بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

دُر ثمین بین‌الملل

سردار حسین همدانی در شرایطی مدیریت مستشاری ایران در سوریه را به‌عهده گرفت که همه شواهد و قرائن از سقوط قطعی نزدیک دولت سوریه خبر می‌داد. بسیاری از بخش‌های سوریه از سوی گروه‌های مسلح معارض به تصرف درآمده بود و پایتخت نیز در محاصره این نیروها قرار داشت. در داخل ایران، سوریه و در سطح منطقه کمتر کسی تردید داشت که کمتر از یک‌ماه دولت سوریه ساقط می‌شود. در آن اوضاع سردار همدانی مسئولیت اداره این پرونده را به‌عهده گرفت.
درست است که همدانی «تکلیف‌گرا» بود، اما پذیرش پرونده سوریه را از موضع بالاتری انجام داد و آن «اعتماد به نصرت خدا» بود. همدانی را من در آن روزها در دفتر کارش دیدم. او تردیدی نداشت که خداوند متعال به او برای برگرداندن صحنه کمک خواهد کرد و از این رو با همین اعتماد، در دل خطر فرو رفت و حدود یک‌سال‌ونیم بعد توانست صحنه را به نفع جبهه مقاومت برگرداند. حضور «حاج حسین» در سوریه یک حضور حسینی بود؛ یعنی از یک سو می‌دانست که فرماندهی یک نبرد نابرابر را به عهده گرفته است و از سوی دیگر باید به‌گونه‌ای حضور می‌یافت که اطمینان به پیروزی را در دیگران ایجاد می‌کرد. او این همه را در همراه کردن همسر و فرزندان دیده بود و از این رو مقامات سوریه که به‌شدت نگران اوضاع شده بودند وقتی دیدند همدانی با زن و بچه در صحنه حضور یافته است، مطمئن می‌شدند که از یک طرف همدانی تا آخر با آنهاست و ثانیاً او برای غلبه بر دشمن آمده، نه برای شکست خوردن، اما سردار همدانی این همه را از همان «اعتماد به نصرت خدا» داشت. شهید حسین همدانی حدود یک‌سال‌ونیم پس از آنکه پرونده مستشاری سوریه را به‌دست گرفت، توانست فرماندهان سوریه را با خود هماهنگ کند. بالاخره ارتش سوریه برتری همدانی را در طراحی عملیات پذیرفت و با او هماهنگ شد. همدانی در این فاصله تجربه بسیج را در سوریه پیاده کرد. ظرف شش تا ۹ ماه موفق شد «دفاع وطنی» که همان بسیج ملی است را با ترکیب نیروهای جوان شیعه و سنی به‌وجود آورد و از اینها به‌‌مثابه نیروهای خط‌شکن استفاده کند. این نیروهای جدید که قالب آموزشی جدیدی داشتند، توانستند عملیات‌های مهمی انجام دهند و امروزه نیروهای دفاع وطنی خود یک ارتش کارآمد غیرکلاسیک هستند و به سرمایه‌ای برای مردم سوریه تبدیل شده‌اند.
یکی دیگر از نکاتی که باید درباره سردار همدانی گفته شود، ولایتمداری او در عرصه بین‌الملل بود. ولایتمداری یک شاخص مهم در صداقت فرد است و زمانی اندازه آن مشخص می‌شود که «ابتلای بزرگی» پیش آید. این ابتلا در سال ۸۸ پیش آمد و معلوم شد که خیلی از مدعیان، ولایتمدار نیستند و ولایتمداری‌شان تنها به درد دوران عادی می‌خورد که «یدخلون فی دین‌الله افواجا». اما ولایتمداری در عرصه بین‌المللی از ولایتمداری در عرصه داخلی مهم‌تر است؛ چرا که در عرصه بین‌المللی ما با انواعی از مشکلات و محدودیت‌ها روبه‌رو هستیم. در اینجا حفظ باور نسبت به «حقانیت» و «کارآمدی» و «بایستگی» رأی و نظر ولایت خیلی دشوار است ضمن آنکه در این حوزه به دلیل خارج از دسترس بودن خیلی از شرایط، نظر رهبری از توسعه میدانی برخوردار است؛ یعنی فرد ولایتمدار به اقتضای صحنه می‌تواند بعضی از تصمیمات را شخصاً بگیرد. در اینجا توجه فرد به نظر رهبری و تلاش وسیع او برای تحقق آنچه «ولایت‌امر» فرموده‌اند از اهمیت مضاعفی برخوردار است. شهید حسین همدانی از این زمره افراد و ولایتمدار بود که وقتی نظر ولایت امر را بر لزوم حفظ سوریه از نفوذ جبهه استکبار دریافت کرد برای تحقق آن به‌طور جدی وارد میدان شد و یقین داشت که نظر ولایت حتماً محقق می‌شود. او این صحنه دشوار را با تبسمی رضایتمندانه مدیریت کرد، نه با تسلیمی ناباورانه و همین عامل شهید همدانی را «دُرّی ثمین» در عرصه «ولایتمداری بین‌الملل» قرار داده است.
 
سعدالله زارعی


مشاور فرمانده نیروی دریایی سپاه
دشمنان به قدرت نیروی دریایی سپاه باور دارند

مشاور فرمانده نیروی دریایی سپاه در گفت‌وگو با خبرنگار صبح‌صادق گفت: دشمنان به قدرت نیروی دریایی سپاه باور دارند.
سردار قاسم یساول‌گفت: دشمنان می‌دانند که نیروی دریایی سپاه توان برد عملیاتی فراتر از مرزهای ایران را دارد و در هر نقطه‌ای می‌تواند به منافع آمریکا ضربه بزند.
وی افزود: یکی از سلاح‌هایی که امروز نیروی دریایی در اختیار دارد، موشک زیر آبی است. شاید دو سه کشور در دنیا این محصول را داشته باشند. در رزمایش دو سال پیش زمانی که نیروی دریایی سپاه همین یک محصول را ارائه داد، تمام پیش‌بینی‌های دشمنان‌مان را به هم زد.
سردار یساول گفت: مین‌های هوشمند که قابل مین‌روبی و امحا نیستند نیز یکی دیگر از توانایی‌های نیروی نظامی ماست، این فناوری متناسب با نیازی که داریم و تهدیداتی که متوجه ماست طراحی شده است.
وی درباره مأموریت‌های دفتر نیروی دریایی تهران گفت: این مجموعه به دستور رهبر معظم انقلاب تشکیل شد. سال گذشته که ایشان به بندرعباس تشریف آوردند، گزارش‌هایی از روند کارهای نیروی دریایی سپاه به ایشان داده شد، ایشان تدبیر فرمودند که ستاد نیروی دریایی یک مجموعه قوی در تهران تشکیل بدهد تا بدین وسیله مصوبات و اموری که نیروی دریایی در تهران دارد را پیگیری کنند.
سردار یساول افزود: ما حسب دستور سردار فدوی به تهران آمدیم و این مجموعه ستاد را تشکیل دادیم تا بتوانیم پشتیبانی خوبی از نیروی دریایی سپاه که در حال حاضر در مناطق جنوبی کشور استقرار دارند، انجام دهیم.
سردار ابوذر رشیدی، مسئول بازرسی نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز در گفت‌وگو با صبح‌صادق گفت: دشمنان ما در این دهه اخیر چندین مرحله ایران را تهدید کردند و تقریباً نزدیک بود که این تهدیدات خود را به منصه ظهور و بروز برسانند؛ اما از آنجایی که به توان دفاعی جمهوری اسلامی پی بردند جرئت مقابله با ایران را در خود ندیده و پا پس کشیدند.
سردار رشیدی افزود: دشمنان ما افزون بر اینکه به توانمندی‌های تجهیزاتی و تسلیحاتی ما پی برده‌اند، بالاتر از آن ایمان رزمندگان و دلاورمردان‌مان در هشت سال دفاع مقدس و در عرصه‌های مختلف رویارویی را دیده‌اند و می‌دانند که اگر تهدیدی متوجه ایران عزیز شود همین پاسداران و نیروهای نظامی آموزش‌دیده و مؤمن ما هستند که وارد میدان خواهند شد و در عرصه جهاد و دفاع، پاسخ دندان‌شکنی به آنها خواهند داد.
وی همچنین درباره انتقال فرماندهی نیروی دریایی سپاه از تهران به بندرعباس گفت: منطق نظامی می‌گوید که ما هر چه به صحنه نبرد نزدیک‌تر باشیم مدیریت و فرماندهی بهتری خواهیم داشت. در دوران دفاع مقدس نیز تمام فرماندهان لشکر تقریباًً در خط مقدم بودند و به همین دلیل بود که ما نتایج حیرت‌انگیزی در صحنه عمل و عملیات‌ها به‌دست آوردیم و امروز نیز این تجربیات را در صحنه‌گردانی وقایع پیاده می‌کنیم، در حالی که در جنگ‌های جهان فرماندهان در قرارگاه‌هایی پشت خط می‌مانند و از همان جا عملیات‌ها را هدایت می‌کنند. در تفکیک وظایف، مأموریت دفاع از خلیج‌فارس و تنگه هرمز که بر عهده نیروی دریایی سپاه قرار داده شد، از این جهت بود که حضرت آقا فرمودند: نیروی دریایی برود و در جنوب مستقر شود.
سردار رشیدی گفت : همان‌طور که مستحضر هستید خلیج‌فارس و تنگه هرمز یکی از حساس‌ترین نقاط راهبردی جهان است. زمانی که یازده نقطه راهبردی دریایی جهان را نام می‌برند، دو منطقه از این یازده منطقه متعلق به ایران است؛ یکی جزایر سه‌گانه و دومی تنگه هرمز است.
وی افزود:بیش از 40 درصد انرژی جهان از همین منطقه خلیج‌فارس و از تنگه هرمز صادر می‌شود. با توجه به نقشی که انرژی در اقتصاد جهان دارد؛ میزان اهمیت مأموریت‌های محوله به نیروی دریایی سپاه برای برقراری امنیت انرژی و امنیت جمهوری اسلامی ایران مشخص می‌شود.
سردار رشیدی در ادامه گفت: استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا به‌راحتی نمی‌تواند از این منابع انرژی چشم‌ بپوشد، از همین روست که سعی می‌کنند به طرق مختلف در منطقه حضور پیدا کنند و طبعاًً به‌دنبال متشنج کردن اوضاع منطقه هستند تا بتوانند منافع بیشتری از ثروت‌های خدادادی منطقه ببرند؛ به همین جهت نیروی دریایی سپاه نیز به‌منظور مقابله با تهدیدات احتمالی در منطقه مستقر شد و الحمدلله تاکنون نقش مؤثر و مطلوبی در برقراری امنیت و مهار شیطنت‌های آمریکا و عواملش در منطقه داشته است.


یادداشت

نقش اپوزیسیونی چهار وزیر در هیئت دولت
نامه مشترك چهار وزير به رئيس‌جمهور و نگراني آنها از وضعيت اقتصادي كشور و نزدیک شدن به نقطه بحران، بازتاب وسيعي در داخل و خارج از كشور داشت و در پي اين بازتاب‌ها واكنش‌هاي زيادي هم از سوي افكار عمومي و هم از سوی صاحب‌نظران حرفه‌ای، چه حامی و طرفدار دولت و چه از سوی منتقدان انجام گرفته است. درست زمانی که همه منتظر شنیدن اخبار خوش اقتصادی پس از توافق هسته‌ای بودند، نامه چهار وزیر آب سردی بر همه این انتظارهای چند ماهه مردم درباره بهبود اوضاع اقتصادی پس از توافق بود. ظاهر قضیه این است که متن نامه خیلی شفاف و بدون هیچ حاشیه درباره دو موضوع اقتصادی وضعیت رکود و بازار سرمایه به‌منزله نماگر اصلی اقتصاد است؛ اما نامه‌نگاری و رسانه‌ای کردن آن در زمانی که به اجرای برجام و لغو تحریم‌ها نزدیک می‌شویم، نشان از آن دارد که چرا از سوی گروهی در دل خود کابینه دولت این اتفاق افتاده است. فروض مختلفی متصور است که به‌طور اجمال بیان می‌شود تا اهداف پشت ‌پرده آن بهتر مبرهن شود.
اقدام فوري و فوق‌العاده بازار بورس؛ از ترکیب چهار وزيري كه به طور مشترك درباره ركود بازار سرمايه به رئيس‌جمهور نامه‌اي نوشتند، از حیطه کاری آنها پیداست که با شركت‌هاي بورسي در ارتباط هستند. افت ۱۸۰هزار ميلياردي ارزش بازار بورس اوراق بهادار در حدّفاصل دي ماه سال ۹۲ تا شهريور ماه سال جاري، افزون‌بر آب شدن سرمایه ریز و درشت سهامداران، ركود حاکم بر این بخش به سمت بحران اقتصادي حرکت می‌کند. به نظر می‌رسد، اين وزيران احساس كرد‌‌ه‌اند، دولت بايد اقدام فوري و فوق‌العاده يا به عبارت ديگر اقدامي وسيع‌تر از اوضاع عادي در بازار سرمايه انجام دهد. شاید وزیران امضا‌کننده در این فکر بوده‌اند با عمومی کردن این نامه، رویکرد آقای روحانی به وضعیت رکود در اقتصاد را تغییر دهند تا به مسئله رکود و بورس بیشتر توجه ‌کند.
مخالفت تلویحی با تداوم سیاست‌های اقتصادی؛ دولت روحانی با سیاست‌های انقباض پولی و انضباط مالی، طی دو سال گذشته تا حد زیادی سعی در مهار پایه پولی و تورم داشته است؛ موضوعی که خود به تعمیق رکود در اقتصاد ایران منجر شده است. آنچه در نامه چهار وزیر به روحانی وجود داشت، بخشی شامل انتقاد به سیاست‌های فعلی اقتصادی و تداوم آنهاست. بدون شک، وزرای امضاکننده، مخالفت تلویحی خود را با تداوم این سیاست‌ها اظهار کرده‌اند. احتمال دارد با این کار به بانک مرکزی برای تزریق نقدینگی به بازار فشار وارد کنند. اگر این اتفاق بیفتد، خود تزریق نقدینگی غیرمتعارف سبب می‌شود به نقطه اولیه دو سال پیش بر‌گردیم که رکود و تورم بالا را با هم داشتیم.
تأثیرگذاری بر روند تصویب برجام در مجلس؛ به نظر می‌رسد، همزمانی انتشار نامه چهار وزیر با تصویب برجام در مجلس شورای اسلامی بی‌ارتباط نباشد؛ چون مجلس هنوز برجام را تأييد نكرده و دشمن هم تحريم را بر نداشته است بنابراين مردم، رسانه‌ها و فعالان اقتصادی حتی سهام‌داران به مجلس فشار بياورند تا برجام را سريعاً تأييد کند.
فرار به جلو به دلیل عدم پاسخگویی؛ در هیچ کجای دنیا مرسوم نیست که وزیران با نوشتن نامه، مشکلات اقتصادی را نزد افکار عمومی ببرند و به رئیس‌جمهور خود هشدار دهند که اوضاع بحرانی است. مگر افکار عمومی می‌توانند وظیفه دولت را انجام دهند که آنان را در جریان این مشکلات قرار می‌دهند. معمولاً در مواقعی که فردی خود را با دولت هماهنگ نمی‌داند، استعفا می‌دهد تا فردی جایگزین او شود که بتواند با سیاست‌های دولت هماهنگ باشد.چون این اتفاق افتاده است، به نظر می‌رسد که این حرکت نوعی فرار به جلو است و آنان به جای اینکه وظایف خود را در راستای رکودزدایی انجام دهند و دو سال عملکرد خودشان را به ملت گزارش دهند، اقدام به نوشتن نامه هشدارآمیز به مافوق خود کرده‌اند که با عرف سیاسی هیچ‌کدام از نقاط دنیا سازگار نیست.ايجاد شكاف در بين كابينه آقای روحاني؛ هرچند در این نامه، به‌صورت رسمی راهکاری ارائه نشده است، اما از مضمون نامه آن می‌توان رد پای دیدگاهی را مشاهده کرد که تنها با طرح مسئله به طور ویژه سیاست‌های پولی در دو سال اخیر را عامل رکود اقتصادی می‌داند و نسبت به برخی از سیاست‌های ناهمسوی اقتصادی هشدار داده شده و بر ضرورت تصمیم‌گیری عاجل، در جهت جلوگیری از بحران تأکید شده است. انتشار نامه می‌تواند به نوعی اختلافی را نشان دهد که تاکنون به این شکل مشهود نبوده است. واگرایی ایجاد شده در گروه اقتصادی، بیش از اینکه ضرورت تغییر سیاست‌ها را طلب ‌کند، این تحلیل را به‌وجود می‌آورد که باید دلایل ایجاد‌کننده چنین واگرایی برطرف شود. برای نمونه، درباره نرخ ارز سه دیدگاه متفاوت (افزایش نرخ ارز، کاهش نرخ ارز و حفظ وضع موجود ) را شاهد هستیم.
تلقی وجود تضارب آرا در دولت؛ هرچند این نامه وجود افتراق را در بعد سیاست‌های اقتصادی، آن هم در دل دولت نشان می‌دهد، اما برخی از نزدیکان دولت در توجیه این کار به‌گونه‌ای تحلیل کرده‌اند که وجه مثبت کابینه روحانی را نشان می‌دهد، یعنی در آن، همه گوش به فرمان نبوده و تضارب آرا برای رسیدن به بهترین سیاست‌های ممکن وجود دارد.
پس باید این واقعیت را پذیرفت که انتشار نامه و درگیر کردن مردم و افکار عمومی نه تنها مشکل را حل نمی‌کند، بلکه این وضعیت را تشدید و بدتر خواهد کرد. حال اگر واقعاً اختلافی در گروه اقتصادی دولت وجود دارد یکی از راه‌حل‌های خروج از این بحران انتخاب یک تصمیم‌گیر و هماهنگ‌کننده مسلط اقتصادی، مانند بسیاری از کشورهاست تا اختلاف‌نظرها برطرف شود. باید قبول کرد که اوضاع رکود تورمی، اوضاع اقتصادی سختی است. برخی از دولت‌ها در قالب انتخاب بین تورم و رکود عمل می‌کنند و توان و تجربه اقدام توأم را ندارند؛ کاری که ما در ایران شاهد آن هستیم، تمرکز گسترده دولت بر روی تورم است که تشدید رکود را به دنبال داشت. دولت در اوضاع کنونی در بهترین حالت می‌تواند عواملی را که خود برای ایجاد رکود به‌وجود آورده است، برطرف کند. دولت باید تعادل بودجه‌ای، عمق‌بخشی به بازارهای مالی، اصلاح قیمت‌های نسبی، اصلاح بوروکراسی عریض و طویل، دست برداشتن از تصدی‌گری، اصلاح نظام بانکی و نرخ سود و... را انجام دهد تا خروج از وضعیت رکود تورمی شتاب بیشتری بگیرد. یکی دیگر از کارهای فوری در این بخش، سیاست‌های انبساطی پولی و هدفمند برای بخش‌های مولد است. همچنین، باید فعال کردن بخش مسکن، پرداخت بدهی‌های دولت به نظام بانکی و در نهایت بسته سیاست پولی برای افزایش منابع قابل وام‌دهی و کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی، محور اصلی سیاست‌های اقتصادی دولت برای خروج از رکود باشد.
علی قاسمی


 

صفحه 2
سياسي

 

 

فرمانده معظم کل قوا در جمع فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه
مذاکره با آمریکا ممنوع است
امام خامنه‌ای با بیان اینکه مذاکره با آمریکا ممنوع است، تأکید کردند: ادعای آمریکا برای مذاکره با ایران برای نفوذ است.
فرمانده معظم کل قوا در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و جمعی از خانواده‌های آنان و همچنین خانواده‌های شهدای این نیرو، با اشاره به نقش جوانان انقلابی نیروی دریایی سپاه و جوانان شجاع جنوب در تأمین امنیت دریا و ایجاد رعب در دشمن، بیان کردند: دشمنان به دنبال تغییر محاسبات مسئولان و تغییر افکار مردم، به‌ویژه جوانان هستند و همه باید هوشیار و بیدار باشند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در این دیدار با اشاره به اهمیت موضوع امنیت دریا، گفتند: آمادگی‌ها باید همواره به‌گونه‌ای باشد که براساس دستور قرآنی، در دشمن ایجاد رعب کند و جرئت تجاوز را از او بگیرد؛ زیرا اگر خاکریزها قابل نفوذ باشند، دشمن نفوذ خواهد کرد.
فرمانده کل قوا با تأکید بر اینکه ما هیچ‌گاه شروع‌کننده جنگ نخواهیم بود، افزودند: اما طبیعت دشمن همواره خوی تجاوز و نفوذ است، بنابراین باید توانایی‌های علمی و تجهیزاتی در قالب نوآوری‌ها، روزبه‌روز افزایش یابند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، هم‌افزایی نیروی دریایی سپاه و نیروی دریایی ارتش را بسیار ضروری خواندند و با تأکید بر لزوم زنده نگه داشتن یاد و خاطره جوانان با ایمان و انقلابی، همچون شهید نادر مهدوی و همراهان وی که شجاعانه در مقابل ناو آمریکایی‌ها ایستادند و به آنها درس فراموش‌نشدنی دادند، گفتند: با این رشادت‌ها و ایستادگی‌ها، دشمنان نظام اسلامی متوجه شدند که جمهوری اسلامی ایران، نظامی نیست که هرگونه بخواهند، بتوانند با او رفتار کنند.
امام خامنه‌ای ضمن قدردانی از همراهی خانواده‌ها، به‌ویژه همسران فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی برای حضور در مناطق جنوبی کشور، به برنامه‌های خطرناک قدرت‌های استکباری برای منطقه اشاره کردند و با تأکید بر اینکه این قدرت‌ها هیچ ابایی در استفاده از تجهیزات بسیار خطرناک و روش‌های غیرانسانی برای کشتار انسان‌های بی‌گناه ندارند، افزودند: ادعای آنها مبنی‌بر حمایت از حقوق بشر و حقوق شهروندی، خلاف واقع و کاملاً پوچ و بیهوده است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی حمله به بیمارستان در افغانستان و کشتار مردم در سوریه، عراق، یمن، فلسطین و بحرین را نمونه‌هایی از فجایع قدرت‌های استکباری و بی‌رحمی و سنگدلی آنها دانستند و خاطرنشان کردند: امروز بزرگ‌ترین خطر برای دنیا، نفاق و ریا و دروغ‌گویی مدعیان حقوق بشر است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای به نقش و جایگاه جمهوری اسلامی ایران در اوضاع کنونی منطقه اشاره کردند و گفتند: در چنین شرایطی جمهوری اسلامی، به توفیق الهی علاوه‌بر جلوگیری از نفوذ دشمن در داخل، در بسیاری از موارد مانع از عملی شدن نقشه‌ها و برنامه‌های دشمن در منطقه شده است.
امام خامنه‌ای با تأکید بر اینکه ناکامی‌های دشمن در داخل و در منطقه، به برکت هوشیاری و آمادگی و عزم جوانان انقلابی و اقتدار جمهوری اسلامی در منطقه بوده است، یادآور شدند: بر همین اساس بیشترین تلاش و برنامه‌ریزی قدرت‌های استکباری، برای دشمنی با نظام اسلامی ایران است و ادعای آمریکا برای مذاکره با ایران نیز در همین چارچوب و برای نفوذ است.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با انتقاد از عده‌ای سهل‌انگار و سهل‌اندیش در داخل که متوجه ابعاد و عمق این موضوع نیستند، گفتند: در کنار این افراد سهل‌اندیش، بی‌خیالان جامعه و افرادی هم هستند که به مصالح و منافع ملی کشور هیچ اهمیتی نمی‌دهند و توجهی ندارند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به طرح برخی مسائل از جانب افراد سهل‌اندیش و سهل‌انگار درباره مذاکره با آمریکا، گفتند: این افراد می‌گویند چگونه است که حضرت علی(ع) و حضرت امام حسین(ع) با دشمنان خود مذاکره کردند، اما اکنون با مذاکره با آمریکا مخالفت می‌شود؟
ایشان در پاسخ به این شبهه افزودند: چنین تحلیلی درخصوص مسائل تاریخ اسلام و مسائل کشور، نهایت ساده‌اندیشی است؛ زیرا حضرت علی(ع) با زبیر و حضرت امام حسین(ع) با عمربن‌سعد، مذاکره به معنای امروز یعنی معامله نکردند؛ بلکه هر دوی این بزرگواران به طرف مقابل خود نهیب زدند و آنها را نصیحت به خداترسی کردند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی گفتند: متأسفانه، عده‌ای برای توجیه مذاکره جمهوری اسلامی ایران با شیطان بزرگ، با نگاهی عوامانه، این‌گونه مسائل را در روزنامه‌ها، سخنرانی‌ها و فضای مجازی مطرح می‌کنند که کاملاً اشتباه است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با تأکید بر اینکه ایران هیچ مخالفتی با اصل مذاکره با کشورها، اعم از اروپایی و غیراروپایی ندارد، خاطرنشان کردند: اما در مورد آمریکا موضوع متفاوت است؛ زیرا آنها تعریفی که از مذاکره با جمهوری اسلامی ایران کرده‌اند، به معنای نفوذ و باز کردن راه برای تحمیل است.
ایشان با اشاره به همراهی و همکاری آمریکا و جریان صهیونیستیِ ضدبشریت تأکید کردند: مذاکره با آمریکا به معنای باز کردن مسیر برای نفوذ در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشور است.
معظم‌له با اشاره به مذاکرات اخیر هسته‌ای گفتند: در این مذاکرات، طرف مقابل تلاش داشت، از هر فرصتی برای نفوذ استفاده کند و حرکتی برخلاف منافع ملی کشور انجام دهد، البته مذاکره‌کنندگان ایرانی حواس‌شان جمع بود، اما بالاخره آمریکایی‌ها در جاهایی فرصت پیدا کردند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای گفتند: مذاکره با آمریکا ممنوع است؛ زیرا این مذاکره نه‌تنها هیچ نفعی ندارد، بلکه ضررهای بی‌شماری نیز دارد.
رهبر معظم انقلاب افزودند: شرایط کنونی از لحاظ فعالیت‌ها و تلاش‌های دشمنان جمهوری اسلامی که ما بر آنها احاطه اطلاعاتی نیز داریم، مقطع مهمی است؛ زیرا آنها به دنبال تغییر محاسبات مسئولان و تغییر افکار مردم درخصوص مسائل انقلابی، دینی و مصالح ملی کشور هستند.
ایشان با تأکید بر اینکه در موضوع تغییر افکار مردم، هدف اصلی جوان‌ها هستند، جوانان را به هوشیاری بیش از پیش فراخواندند و افزودند: البته به لطف خداوند، جوانان ما در دانشگاه‌ها و همچنین در نیروهای مسلح بیدار و پای کار هستند و من از این جهت هیچ نگرانی ندارم.
امام خامنه‌ای با اشاره به سالروز مباهله و ایستادگی پیامبر اسلام(ص) و خاندان مطهر ایشان در مقابل جریان کفر، خطاب به جوانان انقلابی کشور تأکید کردند: همان‌گونه که در قضیه مباهله در صدر اسلام، همه ایمان در مقابل کفر قرار گرفته بود، امروز نیز در جمهوری اسلامی ایران، همه ایمان در مقابل کفر قرار گرفته است و همان‌گونه که در آن زمان صفای معنوی پیامبر(ص) و خاندان ایشان توانست دشمن را از میدان خارج کند، امروز هم ملت ایران با اقتدار معنوی خود، دشمن را از میدان خارج خواهد کرد.

 

فرمانده معظم کل قوا در پیامی تأکید کردند
سردار همدانی، مدافع حریم اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و مقابله با اشقیا
رهبر معظم انقلاب، حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در پیامی شهادت سردار سرافراز شهید حسین همدانی را تبریک و تسلیت گفتند.
به گزارش صبح‌صادق، به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر رهبرمعظم انقلاب، متن پیام معظم‌له به این شرح است:
بسم‌الله الرحمن الرحیم
شهادت سردار سرافراز، شهید حسین همدانی را به خانواده‌ گرامی و بازماندگان و دوستان و همرزمانش و به مجموعه پر افتخار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تبریک و تسلیت می‌گویم.
این رزمنده قدیمی و صمیمی و پر تلاش، جوانی پاک و متعبّد خود را در جبهه‌های شرف و کرامت، در دفاع از میهن اسلامی و نظام جمهوری اسلامی گذرانید و مقطع پایانی عمر با برکت و چهره‌ نورانی خود را در دفاع از حریم اهل‌بیت (علیهم‌السلام) و در مقابله با اشقیای تکفیری و ضد اسلام سپری کرد و در همین جبهه‌ پر افتخار به آرزوی خود یعنی جان دادن در راه خدا و در حال جهاد فی‌سبیل‌الله نائل آمد و فضل و رحمت الهی بر او گوارا باد.
صف استوار آرزومندان این موهبت و کمربستگان راه جهاد و شهادت در ایران اسلامی و در سپاه و همه‌ نیروهای مسلّح جمهوری اسلامی، صفّی بلند و بنیانی مرصوص است: «و منهم من ینتظر و ما بدّلوا تبدیلا» رحمت خدا بر شهید همدانی و بر همه‌ مجاهدان راه حق.
سیّدعلی خامنه‌ای
18 مهر 1394

 

فرمانده کل سپاه
قرآن را در بطن خانواده خود ساری و جاری کنیم
سرلشکر جعفری خطاب به خانواده پاسداران گفت: همواره قرآن این معجزه بزرگ همه اعصار و کلام دلنشین الهی را در بطن خانواده ساری و جاری کنیم.
به گزارش صبح صادق، سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه با صدور پیامی به مناسبت روز خانواده، با اشاره به تأکیدات رهبر معظم انقلاب به اهمیت نهاده خانواده سالم، سرزنده و با نشاط برای دستیابی به پیشرفت، اظهار داشت: فرهنگ قرآن فرهنگ انسان‌ساز است و آن که با فرهنگ قرآن تربیت شود، فسادناپذیر، بلکه معرفت‌آموز است.
وی در بخش دیگری از این پیام با تأکید بر اینکه ما پاسداران باید الگو و سرمشق زندگی خود و خانواده را بر اساس سیره اهل‌بیت(علیهم‌السلام) قرار دهیم، افزود: با ایمان به رزاقیت خداوند، به اصل قناعت، اعتدال و اقتصاد در زندگی که تجلی‌بخش خانواده ایمانی است رو آوریم.


یادداشت
مهدی سعیدی

 اقدامات بدون نتيجه
هرچند امروز شعار اعتدال، دستمايه فعاليت سياسي يک جريان سياسي شده است؛ اما نبايد فراموش کرد که يکي از شاخصه‌هاي مهم جامعه اسلامي، حاکميت اعتدال و ميانه‌روي در آن است. جامعه اسلامي اگر مطابق با آموزه‌هاي قرآني و سيره و سنت پيامبر اعظم(ص) و اهل‌بيت ايشان (عليهم‌السلام) شکل گرفته باشد، جامعه‌اي عاري از افراط و تفريط خواهد بود.
از سوي ديگر، بايد به اين ملاحظه نيز توجه کرد که جامعه آنگاه روي آرامش و اعتدال را خواهد ديد که بتواند در مسير تدبير و تعقل و مصلحت حرکت کند؛ خوب بينديشد، خوب ارزيابي کند و خوب با رعايت مصلحت‌ها در مسير تحقق آرمان‌ها و مطلوب‌ها گام بردارد. بی‌شک، بدون توجه به اين ملاحظات، آرمانگرايي نه تنها به اهداف خود نخواهد رسيد که گاه حتي مي‌تواند به آنتي‌تز خود نيز تبديل شده و نتيجه عکس حاصل کند و آرمان‌ها نيز در اذهان عمومي کم‌بها و ناچيز قلمداد شود!
اين مهم، نکته کليد فهم معماي دوگانه نسبت ميان تکليف و نتيجه است. به‌ویژه آنگاه که به ظاهر در عمل به تکليف و حصول نتيجه تعارضاتي به وجود آمده و امکان جمع همزمان ميان اين دو امکان‌پذير نباشد. مسئله‌اي که در سال‌هاي اخير به موضوعي مبتلابه و دغدغه بسياري از نيروهاي مؤمن و ارزشي تبديل شده است. در همين راستا بود که پيش از اين، حکيم فرزانه انقلاب اسلامي در اين‌باره در جمع دانشجويان فرمودند: «يك سؤال ديگر اين است كه رابطه‌ «تكليف‌مداري» با «دنبال نتيجه بودن» چيست؟ امام فرمودند: ما دنبال تكليف هستيم. آيا اين معنايش اين است كه امام دنبال نتيجه نبود؟ چطور مي‌شود چنين چيزي را گفت؟ امام بزرگوار كه با آن شدت، با آن حدّت، در سنين كهولت، اين همه سختي‌ها را دنبال كرد، براي اينكه نظام اسلامي را بر سر كار بياورد و موفق هم شد، مي‌شود گفت كه ايشان دنبال نتيجه نبود؟ حتماً تكليف‌گرایي معنايش اين است كه انسان در راه رسيدن به نتيجه‌ مطلوب، بر طبق تكليف عمل كند؛ برخلاف تكليف عمل نكند، ضدتكليف عمل نكند، كار نامشروع انجام ندهد؛ والّا تلاشي كه پيغمبران كردند، اولياي دين كردند، همه براي رسيدن به نتایج معيني بود؛ دنبال نتایج بودند. مگر مي‌شود گفت كه ما دنبال نتيجه نيستيم؟ يعني نتيجه هر چه شد، شد؟ نه. البته آن كسي كه براي رسيدن به نتيجه، برطبق تكليف عمل مي‌كند، اگر يك وقتي هم به نتيجه مطلوب خود نرسيد، احساس پشيماني نمي‌كند؛ خاطرش جمع است كه تكليفش را انجام داده است. اگر انسان براي رسيدن به نتيجه، بر طبق تكليف عمل نكرد، وقتي نرسيد، احساس خسارت خواهد كرد؛ اما آنكه نه، تكليف خودش را انجام داده، مسئوليت خودش را انجام داده، كار شايسته و بايسته را انجام داده است و همان طور كه پیشتر گفتيم، واقعيت‌ها را ملاحظه كرده و ديده است و بر طبق اين واقعيت‌ها برنامه‌ريزي و كار كرده است، آخرش هم به نتيجه نرسيد، خب احساس خسارت نمي‌كند؛ او كار خودش را انجام داده. بنابراين، اينكه تصور كنيم تكليف‌گرایي معنايش اين است كه ما اصلاًً به نتيجه نظر نداشته باشيم، نگاه درستي نيست.»
امروز نيز فهم صحيح اين نسبت بسيار ضروري است و گاه مشاهده مي‌شود که تصميماتي مهم، بدون توجه به نتیجه آن گرفته مي‌شود. آخرين نمونه قابل توجه در اين زمینه، ماجراي استيضاح وزير راه و شهرسازي در مجلس شوراي اسلامي بود که هفته گذشته در صحن علني مجلس اتفاق افتاد و بدون آنکه نتيجه‌اي براي استيضاح‌کنندگان به همراه داشته باشد، به بقاي وزير انجاميد. بدون آنکه بخواهيم قضاوتي درباره خوب يا بد بودن بقاي وزير محترم راه داشته باشيم، آنچه جاي تأمل است، این است که چطور استيضاح‌کنندگان اينقدر بدون برنامه‌ريزي معطوف به نتيجه عمل کرده‌اند که استيضاح نه تنها به نتيجه نرسيد، بلکه وزير با رأي بيشتري بر کرسي وزارت خود تکيه زد!
مطابق با اخبار اعلام شده، آقاي عباس آخوندي در جلسه استيضاح با 72 رأي موافق، 175 رأي مخالف و 5 رأي ممتنع (به استيضاح و عدم رأي اعتماد) از مجموع 252 رأي اخذ شده توانست اعتماد دوباره وکلاي ملت را براي صدارت بر وزارت راه و شهرسازي کسب کند. اين در حالي است که وي در روز رأي‌گيري اوليه در هنگام تشکيل کابينه دولت يازدهم در سال 1392، توانسته بود تنها با 159 رأي موافق در برابر 107 رأي مخالف و 18 رأي ممتنع از 283 رأي مأخوذه به‌ سِمت وزير راه و شهرسازي دولت يازدهم انتخاب شود. جالب آن است که اين اتفاق مدتي پیش درباره وزير آموزش‌وپرورش نيز انجام شده بود که سرنوشتي مشابه داشت.
اين اقدامات نشانه نبود ارزيابي واقعي از نتايج است که گاه متأسفانه با رنگ و لعاب «تکليف‌گرايي» مزين مي‌شود و نه‌تنها اهداف طراحان و برنامه‌ريزان را محقق نمي‌کند، بلکه هزينه‌هايي را براي کشور به همراه خواهد داشت. پس از گذشت حدود چهار دهه از استقرار نظام اسلامي، انتظار می‌رود که مسئولان در همه دستگاه‌هاي اجرايي و تصميم‌گيري با تدبير بيشتري تصميم گرفته و مبتني بر تحقق اهداف و نتايج برنامه‌ريزي کنند و الگوي آزمون و خطا را کنار بگذارند.


نكته و نظر

زاهد رفوزه
نکته: مردی به میهمانی شخصیتی بزرگ رفت. هنگام خوردن غذا فرارسید، زاهد از عادت همیشگی کمتر غذا خورد. پس از خوردن غذا، نوبت به خواندن نماز رسید، مرد زاهد به نماز ایستاد، اما برخلاف همیشه، نماز را طولانی بجا آورد. پس از آنکه به خانه رسید، از همسرش طعام خواست. پسر او که همراهش بود، با تعجب پرسید: پدر مگر در میهمانی به اندازه کافی غذا نخوردی؟! پدر گفت: کم خوردم تا آدم پرخوری جلوه نکنم و برای روزهای آینده برای خود موقعیتی کسب کنم! پسر با شنیدن شرح ریاکاری پدر به او گفت: پدر جان! نمازت را نیز قضا کن که چیزی نکردی که به کار آید!
نظر: واقعاً نجات از ریا بسیار سخت است، چه بسیار انسان‌هایی بوده‌اند که بر اثر ریا ثواب اعمال‌شان از بین رفته است. گویند روزی شاگردان سیدبحرالعلوم (رضوان‌الله تعالی‌علیه) او را خندان و متبسم یافتند، با اصرار سبب آن را پرسیدند، در پاسخ فرمود: پس از بیست سال مجاهدت اکنون که در خود نگریستم، دیدم دیگر اعمالم ریایی نیست و توانسته‌ام به رفع آن موفق شوم. واقعاً شیطان گرسنه اعمال ماست و مواظبت بسیار سخت است.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

پیام محرمانه آمریکا به کشورهای جهان
خبرگزاری رویترز در گزارشی مدعی شد، وزارت امور خارجه آمریکا با ارسال پیامی محرمانه به کشورهای مختلف به آنها تأکید کرده است، تحریم‌های ایران مادامی که این کشور به‌طور کامل به تعهدات خود در قالب توافق هسته‌ای ماه جولای (24 تیر) عمل نکرده است، پابرجاست.
رویترز در خبری به نقل از منابع دیپلماتیک مدعی شده است، این پیام خصوصی از طریق وزارت امور خارجه آمریکا به سفارتخانه‌های این کشور در کشورهای مختلف فرستاده شده است تا در اختیار دولت‌ها و شرکت‌های طرف معامله با ایران قرار گیرد.
رویترز نوشت: افزون‌بر این پیام، به‌تازگی در جلساتی در واشنگتن و نیویورک با حضور مدیران نفتی و بانکداران، مقامات دولت آمریکا تأکید کرده‌اند، تحریم‌های ایران همچنان پابرجا هستند. همچنین منبع دیپلماتیک مستقر در لندن به رویترز گفته است، تصمیم ایران برای برگزاری یک نشست درباره فرصت‌های سرمایه‌گذاری در صنعت نفت ایران که طبق برنامه قرار بود در 14 دسامبر سال جاری (23 آذر) در لندن برگزار شود، در اثر فشارهای آمریکا به دولت انگلیس برای برگزار نشدن این نشست پیش از لغو تحریم‌های ایران، تغییر کرده است. این منبع افزوده: این نشست احتمالاً در ماه فوریه 2016 (بهمن 94) برگزار خواهد شد.

مرخصی‌های مشکوک مسافران کانادا
کارمندان رده بالای دولت چگونه به کانادا پناهنده می‌شوند و سرمایه‌های کشور را منتقل می‌کنند؟! این روند که تهدیدی برای کشور به شمار می‌رود، زمینه‌ساز پروژه نفوذ در کشور می‌شود و تبعاتی را به‌دنبال دارد.
به گزارش راه دانا، کانادا یکی از کشورهایی است که همواره تعدادی از ایرانیان آن را برای اقامت دائم یا موقت انتخاب می‌کنند. این در حالی است که سیاستمداران این کشور، پا به پای آمریکا و حتی در مواردی سخت‌گیرانه‌تر از آمریکا، تحریم‌هایی را علیه ایران وضع و مشکلاتی را برای کشور فراهم کرده‌اند. این اقدامات تا جایی رسیده است که این کشور به همراه آمریکا، مدارک پزشکی دانشجویان ایرانی را تأیید نکرده و طی یک سال گذشته بسیاری از دانشجویان ایرانی را با سنگ‌اندازی از این کشور بیرون کرده‌اند. در همین زمینه، شنیده‌ها حاکی از مسافرت برخی از کارمندان یک شرکت مهم در کشور به کانادا و آمریکاست. این کارمندان که در بخش‌های مختلف آماری در سطح رده‌های بالای این شرکت مشغول به کار هستند و به اطلاعات تمامی مشترکان تحت پوشش خود دسترسی دارند، پیش از این هم به این نوع مسافرت‌ها رفته بودند. نکته جالب توجه خروج بلندمدت این کارمندان بوده است که با اخذ مرخصی بدون حقوق و به صورت چند ماهه از کشور خارج شده‌اند. از طرف دیگر، برخی از این کارمندان به صورت دائمی از کشور خارج شده و در کانادا اجازه اقامت گرفته‌اند.

اگر ایران فریاد نزند کسی نمی‌شنود
جهان اسلام در وضعیتی قرار گرفته است که نسبت به اوضاع جهانی در بی‌خبری و انفعال به‌سر می‌برد و رسانه‌های غربی و عربی با دروغ‌ها و جنگ رسانه‌ای، حیات فرهنگی و سیاسی مسلمانان را سلب کرده‌اند.
در فاجعه منا اگر ایران فریاد نمی‌زد، کسی از جهان اسلام متوجه عمق فاجعه نبود و به همین دلیل سید‌حسن نصرالله درباره این انفعال مسلمانان می‌گوید: اگر ایران فریاد نزده بود، بر این حادثه سرپوش گذاشته می‌شد و کشته‌ها را بی‌سروصدا دفن می‌کردند و هرکس را که می‌خواستند، زندانی می‌کردند. فریادزدن ایران ناشی از تکبر سعودی‌ها بود. در همین حال، فاجعه‌ای دیگر در اروپا در حال رخ دادن است و مسلمانان نسبت به آن بی‌تفاوت هستند و آن، افتتاحیه جشنواره کتاب فرانکفورت با حضور سلمان رشدی است. سلمان رشدی به دلیل توهین به مقدسات ما از سوی حضرت امام خمینی(ره)، مرتد شناخته شد و در اندیشه اعتقادی ما نماد شیطان است. جمهوری اسلامی ایران با تحریم شرکت در این نمایشگاه به کشورهای اسلامی توصیه کرده است موضع‌گیری لازم را در این‌باره داشته باشند. این در حالی است که رسانه‌‌های عربی و مسئولان فرهنگی کشورهای عربی و اسلامی تاکنون واکنش خاصی به این موضوع نشان نداده‌اند.

پیشنهادهای براندازی در ایران
روزنامه آمریکایی «وال‌استریت ژورنال» راهکارهایی ارائه داده و در آن پیشنهادهایی را برای براندازی در ایران سفارش کرده است.
در این پیشنهادها آمده است: 1ـ تشویق به بی‌حجابی: دولتمردان آمریکا برای خلق روش‌هایی برای تشویق بی‏حجابی در میان زنان ایرانی باید دست به کار شوند، برای نمونه، کمپین «آزادی یواشکی من» در فیس‌بوک از زنان ایرانی می‌خواهد تا با حجاب اجباری از طریق ارسال عکس‌های بدون حجاب در ملأ‌عام مخالفت کنند؛2ـ فدراسیون‌های ورزشی از قبیل کمیته بین‌المللی المپیک باید نظام ایران را به دلیل تبعیض علیه زنان و راه ندادن آنها به ورزشگاه‌ها تنبیه کنند. تقبیح دولتمردان ایرانی در ملأ‌‌عام می‌تواند ادعای آنها را درباره اینکه ایران مستعدترین کشور در خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] برای پیشرفت است، تضعیف کند؛ 3ـ تولید نهادهای موازی برای تغییر در نظام سیاسی ایران، مانند ایجاد پارلمان آنلاین تا بدین‌وسیله ایرانی‌ها بتوانند بحث سیاسی کنند؛ 4ـ آزادی مذهبی: آمریکا باید در ایران آزادی مذهبی را ترویج کند. واشنگتن باید به صورت علنی از روحانیان و آیت‌الله‌هایی که جدایی دین از سیاست را خواستار شده‌اند، حمایت کند؛ ۵ـ حمایت و گسترش مسیحیت و تغییر مذهب در ایران: باید کاری کنیم تا در چند دهه پیش رو، بخشی از مقامات بلندپایه امنیتی و سیاسی ایران گرایشات مسیحی داشته باشند!

تئوری‌پردازی برای اغتشاش
به‌تازگی، رئیس مجمع تشخیص در دیدار با رئیس پارلمان کرواسی درباره تروریست‌پروری صحبت‌هایی را مطرح کرده است.
آقای هاشمی رفسنجانی در این صحبت‌ها درباره علل اقدامات خشن جوانان ناراضی و بیکار برخی از کشورهای آفریقایی و آسیایی گفته است: وقتی از شدت ظلم، ناامنی و بیکاری کارد به استخوان برسد، جوان ناراضی به فکر انتقام می‌افتد و وقتی به مسئولان خود دسترسی نداشته باشد، در اقدامات و جنایات تروریستی، مردم بی‌گناه را می‌کشد. وی افزوده است: بسیاری از کسانی که صید وعده و وعیدهای گروه‌های تروریستی می‌شوند، جمعیت‌های مستأصل، بیکار و نیازمند هستند. هاشمی رفسنجانی توضیح نداده است که چرا این جوانان مستأصل و بیکار به محض پیوستن به گروه‌های تروریستی به جای تنعم و استفاده از لذایذ مادی، تصمیم می‌گیرند خود را منفجر کنند! یا به نیروهای انتحاری تبدیل می‌شوند؟! گفتنی است، فرزندان هاشمی رفسنجانی که نقش وسیعی را در تئوری‌پردازی و همراهی با آشوبگران در فتنه سال 88 داشته‌اند، بیکار نبوده‌اند و در مشاغل متعدد دولتی مسئولیت داشته‌اند، اینکه از جمعیت بیکار به‌‌منزله نیروی اغتشاش یاد می‌شود، ناشی از تئوری استفاده از این نیرو برای فعالیت‌های آینده است و از هم‌اکنون باید مراقب این‌گونه تحرکات باشیم.

برگ‌های افتخار سردار همدانی
شهادت سردار حسین همدانی، مستشار ارشد سپاه پاسداران در دفاع از حرم عقیله بنی‌هاشم حضرت زینب(س)‌ در سوریه بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های خارجی داشت.
در مجموع، رسانه‌های بیگانه تلاش کرده‌اند با برجسته‌سازی شهادت این فرمانده سپاه، این خط تبلیغی را دنبال کنند که فرمانده مقابله‌کننده با معترضان انتخابات در سال 88 و داعش به شهادت رسیده است. در بازتاب این خط تحلیلی علاوه‌بر گروهک تروریستی داعش، رسانه وابسته به بریتانیا نیز از شکست‌هایی که از دست سردار همدانی خورده‌اند، به منزله سوابق این سردار یاد کرده‌اند. بی‌بی‌سی پس از شهادت وی نوشته است: سردار همدانی در جریان اعتراض‌های خیابانی پس از انتخابات(فتنه 88) به مقابله با معترضان در تهران پرداخت و شبه‌نظامیان بسیجی که در کنار مأموران نیروی انتظامی در مقابله با معترضان در تظاهرات تهران شرکت داشتند، تحت فرماندهی وی بودند. بی‌بی‌سی می‌افزاید: در سال 2011، اتحادیه اروپا سرتیپ حسین همدانی را همراه با شمار دیگری از مقامات جمهوری اسلامی به اتهام نقض فاحش حقوق بشر در ایران و سرکوب اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم، مشمول تحریم‌هایی قرار داد و اجازه ورود به اروپا از وی سلب شد. این فعالیت‌های وی سبب عصبانیت و اضمحلال فتنه‌گران و اقتدار نظام شد.
 


خط خبر

ادعاهای کمیته سکینه در عربستان
شیخ عبدالمنعم المشوح، رئیس کمیته و پویش «سکینه» وابسته به وزارت امور اسلامی عربستان، از برنامه موسوم به «حمله شدید اینترنتی علیه عربستان» با هدایت کشور ایران پرده برداشت.
بر پایه این ادعا، المشوح گفت: صفحات و پایگاه‌هایی در شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، توئیتر و وبلاگ‌ها راه‌اندازی شده است که هدف آنها، فتنه‌انگیزی و ترویج هرج‌ومرج در داخل عربستان سعودی است که در پشت پرده آن، ایرانی‌ها قرار دارند و هدف‌شان ایجاد بی‌ثباتی در عربستان است. وی افزود: همچنین روش‌های به کار گرفته‌شده از سوی این پایگاه‌ها و صفحات ایران در شبکه‌های اجتماعی، شامل تحریک شیعیان در عربستان سعودی و صحبت کردن به نمایندگی از آنها و اختصاص درگاه‌هایی برای مخدوش کردن چهره علما و اخلال در امنیت کشور است. وی گفت: با این صفحات و پایگاه‌ها برای بیان واقعیت‌ها ارتباط برقرار می‌شود، برای اینکه مطالب‌شان را اصلاح کنند.

کمبود روحانی در کشور
در حال حاضر خلأ و کمبود روحانیت در کشور وجود دارد و حوزه علمیه در ماه‌ مبارک رمضان و ماه محرم و نیز ایام عزا با کمبود روحانیت مواجه است که با تدابیر رهبری باید تا سال 1404 برای جمعیت پیش‌بینی شده 20 میلیون ایرانی به اندازه کافی روحانی تحویل جامعه دهد. علاوه‌بر اینکه تعداد روحانیون کشور کم است، تعدادی از روحانیون هر استان در قم تحصیل می‌کنند و به شهر خود برنمی‌گردند.

حدس و گمان‌های آمریکا درباره یک سفر
ادعای دیدار سردار سلیمانی با ولادیمیر پوتین خبری است که در هفته‌های گذشته یکی از مهم‌ترین موضوعات رسانه‌ها و شخصیت‌های آمریکایی است. خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی به نقل از مقامات دولت عراق نوشت: یکی از قدرتمندترین مقامات نظامی ایران نشستی سه‌ساعته را با ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه داشته است تا او را متقاعد به حمله به سوریه کند. سلیمانی و پوتین نقشه‌ها و عکس‌های نظارتی را بررسی کردند و به تبادل اطلاعات پرداختند. بررسی‌ها نشان داد این گروه تروریستی در صورتی که مسکو وارد عمل نشود، فعالیت‌هایش را به نزدیکی روسیه در منطقه قفقاز گسترش خواهد داد. آسوشیتدپرس در ادامه نوشت: در این نشست همچنین درباره برنامه تشکیل یک مرکز مشترک تبادل اطلاعات میان عراق، سوریه، ایران و روسیه در بغداد گفت‌وگو شد. این مرکز مشترک اواخر همان ماه کار خود را آغاز کرد. سلیمانی همچنین با مقامات نظامی ارشد روسیه دیدار کرد.

اعتراف به حرکت غیرعاقلانه
وندی شرمن، مسئول تیم مذاکره‌کننده آمریکا با اظهار تأسف درباره سخنان پیشین خود مبنی‌بر اینکه فریب در دی‌ان‌ای ایرانیان وجود دارد، تأکید کرد: من پس از این سخنان گفتم که از ابراز این سخنان متأسف هستم. فکر می‌کنم به عنوان یک دیپلمات توصیف یک کشور و مردمانش به آن طریق عاقلانه نیست. وی افزود:‌ فکر می‌کنم ما شاهد بی‌اعتمادی بین ایران و ایالات متحده برای دهه‌ها هستیم و این بی‌اعتمادی به دلیل برنامه جامع اقدام مشترک که نگرانی‌های جهان درباره برنامه هسته‌ای ایران را مورد توجه قرار می‌دهد،‌ از بین نخواهد رفت.

توجیه کار غیر شرعی در برنامه زنده
صادق خرازی، دیپلمات سابق کشورمان و از اعضای شورای سیاست‌گذاری حزب ندای ایرانیان با حضور در برنامه «دید در شب» ادعا کرد: دست دادن با خانم‌ها در عرف و حکم جمهوری اسلامی امر غیرقابل قبولی است، علما قبول ندارند و شخص رهبری هم نسبت به این کار موضع دارند، در حالی که در تاریخ، بسیاری از بزرگان و علما با خانم‌ها دست می‌دادند، مانند مرحوم آیت‌الله بهشتی و... وی همچنین افزود: مرحوم بهشتی و امام موسی‌صدر، کسانی بودند که اگر خانم اهل کتابی دست دراز می‌کرد آنجا تسامح در ادله سنن می‌کردند و دست می‌دادند. این بخش از اظهارات صادق خرازی با واکنش شدید ملوک‌السادات حسینی‌بهشتی، فرزند ارشد شهید دکتر بهشتی مواجه شد. بهشتی در گفت‌وگو با پایگاه خبری انتخاب با تکذیب صحبت‌های خرازی تصریح کرد: در طول اقامت پدرم در اروپا در کلیه جلسات ایشان همراه مادرم شرکت می‌کردم و حتی یک مورد هم دست دادن با زن نامحرم را از ایشان مشاهده نکردم.

دلایل شکست یک جریان ضدنظام
رسول منتجب‌نیا، از اعضای حزب منحله اعتماد ملی با اشاره به دوران اصلاحات و تحویل دو قوه از سه قوه کشور به جریان مقابل انقلابی خاطرنشان کرد: فاصله از مردم و احزاب یکی از دلایل واگذاری این دو قوه بود. شعارهای تند ما و اختلاف‌نظرها و دوری از جامعه، همه و همه دست به دست هم داد تا این دو قوه از اختیار اصلاح‌طلبان خارج شود. اکنون احزاب باید شبانه‌روز تلاش کنند تا ما به دوران خوب خود بازگردیم. وی که درصدد است جریان فتنه‌گر منتسب به حزب اعتماد ملی را مجدداً احیا کند، گفت: پس از دوران سخت چهار ساله امروز دوباره باید با قدرت به صحنه بازگردد و ما باید آنچه را که داشتیم بازسازی کنیم.

او سال‌هاست که می‌رفت
ابراهیم حاتمی، سینماگر انقلاب و دفاع مقدس درباره شهادت سردار همدانی نوشته است: خبر آمد که سردار حسین همدانی رفت. لحظه‌ای که خبر به جانم نشست، بیش از آنکه به سردار فکر کنم، از جاماندگی خودم حالم گرفت. سردار که باید می‌رفت. سردار که در صراط رفتن بود و مگر جز این، زیبنده سردار بود. این ماییم که در این هندسه حضور، حصاری به قد عادات‌مان به دور خویش کشیده‌ایم و سردارِ سربدار این هندسه را بر هم زد و رفت. سردارِ سربدار حسین همدانی، آن سیمای سفیدکرده در آسیاب جهاد سال‌هاست که می‌رفت و ما گمان کردیم در کنارمان است. او بازمانده قافله‌ای بود که سالارش حاج‌احمد متوسلیان بود. گمانم اکنون سردار سلیمانی غصه‌دار است، گمانم اکنون مرغان دشت جهاد هوایی شده‌اند. ولی شما مرغان وحشی کجا و ما اهلی‌شدگان در قفس عادات کجا. آیا کسی صدای ما را می‌شنود؟ آیا امیدی برای ما هم هست؟

برنامه‌ریزی دشمن در قم
آیت‌الله سیدمحمدعلی علوی‌گرگانی در دیدار با جمعی از رزمندگان سپاه استان قم با انتقاد از وضعیت بدحجابی در قم گفت: ‌وضعیت حجاب در حال حاضر مطلوب شهر مقدس قم نیست. این مرجع تقلید با بیان اینکه جایگاه قم در گذشته و دوران انقلاب بسیار مورد احترام مردم بوده و آن هم به دلیل حضور مرقد حضرت معصومه(س) مراجع و علما در این شهر است، افزود: متأسفانه حرکاتی از بعضی افراد در شهر قم مشاهده می‌شود که جای نگرانی دارد و این نوع حرکات با آداب و رسوم مسلمانان و به خصوص حضرت فاطمه معصومه(س) مطابقت ندارد.

اقدام ضدانقلابی در دانشگاه
یکی از استادان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه، دختر محجبه دانشجو را به دلیل داشتن پوشش چادر از کلاس درس اخراج کرد. این دختر دانشجوی رشته پزشکی که برای شرکت در کلاس درس فیزیولوژی حاضر شده بود، با خواست گستاخانه استاد مبنی‌بر برداشتن چادر از سرش روبه‌رو می‌شود که پس از امتناع، از کلاس اخراج می‌شود. استاد دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه به بهانه اجباری بودن روپوش آزمایشگاه اصرار بر برداشتن چادر می‌کند و دختر دانشجو در حالی که روپوش آزمایشگاه را نیز پوشیده است، با کنایه‌های استاد مذکور و در نهایت اخراج خود از کلاس روبه‌رو می‌شود.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

 منطق خوب و بد بودن تروریسم از نظر غربی‌ها
برخوردهای دوگانه غربی‌ها با بسیاری از مسائل و مفاهیم اساسی در عرصه روابط بین‌الملل، تأمل‌برانگیز است و جای سؤال دارد. حقوق بشر، آزادی، صلح، امنیت، دموکراسی و تروریسم، از جمله موضوعات مهم و قابل توجهی است که غربی‌ها به وضوح با آنها، دوگانه برخورد می‌کنند. در نزد غربی‌ها، حقوق‌بشر به خوب و بد تقسیم می‌شود. بنا بر این تقسیم‌بندی کشورهای رعایت‌کننده حقوق‌بشر مانند جمهوری اسلامی به نقض حقوق‌بشر متهم می‌شوند، اما کشورهای اصلی ناقض حقوق‌بشر، مانند عربستان، از جهت رعایت حقوق‌بشر مشکلی ندارند. دیگر موضوعات و مفاهیم ذکر شده نیز، همین‌طور است. از جمله موضوعات مهم در این دوره زمانی، موضوع تروریسم و تروریست است. پس از یازده سپتامبر، دولت ایالات متحده به همراه متحدانش با شعار مبارزه با تروریسم، با لشکرکشی به منطقه راهبردی غرب آسیا، دو کشور افغانستان و عراق را اشغال کردند. در این دوره زمانی بود که رئيس‌جمهور وقت آمریکا، یعنی بوش پسر، تروریسم را مشکل اصلی جهان و عامل اصلی تهدید صلح و امنیت اعلام کرد. دولت آمریکا بر مبنای چنین نگرشی، جهان را به دو بلوک تروریست‌ها و ائتلاف ضدتروریسم تقسیم‌بندی کرد و اعلام داشت، آمریکا محور ائتلاف مبارزه با تروریسم است. بیش از یک دهه از آن زمان می‌گذرد و اکنون، صدها گروه تروریستی در کشورهای منطقه راهبردی غرب آسیا، هر روز فاجعه‌ می‌آفرینند، یا بمب و ترور و انفجار، میان مردم رعب و وحشت ایجاد کرده و انسان‌های مظلوم و بی‌گناه را به قتل می‌رسانند. طی سالیان اخیر مردم دو کشور عراق و سوریه، بیش از مردم دیگر کشورهای منطقه قربانی تروریسم شده‌اند. تعداد تروریست‌ها در منطقه و همچنین گروه‌های تروریستی در حال حاضر نسبت به زمانی که آمریکایی‌ها با شعار مبارزه با تروریسم به منطقه لشکرکشی کردند، بیش از صد برابر شده است؛ چرا؟
گسترش تروریسم در منطقه، نتیجه مبارزه با تروریسم از سوی ائتلاف مبارزه با تروریسم به رهبری آمریکا طی یک دهه گذشته است؛ چرا؟ دلیل اصلی این وضعیت، همان برخورد دوگانه غرب و به‌ویژه دولت ایالات متحده آمریکا با موضوع تروریسم و تروریست‌ است. آمریکایی‌ها تروریسم و تروریست‌ را، به خوب و بد تقسیم می‌کنند. خیلی جالب است؛ از نظر غرب، یک گروه تروریستی در یک زمان، خوب و در زمان دیگری بد است. جالب‌تر آنکه از نظر غرب، یک گروه تروریستی یک شاخه‌اش در کشوری بد، اما همزمان شاخه دیگری از همین گروه تروریستی در کشوری دیگر، خوب است. برای نمونه، در حال حاضر القاعده یک گروه تروریستی بد در برخی کشورهاست؛ لکن همین القاعده، شاخه یمنی‌اش به دلیل مبارزه با انصارالله در یمن از نظر غربی‌ها خوب است. آمریکایی‌ها بیش از یک‌سال است که در عراق و سوریه، ائتلاف مبارزه با داعش را به‌منزله یک گروه تروریستی تشکیل داده‌اند، اما عملکرد آمریکایی‌ها طی این یک‌سال، نشان می‌دهد که آنان به دنبال مبارزه واقعی با داعش نبوده‌اند، بلکه می‌خواهند با مدیریت داعش، این گروهک تروریستی را از «بد بودن» به «خوب‌ بودن» تبدیل کنند!
اکنون کشور روسیه به درخواست دولت سوریه، به‌صورت مستقیم وارد جنگ با گروه‌های تروریستی با هر عنوان و نشانی در این کشور شده است. طی این روزها، غربی‌ها چه سروصداهایی که به راه نینداختند و چه موضع‌گیری‌های عجیب و غریبی که در قبال مبارزه جدی روسیه با تروریست‌ها اتخاذ نکردند. غربی‌های مدعی مبارزه با تروریسم، به‌صراحت به روس‌ها و شخص پوتین می‌گویند: شما فقط حق دارید با داعش بجنگید و نباید به دیگر گروه‌های تروریستی در سوریه کاری داشته باشید! به‌راستی منطق این نوع نگاه به تروریسم و تروریست‌ از سوی غرب چیست؟ غربی‌ها با چه ملاک و معیاری، تروریست‌ها را به دو گروه خوب و بد تقسیم می‌کنند؟ بررسی‌ها نشان می‌دهد که منطق این تقسیم‌بندی، منافع غرب است. منطق این تقسیم‌بندی، منافع آمریکاست. بر اساس چنین منطق و ملاک و معیاری، حتی از نظر غربی‌ها، گروه‌های مقاومت و جنبش‌های آزادیخواه در برخی از کشورها، با وجود برخوردار بودن از پایگاه‌های وسیع مردمی، گروه‌های تروریستی قلمداد می‌شوند. حزب‌الله لبنان و گروه‌های مقاومت فلسطینی، نمونه بارز این نوع گروه‌ها هستند. در این مکتب، خوب و بد هر چیزی، بر اساس منافع سنجش می‌شود. در واقع در این مکتب، همان‌طور که ملاک تشخیص خوب و بد منافع، خود انسان است، در اینجا نیز، ملاک خوب و بد تروریسم و تروریست، خود دولت‌های غربی هستند. بر اساس همین منطق است که رئيس‌ کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا طی نامه‌ای به دولت این کشور، درباره حمایت از گروهک تروریستی منافقین می‌نویسد: «آنها در جاسوسی هسته‌ای از ایران بسیار مفید بودند. برای اجرای توافق برجام به این گروه نیاز داریم!»
 


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

  لاپوشانی اختلافات با بزرگنمایی در اختلافات رقیب
حسین عبداللهی فر

وحدت درون‌گروهی برای جریانات سیاسی مزیتی راهبردی به شمار می‌آید؛ از‌این‌رو، برخی جریان‌ها به منظور وحدت‌نمایی به لاپوشانی اختلافات خود پرداخته و سعی در ایجاد اختلاف در جریان رقیب یا بزرگنمایی در اختلافات آنها می‌کنند. در همین زمینه، روزنامه‌های وابسته به اصلاح‌طلبان مدیریت اختلافات درونی خود را به‌منزله یک راهبرد منعکس کرده و از سوی دیگر به بزرگنمایی انشقاق اصولگرایان به‌عنوان یک خط تبلیغی پرداخته‌اند.
«آرمان» در همین زمینه تیتر اول روز اول هفته (11/7) خود را به حضور گروه‌های جدید در اصلاح‌طلبان اختصاص داد و ذیل تیتر «اصلاح‌طلبان علیه فرصت‌طلبان» نوشت: «اصلاح‌طلبان برخلاف اصولگرایان، جدایی جمعی برای تشکیل گروه موازی را آنچنان نمی‌پسندند، اما فرصت‌طلبی در این جریان به شکلی است که خودشان را به بزرگان می‌چسبانند و ادعای دروغین برخورداری از حمایت آنها را دارند.»
این روزنامه یک روز بعد هم در همین زمینه زیر تصویری از محمدرضا عارف نوشت: «رئیس بنیاد امید ایرانیان با بیان اینکه اصلاح‌طلبان در مقایسه با رقیب خود از تفاهم و وحدت خوبی برخوردارند، گفت: در برخی مواقع برای رسیدن به وحدت حداکثری لازم است از حق خود بگذریم. شخصاًً تا آنجا که توانسته‌ام کوتاه آمده‌ام.»
«ابتکار» هم در این روز (12/7) با اعلام اینکه «لیست واحد اصلاح‌طلبان آماده است» در مقدمه گفت‌وگوی خود با محسن رهامی نوشت: «این روزها هر دو جناح تلاش دارند تا اعضای‌شان با یکدیگر متحد شده و به یک فهرست واحد انتخاباتی برسند تا با این روش از انشعاب و چنددستگی ضربه نخورده و سکان‌دار قوه مقننه چهار سال بعد شوند. البته با رصد اخبار این روزها و با قدری تأمل در اظهارنظرهای اصولگرایان و اصلاح‌طلبان به این درک خواهیم رسید که حجم اعظم اظهارنظرها در راستای شکل‌گیری ائتلاف از سوی اصولگرایان مطرح می‌شود؛ در حالی که دقیقاًً در جناح مقابل، یعنی جریان اصلاح‌طلبی در این‌باره سخنی به میان نمی‌آید. البته باید بررسی کرد که این موضوع ناشی از چیست، شاید در میان اصلاح‌طلبان وحدت به صورت پنهانی شکل گرفته که آنها در این رابطه اظهارنظر نمی‌کنند.»
با وجود این «آرمان» (14/7) برخی از اختلافات درون اصلاحات را علنی کرد و ذیل تیتر «وحدت اصلاح‌طلبان؛ خار چشم‌تندورها» نوشت: «مشخص نیست از چه رو اکنون خود را رقیب اصلاح‌طلبان می‌بینند و در رقابتی که خود ساخته و در آن شرکت می‌کنند، در بر هم‌زدن وحدت اصلاح‌طلبان فعال شده‌اند و در این میان اصلاح‌طلب‌نماها که تصور می‌کردند سهمی در این جریان تقسیم می‌شود و به آنها نرسیده است، نادانسته به‌عنوان نیروی کمکی به تندروها برای در هم شکستن وحدت اصلاح طلبان کمک می‌کنند.»
همین واقعیت‌ها سبب شد تا تلاش برای وحدت میان اصلاح‌طلبان با اقدامات عملی دنبال شود که از جمله آنها تشکیل شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان بود. خبری که «شرق» آن را به تیتر اول خود در آخرین روز هفته تبدیل کرد و ذیل تیتر درشت «عارف بر مسند ریاست» نوشت: «به این ترتیب شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان آمده است که همه فعالیت‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان در انتخابات اسفند پیش رو را یک کاسه کند. اصلاح‌طلبان تا به امروز فعالیت‌های انتخاباتی خود را از طریق تشکیل کمیته انتخابات در شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و کمیته راهبردی در پیش گرفته بودند که ریاست آن برعهده عبدالواحد موسوی لاری بود. این کمیته از دل شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات بیرون آمد و وظیفه آن هم تبیین راهبردی انتخاباتی بود و قرار بود که چه در تهران و چه در شهرستان‌ها، احزاب نقش‌آفرین اصلی باشند، اما ظاهراًً برای جلوگیری از هرگونه موازی‌کاری احتمالی، شورای سیاستگذاری اصلاح‌طلبان تشکیل شد تا در ماه‌های باقی مانده به انتخابات همه امور انتخاباتی را در یک مسیر هدایت کند.»
اما همه اینها مانع بزرگنمایی در اختلافات جناح رقیب نشد. چنانچه «آفتاب یزد» (14/7) تیتر اول خود را به گزارشی با موضوع «چشم‌انداز تا یک ائتلاف جناح راست» اختصاص داد و در ادامه تیتر «برجام تشتت اصولگرایان را تشدید کرد» نوشت: «ائتلاف، اتحاد، سند منشور جامع وحدت اصولگرایان، همایش پشت همایش... برای اینکه بگویند ما وحدت کرده‌ایم. با هم اختلافی نداریم. همه ما یک روحیم در چند بدن! ما اصولگرایان یکی شده‌ایم و یکی شدن‌مان نماد پیروزی ماست و پیروزی‌مان نشانی از حقانیت ما. ما هستیم و انتخابات دهم و آسوده از تأیید صلاحیت‌های خودی‌ها و پیش به سوی کرسی‌های سبز رنگ مجلس... جریانی که به همین صحبت‌ها دورانش را سپری می‌کند و آسمان و ریسمان می‌بافد که همه تلاش و عزم‌شان این شده که یک رنگ و با یک قدرت واحد در جریان انتخابات حضور بیابند. این روزها حال و روز یکتا بودنش مورد شک است و ائتلافش جای سؤال.»
«آرمان» هم یک روز بعد (15/7) ناخرسندی خود از ائتلاف مؤتلفه با پایداری را در تیتر اول خود نشان داد و با افسوس نوشت: «کاش حبیب زنده بود...!»
این روزنامه به‌منظور ایجاد انشقاق بین اصولگرایان به مقایسه رفتار پایداری در سال 91 با 94 پرداخته و در سطور پایانی این نوشتار می‌نویسد: «این روزها بسیاری از دلسوزان حتی از طیف اصلاح‌طلبان که از وضعیت این روزهای مؤتلفه ناراضی هستند، به یاد یک شخصیت والا در این حزب می‌افتند و زیرلب می‌گویند: «حاج حبیب، کاش بودی...» چرا که اگر او بود شکست را راحت پذیرا می‌شد و برای رسیدن به پیروزی حاضر نمی‌شد بر اظهارات قبلی خود و هم‌حزبی‌هایش سرپوش بگذارد.»
«آفتاب یزد» هم در این روز تیتر اول خود را به «اختلافات تازه در اردوگاه جناح راست» اختصاص داد و زیر عنوان «آغاز حمله به لاریجانی، ابوترابی و بروجردی» نوشت: «برجام در قامت یک خط‌کش به خوبی مرز میان اصولگرایان سنتی، اصیل و پایبند به اصول نظام را با اصولگرایان تندرو، افراطی و دلواپس آشکار ساخت و چنان دیواری میان این دو گروه از یک طیف کشید که دیگر تنها باید در خواب‌های‌شان رؤیای حصول یک اتحاد و ائتلاف را ببینند و در واقعیت هم کابوس پیروزی اصلاح‌طلبان را مشاهده کنند. برجام شکاف میان اصولگرایان را در مجلس نهم تمام اصولگرا به وضوح آشکار ساخت و نشان داد که میان اصولگرایانی،چون علی لاریجانی، علاءالدین بروجردی و محمدحسین ابوترابی‌فرد با اعضای جبهه پایداری و اصولگرایان تندرو، تفاوت از زمین تا آسمان است.»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروری بر اوج‌گیری مقاومت فلسطینیان در برابر اشغالگران قدس
فلسطین چشم به راه انتفاضه سوم
افكار عمومی در حالی به مسائلی، همچون عملیات ضدتروریستی روسیه در سوریه و كارشكنی غرب در این روند و نیز جنایات سعودی در یمن و از همه مهم‌تر شك سوءمدیریت و بی‌كفایتی عربستان در برگزاری مراسم حج كه هزاران قربانی بر جای گذاشت، معطوف شده است كه این روزها فلسطین رنگ‌وبوی حركت به سوی انتفاضه‌ای جدید به خود گرفته است.

قیام سراسری فلسطینیان
درگیری‌ها میان فلسطینیان و نظامیان صهیونیست از زمان یورش شهرک‌نشین‌ها به مسجد‌الاقصی آغاز و پس از حملات شهادت‌طلبانه فلسطینیان تشدید شده است.
رژیم صهیونیستی كه در تصور سلطه بر مسجدالاقصی است، به بهانه سال جدید یهودی، مجموعه‌ای از سیاست‌ها را برای اخراج فلسطینیان از این مكان مقدس اجرا كرده است كه محور اصلی آن را یورش شهرك‌نشینان صهیونیست به مسجد‌الاقصی تشكیل می‌دهد. هدف نهایی این طرح اجرای طرح تقسیم زمانی مسجدالاقصی بوده است؛ به گونه‌ای كه ساعاتی خاص به مسلمانان اختصاص داشته و در سایر زمان‌ها تحت سلطه رژیم صهیونیستی باشد. صهیونیست‌ها برای اجرای این طراحی با هتك حرمت این مكان مقدس به اعزام نظامیان و حتی به آتش كشیدن بخش‌هایی از مسجدالاقصی اقدام کردند. ایستادگی فلسطینیان در حراست از این مكان مقدس، برنامه صهیونیست‌ها را با ناكامی همراه کرد و زمینه‌ساز قیامی سراسری شد كه بسیاری آن را پیش‌زمینه انتفاضه‌ سوم می‌‌دانند. اوج حركت‌های مردمی را در جمعه خشم می‌توان مشاهده كرد كه سراسر فلسطین را دربر گرفت. برای نمونه، درگیری‌های شدیدی در اردوگاه «شعفاط» نیز رخ داد.
افزون‌براین، محله‌های «باب‌العامود» (یا همان باب دمشق/ باب نابلس) و روستای «عناتا» (در شمال شرقی قدس اشغالی) شاهد درگیری شدید بودند. رسانه‌های صهیونیستی نیز گفتند، یک نظامی زن این رژیم بر اثر حمله فلسطینی‌ها با سنگ، در شهرک «بنیامین» در کرانه باختری مجروح شده است. چهار صهیونیست نیز از جمله دو نظامی در ایستادگی فلسطینی‌ها در شهر العفوله زخمی شدند. قیام مردمی حتی اراضی اشغالی 1948 را نیز دربر گرفته است كه با سركوبگری صهیونیست‌ها همراه بوده است.
همزمان با جمعه خشم، هلال‌احمر فلسطین از مجروح شدن ۱۲۸۰ فلسطینی از زمان آغاز درگیری‌ها در قدس و کرانه باختری خبر داد. 76 نفر با گلوله جنگی و 344 نفر با گلوله فلزی با پوشش پلاستیکی زخمی شدند و 849 نفر با گاز اشک‌آور و سمی دچار حالت خفگی و مسموم شدند و 20 نفر نیز مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند.
این آمارها هرچند كه ابعاد گسترده وحشی‌گری صهیونیست‌ها را نشان می‌دهد، اما نشان‌دهنده حجم عظیم حضور فلسطینیان را در قیام برای آزادی سرزمین‌شان و حراست از اماكن مقدسه اسلامی همچون مسجدالاقصی است. نكته قابل توجه آن است كه كشورهای عربی و غربی مدعی حمایت از فلسطین و حقوق بشر، در برابر سركوبگری صهیونیست‌ها راه سكوت را در پیش گرفته و به ابراز تأسف از اجرا نشدن مذاكرات سازش بسنده كرده‌اند؛ رفتاری كه بار دیگر واهی بودن ادعاهای بشردوستی كشورهای غربی و بی‌تفاوتی ارتجاع عربی به مسئله فلسطین را آشكار می‌کند؛ آنانی كه به بهانه حمایت از حقوق مردم و آزادی، یمن را به خاك و خون كشیده‌اند، در برابر درد و رنج فلسطینیان و جنایات ناتمام صهیونیست‌ها راه سكوت و حتی حمایت از این رژیم اشغالگر را در پیش گرفته‌اند.

رژیم اشغالگر در وحشت
هراس شدید صهیونیست‌ها از تشدید قیام ملت فلسطین را می‌توان در مواضع و قوانین جدید این رژیم مشاهده می‌كرد. «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، به «آیلت شکید»، وزیر دادگستری این رژیم دستور تشکیل کمیته‌ای با مأموریت تسریع فرایند ویرانی منازل آن دسته از فلسطینی‌هایی را داد که ـ به گفته وی ـ علیه صهیونیست‌ها خشونت به خرج می‌دهند. براساس این قانون هر فردی كه از سوی نیروهای امنیتی صهیونیست‌ها بازداشت شود، این رژیم حق ویران‌سازی خانه و آواره کردن وی را دارد. پیش از این نیز بنیامین نتانیاهو با موافقت دستگاه قضایی رژیم صهیونیستی، به پلیس این رژیم دستور داد تا به سمت فلسطینیانی که به سوی اشغالگران سنگ پرتاب می‌کنند، از گلوله‌های واقعی استفاده کنند. پیش از این ۲۰ سال زندان برای هر فلسطینی که سنگ پرتاب می‌کرد، در نظر گرفته شده بود، اما حالا بنیامین نتانیاهو، دستور شلیک گلوله به سمت پرتاب‌کنندگان سنگ در فلسطین را صادر کرده است. نكته دیگر وضع قوانین برای تغییر نام خیابان‌های قدس است. شهرداری رژیم صهیونیستی در قدس نام‌گذاری خیابان‌ها در بخش قدیمی و شرق قدس به نام‌های عبری با مفاهیم توراتی را در اقدامی برای یهودی‌سازی این شهر و تحمیل ماهیت یهودی به آن با توسل به زور تصویب کرد. از سوی دیگر، وزارت جنگ رژیم صهیونیستی به صهیونیست‌ها گفته است، هر کس مجوز حمل سلاح دارد، سلاح خود را همراهش بردارد.
بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند كه صهیونیست‌ها با وضع قوانین جدید از یك سو بهانه‌های جدیدی برای آواره‌سازی فلسطینیان و مصادره زمین‌های‌شان ایجاد می‌كنند و از سوی دیگر، با این قوانین و هزینه‌تراشی به‌گمان خود، طرح مقابله با مقاومت مردمی و تقویت خط سازش را پیگیری می‌كنند. به عبارتی دیگر، رویكردهای نژادپرستانه اخیر صهیونیست‌ها نه از روی قدرت، بلكه برگرفته از چالش‌های درونی و بیرونی آنان است كه با این ترفندها به دنبال پنهان‌سازی آن هستند، در حالی كه همزمان به توجیه اشغالگری و سركوب فلسطینیان نیز می‌پردازند.

جان كلام
آنچه امروز در فلسطین مشاهده می‌شود، موجی از مقاومت است كه غزه، كرانه باختری، قدس و حتی اراضی اشغالی 1948 را نیز شامل می‌شود؛ روندی كه می‌تواند زمینه‌ساز روشن شدن چراغ انتفاضه‌ای فراگیر باشد، به ویژه اینكه ملت فلسطین دریافته‌اند، نه روند سازش، نه ارتجاع عربی و نه وعده‌های كشورهای غربی دستاوردی برای آنان نخواهد داشت و تنها گزینه پیش رو، مقاومت و ایستادگی است.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

درس‌هايي ماندگار
روسيه از اوايل مهر ماه 1394 بر ميزان همكاري‌های خود با سوريه و جبهه مقاومت در مبارزه با تروريسم افزوده است. روسيه كه دريافته است گسترش تروريسم، به‌ويژه استمرار بحران در سوريه و عراق تهديدي براي امنيت ملي اين كشور است، حضور نظامي مستقيمی را در مبارزه با تروريسم در قالب همگرايي بيشتر با جبهه مقاومت يا همان مبارزه‌كنندگان واقعي با تروريسم در پيش گرفته است. جهانيان اذعان دارند اگر كشوري واقعاً به دنبال مبارزه با تروريسم است، بايد در كنار سوريه و جبهه مقاومت قرار گیرد كه تجربه‌اي طولاني و موفق در مبارزه با تروريسم دارند. جالب توجه آن است كه جهانيان معتقدند رويكرد به ائتلاف به اصطلاح مقابله با داعش با محوريت آمريكا در اين عرصه كاركردي ندارد، چنانكه در طول يك سال گذشته هيچ گامي براي مبارزه با تروريسم بر‌نداشته‌اند و صرفاً به نشست‌هاي ظاهري و بازي رسانه‌اي براي نمايش چهره‌اي موفق از خود پرداخته‌اند.
ورود روسيه به عرصه مبارزه مستقيم با تروريسم در حالي به‌منزله بُعد ديگر تقابلي ميان مسكو و غرب و نيز گامي براي حضور گسترده‌تر روسيه در غرب آسيا مطرح مي‌‌شود كه نوع واكنش‌ها و رفتارهاي غرب به عملكردهاي روسيه امري قابل توجه است. كشورهاي غربي با محوريت آمريكا، انگليس و فرانسه و البته برخي متحدان منطقه‌اي آنان، مانند تركيه، عربستان و رژيم صهيونيستي در حالي با اقدام نظامي روسيه در سوريه مخالفت می‌کنند كه چند كليدواژه در ادبيات گفتاري آنان مشاهده مي‌شود؛ نخست آنكه آنان بر راهكار سياسي براي پايان بحران سوريه تأكيد دارند. اين واژه عنواني زيبا و مسالمت‌آميز است، اما آنان، در ادامه واژه‌اي به نام راهكار سياسي بر‌اساس بيانيه ژنو را مطرح مي‌‌کنند. براساس اين بيانيه، نظام سوريه سرنگون و دولتي برآمده از خواست غرب تشكيل مي‌‌شود كه صرفاً شامل نزديكان و مهره‌هاي غربي مي‌شود. جالب توجه است که غربي‌ها حتي پذيرنده انتخابات و تعيين سرنوشت مردم سوريه از سوی خودشان نبوده و دولتي انتصابي را مطرح مي‌‌کنند.
دوم آنكه غربي‌ها حملات روسيه و سوريه به تروريست‌ها را سركوب به اصطلاح معارضان ميانه‌رو نظام سوريه عنوان مي‌كنند، حال آنكه تمام اسناد نشان مي‌دهد، جز گروه‌هاي تروريستي هيچ گروه مسلح ديگري در سوريه عليه نظام و مردم سوريه فعال نیستند. به عبارتي‌، انها با ادعاي حفظ جان معارضان سوري و نيز جلوگيري از آنچه كشتار اهل سنت مي‌نامند، به دنبال توقف عمليات عليه تروريست‌ها هستند. سوم آنكه غربي‌ها همكاري روسيه با جبهه مقاومت را همكاري با تروريست‌ها ناميده و ادعا دارند كه به تشديد بحران در منطقه منجر مي‌شود. آنها همكاري خود با روسيه را عليه آنچه مبارزه با تروريسم مي‌نامند، به همراهي مسكو با آنان عليه جبهه مقاومت مشروط کرده‌اند.
مجموع رفتارهاي كشورهاي غربي يك نكته مهم را نشان مي‌دهد و آن اينكه، غرب بر سه اصل نابودي سوريه، استمرار تروريسم در منطقه و حذف جبهه مقاومت تأكيد دارد. اين رفتار نشان مي‌دهد، هيچ تغييري در رفتار غرب در منطقه ايجاد نشده و آنان همچنان عليه امنيت منطقه و جبهه مقاومت هستند. اين امر گواه اين حقيقت است كه ادعاهاي غرب مبني‌بر رويكرد به جمهوري اسلامي ايران براي حل بحران‌هاي منطقه، ادعايي واهي و فريبكارانه است و هدف نهايي آنان از اين رويكرد چیزی جز تسليم‌سازي ايران نیست؛ چرا كه اگر غرب واقعاً به دنبال حل مسئله سوريه و منطقه بود، با مبارزه واحد روسيه و جبهه مقاومت با تروريسم به مخالفت نمي‌‌پرداخت يا شرط سرنگوني نظام سوريه و جبهه مقاومت را مطرح نمي‌کرد. غربي‌ها همچنان همان روياهاي گذشته خود را در سر مي‌پرورانند و رويكردشان به جمهوري اسلامي نيز صرفاً براي تحقق اهداف ضد‌مقاومتي آنان است، هر چند كه در ظاهر ادعاي تعامل و نزديكي براي حل بحران‌هاي منطقه را دارند. بر اساس اين است كه جمهوري اسلامي تأكيد دارد، حاضر به هيچ مذاكره‌اي با غرب درباره مسائلي جز هسته‌اي نیست و پذيرنده قرار گرفتن در بازي منطقه‌اي كه غرب آن را طراحي كرده است، نبوده و نخواهد بود.


پرونده

اختلاف‌نظرات نمایندگان مجلس درباره طرح دوفوریتی برجام
حسین طلا، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی،‌ با اشاره به مخالفت عده‌ای از نمایندگان با طرح دوفوریتی برجام، اظهار داشت: نظرات مختلفی در مجلس درباره این طرح مطرح شده، اینکه چگونه ما باید در رابطه با موضوع برجام که در کمیسیون ویژه بررسی و گزارش آن ارائه شد، ورود کنیم. وی افزود: چند نکته در رابطه با اختلاف‌نظراتی که در مجلس درباره این طرح پیش آمده، وجود دارد؛ یکی اینکه به هر تقدیر وقتی رئیس‌جمهور خودش اعلام می‌کند که ما سندی را امضا نکردیم و همکاران ما هم امضا نکردند، از‌این‌رو به نظر می‌رسد که توافق هسته‌ای در قالب لایحه هم نمی‌تواند به مجلس ارائه شود، اما دوستان معتقدند جمهوری اسلامی ایران در برجام تعهداتی را پذیرفته و پیمانی را با غربی‌ها می‌بندد که بر این اساس باید طبق اصول 77 و 125 قانون اساسی لایحه توافق هسته‌ای برای بررسی و تصویب به مجلس ارائه شود.
بی‌اعتمادی مردم به آمریکا
79 درصد مخاطبان نظرسنجی برنامه ثریا در پاسخ به این پرسش که «آیا با قطعی شدن توافق و پس از اجرای تعهدات ایران، آمریکا و غرب به تعهدات خود در لغو تحریم‌ها پایبند خواهند بود؟» گزینه خیر را انتخاب کردند. در این نظرسنجی تلویزیونی که بیش از 100 هزار نفر در آن شرکت کردند، بیش از 79 درصد از مخاطبان گزینه خیر را انتخاب کردند و این موضوع بیانگر این امر بود که مردم، آمریکا و غرب را غیر قابل اعتماد می‌دانند و معتقدند که پس از اجرای تعهدات ایران در برجام، آمریکا به تعهدات خود در لغو تحریم‌ها پایبند نخواهد بود.
ورود دوباره کشتی‌های ایرانی به بنادر آمریکایی
محمد سعیدی، مدیرعامل کشتیرانی جمهوری اسلامی در مصاحبه با نشریه وال‌استریت ژورنال از خروج کشتیرانی از تحریم‌ها طبق توافق هسته‌ای با غرب خبر داد و گفت: طبق توافق هسته‌ای میان ایران و غرب در ماه ژانویه از تحریم‌های بین‌المللی خارج خواهیم شد و ورود دوباره به بازارهای بین‌المللی از اولویت‌های اول ما محسوب می‌شود. وی همچنین از ورود دوباره کشتی‌های ایران به بنادر آمریکایی برای اولین بار پس از سال ۱۳۵۷ و زمانی که تجارت میان دو کشور متوقف شد، خبر داد و افزود: مایکل استورگارد سخنگوی شرکت کشتیرانی مرسک در این باره نیز اظهار داشت پس از لغو تحریم‌ها ایران قابلیت بالایی برای فعالیت‌های تجاری خواهد داشت.
علاقه‌مندی ژاپنی‌ها به حضور مجدد در میدان نفتی آزادگان
به گزارش پایگاه خبری ورلد پالیتیکس ریویو، اکنون که توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 به نتیجه رسیده است، ژاپن به دنبال از سرگیری روابط اقتصادی با تهران و احیای تلاش‌های گذشته برای سرمایه‌گذاری در بخش انرژی این کشور است. یکی از اهداف کلیدی ژاپن در ایران، حضور در میدان نفتی آزادگان است که در نزدیکی مرز ایران با عراق واقع شده است. بر اساس برآوردهای دولت ایران، میادین آزادگان بیش از 30 میلیارد بشکه نفت در خود جای داده‌ است. توکیو در سال 1996 حدود 75 درصد سهام میادین آزادگان جنوبی را از طریق شرکت اینپکس به دست آورده بود. این سرمایه‌گذاری به تدریج در طی سال‌های بعدی کاهش یافت، اما ژاپن تا سال 2010 همچنان سهمی 10 درصدی در آزادگان داشت، تا اینکه در این سال به دلیل فشارهای آمریکا مجبور به کناره‌گیری از همکاری در این میدان شد.
 


رهیافت
احد کریمخانی

دیپلماسی اقتدار الگویی در حوزه سیاست خارجی
 اهمیت و جایگاه هشدار رهبر فرزانه انقلاب به حکام سعودی مبنی‌بر پاسخ قاطع، سخت و خشن ایران به سعودی‌ها در صورت مسئولیت‌ناپذیری در قبال فاجعه منا، به حدی است که می‌توان آن را یکی از نقاط عطف و درخشان در سیاست خارجی ایران در تعامل با بازیگران معارض در دوران پس از انقلاب به شمار آورد که می‌تواند به منزله یک الگوی مناسب کاربردی مبتنی‌بر رویکرد واقع‌گرایانه، مورد استفاده مسئولان دستگاه سیاست خارجی کشور در مواجهه با بحران‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قرار گیرد.
تغییر جدی رویکرد مسئولان عربستان سعودی پس از سخنرانی محکم و انقلابی رهبر معظم انقلاب اسلامی در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه علوم دریایی نوشهر، یک بار دیگر راه‌گشا شد و ضعف و نواقص دیپلماسی لبخند را جبران کرد؛ همانند مذاکرات هسته‌ای که براساس شواهد و مستندات موجود، این قاطعیت معظم‌له در مقابل زیاده‌خواهی‌های مکرر طرف‌های آمریکایی و اروپایی بود که در موارد بسیاری به کمک تیم مذاکره‌کننده ایرانی که در زمره خبره‌ترین دیپلمات‌ها و مذاکره‌کنندگان جهانی هستند، می‌رسید.
البته دیپلماسی اقتدار مطلوب نظر رهبر معظم انقلاب را می‌توان در مقابل دیپلماسی به اصطلاح نرم و لبخندمآبانه قرار داد که پیش از آن در مواجهه با فاجعه منا استفاده شد، ولی به نتیجه نرسید. در این‌باره باید گفت، دیپلماسی دولت جمهوری اسلامی طی دو سال گذشته که در بیشتر مواقع با لبخند و مدارا توأم بود، استکبار جهانی و برخی کشورهای منطقه، از جمله عربستان سعودی و شیخ‌نشین‌های ذره‌ای حاشیه خلیج‌فارس را پررو و جسور کرده است. برخی با این منطق که اگر جمهوری اسلامی فلان حرف یا فلان موضع را نگیرد، دشمن کوتاه خواهد آمد، مواضعی اتخاذ می‌کنند یا نمی‌کنند که خسارات عظیمی برای امنیت و اقتدار ملی در پی داشته است.
فاجعه منا و فجایعی از این قبیل که طی سال‌های گذشته نیز در عربستان به کرات شاهد آن بوده‌ایم، همگی ناشی از بی‌لیاقتی، بی‌کفایتی و سوءمدیریت سعودی‌ها در اداره امور مربوط به حج بوده است؛ لذا اتخاذ تدابیر زیر برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی ضروری به نظر می‌رسد:
نخست: تشکیل کمیته حقیقت‌یاب کشورهای اسلامی تا براساس کارگروه‌هایی در چارچوب‌های مشخص شده از سوی سازمان کنفرانس اسلامی، ابعاد این فاجعه را بررسی کنند. «دادگاه بین‌المللی عدالت اسلامی» که زیرمجموعه سازمان کنفرانس اسلامی است، می‌تواند زوایای پنهان و افشانشده این فاجعه را روشن کرده و به حل نهایی و ریشه‌ای موضوع کمک شایانی کند.
دوم: سلب صلاحیت از خاندان آل‌سعود برای تصدی مراسم حج با اجماع مجالس کشورهای اسلامی باید در دستور کار قرار گیرد.
سوم: بهره‌گیری از فرصت مجمع عمومی سازمان ملل متحد و استفاده از حضور سران کشورهای اسلامی برای هماهنگی، اقدامی شایسته در این‌باره از سوی مسئولان کشورمان است تا براساس کنوانسیو‌ن‌های بین‌المللی طرح حقوقی ـ قضایی کند، چون درگذشت جمع بسیاری از حاجیان، افزون‌بر پیگیری در دادگاه‌ها و مجامع کشورهای مسلمان، از جمله سازمان کنفرانس اسلامی، قابلیت پیگیری در دیوان کیفری بین‌المللی را نیز دارد.
در نهایت، باید گفت فاجعه منا نشان داد، توجه بیش از اندازه به ابزارهای دیپلماسی و محدود کردن تمام توان و ابزارهای اقتدار ملی در لابه‌لای قواعد دست و پاگیر دیپلماسی که عمدتاً برگرفته از مبانی روابط سلطه‌گر و سلطه‌پذیر است و اصل قرار دادن ارتباط با قدرت‌های بزرگ از مجرای دیپلماسی رسمی، خطری است که جهت‌گیری دولت را تهدید می‌کند. باید پذیرفت که هر چند دیپلماسی به‌منزله ابزاری مهم در دنیای امروز، تعیین‌کننده و از مؤلفه‌های اقتدار به‌شمار می‌آید، اما توان انقلابی ایران اسلامی، عقبه راهبردی و غلبه گفتمانی ایران در منطقه که عمدتاً مبتنی‌بر مبانی و مجاری غیردولتی و انقلابی شکل گرفته، سرمایه ارزشمندی است که نباید به سادگی از کنار آن گذشت.


نداى قدس

 فتوای خاخام ارشد صهیونیستی برای کشتار فلسطینیان
به گزارش پایگاه صهیونیستی عاروتص شوا، «شموئل الیاهو» خاخام ارشد رژیم صهیونیستی در جدیدترین حکم مذهبی خود اعلام کرد: مبارزان فلسطینی که عملیات شهادت‌طلبانه انجام می‌دهند و توسط اسرائیلی‌های غیرنظامی بازداشت می‌شوند نباید زنده نگه داشته شوند. وی همچنین تأکید کرد: نیروهای پلیس اسرائیلی که مجریان عملیات‌های ضد اسرائیلی را زنده نگه می‌دارند باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرند. «موشه یعالون» وزیر جنگ این رژیم نیز در صحبت‌های خود در این نشست تصریح کرد: به نظامیان این رژیم اجازه داده شده است برای سرکوب فلسطینیان از هیچ اقدامی دریغ نکنند.
عملیات شهادت‌طلبانه عملیاتی مشروع است
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فلسطین الیوم، جبهه مردمی برای آزادی فلسطین در بیانیه‌ای اعلام کرد عملیات شهادت‌طلبانه جوانان فلسطینی در سرزمین‌های اشغالی عملیاتی مشروع است و باید ادامه داشته باشد. در این بیانیه بر ضرورت حمایت مقامات فلسطینی از خیزش مردمی در قدس اشغالی و کرانه باختری تأکید شده و آمده است: افزایش عملیات شهادت‌طلبانه فلسطینیان در روزهای اخیر، بر استقامت و پایداری ملت فلسطین برای آزادسازی سرزمین خود و رسیدن به حقوق غصب شده خود دلالت می‌کند.
فراخوانی نیروهای ذخیره ارتش صهیونیستی
به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، بنیامین نتانیاهو از ترس افزایش عملیات‌های مقاومت و بالاگرفتن درگیری‌ها در اراضی اشغالی مجبور شد نیروهای ذخیره ارتش را فرابخواند. گفتنی است در هفت روز انتفاضه سراسری فلسطینیان علیه دشمن صهیونیستی تاکنون، 1640 فلسطینی در قدس و کرانه باختری زخمی شدند. همچنین، برخی جوانان فلسطینی‌ طی عملیاتی قهرمانانه و درگیری‌ها در قدس و کرانه باختری، دست کم 15 نظامی صهیونیست را زخمی کردند.
هاآرتص: خطرناک بودن طرح «یک اسلحه برای هر اسرائیلی»
روزنامه صهیونیستی هاآرتص در تحلیلی از وضعیت کنونی سرزمین‌های فلسطینی و همچنین در پی درخواست «نیر برکات» شهردار قدس اشغالی از صهیونیست‌های ساکن در این شهر درباره حمل سلاح برای مقابله با اقدامات ضدصهیونیستی فلسطینیان، نوشت: یک خطر جدید به خطراتی که تک‌تک ساکنان اسرائیلی سرزمین‌های اشغالی با آن روبه‌رو هستند، اضافه شده است. باید از این خطر جدید که «یک اسلحه برای هر اسرائیلی» نام دارد، سریعاً جلوگیری شود. در روزهای اخیر، مقامات رژیم صهیونیستی به طور فزاینده از صهیونیست‌های غیرنظامی خواسته‌اند که هر صهیونیستی که اسلحه‌ای در اختیار دارد، همیشه آن را با خود حمل کند.
25 هزار تماس با فوریت‌های پلیس صهیونیستی
روزنامه عبری زبان «اورشلیم پست» از موج وحشت صهیونیست‌ها خبر داد و نوشت: جامعه صهیونیستی پس از عملیات اخیر در تل‌آویو گرفتار ترس و وحشت شده و به همین دلیل 25 هزار تماس با فوریت‌های پلیس درباره ترس از وقوع عملیات گرفته شده است. در گزارش روزنامه صهیونیستی یادشده آمده است: شهرک‌نشینان در این هفته، نزدیک به 300 هزار شیکل را برای خرید سلاح و فشنگ هزینه کرده‌اند که این امر به دلیل بیمی است که از عملیات‌های فلسطینیان دارند. یکی از خاخام‌های برجسته رژیم صهیونیستی به شهرک‌نشینان اجازه داد تا تلفن‌های همراه خود را در روز شنبه به همراه داشته باشند تا خبر وقوع احتمالی عملیات را به پلیس بدهند. گفتنی است پیش از این، حمل تلفن‌های همراه برای یهودیان مذهبی (حریدیم) در روز شنبه ممنوع اعلام شده بود.
 


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

سرنوشت منطقه در دستان مقاومت
قاسم غفوري

غرب آسیا (خاورمیانه) همچنان کانون اصلی تحولات جهانی است. آنچه همچنان از سوی محافل رسانه‌ای و سیاسی غرب صورت می‌گیرد، تقلا برای نسبت دادن بحران‌ها به تقابل‌های دینی و مذهبی میان مسلمانان است تا ضمن تخریب چهره اسلام، اقدامات خود علیه مسلمانان را نیز توجیه کنند. از اوایل مهر ماه نیز که حملات روسیه به گروه‌های تروریستی در سوریه آغاز شده است، غرب با ادعای رویکرد اشغالگرایانه مسکو و ابهام‌سازی در مبارزه آن با تروریسم به‌دنبال پنهان‌سازی واقعیت چگونگی ایجاد تروریسم در منطقه است.
حقیقتی که در یک واژه خلاصه می‌شود و آن، نقش کشورهای غربی به‌ویژه آمریکا، انگلیس و فرانسه و متحدان منطقه‌ای آنان در ایجاد و گسترش بحران در منطقه است. غرب در سال 2011 در چارچوب مقابله با روند بیداری اسلامی و حفظ حاکمان دست‌نشانده، سیاست بحران‌سازی را در پیش گرفت که محور آن را نیز ایجاد و تقویت گروه‌های تروریستی تشکیل می‌داد، البته به این روند باید تروریسم دولتی رژیم صهیونیستی را نیز افزود که با حمایت غرب، چندین جنگ را به غزه تحمیل کرد و هزاران نفر را به خاک و خون کشید. بررسی ریشه‌ای تحولات غرب آسیا در مقطع کنونی نشان می‌دهد، با وجود طراحی‌های گسترده غرب، روند تحولات مغایر با سیاست‌های آنان در حرکت است و اگر جنگ 33 روزه لبنان نتوانست تحقق‌بخش خاورمیانه جدید آمریکایی باشد، اکنون نیز آمریکا نتوانسته است منطقه را براساس ساختار موردنظرش چینش کند.
در یک نگاه کلان به منطقه، نقاط مهم و راهبردی را که می‌تواند بر کل منطقه تأثیرگذار باشد، در سه حوزه تقسیم کرد. یمن، سوریه و فلسطین اشغالی کانون اصلی این تحولات را تشکیل می‌دهند.
ارزیابی تحولات این مناطق نکات مشترکی را نشان می‌دهد که در نهایت می‌تواند سرنوشت منطقه را تعیین کند. این نقطه مشترک را می‌توان نقش و جایگاه مقاومت در تحولات این مناطق دانست.
اول اینکه، در فلسطین اشغالی، مقاومت ملت فلسطین ابعاد جدیدتری گرفته است. رژیم صهیونیستی با بهره‌گیری از انحراف افکار عمومی به تحولات سوریه و فاجعه منا، طرح سلطه به مسجد‌الاقصی را در ابعاد گسترده‌تری در پیش گرفت. آنها به بهانه اعیاد یهودیان، طرح اخراج و بازداشت فلسطینیان در مسجد‌الاقصی را اجرا کردند تا زمینه‌ساز اجرای طرح نهایی آنان برای تقسیم مسجد‌الاقصی و سلطه بر بخش‌هایی از آن باشد.
واکنش فلسطینی‌ها به این طراحی، مقاومت و ایستادگی بوده است؛ چنانکه مرکز آمار فلسطین اعلام کرد، در درگیری فلسطینیان با نظامیان متجاوز صهیونیستی، صدها فلسطینی ضرب و شتم و بازداشت شدند. اعتراض‌های خیابانی در قدس و کرانه باختری نیز وارد فازهای جدیدی شد که با چندین عملیات شهادت‌طلبانه در اراضی اشغالی همراه بود. مقاومت فلسطینیان چنان بوده است که بسیاری از آغاز انتفاضه جدید سخن گفته‌اند. جالب توجه آن است که اقدام رژیم صهیونیستی مبنی‌بر تصویب قانون استفاده از گلوله جنگی در پاسخگویی به پرتاب سنگ فلسطینیان نیز نتوانسته است مانع از خروج فلسطینی‌ها شود و موج قیام گسترش روبه رشدی داشته است. نکته دیگر درباره فلسطین آن است که، روند تحولات مراسم هفتادمین سالگرد تأسیس سازمان ملل نیز به فلسطینیان نشان داد که برای آنان راهکاری جز مقاومت وجود ندارد؛ هرچند که پرچم فلسطین به دلیل ارتقای جایگاه آن به‌عنوان عضو غیردائم برای نخستین‌بار پس از 70 سال برافراشته شد، اما مواضع سران مرتجع عربی و کشورهای غربی که حذف و حاشیه شدن مسئله فلسطین را در آن به خوبی می‌توان مشاهده کرد، به فلسطینیان نشان داد که برای آنان هیچ گزینه‌ای جز مقاومت وجود ندارد. جالب توجه آنکه حتی اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا که هرساله از محورهای سخنرانی‌اش، مسئله مذاکرات سازش بود، امسال هیچ سخنی از فلسطین نگفت؛ حال آنکه در سال جدید میلادی (2015) صهیونیست‌ها گسترده‌ترین شهرک‌سازی‌ها و اشغالگری‌ را داشته‌اند که عملاً مذاکرات سازش را به بن‌بست کشانده است.
دوم اینکه، سوریه کانون دیگر تحولات منطقه است که در هفته‌های اخیر محور محافل رسانه‌ای و سیاسی جهان بوده است. هرچند که محور این تحولات حضور مستقیم روسیه در مبارزه با تروریسم عنوان می‌شود، اما واقعیت امر آن است که دستاوردهای مقاومت در زمینه مبارزه با تروریسم و نیاز جهانی به برخورداری از ظرفیت‌های مقاومت در برقراری امنیت جهانی، رویکرد بسیاری از کشورها، از جمله چین و روسیه به عرصه سوریه به‌عنوان کانون مبارزه با تروریسم را به همراه داشته است.
مقاومت منطقه شامل جمهوری اسلامی، عراق، سوریه و لبنان در طول چهار سال‌ونیم اخیر مبارزات گسترده‌ای با تروریسم داشته است؛ چنانکه به اذعان جهانیان، اگر مقاومت نبود، تروریسم سراسر جهان را فرا گرفته بود. ورود کشورهایی، مانند روسیه و چین به مبارزه با تروریسم در سوریه هرچند به عنوان بعد جدید تقابل مسکو با غرب عنوان می‌شود، اما در اصل دستاوردهای مقاومت علیه تروریسم و حامیان آنان ریشه دارد که جهان را به همراهی با سوریه سوق داده است؛ رویکردی که حتی برخی از کشورهای اروپایی را نیز دربر گرفته است؛ چراکه نیاز به همکاری با مقاومت برای برقراری امنیت فراگیر به نیاز جهانی مبدل شده است. گرفتار آمدن اروپا در بحران پناهجویان، این امر را بیش از پیش آشکار کرد که اگر مبارزه با تروریسم با جدیت صورت گیرد و تروریست‌ها بر عراق و سوریه مسلط شوند، پیامدهای آن دامن اروپا را نیز خواهد گرفت؛ لذا تنها گزینه برای ریشه‌کن‌سازی تروریسم همگرایی یا مقاومت است.
البته برخی کشورهای غربی نظیر فرانسه، آمریکا، انگلیس و معدود متحدان منطقه‌ای باقی‌مانده برای آنان نظیر عربستان، ترکیه، امارات، بحرین و رژیم صهیونیستی با استمرار حمایت از تروریست‌ها به‌دنبال کارشکنی در این مبارزه هستند.
سوم اینکه، یمن محور دیگر کانون بحران‌های منطقه است. هفت ماه پیش عربستان با حمایت برخی کشورهای عربی و غربی، حملات گسترده‌ای را علیه یمن صورت داد. اکنون مهم‌ترین هدفی که متجاوزان به آن دست یافته‌اند، نابود‌سازی زیرساخت‌ها و کشتار مردمان یمن است که بسیاری از آنان زنان و کودکان هستند. آمار یونیسف نشان می‌دهد، بیش از هزار کودک در حملات سعودی قتل‌عام شده‌اند. سازمان ملل آمار 20 میلیون نفری از گرسنگان و نیازمندان به کمک‌های اولیه برای زندگی را از مردم یمن منتشر کرده است.
با وجود تمام این جنایات، مردم یمن همچنان به مقاومت خود ادامه می‌دهند. حتی مناطقی از خاک عربستان در تصرف مقاومت مردم یمن است. پیوند ارتش، مردم و گروه‌هایی مقاومت، نظیر انصار‌الله زمینه‌ساز ناکامی ائتلاف متجاوزان شده است. بسیاری از ناظران سیاسی اذعان دارند، استفاده سعودی از بمب‌های فسفری و خوشه‌ای نیز نمی‌تواند مانع مقاومت یمن شود. آنچه بسیاری به آن تأکید دارند، پیروزی نهایی یمن بر عربستان خواهد بود که در اصل شکست طراحی غرب در منطقه است.
با توجه به آنچه درباره یمن، سوریه و فلسطین ذکر شد، می‌توان گفت که سرنوشت منطقه نه از سوی غرب و قدرت‌های جهان و یا گروه‌های تروریستی دست‌نشانده آنان، بلکه به دست مقاومت در حال رقم خوردن است؛ مقاومت که رژیم صهیونیستی، تروریسم و حامیان آن، کشورهای سلطه‌گر غربی و ارتجاع عربی و ترکیه را در حاشیه قرار داده و می‌رود تا سرنوشتی براساس مقاومت را در منطقه چینش کند. واقعیت آن است که سرنوشت منطقه با ابتکار عمل‌های مقاومت در عرصه میدانی و به دور از روند سازشکاری و راهکارهای سیاسی ادعای غرب در حال شکل‌گیری است و تحقق آن، نویدبخش آینده‌ای روشن و امیدبخش برای منطقه و امت اسلامی خواهد بود.


 آمريكا از جنگ عليه تروريسم تا شكست‌هاي نظامي
رضا اشرفي

يكي از مهم‌ترين راهبردهاي آمريكا، حضور حساب شده نظامي و امنيتي در سراسر جهان است كه سعي دارد همواره آن را رعايت كند. به همين دليل در بسياري از مواقع ديده مي‌شود كه بهانه‌تراشي‌هاي لازم را براي حضور خود فراهم مي‌كند. آمريكا اين راهبرد را از دو طريق پيمان آتلانتيك شمالي (ناتو) و حضور مستقيم نظاميان خود دنبال مي‌كند.
نگاهي به فهرست پايگاه‌هاي نظامي امريكا نشان مي‌دهد كه اين كشور در سراسر دنيا از آسيا پاسيفيك تا آفريقا، اروپا و قاره آمريكا پايگاه‌هاي متعددي دارد كه در مواقع لزوم از آنها استفاده مي‌كند. در بسياري از موارد واشنگتن از اين امكانات و تجهيزات نظامي برای تثبيت موقعيت خود استفاده مي‌كند، به همين منظور به همراه متحدان منطقه‌اي‌اش دست به رزمایش‌های منظم سالیانه زده تا از تمرين‌هاي نظامي موردي عليه مخالفانش بهره بگيرد.
اين مسئله در سال‌هاي اخير بيش از هر جا در حوزه شرق و جنوب شرق، آسيا ـ پاسيفيك و همچنين شمال و شرق اروپا به چشم مي‌خورد كه همواره عليه روسيه،‌ چين و كره شمالي بوده است. واشنگتن در مواقع لزوم از نيروهاي خود به شكل مستقل استفاده مي‌كند، اما براي مشروعيت‌بخشي به رفتارهاي نظامي و امنيتي‌اش سعي دارد متحدانش را نيز با خود همراه كند، به همين منظور از ابزار ناتو بهره مي‌گيرد. طي 15 سال اخير از اين روش بيش از همه در غرب آسيا و حوزه شبه‌قاره استفاده كرده است و جنگ‌هاي طولاني‌مدت و خونيني را به راه انداخته است كه البته، نتيجه‌اي جز شكست برايش نداشته است.
مهم‌ترين دليل و عاملي كه آمريكا اين نوع جنگ‌ها را به راه انداخته، به پديده‌اي به نام تروريسم بازمي‌گردد. جنگ با تروريسم عاملي است كه سال‌ها آمريكا را در اين راهبرد همراهي كرده است. در حالي كه بررسي پديده‌هاي شكل گرفته در دو حوزه غرب آسيا و شبه‌قاره حكايت از آن دارد كه تروريست‌هاي نظام‌مند و بين‌المللي دست‌ساز بوده و هميشه متحدي نفت محور به نام عربستان سعودي نيز با آن همراه بوده است. سه نمونه كامل و پرآوازه اين روش، القاعده،‌ طالبان و داعش هستند. نبايد فراموش كرد كه آمريكا براي تداوم حضور و همچنين، تقويت موقعيت خود از پديده‌هاي منطقه‌اي بهره مي‌برد و همواره آن را پشتيباني مي‌كند. در روش ديگر مقامات نظامی ـ امنيتي آمريكا از نظریه تبديل تهديد به فرصت استفاده كرده و براي ادامه حضورشان زمينه‌سازي مي‌كنند.
مسئله مبارزه با تروريسم بيش از همه از سال 2001 و با سناريوي 11 سپتامبر در زمان جرج دبليو بوش كليد خورد كه به دو جنگ خشن و مداوم در افغانستان و عراق منجر شد. امريكا با حمله به افغانستان در 7 اكتبر 2001 و عراق در 20 مارس 2003 اينگونه القا كرد كه خواهان ريشه‌كن كردن پديده تروريسم است. اگر چه به اذعان برخي از مقامات امريكايي و بسياري از مقامات و تحليلگران بين‌المللي تروريست‌ها دست‌پرورده واشنگتن بوده‌اند، اما كاخ سفيد با بهره‌گيري از جنگ رسانه‌اي چنان وانمود می‌کند كه خواهان جنگ با تروريسم است.
اما نتيجه جنگ‌هاي چندساله آمريكا با اين پديده نشان مي‌دهد كه نه‌تنها القاعده و طالبان در حوزه شبه‌قاره ريشه‌كن نشده‌اند، بلكه به ديگر حوزه‌هاي جغرافيايي جهان گسترش پيدا كرده‌اند. در حال حاضر غرب آسيا نمونه كاملي از تروريسم‌پروري غربي ـ عربي است كه داعش نماينده آن است. در تحولات شكل گرفته در خاورميانه عربي و شمال آفريقا،‌ سياست‌هاي آمريكا و متحدان منطقه‌اي آن به سمتي پيش رفته كه تروريسم در اين حوزه كاملاً نهادينه شده است.
در پس اين تحول آمريكا كه از زمان روي كار آمدن باراك اوباما با نماد جايزه صلح نوبل در پي پايان دادن به جنگ‌ها بود،‌ سعي كرد تا در حركتي ظاهري و نمادين ائتلاف ضد داعش را ايجاد كند؛ ائتلافي كه با گذشت زمان فراوان نه تنها راه به جايي نبرد، بلكه زمينه‌هاي گسترش و تقويت اين طيف تروريستي خشونت‌محور را فراهم كرد. در پاسخ به اين رفتارهاي متناقض غربي، ائتلاف روسيه، ايران،‌ عراق و سوريه در رويكردي كاملاً پراگماتيستي در پي نابودسازي داعش در منطقه هستند تا هم جنگ عليه تروريسم را به آمريكا آموزش دهند و هم نشان دهند كه از سياست يك بام و دو هوا در جنگ و حمايت از تروريسم دست بردارد. اخبارها نشان می‌دهد كه با حملات شديد اين ائتلاف به رقه سوريه، تروريست‌هاي داعش با جمع كردن تجهيزات ضروري خود در حال فرار به سمت موصل هستند؛ منطقه‌اي كه نيروهاي زميني ايران،‌ عراق و همچنين سوريه قادر خواهند بود به نابودي‌شان اقدام كنند. اين عمليات موفق‌آميز مي‌تواند بيش از همه شكست‌هاي مداوم آمريكا را در جنگ آمريكا عليه تروريسم نمايان سازد و مقدمه‌اي براي عمليات‌هاي ضدتروريستي بعدي شرق‌محور براي ريشه‌كن كردن تروريسم منطقه‌اي و بين‌المللي باشد.


از نگاه دیگران

 محتوای سخنرانی ابومازن
پیش از سخنرانی ابومازن، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین در سازمان ملل کلام‌هایی روتین و غیر صریحی بیان شد که بر قصد وی در زمینه انفجار یک بمب سیاسی دلالت داشت. همه افرادی که حوادث را به دقت زیر نظر داشتند، می‌دانستند که این بمب بر اثر فشارهای بین‌المللی که بر وی وارد می‌آمد، کوچک و بزرگ می‌شد. در این میان به‌طور خاص باید به دیدار کری و ابومازن که طی آن ابعاد نهایی بمب ابومازن مشخص شد، اشاره شود.
درست نمی‌دانیم که در این دیدار چه گذشت، اما می‌دانیم که ابومازن چه گفت و چه چیزی را بیان کرد. در این مجال به جای تمرکز بر محورهای سخنان ابومازن، بر محورهایی تأکید می‌شود که ابومازن درباره آن سخنی نگفته است.
ابومازن انحلال تشکیلات خودگردان فلسطین را اعلام نکرد و مسئولیت‌های رژیم اشغالگر را متوجه رژیم صهیونیستی نداشت. اگر وی این کار را انجام می‌داد، اوضاع دگرگون می‌شد و قضیه فلسطین به جایگاه صحیح و شایسته آن به‌منزله یک مبارزه برای آزادی‌بخشی ملی بازمی‌گشت.
ابومازن برخلاف آنچه برخی رواج می‌دادند، درباره لغو توافق اسلو اظهارنظری نکرد، بلکه سخنان وی حاوی کنایه‌هایی درباره پایبندی به آن، در صورت تعهد رژیم صهیونیستی به این توافق بود. نمی‌دانیم که چگونه رژیم صهیونیستی می‌تواند به توافقی پایبند باشد که قرار بود در سال 1999 به یک راه‌حل دائمی منجر شود و پایان پذیرد؛ همه می‌دانند که این رژیم به توافق مذکور پایبند نبوده و نخواهد بود.
ابومازن می‌توانست همه موارد نقض صهیونیست‌ها را برشمرد و لغو توافق را اعلام کرده و همه پیامدهای بین‌المللی آن را پذیرا باشد. در این صورت فلسطینی‌ها چیزی را از دست نمی‌دادند، بلکه افق‌های جدیدی که امروز بسته هستند، به روی آنان باز می‌شد.
گفتنی است، کلام روشنی از ابومازن درباره هماهنگی امنیتی نشنیدیم. موضوعی که سبب افزایش عمر اشغالگری شده و لغو آن به صورت پیش‌شرطی برای کوتاهی عمر اشغالگری درآمده است.
نمی‌توان واکنش نسبتاً آرام رژیم صهیونیستی به این سخنان را تفسیر کرد، مگر اینکه احتمال دهیم این رژیم تا زمانی که هماهنگی امنیتی به قوت خود باقی است، هیچ ارزشی برای چنین تصریحاتی قائل نیست.
ابومازن خواستار تحریم رژیم صهیونیستی برای وادار کردن آن به اجرای قطعنامه‌های بین‌المللی نشد، اگر این رژیم بهای اشغالگری و نقض دائمی عرف‌ها و کنوانسیون‌های بین‌المللی را نپردازد، چگونه می‌توان بر آن فشار آورد. به‌راستی، اگر نام این رژیم در سخنرانی رسمی فلسطینی‌ها در مجمع عمومی ذکر نشود، چگونه جنبش تحریم بین‌المللی آن می‌تواند توسعه یابد.
ابومازن هیچ تهدیدی درباره انجام اقداماتی جدی برای نجات مسجدالاقصی مطرح نکرد و به توصیف اوضاع بسنده کرد، گویی که تنها ناظر اوضاع است. او به صهیونیست‌ها هشدار نداد که نقض حرکت مسجدالاقصی هزینه‌های گزافی، مانند توقف هماهنگی امنیتی یا پیشروی میلیونی به سمت مسجدالاقصی و غیره را در پی خواهد داشت.
همچنین، در سخنان ابومازن ذکر نشد که وی قصد استعفا دارد و می‌خواهد صحنه را ترک کند؛ او برخلاف آنچه رسانه‌های گروهی عنوان می‌کنند، چیزی از این موضوع بر زبان نیاورد. آنچه ابومازن گفت، گام کوچکی به جلو هم نبود و سخنانش حداقل انتظارات ملت فلسطین را برآورده نکرد.
به عبارتی، ابومازن در سمت رئیس تشکیلاتی بحران زده و نه در مقام رهبر یک جنبش آزادیخواه ملی با جهانم صحبت کرد.
منبع: عرب 48
مترجم: سحر دولتيان

 


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا686

حمايت از تروريست‌ها عليه ايران
خبرگزاري باشگاه خبرنگاران: کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا، در جلسه استماعی با موضوع «نفوذ ایران در عراق» و پرونده کمپ لیبرتی (اردوگاه منافقین) حمایت‌های بیشتر دولت آمریکا را از منافقین خواستار شد. «جان مک‌کین»، رئیس این کمیته در آغاز این نشست، گفت: دولت آمریکا اقدامات کافی برای جابه‌جایی اعضای گروهک منافقین که «کمک‌های اطلاعاتی مفیدی» در پرونده هسته‌ای ایران کرده‌اند، نمی‌کند. مک‌کین گفت: ساکنان کمپ‌ لیبرتی اعضای گروهی هستند که اطلاعات مفیدی درباره برنامه هسته‌ای ایران، به ویژه درباره وجود فعالیت‌های مخفیانه در این برنامه ارائه کرده‌اند. وی همچنین با اشاره به توافق هسته‌ای میان ایران و گروه 1+5 گفت: برجام روابط دیرینه آمریکا با گروه منافقین را مخدوش خواهد کرد.
انتظار نداشتیم برجام به همکاری با ایران منجر شود
خبرگزاري فارس: «جاش ارنست» سخنگوی کاخ سفید در میان خبرنگاران گفت: ما انتظار نداشتیم که ایران بعد از توافق به کشوری همکار و دارای نقش سازنده تبدیل شود. این مذاکرات فقط براساس اولویت‌های امنیت ملی آمریکا، یعنی جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتم بود.
توافق هسته‌ای برای محدود کردن قدرت ایران است
خبرگزاري تسنیم: «استفان والت» نظریه‌پرداز آمریکایی معتقد است، توافق هسته‌ای برای محدود کردن یکی از جنبه‌های قدرت بالقوه ایران طراحی شده است. والت مي‌گويد: من فکر نمی‌کنم که توافق هسته‌ای بخشی از یک برنامه مهار باشد، بلکه فکر می‌کنم این توافق برای محدود کردن یکی از جنبه‌های قدرت بالقوه ایران طراحی شده است. آنها می‌خواهند مطمئن شوند که ایران بر کل منطقه خاورمیانه [غرب اسیا و شمال آفریقا] غلبه پیدا نمی‌کند.
لازم باشد به ایران حمله می‌کنم
خبرگزاري واحد مركزي خبر: نامزد جمهوریخواه انتخابات ریاست‌‌جمهوری آمریکا تأکید کرد رئیس‌جمهور آمریکا شود اگر لازم باشد از اقدام نظامی علیه تأسیسات هسته‌ای ایران استفاده می‌کند و سیاست آمریکا را بر پایه تغییر نظام در ایران بنا می‌گذارد. «کریس کریستی» در مصاحبه با شبکه «فاکس‌نیوز» تهدیدات علیه ایران را تکرار کرد و گفت: آمریکا باید در راستای تغییر نظام ایران حرکت کند و به ائتلاف بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران بپیوندد. این نامزد جمهور‌یخواه انتخابات ریاست‌جمهوی ۲۰۱۶ آمریکا که مخالف توافق هسته‌ای ایران است، در مصاحبه خود اعلام کرد: بهتر است رئیس‌جمهور بعدی آمریکا آماده حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران باشد. من آماده هستم. وی درباره ایران لفاظی‌های خود را این‌گونه ادامه داد: اینها اراذل و اوباش مرگباری هستند که نمی‌توانید با آنها وارد گفت‌وگو شوید.
بولتون: امیدوار بودم تل‌آويو به ایران حمله کند
خبرگزاري ايرنا: جان بولتون، نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل بار دیگر به انتقاد از توافق هسته‌ای با ایران پرداخت و گفت: جان کری، وزیر خارجه آمریکا باید به دلیل پذیرش این توافق از سمت خود کناره‌گیری کند. نماینده اسبق آمریکا در سازمان ملل همچنین گفت: تنها دو گزینه احتمالی پس از توافق هسته‌ای وجود دارد: یا ایران به بمب هسته‌ای دست می‌یابد یا کسی در منطقه اقدام نظامی پیش‌دستانه انجام خواهد داد. بولتون گفت: من شخصاً معتقد بودم که ایران با مذاکره از برنامه تسلیحات هسته‌ای خود دست نمی‌کشد و تنها جایگزین، استفاده از نیروی نظامی است. امیدوار بودم که تل‌آويو این کار را انجام دهد؛ چراکه مشخص بود که دولت اوباما چنین کاری نمی‌کند.
همكاري واشنگتن و کشورهای حوزه خلیج‌فارس علیه ایران
خبرگزاري مهر: سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بر تداوم همکاری میان آمریکا و کشورهای عربی حوزه خلیج‌فارس برای مقابله با نفوذ ایران در منطقه تأکید کرد. «ناتان تک» معاون عربی‌زبان سخنگوی وزارت خارجه آمریکا و مدیر دفتر تماس رسانه‌ای منطقه‌ای، جمهوری اسلامی ایران را به حمایت از تروریسم متهم و تصریح کرد: آمریکا با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس برای مقابله با نفوذ ایران در منطقه همکاری خواهد کرد. وی تأکید کرد: تحریم‌های آمریکا علیه ایران در زمینه حقوق بشر و «حمایت از تروریسم» به قوت خود باقی خواهد ماند.
فرصت برای حل بحران سوریه ایجاد شده است
خبرگزاري فارس: «ادوارد جرجیان» سفیر سال‌های ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۱ آمریکا در سوریه و رژیم صهیونیستی، در مصاحبه‌ای گفت: پس از توافق هسته‌ای ایران فضا عوض شده و اکنون فرصت برای دیپلماسی وجود دارد. وی افزود: اکنون فضا و جا برای دیپلماسی وجود دارد. رئیس‌جمهور روحانی در سخنرانی خود در سازمان ملل گفت، توافق هسته‌ای اساس و پایه‌ای است که می‌شود بر روی آن کار کرد. سپس او تهدید سازمان‌های تروریستی در خاورمیانه را مطرح کرد که شما منظور او را داعش بخوانید.


هویت 426

مجارستان: سركوب پناه‌جويان با سيم‌خاردار
در اقدامي كه نهادهاي حقوق بشري آن را مغاير با اصول انسان‌دوستانه و زمينه‌ساز تشديد درد و رنج پناه‌جويان و آوارگان ناميده‌اند، مجارستان با کشیدن سیم خاردار در نوار مرزی با کرواسی این بخش از مرزهای خود را افزون‌بر صربستان، بر آوارگان جنگی و مهاجرانی که قصد عبور از این کشور به دیگر کشورهای بزرگ اتحادیه اروپا دارند، مسدود کرد. دولت مجارستان تصمیم دارد راه‌هایي که آوارگان از نقاط مختلف وارد این کشور می‌شوند را با سیم خاردار حصارکشی و به این طریق از ورود پناه‌جويان جلوگیری کند. بسياري از نهادهاي حقوق بشر تأكيد دارند كه اين اقدامات زمينه‌ساز سردرگمي و تشديد نابساماني‌هاي پيش روي پناه‌جويان مي‌شود، به‌ويژه اينكه فصل سرما نيز نزديك است و مي‌تواند سبب مرگ‌وميز تعداد بي‌شماري از پناه‌جويان شود.
آمريكا: جاسوسي از سرویس‌های اطلاعاتی آلمان
رسوايي عدم پايبندي آمريكا به قوانين جهاني و جاسوسي جهاني سرويس‌هاي امنيتي اين كشور هر روز ابعاد جديدتري به خود مي‌گيرد. چنانكه اسناد منتشر شده آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) که ‌«ادوارد اسنودن» پیمانکار پیشین سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) منتشر کرده است نشان می‌دهد که آمریکا از همه ارتباط‌های حساس میان سرویس‌های اطلاعات آلمان در یمن جاسوسی کرده است. این سازمان آمریکایی دست‌کم دو بار از نهادهای آلمانی‌ جاسوسی کرده است. این اطلاعات نشان می‌دهد که دولت آمریکا در دیگر نقاط فقط به دنبال اطلاعاتی درباره مظنونان به اقدامات تروریستی و قاچاقچیان اسلحه نیست، بلکه سرویس‌های اطلاعاتی دیگر کشورها از جمله آلمان که یکی از شرکای آمریکاست هم در زمره اهداف جاسوسی آمریکا قرار دارد.
كانادا: نقض آزادی بیان و حق تجمعات مسالمت‌آمیز
كانادا از جمله كشورهايي است كه با ادعاي حمايت از حقوق بشر در امور داخلي كشورها دخالت می‌کند، حال آنكه خود پرونده‌اي سياه در عرصه حقوق بشر دارد. گزارش سازمان ملل نشان مي‌دهد كه سركوب و مقابله با آزادي‌بيان يكي از اركان رفتاري حاكمان كانادا است. استفاده از نارنجک‌های فلج‌کننده، اسپری فلفل، گازهای خطرناک و ضرب‌وشتم شدید فیزیکی بدون رسیدگی و پاسخگویی در پرونده كانادا مشاهده مي‌شود. در گزارش سازمان ملل آمده است، با وجود ‌ایجاد یک کمیته تحقیق در ‌این زمینه،‌ این کمیته قدرت کافی را برای جمع‌آوری اطلاعات و تحقیقات ضروری ندارد. همچنین، با اشاره به نادیده گرفتن توصیه‌هایی که کمیته مذکور در سال 2014 به دولت برای رسیدگی به وقایع 2010 و 2012 کرد، می‌افزاید: همین مسئله سبب شد تا مجدداًً پلیس در تجمع صلح‌آمیز گروه‌های فعال مدنی برای اعتراض به نقض حقوق بهداشتی و آموزشی افراد در مارس 2015 (فروردین 94) به استفاده بیش از حد خشونت روی آورده و بسیاری از معترضان را مجروح و دستگیر کند. همچنین، پلیس کماکان به سرکوب شدید تجمعات بومیان درباره نقض حق سرزمین‌شان ادامه می‌دهد.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح صادق مقوله نفوذ را در بیانات اخیر امام خامنه‌ای بررسی می‌کند
بازطراحی هندسه مقابله با نفوذ
فتح ­الله پریشان

رهبر معظم انقلاب اسلامی، امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه، برای چندمین‌بار به سناریوی نفوذ دشمنان انقلاب به بهانه مذاکره اشاره و تأکید کردند: دشمنان به دنبال تغییر محاسبات مسئولان و تغییر افکار مردم، به‌ویژه جوانان هستند و همه باید هوشیار و بیدار باشند.

دلایل محوریت نفوذ در بیانات
تحلیل کمّی و کیفی محتوای بیانات چند ماه اخیر رهبر معظم انقلاب نشان می‌دهد دائرمدار همه سخنرانی‌های معظم‌له یک محور مشترک بوده است؛ تلاش دشمنان برای «نفوذ» به ساختارهای سیاسی، اقتصادی و به‌ویژه فرهنگی کشور در شرایط پسابرجام. در واقع، یکی از دال‌های شناور مهم بیانات روشنگرانه و راه‌گشای امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در جمع اعضای مجمع جهانی اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، بیست‌ویکمین مجمع سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه و اخیراً با فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی به قول گفتمانی‌ها، اشاره به سناریوی نفوذ، به مثابه هسته مرکزی تغییر و چرخش سیاست‌ها و راهبردهای آمریکایی‌ها از راهبردهای تقابلی به تعاملی و زمینه‌چینی برای نفوذ از طرق گوناگون سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی است.
فراوانی کمّی و آماری به کار بردن حدود ۷۰ بار کلمه نفوذ و تصریح و تأکید معظم‌له بر محوریت این سناریو از سوی دشمنان انقلاب، به‌ویژه آمریکایی‌ها در قبال جمهوری اسلامی ایران به چند دلیل صورت می‌گیرد:
۱ـ تأکیدات و تصریحات چندباره این موضوع از سوی رهبر معظم انقلاب حاکی از اهمیت آن و اندیشیدن به عمق پیامدهای موفقیت احتمالی سناریوی نفوذ در صورت کوتاهی‌های داخلی برای مقابله با آن است که به دغدغه معظم‌له درباره آینده انقلاب و نظام اسلامی مربوط می‌شود.
۲ـ جدیت آمریکایی‌ها برای طراحی‌های گوناگون در راستای محقق ساختن این سناریو به بهانه مذاکره سیاسی نکته دیگری است که ایشان تلاش می‌کنند با این تکرار و تأکیدها، اهمیت راهبردی آن را در راستای منافع و امنیت ملی کشورمان برای مردم و به‌ویژه مسئولان جا بیندازند.
۳ـ تبیین موضوع و روشنگری نسبت به کژتابی‌ها، کج‌فهمی‌ها، شبهات و پرسش‌هایی که ممکن است در ابعاد و زوایای مختلف این موضوع و مختصات نفوذ دشمن در لایه­‌های روشنفکری تولید و در بدنه جامعه تزریق شود، از دیگر سویه‌های اهمیت تکرار و تأکیدها به شمار می‌­آید؛ از این‌رو، رهبر معظم انقلاب اسلامی با انتقاد از عده‌ای سهل‌انگار و سهل‌اندیش در داخل که متوجه ابعاد و عمق این موضوع نیستند و مذاکره حضرت علی(ع) با زبیر و حضرت امام حسین(ع) با عمربن‌سعد را مجوزی برای توجیه مذاکره جمهوری اسلامی ایران با شیطان بزرگ می‌دانند؛ نگاهی عوامانه به مذاکره به معنای امروز که همان معامله است دانسته، معتقدان به آن را ساده‌اندیشانی می‌دانند که با اسلوبی نادرست، تاریخ اسلام را تحلیل می‌کنند.
۴ـ ضرورت مراقبت از نفوذ دشمن به بهانه مذاکره و یافتن هندسه مقابله با نفوذ دشمنان به‌ویژه آمریکایی‌ها، در جاهایی که می­تواند به مثابه بستر و منفذ نفوذ دشمن به شمار آید و اولویت­های ما را دستکاری کند و تحت تأثیر قرار دهد؛ از این‌رو، لازم است اتاق فکرهایی در مراکز مطالعاتی و سازمان‌های دفاعی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تشکیل شود و طرح و سناریوهای مختلفی برای مقابله مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. بدون تردید این تأکیدات از سوی فرمانده معظم کل قوا موتور محرکه این بررسی‌ها خواهد بود.

تشکیک در اصالت طرح نفوذ دشمن
با وجود جدیت دشمن، هنوز برخی دیرباوران داخلی با نگاه سیاسی، در اصالت طرح نفوذ دشمن تشکیک وارد کرده، از الزامات و چرایی آن می‌پرسند. در واقع، این دسته می‌خواهند در راستای سخن و راه خود که بیشتر تعامل جهانی را دنبال می‌کنند و آن را در گرو ارتباط‌گیری با غرب و به‌ویژه کدخدای غرب، یعنی آمریکا می‌دانند، بگویند سخن از نفوذ بر ادله و قرائنی استوار نیست و بیشتر توهمی از یک توطئه جدید است، والّا اگر قرار است دشمنی‌ها در فازی جدید به اسم نفوذ پیگیری شود، اساساً چه لزومی داشته و دارد که غرب بر سر میز مذاکره با ما بنشیند؟
در حالی که تحقیقاً مرکز ثقل بیانات رهبر فرزانه و کسانی که سناریوی نفوذ را باور دارند، به همین محور و نکته برمی‌گردد. خروجی مراکز مطالعاتی غرب و اتاق­های فکر آمریکایی مبنی‌بر ناکامی طرح‌ها و اقدامات خصومت‌ورزانه پیشین غربی‌ها در طول بیش از سه دهه از انقلاب، ضرورت تجدیدنظر در راهبردها، سیاست‌ها، برنامه‌ها و تاکتیک‌های آمریکایی، صهیونیستی و انگلیسی را برای تصمیم‌گیران غرب وکاخ سفید مبرهن و قطعی‌الصدور کرده و آنها را به لزوم «تغییر» در راهبردها، سیاست‌ها و برنامه‌های جدید، بدون اینکه در دکترین کلان آنها برای تغییر و براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران دگردیسی ایجادشده باشد، واقف ساخته است. با این حال می‌توان به برخی از عوامل و زمینه­‌هایی که سبب شد آمریکایی‌ها با گزینش راه مذاکره بر سر مسئله هسته‌ای به بازطراحی هندسه نفوذ بیندیشند، پرداخت.

زمینه­‌های بازمهندسی سناریوی نفوذ
فهم هوشمندانه سناریوی نفوذ آمریکا و غرب در ایران پسابرجام از سوی رهبر معظم انقلاب و تبیین روشمند آن با ادبیات و گفتمان‌سازی و قدرت اقناع‌کنندگی منحصربه‌فرد در میان مسئولان، نخبگان و توده مردم، امروز دیگر تردیدی برای کسی نگذاشته که محور تازه سیاست‌های راهبردی آمریکا معطوف به نفوذ در لایه‌ها و ساختارهای نظام طراحی شده و مسئولان و نخبگان باید به فکر طراحی هندسه مقابله با نفوذ باشند. این در حالی است که کسانی یا سازمان‌هایی که در داخل باید این بیانات را با تبدیل به سیاست‌ها و برنامه‌ها در دستور کار قوای فائقه کشور قرار دهند و برای مقابله با نفوذ دشمن طرح و ایده بدهند، نه‌تنها به روی مبارک‌شان نمی‌آورند، بلکه گویی به ثقل استماع دچار شده و اساساً فریاد دیده‌بان بیدار انقلاب اسلامی را هم نمی‌شنوند و هیچ شواهد و قرائنی از سوی غربی‌ها نمی‌بینند؛ چراکه همچنان درب گشایش در سامان داخلی برای آنها بر روی همان پاشنه نگاه به بیرون و تکیه بر تعامل با جهانی خلاصه شده در چند کشور غربی می‌چرخد و اگر سخنی گفته می‌شود در خلاف‌­آمد این نگاه تنها از روی ناچاری است و اعتقادی به آن نیست.
دشمنان انقلاب دیدند که به‌کار بستن انواعی از سیاست‌ها و برنامه‌های تقابلی از تحریم و فشارهای اقتصادی تا انزواسازی سیاسی و خرابکاری امنیتی و تخریب هویت اسلامی و ایرانی تا متزلزل کردن اعتقادی جوانان و جامعه ایران، اگرچه آسیب­هایی وارد کرد، اما در راستای اهداف اصلی از آنها طرفی نبستند و نه‌تنها به غایت دکترین خود، یعنی تغییر نظام جمهوری اسلامی نائل نشدند، بلکه نتوانستند حتی زمینه‌های تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران را در مسائل داخلی و منطقه‌ای هم فراهم کنند؛ زیرا غرب به محوریت آمریکا می‌خواست با ایجاد موانع متعدد و خطرناک هزینه‌های توسعه و پیشرفت ایران را افزایش دهد و از سوی دیگر، با تحت فشار تحریم و تهدید قرار دادن آن، ثبات سیاسی و امنیت داخلی‌اش را دستخوش دگرگونی کند که خودکار از تحولات منطقه‌ای و حمایت از جبهه مقاومت کوتاه بیاید و به نشانه تسلیم بر سر میز مذاکره‌ای که از پیش برنده‌اش معلوم بود، بنشیند، اما عالی‌ترین مقام کاخ سفید عاجزانه در برابر مقامات کنگره و رسانه‌ها اعلام کرد تحریم‌ها قادر به تنبیه و توقف روند رو به پیشرفت فعالیت‌های هسته‌ای ایران نشد و شکست و ناکامی‌ها مقدمه تغییر سیاست‌ها و راهبردها شد. این‌بار با خدعه به سراغ تعامل آمدند و اینکه اقتضای دنیای امروز تعامل است و دیپلماسی، خواستار وارد کردن ایران در بازی‌های منطقه‌ای و جهانی شدند تا زمینه‌های نفوذ پنهان، بطئی و تدریجی در ایران اسلامی را با نرم‌های بین‌المللی اقتصاد، بازرگانی، تعاملات فرهنگی و دیپلماسی رسمی، پنهان و عمومی و سیاست به سبک غربی را فراهم کنند.

سطوح نفوذ و اهداف راهبردی آمریکا
در ادبیات رهبر معظم انقلاب، سناریوی نفوذ آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران در دو سطح داخلی و منطقه‌­ای سیاست­گذاری شده و با عوامل و پیشران­هایی قابلیت عملیاتی‌سازی و تحقق پیدا می­کند. اتاق‌های فکر و اندیشکده‌­های آمریکایی، انگلیسی و صهیونیستی با مساعدت دلارهای نفتی مرتجعان منطقه‌ای و دشمنان انقلاب راهبرد ایجاد و گسترش پیشران­های نفوذ و ارتباط‌گیری با این عوامل را در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و سایر حوزه‌ها با هدف فتنه‌­انگیزی در آینده در دستور کار خود قرار داده‌اند. آنها به خیال خام خود، تغییرات نسلی در ایران امروز، روند جریانات غربگرا و پیر شدن استوانه‌های نظام اسلامی را از عوامل نفوذ سیاسی می­دانند که زمینه‌های مداخله در ایران زمان انتخابات همزمان پنجمین مرحله مجلس خبرگان رهبری و دهمین دوره مجلس شورای اسلامی و تغییر ماهوی جمهوری اسلامی ایران در فرایند دموکراتیک را فراهم می‌آورد. از این‌رو، بازاندیشی به تکرار فتنه‌ای از جنس فتنه به محاق رفته ۸۸ با پوشش ترویج اصلاحات سیاسی و اعتدال اجتماعی به توصیه مرکز امنیت آمریکای جدید در فهرست طراحی‌ها و بازمهندسی‌های دشمنان قرار دارد.
سرمایه‌گذاری هدفمند جهت نفوذ اقتصادی، تغییر ذائقه ایرانی با بهبود ظاهری فضای کسب‌وکار و تولید و اشتغال و مصرف و اقدام پیشدستانه برای جلوگیری از شکل‌گیری اقتصاد مقاومتی با غنای بالا و نسخه بومی آن از دیگر توصیه‌های مقامات و اتاق‌های فکری آمریکا برای نفوذ اقتصادی است.
اما نگاه تیزبین سکاندار انقلاب، بیشتر از دو حوزه سیاسی و اقتصادی، نفوذ فرهنگی را خطرناک‌تر می‌داند؛ زیرا در این ساحت حرکت دشمن پنهان، انتزاعی و تدریجی بوده، مانند تشخیص نفاق به مثابه حرکت موریانه‌ای سیاه در دل ظلمانی شب تاریک بر صخره‌ای سیاه، سخت است. تغییر ذهنیت جوانان و سست کردن اعتقادات و نشانه گرفتن ارزش‌ها و دستکاری در بنیان‌های حرکت‌بخش و انقلابی ذهن‌های جوانان در این ساحت اتفاق می‌افتد و تنها عرصه نبردی است که کشته‌ها و زخمی‌های آن بدون نشانه و در سکوت به زمین می­‌افتند.
اتفاقاً حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با تأکید بر اینکه ایران هیچ مخالفتی با اصل مذاکره با کشورها، اعم از اروپایی و غیراروپایی ندارد، ولی درباره آمریکا موضوع را متفاوت می‌داند، به دلیل نوع تعریفی است که آنها از مذاکره با جمهوری اسلامی ایران دارند و مذاکره را به معنای فرصتی برای دگردیسی در بنیان‌های فکری، دینی و فرهنگی در ایران و باز کردن راه برای تحمیل ارزش‌های خود تحلیل می‌کنند. در چنین شرایطی عاقلانه‌ترین راه، ممنوع کردن مذاکره با آمریکای مستکبر است.

راه‌های سد نفوذ دشمنان
بر این مبنا، رهبر معظم انقلاب در این دیدار هدف اصلی دشمنان از نفوذ را تغییر محاسبات مسئولان و تغییر ذهنیت اعتقادی، فرهنگی و اجتماعی مردم، به‌ویژه جوانان به مثابه مؤثران امروز و فردای کشورمان قلمداد کرده، به انحای مختلف در سلسله دیدارهایی که بحث نفوذ را طرح کرده‌اند، تأکید فرمودند که باید با تمام وجود جلوی نفوذ دشمنان را سد کنیم.
در شرایط فعلی یکی از مهم‌ترین راه‌های سد نفوذ، ناکام گذاشتن دشمنان در سناریو‌های جدید آنها در حوزه‌های سیاسی و فرهنگی است. مقابله با تعمیم این مذاکره به سایر حوزه‌های اختلاف جمهوری اسلامی ایران با نظام سلطه، دیگر راه سد نفوذ بوده و به نظر مهم‌تر از راه‌های دیگر است؛ زیرا شواهدی بر گونه‌ای همنوایی هم در این موضوع در رفتار و مواضع برخی دولتمردان، گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی طرفدار دولت در داخل با خارج وجود دارد.
تقویت بنیه اعتقادی و ذهنیت اجتماعی مردم، به‌ویژه جوانان و تبیین و روشنگری استدلالی و اقناعی از اهداف و پیامدهای نفوذ و همچنین، ارائه نمونه‌های تاریخی از خدعه و فریب آمریکایی‌ها در سایر جوامع بر‌ای گستردن دام نفوذ و سلطه‌گری می‌تواند در تصحیح اشتباهات احتمالی محاسباتی برخی از نخبگان و مسئولان مؤثر واقع شود و آمادگی‌ها برای مقابله با نفوذ را تقویت کند. رهبر معظم انقلاب در این‌باره معتقدند: آمادگی‌ها باید همواره به‌گونه‌ای باشد که براساس دستور قرآنی، در دشمن ایجاد رعب کند و جرئت تجاوز را از او بگیرد؛ زیرا اگر خاکریزها قابل نفوذ باشند، دشمن نفوذ خواهد کرد.


نگاه یک
مصطفی قربانی

پیاده‌نظام داخلی و بزک چهره کریه آمریکا
مقام معظم رهبری در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه با اشاره به اینکه مذاکره با آمریکا، به معنای باز کردن راه برای اینهاست تا بتوانند در زمینه‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشور نفوذ کنند، تأکید کردند: «مذاکره با آمریکا ممنوع است، به‌خاطر ضررهای بی‌شماری که دارد و منفعتی که اصلاً ندارد. این فرق دارد با مذاکره با دولتی که نه چنان امکانات و نه چنان انگیزه‌ای دارد.»
آنچه در این بخش از بیانات معظم‌له بر آن تأکید شده است، عبارت است از اینکه، آمریکا برای نفوذ در کشور انگیزه دارد و برای عملیاتی کردن این نفوذ نیز از امکانات لازم برخوردار است. از این‌رو، مذاکره با این کشور ممنوع است. در واقع، تلاش آمریکا برای نفوذ در کشور را باید در ادامه پروژه جنگ نرم آمریکا علیه نظام جمهوری اسلامی ایران دانست. به بیان دیگر، اگرچه در دوره‌های قبل دشمن تلاش می‌کرد تا در بستر رابطه‌ای خصمانه این نقشه خود را پیاده کند، اما اکنون با تغییر روش و تاکتیک و نه تغییر راهبرد و همچنین با تلاش برای جذب و هضم کشورمان، آن هم در بستر مذاکره و توافق، می‌کوشد تا این نقشه خود را عملیاتی کند. از این‌رو، دشمن همان دشمن است؛ با همان اهداف و نقشه‌های قبلی و در اینجا صرفاً تغییر روش داده است؛ نکته‌ای که اوباما، رئیس‌جمهور و جان کری، وزیر خارجه آمریکا بارها بر آن تأکید داشته‌اند. مضافاً خروجی‌های اتاق فکر و مطبوعات آمریکایی حتی به صراحت اعلام کرده‌اند، حوزه نفوذ آنها کجاست. برای نمونه، نشریه وال‌استریت‌ژورنال در فرایند نفوذ، دو راهکار را برای تغییر نظام درنظر گرفته است؛ یکی مبارزه با حجاب و دیگری ترویج مسائلی، مانند حضور زنان در ورزشگاه‌ها. آنها همچنین حمایت علنی از روحانیون یا آیت‌الله‌هایی را که خواستار جدایی دین از سیاست هستند، در دستور کار قرار داده‌اند. نکته مهم در این‌باره آن است که به میزانی که ارتباط و رابطه ما با این دشمن افزایش یابد، میزان اثرپذیری ما از آن افزایش می‌یابد و به‌عبارتی، طرف مقابل زمینه‌های مناسب بیشتری برای پیاده‌سازی نقشه‌های خصمانه خود به‌دست می‌آورد. بنابراین، مذاکره با چنین طرفی نه‌تنها عاقلانه نبوده و منفعتی بر آن مترتب نیست، بلکه می‌تواند حامل ضررها و خسارت‌هایی نیز باشد. مسئله مهمی که باید در هرگونه ارتباط، ولو صرفاً عادی، به آن توجه کرد.
این تغییر روش دشمن، یادآور عبارت مشهور سعدی‌شیرازی است که می‌گوید: «دشمن چو از هر حیلتی فرو ماند، سلسله دوستی بجنباند و آن‌گاه کارها کند که دشمن نتواند.» معنای این عبارت این است که چون آمریکا با دشمنی، تهدید، فشار و تحریم نتوانسته است به اهداف خود در قبال جمهوری اسلامی ایران، که به ترتیب اهمیت عبارتند از: براندازی، تغییر رفتار و محدودسازی(جلوگیری از پیشرفت ایران)، جامه عمل بپوشاند، از درِ دوستی وارد شده و این‌بار آن اهداف را در بستر توافق و تلاش برای مذاکره و عادی‌سازی رابطه خود با جمهوری اسلامی ایران پیگیری می‌کند. در این زمینه، آمریکا همچنان سعی می‌کند با شیوه‌های قلدرمآبانه این‌گونه وانمود کند که ایران بیش از آمریکا به مذاکره نیاز دارد؛ همچنین پیاده‌نظام آن در داخل کشور، با تلاش برای بزک کردن چهره کریه آمریکا و تصویرسازی مطلوب از آن سعی می‌کند به عادی‌سازی روابط با آمریکا در اذهان مردم کشورمان دامن بزند.
نکته پایانی اینکه، تا زمانی که دشمن تغییر ماهیت نداده و همچنان بر اهداف خصمانه خود در قبال نظام اسلامی اصرار می‌ورزد، هرگونه مذاکره و نرمشی در قبال آن به هیچ‌وجه تناسبی با آرمان‌های انقلاب اسلامی ندارد. نکته مهمی که مقام معظم رهبری در هنگام طرح مفهوم نرمش قهرمانانه نیز بر آن تأکید کردند.


نگاه دو
محمد صرفی

مذاکره با شیطان در تضاد با جوهره انقلاب
چهارشنبه هفته گذشته رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه بیانات مهمی درباره ممنوعیت ارتباط با آمریکا ایراد فرمودند. بحث ارتباط با آمریکا عمری به درازای تاریخ انقلاب اسلامی دارد و از ابعاد متفاوتی می‌توان به آن پرداخت. یکی از محورهای اصلی عملیات روانی و رسانه‌ای دشمن، القای این مسئله است که رهبر معظم انقلاب اسلامی به دلایل خاص جناحی مخالف مذاکره و رابطه با آمریکا هستند. مروری بر مواضع معظم‌له از دهه 60 تاکنون نشان می‌دهد، حضرت آیت‌الله‌‌العظمی خامنه‌ای در این زمینه از ثبات کامل برخوردار بوده‌اند. این در حالی است که برخی از سیاستمداران و انقلابیون که در سال‌های اولیه انقلاب و دهه 60 مواضع تندی علیه آمریکا می‌گرفتند، امروز با چرخشی 180 درجه‌ای مدافع مذاکره با آمریکا شده و بر طبل رابطه می‌کوبند. دلیل این تفاوت در چیست؟ این ثبات و آن چرخش موضع را چگونه می‌توان تحلیل کرد؟
اگر موضوع مذاکره و ارتباط با آمریکا را در سطح تاکتیکی تحلیل کنیم، تغییر و چرخش مواضع با گذر زمان و تغییر شرایط نه تنها چیز عجیبی نیست، بلکه لازم و ضروری است. در این باره باید گفت:
1 ـ حتی با فرض تاکتیکی بودن موضوع، مدافعان و مبلّغان رابطه با آمریکا که در سال‌های پیش مخالف این قضیه بودند باید پاسخ دهند چه اتفاقی افتاده و چه تغییری به وجود آمده که سیاست آنها کاملاًً برعکس شده است. دلایل مخالفت پیشین آنها با مذاکره و رابطه چه بوده و کدام یک از این دلایل امروزه دیگر وجود و مصداق ندارند؟ جمهوری اسلامی ایران تغییر کرده است؟ آمریکا راه دیگری در پیش گرفته است؟ یا عامل سومی سبب این چرخش شده است؟ رسانه‌ها و جریان انقلابی با یادآوری مواضع پیشین، باید پاسخگویی را مطالبه کنند و مخالفان دیروز و مدافعان امروز رابطه با آمریکا باید به این پرسش‌ها پاسخ دهند.
۲ـ مذاکره با آمریکا و رابطه با این کشور برخلاف تمام کشورهای دیگر یک حرکت دیپلماتیک صرف نیست و نمی‌توان با آن مانند دیگر موارد مشابه برخورد کرد. اما چرا؟ ماهیت و جوهره انقلاب اسلامی استکبارستیزی است و استبداد داخلی نیز محصول و میوه تلخ استکبار است. اگر امروز مردم عربستان، بحرین، مصر و... تازیانه استبداد را بر گرده خود احساس می‌کنند، اصلی‌ترین دلیل آن پشتیبانی استکبار از حکام مستبد و فاسد آنهاست. مذاکره و رابطه با آمریکا یعنی عقب‌نشینی جمهوری اسلامی از راهبرد استکبارستیزی و به‌راستی از انقلاب اسلامی و محصول آن جمهوری اسلامی منهای استکبارستیزی، چه می‌ماند؟!
۳ـ نکته مهم دیگر آن است که موضع رهبر معظم انقلاب در این زمینه نه برگرفته از نظریه‌ها و روش‌های متداول روابط بین‌الملل، بلکه کاملاًً مبتنی بر آموزه‌های اسلامی و اعتقادی است. دشمنان جمهوری اسلامی و جریان داخلی مدافع رابطه با آمریکا توجهی به این بعد تعیین‌کننده ماجرا ندارند. بیش از سه دهه پیش (20 مهر سال ۱۳۶۳) حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه تهران، ریشه‌های تاریخی این موضع راهبردی را که برگرفته از قیام عاشوراست، اینگونه تشریح ‌کردند: «ظاهر قضیه این است که حسین‌بن‌على این‌جا گیر افتاده دیگر، در یک چنین وضعى شما ببینید لحن یک آدم چگونه خواهد بود. حالا هم فرمانده‌ همان لشکرى که على‌الظاهر پیروز است، آمده توى خیمه‌ امام حسین(ع)، صحبتى که بین اینها خواهد گذشت چگونه است؟ قاعدتاًً این صحبت این خواهد بود که او ملامت کند، آقا چرا آمدى؟ حضرت هم بگویند دیگر حالا شده یک کارى بکنیم، فلان. مى‌بینیم درست به عکس است. وقتى مى‌آید توى خیمه‌ امام حسین، امام حسین(ع) سؤال مى‌کنند یابن‌سعد! تو چرا حاضر نیستى که با ما حرکت کنى، قیام کنى؟ او مى‌گوید که من بچه‌هایم در آن جایند و گیر مى‌افتند. حضرت مى‌گویند برو پس نجنگ با ما، از فرمان عبیدالله سر باز بزن. مى‌گوید نمى‌توانم، مى‌ترسم، به من حمله مى‌کنند، مالم را مى‌گیرند. یعنى حضرت او را در موضع انفعال قرار مى‌دهد. به او اعتراض مى‌کند و او درصدد عذرخواهى از امام حسین(ع) برمى‌آید. یک چنین روحیه‌ قوى و محکمى.»


 

صفحه 7
گزارش

 

 

گزارش صبح‌صادق از همایش فرزندان شهدای مدافع حرم
ما ابوالفضل(ع) حضرت زینب(س) هستیم
سیدمحمد مشکوه‌الممالک

ساعت 9 صبح است و اینجا برج میلاد تهران که درخشش بیشتری دارد، امروز می‌توانی بچه‌هایی را در اینجا ببینی از جنس نور که گوشه چادر مادرشان را گرفته‌اند و ارتفاع برج میلاد را به هم نشان می‌دهند. وقتی بالای برج میلاد می‌آیند شهر را بسیار کوچک‌تر می‌بینند. به بعضی از برج‌های بزرگ و خانه‌ها و آدم‌ها و ماشین‌ها می‌خندند، فضای کودکانه‌شان بسیار دل‌انگیز است. از شهرهای مختلف هستند، اما آنچنان انس و الفتی با هم دارند که از همدیگر جدا نمی‌شوند. در میانه حیاط نیز روحانی سیدی ایستاده و به مناسبت روز عید غدیر با پرسش‌های قرآنی، کلام‌های قرآنی آنها را می‌شنود و جایزه می‌دهد. داخل سالن مراسم که می‌رسیم نماهنگ‌های زیبایی از شهدای حرم ـ که پدران این فرزندان خردسال هستند ـ پخش می‌شود و جلسه عید غدیر شهدای مدافع حرم ولایت را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.
«میثم عبدی»، دبیر همایش می‌گوید: باید توجه داشته باشیم شهدای حرم، شهدای این زمان هستند و فرزندان آنها هنوز کوچکند، ما باید بیشتر به این خانواده‌ها رسیدگی کنیم. به‌ همین دلیل ما سعی کردیم این برنامه‌ها را برای این عزیزان برگزار کنیم.
وی می‌افزاید: ما در برنامه‌های فرهنگی سعی می‌کنیم از خانواده‌های شهدای مدافع حرم کمک بگیریم، از همسران شهدا، پدر و مادر شهدا دعوت می‌کنیم در جلسات ما شرکت کنند، با این عزیزان صحبت و تبادل‌نظر می‌کنیم، از خانواده‌ها هم نیاز بچه‌ها را می‌پرسیم و سعی می‌کنیم در حد توان آنها را مرتفع کنیم. در بین خانواده شهدای مدافع حرم از بچه‌هایی که پدر را ندیده‌اند، داریم تا بچه‌های دانشجو، برای همه گروه‌ها برنامه مربوط به خودشان را طراحی می‌کنیم.
عبدی با بیان خاطراتی از شهدا می‌گوید: من پاسدار پس از جنگ هستم، ما یک سری خاطرات از جنگ را شنیدیم، من گاهی اوقات این خاطرات را برای خانواده شهدای مدافع حرم تعریف می‌کنم،‌ می‌گفتند یک مادر شهیدی رفته بود مکه از زمانی که به سمت مکه حرکت کرده و سفرش را آغاز کرده بود تا زمانی که از سفر برگردد در تمام طول سفر فرزند شهیدش را کنار خودش احساس می‌کرد،‌ ما این خاطرات را شنیده بودیم شاید برای کسانی که پس از جنگ وارد سپاه شدند باور این خاطرات کمی مشکل باشد،‌ اما در این مدتی که ما با خانواده شهدای مدافع حرم ارتباط برقرار کردیم به آنها نزدیک شدیم و بسیار هم برای ما عزیز هستند.از این نمونه‌ها فراوان دیده‌ایم.

*زیارت امام رضا(ع)
عبدی با بیان خاطره‌ای از شهدای فاطمیون می‌گوید: سال گذشته ایام شهادت امام رضا(ع) معراج شهدای تهران کمی شلوغ شد. چون تعدادی از شهدای مدافع حرم را به معراج آورده بودند. تعدادشان زیاد بود دو تا شهید همنام داشتیم. یکی از این شهدا از پاکدشت ورامین و یکی دیگر از مشهدالرضا بود. در همین نقل و انتقال‌ها ما باید برای مشهد 17 شهید می‌فرستادیم. به دلیل همنام بودن این دو شهید به اشتباه شهید پاکدشتی را به مشهد فرستادیم، اما آن شهید مشهدی رو هنوز به پاکدشت نفرستاده بودیم و هنوز در معراج شهدا مانده بود، در مشهد خانواده شهید که برای شناسایی آمده بودند، گفته بودند این شهید ما نیست ما در تهران می‌خواستیم این شهید پاکدشتی را تشییع کنیم، به پدر و مادر شهید گفتیم حالا که اشتباه شده شما صبر کنید وقتی شهیدتان را از مشهد برگرداندند، مراسم تشییع را انجام دهیم پدر و مادر شهید شروع کردند به گریه کردن، علت را که پرسیدیم گفتند پسر ما هر سال در ایام شهادت امام رضا(ع) به هر شکلی که بود خودش را به مشهد می‌رساند تا به پابوس امام رضا(ع) برود، امسال هم که این طوری شده ما از شما خواهش می‌کنیم شهید ما رو ببرید حرم امام رضا(ع) طواف بدید، بعد برگردانید. به بچه‌ها جریان را گفتیم، هماهنگ کردیم و این کار رو انجام دادند. پس از آن شهید را برگرداندند و در ورامین تشییع شد.
دبیر همایش می‌افزاید: اینها شهدای ما هستند خدا کند که ما بتوانیم به این بچه‌ها خدمت کنیم. این کار ایثارگران و خدمت به خانواده شهدا ان‌شاءالله ما را ثابت‌قدم می‌کند. من از همه سازمان‌ها و نهادهایی که به مجموعه خانواده‌های شهدای مدافع حرم کمک می‌کنند تشکر می‌کنم،‌ اما از همه دوستانی که قصد کمک دارند یا برنامه‌ای برای این خانواده‌ها می‌خواهند انجام دهند خواهش می‌کنم اول با ایثارگران هماهنگ کنند. ما با خانواده شهدا ارتباط خوبی داریم. تک‌تک خانواده‌ها بچه‌های ما را می‌شناسند و هیچ مشکلی هم نیست. این جمعیتی که شما امروز می‌بینید با یک تلفن دور هم جمع کردیم.

* بچه‌ها را طوری تربیت کن که خدا می‌خواهد
همسر شهید کمال شیرخانی از شهدای مدافع حرم می‌گوید: «وقتی موضوع تعرض سلفی‌ها به مرقد حجربن‌عدی در سوریه پیش آمد و ادعای آنها برای تعرض به حرم حضرت زینب کبری(س)، خون جوانان شیعه سراسر جهان را به جوش آورد، کمال یکی از همین جوانانی بود که داوطلبانه راهی سوریه شد تا به عنوان محافظ حرم آل‌الله به نبرد با سلفی‌ها بپردازد.»
به این ترتیب کمال شیرخانی چندین ماه در سوریه می‌ماند و در درگیری با گروه‌های سلفی چون داعش از ناحیه پا مجروح می‌شود. پس از آن در 25 فروردین ماه سال 93 به ایران بازمی‌گردد و چون از حساسیت مادرش درباره خودش مطلع بود، می‌گوید تصادفی جزئی کرده است و مجروحیتش را مخفی می‌کند. اندکی بعد موضوع هجوم تکفیری‌های داعش به عراق همگان را متعجب می‌سازد. احتمال حمله سلفی‌ها به سامرا، مرقد دو تن از امامان شیعه مجال ماندن را از شهید شیرخانی می‌گیرد. او پس از دو ماه‌و‌نیم حضور در ایران، دوباره آهنگ رفتن می‌کند. این بار کمال عازم عتبات عالیات می‌شود تا پس از زیارت قبور مقدس امام علی(ع)، امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل عباس(ع) برای پاسداری از حرم امامان عسکریین(ع) رهسپار سامرا ‌شود.
همسر شهید می‌گوید: من نگران بودم که مبادا برای همسرم اتفاقی بیفتد و ایشان مطابق معمول بنده را دلداری می‌داد و می‌گفت که ممکن است از این مأموریت برنگردم؛ بنابراین بچه‌ها را طوری تربیت کن که خدا می‌خواهد و آن طور که خدا می‌خواهد زندگی کن. شهید ‌گفت: حضرت زینب(س) ابوالفضل ندارد، ما ابوالفضل زینبیم و از حرم اهل بیت(ع) دفاع می‌کنیم. این حرف او سبب شد تا سکوت کنم، چرا که حرفی برای گفتن نداشتم.
وی نیز در بیان ویژگی‌های اخلاقی شهید شیرخانی چنین اظهار می‌دارد: در بیان ویژگی‌های اخلاقی شهید حرف‌های گفتنی بسیاری دارم. تواضع و فروتنی فوق‌العاده زیادی داشت، هیچ‌گاه از پست و مقام صحبت نمی‌کرد. به امر به ‌معروف و نهی از منکر بسیار اهمیت می‌داد و هر جا که موقعیت را مناسب می‌دید با آرامش و لحن مهربانانه‌ای امر به ‌معروف می‌کرد. همیشه سعی می‌کرد که نماز را به جماعت و در اول وقت بخواند. بسیار اهل قرائت قرآن بود و هر چند یک‌بار بچه‌های محله را جمع می‌کرد و به آنها قرآن آموزش می‌داد. همرزمان شهید تعریف می‌کردند که در عرصه نبرد شجاعت ایشان زبانزد بود، هیچ‌گاه مانند یک فرمانده دستور نمی‌داد، بلکه همیشه تمام کارها را خودش انجام می‌داد. همیشه با شجاعت حرف می‌زد، هیچ‌گاه ترس و اضطراب نداشت و جز حرف حق بر زبان نمی‌آورد. بسیار خداشناس بود و خدا را در همه اعمال و رفتار خود مد نظر داشت. همیشه و در هر شرایطی پشتیبان اسلام، انقلاب و ولایت‌فقیه بود.


گزارش سازمان اطلاعات سپاه به مجلس شورای اسلامی
اسم رمز جیسون رضائیان چیست؟!
محمدحسین مصطفایی


گزارش سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره شیوه‌های نفوذ دشمن برای آسیب زدن به بنیان‌های انقلاب و نظام، از جمله پیگیری آمریکا برای آزادی «جیسون رضائیان» به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی سبب شد که نمایندگان از شیوه‌های نفوذ و براندازی دشمنان اطلاعات بیشتری کسب کنند.

*واکنش نمایندگان
براساس گزارش سازمان اطلاعات سپاه، جیسون رضائیان یک ایرانی آمریکایی‌الاصل و یک فرد حائز اهمیت برای آمریکایی‌ها است، به‌گونه‌ای که آمریکایی‌ها برای آزادی وی بسیار تلاش می‌کنند. رضائیان مأمور اجرای تفکر آن دسته از سنای آمریکاست که معتقدند اگر این کشور بتواند روابط خود را با ایران به سطح پیش از انقلاب برگرداند، می‌توان حکومت ایران را به‌آسانی ساقط کرد. این اقدام سازمان اطلاعات سپاه سبب شد که ۱۱ نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی طی تذکری به وزیر دادگستری درباره پرونده رضائیان خواستار اطلاع‌رسانی دقیق و شفاف به افکار عمومی شوند. این نمایندگان در خلاصه تذکر خود اظهار داشتند: «با توجه به محاکمه و صدور حکم یکی از نفوذی‌های دوتابعیتی به نام جیسون کاظم آدام رضائیان لازم است جهت اطلاع افکار عمومی اطلاعات مربوط به این جاسوس و نفوذی آمریکاییان و فیلم‌های اعترافات او را به اطلاع افکار عمومی برسانید.» آنها در شرح تذکرشان تصریح کردند: «بیش از یک سال است که جاسوس حرفه‌ای و مسئول پایگاه اطلاعاتی آمریکایی‌ها در تهران دستگیر شده؛ جیسون رضائیان در مدت بازداشت مورد حمایت آمریکایی‌ها قرار گرفته و مکرراً آنها از تیم مذاکره‌کننده ما خواسته‌اند که ایران او را آزاد کند، چون او یک خبرنگار بوده است. اطلاعات وسیعی که در کمیسیون امنیت ملی از این جاسوس حرفه‌ای در اختیار اعضای کمیسیون قرار گرفت باعث نگرانی از خطر نفوذی‌ها برای انقلاب اسلامی و استقلال کشور بود و از طرفی باعث اطمینان خاطر از هوشیاری و بیداری دستگاه‌ها و سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران بود و لازم و ضروری است دستگاه‌های مقتدر قضایی اطلاع‌رسانی جامعی، به خصوص با پخش فیلم‌های اعترافات این شبکه گسترده جاسوسی به ملت ایران داشته باشند.»
رادیو سازمان سیا با عصبانیت از گزارش سازمان اطلاعات سپاه پاسداران تلاش کرد این گزارش را نوعی مقابله سپاه با رئیس‌جمهور کشورمان القا کند و گفت: گزارش سپاه به کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران، جیسون رضائیان را به «جاسوسی از طریق جمع‌آوری تصمیمات کشور در خصوص مسائل سیاست داخلی و خارجی و همکاری با دول متخاصم» متهم کرده است، در حالی که یک هفته پیش، حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، به شبکه تلویزیونی «سی‌ان‌ان» گفته بود که اگر آمریکا ایرانیان زندانی در این کشور را آزاد کند، دولتش برای آزادی آمریکایی‌های زندانی در ایران خواهد کوشید.

* از ۸۳ تا۸۸
گفتنی است، جیسون رضائیان از سال 83 در پوشش خبرنگار نشریه «سانفرانسیسکو کرونیل» مرتباً به ایران تردد می‌کرد و تلاش داشت در این سفرها شبکه عوامل خود را برای جمع‌آوری اخبار مورد نظر از ایران شکل دهد؛ شبکه‌ای که با انتخابات ریاست‌جمهوری در سال 1388 و تحولات پس از آن از طریق تهیه گزارش‌های جهت‌دار از سخنرانی‌های آقایان؛ «میرحسین موسوی» و «احمدی‌نژاد»، جمع‌آوری اخبار لحظه‌به‌لحظه از اغتشاشات از سوی منابع میدانی در تهران و ارسال آن به پایگاه‌های خبری ضدانقلاب، ارائه اخبار و تحلیل از وضعیت کشور به اتاق فکر وزارت خارجه، کنگره و سنای آمریکا و برخی نهادهای مرتبط با لابی «آیپک» و انتشار اخبار کذب از اوضاع شهر تهران در نشریات مورد همکاری، نقش و قدرت خود را به نمایش گذاشت.
خروج او از ایران با درخواست وزارت ارشاد وقت در سال 1388 و سفر به دبی و البته، آشنایی با «لارا سترکیان» (فردی که براساس شواهد موجود، در پوشش خبرنگار شبکه ABC آمریکا برای سرویس اطلاعاتی این کشور فعالیت می‌کند)، شرایط آشنایی رضائیان با یکی از مسئولان میز ایران در کنسولگری آمریکا در دبی به نام «مک کاچن» را فراهم کرد. این آشنایی، آغازی بر شکل‌گیری همکاری مشکوک رضائیان با وزارت خارجه و سرویس جاسوسی آمریکا دانسته شده است؛ آغازی که تا زمان دستگیری متهم به شکلی پیوسته ادامه داشته و حضور افراد مختلف آمریکایی و ایرانی در این جورچین، اهمیت آن را دوچندان می‌کند.

* بازگشت جیسون
وی در سال 1391 بار دیگر به ایران بازگشت، اما این‌بار با پوشش خبرنگار روزنامه «واشنگتن‌پست» که نامی آشنا و معتبر در عرصه رسانه‌ای جهان به‌شمار می‌رود. اسناد موجود نشان می‌دهد که وی پیش از عزیمت به تهران با «جان لیمبرت» (از دیپلمات‌های آمریکایی به گروگان گرفته‌شده در لانه جاسوسی) دیدار و گفت‌وگو می‌کند. جیسون با خانمی به نام «یگانه صالحی» آشنا می‌شود که همین آشنایی به ازدواج این دو نفر در سال 1392 منجر شد. پس از آشنایی، یگانه صالحی ابتدا به استخدام خبرگزاری «بلومبرگ» و سپس «نشنال امارات» درمی‌آید.
بررسی تماس‌های جیسون رضائیان نشان می‌دهد، در حالی که بنا بر شرایط کاری، وی باید بیشترین حجم تماس را با «داگلاس جل» (مافوق خود در واشنگتن‌پست) داشته باشد، عمدتاً اخبار جمع‌آوری شده را مستقیم یا با واسطه در اختیار میز ایران در کنسولگری آمریکا در دبی و همچنین، شخص «آلن ایر» قرار می‌دهد.
براساس کیفرخواست صادره، دسترسی و جمع‌آوری اطلاعات طبقه‌بندی شده، همکاری با دول متخاصم و نوشتن نامه به اوباما و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران برخی از اتهامات جیسون رضائیان است.
تاکنون بیشترین تلاش برای آزادی جیسون رضائیان از سوی آمریکا صورت گرفته است، به‌گونه‌ای که رئیس‌جمهور آمریکا در یک میهمانی با حضور فعالان رسانه‌ و خبرنگاران شبکه‌های تلویزیونی این کشور به موضوع خبرنگار بازداشتی واشنگتن‌پست در تهران اشاره کرد. باراک اوباما ادعا کرد که علت بازداشت او «نوشتن درباره امیدها و ترس‌های مردم ایران» بوده است و در ادامه گفت: «تا زمانی که او صحیح و سالم به خانواده‌اش بازنگردد،‌ آرام نخواهم شد». پایگاه «پالتیکو» گزارش داد که دولت «باراک اوباما» به صورت محرمانه با واتیکان در ارتباط است تا از پاپ «فرانسیس» برای آزادی جیسون رضائیان در ایران کمک بگیرد.

* خبرنگار یا جاسوس!
حکم صادره برای پرونده جیسون رضائیان قطعاً تأثیر بسزایی بر نحوه عضوگیری شبکه جاسوسان آمریکایی‌ـ صهیونیستی خواهد گذاشت و دست‌کم هزینه چنین فعالیت‌های خرابکارانه‌ای را افزایش می‌دهد، اما مسیر اصلاح این روند در دستگیری سرشاخه‌های داخلی است که مجوز نفوذ رضائیان و جاسوسان اعزامی آینده به اماکن محرمانه ایران و دسترسی به اطلاعات خصوصی وزارتخانه‌ها و نهادهای مهم کشور را فراهم می‌آورند؛ مسیری که با وجود تنبیه قطعی رضائیان همچنان بدون ناظر امنیتی است.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(72)
شعارهای بشردوستانه‌ برای نفوذ در ایران
در شماره گذشته به اعلامیه ۱۶ آوریل کنسول آمریکا در بغداد اشاره شد که درباره ورود قوای انگلیس به کرمانشاه صادر شده بود. این اعلامیه حاوی شعارهایی به ظاهر زیبا و بشردوستانه بود که پشت سر آن استعمار و الحاق سرزمینی وجود داشت:
۱ـ دولت اعلی‌حضرت پادشاه بریتانیا هم‌اینک به دلیل وقایع جاری مجبور است نیروی کافی به ایران اعزام کند، هرچند که قبلاً چنین قصدی نداشت.
۲ـ هدف از اعزام این سپاه به ایران، صرفاً سرکوب اقدامات دشمن و دفع فتنه آنهاست که تاکنون فشار و نگرانی‌هایی را به دولت بریتانیا تحمیل کرده و لطمات سنگینی به ایرانی‌ها وارد آورده‌اند. از آنجایی که دولت ایران قادر به جلوگیری از چنین اقدامات زیانبخشی نبوده است، بنابراین دولت بریتانیا تصمیم دارد به‌منظور جلوگیری از تحولات خطرناک و تباهی و ویرانی بیشتر در نتیجه اقدامات آتی دشمنان در ایران، به چنین اقدامی مبادرت کند. (نویسنده اعلامیه از میزان ویرانی‌های همدان و قصرشیرین سخن می‌گوید، اما نمی‌گوید که این ویرانی‌ها در اثر استقرار یک‌ساله نیروهای دنستر فورس در همدان و اقدامات وحشیانه جلوها و سربازان روسی باقی مانده در ایران که انگلستان پشتیبان و حامی آنان بود، روی داده است).
۳ـ دولت بریتانیا خواهان حفظ استقلال و سعادت دولت ایران است و به همین دلیل، تمام تلاش خود را مبذول خواهد داشت تا نیروهایش را پیش از اتمام جنگ، یا با شروع صلح از ایران خارج کند. ارتش ظفرمند بریتانیا وظیفه پایان دادن به اقدامات دشمنان که دولت ایران را تحت شرایط کنونی ضعیف و ناتوان ساخته است، برعهده خواهد داشت.
۴ـ در ارتباط با رعایت شعائر دین مقدس محمدی، از آنجایی که همه مردم جهان به‌خوبی آگاه هستند، نیازی به توضیح نیست که امپراتوری فخیمه بریتانیا بر خود واجب می‌داند که همه وقت و همه جا از دین مقدس محمدی محافظت کند و در این مناطق نیز احترام لازم را به آن بگذارد (یکی از اقدامات انگلیس علیه دین مبین اسلام ایجاد بهائیت در ایران و وهابیت در میان اهل سنت بود که علاقه‌مندان بررسی این موضوع می‌توانند برای اطلاع بیشتر به کتاب مستر همفر انگلیسی و سایر کتب مربوط به فرقه‌سازی‌های مذهبی نوشته انگلیسی‌ها مراجعه کنند).
۵ـ امپراتوری بریتانیا حفاظت از کالاها و اموال ایرانی‌ها را از هرگونه دست‌درازی نیروهای اعزامی تضمین خواهد کرد و جز در مواقع مطلقاً ضروری در امور رسمی دولت ایران دخالتی نخواهد داشت، بنابراین، مقتضی است که مقامات ایران نیز به‌طور مقتضی رفتار دوستانه‌ای داشته باشند.
۶ـ سپاه سازمان‌یافته بریتانیا به تجهیزات و ملزومات کافی برای این سفر، نظیر توشه راه و... مجهز است و هیچ نیازی به کمک دیگران ندارد، ولی اگر خرید این ملزومات از ایرانی‌ها لازم باشد، مسلماً قیمتی منصفانه و عادلانه برای آنها خواهد پرداخت. سپاه بریتانیا به شیوه‌ای کاملاً دوستانه با ایرانی‌ها رفتار خواهد کرد و برخلاف ترک‌ها که همه اقشار ملت از اعمال و رفتارشان آگاه هستند، نمونه خوبی از رفتار دوستانه به نمایش خواهد گذاشت. بنابراین، مقتضی است که والیان محترم مناطقی که ارتش بریتانیا در آنها اردو می‌زنند، امنیت لازم را برقرار کنند.
۷ـ دیپلماسی بریتانیا بر برقراری امنیت و عدالت دائمی است، بنابراین سپاه بریتانیا که به‌منظور محافظت از منافع مشترک بریتانیایی‌ها و ایرانی‌ها و دیگران وارد خاک این کشور خواهد شد، مطابق با مقتضیات انسانی با ایرانی‌ها رفتار خواهد کرد. دولت بریتانیا انتظار دارد که در عوض این سیاست خیرخواهانه رفتار دوستانه‌ای با سپاهش شود و والیان بلندپایه و دون‌پایه و مردم ایران به آنها احترام بگذارند و در مقابل‌شان نایستند؛ چراکه سپاه قدرتمند بریتانیا هر گروه یا فرقه‌ای را که هرگونه مقاومتی در برابر آنها داشته باشند، شدیداً مجازات یا تار و مار خواهد کرد و همچنین، با جاسوسانی که دستگیر شوند، طبق قانون رفتار خواهد شد.
[امضا] کلنل کنیون، کنسول دولت اعلی‌حضرت پادشاه بریتانیا، کرمانشاه، ایران.


نیم نگاه
محمدرضا مرادی

باب التهدید صهیونیست‌ها!
از همان ابتدای تجاوز عربستان به یمن زمزمه‌هایی مبنی بر همراهی و مشارکت رژیم صهیونیستی در این جنگ شنیده شد که برخی از رسانه‌ها، آن را تأیید و برخی نیز تکذیب می‌کردند. اکنون با وارد شدن به هفتمین ماه جنگ یمن، با اطمینان بیشتری می‌توان از مشارکت قطعی صهیونیست‌ها در تجاوز به یمن سخن به میان آورد. اوایل مهر ماه جنگنده‌های صهیونیستی با بمباران یک مراسم عروسی در المخا، 131 یمنی را به شهادت رساندند. شبکه العالم نیز به‌تازگی گزارش داد، یک فروند هواپیمای مسافربری بوئینگ 747 نیروی هوایی رژیم صهیونیستی حامل اسلحه، موشک و دیگر تجهیزات برای کمک به ائتلاف عربی به رهبری ریاض در جنگ علیه یمن در پایگاه «خمیس مشیط» در منطقه عسیر عربستان فرود آمد. آخرین نمونه مشارکت صهیونیست‌ها در جنگ یمن نیز مربوط به همراهی این رژیم در حمله سعودی‌ها برای تصرف تنگه باب‌المندب بود که البته به شکست انجامید. اين حمله چند روز پس از آن صورت گرفت که رئيس ستاد ارتش رژيم صهيونيستي در مؤسسه سياست‌هاي خاور نزديک واشنگتن گفته بود، ارتش رژیم صهیونیستی به باب‌المندب چشم دوخته است. اما چرا اسرائیل در جنگ یمن مشارکت کرده و یمن چه اهمیتی برای رژیم صهیونیستی دارد؟
برای پاسخ به این پرسش باید به موقعیت جغرافیایی رژیم صهیونیستی و تنگناهای ژئوپلیتیکی این رژیم توجه کرد. «دیوید بن گوریون» اولین نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی چند ماه پس از اعلام موجودیت این رژیم اشغالگر اعلام کرد، رژیمش برای ارتباط با جهان خارج مجبور است که از دریای سرخ و تنگه باب‌المندب عبور کند و این تنگه برای تل آویو بسیار حیاتی است؛ مسئله‌ای که رژیم صهیونیستی را بر آن داشت تا در سال‌های بعد از طریق روابط نظامی با جیبوتی واتیوپی، حضور نظامی خود را در نزدیکی این تنگه حفظ کند. تنگه باب‌المندب حلقه اتصال بندر ایلات رژیم صهیونیستی به سوی جنوب شرق آسیا و آفریقاست. افزون‌بر این، تنگه باب‌المندب مسیر دریایی اصلی کشتی‌های باری صهیونیستی و دروازه ورود به دریای سرخ است.
به همین دلیل، نیروی دریایی رژیم صهیونیستی نگران خطر موشک‌های بالستیک در آب‌های منطقه‌ای است. از دیدگاه صهیونیست‌ها، حزب‌الله لبنان ممکن است از این موشک‌ها برای متوقف کردن فعالیت دریانوردی رژیم‌صهیونیستی استفاده کند که این مسئله بسیار خطرناک است؛ زیرا 99 درصد واردات رژیم صهیونیستی از دریا صورت می‌گیرد. این موقعیت ویژه یمن و تنگه باب‌المندب سبب شده است که یمن برای رژیم صهیونیستی جایگاه ویژه‌ای داشته باشد. در سال‌های گذشته به دلیل اینکه دست‌نشانده عربستان در یمن(عبدالله صالح) بر سر کار بود، رژیم صهیونیستی تهدیدی از سمت باب‌ا‌لمندب احساس نمی‌کرد، اما با تلاش انقلابیون یمن برای به دست گرفتن قدرت، خطر را در این مورد احساس کرد؛ زیرا انقلابیون یمن و به‌ویژه نیروهای انصارالله بارها حمایت خود را از محور مقاومت و مردم فلسطین اعلام کرده‌اند و یکی از بندهای شعار معروف حوثی‌ها «مرگ بر اسرائیل» است. بنابراین، صهیونیست‌ها با مشارکت در جنگ یمن و کمک به عربستان در این جنگ سعی دارند مانع از پیروزی انقلابیون یمن شوند؛ چراکه در صورت تسلط کامل انقلابیون بر یمن و تنگه باب‌المندب، کشتی‌های رژیم صهیونیستی نمی‌توانند آزادانه در این تنگه تردد کنند و این بزرگ‌ترین ترس این رژیم در دریاست. به این ترتیب، در روزهای اخیر رژیم صهیونیستی در چندین نوبت به سعودی‌ها کمک کرد تا تنگه باب‌المندب را از انقلابیون پس بگیرد، اما در این مورد موفقیتی به دست نیامد و اکنون این تنگه به تهدیدی راهبردی برای صهیونیست‌ها تبدیل شده است و احتمال افزایش نقش رژیم غاصب صهیونیستی در جنگ یمن وجود دارد.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

جریان شناسی گروه های مخالف نظام اسلامی 26
حسین عبداللهی فر

نقش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در فتنه 88
در این شماره چنانچه وعده داده بودیم عملکرد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران در جایگاه یکی از گروه­های افراطی جریان تجدیدنظرطلب در فتنه 88 بررسی می‌شود تا نقش این جریان را در چگونگی عبور از دو خط قرمز اصلی نظام اسلامی، یعنی قانون اساسی و ولایت فقیه روشن کرده و در واقع اثبات کنیم که چگونه این سازمان در ردیف اپوزیسیون رفتاری نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت.

سازمان مجاهدین
انقلاب اسلامی ایران

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در تاریخ 7/1/1358 از ائتلاف گروه‌های منصورن، فلاح، توحیدی صف، امت واحده، بدر و فلق اعلام موجودیت کرد و نقش زیادی در تثبیت نظام اسلامی و شکل­‌گیری نهادهای انقلابی چون کمیته، سپاه پاسداران، جهاد سازندگی ایفا کرد، اما ائتلافی بودن و وجود طیف‌های گسترده سبب بروز اختلافاتی درون سازمان شد که از همان روزهای نخست خود را نشان داد. هنوز یک ماه از آغاز فعالیت آن نگذشته بود که صدور یک بیانیه به مناسبت روز جهانی کارگر و بزرگداشت دکتر شریعتی موجب شد تا خط‌­کشی‌های درونی آن نمایان شده و روزبه‌روز تشدید شود. اهمیت سازمان به دلیل حضور چهره‌های تأثیرگذار آن در نهادهای حساس کشور به اندازه‌­ای بود که شورای مرکزی از حضرت امام(ره) بخواهد تا فردی به عنوان نماینده ایشان به سازمان معرفی شود که این امر در ملاقات حضوری شورا با حضرت امام(ره) در تاریخ 4/3/۱۳58 مطرح [می‌شود] و [ایشان] با معرفی آیت‌الله راستی کاشانی موافقت می‌کنند. (مهدی سعیدی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، ص 128)
نحوه برداشت از نظرات نماینده امام(ره) سبب شکل‌گیری سه طیف متفاوت در سازمان شد:
دسته اول: دیدگاه موسوم به جناح راست سازمان که معتقد بودند نماینده امام در سازمان ولایت کامل دارد و سازمان باید بر اساس نظرات ایشان عمل کند. آقایان ذوالقدر، حسین فدایی، عبدالحسین روح‌الامینی، نجف‌آبادی، علی عسکری، حسین نجات، اخوت، صرافپور، مجتهدی و شاکری از اعضای این جناح بودند.
دسته دوم: دیدگاه موسوم به جناح چپ سازمان که نظرات سازمان را بر نظرات نماینده امام ترجیح می‌دادند. بهزاد نبوی، محمد سلامتی، محسن آرمین، سعید حجاریان، سید‌هاشم آغاجری، سیدمصطفی تاج‌زاده، علیرضا شجاعی‌زند، پرویز قدیانی و مهدی نیکدل از اعضای برجسته این جناح به شمار می‌آیند.
دسته سوم: جناح موسوم به میانه و بی‌طرف که معتقد بودند سازمان با توجه به این دیدگاه‌ها و اختلاف‌نظرها باید منحل شود. البته، برخی از افراد این طیف به جناح چپ بیشتر از جناح راست تمایل داشتند. آقایان محسن رضایی، مرتضی الویری، رضا بصیرزاده، حسین صادقی و محمد رضوی از چهره‌های شاخص این طیف به شمار می‌آیند. (لطفعلی لطیفی پاکده، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، قم، نشر تحسین، 1382، ص22)
ادامه اختلافات سبب شد تا انحلال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی رسماً در مهرماه سال 1365 توسط آیت‌الله راستی کاشانی درخواست و با موافقت حضرت امام(ره) مواجه شود. (مهدی سعیدی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1385، ص240)
شاخه روشنفکری سازمان که در درون سازمان به طیف بهزاد نبوی مشهور بود، در سال 1370 با افزودن پسوند «ایران» به نام قبلی، از وزارت کشور مجوز فعالیت گرفت و با انتشار هفته‌نامه «عصرما» اندیشه‌های خود را ترویج کرد.
با پیروزی سیدمحمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد 1376 و شکل‌گیری جریان اصلاحات، دو تشکل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت ایران در میان گروه‌های هجده‌گانه دوم خردادی به طیف افراطی دوم خرداد و بعدها اصلاحات مشهور شدند.

اعلام حمایت سازمان
از نامزدی موسوی

این سازمان در انتخابات دهم ریاست جمهوری از نامزدی سیدمحمد خاتمی حمایت کرد و با انصراف وی به حمایت از میرحسین موسوی پرداخت. از‌این‌رو در 21 فروردین با انتشار بیانیه‌­ای در 13 بند ضمن اعلام حمایت از موسوی تلاش کرد با بحرانی نشان دادن اوضاع کشور وی را بهترین گزینه برای تغییر وضع موجود و احیای مطالبات به جا مانده از دوم خرداد معرفی کند. در بخشی از این بیانیه آمده است: «با کمال تأسف طی چهار سال اخیر پس از به قدرت رسیدن جریان حاکم کنونی و در نتیجه هماهنگ شدن بخش­های نظارت و اجرا در انتخابات، حق انتخاب کردن و انتخاب شدن ملت بیش از هر زمان دیگری مورد تهدید و تجدید قرار گرفته و سلامت انتخابات به شدت به مخاطره افتاده است، به‌طوری‌که دیگر تقریباً اعتمادی به آمارهای انتخابات از جمعیت واجد حق رأی گرفته تا آرای شرکت‌کنندگان و تا آرای کاندیداها وجود ندارد.» (سایت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، 21/1/۱۳88، کد خبر 1537)
سیاه­ نمایی از وضعیت کشور به‌منظور تهییج اقشار مختلف در ادامه بیانیه شدت گرفته و آورده است: «در شرایط کنونی مهندس میرحسین موسوی را دارای جامعیت و صلاحیت فکری، تجربی، مدیریتی بیشتری برای نجات کشور و بازگرداندن اداره کشور در مسیر عقلانیت و اهداف و آرمان‌های راستین ملت ایران در انقلاب اسلامی ارزیابی کرده و به منظور پایان دادن به مدیریت ناکارآمدی که در چهار سال گذشته جز بحران و تشدید معضلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و تنزل جایگاه کشور در عرصه جهانی دستاوردی برای ملت ایران نداشته است رسماًً از کاندیداتوری ایشان در انتخابات ریاست جمهوری دهم حمایت می‌کند و تمام توان و امکانات خود را برای پیروزی ایشان در انتخابات به کار خواهد گرفت.» (سایت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، 21/1/۱۳88، کد خبر 1537)

عبور از قانون اساسی با نامشروع خواندن انتخابات
با اعلام نتیجه انتخابات و آغاز حرکت غیرقانونی نامزدهای اصلاح‌طلبان برای طرح ابطال انتخابات و دعوت از مردم برای حضور در خیابان‌ها، سازمان مجاهدین در اقدامی پیش‌دستانه تلاش کرد تا پیروزی رقیب اصلاح‌طلبان را «انقلاب مخملین» و انتخابات را نامشروع و کودتا بخواند. از‌این‌رو در نخستین بیانیه سازمان پس از انتخابات آمده است: «اکنون پس از انتخابات می‌توان به نحو روشن‌تری دریافت که مقصود برخی اقتدارگرایان در روزهای پیش از برگزاری انتخابات از احتمال وقوع انقلاب مخملی در واقع آماده‌سازی زمینه‌های ذهنی لازم برای انجام کودتایی مخملی بوده است. با توجه به واقعیات تلخ فوق ما این انتخابات را فاقد مشروعیت قانونی و شرعی و در واقع کودتایی علیه وجه مردم‌سالار و جمهوریت نظام به‌عنوان میراث بزرگ انقلاب و امام دانسته و مصرانه خواهان تعقیب و پیگرد قانونی برگزارکنندگان انتخابات و برگزاری مجدد انتخابات هستیم.» (سایت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، 24/3/۱۳88، کد خبر 1537)
همچنین، سازمان با صدور بیانیه­ای در تاریخ 9/4/۱۳۸۸ از خط قرمز جمهوریت نظام عبور کرد و صراحتاً دولت برآمده از آرای اکثریت مردم را غیرقانونی اعلام کرد و مبارزه غیرقانونی علیه آن را در دستور کار خود قرار داد: «با اعلام نظر شورای نگهبان پرونده انتخابات آزاد تا آینده‌ای نامشخص بسته شد... سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ضمن ابراز تأسف عمیق خود از این همه بی‌تدبیری و این همه استعداد و مهارت در فرصت‌سوزی و تبدیل فرصت‌ها به تهدیدها اعلام می‌دارد، دولت برآمده از انتخاباتی که ملت صحت آن را نپذیرفته و بر ابطال آن پای می‌فشارد، فاقد مشروعیت و وجاهت قانونی است. سازمان به عنوان تشکلی معتقد و ملتزم به آرمان‌های ملت در انقلاب اسلامی ایران و ملتزم به اصول اسلامیت و جمهوریت نظام، ضمن تأیید و حمایت کامل از اعتراضات مدنی، قانونی و مسالمت‌امیز ملت آگاه ایران به نتایج انتخابات و نیز حمایت کامل و تقدیر و تشکر از مواضع قاطع جناب میرحسین موسوی وظیفه خود می‌داند با استفاده از تمامی ظرفیت‌های قانونی به مبارزه قانونی و مسالمت‌آمیز علیه دولت غیرقانونی پرداخته، تمامی مساعی خود را برای بازگرداندن جمهوریت که ضامن اسلامیت نظام نیز هست به کار بندد.» (جهاندار امیری، پوست‌اندازی، پرونده انتخابات ریاست جمهوری ایران خرداد 88، تهران، انتشارات سروش، 1389،ص 506)
درباره نقش سازمان در فتنه 88، اظهارات یکی از اعضای شورای مرکزی آن با نام «سیدامیرحسین مهدوی» قابل توجه است. وی در سمت سردبیر روزنامه اندیشه نو و مسئول پوشش اخبار ستاد موسوی طی گفت‌وگویی با خبرنگار ایسنا که در تاریخ 6/4/1388 برگزار شد، گفت: «گروه‌های حامی ایشان و سازمانی که من عضو شورای مرکزی آن هستم، در قالب دو یا سه بیانیه با رفتاری مشابه رفتار کاندیدای مورد حمایت خود نسبت به روند قانونی بیان اعتراضات و ارائه آنها به شورای نگهبان بی ­اعتنایی کرده و پس از آن با منتفی شدن زمان قانونی اعتراض و به‌ویژه پس از خطبه‌های 29 خرداد رهبر انقلاب با تهییج مردم و صدور بیانیه‌های مختلف و با تشویش اذهان عمومی ملت، تلاش داشته‌اند تا مطالبه خود را پیگیری کنند و این موضوع از زمانی حادتر شد که در کنار این مجموعه رفتارها، برخی دشمنان قسم‌خورده ملت، خاندان پهلوی و گروهک‌های ضدانقلاب نیز با اعلان علنی و رسمی آن را تشویق و مورد حمایت قرار داده‌اند.» (احمد امامی، رضا گرمابدری و مهدی سعیدی، دایره‌المعارف فتنه 88، جلد دوم، روایت رخدادها، 1392، ص 169)


آفاق
محمدرضا اسکندری

ارزیابی حوزه نظری و عملی ساینتیسیسم و نقد آن
حوزه نظری ساینتیسیسم
در دوران مدرن ساینتیسم شکل یک دین را به خود گرفته و به‌صورت علم‌پرستی درآمده است. این مذهب فکری از مذهب تحصلی(Positivism) آگوست کنت سرچشمه گرفته است. گرچه در مذهب تحصلی شخص آگوست کنت برای ایمان دینی جایی می‌­توان قائل بود، اما برخی از پیروان مذهب تحصلی به نفی مطلق ثبوت امری و رأی تجربه پرداخته، شناسایی انسان را منحصر در قلمرو علوم فیزیکی و شیمیایی دانستند و مدعی شدند، بازگشت همه معارف واقعی و از آن جمله علوم انسانی به علوم طبیعی است و بس. عصر نوزایی که از پیامدهای مهم آن را می‌توان جداانگاری دین و دنیا دانست، با پیشرفت سریع و چشمگیر علم همراه بود. این پیشرفت که در ابتدا در زمینه‌های ریاضیات، نجوم و فیزیک ظهور داشت از زمان دانشمندانی چون گالیله و کپلر شروع شد و با تغییر بسیاری از عقاید قطعی آن دوران، مانند اوضاع و احوال منظومه شمسی همراه شد و با ظهور نیوتن به اوج خود رسید.
پیشرفت علوم در ابتدا تضاد و مشکل بغرنجی را با مقوله دین به‌وجود نیاورد. حتی دانشمندانی مانند نیوتن که سهم عمده‌ای در پدید آوردن علوم و اکتشافات جدید داشتند همواره بر امور ماورای طبیعی تأکید داشتند. اما دیری نپایید که اوضاع دگرگون شد؛ به‌گونه‌ای‌که عده‌ای نیوتن را در مقام پیام‌آور علم تا مرز پرستش ستودند و برخی نیز در این جهت بر اصطکاک عمل و دین تأکید کردند و در مسیر تکیه بر علم و بی‌اعتنایی به مسائل معنوی و دینی گام برداشتند و به‌این‌ترتیب، نخستین جرقه‌های جداانگاری دین و دنیا نمایان شد.
در دوران رنسانس اروپا از خواب هزار ساله خود بیدار شد و اندیشه‌های علمی جایگزین اصول تعبدی کلیسا و آرای ارسطو گردید. بشر به مدد علم توانست کشفیات و اختراعات فراوانی را انجام دهد. در آغاز رنسانس بود که «فرانسیس بیکن» فیلسوف انگلیسی شعار علم برابر است با توانایی و قدرت را به بشر آموخت و پس از وی «آگوست کنت» جامعه‌شناس فرانسوی فریاد برآورد که مذهب آیندگان علم خواهد بود. مسیر علم در قرون جدید سبب شد تا اعتماد و انقلاب عظیمی به پیروزی علم در همه زمینه‌ها ایجاد شود، به‌طوری‌که گروهی پنداشتند به‌زودی تمام مشکلات عالم و آدم با سرانگشت علم حل خواهد شد. در قرن نوزدهم بود که ادعا شد با شناخت ماده و قوه کلید فهم جهان هستی را به‌دست آورده‌ایم و به مدد زیست‌شناسی می‌توانیم نژاد صلح را وارث زمین و تاریخ کنیم. این بلندپروازی­های علمی در قرن نوزدهم به آنجا رسید که کم‌کم این اندیشه به ذهن برخی از دانشمندان خطور کرد که بیاییم علم را جایگزین همه چیز سازیم، خدا را کنار بگذاریم و علم را بپرستیم. اخلاق و وجدان و اصول عالیه انسان را به کناری نهاده و علم و دانش را جایگزین آنها سازیم.
با آمدن علم جدید علل و عوامل پدیده‌ها کشف و چگونگی اثرگذاری آنها روشن شد و در نتیجه انسان­ها فهمیدند که علل این رخدادها غیرمادی نیست، بلکه کاملاً مادی، عینی و محسوس است و از این رهگذر دریافتند که اعتقاد به نیروهای مافوق طبیعی، توهمی بود که تنها از جهل و نادانی بشر به علت‌های طبیعی و مادی سرچشمه می‌گرفت، پس، خدا، دین و امر فراتر از امور طبیعی حقیقت ندارد. ما نیز در پرتو پیشرفت هرچه بیشتر علوم تجربی بیش از پیش می‌توانیم به نادرستی این‌گونه امور پی ببریم.

حوزه عملی ساینتیسیسم
آنچه گذشت مربوط به جنبه نظری ساینتیسم بود و نتیجه آن بی‌اعتبار ساختن مفاهیم و آموزه‌های متافیزیکی و دینی است. جنبه دیگر ساینتیسیسم به حوزه عمل و فعالیت­های کارکردی انسان مربوط می‌شود؛ یعنی اینکه علم تجربی در ارائه راه درست زندگی و دستیابی به سعادت مطلوب انسان را از اصول متافیزیکی و تعالیم دینی بی­‌نیاز می­‌کند.
با صنعتی شدن و شهرنشین شدن جامعه و با جاگیر شدن انسان در محیطی که هر روزه بیش از پیش مخلوق خود آن بود، به‌تدریج روش­های جدید اندیشه شکل گرفت. انواع اندیشه‌های مابعدالطبیعی، به‌ویژه در فعالیت­های کارکردی که بنا بر ساختارهای کاملاً اندیشیده و محاسبه‌پذیر اداره می‌شوند، به نحوی بی‌وقفه و پیگیر، نامربوط جلوه کرد. قابلیت­های روزافزون انسان برای ارزیابی و تأمین نیازهای خویش به مسلم گرفتن این فرضش منجر شد که رفاه و سعادت اجتماعی در گرو برنامه‌ریزی اجتماعی است، نه موکول به مشیت الهی. به‌این ترتیب، جریان گسترده‌تر تحول، بافت­ها و بسترهای غیردینی پدید آورد و سبب شکل‌گیری الگوهای عمل اجتماعی عقلانی و به‌ویژه تحولاتی در آگاهی افراد شد که اندیشه‌ها و مفروضات مربوط به ماوراء‌الطبیعه و منش­های ناشی از آن روح و ذهن انسان را زدود.
 ارزیابی و نقد ساینتیسیسم
 به نظر می­‌رسد که دانش تجربی به خودی خود هیچ‌گونه معارضه و ناسازگای با دین و دینداری ندارند؛ البته مقصود از دین در اینجا دین حق است، نه هر مکتب و آیینی که به نام دین و آیین آسمانی معرفی شده است. اشکال عمده تفکر غربی تنها این نیست که علم‌زده است، بلکه عمده اشکال این است که به حد و مرز این علم توجه نکرده است. به این نکات توجه نمی‌شود که علم جدید مساوی با قدرت و توانایی شده؛ یعنی از زمان بیکن تاکنون علم ارزش و اصالتی را که در گذشته دارا بوده کنار زده است. علم جدید دیگر عالم را به‌مثابه آیه‌ای از آیات الهی نمی‌نگرد. عالم برای علم جدید چونان جسدی بی‌روح است که تنها می‌توان در آن دخل و تصرف کرد، نه آنکه بتوان با آن همدلی و هم‌سخنی داشت. علم قدیم عالم را زنده و آیه‌ای از آیات الهی تلقی می‌کرد و با آن هم‌سخنی و همدلی داشت؛ چراکه سیر او را چون خود سیر به‌سوی حق می‌دانست. درواقع، بشر جدید از آن هنگام که وحی را کنار گذاشت و عقل معاش‌اندیش خویش را ملاک حق و حقیقت دانست، علم‌زده شد.
انسان روزگار ما نیز وحی و شناخت­های الهامی و اشراقی را کنار گذارده و شناخت تجربی را تنها وسیله شناخت حقیقت می‌داند. بشر جدید غربی نه‌تنها نسبت به وحی بی‌تفاوت شده و وحی را کنار گذارده است که اگر اندک اعتقادی هم به آن داشته باشد، می‌خواهد همه چیز را براساس عقل خود تفسیر کند؛ یعنی احکام قطعی وحی نیز تا آنجا پذیرفته است که عقل جزئی بتواند آن را توجیه کند. اگر انسان غربی اندک توجهی به این مسئله داشت، درمی‌یافت که ادیان الهی ـ آن‌گونه که خرد آنها را می‌شناسد و در زبان قرآن و پیشوایان معصوم معرفی شده‌اند ـ هرگز بر جهالت و ناآگاهی بشر بنا نشده‌اند، تا در نتیجه رشد دانش و آگاهی انسان سست شوند. دین و آیین آسمانی درعین اینکه بر ضرورت حضور خود درمتن زندگی بشر و ارائه چارچوب­های نظام زندگی در قلمرو اعتقاد، اخلاق، اقتصاد و سیاست تأکید می‌ورزد، بهره­‌گیری از عقل و تجربه و همه امکانات فکری و علمی بشر را نیز برمی­‌تابد. این به آن سبب است که دانش هرگز جایگزین فلسفه و مکتب عملی نخواهد بود و هرگز نخواهد توانست حقیقت را بسازد.


اندیشه سیاسی مسلمانان 314
فتح الله پریشان

زمینه‌های محیطی، خانوادگی و آثار حیات علامه مجلسی
علامه مجلسی از معدود فقها و محدثانی است که به دلیل برخی از ابتکارهای علمی‌اش مانند تدوین بزرگ‌ترین، جامع‌ترین و متنوع‌ترین دایره‌المعارف حدیثی شیعه و بعضی از رفتارهای سیاسی ـ اجتماعی و فرهنگی مؤثر و گسترده‌اش، نظیر حضور در دستگاه حکومتی و نفوذ در حاکمان صفوی و ستیز با صوفیه و فلسفه و حکمت یونانی بیگانه از دین اسلام، توجه علمای دینی و روشنفکران مسلمان و حتی بسیاری از خاورشناسان را به خود جلب کرده است. وی در مقدمه‌ای که بر کتاب «بحارالانوار» نوشته است، دوران تحصیل و تطورات علمی و روحی خود و همچنین علت توجه و رویکرد خود را به علوم حدیثی بیان می‌کند. از منظر وی علم‌الحدیث و علوم مستنبط از کتاب و سنت موجب کمال واقعی انسان بوده، برای جهان دیگر سودمند است. از نظر مجلسی، حکمت حقیقی تنها با جست‌وجو و کاوش در دریاهای نورانی سخنان امامان معصوم(ع) به دست می‌آید.(۱)
با دقت در مقدمه خودنوشت علامه مجلسی در جلد اول بحار، مسلک اخباری‌گری وی در مسائل فقهی، اصولی و اعتقادی کاملاً آشکار است. البته، وی اخباری‌ای معتدل و میانه‌رو بوده و در رساله منسوب به وی که درباره سه مسئله مهم علمی، فرهنگی و اجتماعی آن دوران، یعنی فلسفه و مسلک اخباری و اجتهاد و تصوف اظهارنظر کرده، این مطلب به صراحت بیان شده است: «اما مسئله دوم که طریقه مجتهدین و اخباریین را سؤال فرموده‌اند... مسلک حقیر در این باب وسط است. افراط و تفریط در جمیع امور مذموم است... عمل به اصول عقلیه که از کتاب و سنت مستنبط نباشد، درست نمی‌دانم ولکن اصول و قواعد کلیه که از عمومات کتاب و سنت معلوم می‌شود، با عدم معارضه نص به‌ویژه، اینها را متبع می‌دانم.»(۲)
مجلسی از محضر بسیاری از فقها و علمای بزرگ کسب علم کرده است. میرزا عبدالله اصفهانی در «ریاض‌العلما» در شرح حال استادش، علامه مجلسی می‌نویسد: «وی علوم عقلی را نزد آقا حسین خوانساری و علوم نقلی را نزد پدرش فراگرفت.»(۳) محدث نوری در فیض قدسی ۱۸ تن از استادان او را معرفی می‌کند. همچنین، عبدالرحیم ربانی‌شیرازی در مقدمه بحارالانوار نام ۲۰ تن از استادان او را اعم از استاد اجاره و یا استادی که از محضرش دانش آموخته آورده است. محمدتقی مجلسی پدر علامه، فیض کاشانی، ملامحمدطاهر قمی، حکیم میرزا رفیع‌الدین نایینی، ملامحمدصالح مازندرانی و محدث میرمحمد مؤمن استرآبادی برخی از استادان علامه مجلسی هستند.
مؤلفه دیگری که در بررسی شخصیت علمی یک اندیشمند از جایگاه حائز اهمیتی برخوردار است، آثار علمی و شاگردانی است که از وی به یادگار می‌ماند. شهرت علمی مجلسی در حوزه علمیه اصفهانی و سایر شهرهای ایران و بلاد شیعه‌نشین بسیاری از طلاب شیفته علوم دینی را در پای درس وی حاضر کرد. بنا بر نقل سید نعمت‌الله جزائری و میرزاعبدالله اصفهانی، تعداد شاگردان علامه مجلسی بیش از هزار نفر بود. خود جزائری، صاحب انوار نعمانیه؛ محقق اردبیلی، صاحب جامع‌الرواه؛ میرمحمدحسین خاتون‌آبادی صاحب حدائق‌المقربین؛ میرزاعبدالله اصفهانی صاحب ریاض‌العلماء و شیخ حرّ عاملی صاحب وسائل‌الشیعه برخی از شاگردان مکتب مجلسی هستند. در بین علمای امامیه دو تن به کثرت تألیف و تصنیف شهره هستند، نخست علامه حلّی است و دیگری علامه مجلسی که تعداد آثارش بیش از ۲۰۰ جلد کتاب و رساله است. جامع‌ترین پژوهشی که اخیراً با عنوان «کتاب‌شناسی مجلسی» به کوشش دو تن از محققان انجام شده، ۸۸ عنوان کتاب و رساله و ترجمه را شناسایی و معرفی کرده و بیش از این تعداد از آثار منسوب به وی را نام برده‌اند.(۴) تلاش شده در بررسی آرا و اندیشه‌های سیاسی علامه مجلسی مستند به چهار اثر معروف وی، یعنی بحارالانوار، مرآت‌العقول، عین‌الحیات و حق‌الیقین تحقیق صورت گیرد؛ زیرا این چهار اثر معرف دیدگاه‌های فقهی، اصولی، کلامی، فلسفی و سیاسی وی می‌باشد. البته، آثار دیگری نظیر، شرح اربعین، حیات‌القلوب، جلاءالعیون، حلیه‌المتقین، زادالمعاد و... را هم می‌توان از علامه مجلسی نام برد.
* منابع در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

تحلیل کیفی
گردآوری و تحلیل داده‌ها به دو روش کمّی و کیفی صورت می‌گیرد. در مبحث گذشته آماده‌سازی و تحلیل داده‌های کمّی مورد بررسی قرار گرفت. در این شماره تحلیل کیفی داده‌ها ارزیابی می‌شود.
داده‌های کیفی به شیوه‌های گوناگونی گردآوری می‌شوند. برخی از روش‌های جمع‌آوری داده‌های کیفی مانند مشاهده میدانی، مصاحبه عمیق و سندپژوهی در شماره‌های پیشین توضیح داده شد. رویکرد حاکم بر پژوهش‌های کیفی اساساً غیراثبات‌گرایانه و تفسیری است. بنابراین، در مرحله تحلیل داده‌ها نیز معمولاً با توجه به این امر باید تحلیل را انجام داد. داده‌های کیفی به‌صورت یادداشت‌های میدانی، متن پیاده‌شده مصاحبه‌ها، نامه‌ها و یادداشت‌های شخصی، متون چاپی، اسناد، ریز مذاکرات در جلسات رسمی، سخنرانی‌های شخصیت‌های سیاسی، پرونده‌های دادرسی‌های قضایی و اشکال بسیار متنوع دیگری گردآوری می‌شوند. داده‌هایی که به تشخیص پژوهشگر مهم تلقی و گردآوری شده‌اند، اگر در جریان گردآوری تحلیل نشده باشند، هنوز قابل تفسیر نیستند و درواقع اطلاعات چندانی در اختیار ما قرار نمی‌دهند. لازم است که این داده‌ها با روشی معقول و منظم، خلاصه و دسته‌بندی شوند تا با تحلیل آنها بتوان به تفسیر قابل قبولی از پدیده مورد بررسی رسید. به داده‌هایی که هنوز پردازش و منظم نشده‌اند، داده‌های خام می‌گویند. داده‌های کیفی خام به‌صورت انبوهی از یادداشت‌های میدانی یا متون سازماندهی نشده و درهم یا به شکل مجموعه‌ای از نمادهای دیگر موجود است. چنین داده‌هایی باید تحلیل و تفسیر شوند تا معنا یابند. تحلیل داده‌ها احتمالاً دشوارترین بخش پژوهش کیفی است؛ زیرا قواعد مشخصی که در انواع تحلیل‌ها به‌کار می‌آید، عملاً موجود نیست. پژوهشگران کیفی در بسیاری موارد روش‌های تحلیل داده‌ها را خود ابداع می‌کنند. دشواری دیگر در تدریس این روش‌هاست. از آنجا که به مرور زمان انواع روش‌های تحلیل کیفی ابداع شده‌اند و همچنان ابداع می‌شوند، انتقال این فنون به علاقه‌مندان بسیار دشوار است. آنچه در این زمینه می‌توان انجام داد، تأکید بر اصول کلی برای منظم کردن و تحلیل داده‌ها و توضیح چند روش متداول برای انجام تحلیل‌های کیفی است. به اعتقاد تیلور و باگدان «علت اینکه بسیاری از مردم تحلیل داده‌های کیفی را دشوار می‌یابند این است که این تحلیل یک فرایند مکانیکی یا فنی نیست، بلکه فرایندی از استدلال استقرایی، تأمل و نظریه‌پردازی است.» کویین پتن نیز فرایند تبدیل داده‌های کیفی خام به یافته‌ها را نوعی ترکیب تحلیلی پیچیده و چندوجهی از علم روش‌مند، هنر خلاق و تفکر شخصی می‌داند.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی ـ 33
افشای جرم و جنایت‌های باند مهدی هاشمی در سال ۱۳۶۵
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی


پیرو مباحثی که در شماره پیش ارائه شد، جریان منحرف و توطئه‌گر جدیدی موسوم به باند سیدمهدی هاشمی افشا شد، این جریان ادامه یافت تا اینکه به مصوبه مجلس خبرگان رهبری منتهی شد و در تاریخ (۲۶/۴/۶۴) آقای منتظری به‌عنوان رهبر آینده مطرح شد و در جایگاه «قائم‌مقام رهبری» قرار گرفت. حضرت امام ضمن اتخاذ موضع سکوت، عملاً‌ سعی کرد این مصوبه خبرگان را در مسیر اهداف انقلاب اسلامی هدایت کند، اما در ادامه این باند توطئه‌گر به‌گونه‌ای اقدام کرد که در نهایت به برکناری «قائم‌مقام رهبری» از سوی امام منجر شد. در واقع، یکی از تلخ‌ترین حوادث انقلاب اسلامی بود؛ چرا که از جهتی ضربه‌ای سنگین به مقام رهبری، روحانیت و مجلس خبرگان و... وارد آورد و برای جمهوری اسلامی بسیار گران تمام شد. به تصور نگارنده این سطور این جریان طرح یک کودتای خزنده علیه رهبری انقلاب را دنبال می‌کرد و هیچ‌کس به اندازه حضرت امام در خنثی کردن این توطئه سهم نداشت. مقابله با این جریان مرموز و پیچیده به‌جز حضرت امام از عهده دیگران خارج بود؛ البته، امدادهای غیبی را نیز نمی‌توان نادیده گرفت. بازخوانی این پرونده قطور و حجیم در ظرفیت این مختصر نیست، اما در حد وسع به برخی از مهم‌ترین عناوین این جریان اشاره خواهد شد. این جریان خزنده و پنهانکار سعی کرده بود در کلیدی‌ترین دستگاه‌های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی نفوذ کند و به سرنوشت‌‌سازترین تصمیمات انقلاب آسیب بزند.

انتخابات ریاست‌جمهوری
امام خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب برای نامزدی دوره دوم ریاست‌جمهوری در سال ۶۴ تمایلی نداشتند، اما با تأکید و اصرار امام به انتخابات دوره چهارم ریاست‌جمهوری ورود کردند. جریان باند مهدی هاشمی اقدامات تخریب‌گرایانه‌ای علیه ایشان انجام می‌داد که آقای محمدی ری‌‌شهری در کتاب «سنجه انصاف» درباره نحوه آشنایی با باند مهدی هاشمی توضیح داده و آورده است: «پس از تصدی وزارت اطلاعات به تدریج در جریان مسائل مربوط به مهدی‌ هاشمی قرار گرفتم، تا اینکه در جریان برگزاری انتخابات چهارمین دوره ریاست‌ جمهوری، شب‌نامه‌هایی با نام‌های مجهول «جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی» و «حافظان انقلاب اسلامی» و امثال آن منتشر شد. پس از پیگیری‌های اطلاعاتی، معلوم شد که این شب‌نامه‌ها را جریان مهدی هاشمی تهیه و توزیع کرده است. گفتنی است توزیع این شب‌نامه‌ها که از سوی گروه مهدی هاشمی در جهت تخریب وجهه و شخصیت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ـ که در آن مقطع رئیس‌جمهور بودند ـ تهیه شده بود.»
ایشان در کتاب خود نمونه‌ اعلامیه‌ای با عنوان حافظان انقلاب اسلامی که درباره انتخابات دوره دوم ریاست‌جمهوری انتشار داده بودند را درج کرده‌اند که در قسمتی از آن آمده است: «امت مسلمان ایران؛ مسائل پیرامون انتخابات زیاد است. با هوشیاری اقدام به کار کنید. همان‌طور که گفتیم، آقای کاشانی [یکی از کاندیداها] به دلیل عدم شناخت مردم نسبت به ایشان، رأی نخواهد آورد و آقای عسگراولادی [کاندیدای دیگر] نیز، قبلاً خود را آزموده است و بنابراین فقط می‌ماند آقای خامنه‌ای، بنابراین قرار است رأی بدهیم، همه با هم رأی سفید می‌دهیم. برای اینکه نشان دهیم نظام را قبول داشته و آن را دوست می‌داریم، اما با این نامزد مخالفیم.» روشن است که در این اعلامیه از مردم خواسته شده که برای نشان دادن مخالفت، رأی سفید داده شود.

کشف خانه تیمی
در شهریورماه سال ۱۳۶۵ در یک مورد شکایت به کلانتری ۵، فردی به‌نام رضایی از کارمندان وزارت کار دستگیر و بازجویی می‌شود و او به موارد متعددی از رشوه‌خواری و مفاسد اخلاقی اعتراف می‌کند و از ارتباطات گسترده با خارجیان صحبت می‌شود و مورد سوءظن بخش ضدجاسوسی وزارت اطلاعات قرار می‌گیرد، پس از بررسی و تحقیق، گزارش آن به آقای ری‌شهری، وزیر اطلاعات وقت داده می‌شود که در بخشی از آن آمده است: «شب گذشته، در زنجیره فعالیت‌های ضدجاسوسی و در پیگیری یک سوژه به خانه‌ای برخورد کردیم، در این خانه با مواردی مانند وسایل جعل اسناد، مواد منفجره، اسناد محرمانه، سلاح و مهمات و ... مواجهه شدیم و در بررسی‌های مقدماتی، معلوم شده است که مهدی هاشمی با این خانه مرتبط است...»
وزیر اطلاعات وقت در انجام وظیفه با حادثه مهمی روبه‌رو می‌شود؛ ضرورت تخلیه خانه از یک سو و نارضایتی و موضع‌گیری یا واکنش تند آقای منتظری از جایگاه قائم‌مقام رهبری از سوی دیگر که ناگزیر طی تماسی از حضرت امام کسب تکلیف می‌کند و حضرت امام در پاسخی می‌فرمایند: «بروید و کلیه موارد غیرقانونی را از آن خانه بیاورید.» بر اساس این دستور مأموران وزارت‌ اطلاعات به سرعت آماده تخلیه خانه تیمی متعلق به باند مهدی هاشمی می‌شوند و این اقدام در تاریخ ۲۰/۶/۱۳۶۵ با حکم قضایی انجام می‌گیرد و حدود ۵۰ مورد اقلام غیرقانونی کشف و ضبط می‌شود.
دستگیری و بازداشت
پس از ارسال گزارش‌ها و پیام‌رسانی‌های امام به آقای منتظری، انتظار این بود که به‌منظور رفع اتهامات وارده، مهدی هاشمی به وزارت اطلاعات معرفی شود، اما اقدامی از طرف آقای منتظری انجام نمی‌شود، تا اینکه به اداره اطلاعات قم دستور داده می‌شود که به مهدی هاشمی اطلاع دهند تا خود را به ستاد وزارت اطلاعات در تهران معرفی کند، اما آقای منتظری نامه گستاخانه‌ای به امام می‌نویسد و با تلاش فراوان سعی می‌کند امام را از تصمیم خود منصرف کند. آقای ری‌شهری در این باره آورده است: «سرانجام پس از چند روز تأخیر مهدی هاشمی در تاریخ ۲۰/۷/۶۵ با این پندار که من می‌خواهم شخصاً با او صحبت کنم، خود را به وزارت اطلاعات معرفی کرد که پس از معرفی، بلافاصله تحویل بازداشتگاه شد.» پس از بازداشت مهدی هاشمی، فشارها برای ممانعت از تحقیق و پیگیری اتهاماتش افزایش یافت.
آقای منتظری نسبت به بازداشت‌ هاشمی واکنش نشان داد و ملاقات‌های خود را با مسئولان رده اول کشور قطع کرد و در واقع به‌‌منظور اعتراض به اعتصاب دست زد و آشکارا در برابر امام موضع مخالف گرفت و بسیاری از علاقه‌مندان به انقلاب اسلامی از اقدام آقای منتظری رنجیده شدند و افزون‌بر آن واکنش‌های او موجب تبلیغات سوء علیه جمهوری اسلامی شد و زمینه مناسبی برای فضاسازی‌ رسانه‌های بیگانه برضد جمهوری اسلامی فراهم آمد. برای نمونه رادیو بی‌بی‌سی با ارائه گزارش‌هایی حاکی از اختلاف میان آقای منتظری و امام گفت: «این ماجرا نشان‌دهنده چنددستگی‌ای است که در سطح بالای رهبری روحانیت ایران وجود دارد...»

اعتراف به قتل‌ها و جنایت‌ها
آقای منتظری به درخواست‌ها و تذکرات بزرگوارانه امام توجهی نکرد و در حمایت از مهدی هاشمی از خود مقاومت نشان داد و مهدی هاشمی احتمال می‌داد که با پیگیری جدی آقای منتظری اتهاماتش منتفی ‌شود، به همین دلیل در ابتدا سعی کرد چیزی نگوید تا سند قضایی برایش درست نشود. او مدتی سکوت کرد و لب به سخن نگشود تا اینکه در فرصتی به‌طور فشرده و مختصر مطالبی را ارائه داد و آن را پس گرفت و به برخی از واقعیت‌ها که مرتکب شده بود، اعتراف کرد و در تاریخ (۱۸/۹/۱۳۶۵) از سیمای جمهوری اسلامی منتشر شد. او در بخشی از اعترافات خود گفت: «رسماً به ساواک نامه نوشتم و با آنها اعلام همکاری کردم و این اوج یک لغزش بود که می‌توانم بگویم یک اشتباه بزرگ و یک انحراف است.» او در ادامه اعترافات خود به انجام قتل‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: «یکی از بارزترین اشتباهات من در دوران قبل از انقلاب محور قتل‌هاست... یک زن و یک مرد و یک فقره هم در مورد قتل مرحوم آقای شمس‌آبادی بود.» او در اعترافات خود درباره خارج کردن مقادیر زیادی اسلحه و مهمات، مواد منفجره و اسناد از سپاه می‌گوید و به اقدامات خلافش چنین اشاره می‌کند: «در ارتباط با همان ریشه‌های قبلی، یعنی ضعف معنویت، غلبه نفسانیات و دوری از خط امام و نپرداختن به تهذیب نفس، این وسوسه‌ها در آن مقطع در من قوت گرفت، وسوسه گروهی، و خطی مرا به حدی رساند که من به قانون و مقررات بی‌اعتماد شدم. فکر می‌کردم خودم، یک فرد انقلابی هستم و انقلاب در من خلاصه شده. خودم را مطلق کردم، بزرگ کردم و به قانون و مقررات کلاً بی‌اعتماد شدم.»

نقش آقای منتظری
سخنان و نامه‌های بلندبالایی که آقای منتظری خطاب به حضرت امام نوشته است نشان می‌دهد که او فشار روانی شدیدی به حضرت امام وارد می‌کرد. مهدی هاشمی در بازجویی‌های خود گفت: «روز آخری که قصد داشتم خود را به وزارت اطلاعات معرفی کنم، آقا [منتظری] مرا احضار کردند و گفتند حضرت امام، نامه‌ای برای من نوشته‌اند و قسمتی از آن را که درباره من بود، خواندند. بعد اضافه کردند که من هم یک نامه‌ای برای امام نوشتم و آن قسمتی را که درباره من بود، برایم خواندند. بعد گفتند: امام با نامه خودشان خواب را از چشم من گرفته‌اند. من هم نامه‌ای نوشتم که خواب را از امام بگیرد.» آقای منتظری در نامه (۱۷/۷/۶۵) خطاب به امام، مهدی هاشمی را به مراتب از فرمانده کل سپاه و وزیر اطلاعات بهتر تلقی می‌کند و می‌گوید: «در تعهد و تقوا هم از آنها کمتر نیست، فقط بز اخفش نیست و حاضر نیست کورکورانه مهره کسی بشود و در خانه نشسته، مشغول مطالعه و نوشتن است و فعلاً در کشور مد شده است هر کار خلافی را ـ از قتل و اعلامیه و امثال اینها را ـ رجماً بالغیب ـ به او نسبت دهند...»
مکاتبات در این باره فراوان است که در کل از یک جنگ روانی حکایت دارد که جملگی اینها فشار مضاعف روحی و روانی بر حضرت امام وارد می‌کرد. در حالی که مهدی هاشمی به جرم، جنایت و قتل، سرقت، صدور اعلامیه‌‌های جعلی و مراکز مخفی و... اعتراف کرده بود. تحمل این حوادث و برخوردهای این چنینی در دوران سخت جنگ تحمیلی، برای رهبر کبیر انقلاب بسیار دشوار بود.


حكایت زمانه
میثم غلامپور

بريدن گلوي يک آزاده
«‌ميرزامحمد فرخي‌يزدي، فرزند محمد ابراهيم در سال 1306 ه. ق (1267) در شهر يزد به دنيا آمد. او از يک خانواده فقير برخاست و تحصيلات مقدماتي خود را در مدرسه‌ مرسلين (ميسيونرها)‌ي انگليسي يزد به پايان رسانيد. پانزده، شانزده ساله بود که طبع ناآرامش وي را به سرودن اشعاري در سرزنش اولياي مدرسه تشويق کرد و همين امر موجب اخراجش از مدرسه شد.
«صاحب الزمان يک ره سوي مردمان بنگر / کز پي لسان گشتند،‌ جمله تابع کافر
در نمازشان خوانند ذکر عيسي اندر بر / پا رکاب کن از مهر،‌ اي امام بر و بحر
چنين مي‌نمايد که وي در سنين مدرسه داراي ايماني قوي و دينداري متعهد بوده است. او به کرات در مدرسه مي‌ديد که شخص گبري،‌ مسئله گوي شاگردان شده و استاد ترسايي در پي ترغيب آيين ترسا،‌ دين احمدي را بر باد داده است.»
بنابراين به تبليغات مبلّغان مسيحي عليه دين اسلام اعتراض مي‌کند و در نتيجه از مدرسه اخراج مي‌‌شود. او در يزد با سرودن شعري عليه ضيغم‌الدوله قشقايي، ‌حاکم يزد به قدري مورد غضب قرار گرفت که دستور دادند لب‌هايش را با نخ و سوزن به يکديگر بدوزند! اين عمل بي‌سابقه و غير انساني، ‌موجب بروز بلوا و شورش در ميان آزاديخواهان شد. پس از اين جريان،‌ فرخي‌يزدي به تهران فرار کرد.
در ابتداي سلطنت پهلوي او به مجلس راه مي‌يابد و با انتشار روزنامه‌ «توفان» به انتقاد از پهلوي مي‌پردازد. در آن زمان که «‌قريب به اتفاق وکلاي مجلس،‌ طرفدار رضاخان بودند،‌ فرخي را مورد اذيت و آزار قرار دادند و او پيوسته مورد شماتت و دشنام قرار مي‌گرفت،‌ حتي يک‌بار توسط يکي از وکلا مورد ضرب‌وشتم واقع شد. او که وضع خود را بسيار وخيم ديد،‌ پس از چند شبانه‌روز تحصن در مجلس، به مسکو فرار کرد و از آنجا به برلن رفت (‌بهار 1310)» اما با وساطت تيمور تاش، وزير دربار وقت،‌ وليعهد که براي تحصيل در سوئيس به‌سر مي‌برد به برلن رفته و رضايت وي را جلب مي‌کند. پس از اين جريان فرخي‌يزدي به تهران بازمي‌گردد. فضاي کشور ايران در سال 1311 شمسي به قول فرخي «‌محيط مردگان» ‌ است. او قبلاً هم در زمان نخست‌وزيري رضاخان،‌ به انتقاد از او مي‌پرداخت. در زماني که همه مديحه‌گوي امنيت حاصل از حکومت نظامي قزاق‌ها بودند،‌ فرخي‌يزدي مي‌گفت:‌
با مشت و لگد معني امنيت چيست؟‌ / با نفي بلد ناجي امنيت کيست؟
با زور مگو که امنيت هست / با ناله ز من شنو که امنيت نيست
و نيز؛ «‌از يک طرفي،‌ مجلس ما شيک و قشنگ / از يک طرفي عرصه مليون تنگ
قانون حکومت نظامي و فشار / اين است حکومت شتر گاو پلنگ
فرخي‌يزدي يکپارچه آتش بود و حکومت استبدادي پهلوي تاب انتقاد را نداشت.‌ رضاشاه تأکيد داشته که فرخي در همسايگي کاخ تابستاني او (سعدآباد) تحت نظر باشد.‌ در اين دوران،‌ ارتباط فرخي با جهان خارج قطع بود و همواره تحت نظر مفتشين اداره‌ تأمينات قرار داشت. اين زندان غير رسمي فرخي يزدي را به شدت تحت فشار قرار مي‌داد.
بهانه اين حکم‌،‌ بدهکاري فرخي‌يزدي بود. طلبکار وي را به شهرباني احضار کرده و با تهديد شکايتي را از جانب او بر عليه فرخي‌يزدي تنظيم مي‌کنند. در زندان نيز شاعر با سرودن اشعاري عليه اختناق رضاخاني، ‌وضع خود را سخت‌تر مي‌کند. در آخرين شعري که از او ثبت شده ازدواج وليعهد را نشانه‌اي از نزديک شدن حکومت پهلوي به آخر کار معرفي مي‌کند.
به زندان قفس مرغ دلم چون شاد مي‌گردد / مگر روزي که از اين بند غم آزاد مي‌گردد
ز اشک و آه مردم بوي خون آيد که آهن را / دهي گر آب و آتش دشنه‌ فولاد مي‌گردد
دلم از اين خرابي‌ها بود خوش ز آن که مي‌دانم / خرابي چون که از حد بگذرد آباد مي‌گردد
اين غزل براي فرخي حکم تير خلاص دارد. «بنابراين جلاد رضاخان به سراغ شاعر مي‌رود» پزشک احمدي به بهانه‌ بيماري، ‌او را به بيمارستان زندان مي‌فرستد و در 25 مهرماه 1318 در تاريکي دردناک با آمپول هوا به زندگي او خاتمه مي‌دهد.
آنچه در زير مي‌آيد گزارش «فتح‌الله بهزادي» پزشکيار وقت بيمارستان زندان موقت شهرباني است که پس از سقوط رضاشاه از سرير سلطنت درباره روند و کيفيت به قتل رسيدن محمد فرخي‌يزدي به دادگاهي که برای تعقيب جانيان دوره مذکور تشکيل شده بود، ارائه داده است. بهزادي و همکارش علي سينکي در شب حادثه در بيمارستان فوق کشيک داشته‌اند. وی يادآور مي‌شود که مدت کوتاهي پیش از شب حادثه محمد فرخي‌يزدي را به عنوان زنداني‌اي که دچار بيماري شده است از بند و سلول مربوطه به بيمارستان منتقل کرده و در حمام! بيمارستان بستري کرده بودند تا چنانکه دلخواه‌شان بود توسط پزشک احمدي مداوا کنند. گفته‌هاي فتح‌الله بهزادي چنين است: «... قبلاًً از طرف اداره زندان محمد يزدي سرپاسبان آمده، شيشه‌هاي پنجره اطاق حمام را گل سفيد زده و پنجره‌هاي اتاق حمام را گرفته و مسدود نمودند، و روز 21/7/1318 فرخي را به آن اطاق انتقال دادند و دستور دادند که کسي حق ندارد به اطاق حمام داخل شود و درب را قفل کردند و کليدش را همراه خود بردند و نزد پايور نگهباني بود و هر وقت که براي معاينه و دادن دستور دوايي لازم بود به پايور نگهباني اطلاع داده و با حضور آنها غذا و دوا داده مي‌شد و مجدداًً درب را قفل و کليد آن را با خود مي‌بردند تا روز 24/7/1318 ساعت 30/17 [ساعت پنج و نيم بعداز ظهر] برحسب دستور ياور بردبار، رئيس زندان موقت مرا مأمور کردند که به منزل سلطان متنعم، پايور زندان بانوان رفته و از او عيادت کنم. بنده هم حسب‌الامر به وسيله اتومبيل کاري به منزل نامبرده عازم شدم و در موقع رفتن به دکتر احمدي که در بيمارستان بوده اظهار داشتم که طبق اين يادداشت براي عيادت متنعم مي‌روم. قريب دو ساعت در منزل متنعم بودم و دستورات دوايي نيز به ايشان دادم و با همان اتومبيل که آمده بودم مراجعت کردم، ديدم پزشک احمدي هم نيست. از علي سينکي سؤال کردم چرا دکتر احمدي نماند؟ شايد اتفاقي رخ بدهد. علي سينکي جواب داد پس از رفتن شما پايور نگهبان دستور داد که ملافه‌هاي بيماران را که جمع کرده‌اند بردار و چون از زندان بانوان انفرميه خواسته‌اند به فوريت به آنجا برو و من هم از زندان خارج شده و با همان ملافه‌ها که براي شستن جمع شده بود با خود به زندان بانوان برده و پس از مراجعت به زندان ديدم که پزشک احمدي نيست.
من [فتح‌الله بهزادي] از علي سينکي سؤال کردم که احمدي کجاست؟ گفت رفته است. از پشت پنجره بيمارستان صدا کردم که کليد را بياوريد تا شام فرخي را بدهيم. جواب دادند که فرخي گفته است امشب شام نمي‌خورم. ساعت بين نه‌ونيم، ده بود که نيرومند وارد زندان شده و پايور نگهبان هم از عقب ايشان بودند. صبح که آقاي دکتر هاشمي آمدند پس از آنکه تمام اتاق را بازديد کردند براي عيادت فرخي آمد دم پنجره بيمارستان بنده صدا زدم آژان کليد را بياوريد که هم چاي فرخي را بدهم و هم دکتر او را معاينه کند. کليد را آوردند درب اتاق فرخي را باز کردند. دکتر هاشمي به جلو، بنده از عقب ايشان، پايور نگهبان يزدي هم از رفقاي ما داخل شده و علي سينکي هم با ما بود. مشاهده کردم که فرخي روي تخت برخلاف هميشه دراز کشيده است. چون همه روزه که وارد مي‌شديم به پا ايستاده و پس از سلام و تعارف چند بيتي اشعار و رباعي که ساخته بود براي ما مي‌خواند. وضعيت فرخي اين طور بود: يک پايش از تخت آويزان و يک دستش روي تنه و جلو يقه پيراهن، يک دست ديگر او روي شکم، چشمانش باز و گودافتاده بود. از مشاهده اين وضعيت دکتر هاشمي و من و علي چنان تکان خورديم که يزدي و پايور نگهبان که همراه ما بودند ملتفت به اين موضوع شدند و پس از اينکه از اطاق خارج شديم دکتر هاشمي با حالت رنگ‌پريدگي باقي بود. وقتي فرخي را مرده مشاهده کردم چون انتظار ديدن چنين وضعيتي را نداشتم تکان سختي خوردم و دکتر هاشمي مدت يک ساعت در حالت بهت بود و پشت ميز نشسته، ولي نمي‌توانست دفتر نگهباني و نسخه‌ها را بازديد کند. روز قبل از فوتش وقتي وارد اتاق فرخي شديم فرخي به پا ايستاده تا دم درب ما را مشايعت کرد. من با علي سينکي که خارج شديم نزديک بانک سپه بوديم به علي گفتم بابا چطور شد که فرخي مرد و گفتم مگر آمپول کانف فرخي را که دستور دادم و دکتر هاشمي داده بود به او نزديد؟ گفت آمپول را دکتر احمدي از من گرفت و گفت من خودم به فرخي مي‌زنم و آمپول را از من گرفت و آنچه بنده مي‌دانم از روي ايمان عرض کنم اين است که فرخي به مرگ طبيعي نمرده و غيرطبيعي مرده است و تا آن تاريخ معمول نبوده که دکتر احمدي آمپول را از علي سينکي يا انفرميه‌هاي ديگر بگيرد و مثل مورد فرخي خودش به بيمار تزريق کند. (دکتر احمدي صريحاًً در بازجويي گفته است که من هيچ وقت آمپولي به بيمار تزريق نکرده‌ام و اين کار مربوط به انفرميه است). بنابراين دکتر احمدي فرخي را کشته است.»
جسدش را به احتمال زياد براي دفن به گورستان مسگر‌آباد تهران مي‌فرستند. مکان مزارش تاکنون شناخته نشده است.


امام خامنه ای  در گذر زمان 63

 زندان پنجم، چهل روز در تک‌سلولی
در مباحث گذشته به چهار دوره زندانی شدن و بازجویی‌ها و سخت‌گیری‌ها درباره امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، همچنین به پنجمین دوره زندان و بازداشت معظم‌له نیز اشاره شد. گفته شد رژیم شاه در مهر ماه سال ۱۳۵۰ سرگرم برگزاری جشن‌های ۲۵۰۰ ساله بود و تعداد زیادی میهمان خارجی دعوت کرده بود تا از رژیم کودتایی او حمایت کنند و آن را به رسمیت بشناسند و به همین منظور ساواک و عوامل امنیتی دستور داشتند که با مخالفان با شدت بیشتری برخورد کنند. در این میان، یکی از مخالفان امام خامنه‌ای است که در مشهد دستگیر شده و در چهارم مهرماه سال ۱۳۵۰ با برخوردهای بی‌رحمانه و خشونت‌آمیز دستگیر و راهی زندان مشهد می‌شود. معظم‌له در این دوره از هرگونه امکانات، حتی عینک محروم می‌شوند. صدای شیون و ضجه‌های زندانیان در اثر شکنجه فضای ملتهبی را ایجاد کرده بود. در چنین فضایی امام خامنه‌ای را از سلولش خارج می‌کنند تا تعدادی از افراد دستگیرشده را شناسایی و معرفی کند. امام خامنه‌ای برای نداشتن عینک اعتراض می‌کند و به آنها می‌گوید: «عینک مرا گرفته‌اید، من بدون عینک نمی‌توانم ببینم.» و به دلیل همین اعتراض بازجوها ایشان را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، به حدی که بی‌هوش می‌شوند و با آبی که شکنجه‌گران به سر و صورت ایشان می‌ریزند به هوش می‌آیند. امام خامنه‌ای طی بیاناتی به آن روزها چنین اشاره کرده و فرموده‌اند: «در طول مدت شکنجه، یکی از آنها بالای سرم می‌آمد و از من می‌خواست تا از فلان‌کس یا از نهضت اسلامی بیزاری جویم. من قبول نمی‌کردم و آنها هم آن‌قدر مرا می‌زدند تا بی‌هوش می‌شدم.» ایام مصادف با ماه مبارک رمضان ۱۳۹۱ بود، ایشان در سلول زندان هیچ امکاناتی همراه نداشت و به درخواست‌هایش نیز پاسخ نمی‌دادند، فقط در یک مورد با اصرار موفق شد و آن آوردن یک قرآن از منزلش بود. ایشان در این سلول با قرآن انس گرفت. در تاریکی زندان قرائت قرآن برایش بسیار مشکل بود. امام خامنه‌ای در خاطره‌ای به این موضوع اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: «در این ماه به لطف خدا بسیار قرآن خواندم و مقداری هم حفظ کردم... همزمانی شکنجه، قرائت قرآن و روزه‌داری بر چشمانم تأثیر زیادی گذاشت و آنها را ضعیف‌تر کرد.»
این روزگار در حالی بود که پادشاهان، رؤسای‌جمهور، نخست‌وزیر و وزرای خارجه ۶۹ کشور جهان، صبحانه‌شان تخم بلدرچین و خاویار ایرانی بود. معظم‌له در آن روزها از دستگیری برادرشان نیز باخبر می‌شوند. در این ایام به تکرار شاهد برخوردهای خشونت‌گرایانه با خانواده زندانیان هستیم. پنجمین دوره زندان امام خامنه‌ای حدود چهل روز در تک‌سلولی به طول می‌انجامد تا اینکه در روز بیست‌ودوم آبان‌ماه ۱۳۵۰ به قید ضمانت آزاد می‌شوند، اما همچنان تحت نظر قرار دارند.

 


از لابه لاي تاریخ

 ساواک و خاندان سلطنت ـ1
شاه در كتاب «پاسخ به تاريخ» مدعي شده كه ساواك مستقيماًً زير نظر نخست‌وزير اداره مي‌شد و او در كنترل و هدايت آن نقشي نداشته و مسئوليت اقدامات آن را نمي‌پذيرد و خود را از اقدامات غيرانساني ساواك در سال‌هاي سلطنتش بري مي‌داند، اما تمام آگاهان به امور و مسئولان و رجال حكومت پهلوي ترديد ندارند كه ساواك مستقيماً زير نظر شاه فعاليت مي‌كرد و اقدامات، تصميمات، كنش‌ها و واكنش‌هاي اين سازمان به دستور او صورت مي‌گرفت.
مدارك موجود نشان مي‌دهد كه شاه در مسائل امنيتي، اطلاعاتي و برخورد با مخالفان سياسي حكومت و از ميان برداشتن هرگونه حركت مخالف، براي ساواك نقش درجه اول قائل بود. رؤساي وقت ساواك ارتباط مستقيمي با شاه داشتند و تمام فعاليت، تصميم‌گيري‌ها و اقدامات خود را با هماهنگي شاه انجام مي‌‌دادند. از همان آغاز، در استخدام و به‌كارگيري نيروهاي ساواك وسواس قابل‌‌توجهي صورت می‌گرفت. سياست آن بود كه مستخدمان از ميان وفادارترين داوطلبان و عناصر معتقد به حكومت و شخص شاه برگزيده شوند و در تمام دوران خدمت هم براي القاي شاه‌دوستي تلاش شود.
كوشش مي‌شد مجموعه مديران و رؤساي ساواك وفاداري و اعتقاد تمام و كمالي به شخص شاه داشته باشند. شاه با رؤسا و مديران ارشد ساواك رابطه نزديكي داشت و در بسياري از محافل خصوصي و میهماني‌هاي شاه، اين افراد از جمله مدعوان درجه اول محسوب مي‌شدند. رؤسا و مديران ارشد ساواك، دستورها را از شخص شاه دريافت مي‌كردند و او تقريباًً تا واپسين روزهاي حكومت به ساواك و روش‌هاي آن در مواجهه با مسائل مبتلابه كشور اعتماد كامل داشت.
ساواك براي شاه از اعداد يا واژه‌هاي رمز و كدهاي مخصوص استفاده مي‌‌كرد. ساواك در برخورد با شاه و ديگر اعضاي خاندان سلطنت مجبور بود بسياري از نكات اخلاقي، رفتاري و نظاير آن را كه مي‌توانست موجبات خوشايند يا بدبيني و حسادت و ديگر واكنش‌هاي پيش‌بيني نشده آنان را در پي داشته باشد، رعايت كند.
در منابع موجود از نقش ساواك در حمايت و گسترش فساد اقتصادي و مالي ميان دواير و مجموعه‌ اركان حاكميت، به‌ويژه اعضاي خاندان سلطنت سخن به ميان آمده است. هر چند ساواك بر اقدامات، فعاليت‌ها و رفتارهاي اعضاي درجه اول و مؤثر خاندان سلطنت اشراف داشت، اما نمي‌توانست در برابر اقدامات آنان واكنش نشان دهد. در اين ميان به دليل ارتباطات و زدوبندهاي نزديك رؤساي وقت ساواك (به‌ويژه بختيار و نصيري) با اعضاي درجه اول و مؤثر اين خاندان، عمدتاًً ساواك به مشوقي براي گسترش فساد اقتصادي، مالي و اخلاقي تبديل شده بود.
در گزارش‌های ساواك، فساد خاندان سلطنت و شخص شاه، به پديده‌اي معمول و پذيرفته‌شده تبديل شده بود. البته، به دليل واهمه و رعبي كه از ساواك در بين مردم وجود داشت، اساساًً هيچ‌ انتقاد و اعتراض علني و آشكاري از فساد حاكم بر خاندان سلطنت وجود نداشت و هرگونه انتقادي، حتي بسيار محدود نيز به شدت از سوی ساواك منكوب مي‌شد. در همين حال در برخي موارد، ساواك علناًً و عملاًً از فساد اقتصادي و نيز اجحاف و ستمكاري اعضاي خاندان سلطنت در برابر شهروندان حمايت كرده و هرگونه اعتراضي را در نطفه خفه مي‌كرد.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 


پای صحبت‌های همرزمان سردار سرلشکر شهید حسین همدانی
یک لحظه از جهاد کوتاهی نکرد


سردار حسین همدانی از فرماندهان دوران دفاع مقدس و مستشاران ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و مدافعان حرم در طول سال‌های گذشته که نقش تعیین‌کننده‌ای در حفظ و حراست حرم حضرت زینب(س) و کمک و تقویت جبهه مقاومت اسلامی در جنگ تروریستی سوریه داشت، در هنگام انجام مأموریت‌های مستشاری در حومه شهر حلب به دست تروریست‌های داعشی به شهادت رسید.
خبرنگار هفته‌نامه صبح صادق پای صحبت‌های جمعی از همرزمان این سردار شهید نشسته است که در ادامه می‌خوانیم.
* به اجر واقعی خود دست یافت
سرلشکر مصطفی ایزدی، معاون امور راهبردی و اشراف فرماندهی کل قوا هم درباره شهید همدانی گفت: شهید سرلشکر همدانی یک فرمانده مدیر، مدبر و توانا بود که از همه تجربه‌اش در توسعه جبهه مقاومت استفاده کرد.
وی اظهار داشت: سردار شهيد همدانی همواره در جهاد را براي خود باز نگه داشت و طبق گفته رهبر معظم انقلاب که فرمودند اجر جهاد شهادت است، به اجر واقعي خود دست يافت.
* یک لحظه از جهاد کوتاهی نکرد
سردار احمد وحیدی، وزیر سابق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح هم اظهار داشت: سردار همدانی یک شخصیت چندبعدی، مقاوم و ارزشمند بود که تلاش‌های زیادی را برای توسعه محور مقاومت داشت.
وی افزود: به یاد نمی‌‌آورم که سردار همدانی یک لحظه از جهاد کوتاهی کرده باشد و از همان ابتدا که توفیق آشنایی با ایشان را داشتیم (در پیش و پس از انقلاب در دفاع مقدس و پس از دفاع مقدس) و امروز در جبهه مقاومت حضور داشتند.
* پایه‌گذار بسیج مردمی در سوریه بود
سردار اسماعیل احمدی‌مقدم، فرمانده سابق نیروی انتظامی درباره شهید همدانی گفت: باید به ایشان تبریک گفت؛ چراکه ایشان به دنبال شهادت می‌دوید، همواره یکی از حسرت‌های ایشان این بود که چرا دوستان و همرزمانش رفتند و او جامانده است. امروز ایشان به این آرزوی بزرگ‌شان رسیدند.
وی درباره نقش ایشان در محور مقاومت گفت: ایشان از همان موقع در جبهه مدیریت و فداکاری می‌کردند. در این زمان هم در کنار رزمندگان سوری مسیر مقاومت و فداکاری را ادامه دادند، ایشان در تشکیل دفاع مردمی سوریه عنصر اصلی بودند و بسیج سوری یا همان دفاع مردمی سوریه را پایه‌گذاری کردند.
* حاج‌حسین ما شهید می‌شود!
سردار محمدحسین سپهر، معاون هماهنگ‌کننده نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه درباره سردار همدانی اظهار داشت: سردار حاج‌حسین همدانی از فرماندهان بسیار شجاع دوران دفاع مقدس بودند که از ابتدای پیروزی انقلاب در حوادث کردستان شجاعانه با حضور در مناطق عملیاتی غرب کشور و برای سرکوب ضدانقلاب و دفاع از میهن اسلامی در آن منطقه حضور داشتند.
وی افزود: بعد از شروع جنگ هم در جبهه‌های جنوب و غرب یکی از فرماندهان فعال، معتقد به دفاع همه‌جانبه از نظام، مقلد امام، یار امام و علاقه‌مند به نظام اسلامی بودند.
معاون هماهنگ‌کننده نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه با اشاره به جایگاه سردار همدانی در میان رزمندگان گفت: در هدایت، فرماندهی و پشتیبانی رزمندگان مانند پدری دلسوز، خوش‌اخلاق، مهربان و شجاع در صحنه‌های دفاع از نظام حضور داشت، چندبار به درجه جانبازی نائل شد و بارها تا مرز شهادت پیش رفت، اما به خواست خداوند متعال ماند تا پاسداری از انقلاب را ادامه دهد.
وی گفت: بعد از دوران دفاع مقدس هم در مقام یکی از فرماندهان موفق سپاه در رده‌های مختلف در قرارگاه نجف، لشکر ۴ بعثت، سپاه حضرت رسول، قرارگاه ثارالله تهران در مقام جانشین فرمانده کل نقش بسیار مؤثری در سازماندهی و انسجام نیروهای بسیجی برای مقابله با فتنه 88 داشت.
وی با بیان خاطره‌ای از این شهید بزرگوار تصریح کرد: به خاطر دارم، در مجموعه فرماندهان کنار هم نشسته بودیم، من عکاس همایش را صدا کردم و به ایشان گفتم از ما چند نفر عکس بگیرید که حاج‌حسین ما شهید می‌شود. حاج‌حسین لبخند زد و احساس رضایتی در چهره‌اش نمایان شد. این آخرین خاطره‌ای است که من از ایشان دارم.
* اخلاص او مثال‌زدنی بود
سردار محمود تشکری، معاون هماهنگ‌کنننده ناجا درباره شهید همدانی اظهار داشت: سردار همدانی حضور بسیار فعالی داشتند و در عملیات‌هایی که پیش می‌آمد قرارگاهی نبود که من بروم و شهید همدانی را در آن قرارگاه نبینم.
وی خاطرنشان کرد: روز دوشنبه هفته گذشته ایشان خدمت حضرت آقا مشرف شدند، حضرت آقا هم خیلی به سردار همدانی محبت داشتند و چه توفیق بزرگی نصیب ایشان شد که چند روز قبل از شهادت با مقام رفیعی مانند حضرت آقا دیدار داشتند. ان‌شاءالله با حضرت امام و شهدا محشور شوند.
* ابعاد خدمات شهید همدانی پس از شهادتش
سردار محمدرضا یزدی، معاون حقوقی و امور مجلس سپاه نیز به بیان خاطره‌ای کوتاه از شهید همدانی پرداخت و گفت: در دوران دفاع مقدس در عملیات الی‌بیت‌المقدس در لشکر 27 ایشان با ما حضور داشت. من آن موقع نیروی عادی لشکر بودم. زمانی که پشت جاده اهواز ـ خرمشهر پاتک‌های عراق شدید بود و بچه‌ها زمین‌گیر شده بودند و حتی سرشان را از خاکریز بالا نمی‌آوردند، ما می‌دیدیم که حاج‌حسین همدانی با موتور بدون ترس از تیر و ترکش دشمن می‌آمد و همانجا و رزمنده‌ها را هدایت و ترغیب می‌کرد، آنجا روحیه ایثار، شهادت‌طلبی، شجاعت و از خودگذشتگی او بچه‌ها را ترغیب می‌کرد تا کار را ادامه دهند و بخشی از این پیروزی‌ها مرهون شهامت‌های او بود.
* فرمانده‌ای که گمنام می‌زیست
سيدجلال رضوي‌مهر، عضو هيئت‌رئيسه مجمع نمايندگان حوزه علميه قم و از همرزمان شهید اظهار داشت: سردار سرتيپ حاج‌حسين همداني در دوران جواني پرورش‌يافته مكتب اخلاقي حضرت آيت‌الله شهيد مدني در همدان بود.
ايشان دائماً با وضو بود و نماز را اول وقت مي‌خواند. غذا كم تناول می‌كرد و از ورزش غافل نبود. بسيار بسيار آرام و با طمأنینه سخن مي‌گفت. تحكم در كلام او جاي نداشت. گمنام می‌زيست و اهل مطرح كردن خود نبود.
وی افزود: سردار حاج‌حسين همداني با تأسيس خيريه در همدان فقرا و نيازمندان جامعه را آبرومندانه تحت پوشش قرار داده بود و سيستمي را براي احياي اين امر فعال کرده بود. او گروهي را براي ساخت حسينيه همداني‌ها در كربلا و حسينيه‌اي ديگر در مشهد ترغيب و پشتيباني می‌کرد. حاج‌حسين همداني از مؤسسان هيئت رزمندگان و بنيانگذار پشتيباني مالي و معنوي از محور مقاومت است.
* روحیه ولایت‌پذیری‌اش زبانزد بود
محبوب زمینی، معاون آماد و پشتیبانی نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه در این باره اظهار داشت: بعد از شهادت سردار شوشتری ایشان به سردار شوشتری غبطه می‌خوردند، شاید ایشان جزء اولین نفراتی بودند که به فرمانده کل سپاه پیشنهاد دادند که ایشان را به جای سردار شوشتری معرفی کنند، اما به واسطه نیاز تهران و سایر مأموریت‌های حساسی که فرمانده محترم سپاه مدنظر داشتند با درخواست ایشان موافقت نکردند.
وی درباره خاطره خود از شهید گفت: دوشنبه هفته قبل به من زنگ زدند و تلفنی دستور فرمودند که من یک کاری را انجام دهم. آن روز نیز دستور فرمودند من کاری را برای ایشان انجام دهم، پرسیدم، سردار ان‌شاءالله چه زمانی تشریف می‌آورید؟ برخلاف دفعات گذشته که هر زمانی می‌خواستند بروند، می‌گفتند چقدر طول خواهد کشید، اما این‌بار گفتند معلوم نیست، دوباره پرسیدم یک‌هفته‌ای می‌روید یا ده روزه؟ گفتند معلوم نیست.
معاون آماد و پشتیبانی نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه یادآور شد: من در این بار آخری که با ایشان خداحافظی کردم از لحن صحبت‌های‌شان احساس کردم که ایشان بوی شهادت می‌دهند، امروز یکی از دوستانم به من می‌گفت که وقتی شما تلفنی با آقای همدانی صحبت می‌کردید من هم پیش ایشان بودم شما که دعای شهادت برای ایشان کردید ما گفتیم ان‌شاءالله بعد از 120 سال دیگر شهید بشوند؛ چراکه این نظام به وجود افرادی مانند سردار همدانی نیازمند است و امروز جای ایشان بسیار خالی است.
* فرزندش را به حرمت شهدا در آغوش نمی‌گرفت
مهندس حسین یوسفی همرزم شهید نیز در این‌باره اظهار داشت: تا جایی که به خاطر دارم این جمله را می‌گفت؛ جایی که فرزندان و خانواده شهدا هستند این ظلم است که ما در کمال آرامش به خانواده بپردازیم و یادی از آنها نکنیم. من این جمله را مکرر از ایشان شنیده بودم.
* لحظه‌به‌لحظه در آرزوی شهادت بود
امین سلطانی، داماد شهید همدانی هم گفت: سردار همدانی مصداق بارز یک انسان کامل بودند.
وی افزود: ایشان یک انسان عملگرا، معتقد، پاک‌طینت، مدبر و فوق‌العاده مهربان بودند، انگار پاهای ایشان در زمین سنگینی می‌کرد. خدا را شاهد می‌گیرم در طول ۱۰، ۱۵ سالی که من در خدمت ایشان بودم ایشان لحظه‌به‌لحظه آرزوی شهادت می‌کردند.
سلطانی افزود: در نماز شب گریه کرده و ضجه می‌زدند و از خداوند طلب شهادت می‌کردند، نماز شب سردار قضا نمی‌شد. من حتی یک بار هم از ایشان ترشرویی ندیدم.
وی درباره آخرین دیدار خود با سردار شهید گفت: پنج روز قبل زمانی که به فرودگاه می‌رفتند، انگار همه می‌دانستند این رفتن برگشتی ندارد، روز رفتن ایشان اتاقش را عوض کرد، چند ساعت قبل از رفتن وسایل اتاقش را جمع کرد، اتاق را تخلیه کرد همیشه سجاده‌شان رو به قبله پهن بود سجاده را جمع کرد و روی کمد گذاشت که تا حالا سابقه نداشت این کار را بکنند طبقه پایین را تمیز و آماده کردند. ایشان هیچ‌وقت در قید پیامک زدن نبودند، اما این‌بار یک پیامک خداحافظ برای همه بچه‌ها فرستادند.



 شهیدان حرم! فرمانده هم آمد...
مجتبی برزگر


سردار حاج‌حسین همدانی به جمع دوستان و همرزمان دیرین خود پیوست و با شوقی از جنس عروج نام خود را در پرونده زرین مدافعان حرم به ثبت رساند.
دلش برای دوستانش تنگ شده بود؛ مدت‌ها بود که لحظه‌شماری می‌کرد تا آنجا که در یادواره شهید شاطری پشت تریبون با بغض و حسرت از دلتنگی‌هایش می‌گفت و همواره پای ثابت این‌گونه مراسم‌ها بود.
چهره‌اش برای ما که چند سالی است در حلقه مطبوعات پیچشی خورده‌ایم، آشنا بود؛ در مراسم بزرگداشت شهدای «قنیطریه»، خاصه عماد مغنیه و سردار شهید الله‌دادی که خود بنیانگذار این‌گونه برنامه‌ها بود، او را دیدم و برای گفت‌وگویی هر چند مختصر اما پرمحتوا نزد او رفتم.
برخوردش آن‌قدر خوب بود که این فروتنی را تحسین کردم. البته، رفتارهایی از این جنس را در خیلی از فرماندهان و مسئولان سپاه دیده بودم، اما در هنگام برگزاری مراسم تاکنون این‌طور رفتار و توجه را ندیدم!
اما چه گفت؟ او گفت: «برای افزایش معنویت و وحدت در سوریه، گروه‌هایی به نام «کشاب» ویژه نوجوانان سنی، علوی، مسیحی و اسماعیلیه تشکیل دادیم. این اقدام حول محور پایش رفتار و فعال‌سازی کانون‌های بسیج با محوریت فرهنگی بوده است.» البته، این نکته را هم بیان کرد: «ما سعی نکردیم رفتارها را مهندسی کنیم، یا از اصول و قواعد طراحی استفاده کنیم؛ بلکه به اقدام عملی برای اثبات رفتارهای وحدت‌آمیز و عزت‌آفرین پرداختیم.»
سخنانش از ابتکارات و نوآوری‌هایی نوید می‌داد که حضور مستشاری ایران در سوریه آن را رقم زده بود؛ تحولاتی که انتقال فریاد، یا بهتر از آن انفجار نور انقلاب اسلامی در آن سوی مرزها بود.
سردار گفت: «دیگر، دشمنان نمی‌توانند در تغییر نظام جهانی به جای مسلمانان تصمیم بگیرند. امروز اقدامات فرهنگی و معنویت‌افزای ما به جایی رسیده که طلبه جوان ما در استان حلب به محور کارهای فرهنگی سوریه تبدیل شده است.»
و آخرین پیامش این بود: «مبنای انقلاب ما در مغز و دل جوانان مسلمان جهان، شوق مبارزه و رهایی از ظلم استکبار را شکوفا کرد. امیدوارم این شوق در جهان اسلام نهادینه شود.»
سردار شجاع جبهه اسلام از هراس داعش و جبهه النصره از تفکر بسیجی خبر داد و در پایان صحبت‌هایش اشاره کرد: «فرهنگ دفاع مقدس به خوبی در میان جوانان سوریه به‌عنوان یک الگو معرفی شده است. انتقال این فرهنگ باعث شده تا کارکنان ارتش سوریه که نماز و قرآن خواندن را ممنوع کرده بودند نیز به اقامه نماز و برپایی مراسم مذهبی روی بیاورند. البته، آمارها نشان می‌دهد، درصد بالایی از نیروهای مردمی یا بسیجی در سوریه به برادران اهل سنت اختصاص دارند.
حالا سردار همدانی، بالاترین درجه خدمتش را گرفت مزین؛ او به درجه والای شهادت شد...
راستش وقتی خبر شهادت این سردار بزرگوار و خوش‌اخلاق را شنیدیم، بسیار ناراحت شدم؛ چراکه بارها و بارها خود از نزدیک شاهد خدمات ایشان بودم و مصاحبه‌های زیادی با ایشان داشتم. اما به راستی چه توفیقی بالاتر از شهادت؟! سرّی که تا عاشق نشوی نیاموزندت...
سردار شهید حسین همدانی همچون؛ شهید ابراهیمی هادی و دیگر قهرمانان این مرز و بوم، پهلوانی را در کارنامه ورزشی خود ثبت کرده بود و من شنیده بودم در ورزش کشتی حضور موفقی دارند.
یک‌بار برای تهیه سوژه ورزشی از سردار شهید همدانی، موقعی که فرمانده سپاه محمد رسول‌الله(ص) بودند؛ پیش ایشان رفتم. در جریان مصاحبه با نهایت تواضع و فروتنی از تعلقات خود نسبت به غلامرضا تختی، پهلوان و قهرمان نامدار ایران گفت.
به دوران کودکی‌اش اشاره کرد که با توجه به شغل پدر مجبور بوده به‌طور دائم از دامنه‌های الوند بالا برود. برایم جالب بود فرماندهی همچون او با انگیزه توجه به محبوبیت تختی به باشگاه تاج همدان می‌رود و به شکل حرفه‌ای، کشتی را دنبال می‌کند.
سردار همدانی! تو واقعاً فرماندهی بودی که به قول سرلشکر ‌محسن رضایی مُزد جهاد و ولایت‌پذیری‌ات را گرفتی و به دوستان و همرزمانت پیوستی! واقعاً جام شیرین شهادت گوارایت باد.


سردار جبهه‌های غرب ایران تا شرق مدیترانه
فرهاد مهدوی
سردار همدانی پاداش خود را از خداوند متعال گرفت؛ او که از درس‌های شهید محراب آیت‌الله مدنی بهره‌ها گرفته بود، در دوره‌های متعدد به پاکسازی عناصر طاغوتی، ضدانقلاب، فتنه‌گر و داعشی در ایران و جهان اسلام پرداخت. سردار همدانی در ابتدا با تشکیل سپاه پاسداران همدان به کمک همرزمان و پاسداران آن خطه، به پاکسازی عناصر طاغوت و عوامل فساد و نفاق برآمد. شهید همدانی سپس همزمان با آغاز جنگ تحمیلی، لحظه‌‌ای درنگ نکرد و راه کردستان را در پیش گرفت و از آنجا که پیش از جنگ نیز به کمک مردم محروم کردستان شتافته و با دیگر دوستان و همرزمان در آنجا نیز گروهک‌های ضدانقلاب را می‌شناخت، به نبرد با آنها پرداخت. وی تا آخرین عملیات موفق سپاه اسلام با منافقین کوردل که با نام «مرصاد» به نتیجه رساند، لحظه‌ای آرام نگرفت. در دوره فرماندهی لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص) و جانشینی قرارگاه ثارالله، به دفاع از انقلاب و مقابله با عناصر ضدانقلابی و فتنه‌گر 88 پرداخت. مرحله نهایی جهاد سردار همدانی، مقابله با عناصر تکفیری و داعشی و دفاع از مرزهای مقاومت بود. همه این مراحل نشان می‌دهد، سردار همدانی در مقام یک فرمانده عالی‌رتبه در خط حمایت از حریم اسلام از جبهه‌های غرب ایران تا شرق مدیترانه به مقابله با طرح‌های استکبار آمریکا ایستاده است.
سردار همدانی اقداماتی را در سوریه و غرب آسیا به انجام رسانده است که در آینده‌ای نزدیک صهیونیست‌ها و جبهه‌های استکبار ضداسلام را با مشکل مواجه می‌کند. سردار گفته بود، بعد از حزب‌الله لبنان، حزب‌الله‌های دیگری در سوریه و عراق متولد می‌شوند که تومار آمریکا و رژیم صهیونیستی را درهم می‌پیچند. یکی از مهم‌ترین خصوصیات سردار همدانی، شناخت دشمن در عرصه داخلی و خارجی بود. او هیچ‌گاه از دست‌های پشت پرده آمریکا در فتنه‌های داخلی و خارجی غفلت نمی‌کرد و به همین دلیل همواره ناامنی‌های جهان اسلام را در یک نمودار بزرگ‌تر ترسیم می‌کرد که سرمنشأ آن غرب و آمریکا بود. طرح‌های راهبردی وی برای مقابله دائمی و نبرد سخت و نرم با استکبار بر مبناهای زیر استوار بود:
۱ـ زمین‌گیر کردن داعش در عراق و سوریه پیش از رسیدن به مرزهای ایران؛ او اشغال بغداد به دست داعش را سبب انقطاع بین جبهه مقاومت می‌دانست.
۲ـ مقابله سریع و بومی با عناصر تکفیری و داعشی؛ او در تشکیل نیروهای دفاع وطنی از نیروها و برادران اهل سنت استفاده کرد، به گونه‌ای که 95 درصد از نیروهای دفاع وطنی سوریه یا همان بسیج آنجا، اهل سنت هستند و به راحتی در کنار علویان با تروریست‌ها مبارزه می‌کنند.
۳ـ مرز درگیری جمهوری اسلامی با استکبار در داخل مرزهای کشورمان نیست، بلکه تا شاخ آفریقا رسیده است و باید نیروهای مقاومت در این مرزها مستقر شوند.
۴ـ مقابله با آفندهای عملیاتی دشمن به صورت دائمی و پیوسته؛ او معتقد بود ما باید به کمک نیروی انسانی با انگیزه و انقلابی، حلقه‌های مقاومت را در منطقه تشکیل دهیم تا به حفاظت از سرزمین، دین و کشورشان بپردازند.
۵ـ تذهیب جوانان سوری به قرآن و معارف اسلامی از دیگر اقدامات و راهبرد‌های این فرمانده دفاع مقدس بود. وی معتقد بود، جوانان مقاومت باید در مرحله اول، مقاومت روحی خود را افزایش دهند؛ اقدامات وی به گونه‌ای بود که اکنون در سوریه ارتشی که در آن نماز و قرآن خواندن ممنوع بود، دیگر در سوریه وجود ندارد.
۶ـ ایجاد شناخت و تبعیت از ولایت‌فقیه در سربازان، ارتشی‌ها و نیروهای دفاع وطنی؛ تلاش‌های وی برای ایجاد اعتقاد به ولایت به گونه‌ای اثرگذار و مبارک است که حتی سبب شده است مفتی اعظم سوریه نیز اعلام کند که من همیشه سخنرانی‌های ایشان را گوش می‌کنم و تدابیر ایشان را در مواضع سیاسی به کار می‌گیرم.

 

حبیب سپاه
رحیم محمدی
یک سال پس از فتنه 88 بود که برای انجام مصاحبه‌ای اختصاصی با سردار حاج‌حسین همدانی هماهنگی‌های لازم را انجام دادم و بعدازظهر یک روز گرم تابستان وارد دفتر کارش در ستاد فرماندهی سپاه تهران بزرگ واقع در بزرگراه نیایش شدم. سردار پشت میزش مشغول کاری بود.
وارد اتاق که شدم، به احترام ما برخاست و جلو آمد. پس از احوالپرسی، مصاحبه را شروع کردم و در اولین سؤال از او خواستم اشاره مختصری به سوابق فعالیت‌های پیش و پس از انقلاب خود داشته باشد.
سردار خندید و گفت: «حسین همدانی هستم، متأهل و دارای اولاد» و سکوت کرد؛ یعنی فقط همین! البته، در ادامه توضیح بیشتری داد و به سوابق فعالیتی پیش و پس از انقلابش اشاره کرد و اینکه چطور وارد سپاه شده و بعد از یک دوره حضور در لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص) مجدداً به منزل اول خود، یعنی سپاه محمد رسول‌الله(ص) تهران بزرگ بازگشته است.
پس از پایان گفت‌وگوی رسمی، با او درباره شبهات مربوط به عملیات آزادسازی خرمشهر گپ و گفتی داشتم. وقتی نام عملیاتی که به آزادسازی خرمشهر منجر شد، یعنی عملیات «بیت‌المقدس» را بر زبان آوردم، با حالتی تقریباً برافروخته گفت: نام عملیات «الی بیت‌المقدس» است و از من در خواست کرد در آینده حتماً کلمه «الی» را نیز به کار ببرم.
همین شد که از آن به بعد بنا به احترامی که برای ایشان قائل بودم، همواره سعی کردم نام عملیات آزادسازی خرمشهر را همان‌گونه که سردار خواسته بود، به کار ببرم.
حالا که این خاطرات را مرور می‌کنم، به یاد حبیب‌بن‌مظاهر امام حسین(ع) در روز عاشورا می‌افتم. چون حبیب‌بن‌مظاهر با سن بالا و محاسن سفیدش، از جانبازی در رکاب اباعبدالله‌الحسین(ع) کوتاهی نکرد. حاج‌حسین همدانی هم همانند حبیب‌بن‌مظاهر از جانبازی در رکاب ولی خود کوتاهی نکرد و همچون او خود را فدای پاسداری از حریم اهل‌بیت(علیهم‌السلام) کرد. پس به راستی عنوان «حبیب سپاه» زیبنده اوست.

 

منش بسیجی خصوصیت بارز او بود
علیرضا جلالیان
حاج‌حسین همدانی از دوران دبیرستان برایم نامی آشنا بود. آن زمان حاج حسین، فرمانده لشکر 27 بود و من چند مورد در پادگان این لشکر برای آموزش‌های نظامی حضور داشتم. همان جا حاج‌حسین را از نزدیک دیدم. عادت داشت بیاید و به بسیجیان سر بزند. این اولین حلقه وصل ما از سر ارادت به او بود.
در دوران خبرنگاری با توجه به آشنایی که از پیش با او داشتم از سر ارادت به اخلاق و منش والایش در دورانی که جانشین نیروی مقاومت بسیج بود، در تشییع جنازه یکی از فرماندهان شهید به سراغش رفتم و درخواست مصاحبه برای صبح‌صادق را مطرح کردم. همان جا در حضور من با مسئول دفتر مطرح کرد و قرار شد زمان را هماهنگ کنند. آن مصاحبه اولین مصاحبه‌ای بود که به درخواست خودم با یک فرمانده اجرا می‌شد و او خود و دفترش این را پیگیری کردند.
آخرین بار هم حاج‌حسین را در مراسمی در سپاه دیدم که سخنران بود. با چه صلابت و چه اعتقادی از صدور انقلاب سخن می‌گفت. ماجراهای سوریه را طوری تعریف می‌کرد که اگر کسی پیش‌زمینه نداشت که این فرد در آن جا فرمانده بوده، تصور می‌کرد حسین همدانی یک فعال و انسان مطلع از ماجراهای میدانی سوریه و تشکیل بسیج مردمی است. مسیر سخت او برای حضور در سوریه و مجاب کردن سیاسیون و نظامی‌های سوریه و سپس ایجاد بسیج عمومی علیه تروریست‌ها چیزی شبیه به یک اصلاحات انقلابی بود که او با مجاهدت‌هایش آن را رقم زد.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

 اشك و خون ـ۱
شرايط عزاداري واقعي
به مناسبت فرارسیدن ایام عزاداری امام حسین(ع) سلسله مطالب حضرت استاد جاودان که در سال 1389 ایراد شده است، از نظر خوانندگان خواهد گذشت. (سرویس معارف)
اول خدای تبارک و تعالی را شکر می‌کنیم که باز هم فرصت و مهلت داد که ان‌شاء‌الله دست‌مان به دامان حضرت حسین(ع) برسد و به محرم این حضرت وارد شویم.
قدر این نعمت را آن کسی می‌داند که از این دنیا رفته است. او می‌فهمد که با یک محرم یا یک دهه از محرم انسان می‌تواند به همه چیز برسد. درجه پایین آن، این است که انسان آمرزیده می‌شود که این درجه پایین از آسمان و زمین بیشتر و مهم‌تر است.

دهه خاص عزاداری
دقت کنید؛ این دهه خاص عزاداری است. ائمه ما این موضوع را مشخص کرده‌اند. قاعده این است که شما بعد از اینکه مصیبت واقع شد عزاداری کنید. اما امام صادق(ع) و حضرت موسی‌بن‌جعفر(ع) و حضرت رضا(ع) فرموده‌اند در این ده روز عزاداری کنید. عزاداری در این ده روز دستور ائمه ما است. برای حضرت صدیقه طاهره(س) که اولین مصیبت است دستور عزاداری نداریم. برای حضرت امیرالمؤمنین(ع) و سایر ائمه دستور عزاداری نداریم. اگر ما عزاداری می‌کنیم طبق دستورهای کلی، عزاداری می‌کنیم. دقت کنید؛ مطابق دستورهای کلی که فرمودند شیعیان ما در حزن ما محزونند. این ده روز دستور خاص است. روی این ده روز دست گذاشته‌اند؛ لذا اهمیتش بیشتر است.
حضرت رضا(ع) در احوالات حضرت موسی‌بن‌جعفر(ع) می‌فرمایند: پدرم هر روزی که می‌گذشت و به عاشورا نزدیک می‌شدیم عزایش بیشتر می‌شد تا روز عاشورا که دیگر روز بیقراری بود. متأسفانه ما آن‌قدر قوت ایمانی نداریم که آن‌طور بشویم، اما با همین ظواهری که حفظ می‌کنیم، مثل اینکه لباس سیاه می‌پوشیم و صبح، ظهر، عصر و شب در مجلس عزا شرکت می‌کنیم، یک مقداری خودمان را شبیه امام‌مان می‌کنیم و از آنها تقلید می‌کنیم. اما خوب است که عزادار واقعی باشیم، مثل اینکه یک کسی از ما از دست رفته است.
این ده روز انسان باید غصه‌دار باشد. اگر ما حالا این‌طور نیستیم سعی کنیم که خودمان را شبیه کنیم. هرچه بیشتر خودمان را شبیه کنیم، بهتر است. اگر بخواهیم بیشتر شبیه باشیم، احتیاج دارد که زحمت بکشیم. انسان باید زحمت بکشد تا شبیه امامش بشود. اگر شما صددرصد شبیه امامت بشوی آن‌گاه می‌شوی شیعه. خب شیعه بسیار گران‌قیمت است. فرمودند در حزن ما محزون است، نه اینکه برایش روضه می‌خوانند تا محزون شود و در شادی ما شاد است. داستان حزن و شادی بسیار است. مثلاً من یک گناه می‌بینم، اگر امامم بود و این گناه را دیده بود چقدر اوقاتش تلخ می‌شد؟ آیا اوقات من هم تلخ می‌شود؟ می‌گویند این حداقل است. اگر کسی این را هم ندارد ایمانش مشکل دارد. بنابراین دامنه این حزن بیشتر از آن چیزی است که ما فکر می‌کنیم. امام زمان(ع) همه چیز را می‌بینند و همه چیز در منظر ایشان آشکار است و اگر کسی گناه کند به خصوص اگر از دوستان‌شان باشد، مثلاً اگر آن کسی که در عزای امام حسین(ع) سیاه می‌پوشد گناه کند، ایشان واقعاً محزون می‌شوند.
عزاداری نشانه هم‌شکلی ما با امامان‌مان است. ما با امام‌مان هم‌شکلیم و کاملاً همراه هستیم. حالا هر که بتواند این همراهی را بیشتر کند بهتر است.

قصد درست عزاداری
اگر شما به قصد درستی نیامده باشی و فقط یک لباس سیاه پوشیده باشی و به مجلس امام حسین(ع) آمده باشی فقط یک سیاهی‌لشکری. اما اگر می‌خواهی همه چیز حساب شود، قصد درست می‌خواهد. اگر قصدت درست باشد آن وقت عزاداریِ مقبول، اثر دارد. اگر کسی درست عزاداری کند، ولو دو قطره اشک بریزد، ولو یک قطره، در روایت آمده حتی به اندازه بال مگس، به قدری که تنها پلک‌تان تر شود و حتی جاری نشود، آن اثرات بزرگی که برای عزاداری می‌گویند اینجا است. عزاداری زمانی درست است که فقط برای امام حسین(ع) باشد، هیچ چیز دیگر در آن نباشد. خالصِ خالص یک کمی از پلک من تر شده. اگر گفتند یک چیزی به‌دنبال این هست، مربوط به آن زمانی است که این با قصد خالصِ خاص است. هیچ‌چیز جز امام حسین(ع) در آن نیست. هیچ چیز جز خدا در آن نیست.
گریه و عزاداری برای امام حسین(ع) یک مقتضی است، اما نباید مانعی هم وجود داشته باشد؛ یعنی این تر شدن پلک توانایی دارد که تمام گناهان شما را پاک کند. در این مورد روایات بسیار زیادی وجود دارد. زیارت امام حسین(ع) سبب می‌شود که گناهان گذشته و آینده انسان آمرزیده شود. مثلاً زیارت شب جمعه امام حسین(ع) این‌طور است. شب جمعه خیلی مهم است. اربعین که عالم این‌طور برایش اهمیت قائل است سه روایت برایش وجود دارد. اما در مورد شب جمعه صد روایت وجود دارد. اما باز تمام اینها مقتضی است. ببینید برای اینکه صدای من به شما برسد باید بلندگو باشد. خب بلندگو باید روشن هم باشد. این مطالبی که در روایات گفته شده یک یا دو مورد نیست که انسان در آنها شک کند. پس مسلماً این موارد هست، اما آقا من صدهزار هزار گناه بر دوشم هست. وقتی بخشیده شوم نمی‌فهمم؟ نمی‌شود انسان یک تغییر به این مهمی را متوجه نشود. حالا که معلوم نیست چقدر بار روی دوش ماست، اما باور کنید که کم نیست. اگر این همه باری که روی دوش من است برداشته شود، نمی‌شود که من نفهمم. اگر شما به مجلس امام حسین(ع) آمدی و تغییری را فهمیدی معلوم می‌شود که اثر کرده است. پس موانع هم مسئله است. بنا بر این روایت فرموده تمام گناهان آمرزیده می‌شود، حتماً هم هست و درست هم هست.

مراقبه برای عاشورا
قدیمی‌ها نقل کرده‌اند که مرحوم آقا شیخ‌جعفر شوشتری روز دوم محرم دو کلمه گفت. گفت مردم امروز کربلا، کربلا شد. امروز حسین(ع) وارد کربلا شد. مجلس از دست رفت. چرا ما این‌طور نیستیم. خب من در طول سال صدجور غذا خورده‌ام. این اثر می‌کند. هزار جور حرف زده‌ام که از هر غذایی بدتر است. شُستم و رُفتم. در زمان ما مسائل سیاسی مطرح است و انسان هم باید دخالت کند، اما درست نیست که هر کاری بکند. نمی‌شود گناه مردم را بشويَد. آقا یک کلمه حرف ناحق و حساب‌نشده انسان را بر باد می‌دهد. دل می‌میرد. ببینید گفتند اگر زمانی که نام حضرت امام حسین(ع) را می‌برند اشک در چشم جمع شود، این نشانه ایمان است. دل باید با شنیدن نام امام حسین(ع) بشکند. فقط نام را ببرند، نه اینکه روضه بخوانند.
من برای اینکه روز عاشورا بتوانم درست عمل کنم باید یک سال مراقب باشم. برای اینکه بتوانیم از شب قدر بهره‌مند شویم، باید یک سال مراقب اعمال‌مان باشیم. مکرر در زمان جوانی بنده اتفاق افتاده بود که بعد از شب نوزدهم احساس بهشتی بودن می‌کردم. باور کنید. مثل اینکه الآن بگویید اینجا هوا گرم یا سرد است، حس می‌کردم، اما حالا دیگر نه.


آیینه خواص

يهوديان عصر نبوي ـ 2
اسدبن‌كعب

وى از یهودیان بنى‌قریظه بود و همراه برادرش اُسَید اسلام را پذیرفت. از زندگانى او اطلاع بیشترى در دست نیست جز اینكه مفسران در ذیل چهار آیه و بیان شأن نزول آن، از این دو یاد ‌كرده‌اند:
يك ـ بنابر روایتى از عكرمه، اسد همراه برادرش اُسید و جمعى از یهودیان پس از مسلمان شدن از پیامبر(ص) خواستند همچنان بر اساس تورات عمل ‌كنند و روزهاى شنبه را نیز گرامى بدارند. آیه ‌208 سوره بقره در پاسخ آنان نازل شد. در اين آيه آمده است: «يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ ادْخُلُواْ فِي السِّلْمِ كَآفَّةً وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، همه با هم وارد سلم بشوید و پیروی از خط و رسم شیطان نکنید که شیطان برای شما دشمن آشکار است. بر مبناي اين آيه خداوند، آنان را به تسلیم محض فراخواند و از وساوس شیطان برحذر داشت و به عقايد راستين دعوت کرد.
دوـ بر اساس روایتى از ابن ‌عباس، اسد و برادرش و جمعى دیگر از یهودیان مسلمان شده، به پیامبر(ص) گفتند: ما به تو، موسى و عُزیر و نیز قرآن و تورات ایمان داریم؛ اما به پیامبران دیگر و كتاب‌های‌شان ایمان نداریم. پیامبر(ص) آنان را از این نظر منحرف بازداشت، ولى آنان نپذیرفتند، آن‌گاه آیه 136 سوره نساء نازل شد و خداوند از آنان خواست تا به آنچه بر پیامبر(ص) وحى شده، ایمان بیاورند.
در این آیه كسانى كه به خدا، فرشتگان، پیامبران، كتاب‌هاى آسمانى و روز قیامت كفر ورزیده‌اند، گمراه شمرده شده‌اند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَى رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِيَ أَنزَلَ مِن قَبْلُ وَمَن يَكْفُرْ بِاللّهِ وَ مَلاَئِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيدًا»؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید، به خدا و فرستاده او و کتابی که بر رسولش فرو فرستاده و کتابی که پیش از این نازل کرده به همه اینها ایمان بیاورید و هر که به خدا و فرشتگان و کتاب‌ها(ی آسمانی) و فرستادگان او و روز واپسین کفر ورزد حقا که به گمراهی دور و درازی افتاده است.
سه ـ بنا به روایتى، چون این عده اسلام را پذیرفتند دیگر یهودیان گفتند: اینان از فرومایگان ما بودند وگرنه آیین خود را رها نمى‌كردند. آیه 113 سوره آل ‌عمران در تأیید این دسته از مسلمانان نازل شد و آنان را با دیگر یهودیان غیرقابل مقایسه دانست: «لَيْسُواْ سَوَاء مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ أُمَّةٌ قَآئِمَةٌ يَتْلُونَ آيَاتِ اللّهِ آنَاء اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ»؛ همه اهل كتاب یكسان نیستند؛ طایفه‌اى ‌از آنها در دل شب به تلاوت آیات خدا و نماز و اطاعت حق مشغولند. به اين ترتيب بر ارزش ايمان در برابر ثروت تأكيد شد.
چهار ـ «الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ أُوْلَـئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ من يَكْفُرْ بِهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ» (بقره/‌ 121) بر اساس این آیه فقط یهودیانى كه به درستى بر اساس تورات عمل مى‌كنند، به آن ایمان دارند؛ ولى دیگر یهودیان زیان خواهند كرد. بنا به روایتى از ضحاك، آیه درباره یهودیان مسلمان شده چون اسد‌بن‌‌كعب، برادرش و جمعى دیگر نازل شده است.


نقطه نظر
علیرضا منصوری

عزاداری عامل نفوذناپذیری فرهنگی
«شما گمان نکنید که اگر این مجالس عزا نبود و اگر این دستجات سینه‌زنی و نوحه‌سرایی نبود، 15 خرداد پیش می‌آمد! هیچ قدرتی نمی‌توانست 15 خرداد را آن‌طور کند، مگر قدرت خون سیدالشهداء...» امام خمینی(ره)
قرآن كریم دوستی خاندان پیامبر(ص) را بر امت اسلامی واجب دانسته و محبت آنان را پاداش زحمات طاقت‌فرسای پیامبر در راه تبلیغ رسالت قرار داده است و این خود حكایت از عظمت رسالت آن حضرت و بزرگی پاداش مقرر بر آن دارد.
امام رضا(ع) به پسر شعیب فرمود: «اگر دوست می‌داری كه همنشین ما در بهشت برین باشی در غم و اندوه ما اندوهناك و در شادی ما شادمان باش و ولایت ما را بپذیر، چه آنكه اگر كسی سنگی را دوست بدارد در روز قیامت با آن محشور می‌شود.» از این‌رو، مودت اهل‌بیت(علیهم‌السلام) كه همانا پاداش ابلاغ رسالت خاتم پیامبران است طلب می‌کند تا با زبان گفتار و كردار، اشك و اندوه، مرثیه‌سرایی و لعن و نفرین، بر قاتلان آنان، در سوگ آنان اندوهناك بود.
طبق آیه شریفه «و من یعظّم شعائر الله فانّها من تقوی القلوب؛ هركس شعائر خدا را بزرگ دارد، در حقیقت حاكی از پاكی دل اوست» (حج/ 32)، عزاداری نیز از بارزترین نشانه‌های شعائر اسلام است؛ چراكه در این مراسم جز فراگیری مسائل دین و یادآوری شهامت‌ها و ایثارگری‌های شهیدان بزرگ اسلام، سخن دیگری طرح نشده و سخن از دشمنی با دشمنان خدا و دوستی با دوستان خدا گفته می‌شود. از این‌رو، عزاداری تا آن حدی كه با اصول كلی اسلام و دستورهای صریح آن مخالف نباشد، از مصادیق روشن تعظیم شعائر به شمار می‌آید.
عزاداری در سیره مسلمانان از گذشته تا حال، بسیار به چشم می‌خورد که از جمله می‌توان به موارد زیر در تاریخ اشاره کرد:
عزاداری پیامبر(ص) و اصحاب ایشان برای امام حسین(ع)، گریه امام علی(ع) و ابن‌عباس در عبور از كربلا، گریه و عزاداری زنان بنی‌هاشم، ام‌المؤمنین ام‌سلمه، جابربن‌عبدالله انصاری در شهادت امام حسن و امام حسین (علیهماالسلام).
طبق نظر علمای بزرگوار مکتب تشیع، شكی نیست كه گریه بر میت به دلیل روایات متعددی كه به حدّ تواتر معنوی رسیده و فتاوای فقها، جایز است و آن روایات عبارتند از: گریه پیامبر بر حمزه سیدالشهداء و فرزندش ابراهیم و...، همچنین حضرت فاطمه(س) بر پدر و خواهرش گریه كرد، امام سجاد(ع) بر پدر بزرگوارش گریست، به گونه‌ای كه حضرت فاطمه و امام سجاد(علیهماالسلام) از چهار گریه‌كننده معروف شدند.
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) می‌فرمایند: «عزاداری بر ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و بزرگداشت شهادت اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، موجب احیای یاد و نام و فرهنگ و هدف آنان است. در اثر عزاداری، چنان پیوندی میان امام و امت شكل می‌گیرد كه دیگر گذشت قرون و اعصار نمی‌تواند بین آنان جدایی افكند. این مسئله، سبب نفوذناپذیری امت از انحرافات دشمنان می‌شود و مكتب را همچنان سالم نگه می‌دارد و تحریفات را به حداقل می‌رساند. از این‌روست كه استعمارگران برای نابودی ملل اسلام، می‌كوشند رابطه آنان را با تاریخ پرافتخار صدر اسلام قطع کنند، تا با این خلأ زمینه القای فرهنگ خود را فراهم آورند.»
 


گزارش خبری ششمین همایش فرهنگ‌یاران مداح و مدیحه‌سرای پاسدار
راهبرد دشمن براندازی نظام جمهوری اسلامی از راه نفوذ است
حسن ابراهیمی


هرساله در آستانه ماه محرم به همت معاونت فرهنگی و تبلیغات سپاه همایشی با حضور مداحان پاسدار برگزار می‌شود که در آن به ابعاد مختلف مدیحه‌سرایی و ابعاد بصیرتی و مهارتی این موضوع با حضور کارشناسان پرداخته می‌شود. امسال این همایش در مجتمع آموزش عالی شهید محلاتی قم طی دو روز برگزار شد، در ادامه گزارشی از این برنامه را می‌خوانید.

* ضرورت شناخت زمان
آیت‌الله نوری همدانی در دیدار شرکت‌کنندگان این همایش اظهار داشت: شناخت زمان یکی از موضوعات مهمی است که آیات و روایات زیادی در این زمینه آمده است و بر ‌شخص عاقل واجب است که زمان خود را بشناسد.
این مرجع تقلید با بیان اینکه اوضاع کنونی بسیار پیچیده است و جبهه نفاق همه تلاش خود را برای از بین بردن جبهه حق به‌کار می‌برد، افزود: شناخت زمان یعنی شناخت حوادث و رخدادهایی که در آن زمان اتفاق افتاده و باید عاقل باشیم و حوادث زمان خود را ریشه‌یابی کنیم.
آیت‌الله نوری همدانی با اشاره به اقدامات استکبار در راستای تخریب وجهه اسلام گفت: در زمان حاضر کفر و ایمان در برابر هم صف‌آرایی کرده‌اند، دنیای کفر و استکبار هرچه در توان دارند، برای از بین‌بردن جبهه حق به‌کار برده‌اند و ما وظیفه داریم ‌در برابر جریان کفر ایستادگی کنیم.

* ضرورت مقابله با نفوذ آمریکا در کشور
سردار محمدحسین سپهر، معاون هماهنگ‌کننده نماینده ولی‌فقیه در سپاه یکی از سخنرانان این همایش بود، وی با تأکید بر مقابله با خطر نفوذ آمریکا در منطقه اظهار داشت: ما باید به آیات الهی توجه کنیم که به خطر نفوذ دشمن میان مسلمانان اشاره کرده و خواستار مقابله با آن شده است.
وی با اشاره به اقدامات دولت آمریکا برای مقابله با انقلاب اسلامی، افزود: راهبرد اصلی آمریکا سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران است که از طریق تشدید تحریم‌ها و گزینه نظامی و نفوذ در کشورمان به‌دنبال رسیدن به این هدف هستند.
سردار سپهر با تأکید بر لزوم توجه به هشدارهای رهبر معظم انقلاب مبنی بر نفوذ آمریکا در منطقه و کشورمان خاطرنشان کرد: پس از اینکه دولت آمریکا در حمله به کشورمان ناکام ماند و تحریم‌های ظالمانه آنها با ایستادگی ملت‌مان خنثی شد، سومین راه که نفوذ در منطقه و کشورمان است را در دستور کار قرار دادند و در این راستا بود که مذاکرات در دستور کارشان قرارگرفت.

* نقش مهم مداحان در مقابله با جنگ نرم
سردار حسین محبی، معاون فرهنگی و تبلیغات نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه نیز در این مراسم اظهار داشت: دشمن برای مقابله با انقلاب اسلامی از جنگ نرم استفاده می‌کند. جنگ نرم شیوه‌ای خشن و سخت نیست و دشمن در این شیوه تلاش می‌کند از طریق تسخیر اذهان و به‌نرمی اعمال قدرت کند.
وی با ابراز اینکه نقش مداحان در مقابله با تسخیر قلوب مردم در جنگ نرم بسیار مهم است، گفت: در این میان مداحان وظیفه مهمی برای مقابله با هجمه‌های نرم دشمن دارند که در این میان نقش پاسداران مداح اهمیت دارد.
* تبیین فرهنگ عاشورا و دشمن‌شناسی
حجت‌الاسلام مهدی طائب، فرمانده قرارگاه عمار نیز در این مراسم گفت: باید تلاش شود تا به وسیله مدیحه‌سرایی که فرصت مناسبی است جوانان را به سوی امام حسین(ع) جذب کنیم، مداحان سعی کنند اشعار آنها تبیین‌کننده فرهنگ عاشورا باشد و یزید زمان را به مردم بشناساند.
وی با بیان اینکه حضرت اباعبدالله(ع) سبب نجات جامعه از گمراهی می‌شود، اظهار داشت: فرهنگ عاشورا سبب شده تا افراد زیادی که دین نداشتند به سوی امام حسین(ع) جذب شده و مسلمان و شیعه شوند.
وی با اشاره به اینکه استکبار از همه توان خویش برای اختلاف میان مسلمانان استفاده می‌کند، تصریح کرد: آمریکا تلاش می‌کند با ابزارهای مختلف بین شیعیان و اهل سنت اختلاف‌افکنی کند که در جنگ سوریه و عراق این موضوع به خوبی قابل مشاهده است.
حجت‌الاسلام طائب با بیان اینکه مداحان وظیفه دارند امام زمان(عج) را به نسل جوان معرفی کنند، گفت برخی از افراد جاهل و نادان امام زمان(عج) را به خوبی معرفی نکرده‌اند و با نگارش کتاب حضرت مهدی‌(عج) را برخلاف واقعیت معرفی کردند، در صورتی که دعای عهد تبیین‌کننده امام زمان(عج) است نه برخی از کتب منحرفی که افراد بی‌سواد به نگارش درآورده‌اند.


یادداشت
علیرضا جلالیان

دو نیروی دریایی در کنار هم
«توصیه‌ سوّم، همکاری است. امروز بحمدالله نیروی دریایی ارتش، با نیروی دریایی ارتش در سال‌های اوّل انقلاب از زمین تا آسمان تفاوت کرده است، فرق کرده است. بنده، هم آن نیروی دریایی را با جزئیّات می‌شناختم، هم این نیروی دریایی را می‌شناسم؛ بچّه‌های مؤمن، آماده به کار. همکاری داشته باشید، همدلی داشته باشید، به یکدیگر کمک کنید، از تجربیّات یکدیگر استفاده کنید؛ این هم‌افزایی، کمک خواهد کرد، این ثروت ملّی را افزایش خواهد داد.» این جملات فرازی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار فرماندهان، کارکنان و خانواده آنها است. ایشان در این فراز به همکاری و هم‌افزایی دو نیروی دریایی ارتش و سپاه کشور تأکید دارند. دو نیرویی که بر اساس دکترین‌های دفاعی کشور دو مأموریت متفاوت دارند، اما به لحاظ جغرافیای استقرار می‌توانند با هم‌افزایی مأموریت‌های همدیگر را تکمیل کنند.
نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی موظف به گسترش نفوذ در آب‌های آزاد و تأمین منافع ایران در این آب‌ها است که در این راستا به جای خرید تجهیزات لازم از قدرت‌های تولیدکننده تجهیزات دریایی خود اقدام به تولید بومی این تجهیزات کرده و همزمان با به روزرسانی تجهیزات گذشته، تجهیزات جدید در حوزه حضور و نفوذ در آب‌های آزاد را در حال تولید دارد و به مرور وارد مرحله عملیاتی می‌کند. این نوع عملکرد، یعنی تهیه تجهیزات بومی تنها از سوی ابرقدرت‌های نظامی دنیا صورت می‌گیرد که این گام بزرگ نیروی دریایی ارتش در این راستا را نشان می‌دهد.
نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز با توجه به راهبرد نبرد ناهمتراز در رویارویی با دشمن، به‌ویژه پس از واقعه نبرد دریایی با ناوهای آمریکایی در دوران دفاع مقدس به سرعت خود را به بزرگ‌ترین نیروی دریایی چریکی دنیا تبدیل کرده که در ترازی بالاتر از یگان‌های مشابه در ارتش سلطنتی انگلستان، یا نیروی دریایی ایالات متحده قرار گرفته‌اند و به بزرگ‌ترین معضل نیروهای فرامنطقه‌ای در آبهای جنوبی کشور تبدیل شده‌اند؛ به صورتی که هرگونه تحرکی از سوی آنها رصد شده و مجبور به ارائه گزارش و معرفی خود به یگان‌های این نیرو در تنگه هرمز هستند. از طرفی امروز هزینه‌برترین تجهیزات نظامی دشمن اصلی ما، یعنی ناوهای هواپیمابر آمریکا به دلیل حضور در منطقه به راحتی در تیررس بوده و هزینه زیادی برای انهدام آنها نیاز نیست.
با این اوصاف هرچند مأموریت‌های متفاوتی برای این دو نیرو تعریف شده است، اما با توجه به اینکه هر دو نیرو در برخی موارد در مجاور هم پایگاه دارند و نیز بعضاً از تجهیزات مشابه بهره می‌برند می‌توانند در یک هم‌افزایی مأموریت‌های همدیگر را هم پوشش دهند و در مواردی مانند جنگ و دفاع که مأموریت مشابه پیدا می‌کنند، می‌توانند همکاری مطلوب‌تری داشته باشند. در این راستا اجرای رزمایش‌های مشترک بین این دو نیروی مقتدر در دستور کار فرماندهان ارشد در ستاد کل نیروهای مسلح است که گام مؤثری در این مسیر به شمار می‌آید.


گلی از باغ

 زندگی به سبک اطلسی‌ها
کتاب «زندگی به سبک اطلسی‌ها» مجموعه‌ای از خاطرات داستان‌گونه از 52 بانوی شهید دفاع مقدس است. این کتاب با مقدمه‌ای درباره سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی زنان شهید، به نقل بیوگرافی کوتاه و بیان خاطراتی داستان‌گونه از زندگی این شهدا که هر یک درسی ویژه از توکل، اخلاق، سخاوت، انصاف، مطالعه و کتابخوانی، امانت‌داری و مکارم انسانی می‌دهند، می‌پردازد. یکی از ویژگی‌های این کتاب، آغاز خاطره هر شهید با حدیثی مرتبط از یکی از ائمه معصوم(ع) است؛ ضمن اینکه در خلق این اثر تلفیقی از هنر داستانی با سبک زندگی شهدا صورت گرفته و در بخش ارمغان خون که در پایان خاطره هر شهید آورده شده، شخصیت شهید مورد نظر را تحلیل کرده است.
شهیدان «الهه زینال‌پور تبریزی»، «سیده‌زهرا زکی‌پور»، «سونا دشتی»، «دیانا کاکاوندی»، «فرشته آل‌کثیر»، «باختر بیگلری»، «سیده‌طاهره هاشمی»، «فاطمه گنجی»، «مهناز کلانترنیا»، «گل‌گل بیراوند» و «طوبی یزدان‌خواه» از جمله ۵۲ شهیدی هستند که خاطراتی از شیوه زندگی آنها در کتاب «زندگی به سبک اطلسی‌ها» آمده است.
در بخشی از کتاب زندگی به سبک اطلسی‌ها می‌خوانید: «هفته گذشته رستوان خود را افتتاح کرده بود. برایش خیلی مهم بود که مشتریان شیک‌پوش و متجدد، به رستورانش بیایند. آن روز برای سرکشی به اوضاع رستوران آمده بود. کارگرها مشغول کار بودند. گارسون‌ها با نظمی هماهنگ به مشتریان رسیدگی می‌کردند. در همین موقع زنی چادری با وضعیت ساده به همراه کودکش به رستوران آمد. تنها سفارش غذای او سوپ بود. آن هم برای بچه‌اش! گارسون آرام خود را به او رساند و آهسته گفت: جناب رئیس! او فقط یک کاسه سوپ سفارش داد. سر و وضعش بیشتر به گداها می‌خورد. این برای رستوران شما کسر شأن است. تبلیغ منفی در نظر مشتریان ثروتمند! اجازه می‌دهید او را بیرون کنیم؟ حق با گارسون بود. مشتریان داشتند با نگاهی سنگین به زن نگاه می‌کردند. گویا از حضور او در کنار خود ناراحت بودند...» دفتر اول کتاب «زندگی به سبک اطلسی‌ها» به نویسندگی محبوبه زارع و با همکاری سازمان نشر آثار و ارزش‌های مشارکت زنان در دفاع مقدس، نیروی دریایی سپاه پاسداران و انتشارات امینان با شمارگان هزار و صد نسخه، ۲۶۴ صفحه و در قطع رقعی منتشر شده است.
 


قبیله آفتاب

هدف ما هدف مولای‌مان حسین(ع) است
قرار بود رزمندگان برای عملیات خیبر به جزیره مجنون بروند. شب که به طرف منطقه حرکت می‌کردند، باران می‌بارید و تا صبح که در راه بودند، همگی خیس شده بودند. صبح روز بعد محمد به افراد همراه خود گفت که امروز ظهر اینجا نماز جماعت برگزار می‌کنیم. بعضی از رزمندگان گفتند: آقا شیخ اینجا که نمی‌شود نماز جماعت بخوانیم. او گفت: چرا نمی‌شود؟ باید اینجا به دشمن بفهمانیم که ما به همین دلیل مسئله نماز که ستون دین ماست، آمده‌ایم که بجنگیم. هدف اصلی ما همان هدف اصلی مولای‌مان امام حسین(ع) است. پس باید همین جا نماز جماعت بخوانیم... همین شد که جایگاهی را آماده کردند و نماز را به جماعت خواندند.
به نقل از برادر شهید محمدشیخ شعاعی
محمد هشتم آبان ماه سال ۱۳۳۴، در روستای اختیارآباد در ۱۳ کیلومتری شهر کرمان در خانواده‌ای مذهبی، پا به عرصه حیات نهاد. هرچند امکانات تحصیلی در این روستا بسیار کم بود، اما در مدرسه نام‌نویسی کرد. افزون بر آن به پدر خود در کار کشاورزی و به مادر در قالیبافی یاری می‌رساند. باید برای ادامه تحصیل به کرمان می‌آمد، از این‌رو وضعیت بد اقتصادی دست به دست هم دادند تا محمد از تحصیل در کلاس‌های بالاتر محروم ماند و مدتی ترک تحصیل کرد، اما او در همین مدت نیز از آموختن غافل نبود و در کلاس‌های قرآن و احکامی که روحانی آن روستا به نام حاج آقا طباطبایی هر شب تشکیل می‌‌داد، شرکت می‌کرد. تا اینکه در سال ۱۳۵۳ برای تحصیل علوم دینی وارد حوزه علمیه قم شد. در سال‌های پیش از پیروزی انقلاب اسلامی با حضور در جلسات مختلف و تجمع‌های مردمی در متن حرکت انقلابیون حضور داشت و مورد تعقیب ساواک قرار گرفت و دستگیر و شکنجه شد. پس از آزادی مبارزات را به اختیارآباد و روستاهای مجاور کشاند. با شروع جنگ تحمیلی، راهی جبهه شد. شهید در عملیات‌های مختلف، از جمله والفجر مقدماتی، والفجر۱، شکست حصر آبادان، عملیات خیبر، آزادی مهران، کربلای ۱ و کربلای ۴ شرکت کرد و سرانجام در عملیات کربلای ۴ و در پنجم آذرماه ۱۳۶۵ بدن مبارکش آماج گلوله‌های دشمن قرار گرفت و پیکر پاکش در جزیره ام‌الرصاص جا ماند.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به نمایش «تکه‌های سنگین سرب»
تکه‌تکه شدن «چمران» روی صحنه تئاتر
مهدی امیدی


 این روزها نمایشی روی صحنه است که ادعای پاسداشت شهید چمران را دارد، اما همچون نام آن، تصویری تکه‌تکه شده و نه چندان مطابق با واقع را ارائه می‌دهد.
پرداختن به بزرگان و قهرمانان دفاع مقدس در عرصه هنر، یکی از الزامات فرهنگی امروز کشور ماست. بخشی از هویت یک جامعه، اسوه‌ها و اسطوره‌ها هستند. ابزار هنر، بهترین و تأثیرگذارترین روش برای معرفی این‌گونه شخصیت‌ها به مردم یک کشور محسوب می‌شود. بدون تردید، آشنایی هر چه بیشتر با قهرمانان ملی، به فرایند هویت‌یابی و تکامل شخصیتی مردم و به‌ویژه نسل جوان کمک می‌کند. تجربه نشان داده است که جوانان در صورت هویتمندی و برخورداری از روحیه افتخار ملی، کمتر دچار آسیب‌های فرهنگی، اجتماعی و اخلاقی می‌شوند. بنابراین، تلاش گروهی از هنرمندان عرصه تئاتر برای معرفی یکی از بزرگ‌ترین قهرمانان ملی سرزمین ما با نام شهید مصطفی چمران، در اصل اقدامی درخور تحسین است.
نمایش «تکه‌های سنگین سرب» به کارگردانی ایوب آقاخانی از اواسط شهریور امسال و به مناسبت هفته دفاع مقدس روی صحنه یکی از تالارهای مجموعه تئاتر شهر رفت. این نمایش مدعی ترسیم بخشی از زندگی و شخصیت شهید مصطفی چمران است. مضمون محوری نمایش نیز قرار گرفتن این شخصیت بر سر دوراهی عشق و وظیفه است. شخصیت چمران با بازی پیام دهکردی در این نمایش دچار یک چالش ذهنی و روانی بر سر دو راهی مبارزه و خانواده می‌شود! نتیجه اینکه نمایش «تکه‌های سنگین سرب» چهره‌ای مذبذب، شکاک و منفعل از شهید چمران نمایش می‌دهد. این درحالی است که مشخص نیست این نوع شخصیت‌پردازی از چمران براساس کدام مابه‌ازای واقعی شکل گرفته است؟ آن هم چمرانی که برای دفاع از حق و مبارزه با باطل از بهترین امکانات و زندگی مرفه در آمریکا گذشت. چطور باید باور کرد که چنین چمران بزرگی، این چنین در آرمان مقدس خود مردد بوده است؟
نکته دیگری که در این نمایش وجود دارد، ارائه تفسیری منحرف از دفاع مقدس است. نمایش «تکه‌های سنگین سرب» نیز همچون بسیاری از آثار شبه‌روشنفکرانه درباره جنگ تحمیلی، سعی در تقدس‌زدایی از دفاع مقدس دارد، در حالی که برای همه، حتی برای بیگانگان نیز مسلم و مبرهن است که ملت ایران، هشت سال با جنگی تحمیلی مواجه بود و در این جنگ از خود و مرزهایش دفاع می‌کرد، این نمایش به بهانه پرداختن به شهید چمران، جهاد الهی ما را به خشونت و جنگ‌طلبی تفسیر کرده است! بدون تردید اگر رزمنده‌ها و ایثارگران در آن هشت سال نمی‌ایستادند و به قول نمایش «تکه‌های سنگین سرب» نمی‌جنگیدند، ایوب آقاخانی و گروهش امروز نمی‌توانستند در تئاتر شهر و با آرامش و راحتی، نمایش‌های خود را روی صحنه ببرند. پس ای کاش این هنرمندان از تکه‌تکه کردن و تحریف شخصیت‌هایی که برای دفاع از ما خودشان را فدا کردند، دست برمی‌داشتند!
خلق آثار هنری درباره شهدا و قهرمانان جنگ، اگرچه ذاتاً کار مثبت و نیکویی است و حداقل سبب آشنایی بیشتر جامعه با چنین شخصیت‌هایی می‌شود، اما این عرصه، مخاطراتی هم دارد که اگر نسبت به آنها بی‌توجهی شود ممکن است آسیب‌هایی را به جریان فرهنگ دفاع مقدس وارد کند. سفارش خلق این‌گونه آثار به افرادی که اعتقاد عمیقی ندارند، یا اعتقادشان سطحی است می‌تواند به این جریان آسیب جدی وارد کند. به‌طور کلی کار فرهنگی و تولید آثار عقیدتی، با کارهای صنعتی و اقتصادی که بیشتر به تخصص متکی است، تفاوت دارد. تنها هنرمندانی می‌توانند در این زمینه خوب کار کنند که هم دغدغه انقلاب و دفاع مقدس را داشته باشند و هم شناخت و درک‌شان درباره این موضوعات، درست و عمیق باشد. ناتوانی کارگردان هم مشکل دیگری است که گاه گریبان آثار ارزشمند را می‌گیرد. عرصه‌های فرهنگی حیاتی و مهم، جای آزمون و خطا و پله‌سازی برای دستیابی به جاه و مقام نیست.
نگرانی محسوس دیگر در این حوزه، سانسور شخصیت و زندگی بزرگان است؛ بیم آن می‌رود که برخی از سازندگان این آثار به واسطه حب و بغض‌های سیاسی و طایفه‌ای، تصویری تحریف شده و ناقص از شهدا و اسوه‌های ملی کشورمان را ظاهر سازند. درست مانند تصویری که برخی از رسانه‌ها و اشخاص از شهیدآوینی جلوه می‌دهند؛ وجوه غالب شخصیتی این شهید را کم‌رنگ نشان می‌دهند یا نادیده می‌گیرند، چون طرح و بازگویی همه ابعاد شخصیت شهید آوینی به سود جریان‌های رقیب آنها می‌شود! نمایش «تکه‌های سنگین سرب» نیز دقیقاً از همین ناحیه آسیب دیده است.
نکته مهم این است که نباید از کنار موضوعات بزرگ و مهمی که در ارتباط با سرنوشت جامعه هستند، ساده گذشت. کار عمیق و درخشان رسانه‌ای درباره انقلاب و دفاع مقدس، به ویژه در قالب فیلم و سریال که بتواند مخاطب را مجذوب و محبوب خود کند می‌تواند روی زندگی و سرنوشت بسیاری از مخاطبان اثر بگذارد. خیلی از موضوعات این توانایی را ندارد. برای نمونه، سریالی که به یک موضوع خانوادگی می‌پردازد، در نهایت می‌تواند مخاطب خود را به زندگی خانوادگی بهتری رهنمون سازد، اما یک فیلم درباره انقلاب اگر سنجیده و به معنای واقعی کلمه اعتقادی باشد، چه بسا بتواند مسیر زندگی عده‌ای را تغییر دهد. پس باید درباره پرداختن به چنین موضوعاتی، وسواس و نظارت بیشتری داشت.


نگاهی به فیلم «دلتنگی‌های عاشقانه»
عاشقانه دلتنگ!

سعید رضایی


فیلم «دلتنگی‌های عاشقانه» به کارگردانی رضا اعظمیان، تازه‌ترین محصول سینمای ایران در حوزه سینمای دفاع مقدس است. البته، این فیلم فاقد صحنه‌های جنگی و رزمی است. موضوع فیلم، زندگی شهید «منوچهر مدق» است. این فیلم براساس کتابی با عنوان «اینک شوکران» شامل روایت همسر شهید مدق است. فیلم از دوران انقلاب اسلامی و تظاهرات خیابانی آن موقع آغاز می‌شود. در خلال این تظاهرات است که منوچهر مدق با همسرش آشنا می‌شود. آنها پس از مدتی با هم ازدواج می‌کنند و در حال سپری کردن روزهای خوش زندگی خود هستند که ناگهان جنگ آغاز می‌شود. منوچهر به جبهه می‌رود و تقریباً تمام طول هشت سال را در جبهه می‌گذراند. اما با پایان جنگ، عوارض و زخم‌های دوران جنگ، او را می‌رنجاند و در نهایت پس از گذشت حدود 20 سال از پایان دوران دفاع مقدس، منوچهر مدق به شهادت می‌رسد.
یکی از اتفاقات خوبی که طی سال‌های اخیر در سینمای ایران شکل گرفته، توجه به قهرمانان و شهدای نامور جنگ تحمیلی است. این موج با فیلم «به کبودی یاس» درباره شهید عبدالحسین برونسی به کارگردانی جواد اردکانی شکل گرفت. در ادامه هم شاهد فیلم‌های «شب واقعه» درباره شهید دریاقلی سورانی، سریال «شوق پرواز» درباره شهید عباس بابایی و همچنین فیلم «شور شیرین» درباره مبارزات و شهادت محمود کاوه بودیم. سال گذشته نیز فیلم «چ» درباره سه روز از زندگی شهید چمران بر پرده سینماهای کشورمان درخشید. فیلم «دلتنگی‌های عاشقانه» نیز نمونه جدیدی از این طیف از آثار است که بخشی از دوران زندگی شهید منوچهر مدق را بازنمایی می‌کند. با این حال، این فیلم نسبت به سایر آثاری که درباره شهدا ساخته شده‌اند در رده کیفی پایین‌تری قرار می‌گیرد، به‌‌گونه‌ای‌که داستان و کشمکش دراماتیک مشخصی در فیلم دیده نمی‌شود. همچنین بخش‌های ابتدایی این اثر که به سفر شهید مدق و همسرش به شمال کشور اختصاص دارد، شبیه به یکی از فیلمفارسی‌های دوره طاغوت است و گویی کارگردان برای ترسیم این بخش از فیلم خود، به کپی‌برداری از روی آن فیلم دست زده است! همچنین، بخش زیادی از فیلم بیشتر به فیلم‌های به اصطلاح دختر-پسری شباهت دارد تا یک فیلم دفاع مقدسی. فضای کلی این اثر سینمایی فاقد حس و حال حماسی و دفاع مقدسی است. صحنه‌های پایانی فیلم نیز، به دنیایی تیره و تار و بسیار افسرده و همراه با رخوت فرو می‌رود. این درحالی است که یک فیلم دفاع مقدسی حتی با پایانی غمناک و منجر به شهادت قهرمان داستان نیز باید مسیری از امید و خودآگاهی و حماسه را پیش روی مخاطب خودش بگشاید که در این فیلم، فرایندی معکوس برقرار است.
 


خبرها

استقبال هنرمندان 39 کشور از نمایشگاه آیلان
فراخوان نمایشگاه کاریکاتور و تصویرسازی «آیلان» با استقبال گسترده هنرمندان جهان مواجه شد.
در نمایشگاه «آیلان» 198 هنرمند از 39 کشور با 370 اثر شرکت کردند. از این تعداد 200 اثر کاریکاتور و بقیه تصویرسازی است.
ایران با 39 اثر، ترکیه با 30 اثر، سوریه با 25 اثر، برزیل با 22 اثر و اندونزی با 13 اثر پررنگ‌ترین حضور را در این نمایشگاه دارند. همچنین از کشورهای آمریکا، بلژیک، روسیه، هلند، یونان، هند، رومانی، صربستان، کلمبیا، کوبا، کوزوو، مجارستان و... هم آثاری ارسال شده است.
آثار برگزیده این نمایشگاه به‌زودی در پایگاه هنر مقاومت منتشر می‌شود.

خوش‌خدمتی فیلمساز معاند به رژیم صهیونیستی!
محسن مخملباف، کارگردان خارج‌نشین برای ریاست بخش مسابقه جشنواره فیلم حیفا به سرزمین‌های اشغالی سفر کرده است.
به گزارش سینماپرس، سی‌ویکمین جشنواره بین‌المللی فیلم حیفا از امروز آغاز می‌شود و قرار است در آن بزرگداشتی هم برای محسن مخملباف بگیرند و کارنامه کاری‌اش را مورد نقد و بررسی قرار دهند.
اورشلیم‌پست در مطلبی به این موضوع پرداخته که خوش‌خدمتی‌های مخملباف سبب شده وی هویتی جدای از ایرانی که اکنون می‌شناسیم، داشته باشد.

نمایش «آبی‌ترین وصال» روی آب اجرا می‌شود
عوامل نمایش بزرگ «فصل شیدایی» نمایش جدید خود را با نام «آبی‌ترین وصال» برای بزرگداشت شهدای نیروی دریایی اجرا می‌کنند. نمایش «آبی‌ترین وصال» به کارگردانی سعید اسماعیلی با محوریت شهدای مبارزه با استکبار به سفارش نیروی دریایی سپاه پاسداران اجرا می‌شود. اجرای «آبی‌ترین وصال» تولید مرکز هنرهای نمایشی انقلاب اسلامی مُهنا به کارگردانی سعید اسماعیلی، از جمعه ۱۰ مهر آغاز شده و تا ۱۹ مهر ادامه دارد. این نمایش هر شب از ساعت ۱۹:۳۰ تا ۲۱:۳۰ در ضلع شمالی دریاچه شهدای خلیج‌فارس واقع در اتوبان همت غرب، اتوبان شهید خرازی اجرا می‌شود. همچون دیگر اجراهای مرکز مُهنا، ورود عموم علاقه‌مندان برای تماشای نمایش آزاد است.


گزیده مطالب
عوامل اصلی پیروزی مردم ایران در هشت سال دفاع مقدس

این شماره از هم‌اندیشی تریبونی را به بخش مهمی از توصیه‌های رهبر معظم انقلاب برای دوران پس از توافق، یعنی موضوع راه‌های نفوذ فرهنگی و سیاسی دشمن پرداختیم كه در میان نظرات همراهان، دیدگاه‌های جالبی یافت شد.
نظراتی متفاوت اما مشترك
راه‌های نفوذ در نظر همراهان عزیز زیاد است، اما اكثراً همه یك جهت دارد. برای نمونه، «مرتضی بهارلویی» از چادگان معتقد است، دشمن درصدد است که با بهره‌گیری از موضوعات مختلفی، مانند موضوع هسته‌ای در کشور نفوذ سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کند. «استكی» چنین نظری دارد كه؛ نفوذ فرهنگی از ضعف اعتقادی برخی متولیان امور، كج‌سلیقگی و ترس از دست دادن جایگاه است. «مصطفی اکبری» از «داران» نیز، نفوذ سیاسی دشمن را ایجاد فتنه‌ها و نفوذ فرهنگی را رواج بی‌حجابی، حمله به ارزش‌های اعتقادی و دینی می‌داند. «علی محرمی» از «چالدران» نیز معتقد است، نفوذ سیاسی و فرهنگی دشمن به‌صورت کاملاً نرم و از طریق ماهواره و فیلم‌ها و اخبار صورت می‌گیرد.
نفوذ و ترویج بدحجابی
«نسا قربانی» از املش، این نفوذ را در حوزه فرهنگی ترویج بی‌حجابی و بدحجابی می‌داند. «سجاد صفری» معتقد است، راه‌های نفوذ دشمن به ترتیب عبارتند از: ماهواره، تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی.
«پرویز رحیمیان» از شهرکرد معتقد است، نفوذ دشمن از راه گزینش نادرست مسئولان سیاسی و فرهنگی کشور صورت می‌پذیرد؛ کسانی که ادعای روشنفکری دارند.
حركت خزنده
«مهدی رضایی» از ملکان، با اشاره به اینكه نفوذ سیاسی دشمن همه‌جانبه و خزنده است، می‌گوید: بعضاً دشمن در سطوح میانی مدیریت کشور نفوذ می‌کند و در مراکز تصمیم‌سازی تأثیر می‌گذارد و افکار خود و اغراض سیاسی خود را به خورد مردم می‌دهد و استحاله می‌کند.
شبکه‌های ماهواره
نفوذ سیاسی و فرهنگی دشمن از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای است و همچنین، تبلیغات معکوس و غیرواقعی و کاملاً دروغ از طریق رسانه‌های غربی علیه ایران نیز از سوی «سیدعلی‌اکبر حیدرزاده» از اواجیق، مطرح شده است.
«جلال صادقی» از خوی هم بر ماهواره تأكید داشته و «سیدامیر شکوهی» از شیراز، افزون‌بر آن شبکه‌های اجتماعی را مطرح كرده و شبهه‌افکنی در اعتقادات را «رازقی» به این دو موضوع افزوده است. «جواد مردانی» از الشتر هم، نظری مشابه دارد.
«علی مجیدی» از آذرشهر، عملیات روانی و فریبكاری را بیان كرده و «نصیر کریمی» از ارومیه، نقش عوامل خودفروخته و دجال‌واره‌ها را مطرح كرده است.
رخنه در مراكز تصمیم‌سازی
«اکبر سیاهی» از مرند، رخنه در مراکز تصمیم‌گیری و سمت و سو دادن به نظرات مدیران میانی را مطرح كرده و «سیداصغر فراستی» از فردوس معتقد است، نفوذ فرهنگی دشمن ایجاد خلل و سستی در اعتقادات و باورهای مردم و نیروهای ارزشی است و راه نفوذ سیاسی دشمن در مراکز تصمیم‌گیری.
«حمیدرضا اکبری» از فردوس نیز، نظر رهبری را بیان كرده كه دشمن در نفوذ فرهنگی به‌دنبال تغییر تدریجی باورهای مردم و در نفوذ سیاسی هم به‌دنبال رخنه در مراکز تصمیم‌گیری و اگر نشد نفوذ در مراکز تصمیم‌سازی است.
ترویج فرهنگ نادرست در مسئولان
«محمدهادی عرفانی» از باشت هم معتقد است، نفوذ سیاسی و فرهنگی دشمن از طریق تغییر در باورها و ارزش‌ها و اصول انقلاب و امام(ره) و تحریف شخصیت ایشان و رهبری و نفوذ در مسئولان نظام و رواج اشرافی‌گری به‌صورت نرم و تدریجی و حمایت از غربزده‌ها و نفوذ در مراکز فرهنگی و سیاسی است.
«شیرزاد صحرایی» از صحنه، نفوذ سیاسی و فرهنگی دشمن را با چراغ سبز نشان دادن مسئولان و خود را وابسته به دشمن دانستن، احساس حقارت نسبت به آن و سرپیچی از اوامر رهبر معظم انقلاب همزمان می‌داند.
شكاف بین مردم و مسئولان
«کامران پروار» از گیلانغرب، نفوذ سیاسی را از طریق شکاف و اختلافات داخلی بین دولتمردان و نفوذ فرهنگی را از طریق استحاله فرهنگی و گرفتن اصالت خانوادگی، آداب و سنن اصیل ایرانی می‌داند.
«مهدى خدابنده» از كرج هم معتقد است، دشمن براى نفوذ سیاسى به‌دنبال خائن بوده و از طریق ماهواره و اینترنت و شبكه‌هاى اجتماعى نفوذ فرهنگی می‌كند.
جنگ نرم و تهاجم فرهنگی
«حسن عباسقلی‌پور» از تهران، گفته، نفوذ سیاسی از طریق جنگ نرم و نفوذ فرهنگی از طریق تهاجم فرهنگی، یا به عبارتی، شبیخون فرهنگی است.
برندگان تریبون 13
کامران پروار از گیلانغرب/ شیرزاد صحرایی از صحنه
مهدی رضایی از ملکان
پرسش تریبون 14
مهم‌ترین عامل ثبات جمهوری اسلامی با وجود دولت‌های متفاوت چیست؟

 


روی خط
حاج‌حسین شهادتت مبارک
...۰9123507/ لطفاً براي خانواده پاسداران برنامه‌های فرهنگی بیشتری داشته باشید.
...۰9124600/ تقاضا دارم درباره وضعيت مؤسسه ثامن اطلاع‌رساني کنيد.
...۰9124818/ ما منتظر اشاره رهبريم تا انتقام حجاج مظلوم‌مان را از آل‌سعود قاتل بگيريم.
...۰9126433/ در سال جاري حکمت کارت بعضي از همکاران شارژ شد، اما براي بعضي اقدام نشد. خواهشمندم مسئولان مربوطه در این‌باره پیگیری کنند.
...۰9127968/ اقدام نابجا و عجولانه آقاي ظريف در مواجهه و دست دادن با رئيس‌جمهور آمريکا يک افتضاح برای ماست. دست دادن با شریک جرم قاتلان هشت سال دفاع مقدس، کودتاگران 28 مرداد، عامل حج خونین 67، عاملان جنایت منا و جنایات تکفیری‌ها و... چه معنا داشت.
...۰9131797/ مسئولان که اين‌قدر از ايثارگران تعريف مي‌کنند، پس چرا حق ايثارگري بازنشستگان نيروهاي مسلح را پس از 27 سال پرداخت نکرده‌اند؟!
...۰9143005/ همه مسئولان مربوطه در سپاه از دولت پیگیری مجدانه درباره حقوق و مزایای کارکنان داشته باشند.
...۰9143825/ با سلام، مشکل مسکن و فوق‌العاده عملياتي بسيجيان کد89 کي حل مي‌شود؟
...۰9144419/ چرا فکري به حال رزمندگان دوران دفاع مقدس که در حال حاضر بيمار و از کارافتاده هستند، نمي‌شود؟
...۰9147920/ مسئولان بنیاد تعاون! لطفاً وام حکمت را افزايش بدهید.
...۰9147965/ باسلام، لطفاً فرماندهان سپاه برنامه‌اي تدارک ببينند که خانواده کارکنان به ديدار امام خامنه‌اي نائل شوند. مگر امام خودشان نگفته‌اند تکريم خانواده؟ پس منتظريم که پیگیری کنید و وقت بگیرید./ همسر پاسدار از مياندوآب
...۰9149319/ با سلام در شرايطي که دولت زايمان طبیعی را در بيمارستان‌هاي دولتي رايگان اعلام مي‌کند، متأسفانه در بيمارستان شهيد محلاتي تبريز که قبلاً رايگان بود، براي زايمان طبيعي 400 تا 700 هزار تومان از پاسداران دريافت مي‌کنند.
...۰9149766/ کاش امسال خدا رزق مرا بنويسد. اربعين پاي پياده سفر کربلا./ بسيجي، علي مودتي از شهر فيرورق
صبح صادق: به یاد سرلشکر شهید حاج‌حسین همدانی که پارسال در پیاده‌روی اربعین بود و امسال نامش در زمره شهداست.
...۰9158880/ قابل توجه وزير محترم دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح! بیشتر بازنشستگان سپاه و سایر نیروهای مسلح در شرایط بد اقتصادی هستند. فکری برای‌شان بکنید.
...۰9171015/ سلام مدت 13 ساله که در يک پروژه مسکوني در ماهشهر ثبت‌نام کرده‌ايم، ولي متأسفانه مسئولان هيچ اقدامي نمي‌کنند و کماکان سرگردانيم.
...۰9171072/ با سلام و خسته نباشيد! خدا گواه است حقوق کارکنان سپاه جوابگوي وضع زندگي و اين همه گراني نيست.
...۰9179515/ بازنشسته جانباز 25 درصد هستم، يک سال است که درخواست وام ازدواج دخترم را به کانون داده‌ام، اما هنوز وامی به من نداده‌اند.
...۰9182554/ چرا فرماندهان محترم سپاه چرخش نيروي انساني(طولي يا عرضي) را در دستور کار قرار نمي‌دهند؟ چند سال ماندن در يکجا اثرات نامطلوبي دارد و موجب بي‌انگيزگي و بي‌تجربگي در نيروهاي سپاه مي‌شود. لطفاً بررسي کنيد./ از کرمانشاه
...۰9305429/ چرا چند سالی است که حقوق سربازها بيشتر نمي‌شود؟
...۰9332575/ چه کسي پيگير پروژه‌هاي مسکن است؟ پول داديم قرار بود امسال تحويل بدن، اما نيمه‌کاره رها کردن و یک سالي است کار نمي‌کنند./ نصر6 تبريز
...۰9351378/ دیگر مدرک سيکل در سپاه کارآيي ندارد. لطفاً با ارفاق بازنشسته کنيد؛ مخصوصاً رسته اداري
...۰9382103/ بیشتر ادارات پنج‌شنبه تعطيل هستند، از جمله ناجا و ارتش، تا بيشتر در کنار خانواده باشند. نواحي سپاه تعطيل نيست که هيچ، پنج‌شنبه‌ها بعدازظهر هم کار دارند، ما نمی‌توانيم درست به خانواده‌های‌مان برسیم، صله رحم و زیارت اهل قبور که دیگر هیچ.
...۰9357643/ جمعه صبح از خبر شهادت حاج‌حسین همدانی بهت‌زده شدم. با وجود اینکه پس از دو سه سال برگشته بود ایران، بازهم دلش طاقت نیاورد و رفت سوریه برای دفاع از حرم جنگید و جنگید تا بالاخره به آرزوی مهم دوران 37 ساله میدان جهاد فی‌سبیل‌الله، یعنی شهادت دست یافت. حاج‌حسین شهادتت مبارک، ان‌شاءالله ثمره خون تو فتح‌های عظیم و نصرت‌های بزرگ الهی باشد.

 

کتیبه سبز

 حنجر سرخ یمن
طاقت بیاور جیغ‌ها، آژیرها را
در گوش دنیا غرّش زنجیرها را
طاقت بیاور استخوان در گلو را
این داعشی‌های پر از تکفیرها را
بر سینه پیر و جوان شیعیانت
رگبارهای سرخ، ردّ تیرها را
باید شنید از زیر بمباران و آتش
از حنجر سرخ یمن تکبیرها را
کشتارها، آوارها، مظلومیت‌ها
تا کی ببینیم این همه تحقیرها را
طاقت بیار آقا، علی هم طاقت آورد
قرآن رفته بر سر شمشیرها را
شهرام شارخی

 

 آتش گرفت شادی ما...
یک چشم اشک ماتم و یک چشم اشک شوق
آتش گرفت شادی ما در منا، علی!
گویا هنوز بانگ عطش می‌رسد به گوش
از کشتگان خانه امن خدا، علی!
بردار تیغ حیدری‌ات را در این غدیر
از حد گذشت سرکشی اشقیا، علی!
گویی که وصل می‌شود از عرصه منا
صد حج ناتمام به کرب‌وبلا، علی!
آتش گرفته‌ایم از این قوم نابکار
مَستند در عزای شهیدان ما، علی!
دستی بلند کن به دعا تا فرارسد
دوران شادکامی اهل ولا، علی!
تا دست توست بر سر ما هیچ باک نیست
از کشته‌های پشته شده در منا، علی!
عید ولایت است، به ما هم نگاه کن
ای نور چشم فاطمه و مصطفی، علی!
م ـ شریف رضویان
 


حسن ختام


 باید بمانى که او بیاید...
باید بمانى که او بیاید و دردهاى کهنه تو و تمام عالم را درمان کند.
و تو چشم به راهش مى‏مانى با انتظارى توأم با امید.
مى‏گویند سوارى است از آفتاب، از روشنى، با ردایى سبز و شمشیرى از عدل.
مى‏گویند قامت سبزى دارد و خالى بر گونه.
مى‏گویند از راه سپیده مى‏آید با بارانى از نور.
مى‏گویند کعبه میزبان قدوم پاک او و تکیه‏گاه او خواهد شد.
نمى‏دانم شاید روزى بیاید که جز مشتى پر از این پرنده در قفس نباشد.
اما در انتظارش مى‏مانم تا روزى که درِ باغ خدا را باز کند و عطر دل‏انگیز حضورش در سراسر عالم بپیچد و دنیا از نور جمالش روشن شود.
با جانى آماده قربانى شدن، چشم به راهش مى‏مانم تا بیاید و بى‏قرارى‌هایم با یک تبسم او آرام گیرند و نیم‌نگاهش آبى بر آتش درد فراق باشد.
آن وقت با او بودن چه خوش است و یک قطره از جام وصال او نوشیدن چه خوش گواراتر از تمامى آب‏هاى عالم.
اى عزیز!
ببخش بر من اگر با جانى نه پاک و دلى نه روشن و اعمالى نه مقبول، مشتاق توأم، اما باور کن که در سر سودایى جز محبت تو نیست و خیالم از نقش و نگار تو پر است.