بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

عوامل سیاسی بازتولید بی‌کفایتی و فاجعه‌آفرینی آل‌سعود
حضور چند میلیونی مسلمانان در مراسم حج که باید اعمال و مناسک آن در زمانی محدود و اماکن خاص انجام شود، مستلزم فراهم کردن زیرساخت‌ها، تأسیسات، مؤسسات و مدیریتی قوی و حساب‌شده است که باید با مسئولیت‌شناسی و تعهد و همچنین احساس اخوت و مهربانی میزبانی و احترام نسبت به حجاج همراه باشد. در این صورت خادمی حرمین شریفین فراتر از شعار امکان عمل هم پیدا می‌کند؛ چرا که اگر هر یک از عناصر فوق را در میزبانی خیل عظیم ضیوف‌الرحمن حذف کنیم، به معنای وجود نقص و اختلال در خدمت‌رسانی و ضعف در فراهم کردن زمینه و شرایط انجام اعمال و مناسک حج از حجاج بیت‌الله‌الحرام بوده و روال انجام آن را با توجه به حضور انبوه و همراه با تعجیل حجاج برای از دست‌ندادن زمان اعمال در اماکن خاص، با مشقت‌ها و خطرات سنگینی همراه خواهد کرد، اما با ‌وجود اینکه مراسم حج سابقه‌ای به درازای تاریخ دیانت ابراهیمی و استمرار آن در دوران اسلام داشته و به یک امر جاری و تکراری تبدیل شده که امکان شناخت دقیق نیازها و برنامه‌ریزی‌ سنجیده برای فراهم کردن شرایط انجام آن را به‌خوبی مهیا ساخته است، سال‌ها است که اخباری چون آتش‌سوزی در منا، پدید آمدن انسداد در تونل‌های متصل‌کننده منا به مکه، شیوع انواع بیماری بین حجاج، خسارت سیل در مکه و ... به گوش می‌‌رسد و مراسم امسال نیز با دو واقعه فاجعه‌بار سقوط دکل جرثقیل سنگین ساختمانی و انسداد در مسیر رمی جمرات به کشته و مجروح شدن هزاران حاجی و ناتمام ماندن حج آسیب‌دیدگان، یا انجام نیابتی آن برای برخی مجروحان و عزادار شدن جهان اسلام انجامید؛ فجایعی که در نوع خود بی‌نظیر بود و یک رکورد تاریخی برای اثبات بی‌کفایتی آل‌سعود به ثبت رساند. این وقایع تلخ و مصیبت‌بار در حالی به وقوع پیوست که شاهان بی‌کفایت سعودی لقب خادمین حرمین شریفین را یدک کشیده و به دیگر دولت‌ها و مجامع اسلامی برای مدیریت در تراز این مراسم بزرگ سیاسی ـ عبادی و حرمت ضیوف‌الرحمن اجازه ورود نمی‌دهند،‌ بلکه تنها برای جبران ناتوانی و بی‌کفایتی خود از محدودسازی سهمیه حج کشورهای اسلامی از یک‌سو و تحمیل نظارت‌ها و فشارهای امنیتی و ظالمانه به حجاج تا حد جنایت علیه حجاج بهره می‌گیرند که نرده‌کشی اطراف محورهای منتهی به محل رمی جمرات و مداخله نیروهای امنیتی و انتظامی برای انسداد مسیر و جلوگیری از کار امدادی برای مجروحان و ممانعت از انتقال آنان به مراکز درمانی غیر سعودی در فاجعه امسال منا، نمونه برخورد امنیتی حاکمان آل‌سعود با موضوع حج و البته، نتایج این نگاه وهابیون قشری و عقب‌مانده است. بنابراین بررسی موضوع بی‌کفایتی آل‌سعود در برگزاری مراسم حج از چند زاویه، از جمله سیاست موضوعیت داشته و می‌تواند به شناخت و شفاف‌‌سازی مسئله کمک کند. در پدید آمدن فجایع مراسم حج در سالیان اخیر و امسال می‌توان به چند عامل اشاره کرد:
۱ـ نگاه فرقه‌ای آل‌سعود به حجاج و مسلمانان که برآمده از عقاید وهابی و تکفیری آنان بوده و از‌این‌رو نه‌تنها حرمت و حقوقی برای ضیوف‌الرحمن قائل نیستند، بلکه به اکثریت مسلمانان به چشم مشرک و کافر نگریسته و ایجاد محدودیت برای حضور آنان در این مراسم را با تحمیل مشقت و سختگیری بیش از حد به آنان به‌منزله یک راهکار فرقه‌ای دنبال می‌کنند.
۲ـ ماهیت استبدادی و وابستگی آل‌سعود به بیگانگان که آنان را نگران حضور آزادانه و به دور از محدودیت حجاج و داشتن امکان ارتباط‌گیری و مبادله افکار و اندیشه‌های تحول‌گرایانه، انقلابی و عقلانی بین حجاج و ارتباط‌گیری مردم عربستان با آنان و انتقال افکار و اخبار می‌کند.
این نگرانی با بیداری اسلامی در سالیان اخیر در بین‌ ملل اسلامی تشدید شده و آل‌سعود برای سرکوب آن نه‌تنها مداخله غیرمستقیم در مصر، بلکه مداخله مستقیم در بحرین و یمن را در پرونده سیاه خود به ثبت رسانده است.
۳ـ وجود جنگ قدرت در بین جناح‌های سیاسی خاندان آل‌سعود که کودتاهای خانوادگی و قدرت‌طلبی و به‌کارگیری شیوه‌های قبیله‌ای و بدوی در قدرت به آن ابعاد پیچیده و مضاعفی داده است. برای نمونه اختلاف سدیری با غیر سدیری‌ها و حذف فرزندان عبدالله و تلاش محمدبن‌سلمان برای رسیدن به پادشاهی از مسیر حذف و انزوای رقبا و عموزاده‌ها موجبات گله‌مندی فرزندان ملک عبدالله را فراهم آورده است .
۴ـ ورود آل سعود به منازعات منطقه‌ای و مداخله در دیگر کشورها که هم ریشه در نگرش وهابی تکفیری و هم ماهیت استبدادی و وابستگی آنان و ترس از بیداری اسلامی داشته و البته، این مداخلات نه‌تنها امکان تمرکز آنان بر وظایف داخلی، از جمله مراسم بزرگ حج را سلب می‌کند، بلکه نیاز آنان به فشار بر حجاج برای انحراف افکار عمومی را نیز مطرح می‌سازد. عدم رسیدگی به‌موقع به حادثه‌دیدگان و ناتوانی در بازگشایی به‌موقع مسیر، ناشی از کمبود نیروی با تجربه و امکانات و تجهیزاتی است که بخشی از آن به حمایت از نیروهای تکفیری در سوریه و عراق و بخشی برای جنگ علیه مردم مظلوم یمن و سرکوب ملت بحرین گسیل داشته شده است.
۵ـ ماهیت انحصارگرا و تمامیت‌خواهانه حکومت آل‌سعود که تمرکز قدرت و مدیریت را از الزامات حفظ این انحصار دانسته و میدان مشارکت به‌دیگران، حتی ملت خود را برای انجام هیچ‌گونه مسئولیتی نمی‌دهد و تنها قدرت را بین اعضای خاندان و آن هم نظارت شده توزیع کرده است. این نوع تمامیت‌خواهی که با ضعف و سوء‌مدیریت نیز همراه است امکان اداره اجتماعات گسترده‌ای مانند حج را از آنان سلب می‌کند و به بروز فجایعی چون سقوط جرثقیل، یا انسداد در مسیر رمی جمرات می‌انجامد.
حال با توجه به ویژگی‌های فوق می‌توان احتمال بروز فجایعی را در آینده نیز متصور بود؛ بنابراین سران کشورهای اسلامی به‌عنوان متولی حفظ حقوق شهروندان خود و تأمین امنیت و سلامت آنان باید چاره‌اندیشی کرده و با به‌کارگیری ابزار حقوقی، ضمن واداشتن آل‌سعود به پاسخگویی و جبران حقوق ضایع شده میهمانان خدا، برای جلوگیری از تکرار آن، ضمن تشکیل و اعزام گروه حقیقت‌یاب با نمایندگان از دیگر کشورهای اسلامی، امکان مدیریت مشترک حرمین شریفین و سلب مسئولیت از حکام بی‌کفایت و مسئولیت‌نشناس سعودی نیز اقدام کنند.
مقایسه توان مالی و اقتصادی دولت عراق با عربستان، سابقه مراسم حج و اربعین، تعداد زائران و شرکت‌کنندگان در دو مراسم، زیرساخت‌های عمرانی عراق و عربستان و نحوه انجام و اداره مراسم حج و اربعین می‌تواند گویای واقعیت‌های عینی و آشکاری باشد که برای خلع مسئولیت اداره حرمین شریفین از حکام سعودی، کفایت و امکان مدیریت مشترک کشورهای اسلامی را مسجّل کند.
رسول سنایی‌راد


تودیع و معارفه رئیس مرکز مطالعات سیاسی
و سردبیر هفته‌نامه صبح‌صادق

در مراسمی با حضور معاون سیاسی ستاد نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه تودیع و معارفه رئیس‌مرکز مطالعات سیاسی این معاونت و سردبیر هفته‌نامه صبح‌صادق برگزار شد.
به‌گزارش خبرنگار صبح‌صادق در این مراسم که با حضور کارکنان مرکز مطالعات سیاسی معاونت سیاسی و هفته‌نامه صبح‌صادق برگزار شد، سردار رسول‌ سنایی‌راد، معاون سیاسی سپاه با اشاره به نقش هفته‌نامه صبح‌صادق در روشنگری و بصیرت‌افزایی کارکنان سپاه و بسیج گفت: صبح‌صادق در طول ۱۵ سالی که از انتشار آن می‌گذرد به‌دلیل داشتن نیروهای توانمند و دارای تعهد و تخصص، همواره در مسیر تبیین ارزش‌های انقلاب اسلامی و ارتقای بینش و بصیرت سیاسی پاسداران و بسیجیان و خانواده‌های آنان حرکت کرده و از این پس نیز با قدرت و قوت این مسیر را طی خواهد کرد.
وی با اشاره به زحمات و تلاش‌های کسانی که در دوره ۱۵ ساله انتشار صبح‌صادق با تحمل سختی‌ها، محدودیت‌ها و دشواری‌های فراوان، به‌ویژه در سال‌های اولیه انتشار، این کار بزرگ را تا به امروز تداوم بخشیده‌اند، افزود: برادر عزیز و پرتلاش آقای گرمابدری که از مؤسسان این هفته‌نامه بوده‌اند، در طی ۱۱ سال گذشته سردبیری این مجموعه را برعهده داشته‌اند و با همکاری دبیران، خبرنگاران و کارکنان این مجموعه ضمن شناخت دقیق از مسائل سیاسی و فرهنگی و... تحلیل‌های مناسبی را به مخاطبان ارائه داده‌اند.
معاون سیاسی سپاه با قدردانی از زحمات رضا گرمابدری در مسئولیت مرکز مطالعات سیاسی و سردبیری هفته‌نامه صبح‌صادق، علی قاسمی را به‌عنوان رئيس جدید مرکز مطالعات سیاسی و سردبیر هفته‌نامه صبح‌صادق معرفی کرد.
گفتنی است علی قاسمی از سال‌های اولیه انتشار صبح‌صادق در این مجموعه نقش داشته و در طی سال‌های گذشته در بخش‌های مختلف آن فعالیت کرده است. وی پیش از این جانشین مرکز مطالعات سیاسی بود.
بنابر همین گزارش در این مراسم از زحمات چندین ساله علی اسماعیلی، جانشین سردبیر هفته‌نامه صبح‌صادق تقدیر و علی حیدری به‌عنوان جانشین جدید سردبیر صبح‌صادق معرفی شد.


مسلمان نیستی، آل یهودی

گمان کردی زدی، کشتی، تو بردی
ز نادانی چه گل‌هایی فسردی
گمان کردی جهان صاحب ندارد
ندانستی، غلط کردی،‌ چه خوردی
چنان مست دلار نفت بودی
به کشتار عیال‌الله فزودی
به سوریه،‌ یمن کشتار کردی
سفیهانه خودت را آزمودی
برو تاریخ اجدادت ورق زن
لورنس انگلستان را گشودی
تو را اسرار پنهان بازگوید
بگوید تو عرب هرگز نبودی
کند نجوا به گوشت آل‌شیطان
مسلمان نیستی، آل یهودی
بدان نادان که کار تو تمام است!
تو خود پایان کار خود سرودی
عبدالمجید فرائی


یادداشت

ما همان‌هاییم ولی ...
هفته دفاع مقدس سال 1394 را در حالی پشت سر می‌گذاریم که پانزده سال از تولد هفته‌نامه «صبح صادق» می‌گذرد؛ پانزده سالی که پر از فرازونشیب‌های گوناگون در عرصه تحولات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بوده و این نشریه به‌منزله چشم بینا و بصیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، راهنما و چراغ راه فرزندان انقلاب در خانواده بزرگ سپاه و بسیجیان در لایه‌های مختلف جامعه بوده است. در طی این سال‌ها بسیاری از روزنامه‌نگاران و خبرنگاران با روحیه جهادی و متعهدانه در این سنگر رسانه‌ای خدمت کردند و امروز بسیاری از آنها در عرصه‌های مختلف فرهنگی و رسانه‌ای انقلاب اسلامی مفید و مؤثر هستند.
در این میان یکی از کسانی که از مؤسسان نشریه بوده و بیش از یک دهه با جدیت و تلاش، وقت خود را وقف مدیریت هفته‌نامه صبح‌صادق و مرکز مطالعات سیاسی سپاه کرده است، صدیق ارجمند استاد «رضا‌گرمابدری» است که زحمات و تلاش‌هایش جای سپاس، تقدیر و تشکر دارد و بهای تلاش چندین ساله و روشنگری‌های وی پاداش الهی است و بس. در این بین بنا به اقتضائات سازمانی، برخی تحولات مدیریتی صورت گرفت و یار دیرینه او که نقش شاگردی‌اش را داشت، مسئولیت مرکز و هفته‌نامه صبح‌صادق را عهده‌دار شد که با نگاه به این تغییر و تحول لازم است یک سری حرف‌ها زده شده و اولویت‌ها، سیاست‌ها و راهبردها بیان شود تا گمانه‌زنی‌ها و بعضاً تحلیل‌های دل‌خوش کنک برای عده‌ای پیش نیاید.
ما همان‌هایی هستیم که منویات مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) را فصل‌الخطاب دانسته و تمام همت ما معطوف به عملیاتی‌سازی و عینیت‌بخشی آنهاست و سیاست‌ها و ایده‌ها و راهبردهای نماینده معظم‌له در سپاه ملاک عمل‌مان است. ما از سیاست‌ها و راهبردهای کلان نظام اسلامی حمایت و پشتیبانی می‌کنیم و با نوشته‌ها و تحلیل‌های‌مان از همه می‌خواهیم که این راهبردها را عملیاتی کنند. نگاه ما در موضوع جریان‌شناسی افراد و جریان‌ها حرکت آنها در چارچوب نظام و قانون است و عملکرد ما مثل سابق شفاف و در عین حال قاطع است و ملاحظه سیاسی را برای فرد یا جریان خاصی قائل نیستیم. در ضمن به خروجی‌های اتاق فکر خودی حتماً ترتیب اثر می‌دهیم و از ایده‌های صاحب‌نظران بهره بیشتری خواهیم برد.
دشمنان نظام و انقلاب اسلامی و بلندگوهای‌شان مانند؛ رادیو رژیم صهیونیستی، بی‌بی‌سی، صدای آمریکا و... که در طی سالیان گذشته، بلافاصله پس از انتشار هر شماره صبح‌صادق، به‌دنبال مواضع سپاه در موضوعات تحلیلی مهم بودند، از این پس هم مثل سابق این روند را ادامه دهند تا بفهمند هیچ تغییری در مواضع و راهبردهای ما ایجاد نشده است.
نگاه ما به خط مقاومت و ملت‌های مظلوم جهان، به‌ویژه جهان اسلام و به‌ویژه ملت مظلوم و ستمدیده فلسطین، سوریه، عراق، یمن و... همچون گذشته حمایت قاطع است و بخشی از تولیدات مرکز و صبح‌صادق مختص همین موضوعات خواهد بود.
در نهایت نگاه ما به دوستان، نگاه تعاملی و هم‌افزا و با دشمنان قاطع، سخت و شکننده است؛ پس ما همان‌هاییم...
علی قاسمی


 

صفحه 2
سياسي

 

 

پیام امام خامنه‌ای در پی فاجعه مصیبت بار منا
دولت سعودی مسئولیت این حادثه تلخ را بپذیرد

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی درپی فاجعه مصیبت‌بار منا که در آن جمع کثیری از میهمانان الهی جان خود را از دست دادند، با صدور پیامی سه روز عزای عمومی در کشور اعلام کردند.
متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
فاجعه‌ مصیبت‌‌بار امروز در منا که در آن جمع کثیری از ضیوف‌‌الرحمان و مومنانِ مهاجر الی‌الله از کشورهای گوناگون، جان باختند، اندوهی بزرگ در جهان اسلام پدید آورده و عید آنان را عزا کرده است. در میهن عزیز ما نیز ده‌ها خانواده که مشتاقانه در انتظار عزیزان حج‌گزار خود بودند، اکنون به عزای آنان نشسته‌اند. اینجانب با قلبی سرشار از غم و همدردی با مصیبت‌دیدگان، این حادثه اندوهبار را به روح مطهر حضرت رسول اعظم (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) و به ساحت مقدس ولی‌الله‌الاعظم حضرت صاحب‌الزمان (اروحنافداه) که صاحب‌عزای اصلی است و به همه بازماندگان و عزاداران در سراسر جهان اسلام، به ویژه در ایران عزیز تسلیت عرض می‌کنم و رحمت خاصه‌ خداوند غفور و رحیم و شکور را برای این میهمانان گرامی‌‌اش و شفای عاجل آسیب‌دیدگان و مجروحان را از درگاه عطوفتش مسئلت می‌نمایم و یادآور می‌شوم:
۱. مسئولان نمایندگی اینجانب و سازمان حج تلاش طاقت‌فرسای خود در شناسایی جان‌باختگان و معالجه مجروحان و اعزام به کشور و خبررسانی سریع را که سراسر امروز بدان مشغول بودند، همچنان ادامه دهند و همه کسانی که توانایی دارند به آنان کمک کنند.
۲. هرگونه کمک ممکن را به حجاج دیگر کشورها نیز تعمیم دهند و حق برادری اسلامی را به انجام رسانند.
۳. دولت سعودی موظف است مسئولیت سنگین خود را در این حادثه‌ تلخ پذیرفته و به لوازم آن به قاعده‌ حق و انصاف عمل کند. مدیریت غلط و اقدامات ناشایسته که عامل این فاجعه بوده نباید از نظر دور بماند.
۴. جان‌باختگان این حادثه ان‌شاءالله مشمول این کلام نورانی قرآنند که: «و من یخرج من بیته مهاجرا الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله» این برای بازماندگان، تسلای بزرگی است. آنان پس از طواف و سعی و پس از ساعات پربرکت عرفات و مشعر و در حال انجام مناسک حج به دیدار معبود شتافته‌اند و ان‌شاءالله مورد لطف و رحمت ویژه احدیتند. اینجانب با تسلیت دوباره به عزاداران، سه روز عزای عمومی در کشور اعلام می‌کنم. والسلام علی عباد الله الصالحین
سیّدعلی خامنه‌ای
دوم مهر یک‌هزار و سیصد و نودوچهار





درپیام امام خامنه‌ای به ‌مناسبت کنگره عظیم حج مطرح شد
سر انگشت توطئه استکبار جهانی در حوادث گریه‌آور منطقه

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی به مناسبت کنگره عظیم حج پیام مهمی صادر کردند. متن پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی که از سوی حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی‌عسگر، نماینده ولی‌فقیه و سرپرست زائران ایرانی در صحرای عرفات قرائت شد، به این شرح است:
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّد الخلق اجمعین محمّد و آله الطّاهرین و صحبه المنتجبین و علی التّابعین لهم باحسان الی یوم الدّین.
و سلام بر کعبه‌ شریف، پایگاه توحید و مطاف مؤمنان و مهبط فرشتگان؛ و سلام بر مسجدالحرام و عرفات و مشعر و منا؛ و سلام بر دل‌های خاشع و زبان‌های ذاکر و چشم‌های به بصیرت گشوده و اندیشه‌های به عبرت راه یافته؛ و سلام بر شما حج‌گزاران سعادتمند که توفیق لبّیک‌گویی به فراخوان الهی یافته و بر سر این سفره‌ پُرنعمت نشسته‌اید.
نخستین وظیفه، تأمّلی در این لبّیک جهانی و تاریخی و همیشگی است: اِنَّ الحَمدَ وَ النِّعمَةَ لَکَ وَ المُلکَ، لا شَریکَ لَکَ لَبَّیک؛ همه‌ ستایش‌ها و سپاس‌ها از آنِ او، همه‌ نعمت‌ها از سوی او و همه‌ مُلک و قدرت متعلّق به اوست. این است نگاهی که به حج‌گزار در آغازین گامِ این فریضه‌ پُرمغز و پُرمعنا داده می‌شود و ادامه‌ این مناسک، هماهنگ با آن، شکل می‌گیرد و آن گاه همچون تعلیمی ماندگار و درسی فراموش‌نشدنی در برابر او گذاشته و تنظیم برنامه‌ زندگی بر پایه‌ آن، از او خواسته می‌شود. فرا گرفتنِ این درس بزرگ و عمل به آن، همان سرچشمه‌ بابرکتی است که می‌تواند زندگی مسلمانان را طراوت و حیات و پویایی بخشد و آنان را از گرفتاری‌هایی که بدان دچارند ـ در این دوران و در همه‌ دوران‌ها- برَهاند. بُت نفسانیّت و کبر و شهوت، بت سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، بت استکبار جهانی، بت تنبلی و بی‌مسئولیّتی و همه‌ بت‌های خوارکننده‌ جانِ گرامی انسانی، با این غریو ابراهیمی ـ آن گاه که از عمق دل برآید و برنامه‌ زندگی شود- شکسته خواهد شد و آزادی و عزّت و سلامت، به جای وابستگی و سختی و محنت خواهد نشست.
برادران و خواهران حج‌گزار از هر ملّت و هر کشوری، در این کلمه‌ حکمت‌آموز الهی بیندیشند و با نگاه دقیق به گرفتاری‌های دنیای اسلام، به‌ویژه در غرب آسیا و شمال آفریقا، برای خود با توجّه به ظرفیّت‌ها و امکانات شخصی و محیطی، وظیفه و مسئولیّتی تعریف کنند و در آن بکوشند.
امروز سیاست‌های شرارت‌آمیز آمریکا در این منطقه -که مایه‌ جنگ و خونریزی و ویرانی و آوارگی و نیز فقر و عقب‌ماندگی و اختلافات قومی و مذهبی است- از یک سو و جنایت‌های رژیم صهیونیستی- که رفتار غاصبانه در کشور فلسطین را به نهایتِ درجه‌ شقاوت و خباثت رسانیده- و اهانت مکرّر به حریم مقدّس مسجدالاقصی و لگدکوب کردن جان و مال فلسطینیان مظلوم از سوی دیگر، مسئله‌ اوّلِ همه‌ شما مسلمانان است که باید در آن بیندیشید و تکلیف اسلامی خود را در برابر آن بشناسید و علمای دینی و نخبگان سیاسی و فرهنگی وظیفه‌ای بس سنگین‌تر دارند که متأسّفانه غالباً مورد غفلت آنان است. علما به جای برافروختن آتش اختلافات مذهبی و سیاسیّون به جای انفعال در برابر دشمن و نخبگان فرهنگی به جای سرگرمی به حاشیه‌ها، درد بزرگ دنیای اسلام را بشناسند و رسالت خود را که در پیشگاه عدل الهی، مسئول ادای آنند، پذیرا گردند و از عهده‌ آن برآیند. حوادث گریه‌آور در منطقه - در عراق و شام و یمن و بحرین- و در کرانه‌ غربی و غزّه و در برخی دیگر از کشورهای آسیا و آفریقا، گرفتاری‌های بزرگ امّت اسلامی است که سَرانگشت توطئه‌ استکبار جهانی را در آن باید دید و به علاج آن اندیشید؛ ملّت‌ها باید آن را از دولت‌های خود بخواهند و دولت‌ها باید به مسئولیّت سنگین خود وفادار باشند.
و حج و اجتماعات پُرشکوه آن، برترین جایگاه ظهور و تبادل این تکلیف تاریخی است و فرصت برائت که باید با شرکت همه‌ حج‌گزاران از همه‌جا مغتنم شمرده شود، یکی از گویاترین مناسک سیاسی در این فریضه‌ جامع‌الاطراف است.
امسال حادثه‌ تلخ و خسارت‌بار مسجدالحرام، کام حاجیان و ملّت‌های آنان را تلخ کرد. درست است که درگذشتگان این حادثه که در حال نماز و طواف و عبادت به دیدار حق شتافتند، به سعادتی بزرگ دست یافته و در حریم امن و رعایت و رحمت الهی آرمیده‌اند ان‌شاءالله - و این تسلّایی بزرگ برای بازماندگان آنها است- ولی این نمی‌تواند از سنگینیِ مسئولیّت کسانی که متعهّد امنیّت ضیوف‌الرّحمانند، بکاهد. عمل به این تعهّد و ادای این مسئولیّت خواسته‌ قطعی ما است. والسّلام علی عبادالله الصّالحین
سیّدعلی خامنه‌ای


یادداشت
مهدی سعیدی

مدرسه دفاع مقدس و درس‌هايش
در تاريخ هر ملت سرفصل‌ها و نقطه عطف‌هايي وجود دارد که تا ساليان متمادي مي‌تواند آبشخور بهره‌برداري نسل‌هاي آينده باشد. دوران طلايي هشت سال دفاع مقدس ملت ايران در برابر تجاوز بيگانگان، از جمله بزنگاه‌هاي طلايي تاريخ اين سرزمين است که درس‌های فراوانی برای امروز ما دارد.
۱ـ يکي از درس‌هاي بزرگ حماسه دفاع مقدس، شرح و تبيين فرهنگ مقاومت و ايستادگي است. مروري بر تاريخ ايران‌زمين به خوبي نشانگر آن است که ملت ما همواره در برابر متجاوزان ايستاده و سر تسليم فرود نياورده است. اما اوج اين ايستادگي و استقامت در دوران هشت‌ساله دفاع مقدس تجلي يافت که در آن شاهد مقاومت همه‌جانبه ملت در برابر متجاوزي بوديم که ابرقدرت‌ها و تمامي کشورهاي غربي آن را حمايت مي‌‌کردند. به واقع، رزمندگان اسلام تنها در برابر ارتش عراق قرار نداشتند، بلکه در مقابل جبهه واحد جهاني ايستادند که با همه توان از رژيم بعثي حمايت مي‌کرد. جنگ اثبات‌کننده اين گزاره بود که در ميدان تقابل حق و باطل، پايداري و ايستادگي در برابر باطل هميشه جواب خواهد داد.
۲ـ درس بزرگ ديگر دفاع مقدس تحقق عيني شعار «ما مي‌توانيم» بود. در طول دوران دفاع، جمهوري اسلامي کوچک‌ترين کمکي از سوی بيگانگان دریافت نداشت و در عوض با محاصره همه‌جانبه نظامي ـ تسليحاتي و اقتصادي و سياسي روبه‌رو بود. آنچه توانست در طول اين هشت سال جمهوري اسلامي را در برابر همه دشمنان داخلي و خارجي سرپا و استوار نگه دارد، اراده‌اي بود که شعار «ما مي‌توانيم» را با همه توان در وجود يک ملت نهادينه کرد و مبتني بر اين نيروي الهي بود که همه توفيقات در طول دفاع مقدس حاصل آمد. بی‌شک امروز نیز همين اراده و همين تفکر، رمز عبور ما از موانع و مشکلات و تحريم‌ها و فشارها خواهد بود.
۳ـ درس بزرگ ديگر در دوران دفاع آن است که همواره مي‌توان با تدبير و هوشياري، بزرگ‌ترين تهديدات را به فرصت تبديل کرد و از آن عليه دشمن بهره گرفت. اگر چه تجاوز به خاک کشور در نگاه اول تهديدي عليه نظام اسلامي به حساب مي‌آمد، اما همين تهديد در بستر تدبير ملت و مسئولان نظام اسلامي به فرصتي براي شکوفايي استعدادها و توانايي‌ها تبدیل شد. ملت ايران فرازهاي شيواي رهبر کبير انقلاب اسلامي- حضرت روح‌الله(ره)ـ را به گوش جان سپرده است که فرمودند: «هر روز ما در جنگ بركتي داشته‏ايم كه در همه صحنه‏ها از آن بهره جسته‏ايم. ما انقلاب‌مان را در جنگ به جهان صادر نموده‏ايم، ما مظلوميت خويش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‏ايم، ما در جنگ، پرده از چهره تزوير جهانخواران كنار زديم، ما در جنگ، دوستان و دشمنان‌مان را شناخته‏ايم، ما در جنگ به اين نتيجه رسيده‏ايم كه بايد روي پاي خودمان بايستيم، ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شكستيم، ما در جنگ ريشه‏هاي انقلاب پر بار اسلامي‏مان را محكم كرديم، ما در جنگ حس برادري و وطن‌دوستي را در نهاد يكايك مردمان بارور كرديم، ما در جنگ به مردم جهان و خصوصاً مردم منطقه نشان داديم كه عليه تمامي قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها ساليان سال مي‏توان مبارزه كرد.»(3/12/۱۳67)
۴ـ درس بزرگ ديگري که با تورق دفتر جنگ مي‌توان آموخت آن است که درباره دشمني دشمنان با نظام اسلامي و ملت ايران نبايد براي لحظه‌اي ترديد به خود راه داد. دشمنان ما در طول جنگ تحميلي نشان دادند تا آخرين توان‌شان براي نابودي ملت ايران و هويت انقلابي ـ اسلامي ما تلاش خواهند کرد و آنجايي هم که اقدامي نمي‌کنند نه از سر خيرخواهي، بلکه از سر ناتواني است. به واقع، دشمني و عداوت و زياده‌خواهي دشمنان حد يقفي ندارد و تنها راه مقابله با آنان نه کوتاه آمدن و پا پس‌کشيدن؛ که مبارزه و ايستادگي است.
۵ـ دفاع مقدس به ما آموخت که فتنه‌گران داخلي همواره زمينه‌ساز تجاوز بيگانگان و دشمنان خارجي هستند. در حقيقت، ترفندهاي بيگانگان بدون هموارسازي ايادي داخلي آنها آغاز نمي‌شود و جان نمي‌گيرد! تجاوز عراق به ايران، بدون اقدامات منافقانه ليبرال‌ها و جريان‌هاي نفاق و عملکرد خائنانه افرادی چون بني‌صدر و رجوي کليد نمي‌خورد. امروز نيز دشمن بدون مقدمه‌سازي‌هاي ايادي داخلي خود نخواهد توانست خللي در مسير انقلاب ايجاد کند.
۶ـ درس بزرگ ديگري که در دل ماجراي دفاع هشت‌ساله نهفته است، آن است که پيروزي جز از طريق وحدت کلمه در ذيل سايه پیروی از رهنمودهاي رهبري الهي حاصل نخواهد شد. بی‌شک اگر نبود روحيه همکاري و تعاون و بسيج عمومي ملت براي دفاع در برابر تجاوز و هدايت رهبري پيامبرگونه فقيه عاليقدر جهان تشيع و اعتقاد عمومي و اطمينان قلبي ملت به اين رهبري الهي، محال بود که بتوان در برابر چنين هجوم پرقدرت و همه‌جانبه‌اي براي نابودي نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايستادگي کرد، به همين دلیل است که از همان ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي تلاش براي اختلاف‌افکني بين ملت و شقه‌شقه کردن جبهه واحد توده‌ها و همچنين تضعيف جايگاه ولايت‌فقيه و تخريب چهره رهبري در صدر سناريوهاي تبليغاتي دشمنان قرار دارد. بی‌شک امروز نيز رمز موفقيت ملت ايران در همين يکپارچگي و اطاعت از رهبري نهفته است و با تمسک به اين دو حبل متين برآمده از آموزه‌هاي تشيع علوي است که تحقق همه آرمان‌هاي رفيع اين ملت ممکن خواهد بود.
7- بزرگ درس دفاع هشت‌ساله، آشکار ساختن اين مسئله بود که بايد به جوانان اعتماد کرد و کارهاي بزرگ را به آنان سپرد! در بستر همين اعتماد بود که جوانان ميدان‌دار عرصه نبرد شدند و در حالي که مستشاران کارکشته نظامي از عدم تحقق بسياري از عمليات‌هاي نظامي با توجه به کمبود امکانات سخن مي‌گفتند، حماسه‌هاي بزرگي چون؛ ثامن‌الائمه، فتح‌المبين، الی‌بيت‌المقدس، خيبر، والفجر8 و کربلاي 5 را خلق کردند. فتح بسياري از قله‌هاي رفيع افتخار در عرصه‌هاي مختلف در دهه چهارم انقلاب اسلامي نيز امروز به‌دست جواناني حاصل آمده که آلبوم گشاده دوران طلايي هشت‌ساله را در پيش روي خود دارند.


نكته و نظر

کمک کردن همیشه مادی نیست!
نکته: روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود، روی تابلو خوانده می‌شد: «من کور هستم لطفاً کمک کنید.» روزنامه‌نگار خلاقی که از کنار او می‌گذشت نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت. آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز روزنامه‌نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدم‌های او، خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه‌نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ‌وقت ندانست که او چه نوشته است، ولی روی تابلوی او خوانده می‌شد :امروز بهار است، ولی من نمی‌توانم آن را ببینم !...
نظر: در کمک کردن افراد نیازمند صرفاً جنبه مالی آن مدنظر نیست، چه‌بسا گاهی کمک روحی، عاطفی و راهنمایی برای حل مشکلات از کمک مالی مهم‌تر و کارگشاتر است.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

تلاش وزیر نفت برای کاهش قیمت نفت!
بیژن نامدار زنگنه در حالی بر تخت صدارت وزارت نفت تکیه داد که چندی بعد از آن طلای سیاه، در مسیر سیاه قرار گرفت. قیمت نفت در اواسط سال ۹۳ برخلاف میل دولت در مسیر نزولی قرار گرفت و طی بیش از یک سال حدود ۵۰ درصد کاهش یافت.
هرچند که تاکنون قیمت نفت با نوسانات متنوعی روبه‌رو بوده، ولی چند صباحی است که در بازه بین ۴۰ تا ۶۰ دلار در نوسان است. این در حالی است که در چند روز گذشته مجدداً روند نزولی به خود گرفته و به۴۵ دلار رسیده است و بنای بالا رفتن ندارد. کارشناسان معتقدند که مازاد عرضه، اصلی‌ترین دلیل کاهش قیمت بوده است. آمارهای رسمی جهانی نشان می‌دهد که شرایط حال حاضر اقتصاد جهانی به‌گونه‌ای بوده که از یک طرف تقاضای نفت کاهش و از طرف دیگر عرضه نفت افزایش داشته است. براین اساس رشد ذخایر راهبردی نفت آمریکا، کاهش رشد اقتصادی کشورهای دنیا، از جمله چین، افزایش قابل ملاحظه تعداد دکل‌های حفاری آمریکا به ۲۰۰۰ دکل، رشد تولید نفت شیل در آمریکا، رشد تولید نفت عراق و لیبی از جمله دلایل بروز مازاد عرضه مطرح شده است.
در حالی که بازار نفت با مازاد عرضه حدود دو میلیون بشکه در روز مواجه است، وزیر نفت از افزایش صادرات نفت ایران خبر می‌دهد. وی در مصاحبه‌های رسمی و غیررسمی به‌صراحت بیان کرده که وزارت نفت به دنبال آن است تا بعد از لغو تحریم‌ها روزانه صادرات نفت ایران را ۵۰۰ هزار بشکه و طی چند ماه پس از آن این میزان را به یک میلیون بشکه در روز افزایش دهد. در مذاکرات وزارت نفت با هیئت‌های تجاری خارجی که در ماه‌های اخیر و پس از توافق هسته‌ای وین، از کشورهای مختلف اروپایی، آسیایی و آفریقایی به ایران سفر کرده‌اند، موضوع افزایش صادرات نفت مهم‌ترین‌ محور این مذاکرات بوده است. هرچند که بسیاری از کارشناسان معتقدند اظهارنظرهای آقای زنگنه، خود عامل بی‌ثباتی در قیمت‌ها است، ولی خود موضوع افزایش یک میلیون بشکه صادرات نفت ایران، مسئله مهم و قابل توجهی است که به فرض ثبات بقیه عوامل، مازاد عرضه در بازار را ۵۰ درصد افزایش خواهد داد و به سه میلیون بشکه در روز خواهد رساند. افزایش مازاد عرضه نیز مساوی با کاهش قیمت است. در حال حاضر صنعت نفت کشور و نه تنها ظرفیت خودکفایی در فرآورده‌های نفتی، بلکه صادرات فرآورده نفتی را دارد. براین اساس چرا باید به جای افزایش ارزش افزوده به سمت افزایش خام‌فروشی برویم؟







تناقض‌گویی‌ها درباره بازدید آمانو از پارچین

رسانه‌های همسو با دولت در هنگام بازدید آمانو از پارچین از یک طرف خوشحال بودند که در تأسیسات نظامی پارچین به روی بیگانگان باز شده است و از سوی دیگر اعلام کردند این بازدید جنبه تشریفاتی دارد.
این در حالی است که سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بازدید یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، از پایگاه پارچین را «اقدامی چشمگیر» دانست. در همین زمینه یک عضو دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران، با اشاره به تناقض‌گویی‌ها درباره بازدید آمانو از پارچین، گفت: ایران و آژانس در وین توافقی را امضا کردند که بخشی از آن برملا شده و بخش‌هایی از آن هنوز مشخص نیست. به نظر می‌رسد دولت همه جزئیات توافق با آژانس را ارائه نداده ‌است.
ایزدی تصریح کرد: قطعاًً ما در ادامه با آژانس درگیر خواهیم بود، چه برای روز اجرا که بحث راستی‌آزمایی است و چه برای ماه‌ها و سال‌های آینده، چرا که ما پروسه‌ای را مشخص کردیم که ۱۰ سال آینده نتیجه آن مشخص می‌شود. عضو هیئت علمی دانشگاه تهران با تأکید بر اینکه نوع تعامل دولت با آژانس باید شفاف باشد، گفت: متأسفانه ما این شفافیت را در دولت نمی‌بینیم. آمانو به ایران می‌آید و به پایگاه‌های نظامی ما می‌رود و اقداماتی را انجام می‌دهد که مشخص نیست. وی در همین باره گفت: وقتی این موضوع از سخنگوی سازمان انرژی اتمی سؤال می‌شود، از اینکه در مدت حضور آمانو چه اتفاقی افتاده، می‌گوید من با آمانو نبودم و نمی‌دانم! چرا این فرد مسئول نباید اطلاع داشته باشد؟! این کارشناس مسائل آمریکا ادامه داد: حالتی که دوستان در دولت دارند، از اینکه نسبت به تعهداتی که کشور داده و نسبت به عملکرد طرف مقابل شفاف نیستند، به نفع کشور نیست. نوع عملکرد امروز آژانس شاخص سنجش عملکرد آن در آینده است.
ایزدی تصریح کرد: عدم شفافیت دولت در نوع تعامل با آژانس نه‌تنها کمکی به تصمیم‌گیری نمایندگان درباره برجام نمی‌کند، بلکه این تصمیم‌گیری را دچار مشکل هم می‌کند،‌ چرا که تعهداتی که در برجام برای ما وجود دارد، فراتر از عمر دولت کنونی است. عضو هیئت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران معتقد است به‌جای پنهان‌کاری که متأسفانه درباره برجام وجود دارد، نیاز به شفافیت بیشتری است تا نمایندگان مجلس با آگاهی بیشتر درباره برجام تصمیم‌گیری کنند. وی در ادامه با اشاره به خطوط قرمز مذاکرات، گفت: ما در مذاکرات یک‌سری خطوط قرمز داریم، ازجمله عدم بازرسی از پایگاه‌‌های نظامی. حال مگر آمانو بیکار است که تشریفاتی به پایگاه نظامی ما بیاید و از آنجا بازدید کند!




برنامه‌های آمریکا برای شاه‌کلید تحولات دنیا

«تحولات ژئواستراتژیک و اقتصادی جهان و پیامدهای آن بر مشرق زمین» عنوان پژوهشی است که «ریاض عید» تحلیلگر مسائل راهبردی منطقه در آن موقعیت منطقه هلال حاصلخیز در راهبردهای بین‌المللی و انعکاس درگیری این راهبرد‌ها بر هلال حاصلخیز را مطرح کرده است.
منطقه «هلال حاصلخیز» نام بخش تاریخی از خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] است که نخستین‌بار از سوی جیمز هنری بریستد، باستان‌شناس دانشگاه شیکاگو بر این بخش از جهان گذاشته شد. این منطقه از غرب به دریای مدیترانه، از شمال به شمال سوریه، از جنوب به شبه‌جزیره عربستان و از شرق و جنوب شرقی به خلیج‌فارس محدود می‌شود. این منطقه که امروزه کشورهای مصر، فلسطین اشغالی، لبنان و نیز کرانه باختری رود اردن و نوار غزه و بخش‌هایی از اردن، سوریه، عراق، جنوب شرقی ترکیه، غرب و جنوب غربی ایران را دربرمی‌گیرد، با رودهای نیل، دجله، فرات و رود اردن سیراب می‌شود.
بر اساس این گزارش، درگیری‌های موجود در قرن ۲۱ به نفع گروهی خواهد بود که بتواند تسلط بر منطقه هلال حاصلخیز را به دست آورد، چرا که علاوه بر منابع انرژی موجود در این منطقه جغرافیای سیاسی، آن را نیز به نفع خود مورد بهره‌برداری قرار می‌دهد.
این گزارش می‌افزاید: منطقه هلال حاصلخیز در محوریت سه پروژه قرار گرفته است؛ اول پروژه یهودی صهیونیستی که با بخش رویکردهای وهابی و اخوان در خلیج‌فارس تلاقی پیدا کرده است. دوم پروژه اخوانی و ترکی که با ائتلاف چهارجانبه عربستان، قطر، امارات و کویت تلاقی دارد و سوم پروژه ایرانی و محور مقاومت که شامل ائتلاف‌هایی گسترده شده از لبنان تا سوریه و عراق و یمن می‌شود؛ این پروژه حتی حمایت اجلاس همکاری‌های شانگ‌های را نیز جلب کرده است، پروژه مذکور در منطقه هلال حاصلخیز بر اساس ائتلاف سیاسی و اقتصادی به همراه روسیه و چین وارد مبارزه با آمریکا شده است.
بر اساس این گزارش محور مقاومت از تجربه نیروهای مردمی حامی ارتش‌ها استفاده می‌کند، چرا که این تجربه تأثیرگذاری خود را به اثبات رسانده است. مقاومت می‌داند که یکی از اهداف پروژه صهیونیستی آمریکایی در منطقه ضربه زدن به دولت‌های غیرنظامی مستقر در منطقه هلال حاصلخیز است و تحولات سوریه نیز در همین راستا دنبال می‌شود. محور مقاومت می‌داند که موجودیت رژیم صهیونیستی بر پایه همین راهبرد غربی در منطقه قرار داده شده است تا بتواند بخش اساسی از مأموریت تحقق پروژه‌های غربی برای تجزیه منطقه و از بین بردن رویکردهای ملی آن را دنبال کند.






هدف واقعی شرکت‌های غربی از ورود به بازار ایران چیست؟

یکی از کانال‌های نفوذ اقتصادی غرب پس از توافق که به نظر می‌رسد جای تأمل و توجه بسیاری دارد، این است که شرکت‌های اروپایی و دولتمردان آنها در سفر به ایران بیش از آنکه اعلام آمادگی به‌منظور گسترش روابط با دولت جمهوری اسلامی ایران داشته باشند، علاقه‌مند به توسعه‌ روابط با شرکا و شرکت‌های خصوصی ایرانی هستند که این خود می‌تواند زمینه‌ساز نفود بیشتر دشمنان ما در داخل کشور باشد؛ زیرا در این‌صورت نه تنها نظارت چندانی بر عملکرد آنها نخواهد بود، بلکه با آزادی عمل بیشتری در عرصه‌ فعالیت‌های اقتصادی‌ خود در ایران عمل خواهند کرد. برای نمونه، دغدغه‌های مربوط به حمایت از تولید ملی و توانمندسازی متخصصان داخلی و بهره‌گیری از تکنولوژی‌های جدید و انتقال آنها به کشور، نمی‌تواند به‌طور طبیعی دغدغه‌ شرکت‌های اروپایی برای حضور در صنایع ایران باشد. یک سؤال جدی‌تر این است که چرا عمده‌ سرمایه‌گذاری کشورهای اروپایی و غربی، بر صنایعی خاص از جمله نفت و گاز و خودرو و پتروشیمی و مانند آن است. چرا این کشورها در حوزه‌ راهبردی و حیاتی کشاورزی و انتقال فناوری‌ها و دانش‌های پیشرفته‌ صنعتی که بهبوددهنده‌ تولید محصولات کشاورزی در ایران است که حقیقتاًً یکی از مظلوم‌ترین و البته محتاج‌ترین بخش‌ها برای سرمایه‌گذاری است، ورود پیدا نمی‌کنند؟ جالب توجه اینکه آمریکایی‌ها در کشورهای همسایه‌ ما که بهترین روابط اقتصادی و سیاسی را نیز با آنها دارند، به سرمایه‌گذاری در این امور اقدام نکرده‌اند. هدف آنها پیشرفت اقتصادی درون‌زای کشورهای نفتی نیست، بلکه هدف آنها چاپیدن نفت آنها از طریق سرمایه‌گذاری‌های هنگفت در آن و بعد انتقال نفت آنها به داخل کشور خود با بهای ارزان و ثمن بخس و آنگاه تولید ارزان‌تر مواد و اقلام مصرفی مورد نیاز کشورهای صاحب نفت و عرضه به آنها با بیشترین سود ممکن است. دکتر نقی‌زاده، یکی از متخصصان و اندیشمندان اقتصادی در کتاب خود در نقد سرمایه‌گذاری خارجی در صنعت نفت ایران، چنین می‌نگارد: «این بدین معناست که با هزینه‌ ایران، عمدتاًً ماشین‌آلات حفاری و متخصص، خدمات پیمانکاری و نگهداری و حتی کارگران فنی خارجی به کشور سرازیر می‌شوند. تا چه بشود؟ ... یعنی ظرف ده سال آینده با هزینه‌ ایران (فروش دارایی‌‌های سرمایه‌ای) همچنان به صدور فرصت‌های اشتغال داخلی به خارج مبادرت شود تا جوانان چینی، کره‌ای، ژاپنی، فرانسوی، مالزیایی، ایتالیایی و حتی ترک، پاکستانی و هندی و قزاق دارای شغل گردند.»


خط خبر


سانسور اطلاع‌رسانی در ایران یا آمریکا!
دکتر رندی شت، عضو سازمان اجتماعی شبکه استقلال سیاه‌پوستان می‌گوید: «شاید باورتان نشود، مردمی در آمریکا هستند که باورشان نمی‌شود، تهران، مترو داشته باشد. باورشان نمی‌شود که در ایران، جاده آسفالت وجود دارد. کسی در آمریکا از ایران چیزی نمی‌داند.« هر کس در آمریکا کاری به نفع ایران انجام بدهد، تنبیه خواهد شد؛ هم تنبیه مالی، هم تنبیه شغلی و هم تنبیه اعتباری.

راهبرد تهاجمی آمریکا برای نفوذ به ایران
گام‌های مبارزه‌ راهبردی پس از برجام برای این صورت می‌گیرد که آمریکا بتواند از فضای به‌وجودآمده، به تغییر در معادله‌ قدرت و سیاست داخلی ایران برسد؛ امری که هرچند در اظهارات علنی مقامات آمریکایی به آن اشارتی می‌شود، اما در واقع بیش از هر چیزی بر آن حساب و تمرکز کرده‌اند که این فضا، مقدمه نفوذ و سپس براندازی جمهوری اسلامی باشد، نه مقدمه‌ پذیرش این کشور به‌مثابه‌ یک قدرت هسته‌ای. پیتر هارل، از پژوهشگران اندیشکده‌ «مرکز امنیت آمریکایی جدید»، به مقامات کاخ سفید چنین تجویز می‌کند: «آمریکا باید یک راهبرد تهاجمی ترویج اصلاحات سیاسی و اجتماعی در ایران را دنبال کند تا تعامل بیشتر مؤسسات غیردولتی آمریکایی و بین‌المللی و نهادهای جامعه‌ مدنی در ایران تسهیل شود. واشنگتن باید به باقی ماندن در کنار فعالانی در ایران که به‌دنبال اصلاحات سیاسی در کشور هستند، ادامه دهد.» در واقع، برجام و افزایش تعامل با ایران از دید آنها بیش از آنکه به‌معنای راه یافتن ایران به جامعه بین‌المللی باشد، به‌معنای راه یافتن آمریکا به درون ایران است.

تلاش برای انحراف پرونده یک مجرم
تحلیل محتوای سخنان و نوشته‌های حامیان دولت در پرونده بابک زنجانی نشان می‌دهد که آنها در صدد هستند که نظام را به فساد سیاسی و قضایی متهم کنند. گواه این مدعا، گفت‌وگوی اکبر ترکان با رسانه‌هاست که در آن گفته بود: «بابک زنجانی به یک مافیای فساد وصل است... او صد در صد پشتیبان مالی از جنس «از ما بهتران» دارد... باید مواظب باشیم که اتفاقی برای او نیفتد... بابک زنجانی یک آدم نیست، یک جریان است... دستگاه‌های اطلاعاتی-امنیتی ما بیشترین کوشش خود را می‌کنند تا مبادا آن زنجیره‌ای که بابک زنجانی به آن وصل است، او را در زندان بزند! چنین به نظر می‌رسد که با شروع محاکمه بابک زنجانی و با توجه به تلاش جریان‌های سیاسی اصلاح‌طلب و اعتدال‌گرا برای القای نفوذ سیاسی در پرونده بابک زنجانی، اطلاع‌رسانی جامع از سیر تعقیب این متهم و نیز تلاش‌های صورت گرفته برای کشف جرم و جمع‌آوری و حفظ آثار و ادله آن سودمند باشد. در عین حال این نکته که تقلیل «مقابله با فساد» به «تسویه‌حساب‌های سیاسی» عاملی بازدارنده در فسادزدایی است و می‌تواند برای مفسدان حاشیه امن ایجاد کند.

چه کسانی جمعیت جهان را کاهش می‌دهند؟!

بخشی از سیاست‌های دولت آمریکا این بوده است که جامعه جهانی را با کاهش جمعیت مواجه کند، یکی از نمونه‌های این سیاست سخنان «توماس فرگوسن» مأمور دفتر امور جمعیتی آمریکا در آمریکای لاتین است. وی توضیح می‌دهد: «همه تلاش‌های ما یک بستر مشترک دارد؛ باید جمعیت دنیا را کاهش دهیم. دولت‌ها یا باید به روش ما این کار را انجام بدهند، از طریق روش‌های تر و تمیز و یا درگیر کثافت‌کاری‌هایی خواهند شد مانند آنچه در السالوادور یا ایران یا بیروت اتفاق افتاد. جمعیت یک مشکل سیاسی است. وقتی از تسلط خارج شود، برای کاهش آن به دولت‌های استبدادی و حتی فاشیست نیاز است. متخصصان امر به دلایل بشردوستانه نمی‌خواهند جمعیت را کم کنند که خیلی هم آرمان قشنگی است، اما ما به منابع و محدودیت‌های محیط زیست نگاه می‌کنیم. به نیازهای راهبردی خودمان نگاه می‌کنیم و می‌گوییم فلان کشور باید جمعیتش را کم کند. در غیر این صورت، به مشکل برمی‌خوریم.

دعوت انتخاباتی ‌سیدحسن‌خمینی از ناطق

یک هفته‌نامه همسو با حزب کارگزاران سازندگی مدعی شد که حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی از حجت‌الاسلام ناطق نوری برای حضور در عرصه انتخابات دعوت کرده است. به نوشته این هفته‌نامه؛ به‌تازگی سیدحسن خمینی با علی‌اکبر ناطق نوری دیدار کرده و از او خواسته است که در انتخابات مجلس شرکت کند و نقش خود را برای انقلابی که او یکی از سرمایه‌های آن است، ایفا کند. ناطق نوری این بار سخنی نگفته و در برابر سخنان و اصرار حسن خمینی گفته است نیاز به آن دارد که بیشتر فکر کند. این در حالی است که وی پیشتر گفته بود هیچ تمایلی برای نامزدی در انتخابات مجلس آینده ندارد.

مونیز: توافق بدتر از حمله نظامی است
وزیر انرژی آمریکا که در مذاکرات گروه 1+5 با ایران حضور داشت، درباره برخی سخنان در مورد اجازه به رژیم صهیونیستی برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران گفت: من در کنار وزیر دفاع و رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در مجلس سنا حضور داشتم و از آنها نیز درباره همین گزینه نظامی سؤال شد؛ پاسخ این بود که بله اگر ما ایرانی‌ها را بمباران کنیم، برنامه آنها را دو یا سه سال عقب خواهیم انداخت، اما این توافق آنها را ۱۵ سال عقب می‌اندازد. بنابراین استدلال این است که چرا باید گزینه نظامی را با همه پیامدهای ناخواسته آن انتخاب کنیم و سراغ راهکار دیپلماتیک نرویم که از دوره ۱۵ ساله (اجرا) برخوردار است و بازرسی‌های واقعاً شدید و منحصربه‌فرد را تا ابد اعمال خواهد کرد.

تمبر طلا برای رهبر مستضعفان!

چهارشنبه گذشته از تمبرهای طلا و نقره با تمثال امام خمینی در حرم امام خمینی رونمایی شد. گفته‌های مدیر عامل شرکت پست حاکی از آن است که تمبر یادگار بنیانگذار کبیر انقلاب در گروه تمبرهای یادبود تولید شده از دو نوع طلا و نقره است. با سفارش قبلی، ۳۷۰۰ قطعه تمبر طلا با تمثال حضرت امام (ره) و ۱۸۰۰ قطعه تمبر نقره با تمثال حضرت امام(ره) تولید شد. قیمت تمبر طلا ۲۱۰ هزار تومان بود که اکنون در بازار به قیمت ۶۰۰ هزار تومان فروخته می‌شود و قیمت تمبر نقره ۱۲۰ هزار تومان بود که در بازار ۲۲۰ هزار تومان به فروش می‌‌رسد. گفته شده است مبلغ ۹۹۲ میلیون تومان بابت این تمبرها هزینه شده است. انتشار خبر رونمایی از تمبر طلا و نقره از امام خمینی(ره)، این سؤال را در ذهن ایجاد می‌کند که تجمل‌گرایی و اشرافیت، چه ارتباطی با اندیشه امام دارد؟ آیا در شرایطی که کشور با مشکلات عدیده اقتصادی روبه‌روست، این هزینه‌کردن از بیت‌المال، نسبتی با امام (ره) دارد؟!

متخصصان براندازی نرم در تیم اجرای برجام
دولت آمریکا دو تن از متخصصان جنگ نرم را به‌عنوان هماهنگ‌کننده ارشد واشنگتن در اجرای برجام منصوب کرد. رئیس این گروه استفان مول، سفیر آمریکا در لهستان است. وی سال‌ها در سمت مشاور ارشد در امور تصمیم‌گیری در زمان بحران و انتقال سیاسی برای سازمان ملل متحد کار کرده است. نفر دوم این گروه نیز فردی به نام گرت بلانک است که در حال حاضر در وزارت خارجه آمریکا است؛ منتهی پیش از اینکه وارد وزارت خارجه شود برای بنیاد جامعه باز که متعلق به جورج سورس است، کار می‌کرد و تخصصش در حوزه انقلاب‌های مخملی و مباحث براندازی و مدیریت انتخابات در کشورها است؛ برای نمونه پس از سرنگونی صدام بخش مدیریت انتخابات در عراق را به عهده گرفته بود و مسئولیت‌های دیگری هم داشته است؛ حوزه اصلی کار او مباحث سیاسی مرتبط با کشورهایی هست که در حال تغییر هستند. وظیفه این گروه ایجاد هماهنگی بین وزارت امور خارجه با نهادهای دولتی دیگر، از جمله شورای امنیت ملی، وزارت خزانه‌داری، وزارت انرژی و آزمایشگاه‌های هسته‌ای خواهد بود.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

اختلاف 180 درجه‌ای منافع ایران و آمریکا در منطقه
آمریکایی‌ها بر اساس راهبرد جدیدشان مبنی بر عادی‌سازی رابطه با جمهوری اسلامی برای هموار کردن مسیر نفوذ به داخل ایران به مطرح کردن وجود منافع و تهدیدات مشترک برای ایران و آمریکا در منطقه روی آورده‌اند. برای نمونه از داعش به منزله یک گروه تروریستی خطرناک برای منافع غرب و ایران سخن گفته و با گذاشتن انگشت بر روی این تهدید مشترک،‌ پیشنهاد همکاری به ایران برای مبارزه با داعش می‌دهند. کسانی هم در داخل کشور و از جمله در میان مسئولان با نوعی ساده‌اندیشی،‌ یا بر اساس اهداف خاص سیاسی از این رویکرد آمریکا استقبال کرده و از ضرورت عادی‌سازی رابطه با آمریکا و همکاری با این کشور حول منافع و تهدیدات مشترک سخن می‌گویند.
آیا می‌توان در منطقه برای ایران و آمریکا منافع و تهدیدات مشترک متصور بود؟ قاعده و اصل ورود یک کشور به اتحادیه‌ها و ائتلاف‌های منطقه‌ای، یا بین‌المللی برای رسیدن به منافع مشترک و دفع تهدیدات مشترک یک اصل پذیرفته شده در صحنه روابط بین‌الملل است. در اصل این قاعده و درستی آن تردیدی نیست،‌ اما سؤال در وجود تهدید یا منافع مشترک در منطقه بین ایران و آمریکا است.
برای پاسخ به پرسش مذکور باید اهداف راهبردی ایالات متحده در منطقه راهبردی غرب آسیا و اهداف راهبردی جمهوری اسلامی ایران در این منطقه بررسی شود. با بررسی تطبیقی این اهداف مشخص خواهد شد که آیا می‌توان اشتراک دیدگاه،‌ اشتراک هدف، اشتراک منافع، یا تهدید مشترک در منطقه برای ایران و آمریکا متصور بود یا خیر.
الف- اهداف راهبردی ایالات متحده در منطقه
1- احیای نفوذ و سلطه با به دست گرفتن رهبری ائتلاف‌ها در منطقه و ایفای نقش در دولت‌سازی در کشورهای در حال تغییر و دگرگونی. آمریکایی‌ها سلطه بر منطقه راهبردی غرب آسیا را تنها راه برای تسلط بر جهان و شکل‌دهی به نظم نوین جهانی مورد نظر خود دانسته و بر همین اساس تلاش می‌کنند به هر شکل ممکن بر این منطقه سلطه یابند. 2- حفظ امنیت و تأمین منافع رژیم صهیونیستی و توسعه دادن قدرت و نفوذ صهیونیست‌ها در کشورهای منطقه از طریق مقابله با محور مقاومت و تقویت جریان سازش. 3- مهار انقلاب اسلامی و پایان دادن به نفوذ منطقه‌ای ایران. 4- تسلط انحصاری بر آبراهه‌های راهبردی منطقه و سلطه بر منابع انرژی منطقه و انتقال آن. 5- حمایت از شرکای منطقه‌ای خود و مقابله با تهدیدات علیه آنان از قبیل جریان مقاومت و جریان بیداری اسلامی.
ب- اهداف راهبردی جمهوری اسلامی ایران در منطقه
1- الهام‌بخش بودن برای ملت‌های منطقه با صدور گفتمان انقلاب اسلامی و حمایت از جریان بیداری اسلامی. 2- حمایت از مقاومت و تمامی مبارزات ملت‌ها در منطقه علیه نفوذ آمریکا. 3- حمایت از مبارزات ضد رژیم صهیونیستی در منطقه تا رهایی قدس شریف. 4- مقابله با نظم مورد نظر آمریکا در منطقه و تلاش برای شکل‌گیری نظم منطقه‌ای بر اساس منافع ملت‌ها. 5- ایجاد ثبات و امنیت پایدار در منطقه بر اساس قدرت بازدارندگی و هم‌افزایی با تمامی کشورها و جریان‌ها و گروه‌های فعال در منطقه که با نفوذ بیگانه مخالف هستند.
اگر اهداف راهبردی پنج‌گانه ایران و آمریکا در منطقه غرب آسیا بررسی تطبیقی شود،‌ به وضوح در خواهیم یافت که نه تنها هیچ نقطه مشترکی میان اهداف دو کشور نمی‌توان پیدا کرد که بر اساس آن نقطه مشترک منافع،‌ یا تهدیدات مشترک برای همکاری تعریف شود،‌ بلکه اهداف راهبردی دو کشور در مقابل هم قرار دارد؛‌ بنابراین کشور پیشنهاد‌دهنده همکاری،‌ یعنی آمریکا دارای نیات سوء و اهداف پنهان است. دولتمردان،‌ احزاب و گروه‌های فعال سیاسی باید در برابر چنین پیشنهادهایی هوشمندانه و مدبرانه عمل کنند و دچار فریب راهبردی نشوند.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی که طی 26 سال گذشته همواره هوشمندانه و حکیمانه سیاست خارجی جمهوری اسلامی را هدایت و راهبری کرده‌اند،‌ در این باره می‌فرمایند: «ما این را گفته و اعلان کرده‌ایم که در هیچ مسئله‌ای جز مسئله هسته‌ای با آمریکا‌یی‌ها طرف صحبت نمی‌شویم،‌ هم به مسئولین سیاست خارجی‌مان گفته‌ایم،‌ هم به بقیه مسئولین گفته‌ایم که داخل نمی‌شویم. علت هم همین است که جهت‌گیری آنها درست نقطه مقابل جهت‌گیری ما است؛‌180 درجه ما با هم تفاوت داریم.»


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

فضاسازی برای صندلی ریاست خبرگان
حسین عبداللهی فر

اعلام کاندیداتوری زودهنگام آقای هاشمی برای ورود به عرصه رقابت‌های انتخاباتی خبرگان و اصرار وی بر حضور سیدحسن خمینی در این عرصه پرسش‌هایی را در اذهان عمومی ایجاد کرده بود که روزنامه‌های وابسته به اصلاح‌طلبان با اقدام به فضاسازی برای ریاست هاشمی بر خبرگان آینده، به بخشی از پرسش‌های مطروحه پاسخ گفتند.
با همین نگاه تیترهای زیادی در این هفته به سخنان آقای هاشمی در محافل مختلف اختصاص داشت. «شرق» تیتر یک روز اول هفته(۲۸/۶) خود را به سخنان هاشمی در جمع دبیران و رؤسای انجمن اسلامی دانشگاه‌های کشور اختصاص داد و در ادامه تیتر «حماسه سیاسی 92 را به من منسوب می‌کنند»، نوشت: «خیلی‌ها ایجاد زلزله سیاسی در انتخابات 92 را به نام‌نویسی من منسوب می‌کنند، ولی واقعیت این است که مردم با بلوغ سیاسی و سقوط انقلابی آن حماسه سیاسی را خلق کردند.»
«آرمان» در حالی تیتر اول روز اول هفته خود را به ادعای روزنامه انگلیسی گاردین درباره ورود سیدحسن به عرصه رقابت‌های انتخابات اختصاص داده بود که زیر تصویر کوچکی از هاشمی نوشت: «دلواپس‌ها خیلی وقت است که دلواپسند. این دلواپسی‌ها اگرتا چند ماه پیش پنهان بود، اما به یکباره و در زمانی که بسیاری از خواسته‌های خود را غیرقابل دسترس یافتند، آشکار شد. دلواپسان دلواپس هستند و در پس این دلواپسی است که برخی از موضوعات را نادیده گرفته و به آرامش کشور خدشه وارد می‌کنند. دلواپسان دیرگاهی است که دلواپسند و آیت‌الله هاشمی بهتر از همه این دلواپسان را درک می‌کند. چنانکه روز پنج‌شنبه گفت دلواپسی‌ها از انتخابات 92 آغاز شده است.»
«اعتماد» در همین روز «از روحانی عبور نمی‌کنیم» را در تیتر اول خود جای داد و در تیتر دوم زیر «روایت هاشمی از انتخابات 92» و به نقل از وی نوشت: «رشد بالای آرا در نظرسنجی‌ها و اقبال مردم علت رد صلاحیتم بود.»
«آفتاب یزد» هم این جمله هاشمی؛ «در انتخابات 92 گفتند می‌خواهند رشته‌های ما را پنبه کنند» را در حالی تیتر کرد که در تیتر اول خود نوشت: «اصلاح‌طلبان گوش به زنگ باشند.»
«ابتکار» هم در این روز تصویر نخست خود را به هاشمی اختصاص داد و به نقل از وی نوشت: «بسیاری از شخصیت‌های معتبر، باسواد و تجربه‌دیده را می‌شناسیم که آماده حضور در انتخابات هستند و مردم بیشتر از همه منتظر اسفند ماه هستند تا حماسه سیاسی را تکرار کنند.»
این روزنامه شفاف‌ترین پاسخ را در تیتر اول آخرین روزهای شهریور در قالب این سؤال که آیا «آیت‌الله به صندلی ریاست بازمی‌گردد؟» ارائه کرد و نوشت: «پس از فوت آیت‌الله مشکینی هدایت مجلس خبرگان به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رسید. وی به دلیل آنچه جلوگیری از سیاسی شدن این مجلس و سوءاستفاده برخی عنوان شد، پس از حدود دو سال‌ونیم به نفع آیت‌الله مهدوی‌کنی کنار رفت. هر چند آیت‌الله مهدوی‌کنی از چهره‌های معتدل به شمار می‌رفت، اما در نهایت در زمره زعمای اصولگرایی قرار داشت و در نتیجه می‌توان گفت که از اسفند ماه سال 89 بدین‌سو ریاست مجلس خبرگان در اختیار چهره‌های منتسب به اصولگرایان قرار دارد. حال سؤال این است که آیا ممکن است انتخابات خبرگان پنجم به‌گونه‌ای رقم بخورد که چهره‌های اعتدال یا حتی نزدیک به اصلاح‌طلبان در این مجلس به ریاست برسند؟»
این روزنامه با اشاره به اسامی چهره‌هایی چون هاشمی، حسن روحانی، سیدحسن خمینی، مجید انصاری، محمود علوی، علی یونسی، سیدهادی خامنهای، ابوالقاسم علیدوست، محمدجواد فاضل لنکرانی، سیدمحمد غروی و علوی بروجردی به‌عنوان نامزدهای احتمالی اصلاح‌طلبان در خبرگان رهبری می‌‌نویسد: «در میان این نام‌ها تنها دو نام هستند که به‌عنوان چهره‌های دارای کاریزمای ریاست خبرگان مطرح می‌شوند. آیت‌الله هاشمی رفسنجانی به‌عنوان یک چهره پیوندخورده با انقلاب اسلامی با سابقه حضور در عرصه‌های مختلف علاوه بر ریاست خبرگان گزینه اول برای تصدی دوباره این سمت محسوب می‌شود.»
«آرمان» دوشنبه (30/6/) تصویر اول خود را به آقای هاشمی اختصاص داد و از قول وی نوشت: «عده‌ای افراطی همواره سنگ‌اندازی می‌کنند.»
«شرق» یک روز بعد (31/6/) در گزارشی از چهار دهه فعالیت جامعه روحانیت مبارز از آیت‌الله مهدوی‌کنی، هاشمی رفسنجانی، مصطفی پورمحمدی و ناطق نوری به «شیخ‌های سیاست‌پیشه» یاد کرد و نوشت: «در دهه دوم انقلاب جامعه روحانیت مبارز اکثریت مجالس چهارم و پنجم را در اختیار داشت و عضو شورای مرکزی آن هاشمی رفسنجانی بود.»
«ابتکار» در همین روز با اختصاص تصویر نخست خود به کرسی‌های خالی خبرگان «دعوت از زنان برای ورود به مجلس خبرگان» را از قول هاشمی تیتر کرد و نوشت: «پررنگ شدن زنان در عرصه‌های سیاسی این روزها آن قدر مهم شده که آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پس از تأکید بر حضور زنان در مجلس شورای اسلامی در روزنامه‌ای که گفته می‌شود حامی آن است گفته که زن فقیه مرجع تقلید داریم و باید زن‌ها در انتخابات مجلس خبرگان رهبری حضور یابند. هر چند هنوز گزینه خاصی از بانوان برای حضور در مجلس خبرگان از سوی هاشمی رفسنجانی اعلام نشده است.»
«آرمان» هم بخش‌های دیگری از این سخنان هاشمی را با حروف درشتی تیتر کرد و نوشت: «همه ضربه‌های 8 سال گذشته را نگفته‌ایم.»
این روزنامه همچنین در تیتر اول خود از «جلسه با شورای نگهبان برای تأیید صلاحیت‌ها» خبر داد و در یادداشتی با عنوان «شورای نگهبان و انتخابات» نوشت: «افرادی در لباس نمایندگی مجلس به اظهارات اخیر ریاست محترم جمهوری دلیل بر اینکه شورای نگهبان تنها عهده‌دار نظارت بر انتخابات و به منزله چشم است خرده گرفته و برآشفته‌اند، در حالی که این شورا مطابق اصول یاد شده مسئولیتی جز نظارت استصوابی در موضوع انتخابات ندارد.»
چهارشنبه(۱/۷/) هم «آفتاب یزد» سخنان آقای هاشمی در جمع عده‌ای از رزمندگان سال‌های دفاع مقدس را با تیتر «اقلیت تندرو حتی بوی باروت جنگ هم به مشام‌شان نرسیده» درج کرد تا این فضاسازی به آخرین روز هفته هم کشیده شود.


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروري بر رفتارهاي منطقه‌اي عربستان
چالش‌هاي رياض براي جهان اسلام

عربستان به‌منزله کشوري مهم و تأثيرگذار در قبال جهان اسلام مي‌توانسته ايفاي نقش کند، اما این مهم به دلايل مختلف اجرايي نشده است. از يک سو جنگ قدرت در خاندان سعودي، در ابعاد گسترده‌اي در حال پيشرفت است و هيچ آينده روشني براي آن وجود ندارد و از سوي ديگر، استفاده کشورهاي غربي از فضاي بحراني جاري در اين کشور، زمينه‌ساز گرفتار شدن سعودي در بازي بحران‌سازي غرب در منطقه شده که خسارت‌هاي بسياري براي جهان اسلام رقم زده است.
نکته بسيار مهم آن است که پس از مرگ ملک‌عبدالله و به واسطه سستي و تزلزل ملک‌سلمان، پادشاه فعلي سعودي، جنگ قدرت در خاندان سعودي شدت يافته است؛ به‌گونه‌اي که نه‌تنها ميان وليعهد و جانشين وی براي کسب قدرت بيشتر درگيري وجود دارد، بلکه ديگر شاهزادگان نيز براي افزايش قدرت به جنگ و رقابت مشغولند.
اکنون عرصه دروني سعودي را مي‌توان بر سه دسته تقسيم کرد: هوادارن نايف وليعهد، پيروان محمد سلمان، جانشين وليعهد كه عمدتاً از نسل سومي‌ها و جوانان خاندان سعودي هستند و گروه سوم که مخالفان مشترک نايف و سلمان هستند.
مجموع اين تحولات و نيز رقابت شديد ميان كشورهاي غربي‌ براي توسعه نفوذ در عربستان در حالي ادامه دارد که يک نکته مهم درباره رفتار عربستان وجود دارد و آن، پيامدهاي رفتاري اين کشور در قبال جهان اسلام است. پيامدهايي که فارغ از جنگ قدرت در عربستان است و مسئوليت آن برعهده کل خاندان سعودي خواهد بود.
پيش از هر چيز اين نکته قابل ذکر است که رفتارهاي سعودي زمينه‌ساز دوري جهان اسلام از مسئله فلسطين شده که خيانتي بزرگ است که سران سعودي هنوز پاسخگوي آن نبوده‌اند.
در بررسي کارنامه سعودي چند مسئله قابل توجه مشاهده مي‌شود که مستقيماً با سرنوشت و آبروي جهان اسلام طرف است. آنچه امروز جهان را به خود معطوف کرده، مسئله گروه‌هاي تروريستي، از جمله داعش است. گروه‌هايي که عملاً بهانه‌اي براي اسلام‌ستيزي غرب شده‌اند. اسناد و گزارش‌ها نشان مي‌دهد، عربستان همواره حامي اين گروه‌ها بوده که نتيجه آن نيز تحقق طرح غرب براي ادامه بحران در منطقه و نمايش چهره‌اي خشن و غيربشري از اسلام و مسلمانان بوده است. نکته بسيار مهم آنکه، اقدامات عربستان موجب آواره شدن ميليون‌ها مسلمان شده است که اکنون پشت درهای اروپا در بدترين وضعیت قرار دارند. نکته فاجعه‌آميز آن است که عربستان براي حمايت از اين افراد اقدامي صورت نداده و حتي به آوارگي آنان دامن زده است.
بحران آوارگان از يک سو زمينه‌ساز نمايش چهره‌اي درمانده و بيچاره از جهان اسلام نزد افکار عمومي شده و از سوي ديگر بی‌توجهی عربستان به اين آوارگان، بهانه‌اي براي غرب به‌منظور نمايش چهره ضد انساني از جهان اسلام شده است که پيامدهاي منفي بسياري براي امت اسلامي به همراه دارد. نکته مهم ديگر در رفتار عربستان، حملات و جناياتي است که اين کشور مستقيماً صورت مي‌دهد. عربستان در طول شش ماه اخير، کشور اسلامي يمن را آماج حملات خود قرار داده و هزاران کشته و زخمي برجاي گذاشته است. هر چند که در ظاهر اين جنگ براي تأمين منافع عربستان است، اما در نهايت تکميل‌‌کننده جورچین غرب براي نسبت دادن بحران‌هاي منطقه به جنگ دروني جهان اسلام و نمايش چهره‌اي جنگ‌افروز و ضد بشري از مسلمانان است.
به عبارتي، رفتار عربستان در يمن صرفاً عليه مردم يمن نیست، بلکه پيامدهاي آن کل جهان اسلام را دربرمي‌گيرد. نکته بسيار مهم ديگر نوع عملکرد عربستان در مراسم حج تمتع امسال بوده است. حوادث دلخراشي که در مسجد‌الاحرام و سپس در منا روي داد و جان صدها زائر بيت‌الله‌الحرام را گرفت، مصيبتي بزرگ بر پيکر جهان اسلام بود. نداشتن مسئوليت‌پذيري و اقدامات نادرست سعودي در برگزاري اين مراسم بزرگ معنوي، نه تنها جان صدها مسلمان را گرفت و هزاران خانواده را داغدار کرد، که بازتاب منفي بسياري در جهان داشت.
رفتارهاي عربستان موجب شد تا چهره‌اي مسئوليت‌ناپذير از جهان اسلام به نمايش گذاشته شود، به ويژه اينکه در اقدامي سؤال‌برانگيز، سران عربستان عامل اين حوادث دلخراش را خود زائران عنوان کرده که سوء‌استفاده دشمنان اسلام براي نمايش چهره‌اي غير متحدي از امت اسلامي را به همراه داشت. در جمع‌بندي آنچه ذکر شد، مي‌توان گفت که رفتارهاي عربستان در ابعاد مختلف خسارت‌هاي جبران‌‌ناپذيري بر پيکر جهان اسلام وارد کرده است که متأسفانه سران اين کشور همچنان بر استمرار آن اصرار دارند.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

آمريكا و پنهان‌سازي انزوا
توافق هسته‌اي ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 يکي از تحولات قابل توجه در صحنه جهاني ارزيابي مي‌‌شود. اين اهميت صرفاً نه به دليل بندهاي اين توافق، بلکه برگرفته از اصلي بسيار مهم‌تر است و آن، ناتواني غرب در برابر 12 سال مقاومت ايرانيان است که در نهايت آنان را به آمدن پاي ميز مذاکره وادار کرده است.
در کنار مباحث مطرح شده درباره روند اجراي برجام و نيز آنچه در درون آمريکا بر سر برجام روي داد، يک نکته قابل توجه مشاهده مي‌شود و آن، مواضع سران کاخ سفيد در مقابل انزواي آمريکاست.
افرادي مانند اوباما و کري، رئيس‌جمهور و وزير خارجه آمريکا و البته، افرادي مانند بايدن، معاون اوباما و سوزان رايس، مشاور امنيت ملي آمريکا بارها اعلام کرده‌اند که اگر برجام اجرايي نشود، آمريکا منزوي خواهد شد. استدلال آنان اين بوده که اگر کنگره، برجام را تصويب نکند، ديگر کشورها حاضر به ادامه اجراي تحريم‌ها عليه ايران نخواهند بود و اجماع جهاني‌ای که آمريکا در قبال ايران ايجاد کرده از هم خواهد گسست و چين و روسيه نيز پذيراي سياست‌هاي آمريکا در قبال ايران نخواهند بود. پس از اعلام نظر کنگره مبني‌بر پذيرش برجام، سران کاخ سفيد ضمن اعلام پيروزي بر جمهوريخواهان و بهره‌گيري از آن براي مصارف انتخاباتي چنان ادعا کردند که با فشار بر کنگره و تصويب برجام از انزواي آمريکا جلوگيري کرده‌اند. اين فضاي تبليغاتي سران کاخ سفيد در حالي صورت مي‌گيرد که بررسي ريشه‌اي 12 سال مذاکره ايران و گروه 1+5 بيانگر حقيقتي ديگر است. آنچه آمريکايي‌ها همواره بر آن تأکيد دارند، بهره‌گيري از دو گزينه اقتصاد و نظامي‌گري براي اعمال فشار بر کشورهاست و اين امر را نيز تا بي‌نهايت انجام مي‌دهند. آنچه در فرآيند مذاکرات مشاهده شد، اعتراف سران آمريکا به ناکارآمدي تحريم‌هاست، چنانكه آنان رسماً اعلام کرده‌اند که تحريم‌ها مانع توسعه برنامه هسته‌اي و دستاوردهاي علمي ايران نشده است.
نکته قابل‌توجه آنکه اگر آمريکا در حوزه اقتصادي و نظامي منزوي نشده بود، مسلماً به استمرار تحريم‌ها تا به زانو درآمدن ايران ادامه مي‌داد؛ زیرا آن را نشانه‌اي بر ظرفيت‌هاي اقتصادي خود دانسته که الگويي براي تسليم‌سازي دیگر کشورها در برابر توان اقتصادي آمريکا بود. نمود عيني اين امر را در عملکرد آمريکا در قبال عراق و در نهايت حمله به آن در سال 2003 می‌توان مشاهده کرد. در همين حال اگر واشنگتن مي‌توانست اجماع جهاني براي اقدام نظامي عليه ايران ايجاد کند، قطعاً چنين اقدامي را صورت داده بود، چرا که دکترين نظامي اولويت اول آمريکاست، به‌طوری که نمود آن را در افغانستان، عراق و ليبي مي‌توان مشاهده کرد. انزواي نظامي آمريکا زماني آشکارتر مي‌شود که اين کشور توان متحد ساختن کشورها حتي اعضای ناتو را براي اقدام عليه سوريه نداشته است.
نکته ديگر آنکه، سران آمريکا در سخنان خود ضمن اذعان به جايگاه منطقه‌اي ايران، بر لزوم رويکرد ايران به تغيير رفتارهايش در منطقه تأکيد مي‌کنند. خواست آنها دوري ايران از مقاومت، عدم مبارزه آن با تروريسم و تبديل شدن به کشوري تسليم غرب است.
اينکه آمريکايي‌ها خواستار تغيير رفتار منطقه‌اي ايران از درون شده‌اند، نشانگر ناتواني آنها براي ايجاد اجماع منطقه‌اي و جهاني براي تسليم‌سازي ايران در برابر سلطه‌گري آمريكا است. به عبارتي، آمريکا به دليل انزواي جهاني که در آن گرفتار است، توان تسليم‌سازي ايران را ندارد؛‌ از‌این‌رو در اين تصوراتي که با اذعان به قدرت منطقه‌اي ايران و ادعاي دستاوردهاي سازشکاري براي تقويت اين مقوله همراه است، به دنبال دگرگون‌سازي در تغيير رفتارهاي آزادي‌خواهانه و ضد استکباري ايران در منطقه است.
با توجه به اين وضعیت به‌صراحت مي‌توان گفت که ادعاي آمريکايي‌ها مبني‌بر عدم تصويب برجام برابر با انزواي آمريکاست، يک ادعاي واهي است که صرفاً براي پنهان‌سازي انزواي شديد آمريکا صورت گرفته است، حال آنکه واقعيت آن است که ريشه رويکرد آمريکا به مذاکرات هسته‌اي، انزواي جهاني اين کشور بوده که با حاشيه‌سازي به دنبال پنهان‌سازي آن است. انزواي جهاني آمريكا واقعيتي است كه اين كشور با فضاي تبليغاتي و ژست‌هاي ظاهري به‌دنبال پنهان‌ساختن آن است.


پرونده

آمانو: نمونه‌گیری زیر نظر آژانس بود
پس از آنکه رسانه‌های غربی به انتقاد از نحوه نمونه‌برداری از نیروگاه پارچین از سوی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پرداختند،‌ رئیس این نهاد بار دیگر به دفاع از عملکرد آژانس پرداخت و تأکید کرد که اطمینان دارد فرایند نمونه‌برداری بی‌عیب و نقص بوده است. آمانو گفته که آژانس از طریق نظارت ویدئویی و سامانه موقعیت‌یاب ماهواره‌ای از صحت روند نمونه‌گیری از پارچین اطمینان حاصل کرده است؛ البته، آمانو نگفته که آیا بازرسان خارجی در حین نمونه‌گیری در پارچین حاضر بوده‌اند یا خیر. آمانو در پارچین از ساختمانی بازدید کرده که تجهیزاتی در آن وجود نداشته است.به گفته وی که «هیچ تجهیزاتی» که بتواند به آزمایش‌های ادعایی مربوط باشد، ندیده، اما مدعی شده است که «بازسازی‌ها ادامه دارد.» مهر تأیید آژانس بر غیرتسلیحاتی بودن برنامه هسته‌ای ایران یکی از پیش‌شرط‌های شروع روند کاهش و برداشته شدن تحریم‌های این کشور است.
مقابله جسورانه با برنامه موشکی ایران در دوران پس از «برجام»

«آدام زوبین»، معاون موقت وزارت خزانه‌داری آمریکا در یادداشتی که در روزنامه «ساوث فلوریدا سان سنتینل» به چاپ رسیده، نوشته است: واشنگتن پس از امضای سند «برجام» مقابله جسورانه با برنامه موشکی ایران ادامه می‌دهد. این مقام وزارت خزانه‌داری آمریکا همچنین خاطرنشان کرده است: برخلاف آنچه عده‌ای می‌گویند گشایش ایران در برابر جامعه بین‌المللی، در دوران پس از توافق هسته‌ای، این کشور را در برابر اجرای «مکانیسم ماشه» یا بازگشت آنی تحریم‌ها مصون نمی‌کند، در واقع عکس این صحیح است. با تازه شدن روابط تجاری ایران با سایر کشورهای دنیا، تنها آسیب‌پذیری اقتصادی و مالی این کشور در برابر بازگشت آنی تحریم‌ها بیشتر می‌شود.»
المانیتور جدیدترین پیش‌نویس لایحه کنگره را منتشر کرد

جدیدترین پیش‌نویس لایحه تحریم‌های سنا علیه ایران در اختیار پایگاه «المانیتور» قرار گرفته است و نشان می‌دهد سنا تحت فشار انتقادات گروه‌های لیبرال بخش‌هایی از این لایحه را اصلاح و تعدیل کرده است. پایگاه «المانیتور» گزارش کرد: سنا وی آمریکا لایحه تحریم‌های ایران را که هم‌اکنون در کنگره آمریکا مورد بحث است، به واسطه اعتراضاتی مبنی‌بر اینکه نسخه اصلی آن موجب از بین رفتن توافق هسته‌ای با ایران می‌شود، تعدیل کرده است. این پایگاه آمریکایی گزارش کرد که با اصلاحاتی که در لایحه سناتور «بن کاردین» صورت گرفته است، دیگر تناقضی بین این لایحه با تعهد آمریکا برای لغو تحریم‌های یک‌سری بانک‌های خاص ایران وجود ندارد. پیش‌نویس لایحه جدید، بخش‌ تجدید تمامی تحریم‌ها علیه ایران را لغو و پیشنهاد ارائه ابربمب‌های بتن‌شکن به رژیم صهیونیستی را نیز حذف کرده است.
وزارت خارجه درباره بازدید آمانو از پارچین وظیفه خود را خوب انجام نداد

احمد توکلی، با اشاره به تأکید دولت مبنی‌بر تشریفاتی بودن بازدید آمانو از پارچین اظهار داشت: به نظر من وزارت امور خارجه در این زمینه وظیفه خود را خوب انجام نمی‌دهد و دولت باید بسیار شفاف و روشن به مردم توضیح دهد که چه چیزی را پذیرفته و چه چیزی را انجام داده است. توکلی با انتقاد از اینکه ما به مردم خود حرف نمی‌زنیم که موضوع چیست، تأکید کرد: همین سکوت سبب می‌شود که آنها با الفاظ تحقیرآمیز با ما حرف بزنند و دوستان ما هم سکوت می‌کنند؛ از این رو دو طرف سرمایه اجتماعی را کاهش می‌دهند و این مانند دو لبه یک قیچی است، در حالی که وزارت امور خارجه کشورمان موظف است کاملاً صریح و روشن و شفاف به مردم بگوید که آنها چه می‌خواستند و ما توانستیم ایستادگی کنیم و به آنها ندهیم و آنچه که داده‌ایم چیست و در عمل چه اتفاقی می‌افتد.


اقتصادى
سعید مهدوی

در راه ارز تك‌نرخي
 ثبات نرخ ارز و تك نرخي شدن آن از شاخص‌هاي مهم كسب و كار و سرمايه‌گذاري در اقتصاد به شمار مي‌رود. ثبات اقتصادی کشور و مدیریت قیمت‌ها شدیداًً به ثبات بازار ارز وابسته است. از سوي ديگر، اين شاخص ارز به‌صورت مستقيم بر حجم توليد داخلي و صادرات و در مقابل بر ميزان واردات به كشور تأثیر دارد. تجربه نشان داده است، تلاطم و بي‌ثباتي در بازار ارز قابلیت مسری بودن به تمام بخش‌های جامعه، حتی سطوحی را دارد که با بازار ارز در ارتباط نیستند و بروز هرگونه تغییر چه از نظر افت و چه از نظر بهبود در این بازار می‌تواند تأثیرات اساسی در اقتصاد کشور و خانوارها ایجاد کند.
در حال حاضر، ساختار اقتصادی به‌گونه‌ای است که بالای ۹۰ درصد ارز در اختیار بانک مرکزی و دولت قرار دارد و طبق اخبار منتشر شده از بودجه سال 95 که در شورای اقتصاد بررسی شده است، نرخ دلار برای سال آینده معادل 3100 تومان تعیین شده است. این رقم نسبت به سال 94 معادل ۸/۸ درصد رشد پیدا کرده است. نرخ دلار بودجه‌ای در سال جاری 2 هزار و 850 تومان تعیین شده بود که این رقم نیز نسبت به سال پیش ۵/۷ درصد افزایش پیدا کرده است؛ بنابراین نرخ ارز بودجه‌ای نیز با یک شیب ملایم در حال افزایش است که با توجه به هدف‌گذاری نرخ تورم تک رقمی در سال آینده، این افزایش نیز دور از ذهن نیست.
وجود نظام ارزی دو يا چند نرخي، زمينه و بستر مناسبي براي رانت، تبعيض و فساد فراهم مي‌كند. به دلیل پایین نگه داشتن نرخ برخی کالاهای اساسی، امتیازهایی به یک گروه تعلق می‌گیرد و در نتیجه ارز چند نرخی می‌شود. همچنین، نظام‌های چند نرخی ارز، زمینه‌ساز تخصیص منابع نامناسب ارزی هستند که سبب رانت‌جویی‌های ناشی از تفاوت نرخ‌های ارز می‌شوند و در نتیجه این موضوع، بخش قابل ملاحظه‌ای از توان جامعه به‌جای اینکه صرف تلاش برای تولید و نوآوری شود، صرف استفاده از رانت‌های حاصل از تفاوت قیمت ارز خواهد شد. از سوي ديگر، بیشترین ضرر ارز چند نرخی به قشر آسیب‌پذیر جامعه وارد می‌شود که قرار است برخي با نرخ پایین ارز، کالاهای اساسی به کشور وارد کنند و کار تولیدی انجام دهند يا به مصرف عموم برسانند، ولی در عمل افرادی وارد صحنه می‌شوند و با ارز دولتی کالاهای لوکس وارد می‌کنند و به تولید و صادرات ضربه می‌زنند و اگر هم كالاي اساسي وارد مي‌كنند، با احتساب ارز آزاد به مردم مي‌فروشند. هم اكنون هر دلار در بازار آزاد 3350 تومان و در مركز مبادلات ارزي حدود 3000 تومان به فروش مي‌رسد.
دولت تلاش دارد تا سیاست تک نرخی شدن ارز را در دستور کار ویژه خود قرار دهد؛ اما یکسان‌سازی نرخ ارز و هماهنگی میان نرخ ارز رسمی و آزاد باید به‌گونه‌ای صورت گیرد که رقم نهایی در حد معقول باشد. يافتن راهكار جايگزين براي آسيب نديدن مصرف‌كنندگان واقعي (بيماران، دانشجويان و...) نرخ ارز مبادلاتي، نظارت و بررسي بازار ارز در طول چند سال گذشته، استفاده از تجربيات گذشته در اقدامات مشابه براي تك نرخي كردن، از جمله پيش نيازهاي ورود به مقوله تک نرخی شدن ارز هستند كه بايد مورد توجه دولت قرار گيرند.


نداى قدس

اسارت 3200 فلسطینی از ابتدای سال جاری
مرکز مطالعات اسرای فلسطین اعلام کرد که رژیم صهیونیستی بازداشت فلسطینیان را به طور قابل ملاحظه‌ای شدت بخشیده است تا جایی که اسارت فلسطینیان به سیاستی ثابت و مرسوم نزد سازمان‌های امنیتی و نظامی صهیونیستی تبدیل شده است و در همین راستا، نظامیان صهیونیست از آغاز سال جاری تاکنون 3200 فلسطینی را به اسارت گرفته‌اند. ریاض اشقر، سخنگوی مرکز مطالعات اسرای فلسطین اشاره کرد در میان بازداشت‌شدگان 539 کودک، 180 زن، 220 شهروند بیمار و معلول، 25 فرد سالخورده و بیش از 400 اسیر آزاده دیده می‌شوند که دوباره به اسارت نظامیان صهیونیست درآمده‌اند.
سوءاستفاده شرکت صهیونیستی از مسئله آوارگان سوری

شرکت صهیونیستی «سودا استریم»، با سوءاستفاده از مسئله آوارگان سوری و از طریق حمایت از آنها تلاش می‌کند که چهره خود را در افکار عمومی جهان و به‌ویژه جهان عرب بهبود بخشد. به گزارش پایگاه خبری فلسطینی «شاشه نیوز» شرکت صهیونیستی «سودا استریم» که با کمپین‌ها و تجمعات اعتراضی برای تحریم محصولات خود مواجه است، تلاش می‌کند که از مسئله آوارگان سوریه سوء‌استفاده کند، تا از این طریق بتواند موج این تحریم‌ها را کاهش دهد و چهره خود را در افکار عمومی بهبود ببخشد. این شرکت یک آگهی را از طریق مطبوعات این رژیم منتشر کرده که براساس آن در نظر دارد از طریق همکاری با شهرداری شهر اشغالی راهط واقع در النقب، هزار پناهنده سوریه‌ای را برای اشتغال در کارخانه‌های این شرکت در شهر مذکور جذب کند. با توجه به مخالفت چندی پیش نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با پیشنهاد جذب مهاجران سوریه‌ای در اراضی اشغالی، احتمال موافقت کابینه صهیونیستی با جذب پناهندگان سوری بسیار بعید است، بنابراین این اقدام شرکت سودا استریم را می‌توان یک اقدامی تبلیغاتی برای بهبود بخشیدن به چهره خود در افکار عمومی و همچنین مقابله با جنبش‌های تحریمی دانست.
تصویب طرح ساخت 11500 واحد مسکونی جدید در فلسطین اشغالی

کمیته نقشه‌کشی و ساخت‌وساز رژیم صهیونیستی با احداث 11500 واحد مسکونی جدید در اراضی پایگاه نظامی تل هشومیر در مرکز اراضی اشغالی 48 موافقت کرد. به گزارش شبکه دوم تلویزیون رژیم صهیونیستی، بر اساس این طرح رژیم صهیونیستی قرار است ساختمان‌هایی مسکونی، دفاتر، انبارها و ... را در منطقه مذکور احداث کند. رژیم صهیونیستی بدون هیچ اعتنایی به قوانین بین‌المللی و مخالفت‌های گسترده طرف‌های بین‌المللی همچنان به شهرک‌سازی در کرانه باختری و قدس اشغالی ادامه می‌دهد.
ورود 10 هزار شهرک‌نشین صهیونیست به مسجد الاقصی در سال 2015

به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، از آغاز سال 2015 تاکنون تقریباً 10 هزار شهرک‌نشین صهیونیست وارد مسجد الاقصی شده و حرمت این مسجد را زیر پا گذاشته‌اند و از سوی دیگر، نظامیان صهیونیست نیز در چهار نوبت و به بهانه اعیاد یهودی به این مکان مقدس حمله کرده‌اند. در میان آنها عناصر سازمان اطلاعات، نظامیان و مهندسان سازمان میراث فرهنگی و آثار باستانی و دانشجویان دانشگاه‌ها هم دیده می‌شود. در بخش دیگری از این گزارش به بازداشت 277 فلسطینی از داخل مسجدالاقصی یا از جلوی دروازه‌های این مسجد اشاره شده است که اکثر آنها به تبعید از مسجدالاقصی برای مدت‌های دو هفته‌ای تا شش ماهه محکوم شده‌اند.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

روسيه و سیاست امنيت دسته‌جمعي
قاسم غفوري

پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در دهه 1990 و چند پاره شدن آن کمتر کسي تصور مي‌کرد که اين کشور بتواند به صحنه بين‌الملل در قالب قدرتي مطرح و تأثيرگذار بازگردد. عدم اقدام اين کشور در مقابله با طراحي آمريکا براي اشغال افغانستان، عراق و حتي ليبي که زمانی محل نفوذ مسکو بودند، گواهي بر اين ديدگاه بود. با وجود اين پيش‌بيني، روسيه تحت حاکميت ولاديمير پوتين نه‌تنها از فضاي موجود خارج شد، بلکه زنجيره‌اي از رفتارها را براي نمايش چهره‌اي مقتدر از خود در صحنه جهاني در پيش گرفت؛ رويکردي که اساس آن را حوزه تقابلي با آمريکا و بزرگان اروپا تشکيل مي‌داد. تحولات يک سال و نيم اخير اوکراين از جمله بازپس‌گيري منطقه کريمه از سوی روسيه و نيز، وتو کردن‌هاي پياپي قطعنامه‌هاي آمريکا در سازمان ملل به‌ويژه درباره سوريه نمودي از اين رفتار است.
در حالي تقابل‌هاي ميان روسيه و غرب در ابعاد مختلف همچنان ادامه دارد که روند رفتاري مسکو از رويکرد يک‌جانبه تقابلي با غرب به عرصه بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي حکايت دارد که در قالب سياست امنيت دسته‌جمعي مشاهده مي‌‌شود. مسکو به اين امر دست يافته که سياست غرب صرفاً در قالب تقابل مستقيم نیست، بلکه مؤلفه‌هاي متعددي از جمله بهره‌گيري از تروريسم را در دستور کار دارد، از‌این‌رو مسکو نيز براي مقابله با طراحي‌هاي طرف مقابل بايد شاخصه‌هاي متعددي را تعريف کند. روسيه در طراحي خود دو حوزه اصلي را در دستور کار دارد. بخشي از سياست‌هاي روسيه در قالب همگرايي‌هاي اقتصادي تبلور يافته که تقويت مناسبات با کشورهاي آسياي مرکزي قفقاز، جمهوري اسلامي ايران و چين را در اين چارچوب مي‌توان دانست. حذف دلار از معادلات خارجي روسيه از جمله در روابط آن با چين و همگرايي با کشورهايي، مانند ايران و چين براي احياي جاده ابريشم در اين چارچوب قابل تعريف است.
حوزه نظامي بخش مهم و محوري سياست‌هاي روسيه در قالب امنيت دسته‌جمعي را تشکيل مي‌دهد.
ولاديمير پوتين، رئيس‌جمهور، راساً بر اجراي تقويت توان نظامي روسيه تأکيد دارد، زیرا وي واگذاري تسليحات سفارش شده نيروهاي مسلح روسيه در سال 2015 را اولويت امنيتي کرملين اعلام مي‌کند. وي از واگذاري 52 درصد از تسليحات سفارش شده نيروهاي مسلح، به ارتش این کشور خبر داده است. مسکو همزمان نگاه امنيتي گسترده‌اي به منطقه دارد، چنانکه همزمان با برخي ناآرامي‌ها در تاجيکستان، پوتين امنيت اين کشور را برابر با امنيت مسکو دانسته و بر حمايت از اين کشور در مقابله با تروريسم تأکيد مي‌کند. پوتين در نشست کشورهاي عضو پيمان امنيت جمعي شامل کشورهاي آسياي مرکزي و قفقاز كه15 سپتامبر تحت ریاست امامعلی رحمان، رئیس‌جمهوری تاجيكستان با حضور رئیسان کشورهای ارمنستان، بلاروس، روسیه، قزاقستان و قرقیزستان برگزار شد، بر همگرايي منطقه‌ای تأکيد کرد و از پيمان‌هاي نظامي و دفاعي با اين کشورها خبر داد. گزارش‌هاي منتشر شده نشان مي‌دهد که مسکو همزمان با افزايش فعاليت گروه‌هاي تروريستي در آسياي مرکزي و قفقاز، همگرايي با کشورهاي اين حوزه را تقويت کرده و فعال‌سازي پيمان امنيت جمعي در حوزه مبارزه با تروريسم را مي‌توان در اين چارچوب دانست.
دامنه امنيتي مسکو از حوزه آسياي مرکزي و قفقاز نيز فراتر رفته و دامنه آن به تفاهم و همگرايي با بزرگان منطقه گسترش يافته است. توافقات صورت گرفته ميان چين و روسيه که حتي به برگزاري رزمايش مشترک ميان دو کشور انجاميد و نيز تعاملات نظامي ايران و روسيه در اين چارچوب قابل تعريف است.
سه کشور ايران، روسيه و چين با برخورداري از ظرفيت‌هاي نظامي و اقتصادي و موقعيت راهبردی که دارا است، مي‌توانند به‌منزله قدرتي منطقه‌اي براي مقابله با تهديدات امنيتي نقشي فعال داشته باشند.
برخي معتقدند که توافقات نظامي ميان ايران و روسيه و نيز اقدام مسکو براي اجراي تعهدات‌شان مبني بر فروش سامانه موشکي اس300 به ايران مي‌تواند گامي مهم در تحقق طرح امنيت جمعي منطقه در برابر تهديدات باشد. نکته مهم ديگر در اقدامات روسيه، همگرايي با مبارزان واقعي با تروريسم است. در اين چارچوب روسيه از يک سو اقدام به تأمين نيازهاي تسليحاتي عراق کرده و از سوي ديگر، بر ميزان حمايت‌هاي خود از سوريه افزوده است.
اين حمايت‌ها چنان بوده که پوتين در نشست امنيت دسته‌جمعي در تاجيکستان، حفظ نظام سوريه را خط قرمز مسکو عنوان و تأکید مي‌کند که روسيه از تمام توان خود براي حمايت از سوريه و دولت بشار اسد بهره خواهد گرفت. پوتين اقدامات غرب در سوريه را عملکردي بحران‌ساز دانسته که روسيه حاضر به همراهي با آن نیست. لاوروف، وزير خارجه روسيه نيز طرح غرب براي سرنگوني اسد را توهمي خام دانسته که هرگز محقق نخواهد شد. لاوروف همچنين بارها با اذعان به توان بالاي ارتش سوريه و حزب‌‌الله در مبارزه با تروريسم، بر هرگونه کمک مسکو به دمشق تأکيد کرده و خواستار پايان اقدامات بحران‌ساز غرب در قبال اين کشور شده است. اعلام اخباري مبني‌بر ارسال تسليحات پيشرفته روسيه به سوريه و نيز برگزاري رزمايش گسترده روسيه در مديترانه و در نزديکي پايگاه طرطوس سوريه، حلقه‌هاي تکميلي اين رفتار است.
آنچه در رفتار مسکو مشاهده مي‌شود آن است که اين کشور به درستي دريافته است که براي مقابله با تروريسم و تهديدات امنيتي که غرب عليه اين کشور تدارک ديده، حمايت از سوريه امري ضروري است، زیرا استمرار بحران تروريسم در سوريه و تحقق رؤياي غرب براي تغيير نظام در اين کشور، برابر با تهديدات امنيتي گسترده براي مسکو خواهد بود. بر اين اساس، همکاري با دمشق و جبهه مقاومت را اصلي مهم و ضروري براي حوزه امنيتي خود و سياست مقابله با تهديدات غرب ارزيابي مي‌‌کند. به هر تقدير، آنچه در رفتار مسکو مشاهده مي‌شود، زنجيره رفتارهايي است که به صورت مستقيم و همگرايانه با کشورهاي منطقه و کشورهاي تأثيرگذار در مبارزه با تروريسم صورت مي‌دهد. هر چند که مسکو بر روابط و برخي هماهنگي‌ها با کشورهاي غربي در مبارزه با تروريسم نیز تأکيد دارد، اما چنانکه پوتين بارها اعلام کرده، رفتارهاي غرب و اصرار آنان بر استفاده از تروريسم براي حذف دیگر کشورها از عرصه جهاني، نشانگر بي‌صداقتي غرب است و مسکو نمي‌تواند اعتمادي به آنان داشته باشد و تنها راهکار روسيه، همگرايي با کشورهاي منطقه و مبارزان واقعي با تروريسم در جبهه مقاومت است.


سازمان ملل و 70 سال بدون كاركرد مثبت
رضا اشرفي

سازمان ملل متحد در سالروز تأسيس خود به‌سر مي‌برد. اين سازمان عريض و طويل كه با 51 كشور در سال 1945 شروع به كار كرد، پايه‌هاي آن در بحبوحه جنگ جهاني دوم شکل گرفت. سازمان ملل متحد به‌گونه‌اي ادامه‌دهنده جامعه ملل بود كه پس از جنگ جهاني اول ايجاد شده بود. در واقع، هدف اوليه و اصلي از تأسیس هر دوی آنها، اين بود كه جهان به سمت صلح و آرامش سوق پيدا كند و از جنگ‌هاي گسترده جلوگيري شود. جنگ‌هاي بزرگي كه هر دو از سوي غرب و در اروپا آغاز شد، اما عواقب آن را همه دنيا به‌ویژه ستمديدگان جهان تجربه كردند.
به وضوح مي‌توان گفت، جنگ‌هاي جهاني يكي از نتايج انسان دوران اومانيسم غربی و انديشه‌هاي مادي و انسان‌محورانه آن بود كه از رنسانس و قرن 14 ميلادي آغاز شد و چند صدسال بعد و پس از جنگ‌هاي متعدد فراوان، به جنگ‌هاي جهاني رسيد. درباره گستردگي اين جنگ‌ها و عواقب بسيار ناگوار و سنگين آن مي‌توان گفت که بيش از 60 ميليون انسان جان خود را در این جنگ‌ها از دست دادند و این امر سبب شد «كشورهاي پيروز» حیله‌ای باشند تا منافع خود را به‌گونه‌هاي ديگر به دست آورند و برای دستیابی به منافع خود كمتر به‌دنبال جنگ باشند. اين تصميم در كشورهاي ليبرال بيشتر نمايان شد و به همين علت، عموماً كشورهاي ليبرال با يكديگر كمتر در موضع جنگ قرار مي‌گيرند، اما ناگفته پيداست كه بسياري از كشورهايي كه خارج از حوزه ليبراليسم هستند، در دام جنگ‌افروزي غربي‌ها قرار دارند.
از اين منظر پرسش مهم اين است كه آيا سازمان ملل كه نتيجه خستگي از جنگ‌هاي مداوم و تلاش براي ايجاد صلحي پايدار و بين‌المللي بود،‌ توانسته است به اصلي‌ترين هدف خود برسد يا خير؟ پرسش دوم نيز اين است كه آيا ساختار این سازمان و افكاري كه از ابتدا پشت سر تأسيس آن بوده، به شيوه‌اي چينش شده است كه راهي براي صلح و دوستي در دنيا ايجاد كند يا خير؟ از اين قبیل پرسش‌ها فراوان است كه سازمان ملل متحد با آن مواجه مي‌شود و اگرچه عمده اين پرسش‌ها پاسخ‌هاي واضح و مشخصي دارند، اما سازمان ملل و مقامات سياسي منافع‌محور، علاقه‌اي ندارند تا دور اين پرسش‌ها بچرخند و درباره آن فكر كنند. براي پاسخ به اين پرسش كه آيا سازمان ملل متحد كه در حال حاضر بيش از 200 عضو دارد، توانسته است به اصلي‌ترين هدف خود، يعني صلح و خروج از جنگ‌هاي مداوم برسد،‌ بايد نيم‌نگاهي به تاريخ هفتاد سال گذشته، یعنی پس از پایان جنگ جهانی دوم انداخت.
تنها سه سال پس از ايجاد و تأسيس سازمان ملل و پايان يافتن جنگ جهاني دوم، بذر سرطاني جنگ و بحران مداوم در يكي از حساس‌ترين مناطق دنيا، يعني در غرب آسيا كاشته شد. رژيم صهيونيستي كه از ابتدا با حمايت‌هاي همه‌جانبه انگليس همراه بود در ادامه، مأموريت اصلي خود را به آمريكا سپرد تا به وسیله اين غده سرطاني كه براي غرب سرشار از منفعت است، به حيات فعلي خود ادامه دهد. سازمان ملل نيز با توجه به اينكه نوپا بود و با منابع و منافع غربي اداره مي‌شد، از اين موضوع حمايت كرد. آمريكا پس از جنگ جهاني دوم تنها كشوري بود كه به دلیل دور بودن از ميدان اصلي جنگ و همچنين شركت نكردن در جنگ‌هاي پيشين، كمتر خسارت‌ ديده بود و از منافع مالي قابل‌توجهی نیز برخوردار بود كه نه‌تنها كشورهاي غیر غربی به آن محتاج بودند، بلكه کشورهای غربی نيز به علت خسارت بسيار بالا براي حمايت مالي دست به سوي آمريكا دراز كرده بود.
طرح مارشال مهم‌ترين نمونه آن است كه ژنرال مارشال آمريكايي به ظاهر براي كمك به اروپا عنوان كرد، در حالي كه بيش از همه، این طرح برای به زير يوغ درآمدن اروپا در قبال كمك مالي آمريكا بود؛ يوغي كه اروپا با وجود ميل باطني هنوز نمي‌تواند و اجازه ندارد از زير فشار آن خارج شود. جداي از اين، جنگ طولاني ويتنام كه آمريكا تحميل كرد، جنگ هشت ساله‌اي كه عراق با حمايت آمريكا و متحدانش عليه جمهوري اسلامي ايران آغاز كرد، جنگ‌هاي خليج‌فارس،‌ جنگ‌هاي آمريكا و متحدانش عليه مردم افغانستان،‌ عراق و اكنون نيز جنگ‌ها و تروريسم‌پروري‌هاي غربي در آسیای غربی (خاورميانه) همه نشان‌دهنده آن هستند كه سازمان ملل متحد، نه تنها به هدف اوليه خود نرسيده است، بلكه به دستگاه مهرزني و تأييديه آمريكا برای انجام هر جنگی تبديل شده است! كه به قولي، بزرگ‌ترين واكنش آن به جنگ‌هاي شكل گرفته هم «ابراز نگراني» است! از مهم‌ترين مشكلات امروز سازمان ملل، ساختار آن و همچنين نيازمندي به منابع مالي است كه عموماً آمريكا، غرب و به‌ویژه صهيونيسم آن را تأمين مي‌كند. از این‌رو، براي شكل‌گيري عدالت بين‌المللي، باید در ساختار این سازمان امتياز شكل گرفته به نام حق وتو و عضويت دائمي پنج كشور در شوراي امنيت لغو شود و همچنين، این سازمان در فعاليت‌هاي كلان و تأثيرگذار بين‌المللي، همچون حقوق بشر و رأي دادن درباره آنها، نيازمند پول‌هاي غربي، صهيونيستي و عربي نباشد. در غير اين‌صورت هر روز از هدف اصلي تأسيس خود فاصله خواهد گرفت، به‌گونه‌اي که اثري از آن نمی‌ماند.


از نگاه دیگران

بمب ابومازن
ابومازن وعده داد كه طي سخنراني آتشينی كه قرار است در سازمان ملل صورت گيرد، بمبي منفجر كند، اما طولي نكشيد كه اين بمب در فاصله‌اي نزديك، يعني طولكرم در 30 كيلومتري رام‌الله و نه در نيويورك يا تل‌آويو منفجر شد. هنگامي كه شبكه‌هاي اجتماعي از تصاوير نيروهاي امنيتي در حال ضربه زدن شديد به كودكي فلسطيني پر شد، ابومازن بيش از پيش به مايه شرمندگي مبدل شد. اين كودك در تظاهراتي شركت كرده بود كه تجاوزات صهيونيست‌ها به مسجدالاقصي را محكوم مي‌كرد، به‌علاوه ابومازن اجازه داد كه فلسطيني‌ها به کسانی براي سرزنش رسانه‌هاي صهيونيستي مبدل شوند؛ زيرا آنها به‌سرعت اين ويدئو را پخش و آن را تفسير كردند. بسياري از تحليلگران صهيونيست معتقدند، چنين ويدئويي نشان‌دهنده اشتباه نتانياهو در سرزنش و توهين به ابومازن است.
طبيعتاً ابومازن كه يكي از افتخارات عظيمش، شليك نكردن حتي يك گلوله در طول زندگي‌اش بوده است، تلاش ‌مي‌كند از طريق متعهد شدن به اين مطلب كه قصد دارد يك بمب سياسي در سازمان ملل منفجر كند، صهيونيست‌ها، آمريكايي‌ها و برخي از سران عرب را بترساند و وانمود كند كه هنوز در چيزهايي چنته خود دارد كه با آنها تل‌آويو را به تغيير رفتار در برابر آن متقاعد سازد. اين در حالي است كه برنامه سياسي او شكست خورده و طي معامله‌اي ابقاي نقش ابزاري براي سهيم بودن در حمايت از شهرك‌نشينان كرانه باختري را در ازاي موافقت صهيونيست‌ها با بقاي تشكيلات او در كرانه باختري پذيرفته است. روشن است كه ابومازن با مطرح كردن اين سخنان نمايشي قصد داشته، تل‌آويو و واشنگتن را به تفكر درباره اقدامات آتي خود مشغول كند تا شايد يكي از طرفين آمريكايي و صهيونيستي مانع وي شود. او اميدوار است اين برداشت را به وجود آورد كه مي‌خواهد اوضاع را به‌صورت اساسي تغيير دهد و برای نمونه، توافق اسلو را لغو كند، تا رژيم صهيونيستي را از پیامدهای اين اقدام بترسد.
واضح است كه اين تلاش ابومازن از همان ابتدا شكست خورده بود؛ زيرا صهيونيست‌ها هيچ توجهي به محتواي رسانه‌هاي گروهي خود نكردند و به خود زحمت پاسخ يا توضيح درباره آن را ندادند. ابومازن اين نكته را فراموش كرده كه صهيونيست‌ها سياست‌هاي خود را براساس جمع‌آوري اطلاعات سرّي و آگاهي از مواضع تشكيلات خودگردان اتخاذ مي‌كنند. آنها از اين امر مطمئن شده‌اند كه اعتراضات صورت‌گرفته از سوي فلسطيني‌ها راهي به جايي ندارد و آنان، چاره‌اي جز آنچه كه صهيونيست‌ها ارائه مي‌كنند، ندارند. آنها از طريق دستگاه ضبط صوتي كه عدنان ياسين، مزدور و جاسوس صهيونيست‌ها در دفتر ابومازن هنگامي كه وي دبير سازمان ساف بود كار گذاشت به ماهيت حقيقي وي پي بردند.
آنها به‌خوبي با شخصيت و ويژگي‌هاي روحي‌ـ رواني وي آشنا هستند و مي‌دانند كه او توان مقابله با آنها را ندارد، به همين دلیل، حرف‌هاي عباس واكنش زيادي در ميان صهيونيست‌ها ايجاد نكرد.
مشكل ابومازن اين است كه برنامه‌هاي سياسي‌اش او را به نتايج مطلوب نمي‌رساند. حتي اگر او انجام يك اقدام بي‌سابقه را اعلام كند، هزاران راه نيز براي عقب‌نشيني از آن هم پيدا مي‌كند؛ زيرا اصلاً چيزي به نام مقابله و مقاومت و پرداخت بهاي ايستادگي در قاموس وي وجود ندارد. تلاش او براي فراخوان مجلس ملي ساف هم براي انجام اصلاحات بيشتر به‌منظور سيطره بيشتر بر گلوگاه‌هاي مهم اين سازمان بوده تا اولويت‌هايش را بدون هيچ دغدغه‌اي عملي كند؛ اولويت‌هايي كه شامل هيچ طرحي براي مانع‌تراشي در برابر طرح‌هاي صهيونيست‌ها به‌منظور ادامه شهرك‌سازي نيست.
اگر ابومازن فكر مي‌كند كه از طريق پيشنهادهاي پوچ كه اصلاً با شخصيت او همخواني ندارد مي‌تواند بر شكست خود سرپوش گذارد، اشتباه مي‌كند. واقعيت تلخي كه فلسطين در سايه شهرك‌سازي يهودي و هتك حرمت مقدسات اسلامي دچار آن شده اين كمدي ابومازن را به يك تراژدي دردناك مبدل مي‌كند.
منبع: فلسطين الان
مترجم: سحر دولتيان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا684

دليل دشمني آمريكا با ايران استقلال ايرانيان است
باشگاه خبرنگاران: اندیشمند برجسته آمریکایی با انتقاد از سیاست خارجی ایالات متحده گفت: ایران به این دلیل زیر فشار است که از دستورات واشنگتن پیروی نکرده است.
«نوام چامسکی» اندیشمند برجسته آمریکایی، ضمن اشاره به مافيايي بودن رفتار و ديدگاه سران آمريكا گفت: «این یک دکترین غالب در امور بین‌الملل است. در حقیقت، وقتی به گذشته نگاه می‌کنید، می‌بینید دلیل کودتای 1953 (علیه دولت محمد مصدق) هم همین بود. دلیل خصومت ایالات متحده با ایران که خصومت بسیار جدی و شدیدی هم هست، همین است. به حمایت از صدام‌حسین (دیکتاتور مخلوع عراق) هم در این‌باره اشاره کردم. آنها به ایران حمله کردند، یک حمله جدی». وی در ادامه افزود: «آنها (ایرانی‌ها) از دستورات سرپیچی کردند. آنها یک ستمگر دست‌نشانده آمریکا را سرنگون کردند. آنها به ایالات متحده دهان‌کجی کردند. به همین سبب نمی‌توان آنها را به حال خود گذاشت.»
واشنگتن: دسترسی آمانو و «تیم» وی به پارچین، مهم است
خبرگزاری فارس: «جان کربی» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در نشست خبری، حضور مدیر کل آژانس بین‌المللی و «تیم» همراه وی را در پایگاه نظامی پارچین مهم ارزیابی کرد، اما گفت، حضور بازرسان آژانس در این پایگاه را تأیید یا تکذیب نمی‌کند. «کربی» در پاسخ به پرسش خبرنگار آسوشیتدپرس مبنی‌بر اینکه آیا دولت آمریکا از نتایج بازدید «یوکیا آمانو»، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از پایگاه پارچین رضایت دارد، گفت: «بله، راضی هستیم.»
کندی: آمريكا از مخالفان ايران حمايت كند
خبرگزاری تسنيم: برادرزاده رئیس‌جمهور اسبق آمریکا که سناتور پیشین کنگره بوده است تأکید کرد، دولت آمریکا باید از اهرم برجام برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران استفاده و از منافقان و گروه‌های مخالف در ایران حمایت کند.
«پاتریک کندی» برادرزاده «جان اف کندی» رئیس‌جمهور اسبق آمریکا و پسر «ادوارد کندی» سناتور اسبق آمریکا که خود نیز تا چند سال پیش نماینده دموکرات کنگره بود، طی یادداشتی در «شیکاگوتریبیون» تأکید کرد، آمریکا پس از توافق هسته‌ای با ایران باید برای دموکراسی در ایران تلاش کند. وی تأکید کرد، توافق هسته‌ای با ایران برای محدود کردن این کشور و نه دوست شدن با این کشور بوده است.
تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای ایران
واحد مركزي خبر: سرپرست معاونت وزارت خزانه‌داری آمریکا از عزم این سازمان برای تشدید تحریم‌های غیرهسته‌ای ایران خبر داد.
«آدام زوبین» که یهودی‌الاصل است، در جلسه بررسی صلاحیت خود در کمیته بانکداری، مسکن و امور شهری سنای آمریکا برای تصدی مسئولیت معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا گفت: «در حالی هم که آماده می‌شویم تحریم‌های ثانویه خودمان را به حال تعلیق دربیاوریم، البته اگر ایران به تعهداتش درقبال توافق هسته‌ای پایبند باشد، به‌صورت همزمان تحریم‌هایی را تشدید می‌کنیم که توافق هسته‌ای سبب تغییر آنها نمی‌شود. این تحریم‌ها شامل تحریم‌ها علیه ناقضان حقوق بشر در ایران است. درعین حال، ما تلاش قدرتمندی علیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران و نیروی قدس و حزب‌الله و شرکا و عمال ایران در سوریه، عراق، یمن و غزه و جاهای دیگر صورت می دهیم.»
کری: هیچ تحریمی برداشته نمی‌شود
خبرگزاری فارس: «جان کری» وزیر خارجه آمریکا در پاسخ مکتوب به پرسش‌های «جو ویلسون» عضو مجلس نمایندگان آمریکا درباره ایران نوشت، تا زمانی که ایران تقریباً تمامی ذخایر اورانیوم خود را امحا نکند و دو سوم از سانتریفیوژهای خود را برندارد و همچنین تمامی اقدام‌های شفاف‌ساز مورد توافق در برنامه جامع اقدام مشترک را انجام ندهد، هیچ‌یک از تحریم‌ها برداشته نمی‌شوند. کری در پاسخ به پرسشی درباره فرایند حل مسائل باقی‌مانده میان ایران و آژانس، نوشته است: «کاهش تحریم‌ها تنها زمانی رخ می‌دهد که ایران اطلاعات و دسترسی‌های لازم را برای تکمیل گام‌های توافق‌شده در نقشه راه با آژانس، ارائه کند و افزون‌بر آن، گام‌های مهم هسته‌ای «روز اجرا» را بردارد.»


هویت 425

آمریکا: وضعيت بحراني كمپ‌هاي مهاجران
آمريكا در حالي خود را محور حقوق بشر مي‌نامد كه هر روز ابعاد جديدي از نقض حقوق بشر از سوی سران اين كشور انتشار مي‌يابد، چنانكه به دنبال گزارش جدید کمیسیون حقوق مدنی آمریکا که نشان می‌دهد بازداشت مهاجران غیرقانونی نقض حقوق آنها است، سخنگوی یک مؤسسه حقوق بشری تأکید کرد: رئیس‌جمهوری آمریکا باید مراکز بازداشتی را که مهاجران غیرقانونی را در آنجا نگه می‌دارند، تعطیل کند. کمیسیون حقوق مدنی آمریکا گزارشی را منتشر کرده و در آن وزارت امنیت داخلی آمریکا را به نقض حقوق مهاجران غیرقانونی بازداشت شده و برخورد با آنها همانند مجرمان متهم کرده است. اولگا بایرن، سخنگوی مؤسسه حقوق بشری «اول حقوق بشر» در این‌باره گفت: ما از وزارت امنیت داخلی آمریکا می‌خواهیم تا به درخواست کمیسیون حقوق مدنی و بسیاری از سازمان‌های حقوق بشری برای آزادی فوری تمامی خانواده‌ها از مراکز بازداشت مهاجران توجه کند، هیچ دلیلی وجود ندارد که کودکان و والدین‌شان که به دنبال پناهندگی هستند در مراکز بازداشت نگه داشته شوند.
انگلیس: زنان مسلمان محجبه قربانیان اسلام‌هراسی

نتایج مطالعات یک نهاد غیردولتی در انگلیس نشان می‌دهد که زنان مسلمان با حجاب بیشترین قربانیان جرایم و آزار و اذیت‌های اسلام‌هراسانه هستند. همزمان با افزایش هشدارآمیز حملات ناشی از اسلام‌هراسی در انگلیس، زنان مسلمان ساکن در این کشور، به‌ویژه آنهایی که محجبه هستند، احتمال بیشتری دارد که قربانی جرایم شوند. در 60 درصد موارد، قربانیان ناشی از اسلام‌هراسی را زنان تشکیل می‌دهند.آخرین آمارهای منتشر شده از سوی اسکاتلند‌یارد نیز نشان می‌دهد که جرایم ناشی از اسلام‌هراسی علیه مسلمانان در لندن طی سال گذشته 70 درصد افزایش یافته است. گفتنی است مواضع و اظهارات ضد‌اسلامي سران انگليس زمينه‌ساز ترويج ديدگاه‌هاي ضداسلامي در انگليس شده است. برای نمونه سران انگليس پناه‌جويان را كه اكثراً مسلمان هستند، زنبور و غارتگران اروپا ناميده‌اند.
مجارستان: اقدامات سركوبگرانه عليه پناه‌جويان در بند

سياست‌هاي سلطه‌گرايانه و بحران‌ساز غرب به‌ويژه در غرب آسيا و آفريقا در حالي ميليون‌ها آواره بر جا گذاشته است كه بسياري از كشورهاي اروپايي به جاي مسئوليت‌پذيري در برابر پناه‌جويان نه‌تنها از پذيرش آنها خودداري مي‌كنند، بلكه رفتارهاي غيرانساني با آنان دارند. مجارستان از جمله كشورهايي است كه به تبعيت از بزرگان اروپا، نظير انگليس و فرانسه به اقدامات سركوبگرانه عليه پناه‌جويان مبادرت مي‌ورزد. در همين چارچوب بخش آلمانی و اتریشی سازمان عفو بین‌الملل درباره عواقب وخیم بستن و نظارت‌های مرزی اروپا به پناهندگان هشدار داده و این را اقدام نادرستی دانسته است. در بیانیه مشترکی که از سوی بخش آلمانی و اتریشی سازمان عفو بین‌الملل منتشر شده است، آمده است: به این ترتیب پناهندگان در مجارستان در معرض تهدید هرج‌ومرج کشنده و خطرناکی قرار می‌گیرند.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح‌صادق آخرين تحولات سرزمين شامات را بررسي مي‌كند
سوريه از حمايت‌هاي روسيه تا عقب‌گردهاي غرب
هادی محمدی

سوريه پس از گذشت چهار سال و نيم همچنان از كانون‌هاي اصلي تحولات جهاني است. آنچه جهانيان را به سوريه معطوف داشته نقش همه‌جانبه و پيشگام اين كشور در مبارزه با تروريسم و آگاهي جهاني از نقش مقاومت در برقراري امنيت جهاني و البته، شكست و ناكامي طراحي غرب براي سرنگون‌سازي نظام سوريه و تسلط بر اين كشور است، در حالي كه حاصل رفتار غرب ايجاد و توسعه تروريسم در جهان بوده است. آنچه در جديدترين تحولات سوريه مشاهده مي‌‌شود از يك سو افزايش حمايت‌هاي مسكو از سوريه در قالب حمايت‌هاي مستقيم نظامي و تسليحاتي و همگرايي بيشتر با جبهه مقاومت با محوريت تقويت هماهنگي‌ها با جمهوري اسلامي ايران در قبال سوريه است و از ديگر سو نيز برخي انعطاف‌ها از سوي كشورهاي غربي در قبال سوريه مشاهده مي‌شود كه اذعان آنان به پيامدهاي منفي حذف نظام سوريه به رياست‌جمهوري بشار اسد نمودي از آن است. نكته قابل توجه در ميان اين دو مقوله دستاوردهاي گسترده ارتش سوريه و مقاومت در مبارزه با تروريسم است كه بيانگر پايداري آنان پس از چهار سال و نيم مبارزه همه‌جانبه با تروريسم و حاميان منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي آنان است. اکنون از ساختار منسجم که دشمنان سوريه تلاش می‌کنند، آن را به جامعه بین‌المللی ارائه دهند، خبری نیست، صرف‌نظر از اینکه دستگاه‌های اطلاعاتی سوریه موفق شدند، به دژ گروه تکفیری در رقه، تدمر و ریف شرقی دیرالزور نفوذ کنند و عملیات‌های دقیق و تأثیرگذاری را علیه مواضع داعش در نقاط مختلف سوریه، از جمله رقه انجام دهند. این موفقیت‌های ارتش سوریه نشان می‌دهد، حامیان تروریسم در سوریه شانسی جهت اجرای طرح تقسیم منطقه، آن هم در کشور سوریه و عراق ندارند، چون نه کفه بافت جمعیتی و نه کفه گروه‌های تروریستی و نه کفه پراکندگی جغرافیایی به سود تروریسم و حامیان آن نیست. حال اين پرسش مطرح مي‌شود كه ريشه رويكرد گسترده روسيه به سوريه چيست و چرا غرب با تعديل مواضع به آينده سوريه مي‌نگرد و با احتياط بيشتري از لزوم سرنگوني نظام سوريه مي‌گويد؟

۱ـ نگاه ويژه روسيه به سوريه
«ولادیمیر پوتین» رئیس‌جمهور روسیه در تازه‌ترین اظهارنظرات خود تأکید کرد: «روسیه به حمایت نظامی از دولت سوریه ادامه می‌دهد.» رئیس‌جمهور روسیه می‌گوید کشورش همچنان از دولت سوریه در مبارزه با تروریسم حمایت می‌کند، چراکه اگر این حمایت‌ها وجود نداشته باشد، سوریه وضعیتی مشابه لیبی پیدا می‌کند. گفتنی است پوتين در نشست امنيت جمعي كه در تاجيكستان برگزار شد، رسماً حمايت مسكو از دمشق را مورد تأكيد قرار داده و خواستار رويكرد مثبت جهاني به سوريه شده است. «سرگئی لاوروف» وزیر خارجه روسیه نيز تأکید کرده که مسکو به تحویل تجهیزات دفاعی به دولت سوریه ادامه می‌دهد تا دمشق این تجهیزات را در مبارزه با تروریسم مورد استفاده قرار دهد. حلقه تكميلي مواضع حمايتي روسيه از سوريه و مقابله آن با غرب را در تعاملات تهران ـ مسكو مي‌توان مشاهده كرد. روسيه مي‌داند كه جمهوري اسلامي ايران از يك سو نقشي مهم در مبارزه با تروريسم دارد و از سوي ديگر از جايگاه مهمي در سوريه برخوردار است. از‌این‌رو هماهنگي ميان دو كشور مي‌تواند اهداف مشترك آنان يعني مبارزه با تروريسم، حفظ تماميت ارضي و ساختار سياسي سوريه و مقابله با سلطه‌گري غرب در منطقه را محقق سازد. بر اين اساس نيز شاهد توسعه رايزني‌ها و هماهنگي‌هاي دو كشور هستیم كه سفر اخير امير عبداللهيان، معاون وزير امور خارجه جمهوري اسلامي ايران به روسيه و توافقات گسترده دو كشور درباره سوريه در اين چارچوب قابل توجه است.
در حوزه عملياتي نيز خبرها از نقش‌آفريني قابل توجه روسيه حكايت دارد. منابع خبري اعلام كردند سوریه دریافت جنگنده و پهپاد روسی از مسکو را تأیید کرد. مقامات آمریکایی پيش از اين گفته بودند که مسکو ۲۸ جنگنده در سوریه مستقر کرده است. برخي منابع خبري از آغاز آموزش نظامی ۹۵ هزار نیرو از یگان‌های ویژه روسیه برای انجام حملات علیه داعش در سوریه خبر دادند. برخي منابع اعلام كردند طی هفته اول اکتبر حدود ۱۷۰ جنگنده و ۷۰۰ خودرو زرهی در این عملیات شرکت خواهند کرد. هر چند كه اين اخبار مي‌تواند فضاسازي رسانه‌هاي غربي براي اهميت‌زدايي از دستاوردهاي نظام سوريه و نسبت دادن شكست‌هاي سنگين تروريست‌ها و غرب در مقابل نظام سوريه به نبرد ميان روسيه و غرب صورت گرفته باشد، چنانكه مقامات سوريه بارها بر عدم حضور نظاميان روس در اين كشور تأكيد كرده و حتي مقامات كرملين نظاميان سوري را در خط مقدم مبارزه با تروريسم عنوان داشته‌اند، اما حمايت گسترده تسليحاتي و اطلاعاتي مسكو از دمشق امري قطعي و مورد تأكيد طرفين است.

۱ـ 1 ـ دلايل و اهداف روسيه چيست؟
در پاسخ به اين پرسش چند نكته محوري مطرح است. نخست آنكه سوريه به‌منزله مهم‌ترين و تنها پايگاه روسيه در غرب آسيا است كه حذف آن برابر با حذف روسيه از منطقه است. بسياري معتقدند كه نبرد سوريه اكنون براي مسكو به نبرد حيثيت مبدل شده است، به‌ويژه اينكه زخم بحران اوكراين و چالش‌هاي ايجاد شده براي روسيه از سوی غرب در بالكان همچنان براي سران كرملين تازه است.
دوم آنكه روسيه تهديد امنيت ملي خود در قالب فعاليت تروريست‌ها را احساس كرده است. فعال‌تر شدن تروريست‌ها در افغانستان و آسياي مركزي و قفقاز و حتي حوزه پيراموني روسيه زنگ خطري براي امنيت اين كشور است. بحران‌هاي اخير تاجيكستان نشان داد كه تروريسم در چند قدمي روسيه است كه مي‌تواند در مناطقي همچون چچن، اينگوش، داغستان و... بحران‌ساز شود. روسيه با تقويت سوريه و عراق و همگرايي با جبهه مقاومت به‌‌منزله پيشگامان مبارزه با تروريسم سعي در حفظ امنيت خود دارد. مسكو مي‌داند كه غرب به‌دنبال استفاده از تروريسم براي حذف منافع مسكو و حتي گرفتارسازي روسيه در بحران امنيتي است، از‌این‌رو با ورود به عرصه مبارزه مستقيم با تروريسم در سوريه سعي در مقابله با اين طرح دارد.
سوم آنكه روسيه در هر نقطه‌اي كه غرب با شكست و رسوايي مواجه شده باشد ورود مي‌يابد تا بتواند اقتدار خود را براي جهان به نمايش گذارد. در اوضاعی كه جهانيان كارنامه شكست‌خورده آمريكا در مبارزه با تروريسم را شاهد هستند، مسكو با رويكرد به سوريه تلاش دارد اقتدار و اراده خود براي مبارزه با تروريسم را به نمايش گذارد تا ضمن ناكام گذاشتن طرح‌هاي غرب عليه منافعش، در مقام قهرمان و ناجي صلح و امنيت جهاني معرفي شود.

2 ـ انعطاف در مواضع غرب
آنچه در مواضع اخير كشورهاي غربي مشاهده مي‌شود بيانگر عقب‌گرد آنان از آنچه براندازي نظام سوريه عنوان شده، است. هر چند كه سران اين كشورها در سازمان ملل همچنان بر مواضع خصمانه عليه سوريه ادامه دادند، اما برآيند رفتاري آنان بيانگر چرخش‌هاي قابل تأمل از چارچوب‌هاي ادعايي آنان در قبال سوريه است. برای نمونه لوران فابیوس، وزیر خارجه فرانسه در مصاحبه با رسانه‌های اروپایی بر حل بحران سوریه از طریق تشکیل «دولت فراگیر» که دربرگیرنده شخصیت‌هایی از مخالفان و نظام این کشور باشد، تاکید کرد.
وی گفت: برای ممانعت از فروپاشی نظام در سوریه همانند آنچه که در عراق شاهد آن بودیم، باید ارتش و برخی نهادهای دیگر دولت حفظ شود و درنتیجه دولت وحدت ملی با حضور شخصیت‌هایی از نظام و مخالفان که با تروریسم مخالف باشند، تشکیل شود. فابیوس درباره اینکه آیا برکناری بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه پیش‌شرطی برای هرگونه راهکار بحران سوریه است، گفت: اگر بگوییم در هر مذاکره‌ای که انجام شود، باز بشار اسد باید بماند این مذاکره یقیناً به شکست می‌انجامد، در مقابل، اگر بخواهیم پیش از آغاز مذاکرات نیز اسد کنار رود باز هم هیچ‌گونه پیشرفتی به دست نخواهیم آورد. وی با این سخنان در واقع از مواضع پیشین فرانسه که همواره بر رفتن بشار اسد به‌‌منزله تنها راه‌حل بحران سوریه تأکید داشت، به شکل چشمگیری عقب‌نشینی کرد.
پیش از فابیوس، جان کری همتای آمریکایی‌اش برکناری فوری بشار اسد از قدرت را غیر ضروری خوانده بود و اذعان کرد که نیازی به رفتن اسد به‌‌منزله پیش‌شرط آغاز مذاکرات نیست. در همين حال ژنرال پترائوس، رئيس سابق سازمان سيا و از فرماندهان با سابقه آمريكا در غرب آسيا نيز درباره سوريه مي‌گويد: «تا زمانی که جایگزین مشخصی وجود ندارد، نباید برای کنار زدن اسد عجله کرد. البته، اسد نمی‌تواند جزئی از راهکار سیاسی آینده در سوریه باشد.»

۱ـ ۲ـ-شكست نيروسازي
يكي از راهبردهاي كلان آمريكا در قبال سوريه تشكيل ارتش از آنچه معارضان ميانه‌رو مي‌ناميد، بود. آنها نيروهايي را در اردن، عربستان و تركيه آموزش داده و در نهايت راهي سوريه کردند. اين رويكرد در حالي صورت گرفته كه جز شكست براي آنان دستاوردي نداشته است. هیلاری کلینتون، وزیر خارجه سابق و نامزد ریاست جمهوری آمریکا از حزب دموکرات تأکید کرد برنامه پرهزینه واشنگتن برای آموزش شبه‌نظامیان در سوریه شکست خورده است. پنج هزار نفر با بودجه نیم میلیارد دلاری آموزش دیده‌اند. گزارش‌ها حاکی است بسیاری از کسانی که آمریکا آنها را برای نبرد علیه داعش آموزش داده است، کشته شده، اسیر شده یا به دیگر گروه‌های شبه‌نظامی که با ارتش سوریه می‌جنگند از جمله داعش و جبهه النصره، پیوسته‌اند. بسياري از فرماندهان نظامي نيز تأكيد دارند كه طرح آموزش به اصطلاح ميانه‌ها كه در تركيه و اردن صورت مي‌گرفت با شكست همراه شده است.

2ـ 2ـ عدم همراهي افكار عمومي جهان با آمريكا
آمريكايي‌ها با ايجاد ائتلافي با حضور 62 كشور در حالي ژست مبارزه با داعش و تروريسم را گرفتند كه رفتارهاي عملي آنها واهي بودن اين ائتلاف را آشكار کرد. اين امر چنان بوده كه پنتاگون براي پنهان‌سازي اين امر به گزارش‌سازي دروغين روي آورده كه به رسوايي براي ساختار نظامي و امنيتي آمريكا مبدل شد. آنچه جهانيان به آن اذعان دارند عدم صداقت آمريكا در مبارزه با تروريسم است كه عملاً آمريكا را از متن تحولات جهاني به حاشيه سوق مي‌دهد. وضعيت بحراني‌ آمريكا چنان است كه منابع خبري اعلام كردند «جان آلن» نماینده رئیس‌جمهور آمریکا در ائتلافی که سال گذشته به بهانه مقابله با داعش شکل گرفت، به‌زودی از سمت خود کناره‌گیری می‌کند. «جان مک کین» رئیس کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا نيز در جریان نشستی با موضوع راهبرد واشنگتن در خاورمیانه، گفت: «یک سال از زمانی که رئیس‌جمهور اوباما دستور حملات هوایی در عراق و سوریه را صادر کرد و نیروهای آمریکایی را برای این کار به خدمت گرفت، می‌گذرد و حالا رئیس ستاد مشترک و مسئول فرماندهی مرکزی، نبرد با داعش را یک بن‌بست می‌خوانند.» بسياري از ناظران سياسي معتقدند كه مجموع اين رفتارها و مشابه آن برگرفته از بي‌اعتمادی جهاني به آمريكا در صحنه مبارزه با تروريسم است كه در كنار شكست ميداني در سوريه در صحنه جهاني نيز آمريكا را با چالش‌هاي گسترده‌اي مواجه ساخته است.

3ـ 2 ـ بحران پناه‌جويان
نكته مهم ديگر وضعيت پناه‌جويان و آوارگان برجاي مانده از جنگ‌افروزي غرب در آفريقا و غرب آسيا است كه مي‌رود تا اروپا را گرفتار بحراني شديد کند. اروپا در بازی دو سر سوخت قرار دارد، چرا كه اگر از یک سو از ورود پناه‌جویان به کشورهای خود ممانعت کند، پرچمداری خود در حمایت از ارزش‌های اخلاقی و انسانی را زیر سؤال برده و از سوی دیگر، ورود این پناه‌جویان موجب تغییر بافت و ساختار جمعیتی این کشورها خواهد شد که جوامع جذب و ادغام آنها را به دلایل مختلف رد می‌کنند و این جدای از بار مالی است که این گروه‌های پناه‌جو بر دوش جوامع استقبال‌کننده از آنها می‌گذارند. اروپايي‌ها برآنند تا هزينه پناه‌جويان را به آمريكا نيز منتقل کنند، چنانكه از محورهاي نشست‌هاي اتحاديه اروپا لزوم مسئوليت‌پذيري آمريكا در قبال پناه‌جويان است. تمام این قضایا موجب می‌شود، غرب در موضوع مبارزه با تروریسم تجدیدنظر کند و جبهه گسترده تشکیل شده برای مبارزه با این پدیده شوم را به حال خود رها سازد تا آزادانه به مبارزه با تروریسم و غلبه بر آن بپردازد كه رويكرد به سوريه به‌منزله پيشگام مبارزه با تروريسم محور آن است.

نتيجه‌گيري
در جمع‌بندي نهايي درباره رفتار غرب مي‌توان گفت كه هدف كشورهاي غربي در طول چهار سال و نيم گذشته سرنگون‌سازي نظام سوريه بوده است، حال آنكه اين طرح با مقاومت مردم و ارتش سوريه با شكست همراه شده است. طرح ايجاد دولت و ارتش جايگزين با آموزش به اصطلاح معارضان ميانه‌رو نيز شكست‌خورده، به‌گونه‌اي كه وزارت دفاع آمريكا نيز رسماً بر اين امر اذعان كرده است. در اين ميان غرب جز اذعان به شكست در برابر اراده سوري‌ها در حفظ نظام‌شان به رياست جمهوري اسد راه دیگری پيش رو ندارد. كشورهاي غربي كه ابتكار عمل در سوريه را در دستان نظام سوريه و متحدان منطقه‌اي آن مي‌بينند، برآنند تا با برخي تعديل مواضع‌ها از حجم شكست‌هاي خود در سوريه بكاهند. آنان كه مي‌دانند سرنگون‌سازي نظام سوريه توهمي بوده كه به رسوايي جهاني براي آنان مبدل شده با بيان عدم نياز به كناره‌گيري اسد تا زمان برقراري امنيت و ايجاد روند دولت انتقالي برآنند تا خود را همسو با خواست جهاني، يعني استمرار حاكميت نظام كنوني سوريه نشان دهند. البته، سابقه رفتاري غرب در جهان و عدم صداقت رفتاري آنان ابهامات بسياري را درباره مواضع كنوني اين كشورها ايجاد كرده است، به‌گونه‌اي برخي معتقدند اين رفتار غرب امري از روي اجبار و روندي تاكتيكي و نه راهبردي بوده و آنان به دنبال فرصت‌سازي براي رسيدن به هدف نهايي خود، يعني سرنگون‌سازي نظام سوريه و تضعيف موقعيت ايران و روسيه در منطقه هستند. در اين ميان روسيه كه به دنبال احياي جايگاه جهاني خود است با رويكرد همه‌جانبه به سوريه و متحدانش مي‌تواند ضمن مبارزه با تروريسم و رسيدن به امنيت پايدار، شكستي سخت را به غرب تحميل کند و به موقعيتي برتر در قبال آنان دست يابد.


نگاه یک
علی اسماعیلی

بحران واقعی برای حامیان تروریست‌‌ها؟!
حدود پنج سال از بحران بزرگ سوریه می‌گذرد؛ بحرانی که با طراحی غرب، به سرکردگی آمریکا و رژیم صهیونیستی و اجرا و پشتیبانی برخی دولت‌های مرتجع عرب منطقه و ترکیه شکل گرفته است. این بحران که به بهانه اعتراضات مردمی نسبت به دولت قانونی بشار اسد آغاز شد؛ به واقع، با گسیل هزاران تروریست آموزش‌دیده از ده‌ها کشور ازسوی این حامیان به سوریه کلید خورد و با کشتار مردم بی‌گناه و ویران کردن شهرها و تأسیسات و مساجد و کلیساها و...، این کشور را به ویرانه‌ای تبدیل کردند که سال‌ها طول خواهد کشید که چهره آباد گذشته را به خود بگیرد و البته، امروز این تروریست‌ها، خود بلای جان حامیان غربی و منطقه‌ای‌شان نیز شده‌اند، به‌گونه‌ای‌که شرایط بغرنج و بی‌ثبات و ناامن ترکیه و از سویی، هجوم هزاران پناهجو از خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] به اروپا و تهدیدات و حملات گاه و بی‌گاه داعش علیه دولتمردان مرتجع عرب، از جمله عربستان، قطر، امارات و... حامیان این تروریست‌های وارداتی را این روزها، در ادامه حمایت از این گروه‌های تروریستی جنایتکار، با تردید جدی مواجه کرده است؛ هرچند که حامیان این تروریست‌ها همچنان به‌دنبال سرنگونی و تضعیف جبهه مقاومت در منطقه هستند؛ اما با توجه به تغییر اوضاع جدید و تهدید این گروه‌های تروریستی علیه حامیان‌شان، آنان وادار شده‌اند تا کمی بیشتر نسبت به آینده خود احساس خطر کرده و اندکی عاقلانه‌تر بیندیشند. بحران سوریه که با هدف تضعیف جبهه مقاومت و درنهایت، تضعیف و حتی سرنگونی جمهوری اسلامی به‌‌عنوان حامی اصلی این جبهه انجام شد، این روزها مسیر دیگری را می‌پیماید و از همین روست که به‌تازگی، صداهای دیگری از سوی حامیان این گروه‌های تروریستی می‌شنویم که حکایت از عقب‌نشینی حداقل ظاهری ایشان از مواضع ضدسوری گذشته‌شان دارد. جدیدترین این مواضع، سخنان اخیر جان کری، وزیر امور خارجه آمریکاست که وی در تغییر موضعی آشکار بر لزوم ازسرگیری تلا‌ش‌ها برای حل سیاسی بحران سوریه! به‌منزله یک ضرورت فوری تأکید کرده و جالب‌تر اینکه، برخلاف مواضع گذشته آمریکایی‌ها، کناره‌گیری دولت بشار اسد از قدرت را شرط ازسرگیری مذاکرات ندانسته و گفته است: «کناره‌گیری اسد یک نیاز فوری نیست»! اینکه این روزها، آمریکایی‌ها و اصولاً حامیان غربی و منطقه‌ای تروریست‌هایی، چون داعش و النصره و... تغییر فاز داده‌اند و از حل سیاسی بحران سوریه سخن می‌رانند، نمی‌تواند جدی باشد و نه‌تنها برای حل واقعی بحران سوریه نیست، بلکه از سر ناتوانی ایشان و از سویی، برای طراحی توطئه‌های جدید است. در همین درخواست کمک آمریکایی‌ها و دیگر کشورهای غربی از ایران و روسیه برای حل بحران سوریه نیز، باز هم نقشه‌ها و توطئه‌های آنان به‌خوبی قابل مشاهده است. گرفتن امتیاز از دولت قانونی سوریه در آینده سیاسی احتمالی این کشور، یکی از اهداف تغییر فاز حامیان تروریست‌ها در این روزهاست؛ آن هم در اوضاعی که ارتش و نیروهای مردمی سوریه بر بسیاری از مراکز مهم و راهبردی تسلط یافته و گروه‌های تروریست نیز هر روز به ضعف و نابودی بیشتری نزدیک می‌شوند. ازاین‌رو، چون دولت سوریه و جبهه مقاومت پشت پرده این درخواست آمریکایی‌ها را به خوبی می‌دانند، به این راحتی، به حامیان کشتار مردم سوریه باج نخواهند داد و همان‌گونه که روزنامه انگلیسی تایمز به‌تازگی نوشته است: «از نشانه‌های ناتوانی آمریکا در سوریه، موافقت دولت اوباما با گفت‌وگوی نظامی با مسکو درباره بحران سوریه است». نکته تأمل‌برانگیز آخر این است که بحران سوریه شاید روزی در این کشور پایان یابد، اما بحران واقعی پس از آن و در غرب و کشورهای حامی تروریست‌ها آغاز خواهد شد! و این خیلی هم دیر نیست!


نگاه دو
علی حیدری

«پروژه اسرائیل» علیه جمهوری اسلامی ایران!
اخیراً بیلبوردهایی با عنوان «ایران هنوز عزم نابودی آمریکا را دارد» در برخی خیابان‌های واشنگتن و حتی در نزدیکی ساختمان کاخ سفید و کنگره آمریکا نصب شده که در آن تصاویر مسئولان نظام جمهوری اسلامی و مقامات ارشد کشورمان در دوره‌های مختلف قرار گرفته است. در این بیلبوردها که به‌وسیله گروه «پروژه اسرائیل» که وابسته به رژیم صهیونیستی است، طراحی و نصب شده، تصاویری از حضرت امام خمینی(ره)، مقام معظم رهبری، اکبر هاشمی‌رفسنجانی و محمود احمدی‌نژاد قرار دارد که در زیر هر یک سال خاصی به میلادی قید شده که احتمالاً منظور طراحان آن زمان‌های اظهارنظر صریح مسئولان نظام اسلامی علیه ایالات متحده بوده است. در سمت دیگر این تصاویر، سال 2025 درج شده و بالای آن نوشته شده است؛ «ایران طی 10 سال آینده پس از آنکه محدودیت‌های هسته‌ای تمام شد، چه خواهد کرد؟»
لازم است که بدانیم هدف اصلی از راه‌اندازی گروه موسوم به «پروژه اسرائیل» که به سال 2002 باز می‌گردد، کار تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی درباره رژیم صهیونیستی و تلاش برای تغییر نگاه‌ها و ارائه یک چهره و وجهه مثبت از این رژیم در منطقه و جهان است. این گروه ارتباطات سیاسی خوبی دارند تا جایی که حدود 12 نفر از اعضای مجلس نمایندگان و مجلس سنای آمریکا را در مقام هیئت مشاوران با خود همراه کرده است.
حضور فعال در شبکه‌های اجتماعی هم از دیگر فعالیت‌های این گروه است و دست‌اندرکاران آن مدعی هستند، توانایی ایجاد کمپین بیست میلیون نفری علیه توافق هسته‌ای با ایران در شبکه‌های اجتماعی را دارند! آنها یک سال پیش کمپینی برای جمع‌آوری امضا علیه برنامه هسته‌ای ایران به راه انداختند و از مخاطبان خود تقاضای امضا و کمک مالی داشتند و شعارشان این بود که؛ «برای مقابله با ایران باید به آمریکا کمک کنید.»
نگاهی به برخی اقدامات این گروه نشان می‌دهد، در عین ادعایی که در حوزه رسانه دارند، یا دچار برداشت‌های سطحی و غیرواقعی از برخی موضوعات هستند یا به عمد بر روی موضوعاتی دست می‌گذارند که اذهان و افکار مخاطبان خود را به‌سمت دیگری هدایت کنند. برای نمونه، با مستمسک قرار دادن یک انیمیشن ایرانی که در آن یک بمب هسته‌ای منفجر می‌شود، می‌کوشند تا به مخاطبان خود نشان دهند، ایران به‌دنبال ساخت سلاح هسته‌ای است. جالب‌تر اینجاست که موضوع آن انیمیشن مقابله با حمله هسته‌ای رژیم صهیونیستی بوده، نه بمباران هسته‌ای از سوی ایران، یا در اقدامی دیگر ویدئویی از صحنه‌هایی که مردم در نماز جمعه تهران، شعار مرگ بر آمریکا سر می‌دهند را پخش کرده و این شعارها را دستمایه‌ای برای ایران‌هراسی قرار می‌دهند، درحالی‌که شعار مرگ بر آمریکای ملت ایران خطاب به مردم این کشور نیست و نمادی برای مخالفت با سیاست‌های استکباری دولتمردان آمریکا است که امروزه به زبان مشترک ملت‌های آزاده جهان مبدل شده است.
این‌گونه اقدامات با پشتیبانی جریان‌های صهیونیستی در آمریکا مسبوق به سابقه است و دستگاه‌های تبلیغی و رسانه‌ای غرب با حمایت‌های صهیونیست‌ها در طول سال‌های پس از انقلاب اسلامی ایران، لحظه‌ای از تبلیغات ضدایرانی خود دست نکشیده‌اند و هر بار به بهانه‌ای از حقوق بشر گرفته تا آزادی بیان و فعالیت‌های هسته‌ای تا حمایت از محور مقاومت به تبلیغات ضدایرانی دست می‌یازند و تلاش می‌کنند، تصویر واقعی ایران اسلامی را در اذهان مردم جهان خدشه‌دار کنند.
در چنین فضایی متأسفانه عده‌ای در داخل کشور در برابر یک یا چند بیلبورد که ضدسیاست‌های استکباری آمریکا طراحی می‌شود، موضع می‌گیرند و هیاهو به پا می‌کنند و آن را به نفع کشور در شرایط مذاکرات هسته‌ای و پساتوافق و... نمی‌دانند، درحالی‌که آمریکایی‌ها که مدام ادعا می‌کنند، گزینه‌های زیادی روی میز دارند، خود را از این نوع تبلیغات بی‌نیاز نمی‌دانند؛ پس بعضی‌ها باید چشمان‌شان را بشویند و واقعیت‌ها را جور دیگر ببینند!


 

صفحه 7
گزارش

 

 

حج می‌تواند لیله‌القدر جامعه اسلامی باشد
سید فخرالدین موسوی

با فرارسیدن ماه ذی‌الحجه، بار دیگر کنگره بزرگ حج آغاز شده است و خیل عظیمی از مسلمانان جهان دوباره در سرزمین وحی گرد هم آمده‌اند تا گرد خانه خدا بگردند و فریضه الهی حج را به‌پا دارند. در والایی جایگاه حج همین بس، که خداوند سبحان در قرآن کریم سوره‌ای را به این فریضه الهی اختصاص داده است و در کتاب خود مى‌فرماید: «و أذن فى الناس بالحج یاتوک رجالا و علی کل ضامر یاتین من کل فج عمیق لیشهدوا منفع لهم...» و مردم را دعوت عمومى به حج کن تا پیاده و سواره بر مرکب‌هاى لاغر از هر راه دور به‌سوى خانه خدا بیایند، تا شاهد منافع گوناگون خویش باشند.
نبي مكرم اسلام(ص) نیز، درباره کنگره عظیم حج می‌فرمایند: حج معادل همه شريعت است، يك نمونه كوچك از اسلام بزرگ است، گويا خداوند اراده كرده كه اسلام با همه ابعادش را در يك عبادت جمع كند تا حج‌گزار به يك‌باره كل اسلام را به‌طور خلاصه تجربه کند. سخنانی که مرحوم صدوق(ره) در تفسیر آن می‌نویسد: «حج آینه تمام‌نماي دين و تجلي‌گاه اسلام است كه تكرارش در هر سال سبب تضمين اسلام در گذر زمان خواهد شد؛ چون كه در حج هم توحيد است، هم نماز است، هم انفاق مالي و هم آزادي از جهنم و...»
در کنار همه این ویژگی‌های منحصربه‌فرد و جایگاه عظیم فریضه حج، می‌توان گفت: مناسک حج با ایجاد یک گردهمایی بزرگ برای مسلمانان، موقعیت بی‌نظیری را در اختیارشان می‌گذارد که می‌توانند با بهره جستن از ظرفیت‌های عظیم آن به‌سوی تحقق اهداف متعالی اسلام گام‌های بلندی بردارند. همان‌گونه که حضرت امام خمینی(ره) در این‌باره فرمودند: «اكنون كه موسم حج بيت‌الله‌الحرام است و مسلمين از اطراف جهان به زيارت خانه خدا آمده‌اند، لازم است در خلال اعمال شريفه حج به يكي از بزرگ‌ترين فلسفه‌های اين اجتماع عظيم توجه داشت و به وضع اجتماعي و سياسي كشورهاي اسلامي رسيدگي كرده و از گرفتاري‌هاي برادران ايماني خود مطلع گشته و در رفع آن در حد وظيفه اسلامي و وجداني كوشش كنند. اهتمام به امر مسلمين از فرایض مهم اسلام است.»
اگر به تاریخ اسلام هم رجوع کنیم، مشاهده خواهیم کرد که پیامبر اسلام(ص) هرگز از کنگره حج غافل نشدند و همواره از فرصت زیارت خانه خدا برای پیشبرد جامعه اسلامی و نزدیک کردن دل‌های مسلمانان به یکدیگر سود جسته‌اند.
حضرت محمدبن‌عبدالله که درود خداوند بر او و خاندان پاکش باد، همواره تلاش داشتند، تا در پرتو برپایی مناسک حج مجد و عظمت امت اسلامی را تأمین کنند. ایشان همواره گردهمایی پرشکوه امت اسلامی را به فرصتی استثنایی و بی‌بدیل تبدیل می‌کردند که این سنت پیامبر اسلام(ص) امروز باید الگو و مبنای عمل بزرگان و علمای امت اسلامی باشد. آن حضرت در هر یک از سفرهای حج خود، افزون‌بر انجام اعمال و مناسک حج یا عمره، با گفتار و کردار خویش نکته‌های فراوانی به آیندگان می‌آموختند، آخرین فرستاده پروردگار حکیم، مهم‌ترین فرمان‌های الهی را در فرصت حج بر امت خویش ابلاغ ‌کردند؛ موضوعی که نمی‌توان به‌سادگی از کنار آن گذشت و نسبت به اهمیت و ضرورت آن بی‌توجه بود. بی‌شک، باید گنجینه بی‌همتای سفر‌های پیامبر اسلام(ص) به خانه خدا را خط‌مشی و مبنای حرکت مسلمانان در رویارویی با مناسک حج تا همیشه تاریخ دانست که نمونه‌هایی از اقدامات حضرت ایشان را در این سفرها در ادامه بیان کرده‌ایم.
پیامبر اسلام(ص) اولین سفر خود به مکه را به سفری تبلیغی برای بسط و گسترش اسلام بدل و بانگ توحید را در شبه‌جزیره حجاز طنین‌انداز کردند. ایشان از همین سفر اول، با سود جستن از این فرصت، سنگ‌بنای برادری را میان مسلمانان گذاشتند و در بیانی بلیغ فرمودند: «اَلْمُسْلِمُ أَخُو الْمُسْلِمِ وَ الْمُسْلِمُونَ إِخْوَهٌ وَالْمُسْلِمُونَ یَدٌ واحِدَهٌ عَلی مَنْ سِواهُمْ.» مسلمان برادر مسلمان است و مسلمانان برادرند و مسلمانان در برابر دیگران ید واحدند؛ موضوعی که امروز نیز جهان اسلام بی‌اندازه به آن محتاج است؛ چراکه جهان اسلام در عصر حاضر در سایه توطئه‌های شوم دشمنان اسلام دچار چنددستگی است. برخی در میان امت اسلامی، همواره ساز تفرقه و قبیله‌گرایی را کوک می‌کنند و شرایط به گونه‌ای رقم خورده است که جهان اسلام به‌شدت از فقدان وحدت رنج می‌برد و نمی‌تواند در برابر دشمن به نیروی یک‌دست و مستحکم تبدیل شود. امروز با خیانت برخی از سران مرتجع عرب و سیاست‌های تفرقه‌افکنانه استکبار جهانی، بخش‌های مختلف جهان اسلام در برابر هم قرار گرفته‌اند و آشکارا می‌توان دید که از آرمان فلسطین حمایت نمی‌شود؛ سوریه، لبنان، عراق و... با تروریسم درگیر شده‌اند و کشور مسلمان یمن در آماج حملات ددمنشانه رژیم مدعی آل‌سعود قرار دارد. این دردها کی و کجا باید درمان شود؟
چه زمانی برای چاره‌جویی مناسب‌تر از آن زمانی است که مسلمانان، با هر ملیتی و هر رنگی و هر زبانی گرد خانه‌ای واحد می‌گردند؟
از دیگر اقدامات پیامبر خدا(ص) در موسم حج، ایجاد فرهنگ برائت از مشرکین است. رسول مکرم اسلام(ص) در سال نهم هجری در اجتماع باشكوه مسلمانان در سرزمین منا كه نشانی از مجد و عظمت اسلامی است، از مشركان برائت جستند و خط روشن استکبارستیزی را در برابر ما قرار دادند؛ اقدامی که ملت اسلام نیز در تبعیت از آن، سال‌هاست به آن همت می‌گمارند و هرساله در آیینی از استکبار جهانی که مصداق اتمّ شرک و کفر است، اعلام انزجار می‌کنند؛ موضوعی که استكبار جهانی و عوامل وابسته به آن را به‌شدت نگران کرده است؛ چراكه آنها خوب می‌دانند، اعلام برائت از مشرکان و اعلام انزجار از استکبار جهانی در موسم حج ازسوی میلیون‌ها مسلمان که از اقصی نقاط جهان دور خانه کعبه گرد آمده‌اند، می‌تواند وحدتی را میان مسلمانان به وجود آورد که زمینه تقابل با استکبار جهانی را بیش از پیش فراهم کند.
به همین سبب، می‌بینیم در ادوار مختلف استکبار و دست‌نشانده‌های آن از هر طریقی که توانسته‌اند، کوشیده‌اند تا از گردهمایی بزرگ مسلمانان سیاست‌زدایی کنند و هر تظاهرات ضداستکباری را در نطفه خفه کنند که کشتار حاجیان در تظاهرات‌های ضداستکباری در سال 1979، نمونه بارز این موضوع است، البته آنها هرگز نتوانسته‌اند روحیه استکبارستیزی ملت مسلمان را از بین ببرند و ان‌شاءالله با آگاهی و هوشیاری امت اسلامی هرگز نخواهند توانست به این هدف دست یابند.
فراتر از این همه، رخداد واقعه غدیر خم در موسم حج و طرح موضوع ولایت و جانشینی در این فرصت طلایی جهان اسلام است. پیامبر اکرم(ص) بنا بر امر الهی، در سال دهم هجرت راهی سفر حج شدند و پس از انجام اعمال حج، وقتی در روز پنج‌شنبه 18 ذی‌الحجه به وادی غدیر خم رسیدند، پیش از جدایی اهالی شام، مصر و عراق از میان جمعیت، جبرئیل امین از جانب خداوند بر ایشان نازل شد و آیه «یا أیها الرّسول بلّغ ما أنزل الیک من ربّک فان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله یعصمک من النّاس» را نازل کرد و از جانب حق‌تعالی، رسول اکرم(ص) را امر نمود تا آنچه را که از پیش بر پیامبر درباره ولایت نازل گشته بود، به مردم ابلاغ کند. رسول اکرم(ص) نیز دستور توقف کاروانیان را صادر کردند و امر فرمودند، تا آنانی که پیشاپیش حرکت می‌کردند، به محل غدیر بازگردند و افرادی که در پس قافله، عقب مانده بودند، سریع‌تر در این وادی به کاروان ملحق شوند و آن‌گاه پیامبر اسلام(ص) در سخنانی حضرت علی‌بن ابی‌طالب(ع) را به‌عنوان مولای مسلمانان پس از خویش معرفی کردند.
در این زمان بود که آیه «ألیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دیناً» به پیامبر اسلام(ص) وحی شد. رخداد غدیر نشان می‌دهد، واقعه حج می‌تواند لیله‌القدر امت اسلامی باشد و آینده جهان اسلام را به‌واسطه آن می‌توان ترسیم کرد؛ رخدادی که نشان می‌دهد، می‌توان با بهره‌برداری دقیق از مناسک حج، افق‌های روشن را برای جهان اسلام تبیین کرد و سرنوشت مبارکی را برای جهان اسلام رقم زد. باید گفت، در حقیقت گستردگی و تنوع مصالح و منافعی که به دست علم و حکمت الهی در فریضه حج گنجانده شده، به قدری است که در هیچ فریضه دیگر اسلامی شبیه آن دیده نمی‌شود و هیچ پدیده‌‌ دینی دیگری نمی‌‌‌تواند مجموعه‌‌ شناخت‌هایی را که در مراسم حج، قابل وصول است، یکجا در اختیار امت اسلامی قرار دهد. به جرئت می‌توان گفت، همین یک تکلیف اسلامی اگر درست و چنانکه شریعت اسلام خواسته است بهره‌برداری شود، پس از زمانی نه‌چندان بلند، امت اسلامی را به عزت و قدرتی که درخور آن است، می‌رساند.
اما چرا امروز این گردهمایی بزرگ مسلمانان چنین کارآیی را ندارد؟ چرا با وجود اینکه هر ساله میلیون‌ها مسلمان از نقاط مختلف جهان در مراسم حج گرد هم می‌آیند، این موسم نمی‌تواند آن‌طور که باید و شاید تأثیر خود را بگذارد؟
در بررسی این موضوع می‌توان به عوامل درونی و بیرونی متعددی اشاره کرد، اما به عقیده بسیاری از نخبگان جهان اسلام اولین و مهم‌ترین دلیل، دور شدن حج از ابعاد اجتماعی و سیاسی‌اش، سیاست‌گذاری نادرست و خیانت‌آلود عوامل برگزارکننده کنگره عظیم حج است.
رژیم آل‌سعود که سال‌هاست به‌واسطه نشستن بر تخت دیکتاتوری عربستان اداره حرمین شرفین را در اختیار و انحصار خود قرار داده‌اند، بی‌تردید از مهم‌ترین عوامل خنثی‌سازی مناسک حج هستند.
این رژیم شاهنشایی کاملاً از نظر سیاسی به غرب وابسته است، به‌گونه‌ای‌که استمرار حکومت آل‌سعود براساس نظر همه کارشناسان مسائل سیاسی منطقه غرب آسیا، وابسته به اذن و اجازه غرب و در رأس آن آمریکاست. در حقیقت، آل‌سعود سرنوشتش را به سرنوشت غرب گره زده است و با این اوصاف پرواضح است که رژیم سعودی تا آنجا که بتواند، در برابر هرآنچه که قدرت و هژمونی غرب را دچار مخاطره کند، خواهد ایستاد. نمی‌توان از این رژیم انتظار داشت که به هم‌افزایی و افزایش وحدتی کمک کند که برای خودش مخاطره‌آمیز خواهد بود. چطور می‌توان انتظار داشت که این رژیم تلاش کند کنگره عظیم حج به اهداف عالیه خود نزدیک شود؟ رژیمی که سرنوشتش را با غربی پیوند زده است که از هیچ حربه‌ای برای ایجاد تفرقه در میان مسلمانان دریغ نمی‌کند؛ غربی که هر کاری می‌کند که اجازه ندهد، ظرفیت عظیم امت اسلامی به ید واحدی تبدیل شود و به همین دلیل است که می‌بینیم در سال جاری نیروهای امنیتی این رژیم درباره برگزاری هرگونه مراسم برائت از مشرکین هشدار می‌دهند و بیانیه‌ای تهدیدآمیز منتشر می‌کنند که زائران خانه خدا از هرگونه تجمع سیاسی برحذر باشند!
البته این همه ماجرا نیست، رخدادهایی چون، شهید شدن حدود 400 نفر از حجاج به دست مزدوران سعودی در خلال تظاهرات ضداستکباری در مکه در سال 1979، انفجار یک بمب در مکه در سال 1989، مدیریت نادرست گردانندگان مراسم حج که در سال 1990 سبب مرگ 1426 زائر در یک تونل در مکه شد، کشته شدن 270 نفر در نزدیکی پل جمرات در منا در سال 1994، آتش‌سوزی در یک اردوگاه در منا و کشته شدن 343 زائر در سال 1997، کشته شدن ده‌ها حاجی در سال‌های 1998، ۲۰۰۱، ۲۰۰۳، ۲۰۰۴ و 2006 به دلیل مدیریت ناصحیح جمعیت در جمرات و حادثه سال جاری که با سقوط یک جرثقیل، حدود 107 زائر در آن جان باختند، نشان داد که رژیم آل‌سعود صلاحیت برگزاری مناسک حج را ندارد و انتظار آن می‌رود که با توجه به این موضوعات، بزرگان جهان اسلام برای برگزاری فراملی کنگره عظیم حج قدم‌هایی را بردارند و مانع از آن بشوند که کنگره عظیم حج در سایه بی‌کفایتی رژیم آل‌سعود تأثیر بی‌همتای خود را از دست بدهد.


نیم نگاه
فتح الله پریشان

نقد سفر آمانو از دو منظر؟!
اوایل هفته گذشته یوکیا آمانو، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در خلال سفر به تهران از مرکز نظامی پارچین هم بازدید کرد. سفر وی در ایران و آمریکا، به‌ویژه در جمع منتقدان مذاکرات و توافق، بازتاب‌ها و گاه تحلیل‌های منتقدانه‌ای را به دنبال داشت.
منتقدان تندرو آمریکایی به نوع و پیامد بازدید آمانو از ایران و پارچین که به‌گمان آنها گونه‌ای امتیاز به ایران است، اعتراض دارند؛ اما نوع انتقادها و مخالفت‌ها در جمهوری اسلامی به نظر می‌رسد تنها از دیدگاه تنگ‌نظرانه سیاسی نیست، بلکه با فاصله گرفتن از انتقادهای صرف سیاسی، با رهیافت حفظ منافع ملی و نوعی دلسوزی برای صیانت از استقلال و پیشرفت علمی کشور صورت می‌گیرد. با این رهیافت، سفر آمانو به ایران و تأثیر آن بر روند تصویب یا رد برجام از چند منظر قابل بررسی است:
۱ـ نگاه حقوقی؛ در این نگاه مردم و دلسوزان نظام و رسانه‌های بی‌طرف خواستار حفظ حقوق هسته‌ای و خطوط قرمز تعیین شده از سوی رهبری معظم انقلاب در بیانات مختلف ایشان هستند و همچنین انتظاری منطقی، شفاف و صادقانه از دولت را دنبال می‌کنند. دولت یازدهم در شرایطی با حضور آمانو در ایران و بازدید از پایگاه نظامی پارچین، آن هم فراتر از تعهدات مندرج در پادمان و حتی پروتکل الحاقی موافقت کرده و آن را تشریفاتی خوانده است که این دسترسی نه‌تنها با دو مصوبه پیشین مجلس درباره نحوه تعامل ایران و آژانس مغایر بوده است، بلکه به نوعی دور زدن نهادهای قانونی کشور برای اجرای بدون تأیید برجام تلقی می‎شود. براساس‌این، دولت عملاًً بدون اعلام‌نظر رسمی شورای‌عالی امنیت ملی و مجلس شورای اسلامی درباره برجام، اجرای آن را کلید زده است؛ چراکه این بازدید در چارچوب نقشه راه توافق‌شده در حاشیه برجام به آژانس داده شده است و عملاًً اجرای یکی از تعهدات ایران در متن برجام بوده است. این در حالی است که دسترسی به پایگاه نظامی پارچین نیز، نه‌تنها فراتر از توافقنامه پادمان ایران و آژانس ذیل معاهده ان‌پی‌تی است، بلکه این دسترسی از تعهدات یک کشور ذیل پروتکل الحاقی نیز فراتر بوده است؛ چراکه بازدید از مکان‎های مختلف ذیل پروتکل الحاقی شامل ضوابط خاصی است که در این بازدید رعایت نشده است. ضمن اینکه مجلس شورای اسلامی نیز در قانون صیانت از حقوق و دستاوردهای هسته‎ای جمهوری اسلامی، دولت را موظف کرده است که تنها در چارچوب معاهده پادمان و ان‌پی‌تی به بازرسان اجازه دسترسی بدهد.
۲ـ منظر سیاسی؛ آنچه در نگاه سیاسی محوریت دارد، اثرسنجی این سفر در روند تصویب یا رد کلی توافق است که بدون تردید هر کدام به وقوع بپیوندد، پیامدهایی دارد. اینکه دولت آمریکا و خود دبیرکل آژانس و معاونش سعی بلیغی دارند که به هر نحو نسبت به رفتار گذشته خود گزارش مثبتی از رفتار ایران بدهند، نشان می‌دهد که به سامان رسیدن این پرونده برای آمریکایی‌ها مهم است و ما باید بیشتر مراقب باشیم. البته این اشتیاق در بدنه دولت ما هم وجود دارد. اینکه سفر آمانو و دیدارش از پارچین با عنوان بازرسی تشریفاتی توجیه می‌شود، در حالی که نقل آمانو پس از سفر از نحوه بازرسی با قول مسئولان دولتی در داخل تغایر دارد، نشانگانی بومی به‌منظور زمینه‌چینی برای نتیجه دادن مذاکرات است؛ در حالی که مردم خطوط قرمز نظام را پذیرفته و آن را منطقی می‌دانند و از دولت هم انتظار دارند به آن پایبند باشد. از‌این‌رو ارسال سیگنال سبز به خارج برای سامان مذاکرات به هر قیمت، می‌تواند چراغ اعتماد داخلی را کم‌سو کند و این اساساً به مصلحت نبوده و عقلانی نیست؛ چراکه مؤلفه اصلی قدرت ما پس از فضل ‌الهی تکیه به اعتماد مردم بوده است.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(70)

ورود فوج فوج انگلیسی‌ها به ایران
در ۱۴ آوریل ۱۹۱۸ (فروردین ماه ۱۲۹۷ ه.ش)، سرهنگ ادوارد دیویس، ناظر نظامی آمریکایی که نیروهای انگلیسی مستقر در خاور نزدیک را همراهی می‌کرد، «از ایران، یا جبهه شرقی» بازدید کرد. او می‌نویسد: «بعد از اینکه در شب ۱۳ آوریل از جبهه جنوبی (بصره) به بغداد برگشتم، صبح روز ۱۴ آوریل با اتومبیل به طرف جبهه شرقی راه افتادم و همان روز به مقر لشکر چهاردهم در قزل‌رباط رسیدم که در ۷۰ مایلی شمال شرقی بغداد، در اولین دره واقع در شرقِ تپه جبل‌حمرین، قرار دارد.» او نیروهای انگلیسی را که آماده ورود به خاک ایران بودند، این‌گونه توصیف می‌کند: «سه واحد نظامی از هند (لشکر سیزدهم انگلیس، لشکر چهاردهم هند و تیپ ششم سواره‌نظام هند) و یک یگان زره‌پوش در جبهه شرقی، یا ایران، مستقر هستند و تپه‌های جبل‌حمرین در شمال جاده تهران و همچنین، مناطق قزل‌رباط، خانقین، قصرشیرین و سایر نقاطی را که در طول جاده منتهی به ایران قرار دارند، به اشغال خود درآورده‌اند و نهایتاً قصد دارند که از طریق خاک ایران، با گذشتن از تهران به دریای خزر برسند.» او اضافه می‌کند: «در آن زمان، لشکر چهاردهم هسته نیرویی را که به طرف ایران حرکت می‌کردند، تشکیل می‌داد. البته، حرکت این نیروها به‌واسطه برف سنگین در گردنه‌های کوهستانی ایران و مشکل تدارکات و آذوقه بسیار کند بود.»
وی در ادامه می‌نویسد: «در روز پانزدهم، در طول جاده‌ای که از خانقین می‌گذشت و به قصرشیرین در ایران می‌رسید، راندم و در آنجا تیپ سی‌وششم پیاده و هنگ سواره‌نظام هوسارها را دیدم. بخشی از نیروهای این هنگ سواره‌نظام وارد خاک ایران شده بودند. بخش عمده‌ای از جاده قزل‌رباط به قصرشیرین از روی تپه‌های بلند، ولی صاف می‌گذرد و کارهای زیادی برای بهبود راه و مقدمات ساخت خط آهنی شده است که به‌زودی در اینجا احداث خواهد شد. برای محافظت از جاده، پاسگاه‌هایی بنا شده و کشتی‌ها نیز تا شمال جاده در جایی که ترک‌ها در آن زمان ساحل رود دیاله را در تصرف خود داشتند، گشت می‌زنند. این منطقه در بخشی قرار دارد که حدود و ثغور آن بین ایران و ترکیه کاملاً مشخص نیست و ساکنان آن اکثراً کُرد هستند. دیویس در ادامه گزارش خود با توهین و جسارت به اهالی قصرشیرین به گوشه‌ای از غارت‌های سربازان انگلیسی چنین اشاره می‌کند: «شهر قصرشیرین، اگرچه دارای ویرانه‌های باقی‌مانده از روزهای شکوه ایران است، [اما] خودش از کثیف‌ترین شهرهایی است که در شرق وجود دارد. اینجا کثیف‌ترین جایی است که تا به‌حال دیده‌ام. در بالای تپه‌های قصرشیرین می‌توان برف‌هایی را که بر روی گردنه‌های شرقی نشسته است، دید؛ یعنی همان برفی که در آن زمان سبب کندی پیشروی انگلیسی‌ها شد. با وجود این، در میان همین کوه‌ها بود که انگلیسی‌ها توانستند از منابع محلی هیزم قابل توجهی برای سوخت تهیه کنند. هیزمی که آنها به‌دست آوردند، فقط برای تیپ سی‌وششم کافی بود، ولی به هرحال کار خارق‌العاده‌ای بود؛ زیرا هیزم مورد نیاز برای نیروی اعزامی بین‌النهرین باید از هند وارد می‌شد. نوعی حس انتظار بر این جبهه شرقی حاکم بود؛ زیرا نیروها مشتاق پیشروی بودند، ولی شرایط جاده‌ها در آن زمان، حرکت به‌سوی دریای خزر از طریق جاده تهران را بسیار دشوار ساخته بود.» در اینجا باید به این نکته اشاره کنیم که هدف اصلی انگلیسی‌ها از ایجاد خط آهن تسهیل در انتقال نیروها و تجهیزات بود و هدف دیگری نداشتند، همچنان که در جنگ جهانی دوم نیز، با دستور این کشور به گماشته خود در ایران، رضاخان راه‌آهن جنوب به شمال را با هزینه گزاف از جیب ایرانیان ایجاد کرد تا انگلیسی‌ها بتوانند به آسانی نیرو و امکانات نظامی را به جبهه شمال ارسال کنند. این عمل رضاخان در آن دوره در حالی اتفاق افتاد که ضروری‌ترین خط آهن برای ایران، خط غرب به شرق و در امتداد جاده ابریشم بود که برخی مورخان در کتب تاریخی از آن سخن به میان آورده و معتقدند، اگر رضاخان قصد پیشرفت ایران را داشت، باید خط آهن غرب به شرق را احداث می‌کرد که می‌توانست بازدهی اقتصادی سرشاری برای ایران به ارمغان آورد، نه خط آهن جنوب به شمال که بدون هیچ‌گونه هدف اقتصادی احداث شد و تنها کاربری آن انتقال نیرو و تجهیزات انگلیسی به جبهه روسیه در جنگ جهانی دوم بود. لازم به توضیح است که در فاصله جنگ، این خط آهن به دلیل استفاده زیاد و عدم تعمیر از بین رفت و بعد از آن نیز قابل استفاده نشد.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

جریان شناسی گروه های مخالف نظام اسلامی 23
حسین عبداللهی فر

اپوزیسیون اخلاقی در فتنه 88
اشاره
چنانچه پیشتر گفته شد، گروه‌های اپوزیسیون اخلاقی در جمهوری اسلامی با شاخصه‌های نفاق، عدالت و فساد شناخته می‌شوند. پدیده نفاق، به‌ویژه نفاق سیاسی ازآن‌رو اهمیت بسیاری دارد که منافقین درواقع، تفاوتی با دشمنان اسلام و مخالفان انقلاب ندارند، به‌جز اینکه ظاهر خود را خلاف باطن‌شان نشان می‌دهند و همین امر سبب می‌شود هم در شناسایی و برخورد، عده‌ای را به اشتباه بیندازند و هم با سخنان خود، دیگران را با خود همراه کرده و ریزش‌های نظام را افزایش می‌دهند. به تعبیر قرآن، گروه­های منافق همان کافران هستند، اما اظهار ایمان می‌کنند. از همین‌رو، نفاق منشأ رذایل اخلاقی بسیاری است که هم بعد عملی و هم بعد اعتقادی دارد.
انقلاب اسلامی مردم ایران نیز از این پدیده شوم مصون نماند و گروه­های زیادی به دلیل ضعف ایمان به نفاق روی آورده و با نفاق سیاسی از مردم و نظام فاصله گرفتند.
«سازمان مجاهدین خلق» یکی از گروه­های بارز جریان نفاق در کشورمان به‌شمار می‌آید که در فتنه 88 با نفاق جدید همراه شده و تلاش زیادی در راستای ضربه زدن به منافع و امنیت ملی کشورمان به عمل آورد. در این شماره به برخی از اقدامات تخریبی این گروهک در تابستان 88 اشاره می‌شود:

سازمان مجاهدین خلق
(التقاط چپ‌گرا)
سازمان مجاهدین خلق ایران، یکی از سه گروهی است که نام آن در فهرست کاخ سفید برای دریافت بخشی از بودجه 400 میلیون دلاری آمریكا برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. ازاین‌رو، سازمان مجاهدین خلق نقش فعالی در همه مراحل فتنه 88 داشتند که از نفوذ در ستادهای انتخاباتی اصلاح‌طلبان شروع شد و تا حوادث حرمت‌شکنانه روز عاشورا ادامه یافت و به گفته معاون وزیر اطلاعات بیش از 20 عضو وابسته به این گروهک دستگیر و بازداشت شدند (محمدجواد اخوان، عبور از فتنه، ج۲، انتشارات سازمان بسیج دانشجویی، 1389، ص146). برخی از اقدامات عوامل و عناصر وابسته به این سازمان در فتنه 88 عبارتند از:
۱ـ صدور بیانیه‌های تحریک‌آمیز
در این‌باره، سازمان مجاهدین با صدور پیام‌هایی که در تاریخ 27 خرداد و 18 تیر 1388 انتشار یافت، از پیشنهاد ابطال انتخابات استقبال کرده و از هواداران خود می‌خواهد در این زمینه با فتنه‌گران همراهی کنند. لذا خطاب به آنها می‌گویند: «آری، اکنون شما زن و مرد جنگید و در هر کوی و برزن برمی‌خیزید برمی‌خروشید، همچنانکه مریم رجوی اعلام کرده است، باید قویاً از ابطال انتخابات این رژیم استقبال نمود. انتخابات آزاد باید تحت نظر ملل متحد، بر اساس اصل حاکمیت مردم، صورت بگیرد ...». (مؤسسه خبرگزاری فارس، دادگاه هشتادوهشت، انتشارات جوان، 1389، ص158 به نقل از سایت خبری روز مورخ 23 خرداد 87)
۲ـ ارائه راهکارهای عملی به‌منظور ایجاد اغتشاش و مقابله
بنا به اعترافات اعضای وابسته به سازمان، این تشکیلات توصیه‌هایی را به‌منظور ایجاد آشوب به هواداران خود می‌دادند. در یک نمونه از این توصیه‌ها آمده است: «تظاهرات برق ­آسا، در هر زمان و در هر مکان، به‌ویژه در نقاط ضعف و نقاط خلأ نیروهای سرکوبگر دشمن، حتی در شرایطی که هیچ‌گونه امکان تجمع نیست، هسته‌های نُه‌نفره، پنج‌نفره و حتی هسته‌های مقاومت سه‌نفره جوانان انقلابی می‌توانند نیروهای سرکوبگر دشمن را تجزیه، خسته و فرسوده کنند. دسته‌های کوچک، موتور محرک و راه‌گشای تجمعات بزرگ‌ترند. هسته‌ها و تیم‌های جداگانه تدارکات، ترابری، امداد پزشکی و ارتباطات را، تا آنجا که برای‌تان امکان‌پذیر است، فراموش نکنید...». (مؤسسه خبرگزاری فارس، دادگاه ۸۸، انتشارات جوان، 1389، ص163)
در این‌باره، یکی دیگر از متهمان وابسته به سازمان که در اغتشاشات خیابانی دستگیر و بازداشت شده است، می‌گوید: «از مهرماه سال 86 از طریق یکی از هواداران گروه، وصل به آنها (منافقین) شدم و در دی‌ماه همان سال به‌صورت غیرقانونی توسط قاچاقچی مرتبط با گروهک عازم عراق شدم و مدت سه ماه در قرارگاه آنها آموزش‌های مختلفی، از قبیل کار با کامپیوتر، اقدامات تبلیغی، جذب نیرو، کلاس‌های ایدئولوژی، جمع‌آوری اطلاعات، اقدامات ایذایی و... را گذراندم و به‌صورت غیرقانونی جهت انجام مأموریت‌های محوله به داخل کشور بازگشتم. در این مدت آنها در ازای اقدامات صورت‌گرفته توسط بنده، مبلغ یک میلیون و چهارصد هزار تومان به حساب من و نفر مرتبطم واریز نمودند. ازجمله محورهای مأموریت من در انتخابات، جمع‌آوری اخبار و اطلاعات از حوزه‌های انتخاباتی و أخذ عکس و فیلم و ارسال آن به منافقین بود. بعد از آغاز اغتشاشات تأکید آنان بر حضور من در صحنه‌های درگیری بود که در تاریخ 27 خرداد 88 سرپل من به نام زهره از شماره تلفن 00442032398487 طی تماسی به من گفت: همه مردم ایران مشکلات شخصی دارند... ولی ریشه مشکلات کجاست؟... باید ریشه رو زد... الآن فکر کنم وقتش باشه، نباید دست روی دست گذاشت...، ما آمده‌ایم به کمک تو، پس جنگ مسلحانه امروز صدای ماست... با دوستانت بروید یک جایی رو آتش بزنید، جاهایی که بسیج است، پنج شش تایی جمع شوید، یواشکی بروید مرکز اینها را آتش بزنید، بنزین ببرید، (کوکتل) پرت کنید سمت‌شون، پمپ‌بنزین‌ها را آتش بزنید، اتوبوس‌های عمومی رو... مردم رو بیارید پایین بعد وسط خیابون آتش بزنید...». (مؤسسه خبرگزاری فارس، دادگاه ۸۸، انتشارات جوان، 1389، ص163 و 164 به نقل از اقاریر متهم پرونده کلاسه 88/11597/ط د)
عناصر سازمان مجاهدین با بهره‌گیری از همه توان خود و اعزام تیم‌های آموزش‌دیده، برای ایجاد اغتشاش و موج‌سواری و سوق دادن اعتراضات به‌سمت اقدامات خشونت‌آمیز، ایذایی و تروریستی اقدام نمودند. این گروهک با صدور بیانیه‌های پی‌درپی از سوی سرکردگان خود و انتشار گسترده آن از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای و فضای مجازی اینترنتی در جهت گسترش دامنه و استمرار اغتشاشات و آشوب‌ها تلاش نمودند. (محمدجواد اخوان، عبور از فتنه، ج2، انتشارات سازمان بسیج دانشجویی، 1389، ص142)
۳ـ طراحی عملیات‌های تروریستی
در همین راستا، یکی از اصلی­ترین پایگاه‌های سازمان مجاهدین خلق در کشور انگلیس، هدایت تیم‌های ترور و اغتشاش داخلی را با اعلام خط مبارزه مسلحانه برعهده داشته است.
یکی از بازداشت شدگان اعضای منافقین در فتنه 88، اعتراف کرده است در سال 79 جذب سازمان شده و در سال 83 به فاز نظامی وارد شده و در بمب‌گذاری سال 83 در تهران شرکت داشته و فعالیت­هایی را در زمینه توزیع اعلامیه و جمع‌آوری اطلاعات و اخبار برای سازمان داشته تا اینکه در صحنه تجمعات و اغتشاشات پس از انتخابات 88 به‌صورت فعالانه شرکت نموده و مأموران انتظامی، وی را درحال پرتاب کوکتل‌مولوتوف به یکی از مراکز دولتی، دستگیر کرده‌اند. (محمدجواد اخوان، عبور از فتنه، ج2، انتشارات سازمان بسیج دانشجویی، 1389، ص145)
همچنین، فردی با هویت حامد روحی‌نژاد، یکی دیگر از اعضای این شبکه تروریستی که حدود یک سال‌ونیم در عراق اقامت داشته است، در اواخر سال گذشته از سوی افسر آمریکایی رابط اطلاعاتی خود مأموریت پیدا می­کند تا به تهران آمده، از طریق بمب‌گذاری و ترور، صحنه انتخابات ایران را ناامن کند و به آشوب بکشد که قبل از موفقیت در عملیات مذکور، از سوی نیروهای امنیتی دستگیر می‌شود و در این پرونده بازداشت است.
شخص دیگری به نام امیررضا عارفی، فرزند احمد نیز، عضوی از شبکه مذکور است که از طریق ارتباط با فردی به نام فرود فولادوند با سرویس اطلاعاتی آمریکا مرتبط بوده است. نامبرده به همراه یکی دیگر از متهمان اقدام به ساخت بمب آتش‌زای قوی می‌کند و در چند مرحله شدت انفجار آن را در بیابان‌های اطراف تهران آزمایش می‌کند. نامبردگان با تهیه فیلمی از این آزمایش‌ها و ارسال آن به آمریکا، طرح‌های خود را برای انفجار در امام‌زاده زید(ع) بازار، امام‌زاده علی‌اکبر(ع‌) چیذر، حسینیه فاطمیون در خیابان مجاهدین اسلام، نصب بمب روی تانکر انتقال بنزین و برخورد آن با پمپ بنزین مقابل مجلس شورای اسلامی، بمب‌گذاری در حسینیه شهرک ولی‌عصر و مرقد مطهر حضرت امام خمینی(ره) اعلام می‌کنند. با تأیید این طرح از افسران رابط، نامبرده اقدام به طراحی ساخت بمب‌های قوی برای کار گذاشتن در حوزه رأی‌گیری حسینیه ارشاد و مسجدالنبی نارمک می‌نماید تا در روز انتخابات با انفجار آن، ضمن کشته و مجروح کردن صدها رأی‌دهنده، روند برگزاری انتخابات را دچار مشکل نماید که در نهایت پیش از هر اقدامی، متهم و تیم همراه وی به‌دست نیروهای گمنام آقا امام زمان(عج) بازداشت می‌شوند.
اسامی دیگر اعضای فعال این سازمان در فتنه 88 عبارتند از: ۱ـ رضا خادمی فرزند عباس؛ ۲ـ عذراسادات قاضی‌میرسعید فرزند حسن؛ ۳ـ ناصح فریدی فرزند محمد؛ ۴ـ امیرحسین فتوحی فرزند حسن؛ ۵ـ مهدی شیرازی فرزند احمد؛ ۶ـ حسام سلامت فرزند محمد؛ ۷ـ ناصر عبدالحسینی؛ ۸ـ محمد نوری؛ ۹ـ حسن شیرمحمدی (همان، ص 14۴ تا 14۶).


آفاق
محمدرضا اسکندری

اومانیسم؛ نظام معرفتی رنسانس
در شماره‌های گذشته پنج نظام از نظامات هفت‌گانه مرحله رنسانس از مدرنیته حاکم بر دنیای غرب بررسی شد. در این شماره با نظام معرفتی رنسانس، یعنی اومانیسم آشنا می‌شویم.
انسان در ساحت دو نظریه
مطالعه تاریخ فرهنگ و فلسفه بشری حکایت از این دارد که در طول تاریخ، همیشه دو نظریه درباره انسان در مقابل یکدیگر مطرح بوده است:
۱ـ نظریه‌ای که معتقد است انسان به‌تنهایی و بدون دین و پیام الهی در رسیدن به تکامل واقعی ناتوان است و باید مسیر زندگی خود را در قالب دستورهای دینی تنظیم کند تا به سعادت واقعی برسد.
۲ ـ نقطه مقابل این نظریه، تفکر اومانیسم قرار دارد که اعتقاد دارد انسان به تنهایی می‌تواند مسائل خود را بشناسد و حل کند؛ از این رو محور و معیارهای ارزش‌ها و اعتقادات و باید و نبایدها خود انسان است.
تفکر اومانیستی تاکنون در چهار دوره تاریخی یا به شکل چهار نوع؛ اومانیسم باستان یا اگوسانتریسم، اومانیسم رنسانس، اومانیسم روشنگری و اومانیسم مدرن ظهور و بروز داشته است که با ابعاد و دیدگاه‌های هر یک درباره انسان آشنا می‌شویم.
الف) اگوسانتریسم یا اومانیسم باستانی
آنچه در یونان باستان سبب ظهور اگوسانتریسم یا خودمحوری یا اومانیسم شد، تلقی خاصی بود که در آن روزگار از جهان هستی حاکم بود. جهان‌بینی آن زمان، جهان‌بینی شرک‌گونه و چند خدایی بود. خدایان خصم انسان بودند. آموزه‌های این جهان‌بینی این بود که انسان‌ها چگونه رضایت خدایان را جلب کنند. تصویری که بعضی از نویسندگان اساطیر از آن روزگار ارائه کرده‌اند از نوعی جنگ و جدال خدایان با انسان‌ها حکایت دارد. برای نمونه داستان دو جنس (مرد و زن) شدن انسان‌ها از اینجا نشئت گرفت که «خدایانی که انسان را خلق کردند، متوجه قدرتمند شدن او شدند و اینکه اینان در مقابل خدایان قد علم می‌کنند، از این رو با یکدیگر مشورت کردند و تصمیم گرفتند انسان را به دو نیمه کنند و از آن روز انسان در جنگ با خدایان شکست خورده است.» صرف‌نظر از اینکه این بیان، افسانه است در عین حال، بیانگر اعتقاد انسان آن روزگار درباره نسبت خدا با انسان است. طبیعی است که چنین انسانی درصدد یافتن فرصتی است که خود را از یوغ این خدایان نجات دهد، پس به‌دنبال یافتن جهان‌بینی و ایدئولوژی دیگری است که خدا را حذف کند و انسان را محور قرار دهد. آشکارترین شکل ظهور اومانیسم را در آرای گروهی از سوفسطاییان آن عصر می‌بینیم. پروتاگوراس می‌گوید: «انسان معیار همه چیز است» و این آغاز اندیشه اومانیستی در آرا و افکار یونانیان قدیم است. پس از سوفسطاییان با ظهور اندیشمندانی، مانند سقراط، افلاطون و ارسطو، اگر چه آنان جهان‌بینی‌ای ارائه می‌کنند که شباهت زیادی با آرای دینی دارد، لکن مسلم است که خدای افلاطون و ارسطو، خدای مسیحیت نیست، «محرک نامتحرک» ارسطویی آن خدایی که ادیان از آن سخن می‌گویند، نیست.
ب) اومانیسم رنسانس
سخت‌گیری‌ها و ظلم و فساد آبای کلیسا در قرون وسطا و همچنین از آنجا که فلاسفه قرون وسطا انسان را موجودی گناهکار و بی‌ارزش می‌شمردند و در پی این بودند که نشان دهند انسان در مقابل خدا از هر جهت بی‌ارزش است و باید نتیجه و مجازات گناه اولیه خود را در این دنیا ببیند و افکاری این چنینی سبب شد که انسان قرون وسطای مسیحی علیه این نگاه شورش کند. در واقع، اومانیسم رنسانس به جنبشی فرهنگی و ادبی (و نه فلسفی) اطلاق می‌شود که در قرون ۱۴ و ۱۵ در اروپا بر اثر آشنایی با فرهنگ باستانی ـ رومی، می‌کوشید تا آرمان فرهنگی تازه‌ای مبتنی بر آرمان فرهنگی باستانی در برابر آرمان فرهنگی قرون وسطایی به چنگ آورد. به سخن دیگر، هدف این جنبش شکوفا ساختن همه نیروهای روحی و درونی آدمی و پدید آوردن انسان خودآگاه و رهایی علم و زندگی اخلاقی و دینی آدمیان از قیومیت کلیسا بود. به تعبیری دیگر، اومانیسم رنسانس، تأثیری مستقیم بر پیشرفت علم نداشت و تنها با احیای فرهنگی دنیوی کلاسیک اروپاییان را که سخت اسیر دین بودند، متوجه مسائل دنیوی که به روشنی در آثار کلاسیک به ان پرداخته شده بود، کرد.
ج) اومانیسم روشنگری
ویژگی بارز اومانیسم عصر روشنگری که به اومانیسم علمی یا سکولار نیز مشهور است، تأکید بر عقل انسان است. این دوره که شامل قرون ۱۷ و ۱۸ میلادی است، همراه با ظهور اندیشمندانی چون دکارت، ولتر، روسو، منتسکیو، هیوم و کانت است. این اندیشمندان تأکید داشتند که هدف و نگرانی اصلی انسان، به دست آوردن اراده و خواست الهی نیست، بلکه هدف، شکل‌دهی جامعه و زندگی انسان‌ها بر اساس عقل است. در نظر آنها شأن و منزلت انسان نه تابع اراده الهی، بلکه منوط به محقق کردن استعدادهای عقلانی وجود زمینی انسان است. اومانیسم عصر روشنگری معتقد بود که فهم درست انسان نه در دایره آموزه‌های روح مخلوق و متعالی، اراده الهی و ایمان، بلکه بر اساس عقل و آزادی او ممکن است. بر این اساس، تعریف جدیدی از انسان با توجه به آزادی او مطرح شد. در دایره هستی نیز خبری از خدا و خواست الهی و نظم از پیش تعیین شده برای زندگی خوب انسان مطرح نیست. وجه ممیزه اومانیسم عصر روشنگری از اومانیسم دوره پیش و پس از آن در این نکته است که اومانیست‌های این دوره به قدرت عقل انسانی در توصیف و نظم بخشیدن به جهان و پذیرش مسئولیت‌ پیامدهای آن بسیار خوش‌بین بوده‌اند.
د) اومانیسم مدرن
از پایان قرن بیستم جنبه‌های ویژه‌ای از اعتقادات اصلی اومانیست‌ها چون بی‌همتایی انسان، روش علمی و عقل و استدلال در نظام‌های فلسفی همچون؛ پراگماتیسم، مارکسیسم، اگزیستانسیالیسم و مکتب هاید‌گری نمایان شد.
۱ـ اومانیسم پراگماتیستی: این نوع از اومانیسم ریشه در فلسفه متفکران پراگماتیست آمریکا، مانند چارلز پیرس، جان دیوئی، ویلیام جیمز و شیلر دارد. آنان چیزی به نام ذات و ماهیت انسانی را نمی‌پذیرند، عقل انسانی را ارج می‌نهند، اما آزادی و اختیار او را برنمی‌تابند و می‌گویند شخص، آن چیزی است که در عمل خود ظاهر می‌شود.
۲ـ اومانیسم مارکسیستی: در اینجا فرد بیشتر ساخته و پرداخته ارتباطات اجتماعی و شرایط خاص تاریخی است. مارکسیست‌ها منکر ماهیت مستقل انسان هستند و به جای اختیار انسان بر نوعی جبر تاریخی تأکید دارند.
۳ـ اومانیسم اگزیستانسیالیسم: این نوع از اومانیسم که بر عقل و توان انسانی کمتر تأکید می‌کند، بیشترین تأکیدش بر اختیار و آزادی انسان است.
۴ـ اومانیسم‌ هایدگری: بیشتر به انسان از منظری وجودی می‌نگرد. هایدگر معتقد است که اومانیسم عصر روشنگری راه خطا پیموده و در تبیین ماهیت انسان بر طبیعت عقلانی وی تأکید گذارده و نتوانسته دریابد که تنها منشأ ماهیت انسان در وجود و ارتباط اصیل انسان با وجود نهفته است.
ذکر این نکته لازم است که وجه مشترک همه این گرایش‌های اومانیستی، تکیه بر انسان و شأن و منزلت او در هستی و تأکید بر توانمندی‌ها و قابلیت‌های وی در فهم طبیعت و کوشش برای سامان دادن زندگی است.

موضع اسلام در برابر اومانیسم 
در مشرق‌زمین هم افرادی پیدا شدند که خواستند به تقلید از غرب، اومانیسم را در برابر اسلام مطرح کنند، یا کسانی هم بوده‌اند که به اشتباه از اومانیسم اسلامی و گاهی پروتستانیسم اسلامی نام برده‌اند. این افراد با ارجاع به آیات فراوانی که خداوند در قرآن کریم به جایگاه رفیع انسان اشاره کرده است؛ سهواًً یا تعمداًً این اشارات خداوند به شأن والای انسان را مصداق همان اومانیسم یا اصالت انسان تفسیر کرده‌اند، به‌طوری که با کمی دقت می‌توان گفت که در نزد خداوند و ادیان الهی و متون مقدس الهی از جمله قرآن کریم؛ انسان اصالت ندارد، بلکه فقط در پرتو اسمای الهی و طی کردن مسیر عبودیت به مقام خلیفه‌اللهی می‌رسد، نه اصالت. به بیان دیگر آنچه در اومانیسم غربی مطرح است، «اصالت انسان» در برابر «اصالت خدا» و «اصالت رأی انسان» در برابر «اصالت وحی خداوند» است، نه مبحث خلیفه‌اللهی بودن انسان در زیر سایه انوار و فیض الهی. به عبارت دیگر، اگر خداوند در آیات متعددی از شأن منحصربه‌فرد انسان در میان دیگر مخلوقات نام برده است و حتی انسان را به درجه جانشینی خود بر روی زمین انتخاب کرده است (در صورت عبودیت)، اما در آیات بسیاری نیز به عیوب و رذایل انسانی که وی را به مراتبی پست‌تر از چهارپایان تنزل می‌دهد، هم اشاره کرده است و این هیچ تشابه و مطابقتی با اومانیسم یا اصالت انسان ندارد، بلکه برعکس همین اصالت انسان و اصالت رأی انسان است که او را در مقابل پروردگار خود قرار می‌دهد و سبب تنزل و سقوط وی می‌شود. به بیان دیگر، افراط و تفریط در اومانیسم نتیجه‌ای جز سقوط انسان ندارد. اومانیسم هر چند خدمات بی‌شماری به بشریت، به‌ویژه در عرصه علم کرده است، ولی ضربه‌های مهلک و کشنده‌ای نیز بر او وارد آورده است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 312
فتح الله پریشان

اختیارات و وظایف سلطان از دیدگاه کمره‌ای
چنان که بیان شد، شرایط زمان، قدرت و اقتدار سلاطین صفوی را به‌مثابه واقعیت اجتناب‌ناپذیر بر علمای شیعه تحمیل کرده بود، لذا آنها در عین حال که معتقد بودند، ریاست عامه مکلفان باید به دست وارثان انبیا و نایبان ائمه باشد، اقتدار شاهان صفوی را در عصر خود پذیرفتند و به همکاری و نوعی تقسیم قدرت تن دادند. براساس این تقسیم قدرت، امور عرفی به سلاطین صفوی و امور شرعی به علمای شیعه واگذار شد. بنابراین، شیخ‌علی‌نقی کمره‌ای نیز امور شرعی مردم چون افتا و قضا را فقط در حیطه قدرت علما دانسته و رجوع شیعیان را در این امور به غیر از ایشان، رجوع به طاغوت قلمداد کرده است. چنانکه وی در «همم‌الثواقب» می‌نویسد: «تحاکم و ترافع به‌سوی غیرقاضی شرعی که در مثل این زمان عبارت است از مجتهد امامی عدل جامع جمیع شرایط حکم و فتوا، حرام است و منزله تحاکم و ترافع به‌سوی طاغوت و شیطان است.»(۱)
اما شیخ کمره‌ای در امور عرفی، قدرت پادشاهان را از باب ضرورت به رسمیت شناخته و معتقد است که حمایت از دین و مؤمنان در این زمان منحصر به پادشاهان صفوی است: «سلاطین شیعه ناجیه به دلیل التزام‌شان به اعتلای حق و تمسک‌شان به صادقین(ع) و اطاعت و تبعیت از ائمه(ع) و سیدقریشی حسینی بودن، از مصادیق لصوص متغلبه و حکام جور خارج می‌باشند.»(۲) بر این اساس، وی با پذیرش اختیار پادشاهان صفوی در امور عرفی، برای هدایت آنها در این امور انجام وظایف زیر را به آنها توصیه می‌کند:
الف‌ـ نصرت و حمایت از دین و مؤمنان؛ کمره‌ای با تأکید بر اینکه «در عصر غیبت آفتاب خلافت مصطفوی و ولایت مرتضوی صاحب‌الزمان در سحاب غیبت است» پادشاهان صفوی را به حمایت از دین و مؤمنان ترغیب کرده، می‌نویسد: «وقایت از دین بر کافه ایمانیان، خصوص پادشاه واجب است [چراکه] حفظ و سلامت دین مبین به یقین اوجب از حفظ سلامت اموال و انفس است.»(۳)
ب‌ـ اهتمام به امور مسلمانان و تأمین رفاه آنها؛ همان‌طور که امروزه یکی از وظایف اصلی دولت مدرن تأمین رفاه برای شهروندان محسوب می‌شود و نظریه‌پردازان غربی آن را با عنوان دولت رفاه تئوریزه کرده‌اند، شیخ کمره‌ای نیز، اهتمام به رفاه و حل امور مسلمانان را به پادشاهان صفوی توصیه کرده است.
وی در این زمینه خطاب به شاه‌صفی می‌نویسد: «اهتمام به امور مؤمنان و مسلمانان و نصیحت به جهت ایشان و رعایت نفع ایشان واجب است.»(۴) استناد کمره‌ای در این میان، سخنان گوهربار ائمه‌معصوم به‌ویژه پیامبر اعظم(ص) است که می‌فرمایند: «احب الناس الی‌الله انفع الناس للناس؛ دوست‌داشتنی‌ترین افراد در نزد خدا، نفع‌رساننده‌ترین آنها به مردم می‌باشند.»(۵)
در این راستا، فقر مادی شیعیان، به‌ویژه اهل علم و دانش از آنها در زمان صفویه وی را بسیار رنج می‌داد و لذا همواره حاکمان صفوی را به «تأمین رفاهیت مردمان» و رفع حاجت و نیازمندی آنها توصیه کرده و از عدم توجه به این امر بیم داده است.
ج‌ـ برقراری عدل و قسط در جامعه مسلمین؛ یکی دیگر از توصیه‌های کمره‌ای به پادشاهان صفوی، رفتار عادلانه با مردم و اقامه قسط و عدل در میان آنها است. به اعتقاد وی «پادشاه را طریقه عدل در هر قضیه مسانحه در ملک او لازم است، دوام ملک او به دوام عدل است، همچنان که عدم آن به عدم آن.»(۶)
د‌ـ اقامه امر به معروف و نهی از منکر در جامعه مسلمین؛ از جمله امور و فرایضی که کمره‌ای پادشاهان صفوی را به انجام آن ترغیب و تحریض کرده، برپا داشتن امر به معروف و نهی از منکر است. وی در استدلالات خود به وجوب و مزایای اقامه این فریضه و همچنین پیامدهای منفی ترک آن به آیات و روایات رجوع می‌کند و در نهایت، از مجموع احادیث مذکور محذورات و خطراتی را که از بی‌توجهی پادشاهان به امر به معروف و نهی از منکر ممکن است عارض شود، در چند بعد به شاه گوشزد می‌کند: ۱ـ عدم فلاح و رستگاری دارین؛ ۲ـ عدم دیانت و غیرت در دین مبین؛ ۳ـ وقوع غضب الهی درصورتی‌که ترک آن به اذن و اختیار باشد؛ ۴ـ نزول عقوبت الهی و کاهش عمر انسان‌ها و کمبود رزق و روزی آنها و... که مجال پرداختن به همه آنها در این مقال نیست.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

تحلیل داده‌ها
در چند شماره گذشته با روش‌شناسی برخی روش‌های پژوهشی در علوم اجتماعی و سیاسی آشنا شدیم. اما در مرحله پس از جمع‌آوری داده‌ها در قالب روش‌های مذکور، مرحله تحلیل‌ داده‌ها اهمیت ویژه‌ای دارد. در واقع، داده‌هایی را که محقق گردآوری می‌کند در مرحله‌ای از کار باید تحلیل کند. در روش‌های کمّی اصولاً مرحله تحلیل‌ داده‌ها یک مرحله جدایی محسوب می‌شود که پس از تکمیل مرحله گردآوری صورت می‌گیرد.
تحلیل داده‌ها در روش‌های کیفی گاه همزمان با گردآوری آنها، گاه در چند نوبت و در جریان گردآوری داده‌های بیشتر در مراحل مختلف و گاه نیز در پایان فرایند گردآوری داده‌ها انجام می‌شود. پیش از تحلیل ‌داده‌ها، چه در روش‌های کمّی و چه در روش‌های کیفی، معمولاً اطلاعات به دست آمده سازماندهی و منظم و آماده تحلیل می‌شوند، اما اینکه گام‌های اصلی در آماده‌سازی و تحلیل داده‌های کمّی و آماده‌سازی و تحلیل داده‌های کیفی کدامند، در چند نوشته از این ستون بررسی می‌شود. البته، همان‌گونه که استحضار دارید کثرت روش‌های موجود در علوم سیاسی به معنای آن است که قاعده واحدی را نمی‌توان برای همه روش‌ها در جریان آماده‌سازی و تحلیل‌ داده‌ها بیان کرد، اما شاید بتوان برخی گام‌های کلی و عام را برای روش‌های کمّی از یک‌سو و برای روش‌های کیفی از سوی دیگر، در نظر گرفت. نکته مهم در تحلیل داده‌های کمّی آن است که امروزه پردازش و تحلیل این‌گونه داده‌ها اساساً به کمک نرم‌افزارهای آماری صورت می‌گیرد و جز در مواردی که حجم اطلاعات اندک است، به پردازش دستی مبادرت نمی‌شود، اما در تحلیل‌های کیفی هنوز نرم‌افزارهای کیفی کاربرد عام نیافته‌اند و بسیاری از پژوهشگران ترجیح می‌دهند داده‌های کیفی را به‌طور دستی تحلیل کنند. بدیهی است که در انواعی از روش‌های کیفی اصولاً حتی امکان تحلیل‌های نظام‌مند دستی مانند جدول‌بندی و گونه‌شناسی و... نیز موجود نیست و پژوهشگر بخش عمده‌ای از تفسیر خود از داده‌ها را در جریان مطالعه اسناد تاریخی یا دیگر متون و در قالب یادداشت‌های تحلیلی خود به عمل می‌آورد. البته، در این بین تلاش‌هایی نیز صورت گرفته است که مطالعات کیفی را با روش‌های کمّی تشریح و تحلیل کنند که در عمل با مشکلات و موانعی مواجه شده‌اند، زیرا یکی از دشواری‌های مربوط به مراحل آماده‌سازی و تحلیل‌ داده‌های کیفی به مدیریت داده‌ها برمی‌گردد که نیازمند اتخاذ روش‌های مناسب برای تفکیک انواع داده‌ها، نگهداری و بایگانی اصولی داده‌ها، تهیه انواع فهرست‌ها برای بازیابی سریع داده‌ها، نگهداری رونوشت‌های متعدد از داده‌ها و در صورت امکان ذخیره‌سازی آنها به صورت الکترونیکی در رایانه است.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی ـ 31
دسیسه‌ای برای ایجاد اختلاف در سپاه پس از عملیات خیبر
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

دوران هشت‌ ساله دفاع مقدس سرشار از ناگفته‌های جنگ تحمیلی است. طرح‌ و نقشه‌ها، توطئه‌ها و جنایت‌هایی که در این دوران به وقوع پیوست، حجم بالایی را به خود اختصاص داده است. پیش از جنگ، شروع جنگ و تجاوز رژیم بعثی به مرزهای ایران، تشکیل شورای همکاری خلیج‌فارس، برگزاری نشست‌‌ها، رفت‌وآمدهای سیاسی و دیپلماتیک، حمایت‌های سیاسی، امنیتی، نظامی از رژیم متجاوز عراق، اعزام گروه‌ها و شخصیت‌های متعدد برای میانجیگری و مذاکرات صلح، استفاده از سلاح‌های کشنده غیرمجاز، ارسال تسلیحات سنگین و مدرن از سوی کشورهای اروپایی به رژیم متجاوز بعثی عراق و آغاز جنگ‌ شهرها، به‌کارگیری سلاح‌های شیمیایی در حد وسیع، رعایت نکردن اصول و رفتار انسانی با اسیران جنگی، آواره و بی‌خانمان‌ کردن اهالی شهرها و روستاهای مرزنشین و صدها موضوع دیگر در جنگ جریان داشت که هر یک با طرح توطئه‌هایی همراه بود. افزون بر اینها در انجام هر عملیاتی، به‌ویژه در سال‌های ۶۱ و ۶۲ بدون شک عوامل نفوذی و ستون پنجم، به‌ویژه منافقین و گروهک‌های سیاسی شکست‌خورده‌ از انجام خرابکاری و راه‌اندازی جنگ روانی چیزی کم‌ نگذاشتند، اینها سعی می‌کردند از اختلاف بین نیروهای مسلح بهره‌گیری کنند. در حوزه اسیران جنگی و آزادگان ماجرای بسیار غم‌انگیزی وجود دارد که جا دارد مستقلاً به بحث گذاشته شود. این جریان در سال‌ ۶۳ و پس از عملیات خیبر در جمع دوستانه سپاه پاسداران فرصتی به‌دست آوردند تا با طرح توطئه‌ای فضای سالم و صمیمی موجود میان رزمندگان را به اختلافات آلوده کنند که تاکنون ناگفته مانده است؛ موضوعی که در آن ایام با واکنش مسئولان رده بالای نظام همراه بود. در این مبحث به گزارش مختصری از آن حادثه اکتفا می‌‌شود.

فشار تبلیغات دشمن
پس از عملیات خیبر استکبار جهانی به‌منظور تحت‌ فشار قرار دادن جمهوری اسلامی و مانورهای تبلیغاتی گسترده‌ای را به راه انداخت؛ تبلیغات‌ همه‌جانبه و مبالغه‌آمیز در القای توانایی عراق حول محور تغییر موازنه قدرت که به نفع رژیم متجاوز بعثی صورت می‌گرفت. در مقابل، با اشاره به عدم‌کارایی نظامی ایران، از آن به بن‌بست ایران در ادامه جنگ یاد می‌کرد. البته، توقف هشت‌ماهه‌ای پس از عملیات خیبر بهانه‌های زیادی به دشمن داده بود. در همان روزها آمریکا و عراق روابط خود را آشکارتر از گذشته به نمایش گذاشته بودند و آمریکا به فروش مستقیم تسلیحات نظامی به عراق مبادرت می‌کرد و رسانه‌ها و دستگاه‌های تبلیغی استکبار مانور قدرت سیاسی صدام را در دستور کار قرار داده بودند.
در این اوضاع نابسامان مجموعه فرهنگی، تبلیغی، سیاسی سپاه پاسداران مسئولیت سنگینی احساس می‌کرد، از سویی طبق اصل یکصدوپنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی سپاه پاسداران مسئولیت حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی در تمامی ابعاد را عهده‌دار بود، از سوی دیگر رهنمودهای حضرت امام(ره) مبنی‌بر منع ورود اعضای نیروهای مسلح در مناقشات سیاسی و موضع‌گیری‌های گروهی و حزبی در پیش‌رو بود و برخی از افراد نادان، یا مغرض مرتب اعضای سپاه را به وابستگی جناحی متهم می‌کردند. وضعیتی پیش آمده بود که انسجام و استحکام روابط برادرانه در درون سپاه را خدشه‌پذیر می‌‌کرد. برخی افراد مدعی هم آگاهانه یا ناآگاهانه فرامین امام(ره) را لوث می‌کردند و صدای بحق فرماندهان و رزمندگان جبهه و جنگ را به جنجال‌های سیاسی ـ تبلیغاتی تبدیل می‌کردند و بسیاری از فریادگران رزمنده و حقگو مظلومانه به شهادت می‌رسیدند.

بیانات رئیس‌جمهور وقت
فرماندهان و مسئولان دفاتر نمایندگی حضرت امام(ره) در سطح مناطق، نواحی و فرماندهان لشکرها و تیپ‌های مستقل سپاه و مسئولان در تاریخ ۷ آذرماه ۶۳ سمینار مشترکی را تشکیل می‌دهند و به‌مدت سه روز مسئولان رده بالای نظام درباره توطئه‌های دشمنان و دامن زدن به اختلاف در سپاه بحث می‌کنند. اولین سخنران این جلسه رئیس‌جمهور وقت و ریاست شورای عالی دفاع وقت (رهبر معظم انقلاب) است، معظم‌له ضمن گرامیداشت یاد شهدا درباره نقش مهم سپاه در کشور می‌فرمایند: «به اعتقاد من امروز سپاه یکی از حساس‌ترین و خطیرترین دوران عمر خودش را می‌گذراند، به این علت که از یک طرف بار سنگین بی‌سابقه جنگ را بر دوش دارد و از طرف دیگر در معرض توطئه‌ها، تخریب‌ها و ویرانگری‌ها است، دشمن خوب فهمیده که نقش سپاه در جنگ یک نقش تعیین‌کننده‌ است، بلکه در کشور هم همین‌طور است. در معادلات و موازنه‌های سیاسی کشور هم سپاه یک وزنه است و نقش دارد و دشمن این را احساس کرده است و درصدد این است که این وزنه را بگیرد یا پوک و بی‌وزن کند. نه اینکه از روز اول یک چنین توطئه‌ای وجود نداشته است. مطمئناً از روز اول بوده است، لکن من الآن نشانه‌های این توطئه‌ را به وضوح مشاهده می‌کنم، به اعتقاد من الآن از خارج سپاه به داخل سپاه اختلاف تزریق می‌شود. این اختلافاتی که وجود دارد من شک ندارم که مشتعل‌کننده این اختلافات دست دشمن در خارج از سپاه است و در این تردید ندارم...» این بیانات ایشان از عمق حادثه و ورود افراد توطئه‌گر و شیطنت‌هایی که شد، حکایت می‌کند که توضیح و تشریح آن مجال دیگری را می‌طلبد.

سخنان رئيس‌مجلس
سخنران روز بعد رئیس‌ مجلس شورای اسلامی وقت و نماینده امام(ره) در شورای عالی دفاع وقت آقای هاشمی رفسنجانی بود، وی طی سخنانی با اشاره به روابط عراق و آمریکا و ارسال سلاح‌های مدرن و چراغ سبز نشان دادن اردن، عربستان، کویت، سودان، مراکش و رژیم اشغالگر قدس به عراق، همه را نشانه شرکت و مداخله آمریکایی‌ها در جنگ می‌داند. وی در ادامه سخنانش به طرح توطئه‌های دشمن اشاره می‌کند و می‌گوید: «جنگ را [دشمنان] برای از پای درآوردن انقلاب اسلامی ایجاد کرده و نقطه آسیب‌پذیر ما را در بعد نظامی تشخیص داده‌اند، ما باید در همین نقطه بایستیم و دشمن را مأیوس کنیم و با قدرت به آنها ضربه هم بزنیم. اینکه امام(ره) تعبیر فرمودند که جنگ مسئله اول ماست، این مسئله اغراق‌ نیست، بلکه واقعیت‌های تاریخی روز را امام(ره) در مطالب ساده و به زبان خود مردم بیان کردند.»
همه تلاش رزمندگان پس از عملیات خیبر همین بود که رهنمودهای امام(ره) را در جنگ محقق کنند و این سؤال مطرح یکی از دغدغه‌های‌شان بود که «جنگ در رأس امور قرار ندارد» و در این زمینه راهکار داشتند. کارشان به پیگیری با مکاتبه و مذاکره با مسئولان نظام می‌کشد، اما با فضاسازی‌های رسانه‌ای و تبلیغی و ورود عناصر ناباب آن را سیاسی می‌کنند به عبارتی، موج‌سواری می‌کنند، اما فریادشان هنوز هم در خاموشی است. یکی از خواسته‌ها و مطالبات جدی رزمندگان، آموزش در سطوح عالی است که آقای هاشمی رفسنجانی در همین سخنرانی روی آن تکیه می‌کند و با تأیید مطالبات آنها می‌گوید: «ما می‌بایستی هم اسلحه و مهمات بخریم و هم آموزش بدهیم و افرادمان را متشکل نماییم.»

سخنان نماینده امام و فرمانده سپاه
سخنران‌ بعدی نماینده امام(ره) در سپاه پاسداران آیت‌الله شهید محلاتی بود که با استفاده از آیات و روایات به طرح دشمن در اختلاف‌‌اندازی در سپاه اشاره کرد و گفت: «ما کی می‌خواهیم اصلاح شویم. چرا اینقدر شعار ولایت فقیه می‌دهیم و عملاً در مقابل دستورات امام(ره) می‌ایستیم، من نمی‌گویم اشتباه در کار نیست، ممکن است همه اشتباه کنیم. من در جمع فرماندهان لشکر گفتم که هر کسی در امور سیاسی بخواهد دخالت کند و مسائل «اختلافات» سیاسی را در سازمان رزمی بیاورد، بریزیدش بیرون، مسئولیتش با من. این دستور امام بود... ما تا درون سپاه را منسجم نکنیم، تا مسائل سیاسی را از سپاه بیرون نریزیم، تا حب ریاست را از مغزهای خودمان بیرون نکنیم، نباید برویم جبهه.»
سخنران دیگر این سمینار فرمانده کل سپاه پاسداران وقت برادر محسن رضایی بود که در رابطه با جنگ مطالبی را ایراد کرد و گفت: نکته اول؛ جنگ‌ها در عین اینکه اهداف نظامی دارند، اما برای تحقق اهداف سیاسی صورت می‌گیرد در اسلام هم همین‌طور بوده، اهداف سیاسی جنگ‌های اسلامی بسیار قوی‌تر از اهداف نظامی آنها بوده‌اند، آن چیزی که ما را به این نتیجه می‌رساند که چه چیز دارای بعد سیاسی است، معیارش این است که هر امری و هر عملی که منجر به بسیج همه مردم و تهدید دشمنان باشد، این یک امر سیاسی است. ابعاد و اهداف سیاسی در اسلام تابع مکتب است، اما در دنیای استکباری تابع نفس‌شان است و از اینجا با آنها جدا می‌شویم و به همین دلیل است که جنگ‌های ما از شیوه و تاکتیک‌های خاص خودش برخوردار است. بنابراین عموماً جنگ‌ها دارای ابعاد سیاسی است، تابع اهداف سیاسی رهبریت جنگند...»

بیانیه دفتر سیاسی سپاه
دفتر سیاسی نمایندگی امام(ره) در سپاه پاسداران با اشاره به رهنمودهای امام خمینی(ره) در تاریخ (۱۸/۵/۶۳ ۱۳) درباره خطوط کلی وظایف سپاه در ارتباط با مناقشات سیاسی بیانیه‌ای صادر می‌کند و در بخش پایانی آن می‌آورد: «به‌طور کلی نظام حکومتی متکی به مردم است و نه نیروهای مسلح، ولی نیروهای مسلح باید حتماً به مردم اتکا داشته باشند، زیرا در غیر این صورت ثبات و پایداری چندانی در مواقع خطر نخواهند داشت. برای ساختن چنین نیرویی که همواره آماده حراست از استقلال و تمامیت ارضی دستاوردهای والای انقلاب در ابعاد نظامی، امنیتی و حفاظتی باشد باید عوامل زیر را به کار گرفت:
۱ـ آموزش فراوان نظامی و عقیدتی ـ سیاسی و رشد و تعالی معلومات لازم اجتماعی و ایجاد آرمان‌های مشترک؛
۲ ـ برخورداری از روحیه رزمی و تدریب و تمرین مداوم در تمام نیروها جهت آمادگی دائم برای دفاع و مقابله با تهدیدات و خطرات دشمنان؛
۳ ـ تشکیلات و سازماندهی نیرومند؛
۴ ـ نظم و انضباط پولادین در یکایک افراد و تأدب به آداب نظامی و اسلامی؛
۵ ـ وحدت درونی نیروهای ویژه در زمینه‌های فکری و سیاسی و پرهیز از تشتت و پراکندگی از نیروها؛
۶ـ اطاعت تشکیلاتی از مافوق؛
۷ـ هوشیاری و فطانت نظامی جهت اجتناب از دام‌های گسترده سیاسی و گروهی؛
۸ـ ارتباط و پیوند و مدارا با مردم و پرهیز از عواملی که مخل این همبستگی است.
در ادامه این بحث رهنمودهای امام راحل(ره) مبنی بر پرهیز از ورود به احزاب و جریانات سیاسی ارائه شده است.


حكایت زمانه
میثم غلامپور

روزهای بحرانی جنگ و سخنرانی رئیس‌جمهور در سازمان ملل
رسیدن به روابط بین‌المللی مطلوب، مستلزم ایجاد تغییر و دگرگونی در كارگزاران نظام بین‌الملل، فرایندها و دستورالعمل‌های جهانی است؛ نظامی كه در آن، حقوق همه انسان‌ها رعایت و امكان همزیستی و روابط مسالمت‌آمیز واقعی فراهم شود؛ زیرا به اعتقاد جمهوری اسلامی ایران، آنچه در ساختار سیاسی عینی نظام بین‌الملل رخ داده، ناشی از روابط سیاسی نابرابر، اعمال سلطه، نفوذ قدرت‌های بزرگ و وابستگی سیاسی كشورهای تحت سلطه است؛ لذا نحوه توزیع قدرت در ساختار سیاسی روابط بین‌الملل، نابرابر و ناقض حقوق ملت‌ها و كشورهای ضعیف است. در همین راستا، مسئله تغییر ساختار نظام بین‌الملل به‌منزله یكی از اركان سخنان مقامات مسئول جمهوری اسلامی ایران در مجامع بین‌المللی و سازمان ملل به عینه دیده می‌شود.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد هر سال در ماه سپتامبر (اواخر شهریور و اوایل مهر) برگزار می‌شود و كشورهای مختلف از این نشست برای دیدارهای دیپلماتیك و رایزنی استفاده می‌كنند و در عین حال، توجه خاصی به سخنرانی سالانه خود دارند. هر كشور یك یا دو بار می‌تواند در مجمع سخنرانی كند.
از ابتدای پیروزی انقلاب تاكنون، رؤسای جمهور مختلفی از این فرصت استفاده كرده‌اند و در مجمع عمومی سخن گفته‌اند. شهید رجایی در مقام نخست‌وزیر تا حجت‌الاسلام حسن روحانی، در سِمت رئیس‌جمهور در مجمع عمومی حاضر شده‌اند تا ندای ایران و ایرانیان را به گوش جهانیان برسانند.
در اولین حضور مقامات كشورمان، شهید محمدعلی رجایی، نخست‌وزیر بود كه مهر سال ۱۳۵۹ به سازمان ملل رفت و در شورای امنیت به ساختار و اقدامات این نهاد بین‌المللی اعتراض كرد. شهید رجایی در این سخنرانی كه به‌طور نشسته و از جایگاه هیئت ایرانی و نه از تریبون پیش‌بینی‌شده انجام شد، از نظام حاكم بر كشورهای جهان انتقاد كرد و از اوضاع وقت كه اوج جنگ سرد میان آمریكا و شوروی بود، سخن گفت.
شهید رجایی در این سخنرانی، با برشمردن دلایل آغاز جنگ علیه ایران و اهداف صدام از این حمله، از سكوت جامعه جهانی در قبال جنگ به‌شدت انتقاد كرد و از جنایات ارتش عراق به كمك قدرت‌های جهانی در خوزستان پرده برداشت و جزئیاتی تكان‌دهنده از جنگ تحمیل‌شده به ایران را به اطلاع اعضای شورای امنیت رساند. رجایی در سخنان خود در شورای امنیت گفت: حضور ما در این شورا صرفاً به دلیل رساندن ندای مظلومیت ملت مسلمان و به​پاخاسته ایران به گوش مردم سراسر جهان و هشدار به آنها از بابت خطر سركوب انقلاب و بازتاب آن بر مبارزات كلیه خلق‌های دربند است.
هفت سال پس از سفر شهید رجایی (1359) به شورای امنیت سازمان ملل، آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، نخستین رئیس‌جمهور ایران برای سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل به سازمان ملل رفت. سخنرانی تاریخی ایشان در بحرانی‌ترین سال‌های جنگ تحمیلی، درست زمانی انجام گرفت كه هجمه وسیعی به سردمداری آمریكا علیه جمهوری اسلامی ایران در جریان بود؛ حمایت‌های مستمر از رژیم صدام با صدور قطعنامه 598 ادامه داشت و تبلیغات بسیار گسترده‌ای علیه انقلاب اسلامی در رسانه‌های غربی به راه افتاده بود.
در بعد نظامی نیز، جنگ نفتكش‌ها به اوج خود رسیده بود و ایالات متحده با حمله به كشتی تجاری ایران، حمایت همه‌جانبه از رژیم صدام را (با وجود جنایت شیمیایی و حملات گسترده آنها به شهرها و غیرنظامیان ایران) در دستور كار داشت. در مقابل این جریان بود كه تصمیم گرفته شد رئیس‌جمهور كشورمان در مجمع عمومی سخنرانی کند که با سخنرانی و استدلال‌های معقول آیت‌الله خامنه‌ای پاسخ محكمی به هجمه‌ها و اقدامات آمریكا داده و سبب رسوایی آمریكا و مزدورانش شد.
در روز 30 شهریور ماه 1366، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (رئیس‌جمهور وقت)، برای شركت در چهل‌ودومین اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل متحد و سخنرانی در آن، تهران را ترك و عازم نیویورك شدند. این سفر هفت سال پس از حضور محمدعلی رجایی در جلسه شورای امنیت سازمان ملل صورت گرفت. در فاصله این سال‌ها آقای ولایتی در مقام وزیر امور خارجه، نماینده ایران برای حضور در اجلاس‌های سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل بود. هیئت همراه ایشان را میرسلیم، مشاور عالی ریاست‌جمهوری و علیرضا معیری، معاون سیاسی نخست‌وزیر وقت تشكیل می‌دادند.
سخنرانی معظم‌له در مقام اولین رئیس‌جمهور ایران در چهل‌ودومین مجمع عمومی سازمان ملل زمانی صورت گرفت كه جنگ تحمیلی به دغدغه اصلی نظام جمهوری اسلامی بدل شده بود و هجمه سیاسی و اقدامات نظامی بسیار سنگینی علیه كشورمان جریان داشت. ایالات متحده و هم‌پیمانانش حضور خود در منطقه را افزایش داده و جنگ نفتكش‌ها با حمله مستقیم نیروهای آمریكایی به كشتی تجاری ایران به اوج خود رسیده بود.
قدرت‌های غربی و هم‌پیمانان منطقه‌ای صدام خیال می‌كردند، جمهوری اسلامی ایران تحت فشار قرار گرفته و آماده پذیرش كامل شرایط آنهاست؛ درصورتی‌كه با پیروزی‌هایی كه نیرو‌های ایرانی در مقابل رژیم صدام به‌دست آورده بودند، كشور‌های غربی بیش از پیش ناكام مانده بودند.
همین مسئله نیز سبب شده بود، كشور‌های غربی اقدامات خود برای تسلیم ایران را افزایش دهند؛ لذا صدور قطعنامه 598 و تلاش برای فشار همه‌جانبه علیه جمهوری اسلامی ایران در راستای همین سیاست قرار داشت. همه اینها در حالی بود كه تمام جنایت‌های صدام در قطعنامه‌های كشور‌های غربی نادیده گرفته شده بود و كشورهای غربی با راه‌اندازی محاصره وسیع نظامی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران، حضور مستقیم و بعضاً دخالت مستقیم نظامی عملاً جبهه جدیدی را علیه جمهوری اسلامی به راه انداخته بودند و عراق را در انجام جنایات كم‌نظیری، مانند استفاده از سلاح‌های شیمیایی و حمله به شهرها و غیرنظامیان جری‌تر كرده بودند.
جمهوری اسلامی ایران نیز، با توجه به سیاست‌های تبعیض‌آمیز كشور‌های غربی و حمایت مستمر آنها از صدام، انتقاد‌های تندی علیه سازمان ملل انجام می‌داد و عملاً تریبون سازمان ملل را رها كرده بود. با این اوصاف تصمیم حضور آیت‌الله خامنه‌ای در مجمع عمومی و ایراد سخنرانی در این مجمع برای مقابله با این جریان صورت گرفت كه سبك سخنرانی ویژه رئیس‌جمهور كشورمان و استدلال‌های محكمی كه ارائه شد، پاسخ محكمی به همه این هجمه‌ها بود. به بیان دیگر، سخنرانی بلیغ و پرنكته آیت‌الله خامنه‌ای كه در میان حاضران و نیز رسانه‌های جهان بازتاب گسترده‌ای یافت و البته خشم محافل آمریكایی و صهیونیستی جهان را نیز برانگیخت، استدلال‌های معقول نظام جمهوری اسلامی در مقابل حملات رسانه‌ای و حمایت نظامی كشور‌های غربی، به‌ویژه آمریكایی بود.
آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای سخنرانی خود را در مجمع عمومی سازمان ملل و حضور كشور‌های مخالف و معاند ایران این‌گونه آغاز می‌كند: «خداوندا به نام تو آغاز می‌كنم و از تو هدایت و كمك می‌طلبم. زندگی و مرگ و نیاز و نیایش من متعلق به توست؛ تو خود روشنی و گیرایی سخن حق را به گفته‌هایم ببخش و آن را پیك حقیقت به‌سوی صدها میلیون گوش و دلی قرار ده كه هم‌اكنون ملتهبانه آن را می‌طلبند و بسوی صدها برابر كه در آینده چنین خواهند بود.»
سپس ایشان، پس از نام و یاد آفرینشگر هستی بر انبیای الهی با این جمله سلام می‌فرستد: «بارالها! درودی سپاسگزارانه از سوی من و ملتم به روان پیامبران بزرگ، به‌ویژه ابراهیم و موسی و عیسی و محمد صلوات‌الله‌علیهم بفرست» و پس از آن، با روشنگری درباره ایران و انقلاب درخشان مردم مؤمن، آن جهان‌بینی الهی انبیا را مورد تبیین قرار داده و نظام ظالمانه مادی جهان را به چالش می‌كشد.
دفاع اصولی و نفوذ كلام امام خامنه‌ای در بحرانی‌ترین اوضاع ایران و منطقه كه جهان را هم متأثر از خود كرده بود و اطلاع‌رسانی‌های آگاهانه و هوشیارانه از جنایات آمریكا در خلیج‌فارس، تأكید بر ناعدالتی‌های انجام‌شده در جنگ تحمیلی علیه ایران، ناتوانی شورای امنیت در رویارویی با این جنایات، از جمله مواردی بود كه حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رئیس‌جمهوری ایران مورد پیگیری و انتقاد قرار دادند. ایشان از سكوت و حتی كمك‌های آشكار و نهان غرب به رژیم صدام پرده برداشته و رویكرد ناعادلانه و بی‌توجهی شورای امنیت را در محكوم كردن متجاوزان، تقبیح كردند. معظم‌له به‌درستی فرمودند: «ایران حداقل از شورای امنیت توقع داشت كه بی‌طرف بماند.»
آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، صدام را به هیتلر تشبیه كردند و خواستار «استفاده از تجربه دادگاه نورنبرگ و طرح تنبیه عراق به‌عنوان متجاوز به‌منظور تضمین امنیت منطقه» شدند. ایشان ناتوانی شورای امنیت در محكومیت صدام در راه‌اندازی جنگ شهرها، جنگ‌های شیمیایی و در شروع جنگ را علت موضع‌گیری خصمانه بسیاری از كشورها، از جمله آمریكا برشمردند و فرمودند: این تنها انتقاد از شورای امنیت نیست، بلكه «انتقاد از عملكرد سازمان ملل و یادآوری نقش شورای امنیت در حمایت از تجاوز عراق به خاك ایران» است؛ موضوعی كه به گوش جهانیان نرفت و بعدها خود را در جنگ كویت نشان داد.
بی‌سابقه‌ترین انتقادات درباره ساختار شورای امنیت و سازمان ملل، از نكات بسیار كلیدی سخنرانی ایشان بود؛ چراكه در این سخنرانی حق وتو و عضویت دائم در شورای امنیت به‌منزله دو تبعیض ناروای سازمان ملل معرفی شد. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ضمن تقبیح دخالت آشكار شورای امنیت در جنگ تحمیلی اعلام كردند، بنای امنیتی كه با سیاست‌های شورای امنیت بنا شده، چیزی فراتر از كاخی پرزرق و برق، اما مقوایی نیست.
مسئله رژیم صهیونیستی بخش دیگر سخنان حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای بود. ایشان فرمودند: رژیم جعلی در كنار رژیمی همچون آفریقای جنوبی فاشیست (كه در آن زمان قوانین نژادپرستانه سختی را به اجرا گذاشته بود) قرار دارد.
برشمردن اقدامات آمریكا برای مقابله با ایران و درخواست اتحاد میان دولت‌های جهان سوم برای مقابله با نظام سلطه محور دیگر سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در آن اجلاس بود.
آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در طول سخنرانی هم تأكید خود بر مسائل فرهنگی را نشان دادند و بر مبارزه با فساد و حفظ بنیان خانواده و حراست از حقوق و ارزش‌های زن تأكید كردند.
از دیگر نكات بسیار مهم و سنجیده سخنان امام خامنه‌ای، تهدید آمریكا به اقدامات تلافی‌جویانه درباره حمله آنها به كشتی باری ایران به بهانه مبارزه با مین‌ریزی در خلیج‌فارس بود.
همان‌طور كه مشاهده می‌شود، جرئت و شجاعت سخنان رئیس‌جمهور ایران در تهدید آمریكا درست در مقطعی بود كه كشور‌های غربی و دولت‌های حامی صدام خیال می‌كردند جمهوری اسلامی ایران را تحت فشار قرار داده‌اند. موضع ایشان سبب تجلیل مقامات كشور و شادی ملت شد و روحیه رزمندگان را در جبهه‌ها ارتقا داد.
این سخنان در بعد بین‌المللی نیز بی‌تأثیر نبود. هنگامی كه آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای از سیاست‌های آمریكا، به‌ویژه تجاوز آمریكا به كشتی باری ایران سخن می‌گفت، هاوك، وزیر امورخارجه انگلیس این نطق را سراسر تحریك و تحقیر غرب توصیف كرد. جو كلارك، وزیر امورخارجه كانادا نیز این نطق را «ویران‌كننده» خواند.


امام خامنه ای  در گذر زمان 62

اعتراض به عدم رسیدگی‌ها
در مبحث گذشته این ستون به دوره صد و ده روزه بازداشت و بازجویی از امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در گذر زمان اشاره شد، بخش دیگر این دوره مربوط به شکوائیه‌ها و اعتراضاتی است که ایشان با نامه‌نگاری و گزارش به مسئولان امنیتی وقت ارسال کرده است، این اقدام معظم‌‌له که در این ایام به تکرار صورت گرفت و حاوی نکات مهم و خواندنی است که گویای واقعیت‌های دوران مبارزات انقلاب اسلامی است. ایشان پس از سه هفته بازداشت و بازجویی‌های سنگین، با تنظیم نامه‌ای خطاب به ریاست سازمان اطلاعات و امنیت خراسان آورده است: «یازده روز از آخرین بازجویی و هجده روز از بازداشت بی‌دلیل اینجانب که گویا برمبنای گزارشی بی‌اساس و اعترافی غیرموجه صورت گرفته می‌گذرد و هنوز این بازداشت ادامه دارد. جای این پرسش قانونی هست که در صورت وجود مدارک محکمه‌پسند و موجه چرا پرونده‌ام در گردش طبیعی قرار نگرفته و به دادگاه احاله نمی‌گردد. در غیر این‌صورت، ادامه بازداشت چگونه قابل توجیه است.» نامه دیگر ایشان که خطاب به رئیس دژبانی لشکر خراسان ارسال می‌شود از اوضاع نابسامان و وضع خراب بازداشتگاه‌ها حکایت دارد که این چنین تذکر داده‌‌اند: «اولاً هوای پاییز رو به سردی هرچه بیشتر است، درحالی‌که پوشش اینجانب تابستانی است و بی‌تناسب با این فصل. ثانیاً نظافت لازمه ایمان و احتمالاً یکی از مقررات زندان است و وضع کنونی اینجانب مغایر با آن است. دیروز به بازرس فرستاده دژبان مشروحاً خاطرنشان ساختم که قبول لباس و سایر لوازم زندگی برای اینجانب و دیگر زندانیان اعم از سیاسی یا غیرسیاسی، فقط و فقط در حوزه مسئولیت دژبان و مربوط به اوست و به هیچ سازمان دیگری ارتباط ندارد. انتظار می‌رود در این مورد هرچه زودتر تصمیم گرفته دستور فرمایید مأموران به وسیله تلفن از منزل برای اینجانب لباس و پتو بخواهند.»
امام خامنه‌ای برای چندمین‌بار در نامه‌هایش خواستار ملاقات با خانواده می‌شود، اما ترتیب اثر نمی‌دهند که در‌این‌باره طی نامه‌ای به مسئول وقت زندان می‌نویسد: «مایه تأسف است که باید یادآور شوم نه‌تنها درمورد تبدیل تأمین، بلکه حتی در مورد اجازه ملاقات با بستگان نیز اقدامی نفرموده‌اید و اینجانب با گذشت یک ماه‌ونیم از ابتدای بازداشت، هنوز به‌طور انفرادی و بدون ملاقات زندانی‌ام. بدین وسیله بار دیگر درخواست خود را در مورد تبدیل تأمین و اجازه ملاقات تجدید می‌نمایم. ایشان علاوه‌بر نامه‌های این چنینی در این دوره بازداشت بیش از بیست صفحه دفاعیه دارد که به‌دلیل محتوای غنی آن بحث دیگری را می‌طلبد.


از لابه لاي تاریخ

پليس سياسي رضاشاه ـ 8
پايه‌هاي قدرت سياسي رضاخان از همان آغاز كودتا با خونريزي و قتل مخالفان سياسي او، كه عموماًً از آزاديخواهان و مشروطه‌طلبان بودند، استوار شد. او در اولين اقدام، مخالفان خود را در مجلس شوراي ملي، هدف قرار داد تا مدافعان قانون اساسي و طرفداران نظم قانوني را در كشور از سر راه بردارد و در همان حال با آغاز زودهنگام ترور و قتل‌هاي سياسي پيدا و پنهان، نشان داد كه در راه فاجعه‌آميزي كه گام نهاده است، جديتي تام دارد.
تعداد كساني كه از سوی شهرباني مخوف و فاسد رضاشاه به قتل رسيدند، هيچ‌گاه معلوم نشده است. آماري هم در اين‌باره تهيه نشده كه تعداد دقيق قربانيان آن دوره را بشناساند. برخي منابع، تعداد کشته‌شدگان را حدود ۰۰۰/۲۴ نفر اعلام کرده‌اند. اگر اين‌گونه آمارها گوشه‌هايي از حقايق امر باشد، پس تعداد افراد گمنام و كمتر شناخته‌شده‌اي كه به سبب مخالفت با ديكتاتور، در اثر ستمكاري كارگزاران پرشمار و فاسد او جان خود را از دست داده‌اند، بسيار بيشتر از كساني است كه تاريخ درباره آنان اسنادي ارائه داده است.
علاوه‌بر مأموراني از شهرباني كه تخصص آنها سم خوراندن يا خفه كردن كساني بود كه به دستور رضاشاه و رياست شهرباني ديگر ضرورتي به زنده ماندن آنها احساس نمي‌شد، روش آسان‌تري هم براي از ميان برداشتن و به قتل رسانيدن مخالفان وجود داشت و آن، بهره‌گيري از تخصص پزشكاني ماهر و حاذق در تزريق آمپول هوا و نظير آن به بخت‌برگشتگان سياسي و نيز غيرسياسي در بيمارستان شهرباني يا محلي ديگر بود. در تمام دوران سلطنت مخوف رضاشاه، دست‌كم دو تن را مي‌شناسيم كه به همين عنوان نام‌آور شدند. اولين آنها دكتر عليم‌الدوله و دومين آنها پزشك احمدي بود. پزشك احمدي (كه پيش از آن شاگرد دوافروش بود)، طي دوران رياست مختاري بر شهرباني، قتل درماني مخالفان را برعهده داشت و در اين وظيفه خطير، بسيار هم با موفقيت عمل مي‌كرد.
شهرباني و مأموران ستمكار آن در غصب اموال و دارايي‌هاي مردم به نفع رضاشاه نقش درجه اول را داشتند. همچنين، بسياري از اميران ارتش و شهرباني نيز با سوءاستفاده از قدرت و نفوذي كه داشتند، در جمع‌آوري ثروت و مكنت، پاي در جاي پاي رضاشاه، ارباب كل نهادند. در اين ميان، ثروت‌اندوزي‌هاي سرلشكر اميرحسين آيرم و كسب دارايي‌هاي غيرقانوني وی بيش از دیگر رؤساي شهرباني نمود يافت. از اينها كه بگذريم، شهرباني و رؤساي وقت از همان دوران رياست «درگاهي» تا واپسين ماه‌هاي سقوط رضاشاه كه مختاري بر شهرباني حكمراني مي‌كرد، براي ثروت‌اندوزي شاه و غصب اموال و دارايي‌هاي مردم، از هيچ كوششي فروگذار نمي‌كردند. بي‌‌جهت نبود كه در زندان قصر، «قسمتي بود كه اطاق قباله ناميده مي‌شد و هرگاه زمينداران يا زندانيان ديگر، مالك املاكي بودند كه مورد توجه كارپردازان اداره املاك اختصاصي قرار مي‌گرفت و آنها حاضر نبودند آنها را تقديم کنند»، در آن بخش محبوس مي‌شدند و در نهايت، البته با پذيرايي‌هاي مفصلي! كه از سوي شكنجه‌گران شهرباني از آنان صورت مي‌گرفت، قباله از پيش تنظيم شده را با رغبت تمام به نام اعلي‌حضرت همايوني واگذار كرده، امضا مي‌نمودند. بدين ترتيب، با اعمال فشار و تهديدهاي پايان‌ناپذير مأموران شهرباني، بسياري از ملّاكان و زمينداران، به‌ويژه در مناطق شمالي و دیگر بخش‌هاي حاصلخيز كشور مجبور شدند، حداقل بخشي از دارايي‌ها و املاك خود را به رضاشاه واگذار كنند يا به رسم انعام و چشم‌روشني، به وليعهد و نظاير آن پيشكش کنند. همچنين، بسياري از مردم را مجبور مي‌كردند، املاك خود را با نازل‌ترين قيمت به اعلي‌حضرت رضاشاه بفروشند و هرگاه كساني حاضر نمي‌شدند در اين نقل و انتقالات!، همكاري لازم را با مأموران شهرباني و دیگر مراجع قانوني! كشور داشته باشند، زندان، شكنجه و احتمالاًً قتل و نابودي در انتظارشان بود.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

«کوین بَرت» اسلام‌شناس آمریکایی در گفت‌وگوی اختصاصی با صبح‌صادق
حکومت آل سعود بی‌نهایت فاسد و بی‌کفایت است

روز پنج‌شنبه دوم مهر در جریان برگزاری مراسم حج در سرزمین منا، حادثه‌ای به وقوع پیوست که در اثر آن صدها نفر کشته، زخمی و مفقود شدند. شمار کشته‌ها حدود 1500 نفر اعلام شده و گفته می‌شود ممکن است تا 2000 نفر نیز افزایش یابد. این در حالی است که بیش از 2000 نفر نیز در این حادثه زخمی شده‌اند. عده‌ای، حضور کاروان بزرگ پسر پادشاه عربستان سعودی در سرزمین منا را که موجب تغییر در مسیر حرکت حجاج شد، علت فاجعه مرگبار منا دانسته‌اند. با این وجود، مسئولان عربستانی از جمله وزیر بهداشت و سخنگوی وزارت کشور عربستان، مسئولیت وقوع این حادثه را بر عهده حجاج گذاشته و گفته‌اند زائران از دستورالعمل‌های صادره پیروی نکرده‌اند. سلمان‌بن‌عبدالعزیز، پادشاه عربستان نیز در اولین واکنش در مراسمی با حضور مقامات، شاهزادگان، مفتی عربستان و مقامات بلندپایه کشورهای عربی خلیج‌فارس، عید قربان را تبریک و کشته شدن حجاج را تسلیت گفت. پیشتر نیز سقوط یکی از جرثقیل‌های بزرگ اطراف مکه در مسجدالحرام درست در سالگرد واقعه 11 سپتامبر، موجب کشته شدن بیش از 100 نفر شده بود.
خبرنگار بین‌الملل صبح‌صادق درباره حوادث اخیر در مکه و در موسم برگزاری حج واجب با «کوین برت» تحلیلگر مسائل سیاسی و اسلام‌شناس آمریکایی گفت‌وگویی اختصاصی انجام داده است که متن کامل این مصاحبه را در ادامه می‌خوانید.

* حادثه «منا» در مکه که به کشته شدن صدها نفر منجر شد، چه پشت پرده‌ای می‌تواند داشته باشد؟
این حادثه طی چند ده سال اخیر بی‌سابقه بوده است. دلایل مختلفی می‌تواند پشت این ماجرا باشد. روی کاغذ دولت عربستان تلاش کرده تا از این اتفاقات جلوگیری کند. تعداد زائرین را مثلاً نسبت به دهه 1990 بسیار کمتر کرده‌اند، اما باز هم چنین اتفاقاتی به صفر نرسیده است.
از سوی دیگر، دولت سعودی تاکنون مسئولیت این اتفاق را بر عهده نگرفته است، بلکه تقصیر را به گردن زائران انداخته و گفته زائران از دستورالعمل‌های داده شده پیروی نکرده‌اند که این مسئله بسیار بعید به نظر می‌رسد. دلایل واقعی ممکن است چند مورد باشد؛ اول اینکه سعودی‌ها در این زمینه بسیار ناتوان هستند، به‌طوری که حتی نمی‌توانند ارتش خودشان را هم اداره کنند، بلکه با سرمایه و مشاوره خارجی است که ارتش این کشور سرپا مانده است. بنابراین ساده‌ترین توضیح این است که بی‌کفایتی دولت سعودی موجب حادثه منا شده است. آنچه در یمن رخ داده، یعنی ماه‌ها جنگ بدون آنکه سعودی‌ها به اهداف خود برسند، این دلیل احتمالی را اثبات می‌کند.
مسلماً احتمال‌های دیگری هم وجود دارد. طبق «دکترین شوک» بسیاری از فاجعه‌های بزرگ مانند حادثه منا و سقوط جرثقیل ساختگی، مهندسی‌شده هستند. این اتفاق ممکن است برای دور کردن اذهان عمومی از اتفاقات یمن و حتی مقدمه‌ای برای دستگیری شخصیت‌‌ها ایرانی حاضر در حج باشد. یکی از اشکالات سپردن مسئولیت برگزاری حج به یک دولت واحد و آن هم حکومتی مستبد مانند عربستان سعودی این است که هنگام برگزاری حج، مسلمانان بسیاری از کشورهای مختلف تحت نظارت یک کشور قرار می‌گیرند. وقتی اختلافاتی میان دو کشور مانند ایران و عربستان وجود دارد و از طرفی، مقامات ایرانی هم به‌دلیل دستورهای دینی، ملزم به سفر به مکه هستند، این یعنی طی مدت برگزاری حج، مقامات ایرانی در تیررس سعودی‌ها هستند. البته، تا این لحظه، شواهد کافی برای اثبات این سناریو وجود ندارد.
سناریوی سومی هم وجود دارد؛ ممکن است این اقدام در راستای بی‌ثبات کردن مکان‌های مقدس مسلمانان باشد. ابتدا آنچه در بیت‌المقدس دیدیم و حمله صهیونیست‌ها به مسجدالاقصی و به طور کلی اقدامات سرکوبگرانه صهیونیست‌ها علیه فلسطینی‌ها پس از کودتای صهیونیستی 11 سپتامبر در آمریکا. الآن هم در مکه شاهد اتفاقاتی هستیم که با سقوط جرثقیل در مسجدالحرام آغاز شد و سپس حادثه منا. بنابراین این احتمال وجود دارد که افرادی به دنبال ناامن کردن مکان‌های مقدس و گسترش جنگ و ناآرامی در منطقه باشند، به‌‌ویژه صهیونیست‌ها که می‌خواهند کشورهای منطقه را مشغول کنند تا بتوانند نسل‌کشی فلسطینی‌ها را به پایان برسانند. بنابراین ناامن کردن مکان‌های مقدس مسلمانان می‌تواند در خدمت چنین برنامه‌هایی هم باشد. با این حال، تا زمانی که شواهد کافی به دست نیاورده‌ایم، هیچ‌‌یک از ما به طور قطع نمی‌دانیم واقعیت ماجرا چیست.

* بسیاری از علمای دینی در سراسر دنیا معتقدند برگزاری مراسم حج نباید منحصراًً در اختیار سعودی‌ها باشد، بلکه باید تعدادی از کشورهای اسلامی در این زمینه نقش داشته باشند، نظر شما چیست؟
از نظر سیاسی بسیار بعید است که سعودی‌ها این پیشنهاد را بپذیرند که یک هیئت مستقل از مسلمانان زعامت مکه و مدینه را به عهده بگیرند، چرا که در اوضاع کنونی پذیرش این موضوع برای حکومت عربستان بسیار شرم‌آور خواهد بود. اگر این اتفاق بیفتد، یا باید از روشی آبرومندانه باشد که عربستان بتواند با سربلندی این واگذاری زعامت را بپذیرد، یا باید شاهد تغییر رژیم در عربستان باشیم که البته، اتفاق خوبی است، اما نمی‌دانیم چه زمانی اتفاق خواهد افتاد. قطعاً مطلوب است که شاهد دولتی باکفایت در عربستان باشیم که نماینده همه مسلمانان باشد، نه صرفاً اقلیتی که افراطی و فرقه‌گراست، اما در عین حال که باید تلاش کنیم این اتفاق بیفتد، مشخص نیست که چه زمانی حکومت عربستان تغییر پیدا می‌کند.

* پیش‌بینی شما درباره آینده حکومت عربستان چیست؟ با توجه به اتفاقات مکه و یمن به نظر شما آیا شاهد تغییر حکومت در عربستان خواهیم بود یا صرفاًً جابه‌جایی در مقامات حکومتی؟
ما ده‌ها سال است که منتظر تغییر حکومت در عربستان بوده‌ایم، اما هنوز این اتفاق نیفتاده است. گفته می‌شود یکی از دلایل حوادث 11 سپتامبر این بود که به عربستان اجازه ندهند از تسلط کشورهای امپریالیست خارج شود، چون در همان سال‌ها گفته می‌شد عربستان در حال فاصله گرفتن از قدرت‌های امپریالیستی است. بنابراین کسی نمی‌داند تغییر حکومت در عربستان چه زمانی اتفاق خواهد افتاد، اما مسلماً حکومت سعودی در اوضاع بسیار بی‌ثباتی قرار دارد. ثروت در این کشور به‌شدت ناعادلانه تقسیم شده است و حکومتی بی‌نهایت فاسد و بی‌کفایت روی کار است.
بنابراین به نظر می‌رسد اولین کشوری که در یک موج جدید انقلابی در منطقه شاهد تغییر حکومت خواهد بود، عربستان است و بلافاصله بعد از آن، تعدادی از کشورهای حوزه خلیج [فارس]. این در حالی است که سعودی‌ها منابع مالی زیادی دارند و بسیاری از مخالفان خود را خریده‌اند. با نهادهای قدرتمندی در دنیا مانند دولت آمریکا و امپراتوری بانکی بین‌المللی همدست هستند. کسی نمی‌داند در آینده چه اتفاقی برای حکومت سعودی خواهد افتاد، اما من فکر می‌کنم طی یک یا دو دهه آینده، تغییرات بزرگی در حکومت سعودی رخ خواهد داد.
 



حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حاجی‌صادقی در گفت‌وگو با صبح‌صادق
سعودی‌ها برای جان بشریت حریمی قائل نیستند

جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه گفت: آنچه امروز هم درباره این اتفاق ناگوار مطرح می‌کنند، ازدحام جمعیت است، اما بدانید آل‌سعود می‌خواهد از بار مسئولیت این فاجعه و افتضاح بزرگ شانه خالی کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالله حاجی‌صادقی، جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه در گفت‌‎وگو با خبرنگار صبح‌صادق درباره واقعه ناگوار منا گفت: آنچه گفته می‌شود از ضعف مدیریتی مسئولان برگزاری مناسک حج در عربستان است، به نظر می‌رسد حداقل جرم آل‌سعود بی‌تدبیری، عدم برنامه‌ریزی و به‌کارگرفتن نیروهایی بی‌تجربه بوده که بر اداره و مدیریت چنین برنامه عظیمی اشراف نداشتند. این حداقل است که بگوییم شما به دلیل اینکه نیروهای ورزیده، اطلاعاتی و عملیاتی توانمندتان را برای کشتار بی‌رحمانه مسلمانان یمن فرستادید، در اداره امور حج مشکل پیدا کردید.
وی افزود: نکته اساسی این است که این جنایت نه به‌دلیل بی‌تدبیری و ندانَم‌کاری، از سوی آل‌سعود آفریده شده، بلکه اساس کار این است که جان انسان‌ها خاصه مسلمان‌ها برای آنها محترم نیست. آنها به‌دلیل اینکه مثلاًً یک شاهزاده راحت بتواند تردد کند و به مقصدش برسد، راه بازگشت حجاج را مسدود می‌کنند.
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه یادآور شد: این‌گونه برنامه‌ها در سال‌های پیش تجربه شده بود که رفت و برگشت کسانی که برای رمی جمرات می‌روند، در یک مسیر مشخص و معین پیش‌بینی می‌شد؛ حتی در برهه‌هایی اتفاقاتی افتاده بود، البته نه به این حجم! یک مرتبه جلوی انسان‌های شریفی را بگیرند و یک کاروان شاهزاده‌ای برود که اگر این باشد، دیگر بی‌تدبیری نیست و یک نوع جنایت و خیانت آگاهانه است. نام این حرکت را ضدانسانی و یک نوع کشتار با فکر قبلی هم می‌گذاریم.
وی در ادامه به یکی از بیانات حضرت امام راحل(ره) اشاره کرد و گفت: یاد آن جمله امام می‌افتیم که یک بار به‌دلیل مشکلاتی که در مراسم حج اتفاق افتاد، با صراحت فرمودند: چه کسی گفته، قبله مسلمین و حرمین شریفین و حج را شما اداره کنید؟ باید بحث خدمتگزاری در اختیار جهان اسلام باشد. مکه و مدینه متعلق به یک قوم خاص نیست، بلکه متعلق به یک دنیا مسلمان و عاشق و شیفته خداوند متعال است و امروز می‌بینیم همان آل‌سعود جنایتکار دیروز، برای جان انسان‌ها حرمت و حریمی قائل نیست و به‌دلیل حریم جان آنها از برنامه‌ریزی صرف‌نظر می‌کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین حاجی‌صادقی در بخش دیگری از این گفت‌وگو به مقایسه این اتفاق با اجتماع میلیونی اربعین پرداخت و تصریح کرد: در روز اربعین، بیش از 20 میلیون نفر در کربلا جمع می‌شوند و با وجود عدم بهره‌مندی از امکانات، ظرفیت و شرایط جغرافیایی (مکان) و حتی فراهم نبودن مقدمات آن، حرکت عظیم و اجتماع بزرگ تشیع انجام می‌شود. به واقع همه این عظمت به یک‌باره در روز اربعین شکل می‌گیرد و حادثه‌ای رخ نمی‌دهد، اما با وجود این همه امکانات و مقدمات و دشوار نبودن مدیریت در انجام مرحله رمی جمرات حج، این فاجعه به بار می‌آید.
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه اظهار داشت: نه فقط بی‌تدبیری است، بلکه احترام قائل نشدن برای جان انسان‌ها و بی‌تفاوتی آنها در مقابل حوادثی است که پیش می‌آید. جرثقیل بر روی سر مسلمان‌ها در مسجدالحرام می‌افتد، به جای اینکه با صراحت اعتراف کنند و از مسلمانان عذرخواهی و در پیشگاه الهی نیز توبه کنند که نتوانستند آن حریم امن الهی را برای زائران آماده کنند، این گناه را بر گردن توفان انداختند که بعداًً مشخص شد این حرف‌ها نیرنگی بیش نبوده است.
وی در ادامه اضافه کرد: آنچه امروز هم در مورد این اتفاق مطرح می‌کنند، ازدحام جمعیت است؛ آل‌سعود می‌خواهد از بار مسئولیت این فاجعه و افتضاح بزرگ شانه خالی کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین حاجی‌صادقی تأکید کرد: من تصورم این است که خداوند می‌خواهد چهره پلید صهیونیستی و ضدبشری آل‌سعود را برای مسلمانان آشکار کند و ان‌شاءالله خون مظلوم بیش از 1000 انسانی که در وقوف عرفات و تضرّع الی‌الله در صحرای منا جان خود را از دست دادند، انتقام مسلمانان را از آل‌سعود بگیرد و با افتضاح و رسوایی هرچه بیشتر، مقدمات رهایی این حرمین شریفین را از دست این دشمنان خدا و رسولش فراهم کند.
وی در پایان افزود: بی‌تدبیری، بی‌مدیریتی، اهمیت ندادن و برنامه‌ریزی‌ نداشتن، حداقل جرم آل‌سعود است. اگر بخواهیم واقع‌بینانه‌تر به این مسائل نگاه کنیم، نباید بگوییم بی‌تدبیری، واقعاًً باید بگوییم جنایت و خیانتی بود که در مقابل خودمحوری و تکبر یک شاهزاده که به میلیون‌ها انسان ترجیح داده شد، اتفاق افتاد و در واقع، به دلیل راحتی او، این همه انسان به ناحق کشته شدند. ان‌شاءالله خدا انتقام این عزیزان را به دست مؤمنان از آل‌سعود بگیرد.
 


عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در گفت‌وگو با صبح‌صادق
آل‌سعود به جای برقراری امنیت فقط به جنایت توجه کرد!

اسماعیل (محمد) کوثری با اشاره به حادثه منا گفت: این کوتاهی و سهل‌انگاری نه‌تنها پذیرفته نیست، بلکه مسئولان این جنایت باید محاکمه شوند و به ‌سزای اعمال‌شان برسند.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار صبح‌صادق درباره فاجعه منا، گفت: برخی اظهارنظرهای مسئولان سعودی نشان می‌دهد که واقعاًً به‌دنبال عوام‌فریبی هستند؛ زیرا اعمال حج و به‌ویژه رمی جمرات ده‌ها سال است که انجام می‌شود، از‌این‌رو زمان، مکان و نوع برگزاری از پیش مشخص شده و تمهیدات و تدابیر واضح و مبرهن است.
وی افزود: این نیست که این اتفاق لحظه‌ای بوده، یا اینکه مسئولان سعودی از پیش مطلع نبودند و نیستند! این‌ اظهارات همه یک نوع هجمه‌پراکنی و دور کردن اذهان از اصل جنایت است. اتفاقاًً اینها از همه جوانب اتفاق باخبر بودند و می‌دانستند باید چه کار کنند و سال‌های سال هم این برنامه را مدیریت کرده بودند.
سردار کوثری با اشاره به تمرکز آل‌سعود بر جنایت در منطقه، خاطرنشان کرد: پاسخ به بی‌تدبیری و بی‌برنامگی مسئولان سعودی کار آسانی است، زیرا سهل‌انگاری و رفتار غیراصولی آنها به دلیل توجه و تمرکز مسئولان سیاسی، امنیتی و دفاعی عربستان به جنایت در جهان اسلام (یمن، سوریه، عراق) خاصه یمن بود، از‌این‌رو نسبت به برقراری امنیت در اعمال منا کوتاهی کردند و آن‌چنان که باید و شاید حساسیت نشان ندادند و برنامه‌ریزی نکردند.
وی تأکید کرد: این بی‌مسئولیتی و تشدید جنایات از سوی مسئولان سعودی سبب شد ابتدا حادثه مکه و سپس حادثه منا روی دهد که 1500 تن از حجاج کشورهای اسلامی این چنین جان خود را از دست بدهند و چند هزار نفر هم مصدوم شوند.
وی اظهار داشت: در اصل این اتفاق به همراه محققان و کارشناسان و مسئولان سیاسی ارشد نظام همگی بر این موضوع باور و اعتقاد داریم که ماحصل این حوادث، جنایات و تهاجمات بی‌منطقی است که از سوی آل‌سعود در یمن و برخی از کشورهای اسلامی در پرورش داعش و گروهک‌های تکفیری انجام می‌شود. حتی در منا هم بیش از برقراری امنیت و اهمیت به مسئولیت بزرگ حفاظت از جان حجاج، سرگرم جنایت بودند.
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه مسئولان سیاسی، امنیتی و دفاعی عربستان باید پاسخگوی این جنایات به بشریت و کشورهای اسلامی باشند، تصریح کرد: مسئولان سیاسی، امنیتی و دفاعی عربستان باید به جامعه بشریت و کشورهای اسلامی درباره این بی‌مسئولیتی و بی‌تفاوتی به امنیت حجاج پاسخ دهند، چرا که نه‌تنها این کوتاهی و سهل‌انگاری پذیرفته نیست، بلکه مسئولان این جنایت باید محاکمه شوند و به‌سزای اعمال‌شان برسند. موضع ما و مجلس هم همین است که آنها باید جزء‌به‌جزء بازخواست شوند.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

آيت‌الله شيخ حسين مظاهري
قرينه‌هايي درباره حديث غدير

يکي از امتيازات و افتخارات شيعه واقعه‌ «غدير» است.
ماجراي «غدير» از اين قرار بود که در سال دهم هجري، پيامبر(ص) مي‌دانستند که چيزي از عمر ايشان باقي نمانده است و در آن سال مأموريت يافته بودند که براي حج به مکّه بروند و اين سفر حج از پر‌جمعيت‌ترين سفرهاي حج در آن زمان بود؛ وقتي پيامبر(ص) مناسک حج را انجام دادند، آيه نازل شد:
«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه»؛ اي پيامبر، آن وظيفه‌اي را که بر عهده‌ تو قرار داديم (منصوب کردن اميرالمؤمنين(ع) براي ولایت پس از ايشان)، بايد انجام دهي و به مردم ابلاغ کني. اگر اين کار را نکني، هيچ کاري انجام نداده‌اي؛ يعني اسلام منهاي ولايت، مساوي با هيچ است.
خداوند چون مي‌دانست عده‌اي زير بار اين امر نمي‌روند و کارشکني‌ها شروع مي‌شود، خيال پيامبر(ص) را از اين جهت هم راحت کرد و فرمود: «وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس» خداوند تو را در مقابل مردم نگه مي‌دارد و محافظت مي‌کند.
پيامبر(ص) دست اميرالمؤمنين(ع) را گرفتند و بالا بردند و فرمودند: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ»؛ هر کس من رهبر و سرپرست دين و دنياي او هستم، علي(ع) هم سرپرست دين و دنياي اوست. در رأس حکومت بايد کسي باشد تا به امور جامعه سر و سامان بدهد. خود پيامبر(ع) پس از ورود به مدينه اوّلين کاري که کردند، تشکيل حکومت بود. البته اين منصب تشريفاتي براي پيامبر و ائمّه‌ اطهار(علیهم‌السلام) در مقابل آن ولايت تکويني که دارند، قطره‌اي است در مقابل دريا. مطابق اصل ولايت تکويني، تمام عالم در محضر اين ذوات مقدّس است، امّا بالاخره امّت اسلامي به حکومت نياز دارد، وگرنه بايد زير يوغ شاهان و مستبدان زندگي کند.
پس از آن، آيه‌ شريفه نازل شد:
«الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ» امروز كسانى كه كافر شده‏اند، از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديده‏اند. پس، از ايشان مترسيد و از من بترسيد.
از اين پس، درباره دين‌تان از کفّار هراسي نداشته باشيد؛ چون داراي حکومت هستيد و در رأس آن کسي مانند علي(ع) قرار دارد. پیشتر دشمن اميدوار بود که با رحلت پیامبر(ص) نگراني نيست و دشمن مأيوس شد. ديگر از دشمن نترسيد، امّا از من بترسيد. بترسيد از روزي که اختلاف ميان خودتان، زمينه‌ نابودي‌تان را فراهم کند.
اين قسمت از آيه، همين الآن هم به مسلمانان مي‌گويد: مراقب باشيد که اختلاف ميان شما کار را به جايي نرساند که چند ميليون يهودي امور شما را به دست بگيرند که اگر به قول حضرت امام(ره) متحد شويد و هر کدام فقط يک سطل آب خرج آنان کنيد، سيل آنها را خواهد برد.
«مولى» در حديث غدير به معناى «اولى بالشي‏ء» است. قرينه‏هاى متّصله و منفصله‌اي وجود دارد كه با وجود اين قراین، اراده غير اين معنى امکان ندارد.
اول مقدمه‌ حديث است و آن، سخن پيامبر(ص) است كه فرمود: «الست اولى بكم من انفسكم»؛ آيا من سزاوارتر نيستم به شما از خود شما و در جای دیگر فرمود: «فمن ‌كنت مولاه فعلي‌مولاه». بر اساس مطلب، اگر رسول خدا(ص) غير از معنايى كه در مقدمه‌ سخن خود بدان تصريح فرموده، معناى ديگرى را اراده فرموده بود، فرمايش آن حضرت به صورت كلامى درمي‌آمد كه رشته‌ ارتباط آن گسيخته بود و قسمتى از آن با قسمت ديگر ارتباطی نداشت و ما پيامبر(ص) را بزرگ‌تر از هر لغزش و سخن نارسايى مي‌دانيم.
قرينه‌ بعد گفتار رسول خدا(ص) است، به اين شرح که اى گروه مردم، به چه امرى شهادت مي‌دهيد؟ مردم گفتند: شهادت مي‌دهيم به يگانگى خدا. فرمود: بعد از آن به چه؟ گفتند: به اينكه محمّد بنده و فرستاده‌ اوست. فرمود: ولىّ شما كيست؟ گفتند: خدا و رسولش(ص) مولاى مايند. سپس بازوى علي(ع) را گرفت و او را به پا داشت و فرمود: هر كس من مولاى او هستم، علی مولاى او اوست. واقع‌شدن ولايت در سياق شهادت به توحيد و رسالت و رديف کردن آن در دنبال مولويّت مطلقه‌ خداى سبحان و رسول او بعد از او، ممكن نيست مگر اينكه اراده شود از آن معنى ولايت و امامتى كه ملازم با اولويّت به خود خلق از خود آنان باشد.
در اسناد بسيار زياد، از موضوع روز غدير به لفظ «نصب» تعبير شده است که بر ايجاد مرتبه‌اي براى امام(ع) در آن روز دلالت مي‌کند كه پیش از آن روز چنين مرتبه‌اي براى آن حضرت شناخته نشده و اين مرتبه غير از محبّت و نصرت است كه نزد همه معلوم بوده و براى هر فردى از افراد مسلمين ثابت بوده است و استفاده‌ معناى خاص اولویت از كلمه‌ «نصب» بر مبناى شايع بودن استعمال آن در برقرارى حكومت‌ها و تثبيت ولايات قابل ترديد نيست. مضافاًً بر اينكه اين لفظ در طرق متعدّد حديث مقرون به لفظ «ولايت» ذكر شده يا به دنبال آن تصريح شده است كه نصب او براى مردم يا براى امّت صورت گرفته و با اين خصوصيات خواهيد دانست كه مرتبه‌ ثابت شده براى او همان حاكميّت مطلقه است بر همه‌ امّت و اين همان معناى امامت است كه ملازم با اولويّتى است كه مدعى و معتقد ما است در معنى مولى.
همچنين، در حديث زيدبن‌ارقم به طرق بسياری نقل شده است كه داماد او از ولی درباره‌ حديث غدير خم سؤال کرد؛ زيدبن‌ارقم به او گفت: شما اهل عراق، در شما هست آنچه هست (از سخن‌چيني و نفاق). دامادش به او گفت: باكى بر تو نخواهد بود، از من ايمن هستى. زيد گفت: بلى، ما در جحفه بوديم، پس رسول خدا(ص) بيرون آمد ... تا پايان حديث.
و نقل است از عبداللّه‌بن‌العلاء به زهرى پس از آنكه او داستان غدير را حديث نمود، گفت: در شام اين حديث را بازگو مَنِما.
در ظاهر اين كلمات گویای اين است كه در بين مردم براى حديث (غدير) معنايى متبادر بوده است كه روايت‌كننده‌ آن ترس از بيان آن داشته که مبادا در اثر توليد عداوت نسبت به وصيّ، در عراق و در شام به او آسيبي برسد و به همين دلیل زيدبن‌ارقم از داماد عراقى خود پرهيز كرد؛ زيرا او از آنچه از دو‌رويى و ضديت در ميان عراقيين از آن روز پيدا شده بود، آگاه بود و از‌این‌رو سرّ خود را فاش نمي‌كرد تا به او اطمينان و ايمنى داد. با اين كيفيت ديگر نمي‌توان فرض کرد كه معناى حديث همان معناى مبتذل و شايع در هر فرد مسلمى باشد، بلكه معناى حديث امرى است كه فقط به قامت امام على(ع) برازنده است و آن معناى جانشینی است كه با اولويّت كه مراد ماست، يكسان و متحد است.


آیینه خواص
حجت‌الاسلام محمدجواد حاجعلي اكبري

يادگارهاي ارزشمند امام هادي(ع)
در ماه‌های قمری، نیمه ماه از اعتبار خاصی برخوردار است به‌ویژه اگر این ماه ذی‌الحجه باشد که مملو از مناسبات زیبا و معنوی است. در شب نیمه ماه قمری، ماه در آسمان در اوج زیبایی است و در نیمه ذی‌الحجه این درخشش و زیبایی با آمدن امام هادی(ع) صد چندان خواهد شد.
امام هادی(ع) در منطقه‌ای نزدیک به مدینه به دنیا آمدند و مادر ایشان سمانه مغربیه است که این بانو مورد احترام و عنایت فوق‌العاده امام جواد(ع) بودند. این بانو دارای مقامات بسیار بالایی است و حجت خدا را به شریعت هدیه داده است. این ولادت‌ها، فرصت مناسبی است تا ارادت‌مان را نسبت به مادران امامان ابراز کنیم.
امام هادی(ع) 41 یا 42 سال عمر شریف‌شان، و 33 سال دوران امامت‌شان بود. ایشان نیز مانند پدر بزرگوارشان در سن کودکی به امامت رسیدند و دوران زیادی از امامت‌شان را در منطقه نظامی تحت نظر مستقیم بودند و در زمان معتضد عباسی ملعون نیز به شهادت رسیدند و در خانه خود و در همان منطقه نظامی سامرا دفن شدند که الآن مرقد منور خودشان و فرزندشان امام حسن عسگری(ع) همان‌جا است.
از امام هادی(ع) یادگاری‌های زیادی باقی مانده که اوج آنها، زیارت جامعه کبیره است که این زیارت به تعبیر بعضی از بزرگان جوشن کبیر امامت و ولایت است و در حقیقت یک دوره عالی امام‌شناسی است که آفات بسیاری را نیز برای مؤمن مشخص و باز می‌کند.
امام هادی (ع) یک یادگاری خاص هم برای ایرانیان به جا گذاشتند و آن، حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) است که سخن مشهور «انت ولینا حقا» نیز به نقل از امام هادی(ع) خطاب به حضرت عبدالعظیم(ع) است که فرمودند: «تو حقیقتاًً دوست ما هستی.» حضرت عبدالعظیم محضر چند امام همام را درک کرده بودند، اما ایشان مورد عنایت و تربیت خاص امام هادی(ع) بودند.
در سال‌های اخیر، امام هادی(ع) بسیار مورد جسارت دشمنان قرار گرفتند و ما برای‌مان سؤال شده بود که چرا این جسارت‌ها به امام هادی(ع) صورت می‌گیرد و با تأملات انجام شده، دلیل این جسارت‌ها به ساحت امام هادی(ع) را دریافتیم و مهم‌ترین این دلایل این است که امام هادی مسئله امامت و ولایت و مسئله غدیر را با بیانات بسیار زیبا ارائه کرده‌اند. برای مثال؛ زیارت جامعه کبیره، بیان اعتقادات ویژه شیعی و همچنین مدل بهره‌برداری از غدیر در عصر غیبت را می‌توان از جمله این بیانات دانست.
امام هادی(ع) تلاش بسیار زیادی برای آماده کردن مردم برای حضرت مهدی(عج) انجام داده‌اند. امام هادی در زمان خودشان، شبکه وکلا را برنامه‌ریزی کردند تا چگونگی مسئله ادامه امامت در عصر غیبت و حضور مردم در شبکه امامت را مطرح و مشخص کنند. از طرفی، امام(ع) شخصیت‌ها و دست‌پرورده‌های خود را برای و الگوپردازی به نقاط مختلف فرستاده بودند تا شیعیان بتوانند از طریق این افراد، سؤالات و مشکلات‌شان را حل کنند. این الگوسازی نیز از دیگر یادگار‌های امام برای مردم در زمان غیبت است.


نقطه نظر
آيت‌الله ابوالقاسم خزعلي(ره)

انسان چه موجودی است؟
انسان چه موجودی است؟ دنیا با این موجود چه کرده است؟ در آیه‌ 19 سوره‌ حشر آمده است: «ولاتَکُونُوا کَالَّذینَ نَسُوا اللهَ فَأَنساهُم أنفُسَهُم»؛ چنان نباشید که خدا را فراموش کنید و خداوند خویشتن‌تان را به خود بفراموشاند.
فراموشی خود، یعنی اینکه انسان نفهمد برای چه کمالی آمده است و خود را در دامن غرایز و خواسته‌های غرایز و... بیندازد و خیال کند که ترقی کرده است. اگر انسان ولو در منافع و مطالب دنیایی ترقی کرده باشد ولی خود را نشناخته باشد، این ضرر فوق‌العاده‌ای است. انسان برای کمال لایتناهی خلق شده است و لایتناهی خداست. بله، ممکن است فکر کنیم اگر ما دائم در بهشت باشیم، انواع لذت‌ها برای ما کهنه، تکراری و خسته‌کننده می‌شود، درحالی‌که در بهشت انسان با جلال و جمال خداوند زیارت دارد و این جمال و جلال بی‌نهایت است و بهشتیان بی‌نهایت ترقی دارند. انسان هم برای این کمال بی‌نهایت خلق شده است، ارزش انسان هم به همین کمال بی‌نهایت است. این معنا در کلام حضرت امیرالمؤمنین(ع) در چندين جا بیان شده است: «لَیسَ لِأنفسکُم ثَمَنٌ إلا الجَنَّه فَلاتَبیعُوها إلّا بِها»؛ بدن‌های شما و انفس شما را ارزشی نیست، مگر به بهشت و این نعمت را فراموش نکنید و مفروشید، مگر به همین بهشت و در خطبه‌ای دیگر می‌فرمایند، بد بازرگانی است؛ بد داد و ستدی است، اگر خودتان را با دنیا عوض کنید .
فرض کنید همه‌ دنیا را هم به شما بدهند، فوقش صد سال هم عمر کنید. آن که قیمت انسان است، کمال بی‌نهایت است. خدا درون انسان یک اثر می‌گذارد، هرچه که هست اول از سمت خدا به قلب انسان اشاره می‌شود. موحّدی که تابع قرآن و عترت باشد، باید مطالب را بی‌واسطه از آنها بگیرد، نه اینکه مطلبی را التقاطی درست بکند، یا اینکه مطلبی از آن طرف و این طرف بیاورد و شاهدش را از قرآن بگیرد، بلکه باید همواره اصولش را از قرآن در نظر بگیرد.
حضرت علی(ع) می‌فرمایند: شما با خالقی روبه‌رو هستید که نعمت بزرگ ایمان را به شما داده است. ایشان در خطبه‌52 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: به خدا سوگند! اگر مانند شتران بچه مرده ناله سردهید و چونان کبوتران نوحه‌سرایی کنید و برای نزدیک شدن به حق و دسترسی به درجات معنوی و آمرزش گناهان که ثبت شده و مأموران حق آن را نگه می‌دارند، دست از اموال و فرزند بکشید سزاوار است؛ زیرا برابر پاداشی که برای‌تان انتظار دارم و عذابی که از آن برای شما می‌ترسم، اندک است. به خدا سوگند! اگر دل‌های شما از ترس آب شود و از چشم‌های‌تان از شدت شوق به خدا، یا ترس از او، خون جاری شود و اگر تا پایان دنیا زنده باشید و تا آنجا که می‌توانید در اطاعت حق بکوشید، در برابر نعمت‌های بزرگ پروردگار به‌خصوص نعمت ایمان ناچیز است. انسان اگر این راه کمال را ادامه دهد، خداوند از قدرت خود در اختیار او می‌گذارد.
* سخنراني معظم‌له در مؤسسه فرهنگی قرآن و عترت صابره، دي ماه 89


گزارشی از جنگ نفت‌کش‌ها
اینجا تنها صحنه نبرد مستقیم با آمریکا رقم خورد
حسن ابراهیمی

جنگ نفت‌کش‌ها در واقع یک درگیری محدود و راهبردی برای دو طرف درگیر در جنگ تحمیلی بود. هر دو طرف درگیری با توجه به اینکه شاهرگ حیاتی اقتصاد جنگ را صدور نفت و درآمد ناشی از آن می‌دانستند، بر آن بودند تا این شاهرگ اقتصادی را قطع کنند. ابتدا ارتش بعث عراق وارد این وادی شد و سپس ایران به‌منظور انجام عملیات مقابله‌به‌مثل، تمهیدات لازم در زمینه دفاعی، پدافند غیرعامل و حمله به نفت‌کش‌ها، ناوها و ناوچه‌های نظامی و کشتی‌های تجاری به مبدأ عراق را انجام داد، اما این حملات تا زمان ورود نیروی دریایی سپاه در مقابل حملات ارتش عراق توازن نداشت و همواره کمتر بود. ورود ناوگان دریایی آمریکا به صحنه اسکورت کشتی‌ها و درگیری مستقیم ایران و آمریکا در خلیج‌فارس از مهم‌ترین فرازهای این دوران است.
مقدمه جنگ نفت‌کش‌ها
در سه سال اول جنگ فقط به ۴۸ كشتى بازرگانى حمله شده بود، در سال ۱۳۶۳ به ۷۱ كشتى بازرگانى حمله شد و در سال‌هاى ۶۴ و ۶۵ در مجموع بيش از ۱۲۰ هدف مورد حمله قرار گرفت. همچنين، تلفات انسانى ناشى از اين حملات در سال‌هاى ۶۳ تا ۶۵ به ۱۷۸ نفر رسيد؛ اما همه اینها مقدمه‌ای برای شکل‌گیری یک جنگ دریایی بود. اگرچه ابتدا این اتفاقات با عمليات رمضان و حمله عراق به جزيره خارك شروع شد، اما در سال ۱۳۶۵ اصل ماجرا تحقق يافت و پيامدهاى آن با اسكورت نفت‌كش‌ها به‌دست نیروهای فرامنطقه‌ای در سال ۱۳۶۶ آشكار شد.
فرانسه عراق را مجهز می‌کند
در این میان، در سال 63 عراق از دولت فرانسه چند فروند هواپيماى «سوپر اتاندارد» و هزار و دویست موشك «اگزوست» خریداری کرد. عراقى‌ها براى قطع صادرات نفت ايران، حوزه عملياتى را تا منطقه شمال قطر گسترش دادند و با موشك‌هاى ساحل به دريا يا با هواپيما و بالگردهاى معمولى به اهداف دريايى حمله كردند. در این میان هزینه هر موشک اگزوست حدود یک میلیون دلار بود که این موضوع، حیاتی بودن مسئله را برای عراق نشان می‌‌دهد. همچنین، خرید هواپیماهای «میراژ» و بمباران اهداف در عمق خاک ایران و در آب‌های خلیج‌فارس اقدام دیگر عراق در این برهه بود.
سال 64 و تحولات مهم
حضرت امام در سال 1364 در ایران دستور تشکیل نیروهای سه‌گانه سپاه را صادر کردند و نیروی دریایی سپاه با امکانات کم و محدود و با کارایی بالا وارد عرصه نبرد در خیلج‌فارس شد. از طرفی اشغال فاو از سوی ایران، رابطه عراق را با خلیج‌فارس قطع کرد و تنها راه ارتباط عراق با خلیج‌فارس آب‌های کویت بود.
مرحله جديد حملات عراق در سال‌هاى ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ متعاقب روابط جديد عراق با آمريكا آغاز شد و در نتيجه عراق سطح استراتژى حمله به اهداف مهم خود را ارتقا داد. فرانسه به درخواست‌هاى جديد عراق براى دريافت ۲۴ فروند راهبردی پاسخ مثبت داد. تحويل هواپيماهاى «ميراژ اف-1» توانايى نيروى هوايى عراق را براى هدف قرار دادن خطوط حمل‌ونقل دريايى و به‌ويژه خطوط نفتى ايران را به دلیل قابلیت سوختگیری در آسمان افزایش داد.
ورود سپاه و ایجاد توازن مثبت
ايران بار ديگر سياست‌هاى خود را براى دشمنان اعلام كرد: «روزى كه ما نتوانيم از خليج‌فارس نفت صادر كنيم، خليج‌فارس براى هيچ‌كس نبايد آماده صدور نفت باشد.»
سياست ايران در قبال این مسئله ابتدا مقابله‌به‌مثل بود که همواره در سطح محدودتری انجام می‌شد؛ اما با اوجگیری این اقدامات در سال‌های 64 و 65 و ورود عملی سپاه به این درگیری‌ها در سال 65 بحث بستن تنگه هرمز، مین‌ریزی‌های دریایی، حمله به نفت‌کش‌ها و نیروهای دریایی بیگانه و بازرسی کشتی‌ها در خلیج‌فارس در دستور کار قرار گرفت؛ درحالى‌كه عراق به ۶۶ نفت‌كش حمله كرد، ايران ۴۱ نفتكش را مورد حمله قرار داد. در واقع، تعداد حملات در سال۶۴ فقط ۴۷ مورد بود؛ ولى در سال بعد به 107 مورد افزايش يافت. افزون‌بر‌اين، سپاه در سال 65 با عمليات كربلاى ۳ اسكله العميه را تصرف كرد.
حضور آمريكا در خليج‌فارس
بر اساس اسناد، دولت كويت در ۲۳ دى ۱۳۶۵ از سفارت آمريكا خواست تا نفت‌كش‌هاى كويت با نصب پرچم آمريكا از حمايت دريايى اين كشور برخوردار شوند. آمریکا به دلیل رقابت با شوروی بلافاصله پذیرفت، يازده كشتى را زير پرچم خود محافظت كند. در تاريخ ۳۰ تير ۱۳۶۶ نخستين پرچم آمريكا بر نفت‌كش‌هاى كويتى حامل نفت‌های کویت و عراق برافراشته شد و نخستين كاروان (تحت اسكورت) براساس برنامه‌ريزى زمان‌بندى شده در ۳۱ تير ۶۶ وارد خليج‌فارس شد. برخورد نفت‌كش «بريجتون» با مين، پيش‌درآمد برخوردهاى نيروهاى ايران و آمريكا بود.


یادداشت
علیرضا جلالیان

اسطوره جنگ با آمریکا!
پس از ماجرای شکست قطعی عملیات کربلای 4 و اجرای موفقیت‌آمیز عملیات بزرگ کربلای 5، برگ برنده در اختیار ایران بود تا بتواند قدرت چانه‌زنی برای گرفتن بخشی از حق مردم ایران در مجامع بین‌المللی را داشته باشد. در این میان در سال 66 اتفاقاتی مهم رخ می‌دهد که از آن جمله ورود ارتش آمریکا به جنگ با ایران است. کمک به عراق در خلیج‌فارس در اوضاعی که ایران مسیر ارتباطی عراق با خلیج‌فارس، یعنی شبه‌جزیره فاو را بسته بود، یکی از ابعاد راهبردهای آمریکا برای ضعیف کردن ایران بود. نیروی دریایی آمریکا عملاً با حمله به نفت‌کش‌ها و سکوهای نفتی ایران، بازی سختی را با ایران شروع کرد. در این میان نیروی دریایی سپاه با تجمیع ظرفیت‌های نیروهای آبی ـ خاکی و یگان‌های ساحلی و دریایی که تا آن زمان در سپاه شکل گرفته بود، تشکیل شد. عمدتاً نیروهایی از استان‌های ساحلی در این نیرو وارد شده بودند. نیروی دریایی سپاه یک نیروی دریایی کلاسیک نبود. در واقع، این نیرو از ابتدای تشکیل تا همین امروز یک یگان بزرگ چریکی دریایی است که به نسبت مأموریت‌های خود به قایق‌های تندرو و تجهیزات عملیات چریکی مجهز شده است و هر روز این تجهیزات نوین‌تر می‌شوند، اما در بدو تشکیل و در سال‌های دفاع مقدس این نیرو با تجهیزات موجود و ناقص کار را شروع کرد. در این میان یک بچه روستایی با تعدادی از همرزمانش توانستند بزرگ‌ترین نیروی دریایی جهان را در آب‌های خلیج‌فارس زمین‌گیر کنند. مسئله‌ای که در عقده‌گشایی آمریکایی‌ها از شهید نادر مهدوی و ناوگروه ذوالفقار پس از اسارت، شکنجه و به شهادت رساندن بر عرشه ناو «یو‌اس‌اس چندلر»، در ماجرای درگیری با بالگردهای آمریکایی در حین عملیات ابعاد آن مشخص می‌شود.
شهید نادر مهدوی اسطوره جنگ با آمریکا است. مین‌ریزی‌های دقیق او در خلیج‌فارس در عملیات مقابله با نفت‌کش‌های دشمن، تهاجم قایق‌های معروف عاشورا به ناوهای آمریکایی و کشتی‌های با حمایت آمریکا در خلیج‌فارس و... همه و همه زمینه‌ساز ایجاد یک نیروی دریایی مقتدر در جمهوری اسلامی بود که نمونه عملکرد آن ایجاد امنیت در خلیج‌فارس و دستگیری قَدَرترین کماندوهای دریایی جهان موسوم به تکاوران دریایی نیروی دریایی سلطنتی انگلستان بود. ترس ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا در هنگام عبور از نزدیکی مرزهای آبی ایران نشانه این قدرت است. ثمره قدرت‌نمایی شهید نادر مهدوی و تمامی یاران شهید و غیرشهید او در جنگ نفت‌کش‌ها در خلیج‌فارس امنیت این خلیج‌ است؛ امنیتی که از قِبَل پیشرفت‌های فناوری در نیروهای دریایی سپاه و امتزاج آن با شجاعت و اقتداری که امثال شهید مهدوی آفریدند، ایجاد شده است. در واقع، شهید نادر مهدوی و یارانش اولین یگان از نیروهای مسلح جمهوری اسلامی بودند که به درگیری مستقیم با ارتش آمریکا پرداختند و سرانجام 16 مهر ماه سال 66 این درگیری‌ها به شهادت او و یارانش منجر شد.


گلی از باغ

داستان‌های «بازی عوض‌شده»
کتاب‌های حوزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس از زیرمجموعه ادبیات پایداری در سال‌های اخیر به وفور منتشر شده است. از جمله این کتاب‌ها، کتاب «بازی عوض‌شده» است که 11 داستان کوتاه را شامل می‌شود.
«مادر و پدر»، «بازی ‌عوض‌شده»، «مردی در مقابل»، «و دیگر هیچ»، «بازی از نو»، «تاریک، روشن، تاریک، روشن، تاریک روشن...»، «پشت این دیوار‌ها کسی هست»، «آدم‌ها روی پل»، «تا همیشه این‌جا کسی هست»، «حال من جور دیگری است» و داستانی به نام «همه چیز از همه‌چیز شروع شد» عناوین 11 داستان کوتاه این کتاب است. در بخشی از داستان «مردی در مقابل» می‌خوانیم: «دلش ضعف رفت. در قمقمه را باز کرد و آب داغ را روی لب‌ها ریخت؛ بوی لاستیک داغ توی شکمش زد. قمقمه را زیر صخره گذاشت و دستش را روی ساق پا کشید؛ پانسمان باز شده بود. خون گرم و لزج، آرام‌آرام از زخم بیرون می‌آمد و روی پوتین دلمه می‌بست. پانسمان را دوباره روی زخم گذاشت. نفسش را حبس کرد و محکم گره زد. بدنش به عرق نشست. درد که خوابید، نفسش را بیرون داد. چشمش را پاک کرد و دوباره پشت تفنگش خزید. هنوز خبری نبود. بی‌هدف دوربین را به سمت کوه‌های اطراف چرخاند؛ به سمت سنگر کمین بچه‌ها؛ جایی که الآن مهدی نشسته بود و به او فکر می‌کرد. دوباره چشمش خسته شد. درست در900 متر‌ی‌اش در دامنه کوه روبه‌رویی، چیزی توجهش را جلب کرد. چشمش را از دوربین جدا کرد و با دست مالید و دوباره به دوربین چسباند؛ روبه‌روی سنگر کمین خودی، چیزی روی زمین چنبره زده بود و بین خارها می‌پیچید. نفسش بند آمد. چشمش را دوباره فشار داد تا سیاه شد؛ سیاه شد و بعد سرخ؛ سرخ مثل نقطه‌ای که وسط پیشانی حسن و علی و حاجی و خیلی‌های دیگر نشست و همه را عزادار کرد. شبح کار خودش را می‌کرد؛ روز بود یا شب، دشت بود یا کوه. هر جا بود و همیشه موفق بود...»
سجاد خالقی، نویسنده کتاب و برگزیده جایزه ادبی یوسف برای نوشتن داستان «مردی در مقابل» و جشنواره داستان انقلاب برای خلق داستان «بازی عوض‌شده» است. «بازی‌ عوض‌شده» را انتشارات «عماد فردا» با شمارگان دوهزار نسخه، در 76 صفحه روانه بازار نشر کرده است.


قبیله آفتاب

جمع کن بریم مشهد زیارت!
پس از انقلاب ما در تهران ساکن بودیم. قرار شد تا با توجه به مسائل امنیتی سال ،58 او و چند تن از همکارانش به نیروهای مردمی آموزش نظامی بدهند. آموزشگاه آنها در نزدیکی مشهد بود. همکارانش چند بار او را دعوت کردند تا با آنها به زیارت امام رضا(ع) برود، ولی او به دلیل اینکه من همراهش نبودم، استنکاف کرده بود. یک‌بار که برگشته بود، برایم سوغاتی از مشهد آورد و گفت با اجبار همکارانم مجبور شدم بدون شما بروم زیارت. من سه ساعت استراحت می‌کنم، شما وسایل رو جمع کن که بریم مشهد. دلم راضی نیست و من و بچه‌ها رو برد به زیارت.
به نقل از همسر شهید دریادار دوم، تکاور ابوالفضل عباسی
ابوالفضل سال ۱۳۲۵ در روستای سامان از توابع شهرستان ساوه متولد شد. پیش از انقلاب در ارتش استخدام شد و در سمت تکاور دریایی برگزیده شد. در همین زمان با یکی از دخترهای فامیل ازدواج کرد. او پیش از پیروزی انقلاب دوران آموزش تکاوری خود را در کشور انگلستان و در دانشکده کماندویی ببرهای سیاه گذراند و موفق به کسب درجه استادی در این دانشکده شد و در سال ۱۳۵۵ دوره عالی چتربازی را در دانشکده پیاده نیروی زمینی ارتش به پایان رساند.
وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی استاد تکاوران نیروی دریایی ارتش بود و نقش مهمی در دفاع 34 روزه از خرمشهر در روزهای آغازین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران داشت. ابوالفضل جزو ده نفری بود که صدام برای سرشان جایزه گذاشته بود.
28 فروردین سال ۱۳۶۰ فردای روزی که عملیات‌شان را در منطقه ماهشهر آبادان به خوبی انجام داده بودند، وقت نماز ظهر خمپاره‌ای پشت سر ابوالفضل فرود آمد. همرزمانش تکه‌های جدا شده از بدنش را همان جا که شهید شده بود، دفن کردند و بقیه را فرستادند تهران. هنوز سنگری که در آن بود، کنار جاده ماهشهر به آبادان است و یک قبر بی‌نام و نشان از تکه‌های جا مانده‌اش.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

راه‌های نفوذ فرهنگی غرب در ایران
وقتی هنر تبدیل به اسلحه می‌شود
مهدی امیدی

ابزارهای اصلی نفوذ نظام سلطه جهانی با محوریت آمریکا به کشور ما، هنر، سرگرمی و سبک زندگی است. ازاین‌رو، جریان‌های فرهنگی متعهد و انقلابی، امروز بیش از گذشته مسئول هستند.
همچون همیشه، رهبر معظم انقلاب جلوتر از نخبگان و روشنفکران، چالش‌های پیش روی جامعه کنونی ایران را مطرح کردند. حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) روز 25 شهریور در دیدار با فرماندهان سپاه پاسداران فرمودند: «نفوذ فرهنگی و سیاسی خطرناک‌تر از نفوذ اقتصادی و امنیتی است؛ دشمن به‌دنبال دگرگون کردن باورهای جامعه است.» البته، این نخستین‌بار نیست که رهبری درباره مسائل فرهنگی هشدار می‌دهند. ایشان در تمام 25 سال گذشته با طرح کلیدواژه‌هایی چون؛ تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی و این‌بار «نفوذ فرهنگی» افکار عمومی را متوجه واقعیت‌هایی خطیر، اما کمتر مشخص در عرصه فرهنگ کردند. ضمن اینکه مسئله نفوذ، اغلب به حوزه‌های سیاسی و امنیتی محدود بوده است و کمتر درباره عرصه حساس و مهم فرهنگ بحث‌های عمیق و اساسی صورت گرفته است. با این حال، اگر در گذشته اقتصاد و سیاست و حمله نظامی، زیربنای فرایندهای استعماری و امپریالیستی بود، در دوران اخیر، فرهنگ‌، اصلی‌ترین ابزار توسعه لیبرال سرمایه‌داری در سطح جهان شده است. شبکه‌های ماهواره‌ای، فیلم‌ها و سریال‌های هالیوودی، فضای مجازی و نرم‌افزارهای اینترنتی، موسیقی، رمان و... جای اسلحه‌ها و جنگ‌افزارها را گرفته‌اند و زمینه را برای تسخیر اقتصادی و سیاسی کشورها فراهم می‌کنند.
خود نظریه‌پردازها و اندیشمندان غربی نیز، بارها بر چنین واقعیتی صحه گذاشته‌اند، از جمله؛ «نوام چامسكی» كه رسانه‌های آمریکایی را ابزار سركوب مردم و سایر ملل می‌داند. «ریك آلتمن» استاد دانشگاه پرینستن آمریكا معتقد است، فیلم‌های هالیوودی، عامل اصلی ترویج فرهنگ آمریكایی در سطح جهان است.
البته، پیش از غرب، کمونیست‌ها تأثیرگذاری راهبردی فرهنگ و هنر و کاربرد ابزارهای هنری در نفوذ و سلطه بر کشورها را شناخته بودند. به‌گونه‌ای‌که لنین، رهبر انقلاب شوروی می‌گفت: «سینما با ما، همه ارتش‌های دنیا علیه ما، سرانجام ما پیروز خواهیم شد.»
اما شیوه استفاده غربی‌ها از هنر با آنچه نزد کمونیست‌ها رواج داشت، کاملاً متفاوت است. برای نمونه، فیلم‌های ایدئولوژیك حكومت‌های كمونیستی، رویكردی تبلیغاتی داشتند. به همین دلیل، بسیاری از این‌گونه فیلم‌ها، كاركردی معکوس می‌یافتند و نه‌تنها مخاطب خود را به ایدئولوژی مارکسیستی علاقه‌مند نمی‌كردند، كه گاهی تماشاگر را نسبت به این ایدئولوژی منزجر می‌كردند. سبك و سیاق هالیوود، كاملاً برعكس است؛ اتفاقاً بسیاری از فیلم‌های آمریكایی كه ظاهری غیرسیاسی یا اعتراضی و انتقادی دارند، نسبت به فیلم‌های سیاسی نافذتر هستند.
اما در این میان، فیلم‌های تجاری و سرگرم‌كننده كه هرساله به‌طور انبوه و متعدد تولید شده و در كشورهای مختلف جهان تكثیر می‌شوند، بیشترین نقش را در تبلیغ اهداف حكومت آمریكا دارند؛ فیلم‌هایی كه در قالبی جذاب و پرزرق و برق به‌مثابه كلاس آموزش زندگی مصرفی عمل می‌كنند. یكی از شاخصه‌های اصلی ایدئولوژی سرمایه‌داری، مرام مصرف‌گرایی است. مصرف‌گرایی، رگ حیات سرمایه‌داری (كاپیتالیسم) است؛ چون شاكله اصلی نظام سرمایه‌محور جهان را شركت‌های چندملیتی و كمپانی‌های بزرگ اقتصادی و تجاری تشكیل می‌دهند. این مجموعه‌های سوداگر و پول‌پرست، برای بازاریابی و سود بیشتر، متكی به مصرف روزافزون توده‌ها و ملت‌ها در نقاط مختلف جهان هستند.
نكته مهم این است كه بیشتر شرکت‌های تولید فیلم در هالیوود، از شعبه‌ها و شركای تجاری شركت‌های بزرگ اقتصادی به‌شمار می‌آیند، به‌گونه‌ای‌كه «برنا كولمن» از كارشناسان مطالعات رسانه‌ای در آمریكا طی مقاله‌ای با عنوان «مالك واقعی رسانه‌ها كیست؟» اذعان كرده بود، تمامی رسانه‌ها، روزنامه‌ها و نشریات، شبكه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای، شرکت‌های تولید فیلم و موسیقی و بازی‌های رایانه‌ای در آمریكا تحت سیطره شش شركت به نام‌های «سونی»، «نیوزكورپ»، «وایاكام»، «وایوند یونیورسال»، «تایم وارنر» و «والت دیسنی» هستند.
این نویسنده همچنین، در مقاله خود نوشته بود كه در آمریكا، این صاحبان منافع (سرمایه‌داران) هستند كه به‌طور مستقیم بر رسانه‌ها تأثیر می‌گذارند.
اما یکی دیگر از راه‌های نفوذ غرب، شکار میانجی فرهنگی است، به این معنا که غربی‌ها از طریق جشنواره‌ها و جوایز هنری، سعی می‌کنند افرادی را در میان ملت‌ها مطرح و برجسته کنند. این افراد، لزوماً هنرمندان خوبی نیستند، اما به دلیل ضعف شخصیتی و شیفتگی به مظاهر فرهنگ غربی، در نقش سفیر و سخنگوی دولت‌های غربی در یک کشور فعالیت می‌کنند. به این ترتیب که شبه‌روشنفکران، نویسندگان، خوانندگان، بازیگران و فیلمسازان و... از سوی غربی‌ها و به بهانه‌های مختلف به محافل و جشنواره‌ها دعوت می‌شوند و تحت حمایت قرار می‌گیرند. این هنرمندان هم رفته‌رفته به عامل و میانجی غرب تبدیل می‌شوند.
طی 35 سال گذشته، سفارتخانه آمریکا در ایران تعطیل بوده و ایالات متحده هیچ سفیری در ایران نداشته است، اما برخی از هنرمندان و محافل فرهنگی در کشور ما در مقام سفیر آمریکا عمل کرده‌اند. نفی فرهنگ و ارزش‌های دینی و انقلابی و حتی ملی و به‌جای آن تقدس بخشیدن به هر آنچه غربی‌ها می‌پسندند، یکی از راه‌های زمینه‌سازی نفوذ غرب به ایران از سوی جریان‌های شبه‌روشنفکر و غربزده بوده است.


نگاهی به سریال «آقا و خانم سنگی»
محتوای سوخته
سعید رضایی

سریال تلویزیونی «آقا و خانم سنگی» که طی هفته‌های اخیر از شبکه سه سیما پخش می‌شود، با وجود دستمایه قرار دادن موضوعی مهم و حیاتی، اما به سبب پرداخت سطحی، یک اثر سوخته محسوب می‌شود. ترغیب نسل جوان به ازدواج و تشویق خانواده‌ها به برگزاری ازدواج آسان، نیاز اساسی جامعه امروز ماست که باید برای آن کار فرهنگی کرد. سریال «آقا و خانم سنگی» هم با همین رویکرد ساخته شده است. این سریال، داستان دو جوان است که در فضای دانشگاه به دلیل شباهت نام خانوادگی متوجه یکدیگر می‌شوند و پس از اینکه می‌فهمند با هم نسبت فامیلی دارند، تصمیم به ازدواج می‌گیرند، اما در این میان، مشکلاتی سر راه آنها قرار می‌گیرد.
ایراد اصلی سریال «آقا و خانم سنگی» فقدان فراز و نشیب داستانی است. در هر قسمت، عملاً هیچ اتفاق دراماتیکی در سریال رخ نمی‌دهد؛ یعنی قصه سریال، بسیار تخت و بدون عناصر لازم در یک درام است. مؤلفه‌هایی چون تعلیق، گره، شخصیت‌پردازی، گره‌گشایی و... در این مجموعه دیده نمی‌شود. همچنین این مجموعه قرار بوده کمدی باشد، اما در عمل، هیچ موقعیت کمدی در آن دیده نمی‌شود. به همین دلیل هم مخاطب، هیچ رغبتی برای دنبال کردن مجموعه ندارد. اگر چند قسمت را هم نبینیم، باز هم هیچ تغییری ایجاد نمی‌شود، چون شخصیت‌پردازی در داستان صورت نگرفته است و ما با آدم‌های درون داستان ارتباط برقرار نمی‌کنیم. هیچ‌یک از آدم‌های سریال برای مخاطب جذابیت ندارند. این در حالی است که مخاطب، اول باید با شخصیت اصلی یک سریال ارتباط برقرار کند و به او علاقه‌مند شود تا از کار تأثیر بپذیرد. این وضعیت درباره قسمت‌های اول سریال فجیع‌تر بود. یک سریال باید در همان قسمت نخست، با ارائه ماجراها و داستانی پرجاذبه و با ضرباهنگ خوب، مخاطب را مجذوب خود کند، اما سریال‌هایی چون؛ «آقا و خانم سنگی» با شروع کُند و ریتم بد خود، نمی‌توانند بیننده را از میان این همه ابزارهای سرگرم‌کننده‌ای که این روزها در دسترس جوانان است به‌سمت خود جلب کنند.
در مضمون نیز، همه چیز به سطحی‌ترین شکل ممکن اتفاق می‌افتد. به‌جز موضوع ازدواج، هیچ حرف جدی دیگری در سریال «آقا و خانم سنگی» زده نمی‌شود. روابط آدم‌ها بسیار مغشوش و نامتوازن است. عدم رعایت احترام بزرگ‌ترها و تحقیر و تخریب شخصیت دیگران به‌طور مکرر در طول داستان اتفاق می‌افتد. برخوردهای تحقیرآمیز با دوستان و همکلاسی‌ها، بدرفتاری با نزدیکان و اعضای خانواده و بی‌حرمتی دانشجوها به نگهبان خوابگاه، با سریالی که هدفش فرهنگ‌سازی برای نسل جوان است، هیچ همخوانی ندارد.
این هم جای پرسش است که چرا شبکه سه سیما که به نام شبکه جوان شناخته می‌شود، در هفته دفاع مقدس هیچ سریالی برای این مناسبت ندارد. آن هم در شرایطی که در این زمانه، مخاطب جوان صداوسیما به برنامه‌هایی با محتوای غنی‌تری نیاز دارد.


خبرها

استقبال صدها نفر از نمایش غواص‌ها در زیر باران
نمایش «دریادلان» با موضوع شهدای غواص همزمان با برگزاری جشنواره تئاتر شهر اجرا شد.به گزارش ابنا، این نمایش پنج‌شنبه دو هفته پیش زیر بارش شدید باران و با حضور صد‌ها نفر از مردم شهر تهران که تا پایان نمایش در محوطه باز مجموعه تئا‌تر شهر در بوستان دانشجو به تماشای اثری به یاد و احترام شهدای خط‌‌شکن غواص ایستاده بودند، اجرا شد.در پایان اجرای این نمایش از خانواده شهیدان «سیدمنصور مهدوی‌نیاکی» و «حسینعلی بالویی» با اهدای هدیه و لوح تقدیر از سوی سازمان فرهنگی ـ هنری شهرداری تهران تجلیل شد.

الیور استون: آمریکا تهدیدی جدی برای جهانیان است
«الیور استون»، فیلمساز آمریکایی گفت: ما (آمریکایی‌ها) مورد تهدید نیستیم، بلکه ما خود تهدید اصلی هستیم.به گزارش خبرگزاری فارس، «الیور استون»، کارگردان آمریکایی که همواره یکی از منتقدان جدی سیاست‌های داخلی و خارجی دولت آمریکا بوده است، در مصاحبه جدید خود گفت: بهره‌برداری‌های آمریکا در خاورمیانه من را بیش از همه تحت تأثیر قرار داده و زمانی که شروع به مطالعه کتاب تاریخچه ناگفته آمریکا کردم، یک چیز به معنای واقعی حال من را خراب کرد و آن، تاریخ دخالت‌های ما در خاورمیانه بود؛ دخالت‌هایی کثیف و نابکارانه.وی اظهار داشت: هم‌اکنون در مدارس آمریکا کودکان را با دروغ‌ها و آموزش‌های نادرست خود به گمراهی می‌کشانند که این یک جنایت محسوب می‌شود. این طرز تفکر باید از چرخه آموزشی ما خارج شود.

ده هزار نفر سرود «آمریکا ننگ به نیرنگ تو» را می‌خوانند
به‌تازگی پویش همخوانی ده‌هزار نفری سرود «آمریکا ننگ به نیرنگ تو»؛ راه افتاده است.این پویش که از سوی صفحه‌ مردمی استکبارستیز راه‌اندازی شده است، در نظر دارد، در روز ۱۳ آبان سال جاری این سرود را به‌صورت جمعی همخوانی کند. همه گروه‌های سرود می‌توانند در این پویش شرکت کنند.


گزیده مطالب

ضرورت توجه بیشتر رسانه ملی به الگوسازی صحیح!
يكي از رويكردهای جديد رسانه‌ها به‌ویژه رسانه ملي براي فرهنگ‌سازي درباره موضوعات مختلف، استفاده از هنرمندان و ورزشكاران است. اين موضوع درگذشته نيز اتفاق افتاده است. معمولاً برخي از نامزدها در انتخابات اعم از رياست جمهوري و مجلس از اين گونه شخصيت‌ها در پوسترهاي تبليغاتي يا در ستادهاي انتخاباتي خود استفاده مي‌کنند كه البته خيلي نمي‌توان به آن معترض شد، زيرا هر كس شگرد خاصي را براي رسيدن به اهداف خود پيش‌بيني مي‌کند كه به شخصيت فرد مورد نظر بستگي تمام دارد.
معمولاً سازمان‌ها و مديران در سطوح كلان براي رسيدن به اهداف خرد و كلان خود، باید دو موضوع را مدنظر قرار دهند:
۱ـ منابع كه شامل اعتبار و بودجه، ابزار و تجهيزات و نيروي انساني براي به كارگيري ابزار و تجهيزات است.
۲ـ انتخاب روش و شیوه براي رسيدن به هدف.
فرهنگ‌سازي صحيح، كار بسيار پسنديده‌اي است، آن هم اگر از طريق رسانه ملي كه مخاطبان بسيار زيادي دارد، صورت گيرد. البته، رسانه ملی در دوره‌های گوناگون توانسته با استفاده صحيح از منابع و امكانات و برنامه‌ریزی مناسب نتیجه خوبی بگیرد. برای نمونه؛ در ایام انتخابات و روزهاي حماسي ملت ايران مانند ايام‌الله‌ها، رسانه ملی می‌تواند با استفاده از ابزار رسانه، نقش بسزایی در ترغیب و تشویق ملت قهرمان ايران برای حضور فعال در صحنه داشته باشد.
اما یکی از مشكلاتی كه امروزه در كشور ما ديده مي‌شود اين است که ما فكر مي‌كنيم ورزشكار يعني فوتباليست و هنرمند، يعني صرفاً هنرپيشه! البته، در اين دو قشر انسان‌هاي فهيم و باشخصيت بسیاری هستند که به فرهنگ و اجتماع خدمت می‌کنند، اما متأسفانه در این بین، مانند بقيه اقشار آدم‌هاي لمپن هم فراوان ديده مي‌شود که تجربه نشان داده است، ميزان تخلفات اخلاقي و نوع نگرش آنها به جامعه و زندگي مورد پسند بیشتر ملت ايران نيست. نگاه اين قشر به زندگي و حضور در عرصه‌هاي مختلف را خيلي‌ها نمي‌پسندند و حتي نگرانند كه اين روش و سبک آنها وارد عرصه زندگي ما ايرانيان شود. آنها با وجود داشتن رفاه نسبي و حتي بالاتر، هميشه طلبكارانه حرف مي‌زنند! درباره شيوه زندگي و نوع رفتار هم متأسفانه تعدادی از آنها، روابط اجتماعي و اخلاقي صحيحي ندارند و بيوگرافي بسياري از آنها مؤيد اين مطلب است كه گویا برخي از آنها در يك جامعه غیراسلامي زندگي می‌كنند. توجه بیش از حد به این اقشار که البته باید الگوی جامعه باشند سبب شده تا اقشار ديگر كاملاً فراموش شوند. به‌نظر می‌رسد یکی از وظایف رسانه ملی این است که طوري اين باورها را در ملت عزيزمان القا کند كه يك نانوا، بنا، معلم، محصل، دانشجو، كارگر و كشاورز و ... هم احساس کند كه وجود او براي اين كشور و رشد و تعالي اين نظام بسيار مهم است. بنابراين تلاش کند در شغل و حرفه خود بهترين باشد و بيشترين خدمت را به هموطنان خود ارائه دهد.
به یقین شما با این موضوع برخورد داشته‌ايد؛ برخي از كشورها براي ارج نهادن به مشاغل و انسان‌هاي شاخص خود فيلم مي‌سازند و حتي مستند يا سريال نيز طراحي و اجرا مي‌کنند. البته، در كشور ما اين اتفاق مي‌افتد، ولي بسيار كم. برای نمونه در رسانه ملي ما شاهد بوده‌ايم که از زندگي يك معلم، يك قصاب، يك كشاورز و... فيلم تهيه شده و اين اقدام خوب رسانه ملي توانسته در معرفي يك حرفه و يك شخصيت بسیار مؤثر باشد.
اما نكته اصلي بحث اينجاست که در بسياري از موضوعات تخصصي كه ممكن است به‌منزله چالش يا فرصت براي نظام باشد، بايد از متخصصان همان فن استفاده كرد. ملت ما به‌ویژه قشر جوان، چند دانشمند برجسته كشور را مي‌شناسند؟ چند استاد نمونه دانشگاه را مي‌شناسند؟ چرا برای فرهنگ‌سازي از اين انسان‌ها كمتر استفاده مي‌شود؟! بسيار اتفاق افتاده در برهه‌های حساس و موضوعات مهمی مانند صرفه‌جويي در مصرف آب، برق، انتخابات، اصلاح الگوي زندگي، ايام‌الله و... اين رسانه از فوتباليست‌ها و هنرمندان، آن هم هنرمندان عرصه سينما و تلويزيون استفاده مي‌کند و در مواردی هم در انتخاب شخصيت‌ها سليقه به خرج نمي‌دهد و از افرادي استفاده مي‌كند كه سوابق چندان درخشاني هم ندارند!
متأسفانه برخی از این افراد سطح توقعات‌شان بسیار بالاست. در حالي كه غالب ملت ايران از وضع زندگي اينها با اطلاع هستند. گاهي برخی از آنها چنان از مشکلات و کمبودها انتقاد می‌کنند که سبب نگرانی مردم می‌شوند. در صورتي که عکس‌ها و فیلم‌های سفرهاي خارجي و میهمانی‌ها و سطح زندگی‌شان، گواه شخصيت و نوع تفكر و عقايد آنهاست.
نكته ديگر، حسادت آنها نسبت به همديگر است و اين مطلب برخی اوقات به طور وقيحانه‌اي در رسانه ملي هم پخش مي‌شود! اميد است رسانه ملي با شناخت بيشتر شخصيت‌ها و استفاده صحيح از آنها در حد لياقت و توانايي‌شان و شناخت آرمان‌هاي ملت بزرگ ايران به اين امر توجه داشته باشد و به طور صحیح الگوسازی کند.

نقی‌پور رضائی از نیروی دریایی سپاه


روی خط

عمر ما به پايان رسيد ولي رهبرمان را زيارت نکردیم!
...09112145/ کارکنان نيروي دريايي سپاه در گرم‌ترين نقطه ايران کار مي‌کنند، حقوق و منزلت آنها باید مناسب با شرایط کاری باشد.
...09119023/ با 30 میلیون تومان امروز در شهرها یک خانه هم نمی‌توان اجاره کرد، حالا دارند به ما همین مبلغ را به عنوان کمک‌هزینه خرید مسکن می‌دهند. این تعجب ندارد؟!
...09119826/ حق ایثارگری ما که امروز جزو بازنشستگان هستیم، چه می‌شود؟/ بازنشسته از گيلان
...09119928/ از کارکنان نيروي دريايي سپاه در بندرلنگه هستيم. با امکانات کم و حقوق کم گذران زندگی می‌کنیم. ما آماده دفاع از میهنیم، ولی شما هم به فکر ما باشید.
...09127178/ برخي از اتوبوس‌هاي حامل نمازگزاران نماز جمعه تهران هنگام عبور از مقابل لانه جاسوسي انگليس با فريادهاى مرگ بر انگليس مراتب نفرت و انزجار خود را از جنايات‌ها و خباثت‌هاى اين کشور اعلام کردند. اين حرکت خودجوش مردمى جاى تقدير دارد./ همداني
...09148949/ داستان و خاطراتی کوتاه در حوزه دفاع مقدس نوشته‌ام، برای استفاده شما چگونه ارسال کنم؟
صبح صادق: از طریق نشانی رایانامه نشریه مندرج در پایین صفحه 2
...09155854/ من در نقطه صفر مرزي خدمت مي‌کنم که با محل زندگي‌‌ام 120 کيلومتر فاصله داره، همه حقوقم شده خرج رفت‌وآمد؛ چه کنم؟
...09159776/ چرا وام حکمت به ورودی‌های 88 به بعد تعلق نگرفته است؟!
صبح صادق: مسئولان بنیاد تعاون پاسخ دهند.
...09166604/ يک معلم که تعطیلاتش هم بیشتر است اعتراض می‌کند و حقوقش زیاد می‌شود، اما یک پاسدار نه، چرا؟!
...09168147/ بازنشسته سپاه هستم. عمر ما به پايان رسيد، ولي رهبرمان را زيارت نکردیم. لطفاً کاري کنيد./ اکبر- م از رامهرمز روستاي مربچه
صبح صادق: این درخواست بسیاری از بازنشستگان سپاه نیز است. فرماندهان سپاه لطفاً توجه کنند.
...09169111/ وام مسکن کارکنان چهار سال پيش 30 میليون بوده و بعد از گران شدن مسکن، وام مسکن بانک مسکن شده 80 میلیون، ولی وام حکمت هيچ‌گونه افزايشي نداشته است.
...09179913/ خواهش مي‌کنيم پروژه مسکن منتظران شهرستان جهرم (پروژه ميلاد) را پيگيري کنيد. ساخت پروژه هفت سال طول کشيده و هنوز دارند از ما پول مي‌گيرند.
...09182004/ من نظامي هستم و تجربه و آمادگي اين را دارم که با داعش بجنگم. لطفاً من را بفرستيد./ کرمي
...09185755/ بنا بود در ازاي ارائه مدرک تحصيلي کارداني و کارشناسي ارشديت اعطا شود، نتيجه کار به کجا رسيده است؟
صبح صادق: به ‌دلیل ایرادات وارده، هنوز قانون آن در مجلس مطرح نشده است.
...09187410/ سطح حقوق و مزاياي نيروهاي سپاه واقعاً جوابگوي زندگي امروزي نیست، يك فكری اساسي اتخاذ شود.
...09300613/ متأسفانه فقط ما می‌گوییم و انگار کسی نمی‌شنود. حق ایثارگری ما بازنشستگان چه شد؟
...09355365/ به‌جای اينکه از جان بر کفان نيروهاي مسلح که در نقاط مختلف مرزي و برون‌مرزي با دشمنان درگيرند حمایت کنند، مي‌روند با اين بازيکن‌هاي فوتبالي که دنبال عشق و کيف خودشان هستند و هیچ اعتباری هم برای ایران کسب نمی‌کنند، قرارداد ميليوني مي‌بندند، آیا این عدالت است؟
...09359382/ برای ما کانون بازنشستگان درست کرده‌اید، اما چه فایده که اصلاً خدماتی از این کانون‌ها ندیده‌ایم.
صبح صادق: کانون فعالیت‌ها و خدمات مختلفی برای بازنشستگان دارد. مسئولان کانون می‌توانند اقدامات خود را از این طریق اعلام کنند.
... 09371593/ چرا مؤسسه ثامن سود متقاضيان را پرداخت نمي‌کند. قسط‌های سهام آنها تمام شد و ما منتظریم ببینیم سودی دارد یا خیر؟
...09382145/ چرا دیگر نیروها مانند ارتش و ناجا با سازمان اتکا قرارداد دارند و کارکنان‌شان قسطي لوازم منزل تهیه می‌کنند، ولي مسئولان سپاه قرارداد نمي‌بندند!/ مهدي‌زاده از منطقه پنجم ندسا(بندرلنگه)


کتیبه سبز

قصیده غدیر!
روی تمام پنجره‌‌ها بر کویر بود
سهم پرندگان، عطش گرمسیر بود
شن بود و برکه و هیجان عقاب‌ها
رد هزار چلچله بر آن مسیر بود
هنگامه داشت دایره گردبادها
بر خارزار یکسره مشک و عبیر بود
بر برکه‌ای فرود کبوتر شروع شد
با بال بال، هلهله‌ای دلپذیر بود
ابری وزید با نفحات حجازی‌اش
عطر گل‌محمدی‌اش بی‌نظیر بود
حس درنگ قافله‌ای بیقرار داشت
ساعت به وقت شرعی ظهر غدیر بود
بر آبگیر میکده‌ای آفریده شد
دستی بر آن قدح‌قدح آیینه‌گیر بود
از مسجدالغدیر، اذان بلال... آه
آن دم چقدر بادیه باران‌پذیر بود!
آن مسجد ایستگاه تمام فرشته‌ها
بر گنبدش شعاع دو دست منیر بود
ابری وزید، آیه «من کنت» غنچه داد
ابری که تشنگان زمین را بشیر بود
دستی بلند یکسره گلچرخ شوق زد
تا آسمان تجلی دست‌ امیر بود
«حسان» بلند شد به دو دستش قصیده‌ای
شعری که با لطافت موج حریر بود
جز جاده غدیر به دریا نمی‌رسد
آری شناسنامه دریا غدیر بود

محمدحسین انصاری‌نژاد


اعجاز...
خواست خدا خویش تماشا کند
پرده ز رخساره خود واکند
ذره‌ای از صورت زیبای خویش
برفکند، پرده، هویدا کند
دیده چون از دیدن او عاجز است
در بشری پاک تجلا کند
آدم و حوا ز تراب آفرید
تا رسد آن روز که غوغا کند
گرد حرم بود زنی در طواف
آمده تا مشق تولا کند
حامل نوزاد گرانمایه‌ای
بود خدا غنچه شکوفا کند
درد به مادر خبری تازه داد
رو به خدا کرده تمنا کند
باز حرم کرد دهان، در نهان
واشدن غنچه تماشا کند
طفل علی بود ولی خدا
پاک ز ناپاک تبرا کند
کعبه تماشاگر این راز بود
راز نه، او شاهد اعجاز بود...
عبدالمجید فرایی


حسن ختام

من در اندیشه توام...
مولای من!
پروانه‌های سفیدپوش طواف آهنگ انتظارت را به چنگ پرده کعبه باز می‌گویند. وقتی که در مدینه ضریح دستانت دخیل التماس یاس می‌شود، در جمکران آن‌جا که صد پاره‌های دل صد‌باره‌های «ایاک نعبد و ایاک نستعین» را تسبیح تمنایت می‌سازد، در دلواپسی این همه جمعه‌های بی‌نشانی، حضور هستی‌بخش تو را لمس می‌کنم. به امید آدینه سبز ظهور.
مولاى من!
گرچه پاى من در بند زمین است، اما دلم در هواى توست. از وراى زمان و مکان تو را مى‏جویم، هرچند که تو با منى، مانند حضور نور، هوا و آب، اما خوشا روزى که هلال رخسار تو بدر کامل شود. اگرچه زمین گرد خورشید مى‏چرخد، اما روح آن را مدارى است که گرد تو مى‏گردد.
مولاى من!
هر مظلومى که در زیر چکمه ستمکارى جان مى‏سپارد، نام تو بر لب دارد و تنها تویى که فریادرسى و بس. هرجا حق و عدالت در معرض تجاوز و ستم قرار گرفت، من رداى مقاومت بر تن کرده و بر پیشانى بند اندیشه‏ام «یا مهدى» را حک مى‏کردم.
اى ناب‏ترین اندیشه راهنماى من به سوى کمال!
اى رهاننده من از بندهاى اسارت زمان!
اى مدافع راستین تمامى حقوق من!
و اى فریادرس مظلومان بر خون نشسته!
من در اندیشه تواَم...