بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

 انسداد مجاری نفوذ و فرصت طلبی در برجام

موافقتنامه موسوم به برجام که حاصل مذاکرات هسته‌ای است، مانند غالب خروجی‌های ناشی از بده‌بستا‌ن‌های دیپلماتیک دارای خلأها و ابهاماتی است که در مرحله اجرا باید برای آن تمهیدات و الزاماتی منطقی فراهم کرد تا مانع سوءاستفاده طرف مقابل و ضرر و زیان ما، یا کاهش فواید احتمالی شود.
افزون بر این، تلاش آمریکا برای تبدیل مذاکرات هسته‌ای و برجام به سرپلی برای نفوذ و پیاده‌سازی مدل جنگ سرد علیه جمهوری اسلامی ایران و سهل‌اندیشی برخی از مسئولان نظام در رویارویی با دشمن و پذیرش آمریکا به عنوان کدخدای جهان و امکان حلّ مسائل با کدخدا از طریق مذاکره، شرایط پیچیده و دشواری پدید آورده که عبور از آن مستلزم محوریت و ایفای نقش آشکار رهبری است.
صدور پیام مهم امام خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی به رئیس محترم جمهور به‌مثابه اقدامی حکیمانه در این راستا قابل تحلیل است که ضمن تأیید مصوبه شورای عالی امنیت ملی و ملاحظات آن، شرایط و الزاماتی را یادآور شده‌اند که مراعات آنها می‌تواند مانع سوءاستفاده آمریکا و متحدانش و تحمیل خسارت‌های سنگین در مرحله اجرایی برجام باشد.
این نامه تاریخی، منظومه‌ای از هشدارها و تدابیری است که می‌تواند پایان‌بخش مجادلات مدافعان و منتقدان دلسوز برجام و زمینه‌ساز اجرای هوشمندانه آن در چارچوب منافع ملی و مصالح عالیه نظام باشد. این منظومه حکیمانه، شامل نکات و پیام‌های راهبردی زیر است:
1ـ فراهم شدن تصویر کامل موافقتنامه، حاصل فعالیت‌ و مشارکت موافقان و منتقدان برجام، اعم از گروه‌های مذاکره‌کننده، شورای عالی امنیت ملی، مجلس شورای اسلامی و حتی فعالان رسانه‌ای است که با بیان نقاط مثبت یا خلأها و نقاط ضعف این متن و اعلام ملاحظات و شرایط معطوف به آن، برای جلوگیری از خسارت‌ها، راه درست اجرا را به دولت ارائه کرده‌اند.
بنابراین، هیچ‌یک از این مجموعه، اعم از مدافعان و منتقدانی که با نگاه به مصالح نظام و منافع ملی، نقش ایفا کرده‌اند، نه تنها نباید مورد بی‌مهری و سرزنش قرار گیرند، بلکه تلاش‌ها و دغدغه‌های آنان جای قدردانی داشته و برجام یا اجرای آن نباید موجب اختلاف و کینه سیاسی در بین نیروهای مدافع مصالح نظام و منافع ملی شود. بدیهی است در شرایط پسابرجام حفظ وحدت و یکپارچگی یک اصل اساسی و راهبردی به شمار می‌آید که به هیچ بهانه‌ای نباید نقض شود.
2ـ تجارب برآمده از تاریخ انقلاب اسلامی و دوران مذاکرات هسته‌ای، جملگی نشانگر وجود خصومت، فریبکاری و ماهیت غیرقابل اعتماد آمریکا است که آنها و اجرای برجام نباید سبب غفلت نیروهای انقلاب و مسئولان کشور شود و عده‌ای را از ماهیت خصمانه دشمن غافل کند؛ لذا همان‌گونه که حفظ هوشیاری هنگام مذاکرات موجب جلوگیری از ورود زیان‌های سنگین شد، در ادامه همین مراقبت و هوشیاری نسبت به ماهیت فریبکارانه و خصمانه دشمن است که می‌تواند مسیر سوء استفاده او و وارد شدن خسارت‌های بزرگ، در حال و آینده را سد کند.
3ـ با توجه به خلأها و ابهامات موجود در متن برجام و رویکرد خصمانه و فریبکارانه حریف، لازم است ضمانت‌های لازم برای اجرای برجام تأمین و راه تخلف و سوءاستفاده دشمن سد شود. بنابراین باید هرگونه اظهارنظر و موضع‌گیری سیاسی دولتمردان آمریکایی و اروپایی که در آینده بهانه‌ای برای عبور از چارچوب‌های تعیین‌شده برای برداشته شدن تحریم‌های ظالمانه به شمار می‌آیند به موقع پاسخ داده شده و با سنگین کردن هزینه نقض عهد، راه بهانه‌‌جویی‌های بعدی نیز بسته شود.در این‌باره نباید از این حقایق غافل بود که آمریکا و غرب نیز به اجرای برجام نیاز دارند و عقلای این کشورها هم به خوبی می‌دانند که دوران استعماری و سلطه بلامنازع ‌غرب سپری شده و رشادت و بلوغ سیاسی برآمده از انقلاب اسلامی و اقتدار نظام جمهوری اسلامی واقعیت‌هایی فراهم کرده که برای آنان غیر از حلّ سیاسی موضوع هسته‌ای راه گریزی باقی نگذاشته است.
4ـ با توجه به عملکرد گذشته آژانس و گزارش‌های مبهم و به‌کارگیری گزاره‌های چندپهلو از سوی آن، همان‌گونه که آمریکا و اتحادیه اروپا اجرای برجام را منوط به تأیید وزیر خارجه و ارائه گزارش آژانس کرده‌اند، جمهوری اسلامی نیز باید اجرا را به اعلام پایان پرونده هسته‌ای و موضوع PMD مشروط کند تا راه بهانه‌های احتمالی در آینده را سد کرده و داشته‌های خود را در مسیری مبهم و غیرتضمینی هدر ندهد.
5ـ اجرای برجام نباید ما را از الزامات رشد و پیشرفت هسته‌ای که پشتوانه آن تحقیق و توسعه است غافل کند.
6ـ از آنجا که شاید الزامات اجرایی موجب به سایه افتادن الزامات ضمانت‌بخش و واپایش دقیق تعهدات حریف مکار از سوی دولت شود و به‌علاوه نقض عهد و فریبکاری آمریکا در مسیر انجام تعهداتش نیز محتمل است، رهبر فرزانه و حکیم انقلاب تأکید دارند که یک هیئت قوی و هوشمند تشکیل شود و به دولت کمک کند. بدیهی است دولت باید نتایج رصد و یافته‌های این هیئت را در روند اجرایی برجام لحاظ کند.
7ـ با توجه به واقعیت‌ها، تجارب و منطق حاکم بر قدرت‌ها و کشورهای سلطه‌جو، کلید اصلی حل مشکلات و فراهم شدن شرایط پیشرفت و توسعه در داخل بوده و از مسیر پیاده‌سازی اقتصاد مقاومتی می‌گذرد.
دشمن در پسابرجام نه‌تنها به حل مسائل اقتصادی و معیشتی کمک نخواهد کرد، بلکه به دنبال باز کردن مجاری نفوذ به بازار اقتصادی و وابسته‌سازی کشور به خود و گشودن مسیر رابطه و اعمال جنگ نرم و تغییر باورهای انقلابی برای بازگرداندن کشور به دوران پیش از انقلاب به‌مثابه یک ژاندارم همراه خواهد بود. حال باید گفت همراهی هوشمندانه مردم با نظام و تجلّی استقامت و ایستادگی ملی در پرونده هسته‌ای، تلاش‌های جهادگونه دانشمندان هسته‌ای به قیمت خون پاک شهیدان، تدابیر حکیمانه مسئولان نظام در کاهش آثار تحریم‌های ظالمانه غرب و توان بازدارندگی مدافعان کشور اسلامی قرار دارد. بدیهی است ادامه مسیر هم با همان شیوه مقدور خواهد بود که مستلزم هوشیاری، وحدت و مشارکت مردم، مسئولان و تمامی نیروهای معتقد به نظام جمهوری اسلامی و علاقه‌مند به منافع ملی است.
حال که با تأیید مصوبه شورای عالی امنیت ملی و ملاحظات آن و همچنین تدابیر تصریحی رهبر فرزانه انقلاب حضرت امام خامنه‌ای در نامه به رئیس محترم جمهور، به دوره اجرای برجام رسیده‌ایم، دوران هرگونه بحث و مجادله نسبت به متن برجام به پایان آمده و برای متقاعد کردن دشمن برای خودداری از هرگونه سوءاستفاده و نقض عهد از یک‌سو و جلوگیری از موفقیت احتمالی او در نفوذ، از نخبگان و نیروهای فکری انتظار می‌رود در سد نفوذ احتمالی، یا هرگونه فرصت‌طلبی و سوءاستفاده در نحوه اجرا و تحمیل خسارت‌های احتمالی از ناحیه آن در این جنگ سیاسی و حقوقی نقش مؤثر و تاریخی خود را فراموش نکنند.

رسول سنائی‌راد


نمایندگان مجلس در گفت‌وگو با صبح‌صادق
نامه رهبری تکلیف را مشخص‌کرد

رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای به آقای روحانی، رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی، با اشاره به بررسی‌های دقیق و مسئولانه‌ برجام در مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی و عبور این موافقتنامه از مجاری قانونی، دستورهای مهمی را درباره رعایت و حفظ منافع ملی و مصالح عالیه‌ کشور صادر و با برشمردن تأکیدات و الزامات نُه‌گانه در اجرای برجام، مصوبه‌ جلسه‌ ۶۳۴ مورخ ۱۹/۵/۹۴ شورای عالی امنیت ملی را با رعایت این موارد و الزامات تأیید کردند. خبرنگار هفته‌نامه صبح‌صادق در گفت‌وگویی با سه تن از نمایندگان مجلس شورای اسلامی این موضوع را بیشتر تبیین کرده است.
سیدحسین نقوی حسینی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفت‌وگو با صبح‌صادق گفت: نامه رهبر معظم انقلاب به رئیس‌جمهور محترم در واقع نقش برآب شدن تمام نقشه‌هایی بود که در ذهن غربی‌ها به ویژه آمریکا وجود داشت؛ برآیند نامه مقام معظم رهبری از یک‌سو هوشیارسازی مردم بود؛ چرا که در این نامه به ابهامات، نقایص و ضعف‌های برجام اشاره شده تا برخی تصور نکنند برجام فتح‌الفتوح است و آن را بهانه‌ای برای رقابت‌های سیاسی خود قرار دهند. مردم باید بدانند که برجام ضعف‌های ساختاری مهمی دارد که همه باید نسبت به آن با دقت و هوشیاری توجه داشته باشند و از سوی دیگر یک دستورالعمل ملی به‌شمار می‌آید و در واقع یک دستورالعمل و چارچوب هماهنگ‌کننده قوای سه‌گانه و نیروهای داخلی در راستای دستیابی به یک هدف ملی است و همه اقشار باید در این چارچوب حرکت کنند.
لاله افتخاری، سخنگوی فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی هم در مصاحبه با صبح‌صادق گفت: در نامه رهبر معظم انقلاب دو نکته مهم وجود دارد که باید با مداقه بیشتری مورد توجه قرار گیرد؛ اول اهمیت به مسائل فرهنگی است؛ چرا که برجام تنها یک بحث هسته‌ای نیست، بلکه بیش از آنکه هسته‌ای باشد، سیاسی است و به تبع آن فرهنگی و امنیتی هم خواهد بود؛ از این‌رو ما باید برای مسئله فرهنگی برجام اهمیت ویژه‌ای قائل باشیم.
با توجه به این مهم، کمیسیون فرهنگی مجلس با حضور صاحب‌نظرانی از این حوزه برگزار و در آن جلسه مباحثی مطرح شد. در طرح مجلس هم یک ماده ذکر شده که در آن ماده به موارد احتیاطی که باید پس از اجرای برجام مورد توجه باشد کاملاً شفاف اشاره شده است.
دوم هم پایش مستمر است. توجه، دقت، نظارت، پایش مستمر و انجام اقدامات به‌موقع در مسائل فرهنگی باید پس از برجام با وسواس بیشتری دنبال شود و از دولت محترم نیز انتظار داریم به‌منظور اجرای این مهم عزم و اراده جدی داشته باشد. مردم نیز باید بر عملکرد دولت و مجلس نظارت مستمر داشته باشند.
حضرت آقا مثل همیشه هدایتگری فرمودند. ایشان در نامه به رئیس‌جمهور محترم به نکات دقیقی اشاره داشتند، رهبر معظم انقلاب به دور از فضای عاطفی و شتابزده مطالب عالمانه و واقع‌بینانه‌ای را مطرح کردند.
حجت‌الاسلام والمسلمین سالک، نائب‌رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس نیز در گفت‌وگو با صبح‌صادق گفت: رهبر معظم انقلاب در بند اول نامه از مجلس و دولت تشکر کردند و در بند دوم چارچوب کلی را در نُه ماده تعیین کردند. ایشان چارچوبی را برای اجرای برجام معین کردند که به واسطه آن چارچوب حقوق حقه مردم ایران دقیقاً رعایت شود.
معظم‌له فرمودند که آمریکا و اروپا باید کتباً بنویسند که تحریم‌ها لغو شده و اگر ننوشتند برجام را نقض کرده‌اند. ایشان چارچوبی تعیین کردند که هم دولت مکلف شد و هم چهار طرف دشمن را بستند.
چند نکته مهم در این نامه وجود دارد؛ نکته اول اینکه بیانات رهبر معظم انقلاب برای جامعه ایران فصل‌الخطاب است. وقتی حضرت آقا با توجه به شعار سال که همدلی و همزبانی دولت و ملت است، چنین نامه‌ای را مطرح می‌کنند، نشانگر این موضوع است که حرکت‌های آینده بر اساس مطلبی است که معظم‌له نوشتند.
نکته دوم هم اینکه اشاره رهبر معظم انقلاب به اجرای اقتصاد مقاومتی است و برون‌رفت از بحران تورم و رکود اقتصادی تحقق بخش اقتصاد مقاومتی است. شاخصه‌های رشد تولید ملی و مشارکت مردم باید اجرایی شود. سیاست اقتصاد مقاومتی همان نقشه راهی است که مجلس، دولت و ملت برای تحقق آن باید کمر همت ببندند.
 


یادداشت

ورود مواد مصرفی از آمریکا ممنوع

حضرت آیت‌الله العظمی‌ خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای به آقای روحانی، رئیس‌جمهور با اشاره به بررسی‌های دقیق و مسئولانه برجام در مجلس شورای اسلامی و شورای‌عالی امنیت ملی و عبور این موافقتنامه از مجاری قانونی، دستورهای مهمی را درباره رعایت و حفظ منافع ملی و مصالح عالیه کشور صادر کردند و با برشمردن تأکیدات و الزامات9‌گانه، اجرای برجام را با رعایت مواردی تأیید کردند. در آخرین بخش این نامه‌ به دولت گوشزد شده که از وارد کردن هرگونه مواد مصرفی از آمریکا جداً پرهیز شود: «... رفع تحریم‌ها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبـه‌ اقتصاد مقـاومتی میسر نخـواهد شـد. امیـد است که مراقبت شود که این مقصود با جدیت تمام دنبــال شود و به خصوص به تقویت تولید ملی توجه ویژه صورت گیرد و نیز مراقبت فرمایید که وضعیت پس از برداشته شدن تحریم‌ها، به واردات بی‌رویه نینجامد و به خصوص از وارد کردن هرگونه مواد مصرفی از امریکا جداًً پرهیز شود.»
دولت از هم اکنون و به فوریت باید راهبرد متمرکزی را برای نوع برخورد و رفتار با برندها تدوین کند و ورود آنها به ایران را به نحو مطلوب، مدیریت نماید. این راهبرد باید بر این مبنا قرار گیرد که ورود این برندها بخشی از مشکلات کشور را حل کند، نه اینکه خریدار محصولات آنان بوده و بازارمان را رایگان در اختیار آنها قرار دهیم. هدف اصلی ورود برندها باید ارتقای توان ملی اقتصاد کشور باشد و پایه‌هایی همچون بهبود فناوری تولید، بهره‌وری، ارتقای صادرات و ایجاد اشتغال مد نظر قرار گیرد. همان‌اندازه که مذاکرات سیاسی منجر به تدوین «برجام» حساس بود، مذاکرات اقتصادی پس از آن نیز مهم و حساس است و دولت باید به مذاکرات اقتصادی پساتحریم مانند برجام نگاه کند، زیرا اهمیت آن از برجام سیاسی کمتر نیست.
با نگاهی به آمار گمرک در شش ماه نخست امسال 37 میلیون و 270 هزار دلار و طبق آمارهای موجود سال 93 بیش از 151 میلیون و 559 هزار دلار بوده است. در حال حاضر بیشتر کالاهایی که از آمریکا به ایران وارد می‌شود، واسطه‌ای و سرمایه‌ای بوده و در برخی اقلام نیز کالای مصرفی مشاهده می‌شود. در این میان کالاهای صنعتی شامل ماشین‌آلات، قطعات و نیز مکمل‌های دارویی و انواع ویتامین‌ها و قایق تفریحی قابل ملاحظه است. در این اقلام، کالاهای مصرفی بیشتری مشاهده می‌شود که از جمله آنها می‌توان به مواد آرایشی و زیبایی، نخ دندان، ادکلن و عطریات اشاره کرد. افزون بر اینکه برخی اخبار از راه‌اندازی نمایندگی شرکت فست‌فود آمریکایی (کی‌اف‌سی) در تهران حکایت دارد. البته، تاکنون ارائه مجوز برای ایجاد شعبه «مک دونالد» در ایران از سوی مسئولان تکذیب شده است. در سال 1990 زمانی که شرکت «مک دونالد» نخستین شعبه را در میدان پوشکین مسکو افتتاح کرد بیش از 30 هزار نفر، ساعت‌ها در برابر ورودی آن صف کشیدند وتا چند هفته پس از آن مأموران پلیس هر روز باتوم به‌دست مسئول نظم دادن به صف چندین کیلومتری مقابل این رستوران بودند. نخستین شعبه رستوران «مک دونالد» در شهر شن ژن چین هم بخشی از فرهنگ آمریکا را وارد این کشور کرد؛ دو کشوری کرد که پیش ار این درهای‌شان به روی فرهنگ غرب و آمریکا بسته مانده بود. آنها بی‌میل نیستند آنچه در سال 1990 در چین و روسیه رخ داد، در ایران رخ دهد. با این وضعیت برای ورود شرکت‌های به ویژه آمریکایی باید ابتدا در داخل کمیته فراقوه‌ای تشکیل شود و اولویت‌بندی صورت بگیرد. نباید از ورود برندهای مصرفی خارجی به بازار ایران دچار خوشحالی و خوشبینی مفرط شویم، بلکه با استفاده از توان برندها و شرکت‌های سرمایه‌گذار صنعتی با انتقال فناوری برای بازسازی اقتصاد ایران باید بهترین بهره‌برداری را داشته باشیم.

محراب دوستی
 


 

صفحه 2
سياسي

 

 

ابلاغ الزامات برجام در نامه‌ امام خامنه‌ای به رئیس‌جمهور
سند صیانت

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در نامه‌ای به آقای روحانی، رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی، با اشاره به بررسی‌های دقیق و مسئولانه‌ برجام در مجلس شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی و عبور این موافقتنامه از مجاری قانونی، دستورهای مهمی را درباره رعایت و حفظ منافع ملی و مصالح عالیه کشور صادر کردند و با برشمردن تأکیدات و الزامات۹‌گانه در اجرای برجام، مصوبه‌ جلسه‌ ۶۳۴ مورخ (۱۹/۵/۱۳۹۴) شورای عالی امنیت ملی را با رعایت این موارد و الزامات تأیید نمودند.
متن نامه‌ رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است.
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
جناب آقای روحانی
رئیس‌جمهور اسلامی ایران و رئیس شورای عالی امنیّت ملّی (دامت‌توفیقاته)
با سلام و تحیّت؛
اکنون که موافقتنامه‌ موسوم به «برجام» پس از بررسی‌های دقیق و مسئولانه در مجلس شورای اسلامی، کمیسیون ویژه و دیگر کمیسیون‌ها و نیز در شورای عالی امنیت ملّی، سرانجام از مجاری قانونی عبور کرده و در انتظار اعلام نظر اینجانب است، لازم می‌دانم نکاتی را یادآور شوم تا جنابعالی و دیگر دست‌اندرکارانِ مستقیم و غیرمستقیم آن، فرصت‌های کافی برای رعایت و حفظ منافع ملّی و مصالح عالیه‌ کشور در اختیار داشته باشید.
۱ـ پیش از هر چیز لازم می‌دانم از همه‌ دست‌اندرکاران این فرایند پرچالش، در همه‌ دوره‌ها، از جمله هیئت مذاکره‌کننده‌ اخیر که در توضیح نقاط مثبت و در اصلِ تثبیت آن نقاط همه‌ سعی ممکن خود را به کار بردند و نیز از منتقدانی که با ریزبینیِ قابل تحسین، نقاط ضعف آن را به همه ما یادآور شدند و مخصوصاً از رئیس و اعضای کمیسیون ویژه مجلس و نیز از اعضای عالی‌مقام شورای عالی امنیت ملّی که با درج ملاحظات مهمّ خود، برخی از نقاط خلأ را پوشش دادند و سرانجام از رئیس و نمایندگان مجلس شورای اسلامی که با تصویب طرحی محتاطانه، راه درست اجرا را به دولت ارائه کردند و نیز از رسانه ملی و نویسندگان مطبوعات کشور که با همه‌ اختلاف‌نظرها، در مجموع تصویر کاملی از این موافقتنامه در برابر افکار عمومی نهادند، قدردانی خود را اعلام دارم. این مجموعه پرحجم کار و تلاش و فکر در مسئله‌ای که گمان می‌رود از جمله مسائل به‌یادماندنی و عبرت‌آموز جمهوری اسلامی باشد، درخور تقدیر و مایه خرسندی است. به همین دلیل، با اطمینان می‌توان گفت که پاداش الهی برای این نقش‌آفرینی‌های مسئولانه، مشتمل بر نصرت، رحمت و هدایت ذات حضرت حق خواهد بود، ان‌شاءالله؛ زیرا وعده‌ نصرت الهی در برابر نصرت دین او، تخلّف‌ناپذیر است.
۲ـ جنابعالی با سابقه چند دهه حضور در متن مسائل جمهوری اسلامی، طبعاً دانسته‌اید که دولت ایالات آمریکا، در قضیه هسته‌ای و نه در هیچ مسئله دیگری، در برابر ایران رویکردی جز خصومت و اخلال در پیش نگرفته است و در آینده هم بعید است جز این روش عمل کند. اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا در دو نامه به اینجانب مبنی‌بر اینکه قصد براندازیِ جمهوری اسلامی را ندارد، خیلی زود با طرفداری‌اش از فتنه‌های داخلی و کمک مالی به معارضان جمهوری اسلامی، خلاف واقع از آب درآمد و تهدیدهای صریح وی به حمله نظامی و حتی هسته‌ای ـ که می‌تواند به کیفرخواست مبسوطی علیه وی در دادگاه‌های بین‌المللی منتهی شود ـ پرده از نیت واقعی سران آمریکا برداشت. صاحب‌نظران سیاسی عالَم و افکار عمومی بسیاری از ملّت‌ها، به‌وضوح تشخیص می‌دهند که عامل این خصومت تمام‌نشدنی، ماهیت و هویت جمهوری اسلامی ایران است که برخاسته از انقلاب اسلامی است. ایستادگی بر مواضع بر حقّ اسلامی در مخالفت با نظام سلطه و استکبار، ایستادگی در برابر زیاده‌طلبی و دست‌اندازی به ملّت‌های ضعیف، افشای حمایت آمریکا از دیکتاتوری‌های قرون وسطایی و سرکوب ملّت‌های مستقل، دفاع بی‌وقفه از ملّت فلسطین و گروه‌های مقاومت میهنی، فریاد منطقی و دنیاپسند بر سر رژیم غاصب صهیونیست، قلم‌های عمده‌ای را تشکیل می‌دهند که دشمنی رژیم ایالات متّحده آمریکا را بر ضد جمهوری اسلامی، برای آنان اجتناب‌ناپذیر کرده است و این دشمنی تا هنگامی که جمهوری اسلامی با قدرت درونی و پایدار خود، آنان را مأیوس کند، ادامه خواهد داشت.
چگونگی رفتار و گفتار دولت آمریکا در مسئله هسته‌ای و مذاکرات طولانی و ملال‌آور آن، نشان داد که این نیز یکی از حلقه‌های زنجیره دشمنی عنادآمیز آنان با جمهوری اسلامی است. فریبکاری آنان در دوگانگی میان اظهارات اولیه آنان که با نیت قبول مذاکره مستقیم از سوی ایران انجام می‌شد، با نقض عهدهای مکرّر آنان در طول مذاکرات دوساله و همراهی آنان با خواسته‌های رژیم صهیونیستی و دیپلماسی زورگویانه آنان در رابطه با دولت‌ها و مؤسسات اروپاییِ دخیل در مذاکرات، همه نشان‌دهنده آن است که ورود فریبکارانه آمریکا در مذاکرات هسته‌ای، نه با نیت حلّ‌وفصل عادلانه که با غرض پیشبرد هدف‌های خصمانه خود درباره‌ جمهوری اسلامی صورت گرفته است.
بی‌شک حفظ هوشیاری نسبت به نیّات خصمانه دولت آمریکا و ایستادگی‌هایی که بر اثر آن در طول مسیر مذاکرات از سوی مسئولان جمهوری اسلامی به کار رفت، توانست در موارد متعددی، از ورود زیان‌های سنگین جلوگیری کند. با این حال، محصول مذاکرات که در قالب برجام شکل گرفته است، دچار نقاط ابهام و ضعف‌های ساختاری و موارد متعددی است که در صورت فقدان مراقبت دقیق و لحظه‌به‌لحظه،‌ می‌تواند به خسارت‌های بزرگی برای حال و آینده کشور منتهی شود.
۳ـ بندهای۹‌گانه قانون اخیر مجلس و ملاحظات ده‌گانه ذیل مصوبه شورای عالی امنیت ملّی، حاوی نکات مفید و مؤثّر است که باید رعایت شود، با این حال برخی نکات لازم دیگر نیز هست که همراه با تأکید بر تعدادی از آنچه در آن دو سند آمده است،‌ اعلام می‌گردد.
اولاً؛ از آنجا که پذیرش مذاکرات از سوی ایران اساساً با هدف لغو تحریم‌های ظالمانه اقتصادی و مالی صورت گرفته است و اجرایی شدن آن در برجام به بعد از اقدام‌های ایران موکول گردیده، لازم است تضمین‌های قوی و کافی برای جلوگیری از تخلّف طرف‌های مقابل، تدارک شود که از جمله آن اعلام کتبی رئیس‌جمهور آمریکا و اتّحادیه اروپا مبنی‌بر لغو تحریم‌هاست. در اعلام اتّحادیه اروپا و رئیس‌جمهور آمریکا، باید تصریح شود که این تحریم‌ها به‌کلّی برداشته شده است. هرگونه اظهاری مبنی‌بر اینکه ساختار تحریم‌ها باقی خواهد ماند، به‌منزله نقض برجام است.
ثانیاً؛ در سراسر دوره هشت‌ساله، وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه‌ای (از جمله بهانه‌های تکراری و خودساخته تروریسم و حقوق بشر) توسط هر یک از کشورهای طرف مذاکرات، نقض برجام محسوب خواهد شد و دولت موظّف است طبق بند ۳ مصوبه مجلس، اقدام‌های لازم را انجام دهد و فعّالیت‌های برجام را متوقّف کند.
ثالثا؛ اقدامات مربوط به آنچه در دو بند بعدی آمده است، تنها هنگامی آغاز خواهد شد که آژانس، پایان پرونده موضوعات حال و گذشته (PMD) را اعلام نماید.
رابعاً؛ اقدام در مورد نوسازی کارخانه اراک با حفظ هویت سنگین آن، تنها در صورتی آغاز خواهد شد که قرارداد قطعی و مطمئن درباره طرح جایگزین و تضمین کافی برای اجرای آن منعقد شده باشد.
خامساً؛ معامله اورانیوم غنی‌‌شده موجود در برابر کیک زرد با دولت خارجی در صورتی آغاز خواهد شد که قراردادی مطمئن دراین‌‌باره همراه با تضمین کافی منعقد شده باشد. معامله و تبادل مزبور، باید به‌تدریج و در دفعات متعدد باشد.
سادساً؛ مطابق مصوبه مجلس،‌ طرح و تمهیدات لازم برای توسعه میان‌مدت صنعت انرژی اتمی که شامل روش پیشرفت در مقاطع مختلف از هم‌اکنون تا پانزده سال و منتهی به ۱۹۰ هزار سو است،‌ تهیه و با دقّت در شورای عالی امنیت ملّی بررسی شود. این طرح باید هرگونه نگرانی ناشی از برخی مطالب در ضمایم برجام را برطرف کند.
سابعاً؛ سازمان انرژی اتمی، ‌تحقیق و توسعه در ابعاد مختلف را در مقام اجرا به‌گونه‌ای ساماندهی کند که در پایان دوره هشت‌ساله هیچ کمبود فنّاوری برای ایجاد غنی‌سازیِ مورد قبول در برجام وجود نداشته باشد.
ثامناً؛ توجه شود که در موارد ابهام سند برجام، ‌تفسیر طرف مقابل مورد قبول نیست و مرجع، متن مذاکرات است.
تاسعاً؛ وجود پیچیدگی‌ها و ابهام‌ها در متن برجام و نیز گمان نقض عهد و تخلّفات و فریبکاری در طرف مقابل، به‌ویژه آمریکا، ایجاب می‌کند که یک هیئت قوی، آگاه و هوشمند، برای رصد پیشرفت کارها و انجام تعهدات طرف مقابل و تحقق آنچه در بالا به آن تصریح شده است،‌ تشکیل شود. ترکیب و وظایف این هیئت باید در شورای عالی امنیت ملّی تعیین و تصویب شود.
با توجّه به آنچه ذکر شد، مصوبه جلسه ۶۳۴ مورخ(۱۹/۵/۱۳۹۴) شورای عالی امنیت ملّی با رعایت موارد یادشده تأیید می‌شود.
در خاتمه همان‌طور که در جلسات متعدد به آن جناب و دیگر مسئولان دولتی یادآور شده و در جلسات عمومی به مردم عزیزمان گوشزد کرده‌ام، رفع تحریم‌ها هر چند از باب رفع ظلم و احقاق حقوق ملّت ایران کار لازمی است، لیکن گشایش اقتصادی و بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی جز با جدی گرفتن و پیگیری همه‌‌جانبه‌ اقتصاد مقاومتی میسر نخواهد شد. امید است که مراقبت شود که این مقصود با جدیت تمام دنبال شود و به‌خصوص به تقویت تولید ملّی توجه ویژه صورت گیرد و نیز مراقبت فرمایید که وضعیت پس از برداشته شدن تحریم‌ها، به واردات بی‌رویه نینجامد و به خصوص از وارد کردن هرگونه مواد مصرفی از آمریکا جداً پرهیز شود.
توفیقات جنابعالی و دیگر دست‌اندرکاران را از خداوند متعال مسئلت می‌نمایم.
سیدعلی خامنه‌ای
۲۹ مهرماه ۱۳۹۴


یادداشت
مهدی سعیدی

 تحلیل‌های معوج از صف‌آرایی‌های انتخاباتی

نزدیک به چهار ماه تا برگزاری دهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی باقی مانده است و جنب‌وجوش فعالیت‌های انتخاباتی روزبه‌روز در حال افزایش است. در این میان آنچه مهم‌ترین عامل مؤثر در پیش‌بینی و تحلیل وضعیت انتخاباتی است، ترسیم دقیق و واقعی صف‌آرایی‌های انتخاباتی و چگونگی همگرایی‌ها و واگرایی‌هایی است که در آستانه انتخابات در حال شکل‌گیری است و این در حالی است که در این ایام، هر روز ده‌ها تحلیل و خبر منتشر می‌شود که همه آنها صحت‌وسقم و اعتبار یکسانی ندارند و این بازار پرسودا، فضا را برای انحراف در اذهان عمومی فراهم می‌آورد که باید برای مقابله با آن چاره‌ای اندیشید و الگویی از «تحلیل صحیح» و قابل اعتنا ارائه داد تا به شاقولی برای ارزیابی تحلیل‌ها بدل شود.
به اختصار می‌توان گفت، مهم‌ترین شاخصه تحلیل صحیح آن است که اولاً، مبتنی بر قرائن و مستنداتی معتبر و قابل بررسی و ارزیابی باشد، ثانیاً؛ کارشناسانی ارائه دهند که مورد وثوق بوده و در سوابق‌شان نشانه‌های کمتری از خطاهای تحلیلی و تعلقات جناحی یافت شود و ثالثاً؛ صورت‌بندی استدلال و اقامه دلیل‌شان نیز معتبر و صحیح باشد.
در این میان، تحلیلگران سیاسی نیز تلاش دارند تا با ارائه دیدگاه خود، تصویر مدنظرشان را از صحنه رقابت انتخاباتی ارائه دهند و اذهان عمومی را با خود همراه کنند. به واقع بخشی از این تحلیل‌ها نه تنها با هدف توصیف صرف صحنه سیاسی کشور صورت نمی‌گیرد، بلکه جهت‌دهی خاص به افکار عمومی و تغییر صف‌بندی‌های سیاسی کشور را دنبال می‌کند.
برای نمونه، می‌توان به اظهارات «عبدالرضا داوری» در گفت‌وگو با خبرگزاری «آریا» اشاره کرد که ادعاهای خاص خود را چنین مطرح می‌کند: «اتفاقاتی که اخیراً در ماجرای برجام رخ داد باعث فروپاشی جریان اصولگرایی شد؛ لذا همان‌طور که فتنه 88 باعث فروپاشی اصلاحات شد و اصلاح‌طلبان محورهای اصلی خود را کنار گذاشتند و دور آقای هاشمی جمع شدند، به نظر می‌رسد در جریان اصولگرایی هم نوعی فروپاشی اتفاق افتاد، به‌طوری که بخشی از این جریان به جریان آقای هاشمی و طیف اعتدالی پیوستند و بخشی دیگر نیز در این مرحله سردرگم و حیرت‌زده هستند. البته بنده فکر می‌کنم در ماه‌های آتی یک دوقطبی مجدداً در صحنه سیاسی کشور بازتولید می‌شود، یک قطب [را] حول محور آقای هاشمی و قطب [را] دیگر حول محور آقای احمدی‌نژاد شاهد خواهیم بود.»
وی اظهار می‌دارد: «بخش مهمی از اصولگرایان در ماجرای برجام ناکام ماندند و نتوانستند منویات خودشان را تصویب کنند. اینها حول محور گفتمان آقای احمدی‌نژاد بازسازی می‌شوند و به لحاظ گفتمانی، جمعیت ره‌پویان و آقای زاکانی به گفتمان آقای احمدی‌نژاد رجوع می‌کنند.»
دقت در تحلیل فوق به خوبی حکایت از آن دارد که اولاً؛ تحلیلگر تلاش دارد جریان رقیبش که اردوگاه اصولگرایی باشد را فروپاشیده توصیف کند تا فضایی برای عرض‌اندام جریان سیاسی مورد علاقه خود فراهم کند؛ لذا به راحتی از فروپاشی اردوگاه جریانی سیاسی می‌گوید که پیشینه‌ای نزدیک به دو دهه دارد، بدون آنکه به اندازه بزرگی ادعایش، توانسته باشد قرائن و مستنداتی ارائه دهد.
ثانیاً؛ گوینده در تلاش است تا قطبی‌بندی انتخاباتی رقابت‌های اسفند 94 را مطابق با دوقطبی‌ای تحلیل کند که پیش از این، جریان سیاسی منسوب به آن بیشترین بهره‌برداری سیاسی را کرده بود! به واقع، وی در مقام شرح و توصیف وضعیت قطب‌بندی سیاسی موجود نیست، بلکه در مقام شکل‌دهی به دوقطبی مطلوب و مورد علاقه خود در انتخابات آتی است.
ثالثاً؛ تحلیلگر می‌کوشد تا با وزن‌دهی فزاینده به جریان سیاسی موردعلاقه‌اش، آن را تا سطح و تراز مهم‌ترین و تأثیرگذارترین جریان سیاسی کشور ارتقا بخشد و این در حالی است که مدت‌هاست جریان مدنظر در حاشیه و انفعال به‌سر می‌برد و تا بازگشت فعال به صحنه سیاسی کشور فاصله فراوانی دارد که بی‌شک، با توجه به موانع و محدودیت‌های موجود پیش رو، چنین حضوری در انتخابات اسفند ماه میسر نخواهد بود.
به هر حال، تحلیل‌های انحرافی که با هدف به خطا انداختن اذهان عمومی صورت می‌گیرد، در آستانه انتخابات و رونق یافتن رقابت‌های سیاسی رو به افزایش خواهد بود که در رویارویی با آنان باید هوشیار عمل کرد؛ چرا که بی‌دقتی در این زمینه ناخواسته تصویری ناصواب از صحنه تحولات کشور ارائه کرده و موجب خطا در انتخاب و تصمیم‌گیری خواهد شد.


نكته و نظر

از صدای یک دختر بچه می‌ترسند!

نکته: دخترک از میان جمعیتی که گریه‌کنان شاهد اجرای تعزیه‌اند رد می‌شود. عروسک و قمقمه‌اش را محکم زیر بغل می‌گیرد. شمر با هیبتی خشن، همان‌طور که دور بازیگر نقش امام حسین(ع) می‌چرخد و نعره می‌زند، از گوشه چشم، دخترک را می‌پاید. او با قدم‌های کوچکش از پله‌های سکوی تعزیه بالا می‌رود. از مقابل شمر می‌گذرد، مقابل بازیگر نقش امام حسین(ع) می‌ایستد و به لب‌های سفیدشده‌اش زل می‌زند. قمقمه را که آب تویش صدا می‌دهد، مقابل او می‌گیرد. شمشیر از دست شمر می‌افتد و رجزخوانی‌اش قطع می‌شود. دخترک می‌گوید: «بخور، برای تو آوردم» و برمی‌گردد. روبه‌روی شمر که حالا بر زمین زانو زده، می‌ایستد. مردمک‌های دخترک زیر لایه براق اشک می‌لرزد. توی چشم‌های شمر نگاه می‌کند و با بغض می‌گوید: «بابای بد»!
نظر: در تاسوعا و عاشورای امسال حامیان یزید، حرم حضرت رقیه(س) را به گلوله بستند. گویا آنها اکنون از صدای یک دختر بچه می‌ترسند. قبیله آل‌سعود حامیان یزید در عربستان در روز عاشورای امسال آب را بر شیعیان عزادار امام حسین(ع) بستند، امسال 22 نفر از شیعیان پاکستان در هنگام عزاداری به دست تکفیری‌های مورد حمایت عربستان به شهادت رسیدند... هنوز قساوت شمر پایان نیافته است و دختر کوچک امام حسین(ع) پرچمدار مبارزه با تکفیری‌های صهیونیست است.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

ناکارآمدی توصیه‌های صندوق بین‌المللی پول
روزنامه «وال‌استریت ژورنال» در گزارشی به بررسی اقتصاد ایران در اوضاع کنونی و پس از برداشته شدن تحریم‌ها پرداخت و به نقل از صندوق بین‌المللی پول به ایران توصیه کرد، لازم است ایران خط‌مشی‌های اقتصادی خود را تغییر دهد تا بتواند از هرگونه تخفیف یا برداشته شدن تحریم‌ها سودی کسب کند.
صندوق بین‌المللی تأکید دارد: ۱ـ باید بازبینی‌های عمده‌ای در سیاست‌های اقتصادی و مالی انجام گیرد؛ ۲ـ اگر می‌خواهید از تمام منافع توافق هسته‌ای بهره ببرید، باید تغییرات ساختاری را به وجود آورید؛ ۳ـ حذف یارانه‌ها، کاهش بدهی بخش عمومی و ایجاد سیاست‌های پولی معقول بسیار ضروری است؛ ۴ـ هدایت اقتصادی قدرتمند و حمایت‌های سیاسی در کنار تصمیم‌سازی‌ها و اقدامات هماهنگ مهم است.
مدتی پیش مسئولان و کارشناسان صندوق بین‌المللی پول، پس از دیدار از ایران، گزارشی را از اقتصاد ایران تهیه کردند. تجربه نشان داده است، بسیاری از توصیه‌های این نهادها برای کشورها نه تنها کارآمد نبوده است، بلکه وخامت اوضاع کشورها را بیشتر کرده است. نمونه نسخه‌های ویرانگر این دو نهاد را می‌توان در تاریخ نه‌چندان دور کشورهای شرق آسیا، آمریکای لاتین و حتی اروپایی شاهد بود.


بی‌توجهی به فرهنگ ملی در رسانه ملی
اگر بخواهیم واژگان بیگانه‌ای را که در برنامه‌های تلویزیونی به کار برده می‌شود، برشماریم، از حوصله متن خارج خواهد بود.
میزان نفوذ واژگان و عبارات غیرفارسی در صداوسیما به قدری رو به افزایش است که می‌توان از آن با عنوان هجوم نام برد و گفت: واژگان بیگانه در حال درنوردیدن و تسخیر آنتن رسانه ملی هستند.
این در حالی است که رهبر انقلاب نه‌تنها به استفاده از زبان فارسی در مناطق فارسی‌زبان تأکید داشته‌اند، بلکه در برخی مناطق نیز پخش برنامه‌های خوب فارسی‌زبان را توصیه کرده‌ایم، اما امروز شاهد آن هستیم که رسانه ملی نسبت به این «دُرّ» گرانبها کمتر توجه نشان می‌دهد و در این میان آنچه آسیب می‌بیند، زبان فارسی به منزله سند هویت فرهنگی است.
تقویت زبان و ادبیات فارسی یکی از مأموریت‌هایی است که باید رسانه ملی به آن توجه داشته باشد، اما شاهد آن هستیم که در برخی برنامه‌های رسانه‌ ملی نه‌تنها به این مهم توجه نمی‌شود، بلکه در مسیر عکس آن نیز عمل می‌شود. برنامه‌های ورزشی، پیشقراول استفاده از واژگان بیگانه هستند و شاهدیم که تأثیر بسیار زیادی نیز بر مخاطبان داشته‌اند. برنامه‌های سرگرمی، اجتماعی و... نیز دیگر برنامه‌هایی هستند که از کلمات بیگانه استفاده می‌کنند.


حيات و ممات اصلاح‌طلبان در انتخابات آتی
موضوع انتخابات مجلس به يكي از مهم‌ترين دغدغه‌هاي اصلاح‌طلبان تبديل شده است.
برخي از راهکارهای اصلاح‌طلبان برای ورود به مجلس عبارت است از: ۱ـ استفاده از شخصيت‌هایی به نام معتدل و تأثيرگذار، مانند آقاي ناطق‌نوري كه از قدرت چانه‌زني بالايي در پازل قدرت برخوردار است؛ ۲ـ ایجاد شکاف در بدنه اصولگرایی و استفاده از شخصيت‌هايي، مانند علي لاريجاني (هرچند که خود وی برای نزدیک شدن به اصلاح‌طلبان تمایلی ندارد)؛ ۳ـ عدول از شعارهای آرمان‌گرایانه گذشته، زیرا معتقدند مجلس آينده صحنه بازگشت افكار و رفتار گذشته نخواهد بود؛ ۴ـ گره زدن کسب کرسی در مجلس آینده به حيات و ممات سياسي اصلاح‌طلبان؛ ۵ـ تکمیل پروژه نيمه‌تمام خود در انتخابات رياست‌جمهوري سال۹۲؛ ۶ـ بهره‌گیری از ملاحظات محلي، قومی و خانوادگي؛ ۷ـ بهره‌گیری از قابلیت‌های آقای عارف در صورت تأیید شدن وی در شورای نگهبان؛ ۸ـ استفاده از ظرفیت‌های دولت روحانی و نشان دادن آن به مردم به منزله نتیجه عملکرد اصلاح‌طلبان؛ ۹ـ.تبلیغ شرایط بین‌المللی و کارآمد نشان دادن اصلاح‌طلبان برای مدیریت صحنه؛ ۱۰ـ تبلیغ تبعيض‌هاي گوناگون عليه زنان و بهره‌گیری از آن؛ ۱۱ـ تقلیل دادن قبح رابطه با آمریکا و تلاش برای عبور از آن است.


پروژه‌ ده‌گانه آمریکا برای نفوذ پسابرجام 
اندیشکده «مرکز امنیت برای آمریکای نوین» در جدیدترین گزارش خود به دوران پس از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) پرداخته است و در آن دَه پیشنهاد سیاستی به دولت آمریکا برای دوران پسابرجام داده است تا آمریکا در این دوران بتواند سلطه و نفوذ خود را در ایران افزایش دهد:
۱ـ بازگشت آنی تحریم‌ها را همچنان در دستور کار قرار دهید؛ ۲ـ سناریوهای احتمالی نظامی و برنامه هسته‌ای ایران را همچنان در معرض خطر نظامی نگه دارید؛ ۳ـ برای مقابله با فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده ایران در خاورمیانه [غرب آسیا و شمال آفریقا]، همکاری با شرکای عرب خود در شورای همکاری خلیج [فارس] را افزایش دهید؛ ۴ـ از ترکیب فشار نظامی و تعامل دیپلماتیک علیه ایران برای تغییر توازن در جنگ داخلی سوریه استفاده کنید؛ ۵ـ در سطوح بالا میان مقامات ارشد آمریکا و اسرائیل [رژیم صهیونیستی] برای مقابله با ایران مذاکره کنید؛ ۶ـ کانال‌های ارتباطی با ایران را گسترش دهید؛ ۷ـ همکاری با ایران را در مسائل مشترک مورد علاقه، از جمله امنیت دریایی و افغانستان تعمیق کنید؛ ۸ـ از اهرم توافق برای تقویت ملزومات معاهده منع گسترش سلاح‌های اتمی استفاده کنید؛ ۹ـ برای فروپاشی همگرایی‌های چین، روسیه و ایران بکوشید؛ ۱۰ـ اقتصاد آمریکا را از تأثیر نفت ایران مصون کنید.
این اندیشکده مدعی است، پس از توافق و با افزایش مجدد نفوذ تندروها، فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده ایران تهاجمی‌تر می‌شود.

سفرهای مشکوک در قالب‌های گردشگری
شواهدی در ماه‌های گذشته به دست آمده است که نشان می‌دهد، بخشی از پروژه نفوذ در قالب سفرهای مشکوک گردشگری و تجاری به ایران در حال رخ دادن است.
همین چندی پیش شاهد گشت و گذار 14 روزه یک خبرنگار صهیونیستی در ایران بودیم. وی در این سفر گزارش‌هایی برای روزنامه «یدیعوت آحارانوت» تهیه کرده بود. هیئت‌های تجاری آمریکا به راحتی به ایران سفر کرده و در رستوران‌های تهران جشن می‌گیرند.
«توماس اردبرینک» خبرنگار نیویورک‌تایمز در تهران در ارتباط با سفر یک هیئت تجاری آمریکایی در اوایل امسال به تهران نوشته است: «تاجران آمریکایی آزادانه در خیابان‌های تهران قدم می‌زنند و آب هویج می‌خورند و...»‌ همچنین در ماه‌های گذشته تعداد زیادی از ایرانیان شاغل در اندیشکده‌های غربی، وارد ایران شده و برای کارفرمایان خود گزارش‌هایی از محیط داخلی ایران تهیه کرده‌اند.
کارشناسان اطلاعاتی در تهران عقیده دارند، هدف اصلی این سفرها برآورد افکار عمومی ایران درباره دو مسئله برجام و انتخابات است. همچنین، ترددهای زیادی در پوشش نشست‌های علمی و روابط دانشگاهی به ایران در حال انجام است. شرکت‌های متعدد غربی، از جمله برندهای آمریکایی هم در تلاش برای افتتاح نمایندگی‌های خود در ایران هستند.


تدوین دستور کار تغییر در ایران
مرکز بین‌المللی مطالعات استراتژیک در گزارشی به قلم «مارک فیتزپاتریک» ده فایده از فواید دستیابی به توافق هسته‌ای بین ایران و قدرت‌های جهانی را برشمرده است.
نویسنده تأکید کرده است، توافق هسته‌ای از بسیاری جهات فراتر از معاهده ان‌پی‌تی و پروتکل الحاقی است و فواید بسیاری دربر خواهد داشت. در این گزارش آمده است، به لطف برگزاری مذاکرات هسته‌ای، مقامات بلندپایه ایرانی و آمریکایی برای نخستین‌بار طی چند دهه به صورت منظم با یکدیگر تماس برقرار کردند. ثابت شده است، این کانال‌های ارتباطی در دیگر زمینه‌ها هم مفید واقع شده‌اند.
برای نمونه، «جان کری» وزیر خارجه آمریکا در ماه آوریل محمدجواد ظریف همتای ایرانی خود را به تغییر مسیر یک کاروان به مقصد یمن ترغیب کرد که می‌تواند بعدها از نفوذ ایران بر انصارالله برای ترغیب آنها به پذیرش مذاکرات صلح استفاده کند. در ادامه این مطلب آمده است: با توجه به تمایلات جمعیت جوان ایران و انتظارات برای تغییر در پی دستیابی به توافق هسته‌ای، همان‌گونه که اقداماتی در جهت مهار فعالیت‌های سلطه‌طلبانه ایران انجام شده است، نباید اقداماتی در جهت توهین به ملت ایران یا نادیده گرفتن فرصت‌هایی برای گفت‌وگو انجام شود.

 


خط خبر

با احتیاط برانید!
همزمان با افزایش انتقادها از تناقضات بسته دولت برای خروج از رکود، روزنامه دولتی ایران خواستار اجرای توأم با احتیاط این بسته شد. این روزنامه از قول یک کارشناس اقتصادی نوشت: به نظر می‌رسد دولت برای تحریک تقاضا به صبر بیشتری نیاز دارد. بسته خروج از رکود این نگرانی را در دولت و کارشناسان اقتصادی ایجاد کرده که اجرای آن سبب افزایش تورم شود، به همین دلیل دولت اعلام کرده با اجرای بسته ماهیانه تورم را مهار می‌کند و اگر تورم بیشتر از یک درصد افزایش داشت، اجرای بسته را متوقف می‌کند. بنابراین، اجرای بسته باید با احتیاط باشد. در کنار اجرای بسته خروج از رکود، دولت باید توجه جدی به بهره‌وری داشته باشد.

عاشورا چگونه تبلیغ می‌شود
«عاشورا»، کلمه‌ای است که اگر لاتین آن را در گوگل جست‌وجو کنید و بخواهید داده‌های مرتبط با آن را پیدا کنید، با مطالب و تصاویری روبه‌رو خواهید شد که بیشتر از چند ثانیه توان جست‌وجو درباره این مطلب را نداشته و فضا را ترک خواهید کرد. هنگامی که واژه «ashura» که بی‌شک یکی از ستون‌های اسلام و اوج حقیقت بندگی است را جست‌وجو می‌کنید با تصاویر دلخراش قمه‌زنی و مطالبی از این دست مواجه خواهید شد، حتی در تصاویر گوگل نمونه یک عزاداری واقعی را نخواهید دید؛ چرا که فرمانداران این جریان حتی از وجود کوچک‌ترین روزنه حقیقتی درباره این موضوع واهمه دارند!

انگلیس پس از 12 سال به حرف ایران رسید
«تونی بلر» نخست‌وزیر اسبق انگلستان پس از ۱۲ سال از آغاز جنگ عراق، اعتراف کرد که این جنگ براساس اطلاعات نادرست شکل گرفته است. در این مصاحبه که قرار است به زودی نسخه کامل آن از شبکه سی‌ان‌ان پخش شود، مجری به صراحت از وی می‌پرسد: «آیا جنگ عراق اشتباه بود؟» بلر در پاسخ می‌گوید: «از اینکه اطلاعاتی که دریافت کردیم اشتباه بود، عذر می‌خواهم.» وی که تاکنون از پذیرش اشتباه بودن جنگ عراق خودداری کرده بود، در اظهارات غیرمعمولش گفت: «من ضمناً بابت برخی اشتباهاتی که در برنامه‌ریزی رخ داد و قطعاً بابت اشتباه‌مان در درک اینکه پس از کنار زدن رژیم چه اتفاقی می‌افتد، عذر می‌خواهم، اما دشوار است که بخواهم بابت کنار زدن صدام عذرخواهی کنم.» جمهوری اسلامی ایران در 12 سال گذشته همواره به مسئولان دولت‌های آمریکا و انگلیس که به دلیل اطلاعات نادرست به عراق حمله کردند، انتقاد کرده است.

واقعاً حیف بود شهید نمی‌شد
رهبر معظم انقلاب در منزل سردار شهید همدانی در بخشی از سخنان خود فرمودند: «آن روزی که در سال 67 قطعنامه را اعلام کردیم احساسی که آن روز داشتم دقیقاً همین احساس بود که تا چند روز یک غمی بر من مستولی شد... البته خیلی طول نکشید، چون عراق مجدداً بعد از قطعنامه حمله کرد و آمد یک جاهایی را گرفت و این راه دوباره باز شد؛ من هم تهران نماندم و به آنجا رفتم؛ تا به‌تدریج تمام شد و بچه‌ها عملیات کردند و دشمن را عقب راندند و باز به همین حالت برگشت؛ [بعد از آن] تصور نمی‌شد که این در [شهادت] مفتوح بماند برای بندگان... اما عده‌ای از بندگان خالص خدا در این مدت به شهادت رسیدند؛ واقعاً حیف است امثال همدانی، کاظمی، صیاد... به‌غیر از شهادت از دنیا بروند و مثل مردم عادی بمیرند... ان‌شاءالله همه کسانی که آرزوی این وضعیت را دارند خدا به آنها این قابلیت را بدهد که به این فوز برسند...

پروژه تحریف امام در دانشگاه آزاد
در یکی از نشست‌های تبیین اندیشه‌های حضرت امام(ره) که در یکی از دانشگاه‌های استان خوزستان برگزار شده است، به جای تبیین و اجتهاد درست، اصول ، مبانی و منظومه فکری امام (ره)، بیشتر بستری برای کم‌رنگ کردن نقش ولی‌فقیه زمان و ایجاد تقابل بین اندیشه‌های مختلف ناشی از اجتهاد شخصی و اندیشه ولی‌فقیه بود. به گزارش «پایگاه بصیرت» یکی از سخنرانان این همایش درباره یکی از ابعاد اجتهاد در اندیشه امام(ره) به تحریف اندیشه امام پرداخت و متغیر بودن اندیشه امام نسبت به زمان و مکان را مطرح کرد. وی با آوردن مثالی اعلام کرد که مسئله استکبارستیزی و مستکبر خواندن آمریکا از منظر امام خمینی(ره) در زمان حیات خود اوست. وی حتی از احتمال مستکبر نبودن آمریکا در حال حاضر سخن راند؟!
گفتنی است، قرار است دانشگاه آزاد سلسله نشست‌های فوق را در تمامی دانشگاه‌ها برگزار کند.

ورود بدون پرداخت غرامت
طبق قراردادی که در سال 1382 بین رؤسای‌جمهور ایران و فرانسه امضا شده بود، شرکت پژو فعالیت خود را از آن تاریخ آغاز کرده بود و باید تا سال 92 ادامه می‌داد، اما مسئولان این شرکت فرانسوی با زیر پا گذاشتن این قرارداد از ابتدای سال ۱۳۹۱ همکاری خود را با ایران قطع کردند. نکته قابل تأمل اینکه؛ شرکت پژو برای بازگشت مجدد خود در بازار ایران، هنوز اقدامی برای پرداخت غرامت به شرکای ایرانی خود نکرده است.

بشار اسد فرق نکرده است
«دیمیتری مدودف» نخست‌وزیر روسیه که در سال ۲۰۱۰ در سفر به دمشق با اسد دیدار کرده بود، پس از سفر اخیر رئیس‌جمهور سوریه به مسکو، وضع روحی او را همانند پنج سال گذشته توصیف کرد. مدودف در صفحه اجتماعی خود نوشت: با وجود گذشت این سال‌ها، باید تأکید کنم که بشار اسد در سفر اخیرش به مسکو، کاملاً آرام و متعادل بود، درست مانند پنج سال پیش.

سرعت بیکاران بیشتر از دولت
وزیر تعاون با بیان اینکه دولت از سیل بیکاران عقب مانده است، گفت: در حال حاضر، کشورمان در وضعی قرار گرفته‌ است که در هر دقیقه، پنج نفر به آمار افراد جویای کار اضافه می‌شود و هم‌اکنون ایجاد شغل برای بیش از 800 هزار نفر در سال احساس می‌شود. علی ربیعی افزود: باید قبول کرد که حذف بیش از دو میلیون نفر در این زمینه، کار آسانی نیست و برای جلوگیری از هر‌گونه اشتباهی این کار به آرامی پیش می‌رود.

آرامش ایران برای وزیر بریتانیایی
«جک استراو» وزیر سابق امور خارجه انگلیس در پی سفر به کهن‌شهر یزد، در پیامی اعلام کرد: امنیت در ایران، به‌ویژه یزد بسیار بالاست. در پیام وی آمده است: خاطره سه روز اقامت در «هتل‌باغ مشیرالممالک» یزد و بازدید از جاذبه‌های منحصربه‌فرد یزد، تفت و میبد برایش به یاد ماندنی بود. این سفر همراه با مهمان‌نوازی ایرانی و آسایش با حس امنیت بالا بود. به‌راستی، سفر «جک استراو» به این شهرها، بدون تشریفات و با این کیفیت، چراغ سبزی برای سفر گردشگران به ایران اسلامی است. وی همچنین در دفتر یادبود هتل تاریخی «مشیر» و باغ تاریخی «نمیر» تفت چنین نوشت: همسرم، دوستانم و من شب فوق‌العاده‌ای را در باغ نمیر تفت گذراندیم. تعریف و تمجید وزیر خارجه سابق انگلیس از امنیت و آسایش ایران در حالی است که در سال‌های گذشته، آنها تلاش زیادی کرده‌اند تا ایران را در رده‌بندی نارنجی قرار داده و نشان دهند که آسایش ندارد!

تأیید حکم اعدام شیخ‌نمر باقر‌النمر
دادگاه عالی عربستان و دادگاه تجدیدنظر این کشور، حکم اعدام «شیخ‌نمر باقرالنمر» را تأیید کردند. «محمد باقر النمر» برادر شیخ نمر در صفحه توئیتر خود نوشت: حکم مذکور به وزارت کشور و دیوان پادشاهی برای امضای «سلمان بن‌عبدالعزیز» پادشاه ارجاع داده شده است. دادگاه جنایی عربستان حدود یک سال پیش، حکم ابتدایی اعدام شیخ‌نمر را به ادعای اتهام تلاش علیه امنیت ملی، دولت و «محاربه» صادر کرد. اعتراض‌های شیعیان عربستان از سال 2011 آغاز شد و شیخ‌النمر در سال 2012 به دلیل تأیید این اعتراض‌های مسالمت‌آمیز بازداشت شد.


یادداشت
علی حیدری

  جبهه مقاومت عمق راهبردی انقلاب اسلامی
«سیدحسن نصرالله» دبیرکل حزب‌الله لبنان در مراسم عاشورای حسینی امسال در بیروت ضمن تجدید بیعت با آرمان‌های امام حسین(ع)، بر مقاومت در مقابل توطئه غربی ـ عربی در منطقه تأکید و با فریاد بلند اعلام کرد که «ما برده آمریکا نیستیم، ما ولایت فقیه را داریم.» او از رهبر معظم انقلاب به «رهبر حکیم» یاد کرد و گفت: «مذاکرات هسته‌ای تمام و توافق حاصل شد؛ اما چه چیز تغییر کرد؟ آیا ایران ما را فروخت؟ هرگز! امام خامنه‌ای و ایرانی‌ها شریف‌تر از آن هستند که برای مصلحتی ایرانی در اینجا یا آنجا، دوست یا متحد خود را بفروشند، بلکه حتی منافع‌شان را نیز فدا می‌کنند.»
سه ماه پیش بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه‌های نماز عید فطر با اشاره به موضوع توافق هسته‌ای به نکات مهمی اشاره کردند که یکی از آنها این بود؛ «چه این متن تصویب بشود و چه نشود، ما از حمایت دوستان‌مان در منطقه دست نخواهیم کشید: از ملّت مظلوم فلسطین، از ملّت مظلوم یمن، از ملّت و دولت سوریه، از ملّت و دولت عراق، از مردم مظلوم بحرین، از مجاهدان صادق مقاومت در لبنان و فلسطین؛ [اینها] همواره مورد حمایت ما خواهند بود.»
نباید از نظر دور داشت که یکی از اصول مهم انقلاب اسلامی که در طول بیش از سه دهه‌ای که از عمر پر برکت آن می‌گذرد، همواره مورد توجه بوده، حمایت از حرکت‌ها و جنبش‌هایی است که علیه زیاده‌خواهی‌ها و جنایت‌های استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل در کشورهای منطقه شکل گرفته‌اند. حمایت از حزب‌الله لبنان و حرکت‌های جهادی مبارزان فلسطین علیه رژیم صهیونیستی از جمله این موارد است که از حمایت‌های معنوی و مستشاری تا پشتیبانی همه‌جانبه از آنها ادامه داشته است.
اما در طی سال‌های اخیر و پس از آغاز بیداری اسلامی و جنبش‌های مردمی در کشورهای مسلمان منطقه، دشمنان اسلام در غرب برای مدیریت این رویدادها برای منافع خود دست به کار شدند. حکومت‌های غیرمردمی عربی هم که خود را در معرض سقوط می‌دیدند، درصدد برآمدند که شعله خشم مردمی را خاموش کنند. همین مسئله‌ به اتحاد میان غرب و حکومت‌های عربی انجامید که طی آن غربی‌ها سعی کردند با پول پادشاهان عرب، اوضاع را در منطقه مهار کنند. این اتحاد نانوشته زمینه‌ای برای تقویت گروه‌های تروریستی و شعله‌ور شدن آتش فتنه در کشورهای عراق و سوریه شد و ماجرا زمانی به اوج خود رسید که دست‌های رژیم صهیونیستی در این جنایات آشکار شد و صف‌بندی میان محور مقاومت و جبهه غربی، عربی و عبری روشن‌تر از پیش شد.
امام خامنه‌ای که در خطبه‌های نماز جمعه 14 بهمن سال90 به صراحت اعلام کرده بودند؛ «هر گروهی با رژیم صهیونیستی مبارزه کند، مقابله کند، ما پشت سرش هستیم و کمکش می‌کنیم و هیچ ابایی هم از گفتن این حرف نداریم. این حقیقت و واقعیت است»، در 26 مرداد امسال هم در دیدار اعضای مجمع جهانی اهل بیت(ع) و اتحادیه‌ رادیو و تلویزیون‌های اسلامی تأکید کردند: «ما از مقاومت در منطقه دفاع می‌کنیم؛ از مقاومت فلسطین دفاع می‌کنیم. هر کسی با اسرائیل مبارزه کند و رژیم صهیونیستی را بکوبد و مقاومت را تأیید کند، ما از او حمایت می‌کنیم؛ انواع حمایت‌هایی که برای ما ممکن باشد؛ همه‌جور حمایتی که برای ما ممکن است، از هر کسی که با رژیم صهیونیستی مقابله کند، خواهیم کرد.»
این اعلام موضع صریح و شجاعانه حاکی از این واقعیت است که محور مقاومت که امروز در وسعت جغرافیای جهانی تعریف می‌شود، عمق راهبردی انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی است و جمهوری اسلامی از ابعاد مختلف سیاسی و دیپلماتیک گرفته تا حمایت‌های مستشاری از این جبهه و جریان حمایت می‌کند و تحت هیچ شرایط و هیچ توافقی از موضع خود عقب‌ نمی‌نشیند.


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

  بررسی سناریوهای جهانی غرب علیه روسیه
تنش‌های آمریکا و روسیه فراتر از سوریه
روح‌الله صالحی

غرب که قاعده بازی در سوریه را باخته است، سعی دارد با کشاندن تنش‌ها به شرق اروپا و آسیای مرکزی و ناامن کردن مرزهای روسیه، قدرت این کشور را تضعیف کرده تا شکست خود مقابل مسکو را جبران کند.
ابعاد جنگ داخلي سوريه كه از ماه مارس 2011 شروع شده است، پس از حملات هوايي روسيه در اين كشور و هدف قرار دادن تروريست‌ها به شكل چشمگيری تغيير كرد. با گذشت زمان و جدی شدن حملات روسيه عليه مواضع تروريست‌ها، تحركات غرب نيز بيشتر شده و دو طرف با شتاب بيشتری در حال رو در رو شدن هستند.
اگر روسیه در برهه‌ای غیر از این برهه زمانی در سوریه وارد عمل می‌شد، ممکن بود با واکنش نظامی آمریکا روبه‌رو شود، اما مسکو برای اجرای طرحش در سوریه زمان بسیار مناسبی را انتخاب کرد، یعنی برهه‌ای که غرب و آمریکا در آن در ضعف و انفعال به سر می‌برند و توان واکنش به اقدامات روسیه را ندارند. ناکارآمد بودن حملات ضد تروریستی ائتلاف نمایشی آمریکا و متحدانش در یکسال گذشته که نه تنها به توقف تکفیری‌ها منجر نشد و حتی در برخی مناطق با پیشروی داعش همراه بود، غرب را در لاک دفاعی فرو برده است تا جایی که برگ برنده‌ای در مقابل روسیه ندارد و برخلاف میل خود به حضور نظامی روسیه تن داده است.
بحران سوریه در این روزها شاهد نقطه انعطاف بسیار مهمی است که نه تنها بر موازنه‌های حاکم بر این بحران تأثیر خواهد گذاشت، بلکه بازتاب آن در موازنه‌های منطقه و بین‌المللی نیز مشاهده خواهد شد. شلیک موشک‌های کروز روسیه از دریای خزر به مواضع تروریست‌ها در سوریه که پس از فروپاشی شوروی بی‌سابقه بود، زنگ خطر را برای آمریکا و متحدانش به صدا درآورد و همین کافی بود تا اعضای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در کمتر از 24 ساعت جلسه تشکیل داده و تدابیر جدیدی برای مقابله با قدرت‌نمایی روسیه اتخاذ کنند.

تشدید تنش‌ها در شرق اروپا
بحران دو ساله اوکراین تنش‌های بی‌سابقه‌‌ای را در روابط غرب و مسکو ایجاد کرده است که در صورت از تسلط خارج شدن، می‌تواند تبعات جبران‌ناپذیری برای منطقه و جهان داشته باشد. ناتو در یکسال گذشته به بهانه تهدید روسیه برای کشورهای اروپایی، اقدامات تحریک‌آمیزی از جمله برگزاری رزمایش‌های متعدد و استقرار نیرو و تجهیزات نظامی در کشورهای همجوار روسیه انجام داده و به تشدید تنش‌ها دامن زده است. غرب که از درگیری با مسکو در سوریه پرهیز می‌کند، منافع کرملین در شرق اروپا را نشانه رفته است.
غرب مي‌خواهد با تحت فشار قرار دادن روسيه در شرق اروپا، قدرت روس‌ها را به مرور زمان تضعيف كرده و با اعمال تحريم‌های اقتصادی، روسيه را در تنگنا قرار دهد و همچنین با درگیر کردن روسیه به مبارزه تسلیحاتی با غرب از میزان تأثیرگذاری مسکو بر تحولات بین‌المللی بکاهد.
اعضای ناتو در نشست اخیر خود در بروکسل اعلام کردند، برای مقابله با تهدیدات روسیه، 40000 نیروی واکنش سریع در کشورهای بالتیک (لتونی، لیتوانی و استونی) مستقر می‌کنند. اعلام چنین موضعی درحالي است كه سال گذشته ميلادی و در بحبوحه تنش‌ها بر سر اوكراين ناتو اعلام كرد، حدود سه هزار نيروی نظامي واكنش سريع در شرق اروپا مستقر می‌كند، ولی افزايش ناگهانی اين تعداد نيرو به بيش از ۱۰ برابر نشان‌دهنده آن است که ناتو از حضور روسيه در سوريه به‌شدت نگران است و سعی در جبران مافات دارد. مسکو تهدید کرده است در صورت چنین اقدامی از سوی ناتو، اروپا شاهد تنش‌های بیشتر خواهد شد و مسکو نیز ناچار است تدابیر متقابل توازن قوا را بیندیشد.
ناتو با این اقدامات تحریک‌آمیز سعی دارد از فشار حملات روسیه در سوریه بکاهد؛ زیرا تشدید تنش‌ها در شرق اروپا، مسکو را به بازبینی در سیاست خارجی خود به‌ویژه در سوریه وادار خواهد کرد. از این رو، با بالا گرفتن تنش‌ها در شرق اروپا به‌ویژه اوکراین، روسیه مجبور می‌شود بخشی از نیروها و تجهیزات نظامی خود را در مرزهای اروپا مستقر کند و این همان چیزی است که غرب می‌خواهد.

حمایت از طالبان و ناامن کردن افغانستان
شاید کمتر کسی بین تحولات اخیر افغانستان با شروع حملات روسیه در سوریه ارتباطی ببیند؛ ولی همزمانی این دو رویداد، یعنی پیشروی طالبان در شمال افغانستان و حملات ضد تروریستی روسیه در یک فرایند قرار می‌گیرند. برخي كارشناسان معتقدند، حملات طالبان در برهه زمانی فعلی از سوی آمريكايي‌ها و متحدانش برنامه‌ريزی شده است. از این رو، سقوط یک شبه شهر قندوز به دست طالبان، تردیدها نسبت به دست داشتن آمریکا در این حملات را افزایش داده است.
پس از فروپاشی شوروی یکی از اهداف راهبردی غرب این بوده است که سازمان ناتو را به سمت شرق گسترش داده و کمربند امنیتی به دور روسیه بکشد، چیزی که در دهه 1970 و در اوج تنش‌های شرق و غرب، از سوی مقامات غربی اجرا می‌شد. آمریکا سعی دارد با حمایت از گروه‌های تندرو در مرزهای روسیه، به‌ویژه آسیای مرکزی که ظرفیت شروع ناامنی‌ها در آن بسیار است، رقیب روسی خود را زمین‌گیر کرده و از صحنه معادلات جهانی به در کند. برای اجرای چنین سناریویی پیش زمینه‌هایی لازم است و به همین منظور، ایالت قندوز در افغانستان برای گسترش دامنه جنگ تروریسم به منطقه انتخاب شده است. در همین راستا، شاهد نگرانی‌هایی از سوی کشورهایی، چون روسیه و تاجیکستان در قبال ناامنی‌های شمال افغانستان هستیم. به همین دلیل، پس از پیشروی‌های طالبان در افغانستان، روسیه نیروهای خود را در تاجیکستان و در مرز با افغانستان مستقر کرد و حتی مسکو آمادگی خود را برای فروش بالگردهای پیشرفته به دولت کابل برای مقابله با طالبان اعلام کرد. از طرفی، شلیک موشک‌های کروز از دریای خزر به مواضع تروریست‌ها در سوریه نوعی هشدار به غرب بود که روسیه با تمام توان آمادگی دفاع از منافع خود در منطقه را دارد.

انتقال تروریست‌ها به آسیای مرکزی
ظهور یکباره داعش در افغانستان بلافاصله پس از خروج نیروهای آمریکایی از این کشور نشان داد، غرب برنامه‌هایی برای آینده منطقه دارد. هزاران تن از تندروهای آسیای مرکزی و چچنی به گروه‌های تروریستی در سوریه و عراق پیوسته‌اند و بازگشت تروریست‌ها به آسیای مرکزی می‌تواند منافع روسیه را با خطر جدی روبه‌‌رو کند. قدرت‌گیری داعش در افغانستان و سرازیر شدن آنها به کشورهای تاجیکستان و ازبکستان اوضاع را برای گسیل تکفیری‌ها به آسیای مرکزی فراهم خواهد کرد. همچنانکه در روزهای اخیر سرکرده‌های تروریست‌ها در سوریه از طرفداران خود در قفقاز و آسیای مرکزی خواسته‌اند به منافع روسیه حمله کنند.
فرسایشی شدن جنگ در خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] منافع اقتصادی کلان غرب را تهدید می‌کند و آمریکا نمی‌خواهد جنگ بیش از این در خاورمیانه ادامه داشته باشد. به باور برخی ناظران، آمریکا منافع اقتصادی زیادی در افغانستان ندارد و می‌خواهد افغانستان را قربانی منافع کلانش در خاورمیانه و تقابل با روسیه کند. بر این اساس ، افغانستان و آسیای مرکزی، میدان دوم جنگ منطقه‌ای در جهت منافع اقتصادی و سیاسی غرب و آمریکا تعریف شده است.

حمایت گسترده از تروریست‌ها
شروع حملات هوايي روسيه عليه گروه‌های تروريستی سبب شده است حمايت غرب از اين گروه‌ها بيش از پيش آشکار شود؛ چراكه آنها از هيچ تلاشی برای جلوگيری از حملات هوايی روسيه عليه تروريست‌ها دريغ نمی‌كنند. هرچند غربی‌ها پیش از شروع حملات هوایی روسیه به تروریست‌ها به طور ضمنی موافقت خود را با این حملات اعلام کرده بودند، ولی با شروع حملات ضد تروریستی روسیه، موج انتقادها از مقامات کرملین شروع شد و غربی‌ها مسکو را متهم کردند که به جای داعش نیروهای «میانه رو» سوری را هدف قرار می‌دهند. به همین دلیل، صلاح را بر این دیدند که حمایت‌های تسلیحاتی خود از تروریست‌ها را تشدید کنند تا موازنه میدانی را به نفع تکفیری‌ها تغییر دهند. مضافاً وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) تأیید کرد، 50 تُن مهمات نظامی به تروریست‌ها در شمال سوریه ارسال کرده است و این اقدامات مخربانه غرب نشان می‌دهد، آمریکا و متحدانش به پایان درگیری‌ها در سوریه تمایل چندانی ندارند.
مروري بر وضعيت بحران سوريه پیش از آغاز حملات روسيه، شكل‌گيری موازنه قدرتی را نشان می‌دهد كه نتيجه آن فرسايشی و طولاني شدن بحران بوده است؛ وضعيتي كه در آن اميد به غلبه هيچ يک از طرفين بر ديگری نيست، ولی حضور نظامی روسیه قاعده بازی در سوریه را به نفع محور مقاومت تغییر خواهد داد و این مسئله تلاش‌های چندساله غرب و متحدانش برای سرنگونی بشار اسد را بر باد می‌دهد. از این رو، جبهه عربی ـ غربی سعی دارند با ناامن کردن مرزهای روسیه در شرق اروپا و آسیای مرکزی قدرت روسیه را تضعیف کنند، ولی تحرکات مداخله‌جویانه غرب علیه روسیه و گشودن جبهه‌های دیگری از درگیری‌ها، نه تنها امنیت را در جهان حاکم نخواهد کرد، بلکه آتش درگیری‌ها را بیش از پیش افزایش خواهد داد و تهدیدات تروریستی دامن همه کشورها، از جمله حامیان آنها را خواهد گرفت.


ولع انتخاباتی با طعم تخریب
نگاه دوم به مطبوعات
حسین عبداللهی‌فر

 در هفته‌ای که ملت مسلمان ایران در سوگ سرور و سالار شهیدان مشغول عزاداری بودند، عده‌ای بزرگ‌ترین دغدغه خود را کسب کرسی‌های مجلسین خبرگان و شورای اسلامی تعریف کرده و به منظور دستیابی به اهداف انتخاباتی خود دست از تخریب جناح رقیب برنداشتند و موضوع انتخابات همچنان جای خود را در تیترهای درشت صفحه نخست روزنامه‌ها حفظ کرد.
«آرمان» تیتر اول روز اول هفته(۲۵/۷/) خود را به «هشدارهای انتخاباتی هاشمی» اختصاص داد و از قول هاشمی نوشت: «انتخابات را همان‌گونه که مردم می‌خواهند برگزار کنیم.»
«آفتاب یزد» هم در این روز تیتر نخست خود را به انتخابات اختصاص داد و ناخشنودی خود از حضور محمد‌رضا عارف در جمع مؤتلفه‌هایی را این‌گونه نشان داد: «دست به دامان عارف برای کسب وجهه». «ابتکار» در این روز با حروف درشتی روی تصویری از منتجب‌نیا نوشت: «اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان لیست واحد خواهند داد.»
«اسرار» نیز روز اول هفته خود را با این تیتر انتخاباتی آغاز کرد که عارف گفته بود: «آینده اصلاح‌طلبان در انتخابات روشن است.»
یکشنبه(۲۶/۷/) تیترهای انتخاباتی رنگ و بوی محرم گرفتند؛ تیترهایی که بر اساس یک‌سری شنیده‌ها تنظیم شده بودند؛ چنانچه «آفتاب‌یزد» با حروف درشتی «نذرهای چند صد میلیونی انتخاباتی ـ سیاسی!» را تیتر کرد و به نقل پیرموذن نوشت: «دیده شده برخی کاندیداهای احتمالی به مداح پول می‌دهند تا حین مداحی از او تعریف کنند.»
«ابتکار»؛ «قیمه با طعم انتخابات» را تیتر اول خود برگزید و ضمن اشاره به هشدار آیات عظام و فرمانداران نسبت به سوء‌استفاده از ایام محرم، با اهداف انتخاباتی ذیل آن نوشت: «با این حال استفاده انتخاباتی از مراسم عزاداری تنها محدود به حضور کاندیداهای احتمالی و سخنرانی‌هایی شامل وعده‌های انتخاباتی و تأیید عملکرد نگاه سیاسی موافق یا تخریب عملکرد رقبا و جناح سیاسی مخالف نیست. در حالی که پیش از این خبرهایی مبنی‌بر پخش تراول داخل کتاب، ولیمه‌های انتخاباتی زودرس و افطار‌های انتخاباتی منتشر شده بود که ظاهراً پدیده جدید نذرهای انتخاباتی نیز به این موارد اضافه شده است.»
این روزنامه علت بروز این پدیده را به اصولگرایان نسبت داد و نوشت: «در حالی که اغلب آیات عظام به طور کلی درباره آغشتن فضای عزاداری‌ها با حال و هوای انتخاباتی هشدار دادند، آیت‌الله محمد یزدی، رئیس مجلس خبرگان در این باره نظر دیگری دارد. وی در مصاحبه با نشریه ویژه تبلیغ جامعه مدرسین گفته است؛ وظیفه مبلَّغین ما این است که از فرصت‌های تبلیغی استفاده و مردم را درباره انتخابات روشن کنند.»
«شرق» هم در این روز (26/۷/) تصویر اول خود را به حجاریان اختصاص داد و در انعکاس سخنان انتخاباتی وی نوشت: «اصلاح‌طلبان هم بدیل دولت نیستند. آنها همگی رد هستند. همه اصلاح‌طلبان نشان‌دار را از دم رد می‌کنند، اعتقاد دارم خیلی سربه‌سر شورای نگهبان و آقای جنتی نگذاریم. آنهایی که می‌دانیم رو هستند، کاندیدا نشوند. انگشت کردن در چشم شورای نگهبان خوب نیست. حالا این مجلس چنان آش دهن‌سوزی هم نیست، اصلاح‌طلبان قوای خود را برای ریاست جمهوری بگذارند، در این سال‌ها همه تغییر کرده‌اند. هاشمی هم خیلی عوض شده! خودش هم که بگوید تغییر نکرده مهم نیست. چون کاملاً عوض شده است. هاشمی فرصت چندانی برای مانور ندارد. دولت معجزه هزاره کاری کرده که ایشان انتقادات ما از خودش در گذشته را فراموش کرده است.»
«اعتماد» در این روز «مراجع چهارگانه برای احراز صلاحیت داوطلبان کافی نیست» را از قول شورای نگهبان تیتر کرد و یک روز بعد از قول وزیر اطلاعات تیتر زد: «کاندیداها بی‌دلیل حذف نشوند».
«مردم‌سالاری» هم یک تیتر انتخاباتی داشت که در آن به فعالان جنبش دانشجویی توصیه کرده بود که «برای مجلس دهم لیست انتخاباتی داشته باشند.»
سه‌شنبه(۲۸/۷/) تیتر اول انتخاباتی به «اعتماد» تعلق داشت که با عنوان «مذاکره انتخاباتی اصلاح‌طلبان» به نخستین نشست شورای عالی اصلاح‌طلبان در حضور موسوی لاری و عارف اشاره کرده بود.
«آرمان» هم در این روز طی یک یادداشت «لیست واحد را هدف اصلاح‌طلبان» اعلام کرد و ذیل همین عنوان نوشت: «نشست سه نفره اصلاح‌طلبان به عنوان اعضای موقت هیئت‌رئیسه شورای عالی سیاست‌گذاری و یا حضور رئیس دولت اصلاحات برگزار و طی آن قرار شد تا آیین‌نامه شورای عالی اصلاحات طی روز‌های آینده تهیه و تدوین شود. این آیین‌نامه در راستای وحدت بیش از پیش اصلاح‌طلبان است و تمام اعضای جریان اصلاحات بر اتخاذ تصمیم واحد برای شرکت در انتخابات و دیگر فعالیت‌های سیاسی تأکید دارند.»
چهارشنبه(۲۹/۷/) خط دیگری دنبال شد که به خبرگان اختصاص داشت و بهانه آن اظهارات سیدحسن خمینی در جمع تعدادی از فعالان سیاسی استان بوشهر بود. این جمله او که در وقت مناسب تصمیم می‌گیرم از سوی روزنامه‌های اصلاحاتی به عنوان تأیید نامزدی وی تلقی شد و مورد استقبال وسیع آنها قرار گرفت.
«شرق» در تیتر اول خود «افزایش احتمال حضور نوه امام(ره) در خبرگان» را برجسته کرد و نوشت: «به صراحت نه نمی‌گوید، تأیید هم نمی‌کند، فقط به وقت مناسب موکول می‌کند.»
«آفتاب‌یزد» و «آرمان» هر دو تصویر اول خود را به سیدحسن اختصاص دادند. اولی در حالی «خمینی جوان کاندیداتوری را رد نکرد» را تیتر کرد که دومی از این جمله سیدحسن به «گام نزدیک یادگار امام به مجلس خبرگان» تعبیر کرد.
«ابتکار» و «اعتماد» هم با حروف کوچک‌تری تیتر مشابهی با مضمون «تصمیم‌گیری در وقت مناسب» را درج کردند.
تیتر اول انتخاباتی روز آخر هفته(۳۰/۷/) هم متعلق به «آرمان» بود که «هزینه میلیاردی برای ورود به مجلس» را تیتر کرد و این پرسش را مطرح کرد: «برای نماینده شدن باید سرکیسه را شل کرد؟»


ديپلماسى
فرامرز پارسا

کليد‌واژه دروغين

غرب آسيا (خاورميانه) را همچنان مي‌توان اصلي‌ترين کانون تحولات جهاني دانست که نقشي تعيين‌کننده در آينده ساختار بين‌الملل خواهد داشت. بسياري از ناظران سياسي تأکيد دارند کشوري که بتواند بيشترين تأثير را در تحولات غرب آسيا داشته باشد، مي‌تواند به‌منزله قدرتي مهم و تأثيرگذار در صحنه بين‌الملل ظاهر شود. براساس همين تفکرات است که بسياري از ناظران سياسي اقدامات روسيه و آمريکا در منطقه را تحلیل می‌کنند.
در يک سو معادله آمريکايي قرار دارد که براي حفظ موقعيت گذشته خود به هر اقدامي از جمله حمايت از گروه‌هاي تروريستي مي‌پردازد و در اين عرصه از هيچ اقدامي نيز ابايي ندارد. در سوي ديگر روسيه‌اي قرار دارد که نياز جهاني به مبارزه با تروريسم را مؤلفه‌اي براي بازگشت قدرتمندانه به منطقه مي‌داند. در گام نخست روسيه در حالي حضور فعال در مبارزه با تروريسم در سوريه دارد که روند تحولات نشانگر گام‌هاي بعدي مسکو براي هماهنگي با عراق، افغانستان و حتي ليبي براي مبارزه با تروريسم است. رويکردي که البته در کنار مسائل امنيتي براي مسکو در چارچوب رقابت با آمريکا اهميت بسياري دارد. مسکو پيروزي بر تروريسم در اين کشورها را که آمريکا زمينه‌ساز ايجاد تروريسم در آنها بوده برگ برنده‌اي براي رسيدن به جايگاه جهاني مي‌داند.
بر اين اساس مي‌توان گفت که مجموع رفتارهايي که روسيه و آمريکا در صحنه جهاني صورت مي‌دهند در چارچوب رقابت براي کسب منافع بيشتر است و در اين راه نيز از هيچ اقدامي فروگذار نیستند. اين معادلات در حالي ميان روسيه و آمريکا برقرار است که در حاشيه آن يک اصل مهم مشاهده مي‌شود و آن تحرکات کشورهاي غربي براي القای تکرار اين موازنه در معادلات جمهوري اسلامي ايران و آمريکا است. محافل رسانه‌اي و سياسي آمريکا در ادبيات گفتاري خود بر چند کليدواژه تأکيد دارند. اقدامات ايران تهديدي براي منافع آمريکا در منطقه ‌است، ايران در حال رقابت با آمريکا براي کسب منافع و قدرت بيشتر در منطقه است، آمريکا نخواهد پذيرفت اقدامات رقابتي ايران در منطقه امنيت متحدان آمريکا را تهديد کند و ... از جمله اين گفتارها است.
البته، آمريکايي‌ها اين ادبيات را در قبال روابط ايران با عربستان و رژيم صهيونيستي به‌منزله بحران‌ساز منطقه نيز به کار مي‌برند. رقابت ايران و عربستان زمينه‌ساز بحران‌ها و خونريزي در منطقه شده، ايران در رقابت با عربستان به حمايت از سوريه و عراق مي‌پردازد، عربستان براي رقابت با تهران به حمايت از تروريست‌ها و شبه‌نظاميان مي‌پردازد. رقابت تهران ـ رياض مانع ثبات در لبنان و دیگر کشورهاي منطقه مي‌‌شود و ... نيز به کرات در ادبيات گفتاري غرب مشاهده مي‌شود.
مجموع اين رفتارها در حالي صورت مي‌گيرد که يک هدف در وراي آن نهفته است و آن القای اين تصور است که جمهوري اسلامي براي منافع شخصي در حال رقابت با آمريکا، رژيم صهيونيستي و عربستان است. جالب و قابل توجه آنکه در مواردي آمريکايي‌ها اين رقابت را مثبت ارزيابي کرده و تأکيد دارند ايران براي رقابت با ديگران به جاي رفتاري ثبات‌زدا مي‌تواند به رقابت سياسي و اقتصادي سالم در منطقه بپردازد.
حال اين سؤال مطرح است که هدف آمريکا از رويکرد به چنين رفتارهايي چيست و چرا سعي دارد چنان القا کند كه رفتارهاي ايران در منطقه جنبه رقابتي دارد و در عين حال ايران را نيز به اين رفتار رقابتي تشويق مي‌کند؟
پاسخ به اين پرسش را در يک جمله مي‌توان خلاصه کرد و آن پنهان‌سازي ارزش‌هاي انقلابي و مردمي جمهوري اسلامي است. نظام اسلامي از ابتداي پيروزي انقلاب همواره تأکيد دارد که کمک به ملت‌هاي منطقه براي رهايي از ظلم و استبداد و استعمار اولويت منطقه‌ای آن است و در اين راه نيز تفاوتي ميان شيعه و سني قائل نیست و همان‌طور که از حزب‌الله شيعه حمايت مي‌کند از گروه‌هاي اهل سنت فلسطين نيز حمايت مي‌کند. آمريکايي‌ها با ادعاي رويکرد رقابتي ايران در منطقه در حال القای حذف ارزش‌هاي انساني انقلابي اسلامي در منطقه هستند تا جايگاه ايران را از يک ناجي به يک بازيگر منفعت‌طلب منطقه‌اي تقليل دهند تا به‌گمان خود ملت‌هاي منطقه را از رويکرد به ايران دور سازند، در حالي که همزمان با ترويج رفتار رقابتي سعي در دور ساختن ايران از ارزش‌هاي انقلابي دارند تا در نهايت طرح نهايي خود، يعني انزواي منطقه ايران را رقم زنند.


اقتصادی
سعيد مهدوی

 مگر از ركود خارج نشده بوديم!
 
دولت در حالی بسته خروج از ركود را اجرايي مي‌‌کند كه دولتمردان دولت یازدهم مدعی رشد اقتصادی مثبت هستند. از سوي ديگر، بیش از 15 ماه از رونمایی بسته خروج غیر تورمی از رکود‌ می‌گذرد‌؛ بسته‌ای که تا پایان سال 1394 طراحی شد‌ه بود‌. بسته قبلی بر اساس تحریک تقاضای خارجی تد‌وین شد‌ه بود‌ و بیشتر مبتنی بر صاد‌رات بود،‌ اما به د‌لیل اینکه اوضاع د‌اخلی اقتصاد‌ و همچنین اقتصاد‌ جهانی د‌ر آن د‌ید‌ه نشد‌ه بود،‌ به نوعی از دستور کار خارج شد‌. د‌ر بسته قبلي دولت اعتقاد‌ د‌اشت، باید‌ تحریک تقاضای خارجی انجام شود‌؛ اما د‌ر حال حاضر به نتیجه عکس آن رسید‌ه‌ و معتقد است،‌ باید‌ بازار د‌اخلی تحریک شود. در ادامه خلاصه‌اي از بسته خروج از ركود و همچنين آسيب‌هاي اين بسته ذكر مي‌شود.
کاهش نرخ سود تسهیلات و سپرده بانکی، کاهش نرخ ذخیره قانونی بانک‌ها از 13 درصد به 10 درصد، کاهش نرخ سود تسهیلات بین بانکی از 29 درصد به 26 درصد، افزایش تسهیلات بانکی برای خرید کالا و تحریک تقاضای مردم، تزریق ۵/۷ هزار میلیارد تومان بودجه عمرانی طی دو هفته آینده و تسریع در پرداخت بدهی دولت به پیمانکاران، برخی از سیاست‌های جدید دولت برای افزایش نقدینگی و تحریک تقاضا در بسته جديد است. محمدباقر نوبخت، رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی خبر داده است، آثار این بسته‌ و سیاست‌های اقتصادی در حوزه سیاست‌های پولی و اعتباری در مدت کمتر از شش ماه آینده ظاهر و این مسئله سبب افزایش رشد اقتصادی می‌شود.
آثار منفی مانند رانت و دلالي در اين بسته جدی است. هر نوع ارز و وام ارزان‌قیمت و پرد‌اخت هر یارانه‌ای به هر بخش اقتصاد‌ی می‌تواند‌ به رانت و فساد‌ منجر ‌شود‌. زمانی که قیمت غیرواقعی اعلام می‌شود،‌ صف تقاضای کاذب برای آن تشکیل می‌شود‌. خطری که د‌ر حال حاضر وجود‌ د‌ارد، سفته‌بازی با وام‌ها و خرید‌ و فروش‌های صوری است که پیش از این هم شاهد‌ آن بود‌ه‌ایم.
به نظر می‌رسد‌ خروج از رکود‌ همزمان با کاهش تورم امکان ند‌ارد‌. یعنی د‌نبال کرد‌ن رونق و رشد‌ اقتصاد‌ی همزمان با کاهش تورم قابلیت اجرا ند‌ارد‌ و نمی‌تواند‌ با هم جمع شود‌ و بايد دولت انتظار افزايش تورم را داشته باشد.
رکود‌ د‌ر اقتصاد‌ کشور عمیق‌تر از آن است که د‌ولت بتواند‌ با یک بسته آن را حل کند. اين بسته‌ فقط ایجاد یک شوک در بازار اقتصادی است و هیچ‌گونه مزیت اقتصادی برای منافع ملت نخواهد داشت.
دولت يازدهم دو سال گذشته را بر مبناي سیاست‌ انقباضی پولي برنامه‌ريزي كرده بود و كاهش تورم را در دستور كار داشت، اما در بسته جديد به سیاست‌های انبساطی روی آورده است كه افزايش تورم نيز در بسته ناگزير است.
اما باید متذکر شد، عمده ابزار به کار گرفته شده برای این هدف، یعنی سیاست پولی انبساطی، دم‌دستی‌ترین، پرهزینه‌ترین و کم‌اثرترین ابزار از میان تمام ابزارهای اقتصادی به شمار می‌رود. بیشترین اثر این سیاست در افزایش نرخ تورم و کمترین اثر آن بر رشد اقتصادی و آن هم در کوتاه‌مدت است.
توجه ويژه و بيش از حد دولت در بسته جديد به صنعت بيمار خودروسازي و صرف عمده تسهيلات توليد ملي در اين راه، جاي انتقاد و بازنگري دارد. بالاترین سقف تسهیلات در نظر گرفته شده در این بسته به خرید خودرو اختصاص یافته است.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

افغانستان از بوش تا اوباما
قاسم غفوري

اكتبر سال 2001، يعني چند هفته پس از حادثه 11 سپتامبر و فرو ريختن برج‌هاي سازمان تجارت جهاني، «جرج بوش» رئيس‌جمهور وقت آمريكا رسماً حمله نظامي به افغانستان را اعلام کرد. وي در كنگره آمريكا ادعا كرد، جنگ افغانستان همان جنگ صليبي است كه محور آن را مقابله جهان مسيحيت با تروريسم اسلامي تشكيل مي‌دهد. وي در سخناني ضد اسلامي گفت: هر مسلماني تروريست نيست، اما هر تروريستي مسلمان است. وي با اين ادعاها و مقابله با تروريسم، اشغال افغانستان را به همراه ناتو رقم زد.
باراك اوباما در سال 2009 در حالي در مقام رئيس‌جمهور آمريكا وارد كاخ سفيد شد كه او نيز بر ادامه حضور نظاميان آمريكايي در افغانستان تأكيد می‌کرد. وی در اكتبر 2015 نیز با ادعاي جلوگيري آمريكا از پا گرفتن تروريسم در افغانستان، بر حضور بلندمدت نظاميان كشورش در اين كشور تأكيد ورزید. اوباما اعلام کرد، 5 هزار و 500 نیروی نظامی این کشور، در افغانستان باقی می‌مانند.
بسياري از ناظران سياسي بهانه مبارزه با تروريسم آمريكا را ادعاي واهي مي‌دانند كه صرفاً براي پنهان‌سازي حقايق ديگر مطرح شده است. آمريکا براي مقابله با آنچه جريان‌هاي تروريستي مي‌نامد، ۱۴ سال زمان داشته است. ۱۴ سالي که از يک سو مي‌توانست خود با اين گروه‌ها مبارزه کند و از سوي ديگر ارتش افغانستان را براي مقابله گسترده با آنان، آموزش داده و تقويت کند. عملکرد آمريکايي‌ها در طول ۱۴ سال حضور در افغانستان، هيچ کدام از اين اصول را دربر نداشته است و آنها صرفاً به تقويت حضور بلندمدت خود پرداخته‌اند. بر اساس اين، مؤلفه‌اي ديگر براي حضور آمريكا در افغانستان مطرح است. بخشي از اين رويكرد را تحركات آمريكا براي مقابله با همگرايي اردوگاه شرق، يعني جمهوري اسلامي ايران، چين، روسيه، هند و پاكستان، كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز در قالب جاده ابريشم تشکیل می‌دهد. آمريكا با بحران‌سازي در افغانستان به دنبال بر هم زدن انسجام سراسري در منطقه است. در كنار اين حقيقت، امر مهم دیگری نيز مطرح است و آن، تأثير ورود همه‌جانبه روسيه به مبارزه با تروريسم با محوريت سوريه و عراق است. اقدامات عملي روسيه عليه تروريسم، رسوايي ناتواني آمريكا در برقراري امنيت در جهان را رقم زده است كه در آينده بسياري از نقاط جهان را در بر خواهد گرفت. بر اساس اين، بسياري از ناظران سياسي معتقدند، آمريكا دو گزينه در افغانستان دارد يا بايد با پذیرش شكست، اين كشور را ترك کند يا اينكه به پيروزي تبليغاتي دست يابد. در اين چارچوب چندين تحول قابل تأمل در افغانستان مشاهده مي‌شود:
نخست آنكه برخی مقامات غربی و افغانستان از اقدام مشترک دولت کابل و کشورهای غربی برای افزایش شبه‌نظامیان در افغانستان خبر می‌دهند. در حالی تشكيل اين گروه‌هاي شبه نظامي براي مقابله با به اصطلاح داعش و گروه‌هاي بحرا‌ن‌ساز مطرح شده است كه مشابه آن را ژنرال ديويد پترائوس، فرمانده نيروهاي آمريكايي در عراق در قالب تشكيل شوراي بيداري با استعداد 30 هزار نفر اجرا كرد. افرادي كه بسياري از آنان از حزب بعث بودند و پس از خروج نيروهاي آمريكايي از عراق در سال 2011 به ارتش عراق وارد شدند. ورودي كه عملاً ساختار نظامي و امنيتي عراق را در چارچوب حزب بعث حفظ کرد و نتيجه آن نيز خيانت‌هاي صورت‌ گرفته در سال 2014 از سوی نيروهاي نظامي در موصل و همكاري آنان با داعش بود.
دوم، تحركات گسترده طالبان است كه مناطق قابل توجهي از افغانستان را فرا گرفته است.
شهر راهبردی غزنی شاهد نبرد ارتش افغانستان با طالبان شد. شاه‌راه مهم کابل ـ هرات، استان قندوز، قندهار، بدخشان، فارياب و ... نيز با تسلط طالبان همراه بوده است. روند تحولات نشان مي‌دهد، طالبان در حال افزايش حوزه فعاليت خود است؛ در حالي كه اراده‌اي در آمريكا براي مقابله با آنان وجود ندارد.
حلقه تكميلي رفتاري در افغانستان انتشار گزارش‌هاي متعدد از سوي محافل تحقيقاتي و رسانه‌اي آمريكا مبني‌بر فساد در ساختار اداري و اجرايی افغانستان است؛ به‌گونه‌اي كه اصل ناكارآمدي دولت افغانستان به يك مسئله زيربنايي مبدل شده است. همزمان با اين روند، خبرها از برخي تغييرات در قانون اساسي افغانستان در حوزه تقسيم قدرت و نيز نحوه اداره كشور در قالب فدرالي حكايت دارد.

آمريكا به دنبال نمايش پيروزي
بسياري از ناظران سياسي با اشاره به اين مجموعه تحولات معتقدند، آمريكايي‌ها براي نمايش پيروزي در افغانستان به دنبال راهكارهايي هستند كه به نحوي به تنش‌هاي سراسري در اين كشور پايان داده و نمودي از موفقيت آمريكايي باشد؛ رويكردي كه در قالب طرح‌هاي تجزيه‌اي و واگذاري قدرت به طالبان نمود مي‌يابد و زمينه‌هاي آن در سال‌هاي پیش چيده شده است.
در سال 1390 ژنرال پترائوس، فرمانده وقت نيروهاي آمريكايي در افغانستان كه بعدها به سمت رئيس سازمان سيا منصوب شد، طرحی ارائه داد که براساس آن بخش‌های شرقی و جنوبی افغانستان به طالبان واگذار شود. این طرح همچنین بر مشارکت سیاسی طالبان در قدرت نیز تأکید دارد؛ به شرط آنکه دست از جنگ بردارند. طرح پترائوس از ابعاد مهمی برخوردار است؛ زیرا در این طرح، کلیه مناطق پشتون‌نشین در افغانستان و پاکستان شکل واحد سیاسی پیدا می‌کند. در این طرح، مرزها همچنان برای دولت‌های پاکستان و افغانستان باقی می‌ماند؛ در حالی که برای قوم پشتون برچیده می‌شود.
پس از آن نيز منابع خبري از طرح انگليس پرده برداشتند. در همين چارچوب روزنامه «ويسا» چاپ افغانستان از طرح يك وكيل انگليسي به نام «توبياس ايلوود» خبر داد و نام طرح وي را «طرح C» عنوان كرد. به نوشته ويسا، طرح A همان موافقت‌نامه بن اول است و طرح C براي پس از 2014 در نظر گرفته شده است. ويسا نوشت: به نظر اين عضو پارلمان انگليس، ساختار سياسى افغانستان بايد تغيير يابد و نظامي غيرمتمركز در اين كشور تأسيس شود. در طرح ياد شده افغانستان به هشت منطقه تقسيم شده است كه مراكز آن «كابل»، «قندهار»، «هرات»، «مزار شريف»، «قندوز»، «جلال‌آباد»، «خوست» و «باميان» معرفي شده‌اند. بر اساس اين طرح، هشت منطقه افغانستان را يك شورا اداره خواهد کرد كه اين شورا متشكل از نمايندگان گروه‌هاي مختلف قومى خواهد بود. در اين طرح افغانستان افزون‌بر رئيس‌جمهور، نخست‌وزير نيز خواهد داشت. اين طرح انگليسي براي طالبان نيز برخي مناطق، از جمله قندهار و مناطق ولايات همجوار آن را پیشنهاد کرده است و به‌نوعی با این طرح طالبان در قدرت مشارکت داده می‌شود. طرح c در حالي افشا مي‌گردد كه پيش از آن طرح B نيز معرفي شد و آن، تقسيم افغانستان به دو بخش شمالي و جنوبي بود. طرح B را «رابرت بلك‌ويل» سفير سابق آمريكا در هند پيشنهاد كرد كه بر اساس آن، جنوب افغانستان از قندهار تا لغمان به طالبان و ولايت‌هاي شمالي به اقوام تاجيك، هزاره و ازبك واگذار می‌شود.
اين رويكرد تجزيه‌طلبانه زماني نمود پیدا می‌کند كه اوباما در سخنان اخير خود تأکید کرد، نیروهای نظامی‌اش تا حصول یک توافق ماندگار میان دولت کابل و طالبان در افغانستان خواهند ماند.
آمریکا که با شعار مبارزه با تروریسم و مواد مخدر و از بین بردن طالبان به افغانستان پا نهاد، طی چهارده سال گذشته، همواره از گروه طالبان به‌منزله یک گروه تروریستی و خطرناک برای منطقه و جهان یاد کرده و اصرار داشته است، قدرت یافتن این گروه، امنیت جهان را با خطر روبه‌رو خواهد کرد، اما راهبرد امروز آمریکا مشتمل بر حصول یک توافق ماندگار میان طالبان و دولتی است که آمریکا به‌منزله یک دولت ضد تروریسم و ضد طالبان در کابل از آن حمایت کرده است.
تغییر رویکرد آمریکا به این معناست که از دیدگاه این کشور، یا طالبان جزء گروه‌های تروریستی به حساب نمی‌آید و فقط در حد یک گروه مخالف دولت افغانستان شمرده می‌شود که در این صورت، صدها هزار نفر از مردم غیرنظامی افغانستان را با توسل به یک دروغ بزرگ به کشتن داده و یا اینکه هنوز هم طالبان یک گروه تروریستی است؛ اما آمریکا برای رسیدن به منافع خود، ادعای دروغین مبارزه با تروریسم را سر داده و به تمام جهانیان و مردم افغانستان درباره شعار مبارزه با تروریسم دروغ گفته است. آمريكا براي نمايش پيروزي خود به تباني با طالبان روي آورده است و در اين راه حتي طرح تجزيه اين كشور را نيز در دستور كار دارد.


انتخابات پارلمان مصر زیر چكمه ژنرال
رضا اشرفي

انتخابات پارلمانی مصر از روز یكشنبه 26 مهرماه در 14 استان آغاز شد و در یك ماه آینده ادامه دارد. شیوه انتخابات در مصر كاملاً متفاوت از دیگر كشورهاست؛ به گونه‌ای كه در تقسیم‌بندی ایجاد شده در قانون اساسی، انتخابات براساس تقسیمات كشوری در دو هفته و دو نوبت مجزا برگزار می‌شود و عموماً به دلیل مشاركت پایین به دور دوم كشیده می‌شود. انتخابات در مصر به شیوه‌ای است كه تحلیل‌های قابل توجهی از آن ارائه می‌شود. در درجه اول می‌توان از ‌این موضوع دفاع كرد كه در مصر بحث انتخابات موضوعیت دارد و برخلاف بسیاری از كشورهای عربی، به ویژه عربستان، مردم با مقوله انتخابات آشنا هستند. این مسئله در میان كشورهای عرب نشانه پیشرفت است! اما مسئله زمانی پیچیده می‌شود كه انتخابات مصر در سطوح مختلف مورد كنكاش قرار بگیرد.
مصر از سال 2012 دارای پارلمان نبوده و اختیارات قانونی برعهده رئیس فعلی ‌این كشور، یعنی ژنرال السیسی است. انتخابات جاری حكایت از آن دارد كه دولتمردان نظامی مصر برای پاسخگویی به شبهات فراوان به‌دنبال خارج كردن پارلمان از فترت پیش‌آمده هستند. مصر كنونی نیاز می‌بیند كه از نمایش انتخابات و دموكراسی استفاده كند، در حالی كه آمار رسمی ارائه‌شده از سوی «شریف اسماعیل» نخست‌وزیر مصر بین 15 تا 20 درصد بوده است. البته، آمارهای سه درصدی نیز به گوش می‌رسد كه تأمل‌برانگیز است.
حال این پرسش مطرح می‌شود، چرا مصری كه چهار سال پیش با انقلاب خیره‌كننده، دنیای عرب را دچار تحول كرد، اكنون با چنین سستی سیاسی مواجه شده است؟ طبیعی است كه برای پاسخ به ‌این پرسش باید به تحولات سه سال گذشته، یعنی كودتای مورد حمایت آمریكا و غرب در تیر ماه 2012 پرداخت؛ كودتایی كه اگرچه بخش زیادی از آن نتیجه ناپختگی سیاسی دولتمردان وقت به مركزیت اخوان‌المسلمین بود، اما به هر جهت انقلاب مردمی مصر در زمستان 2010 را بلعید.
آمارهای ارائه‌شده درباره سطح سنی مشاركت‌كنندگان در انتخابات نشان می‌دهد، نیروهای تأثیرگذار در انتخابات به‌طور كامل قافیه را باخته و عرصه سیاسی را ترك كرده‌اند. براساس اطلاعات منتشرشده، عمده مشاركت‌كنندگانی كه از آنها نام برده می‌شود، بیش از 60 سال سن دارند، یعنی انتخاباتی پیر با انگیزه در اختیار داشتن قدرت سیاسی از سوی نظامیان، در حالی كه در اقدامات اولیه انقلاب مصر، عمده فعالان سیاسی را جوانان تشكیل می‌دادند و یكی از مهم‌ترین شعارهای آنها ‌این بود كه «جوانان به دنبال اسقاط مبارك» هستند، اما امروز هیچ خبری از آنها نیست. این تحول تنها طی مدت كمتر از چهار سال حكایت از آن دارد كه حوزه سیاسی مصر كاملاً خموده شده و در ناامیدی مطلق به سر می‌برد.
از سوی دیگر، مخالفان سیاسی نیز حوزه سیاست را ترك كرده و منفعل شده‌اند یا در زندان و خارج از كشور به سر می‌برند. نمونه بارز آن جمعیت اخوان‌المسلمین است كه قادر به فعالیت سیاسی نیست. اگرچه زمانی كه اخوان‌المسلمین در سال 2011 به قدرت رسید، انتخابات با تحریم‌هایی مواجه بود، اما در هر صورت تنها انتخابات مصر بود كه در همان سطح آزاد برگزار شد. ‌این در حالی است كه انتخابات پارلمانی در حال برگزاری، از حداقل‌های آزادی برخوردار نیست. بر ‌اساس این، پیش‌بینی‌ها نیز كاملاً مشخص و روشن است. رسانه‌ها و تحلیلگران معتقدند، نباید انتظاری جز پیروزی وفاداران «ژنرال السیسی» رئیس‌جمهور كنونی مصر داشت.
پارلمان مصر 596 كرسی دارد كه 448 نفر از آنان را «مستقل‌ها» تشكیل می‌دهند، 120 نفر از وابستگان حزبی و 28 نفر نیز از سوی رئیس‌جمهور انتخاب می‌شوند. اما مسئله روشن است كه در ‌این انتخابات مستقل‌ها و حزبی‌ها هر دو زیر پرچم و قدرت ژنرال هستند. از ‌این منظر نتیجه انتخاب مشخص بوده و ائتلاف راست‌های میانه، كرسی‌های مجلس را در اختیار خواهند گرفت تا هم انقلاب سال 2010 بیشتر از گذشته به محاق برود و هم دموكراسی در مصر تنها نمایشی باشد كه برای مشروعیت‌سازی مصنوعی ارائه می‌شود.
ژنرال السیسی و تیم نظامی‌ حاكم بر مصر با اجرای ‌این انتخابات و همچنین انتخاب‌هایی كه در ‌آینده شكل می‌گیرد، به دنبال موجه‌سازی سیاسی در داخل و خارج هستند تا از ‌این طریق هم بر تداوم قدرت خود امیدوار باشند و هم اینكه به متحدان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای اعلام كنند كه نسبت به تعهدات‌شان پایبند بوده و آنها را با نگرانی خاصی مواجه نخواهند کرد.‌ این تحولات و تحركات اگرچه تا مدت‌ها طول خواهد كشید، اما برای اخوان‌المسلمین و دیگر گروه‌های اسلامگرا و سیاسی موجود در مصر تجربه‌ای خواهد شد كه فضای سیاسی مصر و منطقه را بهتر بشناسند و در‌ آینده‌ای كه فعلاً قابل پیش‌بینی نیست، در رفتارهای سیاسی خود تعادل را برقرار كنند.


از نگاه دیگران

 جنایات صهیونیست‌ها در مقابل انتفاضه سوم
حادثه تیراندازی یک افسر ارتش صهیونیستی در یکی از قطارهای مترو تنها به دلیل تردید درباره وجود فردی حامل چاقو، نشان‌دهنده فضای رعب و وحشتی است که جامعه صهیونیستی از تقابل با فلسطینی‌ها در قدس دارند. همچنین این امر نشانه‌ای بر شتاب‌زدگی آنان به منظور دست بردن به اسلحه و تیراندازی به هدف قتل عمد است؛ کاری که سربازان و حتی شهرک‌نشین‌ها به آن مبادرت می‌ورزند و از این رهگذر، ده‌ها جوان فلسطینی را کشته و مجروح کرده‌اند.
صهیونیست‌ها به این نکته اعتراف نمی‌کنند که حضور نظامی و شهرک‌نشینی آنان، نامشروع و سرکوب‌کننده فلسطینی‌هاست، کما اینکه به این حقیقت هم اذعان ندارند که همه اقدامات‌شان، ماهیت نظامی دارد و مدت‌هاست میلیون‌ها فلسطینی تحت حکومت نظامی آنان به سر می‌برند و رنگ و بوی زندگی مدنی را از یاد برده‌اند. صهیونیست‌ها برای ادامه این وضعیت غیرطبیعی، مردم را تحت فشار قرار می‌دهند و هنگامی هم که صهیونیست‌های تروریست، خانواده‌ها و کودکان را می‌سوزانند و می‌کشند، صدایی از مقامات صهیونیست بلند نمی‌شود و تنها نظاره‌گر ماجرا هستند.
بنابراین، به خیابان ریختن جوانان برای بیان خشم فلسطینی که سال‌هاست سینه‌ها را تنگ کرده، امری طبیعی است. سازمان ملل و همه قوانین دنیا، مقاومت در برابر اشغالگر با هر وسیله ممکن را به مثابه حقی مشروع به رسمیت شناخته است، به ویژه آنکه دشمن، به سلاح آتشین، تفنگ و مسلسل مسلح باشد.
در میان این موج حملات تروریستی، تنها یک واقعه محکومیت رژیم صهیونیستی از سوی آمریکایی‌ها را برانگیخت. آنان حمله یک صهیونیست به چهار فلسطینی را محکوم کردند، اما اگر به دقت به مسئله نگریسته شود، مشاهده می‌شود که این محکومیت پس از آن رخ داد که خود نتانیاهو این واقعه را محکوم کرد و آن را تروریستی خواند!
این به آن معناست که آمریکایی‌ها همیشه جانبدارانه عمل کرده‌اند و همان موضعی را اتخاذ نموده‌اند که صهیونیست‌ها گرفته‌اند و به طور خلاصه آمریکایی‌ها همواره جلاد را با قربانی یکسان نشان داده‌اند.
می‌توان گفت که مجازات نشدن عاملان قتل محمد ابوخضیر در یک سال پیش، رسیدگی نکردن به پرونده‌های جنایی و بی‌توجهی دادگاه جنایت‌های بین‌المللی به قتل خانواده دوابشه سبب شده جنایات قاتلان صهیونیست که خیابان‌ها، روستاها و شهرک‌های صهیونیستی را پر کرده‌اند و حتی به صورت فرماندهان ارتش، نخست‌وزیر و وزرای آن هستند، تشدید شود و اقدامات خصمانه خود را علیه فلسطینی‌ها ادامه دهند و گاه شخصاً به قتل فلسطینی‌ها اقدام می‌کنند، یا برای آن طراحی می‌کنند و نقشه می‌کشند. آنان به قاتلان جایزه می‌دهند و رژیم صهیونیستی را به چیزی مانند داعش مبدل کرده‌اند.
اگر چه درخواست تشکیلات خودگردان از مجامع بین‌المللی برای حمایت از ملت فلسطین در برابر شهرک‌نشینان و ارتش رژیم صهیونیستی خوب است، ولی کافی نیست؛ زیرا مردم به حرکت درآمده‌اند و برای تردید تشکیلات خودگردان دلیلی وجود ندارد؛ بلکه هرچه سریع‌تر باید به دادگاه جنایت‌های جنگی مراجعه کند. افزون‌بر پرونده‌های محمد ابوخضیر و دوابشه پرونده‌های متعددی وجود دارد که می‌توان برای آنها اقدامی انجام داد. برای نمونه، پرونده «فادی علون»، «هدیل الهشلمون» و حدود 20 جوان و نوجوانی که زیر 20 سال داشتند و در این یک ماه قتل‌عام شدند. همچنین، چندین سازمان حقوق بشر و وکیل‌های متعدد وجود دارند که آماده فعالیت در این زمینه هستند و باید از ظرفیت آنان استفاده کرد تا از این طریق در پرونده‌های این‌چنینی برنده شد و به مقاومت اعتباری بیشتر بخشید.
منبع: خبرگزاری سما
مترجم: سحر دولتيان

 


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا688

رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا: واشنگتن و تل‌آویو علیه ایران همکاری کنند
خبرگزاری باشگاه خبرنگاران: رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در دیدار با نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با اشاره به اختلاف دو طرف درباره توافق هسته‌ای ایران خواستار همکاری تل‌آویو و واشنگتن برای مقابله با فعالیت‌های ایران در منطقه شد. ژنرال «ژوزف دانفورد» رئیس جدید ستاد مشترک نیروهای مسلح آمریکا در دیدار با «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی گفت: در حالی که آمریکا و تل‌آویو درباره توافق هسته‌ای ایران اختلاف‌نظر دارند، دو طرف باید با فعالیت‌های «بد» ایران در منطقه برخورد کنند.
تحریم‌ها علیه ایران تشدید شود
خبرگزاری مهر: «رابرت منندز»، سناتور ایالت نیوجرسی آمریکا با ارسال نامه‌ای به «جان کری»، وزیر خارجه این کشور، خواستار تشدید تحریم‌ها علیه ایران به دلیل آزمایش موشک عماد شد. این سناتور آمریکایی خواستار توضیح وزیر خارجه درباره «گام‌های معناداری» شده که دولت در واکنش به اقدام موشکی ایران اتخاذ خواهد کرد. منندز در این نامه نوشته است: «حکومت ایران، خط و نشانی کشیده که نشان می‌دهد این کشور تنها به‌طور سلیقه‌ای به برخی از تعهداتش در زمینه برنامه تسلیحاتی تحریم‌ شده‌اش عمل خواهد کرد.»
در ادامه نامه منندز آمده است: «این نامه را نوشته‌ام تا به شما پیشنهاد کنم از اختیارات دولت جهت اعمال تمامی تحریم‌هایی که در دسترس دارید برای جریمه کردن ایران استفاده کنید.»
هراس اندیشکده آمریکایی از توانمندی‌های نظامی ایران
خبرگزاری فارس: در ادامه هشدارها درباره کاهش قدرت نظامی آمریکا در جهان، در گزارش اندیشکده وابسته به محافظه‌کاران و جمهوریخواهان آمده است: «توانمندی‌های نظامی ایران، چین و روسیه، دشمنان آمریکا طی سال‌های اخیر بهبود یافته است». در گزارش مشترک اندیشکده «آمریکن اینترپرایز» و «ابتکار سیاست خارجی» درباره افزایش توانمندی‌های دشمنان آمریکا شامل چین، روسیه و ایران هشدار داده شده است. در این گزارش به نقل از یک ژنرال نیروی هوایی ارتش آمریکا آمده است: «دشمنان در حال توسعه توانمندی‌هایی هستند که از بسیاری جهات بهتر از آنچه ما اکنون داریم، می‌باشد.»
پس از توافق هسته‌ای ایران، نوبت حقوق بشر است
خبرگزاری تسنیم: «ری تکیه» مقام سابق وزارت خارجه آمریکا و محقق کنونی شورای روابط خارجی در مقاله‌ای در وب‌سایت پولیتیکو نوشته است: «کنگره نتوانست توافق هسته‌ای ایران را متوقف کند، اما نباید اکنون کنار بنشیند، بلکه باید موضعی سخت‌تر علیه تهران اتخاذ کند.» این مقام سابق وزارت خارجه آمریکا در ادامه گفته است: «اکنون زمان آن فرارسیده کنگره دخالتی جدی در حوزه‌ای داشته باشد که دولت اوباما از ورود در آن بیم داشت، حوزه‌ای که کنگره پیشتر وزن زیادی در آن داشت؛ حقوق بشر.»
واشنگتن امیدوار است اجرای تعهدات ایران طولانی شود
باشگاه خبرنگاران: «دیوید آلبرایت» رئیس مؤسسه علم و امنیت بین‌الملل آمریکا می‌گوید اگر ایران بخواهد سانتریفیوژهای خود را به نحوی برچیند که بعدها بار دیگر بتواند آ‌نها را مورد استفاده قرار دهد، به چند ماه زمان نیاز دارد. او همچنین گفت، آمریکا می‌خواهد که اجرای تعهدات ایران «تا جایی که می‌شود، طول بکشد» و از دید واشنگتن «کندی، چیز خوبی است»، اما در مقابل، «روشن است که ایران می‌خواهد این فرایند هرچقدر ممکن است، سریع پیش برود، آنها می‌خواهند که این اتفاق در همین پاییز رخ دهد و تحریم‌ها (بخش اعظم تحریم‌ها) در روز اجرا برداشته شوند. آنها امیدوارند که این کار را پیش از انتخابات آتی که فکر می‌کنم فوریه برگزار می‌شود، تمام کنند.»
تحریم‌ها تنها پس از تأیید آژانس حذف می‌شود
خبرگزاری فارس: «جان كری» وزیر خارجه آمریکا که از سوی رئیس‌جمهوری این کشور مأمور فراهم کردن تمهیدات لازم برای رفع تحریم‌ها شده است، با صدور بیانیه‌ای جزئیات «ابطال مشروط» تحریم‌های ضدایرانی را اعلام کرد. وی در بیانیه خود بندهایی از قانون «آزادی و مقابله با اشاعه ایران» را که قرار است اجرای آنها متوقف شود، برشمرده و نوشته است: «ابطالیه‌ها و یافته‌های فوق زمانی اجرایی می‌شوند که وزیر خارجه تأیید کند که ایران اقدامات مرتبط با هسته‌ای مشخص شده در بخش‌های ۱/۱۵ تا ۱۱/۱۵ ضمیمه 5 برجام را به نحو راستی‌آزمایی‌شده از سوی آژانس انجام داده است.»


هویت 427

 شکنجه به‌روش واتر دوزینگ
آمريكا با ارائه گزارش‌هاي ساختگي از وضعيت حقوق بشر در دیگر كشورها به دنبال نمايش چهره‌اي بشردوستانه از خود است، در حالي كه گزارش‌ها و اسناد از وضعيت بحراني حقوق بشر در اين كشور حكايت دارد. برای نمونه منابع خبری فاش کردند آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) دست‌کم 13 زندانی را با روشی وحشتناک‌تر از غرق مصنوعی، به نام «واتر دوزینگ» شکنجه کرده است. در روش واتر دوزینگ ابتدا متهمان را در آب دمای نزدیک به صفر درجه فرو برده و سپس آنها را در ورقه‌های پلاستیکی بسیار سرد می‌پیچند. در این روش متهم افزون‌بر حس غرق شدن، افت شدید دمای بدن را تجربه می‌کند. لارا پیتر، از کارکنان دیده‌بان حقوق بشر که درباره شکنجه بررسی کرده است، گفت: ادعای سیا درباره اینکه تنها سه نفر را با غرق مصنوعی شکنجه کرده است، ادعایی «کاملاً فریبنده» است.
فرانسه: وضعيت بحراني سلامت مهاجران
سازمان غیردولتی «پزشکان جهان» که در زمینه سلامت و کمک‌های بشردوستانه به اقشار آسیب‌پذیر فعالیت می‌کند، در گزارش سالیانه خود درباره وضع فاجعه‌باری که مهاجران در فرانسه با آن روبه‌رو هستند، هشدار داد. این سازمان بین‌المللی در آمار هشداردهنده خود، عنوان کرد: نزدیک به 98 درصد از بیمارانی که در مراکز درمانی وابسته به این سازمان در فرانسه پذیرفته شدند، زیر خط فقر قرار داشتند. همچنین دوسوم از آنان سرپناه ثابت و یک‌چهارم آنان نیز هیچ منبع درآمدی نداشته‌اند. در منطقه «کاله» در شمال فرانسه که قطب تجمع مهاجران در فرانسه به شمار می‌آید، وضع اسفباری وجود دارد. بیش از چهار هزار نفر از مهاجرانی که در این منطقه به سر می‌برند، در محل‌هایی که پیشتر برای دفن زباله استفاده می‌شد، زندگی ناسالم و مخاطره‌آمیزی دارند.
اتريش: گسترش بیگانه‌ستیزی
اروپا كه مدعي حمايت از بشريت است با آغاز بحران پناه‌جويان، واهي بودن ادعاهايش براي جهانيان آشكارتر شد، به‌گونه‌اي كه امروز بسياري از كشورهاي بزرگ و مهم اروپايي در رديف ناقضان حقوق بشر معرفي مي‌شوند. شورای اروپا در نامه‌ای خطاب به اتریش، درباره گسترش بیگانه‌ستیزی و اقدام علیه مهاجران هشدار داد. کمیته اروپایی علیه نژادپرستی و عدم همگرایی (ECRI) در گزارشی که آن را در اختیار اتریش گذاشته است به نقل از شورای اروپا درباره اقدامات بیگانه‌ستیزانه و ملی‌گرایی افراطی و بیان نفرت و خصومت در برابر مهاجران به اتریش ابراز نگرانی کرده است؛ از این رو از مقامات این کشور خواسته است تا خلأهای قانونی را برای استفاده‌های نژادپرستی و بیگانه‌ستیزی به کار ببندند. در سال‌های گذشته اقدامات علیه مهاجران افزایش داشته است و بسیاری از احزاب سیاسی و برخی شرکت‌ها افکار نژادپرستانه و ملی‌گرایی افراطی را در اتریش گسترش می‌دهند؛ از این رو از اتریش خواسته شده که از ابراز چنین سخنانی از جانب سیاستمداران جلوگیری شود.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح‌صادق چرخش سیاست‌های اقتصادی دولت با رونمایی بسته جدید را بررسی می‌کند
تغییر سیاست‌های انقباضی به انبساطی
علی قاسمی

نامه‌نگاری چهار وزیر به رئیس‌جمهور و نزدیک شدن بازار سرمایه به وضعیت بحرانی سبب شد برای تسریع رونق اقتصادی بسته پیشنهادی جدیدی رونمایی شود. با رونمایی این بسته دولت به نوعی مجبور شد چرخش در سیاست‌های اقتصادی که «سیاست‌های انقباض پولی» برای مهار تورم بود را کنار بگذارد و سیاست‌های انبساطی را در پیش بگیرد. رئیس‌جمهور هم در گفت‌وگوی تلویزیونی خود در توضیح بسته رکود تورمی به این نکته اشاره کردند که اقتصاد ايران از دو مشکل کمبود منابع بانکي براي توليدکنندگان و نبود تقاضاي کافي رنج مي‌برد. واقعیت اقتصادی جامعه هم نشان می‌دهد که رکود تا حد زیادی در اقتصاد کشور اثر گذاشته و وضعیت تولید را به مرحله بحران نزدیک کرده است. بر این اساس، در بسته تسریع رونق اقتصادی مجموعه سیاست‌هایی را در راستای تحریک تقاضا و برون‌رفت از تنگنای اعتباری در سه حوزه سیاست‌های پولی، مالی و اعتباری طراحی کرده است. کاهش نسبت سپرده قانونی بانک‌های تجاری و تعیین آن در دامنه 13 ـ 10 درصد، حضور فعال بانک مرکزی در بازار بین بانکی در راستای رفع تنگناهای مالی بانک‌ها و کاهش میزان سود بانکی، سیاست‌های اعتباری بانک مرکزی در حوزه تأمین مالی خرید خودرو، صدور کارت‌های اعتباری از سوی بانک‌ها، تأمین مالی بازسازی بافت‌های فرسوده و طرح‌های صرفه‌جویی انرژی از جمله سیاست‌های جدید بسته خروج از رکود، بانک مرکزی است. دو موضوع کاهش میزان سود سپرده قانونی، اعطای وام ارزان‌قیمت به مصرف‌کنندگان مهم‌ترین فراز این بسته است. در حال حاضر اقتصاد ایران با توجه به رونمایی از بسته اقتصادی دولت، با این پرسش روبه‌رو است؛ این بسته تا چه اندازه می‌تواند به رونق اقتصادی کمک کند؟
در ابتدا لازم است رکود تورمی که مدتی طولانی میهمان ناخواسته اقتصاد کشور بود، توضیح داده شود چون با شناخت و اشراف بر مفاهیم، بسته پیشنهادی راحت‌تر تحلیل می‌شود. رکود تورمی به وجود همزمان تورم و رکود اقتصادی گفته می‌شود. در تعریف اقتصادی رکود به دو دوره سه‌ماهه پیاپی رشد منفی در اقتصاد یک کشور اطلاق می‌شود؛ «دوره‌ای که کاهش معنا‌دار در چهار عامل تولید، درآمد، اشتغال و تجارت ایجاد شود.» این دوره معمولاًً حداقل بین شش ماه تا یک‌سال است. رکود در مفاهیم اقتصادی کاهش مداوم میزان رشد تولید ناخالص داخلی یک کشور برای چندین دوره متوالی است و تورم نیز افزایش فزاینده قیمت‌ها است. طبق تعاریف اقتصادی رکود تورمی زمانی در اقتصاد ایجاد می‌شود که میزان رشد اقتصادی کشور در مسیر کاهش قرار گیرد و همزمان با آن میزان تورم افزایش یابد. همزمان با این دو شاخصه مشکل بیکاری نیز در اقتصاد وجود خواهد داشت. در رویارویی با این پدیده غالباً مسئولان و اقتصاددانان خود را ملزم می‌سازند که با استفاده از سیاست‌های مختلف پولی و مالی راهکاری را انتخاب کنند که به قیمت افزایش موقتی در یکی از دو عامل (تورم یا رشد)، دیگری را کاهش ‌دهند. در مقابل، برخی معتقدند که با ایجاد ترکیبی از راهکارها، توانایی حل هر دو مشکل به طور همزمان وجود دارد. مهم‌ترین راه‌حل‌های مقابله با رکود تورمی در ایران می‌تواند انضباط مالی دولت از طریق تنظیم صحیح بودجه و اجتناب از تداوم بیشتر کسری بودجه، مهار و کاهش هزینه‌های جاری دستگاه‌ها، نحوه استفاده از دلارهای نفتی به‌گونه‌ای‌که موجب افزایش پایه پولی و به تبع آن افزایش نقدینگی نشود، اصلاح ساختار مالیاتی، اصلاح بازارهای مالی و افزایش سرمایه‌گذاری‌های برخوردار از توجیه اقتصادی، پرهیز از سیاست‌های انبساط پولی و سیاست‌هایی که عواقبی چون فعالیت‌های رانت‌جویانه و دلالی دارد (مانند بازار مسکن) و در نهایت اینکه افزایش تولید و بهره‌وری از بهترین راهکارهای مقابله با رکود تورمی است. هنگامی که دولت یازدهم اقتصاد کشور را تحویل گرفت، اقتصاد ایران با پدیده خطرناک «رکود تورمی» مواجه بود و برای مهار آن راهکارهایی در نظر گرفت و توانست تورم را کاهش دهد، ولی مشکل رکود حل نشد و کار به جایی رسید که در بدنه دولت عده‌ای معتقد بودند وضعیت اقتصاد ایران به مرحله بحران نزدیک می‌شود. حال با این وضعیت بسته پیشنهادی جدید آماده اجراست، در این بین صاحب‌نظران و اصحاب رسانه با نگاه‌های تحلیلی و با نقد و بررسی منصفانه می‌توانند بر اجرای بهتر آن اقدام کنند. ما هم به سهم خودمان ضمن بررسی این بسته، نکات کلیدی؛ چه مثبت و منفی را تحلیل کرده و به سمع و نظر خوانندگان می‌رسانیم.
هدایت نقدینگی به سمت تولید؛ در حال حاضر بزرگ‌ترین مشکل تولید، نقدینگی بوده و تولیدکننده برای تأمین نقدینگی خود به بازارهای غیرمجاز روی می‌آورد و به دلیل آنکه باید سود بالا بپردازد، تولید هزینه‌بر خواهد شد. در بسته اقتصادی، دولت باید نقدینگی تولیدکنندگان و سرمایه‌گذاران مراکز تولیدی حل کند، زیرا مراکز تولیدی کشور به دلیل نداشتن نقدینگی یا تعطیل شدند یا با یک‌پنجم یا نصف ظرفیت فعالیت می‌کنند و کارگران‌شان بیکار شده‌اند. این پول باید در اختیار تولیدکنندگان کشور قرار گیرد تا چرخه اقتصادی و تولید کشور به گردش درآید، کارگران شاغل در این مراکز تولیدی مجدداًً فعال شوند، سپس از رونق تولید کسب درآمد کنند و با درآمدشان از این چرخه، قدرت خرید داشته باشند. قدرت خرید واقعی این گونه ایجاد می‌شود در غیر این صورت قدرت خرید مصنوعی و تصنعی و موقتی، نتیجه مطلوب اقتصادی در پی نخواهد داشت. طبق آخرین برآورد نزدیک به 9 هزار میلیارد تومان کالا در انبارهاست؛ یعنی طبیعی است این تسهیلات باید در حدی باشد که در مرحله اول این 9 هزار میلیارد تومان را به چرخش درآورد.
مواظبت از استقراض؛ درباره بسته جدید‌ راهکارهای خروج از رکود دولت و اختصاص 7500 میلیارد تومان به پروژه‌های عمرانی باید گفت، اگر قرار است اجرا شود، باید حتماًً دو شرط در آن رعایت گردد؛ شرط اول اینکه این اعتباری که اختصاص می‌یابد صرف مطالبات معوق پیمانکاران شود تا پیمانکاران از مشکلات اقتصادی فعلی آزاد شوند. به هیچ وجه نباید اعتبار مذکور فقط برای پروژه‌های بزرگ صرف شود. تنها در یک قلم وزارت راه و شهرسازی بابت ساخت جاده و خط‌آهن، حدود پنج هزار میلیارد تومان به پیمانکاران راه‌سازی بدهکار است. البته در خیلی از بخش‌ها همچون بخش آب و انرژی هم وضع به همین منوال است. شرط دومی که لازم است مورد ملاحظه جدی قرار گیرد اینکه این پول به بخش خصوصی واقعی اختصاص یابد. ضمناً باید گفت تزریق ۷۵۰۰ میلیارد تومان به بودجه عمرانی که در بسته جدید پیش‌بینی است در شرایط کاهش شدید درآمدهای نفتی و بار سنگین پرداخت یارانه‌ها در بودجه دولت منبعی جز استقراض از بانک مرکزی و افزایش پایه پولی برای آن متصور نیست. اگر چه برای مهار پیامدهای تورمی این سیاست جدید، دولت موظف شده است نرخ تورم ماهیانه را رصد کند و در صورتی ‌که این نرخ ماهیانه یک درصد یا بیشتر از آن باشد، اقدام به تجدیدنظر در سیاست‌های خود کند. همچنین در ارتباط با پرداخت بدهی‌های دولت به پیمانکاران قرار است از ابزارهای مالی همچون اوراق مشارکت و صکوک استفاده کنند. در این وضعیت سؤال این است که چقدر قدرت جذب در اوضاع فعلی وجود دارد تا بتوانند اوراق را به فروش برسانند، این خود یک مسئله است. به ‌هر حال ظرفیت جذب این اوراق در بازار کم است و به نظر نمی‌رسد فروش این اوراق با نرخ‌های سود فعلی با استقبال روبه‌رو شود، ضمناً حجم بدهی دولت آنقدر بالاست که حتی پنج درصد بدهی دولت نیز پرداخت نمی‌شود. لاجرم در چنین مواقعی دولت‌ها دست به استقراض بانک مرکزی می‌زنند که باید پرهیز شود.
برخورد قاطع با مؤسسات غیرمجاز؛ دولت برای دستیابی به هدف‌گذاری‌های خود باید خیلی قاطع‌تر در رابطه با بازار غیرمتشکل پولی عمل کند، چون در حال حاضر نظام بانکی زیر فشار مؤسسات غیرمجاز است و به نوعی رقابت نابرابر با بانک‌های قانونمند دارند.‌ چون یکی از مشکلات مربوط به تولید و بازار سرمایه به دلیل ایجاد بازار موازی و رقیبی به نام بازار پولی غیرمجاز با سود‌های بالا بدون خطر است که به جذب سپرده‌ها منجر شده و تاکنون توانسته منابع را از تولید بنگاه‌های تولیدی و بازار سرمایه به این بازار منتقل کند.
ساماندهی موضوع یارانه‌ها؛ یارانه‌های نقدی سه برابر بودجه‌های عمرانی است که هر ماه پرداخت می‌شود. نکته مهم این است که اصلاً معلوم نیست که قرار است مسیر یارانه‌ها به کجا برود. فعلاً سیاستی اتخاذ شده که طی آن افراد برخوردار از دریافت یارانه حذف شوند که به‌طور حتم این موضوع نیز چالش‌هایی را برای دولت به دنبال دارد. تحلیل برخی از کارشناسان این است که حذف یارانه‌ها پیامدهای اجتماعی به دنبال دارد. اراده دولت بر حذف یارانه‌هاست، اما مردم به شدت به دریافت ماهیانه یارانه نقدی وابسته شده‌اند.
افزایش بدهی بانک‌ها؛ سیاست دیگر در بسته جدید، «اعطای تسهیلات در قالب کارت‌های اعتباری زیر نرخ سود تعادلی بازار» است. اگرچه این موضوع یک سیاست اعتباری در بخش تأمین منابع مالی به شمار می‌آید که در بسته پیش‌بینی شده است، اما به دلیل آنکه خط اعتباری آن از سوی بانک مرکزی تأمین شده، می‌تواند موجب افزایش بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی و رشد اضافه برداشت‌ها شود. در حال حاضر یکی از مشکلات فعلی بانک‌ها بدهی آنها به بانک مرکزی است و این سیاست بدهی را تشدید و مانند تجربه سال‌های گذشته زمینه افزایش مطالبات غیرجاری را ایجاد می‌کند.
کافی نبودن تحریک تقاضای داخلی؛ به نظر می‌رسد سیاست‌هایی مانند «کاهش میزان ذخیره قانونی»، «کاهش میزان تسهیلات‌دهی پایین‌تر از میزان تعادلی» و «تحریک تقاضای داخلی برای خرید کالای داخلی» از جمله مواردی است که بیش از آنکه اهداف غیرتورمی و بلندمدت را بر محور توسعه صادرات تأمین کند، یک نگاه کوتاه‌مدت و اقدام ضربتی برای تحریک تقاضای داخلی است. تحریک تقاضا مسیری متفاوت دارد، به نحوی که افزایش تقاضا متکی به افزایش صادرات (تقاضای خارجی برای محصولات ایرانی) و ایجاد تحرک در بخش‌هایی مانند صنعت و مسکن است. افزایش صادرات، افزون بر کمک به تقاضا برای بنگاه‌های ایرانی، منابع ارزی را نیز برای رفع تنگنای واحدهای تولیدی فراهم می‌کند. مضافاً باید گفت که تنها عوامل داخلی سبب چنین وضعیتی نشده است، بلکه دو عامل اصلی بیرونی مانند «کاهش میزان رشد اقتصادی جهان»، «کاهش قیمت نفت و کالاهای معدنی» و یک عامل داخلی مانند «کاهش تقاضای مصرف داخلی» سبب شده است که وضعیت اقتصادی نسبت به سال گذشته تغییر کند و رشد اقتصادی در سطح پایین‌تری قرار گیرد.
مد نظر نداشتن اهداف سیاسی؛ برخی از افراد به ویژه در بین نمایندگان مجلس این شائبه پیش آمده است که منظور دولت در این برهه زمانی با رونمایی از «بسته اقتصادی» توزیع پول بین مردم با اهداف سیاسی است، این طیف معتقدند دولت می‌خواهد با اجرای بسته اقتصادی مردم را برای انتخابات آماده کند تا به نامزدهای دولت رأی دهند. معمولاًً هم توزیع پول بین مردم با اهداف سیاسی و نه با اهداف اقتصادی صورت می‌‌گیرد، چون مردم پس از برجام و تصویب آن در مجلس و شروع عملیات اجرای توافق هسته‌ای، انتظارات بالایی را از اوضاع اقتصادی پس از برجام دارند که البته خود دولت این انتظارات را ایجاد کرده است.
تورم مطلوب؛ برخی از فعالان اقتصادی هم‌اکنون مطرح می‌کنند که ما حاضر هستیم نقدینگی به جامعه تزریق شود و تورم افزایش یابد، اما تا این حد اقتصاد قفل نباشد، منطق هم حکم می‌کند که باید تورم کاهش یابد و نقدینگی نیز مهار شود. این طیف معتقدند امسال نباید سیاست ضدتورمی به معنای کمتر کردن تورم از سال 1393 دنبال می‌شد. تورم حدود 40 درصد را به 15، 16 درصد رساندن، یک حرکت تند و لازم بود، ولی پایین‌تر آوردن میزان تورم درست نبود. اقتصاد ما به دلیل اینکه به تورم عادت کرده، مدیریت و پایین‌تر آوردن میزان تورم از این میزان، نیاز به برخی اصلاحات ساختاری داشت. رساندن نرخ تورم در پایان شهریور به نزدیک 12 درصد با قفل شدن تولید و فشار بر بنگاه‌های تولیدی مساوی شد.
در پایان باید گفت ایرادی که از عملکرد دو ساله دولت در بخش اقتصادی شاهد هستیم، اینکه در اجرا خیلی با تأمل، احتیاط و تأخیر عمل می‌کند. این متناسب با اوضاع کنونی نیست، زیرا جامعه منتظر اتفاق خاصی در بخش اقتصاد است. در این میان مهم‌ترین عامل، اصلاح بدهی‌های دولت به نظام بانکی است که از 180 هزار تا 360 هزار میلیارد تومان عنوان می‌شود این بدهی است که نظام بانکی و واحدهای تولیدی را زمین‌گیر کرده است. بدهکاری دولت عیبی ندارد، اما دولت بدهکار بدحساب شده است. برای این بدهی سنگین باید تصمیم جدی‌تری گرفت.


 


نگاه یک
محمد رضا مرادی

 قهر دیپلماتیک ریاض و قاهره

مصر تا پیش از روی کار آمدن انور سادات خود را در جهان عرب قدرت برتر می‌دانست و محققان به این کشور لقب «ام‌الدنیا» داده بودند. هیچ رویدادی در جهان عرب بدون دخالت مصر به نتیجه نمی‌رسید و نظر مصر تعیین‌کننده بود؛ اما با روی کار آمدن انور سادات و حسنی مبارک در این کشور این نقش به فراموشی سپرده شد و مصر دنباله‌رو سیاست‌های دیگران شد. انقلاب این کشور بارقه‌های امیدی را برای بازگشت مصر به دوران شکوه گذشته فراهم کرد، اما کودتای ژنرال السیسی که با کمک عربستان صورت گرفت امیدها را به یأس تبدیل کرد. السیسی مخالفان خود را زندانی یا اعدام کرد و بزرگ‌ترین حزب اسلامگرای این کشور، یعنی اخوان‌المسلمین را غیرقانونی اعلام کرد، اما گویا غرور مصری‌ها در برابر سعودی‌ها جریحه‌دار شده است؛ چرا که عربستان که جز نفت، هیچ عامل قدرت دیگری ندارد در سال‌های گذشته بسیار بر سیاست‌های قاهره تأثیر گذاشته است. در چند ماه اخیر دولت مصر در دو پرونده مهم منطقه، یعنی یمن و سوریه که برای عربستان حیاتی هستند موضع کاملاً متفاوتی از ریاض گرفته است که این امر اختلافات دو کشور را عمیق‌تر کرده است، اما سرانجام روز سه‌شنبه ۲۸ مهرماه این اختلافات به قهر دیپلماتیک منجر شد. بازگشتِ خشمگینانه «احمد القطان» سفیر عربستان از قاهره و ترک مصر، از عمق اختلافاتِ ریاض و قاهره پرده برداشت. میلیاردها دلاری که سعودی‌ها برای پیروزی کودتای ژنرال «السیسی» هزینه کردند گویا برای عربستان چندان سودی در بر نداشته است. مصر، در دو موضوع اساسی یمن و سوریه اختلافاتی ریشه‌ای با عربستان دارد. مصر از اعزام نیروهای زمینی خود به جنگ یمن در چارچوب ائتلاف سعودی به سرکردگی عربستان، سر باز زد و این مسئله به عامل اساسی در اختلافات میان دو کشور تبدیل شد. این در حالی است که عربستان در باتلاق یمن گرفتار شده است و کمک‌های مصر می‌توانست برای عربستان بسیار حیاتی باشد. در همان هنگام، استقبال دولت مصر از سرلشکر «علی المملوک» رئیس سازمان امنیت ملی سوریه، ثابت کرد سیاست مصر، بر پایه همگرایی با سوریه و نظام حاکم در این کشور استوار است. در این میان، اتفاقی که سبب خشم سعودی‌ها شد، اظهاراتِ چند روز پیش «احمد ابوزید» مشاور وزیر خارجه مصر بود. وی در واکنشی بی‌سابقه گفت: «با نتایج کنفرانس ژنو مخالفتی نداریم، جز اینکه موضوع برجا ماندن یا نماندنِ «بشار اسد» در قدرت مسئله‌ای است که ملت سوریه باید آن را تعیین کند.» این در حالی است که موضوع باقی ماندنِ «بشار اسد» برای عربستان به مثابه خط قرمز است و نمی‌تواند چنین چیزی را بپذیرد، به ویژه اگر چنین موضوعی از سوی مصر مطرح شود؛ کشوری که عربستان، بیش از 20 میلیارد دلار به آن کمک مالی و اقتصادی کرد.
اکنون عربستان از جانب یکی از بزرگ‌ترین کشورهای عربی در حال طرد شدن است. عربستان که در ماه‌های اخیر افزون بر کاهش درآمدهای نفتی و کسری بودجه بالا با بحران یمن و جنگ قدرت نیز دست و پنجه نرم می‌کند، بیش از پیش به حمایت کشورهای هم‌پیمان و متحد خود نیازمند است، اما سیاست‌های نابخردانه ریاض در منطقه سبب شده که دوستان ریاض برای حفظ آبرو از این کشور فاصله بگیرند. عربستان دوران سختی را سپری می‌کند و بی‌کفایتی و بی‌تدبیری این کشور در فاجعه منا ثابت کرد که خاندان سعودی نمی‌توانند کشور را اداره کنند و تاکنون تنها به مدد دلارهای نفتی به حیات سیاسی خود ادامه داده‌اند؛ دلارهایی که روزبه‌روز کمتر می‌شود.
 


نگاه دو
محمد صرفی

ابراهیم زاکزاکی؛ غول چراغ آفریقا!
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای مجلس خبرگان (12 شهریور 94) تأکید فرمودند مسئله پس از برجام از خود برجام مهم‌تر است. ایشان در اغلب سخنرانی‌های خود پس از حصول توافق هسته‌ای نسبت به مسئله نفوذ، هشدارهای جدی داده و تأکید کرده‌اند نفوذ فرهنگی اصلی‌ترین دغدغه ایشان است؛ نفوذی که در پی تغییر باورهای مردم است. معظم‌له در دیدار هشتم شهریور ماه با اعضای هیئت دولت نیز درباره اهمیت این مسئله فرمودند: «گاهی اوقات مشکلات فرهنگی موجب شده که من شب خوابم نبرده؛ به‌خاطر مسائل فرهنگی؛ یعنی اهمیت مسائل فرهنگی این‌جور است.»
به‌طور رسمی نهادهای مختلفی در کشور متولی امر فرهنگ هستند و بودجه‌های کلانی نیز برای آن دریافت می‌کنند، اما وجود این نهادها و صرف بودجه‌ها در عین لازم بودن، به هیچ عنوان کافی نیست و تمام کسانی که دل در گرو انقلاب و جمهوری اسلامی دارند و خود را سرباز رهبر معظم انقلاب می‌دانند، بی‌شک در این قضیه مسئولند. نگاهی به بیانات و رهنمودهای رهبری به روشنی حکایت از چشم امید ایشان به جوانان مؤمن و انقلابی و حرکت‌های خودجوش فرهنگی در سراسر کشور دارد. ایشان فروردین سال گذشته، در بیانات ابتدای سال خود در حرم مطهر رضوی در این‌باره فرمودند: «... من می‌خواهم بگویم آن جوان‌هایی که... کار فرهنگی می‌کنند، با اراده خودشان، با انگیزه خودشان... کار را هرچه می‌توانند به‌طور جدی دنبال کنند و ادامه بدهند. بدانند که همین گسترش کار فرهنگی در بین جوان‌های مؤمن و انقلابی، نقش بسیار زیادی را در پیشرفت این کشور و در ایستادگی ما در مقابل دشمنان این ملّت، ایفا کرده است.»
ایشان مهر ماه سال گذشته نیز در حکم آغاز دوره جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی بار دیگر بر نقش جوانان انقلابی در این زمینه تأکید کرده و به این نهاد فرهنگی امر فرمودند: «با توجه به رویش‌های معتنی به و جوشش‌های فراوان فعالیت‌های فرهنگی در سطوح مردمی، خصوصاً جوانان مؤمن و انقلابی، دستگاه‌های فرهنگی نظام و در رأس آنها شورای عالی انقلاب فرهنگی باید نقش حلقات مکمل و تسهیل‌گر و الهام‌بخش را در فعالیت‌های خودجوش و فراگیر مردمی عرصه فرهنگ برای خود قائل باشند و موانع را از سر راه آنها کنار بزنند.» این رهنمود به خوبی میزان توقع و حساب ایشان روی جوانان مؤمن و انقلابی سراسر کشور، در این میدان عظیم و خطیر را نشان می‌دهد.
حال ممکن است یک جوان انقلابی از خود بپرسد، مگر از دست من به تنهایی چه برمی‌آید؟ با کدام بودجه و امکانات؟ بیایید برای پاسخ به این پرسش‌ها به آفریقا برویم و نگاهی به نیجریه بیندازیم!
نیجریه با بیش از 180 میلیون نفر جمعیت، یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین کشورهای قاره سیاه است، تا جایی که به غول آفریقا مشهور شده است. حدود 50 درصد جمعیت آن مسلمان و 40 درصد مسیحی بوده و 10 درصد نیز معتقد به ادیان بومی هستند. تا ابتدای دهه 80 میلادی، مسلمانان نیجریه با چیزی به نام تشیع هیچ آشنایی نداشته و اساساً کسی در این کشور شیعه نبوده است. با پیروزی انقلاب اسلامی، یک جوان دانشجو با نام «ابراهیم زاکزاکی» که جسته و گریخته اخبار انقلاب اسلامی ایران را از رسانه‌ها می‌شنیده، شیفته امام(ره) و انقلاب می‌شود. به ایرن می‌آید، با امام(ره) ملاقات می‌کند و شیعه می‌شود. به کشور خود بازمی‌گردد و برای تبلیغ و جذب کار فرهنگی را آغاز می‌کند. با وجود همه دشواری‌ها و مخاطرات ـ از جمله یک دوره چهارساله زندانی شدن ـ امروزه نیجریه بیش از 10 میلیون شیعه دارد! آن هم به برکت حرکت و مجاهدت یک دانشجو طی حدود سه دهه کار فرهنگی و تبلیغی. او سه دهه پیش از انقلاب اسلامی الگو گرفت و تنها و دست خالی وارد میدان شد. حکایت او و شیعیان نیجریه، درس‌های بسیاری، هم برای مدیران فرهنگی و هم برای جوانان مؤمن و انقلابی امروز کشورمان دارد. «ابراهیم زاکزاکی» خود را مرید و سرباز امام (رحمه‌الله‌علیه) و حضرت آقا (مدظله‌العالی) می‌داند و ما نیز همین دعوی را داریم. او هزاران کیلومتر از ایران دور است و ما زیر سایه رهبر فرزانه انقلابیم، اما کدام یک به ایشان نزدیک‌تریم؟ سلام خدا بر مجاهدان راه حق، از جمهوری اسلامی ایران تا غول چراغ آفریقا.


 

صفحه 7
گفت و گو

 

 

نگاهی به عرصه جدید جنگ در جهان
جنگ سایبری جایگزین جنگ نظامی
حسن فلاح

گزارش‌‌های راهبردی اندیشکده‌ها نشان می‌دهد، جنگ‌های سایبری به یکی از مهم‌ترین نبردهای جهان در عصر فعلی و آینده تبدیل شده و می‌شود و اکنون می‌توان از نظر اثرگذاری به جای حملات اتمی آن را معرفی کرد. در این حملات که ردیابی منشأ آنها بسیار دشوار است، هزینه‌های هنگفتی به تأسیسات زیرساختی یا افکار عمومی وارد می‌شود. برخی از نتایج حاصله اتاق‌های فکر درباره حملات سایبری به شرح ذیل است:

گزینه‌ای کم‌هزینه برای جنگ
۱ـ حملات سایبری به گزینه‌ای قدرتمند و کم‌هزینه برای جنگ تبدیل شده‌ است. جهان با نیروهایی رو‌به‌رو شده است که به فناوری‌های رایانه‌ای مجهز هستند و می‌توانند با هک کردن، صدمات مجازی به بار آورند و تنها با فشار یک دکمه، خسارات مالی به افراد وارد کنند. اتفاقات اخیر، چه مجازی و چه حقیقی، حوزه میادین جنگ سایبری را بیشتر به ما نشان داده‌اند.
۲ـ تنش میان بازیگران به نوعی حمله و ضدحمله تبدیل شده است که علیه تأسیسات و سامانه‌های حوزه‌های مختلف در کشورهای دو طرف جنگ اعمال می‌شوند و خسارات مادی لمس نشدنی به وجود می‌آورند.
۳ـ جهان امروزی اولین توفان سایبری را پس از افشای هزاران سند طبقه‌بندی‌شده که میان وزارت امور خارجه آمریکا و مأموریت‌هایش در سراسر جهان در وب‌سایت این وزارت ذخیره ‌شده بود، تجربه کرد.
۴ ـ درز کردن اطلاعات موجب شد روابط بین‌المللی میان بسیاری از رهبران جهان که کلمات و گفته‌های ثبت شده آنها با موضعی که به مردم اعلام می‌کردند، تناقض داشت؛ دچار مشکل شود. این موضوع همچنین موجب ناآرامی و اعتراض در بسیاری از کشورها شد.

فنونی که هکرها در حملات سایبری استفاده می‌کنند
افراد یا گروه‌هایی از هکرها که توانایی هدایت برنامه‌های رایانه‌ای را دارند، معمولاًً به فضای سایبری یک کشور حمله می‌کنند و با استفاده از فنون زیر حمله‌های سایبری خود را تدارک می‌‌بینند:
۱ـ ورودهای مجازی برای صدمه زدن یا از بین بردن عملیات‌های معمولی از راه جلوگیری از دسترسی کاربران به خدمات و منابع دیجیتال که این کار از راه وارد کردن تقاضاهای بیش از حد به یک سرور انجام می‌شود.
۲ـ بمباران ایمیلی که طی آن هزاران ایمیل به آدرس اهداف ارسال می‌شود و سبب ایجاد اختلال در عملکرد آن آدرس‌ها می‌گردد.
۳ـ هک کردن وب‌‌گاه‌ها و ورود غیرمجاز به رایانه‌ها؛ زمانی که هکرها اجازه ورود غیرمجاز به وب‌سایتی را پیدا کنند، ممکن است محتوای آن را با آنچه ماهیت پایگاه اینترنتی را عوض می‌کند، جا‌به‌جا کنند.
۴ـ ویروس‌هایی که سامانه‌ها را با ویروس‌های رایانه‌ای و کرم‌های اینترنتی مسموم کند و آنها را در سطح شبکه‌های ملی و جهانی گسترش دهد. این کار موجب می‌شود فایل‌ها و دستگاه‌های عملکردی دچار اختلال موقت یا دائم شوند.
۵ـ حملات قطع‌کننده دسترسی که پایگاه‌ها را با داده‌های غیرلازم فرستاده شده از سوی برنامه‌ای مختص به این کار بمباران می‌کنند. این کار سرعت خدمات را پایین می‌آورد یا سبب افزایش شدید ترافیک پایگاه مذکور می‌شود و کاربران را در دسترسی به پایگاه دچار مشکل می‌کند.
6ـ هکرهایی وجود دارند که با هدف وارد رابطه می‌شوند تا تأثیر حمله بر نظام دفاعی هدف را بسنجند. هکرهای دیگر به دلیل چالش‌های مالی و به دست آوردن جایگاهی در میان کاربران، لذت یا پیشنهاد مالی به این کار رو می‌آورند. این انگیزه می‌تواند به دلیل نیاز، طمع یا خواسته برای از بین بردن یک رقیب رخ بدهد. بر همین منوال کنجکاوی و لذت ناشناخته و ممنوع شده یا وجود اهداف سیاسی و انگیزه‌هایی که ممکن است افراد یا گروه‌های با اعتقادی سیاسی را با هم متحد کند هم می‌تواند موجب شود هکرها به‌منظور انجام عملیات هک استخدام شوند؛ یکی از مثال‌های مشهود در جریان بیداری اسلامی رخ داد. هکرها که در تفکرات کلی جوامع عربی به شکل جوانان عقده‌ای نشان داده شدند که زمان خود را تنها به دلیل تفریح برای از بین بردن امنیت دولت‌ها صرف می‌کنند، نگاه‌شان تغییر کرد؛ چرا که دیدند بسیاری از این جوانان از مهارت خود برای کمک به انقلابیون و افشاگری از دولت‌ها استفاده می‌کنند. یکی از این نمونه‌ها زمانی رخ داد که شهروندان مصری راه‌حلی پیدا کردند که به آنها اجازه می‌داد حتی پس از دستور دولت «حسنی مبارک» به‌منظور بستن اینترنت، بتوانند از رسانه‌های اجتماعی استفاده کنند.

رویارویی با چالش‌های جدید به کمک پدافند سایبری
در سال‌های اخیر، جهان به دلیل بسط فضای عمومی به دو جهت دچار تغییر شده است؛ ۱ـ رشد فضای رسانه که به رقابت بیشتر میان ایده‌ها منجر شده است، ۲ـ وابستگی رو به افزایش عمومی به رسانه و به وجود آمدن فضای سایبری به‌مثابه یک منطقه تنش جدید. این اوضاع، بسیاری از کشورها را بر آن داشته است تا پیشرفت‌های جهانی در این زمینه را دنبال کنند و خود را برای رویارویی با چالش‌های جدید از طریق تحکیم ابزار پدافند سایبری آماده سازند. دولت‌های مدرن و ارتش‌های پیشرفته اقدامات خود را بر فضای سایبری متمرکز کرده‌اند. این فضا برای تقویت آنها به کار گرفته شده است، اما هنوز نقاط آسیب‌پذیری دارد. برای نمونه، زیرساخت‌های حیاتی دولت‌ها (مانند برق، آب و حمل‌ونقل)، فرماندهی نظامی، شبکه‌های کنترل و فناوری‌های جدید جنگ، همگی به فضای سایبری وابسته‌اند.

خسارت هنگفت حملات سایبری
از نظر مالی حملات سایبری برای اقتصاد جهانی حدوداًً یک تریلیون دلار در سال هزینه دارد. در این صحنه پیچیده، دولت‌های متعددی دخیل هستند و در آن، توانایی‌های تهاجمی و تدافعی به طور همزمان پیشرفت کرده است. دیگر کشورها کمپ‌های آموزشی برای نیروهای نظامی تدارک دیده‌اند تا به آنها در زمینه حملات بازدارنده یا راهبردی با استفاده از ابزار فناوری بالا آموزش بدهند. از این رو، تقریباًً مشخص است چرا حملات سایبری موضوع روز هستند؛ زیرا هزینه صدمات مستقیم و غیرمستقیم، در کوتاه‌مدت و بلندمدت، به اندازه هزینه حاصله از حملات هوایی یا موشکی زیاد است.

نشانه‌هایی از آغاز رقابت سایبری میان دولت‌ها
امروز دیگر رقابت میان کشورها به تولید موشک و جت جنگنده منحصر نیست، بلکه تشکیل سامانه‌هایی برای حفاظت از پایگاه‌ها در مقابل هک را نیز شامل می‌شود. با وجود این و با اینکه در بسیاری از موارد امکان آن بوده است که از طول مدت حمله کاسته شود و پایگاه‌‌ها در مدت زمان کمتری به حالت قبل بازگردند، اما جلوگیری از حملات سایبری نتوانسته است در دنیای مجازی یا واقعی پیشرفت‌های چشمگیری داشته باشد. شکی نیست که حمله سایبری علیه برنامه اتمی ایران در سال ۲۰۰۹، قدرت پایای بی‌حد و اندازه تسلیحات سایبری در فضای سایبری را نمایان می‌کند؛ این اتفاق باید به‌منزله یک رخداد کلیدی در تبدیل فضای سایبری به میدان جنگ در نظر گرفته شود. در همین راستا، تعدادی از حملات سایبری و آمادگی‌هایی که برخی کشورها کسب کرده‌اند، نشان‌دهنده این امر است که رقابت تسلیحات سایبری آغاز شده است. در سال‌های اخیر دولت‌های مختلف، آژانس‌ها و دفاتری تأسیس کرده‌اند که به فضای سایبری در هیئت میدان جنگی بپردازد. در آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و چین هم راهبردهای امنیتی اندیشیده شده است.

 

 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در گفت‌وگو با صبح صادق مطرح کرد
نفوذ یونیسف و اندلسیزه کردن ایران
سیدمحمد مشکوه‌الممالک

یکی از طرح‌های در دست بررسی مجلس شورای اسلامی، «طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده» است که توسط نمایندگان مجلس در 50 ماده به منظور افزایش جمعیت و تشویق جوانان به ازدواج و فرزندآوری تهیه کرده‌اند و به امضای 50 نماینده رسیده است. تدوین قانون جامع جمعیت از اواخر مهرماه سال 91 در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار گرفته و اکنون در حال بررسی بیشتر و تصویب در صحن علنی مجلس است.
از طرف دیگر، کمیسیون فرهنگی ـ اجتماعی شورای عالی انقلاب فرهنگی معتقد است، این طرح یکی از طرح‌های نفوذ فرهنگی است که با اختلال در محاسبات لایه‌های میانی نظام درصدد مقابله فعال با اقتدار فرهنگی جمهوری اسلامی و اندلسیزه کردن کشورمان است.
خانم دکتر «کبری خزعلی» عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، رئیس شورای فرهنگی، اجتماعی زنان و خانواده در گفت‌وگو با خبرنگار ما، طرح مزبور را نسخه‌ای از فعالیت‌های فرهنگی یونیسف می‌داند که در مجلس ترجمه شده است و طبق آن عمل می‌شود. نگرانی‌های شورای عالی انقلاب فرهنگی که در قالب اصلاحیه و در جلساتی با اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس مطرح شده، هنوز نگرانی‌ها را رفع نکرده است.
وی می‌گوید: یکی از مصادیق استحاله فرهنگی، تغییر سبک زندگی است که از 64 سال پیش با عنوان برنامه‌ریزی تبیین فرهنگ زنان و خانواده به عنوان توسعه و پیشرفت و با فرض کاهش جمعیت، برنامه کنترل جمعیت در ایران آغاز شد و در ادامه آن تا امروز با روش‌های مختلف و برنامه‌های دارای پوشش‌های ارزشی، مانند «سلامت مادر و کودک» و «بهداشت مادر» ادامه دارد. امروز که نمایندگان مجلس شورای اسلامی پس از تأکیدات مؤکد رهبر معظم انقلاب اقدام به طرح جامع جمعیت در راستای سیاست‌های نظام دارند، در مواد این طرح با جاسازی کلماتی زمینه‌سازی اجرای برنامه صندوق جمعیت سازمان ملل را در این قانون مجلس وارد کرده‌اند. بدیهی است، کسی با سلامت و بهداشت نمی‌تواند مخالف باشد، اما بنا بر مستندات موجود در سازمان ملل و برنامه‌های دهه‌های گذشته، هر کدام از این کلمات اسناد مصوبی که جای کنترل جمعیت و تغییر سبک زندگی و سکولار کردن جامعه را به دنبال دارد، موجود است.
خزعلی با اشاره به نگرانی‌های خود درباره این طرح می‌گوید: پس از گذشت چهار سال از فرمایش رهبر معظم انقلاب، قرار شد مجلس طرحی را در زمینه افزایش کمّی و کیفی جمعیت به تصویب برساند، اما متأسفانه جای پای سازمان ملل در جای‌جای این طرح دیده می‌شود؛ دقیقاً طرح یونیسف با عنوان «جمعیت» به مجلس ارائه شده است.
وی با بیان اینکه در ماده 40 آمده برای رشد کودکان باید ستادی مقرر شود؛ ستاد به معنای هیئت دولت در سایه است که ساختار آن را وزارت بهداشت دارد. براساس این طرح، تمام کودکانی که به دنیا می‌آیند، حتی کودکانی که پدر و مادرشان حوزوی هستند، باید از مهد کودک‌هایی بگذرند که مدیریت‌شان با این ستاد است؛ این ستاد زنان را نیز مدیریت می‌کند و سبب تغییر فرهنگی می‌شود.
خزعلی می‌افزاید: در این طرح تمام آموزش‌ها از مهد کودک تا دانشگاه با کلمات سبک زندگی سالم (از سبک زندگی اسلامی استفاده نشده است)، بهداشت و سلامت مادر و کودک همراه شده است. سلامت مادر و کودک بسته‌ای است که از 40 سال پیش طراحی شده و در آن تمام بحث‌های کنترل جمعیت و منافع زنان و کودکان طبق نظر آنها گنجانده شده است، از کلمات زیبا سوءاستفاده شده است. مصداق کلام حقی است که گوینده آن اراده باطل دارد.
وی می‌گوید: در این طرح از واژه سلامت استفاده شده، در حالی که اهداف دیگری را اراده کرده‌اند با نام بهداشت و سلامت که همان سیاست کنترل جمعیت را دنبال می‌کنند و در همه همایش‌ها می‌گویند، فرزندآوری زودتر بهتر است و فاصله فرزندان را کم کنید؛ اما بلافاصله پس از آن می‌گویند مراقب باشید اگر دیر شد خطر بزرگی دارد. ازدواج‌ها به سنین بالاتر کشیده شده، عمده ازدواج‌ها از سن 27 تا 33 سال شده است. از آن طرف هم می‌گویند سن فرزندآوری تا 35 سال است و از طرفی هم می‌گویند فرزندآوری در سنین بالا خطرناک است. به عبارتی، کار را به جایی هدایت می‌کنند که هر خانواده یک یا دو فرزند بیشتر نداشته باشد، این ضرباتی که در بحث جمعیت وارد شده، به آسانی قابل جبران نیست.
خزعلی یادآور می‌شود: در این طرح تأکید شده است، مهارت­های رفتاری در مسائل جنسی و شخصیتی دوران بلوغ و ازدواج به دانش‌آموزان یاد داده شود. چون این ماده مجوزي براي آموزش جنسي به كودكان و نوجوانان است كه از سال 73 پس از اجلاس قاهره، طبق دستور سازمان ملل باید از سوی وزارت بهداشت اجرا مي‌شده است.
وی با هشدار نسبت به اینکه در این طرح مادران به انجام فعالیت‌هایی موظف شده‌اند که به‌طور غيرمستقيم زنان را از فرزندآوري باز مي‌دارد، می‌افزاید: افزايش پوشش مراقبت‌هاي ويژه از رفتارهاي پرخطر (بهانه‌اي براي تداوم توزيع لوازم كنترل جمعيت و بهره‌اي براي افزايش جمعيت ندارد)، خود مقدمه‌اي براي تداوم زيست تجردي و زمينه‌اي براي عادي‌سازي فساد و فحشا خواهد شد.
خزعلی در ادامه می‌گوید: تدوين برنامه جامع و سند ملي رشد و تكامل دوران ابتدايی كودكي كه بر اجراي برنامه‌هاي آژانس‌هاي بين‌المللي و استفاده مادران از خدمات كنترل باروري و تنظيم خانواده و تغيير در نظام آموزش كودكان متناسب با اهداف جامعه جهاني و اجراي كامل و بدون حق شرط در اجراي كنوانسيون حقوق كودك و توسعه مهد روستاها تأكيد دارد، در راستاي تغيير فرهنگ و استحاله سبك زندگي اسلامي ـ ايراني و اندلسي كردن ايران و انحلال آن در فرهنگ غرب است.
وی با بیان اینکه در این طرح ذکر شده است که فراهم کردن برخورداري همه گروه‌هاي هدف از مراقبت‌هاي استاندارد در باروري، اعم از مراقبت‌هاي پيش از بارداري، ضمن بارداري و... باید صورت بگیرد که این مراقبت استاندارد پيش از بارداري، همان فاصله مناسب و محدوده سني خاص است و به ترويج و توزيع مجدد اقلام كنترل جمعيت نیاز دارد، می‌گوید: قیدگذاری‌های متعدد برای فرزندآوری این نگرانی را به وجود آورده است و پس از تصویب این طرح در مجلس این پرسش مطرح می‌شود که براساس کدام حکم اسلامی، در اوضاع نه‌چندان مطلوب اقتصادی جامعه، برای حق طبيعی بهره‌مندی از مؤلفه راهبردی جمعيت، شرط و شروط محال می‌گذارند؟!

 


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(74)
نامه رئیس ایل سنجابی به دولت ایران
وزیرمختار ایران در واشنگتن در یادداشت ۵ اکتبر ۱۹۱۸ خود برای «رابرت لنسینگ» وزیر امور خارجه آمریکا، مکاتبات مربوط به حملات قوای انگلیس به ایل سنجابی را نیز ضمیمه کرد. یکی از این مکاتبات نامه‌ای است که قاسم سنجابی، رئیس ایل سنجابی، به دولت ایران نوشته است. در این نامه آمده است: «بدون شک از مصیبت تأسف‌باری که بر من و طایفه‌ام وارد شده است و اموالش به یغما رفته و مردمش قتل‌عام شده‌اند، اطلاع دارید. عشایر و رؤسای طایفه کلهر و قلخانی به تحریک انگلیسی‌ها به ما حمله کردند. از آنجا که مملکت ما ـ ایران ـ در جنگ بی‌طرف است و در صورت بروز درگیری بین عشایر ایران نیروهای خارجی حق جانبداری از هیچ‌یک از آنها را ندارند، ما تمامی وسایل و مردان‌مان را برای دفاع از خود جمع کردیم.
در صبح روز پنج‌شنبه، ۱۳ رجب (۱۱ آوریل)، این عشایر به ما حمله‌ور شدند و وقتی شروع به دفاع از خود کردیم، ناگهان صدای توپ‌های انگلیسی‌ها را شنیدیم و دو هواپیما شروع به بمباران ما کردند. ما نیز به منظور پرهیز از درگیری با قوای انگلیس و مطابق با بی‌طرفی ایران، از نبرد دست کشیدیم و عقب‌نشینی کردیم. نیروهای مقابل با استفاده از فرصتی که با عقب‌نشینی ما ایجاد شده بود، به ایل سنجابی حمله کردند، تعداد زیادی را کشتند، تعداد بیشتری را مجروح کردند و مال و اموال من و پنج هزار خانوار ایل را به یغما بردند. زنان و کودکان سنجابی که دار و ندارشان را از دست داده بودند، برای نجات جان خود به رودخانه «زمکان» زدند و بیشتر از ۵۰۰ نفر آنها غرق شدند. ارزش اموالی که از من و ایل غارت شده، بالغ‌بر میلیون‌ها تومان است. در حال حاضر، بازماندگان این ایل مستأصل و بدون هیچ سرپناهی در زیر آفتاب و باران روزگار می‌گذرانند و برای سیر کردن شکم‌شان علف صحرا می‌خورند. شاید که دولت شاهنشاهی چاره‌ای بیندیشد. (امضا قاسم سنجابی)».
در ماه می ۱۹۱۸، دولت ایران براساس نامه فوق، مراتب اعتراض خود را به سفارت انگلیس ابراز داشت. در یادداشتی که برای سفارت انگلیس ارسال شد، آمده است: «طبق گزارش‌های تأسف‌انگیزی که از کرمانشاه واصل شده است، نیروهای دولت انگلیس با همکاری عشایر کلهر و گوران، اخیراً به سنجابی‌ها حمله کرده و نزدیک به چهارصد نفر از آنها را با گلوله‌های توپ و بمباران هوایی به هلاکت رسانده‌اند و خساراتی به مال و اموال آنها وارد ساخته‌اند که به ده میلیون دلار بالغ می‌شود. آنها همچنین، رئیس ایل را که به کنسولگری انگلیس متوسل شده بود، به بغداد فرستاده‌اند. همچنین، اطلاع یافته‌ایم که چند صد نفر زن و کودک و هزاران رأس دام آنها به دلیل بمباران هوایی به سمت رودخانه گریخته و در آن غرق شده‌اند... بنابراین، متعاقب یادداشت‌ها و مکالمات متعدد اینجانب، مراتب اعتراض شدید خود را به دلیل وقوع مصیبت تأسف‌بار فوق ابراز کرده و توجه دولت فخیمه انگلیس را به ضرورت پاسخی مثبت به درخواست‌های این دولت و تخلیه فوری قوای انگلیس از ایران جلب می‌کنم... علاوه بر این، مخصوصاً درخواست دارد که دستور مقتضی برای آزادی فوری سردار ناصر (رئیس ایل سنجابی) صادر شود.»
انگلیسی‌ها نه‌تنها سردار ناصر را آزاد نکردند، بلکه خیلی زود شاهزاده سلیمان‌میرزا را هم به بغداد نزد او فرستادند که سبب شد تهران تلگرام زیر را برای سفارت ایران در لندن بفرستد: «مقامات نظامی انگلیس شاهزاده سلیمان‌میرزا، از نمایندگان مجلس ایران را در کرمانشاه دستگیر [کرده] و به بغداد فرستاده‌اند. ما به سفارت انگلیس اعتراض کرده و خواهان آزادی او شده‌ایم. لطفاً به وزارت خارجه انگلیس بفرمایید که همین حالا منتظر عملی شدنِ وعده‌هایی هستیم که انگلیس قبلاً داده است.
این وعده‌ها نه‌تنها عملی نشده است، بلکه چنین اقدامات خشونت‌آمیزی مشکلات ما را افزایش می‌دهد و دولت را در وضعیت دشوارتری قرار می‌دهد. لطفاً خواستار آزادی فوری شاهزاده شوید.»


نیم نگاه
فتح­‌الله پریشان

افراط‌زدایی پیام انتخابات کانادا

در تاریخ قدیم کانادا، تنها مردانی که صاحب اموال بوده و بیش از 21 سال داشتند، می‌توانستند رأی بدهند. زنان، افراد با برخی ریشه‌های آسیایی و مردم بومی در زمره کسانی بودند که برای دستیابی به حق رأی، چندین دهه مبارزه کردند. برخی از آنها، این حق رأی را تنها از نیمه دوم قرن بیستم کسب کردند. اما در کانادای امروز رأی‌گیری در انتخابات، حقی است که در منشور حقوق و آزادی‌ها، برای شهروندان 18 سال و بالاتر تعریف شده است. کشور کانادا دارای نظام سلطنتی مشروطه است. این به آن معناست که کانادا هم سلطنتی (اکنون ملکه انگلیس الیزابت دوم رئیس تشریفاتی کشور کانادا است) و هم دموکراسی است.
سه سطح دولتی وجود دارد که مردم کانادا می‌توانند در انتخابات دموکراتیک آن شرکت کنند؛ شهرداری، استانی، یا منطقه‌ای و فدرال (ملی). احزاب زیادی در کانادا وجود دارد، ولی سه حزب دموکرات جدید، حزب لیبرال و حزب محافظه‌کار پیشرو از نظر سیاسی مهم‌تر و فعال‌تر هستند. در کانادا، برای انتخاب نخست‌وزیر رأی‌گیری نمی­شود؛ بلکه رهبر حزب سیاسی با بیشترین کرسی پس از انتخابات، نخست‌وزیر کانادا و سرپرست دولت کانادا می‌شود. رهبر حزبی که به دومین تعداد رأی می‌رسد رهبر رسمی اقلیت مخالف (اپوزیسیون) است.
نتایج انتخابات مجلس عوام کانادا که هفته گذشته برگزار شد، با بازتاب‌ها و تحلیل‌هایی مواجه شد. پیروزی حزب لیبرال بر حزب حاکم محافظه‌کار و بازپس‌گیری قدرت از «استفان هارپر» نخست‌وزیر کانادا پس از سه دوره و همچنین پیروزی دو نامزد ایرانی‌تبار از حزب لیبرال به نام‌های مجید جوهری و علی احساسی و خانم مریم منصف، شهروند افغان‌تبار کانادا در جایگاه سومین فارس‌زبان از حزب لیبرال در راه‌یابی به پارلمان این کشور، از جمله دلایل توجه جهانی به نتایج انتخابات کانادا بود. در واقع، انتخابات پارلمانی کانادا بازتاب و نتیجه اراده و خواست مردم کانادا در دوری جستن از سیاست‌های افراطی دوره محافظه‌کاران و انتخاب نمایندگان مورد نظر برای مجلس آن کشور است؛ چرا که هارپر به دلیل مواضعش در حمایت از رژیم صهیونیستی به‌طور گسترده‌ای مورد انتقاد بود و تحت تأثیر لابی قدرتمند صهیونیستی در این کشور، دولت هارپر در سپتامبر 2012 به بهانه آنچه تهدید ایران برای این رژیم می‌نامید روابط دیپلماتیک خود را با تهران قطع کرد و سفارت خود را در پایتخت ایران بست و خواستار آن شد که دیپلمات‌های ایرانی ظرف پنج روز خاک کانادا را ترک کنند. دومین عامل شکست محافظه‌کاران کانادا که از نظر فکری بسیار به جمهوریخواهان و نئوکان‌ها نزدیکند، وابستگی آنها به آمریکایی‌ها بود. این مسئله به نوعی مردم کانادا را که خود را به انگلیس به مثابه مادر تمدنی آمریکایی‌ها منسوب می‌دانند، سنگین به شمار می‌آید. بی‌توجهی به مسائل مهاجران مسئله مهم دیگری است که سبب پیروزی نامزد جوان لیبرال شد. کانادا از کشورهای بزرگ مهاجرپذیر است و مهاجران در روندهای دموکراتیک این کشور تأثیرگذارند؛ به گونه‌ای که گفته می‌شود در کانادا کسب آرای مهاجران همواره کلید پیروزی در انتخابات تلقی می‌شود. اداره آمار کانادا اخیراً اعلام کرده که تا سال 2031، تقریباً نیمی از جمعیت بالای 15 سال، یا متولد خارج از کشور یا دارای والدین غیرکانادایی خواهند بود. این موضوع نقشه سیاسی جدیدی را در کشور ترسیم خواهد کرد که سیاست‌های کلی احزاب را دچار تحول می‌کند. بنابراین هر سه حزب اصلی کانادا، راهبردهای جدیدی را برای جذب آرای مهاجران در این انتخابات طراحی کردند. حزب لیبرال تغییرات محسوسی در سیاست‌های حزبی، به ویژه جذب مهاجران و نوع نگاه مستقلانه به ایران در این دوره نسبت به دوره‌های قبل ایجاد کرد. راه‌یابی دو ایرانی و یک افغانستانی فارس‌زبان از حزب لیبرال به پارلمان نشان از موفقیت جذب رأی بخش عمده مهاجران آسیایی و ایرانی از سوی این حزب دارد. کنار گذاشتن مواضع تند و افراطی درباره ایران (کانادا در تقسیم کار غربی‌ها در دوره هارپر مسئول پرونده حقوق بشری علیه جمهوری اسلامی ایران با هدف ترسیم چهره منفی و ناقض حقوق بشر بود) و مقاومت منطقه از سوی نامزدهای حزب لیبرال و رأی‌آوری آنها نیز پیام روشن مردم کانادا به مسئولان غربگرا و صهیونیسم‌گرا داشت که آنها از سیاست‌های تهاجمی و اسلام‌هراسی به پیروی از غرب و شبکه صهیونیسم جهانی خسته شده‌اند.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

جریان شناسی گروه های مخالف نظام اسلامی 28
حسین عبداللهی فر

جایگاه تعریف اپوزیسیون و علل بی­‌توجهی به نقش آن در نظام
اشاره
در مطالب پیشین با بررسی چگونگی نقش‌آفرینی گروه­‌های اپوزیسیونی در فتنه 88، روشن شد که تقریباً همه جریان­‌های مخالف نظام با حضور حداقل یکی از گروه­‌های منتسب به خود در این فتنه عمیق نقش داشته‌اند که به منظور تداعی برای خوانندگان نشریه در قالب جدول می‌آید:

چرایی بی‌­توجهی به گروه‌­های اپوزیسیونی در نظام
با روشن شدن چگونگی نقش‌آفرینی این گروه‌­ها در فتنه 88، این پرسش مطرح می‌شود که چرا به عملکرد گروه‌های اپوزیسیونی توجه نشد و حتی پس از وقایع تلخ دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری نیز کمتر به این موضوع پرداخته شد؟ امری که می‌توانست تا حدود زیادی از شکل‌گیری و گسترش بحران جلوگیری و به حل آن کمک کند. آنچه از منظر این قلم در این‌باره در قالب پاسخ قابل طرح می‌باشد عبارت است از:
۱ـ عدم ارائه تعریف دقیق از اپوزیسیون، به گونه‌ای که بتواند به شناخت گروه‌های اپوزیسیونی از پوزیسیونی کمک کند؛
۲ـ عدم گونه‌شناسی و طبقه‌بندی صحیح و روشن از گروه‌های مخالف نظام که بتوان براساس آن تعریف دقیقی از تشکل‌های اپوزیسیونی ارائه داد؛
۳ـ کمبود قوانین روشن در خصوص نحوه برخورد با فعالیت‌های اپوزیسیونی ضدامنیتی؛
۴ـ عدم ارائه چارچوب کلی برای بازشناسایی فعالیت‌های اپوزیسیونی با غیر از آن توسط دستگاه‌­های مسئول؛
۵ـ کارکرد اپوزیسیونی برخی از گروه‌های پوزیسیونی که آگاهانه یا ناآگاهانه در جایگاه خودی نشسته و مطالبات غیرمعقول اپوزیسیون را به نظام تحمیل می‌کنند؛
۶ـ فقدان مرزهای شفاف و پررنگ در جغرافیای اندیشه و کارویژه گروه‌های خودی با گروه‌های مخالف نظام؛
۷ـ عدم توجه به تأثیر گونه‌های اپوزیسیونی بر یکدیگر و تأثیرپذیری گروه‌های خودی از آنها؛
۸ـ عدم اطلاع‌رسانی به افکار عمومی از پیامدهای منفی اعتقادی، اخلاقی و عملی فعالیت‌های اپوزیسیونی گروه‌های ضداسلامی بر باورها و رفتارها و امنیت عمومی؛
۹ـ بی‌توجهی به نتایج مثبت نهادینه‌سازی فعالیت‌های اپوزیسیونی مجاز از غیرمجاز.
از این شماره قصد داریم پاسخ‌های فوق را به منظور روشن شدن علل عدم توجه به نقش گروه‌های اپوزیسیونی مورد اشاره قرار دهیم؛ لذا در ادامه به بیان چرایی عدم ارائه تعریفی مشخص و صریح از اپوزیسیون که براساس آن بتوان گروه‌های اپوزیسیونی را از پوزیسیونی بازشناخت، می‌پردازیم.

تعاریف موجود از اپوزیسیون
«اپوزیسیون» (Opposition) واژه­ای فرانسوی به معنای مخالف یا مخالفت است که به زبان‌های دیگر با معانی متعددی نظیر؛ جناح مخالف، مخالف سیاسی، تقابل، گروه مخالف به کار می‌رود. در دانشنامه سیاسی آشوری اپوزیسیون عبارت‌ است‌ از گروه‌ها، حزب‌ها و افراد مخالفِ‌ قانونی‌ كه‌ خارج‌ از حاكمیت‌ و قدرت‌ سیاسی‌ هستند و به‌ دولت‌ وابستگی ندارند و در جهت‌ خلاف‌ اهداف‌ دولت‌ حركت‌ می‌كنند. آنان‌ با نظارت‌ مستقیم‌ بر دولت، افكار عمومی‌ را روشن‌ می‌سازند تا امكان‌ انتخاب‌ دیگری‌ در چارچوب‌ قانون‌ اساسی‌ پیدا كنند.
همچنین در تعریف اپوزیسیون گفته شده به آن دسته از احزاب، گروه‌ها و جریان‌های مخالف یک نظام سیاسی، یا ضدانقلاب اپوزیسیون اطلاق می‌شود. جریان‌های اپوزیسیون به دلیل تضادهای ایدئولوژیک، سیاسی و منافع اقتصادی در برابر یک رژیم به مبارزه می­پردازند. راهبردهای مبارزه با رژیم یا انقلاب از سوی آنان متفاوت است؛ یعنی گروهی از آنها به مبارزه غیرقهرآمیز و گروهی به مبارزه خشونت‌آمیز و براندازی روی آورند. در مفهوم­شناسی اپوزیسیون می‌توان به دیگر معانی اصطلاحی آن اشاره کرد:
۱ـ موضع‌گیری در مقابل نظریات و رفتار یکدیگر و نیز ایجاد مانع در مقابل انجام هر عملی؛
۲ـ گروه نمایندگان مخالف دولت؛
۳ـ گروهی از افراد یک جامعه که با سیاست دولت موافق نباشند؛
۴ـ گروه یا گروه‌های مخالف دولت در پارلمان که معمولاً در اقلیت قرار دارند؛
۵ـ گروه‌های مخالفی که به‌طور غیرقانونی یا اصطلاحاً زیرزمینی فعالیت می‌کنند؛
۶ـ گروه‌های مخالفی که در یک کشور خارجی دست به فعالیت زده و گاهی با تشکیل گروه‌های مسلح به مبارزه با نظام حاکم بر کشور خود می‌پردازند. (محمد طلوعی، فرهنگ سیاسی جامع، چاپ سوم، نشر علم، 1385)؛
۷ـ اگرچه اپوزیسیون به عنوان «احزاب سیاسی مخالف» در دولت­ها، واژه‌ای نزدیک به علم سیاست است که قاعدتاً در کنار گروه‌های پوزیسیون برای کسب قدرت تلاش می‌کند، اما در تعریف اپوزیسیون از منظر جامعه‌شناختی تأکید بر نیروهای اجتماعی است؛ لذا در تعریفی کارکردگرایانه، اپوزیسیون نیرویی معرفی شده که نظام سیاسی می‌تواند از آن بهره‌برداری کند. با این نگاه اپوزیسیون عبارت است از: «نیرویی قابل ملاحظه در مقابل نظام سیاسی که بازخورد سیاست‌های نظام سیاسی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.» (محمدرحیم عیوضی، جامعه‌شناسی سیاسی اپوزیسیون در ایران، نشر قومس، 1385، ص1)؛
۸ـ در تعریف سیاسی اپوزیسیون از نگاه «جان اسپوزیتو» آمده است: «اپوزیسیون عبارت است از مخالفت مشروع با سیاست‌های خاص برخی رهبران، در چارچوب قواعد قانون اساسی که مورد قبول طرفین منازعه است؛ قانونی که یا به صورت مکتوب است یا براساس رویه دیرین در قالب عرف درآمده است.» (جان اسپوزیتو، جنبش‌های اسلامی معاصر، ترجمه شجاع احمدوند، ص 79)
«اندره هیود» در تعریفی موجز، اپوزیسیون را «خصومت و دشمنی» تعریف کرده و می‌گوید؛ در مفهوم رسمی به خصومت‌های در چارچوب قانون اساسی اپوزیسیون اطلاق می‌شود، اما در نظام‌های پارلمانی به بزرگ‌ترین حزب مخالف «اپوزیسیون» گفته می‌شود و در نظام‌های دوحزبی به یکی دولت و دیگری اپوزیسیون یا «دولت منتظر یا کابینه در سایه» می‌گویند. در نظام‌های ریاستی به دلیل ائتلافی بودن دولت و عدم امکان تشکیل دولت از سوی یک حزب واحد، اپوزیسیون به حزبی گفته می‌شود که دولت را در اختیار ندارد. وی در تعریف این اصطلاح در حکومت‌های غیردموکراتیک آورده است: «اپوزیسیون ممکن است دارای مشخصه‌های فراپارلمانی یا ضدقانون اساسی باشد و به نفی رویه‌های سیاسی موجود پرداخته و اصول نظام را به چالش کشیده و حتی دست به انقلاب بزند.» (اندره هیود، مفاهیمی کلیدی در علم سیاست، 1387، ص227)
با این همه، واژه «اپوزیسیون» عمدتاً با معانی منفی چون گروه‌های خرابکار و برهم‌زننده امنیت به کار رفته، یا لااقل کمتر نوشته‌ای درباره نقش مثبت آن یافت می‌شود. بسیاری از روشنفکران قرن‌های 19 و 20 اپوزیسیون را غالباً عاملی مخرب می‌دانستند تا سازنده، این در حالی است که سعی شده با به رسمیت شناختن حقوق اپوزیسیون در کشورهایی چون بریتانیا این گروه مشروعیت یافته و عناوینی چون اپوزیسیون مشروع و قانونی را متداول سازند.
از این منظر بدیهی است که هیچ حکومتی اجازه فعالیت‌های آشکار تخریبی با ابزار خشونت‌بار را نخواهد داد. در نظام‌هایی که با درجات مختلفی برای احیای دموکراسی مدنی تلاش‌هایی را به عمل آورده‌اند، حداقل الزامات اساسی که بر اپوزیسیون تحمیل می‌کنند به اندازه­ای است که به آنها اجازه اقدامات خشونت‌بار برای سرنگونی حکومت را ندهند. «جی. کی چسترتون» بر همین باور بوده و می‌گوید: «بسیار مضحک است که از حکومت بخواهیم برای خود اپوزیسیون تدارک ببیند. نمی‌شود نزد سلطان بروید و با ملامت بگویید شما ترتیباتی معین نکردید تا برادرتان شما را برکنار کند و خلافت را به دست بگیرد. نمی‌توانید به یکی از پادشاهان قرون میانی بگویید لطفاً دو هزار نیزه و هزار تیرانداز به من بدهید تا شورشی بر ضد شما ترتیب بدهم.» (همان، ص 78 )
با این وجود عده‌ای هم که وجود اپوزیسیون را یکی از علائم نظام‌های دموکراتیک قلمداد می‌کنند، دو پرسش اساسی را در این‌باره مطرح می‌سازند؛ یکی اینکه چه نوع اپوزیسیونی می‌تواند پشتوانه دموکراسی به شمار آید؟ و دوم اینکه تا چه اندازه یک نظام سیاسی قادر به تحمل اپوزیسیون است؟
در نظام‌های دموکراتیک یک معیار تأثیرگذار بر تعامل اپوزیسیون با دولت‌ها، رفتار و مشی سیاسی گروه‌های مخالف است. از نظر حاکمیت نوع برخورد با اپوزیسیون را معمولاً رفتار اپوزیسیون با حکومت تعیین می‌کند. اگر اپوزیسیونی قواعد بازی را رعایت نکند، «چماق» اساس قدرت را تعیین خواهد کرد؛ لذا در غرب یک معیار اساسی برای قضاوت درباره اپوزیسیون، پذیرش قواعد اساسی نظام سیاسی است.
چنانچه گفته می­شود در بخش عمده تاریخ اندیشه سیاسی در غرب، حضور اپوزیسیون قانونی در زمینه‌ای دموکراتیک و با پذیرش قواعد بازی قابل فهم است. اغلب نویسندگان بر این امر تأکید کردند که وجود اپوزیسیون متضمن پذیرش بنیادهاست؛ یعنی رضایت نسبت به جامعه و رژیم آن. در واقع، آنچه اپوزیسیون به مخالفت با آن می‌پردازد نظام سیاسی آن جامعه نیست.

تعریف پیشنهادی برای اپوزیسیون در نظام جمهوری اسلامی
اپوزیسیون به آن دسته از گروه‌های سیاسی اطلاق می‌شود که مخالفت خود را در قالب یک سری باورها، صفات اخلاقی یا رفتارهای ساختارشکنانه بروز می‌دهند. به گروه‌هایی که مخالفت‌شان ریشه در باورها و مبانی فکری آنها دارد «اپوزیسیون اعتقادی» و گروه‌هایی که ویژگی‌های اخلاقی‌شان سبب مخالفت‌شان می‌گردد «اپوزیسیون اخلاقی»، و به آن دسته از گروه‌هایی که با رفتارهای خود به مخالفت می‌پردازند «اپوزیسیون رفتاری» گفته می‌شود.


آفاق
محمدرضا اسکندری

چهار برداشت از رابطه دین و سیاست در غرب مدرن

گرچه موضوع رابطه دین و سیاست در غرب، شدتی را که در سده‌های گذشته داشته است، از دست داده و امروز طرح این موضوع اصلاً محلی از اعراب ندارد، اما این رابطه با عبارات و تعابیر جدید ادامه می‌یابد؛ زیرا امر دینی جهان‌شمول و مستمر است، حتی اگر شکل‌های آن تغییر کند و گاه کاملاً نامقدس شود. میان امر دینی و امر سیاسی پیوندی عمیق و متقابل وجود دارد؛ زیرا دین رسالتی اجتماعی دارد و جامعه ساحتی دینی.
همچنین، چنانچه بارها در مقالات پیشین توضیح دادیم، دومین مرحله دوران مدرنیته غربی. شامل عصر اصلاح دینی است. به همین منظور بر آنیم که چهار برداشت و رویکرد مهم و اساسی درباره رابطه دین و سیاست در غرب را بررسی کنیم و ابتدا آرا و اندیشه‌های چهره‌های شاخص و اثرگذار هر یک از این برداشت‌ها را مطرح کنیم و سپس نقاط ضعف و قوت آنها را برشماریم. این چهار رویکرد عبارتند از:
الف‌ـ برداشت دینی، تفوق دین بر سیاست؛
ب‌ـ برداشت ابزاری، تبعیت دین از سیاست؛
ج‌ـ برداشت لیبرالی، تفکیک دین از سیاست؛
دـ برداشت انتقادی، از رابطه دین و سیاست.

الف‌ـ برداشت دینی، تفوق دین بر سیاست
این روش معتقد به برتری مطلق دین بر سیاست و در نتیجه تبعیت بی‌چون و چرای دومی از اولی است. این برداشت که پیش از این برداشت دنیای مسیحی سده‌های میانه بود، «دینی» نامیده می‌شود؛ زیرا این برداشت معمولاً کار اذهان عمومی است که به تعالی خداوند و تفوق امر روحانی حساسند. این برداشت مربوط به «لوتر»، «کالون»، «ژان بدن»، «بوسوئه» و «دومستر» است.
ب‌ـ برداشت ابزاری، تبعیت دین از سیاست
برداشت دوم، برعکس بر تفوق سیاست بر دین یا بر تبعیت دومی از اولی تأکید می‌کند. این برداشت «ابزاری» نامیده می‌شود؛ زیرا عموماً متفکرانی این برداشت را دارند که به دلایل متعدد، اهمیت کمی به دین می‌دهند و آن را تنها ابزار سیاست و قدرت تلقی می‌کنند. گاه منظور تنها این است که دین در خدمت جامعه و دولت قرار گیرد، بی‌آنکه ارزش خاص آن انکار شود. این برداشت «ماکیاول» و «منتسکیو» است که موضع‌شان نسبت به این رابطه محتاط و معتدل است. گاه به نحوی رادیکال‌تر در پی تبعیت بی‌چون و چرای دین از سیاست هستند تا آنجا که اولی کاملاً در دومی ذوب شود. این نظر «هابز» و «روسو» است که نظریات هر دو در این‌باره مستقل است. موضع «اسپینوزا» به این دو نزدیک است، هر چند اختلافات ظریف بسیاری دارد.
ج‌ـ برداشت لیبرالی، تفکیک دین و سیاست
در واکنش به برداشت ابزاری که افراطی و خطرناک تلقی شده، برداشت دیگری (برداشت لیبرالی) متأثر از دغدغه دفاع قاطع از آزادی در همه عرصه‌ها، به ویژه در عرصه سیاست و دین پدیدار شد. این برداشت به جدایی کامل دین و سیاست می‌انجامد، بر استقلال هر دو تأکید می‌ورزد و هر یک را از قیومیت دیگری کاملاً مصون می‌دارد. این برداشت که می‌توان «لیبرالی» نامید، از سوی متفکرانی که عمیقاً به آزادی در همه اشکالش دلبسته بودند، بسط یافت. گاه برخی از اینها، همانند «لاک» تعزیر شدند، اما اغلب همچون «بنژامین کنستان»، «توکویل» و «لامنه» (که مدت زیادی برداشت اول را داشت) به ارزش خاص دین حساس بودند.
دـ برداشت انتقادی از رابطه دین و سیاست
سرانجام، روش جدیدی برای ارزیابی جایگاه دین در جامعه در سده ۱۹ پدیدار شد. این روش دیگر به رابطه دین و سیاست به نحو کلاسیک ـ که موافق تفوق یکی بر دیگری یا وحدت درونی یا جدایی کامل این دو بود ـ نمی‌اندیشید. در این برداشت دو رویکرد انتقادی معتدل یا رادیکال وجود دارد. در رویکرد اول، اشکال دینی سنتی (اساساً اشکال مسیحی) را نقد می‌کنند؛ زیرا آنها دیگر با نیازهای جامعه مدرن منطبق نیستند و برای پاسخگویی به این نیازها، درصدد ساختن یک دین جدید عرفی برمی‌آیند. این تنها نظر برخی سوسیالیست‌های تخیلی، همچون «سن سیمون» نیست، بلکه «پرودن» و «آگوست کنت» نیز این نظر را دارند. در رویکرد دوم (ابزاری) چون جدایی دولت و کلیسا ناکافی و نوسازی اشکال دین بی‌فایده به نظر می‌رسد، نقد رادیکال‌تر می‌شود و به خود دین که از خود بیگانه‌کننده بشر و محکوم به زوال کامل ارزیابی شده، انتقاد می‌شود. این نظریه «مارکس» و «انگلس» است که به تحلیل‌های بسیار متفاوت «گرامشی» در این زمینه الهام می‌بخشد.

نتیجه‌گیری
این چهار برداشت اصلی که به ترتیب دینی، ابزاری، لیبرالی و انتقادی نامیدیم، به‌طور متوالی در پی هم نمی‌آیند؛ بلکه در بخشی از زمان فعالیت خود با هم تلاقی دارند، هرچند در مجموع یک ترتیب زمانی میان آنها وجود دارد. برداشت اول نمایندگانی از سده ۱۶ تا سده ۱۹ دارد، برداشت دوم از سده ۱۶ تا سده ۱۸، برداشت سوم از سده ۱۷ تا سده ۱۹ و برداشت چهارم از سده ۱۹ تا سده ۲۰. سه برداشت طی سده ۱۷ تا ۲۰ همزمان همزیستی دارند.
توزیع زمانی دانشمندانی که بررسی می‌کنیم، از توزیع مکانی متوازن‌تر نیست. در واقع، نیمی از آنان به سده ۱۹ تعلق دارند، چهار نفر به سده ۱۶، چهار نفر به سده ۱۷، دو نفر به سده ۱۸ و یک نفر به سده ۲۰. همچنین، بیش از نیمی از آنها فرانسوی (یا دارای فرهنگ فرانسوی)، چند نفر آلمانی و مابقی انگلیسی، ایتالیایی و هلندی هستند، ولی تصحیح عدم توازن این دو نوع توزیع بی‌تردید بسیار تصنعی و ناممکن است. با وجود این، باید متذکر شد که مسئله رابطه دین و سیاست، به ویژه توجه متفکران فرانسوی را به خصوص از سده ۱۸ تا ۱۹ جلب می‌کند.
افزون‌بر این، از اینکه در یک خانواده فکری، متفکرانی را می‌یابیم که اختلافات یا تضادهایی دارند، متعجب می‌شویم. از این قرارند بوسوئه و دومستر که رقیبان آشکار پروتستانتیسم هستند، ولی درباره رابطه دین و سیاست برداشتی مشابه با برداشت لوتر و کالون دارند. همچنین، منتسکیو به طرزی عجیب در کنار ماکیاول قرار می‌گیرد و روسو مدافع آزادی انسان، در حمایت از عقاید مشابه، به هابز نظریه‌پرداز مطلق‌گرایی به‌طور شگفت‌انگیزی نزدیک می‌شود. سرانجام، مارکس که انتقادی رادیکال از دین می‌کند، همنشین آگوست کنت بنیانگذار دین تحصلی می‌شود. همه این قرابت‌های غیرمنتظره مؤید پیچیدگی نظریه‌های مربوط به رابطه دین و سیاست است و گاه تناقض‌هایی را بیان می‌کند که دربر دارند. مواضعی که این پدیدآورندگان مختلف درباره این مسئله مشخص اتخاذ کرده‌اند، اغلب بسیار روشن‌کننده کل اندیشه آنان است و گاه بی‌آنکه خود بدانند، زمینه‌ای را فراهم می‌آورند که معنای عمیق این مسئله را دریابیم؛ جایگاهی که برای پدیده دینی در هر کشور و دوره‌ای حفظ شده و روشی که آن را نسبت به قلمرو سیاسی تبیین می‌کند، بسیار آشکارکننده ماهیت واقعی اندیشه آنان است و ملاک‌های درستی را برای ارزیابی ارزش واقعی این جایگاه به دست می‌دهد. در عین حال، این برداشت‌های مختلف امروز نیز برای ما جالب است؛ زیرا از چارچوب تاریخی و فرهنگی‌ای که در آن زاده و ساخته و پرداخته شده‌اند، فراتر می‌روند تا بسیاری از شیوه‌های کلی اندیشیدن به رابطه دین و سیاست در غرب مدرن فراهم آید.


اندیشه سیاسی مسلمانان 316
فتح الله پریشان

 ارزیابی انتقادات به عملکرد سیاسی علامه مجلسی
در شماره گذشته با برخی از فعالیت‌های سیاسی علامه مجلسی، به‌ویژه در کسوت شیخ‌الاسلامی اصفهان در عصر دو سلطان صفوی آشنا شدیم. در این شماره عملکرد سیاسی وی نقد و ارزیابی می‌شود. انتقادهایی که از علامه مجلسی شده است در دو جنبه علمی و عملی است؛ از جنبه علمی و معرفتی، دیدگاه‌های او درباره تصوف، فلسفه، مسلک اخباری‌گری و نقل اخبار صحیح و سقیم در آثار و تألیفات اوست. از جنبه عملی نیز عکس‌العمل وی در قبال فرقه‌های صوفیه، فلاسفه، اهل سنت، اقلیت‌های مذهبی (اهل کتاب)، تعصب شدید او به شیعه اثنی‌عشری و مخالفت با مذهب تسنن است.(۱)
در حوزه عملکرد سیاسی نیز علامه مجلسی در مواردی نظیر؛ همکاری با حکومت و سلاطین صفوی و تمجید و تجلیل وی در آثارش از پادشاهان این سلسله مورد نقد نویسندگان و برخی مورخان و جامعه‌شناسان چون دکتر شریعتی، قرار گرفته است که در اینجا تلاش می‌شود این انتقادها به اجمال نقد و بررسی شود. پیش از آن لازم است به یک نکته مهم درباره فقهای شیعه و چرایی همکاری آنها با حکام جور اشاره شود. در طول تاریخ اسلام فقهای شیعه در برابر یک واقعیت تلخ سیاسی ـ اجتماعی قرار داشتند و آن، محرومیت امامان شیعه و نایبان آنها از خلافت و حکومت و گرفتاری مسلمانان به حکومت جور بوده است. در چنین موقعیتی همواره این سؤال مطرح بود که با وجود استیلای حکام جور بر سرنوشت و زندگی مسلمانان، بهترین گزینه‌ای که در برابر علمای دینی قرار داشت، کدام است؟ آیا آنها باید با نگاه کلامی، فقهی و آرمانی با این حکومت‌ها برخورد می‌کردند؟ آیا با مبارزه منفی و انزواطلبی از پادشاهان جائر می‌توانستند مشکلات جامعه اسلامی را حل کرده و حکومت مشروع و آرمانی خود را مستقر کنند؟ یا اینکه بهترین راه‌حل ممکن در آن شرایط تن دادن به همکاری با خلفا و سلاطین جور برای حفظ و بقای دین و اصلاح وضع موجود و به‌ویژه ترویج مذهب نوپای شیعه در زمان صفویه در ایران بوده است.(۲) حقیقت این است که فقهای شیعه با تمسک به سیره ائمه(علیهم‌السلام) با دیدگاهی واقع‌گرایانه و مطابق با «تلاش‌ به قدر مقدور» برای ساماندهی امور مذهب و حفظ دین و اصلاح وضع موجود مسلمانان با پادشاهان و خلفا همکاری کردند تا از قدرت ظاهری آنان در راه تقویت دین و ترویج مذهب تشیع و تحقق نسبی عدالت در جامعه اسلامی استفاده کنند. البته، علمای دین در این رفتار و اتخاذ این روش به تاریخ اسلام و سیره و سلوک سیاسی امام علی(ع) در همکاری با خلفای سه‌گانه، قبول منصب وزارت از سوی علی‌بن‌یقطین به توصیه امام کاظم(ع) در دستگاه ظلمه هارون‌الرشید و پذیرفتن ولایت‌عهدی مأمون از سوی امام رضا(ع) اشاره و استناد کرده‌اند. در تبیین هماهنگی و همکاری علامه مجلسی با شاهان صفوی علامه مجلسی خود به سه‌گانه تقیه، مصلحت عباد و اقامه امر به‌معروف و نهی از منکر در بحث معاشرت ظالمان تصریح کرده‌ است که این عناوین در طول تاریخ سیاسی اسلام مبنای مشروعیت و جواز همکاری فقهای شیعه با سلاطین جور بوده است. درباره مدح سلاطین صفوی هم باید گفت بی‌تردید هدف و انگیزه اصلی مجلسی از ذکر اوصاف شایسته برای شاهان صفوی، هدایت غیرمستقیم آنها به راه راست بوده است. در حقیقت، علامه مجلسی بی آنکه توجیه‌گر سلطنت شاهان باشد، درصدد اصلاح وضع موجود و تصحیح اعمال و رفتار حاکمان و ترغیب ایشان به ترویج مذهب اثنی‌عشری در ایران بوده است، اما منتقدان رفتار سیاسی وی مانند صاحب کتاب «تشیع علوی و تشیع صفوی» با بی‌توجهی از کنار این نکته مهم گذشته‌اند. افزون‌بر این، تنها علامه مجلسی آغازگر این رسم نبوده و علمای بزرگی چون علامه حلی در تقدیم کتاب‌هایش به الجایتو برای رسمیت بخشیدن به مذهب تشیع در ایران، شیخ بهایی در مقدمه «جامع عباسی» و عبدالرزاق لاهیجی در «گوهر مراد» به مدح و ثنای شاهان پرداخته و آثار تألیفی خود را به آنها اهدا کرده‌اند. البته، تصدی منصب شیخ‌الاسلامی و مشارکت در امور سیاسی نیز می‌تواند محذور و معذور بودن علامه در تجلیل از سلاطین صفوی را نشان دهد.
همچنین، توجه به مبنای فقهی علمایی چون علامه مجلسی در مدح ظالمان نیز ضروری است. علامه مجلسی مانند دیگر فقهای امامیه، با قائل بودن کلی به حرمت مدح ظالم، مدح ظالمان غیر مورد ظلم‌شان، یعنی در اعمال نیک و صالح مشروط بر عدم جرئت بیشتر بر ارتکاب ظلم و معاصی را مستثنی کرده‌اند و مدح علما بیشتر مدح عمل نیک شاهان بوده است.
* منابع در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

مدیریت داده‌ها
یکی از تفاوت‌های بارز میان روش‌های تحلیل کمّی و کیفی، افزون‌بر نوع داده‌هایی که در هر یک استفاده می‌شود، امکان تفکیک مرحله گردآوری از مرحله تحلیل داده‌ها در روش‌های کمّی و ناممکن بودن تفکیک کامل این دو مرحله در روش‌های کیفی است. پژوهشگر روش تحلیل کیفی در جریان گردآوری داده‌ها مدام دست به تحلیل می‌زند و با افزودن اطلاعات جدید به ذخیره اطلاعات خود، تحلیل‌های پیشین خود را غنی‌تر می‌کند، یا در معرض تجدیدنظر قرار می‌دهد. بنابراین، آماده‌سازی داده‌ها به‌گونه‌ای که در روش‌های کمّی صورت می‌گیرد، در روش‌های کیفی وجود ندارد و به جای آن بیشتر از واژه «مدیریت داده‌ها» (data management) استفاده می‌شود. سه نوع فعالیت به‌منزله مؤلفه‌های مدیریت داده‌ها ذکر می‌شود. گام نخست در مدیریت داده‌ها به هنگام سازماندهی فرآیند گردآوری برداشته می‌شود و شامل برنامه‌ریزی از پیش، گزینش دقیق نمونه‌ها یا موقعیت‌هایی است که باید در پژوهش گنجانده شوند. معمولاً پژوهشگر خلاصه‌‌ای از تمام اقدامات را در گزارش پژوهش نهایی، ذیل مبحث روش‌شناسی ارائه می‌دهد. دومین اقدام در مدیریت داده‌ها طراحی شیوه‌ای برای ذخیره کردن یا نگهداری داده‌هایی است که به‌تدریج جمع می‌شوند. به این منظور باید فیش‌های یادداشت‌های مربوط به مشاهدات یا ثبت و فیش‌های یادداشت‌های تحلیلی را به‌گونه‌ای اصولی طبقه‌بندی و بایگانی کرد. سومین مرحله در مدیریت داده‌ها، طرح‌ریزی روشی برای بازیابی داده‌هاست تا بتوان تحلیل‌های تطبیقی یا دیگر فعالیت‌های تفسیری را به آسانی انجام داد. نرم‌افزارهای رایانه‌ای گوناگونی در سال‌های اخیر برای بایگانی و بازیابی داده‌های کیفی طراحی شده‌اند که به‌تدریج مصرف عمومی می‌یابند. با این همه، هنوز بسیاری از پژوهشگران به‌طور دستی و با وسایل سنتی، چون پوشه و کارتابل داده‌های کیفی را بایگانی می‌کنند. از این رو، مناسب است به پاره‌ای راهنمایی‌های مفید برای مدیریت داده‌ها با توجه به نظرات «استربرگ» اشاره شود:
۱ ـ جداسازی انواع گوناگون داده‌ها؛ برای نمونه می‌توانید متون پیاده شده مصاحبه‌هایی را که به هنگام پژوهش‌ میدانی انجام داده‌اید، از یادداشت‌های میدانی خود به‌طور جداگانه نگهداری کنید؛ ۲ـ نگهداری داده‌ها براساس تاریخ‌ گردآوری؛ ۳ ـ سازماندهی بر اساس موضوع یا سند؛ این کار زمانی کاربرد دارد که مایل نیستید بایگانی را براساس تاریخ وقوع انجام دهید. ۴ـ درست کردن فهرستی کامل از هر آنچه جمع کرده‌اید که این فهرست بسیار به نظم و سهولت و سرعت مراجعه کمک می‌کند؛ ۵ـ ذخیره‌سازی الکترونیکی داده‌ها یا حفظ نسخه‌های چاپی؛ ۶ـ نگهداری‌ چندین رونوشت به دلیل وقوع حوادث غیرمترقبه، نظیر آتش‌سوزی، گم‌شدن، سرقت و ... از داده‌هایی که در پرونده‌های الکترونیکی یا روی کاغذ ذخیره شده‌اند.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی ـ 35
توطئه آمریکا در خلیج‌فارس علیه انقلاب اسلامی

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی


در مبحث پیش به بخشی از راهبرد گسترش فشار استکبار جهانی علیه انقلاب اسلامی اشاره شد. برای نمونه ماجرای فاجعه خونین حج در مکه را یادآور شدیم. آمریکایی‌ها با همراهی غرب و گروه‌های سیاسی ضد انقلاب و با هماهنگی شرقی‌ها تمام امکانات خود را به‌کار گرفتند و با دسیسه‌های گوناگون سعی کردند ایران برنده جنگ نشود و این سیاست هنگامی قوت گرفت و طراحی شد که رزمندگان اسلام با انجام عملیات حماسی والفجر ۸ رژیم بعث متجاوز را در موضع ضعف قرار دادند و ترفند آمریکایی‌ها را در ماجرای مک فارلین با شکست روبه‌رو ساختند. آنها نیز در سال ۶۵ تحرکات سیاسی گسترده‌ای را در سطح جهان علیه انقلاب اسلامی در دستور کارشان قرار دادند و در اولین گام اقدام اعضای کشورهای موسوم به شورای همکاری حوزه جنوبی خلیج‌فارس را توجیه کردند. در این بین سعودی‌ها در سرکوب حجاج و فاجعه مکه پیشگام شدند. البته، گفتنی است که سیاست نظام جمهوری اسلامی در برخورد با کشورهای منطقه و بهبود روابط با آنها به‌منظور ایجاد شکاف در روابط عراق و کشورهای منطقه و جدا کردن سرنوشت این کشورها از رژیم بعث عراق و بالطبع کاهش حمایت‌های همه‌جانبه آنها از متجاوزان اتخاذ شده بود و براساس آن، فعالیت‌های دیپلماتیک صورت می‌گرفت که ارزیابی کامل موفقیت یا عدم موفقیت سیاست‌های اتخاذ شده نیازمند بحث مستقلی است. آنچه در این شماره بررسی می‌شود ناکامی رژیم متجاوز بعث در جنگ نفتکش‌ها است که بیشتر دامن حامیان صدام و متجاوزان را گرفت. گفتنی است، جمهوری اسلامی ایران با در پیش گرفتن سیاست بهبود روابط از تشدید درگیری‌ و گسترش مرزهای جنگ در خلیج‌فارس خودداری می‌کرد.

ماجرای جنگ نفتکش‌ها
رژیم صدام پس از عملیات حماسی والفجر۸ در یک بن‌بست قرار گرفت و برای رهایی از آن ترفند گسترش دامنه جنگ و کشاندن آن به منطقه حساس خلیج‌فارس را در پیش گرفت و در چارچوب راهبرد «گسترش فشار» علیه ایران اقدام کرد و نفتکش‌ها را مورد هدف قرار داد تا ایران تحت فشار اقتصادی نیز قرار گیرد. در واقع، برافروختن شعله جنگ در واقع برای خاموش کردن آتش انقلاب اسلامی تدارک دیده شده بود که با شکست‌های فاحشی روبه‌رو شد. استکبار جهانی تا جایی پیش رفت که به ‌کار بردن فرمول حزب بعث بدون صدام را در دستور کار خود قرار داد، اما پس از بررسی‌ها به این نتیجه رسید که عراق بدون صدام پیروزی ایران را به‌دنبال خواهد داشت و ظرف ۱۵ روز موج اسلامی‌گرایی شیعه عراق را فراخواهد گرفت. انها که مدت‌ها روی این فرمول کار کرده بودند، آن را به منفعت خود ندیدند و چون سرنوشت جنگ و انقلاب اسلامی به هم گره خورده بود، محافل وابسته به استکبار جهانی به‌خوبی دریافته بودند که پیروزی نظامی ایران در جنگ آرایش منطقه خاورمیانه(آسیای غربی) را به نفع جمهوری اسلامی رقم خواهد زد. آمریکایی‌ها و غربی‌ها سعی کردند نظر شوروی‌ها را جلب کنند تا طرح دیگری را با عنوان بین‌المللی کردن رویارویی با ایران در پیش گیرند که در این باره اظهارنظرها و بحث‌های طولانی وجود دارد. برای نمونه روزنامه الخلیج، چاپ امارات در سرمقاله خود نوشت: «باید هشدار داد که جدا کردن امنیت خلیج [فارس] از تحولات جنگ عراق و ایران غیرممکن است... تلاش برای رسیدن به این هدف به‌طور غیرمستقیم به طولانی‌تر شدن جنگ کمک کرده است. جنگ نفتکش‌ها و افزایش حضور نظامی بیگانه، مدارکی کافی برای اثبات این مدعاست.»

طرح اسکورت کشتی‌ها
پس از اقدام عراق علیه نفتکش‌های ایران بحران خلیج‌فارس و کشتی‌رانی‌ها پیچیده‌تر شد، به‌ویژه پس از اینکه آمریکایی‌ها در بین‌المللی کردن بحران خلیج‌فارس توفیقی به‌دست نیاوردند و شوروی‌ها در ادامه همکاری با آنها نتوانستند عامل فشار جنگ نفتکش‌ها باشند. تنها راه باقی‌مانده این بود که به نصب پرچم این کشورها بر روی نفتکش‌ها متوسل شدند و به منظور پیشگیری از آسیب‌پذیری‌های بعدی در اسکورت‌ کاروانی نفتکش‌ها وارد شدند. این جنگ به دلیل واگذاری پرچم‌های آمریکا در راستای مراحل بحران جنگ نفتکش‌ها به «جنگ پرچم‌ها» هم لقب گرفت، اما پس از چند روز شکست فضاحت‌باری را برای‌شان به ارمغان آورد. برخورد نفتکش‌ بریجتون با مین شکست استکبار جهانی در مقابل انقلاب اسلامی را رقم زد و آنها در جست‌وجوی گریز از این شکست‌های فضاحت‌بار بودند. چون شانزده ماه بیشتر به موعد انتخابات ریاست‌جمهوری دوره دوم ریگان باقی‌نمانده بود و حیثیت سیاسی جمهوری‌خواهان در این مدت به حل بحران خلیج‌فارس بستگی داشت، لذا به هر بهانه‌ای دنبال برهم‌ زدن سیاست‌های منطقه‌ای‌شان بودند، طرح فشار نظامی با احتمال اقدام نظامی محدود را در دستور کار خود قرار دادند و این موضوع از زوایای مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار ‌گرفت. یکی از ناظران این امور در این باره گفته بود: «کشتی‌های جنگی آمریکا به مسلسل‌هایی با کالیبر بالا مجهز شده‌اند، تا در صورت لزوم به حملات انتحاری از جانب قایق‌های تندرو مملو از مواد منفجره پاسخ دهند.» این ترفند هم به دلایلی به شکست منتهی شد.

جنگ‌ شهرها
به‌دنبال راهبرد گسترش فشار علیه انقلاب اسلامی اهرم دیگر به ‌کار گرفتن جنگ روانی ـ عصبی در داخل ایران بود. این جریان از سوابقی برخوردار بود و همواره تبلیغات سنگینی مبنی‌بر خستگی و یأس عمومی از ادامه جنگ با عراق به منظور کاهش میزان محبوبیت و اعتبار جمهوری اسلامی در میان عامه مردم راه می‌انداختند. این جریان تا جایی پیش‌رفت که بر عده‌ای از شکست‌خورده‌های سیاسی امر مشتبه شده بود و بارها از موضع صلح‌خواهی دعوت به همه‌پرسی عمومی درباره مشخص شدن وضعیت جنگ می‌کردند و سعی داشتند به اختلاف و دوگانگی بین مسئولان جنگ دامن بزنند. بنابراین جنگ شهرها که اوج آن در سال ۱۳۶۶ رخ داد و به موشک‌باران تهران مشهور شده بود، رژیم متجاوز بعث عراق را بر آن ‌داشت که نسبت به ایران دست برتری دارد. برای نمونه یکی از فرماندهان وقت عراق گفته بود: «ایرانیان به‌شدت احساس ضعف می‌کنند، ما می‌خواهیم مردم داخل ایران برای متوقف ساختن جنگ فشار وارد آورند.» یا یک تحلیلگر غربی در نشریه‌اش آورده بود: «عدم توانایی دو طرف برای حملات گسترده زمینی و عدم موفقیت عراق در شکست اقتصادی ایران، رهبران [متجاوزین بعث] عراق را تشویق و تحریک می‌کند تا فشار بر روی مردم غیرنظامی ایران را که موجب نارضایتی هرچه بیشتر آنها از جنگ شود، افزایش دهند.»
می‌توان گفت استکبار جهانی در عرصه فشارهای روانی ـ اجتماعی نیز هر چه در توان داشت به کار گرفت، اما توفیقی به دست نیاورد.

سقوط قیمت نفت
پیرو راهبرد گسترش فشار علیه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در عرصه اقتصادی، در ضعف قرار دادن بنیه مالی و پشتیبانی عرصه دیگری بود که استکبار جهانی به‌کار گرفت و این توطئه‌چینی‌ها از سوی استکبار جهانی برای براندازی نظام و انقلاب برای ملت انقلابی ایران امری طبیعی بود. در این مرحله هم جهان سلطه‌گر صنعتی با اجرای هر چه گسترده‌تر توطئه نفتی مصمم بود با ایجاد یک بن‌بست مالی ـ نظامی جمهوری اسلامی را ناگزیر از پذیرش راه‌حل سیاسی و نشستن بر سر میز مذاکره کند. شنیدن این توطئه از زبان افراد مکار و سیاست‌پیشه‌های غرب جالب است که یکی از آنها آورده است: «با ایران چه کنیم؟ هر چه پول در رگ‌های عراق تزریق شده نتیجه‌ای نداده است. اگر عراق برود فردا کویت، پس‌فردا سعودی‌ نیز رفته است و تنها یک روزنه امید است، با سقوط قیمت نفت، ایران ورشکست می‌شود و ماشین جنگی او از کار می‌افتد. شاید این درمان کارگر شود و این آخرین شانس ماست.»
بنابراین استکبار جهانی با پشتوانه قوی نظریه‌پردازان اقتصادی و سیاسی تلاش کرد از آسیب‌پذیری ایران از سقوط قیمت نفت بهره‌ بگیرد؛ چرا که ایران از راه درآمدهای ارزی حاصل از نفت کشور و جنگ را اداره می‌کرد. آنها تصمیم گرفتند با سقوط قیمت نفت شیرازه نظام را از هم بپاشند. به این منظور با یک هماهنگی تا پایین‌ترین سطح، قیمت را سقوط دادند، اما بهره‌ای نصیب‌شان نشد و نظام جمهوری اسلامی پایدار ماند و در مسیر فروپاشی قرار نگرفت.
در دوران جنگ تحمیلی، به‌ویژه در سال‌های پایانی و به خصوص در سال‌های ۶۶ ـ ۶۵ ، یعنی پس از عملیات پیروزمندانه والفجر ۸ نقطه اوج گسترش فشارها علیه نظام و انقلاب اسلامی به‌کار گرفته شد. مانند «جنگ شهرها»، «جنگ نفتکش‌ها»، «جنگ قیمت‌ها»، «جنگ‌ و فشارهای اقتصادی مانند تحریم‌ها»، «جنگ شیمیایی‌»، «جنگ روانی»، «جنگ سفارتخانه‌ها»، «جنگ خلیج‌فارس» و ده‌ها توطئه‌ دیگر که دشمنان در این مدت محدود به راه انداختند تا شاید از این رهگذر بتوانند لطمه‌ای به انقلاب اسلامی وارد کنند. در این باره تحلیل‌های بی‌شماری در رسانه‌های استکبار جهانی صورت گرفته که نشان دهنده عجز و ناتوانی‌شان در برابر اراده ملت ایران است. در این زمینه رسانه‌های آنها نیز به برتری انقلاب اسلامی در منطقه در تحلیل‌های‌شان اعتراف کرده‌اند. برای نمونه واشنگتن‌پست آورده است: «ایران کشوری بسیار مستقل با عناصر تندرو است و ابداً مشخص نیست که با توسل به چه شیوه‌ای می‌توان این کشور را از حمله بازداشت. حتی اگر این تهدیدها با هدف پایانه‌های نفتی ایران ادامه یابد، با همه اهمیتی که داراست، در صورتی که رهبران تهران با استفاده از «عنصر شهادت» هشدارها را نادیده بگیرند، چه اقدامات شدیدی انجام خواهد شد.»
مجله اکونومیست در تحلیل خود آورده است: «اگر بخش‌ قابل‌توجهی از جمعیت ۵۰ میلیونی [سال ۱۳۶۶] ایران به انقلاب اعتقاد نداشتند، این کشور نمی‌توانست تاکتیک حملات ایثارگرانه نیروهای پیاده را که در جنگ با عراق می‌رود که دست بالا را به ایران بدهد، به مدت هفت سال ادامه دهد.»
 


حكایت زمانه
میثم غلامپور

 والله گناهکار است کسى که داد نزند!
با درگیر شدن آمریکا در جنگ جهانی دوم، نیروهای این کشور در اروپا و آسیا مستقر شدند و حضور قابل توجهی در خارج آمریکا پیدا کردند. برای مستشاران نظامی آمریکا که در استخدام دولت ایران بودند، یک قرارداد دفاعی دوجانبه امضا شد. پنج ماه بعد، دولت آمریکا در زمینه وضعیت حقوقی نیروهای خود مذاکراتی را با مقامات ایران آغاز کرد؛ چون مقامات آمریکایی از سابقه کاپیتولاسیون در ایران آگاه بودند، تمایل داشتند که موضوع کاپیتولاسیون را بدون سروصدا و با کمترین هزینه و در حقیقت با موافقت شخص شاه به انجام برسانند. از طرفی، به علت ناتوانی محمدرضا پهلوی در اجرای برنامه اصلاحات ارضی، دولت «جان‌اف کندی» مجبور شد تا چهره مورد نظر آمریکا، یعنی «علی امینی» را به نخست‌وزیری منصوب کند. دکتر علی امینی یک مأموریت اصلی برعهده داشت و آن هم اجرای اصلاحات ارضی بود. لایحه اصلاحات ارضی در بیستم دی ماه ۱۳۴۰ به تصویب هیئت دولت رسید. دولت آمریکا پس از دو ماه که از تصویب اصلاحات ارضی گذشته بود، طرح درخواست اعطای مصونیت مستشاران نظامی خود را مطرح کرد. آنان می‌پنداشتند، چون دولت امینی با فشار مستقیم آمریکاییان روی کار آمده است؛ به سرعت با درخواست آنها موافقت خواهد کرد، ولی این سیاستمدار کهنه‌کار و شاهزاده قاجاری که به خوبی از سابقه کاپیتولاسیون آگاه بود، همواره در مقابل درخواست آمریکا طفره رفت تا سرانجام جای خود را در سال ۱۳۴۱ به اسدالله علم داد.
دولت اسدالله علم نیز موقعیت طرح و اجرای طرح آمریکایی کاپیتولاسیون را به دست نیاورد تا در 17 اسفند ۱۳۴۲، جای خود را به دولت حسنعلی منصور سپرد. در تیرماه ۱۳۴۳ محمدرضا شاه به آمریکا رفت و مورد استقبال گرم مقامات آمریکایی قرار گرفت. در مسائلی که مورد بحث و تبادل نظر طرفین قرار گرفت، اعطای کمک‌های نظامی آمریکا، منوط به وضع مقررات قضایی و مصونیت نظامیان آمریکا شد. پس از بازگشت شاه از آمریکا، لایحه مزبور در مجلس سنا طرح شد. در سوم مرداد 1343 مجلس سنا جلسه فوق‌العاده‌ای تشکیل داد تا چند لایحه را بررسی کند. این جلسه تا نیمه‌شب ادامه پیدا کرد و پس از طرح لوایح مختلف، مقارن نیمه‌شب، لایحه کاپیتولاسیون مطرح شد.
نکته قابل توجه این است که حسنعلی منصور با تحریف حقایق، سعی در بی‌اهمیت جلوه دادن این لایحه داشت. روز سه‌شنبه 21/7/1343 مجلس شورای ملی بررسی لایحه مزبور را آغاز کرد سرانجام رأی‌گیری در ساعت پنج بعدازظهر انجام شد و لایحه مذکور در حضور 136 نماینده حاضر در جلسه،با 74 رأی موافق در مقابل 61 رأی مخالف به تصویب رسید.
امام که از حضور مستشاران نظامى و امنیتى آمریکایى، انگلیسى و صهیونیستی و عملکرد زیانبار و اسارت‌آور آنها در کشور آگاهى داشت، چند روز پس از تصویب لایحه کاپیتولاسیون براى نظامیان آمریکایى در مجلس شوراى ملى (21 مهر 1343) از ماجرا اطلاع یافت و با مطالعه متن صورت مذاکرات مجلس، به جزئیات آن ‏آگاه شد.
ایشان بلافاصله مراجع و علماى قم را به تشکیل جلسه هفتگى فراخواند و با ارسال تلگرام و پیک‏هایى علماى سایر شهرها را در جریان امر قرار داد. سپس اعلام داشت، در روز 20 جمادى‌الثانى (برابر با 4 آبان) در منزل خود سخنرانى خواهد کرد. رژیم که از تصمیم امام اطلاع یافت، پیکى به قم فرستاد تا با امام دیدار کرده و ایشان را از تصمیم خود منصرف کند، ولى امام حاضر به دیدار وى نشد و به ناچار او با فرزند امام (حاج‌آقا مصطفى) دیدار کرد و با زبان نصیحت و تهدید اظهار داشت: «... آمریکا به منظور کسب وجهه در میان مردم ایران با تمام قدرت فعالیت مى‏کند و پول مى‏ریزد و از نظر قدرت در موقعیتى است که هرگونه حمله به آن به مراتب خطرناک‌تر از حمله به شخص اول مملکت است! آیت‌الله خمینى اگر این روزها بنا دارند نطقى ایراد کنند، باید خیلى مواظب باشند که به دولت آمریکا برخوردى نداشته باشد که خیلى خطرناک است و با عکس‌العمل تند و شدید آنان مواجه خواهد شد. دیگر هر چه بگویند ـ حتى حمله به شخص شاه ـ چندان مهم نیست!»
امام بدون توجه به این تهدیدها اعلام کرد، در 20 جمادى‌الثانى، روز میلاد حضرت زهرا(س) که برابر با 4 آبان ماه بود، سخنرانى خواهد کرد. صبح آن روز امام خمینى در حالى که بسیار برافروخته و خشمگین به نظر مى‏رسید، در حضور هزاران نفر از مردم قم و تهران که از ساعاتى پیش در منزل و کوچه‏هاى اطراف منزل امام اجتماع کرده بودند، بیانات تاریخى خود را ایراد کردند.
امام سخنان خود را پس از نام خدا با آیه استرجاع (انا لله و انا الیه راجعون) شروع کرد که نشان‌دهنده مصیبت ‏بزرگى بود که بر اسلام و مسلمین وارد آمده است. همچنین، تأثر قلبى خود را از این مصیبت ابراز داشت و اعلام عزاى عمومى کرد: «ایران دیگر عید ندارد، عید ایران را عزا کردند... و چراغانى کردند، عزا کردند و دسته‌جمعى رقصیدند... استقلال ما را فروختند، باز هم چراغانى کردند، پایکوبى کردند. اگر من به جاى اینها بودم، این چراغانى‏ها را منع مى‏کردم. مى‏گفتم بیرق سیاه بالاى بازارها و... خانه‏ها بزنند، چادر سیاه بالا ببرند!» سخنان تکان‌دهنده، تأثربرانگیز و مقطع امام، هر بار با فریاد شیون و زارى مردم حاضر همراه مى‏شد.
پس از این مقدمه، امام ضمن شرح لایحه کاپیتولاسیون که در مجلس به تصویب رسید، نتایج ‏سیاسى ـ اجتماعى آن را با ذکر مثال‏هایى یادآور شد: اگر یک خادم آمریکایى یا یک آشپز آمریکایى مرجع تقلید شما را در وسط بازار ترور کند، زیر پاى خود منکوب کند، پلیس ایران حق ندارد جلوى او را بگیرد! دادگاه‏هاى ایران حق محاکمه ندارند! ... باید پرونده به آمریکا برود و در آنجا ارباب‏ها تکلیف را معین کنند... دولت [ایران] با کمال وقاحت از این امر ننگین طرفدارى کرد. ملت ایران را از سگ‏هاى آمریکایى پست‏تر کردند! ... چرا! براى اینکه مى‏خواستند وام بگیرند، آمریکا خواست که این کار انجام شود. امام خمینی، مجلس و دولت را که «ربطى به ملت ندارند» عامل این ننگ و فضاحت دانست و تأکید کرد، اگر روحانیون در مجلس بودند اجازه نمى‏دادند آمریکا، انگلیس و اسرائیل بر سرنوشت کشور مسلط شوند و عمال خود را بر ملت تحمیل نمایند و یک دست‌نشانده آمریکایى (نخست وزیر)، چنین غلطى بکند. ایشان در ادامه فرمودند: «والله گناهکار است کسى که داد نزند، والله مرتکب گناه کبیره است کسى که فریاد نزند» و به دنبال آن از علماى قم، نجف، ملت‏هاى مسلمان، رهبران اسلامى و رؤساى جمهور کشورهاى اسلامى استمداد کرد که به داد ملت مظلوم ایران برسند، همچنین همه قدرت‏هاى غربى و شرقى و در رأس آنها آمریکا را که مؤید رژیم شاه بودند، به شدت محکوم کرد. آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر، شوروى از هر دو بدتر، همه از هم بدتر و همه از هم پلیدترند، لیکن امروز سر و کار ما با امریکاست. رئیس‌جمهور آمریکا... این معنا را بداند که امروز در پیش ملت ما از منفورترین افراد بشر است که چنین ظلمى به ملت اسلامى کرده است... امروز تمام گرفتارى ما از آمریکاست، تمام گرفتارى ما از اسرائیل است، اسرائیل هم از آمریکاست، این وکلا هم از آمریکا هستند، این وزرا هم از آمریکا هستند، همه دست‌نشانده ‏آمریکا هستند. اگر نیستند چرا در مقابل آن نمى‏ایستند داد بزنند؟»
امام بار دیگر تأکید کرد که نمایندگان مجلسین، نمایندگان واقعى نبوده و نیستند و اگر فرضاً هم بودند به دلیل تأیید یا سکوت در مقابل این تصویب‌نامه از نمایندگى مردم ساقط شده‏اند. در پایان خطاب به حاضران در مجلس و علما و روحانیون فرمود: موظفید مردم را آگاه نمایید و به نمایندگان مجلس فریاد اعتراض برآورید. سخنرانى با دعاى امام و آمین پرشور مردم به پایان رسید.
پس از این سخنرانى، امام اعلامیه‏اى منتشر کرد و اقدام ننگین و اسارت‌بار دولت و مجلس را درباره تصویب لایحه کاپیتولاسیون افشا و محکوم کرد و آن را «سند بردگى ملت ایران‏»، «اقرار به مستعمره بودن ایران‏» و «ننگین‏ترین و موهن‏ترین تصویب‌نامه غلط دولت‏هاى بى‌حیثیت‏» نامید.
سپس به مردم توصیه و تأکید کرد: ... بر ملت ایران است که این زنجیرها را پاره کنند، بر ارتش ایران است که اجازه ندهند چنین کارهاى ننگینى در ایران واقع شود... این دولت را ساقط کنند، وکلایى که به این امر مفتضح رأى دادند، از مجلس بیرون کنند... بر فضلا و مدرسین حوزه‏هاى علمیه است که از علمای اعلام بخواهند که این سکوت را بشکنند... بر جوانان دانشگاهی است که با حرارت با این طرح مفتضح مخالفت کنند... بر دانشجویان ایرانی ممالک خارجه است که در این امر حیاتی که آبروی مذهب و ملت را در خطر انداخته، ساکت ننشینند.
اقدام شدید امام از سوى رژیم شاه بدون پاسخ نماند. پس از چند روز مطالعه، به دستور مستقیم آمریکا قرار شد که امام از ایران تبعید شود؛ لذا در نیمه‌شب 13 آبان ماه 1343، صدها کماندو منزل امام را در قم محاصره کرده و به دور از چشم مردم، سراسیمه به منزل وارد شدند و ایشان را دستگیر کردند. سپس ایشان را به فرودگاه مهرآباد آوردند و با هواپیماى بارى که از روز پیش به دستور شاه آماده شده بود، به همراه دو مأمور امنیتى به تبعیدگاهش (ترکیه) فرستادند. همان روز رادیو و مطبوعات کشور خبر دستگیرى و تبعید ایشان را در یک جمله به اطلاع مردم ایران رساندند: طبق اطلاع موثق، شواهد و دلایل کافى، چون رویه آقاى خمینى و تحریکات مشارالیه، علیه منافع ملت، امنیت، استقلال و تمامیت ارضى کشور تشخیص داده شد؛ لذا در تاریخ 13 آبان ماه 1343 از ایران تبعید گردید.


امام خامنه ای  در گذر زمان 66

 دوران سخت زندگی سیاسی
اوایل دهه پنجاه فشار و اختناق سیاسی در جامعه ایران حاکم بود. کسانی که در عرصه سیاسی مبارزه و تلاش می‌کردند، زندگی سختی را می‌گذراندند. بسیاری از مبارزان، دانشجویان، مدرسان حوزه علمیه و اهل منبر مرتب دستگیر، بازداشت، زندانی یا تبعید می‌شدند و جمعی از اندیشمندان، روشنفکران و صاحب‌نظران تحت مراقبت بودند و ساده‌ترین اظهارنظرات مورد اتهام قرار می‌گرفت و بسیاری از شخصیت‌های مشهور سیاسی ـ فرهنگی با کوچک‌ترین بهانه‌ای دستگیر می‌شدند و تحت فشار شدیدترین شکنجه‌ها قرار می‌گرفتند، یا به حبس محکوم می‌شدند، یا با وضعی نامساعد سربه‌نیست می‌شدند. ترفندهای ساواک و سایر نیروهای امنیتی در این‌باره بسیار پرماجراست.
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در این ایام در محافل سیاسی ـ فرهنگی آن دوران بسیار فعال بودند و مکرر با دانشمندان جلسات مشترک هم‌اندیشی داشتند، اما حضور ایشان در محافل و مجالس، به‌ویژه رفت‌وآمد از مشهد به تهران با دشواری‌ها همراه بود. مراوده و مشاوره با آقایان استاد شهید مطهری، دکترعلی شریعتی، شهید باهنر، اقامه نماز جماعت، اداره جلسه تفسیر قرآن و آموزش به جوانان پرشور در مشهد و سخنرانی مجالس و مراسم‌های تهران، مانند حسینیه ارشاد، مسجد جامع نارمک، هیئت‌های مذهبی و... از جمله فعالیت‌هایی بود که معظم‌له برعهده داشتند. انجام کارهای پژوهشی، تحقیق، ترجمه و تدوین هم در برنامه‌های ایشان بود. امام خامنه‌ای برای تأسیس مدرسه علمیه طرحی در دست اقدام قرار داده بود که به‌دور از مداخلات سازمان اوقاف باشد، در حالی که ساواک قطعاً برای اجام چنین کاری اجازه نمی‌داد. روزگار بسیار سختی بود و ایشان همواره در رنج و مشقت زندگی را می‌گذراند. معظم‌له در مصاحبه‌ای از اوضاع آن دوران چنین می‌گوید: «زندگی از لحاظ سیاسی، زندگی سختی بود، یعنی زندگی سیاسی، بسیار زندگی سختی بود. خفقان بود و آزادی نبود. من در دوره مبارزات برای جوان‌ها و دانشجوها در مشهد مدت‌ها درس تفسیر می‌گفتم. به بخشی از قرآن رسیدیم که راجع به قضایای بنی‌اسرائیل بود. قهراً راجع به بنی‌اسرائیل هم تفسیر قرآن می‌گفتیم. یک مقدار راجع به بنی‌اسرائیل و یهود صحبت کردم... جزء بازجویی‌هایی که [بعدها] از من کردند این بود که شما علیه اسرائیل و یهود حرف زده‌اید. وضع سیاسی این‌گونه بود.» امام خامنه‌ای سال‌ها جلسات درس تفسیر قرآن را دایر کرده بود. یک مورد آن سلسله نشست‌هایی بود که در صبح روزهای جمعه در مسجد امام حسین(ع) تشکیل می‌شد. اما آهنگ ساواک برای دستگیری، همان به دست آوردن مدارک انکارناپذیر بود که در این‌باره موفقیتی به دست نیاورد و در نهایت به بهانه‌هایی جلسه تفسیر قرآن را تعطیل کرد.

 


از لابه لاي تاریخ

 شوهر سوم اشرف
پرويز، برادر مهدي بوشهري، شوهر سوم اشرف پهلوی و پسر سناتور جواد بوشهري بود. پرويز بوشهري در فرانسه بزرگ شده بود و گویا از آن خُل‌هاي روزگار به شمار مي‌رفت و گاه به چنان كارهاي ديوانه‌واري دست مي‌زد كه در جمع دوستان فرح، اسمش را «زنجيري» گذاشته بودند. پرويز بوشهري به كار دادوستد، آن هم در شكل زدوبند آن شركت داشت و به قول معروف هر جا كه بوي پول مي‌آمد، حاضر و آماده بود در مناقصه‌ها، در صادرات و واردات و در هر كار نان و آب‌دار ديگر دستش در كار بود. خلاصه كلام در تجارت و دادوستد به يك رشته واحد منحصر نبود و آنقدر سر و كله‌اش در همه جا پيدا مي‌شد كه اين اواخر سر و صداي هويدا هم درآمده بود و به وسيله يكي از دوستان نزديك پيغام شفاهي و در عين حال ملتمسانه داده بود كه شما را به خدا به اين پرويز بگویيد كه تكليفش را روشن كند و اينقدر در همه جا حاضر نباشد و اقلاًً حوزه فعاليت تجاري و اقتصادي‌اش را به يكي دو سه تا كار منحصر كند تا ما هم تكليف كار خودمان را بفهميم. در اينجا براي اينكه از شيوه كار پرويز بوشهري نمونه بدهم، ماجراي اختلافي را كه با «فليكس آقايان» بر سر واردات شكر پيدا كرد، بازگو مي‌كنم.
جريان از اين قرار بود كه فليكس آقايان، رئيس فدراسيون اسكي و يكي از دوستان نزديك شاه، در كار واردات شكر دست داشت و وزارت بازرگاني هم طبعاًً به دلیل موقعيتي كه داشت، همراهي‌هاي لازم را با او مي‌كرد و سال‌ها واردات شكر به كشور با نظر و به دست «آقايان» صورت مي‌گرفت و او نفع خودش را مي‌برد و مسئله‌اي هم نبود؛ اما از آنجا كه پرويز بوشهري هر جا كه بوي منفعت استشمام مي‌شد حاضر بود، ميل كرد كه در اين كار هم وارد شود، اما به سد فليكس آقايان برخورد. با اين همه او دست بردار نشد و به‌ویژه كه در اين كار شاپور ريپورتر نيز با او همراه بود و به این ترتيب دو فرد با نفوذ از حلقه دوستان خصوصي دربار شاخ به شاخ شدند. در آن هنگام مهدوي، وزير بازرگاني بود و ماحصل مبارزه اين دو نفر اين شد كه بعضي از اسرار پشت پرده مربوط به واردات شكر از پرده بيرون افتاد و كار به بازرسي و تهيه گزارش رسيد. نتيجه اينكه، مهدوي، وزير بازرگاني و دو تن از معاونان او در مظان اتهام به سوء‌استفاده قرار گرفتند، اما چون كسي زورش به فليكس آقايان و پرويز بوشهري، كه عاملان اصلي بخور بخور بودند، نمي‌رسيد، دو تن از معاونان وزارت بازرگاني را از كار بر‌كنار كردند و پرونده‌ هم براي‌شان تشكيل دادند و مهدوي هم از وزارت بازرگاني كنار گذاشته شد. ولی چون او با هويدا مناسبات نزديك داشت و هويدا هم خودش مي‌دانست كه كار از كجا آب مي‌خورد و دست چه كساني در ماجراست، او را به عنوان وزير مشاور به نخست‌وزيري برد و چون همان هنگام شاه سپهبد حجت، رئيس سازمان تربيت بدني را به دلیل توفيق نیافتن تيم‌هاي ورزشي ايران در المپيك كانادا مورد غضب قرار داده و دستور انحلال سازمان ورزش را داده بود، مهدوي را كه از ورزش و ورزشكاري هيچ اطلاعي نداشت، سرپرست سازمان منحل شده تربيت بدني كرد كه به‌‌منزله چرخ پنجم فعلاًً انجام وظيفه كند.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 


واکاوی موضوع مذاکره در کربلا در گفت‌وگوی اختصاصی صبح‌صادق با دکتر حشمت‌الله قنبری
 شب عاشورا هیچ مذاکره‌ای انجام نشد!
مجتبی برزگر
 


 رهبر معظم انقلاب در 15 مهرماه امسال در جمع فرماندهان و جمعی از خانواده‌های شهدا و کارکنان نیروی دریایی ‌سپاه سخنان مهمی ایراد کردند و با اشاره به موضوع مذاکره فرمودند: «اینکه برخی سهل‌اندیش و سهل‌انگار موضوع مذاکره با آمریکا را به مذاکره حضرت‌علی(ع) و امام‌حسین(ع) با دشمنان ربط می‌دهند؛ چنین تحلیل‌هایی درخصوص مسائل تاریخ اسلام و مسائل کشور نهایت ساده‌اندیشی است؛ زیرا حضرت‌علی(ع) با زبیر و امام حسین(ع) با عمر‌بن‌سعد مذاکره به معنای امروز، یعنی معامله نکردند؛ بلکه هر دوی این بزرگواران به طرف مقابل خود به گونه‌ای نهیب زدند و با قصد نصیحت وارد شدند.»
طرح این موضوع ما را برآن داشت به سراغ دکتر حشمت‌الله قنبری، استاد دانشگاه و پژوهشگر تاریخ اسلام برویم و درباره این موضوع با وی گفت‌و‌گویی داشته باشیم. این مصاحبه در آستانه ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) انجام شد که مشروح آن پیش‌روی شماست.

* در آغاز با توجه به سخنانی که به تازگی در باره مذاکره اهل بیت (ع) با دشمنان‌شان می‌شنویم، بفرمایید این مطالب چقدر با تاریخ همخوانی دارند؟
ابتدا باید عرض کنم که اگر در اظهارات خود لاجرم به استناد تاريخى از اوليای دين اشاره می‌کنم چون ذوات مقدسه را الگو و اسوه‌حسنه براى هدايت و سعادت جامعه مى‌دانم؛ حقیقتاً نمى‌توانم در تحليل ناهنجاري‌ها و كاستي‌هاى دستگاه‌هاى خدمتگزار كشور به روش و مشى حضرات معصومين(علیهم‌السلام)، بى‌اعتنا باشم.
متأسفانه عده‌ای درباره موضوع مذاکره در کربلا، مطالبی را مطرح می‌کنند که باید اسناد تحليل‌ها و برداشت‌هاي‌شان را ارائه کنند. شايد صفحات نانوشته‌اى از تاريخ حضرت سيد‌الشهداء(ع) در اختيار آنان است كه تاكنون در جايى منتشر نشده است.
يك وقتى عده‌اى كارشناس و صاحب‌نظر دينى يا غيردينى قطعه‌اى از تاريخ پيامبر اسلام(ص) و اهل‌بيت(علیهم‌السلام) را در يك مجمع و نشست ‌علمى مورد تحليل و حتى نقد قرار مى‌دهند و ساعت‌ها گفت‌وگو مى‌كنند؛ به اعتقاد بنده اين عمل نه‌تنها عيب ندارد، بلكه مى‌تواند راه‌گشا بوده و پرده از حقايق پنهان بسيارى بردارد، اما اگر سيره و تاريخ اوليای خدا براى توجيه اغراض سياسى مورد دستبرد قرار گيرد، اين مصيبت بزرگ و خيانتى دردناك به اعتقادات مسلمانان است و آثار بسيار بدى نيز برجاى خواهد گذاشت.

*آقای دکتر! شما یک پژوهشگر مشرف به تاریخ اسلام هستید، از دریچه تاریخ گفت‌وگو را ادامه دهیم که به قول خودتان از این طریق نتیجه تحقیقاً حاصل می‌شود.
درست است؛ از گفت‌وگوى تاريخى نتيجه حاصل خواهد شد. بنده معتقدم پس از مرگ معاويه و به قدرت رسيدن يزيد اصولاًً هيچ‌ موضوع و زمينه‌اى براى مذاكره و تعامل وجود نداشت؛ نه يزيد اهل مذاكره به معناى سياسى موردنظر ما بود و نه حضرت سيد‌الشهداء(ع) استكبار بنى‌اميه را قابل اصلاح مى‌ديد كه باب مذاكره‌اى را بگشايد. مهم‌ترين منابع تاريخى اين‌گونه روايت كرده‌اند كه پس از درگذشت معاويه و به قدرت‌رسيدن يزيد، وى نامه‌اى را با يك پيوست به سوى وليد‌بن‌عتبه فرستاد.
در نامه اصلى خبر مرگ معاويه و حكومت خود را ابلاغ كرده بود و در نامه محرمانه پيوستى اصلى‌ترين راهبرد خود در حكومت را در قالب يك فرمان صريح، قاطع و خطرناك ابلاغ كرده بود؛ «حسين بن علی، عبدالله‌بن‌عمر و عبدالله‌بن‌زبير را احضار كن و بر آنها سخت بگير و آنها را بدون ملاحظه و بى‌امان به بيعت وادار كن. والسلام»
پایان نامه، ابلاغ قاطعيت سازش‌ناپذير نويسنده نامه است؛ يعنى هيچ‌گونه حق و اختيارى در صلح و سازش براى تو وجود ندارد و بدون حرف و حديث فرمان ما را اجرا كن. هنگامي ‌كه وليدبن‌عتبه از محتواى ‌نامه و متن فرمان يزيد آگاهى يافت آنچنان دچار هراس شد كه آرزوى مرگ كرد. چرا؟! براى اينكه وليد به درستى عمق فاجعه را در امر طاغوت بنى‌اميه دريافته بود.
او مى‌دانست خواسته يزيد زمينه‌سازى براى انجام بزرگ‌ترين فاجعه در امت ‌اسلام است. وليد، واکنش شخصيت ‌والا و عظيم امام‌حسين(ع) را درباره اين پروژه درك مى‌كرد و تحليل درستى از خواسته و واکنش طرفين اين ماجراى بزرگ داشت؛ از این رو در همان‌ شب با وجود اختلاف و كدورتى كه با مروان‌بن‌حكم داشت او را براى مشاوره احضار كرد و محصول مشورت‌هاى آن دو اين شد كه در همان شب حضرت سيد‌الشهداء(ع) را احضار كرده و خواسته يزيد را به او ابلاغ كنند.
رأى مروان اين بود كه اگر امام حسین(ع) از بيعت استنكاف ورزيد سر از بدن او جدا شود. وقتى دعوت حكومت مدينه به حضرت‌اباعبدالله(ع) رسيد، آن حضرت با گروهي از جوانان بنى‌هاشم و پيروان خود كه مهياى نبرد بودند به سوى قصر حكومتى روانه شد.
ملاحظه مى‌‌کنید كسى از سوى حكومت اموى مأمور به مذاكره با حضرت‌اباعبدالله(ع) به منظور رسيدن به توافق و مصالحه نيست. مأموريت عمال بنى‌اميه اين است كه در قدم اول امام(ع) را به بيعت وادار کنند؛ البته بيعت با مذاكره تفاوت دارد.
بيعت امام(ع) يعنى مشروعيت پيدا كردن حكومت يزيد بدون هيچ چون و چرایی. اما در نقطه مقابل سازش و تسليم حضرت سيدالشهداء(ع) می‌توانست دستاوردهاى بى‌ارزش دنيايى را براى ايشان به ارمغان آورد. دستاوردهاى طرفين قابل تطبيق نيست كه بخواهد از آن صلحى به دست بيايد، دعوت به مذاكره از سوى وليد، يعنى اينكه امام حسين(ع) بيايد و سند بيعت و ميثاق با يزيد را امضا كند و سپس منتظر بماند كه حكومت چه تصميمى درباره او خواهد گرفت.

*اما بر خلاف روایت‌های صریح تاریخی که می‌فرماید امروز عده‌ای برای قانع کردن مردم در موضوع مذاکرات از مذاکرات امام حسین (ع) با دشمن سخن به زبان می‌آورند!نظر شما در این باره چیست؟
تاريخ شهادت مى‌دهد حضرت سيدالشهداء(ع) حتى براى يك لحظه به اين جنس مذاكرات فكر نمی‌کردند؛ از این‌رو در همان شبى كه به دارالحكومه مدينه وارد شدند در نهايت قاطعيت تكليف همه را روشن كردند ، زماني هم ‌كه امام قصد مراجعت داشتند، مروان با فهم درستى كه از حضرت اباعبدالله(ع) داشت از وليد خواست تا اجازه خروج از مركز حكومت را به حضرت ندهد.
برخورد امام حسین(ع) با مروان بسيار رسا و گويا بود و هر ابهامى را برطرف مى‌كرد؛ آن حضرت در حالي كه نگاه مصمم و غضب‌آلود خود را به سوى مروان معطوف كرده بود با تندى فرمود: «اى پسر زن زرقاء! تو قصد كشتن مرا كرده‌اى يا وليد را در معرض ‌مرگ قرار مى‌دهى؟!» سپس بدون اعتنا به مروان، به وليد فرمود: «ما خاندان نبوت و سرچشمه‌ رسالت و محل آمد و شد فرشتگان و جايگاه رحمت خداونديم، خداوند با ما آغاز فرمود و با ما نيز ختم كرد، يزيد مردى تبهكار، شرابخوار و قاتل انسان‌هاى بي‌گناه است كه آشكارا گناه مى‌كند. مثلى لا يبايع مثله ، شخصى همانند من هرگز با فردى مثل يزيد بيعت نخواهد كرد.»
همه‌چيز با مرگ معاويه دگرگون شده بود و جبهه باطل، زمان را براى حذف حقيقت تابناك حضرت سيد‌الشهداء(ع) مناسب تشخيص داده بود. امام حسین(ع) تنها راه احيا و صيانت از كتاب و دين خدا و سنت نبوى و علوى را در هجرت و جهاد مقدس مى‌دانست.
توجه دارید که از مدينه و در آغاز اين فرآيند شگفت‌انگيز اصلاً هيچ‌‌یک از طرفين براى مذاكره گفت‌وگو نمى‌كنند؛ بنى‌اميه اراده تحميل ذلت و به سازش‌كشاندن و بيعت گرفتن از حضرت اباعبدالله(ع) را ندارد و حضرت سيدالشهداء(ع) نيز عزم‌شان جزم و سخنان‌شان عتاب‌آلود و از موضع اقتدار و انذار است.
اگر بنا به مذاكره و مصالحه بود مدينه مناسب‌ترين مقام و مكان براى مذاكره بود و اصلاً معنا ندارد شخصيتى مانند حضرت‌سيدالشهداء(ع) تمام موجوديت خاندان وحى و مخدرات حرم نبوت و امامت را از مدينه پيامبر(ص) به كربلاى پربلا منتقل كند تا در حلقه محاصره بى‌رحمانه دشمن سفاك مستكبر با آنها مذاكره كند!
شب عاشورا هيچ مذاكره‌اى با عمربن‌سعد انجام نشد و تنها مذاكره گفت‌وگوى حضرت عباس(ع) براى تأخير جنگ به روز عاشورا بود و علت اين درخواست نيز پرداختن به عبادت و ستايش پروردگار عالم بود.
شما مى‌دانيد كه روز هفتم محرم همه راه‌هاى دسترسى به آب مسدود شد؛ اصولاًً تحریم آب و نيازهاى اساسى بندگان خدا عملی غيرانسانى و ناجوانمردانه است که جز با معیارهاى استكبارى و شـیطانی سازگار نيست. یزیدبن‌حصین که از زهاد معروف روزگار خود به‌شمار می‎آمـد از حضرت سيدالشهداء(ع) اجازه خواست تا به سوى عمربن‌سـعد رفته و او را از زشتی عمل تبهكارانه‌اش آگاه کنـد. با موافقت امام(ع)، یزید به سوى خيمه عمربن‌سـعد رفت و بدون آنکه سـلام کند به خیمه فرماندهى وارد شد و بدون كسب اجازه نشـست.
ابن‌سـعد در حالی که شرمگین شده بود خطاب به یزیدبن‌حصین گفت: اى مرد همدانی! می‌دانم که آزار رساندن به خاندان پیامبر(ص) حرام است، اما عبیدالله‌بن‌زياد مرا بـه ایـن کـار وادار کرده اسـت و مرا در اوضاع سخت و حساسـی قرار داده است که تکلیـف خـود را نمی‌دانم؟! اگر بخواهم از حکـومت رى صرف‌نظر كنم كه نور چشمان من است و چنين قدرتى ندارم! اگر دستم را به خون حسين آلوده كنم، پاداشى جز عذاب الهى برايم نخواهد بود!
اين ترديد سبب شد يزيدبن‌حصين بدون دستاورد مناسب به اردوگاه توحيدى حضرت‌ سيدالشهداء(ع) بازگردد و ضمن ارائه گزارشى از ماوقع اظهار كند كه پسر سعد بر قتل شما مصمم است. مرحوم علامه مجلسى در جلد ٤٤ بحارالأنوار این‌گونه آورده‌ است که امام حسین(ع) در يك اقدام حكيمانه به عمروبن‌قرظه انصارى مأموريت داد تا از عمربن‌سعد دعوت كند شب هنگام در منطقه حائل ميان دو سپاه به ملاقات آن حضرت بيايد. پسر سعد ضمن اجابت دعوت امام(ع) با فرارسيدن شب همراه با 20 تن از ياران و مراقبانش به محل قرار رفت. حضرت سيدالشهداء(ع) نيز با 20 تن از ياران خود به آنها ملحق شد و بلافاصله رشته كلام را در دست گرفت و خطاب به عمربن‌سعد فرمود: «واى بر تو اى پسر سعد! آیا از جنگ با من بيمناك نيستى؟! تو كه نسب مرا بهتر از همه اينها مى‌شناسى؛ از خـدایی که بازگشت تو به سوى اوست براى جنگ با من ترسـی نداري؟ اینها را رها کن و با من باش؛ چون من تو را به خدا نزدیک‏ می‏کنم.»
عمربن‌سـعد در حالي كه تحت‌تأثير نصايح عتاب‌آلود امام(ع) قرار گرفته بود در پاسخ به آن حضرت گفت: «می‌ترسم اگر از این گروه جدا شوم، خانه‌ام را خراب کنند.» امام(ع) فرمود: «من خانه‌ات را دوباره می‌سازم». عمربن‌سـعد گفت: «از اينكه املاك مرا مصادره كنند، هراس دارم.» امام مجدداً در پاسخ فرمود: «اگر املاك تو را مصادره كردند از اموالی که در حجاز دارم، بهتر از آن را به تو خواهم داد.»
عمربن‌سعد با بهانه‌تراشى به اقبال خود لگد زد و گفت: «اگر من به شما بپيوندم عبيدالله بر خانواده من خشم خواهد گرفت و من نگران آنها هستم كه از دم تيغ گذرانيده شوند.»
حضرت سيدالشهداء(ع) از گفت‌وگوى با عمربن‌سعد دريافتند كه او از تصمیم خود بازنمی‌گردد و هوس رياست بر ملک ‌رى به شـدت او را فریفته است؛ از این‌ رو در حالی که از هدايت وى مأيوس شده بود و از جای برمی‌خاست، فرمود: «پسر سعد چه بر سر تو آمده است؟! خداوند جانت را در بستر بگیرد و در قیـامت تـو را نیـامرزد. بـه خـدا سوگنـد می‌دانم از گنـدم ری جز مقـدار كمى نخـواهی خـورد.» عمر‌بـن‌سـعد با پوزخندى از سر غفلت، تكبر و طمع گفت: «جو ما را بس است.»

*این مذاکره چند ویژگی یا مشخصه داشته است؟
مذاكره حضرت سيدالشهداء(ع) با عمربن‌سعد از چند ويژگى برخوردار است؛ اولاًً با وجود نابرابر بودن عِده و عُده ابتكار مذاكره با حضرت سيدالشهداست. ثانياً در اين مذاكره طرفين چيزى را رد و بدل نمى‌كنند، بلكه تنها حضرت اباعبدالله(ع) است كه خيرخواهى مى‌كند، هدايت مى‌فرمايد و سعادت مى‌بخشد.
ثالثاً موضع امام(ع) با وجود تمام محدوديت‌ها، فرازمند است و از موضع قدرت عالي‌ترين مقام ميدانى، جبهه ضدتوحيد را فرماندهى مى‌كنند؛ اينكه عمربن‌سعد شايستگى نشان نداد و خود را به يك چهره منفور و مطرود تاريخى تبديل كرد مطلب ديگرى است. توجه داشته باشيد از ابتدا تا انتهای مذاكره امام حسین(ع) با اقتدار چه در مقام نصيحت، چه به لحاظ اعطا، چه به لحاظ تندى و تهديد و انذار عمل می‌کند و عمرسعد جز يك مفلوكِ منفعلِ تحقيرشده دنياطلب نيست.
نويرى در جلد هفتم نهاية‌الارب و ديار بكرى در جلد دوم تاريخ‌الخميس نوشته‌اند: بعد از مراجعت عمربن‌سعد به اقامتگاه خود وى در نامه‌اى به عبيدالله نوشت كه حضرت سيدالشهداء(ع) به وى سه پيشنهاد ارائه كرده‌اند؛ اول اينكه اجازه داده شود تا به مدینه بازگردد، دوم اينكه اجازه داشته باشد به یکی از مناطق مرزى قلمرو اسـلامی کوچ کند و سوم اينكه خود امام(ع) با یزید رو‌به‌رو شود و در حضور وى تصمیم بگیرد.
اين ادعاها ممكن است ساخته ذهن عليل خود ابن‌سعد بوده باشد با اين اميد كه دستش به خون پسر پيامبر(ص) آلوده نشود، يا اينكه ارباب جعل و تحريف با اين حرف‌هاى بى‌اساس در مقام تضعيف امام حسين(ع) دست به چنين جعليات ناجوانمردانه‌اى زده باشند. ابن جوزى در صفحه ١٤١ تذكرةالخواص و ابن‌ اثير در جلد سوم الكامل از قول عقبة‌بن‌سـمعان که از آغاز سفر با امام(ع) همراه بوده این ادعاى بى‌اساس را تکذیب کرده است و می‌گوید: «به خدا سوگند امام هرگز چنین پیشـنهادي که در پندار مردم است، نداده که دست در دست یزید بگذارد، یا به مرزي از مرزهاي مسلمانان روانه شود.»

*شما در جایگاه یک استاد دانشگاه اوضاع کنونی کشور را چگونه تحلیل می‌کنید؟
بنده معتقدم اوضاع امروز كشور ما اوضاع بسيار مهم و پيچيده‌ای است؛ موضوع توافق هسته‌اى با همه سخنانى كه در اطراف آن وجود دارد ما را به دوره جديدى وارد كرده است؛ دوره‌اى كه مجموعه‌اى از تهديدات و فرصت‌ها را پيش‌روى ملت ما قرار داده است. به هر حال پديده‌اى به‌نام «برجام» وارد متن زندگى ما شده است و دولت در ادامه گفت‌وگوهاى طولانى‌ مدتى كه همه دولت‌هاى پيشين با جبهه ضدانقلاب اسلامى داشته‌اند به توافقى دست يافته است كه اگر درست مديريت نشود، ممكن است به بلايى براى كشور تبديل شود.
اینکه می‌گویم بلا براى اين ‌است كه دشمن قابل اعتماد نيست؛ براى اين ‌است كه كينه‌توزى دشمن متوجه اصل و اساس اسلام و انقلاب اسلامى است و موضوع انرژى هسته‌اى دستاويز فتنه‌گرى اوست و در آينده نيز دست از سر ما بر نخواهد داشت.
اين ساده‌انديشى است كه كسى باور كند با اين توافق يا 10 توافق ديگر مانند توافق هسته‌اى كار كشور بسامان مى‌شود و همه‌چيز گل و بلبل خواهد شد؛ مشكلات كشور ما با فهم عميق و وسيع و همچنین تشخيص درست مشكلات و همت بلند مسئولان و كارگزاران كشور قابل اصلاح است.
اگر مسئولان كشور به توانایي‌هاى داخلى و سرمايه‌هاى عظيم ملى اعتقاد و اعتماد داشته باشند، با تدبير درست و حذف حواشى و فروع مخرب مى‌توانند منشأ اثر باشند و اگر معتقد باشند كه يك شب از بيرون كشور دست غيبى مى‌آيد و كارها را بسامان مى‌كند، اين خوش‌خيالى و خوابی بى‌تعبير است.
اما اينكه عده‌اى فضا را پر از يأس و نوميدى كنند و معتقد باشند كه عده‌اى خيانت كرده‌اند و با اين برنامه جامع همه ارزش‌هاى انقلاب ‌اسلامى و استقلال كشور از دست رفته است و از فردا آمريكا و اذناب او بر مواضع كليدى كشور سلطه پيدا خواهند كرد اين فهم نيز نادرست، ظالمانه و خلاف واقع است.
هيچ‌كسى در جمهورى اسلامى نه از چنين اختيار قانونى برخوردار است و نه با حضور افتخارآميز ولى امر مسلمين و امت بيدار و بصير ايران، قواى مسلح کشور، حزب ‌الهى شجاع و توانمند، جرئت پرورانيدن چنين انديشه‌اى را در ذهن خود دارد.
ممكن است متأثر از برخى ساده‌انديشي‌ها و تصميم‌گيري‌هاى نابه‌جا براى كشور، هزينه درست شود و نظام به زحمت بيفتد، ولى در اوضاع امروز هيچ‌گونه خطر جدّى متوجه استقلال و عزت اسلامى ملت ايران نخواهد بود. خوشبختانه يا متأسفانه اين حقيقت ‌انكارناپذیر را دشمنان انقلاب اسلامى بهتر از برخى سياسيون ما دريافت كرده‌‌اند، اما همه اينها سبب نمي‌شود كه ما حتى براى يك لحظه از تهديدات استكبارى غافل شويم.
امروز مهم‌ترين هدف دشمن ايجاد شكاف و درهم شكستن وحدت ملى و انسجام اسلامى ماست. يكى از مهم‌ترين ابزارهاى اعمال اين سياست پليد همين توافق هسته‌اى است. آ‌نها با تهديد، با ارائه و تحميل تحليل‌هاى نادرست و برجسته کردن توانایي‌هاى خود و به بازى گرفتن احساسات و عواطف مردم به دنبال ايجاد يأس در جامعه ايران هستند.
اين همه سرمايه‌گذارى مادى، معنوى و تبليغاتى آمريكاى جنايتكار و هم‌پيمانان تبهكارش نشانه اين است كه كشور ما به اقتدار رسیده و توانایي‌ها و ظرفيت‌هاى ملى ما بزرگ و در گستره منطقه‌اى و جهانى تأثيرگذار است. حقیقتاً در ايران رشد و بالندگى علمى و پژوهشى و افكار بلند و توسعه‌اى به یک حالت زوال‌ناپذيرى تبدیل شده است كه مى‌تواند احياكننده تمدن بزرگ اسلامى باشد.
ما نبايد با تضعيف و نقدهاى بى‌ادبانه و تحقير برادرانى كه ممكن است بر افكار و اعمال آنها نقدى نيز داشته باشيم، آب به آسياب دشمن بريزيم. به‌ویژه در مجالس و محافل اهل‌بيت(علیهم‌السلام) به طور جدى بايد رعايت حريم خداوند متعال را كرده و از آلوده‌كردن مجالس به تهمت، غيبت و دروغ و گفتمان غيرمودبانه و يأس‌پراكنى اجتناب كنیم.

*با توجه به تحولات منطقه و جهان اسلام و فاجعه منا در محرم امسال چه چیزی می‌تواند به‌منزله اصلی‌ترین شعار پیگیری شود؟
محرم يعنى فهم، تحليل و انتخاب درست؛ محرم يعنى شناختن نقطه كانونى فتنه و حفظ و انتشار تمام غيض و نفرت براى دشمن و تمام محبت را نثار دوست كردن و محرم يعنى شناخت دوست از دشمن؛ زمانى اين دستاوردها براى اهل ايمان حاصل مى‌شود كه محور فكر و قول و عمل‌شان امام حق باشد.
امروز محور و مدار دين‌مدارى و عزت‌اسلامى ما وجود مبارك رهبر معظم انقلاب است. ميزان محبوبيت و صحت عمل مقامات و كارگزاران كشور رضايت يا نارضايتى معظم‌له است؛ كسى نبايد به خود اجازه بدهد در مجالس اهل‌بيت(علیهم‌السلام) با سخنان بى‌موقع و غيرضرورى به اتحاد ملى خدشه وارد كند. حقیقتاً محرم يعنى گوش به فرمان امام سپردن و تا آخر با امام حق ماندن که این دغدغه به اعتقاد بنده باید به‌مثابه مهم‌ترین مطالبه یا شعار هیئات مذهبی کشور دنبال شود.

*می‌دانید که یکی از عوامل به‌وجود آورنده حادثه عاشورا، بی‌بصیرتی خواص بود که عموم جامعه را نیز دربرگرفت، اگر خدایی ناکرده روزی انقلاب اسلامی را چنین آسیبی دربرگیرد برای جلوگیری از این اتفاق و گرفتاری مجدد بی‌بصیرتی باید چه اقداماتی صورت گیرد؟
بحمدالله امروز به چند علت مهم براى سرنوشت كشور ما اين‌گونه نگراني‌ها وجود ندارد؛ اول اينكه قاطبه ملت ايران در جايگاه خواص به معناى فرزانگى، فهم درست و تحليل انديشمندانه و موضع‌گيرى و واکنش قاطع در برابر مفاسد و فتنه‌ها تكيه زده‌اند و تجربه تاريخى انقلاب اسلامى شهادت مى‌دهد كه روح و روحيه عوامى در سطح بسيار عميق و گسترده‌اى از ملت بزرگ ايران دور است.
شما در همه مواضع تهديد و خطر ملاحظه کرده‌اید که مردم خواص اصطلاحى و صاحب‌منصبان را به شكلى مؤثر و راهبردى به صراط مستقيم هدايت كرده‌اند و دست‌اندازي‌هاى نرم و سخت دشمن را با قدرت قاهره خود در هم شكسته‌اند.
دوم اينكه ملت بزرگ ايران در سايه هدايت و روشنگري‌هاى مستمر شخصيتى بزرگ همچون رهبر معظم انقلاب حماسه‌آفرينى كرده و مى‌كنند كه موهبتى الهى است. شما در همين ماجراى فاجعه منا ديديد دستگاه رسمى ديپلماسى و تمام دولت و سران و مسئولان كشور در شيوه برخورد با رژیم تبهكار آل‌سعود به بن‌بست رسيدند. هر روشى را كه به كار بستند ناكام ماندند.
بى‌اعتنايى، تحقير و خيره‌سرى آنها نسبت به مسئولان كشور ما كه در سايه حمايت سران روسياه آمريكا انجام مى‌شد مانند اصل فاجعه و مرگ مظلومانه حاجيان بيت ‌الهى تلخ و دردناك بود، اما تهديد حيدرى و علوى آقا نه تنها غرور ملى ما را بازگرداند و مرهمى بر قلب‌هاى زخمديده ملت ما شد، بلکه صولت دشمن را شكست و از مستكبران يك چهره تحقير شده بى‌ارزش به نمايش گذاشت. ابتكار و اقدام حضرت آقا در اندازه يك انقلاب تمام‌عيار ارزش داشت.
عظمت بازگرداندن پيكر جانباختگان منا كه پس از انفعال و هراس سران آل‌يهود صورت گرفت، انحصاراً محصول اقتدار و از بركات وجود مبارك مقام معظم رهبری است تا اين مردم آگاه و مجاهد بدانند تا اين امام بينا و مقتدر هستند خطرى كشور و انقلاب ما را تهديد نمى‌كند.
 


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

 گفتاری از امام موسی صدر
امام حسین(ع) همه چیز را برای خدا تقدیم کرد

هدف زیارت وارث، حرکت بخشیدن و پویایی به عاشورا و خارج کردن این واقعه از انزوا و مخالفت با جداسازی آن از گذشته و آینده است؛ زیرا ‌که همه خطر در این است که عاشورا فقط به یادبودهایی بدل شود و واقعه کربلا تنها برای کتاب‌ها و سیره‌نویسی، یا ذکر آن برای اجر و ثواب اخروی باشد. بیم آن می‌رود که این حادثه از ظرف زمانی خود فرا‌تر نرود و مقتل حسین(ع) و یارانش در‌‌ همان سال ۶۱ هجری مدفون شود.
برای اینکه‌ این خواست و کینه و کنار نهادن واقعه محقق نشود و کار امام حسین(ع) هدر نرود، پاره‌ای فقرات در این زیارت آمده است، تا میان شهادت حسین(ع) و ستیز همیشگی حق و باطل پیوند برقرار سازد.

دشمنان حسین(ع)
دشمنان حسین سه گروه هستند: گروه اول؛ کسانی که حسین و یارانش را کشتند. آنان‌ ستمکار بودند، اما اثرِ ستم‌شان ناچیز است؛ زیرا‌ که جسم را کشتند و چادر‌ها را به آتش کشیدند و اموال را به غارت بردند. آنان چیزهای محدودی را از میان بردند. اگر حسین در سال ۶۱ هجری به شهادت نمی‌رسید، در سال دیگری از دنیا می‌رفت. پس خطرِ اصلی چیست؟ آنان با کشتن حسین(ع) چه چیزی را محقق ساختند؟ باید گفت که آنان مرگ حسین(ع) را جاودانه و همیشگی کردند. بنابراین، خطر دشمن اول و ظالم اول، محدود است.
گروه دوم؛ کسانی که کوشیدند تا آثار حسین(ع) را پاک سازند. بنابراین، نشانه‌های قبرش را از میان بردند و بقعه‌ای را که در آن به خاک سپرده شده بود، به آتش کشیدند، یا مانند بنی‌عباس، حرم امام حسین(ع) را به آب بستند.
اینان مانع عزاداری برای حسین(ع) شدند، چنانکه در عصر عثمانی این‌گونه بود. خطر این گروه بیش از گروه اول است، اما در اجرای برنامه‌های‌شان ناتوان ماندند، ما امروز شاهد گسترش زمانی و مکانی عزاداری‌های امام حسین(ع) هستیم.
گروه سوم؛ این گروه بر آن بودند تا چهره امام حسین(ع) را مخدوش کنند و واقعه کربلا را در حد سالگرد‌ها و عزاداری‌ها نگه‌ دارند و آن را در گریه و اندوه و ناله منحصر کنند. ما بر حسین(ع) بسیار می‌گرییم، اما هرگز در گریه متوقف نمی‌شویم. گریه ما برای نو کردن اندوه‌‌ها و کینه‌‌ها و میل به انتقام و خشم بر باطل است. اینها انگیزه ما برای گریه است.
چرا از به خاک افکنده شدن امام حسین(ع) یاد می‌کنیم و آن را در مقاتل می‌‌خوانیم؟ ناله‌ها و شیون‌های دلخراش. ماجرا را صحنه به صحنه می‌‌خوانیم تا واقعیت را پیش رو آوریم و خطر ستم‌پیشگان و سنگدلی‌شان را دریابیم، همچنین، ابعاد فداکاری و تأثیر آن را بفهمیم. پس، ما تنها به شیون بسنده نمی‌کنیم و حسین(ع) را تنها شهید اشک‌ها نمی‌دانیم و برآنیم که تکلیف ما فقط با عزاداری‌ به انجام نمی‌رسد. اگر در تاریخِ نبردِ میان حق و باطل، واقعه کربلا را از مقطع زمانی خود خارج سازیم و آن را با گذشته پیوند دهیم، به‌طور طبیعی حادثه با آینده هم پیوند می‌خورد. چنانکه می‌گوییم حسین(ع) وارث آدم(ع)، نوح(ع)، موسی(ع) و عیسی(ع) است و امام صادق(ع) و باقر(ع) و رضا(ع) میراث‌دار او هستند و هر کسی که با باطل می‌ستیزد و همه توان و حیات خود را در راه دفاع از حق تقدیم می‌کند، میراث‌دار اوست.
حق و باطل از ازل با هم در ستیز بودند. این سنت خداوند است کـه در هستی، هم امکان انجام دادن خیر هست و هم شر. ما راه خیر را، چشم‌بسته و بدون آگاهی از شر، طی نمی‌کنیم. آدمی، در هر موقعیتی خود را در نبردی آزاد می‌بیند که می‌تواند خیر را برگزیند، یا در چاه شر سقوط کند. اگر خیر را برگزیند، کامل می‌شود؛ زیرا این گزینش پس از نبردی جانکاه و درونی بوده است.
وجود خیر و شر دو جبهه ابدی و ازلی پدید می‌آورد. جدّ ما، حضرت آدم(ع)، برگزیده خدا، جبهه اصلی را رهبری کرد و نبرد میان قابیل و هابیل صورت پذیرفت. نبرد از‌‌ همان لحظه اول رنگ خون به خود گرفت. این نبردِ سخت که آغاز شد، از‌‌ همان زمان تا به امروز و تا ابد، تجربه‌ای در اختیار انسان قرار داد.

انواع ستمكاری
نبردِ حقیقی میان ستم‌پیشه و ستم‌دیده است؛ زیرا‌ که ستم شکل‌های گوناگونی دارد. گاهی ظلم حالت شخصی دارد؛ کسی دیگری را می‌زند، برادری برادرش را می‌زند، یا شخصی به همسایه‌اش آزار می‌رساند. این نبرد‌ها شخصی است.
گاهی ستم ویژگی دیگری می‌یابد. استعمار ستمی سیاسی است و استعمار‌گران به مردم ستم می‌کنند؛ آزادی و سرزمین و وطن‌شان را غصب می‌کنند. این چیز‌ها را گاهی به کمک سیاست غصب می‌کنند و گاهی به زور شمشیر.
گاهی نبرد ویژگی اقتصادی می‌یابد؛ استثمار‌کننده و استثمارشونده. گروهی با فریب، زور و ربا اموال دیگران را می‌دزدند. گاهی نبرد با ویژگی فرهنگی و فکری نمودار می‌شود. یکی از متفکران این ستم را «استحمار» می‌نامد. استحمار یعنی اینکه مردم را نادان نگه دارند. در اینجا نیز ستمکار عقل، اندیشه، آگاهی و احساس ستمدیده را نادیده می‌گیرد.
قرآن کریم همه انواع ستم را معرفی می‌کند و ستمدیدگان را یکجا نشان می‌دهد: «وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ».
مستضعفان جست‌وجو می‌کنند، همدل می‌شوند، توسل می‌جویند، ناله و فریاد سر می‌دهند و سرانجام خداوند برای آنان رهبر یا وحی یا پیامبری می‌فرستد، تا آنان را گردِ هم آورد و رهبری کند. همه پیامبران، کسانی که فریادشان خدای واحد و احد بود، همیشه در میان عده بسیاری مستضعف بودند. آنان در کنار مستضعفان می‌ایستادند، نه به علت کینه‌ از قدرتمندان؛ چرا‌که عقده‌ای در کار نیست، بلکه به سبب بیزاری از ظلم. آنان می‌خواهند زورمداران و ستمگران را از عرش‌شان فرو کشند.
نبرد بالا می‌گیرد. مستضعفان به پا می‌خیزند، بر گِرد پیامبر خود فراهم می‌آیند و نبرد را آغاز می‌کنند، فداکاری می‌کنند تا ستمکار از عرشش سقوط کند و از طغیانش دست بشوید. مستضعفان در برابر استعمار و استثمار و استحمارِ ستمکار می‌ایستند.
سرانجام ستم در برابر اکثریت شکست می‌خورد و ستمکار نیز در‌هم می‌شکند. سپس ستمکار جامه نو بر تن می‌کند؛ جامه انبیا و لباسِ دین. به دعوت جدیدی فرامی‌خواند و شعار دفاع از مصلحت مردم را سر می‌دهد. اعلام می‌کند که در کنار مستضعفان است. مستضعفان می‌بینند ستم از درون خودشان پا گرفته است؛ غصب، استبداد، استعمار، استثمار و استحمار از درون خودشان است. در این هنگام نبردی دیگر آغاز می‌‌شود. بدین‌گونه این نبرد از ازل تا ابد پاینده است.
این سنت خداوند است. این نبرد همیشگی برای این است که آدمی بتواند با اراده کامل خود، از میان خیر و شر، یکی را انتخاب کند و این‌گونه است که سلسله پاینده ستیز میان ستمکار و ستمدیده کامل می‌شود.
از این رو، واقعه کربلا نبردی منفک و پدیده‌ای یگانه در تاریخ انسان نیست، البته، با دیگر حلقه‌های تاریخِ نبرد، تفاوت دارد و همچنان‌که این حلقه با گذشته پیوند دارد، با آینده نیز در پیوند است.

در كدام جبهه‌ایم؟
ما با این یادکرد‌ها و عزاداری‌ها و برپایی مجالس سوگ، می‌کوشیم تا این واقعه‌ را همچون رویدادی تازه تجربه کنیم. به سخنان امام حسین(ع) گوش فرامی‌دهیم: «ألا تَرَونَ الحَقَّ لا یُعمَلُ بِه وَ الباطِلَ لایُتَناهَی عَنهُ»؛ آیا نمی‌بینید به حق عمل و از باطل دوری نمی‌شود. ایـن سخن در گـوش عـزاداران طنین می‌افکند و انسان را وا‌می‌دارد تا هوشیار باشد که امروز چه باید بکند؟ تا وقتی که نبرد ادامه دارد و دو جبهه از هم متمایز است و تا هنگامی که دو جبهه رهبران و پیروان خود را دارد، ما باید ببینیم در کدام جبهه هستیم؟
وقتی که انسان معاصر درمی‌یابد که نبرد امام حسین(ع) با گذشته و آینده پیوند دارد، درنگ می‌کند و در برابر دو جبهه می‌ایستد تا صف خود را انتخاب کند. اگر بخواهیم هر دو جبهه را بشناسیم، باید بدانیم هر یک ویژگی‌های خود را دارد. زیاد دقت نمی‌‌خواهد. آیا کسی هست که شک کند رژیم صهیونیستی ظالم است؟ رژیم صهیونیستی در جبهه یزید است؛ جبهه باطل و ما در جبهه مستضعفان هستیم؛ جبهه حسین(ع). ما چه باید بکنیم؟ سیره حسین(ع) را می‌خوانیم و می‌بینیم که حسین(ع) با خاندان و یاران و فرزندان و با همه هستی و مردان و زنان خود به آوردگاه می‌رود. فداکاری امام حسین(ع) فداکاری بزرگی بود. او همه‌چیز را برای خدا تقدیم کرد.
پس رژیم صهیونیستی در صف یزید است. همه ابعاد واقعه کربلا هم‌اکنون نیز وجود دارد. حسین(ع) بازنگشت و نگفت که آنان ظالمند و به مرد و زن و مرده رحم نمی‌کنند. نگفت که آنان پس از کشتنم، سینه‌ام را پاره‌پاره می‌کنند. پس، بر ماست که در راه حق گام برداریم. چه سودی دارد که خوار بمانیم؟ او که پیشواست باید این همه را تحمل کند. بنابراین، نبرد ما با رژیم صهیونیستی، ادامه نبرد امام حسین(ع) است. آنان درباره حسین(ع) می‌گفتند: «خرج عن حده فقتل بسیف جده»؛ او از حد و حدود خود تجاوز کرد و با شمشیر جدش کشته شد.
این حکمی بود که در محکمه برای امام حسین(ع) صادر کردند. می‌گفتند: چرا عصیان می‌کنی؟ چرا نمی‌گذاری مردم شادمان باشند؟ از این همه نبرد و درگیری چه می‌جویی؟ من آمده‌ام تا به شما هشدار دهم که رژیم صهیونیستی هم‌‌ همان حرف را می‌زند: بیایید با هم زندگی کنیم، بیاید با هم زندگی مسالمت‌آمیز داشته باشیم! آیا این حرف‌ها از دولتی که براساس اشغالگری، تعدی، طمع و زیاده‌خواهی برپاست، پذیرفتنی است؟ پس، این نبرد امام حسین(ع) در عصر ماست. ما چیزی را از سلسله نبرد حق و باطل جدا نمی‌کنیم، چنانکه به حسین(ع) در نبردش با یزید می‌گوییم: «السلام علیک یا وارث آدم صفوه الله».
 


نقطه نظر
آيت‌الله علي جاودان

اشك و خون ـ3
ثمرات گريه بر حسين(ع) هنگام مرگ

مردی به نام مِسمَع‌بن‌عبدالملک اهل بصره به محضر حضرت صادق(ع) مشرّف می‌شود. می‌گوید امام به من فرمود: «یا مِسمع انتَ مِن اهلِ العِراق؟» تو ای مسمع اهل عراق هستی؟ «أما تأتی قبرَ الحُسَین؟» به زیارت قبر حضرت حسین(ع) می‌روی؟ (بصره به کربلا نزدیک است و الآن حدود سه ساعت راه است در آن زمان حدود دو یا سه روز راه بوده است.)
می‌گوید من عرض کردم نه آقا. «أنا رجلٌ مشهورٌ عندَ اهلِ البَصره»؛ من را در شهر می‌شناسند و اطراف ما کسانی هستند که با خلیفه مرتبط هستند، اگر آنها بفهمند من به زیارت قبر حضرت حسین(ع) رفته‌ام برایم مشکل ایجاد می‌شود. «وَ عِندَنا مَن یَتـّبعُ هَوی هذا الخَلیفه» در اطراف من کسی هست که علاقه‌مند و وابسته به دستگاه اموی است «وَ عَدُوّنا کَثیر»؛ ما دشمنان بسیاری داریم. «من اهل القبائل من النّصّاب» دشمنان اهل‌بیت و دشمنان ما بسیارند. «وَ لستُ آمِنهُم عَن یَرفَعُ حالی عِندَ وُلدِ سُلِیمان» من می‌ترسم خبر من را به دستگاه دولت برسانند و برای من زحمت ایجاد شود.
امام دیگر این صحبت را ادامه ندادند و مطلب دیگری را فرمودند. «أفَما تَذکُر ما صُنعَ بِه؟»؛ تو یاد می‌کنی بر سر حضرت حسین(ع) چه آوردند؟ عرض کرد بله آقا، از حوادث کربلا یاد می‌کنم. فرمودند آیا جَزَع می‌کنی و ناراحت می‌شوی؟ «قالَ قـُلتُ إی وَالله»؛ گفت بله آقا به خدا قسم! خانواده من می‌بینند من بدون هیچ مقدمه‌ای اشک از صورتم می‌ریزد. آن روز نمی‌توانم غذا بخورم. امام(ع) فرمود: «رَحِم اللهُ دَمعَتَکَ»؛ خدا آن اشکی را که از چشم تو جاری می‌شود رحمت کند. «امّا إنّکَ مِنَ الذینَ یُعَدّونَ مِن أهلِ الجَزَع لَنا»؛ تو در شمار کسانی هستی که برای ما جزع می‌کنند و غصه می‌خورند. «یَفرَحُونَ لِفَرَحَنا و یَحزَنونَ لِحُزنِنا وَ یَخافُونَ لِخَوفِنا»؛ جزء کسانی هستی که در شادی ما شادی می‌کنند. در ترس ما ترسانند، در ایمنی ما ایمنند. تو نتیجه این را در هنگام مرگت خواهی دید. «اما إنّکَ لتری عِندَ موتِکَ حُضُور آبائی لک»؛ پدران من هنگام مرگ تو می‌آیند.
آنها سفارش تو را به حضرت ملک‌الموت می‌کنند. بشارت‌هایی که برای تو می‌آورند خیلی بیشتر از این‌هایی است که برایت گفتیم. حضرت ملک‌الموت بر تو از مادر با رحمت بیشتری عمل می‌کند و دلسوزتر است. تو که دلت برای ناراحتی ما می‌سوزد و برای ما جزع می‌کنی و در شادمانی ما شادمانی و در حزن ما محزونی، حضرت ملک‌الموت برای تو از مادر دلسوزتر خواهد بود. بعد امام(ع) گریه کرد و من هم با ایشان گریه کردم. بعد فرمودند: «الحَمدُ لله الذی فضَّلَنا علی خَلقِه بِرَحمَته»؛ سپاس خدایی را که به رحمتش ما را بر مخلوقاتش برتری بخشید و ما اهل‌بیت را به رحمت خودش مخصوص گردانید. خدا ما را به رحمت خلق کرده است. بعد فرمود، یا مِسمَع! زمین و آسمان در قتل حضرت حسین(ع) گریه کرد. فرشتگانی که برای ما گریه کردند بسیار بیشتر از انسان‌هایی هستند که گریه کردند. اشک فرشتگان از آن روزی که ما را کشته‌اند خشک نشده است. بعد برای ما فرمود: «وَ ما بَکی أحَدٌ رَحمَه لنا وَ لِما لقینا إلا رَحِمَهُ الله»؛ آن کسی که برای ما می‌سوزد و برای ما گریه می‌کند، قبل از اینکه اشک از چشمش جاری شود، رحمت خداوند شامل حالش می‌شود.

 


 سرلشکر صفوی در جمع عزاداران ظهر عاشورا
برای رسیدن به قدس اول باید مکه و مدینه پاک‌سازی شود
رحیم محمدی
 


سردار سرلشکر سیدیحی صفوی، دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا ظهر عاشورا در جمع عزاداران حسینی هیئت متوسلین به حضرت زهرا(س) (امدادگران عاشورا) در سخنانی با بیان اینکه مردم فلسطین اشغالی با استفاده از فلسفه عاشورا در انتفاضه سوم تا جمعه اول آبان، ۶۰ شهید داده‌اند، اظهار داشت: راه آزادی قدس بنا به فرمایش امام خمینی(ره) «از کربلا می‌گذرد»، اما با توجه به نقش مخرب و ناشیانه آل‌سعود در حمایت از استکبار جهانی برای رسیدن به قدس اول باید مکه و مدینه پاک‌سازی شود.
وی افزود: ملت ما با رهبری امام خمینی(ره) و با بهره‌گیری از فلسفه عاشورا توانست تاج‌وتخت شاهنشاهی را سرنگون سازد و با همین فلسفه، فرزندان قهرمان شما توانستند در هشت سال دفاع مقدس کشور را از خطر اشغال نجات دهند و دشمنان را خوار و ذلیل و زبون سازند.
سردار صفوی ادامه داد: این فلسفه عاشورا است که سبب شده اکنون شیعیان لبنان در برابر صهیونیست‌‌ها به پیروزی برسند؛ فلسفه عاشورا است که باعث می‌شود مردم یمن در برابر آل‌سعود که آل‌یزید و آل‌یهود است، به پیروزی دست یابند.
وی افزود: اولین پیام عاشورا این است که عاشورا را می‌توان یک جریان، تفکر، مکتب و جریان مبارزه حق علیه باطل دانست که در طول تاریخ بشریت ادامه دارد در واقع این موضوع، فلسفه پیروزی خون بر شمشیر به‌شمار می‌آید.
دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا سپس به دومین پیام عاشورا اشاره کرد و بیان داشت: ریشه شرارت‌‌ها و خسارت‌های صحنه عاشورا را باید در جهالت و گمراهی و دور بودن جامعه از محبت و معرفت رسول خدا و عترت طاهرینش دانست.
وی افزود: البته، تصور نکنید جهالت و گمراهی مربوط به سال 61 هجری بوده؛ چرا که هم اکنون شبکه‌های امپریالیستی خبری و ماهواره‌ای جهانی، شبکه‌های اینترنتی که در اختیار ظالمان، آمریکایی‌‌ها و صهیونیست‌‌ها قرار دارد، در جهت جهالت بشریت حرکت می‌کنند.
سردار صفوی اظهار داشت: اگر بخواهیم نمونه‌ای در این رابطه ذکر کنیم می‌توان به فاجعه منا اشاره کرد، فاجعه‌ای که هشت هزار نفر از مسلمانان جان خود را از دست دادند، اما رسانه‌هایی چون بی‌بی‌سی و سی‌ان‌ان، این حادثه را به صورت خیلی محدود پوشش دادند و حتی می‌توان گفت درباره این واقعه خفقان گرفتند و با پولی که آل‌سعود به آنها داد، از این حادثه هیچ خبری را منعکس نکردند.
وی با تأکید بر اینکه این همان جهالت مدرن و است، عنوان کرد: سومین پیام عاشورا، شرافت و کرامت انسان‌‌ها و فهم معارف دینی و عمل کردن به احکام اسلام با بهره‌گیری از بصیرت سیاسی نسبت به رهبری جامعه اسلامی است، پس اگر دانا نشویم، گمراه می‌شویم و اگر بصیرت سیاسی نسبت به ولایت امر مسلمین نداشته باشیم گروه‌های سیاسی قدرت‌طلب جامعه را ملتهب خواهند کرد.
دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا در ادامه درباره چهارمین پیام عاشورا، گفت: اگر رفتارهای هر جامعه‌ای مورد مراقبت قرار نگیرد آن جامعه آرام‌آرام از ارزش‌های انسانی منحرف شده و به ابتذال و فساد دچار می‌شود.
وی با بیان اینکه خواص جامعه وظیفه صیانت و روشنگری دارند، اظهار داشت: به عنوان پنجمین پیام عاشورا می‌توان گفت اگر خواص اهل حق شجاعت قیام در برابر باطل و یاری امام بر حق جامعه را نداشته باشند، خواص باطل صحنه‌گردان می‌شوند.
سردار صفوی در ادامه افزود: ششمین پیام عاشورا این است که چنانچه جامعه‌ای فاقد رهبری متقی و شجاع باشد، از سوی گروه‌های سیاسی قدرت‌طلب و گروه‌های سیاسی که می‌گویند باید به قدرت بالاتر نگاه کنیم؛ باید ببینیم ابر‌قدرت و کدخدا چه می‌گوید؛ به سمت انحراف از اصول و ارزش‌‌ها حرکت خواهد کرد.
وی با تأکید بر اینکه انحراف از اصول امام(ره) و اصولی که ملت ما برای آن 500 هزار شهید، جانباز و آزاده داده است؛ از همین جا آغاز می‌شود، اظهار داشت: در رابطه با هفتمین پیام عاشورا نیز باید گفت که هم‌اکنون در کشورهای منطقه، از جمله عراق، بحرین، یمن، سوریه، پیام عاشورا سبب پیروزی بر تکفیری‌‌ها و تروریست‌‌ها شده است؛ تکفیری‌هایی که دست‌ساخته سازمان‌های اطلاعاتی، صهیونیستی، آمریکایی و غربی هستند؛ تکفیری‌هایی که نوزاد را از شکم مادر درمی‌آورند و کباب می‌کنند؛ تکفیری‌هایی که در یک روز سه هزار نفر را با «اَره» سر می‌بُرند.
دستیار و مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا هشتمین پیام عاشورا را توأم بودن شور حسینی با شعور حسینی ذکر کرد و بیان داشت: شور حسینی، یعنی خواستن و حرکت و شعور حسینی، یعنی معرفت نسبت به رهبری امام بر حق جامعه؛ بنابراین اگر این شعور و شور با هم توأم باشد به‌طور حتم پیروزی‌آفرین خواهد بود، والّا شور به تنهایی کفایت نمی‌کند.
وی  با اشاره به اینکه نهمین پیام عاشورا نجات‌بخش و راه‌گشا بودن آن است و این شامل تمامی ملت‌‌ها حتی ملت‌های غیراسلامی می‌شود، عنوان کرد: امروز جریان حق و باطل و صراط مستقیم و غیرمستقیم هم در پیش روی ملت ما و هم در پیش‌روی ملت‌های جهان قرار دارد.


یادداشت
علیرضا جلالیان

لجستیک رکن حیاتی نیروهای مسلح
عمدتاً فعالیت‌ها در تشکل‌های نظامی مبتنی بر چهار رکن انجام می‌شود. یکی از این ارکان در حوزه لجستیک و تدارکات می‌گنجد. اگرچه گاهی گفته می‌شود، موفقیت در جنگ براساس راهبردها و تاکتیک‌ها، آمادگی رزمی و توانایی نیروی انسانی شکل می‌گیرد، اما در هیچ‌یک از این حوزه‌ها نمی‌توان از اهمیت لجستیک و سخت‌افزار صرف‌نظر کرد؛ بلکه باید اذعان کرد، اگر این واحد نباشد یا اینکه وظایف خود را به خوبی انجام ندهد، شکست تضمین شده است.
امروزه، بسیاری از صاحب‌نظران و کارشناسان نظامی معتقدند، 90 درصد موفقیت در یک عملیات را لجستیک و تدارکات تعیین می‌کنند، البته این نظر به توضیح نیاز دارد. اینکه بخش عمده موفقیت در عملیات را به سخت‌افزار اختصاص دهیم، در این نظریه مطرح نیست. مسئله این است که حتی اگرچه مهارت‌های نیروهای انسانی را در میدان نبرد، ابزار سالم، تغذیه مناسب، حمل‌ونقل و... همراهی نکند، قوی‌ترین راهبردها و تاکتیک‌ها هم ناکارآمد خواهند شد. اگر بخواهیم این اهمیت را مبتنی بر کارکرد سامانه‌های بدن انسان نشان بدهیم، باید توجه داشت که لجستیک مانند قلب تپنده و ساختار انتقال خون در بدن است که اگر نباشد، بدنی نخواهد بود.
در این مسئله می‌توان به دفاع مقدس که نمونه منحصربه‌فردی در تاریخ است، اشاره داشت. اگرچه در دفاع مقدس ارتش بعث عراق در زمان خود به قوی‌ترین ارتش منطقه تبدیل شده بود و در آن توانایی‌های ابزاری، لجستیکی و... بسیار بالا بود، اما در این طرف نیز توانایی طراحی، نیروی انسانی مستعد، انگیزه‌های الهی و شهادت‌طلبانه سبب می‌شد که تعادل در نبود امکانات بین دو طرف برقرار باشد. به این معنا که در جبهه خودی اگرچه رزمندگان اسلام در تجهیزات و امکانات ضعف داشتند، اما نیروهای تدارکات که هم در ساختارهای سازمانی پیش‌بینی شده بودند و هم در قالب نیروهای مردمی حضور فعالی داشتند، بسیاری از این ضعف‌ها را پوشش می‌دادند.
یکی از نکاتی که در عملیات‌های دوران دفاع مقدس، به ویژه در شب‌های نزدیک به عملیات محسوس محسوس بود، پخش غذای گرم در سنگرها بود، یا اینکه سعی می‌شد تا امکاناتی، مانند حمام و سرویس‌های بهداشتی و... در محل استقرار نیروها به اندازه کافی وجود داشته باشد و هزاران مسئله دیگر. از طرفی، انجام عملیات‌های بزرگ به لجستیک عظیمی نیاز داشت، از لحظه عضوگیری تا اعزام و پس از آن و حتی زمانی که فرد سالم، مجروح یا شهید بازمی‌گشت، حتماً به نوعی با تدارکات و لجستیک سر و کار داشت. در عملیات‌های بزرگ، مسئله اعزام حجم انبوه نیرو از شهرها به پادگان‌های استقرار لشکرها؛ تهیه، خرید و ارسال امکانات و تجهیزات به جبهه و ارسال آنها به خطوط مقدم درگیری در محورها؛ رساندن مهمات و غذا به نیروهای درگیر؛ ایجاد ساختارهایی برای پذیرایی در مسیر اعزام که به ایستگاه صلواتی معروف شد و... همه برعهده لجستیک بود. تنظیم و جمع‌آوری کمک‌های مردمی، کار مهم دیگر لجستیک بود که با توجه به مردمی بودن دفاع مقدس، حجم انبوهی از کار را شامل می‌شد.


گلی از باغ

 روایت دو برادر شهید در «تفنگ‌های تخته‌ای»
کتاب‌های روایت خاطرات زندگی شهدا از جمله کتاب‌های رایجی است که بسیاری از اهالی قلم، به‌ویژه آنها که دل در گرو انقلاب اسلامی و ارزش‌های والای آن همچون دفاع مقدس دارند، در این حوزه وارد شده و آثاری را تولید کرده‌اند. در این میان آثاری ضعیف، آثاری در حد متوسط و برخی آثار جزء ناب‌های این حوزه شده‌اند. شمارگان بالای برخی از این کتاب‌ها مؤید این موضوع است.
جعفر کاظمی، از همین نمونه نویسنده‌هاست. او کتاب «تفنگ‌های تخته‌ای» را در قالب خاطره و درباره دو برادر شهید به نام‌های مسلم و احمد عبد‌العلی‌پور نوشته است.
نویسنده کتاب «تفنگ‌های تخته‌ای» این اثر را طی مصاحبه با همرزمان، دوستان و خانواده آن برادران شهید نوشته‌ است. او در این‌باره می‌گوید: «مسلم و احمد از اهالی ورامین بودند و برای نوشتن «تفنگ‌های تخته‌ای» فراخوانی در شهر ورامین منتشر کردیم. مسلم از بسیجی‌های شهر ورامین بود که فرماندهی پایگاه مسجد امام حسین(ع) را برعهده داشت. وی در عملیات مسلم‌بن‌‌عقیل به شهادت رسید. احمد، با چند سال اختلاف سنی، برادر کوچک‌تر مسلم بود و تحت تأثیر او به جبهه رفت و در عملیات کربلای پنج به شهادت رسید.»
«تفنگ‌های تخته‌ای» سه سال پس از تدوین به کوشش انتشارات رسول آفتاب تابستان امسال منتشر شد.
نگارنده کتاب پیش از این در کارنامه نویسندگی خود کتاب «اکیپ حاج‌هادی» را دارد.
نویسنده در این کتاب سعی کرده به کتاب مایه‌های داستانی بدهد، اما باز این کتاب در قالب خاطره است و خواننده در خواندن کتاب متوجه است که دارد خاطراتی از افراد مختلف را می‌خواند و وحدت رویه تنها در موضوع روایت‌ها است. در پایان کتاب به مانند سایر کتاب‌هایی از این دست، تصاویری از هر دو شهید که کتاب درباره آنها نوشته شده، آمده است.
«تفنگ‌های تخته‌ای» در 102 صفحه، شمارگان سه‌هزار نسخه و بهای هشت هزار تومان از سوی «رسول آفتاب» منتشر و روانه بازار شده است.
 


قبیله آفتاب

سه حبه قند از منزل امام آورده بود
زمانی که محمد پاسدار بیت امام(ره) شد، یک بار از قندان منزل ایشان با اجازه، سه حبه قند گذاشته بود داخل دستمال و آورده بود منزل و برای تبرک در جایی از کمدش نگه می‌داشت. آن‌موقع از زهد و پارسایی و عبادت امام خمینی(ره) خیلی برای ما تعریف می‌کرد. او عاشق سینه‌چاک امام راحل بود.
به نقل از رجبعلی معلمی، پدر شهید محمد معلمی

محمد 25 آبان 1340 در خانواده‌ای روحانی در روستای نوغاب از توابع گناباد به دنیا آمد.هفت‌ساله بود که به دبستان رفت و تا سوم دبیرستان در رشته تجربی تحصیلاتش را ادامه داد. در دوران مبارزات انقلابی پیش از انقلاب در تمام راه‌پیمایی‌ها و تظاهرات‌ها شرکت می‌کرد و تکثیر و توزیع اعلامیه‌های امام خمینی(ره) از فعالیت‌های او بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در بسیج مشغول شد و پس از آن در لباس سربازی به عضویت سپاه درآمد. از کارهای فرهنگی، مانند برگزاری نمایشگاه عکس و نیز آموزش‌های نظامی دریغ نمی‌کرد. سال 1362 با دخترخاله‌اش ازدواج کرد. در همین ایام مدتی پاسدار خانه امام راحل بود و پس از مدتی در گناباد پاسدار ویژه امام جمعه این شهر شد. زمانی که جنگ تحمیلی ارتش بعث عراق علیه ایران شروع شد او 19 ساله بود. همان زمان از طریق سپاه به جبهه‌های نبرد حق علیه باطل اعزام شد. او به مدت سه ماه آموزش‌های عالی نظامی سپاه را در مشهد گذراند و به عنوان تک‌تیرانداز عازم جبهه شد. در ادامه خدمت، مسئول قبضه پدافند و مسئول لجستیک گردان تدارکات و پشتیبانی را عهده‌دار بود. او در کردستان هم در لشکر ویژه شهدا حضور داشت. هشت سال خدمت صادقانه او در سپاه همراه با عملیات‌هایی چون عاشورا، بدر، فتح‌المبین، بستان، والفجر۹ بود. در پشت جبهه نیز در جمع‌آوری کمک‌های مردمی هم نقش مهمی داشت.سرانجام در 24 فروردین 1365 ششمین اعزام خود به جبهه در عملیات والفجر9 در منطقه سلیمانیه عراق بر اثر اصابت ترکش به سینه و شکم، به درجه رفیع شهادت نائل شد.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

 تأملی بر برنامه‌های سیما در ماه محرم
آیین‌های عاشورایی؛ منجی رسانه ملی

سعید رضایی


 شبکه‌های سیما محرم امسال را هم بدون تولید و پخش سریال مناسبتی پشت سر گذاشتند. این دومین سال پیاپی بود که تلویزیون، هیچ مجموعه نمایشی جدیدی برای ایام عزاداری سیدالشهداء(ع) نداشت و به بازپخش سریال‌های عاشورایی سال‌های پیش اکتفا کرد. این درحالی است که تجربه نشان داده است، سریال‌های مذهبی، همواره با استقبال خوب مردم همراه می‌شوند، به طوری که بازپخش چندباره سریال «مختارنامه» آن هم پس از چهار سال و این‌بار از شبکه «اچ‌دی» هنوز هم خیل علاقه‌مندان به این‌گونه تولیدات را پای تماشای خود می‌نشاند. سریال «یوسف پیامبر» نیز نه تنها در داخل، که در خارج از ایران هم پربیننده‌ترین سریال ایرانی در تاریخ بوده است. سریال «شب دهم» هم با وجود گذشت 1۴ سال، همچنان یکی از محبوب‌ترین تولیدات مناسبتی سیما به‌شمار می‌آید. افزون‌بر این، همان‌طور که بارها تأکید شده است، سریال‌های سیما باید با دستمایه قرار دادن مضامین فرهنگی بومی و مردمی، ساخته شوند. در این میان، مفاهیم، تاریخ و آیین‌های عاشورایی و حسینی(ع) از بی‌بدیل‌ترین چشمه‌های جوشان فرهنگ سرزمین ما در طول تاریخ هزارساله اخیر بوده است. سایر کشورها، برای خلق درام و هدایت فرهنگی مردم خود در تولیدات سینمایی و تلویزیونی‌شان، حماسه‌های جعلی و مصنوعی می‌سازند. در آمریکا ده‌ها فیلم با دستمایه قرار دادن ماجراهای تاریخی و تخیلی، مردم را به خود مجذوب می‌کنند. در کشور کره‌جنوبی نیز همواره سریال‌هایی با این موضوع ساخته می‌شود و مردم کشور ما نیز با برخی از این سریال‌ها، از جمله «جومونگ»، «جواهری در قصر» و... آشنا هستند. فیلم و سریال‌های تاریخی‌ـ مذهبی افزون بر جذابیت بسیار زیاد، ابزاری هویت‌سازی برای ملت‌ها هستند و به همین دلیل هم کشورهای صنعتی غربی و شرقی، در تولید چنین آثاری، سرمایه‌گذاری زیادی می‌کنند.
اما در غیاب سریال‌های جدید، جذاب‌ترین برنامه سیما در دهه اول محرم، تاسوعا و عاشورای اخیر، تصاویر مستند و زنده از برگزاری مراسم عزاداری در نقاط مختلف کشور بود؛ تصاویری که افزون بر زیبایی و شور عاطفی و اعتقادی، مملو از ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی هستند، به طوری که هر نما و هر گوشه از این آیین‌ها، سرشار از حکایت‌ها و بازنمودهای قومی، معنوی و تاریخی است و می‌توان درباره آنها ساعت‌ها بحث کرد و صدها مقاله علمی ارائه داد. گردهمایی انسان‌هایی از طبقات و گروه‌های اجتماعی و با رسوم گوناگون در یک زمان و در نقاط مختلفی از کشور که همه خود را به یک منبع والاتر از واقعیت‌های روزمره متصل می‌کردند، خود یک نمایش دراماتیک و حماسی چشم‌نواز و هیجان‌انگیز است؛ آیین‌هایی که کالبدی برساخته از روح فرهنگ جامعه هستند و هر یک اگر چه با سروده‌ها و حرکاتی خاص اجرا می‌شوند، اما همه، یک رنگین‌کمان واحد در آسمان فرهنگ ایران را نقش می‌بندند.
مهم‌ترین دلیل حضور پرشور مردم در آیین‌های عاشورایی (از هیئات و دسته‌جات گرفته تا برنامه‌هایی مانند تعزیه‌خوانی) همسان بودن این آیین‌ها با روح ملی در حالت کلی و روح قومی در حالت جزئی است. تفاوت اصلی بسیاری از رسانه‌های ما با آیین‌های عاشورایی هم همین است. به همین دلیل هم این آیین‌ها تا این حد محبوبیت داشته و با استقبال مردمی مواجه هستند، اما بیشتر فیلم‌های ما و حجم زیادی از برنامه‌های تلویزیونی ما فاقد مخاطب به معنای واقعی کلمه هستند. اندک مخاطبان تولیدات سینمایی و تلویزیونی ما هم پس از تماشای این آثار، بلافاصله آنها را فراموش می‌کنند، چون بین فیلم‌ها و برخی از تولیدات تلویزیونی ما و روح ملی و قومی مردم سرزمین ما تفاوت از زمین تا آسمان است.
یکی از منابع غنی برای پویایی سینما و رسانه ملی ما بهره گرفتن از همین آیین‌هاست. بدون تردید اگر عزاداری باشکوه مردم یزد در «هیئت باغ گندم» به تصویر کشیده شود، با اشتیاق خیل مخاطبان جهانی مواجه خواهد شد. عظمت این هیئت و نمونه‌های مشابه آن، که در شهرستان‌ها و روستاها به وفور یافت می‌شوند، چشم مشتاق و کنجکاو مردم جهان را به خود خیره خواهد کرد؛ هیئت‌هایی که خود به تنهایی شمایل یک اثر هنری تمام‌عیار و فاخر را دارند، اما متأسفانه فیلمسازها و عکاسان ما به جای نمایش این‌گونه زیبایی‌ها و جلوه‌های پرعظمت و «فرهنگ واقعی مردم ایران»، دربند چند کلیشه پیش‌پاافتاده و متضاد با چهره حقیقی ایران مانده‌اند. فیلمسازهای ما با کلیشه‌هایی که از جدایی‌ها حکایت می‌کنند و به قصه‌هایی مملو از عصبانیت تبدیل می‌شوند مشغول کاسبی و فراهم کردن اسباب تفریح خود در اروپا، ابوظبی و... هستند؛ فیلمسازانی که به شرکت تولید انبوه محصولات ضدایرانی برای جشنواره‌های سیاسی و اقتصادی ـ و نه فرهنگی ـ دولت‌های جنگ‌طلب و استعمارگر تبدیل شده‌اند و معلوم نیست به سبب گوش داشتن به فرمان شرکت‌های جنگ‌سالار جهانی، چگونه می‌خواهند پاسخ تاریخ‌دان‌ها و تاریخ‌خوان‌های آزاده آینده را بدهند؟!
هنرمندان و فعالان رسانه‌ای ما ـ به ویژه مدیران فرهنگی و رسانه‌ای ـ نیازمند بازگشت و مطالعه‌ای دوباره بر فرهنگ و آیین‌های بومی سرزمین خویش هستند. شاید شناخت عمیق دلایل استقبال پرشور مردم از آیین‌های عاشورایی بتواند راه‌گشای بسیاری از بن‌بست‌های ما در عرصه‌های مختلف رسانه‌ای باشد.


قرارگاه جنگ نرم و چهره‌سازی افراد ناباب
حسین کارگر


یکى از کارکردهاى همه رسانه‏ها در جهان مشهورسازی افراد است. شبکه‌های تلویزیونی بیش از سایر رسانه‌ها در این زمینه کارآیی دارند. چه بسیار اتفاق افتاده است که افرادی با وجود تخصص و تبحر و معروفیت در جامعه نخبگانی، اما به دلیل عدم حضور در تلویزیون، از شهرت عام بی‌بهره هستند و برعکس، بسیار اتفاق افتاده که افرادی به‌رغم فقدان صلاحیت، اما تنها به دلیل حضور پی‌درپی در قاب تلویزیون مشهور شده‌اند. بنابراین، تلویزیون را باید یک کارخانه چهره‏سازى دانست.
هم از این رو، مسئولان رسانه ملی و به ویژه مدیران سیما باید نسبت به چهره‌سازی افراد، حساسیت بیشتری داشته باشند. متأسفانه در خیلی از موارد، چنین حساسیتی از سوی مدیران شبکه‌های تلویزیونی اعمال نمی‌شود. افراد، تنها به دلیل رابطه یا حداکثر به واسطه تبحر در یک زمینه خاص، در مقام مجری یا کارشناس به یک برنامه تلویزیونی دعوت می‌شوند و یک شبه ره صدساله را طی می‌کنند و شهره عامّ و خاص می‌شوند. غافل از اینکه برخی اشخاص، هدفی ندارند، به جز اینکه از شهرت به دست‌آمده در صداوسیما سوءاستفاده کنند. نمونه چنین افرادی، یکی از مجریان مطرح دهه 70 سیما بود که بیشتر به سبب اجرای برنامه «مسابقه بزرگ» شبکه پنج سیما مشهور شد، اما با شهرت به دست‌آمده، به شبکه‌های معاند نظام رفت و به خدمت دشمنان ایران درآمد!
نمونه اخیر چنین افرادی، مجری-کارشناس آشپزی برنامه «به خانه برمی‌گردیم» شبکه تهران بود. این فرد در حالی در فضای مجازی به سردار شهید همدانی اهانت کرد که همه موفقیت و شهرت خود را مدیون چنین سرداران غیور و همچنین صداوسیمای جمهوری اسلامی است. به‌طور طبیعی از افراد بی‌اخلاق، نمی‌توان توقع داشت که خود را برای ارزش‌های انقلابی فدا کنند، اما از مدیران شبکه‌های سیما انتظار می‌رود که در انتخاب افرادی که قرار است به ویترین برنامه‌های سیما تبدیل شوند، دقت بیشتری کنند.
مدیران شبکه بی‌بی‌سی فارسی، به هیچ‌وجه اجازه نمی‌دهند افرادی که نسبت به دولت انگلیس کینه دارند در این شبکه مطرح شوند. افرادی که دلبسته انقلاب اسلامی هستند هیچ‌گاه در این شبکه و هیچ شبکه تلویزیونی مخالف نظام، مجال مشهور شدن نمی‌یابند. حال چه شده است که صداوسیما که طبق بیانات رهبر معظم انقلاب، قرارگاه اصلی تقابل با جنگ نرم است، این‌گونه افراد بی‌علاقه به وطن خود را میزبانی می‌کند؟
یکى از راه‏حل‏هایى که مى‏توان پیش پاى مدیریت رسانه ملى گذاشت کادرسازى است؛ به این معنا که صداوسیما به ویژه دانشکده منسوب به این سازمان باید از میان جوانان با اخلاق، نیروهاى متخصص در زمینه مجرى‏گرى و سایر کارهاى تلویزیونى تربیت کند. امروز ده‌ها نویسنده، خوشنویس، نگارگر، نقاش و... در سطح کشور هستند که افزون‌بر اینکه به درجه استادى در آن رشته رسیده‏اند، افرادى باتقوا و متعهد هستند، اما تاکنون به‌ندرت حتى اسم آنها در برنامه‏هاى صداوسیما آمده است. مى‏توان بیشتر از این به سراغ چنین افرادى رفت و از میان آنها الگوهاى حقیقى جوانان آینده‌ساز ایران اسلامى را ساخت.
 


خبرها

 گسترش جشنواره فیلم عمار در آن سوی مرزها
نشست خبری ششمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار با حضور مدیران این جشنواره در حسینیه هنر برگزار شد. «نادر طالب‌زاده» دبیر ششمین جشنواره مردمی فیلم عمار در این نشست گفت: بعد بین‌المللی این جشنواره رو به توسعه است و در آینده آماری اعلام می‌شود که نشان از گستردگی جشنواره فراتر از مرزهای ایران است. آثاری هم که به جشنواره آمده‌اند از نظر ساختار و محتوا رو به رشد هستند. این آثار از سال گذشته به یک پختگی رسیده‌اند. «وحید جلیلی» مسئول شورای سیاست‌گذاری این جشنواره هم از عدم حمایت مالی دولت و وزارت ارشاد از جشنواره فیلم عمار خبر داد. «رسول منفرد» دبیر اجرایی جشنواره عمار نیز با اشاره به اکران‌های بین‌المللی جشنواره گفت: اکران‌های مردمی در کشور سوریه، روسیه و پاکستان داشتیم و امسال در چند کشور اکران همزمان با جشنواره را خواهیم داشت.

تصمیم سازمان سینمایی برای انتشار فیلم حامی پهلوی
«خبرگزاری فارس» گزارش داد که مدیران سازمان سینمایی تصمیم دارند به فیلم مستند «چنارستان» به کارگردانی «هادی آفریده» که به بهانه تاریخچه خیابان ولی‌عصر(عج) به تطهیر رژیم طاغوت می‌پردازد، مجوز نمایش و پخش در شبکه نمایش خانگی دهند! این درحالی است که اگر از روح پهلوی‌دوستی فیلم یا نظر کارگردان نسبت به انقلاب و دفاع مقدس (اعزام رزمنده‌ها به جبهه در بخشی از فیلم) بگذریم، تصاویری هم از یکی از سران فتنه که ممنوع‌التصویر است در این فیلم نمایش داده می‌شود.

القاعده‌ای شدن پسر یک فیلمساز انگلیسی
پسر «پاتریک کنی» کارگردان معروف انگلیسی فعال در هالیوود، به گروه تروریستی جبهه النصره (شاخه القاعده در سوریه) پیوسته است. به گزارش ایرنا، «لوکاس کنی» 26 ساله که متولد لندن است، پس از ظاهر شدن در یک فیلم تبلیغاتی جبهه النصره، آشکار شد که به عضویت این گروه تروریستی درآمده است. دیلی میل نوشت: لوکاس کنی پس از تغییر مذهب و عضویت در گروه القاعده نامش را به «ابوبصیر بریتانی» تغییر داده است.


گزیده مطالب
نقش مردم پاکستان در انقلاب و دفاع مقدس


یکی از کشورهایی که به شدت از انقلاب اسلامی ایران تأثیر پذیرفت، کشور پاکستان بود. در همان روز‌های آغازین انقلاب اسلامی ایران ما شاهد این هستیم که مردم پاکستان با آغوش باز از آن استقبال کردند و در این میان، شیعیان پاکستان بیش از هر گروه دیگری پذیرای انقلاب شدند. انقلاب اسلامی یک نوع انسجام درونی و خودباوری را در شیعیان پاکستان به‌وجود آورد. چند ماه پس از پیروزی انقلاب و در فروردین 1358 مهم‌ترین تشکل شیعی در پاکستان با نام نهضت اجرای فقه جعفری شکل می‌گیرد و همگام با رشد و نمو انقلاب اسلامی، رهبران این تشکل شیعی از مفتی جعفر حسین گرفته تا شهید عارف الحسینی و حتی علامه سیدساجد علی نقوی (رهبر فعلی شیعیان پاکستان) حمایت خود را از انقلاب اسلامی اعلام می‌کنند. در این بین نقش مردم پاکستان در دوران هشت ساله دفاع مقدس از برجستگی خاصی برخوردار است. در اوضاعی که ایران در بحبوحه جنگ قرار دارد و تقریباً تمام جهان هم در پشت سر عراق قرار گرفته‌اند تا از آن طریق بتوانند به گمان خودشان انقلاب را سرنگون کنند، شاهد سفر تاریخی آیت‌الله‌‌العظمی خامنه‌ای در کسوت ریاست جمهوری ایران در سال 1364 به پاکستان هستیم؛ سفری که اکثر صاحب‌نظران معتقدند این با استقبال بی‌نظیر مردم پاکستان روبه‌رو شد. استقبال مردم پاکستان از امام خامنه‌ای در طول مسیر هفت کیلومتری از فرودگاه تا محل اقامت، با سردادن شعارهایی چون درود بر خمینی، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و زنده‌باد انقلاب اسلامی و... گواه صدور انقلاب اسلامی بود.
دیگر مواردی همچون اعتراض گسترده مردم، مطبوعات و احزاب پاکستانی به استقرار ناوهای جنگی آمریکا در بندر کراچی در جریان مقابله با صادرات نفت ایران و جنگ نفتکش‌ها، حضور جوانان مسلمان پاکستانی اعم از شیعه و سنی در خط مقدم جبهه به تأسی از دیدگاه‌ها و فتاوای رهبران خود که کمک به دولت جمهوری اسلامی ایران را واجب کرده بودند، به همه تأکید داشت که در این برهه از زمان که جنگ به ایران تحمیل شده است باید به ایران بروید و با حضورتان در جبهه‌ها در واقع به امام زمان(عج) خدمت کنید.
بر همین اساس، تعداد زیادی از جوانان پاکستانی در دفاع مقدس در جبهه‌ها به صورت داوطلبانه حضور یافتند و جمعی شهید، جانباز شیمیایی و قطع عضو شدند. همچنین، حضور فعال بخش اعظمی از مردان و زنان مسلمان و به‌ویژه شیعیان پاکستان در پشت جبهه، البته نه در ایران، بلکه در کشور خودشان پاکستان هم قابل ملاحظه است. گفته شده در ایام جنگ زنان زیادی در این کشور طلاهای خود را برای رزمندگان اسلام در خط مقدم جبهه‌ها می‌فرستند، پیش از عملیات آزادسازی خرمشهر جمع زیادی از مسلمانان پاکستان برای آزادی این شهر روزه نذر می‌کنند و پس از آزادی خرمشهر و پس از فرمایش حضرت امام(ره) که فرمودند «خرمشهر را خدا آزاد کرد» به خیابان‌ها می‌ریزند و در اقصی نقاط پاکستان و در شرایطی که می‌دانستند از سوی دولت وقت که گرایش زیادی هم به عربستان و... دارد، تحت فشار و اذیت و آزار قرار خواهند گرفت. در همان ایام و با چراغ سبز دولت وقت پاکستان به سلفي‌های این کشور، در حین برپایي جشن، شيعيان زیادی کشته می‌شوند و جشن به عزاداري تبديل می‌شود، ولی مردم از اعتقاد و ارادت خود به انقلاب اسلامی دست نكشيدند. مصداق این بیان برگزاری همه ساله مراسم‌هایی چون یوم‌الله 22 بهمن ماه، روز قدس، سالگرد رحلت حضرت امام خمینی(ره) و... است. این امر به‌ویژه در منطقه کشمیر به خوبی دیده می‌شود. گاهی هم برخی کشمیر را ایران کوچک می‌دانند.
ما شاهد آن هستیم که قلب مردم پاکستان برای کشورمان می‌تپد و خود را در غم و شادی کشورمان سهیم می‌دانند. جوانان پاکستانی برای امام خامنه‌ای سرود و نماهنگ می‌سازند و عکس ایشان را در خانه‌های‌شان نصب می‌کنند. از مناطق جنگی در قالب کاروان‌های راهیان‌نور بازدید قابل‌توجهی دارند، در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام(ره) حضور پررنگی دارند، از بروز اتفاقاتی نظیر فتنه 88 ابراز ناراحتی می‌‌کنند، مذاکرات ایران با گروه 1+5 را دنبال می‌کنند و تنها بیانات امام خامنه‌ای را در این باره ملاک و مبنای تصمیم‌گیری خود قرار می‌دهند و در موضوع مهم جنگ بین عربستان و یمن از موضع ایران حمایت می‌کنند؛ لذا پارلمان این کشور با رأی بالایی به ارتش پاکستان اجازه همراهی با عربستان را در این جنگ نمی‌دهد.
امیر خدادادی از مشهد مقدس
 

 


روی خط
چرا ما بازنشستگان را از نشریه محروم کردید؟!

...09119121/ از فرماندهان و مسئولان انتظار داریم بیش از این برای حل مشکلات نیروها تلاش کنند.
...09123327/ شهيد همداني: نمي‌توانيم با آمريکايي‌ها قدم بزنيم و انتظار شفاعت شهدا را داشته باشيم.
...09126130/ چرا از بازنشسته‌ها در اردوهاي جهادي استفاده نمي‌شود؟
...09127677/ کارکنان خانم که مدرک ديپلم دارند و با سابقه 15 سال یا بیشتر هستند را با ارفاق بازنشسته کنيد تا در اين جامعه وانفسا بيشتر به تربيت فرزندان‌مان بپردازيم.
...09131633/ با اينکه حق بيمه تکميلي نيروهاى مسلح افزايش یافته، ولي خدمات بيمه‌اى نه تنها بهتر نشده، بلکه روزبه‌روز بدتر مي‌شود.
...09132663/ شهادت رزمنده بسيجي سرهنگ پاسدار «مسلم خيزاب» فرمانده گردان حضرت زهرا(س) از لشکر14 امام حسين(ع) را در مأموریت مستشاری، به محضر امام زمان(عج) و رهبر معظم انقلاب، خانواده و همرزمانش تبريک و تسليت می‌گوییم.
...09153182/ چرا ما بازنشستگان را از نشريه محروم کرديد؟ هر هفته با مطالب خوب آن سرمان گرم بود و يکدفعه قطع شد، من که توان رفتن به مراکز براي دريافت آن را ندارم چه‌کار باید بکنم؟
...09153714/ سال93 براي نمايندگي کانون بازنشستگان سپاه سبزوار حدود 160 نسخه هفته‌نامه صبح صادق ارسال مي‌شد، امسال فقط 20 نسخه مي‌رسد، همکاران حاضرند مشترک شده و وجه پرداخت کنند. آيا مقدور است؟/ نمايندگي کانون بازنشستگان سپاه سبزوار، نمدچيان
صبح صادق: با توجه به عدم تأمین اعتبار لازم از سوی کانون بازنشستگان، نشریه تنها برای کانون‌ها و به تعداد محدود توزیع می‌شود، برای این منظور با دفتر نشریه مکاتبه کنید.
...09158593/ قرار بود نظام هماهنگ پرداخت در کشور به اجرا دربیاید، اما متأسفانه آن‌طور که باید اجرا نمی‌شود.
...09173195/ ميگن ازدواج کنيد و فرزند بیاورید، اما با چه پشتوانه‌ای؟ خودم و خانمم بسيجي هستيم. بچه‌ام بستری است و شش ميليون هزينه بیماری‌اش شده، پولی هم ندارم که مرخصش کنم. چاره من چیست جز توکل به خدا، از همه ناامیدم/ فرشاد حسين‌پور از ياسوج
...09176101/ طراحي و چيدمان جديد صبح صادق در شماره‌های اخیر خيلي بهتر شده ممنونيم./ نجفي از قشم
...09178403/ اينجانب عادل.ن آمادگي خود را براي حضور در جبهه نبرد حق عليه باطل در سوريه اعلام مي‌دارم...
...09182103/ خواهشمندم پيامم را به مسئولان برسانيد. مي‌خواهم به جنگ عليه داعش بروم. تخصص ادوات هم دارم.
...09183524/ آرزو دارم یک بار خانه ما به قدوم سردار رشید اسلام «حاج‌قاسم سلیمانی» و همرزمانش روشن شود./ جانباز و پاسدار بازنشسته و همسر دختر شهید
...09189734/ جواني 30 ساله هستم داراي مدرك كارشناسي و ديپلم زبان انگليسي و كامپيوتر و مدرك تزريقات و آشنا به كار با اسلحه، علاقه‌مند به دفاع از حرم كربلا، نجف و كاظمين مي‌باشم، باید چه کار کنم؟
...09190645/ درجه و رتبه در سازمان نظامی لازم است، اما نباید خودمان را در این ظواهر غرق کنیم. باید مانند دوران دفاع مقدس روحیه برادری را حفظ کنیم.
...09332575/ لطفاً به پروژه‌های مسکن کارکنان نظارت دقیق داشته باشید. به نظر می‌آید در برخی پروژه‌ها ضعف مدیریت وجود دارد که پیش نمی‌رود.
...09354195/ آقا فرض کنيد ما 100 نفر هر کدام 40 ميليون داديم واسه پروژه نصر شش تبريز، روی هم چقدر مي‌شه؟ با این حجم پول چرا پروژه معطل مانده و کاری صورت نمی‌گیرد.
صبح صادق: مسئولان مربوطه لطفاً پاسخ دهید. ما می‌توانیم تریبون شما باشیم.
...09360056/ اينجانب افتخار مي‌کنم يک پاسدارم. يالثارات الحسين.
...09364438/ چرا هنوز ارشدیت برای نیروها اعمال نشده است؟
...09365313/ با توجه به مشکلات اقتصادی از مسئولان درخواست دارم تا در زمینه تهیه اقلام اساسی منزل، پاسداران را یاری کنند.
...09373710/ برادران عزيز! يک سري مقاله و نامه دارم، به چه آدرسي براي‌تان بفرستم؟
صبح صادق: نحوه ارتباط با ما در پایین صفحه دوم نشریه موجود است.
...09384427/ سردار عزيز جعفري، به اشاره آقا و فرمايش شما در مراسم استقبال از پيکر سردار شهيد همداني عزيز، براي جهاد با تکفير و سلفيت آماده‌ام. منتظر فرمان شما هستم./ کامران پورحنيفه
...09388011/ مشکلات درجه بسيجيان کي حل مي‌شود. ابلاغ درجه داده شده، ولي نمي‌توانیم نصب کنیم.
09117972254/ سهامدار مؤسسه ثامن هستم، با توجه به اينکه اقساط سهام تمام شده، اما برگه اصلي سهام تحويل نشده است!
...09166605/ لطفاً پيگيري كنيد چرا سود سهام مؤسسه ثامن را پرداخت نمي‌كنند؟
صبح صادق: در انتظار پاسخ مسئولان بنیاد تعاون یا مؤسسه ثامن هستیم.

 

کتیبه سبز

 بغض در گلو
خونِ قلم حماسه جاوید را نوشت
با انقلاب، واژه توحید را نوشت
حتی اگر تمامِ جهان تیرگی شود
در انتظار، حضرتِ خورشید را نوشت
تا یک تن از قبیله ما زنده ماندنی است
در چشمِ خصم، حسرت تهدید را نوشت
اندر نیام خفته، ولی انتقام ما
آن برقِ ذوالفقار که تابید را نوشت
در خاطراتِ نهضت‌مان زینبی شدیم
بهرِ امام هجرت و تبعید را نوشت

در این مسیر، حادثه‌هایی که دیده‌ایم
با صدهزار خونِ گلو ره بریده‌ایم
تا انتهای صخره شدن‌های دشمنان
توفان شدیم تا که به ساحل رسیده‌ایم
تا زخم‌های کهنه دل بغض واکند
بر اشک چشم، دستِ تحمل کشیده‌ایم
موجیم پرتلاطم و بغضیم در گلو
تا آفتابِ حُسن، مُرید سپیده‌ایم
گر یک اشارتی کند آن حیدری‌ترین؛
گرگانِ خصم را به نهیبی دریده‌ایم
حسن اسماعیلی
 

 

ضریح درد
داغ‌های مقدسی داریم، سینه‌هامان ضریح درد و غم است
چارده قرن کارمان گریه است، چارده قرن هم اگرچه کم است
اولین ماه ما محرم بود، بانی خیر گریه آدم بود
ارث ما گریه دمادم بود، چشم‌هامان همیشه نم است
ما که با ذوالفقار همزادیم، یک نیستان خروش و فریادیم
از هیاهوی مرگ آزادیم، تیغ‌مان در نبرد دم‌به‌دم است
مثل آیینه زخمی آهیم، ندبه خوانیم و چشم در راهیم
همچنان زیر سایه ماهیم که در این عصر وارث عَلم است
همچنان شهر، سرد و تاریک است کوچه‌های مدینه باریک است
فاطمیه همیشه نزدیک است، نقش مردی میان قصه کم است
تا نیاید، فقط عزاداریم، مثل ابر بهار می‌باریم
داغ‌های مقدسی داریم، سینه‌هامان ضریح درد و غم است
قاسم اردکانی
 


حسن ختام


 او که برای‌مان دعا می‌کرده است...

گفته ‏اند کسى مى‏آید که در نگاه نخست، همه در عمق چشمان هاشمى‏اش غرق مى‏شویم و به حبل‌المتین یک تار موى سیاه او دل مى‏بندیم که به یک تبسمش همه انتظارمان سر مى‏رود؛
گفته ‏اند کسى مى‏آید که زیباتر از آسمان است و مهربان‏تر از ابر؛
گفته‏ اند کسى مى‏آید که رحمت را به عدالت میان قطره‏هاى باران تقسیم مى‏کند و به دست هر مظلومى عصاى موسى(ع) مى‏سپارد تا حق خویش بستاند؛
گفته ‏اند که او خاطرات تلخ اسارت‏ها را ناگفته مى‏داند که او در همه این سال‏هاى تنهایى و مقاومت با ما بوده است؛ که او گرسنگى اردوگاه موصل و تکریت را چشیده است؛ که او زخم کابل‏هاى خاردار دشمن را هم به تن خریده است که همه شهیدان‏مان سر به دامان او سردار شدند؛ که مفقودان‏مان در بهشت آباد او ماندگار شدند؛ که همه این مدت تلخ جدایى، او براى‏مان غصه مى‏خورده است؛ که او شب حمله، کنار کرخه براى‏مان دعا مى‏کرده است.
حالا هم فقط باید دعا کنیم که پروردگارا! به حق عمه مظلوم و رنج‌دیده امام زمان(عج) فرج آقای‌‌مان را نزدیک گردان و نوری را که منتظرش هستیم به چشم‌های گنهکار ما بنمایان. آمین
علیرضا عسکری
 علیرضا عسکری