و آرامش است. چنانکه نه تنها شيعيان، بلکه گروه‌هايي از اهل سنت؛ دروزي‌ها، ماروني‌ها و ساير اقوام لبناني در کنار حزب‌الله مقاومت لبنان را تشکيل مي‌دهند.
مقاومت که از سال 2000 تاکنون در وحدت لبنان و نيز مقابله با اشغالگري رژيم صهيونيستي دستاوردهاي بسياري داشته است در حوزه منطقه‌اي نيز حزب‌‌الله نگاه ويژه‌اي به مسئله فلسطين به‌عنوان مسئله‌ اول جهان اسلام دارد. به اذعان مقامات نظامي و سياسي صهيونيست‌ها، قدرت حزب‌ا‌لله تمام معادلات صهيونيست‌ها در منطقه و از جمله در قبال فلسطين را بر هم زده است.
يکي از کارکردهاي حزب‌ا‌لله براي فلسطين، تقويت مقاومت فلسطين از جمله در غزه است که نتيجه آن را در پيروزي مقاومت غزه در جنگ‌هاي 22 روزه، 8 روزه و 51 روزه مي‌توان مشاهده کرد. جهانيان اذعان دارند که در کنار حمايت‌هاي گسترده ساير ارکان مقاومت، دستاوردهاي حزب‌الله لبنان مؤلفه‌اي مهم در تقويت روحيه فلسطيني‌ها بوده است؛ چرا که حزب‌‌الله تنها رکن مقاومت منطقه بوده که مستقيم با رژيم صهيونيستي درگير بوده و به پيروزي دست يافته است.
نگاه جهان اسلامي حزب‌الله از ديگر مشخصه‌هاي آن است. برای نمونه هنگام دو مرحله تبادل‌ اسرا ميان حزب‌الله و رژيم صهيونيستي در سال‌هاي 2004 و 2008 حزب‌الله صرفاً معطوف به اسراي مقاومت لبنان نبوده، بلکه اسراي فلسطين و دیگر کشورهاي اسلامي را نيز در نظر داشته و براي آزادي آنان تلاش کرده است.
نکته ديگر در رفتار جهان اسلامي حزب‌‌الله، ورود آن به عرصه مبارزه با تروريسم در سوريه است. حزب‌‌الله لبنان در چارچوب خنثي‌سازي توطئه‌هاي آمريکا و متحدان منطقه‌اي آن عليه جهان اسلام ورود به عرصه مبارزه با تکفيري‌ها در سوريه را وظيفه خود دانسته و در اين راه شهداي بسياري داده است. سيدحسن نصرالله دبيركل حزب‌الله بارها اعلام كرده است اگر لازم باشد خود لباس رزم مي‌پوشد و براي مبارزه با تكفيري‌ها و حاميان‌شان به سوريه خواهد رفت.
ريشه‌هاي تحولات سوريه و منطقه نشان مي‌دهد که اگر مجاهدت‌هاي حزب‌‌الله نبود، به‌طور حتم دستاوردهاي گسترده مقاومت در مبارزه با تروريسم و حاميان‌شان رقم نمي‌خورد. نکته بسيار مهم آن است که کشورهاي غربي همواره حزب‌الله را گروه تروريستي معرفي کرده و با تشكيل شاخه‌هاي تروريستي در لبنان و ايجاد بحران‌ سياسي در اين کشور براي مشغول‌سازي حزب‌‌الله در حاشيه، به دنبال به زانو در آوردن آن بود‌ه‌اند كه البته نتيجه نداده و حزب‌‌الله بر رسالت خود براي حمايت از جهان اسلام در مبارزه با رژيم صهيونيستي و تروریست‌های تکفيري همت گمارده است. آنچه غرب به شدت از آن هراس دارد، آن است که برجسته‌ شدن نام حزب‌الله در جمع مبارزان با تروريسم واهي بودن ادعاهاي ضد حزب‌‌الله را براي جهانيان آشکارتر کند، از این رو با واژه ائتلاف چهارجانبه به دنبال پنهان‌سازي نقش حزب‌‌الله است. اذعان به نقش حزب‌الله در امنيت منطقه به منزله شكست ديگر ادعاهاي آمريكا درباره محورهاي شرارت است. تأكيد جهانيان بر نقش ايران و سوريه در امنيت منطقه شكستي سخت براي آمريكا بوده و افزوده شدن مسئله حزب‌الله به اين جرگه ميزان اين شكست را به شدت افزايش خواهد داد، از این رو غرب با حاشيه‌سازي و اهميت‌زدايي از نقش حزب‌الله در مبارزه با تروريسم به دنبال پنهان‌سازي اين شكست است.


 چشم آمريكا به مخالفان آرژانتين
رضا اشرفی

 هفته گذشته انتخابات رياست‌جمهوري در آرژانتين برگزار شد. در حالي كه بسياري انتظار داشتند، نتیجه انتخابات در دور اول مشخص شود و آرژانتين رئيس سال‌هاي آينده خود را بشناسد، اين انتخابات حساس و با رقابت تنگاتنگ به دور دوم كشيده شد. در دور اول دو رقيب از دو جايگاه متفاوت با اختصاص دادن آرای حاميان خود و در فاصله‌اي بسيار كم به دور دوم راه يافتند.
در اين انتخابات «مائوریسیو ماکری»، نامزد مخالف محافظه‌کار و راست‌گراي آرژانتین موفق شد، 7/35 درصد آرا را به خود اختصاص دهد و «دانیل سیولی» نامزد چپ‌گرايي كه از حمايت «کریستینا فرناندز» رئیس‌‌جمهور فعلي برخوردار است، 2/35 درصد آرا را از آن خود كرد. آمارها نشان مي‌دهد، جايگاه هر كدام به چه ميزان است. با وجود اين، نمي‌توان به راحتي از پيروز انتخابات در 22 نوامبر (اول آذر) نام برد كه دور دوم انتخابات برگزار مي‌شود. به هر حال، مؤلفه‌هاي فراواني در دور دوم دخالت خواهد داشت كه مي‌تواند سبب چرخش‌هاي خاص شود.
اما درباره اين آرا چند موضوع وجود دارد كه نمي‌توان به‌راحتي آنها را ناديده گرفت. ابتدا حمايت دولت چپ‌گراي كنوني آرژانتين از دانیل سیولی است. کریستینا الیزابت فرناندز د کريشنر كه عموماً با نام همسرش «کریستینا کریشنر» شناخته می‌شود،‌ اولين زن آرژانتيني است كه با انتخابات، كرسي رياست‌جمهوري را در اين كشور به دست گرفت. اين زن چپ‌گرا و مخالف سياست‌هاي نفوذمحور آمريكا، اگر چه پيش از رسيدن به مقام رياست‌جمهوري دو دوره نمایندگی مجلس از ایالت سانتاکروز و دو دوره عضویت در مجلس سنا را تجربه كرده بود، رياست جمهوري را وامدار انديشه چپ‌گرايانه همسرش است تا پرچم سياست‌هاي ضدامريكايي طي اين مدت پايين گذاشته نشود.
حال پرسش اين است كه چرا مردم آرژانتين در انتخابات كنوني رياست جمهوري به‌گونه‌اي عمل كرده‌اند كه يك نامزد راست‌گرا و نزديك به سياست‌هاي واشنگتن به همراه دانیل سیولی به دور دوم راه پيدا كند؟ آيا مردم آرژانتين از چپ‌گرايي خسته شده‌اند و به دنبال تغييرات هستند؟ در اين‌باره دست‌كم دو پاسخ وجود دارد؛ ابتدا اينكه آرژانتيني‌ها طي سال‌هاي گذشته همواره با انديشه چپ‌گرايانه، سياست را دنبال و در همان فضا زندگي كرده‌اند و اين مسئله طبيعي است كه همانند بسياري از كشورهاي جهان، مقامات آرژانتين با مشكلات و دشواري‌هاي مواجه شوند كه در برخي مواقع مردم نيز از آن بي‌نصيب نمانده‌اند. بنابراين، همچون همه كشورهاي دموكراتيك جهان، تغييرات دولتمردان مسئله‌اي طبيعي است و در برهه‌اي مردم به سمت مخالف گرايش پيدا مي‌كنند. ابتدا به اين دليل كه سياستمداران طرف مقابل نيز حاميان خاص خود و پايگاه حداقلي را براي پيروزي دارند و دوم اينكه بدنه خاكستري و غيرسياسي هر كشوري به دنبال راه‌حل‌هاي متفاوتي از گذشته مي‌گردد كه تا به حال آن را نديده است. از اين دو منظر مي‌توان انتظار داشت كه آرژانتين نيز با چنين تحولاتي مواجه شود.
اما مسئله دوم درباره اين چرخش نسبي به بازي‌هاي سياسي مخالف‌ساز آمريكا و رژيم صهيونيستي در آرژانتين بازمي‌گردد. جايي كه هر دو علاقه‌مند هستند تا قدرت از دست چپ‌گرايان خارج شده و در دست حاميان خود قرار بگيرد. در اين ميان، قول‌هاي آينده‌محور و بازي‌هاي رسانه‌اي مداوم، كم‌تأثير نبوده‌اند. با وجود اين، واشنگتن و تل‌آويو هنوز نتوانسته‌اند به علقه‌هاي از پيش تعيين شده خود برسند. اگر چه براي رسيدن به هدف، كمتر از يك ماه ديگر وقت دارند.
مسئله بنيادي اين است كه كشيده شدن انتخابات به دور دوم، سؤال معناداري را در بين حاميان فرناندز ايجاد كرده است كه چرا چنين اتفاقي رخ داده است. آنها انتظار داشتند در دور اول پيروز انتخابات معرفي شوند. اين مسئله سبب مي‌شود كه در دور دوم منسجم‌تر عمل كرده تا بتوانند خواسته‌هاي عمومي آرژانتين و به طور كل آمريكاي جنوبي را برآورده كنند. نبايد فراموش كرد كه آمريكاي جنوبي به طور كل از انديشه‌هاي چپ‌گرايانه برخوردار بوده و حتي يكي از مهم‌ترين پايگاه‌هاي نظریه‌پردازي توسعه‌محور ضدامپرياليستي به نام اكلا بوده است كه همواره در مقابل سياست‌هاي آمريكا گام برداشته‌اند؛ انديشه‌هايي كه در عمل انقلاب‌گرايانه بسياري از اين كشورها هويداست.
زمينه‌هاي چپ‌گرايانه آرژانتين و مردم حوزه آمريكاي جنوبي، به خيانت‌هاي واشنگتن طي دو قرن آموزه انزواي مونروئه آمريكا و همچنين تلاش براي تسخير و تسلط بر اين منطقه طي سال‌هاي نظام دوقطبي و پس از آن باز مي‌گردد. مردم اين حوزه بزرگ جغرافيايي از آمريكا تجربه‌هاي بسيار تلخي دارند كه هنوز پس از سال‌ها علاقه‌اي نشان نمي‌دهند تا به آن سمت گرايش پيدا ‌كنند. براي آنكه مشخص شود آرژانتين در اين برهه زماني هنوز بر انديشه تاريخي خود باقي مانده يا اينكه چند سالي تلاش دارد تا به سمت راست‌گرايي آمريكايي گرايش پيدا كند، بايد سه هفته ديگر منتظر ماند. مسئله مهم آن است كه آمريكا براي تغيير در اين كشور تحركات گسترده‌اي خواهد داشت؛ چنانكه در ونزوئلا پس از چاوز و در برزيل پس از داسيلوا با مخالف‌سازی و كشاندن مطالبات آنان به كف خيابان‌ها به دنبال تغيير رفتارهاي آنها در چارچوب منافع خود بوده است. طرحي كه آمریکا در آرژانتين نيز به دنبال‌ آن است و در صورت پیروزی توان به قدرت رساندن طرفداران خود را دارد و در صورت ناكامي، سياست مخالف‌سازی راهبرد احتمالي این کشور خواهد بود. آينده نشان مي‌دهد، آمريكا كدام رويكرد را در پيش خواهد گرفت.


مانور تبلیغاتی برای تخریب انتخاباتی
حسین عبداللهی‌فر
جریانی که حیات و ممات خود را در انتخابات آینده می‌بیند، زنده نگه‌داشتن این موضوع را به هر بهانه‌ای دنبال می‌کند. این بهانه حتی می‌تواند جمله‌ای از سخنرانی یک شخصیت سیاسی در یکی از شهرستان‌ها باشد که پس از مانور تبلیغاتی، دستمایه تخریب جریان رقیب نیز قرار گرفت. واکنش گسترده روزنامه‌های اصلاح‌طلب بر سر سخنان محمدرضا باهنر در هفته گذشته یکی از این نمونه‌هاست.
«شرق» در حالی تیتر یک روز اول هفته خود(۳/۸/) را به اظهارات احمد توکلی درباره نحوه شکل‌گیری مجلس هفتم اختصاص داد که در تیتر کوچکی از قول باهنر نوشت: «مجلس دهم حتی دست اصلاح‌طلبان معتدل هم نباید بیفتد.»
«آرمان» همین جمله باهنر را موضوع تیتر اول خود قرار داد و تحت عنوان «هراس اصولگرایان از اصلاح‌طلبان» نوشت: «محمدرضا باهنر هفته گذشته با اشاره به انتخابات اسفند ماه حضور اصلاح‌طلبان در آن را موجب جدی شدن رقابت‌ها دانست. با این حال گفت مجلس نباید در دست اصلاح‌طلبان بیفتد. این در حالی است که او می‌کوشد اصولگرایان را روزبه‌روز نزدیک‌تر کند. اما هنوز نتوانسته است.»
یک‌شنبه(۳/۸/) «ابتکار» در حالی موضوع ادامه رایزنی اصلاح‌طلبان با شورای نگهبان برای تأیید صلاحیت نامزدهای این جناح را تحت عنوان «مذاکره برای مشارکت حداکثری» در تیتر اول خود قرار داد که در سرمقاله‌ای با قلم مدیر مسئول در پاسخ به اینکه جناب باهنر با کدام موضع سخن می‌گویند؟ نوشت: «این موضع‌گیری اگر تحلیل باشد و از سر آرزوها، بر آن خرده نیست، ولی معلوم می‌شود که همچنان سناریوی دشمن‌سازی از اصلاح‌طلبان در دستور کار رقیب می‌باشد و آنان با هدف نادیده انگاشتن اختلافات درون‌گفتمانی خویش و پرهیز از تشتت و چنددستگی مجبور به کوبیدن بر طبل خطر اصلاح‌طلبان هستند، اما اگر «نباید» جناب باهنر از نوع دستور و خبر باشد آنگاه بسیار هشدارآمیز و نگران‌کننده است. نگرانی از این جهت که همچنان عده‌ای موفقیت اصلاح‌طلبان حتی معتدل را برنمی‌تابند و برای این عدم موفقیت خدایی ناکرده متوسل به ابزارهای غیرمشروع و غیرقانونی می‌شوند.»
این روزنامه سرمقاله یک روز بعد (۴/۸/) خود را نیز به همین موضوع اختصاص داد و زیر تیتر دیگری با عنوان «بی‌هنری باهنر»، نوشت: «رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری در بخش دیگری از سخنان خود ادامه داد؛ مجلس دهم اصولگرایی که باهنر و دوستانش در آن حضور نداشته باشند را ترجیح می‌دهیم به مجلس دهم اصلاح‌طلبی که ما در آن اقلیت باشیم.»
«مردم‌سالاری» هم تیتر یک این روز خود را به تحلیل سخنان باهنر اختصاص داد و با حروف درشتی نوشت: «انتخابات غیر رقابتی پیش‌شرط پیروزی اصولگرایان».
«اعتماد» نیز اهمیت این موضوع را به اندازه‌ای دانست که زیر تیتر بسیار درشت «برجام انتخابات» چنین نوشت: «اصولگرایان که در سه دوره قبلی در غیاب اصلاح‌طلبان رقابت با هم را حلال کرده بودند و تا دقیقه 90 انتخابات ریاست جمهوری هم پای این دوئل درون‌جناحی ایستادند، حالا با رؤیت اصلاحات دل‌شان شور می‌زند و نفس‌های‌شان برای ادامه حیات سیاسی به شماره افتاده است. همین حال و احوال برای آنان کافی بود تا آژیر خطر انهدام را به صدا درآورند و به صور ائتلاف و اتحاد بدمند. از دریچه نگاه السابقون این جناح، اصولگرایان باید خان سیاست باقی بمانند، هر چند می‌دانند طبقه اجتماعی‌شان خلوت‌تر از همیشه[است] و گفتمان سیاسی‌شان مهجورترین دقایق خود را می‌آزماید.»
«شرق» این موضوع را به سه‌شنبه (5/۸/) هم کشاند و در سرمقاله‌ای با عنوان «تاکتیک اصلاح‌طلب‌هراسی» نوشت: «طیف‌هایی از اصولگرایان رویه‌ای دارند که در انتخابات ادوار اخیر تکرار شده است. آنان نزدیک انتخابات، فتیله ضد اصلاح‌طلبی را بالا می‌کشند، چرا که تصور می‌کنند، تنها عامل وحدت‌بخش آنها ترساندن همفکران و هواداران‌شان از حضور اصلاح‌طلبان در نهادهای مختلف است.»
افزون بر این موضوع که فضای خوبی برای نفس کشیدن اصلاح‌طلبان ولو با تنفس مصنوعی ایجاد کرد، موضوع تکراری این جناح در بحث انتخابات خبرگان نیز از نظر دور نماند و باز هم بحث آمدن «سیدحسن خمینی به انتخابات خبرگان» داغ شد.
«آرمان» (۴/۸/) در حالی روی تصویری از سیدحسن خمینی؛ «آمدن سیدحسن قطعی است» را همراه با یک علامت سؤال درج کرد که «شرق» ذوق‌زدگی خود را در تیتر اول همین روزش نشان داد و زیر تیتر «سیدحسن خمینی برای خبرگان می‌آید»، نوشت: «البته سایت جماران در پی انتشار سخنان غرویان از دیدارش با سیدحسن خمینی عصر دیروز توضیحاتی بر خروجی خود قرار داد که در آن تأکید دارد آنچه نقل شده، برداشت غرویان بوده، نه تصمیم سیدحسن خمینی.»
«جوان» یک روز بعد(۵/۸/) در سرمقاله‌ای با عنوان «از خمینی جوان می‌خواهند؟» به تحلیل اصرار اصلاح‌طلبان برای به صحنه کشاندن سیدحسن پرداخت و با اشاره به فضاسازی چند روز اخیر برخی از روزنامه‌ها روی آمدن و نیامدن وی نوشت: «این رسانه‌ها دو دسته‌اند؛ دسته‌ای که اقلیت هستند صرفاً از منظر مجیزگویی قابل درک هستند و به دنبال پیشکش خوشایند» هستند، اندیشه‌ای بر آنان حاکم نیست، عرض ارادتی می‌کنند و بعضاً ابایی ندارند که 70 درصد عکس یک خود را در سال به یک شخص اختصاص دهند تا به اسم خدمت خرابش کنند، اما دسته دیگری که در این نوشتار مدنظرند، آنانی هستند که مبتنی بر اندیشه‌ای راهبردی و با اهداف مشخص و اتاق‌های فکر، خمینی جوان را به مثابه طعمه‌ای چرب دنبال می‌نمایند.»


 

صفحه 5
راه بی پبایان

 

 

مؤلفه‌های ستیز با استکبار جهانی
بررسی مقوله استکبار در کلام امام خمینی(ره)
مهدی سعیدی

حضرت امام(ره) در طول مبارزه و حتی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و شکل‌گیری نظام اسلامی که نظام استکبار جهانی به‌طور تمام‌قد در برابر نهضت اسلامی ملت ایران قرار گرفت ، آن را بزرگ‌ترین تهدید قلمداد کرده و ابعاد و شاخصه‌های دکترین استکبارستیزی را تبیین کردند که مهم‌ترین آنها را می‌توان چنین مورد مطالعه قرار داد:

۱ـ الهی بودن
یکی از مؤلفه‌های مهم مبانی اندیشه‌ای حضرت امام(ره) در مسئله مبارزه با استکبار، مسئله ماهیت الهی مبارزه و قیام برای خداست. تاریخی‌ترین سند مبارزاتی حضرت امام(ره) با آیه شریفه «قُلْ انَّما اعِظُكُم بِواحِدَةٍ أنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثنی‏ وَ فُرادی‏» آغاز می‌شود. ایشان در ابتدای این پیام که خطاب به همه مسلمانان و علما و روحانیون نوشته‌اند، آورده‌اند: «خدای تعالی در این كلام شریف، از سرمنزل تاریك طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان كرده و بهترین موعظه‌هایی است كه خدای عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یك كلمه را پیشنهاد بشر فرموده. این كلمه تنها راه اصلاح دو جهان است... خودخواهی و ترك قیام برای خدا ما را به این روزگار سیاه رسانده و همه جهانیان را بر ما چیره كرده و كشورهای اسلامی را زیر نفوذ دیگران درآورده.» (15/2/1323)
این عبارات اولین گام‌های حضرت امام(ره) در آغاز حرکت بزرگ استکبارستیزی ایشان است که مبتنی بر آموزه‌ای قرآنی و دکترین «قیام‌لله» شکل گرفته است. تورق در صحیفه حضرت امام(ره) نمونه‌های فراوان دیگری از تأکید و توجه حضرت امام(ره) به مفهوم قیام‌لله را آشکار می‌سازد و نشان می‌دهد که قیام و مبارزه برای خدا جزء کلیدواژه‌های اصلی گفتمان ایشان و روح و جوهره دكترین استكبارستیزی است.

۲ـ سازش‌ناپذیر بودن
ایشان امكان هرگونه تلاش برای نزدیكی، سازش و مصالحه با استكبار را نفی می‌كند و آن را نافی عزت مسلمین می‌داند. ضمن آنكه این حركت را ثمربخش ندانسته و معتقد است استكبار از موضع خود كوتاه نخواهد آمد. این نگاه برآمده از آموزه‌های قرآنی است كه خداوند در شرح وضعیت جبهه حق و دشمنان آن به آن اشاره كرده است.
حضرت امام(ره) مبتنی بر این آیات و روایات متعددی كه در نفی پذیرش ولایت كفار و مستكبر آمده، آنهایی را كه به دنبال مذاكره و كنار آمدن با دشمنان خدا هستند را خائن معرفی می‌كند. ایشان با صراحت در نفی هرگونه سازش با استكبار جهانی فریاد برمی‌آورد: «كسی تصور نكند كه ما راه سازش با جهانخواران را نمی‏دانیم، ولی هیهات كه خادمان اسلام به ملت خود خیانت كنند!... اگر بندبند استخوان‌های‌مان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده‌زنده در شعله‏های آتش‌مان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی‏مان را در جلوی دیدگان‌مان به اسارت و غارت برند، هرگز امان‌نامه كفر و شرك را امضا نمی‏كنیم.» (13/4/1367)

۳ـ دائمی بودن
اصل اساسی دیگر برای مبارزه با استكبار جهانی در نگاه ژرف و دقیق حضرت امام خمینی «تداوم و همیشگی بودن» مبارزه است. این پیشوای بزرگ الهی مبارزه با كفر، شرك و نفاق را كه جبهه متحد نظام استكباری دنیا را به وجود می‌آورند، فصلی و مقطعی و محدود و محصور به عصر و زمان خاصی نمی‌دانست كه در این صورت هیچ تضمین و پشتوانه‌ای برای تأمین صلح جهانی وجود نخواهد داشت و جهان هر لحظه آبستن حوادثی خواهد بود كه از سوی سران نظام‌های سیاسی و حكومتی استكبار و مطابق با خواست و اراده و صلاحدید و مطامع و منافع ضدانسانی آنها به وقوع خواهد پیوست.
مبتنی بر باور امام، جنگ ما با استکبار جهانی «جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی‏شناسد.»(29/4/1367)، «جنگ حق و باطلی [است] که تمام‌شدنی نیست» و «این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد.» (3/12/1367) حضرت امام در تعیین این خط‌مشی اساسی و زیربنایی با قاطعیت، صراحت و صلابت با نفی نگاه‌های انحرافی اعلام می‌کند: «ملی‌گراها تصور نمودند ما هدف‌مان پیاده كردن اهداف بین‌الملل اسلامی در جهان فقر و گرسنگی است. ما می‏گوییم تا شرك و كفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملكت با كسی دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الاّ الله» را بر قلل رفیع كرامت و بزرگواری به اهتزاز درآوریم.»(29/4/1367)

۴ـ تهاجمی بودن
یکی دیگر از شاخصه‌های قابل توجه در گفتمان استکبارستیزی، تهاجمی بودن آن است. به آن معنا که برای مقابله با استکبار جهانی باید طرح‌ریزی کرد و همه راه‌ها و ایده‌ها را مورد بررسی قرار دارد. شیوه مبارزه انفعالی و آرایش دفاعی در برابر استکبار نه‌تنها مناسب نیست، بلکه اندیشه‌ای که نابودی استکبار را در سر می‌پروراند، حتماً نیازمند اتخاذ راهبردی تهاجمی است. با همین نگاه حضرت امام(ره) از شکل‌گیری هسته مقاومت در جهان چنین سخن می‌گوید: «بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید هسته‏های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.»(2/9/1367)
ایشان در جایی دیگر از راه‌اندازی «بسیج بزرگ سربازان اسلام» چنین می‌فرماید: «امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدی است و مسلمانان در یك تشكیلات بزرگ اسلامی رونق و زرق‌وبرق كاخ‌های سفید و سرخ را از بین خواهند برد. امروز خمینی آغوش و سینه خویش را برای تیرهای بلا و حوادث سخت و برابر همه توپ‌ها و موشك‌های دشمنان باز كرده است و همچون همه عاشقان شهادت، برای درك شهادت روزشماری می‏كند. جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی‏شناسد و ما باید در جنگ اعتقادی‏مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم.»( 29/4/1367)

۵ـ تکلیف‌گرایانه بودن
شاخصه دیگر در دکترین استکبارستیزی حضرت امام، امید به پیروزی همیشگی جبهه حق و شکست‌ناپذیری در میدان مبارزه با استکبار است. مبتنی بر باور امام؛ «ما مکلف به انجام وظیفه‌ایم و نتیجه، فرع آن است.» (3/12/1367)؛ لذا با صلابت و مبتنی بر نگاه تکلیف‌گرایی اعلام می‌دارد: «تكلیف ما این است كه در مقابل ظلم‌ها بایستیم، تكلیف ما این است كه با ظلم‌ها مبارزه كنیم، معارضه كنیم، اگر توانستیم آنها را به عقب برانیم كه بهتر و اگر نتوانستیم به تكلیف خودمان عمل كردیم. این‌طور نیست كه ما خوف این را داشته باشیم كه شكست بخوریم. اولاً كه شكست نمی‏خوریم؛ خدا با ماست و ثانیاً بر فرض اینكه شكست صوری بخوریم شكست معنوی نمی‏خوریم و پیروزی معنوی با اسلام است، با مسلمین است، با ماست‏.»(28/2/1359)

۶ـ توده‌محور و مستضعف‌محور بودن
در نگاه حضرت امام(ره) بخش عمده اردوگاه جبهه مبارزه با استکبار جهانی را توده‌های محروم و مستضعف که از رفاه و آزادی برخوردار نبوده‌اند، تشکیل خواهند داد؛ چرا که رفاه‌طلبی و مبارزه در این نگاه قابل جمع نبوده و مرفهان بی‌درد در اردوگاه جبهه حق جایی ندارند. حضرت امام(ره) این حقیقت را چنین شرح می‌دهند: «ملت عزیز ما كه مبارزان حقیقی و راستین ارزش‌های اسلامی هستند، به خوبی دریافته‏اند كه مبارزه با رفاه‌طلبی سازگار نیست و آنها كه تصور می‏كنند مبارزه در راه استقلال و آزادی مستضعفان و محرومان جهان با سرمایه‌داری و رفاه‌طلبی منافات ندارد با الفبای مبارزه بیگانه‏اند و آنهایی هم كه تصور می‏كنند سرمایه‌داران و مرفهان بی‏درد با نصیحت، پند و اندرز متنبه می‏شوند و به مبارزان راه آزادی پیوسته یا به آنان كمك می‏كنند آب در هاون می‏كوبند. بحث مبارزه و رفاه و سرمایه، بحث قیام و راحت‌طلبی، بحث دنیاخواهی و آخرت‌جویی دو مقوله‏ای است كه هرگز با هم جمع نمی‏شوند و تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محرومیت و استضعاف را چشیده باشند. فقرا و متدینان بی‏بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعی انقلاب‌ها هستند.»(28/2/1359)
حضرت امام(ره) که پس از نصرت الهی به نصرت مؤمنان و مستضعفان امیدوار است، خطاب به سردمداران استکبار جهانی فریاد برمی‌آورد: «قدرت‌ها، ابرقدرت‌ها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خمینی یكه و تنها هم بماند به راه خود كه راه مبارزه با كفر، ظلم، شرك و بت‌پرستی است، ادامه می‏دهد و به یاری خدا در كنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه‏های مغضوب دیكتاتورها، خواب راحت‏ را از دیدگان جهانخواران و سرسپردگانی كه به ستم و ظلم خویشتن اصرار می‏نمایند، سلب خواهد كرد.» (6/5/1366)

۷ـ مبارزه با تمام قوا
حضرت امام خمینی به منظور تعیین یكی از اصول و خط‌مشی‌های اساسی برای مبارزه با استكبار جهانی اعلام می‌کند: «ما اگر قدرت داشته باشیم تمام مستكبرین را از بین خواهیم برد.»(17/1/1358)
این اصل برای مبارزه با قدرت‌های استكباری جهان از اصول و مبانی قرآنی و تعالیم مربوط به تقابل با جبهه كفر، شرك و نفاق در هر عصر و زمان سرچشمه می‌گیرد؛ چنانكه خداوند متعال در قرآن كریم جبهه توحید را مخاطب قرار می‌دهد و این‌گونه به خیزش و جهاد قهرآمیز با مستكبران زمین فرامی‌خواند: «و اعدوا لهم مااستطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدوالله و عدوكم»؛ هر چه در توان دارید بسیج كنید، تا با این [تداركات‏]، دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانید. (انفال/60)
در این نگاه دیگر قدرت داشتن و تلاش برای كسب قدرت نه‌تنها مفهومی مذموم نیست، بلكه حركتی متعالی است كه باید به مثابه یك امر واجب به آن توجه شود و از این منظر است كه تلاش برای تشكیل حكومت الهی، وظیفه همه انبیا و اولیای الهی شمرده می‌شود.
حضرت امام(ره) به مسلمانان یادآوری می‌کنند: «مسلمانان باید بدانند تا زمانی كه تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود، همیشه منافع بیگانگان بر منافع آنان مقدم می‏شود و هر روز شیطان بزرگ یا شوروی به بهانه حفظ منافع خود حادثه‏ای را به وجود می‏آورند. راستی اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدی با جهانخواران حل نكنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود؟ هم‌اكنون اگر آمریكا یك كشور اسلامی را به بهانه حفظ منافع خویش با خاك یكسان كند، چه كسی جلوی او را خواهد گرفت؟ پس راهی جز مبارزه نمانده است و باید چنگ و دندان ابرقدرت‌ها و خصوصاً آمریكا را شكست.»(29/4/1367)

۸ـ مبارزه تا نابودی کامل
حضرت امام در تعیین راهبرد و خط‌مشی مبارزه با استكبار، اولین اصلی كه مورد توجه قرار می‌دهند این است كه تا قدرت‌های سیطره‌جو و مستكبر جهان به اضمحلال و انقراض درنیایند محال است كه صلح و آرامش و سلامت و سعادت در كره ارض حاكم شود و محرومان و به بند كشیده‌شدگان به حقوق الهی خود نائل آیند و به وراثت زمین برسند. ایشان در بیاناتی اشاره دارند: «سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستكبرین است و تا این سلطه‌طلبان بی‌فرهنگ در زمین هستند مستضعفین به ارث خود كه خدای تعالی به آنها عنایت فرموده است، نمی‌رسند.»(19/11/1358)
مبتنی بر نگاه حضرت امام(ره)، حد یقفی برای فزونی‌خواهی و زیاده‌خواهی مستكبران عالم وجود ندارد و این زیاده‌خواهی جزء هویت اصلی آنها شده و تا دیگران را به بند و زنجیر و استثمار نكشانند، دست از تجاوزطلبی نخواهند كشید. به همین دلیل است كه با صراحت به مسلمانان گوشزد می‌كند: «نكته مهمی كه همه ما باید به آن توجه كنیم و آن را اصل و اساس سیاست خود با بیگانگان قرار دهیم این است كه دشمنان ما و جهانخواران تا كی و كجا ما را تحمل می‌كنند و تا چه مرزی استقلال و آزادی ما را قبول دارند. به یقین آنان مرزی جز عدول از همه خوبی‌ها و ارزش‌های معنوی و الهی‌مان نمی‌شناسند و به گفته قرآن كریم هرگز دست از مقاتله و ستیز با شما برنمی‌دارند، مگر اینكه شما را از دین‌تان برگردانند.»(29/4/1367)
به واقع، مبتنی بر جهان‌بینی الهی حضرت امام(ره) در نظام سلسله مراتبی كه نظام سلطه ایجاد كرده است، یا باید غلام حلقه‌به‌گوش بود و از خود هویت و باور مستقلی نداشت و همواره در خوف و رجا زندگی كرد و یا آنكه راه عزت و مقاومت و ایستادگی را برگزید و به مبارزه با استكبار جهانی روی آورد تا با نابودی آن صلح، امنیت و آرامش را به جهان باز گرداند و حضرت امام(ره) راه دوم را به ملت ایران پیشنهاد داد كه مورد انتخاب ایشان قرار گرفت.


‌ ضرورت­‌های تداوم استکبارستیزی
فتح الله پریشان

شرایط پساتوافق و تصویب برجام در پارلمان‌های جمهوری اسلامی ایران و آمریکا، این پرسش اساسی را پیش آورد که تکلیف استکبارستیزی به مثابه یکی از سیاست‌های اصولی نظام جمهوری اسلامی در وضعیت جدید چه می‌شود؟ و به‌طور اساسی چه دستاوردهایی از قبل «مرگ بر آمریکا» و استکبارستیزی برای کشوری که به دلیل تحریم­‌های مختلف با مشکلاتی مواجه است، به دست می‌آید؟ الزامات و ضرورت‌های تداوم این اصل مهم به مثابه فصل ممیزه نظام اسلامی از سایر نظام‌های سیاسی دنیا و میراث ماندگار امام خمینی کدامند؟
مواضع و اظهارنظرات صریح مقامات آمریکایی مبنی‌بر نگاه ابزاری غرب به توافق هسته‌ای برای نفوذ در ایران در کنار بیانات حکیمانه مقام معظم رهبری که «نفوذ به داخل ساختارهای داخلی و منطقه‌­ای» را هدف غایی غرب و آمریکا از حضور در مذاکره و برجام دانسته‌اند، نشان می‌دهد نه تنها در خوی استکباری آمریکا تغییر و تحولی ایجاد نشده، بلکه سیر رویارویی استکبار جهانی با انقلاب اسلامی وارد مرحله پیچیده­‌ای شده است که هرگونه تسامح و غفلت ناشی از خوش‌بینی و کوتاهی در رویارویی با غرب می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری دربر داشته باشد.
این پیچیدگی بخشی به رفتارهای مرموزانه آمریکا و بخشی به رموز مذاکره که تأویل‌پذیر بوده برمی‌گردد و به دلیل خاستگاه غربی آن دارای پیچ و خم‌هایی است که می‌تواند باب تأویل و تفسیرهای هرمنوتیکی از مذاکره را برای دشمنان انقلاب اسلامی توجیه کند. بنابراین، در وضعیت جدید متأثر از توافق هسته‌ای باید استکبارستیزی را با الزامات و ضرورت‌های خاص پسابرجام و ویژه دوران اجرای آن تبیین کرد.
آنچه مقابله با اوضاع دشوار کنونی را سخت می‌سازد؛ یکی به احتمال بروز اشتباه محاسباتی برخی مسئولان، مدیران و کارشناسان بازمی‌­گردد و دیگری به تردید و تذبذب‌بخشی از توده‌های اجتماعی، به‌ویژه نیروهای انقلابی در نحوه استمرار استکبارستیزی و تداوم گفتمان سلطه‌ستیزی حضرت امام(ره) مربوط می‌شود.
پادزهر تأثیرگذار بر این امر به منزله یکی از الزامات تداوم استکبارستیزی، به یقین تبیین و روشنگری نسبت به ارائه چهره واقعی آمریکا و ظلم و ستم­‌هایی است که از ناحیه سلطه‌­طلبی آنها به مردم کشورمان و حتی مردم جهان و سایر ملت­‌ها رسیده است. ارتقای بصیرت نافذ سیاسی در آحاد مردم، به‌ویژه مسئولانی که بیشتر در معرض خطر اشتباهات محاسباتی از جنس اعتماد به آمریکا با تلقی تغییر در راهبردهای این کشور هستند، بسیار می‌تواند در تقویت دشمن‌شناسی با شاخصه‌های جدید کمک کند.
لزوم تغییر و بازنگری در شیوه‌­های استکبارستیزی از ضرورت‌ها و الزامات دیگر استکبارستیزی در اوضاع کنونی است؛ به گونه‌ای که از نظر گفتمانی این موضوع با قوت و جذابیت روزآمد جایگاه راهبردی خود را در ادبیات سیاسی بازیابد. از نظر عملیاتی نیز کاهش وابستگی­‌ها در عرصه‌­های مختلف نشان‌دهنده تقابل جدی جمهوری اسلامی با استکبار جهانی بوده، به دلیل نوع سیاست سیطره‌­طلبانه آنها در حوزه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی و سیاسی ضروری تلقی می‌­شود. ممنوعیت واردات کالا از آمریکا و مراقبت از نفوذ دشمن در حوزه­‌های تجاری و معاملاتی در همین راستا، در نامه مقام معظم رهبری به رئیس‌جمهور محترم درباره نحوه رویارویی با برجام مورد توجه و تأکید قرار می‌گیرد.
ضرورت دیگر ناظر به دستاوردهای استکبارستیزی است که عقلاً نباید از آن فروگذاری کرد. حفظ عزت و غرور ملی در میان کشورهای منطقه و جهان، ارائه الگوی موفق استکبارستیزی و مقاومت برای سایر ملت­‌ها، افزایش ضریب امنیت ملی براساس ارتقای توان دفاعی و قدرت بازدارندگی، کاهش تهدیدات سخت با حفظ آمادگی‌ها و استحکام درونی قدرت و کسب آمادگی دفاعی با اتکا به توان نیروهای خودی، کاهش تهدیدات نرم با مراقبت از مرزهای فکری و جغرافیای اندیشه اسلامی و واکسینه کردن جامعه در مقابل نفوذ فرهنگی استکبار، احیای سرمایه‌های ملی، تکیه بر اقتصاد مقاومتی و تولیدات داخلی و حمایت از ورود بخش خصوصی به عرصه تولید و فعالیت اقتصادی و مهم‌تر از همه حفظ انگیزه معنوی و روحیه انقلابی در نیروهای ارزشی با زنده نگه داشتن غلبه بر استکبار جهانی بخشی از این دستاوردها و الزامات تداوم استکبارستیزی است.


موانع استکبارستیزی
مصطفی قربانی
 


استکبارستیزی به‌مثابه یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های هویتیِ یا به تعبیری، یکی از دال‌های برتر گفتمان انقلاب اسلامی، همواره با موانع و چالش‌هایی روبه‌رو بوده است. عمده این موانع نیز از سوی دو طیف یا جریان اصلی مطرح و عملیاتی شده‌اند؛ ۱ـ جریانی که از اساس مخالف طرح این موضوع، به‌ویژه در حوزه سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بود و تاکنون نیز بر مواضع خود در این باره پایبند بوده است. محوریت این جریان را دگراندیشان و گروه‌هایی مانند نهضت آزادی بر عهده دارند. بزک کردن چهره کریه استکبار، خوشبینی مفرط بدان و... از جمله اقدامات و ویژگی‌ها این جریان است. ۲ـ جریان دیگر عبارت است از بخشی از نیروهای انقلابی که به بهانه توسعه کشور و با شعارهایی چون «تنش‌زدایی»، «صلح‌گرایی مثبت»، «چندجانبه‌گرایی گفتمانی»، «اعتمادسازی» و... عملاًً پایبندی چندانی به آرمان استکبارستیزی نداشته و حتی عملکرد آنها در برهه‌هایی به وادادگی در مقابل استکبار منجر شده است. رگه‌ها و بروز و ظهور عملی این جریان در دوران سازندگی، اصلاحات و حتی در زمان کنونی مشاهده می‌شود، اما فراتر از این جریان‌شناسی مختصر مخالفان یا منفعلان در برابر آرمان استکبارستیزی، واکاوی و درک عوامل کمرنگ بودن و بی‌توجهی به آرمان استکبارستیزی است. به عبارت دیگر، مهم‌ترین موانع یا عواملی که استکبارستیزی را نزد برخی افراد و جریان‌ها کم‌اهمیت می‌سازد، کدامند؟ مهم‌ترین این موانع عبارتند از:
۱ـ تفکر ابزاری: تفکر و عقلانیت ابزاری، عقلانیتی نتیجه‌گرا و به اصطلاح عملی(پراتیک) است. این عقلانیت، تنها به رابطة ابزار و هدف، آن هم فارغ از ارزش و آرمان، توجه مي‌کند. به بیان دیگر، در چارچوب این نوع نگاه، تنها رسیدن به اهداف مطلوبیت دارد و اگر میان فرایند تحقق اهداف با آرمان و ارزش‌ها تعارضی حس شود، این آرمان‌ها و ارزش‌ها هستند که باید کنار گذاشته شوند. بر این اساس و در ارتباط با بحث حاضر باید گفت که جریان نخست، با پذیرش نظام حاکم بر نظام بین‌الملل، برای ارائه تصویری از جمهوری اسلامی به‌مثابه یک دولت ـ ملت متعارف و ملی تلاش می‌کند و جریان دوم به بهانه تلاش برای تحقق توسعه کشور، با نگاه به بیرون، به نوعی به کوتاه آمدن در مقابل دشمن روی می‌آورد. نکته مهم در این باره عبارت است از اینکه هر دو جریان، استکبارستیزی را مانع از تحقق تام اهداف خود می‌بینند. از این رو، جریان اول به نفی و حذف تمام آن می‌اندیشد و جریان دوم به کمرنگ کردن و بی‌اهمیت جلوه دادن آن.
۲ـ اعتقاد به پایان‌پذیری استکبارستیزی: هر دو جریان به نوعی معتقد به پایان یافتن انقلاب اسلامی هستند؛ از این رو، معتقدند آرمان‌های آن که استکبار ستیزی و از جمله مهم‌ترین آنهاست تاریخ مصرف‌شان پایان یافته است. در واقع، می‌توان گفت که اینان به «ترمیدور» یا حرکت دوری انقلاب اسلامی معتقدند. به بیان دیگر، جریان‌های مذکور معتقدند که پس از گذشت حدود چهار دهه از انقلاب اسلامی، شعارهای آن باید از تب و تاب بیفتد، زیرا جامعه از شرایط انقلابی عبور کرده است و در شرایط عادی شدن به سر می‌برد.
۳ـ پذیرش مفروضات حاکم بر نظام بین‌الملل: از دیدگاه اینان، بازیگری در نظام بین‌الملل منوط به پذیرش چارچوب‌ها و قواعد بازی در این نظام است و در شرایطی که پیگیری آرمان‌هایی مانند استکبارستیزی، در تعارض با قواعد بازی در نظام بین‌الملل قرار ‌گیرد، باید کنار گذاشته شوند. البته، پرواضح است که این تصوری باطل است.
آنچه در این وجیزه بیان شد، تنها اشاره مختصری بود که در مناسبت‌های دیگر نیز می‌توان به شرح و تکمیل آن پرداخت. نکته پایانی اینکه هویت و موجودیت هر گفتمانی به جاری و ساری بودن شعارها و آرمان‌های آن است، بنابراین برخلاف تصور عده‌ای که استکبارستیزی را سبب انزوای ایران در نظام بین‌الملل می‌دانند، کنار گذاشتن این آرمان نه تنها سبب عزت ایران اسلامی نمی‌شود که قدرت و نفوذ منطقه‌ای نظام را نیز محدود می‌کند، زیرا استکبارستیزی پشتوانه اساسی نفوذ منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران و به مثابه عاملی برای تضمین آن به‌شمار می‌آید.

 


 

صفحه 6
راه بی پایان

 

 

نماینده ولی‌فقیه در سپاه درگفت‌وگوی اختصاصی با صبح صادق
ماهیت شیطانی استکبار تغییرناپذیر است
علی حیدری ـ مهدی سعیدی

اشاره
یکی از اصول اساسی انقلاب اسلامی موضوع استکبارستیزی و مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی است که با گذشت نزدیک به چهار دهه از پیروزی نهضت اسلامی ملت ایران به رهبری امام خمینی(ره) در برهه‌های مختلف از جنگ نظامی و فرهنگی گرفته تا مقابله اقتصادی (تحریم) با مردم ایران کم‌رنگ نشده است.
اما امروز، به‌ویژه پس از توافق هسته‌ای (برجام) زمزمه‌هایی مبنی‌بر پایان دوران ستیز با آمریکا و ضرورت مذاکره و رابطه با این کشور از گوشه و کنار به گوش می‌رسد، در حالی که رهبر معظم انقلاب اسلامی طی ماه‌های اخیر به تکرار ضرورت تداوم استکبارستیزی را گوشزد کرده‌اند و مردم ایران اسلامی هم با پیروی از فرامین رهبر فرزانه خود در این مسیر استوارتر و محکم‌تر از پیش گام برمی‌دارند.
بازشناخت مسئله استکبار از منظر دینی و سیاسی و ضرورت مقابله با آن در وضعیت کنونی کشور موضوعی بود که درباره آن با حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاهمحرا به گفت‌وگو نشستیم. آنچه در ادامه می‌آید ماحصل این گفت‌وگوست:
* در آستانه 13 آبان، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی، در مقدمه بفرمایید که از نظر اسلامی شاخصه‌های مستکبر چیست و چه کسی مصداق عینی استکبار تلقی می‌شود؟
در ابتدا از مجموعه عزیزان در معاونت سیاسی و هفته‌نامه صبح صادق تشکر می‌کنم که بحمدالله به صورت مستمر در جهت افزایش بصیرت و بینش سیاسی مجموعه سپاه، بسیج و مخاطبان عام خود تلاش می‌کنند.
در قرآن واژه استکبار و مشتقات آن، 48 بار تکرار شده است که اهمیت موضوع را نشان می‌دهد و به معنای خود را بزرگ ببیند یا مدعی بزرگی باشد، اما شرایط لازم را برای آن بزرگی نداشته باشد. برتری‌خواهی و ممانعت از پذیرش حق از روی عناد هم معانی دیگری است که در کتب لغت آمده است. خودبزرگ‌بینی دروغین به شکل دیگری در مجمع‌البحرین معنا شده است.
اما در اصطلاح، «استکبار» در فرهنگ سیاسی اسلام نوعی سلطه‌گری، سلطه‌جویی و بهره‌کشی سیاسی، فرهنگی و اقتصادی است که از سوی اقلیت سودجو و نفع‌طلب بر خیل عظیمی از توده‌های مردم انجام می‌شود. شاید بتوان کلمه هژمونی را به نوعی جایگزین این کلمات کرد؛ هژمونی به معنای سلطه همراه با توجیه است.
استعمار هم در این میان، همین توجیه خدمت به مستضعفان را دارد، با توجیه خدمت و توسعه می‌آید، با رنگ و لعاب وارد عرصه می‌شود و بعد اهداف خود را محقق می‌سازد. در حقیقت، استکبار همان سلطه خیانت‌آمیز با پوششی از نفاق است که شناخت چنین چهره‌ای کار سختی است. باز جالب است که بگویم ما در قرآن درباره دشمن‌شناسی حدود 1500 آیه داریم که از این میان آن،300 آیه درباره نفاق است. پدیده نفاق پدیده بسیار پیچیده‌ای است و شناخت آن صرفاً از طریق خواص ممکن است و خواص باید پدیده نفاق را شناسایی و به جامعه معرفی کنند. امروز تجلّی دشمن و استکبار در سه چهره قابل ارزیابی است؛ صهیونیسم، صهیونیسم مسیحی و صهیونیسم وهابی. در کتاب سیدقطب به نام «انسان بین مادی‌گری و اسلام»، ایشان می‌گوید: «داروین»، «مارکس»، «هگل»، «نیچه»، «ماکیاول» و...، همه اینها صهیونیست بوده‌اند و یهودی؛ که اگر این درست باشد، خیلی کار را مشکل می‌کند. به عبارتی، سرمنشأ بسیاری از کارهای انحرافی که در برابر اسلام با همه وجود قد علم کردند، جزء همان باند صهیونیسم بین‌الملل بودند که امروز در قالب صهیونیسم مسیحی می‌بینیم که در واقع اختلافات خود را کنار گذاشته‌اند و دست از آن اختلافات قبلی برداشته‌اند. اصولاً جریان مسیحیت به عقیده خودشان، کشتن عیسی را به گردن یهودی‌ها می‌اندازند، ولی از آن عدول کرده‌اند و امروز در برابر اسلام کنار هم قرار گرفته‌اند.
ما سه دوره را در تاریخ شاهد هستیم که حق و باطل با تمام‌عیار در برابر هم قرار می‌گیرند. یکی، در عصر فرعون که در حقیقت فرعون همه تلاشش را مصروف داشت که یک چهره انقلابی به نام «موسی‌بن‌عمران» به وجود نیاید تا بساط فرعونی را براندازد، ولی خداوند اراده کرد و محقق شد که به تعبیر مرحوم مطهری «سه زن در تحقق اراده خدا نقش داشتند. آسیه، مادر موسی و خواهرش.»
عصر دیگری که ما این تقابل را خیلی تمام‌عیار می‌بینیم، عصر امامت و تولد حضرت مهدی(عج‌الله) است که از خطبه غدیر که پیامبر نوید ظهور می‌دهند، دشمن به برخورد و تحقق نیافتن آن معتقد بود، اما این اراده الهی به دست سه نفر محقق شد؛ امام عسکری(ع)، عمه امام عسکری(ع) و نرجس‌خاتون.
دوره سوم اکنون است که رهبر معظم انقلاب (مدظله‌العالی) فرمودند: تمام اسلام با تمام کفر در برابر هم ایستاده‌اند، منتهی اینجا با دو مورد قبلی تفاوت دارد. اولین تفاوت گستره تقابل است. در هیچ دوره‌ای تقابل این‌قدر گسترده نبوده و این به معنای این است که تقابل در هیچ دوره‌ای به محدوده جهان نبوده و یک طرف قطب حق با محوریت انقلاب اسلامی و طرف مقابل، جبهه کفر، شرک، استکبار، ارتجاع منطقه‌ای و همان سه جبهه‌ای قرار داشته که عرض کردم. دومین تفاوت هم بحث حاکم و حاکمیت است. در دوره‌های گذشته بحث حاکم و حاکم دینی و غیردینی مطرح بوده است؛ برای نمونه، موسی‌بن‌عمران در مقام حاکم دینی آنجا مطرح شده است، اما حکومت دینی به حضور مردم نیازمند بوده که بنی‌اسرائیل در یک دوره آمدند و در یک دوره نیامدند. در بحث امام زمان(عج) هم باز شخص حاکم مطرح است، یعنی انقلاب امام عصر، آخرین حجت الهی با اراده خدا محقق می‌شد، اما غیبت امام زمان(عج) به دلیل مشکل دوم، یعنی حضور نداشتن مردم است. در دوره سوم، بحث حاکم و مردم مطرح است. رسالت انقلاب اسلامی بر این مبنا زمینه‌سازی برای شکل دوم، یعنی آماده‌سازی مردم است؛ به این معنا که رهبر معظم انقلاب تقابل همه اسلام و کفر را در برابر هم مطرح می‌کنند، بحث هزار و دویست و چند سال است که آن موعود آسمانی پا به عرصه وجود گذاشتند و آماده هستند. آن چیزی که امروز برعهده جمهوری اسلامی ایران است، فراهم کردن زمینه دوم است. انقلاب ما به تعبیر حضرت امام(ره) انقلاب جهانی است. این تلاش می‌خواهد و هزینه و آزمون سختی است که خداوند پیش‌بینی کرده است. تفاوت سوم که خیلی مهم است، پایان شیوه اتمام حجت به شکل پیشین و ایجاد شیوه جدید برای اتمام حجت است. خداوند منّان تا امام عسکری(ع) شیوه مستمری را برای اتمام حجت داشتند. 124 هزار پیامبر را فرستادند تا بشر همراهی کند که در برخی دوره‌ها همراهی کردند و در برخی دیگر همراهی نکردند. بعد از حاکمیت پیامبر اعظم و شکل‌دهی حکومت جامع‌الاطراف که قرآن می‌گوید: «كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ...» (110/آل‌عمران) طبیعی بود که اگر مردم همراهی می‌کردند، زمینه حکومت جهانی فراهم می‌شد و در روایت داریم که اگر مردم با آنچه خداوند مقرر کرده بود، همراهی می‌کردند و امیرالمؤمنین(ع) در رأس حکومت قرار می‌گرفت و به ترتیب ائمه بعد از ایشان می‌آمدند، خداوند جهنم را خلق نمی‌کرد. پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: «لو اجتمع الناس علی حب علی بن ابی طالب لما خلق الله عزوجل النار».
بنابراین، می‌خواستم عرض کنم که تا زمان امام عسکری(ع) یک شیوه بود و از آن به بعد شیوه تغییر کرد و اینجا دیگر مردم باید به دنبال امام حرکت کنند و امام را بشناسند و پیدا کنند. همچنین، باید با حمایت از او، زمینه تحقق حاکمیت الهی را محقق کنند و این کار، بسیار سخت است. ما باید بتوانیم هم به ملت خودمان حکومت جهانی دین را معرفی کنیم و هم مردم منطقه را آگاه سازیم. فلسفه حضور ما در سوریه چیست؟ فلسفه حضور ما در عراق و منطقه چیست؟ همین است که مردم صدای اسلام ناب را بشنوند و زمینه حکومت جهانی فراهم شود. من معتقدم بار سنگینی برای تحقق اینها بر دوش رهبر انقلاب (حفظه‌الله) و مردم است. این جز در سایه مقابله و ایستادگی در برابر قدرت استکباری امکان‌پذیر نیست و یعنی مهم‌ترین مانع تحقق وعده الهی، ائمه کفر هستند که در رأس آنها آمریکا قرار دارد.

* در مبانی دینی ما آیا حد یقفی هم برای این استکبار‌ستیزی اعلام شده است؟
قرآن کاملاً این چارچوب را مشخص کرده است. اصولاً بین حق و باطل امکان جمع کردن نیست؛ یعنی بین شکر و نمک نمی‌توان ترکیبی قائل شد و کارکرد شکر یا نمک را از آن خواست. بین رنگ سفید و سیاه نمی‌توان یک ترکیب قائل شد و انتظاری را که از رنگ سفید داریم، از رنگ سیاه داشته باشیم. بین حق و باطل هم نمی‌توان جمع قائل شد. حق مجموعه به هم پیوسته‌ای است که از ذات ربّوبی شروع می‌شود، در سلسله انبیا قرار می‌گیرد و بعد در دوره غیبت و عصر فقاهت و مرجعیت. اینجا حزب‌الله شکل می‌گیرد و این یعنی امامت نور و حزب‌الله داریم و در مقابل آن امامت نار و حزب‌الشیطان وجود دارد.
«لا اله الا الله» ترکیبی از گسستن و پیوستن است. ما مسئله‌ای به نام تولّی و تبرّی داریم؛ یعنی پذیرش گفتمانی و رفتاری جبهه حق و تبرای اعتقادی و گفتمانی از جبهه باطل که فلسفه‌اش این است که خداوند در درون یک انسان دو قلب قرار نداده، یک قلب است؛ یا جای خداست یا جای غیرخدا. «ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فی جَوْفِه».
نماز ما، نماز سیاسی است، لا اله الا الله چندبار در مجموعه نماز تکرار می‌شود. نماز که می‌خوانیم می‌گوییم «ایاک نعبد و ایاک نستعین.» از تو پیروی و اطاعت می‌کنم و از غیر تو نه. بعد در پایان سه جبهه را بیان می‌کند؛ انعمت علیهم، غیر المغضوب علیهم و لاالضالین... تمام این سیاسی است. بعضی می‌گویند چرا شما در محرم سیاسی صحبت می‌کنید. اصلاً نماز سیاسی است. امام حسین(ع) با جهاد، مبارزه و سیاست قیام کردند. حرکت امام حسین(ع) حرکتی عبادی ـ سیاسی بوده است، اما برای اینکه جواب شما را روشن‌تر عرض کنم. باید بگویم خداوند خطاب به پیامبر در قرآن می‌فرماید: «وَلَن تَرضى عَنكَ الیَهودُ وَلَا النَّصری حَتّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُم قُل إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الهُدى وَ لَئِنِ اتَّبَعتَ أَهواءَهُم بَعدَ الَّذی جاءَكَ مِنَ العِلمِ...» (بقره/۱۲۰) این «لن» نفی ابدی است. اصولاً جایی می‌آید این حرف که هیچ ظرفیتی برای تحققش فراهم نیست، می‌گوید، لن ترضی عنک الیهود و لاالنصری. این همان مسیحیت صهیونیستی است که از تو راضی نخواهند شد، مگر اینکه دست از کیش، ملت و آیین خود برداری. در جای دیگر می‌گوید: «وَلاَ یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَكُمْ حَتَّىَ یَرُدُّوكُمْ عَن دِینِكُمْ إِنِ اسْتَطَاعُواْ» (بقره/217)
«یزالون» اینجا هم بر همین تداوم ابدی دلالت دارد؛ یعنی همه تا ابد در حال جنگ هستند که شما را از دین‌تان جدا کنند و توان‌شان هم تابعی از میزان مقاومت، یا ضعف شما است. اگر محکم بایستید آنها هیچ کاری نمی‌توانند بکنند. اما اگر کوتاه آمدید، شیطان را به کدخدا تبدیل کردید و جنگ با شیطان را به سازش با کدخدا مبدل ساختید، شیطان آنجا شما را از مسیر خارج می‌کند. بسیاری از انقلاب‌های توحیدی که به ثمر نرسیده، یا بعد از یک مدت دچار ضعف شده به دلیل همین مسئله بوده است؛ یعنی خواص یا مردم کنار آمدند، با وجودی که رهبران ایستادند با شکست و افول مواجه شدند.
هیچ‌گونه حد یقفی وجود ندارد. مادامی که ما بر روی اصول مبانی و آرمان‌های الهی، گفتمان نبوی و خط رهبری ایستاده‌ایم، قطعاً این جنگ ادامه دارد و آنها به هیچ قیمتی عقب نمی‌نشینند، ما هم حق عقب‌نشینی نداریم و اگر عقب‌نشینی کنیم به سقوط ما منجر می‌شود.

* یکی از اصول انقلاب اسلامی مقابله با استکبار است. در دو سه سال اخیر با ویژگی‌های این سال‌ها دوران نرمش قهرمانانه و... برخی انحراف و ختم انقلاب را استنتاج کرده‌اند، ولی رهبری با این حال می‌گوید، باید خط مبارزه تقویت شود، دیدگاه شما در این باره چیست؟
اگر بخواهم درباره این موضوع ریشه‌ای بحث کنم طولانی می‌شود. اجمالاً عرض می‌کنم که ما نرمش قهرمانانه را در سیره بسیاری از رهبران الهی مشاهده می‌کنیم؛ یعنی اصولاً یک راهبرد و یک تاکتیک داریم. به‌طور کلی، رهبران الهی در مسائل اصولی و اساسی هیچ‌گاه انعطاف و عقب‌نشینی نداشتند و روی اصول ایستادند، اما گاهی در تاکتیک برای حفظ مصالح، انعطافی در رفتار و حرکت رهبران الهی مشاهده می‌کنیم. خداوند در سوره اسرا می‌فرمایند: «وَلَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاكَ لَقَدْ كِدْتَ تَرْكَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلًا» (اسرا/۷۴) اگر تو را ثابت‌قدم نمی‌کردیم نزدیک بود کمی به اینها نزدیک شوی و برای این کار تو را به عنوان دوست انتخاب می‌کردند و اگر تو این کار را می‌کردی؛ «إذا لأذقناك ضعف الحیاه وضعف الممات» عذاب تو در دنیا و آخرت مضاعف می‌شد.
این یک آیه و در آیه دیگر گفته است: «ولو تقول علینا بعض الأقاویل (44) لأخذنا منه بالیمین (45) ثم لقطعنا منه الوتین (46)» (الحاقه) اگر چنین می‌کردی، رگ حیاتت را می‌زدیم.
این دو آیه مشخص می‌کند که رهبران الهی روی اصول، استقامت وصف‌ناپذیر دارند و به هیچ عنوان در اصول و مبانی عقب‌نشینی ندارند. اما در تاکتیک برای حفظ مصالح اولویت دارند. اصلی داریم که اهم و مهم است. بحث تزاحم اهم و مهم و اینکه اهم معیارهایش چیست و مهم معیارهایش چیست و مرجع تشخیصش چه می‌باشد و... اصلی است که اگر مسئله بین اهم و مهم بود، اینجا اهم مقدم است.
در روش پیامبر اعظم(ص) هم تفاوت‌هایی می‌بینیم در صلح حدیبیه. پیامبر(ص) آمده برای سفر حج و این کفار جلوی ایشان را گرفته و نمی‌گذارند که به مکه بروند و اینجا پیامبر دو راه دارد؛ یا بجنگد و درگیر شود که ممکن است موفق شوند و حج بروند، اما آنها مانع می‌شوند و حاضرند معاهده داشته باشند. حضرت پذیرفتند و انعطاف داشتند که برای خیلی‌ها هم قابل قبول نبود و به ایشان اعتراض کردند که حضرت فرمودند بداعتراضی کردید. این فتح بزرگی بود. یا در رفتار امام حسن مجتبی(ع) و امیرالمؤمنین(ع) و امام رضا(ع) چنین انعطافی را می‌بینیم.
البته، انعطاف همیشه به دلیل کم بودن یاران نبوده و عواملی نقش داشته است. ‌گاهی از موضع قدرت است، مثل عفو عمومی بعد از فتح مکه. گاهی به دلیل مصالح عمومی و گاهی به دلیل عیان شدن چهره طرف مقابل برای مردم است.
درباره لفظ نرمش قهرمانانه اگر شش ماه گذشته و یک سال پیش تحلیل این نوع مدیریت هوشمندانه آقا خیلی روشن نبود، امروز کاملاً برای همه روشن است که این مدیریت، این پروژه بسیار هنرمندانه بود. نگاه آقا برای ما حجت است. ملاک اداره نظام نگاه رهبری است.
آنچه که به نظر می‌رسد در اینجا قابل تحلیل است و روشن شده این است که اصولاً ما در زمینه هسته‌ای یک سری خواسته داشته‌ایم. نکته اول این است. دنبال نگه داشتن اصل چرخه سوخت بودیم و اینکه آژانس هم این را بپذیرید. اینها خواسته‌های‌مان بوده است. خب دولتی بر سر کار آمده است. دولت می‌گوید من می‌خواهم با دیپلماسی ماجرا را حل کنم. این یک طرف و طرف مقابل می‌گوید من آمادگی دارم بخشی از حقوق شما را بپذیرم. اینجاست که رهبری برای تأمین چند مصلحت که یکی اتمام حجت برای دولت و مردم است این را پذیرفتند. همچنین برای فهم بهتر مردم منطقه.
آنچه برای ما مهم است تفکیک بین هسته‌ای و مسائل فراهسته‌ای بود.
نقطه اصلی اینجاست، پیچیدگی مسئله اینجاست که مردم ما، دولت ما و مردم جهان باید ببینند که ما یک مسئله هسته‌ای داریم که نگاه من به نظر مبارک آقا این است که عبور ما از مسئله هسته‌ای به صورت مشروط است. این حاصل آن چیزی است که من از بیانات و تدابیر ایشان برداشت کردم.
عبور از مسئله هسته‌ای به صورت مشروط با اتحاد ملت و دولت. این اصل اول است و نباید در داخل کشور دوقطبی شود. این مدّ نظر آقا است. عبور از هسته‌ای به شکل مشروط به صورت وحدت بین دولت و ملت که در شعار سال فرمودند همدلی و همزبانی.
اصل دوم، ایستادگی و مقاومت در برابر خواسته‌های فراهسته‌ای جبهه استکبار است.
آمریکا سه راهبرد را درباره ایران داشته است؛ تغییر نگرش، تغییر رفتار و تغییر ساختار. راهبرد تهدید، تحریم و تعامل را طی مراحلی اجرا کرده‌اند و الآن در مرحله تعامل هستند؛ یعنی پذیرش بخشی از خواسته ایران. اما هدف‌شان این است که یک حرکت به سمت مذاکرات فراهسته‌ای داشته باشند که تدبیر آقا مخالف این است.
اولین هدف آنها حرکت به سمت فراهسته‌ای است. دومین هدف فتح بازار ایران 80 میلیونی از سوی آمریکا و اروپاست. قطع محوریت ایران در منطقه غرب آسیاست. تقویت سازش و قربانی کردن مردم فلسطین، حذف حزب‌الله از صحنه جهاد و تبدیل آن به یک جریان سیاسی و جدا کردن ایران از عراق و... سایر راهبردهای آنها است.
این برای آنها یعنی تسلط بر عمق راهبردی ایران از ساحل مدیترانه تا باب‌المندب و از دست دادن همه این امتیازاتی که ظرف این سال‌ها به دست آوردیم.
استکبار، استکبار است. در طول این 36 سال چه تغییر در وضع آمریکا به وجود آمده که بگوییم آمریکا تغییر کرده و می‌شود با او کنار آمد؟ ماهیت آمریکا و ظلم و تعدی آمریکا نسبت به ملت ایران امروز از هر دوره‌ای در طول این 36 سال بیشتر شده است. از کودتای نظامی تا حمله نظامی طبس و تحریم و جنگ و... همه جلوی چشم ماست. شیطان، شیطان است و دست از دشمن بودنش برنمی‌دارد و ماهیت شیطانی استکبار تغییرناپذیر است که ما بیاییم بگوییم آمریکا عوض شده و کوتاه بیاییم.
بنابراین انعطاف بسیار قهرمانانه، هوشمندانه و هدفمند بوده است، ولی در حد مشروط. آقا دست دشمن را خوانده است و ما در برابر خواسته‌های آمریکا می‌ایستیم و جز با این ایستادگی نمی‌توانیم پایدار بمانیم.


نگاه یک
سیدفخرالدین موسوی

مبارزه را پایانی نیست
«فَمَن يَكفُر بِالطّاغوتِ و َيُؤمِن بِاللَّهِ فَقَدِ استَمسَكَ بِالعُروَةِ الوُثقى لَا انفِصامَ لَها؛ آنان که از ستمگران تبری جسته و به خدا ایمان آوردند، به دستگیره محکمی چنگ زدند که گسستن برای آن نیست.»؛ این کلمات وحی، سرلوحه ملتی است که چندین دهه است، با توکل به حضرت حق و با زعامت ولی‌فقیه زمان در برابر ظالمان ایستاده و هر‌گز از این راه پا پس نکشیده و نخواهد کشید. اما در این میان، برخی ساز مخالف با ملت کوک کرده و تلاش برای پایان دادن به استکبارستیزی را آغاز کرده‌اند! آنها در تأیید سخن خود می‌گویند، دوران انقلابی‌گری به سر آمده است و باید با شیطان تعامل داشت! واعجبا که این قبیله برای اثبات حرف نادرست خود، نسبت‌های غیرواقعی به پیر و مرشد سفرکرده امت، حضرت امام خمینی(ره) می‌دهند؛ همان رهبری که می‌گفت: «تا شرک و کفر هست مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم»! به راستی، چطور می‌توان پذیرفت امامی که تا روز آخر حیات سراسر برکت خود صفت شیطان بزرگ را برای آمریکا به کار می‌برد، مخالف شعار مرگ بر آمریکا باشد؟!
باید از این مدعیان پرسید، چگونه ملت ایران می‌تواند بر ظلم و خباثت استکبار جهانی چشم ببندد، مگر می‌شود ملت ایران کودتای 28 مرداد، مسلط کردن رژیم پهلوی بر کشور، حمله نظامی به طبس، حمله به هواپیمای مسافر‌بری در خلیج نیلگون فارس، حمایت تمام و کمال از قصاب منطقه در هشت سال تحمیل جنگ به ایران، حمایت از فتنه 88، تحریم‌های اقتصادی، ترور دانشمندان این مرز و بوم و ده‌ها ظلم و جنایت دیگر که از حساب خارج است را فراموش کنند و مرگ بر آمریکا را تعطیل کنند؟ مگر می‌شود جوهره انقلاب اسلامی را که ظلم‌ستیزی و جنگ با استکبار است، خشکاند و مدعی انقلابی‌گری بود؟ شعار «مرگ بر آمریکا» نماد آزادگی و عدالت‌خواهی همه ما است و تا آن روز که محقق نشود دست از آن برنخواهیم داشت.
عجیب است ، که افرادی با سابقه انقلابی‌گری همان حرف‌هایی را می‌زنند که رئیس‌جمهور آمریکا به زبان می‌آورد؛ اوباما می‌گوید شعار مرگ بر آمریکا برای ایرانیان امنیت نمی‌آورد و باید متوقف شود؛ چرا که شیطان بزرگ به درستی دریافته که تا شعار مرگ بر آمریکا هست، راه نفوذ و سلطه بر ایران مسدود خواهد ماند، تا شعار مرگ بر آمریکا هست هرگز منافع شیطان بزرگ محقق نخواهد شد، تا شعار مرگ بر آمریکا هست ملت ایران در برابر خواست استکبار کوتاه نخواهد آمد و هم‌پیمانانش خواب آسوده نخواهند داشت.
اما این دوستان قدیمی با چه هدفی، از حذف استکبارستیزی سخن به میان می‌آورند؟!
مگر آنان پیرو حسین‌بن‌علی(ع) نیستند که در روز دهم سال 61 هجری فرمود: «آگاه باشید که این زنازاده‌ فرزند زنازاده، مرا میان ذلت و شمشیر مخیر کرده و ذلت از ما دور است.» آری! عاشورا به وسعت تاریخ و به گستردگی جهان است؛ «کل یوم عاشورا و کل الارض کربلا». امتحان کربلا مدام تکرار می‌شود و هرکسی را توان پیوستن به اصحاب حسین(ع) نیست. شاید بتوان ریشه این نگاه را در ترس و رفاه‌زدگی یافت. ترس و رفاه‌طلبی برادران تردیدند و تردید ما را از حسین(ع) جدا می‌کند و کاش کار به جدا شدن از قافله حسین(ع) تمام شود. اما اگر امروز «مرگ بر آمریکا» را نگوییم، فردا باید بر روی «مرگ بر اسرائیل» خط بکشیم و به یقین روزی دیگر زبان‌مان به اینکه امام حسین(ع) موافق حذف «هیهات منا الذله» بودند، خواهد چرخید!
 


مخالفان استكبارستیزی
مهدی لیسار
 


در طول نیم قرن نهضت اسلامی ملت ایران از 15 خرداد 42 تاکنون که دکترین استکبارستیزی حضرت امام(ره) به‌تدریج شکل گرفت و گسترش یافت، جریان‌های سیاسی مختلفی به مخالفت با آن قد علم کردند که هر یک به نوعی تلاش داشتند از گسترش و نفوذ اندیشه حضرت امام(ره) جلوگیری کنند. این جریان‌ها را از یک منظر می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: مدعیان دروغین استکبارستیزی، مخالفان مبارزه و تجدیدنظرطلبان در مبارزه.
1ـ مدعیان دروغین استکبارستیزی: در بین نیروهای سیاسی دهه‌های اخیر، جریان‌های دیگری نیز بودند که با وجود مخالفت با جریان خط امام، خود را پیشقراول و سردمدار مبارزه با استکبار جهانی و امپریالیسم بین‌الملل معرفی می‌کردند. در رأس این گروه‌های سیاسی می‌توان به سازمان مجاهدین خلق(منافقین) و چریک‌های فدایی خلق اشاره کرد که در دهه 50 و ابتدای دهه 60، مواضعی سوپرانقلابی داشته و شعارهایی تند علیه اردوگاه غرب و در رأس آن آمریکا سر داده بودند.
خیلی زود مشخص شد که مبارزه با امپریالیسم جهانی نیز تنها وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف بزرگ منفعت‌طلبی و قدرت‌طلبی این جریان بوده که متناسب با شرایط و مقطع زمانی انتخاب شده بود و با تغییر شرایط و مبتنی بر اصل فرصت‌طلبانه «هدف وسیله را توجیه می‌کند»، این شیوه و ابزار کنار گذاشته شد و این‌بار منفعت در آن بود که به آغوش امپریالیسم بین‌الملل رفته و از قلب تمدن غرب و با حمایت همه‌جانبه سران استکبار جهانی به مبارزه علیه انقلاب اسلامی ادامه دهند.
2ـ مخالفان مبارزه: در مقابله با دکترین استکبارستیزی حضرت امام(ره) جبهه دیگری نیز وجود داشت که به‌طور کامل با آن مخالفت می‌کرد. این اردوگاه نیز خود از بخش‌های مختلفی تشکیل شده بود: الف ـ خودفروختگان و ایادی داخلی استکبار، همچون سلطنت‌طلبان. ب ـ غربزدگان و لیبرال‌ها، همچون جبهه ملی و نهضت آزادی. ج ـ مرعوبان و عافیت‌طلبان.
3ـ تجدیدنظرطلبان در مبارزه: دسته سوم از طرفداران غرب و مخالفان دکترین «استکبارستیزی»، کسانی بودند که از ابتدا جزء مخالفان نبودند، بلکه برعکس از حامیان و موافقان استکبارستیزی به شمار می‌آمدند. بخشی از آنان خود جزء کسانی بودند که روزگاری نه‌چندان دور از دیوارهای سفارت آمریکا بالا رفته و خود را صاحبان حماسه انقلاب دوم می‌دانستند، اما سیر تغییر و تحولات این جریان به نحوی شکل گرفت که این جریان به‌تدریج دچار استحاله شدند و به صف مخالفان دکترین استکبارستیزی پیوستند. این دگردیسی عوامل متعددی داشت که مهم‌ترین آنها عبارت بودند از:
الف ـ ساده‌لوحان: بخشی از کسانی که تا دیروز آمریکا را دشمن بزرگ جمهوری اسلامی می‌دانستند و امروز به صف حامیان مذاکره و ارتباط درآمده‌اند، ساده‌لوحان ناآشنا با سیاستی هستند که تحت تأثیر القائات دیگر جریان‌های حامی غرب و تبلیغات رسانه استکبار جهانی قرار گرفته و ناشیانه و ناآگاهانه دم از برقراری ارتباط می‌زنند. نداشتن تحلیل درست از مسائل سیاسی و تحولات بین‌المللی آنها را به عدول از دکترین استکبارستیزی کشانده است.
ب ـ استحاله‌شدگان و تمایل‌یافتگان به لیبرالیسم غربی: محور اصلی جریان تجدیدنظرطلبی را باید از میان آن بخش از جریان‌های سیاسی جست‌وجو کرد که در دهه 70 به‌تدریج در مسیر آشنایی با تفکرات معرفتی ـ سیاسی غرب دچار وادادگی و استحاله شده و جذب آن گردیدند. این تمایل و تعلق، بیش از هر چیز در حوزه نگرش‌ها خود را نشان داد و به‌تدریج اظهارنظرها و دست‌نوشته‌هایی از این جریان صادر شد که حکایت از تجدیدنظرطلبی در آرمان‌های حضرت امام(ره) داشت.
ج ـ دنیاگرایان، رفاه‌زدگان و منفعت‌طلبان: عامل دیگری که سبب شد بخشی از افراد و جریان‌های سیاسی کشور به‌تدریج از گفتمان استکبارستیزی فاصله گرفته و در باب ایجاد رابطه و فتح باب مذاکره سخن برانند، آلودگی به زخارف دنیا، دنیاگرایی و منفعت‌طلبی بود. این فرایند که به‌تدریج با پایان یافتن جنگ تحمیلی و با اولویت یافتن مسئله سازندگی و آبادانی کشور در دهه ۷۰ آغاز شد، برخی از انقلابیون دیروز (یا متظاهران به انقلابی‌گری) را آنچنان به مسائل اقتصادی و دنیوی آلوده ساخت که ترجیح دادند برای حفظ منافع حاصله، باورها و آرمان‌های خود را نیز به فراموشی سپرده و در آن تجدیدنظر کنند که در رأس آنها، تجدیدنظر در دکترین استکبارستیزی بود.


رکود در جبهه پرده نقره‌ای
محمد صرفی


به جرئت می‌توان گفت امروزه هیچ عرصه‌ای خالی از تقابل و ستیز جمهوری اسلامی ایران در جایگاه پرچمدار استکبارستیزی و آمریکا به عنوان مصداق اتم و بارز استکبار نیست و نکته قابل توجه آنکه ایران در اغلب این جبهه‌ها شکست‌های قابل توجهی به استکبار و متحدانش وارد کرده است. اما آیا این وضعیت آرمانی است و هیچ نقص و کمبودی در جبهه استکبارستیزی وجود ندارد؟ به نظر نمی‌رسد پاسخ مثبت باشد.
نگاهی اجمالی به ابعاد و خاکریزهای مختلف این میدان نبرد نشان می‌دهد جمهوری اسلامی در دو عرصه دچار ضعف و کمبودهایی است که سبب می‌شود کارکرد مورد انتظار را در استکبارستیزی از آنها مشاهده نکنیم. این دو عرصه عبارتند: از اقتصاد و فرهنگ. موضوع اقتصاد و جایگاه بسیار مهم آن در استکبارستیزی موضوع این نوشتار نیست، بلکه به ماجرای فرهنگ نگاهی می‌اندازیم.
پیش از هر چیز ذکر این نکته مهم است که اساساً استکبارستیزی مفهومی فرهنگی است و سایر عرصه‌ها اعم از سیاسی، نظامی، علمی، اقتصادی و... نمودی از فرهنگ استکبارستیزی هستند. کشور و ملتی که با فرهنگ استکبارستیزی بیگانه باشد چگونه می‌تواند در برابر زیاده‌خواهی و زورگویی آمریکا در میدان سیاست مبارزه کند؟ از این جهت باید گفت، فرهنگ استکبارستیزی به معنای عام آن در حاکمیت و ملت ایران نهادینه شده و از جایگاه مطلوبی برخوردار است، اما این توانمندی فرهنگی عظیم و قابل توجه تاکنون آنچنان که شایسته آن است در قالب محصولات جذاب هنری تولید و عرضه نشده است.
در طرف مقابل، این هماهنگی و ارتباط متقابل میان دستگاه استکبار و ابزار هنری به‌طور کامل وجود دارد و هالیوود را می‌توان قله و شاخص این بده و بستان استکباری دانست تا جایی که به عقیده برخی، هالیوود به یکی از پیمانکاران پنتاگون تبدیل شده است. جادوی سینما، جنگ‌های تجاوزگرانه آمریکا را به مثابه دفاع از آزادی و ارزش‌های انسانی معرفی می‌کند و از جنایتکاران جنگی ارتش این کشور که دست‌شان به خون انسان‌های بی‌گناه و غیرنظامی بسیاری آلوده است، قهرمانانی اسطوره‌ای و شایسته احترام می‌سازد.
«دیوید راب» در کتاب اخیر خود با عنوان «نام عملیات:‌ هالیوود» نشان می‌دهد که چگونه‌ هالیوود با پذیرش نظرات پنتاگون درباره تغییر فیلمنامه‌ها و سانسور واقعیت‌های جنگ، تصویر مورد نظر پنتاگون را از ارتش آمریکا به نمایش می‌گذارد و جنایت‌ها و تجاوزهای سربازان آمریکایی را در ذهن مخاطب به فداکاری و شجاعت تبدیل می‌کند. برای نمونه می‌توان به فیلم «تک‌تیرانداز آمریکایی» که سال گذشته در آمریکا به نمایش درآمد، اشاره کرد. این فیلم برگرفته از سرگذشت تک‌تیراندازی به نام «کریس کایل» در جنگ عراق است که بیش از ۲۰۰ نفر از مسلمانان را می‌کشد و از کشتن آنها لذت می‌برد! سال گذشته رهبر معظم انقلاب با اشاره به این فیلم فرمودند: «همین فیلم تک‌تیرانداز که حالا سروصدایش بلند شده و هالیوود آن را درست کرده، تشویق می‌کند یک جوان مثلاً فرض کنید مسیحی یا غیرمسلمان را که تا آنجایی که می‌تواند و از دستش برمی‌آید، مسلمان را اذیت بکند، اصلاً تشویق می‌کند این معنا را.»
حال در جبهه مقابل باید پرسید، سینمای ایران کجای این میدان و تقابل است؟ استکبارستیزی کجای سینمای ماست؟ سینما را از آن جهت می‌گوییم که امروزه سینما جذاب‌ترین و تأثیرگذارترین ابزار هنری در دنیا است و بیشتر ابزارهای هنری در آن به‌کار رفته و تلفیقی از آنهاست. حماسه‌های مختلف ملت ایران در نبرد با استکبار چه نمودی بر پرده سینما داشته است؟ تسخیر لانه جاسوسی، شکست مفتضحانه حمله به طبس، حماسه شهید نادر مهدوی و همرزمانش در نبرد مستقیم با آمریکایی‌ها، جنایت حمله به هواپیمای مسافربری ایران بر فراز خلیج‌فارس، به دام انداختن ریگی به عنوان مزدور مستقیم آمریکا و ده‌ها نمونه دیگر از این ماجراها چقدر بار دراماتیک و ظرفیت تبدیل به محصول هنری دارند و کارنامه جامعه هنری ما در این میدان چه امتیازی دارد؟ پس از گذشت نزدیک به چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، نیاز به استکبارستیزانی مسلح به سلاح برنده هنر بیش از پیش احساس می‌شود.

 


 

 

صفحه 7
راه بی پایان

 

 

نگاه دو
فرهاد مهدوی

روشنفکران و برنامه‌های پسابرجام
سابقه استفاده از روشنفکران در جنگ سرد نشان می‌دهد، سرویس‌های جاسوسی آمریکا با احاطه و تسلطی که بر اندیشکده‌ها، اتاق‌های فکر، دانشگاه‌ها و مؤسسات فکری ـ نظامی دارند، با عوامل متعددی مانند بورس‌های تحصیلی، جوایز ادبی، علمی و اندیشه‌ای از ذهن و فکر روشنفکران جهان برای اهداف خود استفاده می‌کنند.
در کشور ما هم از ابتدا روشنفکری بیمار متولد شده است و این کودک پیر نیز در سال‌های پس از انقلاب نتوانسته است رابطه خود را با انقلاب اصلاح کند و در همان دهه 50 میلادی باقی مانده است. آمریکا پس از انقلاب در جنگ نرم خود علیه جمهوری اسلامی یک سیاست دوستونی را دنبال کرده است که در هر دو ستون، استفاده از روشنفکران بیمار نقش اصلی را برای رسیدن به اهداف آنها دارد؛ اول، ناامید کردن مردم نسبت به حاکمیت و تغییر دیدگاه آنان نسبت به آمریکا و ستون دیگر آمریکا در جنگ نرم ارتباط با روشنفکران و تخریب رابطه آنها با نظام، تلاش برای انحراف افکار عمومی از طریق روشنفکران و مسموم‌سازی تصمیمات حاکمیت از طریق مسائل اندیشه‌ای و مشاوره‌هایی است که آنان در اختیار مسئولان نظام قرار می‌دهند.
بهره‌گیری از روشنفکران در پس از برجام برای آمریکا بسیار با اهمیت‌تر است؛ زیرا آمریکا سعی می‌کند در این دوره، خود را منجی مردم ایران نشان دهد. اکنون آمریکا احساس می‌کند که پس از برجام راحت‌تر می‌تواند اندیشه‌های ضدآمریکایی را در ایران هدف قرار دهد، به همین سبب درصدد است که از این معادله دوستونی «عامه ـ نخبه» همزمان بهره خود را برای نفوذ به داخل جامعه ایران ببرد. در این مقال برخی از راهبردهای مزبور ذکر شده است:
۱ـ شکاف در جامعه و حاکمیت؛ یکی از راهبردهای آمریکا برای ایجاد شکاف و دودستگی و بهره‌برداری از آن، دسته‌بندی مردم و حاکمیت است. در این اوضاع، آمریکا سعی می‌کند، با واژه مسئولان منتخب و غیرمنتخب جامعه را به دو قطب جدا از هم تقسیم کند؛ نتیجه این معما در نهایت این می‌شود که روشنفکران با استفاده از این ادبیات جامعه را به سمتی بکشانند که عملاً بی‌اعتمادی مردم به حاکمیت و نظام را به اوج خود رسانده و راهبردهای نظام را به شعارهای انتخاباتی گره بزنند تا بتوانند در هر انتخاباتی آنها را زیر فشارهای تبلیغاتی با تغییر مواجه کنند.
۲ـ تبلیغ تغییر راهبرد آمریکا؛ در حالی که اندیشه براندازی ایران هنوز هم در گروه‌های معتدل و تندرو آمریکا به قوت خود باقی است، برخی از روشنفکران وطنی به دنبال ترویج این ایده هستند که آمریکا از تغییر حاکمیت سرخورده شده و راه تعامل را در پیش گرفته است.
۳ـ تغییر ماهیت نظام؛ آمریکا به این نتیجه رسیده است که راهکارهای کوتاه نمی‌تواند اهداف او را تأمین کند و به همین دلیل تغییرات ماهیتی و پایه‌ای را در دستور کار قرار داده است؛ برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری برای ورود به دایره‌های پولادی نظام، مانند ورود به خبرگان و تلاش برای گفت‌وگو یا مصالحه با شورای نگهبان برای وارد کردن مهره‌های خود در مجلسین آینده از راهبردهایی است که بی‌توجهی به آن لطمه‌های جبران‌ناپذیری به دنبال دارد.
۴ـ تبدیل خط واحد نظام در سیاست خارجی به دوراهی منافع و ارزش‌ها؛ همواره یکی از تقابل‌های جریان سکولار با انقلاب اسلامی، تأکید بیش از حد بر منافع ملی و چشم‌پوشی از آرمان‌ها و ارزش‌های انقلاب و اسلام است. خط نهایی تبلیغ این اندیشه در اوضاع فعلی سازش با غرب و مذاکره در همه زمینه‌ها با آنان به‌دور از ظلم‌ها و اشغالگری‌های غرب و حامیانش در بلاد اسلامی است. در دانشگاه‌ها و محافل علمی آن‌گونه بر منافع ملی تأکید می‌شود که گویا آرمان‌گرایی در خارج از مرزها و صدور انقلاب، ضد منافع ملی است.
۵ـ تبلیغ ارزش‌های مشترک؛ در سالیان گذشته، اندیشه جهانی‌سازی درصدد بوده است که اندیشه‌ای معارض با خود را در مسیر هماهنگ‌سازی جهانی از میان بردارد و اکنون به بهانه پسابرجام و رویه‌های مشترکی، چون مبارزه با تروریسم به دنبال آن هستند که «مشترک‌سازی ارزش‌ها» در دستور کار قرار بگیرد و آرمان‌های انقلاب به فراموشی سپرده شود. تبدیل آرمان‌های غرب به آرمان‌های انقلاب، یکی از مهم‌ترین فعالیت‌هایی است که پس از برجام به صورت جدی در ادبیات، هنر، سینما و سیاست دنبال می‌شود.

 

 


گفتمان مقاومت و استکبارستیزی
احد کریمخانی


انقلاب اسلامی ایران از همان روزهای آغازین ظهور خود بر پایه شعار «نه شرقی ـ نه غربی» و به تأسی از آیات نورانی قرآن به نهضت‌های ضداستکباری منطقه و جهان «حيات دوباره» بخشيد و اکنون نیز بازتوليد و گسترش گفتمان مقاومت را وجهه همت خود قرار داده است.
در راستای همين هدف مقدس، حمايت از نهضت‌ها با شاخصه استکبارستيزی، استعمارستيزی و استبدادستيزی همواره در دستور کار قرار داشته و از همين رو، گستره آن به مرزهای جمهوری اسلامی ايران محدود نمانده است.
امروز امواج بیداری اسلامی به سرعت در حال پیشرفت در سراسر جهان است. این امواج سبب شکست سیاست‌های استعماری شده و از ‌این ‌رو دشمن سعی دارد تا با این موج عظیم که در سراسر دنیا فراگیر شده است، از هر راهی با به‌کار بستن حربه‌های گوناگون مقابله کند.
تلاش مستکبران برای ایجاد اسلام‌هراسی در عالم، نشان دادن چهره خشن و غیرمنطقی و متعصبانه از اسلام با درست کردن امثال طالبان و داعش، اختلاف‌افکنی میان شیعه و سنی با ایجاد شیعه لندنی و سنی تکفیری-سلفی، تلاش برای ایجاد انشقاق میان کشورهای اسلامی، تلاش برای خدشه وارد کردن میان محورهای مقاومت با درگیر کردن سوریه به جنگ داخلی، واهمه پیدا کردن از پیوستن ظرفیت‌های انقلابی و ضداستکباری مردم یمن به دیگر اضلاع مقاومت در منطقه و تلاش برای ممانعت از آن با حمله به یمن، سرکوب حرکت‌های مردمی در بحرین و تروریست خواندن حزب‌الله لبنان و گروه‌های فلسطینی، همه و همه و ده‌ها و صدها طراحی و نقشه دیگر قطعات گوناگون جورچینی است که برای مقابله یا لااقل محدود کردن ظرفیت‌های انقلاب اسلامی طراحی شده است.
مسلم است شعار و عمل ضد استکباری و ضد آمریکایی سبب ایجاد و تولید قدرت نرم جهانی برای انقلاب اسلامی و حرکت‌های اسلام‌گرا شده است و اتفاقات پیش روی عرصه بین‌المللی بیش از گذشته مؤید توفیق این روند خواهد بود. چند سال پیش بود که «برژینسکی» در شورای راهبردی آتلانتیک گفت: «کدام دیوانه‌ای آمریکای ابرقدرت را از بلندای سال ۲۰۰۰ به دره کنونی ۲۰۱۱ آورده است؟ دموکرات‌های احمق؟ جمهوریخواهان کم‌عقل؟ یا ایران؟! ما در اوضاع بسیار عجیب و پیچیده‌ای به سر می‌بریم.» این اوضاع عجیب و پیچیده قطعاً حاصل پایداری گفتمان مقاومت در مقابله با نظام سلطه و استکبار جهانی است.
به دنبال شکل‌گیری انقلاب اسلامی، نهضت‌ها و جریانات مختلفی در منطقه شکل گرفت و بسیج مردمی نیز با فعالیت‌های مؤثر گوناگون برای دیگر کشورها نیز الگو شد. حوادث موجود در عراق نمونه‌ای از حضور مردم، مرجعیت و انقلابیون بود که با الگوپذیری از انقلاب و نهادهای انقلابی ایران، از جمله بسیج توانست عراق را نجات داده و موج تهاجمات را کاهش دهد. در یمن نیز عمده اقدامات انجام شده نشئت گرفته از موج جریانات بیداری اسلامی است و این نشان می‌دهد، همواره این موضوع در حال انتشار در تمامی نقاط ظلم‌پذیر است. از جمله دلایل مهم دشمنی و اعلام مخالفت جبهه استکبار با جبهه اسلامی همین نفوذ معنوی و بیداری اسلامی در تمامی کشورهای دنیاست. پدیده انقلاب اسلامی پس از چند سده به شکل عملی و عینی، اسلام و جوامع اسلامی را از انزوا و سکون خارج کرد و مردم مسلمان منطقه را نسبت به حق و حقوق و توانایی‌های خود آگاه ساخت و طلسم شکست‌ناپذیر بودن غول استبداد، استعمار و امپریالیسم را ابطال کرد و این مسئله خود «جسارت و اعتماد به نفس» را به ملت‌های مسلمان بازگرداند.
اکنون کشورهایی همچون یمن، سوریه و عراق با تأسی از جمهوری اسلامی ایران در برابر هجمه متجاوزان مقاومت کرده و توانسته‌اند گفتمان مقاومت را در برابر کشورهای قدرتمند به منصه ظهور برسانند. استکبار جهاني به سرکردگي آمريکا و رژيم صهيونيستي که امروز شاهد گسترش موج بيداري اسلامي در کشورهاي مسلمان است، سعی دارد ميان مسلمانان تفرقه ايجاد کند و حرکت عظيم بيداري اسلامي، شکسته و متوقف شود. تنها رمز عبور از اين پيچ تاريخي، وحدت مسلمين و تسلیم نشدن در برابر فشارها و توطئه‌های استکبار و نصب‌العین منویات حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب(مدظله‌العالی) است.


میزان اموال بلوکه ایران در آمریکا
محراب دوستی


در پی تسخیر لانه جاسوسی در ۱۳ آبان ۱۳۵۸، آمریکا ۱۲ میلیارد دارایی اموال دیپلماتیک، وجوه نقد، اموال نظامی و اموال محمدرضاشاه و خانواده‌اش را مسدود و توقیف کرد. هر چند بعدها با میانجیگری کشور الجزایر دو کشور بر سر استرداد دارایی ایران از سوی واشنگتن به توافق رسیدند، اما در برخی استدلال‌های حقوقی اختلافاتی میان ایران و آمریکا بروز کرد که دو کشور برای حل اختلافات خود به دیوان داوری لاهه مراجعه کردند. به موجب قرارداد الجزایر، آمریکا متعهد شد، با اعاده «وضعیت مالی ایران» به قبل از ۲۳ آبان ماه ۱۳۵۸ ، کلیه دارایی‌ها و اموال مسدود شده ایران را آزاد کند، اما این اتفاق هیچ‌گاه روی نداد.
دارایی‌های بلوکه شده ایران در آمریکا، متنوعند؛ بخشی از این دارایی‌ها در بانک‌های آمریکا هستند. این دارایی‌ها مربوط به زمان محمدرضا پهلوی است که برای خرید اسلحه پول آنها پرداخت شده بود، ولی با وقوع انقلاب این سلاح‌ها به ایران تحویل داده نشدند. این تجهیزات نظامی شامل زیردریایی، هواپیمای آواکس، هواپیمای اف ۱۵ و... است که هزینه آنها بیش از یک میلیارد دلار بود و الآن پس از گذشت سی و چند سال نزدیک به سه یا چهار میلیارد شده است. یک قسمت دیگر این اموال مربوط به پول‌هایی است که آنها را بلوکه کرده‌اند و به اموالی، مانند ساختمان‌هایی مربوط می‌شود که در نیویورک بود. مجموع این اموال را در حدود ۱۲ میلیارد دلار پیش‌بینی می‌کنند. با وجود اين، در گزارش كنگره به طور اجمال و کلی به مطالبات ايران از آمريكا بابت بخشي از قراردادهاي بين شاه مخلوع با آمريكايي‌ها اشاره شده است. از جمله اين موارد، قرارداد نظامي ٤٠٠ ميليون دلاري است كه پول آن پرداخت شده بود، ولي وزارت دفاع آمريكا پس از انقلاب، تجهيزات مورد نظر را به كشور ديگري مجدداً فروخت و پول آن را در حسابي ذخيره كرد. همچنين اموال ديپلماتيك ايران در آمريكا نظير ساختمان سفارت و ١٠ ملك ديگر به همراه حسا‌ب‌هاي بانكي در ايالت‌هاي مختلف از سوی دولت آمريكا توقيف و اجاره داده شدند. افزون بر این، بر اساس گزارشي كه در سال ٢٠١٣ منتشر شد، در فوريه سال ٢٠١٠ حدود يك ميليارد و ٩٥٠ ميليون دلار از دارايي‌هاي ايران در آمريكا مسدود شده است. ديگر اختلافات مالي بين ايران و آمريكا به ساقط کردن هواپيماي مسافربري ايران بر می‌گردد. آمريكا در پي اين فاجعه در مجموع، ٦١ ميليون و ٨٠٠ هزار دلار خسارت بابت ٢٤٨ قرباني (٣٠٠ هزار دلار بابت هر قرباني سرپرست خانواده و ١٥٠ هزار دلار بابت قربانيان غيرسرپرست) پرداخت كرد، اما هيچ‌گاه پول خود هواپيما را نپرداخت. افزون‌بر اینها در اواخر سال ٢٠٠٩ يك دادگاه آمريكايي در جنوب نيويورك اموال شركت آسا را كه متعلق به بانك ملي ايران است توقيف كرد. برخي از تحريم‌هاي امريكا عليه ايران در زمان تسخير لانه جاسوسي در سال‌هاي ١٩٧٩ تا ١٩٨١ در قالب دستور‌های اجرايي دولت جيمي كارتر، رئيس‌جمهور وقت آمريكا، سبب مسدود شدن دارايي‌هاي ايران در آمريكا شد. پس از مذاکرات هسته‌ای و برجام «ماری هارف» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا به احتمال پرداخت غرامت گروگان‌های سفارت آمریکا از دارایی‌های ایران در سال ۵۸ واکنش نشان داد و گفت: «ما هرگز چنین چیزی را نگفته‌ایم؛ اینها دارایی‌های ایران هستند که در خارج از این کشور مسدود شده‌اند. درباره موضوع گروگان‌ها ما متعهد به همکاری با اعضای کنگره هستیم تا گزینه‌های لازم را برای پرداخت غرامت بیشتر به گروگان‌های سابق که با قوانین و سیاست خارجی ما همخوانی داشته باشد، صورت بدهند.» موضوع آزادسازی دارایی‌های مسدود شده ایران پس از توافق هسته‌ای جمهوری اسلامی با کشورهای ۵+۱، به یکی از محورهای اصلی رایزنی‌ها تبدیل شده است و دستگاه دیپلماسی باید تمام توانش را برای آزادسازی این دارایی‌ها متمرکز کند، حتی تا جایی که ممکن است سود حاصله چندین ساله را بگیرد.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

حامد زمانی در گفت‌وگوی تفصیلی با صبح‌صادق
زبان موسیقی ارزشی ظرفیت صدور انقلاب را دارد
 مجتبی برزگر

*در ابتدا بفرمایید که چه شد از مداحی اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، تحصیلات علوم سیاسی به عرصه موسیقی و خوانندگی اشعار و آهنگ‌های انقلابی گرایش پیدا کردید؛ عرصه‌ای که پس از دفاع مقدس کم‌رنگ شده بود و شما با سبک‌های روز به این میدان آمدید. انگیزه و هدف شما از این احیا و ارتقا چه بود؟
مداحی و نوکری در خانه اهل‌بیت(علیهم‌السلام) افتخار همه ماست. اصلاً ما از دوران کودکی با این فضا پرورش پیدا کردیم و هرچه داریم از این ذوات مقدسه است. منتها همه این کارهایی که به مناسبت محرم از صداوسیما به نمایش درمی‌آید از نوع موسیقی پاپ است و کاملاً از فضای مداحی فاصله دارد. ولیکن شأن مداحی و ستایشگری اهل بیت(علیهم‌السلام) بسیار والاست؛ اینکه من همواره اعلام کرده‌ام من مداح بودم و الآن هم اگر توفیق پیدا کنم و فرصت پیش بیاید دوست دارم، حداقل در هیئت شهر خودمان (نعیمه) که از هشت سالگی این پرچم و بیرق را برپا کردیم در تاسوعا و عاشورای حسینی مداحی کنم؛ فقط هم در آن جا مداحی می‌کنم، مگر اینکه اتفاق خاصی بیفتد و مثلاً در جریان دهه‌های مختلف سوگواری حضرت اباعبدالله(ع) در هیئتی میهمان باشم.
اما با این اوصاف، مداحی با موسیقی تفاوت زیادی دارد. «ماه نیزه‌ها» و کارهایی که از تلویزیون پخش شده اجرای موسیقی پاپ است و نباید برخی بر روی آن نام مداحی بگذارند. یعنی رسانه باید این دو را از هم جدا کند؛ زیرا بسیاری به ما خرده می‌گیرند و این کارها و فعالیت‌های سخت‌کوشانه را زیر سؤال می‌برند و می‌گویند این کار، موسیقی نیست و اینها دارند مداحی می‌کنند! این مداح است و یکی از ستایشگری‌های خود را با آهنگ تلفیق کرده نام آن را موسیقی می‌گذارد!
به دلیل این موضع‌گیری اشتباه، از سوی برخی رسانه‌های خودی آسیب‌های زیادی متوجه ما شده است. در صورتی که من به صورت آکادمیک موسیقی را دنبال می‌کردم. یعنی خوشبختانه دوره‌های علمی موسیقی را گذرانده‌ام؛ البته به روی دیگر این سکه هم باید نگاه کرد که بعضاً موسیقی ما به جایی نمی‌رسد و توفیقی چه در فضای عاشقانه و چه در فضای موسیقی ارزشی که امید داشتیم پر و بال بگیرد نیز، ندارد.
علتش هم این است که اهالی موسیقی ما علم لازم را برای پیشبرد اهداف این نوع موسیقی ندارند و همین طوری بدون هیچ نظارت و قراردادن خط مشخصی وارد این فضاها می‌شوند و اصلاً به اخلاق و شخصیت حرفه‌ای یک موسیقیدان و خواننده توجه ندارند و در این راستا مسئولان وظیفه سنگینی برعهده دارند؛ ما هم در جایگاه کسی که چندین سال در این فضا فعالیت می‌کنیم تمام سعی خود را به کار می‌بندیم تا از عمق این آفت بکاهیم، اما متأسفانه در حد یک فاجعه پیشرفت کرده است.

*چه شد که این اتفاق رخ داد و به اصطلاح آفت ایجاد شد؟
دلیل آن عدم توجه به این نوع سبک موسیقی بود. از طرفی هم همه می‌دانستیم در فضای موسیقی یک خلأیی داریم، حالا چه کسی باید بیاید و این نقص را پوشش دهد؟! چرا که متأسفانه ما گاهی منتظر هستیم کسی بیاید و این مشکل را برطرف کند.
یکی از آفت‌های حزب‌اللهی‌ها همین منتظر بودن است؛ یعنی همیشه در همه مسائل منتظر منجی هستیم، یکی بیاید مشکل ما را برطرف کند و به همین دلیل است که کار گاهی به آخرین لحظات خودش می‌رسد. تا وقتی که می‌بینیم دیگر باید به میدان بیاییم و اگر نه شاهد عواقب بدی خواهیم بود، با سرعت امور عقب‌مانده را پیگیری می‌کنیم؛ یعنی به دلیل این نوع دید و نگرش اشتباه گاهی احساس خطر نمی‌کنیم.
بنده از دوران کودکی موسیقی را دنبال می‌کردم و قرآن هم می‌خواندم. همیشه دوست داشتم حرف دل، دغدغه‌ها، مشکلات، ارزش‌های فراموش‌شده و حتی زیبایی‌های اسلام، انقلاب ایران و ولایت را به زبانی که همه مردم، به‌ویژه قشر جوان با ان آشنا باشند، به مردم برسانم؛ یکی از راه‌های این ورود از دریچه هنر بود؛ از فیلم و کتاب گرفته تا شعر و موسیقی. متأسفانه در کشور ما به کتاب اهمیت داده نمی‌شود. فیلم هم هزینه‌های زیادی دارد و تریبونی برای انتقال دیدگاه‌های اسلامی و فرهنگ غنی ایرانی نیست. تنها شعر و موسیقی در این راستا پرچمداری می‌کند. با خود اندیشیدم که استعداد حامد زمانی در چه جایگاهی می‌تواند مؤثر باشد که به شعر و موسیقی رسیدم! پس این دغدغه و حرف از دریچه این استعداد شکوفا شد.
اگر قرار بود در این فضا نفر دوم باشم، قطعاً وارد این عرصه نمی‌شدم. موقعی وارد فضایی می‌شوم که حرفی برای گفتن داشته باشم و سعی می‌کنم نفر اولی باشم که وارد این فضا می‌شوم.

*عموم خواننده‌هایی که در موسیقی پاپ فعالیت‌ می‌کنند در مضامین اجتماعی و عاشقانه سیر می‌کنند و البته مخاطبانی هم از اقشار جوان جامعه، طرفداران آنها هستند؛ شما با توجه به صدای زیبایی که دارید قطعاًً اگر در همان سبک‌ها ادامه می‌دادید جزء خواننده‌های محبوب بودید چه وظیفه‌ای احساس کردید که به سروده‌های‌تان سمت و سوی دفاع از اسلام، ولایت، تجلیل و تکریم مقام شهدا، مقاومت و استبکارستیزی دادید؟
طرفداران لقبی به بنده داده‌اند که شاید تا حدودی گویای بسیاری از این پاسخ‌ها باشد که چرا این هدف دنبال می‌شود؛ می‌گویند «حامد زمانی صدای بی‌صداهاست». اعتقاد دارند بیایید این صدای بی‌صداها را معنا کنیم یعنی چه؟ یعنی کسانی که چندین سال است حرف‌های‌شان را کسی نشنیده، حرف‌های‌شان در وادی هنر مغفول مانده و بعضاً در نطفه خفه شده است؛ چرا که وادی هنر از همان ابتدا دست کسانی بوده که دغدغه‌های قشر حزب‌اللهی را بازگو نکرده‌اند، یا اگر هم مفاهیمی مطرح شده اصلاً در خور شأن و شایسته این جایگاه نبوده است.
به واقع، ما در موسیقی چنین فضایی نداشتیم. اگر این اقشار بی‌صدا بودند نیاز به یک روزنه‌ای بود که از معبر آن روزنه این صدا فریاد شود. یعنی ما حکم آن میکروفونی را داریم که دردها و فریادهای این افراد را بر سر ظلم، استکبار و بی‌عدالتی یا هر ناارزش و بی‌ارزشی، طنین‌انداز کند. چون موسیقی ارزشی است که هم مدح ارزش‌ها را می‌کند و هم بر سر ضدارزش‌ها فریاد می‌زند.

*آیا ورود به این نوع موضوعات در هنر موسیقی دنیا جایگاهی دارد؛ چرا که بسیاری مغرضانه اعتقاد دارند دفاع از کشور، خون شهید و مقابله با دشمن، مقاومت و استکبارستیزی جایگاهی ندارد و به هر صورت این نوع سبک موسیقی را زیر سؤال می‌برند، نظر شما در این باره چیست؟
متأسفانه آن موقعی که حامد زمانی شروع به فعالیت کرد رسانه‌های داخلی ما خبر نداشتند و بنده را نمی‌شناختند، اما VOA و BBC بر روی فعالیت‌های من متمرکز شدند. زنگ آغاز عمده شایعات این‌ چالش‌ها را همین رسانه‌ها به صدا درآوردند. چه کسانی در داخل کشور به این شایعات و چالش‌ها وسعت دادند؛ خودی‌های غافل، جاهل و حسودی که این چالش‌ها اقناع‌‌شان می‌کند. حقیقتاً این زخم‌ها همان پرداخت‌های غرض‌ورزانه این خودی‌هاست.
در مصاحبه‌های دیگری که با رسانه‌ها داشته‌ام همواره اعلام کرده‌ام زخمی برای من شیرین است که از دشمن بخورم. مثل زخمی که جانبازان ما در جبهه خوردند. منتها وقتی این زخم از سوی خودی‌ها شکل می‌گیرد خنجر از پشت است.
بیشتر ستاره‌های موسیقی غرب زیر پرچم آمریکا فعالیت می‌کنند. این چه تضادی است؛ وقتی آنها فرهنگی را فریاد می‌زنند که ظلم‌گرایی، دشمنی و تفکر نادرست و جاهلانه در آن موج می‌زند بسیار پسندیده و قابل تحسین است و هنر این اجازه را به آنها داده و محدودیتی ندارند، اما تا ما می‌خواهیم کارهایی انجام دهیم که اتفاقاً رسالت اصلی هنر همین تعالی روح است و نکاتی که به فطرت انسان و دین مبین اسلام برمی‌گردد و قطعاً بالاترین موهبت الهی است، به ما طعنه می‌زنند و می‌گویند موسیقی را آلوده کرده‌ایم و اصطلاحاً نان را به نرخ روز می‌خوریم! متأسفانه آن‌ خواننده‌ها و موزیسین‌های غربی که از سیاست‌های قلدرمنشانه آمریکا و رژیم صهیونیستی دفاع می‌کنند رسانه‌های غربی به میدان می‌آیند و آنها را با حمایت‌های خودشان به محبوب‌ترین خواننده‌ها و موزیسین‌های کشورشان تبدیل می‌کنند، اما برخی‌ها در داخل چه‌کار می‌کنند؟! ابزار دست غربی‌ها هستند و از بیرون خط‌مشی می‌‌گیرند.
در صورتی که ما از بهترین، شایسته‌ترین و والاترین مضامین می‌خوانیم. من که از ابتدای فعالیتم تاکنون اندکی تغییر رویه نداده‌ام، چطور می‌توانم این صفات منتسب شده را بپذیرم. حتی در موضع‌گیری‌ هم سمت و سوی مشخصی دارم و اصلاً به میخ و نعل نمی‌زنم! اما آنهایی که یک روز می‌آیند از یک فضا می‌خوانند و روز دیگر دغدغه دیگری را که اغلب منفعت‌طلبانه است فریاد می‌کنند و حرف‌های‌شان را عوض می‌کنند، آنها نان به نرخ روزخور هستند.
این جهالت آمیخته با حسادت سبب شده که یک فضای بدی به‌وجود بیاید که فرد را تحت فشار قرار می‌دهد. منتها ما که حواس‌مان جمع است و از ابتدای حضور می‌دانستیم با چه فضاهایی روبه‌رو هستیم و من خودم هر وقت این اتفاقات می‌افتد یاد سربازی می‌افتم که در جنگ زخم می‌خورد و بی‌اعتنا به درد، پیشروی می‌کند، من هم باید همان کار را انجام دهم کما اینکه آن ترور شخصیت سخت‌تر از ترور جانی است و دشمن امروز سیاست ترور شخصیت را در پیش گرفته است. رسانه‌‎های خودی هم ما را حمایت‌ نمی‌کنند و اصلاً تریبونی به جز چند وبگاه و درگاه شخصی در اختیار ما قرار نمی‌گیرد.

*شما در دوره‌ای که عده‌ای می‌خواهند، القا کنند که دوران مرگ بر آمریکا به پایان رسیده «سرود مرگ بر آمریکا» را خواندید؛ هدف شما از این کار چه بود؟
مرگ بر آمریکا برای ما که دیگر حل شده است؛ یعنی اگر برخی‌ها یادشان رفته ما یادمان نمی‌رود. ما تاریخ یادمان نمی‌رود. الان هم بسیاری حواس‌شان نیست و اسیر یک‌سری بحث‌های انحرافی و زرق و برق‌ها شده‌اند؛ نباید اصل موضوع فراموش بشود. چرا که مرگ بر آمریکا از شعارهای اصلی جمهوری اسلامی و کشورمان به‌شمار می‌آید و اصلاً ما را به این شعائر می‌شناسند. مصداق واقعی مبارزه با ظلم، مرگ بر آمریکا است. اگر این معارف و مفاهیم را فراموش کنیم، از عزت‌مان گذشته‌ایم.
آن موقعی که بنده این سرود را خواندم این فضاها نبود. اتفاقاً زمانی که مذاکره هم شکل می‌گرفت ما کار «مرگ مساوی آمریکا» را ساختیم. «گله از گرگ» هم از آن دست اقدامات بود و البته آثار دیگری هم در این جهت ساخته شد.

*شنیدیم پس از خواندن این شعر مورد عنایت رهبر معظم انقلاب قرار گرفتید؛ از این تفقدها بگویید؟
بهتر است که راجع به جزئیات این دیدارها چیزی نگویم. اما افتخارم این است که برای خودم ثابت شد که مسیر را درست می‌روم. این تأییدیه را گرفتم. زیبایی‌هایش برای خودم بماند. من هیچ وقت در هیچ مکان عمومی و جلوی هیچ رسانه‌ای از این موضوع صحبت نکردم و اگر صحبتی هم شده رسمی نبوده است. هیچ‌گاه در مورد این موضوع مطلبی را عنوان نکردم. به دلیل اینکه زیبایی‌ها و دلگرمی‌های آن برای خودم بوده است.

*شما برای مادران شهید اثری خواندید، برای تحریم خواندید، برای موضوعات مختلف سیاسی می‌خوانید؛ واکنش‌های مردم جامعه را چطور دیدید؟
شهدا نقطه مشترک همه آثار من هستند؛ در واقع، خطی که همه کارهای من دارد. من اگر بخواهم کمی از این خط منحرف شوم باید بترسم، چون همه چیز ما شهدا هستند. من وقتی به مفهوم شهدا می‌پردازم احساس امنیت می‌کنم. اگر مردم ما درباره هر مسئله‌ای موضع گرفته باشند از هر گرایشی، وقتی راجع به شهدا می‌خوانیم همیشه آثار و برکات آن را شاهد بوده‌ام. حقیقتاً کار برای شهدا همه زندگی و روحیات مرا تحت تأثیر خودش قرار داده است. خانواده‌های شهدا هم که در هر اجرایی به بنده لطف داشتند و من را شرمنده کردند. این یکی از لذت‌های کار من است که آن را چشیده‌ام و آن را با چیزی عوض نمی‌کنم. حقیقتاً خانواده‌های شهدا صاحب موسیقی من هستند و بارها هم خوشبختانه رضایت خودشان را از این روند اعلام کرده‌اند.

*یکی از نکاتی که در فعالیت موسیقی شما به چشم می‌خورد برخلاف برخی از خوانندگان که کنسرت‌های‌شان در سالن‌ها و آمفی‌تئاترهای آنچنانی برگزار می‌شود، شما به یادواره‌ها، مراسم‌های شهدا، در مساجد و حتی برخی از روستاها رفته‌ و خوانده‌اید؛ چه چیزی سبب می‌شود که به این صورت هنرتان را به منصه ظهور برسانید؟
چیزی که نباید اجازه بدهیم دشمنان و بدخواهان به آن طعنه بزنند همین نکته است که حامد زمانی نمی‌تواند در سالن‌های بزرگ مخاطب داشته باشد و بلیت بفروشد و در این مکان‌ها کنسرت بگذارد. اتفاقاً در چند سال گذشته که حامد زمانی را کسی نمی‌شناخت و شناخته شده نبود، در برج میلاد اجرای موسیقی داشتم و در ظرف چند ساعت تمام بلیت‌ها فروخته شد. حتی 600، 700 نفر به علت تکمیل شدن فضا، برگشتند.
اتفاقاً اجراهای من نشان داد که عمده مخاطب من فضای مجازی نیست. وقتی برای اجرا در بروجرد (شهری که برای اولین بار می‌روم) 40 هزار مخاطب استقبال می‌کند، یا به سبزوار می‌روم 30 هزار مخاطب، نجف‌آباد 35 هزار نفر و در شهرهای دیگر بیش از 25 هزار مخاطب به این آثار اقبال نشان می‌دهند، نشان دهنده آن است که ظرفیت این موسیقی چقدر بالاست و این هشداری است برای مسئولانی که به هنر انقلابی و موسیقی انقلابی بي‌توجهی می‌کنند.
به جرئت اعلام می‌کنم که ما به واسطه زبان موسیقی ارزشی می‌توانیم به راحتی انقلاب‌مان را صادر کنیم و هم پیام خود را به شیعیان و مسلمانان برسانیم. بعضاً وقتی که دوستان از لبنان و عراق می‌آیند و می‌گویند آثار شما خیلی طرفدار پیدا کرده، هم قوت قلبی می‌گیریم و هم می‌بینیم در آن کشورها و فضاها هم خلأها وجود دارد. اگر می‌خواهیم صدور انقلاب داشته باشیم، هیچ زبانی همچون موسیقی کارساز نیست و مسئولان فرهنگی کشور که ادعا دارند و هیچ‌وقت هم به سراغ ما نیامدند باید در قبال این همه خلأ، جوابگو باشند. اتفاقاً این سبک موسیقی تأثیرگذارترین نوع موسیقی در این سال‌ها، چه از نظر افزایش مخاطب و ظرفیت استقبال و چه از نظر میزان تأثیرگذاری به شمار می‌رود.

*هنر و هنرمند که در حفظ روحیه استکبارستیزی مورد تأکید مقام معظم رهبری است و اصولاً از تعالیم دینی ما نشئت گرفته چه نقشی را می‌تواند ایفا کند؟
هنر و هنرمند می‌تواند به هر مفهومی که دلش می‌خواهد بپردازد. اگر می‌خواهد در چارچوب‌های مشخص به مفاهیم انقلابی و ارزشی بپردازد به نظر من اصل ماجرا اینجاست. این همه حضرت‌آقا و بزرگان تأکید کردند زبان هنر چقدر می‌تواند در این راستا نقش ایفا کند. رسالت هنر همین جاهاست؛ به نظر من موسیقیِ ماندگار است که به این مضامین ارزشی می‌پردازد. شاید در کوتاه‌مدت جواب ندهد، اما در آینده تأثیرات آن شگرف خواهد بود.

*آیا اثر جدیدی در موضوع انقلاب اسلامی و مقاومت دارید، یا با رسیدن به اربعین جان‌باختگان حادثه منا مخاطبان کاری از شما در محکومیت آل‌سعود خواهند شنید؟
من وقتی می‌بینم دوستان دیگر درباره یک موضوع مشخص می‌خوانند من سعی می‌کنم ریشه‌ای به آن اتفاق نگاه کنم. در حادثه منا ما به آل‌سعود می‌پردازیم و یک کاری مختص این جنایات اجرا خواهیم کرد.
ان‌شاءالله سیزدهم‌آبان همزمان با سالروز استکبارستیزی یک کار ویدئوکلیپی از یک موزیک منتشر نشده، اما لو رفته رونمایی خواهیم داشت.

* سؤال پایانی؛ شما حاضرید برای روحیه دادن به رزمندگان خط مقدم جبهه مقاومت اگر لازم باشد حضور پیدا کنید و موسیقی اجرا کنید؟
حتماً. الآن داریم همین کار را انجام می‌دهیم. اتفاقاً ما در خط مقدم جبهه نرم هستیم. همه جوان‌ها همین کار را انجام می‌دهند، ما هم در این فضا فعالیت می‌کنیم. ان‌شاءالله خداوند به این ذره نور بدهد و به گوش بقیه هم برسد.


محمدمهدی سیّار شاعر جوان و انقلابی در گفت‌وگو با صبح‌صادق
یکی از رسالت‌های هنرمندان مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی است

 

در آستانه ۱۳ آبان روز مقابله با استکبار جهانی به سراغ محمدمهدی سیار، شاعر جوان انقلابی و آیینی رفتیم که روح استکبارستیزی و مقاومت در اشعارش متبلور است. غزلیات عاشقانه و حدیث نفس او در کنار شعرهای آیینی ویژه مداحان و دغدغه نظام و انقلاب در سروده‌های موسیقیایی، چهره متفاوتی از این شاعر فعال در عرصه موسیقی و مداحی ساخته‌ است. ناگفته نماند که او در سال‌های 88 و 90 دو دیدار با رهبر معظم انقلاب داشته وی که از بیان جزئیات آنها امتناع کرد.
گفت‌وگوی صبح‌صادق با این شاعر انقلابی را در ادامه می‌خوانید:

*در ابتدا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید چه مجموعه اشعاری سروده‌اید و از پیداها و ناپیداهای محمدمهدی سیّار بگویید؟
من متولد سال ۱۳۶۲ و اهل زاهدشهر فارس هستم. تحصیلاتم را در رشته فلسفه تا مقطع دکترا ادامه دادم و از دانشگاه تربیت مدرس فارغ‌التحصیل شدم. از سال 87 تاکنون هم دروس ادبیات و منطق را در دانشگاه امام صادق(ع) تدریس می‌کنم.
یکی از کتاب‌هایی که از بنده به چاپ رسیده مجموعه شعر «بی‌خوابی عمیق» است که سال 88 از طریق انتشارات سوره مهر به چاپ رسید. در این کتاب اشعار متنوعی را برگرفته از شعرهای عاشقانه، آیینی و حدیث نفس سروده‌ام.
بسیاری از مخاطبان می‌پرسند چرا موضوعات خاصی را دنبال می‌کنم که پاسخ من این است که هیچ‌‌یک از آثارم موضوع خاصی نداشته است. کتاب بعدی «حق‌السکوت» بوده که عمده این اثر در قالب غزل است که موضوعات متنوع و مختلفی دارد و انتشارات فصل پنجم آن را در سال 89 به چاپ رسانده است. این کتاب به لطف خدا جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی را در بخش ادبیات به خود اختصاص داد.
«رودخانی» آخرین اثر بنده است که در سال گذشته(93) به کوشش انتشارات شهرستان ادب چاپ شد. بحمدالله استقبال مخاطبان و علاقه‌مندان از این کتاب، مناسب بوده است، به‌گونه‌ای‌که در کمتر از یک سال به چاپ سوم رسید.

*در آستانه 13 آبان و روز مقابله با استکبار، یکی از نکاتی که رهبر معظم انقلاب پس از موضوع برجام بر آن تأکید زیادی دارند، حفظ روحیه استکبارستیزی است، در اشعار شما مبانی مقاومت و مقابله با استکبار نمود زیادی دارد؛ چرا در این حوزه شعر می‌سرایید؟
البته شعرهای من را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد؛ یک دسته اشعاری است که در کتاب‌ها به چاپ رسیده و جنبه سیاسی کمتری دارد و بیشتر سعی کردم علاقه‌های ادبی، عاشقانه و فلسفی خودم را در آن اشعار بگنجانم. البته، نیم‌نگاهی هم به مسائل اجتماعی و اوضاع و احوال امروز ایران و جهان در آن شعرها وجود دارد.
دسته دیگر شعرهایی است که برای تولیدات موسیقیایی سروده می‌شوند که در واقع به سرود و ترانه‌هایی که شنیدید، درمی‌آیند. در برخی از این دست آثار، به مقتضای وضعیت سیاسی و اجتماعی کشور به موضوعات مختلفی پرداخته‌ام که یکی از مهم‌ترین این موضوعات، همین بحث جایگاه فعلی کشور و انقلاب‌مان در رویارویی با نظام سلطه است. این تقابل با رگ و خون ایرانی‌ها آمیخته و در تمام شئون زندگی ما دخیل بوده است؛ از جمله این آثار می‌توان به «مرگ بر آمریکا»، «گزینه‌های روی میز»، «مرگ بر آمریکا(2)» با صدای حاج صادق آهنگران و «می‌کشیم» و همچنین اثر «امید ما» که پیمان بیات برای حضرت امام(ره) خوانده، اشاره کرد.
بخش سوم کارهای بنده در واقع توفیقی است که سال‌هاست به بنده عطا شده و آن هم توفیق شعر گفتن برای مجالس اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است؛ مجالسی که به‌ویژه برای حضرت سیدالشهداء(ع) و حضرت زهرا(س) برگزار می‌شود و من به جد معتقدم عزاداری برای اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و پاسداشت این مقام والا یک امر تاریخی صرف و مرتبط با گذشته نیست، بلکه باید در برگزاری این مجالس نگاه کاملاًً روشنی به اتفاقات امروز جهان اسلام داشت و همچنین با نگاه روشنی به آینده تأکید کرد.
من در این بخش از مجموعه اشعارم، بیشتر با مداح اهل‌بیت(علیهم‌السلام) حاج میثم مطیعی ارتباط دارم و او این دغدغه‌ها و شاید دل‌نوشته‌هایم را به سمع و نظر مردم می‌رساند. شاید یکی معروف‌ترین کارهای من شعری است که به‌تازگی برای یمن خوانده شد: «شمیم رحمان از یمن می‌آید....» که بحمدالله این شعر از سوی مردم بصیر و آگاه به ادبیات با استقبال خوبی مواجه شد و بسیاری این کار را پسندیدند. همچنین در جهان عرب و جهان اسلام هم اقبال فراوانی داشت. حتی شنیدم در فضای انزوای رسانه‌ای و محاصره یمنی‌ها از سوی دشمن، این شعر و اشعار دیگری که حاج میثم مطیعی خوانده است در روحیه این رزمندگان تأثیرات بسزایی داشته است. البته، یکی از شعرای یمن می‌گفت آن‌قدر این شعر خوب اجرا شده که مردم یمن حتی بخش‌های فارسی آن را نیز حفظ هستند.

* به نظرتان تا چه حد می‌شود روحیه استکبارستیزی را با استفاده از مضامین و مفاهیم شعر و ادب انتقال داد و تأثیرگذار بود؟
به هر حال، بهترین زبان و بیان برای ارائه هر مفهومی، زبان ادبیات و شعر است. شعر در طول تاریخ مهم‌ترین رسانه ما ایرانی‌ها بوده و به واسطه آن حرف‌های مهم خودمان را همیشه در قالب شعر در طول تاریخ بیان کرده‌ایم. از حرف‌های دینی، عرفانی، اجتماعی، سیاسی و ظلم‌ستیزانه گرفته تا ترویج انسانیت از طریق شعر به منصه ظهور می‌رسد.
امروز هم همان طوری که بزرگان ما گفتند بالاترین زبان، زبان شعر است. به هر حال، باید از این قالب و فرم‌های دیگر هنری برای زدن حرف‌های‌مان استفاده کنیم. اگر حرف‌مان را نزنیم دشمن فکر می‌کند ما حرفی برای گفتن نداریم. حرف‌های فاخر در قالب‌های ادبی ماندگار خواهد شد.

* شما در سال 88 یکی از شاعران فعال بودید، چقدر با زبان شعر توانستید نقش مؤثری را ایفا کنید؟
البته به تحولات آن زمان ربطی نداشت. حرف‌هایی که درباره آن شرایط نابسامان و فتنه دشمنان به نظرم می‌رسید در حد دو غزل سرودم. عمده آثار علیه فتنه با مداحی میثم مطیعی در هیئت میثاق‌الشهداء دانشگاه امام صادق(ع) به سمع و نظر مخاطبان رسید. هر شب حداقل یک شعر را به‌منظور بصیرت‌افزایی دانشجویان و جوانان داشتیم. خیلی از این کارها خوانده شد و به گوش مردم هم رسید و فکر می‌کنم در آن زمان خیلی مؤثر بود.
شما به اثر حق‌السکوت اشاره کردید؛ حق‌السکوت یکی از شعرهای عاشقانه من به شمار می‌آید که عنوان کتاب، عنوان یکی از شعرهای آن کتاب است؛ «حق‌السکوت می‌طلبند از لبان تو / چشمان لاابالی و لب‌های لات من...».
 


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی ـ ۳۶
توطئه‌های استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی در سال ۱۳۶۷

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی


پس از پیروزی انقلاب اسلامی توطئه‌ها، آشوب‌ها، فتنه‌ها، اغتشاش‌های گروهک‌های سیاسی مسلح در شهرهای مهم ایران سر برآوردند و این آتش‌افروزی‌ها به‌مدت بیست‌ماه به طول انجامید. به خوبی مشخص بود که در ایجاد این ناآرامی‌ها بیگانگان دست داشتند، اما جملگی آنها در اهداف استعماری‌شان ناکام می‌‌ماندند. رژیم متجاوز عراق در این مدت در استان خوزستان و شهرهای آن مکرر ترور و انفجاراتی را در دستور کار داشت تا اینکه به تشویق کشورهای استعمارگری چون؛ آمریکا، شوروی سابق، انگلیس و فرانسه، حملات سراسری را به مرزهای هوایی، زمینی و دریایی ایران آغاز کرد، اما این تجاوز با مقاومت مردم انقلابی روبه‌رو شد و در چالش سختی خود را گرفتار دید. از اینجا به بعد تمامی کفر و نفاق و شرک در دستگاه‌ها و نهادهای بین‌المللی به نفع متجاوز موضع گرفتند و پس از چندی که موازنه به نفع ایران رقم می‌خورد، کشورهای استعمارگر تجهیزات و امکانات فراوانی برای پشتیبانی متجاوز وارد عمل می‌کنند. در این‌باره نمونه‌های فراوانی از اظهارات مقامات آمریکا و کشورهای اروپایی وجود دارد که برخی از نشریات آن را افشا کردند و گذشت زمان این موضوع را آشکارتر کرد. طبق عرف ساختار بین‌الملل و تقسیم‌بندی جهان دوقطبی رژیم حاکم بر عراق آن وقت تحت اردوگاه شوروی سابق تلقی می‌شد، اما آمریکایی‌ها در راستای حفظ منافع‌شان در منطقه خاورمیانه و خلیج‌فارس، به‌ویژه برای حفظ رژیم صهیونیستی از ترفندهایی بهره‌ گرفتند که حضرت امام خمینی(ره) در این‌باره فرمودند: «من گمانم این است که در قضیه عراق، آمریکا شوروی را هم بازی داده است.» به‌صراحت می‌توان گفت تجاوز رژیم بعث عراق به ایران برنامه‌ای حساب شده از سوی آمریکایی‌ها بود که تا پایان جنگ و پس از آن هم ادامه داشت.
نقشه حساب شده
حضرت امام خمینی(ره) در همان آغاز تجاوز رژیم بعث عراق در جمع فارغ‌التحصیلان دومین دوره دانشکده افسری در تاریخ ۲۵/۸/۵۹ از چرایی شروع جنگ گفتند و آن را نقشه حساب‌شده‌ای از سوی استکبار جهانی دانستند و فرمودند: «... من هیچ خوفی از جنگ ندارم و شما هم ندارید و ملت ما هم ندارد، لکن .... باید تذکر بدهم که نقشه‌ حساب‌شده در کار است برای شکستن اسلام. مقصد اصیل این است که اینها چون از اسلام سیلی خورده‌اند و با قدرت الله‌اکبر آنها را از ایران بیرون کرده‌اند و دست چپاولگران را کوتاه کرده‌اند. لهذا، دشمن اصلی، اسلام است... منتهی با یک نقشه حساب شده دارند پیشروی می‌کنند.» واقعیت این است که آمریکایی‌ها از سقوط شاه در برابر انقلاب اسلامی مردم ایران شکست خوردند، به همین دلیل راهبرد حساب‌شده‌ای را برای نابودی انقلاب اسلامی در پیش گرفتند. به همین منظور برژینسکی، مشاور امنیت ملی سابق آمریکا و متخصص «عملیات محرمانه» و سیاست خارجی پشت پرده در مقام ریاست کمیته «شورای دفاع ملی» و با بهره‌وری از قدرت ‌نظامی بر عملکردهای سازمان سیا و اختیارات ناشی از این اقتدار به‌طور فعالانه‌ای در زمینه پیوندها و همکاری‌های پنهان آمریکا و حزب بعث حاکم بر عراق پیش از شروع جنگ تحمیلی مشارکت داشت و برای آماده‌سازی و اطلاع یافتن از وضعیت عراق برای شروع جنگ سفرهای محرمانه مکرری به بغداد ترتیب داد، به‌طوری که مجلات مختلف آمریکایی و اروپایی این سفرهای محرمانه را فاش می‌‌کنند. بنابراین جنگ تحمیلی با ورود آمریکایی‌ها زمینه‌سازی و شروع می‌شود و تا پایان جنگ حمایت می‌شود. در این باره تلاش می‌کنند تمامی کشورهای اروپایی را با خود همراه کنند.

هماهنگی علیه ایران
با حمایت آمریکا و اروپا توطئه‌های زیادی علیه انقلاب اسلامی طراحی و اجرا شد. یکی از مهم‌ترین آنها تجاوز رژیم بعث عراق بود که به شکل مستقیم به اروپا این فرصت را داد که بر اساس قراردادهایی که درست مقارن با انقلاب اسلامی ایران و طبق دکترین کارتر، رئیس‌جمهور سابق آمریکا با رژیم بعث حاکم بر عراق منعقد کرده بود، روابط خود را هر چه بیشتر گسترش دهد و همچنین ارسال تسلیحات نظامی به عراق را در طول جنگ با اشاره به قراردادهای از پیش بسته شده توجیه کند. تحویل ۶۰ فروند میراژ1 f از جمله آنهاست که از سوی خلبانان مصری به پرواز درآمدند. آمریکایی‌ها‌ با شروع جنگ ضمن اینکه نابودی انقلاب را دنبال می‌کردند، طرح خارج کردن عراق از حیطه شوروی‌ها را در دست داشتند، چرا که صدام یک مهره آمریکایی در حاکمیت حزب بعث به شمار می‌رفت. تلاش آمریکا این بود که راه نفوذ انقلاب اسلامی در عراق را مسدود کند و نفوذ شوروی‌ها را در این کشور کاهش دهد. برای صدام هم این فرصت فراهم بود که ژاندارمی منطقه خلیج‌فارس را عهده‌دار می‌شد.
ارسال امکانات جنگی و تسلیحاتی از سوی کشورهای اروپایی مانند انگلیس، فرانسه، آلمان، اتریش، اسپانیا و سوئد و ترکیب این کشورها با یکدیگر برای فروش تجهیزات نظامی به عراق به‌خوبی نشان می‌دهد همه هماهنگی‌ها و هم‌صدایی‌ها در جهان از سوی آمریکا انجام گرفته است. رسانه‌های گروهی نیز در کنار آنها قرا‌ر داشتند که بحث دیگری است.

تجاوزات آمریکا به حریم ایران
رژیم بعث عراق با وجود به‌کار گرفتن تمامی امکانات کشورهای اروپایی (شرقی و غربی) کاری از پیش نبرد و انقلاب اسلامی روزبه‌روز قدرتمندتر می‌شد. به‌ویژه عملیات والفجر ۸ موازنه قدرت در منطقه خلیج‌فارس را به نفع انقلاب اسلامی رقم زد و رژیم بعث هر جنایتی با حمایت آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها انجام می‌داد به نفع عراق تحلیل می‌شد. استکبار جهانی در سال ۶۶ به هر جنایتی دست زد تا در سال ۶۷ موازنه به نفع عراق رقم بخورد و این ترفند با مداخلات نظامی آمریکا و تجاوز به حریم ایران صورت گرفت نمونه بارز آن حمله موشکی آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران بود که در یک اقدام جنایتکارانه در ۱۲ تیرماه ۱۳۶۷ با شلیک دو فروند موشک به سوی هواپیمای جمهوری اسلامی ایران که از بندر عباس عازم دبی بود، جان ۲۹۰ انسان غیر نظامی را گرفت که جان‌باختگان کودکان، زنان خانه‌دار و مردمی بودند که هیچ دخالتی در جنگ نداشتند. آمریکا در این اقدام جنایتکارانه اهداف نظامی و سیاسی خود را دنبال می‌کرد. سخنگوی کاخ سفید در این‌باره تصریح کرد: «آمریکا مدت مدیدی است که تمایل به برقراری تماس با ایران دارد. ما این تمایل را در هر موقعیتی ابراز داشته‌ایم. آمریکا دو هدف عمده را دنبال می‌کند. هدف اول کمک به پایان بردن جنگ ایران و عراق است و هدف دوم ترغیب ایران به اتخاذ سیاست‌های بنیادگرانه معتدل‌تر در خارج از ایران است.» وی در اظهارات خود هدف بلندمدت رابطه با ایران را جلوگیری از نفوذ شوروی و به دست آوردن جای پا در ایران تحلیل کرده است که در واقع با ترفندی آن را توجیه کرده است.

فاجعه‌آفرینی و سکوت مجامع جهانی
رژیم متجاوز بعث عراق در طول جنگ بارها از سلاح‌های نامتعارف استفاده کرد. برخی از شهرهای ایران مانند شهر سردشت را وحشتناک مورد هجوم سلاح‌های شیمیایی قرار داد، از آن وحشتناک‌تر شهر حلبچه عراق بود که مردم کردنشین سرزمین‌ خود را بی‌سابقه مورد هدف بمباران شیمیایی قرار داد. زنان، کودکان، مردان و سالخوردگان روستاها و مناطق حاشیه شهر جان خود را از دست دادند و این جنایت یکی از جنایت‌های بی‌نظیر در جهان معاصر بود، افزون‌بر آن شهرها و مناطق مسکونی و درمانی را با موشک‌های نُه متری مورد هدف قرار ‌دادند. رژیم بعث عراق که بدترین جنایت‌ها را در حق ملت ایران و عراق انجام داد، همواره مورد حمایت کشورهای عربی، غربی و شرقی قرار داشت. سازمان‌ها و مجامع بین‌المللی به اصطلاح مدافع حقوق‌بشر هیچ واکنشی نشان ندادند و سکوت محض اختیار کردند، در طول دوران تحمیلی جنگ، گروهک منافقین آلت دست استکبار جهانی، جاسوسی‌ها، ترورها و جنایت‌های عجیبی انجام دادند و پس از آن به قلب اروپا پناهنده شدند و در کنار رژیم بعث عراق در کمک به این رژیم جاسوسی در عملیات‌ها، اذیت‌ و آزار اسرا، خیانت‌ها و جنایت‌های بی‌شماری را انجام دادند.

جنایات مشترک صدام و منافقین
رژیم بعث عراق که سال‌ها شعار صلح و آتش‌بس می‌داد، هنگامی که ایران قطعنامه ۵۹۸ مصوب سازمان ملل را پذیرفت، همانند جنگ تحمیلی، بار دیگر تهاجم وحشیانه‌ای را در مرزهای ایران انجام داد. البته، این تهاجمات با مقاومت سرسخت رزمندگان روبه‌رو شد. در همین هنگام منافقین با طراحی از پیش نقشه رسیدن به تهران و تصرف پایتخت را در اذهان‌شان می‌پروراندند که طی پنج مرحله از شهرهای سرپل ذهاب، اسلام‌آباد، همدان و قزوین عبور کرده و خودشان را به تهران برسانند و عراق برای پشتیبانی آنها؛ ۱۲۰ دستگاه تانک، ۴۰۰ دستگاه نفربر، ۹۰ قبضه خمپاره‌انداز ۸۰ میلی‌متری، ۳۰ قبضه توپ ۱۲۲ میلی‌متری، ۱۵۰ قبضه خمپاره ۴۰۰ میلی‌متری، هزار قبضه تیربار کلاشینکف، ۳۰ قبضه توپ ۱۰۶ میلی متری و ۱۰۰۰ دستگاه کامیون و خودرو در اختیار منافقین قرار داده بود و افزون‌بر آنها با اجرای آتش سنگین و بی‌سابقه توپخانه ارتش عراق در محور سرپل ذهاب نیروهای منافقین را مورد حمایت قرار داد. به موازات پیشروی نیروهای منافقین به شهر کرند، نیروهای عراق نیز ضمن اجرای آتش پشتیبانی از جنوب گردنه پاطاق از نزدیکی سرپل ذهاب پیشروی کردند و تانک‌های عراقی با آرم منافقین وارد شهر کرند شدند و با پیشروی شهر اسلام‌آباد را به تصرف درآوردند و اموال مردم را غارت و جنایت‌ها کردند. مردم فقیر را از خانه و کاشانه‌شان آواره کردند، منافقین در مسیر راه خطوط مخابراتی جریان برق را قطع می‌کردند، وضعیت اسفناکی ایجاد کرده بودند. توطئه و نقشه آنها این بود که با پشتوانه ارتش عراق منافقین را وارد ایران کنند تا ایران در موضع ضعف قرار گیرد و به این طریق آنها در مذاکرات دست برتر داشته باشند که این توطئه‌ همان روزهای اول از سوی رزمندگان خنثی شد.


حكایت زمانه
میثم غلامپور

 انقلابی که بزرگ‌تر از انقلاب اول بود
سرلشکر «محمدعلی جعفری» فرمانده محترم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بخشی از خاطرات خود که در «کالک‌های خاکی» جمع‌آوری شده است، یکی از روزهای مهم و تأثیرگذار در تقویم انقلاب را، روز تسخیر لانه جاسوسی روایت می‌کند. این خاطره شیرین از زبان یکی از دانشجویانی روایت می‌شود که تمام همّ‌وغم خود را جامه عمل پوشاندن به بیانات و رفع دغدغه‌های امام و انقلاب قرار داده است. این بخش از خاطرات با عنوان «لانه جاسوسی» در صفحه 118 کتاب روایت شده که به شرح زیر است:

ماجرای تسخیر لانه جاسوسی
از دیگر نگرانی‌های عموم مردم انقلابی، به ویژه بچه مسلمان‌ها، چه دانشگاهی و چه غیردانشگاهی، در آن روزها، بروز آثار سوء ناشی از حاکمیت لیبرال‌ها در سطح کشور و جامعه و سیطره انحصارطلبانه آنها در بدنه دولت موقت بود.
وقایع و حوادث تکان‌دهنده استان‌های کردستان، کرمانشاه و آذربایجان غربی و به ویژه غائله خلق ترکمن در شرق مازندران به خوبی نشان داد که دولت موقت صلاحیت حضور در رأس قوه مجریه کشور را ندارد. فجایعی که در این مناطق به لحاظ خیانتِ هیئت‌های اعزامی دولت موقت به وجود آمد و موجبات استمرار ناامنی و قتل‌عام تعداد زیادی از پاسداران انقلاب و ارتشیان را فراهم کرد، نگرانی‌ها را بین وفاداران به انقلاب روزبه‌روز افزایش می‌داد.
همزمان با این اتفاقات، حضور مهندس بازرگان، نخست‌وزیر دولت موقت و دکتر ابراهیم یزدی، وزیر امور خارجه این دولت، در جشن‌های سالگرد پیروزی انقلاب الجزایر و انتشار خبر ملاقات محرمانه این آقایان با دکتر «زبیگنیو برژینسکی» مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا که در حاشیه آن جشن‌ها انجام گرفت، نگرانی‌هایی را در محافل دانشجویی طرفدار انقلاب به وجود آورد. آنها می‌گفتند، نکند دولت موقت می‌خواهد با آمریکا سازش کند؛ همان آمریکایی که کاپیتولاسیون ننگین را به ملت ما تحمیل کرد، امام‌مان را به مدت چهارده سال به تبعید فرستاد، تا لحظه آخر از رژیم پهلوی حمایت کرد و پس از انقلاب به شاه فراری ایران پناه داد، همان آمریکایی که دارایی‌های ملت ایران را در بانک‌هایش بلوکه کرد، تعهدات و قراردادهای نظامی خودش با ایران را یک‌طرفه ملغی نمود، به ضدانقلابیون و گروه‌های تروریستی سلطنت‌طلب و تجزیه‌طلب و چپ آمریکایی، به خصوص آنهایی که در کردستان، بلوچستان و گنبد دست‌شان به خون جوانان این مرز و بوم آلوده شد و همه‌رقم حمایت تبلیغاتی و مالی را ارائه می‌داد.
همین دغدغه‌های منطقی، دانشجوهای مؤمن به آرمان‌های حضرت امام را واداشت تا در اعتراض به اقدامات حکومت آقای بازرگان و جنایات آمریکا دست به تحرکاتی بزنند. بر اساس این، در هفته اول آبان ماه 1358، جلسه‌ای مهم، با محوریت انجمن اسلامی دانشگاه تهران، که مسئولیتش برعهده حبیب‌الله بی‌طرف بود، با مشارکت انجمن‌های اسلامی دانشجویی دانشگاه‌های تهران برگزار شد.
در آن ایام، من نماینده انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده هنرهای زیبا و عضو شورای سیاست‌گذاری انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بودم. «رحمان دادمان» هم عضو این شورا بود. نمایندگی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف را آقای یوسف‌رضا سیف‌اللهی برعهده داشت. غیر از این آقایان، نمایندگانی هم از طرف انجمن‌های اسلامی دانشجویی دانشگاه پلی‌تکنیک و دانشگاه علم‌وصنعت در جلسه حضور داشتند.
بعد از چندین ساعت بحث و گفت‌وگو، عمده نفرات حاضر در جلسه به این نتیجه رسیدند که سررشته بسیاری از توطئه‌ها و شرارت‌هایی که در کشور انجام می‌شود، به سفارت ایالات متحده آمریکا در تهران می‌رسد. به همین سبب تصمیم گرفته شد، ضمن یک حرکت نمادین دانشجویی، این محل به دست دانشجویان مسلمان اشغال شود. خوب به خاطر دارم در آن جلسه، به صلاحدید حضار، قرار شد کلیه تمهیدات به کار گرفته شود تا خبر این تصمیم به بیرون درز پیدا نکند. مصوبه دیگر جلسه این بود که هرچه سریع‌تر شناسایی‌های دقیقی از موقعیت سفارتخانه به صورت خیلی مخفی و محرمانه انجام بگیرد. برای تحقق این امر، قرار شد بچه‌های عضو تیم‌های شناسایی روزی چند بار، سوار بر طبقه فوقانی اتوبوس‌های دوطبقه خط میدان سپاه به میدان انقلاب، که از مقابل سفارت آمریکا عبور می‌کردند، محوطه داخل سفارت را دقیقاً زیر نظر بگیرند و ضمن یادداشت ریز مشاهدات‌شان آنها را به مسئولان امر در انجمن اسلامی دانشگاه انتقال بدهند. خود من هم سوار بر موتور هوندا 110 چند نوبت رفتم و خیابان‌ها و کوچه‌های اطراف سفارت را به خوبی شناسایی کردم.
بعد از تکمیل مرحله شناسایی‌های معابر اطراف و فضای داخلی سفارتخانه، نوبت به انتخاب موعد مناسب برای وارد عمل شدن بچه‌ها رسید. بحث زیادی انجام گرفت. هرکس روزی را برای این اقدام پیشنهاد می‌کرد. دست آخر، اعضای حاضر در جلسه به اجماع رسیدند که بهترین موعد 13 آبان ماه 1358 است. قرار بود آن روز مردم تهران، به مناسبت پانزدهمین سالگرد تبعید امام و اولین سالگرد کشتار دانش‌آموزان از سوی رژیم شاه و نیز اعلام اعتراض به دخالت‌های آمریکا در امور داخلی ایران، راه‌پیمایی اعتراض‌آمیزی به سمت سفارتخانه آمریکا برپا کنند. قرار شد ما بین مردم بُر بخوریم و به محض رسیدن به مقابل سفارت از صف مردم بیرون بزنیم و به سفارت هجوم ببریم.
صبح روز 13 آبان ماه، در حالی که نم‌نم باران خیابان‌های پایتخت را خیس کرده بود، سیل جمعیت مردم در خیابان طالقانی به راه افتاد. گروه‌های مختلف دانشجویی هم از چندین دانشگاه تهران بین جمعیت در حرکت بودند و دست آخر در محلی نزدیک سفارت به هم ملحق شدند. سپس براساس هماهنگی‌های به‌عمل‌آمده، همگی به سمت گیت اصلی سفارت آمریکا، در تقاطع خیابان مبارزان ـ طالقانی سرازیر شدیم. به محض اینکه در مقابل ورودی اصلی سفارت قرار گرفتیم، نفرات پیشتازِ تعیین‌شده سریع از دیوار سفارت بالا رفتند و به داخل آن نفوذ کردند.

وقتی دانشجو، پیرو خط امام می‌شود
عمده دانشجویان پیشرو از دانشکده‌های فنی و پزشکی بودند. شخصیت برجسته آن جمع، شهید بزرگوارمان «محسن وزوایی» بود. از پیش هماهنگ شده بود که آقای «کمال تبریزی» کلیه مراحل اشغال را با دوربین سوپر 8 خودش فیلم‌برداری کند. ازدحام جمعیت به حدّی زیاد بود که به راحتی نمی‌شد مردم را کنترل کرد. من و چند تا از بچه‌ها ایستادیم جلوی درِ ورودی و دیوار انسانی تشکیل دادیم تا مانع ورود افراد متفرقه و ناشناس به داخل محوطه سفارتخانه بشویم. زمان دقیق تکمیل تصرف سفارت را به یاد ندارم. شاید دو سه ساعتی طول کشید تا بچه‌ها به همه بخش‌های اداری و غیراداری سفارت آمریکا مسلط بشوند و کارکنان آمریکایی و ایرانی شاغل در آنجا را دستگیر کنند. عمده معطلی بچه‌ها به رخنه و تصرف ستاد آسیای جنوب غربی (C.I.A) و بخش‌های اتاق رمز و تله‌تایپ و سایر مراکز فوق‌سرّی آنجا مربوط می‌شد. این هم علت داشت. گارد سفارت، که از اعضای سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده با نام اختصاری U.S.M.C بودند، به شدت مقابل بچه‌ها مقاومت می‌کردند. بعدها متوجه شدیم علت مقاومت آنها خریدن فرصت برای مأموران C.I.A در اتاق‌های رمز برای از کار انداختن رایانه‌ها و نابود کردن بخش مهمی از اسناد سرّی مأموران ایرانی‌شان، به کمک دستگاه‌های عظیم کاغذخردکن، بوده است. خوشبختانه، سرانجام بچه‌ها موفق شدند مقاومت گارد سفارت را درهم بکوبند و آن بخش‌ها را تسخیر کنند.

ماجرای شکل‌گیری «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام»
موضوع بعدی رسانه‌ای کردن این حرکت دانشجویی بود. از پیش توافق شده بود بچه‌های عمل‌کننده، در بیانیه‌های اعتراضی و نشست‌های رسانه‌ای، خودشان را با نام «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» معرفی کنند. این نام‌گذاری هم علت موجّهی داشت. اولاً، با عنایت به اینکه اسفندِ سال پیش چریک‌های فدایی به سفارت آمریکا حمله کرده بودند و ما نمی‌خواستیم در اذهان مردم این‌طور تداعی شود که بچه‌های ما شاخه دانشجویی فدایی‌ها هستند؛ لذا تقدم را، در نام‌گذاری به عنوان دانشجویان مسلمان دادیم. ثانیاً، نام گروه ما خرج‌مان را از مجاهدین خلق جدا می‌کرد که برخلاف حالا، آن ایام خودشان را به مراتب ضدامپریالیست‌تر از امام می‌دانستند و مدعی بودند، خط راستین انقلاب در انحصار سازمان آنهاست. در نتیجه لازم بود روی «پیرو خط امام» بودن حرکت خودمان تأکید کنیم؛ یعنی ما، برخلاف کمونیست‌ها، به مسلمان بودن خودمان مباهات می‌کنیم و به خلاف آقایان مجاهدین خلق مفتخریم که پیرو خط حضرت امام هستیم. الحق هم این نام‌گذاری اقدامی هوشمندانه و سمبلیک بود و از همان ساعات اول تصرف سفارت، محبوبیت وصف‌ناپذیری برای بچه‌ها بین اقشار مختلف مردم به وجود آورد.

انقلابی که بزرگ‌تر از انقلاب اول بود
به محض انعکاس خبر تصرف لانه جاسوسی در اخبار ساعت 14 رادیو ایران، این حرکت دانشجویی به کانون توجه و ابراز محبت‌های بی‌غلّ‌وغش توده‌های مردم کشور تبدیل شد. از آن مهم‌تر این بود که مطلع شدیم حضرت امام هم ضمن تأیید و حمایت از این اقدام فرموده است: «خوب جایی را گرفته‌اید. آنجا را ول نکنید!» مهم‌تر از اینها تعبیری بود که امام خمینی از حرکت ما داشت. ایشان از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا با عنوانِ «انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول» یاد کرد. نقطه مقابل، همان‌طور که خودمان هم پیش‌بینی می‌کردیم، موضع رئیس دولت موقت و احزاب و گروه‌های سیاسی بود که مخالفت شدید خودشان را با حرکت ما اعلام کردند. حتی مهندس مهدی بازرگان، در اعتراض به این حرکت، روز بعد از تسخیر سفارت آمریکا، استعفای خودش را از نخست‌وزیری دولت موقت به امام تقدیم کرد.»


امام خامنه ای  در گذر زمان 67

 مسجد کرامت پایگاه جدید مبارزه
در مباحث پیش اشاره شد که زندگی سیاسی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دوره پهلوی، به‌ویژه در اوایل دهه پنجاه بسیار سخت بود. معظم‌له با وجود اشتغالات و فعالیت‌های متعدد سیاسی و فرهنگی در این دوران اختناق و دشوار دو مسجد را اراده می‌کردند و فشارهای شدید و مراقبت‌های ساواک و نیروهای امنیتی بر اراده ایشان تأثیرگذار نبود و هیچ‌یک در روند فعالیت‌های‌شان تغییری ایجاد نکرد. گزارش‌های ساواک هم عمدتاً انعکاس‌دهنده مجالس تفسیر قرآن ایشان بود. در همین ایام یکی از فعالان عرصه مبارزه به نام حاجی کرامت در بازار مشهد محل سکونت و زندگی خود را به مسجد اختصاص داد. او خودش بانی این کار شده بود و تلاش می‌کرد مسجد را رونق بدهد، چون مسجد در یک نقطه حساس و مهم؛ در خیابان منتهی به حرم امام رضا(ع)، روبه‌روی بازار و محل رفت‌وآمد زائران قرار داشت و محله‌ای پرجمعیت و مورد اقبال مردم بود. پس از رایزنی‌ها امام خامنه‌ای اقامه نماز جماعت آن را پذیرفت، اما ساواک از این مسئله بسیار ناراضی بود. امام خامنه‌ای با تدابیری که داشت یکی از شاگردان مبرز خود به نام سیدرضا کامیاب را در مسجد امام حسن(ع) جایگزین خود قرار داد، چون راه و روش شهید کامیاب در اداره مسجد و انجام سخنرانی ادامه راه استادش و با همان حساسیت و دقت بود. معظم‌له هر شب در مسجد کرامت سخنرانی داشتند و با استفاده از روایات، مسائل سیاسی روز را شرح می‌دادند و شب‌های جمعه هم به تفسیر قرآن می‌پرداختند. یکی از شاگردان ایشان طبق برنامه تنظیم شده تخته سیاهی را نصب کرده بود و احادیث، روایات و آیات قرآن را روی آن می‌نوشت و امام خامنه‌ای آنها را تشریح می‌کردند. این اقدام مورد استقبال گروه‌های مختلف جوانان قرار گرفت و بسیار امیدوارکننده بود، چراکه پایگاه جدیدی برای مبارزه و بالا بردن سطح آگاهی سیاسی و اجتماعی جوانان انقلابی شده بود. امام خامنه‌ای طی سخنانی به موقعیت حساس و کارآیی بالای این مسجد اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: «اهمیت مسجد کرامت برای وسعتش نبود، بلکه چون در موقعیت حساس و نزدیک مرکز دینی شد، یعنی حرم مطهر امام رضا(ع) و مدارس علوم دینی و از طرف دیگر به جهت مجاورت بخش تازه‌ساز شهر و در کنار دانشگاه و سینماها قرار گرفته بود، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بود. امتیاز دیگر، آن بود که فاصله زیادی با بازار نداشت و تجار و کسبه به آن تردد می‌کردند، از آن رو مسجد کرامت پاتوق گروه‌های مختلف همچون؛ کسبه، طلاب علوم دینی و دانشجویان دانشگاه که در ظاهر با هم تضادها و اختلافاتی داشتند، شده بود.»
سرانجام ساواک با فشارهای شدید مسجد کرامت را بست و این امر موجب تأسف بسیاری از علما، استادان و دلسوزان انقلاب اسلامی شد.

 


از لابه لاي تاریخ

 نفرت از انگليسي‌ها
سر ريدر بولارد، وزير مختار انگليس در ايران در سال‌هاي جنگ دوم جهاني در گزارشي به تاريخ 10 اسفند 1321 به وزارت امور خارجه انگلستان هشدار داد كه بريتانيا به‌طور شديدي محبوبيت خود را در ايران و نزد ايرانيان از دست داده و انگليسي‌ها روزبه‌روز بيشتر مورد تنفر و انزجار ايرانيان قرار مي‌گيرند. بولارد يادآور شده بود كه «به‌خاطر روسيه ما نبايد خودمان را فراموش كنيم». بولارد به واقعيت و حقيقتي اشاره كرده و وجه جديدي از يك مسئله قديمي را پيش‌روي سياستمداران انگلستان قرار داد. انزجار ايراني‌ها از انگليسي‌ها سابقه‌اي طولاني داشت كه نقطه آغاز آن در قرن بيستم سال 1907 بود. در آن سال دولت انگليس نه‌تنها دست از سياست سنتي خود، يعني حمايت از ايران در مقابل روسيه برداشت، بلكه به اتفاق آن كشور اقدام به تقسيم ايران به مناطق نفوذ کرد.
آنتوني ايدن، وزير امور خارجه انگليس روز 22 نوامبر 1945/ اول آذر 1324 طي نطقي در مجلس عوام انگليس اظهار داشت: «ما به خاطر مي‌آوريم كه بعد از كوشش‌هاي سر ادوارد گري در 1907 چه اتفاق افتاد. آن كوشش‌ها سبب شد تا ميراثي از سوء‌ظن نسبت به انگليسي‌ها در ايران به‌وجود آيد كه ما را براي مدت بيست سال يا بيشتر نزد ايراني‌ها نامحبوب كرد.»
بدبيني و تنفر ايرانيان از انگلستان و انگليسي‌ها مجدداًً به هنگام مطرح شدن قرارداد 1919 وثوق‌الدوله ـ كرزن تشديد شد. ايراني‌ها قرارداد 1919 را كوششي از سوي دولت انگلستان براي برقراري تحت‌الحمايگي بر ايران تحت سيطره انگليسي‌هاي امپرياليست مي‌دانستند. دو سال بعد هم ايراني‌ها انگلستان را متهم كردند كه كودتاي 1921 (1299 شمسي) را در ايران علم كرده است و در سال‌هاي بعد نيز مسئله نفت و تجديد قرارداد دارسي پيش آمد و بالاخره هجوم سربازان انگليسي به ايران در اوت 1941 (شهريور 1320) و اشغال كشور و كوشش مجدانه آنها براي كمك‌رساني به شوروي كه به كمبود و قحطي مواد غذایي در ايران منجر شده بود. پس از اشغال ايران شهرت و محبوبيت بريتانيا به‌سرعت رو به كاهش گذاشت. آن دسته از بازرگانان و مالكان وابسته به طبقه حاكم كه مي‌خواستند از اوضاع بحراني ناشي از جنگ استفاده كرده و با احتكار اجناس و مواد مورد نياز مردم مال‌اندوزي کنند، با انگليسي‌ها مخالف و از آنها متنفر و منزجر شدند، چرا كه انگليسي‌ها براي پيشگيري از اغتشاش و شورش مردم اقدام به جير‌ه‌بندي كالاهاي اساسي مورد نياز مردم كرده و در آن باره نظارت شديدي به عمل آوردند. توده مردم ايران نيز يا در مقابل مسائل روز بي‌تفاوت بوده و توجهي به آن نداشتند، يا انگلستان را براي فساد و بي‌كفايتي دولت‌هاي ايران سرزنش مي‌كردند. اصولاً سال‌ها بود كه انگليسي‌ها درباره هر مسئله و مشكلي كه براي ايران پيش مي‌آمد، ملامت مي‌شدند. عقيده عمومي در هر بحراني دست انگليس را در كار مي‌ديد و انگليسي‌ها را مقصر مي‌دانست.
عدم محبوبيت انگليسي‌ها در ايران در سال‌هاي بعد نيز همچنان رو به افزايش مي‌گذاشت. در قضاياي ديگر چون نفت شمال و آذربايجان، انگليسي‌ها بيشتر از هر موقع ديگر مورد تنفر و انزجار مردم ايران قرار گرفتند. به‌طور كلي سال‌هاي جنگ دوم جهاني سال‌هاي خوبي در روابط ايران و انگلستان نبوده و نتيجه اينكه كشتي بلازده ايران كه از طوفان‌هاي سهمگين زمان جنگ‌ رهيده بود، سرانجام خود را در آب‌هاي ديگري يافت كه تحت نظارت ايالات متحده آمريكا قرار داشتند...!
منبع: دکتر ايرج ذوقي، ايران و قدرت‌هاي بزرگ در جنگ دوم جهاني، انتشارات پاژنگ، تابستان 1367، ص 118 تا 120


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 


جریان‌شناسی مخالفان نظام اسلامی‌ـ ۲۹
جایگاه گونه‌­شناسی اپوزیسیون در بررسی علل بی‌­توجهی به مخالفان نظام
حسین عبداللهی‌فر

 در شماره گذشته به علل و چرایی بی‌توجهی به نقش گروه‌­های اپوزیسیونی در فتنه 88 پرداختیم و یادآور شدیم که علت عدم تعریف مشخصی از اپوزیسیون، فقدان یک گونه‌شناسی و طبقه‌بندی صحیح و روشنی از گروه­‌های مخالف نظام است تا بتوان بر اساس آن تعریف دقیقی از تشکل‌­های اپوزیسیونی ارائه داد. از همین رو، در این شماره به مرور گونه‌شناسی‌های موجود پرداخته و طبقه‌بندی پیشنهادی خود را ارائه داده‌ایم.

گونه­‌شناسی گروه‌­های اپوزیسیونی
یکی از مشکلات اساسی درباره گروه‌های اپوزیسیون نظام جمهوری اسلامی فقدان یک تعریف بین‌الاذهانی و وجود یک تصور و تفکر قالبی است که مانع ارزیابی و نقادی آن می‌‌شود. این در حالی است که وجود گونه‌هایی از گروه‌های متفاوت و متمایز مخالف نظام کاملاًً واضح و مبرهن است و اطلاق هر گزاره درست و تعمیم تعاریف نیازمند یک طبقه‌بندی و گونه‌شناسی دقیق و صحیح از گروه‌های مخالف نظام می‌باشد. در واقع، هدف تقریباً همه رشته‌های علمی یادگیری، درک و به وجود آوردن طبقه‌بندی‌ها و تعمیم‌های دقیق است. (جوئل شارون، ده پرسش از دیدگاه جامعه‌شناسی، ترجمه منوچهر صبوری، 1385، ص302)
نقطه‌نظرات و تعاریفی که در ادبیات سیاسی درباره مفهوم اپوزیسیون ارائه شده، بیانگر دو نگاه متفاوت به گروه‌ها و به‌طور کلی به فعالیت‌های اپوزیسیونی است. یکی نگاه منفی که مخالف فعالیت اپوزیسیونی بوده و به دنبال محدود کردن گروه‌های مخالف است و دیگری نگاه مثبتی است که وجود گروه‌های اپوزیسیونی در یک سیستم را نشانه دموکراتیک بودن آن می‌داند. اگرچه این نگاه نسبت به دیدگاه اول، در اقلیت بوده و متعلق به متأخرین است، اما همچنان بر لزوم محدود کردن فعالیت­های اپوزیسیونی تأکید کرده و معتقد است وجود گروه‌های اپوزیسیونی اگرچه نشانه دموکراسی است، اما افزایش آن نتیجه‌ای جز سرنگون کردن سیستم ندارد. همین دو نگاه سلبی و ایجابی در گونه‌های ارائه شده از گروه‌های اپوزیسیون نیز مشاهده می‌شود.
الف ـ گونه‌شناسی با نگاه مثبت
1 ـ اپوزیسیون قانونی: اپوزیسیون قانونی به مفهوم مدرن آن از زمانی پیدا شد که غرب شاهد تکوین لیبرالیسم و اصالت فرد و آزاداندیشی مردم بود. نخستین اپوزیسیون رسمی در کشور فرانسه پس از انقلاب کبیر در سال 1815 در دوران سلطنت لویی هجدهم از سوی سلطنت‌طلبان افراطی ایجاد شد. (حسین بشیریه، جامعه‌شناسی سیاسی، نقش نیروهای سیاسی در زندگی اجتماعی، چاپ دوم، 1374، ص253)
در انگلستان پس از آنکه نظام حکومت حزبی اجازه فعالیت سیاسی دو حزب را صادر کرد و ابراز مخالفت قانونی به رسمیت شناخته شد، اپوزیسیون قانونی در واقع جزیی از نظام سیاسی شد، تا جایی که در سال 1937 به موجب قانونی مقرر شد رهبری اپوزیسیون به‌منزله یک شغل پذیرفته شده و حقوق سالیانه‌ای به مبلغ 2000 پوند از خزانه دولت دریافت کند. (جان اسپوزیتو، جنبش‌های اسلامی معاصر، ترجمه شجاع احمدوند، 1389، ص 73)
2ـ اپوزیسیون انقلابی: اسپوزیتو با به‌کار بردن مفهوم «اپوزیسیون انقلابی» آن را یکی از حالت‌هایی می‌داند که جنبش‌های اسلامی در روند تأثیرگذاری بر نظام‌های سیاسی به خود می‌گیرند. وی چهار وضعیت را برای جنبش‌های طرفدار احیاگری اسلامی در فرایند دموکراتیک‌سازی برشمرده است: «1ـ اپوزیسیون انقلابی در برابر نظام سیاسی حاکم؛ 2ـ اپوزیسیون قانونی که در چارچوب نظام سیاسی حاکم عمل می‌کند؛ 3ـ مشارکت فعال در حکومت از طریق اتحاد یا ائتلاف با سایر نیروهای سیاسی؛ 4ـ ایفای نقش در قالب نیروی ناظر در نظام موجود».
ب ـ گونه‌شناسی با نگاه منفی
1ـ شبه‌اپوزیسیون: نوع دیگری از تقسیم‌بندی گروه‌های اپوزیسیون نیز وجود دارد که آنها را به گروه‌های برون‌سیستمی و درون‌سیستمی تفکیک می‌‌کند. «خوان لینتز» گروه­های مخالف درون‌سیستمی را «شبه‌اپوزیسیون» خوانده است و در تعریف آنها می‌نویسد: «شبه‌اپوزیسیون گروه‌هایی هستند که خارج از هیئت حاکمه قرار داشته، بدون آنکه خواهان دگرگونی اساسی در رژیم باشند، مایل به شرکت در قدرت می‌باشند.» (بشیریه، جامعه‌شناسی، ص 266)
مهم‌ترین عامل اختلاف شبه‌اپوزیسیون با حکومت «قدرت و منصب» است و معمولاًً این نوع گروه‌ها در بخشی از قدرت شریک هستند، از این رو از نظر دیگر مخالفان، شبه‌اپوزیسیون نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای حکومت باشد. گروه‌های مخالف شبه‌اپوزیسیونی از نظر عمل شبیه گروه‌های نفوذ یا گروه­های فشار عمل می‌کنند و هدف‌شان کسب قدرت بیشتر و اشغال مناصب است که ممکن است پس از ناامیدی در دستیابی به هدف به گروه‌های مخالف بیرونی و اپوزیسیون تبدیل شوند.
از این رو به گروه‌های شبه‌اپوزیسیونی که بر سر برنامه‌های جاری اختلاف دارند، «شبه‌اپوزیسیون غیر‌وفادار» و به گروه‌هایی که از سیاست درازمدت حمایت می‌کنند، اما به دنبال احراز مناصب سیاسی بیشتر هستند، «شبه‌اپوزیسیون وفادار» گفته می‌شود. (بشیریه، جامعه‌شناسی، ص273)
2 ـ اپوزیسیون نسل جدید یا فرزندان نامشروع رژیم: به اپوزیسیونی گفته می‌شود که از شخصیت‌های جدید روشنفکری پیروی کرده و تحت شرایط افول ایدئولوژی به‌وجود می‌آیند. این گروه که به آنها «فرزندان نامشروع رژیم» هم گفته می‌شود از منظر بشیریه در شرایطی به‌وجود می‌آیند که عامه مردم از تبلیغات حکومت خسته شده و نسبت به آن بی‌تفاوت شده‌اند. در این شرایط این گروه می‌آید از مسائلی چون ضرورت احزاب سیاسی، اصلاحات اجتماعی، پلورالیسم فکری و تساهل سیاسی صحبت می­کند. این اپوزیسیون خواستار دگرگونی­های اساسی در نظام سیاسی و اجتماعی شده و زمینه پیوستن به اپوزیسیون غیرقانونی را دارد. (بشیریه، جامعه‌شناسی، ص 274)
3ـ اپوزیسیون تبعیدی: اپوزیسیون غیرقانونی که در مقابل نوع قانونی آن قرار دارد، عبارت است از: گروه‌های مخالف که معمولاً تمایل دارند عرصه فعالیت خود را به خارج، به‌ویژه به کشورهای مخالف رژیم کشور خود بکشانند. از این رو مجالی برای عمل سیاسی در درون کشور خود ندارند. این گروه‌ها از نگاه بشیریه ایدئولوژی‌های متعددی را شامل شده و معمولاًً در سیستم کشور مخالف جذب می‌شوند. از همین رو، ارتباط گروه‌های اپوزیسیونی داخل با آنها تقریباًً ناممکن می­‌شود. از این نوع اپوزیسیون، به اپوزیسیون تبعیدی نیز یاد می‌شود که از منظر دیگر گروه‌های مخالف این طیف در واقع بازی قدرت را باخته است. بقایای این گروه‌ها در داخل معمولاًً به فعالیت‌های زیرزمینی روی می‌آورند. اپوزیسیون غیرقانونی داخل کشورها نیز معمولاًً در بازی قدرت جایی ندارند و برای فعالیت محدودیت زیادی دارند. (بشیریه، جامعه‌شناسی، ص‌278)
4 ـ اپوزیسیون در قدرت: به گروه‌هایی از اپوزیسیون که پس از رسیدن به قدرت نیز همچنان به مواضع اپوزیسیونی خود نسبت به وضع موجود و حاکمیت ادامه می‌دهند، «اپوزیسیون در قدرت» گفته می‌شود. از نشانه‌های این گونه اپوزیسیون «نفاق‌ سیاسی» است که‌ سبب می‌شود اپوزیسیون در قدرت پس از تصاحب‌ قدرت‌ سیاسی، اقدام به برقراری‌ ارتباط‌ علنی‌ با مخالفان‌ غیرقانونی‌ كند، زیرا گمان‌ می‌كنند با به دست‌ آوردن‌ قدرت‌ سیاسی مشروعیت‌ هرگونه‌ اقدام‌ سیاسی‌ را پیدا کرده، از این رو جرئت‌ برقراری‌ ارتباط‌ با مخالفان‌ غیرقانونی‌ را پیدا می‌كنند. (مهدوی زادگان، ص 196)
5-ـ اپوزیسیون سیاسی: دین اسلام به مخالفان و اپوزیسیون در دو شکل رسمیت داده است؛ یکی مخالفان سیاسی که مخالفت آنها به ظاهر و شکل حکومت بازمی‌گردد و دوم مخالفان دینی یا مذهبی که مخالفت خود را متوجه محتوا و مظروف حکومت می‌دانند. جان اسپوزیتو در بیان مصادیق اپوزیسیون سیاسی در اسلام به گروه‌هایی نظیر ناکثین (عایشه، زبیر و طلحه)، قاسطین (معاویه)، مارقین (خوارج) اشاره کرده و درباره مصادیق مخالفان دینی یا مذهبی از کفار، مشرکان و منافقان نام برده است. (جان اسپوزیتو، جنبش‌های اسلامی معاصر، ترجمه شجاع احمدوند، 1389، ص 76)

گونه‌شناسی پیشنهادی
در تعریف پیشنهادی اپوزیسیون گفتیم اپوزیسیون به آن دسته از گروه‌های سیاسی اطلاق می‌شود که مبانی اندیشه‌­ای، ویژگی‌های اخلاقی یا رفتارهای سیاسی‌شان سبب مخالفت آنها با جمهوری اسلامی ایران شده است. با این نگاه سه‌گونه اپوزیسیونی قابل استخراج است که همه گروه­های اپوزیسیونی نظام جمهوری اسلامی را می‌توان بر اساس آن دسته‌بندی کرد.
یک ـ اپوزیسیون اعتقادی: اپوزیسیون اعتقادی به گروه‌هایی اطلاق می‌شود که مخالفت‌شان با جمهوری اسلامی ایران ریشه در اعتقاداتی مانند «جدایی دین و سیاست یا جدایی فقه از سیاست» دارد.
دوـ اپوزیسیون اخلاقی: اپوزیسیون اخلاقی به آن­ دسته از گروه‌های سیاسی گفته می‌شود که علت مخالفت آنها به ویژگی‌های اخلاقی‌شان مانند: «نفاق»، «بی‌عدالتی و بی‌انصافی» و «فساد» بازمی‌گردد.
سه ـ اپوزیسیون رفتاری: به گروه‌هایی اطلاق می‌شود که با رفتارهای خود عملاًً از خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی ایران شامل اسلامیت، جمهوریت و ایرانیت عبور کرده‌اند. در این مقالات «التزام عملی به ولایت فقیه» نماد اسلامیت، «التزام عملی به قانون» نماد جمهوریت، و «استقلال کشور» نماد ایرانیت نظام جمهوری اسلامی در نظر گرفته شده است.

 


آفاق 
تصور خدا و دین در یونان باستان

محمد رضا اسکندری
در حال حاضر آنچه به نام مدرنیته در جهان غرب مطرح است، از چهار مرحله؛ عصر رنسانس، عصر اصلاح دینی، عصر روشنگری و عصر انقلاب صنعتی شکل گرفته است. در سلسله مقالات گذشته، دوره نخست (عصر رنسانس) با محوریت اومانیسم تشریح شد. در گام دوم، با محوریت تشریح مرحله دوم، یعنی عصر اصلاح دینی، به چهار گرایش غالب رابطه دین و مدرنیته در دوران مدرن اشاره شد. به نظر می‌رسد پیش از ورود به مبحث تصور خدا و دین در دوران مدرن، لازم است پیشینه و تصور خدا و دین در جهان پیش از مدرن اروپا به اجمال بررسی شود؛ چرا که رسوبات چنین تصوراتی در این دوره اثرات ژرفی در شکل‌گیری این تصور در جهان مدرن داشته است.

بیان مسئله
يكي از زمينه‌هاي فكري كه تأثيری تعيين­‌كننده در ساختمان اجتماعي و روابط ميان انسان­هاي هر جامعه دارد، الگو‌هاي ـ دقيق يا نادقيق ـ ولي ايده­آليزه شده از جوامع، شیوه رفتار، افراد و شخصيت‌هايی است كه اعضای آن جامعه بيش از همه با آن آشنا هستند. بخشي از اين الگو‌ها آنهایی هستند كه انسان‌ها از طريق مذهب با آنها آشنا مي‌شوند. اين الگو‌ها كه در دوران كودكي در ذهن غالب مردم هر جامعه جا مي‌گيرند، در زير بناي فكري و اجتماعي بعدي انسان‌هاي مزبور نقش بازي مي‌كنند.
اهميت شخصيت و موقعيت خدايان يونان در اين است كه جامعه يونان ـ كه اين خدايان مورد پرستش آن بوده‌اند ـ مهد اولين دموكراسي در تاريخ شناخته شده بشر به شمار مي‌رود. افسانه‌هاي يونان در رابطه متقابل با شیوه زندگي و فكر مردم آن زمان يونان شكل گرفته‌اند. از يك طرف از شیوه فكر، زندگي و نيازهاي اجتماعي مردم نشئت گرفته‌اند و از جانب ديگر اين افسانه‌ها (مانند هر آیين ديگري) خود بر زندگي اجتماعي، فردي و تنظيم روابط مردم تأثير داشته‌اند.

تصور خدا و دین در یونان باستان
يونانيان قديم نيز به خدايان «نرينه» و «مادينه» معتقد بودند و تعداد آنها به دوازده خدا می­رسید که بزرگ‌ترين خداى ايشان «زئوس» بود كه گاهى وى را «زئوس پاتروس»، يعنى «زئوس پدر» مى‌ناميدند. اين خدا نزد هندوان باستان «ديوس پيتار» و نزد روميان قديم «ژوپيتر» خوانده مى‌شد. مجموعه خدايان مورد پرستش ايشان معمولاً با خدايان آريايى قديم مشترك بود. آپولو(خداى آفتاب)، پوزيدن(خداى دريا)، هستيا(خداى مؤنث و مادر خانواده)، دميتر (خداى مؤنث، مادر كشاورزى و غلات)، هرمس(خداى حكمت)، آرس(خداى جنگ)، از جمله خدايان يونان باستان بودند.

چندخدایي
مردم در يونان قديم به توحيد(يك خدایي) اعتقاد نداشتند و خدايان متفاوتي را مي­پرستيدند. منشأ اصلي اين تصورات در يونان قديم و چگونگي دقيق پيدايش آن روشن نیست. شناخت امروزي از اين تصورات بيشتر متعلق به دوران‌هاي بعد است: اشعار «هومر» كه حدود 900 سال و «هزويد» كه حدود 700 سال پیش از ميلاد مسيح می‌زیستند ، از قديمي‌­ترين نوشته‌­هایی هستند كه البته تصورات دوران جديدتر را منعكس مي‌‌‌کنند.
خدايان يونان در کوه المپ (Olymp) زندگي مي‌كردند و به همين دلیل خدايان المپ ناميده مي‌شوند. آنان كه عمر جاويدان دارند، در قصرهای «هفائيستو»  زندگي مي‌كنند. خوراك آنان خوراك خدايان و مشربه آنان مشربه خدايان است كه به آنها زندگي جاويد مي‌بخشد. برخلاف آنچه كه در اديان ديگر به خدايان نسبت داده مي‌شود، خدايان المپ قدرت بي‌پايان و لايزال ندارند و قدرت آنان محدود است.

 تقسيم قدرت ميان خدايان
در ميان خدايان يونان مرزهاي قدرت و مسئوليت‌ها تقسيم شده و مشخص است. هر خدایي درباره مسائل مربوط به بخش خود اختيار تام دارد. حتي دخالت رئيس خدايان زئوس نیز در امور مربوط به ديگران حد معيني دارد. خود زئوس نيز در بخش معيني مسئوليت دارد. او حاكم جهان و خداي آسمان است. در ميان ابرها، رعد، برق، طوفان و باران ظاهر مي­شود. به همين دلیل ستايش از او نيز بر فراز قله‌ها كه به آسمان‌ها نزديك‌تر هستند انجام مي‌گيرد، اما او خدا است و قدرت پيشگویي دارد. او سرنوشت انسان‌ها را در ترازوي سرنوشت سبك و سنگين مي‌كند. او بر نظم اجتماعي انسان‌ها نظارت دارد و زوجات، خانواده‌ها، دولت، سوگند و حفظ حقوق ميهمانان را مراقب است.
برخلاف آنچه كه در غالب اديان ديگر به خدا نسبت داده مي‌شود اصل عاري بودن از خطا و به همين دلیل مبرا بودن از هرگونه مسئوليت در ميان خدايان يونان وجود ندارد. خدايان يونان نيز مانند انسان‌ها گرفتار احساسات، عواطف و خواسته‌هاي خويشند. زئوس نيز گاه و بي‌گاه دچار خطا مي­شود. او خود قانون مقدس خانواده را زير پا مي­گذارد و براي همسر خود انگيزه حسادت ايجاد مي‌كند. تعداد فرزنداني كه الهه‌ها (خدايان زن) و انسان‌ها به او هديه كرده‌اند از شمار خارج است.
چون براي خدايان نيز احتمال ارتكاب خطا وجود دارد زمينه پيروي كوركورانه از اين انسان‌ها به مراتب كمتر از هنگامی است كه خدايان مظهر كمال و عاري از كوچك‌ترين خطا و مسئوليت‌ها تلقي شوند. انسان‌ها به خود اجازه مي‌دهند اعمال خدايان را نيز بررسي کنند و درباره درست يا نادرست بودن اين اعمال نظر خود را داشته باشند.

تساوي خدايان زن و مرد
 در ميان خدايان يونان، الهه‌­هاي زن همان قدر قدرت دارند كه خدايان مرد. آنها از همان حقوق و وظایفی برخوردارند كه مردان هستند.
براي نمونه هرا (Hera) خواهر و همسر زئوس است و بالاترين الهه زن در آسمان به‌شمار مي‌رود. هرا در مقام خداي قوانين مقدس خانواده، بر كار انسان‌ها و خدايان نظاره مي‌كند. او به‌ویژه در فكر حفاظت از شخصيت و حقوق زن است. سختي در طينت اوست. پسر هفائيستوس مي‌لنگد، زيرا مادر كه از زشتي او برافروخته بود او را از المپ به زمين پرتاب كرده است.
خدايان همه نوع صفت‌هاي زميني و انساني را دارند. حسادت، كينه و نفرت در ميان خدايان يونان امري روزمره و عادي است. هرا سمت مشاوري زئوس را هم داراست، اما به دليل حسادتش دائم عليه زئوس توطئه مي‌كند.

روابط ميان خدايان 
قوانين، هم درباره خدايان و هم درباره انسان‌ها صادقند. براي نمونه هرا كه حافظ قوانين مقدس خانواده است هم بر كار انسان‌ها و هم بر كار خدايان نظاره دارد. اگر خدایي دچار خطا شود، مجازات مي‌شود و اگر اين خطا بزرگ باشد خداي مزبور از خدایي خلع و به نيم‌خدا تبديل مي‌شود.
زئوس با وجود برتري‌اش بر ديگر خدايان قادر مطلق نيست. تعظيم و بله‌قربان‌گویی در ميان خدايان وجود ندارد و در افسانه‌هاي يونان به چشم نمي‌خورد.
در ميان خدايان يونان دموكراسي حاكم است. دوازده خداي المپ جلسات بحث و مشاوره و تصميم‌گيري دارند. در اين جلسات هر خدا داراي يك رأي است. اموري كه مربوط به همه خدايان است در مجلس خدايان طرح و پس از بحث و مشاوره درباره آن قضاوت و تصميم‌گيري مي‌شود. تصميمات مربوط به مجازات‌هاي شديد خدايان به اين جلسات مربوط مي‌شد. در آیین يونانيان بر خلاف آیینهاي ديگر خوبي كامل در يك‌طرف و بدي كامل در طرف ديگر (خدا و شيطان ـ اهورامزدا و اهريمن)، یا دوآليسم تفكر وجود نداشت. خوبي و بدي هر دو با هم بروز مي‌كردند و يك شخص معمولاً درستكار مي‌توانست در موارد متعددي نيز دچار اشتباه شود. اين مسئله كه در زندگي انسان كشيدن مرز روشن ميان خوبي‌ها و بدي‌ها غالباً بسيار مشكل است در فلسفه اين افسانه‌ها كاملاً منعكس است.

ریشه‌های دینی شکل‌گیری اومانیسم
انسان‌ها خود را با خدايان سر به سر مي‌دانستند و «فاصله» خدايان المپ با انسان‌ها به «فاصله» خدايان با مردم در اديان ديگر نبود. حتي يك خدا در جنگ مستقيم به نفع گروهي از انسان‌ها عليه ديگران شركت مي‌كرد. همچنين يك انسان مي‌توانست با خدایی رابطه زناشویی برقرار سازد. از ازدواج يك خدا و يك انسان يك نيم‌خدا به دنيا مي‌آمد كه عمر جاودانه داشت.


 اندیشه سیاسی مسلمانان
فتح‌الله پریشان
ضرورت حکومت و امامت در اندیشه سیاسی علامه مجلسی
از طبیعت مدنی و اجتماعی بودن انسان و همچنین نیاز وی به همنوع برای زیست بهتر که آن هم از مدنی‌الطبع بودنش ناشی می‌شود، اصل فطری و غریزی جامعه‌پذیری و ضرورت حکومت در اجتماع انسانی بیرون می‌آید. تقریباً مهم‌ترین نظریه حکومتی هم که در فلسفه سیاسی دانشمندان غربی از منتسکیو، لاک، روسو و هابز تا اندیشمندان معاصر به آن توجه شده بر اساس همین زندگی اجتماعی و قراردادی است که به موجب آن بخشی از آزادی‌های فردی را سلب می‌کند تا آزادی، امنیت و رفاه اجتماعی را برای انسان‌ها رقم بزند.
از دیدگاه علمای اسلامی نیز این مهم در کنار مشروعیت الهی حکومت جایگاه ویژه‌ای دارد. علامه مجلسی حیات اجتماعی مردم و دوام و بقای نوع بشر را به رعایت این اصل و اجتماعی بودن انسان منوط کرده است. وی با تعابیری همچون «ان الانسان مدنی بالطبع یحتاج بعضهم الی بعض فی‌التعیش و البقا»(۱) و «ان الانسان مدنیا بالنوع»(۲) ناگزیر بودن وجود و تشکیل حکومت را مورد تأیید و تأکید قرار می‌دهد. مجلسی در اثبات ضرورت حکومت که شأنی از شئون نبوت و امامت است، با استناد به حدیث امام صادق(ع) علت نیاز انسان به نبی و امام را بر اساس حکمت و مصلحت خداوند هدایت مردم می‌داند: «بر آنچه مصلحت ایشان در آن است و سبب نفع ایشان است راهنمایی کنند به چیزی که سبب بقای نوع ایشان در آن است و ترک آن مورث (موجب) فنای ایشان است.»(۳)
علامه مجلسی برای بیان ضرورت حکومت و وجود حاکم در جامعه بشری با اشاره به این نکته که «صلاح ناس و هدایت ایشان و رفع نزاع و جدال از ایشان بدون قیمی و رئیسی میسر نمی‌شود» و با استشهاد از حدیث امام رضا(ع) دلایل زیر را مورد استفاده قرار می‌دهد:
۱ـ وجود تکالیف، اوامر و نواهی الهی است که مردم به رعایت این حدود موظف شده‌اند، زیرا تجاوز از حدود الهی موجب فساد در جامعه خواهد شد.
۲ ـ طبیعت منفعت‌طلبی و لذت‌جویی در انسان‌ها سبب می‌شود که هیچ‌کس لذت و منفعت خود را برای مفسده‌ای که به دیگری عاید شود، ترک نکند.
۳ـ نیاز به حکومت در تمام جوامع بشری به منظور بقای نظم و اصلاح جامعه، از ضرورت‌های اولیه زندگی اجتماعی انسان‌ها به‌شمار می‌آید، زیرا هیچ فرقه‌ای از فرق و ملتی از ملل، تعیش و بقای ایشان بدون سرکرده و رئیسی نبوده است.
۴ـ مقتضای حکمت خداوند حکیم و علیم است که این خلق را خالی از امامی که مصلح احوال ایشان باشد، نگذارد.
۵ ـ وجود اختلاف و تشتت آرا، اندیشه و طبایع مردم و نقصانی که مردم از حیث کمال و عقل نسبت به انسان کامل دارند، موجب اختراع آرا و بدعت‌های مختلف براساس خواهش‌های نفسانی می‌شود و این بدعت‌ها نیز سبب بطلان دین می‌شود. علامه مجلسی نتیجه سلبی دلایل و ادله مذکور را آثار و پیامدهایی می‌داند که از لحاظ شریعت و دین متوجه مردم می‌شود: «اگر امامی در میان مردم نباشد که حافظ دین پیامبر(ص) باشد، ملت مندرس شود و دین برطرف شود و احکام الهی متغیر و متبدل گردد و ارباب بدع و ملاحده در امور دین و احکام شرع زیاده و کم بسیار کنند و شبهه‌ها در میان مسلمانان پیدا شود.»(۴)
همچنین وی با استناد به کلام حضرت علی(ع)؛ «لابد للناس من امیر برّا او فاجرا»، ضروری و اجتناب‌ناپذیر بودن اصل حکومت حتی وجود حاکم جائر در جوامع انسانی را برای مقابله با هرج‌ومرج و حکومت آنارشیسم، از باب دفع افسد به فاسد و رجحان عقلی می‌پذیرد.
از دیدگاه تشیع، شعاع علل نیاز جامعه بشری به وجود حاکم، جوامع بسیار کوچک را نیز در بر می‌گیرد، به‌گونه‌ای که اگر از جامعه انسانی بیش از دو نفر باقی نمانند، لزوماً باید یکی از آن دو رهبر و امام بر دیگری باشد، زیرا ادله عقلی و نقلی‌ای که در جامعه‌های بزرگ، ضرورت حکومت را اقتضا می‌کرد، در جوامع کوچک نیز جریان دارد.


اصطلاحات
 
براندازی نرم
براندازی (subversion) در اصل اصطلاحی نظامی است که در فرهنگ واژه‌های نظامی چنین تعریف شده است: «کلیه اعمال و فعالیت‌های غیرقانونی که بر ضد مصالح یک کشور انجام می‌شود و هدف نهایی از آن واژگون کردن حکومت وقت می‌باشد.» به عبارت دیگر، عملیاتی است که به منظور کاهش انجام می‌شود تا به تدریج یک رژیم برای سرنگون شدن آماده شود. براندازی یکی از شاخه‌های جنگ‌های نامنظم است.
تعریف اصطلاحی دیگری از براندازی عبارت است از: تغییر نظام سیاسی یک کشور یا ایجاد تغییر و تحول اساسی در ارزش‌های اساسی یک نظام. این تغییر گاهی از طریق رفتارهای خشونت‌آمیز مانند کودتا، ترور، تحمیل جنگ و... صورت می‌گیرد و گاهی مسالمت‌آمیز و با اجرای برنامه‌‌ای حساب‌شده و درازمدت برای نفوذ در ارکان سیاسی یک نظام قابل ‌اجراست. نتیجه هر دو اقدام به تغییر نظام و در نهایت براندازی منجر خواهد شد.
از جمله محورهایی که در اوضاع پسابرجام مورد توجه رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است، نقشه راه دشمنان انقلاب اسلامی برای نفوذ به ارکان نظام و کشور از طریق جنگ نرم و تغییر باورها و ارزش‌های جامعه و همچنین تغییر محاسبات مسئولان است. از ‌این ‌رو، می‌توان مفهوم براندازی نرم را با وام‌گیری از مفاهیم گفته شده در بالا چنین تعریف کرد: «براندازی نرم در اصطلاح به‌معنای اجرای برنامه‌ای حساب‌شده، مسالمت‌آمیز و درازمدت برای نفوذ به ارکان سیاسی یک نظام به‌منظور تغییر نظام سیاسی یک کشور یا ایجاد تغییر و تحول اساسی در باورهای اصلی آن است.» امروزه، از براندازی نرم، تعابیر مختلفی به عمل می‌آید که هر چند ممکن است تفاوت‌های ظریفی داشته باشند، اما باید دانست که در نهایت، ماهیت و محتوا یکی است. جنگ نرم، براندازی در سکوت، براندازی خاموش، براندازی قانونی، فروپاشی از درون، انقلاب رنگی، انقلاب مخملی و... از جمله این موارد و تعابیر است. بررسی تعریف، تاریخچه، خاستگاه و اهداف آنها نشان می‌دهد، قصد و انگیزه اصلی مشترک همه اینها، تغییر ارزش‌ها و در صورت لزوم، تغییر محاسبات و باورهای مسئولان و افراد نظام حاکم با روش‌های بیشتر مسالمت‌آمیز و با بهره‌گیری از ظرفیت‌های قانونی موجود در قوانین نظام حاکم است. نقاط افتراق براندازی و جنگ نرم با نوع سخت آن و همچنین ویژگی‌های جنگ نرم، تشخیص آن را سخت‌تر می‌کند؛ زیرا برخلاف جنگ سخت که در حوزه امنیتی و نظامی رخ می‌دهد و ملموس و محسوس و واقعی است، جنگ نرم یا براندازی نرم، پیچیده و محصول پردازش ذهنی نخبگان در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که با استفاده از روش القا و اقناع‌سازی تغییر باورها، انتخاب‌ها و تأثیرگذاری‌ بر فرایند تصمیم‌گیری و رفتار انجام می‌شود.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

آیت‌الله ممدوحی‌كرمانشاهی
اولین درجه تبرّی از دشمنان نفرین است

امام سجاد(ع) ‌در‌ دعایى نسبتاً طولانى، ‌به‌ مرزداران اسلامى ‌در‌ همه‌ زمان‌ها‌ توجه ‌و‌ ‌در‌ ‌حق‌ آنان دعا كرده است؛ دعایى ‌كه‌ حقیقتاً همه‌سو، فراگیر، همراه با نکته‌های دقیق ‌و‌ ژرف است ‌و‌ گوشه‌‌اى‌ ‌از‌ گنجینه‌ دانش ‌و‌ معرفت معصوم(ع) ‌را‌ آشكار ‌می‌کند ‌كه‌ چگونه ‌به‌ نکته‌های ظریف توحیدى، اخلاقى ‌و‌ عرفانى ‌در‌ صحنه‌ نبرد توجه کرده ‌و‌ احكام ‌و‌ آداب جنگ ‌و‌ پیكار ‌را‌ ‌با‌ زبان دعا ‌به‌ جویندگان، تعلیم داده است. امام سجاد(ع) می‌فرماید: «اللهم صل على محمد ‌و‌ آله ‌و‌ حصن ثغور المسلمین بعزتك ‌و‌ أید حمات‌ها بقوتك ‌و‌ أسبغ عطایاهم ‌من‌ جدتك. اللهم صل على محمد ‌و‌ آله ‌و‌ كثر عدتهم ‌و‌ اشحذ اسلحتهم ‌و‌ احرس حوزتهم ‌و‌ امنع حومتهم ‌و‌ الف جمعهم ‌و‌ دبر امرهم ‌و‌ واتر بین میرهم ‌و‌ توحد بكفایه مؤنهم ‌و‌ اعضدهم بالنصر ‌و‌ اعنهم بالصبر، ‌و‌ الطف لهم ‌فى‌ المكر؛ خدایا، ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ درود فرست ‌و‌ عزت خود ‌را‌ حافظ ‌و‌ نگهبان مرزهاى مسلمانان قرار بده ‌و‌ مرزبانان ‌را‌ ‌به‌ قوت خود تأیید ‌و‌ عطایاى آنان ‌را‌ ‌از‌ قدرت خود فراوان گردان. خدایا، ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ درود فرست ‌و‌ عده‌ آنان ‌را‌ بسیار ‌و‌ اسلحه‌ آنان ‌را‌ برّان ‌و‌ حوزه‌ حفاظتى آنها ‌را‌ محفوظ ‌و‌ اطراف‌شان ‌را‌ نگاه دار ‌و‌ جمع آنان ‌را‌ پیوند ‌ده‌ ‌و‌ ‌به‌ آنها الفت عطا فرما ‌و‌ امور آنان ‌را‌ تدبیر فرما ‌و‌ آذوقه‌های‌شان ‌را‌ مرتب گردان ‌و‌ هزینه‌ جمع آنان ‌را‌ كفایت بنما ‌و‌ ‌با‌ یارى خود كمك‌شان ‌كن‌ ‌و‌ ‌با‌ صبر خود اعانت بفرما ‌و‌ ‌با‌ فریفتن دشمن آنان، لطف خود ‌را‌ شامل حال آنان بگردان (ظرافت ‌و‌ زیركى ‌و‌ سیاست نهانى ‌در‌ برخورد ‌با‌ دشمن ‌را‌ ‌با‌ لطف خود شامل حال آنان بگردان).

توانمندى متكى ‌بر‌ قدرت ‌لا‌یزال الهى
امام سجاد(ع) ‌در‌ این دعا ‌برای‌ مرزداران ‌و‌ نگاهبانان دعا كرده ‌و‌ آگاهى، صبر، مقاومت، اخلاص، كفایت بودجه، الفت، همدلى ‌و‌ فراوانى تعداد افراد ‌را‌ براى آنان تقاضا نموده است.
امام(ع) ‌در‌ این فراز حفظ ‌و‌ حراست كشور ‌را‌ ‌كه‌ ‌از‌ مهم‌ترین پایه‌های استقلال ‌و‌ سرافرازى كشور است، تنها متكى ‌بر‌ مرزداران ‌و‌ نیرو ‌و‌ قدرت مردمى ‌و‌ بازوان مسلح نمی‌داند، بلكه این درخواست ‌را‌ مستقیماً ‌از‌ خداوند متعال تقاضا کرده است ‌كه‌ خداوند، خود مرز كشورهای مسلمان را‌ محكم نگاه دارد ‌و‌ سپس قدرتمندى مرزداران ‌و‌ محافظان ‌را‌ ‌از‌ پروردگار درخواست کرده است؛ ‌آن‌چنان ‌كه‌ نیروى بازوان ‌و‌ اهرم‌های حراست آنان ‌به‌ قدرت لایزال ‌و‌ غیرمتناهى حضرت ‌حق‌ متكى بوده،‌ ‌از‌ هیچ‌‌كس‌ بیم ‌و‌ هراس نداشته،‌ هیچ قدرتى ‌را‌ فوق قدرت خدا نبینند ‌و‌ نکته‌ جالب ‌آن است كه‌ شرط این توكل ‌به‌ خدا، آمادگى مردمى است.
گفتنی است، امام سجاد(ع) ‌در‌ این فراز، موارد زیر ‌را‌ براى حفظ اسلام ‌و‌ مرزداران اسلامى درخواست کرده است:
ـ كثرت نفرات؛
ـ سلاح مجهز كارآمد؛
ـ پشتیبانى ‌از‌ حوزه‌ قدرتى اسلام ‌در‌ برابر بیگانگان؛
ـ وحدت ‌و‌ یكپارچگى تمام مردم؛
ـ تدبیر ‌در‌ امور؛
ـ آذوقه‌‌ ذخیره‌شده ‌و‌ آماده؛
ـ صبر ‌در‌ حوادث؛
ـ خنثی كردن نیرنگ‌ها‌ ‌و‌ حیله‌های دشمن ‌با‌ زیرکی‌های متناسب.
تمامى این موارد ‌از‌ استوانه‌های دفاع ‌از‌ كیان اسلام است. اگر ‌در‌ تک‌تک این خواسته‌ها‌ دقت شود، روشن ‌می‌شود ‌كه‌ تدبیر كافى ‌و‌ لازم ‌در‌ شئون گوناگون حكومت ‌و‌ كشور اسلامى ‌در‌ سایه‌ حكمت ‌و‌ عزت الهى ‌بر‌ پایه‌های موزون آرزو شده است. ‌با‌ وجود این، باید توجه داشت ‌كه‌ هرگز ‌از‌ كمك ‌و‌ توجهات الهى ‌بى‌‌نیاز نیستیم؛ زیرا ركن اساسى ‌هر‌ كار، عنایت خداست. ‌از‌ این‌‌رو‌، ‌چه‌ بسا دیده شده است ‌كه‌ بسیارى ‌از‌ امت‌ها‌ ‌با‌ وجود داشتن تجهیزات كافى، ولى نداشتن پشتوانه‌ الهى ‌و‌ توكل ‌به‌ خدا، دشمن ‌به‌ راحتى ‌بر‌ آنها مسلط شده است ‌و‌ این همه گویاى ‌آن‌ است ‌كه‌ حفظ روحیه ‌و‌ آمادگى روحى ‌و‌ معنوى، نقش اول ‌را‌ ‌در‌ موفقیت انسانى دارد. البته، سقوط ‌هر‌ جامعه‌اى‌ ‌با‌ نبود ‌هر‌ ‌یك‌ ‌از‌ استوانه‌های یاد شده حتمى است ‌و‌ بیگانگان پیوسته درصدد رخنه ‌در‌ ‌هر‌ ‌یك‌ ‌از‌ این پایه‌های لازم‌الحفظ هستند؛ ‌به‌ گونه‌‌اى‌ ‌كه‌ اگر موفق شوند، خداى ناخواسته عزت ‌و‌ شوكت مسلمانان تهدید خواهد ‌شد.
* «‌و‌ أنسهم عند لقائهم العدو ذكر دنیاهم الخداعه الغرور ‌و‌ امح عن قلوبهم خطرات المال الفتون»؛
‌و‌ ‌آن‌‌گاه ‌كه‌ مرزبانان ‌به‌ مصاف دشمنان ‌می‌روند، دنیاى نیرنگ‌باز ‌را‌ ‌از‌ یاد آنان ببر ‌و‌ خطر مال فتنه‌‌گر‌ ‌را‌ ‌از‌ قلوب آنان محو گردان.

خطر دنیاطلبی
‌كه‌ ‌او‌ ‌را‌ وسوسه ‌خطرهایى ‌كه‌ ممكن است ‌یك‌ رزمنده ‌را‌ تهدید كند، فقط دشمنى نیست ‌كه‌ ‌در‌ مقابل ‌او‌ ایستاده؛ بلكه دشمن ‌او‌ گاهى درونى است می‌کند؛ همانند دنیاطلبى ‌كه‌ سبب ‌می‌شود ‌با‌ حریف سرسخت كنار آمده،‌ دست ‌به‌ توطئه زده ‌و با ‌تن‌ ‌دادن به‌ تطمیع مكاران ‌و‌ غدّاران دین خود ‌را‌ ‌به‌ دنیا بفروشد ‌و‌ نیز مال‌دوستى ‌و‌ ثروت‌اندوزى ‌كه‌ توان بازوى ‌او‌ ‌را‌ سست كرده ‌و‌ عزم قاطع ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ سستى مبدل ساخته ‌و‌ نیت صالح ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ دست شستن ‌از‌ جنگیدن ‌و‌ ‌به‌ سوى هوس‌های دنیایى كشانده ‌و‌ ‌به‌ فتنه‌های گوناگون سوق ‌می‌دهد ‌و‌ ‌یكباره دشمن ‌به‌ دوست تبدیل ‌می‌شود ‌و‌ ‌در‌ نتیجه ‌به‌ شكست ‌و‌ انهدام لشكر اسلام ‌می‌انجامد.
* «أللهم عقم أرحام نسائهم ‌و‌ یبس أصلاب رجالهم ‌و‌ اقطع نسل دوابهم ‌و‌ أنعامهم ‌لا‌ تأذن لسمائهم ‌فى‌ قطر ‌و‌ ‌لا‌ لأرضهم ‌فى‌ نبات»؛
خداوندا! زنان ‌و‌ مردان دشمنان اسلام ‌را‌ عقیم گردان ‌و‌ نسل چهارپایان (نیروى جابه‌جایى) آنان ‌را‌ قطع فرما ‌و‌ هرگز ‌به‌ آسمان آنها بارش ‌و‌ ‌به‌ زمین آنها رویش عطا مفرما.

نابودى كافران، زمینه‌ساز جامعه‌ توحیدى
امام سجاد(ع) ‌در‌ اینجا‌ ‌از‌ خداوند متعال، قطع نسل كافران ‌را‌ ‌از‌ گستره زمین درخواست کرده است ‌كه‌ ‌در‌ واقع تقاضاى تقویت روح تقوا ‌و‌ خداطلبى ‌و‌ رهایى ‌از‌ خودفراموشى ‌و‌ اشتغال ‌به‌ حیوانیت ‌و‌ خروج ‌از‌ فطرت انسانى است ‌و‌ این منش خاص حضرت سجاد ـ صلوات‌الله‌علیه ـ ‌از‌ قبیل درخواست هدایت انسان‌ها‌ ‌به‌ سوى خویش ‌و‌ ‌از‌ خودشناسى ‌به‌ سوى خداشناسى است ‌و‌ درخواست فراهم‌آورى زمینه‌ ‌به‌ ثمر نشستن بذرهاى هدایت است؛ زیرا ‌تا‌ موانع ‌و‌ عوامل بازدارنده ‌از‌ ‌سر‌ راه برداشته نشود، هرگز جامعه‌ انسانى ‌به‌ پذیرش صراط مستقیم عبودیت ‌و‌ بندگى رهنمون نخواهد ‌شد‌.

‌سر‌ نفرین امام سجاد(ع)
‌از‌ ‌آنجا‌ ‌كه‌ جهان هستى، موجودى متحول ‌و‌ ناآرام است ‌و‌ لحظه‌‌به‌لحظه ‌به‌ سوى ابدیت ‌در‌ حركت ‌است ‌و‌ لنگرگاه این كشتى عظیم، محضر حضرت ‌حق‌ است؛ انسان نیز باید ‌به‌ اختیار خود، سالك همین سبیل شده ‌و‌ همین راه ‌را‌ بپیماید ‌و‌ ‌با‌ هدایت تشریعى همگام ‌و‌ همراه ‌با‌ این هدایت تكوینى حركت كند. بنابراین، اگر ‌آن‌چنان ‌كه‌ باید ‌در‌ مسیر صحیح قرار نگیرد ‌و‌ ‌بر‌خلاف صراط مستقیم شتاب گیرد ‌و‌ تلاش كند، قطعاً ‌هر‌ ‌چه‌ بیشتر ‌به‌ عمر ‌او‌ اضافه شود، مسیر عمیق‌ترى ‌را‌ پیش ‌به‌ سوى ژرفاى ‌بى‌‌پایان جهنم ‌می‌پیماید ‌و‌ ‌به‌ عذاب بدتر ‌و‌ عقاب بیشتر مبتلا ‌می‌شود.
‌بر‌ اساس این، ‌هر‌ قوم ‌و‌ ملتى ‌كه‌ ‌بر‌اساس باورهاى كفرآمیز زندگى ‌می‌گذرانند، ادامه‌ حیات آنان ‌جز‌ اندوختن وبال ‌و‌ نكال افزون‌‌تر‌ نخواهد بود. ‌به این ترتیب، امام معصوم(ع) ‌از‌ خداوند متعال ‌می‌خواهد ‌كه‌ كافران ‌و‌ مشركان ‌در‌ مرحله‌ نخست ‌به‌ خیل موحدان ‌و‌ مؤمنان بپیوندند ‌و‌ اگر چنین نكردند، خداوند سبحان ‌به‌ زندگى ننگ‌بار آنان ‌كه‌ ‌جز‌ خذلان ‌و‌ عمیق‌تر‌ كردن جهنم اثر دیگرى ‌بر‌ ‌آن‌ مترتب نیست، خاتمه دهد.
‌از‌ این‌‌رو‌، درخواست امام سجاد(ع) بهترین ‌و‌ ‌كم‌‌ضررترین خواسته براى كافران ‌و‌ مشركان ستیزه‌جو است ‌و‌ غیر ‌آن‌ سبب خوارى ‌و‌ حیرت بیشتر خواهد بود؛ ‌بر‌خلاف جهان‌بینى ‌بر‌ حسب دیدهاى بسیار كوتاه ‌و‌ ماده‌گرایانه ‌كه‌ جهان ‌را‌ چیزى ثابت انگاشته ‌و‌ ‌آن‌ ‌را‌ ‌در‌ دنیا منحصر كرده ‌و‌ فرجام زندگى ‌را‌ مرگ دانسته ‌و‌ تمام خوشى ‌و‌ سعادت بشر ‌را‌ ‌در‌ این سراى فانى ‌می‌بینند ‌و‌ تعبیرهایى، ‌همچون این فراز ‌از‌ دعاى امام سجاد(ع) ‌را‌ نمی‌پسندند ‌و‌ ‌براساس مبناى فاسد خود، این‌گونه نظر ‌به‌ بشریت ‌را‌ مردود شمرده ‌و‌ ‌با‌ توهم نادرست خود، درخواست امام ‌از‌ خداوند متعال ‌را‌ نوعى بدخواهی‌ ‌یا‌ نفرینى شوم براى سرنوشت انسان تلقى کرده ‌و‌ ‌با‌ قیافه‌اى‌ روشن‌فكرمآبانه ‌به‌ نقد ‌و‌ ایراد ‌آن‌ ‌می‌نشینند! غافل ‌از‌ ‌آن هستند كه‌ مبناى علمى ‌و‌ ذهنى خود آنان نادرست ‌و‌ ‌به‌دور ‌از‌ واقعیت است.
دستورالعملى ‌كه‌ ‌در‌ این دعا ‌به‌ امت ابلاغ شده است، ‌به‌ خوبى نشان می‌دهد،‌ اولین درجه‌ تبرّى، نفرین است ‌كه‌ آثارى معجزه‌آسا دارد ‌و‌ افراد تجربه‌های زیادى ‌در‌ این زمینه دارند و مسائل بسیار پیچیده‌ای ‌كه‌ امیدى ‌به‌ ‌حل‌ ‌آن‌ نداشته‌اند، فقط ‌با‌ دعا ‌و‌ توسل ‌حل‌ شده است. ‌در‌ بسیارى ‌از‌ مشكلات نیز یگانه راه موفقیت، دعاست ‌و‌ همه‌ روزنه‌های امید ‌جز‌ نیایش بسته است ‌و‌ امام سجاد(ع) ‌در‌ این دعا، ‌به‌ همین نكته اشاره فرموده‌اند ‌كه‌ مردم ‌از‌ این دستگیره‌ عظیم (دعا ‌و‌ توسل) غفلت نورزند.
در پایان می‌توان گفت: ‌از‌ اینكه‌ امام معصوم(ع) براى رزمندگان ‌و‌ جنگجویان ‌در‌ تمام زمان‌ها‌ دعا ‌می‌کند، برمى‌آید ‌كه‌ اسلام ‌یك‌ سلسله احكام ‌و‌ دستورهایى دارد ‌كه‌ براى جهان كفر قابل تحمل نیست ‌و‌ دولت‌های الحادى ‌با‌ ‌او‌ خواهند جنگید ‌و‌ اگر اسلام ‌از‌ قدرت دفاعى فوق‌العاده برخوردار نباشد، لگدمال كفر خواهد ‌شد‌. بنابراین، باید اقتدار لازم ‌را‌ داشته باشد ‌و‌ این اقتدار ‌جز‌ ‌با‌ تشكیل حكومتى مقتدر، میسور ‌و‌ ممكن نیست.

 


نقطه نظر
آيت‌الله علي جاودان

اشك و خون ـ4
بهترين و راحت‌ترين راه تقرب الهي

کاری کنیم این روضه­ خواندن­‌ها و روضه گوش دادن­‌ها بماند. شاید صد بار حاج‌آقا حق‌شناس (رحمه‌الله‌علیه) این وصیت را به ما فرمودند. می‌­گفتند حاج‌مقدس فرموده بودند به یک جایی که روضه بسیار خلوت است برو و یک منبر گوش بده. در زمان‌های قدیم در بازار تهران تیمچه‌­هایی بود که روضه وقفی داشتند و مجبور بودند روضه بخوانند. مردم هم در روز کار دارند و کسی به آن روضه­‌ها نمی­‌رفت. یک آقایی به خاطر اینکه دعوتش کرده بودند مجبور بود در آنجا روضه بخواند. صاحب و متولی روضه هم می­‌گفت یک یا دو نفر در آنجا باشیم. ایشان می‌­گفتند به این مکان­‌ها برو و ده دقیقه، یک ربع یک روضه گوش بده. خودشان هم هرگاه به منزل آقای اربابی می­‌آمدند در اتاق کوچک آنجا می‌­نشستند. مثلاً کل جمعیت هفت، هشت نفر بود، اما ایشان به آن اتاق کوچک می­‌رفتند و در آنجا یک روضه گوش می­‌کردند و می‌رفتند.
خدا کند یک روضه برای‌مان بماند. روضه بسیار قیمتی است. تا آنجا که من گشتم سه فتوا دیده‌­ام. حضرت امام، آیت‌الله فاضل و یک بزرگوار دیگر فرموده‌­اند عزاداری حضرت امام حسین(ع) از اعظم قربات است. در شمار بزرگ‌ترین وسایل تقرب به خداوند است، حتی لزومی ندارد گریه کنی. اگر بشود، بهتر است، اما اگر نشد ایرادی ندارد. فقط قصدتان را درست کنید و در مجلس عزاداری اباعبدالله‌الحسین(ع) شرکت کنید. اگر قصدتان درست نباشد، اصلاً شرکت نکرده‌­اید. فقط سیاهی لشکر می­‌مانید که البته سیاهی لشکر بودن در مجلس امام حسین(ع) هم یک جایی حساب می‌شود. حتی اگر نیتت هم درست نبود سیاهی لشکر مجلس امام حسین(ع) بهتر از بودن در مجلس یزید است.
روضه امام حسین(ع) وسیله تقرب درجه اول است، مانند نماز که یکی دیگر از وسایل تقرب درجه اول است. اما نماز درست کجاست؟ نماز درست این است که من صدای کسی که در کنارم نماز می­‌خواند، نشنوم. اگر چنین نمازی خواندی این هم یک وسیله تقرب درجه اول است. اما روضه خیلی راحت­‌تر است. اگر شما به یک مجلسی بروی که شما را نمی­‌شناسند و خیلی هم برایت بالا نمی‌­گذارند، بسیار خوب است.
من سالی یک بار برای روضه به جایی می‌­رفتم. سال آخر که رفتم دیدم صاحبخانه خیلی عادی جلوی پای من ایستاد. بعد هم به پسرش گفت که این پرچم بعد از من نخوابد! از یک سال قبل خبر داشت که قرار است برود. جلوی پای همه به‌طور یکسان بلند می‌­شد. قانون این است. همه باید یکسان باشند. این شخص به روضه امام حسین(ع) وارد شده و باید به او احترام گذاشت. آن‌وقت این بلند شدن‌­ها ممکن است حساب شود. بنابراین، اگر به جایی بروید که خیلی جلوی پای‌تان بلند نمی‌‌شوند، خیلی خوب است.
همین عزاداری امام حسین(ع) از وسایل عاقبت به‌خیری است. ببینید شما جوان‌­ها هزار حادثه در پیش دارید. حوادث روزگار زیاد است. افراد زیادی در حوادث ریختند و عقایدشان تغییر کرد. عزاداری خالصانه حضرت امام حسین(ع) برای عاقبت به خیری و محفوظ ماندن در این حوادث، عامل بسیار مهمی است.

 


 گزارشی از همایش ملی پدافند غیرعامل
توسعه‌یافتگی کشور بدون توجه به مصون‌سازی در برابر تهدیدات پذیرفته نیست
حسن ابراهیمی
 


هفته پدافند غیرعامل با برگزاری برنامه‌های متعدد و متنوعی پشت سر گذاشته شد که در رأس آن همایش ملی پدافند غیرعامل بود. در ادامه گزارشی کوتاه از سخنرانی مسئولان کشوری و لشکری در این همایش آورده می‌شود که در مرکز همایش‌های صداوسیما برگزار شد.

هر ظرفیتی مورد تهدید دشمن است
حجت‌الاسلام والمسلمین سید ابراهیم رئیسی، دادستان کل کشور طی سخنانی در این همایش، اظهار داشت: امروز مصونیت اجرای برجام را در پرتو توجه و اجرای شروط قطعی رهبری می‌دانیم؛ والا صیانت لازم را در اجرای این سند نخواهیم داشت.
دادستان کل کشور با اشاره به نقش پدافند غیرعامل در مقابله با تهدیدات، اظهار داشت: هیچ سند توسعه‌یافتگی در کشور بدون پیوست پدافند غیرعامل قابل قبول نیست.
وی افزود: هر مدیری در کشور باید در حوزه عملکرد خود و در متن مأموریتش مصونیت‌سازی مجموعه‌اش را ببیند، نه در حاشیه. پدافند غیرعامل نیز باید در متن مأموریت همه مدیران باشد؛ در غیر این‌صورت برخورد با تهدیدات منفعلانه خواهد بود.
رئیسی در عین حال تصریح کرد: اجرای پدافند غیرعامل نیازمند ضمانت اجرایی است تا اگر بر اثر عدم پیش‌بینی مدیری، خسارتی حاصل شد، پاسخگو باشند.
چاره کار مقاوم شدن است
«محمدرضا باهنر» نایب‌رئیس دوم مجلس شورای اسلامی طی سخنانی در این همایش، اسلام را بزرگ‌ترین و مهم‌ترین سد راه دشمن دانست و گفت: مسائل هسته‌ای و حقوق بشر تنها یک بهانه است تا از طریق آن بتوانند خواب آشفته‌شان را که حذف جمهوری اسلامی است، محقق کنند.
باهنر با بیان اینکه ما هنوز هم تحت هجمه استکبار قرار داریم، افزود: برای مقابله با این هجمه چاره‌ای جز مقاوم شدن نیست.
امروز زمان طلایی واکنش به بحران در اختیار ماست
«سردار حسین سلامی» جانشین فرمانده کل سپاه، که دیگر سخنران این همایش بود، اظهار داشت: تمام توان خود را به کار می‌گیریم تا اگر دوباره درگیر جنگی شدیم، بتوانیم از همه عناصر تشکیل‌دهنده ملیت‌مان دفاع کنیم.
سلامی با بیان اینکه باید آماده اداره جنگ‌های متنوع نیابتی و مستقیم باشیم، تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران دیکته هیچ بیگانه‌ای را نمی‌نویسد و خود انشاکننده ادبیات جدید مبارزات ملت‌های مسلمان است.
وی با اشاره به استقرار پایگاه‌های هوایی أمریکا در 22 کشور اسلامی، گفت: آنها از همین پایگاه‌ها به کشورهای مسلمان حمله می‌کنند. أمریکا و رژیم صهیونیستی تا امروز به 14 کشور اسلامی حمله کرده‌اند.
سلامی با بیان اینکه اندیشه جنگ هنوز نزد قدرت‌های بزرگ، مهم‌ترین راه‌حل سیاسی تلقی می‌شود، اظهار داشت: اروپا تابعیت سیاسی آمریکا را پذیرفته و تحریم ایران و خروج سوریه و یمن از نظام اقتصادی جهانی، ضربه‌هایی را به اروپا و دیگر کشورها وارد کرده است و اگر عراق را با وضعیت امنیتی و سیاسی امروز می‌بینیم که بسیاری از قدرت‌ها در تلاشند، آن را تجزیه ژئوپولیتیک کنند، ناشی از جنگ‌هایی است که صدام بر ما و کویت تحمیل و آمریکا به آن حمله کرد.
جانشین فرمانده کل سپاه تصریح کرد: امروز زمان طلایی واکنش به بحران در اختیار ماست و پدافند غیرعامل نیز، یعنی مدیریت صحنه‌ای از جنگ که هنوز اتفاق نیفتاده است.
دشمن در هیچ مکانیسم رویارویی با ما مطمئن نیست
«سردار غلامرضا جلالی» رئیس سازمان پدافند غیرعامل، طی سخنرانی در این همایش گفت: توافق برجام برخی تهدیدات نظامی را افزایش و برخی را کاهش می‌دهد.
وی یادآور شد: وقتی می‌پذیریم تنها پایگاه هسته‌ای‌مان نطنز باشد، این ممکن است تهدیدات نظامی را افزایش دهد.
رئیس سازمان پدافند غیرعامل با تأکید بر اینکه رویکرد اصلی و دائمی آمریکا نفوذ به کشور است، تصریح کرد: درک نادرست برخی مسئولان از توان و قدرت نظامی و ملی کشور می‌تواند خسارات بزرگی برای ما داشته باشد.
سردار جلالی یادآور شد: آمریکا در هیچ مکانیسم رویارویی با ما نمی‌تواند مطمئن باشد و بزرگ‌ترین ضعف آنها اطلاعات است.
وی در عین حال گفت: برجام تصویب شده و حالا باید بر اجرای آن نظارت کرد تا شروط رهبری و مجلس و شورای عالی امنیت اجرا شود.
رئیس سازمان پدافند غیرعامل گفت: آمریکا به دلایل مختلف، گزینه نظامی علیه ایران را مؤثر نمی‌داند که یکی از دلایل آن، شهرهای موشکی با رعایت کامل اصول پدافند غیرعامل است.
وی در پایان تجربه حضور آمریکا در فتنه 88 و تلاش برای تأثیرگذاری در سازوکارهای انتخابات را برای آنها تجربه‌ای ارزشمند عنوان کرد و اظهار داشت: رویکرد آنها، نفوذ دائمی به کشور است که مقابله با این موضوع، نیازمند رویکرد جدی در فضای سایبر برای مقابله با دشمن در عرصه فضای سایبر موبایلی است.


یادداشت
علیرضا جلالیان

ناگفته‌های قدرت دفاعی ایران
قدرت دفاعی یکی از ابزارهای اعمال خواسته‌ها یا بازدارندگی در برابر مطامع دیگران است. در این میان، آنچه در جمهوری اسلامی به نوعی قدرت دفاعی مطرح می‌شود، شامل شاخصه‌های متعددی است که می‌توان در این میان به نیروی انسانی، تجهیزات و توانایی‌های حوزه طرح‌ریزی راهبردی و تاکتیکی اشاره کرد. بر همین اساس، طرف‌های یک منازعه در فضای مقابله اقدام به برقراری توازن قوا می‌کنند. این توازن قوا شامل ایجاد توانایی‌های جدید در بعد تجهیزاتی و نرم‌افزاری، گسترش توانایی‌های موجود و... می‌شود.
در این میان، در جمهوری اسلامی، نیروهای مسلح از دل تنش‌های عظیم ابتدای انقلاب و تهاجمی که دفاع مقدس نام گرفت، سربلند بیرون آمدند. دفاع مقدس مسئله‌ای در قالب جنگ با بزرگ‌ترین قدرت نظامی منطقه و مورد حمایت تمام قدرت‌های جهانی بود که حاصل تربیت این دوران، ایجاد توانمندی و خودباوری در نیروهای مسلح شد؛ به همین دلیل امروز تا حدود 99 درصد نیاز دفاعی کشور از داخل تأمین می‌شود و نیروی مسلح در برخی شاخصه‌ها در سطح ده کشور برتر دنیا قرار گرفته است.
اما این تنها یک پرده از ماجراست. با توجه به ادراک درستی که در نیروهای مسلح درباره بیان توانمندی‌های دفاعی کشور ایجاد شده است، هیچ‌گاه توانایی‌های نظامی کشور به‌طور دقیق بیان نمی‌شود، اما مسلم است که ایران بزرگ‌ترین قدرت دفاعی زمینی را در قالب نیروهای مردمی، ارتش و سپاه دارد. در حوزه هوافضا، دریایی و... نیز مسائلی وجود دارد که مبهم مانده است.
امروز آنچه در نیروهای مسلح کشور در حال وقوع است، دقیقاً هیچ نسبتی با پیشرفت‌های صنعتی و سایر حوزه‌ها ندارد. اگرچه صنعت کشور در بسیاری از حوزه‌ها به دلیل دولتی ماندن صنایع اصلی، جزء کشورهای عقب‌افتاده محسوب می‌شود، اما در نیروهای مسلح با توجه به تدابیر اندیشیده‌شده، ایران جزء کشورهای پیشرو در تأمین نیازهای داخلی خود محسوب می‌شود و حتی توانایی تأمین نیاز نیروهای مسلح بسیاری از کشورها دیگر را نیز دارد. نمونه این مسئله تأمین و تجهیز نیروهای «حشد الشعبی» در عراق است که با همکاری مستقیم مستشاران نظامی و نیروهای مجاهدین عراقی که بیشتر آنها نیروهای سپاه بدر هستند، هدایت می‌شوند. شمار زیادی از ارتش‌های کشورهای آفریقایی هم استفاده‌کننده تجهیزات ایرانی هستند.
در این میان بسیاری از کشورها برای برقراری توازن، به پژوهش و واکاوی توان دفاعی طرف مقابل پرداخته و در قالب‌های مختلف طراحی‌های مقابله را انجام می‌دهند تا به سرعت توازن را برقرار کنند و چاره‌ای بیندیشند.
راهکاری که در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای این مسئله استفاده می‌شود، طرح نکردن درست و دقیق این توانمندی‌هاست. بیشتر دیده می‌شود، ابعاد مختلفی از توانمندی‌های نظامی کشور مخفی بوده و بیان نمی‌شود و برخی از ابعاد آن در مواقعی در رزمایش‌ها و زمان‌های مناسب، بیان شده یا آزمایش موفقیت‌آمیز آن اعلام می‌شود. آنچه در موضوع برجام و توافقات با آژانس از سوی غربی‌ها مطرح می‌شود و با طرح بازدید از مراکز نظامی تأکید می‌شود بر این مبناست که آمریکا اطلاعات دقیق‌تری برای آینده داشته باشد و بتواند براساس آن طرح‌ریزی و اقدام کند که هوشمندی و تدبیر رهبر انقلاب [مدظله‌العالی] در برابر این مسئله قابل تحسین است.


گلی از باغ

 خاطرات امیر دربندی در «دکتر بدو!»
 
کتاب خاطرات رزمندگان را می‌توان یک گونه مرسوم در ادبیات دفاع مقدس دانست. این رزمندگان گاه از نیروی عادی یک گردان هستند تا یک فرمانده رده بالا. کتاب «دکتر بدو!» خاطرات امیر سرتیپ دوم غلامحسین دربندی از امدادرسانان دوران دفاع مقدس را در بر دارد که به قلم دکتر رضا منتظر نوشته شده است. نویسنده این کتاب، تنها به شرح خاطرات بسنده نکرده، بلکه فضای مناطق عملیاتی و مشکلات امداد‌رسانی در خط مقدم و پشت جبهه‌ها را هم ترسیم کرده است تا ارزش حرکت جهادی کارکنان بهداری را برای مخاطبان بازگو کند. در پایان کتاب، تصاویر‌ مرتبط با هر موضوع، با شماره‌ای در پاورقی مشخص و مخاطب به انتهای کتاب ارجاع داده شده است. منتظر، همچنین در پایان کتاب مختصری از هر عملیات را شرح می‌دهد و به شهیدانی که نام آنها در فهرست درج شده است، می‌پردازد.
در مقدمه کتاب، در شرح مختصری از زندگینامه و سوابق سرتیپ دوم غلامحسین دربندی آمده است: او که در سال‌های دفاع مقدس در جبهه‌ها حضور داشته پس از 34 سال خدمت در ارتش جمهوری اسلامی در تاریخ(1/7/1385) بازنشسته شده و هم‌اکنون عضو هیئت معارف جنگ شهید سپهبد «علی صیاد شیرازی» است. سرتیپ دربندی یکی از فعال‌ترین راویان در یادمان‌های دفاع مقدس در مناطق عملیاتی است. هرچند نقش رسته بهداری، پزشکان، پرستاران، بهیاران، رانندگان آمبولانس و ... در جبهه بسیار پررنگ و با اهمیت بود، اما خاطرات کمتری از آنان در قالب کتاب منتشر شده است. در صفحه 34 این اثر آمده است: «نزدیک صبح که هوا داشت روشن می‌شد، یکی دیگر از بچه‌های باصفای بهداری پرپر شد؛ بر اثر اصابت گلوله مستقیم تانک دشمن به نفربر بهداری. سرباز ابراهیم صفایی که اهل جنوب بود، به شهادت رسید. سوراخ بزرگی در بدنده نفربر ایجاد شده و او را از کمر به دو نیم کرد؛ تنها نیمی از پیکرش را برای تشییع بردند. سربازی مؤمن، خنده‌رو و با نشاط بود؛ بچه‌‌ها هیچ‌گاه او و لبخندهایش را فراموش نکردند. روحش شاد.» «دکتر بدو!» را انتشارات عماد فردا با شمارگان دو‌هزار نسخه، قطع رقعی، 192 صفحه و به بهای 130‌هزار ریال روانه بازار نشر کرده است.
 


قبیله آفتاب

بعد از 15 نوروز برمی‌گردم
آخرین باری که برای مرخصی آمده بود، انگار می‌دانست که این آخرین دیدار او با ماست. همه ما را برد خرید عید و بعد رفتیم یکی از بوستان‌های شهر برای تفریح. همان جا به او گفتیم که چرا عید می‌خواهی بروی به مأموریت و کنار ما نباشی؟ گفت: بالاخره جنگ است و باید بروم. اما بعد از 15 نوروز برمی‌گردم. او رفت و بعد از 15 نوروز خبر شهادتش آمد.
به نقل از خانواده شهید سیداحمد مظلومی
سیداحمد سال 1327 در تهران متولد شد. چهارساله بود که مادرش را از دست داد. عمه‌اش مسئولیت تربیت او و سه برادر دیگرش را برعهده گرفت. هفت ساله بود که به مدرسه رفت و پس از اتمام تحصیلات به استخدام اداره راه و ترابری زاهدان درآمد. پس از مدتی با مشورت روحانی مسجد اقدام به بررسی گزینه‌های مناسب برای ازدواج کرد. سال 1353 ازدواج کرد و ثمره آن سه فرزند شد. پس از وفات همسر اولش با زنی دیگر ازدواج کرد و حاصل این ازدواج نیز دو فرزند شد. او در طی این سال‌ها در آزمون استخدام شرکت ذوب‌آهن اصفهان شرکت کرد و پس از قبولی، خانواده‌اش را از مشهد به اصفهان برد و آنجا مشغول کار شد. با شدت گرفتن مبارزات انقلابی به مشهد بازگشت و در مبارزات تهران و مشهد نقش زیادی داشت، به طوری که یک‌بار سرش با گلوله خراشیده شد. پس از پیروزی انقلاب موفق شد به ملاقات امام خمینی(ره) برود. پس از آن به عضویت سپاه درآمد و با شروع جنگ در 34 سالگی به جبهه اعزام شد. در عملیات‌های مختلف شرکت کرد. او در جبهه راننده آمبولانس بود تا اینکه در عملیات والفجر یک در تاریخ 23 فروردین سال 1362 بر اثر انفجار مین و اصابت ترکش، به همراه دیگر راکبان آمبولانس به شهادت رسید. پیکر پاکش را در خواجه ربیع مشهد به خاک سپردند.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

 در گفت‌وگو با دو کارگردان بررسی شد
تهدید سینمای سفارتی در دوران پساتحریم

مهدی امیدی
 


گسترش روابط با سینمای جهان، یکی از تأثیرات ادعایی اجرایی شدن برجام از سوی مسئولان فرهنگی کشور است. نخستین اقدام برای اثبات این تأثیر نیز، مذاکره «حجت‌الله ایوبی» رئیس سازمان سینمایی دولت با مدیران سینمایی دولت ایتالیاست. وعده داده شده است، در دوران پساتحریم، روابط سینمایی ایران و غرب افزایش خواهد یافت. یکی از این تأثیرات، افزایش حضور فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های غربی است، اما آیا چنین سیاستی به سود سینمای ایران است؟ نظر دو فیلمساز را در این‌باره پرسیدیم.

بازی در زمین ایران‌هراسی
«پرویز شیخ‌طادی» کارگردان سینما معتقد است: بیش از دو دهه است که سیاست‌گذاری برخی جشنواره‌ها و جوایز خارجی مهم که اهمیت آنها را خودشان برای ما تعریف کرده‌اند، خیلی روی سیاست‌گذاری سینمای ما اثر گذاشته است. فضاسازی و جوسازی غربی‌ها روی مسئولان ما هم تأثیر گذاشته است و آنها را به سمت تلاش برای حضور در این جشنواره‌ها و دیده شدن در آنها برده و سبب شده است تا آثاری منطبق با آن جشنواره‌ها بسازند.
وی افزود: مجموعه فیلم‌های سینمای ما که برای حضور در جشنواره‌های غربی ساخته می‌شوند، در پروژه «اعتراف جامعه هدف» قرار دارند. در این پروژه، غربی‌ها کشورهای هدف را وادار می‌کنند تا از طریق فیلم‌هایی که به جشنواره‌های آنها ارسال می‌کنند، اعتراف کنند که مردمی بی‌اخلاق، با سطح پایین فرهنگی و دارای جامعه‌ای بدون امنیت هستند.
کارگردان فیلم‌های «روزهای زندگی» و «شکارچی شنبه» تصریح کرد: این یک فرضیه نیست، بلکه یک نمودار است. به طوری که آثاری که به عنوان نماینده سینمای ایران در جشنواره‌ها و مراسم سینمایی غربی حضور می‌یابند، وارد منظومه ایران‌شناسی غربی‌ها می‌شوند. متأسفانه، اغلب این آثار، تکمیل‌کننده پازل ایران‌هراسی غرب هستند.
وی تصریح کرد: این‌گونه تصویرسازی از ایران، در حوزه‌هایی چون سرمایه‌گذاری خارجی و توریسم نیز تأثیر منفی می‌گذارد. طبیعی است که همه مردم دنیا ترجیح می‌دهند به مناطق امن و با سطح فرهنگی بالا مسافرت یا در آن سرمایه‌گذاری کنند. باید به مخاطبی که در فیلم‌های تولیدی داخل کشور تصویر تیره و تاری از ایران را می‌بیند، حق داد که انگیزه‌ای برای سفر به این کشور پیدا نکند.
شیخ‌طادی در پایان پیشنهاد داد: یک گروه یا کمیته برای اثرسنجی فیلم‌های جشنواره‌ای ما بر افکار عمومی مردم جهان تشکیل شود. آنها از طریق این اثرسنجی می‌توانند به روشنی دریابند، فیلم‌هایی که به جشنواره‌های خارجی ارسال می‌کنند، چه تصویری از ایران را در افکار عمومی مردم دنیا ایجاد می‌کند.

هزینه از بیت‌المال برای آبروریزی
«سعید مستغاثی» کارگردان مستندهایی، چون «راز آرماگدون» و «اینک آخرالزمان» معتقد است: خوب یا بد توصیف کردن حضور فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های غربی بدون هیچ شناخت، تحلیل و بررسی دقیقی، نوعی حرف زدن روی هواست. متأسفانه، مسئولان سینمایی ما از ابتدا بدون شناخت دقیقی در این جشنواره‌ها و جوایز شرکت کرده‌اند. ما بدون شناخت جشنواره‌ها و بی‌آنکه اصلاً بدانیم چه کسانی برگزارکننده این جشنواره‌ها هستند و با چه اهدافی فعالیت می‌کنند، به هر طریقی می‌خواهیم خودمان را به آنها تحمیل کنیم.
وی افزود: سطح سواد و اطلاعات متولیان سینما در حوزه بین‌الملل و کسانی که در دستگاه سینمایی ما ادعای شناخت مناسبات جهانی سینما را دارند، به قدری پایین است که دو سال قبل، فیلمی را که تهیه‌کننده‌ای غیرایرانی دارد، به عنوان نماینده سینمای ایران به مراسم اسکار معرفی کردند! این درحالی است که ملیت یک فیلم را تهیه‌کننده آن تعیین می‌کند.
کارگردان مجموعه «تمدن آسمانی» با بیان اینکه جشنواره‌های غربی قواعدی دارند، ادامه داد: اینکه به فیلمی مثل «آرگو» جایزه می‌دهند، یک اتفاق خلق‌الساعه نیست و طبق یک سری قواعد و اصول اتفاق می‌افتد. اینکه یک فیلمساز را به خاطر انتقاد از اسرائیل [رژیم صهیونیستی] از جشنواره کن با لگد بیرون می‌کنند، یک قاعده است. وقتی شما قواعد آنها را زیر پا بگذارید، نمی‌توانید جایی در بین آنها داشته باشید.
مستغاثی که خود تجربه حضور در برخی از این جشنواره‌ها را دارد، در ادامه بیان کرد: جشنواره‌ها و مراسمی چون کن، برلین، ونیز، اسکار و... هیچ‌کدام با پول خیریه اداره نمی‌شوند و این کمپانی‌‌ها و سرمایه‌دار‌ها و مالکان کارخانه‌های بزرگ هستند که بودجه این جشنواره‌ها را فراهم می‌کنند. آنها با اهداف و چشم‌انداز‌ها و عقایدی که مخالف منافع‌شان باشد، اصلاً کنار نمی‌آیند؛ چه برسد به اینکه به آن جایزه هم بدهند. به همین دلیل، امثال «سیلوستر استالونه» با تانک از روی فرش قرمز جشنواره کن با آن همه ادعای استقلال هنری عبور می‌کنند. برگزارکننده‌های جشنواره کن مجبورند با همه ادعاهای خودشان به سخیف‌ترین و تبلیغاتی‌ترین فیلم‌های آمریکایی مجال خودنمایی بدهند، وگرنه پول‌شان تأمین نمی‌شود.
وی تصریح کرد: این چه دردی است که ما به هر معلق‌بازی دست می‌زنیم تا در جشنواره‌های غربی، ما را بپذیرند و به ما جایزه بدهند؟ آیا این تحقیر نیست؟ چرا ما باید علیه کشور خودمان سیاه‌نمایی کنیم و هرچه سیاهی است را نزد خارجی‌ها ببریم تا به ما جایزه دهند؟!
رئیس اسبق انجمن منتقدان در پایان تأکید کرد: نباید از بیت‌المال هزینه شود تا شبه‌روشنفکرهای ما با حراج آبروی ملت خودشان کاسبی کنند! ملتی که 35 سال ایستاده است تا سرافرازی‌اش را نشان دهد، اگر قرار بود خفت را تحمل کند که دیگر انقلاب نمی‌کرد.


نگاهی به فیلم «چهارشنبه 19 اردیبهشت»
تصویری جدید از فقر
حسین کارگر



«چهارشنبه 19 اردیبهشت» در نگاه اول یک فیلم اجتماعی به نظر می‌رسد، اما اگر عمیق‌تر بنگریم، این فیلم تلاشی برای ترسیم ابعاد و زوایای روح انسان است. ایجاد موقعیت‌های سخت و بحرانی و نوع رویارویی انسان‌ها با این مصائب در این فیلم، فطرت بشری را به آزمایش می‌گذارد، به‌گونه‌ای‌که مخاطب با غرق شدن در داستان فیلم، می‌تواند باطن خودش را نیز ببیند.
مضامینی چون فقر، تهیه پول دیه، خیرات و کمک به نیازمندان، خیلی تکراری هستند، اما در این فیلم، تصویر جدیدی از این مسائل به نمایش درآمده است. این‌بار، برخلاف شخصیت‌های فیلم‌های متداول جریان موسوم به سینمای اجتماعی که در مقابل معضلات به فلاکت و حقارت می‌رسند، در این فیلم، آدم‌ها در برخورد با فقر و تنهایی، به آگاهی و بیداری می‌رسند.
داستان فیلم «چهارشنبه 19 اردیبهشت» به کارگردانی «وحید جلیلوند» دارای سه فصل (اپیزود) است که در هم تداخل پیدا کرده‌اند. در فیلم چند معما مطرح می‌شود؛ بزرگ‌ترین معمای فیلم، انگیزه شخصیت محوری فیلم (آشتیانی، با بازی امیر آقایی) برای کمک 30 میلیون تومانی است. طرح چنین شخصیتی که با وجود مشکلات مالی، اقدام به انتشار آگهی برای دعوت از افراد نیازمند به منظور دریافت کمک مالی می‌کند، ابتدا کمی تخیلی و دور از واقع به نظر می‌رسید، اما این معما در جر و بحث آشتیانی با همسرش برملا می‌شود. در آغاز بیم آن می‌رفت که جلیلوند هم بخواهد به سبک «اصغر فرهادی» معمایش را با مخفی‌کاری و رودست زدن به مخاطب پیش ببرد. (مانند نمونه مشهور کاهش پول در «جدایی نادر از سیمین»)؛ اما این معما و همه گره‌های فیلم، با طمأنینه و جمع‌وجور باز می‌شوند.
فیلم به جای متهم کردن و شعار، یا علم کردن فحش‌های سیاسی و جشنواره‌پسند، به متهمان اصلی بی‌عدالتی‌ها ؛ دزدها و نزول‌خورها؛ خیلی راحت و مستقیم و بدون ادا و اطوار اضافه حمله می‌کند. به‌طور کلی، داستان فیلم سهل و ممتنع است. ماجراهایی پیچیده و در اصل دشوار، به ساده‌ترین شکل ممکن ترسیم شده‌اند. اجرا و کارگردانی منسجم و ظریف فیلم به اضافه بازی قابل قبول بیشتر بازیگرها هم در خوش‌نمایی اثر، مزید بر علت شده‌اند.
نکته جالب اینکه فیلم هرچه پیش می‌رود، شکوفاتر و پویاتر می‌شود. فصل اول، کمی کند و سنگین پیش می‌رود، فصل دوم، ملتهب و تکان‌دهنده است، اما فصل سوم، هم ضرباهنگ خوش‌نواختی دارد و هم فضای دراماتیک را به اوج می‌رساند.
گرچه، انتخاب دختر محتاج پول دیه برای اعطای کمک مالی کمی شتابزده اتفاق می‌افتد و در فیلمنامه، باید روی این گزینش، چکش‌کاری بیشتری صورت می‌گرفت. این وضعیت در کارگردانی صحنه شکسته شدن بینی در فصل دوم هم صادق است. برخلاف اجرای خوب صحنه‌های درگیری، این بخش مهم و حیاتی فیلم، چندان دیده نمی‌شود.
هرچند که فیلم می‌توانست لحنی امیدوارکننده‌تر داشته باشد، تلخی فیلم‌های به ظاهر اجتماعی دامن این فیلم را هم گرفته است.
 


خبرها

حذف فیلم «محمد رسول‌الله(ص)» از یوتیوب
پایگاه اینترنتی یوتیوب، فیلم ایرانی «محمد رسول‌الله(ص)» را حذف کرد! فیلم «محمد رسول‌الله(ص)» در حالی از سوی مسئولان یوتیوب حذف شد که با استقبال چشمگیر مخاطبان خارجی روبه‌رو شده بود، به گونه‌ای که آگهی رسمی این فیلم در مدت یک ماه بیش از نیم میلیون بازدید داشته است. به گزارش باشگاه خبرنگاران، پس از حذف این فیلم، مردم دوباره آن را در شبکه‌های مختلف آپلود کردند و حالا هم ثانیه به ثانیه بر تعداد بازدیدکنندگان این فیلم در شبکه‌های مختلف یوتیوب افزوده می‌شود.

ساخت فیلمی درباره احمد متوسلیان
فیلم «ایستاده در غبار» با موضوع سردار جاویدالاثر لشکر محمد رسول‌الله(ص) احمد متوسلیان در حال ساخت است. این فیلم به کارگردانی «محمدحسین مهدویان» که ساخت مجموعه تلویزیونی موفق «آخرین روزهای زمستان» را درباره شهید حسن باقری در کارنامه دارد، ساخته می‌شود. «ایستاده در غبار» هم‌اکنون بخش‌های آخر تصویربرداری را می‌گذراند و در جشنواره فیلم فجر آینده حضور خواهد داشت.

جشنواره عمار برای بازی‌های رایانه‌ای فراخوان داد
جشنواره «عمار» در ششمین دوره، برای نخستین‌بار، دو بخش گرافیک و بازی‌های رایانه‌ای را به فهرست مسابقه خود افزود. دبیرخانه جشنواره در فراخوانی از عموم علاقه‌مندان به تولید بازی‌های رایانه‌ای دعوت کرد تا در این بخش شرکت و آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند. جشنواره بازی‌های رایانه عمار در پنج موضوع برگزار می‌شود و علاقه‌مندان می‌توانند آثار خود را در موضوعات «استقلال‌خواهی و استکبارستیزی»، «بیداری اسلامی»، «تحولات منطقه و مسئله فلسطین»، «فناوری هسته‌ای»، «انقلاب اسلامی و دفاع مقدس» و «سبک زندگی ایرانی اسلامی» در جشنواره شرکت دهند. در این فراخوان، آخرین مهلت نام‌نویسی آثار در تارنمای جشنواره به نشانی AmmarFilm.ir تا 30 آبان و آخرین مهلت ارسال آثار به دبیرخانه جشنواره تا 15 آذر ماه 94 و زمان برگزاری جشنواره، دی ماه سال جاری در نقاط مختلف کشور اعلام شده است.


گزیده مطالب
مکتب امام حسین(ع) مکتب مبارزه است نه مذاکره!


ایام حزن و اندوه است؛ تکایا، مساجد و تمام شهر رخت سیاه بر تن کرده‌اند؛ کودکانی با پیشانی‌بند «یا علی‌اصغر(ع)» و جوانانی با پرچم «یاقاسم‌بن‌الحسن(ع)» به عشق ارباب بر طبلی می‌کوبند که نام «یا اباالفضل(ع)» حک شده بر آن چشم‌نوازی و دلربایی می‌کند.
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ/ چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد
اما صدای طبل، نواخت سنج، رقص زنجیر و بوی نذری هم سبب نمی‌شود که منزلگاه ذهن به دنبال چرایی و فلسفه این همه شور و شعور حسینی نرود؟ به راستی حادثه کربلا چه حماسه‌ای بوده است؟ با خود می‌گویم باید روزه سکوت را شکست و به این سؤال محتشم جواب داد که:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است/ باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
آنچه در ابتدا به نظر می‌آید این است که این اشک‌ها و رشک‌ها به حسین(ع) ریشه در مظلومیت ارباب دارد؛ مظلومیت آن آقازاده‌ای که در سال چهل هجری قمری در کوفه برای مشروعیت‌سازی و توجیه حکومت‌داری‌اش پس از پدر از هیچ رانت حکومتی استفاده نکرد و بزرگ‌ترین افتخارش مدال سید جوانان اهل بهشت بود که بر سینه مبارکش حک شده بود تا مباد که طالبان طریق سعادت اسیر کوررنگی و بی‌بصیرتی شوند و امیر را نشناسند!
ولی‌ لعنت بر این جماعت مدعی که روزه نگرفته بر سر سفره افطار نشسته و خود را ولی و خلیفه حکومت اسلامی معرفی ‌کردند. لعن الهی باد بر آنانی که با پوشاندن پوستین وارونه بر تن اسلام، اساس ظلم و انحراف را آن گونه بنا کردند که پس از 20 سال از حکومت امام علی(ع) در همان شهر، دردانه رحمه‌للعالمین و آقازاده علی(ع)، خارجی معرفی شده و سینه مبارکش نشیمنگاه شمر ملعون می‌شود و سر آن تن سروقامت با لبان تشنه به جرم خروج بر حکومت به ظاهر اسلامی بر فراز نیزه، قرآن تلاوت می‌کند!
رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس/ گویا ولی‌شناسان رفتند از این ولایت
آری! در کربلا ابن‌مرجانه و حرمله برای نشانه گرفتن گلوی شش ماهه از قیصر ایرانی و سزار رومی نشانی نمی‌گرفتند و تیر و تیغ پسر سعد در قادسیه و یرموک آبدیده نشده بود و روز واقعه آن‌گاه رقم خورد که یزید بوزینه‌باز در آن حکومتی که صرفاًً صورت اسلامی داشت خود را امیرمؤمنان می‌خواند.
اما راز مانایی مظلومیت امام حسین(ع) و رمز پویایی اسلامی و عاشورایی برای شیعه و صاحبان وجدان بیدار در این است که در مکتب فرزندان عاشورا أرض کربلا محدود به مرز نینوا نیست و در قاموس شیران بیشه تشیع هرگاه جبهه باطل در مقابل حق و جبهه مقاومت عرض اندام کند، کربلایی دیگر متولد می‌شود و مقابله با یزید در هر زمانی بینش، گویش، منش و مکتب حسینی می‌طلبد. اگر تاریخ اسلام را نادرست تحلیل نکنیم، بر هیچ ذی‌انصافی پوشیده نیست که مکتب حسین(ع) مکتب مبارزه با یزید است، نه مذاکره!
از کربلا باید درس‌ها و عبرت‌ها گرفت. نام، مکتب، راه، شعائر و آرمان حسین(ع) با جسم او دفن نشد و اگر این بود نه حسین(ع) تاریخ‌ساز می‌شد و نه محرم و صفر بود که اسلام را زنده نگه می‌داشت.
عزادار حسینی و رهرو خمینی(ره) باید بداند که امروز در دوران گذر از پیچ بزرگ تاریخی در آخرین صحنه از تکرار ماجرای مباهله در قرن بیست‌ویکم، سران صهیون و استکبار جهانی و جبهه باطل که با وجود میل باطنی‌شان دیگر حنای راهبرد تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران و گزینه‌های نظامی روی میزشان رنگ‌باخته است، در ازدواجی موقت و نامیمون با سفیانی‌ها و اباسفیانی‌ها، حرمله‌ها و شریح قاضی‌ها و ابوموسی اشعری‌های ساده‌لوح و خواص بی‌خاصیت شده و غافل با حربه قهر و لبخند (چماق و هویج)! وعده و وعید! و تهدید و تطمیع در جبهه مقاومت و داخل کشور به دنبال روزنه نفوذی هستند که فرجام این برجام منعقد شده رونمایی از جنگ احزابی است که در آن دیگر با صورت نظام جمهوری اسلامی و حضور یک معمم در رأس آن مشکلی ندارد و به دنبال تغییر سیرت آن است.
سناریوی اسلام سکولار، اسلام‌سازش، اسلام داعشی، اسلام کاریکاتوری، اسلام رحمانی و به تعبیری جامع‌تر پذیرش ایرانی با نام و صورت جمهوری اسلامی ایران، ولی با سیرت اسلام آمریکایی یا اسلام صهیونی رؤیای جدید استکبار علیه جبهه مقاومت و ایران اسلامی است. اگر می‌خواهیم در شرایط بدر و خیبر بمانیم و اگر می‌خواهیم دوباره کربلایی خلق نشود و ولی به مسلخ شهادت نرود، همه عاشوراییان می‌باید به گوش و به هوش باشند و با پرچم «هیهات منّا الذلّه» در برابر غرب مرعوب نشده و با زدودن گریم از چهره بزک شده دشمن و با حفظ اصول و استمرار مکتب مبارزه خواب پریشان جبهه غربی، عبری و عربی را به کابوسی وحشتناک تعبیر کنند تا دگربار «روح اسلام قربانی کالبد اسلام نشود».
محمدصادق سلطان‌زاده
 

 


جمع‌بندی تریبون ـ 15
ورود روسیه و چین به مبارزه با تکفیری‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟


پانزدهمین هم‌اندیشی پیامکی تریبون با شروع حملات ارتش روسیه به مواضع تروریست‌های درگیر با دولت سوریه اختصاص یافت؛ اما ارزیابی‌‌هایی که طی این دو هفته بیان شده است، گاهی متفاوت است که در ادامه به عمده این ارزیابی‌ها اشاره می‌کنیم.
نگاه مثبت؛ رسوایی غربی‌ها
عده‌ای با نگاه مثبت، این اقدام روسیه را عاملی برای رسوا شدن غرب و ائتلاف ضدداعش می‌دانند. «سميه عيسايي» از نيکشهر، «ژاله نوعي» از تهران، «اکبر سياهي» از مرند، «محمد زارعي‌برآبادي» از خواف، «جواد شاه‌ولي‌بر» از نيکشهر، «محمدهادي عرفاني» از باشت، «رضا رضايي» از لنده، «سيدمسعود قاضي» از قم، «آيت رستمي» از جوانرود، «علي محرمي» از چالدران و «ساجدي پورعلي» از جمله کسانی هستند که نگاه مثبتی به این اقدام روسیه دارند. «مهدى خدابنده» از كرج به داشتن حق وتوی این دو کشور هم اشاره دارد. «مراد ناظري» از پلدختر گفته است: خوب است، اما تا زمانی که منافع آنها باشد، ادامه دارد. «جهانگير ديده‌بان» از مراغه هم معتقد است، اگر تغییر رویه ندهند، مثبت است.
اطمینان نداشتن به روسیه
«عفت شريفي» از نجف‌آباد معتقد است، سلام گرگ بي‌طمع نيست. «نجفي» از کرمان در صورت خوب بودن این اقدام، آن را منوط به اتکا نکردن به این کشورها می‌داند. «مصطفي اکبري» از داران، «علي‌نژاد» از بوشهر و «عليرضا انصاري‌پور» از اصفهان هم، چنین نظراتی دارند.
توازن در برابر ناتو
«علي شفيع‌زاده» از مبارکه معتقد است، این اقدام روسیه در پی منافع سياسي و تغيير معادلات منطقه به نفع خود و تحقير غرب در رویارویی با تکفيري‌هاست. «سيدروح‌الله موسوی قودجانکي» از فريدن و «علي ابرقویي» از قم نیز، با شفیع‌زاده هم‌عقیده‌اند.
نفوذ و تأثیرگذاری
نفوذ و تأثيرگذاري بر منطقه را «وجيهه بهارلو» از چادگان مطرح کرده و «مهدي انصاري» از اصفهان نیز معتقد است، باید در ادامه این همکاری‌ها دنبال نابودی رژیم صهیونیستی بود. «مرتضي بابازاده» از آذرشهر، در نظری مشابه ایجاد قطب جدید قدرت جهانی از سوی روسیه و چین را عامل این اقدام می‌داند.
فرماندهی و مدیریت ایران
اما در این میان، عده‌ای از سر گمان یا اطلاع معتقدند، ورود روسیه به جنگ با داعش و ورود قریب‌الوقوع چین به این ماجرا با هماهنگی‌های ایران و فرماندهی سپاه در حال انجام است. «اسماعیل ابراهیم‌زاده» چنین نظری دارد و «محسن حسنی» از کرج هم در نظری همین معنا را گنجانده است. «احمد محمدي» از آبيک، «تقي خدري» و «نجفي» از قشم هم بر همین عقیده‌اند. «شيدايي» از تهران گفته است: خوب است، ولي کافي نيست، کاش اين دو نيرو زير نظر ولايت فقيه و سپاه بودند!
احساس خطر جدی
«احمد سالمي» از گرمي، این حرکت را به دلیل احساس خطر جدی در زمینه ورود تروریست‌ها به جوار کشورشان می‌داند و «عباسي» از چاراويماق، «صبري‌منفرد» و «مجيديان» هر دو از قشم، «مصطفي جلالي» از مبارکه، «کيومرث حقيقي» از کرمانشاه و «جواد آبي» از همدان، این موضوع را تأکید کرده‌اند.
منافع روسیه و چین
«حبيب‌الله وفايي» از اصفهان، «رضا شمسي» از شازند، «عبدالرحيم شهبازي» از اصفهان، «رزاق عزيزي» از تبريز، «علي پورفتحي» از خرم‌آباد، «سيداحمد حسيني» از نيشابور، «سلمان محمودي» از ممسني، «خيرالنساء قرباني» از املش، «سيدامير شکوهي» از شيراز، «عباسي» از کاشان و «علي نوري‌امامزاده‌اي» از خوانسار، همگی این عملیات را برای تأمین منافع چین و روسیه می‌دانند.
دیگر نظرات
«ميلاد رحمتي» از تالش، فیصله ماجرای داعش را حاصل این ماجرا می‌داند. «پرويز رحيميان» از شهرکرد معتقد است، روسيه از قضيه ليبي که رو دست خورد و منافعش در همراهي با آمريکا از دست رفت، فهميد که نبايد به آمريکاي نيرنگ‌باز اعتماد کند. «اردشير محتشم» از جهرم معتقد است، لااقل فقط دم از مبارزه با تروريسم نمي‌زنند، بلکه اهل عمل هستند، برخلاف شيطان بزرگ و غربي‌ها.
«محمد زارع‌تيموري» هم تأکید دارد، افزون بر تضعيف و خنثي‌سازي تبليغات غرب و شيوخ عرب، سبب تقويت جبهه مقاومت عليه تکفيري‌ها و قوت قلب ملت و ارتش سوريه در مبارزه مي‌شود.

برندگان تریبون 15
علي شفيع‌زاده از مبارکه/ نجفی از قشم/ رضا رضايي از لنده
پرسش تریبون 16
چرا مرگ بر آمریکا؟
 

 

کتیبه سبز

 هفتاد و دو غم
سر سرای دل خود را به سیاهی بستم
وای بر من اگر از یاد تو دل بگسستم
من ازین قافله جا مانده، به حسرت سازم
در جنونت شده هر روز به یادت بازم
ای که نامت به قلم شوق رهایی دارد
عشقت ای دوست مرا حال و هوایی دارد
رنگ شش‌ گوشه ندیدم ز جهان بگریزم
تا عنایت نکنی خاک به سر می‌ریزم
ای که از تشنه لبی، آب به عالم دادی
مست میخانه منم نیست مرا فریادی
درد شش ماهه به دستان پر از خونت بود
اکبرت شرحه و اصغر غم دستانت بود
خیمه در زمزمه انکسر ظهری مرد
دست سقا نفس از واژه شعرم می‌برد
روی هفتادودو گل از دل دریا برخاست
خون در این مرثیه از جام دو چشمم پیداست
یاس در علقمه بر نیزه مرا ویران کرد
حلقه بر گوش من آورد و غم آویزان کرد
از ازل تا به ابد مرهم دردم لیلاست
یالثارات به قلبم زده، دلبر سقاست
حرمش یک قلم آشفته کند این دل را
چون مسیحا نفسی زنده کند بیدل را
سر و پایم همه در راه تو قربانی باد
یا حسین، از لب خشکیده نجاتم می‌داد
یک قدم مانده در این مرثیه جان کندن من
نامش آشوب زند زین قلم آوردن من
نیم من گم شده در سیل روان از غم او
آخرین مصرع من، رنگ خزان از غم او
سیدمحمد حسینی

کتاب غم
نهیب می‌زندم دل، کتاب غم بنویسم
قلم! مددبرسان، اضطراب غم بنویسم
دلم، به کرب‌وبلا می‌برد، بدون جواز
ببینم و بنشینم، رباب غم بنویسم
علی‌اصغر شش ماهه گو چه کرده مگر
ز تیر و حرمله، از التهاب غم بنویسم
دلم به حال پدر می‌شود، کباب کباب
قلم! چگونه من از انقلاب غم بنویسم
قلم، تو را به خدا، مشکن و حمایت کن
من از تلاطم درد و شتاب بنویسم
ز حال رفته قلم، دل شده خراب خراب
من خراب چگونه، کتاب غم بنویسم
عبدالمجید فرائی

 


حسن ختام


می‌خواهم عهد ببندم...

آقا و مولای من!
از تو می‌خواهم که از خدا بخواهی به پرونده و قلب سیاهم نگاه نکند و از دام گرفتاری‌های زندگی نجاتم دهد و امید از دست رفته و ارادة گم‌شده‌ام را به من برگرداند.
آقاجان! شما را به جان مادرتان قسم می‌دهم فراموش‌مان نکنی.
مولای من! می‌خواهم با شما عهدی ببندم. اگرچه می‌دانم حتی لیاقت عهد بستن با تو را ندارم و حتی نمی‌توانم به خود جرئت این کار را بدهم.
عهد می‌بندم دائم‌الوضو باشم. دائم‌الذکر باشم، روزی دو رکعت نماز و چند صفحه قرآن برای سلامتی و فرج شما بخوانم.
عهد می‌بندم جلوی نامحرمان بلند نخندم، حجابم را رعایت کنم، هر روز برای شما دعا کنم و دعای عهد را بخوانم، غیبت نکنم، دروغ نگویم و گناه را از خود دور کنم.
آقاجان! دعا می‌کنم تا عهدم را نشکنم و تا آخر عمر پایبند باشد.
شما هم دعا کنید تا آخرین لحظه از عمرم در راه خدا و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) قدم بردارم و از شما می‌خواهم در این امر مرا یاری نمایی و قلبم را صفا دهی تا همیشه به عهدم وفادار بمانم.