بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

 استکبارستیزی مهم‌ترین درس عاشورا

يكي از ویژگی‌هاي بارز حكومت‌هاي توحيدي فعاليت‌های ضداستكباري آنهاست. تمامي انبيای عظام و معصومین(علیهم‌السلام) در تقابل با روحيه برتري‌طلبي حكام جائر از خود واكنش نشان داده و سر تسليم فرود نياورده‌اند که بهترین نمونه آن واقعه تاریخی کربلا و نهضت عاشورا است. نهضت حسینی و حرکت تاریخ‌ساز سیدالشهداء(ع) نقطه عطفی است که با محوریت واقعه تلخ عاشورا، آغازگر تحولات عظیمی در تفکر جامعه مسلمانان شد. حجم حوادث و اتفاقات در فاصله زمانی محدود این واقعه آن قدر بزرگ و از جهات مختلف قابل توجه است که همواره می‏تواند به مثابه الگویی بی‌بدیل در طول دهه‏ها و سده‏های پس از خود، جریانی هویت‌بخش، زنده و حیاتی برای انسان‌های آزاده جهان باشد. حال پس از گذشت سال‌ها از این ماجرا آنچه امروز برای ما مهم و اساسی است، درس‏ها و عبرت‏های عاشورا در عرصه رفتار و تحولات سیاسی ـ اجتماعی است. یکی از مهم‌ترین درس‏ها و عبرت‏های قیام امام حسین(ع) مبارزه با ظلم و استکبارستیزی بود. قیام امام حسین(ع) که به شهادت مظلومانه‌اش در سرزمین کربلا منجر شد با هدف مبارزه با ظلم و ستم، آزاد زیستن، سر تعظیم فرود نیاوردن مقابل دشمن و شناخت درست دشمن و خلاصه کلام؛ استکبار وقت بود. قیام امام حسین و واقعه جانکاه کربلا به ملت‌های آزاده جهان آموخت که هرگز نباید از ظالمان ترسید، بلکه باید با توکل به خدا در مقابل ظالمان ایستاد. خداوند نیز در قرآن کریم پیروزی را پاداش ایستادگی در مقابل ظالمان می‌داند. در اصطلاح اسلامي و توحيدي، استكبار گناهي مترادف با شرك است و منشأ ظلم و فساد طغيان در برابر خدا و خلق خدا به شمار می‌آید. از ديدگاه فرهنگ سياسى اسلام، استكبار نوعى سلطه‌گرى، سلطه‌جويى، استعمار و بهره‌كشى فرهنگى، سياسى و اقتصادى از سوی اقليتی زورگو و منفعت‌طلب بر توده‌‌اى عظيم و محروم است. در این وضعیت اول باید دشمن و سیاست‌های آن را شناخت؛ چرا که دشمن‌شناسي و استكبارستيزي لازم و ملزوم یکديگرند؛ تا دشمن شناخته نشود و زواياي فكري او كشف نشود، مبارزه‌ای هم پديد نخواهد آمد. حال در فرایند چندین ساله، انقلاب اسلامی ایران الگوی حیات‌بخش نهضت‌ها و انقلاب‌های مردم کشورهای مسلمان علیه ظلم و ستم مستکبران بوده که این خط‌مشی برگرفته از نهضت عاشورای امام حسین‌(ع) است. عاشورا تنها یک رویداد تاریخی نیست که به یک زمان خاص مختص باشد، بلکه نسخه و نقشه راهی برای ملت‌ها در تمامی زمان‌ها برای ایستادگی در مقابل ظلم و ستم است که هر کس بر اساس این الگو عمل کند و در مقابل ظالمان بایستد، قطعاً به پیروزی دست خواهد یافت. امروز پس از مذاکرات و توافق هسته‌ای، تلاش یک عده بر محور تقدس‌زدایی از ارزش‌ها، به ویژه مخدوش کردن روحیه استکبارستیزی ملت است، اما نباید اقدام دیپلماسی و مذاکره که صرفاً به حل پرونده هسته‌ای منحصر شده به منزله پایان استکبارستیزی تلقی شود؛ چرا که سیاست‌های نظام در استفاده از ابزار مذاکره، برای اتمام حجت و احیای حقوق ملت و به نوعی نهیب بر مستکبران است. در این موقعیت زمانی نباید روحیه استکبارستیزی که نشئت گرفته از ذات انقلاب و یکی از افتخارات ملت ما که پرچمدار مبارزه با استکبار جهانی است، تضعیف شود. تنها با حفظ و تقویت چنین روحیه‌ای می‌توان نقشه‌های شوم استکبار علیه نظام اسلامی را خنثی و راه نفوذ با این عمل انقلابی را سد کرد.

علی قاسمی


رئیس مجلس شورای اسلامی در دومین کنگره شهدای تدارکات سپاه
سپاه در بحران‌های بزرگ توانست قدرتمندترین نیروی منطقه شود

علی لاریجانی گفت: سپاه از آغاز انقلاب و شروع جنگ شکل گرفت و سامان یافت و در بحران جنگ به یک نهاد قدرتمند و یکی از بزرگ‌ترین و قدرتمندترین نیروها در منطقه تبدیل شد.
به گزارش صبح صادق، علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی در دومین کنگره سرداران و 4500 شهید تدارکات و پشتیبانی سپاه که در مرکز همایش‌های بین‌المللی برج میلاد برگزار شد، اظهار داشت: اینکه چگونه سپاه به یکی از قدرتمندترین نیروها تبدیل شده عوامل مختلفی دارد که یکی از آن عوامل روحیه مجاهدت و فداکاری است که موجب سعادت بشر می‌شود.
وی با بیان اینکه اگر تفکر جهادی و شهادت از بین برود، مانند برخی کشورهای ثروتمند منطقه باید به کشورهای مستکبر متصل بود، گفت: فرهنگ شهادت‌طلبی همان فرهنگ حسینی است که امام حسین(ع) فرمودند اگر قرار است بدن‌های ما بمیرد همان بهتر که با شمشیر قطعه‌قطعه شود، این فرهنگ پس از انقلاب در سپاه و ملت ایران نهادینه شد و همگان از این شعار پیروی می‌کنند.
لاریجانی با اشاره به اینکه در تمامی مراحل شکل‌گیری پرونده هسته‌ای، رهبری نقش اساسی داشتند و موجب رشد این صنعت شدند، افزود: در بحران‌های موجود در منطقه پیروی از ولایت‌فقیه برای برون‌رفت از این بحران‌ها بسیار اساسی و تعیین‌کننده است.
وی در پایان تأکید کرد: تدارکات سپاه همیشه با یک مظلومیت روبه‌رو بوده و بیشترین خدمت را در دوران دفاع مقدس و پس از آن انجام داده است.
سرلشکر سیدیحیی صفوی، دستیار و مشاور عالی فرمانده کل قوا دیگر سخنران این مراسم بود، وی گفت: بدون تردید شهدای هشت سال دفاع مقدس نگاه‌شان به کربلا و حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) بود.
سردار صفوی در ادامه به اهمیت تدارکات در هشت سال دفاع مقدس اشاره کرد و اظهار داشت: بدون قدرت تدارکات و پشتیبانی عملیات‌ها به پیروزی نمی‌رسید.
حجت‌الاسلام والمسلمین کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران، نیز در این مراسم با اشاره به فاجعه غم‌بار منا و شهادت سردار حسین همدانی گفت: این محفل شهدا برای ما پیام‌هایی دارد و نشانگر روشنگری و فرهنگ‌سازی در کشور است.
وی با تأکید بر اینکه انسان‌های بی‌فرهنگ و بی‌دین مانند مرده‌های متحرک هستند، بیان داشت: اگر به قرآن تکیه نکنیم و دست بر ماشه تفنگ نگذاریم، گرگ‌ها ما را می‌خورند و ارزش‌ها و فرهنگ‌های کشور را می‌ربایند.
وی با اشاره به اینکه شهادت محور قدرت است، ادامه داد: شهید مولد است و ریخته شدن خون پاک شهدا باعث طهارت عبادی و فرهنگی آن سرزمین می‌شود، اولین اثر شهادت بیمه کردن ارزش‌ها، دین و مقدسات است.
سردار محسن رفیق‌دوست، وزیر سابق سپاه هم جزء سخنرانان این مراسم بود. وی گفت: در مقام مسن‌ترین پاسدار، آمادگی خود را برای انجام پشتیبانی از مأموریت‌های مستشاری در هر جای جهان اعلام می‌کنم.
وی افزود: سردار حسین همدانی مدام آرزوی شهادت را داشت و همیشه به من این را گوشزد می‌کرد که همه شهید شدند، اما ما جا ماندیم. آن‌قدر این مطلب را تکرار کرد که به آرزوی خود رسید.


یادداشت

انتفاضه سوم

مردم مظلوم فلسطین بار دیگر جرقه انتفاضه جدیدی را برافروخته‌اند. این‌بار بیت‌المقدس و مسجد‌الاقصی به کانون اعتراضات و انتفاضه سوم تبدیل شده است. فلسطینیان تنها به تظاهرات خیابانی اکتفا نکرده‌اند، بلکه چندین عملیات مسلحانه علیه صهیونیست‌ها انجام داده‌اند که در نوع خود بی‌سابقه بوده است. در یکی از عملیات‌های شهادت‌طلبانه، جوان فلسطینی «مهند الحلبی» دو افسر صهیونیستی را به هلاکت رسانده و دو نظامی دیگر را زخمی کرد.
جنبش جهاد اسلامی فلسطین مسئولیت عملیات الحلبی 19ساله را ـ که دانشجوی رشته حقوق دانشگاه قدس بود ـ برعهده گرفت و به صهیونیست­ها هشدار داد در صورت تعدی دوباره به ساکنان بیت‌­المقدس و کرانه باختری، عملیات شهادت­‌طلبانه دیگری در انتظار آنها خواهد بود.
علت اصلی انتفاضه کنونی فلسطین، تلاش صهیونیست‌ها برای تقسیم زمانی و مکانی مسجدالاقصی است. حساسیت فلسطینی‌ها نسبت به مسجدالاقصی، آنان را به واکنش شدید علیه سیاست‌ها و اقدامات رژیم غاصب صهیونیستی واداشته و موجب شده است که اوضاع فعلی از تسلط رژیم صهیونیستی خارج شود.
جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) نیز ضمن استقبال از انتفاضه سوم، تأکید کرده است تنها راه دفاع از مسجدالاقصی و جلوگیری از تحقق یافتن توطئه‌های رژیم اشغالگر قدس آن است که مردم کرانه باختری و بیت‌المقدس سلاح به دست گیرند .
در مقابل، نظامیان صهیونیستی بر اساس خوی ددمنشانه خود، به سوی فلسطینیان گلوله جنگی شلیک می‌کنند و نسبت به قتل‌عام تظاهرکنندگان بی‌سلاح هیچ ابایی ندارند. شمار قربانیان جنایات رژیم صهیونیستی از آغاز انتفاضه جدید در اوایل ماه جاری میلادی تا به امروز، در مناطق مختلف فلسطین از جمله بیت‌المقدس، کرانه باختری و نوار غزه به 3۸ شهید و بیش از هزار و ۴00 مجروح افزایش یافته است.
بنیامین نتانیاهو، نخست‌‌وزیر رژیم صهیونیستی که به شدت نگران انتفاضه جدیدی از سوی فلسطینیان است؛ دستور داده است منازل مجریان عملیات‌های استشهادی تخریب شده و بازداشت اداری تظاهرات‌کنندگان یا آنهایی که به تظاهرات تحریک می‌کنند، افزایش یابد.
انتفاضه اول در سال 1987 و انتفاضه دوم (انتفاضه مسجدالاقصی) در سال 2000 در حالی آغاز شد که هنوز نوار غزه تحت اشغال ارتش رژیم صهیونیستی بود و این رژیم بیش از 30 شهرک‌ صهیونیست‌نشین در این منطقه احداث کرده بود. در حال حاضر نیز سایه رژیم صهیونیستی همچنان بر کرانه باختری سنگینی می‌کند و با وجود امضای توافقنامه‌های سازش، رژیم صهیونیستی هیچ‌گونه پایبندی به تعهدات خود، از جمله توقف شهرک‌سازی، نشان نمی‌دهد.  
ساخت شهرک‌های یهودی‌نشین به‌مثابه نماد اشغالگری صهیونیست‌ها در کرانه باختری، رو به گسترش بوده و از حمایت‌های گسترده رژیم صهیونیستی برخوردار است. این شهرک‌ها در سه نوار امنیتی جداگانه از شمال به جنوب کرانه باختری امتداد یافته و شهر  بیت‌المقدس را از چهار طرف تحت محاصره قرار می دهند.
در واقع، تلاش رژیم اشغالگر آن است که در چهارچوب سیاست «یهودی‌سازی بیت‌المقدس»، بافت جغرافیایی و جمعیتی بیت‌المقدس را تغییر داده و با اجرای طرح تقسیم زمانی و مکانی مسجدالاقصی، ضمن ممانعت از ورود فلسطینی‌ها، حضور دائمی صهیونیست‌ها را در این مکان تضمین کند.عوامل و شرایطی که سبب شعله‌ور شدن انتفاضه‌های اول و دوم در فلسطین شد، هم اکنون به ویژه در کرانه باختری و بیت‌المقدس وجود دارد. البته، مجموعه‌ای از عوامل داخلی و خارجی بر سر راه انتفاضه سوم مانع ایجاد کرده است. برای نمونه وحدتی که در گذشته میان گروه‌های فلسطینی فتح، حماس، جهاد و ... وجود داشت، اکنون وجود ندارد و این گروه‌ها دچار اختلاف و تشتت شده‌اند. تشکیلات خودگردان فلسطین نیز تلاش دارد اوضاع را در سرزمین‌های اشغالی آرام کرده و مانع وقوع انتفاضه سوم شود.
از سوی دیگر بحران‌های منطقه‌ای، به‌ویژه بحران سوریه موجب شده است که قضیه فلسطین تا حد زیادی تحت‌الشعاع قرار گیرد. به همین دلیل است که رژیم صهیونیستی تمایل زیادی به استمرار بحران در سوریه و عراق و دیگر مناطق غرب آسیا دارد.
با این حال، بیت‌المقدس و مسجدالاقصی به‌مثابه نماد تاریخی و اعتقادی مسلمانان، همچنان الهام‌بخش مقاومت و پایداری فلسطینی‌ها در برابر توسعه‌طلبی صهیونیست‌های غاصب به شمار می‌اید. طرح «تسلیح کرانه باختری» که پیشتر از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شده بود، گزینه‌ای مناسب برای برافروخته شدن انتفاضه سوم است؛ انتفاضه‌ای که به لحاظ کمّی و کیفی قطعاً با انتفاضه‌های پیشین متفاوت بوده و می‌تواند معادلات امنیتی و سیاسی را تا حد زیادی به نفع محور مقاومت دگرگون کند.
فرزان شهیدی
 


 

صفحه 2
سياسي

 

 

راهبرد رهبری برای مقابله با سلطه فرهنگی

رهبر معظم انقلاب در بیانات خود با مسئولان صداوسیما اشاره کردند که دشمن با نشر، موسیقی، تئاتر و سینما در همه ابعاد فرهنگی تلاش می‌کند تا راه نفوذی به دست بیاورد و اگر تلاش‌های دشمن با غفلت ما همراه باشد به آسیب‌های جبران‌ناپذیری در جامعه منجر خواهد شد.
یک شکل از نفوذ، شکل قدیمی آن است که یک فردی را پرورش می‌دادند تا وارد دستگاهی مانند دستگاه‌های نظامی، سیاسی یا علمی شود، حتی حضرت امام(ره) زمانی می‌گفتند که استعمار، افرادی را در حوزه‌های علمیه تربیت می‌کند تا ده‌ها سال بعد از آنها استفاده کند.
خطری که امروز جامعه ما را تهدید می‌کند این است که مسئولان ما در هر رده‌ای آرام‌آرام دچار اختلالات فکری و مدیریتی شوند والاّ اکثریت قریب به اتفاق مسئولان ما مأمور دست‌پرورده استکبار نیستند، که اگر این‌طور بود شناسایی و دستگیر می‌شدند.
اشکالی که وجود دارد این است که یک مسئول ویژگی انقلابی بودن خود را از دست بدهد و عناصر انقلابی را کنار بگذارد و شروع کند به ملاحظه‌کاری و در اصول دچار تسامح و تساهل شود و آرام‌آرام از مواضع انقلابی خود عقب‌نشینی کند، به این بهانه که فلان چیز به مصلحت نیست، یا اینکه الان دوره‌ای نیست که ما بر فتوای امام درباره سلمان رشدی تأکید کنیم، الان دیگر زمان مرگ بر آمریکا گفتن نیست و... اگر مسئولی این عناصر اصلی را از دست بدهد، در حقیقت نفوذ در او رخ داده است.
تجربه و تاریخ انقلاب‌ها نشان داده است که مستکبران هرگز راضی نمی‌شوند کشوری با خط فکری اسلامی و با پرچم اسلام، آزادی، استقلال و سربلندی را به تاریخ نشان دهد. طبیعتا دشمن سعی در سلطه و نفوذ خواهد داشت.
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) بارها گفته‌اند نفوذ و سلطه فرهنگی خطرناک‌ترین نوع نفوذ است؛ چرا که اگر کشوری در عرصه فرهنگ، استقلال و هویت خود را از دست داد، به راحتی در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هم تسلیم خواهد شد.
ایشان بارها و بارها به خصوص در سال‌های اخیر بر بحث نفوذ به ویژه نفوذ فرهنگی و جنگ نرم تأکید می‌کنند و همه اقشار، جوانان، مردم، مسئولان و دستگاه‌ها را به رصد، مطالعه و تحقیق کردن درباره راه‌های نفوذ و راه‌های مقابله با نفوذ موظف می‌کنند.
اگر چه وضعیت فرهنگی جامعه و ویژگی‌های فرهنگی آن عناصر مختلفی دارد، برای نمونه اگر بخواهیم از نظر توجه جوانان به دیانت و انقلاب بررسی کنیم رهبر معظم انقلاب بارها گفته‌اند جوانان امروز اگر از جوانان اول انقلاب متعهدتر نباشند، کمتر از آنها هم نیستند و حتی برخلاف کسانی که ادعا می‌کنند بی‌دینی رواج پیدا کرده ایشان می‌فرمایند جوانان ما خیلی متدین هستند، ایشان به اعتکاف و مراسمات مذهبی و از نظر سیاسی به 22 بهمن و روز قدس اشاره می‌کنند.
بنابراین این نمودها نباید فراموش شود، اما از این نظر که جریان‌های داخلی و خارجی در نفوذ، جنگ نرم و گسترش شیوه غیراخلاقی معارض با انقلاب همت کرده‌اند هیچ شکی نیست و این مسئله قابل چشم‌پوشی و انکار نیست.
*علیرضا مختارپور- معاون انتشارات مؤسسه پژوهش فرهنگی انقلاب اسلامی و دبیر کل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور


یادداشت
مهدی سعیدی

 همگرایی و واگرایی در جریان‌های سیاسی

با نزدیک شدن به ماه‌های پایانی سال و سرد شدن آب و هوا، فضای انتخابات رو به گرمی می‌رود و جریان‌های سیاسی خود را برای رقابت انتخاباتی در اسفند ماه آماده می‌کنند. در این بین یکی از مهم‌ترین مباحثی که در این ایام به دل‌مشغولی جریان‌های سیاسی بدل شده و خواهد شد، مسئله واگرایی‌ها و همگرایی‌هاست. آنچه در برآورد اولیه از وزن جریان‌های سیاسی کشور می‌توان داشت، آن است که هیچ‌کدام از این جریان‌ها با حضور متکثر و متفرق نخواهند توانست در عرصه رقابت‌های انتخاباتی موفق شوند. این ادعا با بررسی روند ادوار انتخابات در کشور قابل ملاحظه و اثبات است و در حوزه نظر نیز به اصلی پذیرفته‌شده در نزد همه جریان‌های سیاسی بدل شده است.
اما آنچه در این میان مانع اصلی برای تحقق همگرایی و ائتلاف است، سهم‌خواهی‌هایی است که به نحوی با فعالیت سیاسی برای کسب قدرت عجین شده و بر اختلافات افزوده است و شکاف‌های واگرایانه را تقویت می‌کند. متأسفانه، همین مانع در هر دو اردوگاه سیاسی کشور به چشم می‌خورد و کم‌وبیش به یکی از مهم‌ترین معضل فعالیت سیاسی امروز ما بدل شده است.
فضای انتخابات این دوره مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری که به‌طور همزمان برگزار خواهد شد، عاری از این معضل نیست و تا به امروز هنوز تلاش‌های صورت‌گرفته برای ائتلاف درون اردوگاهی نه در نزد اصولگرایان و نه در نزد اصلاح‌طلبان به‌طور کامل به ثمر ننشسته است. هرچند گام‌های مهمی در این بین برداشته و امیدهایی ایجاد شده است.
از جمله اخبار شنیده‌شده از اردوگاه اصولگرایان شکل‌گیری ائتلاف و هماهنگی بین سه تشکل تأثیرگذار جمعیت ایثارگران، جبهه پایداری و حزب مؤتلفه اسلامی است که می‌تواند به هسته مرکزی همگرایی دیگر گروه‌های سیاسی اصولگرا نیز بدل شود. ضمن آنکه اعضای این ائتلاف همراهی خود را با جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم اعلام داشته‌اند.
از اردوگاه اصلاح‌طلبان نیز اخباری مبنی‌بر حرکت به سوی همگرایی و ائتلاف به گوش می‌رسد. پیش از این در این اردوگاه دو مجموعه شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات و شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به‌طور موازی و رقابتی در حال فعالیت بودند. در کنار آنها نیز احزاب و گروه‌های ریز و درشتی که در این مجموعه تعریف نمی‌شدند، وجود دارند که خط مشی مستقلی را دنبال کرده و خود را برای حضور در انتخابات آماده می‌کنند.
در هفته گذشته خبری مبتنی‌بر شکل‌گیری جلسه شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان انتشار یافت که در مسیر ائتلاف اصلاح‌طلبان حائز اهمیت است. این شورا پس از آن تأسیس شد که تفرق‌های موجود می‌رفت تا به مناقشات حل‌نشدنی بدل شود. به همین دلیل با پیشنهاد رئیس‌جمهور دولت اصلاحات این دو شورا به اضافه چند تشکل و چهره اصلاح‌طلب شورای سیاست‌گذاری اولین نشست خود را برگزار کردند تا در مسیر همگرایی حرکت کنند. هر چند این نشست، اولین گام در مسیر ائتلاف بوده و تا نهایی شدن هنوز راه بسیاری پیش رو دارد، اما به هر حال امیدهایی را در این اردوگاه ایجاد کرده است.
سخن آخر در این‌باره اینکه حال که همه جریان‌های سیاسی دغدغه همگرایی درون اردوگاهی را دارند، چه خوب که برای انسجام‌بخشی به انتخابات و تعریف رقابت سیاسی صحیح نیز چاره‌ای بیندیشند و پایبندی و عمل به قانون و رعایت اخلاق در رقابت‌های سیاسی و پرهیز از تخریب رقیب را نیز مورد تأکید قرار دهند تا از تکرار تجربیات تلخ گذشته جلوگیری کنند و انتخابات که باید عالی‌ترین مظهر همبستگی و اتحاد ملت باشد، به فضای تنش، درگیری، کدورت و افتراق تبدیل نشود.

 

یادداشت
رانش درونی، کشش بیرونی
محراب دوستی
آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از دانشجویان و استعدادهای برتر علمی کشور، توصیه‌ها و هشدارهای مهمی به نخبگان و مسئولان بیان کردند و با تأکید بر لزوم جدی گرفتن بنیاد نخبگان در مقام یک بنیاد ملی و راهبردی، شناسایی نخبه‌ها برای عوامل بیرونی و حلقه واسط مهاجرت را خیانت به کشور دانستند. یکی از چالش‌های امروزی در حوزه نیروی انسانی، به ویژه نخبگان استفاده نکردن از این ظرفیت است که به مهاجرت یا همان اصطلاح فرار مغزها منجر می‌شود. فرار مغزها از ايران سابقه‌اي بيش از 40 سال دارد و به دوران پيش از انقلاب باز مي‌گردد؛ اکنون ميزان فرار مغزها از ايران به جايي رسيده است که ايران را جزء سه کشور با بالاترين ميزان فرار مغزها در جهان قرار داده است و براساس آمار‌ها با سواد‌ترين اقليت‌ها در جامعه آمريکا، ایرانی هستند. مضافاً مشکل دیگری که در این بخش داریم، ماهيت مهاجرت یا فرار نخبگان کشور ما می‌باشد. خروج نخبگان و افراد تحصیل‌کرده از کشور سبب مي‌شود که اين ارتباط با کشور مادر وجود نداشته باشد، در حالی که يکي از موتور‌هاي اصلي پيشرفت کشورهايي، مانند چين، هند، کره جنوبي و ... همان مهاجرنشينان در کشور‌هاي ديگر هستند که توانستند با حفظ ارتباط با کشور مادر، مشارکت فعالی در توسعه صنعتي و علمي کشورشان داشته باشند. اگر چه فرار مغز‌ها دلايل متعددی دارد، برخی بلافاصله مباحث مادی و اقتصادی را عامل اصلی می‌دانند، ولی کارشناسان فن این حوزه عواملی، همچون بي‌توجهي به رشد کيفي پژوهش در دانشگاه‌ها، پايين بودن ميزان پژوهش در مراکز علمي، ناهماهنگي بين تحقيقات و کاربرد آنها و تخصيص بودجه ناکافي به امر پژوهش، ارتباط نداشتن با دنياي علمي در سطح بين‌المللي، نشناختن قدر و منزلت تحصيل‌کرده‌ها، ترويج و گسترش مدرک‌گرايي را از عوامل اصلی تحلیل می‌کنند که بيشترين نارضايتي را در بين دانشجويان و استادان به دنبال داشته است. نگاه اجمالی به پدیده مهاجرت یا فرار نخبگان نشان می‌دهد، يک سری عوامل داخلی با عنوان «رانش» و یک سری عوامل خارجی به عنوان «کشش» سبب می‌شود بسیاری از فرزانگان جذب کشور‌هاي ديگر شوند. راهکار عمده در این موضوع افزودن اميد به آينده است تا ميزان مهاجرت تقليل پيدا کند، اميد به آينده جوانان در رابطه با شغل، ميزان درآمد آنها، توانايي تشکيل زندگي، ازدواج، خريد مسکن، ماشين، و امثالهم تماماً ارتباط مستقیمی با ترک و عدم ترک مملکت دارند. معمولاً افراد جذب کشور‌هایي مي‌شوند که از لحاظ جذابيت و اميد به آينده اطمينان بيشتری داشته باشند. با اینکه نمی‌توان روند مهاجرت یا فرار نخبگان را به صفر رساند، ولی در این فضا باید مسئولان و متولیان امر با در نظر گرفتن ظرفیت‌های درونی نظام و عملیاتی‌سازی اقتصاد مقاومتی که دانش بنیانی جزء لاینفک آن است، این روند بحرانی را کاهش دهند؛ زیرا توان ما کم کردن رانش‌های درونی است و کاهش کشش‌های بیرونی از دست ما خارج است.


نكته و نظر

آرامش پیش از طوفان

نکته: روز جشن مهرگان در ایران کهن، نمایندگان کشورهای گوناگون همراه با هدایایی نفیس به کاخ فرمانروای ایران در شهر صد دروازه (دامغان امروزی) وارد می‌شدند، بهترین هدیه مربوط به فرمانروای روم بود. نماینده روم گفت: فرمانروای ما به پاس آرامش مرزهای‌مان این هدیه را تقدیم پادشاه ایران‌زمین می‌کند. پس از پایان مراسم، مشاور پادشاه ایران که پیرمردی سالخورده بود، گفت: کشور روم به‌زودی به ایران یورش خواهد آورد؛ چرا که وقتی دشمن از آرامش مرزها سخن می‌گوید و هدیه‌ای به این خاطر می‌فرستد، به این معناست که به این آرامش وفادار نخواهد ماند. پادشاه با شنیدن این سخن لشکر خود را به سوی مرزهای روم حرکت داد. روزی که لشکر ایران به مرزهای روم رسید، لشکر روم را در پیش روی خود دید. رومیان پس از دیدن لشکر ایران، از آمادگی آنها به ترس افتادند و مفتضحانه از برابر سپاه ایران دور شدند.
نظر: بدترين دشمنان كساني هستند كه حيله خود را بيشتر پنهان مي‌دارند. دشمن‌شناسی از اصول مدیریت اسلامی است و در سال‌های اخیر شاهد بوده‌ایم که برخلاف سیاست‌های نظام برخی از مسئولان نسبت به دشمن دید «سهل‌اندیشی» دارند. ضرب‌المثل‌های زیادی داریم که افراد را به دوراندیشی در رابطه با دشمنان توصیه می‌کنند که یکی از آنها این است؛ «مراقب فردی باشید که موقع خنده شکمش نمی‌لرزد.»


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

ثروت پاک ثروت کثیف
در برخی از کشورهای جهان عامه مردم از کل ثروتمندان دل خوشی ندارند و به آنان چنان می‌نگرند که گویی همه آنها حق مردم عادی را خورده‌اند، اما جوامعی که به لحاظ فرهنگی و اقتصادی پیشرفته‌تر هستند، توانسته‌اند بین ثروت پاک و ثروت تمایز قائل شوند.
محققان دانشگاه‌های ویلانووا و کلمبیا در تحقیقی به این نتیجه رسیده‌اند، وقتی میلیاردرها ثروت خود را از طریق روابط سیاسی به دست می‌آورند، نابرابری ثروت، بخش وسیعی‌ از اقتصاد کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما هنگامی‌که ثروتمندان، ثروت خود را از بازار کسب می‌کنند چنین اتفاقی نمی‌افتد. علت این است که وقتی قدرت و ثروت در دستان یک گروه اقلیت متمرکز می‌شود، این اقلیت بر سیاست دولت اثر گذاشته و موجب زیان‌های اقتصادی می‌شود. این محققان در تحقیق خود می‌آورند، چینی‌های ثروتمند که اکنون به موتور محرکه بخش مسکن آمریکا تبدیل شده‌اند، ثروتمندانی هستند که به واسطه نفوذ درحزب کمونیست چین به ثروت دست یافته‌اند. البته، چین تنها کشوری نیست که «ثروت کثیف» در آن رو به افزایش است. کشور‌های روسیه، آرژانتین، کلمبیا، مالزی، هند، استرالیا، اندونزی، تایلند، کره‌جنوبی و ایتالیا نیز چنین شرایطی دارند. در پایان این تحقیق تأکید شده است که نابرابری ثروت در جامعه به خودی خود بد نیست، بلکه علت میلیاردر شدن افراد منشأ نابرابری‌ها است.


چهار راهبرد اصلاح‌طلبان
در آخرین جلسه، شورای عالی اصلاحات، احتمالات مختلف پیش روی این جریان سیاسی درباره شکل‌گیری مجلس دهم را مورد بررسی قرار دادند و به چهار احتمال برای آن رسیدند.
براساس جمع‌بندی شورای عالی اصلاحات چهار احتمال برای مجلس آینده برای اصلاح‌طلبان متصور است:
الف‌ـ احتمال راه‌یابی اقلیتی بی‌تأثیر به مجلس؛ ب‌ـ احتمال راه‌یابی و شکل‌گیری اقلیتی مؤثر؛ ج‌ـ احتمال راه‌یابی اکثریت نسبی؛ دـ احتمال دستیابی به اکثریت مطلق.
شورای عالی اصلاحات معتقد است: برخلاف آنچه از سوی برخی فعالان سیاسی گفته می‌شود، در یک جنبش اجتماعی، گاه شرکت نکردن در انتخابات، نه موضعی منفعلانه، که اعتراضی فعالانه و در بلندمدت، مؤثر به‌شمار می‌آید. چنانچه در انتخابات ریاست‌جمهوری ۹۲ دیدیم که بیم از شرکت نکردن شهروندان در انتخابات، به عقب‌نشینی نسبی از مواضع پیشین و حتی به رسمیت شناخته شدن مخالفان نظام انجامید. این شورا درباره تحقق گزینه چهارم نوشته است: دست‌کم در صورت تداوم شرایط کنونی دیدگاه‌های حاکم بر دستگاه‌های ناظر انتخابات، غیرواقع‌بینانه باشد. در این حال اصلاح‌طلبان برای اینکه برخی از نیروهای خود را وارد مجلس کنند، درصدد رایزنی با شورای نگهبان هستند که تا پیش از نام‌نویسی نظر آنها را درباره این کاندیداها ارزیابی کنند.

نگرانی‌های جبهه اصولگرایی
گروه‌های اصولگرا با محوریت جامعتین و نیروهای انقلابی فعالیت‌هایی را برای انتخابات مجلس و خبرگان آینده به انجام رسانده‌اند.
اصولگرایان طی مدت هشت ماه جلسه برگزار کرده و درباره محورهای اساسی وحدت به تفاهم رسیدند و در نهایت این دیدگاه‌ها را به علما و فقهایی چون؛ آیت‌الله موحدی‌کرمانی، آیت‌الله یزدی، آیت‌الله مصباح و آیت‌الله جنتی ارائه کردند. سه جبهه اصولگرایانی که برای وحدت تلاش می‌کنند در میان خودشان تأکید کردند که برای انتخابات آینده دنبال هیچ سهمیه‌ای نیستند و تنها به دنبال تحقق وحدت اصولگرایان هستند... اما نگرانی‌های اصولگرایان درباره انتخابات آینده به شرح زیر است:
۱ـ تعدد کاندیداهای اصولگرا در رقابت‌های انتخاباتی آتی چالش و آسیب پیش روی این جریان به شمار می‌رود.
۲ـ شرایط انتخابات مجلس دهم با شرایط انتخابات مجلس نهم متفاوت است، باید بدانند که شرایط با گذشته فرق کرده است.
۳ـ رقابت بین اصولگرایان سبب ریزش رأی آنها می‌شود و ضروری است با ائتلاف بر روی کاندیداهای واحد برای هر حوزه انتخابیه شرایط پیروزی فراهم شود.
۴ـ در صورت تشتت و تفرقه اصولگرایان، مجلسی همچون مجلس ششم و شاید بدتر از آن تشکیل می‌شود که فرصت نفوذ دشمن به مراکز تصمیم‌گیری کشور فراهم می‌شود.

نتیجه ایستادگی ایران
اعتراض ایران به حضور سلمان رشدی در نمایشگاه بین‌المللی کتاب فرانکفورت یک بار دیگر ایستادگی نظام جمهوری اسلامی ایران را بر اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی نشان داد و اثبات کرد که جمهوری اسلامی ایران ارزش‌های اسلامی و انقلابی خود را با منافع زودگذر معامله نخواهد کرد.
محمدمهدی ایمانی‌پور، رایزن فرهنگی ایران با بیان نکته فوق گفت: در حال حاضر هر کس که در موتورهای جست‌وجو نام «نمایشگاه کتاب فرانکفورت» را حتی بدون ذکر نام ایران جست‌وجو کند، با انبوهی از اخبار مواجه می‌شود که در آنها حضور نیافتن جمهوری اسلامی ایران در نمایشگاه کتاب فرانکفورت به دلیل اهانت به اسلام منعکس شده است. برخی از رسانه‌ها تلاش کردند این مسئله را یک اقدام ایرانی تعبیر کنند و برخی از رسانه‌ها نیز تلاش کردند با منصرف کردن اذهان جامعه مسلمان به مسئله مهاجران، اذهان را از پرداختن به این مهم، منحرف کنند. این روند از مجموعه نشست‌های خبری در حاشیه نمایشگاه طی این چند روز هم مشهود است. واقعیت این است که اقدام جمهوری اسلامی تأثیرگذار بوده و در مجموع توانسته است به تحریک افکار عمومی برای احترام به مقدسات دینی، کمک کند. البته، همراه شدن ناشران بخش خصوصی ایران با مواضع رسمی نظام، حرکت اعتراضی ایران را نمایان‌تر کرد.

بزک کردن چهره گرگ
چندی پیش سیروس ناصری، عضو سابق گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای در دوره اصلاحات ضمن حضور در برنامه تلویزیونی ثریا به نام‌گذاری مستندهای این برنامه با عنوان «وعده گرگ‌‌ها» که در آن آمریکا گرگ نشان داده شده است، اعتراض کرد و گفت:
«شما همواره آمریکا را گرگ خطاب می‌کنید؛ در حالی که گرگ زیرکی ، هوش و دندان‌تیزی هم دارد؛ اما آمریکا گرگ نیست؛ چراکه در یمن و افغانستان و عراق در باتلاق گیر کرده است، اسم آمریکا ابرقدرت است، اما عقلش کوچک است؛ لذا این‌قدر مردم را نترسانید.» در نگاه اول، صحبت‌های ناصری از موضع قدرت به نظر می‌رسد، اما در واقع مطرح کردن آمریکا به این شکل همان مصداق بارز بزک کردن چهره شیطان بزرگ است؛ زیرا در همین دوره مذاکرات که طی دوسال روی کار آمدن دولت اعتدال به صورت مستمر در حال انجام است؛ اظهارات مقامات آمریکایی گواه این ادعاست که آنها همواره ملت ایران را تهدید نظامی کرده‌اند. تنها یک روز پس از اعلام جمع‌بندی مذاکرات بود که باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا با تکرار اظهارات ضدایرانی خود گفت: ما همچنان با ایران بر کمک تسلیحاتی به گروه‌های نیابتی مانند حزب‌الله لبنان مشکل داریم. ایران هنوز چالشی برای منافع و ارزش‌های ماست.


تداوم‌تهدیدات زیر ساختی
دولت آمریکا به این نتیجه رسیده که در مناقشات منطقه‌ای، حضور نظامی مستقیم نداشته باشد.
سردار جلالی، رئیس سازمان پدافند غیر عامل کشور با بیان جمله فوق گفت: اوباما در سخنانی، گفته است که آمریکا با حضور نظامی در مناطق مختلف آسیب‌های بسیاری دیده است و نتایج این حضور موفقیت‌آمیز نبوده است، به همین دلیل آنها به این جمع‌بندی رسیده‌اند که در مناقشات منطقه‌ای حضور نظامی مستقیم نداشته باشند، بلکه قدرت‌های منطقه‌ای همسو و هم‌پیمان را محور قرار داده و آنها را تقویت کنند. وی افزود: انتظار آمریکایی‌ها از تحریم‌ها، در مقطع شروع اجرای برجام این بود که وقتی وارد ایران می‌شوند همه مردم در فقر و گرسنگی باشند و جیره روزانه دریافت کنند، اما زمانی که بررسی انجام گرفت متوجه شدند هیچ اتفاقی به وقوع نپیوسته است. وی با اشاره به اینکه کشاورزی ایران توانسته است در برابر تحریم‌ها مقاومت کند، اظهار داشت: به عقیده آمریکایی‌ها، مؤثرترین حوزه تحریم، کالاهای اساسی همچون کالاهای غذا و کشاورزی است و اگر تحریم بر این حوزه اثر کند، کشور را به زانو درمی‌آورد. وی در پایان تأکید کرد: تهدیدات زیرساختی مثل گذشته ادامه داشته و در یک افق 10 ساله وجود خواهد داشت، بنابراین برنامه‌های توسعه با لحاظ کردن تهدید در حوزه‌های مختلف باید کاملاً هوشمندانه باشند.

 


خط خبر

پشیمانی یک مدعی
ابرهیم اصغرزاده به‌تازگی در دانشگاه بیرجند سخنان قابل تأملی را به زبان آورده است که نشان می‌دهد، وی برخلاف اینکه ادعای انقلابی‌گری دارد، از مقابله با رژیم طاغوت پشیمان شده است. وی گفته است: «من یک آرزو داشتم در قبل از انقلاب که آن مبارزه با مستبد بود و اشتباه کردم؛ چراکه به‌جای مبارزه با مستبد باید با استبداد مبارزه می کردم.» این در حالی است که مستبد و استبداد دو واژه برای توصیف رژیم طاغوت است و رژیم طاغوت نیز جزئی از نظام ضدانسانی شاه به‌شمار می‌آید.

پیش‌بینی آینده برجام از زبان یک مخالف
«حسین دهباشی» کارگردان فیلم تبلیغاتی حسن روحانی در متنی خطاب به مخالفان برجام نوشت: دیر نخواهد بود روزی که صحت فهم و گفتار شما در برجام بر همگان آشکار شود و نام‌تان در این خصوص به نیکى و احترام و افتخار بسیار زینت‌بخش صفحات تاریخ پر فراز و نشیب میهن عزیزمان شود. روزگاری که دلواپسی برای میراث گران‌بهای خون شهدا ارج گذاشته شود نه مانند اکنون که بی‌انصافانه و مظلومانه به نگرانی برای کسب و کار دنیوی خویش متهم شده‌اید. دلبستگی انبوه این جماعت ساده‌دل و دلبسته به سراب آشتی گرگ و میش موجب ننگ همه نسل‌های بعدی خواهد شد.
«عماد» اختلاف آمریکایی‌ها را آشکار کرد
آزمایش موشکی عماد سبب تقابل جمهوریخواهان و دموکرات‌های آمریکا شده است. «آلن وست» نماینده پیشین کنگره آمریکا با انتشار یادداشتی در پایگاه شخصی خود به اعتراض شدید نسبت به سیاست‌های دولت اوباما در قبال ایران پرداخته است و با مسخره کردن اظهارات اوباما در تعریف رهبری موفق خود برای مقابله با تغییرات آب و هوایی می‌نویسد: «شاید اگر بتوانیم به اوباما اثبات کنیم که آزمایش‌های موشکی ایران گرمای کره زمین را به میزان ناچیزی بالا می‌برد، رئیس‌جمهور ناراحتی از خود نشان دهد!»

مسلمانی رفت و لیبرال ماند!
«حسین مرعشی» عضو ارشد حزب کارگزاران درباره رویکرد این حزب در نظام اسلامی، تعریفی از آن داده است که کمتر با ارزش‌های انقلابی و اهداف نظام همخوانی دارد. وی گفته است: حزب کارگزاران لیبرال دموکرات مسلمان است که در این میان محمد هاشمی مسلمان، عطریان‌فر دموکرات و بنده نماد لیبرال آن هستم. که البته مسلمانی آن رفت. گفتنی است، محمد هاشمی چند سال پیش با بیان اینکه من خط امامی و مقلد امام هستم و نمی‌توانم بپذیرم کارگزاران لیبرال باشد در اعتراض به عضویت برخی عناصر سکولار، از عضویت حزب استعفا داد.
ورد و معجزه جواب نمی‌دهد
در حالی که ماه‌های پیش از برجام، رسانه‌ها و شخصیت‌های حامی دولت فضای پس از تصویب برجام را یک فضای رؤیایی ترسیم می‌کردند، اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که آن برداشت‌های اولیه اشتباهی راهبردی بوده است. روزنامه فرهیختگان وابسته به جریان حامی دولت، در یادداشتی در این‌باره نوشته است: اگر فکر کنیم ایران با اجرایی شدن برجام و برداشتن تحریم‌ها، گلستان می‌شود، خطای وحشتناکی مرتکب شده‌ایم. ما زمانی جهش و رونق اقتصادی خواهیم داشت که بررسی کنیم، ببینیم کشورهای دیگر برای پیشرفت خود چه کرده‌اند و به دنبال الگوی مناسب برای توسعه اقتصاد آزاد باشیم. تا آن روز هیچ ورد و معجزه‌ای نمی‌تواند مشکلات ساختاری ما را حل کند. گفتنی است، حامیان دولت چند روز پیش از بررسی نهایی برجام در مجلس برای درگیر کردن افکار عمومی با مجلس و شورای نگهبان، مدعی شده بودند زیان هر روز تأخیر در اجرای برجام، سه میلیارد دلار است!

تضعیف تیم مذاکره ایرانی کار چه کسی بود؟
عباس سلیمی نمین درباره اظهارات آقای هاشمی‌رفسنجانی در گفت‌و‌گو با روزنامه «گاردین» به رویه وی در مقابله با آمریکا انتقاد کرده و نوشته است: اگر به درستی معتقدید آمریکا در ستیز با ماست، چرا نزدیکان‌تان با اظهاراتی از موضع ضعف، این دشمن را جسورتر می‌کنند؟ مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران با بازخوانی برخی از سخنان ضد آمریکایی هاشمی در گذشته نوشت: در مصاحبه‌ها و اظهارات اخیرتان به‌گونه‌ای سخن گفته‌اید که گویا سیاست «مذاکره محدود به موضوع هسته‌ای با آمریکا» در تداوم باور شما به تجدید رابطه با آمریکا از دوران امام تاکنون است و آن را نتیجه رأی دادن مردم به یکی از شخصیت‌های مورد قبول‌تان عنوان داشته‌اید. وی افزود: اجازه دهید در این زمینه این سؤالات را مطرح سازم؛ آیا مذاکره با آمریکا حول یک موضوع خاص مسبوق به سابقه نبوده است؟ مذاکرات با آمریکا در دولت قبل آغاز شد و اضافه بر آن حضرت‌عالی و دوستان‌تان با عدم تمکین به قانون و نپذیرفتن نتیجه انتخابات 88 موجب تضعیف موقعیت تیم ایرانی در مذاکرات شدید. وی در پایان نامه خود تأکید می‌کند: پرسش اصلی از آقای هاشمی‌رفسنجانی این است؛ چرا در سال‌های اخیر می‌خواهید خود را با تفاوت‌هایی با امام و رهبری به ثبت برسانید؟

محرومیت جشنواره انقلابی
امسال با وجود بودجه یک میلیاردی مصوب مجلس به جشنواره عمار، وزارت ارشاد رسماً اعلام کرده که هیچ‌گونه کمکی نمی‌کند و گفته‌اند این دستور از جایگاه‌های بالادستی به ارشاد داده شده است، این در حالی است که ارشاد برای اکران‌های هنر و تجربه که عموماً به موضوع هنرهای کم‌مخاطب می‌پردازد، یارانه‌های مفصلی قائل شده است.
آیا رکن‌آبادی اطلاعات محرمانه‌ای از حزب‌الله داشت؟
نماینده دبیر کل حزب‌الله لبنان در ایران درباره تأثیرات مفقود شدن غضنفر رکن‌آبادی بر حزب‌الله لبنان گفت: الآن حدود 40 نفر از زائران ایرانی مفقود هستند که نیاز به جمع‌آوری اطلاعات هست که آیا آنها ربوده شده‌اند، یا مفقودند. به هر حال، آقای رکن‌آبادی اطلاعات محرمانه زیادی از نیروی مقاومت حزب‌الله لبنان و سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران در اختیار نداشته است. ایشان یک فرد سیاسی هستند و نه نظامی ـ امنیتی، بنابراین اطلاعاتی محرمانه نظامی در دست ندارد. پس نمی‌توان این‌گونه تحلیل کرد که مقامات آل‌سعود به دنبال تخلیه اطلاعاتی ایشان هستند.

سخنان وحدت‌آفرین
مولوی عبدالحمید اسماعیل‌زهی، مدیر حوزه علمیه دارالعلوم اهل سنت زاهدان و امام جمعه اهل سنت این شهر در خطبه‌های نماز جمعه این هفته مسجد مکی طی سخنانی گفت: قاتلان امام حسین(ع) و یارانش ادعای مسلمانی می‌کردند، آنان که نوه پیامبر(ص) را به شهادت رساندند گمان نمی‌کردند تا قیامت مورد نفرین مسلمانان قرار گیرند. وی افزود: امام حسین(ع) در مقابل دین و امت احساس مسئولیت می‌کرد به همین دلیل به شهادت رسید، ایشان به ما درس از خودگذشتگی و آزادی دادند.

برگزاری دو انتخابات چقدر هزینه دارد؟
جواد ناصریان در دومین روز از همایش آموزشی و توجیهی منطقه‌ای ستاد انتخابات کشور در تبریز اظهار کرد: برای برگزاری دهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ۱۶۰ میلیارد تومان اعتبار در اختیار وزارت کشور قرار گرفته است تا تمامی هزینه‌های انتخابات از این محل تأمین شود. وی رعایت قوانین و عدالت در توزیع منابع را هدف اصلی وزارت کشور در هزینه‌کرد اعتبارات مربوط به انتخابات عنوان کرد و افزود: در این زمینه ورود به مناقصه‌های مختلف باید با صرفه‌جویی کامل انجام شود، به طوری که تاکنون وزارت کشور در این زمینه 30 درصد از هزینه‌های مربوط به خریدها را کاهش داده است. معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی وزیر کشور گفت: دولت تدبیر و امید با پرداخت ۲۵ میلیارد تومان بدهی استانداری‌ها به مجریان انتخابات سال 1392، در زمان حاضر هیچ‌گونه بدهی انتخاباتی ندارد. وی از افزایش حدود 50 درصدی دستمزد مجریان انتخابات خبر داد و افزود: در این زمینه تلاش کرده‌ایم فاصله پرداختی بین مجریان و ناظران تا حد امکان برابر و دستمزدها نیز در موعد مقرر پرداخت شود. معاون توسعه مدیریت و منابع انسانی وزیر کشور با اشاره به تصمیم دولت برای به‌کارگیری صندوق‌های رأی شفاف در انتخابات گفت: استفاده از صندوق‌های شفاف مورد تأکید رئیس‌جمهوری در وزارت کشور و شورای نگهبان تأیید شده است و قرارداد ساخت هشتاد هزار صندوق بسته شده است که به موقع آنها را میان استان‌ها توزیع می‌کنیم.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

  ثبات قدم در برابر یزیدیان زمان
پاسداران و بسیجیان را با جنس عاشورایی و لباس جهادی که برای عزت مسلمین بر تن کرده‌اند، بهتر می‌توان شناخت. پاسداران و بسیجیان، اعتقادات، باورها و ارزش‌ها و به‌طور کلی سبک زندگی و جهت حرکت‌شان را از مکتب و فرهنگ عاشورا گرفته و معتقدند: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا»
هر کس بر چنین باوری باشد، باید ببیند در این میدان در کدام صف ایستاده است؛ آیا در صف حسینیان قرار دارد و یاری‌کننده حسین زمان خویش است؟ یا خدای ناکرده، آگاهانه یا ناآگاهانه، خواسته‌ یا ناخواسته، در صف یزیدیان قرار گرفته و یاری‌کننده یزیدیان زمان است؟ اگر رویارویی همیشگی حق و باطل را قبول داشته باشیم، باید جبهه خود را در این رویارویی مشخص کنیم. وجود دو جبهه حق و باطل و نبرد مستمر میان این دو جبهه، نه یک امر ذهنی، بلکه یک واقعیت قطعی است که تاریخ بشر واقعیت‌شان را اثبات می‌کند. وجود خداوند متعال مظهر حق و در برابرش طاغوت مظهر باطل، انسان‌ها را به دو جبهه تقسیم می‌کند. خداوند و طاغوت هرگز در یک جبهه قرار نمی‌گیرند و زیر یک سقف جمع نمی‌شوند. تمامی انبیای الهی که فلسفه بعثت‌شان هدایت آدمیان به سمت خیر و سعادت است، آمدند و از ناحیه حضرت حق این پیام را آوردند: «ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت»
کسانی که دعوت انبیا را لبیک گفتند، در ردیف مؤمنان قرار گرفتند و کسانی که این حقیقت را نادیده انگاشتند، در صف کفار قرار گرفتند و این گونه، دو جبهه خدا و طاغوت در برابر هم شکل گرفت. جبهه عاشوراییان و حسینیان؛ جبهه خدا و جبهه یزیدیان، جبهه طاغوت است. نبرد میان این دو جبهه همیشگی بوده است و هرگز سازشی میان این دو وجود ندارد. جنگاوران جبهه حق و جبهه عاشوراییان، مجاهدان فی‌سبیل‌الله هستند و جنگاوران جبهه مقابل، در راه طاغوت می‌جنگند. خداوند در قرآن کریم، این واقعیت همیشگی تاریخ را، این گونه توصیف می‌کند: «الذین آمنوا یقاتلون فی‌سبیل‌الله و الذین کفروا یقاتلون فی‌سبیل الطاغوت».
در زمان ما پاسداران و بسیجیان، بر تن‌کنندگان لباس جهاد و پیشگامان مبارزه با طاغوت هستند. لباس جهاد؛ لباس عزت، لباس حریت، لباس غیرت و لباس امنیت‌آفرین است. تا زمانی که این لباس بر تن پاسداران و بسیجیان و دیگر دلاورمردان سرزمین ایران اسلامی باشد، عزت، استقلال و حریت، امنیت و آسایش ملت ایران تأمین است. تا زمانی که این لباس بر تن مجاهدان فی‌سبیل‌الله و عاشوراییان زمان باشد، طاغوتیان زمان روی آرامش نخواهند دید و مستضعفان جهان امیدشان برای رهایی از چنگ مستکبران روزافزون خواهد بود. این حقیقت طی ۳۷ سال گذشته به اثبات رسید که لباس جهاد، عزت‌آفرین است. خطری که امروز انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی را به صورت جدی تهدید می‌کند، این است که کسانی با حیله‌های گوناگون و نقشه‌های شیطانی و عوام‌فریبانه می‌خواهند لباس جهاد را از تن فرزندان غیور این ملت خارج کنند. دوستی با ائمه کفر و طاغوت زمان و در واقع، سازش با یزیدیان زمان را، عامل تأمین‌ رفاه و مایه تأمین امنیت معرفی می‌کنند! این جماعت که حب دنیا تا اعماق وجودشان رخنه کرده، برای تأمین دنیای خود، حاضرند لباس جهاد را از تن مجاهدان فی‌سبیل‌الله خارج ساخته، بر اساس نظریه بازدارندگی سیاسی، از ناحیه دشمن برای ملت امنیت و رفاه تأمین کنند!
در پاسخ به این جماعت باید گفت، آنچه می‌پندارند سرابی بیش نیست. نتیجه خارج کردن لباس جهاد از تن در برابر دشمن مکار، جز پذیرش ذلت نتیجه دیگری نخواهد داشت. باید دانست که امنیت، رفاه، پیشرفت و توسعه و مهم‌تر از همه عزت، در پرتو اقتدار حاصل می‌شود. لباس جهاد، لباس اقتدار است و این لباس، امروز بر تن عاشوراییان زمان، یعنی پاسداران و بسیجیان است. پاسداران و بسیجیان در مقام نمایندگان حاضر در صحنه امت حزب‌الله، حسین زمان را به‌خوبی شناخته‌اند و با او پیمانی محکم بسته‌اند. امروز پرچمدار عاشوراییان زمان، رهبر عاشوراییان زمان و حسین زمان که تمام‌قد در برابر یزیدیان زمان ایستاده‌ است، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) است. این حسین زمان، هر شب و هر روز و به ‌صورت مستمر، مؤمنان را به هوشیاری و آمادگی برای ایستادگی و مقابله با یزیدیان زمان و در رأس آنان آمریکای جهانخوار و شیطان بزرگ فرامی‌خواند. در نقطه مقابل، کسانی هم برای امت و جوانان این ملت، نسخه مذاکره و سازش تجویز می‌کنند. عجبا که اینان برای توجیه دینی و اسلامی راهبردشان برای سازش، به صلح امام حسن(ع) با معاویه، مذاکره حضرت علی(ع) با زبیر و مذاکره امام حسین(ع) با عمر سعد در شب عاشورا استناد می‌کنند. آیا اینان غافلند و نمی‌دانند که اولاً ماهیت آن صلح و مذاکرات چه بود و ثانیاً امروز ولی‌فقیه که ولایتش همانند ولایت امام حسن(ع)، امام علی(ع) و امام حسین(ع) است؛ بر راهبرد ایستادگی، مقاومت و تداوم مبارزه تأکید دارند. اگر ولایت فقیه را قبول دارند، چرا در امر مبارزه با طاغوت زمان، یعنی آمریکا و متحدانش، نه‌تنها به نصرت ولی‌فقیه نمی‌شتابند، بلکه در امر مبارزه تردید ایجاد می‌کنند. حال که به محرم وارد شدیم و به عاشورای دیگری نزدیک می‌شویم، باید گفت، عاشوراییان زمان و از جمله پاسداران و بسیجیان، در برابر یزیدیان زمان ثبات‌قدم دارند و در مسیر مبارزه و جهاد با یزیدیان، هرگز دچار تردید و دودلی نمی‌شوند. آنان به درستی راه را شناخته‌اند و هرگز از نصرت حسین زمان دست برنمی‌دارند.


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

  سوء‌استفاده‌های انتخاباتی پس از تصویب برجام
حسین عبداللهی فر

در هفته‌ای که اخبار مربوط به تصویب برجام در مجلس و تأیید آن از سوی شورای نگهبان فضای مطبوعاتی کشور را به خود اختصاص داده بود، نه تنها اخبار انتخاباتی از دستور کار برخی از روزنامه‌ها خارج نشد، بلکه روزنامه‌های وابسته به یک جریان سیاسی درصدد بهره‌برداری انتخاباتی از آن در راستای تخریب رقیب خود برآمدند.
«آرمان» شنبه (18/۷) «خواب پایداری‌ها برای یک‌شنبه» را تیتر اول خود برگزید انتخاب کرد و به نقل از محمدرضا عارف نوشت: «اصرار داریم ترکیب مجلس تغییر کند» .
«مردم‌سالاری» هم همین جمله عارف را در این روز تیتر کرد و نوشت: «جریانی از بعد از خرداد 92 با هر اقدامی که توسط دولت انجام می‌شود، مخالفت می‌کند. به‌خصوص در بخش‌هایی از مجلس دیده می‌شود که به جای همکاری با دولت برای پیشبرد اهداف مورد نظر دولت مانع‌تراشی می‌کنند. به همین دلیل اصرار داریم در انتخابات مجلس به‌گونه‌ای عمل کنیم که ترکیب مجلس تغییر کند.»
«شرق» هم در نخستین روز هفته «تلاش برای فهرست واحد جریان اصلاحات و اعتدال در انتخابات» را از قول رئیس شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان تیتر کرد و از قول عارف نوشت: «جریان اصلاحات و اعتدال باید تلاش کنند مسیری که در انتخابات 92 آغاز شد پایدار شود تا زمینه بازگشت به گذشته فراهم نشود. به همین دلیل باید در انتخابات مجلس با هماهنگی و وحدت به دنبال کسب اکثریت کرسی‌های مجلس بود.»
«آفتاب یزد» یک روز بعد (19/7/) در تیتر نخست خود به «تشدید گفت‌وگوهای اصلاح‌طلبان با اعضای شورای نگهبان» اشاره کرد و در این باره نوشت: «چندی است جسته و گریخته خبرهایی مبنی‌بر مذاکره برخی اصلاح‌طلبان با اعضای شورای نگهبان به گوش می‌رسد. روز گذشته نیز محمدرضا تابش، نماینده اصلاح‌طلب مجلس ضمن تأیید مطلب فوق، درباره این مذاکرات و جلسات گفت برخی روحانیون شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با چند تن از فقهای شورای نگهبان ملاقات داشته‌اند. این ملاقات‌ها در شهرهای قم و تهران انجام شده است.»
«آرمان» دوشنبه (20/۷/) از تلاش زنان اصلاح‌طلب برای کسب 30 درصد کرسی‌های مجلس خبر داد و از قول فائزه هاشمی نوشت: «زنان مجتهده در انتخابات خبرگان حاضر شوند».
«اعتماد» در این روز از اولین جلسه شورای سیاست‌گذاری اصلاحات خبر داد و زیر تیتر «اجماع اصلاح‌طلبان» نوشت: «در جلسه‌ای که شب گذشته با حضور اعضای این شورا برگزار شد. رؤسای شورای راهبردی اصلاح‌طلبان، شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و محمدرضا عارف به عنوان هیئت‌رئیسه موقت شورای سیاست‌گذاری انتخاب شدند. بر این اساس عبدالواحد موسوی لاری، محمدرضا عارف و علی‌محمد غریبانی مسئولیت تدوین آیین‌نامه شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان را به عهده گرفتند.»
این روزنامه در عین حال به غیبت محمدرضا عارف در این جلسه اشاره کرد و با توجه به انتصاب سیدحسن رسولی به سمت ریاست ستاد انتخاباتی محمدرضا عارف در انتخابات مجلس شورای اسلامی نوشت: «حال سؤال اینجاست که آیا عارف می‌خواهد مستقل از تصمیم جمعی اصلاح‌طلبان عمل کند؟»
«بهار» سه‌شنبه(۲۱/۷) توصیه عارف به حامیان دولت جهت پیگیری جدی برنامه‌های انتخاباتی را تیتر کرد و روی تصویر بزرگی از موسوی لاری نوشت: «افراطیون را از چنگ‌اندازی به قدرت باز داریم.»
چهارشنبه(۲۲/۷) که اکثر روزنامه تصاویر گریان مخالفان برجام را در صفحه نخست خود درج کرده بودند، «ابتکار» «غروب پایداری‌ها» را تیتر کرد و از قول صادق زیباکلام نوشت: «من مطمئن هستم که آفتاب جریان تندرو جبهه پایداری رو به غروب و افول است، اما نباید فراموش کرد که بنیان فکری جبهه پایداری تندروی و افراط‌گرایی بوده و است.»
«آرمان» هم در همین روز از قول مرتضی مبلّغ نوشت: «فرایند اجماع‌سازی در بین اصولگرایان برخلاف اصلاح‌طلبان به تدریج سخت و سخت‌تر شده است. دلیل این مسئله نیز در دو عامل اصلی نهفته است. اول اینکه اصولگرایان به تدریج سازوکار سنتی خود را که محور اجماع آنها بوده از دست داده‌اند و نتوانسته‌اند دلیلی برای آن پیدا کنند. عامل دوم هم که بسیار مهم است گره خوردن اصولگرایان به جریان‌های تندرو در نفی خودشان است که از اواسط سال 84 شکل گرفت.»
«ابتکار» نیز همین رویه را در تیتر اول روز آخر هفته خود ادامه داد و زیر تیتر «کابوس ادامه‌دار برجام برای پایداری‌ها» نوشت: «روزهای پایانی تصویب برجام اتفاقات زیادی رخ داد، از جمله آنها می‌توان به الفاظ توهین‌آمیز، تهدیدها و اهانت‌ها به اعضای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشور اشاره کرد. جالب است که بر اساس گفته محمدباقر الفت، معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه جرم‌های لفظی مانند توهین، تهدید و اهانت جزو پنج جرم نخست کشور است و تهدید از عناوین مجرمانه است و قانونگذار این جرم را نهی و برای افرادی که مرتکب این جرم می‌شوند، مجازات تعیین کرده است.»


گزارش
مصطفی افضل زاده

«علی عباس‌الاحمد» کارشناس عربستانی در گفت‌وگوی اختصاصی با صبح صادق
آل سعود،کفایت و قدرت اداره حج را ندارد
مراسم حج امسال شاید خونین‌ترین مراسم حج در طول چند صد سال اخیر بوده است. از حادثه سقوط جرثقیل در مسجدالحرام گرفته تا حوادث دردناک در منا که به ازدحام جمعیت و کشته شدن بیش از هزار زائر خانه خدا منجر شد، همچنین آتش گرفتن چادرهای محل استقرار برخی حجاج، همه نشان داد که حکومت سعودی قادر نیست امنیت جانی حجاج را طی مراسم حج تأمین کند. پادشاه عربستان که خود را خادم‌الحرمین معرفی می‌کند، امسال آن‌قدر مشغول کمک به تروریست‌ها در سوریه و بمباران مردم بی‌دفاع یمن بود که میهمان‌های حرمین شریفین را به کل از یاد برده بود.
خبرنگار صبح صادق در زمینه اتفاقاتی که امسال در مراسم حج رخ داد و راه‌حل جلوگیری از تکرار چنین حوادثی با «علی عباس‌الاحمد» کارشناس مسائل عربستان گفت‌وگو کرده است. الاحمد اصالتاً اهل قطیف عربستان و بنیانگذار اندیشکده «مؤسسه خلیج» [فارس] مستقر در آمریکاست. متن مصاحبه صبح صادق با این کارشناس عربستانی به شرح زیر است.
 
* به نظر شما دلیل اصلی اتفاقاتی که در منا افتاد چه بود؟
مقصر اصلی حادثه منا و کشته شدن بیش از چهار هزار زائر، رژیم سعودی و پلیس این کشور است. پلیس عربستان مسئول حفاظت از زائران مسیر منا و سایر مسیرها طی مراسم حج است. با این حال، برخی دروازه‌ها را بسته بودند و همین مسئله به کشته شدن حجاج منجر شد. من چند روز پیش با یکی از پزشکانی که در مراسم حج حضور داشت، صحبت کردم. او می‌گفت دروازه‌ها به عمد بسته شده بود، اگرچه شاید کسی به عمد قصد کشتن زائران را نداشت.
دوربین‌های مداربسته زیادی در مسیر حرکت حجاج وجود دارد و سربازان و نیروهای پلیس زیادی هم در این مسیر بودند که می‌توانستند از وقوع این حادثه جلوگیری یا حداقل به حجاج کمک کنند، اما پلیس عربستان یکی از بی‌کفایت‌ترین نیروهای پلیس در جهان است. یکی از این ضعف‌ها هم ناتوانی در مدیریت جابه‌جایی حجاج است. دلیل تکرار حوادث و مشکلات برای حجاج در مراسم حج، از جمله ماندن حجاج زیر دست و پا و آتش‌سوزی در چادرهای زائران، نظارت ضعیف نیروهای امنیتی عربستان در این مراسم بوده است.
 به نظر من، ضعف در مدیریت وجود داشته و همین باعث وقوع حادثه‌ای با این همه کشته شده است. پزشک مسئولی که با او صحبت می‌کردم، می‌گفت: «زمانی که این حادثه اتفاق افتاد، آن‌قدر درخواست‌های کمک زیاد بود که عملاً کاری از دست ما برنمی‌آمد. توان و ظرفیت کافی برای کمک به این همه آدم وجود نداشت. نیروی انسانی لازم و تجهیزات مورد نیاز برای کمک به زخمی‌ها را نداشتیم. بسیاری از مجروحان به علت کمبود امکانات ساده‌ای مانند آب، یا کپسول اکسیژن فوت کردند.»
 
* سال 1990 هم بیش از هزار نفر در منا کشته شدند، فکر نمی‌کنید که رژیم سعودی برای مدیریت مناسک حج بی‌کفایت است و اداره حج باید به شورایی مشترک از کشورهای اسلامی سپرده شود؟
به‌طور قطع می‌گویم که پادشاهی عربستان، کفایت و قدرت لازم برای برگزاری حج را ندارد. این حرف من را آمار هم تصدیق می‌کند. مکه با بی‌لیاقتی آل‌سعود به خطرناک‌ترین شهر مقدس در دنیا تبدیل شده است. بیشترین تعداد کشته در شهرهای مقدس جهان، به این شهر تعلق دارد. این نشان می‌دهد که پادشاهی سعودی کفایت لازم را برای اداره حج ندارد.
درباره راه‌حل این مسئله باید بگویم که ارائه راه‌حل، کار سختی است، چون سعودی‌ها در حال حاضر به راحتی قبول نمی‌کنند که مدیریت حج را به کشورهای دیگر بسپارند. دلیلش هم این است که برگزاری حج یکی از ابزارهای حیاتی آنها برای کنترل مسلمانان است. در حقیقت، مکه و مدینه به همه مسلمانان تعلق دارد، اما اگر واقع‌گرایانه نگاه کنیم، می‌بینیم که تقریباً غیرممکن است بتوان مدیریت حج را از انحصار عربستان خارج کرد. دست‌کم در آینده نزدیک چنین اتفاقی محتمل به نظر نمی‌رسد.
اما ابتدا باید به دولت عربستان این نکته را فهماند که مالکیت اماکن متبرکه مکه و مدینه متعلق به عربستان نیست، بلکه متعلق به همه مسلمانان است. از طرف دیگر، جوامع و کشورهای مسلمان باید تلاش کنند تا از نظرات و توانمندی‌های آنها در اداره مراسم حج استفاده شود. عربستان سعودی مکه و مدینه را بدون اینکه کوچک‌ترین اعتراضی از سوی دولت‌های اسلامی صورت بگیرد، تخریب می‌کند.
 
* گفته می‌شود امنیت مراسم حج به یک شرکت امنیتی با عنوان جی4 اس (G4S) سپرده شده است، آیا این درست است؟
بله! این شرکت وظیفه تأمین امنیت بازی‌های المپیک 2012 لندن را هم برعهده داشت. البته، این شرکت انگلیسی است، اما بخشی از آن را صهیونیست‌ها خریده‌اند. شرکت جی4 اس مسئول تأمین امنیت مراسم حج نیست، اما دوربین‌های امنیتی و سامانه‌های حفاظتی را در مسیر حرکت زائران نصب کرده است. مسئولیت تأمین امنیت مراسم برعهده وزارت امنیت داخلی عربستان و تحت مدیریت پادشاه این کشور است. مشکل هم همین‌جا است که پلیس عربستان وظیفه تأمین امنیت حجاج را برعهده دارد. حتی اگر همین شرکت صهیونیست جی4 اس مسئول تأمین امنیت بود، شاید این اتفاق نمی‌افتاد.
من بعد از حادثه ازدحام در رمی جمرات در سال 2006 که صدها نفر در آن کشته شدند، مقاله‌ای نوشتم و گفتم که رژیم سعودی باید از متخصصان خارجی برای اداره جمعیت حاجیان استفاده کند. شرکت دیزنی آمریکا که پارک‌های «دیزنی‌لند» را اداره و هر روز هزاران نفر را مدیریت می‌کند، به حکومت سعودی پیشنهاد کمک داده بود، اما عربستان این پیشنهاد را رد کرده بود.
 
* سال‌هاست که عربستانی‌ها با آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها و حتی صهیونیست‌ها روابط نزدیکی دارند، به نظر شما چرا حاضر نمی‌شوند برای اداره حج از آنها کمک بگیرند؟
مشکل این است که خاندان پادشاهی سعودی به دلیل منفعت‌طلبی خودشان، می‌خواهند همیشه ارزان‌قیمت‌ترین پیمانکار را انتخاب کنند، بنابراین با شرکت‌های آمریکایی قرارداد نمی‌بندند، بلکه با کشورهای آسیایی قرارداد می‌بندند. مثلاً اجرای پروژه راه‌آهن از مکه به مدینه، با مبلغ 50 میلیون دلار به یک شرکت چینی واگذار شد، در حالی که بودجه در نظر گرفته شده برای این پروژه، سه میلیارد دلار بود.
بنابراین، این نیست که آمریکا نخواهد به عربستان کمک کند، اتفاقاً شرکت‌های آمریکایی در کمک به تأمین امنیت داخلی عربستان و آموزش ارتش این کشور حضور فعالی دارند. امنیت کاخ‌ها و خانواده سلطنتی سعودی را منحصراً شرکت‌های آمریکایی مانند «ال‌ـ3» برعهده دارند که برای پروژه‌های‌شان میلیاردها دلار هم هزینه دریافت می‌کنند، اما وقتی نوبت به تأمین امنیت حجاج می‌رسد، سعودی‌ها به دنبال ارزان‌ترین پیمانکار هستند.
 
* به نظر شما راه‌حل چیست؟ آیا حجاج باید حج را تحریم کنند تا سعودی‌ها مجبور شوند اقدامی کنند؟
سعودی‌ها در مقابل فشار، واکنش نشان می‌دهند. من 9 سال پیش مقاله‌ای نوشتم و خواستار آن شدم که هر سال، نشستی با موضوع امنیت حج در لندن برگزار شود. متأسفانه آن زمان کسی فکر نمی‌کرد این موضوع اهمیت داشته باشد، بنابراین هیچ‌کس حاضر نشد بودجه‌ای برای این نشست در نظر بگیرد. صحبت درباره امنیت حج و فشار آوردن به عربستانی‌ها در این‌باره بسیار مهم است، چون عربستانی‌ها زبان فشار را می‌فهمند. اگر این نشست برگزار می‌شد و افراد نخبه از سراسر جهان در آن نظرات خود را منعکس می‌کردند و رسانه‌ای می‌شد، عربستان خودبه‌خود برای بهتر برگزار کردن مراسم حج تحت فشار قرار می‌گرفت.
ایران و کشورهای دیگری که شهروندان خود را در این حادثه از دست داده‌اند، می‌توانند رسماً از عربستان شکایت کنند تا دست‌کم حق حجاج کشته‌شده خود را بگیرند و غرامت مالی از عربستان دریافت کنند. اگر عربستان مجبور شود نیم میلیارد دلار به ایران و خانواده‌های قربانیان غرامت بدهد، در آینده کاری می‌کند که دیگر این اتفاق نیفتد.
راه‌حل این مسئله، فشار است. باید با برگزاری نشست امنیت حج، سه هفته قبل از آغاز مراسم حج، به عربستان فشار بیاوریم. اگر هر سال این اتفاق بیفتد، عربستان به شدت خواهد ترسید و نمی‌گذارد اتفاقی مانند حادثه منا دوباره رخ دهد. بنابراین مهم است که با شکایت از رژیم سعودی در دادگاه‌های بین‌المللی فشار بر عربستان ادامه پیدا کند.
 * رژیم سعودی علاوه‌بر مدیریت اشتباه مناسک حج، به عمد هم به مسلمانان ضربه می‌زند، برای نمونه اقدام به نابودی میراث اسلامی در مکه و مدینه می‌کند. نقش کشورهای اسلامی در سراسر جهان در مقابله با این‌گونه اقدامات آل‌سعود چه باید باشد؟
متأسفانه سازمان‌های اسلامی و دولت‌های مسلمان به این واقعه، ضعیف و بد واکنش نشان داده‌اند. سعودی‌ها تنها میراث مسلمانان را نابود نمی‌کنند، بلکه جغرافیا و وضعیت بومی این منطقه مقدس را هم تغییر می‌دهند. این مسئله درباره مکه بیشتر به چشم می‌خورد. این شهر در حال تبدیل شدن به یک مجموعه آثار بتونی است. آل‌سعود درصدد است منطقه‌ای را که از زمان پیدایش زمین وجود داشته، از حالت طبیعی خود خارج می‌کند.
 
* با توجه به اینکه شما ساکن آمریکا هستید، واکنش رسانه‌های آمریکایی به حوادث منا چگونه بود؟
حکومت آل‌سعود ارتباط خوبی با رسانه‌های جمعی تأثیرگذار در جهان دارد. این اتفاق هم از لحاظ تعداد خبر و گزارش، آن‌طور که باید، در آمریکا پوشش داده نشد و رسانه‌ها تلاش کردند هر توجیهی را که می‌توانند در حمایت از حکومت عربستان درباره این اتفاق مطرح کنند. این رسانه‌ها طی سال‌های گذشته نیز هیچ فضایی را به منتقدان وضعیت حقوق بشر و سیاست‌های دیگر عربستان در رسانه‌های خود ندادند. اتفاقی که در منا افتاد اتفاق مهمی بود، اما اگر چنین اتفاقی در ایران افتاده بود، قطعاً پوشش رسانه‌های غربی خیلی متفاوت بود. متأسفانه آل‌سعود با پول، دهان رسانه‌های جهان را بسته است.
 
* اگر ایران بخواهد نشستی سالیانه درباره امنیت حج تشکیل دهد، آیا مؤسسه شما تمایلی به همکاری در این زمینه خواهد داشت؟
قطعاً همین‌طور است. فکر می‌کنم ما بهترین گزینه برای این کار باشیم، چون خود من اصالتاً اهل عربستان هستم و بیش از هر کس دیگری با شرایط آن کشور و مراسم حج آشنایی دارم. ما حاضر هستیم کمک‌های بدون قید و شرط از هر کسی دریافت و از این کمک‌ها برای برگزاری نشست استفاده کنیم.
اکنون فرصتی پیش آمده تا ایران بدون نگاه سیاسی به مسئله، از حقوق تمام مسلمانان جهان دفاع کند. در جهان اسلام غیر از ایران کشور دیگری نمی‌تواند این کار را انجام دهد، بلکه مسئله دفاع از اسلام و مسلمانان است. نباید در قبال خون‌های ریخته‌شده مسلمانان، ساکت نشست. ایران هم اگرچه بیشترین تعداد قربانی را در این حادثه داشته است، اما نباید به این مسئله ملی نگاه کند. ضمناً با حرف هم چیزی درست نمی‌شود، باید اقدام کرد. امروز چشم مسلمانان جهان به دولتمردان ایران است.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

آمريکا ديگر تصميم‌گيرنده نيست

صحنه بين‌الملل دوراني بس حساس را سپري مي‌کند، به‌گونه‌اي‌که حتي برخي ناظران سياسي و نظامي از احتمال آغاز جنگ جهاني سوم سخن گفته‌اند. نکته قابل توجه آنکه آمريکايي‌ها پس از توافق هسته‌اي ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 ادعا کردند که با دور ساختن ايران از آنچه بمب هسته‌اي ناميده‌اند امنيت را به جهان بازگردانده‌اند، حال آنکه روند تحولات جهاني نشان داد، آنچه تهديد جهاني است زياده‌خواهي غرب در اقصي نقاط جهان و تقابل دروني ميان قدرت‌هاي بزرگ است که حتي به عرصه تقابل هسته‌اي نيز رسيده است، چنانکه در نشست ناتو در بروکسل وزير خارجه انگليس طرح مانور هسته‌اي براي مقابله با تهديد روسيه را مطرح کرد.
بررسي صحنه جهاني نشان مي‌دهد که تحولات سوريه و تقابل ميان روسيه و غرب در اين حوزه به کانون اصلي تحولات جهان مبدل شده است. همزمان با رويکرد روسيه به جبهه مقاومت براي مبارزه با تروريسم در سوريه، کشورهاي غربي با محوريت آمريکا تحرکات گسترده‌اي را براي منصرف‌سازي روسيه از اين تصميم و نيز شکستن ائتلاف چهارجانبه ميان جمهوري اسلامي ايران، روسيه، عراق و سوريه و البته، محور مقاومت منطقه صورت دادند. آنچه در وراي رفتار آمريکا مشهود است، چندين نکته بسيار مهم و کليدي است که مي‌تواند مؤلفه‌اي براي شناخت جايگاه جهاني آمريکا باشد. آمريکایی‌ها در طول مذاکرات هسته‌اي ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 مدعی بوده‌اند که قدرت مطلق جهان هستند و با چندين مؤلفه توانسته‌اند ايران را پاي ميز مذاکره آورند. سه مؤلفه توان بالاي اطلاعاتي براي کشف و آشکارسازي فعاليت‌هاي هسته‌اي پنهان ايران، ظرفيت نظامي براي اقدام سريع عليه آنچه تهديدات ايران ناميده‌اند و در نهايت اجماع‌سازي جهاني براي مهار آنچه فعاليت‌هاي غيرسازنده ايران ناميده‌اند، اساس اين ادعاها را تشکيل مي‌داد. آمريکا با برجسته‌سازي توافق هسته‌اي در حالي تلاش کرده اين سه مؤلفه را به جهان القا و خود را قدرت برتر جهان معرفي کند که تحولات اخير سوريه حقايقي وراي اين ادعا را آشکار کرد.
نخست آنکه به اذعان آمريکايي‌ها دستگاه‌هاي اطلاعاتي آمريکا نتوانسته‌اند آماده‌سازي روسيه براي ورود گسترده به ميدان مبارزه با تروريسم و همگرايي گسترده آن با ايران در سوريه را پيش‌بيني کند؛ چنانکه نشستي در کنگره براي بررسي ضعف اطلاعاتي آمريکا در اين عرصه برگزار شد. دوم آنکه با وجود ادعاها و فضاي تبليغاتي گسترده، آمريکا عملاً نتوانست از گزينه نظامي براي آنچه مهار ايران و روسيه در سوريه مي‌نمايد، بهره گيرد، چنانکه حتي ناتو نيز حاضر به همکاري با آمريکا در قبال سوريه نشد.
سوم آنکه آمريکا که ادعاي توانایی براي اجماع‌سازي جهاني را داشت، عملاً در فضاي يارگيري در برابر ائتلاف چهارجانبه مبارزه با تروريسم ناکام ماند و صرفاً چند کشور اروپايي، ارتجاع عربي ترکيه و رژيم صهيونيستي که حمايت‌شان از تروريسم بر همگان آشکار است با آمريکا همراهي کردند. شکستي سخت براي ديپلماسي آمريکايي که تزلزل هژمونيک آمريکا را آشکار ساخت.
نکته بسيار مهم آنکه در قبال مبارزه با تروريسم دو ديدگاه مطرح است؛ يکي ديدگاه آمريکايي که يک سال است ادعاي مبارزه با تروريسم را سر مي‌دهد و ديگري ديدگاه مقاومتي که در خط مقدم مبارزه با تروريسم در عراق و سوريه قرار دارد. نوع رويکرد جهاني و گرايش‌ها به ائتلاف مقاومت نظير اقدام روسيه و چين در پيوستن همه‌‌‌جانبه به اين ائتلاف و نيز حمايت‌هاي گسترده جهاني از اين وضعيت نشانگر افول آمريکا در صحنه جهاني است. فرآيند تحولات نشان داد که اعتماد جهاني به آمريکا از ميان رفته و ديگر، کشورها، آمريکا را ارباب و همه‌کاره جهان نمي‌دانند، بلکه نگاه آنان به نوع رفتار کشورها است.
جبهه مقاومت با مبارزات گسترده‌اي که با تروريسم داشته اکنون به جايگاهي جهاني دست يافته است، به‌گونه‌اي‌که کشورها با جدايي از ائتلاف آمريکايي بر همگرايي و ائتلاف با مقاومت تأکيد دارند؛ رويه‌اي که نشان مي‌دهد مقاومت نقطه قوت و محبوب جهانيان و آمريکا منفور و رو به زوال است و رابطه و نزديکي با آمريکا ديگر دستاوردي ندارد و اين کشور خود در مسير زوال در حرکت است.


اقتصادی
سعيد مهدوی

نارضايتي رهبری از اجراي اقتصاد مقاومتي
 
رهبر معظم انقلاب از نحوه اجرا و پیشرفت سیاست‌های اقتصاد مقاومتی نارضایتي خود را اعلام كردند. پس از تأكيدات فراوان‏‏، تبيين‌هاي متعدد و سياست‌گذاري در مقوله اقتصاد مقاومتي از سوي امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) هفته گذشته معظم‌له در جمع دانشجویان و استعدادهای برتر علمی کشور نارضایتي خود را صريح و بي‌پرده ابراز داشتند. حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای پس از بیان این نکته، درباره‌ لزوم یک طراحی دقیق به‌منظور استفاده از ظرفیت شرکت‌های دانش‌بنیان برای تحقق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، این‌گونه بیان فرمودند: «پیشنهاد می‌کنم موضوع یکی از نشست‌های جوانان نخبه به «چگونگی نقش‌آفرینی نخبگان جوان در اقتصاد مقاومتی» اختصاص یابد تا با استفاده از فکر و دانش جوانان، به یک طراحی داخلی برسیم.» ایشان همچنین اوایل شهریورماه سال جاري در دیدار رئیس‌جمهور و هیئت‌وزیران به مناسبت هفته دولت، از تشکیل نشدن یک ستاد قوی و منسجم برای اقتصاد مقاومتی گله کردند.
پيشتر اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهوری اعلام كرده بود كه با توجه به تأکید رهبر معظم انقلاب بر عملیاتی‌تر و کاربردی‌تر شدن برنامه‌های اقتصاد مقاومتی، دولت مجدداً در حال بازنگری این برنامه‌ها است و امیدواریم برنامه جدید اقتصاد مقاومتی طی دو هفته آینده تدوین شود. جهانگيري همچنين خبر داد كه پیش‌نویس برنامه عملیاتی اقتصاد مقاومتی از سوی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور و با همکاری مشاور اقتصادی، رئیس‌جمهور تدوین شده است. این گزارش مشتمل بر راهکارهای عملیاتی‌سازی سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی در سه حوزه اقتصاد کلان، بخش‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است که هشت برنامه کلان ملی و پروژه‌های مرتبط با هر یک از برنامه‌های هشت‌گانه برای تحقق اقتصاد مقاومتی تشریح شد. این برنامه‌های کلان ملی عبارت است از: ارتقای بهره‌وری، ارتقای توان تولید ملی، پیشبرد برون‌گرایی اقتصاد مقاومتی، گفتمان‌سازی و فرهنگ‌سازی اقتصاد مقاومتی، برقراری انضباط مالی در بخش عمومی و قطع وابستگی بودجه به نفت، پیشبرد درون‌زایی اقتصاد مقاومتی، توسعة عدالت اجتماعی و شفاف‌سازی و سالم‌سازی اقتصاد کشور.
با گذشت نزدیک به ۱۸‌ماه از ابلاغ سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی از سوی رهبر معظم انقلاب، کار ویژه‌ای برای اجرایی شدن این سیاست‌ها از سوی دولت صورت نگرفته و این سیاست‌ها و اهداف مورد غفلت واقع شده است. دولت بیشتر با نگاه به بیرون بر روی حل مذاکرات هسته‌ای متمرکز شده و حساب ویژه‌ای روی تعلیق یا لغو تحریم‌ها باز کرده است و پیشبرد کارهای اجرایی خودش را اقتصاد مقاومتي تحلیل می‌کند. عملكرد اقتصادی دولت در دو سال گذشته نشان از این واقعیت دارد که تیم اقتصادی دولت با وجود تظاهر به تأثیر نپذیرفتن اقتصاد داخلی از تحریم‌ها، همه چیز را به نوعی با رفع تحریم‌ها گره می‌زند و با خوشبینی انتظار دارند که سیل سرمایه‌گذاران خارجی به سمت کشور سرازیر شود و در کنار آن نیازها و مشكلات کشور نیز برطرف شود. در داخل نيز دولت توان و برنامه خود را بر پایین آوردن میزان تورم گذاشته و آن را کاهش داده، اما رونق اقتصادی صورت نگرفته است. متأسفانه از زمان ابلاغ سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي که حدود 18 ماه از آن می‌گذرد به جز ابعاد تبلیغاتی موفقیت چندانی برای کشور حاصل نشده است.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

ناتو از ادعاي ناجي تا عامل بحران بودن
قاسم غفوري

پيمان آتلانتيک شمالي(ناتو) با ادعاي مقابله با شوروي سابق پس از پايان جنگ جهاني دوم (1945) تأسيس شد. محور اصلي ناتو بند پنج آن است که براساس آن، هر کدام از اعضا که امنيتش تهديد شود، اقدام حمايتي خواهد داشت.
اين پيمان که 28 عضو دارد، تغييراتي را در اساس‌نامه خود ایجاد کرده که مهم‌ترين آن تغييرات صورت گرفته در سال 2010 مبني بر توسعه حوزه فعاليت ناتو از نظامي به فرهنگي، سايبري و هسته‌اي است. در نشست سران ناتو در سال 2014 در ولز، تشکيل نيروهاي واکنش سريع تصويب شد که محور آن، اقدام عملياتي ناتو براي رفع تهديدات امنيت جهاني بوده است. آخرين نشست ناتو در سطح وزراي خارجه در بروکسل 16 مهرماه 1393 در حالي برگزار شد که مواضع مطرح شده در اين نشست عملکردها و سياست‌هايي مغاير با ادعاهاي سال‌هاي اخير ناتو (پس از 11 سپتامبر 2001) را نشان می‌دهد. نخستين محوري که همچنان در جمع ارکان چالش‌هاي ناتو مطرح می‌‌شود، مسئله تأمين بودجه اين پيمان است. بررسي‌ها نشان مي‌دهد، با‌ وجود مصوب شدن طرح افزايش دو درصدي سهم کشورها در تأمين بودجه ناتو، بسياري از کشورها عملاً از اجراي آن خودداري مي‌‌کنند؛ به‌گونه‌اي‌كه برخي ناظران سياسي از احتمال فروپاشي ناتو از درون به دليل بحران اقتصادي سخن مي‌گويند.
برخي معتقدند، برجسته شدن تهديدات روسيه و مسئله اوکراين ترفند بزرگان ناتو، نظير آمريکا براي سوق دادن اعضا به اجراي تعهدات مالي است. بسياري از اعضا تأکيد دارند، ديگر حاضر به تأمين هزينه‌هاي جنگ‌افروزي‌هاي آمريکا نیستند؛ چنانکه بسياري از آنان از ادامه حضور در افغانستان خودداري کرده و اين کشور را ترک کردند.
دومين مسئله در رفتارهاي ناتو در حوزه مبارزه با تروريسم است. براساس مصوبات سال 2010 و چشم‌انداز ناتو براي سال2020، ناتو رسماً به عرصه سايبري، هسته‌اي، سياسي و حتي فرهنگي وارد مي‌‌شود. ادعاي محوري ناتو همچنان مبارزه با تروريسم است. ناتو با اين بهانه حتي به دنبال يافتن متحدانی وراي مرزهاي اروپا بوده است که توافقاتي با ژاپن و کشورهاي عربي حوزه جنوبي خليج‌فارس داشته است. مقوله تروريسم براي ناتو در دو حوزه اصلي قابل تعريف است.
افغانستان کانون اصلي تحرکات ناتو بوده است. ناتو در اولين مأموريت خارج از اروپا در سال 2001 به بهانه حوادث 11 سپتامبر وارد افغانستان شد که با آمريکايي‌ها نيرويي معادل 150 هزار سرباز را شامل مي‌شد. 14 سال از آن زمان مي‌گذرد، در حالي که کارنامه ناتو دوراني ناموفق را نشان می‌دهد. از يک سو وعده تسليح و تقويت ارتش افغانستان محقق نشده است و از سوي ديگر گروه‌هاي تروريستي، نظير القاعده و طالبان در حال گسترش مناطق تحت سيطره خود هستند که تحولات بدخشان و قندوز نمودي از آن است. البته به اين امر بايد تلفات بالاي انساني و کشتارهاي گسترده‌اي را که از سوی ناتو صورت گرفته است، افزود: چنانکه در حملات جنگنده‌هاي ناتو و آمريکا به بيمارستاني در قندوز در اواسط مهرماه ، 200 نفر کشته و زخمي شدند. پزشکان بدون مرز اعلام کردند، بسياري زنده زنده و بر روي تخت‌هاي‌شان سوختند.
نکته قابل توجه آنکه حضور ناتو در افغانستان زمينه‌ساز ورود داعش به افغانستان و گسترش آن به آسياي مرکزي و قفقاز نيز شد که ناآرامي‌هاي هفته‌هاي اخير در تاجيکستان از پيامدهاي آن بوده است.
جالب توجه آن است که پس از 14 سال ناکامي و در حالي که جهانيان، سياسي‌کاري ناتو و آمريکا را زمينه‌ساز بحران افغانستان مي‌دانند، غربي‌ها همچنان بر حضور در افغانستان تأکيد دارند و بهانه اين حضور نه مبارزه با تروريسم، بلکه مقابله با ورود ايران، روسيه و چين است. ژنرال جان‌کامبل، فرمانده نيروهاي آمريکايي در افغانستان به صراحت اعلام مي‌کند، ناتو و آمريکا در افغانستان خواهند ماند تا با اين حضور مقابله کنند. اين نوع مواضع نشان مي‌دهد، ناتو از ابتدا به دنبال مقابله با تروريسم نبوده و حضورش در افغانستان صرفاً براي اهداف سياسي با محوريت بحران‌سازي در منطقه براي جلوگيري از پيوند قدرت‌هاي بزرگ منطقه، همچون روسيه، ايران، هند و چين بوده است.
غرب با ايجاد گسست در منطقه در اصل به دنبال مقابله با اتحاد اقتصادي و سياسي و امنيتي منطقه بوده است. چنانکه اکنون نيز از ورود داعش به افغانستان، آسياي مرکزي، قفقاز و مرزهاي هند و چين براي تحقق اين امر بهره می‌گيرد. نگاه قابل توجه آن است که نگاه جهانيان به رفتارهاي ناتو در افغانستان منفي شده است، چنانکه اواسط مهرماه 1394 نشست امنيتي درباره افغانستان با حضور 50 کشور در روسيه برگزار شد، حال آنکه پيش از اين، محور اين نشست‌ها کشورهاي غربي بوده‌اند.
ليبي محور ديگري است که ناتو به نام برقراري دموکراسي و امنيت در سال 2011 وارد آن شد؛ حال آنکه کارنامه چهارساله ترويج و گسترش تروريسم را در اين کشور نشان می‌دهد، اکنون بخشي از بحران پناه‌جويان همان ليبيايي‌هاي آواره هستند که تاوان جنگ‌افروزي ناتو در کشورشان را مي‌دهند. ليبي اکنون به کشوري چند پاره مبدل شده است كه سلاح و کشتار حرف اول را در آن مي‌زند.
سومين تحول مهم در رفتار ناتو را که به نوعي بيان ديدگاه جهاني آن را نشان می‌دهد، در تحولات سوريه مي‌توان مشاهده کرد. در اوايل اکتبر 2015 روسيه براي مبارزه با تروريسم و دفع تهديدات امنيتي از مرزهاي خود، گرايش به جبهه مقاومت در غرب آسيا را بهترين گزينه دانست.
هر چند ائتلاف ضد داعش از سوی آمريکا يک سال پيش تشکيل شد، اما رفتارهاي آن نه تنها موجب حل بحران تروريسم نشد، بلکه بي‌صداقتي آنان، ترويج تروريسم و جهاني شدن تهديد آن را در پي داشت. بر اساس اين، مسکو در کنار جمهوري اسلامي ايران، عراق، سوريه و مقاومت لبنان به عنوان مبارزان واقعي با تروريسم قرار گرفت.
اين ورود که به همراهي کشورهاي ديگر، از جمله چين همراه بود، با واکنش غرب از جمله ناتو مواجه شد. نشست وزراي خارجه ناتو 16 مهرماه در بروکسل در حالي برگزار شد که محور موضع‌گيري حاضران را هشدار به روسيه تشکيل مي‌داد.
هر چند که غرب با برجسته‌سازي همسايگي «ترکيه» عضو ارشد ناتو با سوريه و احتمال رفتار نادرست مسکو در قبال اين کشور، بالا بردن نيروهاي واكنش سريع به 40 هزار نيرو، فرماندهي در شرق اروپا و حتي اعزام نيرو به ترکيه را توجيه مي‌کند، اما رفتارهايش نشانگر تحرکاتي مغاير با اساسنامه اوليه ناتو مبني‌بر اقدام براي صلح و امنيت جهاني و حتي تأمين امنيت اعضایش است. در مواضع ناتو چند نکته کليدي مشاهده مي‌شود.
اول اینکه، آنان از جمله دبير کل ناتو حمايت روسيه از نظام سوريه را غيرقابل پذيرش عنوان کرده و خواستار سرنگوني نظام اسد شده‌اند. دوم اینکه، حملات متعدد روسيه و سوريه به تروريست‌ها را محکوم کرده و بر حمايت گسترده از آنچه معارضان ميانه‌رو و ارتش آزاد ناميده‌اند، تأکيد دارند. اين در حالي است که اسناد نشان مي‌دهد، آنچه غرب معارض ميانه‌رو و ارتش آزاد مي‌نامد يا با تروريست‌ها در ارتباط هستند يا امکاناتي که به آنان تعلق گرفته، به دست تروريست‌ها رسيده است که زمينه‌ساز بحران‌هاي گسترده منطقه شده است.
مجموع تحرکات ناتو عليه روسيه و در اصل عليه ائتلاف شکل گرفته از سوي جمهوري اسلامي ايران، روسيه، عراق، سوريه و مقاومت لبنان، يک نتيجه به همراه دارد و آن، گسترش تروريسم در سوريه و منطقه است که از يک سو دامان متحدان منطقه‌اي ناتو را مي‌گيرد که انفجار خونين در آنکارا با 300 کشته و زخمي از آن جمله است و از سوي ديگر به آواره شدن بيشتر سوری‌ها و عراقي‌ها منجر مي‌شود که بحران پناه‌جويان پشت ‌درهاي اروپا را رقم زده است. اقدامات مخرب ناتو عليه مبارزه با تروريسم تا بدانجا پيش رفته است که فالون، وزير دفاع انگليس در نشست وزراي خارجه ناتو طرح بازگشت به دوران جنگ سرد و برگزاري رزمايش‌هاي هسته‌اي عليه روسيه را مطرح کرده است؛ طرحي که عملاً ترويج تهديدات هسته‌اي در جهان و تهديدي براي امنيت بين‌الملل به‌شمار می‌آید.
با اين اوضاع به ‌صراحت مي‌توان گفت، ناتو نه‌تنها ديگر آن پليس جهان و ناجي ادعايي صلح و امنيت نیست، بلکه خود به مؤلفه‌اي براي ايجاد بحران‌هاي امنيتي مبدل شده است که مبارزه نکردن جدي آنان با تروريسم در افغانستان و ليبي و حمايت‌هاي آشکار آنان از تروريست‌ها و حاميان منطقه‌اي آنان در سوريه نمودي از اين نوع رفتارهاست. رويکردي که نه تنها امنيت جهاني، بلکه امنيت کشورهاي اروپايي را نيز تهديد خواهد کرد؛ چرا که اين تصميمات صرفاً از جانب بزرگان ناتو، نظير آمريکا، انگليس و فرانسه اتخاذ مي‌‌شود که براي منافع‌شان در حال قرباني کردن دیگر اعضا و صلح و امنيت جهاني هستند.


 چرخش‌های سعودی اجبار یا تاكتیك
رضا اشرفي

غربی‌ها و اعراب بیش از چهار سال است كه بحران مداوم را به سوریه در جایگاه یكی از حلقه‌های اصلی مقاومت در منطقه تزرق كرده‌اند. طی این مدت روسیه در سطح بین‌المللی بر آن بود تا از طرق دیپلماتیك و چانه‌زنی در شورای امنیت سازمان ملل و همچنین در میان دولتمردان غربی،‌ از افول دولت سوریه جلوگیری كند؛ رویكردی كه به همراه دولت چین و همچنین متحدان منطقه‌ای روسیه تداوم پیدا كرده است.
این مسئله نمی‌توانست به تنهایی راه‌حلی برای برون‌رفت سوریه از بحرانی باشد كه تروریست‌های غربی و عربی با حمایت‌های صهیونیستی آن را دنبال می‌كنند. به همین دلیل مسكو تصمیم گرفت در این برهه مسیر دیگری را اتخاذ كند كه پس از فروپاشی شوروی بی‌سابقه بوده است. حمله جنگنده‌های روسیه به سوریه توانسته است معادلات را نه‌تنها در سطح ملی و منطقه‌ای، بلكه در سطوح مختلف بین‌المللی نیز دچار تغییرات كند.
این تغییرات را می‌توان در دستپاچگی مقامات آمریكایی و همچنین متحدان بین‌المللی و منطقه‌ای آنها مشاهده كرد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند كه موفقیت روسیه در سوریه و تحكیم جایگاه سوریه نه‌تنها همه برنامه‌ها و سناریوهای اعراب را نقش بر آب می‌كند، بلكه اقتدار رو به افول آمریكا را بیش از گذشته با مشكل مواجه كرده و آن را با تحقیر همراه خواهد كرد. به همین دلیل است كه آمریكا نه‌تنها علاقه‌ای ندارد كه با روسیه در جنگ علیه تروریسم همكاری كند، بلكه هیچ علاقه‌ای به همكاری با مسكو ندارد.
بر این مبنا متحدان عرب آمریكا از دل جنگ و تروریسم‌پروری، به دیپلماسی روی آورده‌اند كه در پس آن تهدید هم دیده می‌شود. در اولین گام علنی پسر ملك سلمان، پادشاه سعودی طی سفری به روسیه با مقامات این كشور ملاقات و گفت‌وگو كرد تا شاید بتواند با ارائه امتیازاتی روسیه را به مسیر دیگری بكشاند كه مهم‌ترین آن همراهی با اعراب جنگ‌طلب و پشت كردن به اسد و متحدان منطقه‌ای آن است. اعراب در دومین گام نماینده امارات متحده عربی را كه در حوزه قدرت جزء ریزقدرت‌ها محسوب می‌شود، به مسكو فرستاده‌اند. ناگفته پیدا است كه اعراب بیش از همه با دلارهای نفتی گام به جلو می‌گذارند و در گام بعدی به سمت تروریسم و تهدید می‌روند.
این در حالی است كه روسیه نه‌تنها نیازی به دلارهای نفتی اعراب ندارد، بلكه در چند سال گذشته به سبب حفظ و تقویت موقعیت سیاسی و امنیتی خود در سطح بین‌المللی از بسیاری از امتیازات اقتصادی گذشته است. نمونه بارز آن تأثیر تحولات اوكراین بر اقتصاد روسیه است كه با تحریم‌های آمریكایی و اروپایی مواجه شد. حتی عربستان سعودی با تحمل فشارهای اقتصادی برای خود و دیگر كشورهای نفتی قیمت بین‌المللی نفت را به‌طور چشمگیری كاهش داد. یكی از مهم‌ترین دلایل این بازی نفتی هدف قرار دادن روسیه و ایران بود كه البته حاصلی برای سعودی‌ها نداشت و ریاض كم‌كم عواقب خطرناك آن را برای خود دید. بنابراین در این زمینه نمی‌توان با ابزارهای اقتصادی به دیدار مقامات روسی رفت.
روسیه به دنبال آن است تا از یك‌سو نشان دهد كه آمریكا تلاشی برای نابودی تروریسم ندارد و از سوی دیگر، خواهان نشان دادن قدرت بین‌المللی خود و متحدانش است. بنابراین به حملات خود علیه داعش ادامه خواهد داد.
از این منظر سعودی‌ها نمی‌توانند روس‌ها را از اهداف از پیش تعیین‌شده خود عقب بنشانند، اما به هر شكل ممكن به دنبال آن هستند كه با نزدیك شدن به مسكو معادلات را به نفع خود تغییر دهند. این همان مسئله‌ای است كه روس‌ها از آن آگاه هستند. سعودی‌ها پیش از این نیز از طریق بندربن‌سلطان سعی كرده بودند روسیه را به همكاری متقاعد كرده و آن را در شكست بشار اسد و دولت و ارتش سوریه شریك كنند. ریاض پس از ناتوانی در این كار به سمت ترور در سرزمین سوریه گام برداشت كه البته با واكنش تند مسكو روبه‌رو شد. در این مرحله نیز باید یادآور شد كه اگر اعراب نتوانند به نتیجه دلخواه خود برسند بار دیگر به همین سمت گام برخواهند داشت.
با این تصویر روس‌ها كه در امور امنیتی بسیار قهار هستند، متوجه‌اند كه اگر عربستان برای نزدیك كردن خود به مسكو ناموفق باشد دست به عملیات‌های تروریستی خواهند زد. بنابراین نسبت به گذشته امنیتی‌تر عمل كرده و به دنبال بستن حوزه‌های نفوذ تروریسم سعودی در سرزمین روسیه هستند. چشم‌انداز موجود نشان می‌دهد اگر سعودی‌ها به این سمت گام بردارند، با تهدیدات نظامی و امنیتی روسیه مواجه خواهند شد، به گونه‌ای كه بحث گسترش جنگ علیه حامیان تروریسم در غرب آسیا وجود دارد.


از نگاه دیگران

 غرق شدن متجاوزان در مرداب یمن
همزمان با سخنان تبلیغاتی مسئولان ائتلاف متجاوز درباره سیطره بر اماکنی در استان‌های تعز و مآرب و نیز آبراه راهبردی باب‌المندب، روند جنگ کورکورانه سعودی ـ آمریکایی با پوشش ناتوی عربی در منطقه یمن جریان دارد. در همین حال، گروه‌های تروریستی داعش و القاعده در شهر عدن واقع در جنوب یمن فعالیت می‌کنند. همه این تحولات بر‌ این موضوع تأکید دارد که ممکن است مرحله جدیدی در جنگ یمن آغاز شود که بسیار خونبار باشد و چندین سال به درازا بینجامد، به ویژه اینکه نیروهای ائتلاف متجاوز از آمادگی خود برای آغاز جنگ در صنعا سخن می‌گویند؛ جنگی که در ابتدا با حمله به مآرب آغاز خواهد شد. اکنون کاملاً آشکار است که پیامدهای سیطره متجاوزان بر تنگه باب‌المندب یا حتی مناطقی محدود در استان‌های تعز و مآرب تأثیرات منفی جدی بر‌ این نیروها خواهد داشت. آنان به‌طور جدی اصرار دارند که به صورت عمیق‌تری در باتلاق یمن فرو روند و به‌ویژه نظام سعودی امروز در مجموعه‌ای از بحران‌های منطقه‌ای درگیر شده که دامنه وسیعی را از جنگ با سوریه گرفته تا تجاوز به یمن دربر می‌گیرد.
سعودی‌ها خود کاملاً به حقیقت شکست خویش در میدان‌های متعددی طی دوره اخیر واقفند، ولی در عین حال، نمی‌خواهند که شکست دیگری متحمل شوند؛ شکست‌هایی که یکی از آنها در میدان سوریه متجلی شده است.
با توجه به‌این مطالب می‌توان گفت که سعودی‌ها و دیگر متجاوزان در جنگ متجاوزانه و خصمانه خود علیه یمن و تجاوز به مآرب، تعز، باب‌المندب و همه شهرهای شمالی و میانی یمن آرزوی مرگ خواهند کرد. آنان در ‌این حمله خانمانسوز تخریبی به حمایت نامحدود آمریکا چشم دارند، اما آمریکایی‌ها مانند سعودی‌ها به خوبی از میزان تلفات نظام سعودی در جبهه‌های مختلف نزاع در منطقه که با آنها اشتراک نظر دارند، آگاهند.
سعودی‌ها نیز به نوبه خود می‌دانند که باز کردن جبهه جدید در مرزهای جنوبی و جنوب غربی آنها به چه معنا خواهد بود و از پیامدهای این جنگ نیز اطلاع دارند. با‌ این همه تصمیم گرفته‌اند که در ‌این خطر و قمار جدید وارد شوند تا شاید بتوانند پیروزی هر چند تبلیغاتی در یمن به دست آورند و شاید این پیروزی مقدار امیدی پس از سلسله شکست‌های دامنه‌داری که در منطقه متحمل شده‌اند، باشد.
امروز به هیچ‌وجه نمی‌توان منکر‌ این حقیقت شد که تشدید تجاوز به یمن پیامدهای خطرناکی برای ‌آینده ثبات منطقه دارد، این در حالی است که درخواست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای راه‌حل سریع برای حل بحران یمن افزایش یافته است.
روشن است که متجاوزان از طریق تشدید جنگ علیه یمن شرایط مذاکرات آتی را کاملاً تغییر می‌دهند و در ‌این رهگذر می‌کوشند سیطره خود را بر اراضی بیشتر کرده و شهرها و روستاهای فراوانی را اشغال کنند. مرحله آتی دارای پرسش‌ها، پیش‌بینی‌ها و حتی غافلگیری‌های زیادی درباره ماهیت و روند تجاوز سعودی‌ها به یمن است. نمی‌توان ‌آینده را پیش‌بینی کرد، ولی روند و نتایج این جنگ منوط به تحولات مورد انتظار در ‌آینده در صحنه نبرد خواهد بود و ممکن است این جنگ به یک جنگ منطقه‌ای گسترده بینجامد.
منبع: روزنامه المنار
مترجم: سحر دولتیان

 


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا68
7

کلینتون: به دشمنی با ایرانیان افتخار می‌کنم
خبرگزاری تسنيم: هیلاری کلینتون در اولین مناظره نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 در پاسخ به این پرسش که «به دشمنی چه کسانی با خود افتخار می‌کنید؟» گفته است: جمهوریخواهان و ایرانیان. هیلاری کلینتون گفت: «همچنان از ناحیه اشاعه سلاح‌های هسته‌ای تهدید وجود دارد، مواد هسته‌ای که می‌تواند در دستان افراد نادرست بیفتد. من می‌دانم که این تروریست‌ها به‌طور مداوم به‌دنبال آن هستند و به همین دلیل است که ما هوشیار ایستاده‌ایم، ما همچنان در سراسر جهان برای جلوگیری از این امر (با شرکای خود) متحد هستیم.»
کاخ سفید: شلیک موشک عماد، نقض تحریم‌های شورای امنیت است
خبرگزاری فارس: «جاش ارنست» سخنگوی کاخ سفید می‌گوید، شلیک آزمایشی موشک بالستیک عماد، نقض تحریم‌های شورای امنیت و ادامه بی‌اعتنایی ایران به نگرانی‌های جامعه بین‌المللی است. جاش ارنست ادامه داد: « البته این چیز جدیدی نیست، ایران به صورت سریالی به نگرانی‌های جامعه جهانی بی‌اعتنایی می‌کند.» سخنگوی کاخ سفید البته بحث موشک‌ها را از بحث هسته‌ای مجزا دانست و گفت: «این مسئله باید از توافق هسته‌ای جدا نگاه داشته شود، ایرانیان برخلاف نقض مکرر قطعنامه‌های موشکی سازمان ملل، در دو سال اخیر در بحث هسته‌ای، به تعهدات خود عمل کرده‌اند.»
تكرار زياده‌خواهي‌هاي واهي آمريكايي‌ها
خبرگزاری تسنيم: برخی نمایندگان جمهوریخواه کنگره، از جمله رئیس مجلس نمایندگان خواستار آن شدند که اجرای برجام به دلیل صدور حکم خبرنگار روزنامه «واشنگتن‌پست» در ایران، متوقف شود. «جان بینر» رئیس مجلس نمایندگان آمریکا اظهار داشت: قمار اوباما برای اینکه ایران را کشور مسئولیت‌پذیرتری کند، شکست خورده است. حکم شرم‌آور دادگاه، نقض همه معیارهای بین‌المللی و مضحکه‌ای از سوی نظام حقوقی ایران بود. وی افزود: رئیس‌جمهوری آقای اوباما پیش از اقدام و حرکت به جلو به تفکر طولانی و دشوار نیاز دارد.
جیمی وب: توافق با ایران، آمریکا را در موضع ضعف قرار داد
خبرگزاری فارس: «جیمی وب» وزیر سابق نیروی دریایی آمریکا و سناتور سابق ایالت «ویرجینا» در مناظره انتخاباتی ضمن انتقاد از توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 (آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین بعلاوه آلمان) مدعی شد، برجام «در ایران پذیرفته شده است» و آمریکا را «در موضع ضعف قرار داده و به همین دلیل است که روسیه در حال حاضر در سوریه است.» وی ادامه داد: «من معتقدم سیگنالی که ما پس از نهایی شدن توافق هسته‌ای با ایران به منطقه ارسال کردیم، این است که ما در این توازن مهم قدرت بین ایران و بزرگ‌ترین هم‌پیمان خود، یعنی اسرائیل [رژیم صهیونیستی] و عربستان، جایگاه بزرگ‌تر ایران را پذیرفته‌ایم. این موضع ما را در جایگاه ضعف قرار می‌دهد و فکر می‌کنم اقداماتی را که در چندین هفته اخیر شاهد آن بودیم، تقویت کرده است.»
اظهارات كري درباره مذاكره
باشگاه خبرنگاران: «كری» وزیر خارجه آمریکا می‌گوید، در زمان تصدی ریاست کمیته روابط خارجی سنا به این نتیجه رسیده بود که رهبران ایران آماده مذاکره درباره برنامه هسته‌ای هستند. جان کری، وزیر خارجه آمریکا، طی سخنانی در دانشگاه هاروارد گفت: دو سال پیش از آغاز مذاکرات هسته‌ای با ایران می‌دانسته است که تهران آماده گفت‌وگوست: «من زمانی که رئیس کمیته روابط خارجی [سنا] بودم و پس از دیدار از عمان و منطقه به این نتیجه رسیدم، احساس کردم که این امر ارزش امتحان را دارد و آن را پیگیری کردیم، من این فرایند را تقریباً برای چهار سال پیگیری کردم، نه دو سالی که طی آن در مذاکره بودیم.» وزیر خارجه آمریکا در بخش دیگری از سخنان خود با تأکید بر اینکه درباره اجرای برجام «بسیار خوش‌بین»‌ است، گفت: «مردم فراموش کرده‌اند که ما برای دو سال با توافق موقت زندگی کردیم، اینکه آنها ذخایر و غنی‌سازی را کاهش داده و تعداد سانتریفیوژ‌های خود را کم کرده‌اند.»
جب بوش: تحریم‌های غیر هسته‌ای علیه ایران اعمال کنیم
خبرگزاری فارس: «جب بوش» نامزد جمهوریخواه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا بر لزوم تحریم‌های بیشتر ایران در حوزه‌هایی غیر از هسته‌ای تأکید کرد. بوش با اشاره به لزوم مقابله با توانمندی‌های رو به گسترش موشکی ایران تأکید کرد، باید اطمینان یافت که اسرائیل پیچیده‌ترین سخت‌افزار نظامی را در اختیار داشته و همچنین تحریم‌های بیشتری علیه ایران در حوزه‌های غیرهسته‌ای اعمال شود. وی با تأکید بر لزوم افزایش تحریم‌های ایران در حوزه‌های غیر از تحریم‌های هسته‌ای گفت: «تحریم‌های زیادی وجود دارند که هیچ ارتباطی با توافق هسته‌‎ای ندارند و می‌توان آنها را تقویت و بیشتر کرد.»
رئیس سابق سیا: برخی شروط برجام «مزخرف» است
خبرگزاری فارس: «جیمز وولسی» رئیس سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) اوایل دهه ۱۹۹۰ در دوران دولت «بیل کلینتون» هشدار داد، توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 امنیت کانادا و جهان را کاهش می‌دهد. وی در طول دیدار هفته گذشته خود به «تورنتو» درباره برجام گفت: «این توافق نه‌تنها توانمندی ایران برای دستیابی به سلاح‌ هسته‌ای را کاهش نمی‌دهد، بلکه آن را افزایش می‌دهد. ممکن است آنها از قبل یک بمب داشته باشند، اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، زندگی همه ما، کانادایی‌ها، آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها تغییر می‌کند.»


هویت 427

انگليس: جاسوسی از گوشی‌های هوشمند
انگليس از جمله كشورهايي است كه ادعاي آزادي بيان و پيگيري دولت رفاه در سراسر جهان را سر مي‌دهد، حال آنكه ساختار حاكم بر اين كشور هيچ اعتقادي به اين امر ندارد و هر روز ابعاد جديدي از نقض آشكار حقوق شهروندان و آزادي‌هاي فردي در اين كشور مشاهده مي‌شود؛ چنانكه پیمانکار سابق آژانس امنیت ملی آمریکا فاش كرد ستاد ارتباطات دولتی انگلیس (GCHQ) قادر است بدون اطلاع کاربران، تلفن‌های همراه هوشمند را هک کرده و نظارت کاملی بر ابزارهای آن داشته باشد. اسنودن تصریح کرد کاربران گوشی‌های هوشمند در مقابل نظارت کامل بر ابزارهای آنان، تقریباً نمی‌توانند هیچ کاری انجام دهند. وی ادامه داد، ستاد ارتباطات امنیت دولتی انگلیس این قدرت را دارد که بدون اطلاع کاربران، گوشی‌های آنان را هک کند. این ستاد توانسته‌ است با ارسال یک پیام رمزگذاری شده به کاربران، از کاربران گوشی‌های همراه بدون اطلاع آنان عکس گرفته و صدای آنان را ضبط کند.
يونان: بی‌توجهی به حقوق مسلمانان
نقض حقوق مسلمانان در اروپا و البته، سكوت كميته حقوق بشر اروپا و نهادهاي حقوق بشري در این زمینه مي‌رود تا به امري طبيعي مبدل شود. برای نمونه شهر آتن تنها پایتخت یک کشور اروپایی است که با بیش از500 هزار مسلمان، مسجدی رسمی ندارد. در این شهر که از مناطق قدیمی و تاریخی است، مسلمانان یونانی و همچنین مسلمانان مقیم این کشور، ضمن اینکه جایی برای انجام فرایض دینی خود ندارند، از داشتن گورستانی برای دفن مرده‌های خود نیز محروم هستند. مسلمانان مقیم شهر آتن برای انجام فرایض مذهبی خود، گاراژها و سالن‌های زیرزمینی را در محل‌های مختلفی از شهر اجاره کرده‌اند و از آنها با نظارت و مجوز نیروهای امنیتی برای مراسم و اعیاد مذهبی خود استفاده می‌کنند. گفتنی است که افراد حزب تندروی نئونازی «خریسی اوگی» بارها تعدادی از این نمازخانه‌های زیرزمینی را به آتش کشیده و تعدادی از مسلمانانی را که برای انجام فرایض مذهبی خود به این محل‌ها آمده بودند، به‌شدت مورد ضرب و شتم قرار داده و روانه بیمارستان کرده‌اند.
آلمان: ابعاد جديد اسلام‌ستيزي
دولتمردان اروپا همچنان بر اصل مقابله با اسلام، با برجسته‌سازي تروريسم و نسبت دادن آن به اسلام، يا معرفي به‌منزله نابودكنندگان فرهنگ اروپايي اصرار دارند. در نقطه مقابل، هر اقدامي كه عليه اسلام و مسلمانان صورت گيرد مورد تأييد آنان بوده و به حمايت از آن مي‌پردازند. نمود عيني آن را در نمایشگاه کتاب فرانکفورت مي‌توان مشاهده كرد؛ نمايشگاهي كه در ظاهر جنبه فرهنگي داشته كه براي تبادل فرهنگي تمام كشورها در آلمان برگزار مي‌‌شود، اما بهره‌برداري‌هاي سياسي دولتمردان آلمان اين نمايشگاه را به محلي براي اسلام‌ستيزي مبدل ساخته است؛ رويكردي كه با اعتراض گسترده كشورهاي اسلامي و مسلمانان اين كشور مواجه شده است. آزادي بيان بهانه غرب براي توجيه اسلام‌ستيزي است.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

بازنگاه صبح صادق به تلاش آمریکا برای استحاله نظام
نفوذ برای تغییر
مصطفی قربانی

پس از 12 سال مذاکره سرانجام جمهوری اسلامی ایران و کشورهای 1+5 در شهر وین بر روی برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) به توافق رسیدند، با توجه به سابقه دشمنی‌­های طرف مقابل، به‌ویژه آمریکایی‌­ها، این پرسش مطرح است که آیا آنها از اهداف خصمانه خود در قبال انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ایران دست برداشته‌­اند؟ در یک پاسخ کوتاه باید گفت همان‌گونه که چندین‌بار باراک اوباما، رئیس‌جمهور و جان کری، وزیر خارجه آمریکا به صراحت اعلام کرده‌­اند، توافق با ایران به معنای تغییر راهبرد آمریکا در قبال ایران نیست، بلکه آنچه در دوره پساتوافق تغییر خواهد کرد نه دشمنی نظام سلطه با نظام اسلامی است که شیوه‌­ها و ابزارهای این دشمنی خواهد بود. از این رو، پروژه و نقشه آمریکا برای نفوذ در ایران در همین راستا قابل تحلیل و ارزیابی است. بر این اساس، فرض اساسی نوشتار حاضر این است که تلاش آمریکا برای نفوذ در ایران، بخشی از پروژه جهانی­‌سازی آمریکا، به منظور هضم و ادغام جمهوری اسلامی در نظام جهانی است که می­‌تواند سبب استحاله هویت جمهوری اسلامی ایران شود و دوره پسابرجام و اشتیاق طرف غربی برای افزایش تعاملات با ایران می‌تواند زمینه‌­ساز و تسهیل‌کننده اجرای این پروژه باشد.

مفهوم نفوذ
برای تعریف و روشن شدن مفهوم نفوذ، ناگزیر از تعریف مفهوم قدرت هستیم؛ زیرا قدرت با نفوذ رابطه تنگاتنگی دارد و از رهگذر تعریف قدرت می­‌توان مفهوم نفوذ و جایگاه آن را درک کرد. قدرت را توانایی هدایت و تغییر بر ذهن‌ها و اعمال دیگران تعریف کرده‌­اند. به تعبیری، قدرت توانایی تأثیرگذاری بر دیگران است. در دانش سیاسی، قدرت نه به‌مثابه ویژگی ذاتی و درونی بازیگران سیاسی،‌ بلکه به‌مثابه ویژگی رابطه میان آنها بررسی می‌­شود. مسئله اصلی در بحث قدرت، احتمال تأثیرگذاری است. از این نظر، قدرت با مفاهیمی چون نفوذ ارتباط دارد. به بیان دیگر، نفوذ شکلی ظریف و نامرئی از قدرت است که از طریق تسخیر و تسلط دستگاه محاسباتی و نظام تصمیم‌گیری بر یک فرد، گروه، دولت و... اعمال می­‌شود. منظور این است که آن عنصری که سبب عملیاتی شدن و عینیت یافتن قدرت می‌­شود، نفوذ است. از این رو، تا نفوذی نباشد، قدرت عینیت نمی­‌یابد و در نتیجه، تأثیرگذاری و تحقق اهداف نیز مختل می­‌شود. به بیان دیگر، نفوذ جزئی از مفهوم قدرت و در واقع، پیش‌­شرط و پیش‌­زمینه اعمال قدرت محسوب می­شود.
نفوذ؛ استحاله یا براندازی
برای سرنگونی دولت‌ها باید از آنها سلب مشروعیت کرد و برای سلب مشروعیت نیز باید ارزش­های آنان را تغییر داد، تلاش برای رخنه و نفوذ در کشور، اساساً برای تغییر ارزش­های مردم کشورمان است که خود ارزش­ها مقوله بنیادین شکل دهنده به فرهنگ هستند. بنابراین، هدف دشمن برای نفوذ در کشور این است که با تغییر نگرش­ها و ارزش­های مردم کشورمان، زمینه تغییر رفتار (استحاله) و در نهایت براندازی نظام اسلامی را فراهم سازد؛ زیرا نظام­های سیاسی در بهترین حالت، زمانی در ثبات به‌سر می‌­برند که با عناصر فرهنگی که پایه‌­های اساسی شکل­‌دهنده به ماهیت و هویت آنها هستند، در تطابق و هماهنگی قرار داشته باشند و مسلم است، چنانچه این عناصر فرهنگی دچار تغییر شوند و به نوعی ارتباط آنها با روبناهای خود (نظام­های سیاسی) مخدوش شود، تغییراتی نیز در نظم سیاسی موجود ایجاد می­شود. به بیان دیگر،‌ هرگونه تغییر و دستکاری در عناصر زیربنایی فرهنگی، تغییر در عناصر روبنایی سیاسی را در پی خواهد داشت. توضیح آنکه چنانچه عناصر فرهنگی و ارزش­های مردم کشوری دستخوش دگرگونی شوند، یا به عبارتی، مردم یک کشور تغییر ذائقه دهند، به این معنا که چنانچه ارزش­های مردم یک جامعه تغییر کنند، نظام حاکم بر آنها یا باید این تغییرات را بپذیرد و در راستای آنها سیاست‌گذاری و اقدام کند که در این صورت نظامی تغییر رفتار داده و استحاله‌شده تلقی می­‌شود، یا اینکه آنها را نپذیرد که در این صورت با نارضایتی اجتماعی و به احتمال زیاد با شورش­ها و بی­‌ثباتی­‌های سیاسی روبه‌رو خواهد شد؛ از این رو، تلاش دشمن برای نفوذ در کشور بیشتر معطوف به حوزه فرهنگ است. هرچند ارتباطات اقتصادی و در مجموع آنچه که مربوط به حوزه اقتصاد می­‌شود نیز می­تواند در این زمینه نقش تسهیل‌کننده و زمینه­‌ساز داشته باشد. این موضوع که در چارچوب پروژه جهانی­‌سازی آمریکا قرار دارد و ادغام فرهنگ اسلامی ـ ایرانی مردم کشورمان در فرهنگ آمریکایی را دنبال می­کند، از شیوه‌­ها و ابزارهای متعددی استفاده می­‌کند. «جهانی شدن» را اغلب به «آمریکایی شدن» تعبیر و تفسیر کرده‌­اند و آن فرایندی است که آمریکا و فرهنگ مطلوب آن در معرض جهانیان قرار داده می‌­شود و در واقع، به جهانیان تحمیل می‌­شود و جهانی شدن در چهار حوزه فنی و تکنولوژیک، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی تجلی پیدا می‌کند ... در این چارچوب اعتقاد بر آن است که به تبع تحولات جهانی شدن، «دیگر دولت‌های ملی به راحتی نخواهند توانست برخلاف مسیر تحولات سیاسی و فرهنگی جهان تصمیم‌گیری کنند.» بنابراین، کلیه کشورها و موجودیت‌های سیاسی دنیا، خواه ناخواه، وارد این فرایند می­‌شوند و در آن هضم و جذب می­‌شوند، در واقع، آمریکایی می‌­شوند.
نکته مهم در این‌باره آن است که از دیدگاه نظریه­پردازان جهانی شدن، یک کشور زمانی جهانی و در واقع، آمریکایی می­‌شود که مجموع تحولاتی که در اثر جذب آن کشور در نظام جهانی صورت می­‌گیرد، به ایجاد تغییرات سیاسی در آن کشور منجر شود. به عبارت دیگر، تغییرات سیاسی روبنایی‌ترین و در عین حال مهم‌ترین تغییراتی هستند که در کشورهای ادغام‌شده در نظام جهانی باید صورت گیرند که حکایت از تغییرات زیربنایی اقتصادی، فرهنگی و... دارد. منظور این است که ایجاد تغییرات سیاسی در کشورهای هدف، اوج جهانی شدن و ادغام آن کشورها در فرایندهای به اصطلاح جهانی به‌شمار می‌آید.
با وجود این، پرسش این است که کشورهایی مانند جمهوری اسلامی ایران که چندان جهانی نشده‌­اند و حتی ایستارهایی معارض با جهانی شدن دارند، چگونه باید جهانی شوند؟ در این زمینه، «لاری دیاموند» از صاحب‌نظران در حوزه مسائل گذار به دموکراسی، با رد منزوی ساختن کشورها در عرصه بین‌المللی و سختگیری درباره آنها برای تغییر رژیم‌ها، رأی به عدم موفقیت این سیاست می‌دهد و معتقد است که برای گسترش تغییرات اقتصادی و سیاسی که منجر به از میان برداشته شدن حاکمان مخالف با آمریکا شود، باید میزان تبادلات و تعاملات با آنها را به حداکثر رساند؛ زیرا به گمان وی، افزایش این تبادلات سبب افزایش سرعت تحولات داخلی کشورهای هدف شده و در این صورت،‌ آنها یا مجبورند این تحولات را بپذیرند و با آنها همگام شوند که در این صورت تغییر رفتار داده‌­اند، یا اینکه در مقابل این تحولات مقاومت کنند که هزینه‌­های بالای سیاسی و امنیتی مانند بی‌­ثباتی متحمل می‌شوند که در نهایت براندازی رژیم حاکم را در پی خواهد داشت. این نیز به این دلیل است که تحولات مذکور، که شامل مواردی چون تغییرات نگرشی، پیشرفت کثرت­‌گرایی، افزایش درجه حساسیت و آسیب‌پذیری، تغییر سبک زندگی و... می­‌شود، تغییرات عمده­­ای به‌شمار می‌آیند.
با توجه به آنچه گفته شد، از آن روی که در دوره پسابرجام میزان تبادلات و تعاملات ما با جهان افزایش می­‌یابد، این امر می‌­تواند زمینه‌­ای برای نفوذ و رخنه در کشور ارزیابی شود. به بیان دیگر، دور از ذهن نیست اگر گفته شود که آمریکایی‌­ها به برجام و پسابرجام به‌مثابه ابزاری برای تغییر در ایران می‌نگرند. این موضوع زمانی بیشتر تأیید می­‌شود که به سخنان و مواضع مقامات آمریکایی پس از اعلام برجام توجه کنیم، به گونه‌­ای که آنها از تغییر روش در قبال ایران و نه تغییر راهبرد سخن گفته‌­اند.
لیکن این به معنای بسته بودن دست نظام و تسلیم شدن در برابر نقشه‌­های شوم آمریکا نیست، بلکه با بستن روزنه­‌های نفوذ و ادغام راهبردی در جهانی شدن و نه ادغام کامل و فراتر از این اقدام در راستای استحکام‌بخشی ساخت درونی قدرت نظام اسلامی، هم می­توان از مزایای ارتباط سازنده با جهان بهره­‌مند شد و هم می­‌توان از پیامدهای مخرب احتمالی مترتب بر این ارتباطات مصون بود.
نکته پایانی اینکه؛ از مجموعه آنچه گفته شد، به هیچ‌وجه نباید مخالفت با برجام مستفاد شود، بلکه منظور این بود که برجام و پس از برجام برای کشور می­‌تواند پیامدهایی داشته باشد که چنانچه به آنها توجه نشود،‌ ناخواسته کشور در مسیری خطرناک قرار می­‌گیرد. از این‌رو، برای مصون ماندن از این پیامدهای احتمالی از همین حالا باید برنامه‌­ریزی کرد و برای مدیریت کارآمد کشور در اوضاع پسابرجام مسائل را موشکافانه پیگیری کرد.


 

به بهانه دیدار مدیران رسانه ملی با رهبر معظم انقلاب
صداوسیما و مسیرهای جدید نبرد در جنگ نرم
آرش فهیم


بیانات اخیر امام خامنه‌ای درباره «جنگ نرم» و تلاش برنامه‌ریزی شده دشمنان کشورمان از دو منظر تازگی داشت: نخست، اشاره ایشان به تمرکز حمله فرهنگی دشمنان جمهوری اسلامی ایران برای «تغییر باورهای مردم» و دوم جمعی که این سخنان در دیداربا آنها مطرح شد. طرح مسئله «تهاجم رسانه‌ای به مرزهای عقیدتی و فرهنگی کشور» از سوی رهبر معظم انقلاب، نزد مسئولان رسانه ملی و تأکید بر «نقش منحصربه‌فرد رسانه‌ ملی در این کارزار جدی» بار دیگر جایگاه مهم صداوسیما را نشان داد. دیگر جای تردیدی نيست كه امروز خط مقدم دفاع از كشورمان در مقابل تهاجم نرم اشغالگران فرهنگی، رسانه ملی است. طي سال‌هاي اخير، با افزايش هجوم رسانه‌ای بيگانه به حريم زندگي مردم ايران، اهمیت رسانه ملي بيشتر شده است. هرچند که تأثیر دیگر رسانه‌ها، به ویژه روزنامه‌ها و نشریات، پایگاه‌ها و خبرگزاری‌ها و سینما در این کارزار نیز انکارناپذیر است؛ اما واقعیت این است که حاصل همه فعاليت‌هاي فرهنگي و رسانه‌اي كشور، از آنتن صداوسيما در سطح جامعه گسترش و اشاعه مي‌يابد. به همين دليل، رسانه ملي بيشترين قابليت را براي تحكيم اتحاد ملي و تسخير سنگرهاي رسانه‌اي مهاجم دارد.
تبدیل تهدید به فرصت
قرار گرفتن صداوسیما در خط مقدم جنگ نرم، صرفاً یک فرایند تدافعی نیست. چالش‌هاي رسانه‌اي پيش روی رسانه ملی، مي‌تواند بستري براي بيدار كردن بسياري از استعدادهاي خفته، جاري ساختن نيروهاي تازه و فتح كردن قله‌هايي مرتفع‌تر باشد؛ چراکه صداوسيما اگر به قابلیت‌هاي بالقوه خود بيش از پيش فعلیت بخشد، مي‌تواند بسياري از مشكلات فرهنگي، اجتماعي و سياسي كشورمان را برطرف كند.
خارج شدن روزافزون از انفعال، خنثي‌سازي شبیخون رسانه‌ای و نفوذ فرهنگی غرب، واكسينه كردن جامعه در مقابل جنگ نرم و در نهايت صدور بيش از پيش ارزش‌هاي انقلاب اسلامي به جهان، محورهای جنگ رسانه‌ای است که متمرکز کردن برنامه‌های تولیدی صداوسیما بر آنها می‌تواند تهدید جنگ نرم را به یک فرصت تبدیل کند.
اما نقشه راه رسانه‌هاي مهاجم به ايران چيست و آنها قصد تسخير چه چيزي را دارند؟

آنچه می‌خواهند از ما بگیرند
جنگ نرم پهنه وسيعي است كه حوزه‌ها و مصاديق بسياري را دربر مي‌گيرد، اما مهم‌ترين وسيله در اين جنگ، رسانه‌ها هستند كه در اين ميان شبكه‌هاي ماهواره‌اي نقش پررنگ‌تري را برعهده دارند.
با بررسی فرایندهای تهاجمی غرب علیه انقلاب اسلامی در 37 سال گذشته و به ویژه طی سال‌های پس از جنگ تحمیلی می‌توان دریافت که آنها روی چند محور خاص تمرکز دارند. تجربه جنگ هشت ساله نشان داد، مردم ایران تا زمانی که زره ضربه‌ناپذیر ولایت را بر تن روح و عقیده خود داشته باشند، نمی‌توان بر آنها نفوذ یافت. همچنین، روح عدالت‌خواهی و شهادت‌طلبی و مبارزه‌جویی با ظلم و ستم بیگانگان و عوامل داخلی آنها، ایرانیان را به ملتی سرکش در برابر هر استعمار و استبداد داخلی و خارجی تبدیل کرده است. چنین روحیاتی در سال‌های ابتدایی انقلاب، غربی‌ها را از یک بازار مصرفی پرجمعیت محروم کرد. همچنین غربی‌ها دریافتند، روحیه انقلابی و ولایی و مبارزه‌جوی ایرانی‌ها به قدری جذاب است که می‌تواند مردم دیگر کشورهای اسلامی و حتی همه جوامع جهان سومی را تحت تأثیر خود قرار دهد. در این حالت، دولت‌های غربی توان چپاول منابع و فروش محصولات مصرفی خود را از دست می‌دهند. بنابراین، غربی‌ها طی سال‌های پس از دفاع مقدس تخريب سه شاخصه ولايت‌پذيري، شهادت‌طلبي و عدالت‌خواهي را به شكل آشكاري در دستور كار رسانه‌هاي خود قرار دادند. متأسفانه، سیاست‌های فرهنگی و اقتصادی دوران موسوم به «سازندگی و اصلاحات» نیز به کمک تهاجم فرهنگی غرب آمد.
آنها در شبكه‌هاي سياسي خود، از جمله «بي‌بي‌سي فارسي» و «صداي آمريكا» در پي مخدوش كردن تفكر ولايي هستند و در شبكه‌هاي تفريحي خود، نظير «من و تو»، «فارسي وان»، «جم تي وي» و ... رفاه‌طلبي و بي‌قيدو‌بندي را ترويج مي‌كنند. افزون بر اين، در فيلم‌هاي سينمايي و سريال‌هاي راهبردی خود نيز در پي فرهنگ‌سازي در راستاي همین شاخص‌ها هستند.

صداوسیما و مسیرهای جدید
مسئولیت صداوسيما ایجاد زمینه‌ها و مسیرهای جدید، متضاد با مهندسي فرهنگی مذکور است؛ يعني تقويت ولايت‌پذيري، شهادت‌طلبي و عدالت‌خواهي. در اين راه تقویت و ترویج بايد با تأثيرگذاري در راستاي اين شاخصه‌هاي هويتي همراه شوند.
جذابيت و سرگرم‌سازي
ضمن اينكه مشغول شدن صداوسيما به رقابت صرف با شبكه‌هاي متجاوز غربي، افتادن در مسير روزمرگي و منفعل شدن است. رسانه ملي با پررنگ‌تر كردن تشخص، هويت و تمايز خودش با دیگر شبكه‌هاي جهان، پوياتر شدن بيش از پيش در زمينه بازتوليد فرهنگ ايراني ـ اسلامي و بومي کردن ذائقه مخاطبانش در گستره‌اي جهاني، مي‌تواند از موضع مدافع به مقام مهاجم ارتقا يابد.
در این میان، نقش سریال‌ها و برنامه‌های سرگرم‌کننده مهم‌تر است. چنانچه مجموعه‌های نمایشی سيما بتوانند سيماي زيباي زندگي بر اساس آموزه‌هاي ديني را بازنمايي كنند و به شكلي دراماتيك، شيوه‌هاي زيستي مبتني بر فرهنگ خويش را هدف آموزش قرار دهند و بسياري از مشكلات فرهنگي و اجتماعي و اقتصادي و سياسي ما برطرف کند.

 


نگاه یک
علی حیدری

سه رویداد دفاعی و چهار نکته!

آزمایش موفقیت‌آمیز موشک دوربرد بالستیک «عماد»، رونمایی از شناور دوزیست رزمی ، نمایش اژدرافکن «ذوالفقار» نیروی دریایی سپاه برای اولین‌بار در یک نمایشگاه عمومی و انتشار تصاویری از یک «شهر موشکی زیرزمینی سپاه» در عمق ۵۰۰ متری زمین و در دل کوه آن هم برای نخستین‌بار؛ سه رویداد مهمی بودند که هفته گذشته در صدر اخبار رسانه‌های داخلی و خارجی قرار گرفتند و بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بین‌المللی داشتند.
در میان بازتاب‌های وسیع رسانه‌ای، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا اولین واکنش را نسبت به آزمایش موشک عماد نشان داد و آن را نقض قطعنامه شورای امنیت دانست و گفت: «ما این موضوع را در این شورا مطرح خواهیم کرد.» او مدعی شد: «ابزارهایی برای مقابله با برنامه موشکی ایران وجود دارد.» پس از او سخنگوی کاخ سفید هم در نشست خبری روزانه خود گفت: «همزمانی تصویب برجام در مجلس شورای اسلامی و آزمایش موشکی ایران تصادفی نیست.»
منابع صهیونیستی هم ضمن ابراز نگرانی از رونمایی شناور اژدرافکن «ذوالفقار»، گفتند: «اگر چنین سامانه‌ای به دست حزب‌الله لبنان بیفتد، خطری عظیم منافع ما همچون تأسیسات ذخایر گاز در مدیترانه را تهدید خواهد کرد.»
رسانه‌ای شدن شهر موشکی سپاه در اعماق 500 متری زمین که جزء پروژه‌های محرمانه سپاه بود، هم که نشان از تدبیر دفاعی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی برای مقابله با هرگونه تجاوز و تعدی به کشورمان را داشت، عجب و حیرت جهانیان را در پی داشت.
اما در این میان، همزمانی بررسی و تصویب برجام در مجلس شورای اسلامی و نمایش گوشه‌ای از توانمندی‌های نظامی و دفاعی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ابعاد گوناگونی دارد که می‌توان به مواردی از آن اشاره کرد:
1ـ جمهوری اسلامی ایران همواره ارتقای توانمندی‌های دفاعی و نظامی خود را با هدف بازدارندگی و تأمین امنیت و تمامیت ارضی کشورمان در دستور کار داشته است و به تکرار از سوی مسئولان و فرماندهان ارشد کشور تأکید شده که هیچ محدودیتی را درباره برنامه موشکی و توانمندی‌های دفاعی کشورمان نخواهیم پذیرفت. همین موضوع هم سبب شده تا امروز در منطقه‌ای که سراسر جنگ و درگیری است، جمهوری اسلامی ایران در جایگاه امن‌ترین کشور منطقه قرار گیرد.
2ـ امنیت امروز ما مدیون تفکر ناب بنیانگذار انقلاب اسلامی و امام خامنه‌ای است که با معماری قدرتمندی، از یک ساختار انقلابی، نظامی مردمی، مستحکم و خلل‌ناپذیر به وجود آورده که نیروهای مسلح آماده و بسیج ده‌ها میلیونی از آن پدید آمده است و با ایمان، انگیزه و تخصص در مسیر پیشرفت دفاعی کشور گام برمی‌دارند و کمترین تردیدی در افزایش توانمندی‌ها و مهارت‌های خود برای مقابله با تهدیدات دشمنان در عرصه‌های مختلف ندارند.
3ـ دشمنان انقلاب اسلامی، به‌ویژه آمریکایی‌ها در اوج مذاکرات هسته‌ای هم گهگاه از گزینه‌های روی میز خود علیه کشورمان سخن می‌راندند، از این رو جمهوری اسلامی ایران نیز در کنار اراده جدی که در مذاکرات هسته‌ای و تصویب برجام از خود نشان داد، تنها برخی از گزینه‌های آماده خود را برای مقابله با تهدیدات خارجی به نمایش گذاشت تا دشمنان انقلاب اسلامی بدانند اگرچه نظام اسلامی ایران با نرمش قهرمانانه گام‌های بزرگی برای پایان دادن به موضوع هسته‌ای برداشته است، اما در صورت لزوم، توانایی و آمادگی مقابله با هر نوع تهدید خارجی را داشته و دارد.
4ـ گفت‌وگوها و مذاکرات طولانی برای حل مسئله هسته‌ای ایران در حالی دنبال ‌شد که رژیم صهیونیستی با داشتن صدها کلاهک هسته‌ای و عدم پایبندی به قوانین و چارچوب‌های بین‌المللی تهدیدی برای صلح و امنیت جهان، به‌ویژه منطقه غرب آسیا به‌شمار می‌آید و مسئولان این رژیم بارها جمهوری اسلامی را به حمله نظامی تهدید کرده‌اند. در چنین شرایطی تقویت بنیه دفاعی کشور امری لازم و واجب است و هیچ قطعنامه و بیانیه‌ای نمی‌تواند و نباید جلوی آن را سد کند.
 


نگاه دو
فرهاد مهدوی

پالس‌های نفوذ

یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های رهبر معظم انقلاب پس از برجام مبحث «نفوذ» است؛ این نفوذ از طرف آمریکایی‌ها در چندین پروژه تعریف شده است که عبارت است از؛ نفوذ سیاسی، فرهنگی، امنیتی و اقتصادی. اما مهم‌ترین این جریان‌ها نفوذ سیاسی و فرهنگی است؛ زیرا آمریکا از طریق هر یک از این دو مسیر می‌تواند به دیگر دایره‌ها در داخل ایران دست یابد.
اتاق‌های فکر آمریکا در نقشه‌هایی که برای رویگردانی مردم از ارزش‌های انقلاب اسلامی و روی‌آوری به ارزش‌های آمریکایی ترسیم کرده‌اند یک دیپلماسی چند لایه را برای نفوذ به جامعه ایران مطرح کرده‌اند که در غفلت مسئولان لایه‌های مختلف این دیپلماسی در حال اجرا است.
برخی از لایه‌های این دیپلماسی به شرح زیر است:
۱ـ حذف اندیشه دشمن بی‌پایان در ذهن ملت ایران؛.
۲ـ ترویج گفتمان گفت‌وگو با مردم ایران و از بین بردن این اندیشه که به حاکمیت برای مقابله با دشمن نیاز دارند؛
۳ـ تلاش برای کاهش «پشتیبانی عمومی» از مناسبت‌های ملی و انقلابی و روزهای افتخارآفرین؛
۴ـ تضعیف و عدم حمایت و پشتیبانی از تندروهای ایران که همواره درصدد مقابله با غرب هستند؛
۵ـ تحمیل و ترویج این ایده در بین عامه مردم ایران که دولت‌های غربی با پیشرفت‌های اقتصادی و تکنولوژیکی ایران مخالف نیستند؛
۶ـ برگزاری نشست‌های علمی میان ایران، اروپا، آمریکا و استفاده از دیپلماسی علمی که آمریکا و اروپا باید دانشمندان خود را به داشتن نشست‌هایی با دانشمندان ایران ترغیب کنند؛
۷ـ بزرگداشت مفاخر و اندیشمندان ایران باستان تا میزان بروز شک در تهران را حداقل کند؛
۸ـ برقراری ارتباط قانونی به صورت کم‌تکرار و به ندرت میان کنگره آمریکا و مجلس ایران و حفظ احترام حکومت ایران برای جلب اعتماد؛
۹ـ تلاش برای تسهیل در بورسیه شدن و رفت‌وآمد دانشجویان ایرانی میان ایران و آمریکا و اعزام گروه‌هایی برای برقراری رابطه اداری میان تهران و واشنگتن برای انجام این امور؛
۱۰ ـ احترام گذاشتن به مقامات و اشخاصی که از طریق مصادر اجرایی به بهبود چهره آمریکا در ایران تلاش می‌کنند (آمریکا با این تاکتیک باید سرمایه‌های اجتماعی و انسانی ایران را برای خود ضبط کند)؛
۱۱ـ برگزاری سیمنارهای بین‌المللی با عناوینی چون حل مشکلات محیط زیست ایران (دریاچه ارومیه) که در این کار باید با سازمان حفاظت از محیط زیست ایران ارتباط برقرار شود. پیام اصلی این کار غرب این است که به ایران نشان می‌دهد نگران آرزوهای زیست‌محیطی ایران و به دنبال همکاری در این زمینه است. این کار سبب تبادل تجربیات در این زمینه و گسترش آن به نواحی دیگر زیست‌محیطی نیز می‌شود؛
۱۲ـ تبلیغ برای حل مشکلات عامه مردم مانند کاهش آلودگی کلان‌شهرها. این کار می‌تواند به منزوی کردن طرفداران حکومت در ایران منجر شود و غرب می‌تواند اعتماد بیشتر مردم ایران را به خود جلب کند.
اگرچه اندیشکده‌ها و مقامات غربی بارها در مجامع مختلف به دنبال بیان راهکارهای نفوذ به داخل نظام اسلامی و اعتمادزدایی از مردم به روش جنگ نرم بوده‌اند، اما این امر را هم فراموش نکرده‌اند که راهکارها و ابتکارات آنها ممکن است در داخل ایران با تردیدهایی از سوی برخی گروه‌ها روبه‌رو شده و به اهداف خود نرسند، اما باز هم بر این روش‌ها تأکید می‌کنند و متأسفانه برخی از مسئولان هم در دام آنها قرار می‌گیرند. یکی از نمونه‌های اینکه امر که در ماه‌های گذشته رخ داده است؛ اردوهای نخبگان جوان به کشورهای اروپایی و همچنین اردوهای استادان آمریکایی برای حضور در دانشگاه‌های ایران بوده است که با وجود این بارها به این مسئولان تذکر داده شده بود، اما باز هم انجام گرفت و رهبر معظم انقلاب در دیدار نخبگان کشورمان در ۲۲ مهرماه ۹۴ این نوع فعالیت شبه‌علمی را نهی کردند و فرمودند: «با اینکه من هشدار داده‌ام، بعضی‌ها اردو درست می‌کنند که بفرستند اروپا؛ اردوی دانشجویی به اروپا! یکی از غلط‌ترین کارها این است.»


 

صفحه 7
گفت و گو

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدرضا تقوی در گفت‌وگوی اختصاصی با صبح‌صادق مطرح کرد
ضرورت صف‌آرایی همه نهادها در برابر نفوذ
حسن فلاح

پدیده نفوذ از جمله تهدیداتی است که استکبار در جریان فرصت برجام از این موضوع سوء‌استفاده کرده است و با شگردهای مختلف در مسائل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی قصد دارد از درون، نظام انقلاب اسلامی را مهار کند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار فرماندهان و مسئولان سپاه بر این موضوع تأکید کردند و در این راستا نفوذ سیاسی و فرهنگی را مهم‌تر از تهدیدات و موضوعات دیگر دانستند. البته، برخی از تصمیم‌سازان وابسته به غرب هم در این بین هجمه‌هایی را پدید آوردند؛ از قبح‌زدایی غربی‌ها در تعاملات تا مطرح کردن موضوع ختم انقلاب.
از این رو به سراغ حجت‌الاسلام والمسلمین سیدرضا تقوی، رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشور رفتیم و گفت‌‌وگویی را درباره بحث نفوذ دشمن انجام دادیم که مشروح آن پیش‌روی شماست.


* از دیدگاه رهبر معظم انقلاب، دشمن به دنبال آن است که از فرصت برجام برای نفوذ و تحمیل اراده خود بر نظام جمهوری اسلامی ایران بهره‌برداری کند، نظر شما در این باره چیست؟
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، آمریکا و قدرت‌های غربی از همان ابتدا حضور یک جریان انقلابی و روشنگر در ایران به رهبری امام خمینی(ره) را احساس کردند. به عبارتی، آنها در ابتدای این حرکت، بر روی نقش و تأثیر روحانیت هیچ مطالعه‌ای نداشتند و خودشان هم معتقد بودند که روحانیت نفوذی ندارد و دین از گردونه زندگی مردم خارج شده و نمی‌تواند تحرک‌بخش باشد، اما وقتی یک جریان ‌انقلابی ‌دینی آن هم به رهبری یک روحانی رشید و مرجع تقلید را مشاهده کردند و روبه‌روی آن قرار گرفتند یکباره به خود آمدند که تمام تحلیل‌های ما درست نبوده و در ایران اسلامی روحانیت از نفوذ قابل توجهی برخوردار است و دین نیز قدرت تحرک و برانگیختگی خودش را دارد. از این‌رو از آن تاریخ به بعد سعی کردند انقلاب را به شکلی مهار کنند. منتها از آنجایی که جامعه، روحانیت و اعتقادات مردم را نمی‌شناختند، برای جلوگیری از موج انقلاب دینی، طرح‌هایی را در دستور کار قرار دادند تا بتوانند این حرکت را در نطفه، خفه کنند. یکی از این طرح‌‌ها ترور بود. در این طرح سعی کردند با حذف نیروهای مؤثر نظام، انقلاب را با شکست روبه‌رو کنند. آنها در ادامه طرحی را برای کودتا به مرحله اجرا رساندند، اما باز نتوانستند کاری از پیش ببرند.
منافقین و گروه‌های داخلی را به جان مردم انداختند و ترورهای وسیعی را دامن زدند، اما خوشبختانه به مقصودشان نرسیدند. جنگ هشت ساله را تحمیل کردند و با همه امکانات، صدام را یاری دادند تا از طریق او بتوانند نظام ‌اسلامی را درهم بشکنند و انقلاب را با شکست مواجه کنند، اما با همه این تلاش‌ها به مقاصد شوم‌شان دست نیافتند؛ زیرا ملت با قدرت در مقابل همه توطئه‌ها ایستاد.
دشمنان ما فکر می‌کردند که این حرکت تا هنگامی که امام‌خمینی(ره) در قید حیات هستند، می‌تواند پیش‌برنده باشد، اما پس از رحلت امام(ره) شخصیتی جانشین ایشان شدند که در حقیقت خودشان امام و ولی‌فقیه زمان هستند. حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) رهبری رشید، شجاع، سیاستمدار و جهان‌شناس هستند. همین سبب شد که دشمنان برای این دوره هم نتوانستند کاری انجام دهند، از‌این‌رو بحث هسته‌ای را بهانه قرار دادند و از این طریق به ملت ما فشار آوردند.
البته، همه این فشارها، توطئه‌ها، جنگ و ترورها نه تنها انقلاب را تضعیف نکرد، بلکه انقلاب را به قدرت بلامنازعی رساند و موج این حرکت از مرزها عبور کرد و آن سوی مرزها، مغزها را تحت تأثیر خود قرار داد و ما دیدیم که پس از شکست و دستگیری صدام، ملت عراق چگونه تحت تأثیر انقلاب اسلامی ایران بود و آمریکا نتوانست در عراق به اهدافش برسد.
مسئله سوریه را پیش آوردند که آنجا را بشکنند تا برای رژیم صهیونیستی یک حاشیه ‌امنی درست کنند، چون موج انقلاب اسلامی به سوریه هم رسیده بود. از این رو ما به میدان آمدیم و از نظام سوریه حمایت کردیم؛ چون آن‌جا را خط مقدم مبارزه با رژیم صهیونیستی می‌دانستیم و از طرفی هم، همه قدرت‌های جهانی برای درهم شکستن نظام سوریه به کمک عوامل مزدورشان رژیم‌های مرتجع منطقه و صرف دلارهای هنگفت برای جذب تروریست از سراسر جهان به این نظام فشار آوردند، اما با حضور مستشاری ما این توطئه هم با شکست روبه‌رو شد.
در لبنان جنگ 33 روزه را برای جمع‌کردن بساط حزب‌الله به پا کردند؛ آنجا هم حمایت کردیم و آمریکا با شکست روبه‌رو شد. در غزه هم این مساعدت صورت گرفت. در واقع، موج بیداری انقلاب اسلامی کشورهای منطقه را تا شمال آفریقا فراگرفته بود. یکباره دیدند یمن هم تحت تأثیر انقلاب اسلامی به پا خواست و عوامل مزدوری که بر یمن حاکم بودند را بیرون کردند و مردم یکپارچه خواستار آزادی و استقلال شدند. به واقع دیدند انقلاب‌اسلامی آنجا هم حضور دارد.
آمریکایی‌ها وقتی دیدند موج انقلاب همه‌گیر شده، مسئله هسته‌ای را بهانه قرار دادند تا انقلاب را مهار کند. حتی خودشان می‌دانستند ما به دنبال سلاح هسته‌ای نیستیم، ولی با این تفاسیر، ماجرای تحریم‌ها را کلید زدند و خواستند از این طریق ما را به زانو درآورند. موضوع مذاکرات با گروه 1+5 پیش آمد. دستگاه دیپلماسی به پشتوانه قدرت دفاعی مستحکم و نیروهای مسلح قدرتمند و هوشیار در مذاکرات حضور با صلابتی داشت. دشمن هم می‌دانست با ایرانی قدرتمند روبه‌رو است، به هجمه‌های تبلیغاتی روی آورد و همواره به طرح‌های روی میز اشاره کرد، اما همه می‌دانستند این گفته‌ها هیچ وجهه حقیقت‌جویانه و واقعیت‌گرایانه‌ای ندارد.
در برابر هریک از این رفتارها، راهبردی از سوی رهبر معظم انقلاب طراحی می‌شد. وقتی بحث تحریم‌ها شدت بیشتری پیدا کرد حضرت آقا بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح کردند. اگر می‌خواهیم به استقلال و خودکفایی دست پیدا کنیم تا دشمن نتواند ما را با تحریم اقتصادی از پا در بیاورد باید اجرای این سیاست سرلوحه قرار گیرد.
ما در سوخت هسته‌ای به اورانیوم غنی شده 20 درصد رسیدیم و با این پشتوانه پای مذاکرات رفتیم؛ نهایتاًً این رفت‌وآمدها به یک توافق‌نامه‌ای منجر شد که در وین آن را برجام نامیدند. آمریکا در این بین به این فکر افتاد تا از دریچه برجام فرصتی برای نفوذ طراحی کند؛ چرا که یک راه نفوذ برای آمریکا از طریق بازرسی صنایع دفاعی و امنیتی ما حاصل می‌شود. در وهله دوم موضوع مناسبات اقتصادی مطرح است که مستشاران و شرکت‌های اقتصادی‌شان برای بستن قرارداد به کشور ما بیایند. آمریکا خیلی با عجله و با نشاط در این راستا می‌کوشد تا به مقصود خود، یعنی مهار نظام اسلامی ایران دست پیدا کند. از طرفی هم ایران دیگر نتواند در آن سوی مرزها مؤثر باشد.
استحاله از درون همان منطقی است که استکبار سال‌ها برای رسیدن به این هدف، لحظه‌شماری کرده و حالا اگر به این مقصود برسد دیگر قدرت اینکه بخواهیم در افکار جهانی و منطقه تأثیر داشته باشیم از ما سلب خواهد شد. بلافاصله رهبر فرزانه انقلاب به این توطئه‌ دشمن واقف شدند و ابعاد آن را شناسایی و بحث نفوذ را مطرح کردند و فرمودند: «درست است که ما دری را بسته‌ایم، اما اینها می‌خواهند از پنجره نفوذ وارد شوند.»
آمریکا هم برنامه‌ریزی می‌کند و به جذب نیرو می‌پردازد. امکان دارد این نیروها را در دانشگاه‌های خودش پرورش دهد و با مدارج عالی برگرداند و در مشاغل حساس نظام به کارگیری کند؛ همچون فتنه 88. نیروهای با سابقه، جذب شدند و با اتفاقاتی که پیش آمد مردم از این رفتارها حیرت‌زده شدند و باور نمی‌کردند روزی به این همه سوابق بگویند ضدانقلاب!
ما باید با قدرت بایستیم و به آمریکا بگوییم که ما دست شما را خواندیم؛ ما دیگر حاضر نیستیم جنایت‌ها، خیانت‌ها و توطئه‌های شیطانی شما را ببینیم. ملت‌ها را به زنجیر بکشید و آن ‌وقت ما بیاییم دست در دست شما بگذاریم و قهقهه مستانه بزنیم که حالا خوب است با آمریکا تعامل کرده‌ایم؛ نه ما از آمریکا روی خوشی ندیده‌ایم، بلکه همه‌جا شرّ و توطئه دیدیم. بنابراین نظام سیاسی آمریکا یک نظام مورد اعتمادی نیست.
* می‌دانید که روش نفوذ به تعبیر حضرت آقا تغییر کرده و آنها از رفتار خشن به ابزارهای نرم و تقویت تعامل به گونه تهدید پیچیده و مکارانه روی آورده‌اند، با توجه به این مهم، بحث نفوذ در مقوله سیاسی، اقتصادی از طریق وعده‌های مناسبات خارجی و حتی نفوذ فرهنگی که دگرگونی باورها هدف‌شان است را چگونه تحلیل می‌کنید؟
الآن وظیفه ما صف‌آرایی مقابل این نفوذ است؛ یک موقعی صف‌آرایی مقابل دشمنی که به مرزهای ما حمله کرده و باید با بسیج و نیروهای نظامی قدرتمند جلوی پیشرفت آنها را بگیریم، یک روزی هم با تهاجم فرهنگی می‌آید و باید قرارگاه فرهنگی ایجاد کنیم و لشکر و نیروهای فرهنگی‌مان را آموزش دهیم.
امروز مسئله نفوذ مطرح است و باید محکم و با قدرت جلوی دروازه نفوذ را سد کنیم. در قدم اول باید به فکر بصیرت‌افزایی باشیم و بصیرت مردم را نسبت به این نفوذ و ابعاد این شگرد جدید دشمن بالا ببریم. نکته دوم به مسئولان و مدیران اجرایی کشور برمی‌گردد. دولت و مسئولان اجرایی باید مواظب باشند ضمن اینکه ما با جهان تعامل داریم و مذاکره می‌کنیم، اما موضوع آمریکا متفاوت است. دستگاه‌های دولتی خاصه قوه مقننه و مجریه باید راه‌های نفوذ آمریکایی‌ها را با هر شکل و روش‌شناسایی و سدّ کنند.
رهبر معظم انقلاب هم هشدار دادند که آمریکا می‌خواهد نفوذ کند. برجام فرصت خوبی است که هر روز به بهانه‌های سیاسی و اقتصادی گروه‌های تخصصی، جاسوسان و هیئت‌های اقتصادی و سیاسی‌شان به کشور ما بیایند. آنها دل‌شان برای رونق اقتصادی و آسایش و آرامش مردم ایران نمی‌سوزد!
معمولاًً کشورها برای اینکه بتوانند سیاست‌های خودشان را در کشوری پیاده کنند و موقعیت و جایگاه خودشان را در کشورهای مؤثر، محکم کنند از چند روش استفاده می‌کنند؛ یکی تقویت و فعال‌سازی سفارت‌خانه‌های‌شان است. دوم اینکه از طریق شرکت‌های اقتصادی و فناوری عمل می‌کنند؛ بسیاری از این شرکت‌ها که در کشورهایی چون ایران خیمه می‌زنند با پوشش اقتصادی، کار جاسوسی انجام می‌دهند. روش بعدی این است که برخی افراد را از خود آن کشور جذب می‌کنند.

* با چه رویکردها و راهکارهایی باید جلوی این جذب نیرو از داخل گرفته شود؟
یکی از راه‌های نفوذ آمریکا در کشورها همین است که نیروهای خود آن کشور را می‌گیرند و با آنها قول و قرار می‌گذارند و روزی که به مشاغل مهم و مؤثر کشور رسیدند، آن وقت به اینها یک فرمان می‌دهند و کار را پیش می‌برند. یک وقت می‌بینید جوانان آموزش و پرورش و دانشگاه‌های ما همه رفتند و یک فرهنگ عجیبی بر جامعه سایه افکند و مردم ذهن‌شان و نگاه‌شان عوض شد و آن زمان، موقعی است که با یک تلنگر همه چیز را تغییر بدهند.

* نهادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، به‌ویژه نهادهای امنیتی در این راستا چه وظایفی دارند؟
نهادهای امنیتی در این اوضاع وظایف سنگین‌تری نسبت به دیگر نهادها دارند؛ یعنی در واقع بار مهم شناسایی ردپای نفوذ با نهادهای امنیتی است، چون آنها ابزار و امکانات مربوط به این موضوع را در اختیار دارند. آنها باید نظارت کنند که چه نیروهایی وارد می‌شوند، سوابق‌شان در خارج چه بوده و الآن می‌خواهند چه مسئولیتی را بپذیرند! در این گلوگاه‌های تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی چه کسانی وجود دارند و وجود خواهند داشت.
البته، دستگاه امنیتی ما بسیار قوی بوده و بسیاری از این توطئه‌ها را برملا کرده است. این نیروها هر اقدام و فعالیتی که انجام می‌دهند در ذیل پوشش‌های امنیتی قرار می‌گیرد، از‌این‌رو اولین مخاطب رهبر معظم انقلاب در مقابله با نفوذ، نیروهای امنیتی هستند.

* شما در جایگاه رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه کشور که یکی از نهادهای فرهنگی به شمار آید، در مسئله نفوذ چه واکنش‌ها و موضع‌گیری‌هایی دارید؟
ما باید هشدار بدهیم. ما نیروهای ظاهر هستیم. باید بصیرت مردم را افزایش بدهیم و مردم را بر روی این موضوع حساس کنیم. در ستادهای نماز جمعه، مصلاها و سراسر کشور باید بصیرت مردم را بالا ببریم و خطر نفوذ را برای مردم تبیین کنیم. بیانات رهبر معظم انقلاب قابل تفسیر و تبیین است؛ باید بگوییم پشتوانه این بیانات، یک کتابخانه اطلاعات است.
باید نیروهای امنیتی و دستگاه‌های فرهنگی به ما کمک کنند و آنچه که از این اطلاعات لازم است در اختیار مردم قرار گیرد و به آنها ارائه شود. رسالت نماز جمعه در این اوضاع، رسالت بسیار مهمی است و ائمه جمعه باید بحث نفوذ را به خوبی واکاوی کنند، زیرا نفوذ همیشه از پشت خنجر می‌زند و دشمن سینه به سینه و چهره به چهره نیست و خسارت‌های زیادی به دنبال دارد.

* برخی از سیاسیون در اوضاع فعلی موضوع ختم انقلاب را مطرح می‌کنند؛ این موضوع را چگونه تبیین می‌کنید؟
فقط درباره این سیاسیون می‌توانم اعلام تأسف کنم. ملت ما به این مسائل اعتنایی نمی‌کنند. ملتی که صدها هزار شهید داده، یعنی پا روی همه این ارزش‌ها و فداکاری‌ها می‌گذارد و با انقلابش خداحافظی می‌کند؟! ملت ما انقلاب عاشورایی دارد و از روز اول هم گفته «نهضت ما حسینی است». حسینی‌ها و عاشورایی‌ها هرگز از عاشورا عبور نمی‌کنند. اگر حادثه بزرگ عاشورا فراموش شد، انقلاب ما هم فراموش خواهد شد. اصلاًً یکی از ویژگی‌های بارز انقلاب اسلامی، انقلاب عاشورایی است؛ زیرا انقلاب‌های عاشورایی تداوم دارند و به مرور زمان فرسوده نمی‌شوند، از‌این‌رو باید بگوییم خدا شفای‌شان بدهد. نگاه ضعیف و ذلیلی است! نهادهای فرهنگی، ستاد نمازجمعه و رسانه ملی باید این نگاه‌ها را برای مردم تشریح کند.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(73)
حمله نیروهای انگلیس به سنجابی‌ها
فقط عشایر فارسی نبودند که به دست قوای انگلیس قتل‌عام شدند، بلکه برخی عشایر غرب ایران نیز سرنوشت مشابهی داشتند. سایکس می‌نویسد: «در هنگامی که قوای انگلیس در غرب ایران گسترش می‌یافتند و نیروهای کمکی از بین‌النهرین به آنها ملحق می‌شدند، ژنرال سر ویلیام مارشال در حال اجرای اقداماتی برای محافظت از محورهای ارتباطی بود: «یکی از اقدامات مارشال در این زمینه، «حمله به سنجابی‌ها بود که در شمال جاده قصرشیرین به کرمانشاه مستقر بودند.» سایکس با افتخار می‌نویسد: «تلفات زیادی، چه به خود عشایر و چه به اغنام و مواشی آنها وارد شد و هواپیماها آنها را تارومار کردند.» این واقعه اهمیت بسزایی داشت؛ چراکه گویا سنجابی‌ها پس از تسلیم به قوای انگلیس تارومار شده بودند. وایت طی یادداشتی در مورخ ۱۰ می ۱۹۱۸ می‌نویسد: «انگلیسی‌ها عشایر سنجابی را سرکوب کردند.» او ابتدا درباره این ایل توضیح می‌دهد: «سنجابی‌ها عشایری هستند که در مرز بین ایران و بین‌النهرین زندگی می‌کنند و در جایی به نام ذهاب در نزدیکی سرحدات غربی ایران، در شمال شرقی قصرشیرین مستقر هستند. می‌گویند که سنجابی‌ها جزء بهترین جنگجویان ایرانی هستند و آلمانی‌ها، از شروع جنگ در اروپا، تلاش‌های فراوانی برای نفوذ بر این ایل داشته‌اند. رؤسای آنها، یعنی سلیمان‌خان و علی‌اکبرخان و از طریق آنها تمام ایل، سلاح و طلای زیادی به دست آورده‌اند که عمدتاً از سوی یک مأمور آلمانی به نام فُن درویفل به آنها رسیده است.» (همه این موضوعات خودساخته از سوی وایت مطرح می‌شود تا توجیهی برای جنایت سربازان انگلیسی در تفرقه‌افکنی طایفه‌ای و غارت اموال ایل سنجابی پیدا شود)
وایت سپس به توصیف فعالیت‌های « فُن درویفل» و تلاش‌هایش با هدف تحریک عشایر برای حمله به نیروهای انگلیسی می‌پردازد (توهم حمله؛ زیرا سنجابی‌ها هیچ حمله‌ای به سربازان انگلیسی نکردند، به‌طوری که خود وایت در ادامه یادداشتش به آن اعتراف می‌کند).
«فُن درویفل تلاش داشت سنجابی‌ها را وادار کند تا به خطوط ارتباطی قوای انگلیس در ایران حمله کنند و ارسال هرگونه ملزومات به کرمانشاه و همدان را متوقف سازند. به همین منظور تبلیغات خود را در میان عشایر شروع کرد که با دست و دلبازی‌های زیادی نیز همراه بود. او سپس به منظور حمله به کاروان‌های نظامی انگلیس به شناسایی چندین نقطه، به‌ویژه سرپل‌ذهاب پرداخت که تعداد نگهبانان انگلیسی در آن کم بود. فن درویفل کاملاً در این عشایر نفوذ یافته بود و رئیس آنها، یعنی سلیمان‌خان، در اواخر مارس، به همراه حدود ۲۰۰ نفر از مردانش به قصرشیرین رفت و در جاده نزدیک به قرارگاه و استحکامات انگلیسی‌ها اردو زده و رفتاری بسیار پرخاشگرانه و مستکبرانه برای نشان دادن مبارزه‌طلبی با قوای انگلیس پیش گرفت.
وایت چگونگی امر را چنین توصیف می‌کند: «در همین هنگام، طبق گزارش‌ها، فن درویفل که تلاش داشت مجدداً خود را به سنجابی‌ها برساند در حال عبور از رود دیاله غرق شد. این خبر از چهار منبع مختلف که ظاهراً موثق هم بودند به انگلیسی‌ها رسید و آنها نیز برای تأیید قطعی خبر سعی کردند جنازه فن درویفل را پیدا کنند، ولی از قرار معلوم تاکنون موفق نشده‌اند. با وجود این، آنها نیروهای تازه‌نفسی به اکثر اردوگاه‌های‌شان فرستادند و تمامی ترددها را تا زمانی که بتوانند از کاروان‌های‌شان به خوبی محافظت کنند، متوقف ساختند. در عین حال، هواپیماهایی برای شناسایی پایگاه‌های سنجابی‌ها اعزام شدند و به این ایل پیغام دادند که به محض اولین حمله به ستون نیروها، یا اردوگاه انگلیسی‌ها، روستاهای‌شان بلافاصله بمباران و ویران خواهد شد. کمی پس از آن، نیروهای انگلیسیِ مستقر در بین‌النهرین پیشروی خود را شروع کردند و در ۲۲ آوریل قفری را به تصرف درآوردند و به سوی کرکوک روانه شدند. این اقدام عملاً ارتباط سنجابی‌ها را با قوای ترک مستقر در بین‌النهرین قطع کرد و رؤسای این طایفه که خود را تنها می‌دیدند و معلوم بود که قدرت انگلیسی‌ها را دریافته‌اند، در اواخر آوریل به کرمانشاه آمدند و خود را به همراه سلاح‌های‌شان تسلیم انگلیسی‌ها کردند.»


نیم نگاه
فتح­‌الله پریشان

نفس‌های به شماره افتاده آل­‌سعود!

یکی از مراکز فکری نومحافظه‌کاران آمریکا در واشنگتن، بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD) است که تمرکز آن بر امنیت ملی و سیاست خارجی است. این بنیاد که در واقع بازوی فکری و اجرایی سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) به‌شمار می‌آید، هدف خود را به ظاهر در دفاع از ارزش‌های دموکراسی در سطح بین‌المللی قرار داده، اما در واقع پلورالیسم فرهنگی و ترویج ارزش‌های لیبرال دموکراسی و مقابله با جریانات فکری مغایر با غرب را پایه اهداف و عملکرد خود قرار داده است. به‌گونه‌ای که گفته می‌شود، پروژه براندازی نرم در کشورهای مورد هدف کاخ سفید از این بنیاد طرح‌ریزی و اجرا می‌شود.
برخلاف آنچه در بالا به‌منزله اهداف و وظایف این اندیشکده گفته شد، کارشناسان این بنیاد فکری به تازگی در گزارشی ویژه با عنوان «موقع آن فرا رسیده است که آمریکا نسبت به سقوط عربستان نگران باشد»، درباره بروز علائم سقوط احتمالی آل‌سعود در جایگاه یکی از بزرگ‌ترین متحدانش در خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] هشدار داده است. در تحلیل این بنیاد، شکاف داخل خاندان سعودی، نبرد در یمن، مشکلات اقتصادی، فاجعه منا در حج امسال و ادامه کشمکش با ایران و اوضاع سوریه، از جمله شواهد نگران‌کننده نسبت به تداوم حاکمیت خاندان سلطنتی آل‌سعود ذکر شده است.
اگر کسی با کارکرد واقعی و اعمالی این بنیاد و نظایر آن آشنا نباشد و تنها با اعتماد به اهداف و وظایف اعلامی آنها که معمولاً تلاش می‌کنند با عناوین انسان‌دوستانه و دموکراسی‌خواهانه و با پوشش فکری و فرهنگی برای کمک به سیر زندگی بشر در فضای امن‌تر، صلح و دموکراسی، اهداف سلطه‌طلبانه آمریکا را پیش ببرند، این سؤال مطرح می‌شود که چرا آمریکایی‌ها و این قبیل بنیادها باید نگران فروپاشی نظام سیاسی دیکتاتوری و مرتجعی، مانند آل‌سعود باشند؟ در واقع، بروز رفتارهای سیاسی این چنین از استاندارد دوگانه نظام ارزشی آمریکا و تهی بودن ادعاهای بزرگ آمریکایی پرده برمی‌گیرد که ارزش‌هایی، مانند پاسداشت عدالت، صیانت از حقوق‌بشر و تقویت دموکراسی و حاکمیت مردم بر سرنوشت سیاسی خودشان در نگاه آمریکایی بالذات ارزش نیستند، بلکه با الصاق به خواست و معیارهای آمریکایی به خوب و بد و به ارزش و غیر ارزش دسته‌بندی می‌شوند. از این رو، اگرچه عربستان عقب‌مانده‌ترین کشور منطقه به اذعان خود مجامع غربی از لحاظ دموکراسی و رعایت حقوق‌بشر و آزادی بیان است، اما چون در دایره دوستان و همپیمانان آمریکا تعریف می‌شود، نه تنها مورد نقد واقع نمی‌شود، حتی به‌عنوان رئیس کمیته حقوق‌بشر سازمان ملل انتخاب می‌شود. آمریکایی‌ها اگرچه وفق ارزیابی‌هایی مانند هشدار بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، می‌دانند نظام آل‌سعود در سراشیبی سقوط قرار گرفته است، اما باز هم به دلیل حاکمیت نگاه سودمحورانه و دوگانه از آنها حمایت می‌کنند و همچنان گاو سعودی را حالا حالاها برای منافع چندگانه خود از اسلام‌هراسی و وارونه‌نمایی چهره اسلام تا جنگ نیابتی در منطقه و پنجه انداختن بر چهره جمهوری اسلامی ایران دارای شیر سودمند می‌دانند و تنها تذکر می‌دهند تا تغییری در رفتارهای خطرآفرین برای آینده سعودی در داخل حاکمیت ایجاد شود.
این در حالی است که کسری بودجه عربستان در سال جاری به دلیل کاهش سود 35 درصدی فروش نفت؛ هزینه‌های حمله این کشور به یمن که برای اولین بار در طول 10 سال گذشته، این کشور را به استقراض وادار کرده است؛ نگرانی از احتمال افزایش تولیدات نفت ایران پس از توافق هسته‌ای؛ بیکاری 30 درصدی جوانان عربستانی، بی‌حیثیت شدن حاکمان سعودی به دلیل سوء‌مدیریت فاجعه منا و غرامت‌هایی که باید بابت آن حادثه به خانواده‌های جانباختگان بدهد؛ همچنین هزینه‌های رقابت با جمهوری اسلامی ایران در منطقه به دلیل حمایت مالی و نظامی از گروه‌های تکفیری، مانند داعش و اقدامات پادشاه بیمار عربستان در اقتداربخشی به پسر خام و قدرت‌طلبش «بن سلمان»، به جنگ قدرت و شکاف داخل خاندان آل‌سعود دامن زده و نظام سیاسی آل‌سعود را با سیر قهقرایی مواجه کرده است؛ به‌گونه‌ای که نفس­های به شماره افتاده آل‌سعود در حال احتضار را می‌توان برشمرد.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

جریان شناسی گروه های مخالف نظام اسلامی 27
حسین عبداللهی فر

نقش حزب منحله مشارکت در فتنه 88
اشاره:
در ادامه بررسی نقش اپوزیسیون رفتاری در فتنه 88 با شاخص عبور از سه اصل «جمهوریت، اسلامیت و ایرانیت» به‌مثابه خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی ایران، پس از اشاره به نقش سازمان مجاهدین انقلاب در فتنه 88 که در شماره گذشته صورت گرفت، در این شماره نقش حزب مشارکت ایران به‌منزله یکی از گروه‌های افراطی اصلاح‌طلب در فتنه 88 بررسی می‌شود.

شکل‌گیری حزب جبهه مشارکت
حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی پس از کارگزاران سازندگی، دومین حزب دولت‌ساخته پس از پیروزی انقلاب اسلامی است که در 14 آذر ماه 1377 به‌وسیله اعضای فعال ستادهای انتخاباتی خاتمی در تهران و شهرستان‌ها تأسیس شد. این حزب با سه شعار خاتمی در انتخابات، یعنی «آزادی در بیان، منطق در گفت‌وگو و قانون در عمل» درحالی اعلام موجودیت کرد که اغلب افراد سرشناس آن در سمت‌های کلیدی کشور قرار داشتند و محمدرضا خاتمی، برادر رئیس‌جمهور اصلاحات اولین دبیرکل حزب مشارکت به شمار می‌آمد.
جبهه مشارکت در دوران دوم خرداد، نسبت به دیگر احزاب و گروه‌های دوم خردادی نقش پدرسالاری پیدا کرد. در درون این جبهه دیدگاه‌ها و سلایق متفاوت و بعضاً متضادی وجود دارد؛ افرادی با گرایش‌های اسلامی و انقلابی تا افرادی با گرایش‌های کاملاًً سکولاریستی، لیبرالیستی و ضدانقلابی در درون این جبهه قرار دارند. ارگان رسمی جبهه مشارکت ایران اسلامی، روزنامه توقیف شده مشارکت است.
در جریان نهمین کنگره حزب مشارکت، 30 عضو اصلی و پنج عضو علی‌البدل برای شورای مرکزی حزب برگزیده شدند. مصطفی تاج‌زاده، سعید حجاریان، محمدرضا خاتمی، محسن میردامادی، فاطمه راکعی، عبدالله رمضان‌زاده،‌ هادی خانیکی، احمد شیرزاد، محسن صفایی‌فراهانی،‌ هادی قابل و محمد نعیمی‌پور از شخصیت‌های شاخص شورای مرکزی حزب هستند. جبهه مشارکت با استفاده از منابع قدرت و ثروت به سرعت دفاتر خود را در 30 منطقه و در 260 نقطه کشور راه‌اندازی کرد.
مواضع و مطالبات رسمی و غیررسمی آن تفاوت چندانی با رفتار گروه‌های اپوزیسیونی نداشت، به‌گونه‌ای که رفتار اپوزیسیونی حزب که به دلیل نپذیرفتن کامل قانون اساسی و ولایت فقیه و عبور از آنها که از ارکان فقه سیاسی نظام اسلامی به شمار می‌آید، باید آن را در زمره مخالفان رفتاری جمهوری اسلامی دانست. افزون‌بر رفتارهای عملی، تناقضات رفتاری حزب از اساسنامه آن نیز قابل استنباط است. در این باره به دیدگاه‌های مشارکت نسبت به قانون اساسی و ولایت فقیه در مانیفست حزب اشاره می‌شود: «این حزب در جریان فتنه 88 به عنوان یکی از گروه‌های محوری و زمینه‌ساز حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری به شمار می‌رود. نوع رفتار و برخورد هسته اصلی حزب با انتخابات بیانگر برنامه‌ریزی پیشدستانه آنها جهت اقداماتی نامتعارف با نتیجه انتخابات است. دبیرکل حزب مشارکت در توجیه اقدامات مشکوک اصلاح‌طلبان، از جمله تشکیل کمیته صیانت از آرا و آموزش تعداد زیادی از چهره‌های مؤثر خویش برای نظارت بر انتخابات به‌عنوان نماینده نامزدها طی اظهارنظری می‌گوید: اصولگرایان ممکن است سلامت انتخابات را به خطر بیندازند، ما اوضاع را رصد می‌کنیم و اگر در سلامت انتخابات تردید جدی وجود داشته باشد، اصلاح‌طلبان تصمیم دیگری خواهند گرفت.» (مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت، مطالبات غیرقانونی، 1390، ص96 ، به نقل از روزنامه ایران 19/2/1388)
اعتراض سران فتنه به نتیجه انتخابات و درخواست آنها برای ابطال انتخابات، نقض جمهوریت و عدم تمکین به قوانین جمهوری اسلامی قلمداد می‌شد که بر اساس مطالبات غیرقانونی صورت گرفت، لکن دعوت مردم به حضور در کف خیابان‌ها و همدستی با بیگانگان، پس از خطبه‌های (29/3/88) رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه تهران، بارزترین نمونه پایبند نبودن به حکم ولایت فقیه در 35 سال گذشته ارزیابی می‌شود. از ‌این ‌رو همه گروه‌هایی که پس از این تاریخ بر سر مواضع خود پافشاری کرده و در گفتار و کردار با این جریان همراهی کردند را باید از مصادیق اپوزیسیون اخلاقی با شاخص عدم التزام عملی به ولایت فقیه برشمرد.
حزب مشارکت ایران اسلامی از جمله گروه‌های طراح و مجری فتنه 88 است که یکی از اهداف خود را تضعیف اصل ولایت فقیه قرار داده بود. در این باره به ذکر طرح دوقطبی «موسوی ـ رهبری» حزب مشارکت در انتخابات دهم بسنده می‌شود که از زبان یکی از عناصر وابسته به جریان اصلاحات بیان شده است. جهانبخش خانجانی در بازجویی مورخ (18/4/88) اظهار می‌دارد: در تحلیل‌هایی که از حزب مشارکت به گوشم می‌رسید، آنها معتقد بودند که انتخابات را باید به سمت دوقطبی شدن پیش ببریم، تمام تلاش‌شان این بود که به هر ترتیبی شده دوقطبی «موسوی ـ احمدی‌نژاد» گسترش یابد، معتقد بودند که اگر بتوانیم دوقطبی «موسوی ـ رهبری» را ایجاد کنیم، برنده‌ایم که این گویا با مخالفت دیگران مواجه شده بود چون تحلیل‌شان این بود که اگر مردم بفهمند که ما دوباره می‌خواهیم با نظام دعوا کنیم، ممکن است نیایند و از ما دور شوند... نظر اعضای حزب مشارکت این بود که در دعواها و درگیری‌ها، به نظام فشار می‌آید و نظام ناگزیر به دادن امتیاز می‌شود. (سلمان علوی‌نیک، مجموعه اعترافات فتنه 88، نقش حزب کارگزاران، جلد 3، مرکز اسناد انقلاب اسلامی،1392، ص 62)
در بیانیه انتخاباتی جبهه مشارکت نیز به تصریح به موارد تحریک‌کننده‌ای اشاره شده است که بستر اتفاقات غیرمترقبه‌ای را فراهم می‌آورد. در این بیانیه علل حمایت جبهه مشارکت از موسوی را برخی از ویژگی‌های ایشان برشمرده و آورده است: «مهندس موسوی تلاش خستگی‌ناپذیر خود را معطوف به رعایت و اجرای همه اصول قانون اساسی، به‌خصوص اصول به فراموشی سپرده شده آن خواهند کرد و همان‌گونه که وعده دادند دولت ایشان قانون‌شکنی از سوی هر فرد یا نهادی را تحمل نخواهند کرد. شناخت ما از مهندس میرحسین موسوی این گونه است و ایمان داریم که با پیروزی ایشان شاهد تغییرات سازنده در کشور خواهیم بود.» (پایگاه خبری نوروز، 22/1/ 88، کد خبر 21554)
این جبهه پس از انتخابات اقدام به صدور بیانیه کرده و با ادبیاتی کاملاً افراطی به‌منظور تحریک افکار عمومی اعلام می‌دارد: «سی سال پس از تأسیس جمهوری اسلامی که با شعار آزادی، استقلال و حاکمیت ملی استقرار یافت، شاهد برآمدن دولتی هستیم که از دل انتخابات مهندسی شده بیرون آمد و اکنون رئیس آن به جای آنکه نماینده اراده ملی باشد، برآیند خاص از پیش تعیین شده عده قلیلی است که بارها و بارها با گفتار و رفتار خود جمهوریت نظام و اصل همراهی و سازگاری دین و مردم‌سالاری را زیر سؤال بردند... این اولین بار است که کودتاگران علیه جمهوریت نظام با بدترین و خشن‌ترین شیوه‌ها مهم‌ترین رکن جمهوریت، یعنی ریاست جمهوری را هدف قرار می‌دهند، مقامی که اگر برآمده از آرای واقعی ملت نباشد، می‌تواند سرآغاز استبدادی بزرگ باشد و آنچه از سال‌های قبل، گوشه‌هایی از آن را نشان داده بودند ناچیز و بی‌مقدار جلوه می‌کند... جبهه مشارکت ایران اسلامی با ابراز تأسف عمیق و محکوم کردن این بدعت عجیب و باورنکردنی، صریحاً نتایج این انتخابات را غیرقابل قبول می‌داند و آثار و تبعات بی‌توجهی به هنجارها و روندهای قانونی و تلاش‌های خیرخواهانه‌ای را که برای از میان نرفتن فرصت انتخابات و مشارکت خوب مردم به وجود آمده بود را متوجه کسانی می‌داند که در این روند مخرب نقش داشتند یا با آگاهی در برابر آن سکوت کردند... ما در این راه از تمام توان خود با رعایت مصالح ملی و حرکت در چارچوب قانون بهره خواهیم گرفت تا از این انحراف عظیم جلوگیری کنیم.» (همان، 11/4/88، کد خبر 1544)
افزون بر صدور بیانیه‌های تحریک‌آمیز، اعضای این جبهه در آشوب‌های خیابانی پس از انتخابات حضور میدانی داشته و ضمن حمایت از موسوی در اردوکشی خیابانی، به هماهنگی میان معترضان و ایجاد فضای رسانه‌ای اقدام کردند تا جایی که از این حزب به عنوان حلقه اصلی ستاد میرحسین موسوی با اپوزیسیون خارج‌نشین و فراریان اصلاح‌طلب یاد می‌شود. (مؤسسه فرهنگی ـ هنری قدر ولایت، حزب مشارکت ایران اسلامی، ص317)


آفاق
محمدرضا اسکندری

عصر اصلاح دینی و مدرنیته

همان‌گونه که در سلسله مقالات گذشته بیان شد دوران مدرن در غرب شامل چهار مرحله اساسی بوده است که عبارتند از: ۱ـ دوره رنسانس ۱ ـ دوره اصلاح مذهبی ۳ ـ دوره روشنگری ۴ ـ عصر انقلاب صنعتی. در مقالات چند ماهه گذشته دوره رنسانس را با محوریت اومانیسم بررسی کردیم و در سلسله مقالاتی به بررسی دومین مرحله دوره مدرن، یعنی دوره اصلاح مذهبی خواهیم پرداخت.
مقدمه:
امروزه رابطه بین دین و سیاست در غرب منسوخ و غیرامروزی تلقی می‌شود. ستیز روحانیون سده‌های میانه و نظام امپراتوری و تعارض جدید بین کلیسا و دولت از دغدغه‌های امروز ما بسیار فاصله گرفته‌اند و فقط اهمیت تاریخی دارند. عرصه دین در غرب به تدریج تنگ و بی‌اعتبار شده، تا آنجا که تقریباً به طور کامل از بین رفته و جای خود را به دیگر مراجع فرهنگی یا ایدئولوژیکی سپرده است. بر عکس، قلمرو سیاست به شدت توسعه پیدا کرده و کارکردهایش طی سده بیستم به‌طور محسوس افزایش یافته است. از این پس دولت گستره اقتصادی را هدایت و حمایت می‌کند و حیات اجتماعی و فرهنگی را عمیقاً تحت‌تأثیر قرار می‌دهد. در این شرایط، آیا پرسش از رابطه دین و سیاست مناسب و مفید است؟ در پاسخ به این پرسش می‌توان سه ملاحظه مختصر را مطرح کرد؛ اول اینکه، با وجود ضعف اعمال مذهبی و بی‌علاقگی به کلیساها در اغلب کشورهای اروپایی، احساس دینی همچنان در روح‌ها عمیقاً ریشه‌دار است و جست‌وجوی امر معنوی از جمله در میان جوانان به‌طور شگفت‌انگیزی از سرگرفته شده است. دوم اینکه، بین باورهای دینی و ‌آرای سیاسی ربط وثیقی وجود دارد و بین اعمال مذهبی و رفتار انتخاباتی، دست‌کم در فرانسه رابطه جالب و قابل ‌توجهی مشاهده می‌شود و سوم اینکه، با نگاهی به خارج از اروپای کوچک، از اهمیت فزاینده امر دینی و دخالت سیاسی ـ اجتماعی آن در دیگر قاره‌ها حیرت‌زده می‌شویم، از جمله در کشورهای آمریکایی که همچنان عمیقاً از مسیحیتی زنده و متنوع متأثرند، در دنیای عربی ـ اسلامی که با پیشروی سریع یک اسلام پرشور و حرارت شکل گرفته (یا تهدید شده)؛ یا در کشورهای کمونیستی که بر پایه طریقت دینی یک ایدئولوژی جزمی زندگی می‌کنند. همین سه ملاحظه جامعه‌شناختی که افق‌های متعددی را برای تفکر می‌گشاید، برای نشان دادن اینکه مسئله رابطه دین و سیاست ابداً اهمیت و فعلیت خود را از دست نداده است، کفایت می‌کند. افزون‌بر این، اگر با مالرو همفکر باشیم که سده ۲۱ یا مذهبی است یا وجود ندارد ـ دیدگاهی که دارد ثابت می‌شود ـ این مسئله یکی از مسائل بزرگ آینده نیز خواهد بود؛ چرا که مسئله رابطه دین و سیاست برای انسان و جامعه، بنیادی و همیشگی است. البته، این رابطه در دوره‌ها و فرهنگ‌های مختلف به اشکال گوناگون وجود داشته و هرگز به‌طور کامل محو یا فراموش نشده است، زیرا انسان موجودی مذهبی و اجتماعی است، همچنان که جسم و روح، اندیشه و عمل و فرد و جمع جدایی‌ناپذیرند. بنابراین این رابطه در هر زمان و کشوری ذاتی و لاینفک انسان و جامعه است. این رابطه ما را به درون هر دو هدایت می‌کند و روابط درونی و پنهانی را که هر دو را به هم پیوند می‌دهد برای‌مان آشکار می‌سازد.
درک عینی و روشن این رابطه، به دلیل پیامدهای عمیق و متعددش، دشوار است. برای درک بهتر آن، به شکلی که اکنون در غرب و جاهای دیگر وجود دارد و پیش‌بینی اشکالی که این رابطه می‌تواند در آینده به خود بگیرد، نگریستن به گذشته اروپا از سده ۱۶ که با استمرار و تنوع تجربیاتش به نوعی شکل‌دهنده قالب جهان معاصر است، ضروری است.
این بازگشت به تاریخ و به کسانی که درباره آن اندیشیده‌اند، الگوهای اصلی نظری رابطه دین و سیاست را، آن‌گونه که به‌طور عملی آزموده شده‌اند و به لحاظ نظری نظام یافته‌اند، روشن می‌سازد. این الگوهای اساسی با روایت‌های متفاوت و اختلافات ظریف‌شان هنوز می‌توانند اگر نه الهام‌بخش، دست‌کم تبیین‌کننده اشکال فعلی یا آتی این رابطه باشند. بنابراین تحلیل این الگوها ـ که صرف‌نظر کردنی هم نیست ـ زیرا پی‌بردن به پیدایش، ساخت و تحول این الگوها مهم است ـ صرفاً اهمیت تاریخی ندارد. این تحلیل به مدد این درک عمیق، ما را با این رابطه جهانشمول و دائمی آشنا می‌‌کند و راه‌های ضروری را برای کشف و درک حالات جدیدی که اکنون این رابطه می‌تواند به خود بگیرد برای‌مان مشخص می‌کند.
در تمدن‌های مختلف قدیمی دین بخش مکمل فرهنگ و جامعه است. دین اغلب بنیاد نظم اجتماعی و سیاسی نیز است. اقتدار دینی و قدرت سیاسی معمولاً در هم آمیخته‌اند و گاه در دست یک نفر است. یا رهبر دینی مسئولیت اجتماعی و نقش سیاسی را برعهده دارد یا رهبر سیاسی ویژگی قدسی و کارکرد دینی دارد.
مسیحیت نیز ناگزیر به رابطه کم‌وبیش تنگاتنگ با سیاست بوده است. البته، مسیحیت طی سده‌های اولیه همواره از امپراتوری روم ـ که آن را سرکوب می‌کرد چون برای نظم اجتماعی خطرناک می‌دانست ـ به‌طور ارادی فاصله می‌گرفته است، اما از سده چهارم با گرویدن امپراتور کنستانتین، دین رسمی امپراتوری روم شد. پس سرنوشت آن، طی بیش از هزار سال، به نحوی پیچیده و متنوع با ساختارهای اجتماعی و حیات سیاسی، هم در شرق در چارچوب امپراتوری بیزانس و هم در غرب در قالب جامعه فئودالی‌ گره خورد. اما در سده ۱۶ بحران دین در اروپا پدیدار شد و تولید دولت مدرن رابطه درونی بین دین و سیاست را دست‌کم در کشورهای اروپایی عمیقاً دگرگون کرد. از یک طرف با اصلاح پروتستانی، اشکال دین زیر و رو شد و با تداوم این اصلاح تأثیر این اشکال بر حیات سیاسی و اجتماعی به‌طور محسوس تغییر کرد، از طرف دیگر، دولت‌های ملی گاه با نظارت بر دین و استفاده از آن به نفع خود، می‌خواستند استقلال خود را نسبت به پاپ و کلیسای کاتولیک ابراز کنند. تغییرات پیش‌آمده در قلمرو سیاسی، اجتماعی و دینی در غرب از سده ۱۶ به‌ روابط جدید بین سیاست و جامعه یا دولت انجامید. افزون‌بر این، این روابط که در سده‌های آغازین مسیحیت یا در سده‌های میانه ساده نبود فوق‌العاده پیچیده و اغلب مناقشه‌آمیز می‌شود، زیرا از این پس متناسب با کشورها و دوره‌ها و نظام‌های سیاسی و اشکال دین تنوع می‌یابد. این رابطه دشوار و بنیادی توجه اغلب متفکران بزرگ سیاسی غرب را تا زمان رنسانس جلب کرد. برخی، مانند ماکیاول، لاک یا منتسکیو تنها تأملات نسبتاً اندکی ـ که با اهمیت و سودمندند ـ در آن می‌کنند، برخی دیگر مانند هابز، روسو، بنجامین، کنستان، لامنه، توکویل و مارکس بیشتر بر آن تمرکز می‌کنند و آن را شرح و بسط فراوان و نظام‌مند می‌دهند. روش درک رابطه دین و سیاست آنان به نظریه‌های سیاسی و عقاید دینی‌شان بستگی دارد که خود نیز از نظام‌های سیاسی و اشکال دینی که شناخته‌اند ـ خواه در پی توجیه آنها باشند، خواه انکار ـ متأثرند.
در مقالات پیش‌رو تحلیل می‌کنیم که متفکران اصلی غربی چگونه رابطه دین و سیاست را طی چهار سده فهمیده‌اند. البته، بررسی همه پدیدآورندگانی که به این رابطه پرداخته‌اند نه ممکن و نه ضروری است، ولی گرایش‌های بزرگی را که با این موضوع، شاخص می‌شوند ضمن بررسی عمیق اندیشه نمایندگان اصلی‌شان باید به درستی مطرح کرد.


اندیشه سیاسی مسلمانان 315
فتح الله پریشان

 فعالیت‌های سیاسی علامه مجلسی

علامه مجلسی در ۷۳ سال عمر پر برکتش منشأ خدمات زیادی به اسلام شد و افزون‌بر ترویج مذهب و معارف شیعه، تربیت صدها شاگرد و تألیف‌ ده‌ها کتاب و رساله سودمند، به فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی ثبات‌بخشی ایران آن روز در منصب شیخ‌الاسلامی هم پرداخت. به همین دلیل در اندیشه و زندگی سیاسی علامه مجلسی ابهاماتی هم وجود دارد که چه‌بسا منشأ برخی از شبهه‌ها و برداشت‌های ناصواب از اندیشه و عمل سیاسی این اندیشمند دینی شده است. طبیعی است برای رفع این ابهامات، لازم است مطالعه دقیقی بر روی ابعاد مختلف زندگی سیاسی این محدث بزرگ بر اساس آرا و آثارش و همچنین آثار دیگرانی که درباره وی منصفانه به زیور طبع آراسته شده، صورت گیرد. ما در همین شماره‌های محدود و معدود این هدف را درباره علامه مجلسی دنبال می‌کنیم. زندگی سیاسی علامه مجلسی در دو بخش فعالیت‌های سیاسی و نقد عملکرد سیاسی وی قابل‌ بررسی است.
علامه مجلسی با چهار تن از شاهان صفوی (شاه‌صفی، شاه عباس دوم، شاه سلیمان و شاه سلطان‌حسین صفوی) هم‌عصر بوده است و در سال ۱۰۹۸ قمری با پیشنهاد و درخواست شاه‌سلیمان به مقام شیخ‌الاسلامی دارالسلطنه اصفهان منصوب می‌شود و تا پایان سلطنت وی در این مسند باقی می‌ماند.(۱) البته، شاه‌سلطان حسین صفوی هم مجلسی را تا سال وفاتش (۱۱۱۰ قمری) عهده‌دار این منصب کرد. بنابراین علامه مجلسی در مدت ۱۲ سال که شیخ‌الاسلام اصفهان بود، به رسم معمول مناصبی چون امامت جمعه و قضاوت شهر را نیز برعهده داشت و می‌توان گفت که پس از محقق کرکی، از با نفوذترین علمای دوران صفوی است که متصدی این مقام بوده است. به برخی از اهم فعالیت‌ها و اقدامات سیاسی علامه مجلسی در دوران تصدی شیخ‌الاسلامی وی اشاره می‌شود.
۱ـ شکستن بت‌ کفار هند در شهر اصفهان، از نخستین اقدامات علامه مجلسی پس از تصدی شیخ‌الاسلامی در راستای اجرای احکام شرع بود که به گفته ملک‌الشعرا «این عمل در ترویج شیخ، فایدتی بزرگ حاصل نمود.»(۲)
۲ ـ از اقدامات دیگر سیاسی وی، منع شراب، منع جنگ طوایف و منع دستجات کبوتربازی بود. به دلیل اینکه علامه مجلسی تاج‌گذاری شاه سلطان‌حسین را به جای صوفیان انجام داد، شاه در مقام سپاس از این اقدام مجلسی، سه خواسته فوق را از جناب وی پذیرفت و فرمان اجرا صادر کرد. با توجه به اوضاع نامناسب اخلاقی و اجتماعی زمانه مجلسی و بی‌مبالاتی درباریان در ارتکاب شرب خمر، چنین خواسته‌ای قطعاً در راستای اجرای احکام الهی یکی از کارهای خوب علامه مجلسی در حفظ و حراست از دین و جلوگیری از انحطاط دولت صفویه بوده است. اگر چه با توطئه درباریان سلطان‌حسین از فرط افراط باده‌نوشی و عیّاشی چنان بی‌اراده گشت که در زمان حمله افغان‌ها به ایران، با دست خود تاج و تخت سلطنت را به محمود افغان تسلیم کرد.
۳ ـ یکی دیگر از اقدامات سیاسی علامه مجلسی، تألیف رساله مستقلی درباره «آداب سلوک حاکم با رعیت» بود که در واقع، ترجمه عهدنامه مالک اشتر به همراه سه حدیث دیگر به زبان فارسی روان برای استفاده حکام زمان بود. وی با مشاهده فساد دولتمردان صفوی و غفلت آنها از امور مملکت‌داری با هدف «تنبیه ارباب غفلت و اصلاح اصحاب دولت» به نگارش این سیاست‌نامه با همان مسلک اخباری‌گری‌اش پرداخت.
۴ ـ از دیگر اقدامات و رفتارهای سیاسی علامه مجلسی، اظهارنظرهای وی درباره مدح و ثنای شاهان صفوی است که در دیباچه برخی آثار وی نظیر؛ حیات‌القلوب، جلاء‌العیون، حق‌الیقین و خطبه جلوس شاه سلطان‌حسین بر تخت سلطنت آمده و موجبات نقد برخی و حتی نکوهش امثال دکتر شریعتی را فراهم کرده است. البته، با توجه به اوضاع اجتماعی و قدرت بی‌قید و شرط سیاسی پادشاهان و روح تشنه خدمت علامه مجلسی به ترویج تشیع، قطعاً این توصیف‌ها و ستایش‌ها با هدف اعتلای دین مبین و استفاده از قدرت سیاسی صفویه‌ برای ترویج و توسعه مکتب نوپای شیعه صورت گرفته است، و الاّ علامه مجلسی بهتر از هر کسی می‌دانست که «نعت پادشاه ظالم عون به ظلم» است. در شماره بعد بیشتر عملکرد سیاسی علامه را نقد خواهیم کرد.


اصطلاحات

تحلیل کیفی و برساختن معانی
 
سخن درباره تحلیل کیفی به این نظریه کویین پتن رسید که «هیچ فرمول مشخص یا دستورالعمل صریحی برای تحلیل داده‌های کیفی موجود نیست و تنها چیزی که وجود دارد، اصول راهنمای کلی است.» این دیدگاه را دانشمندان دیگری نیز به گونه‌ای در آثارشان بازتاب داده‌اند. هولستین و گوبریوم دستیابی به یافته‌های پژوهش در روش‌های کیفی را یک تلاش تحلیلی فعال می‌نامند که در آن به جای آنکه بگذاریم داده‌ها سخن بگویند، با تلاش تحلیلی سعی می‌کنیم معنای آنچه را به‌عنوان داده گرد آورده‌ایم، دریابیم. یا آن‌گونه که استربرگ به نقل از دنزین می‌گوید، تحلیل داده‌های کیفی فرآیندی از معناسازی یا به عبارت دیگر، فرآیندی خلاق و غیرمکانیکی است. نباید تصور کرد که همه معانی در یادداشت‌های میدانی یا متن پیاده شده مصاحبه یا اسناد وجود دارند و وظیفه پژوهشگر تنها این است که از آن معانی «رونمایی» کند. در مقابل، آنچه تحلیلگر باید انجام دهد، این است که از درون داده‌های خام به‌طور فعال به خلق معنا بپردازد. نقطه اشتراک تمامی این دیدگاه‌ها تأکید پژوهشگر بر فرآیند تفسیر و برساختن معانی است. در این گونه پژوهش‌ها، پژوهشگر عملاً خود بخشی از پژوهش‌ به‌شمار می‌آید. داشتن رویکرد تفسیری و برساخته‌گرا نسبت به داده‌های کیفی همواره یکی از ارکان پژوهش‌های کیفی نبوده است. در واقع، با توجه به غلبه رویکرد اثبات‌گرا بر عرصه پژوهش علوم اجتماعی، بسیاری از پژوهشگران کیفی در گذشته کوشیده‌اند تا جای ممکن فرآیند تحلیل داده‌های کیفی را نظام‌مند و عینی (مستقل از تفسیرهای پژوهشگر) کنند، ولی تمامی کسانی که با داده‌های کیفی سروکار دارند، تحلیل‌های کیفی را از جنسی متفاوت با تحلیل‌های کمی می‌دانند. پژوهشگران با استفاده از پژوهش‌های کیفی غالباً به دنبال توصیفی عمیق از زندگی اجتماعی هستند. چنین توصیفی، با ذکر جزئیات، مضمون و معنای رویدادها و صحنه‌هایی را که برای افراد حاضر در آنها مهم هستند، به تصویر می‌کشد. سنت قوم‌نگاری توصیفی مکتب شیکاگو در جامعه‌شناسی بیانگر چنین تلاشی است. پژوهشگران این مکتب که به فهم مسائل اجتماعی شهری علاقه‌مند بودند، کوشیدند تا تصویر بافت زندگی شهری را به شیوه‌ای گویا و با ذکر تمامی جزئيات به نمایش درآورند. در روش‌های کمی مانند پیمایش یا آزمایش، جدا کردن دو مرحله گردآوری و مرحله تحلیل‌ داده‌ها به‌طور کامل میسور است، اما این تفکیک در روش‌های کیفی با دشواری‌ها و پیچیدگی‌هایی روبه‌رو است که از ماهیت سیال و در حال انکشاف بررسی‌های کیفی ناشی می‌شود.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی ـ ۳۴
جنایت آل‌سعود و حج خونین در چارچوب طرح فشار آمریکا علیه انقلاب اسلامی
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی


استکبار جهانی از وقوع انقلاب اسلامی ضربات گوناگونی را متحمل شد، به همین دلیل برای مقابله در سال ۱۳۶۶ درصدد برآمد تا یک طرح گسترده بین‌المللی باعنوان راهبرد فشار گسترده در ابعاد نظامی، سیاسی، اقتصادی و روانی علیه انقلاب اسلامی تنظیم کنند. در این توطئه کشورهای مرتجع عرب تمامی امکانات خود را به‌کار گرفتند. با توجه به اوضاعی که در منطقه خاورمیانه و خلیج‌فارس رقم زده شد، آمریکا با تحرکات بسیار برای تقویت و ورود پیدا کردن دیگر کشورهای استعمارگر، با بزرگ جلوه دادن خطر ایران، به میان کشیدن امنیت رفت و آمد کشتی‌ها، به‌ویژه نفتی به حضور چشمگیر نظامی در این منطقه دست یافت و زمینه‌های فشار و درگیر شدن با انقلاب اسلامی ایران را در روند تحولات منطقه فراهم کرد. این موضوع در اظهارات مقامات آمریکایی آشکار بود و قدرت‌های غیرکلاسیک ایران احساس خطر می‌کردند که رئیس‌ کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا در این‌باره به سران استکبار هشدار داد: «باید نسبت به تاکتیک‌های ساده و ارزان از خود حفاظت کنند، ایرانی‌ها داوطلبان انتحاری در اختیار دارند، تحلیلگران معتقدند مینی که به کشتی بریجتون اصابت کرد، می‌تواند از سوی ایران به کار گذاشته شده باشد.» این مقام آمریکایی در ادامه افزود: «من اطمینان می‌دهم که بعد از مرتفع شدن تهدید مین‌ها ایرانی‌ها تاکتیک جدیدی را به کار خواهند گرفت، از این رو ما باید بهترین افراد خود را در پنتاگون به جای مطالعه درباره فناوری‌های سطح بالا در بررسی تهدیدات با فناوری پایین به کار بگیریم.»

تلاش بین‌المللی آمریکا علیه انقلاب
آمریکایی‌ها برای این منظور الزاماً باید به کشورهای حوزه خلیج‌فارس و خاورمیانه نقش می‌دادند. در این راستا آمریکا تلاش کرد با طرح خطرات مربوط به جنگ و مقابله به مثل ایران و امکان گسترش انقلاب اسلامی به حساسیت کشورهای خلیج‌فارس در دفاع از خود دامن بزند. در این میان معضلات این کشور را ناشی از انقلاب اسلامی ارزیابی می‌کرد و با این هدف سعی کرد رقابت جناح‌های متفاوت ارتجاع عرب را به همکاری تبدیل کند و برای این منظور اجلاس شورای همکاری با محوریت عربستان سعودی برگزار کرد و با انسجام نسبی بین این کشورها زمینه درگیری احتمالی با ایران را فراهم کرد. به این ترتیب، آمریکا به‌گمان خود برای دستیابی به این هدف تلاش تازه‌ای را در بعد بین‌المللی علیه انقلاب اسلامی شکل داد که کشتار حجاج در مکه معظمه در مرداد سال ۱۳۶۶ اوج این فشار در بعد روانی به‌شمار می‌‌آمد. البته، این موضوع زمینه‌های قبلی علیه مسلمانان هند و پاکستان داشت و حمله به سفارتخانه‌های غرب به منظور انزوای ایران در بعد سیاسی صورت گرفته بود، اما مراسم حج منعکس‌کننده اقدام غیرمستقیم‌شان بود و از طرف دیگر دست حکام سعودی را برای افزایش تحرکات نظامی باز می‌گذاشت تا بتوانند مانع قدرت یافتن ایران و انقلاب اسلامی در تحولات آتی منطقه خلیج‌فارس شوند. فاجعه خونین مکه می‌تواند انسجام نسبی این کشورها در چارچوب اهداف منطقه‌ای آمریکا باشد. با توجه به این مسئله آمریکا با اطلاع از پیامدهای گسترده چنین فاجعه‌ای در میان ملت‌های مسلمان برای رویارویی جدی با ایران با محوریت حکام آل‌سعود خود را آماده و تقویت می‌کند.

راهبرد فشار علیه ایران
استکبار جهانی با محوریت آمریکا با طرح راهبرد فشار که از راه‌های اقتصادی، نظامی، امنیتی، سیاسی علیه انقلاب اسلامی به کار گرفته بود و با نقش دادن به هر یک از کشورهای حوزه خلیج‌فارس مضافاً برای اجرای چنین توطئه‌ و فاجعه‌ای علیه انقلاب اسلامی کانون‌های خبری جهان را مورد توجه قرار داد. برای نمونه رادیو بی‌بی‌سی در تاریخ(۱۱/۵/۶۶ ) گزارشی از جمعه خونین مکه و به‌دنبال آن افزایش تنش میان ایران و آمریکا و دیگر کشورها درباره اقدامات احتمالی خبر می‌دهد و می‌گوید: «اگر ایرانیان بار دیگر به منافع عربستان، آمریکا یا کویت در نقاط دیگر جهان حمله کنند، هیچ‌کس حتی دولت ایران یا پاسداران نمی‌توانند پیش‌بینی کنند که واکنش آمریکا چه خواهد بود.»
همچنین، دستگاه‌های رسانه‌ای و خبری استکبار درباره تحولات منطقه تحلیل‌هایی ارائه داده و می‌گویند: «تحلیلگران سیاست آمریکا در عین حالی که معتقدند باید بهایی سنگین ناشی از موج تازه ایجاد شده علیه منافع خود بپردازند، لیکن وحدت‌نظر دارند که در حال حاضر آمریکا نمی‌تواند بدون آنکه عواقب وخیمی برای اعتبار جهانی‌اش به بار آورد، از منطقه خلیج‌فارس کنار بکشد.»
در این باره تحلیلگران و رسانه‌ها، اظهارات متعددی ارائه کردند. برای نمونه یکی از مراکز مطالعاتی‌شان فاجعه مکه را چنین تحلیل کرد: «کسانی که سعی کردند طبق قواعد با ایرانیان بازی کنند دست‌شان سوخت، ما آموخته‌ایم که با ایران نمی‌توان مانند یک کشور معمولی کنار آمد...»
با توجه به مطالب فوق می‌توان گفت فاجعه خونین مکه در سال ۱۳۶۶ توطئه‌ای بزرگ علیه انقلاب اسلامی بود که از پیش طراحی شده بود.

اجرای طرح توطئه از سوی آل‌سعود
وزارت کشور عربستان چهار ماه پیش از شروع مراسم حج بیانیه‌ای مبنی‌بر جلوگیری از هرگونه راه‌پیمایی و اعمالی که سبب خارج شدن مراسم حج از سبک همیشگی‌اش باشد، صادر کرد در ادامه بحث خبرسازی و مسئولیت کانون‌های رسانه‌ای تلاش وسیع تبلیغاتی رادیو، تلویزیون و مطبوعات و روحانیت عربستان به کار گرفته شد و هرگونه تظاهرات و راه‌پیمایی در مناسک حج حرام اعلام شد و حجاج کشورهای مختلف را در برائت از مشرکین برحذر می‌داشتند. در همین زمینه مسئول سازمان حج و زیارت عربستان در ضمن مصاحبه‌ای در تاریخ (۴/۵/۶۶) (پیش از تظاهرات) نسبت به بهره‌برداری از مراسم حج برای اهداف و اغراض سیاسی هشدار داد و گفت: «آنچه به امنیت عربستان لطمه می‌زند به حجاج نیز لطمه وارد می‌کند.» در ادامه این توطئه یک روز پیش از فاجعه نخست‌وزیر وقت ترکیه طی پیامی به ایران نگرانی‌اش را نسبت به امکان بروز مشکل در شهر مقدس مکه ابراز داشت و خواستار خویشتن‌داری جمهوری اسلامی ایران شد. در کنار اینها برخوردهای شدیداللحن وزیر حج و اوقاف عربستان با نمایندگان حضرت امام و سرپرست حجاج ایرانی دو روز پیش از اجرای مراسم را داشتیم و در این رابطه آماده‌باش کامل نیروهای انتظامی و امنیتی سعودی در سراسر شهر مکه و تعطیل کردن اکثر مغازه‌های منطقه حرم و استقرار واحدهای متعدد و مجهز امنیتی و نظامی در طول مسیر راه‌پیمایی، به‌ویژه در منطقه پل حجون (به‌طرف مسجدالحرام) و نقل و انتقالات وسیع نظامی در سطح شهر و محل تجمع راه‌پیمایان و... همه از توطئه‌ طراحی شده از پیش در چهارچوب سیاست‌های آمریکا در خلیج‌فارس حکایت می‌کرد.

فاجعه مکه و جنایت سعودی‌ها
توضیح فاجعه مکه و حج خونین سال ۱۳۶۶ بسیار غم‌انگیز است و توضیح و تشریح آن مبحثی طولانی را می‌طلبد، اما به اختصار باید گفت وحشیگری سعودی‌ها پس از کشتار بی‌رحمانه زائران خانه خدا به‌قدری بود که بسیاری از مجروحان که توان گریز نداشتند با ضربات چوب و لگد و شلیک تیر خلاص به شهادت رسیدند. اما پلیس سعودی به این اعمال وحشیانه اکتفا نکرد، بلکه امدادگرانی را نیز که برای کمک به مجروحان به صحنه آمده بودند مورد ضرب و شتم قرار داده یا به قتل رساند. برای نمونه آقای دکتر وحید دستجردی، مدیر عامل وقت سازمان هلال‌احمر جمهوری اسلامی ایران که پس از قتل‌عام برای انتقال مجروحان به بیمارستان به میان آنها رفته بود مورد هجوم پلیس سعودی واقع شده و شدیداً مجروح و مصدوم می‌شود. آمبولانس‌ها نیز از یورش پلیس در امان نمانده و مورد اصابت سنگ و چوب واقع می‌شوند. همچنین، در مراکز درمانی سعودی بر اثر عدم رسیدگی به‌موقع مجروحان جان خود را از دست می‌دهند و حدود ۶۰۰ نفر ایرانی در این فاجعه به شهادت می‌رسند و به قول یکی از شاهزادگان سعودی؛ «کشته شدن ایرانیان در مکه تاوانی است که ایران برای توهین به آمریکا می‌پردازد.»(!) بنابراین برای فشار گسترده به ایران به درخواست استکبار جهانی، سعودی‌ها از هیچ اقدامی کوتاهی نکردند و با تمامی امکانات خبری و مالی و دیپلماتیک به نشر اکاذیب پرداختند و واقعه را وارونه جلوه دادند.

حج خونین و مظلومیت امام
این فاجعه خونین و جنایت استکبار جهانی به‌دست سعودی‌ها با واکنش‌هایی همراه بود که با یک برنامه‌ریزی هماهنگ در جهان شکل داده شده بود. اول اینکه تمامی مجامع بین‌المللی، حقوق‌بشری‌ها همه سکوت کردند، حتی سران کشورهایی که تعدادی از شهروندان‌شان در این حادثه جان باخته بودند. مطبوعات و رسانه‌ها همه تحت سانسور قرار داده شده بودند و جریانات ضدانقلاب از قبیل منافقین و سلطنت‌طلب‌ها با سعودی‌ها همدست و هم‌داستان شده بودند و هر یک با بینش و برداشت خاص خودش هم‌جهت با استکبار جهانی تظاهرات برائت از مشرکان را محکوم می‌کرد و سران کشورهای عربی مانند حسنی‌مبارک، شاه حسین، امیر کویت، امیر بحرین، شاذلی بن‌ جدید، یاسر عرفات، شیخ زائدبن سلطان رئیس‌ امارات متحده عربی، صدام حسین و حسن هایره طی تماس‌های تلفنی با فهد پادشاه عربستان از جنایت وی پشتیبانی کردند و او را در انجام این‌گونه اعمال ذی‌حق دانستند، اما اندوه آن برای مسلمانان مظلوم ایران و جهان بود که با تأسف شدیدی از این نامردی‌ها روبه‌رو شدند که در رأس آن مظلومیت‌ها حضرت امام بود که فرمود: «محرم برای ما خیلی عزا هست، لکن سیدالشهداء(سلام‌الله علیه) هم فدا شد برای اینکه در مکه نماند که مبادا به ساحت قدس مکه جسارت بشود، همه فدای مکه هستند... من واقعاً در مسائل خیلی تحمل داشتم، در مسائل جنگ در همه اینها تحمل داشتم. این مسئله مرا بی‌تحمل کرده است، مسئله غیر از این مسائل است.»
 


حكایت زمانه
میثم غلامپور

شهادت در تبعيد

در سال 1356 بحراني گريبان سلطنت پهلوي را گرفت كه پيآمد‌هاي آن پايان عمر رژيم را حتمي كرد و آن، بحراني بود كه با شهادت آيت‌الله سيدمصطفي خميني آغاز شد. ايشان در واپسين ساعات روز 30/7/56 در منزل خود در شهر نجف اشرف به شيوه‌اي نامعلوم به شهادت رسيد.
شهيد مصطفي خميني از بدو شروع نهضت اسلامي همراه حضرت امام خميني(ره) بود. ايشان اول بار در سال 1342 و پس از شروع نهضت دستگير و پس از مدتي حبس، به تركيه تبعيد شد. پس از تغيير تبعيد‌گاه حضرت امام خميني، ايشان نيز در سال 1344 از تركيه به عراق رفت و در شهر نجف ساكن شد. آيت‌الله سيد‌مصطفي خميني حدود 13 سال در حوزه علميه نجف اشرف به تدريس، تأليف و تربيت طلاب علوم ديني مشغول بود و در كنار فعاليت‌هاي علمي خود با انقلابيون مسلمان ارتباط داشت و گاه تدارك آنان از ناحيه ايشان صورت مي‌گرفت. روحيه انقلابي وي، مشوق بسياري از مبارزان براي فراگيري فنون نظامي و چريكي بود. بيشتر اين فعاليت‌ها نمي‌توانست از نظر جاسوسان رژيم شاه به دور باشد. به همين دليل اگر هم درگذشت اين روحاني مبارز را رويدادي طبيعي بدانيم، شخصيت مبارزاتي او انعكاسي جز شهادت، آن هم به دست رژيم شاه در اذهان مردم متبادر نمي‌كرد. هر چند خاطرات به جاي مانده از آن زمان نيز بر شهادت ايشان دلالت دارد. حجت‌‌الاسلام سيدمحمود دعايي درباره آن روز مي‌گويد: «متأسفانه در بيمارستان پزشك كشيك پس از معاينات اوليه تشخيص داد، ايشان از دنيا رفته‌اند. با علائمي كه روي پوست بدن وجود داشت، مشخص بود كه مرگ طبيعي نبوده و ناشي از يك مسموميت است.»
خانم معصومه حائري يزدي، همسر شهيد حاج‌آقا مصطفي نيز در اين‌باره چنين مي‌گويد: «همان شب كه حاج‌آقا مصطفي اين طور شد، قرار بود كه ساعت 12 به منزل ما ميهمان بيايد. من سخت مريض بودم. آقاي دعايي كه همسايه ما بود، برايم دكتر آورد. از طرف ديگر آقا مصطفي شب‌ها مطالعه داشتند. آن شب ايشان گفته بود، اگر ميهمان آمد، من در را باز مي‌كنم، شما بخوابيد. ما ديگر نفهميديم كه ميهمانان چه موقع آمدند و كي رفتند و چه شد. صبح زود وقتي براي ايشان صبحانه مي‌برند، مي‌بينند آقا مصطفي نشسته، ولي سرش به پايين خم شده است. من فوراًً رفتم بالا. ديدم دست‌هاي آقا مصطفي بنفش است و تكه‌هاي بنفش را روي سينه‌اش هم ديدم. آقا مصطفي را بلافاصله به بيمارستان انتقال داديم. وقتي خواستند از جسد او كالبدشكافي كنند، امام اجازه اين كار را ندادند و فرمودند عده‌اي بي‌گناه دستگير مي‌شوند و دستگيري اينها ديگر براي ما آقا مصطفي نمي‌شود. از طرف دولت بعث عراق نيز از اعلام نظر پزشكان جلوگيري شد و نگذاشتند پزشكان نظر خود را اعلام كنند؛ چون صد در صد مسموميت بود، حتي پزشكان را تهديد كردند.»
«مرگ غيرمنتظره آيت‌الله سيد‌مصطفي خميني در حالي كه هيچ‌گونه بيماري قبلي نداشت، با شروع فعاليت‌هاي سياسي جديد امام در نجف از نظر همه ياران و شاگردان امام نمي‌توانست بدون ارتباط باشد. دليل آنان اين بود كه حاج‌آقا مصطفي از شروع نهضت در سال 1341 در كنار امام قرار داشت، دست راست ايشان محسوب مي‌شد و يك چهره انقلابي بود كه با روحانيون، روشنفكران، دانشجويان مسلمان و مبارز داخل و خارج كشور ارتباط داشت. از اين رو ساواك با به شهادت رساندن وي كوشيد يك مخالف جدي را از سر راه رژيم برداشته و امام را تنها بگذارد.»
«پيكر آيت‌الله مصطفي خميني را ساعت 10 صبح از نجف به كربلا بردند و در آب فرات غسل دادند» و پس از تشييع باشكوهي در ايوان طلاي مرقد حضرت امير(ع) دفن شد. نقل است كه حضرت امام پس از شهادت وي به همسر بزرگوارشان فرمودند: «امانتي خداوند متعال به ما داده بود و اينك از ما گرفت. من صبر مي‌كنم، شما هم صبر كنيد و صبرتان هم براي خدا باشد.»
فرداي شهادت آيت‌الله مصطفي خميني حوزه‌هاي علميه نجف در عراق، و قم و تهران تعطيل شد و علماي طراز اول ايران با برگزاري مجالس ختم، ياد و نام اين روحاني مبارز را گرامي داشتند. با نگاه به اسناد به جاي مانده از ساواك روشن مي‌شود، مسئولان اين سازمان امنيتي به هيچ‌ وجه پيش‌بيني برپايي مجالس ختم و بزرگداشت اين شهيد را آن هم با حجمي كه در سند‌هاي اين كتاب آمده است، نمي‌كردند. به همين دلیل، مديريت اداره كل سوم (پرويز ثابتي) با صدور دستور‌العملي به مراكز ساواك در شهر‌هاي مختلف، از آنان مي‌خواهد كه مراقب برپايي مجالس ختم آيت‌الله سيدمصطفي خميني باشند و اگر تمجيدي از حضرت امام خميني(ره) شد، از برگزاري مجالس جلوگيري كنند. گستره اين مجالس در سراسر كشور به نحوي بود كه مي‌توان گفت، فضاي سياسي كشور در اين برهه از زمان تحت تأثير مستقيم اين حادثه و بيشترين دل‌مشغولي نيرو‌هاي امنيتي و انتظامي رژيم شاه متوجه اين امر بوده است.
ثابتي، كه معمولاًً تحليل‌هاي ساواك را از حوادث روز مي‌نوشت، در بولتني با عنوان «وضعيت هدف‌هاي 312» مي‌نويسد: «فوت مصطفي خميني، پسر روح‌الله خميني در عراق به علت سكته قلبي در تاريخ 30/7/56 مستمسك جديدي به دست روحانيون افراطي و هواداران آنها داد تا مجدداًً زمينه تحريك متعصبان مذهبي را فراهم کنند. به مناسبت فوت ياد شده مجالس متعددي در تهران و ديگر شهر‌هاي كشور برگزار شد و روحانيون افراطي فرصتي پيدا كردند تا از متوفي و پدرش تجليل کنند. در جريان برگزاري مجالس مذكور تعدادي از وعاظ افراطي مبادرت به عنوان مطالب تحريك‌آميز و خلاف مصالح عمومي کردند و عده‌اي از متعصبان مذهبي نيز‌ شعار‌هايي به نفع[امام] خميني و علي شريعتي دادند. نكته حائز توجه در برگزاري مجالس مذكور تعداد مجالس تشكيل شده و هماهنگي كلام روحانيون وعاظي بود كه در اين مجالس سخنراني مي‌كردند و اين نشان مي‌داد كه فعاليت‌ها عموماًً در جهت و محور مشخص قرار دارد و متعصبان مذهبي و روحانيون افراطي از كانال‌هاي مختلف با يكديگر در ارتباط هستند. اين هماهنگي و ارتباط در مراسمي كه به مناسبت چهلمين روز درگذشت متوفي در قم و برخي ديگر از شهرهاي كشور برپا شد، مجدداًً تجلي پيدا كرد؛ ضمن آنكه وسعت تبليغات گذشته را نيز به همراه داشت. در مراسمي كه به مناسبت چهلمين روز فوت ياد شده در شهر قم برگزار شد، عده كثيري از طبقات مختلف مردم شهر قم و عده‌اي از دانشجويان متعصب مذهبي مراكز عالي آموزشي شركت داشتند كه پس از پايان اين مراسم، تظاهراتي از طرف عده‌اي از شركت‌كنندگان در مجلس مذكور و خيابان‌هاي شهر قم انجام گرفت و شيشه‌هاي شعب بانك‌ها در اين شهر توسط اخلالگران شكسته شد. اخلالگران حتي قصد اشغال مدرسه فيضيه را كه پس از تظاهرات اخلالگرانه طلاب علوم ديني در سال 2534 [1354] تعطيل شده بود، داشتند كه با مقاومت مأمورين انتظامي مواجه و متفرق گرديده‌اند. در اين مجلس قطعنامه‌اي در 13 ماده نيز قرائت و طي آن بازگشت خميني به ايران درخواست شده بود.»
اين تحليل هر چند از ديدگاه امنيتي نگاشته شده است، امّا از آن جهت كه شهادت آيت‌الله سيد‌مصطفي خميني از عوامل عمده شتابزاي نهضت اسلامي ايران بوده است، با ديگر تحليل‌ها و تفسير‌ها مشابه است. مصاحبه‌گر جريده لوموند كه گفت‌وگويش با حضرت امام خميني انعكاس وسيعي در سال 1356 در جهان داشت، پیش از آغاز مصاحبه‌اش در مقدمه‌اي مي‌نويسد: «وي [امام خميني] از سال 1965 به بعد، يعني پس از طي يك دوران تبعيد در تركيه، در نجف به‌سر مي‌برد و مرگ (يا قتل) پسرش دليلي براي شورش‌هاي متوالي شده است كه هر چهل روز يك بار ايران را به لرزه در مي‌آورد.»
امام پس از شهادت فرزندش در پيامي کوتاه چنين نوشت: «انا لله و انا اليه راجعون / در روز يکشنبه نهم ذي‌القعده الحرام ۱۳۹۷ مصطفي خميني، نور بصرم و مهجه قلبم دار فاني را وداع کرد و به جوار رحمت حق‌تعالي رهسپار شد. / اللهم ارحمه واغفر له واسکنه الجنه بحق اوليائک الطاهرين عليهم الصلوه والسلام».
حضرت آيت‌الله العظمي سيدابوالقاسم خوئي نماز را براي مصطفي خميني اقامه کرد و پس از تشييع، وي را در حرم علي‌بن ابي‌طالب(ع) و در کنار قبر آيت‌الله العظمي محمدحسين غروي اصفهاني (کمپاني) دفن کردند.
حجت‌الاسلام محمود دعايي درباره ويژگي‌هاي ايشان مي‌گويد: «مرحوم حاج‌آقا ‌مصطفي استعداد فوق‌العاده درخشاني داشت. کسي بود که در سنين نوجواني به درجات عالي علمي حوزوي رسيده بود. در حالي که دروس بالا را مي‌خواند، تدريس مي‌کرد؛ هم مدرس بود و هم متدرس؛ هم تحصيل مي‌کرد و هم تدريس. شرايط بسيار ايده‌آلي هم برايش فراهم شد که بهترين بهره‌ها را از محضر پدرش برد. در شرايطي که در ترکيه در تبعيد و فقط با پدر بود، بهره‌گيري‌هاي فراواني از محضر پدر در مباحثه با ايشان و تحصيل در محضر پدر برد. در آنجا آنچه را تا آن زمان خوانده بود، بازخواني و مجدداً بر پدر عرضه کرد. بعد هم که به نجف آمدند، اين توفيق را داشت که هم از محضر پدر در درس عمومي استفاده مي‌کرد و هم مطالعات شخصي داشت، خودش هم در حد يک مجتهد جامع‌الشرايط به الزامات اجتهاد خود عمل مي‌کرد و آن تدريس درس خارج فقه و اصول بود. ايشان يک مدرس برجسته بود. در کنار اينها کار تفسير هم انجام مي‌داد. من به خاطر دارم که به مناسبتي من تفسير «پرتوي از قرآن» مرحوم طالقاني را به محضر امام بردم. ايشان وقتي اين تفسير را خواندند، خيلي تحت تأثير بينش و نوع برداشت مرحوم آقاي طالقاني قرار گرفتند و به من توصيه کردند اين تفسير را در اختيار حاج‌آقا مصطفي قرار دهم؛ چون حاج‌آقا مصطفي روي تفسير کار مي‌کند و اين تفسير مي‌تواند راهنماي او باشد و به شيوه تحقيق او کمک کند.
گاهي امام تعابيري مي‌کردند که نشان مي‌داد، ايشان به علميت فرزندشان اعتقاد دارند. مثلاً در پاسخ به پرسشی که حاج‌آقا مصطفي مي‌پرسيد، امام پس از توضيح، مي‌فرمودند مصطفي، از تو بعيد است؛ يعني تو باسوادي و مباني را مي‌داني و نبايد اين حرف را بزني. اين نشان‌دهنده برداشتي بود که امام نسبت به حاج‌آقامصطفي داشت. در تعبيري هم که امام پس از شهادت مرحوم حاج‌آقامصطفي کردند که «مصطفي اميد آينده اسلام بود»، خيلي حرف هست. امام کسي را اميد آينده اسلام مي‌داند که از هر جهت سرآمد باشد؛ هم از نظر تقوا، هم از نظر دانش و هم از نظر صلاحيت‌هاي اجتماعي و اخلاقي که بايد وجود داشته باشد. مرحوم حاج‌آقا مصطفي در اين حد از کمالات بود.»
ت.


امام خامنه ای  در گذر زمان 64

 ساواک در جست‌وجوی مدارک انکارناپذیر

در مبحث گذشته این ستون به پنجمین دوره بازداشت و بازجویی امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) اشاره شد. معظم‌له پس از آزادی تحت تعقیب و مراقبت عوامل نیروهای امنیتی و ساواک قرار می‌گیرد و با درایت و برنامه‌ریزی مبارزاتش را مانند ملاقات با زندانیان سیاسی، آزادی برادرش از زندان و... دنبال می‌کند و در جلسات متعدد با شهید مطهری و مرحوم دکتر شریعتی در راستای امور حسینیه ارشاد شرکت می‌نماید.
در همین ایام موضوع دستگیری، حبس و اعدام اعضای اولیه سازمان مجاهدین خلق مطرح می‌شود. ایشان با همکاری جمعی دیگر از مبارزان به حکم دادگاه اعتراض می‌کند و به پیشنهاد تعطیلی درس علما واکنش نشان می‌دهد و سعی می‌کند جلسات درس و بحث با حضور جوانان را رونق دهد تا فضای خفقان در مشهد شکسته شود. فعالیت‌هایش مرتب به ساواک گزارش می‌شود و آنها در انتظار به‌دست آوردن مدارک مستند و انکارناپذیر هستند. در بخشی از بیانات معظم‌له که در مدرسه میرزاجعفر در جمع جوانان ایراد می‌شود، آمده است: «ما سربازان امام زمان باید به خود ببالیم که لباس روحانی داریم و مردم را ارشاد می‌کنیم. نباید از هیچ مقامی ترس و واهمه داشت. باید گفتارمان را عنوان کنیم. باید حقیقت را گفت. امام موسی‌کاظم(ع) حرف حساب می‌گفت و بیشتر عمر شریف خود را در زندان به‌سر می‌برد. ما که پیرو [آن] امام... هستیم، باید درس عبرت بگیریم و حرف‌های‌مان را به مردم بزنیم. خیلی از افراد در این [زمان] اطلاع دارم که چون حرف حساب گفته‌اند، در زندان‌ها و جاهای دیگر بدون جهت به‌سر می‌برند.» امام خامنه‌ای سعی داشت جلسات این‌چنینی را احیا و تقویت کند.
در پاییز سال ۱۳۵۱ که مسجد امام حسن(ع) به همت افراد خیّر تأسیس شد و امامت مسجد برعهده‌اش گذاشته شد، پس از اقامه جماعت در همان شب اول سخنرانی کردند و خطاب به حاضران فرمودند: «ما اینجا دور هم جمع شدیم حقی شما به گردن من پیدا کردید و حقی هم من به گردن شما پیدا کردم، اما حق شما بر گردن من این است که من قدری برای شما حرف بزنم و حدیثی، چیزی برای‌تان بخوانم. حق من هم به گردن شما این است که شما حرف‌های مرا گوش کنید و یاد بگیرید.» سپس یادآور شدند: «من حق خودم را عمل می‌کنم، آیا شما هم حاضر هستید حق خودتان را ادا کنید؟»
این سخنان در جمع مردم مشهد منعکس و به سرعت مسجد از جمعیت پر می‌شود، به‌طوری که دیگر پاسخگوی جمعیت نبود، بیداری عمومی شهر مشهد را فرا می‌‌گرفت، به‌گونه‌ای که جمعیت بیرون مسجد می‌نشستند و به سخنان ایشان گوش می‌دادند. مأموران شهربانی از این جلسات چند گزارش تهیه می‌کنند؛ جلساتی که در آن عده زیادی از محصلان، دانش‌آموزان و دانشجویان شرکت می‌کنند، اما بهانه‌ای برای دستگیری به دست نمی‌آورند.

 


از لابه لاي تاریخ

 ساواک و خاندان سلطنت ـ2
 
در بين اعضاي خاندان سلطنت، اشرف پهلوي، خواهر توأمان (دوقلوي) شاه، بيشترين اشتهار را به فساد اخلاقي، اقتصادي، سياسي و اجتماعي يدك مي‌كشيد و ساواك از فعاليت‌هاي او اطلاع داشت، اما هيچ‌گاه مانعي بر سر راه اين‌ فعاليت‌ها ايجاد نكرد، يا نتوانست مشكلي به وجود بياورد. با اين احوال، تيمور بختيار و نعمت‌الله نصيري مهم‌ترين و قسي‌القلب‌ترين رؤساي ساواك، نزديك‌ترين رابطه را با اشرف پهلوي داشتند و در بسياري از اقدامات غيرقانوني و فاسد او سهيم بودند. اسناد و مدارك ساواك از ارتباط نزديك تيمور بختيار با اشرف پهلوي حكايت دارد. وي به دليل سودي كه از اقدامات اشرف مي‌‌برد، بر مجموعه فعاليت‌هاي او صحه می‌گذاشت.
سند يا مدركي دال بر مخالفت احتمالي سرلشكر حسن پاكروان ـ دومين رئيس ساواك‌ ـ با اقدامات غيرقانوني و فاسد اشرف پهلوي در اختيار نداريم. با اين احوال مي‌دانيم كه سپهبد نعمت‌الله نصيري رابطه صميمانه‌اي با اشرف پهلوي داشت و در تمام دوران رياستش بر ساواك (13۵۷ ـ 13۴۳)، با سرپوش گذاشتن و حمايت هميشگي از اقدامات او، همواره از مراحم و پشتيباني‌هاي اشرف برخوردار بود.
از جمله اشتهارات اشرف، قاچاق مواد مخدر و اشيا و عتيقه‌جات در داخل و خارج كشور بود كه در مقاطعي در عرصه بين‌المللي نيز مشكلات و رسوايي‌هايي براي حكومت به وجود مي‌آورد. ساواك از نقش اشرف پهلوي در قاچاق مواد مخدر آگاهي داشت و درباره چند و چون فعاليت‌هاي اشرف و برخي اعضاي خانواده سلطنت، گزارش‌های متعددي تهيه كرده، اسناد و مدارك دقيقي تهيه مي‌كرد، اما هيچ‌گاه تلاشي براي جلوگيري از اين اقدامات نه از سوی ساواك و نه شاه يا هيچ مرجع قضايي ديگر صورت نگرفت و گزارش‌های اين موارد عمدتاًً بايگاني مي‌شد.
البته، بيشترين اشتهار اشرف پهلوي به فساد اخلاقي و جنسي بود، اما چنانكه از شواهد و مدارك موجود برمي‌آيد، ساواك نيز در تسهيل اين‌ روابط نقش داشت. در اين ميان شخص نصيري از همان دوران جواني با او ارتباط داشت. ساواك گاه براي ترغيب افراد خاص براي ارتباط با اشرف مأموران قابل‌اعتنايي به كار مي‌گرفت و براي برآورده كردن مقاصد اشرف نيروهايش را بسيج مي‌كرد. چه بسا كساني كه حاضر نمي‌شدند با اشرف همخوابگي كنند، از سوی ساواك تحت تعقيب قرار گرفته و به انحای گوناگون تحت فشار قرار مي‌گرفتند.
گاه نيز كساني كه حاضر به قبول خواسته‌هاي اشرف نمي‌شدند به دستور او و از سوی ساواك جان خود را از دست داده و در حوادث ساختگي به قتل مي‌رسيدند. اشرف پس از پيروزي انقلاب اسلامي از عملكرد ساواك در دوره سلطنت برادرش دفاع كرده و تمام اخبار، گزارش‌ها و اسنادي كه از اقدامات غيرانساني ساواك حكايت مي‌كرد، افسانه خواند.
از ديگر شخصیت‌‌هاي مؤثر خاندان سلطنت كه ساواك از فعاليت‌هايش مراقبت مي‌كرد، فرح ديبا، همسر شاه بود. فرح با برخي از اعضاي اين خانواده نظير اشرف پهلوي رقابت داشت و هر چند به اندازه اشرف، به فساد شهره نبود، اما خود و اطرافيانش سوژه‌هايي مناسب براي اقدامات ساواك محسوب مي‌شدند. بسياري از اقدامات و فعاليت‌هاي خلاف او و دوستان و اطرافيانش از سوی ساواك ناديده گرفته مي‌شد، يا اساساًً گزارش‌های مأموران ساواك در اين باره، به بايگاني سپرده مي‌شد. ساواك مراقبت شديدي بر رفتار و موضع‌گيري‌هاي كاركنان و دست‌‌اندركاران طرح‌ها و مؤسسات و مجموعه تشكيلات تحت مديريت فرح داشت و هرگونه اعتراض و انتقاد از تشكيلات و مؤسسات تحت‌‌ نظارت او با واکنش شديد ساواك روبه‌رو مي‌شد.
ديگر اعضاي خاندان سلطنت نظير برادران، خواهران، مادر و وابستگان درجه اول و دوم شاه و خانواده‌اش نيز به انحای گوناگون از حمايت‌هاي ساواك برخوردار بودند و بسياري از اقدامات غيرقانوني آنان از سوی ساواك ناديده گرفته مي‌شد، يا گزارش‌های تهيه شده در بايگاني‌ها به دست فراموشي سپرده مي‌شد. شاه هيچ‌گاه اجازه نمي‌‌داد ساواك براي مجموعه خاندان سلطنت دردسر ايجاد كرده، اقدامي در جلوگيري از رفتار، فعاليت‌ها و اقدامات خلاف قانون آنان انجام دهد. ساواك در دوران فعاليت خود از انتشار هرگونه خبر، گزارش و انتقادي در نشريات و روزنامه‌ها جلوگيري مي‌كرد و مطبوعات همواره مجبور بودند مطالبي در مدح و ثناي شاه و اعضاي درجه اول خاندان سلطنت درج كنند.
 


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 


از تشیع انگلیسی تا هیئت‌های سکولار در گفت‌وگوی اختصاصی صبح صادق با سعید حدادیان
 عَلَم مبارزه با ظلم را بر زمین نخواهیم گذاشت


این روزها شهر در تب‌وتاب محرم است. بیرق‌ها و سیاهی‌ها نشانه ماه عزای سالار شهیدان است. در ماه سوگواری حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) در حسینیه شهدای بسیج پای صحبت‌های حاج سعید حدادیان، مداح و ذاکر اهل بیت(علیهم‌السلام) نشستیم؛ کسی که هیئتی‌ها او را به موضع‌گیری‌های سیاسی و انقلابی می‌شناسند که در مناسبت‌ها و تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، موضع‌گیری‌هایی دارد. بسیاری او را با نوحه معروف یاد امام و شهدا می‌شناسند که رهبر معظم انقلاب او را برای این نوحه مورد تفقد قرار دادند. در گفت‌وگوی تفصیلی با این مداح پیشکسوت مطالبی در پی آمده است که با هم می‌خوانیم.

*برای مقدمه بحث بفرمایید چطور می‌توانیم رهنمودهای رهبر معظم انقلاب را در فضای هیئات مذهبی کشور نهادینه کنیم؟
اول اینکه این رهنمودها باید مرتب، دسته‌بندی و تنظیم شده و هر ساله ارائه شود. یکی از کارهای خوبی که در هیئت‌ رزمندگان اسلام و مهدیه امام حسن مجتبی(ع) از همان آغاز انجام دادیم، تبیین بیانات و راهبردهای حضرت امام(ره) بود، به‌گونه‌ای‌که کلیه فرموده‌های حضرت امام(ره) درباره دستگاه سیدالشهداء(ع) و عزاداری‌های حسینی را در زیارت عاشوراهایی که صبح می‌خواندم به سمع و نظر مستمعان می‌رساندم که جلسه، فضای معرفتی هم به خود بگیرد. خوشبختانه این بیانات هنوز هم تازگی دارند و ما این راه را ادامه می‌دهیم.
همه تلاش ما این بود که مفاهیم ارزشمند امام راحل(ره) را که در سال 58 طی یک سخنرانی با استفاده از جملات قصار، بیان کرده بودند، تبیین کنیم و مخاطب از این گنجینه محروم نشود. رهبر معظم انقلاب هم از دوران ریاست جمهوری و حتی پیش از آن درباره مقوله عزاداری حسینی رهنمودهای زیادی را ارائه کرده‌اند. اصلاًً یکی از ویژگی‌های خاص حضرت آقا که پیش از انقلاب معروف بودند به حاج‌آقای خامنه‌ای! این بود که جزء اولین کسانی بودند که در مشهد درباره تاریخ اسلام مباحثی داشتند.
رهبر معظم انقلاب در بحث تاریخ اسلام یکی از استوانه‌های عظیم به‌شمار می‌آیند و مخاطب جلسات هیئت نیازمند مفاهیم این بیانات است که ما وظیفه داریم تنظیم، تدوین و توزیع مناسب آنها را انجام دهیم.
خوشبختانه این رهنمودها، تهیه و توزیع شده، اما ظرفیت بیش از این حرکت‌های مقطعی و اندک است. در سطح کشور باید نهادهایی باشند که این فعالیت‌ها را گسترش دهند.
یکی از نکاتی که در ذهن بنده مبهم بود به عملیات بیت‌المقدس4 و نبردهای آغازین عملیات والفجر10 برمی‌گردد که پنجم فروردین سال 67 در مقابله با رژیم بعث عراق تعدادی از فرماندهان و نیروهای گردان‌ها و گروهان‌ها را طی بمباران دشمن در شاخ شمیران از دست دادیم. در واقع، گردان ما نابوده شده بود و هرچه نیروی کارآمد در عرصه شناسایی عملیات داشتیم یا شهید شده بودند، یا مجروح! آنچه ذهن و فکر ما را مشغول کرده بود، اینکه ما جا ماندیم.
همواره این موضوع در ذهن من بود تا اینکه سال 70 حضرت آقا در وصف امام سجاد(ع) نکاتی بیان داشتند که ابهام مرا برطرف کرد. معظم‌له فرمودند: «گاهی ماندن و شهیدنشدن اجر و اثر به مراتب بالاتری دارد»؛ چرا که امام سجاد(ع) هم باید برای امامت خودشان را حفظ می‌کردند، از این‌رو در صحنه نبرد کربلا شرایط حضور نداشتند. البته اگر به قرآن هم مراجعه کنیم به این حقیقت دست پیدا می‌کنیم: «وَ لَئِن مُّتُّم اَو قُتِلتُم لَالَی اللهِ تُحشَرُونَ»؛ اگر بمیرید یا کشته شوید به سوی خدا محشور می‌شوید و در واقع فانی نمی‌شوید.) (آل عمران/ ۱۵۸)
می‌دانید که حضرت‌آقا یک دوره زیارت عاشورا را در مسجد کرامت مشهد تفسیر می‌کردند؛ بعدها به آقای ادبی فرموده بودند شاید من متجاوز از 1000 مستمع در زمان طاغوت داشته‌ام! در همان جلسه تفسیر درباره «ثارالله و ابن ثاره» نکاتی را بیان کرده بودند. در سال 73 که محضرشان رسیدیم، بخشی از این مطالب را مطرح کردند. ما طالب این تفسیرها و مطالب حکیمانه اندیشمندان هستیم؛ از این رو می‌گویم باید این دیدگاه‌ها و تفسیرهای عاشورایی حضرت آقا گردآوری، طبقه‌بندی، تألیف و تنظیم شود و به طور مستمر توزیع شود همین فراهم‌آوردن و توزیع‌کردن مستمر، تأثیرگذار است. واعظان ما نیز مبنای مباحث خود را این دیدگاه‌های ارزشمند قرار دهند.
خوشبختانه معظم‌له هر سال پیش از محرم یک دستورالعمل صادر می‌کنند. امسال سه محور؛ «جهاد، شهادت و صبر برای خدا» را مطرح کردند که پرچمداران عزادار حسینی بر روی این جنبه‌ها متمرکز شوند.

*توصیه‌ای که حضرت آقا به شما داشته‌اند، چه بود؟
ایشان یک توصیه ویژه برای شخص من داشتند که این‌گونه فرمودند: «شما جنبه روشنفکران را در نظر دارید من خوشحالم»؛ چرا که آن موقع در دانشگاه بودم و فعالیت‌های فرهنگی و تبلیغی انجام می‌دادم. این مطلب را در داخل پرانتز بگویم که مقصر طرد شدن‌ برخی از جوانان ما، عملکرد بد خود ماست. جالب است بدانید که در همان اوایل تشکیل هیئت‌ در دانشگاه تهران از من دعوت شد و رفتم و مداحی کردم. آن عده از دانشجویانی که بیشتر موضع نقد دارند، برای نوحه‌ای که خواندم از بنده تشکر کردند.
اتفاقاً همان‌ سال حضرت ‌آقا هم بابت آن نوحه تشکر کردند. یک نوحه بود برای اربعین؛ «اشهد انک قد اقمت الصلوه»، گفت و ذبیح عطشان هیهات من الذله و درون آن شعری بود از مرحوم قدسی که با این نوحه تلفیق کرده بودم. بعدها با آقازاده بزرگ حضرت ‌آقا که صحبت می‌کردم در جریان این گفت‌وگو به تقدیر معظم‌له از این نوحه اشاره کردم و ایشان به من گفتند: «در کودکی حضرت ‌آقا این شعر را به ما داده‌اند و ما حفظ کردیم.» یادم نمی‌رود حضرت ‌آقا در آن اربعین از فضای حماسی نوحه تجلیل کردند و فرمودند: «امروز نوحه‌خوانی آقای حدادیان خیلی‌خوب بود.» یکی از آقایان به نام رازینی گفتند: حضرت آقا! بگوییم همین‌طوری بخوانند. معظم‌له هم فرمودند: «بگویید همه از این مضامین بخوانند». این یعنی اینکه حضرت آقا، مداحان را به حماسه توصیه کردند.
یادم می‌آید فاطمیه‌ای در محضر حضرت ‌آقا برای اولین‌بار بخش‌هایی از «یاد امام و شهدا» را خواندم و احساس کردم وقت یک قدری گذشته، ادامه ندادم. وقتی خدمت حضرت ‌آقا رسیدم چند قدمی به استقبال آمدند و این رفتار با همیشه تفاوت داشت. عرض کردم: «حضرت‌ آقا ببخشید قسمت آخر مداحی‌ اضافه بر سازمان بود.» ایشان که هنوز حالت محزون داشتند با بغض فرمودند: «این آخرین بخش مداحی‌تان از همه بهتر بود؛ چرا همه را نخواندید»؟» ایشان متوجه بودند که این اشعار طولانی است. گفتم آقا اجرای این مرثیه، 20 دقیقه طول می‌کشید؟ من باید یک بخش‌هایی را با پسرم بخوانم. حضرت آقا فرمودند: «پسرتان را هم بیاورید و با او بخوانید.»
دفعه بعد به پسرم، محمدحسین گفتم من می‌دانم که حضرت‌ آقا از حافظه سرشاری برخوردار هستند، اما با همه این تفاسیر فضای آنجا یک ایجاباتی دارد که ممکن است در این شش ماهی که از آن موضوع گذشته نتوانی بخوانی. به هر حال با هم رفتیم؛ تا رسیدیم یک نفر آمد و به من گفت: «حضرت‌ آقا گفتند آن شعر یاد امام و شهدا فراموش نشود.» می‌دانید شب عاشورا صدای مداح آن شادابی اولیه را ندارد و برای این موضوع آن شب یک قدری لحن‌ها را تندتر اجرا می‌کردم. همه واقعاًً منقلب شده بودند؛ در جریان خواندن این شعر یک ناراحتی داشتم و می‌ترسیدم در آن جایی که می‌گویم «تو هم دعا کن که بابات غریب و تنها نمونه بعد امام و شهدا زیاد تو دنیا نمونه»، آقا به من بگوید این را نخواه! دوست نداشتم پیش آقا این را بخوانم و خدایی ناکرده دل مبارک‌شان بشکند. از طرفی هم تصورم بر این بود که الآن مسئولان خاطرات دوران دفاع مقدس را مرور می‌کنند؛ واقعاًً این باور را داشتم که حضرت‌آقا در آلبوم خاطرات‌شان تصاویر شهیدان بهشتی، مطهری، مفتح، کاوه و هاشمی‌نژاد و... را ملاحظه می‌کردند.
پس از پایان مداحی رفتیم برای دست‌بوسی خدمت حضرت آقا؛ ایشان دو سؤال از بنده کردند: اول پرسیدند، شعر از کی بود؟ عرض کردم، خودم. آقا فرمودند این باید کلیپ بشود. پس از آن با محمدحسین پسرم رفتیم بهشت زهرا و با برخی از دوستان فیلمبرداری کردیم و یک کلیپ ساخته شد.
البته، باید بگویم هر دفعه که به استودیو می‌رفتم تا بخوانم برخی از عبارت‌ها مرا به گریه می‌انداخت و کار نیمه‌تمام باقی می‌ماند. دوست دارم مردم «یاد امام و شهدا» را حفظ کنند و بخوانند. چون هرچه زمان می‌گذرد ما بیشتر به این فضا نیاز داریم. این کلیپی که الآن تلویزیون نشان می‌دهد آقای ضرغامی به من گفتند و من خودم یک ماه‌ونیم بر روی آن کار کردم.
من می‌خواهم یک روزی درباره برخی از ویژگی‌های شخصیتی رهبر معظم انقلاب که مغفول مانده حتی برای بزرگان نظام، یک چنین کاری انجام دهم. من مقابل ایشان نوحه خواندم به من می‌گویند این از همه بهتر بوده است. هرچقدر جلو می‌رویم، می‌بینم «یاد امام و شهدا» از قصیده‌ای هم که خودم بگویم تأثیر بیشتری داشته است.
یک خاطره گریه‌دار از رسیدن به محضر ایشان دارم؛ من دو سه مرتبه در این سال‌ها به حضرت ‌آقا گفتم، دعا کنید من شهید شوم. چون معمولاًً ایشان می‌گویند: ان‌شاءالله زنده باشید. آخرین بار یکی دو سال پیش تا رسیدم، عرض کردم حضرت آقا تو را به جدتان قسم، دعا کنید من شهید شوم. ای کاش نمی‌گفتم؛ حضرت آقا یک نگاهی کردند و بعد از توقفی فرمودند: باشد، به شرطی‌که شما هم همین دعا را در حق من بکنید.» می‌خواهم همه‌جا فریاد بزنم که رهبر من چنان آرزومند شهادت است که به یک بی‌سروپایی همچون من می‌گوید برایم دعا کن من شهید شوم.

*به نظرشما نیاز نیست برای شهدای امروز(مدافعان حرم) به این صورت شعر ساخته شود؟
الآن دارند انجام می‌دهند. با این ملودی و این سبک برادرمان مهدی سلحشور در قم زحمت کشید و «یاد امام و شهدا» را به یک صورت دیگر با اشعار امروزی درست کرد و خواند. یا مثلاًً میثم مطیعی برای یمن خواند. از مداحان نسل پیشین حاج محمود کریمی «یک پلاک» و حاج محمدرضا طاهری از این نمونه نوحه‌ها بسیار خوانده است. مجتبی رمضانی هم در کرمان یک نوحه برای یک شهید مفقودالاثر خواند که در جامعه بسیار بازتاب داشته است. برخی اشتباه نکنند یاد امام و شهدا دل و می‌بره کرب‌وبلا... یعنی ارادت به امام و شهدا به خاطر کرب‌وبلاست. به خاطر اینکه این بزرگان احیاگر کربلا و اندیشه‌های حسینی بودند و هستند.

*رهبر معظم انقلاب به این نکته تأکید دارند که هیئت‌ها نباید سکولار باشند؛ یعنی موضع‌گیری‌ها به‌موقع و اندیشمندانه انجام شود. در ایام محرم برخی مغرضانه بحث آسیب‌شناسی هیئت‌ها را مطرح می‌کنند و می‌گویند مداح را چه به سیاست و چرا باید در این موضوعات دخالت کند؛ نظر شما در این باره چیست؟
اگر مداحان جانب همین عده را گرفته بودند، هرگز این حرف‌ها مطرح نمی‌شد. بارها گفته‌ام درون‌مایه و مبنای کاری ما مداحی است. من با آقای زیباکلام تلفنی صحبت می‌کردم بالاخره ایشان یک کارشناس و پژوهشگر سیاسی سرشناس است. به او گفتم به آن نفری که خیلی ارادت دارید، قبول دارید چنین هست و چنان! او گفت شما خیلی هم سیاست می‌دانید و هم فضاها را می‌شناسید.
من چرا سیاسی نیستم؟! من کاملاًً سیاسی هستم. خیلی از سیاسیون پای منبرهای روضه ما گریه ‌کنند پس من سیاسی هستم. خیلی از این آقایانی که دَم از سیاست می‌زنند، اندازه ما با این مفاهیم آشنا نیستند.
تاکنون دیده‌اید رزمندگانی در سن و سال من بیایند و بگویند از اینکه رفتیم جبهه، پشیمانیم! خیر، برعکس حسرت می‌خورند که چرا شهید نشدند. نمونه بارز آن سردار شهید همدانی که گفتند: امام(ره) و حضرت آقا مرا حلال کنند که تا آن جایی که می‌بایست تلاش می‌کردم و جهاد انجام می‌دادم، نکردم. پنج سال بود بازنشسته شده بود، باز هم مجاهدت می‌کرد.
این آقایانی که رفتند لانه جاسوسی را گرفتند، برخی از آنها بعدها گفتند ما پشیمان هستیم و اشتباه کردیم؛ آنها سیاستمدار هستند و ما نیستیم! الآن حرف ما این است؛ آن سیاست درست است، ولی سیاستی که من دَم از امام حسین(ع) می‌زنم غلط. مگر امام(ره) نفرمودند انقلاب دوم است. وقتی تو می‌گویی من پشیمان هستم. هم داری امام را می‌زنی و هم نظام را زیر سؤال می‌بری و بعد این سیاست ممدوح شماست؟! جالب است که بعد همین‌ها می‌گویند مداح را چه به سیاست! ما خوشحال می‌شویم. اینها که پشیمان شدند گرفتار یک بیماری مزمنی هستند. حرف امام امت را زیر پا گذاشتند و می‌گویند ما سیاستمداریم! صد سال این سیاست و خط ‌مشی را نباید قبول داشت، بلکه باید مقابل آن ایستاد.
می‌ایستیم جلوی این نگاه‌ها و مواضعی که بخواهند جلوی انقلاب اسلامی، امام امت و خط مشی‌‌ای که همه سرمایه‌شان امام حسین(ع) بوده بایستند و امروز هم امام حسین(ع) سرمایه این انقلاب است. ما می‌ایستیم مقابل کسانی که بخواهند این انقلابی را که برای دفاع از ارزش‌های امام حسین(ع) است تخطئه کنند.

* می‌گویند حاج سعید حدادیان برخی مواقع مواضع تندی می‌گیرد؟ در این باره چه توضیحی دارید؟
تنها برای یک موضع‌گیری این اتفاق افتاد. از مردم عذرخواهی کرده‌ام. البته، بگویم جلسه عام نبود و پیش از جلسه ماه رمضان بود. هشت ماه بعد هم پخش شد و از مردم هم خیلی عذرخواهی کرده‌ایم. اگر مورد دیگری هم بوده بیایید به من بگویید تا از مردم عذرخواهی کنم.

*بحث دیگری که مطرح است تشیع انگلیسی است که حضرت آقا به آن نقد کردند و سه مشخصه دارد؛ یکی انحراف در نوع اداره هیئت و عزاداری‌ها، دوم نداشتن موضع ‌در برابر استکبار و سوم سرمایه‌گذاری دشمن بر روی هیئت‌ها ؛ باید در مقابل این جریان چه موضع‌گیری انجام دهیم؟
خود ما هم تا اینکه حرف آقا را بفهمیم خیلی طول کشیده است. حضرت آقا سال 72، 73 قمه‌زنی را تحریم کرد و هرچه جلوتر می‌رویم، می‌بینیم چقدر این تحریم خوب بود. نگاه ایشان به جهان اسلام دقیق و پیش‌بینی‌هایشان بسیار موشکافانه است.
برای نمونه در باب دشمن‌شناسی، ایشان اعتقاد دارند دشمن اصلی ما آمریکاست. یا حج امسال ایشان اعلام کردند: مسئله اصلی عالم اسلام هنوز فلسطین است. ببینید ما در سوریه و یمن مشکل داریم، ولی انگشت اشاره حضرت آقا به سمت فلسطین است و این موضوع حکمت دارد. برای جا افتادن این حکمت، نیازمند بصیرت زیادی هستیم که به واسطه تلاش‌های مبلَّغان، نوحه‌سراها و شاعران به دست می‌آید.
در مداحی‌ها حضرت آقا دوست دارند ادبیات امروز ما به سطح حافظ و صائب برسد. حقیقتاًً در ستایشگری اهل‌بیت(علیهم‌السلام) اگر تشویق‌ها و اهتمام ایشان به مداحان نبود، امروز این همه ذاکر با بصیرت نداشتیم. الآن ببینید این حماسی خواندن چقدر رشد کرده است.
20 سال پیش به فعالیت‌ها و پیدایش چنین جریان‌های انحرافی همچون تشیع انگلیسی فکر می‌کردیم؛ البته، خوشبختانه علمداری دست بچه‌های انقلابی است؛ یعنی قاطبه مداحان نه تنها پا رکاب نظام هستند، بلکه جلودار هستند. حاج منصور ارضی، سازگار و انسانی را ببینید و نسل‌های بعد، حاج محمد، مرتضی و محسن طاهری را ببینید، همه انقلابی هستند. از این طرف حاج‌محمود کریمی که خانواده شهید و انقلابی هستند.
یک عده در میان این جشن‌ها و مولودی‌هایی که برگزار می‌کردیم و مستمعان بسیاری را شاید به واسطه این تنوع جذب کردیم، خواستند یک تحرکی در دستگاه حضرت سیدالشهداء(ع) داشته باشند؛ از این رو آمدند جلسات زیارت عاشورا برگزار کردند. این روشنفکران تیره‌دل بعدها گفتند: این زیارت خشن است و نباید برگزار شود! «حربٌ لمن حاربکم» یعنی چه؟ ما باید صلح کامل داشته باشیم. اما مردم پناهیان، علم‌الهدی و صدیقی را رها نکردند.
عده دیگری با برچسب تحجر به میدان آمدند. این دسیسه‌ای بود که در آغاز انقلاب عده‌ای دنبال آن بودند؛ ما را چه به انقلاب؟! یک عده تحت نام متحجر می‌خواستند کل قرآن را تعطیل کنند. جهاد نباید انجام شود. هر ظلمی انجام شد ما باید زیر یوغ آن قرار بگیریم. این یک نمونه بود که امام بزرگوار ما را هوشیار کرد و بصیرت داد.
امروز این تحجر از یک راه دیگری آمده است در نحوه عزاداری‌ها دست گذاشتند روی آن نقاطی که در فرهنگ جهانی کارهای خوبی به نظر نمی‌آید.
اگر امروز بعضی از مظاهر عزاداری ما به جای تقویت شیعه، موجب تضعیف و وهن شیعه می‌شود باید به فکر اصلاح یا حتی حذف آن باشیم. در واقع، باید با فضای امروز مقایسه کنیم تا مسیر مشخص ‌شود.
مردم، امام حسین(ع) را دوست دارند، اما آنها آمده‌اند یک امام حسین(ع) دیگری بسازند. الآن شما ببینید برای امام امت هم که زیر سایه امام حسین(ع) معنا پیدا کرده است، یک عده آمده‌اند طور دیگری شاخصه‌های وجودی‌اش را تبیین می‌کنند.
آنها می‌خواهند بعد مبارزه و انقلابی بودن امام حسین(ع) را تحریف کنند. این نقشه انگلیس است. برخی به اینها لقب مرجعیت می‌دهند، ما چیزی در حوزه مبنی بر مرجعیت و اجتهاد اینها نشنیدیم. مرجع را انگلیس نباید مطرح کند، بلکه مرجعیت باید به تأیید حوزه علمیه برسد.

*با توجه به فاجعه منا، تحولات جهان اسلام و اوضاع سیاسی کنونی، فکر می‌کنید از نظر شما مطالبه، مبنای حرکت یا شعار اصلی هیئت‌های مذهبی کشور چه باید باشد؟
حضرت آقا پیش از محرم سرمشق به همه دادند و فرمودند: «جهاد؛ ما باید مبلّغ جهاد باشیم. دوم، شهید و شهادت و سوم، صبر برای خدا». این سه پرچم را باید به اهتزاز درآوریم. از همه جلسات انتظار است که بر روی این محورها کار شود.

*امام خامنه‌ای به ارتباط ذاکران با استادان اخلاق و علما بسیار سفارش کرده‌اند؛ توصیه شما چیست؟
من معتقدم که همه ما باید حداقل محضر یک استاد مجتهد، انقلابی و متخلق به اخلاق را درک کنیم. تا ما را، هم با دعای‌شان و هم با بیان‌شان حمایت و هدایت کنند. در دستگاه امام حسین(ع) ارتباط با علما پیش می‌آید.

*در پایان اگر صحبتی دارید، بفرمایید.
برای همدیگر تقوا بخواهیم و از خدا بترسیم. خواستگاه دستگاه حضرت سیدالشهداء(ع)، ارتقای کیفیت عبادت و عبودیت ماست و از مهم‌ترین خواستگاه‌های‌شان مبارزه علیه ظلم است. ما دست از مجاهدت برنمی‌داریم. اینکه حضرت ‌آقا می‌فرمایند: «هیئت سکولار نباشد»، یک عده دنبال این هستند. به‌تازگی هم فرمودند: «برخی دنبال ترویج دین حداقلی هستند.» دین وقتی معنا پیدا می‌کند که جامعه را به هم گره بزند. از این‌رو افرادی که طمع دارند دستگاه سیدالشهداء(ع) را از خاصیت مبارزه علیه ظلم بیندازند، هرگز به این طمع شوم‌شان نمی‌رسند.
این دستگاه همواره عَلَم مبارزه با ظلم را نگه خواهد داشت. در این دستگاه یزیدها مدح نمی‌شوند، بلکه عمرسعدها مورد نهیب امام حسین(ع) قرار می‌گیرند. کسانی هم که خواب این را می‌بینند که امثال ما از عمرسعدها و ابن‌زیادها خوش‌مان بیاید و بتوانند با اینها هم‌سفره بشوند، رؤیای پوچی دارند. به فضل الهی امام حسین(ع) ما را تاکنون زیر خیمه خودش نگه داشته است، ان‌شاءالله تا لحظه آخر هم نگه خواهد داشت.
 


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

 آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی
امام حسین(ع) تحریم شد ولی با دشمن مذاكره نكرد!

اتفاقاتی که در کربلا بر سر اهل‌بیت پیامبر(ص) افتاد، یک خاطره احساسی و عاطفی نیست؛ بلکه خاطره‌ای سیاسی و آموزشی است. بزرگ‌ترین دستاورد و نقش کربلا آموزش و سازندگی است؛ سازندگی در جهت سیاست.
انسان متدین عاشورایی عبارت‌ است از متدین سیاسی. متدین سیاسی مرد عاشورایی است. عاشورا در عرصه‌ سیاست به ما جهت می‌دهد. آدم عاشورایی سیاسی، سیاست را با معیارهای دین اندازه می‌گیرد. اصلاً کربلا و عاشورا حیاتش و بقای خاطره‌اش در اسلام برای اصلاح سیاست در عرصه‌های مختلف و در موقعیت‌های گوناگون در زندگانی جامعه‌ اسلامی است، به این منظور عاشورا ادامه دارد.
ما در جریان عاشورا دو آموزش داریم؛ یک آموزش تجربی داریم از آنچه مقاومت، مردانگی، وفاداری، عشق به حق، توحید پروردگار، در سیمای مجاهدات سیدالشهداء و عزیزان سیدالشهداء مشاهده می‌کنیم. یک آموزش عبرت‌آموزی داریم از مقاصد، از جنایات، از وحشی‌گری‌ها، از بی‌بندوباری‌ها، از شکم‌بارگی‌ها، از پول‌پرستی‌ها و مقام‌پرستی‌های مردمی که در پای شکم و شهوت و مقام‌شان همه چیز از خدا و پیامبر و دین را قربانی کردند. این نگاه عبرت‌آموز جریان استکباری برای توسعه‌ قدرت و ثروت و کامروایی‌اش دین را نشانه می‌گیرد. به سراغ دین می‌آید و به سراغ عناصر دیندار. آن چیزی که کربلا به ما یاد می‌دهد، این است که به عنوان یک عنصر دینمدار و یک عنصر فدایی باید پای دین ایستاد. در برابر تهاجمات استکباری که توسعه‌ قدرت و استکبار خودش را در تهاجم به دین و جامعه‌ دینمدار می‌بیند، ما چه عکس‌العملی انجام بدهیم؟ همان عکس‌العملی که سیدالشهداء(ع) و عزیزانش انجام دادند.
در کربلای امام حسین(ع) اول دشمن به سراغ تحریم آمد. با تحریم خواست که امام حسین(ع) را به زانو درآورد و تسلیم کند. آب را در خیمه‌ها بستند. برخورد سیدالشهداء در مقابل تحریم دشمن چه بود؟ امام حسین(ع) در برابر تحریم دشمن تا آنجایی ایستاد که فرزند عزیزش دامن پیراهن را بالا بزند. شکم را به زمین نمناک خیمه بچسباند و فریاد العطش بزند. تا اینجا امام حسین(ع) ایستاد. تازه آن زمانی هم که امام حسین(ع) تصمیم گرفت تحریم را بشکند، به دشمن التماس نکرد. با دشمن مذاکره نکرد. با دشمن از سر سازش در نیامد. برادرش عباس را طلبید و گفت: برادر جان تو برو آب بیار. قمر بنی‌هاشم آمد و چهار هزار تیرانداز با یک حمله و تهاجم تارومار کرد. آنجایی که امام حسین آب می‌خواست برای بچه‌هایش از دشمن نمی‌خواهد.
تمام تلاش دشمن در این بود که اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را در اسارت تحقیر کنند. تحریم می‌کرد. آنها را دچار حصر اقتصادی می‌کرد. به این زن و بچه‌ اسیر و گرفتار غذا نمی‌دادند تا گرسنه بشوند و التماس کنند و به این وسیله تحقیر شوند تا التماس کنند ما تشنه هستیم و آنها تحقیر بشوند، اما مقاومت می‌کردند. بچه‌ سه ساله مقاومت می‌کرد و به دشمن نمی‌گفت گرسنه‌ام و تشنه‌ام. حتی وقتی که آنها را کتک می‌زدند، به دشمن نمی‌گفتند نزن. حداکثر بزرگ‌ترها خودشان را روی بدن کوچک‌ترها می‌انداختند و این ضربات تازیانه را بر بدن خودشان می‌خریدند، برای اینکه این بچه‌ها بی‌تحمل نشوند. با دشمن مذاکره نمی‌کردند. این روش عاشوراست. این روش امام حسین(ع) است.
اینکه شما شنیدید دم دروازه کوفه نان جو و خرما آوردند، به اینها گفتند این صدقه است. مگر نمی‌شناختند اینها را؟ بیست سال پیش این شهر مرکز حکومت امیرالمؤمنین(ع) بوده. زینب(س) عزیزترین بانوان این شهر در بیست سال پیش بوده است. ابن‌زیاد یک عده مزدور را استخدام کرده بود برای تحقیر اهل‌بیت پیامبر! آنها مقاومت می‌کردند، در حالی که گرسنه بودند، ام‌کلثوم(س) دست در میان دهان بچه‌ها می‌انداخت و این نان جو و خرما را بیرون می‌کشید. با کمال مقاومت می‌گفت: «الصدقه علینا محرمه»
اینکه اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را آوردند در گودی قتلگاه، برای این بود که آنها را تحقیرشان کنند. چشم‌شان به کشته‌ها بیفتد، مستأصل بشوند، غش کنند، از حال بروند، اما این کار را نکردند. وقتی آمدند تو گودی قتلگاه مگه یه بچه چهار ساله می‌تونه بدن سر بریده ببیند؟ مگه می‌تونه بدن دست بریده ببیند؟ این بچه آمد مقابل عمه زانو زد و صدا زد: عمه جان این بدن پاره‌پاره کیست؟ گفت: «هذا نعش ابیک حسین». این بچه غش نکرد. از حال نرفت. خیلی مؤدب نشست. این دست‌های کوچکش را روی رگ‌های بریده گردن گذاشت. حرف زد. حرفش را تاریخ ثبت کرد. از خودش اول نگفت. نگفت بابا دیشب زیر بوته‌ خار خوابیدم. نگفت بابا دیشب خیمه‌ ما را آتش زدند. من را سیلی زدند. اول از خودش نگفت. اول از بابا گفت: بابا کی رگ‌های گردن تو را برید؟ بابا کی من را در این کودکی یتیم کرد؟ در مقتل است که دوست و دشمن شروع کردند به گریه کردن.
عمرسعد دید این بچه یک انقلابی کرد. اینها را آورده بود که در اینجا مستأصل بشوند، اما آدم‌هایی که دیروز حسین(ع) را کشتند، امروز دارند گریه می‌کنند. به هر فرمانده‌ای خواست دستور بده برو این بچه را بلند کن، نگاه کرد، دید این فرمانده به پهنای صورتش اشک می‌ریزد. گشت تو لشکر یک عده عرب بیابانی که هیچی حالی‌شان نبود، پیدا کرد. به آنها گفت: شما بروید این بچه را بلند کنید. وقتی زینب(س) چشمش به آنها افتاد و دید که دارند با تازیانه می‌آیند، خودش را روی حضرت رقیه(س) انداخت. این نازدانه صدا زد: بابا نگاه کن، چطور عمه‌ام زینب را می‌زنند.
به آنها نگفتند نزن. به آنها التماس نکردند. این عزت درس عاشوراست. این مقاومت در برابر تحقیر و تحریم درس عاشوراست.
آیا این تحریم‌ها و حصر اقتصادی‌ها از آب بستن به روی خیمه‌های امام حسین(ع) بر ما سخت‌تر می‌گذرد؟! ما بیاییم در مقابل دشمن دست بیعت دراز کنیم؟ البته رهبر معظم انقلاب فرمودند: مدیران کشور حق دارند از ظرفیت دیپلماسی برای حل مشکلات استفاده کنند و خوشبختانه خوب هم استفاده کردند. تسلیم نشدند. عزت این نظام را حفظ کردند. چرا؟ چون ایران عاشورا دارد. چون ایران حسین دارد. چون ایران عباس نه، علی‌اکبر نه، حبیب نه، زهیر نه، خود حسین نه، یک دختر خانم سه چهار ساله در کربلا سراغ دارد. دنبال همین دختر خانم راه بیفتد، به آمریکا دست نمی‌دهد. ما چون دنبال این دختر خانم راه افتادیم، هیچ‌وقت حق خودمان را به مطامع آمریکا نمی‌دهیم. هیچ‌وقت از حق خودمان درباره توسعه‌طلبی و زیاده‌خواهی یک مستکبر تمکین نمی‌کنیم و تسلیم نمی‌شویم. ما دنبال امام حسین(ع) راه افتادیم و این انقلاب را به پیروزی رساندیم. در جریان هشت سال دفاع مقدس دنبال امام حسین(ع) راه افتادیم. لبیک یا حسین گفتیم. خودمان را عاشورایی خواندیم و در جاده کربلا عزیز دادیم. جان دادیم و همه‌ دنیا بر سر ما ریخته بود. در مقابل دشمن پیروز شدیم. در این مرحله هم ما دنبال سر امام حسین(ع) راه افتادیم. آمریکا را به خاک مذلت می‌نشانیم. استکبار را نابود می‌کنیم. همان‌طوری که اکنون در آستانه نابودی قرار گرفته است. ولو اینکه تکه‌تکه شویم، ما این ذلت را قبول نمی‌کنیم.
تحریم‌های آمریکا ما را به وضعیت فرزندان امام حسین(ع) در جنگ با دشمن دچار نکرده است.
یک عده در کشور راه افتاده‌اند که شعار «مرگ بر آمریکا» را کم‌رنگ یا حذف کنند. شعار «مرگ بر آمریکا» سبب مرگ تدریجی آمریکا شده است.


آیینه خواص

اخلاص؛ مانع نفوذ شيطان
حجت‌الاسلام مسلم قلي‌پور*

 
 در اوایل انقلاب اسلامی اخلاص افراد بسیار بالا بود؛ به همین دلیل ناخالصی‌ها بسیار زود بیرون می‌ریخت. امداد الهی نیز شامل حال افراد می‌شد؛ زیرا آنها با اخلاص قدم برمی‌داشتند. 
هدف، انگیزه و جریان حاکم بر انقلاب اسلامی سبب شد تا خداوند متعال قلوب مردم را برای مقابله با شیاطین یکی کند؛ یعنی شیاطین را در غُل ‌و زنجیر قرار داد. همان‌گونه که در ماه مبارک رمضان شیاطین به صورت واقعی در غُل و زنجیر قرار می‌گیرند، در انقلاب اسلامی نیز این‌گونه شد.
پیش از انقلاب اسلامی نیز افرادی تحت تعلیم شیاطین زمان قرار گرفته بودند؛ ولی جریان انقلاب این شیاطین را به غُل و زنجیر کشید. برخی از افراد در آن زمان به شیاطین زمان عادت کرده بودند، یعنی پذیرفتن شیطان برای‌شان همانند گناه کردن یک عادت شده بود و همان‌گونه که ترک عادت برای فرد بسیار مشکل است، آنها نیز توانی برای ترک عادت گناه و راه انحرافی خود نداشتند.
 وقتی نهضت آغاز شد، بسیاری از آنها از عادت خود که گناه کردن و حرکت در مسیر انحرافی بود، دست کشیده و با اخلاص کامل به انقلاب پیوستند. به همین دلیل شاهد بودیم که اوایل انقلاب افراد از اخلاص بالایی برخوردار بودند.
 وقتی اخلاص بیشتر باشد، مسلماًً اثرگذاری مکر شیاطین نیز کاهش می‌یابد. خوشبختانه، اکنون نظام تثبیت شده است، ولی عادی شدن همین موضوع سبب نفوذ بیشتر شیاطین می‌شود؛ چون اخلاص کمتر شده است. بر این موضوع نیز باید تأکید کنیم، هر چند تلاش شیاطین زمان بسیار زیاد است، ولی با وجود این موفقیت‌های بسیار زیادی ندارند. شیطان در هر لحظه‌ای متناسب با اوضاع زمان برنامه‌ریزی می‌کند. ولی ما بیماری عادی‌نگری امور را داریم، یعنی به تمام امور معمولی نگاه می‌کنیم؛ در حالی که پس از مفارقت روح از ابدان، متوجه می‌شویم که هیچ امری حتی رفت‌وآمدهای ما عادی نبوده است.
 آیا اکنون که افراد شیطان را به خانه‌های خود آورده‌اند، انتظار دارند خدا هم در آنجا حضور داشته باشد؟! به هر میزان شیطان در زندگی ما حضور بیشتری داشته باشد و شبهه در ذهن‌مان بیشتر باشد، قطعاً کارآیی برنامه‌های خداوند متعال نیز کم می‌شود.
این نظام الهی است. برای بقای آن خون ده‌ها و صدها هزار شهید ریخته شده است؛‌ شهدایی که یک قطره از خون‌شان با اقیانوس برابر بود. بزرگان کمی برای این نظام شهید نشده‌اند، ما این‌ها را عادی نگاه نکنیم. آبیاری درخت انقلاب با خون شهدا صورت گرفته است؛ بنابراین یک آفت کوچک آن را از بین نمی‌برد.
 تردید نکنیم که اصل نظام در بقا است. این نظام به قوت خودش باقی مانده و خواهد ماند و ان‌شا‌ءالله پرچم آن را مقام معظم رهبری به دست حضرت ولی‌عصر(عج) خواهند داد.
 نظام جمهوری اسلامی تجلی کل اسلام است. من دوست دارم برای راه‌پیمایی به تهران بروم و گاهی کلاس را هم تعطیل می‌کنم و می‌گویم: گناه دارد 22 بهمن است، اگر حاجت می‌خواهید، بروید آن‌جا دعا کنید، خدا برآورده خواهد کرد.
* استاد حوزه علميه و مؤلف كه در فاجعه منا به رحمت خدا رفت


نقطه نظر
آيت‌الله علي جاودان

اشك و خون ـ2
همنشيني با حسين(ع) بالاتر از بهشت


حضرت امام صادق(ع) خطاب به زُراره می‌فرمایند: «یا زُرارَه إنَّ السَّماء بَکَت عَلَی الحُسَینِ أربَعینَ صَباح»؛ ای زراره آسمان چهل صبح بر حضرت حسین(ع) گریه کرد. بعد می‌فرمایند: «وَ کانَ جَدّی إذا ذکَرَهُ بَکی حَتّی تَملأ عَیناهُ لِحِیَته» ممکن است منظور حضرت امام صادق(ع) از جد، امام زین‌العابدین(ع) یا حضرت رسول(ص) باشد. می‌فرماید هرگاه جدّم حضرت حسین(ع) را یاد می‌کرد، آن‌قدر گریه می‌کرد که محاسنش به اشکش خیس می‌شد. «وَ ما عَینٌ أحَبّ إلَی اللهِ وَ لا عَبرَهٌ مِن عَین بَکّت وَ دَمَعَت عَلیهِ»؛ هیچ چشمی و هیچ قطره اشکی نزد خداوند محبوب‌تر از چشم و اشکی که بر حسین(ع) گریه می‌کند، نیست. محبوب‌ترین قطره‌های اشک قطره‌هایی است که بر حضرت حسین(ع) می‌ریزد. «وَ ما مِن باکٍ یَبکیهِ»؛ هیچ گریه‌کننده‌ای بر آن حضرت گریه نمی‌کند «اِلا و َقد وَصَلَ فاطِمَه وَ أسعَدَها عَلیهِ»؛ مگر اینکه با حضرت صدیقه(س) صله و پیوند پیدا می‌کند. اگر بعدها انسان این پیوند را خراب نکند، قطعاً این پیوند انسان را به بهشت می‌کشاند. این پیوند برای اینکه انسان را به بهشت ببرد کافی است. «وَ ما مِن باکٍ یَبکیهِ اِلا وَقد وَصَلَ فاطِمَه وَ أسعَدَها عَلیهِ» کسی که برای امام حسین(ع) گریه می‌کند، به کمک فاطمه زهرا(س) رفته و با آن حضرت صله کرده است. «وَ وَصَلَ رَسُولُ الله»؛ و با پیامبر خدا نیز صله کرده و با ایشان پیوند برقرار کرده است.
مطلب بعد: «وَ أدّ حَقّنا»؛ خاندان پیغمبر بر ما یک حقی دارند. حقّ آنها چیست؟ «مَوَدَّه». مودت واجب است. کسی که بر حضرت حسین(ع) گریه کند، مودت را انجام داده است. این مطلب بسیار بزرگ است. مودت حق واجب خاندان پیغمبر است. هرکس بر حضرت حسین(ع) گریه کند، حق ما را ادا کرده است. «وَ ما مِن عَبدٍ یُحشَر اِلا وَ عَیناهُ باکیَه»؛ هیچ بنده‌ای محشور نمی‌شود و به قیامت نمی‌آید، مگر اینکه از شدت خواری گریه می‌کند. «اِلا الباکینَ عَلَی جَدّی»؛ مگر آنهایی که بر جدّم گریه کرده‌اند. «فَإنّهُ یُحشَر وَ عَینهُ قَریرَه»؛ آن فردی که بر حسین(ع) گریه کرد و خرابش نکرد زمانی که محشور می‌شود، چشمش روشن است. «وَ البشارَهُ تَلقاهُ»؛ همین‌طور برایش بشارت می‌آید. «وَالسّرُورُ عَلَی وَجهِه»؛ شادمانی در صورتش دیده می‌شود. «وَ الخَلقُ فی الفَزَع وَ هُم آمِنون»؛ همه خلق خدا در فزع و ترس و ناراحتی‌اند، اما اینها در امانند. «وَ الخلقُ یُعرَضُون»؛ همه خلق خدا برای حساب رفته‌اند «وَ هُم حُدّاثُ الحُسَین»؛ اما اینها نشسته‌اند و با حضرت حسین(ع) سخن می‌گویند. انسان با گریه بر حضرت حسین(ع) با ایشان همنشین می‌شود. «تحتَ العَرش، فی ظِلِّ العَرش وَ لا یَخافون سوءَ الحِساب»؛ آنها از سوءحساب نمی‌ترسند. «وَ قالَ لهُم اُدخُلِ الجَنَّه»؛ به آنها گفته می‌شود وارد بهشت شوید، اما دنبال بهشت نمی‌روند. «یَختارُونَ مَجلِسَهُ وَ حَدیثَهُ»؛ مجلس حضرت حسین(ع) را بر بهشت ترجیح می‌دهند.
فرمودند: «وَ ما مِن عَین بَکَت لنا» هیچ چشمی برای ما گریه نمی‌کند، مگر اینکه از دیدار حوض کوثر شادمان می‌شود و از آن خواهد نوشید. هرکس به درجه محبتی که به ما دارد از حوض کوثر لذت می‌برد، شیرینی‌اش برایش بیشتر است چون محبتش بیشتر است. کسی که در آنجا یک جرعه از حوض کوثر می‌نوشد، می‌گوید همین‌جا برایم تا ابد کافی است.
 


گزارش صبح صادق از رونمایی تقریظ رهبر معظم انقلاب بر کتاب دختران آفتاب
تنظیم نظام خانواده برای دستیابی به تمدن نوین اسلامی الزامی است
حسن ابراهیمی


تقریظ رهبر معظم انقلاب بر کتاب «دختران آفتاب» طی مراسمی در دبیرستان دخترانه شهدای هفتم تیر تهران رونمایی شد.

مسائل زنان مؤثر در سیاست و اقتصاد
غلامعلی حدادعادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی در این مراسم با موضوع مسئله زن در جامعه اسلامی سخنرانی کرد و با بیان اینکه تلاش‌ها و مشکلات مربوط به مسائل زنان از مهم‌ترین موضوعات امروز جامعه ایرانی است، اظهار داشت: وقتی صحبت از چالش‌ها و مشکلات کشور می‌شود ذهن‌ها فوراً به سمت مسائل سیاسی و اقتصادی می‌رود، اما اهمیت مسائل زنان در جامعه ما کمتر از مسائل سیاسی و اقتصادی نیست و حتی در مسائل سیاسی هم تأثیر دارد.
وی ادامه داد: پس از انقلاب رهبران و متفکران ما همچون شهید مطهری به مسئله زن و اهمیت آن در جامعه توجه ویژه داشتند و به همین دلیل بخشی از نوشته‌های‌شان را به این موضوع اختصاص دادند.
وی به اهمیت و جایگاه مسئله زن در نگاه رهبر معظم اشاره کرد و گفت: ایشان از زمان آغاز نهضت پیروزی انقلاب و آغاز رهبری‌شان حساب ویژه‌ای بر روی مسئله زن در جامعه باز کردند، من هم مصرانه از همه می‌خواهم منظومه فکری ایشان در این‌باره دنبال شود.
حدادعادل با بیان اینکه در حال حاضر جامعه ایران در موضوع زنان با ده‌ها مشکل مواجه است، اظهار کرد: تأخیر و دشواری در ازدواج، فرزندآوری کم و مشکلات مربوط به حجاب، از جمله این مشکلات هستند که همه دلبستگان به این ملت و متدینان این کشور باید آن را جدی بگیرند.

مطالبی با رویکرد فاطمی
کبری خزعلی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی طی سخنانی در این مراسم با اشاره به کتاب «دختران آفتاب» ابراز داشت: نویسنده با الگوگیری فاطمی و با برخورد داستانی در این کتاب مسائلی چون تفاوت و تساوی زن و مرد، عدالت جنسیتی، بحث عفاف و حجاب، نقش زن در خانواده و جامعه، انواع حجاب، مسئله محرم و نامحرم، حضور در اجتماع و مناسک دینی، برخی شبهات واردشده را حل کرده است. وی گفت: مجموعه مطالب این اثر نشان داده که یک دانشجو می‌تواند فاطمی باشد و در اوج مظلومیت، خانواده و دوستان خود را راهنمایی کند، بیانات رهبری را لحظه‌به‌لحظه در بحث‌های خود وارد کند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در پایان خاطرنشان کرد: برای اینکه کودکان و نوجوانان ما به دست صهیونیست‌ها تربیت نشوند، باید برنامه‌ریزی‌های لازم را داشته باشیم.

نگاه رهبری و ضعف موجود در کتاب
علیرضا مختارپور، دبیر کل نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور در این مراسم مقاله‌ای درباره سبک نوشته‌ها و تقریظ‌های رهبر معظم انقلاب در کتاب‌ها خواند. وی در آخرین فراز سخنان خود نکته‌ای درباره تقریظ امام خامنه‌ای بر این کتاب بیان کرد و گفت: این نکته که رهبری نقطه ضعف کتاب را ذکر نام استاد فاطمه می‌دانند را می‌توان با بررسی سیره ایشان در سال‌های گذشته به درستی متوجه شد.
مختارپور ادامه داد: فاطمه قدسی در طول داستان بسیار به سخنان و آموزه‌های آن متفکر اشاره و استناد می‌کند، اما هرگز نامی از او نمی‌برد و تنها به ذکر استاد یا استادم بسنده می‌کند. اما در اواخر کتاب به‌مناسبتی مشخصات بیشتری از این استاد معلوم می‌شود، اما همچنان نامی از او برده نمی‌شود، لکن خوانند‌ه بصیر به‌خوبی درمی‌یابد که آن استاد چه کسی است.

هنوز رویه نظام‌مند نشده است
در بخش دیگری از این مراسم امیر خوراکیان، معاون پژوهشی مؤسسه فرهنگی انقلاب گفت: اعتقاد ما این است که اندیشه، نگاه و سلیقه رهبر معظم انقلاب در عرصه فرهنگ باید به رویه نظام‌مند در حرکت کلان فرهنگی کشور تبدیل شود.
خوراکیان با اشاره به تقریظ‌هایی که امام خامنه‌ای بر برخی از کتاب‌ها داشته‌اند، گفت: این رویه که در ادامه به تشویق کردن و حمایت کردن از اثر فرهنگی تبدیل شده است، باید تا به حال به یک رویه ثابت و منظم تبدیل می‌شد، اما تا به حال چنین نشده است، چراکه متولی آن نیز مشخص نیست.
وی افزود: مؤسسه انقلاب اسلامی که مؤسسه حفظ و نشر آثار ایشان است تصمیم گرفته تقریظ‌های ایشان را زودتر در معرض بهره‌برداری عموم قرار بدهد که یک نمونه آن، تقریظ ایشان بر کتاب دختران آفتاب است که مراسم رونمایی آن برگزار شد.
در پایان از آقایان امیرحسین بانکی، بهزاد دانشگر و محمدرضا رضایتمند نویسندگان کتاب دختران آفتاب تقدیر شد.


یادداشت
علیرضا جلالیان

مقدمات پیمان نظامی جدید در منطقه

ورود مستقیم نیروهای دریایی و هوایی ارتش روسیه به جنگ علیه گروه‌های تروریستی در سوریه با هماهنگی ایران و سوریه و نیروهای درگیر در جبهه مقاومت و نیز انتشار خبرهایی از استقبال مقامات عراقی از روسیه به جای آمریکا برای مبارزه با گروه تروریستی ـ تکفیری داعش در حالی که پیمان نظامی ناتو به همراه برخی کشورهای عربی منطقه از سال گذشته با داعیه‌داری ائتلاف جنگ علیه داعش در حال اقدامات نظارتی متناسب با سیاست‌های استکباری خود در منطقه علیه گروه تروریستی ـ تکفیری داعش است، نشان از ایجاد یک باب جدید در شکل‌گیری کانون‌های قدرت منطقه‌ای دارد.
ائتلاف موسوم به جنگ علیه داعش همواره مانند یک سگ گله عمل می‌کند و مبتنی‌بر سیاست‌های به وجود‌آورندگان داعش این گروه تروریستی ـ تکفیری را در عراق تا جایی نظارت کرده و سپس رها می‌کند تا در مقابل نیروهای بسیج مردمی عراق (حشدالشعبی) که تحت فرماندهی شیعیان عراق و با حمایت‌های مستقیم ایران عمل می‌کنند، یک سد ایجاد کرده و حتی در مواردی به جای حمله به داعش به این نیروها حمله کرده، یا کمک‌های لجستیکی را به صورت هوایی برای تروریست‌ها ارسال می‌کند تا جنگ علیه داعش بنا به سیاست‌های اعلام‌شده آنها تا حدود یک دهه به طول بینجامد. در سوریه نیز تروریست‌های سوری را به دو بخش داعشی و غیرداعشی تقسیم کرده‌اند و به جای سرکوب داعش و سایر گروه‌های تروریستی تنها قصدی که دارند، براندازی حکومت فعلی سوریه از طرق سیاسی و نظامی است، به‌طوری‌که از تروریست‌های غیرداعشی حمایت‌های مستقیم نظامی و مالی کرده و در قبال گروه تروریستی ـ تکفیری داعش نیز اقدامی انجام نمی‌دهند.
در این میان ورود روسیه به این جنگ مبتنی بر منافع خود در منطقه و همسو شدن این منافع با جبهه مقاومت بوده است. از آنجا که موضوع اوکراین و درگیری ناتو و روسیه در این منطقه به بن‌بست رسیده، روسیه میدان سوریه را برای داشتن برگ برنده انتخاب کرده و از طرفی در این میدان جدیدترین تسلیحات خود را که مبتنی‌بر دکترین‌های جدید نظامی بوده به محک گذاشته است. به نظر می‌رسد این حضور روسیه در جنگ با تروریست‌ها با هماهنگی کامل با جبهه مقاومت در منطقه باشد، به‌طور حتم نیروهای روسی با توجه به اینکه تنها از طریق هوا و آب اقدام به حمله می‌کنند و اعزام نیروی زمینی را در برنامه ندارند، تحت یک فرماندهی واحد با ارتش سوریه، نیروی‌های مردمی، یگان‌های حزب‌الله و سایر تیپ‌ها و لشکر‌های غیرسوری همچون افاغنه عمل می‌کند و شواهد نشان می‌دهد که مستشاران نظامی سپاه در این بین نقش ایفا می‌کنند. بر همین اساس، این امر هم اگر به عراق تسری یابد باید نقش مستشاران نظامی ایران در آن پررنگ باشد. در این میان، به نظر می‌رسد شرایط برای ایجاد یک پیمان نظامی نوین در منطقه به‌شدت فراهم باشد و باید از این صحنه بهترین استفاده را کرد.


گلی از باغ

 برای عملیات پیش «به سوی میمک»

کتاب «به سوی میمک» خاطرات خودنوشت علی‌‌کرم محمدیان از مراحل وقوع انقلاب اسلامی تا انجام عملیات برای فتح ارتفاعات سوق‌الجیشی «میمک» است.
این کتاب در فصل‌های؛ دوران کودکی تا دبیرستان، دوران دانشجویی و کلید خوردن انقلاب اسلامی، پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی، افسر عقیدتی ـ سیاسی، به سوی میمک و فتح میمک تدوین شده است. عملیات بازپس‌گیری میمک، نخستین عملیات نظامی در جنگ تحمیلی است که با سلحشوری ایل خزل و ارتش جمهوری اسلامی ایران در روز 19 دی‌ماه 59 به اولین پیروزی رزمندگان منجر شد و به افزایش امید مردم ایران انجامید. با آنکه در سالروز این فتح شکوهمند، مراسم گرامیداشتی در آن منطقه برگزار می‌شود، این عملیات کمتر مورد توجه و تبلیغ رسانه‌ها قرار گرفته است. روایت علی‌کرم محمدیان از این فتح متفاوت است، او در خاطراتش، از اختلاف‌نظر‌های شدید برای اجرای این عملیات سخن می‌گوید. نویسنده در فصل‌های نخستین به نقش عشایر و گروه‌های مردمی در انقلاب اسلامی و در فصل‌های بعدی به سهم آنها در دفاع مقدس می‌پردازد. آیین‌های عشایری در مناسبت‌های مذهبی و ملی، تلاش آنها برای به ثمر نشستن انقلاب اسلامی و در ادامه، حضور عشایر برای آزادسازی ارتفاعات میمک، مهم‌ترین مباحث مطرح‌شده در این کتاب است.
محمدیان که خود از عشایر استان ایلام است، در صفحه 192 کتاب «به سوی میمک» می‌نویسد: «شناسایی ستون پنجم: یکی از مشکلاتی که طرح عملیات بازپس‌گیری میمک با آن مواجه بود مسئله‌ای به نام نفوذ نیروهای دشمن به پشت ارتفاعات میمک و وجود جاسوسان و ستون پنجم در بین نیروهای خودی بود. فرماندهان معتقد بودند شب‌ها ستون پنجمی‌ها با گروه‌های نفوذی دشمن در «چکر» ارتباط و ملاقات حضوری دارند. برای بررسی این موضوع اعلام آمادگی کردیم تا با توجه به شناختی که روی راه‌های مالرو و تپه‌ها و شیارهای منطقه داشتیم آن را مورد بررسی دقیق قرار داده و نیروهای نفوذی دشمن را شناسایی و آنها را منهدم کنیم.» «به سوی میمک» را انتشارات سوره مهر با شمارگان دو هزار و 500 نسخه، قطع رقعی، 312 صفحه و با بهای 130 ‌هزار ریال روانه بازار نشر کرده است.
 


قبیله آفتاب

وقتی سردار وحدت دست سرباز را بوسید!

وقتی سبزجامه باشی و مرد روزهای سخت؛ دست‌هایت سبزینه حیات می‌شود و شوق تلألو دیدگانت؛ کافی است دلت هم سبز باشد تا ضرب‌آهنگ لبیک ثانیه‌ها را احساس کنی؛ کافی است نورِ علی باشی؛ نورعلی شوشتری! دلت دریایی از بزرگی باشد و قامتت رشید، اما برای بوسه زدن بر تاول زحمت و ایثار، سوار بر امواج فروتنی و قُرب، قد خم کنی.
اوایل سال 87 قرار بر این بود تا رزمایشی در راستای نبرد ناهمتراز انجام شود. طی مراحل آماده‌سازی با توجه به حجم بالای عملیات، سردار شوشتری برای بازدید از اقدامات صورت‌گرفته آمدند. همه سربازان از جان و دل مشغول آماده‌سازی فضای رزمایش بودند. به واقع پس از دوران دفاع مقدس شاهد این نوع تلاش‌ها نبودیم، به ویژه اینکه برای همگی آنها یک حالت اجباری وجود داشت، اما همگی با جان و دل مشغول کار بودند.
در انتهای محفظه مهمات و تسلیحات، سربازی مشغول حَفر چاه برای سرویس بهداشتی بود؛ اتفاقاً چاهی که یک نفر به زحمت می‌توانست وارد آن شود. به تنهایی و با ممارست فراوان به قعر رساند و آماده بهره‌برداری شد. سردار نزدیک‌تر رفت تا خدا قوتی بگوید که دو کلنگ بالای چاه نظرش را جلب کرد. یکی از همراهان سردار پرسید؟ سرباز! این کلنگ‌ها برای چه کاری اینجاست؟ سرباز در پاسخ گفت: فلانی! اگر کلنگ من به سنگی بخورد مدت زمانی طول خواهد کشید تا دوباره کلنگی تهیه شود. من این دو کلنگ را کنار گذاشته‌ام تا اگر هرکدام خراب شد مانع ادامه کار من نشود. پاسخ سرباز همه ما را متعجب کرد، حتی سردار شوشتری را!
این فرمانده سلحشور محرومیت‌زدایی استان سیستان و بلوچستان همه سربازان را دور هم جمع کرد؛ هیچ‌کس نمی‌دانست جانشین سابق نیروی زمینی سپاه چه حرکتی می‌خواهد انجام دهد؟! دست سرباز را روی دست خود نهاد و شروع به بوسیدن کرد.
تنها تواضع و دلسوزی طلایه‌دار لشکری که از 26 مهر 1388 به شهدای وحدت معروف شدند، درس بزرگی به همه ما داد؛ اینکه ما چه وظیفه سنگینی در قبال نیروهای زیرمجموعه خود داریم و مسئولان و فرماندهان ما چگونه باید نقاط قوت آنها را تجلیل کنید و از ضعف و سهل‌انگاری‌های‌شان به خشم آیند. حقیقتاً سرلشکر شهید نورعلی شوشتری این منش پهلوانی و اخلاق اسلامی را با توکل به خدا و توسل به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) آموخته بود. واقعاً جام شیرین شهادت گوارایت باد!


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

 نگاهی به فیلم «خاکستر و برف» به کارگردانی روح‌الله سهرابی
نبرد تیرگی و روشنی

سعید رضایی


 فرهنگ دفاع مقدس، گنجینه‌ای تمام‌نشدنی برای کشف ایده‌ها، موضوعات و قصه‌های بدیع و شگفت‌انگیز است. هیچ نقطه‌ای از تاریخ پهناور و فرهنگ غنی ما، این چنین سرمایه‌ای را در اختیار اهالی هنر قرار نداده است. با این حال، متأسفانه هنرمندان و سینماگران ما کمتر سراغ این گنج می‌روند و این درحالی است که امروز همه از فقر محتوا و ضعف داستان در سینمای ایران می‌گویند. کاوش در دفاع مقدس می‌تواند بخشی از این خلأ را جبران کند. ویژگی خاص فرهنگ دفاع مقدس، ظرفیت بالای این فرهنگ در پذیرش قالب‌های مختلف است.
این روزها فیلمی با عنوان «خاکستر و برف» در سینماها به نمایش درآمده که نشان می‌دهد، حتی در فضایی به ظاهر غیرجنگی و بدون توجه به کلیشه‌های مألوف در این عرصه نیز می‌توان ارزش‌های دفاع مقدس را جلا بخشید. روح‌الله سهرابی که پیش از این فیلم «محدوده ابری» را ساخته بود، از زاویه دید متفاوتی به ماجرای مردان جنگ و آدم‌های درگیر با این موضوع پرداخته است. تمام روایت فیلم در زمان حال می‌گذرد. داستان این فیلم درباره مردی با نام «احسان»(با بازی کامبیز دیرباز) است که باید خبر مهم و تکان‌دهنده‌ای را به یک مادر منتظر بدهد. همین مسئله اتفاقات ناخواسته دیگری را برای او رقم می‌زند. او باید خبر پیدا شدن جسد یک شهید را به مادری که سال‌ها منتظر فرزندش بوده بدهد، اما عده‌ای مخالف این عمل هستند؛ مخالفتی که به درگیری میان آدم‌های درون فیلم منجر می‌شود.
«خاکستر و برف» یک فیلم ملودرام با روایتی معماگونه است. مخاطب از ابتدا وارد فضایی پر از تنش و کشمکش می‌شود. معما بر محور شخصیت‌های فیلم ساخته می‌شود. بیشتر بار ماجرا نیز بر دوش شخصیت احسان است. او از یک طرف دوست شهید بوده و از طرفی باید خبر شهادت را به مادر منتظر او برساند و از طرفی نیز با ممانعت و پرخاش دوستان و همسایگان سابق خود روبه‌رو می‌شود. فیلم، در این روایت چند بعدی، افزون‌بر مسئله شهادت و مادران شهدا و رنج‌ها و مشقت‌های بازماندگان دوران دفاع مقدس، به طور غیرمستقیم به مسائلی چون انتظار و عاشورا نیز می‌پردازد، چنانکه در فیلم می‌بینیم، گروهی از مردم قصد عزیمت به کربلا را دارند. آنها معتقدند اگر مادر منتظر، از شهادت فرزندش آگاهی یابد، سفر آنها لغو خواهد شد، چون باید به مراسم تشییع و خاکسپاری پیکر تفحص شده شهید مشغول بشوند. اما غافل از اینکه یکی از سربازان کربلای جبهه‌های نبرد حق علیه باطل بازگشته است و روح عاشورا زنده شده است.
در این میان، جنگ اصلی فیلم، میان دوست شهید و داماد مادر شهید است. فیلم «خاکستر و برف» به جای تلقین مستقیم مفاهیم ارزشی، سعی کرده با برپایی این دعوا مخاطب را به تفکر و بازاندیشی درباره دفاع مقدس دعوت کند.
تنها ضعف فیلم، کمبود داستان و حادثه در فیلم است. اگر «خاکستر و برف» روایت پرفراز و نشیب‌تری را دستمایه قرار می‌داد، می‌توانست هم به فیلم بزرگ و باشکوهی تبدیل شود و هم در جذب مخاطب بهتر عمل کند. یکی از نقاط ضعف آثار اغلب فیلمسازان جوان و نوجوی سینمای ما در سال‌های اخیر، کمبود داستان است که روح‌الله سهرابی نیز به آن دچار است. به همین دلیل هم بار اصلی فیلم، بر دوش دعوا و تنش در روابط میان آدم‌هاست.
جذابیت اصلی فیلم «خاکستر و برف» افزون‌بر ایجاد روابط پرکشمکش میان آدم‌های درون فیلم، فضاسازی خاص این اثر است. تمام فیلم در فضایی مه‌آلود و توأم با بارش کم و زیاد برف اتفاق می‌افتد؛ فضایی که به مفهوم تکان‌دهنده فیلم هم کمک می‌کند. این فضا، حکایت از تقابل تیرگی و سپیدی دارد. پس‌زمینه فیلم، تیره و تار و یأس است، اما سفیدی برف، یادآور نیکی و امید است.
صحنه پایانی فیلم، یکی از صحنه‌های ماندگار سال‌های اخیر سینمای ایران است. جایی که مادر شهید ـ مادر شهید منصوری که نقش مادر شهید را در این فیلم بازی می‌کند ـ پس از گذشت 90 دقیقه از فیلم، رخ می‌نماید و حاکی از نوعی خودآگاهی درباره سرنوشت روشن و افتخارآمیز فرزند خودش است. به این ترتیب، تماشاگر فیلم، با حالی دگرگون و پالایش‌یافته سینما را ترک می‌کند. مسئولیت اصلی سینمای متعهد همین است. اینکه درعین جذابیت و سرگرم کردن مخاطب، هم زمینه را برای تفکر و اندیشه تازه و خلاقانه نزد مخاطب فراهم کند و هم به پاکسازی باطن تماشاگر منجر شود. در غیر این صورت، سینما تنها به بازیچه‌ای برای تلف کردن وقت مردم تبدیل می‌شود.
با این حال، جای تأسف دارد که چنین فیلمی چرا به طور محدود و در گروه «هنر و تجربه» که برای مخاطب خاص سینما تعبیه شده، به نمایش درآمده است. این هم از دردهای فرهنگی امروز ماست؛ چرا آثاری که به سهولت ساخته می‌شوند و فاقد محتوای ارزشمندی هستند، بلافاصله پس از تولید و به طور گسترده در سینماها اکران می‌شوند، اما فیلم‌های دفاع مقدسی که با دشواری ساخته می‌شوند، باید مدت‌ها در نوبت اکران بمانند و پس از آن نیز به شکل مهجور و مظلوم به نمایش درمی‌آیند!


عاشورا و سینما
حسین کارگر


 

موضوعات تاریخی ـ مذهبی همواره یکی از سوژه‌های راهبردی در سینمای غرب بوده است. به ‌گونه‌ای که بسیاری از آثار سینمایی مشهور از این نوع هستند. از «ال سید» و «ده فرمان» گرفته تا فیلم‌هایی، مانند «هجرت: خدایان و پادشاهان» و «نوح». اتفاقاً همه این فیلم‌ها هم مضامینی یهودی داشته و به بازتولید تاریخ و ایدئولوژی صهیونیستی کمک می‌کنند.
در میان همه حماسه‌های تاریخی، عاشورا غنی‌ترین، کامل‌ترین و جامع‌ترین زمینه و نرم‌افزار برای خلق بدیع‌‌ترین و شورانگیزترین درام‌هاست. یکی از قدیمی‌ترین الگوهای درام‌پردازی در هنرهای نمایشی و تصویری، از قبیل سینما، تلویزیون، پویانمایی، بازی‌های رایانه‌ای و ...- تقابل خیر و شر بوده است.
اگر سینمای ایران در پی زیباترین زیبایی‌ها و عاشقانه‌ترین داستان‌هاست، پس چرا رنگ عاشورا در این سینما کم‌رنگ است؟ حتی اگر سینما را صرفاً برای تجارت و سرگرمی بخواهیم، باز هم حماسه عاشورا بهترین موضوع برای ساخت پرجاذبه‌ترین و مردم‌پسندترین آثار است. مگر نه اینکه هنوز هم آیین‌های ذکر شهادت امام حسین(ع) و یارانش در هیئت‌ها، پرمخاطب‌ترین گردهمایی مردمی در ایران محسوب می‌شود؟ سینمای ما در پی جهانی شدن و فتح بازارهای سینما در اقصی نقاط جهان است و مگر می‌توان داستانی جز عاشورا یافت که توان تسخیر قلوب انسان‌ها از همه ملل و نژادها را داشته و در عین حال، گویای فرهنگ و آرمان‌های ملی ما نزد خارجی‌ها باشد؟
نمونه بارز استفاده از چنین سوژه بزرگ و سترگی، سریال «مختارنامه» است. سریالی که طی سال‌های اخیر و به بهانه‌های مختلف از سیما به نمایش درآمده است. آنچه سبب تأثیرگذاری بی‌نظیر «مختارنامه» بر مردم شد، شباهت زياد ماجراها و كشمكش‌هاي متن آن با واقعيت‌هاي سياسي و اجتماعي زمانه ماست. به‌گونه‌ای كه در حین تماشای آن گاه فراموش مي‌کنیم که «مختارنامه» به دوره‌اي دور از ما و حدود هزار و 400 سال پیش برمي‌گردد و دچار اين پندار مي‌شديم كه اين روايت، شرح حال ماست. بدون تردید، اين مهم به قابلیت بي‌نظير و ذاتي عاشورا برمي‌گردد.
«مختارنامه» نشان داد، نمايش عاشورا و به طور کلی تاريخ اسلام در سينما و تلويزيون نه تنها ارزش‌هاي فرهنگي و ديني دارد، بلكه داراي جذابيت‌هاي خارق‌العاده و حيرت‌انگيزي است. اين سريال با همه ضعف‌ها و قوت‌هايش نشانه‌اي است براي مديران و برنامه‌سازان سيما مبني‌بر اينكه كشاندن مخاطب پاي رسانه ملي تنها از طريق برنامه‌هاي پرزرق و برق امكان‌پذير نيست. مي‌توان از تاريخ، حماسه، دين و سياست، فيلم و برنامه توليد كرد و در عين حال تماشاگر عام را نيز مجذوب كرد.
فیلم «رستاخیز» نیز نمونه دیگری از پرداختن به قیام عاشوراست. این فیلم با وجود سرمایه‌گذاری هنگفت، به دلیل برخی تحریف‌های تاریخی صورت گرفته در متن فیلم، ضعف ساختاری و همچنین نمایش نه چندان مطلوب چهره اسوه‌های قیام کربلا از؛ جمله حضرت عباس(ع) فیلم موفقی محسوب نمی‌شود؛ اما با این تجربه و درس گرفتن از نقاط ضعف فیلم «رستاخیز» باید زمینه ساخت آثاری در شأن قیام اباعبدالله(ع) فراهم شود.
 


خبرها

 نظر رئیس سازمان اوج درباره فیلم جدید حاتمی‌کیا
احسان محمدحسنی، رئیس سازمان هنری رسانه‌ای اوج (سرمایه‌گذار فیلم بادیگارد) با انتشار یادداشتی در صفحه اینستاگرام خود با عنوان «هوای تازه»، به عوامل و دست‌اندرکاران تولید جدیدترین ساخته ابراهیم حاتمی‌کیا خداقوت گفته و آنان را تحسین کرد.
در بخشی از این نوشته آمده است: بله، ابراهیمِ سینمای ایران، این ققنوسِ منزل گرفته بر دهانه آتشفشان، بار دیگر پر و بال می‌جُنباند و برای بلند شدن و ارتفاع گرفتن، مهیّا می‌شود. می‌دانم که حال و هوای این روزهای آقا ابراهیمِ ما بارانی است و خداوند هم ان‌شاء‌الله بر او خواهد بارید و امّا آهای جماعتِ اهل جبهه! آهای جامانده‌های از قافله شهیدان! آهای مدافعان حریمِ حَرَم! آهای پدران و مادرانِ چشم‌انتظار فرزندان مفقودالاثر این دیار الهی! شهادت می‌دهم ابراهیم حاتمی‌کیا در ادامه مسیر مجاهدان راه حق و احمد کاظمی‌ها، همدانی‌ها، قاسم سلیمانی‌ها و عزیز جعفری‌ها، در عرصه خطیر و به حال خود رها شده فرهنگ و هنر مظلومِ این سرزمین، از آرمان مقدسش کوتاه نخواهد آمد و برای ملحق شدن به یاران و دوستان شهیدش بی‌تاب است و لحظه‌شماری می‌‌کند.

حذف فرهنگ جمهوری اسلامی از بی‌ینال ونیز!
نمایشگاه گردان غرفه ایران در بی‌ینال ونیز اعلام کرد، نمی‌خواهند در این دوسالانه هنری، آثار فرهنگی مربوط به جمهوری اسلامی را معرفی کنند!
سال گذشته، گزینش هنرمندان و آثار هنری بدون صلاحیت، به‌‌منزله نمایندگان هنر ایران در دوسالانه هنری ونیز با انتقادات فراوانی همراه شد. در این‌ باره، «مارکو منگوتزو» نمایشگاه گردان غرفه ایران در بی‌ینال ونیز، در نشستی خبری تصریح کرد: «میکل‌آنژ» زمانی که در رویداد بین‌المللی شرکت کرد، معرف فرهنگ کشورش بود نه حاکمیت؛ پس نمی‌توان انتظار داشت آثاری که در بی‌ینال ونیز به نمایش گذاشته می‌شود، معرف جمهوری اسلامی ایران باشد.
 


گزیده مطالب
اسلام‌هراسی به بهانه حاکمیت دین

 
اسلام‌هراسی (Islamophobia ) ایجاد نوعی تصور ذهنی منفی نسبت به اسلام است، به‌گونه‌ای که مخاطب در مقابل طرح، استقرار یا توسعة نظام اسلامی در حوزه‌ فروملی، ملی یا فراملی، واکنش منفی از خود نشان دهد.
اسلام‌هراسی مفهومی است که به ترس، پیش‌داوری و تبعیض غیرعقلانی در قبال اسلام و مسلمانان اشاره دارد. مضمون اسلام‌هراسی آن است که دنیای اسلام به طور اعم و مسلمانان مقیم كشورهای غربی به طور اخص منشأ تهدید و خطر برای مردم، فرهنگ و تمدن غربی تلقی شوند. به طور كلی اسلام‌هراسی بر این مطلب دلالت دارد كه اسلام هیچ اشتراكی با دیگر مذاهب و فرهنگ‌ها ندارد؛ یك دین خشونت‌بار، متحجر و نابردبار است و تمدن اسلامی نسبت به تمدن غربی در درجه پایین‌تری قرار دارد و بیش از اینکه دین باشد، یک ایدئولوژی سیاسی است. بر این اساس، مسلمانان همواره تهدیدكننده ارزش‌های ملی و فرهنگ غربی معرفی می‌شوند. با تغییر رویکرد غرب در حاکمیت کشورهای اسلامی، در جهت تقویت و پشتیبانی گروه‌های تکفیری، برای تکمیل جورچین اسلام‌هراسی خود این بار در لباس «حاکمیت دین» است.
پس از پیروزی انقلاب و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران بر طاغوت ۲۵۰۰ ساله؛ یک جریان پرشتاب گفتمان انقلاب اسلامی که همان اسلام ناب محمدی است صورت گرفته است.
در مقابل گفتمان انقلاب اسلامی؛ جهان غرب نیز نوع حرکت خود را برای تغییر معنویت جهان سرعت بیشتری بخشیده است. دنیای غرب پس از درک اینکه سرعت و گفتمان انقلاب اسلامی اجتناب‌ناپذیر است، مبارزات خود را با القای عرفان‌های دروغین و چهره‌ای دروغ از اسلام آغاز کرده است. مبارزه‌ای که امروز سردمداران غرب با اسلام آغاز کرده‌اند؛ همان کاری است که در صدر اسلام اتفاق افتاد و آن انحراف در دین اسلام است.
دنیای استکبار با پذیرش اینکه نمی‌تواند گفتمان اسلام ناب را از اساس مورد انکار قرار دهد، اقدام به گسترش معنویت‌های انحرافی در جوامع اسلامی کرده است.
وقتی نمی‌توانند با معنویت مقابله کنند و اساس آن را انکار کنند، یا اینکه از اساس نتوانستند با اعتقادات راسخ ملت‌ها مبارزه کنند اقدام به تغییر شکل مفاهیم غیبی و قدسی معنویت کرده‌اند.
مدعیان مبارزه با تروریسم، مروّجان اصلی این پدیده شوم در جهان، به‌ویژه در سرزمین‌های اسلامی هستند و جریان‌های سوریه و لبنان و افغانستان نمونه‌هایی از این حمایت‌های پنهانی است.
القاعده به‌‌مثابه یکی از هم‌پیمانان منطقه‌ای تأمین‌کننده منافع غربی‌ها در دنیای امروز می‌کوشد تا با نام حاکمیت دین و دین‌مداری، خشونت و ترور را در منطقه نهادینه کرده، عملاً اسلام‌هراسی را در منطقه ایجاد کند.
یکی از علل شکل‌گیری و تشدید اسلام‌هراسی در دوران معاصر را ظهور ایدئولوژی اسلام سیاسی دانسته‌اند. اگرچه جنبه‌های سیاسی اسلام در طول تاریخ مورد توجه قرار داشته است، اما در دوران معاصر گرایش‌های مختلف اسلامی بر ابعاد سیاسی اسلام تأکید مضاعفی داشته‌اند. تلاش‌های تبلیغاتی این جریان‌ها در کشورهای مختلف، به ویژه از دهه ۱۹۷۰ میلادی تأثیر فراوانی بر اسلام‌هراسی داشته است. در این میان جریان‌های سلفی با حمایت دولت‌هایی چون عربستان تبلیغات دامنه‌داری برای گسترش دیدگاه‌های خود به عمل آورده‌اند. امکانات مالی هنگفت و تبلیغات گسترده این جریان سبب شده است که مردم کشورهای غیرمسلمان بر اساس قرائتی که این جریان‌ها از اسلام ارائه می‌کنند تصور خود را از اسلام شکل دهند. همچنین جنبه دیگر تأثیر ایدئولوژی اسلام سیاسی بر شکل‌گیری اسلام بخش قابل‌توجهی از تحلیل‌ها درباره پدیده اسلام‌هراسی است که بر استراتژی اسلام به مثابه «دیگری» تأکید می‌کنند. در این تحلیل‌ها نقش ساموئل هانتینگتون و نظریه برخورد تمدن‌های او مورد توجه ویژه‌ای قرار می‌گیرد. هانتینگتون در این نظریه در پی آن بود تا از نظر مفهومی برخورد میان غرب و اسلام و مسلمانان را با ادعای برخورد اجتناب‌ناپذیر تمدنی میان اسلام و غرب، پیش‌بینی و تحلیل کند. هانتینگتون در این باره می‌نویسد: «مادامی كه اسلام همچنان اسلام بماند و غرب نیز غرب بماند، نزاع بنیادین میان این دو تمدن و روش زندگی، روابط آنها را در آینده نیز تعریف خواهد كرد؛ درست همان‌گونه كه در ۱۴ قرن گذشته صورت پذیرفته است.»
مفهوم «دیگری» در این تحلیل‌ها و سیاست‌ها از یک سو بسیاری از سیاست‌های قدرت‌های غربی که به خودی خود پذیرفتنی نیستند را توجیه می‌کند و از سوی دیگر به هویت غربی معنا می‌دهد. توجیه بودجه‌های متورم، زیر نظر گرفتن شهروندان و نقض حریم خصوصی و حقوق شهروندی آنان، نقض حقوق بشر، حملات نظامی و اشغال کشورهای دیگر نمونه‌هایی از کارکردهای این سیاست به‌شمار می‌آید.
در زمینه کارکرد «دیگران» هویت‌بخشانه «ادوارد سعید»، شرق‌شناس مسلمان معتقد است که نگاه غرب به اسلام (كه منشأ دیدگاه‌های اسلام‌ستیزانه بوده است) نشئت گرفته از مسائل هویتی و احساس خطر از مسلمانان بوده است. به عقیده او نگاه جوامع غربی به اسلام و مسلمانان از دریچه نگاهی غیر واقعی بوده و آنها در صدد کشف شرق نبوده‌اند، بلكه شرقی را اختراع كرده‌اند تا آن را به‌مثابه «دیگران» مبنای تقویت هویت غربی قرار دهند.
حکمت حکیمی‌فر
 

 


تریبون
جمع‌بندی تریبون ـ 14
مهم‌ترین عامل ثبات جمهوری اسلامی با وجود دولت‌های متفاوت چیست؟
چهاردهمین هم‌اندیشی پیامکی تریبون را به مسئله ثبات جمهوری اسلامی در اوضاعی که همه کشورهای منطقه دچار تنش‌ها و چالش‌های امنیتی هستند، اختصاص داده‌ایم. مسلم است، الگوی مترقی ولایت‌فقیه در جمهوری اسلامی اصلی‌ترین عامل این ثبات است. این امر در نظرات همراهان گرانمایه نیز به خوبی منعکس شده است.
ولایت‌فقیه
بیشتر همراهان گرامی به نقش اساسی ولی‌فقیه در ثبات جمهوری اسلامی در اوضاعی که دولت‌های مختلف با دیدگاه‌های گوناگون در دوره‌های چهار‌ساله سکان قوه اجرایی کشور را به دست می‌گیرند، معتقد هستند. در این میان همراهانی، همچون «مرتضی بابازاده» از آذرشهر، «وحید محمد ابراهیم‌زاده» از رشت، «مرضیه احمدی» از داران، «نجفی» از کرمان، «محسن قاسمی» از نهاوند، «عبدالرضا دهرویه» از سمنان، «ایمان عمویی» از ساری، «محمد زارع‌تیموری» و «یونس عالی» از شهرکرد، «عباس قموشی» و «علی نوری‌امامزاده‌ای» از خوانسار، «محمد کریم‌زاده» از اصفهان، «مهدی شهریاری» از راور، «حبیب حبیبى» از محمدیار، «امیر مستانی» و «اکبر سیاهی» از مرند، «محمد زارعی‌برآبادی» از خواف، «محمد آقایى» از اراك، «محسن احمدی» از قروه، «محمدرضا قنبری» از کرمانشاه، «جواد صادقی‌سطری» از سنقر، «مجتبی سلیمانی» از نیشابور، «موسی اسفندیاری» و «سیدامیر شکوهی» از شیراز، «فرامرز الیاسی» از ثلاث باباجانی، «ج. ترکمندی» از بیجار، «گروس احمدی» از سنقر و كلیایی، «صمد آزادمنش» از میانه، «الیاس مؤمنی» از مشهد، «ابوتراب رمضانپور» از تهران، «محمدرضا محی‌آبادی» از کرمان، «میثم ولی‌پور» از آشخانه، «ساجدی‌پور» از نیشابور، «حمزه‌لو» و «سیدسجاد هاشمی‌کیا» از گچساران، «محسن رزمی» از بوشهر، «احمد نمازی» از کازرون، «سیف‌الله میرزایی» از تهران، «محمدرضا زاهد» از بیرجند، «عیوضی» از آبادان، «خانی‌پور» از کوهدشت، «زبیر زارع» از سپیدان فارس، «علی محرمی» از چالدران، «حسن عباسقلی‌پور» از تهران، «ناصر حبیبی» از بهشهر، «میلاد رحمتی» از تالش، «فیروز کیماسی» از اصفهان، «حمیدرضا آذرسامانی» از شهرکرد، «امیر رجبی‌فرد» از کاشان، «احمد محمدی» از آبیک و «سلیمان محمودی» بر این باور تأکید داشته‌اند.
تبعیت مردم از ولی‌فقیه
«محمد صابری‌فر» از کردکوی معتقد است، ولایت‌فقیه و اطاعت مردم از آن عامل این مسئله است و با همین نگاه «ابوالفضل رهدار» از زاهدان و «فرید» از تهران نظر خود را بیان کرده‌اند و احمد سالمی نیز، نظری مشابه دارد. «تکتم یعقوب‌زاده» از بیرجند در این میان، به بصیرت مردم هم اشاره کرده است.
خون شهدا
خانم «ژاله نوعی» از تهران در کنار مسئله ولایت‌فقیه به تأثیر خون شهدا اشاره کرده است و «محمدعلی یونس‌زاده» از رشت و «محمدحسین سبزی» از تهران نیز چنین نظری دارند.
قدرت نظامی
«اعظم» و «هاجر موسوی» از چادگان معتقدند، قدرت نظامی مهم‌ترین عامل ثبات جمهوری اسلامی است و «سیدمحمد خدایی» از اردکان، «امیررضا»، «امین»، «علی» و «محمود نصرالله‌زاده» از تهران، «نجفی» از قشم و «رامین محرمی» از شوط نیز در این مسئله هم نظر هستند؛ هر چند به نظر نمی‌آید چنین نظری به‌طور مطلق درست باشد.
شورای نگهبان
«جواد قاسمی» از استان مرکزی، در کنار ولایت‌فقیه، اقتدار نظامی و قانون اساسی، مسئله وجود شورای نگهبان را در این موضوع مؤثر دانسته است.
استکبارستیزی
استكبارستیزى نیز موضوعی است که «الهام عباسقلی‌پور» از املش، «علی مجیدی» از آذرشهر و «محمدهادی عرفانی» از باشت، آن را مطرح کرده‌اند.
ولایت و سپاه
«مصطفی اکبری» از داران، «علیرضا شهبازی» و «رحیم صبری‌منفرد» از قشم، افزون‌بر مسئله ولایت‌مداری، وجود نهاد حراست‌کننده انقلاب، یعنی سپاه را در این مسئله مؤثر می‌داند.
وحدت مردم
وحدت مردم نیز موضوعی است که بیشتر همراهان این نظر، آن را در کنار ولایت‌فقیه مؤثر می‌دانند. «مریم بخشنده» از قائمشهر، «سیدمهدی علیدخت» از بشرویه، «ایرج حسن‌پور» از یاسوج، «طاهره نریمانی» از گالیکش چنین نظری دارند و «آسیه ثانوی» از تهران، افزون‌بر این به توکل بر خدا نیز معتقد است.
وحدت و بصیرت را «سیدصاحب موسوی» از رشت مطرح شده و «قابل قبادی» از رشت، «امیریان» از کرمانشاه، «مجتبی دهنوی» از کنگاور و «عفت شریفی» از نجف‌آباد اصفهان بر اتحاد تأکید کرده‌اند. «طیبه بهادر» از کرمان نیز، ایمان و اقتدار فرزندان ایران را مؤثر دانسته است.
برندگان تریبون ۱۴
تکتم یعقوب‌زاده از بیرجند/ ابوالفضل رهدار از زاهدان
ساجدی‌پور از نیشابور
پرسش تریبون ۱۵
ورود روسیه و چین به مبارزه با تکفیری‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

 

کتیبه سبز

 سرشار شور حبیب...
(برای سردار شهید حسین همدانی)
گفتند در چشم‌هایش، گلچرخ عین‌القضات است
شب‌خوانی شامگاهش، نجوای پیر هرات است
چشمش غریبانه مانده است، در خلسه‌ای ارغوانی
محو فرود عقابی رو بر کدامین فلات است
می‌دید آری زمین با آن روح عرشی غریبه است
می‌دید دنیا مجال شطرنج‌بازان مات است
سردار گرم تماشا، هنگام مشق شهادت
درآن نگاه عطش نوش، سوگند والعادیات است
سرشار شور حبیب و دلواپسی‌های عابس
در غربتی کربلایی چشمش به شط فرات است
بیرون زد از خیمه سردار، زل زد به چشم ستاره
آهسته این نغمه سر داد انگار لیل‌البرات است
حس می‌کند بین صحرا، آل‌علی را به زنجیر
زخم عمیقی از آن بر، پیشانی کاینات است
حس می‌کند کاروان را، با خطبه‌های ستم‌سوز
بر خطبه‌ها در تجلی آیات صوم و صلات است
حس می‌کند جور دیگر، گلدسته‌های شهیدی است
می‌بیند آن سو که کشتی با بادبان نجات است
عباس با مشک تشنه، بین فرات ایستاده
اشکی بیفشان بر آن مشک این عین آب حیات است
گفتم غزل می‌سرایم از موج خیز نگاهش
توصیف دریا نه کار مستفعلن فاعلات است
محمدحسین انصاری‌نژاد

 

نماز ظهر عاشورا
نماز ظهر عاشورا، نماز اضطراری بود
نمازی سربه‌سر اخلاص و مشق بیقراری بود
در آن هنگامه خون و عطش، تکلیف و جانبازی
توجه کن ز عمق جان، حدیث استواری بود
که یعنی شیعه در هر حال، می‌خواند نمازش را
حضور حضرت جانان، جواز رستگاری بود
بدان قدر شریعت را، چنین ساده از آن مگذر
برای ثبت در تاریخ ایمان، یادگاری بود
عبدالمجید فرائی

 


حسن ختام


 خدا کند تو بیایى...
از عمق ناپیداى مظلومیت ما، صدایى آمدنت را وعده مى‏داد.
صدا را، عدل خداوندى صلابت مى‏بخشید و مهر ربانى گرما مى‏داد.
و ما هر چه استقامت، از این صدا گرفتیم و هر چه تحمل، از این نوا دریافتیم.
در زیر سهمگین‌ترین پنجه‏های شکنجه تاب مى‏آوردیم که شکنج زلف تو را مى‏دیدیم. در کشاکش تازیانه‏ها و چکاچک شمشیرها، برق نگاه تو تاب‌مان مى‏داد و صداى گام‌هاى آمدنت توان‌مان مى‏بخشید.
تحمل شداید از آن رو شدنى بود که ظهورت شدنى بود و به تحقق پیوستنى.
انگار تخم صبر بودیم که در خاک انتظار تاب مى‏آوردیم تا در هرم خورشید تو به بال و پر بنشینیم.
سنگینى بار انتظار بر پشت ما، سنگینى یک سال و دو سال نیست، سنگینى یک قرن و دو قرن نیست؛ حتى از زمان تودیع یازدهمین خورشید نیست.
تاریخ انتظار و شکیبایى ما به آن ظلم که در عاشورا بر ما رفته است، برمى‏گردد، به آن تیرها که از کمان قساوت برخاست و بر گلوى مظلومیت نشست، به آن سم اسب‌هاى کفر که ابدان مطهر توحید را مشبک کرد؛ به آن جنایتى که دست و پاى مردانگى را برید.
از آن زمان تاکنون ما به آب حیات انتظار زنده‏ایم؛ انتظار ظهور منتقم خون حسین(ع).
انتظار و بردبارى ما را وسعتى است از هابیل تاکنون و تا برخاستن فریاد جبرئیل در زمین و آسمان و آوردن مژده ظهور امام زمان(عج)...
سیدمهدى شجاعى