بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

هدف مباداگوها!
ساختار حکومتی ایران به‌گونه‌ای طراحی شده که افراد و گروه‌های سیاسی برای دستیابی به مناصب اصلی حکومتی باید مسیر انتخابات را طی کنند و از حمایت مردم که با مشارکت آنان در انتخابات دسترسی به قدرت جنبه قانونی پیدا می‌کند، برخوردار شوند، گر چه از ابتدای انقلاب افراد و گروه‌هایی خواستند با این ساختار که نقطه کانونی و اصلی آن مردم هستند، در بیفتند و آن را بی‌اعتبار سازند؛ اما هیچ‌گاه موفق نشدند. بسیاری از مجموعه‌های مخالف این ساختار مردم‌محور، پس از ناکامی در بی‌اعتبار ساختن این ساختار به‌تدریج با تغییر برخورد با مسئله، با روش‌های گوناگون به سلامت انتخابات حمله و درباره آن تشکیک ایجاد کردند. این روش تخریبی از چندی پیش در بستر مباحث مربوط به انتخابات اسفندماه سال جاری دوباره به کار گرفته شده و کم‌وبیش در رسانه‌ها تکرار می‌شود. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در دیدار اخیر اقشار مختلف مردم و انتقاد شدید از این حرکت فرمودند: «انتخابات در ایران، با معیارهای متعارف بین‌المللی نیز از سالم‌ترین و بهترین انتخابات است؛ اما متأسفانه عده‌ای در داخل در اقدامی غلط در سلامت انتخابات خدشه می‌کنند و حتی از قبل از انتخابات از تقلب و دغدغه ناسالم بودن انتخابات حرف می‌زنند... چرا عده‌ای با طرح دغدغه‌های دروغین و مباداگویی‌های بی‌مبنا، این اعتماد را خدشه‌دار می‌کنند؟» ایشان در ادامه فرمودند: «بدیهی است که در موضوع سلامت انتخابات مراقبت‌های شدیدی به عمل می‌آید و به کسی اجازه چنین کارهایی داده نمی‌شود. پس تکرار این حرف‌ها با چه هدفی صورت می‌گیرد؟» مسئله مهم همین پرسش «هدف آنها چیست؟» است. برای رسیدن به پاسخ منطقی به این پرسش باید کار را با پرسش‌ دیگری شروع کرد، اینکه آیا ممکن است در یک انتخابات با مشارکت ده‌ها میلیون نفر تقلب شود؟ احتمالاً پاسخ مثبت است. حال باید پرسید بر فرض چنین تقلبی آیا امکان دارد آن تقلب آنقدر گسترده باشد که بتواند نتیجه کلی انتخابات را تغییر دهد؟ پاسخ این پرسش قطعاً منفی است؛ زیرا مجموعه‌های نظارتی و اجرایی که از نظر وظیفه از هر لحاظ با هم تفاوت دارند، در فرایند انتخابات حضور دارند و هر یک در حالی که به وظیفه خود عمل می‌کند، ناخواسته ناظر و مراقب عمل دیگری است و این در حالی است که تقریباً همه گروه‌های سیاسی با اعتماد به این روش آن را پذیرفته‌اند و آنچه که اطمینان به این روش را تضمین می‌کند، امکان بازشماری صندوق‌ها در حضور نمایندگان نامزدها است. کسانی که این روش را پذیرفته‌اند باید به پرسشی پاسخ دهند که هم نشان می‌دهد آنها به این روش اعتماد دارند و هم نشان می‌دهد که مشکل اصلی آنها با خودشان و ترس از رویگردانی مردم است. پرسش این است: چرا این افراد در مواقعی که همین ساختار انتخاباتی نظر آنها را تأمین می‌کند و آنها به پیروزی می‌رسند آن انتخابات را با توضیحاتی مانند: آزادانه، کم‌نظیر، بهترین انتخابات دنیا و ... تمجید می‌کنند و زمانی که نظر آنها تأمین نمی‌شود و در انتخابات شکست می‌خورند، به انتخابات و نظام انگ می‌زنند؟! به نظر می‌رسد چنین افراد و گروه‌هایی که تحمل شکست و رقابت سالم انتخاباتی را ندارند، به جای ارائه توانمندی‌ها و شایستگی‌های خود و جلب‌نظر مردم سعی می‌کنند برای گرفتن امتیاز به نظام فشار آورند. یکی از راه‌های فشار آوردن بر نظام این است که با زیرسؤال بردن واهی انتخابات، اعتماد مردم به نظام را کاهش دهند و نظام که در همه امور متکی به مردم است و نظامی مردم‌سالار شناخته می‌شود از ترس کاهش اعتماد عمومی به آنانی که فشار می‌آورند باج دهد؛ غافل از آنکه نظام به جای باج دادن به این افراد و گروه‌ها، مردم را از ترفند باجگیران آگاه می‌کند و به آنها اطمینان می‌دهد که رأی‌شان «حق‌الناس» است و نظام وظیفه دارد از این حق که بزرگ‌ترین حق مردم بر حکومت است با تمام توان مراقبت کند. نگاه نظام اسلامی به رأی مردم اینگونه است که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) رأی مردم را به‌معنای واقعی کلمه «حق‌الناس» دانسته و درباره آن می‌فرمایند: «مراقبت از رأی هر ایرانی، واجب شرعی و اسلامی است و هیچ‌کس حق ندارد در این امانت خیانت کند ضمن اینکه نتیجه آرای مردم نیز مظهر کامل حق‌الناس است وهمه باید در مراقبت از دفاع از آن تلاش کنند.» از چنین منظری به نظر می‌رسد رتبه «حق‌الناس» بودن نتیجه آرای مردم بالاتر از «حق‌الناس» بودن یک رأی است، هر چند در «حق‌الناس بودن» برابرند: اما نتیجه آرا به این سبب رتبه بالاتری دارد که رد یا قبول نظر هزاران یا ده‌ها هزار یا صدها هزار و یا میلیون‌ها انسان درباره یک فرد و یا یک موضوع است که بود و نبود آن را تعیین می‌کند. مصداق این مورد انتخابات سال ۸۸ بود که فتنه‌گران قصد داشتند با ابطال زورگویانه و غیرقانونی انتخابات چنین حق بزرگی یعنی عصاره و نتیجه آرای میلیون‌ها انسان را که به بود و نبود یکی منجر می‌شد، زیر پا گذارند و نظام هم بر حسب وظیفه حفظ حقوق مردم، زیر بار این توطئه خطرناک و فتنه‌گرانه نرفت تا بدعتی در روند انتخابات نشود و مردم هم بدانند که نظام تا آخر پای مراقبت از حقوق آنان می‌ایستد و این دقیقاً در نقطه مقابل فتنه‌گران است که تلاش می‌کردند اعتماد مردم از نظام را سلب کنند حال آنکه با وجود خساراتی که فتنه و فتنه‌گران به رابطه بخشی از مردم با نظام زدند، در نهایت اکثریت قریب به‌اتفاق مردم متقاعد شدند که نظام از حق آنها مراقبت کرد و راه مخدوش کردن حقوق مردم را برفتنه‌گران بست، مردم با چنین فهم و درکی از قضیه فتنه در نه دی آنگونه در حمایت از نظام به خیابان‌ها ریختند تا پاسخ حق‌شناسی نظام در مراقبت از آرا و نتیجه آرای مردم را به نظام بدهند، که الحق و الانصاف پاسخ شورانگیز و حماسه‌سازی دادند. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) این مهم را اینگونه بیان کردند: «۴۰ میلیون نفر با حضور پرشور به میدان آمدند. نتیجه انتخابات (سال ۸۸) نیز هر چه بود ما به‌طور کامل از آن دفاع می‌کردیم. همچنانکه در همه انتخابات دیگر نیز پشت نتایج آرای ملت هر چه باشد می‌ایستم و اجازه خدشه‌ در آن را نمی‌دهم.»
جواد رضایی


فیلسوف و نویسنده روسی
اندیشه‌های ناب آیت‌الله‌ خامنه‌ای قرابت زیادی با قرآن دارد

یک فیلسوف و نویسنده روس با بازخوانی نامه امام به گورباچف با اشاره به خاطرات و مشاهدات عینی خود از روزهای فروپاشی نظام سوسیالیستی اتحاد جماهیر شوروی گفت: نامه امام خمینی(ره) به گورباچف یک پیش‌بینی بزرگ درباره آینده شوروی بود.
«الکساندر پروخانف» دبیرکل انجمن نخبگان روسیه، فیلسوف، تاریخ‌دان و نویسنده‌ای است که 40 سال از عمر خود را صرف نگارش تاریخ روسیه معاصر کرده است؛ وی در این‌باره می‌نویسد: «این نامه را آن روزها در روزنامه‌ای که داشتم چاپ کردم. این نامه یک پیش‌بینی بزرگ درباره آینده شوروی بود. امروز هیچ‌کس نیست که به درست بودن این پیش‌بینی معترف نباشد. در آن نامه توصیه جدی‌ای هم درباره تعیین سیاست جدید و نظام آینده شوروی به گورباچف شده بود؛ اما به‌خلاف نامه ایشان مقامات مسئول شوروی فکر نمی‌کردند که نظام آنها خیلی زود فروپاشی کند. پیش‌بینی امام خمینی درباره آینده شوروی عجیب بود و نظام گورباچف متلاشی شد.»
او معتقد است، رهبر انقلاب حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای یک شخصیت «معنویت‌گرا» و «روحانی» است و بر اساس آموزه‌های اخلاقی و دینی به اداره حکومت می‌پردازد و این شیوه را وجه تمایز ایشان با سران دیگر کشورهای جهان می‌داند. پروخانف، در بخش دیگری از صحبت‌هایش گفت: «اندیشه‌های نابی از آیت‌الله خامنه‌ای خوانده‌ام که قرابت زیادی با آیات قرآن دارد. مردم کشور ما به یک غذای روحی و معنوی نیاز دارند و این رهنمودها برای مردم کشور ما مفید است. ایران مبتنی‌بر علم و دین سیاست‌گذاری می‌شود. رهنمودهای ارزشمند آیت‌الله خامنه‌ای می‌تواند راهنمای خوبی برای مردم ما و پیروان مذهب‌های کشور ما باشد تا برای هدایت کشور خود از این رهنمودها بهره ببرند. این تصمیمات و توصیه‌‌ها مبتنی‌بر ارزش‌های اخلاقی، علمی و عملی است و از این جهت، قابل اعتنای جدی است.»
وی افزود: امام خمینی(ره) پس از اینکه گورباچف پاسخ خود را از طریق «شواردنادزه» تسلیم ایشان کرد، گفتند: «به ایشان (گورباچف) بگویید که من می‌خواستم جلوی شما یک فضای بزرگ‌تری باز کنم، من می‏‌خواستم دریچه‌ای به دنیای بزرگ، یعنی دنیای بعد از مرگ که دنیای جاوید است را برای آقای گورباچف باز نمایم و محور اصلی پیام من آن بود. امیدوارم بار دیگر ایشان در این زمینه تلاش نمایند.» اما حالا بسیاری از جوانان روسیه که به اسلام گرویده‌اند، معتقدند که مخاطب حقیقی نامه امام خمینی(ره) آنان بوده‌اند و مخاطب نامه ایشان فقط یک نفر و آن هم گورباچف نبوده است.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

چشم بینای نظام در انتخابات
در هر کشوری برای واگذاری نقش‌ها و مسئولیت‌های مهم، کلیدی و حساس به افراد، معیارها و ملاک‌هایی درنظر گرفته می‌شود و براساس این معیارها، باید از سوی نهادها، بخش‌ها و مجموعه‌هایی، صلاحیت افراد داوطلب برای این مسئولیت‌ها و نقش‌ها احراز شود. برای نمونه، برای خلبان شدن در هر کشوری شرایط و ضوابط سختی درنظر گرفته می‌شود و براساس این شرایط، از میان هر ۱۰۰۰ نفر شاید یک یا دو نفر موفق به أخذ مجوز خلبانی شوند. عضویت در هیئت علمی دانشگاه‌ها را می‌توان به‌عنوان نمونه‌ای دیگر در نظر داشت که هر کسی نمی‌تواند به‌راحتی چنین پستی را به‌دست آورد. دلیل منظور کردن شرایط برای تصدی نقش و مسئولیت‌ها بسیار روشن است و تصور آن سبب تصدیق آن می‌شود. در تمامی کشورها، واگذاری مناصب سیاسی به افراد نیز، این چنین است. در هیچ کجای جهان، نمی‌توان کشوری را یافت که افراد آن بدون داشتن ضابطه و معیار و ملاک‌های خاص و تعریف‌شده بتوانند به مقامات و پست‌های سیاسی دست یابند. در جمهوری اسلامی نیز، واگذاری مسئولیت‌ها و پست‌های سیاسی به افراد، برهمین اساس و طبق شرایط و ملاک‌های تعریف‌شده در قانون اساسی و قوانین موضوعه است. طبق اصل ششم در جمهوری اسلامی ایران، امور کشور باید به اتکای آرای عمومی از راه انتخابات اداره شود؛ انتخابات رئیس‌جمهور، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، اعضای شوراها و مانند اینها، یا از راه همه‌پرسی در مواردی که در اصول دیگر قانون اساسی معین شده است. طبق قانون اساسی و قوانین انتخابات، کسانی که می‌خواهند کاندیدای انتخابات برای هر یک از انتخابات مورد اشاره در اصل ششم قانون اساسی شوند، باید شرایط لازم را برای تصدی آن مسئولیت داشته باشند. براساس اصل نودونهم قانون اساسی، نهاد شورای نگهبان مسئولیت سنگین نظارت بر انتخابات و احراز صلاحیت افراد داوطلب، برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری را برعهده دارد. در این اصل آمده است: «شورای نگهبان نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری، ریاست‌جمهوری، مجلس شورای اسلامی و مراجعه به آرای عمومی و همه‌پرسی را برعهده دارد.»
تفسیر قانون اساسی با شورای نگهبان است و شورای نگهبان نظارت مندرج در اصل مذکور را نظارت استصوابی تفسیر کرده است. براساس این نوع نظارت، احراز صلاحیت افراد برای کسب کرسی نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، با نهاد شورای نگهبان است. معنای این عبارت، آن است که شورای نگهبان در هر انتخاباتی برای مجلس شورای اسلامی، باید این اطمینان خاطر را به مردم بدهد که تمامی داوطلبان شرکت‌کننده در رقابت برای کسب رأی مردم جهت ورود به مجلس، صلاحیت نماینده شدن را دارند. درواقع، مردم از میان واجدان شرایط دست به انتخاب زده و کسانی که بیشترین آرای مردم را کسب کنند، به‌عنوان نماینده مردم به مجلس راه خواهند یافت. همین وضعیت برای انتخابات مجلس خبرگان رهبری یا انتخابات ریاست‌جمهوری برقرار است. متأسفانه، در آستانه هر انتخاباتی، نهاد شورای نگهبان و صلاحیت این نهاد در امر نظارت بر انتخابات، مورد هجوم برخی از افراد و گروه‌های سیاسی قرار می‌گیرد که عمدتاً تخریب‌کنندگان آن یکی از دو هدف زیر را دارند:
۱ـ باز کردن راه ورود به قدرت سیاسی برای افراد بدون صلاحیت؛
۲ـ معرفی خود به‌منزله طرفدار مردم با این استدلال که مردم می‌فهمند و خود تشخیص می‌دهند
اکنون که در پایان سال جاری، انتخابات مهم خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی را در پیش روی داریم، حرکت‌هایی در فضای سیاسی کشور با هدف تخریب شورای نگهبان با اهداف بالا شروع شده است. برای نمونه، آیا کسانی که در فتنه ۸۸ با رأی مردم مقابله کردند و کشور را با بحران روبه‌رو ساختند، حق ورود به عرصه انتخابات مجلس شورای اسلامی یا مجلس خبرگان رهبری را دارند؟ پاسخ روشن است؛ اما این افراد یا حامیان این افراد برای اینکه بتوانند راه ورود به این دو مجلس را برای اهل فتنه هموار سازند، تنها یک راه دارند و آن، تخریب و تضعیف شورای نگهبان است. بدیهی است که اگر شورای نگهبان نتواند به صلاحیت‌های قانونی خود عمل نماید، ممکن است منحرفان و کسانی که به جمهوری اسلامی و حقوق مردم پایبند نبوده، با تبلیغات و استفاده از روش‌های حیله‌گرانه به مجلس شورای اسلامی یا خبرگان رهبری راه یابند. براین اساس، وظیفه تمامی نیروهای معتقد به انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و طرفدار حقوق مردم، مقابله با جریان تضعیف‌کننده شورای نگهبان است.
در چنین فضایی که تخریب‌ها علیه شورای نگهبان شروع شده است، رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی در هفته گذشته در دیدار با اقشار گوناگون مردم، با اشاره به انتخابات در ایران، درباره شورای نگهبان فرمودند: «شورای نگهبان، چشم بینای نظام برای انتخابات است؛ در همه دنیا هم یک چنین چیزی وجود داردـ حالا اسمش چیز دیگری است؛ اینجا اسمش شورای نگهبان است‌ـ مراقبند ببینند آن کسی که وارد میدان انتخابات می‌شود، نامزد انتخابات می‌شود، آیا صلاحیت دارد یا نه؛ و باید احراز کنند صلاحیت را؛ اگر دیدند کوتاهی شده است و آدمی که صلاحیت ندارد وارد شده؛ جلویش را می‌گیرند؛ این حق آنهاست؛ حق قانونی آنهاست، حق عقلی و منطقی آنهاست؛ یعنی بی‌خود ایراد می‌کنند. بخشی از حق‌الناس، همین حق رأی شورای نگهبان است؛ همین حق نظارت استصوابی و مؤثر شورای نگهبان است.»


 

صفحه 2
سياسي

 

 

بیانات امام خامنه‌ای(مدظله‌‌العالی) در دیدار هزاران نفر از اقشار مردم
آمریکا از ابلیس بدتر است

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار پرشور هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم، با هشدار درباره تلاش‌های فریبکارانه آمریکا برای نفوذ از برخی روزنه‌ها، «اقتصاد قوی و مقاوم»، «توسعه روزافزون علم» و «حفظ و تقویت روحیه انقلابی‌گری به‌خصوص در جوانان» را سه عامل مقابله مقتدرانه با دشمنی‌های پایان‌ناپذیر شیطان بزرگ اعلام کردند و با بیان برخی نکات درباره انتخابات اسفند 94، افزودند: نتیجه هر انتخابات نیز مانند تک‌تک آرای مردم، حق‌الناس است و با همه وجود، از این حق ملت، دفاع خواهد شد.
مقام معظم رهبری با اشاره به ایام پربرکت ماه ذی‌قعده و لزوم بهره‌مندی از این فرصت‌ گرانبها، ماه شهریور را نیز دارای خاطراتی پرمعنا خواندند و خاطرنشان کردند: در همه حوادث این ماه، از جمله: کشتار مردم بی‌گناه به دست رژیم پهلوی در 17 شهریور 57، شهادت رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر کشور در 8 شهریور 60، ترور شهید آیت‌الله قدوسی و شهید آیت‌الله مدنی در همین ماه و حمله صدام به ایران در 29 شهریور 59، ردپای مستقیم یا غیرمستقیم آمریکا مشاهده می‌شود.
ایشان با ابراز نگرانی از فراموش شدن تدریجی این خاطرات تأمل‌برانگیز، به‌ویژه در ذهن جوانان کشور، از کم‌کاری دستگاه‌های مسئول در این زمینه انتقاد کردند و افزودند: این‌گونه حوادث عبرت‌آموز نباید در حافظه تاریخی ملت کم‌رنگ شود، چرا که اگر نسل جوان از شناخت و ریشه‌یابی این‌گونه خاطرات تاریخی و ملّی، بازماند در شناخت راهِ حال و آینده کشور دچار خطا خواهد شد.

بازخوانی برخی نشانه‌های حاکمیت مطلق آمریکایی‌ها
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با بازخوانی برخی نشانه‌ها از حاکمیت مطلق آمریکایی‌ها در دوران رژیم پهلوی خاطرنشان کردند: همه ارکان حکومت طاغوت از جمله هیئت دولت و شخص شاه تابع آمریکا بودند و مقامات آمریکایی از طریق دست‌نشاندگان خود همچون فرعون بر ملت مظلوم ایران حکومت می‌کردند، اما امام بزرگوار همچون موسای زمان، به پشتوانه ملت، آن بساط را از این سرزمین کهن، برچید.
رهبر معظم انقلاب، پایان یافتن منافع نامشروع آمریکایی‌ها در ایران را علت اصلی کینه‌ورزی و دشمنی پایان‌ناپذیر آنها با جمهوری اسلامی و ملت ایران برشمردند.
معظم‌له، اقدام تاریخی امام خمینی در دادن لقب «شیطان بزرگ» به آمریکا را، حرکتی بسیار پرمغز برشمردند و افزودند: رئیس همه شیطان‌های عالم، ابلیس است، اما ابلیس کارش فقط اغوا و فریب است، در حالی که آمریکا هم اغوا می‌کند، هم کشتار، هم تحریم و هم فریب و ریاکاری.
رهبر معظم انقلاب با انتقاد شدید از کسانی که سعی می‌کنند چهره بدتر از ابلیسِ آمریکا را فرشته نجات جلوه دهند گفتند: دین و انقلابی‌گری به کنار، وفاداری به مصالح کشور و عقل چه می‌شود؟ کدام عقل و وجدان اجازه می‌دهد ما جنایتکاری مانند آمریکا را بزک کنیم و دوست و مورد اعتماد جلوه دهیم؟
ایشان با هشدار درباره سیاست‌ها و روش‌های نفوذ آمریکا افزودند: شیطانی را که ملت از در بیرون کردند، در‌صدد است از پنجره برگردد و ما نباید اجازه این کار را بدهیم.
رهبر معظم انقلاب دشمنی آمریکایی‌ها را با ملّت ایران، پایان‌ناپذیر خواندند و برای نمونه خاطرنشان کردند: در همین روزهای بعد از برجام و توافقی که هنوز سرنوشتش در ایران و آمریکا درست معلوم نیست، آمریکایی‌ها در کنگره مشغول توطئه و طراحی مصوبه‌ای برای مشکل‌تراشی علیه ایران هستند.
ایشان تنها راه پایان یافتن توطئه‌های آمریکا را، اقتدار ملی ایرانیان خواندند و افزودند: باید به‌گونه‌ای قوی شویم که شیطان بزرگ از نتیجه‌بخشی دشمنی‌های خود مأیوس شود.

راه‌های دستیابی به اقتدار ملی
معظم‌له در تبیین راه‌های دستیابی به اقتدار ملی بر سه نکته تأکید کردند: «اقتصاد قوی و مقاوم»، «علم پیشرفته و روزافزون» و «حفظ و تقویت روحیه انقلابی‌گری به‌خصوص در جوانان».
ایشان درباره نکته اول افزودند: اقتصاد قوی و مقاوم، از طریق اجرای عینی و بدون تأخیر سیاست‌های ابلاغ شده اقتصاد مقاومتی امکان‌پذیر می‌شود که البته دولت کارهایی هم در دست اجرا دارد.
رهبر فرزانه انقلاب توسعه علمی و حفظ شتاب پیشرفت علمی را نیز مهم دانستند و افزودند: تقویت روحیه انقلابی و ایستادگی در مردم، از بهترین راه‌های تقویت درونی است و مسئولان باید جوانان انقلابی را گرامی بدارند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به تلاش دشمن برای لاابالی و بی‌تفاوت کردن جوانان افزودند: آنها می‌خواهند روحیه حماسی و انقلابی را در جوانان بُکُشند و در داخل نیز عده‌ای مدام جوانان حزب‌اللهی را با تعابیری نظیر افراطی می‌کوبند که این کار بسیار غلط است.
رهبر معظم انقلاب پس از تبیین راه‌های دستیابی به اقتدار روزافزون و مأیوس کردن دشمنان افزودند: آمریکایی‌ها، اکنون با نوعی تقسیم وظایف، با ایران، دوگانه رفتار می‌کنند؛ برخی لبخند می‌زنند و برخی در حال تهیه مصوبه علیه ایران هستند.
ایشان تلاش آمریکایی‌ها برای مذاکره با ایران را بهانه‌ای برای نفوذ و تحمیل خواسته‌های کاخ سفید خواندند و تأکید کردند: ما فقط در قضیه هسته‌ای آن هم به دلایل مشخص و اعلام شده اجازه مذاکره دادیم که بحمدالله مذاکره‌کنندگان نیز در این عرصه خوب ظاهر شدند، اما در زمینه‌های دیگر با آمریکا مذاکره‌ای نمی‌کنیم.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای افزودند: البته، ما با همه کشورها به جز شیطان بزرگ در سطوح مختلف «دولتی، اقوام و ادیان»، اهل مذاکره و تفاهم هستیم.
ایشان همچنین با اشاره به جعلی بودن رژیم صهیونیستی افزودند: برخی صهیونیست‌ها گفته‌اند با توجه به نتایج مذاکرات هسته‌ای، 25 سال از دغدغه ایران آسوده شده‌ایم، اما ما به آنها می‌گوییم شما 25 سال آینده را، اصولاًً نخواهید دید و به فضل‌ الهی، چیزی به نام رژیم صهیونیستی در منطقه وجود نخواهد داشت.
رهبر معظم انقلاب تأکید کردند: در همین مدت نیز روحیه اسلامی مبارز، حماسی و جهادی، صهیونیست‌ها را راحت نخواهد گذاشت.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در بخش پایانی سخنان‌شان نکاتی مهم درباره انتخابات اسفند 94 بیان کردند.
ایشان با انتقاد از کسانی که از یک سال‌ونیم پیش درصدد انتخاباتی کردن فضای کشور برآمده‌اند، گفتند: این موضوع به مصلحت کشور نیست، زیرا وقتی فضای رقابت و تعارضات انتخاباتی اصل می‌شود، مسائل اصلی به حاشیه می‌رود و این به نفع مردم و کشور نیست، اما اکنون زمان طرح برخی نکات انتخاباتی فرارسیده است.
معظم‌له، مسئله انتخابات را بسیار مهم و مظهر حضور و اعتماد مردم و نماد مردم‌سالاری دینی و واقعی در ایران خواندند.
ایشان افزودند: به دلیل همین اهمیت بی‌بدیل، برگزاری انتخابات در ایران در 37 سال گذشته، به هیچ علتی و در هر شرایط سخت و دشواری، حتی یک روز به تأخیر نیفتاده است، البته، برخی سیاست‌بازان در مقاطعی در این زمینه تلاش کردند، اما جلوی آنها گرفته شد.


یادداشت
مهدی سعیدی

ورود به فضاي انتخابات و برخي ملاحظات
رقابت‌هاي انتخاباتي نقطه عطفي در فعاليت‌هاي سياسي در هر نظام سياسي است و با فرارسيدن زمان آن شاهد رونق بازار سياست و تلاش فعالان سياسي و احزاب هستيم. اين موضوع که به‌منزله فرصتي براي نظام سياسي است، اگر با رعايت ملاحظاتي همراه نباشد، مي‌تواند به معضلي براي نظام بدل شود و دردسرهايي را به همراه داشته باشد.
۱ـ يکي از مهم‌ترين اين ملاحظات، کليد خوردن بهنگام رقابت‌هاي انتخاباتي است. ورود زودهنگام به اين وادي، يکي از اشتباهاتي است که دردسرهاي عظيمي را براي يک کشور به همراه خواهد داشت. به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي، «وقتي فضاي انتخاباتي در کشور به‌وجود مي‌آيد، بسياري از مسائل اصلي جامعه به حاشيه مي‌رود و فراموش مي‌شود. خب، فضاي انتخابات، فضاي رقابت و تعارض است؛ ما چرا بي‌خود اين فضاي رقابت را، فضاي تعارض را، بکشانيم به يک سال، دو سال پیش؟ شروع زودهنگام اين بحث‌ها به نظر ما مصلحت نيست.»
جالب آن است که معظم‌له در ديدار اخيرشان با مردم رسماً اعلام داشتند: «الآن که سه چهار ماه مثلاًً به انتخابات باقي است، جاي آن است که راجع به انتخابات عرايضي عرض بشود.» اين کلام مي‌تواند سرآغازي در فضاي انتخاباتي کشور باشد و پس از اين شاهد گرم شدن بازار انتخابات خواهيم بود.
۲ـ ملاحظه ديگر با توجه به افزايش فعاليت‌هاي انتخاباتي، تلاش براي حفظ سلامت رقابت‌هاي انتخاباتي و رعايت اخلاق صحیح انتخابات است. توجه به مسائلي از قبيل پرهيز از دروغ، تهمت و افترا، تخريب، بزرگنمايي مشکلات، اسراف، هزينه‌کردهاي غيرشرعي، دادن وعده‌هاي غيرواقعي، خريد رأي و ... نمونه‌هايي از دغدغه‌هايي است که توجه به آن مي‌تواند متضمن سلامت انتخابات باشد. اين اصول در سطوح مختلف رقابت انتخاباتي، همچون تبليغات، مناظرات و گفت‌وگوها و مصاحبه‌ها با رسانه‌هاي مختلف، يادداشت‌ها و تحليل‌هاي مطبوعات وابسته به جريان‌هاي سياسي و همچنين رقابت نزد طرفداران و هواداران بايد مورد توجه قرار گيرد.
3ـ تلاش براي تحقق مشارکت حداکثري و آوردن همه اقشار ملت به پاي صندوق‌هاي رأي، از دیگر ملاحظاتي است که بايد مقدم بر رأي آوردن اين يا آن جناح لحاظ شود و به‌منزله يک شاخص مهم در منافع ملي مورد توجه همه فعالان سياسي قرار گيرد. از‌ این ‌رو، باید هر اقدامي که به اين اصل حياتي در انتخابات لطمه می‌زند، کنار گذاشته شود.
4ـ حفظ آرامش انتخابات يکي از دغد‌غه‌هايي است که براي تحقق آن همه گروه‌هاي سياسي بايد تلاش کنند. از منظر ايشان، انتخابات همواره بايد مظهر وحدت و انسجام ملي باشد و لازمه و نشانه آن وجود آرامش در انتخابات است. تشنج، درگيري و ناامن‌سازي فضاي انتخاباتي، اقداماتي است که از تبديل فرصت انتخاباتي به تهديدي براي انسجام و امنيت ملي کشور حکايت دارد. اقدامي که معمولاً با تحرکات و سناريوهاي طرح‌ريزي شده در بيرون از مرزها و حمايت ايادي داخلي دشمن و غفلت و سوء‌تدبير جناح‌هاي سياسي داخلي و گاه هواداران نامزدها به‌وجود مي‌آيد.
۵ـ صيانت از رأي ملت و حفظ سلامت برگزاري انتخابات، يکي از دغدغه‌هاي مهم دیگر در اين زمينه است. نبايد فراموش کرد که رأي ملت امانتي است که در اختيار مسئولان امر قرار دارد و ايشان موظفند، با تمام توان در حفظ و سلامت آن بکوشند. سلامت انتخابات هم به مرحله پيش از انتخابات و هم حين انتخابات و هم پس از انتخابات توجه دارد. به واقع، ضروری است تمام فرآيند انتخابات از زمان آغاز فعاليت سياسي جناح‌ها تا اعلام و تأیيد نتايج نهايي انتخابات مورد توجه قرار گيرد. مسئوليت حفظ سلامت انتخابات تنها بر عهده ستاد انتخابات کشور و شوراي نگهبان نیست، بلکه همه جناح‌هاي سياسي، نامزدهاي انتخاباتي، رسانه‌ها، هواداران و توده‌هاي رأي‌دهنده در اين ميان نقش خواهند داشت.
6 ـ يکي ديگر از ارکان برگزاري انتخابات طراز انقلاب اسلامي، قانون‌گرايي و پايبندي به ضوابط قانوني است. اين قانون‌گرايي نيز از اصولي است که باید همه فعالان صحنه انتخابات از مجريان و ناظران و نامزدها تا هواداران و انتخاب‌کنندگان بدان پايبند باشند. بازيگران سياسي با تسليم بودن به قانون است که مسير مشارکت واقعي ملت در انتخابات را فراهم خواهند آورد. تجربيات تلخ پايبند نبودن به قانون در انتخابات ۸۸، هنوز از خاطر ملت به فراموشي سپرده نشده است و اين خواست همچنان در صدر مطالبات ملت از جناح‌هاي سياسي در انتخابات اسفندماه 1394 قرار دارد.
7ـ ملاحظه ديگر تلاش براي حفظ رقابتي بودن انتخابات و حضور همه فعالان سياسي است که به نظام اسلامي، اسلام، قانون اساسي و حضرت امام(ره) معتقدند نبايد فراموش کرد که يکي از شاخصه‌هاي انتخابات شايسته نظام اسلامي، رقابتي بودن انتخابات است. رقابتي بودن به این معناست که با تکثر و تعدد نامزدهاي انتخاباتي، براي رأي‌دهندگان حق انتخاب و گزينش وجود داشته باشد. اين مسئله خود يکي از عوامل مؤثر در جدي شدن انتخابات و پرشور شدن آن خواهد بود که موجب افزايش اشتياق شرکت‌کنندگان در انتخابات خواهد شد.
البته جريان‌هاي سياسي كه مرزهاي خودی و غيرخودی را درنورديده و براي ضربه زدن به نظام اسلامي اردوگاه واحدي را با ضدانقلاب (هرچند موقت) تشكيل داده‌اند و كساني كه براي پيشبرد اهداف خود از تحصن و خانه‌نشيني براي فشار بر نظام اسلامي بهره برده‌اند، بايد براي بازگشت به دايره فراخ نيروهاي خودی در مقابل رفتار سياسي خود به ملت و نظام اسلامي پاسخگو باشند.
8 ـ ملاحظه آخر آنکه همه تلاش‌ها در ميدان رقابت سياسي بايد سرانجام به گزينش‌ بهترين‌ها و نامزد اصلح بينجامد؛ زیرا بدون شک، سازوکار «شايسته‌سالاري» است که مي‌تواند به کارآمدسازي و روند رو به رشد نظام اسلامي کمک کند و بر توان و اقتدار آن بيفزايد.


نكته و نظر

تفکر خرچنگی...؟!
نکته: می‌گویند اگر چند خرچنگ را در جعبه‌ای رو باز قرار دهند، همان جا باقی می‌مانند و از جعبه خارج نمی‌شوند. این درحالی است که آنان به‌راحتی می‌توانند از جعبه بالا بخزند و از آن خارج شوند. علتش این است که به محض اینکه خرچنگی بخواهد بالا رود و از جعبه خارج شود، خرچنگ‌های دیگر آن را پایین می‌کشند و به این‌ترتیب، هیچ‌یک از آنها آزاد نمی‌شوند و در نتیجه سرنوشت تک‌تک آنها مرگ است! این حرکت خرچنگ‌ها به تفکر خرچنگی مشهور است!
نظر: این مطلب درباره انسان‌های حسود نیز صادق است و آنها چون هیچ‌گاه خود نمی‌توانند در زندگی و کار‌شان پیشرفت کنند، دیگران را نیز از موفقیت بازمی‌دارند و حتی تا جایی پیش می‌روند که حاضرند خود را نابود کنند، اما آدم موفق را از مسیر موفقیت، خارج سازند! از همین‌روست که از این خصیصه در اسلام، به‌عنوان خصیصه‌ای نکوهیده و زشت نامبرده می‌شود و در آیات و روایات، مسلمانان را از آن برحذر می‌دارند.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

اندیشکده بروکینگز : آمریکا باید از جریان فتنه در ایران حمایت کند
این روزها در اندیشکده‌ها و اتاق‌های فکر آمریکا بحث نفوذ و براندازی جمهوری اسلامی پس از توافق با شکلی قوی‌تر از گذشته مطرح می‌شود. به گزارش صبح‌صادق در این زمینه به‌تازگی جلسه‌ای برای نفوذ و تغییر ماهیتی جمهوری اسلامی در اندیشکده بروکینگز برگزار شده است که حاوی نکات قابل‌توجهی است.‌ «لیان ویسل تییر» کارشناس ارشد حوزه فرهنگ در سیاست‌گذاری در اندیشکده بروکینگز در این‌باره گفت: اوباما باید در داخل ایران جنبش دموکراتیک واقعی را حمایت کند و رژیم ایران را به‌صورت تظاهرات مسالمت‌آمیز با تغییر مواجه کند. وی افزود: «توافق هسته‌ای وین از زاویه تاریخی نیز قابل بررسی است. گفته می‌شود دولت جرج بوش، رئیس‌جمهور سابق آمریکا رویکرد مطالبات حداکثری درباره ایران را دنبال می‌کرد. اما به نظر من، دولت باراک اوباما، رئیس‌جمهور کنونی آمریکا، رویکرد مطالبات حداقلی را درباره ایران دنبال می‌کند. ما از موضع حداکثری به موضع حداقلی رسیده‌ایم. وقتی از تغییر رژیم در ایران صحبت می‌کنیم، نباید فکر کنیم فقط گزینه نظامی مطرح است. اصلاً و ابداً منظور من از این سخن، تکرار جنگ عراق نیست. در عراق جنبش دموکراتیک مردمی وجود نداشت و... اما در داخل ایران جنبش دموکراتیک واقعی وجود دارد. مردم ایران به سمت غرب گرایش دارند. مردم ایران در زیرپوست سرکوب‌های حکومتی، فعال هستند و جنبشی وجود دارد که به سمت غرب تمایل دارد. منظورم از تغییر رژیم در ایران این نیست که ما این کار را انجام بدهیم، بلکه باید به مردم ایران کمک کنیم که خواهان تغییر رژیم هستند. تغییر رژیم در ایران البته باز هم می‌گویم، نه به صورت جنگ و با تکرار داستان عراق. دولت اوباما از تظاهرات مردم ایران در سال ۲۰۰۹ حمایت نکرد و کار به جایی رسید که مردم ایران در خیابان‌ها شعار می‌دادند «اوباما، اوباما، یا با اونها یا باما!» ... آمریکا به آنها پشت کرد. اوباما در آن زمان که مردم ایران، اوباما را صدا می‌کردند، در کاخ سفید به مصدق می‌اندیشید؛ اما باید توجه داشت که بیشتر جوانان ایرانی در آن زمان که در خیابان‌ها بودند، اقدامات مصدق را نمی‌شناختند.» در همین حال سوزان مالونی، کارشناس ارشد مؤسسه تحقیقاتی بروکینگز در نشستی در این مؤسسه گفت: «واقعیت این است که آمریکا نمی‌تواند بر سیر مسائل داخل ایران تأثیر بگذارد. مردم ایران در سال ۲۰۰۹ خیابان‌های تهران را در حرکت اعتراضی خود به علت نبود حمایت‌های آمریکا ترک نکردند، بلکه علت پایان این اعتراض‌ها پس از انتخابات ریاست جمهوری آن بود که جنبش مخالفان در ایران، فاقد رهبری بود. در عین حال، باید توجه داشت که این جریان با رژیمی بسیار سرکوبگر مواجه بود که برای باقی ماندن در قدرت حاضر بود هر کاری انجام بدهد. گفته می‌شود، آمریکا در آن زمان مسئولیت اخلاقی داشت که به مردم ایران کمک کند. من می‌خواهم حالا بپرسم که اگر آمریکا از توافق هسته‌ای خارج شود، مسئولیت اخلاقی‌اش کجا رفته است؟ این توافق سبب شده است، رهبری آمریکا در عرصه مسائل سیاست خارجی در حوزه بین‌الملل احیا شود. این وضع نتیجه عملکرد دولت اوباما نیست، بلکه نتیجه همسویی کنگره و دولت اوباما و دولت بوش در این زمینه است.» وی افزود: «این توافق سبب می‌شود، یکی از مشکلات مربوط به پازل ایران حل شود و ما اهرم و برگه قوی‌تری برای پرداختن به مسائل دیگر داشته باشیم. حال اگر ما از این توافق خارج شویم، این اقدام ما چه کمکی به حل مسئله سوریه یا عراق می‌کند؟»
سوزان مالونی در ادامه گفت: ما نمی‌توانیم این خطر مطرح از جانب ایران را از نظر دور نگاه داریم؛ اما این توافق می‌تواند فرصتی برای کاهش دادن برخی از چالش‌های سی‌وهفت ساله‌ای باشد که ایران برای منافع ما در منطقه و سراسر جهان به‌وجود آورده است. خروج آمریکا از این توافق سبب می‌شود نفوذ آمریکا در جهان کاهش پیدا کند، آن هم دقیقاً در زمانی که نقش‌آفرینی ابرقدرت در عرصه جهانی بسیار ضروری است.





بالاخره دلال آمریکا هم فهمید!

«هوشنگ امیراحمدی» دلال رابطه ایران و آمریکا هم از عمق نظرات منفی مردم ایران به آمریکا پس از برجام خبردار شد و در یادداشتی در پایگاه اینترنتی نشنال اینترست با این عنوان که «اکثر ایرانی‌ها در مورد موافقت‌نامه هسته‌ای به دست آمده چه فکری می‌کنند»، نوشت: من در خلال سفر دو هفته‌ای اخیر خودم به ایران با بسیاری از ایرانی‌ها، از جمله دانشجویان، کارگران، استادان دانشگاه، صاحبان صنعت، متخصصان، کارمندان و برخی مسئولان در شهرها، شهرستان‌ها و روستاها درباره برنامه جامع اقدام مشترک گفت‌وگو کردم. همان‌طور که انتظار می‌رفت، با دیدگاه‌های مختلف و همچنین پرسش‌هایی روبه‌رو شدم که بازتاب نگرانی‌های فراوانی است که اغلب آشکارا مطرح نمی‌شود. در زیر نتایج گفت‌وگو با ایرانی‌ها و دیدگاه آنها درباره موافقت‌نامه هسته‌ای ایران بیان می‌شود.
۱ـ نخست اینکه به نظر می‌رسد، بیشتر ایرانی‌ها معتقدند موافقت‌نامه به‌دست‌آمده در کنگره آمریکا تصویب خواهد شد و جاروجنجالی که بر سر رأی‌گیری کنگره درباره این موافقت‌نامه به راه افتاده، بازتاب نوعی بازی و کشمکش سیاسی بین جمهوریخواهان و دموکرات‌ها بر سر انتخابات ریاست‌جمهوری آینده است. در حقیقت، بیشتر ایرانی‌ها معتقدند، این موافقت‌نامه به منافع ملی ایران لطمه خواهد زد؛ زیرا موقعیت راهبردی این کشور تضعیف خواهد شد و میلیاردها دلار که در بخش هسته‌ای سرمایه‌گذاری شده است، تا حد زیادی از بین خواهد رفت. غیر از عده‌ای معدود که وابسته به گروه‌های سیاسی خاص هستند و دیدگاهی متفاوت دارند، بیشتر ایرانی‌ها ظاهراً نسبت به برنامه جامع اقدام مشترک بی‌تفاوت هستند.
۲ـ دوم آنکه؛ به نظر می‌رسد، ایرانی‌ها معتقدند تهدیدهای توخالی نتانیاهو بخشی از نقش وی به‌عنوان «‌پاسبان بد» است و مخالفت وی با موافقت‌نامه هسته‌ای ایران تا حد زیادی ناشی از مخالفت وی با جمهوری اسلامی و نگرانی در این‌باره است که تهران ممکن است بودجه تندروهای مخالف اسرائیل[رژیم صهیونیستی] را در منطقه افزایش دهد. ایرانی‌ها و اسرائیلی‌ها از انقلاب اسلامی سال 1979 ایران، در یک فضای تهدیدآمیز دوجانبه زندگی کرده‌اند.
۳ـ سوم اینکه، اگرچه بیشتر ایرانی‌ها تصویب برنامه جامع اقدام مشترک بین ایران و شش قدرت جهان، یعنی آمریکا، روسیه، فرانسه، چین، انگلیس و آلمان را بدیهی می‌دانند؛ اما از سوی دیگر نگران پیامدهای پس از آن، از جمله اینکه چه پیامدهای سیاسی و اقتصادی برای ایران خواهد داشت؟ آیا آمریکا به تعهدات خود عمل خواهد کرد؟ آیا این موافقت‌نامه به گشایش اجتماعی و سیاسی در داخل ایران منجر خواهد شد؟ آیا وضع اقتصادی بیشتر مردم بهبود خواهد یافت؟ اینها پرسش‌هایی است که تقریباً در ذهن همه وجود دارد. نگرانی‌های بیشتر ایرانی‌ها در تضاد کامل با بحث‌ها در این‌باره در آمریکاست؛ به‌‌گونه‌ای‌که تنها نگرانی آمریکایی‌ها، پایبندی ایران به اجرای موافقت‌نامه به‌دست‌آمده است.
۴ـ طبقه ثروتمند ایران پیش‌بینی می‌کند، این موافقت‌نامه به بهبود قابل‌توجه وضع اقتصادی منجر خواهد شد. آنها به سرمایه‌گذاری خارجی و توسعه تجارت بین‌المللی چشم دوخته‌اند. طبقه متوسط جامعه امیدوارند، این موافقت‌نامه بتواند به بهبود اوضاع اجتماعی و سیاسی در داخل ایران منجر شود. برخلاف این دو گروه، طبقه کارگر ایران که من با آنها صحبت کردم، می‌گویند انتظار نمی‌رود این موافقت‌نامه به تغییر قابل‌توجهی در وضع کار یا درآمد آنها منجر شود. بسیاری از آنها به دولت حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران اعتماد ندارند و معتقدند، دولت او طرفدار طبقه ثروتمند است.
۵ـ مقامات دولتی پیش‌بینی می‌کنند، این موافقت‌نامه می‌تواند به بهبود اوضاع اقتصادی بینجامد و دستاوردهایی سیاسی برای آنها به دنبال داشته باشد؛ از جمله اینکه برخی از این مقامات پیش‌بینی می‌کنند، در انتخابات مجلس فوریه سال 2016 شانس پیروزی خواهند داشت.








هراس از فعالیت فرهنگی در خارج

پایگاه ضد انقلابی «رادیو زمانه» در مقاله‌ای به نام «امپراتوری فرهنگی رهبر در بریتانیا» در واکنش به فعالیت‌های فرهنگی اخیر جمهوری اسلامی در خارج از کشور کوشید، از سلاح هجو و تخطئه برای زیرسؤال بردن فعالیت‌های فرهنگی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی در انگلیس استفاده کند.
محمد تنگستانی در این مطلب نوشت: «با امضای تفاهم‌نامه حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و مرکز مطالعات ایرانی در لندن، رمان‌ها، داستان‌ها و اشعار تبلیغی اسلامی‌نویسان در زمینه ادبیات جنگ به زبان انگلیسی ترجمه و در بریتانیا منتشر می‌شود و شب‌های شعر و آواز هم در لندن برگزار خواهد شد. مدیریت این مرکز را سلمان صفوی، برادر یحیی رحیم صفوی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران به عهده دارد. این مرکز تشکیلاتی موازی با سفارت جمهوری اسلامی در بریتانیاست و زمان تیرگی روابط دو کشور به فعالیتش در انگلستان ادامه ‌داده است.» پایگاه «خبرنامه گویا» نیز ضمن تمجید از مقاله «تنگستانی» نوشت: «... اکنون، با برداشتن تحریم‌ها و سرازیر شدن پول به ایران (یا در واقع به صندوق گردانندگان حکومت اسلامی)، امکان گسترش این نوع فعالیت‌های تبلیغاتی رژیم رونق خواهد گرفت و در مقابل، باید توقع داشت که مسئولیت رسانه‌ها و اپوزیسیون فرهنگی و حتی اپوزیسیون سیاسی، در راستای افشای این نوع سازمان‌ها، با هر نامی و در هر دانشگاهی که باشند، بیشتر می‌شود. در نتیجه، امیدوارم که روزنامه‌نویس‌ها، نویسندگان و شعرا و روشنفکران مستقل مقیم بریتانیا خط‌کشی خودشان را با این نوع مراکز که بیشترین‌شان در آن خطه کار می‌کنند، روشن و علنی سازند تا حکومت اسلامی نتواند با نام «فرهنگ ایرانی» که وجه مسلط آن مهر و روشنایی است، نام مردمان ایران را به سود نظریات جنگ‌جویانه و فرهنگ‌ستیزانه خود آلوده کند.»!


خط خبر

حالا نوبت سپاه است!
جبهه ضدایرانی غرب که نتوانست سپاه پاسداران را از طریق تحریم و تهدید تضعیف کند، اکنون به فکر تضعیف این نهاد انقلابی پس از برجام افتاده است. نیویورک‌تایمز در این زمینه نوشت: ‌آمریکا اکنون باید بر روی فعالیت‌های بی‌ثبات‌کننده ایران در منطقه متمرکز شود. مایکل گوردون، در تحلیلی برای این روزنامه آمریکایی نوشت: اوباما توانست روز پنج‌شنبه در توافق هسته‌ای ایران به یک پیروزی برسد. لایحه‌ای که مدنظر قانونگذاران است، می‌تواند انگیزه شرکت‌های غربی برای انجام معامله با هر شرکت ایرانی متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را از بین ببرد، حتی اگر سپاه در آن شرکت، سهم بسیار کمی داشته باشد.

خط رسانه‌های بیگانه در انتخابات
تخریب وجهه اصولگرایان، به‌ویژه در اوضاعی که به انتخابات مهم دو مجلس خبرگان رهبری و شورای اسلامی نزدیک می‌شویم، به شگرد ثابت تبلیغی رسانه‌های بیگانه تبدیل شده است.

دلیل سودان برای دور شدن از محور ایران
دولت سودان که در دو سال گذشته تحت تأثیر عربستان سعودی به رفتارهای ضدایرانی روی آورده، در ادعایی اعلام کرده است، دلیل اصلی کاهش سطح روابط، تلاش ایران برای گسترش تشیع در سودان بوده است. وزیر امور خارجه سودان گفت: ما با برادران ایرانی درباره تبلیغ و رواج مذهب تشیع در سودان اختلاف پیدا کردیم که در آن زمان مشخص شد، هیچ توافق سرّی یا توافقنامه نظامی بین دو کشور وجود نداشته است؛ به همین دلیل رایزنی فرهنگی ایران را تعطیل کردیم.

بلاتکليفي یک کانون فرهنگی

حسینیه سیدالشهدای شیراز، مکانی است که سال‌ها مراسم و برنامه‌های کانون فرهنگی مذهبی ره‌پویان وصال در آن برگزار می‌شود. این کانون فعالیت خود را از سال 78 در شهر شیراز آغاز کرد و تا اردیبهشت امسال جلسات خود را به‌صورت هفتگی در روزهای شنبه در حسینیه سیدالشهداء برگزار می‌کرد. در جلسات هفتگی این کانون بیش از هفت هزار نفر از مردم و عمدتاً جوانان و نوجوانان شرکت می‌کردند. این کانون به دلیل نفوذ برنامه‌های فرهنگی و مذهبی در میان مردم و جوانان شهر شیراز، در 24 فروردین ماه 87 با یک حادثه بمب‌گذاری روبه‌رو شد که در این حادثه، 14 نفر از جوانان و نوجوانان عضو این کانون به درجه رفیع شهادت نایل شدند. مراسم و برنامه‌های کانون فرهنگی مذهبی ره‌پویان وصال در حسینیه سیدالشهداء(ع) شیراز به دلیل مسائل مربوط به وقف زمین حسینیه و مشکلات مرتبط با وارث، از اردیبهشت‌ماه امسال با صدور اطلاعیه‌ای از سوی مسئولان این مجموعه تعطیل اعلام شد.

هدف از تصویب قانون اصلاحات در عراق

یکی از مراجع عراق ضمن انتقاد از سفر سلیم الجبوری به قطر و متهم کردن وی به خیانت، گفت: «چگونه می‌توان پذیرفت خائنی که ریاست پارلمان را در دست دارد، در کنار دشمنان ملت و حامیان داعش در استان‌های اشغال‌شده قرار بگیرد؛ درحالی‌که برخی از شرکت‌کنندگان در آن نشست به سبب اتهامات کیفری یا تروریستی تحت تعقیب دستگاه قضایی هستند. چگونه وی دعوت حکومت قطر را که حامی تروریسم است و پشتیبان و حامی مالی جریان تکفیری در کشورهای اسلامی است، می‌پذیرد؟» وی در ادامه درباره نیروهای داوطلب مردمی گفت: «چگونه اصرار شدید مخالفان نیروهای داوطلب مردمی را بر تصویب قانون گارد ملی و شبه‌نظامی خوانده شدن نیروهای داوطلب مردمی را که خارج از دایره نیروهای نظامی عراق به‌شمار می‌روند، بپذیریم و هضم کنیم؟» هدف از تصویب این قانون بازگرداندن چهره‌های نظامی رژیم صدام و احیای نقش آنها در عرصه‌های نظامی است.

تحلیل انتخاباتی عارف

محمدرضا عارف وحدت و انسجام تشکیلاتی اصلاح‌طلبان را ضروری خواند و تأکید کرد: اگر اصلاح‌طلبان و هواداران دولت با سازوکار مشخصی به اجماع برسند، پیروزی در انتخابات مجلس دشوار نخواهد بود؛ ولی اگر هر دوی این جریان بخواهند به‌صورت جداگانه عمل کنند، در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۶ با مشکلاتی روبه‌رو خواهند بود. وی بر تشویق نخبگان برای نامزدی تأکید کرد و ادامه داد: شناسایی و کشف برجستگان و نخبگان سیاسی به شرط رأی‌آوری برعهده جوانان قرار دارد. شورای مشورتی استان‌ها باید مقبولیت عام داشته باشد تا سبب پیروزی تفکر جبهه اصلاحات شود.

چرا جامعه را به تندرو و کندرو تقسیم می‌کنند؟
رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از پرستاران فرمودند: از روز هفدهم شهریور سال ۱۳۵۷ خاطره‌ای در ذهن دارم. قبل از آنکه این حادثه خونبار در تهران اتفاق بیفتد، سیاست رژیم ستمشاهی به‌دنبال این بود که مبارزان و به تبع آن ملت ایران را، به تندرو و کندرو، افراطی و معتدل تقسیم کند. این، نکته قابل توجهی است که امروز مثل آیینه‌ای، همه عبرت‌ها را به ما درس می‌دهد. کسی که روزنامه‌های آن وقت و اظهارات مسئولان رژیم ستمشاهی را مطالعه می‌کرد، می‌فهمید که اینها می‌خواهند کسانی را که در مقابل آنها هستند و مبارزه می‌کنند، از هم جدا کنند. عده‌ای را که طرفداران و علاقه‌مندان مخلص امام بودند و راه امام را علناً اظهار می‌کردند، به‌عنوان تندرو و افراطی و متعصب معرفی می‌کردند. در مقابل اینها هم، بعضی از کسانی را که به مبارزه علاقه‌مند بودند، ولی خیلی جدی در آن راه نبودند، یا جدی بودند، ولی دستگاه آن‌طور خیال می‌کرد اینها جدیتی ندارند، به‌عنوان افرادی که معتدلند و با اینها می‌شود مذاکره و صحبت کرد، معرفی می‌کردند.

تا 40 سال دیگر اسلام دین اصلی اروپا خواهد شد

‌نماینده جامعه المصطفی‌‌العالمیه در جمهوری دموکراتیک کنگو گفت: طبق پیش‌بینی‌هایی که امروزه در دنیا مطرح می‌شود، تا 40 سال آینده، اسلام دین اصلی و مسیحیت، دین دوم در اروپا خواهد شد. حجت‌الاسلام سیدمحمد ذوالفقاری اظهار کرد: آمار گروندگان به اسلام، چه از مسیحیت و چه از ادیان دیگر بسیار بالاست. این آمار به‌گونه‌ای است که مصادر اعلام آمار که معمولاً دستگاه‌های امنیتی کشورها هستند، درباره آن احساس ترس و وحشت می‌کنند و آمار درستی را ارائه نمی‌دهند؛ ازاین‌رو، دائماً با اعلام آمارهای ضد و نقیض سعی در کتمان آمارهای حقیقی و واقعی دارند. ذوالفقاری تصریح کرد: در اروپا تا 20 درصد از جوامع اروپایی شوق به تغییر مذهب دارند و این تغییر مذهب در آنها واقع شده است. این مبلغ مذهبی در کنگو یادآور شد، در سال 2000 پاپ اعلام کرد، تا سال 2015 قاره آفریقا را کاملاً به قاره‌ای مسیحی تبدیل خواهیم کرد. آنها درواقع، چنین همتی را به خرج دادند، به‌گونه‌ای‌که در حال حاضر بیشترین آمار اعزام مبلّغان در جهان از طریق کاتولیک‌ها و کلیساهای کاتولیک صورت می‌گیرد. وی افزود: مبلّغان مسیحیت با تخصص‌ها و درجات علمی بالا، در دورافتاده‌ترین روستاهای آفریقا، یعنی در مناطق کاملاً بدوی و اولیه زندگی و تبلیغ می‌کنند و همانجا نیز از دنیا می‌روند. ذوالفقاری گفت: مناطق فراوانی در آفریقا وجود دارند که مقبره افراد قدیس نامیده می‌شود. این قدیسان در آنجا زندگی و تبلیغ کرده و از دنیا رفته و در همانجا دفن شده‌اند، اما با وجود همه این تلاش‌ها به اعتراف خود آنها، اسلام پرجاذبه‌ترین دین در آفریقا محسوب می‌شود.

شورای نگهبان در انتخابات دو حق برای مردم قائل است

مشاور عالی دبیر شورای نگهبان با بیان اینکه ما در انتخابات دو حق برای مردم قائل هستیم، افزود: حق اول این است که مردم حق داشته باشند در روز رأی‌گیری، رأی خود را آزادانه به هر کسی که می‌خواهند بدهند و حق دوم این است که مردم حق دارند از مسئولان ذی‌صلاح و شایسته برخوردار باشند. کدخدایی تصریح کرد: طبق قانون اساسی این صلاحیت را مراجع مختلفی، از جمله شورای نگهبان بررسی کرده و افراد صاحب صلاحیت را اعلام می‌کنند، اما اگر فردی صلاحیت نداشته باشد و به مردم معرفی و وارد چرخه انتخابات شود و مردم نیز به چنین فردی رأی دهند، از جهت عقلی وضعیت آن مقام و نهاد مشخص است.

نامه‌های محرمانه از قم برای مسئولان
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، تذکراتی غیرعلنی به وزیر ارشاد داشته و نامه‌هایی محرمانه هم برای رئیس‌جمهور ارسال می‌کند. این را آیت‌الله مقتدایی دبیر شورای عالی حوزه‌های علمیه سراسر کشور عنوان کرد. به گفته وی، اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در راستای توصیه مقام معظم رهبری مبنی‌بر اینکه «در مسائلی که در کشور واقع می‌شود، نظر دهید»، در امور متعددی به صداوسیما به دلیل فیلم‌ها، برنامه‌ها یا موضع‌گیری‌هایش تذکراتی داده‌اند. حتی رئیس سازمان صداوسیما را به جامعه مدرسین یا جاهای دیگر احضار کرده و به او تذکراتی داده‌اند. این عضو مجلس خبرگان افزود: به وزارت ارشاد هم تذکراتی داده‌ایم و مواردی بوده که به وزیر یا حتی رئیس‌جمهور نامه محرمانه نوشته‌ایم. ایشان حتی درباره تذکرات دو سه نفر از اعضای جامعه مدرسین که خدمت‌شان رسیده و نظرات اصلاحی و اسلامی جامعه مدرسین را ارائه داده‌اند، دستوراتی را جهت اجرا ابلاغ کرده‌اند. او در پاسخ به پرسشی که جویای جزئیات این نامه بود، اظهار کرد: ما بنای رسانه‌ای و علنی کردن این کارها را نداریم. آن افرادی هم که خدمت رئیس‌جمهور رسیده‌اند، نمی‌خواهیم به رسانه‌ها معرفی کنیم.


یادداشت
جهانگیر بهروزی

صداقت در مقابله با داعش!
چند روزی است رسانه‌های غربی و مقامات آمریکایی حملات تبلیغاتی گسترده‌ای علیه روسیه آغاز کرده‌اند. بهانه آنها برای این حملات، برجسته شدن و شتاب گرفتن تعامل روسیه با سوریه است. غربی‌ها با دستاویز قرار دادن حضور نظامی روسیه در سوریه و نیز کمک‌های نظامی و مالی مسکو به دمشق با فشار بر کشورهایی، مانند یونان و بلغارستان ممنوع شدن پرواز هواپیماهای روسیه از آسمان این کشورها را خواستار شدند و این در حالی است که مقامات روسی بر سه موضوع مهم متمرکز شده‌اند: ۱ـ تعامل نظامی روسیه با سوریه مربوط به زمان حال نیست و ریشه در گذشته دارد. ۲ـ این تعاملات بر هنجارهای حقوق بین‌المللی و قوانین بین‌المللی و توافقات ژنو مبتنی است. ۳ـ نیروهای مسلح سوریه تنها نیروی قادر به مقابله با داعش است.
موضوع سوم برای برخورد با عملیات روانی و جنگ تبلیغاتی غرب ظرفیت بسیار زیادی دارد و چنانچه خوب و حساب‌شده پردازش شود، غرب را در تنگنای سختی قرار خواهد داد؛ زیرا در حال حاضر، بیشتر افکار جهانی و کشورهای عضو سازمان ملل حکومت فعلی سوریه و بشار اسد رئیس‌جمهور این کشور را مشروع می‌دانند، دلیل آن هم حفظ کرسی این حکومت در سازمان ملل است. بنابراین، هیچ‌کس نمی‌تواند به قانونی بودن این حکومت خدشه وارد کند. در مقابل، همه جهان یکپارچه داعش را یک گروهک تکفیری و تروریست می‌داند و ائتلاف آمریکایی ادعایی ضدداعش هم بر همین اساس شکل گرفته است؛ بنابراین، اگر غرب در این ادعا صادق است، منطقی‌ترین راه در حال حاضر برای سرکوب گروه جنایتکار و تکفیری داعش حمایت همه‌جانبه از مجموعه‌ای است که با تمام توان در مقابل آن ایستاده و این مجموعه ارتش سوریه است، پس باید برای نابودی داعش به ارتش سوریه کمک کرد، کاری که روس‌ها می‌کنند و غرب آن را برنمی‌تابد؛ زیرا در ادعای مقابله با داعش صادق نیست.


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

فضاسازان زودهنگام توبیخ شدند
حسین عبداللهی فر

در هفته گذشته فضاسازی زودهنگام انتخاباتی به‌صراحت مورد نکوهش رهبر معظم انقلاب قرار گرفت که در روزنامه‌های آخر هفته منعکس شد. با وجود این، نگاهی به صفحه نخست روزنامه‌ها در این هفته بیانگر سیر صعودی این فضاسازی است که با اهدافی خاص متوجه خبرگان نیز شده است.
شنبه (۱۴/۶/) «اعتماد»؛ «دعوت از سیدحسن خمینی برای کاندیداتوری در خبرگان» را تیتر کرد. یکشنبه (۱۵/۶/) «آرمان» استعفای یک عضو خبرگان را برای داشتن تیتر با موضوع خبرگان بهانه قرار داد و یک روز بعد (۱۶/۶/) این جمله غرویان را برجسته کرد که گفته بود: «سیدحسن خمینی نقش تاریخی خود را ایفا کند.»
«شرق» هم در همین روز در عنوان یک گزارش تحلیلی خود «جای خالی زنان در خبرگان» را تیتر کرد.
سه‌شنبه (۱۷/۶/) «رسالت»؛ «سیاسی کردن خبرگان بدعت جدید فتنه‌گران است» را تیتر کرد. با وجود این، «آفتاب یزد» یک روز بعد (۱۸/۶/)، روی تصویر بزرگی از سیدحسن با حروف بسیار درشتی «موج دعوت از خمینی جوان» را تیتر کرد و نوشت: «فرزند شهید مطهری هم خواستار حضور نوه بنیانگذار انقلاب در انتخابات مجلس خبرگان شد.»
«اعتماد» هم «استقبال علی مطهری از نامزدی احتمالی سیدحسن خمینی» را تیتر کرد و در سرصفحه خود نوشت: «متفاوت‌ترین چهره اصولگرای مجلس ابایی از بیان نظراتش ندارد و بی‌پرده و صریح سخن می‌گوید و تنها خط قرمزش منافع نظام جمهوری اسلامی است. حال می‌خواهد این نظرات درباره چهره‌های سیاسی باشد، یا در مورد مجلس خبرگان.»
تیتر و تصویر اول «آرمان» هم در این روز (18/۶/) به همین موضوع اختصاص یافت و به نقل از موسوی‌بجنوردی اجازه نامزدی برای زنان را صادر کرد.
این روزنامه در روز آخر هفته (۱۹/۶/) نیز تصویر نخست خود را به سیدحسن خمینی در کنار هاشمی اختصاص داد و در ادامه تیتر «دو نگین انگشتر اعتدال» نوشت: «آیات هاشمی و سیدحسن خمینی را شاید بتوان یک روح در دو جسم توصیف کرد، هرچند آیت‌الله هاشمی حق پدری بر گردن سیدحسن خمینی دارد، اما او هم حق فرزندی را تمام و کمال ایفا کرده است و هر دو شخصیت در گذر ایام که با پستی و بلندی‌های ساخته‌شده از سوی تندروها مواجه بودند، هیچ‌گاه ذره‌ای از همراهی با یکدیگر نکاستند و هر مانعی بر استحکام این باهم بودن‌ها افزوده است.»
در پایان این مطلب به هدف از اصرار بر حضور همزمان این دو اشاره شده و آمده است: «تصور می‌شود با حضور این دو شخصیت میانه‌رو در انتخابات مجلس خبرگان که فلسفه آن اعتدال و دوری از سیاسی‌کاری است، شاهد تحرک بیشتر این مجلس خواهیم بود و آنها به‌مثابه نگین انگشتری با ارزش به ایفای نقش در این مجلس با اهمیت می‌پردازند.»
افزون‌براین، تیتر‌های زیادی به انتخابات مجلس اختصاص داشت که حجم بالای آنها مانع اشاره به همه آنهاست. یک خط تبلیغی به سخنان هاشمی مربوط می‌شد که گفته بود: «مردم در انتخابات آینده اعتدال را نهادینه می‌کنند.» همین خط تبلیغی سبب شد «آرمان» (18/۶/) هاشمی را گرمای حماسه زمستان خواند و نوشت: «اکنون انتخاباتی دیگر در راه است و گروه‌های سیاسی از چندی پیش فعالیت‌های خود را برای حضور در بهارستان آغاز کرده‌اند. بی‌تردید نخستین گام دو گروه سیاسی مراجعه به نظرات و دیدگاه‌های آیت‌الله هاشمی در مورد انتخابات بوده است و پس از آن مراجعه حضوری به او و درخواست برای کمک، تا حماسه 24 خرداد 92 را در زمستان 94 کامل کنند.»
خط دیگر به سخنان عارف تعلق داشت که روزنامه‌ای چون «اعتماد» (16/۶/) آن را به‌جای تیتر اول خود نشاند و نوشت: «با چه جسارتی اصلاح‌طلبان را فتنه‌گر می‌خوانید؟»
«رسالت» پاسخ این پرسش را موضوع سرمقاله (18/۶/) خود قرار داد و نوشت: «آقای عارف این عملکرد و رویکرد کسانی که خود را اصلاح‌طلب می‌دانند، اما مستظهر به پشتیبانی سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی آمریکا و رژیم صهیونیستی و انگلیسی هستند را چه می‌نامد؟ اگر این فتنه‌گری نیست، پس چیست؟ در فتنه 18 تیر 78 و جریان تحصن مجلس، تصویر بدی از نظام در نگاه جهان نقش بست، آیا نام این تصویر که کارگردانان و هنرپیشگان آن اصلاح‌طلبان بودند، فتنه‌گری نیست؟» یک خط پررنگ دیگر هم مانند گذشته با تخریب احمدی‌نژاد ارتباط مستقیم داشت.
روزنامه‌های «مردم‌سالاری»، «آرمان»، «اعتماد» در تیتر یک و «ابتکار» با اختصاص دو تیتر اول خود در این راستا پیشگام بودند.
«ابتکار» در روز آخر هفته(۱۹/۶/) به دلیل این حرکت پرداخت و در تیتر یک خود با عنوان «محو هاله احمدی‌نژادی‌ها»، نوشت: «به نظر می‌رسد که احمدی‌نژاد و یارانش در کوتاه‌مدت برای انتخابات مجلس دهم و در بلندمدت برای بازگشت وی به پاستور در انتخابات 96 برنامه‌ریزی می‌کنند؛ برنامه‌ریزی‌ای که سعی می‌کنند با چراغ خاموش انجام شود. گمانه‌ها حاکی از این است که شخص احمدی‌نژاد شخصاً در انتخابات مجلس حضور نخواهد یافت و تنها لیستی از یارانش را حمایت خواهد کرد و خود برای کسب منصب ریاست‌جمهوری تلاشی دوباره می‌کند.»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروري بر سفر رؤساي‌جمهور قرقيزستان و اتريش به تهران
گام‌هاي جديد در تحكيم روابط تاريخي

تهران طي ماه‌هاي اخير كانون رايزني‌هاي ديپلماتيك متعددي بوده كه از سران كشورها و هيئت‌هاي اقتصادي و سياسي را دربر مي‌گيرد. با توجه به روابط تاريخي ايران با بسياري از اين كشورها و نيز ابهامات و ترديدهايي كه درباره اجرايي شدن برجام وجود دارد، مي‌توان گفت كه اين روابط بيش از آنكه برگرفته از فضاي مذاكراتي ايران و گروه 1+5 باشد، برگرفته از پشتوانه‌ها و سوابق تعاملات ايران با دیگر كشورها و نيز، نياز جهاني به ظرفيت‌هاي ايران است؛ ظرفيت‌هايي كه موجب شده كشورها براي تعامل بيشتر با ايران رقابتي ‌تأمل‌برانگیز داشته باشند. دستاوردهاي گسترده علمي و فني و نيز نقش و جايگاهي كه ايران در مبارزه با تروريسم در منطقه دارد، از مؤلفه‌هاي مهم در اين رويكردها است، چنانكه بسياري از كشورها تأكيد دارند كه نقش ايران در اقتصاد و امنيت جهاني را نمي‌توان ناديده گرفت.
در مجموعه سفرهایی که مقامات به تهران داشته‌اند، مي‌توان به سفر آلماس بیگ آتامبایف، رئیس‌جمهوری قرقیزستان و نيز، هاینس فیشر، رئیس‌جمهور اتریش و افرادي چون وزير خارجه اسپانيا و برخي مقامات كشورهاي آفريقايي اشاره داشت.
همگرايي ايران و قرقيزستان
سفر رئيس‌جمهور قرقيزستان به تهران يكي از مهم‌ترين تعاملات همسايگان در حوزه آسياي مركزي و قفقاز است كه مي‌تواند دستاوردهاي بسياري براي طرفين داشته باشد. مسائلي همچون توسعه مناسبات اقتصادي و فرهنگي و نيز، مبارزه با تروريسم از اولويت‌هاي دو كشور مطرح شده است. اقدام اين كشور در عدم تمديد حضور نيروهاي آمريكايي در پايگاه ماناس نشانگر رويكرد منطقه‌اي و استقلال‌خواهانه اين كشور است كه با رويكرد به كشورهاي منطقه، از جمله جمهوري اسلامي ايران زمينه تقويت اين ديدگاه رقم خواهد خورد.
گفتنی است رئيس‌جمهور قرقيزستان ديدارهاي متعددي در تهران داشته و ميان دو كشور توافقنامه‌هايي در عرصه‌هاي مختلف اقتصادي، سياسي، فرهنگي به امضا رسيده است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در این دیدار، مخالفت با تحمیل قدرت‌های زورگو را یک اصل الهی و اسلامی برشمردند و با اشاره به اظهارات رئیس‌جمهور قرقیزستان درباره تعطیل کردن پایگاه هوایی آمریکا در این کشور و ضرورت مقابله با زورگویی قدرت‌ها گفتند: «قدرت‌های سلطه‌گر و متجاوز دائماًً علیه همه ملت‌های دنیا توطئه می‌کنند، اما اسلام، خواهان عزت ملت‌های مسلمان است و تنها راه مقابله و دفع شرّ قدرت‌ها نیز، ایستادگی و تقویت ارتباطات کشورهای اسلامی است.»
گفتنی است عدم رويكرد كشورها به اجراي سياست‌هاي تحريمي و ضد ايراني آمريكا از جمله مؤلفه‌هاي همگرايي گسترده‌تر كشورها با جمهوري اسلامي است، چنانكه آتامبايف با تجلیل از ایستادگی دولت و ملت ایران در مقابل آمریکا گفت: ایران در مقابل تحریم‌ها نه‌تنها متزلزل نشد، بلکه محکم‌تر شد و ما جمهوری اسلامی را برای خود یک الگو می‌دانیم.
ايران و اتريش در جاده تعاملات گسترده
روابط دو كشور ايران و اتريش از سابقه‌اي طولاني برخوردار است. سابقه روابط سياسي، اقتصادي و فرهنگي دو كشور متعلق به اوايل قرن 16 ميلادي، يعني آغاز سلطنت صفويه در ايران و حكومت خاندان هابسبورگ در اتريش است.
با توجه به اين سابقه تاريخي مي‌توان گفت كه سفر رئيس‌جمهور اتريش به تهران امري تازه و جديد در تعاملات ايران و كشورهاي اروپايي نیست، بلكه ادامه راه تعامل و همگرايي ميان دو كشور بوده است كه برگرفته از ظرفيت‌ها و جايگاه جهاني ايران است.
بررسي روابط ايران و كشورهاي اروپايي نشان مي‌دهد كه وابسته شدن اين كشورها به آمريكا موجب شده آنها منافع خود در تعامل با ايران را قرباني زياده‌خواهي آمريكا کنند كه دستاوردي جز تشديد بحران اقتصادي در اروپا براي اين كشورها نداشته است. درباره اين رفتار برخي كشورهاي غربي، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار آقای هاینس فیشر، رئیس‌جمهور اتریش، با اشاره به دشمنی دولت آمریکا با انقلاب اسلامی به دلیل از دست دادن منافع خود در ایران، دنباله‌روی برخی کشورهای اروپایی از سیاست‌های خصمانه آمریکا در قبال ایران را غیرمنطقی خواندند و خاطرنشان کردند: البته، اتریش جزء این دسته از کشورها نیست و لازم است مقامات دو کشور برای تقویت هر چه بهتر روابط برنامه‌ریزی و پیگیری کنند. رهبر معظم انقلاب با اشاره به دشمنی غیرمنطقی برخی کشورهای اروپایی با ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی گفتند: «انقلاب اسلامی»، ایران را که به‌طور کامل در اختیار آمریکایی‌ها بود، از آنها گرفت و همین مسئله علت دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی است، اما دنباله‌روی برخی کشورهای اروپایی از آمریکا، غیرعقلایی و بی‌مبناست، البته، اتریش جزء این کشورها نیست. ایشان با تأکید بر اهمیت برنامه‌ریزی برای تقویت روابط دو کشور، در پاسخ به پرسش آقای فیشر درباره آینده روابط ایران و کشورهای اروپایی، گفتند: تاکنون صحبت‌هایی از طرف دولت‌های اروپایی مطرح شده است، اما باید منتظر آثار عملی این اظهارات بود.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

آمریکا و ادعای مهربانی
مذاکرات هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و گروه ۱+۵ در تیرماه با توافق بر سر برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) وارد ابعاد جدیدی شد، درحالی‌که به دلیل رفتارهای غیرمسئولانه و زیاده‌گویانه طرف غربی، به‌ویژه آمریکا اجرایی شدن آن در حالتی از ابهام قرار دارد. آمریکایی‌ها به‌دنبال ادبیات‌سازی و فراهم کردن زمینه‌ای برای توجیه اقدامات خصمانه آینده علیه ایران هستند که از آن جمله تأکید بر ادعاهای واهی مبنی‌بر حمایت ایران از تروریسم است.
غرب با این ادعاها به‌دنبال توجیه تحریم‌های اقتصادی و فشارهای سیاسی و نظامی بر ایران در آینده است. در کنار آنچه آمریکایی‌ها برای استمرار سیاست‌های ضدایرانی و باج‌گیری منطقه‌ای از ایران صورت می‌دهند، یک نکته قابل توجه مشاهده می‌شود و آن تحرکات آنان برای برجسته‌سازی نقش خود در تغییر دیدگاه کشورهای عربی در قبال توافق هسته‌ای است. پیش از توافق بحرین، آمریکا نشست کمپ دیوید را برگزار کرد، درحالی‌که ادعای محوری آنان را جلب رضایت کشورهای عربی از توافق هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ تشکیل می‌داد.
پس از توافق وین کری، وزیر امور خارجه آمریکا راهی منطقه شد و با وزرای خارجه شورای همکاری خلیج‌فارس دیدار کرد که محور آن را نیز توافق هسته‌ای تشکیل می‌داد.
گفتنی است، مقامات ارشد کاخ سفید تماس‌های تلفنی با سران کشورهای عربی داشته‌اند. سفر ملک سلمان، پادشاه عربستان به آمریکا را نیز می‌توان در این چارچوب ارزیابی کرد، چنانکه پس از این دیدار الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان از اطمینان‌دهی آمریکا به ریاض درباره توافق هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ خبر داد.
مجموع این تحولات در حالی صورت می‌گیرد که پیش از این دیدارها یا تماس‌های تلفنی، سران عرب درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران و پیامدهای توافق ایران و گروه ۱+۵ و تبعات منطقه‌ای آن موضع گرفتند و ابراز نگرانی کردند، اما پس از این ارتباط‌ها از تغییر نگرش و رویکرد مثبت به برجام سخن گفته‌اند.
آنها از یک‌سو از برجام حمایت می‌کنند و از سوی دیگر، از ضمانت‌های آمریکا درباره آینده برجام و تأثیرات مثبت آن بر آنچه پایان اقدامات بی‌ثبات‌زا ایران در منطقه می‌نامند، سخن می‌گویند. با توجه به زنجیره‌ای بودن این رفتارها، این پرسش مطرح می‌شود که چرا چنین رفتاری صورت می‌گیرد و آمریکایی‌ها از اجرای چنین سناریویی چه اهدافی را پیگیری می‌کنند؟
بخشی از اهداف این سیاست را در قدرت‌نمایی آمریکا در صحنه بین‌الملل می‌توان جست. آمریکا تلاش دارد تا چنان وانمود کند که بر تمام امور جهان مسلط است و حتی می‌تواند دیدگاه‌های منفی را به مثبت، یا برعکس تغییر دهد. اوباما با این سیاست چهره‌ای دموکراتیک از خود به نمایش می‌گذارد تا به رؤیای خود برای تبدیل شدن به برترین و جاودانه‌ترین رئیس‌جمهور آمریکا دست یابد.
نکته دیگر آنکه، آمریکا سیاست بزک کردن چهره خود را از هر طریقی پیگیری می‌کند تا چهره اصلی و ضدایرانی خود را پنهان کند. برجسته‌سازی ادعای توافق هسته‌ای به‌منزله تنها محور و زمینه اختلاف ایران و آمریکا از جمله این رفتارهاست که با هدف پنهان‌سازی چندین دهه دشمنی آمریکا با ملت ایران صورت گرفته است.
آمریکا تلاش دارد با بهره‌گیری از کشورهای عربی که معمولاً مطیع آن هستند، چهره‌ای مثبت از خود به نمایش بگذارد تا از یک‌سو نفوذ در ایران را محقق سازد و از سوی دیگر، افکار عمومی جهان را به فشار بر ایران برای پذیرش خواسته‌های آمریکا تحریک کند.
آمریکا چنان ادعا می‌کند که برای توافق گام‌های بسیاری برداشته و این ایران است که با کنار نهادن حقوق هسته‌ای و عدم حضور در معادلات منطقه برای نهایی شدن توافق هسته‌ای گام برمی‌دارد، این در حالی است که آمریکا همچنان بر سیاست تحریم و تهدید نظامی تأکید دارد که بیانگر عدم تغییر رفتار این کشور در قبال ایران است.
نکته بسیار مهم در رفتار آمریکایی‌ها، طراحی‌ برای جابه‌جایی اولویت دشمنی نزد ملت ایران است. ایران همواره تأکید دارد، رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی با محوریت آمریکا را دشمن اول خود، منطقه و جهان اسلام می‌داند.
این تأکیدات، بیداری جهان در قبال تهدید‌کنندگان واقعی امنیت و ثبات جهانی را به همراه داشته است. آمریکا با برجسته‌سازی اختلافات ایران و کشورهای عربی به‌دنبال القای معرفی این اختلافات به‌منزله چالش اول منطقه است تا چهره بحران‌ساز خود و رژیم صهیونیستی را پنهان سازد. به‌عبارتی، آمریکا به‌دنبال جابه‌جایی دوست و دشمن برای ایران است تا ضمن اجرای سناریوی اختلاف‌افکنی در منطقه، ایران را به پذیرش مطالبات منطقه‌ای خود برای مقابله با کشورهای عربی سوق دهد، درحالی‌که جمهوری اسلامی، کشورهای عربی را دوست خود دانسته و صرفاً رژیم صهیونیستی و استكبار جهانی را دشمن می‌داند.


پرونده

رأی‌گیری برجام به تعویق افتاد
به گزارش رویترز، با پایان نشست نمایندگان جمهوریخواه آمریکا پشت درهای بسته، رأی‌گیری درباره طرح «عدم پذیرش توافق هسته‌ای» به تعویق افتاد و این احتمال وجود دارد تا زمان نامحدودی عدم رأی‌گیری ادامه یابد. نمایندگان از باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا خواستند تا توافق طبقه‌بندی‌شده میان ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را در اختیارشان قرار دهد. نمایندگان جمهوریخواه کنگره با استناد به بندی از قانون نظارت بر توافق هسته‌ای، که دولت آمریکا را به ارائه متن و «توافقات جانبی» آن ملزم می‌کند، می‌گویند: با توجه به اینکه متن سند محرمانه ایران و آژانس را ندارند،‌ عملاً دوره 60 روزه بررسی توافق هنوز آغاز نشده است و نمی‌توان آن را به رأی گذاشت. این درحالی است که همزمان با جلسه سناتورهای جمهوریخواه پشت درهای بسته، سفیر فرانسه در صفحه توئیتر خود به‌طور تلویحی این درخواست را غیرقانونی دانست. از نگاه ناظران این اقدام جمهوریخواهان نتیجه شکست در ایجاد ائتلاف با برخی نمایندگان دموکرات است. جمهوریخواهان مجلس نمایندگان آمریکا به‌دنبال قطعنامه‌ای هستند که دولت اوباما را به دلیل پیروی نکردن از قانون بازنگری توافق هسته‌ای تحت پیگرد قرار می‌دهد. طبق قانون مصوب در ماه مه، کنگره تا روز 17 سپتامبر (26 شهریور) فرصت دارد که قطعنامه مربوط به توافق هسته‌ای ایران را به رأی بگذارد. این در حالی است که اوباما از آرای کافی برای حفظ قدرت وتوی مصوبه احتمالی کنگره برخوردار شده است.
دسترسی بازرسان در کمتر از ۲۴ ساعت به سایت‌های اعلام‌نشده

ارنست مونیز، وزیر انرژی آمریکا بار دیگر در یادداشتی به توضیح مفاد سند «برجام» یا برنامه جامع اقدام مشترک پرداخته است. مونیز در این یادداشت یادآور شد، بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در کمتر از ۲۴ ساعت به سایت‌های اعلام‌نشده ایران دسترسی خواهند داشت.
توافق جداگانه‌ای برای بازدید از پارچین وجود ندارد

علی‌اکبر صالحی، رئیس سازمان انرژی اتمی در پاسخ به پرسشی مبنی‌بر اینکه آیا توافق جداگانه‌ای درباره پارچین صورت گرفته است، گفت: خیر، با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تفاهمی صورت گرفته که در چارچوب این تفاهم که شورای عالی امنیت ملی نیز در جریان است، عمل می‌شود. رئیس سازمان انرژی اتمی تأکید کرد، توافق یا تفاهم جداگانه‌ای برای بازدید از پارچین وجود ندارد و بازدیدها تنها در چارچوب تفاهم صورت‌گرفته انجام می‌شود. روز پس از اعلام توافق هسته‌ای و بیان برنامه جامع مشترک میان ایران و گروه 1+5 در وین، یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در کوبورگ از توافق بر سر یک نقشه راه برای حل ابعاد احتمالی نظامی با علی‌اکبر صالحی خبر داد.
موگرینی: توافق وین، پیروزی اروپا بود

فدریکا موگرینی، هماهنگ‌کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا ابراز داشت: «توافق وین توانست به ده‌ها تنش و بی‌اعتمادی پایان دهد و به نوعی پیروزی دیپلماسی و پیروزی اتحادیه اروپا بود. فدریکا موگرینی به روزهای حضور در گروه مذاکرات ۱+۵ و ایران هم اشاره‌ای داشت و ضمن «افتخار» دانستن حضور در این گفت‌وگوها، لحظه دستیابی توافق در وین را لحظه‌ای «واقعاً تاریخی» دانست. موگرینی در حمایت از «تاریخی» دانستن لحظه دستیابی توافق در وین گفت: «سخت است بتوان درباره لحظه دیگری (غیراز لحظه توافق در وین) فکر کرد که در آن همه قدرت‌های جهان برای حل یک چالش مشترک، اقدامی مشترک را به مرحله اجرا بگذارند.» موگرینی درباره نقش هیئت تحت امر خود در مذاکرات هسته‌ای گفت: «اتحادیه اروپا نقشی حیاتی در دو عرصه تسهیل‌ گفت‌وگوها و نظارت بر تنظیم متن پیش‌نویس توافق و ضمایم آن داشت.» موگرینی طرف‌های سودبرنده از توافق هسته‌ای را هم معرفی کرد و گفت: «با توافق ایران، منافع اتحادیه اروپا و جامعه جهانی، تأمین شد.»


اقتصادى
سعید مهدوی

خوب و بد بررسی حساب‌های بانکی
بررسی اطلاعات بانکی مردم موضوعی است که این روزها نقل محافل و مباحث اقتصادی کشور شده است. این موضوع ابتدا در دولت یازدهم برای حذف یارانه ثروتمندان پیشنهاد شد که دولتمردان، آن را «سرک کشیدن به اطلاعات اقتصادی مردم و وارد شدن به حریم خصوصی آنها» تعبیر کردند و با این منبع شدیداًً مخالفت کرده و سرک کشیدن به حساب بانکی مردم را خط قرمز دولت برای شناسایی اقشار ثروتمند و بی‌نیاز به یارانه نقدی اعلام کردند.
در برهه‌ای دیگر، دولت فرم‌های خوداظهاری دریافت یارانه نقدی را در دستور کار خود قرار داد که به دولت اجازه می‌داد، برای صحت اطلاعات ارائه شده در این فرم‌ها، حساب‌های بانکی متقاضیان را بررسی کند. در این زمینه می‌توان به سخنان شاپور محمدی، معاون وزیر اقتصاد اشاره کرد که گفته بود: دولت به حساب بانکی افراد ورود نخواهد کرد، مگر آنکه مردم خود اجازه ورود دولت را بدهند. این اجازه هم با پرکردن فرم دریافت یارانه نقدی به دولت داده می‌شود. سرانجام بررسی حساب‌های بانکی مردم با مخالفت علنی رئیس مجلس، در آن زمان به کما رفت.
در آخرین روزهای ماه گذشته، رئیس‌جمهور قانون اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم را به‌منظور شفافیت فعالیت‌های اقتصادی و استقرار نظام یکپارچه اطلاعات مالیاتی برای اجرا به وزارت امور اقتصادی و دارایی ابلاغ کرد. بر اساس این قانون، سازمان‌ها، مؤسسات، ادارات و کلیه نهادهای مرتبط با اطلاعات مورد نیاز اعم از دولتی و غیردولتی که اطلاعات مورد نیاز پایگاه فوق را در اختیار دارند یا به نحوی موجبات تحصیل درآمد و دارایی برای اشخاص را فراهم می‌آورند، موظفند اطلاعات را در اختیار سازمان امور مالیاتی کشور قرار دهند. این ابلاغیه در بین کارشناسان و تحلیلگران، موافقان و مخالفانی دارد که برخی استدلال‌های آنها از این قبیل است؛
۱ـ این کار فقط برای راستی‌آزمایی اظهارنامه‌های مالیاتی عده‌ای از افراد با میزان درآمد واقعی آنهاست و آنها کاری با حساب‌های بانکی افراد عادی ندارند.
۲ـ ورود به اطلاعات اقتصادی مردم غلط است و بررسی حساب‌های اقتصادی مردم از سوی مقامات مالیاتی و قضایی به معنای سرک کشیدن به اطلاعات مردم نیست. این امر سبب می‌شود، افرادی که مشمول مالیات هستند، مالیات حقه خود را پرداخت کنند.
۳ـ مالیات حق دولت بوده و دولت باید بتواند با استفاده از همه ابزار‌های ممکن مقدار مالیات متعلق به خود را شناسایی و وصول کند. در این زمینه لازم است نه‌تنها اطلاعات حساب‌های اشخاص، بلکه حتی اطلاعات اموال و دارایی‌های دیگر اشخاص نیز در اختیار سازمان مالیاتی قرار گیرد تا این سازمان قادر به تشخیص مقدار دقیق مالیات بوده و از تضییع حقوق دولت جلوگیری کند.
۴ـ گرفتن ماليات در کشورهاي پیشرفته مرسوم است. اين امر سبب مي‌شود، کسي پولي وارد بانک‌ها نکند و همه پول‌ها در چرخش و توليد و سازندگي قرار گيرد؛ ولي در کشور ما وقتي چنين چيزي وجود نداشته باشد، مردم از طريق بانک‌ها اقدام مي‌کنند تا سود بگيرند و وضعيت اقتصادي با بحران مواجه مي‌شود. اگر اين پول‌ها وارد چرخه توليد و سرمايه‌گذاري شود، سبب ايجاد اشتغال مي‌شود و درآمد دولت بهبود مي‌يابد.
۵ـ پس از اجرای این قانون ممکن است تا خروج گسترده منابع از بانک‌ها مواجه شویم؛ این منابع که از بانک خارج می‌شود؛ سر از بازارهای سوداگرانه درخواهد آورد. زمانی بازار ارز، زمانی سکه، گاه مسکن و گاهی اوقات بورس یا هر بازار دیگری که احتمال افزایش سود در کوتاه‌مدت در آن وجود داشته باشد.


نداى قدس

موافقت سازمان ملل با برافراشته شدن پرچم فلسطين در مقر سازمان
مجمع عمومي سازمان ملل متحد با اکثريت قاطع آرا با برافراشته شدن پرچم فلسطين در مقر اين سازمان موافقت کرد. اين پيشنهاد با 119رأي مثبت، 8 رأي منفي و 45 رأي ممتنع همراه بود. به گزارش مرکز اطلاع‌رساني فلسطين، به باور ناظران سياسي موافقت مجمع عمومي با برافراشته شدن پرچم فلسطين در سازمان ملل يک پيروزي ديپلماتيک براي تلاش‌هاي فلسطينيان به‌منظور برقراري کشور مستقل‌شان به‌شمار مي‌آيد. تصويب پيشنهاد مذکور، به نمايندگان فلسطين که به‌عنوان ناظر در جلسات مجمع عمومي حضور مي‌يابند، اين اجازه را مي‌دهد تا مانند کشورهايي که عضويت کامل دارند، پرچم خود را در مقر سازمان بيفرازند. اندکي پيش از رأي‌گيري درباره پيشنهاد مذکور، «رياض منصور» نماينده تشکيلات خودگردان در سازمان ملل متحد اظهار داشت، موافقت با برافراشته شدن پرچم فلسطين، گامي ديگر در مسير حمايت از تشکيل کشور فلسطيني است. گفتني است، پيش از رأي‌گيري، رژيم صهيونيستي کشورهاي عضو را ترغيب مي‌کرد تا به اين پيشنهاد نظر منفي بدهند. يکي از آراي منفي متعلق به آمريکا بود.
دیدار هيئت‌هاي جهاد اسلامي و حماس با یکدیگر

هيئت‌هاي دو جنبش حماس و جهاد اسلامي به منظور بررسي اوضاع فلسطين و چالش‌ها و خطرات پيش‌ رو، ضمن دیدار با یکدیگر در بيروت، بر لزوم ادامه همکاري و گسترش مقاومت تأکيد کردند. به گزارش قدسنا و به نقل از منابع خبري فلسطيني، در اين ديدار که روز جمعه در بيروت لبنان برگزار شد، رمضان عبدالله شلح، دبيرکل جنبش جهاد اسلامي فلسطين و موسي ابومرزوق، معاون رئيس دفتر سياسي حماس با يکديگر ديدار و درباره وضعيت فلسطين و تهديد‌ها و چالش‌هاي مورد توجه ‌آن بحث و گفت‌وگو کردند. شلح در اين ديدار به تلاش‌هاي جهاد اسلامي و ديدارهاي رهبران اين جنبش با مسئولان مصري براي بررسي مسائل فلسطيني و به‌ويژه اوضاع ناشي از محاصره غزه، دعوت به برگزاري نشست شوراي ملي و نيز پيگيري وضعيت چهار جوان فلسطيني ربوده شده در صحراي سيناي مصر خبر داد. هيئت‌هاي مذکور ضمن استقبال از تعويق زمان برگزاري نشست شوراي ملي توافق کردند، تلاش‌هاي خود را براي برگزاري نشست کادر رهبري موقت سازمان آزادي‌بخش فلسطين «ساف» ادامه دهند. دو طرف در اين ديدار بر روابط راهبردی دوجانبه و ضرورت تقويت اين همکاري در راستاي حمايت از طرح مقاومت در فلسطين، مقابله با تعرضات عليه قدس و مسجدالاقصي تأکيد کردند و مقابله با خطرات پیش ‌روی آوارگان فلسطيني و فلسطينيان مقيم خارج را خواستار شدند.
تمايل حماس براي سفر به تهران

موسي ابومرزوق، عضو دفتر سياسي حماس از تدارک مقدمات سفر جنبش متبوعش به مسکو و نيز تمايل هيئت حماس براي سفر به تهران خبر داد.
به گزارش قدسنا، موسي ابومرزوق، عضو دفتر سياسي جنبش مقاومت اسلامي فلسطين «حماس» روز گذشته (جمعه) با بيان اينکه جنبش حماس در راستاي خدمت به مسئله فلسطين با تمامي طرف‌ها روابطي خوب و مستحکم دارد، تأکيد کرد که جنبش متبوعش در حال تدارک مقدمات سفر به روسيه است و تمايل دارد، به تهران نيز سفر کند. وي با تأکيد بر اينکه روابط جنبش حماس با برخي کشورها به هيچ وجه نبايد تأثيري بر روابط اين جنبش با ديگر کشورها داشته باشد، تصريح کرد: سفر هيئت حماس به مسکو و تهران به نفع مسئله فلسطين خواهد بود.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

خيانت دوباره به فلسطين
قاسم غفوري

ملت فلسطين که چند دهه تحت اشغال رژيم صهيونيستي از تمام حقوق خود محروم شده، با وجود تمام طراحي‌هاي دشمنانش به حاشيه نرفته و همچنان از اولويت‌هاي ملت‌هاي جهان است. خيانت‌هاي سران مرتجع عربي، فضاسازي‌هاي رسانه‌اي و تبليغاتي غرب و مشغول بودن جهان اسلام به مسئله تروريسم ساخته غرب نتوانسته افکار عمومي را از مسئله فلسطين دور سازد. شاهد اين ادعا نيز برگزاري تظاهرات جهاني در حمايت از فلسطين و مجازات سران صهيونيست‌هاست که دستاوردهاي بسياري براي ملت فلسطين داشته است.
مقاومت ملت فلسطين، به‌ويژه در غزه در برابر هشت سال محاصره اقتصادي و سياسي و پيروزي آنان در جنگ‌هاي 22 روزه، 8 روزه و 51 روزه زمينه‌ساز بيداري جهاني در قبال مسئله فلسطين شده است. به‌تازگی، در کشورهاي اروپايي نهضتي به نام تحريم کالاهاي صهيونيستي آغاز شده که لابي‌هاي صهيونيستي و غربي نيز نتوانسته‌اند فعاليت آن را متوقف سازند. در اقدامي قابل توجه ‌ ده‌ها هزار نفر از مردم انگليس که سرانش حامي و دلبسته به صهيونيست‌ها هستند، با جمع‌آوري توماري بازداشت نتانياهو، نخست‌وزير صهيونيست‌ها هنگام حضور در اين کشور را خواستار شدند. در کنار آنچه در عرصه داخلي و خارجی فلسطين در جريان است يک نکته مهم مشاهده مي‌شود و آن، تحرکات صورت‌گرفته براي احياي روند سازش تشکيلات خودگردان با رژيم صهيونيستي است. در حالي‌که از توافق اسلو (1993) تاکنون هيچ دستاوردی در طول مذاکرات سازش براي فلسطيني‌ها حاصل نشده، بار ديگر زنجيره‌اي از اقدامات براي احياي اين مذاکرات آغاز شده است.
سازمان ملل متحد از برگزاري نشست مشترک کميته چهارجانبه صلح خاورميانه (اروپا، آمريکا، روسيه و سازمان ملل) به‌علاوه کشورهاي عربي در حاشيه نشست‌هاي ساليانه سازمان ملل خبر داده است. منابع خبري به نقل از موگريني، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا نيز مسئله بررسي پرونده فلسطين را مطرح کرده‌اند.
جان‌کري، وزير امور خارجه آمريکا در تماس با ابومازن، رئيس تشکيلات خودگردان، احياي مذاکرات سازش را خواستار شده و از نتيجه‌بخش بودن دور جديد مذاکرات گفته است. مقامات تشکيلات خودگردان از جمله عريقات مذاکره‌کننده‌ ارشد فلسطين با طرح برخي شروط از آمادگي تشکيلات براي مذاکره مي‌گويد. سران صهيونيست‌ها نيز بر احياي مذاکرات که از سال 2014 متوقف شده، تأکيد کرده‌اند. با توجه به زنجيره رفتارهاي صورت‌گرفته در قبال مذاکرات سازش اين پرسش مطرح مي‌شود که با وجود به نتيجه نرسيدن مذاکرات گذشته و ضعيف بودن ثمر داشتن مذاکرات جديد چرا اين مذاکرات دوباره احيا مي‌شود و اهداف بانيان آن چيست؟
الف‌ـ آنچه سازمان ملل و برخي کشورهاي غربي را به تکاپو درباره مسئله فلسطين واداشته نزديک بودن زمان برگزاري نشست‌هاي ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل است. اين نشست اوايل مهرماه در حالي آغاز مي‌شود که از محورهاي اصلي سخنراني‌های حاضر در نشست و مطالبات افکار عمومي از سازمان ملل مسئله فلسطين است. سازمان ملل با احياي روند سازش سعي دارد تا چنان وانمود کند که در چارچوب خواست جهاني به مسئله فلسطين مي‌پردازد. در اين ميان، اوباما نيز که همواره از مسئله مذاکرات سازش به‌مثابه يکي از مؤلفه‌هاي خود در نشست‌هاي سازمان ملل بهره گرفته، سعي در نمايش چهره‌اي موفق از خود در تحقق به‌اصطلاح صلح و امنيت جهاني دارد. به‌عبارتي، احياي مذاکرات نقابي بر کم‌کاري سازمان ملل درباره مسئله فلسطين و ابزاري براي ژست‌هاي تبليغاتي اوباما در نشست آتي سازمان ملل است.
ب‌ـ در عرصه داخلي فلسطين نيز، چند نکته مهم مطرح است. از يک‌سو، فلسطينيان حرکت‌هاي متعددي را براي انتفاضه جديد آغاز کرده‌اند که دامنه آن کرانه باختري تا قدس و حتي اراضي اشغالي تحت سلطه صهيونيست‌ها را دربر مي‌گيرد، اين حرکت‌ها حتي به زندان‌هاي رژيم صهيونيستي و اسراي فلسطيني نيز رسيده است. در حوزه سياسي فلسطين نيز ابومازن، رئيس تشکيلات خودگردان با بحران مشروعيت روبه‌رو و حتي حذف وي از صحنه مطرح است که مي‌تواند زمينه تقويت مقاومت باشد. در حوزه درون اراضي اشغالي فلسطين نيز، نتانياهو، نخست‌وزير صهيونيست‌ها در تحريک جهاني عليه ايران ناکام مانده و از سوي ديگر، توقف مذاکرات سازش به ابزاري براي فشار جريان‌هاي مخالف بر وي مبدل شده است که مي‌تواند به سرنگوني کابينه‌اش منجر شود.
البته، اشغالگري صهيونيست‌ها در کرانه باختري و قدس به‌شدت اجرا مي‌شود و هر روز ساخت‌وسازهاي جديدی شکل مي‌گيرد. برگزاري مذاکرات سازش در حالي افکار عمومي را به اين مذاکرات و دوري از تحولات داخلي فلسطين سوق مي‌دهد که از يک‌سو، مي‌تواند بهانه‌اي براي ادامه حيات سياسي ابومازن باشد و از سوي ديگر، از ميزان مخالفت‌های داخلي با نتانياهو بکاهد. با احياي مذاکرات سازش محاصره غزه و نيز سرکوب فلسطيني‌ها در کرانه باختري و قدس به بهانه رفع موانع به نتيجه رسيدن مذاکرات توجيه مي‌شود. نکته مهم آنکه صهيونيست‌ها در لواي مذاکرات سازش مي‌توانند به تثبيت اراضي اشغال‌شده جديد بپردازند. صهيونيست‌ها هر آنچه را که در طول يک سال اخير اشغال کرده‌اند پاي ميز مذاکره تثبيت مي‌کنند، چنانکه از هم‌اکنون عدم بازگشت آوارگان فلسطيني به وطن و اراضي تحت سلطه اين رژيم را مطرح کرده‌اند.
ج‌ـ صحنه جهاني شاهد مجموعه‌ای از اقدامات ضدرژيم صهيونيستي است. از برپايي تظاهرات و کمپين‌هاي ضدصهيونيستي براي مجازات سران اين رژيم و تحريم‌هاي كالاهاي صهيونيستي گرفته تا بازگشايي پرونده جنايات صهيونيست‌ها در دادگاه لاهه و تلاش براي ارتقای جايگاه فلسطين در نهادهاي بين‌المللي. مجموع تحولات جهاني به انزوا و چالش‌هاي اقتصادي و سياسي براي رژيم صهيونيستي مبدل مي‌شود، درحالي‌که سران غرب به دليل فشار افکار عمومي توان حمايت گسترده از اين رژيم را ندارند. با اين شرايط مي‌توان گفت، کشورهاي غربي با احياي روند سازش به‌دنبال خروج اين رژيم از انزوا و توجيه کمک‌ها و مقابله با اقدامات جهاني عليه اين رژيم به بهانه تلاش براي به نتيجه رسيدن مذاکرات هستند.
با توجه به آنچه ذكر شد مي‌توان گفت، احياي مذاكرات سازش ابعاد جديدي از خيانت غربي و عربي به فلسطين است كه براي رسيدن به اهداف خود بار ديگر فلسطين را قرباني مي‌کنند. عدم تأكيد بر حق بازگشت آوارگان فلسطيني به وطن، عدم پايان اشغال قدس و اراضي اشغالي 1967 خود سندي بر فريب كاري آنان در قبال قضیه فلسطین است كه يك درس بزرگ را به همراه دارد، اينكه؛ مذاكرات سازش هرگز دستاوردي براي فلسطين نخواهد داشت و مقاومت تنها گزينه براي احقاق حقوق فلسطيني‌ها خواهد بود.


مطبوع بودن بوي فساد براي گروه 14 مارس
رضا اشرفي

هفته‌هاست كه «بوي» فساد، مردم لبنان را به اعتراض عليه فاسدان سياسي واداشته است؛ فسادي كه اگر چه همواره در طيف غرب‌گراي لبنان وجود داشته است، اما اين بار به دلیل علني شدن بيش از حد آن، راهي جز تظاهرات مردمي باقي نگذاشته است. مسئله ظاهري اين است كه چند هفته‌اي است كه مسئولان و مراكز مربوطه، به جمع‌آوري زباله‌هاي شهري اقدام نكرده‌اند و به همين دليل بوي زباله‌ها در بيروت بلند شده و موجب اذيت و آزار مردم شده است.
مردم معترض در اقدامات اوليه با شعار «بوي شما بلند شده است» اعتراضات خود را آغاز كرده و گام به گام به سمت سياسي كردن اين مسئله پيش رفته‌اند، به‌گونه‌اي كه خواستار استعفاي برخي از مقامات شده‌اند. اين در حالي است كه لبنان در زمينه تشكيل دولت و انتخاب رياست جمهوري و همچنين، پارلمان در مرحله بحراني به‌سر مي‌برد و پارلمان تنها با تمديد توانسته است به بخش‌هايي از وظايف خود عمل كند. در همين حال طيف‌‌المستقبل كه با رهبري حريري و گروه 14 مارس در حال اداره شرايط است در اين بحران دست داشته و به دلايلي كه عموماً پشت پرده مانده در اين كوتاهي مسئول بوده و موجب اعتراضات مردمي شده است؛ 14 مارسي كه از سوي آمريكا و همچنين اتحاد منطقه‌اي عربستان سعودي و رژيم صهيونيستي حمايت می‌شود.
به همين دليل، اعتراضات برای جمع شدن زباله‌ها در خيابان‌ها و كوچه‌ها سبب ايجاد اين اعتراضات شده و سپس با سياست گره خورده و موجبات خشم مقامات و رسانه‌هاي سعودي ـ صهيونيستي را فراهم آورده است. به اين دليل كه فكر نمي‌كردند از پس چنين «فسادي» اعتراضات گسترده مردمي شكل بگيرد. طي چند هفته گذشته حتي برخوردهايي ميان پليس و نيروهاي امنيتي با مردم صورت گرفته است كه احتمال افزايش آن مي‌رود. در اين صورت تل‌آويو و رياض بيش از گذشته نگران خواهند شد، زيرا متحد اصلي آنها در لبنان بيش از گذشته تحت فشار خواهد بود، به‌ویژه كه در حال حاضر حزب‌الله لبنان و گروه 8 مارس نيز حق را به مردم داده و از اين اعتراضات حمايت كرده‌اند.
حسین الحاج حسن، وزیر صنعت لبنان و عضو حزب‌الله در اين باره گفت: «تظاهرات مردمی صرف‌نظر از شکل و مضمون آن به شکست دولت در حل بحران‌ها اشاره دارد و هیچ‌کس نمی‌تواند این اعتراضات بر حق را انکار کند. ما همواره در کنار خواسته‌های مردم علیه فساد بوده‌ایم و همچنان خواهیم بود.»
حزب‌الله در حمايت اخير خود ضمن اعتراض به نوع فساد شكل گرفته در گروه 14 مارس، ابراز اميدواري كرده است، مذاكرات ملي لبنان كه به رياست نبيه بري، رئيس پارلمان شكل گرفته به نتيجه لازم برسد و كشور از بحران بي‌رياستي خارج شود، اين در حالي است كه شرايط سياسي به‌گونه‌اي است كه مذاكرات ملي و نتيجه دادن گفت‌وگوها به نفع 14 مارس نخواهد بود، زيرا اين طيف مشروعيت لازم براي مورد حمايت قرار گرفتن سياسي و مردمي را ندارد و شرايط ثبات را به نفع خود نخواهد ديد.
در حال حاضر حدود 470 روز است كه لبنان رئيس‌جمهور ندارد و همين مسئله وضع ناگواري را در حوزه تصويب قوانين و اداره حكومت و جامعه ايجاد كرده است. در حالي كه ميشل عون، رئيس جريان ملي آزاد و حزب‌الله اصرار دارند كه اوضاع براي انتخاب دولت جديد فراهم شود؛ اما 14 مارس تاكنون از اين مسئله كناره‌گيری كرده است.
در چنين وضعي عربستان سعودي و رژيم صهيونيستي خواهان تداوم اوضاع سياسي فعلي هستند تا گروه 14 مارس در چرخش‌هاي سياسي آينده گوي را بيش از اين به گروه 8 مارس نبازد. طبيعي است كه با توجه به اينكه طبق قانون براي صدور بخشنامه‌ها و اجراي آن مصوبات هيئت دولت بايد به تأييد رئيس‌جمهور برسد، در نبود اين نهاد سياسي ـ اجرايي اقدام نتيجه‌بخشي شكل نمي‌گيرد كه اكنون نماد بارز آن جمع شدن زباله‌ها در خيابان‌هاي بيروت و بالا گرفتن «بوي بد آنها» شده است.
در همين حال حزب‌الله حمايت همه‌جانبه خود را براي مبارزه با فساد اعلام كرده است و با اطمينان از مشروعيت مردمي تأكيد دارد كه حزب‌الله بیشترین آمادگی را برای اصلاح سیاسی و مبارزه با فساد دارد، چراکه منافع شخصی یا گروهی ندارد و بیشتر مواقع قربانی فساد در کشور بوده است، در حالي كه گروه 14 مارس به همراه حاميان منطقه‌اي و فرامنطقه‌اي خود تمايلي برای مبارزه با فساد شکل گرفته نشان نمي‌دهد ،حزب‌الله معتقد است كه «مردم حق دارند فریاد بزنند و خشم خود را بر سر مفسدان این جامعه خالی کنند.»
از اين منظر با توجه به افزايش فساد سياسي و اداري در طيف 14 مارس و عدم تمايل براي مبارزه با آن مي‌توان گفت كه صداي اعتراض مردم به همراه افزايش بوي بد شكل گرفته، رساتر خواهد شد.


از نگاه دیگران

پناهندگان سوری: از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس چه خبر
این پرسش از پیش هم مطرح بوده است، اما امروز بر زبان تمام عرب‌ها می‌چرخد؛ «چرا کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج[فارس] درهای خود را به روی پناهندگان سوری نمی‌گشایند.»
تصاویر هولناک هزاران سوری در اروپا و صدها قربانی در کام دریا و جسد کودک سوری که وجدان جهانیان را به لرزه درآورد، بار دیگر این پرسش را به‌گونه‌ای شدیدتر مطرح کرد. بیشتر کشورهای منطقه در بحران انسانی سوریه سهمی را تقبل کرده‌اند. کشوری با منابع کم، مانند اردن حدود یک میلیون پناهنده سوری را پذیرا شد و لبنان که در مشکلات داخلی فرو رفته است، مرزهای خود را بر روی صدها هزار تن از آنان باز کرد. ترکیه هم همین‌طور. اما کشورهای حاشیه خلیج(فارس) تنها چند صد نفر را، آن هم در اوایل بحران پذیرفتند و سپس مرزهای خود را بر روی سوری‌ها بستند. پرسش درباره موضع برخی از کشورهای خلیج‌فارس با توجه به نقش بسیار پررنگ‌شان در بحران سوریه و مداخله مستقیم آنان در اوضاع این کشور بسیار پراهمیت است. میلیاردها دلار از سوی کشورهای حاشیه خلیج‌فارس برای حمایت از این گروه یا آن گروه از معارضان به سوریه سرازیر شد، به‌طوری‌که این سلاح (حمایت مالی) نقش پررنگی در کنار تسلیحات واردشده از سوی دیگر کشورها دارد.
صدها بلکه هزاران تن از جوانان خلیج‌فارس به سازمان‌های تروریستی در سوریه پیوسته‌اند و ده‌ها هزار تن از افراد بی‌گناه و بی‌دفاع سوریه را کشته و آواره کرده‌اند. کشورهای خلیج‌فارس سهم بسزایی در مسئولیت اخلاقی نسبت به سوری‌ها برعهده دارند. این کشورها از امکانات و منابع بسیاری برخوردارند و می‌توانند میلیون‌ها سوری را بپذیرند. سوری‌ها می‌توانند در زمینه‌های اقتصادی که نیازمند کارگران ماهری است، نقش ایفا کنند.
سوری‌ها پیش از هر چیز، مانند فرزندان خلیج‌فارس، عرب و مسلمان هستند و به همان زبانی صحبت می‌کنند که اتباع این کشورها تکلم می‌کنند، اما این در حالی است که میلیون‌ها نفر از کارگران در کشورهای خلیج‌فارس عرب نیستند و تهدیدکننده هویت‌های جوامع خلیج‌فارسی محسوب می‌شوند. درست است که سوریه همسایه کشورهای خلیج‌فارس نیست، اما آیا آلمان همسایه سوریه است که پذیرای سوری‌ها باشد؟ چه کسی برای کمک کردن به سوری‌های جنگ‌زده در اولویت است ایسلند یا کشورهای خلیج‌فارس؟
چرا کشورهای خلیج‌فارس هتل‌های خود را برای برگزاری نشست‌های معارضان سوری باز می‌کنند، اما مرزهای خود را بر روی جنگ‌زدگان سوری باز نمی‌کنند؟ آیا به این دلیل نیست که بحران سوریه تنها ابزاری از ابزارهای سیاست خارجی آنها است.
طبیعتاً هیچ‌یک از سران معارض سوریه که صاحب اقامت‌های دائمی در هتل‌های مجلل خلیج‌فارس هستند، جرئت ندارند از مسئولان خلیجی بپرسند چرا در برابر تراژدی پناهندگان سوری ساکتند. دلیل بسیار روشن است، چون بلافاصله و به محض طرح این پرسش‌ها امتیازهای خود را از دست می‌دهند. سازمان‌های بین‌المللی نیز خیانتکارانی دیگر در این ماجرا هستند. آنها مترصد انتقاد از اردن در صورت کاهش سیل پناهندگان در اراضی این کشورند، اما هنگامی که نوبت به کشورهای خلیج‌فارس می‌رسد سکوت می‌کنند و ویزا ندادن کشورهای خلیج‌فارس به شهروندان سوری را نادیده می‌گیرند.
چرا همیشه برای پاسخ به پرسش‌های خود راه طولانی را طی می‌کنیم و نگاهی به اطراف خود نمی‌اندازیم، واقعاً دوستان عرب ما برای سوری‌ها چه کرده‌اند، کشوری خلیج‌فارسی را می‌شناسم که صدها نفر از شهروندان آن به سازمان‌های تروریستی در سوریه پیوسته‌اند، اما در مقابل، پناه‌جویان سوری بسیار کمی را پذیرفته است.
منبع: روزنامه المنار
نویسنده : فهد الخیطانی
مترجم: سحر دولتیان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا682

لغو نکردن تحريم‌ها با ادعاي درخواست ايالت‌ها
خبرگزاری تسنيم: در اقدام جديد آمريكا براي توجيه حفظ تحريم‌ها، پانزده فرماندار آمریکایی امروز به رئیس‌جمهور این کشور گفته‌اند، بدون توجه به سرنوشت تحریم‌های کشوری علیه ایران، تحریم‌های ایالتی همچنان پابرجا باقی خواهد ماند. بالاترین مقام اجرایی پانزده ایالت آمریکا که فرمانداران هستند، امروز به «باراک اوباما» قول دادند تحریم‌های ایالتی علیه ایران، همچنان پابرجا باقی خواهد ماند. در نامه آنها به اوباما آمده است: «جناب آقای رئیس‌جمهور، به شما نامه می‌نویسیم تا مخالفت خود را با برنامه جامع اقدام مشترک که دولت شما به‌تازگی درباره آن با ایران و گروه 1+5 مذاکره کرده، ابراز کنیم.» پانزده فرماندار به بخش مربوط به خود در متن برجام هم اشاره کرده‌اند و گفته‌اند: «پاراگراف 25 توافق ایران حکم می‌کند که دولت فدرال فعالانه همه ایالت‌ها را به برداشتن تحریم‌های ایالتی تشویق کند.»
مونیز: امیدواریم مواضع منطقه‌ای ایران تغییر كند

باشگاه خبرنگاران: «ارنست مونیز» وزیر انرژی دولت باراک اوباما در مصاحبه‌ای ضمن دفاع از برجام و ابراز امیدواری‌ درباره «تغییر مواضع منطقه‌ای ایران»، این کشور را به حمایت از تروریسم متهم کرد.
«ارنست مونیز» گفت: به‌طور مشخص ما امیدواریم که این موضوع پیامد و نتیجه توافق باشد، اما مذاکرات(هسته‌ای) ما به دلیل سال‌ها بی‌اعتمادی بین دو کشور بر مبنای راستی‌آزمایی صورت گرفت، البته ما امیدواریم که ایران مواضعش را در قبال حمایت از تروریسم و برخی اقدامات ثبات‌زدا در منطقه تغییر دهد. آنها از ناقضان حقوق بشر حمایت می‌کنند و ادبیات بدی در قبال آمریکا و اسرائیل[رژیم صهیونیستی] دارند. مقام ارشد دولت آمریکا افزود: «این یک نتیجه بسیار خوبی خواهد بود که آنها (ایرانی‌ها) به جامعه بین‌المللی پیوسته و مواضع خود را عوض کنند.»
ايران‌هراسي با ادعاي نگراني كشورهاي عربي

خبرگزاری فارس: «اد رویس» رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا می‌گوید، پس از توافق با ایران، سفیر امارات در واشنگتن با او تماس گرفته و گفته است، کشورش دیگر به پیمان‌های منع اشاعه میان امارات و آمریکا متعهد نیست.
رویس همچنین، در پاسخ به پرسشی درباره واکنش کشورهای منطقه به توافق هسته‌ای با ایران، مدعی شد، بسیاری از کشورها در این‌باره نگرانی دارند. وی گفت: «پس از توافق، سفیر امارات متحده با من تماس گرفت و گفت: این کشور دیگر خود را به توافقاتی که درباره عدم اشاعه با ایالات متحده دارد، متعهد نمی‌داند.» رویس افزود: «وی گفت، وقتی دشمن شما به حق غنی‌سازی دست یافته است، چرا دوستان شما نباید این حق را داشته باشند.»
بولتون:‌ ایران توافق را نقض کرده است

خبرگزاری تسنيم: نماینده پیشین آمریکا در سازمان ملل متحد در سخنانی گفت: هم‌اکنون هم ایران توافق هسته‌ای را نقض کرده است و دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا نیز این مسئله را تأیید می‌کنند.
جان بولتون، نماینده پیشین آمریکا در سازمان ملل گفت: برنامه هسته‌ای ایران، تهدیدی جدی برای امنیت ملی آمریکاست. این برنامه به ایران این امکان را می‌دهد تا برنامه دستیابی به تسلیحات هسته‌ای را وقتی که خودش تشخیص بدهد، دنبال کند. درباره اینکه آیا ایران به توافق هسته‌ای پایبند خواهد بود یا خیر، باید بگویم که هم‌اکنون هم ایران توافق هسته‌ای را نقض کرده است. دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا نیز همین مسئله را تأیید می‌کنند. باید توجه داشت که کشورهای دیگر از مسائل رخ‌داده درباره ایران قدرت گرفته‌اند و ما شاهد آن هستیم که رقابت تسلیحاتی شروع شده است.
ایران و آمریکا تفسیرهای متفاوتی از «برجام» دارند
خبرگزاری فارس: یک اندیشکده آمریکایی با اشاره به تفسیرهایی که دولت و تیم مذاکره‌کننده ایرانی از برجام دارند، نتیجه‌گیری کرد که یک مسئله روشن و واضح این است که ایران و آمریکا تفسیرهای متفاوتی از توافق هسته‌ای ایران و گروه۱+۵ دارند. اندیشکده «امریکن اینترپرایز» در گزارشی به تفسیر توافق هسته‌ای ایران و 1+5 (آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین و آلمان) پرداخت و گزارش کرد: رئیس‌جمهور ایران همچون رئیس‌جمهور آمریکا انرژی صرف می‌کند تا مردم کشور خود را درباره توافق هسته‌ای ایران مجاب کند. این اندیشکده آمریکایی سپس به تفسیر مقامات ایرانی از برجام پرداخت و نوشت: «حسن روحانی» و تیم مذاکره‌کننده این کشور به‌وضوح می‌گویند، «برنامه جامع اقدام مشترک» (JCPOA) یک معاهده، پروتکل یا کنوانسیون نیست و بنابراین، نیازی به تأیید مجلس ایران ندارد.


هویت 423

آمریکا: تبعیض نژادی در نظام قضایی
درحالی‌که سیاه‌پوستان فقط شش درصد از جمعیت 35 میلیون نفری ایالت کالیفرنیای آمریکا را تشکیل می‌دهند، اما شمار سیاه‌پوستانی که در زندان‌های این ایالت به‌سر می‌برند، 17 درصد مجموع زندانیان است.
مجموع تعداد افرادی که از سال 1980 تا 2013 میلادی در این ایالت زندانی شده‌اند، 64 میلیون و500 هزار نفر اعلام شده است که 42 درصد از این رقم به سیاه‌پوستان این ایالت اختصاص دارد؛ این رقم 25 درصد بیشتر از رقم سفیدپوستان است. بر همین اساس، لاتینی‌تبارهای آمریکایی با 37 درصد مجموع جمعیت زندان‌های این ایالت، مقام دوم را در میان قربانیان تبعیض‌نژادی در آمریکا به خود اختصاص داده‌اند. اسناد و گزارش‌هاي نهادهاي حقوق بشر نشان مي‌دهد، بسياري از زندانيان سياه‌پوست، هرگز جرم‌شان اثبات نشده و بدون تفهيم اتهام در زندان به‌سر مي‌برند.
آلمان: اقدامات نژادپرستانه عليه پناه‌جويان
بحران پناه‌جويان درحالي به يكي از مسائل اصلي جهان تبدیل شده است كه گزارش‌ها نشان مي‌دهد، اقدامات نژادپرستانه، به‌ویژه علیه پناه‌جویان در آلمان رو به افزایش است. برای نمونه، مدرسه‌ای قدیمی در حوالی هانوفر که محل اسکان سی پناه‌جو بود به آتش کشیده شد. ورزشگاهی در شرق آلمان که محل اسکان مهاجران بود و همچنین، بسياري از نهادهاي حقوق بشر ‌معتقدند، مواضع سران آلمان و دیگر كشورهاي اروپايي، زمينه‌ساز تحريك افكار عمومي و اقدام نژادپرستانه عليه پناه‌جويان شده است. آنها پناه‌جویان را با عبارت‌هايي، همچون غارتگر و تروريست، خطاب قرار مي‌دهند؛ ازاین‌رو، موجب ایجاد فضاي منفي عليه آنان نزد مردم شده است كه به حملات نژادپرستانه عليه پناه‌جويان ختم مي‌شود.
كانادا: وضعيت بحراني در زندان‌ها
گزارش سازمان ملل نشان مي‌دهد، در كانادا حبس در سلول‌های انفرادی به‌منزله یک «ابزاری استاندارد» برای مدیریت جمعیت، به‌منظور حفظ ایمنی و امنیت در زندان‌ها شایع و نهادینه شده است. در هر روز مشخص حدود 850 نفر از 14 هزار زندانی فدرال در کانادا در سلول‌های انفرادی به‌سر می‌برند که این آمار در زندان‌های ایالتی قطعاً بسیار بیشتر خواهد بود. براساس آمار منتشره از سوی سازمان زندان‌های کانادا، مدت زمان متوسط برای نگهداری یک زندانی در سلول انفرادی در زندان‌های کانادا، 40 روز است که حدود 13 درصد آنها نیز بیشتر از چهار سال را در سلول انفرادی گذرانده‌اند. در این‌راستا، کمیته مبارزه با شکنجه سازمان ملل ضمن ابراز نگرانی درباره استفاده گسترده و طولانی‌مدت از سلول‌های انفرادی در کانادا، به‌ویژه برای افراد معلول ذهنی و اشاره به پرونده دردناک «اشلی اسمیت»، نوجوان معلول ذهنی که پس از چهار سال حبس در سلول انفرادی، خود را در مقابل چشمان مأموران زندان دار زد، از دولت کانادا می‌خواهد محدودیت‌های جدی را در استفاده از سلول انفرادی و همچنین مدت زمان استفاده از آن اعمال کنند.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

گزارش تحلیلی صبح صادق از بیانات اخیر امام خامنه‌ای
پنجره‌های بازگشت شیطان بزرگ بسته می‌ماند
رضا گرمابدری

اشاره
افراد بسیاری که از گذشته به شکل گام‌به‌گام مسائل ایران و آمریکا را دنبال می‌کردند، پس از ورود مذاکرات هسته‌ای به مرحله نهایی و منتهی‌شده به برنامه جامع اقدام مشترک، یعنی «برجام»، نگاه تک‌بعدی و آرزومندانه‌ای به پیامدهای آن داشتند و با تمرکز سهوی یا عمدی، براین بُعد قضیه اجازه نمی‌دادند، روی دیگر این پیامدها آشکار شود؛ شاید هم در این‌باره ذهن و اندیشه آنها فراتر از آنچه که آرزو و دنبال می‌کردند، درک و فهم نمی‌کرد و اینجا نقطه پایانی نگاه سیاسی آنها بود. در برابر این جماعت تمنازده، گروهی بودند و هستند که از پیامدهای روی دیگر قضیه، احساس نگرانی می‌کنند. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در رأس این گروه قرار دارند و هشدارهای بی‌وقفه معظم‌له این گروه را هوشیار و به‌خط کرده است. اینکه امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) اندکی پس از اعلام «برجام» و وارد شدن آن به مسیر قانونی در ایران و آمریکا، پیوسته درباره پیامدهای خطرناک آن، که دشمن با اعلام‌های رسمی نشان داده برای آن حساب ویژه باز کرده و نیز، تأکید بر محدودیت جدی مذاکره با آمریکا و همچنین، یادآوری ذات استکباری این کشور و جنایت‌هایی که علیه مردم دنیا و ایران روا داشته، هشدار داده و اصرار می‌ورزند، محل تأمل و دقت جدی است و نباید از کنار آن بی‌تفاوت یا با درجه اهمیت عادی گذشت. هفته گذشته نیز معظم‌له در دیدار اقشار مختلف مردم، برای چندمین‌بار به موضوع پیش‌گفته پرداختند و مباحثی از موضوعات انتخابات پیش رو را هم به آن افزودند. نوشتار حاضر به شکل اختصار تنها بخش اول پرداخته است.

اهمیت تاریخ و خاطرات در شکل دادن به ذهن جوانان
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) به مناسبت دیدار انجام‌شده در ماه شهریور به رویدادهای مهم این ماه، مانند کشتار مردم تهران در ۱۷ شهریور ۵۷ به‌دست دژخیمان رژیم پهلوی، شهادت رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر کشور در ۸ شهریور ۶۰، حمله صدام به ایران در ۲۹ شهریور ۵۹ و... اشاره نموده و اعلام کردند، آمریکا مستقیم و غیرمستقیم در این جنایت‌ها دست داشته است. معظم‌له با این مقدمه دقیق و حساب‌شده با چاشنی انتقاد از مسئولان که در انتقال این فرازهای تاریخی به جوانان کوتاهی کرده‌اند در اهمیت موضوع فرمودند: «این‌گونه حوادث عبرت‌آموز نباید در حافظه تاریخی ملت کم‌رنگ شود؛ چراکه اگر نسل جوان از شناخت و ریشه‌یابی این‌گونه خاطرات تاریخی و ملی، بازماند در شناخت راه حال و آینده کشور دچار خطا خواهد شد.» امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) با این بیان، هم وظیفه اکید مسئولان را یادآور شدند و خواسته خود از آنان را گوشزد کردند و هم با بیان اهمیت مسئله، جوانان را به پیگیری این مسائل مهم و تأثیرگذار در رفتار و موضع‌گیری تعیین‌کننده آنها ترغیب و تشویق کردند. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در ادامه بار دیگر، به موقعیت آمریکایی‌ها در دوران حکومت پهلوی در ایران اشاره کردند و پس از بازگو کردن سیطره آمریکایی‌ها بر ایران در زمان حکومت پهلوی، خروش و مقابله امام راحل(ره) با آن وضعیت را برهم زننده معادله شیر و عسل آمریکا و حکومت پهلوی دانستند و درباره حرکت امام راحل(ره) فرمودند: «امام بزرگوار همچون موسای زمان، به پشتوانه ملت، آن بساط را از این سرزمین کهن برچید.»
معظم‌له در یک جمله داستان کینه‌ورزی آمریکا با ایران را آن‌چنان که بر دل جوانان بنشیند تا خود شرح و بسط آن را دنبال کنند، چنین بیان کردند: «پایان یافتن منافع نامشروع آمریکایی‌ها در ایران سبب اصلی کینه‌ورزی و دشمنی پایان‌ناپذیر آنها با جمهوری اسلامی و ملت ایران است.» معظم‌له مضمون این کلام را در دیدار چند روز پیش رئیس‌جمهور اتریش برای وی نیز بیان کردند.

ترسیم و تصویر واقعی چهره آمریکا
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در ادامه، برای نزدیک‌تر شدن به هدف بخش اول بیانات‌شان با تمجید از حضرت امام(ره) که در اقدامی تاریخی به آمریکا لقب «شیطان بزرگ» دادند، گام بعدی را برداشتند و در تشریح جدیدی از آن افزودند: «رئیس همه شیطان‌های عالم، ابلیس است، اما ابلیس کارش فقط اغوا و فریب است، درحالی‌که آمریکا هم اغوا می‌کند، هم کشتار، هم تحریم و هم فریب و ریاکاری.» چنین توصیفی از آمریکای جنایتکار که مصادیق تاریخی و امروزی در نقاط مختلف دنیا و به‌ویژه ایران دارد، به‌شدت علیه آمریکا تنفرافزایی می‌کند و این همان چیزی است که آمریکا از آن بیم دارد و پیوسته از آن فرار می‌کند؛ زیرا از دل این تنفرافزایی حقیقی، منطقی و مستدل که اندکی توجه به رفتار گذشته و حال آمریکا همه آن را آشکار می‌سازد، تحکیم و تداوم شعار قدسی «مرگ بر آمریکا» بیرون می‌آید؛ شعاری که سنگینی فشار آن این روزها برخی از دولتمردان آمریکا را واداشته تا با تلخی و استیصال کامل از آن یاد کنند. جان مک‌کین، سناتور جمهوریخواه آمریکا و رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا به‌تازگی، در اندیشکده بروکینگر، در توجیه برخورداری رژیم صهیونیستی از سلاح هسته‌ای گفت: «اسرائیل» هرگز «مرگ بر آمریکا» نگفته است. دونالد ترامپ، نامزد تندروی جمهوریخواه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نیز، در پاسخ به اینکه اگر ایران در اجرای توافق هسته‌ای تقلب کند، به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا، چه واکنشی نشان خواهد داد، گفت: «من طوری آنها را تحت تعقیب قرار می‌دهم که نمی‌توان تصور کرد. آنها به آمریکا بسیار احترام خواهند گذاشت و دیگر بیرون نمی‌آیند، فریاد بزنند «مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل».

خطاب به وفاداران به مصالح کشور و صاحبان عقل
فراز بعدی بیانات رهبر معظم انقلاب، انتقاد تشریحی و تبیینی از کسانی است که در سایه فضای فراهم‌آمده از موقعیت «برجام» به بیان معظم‌له، تلاش می‌کنند چهره بدتر از ابلیس آمریکا را فرشته نجات جلوه دهند. کسانی که این روزها در رسانه‌های گوناگون و پس از روشنگری‌های پی‌درپی رهبری همچنان خط جاده‌صاف‌کنی آمریکا را دنبال می‌کنند، حساب‌شان از آنانی که در ابتدا متفطن به این حرکت فریبکارانه نشده بودند، جدا است. جاده‌صاف‌کن‌های آمریکا در ایران که در حال حاضر، در مکان‌ها و مراکز مختلف حاضر و کم‌وبیش رسانه هم دارند، «برجام» را فرصتی می‌دانند که به یکباره می‌تواند همچون سیل خاطره و آثار جنایات پرشمار دهه‌های گذشته آمریکا در ایران را با خود ببرد و از خاطرها بشوید و مردم و به‌ویژه نسل جدید با آمریکای بزک‌شده و بدون پیشینه در ایران روبه‌رو شوند و به آن دل سپارند. امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) از ناحیه کسانی که چنین ایده‌ای در سر دارند و برای اجرا آن را به اشکال گوناگون بیان می‌کنند و احیاناً مسئولیتی نیز دارند، به‌شدت احساس خطر می‌کنند؛ ازاین‌رو، در پیشگاه ملت به آنها چنین خطاب کردند: «دین و انقلابی‌گری به کنار، وفاداری به مصالح کشور و عقل چه می‌شود؟ کدام عقل و وجدان اجازه می‌دهد ما جنایتکاری، مانند آمریکا را بزک کنیم و دوست و مورد اعتماد جلوه دهیم؟»

بستن پنجره به روی دشمن
طی سی‌وهفت سال گذشته آمریکا برای بازگشت به ایران لحظه‌ای از تلاش دست برنداشته، همچنان‌که لحظه‌ای از دشمنی با ایران بازنمانده است؛ ازاین‌رو، «برجام» را فرصتی تاریخی می‌داند که سال‌ها در انتظارش بود. به نظر آنها در لابه‌لای برجام به غیراز موج سنگینی که پذیرش احتمالی و اجرای اولیه آن ایجاد می‌کند، رخنه‌ها و ظرفیت‌هایی وجود دارد که راه بازگشت به ایران را ممکن و هموار می‌سازد. آنها در این بازگشت، بر روی تلاش‌های گوناگون کسانی که در داخل به‌نحوی خودباخته در آرزوی استقبال از آنها هستند، حساب ویژه باز کرده‌اند. شناسایی این افراد یا گروه‌ها، کار مشکلی نیست و وظیفه آن برعهده نیروهای مؤمن و متعهد است که باید آنها را به مردم معرفی و مردم را از ترفندها و خطرات ناشی از خدمت به ظاهر مشروع آنها به دشمن، آگاه کنند.
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در این‌باره، چنین هشدار دادند: «شیطانی را که ملت از در بیرون کردند، درصدد است از پنجره برگردد و ما نباید اجازه این کار را بدهیم.» منظور امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) از «ما» تنها خودشان و مردم نیستند، بلکه در این میان، مسئولان سهم و نقش بسیار زیاد و تعیین‌کننده‌ای دارند. پرواضح است که چفت و بست پنجره‌های کشور نزد مسئولان است و تا مسئولان نخواهند و در مراقبت از این چفت و بست کوتاهی نکنند، هیچ دشمنی نمی‌تواند از آن عبور کند. از قضا، جاده‌صاف‌کن‌های داخلی شیطان بزرگ نیز، تلاش می‌کنند به اشکال گوناگون با تشویق و منعطف کردن مسئولان، این چفت و بست‌ها را شل کنند تا خدای ناکرده یک‌مرتبه مردم دشمن را در کنار خود ببینند، بدون آنکه نسبت به آن احساس دشمنی داشته باشند.

راه پایان یافتن توطئه‌های آمریکا
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) پس از مروری تبیین و مصداقی بر عملکرد جنایتکارانه آمریکا در گذشته و حال و رونمایی از چهره واقعی آن و هشدار درباره اقدامات کسانی که در داخل برای تطهیر شیطان بزرگ و ارائه چهره‌ای موجه و جذاب از آن تلاش می‌کنند و آگاه کردن مردم از برنامه توطئه‌آمیز آمریکا برای بازگشت دوباره به ایران، به مسئله مهم راهکار مقابله با این ترفندها پرداختند و اقتدار ملی ایرانیان را مانع اجرای این توطئه دانستند و برای دستیابی به اقتدار ملی بر سه محور تأکید کردند و آنها را چنین برشمردند: «اقتصاد قوی و مقاوم، علم پیشرفته و روزافزون و حفظ و تقویت روحیه انقلابی‌گری، به‌خصوص در جوانان.» در نگاهی وارونه به سه محور فوق مشخص می‌شود که نبود هریک از آنها کشور را در وضعیتی قرار می‌دهد که ناخواسته مردم خواستار کسی هستند که دست آنها را بگیرد و از فلاکتی نجات دهد که ناشی از نبود «اقتصاد تأمین‌کننده»، «عقب‌ماندگی خفت‌بار» و «ملتی با جوانانی سرخورده و واداده است» بنابراین، مشخص می‌شود، امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) به سه محور اصلی موجد «اقتدار ملی» اشاره کرده‌اند که فروپاشاننده توطئه‌های شیطان بزرگ است، اما چگونگی این امر نیازمند توضیح است.
۱ـ اقتصاد قوی و مقاوم؛ چنین اقتصادی قادر است به تمام نیازهای جامعه از نیازهای دولتی گرفته تا خصوصی پاسخ دهد و مردم در پرتو آن معیشتی رضایت‌بخش داشته باشند که رفاه نسبی را در تمام ابعاد آن حس کنند و دولت نیز در رسیدن به اهداف تعیین‌شده و اجرای برنامه‌ها دچار کمبود منابع مالی نباشد و بدون آسیب به برنامه‌های داخلی، آن بخش از سیاست‌های خارجی را که هزینه‌بر است، به‌خوبی پیش ببرد و با اتکا به چنین اقتصادی بتواند در مجامع جهانی از حقوق ایران و آنچه که در راستای آرمان‌های انقلاب است دفاع کند و لرزش‌های مالی جهانی نتواند آن را متزلزل و نگران سازد. چنین اقتصادی تمام منافذ مالی و معیشتی را که دشمن برای خود گذرگاه ورود و دسیسه می‌انگاشت، می‌بندد.
۲ـ علم پیشرفته و روزافزون؛ یکی از مزیت‌های بی‌بدیل چنین علمی بر «اقتصاد قوی» این است که این علم هم تقویت‌کننده و پشتیبان اقتصاد است و هم تولید قدرت می‌کند. (العلم سلطان). علم در همیشه تاریخ از عوامل سربلندی و عزیز داشته شدن ملت‌ها بوده این اهمیت در جهان امروز که شاخه‌های علمی روزافزون و شتاب آن غیرقابل تصور شده، اهمیت مضاعفی پیدا کرده تا جایی که بسیاری از ملت‌ها به میزان داشتن جایگاه علمی در جهان تفاخر می‌کنند و به خود می‌بالند و از یک منظر، جامعه جهانی نیز به چنین ملت‌هایی احترام می‌گذارد. علم پیشرفته مانع احساس خواری و ذلت می‌شود؛ ازاین‌رو، روحیه آزادگی و سربلندی را در آنها تقویت می‌کند و اجازه نمی‌دهد دشمنان از ضعف و عقب‌ماندگی آنها استفاده کنند و بر آنها مسلط شوند.
۳ـ حفظ و تقویت روحیه انقلابی‌گری؛ اهمیت این محور از زاویه‌ای بیشتر از دو محور پیشین است؛ زیرا در وضعیت‌های خاصی اساس آن دو محسوب می‌شود و می‌تواند آنها را در جایگاه بهتری قرار دهد و از وجود آنها در راه‌های متعالی‌تر استفاده کند. مستحکم‌ترین دیوار و مانع در برابر هر نوع برتری‌طلبی و سلطه و طمع خارجی، دارا بودن روحیه انقلابی است. روحیه انقلابی کارآمدترین سلاح برای دفاع و حمله است و بدیلی ندارد؛ ازاین‌رو، بیشتر هزینه‌های دشمن صرف تضعیف و از بین بردن چنین روحیه‌ای در نزد ملت‌های انقلابی و به‌ویژه جوانان آنها می‌شود. در راستای این اهمیت است که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) فرمودند: «آنها می‌خواهند روحیه حماسی و انقلابی را در جوانان بکشند و در داخل نیز عده‌ای مدام جوانان حزب‌اللهی را با تعابیری نظیر افراطی می‌کوبند که این کار بسیار غلط است.»
این فراز از بیانات رهبر معظم انقلاب تأکید جدی، برای جوانانی است که با روحیه و رفتار انقلابی و سنجیده و منطقی از مواضع انقلاب و نظام دفاع می‌کنند که باید همچنان پرشورتر و بیدارتر از پیش به آن ادامه دهند و هشدار قطعی است برای آنانی که این روحیه و رفتار جوانان حزب‌اللهی و باغیرت را مخالف تفکر و عملکرد انحرافی و متضاد خودشان با جهت‌گیری‌ها و مصالح نظام می‌بینند و آن را مانع خوش‌خدمتی به بیگانه می‌دانند. از این به بعد، موضوع رویارویی با این جوانان پرشور و مدافع انقلاب که دشمن را از خود عصبانی کرده‌اند، شاخصی برای شناخت مواضع افراد و گروه‌ها خواهد بود.

مذاکره تمام
آمریکایی‌ها در حین مذاکرات منتهی به «برجام» دچار این خوش‌خیالی سرمست‌کننده شدند که جاده مذاکرات بدون هرگونه چراغ قرمزی تا حضور آنها در ایران ادامه دارد و به‌تبع آن هم به یکدیگر وعده‌هایی دادند و در رسانه‌ها خط ونشان‌هایی هم کشیدند و در داخل ایران هم عده‌ای با هورا کشیدن به پاتویی روی آوردند تا در روز موعود در فهرست خدمت‌کنندگان به شیطان بزرگ ثبت شده باشند؛ امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در دیدار اخیر با قشرهای مختلف مردم با تذکر جدی، آب پاکی را روی دست آنها ریختند و تکلیف این تصور توهمی را روشن کردند و فرمودند: «ما فقط در قضیه هسته‌ای آن هم به دلایل مشخص و اعلام‌شده اجازه مذاکره دادیم که بحمدالله مذاکره‌کنندگان نیز در این عرصه خوب ظاهر شدند، اما در زمینه‌های دیگر با آمریکا مذاکره‌ای نمی‌کنیم.» با آمریکا مذاکره نمی‌کنیم تا پنجره‌های بازگشت شیطان همچنان بسته بماند. ان‌شاءالله


نگاه یک
علی اسماعیلی

دشمن همچنان به فتنه امیدوار است
تطهیر اصحاب فتنه و تقلیل فتنه سال 1388 به یک اعتراض ساده انتخاباتی، از جمله اهدافی است که در سال‌های اخیر بارها و بارها از سوی برخی افراد خاص و بعضی جریان‌های منسوب به فتنه پیگیری شده است. افرادی که با اهدای القابی دور از ذهن و خلاف واقع به سران فتنه و تعابیری واژگون، از آنچه در سال 88 بر کشور گذشت، تبرئه فتنه‌گران را دنبال می‌کنند.
اما در برابر این ساده‌انگاری‌ها و ساده‌سازی‌ها، نظام جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه نسبت به فتنه‌گران حسن‌ظن پیدا نکرده است و از همان روز اول فتنه تا به امروز، در برابر جریان فتنه، چه در داخل کشور و چه بیرون از مرزها موضعی محکم و جدی اتخاذ کرده است. جدیتی که با گذر زمان و مشخص شدن ابعاد مخفی و لایه‌های پنهانی فتنه 88 ضرورت و درستی آن بیش از پیش برای آحاد ملت ایران و دوستداران انقلاب اسلامی روشن شده است و بی‌شک در آینده دور و نزدیک، روشن‌تر نیز خواهد شد.
تنها در یک نمونه اخیر، «مایکل لدین» مشاور اسبق شورای امنیت ملی آمریکا از ارتباط مستقیم جنبش سبز(فتنه) با آمریکا پرده برداشت و گفت: دولت آمریکا رسماً با سران فتنه در ارتباط بوده است. وی از ارسال نامه‌ای رسمی با مهر وزارت امورخارجه آمریکا برای فتنه‌گران خبر داد. نامه‌ای که به گفته او فتنه‌گران در تاریخ 30 نوامبر 2009 (9 آذر 1388) به آن پاسخ داده‌اند. پاسخی که نویسندگانش، نظام جمهوری اسلامی را با الفاظی نظیر «خشن» و «دیکتاتوری» توصیف کرده و فشار بیشتر غرب به نظام جمهوری اسلامی و حمایت کاخ سفید از آشوب‌های خیابانی را خواستار شده بودند.
اما هنوز زمانی طولانی از این افشاگری نگذشته که هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا در آن زمان و نامزد انتخاباتی دموکرات‌ها در این روزها، در یک جلسه تبلیغاتی که در اندیشکده بروکینگز برگزار شده است، از عدم حمایت همه‌جانبه آمریکا از جریان فتنه در سال 88 ابراز ندامت و پشیمانی کرده و اضافه می‌کند، آمریکا باید در آن زمان بیشتر از آشوب‌ در چند خیابان تهران حمایت می‌کرد. کلینتون در ادامه برنامه اصلی خود در قبال ایران را، سرمایه‌گذاری بر روی اعتراضات و شورش‌های مدنی عنوان کرده و تأکید می‌کند، توافق هسته‌ای بخشی از یک راهبرد بزرگ‌تر در قبال ایران است که به تغییر در ایران خواهد انجامید.
سخنانی که نشان می‌دهد، نه‌تنها آمریکایی‌ها از دشمنی با ملت ایران دست نکشیده‌اند، بلکه همواره به‌دنبال طراحی توطئه‌هایی تازه برای درهم شکستن انقلاب اسلامی ایران و بی اثر کردن الگوی اسلامی و ایرانی برآمده از انقلاب مردم ایران هستند. این جملات که کلینتون در یک میتینگ انتخاباتی بیان کرده است، عمق راهبرد آمریکا در دشمنی با انقلاب اسلامی و سرمایه‌گذاری آنان بر روی افراد معاند و گاه غافل و ساده‌اندیش در داخل ایران را نمایان می‌‌کند و این زنگ خطر را به صدا درمی‌آورد که تسامح و تساهل در برابر جریان فتنه می‌تواند راه را برای دشمن باز ‌کند؛ راهی که اگر در سایه غفلت مسئولان گشوده شود، کشور را بار دیگر، اسیر گرداب فتنه‌ها و توطئه‌ها خواهد کرد. عقل سلیم‌ با شاهد گرفتن گفته‌های خانم کلینتون حکم می‌کند که نباید چشم را بر ظلم‌هایی که در فتنه 88 بر مردم و نظام رفت، بست؛ چرا که سخنان نامزد انتخابات آینده ریاست‌جمهوری آمریکا مصداق بارز این کلام رهبر انقلاب است که فرمودند: گناه نابخشودی فتنه‌گران امیدوار کردن دشمن بود. امیدواری که موجب شده است همچنان سران آمریکا برای نیل به اهداف‌شان چشم امید به فتنه و سران فتنه داشته باشند. این موضوع در اوضاع کنونی که در آستانه انتخابات اسفند ماه قرار داریم، بیش از پیش اهمیت می‌یابد؛ زیرا انتخابات یکی از آن بزنگاه‌هایی است که دشمن همیشه حساب ویژه بر روی آن باز کرده است تا به واسطه آن به مقاصدی، چون رخنه به داخل کشور، ایجاد چند دستگی، فتنه‌انگیزی، وارد کردن افراد خاص به دستگاه‌های تصمیم‌گیر و... دست‌یابد که البته این بار نیز با هوشیاری ملت تیر دشمن به سنگ خواهد خورد.


نگاه دو
علیرضا جلالیان

تهدیدی که می‌تواند به فرصت تبدیل شود!
در 17 اسفند سال 1390 بود که رهبر حکیم انقلاب اسلامی با درک صحیح و دوراندیشی از آثار و تبعات فضای مجازی که روزبه‌روز در حال گسترش بود و در شرایطی که این حوزه مهم و حساس در کش‌وقوس مسائل سیاسی مورد غفلت واقع شده بود، دستور تشکیل شورای‌عالی فضای مجازی را صادر کردند. تشکیل شورایی که ریاست آن برعهده رئیس‌جمهور کشور بود و رؤسای قوا و مدیران ارشد نظام در آن شرکت داشتند، حکایت از آن داشت که مقام معظم رهبری، درباره مسئله مهمی دغدغه پیدا کرده‌اند که در آینده نزدیک همه حوزه‌های علمی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به آن گره خواهد خورد. ایشان در همان مقطع تأکید کردند: «آثار چشمگیر شبکه جهانی اینترنت در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی، لزوم برنامه‌ریزی و هماهنگی به‌منظور صیانت از آسیب‌های ناشی از آن و بهره‌گیری حداکثری از فرصت‌ها، از ضرورت‌های اصلی تشکیل شورای عالی فضای مجازی است.»
هفته گذشته و پس از گذشت سه سال‌ونیم از تشکیل این شورا، رهبر معظم انقلاب اعضای جدید شورا را معرفی کردند و بار دیگر بر اهمیت این شورا در رویارویی هوشمندانه و مقتدرانه با تحولات این عرصه و سیاست‌گذاری، مدیریت کلان و برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری‌های لازم و بهنگام و نظارت و رصد کارآمد و روزآمد در فضای مجازی تأکید کردند و متعاقب آن هم رئیس و اعضای شورا با معظم‌له دیدار کردند تا از نزدیک با زوایای دغدغه ایشان آشنا شوند.
یکی از مسائل مهمی که در این دیدار مورد انتقاد رهبر انقلاب قرار گرفت؛ وجود انفعال در عرصه فضای مجازی بود؛ چراکه موج شتابان گسترش فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی افکار و اذهان بسیاری را چنان مقهور خود کرده که موضع انفعالی گرفته‌اند و معتقدند هیچ اقدامی نمی‌توان در برابر آن انجام داد؛ حال آنکه برای مقابله با کارکرد دشمنانه این رسانه راه‌های طی‌نشده‌ای وجود دارد که می‌توان از آن استفاده کرد و با رویارویی هوشمندانه از فضا و ظرفیت ایجادشده برای اهداف فرهنگی خود بهره برد.
واقعیت این است که استعدادهای فراوانی در میان جوانان خلاق و مبتکر کشور وجود دارد که باید با شناسایی و جهت‌دهی آنها و فراهم آوردن زمینه حضور فعال‌شان در عرصه فضای مجازی از حالت انفعال خارج شویم و به‌سمت پیشتازی در این عرصه حرکت کنیم.
بسترهای سخت‌افزاری با هر هدفی که دولت‌های غربی و دشمنان ما از آن داشته باشند، فراهم شده است. حال هنر ماست که چگونه از این موقعیت استفاده بهینه کنیم. البته، به یُمن حضور جوانان باانگیزه و بانشاط و معتقد به اسلام و آرمان‌های انقلاب در این زمینه، به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی حرکت‌های خوبی شروع شده است، تا جایی که چندی پیش یکی از مقامات رژیم صهیونیستی اذعان کرده بود که ما برخی شبکه‌های اجتماعی را برای اثرگذاری بر ذهن و فکر جوانان ایرانی به‌راه انداختیم، اما امروزه شاهدیم که آنها از این بستر برای تبلیغ و گسترش ارزش‌های دینی و فرهنگی خود استفاده می‌کنند.
با توجه به آنچه گفته شد و قابلیت‌ها و ظرفیت‌های موجود در این دنیای جدید، به نظر می‌رسد، باید موارد زیر مورد توجه جدی قرار گیرد:
۱ـ در گام اول، با سیاست‌گذاری صحیح و اقدامات هماهنگ از فرصت پیش‌آمده بهره‌برداری صحیح به‌عمل آید و سازوکارهای نقش‌آفرینی بیشتر و به تعبیر رهبر معظم انقلاب حضور مقتدرانه در این عرصه را فراهم آوریم.
2ـ با توجه به منابع ارزشمند فرهنگ غنی اسلام و ارزش‌های متعالی آن، نسبت به تولید محتواهای مناسب و متقن و در عین‌حال، جذاب برای تقویت باورهای جوانان و مقابله با تلاش دشمنان برای تغییر در سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی اقدام کنیم.
۳ـ برای ارتقای سطح سواد رسانه‌ای جامعه و آشنایی بیشتر آنان با تهدیدها و فرصت‌های فضای مجازی به‌منظور تقویت بینش عمومی به مقوله‌های نوظهور در عرضه فضای مجازی بیش از پیش تلاش کنیم.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

نگاهی به وضعیت آموزشی و تربیتی در آستانه سال تحصیلی جدید
بزرگ‌ترین سرمایه تولید سرمایه
سید فخرالدین موسوی

اول مهر ماه، هرساله آغاز تازه‌ای برای کشور ماست، روزی که زنگ آغاز سال تحصیلی جدید در مدارس سراسر کشور به صدا در می‌آید تا جوانان و نوجوانان عزیز ایران اسلامی تلاش تازه خود در راه کسب علم و دانش و اخلاق را از سر بگیرند. اتفاقی که یک فرصت بی‌نظیر دیگر، برای تربیت نسلی مؤمن، آگاه، قانونمند و ماهر در زندگی اجتماعی را در اختیار نظام آموزشی و تربیتی کشور قرار می‌دهد.
به همین بهانه در متن پیش رو تلاش کردیم، این نکته را زیر ذره‌بین ببریم که نظام آموزشی ما چقدر از فرصتی که در اختیار دارد، بهره می‌جوید و آیا نظام آموزشی ـ تربیتی موجود توان تربیت نسلی این‌چنین را دارد؟
رهبر معظم انقلاب مهرماه سال گذشته در حکم آغاز دوره جدید شورای انقلاب فرهنگی از شرایط آموزشی و تربیتی کشور گله کردند و فرمودند: «مهندسی فرهنگی و موضوع تحول و نوسازی در نظام آموزشی و علمی کشور، اعم از آموزش عالی و آموزش و پرورش و نیز تحول در علوم انسانی که در دوره‌های گذشته نیز مورد تأکید بوده است، هنوز به سرانجام مطلوب نرسیده است، به تعویق افتادن این امور خسارت بزرگی متوجه انقلاب اسلامی خواهد کرد؛ لذا باید این امور جدی‌تر گرفته شده و با یک بازنگری و برنامه‌ریزی جدید طی مدت زمان معقول و ممکن به سرانجام خود برسد.» این سخنان به‌وضوح نشان می‌دهد، پاسخ موضوعات مطرح‌شده منفی است و وضعیت موجود نظام آموزشی ـ تربیتی کشور پاسخگوی نیازها نیست و ضعف‌های عمده‌ای دارد که در ادامه به آن پرداخته می‌شود.

ضعف‌های نظام آموزشی و تربیتی
آموزش و پرورشی که هم‌اکنون در کشور حاکم است، به‌لحاظ ساختاری و بنیانی موروث نظامی بوده که به دست ما رسیده و با وجود تلاش‌های انجام‌شده، هنوز تحول ساختاری و محتوایی مناسبی با نظام اسلامی پیدا نکرده است. هرگاه هم که به‌سمت تحول در آموزش و پرورش حرکت کرده‌ایم، بیش از اینکه به محتوا توجه کنیم، دست به اقدامات ساختاری زده‌ایم؛ تغییراتی که آنها هم حتی تابع یک برنامه هدفمند و مدون نبوده است، بلکه مسئولان در دوره‌های مختلف با توجه به شرایط و دیدگاه‌های خود، دست به آزمون و خطا زده‌اند.
نظام آموزشی حال حاضر از لحاظ روش‌های تدریس نیز، اشتباهات راهبردی دارد؛ چراکه حافظه‌‌محور است، درحالی‌که باید بر خلاقیت و مهارت مبتنی باشد.
آموزش و پرورش باید به‌دنبال آموزش زیست صحیح به آینده‌سازان کشور باشد، اما در حال ترویج حفظیات فرار است که این مسئله سبب شده است آموزش و پرورش ما در پاسخگویی به نیازهای واقعی کشور ناتوان باشد. به شکلی که دانش‌آموزان ما پس از پایان سال‌ها حضور خود در مدارس، مهارت‌های لازم برای خوب زیستن و درست عمل کردن را ندارند.
البته برای تحول، چالش‌های دیگری نیز فراروی آموزش و پرورش هست که مهم‌ترین آنها درک و شناخت نادرست از فلسفه آموزش و پرورش، شناخت نادرست از محیط داخلی و محیط بین‌المللی و نشناختن نیازهای نظام تعلیم و تربیت کشور است. از سویی دیگر، نگاه سنتی و ایستا، نبود انگیزه و زیرساخت‌های لازم برای ایجاد انگیزه، سر راه تحول نظام آموزش و پرورش ما قرار دارد.
همچنین مشکلات فکری، معیشتی و منزلتی معلمان، کمبود امکانات و تجهیزات، کمبود نیروی انسانی و فضاهای مناسب، نبود سازوکار‌های مدرن و کمبود دستگاه‌های رایانه‌‌ای و الکترونیک که به‌نوعی از ابزارهای کمک‌آموزشی محسوب می‌شود و جریان آموزش و تربیت را پویاتر و پرنشاط‌تر می‌کند، از دیگر مشکلات فراروی تحول اساسی در آموزش و پرورش است. البته مسائل درونی و بیرونی دیگری نیز می‌تواند از حمله چالش‌های آموزش و پرورش باشد که پرداختن به آنها مجال گسترده و حوصله فراوانی را می‌طلبد.

معنای تحول در آموزش و پرورش
آموزش و پرورش یک دستگاه مولد و بدون تردید از اصلی‌ترین زیرساخت‌های توسعه پایدار محسوب می‌شود.
تحول در آموزش و پرورش را باید از ابعاد مختلفی بررسی کرد و مورد توجه قرار داد. در حقیقت، هم محتوای آموزش و پرورش را باید متحول کرد و هم قالب‌ها و ساختارهای نظام آموزشی را باید دگرگون نمود. همچنین، نظام تربیت معلم و شیوه‌های تدریس نیز از مواردی هستند که بدون توجه به آنها تحقق تحول در آموزش و پرورش به سرمنزل مقصود نمی‌رسد.
تحول بنیادین، به معنای تحول در همه اجزای تشکیل‌دهنده نظام تعلیم و تربیت است. نه‌تنها در فلسفه وجودی و نه‌تنها در ساختار، بلکه باید در مدیریت‌ها، روش‌ها، فناوری، معلم، کتاب درسی، نکته‌های تعلیم و تربیتی، شیوه‌های ارزشیابی، نوع مدرسه‌داری و در یک جمله در تمامی مؤلفه‌های تشکیل‌دهنده نظام تعلیم و تربیت تحول اتفاق بیفتد. بدیهی است، هرقدر به‌دنبال تحول بنیادی‌تر و ریشه‌ای‌تر باشیم، باید مبنایی‌تر فعالیت کنیم و به‌سراغ مبانی فکری و نظری‌ آن برویم. برای ایجاد چنین تحولی در آموزش و پرورش، باید مشخص کنیم که این تحول از کجا آغاز می‌شود، در چه مسیری حرکت می‌کند، به کجا می‌رسد یا به کجا باید برسد.
مسئله دیگر در مسیر تحول آموزش و پرورش، مسئله ساختار آن است.
علیرضا احمدی، وزیر آموزش و پرورش دولت نهم در این‌باره می‌گوید: «ساختار آموزش و پرورش از معیوب‌ترین ساختارهاست. این چه ساختار غلطی است که مسئولیت تدوین کتاب برعهده یک سازمان، وظیفه احداث مدرسه برعهده سازمانی دیگر، تربیت معلم برعهده مراکز تربیت معلم و مسئولیت مدرسه‌داری برعهده استان‌ها و معاونت آموزشی و مسئولیت پرورشی برعهده معاونت پرورشی است. ساختار تقسیم کار در آموزش و پرورش، از اساس غلط است. شما می‌بینید که آن چیزی که در کتاب درسی اتفاق می‌افتد، معاونت آموزشی از آن خبر ندارد و یا آنچه که معاونت آموزشی انجام می‌دهد، معاونت پرورشی از آن بی‌خبر است. آن‌چیزی را هم که معاون پرورشی و معاون آموزشی به آن نیاز دارند و باید در دسترس باشد، معاون نوسازی مدارس از آن بی‌خبر است.»

از آموزش و پرورش چه می‌خواهیم؟
نکته چهارم این است که از آموزش و پرورش انتظار داریم دانش‌آموزی که می‌خواهد به جامعه تحویل دهد، باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد و به تعبیر دیگر، خروجی این آموزش و پرورش باید چگونه باشد؟ آیا ما متخصص فیزیک، شیمی، ریاضی و... می‌خواهیم؟ روشن است که آموزش و پرورش چنین کاری را انجام نمی‌دهد و دوره عمومی تعلیم و تربیت ما محسوب می‌شود. ما در این زمینه نیازمند دقت‌نظر و تجدیدنظر هستیم تا این نظام آموزشی بتواند انتظارات زیر را برآورده کند:
1ـ دانش‌آموزان وقتی از این نظام آموزشی خارج می‌شوند، باید فضای اخلاقی را کسب کرده باشند و مسئولیت‌های خودشان را در برابر خدا، خود، خانواده، جامعه و... فرا گرفته باشند.
2ـ باید آمادگی پیدا کرده باشند تا بتوانند زندگی مستقل خانوادگی تشکیل دهند، یعنی طوری تربیت شده باشند که وقتی زندگی مستقل خانوادگی تشکیل می‌دهند، یک خانواده سالم و باصلاحیت ایجاد شود. بیشتر بحران‌هایی که ما در حال حاضر درباره زندگی خانوادگی در ایران داریم، به عقیده نگارنده به این دلیل است که جوانان ما به‌موقع آموزش‌های لازم زندگی خانوادگی را ندیده‌اند.
3ـ اینکه افراد بتوانند یک حضور مسئولانه در جامعه داشته باشند، یعنی نسبت به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند، حالت بی‌تفاوتی و رخوت نباشد. حضور مسئولانه در عرصه ساختن جامعه و مشارکت سیاسی و مسائلی از این قبیل را داشته باشند.
4ـ استعداد شغلی افراد تحت آموزش مشخص شده باشد. اینکه چه کسی به درد چه حرفه‌ای می‌خورد و آیا می‌تواند حرفه‌های عملی را انجام دهد یا باید در حوزه مباحث نظری وارد شود.
۵ـ اگر این شخص استعداد علمی بالایی دارد و می‌تواند به‌سمت آموزش‌ عالی برود، آن استعداد علمی‌اش در چه رشته دانشگاهی باید ادامه پیدا کند، این هم در آموزش و پرورش باید مشخص شده باشد.
این پنج مؤلفه مهم است و باید در خروجی آموزش و پرورش دیده شود، که برای دستیابی به آنها توجه به یک امر ضروری است:
هدف ما در آن تربیت کلی اسلامی، تربیت انسان مؤمن با عمل صالح است و نیز تربیت یک جامعه متعالی، یا به تعبیر دیگر تربیت انسان موحد و جامعه توحیدی است. آموزش و پرورش باید از فرایند و نظامی برخوردار باشد که بتواند انسان مؤمن در اختیار جامعه قرار دهد و برای تحقق چنین نظامی ما باید جایگاه آموزش و پرورش را در منظومه کلی تربیت اسلامی ببینیم و آموزش و پرورشی را طراحی کنیم که فلسفه تعلیم ـ تربیتی و برنامه درسی آن از متن اندیشه و تفکر اسلامی استخراج شده و تبیین شود. اگر این‌چنین نشود، ما دچار یک نوع آموزش و پرورش التقاطی و نظایر آن می‌شویم. البته این نکته هم اهمیت دارد که ما وقتی می‌خواهیم چنین مبانی را تدوین کنیم، باید نگاهی هم به نیازهای امروز داشته باشیم؛ یعنی اگر ما به نیازها نگاه نکنیم، گویی در آسمان‌ها سیر می‌کنیم.

نکته آخر
دستیابی به همه آنچه در نوشتار ذکر آن رفت، با وجود سند چشم‌انداز تحول آموزش و پرورش که از سوی مقام معظم رهبری در سال 1392 ابلاغ شده، امکان‌پذیر است؛ به شرط آنکه یک همگرایی جدی بین قوای سه‌گانه کشور، رسانه‌ها، نهادها و ارگان مسئول شکل بگیرد هرچند اداره آموزش و پرورش برعهده وزارتخانه آموزش و پرورش گذاشته شده است، اما تحول بنیادین در نظامم آموزشی و تربیت انسان‌ها و دستیابی به اهدافی، چون تحول در نظام آموزش و پرورش کشور، ارتقای کیفیت نظام تربیت معلم، بهسازی و اعتلای منابع آموزش و پرورش، ایجاد تحول در نظام برنامه‌ریزی آموزشی و درسی، تقویت آداب و مهارت‌های زندگی دانش‌آموزان، اهتمام به تربیت و پرورش، مبتنی‌بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، استقرار نظام جامع رصد، نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت در نظام آموزش و پرورش، استقرار نظام جامع رصد، نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت در نظام آموزش و پرورش و... که در سند تحول درنظر گرفته شده است، فراتر از یک وزارتخانه است.
این اهداف به‌تنهایی با فعالیت آموزش و پرورش امکان‌پذیر نیست؛ چراکه بخش‌هایی از آن در آموزش و پرورش اتفاق می‌افتد، بخش‌های دیگری از آن در نهادهای دیگر شکل می‌گیرد. ضمن اینکه یک سری نهادهای فرهنگی و تربیتی که جدای از سازمان آموزش و پرورش هستند، باید هم‌راستای آن باشند. برنامه‌های صداوسیما باید با برنامه‌های آموزش و پرورش هم‌راستا، هماهنگ و هم‌افزا باشد. ما وقتی که در قبال تهاجم فرهنگی دشمن قرار گرفتیم، باید دیگر ارگان‌ها هم در کنار آموزش و پرورش به مقاومت و ایستادگی در قبال این پدیده رسانه‌ای و فناورانه بپردازند. ما باید برنامه جامعی برای مصونیت‌بخشی فرزندان‌مان در مقابل تهاجم فرهنگی دشمن تعریف بکنیم و بعد یک تقسیم کار در سطح ملی انجام بدهیم و هر بخش را به مسئول مرتبطش واگذار کنیم. ما در شرایطی قرار داریم که مدرسه از محیط پیرامون خودش تأثیر می‌پذیرد و تأثیر می‌گذارد و اگر این محیط پیرامون را نهادهای فرهنگی دیگر مدیریت نکنند، آسیب‌های اجتماعی پیرامون مدرسه، فعالیت‌های مدرسه را تخریب می‌کند. موضعی که ادامه آن همان‌گونه که مقام معظم رهبری فرمودند، خسارات جبران‌ناپذیری را برای ایران اسلامی به‌همراه می‌آورد. ان‌شاءلله که با تلاش مستمر و همگانی، راه را بر این خسارات ببندیم.در این میان، آموزش و پرورش بزرگ‌ترین سرمایه و تولیدکننده سرمایه برای نظام است که باید دست طمع‌ورزان از آن کوتاه شود تا این سازمان راهبردی در مسیر و در خدمت اهداف متعالی نظام اسلامی قرار گیرد.


نیم نگاه
فتح الله پریشان

سناریوی نفوذ و لایه­ های متداخل!
محصول 23 ماه مذاکره نفس‌گیر هسته‌ای میان ایران و گروه ۵+۱ توافقی شد که در فرصت بررسی‌های داخلی در کشورهای طرف مذاکره، آرام‌آرام لایه‌های زیرین چالش‌ها و مشکلاتش رخ عیان کرده و با تحلیل‌ها و اظهارنظرهای متفاوت و گاه متناقض ـ هم در بین مسئولان مختلف ایرانی و هم بین مسئولان غربی و آمریکایی ـ روبه‌رو شده است. رونمایی از این تناقض‌ها و به تعبیر مقام معظم رهبری بد سخن گفتن مقامات آمریکایی از توافق و همچنین، پیوند خوردن مسئله هسته‌ای ایران به سرنوشت آینده کشور در حوزه حاکمیتی و استقلال نظام اسلامی، شناخت ابعاد این مسئله و بازخوانی و وزن‌کشی مجدد داده‌ها و ستانده‌ها در این حوزه را ضروری کرده است. مقام معظم رهبری بررسی دقیق آن در مسیرهای قانونی پیش‌بینی‌شده را در راستای همین اهمیت و ضرورت به مسئولان تأکید کردند و در دیدار اخیرشان از دولت خواستند بررسی برجام از سوی مجلس نادیده گرفته نشود.
رمزگشایی مقام معظم رهبری از سناریوی جدید آمریکا در قبال ایران پس از توافق برجام که در جمع اعضای مجمع جهانی اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و اتحادیه رادیو و تلویزیون‌های جهان اسلام صورت گرفت، به‌زودی درستی راهبرد متخذه را با اعلام‌نظرات غربی‌ها و مقامات آمریکایی به اثبات رساند. آمریکایی‌ها در گروهی از رئیس‌جمهور گرفته تا اتاق‌های فکر و مراکز مطالعاتی و رسانه‌ای در توجیه برجام برای مصرف داخلی‌شان پرده از روی دیگر خباثت‌ها و شیطنت‌های پایان‌ناپذیرشان برداشتند و گفتند: اساساً مذاکره هسته‌ای با ایران، دست‌های آمریکا برای حمله نظامی در آینده را به‌واسطه ارزیابی‌هایی که در اثر گشایش باب مذاکره و بازرسی‌ها از توانمندی‌ها و داشته‌های ایران به‌دست می‌دهد، باز می‌کند. اوباما به‌صراحت از گشایش­های اقتصادی و اعطای مجوزهای متعدد به شرکت‌های آمریکایی که سراسیمه و به‌صورت هجومی با پیوست فرهنگ آمریکایی به ایران سرازیر شده و ذائقه اقتصادی و تجاری ایرانی‌ها را تغییر خواهند داد، صحبت کرد. از ورود شرکت مک‌دونالد به‌مثابه آینه تمام‌نمای فرهنگ آمریکایی به مشتاقان ایرانی‌اش سخن گفت و جان کری از تقاضای رو به رشد جوانان ایران برای خرید آخرین مدل از گوشی‌های هوشمند، زمینه نفوذ‌پذیری آنها را نتیجه گرفت و از تلاش پنهان شبکه‌های مجازی برای فرهنگ‌زدایی و جایگزینی فرهنگ و ارزش‌های آمریکایی در فاصله‌ای 15 تا 20 ساله که زمان قراردادها در برجام و نماد رفتن و برآمدن نسلی در ایران است، پرده برداشت.
اگر از بررسی کدها و نشانگان آشکار که بیشتر در بیان مقامات و رسانه‌های غربی و آمریکایی به‌وفور آمده است، بگذریم، بدون تردید برنامه‌ای که آنها با تغییر دکترین تقابل در پایان دوره بوش کوچک و با ملاحظه ناکامی و شکست همه راه‌های خشونت‌محور وی به راهبرد تعامل فعال با ایران رسیدند و اوباما مأمور به اجرای آن شد، از لایه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و حتی زیست‌محیطی و بیوتروریسمی هم برخوردار است.
این شواهد و قرائن نقد حاکی از طراحی راهبرد نفوذ آمریکایی‌ها به ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشورمان و بازمهندسی تغییر رژیم جمهوری اسلامی ایران در بلندمدت، امروز در داخل ایران در مقابل دیدگاهی قرار دارد که با نشانگان نسیه مبتنی‌بر وعده و وعیدهای توخالی آمریکایی‌ها و غربی‌ها معتقد است، راهبرد آمریکایی‌ها درباره ایران به کلی تغییر کرده و حتی دیگر باید خود را برای زیست در ایامی آماده کرد که در آن از استکبار و سلطه‌گری و تبعاً از استبکارستیزی هم خبری نیست.
درحالی‌که هم سابقه آمریکا و لاحقه و خروجی امروز اتاق‌های فکر آمریکایی نشان می‌دهد، دست برداشتن آمریکا از سیاست‌های استکباری، مانند توبه حیوان درنده‌ای است که درندگی در خون و خوی آن است. اگر آمریکایی‌ها امروز به سیاست و راهبرد تغییر ابزار و شیوه رویارویی با ایران رسیده‌اند، تنها از روی استیصال و ناتوانی است و می‌خواهند از بستر مذاکره هسته‌ای استفاده و ایران اسلامی و انقلابی را در میان‌مدت از مؤلفه‌ها و عناصر قدرت ملی‌اش تهی کنند و از اوج الهام‌بخش برای سایر ملت‌ها به زیر بکشند.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(83)

تداوم قحطی با تداوم حضور دشمن
داناتو درباره قحطی در همدان می‌نویسد: «آنها محصول در حال رشد گندم و جو را تخریب کرده و غله‌ای را هم که نمی‌توانستند مصرف کنند یا ببرند، بی‌دلیل نابود کردند. محصول همدان حدوداً تا هفته اول ژوئیه برای برداشت آماده نیست. ازاین‌رو، در ماه می (خرداد ماه)، انگلیسی‌ها حدود نود روز با مشکل تغذیه جمعیتی گرسنه روبه‌رو بودند. آنها مجبور نبودند چنین کنند، اما شفقت و تدبیر دست‌به‌دست هم داد تا ضرورت مبارزه با اهریمن کمبود غذا که به‌سرعت از جمعیت می‌کاست، رخ نماید.» وی در توصیف اوضاع در طول راه شش مایلی کرند تا کرمانشاه می‌نویسد: «ترک‌ها و روس‌ها زمین‌ها را به‌کلی لخت کرده‌اند و اکنون این مناطق در آستانه قحطی قرار دارند.» او می‌افزاید: «میان روش‌های این مهاجمان پیاپی، شباهت‌های فراوانی وجود دارد. آنها بی‌آنکه پولی بدهند، بی‌شرمانه آنچه می‌خواستند تصرف می‌کردند و آنچه را هم که نمی‌خواستند مصرف کنند یا ببرند، تخریب می‌کردند. چون بذری وجود نداشته است، لاجرم چیزی هم کاشته نشده است. بسیاری از زارعان از ترس جان گریخته‌اند؛ آنهایی که در این منطقه جنگ‌زده مانده‌اند، از گرسنگی رو به مرگند. مزرعه‌ای که به دلیل حاصلخیزی‌اش مورد توجه است، متروک و وامانده افتاده است؛ از آغاز توفان جنگ، هیچ شخمی به آن زده نشده و شیارهای خالی‌افتاده آن گاه‌به‌گاه پاتوق کلاغ‌های سرگردانی می‌شود که مذبوحانه تلاش می‌کنند قوت لایموتی به‌دست آورند.»
سایکس مدعی است، قحطی درحقیقت به دلیل اعمال روس‌ها به هنگام خروج از ایران به‌وجود آمده است. وی می‌گوید: «روس‌ها پیش از ترک سنگرهای‌شان، مهمات و تجهیزات خود را به ترک‌ها فروخته و سپس راهی شمال می‌شدند و بر سر راه خود برای تأمین غذا و سوخت، خانه‌ها را غارت و ویران می‌کردند.» از آنجا که ترک‌ها در مارس ۱۹۱۷ ایران را ترک گفته‌اند، سخت می‌توان دریافت که چگونه روس‌ها تجهیزات و سلاح خود را به آنها فروخته‌اند. افزون‌براین، باید گفت، دولت بلشویکی روس اعلام کرده بود که در جنگ بی‌طرف است و با این شیوه کناره‌گیری کرده است. حال آیا با این گفته معقول است که سربازان روسی تجهیزات خود را به دشمن خود در جنگ (عثمانی‌ها و ترک‌ها) که قطعاً در جنگ از روس‌ها کشته‌هایی نیز گرفته بودند؛ بفروشند. اگر قصد فروشی هم داشتند، آیا انگلستان متحد روسیه (پیش از انقلاب بلشویکی) به سربازان روسی نزدیک‌تر بوده یا ترک‌ها؟
پرواضح است که چنین ادعاهایی اساساً پوچ و بی‌ارزش است و تلاشی است بی‌نتیجه برای فرافکنی و مقصرتراشی برای اتفاقات ایران، وگرنه اسناد تاریخی مستدل و متقن فراوانی درباره خرید و انبار غله ایرانی‌ها از سوی انگلیسی‌ها و تجهیز و به جان مردم انداختن سربازان روسی باقی مانده در ایران، مهاجران طایفه جلو، خرید انبوه آذوقه مصرفی ایرانیان و تخریب و آتش زدن اموال عمومی و مزارع کشت و زرع بی‌شمار وجود دارد که دولت انگلستان نمی‌تواند منکر آنها شود.
در شماره‌های اخیر اشاره شد که بیشترین قحطی و تلفات ناشی از آن بین سال‌های ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۹، یعنی پس از خروج قوای روس از کشور و همزمانی آن با هجوم بیش از پیش قوای انگلیسی به مناطق جنوبی و مرکزی ایران و همچنین، تصرف شهرهای شمالی و شمال شرقی ایران، روی داد. در ادامه بحث به دلایل حمله انگلیسی‌ها به شمال ایران و تصرف آن خواهیم پرداخت.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

جریان شناسی گروه های مخالف نظام اسلامی 22
حسین عبداللهی فر

نقش جریان ملی‌گرا در فتنه 88
از جریان ملی‌گرا، دو گروه ملی ـ مذهبی و گروه سلطنت‌طلب نقش بیشتری در فتنه 88 داشتند. در این شماره به ائتلاف «ملی ـ‌ مذهبی‌ها» و نهضت آزادی از مهم‌ترین احزاب عضو این ائتلاف اشاره می‌شود.
نقش ائتلاف ملی ـ مذهبی‌ها در فتنه 88
ائتلاف ملی ـ مذهبی­ ها در فتنه 88 نقش­ه ای زیر را برعهده داشت:
۱ـ حمایت به جای تحریم: سیاست مخالفان نظام که در ابتدا تحریم انتخابات با ادعای نبود امکانات مساوی برای نامزد اصلاح‌طلبان بود، در یک موضع آشکار به حمایت از هر دو نامزد اصلاح‌طلب به‌طور علی ­السویه پرداخت تا به اختلافات داخلی آنها دامن نزند. بیانیه مشترک خشایار دیهیمی و بابک احمدی در همین‌باره مؤید این ادعاست: «ما باید بتوانیم این نیروی اصلی مخالف را شکست بدهیم و آن را به‌عنوان یک مانع از سر راه جنبش آزادیخواهی مردم برداریم. همه می‌دانیم که مشکل فقط شخص احمدی‌نژاد نیست. این در حالی است که آنها درواقع، موسوی را به جهت شانس بیشتر ترجیح داده و درعین‌حال، از سوابق وی در دوران نخست‌وزیری نگران بودند.» (ماهنامه آیین، ش21 «ضرورت دفاع از اصلاح‌طلبی در انتخابات»، ص92)
۲ـ اعلام رسمی حمایت از جنبش سبز: جریان ملی ـ مذهبی با موج سبزی که در ایران در حال گسترش بود، همراهی و از آن حمایت کرد و در ایفای وظایفی در این راستا، به نقش ­آفرینی پرداخت.
۳ـ شرکت در ستاد انتخاباتی مهندس موسوی: علیرضا رجایی، عضو جریان موسوم به ملی ـ مذهبی در گفت‌وگو با قلم‌نیوز (پایگاه اینترنتی راه‌اندازی‌شده از سوی ستاد موسوی) گفت: «مواضع میرحسین موسوی را خوب می‌بینم. او مرد روزهای سخت بوده و موضع خود را با جریان فکری مخالف و به‌طور مشخص جریان راست مرزبندی کرد. وی اظهار داشت: آقای میرحسین دیر اقدام کردند و باید اصلاح‌طلبان و ستادهای انتخاباتی و مجموعه ­هایی که با آقای خاتمی همکاری می‌کنند، در همکاری با آقای موسوی دریغ نکنند (سیدعلی (احسان) گتمیریان، رهنمودهای آقای گروهکی به هواداران خاتمی، سایت موج مرده، ۲۴/۱/۱۳۸۸).
۴ـ ملاقات و دیدارهای علنی و خصوصی با موسوی: سحابی، توسلی، بسته‌نگار و رفیعی از سوی شورای فعالان مذهبی به جلسه سخنرانی موسوی دعوت شدند.
۵ـ تشویق به اغتشاش: هدف جنبش سبز بسط شیوه‌های دموکراتیک و مخالفت با خشونت و عدم سازشکاری در راه رسیدن به اهداف است.
۶ـ تئوری‌پردازی به‌منظور راه‌اندازی جنبش اجتماعی: جامعه‌شناسان این جریان، نظیر غلام‌عباس توسلی و علیرضا رجایی هستند که به‌طور مستمر در ویژه‌نامه‌های روزنامه «اعتماد» اقدام به درج مقاله می‌کنند.
۷ـ خط‌‌‌دهی به سران فتنه: شورای غیرقانونی فعالان ملی ـ مذهبی با صدور اطلاعیه‌ای به آسیب‌شناسی روند فعالیت جنبش سبز پرداخت و به موارد زیر به‌عنوان نقطه ضعف آن اشاره کرد:
۱ـ عدم تدوین اسناد مورد توافق؛ ۲ـ ضعف در همراه‌سازی قشرهای پایین جامعه؛ ۳ـ ضعف‌های تاکتیکی و ضعف در ساختار و ساماندهی؛ ۴ـ فقدان برنامه‌ریزی و اهداف مدون مشترک؛ ۵ـ عدم امکان برنامه‌ریزی فراگیر در جنبش سبز؛ ۶ـ عدم موفقیت در همراه‌سازی اقشار کم‌درآمد و فقیر جامعه؛ ۷ـ فقدان مشی شورایی برای اتخاذ تصمیمات؛ ۸ـ عدم وجود تشکیلات منسجم؛ ۹ـ فقدان هسته‌های تشکیلاتی برای تغذیه فعالان جنبش؛ ۱۰ـ کمبود منابع و فقدان سیستم تأمین منابع؛ ۱۱ـ فقدان سخنگوی رسمی؛ ۱۲ـ تکیه بر ابتکارات فردی و... (خبرآنلاین 15 بهمن 1389).
۸ـ ملاقات با بازداشت‌شدگان پس از آزادی: ابراهیم یزدی، یکی از اولین کسانی بود که با محمد قوچانی دیدار کرد.
نقش نهضت آزادی در فتنه 88
افزون‌براین، نهضت آزادی که از یک سو منتسب به ملی ـ مذهبی‌ها و از سوی دیگر، نماد التقاط راست­گرا به‌شمار می‌آید، نقش مضاعفی در کلیه مراحل فتنه برعهده داشت که دلایل آن عبارت است از:
۱ـ حضور در داخل کشور؛
۲ـ ارتباط نزدیک با گروه‌های داخل قدرت؛
۳ـ فعالیت در برخی ستادهای انتخاباتی؛
۴ـ انجام وظیفه هماهنگی با خارج از کشور و... .
این گروه در این انتخابات برخلاف دوره‌های گذشته به‌صورت فعال شرکت کرده و با حمایت از موسوی و کروبی انتظار خود را از این افراد، انجام تغییرات اساسی در کشور مطرح کرد. درباره مواضع و اقدامات نهضت آزادی در دو سال پیش از انتخابات ۸۸ می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
مواضع نهضت آزادی پس از سفر سه‌ماهه ابراهیم یزدی به آمریکا (از30 بهمن 86 تا 5 خرداد 87) شکل تندتری به خود گرفت؛ به‌گونه ­ای‌که پس از سال­ها در جلسات دفتر سیاسی گروهک، «استراتژی براندازی نظام» به‌صراحت مطرح و با قید «مسالمت‌آمیزی» که یزدی به آن اضافه می‌کند که تداعی همان براندازی نرم است، تصویب می‌شود.
ابراهیم یزدی پس از بازگشت از آمریکا با جسارت، ارکان اصلی نظام را هدف قرار داده و راهبرد حمله به «ولایت‌فقیه» را با هدف هنجارشکنی در برابر مقدسات نظام، در دستور کار خود قرار داد. وی در مصاحبه ­ای عنوان کرد: «الآن زمان آن است که عملکرد نظام مبتنی‌بر نظام ولایت‌فقیه را مورد ارزیابی قرار بدهیم. ما معتقدیم، مشکل اساسی ایران در سیستم ولایت‌فقیه است.» (مؤسسه خبرگزاری فارس، دادگاه هشتادوهشت، ص158)
سازمان مجاهدین انقلاب از سران گروهک نهضت آزادی برای شرکت و سخنرانی در کنگره دوازدهم خود دعوت کرد و ابراهیم یزدی در جلسه هفتگی تشکیلاتی خود در این‌باره اظهار داشت: «بنده به کنگره دعوت شده بودم و پیام هم دادم و در جلسه نیز قرائت شد و باید ما از گذشته درس بگیریم تا بتوانیم در پیشبرد اصلاحات موفق باشیم.» (همان، ص159)
یزدی درباره پیوند مشترک بین نهضت آزادی با سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت گفته است: «... ما از اینکه گروه‌های سیاسی آرام آرام به واقع‌گرایی نزدیک می‌شوند، خوشحالیم؛ گروه‌هایی که 10 سال پیش مرزبندی خودی و غیرخودی را ابداع کرده بودند، امروز به این نتیجه رسیده‌اند که این مرزبندی‌ها واقع‌بینانه نیست. کارگزاران امروز با 10 سال پیش متفاوتند... زمانی بود که مجاهدین انقلاب اسلامی در وضعیتی نبودند که بتوانند با نهضت آزادی بنشینند، اما در کنگره امسال ما را دعوت کردند و ما هم شرکت کردیم.» (همان)
شاخه جوانان حزب مشارکت نیز از محمد توسلی دعوت کرد که در سالن اجتماعات آن حزب سخنرانی کند. توسلی در سال 86 گفته بود: «... باید روی جریانات سیاسی بیشتر کار شود. برای نمونه، روی مشارکت باید سرمایه گذاری کرد که می‌تواند با گستردگی تأثیرگذار باشد.» (اخوان، ص 139)
در یکی از جلسات هم‌اندیشی جریانات مخالفان نظام که آذرماه سال 86 با میزبانی گروهک نهضت آزادی و حضور نمایندگانی از گروهک غیرقانونی ادوار تحکیم وحدت، دفتر تحکیم، متنفذین ضدانقلاب، عناصر شاخص سیاسی، نظیر عبدالله نوری، انصاری‌راد و... برگزار شد، بر این موضوع تأکید شده بود که مشکل امروز کشور احمدی‌نژاد نبوده، بلکه اصل ولایت‌فقیه است و نوک حمله ما باید به آن سمت باشد. همچنین، در این نشست مطرح شد، در این مسیر باید بعضی از سران نظام را همراه کرد.
نهضت آزادی در فتنه 88 نیز نقش مستقیمی در تحریک نامزدهای اصلاح‌طلبان ایفا کرد. در این راستا، نهضت آزادی پس از جلساتی با مسئولان ستادهای موسوی و کروبی ضمن انجام توافقات همکاری تعدادی از عناصر خود در تهران و شهرستان‌ها را موظف به حضور در ستاد میرحسین موسوی نمود که از این میان می‌توان به حضور «عماد بهاور»، رئیس شاخه جوانان گروهک در ستاد 88 موسوی اشاره کرد که نامبرده نیز تعدادی از عناصر عضو شاخه جوانان را در این ستاد به‌کار گرفته بود. (همان، ص 140)
عماد بهاور، فرزند محمدحسین، مسئول شاخه جوانان گروهک نهضت آزادی و عضو دفتر سیاسی گروه است. نامبرده از سوی نهضت آزادی مأموریت پیدا می ­کند تا به صورت نفوذی از سوی نهضت آزادی در ستاد 88 و کمپین دعوت از موسوی فعال شود و خطوط نهضتی‌ها را به این ستاد منتقل کند. از جمله اقدامات وی، تشکیل ستاد جوانان موسوی در ستاد قیطریه، برگزاری همایش‌های سه‌گانه موج سوم، سازماندهی ستاد 88 در استان‌ها و هماهنگ‌کردن نهضتی‌های استان‌ها با این ستادها و انتشار و توزیع جزوات انتخاباتی است. دیدار اعضای شاخه جوانان نهضت آزادی به همراه امیر خرم، از اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی با قربان بهزادیان‌نژاد، مسئول ستاد انتخاباتی موسوی در راستای همکاری و هماهنگی نهضتی­‌ها با ستاد وی، با هماهنگی متهم مزبور صورت گرفته است. وی در راستای کار تبلیغی هماهنگ و در یک اقدام تشکیلاتی اقدام به تهیه فیلم تبلیغاتی در حمایت از موسوی و کروبی با آرم نهضت آزادی کرده که در تیراژ بالا و حمایت مالی فردی ناشناس منتشر و توزیع می‌شود. (همان، ص 141)
حمایت نهضت آزادی از موسوی از نظر برخی طبیعی بود؛ چراکه اساس فاصله نهضت با موسوی در دوران نخست‌وزیری وی را عارضی و موقتی می­دانند. این افراد در اثبات ادعای خود به سابقه همکاری مهندس میرحسین موسوی با نهضت آزادی در سال­های پیش از انقلاب استناد می­ کنند. در جلد نهم مجموعه اسناد نهضت آزادی دو بار نام وی عنوان شده که افزون‌بر همکاری وی با نهضت آزادی، به وابستگی او به جنبش مسلمانان مبارز نیز اشاره شده است. (نهضت آزادی ایران، صفحاتی از تاریخ، ص2 و3)


آفاق
محمدرضا اسکندری

پروتستانتیسم؛ نظام مذهبی رنسانس
جایگاه کلیسا در اروپا تا دوره رنسانس، بیش از یک نهاد مذهبی و بخشی از جامعه بود. کلیسا در دوره وسطا، اصلی‌ترین عامل تمدن‌ساز و مهد فرهنگ اروپا بود، ولی عمده‌ترین مانع برسر بازگشت کامل به ایده‌‌ها و آرای یونانی در عهد رنسانس به‌شمار می‌آمد. هر چند در بنیادگذاری نظام کلیسایی مسیحی تا سر حد امکان عناصر تحریف شده به پیکره آن تزریق شده بود، اما هنوز التزام به وحی، غیب و عالم قدسی در آن موجود بود و کلیسا با تمام قدرت، از آرمان‌های ساخته دست خویش دفاع می‌کرد.
عامل خارجی زوال کلیسا
این سیطره بی‌چون و چرای کلیسا بر فرهنگ و تمدن اروپا، از نیمه قرون وسطا رو به افول گذاشت که مهم‌ترین عامل خارجی آن، جنگ‌های صلیبی بود. هر چند گویا این جنگ‌ها به فتوای کلیسا آغاز شد، ولی باز شدن درهای جامعه نسبتاً بسته قرون وسطا بر روی یک فرهنگ و تمدن کاملاً منسجم، مانند تمدن مسلمین و نیز شکست‌های نظامی، به‌ویژه درگیری‌های پایانی این سلسله جنگ‌ها به‌شدت اقتدار و نفوذ معنوی ـ فرهنگی کلیسا را خدشه‌دار کرد. هر چند این شکست‌ها، برای کلیسا و تمدن دوره وسطا ناخوشایند بود، ولی برای مخالفان کلیسا و دلدادگان تمدنی غیردینی و طرفداران خروج از حاکمیت کلیسا، یک پیروزی تمدنی مهم به‌شمار می‌آمد. پس جنگ‌های صلیبی از این حیث یک شکست نظامی، اما پیروزی تمدنی برای اروپاییان بود. (۱)
شکست مسیحیان در جنگ‌های صلیبی تردید و حیرتی دیرپا در میان آنها پدید آورد که چرا خدای مسیح اجازه داده است اسلام بر مسیحیت چیرگی یابد. فتح قسطنطنیه به دست ترکان این تردید و حیرت را تجدید کرد. (۲)
عوامل داخلی زوال کلیسا
۱ـ فساد فراگیر کلیسا
مهم‌ترین زمینه و انگیزه برای اصلاح دینی در اروپا را خود کلیسا فراهم آورد که همان فساد فراگیر اقتصادی ـ دینی ـ سیاسی کلیسا در دوران قرون وسطا، به‌ویژه نیمه دوم آن است. اغتشاش و ابراز نارضایتی از کلیسا، از سده ۱۲ آغاز شد و تا پایان که به نهضت رفورمیسم و پروتستانتیسم منجر شد، با شیطنت‌ها و تحرکات برخی اصلاح‌طلبان به اوج خود رسید. در این دوران چندین دلیل موجه و ناموجه برای نارضایتی وجود داشت. نهاد کلیسای این زمان، به‌شدت با کلیسای تأسیس شده از جانب پتروس رسول، منافات و تفاوت داشت و خادمان آن، به صاحب‌منصبانی مستکبر، جاه‌طلب و فاسد تبدیل شده بودند.(۳)
۲ـ سستی اخلاقی و حمایت از اومانیست‌ها
کلیسا نه‌تنها از مهار فساد داخلی ناتوان بود، بلکه منفعلانه و به نحوی مشکوک، جریان مقابل خود را تأیید و حمایت می‌کرد. سستی اخلاقی در کنار بی‌تفاوتی عقیدتی سبب می‌شد در مواقعی کلیسا، خود مشوق اومانیست‌هایی باشد که درصدد عرفی کردن امور قدسی و سلب توجه مردم از آسمان به زمین بودند. یکی از توجیهات کلیسا برای این حمایت‌ها این بود که اگر نقاشان و مجسمه‌سازان سبک جدید، آثار خود را در کلیساها تهیه کنند، مردم به بهانه تماشای آن آثار رنگارنگ و جذاب، به کلیسا می‌آیند و اعانات و کفارات بیشتری به صندوق کلیسا ریخته می‌شود.(۴)
۳ ـ واسطه‌گری کلیسا و روحانیون
اما زمینه دیگر که به‌تدریج در ذهن مردمان عصر رنسانس، رخنه کرد، رد واسطه‌گری کلیسا در ارتباط دینی مسیحیان با خدا و مخالفت با موعظه‌های انجیل مورد تفسیر کشیشان بود. اینها همه در حالی است که در مسیحیت، مقامات روحانی، هسته اصلی کلیسا را تشکیل می‌دهد. فساد اقتصادی و سیاسی گسترده کلیسا و کشیشان در اواخر قرون وسطا، نوع نگرش مردم به کلیسا و دین را سخت متزلزل کرد.
۴ ـ فساد دینی
فساد دینی عمده‌ترین ضربه‌ای بود که از سوی خود کلیسا بر آن وارد آمد و در رأس موارد آن، «فروش آمرزش‌نامه» است که به‌واسطه آن، عقاب گناهان گذشته و آینده، قابل خریداری و حتی بهشت و جهنم فرد، قابل تعویض و مبادله پولی شد.
۵ـ اوهام و خرافات و استبداد کلیسا
اوهام و خرافات و استبداد کلیسایی دو پدیده دیگر قرون وسطا بودند که بستر را برای هر گونه عزیمت و تغییر تاریخی فراهم آوردند. ظهور اصلاح‌طلبان مسیحی، در این دوره بزرگ‌ترین اتفاقی بود که رنسانس را تکمیل می‌کرد و در رأس آنها در قرون ۱۵ و ۱۶ افرادی، همچون اراسموس، مارتین لوتر و ژان کالون قرار داشتند.
اراسموس
دسیدریوس اراسموس بیش از هر کس دیگر مظهر اوج رنسانس و اصلاح دینی این زمان است. او در سال ۱۵۱۶ انجیل را به یونانی به چاپ رساند که نشان از تمایل شدید وی به یونانی‌زدگی است. نسخه مورد تجویز اصلاح‌طلبان دینی رنسانس، تبدیل دین به یک امر کاملاً قلبی ـ فردی و خروج آن از هرگونه قید و تسلط ماورایی بود و این در دهه‌های بعد، پروتستانتیسم و اصلاحی را منجر شد که مسیحیت را به کلی واژگون کرد.
مارتین لوتر
اما مهم‌ترین شخصیت نهضت اصلاح دینی مارتین لوتر آلمانی است. انزجار شدید او از کلیسای کاتولیک و تشویق و حمایت همزمان شاهزادگان و سیاستمداران آلمانی سبب شد او قیامی را علیه پاپ سامان دهد که بعدها به پروتستانتیسم مشهور شد. مسیحیت بدون روحانیت اولین هدف لوتر بود؛ اما این هدف، به مبنایی برای یکی از مؤلفه‌های تمدن غیردینی غرب تبدیل شد که سکولاریسم نام گرفت و دنیا را اصیل و مستقل از دین تصور کرد. دین به‌منزله جزئی از کارکردهای جامعه در کنار سیاست و اقتصاد و فرهنگ و حتی پایین‌تر از آنها قرار گرفت. لوتر حتی مدعی شد، دستگاه‌ پاپی را شیطان پایه گذاشته و کلیسا در صورت وجود، فقط در مسائل فردی حق اظهارنظر دارد، آن هم با عنوان موعظه اخلاقی. انسان عاقل است و تکلیف هر انسان، در حد فهم او از کتاب مقدس است. یکی از مسائلی که لکه سیاهی بر نهضت پروتستانتیسم و حرکت لوتر محسوب می‌شود، تأیید سرکوب دهقانان شورشی آلمان از سوی لوتر است که با همه وجود، از آموزه‌های لوتر حمایت می‌کردند. لوتر طغیان روستاییان را فتنه می‌دانست (۵) و آن را با مفاد باب سیزدهم رساله پطرس حواری به رومیان معارض می‌دید. لوتر از اشراف خواست با هر وسیله‌ای که در اختیار دارند، آن آشوب را فرو بنشانند. (۶) لوتر به دهقانان شورشی که فکر می‌کردند با محوریت او می‌توانند بر نظام ظالمانه اجتماعی عهد رنسانس غلبه کنند، چنین پاسخ داد: «جواب دهقان گرسنه را فقط شمشیر برهنه می‌دهد.» و با این جمله، رنگ و بوی اصلی نهضت اصلاح دینی را آشکار کرد که همانا زمینه‌سازی برای توسعه منافع طبقه جدید بورژوا و صاحبان ثروت در اروپا بود. این حقیقت چند قرن بعد، از سوی ماکس وبر یکی از بزرگ‌ترین جامعه‌شناسان غرب، بی‌پرده بازگویی شد که فقط و فقط، آیین جدید لوتر و همکارانش، می‌تواند بستر ظهور پدیده‌ای به نام سرمایه‌داری باشد.
ژان کالون
دیگر شخصیت مهم اصلاح دینی، کالون است. او کشیشی سوئیسی بود و از مریدان لوتر که به دلیل تندروی‌هایش، از جانب لوتر طرد شد. بنابراین او به کشور خود برگشت و ذیل تفکرات پروتستانی، فرقه جدیدی به نام «کالوینیسم» راه انداخت که بعدها خود به فرقه‌های کوچک‌تر، اما مؤثرتری منشعب شد. او می‌خواست در «ژنو» محل زندگی‌اش، بر اساس تعالیم مسیحیت اصلاح شده جامعه‌ای دیگر بنا نهد و برای این هدف قوانین و رسوم و حقوق دیگری به راه اندازد، اما چون این زندگی، بر اساس ماده‌زیستی و رعایت دقیق اصول دینی بود، مردم آن را نپذیرفتند. او هم از مردم ژنو ناامید شد و آنجا را ترک کرد، البته مردم دوباره او را بازگرداندند. از نظر فکری، حذف حرمت ربا از تعالیم مسیحی، مهمترین تحولی بود که به‌تدریج به واسطه کالون، در کل اروپا، شایع شد. افزون ‌بر این، کالون اقتصاد جدید را پذیرفت. او جامعه را دارای نظام اقتصادی سرمایه‌داری فرض می‌کرد و اصول اخلاقی خود را بر آن پایه استوار کرد. بنابراین، خیلی شگفت‌آور نیست که دریابیم بورژوازی نوخاسته از آیین کالون بسیار استقبال کرد و همانگونه که آرنولد توین‌بی می‌گوید، به همان شکلی که مارکسیسم بعدها به خدمت پرولتاریا درآمد، کالوینیسم نیز بورژوازی را برای مبارزه‌ای که به‌منظور دستیابی به قدرت در جریان بود، تقویت کرد. (۷)
*منابع در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 310
فتح الله پریشان

اختیارات و وظایف حکومت اسلامی از منظر کمره‌ای
ضرورت و نوع مطلوب حکومت از دیدگاه شیخ‌علی‌نقی کمره‌ای بررسی و مقرر شد در این شماره، دامنه اختیارات و وظایف حکومت اسلامی در اندیشه وی بررسی می‌شود. امامت و ریاست بر جامعه مسلمانان به اعتقاد کمره‌ای، عبارت است از: نظام‌بخشیدن به امور مسلمین بر وفق حکمت الهی برای تأمین مصالح دنیوی و اخروی آنان که از طریق تصرف در جمیع امور دینی و دنیوی آنها حاصل می‌شود.(1)
براساس این، تمامی اختیارات و وظایف نبوت، همچون حمایت از قلمرو و کیان اسلامی، حفظ شرع، نصب امرا، فراخوانی به جهاد، جلوگیری از ظلم، حمایت از مظلوم، اجرای امر به معروف و نهی از منکر و دیگر مناصب نبوی، برای کسانی که پس از پیامبر(ص) مشروعیت حکومت و ریاست بر جامعه مسلمانان را داشته باشند، ثابت می‌شود.(2)
به تعبیر امروزی، پیامبر و جانشینان معصوم ایشان از نظر کمره‌ای، در هر سه زمینه قانون‌گذاری وافتا، قضاوت و اجرا، اختیار تام و اولویت تصرف دارند. چون گستردگی اختیارات پیامبر(ص) و جانشینان معصوم(ع) ایشان مورد اتفاق همه علمای شیعه است، تنها وضعیت این اختیارات و وظایف را در عصر غیبت از نظر کمره‌ای بررسی می‌کنیم.
از دیدگاه‌ علمایی چون کمره‌ای، در عصر صفویه اصل نیابت فقها از سوی ائمه(علیهم‌السلام) در جمیع امور مربوط به ایشان پذیرفته شده است، چون از نظر آنها اولویت تصرف پیامبر(ص) و ائمه معصوم(ع) در امور دینی و دنیوی مردمان برخاسته از شرایط ویژه‌ای، چون عصمت، علم و فضایل دیگر در ایشان است و لزوم این شرایط، از جمله علم به احکام و قوانین شریعت، عدالت در اجرای قوانین و احکام الهی و فضیلت در تمام جنبه‌های ریاست و امامت، چیزی نیست که زمانی دونِ زمانی دیگر باشد، بلکه این شرایط برای همه حاکمان اسلامی در همه زمان‌ها و مکان‌ها لازم است؛ بنابراین، در عصر غیبت نیز اگرچه عالمان از همه فضایل ائمه‌معصومین(ع) و در نتیجه همه شئون آنها برخوردارند؛ ولی تنها ایشان شایسته‌ترین جانشین معصومین هستند.(3) بنابراین، در این عصر هم تنها افرادی می‌توانند مناصب ایشان را عهده‌دار شوند که «دانا به علم دین مبین و مصالح دارین کافّه مکلفین» (4) باشند.
براساس این، اگرچه وی اختیارات پادشاهان را در امور عرفی و اجرایی سلطنت به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم پذیرفته است، در عین‌حال، به ضرورت حضور و دخالت علما و فقها در امور شرعی که به علم، عدالت و دیگر فضایل نیاز دارد، تأکید داشته است. بنابراین، کمره‌ای اختیارات حکومت اسلامی را با توجه به شرایط حاکم در عصر غیبت به دو صورت عملی دانسته است: 1ـ شکل ایده‌آل حکومت اسلامی که در آن وارثان حقیقی پیامبران و حجج الهی، یعنی مجتهدان و فقها تصدی همه امور مربوط به امام و رئیس معصوم را برعهده دارند و 2ـ شکلی از حکومت که بنا بر اقتضای زمانی تحقق یافته است؛ به این صورت که برخی از اختیارات آن (امور عرفی) به‌دست پادشاهان صفوی باشد و برخی دیگر (امور شرعی) در حوزه عمل و اختیار فقها و علمای شیعه باشد. در این مقالات تلاش خواهد شد، به هر دو صورت این اختیارات از منظر اندیشه سیاسی کمره‌ای پرداخته شود.
درباره شکل ایده‌آل حکومت اسلامی از دیدگاه شیخ‌علی‌نقی کمره‌ای در عصر غیبت می‌توان گفت: تبیین قوانین و احکام شریعت اولین وظیفه و رسالت حاکم اسلامی است. همین امر مستلزم این است که حاکم اسلامی اشراف و تسلط کاملی به شریعت داشته و به بیان احکام و قوانین الهی و حلال و حرام برای مردم بپردازد تا به‌واسطه آن اصلاح در این مکلفان تأمین شود. در عصر حضور معصومین، اعم از پیامبر و جانشینان ایشان، مبرهن است که این وظیفه برعهده آنهاست؛ اما در عصر غیبت بر مجتهدان که حجت حجج الهی هستند، گذاشته شده است؛ زیرا بدون وجود دانایان به علم و دین مبین که در عصر غیبت «منحصر در مجتهدان عدل امامی جامع‌الشرایط فتوا» است، بر هیچ‌کس «معرفت آنچه نمی‌داند از دین و شعائر آن» حاصل نمی‌شود. در شماره‌های آینده به تفصیل در این‌باره سخن خواهیم گفت.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

مشکلات فهم و تفسیر پدیده‌های تاریخی
هر روش و سبک پژوهشی به موازات مزایا و امکاناتی که برای پژوهش در اختیار پژوهشگر قرار می‌دهد، محدودیت‌ها، چالش‌ها و مشکلاتی نیز ایجاد می‌کند. استفاده از روش‌های تاریخی ـ تطبیقی برای ساماندهی یک پژوهش در حوزه علوم اجتماعی و سیاسی نیز از این قاعده کلی مستثنا نیست.
در بازسازی هر رویداد تاریخی ناگزیر از نوعی تفسیر هستیم. فهم مستقیم، آن‌گونه که ممکن است در رویکرد تفسیری از افراد زنده به‌دست آید، در مطالعه رویدادهای تاریخی میسر نیست و تنها می‌توان به آنچه از گذشتگان به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم باقی مانده است، برای فهم اوضاع خاصی که در آن دوران وجود داشته است، اتکا کرد.
افزون‌برآن، اغلب مقایسه میان نمونه‌های تاریخی، هم از نظر فاصله زمانی و هم به‌لحاظ فاصله فرهنگی مشکل‌آفرین است و معلوم نیست آنچه مقایسه می‌شود، واقعاً قابلیت مقایسه دارد یا خیر. هرگونه ادعایی مبنی‌بر غلبه کامل بر این نوع مشکلات در تحلیل‌های تاریخی ـ تطبیقی، گزافه‌گویی است. پژوهشگر تنها می‌تواند تا حدودی بر این مشکلات فائق آید و سپس برمبنای برخی مفروضات درزمینه قیاس‌پ‍ذیری موارد دست به تفسیر یا تحلیل بزند.
به‌راستی، شاید هرگز فهم کامل جوامع و فرهنگ‌های دیگر مقدور نباشد. پژوهشگر هنگام مقایسه جوامع گوناگون یا حتی حین مقایسه یک دوره تاریخی در یک سرزمین با دوره‌ای دیگر در همان سرزمین با مسئله هم‌ارزی یا معادل‌سازی (equivalence) روبه‌رو می‌شود. آیا پدیده‌های به‌ظاهر مشابه در دو جامعه گوناگون یا در دو دوره مختلف تاریخی واقعاً مشابه هستند و معنایی یکسان دارند؟ آیا مقیاسی که برای اندازه‌گیری متغیری در یک فرهنگ به‌کار رفته است، همان متغیر در فرهنگ دیگر را می‌سنجد؟ مسائل مربوط به هم‌ارزی را می‌توان به چهار دسته هم‌ارزی واژگانی، هم‌ارزی مضمونی، هم‌ارزی مفهومی و هم‌ارزی مقیاسی تقسیم کرد.
هم‌ارزی واژگانی، ترجمه درست لغات یا عبارات بین دو زبان یا دو دوره مختلف تاریخی است. گاه معادل یک واژه در زبان دیگر یافت نمی‌شود. از سوی دیگر، معانی واژه‌ها در طول زمان دستخوش تحول می‌شوند. اشتباه در برداشت از واژگان قدیمی همواره به نتایج نادرست منجر می‌شود.
هم‌ارزی مضمونی، کاربرد درست واژه‌ها یا مفاهیم در مضمون‌های اجتماعی و تاریخی متفاوت است. درواقع، معنای یک عمل در یک دوره الزاماً با دوره بعد یکسان نیست؛ لذا پژوهشگر باید با توجه به مضمون‌های مختلف معادل‌سازی درستی انجام دهد.
هم‌ارزی مفهومی، به معنای توانایی کاربرد یک مفهوم در فرهنگ‌ها یا دوره‌های تاریخی مختلف است.
هم‌ارزی مقیاسی نیز در جای خود در مطالعات تطبیقی بسیار مهم است و به اندازه‌گیری مفهومی مشابه در محیط‌های گوناگون اشاره دارد. هر کدام از این هم‌ارزی‌ها اگر رعایت نشود و درست به کار نرود، برای فهم و تفسیر موضوع پژوهش تاریخی ـ تطبیقی چالش و مشکل ایجاد می‌کند.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی ـ 29
ابعاد دیگری از توطئه‌ها و جنایت‌های منافقین در سال ۱۳۶۱-(۲)
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

مقدمه
مباحث پیش به برخی از ابعاد اقدامات گروهک تروریستی منافقین اختصاص داده شد. یکی از اقدامات این گروهک تروریستی که جای بحث بیساری دارد، موضوع شکنجه است که ظرفیت محدود این ستون در شماره گذشته اجازه مطرح کردن آن را نداد که در این مبحث آن را به بحث می‌گذاریم. سوابق و عملکرد منافقین در طول سال‌های دهه پنجاه در زندان و پس از پیروزی انقلاب و شیوه‌های اتخاذی آنها برای همگان روشن است. آنها با گروهک‌های تروریستی کمونیستی از قبیل فدائیان خلق، حزب توده، حزب دموکرات و در آخر با بنی‌صدر در تعامل بودند تا اینکه غائله ۱۴ اسفند ماه ۱۳۵۹ در دانشگاه تهران را پس از سخنرانی بنی‌صدر بر پا کردند و در سی خرداد ۱۳۴۰ وارد مرحله مسلحانه شدند و اعلام جنگ مسلحانه با نظام جمهوری اسلامی کردند. در تابستان سال ۱۳۶۰ انفجارات تروریستی متعددی انجام دادند، از جمله انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، انفجار دفتر نخست‌وزیری، دادگاه انقلاب و به شهادت رساندن شخصیت‌های عالی‌مقام نظام جمهوری اسلامی همچون؛ شهیدان بهشتی و ۷۲ تن از یارانش، رجایی، باهنر، قدوسی، هاشمی‌نژاد و بسیاری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و اعضای سپاه پاسداران و بسیجیان و نیروهای مردمی وفادار به انقلاب اسلامی که این مباحث تا حدودی توضیح داده شد، اما پس از ماجرای پنجم مهر سال ۱۳۶۰ شکست‌های مکرر و پی‌درپی متحمل شدند، به ویژه در قضیه خانه تیمی متعلق به موسی خیابانی و اشرف ربیعی در ۱۹ بهمن ۱۳۶۰ ضربه سنگینی بر آنها وارد شد و در ادامه، ضربه کاری دیگری در ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۶۱ خوردند که حتی از ۱۹ بهمن سنگین‌تر بود.

روش جدید منافقین
پس از این ضربه در ۱۲ اردیبهشت و ناکارآمدی خانه‌های تیمی آنها، کادر رهبری سازمان دستورالعمل جدیدی علیه نظام به کار گرفت که بسیار وحشیانه بود. سران این گروهک بر اساس توهماتی که داشتند در تحلیل سازمانی‌شان با این سؤال مواجه شدند که چرا خانه‌های تیمی‌شان یکی پس از دیگری لو می‌رود و دستور جدیدی از سوی مرکزیت داده می‌شود همین موضوع سبب شد آنها خط شکنجه برای گرفتن اطلاعات را دنبال کنند. مهران اصدقی یکی از افراد عملیاتی و شکنجه‌گر نفاق در اعترافاتش به این موضوع اشاره می‌کند که دستور این بود: «که ما ضربه به رژیم زیاد زده‌ام، ولی تا به‌حال کار اطلاعاتی نکرده‌ایم. کار اطلاعاتی موفقیتش خیلی بالا است و از طرفی ما هر نوع شیوه‌ای اعم از ترور، به آتش کشیدن منازل، انفجارات و اینها را انجام داده‌ایم، ولی نتیجه‌ای نداده. بنابراین باید به کار اطلاعاتی رو بیاوریم و با شکنجه افرادی که عضو شبکه‌های اطلاعاتی رژیم هستند، می‌توانیم به‌راحتی خط‌مان را جلو ببریم و جلوی ضرباتی که بر خودمان وارد می‌شود را بگیریم و به عبارتی، حیات و موجودیت سازمان تنها و تنها با ادامه شکنجه امکان‌پذیر است. به همین علت افرادی که احتمال داده می‌شد اطلاعاتی دارند، دزیده یا شکنجه می‌شدند تا اطلاعات از آنها به‌دست بیاوریم.» او در اعترافاتش از افراد مرکزیت که در رأس این دستورالعمل قرار داشت، نام برده و گفته است: «به‌طور خاص افرادی از مرکزیت که در هدایت این جریان نقش داشتند، عبارتند از: مسعود رجوی، علی زرکش، محمود عطایی، مهدی افتخاری و افرادی که در داخل کشور مسئول اجرای آن بودند؛ مهدی کثیرایی، حسین ابریشمچی و... که عاملان اجرایی جریان فوق بوده‌اند.»

خانه شکنجه
گروهک منافقین به‌دنبال این روش خانه‌های تیمی‌اش را به خانه‌های شکنجه تبدیل کرد. در ابتدا افراد مظنون را به بهانه‌ای می‌دزدیدند و به خانه‌های مورد نظر انتقال می‌دادند و با انجام فشار و شکنجه‌های مختلف از افراد ربوده شده اطلاعات می‌گرفتند. مثلاً خانه تیمی که در اختیار حسین ابریشمچی بود و کلیه وسایل زندگی در آن وجود داشت و در یکی از کوچه‌های خیابان بهار بود، محل شکنجه شده بود که مهران اصدقی درباره این خانه می‌گوید: «حمام این خانه که برای محل شکنجه انتخاب شده بود از مدت‌ها پیش به‌وسیله نایلون‌های کلفت که به در و دیوار آن چسبانده بودیم، کاملاً صداگیری شده بود و چندین متر طناب و کابل هم تهیه کرده بودیم. پارچه‌ای برای نقاب و صندلی جهت انجام شکنجه. دستبند و میله‌های سربی که توسط مسئولان بالا داده شده بود و گفته بودند با این میله‌ها اگر به پشت گردن کسی زده شود، بی‌هوش می‌شود. همچنین وسایلی از قبیل زنجیر و قفل خریدیم. باند، آمپول و سیانور در خانه موجود بود، از طرفی به‌دلیل اهمیت ویژه‌ای که این خانه برای ما داشت به‌طور دائم بیسیم گوش می‌کردیم و در طول روز ۲ـ۳ بار در منطقه گشت می‌زدیم تا مراقب اوضاع و احوال محل باشیم.» وی در اعترافاتش به نمونه‌ای اشاره می‌کند که چگونه یک فرد کفاش را دستگیر کرده‌اند و زیر شکنجه قرار داده‌اند. او می‌گوید: «فرد کفاش که از همه چیز بی‌اطلاع بود، قبول می‌کند و واحد عملیاتی وی را با ماشین به همان ساختمان که از قبل آماده شده بود، می‌برند. با ورود فرد کفاش به خانه وی مورد شکنجه قرار گرفت و با شکنجه بسیاری که روی او انجام شد همان روز اول مشخص شد که وی از همه چیز بی‌اطلاع است و آنچه که افراد بالا گفته بودند، حقیقت نداشت.»

نمونه‌ای از انواع شکنجه‌ها
گرچه ذکر نوع شکنجه و وسایلی که با آن این عمل را انجام می‌داده‌اند خیلی وحشتناک است، حتی شنیدن جنایت‌‌های ۳۰ سال پیش منافقین اعصاب را به هم می‌ریزد، اما ذکر آن، چهره خبیث و پلید آین عاملان نفاق را در تاریخ انقلاب بیشتر نشان خواهد داد. مهران اصدقی، شکنجه‌گر منافق خود نیز در اعترافاتی چنین بیان کرده است: «سپس دست به کار شدیم. در حمام، من و مسعود قربانی [منافق دیگر] نزد محسن میرجلیلی [پاسدار کمیته] که روی صندلی بسته شده بود، رفتیم. مسعود قربانی خطاب به محسن گفت: شنیده‌ام تو اطلاعات نمی‌دهی، می‌دانی ما با دشمنان‌مان چطور رفتار می‌‌کنیم؟ اگر اطلاعات ندهی تو را می‌پزیم. سپس به من گفت اتو بیاور، من اتو را آوردم. مسعود اتو را به برق زد و اتو را در حالی که چراغش روشن شده بود و داغ می‌شد از فاصله بین تکیه‌گاه صندلی و محل نشستن آن به کمر محسن نزدیک کرد، طوری که او احساس می‌کرد که اتو داغ است و فقط به من خیره شده بود و هیچ حرفی نمی‌زد، مسعود قربانی مجدداً سؤال کرد، حرف می‌زنی یا نه؟ که به دنبال این حرف ناگهان اتو را به کمر [شهید] محسن میرجلیلی چسباند که محسن از شدت درد با حالت عجیبی دهانش را باز کرد، سپس از هوش رفت، بوی سوختگی داخل حمام پیچیده بود، من خیلی ترسیده بودم، خود مسعود قربانی هم ترسیده بود...»

ناکامی در شکنجه‌گری
اما افراد ربوده شده که تحت بدترین شکنجه‌ها قرار می‌گرفتند، بر اساس اعتقادشان به نظام جمهوری اسلامی، ولایت‌فقیه و امام در برابر این فشارها با شجاعت مقاومت کردند و هیچ‌گونه اطلاعاتی ندادند. مهران اصدقی شکنجه‌گر منافق در اعترافاتش درباره ناکامی از شکنجه‌گری‌ها گفته است: «با آن اهدافی که وارد این جریان شدیم، چیزی از آن اهداف نصیب‌مان نشد و هنوز نتوانسته بودیم کانال ضربات را در بیاوریم و روزبه‌روز ضربات بیشتری از جانب رژیم دریافت می‌کردیم، لذا سازمان تصمیم به خارج کردن آخرین بازمانده‌های تشکیلات خود را که ضربه نخورده بودند، گرفت.» وی ضمن اعتراف به شکست خط شکنجه در سازمان منافقین و اینکه آنها در جست‌وجوی راه گریز از این ماجرا بودند و بیش از هر چیز نگران فاش شدن آن بودند، در این باره گفته است: «تنها به این فکر بودیم که حتی اگر شده برای چند روزی موجودیت سازمان [منافقین] را حفظ کنیم و لذا جنون‌آمیز دست به شکنجه زدیم و خودمان حتی پیش‌بینی این مسئله را نکرده بودیم که در صورت فاش شدن این قضیه چه کار کنیم. این مسئله نشانه دستپاچگی ما و بی‌برنامه بودن سازمان و نداشتن تحلیل درست از جریانات بود. وقتی خسرو زندی [منافق و شکنجه‌گر دیگر] پس از این جریان در عملیات دستگیر شد و محل دفن اجساد شکنجه شده و قضیه شکنجه‌گری سازمان لو رفت، سازمان تصور نمی‌کرد که فاش شدن این جریان این قدر برایش گران تمام شود و وقتی با این انبوه شرکت‌کنندگان در تشییع جنازه این پاسداران [شهید] و مسئله‌دار شدن بچه‌ها [منافقین] در داخل تشکیلات روبه‌رو شد و دید تمامی اذهان عمومی علیه‌اش بسیج شده‌اند، مجبور به موضع‌گیری شد و به ما که در عمل دست داشتیم، گفتند چیزی به افراد تشکیلاتی نباید بگویید و اگر سؤالی کردند، بگویید کار خود رژیم است.»


حكایت زمانه
میثم غلامپور

مردي از تبار اولياء‌الهي
به‌مناسبت سالروز شهادت آيت‌الله مدني
سي‌وچهار سال از شهادت آيت‌الله شهيد مدني دومين شهيد محراب مي‌گذرد. عاشق دل‌سوخته‌اي که تا بود براي خدا بود و هم از اين رو طراوت سخنش نور صفا مي‌افشاند. براي آشنايي بيشتر با ویژگی‌های اخلاقی آيت‌الله شهيد مدني مصاحبه‌اي با ناصر برپور انتشار يافته است که بخشي از آن در آستانه سالروز شهادت ايشان تقديم مي‌‌شود.

* نخستين آشنايي شما با شهيد مدني چگونه بود؟
آيت‌الله مدني در زماني که آيت‌الله قاضي به شهادت رسيدند، امامت جمعه تبريز را بر عهده گرفتند و بنده و چند نفر ديگر محافظت ايشان را بر عهده داشتيم و در بيت و نماز جمعه و اين طرف و آن طرف که مي‌رفتند‌، همراه‌شان بوديم. بارها شده بود که هم دوستان و هم بنده حقير ديده بوديم که در روزهاي گرم تابستان و در شب‌ها که نگهباني دادن، سخت بود، ايشان مي‌آمدند و تلاش مي‌کردند به نگهبان‌ها بقبولانند که بروند و استراحت کنند و مي‌گفتند مگر براي من نيامده‌ايد؟ من خودم هستم و نگهباني مي‌دهم.
ايشان چنين روحيه‌اي داشت و با اين کار به ما مي‌فهماند که من هم مثل شما هستم و به اين مسئله افتخار هم مي‌کنم، ولي چون حالا از طرف نظام مسئوليتي بر عهده‌ام است، همه بايد از اين مسئوليت حفاظت کنيم.
در اوايل انقلاب، برخورد بقاياي رژيم گذشته؛ منافقين، ليبرال‌ها، سلطنت‌طلبان و دشمنان انقلاب، بچه‌هاي حزب‌اللهي را نگران مي‌کرد. جنگ که آغاز شد، اکثر بچه‌هاي سپاه مجرد بودند و اين نگراني‌ها، به اضافه قضيه جنگ سبب مي‌شد که اينها ازدواج نکنند.
حاج آقا جلسه‌اي با مسئولان سپاه و دیگر نهادها گذاشتند و بحث‌شان اين بود که بچه‌ها را تشويق کنيم ازدواج کنند و امام هم نظرشان همين است. مي‌گفتند: نمي‌گویيم نگران اين مسئله نباشيد، ولي اين نبايد جلوي ازدواج شما را بگيرد. هر يک از بچه‌ها هم اقدام به ازدواج مي‌کردند، آقا داوطلبانه خطبه عقد آنها را مي‌خواندند. خطبه عقد خود ما را هم در سال 60 و 68 روز پيش از شهادت‌شان خواندند. در همان جلسه مطرح شد که بچه‌ها بضاعت اين کار را ندارند و آقا بحث مفصلي درباره خيرات و کمک‌ها و احسان کردند و فرمودند: «از خصوصيات يک مسلمان اين است که در اين راه اقدام کند و از آن مهم‌تر و توفيق بالاتر اين است که پیش از آنکه کسي نيازش را بيان کند، مسلمان نياز او را تشخيص بدهد و رفع کند. اين يک توفيق الهي است که پیش از آنکه نيازمندي براي بيان نيازش دچار شرم شود، به کمک او بشتابيم. خوشبختانه چنين کساني در جامعه ما هستند. اينها اولياء‌الله هستند. اگر شما همچنين آدم‌هايي را شناختيد، سلام من را به آنها برسانيد.

*از نمازهاي جمعه ايشان خاطره‌اي يادتان است؟
در خطبه‌هاي نماز جمعه نهايت پايبندي ايشان به اسلام و انقلاب و امام مثال‌زدني است. زهد و تقوا و عرفان ايشان در همه خطبه‌هايي که مي‌خواندند، موج مي‌زد. هر يک از خطبه‌هاي نماز جمعه ايشان واقعاًً مجموعه‌اي از شجاعت و پايداري و تقوا است که اگر مکتوب شود، مجموعه عظيمي خواهد بود و مي‌توان روي نکته‌نکته حرف‌هاي ايشان بحث و بررسي کرد. تک‌تک کلمات‌شان روي حساب و تحقيق بود. بحراني که از سوي حزب خلق مسلمان در تبريز پيش آمد، فتنه بزرگي بود که در آن به بحث قوميت، رنگ مذهبي داده بودند و شخصيت‌هاي مذهبي رهبري اين قضيه را پيگيري مي‌کردند.
نماز جمعه در ميدان راه‌آهن برگزار مي‌شد و اينها کار را به جايي رساندند که جمعه شب، محراب را به آتش کشيدند، زن و مردهايي را که از نماز جمعه برمي‌گشتند با قمه و دشنه و چماق، زخمي و آنها را سنگباران ‌کردند، ولي حاج آقا همه را به صبر دعوت مي‌کرد. در آن صحنه فتنه، ما از صبر و بصيرت و شجاعت حاج آقا درس گرفتيم. يادم هست قضيه که به اوج رسيد، در خيابان جمهوري اسلامي بازار، يک دکه بليت فروشي بود، اين اشرار مي‌خواستند به آقا جسارت کنند و در نهایت بالاجبار حاج آقا را در آن دکه حبس کنند. خدا شاهد است که مي‌آمدند و به روي آيت‌الله مدني آب دهان مي‌انداختند. حرف‌شان اين بود که شما بايد از اين جريان حمايت کنید و کساني را که با اين جريان برخورد مي‌کنند، محکوم کنيد. حاج آقا هم با متانت و طمأنينه زياد پاسخ مي‌داد: پسرم! شما نمي‌دانيد ريشه اين قضيه چيست. براي ما بسيار دشوار بود که سکوت کنيم، چون محافظ ايشان بوديم.
آن روزها اوضاع طوري بود که وقتي با حاج آقا از منزل بيرون مي‌آمديم، همگي غسل شهادت مي‌کرديم. ايشان متوجه بود که داريم عذاب مي‌کشيم و مکرر تأکيد مي‌کرد که مبادا برخوردي بشود.
هر وقت آقا را جايي مي‌برديم يا مي‌آورديم، عده‌اي از اشرار را با چوب و چماق و قمه سر راه ايشان مي‌فرستادند که مثلاًً به حاج آقا فشار بياورند که حرف سران فتنه قبول شود، ولي ايشان با صبر علوي و صبر فاطمي مقاومت مي‌کرد و بصيرت و شجاعتش براي ما درس بود. هميشه متوجه ما بود که مبادا احساساتي بشويم و برخوردي پيش بيايد.
آن بزرگمردي که در خطبه‌هاي نماز جمعه آن‌گونه بر استکبار، منافقين و دشمنان دين و انقلاب مي‌غريد و شجاعتش نظير نداشت، در مقابل اهانت منافقين و خلق مسلماني‌ها اين طور تحمل مي‌کرد و مراقب بود که ما از کوره در نرويم. همواره مي‌گفت: «شما بايد صبر داشته باشيد و تحمل کنيد. ما هنوز اول راه هستيم. اسلام از اين دشمنان و موانع زياد دارد. برخورد نکنيد تا مردم به‌تدريج خودشان متوجه شوند.» بالاخره کار به جايي رسيد که وقتي آيت‌الله مدني از خانه بيرون مي‌آمدند، مردم جمع مي‌شدند و شعار مي‌دادند: ما اهل کوفه نيستيم، علي تنها بماند. اين شعار اولين بار در تبريز داده شد، صبر و تحمل و پايداري ايشان در بحران‌ها و شجاعت و دفاع جانانه از حق و عقب‌نشيني نکردن در هيچ شرايطي، درس بزرگي براي ما بود.

* آيا روز شهادت شهيد مدني با ايشان بوديد؟ از آن روز چه خاطراتي داريد؟
بله، با ايشان بودم. اشاره کردم که جريان نفاق، مذهب عليه مذهب و جريان قوميت را در تبريز پيش آورد، محراب را در ميدان راه‌آهن که نماز جمعه در آنجا برگزار مي‌شد، آتش زدند، مردم هم خيلي به زحمت مي‌افتادند و مثل حالا نبود که اتوبوس در همه جاي شهر آماده باشد و مردم را جمع کند و به نماز جمعه ببرد. مردم از تمام نقاط شهر يا پياده يا با وسایل شخصي خودشان بلند مي‌شدند و به راه‌آهن که 14، 15 کيلومتري شهر بود، مي‌رفتند. خيلي زحمت داشت. چون اين طور بود، محل برگزاري نماز را به خيابان جمهوري اسلامي، سه راهي شريعتي و راسته کوچه آوردند که الآن همان جا به نام ميدان نماز است. ما در آن جريان در صف دوم، پشت سر آقا بوديم. بين‌الصلاتين بود، حاج آقا بلند شدند که نماز را اعاده کنند. اشتباه نکنم رکعت دوم بود. همه نشسته بوديم، ديديم که فردي که در صف‌هاي عقب نشسته بود، آمد صف اول نيم‌خيز نشست. من اين صحنه را نديدم، ولي دوستان ديده بودند، ولي اينکه يک نفر از جا بلند شد و با سرعت به طرف آقا آمد و محکم ايشان را در بغل گرفت، ديديم و همه از جا بلند شديم و به طرف آنها دويديم. مسئول حفاظت آقا، بيسيم‌هاي قديمي را که سنگين هم بود، چند بار توي سر آن ملعون زد، ولي او آقا را رها نکرد و بلافاصله و پشت سر هم، صداي سه انفجار آمد. آقا و آن مرد منافق روي زمين افتادند.
اول اين انفجارها روي آقا صورت گرفت و ما ديديم که تکه‌هاي عبا و قبا و گوشت بدن‌شان روي سر ما باريد. يکي از دوستان که تازگي به رحمت ايزدي پيوسته است، يک تکه از گوشت بدن آقا را برداشت و از خود بي‌خود شد و به حال کما رفت و پزشکان به زور و با آمپول توانستند دست او را باز کنند و آن تکه از بدن آقا را براي دفن به بقيه تکه پاره‌هاي بدن ايشان ملحق کنند. صحنه‌ بسيار تلخ و بدي بود و در طول عمرم و در طول انقلاب‌، غير از ارتحال امام، هيچ خاطره‌اي به اين تلخي ندارم. ما از اين جريان درس بزرگي گرفتيم و امروز هم مقام معظم رهبري به آن اشاره مي‌کنند که در فتنه بايد صبر و شجاعت و بصيرت و در برابر حق‌، موضع‌گيري داشت و بهنگام از حق دفاع کرد. بايد مراقب باشيم که لحظات خاص از دست نرود که اگر رفتند، پشيماني سودي ندارد. ما آن روز ديديم که چگونه جريان نفاق قومي مذهبي‌، در يک لحظه آن مرد بزرگ را از دست‌مان گرفت و آن فقدان تلخ تا آخر عمر گريبانگيرمان خواهد بود. از خدا مي‌خواهيم که اين درس بزرگ را همواره در ذهن ما حفظ کند که بدانيم همواره بايد هوشيار و آماده باشيم و با ضد انقلاب چه کنيم؟

* باز هم از خاطرات ايشان بگوييد؟
شهيد مدني عاشق امام و ذوب در ايشان بود. خاطره‌اي را در اين باره نقل کنم. مجلسي بود و از ايشان پرسيدند: شما زياد با امام بوده‌ايد، خاطراتي را از امام بگوييد تا حالا که مي‌خواهيم جلسه را ترک کنيم، انرژي بگيريم، خدا شاهد است هر چه اصرار کردند، نگفت. آخر سر گفت: چه مي‌گوييد؟ از ذره مي‌خواهيد خورشيد را توصيف کند؟ من توان اين کار را ندارم.
خاطره ديگري که به ياد دارم، مربوط به اوايل انقلاب است که گروهک‌ها در دانشگاه‌ها تسلط داشتند، بالاخره اسلام مارکسيستي در آن زمان مد بود و اگر کسي مثل آنها نبود، مي‌گفتند چيزي از اسلام نمي‌داند و آدم خمودي است. اسلامي درست کرده بودند مخصوص خودشان. امروز اسلام ليبراليستي را درست کرده‌اند، آن روز اسلام مارکسيستي را. منافقين هم در آن خط بودند و به آنها مي‌گفتند اسلام انقلابي يا اسلام کلاشينکفي! از هر آيه قرآن هم تفسيري درست مي‌کردند که از آن کلاشينکف درمي‌آمد.
در دانشگاه تبريز هم مثل دانشگاه‌هاي سراسر کشور سنگربندي و آنجا را تبديل به ميدان جنگ کرده بودند. آيت‌الله مدني به انحاي مختلف در صحبت‌هاي‌شان مي‌گفتند دانشگاه ميدان جنگ نيست. شما اگر روشنفکر هستيد، اگر وابسته و خودباخته نيستيد، اقلاًً اين را بفهميد که دانشگاه مرکز علم و عقلانيت و درس و بحث است، چرا سلاح به آنجا برده‌ايد؟ با چه کسي مي‌خواهيد بجنگيد؟ با اسلام؟ با اين انقلاب نو پا؟ با امام؟ چند بار تذکر داد، ولي آنها هر چه بيشتر خودشان را تجهيز کردند و در دانشگاه جريان قوميت را دامن زدند. در سطح استان هم آشوب‌هايي راه انداختند، اما مرکزيت‌شان در دانشگاه بود.
بالاخره در نماز جمعه‌اي، ايشان خطاب به مردم فرمودند که من به دانشگاه مي‌روم. هر کس انقلاب و اسلام را مي‌خواهد، همراه من بيايد. ايشان خودشان جلو افتادند و خيل جمعيت پشت سرشان حرکت کردند. داخل دانشگاه راه‌پيمايي شد و نماز وحدت برگزار شد و آثاري از آنها باقي نماند. همه آنها پیش از اينکه مردم به دانشگاه برسند، بساط‌شان را جمع کرده و رفته بودند و از آن روز به بعد، دانشگاه از وجود اين عناصر خودباخته و منحرف و معاند پاک شد.
نکته ديگر اينکه شهيد آيت‌الله مدني با آن همه مشغله‌اي که داشت، جنگ را مسئله اصلي مي‌دانست و پيگير بود. روحيات خاصي داشت و مرتباًً به جبهه مي‌رفت و مي‌آمد. هم در امر جبهه مراقبت داشت، هم در بسيج عشاير که در نوار مرزي آذربايجان شرقي بود. به تناسب اين امر، در اعزام‌ها حتماًً حضور داشت، رزمندگان را بدرقه و با يکي‌يکي روبوسي و التماس دعا مي‌کرد. امکان نداشت در مراسم تشييع و ترحيم شهدا شرکت نکند.
يادم هست گلزار شهدا تازه راه افتاده بود و پنج، شش نفر شهيد دفن شده بود و همه محوطه هنوز خاک بود. خاک آن هم خيلي نرم بود. شهيد حسين توانا، روحاني و اولين فرمانده بسيج مستضعفين پیش از ادغام در سپاه بود. وقتي پيکر ايشان را با چند نفر شهيد ديگر دفن کرديم‌، پس از دفن آنها حاج آقا نشست روي خاک، درست مثل اينکه روي يک فرش ابريشمي نشسته است. حاج آقا مثل ابر بهاري اشک مي‌ريختند. ما فقط به ايشان نگاه مي‌کرديم و نمي‌توانستيم جلوي اشک خود را بگيريم. تا آخر برنامه همان جا نشست و همه لباسش خاک‌آلود شد. پاک هم نکرد و همان طور سوار ماشين شد.


امام خامنه ای  در گذر زمان 60

یادی از شهید سیدعباس موسوی
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در دوران درس و بحث شاگردان انقلابی و مبارزی در حوزه علوم دینی تربیت کرد که هر یک در مبارزات نقش بسیاری آفریدند و برخی از آنها نیز در زندان همراه ایشان بودند. یکی از معروف‌ترین آنها شهید سیدعباس موسوی‌قوچانی بود که از سن ۲۱ سالگی جذب درس‌های عمومی و خصوصی امام خامنه‌‌ای شده بود و از طلبه‌های مورد اطمینان، فاضل، درس‌خوان، باتقوا و فعال ایشان به‌شمار می‌آمد. امام خامنه‌ای طی بیاناتی درباره ویژگی‌های این شهید در روزهای اول آشنایی می‌فرماید: «آن روزها ما می‌کوشیدیم طلبه‌های جوان و پراحساس، پرانگیزه که علاقه‌مند بودند در معارف اسلامی و در بینش انقلاب اسلامی آگاهی‌هایی پیدا کنند. جمع می‌کردیم و در جلسات کوچک و بزرگ به اختلاف حال آنها من به آنها درس می‌گفتم. وقتی با آقای موسوی آشنا شدیم، در اولین جلسه چند خصوصیت او مرا به ایشان جذب کرد؛ یکی متانت و وقار و کم‌حرفی این جوان بود.»
از قرار معلوم اعمال و رفتار عبادی این طلبه جوان مورد پسند امام خامنه‌ای قرار می‌گیرد و در حلقه خصوصی درس و بحث و مبارزات سیاسی ایشان حضور می‌یابد و یکی از یاران وفادار انقلاب اسلامی می‌شود. هنگامی که امام خامنه‌ای در ماجرای جشن‌های ۲۵۰۰ ساله دستگیر می‌شود، در همان ایام شهید سیدعباس موسوی‌قوچانی هم دستگیر می‌شود و در سلول‌های همجوار یکدیگر زندانی می‌شوند. امام خامنه‌ای از آن روزها خاطره‌ای نقل می‌کند و می‌فرماید: «یک روز دیدم صدای آقای موسوی می‌آید. فهمیدم که بله، ایشان را هم دستگیر کرده‌اند و اتفاقاً بعد از چند روز ایشان را همسایه من کردند. آنجا فراموش نمی‌کنم حالاتی را که از شکنجه سخت این برادر برای من و هم‌زندانی‌ها حاصل شد. سخت‌ترین شکنجه‌ها را آن روزها و در زندان به آقای موسوی دادند. در یک روز سه مرتبه او را بردند بازجویی و هر سه بار کتک زدند و آن‌قدر این کار عجیب بود که بار سوم من فکر کردم، لابد ایشان را بردند تا از او عذرخواهی کنند و این خیلی چیز عجیبی بود و ایشان دیگر نمی‌توانست راه برود و بعد از آن ایشان را به سلول دیگری بردند. صبح یا همان شب به بهانه‌ای بیرون رفتم و دیدم صدای آقای موسوی می‌آید و درب سلول او هم باز است. گفتم نکند ایشان را شهید کرده باشند و خیلی ناراحت شدم، ولی بعد از چند ساعت صدای شهید از آن طرف زندان بلند شد و به‌عنوان اینکه قرآن می‌خواند، وضع حال خودش را به عربی به من توضیح داد و بعد از چند روز به بهانه[ای] تیم نگهبانی بیچاره را خام کرد و در مقابل (سلول) من نشست و با تظاهر به قرآن خواندن خیلی راحت بنا کرد با من عربی حرف زدن. حرفش این بود که ـ البته با آن تعبیرات بسیار محبت‌آمیزی که نسبت به من می‌گفت ـ فلانی به من بگو که اگر من در این حال کشته شوم شهید هستم یا نه. البته، من هم پاسخ او را به همان زبان و با همان صدا از توی سلول گفتم: تو ان‌شاءالله کشته نمی‌شوی و زنده می‌مانی و بدان اگر کشته هم بشوی یقیناً شهید هستی و مقاومت کن.»
سیدعباس موسوی بعدها در عملیات فتح‌المبین در شهریور ۱۳۶۱ در جبهه‌های جنوب به شهادت می‌رسد و در قطعه ۲۴ بهشت‌زهرا(س) به خاک سپرده می‌شود.


از لابه لاي تاریخ

پليس سياسي رضاشاه ـ 6
در شهرباني دوره رضاشاه اداره ويژه‌اي براي كسب اطلاعات و اخبار سرّي و پنهاني از كشورها و منابع خارجي پيش‌بيني نشده بود. اصولاً در دوره رضاشاه تشكيلاتي سازمان‌يافته، كه امور مربوط به ضدجاسوسي و عمليات پنهاني اطلاعاتي در خارج از كشور را سازماندهي كند و به انجام رساند، وجود نداشت. با اين حال، شهرباني در ضمن اموري كه در مورد امنيت داخلي انجام مي‌داد، در زمينه اطلاعات خارجي و مسائل ضدجاسوسي نيز فعاليت‌هاي اندك و پراكنده‌‌ای داشت. فعاليت‌هاي پراكنده ضداطلاعاتي شهرباني نيز عمدتاً در درون مرزهاي جغرافيايي و سياسي كشور صورت مي‌گرفت و به ندرت مأموران اطلاعاتي و امنيتي اين تشكيلات در خارج از مرزهاي كشور فعاليت داشتند. شهرباني دوران رضاشاه نفوذ چنداني در كشورهاي خارجي نداشت و اساساً هيچ‌گاه به درجه‌اي از اعتبار و اهميت اطلاعاتي و ضدجاسوسي دست نيافت كه قادر باشد حيطه فعاليت‌هايش را به خارج از مرزهاي كشور گسترش دهد؛ يا حتي از سوي سرويس‌هاي اطلاعاتي و امنيتي مختلف جهان، از جمله انگلستان،‌ مورد توجه قرار گيرد. بسياري از اخبار و اطلاعات امنيتي و جاسوسي خارجي از طريق سفارتخانه‌ها و نمايندگي‌هاي سياسي رضاخان از كشورهاي خارجي براي مسئولان امر ارسال مي‌شد كه «طبعاً كيفيت بسيار نازلي داشت». افزون بر آن، وظيفه اصلي ركن دو نيز در ارتش «ضداطلاعات» بود، اما اين اداره هم هيچ‌گاه نتوانست چنانكه بايد، وظيفه‌اش را به انجام رساند. فقط در واپسين سال‌هاي سلطنت رضاشاه، افسراني از فرانسه براي آموزش فعاليت‌هاي ضدجاسوسي به ايران فراخوانده شدند؛ اما نتيجه نهايي اقدامات آنان قابل‌توجه نبود.
انگليسيان هم، كه رضاخان را به قدرت رسانيده بودند، هرگز درصدد برنيامدند تشكيلات اطلاعاتي و ضدجاسوسي قابل‌توجهي براي او سازماندهي كنند. ترجيح مي‌دادند مستقيماً و از طريق مأموران اطلاعاتي خود اين مهم را انجام دهند و اساساًً اعتباري براي شهرباني و دستگاه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي رضاخان قائل نشدند. به عقيده آنان تشكيلاتي نظير شهرباني صرفاًً در جهت سركوب قهرآميز و غيرانساني (آن هم به شيوه‌هاي سنتي و عقب‌مانده) اتباع كشور مي‌توانست كارآيي داشته باشد.
دستگاه شهرباني كه تشكيلات آن پس از كودتا به سرعت رشد يافت، هيچ‌گاه به حقوق فردي، اجتماعي و سياسي ايرانيان توجهي نشان نداد و چنانكه دلخواه رضاخان بود هدف خود را سركوب شديد مردم و ايجاد رعب و وحشتي وصف‌ناپذير در كشور قرار داد و در اين مقصود البته به موفقيت‌هاي قابل‌توجهي نيز و دست يافت. در همان حال، قدرت شهرباني در سراسر كشور رشدي سرطاني يافت، فساد در درون آن افزايش چشمگيري پيدا كرد و در آن ميان رؤساي شهرباني بيش از ديگران در اين فساد اقتصادي و اجتماعي غوطه‌ور شدند.
دزدي، جنايت، قتل، آدم‌ربايي، رشوه، اختلاس، غصب اموال مردم، تجاوز به نواميس عمومي و... در ميان كاركنان شهرباني رايج شد. مردم، در نتيجه اعمال غيراصولي و ضدانساني شهرباني از حقوق فردي و اجتماعي محروم شدند و به‌تدريج تمام مخالفت‌ها در نطفه خفه شد. منتقدان و دلسوزان جامعه كه از بيم جان و مال‌شان، همواره در تيررس تجاوزات شهرباني بودند، تا پايان دوران سلطنت رضاشاه لب فروبسته، يا به جرم «تشويش اذهان عمومي» و «خلل در نظم كشور» دستگير شدند و تحت شديدترين مجازات‌ها قرار گرفتند و حتي به قتل رسيدند تا عبرتي براي ديگران باشد. بيم و هراس و دلهره هميشگي از تعقيب و مراقبت‌هاي تمام‌نشدني مأموران پرشمار، ولي فاسد و كم‌سواد كه بر شيوه‌هاي سنتي و عقب‌مانده تكيه داشتند، در ميان جامعه فراگير شد. در همان حال وجدان عمومي جامعه سخت ضربه ديد و روح بدبيني و بي‌اعتمادي در سراسر كشور سايه افكند و جامعه ايراني به سرعت از مسير پوياي اجتماعي و سياسي منحرف شد. در كنار آن، فساد اخلاقي و ابتذال فرهنگي، اجتماعي از سوي دستگاه حاكميت تشويق مي‌شد. روسپيگري، خريد و فروش و مصرف گسترده مواد مخدر كه بسياري از مأموران و افسران بلندپايه شهرباني نيز گرفتار آن بودند، در جامعه شيوع داشت.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکا ـ 35
از «صهیونیسم هرتزلی» تا «صهیونیسم مسیحی» (۱)

حسن خدادی

جریان «مسیحیت صهیونیسم»، برآمده از کتاب مقدس مسیحی ـ یهودی (عهد قدیم و عهد جدید) است که با الهام‌گیری از متون مقدس، عقاید و مبانی اعتقادی خود را پایه‌ریزی کرده است. شکل‌گیری این جریان به نهضت پروتستانتیسم «مارتین لوتر» و عصر «اصلاح‌طلبی دینی» وی برمی‌گردد. پروتستانتیسم را می‌توان به نوعی بازگشت و رجعت مسیحیان به «عهد قدیم» یا تورات نامید.
نهضت پروتستانتیسم به‌طور مشخص با لوتر و آرای اعتقادی جدید او درباره مسیحیت آغاز می‌شود. لوتر پیش از آغاز نهضت پروتستانتیسم، تحت تأثیر عمیق آموزه‌های فلسفی، تئولوژیک و جهان‌بینی عبرانی بوده است. تأثیرپذیری لوتر و همفکران او از عهد عتیق در یک فرایند طبیعی، سبب پیدایی تغییرات بزرگی در مفاهیم دینی کلیسای کاتولیک شد؛ بزرگداشت یهودیان و برتر دانستن قوم یهود و متعلق دانستن سرزمین‌های فلسطین با عنوان به‌اصطلاح «ارض موعود» و سرزمین‌های مقدس وعده داده‌شده به قوم یهود از جانب خداوند، شاخصه دیگر پروتستانتیسم لوتری بود که بعدها به‌منزله مبانی اعتقادی این جریان ظهور و بروز پیدا کرد، عقایدی از جمله اینکه:
الف‌ـ سرزمین فلسطین متعلق به قوم برگزیده خداوند (بنی‌اسرائیل) است.
ب‌ـ یهودیان سراسر دنیا براساس پیشگویی‌های کتاب مقدس، باید به ارض موعود منتقل شوند.
ج‌ـ دولت اسرائیل به‌منزله زمینه‌ساز ظهور حضرت مسیح باید در فلسطین تشکیل شود.
دـ پس از تشکیل دولت یهود، با تخریب مسجدالاقصی و قبه‌الصخره به‌دست یهودیان، جنگ نهایی به نام «آرماگدون» بین اهل خیر (یهودیان و مسیحیان) و اهل شر (مسلمانان و روسیه) اتفاق می‌افتد و حضرت مسیح ظهور کرده و با شکست سپاهیان شر، هزار سال بر دنیا حکومت می‌کند.
«صهیونیسم مسیحی» به‌عنوان پروژه بازگشت یهودیان به سرزمین‌های مقدس، با انقلاب پیوریتن‌ها در انگلستان که علاقه زیادی به عهد عتیق (تورات) و یهودیان از خود نشان می‌دادند، مورد حمایت گسترده‌ای قرار گرفت.
پیوریتن‌ها در سال (1649 م) که اجازه استقرار و اقامت یهودیان در انگلستان را صادر کردند، وساطت جهانیان را برای انتقال یهودیان به سرزمین‌های مقدس خواستار شدند و از آن تاریخ، پیوسته خود را منتظر بازگشت یهودیان به سرزمین‌های مقدس نشان دادند و به‌منظور تحقق این امر، نهایت تلاش خود را می‌کردند. با ورود اولین گروه مهاجران انگلیسی اولیه به آمریکا، آن را «اورشلیم جدید» یا «کنعان جدید» تلقی کردند و خود را به عبرانی‌های قدیم تشبیه نمودند که از ظلم و ستم فرعون (جیمز اول، پادشاه انگلیس) فرار کردند و از سرزمین مصر (انگلیس) به جست‌وجوی سرزمین موعود جدید گریختند. به این ترتیب، تعقیب و بیرون راندن سرخ‌پوستان به‌دست مهاجران پروتستان در دنیای جدید (آمریکا)، مانند تعقیب و بیرون راندن عبرانی‌های قدیم از سوی کنعانی‌ها در فلسطین بود.
تبدیل دنیای جدید به «اسرائیل جدید»، هدف اصلی طرح شهرک‌نشینان مهاجر پروتستانی پیورتانی اولیه در آمریکا بود. آنها همیشه در انگلستان خواب تطبیق و اجرای شریعت تورات را می‌دیدند و هنگامی‌که به آمریکا آمدند، رؤیای دولتی را در سر پروراندند که دستورات و فرمان‌های خداوند بر آن حکومت کند؛ حتی مورخی چون «جان فیسک» می‌گوید: «همین‌که می‌بینی تاریخی در آمریکا ساخته می‌شود، ملاحظه می‌کنی که آن، تاریخی آمریکایی ـ یهودی است.» آنها نماز را به زبان عبری می‌خواندند و بر فرزندان خویش نام‌هایی از داستان‌های تورات می‌گذاشتند.
با آغاز قرن هجدهم، اعتقاد به برانگیختگی یهود در فلسطین، به یکی از اصول لاهوتی مهم پروتستان‌های آمریکایی تبدیل شد، به‌گونه‌ای‌که اعتقاد به مسیح منتظر و «عصر هزاره خوشبختی» جایگاه مهم و بارزی در اعتقادات این مسیحیان پیدا کرد.
با ورود آمریکا به دوره رشد و بیداری بزرگ مذهبی در دهه چهارم قرن نوزدهم، «مسیحیت صهیونیسم» از مسیحیت یهود زاده شد و با هدف قرار دادن فرهنگ و سیاست آمریکا، آنها را به فریضه برپایی اسرائیل (برانگیختگی یهود و حمایت از آنها، به‌عنوان فریضه‌ای الهی و فرهنگی و در نهایت سیاسی) ملزم کرد.
به این ترتیب، «صهیونیسم آمریکایی» ده‌ها سال پیشتر، گوی سبقت را از «صهیونیسم هرتزلی» درزمینه برپایی اسرائیل [رژیم صهیونیستی] ربود و این، یکی از دلایل تفسیرکننده حمایت آمریکا از برپایی اسرائیل در سال (1948م) و سپس پشتیبانی آمریکا از اسرائیل است. این حمایت و جانبداری، صبغه‌ای الهی و فرهنگی دارد که در جان و روح سیاست و حکومت آمریکایی‌ها رخنه کرده است. جریان مسیحیت صهیونیسم روزبه‌روز در تاروپود فرهنگ آمریکایی نفوذ کرده و در راستای گسترش اهداف و برنامه‌های خود نهادها، سازمان‌ها و گروه‌های مختلفی را تشکیل داده و با پشتیبانی مالی و سیاسی «صهیونیسم بین‌الملل»، توانسته ابزارهای مختلف سیاسی، اقتصادی و ارتباطی عظیمی را در جامعه آمریکا، در خدمت اهداف خود گیرد.
بنابراین، صهیونیسم مسیحی یا همان ایوانجليست‌ها به بازگشت مسيح معتقد هستند و به قدري زمان ظهور مسيح را نزديك مي‌دانند كه خود را براي نبرد آرماگدون آماده مي‌كنند. ایوانجليست‌ها فرزندانشان را به مؤسسات مذهبي، از جمله كمپ مسيح (Jesus Camp) مي‌فرستند تا در اين مراكز از نظر روحي، فرهنگي و نظامي آموزش ببينند و براي كمك به مسيح(ع) آماده باشند؛ زيرا معتقدند، مسيح در زمان فرزندان آنها بازمي‌گردد، البته ما مسلمانان دشمن اصلي آنها هستيم و درواقع، براي كشتن ما آموزش مي‌بينند. آنها معتقدند بوش از اولياي خدا و يا حتي نعوذبالله تجلي او بود و با حمله به عراق زمينه را براي ظهور مسيح آماده كرد. نكته مهم اينكه 25 درصد آمريكايي‌ها، يعني چيزي حدود 80 ميليون نفر ایوانجليست هستند و معتقدند، مسيح در اوايل هزاره سوم باز خواهد گشت و همين افراد براي قتل ما مسلمانان آماده‌اند.
صهیونیسم همیشه مترادف یهودیت نیست، بلکه صهیونیسم به تفکری اطلاق می‌شود که اعتقاد دارد ظهور مسیح بسیار نزدیک است و باید برای آن تلاش کرد، البته مسیحیان صهیونیست معتقدند، مسیح به زمین بازخواهد گشت، اما یهودیان صهیونیست معتقدند، مسیح موعود در تورات، همان مسیحی است که در آخرالزمان بازمی‌گردد و مسیحی که ۲۰۰۰ سال پیش به دنیا آمد، پیامبر دروغین بود. صرف‌نظر از مطلب فوق در بیشتر موارد هر دو گروه صهیونیست اعتقادات واحدی دارند؛ از جمله این اعتقادات، اعتقاد به تشکیل دولت یهودی در بیت‌المقدس، تخریب مسجدالاقصی و احداث معبد سوم سلیمان(ع) به‌جای آن و تشکیل دولت یهودی از نیل تا فرات است. بنا بر اعتقاد آنان پس از انجام اعمال فوق، مسیح به زمین بازمی‌گردد و در جنگ نهایی، آرماگدون به کمک مسیحیان و یهودیان صهیونیسم بقیه ملل جهان را از بین برده و پادشاهی ۱۰۰۰ ساله مسیح آغاز می‌شود و یهودیان صهیونیسم نیز مسیحی می‌شوند. این مسئله به‌عنوان راهبرد سیاسی کشورهای با حاکمیت صهیونیسم (اسرائیل، آمریکا و تا حدی انگلستان) قرار گرفته و البته مطلبی است که برای عموم مردم این کشورها جنبه اعتقادی داشته، اما برای سردمداران کشورهای مذکور دستاویزی است که برای پیشبرد مقاصد شوم و شیطانی به‌کار رفته است.
سازمان‌ها و نظام‌های سیاسی «مسیحیت صهیونیستی» و اصولگرا فقط به آماده ساختن جامعه آمریکا برای بازگشت مسیح اکتفا نکردند، بلکه رسالت آنها، رسالت جهانی و صلیبی بود و نقش آن فقط به سیاست داخلی محدود نمی‌شد، بلکه در سیاست خارجی آمریکا نیز نقش مهم و مؤثری پیدا کردند؛ به‌گونه‌ای‌که در دهه‌های اخیر تقریباً توانسته‌اند اهداف و راهبردهای خود را با عنوان «سیاست خارجی آمریکا» و الزامات راهبردی آن، پیگیری کنند.
سیاست‌هایی، همچون حمایت بی‌قید و شرط از رژیم صهیونیستی، مخالفت با کشورهای اسلامی و تضعیف و اشغال بخشی از سرزمین‌های آنها و در پیش گرفتن سیاست یکجانبه‌گرایی در عرصه بین‌الملل و نادیده گرفتن قواعد بین‌المللی از سوی سیاستمداران آمریکا، از جمله تأثیرپذیری جامعه سیاسی آمریکا از جریان مسیحی صهیونیستی است.

سازمان‌هاي سياسي ايوانجليست‌ها در آمریکا
ايوانجليست‌ها براي پيشبرد اهداف سياسي و اجتماعي خود تعدادي مؤسسه در آمريكا تأسيس كرده‌اند كه در سطح كشور فعاليت مي‌كنند:
1ـ ائتلاف مسيحيان براي آمريكا: اين مؤسسه كه در سال 1989 تأسيس شد، يكي از سازمان‌هاي فعال سياسي ايوانجليست‌هاست كه در همه ايالات پنجاه‌گانه آمريكا بيش از 1700 دفتر دارد و دو ميليون نفر عضو فعال اين سازمان هستند. در اين سازمان بيش از 50000 فعال سياسي و 25000 كشيش عضويت دارند. بودجه ساليانه آن بيش از 25 ميليون دلار است و از سال 1991م همه‌ساله اجتماع ساليانه سراسري را با عنوان «جاده‌اي به‌سوي پيروزي» برگزار مي‌كنند كه در آن به اعضاي فعال آن براي نامزد شدن در انتخابات، تبليغات انتخاباتي و اداره رسانه‌هاي عمومي آموزش ويژه داده مي‌شود. اين مؤسسه از مسيحيان متعصّب مي‌خواهد كه در تمامي انتخابات از شوراي محلي گرفته تا رياست‌جمهوري شركت فعال داشته باشند و به نامزد مورد تأييد مؤسسه رأي دهند.
2ـ ميزگرد ديني: اين مؤسسه در سال 1979 تأسيس شد كه در آن فرماندهان ارشد ارتش، سياستمداران و رهبران برجسته ايوانجليست عضويت دارند و مسئوليت آنها تأييد سياستمداراني است كه از ارزش‌هاي ديني و سنتي مسيحي پيروي مي‌كنند تا در انتخابات مختلف به پيروزي برسند.
3ـ ائتلاف آمريكايي براي ارزش‌هاي سنتي: اين مؤسسه در سال 1983 تأسيس شد و 43000 كليسا عضو آن هستند. اعضاي اين مؤسسه براي حفظ ارزش‌هاي سنتي و ديني مسيحي، كوشش مي‌كنند كنگره آمريكا قوانين مورد نياز را به تصويب برساند و در انتخابات، نامزدی را كه طرفدار ارزش‌هاي سنتي و ديني باشد، معرفي و تأييد مي‌كنند. ايوانجليست‌هاي معروف عضو اين ائتلاف هستند.
4ـ جنگ صليبي علمي بين‌المللي براي مسيح: اين مؤسسه براي تبليغات ديني و سنتي در دانشگاه‌هاي آمريكا در سال 1951 در دانشگاه لس‌آنجلس تأسيس شد. اين مؤسسه افزون‌بر تبلیغات ديني در دانشگاه‌هاي آمريكا مبلغان را براي تبليغات مسيحي به كشورهاي مختلف اعزام مي‌كند و 16000 مبلغ مسيحي در سراسر جهان دارد و بودجه سال 2000 اين مؤسسه، 300 ميليون دلار بود.
5ـ زنان علاقه‌مند به آمريكا: اين مؤسسه در سال 1979 تأسيس شد و فعال‌ترين مؤسسه فعاليت‌هاي ديني و سياسي زنان طرفدار اعتقادات ايوانجليست‌ها در آمريكاست. اين مؤسسه بيش از ۰۰۰/۶۰۰ زن عضو و 800 دفتر در سراسر كشور دارد و بودجه ساليانه آن بيش از 10 ميليون دلار است. اين مؤسسه براي دفاع از ارزش‌هاي ديني و سنتي و حفظ خانواده فعاليت گسترده دارد.
6ـ انجمن خانواده آمريكايي: اين انجمن كه در سال 1977 تأسيس شد و براي ترويج اخلاق و آداب ديني و سنتي در رسانه‌هاي عمومي آمريكا فعاليت مي‌كند و عليه ايستگاه‌هاي راديويي و تلويزيوني كه برنامه‌هاي ضداخلاقي، خشونت‌آميز و مبتذل پخش مي‌كنند، تبليغات كرده، از مردم مي‌خواهد اين برنامه‌ها را تحريم کنند.
7ـ انجمن ملي ايوانجليست‌ها: اين مؤسسه در سال 1942 تأسيس شد و از منافع ايوانجليست‌ها در مسائل ديني، اجتماعي و سياسي دفاع مي‌كند.
8ـ بنياد آزادي مسيحيت: اين مؤسسه به ايوانجليست‌ها، براي به‌دست آوردن مقام و پست‌هاي دولتي، آموزش مي‌دهد.
9ـ بنياد ميراث: اين بنیاد يكي از فعال‌ترين مؤسسه‌هاي «هسته مشاوران» متعلق به ايوانجليست‌هاست كه در شكل‌دهي سياست‌هاي دولت‌هاي حزب جمهوريخواه نقش حياتي ايفا مي‌كند. «پروژه‌اي براي قرن جديد آمريكايي» و «انستيتو واشنگتن براي سياست‌گذاري در خاور نزديك» و «چالسيدون» از ديگر مؤسسات هسته مشاوران هستند كه تحت نفوذ ايوانجليست‌ها فعاليت مي‌کنند.
10ـ مركز آمريكايي براي حقوق و عدالت: اين مؤسسه براي حفظ منافع بنگاه‌هاي سخن‌پراكني ديني كه از سوی ايوانجليست‌ها اداره مي‌شود، تأسيس شده است.
11ـ انجمن اخبارنويسان ديني: در اين انجمن اخبارنويسان وابسته به ايوانجليست‌ها كه اخبار روزانه ديني براي راديو، تلويزيون و روزنامه‌ها تهيه مي‌كنند، عضويت دارند و اين انجمن از منافع آنها دفاع مي‌كند.
12ـ بنياد كنگره آزاد: اين مؤسسه براي اعمال نفوذ در كنگره فعاليت دارد و ايوانجليست‌هاي برجسته عضو اين بنياد هستند.
13ـ انجمن حزبي محافظه‌كاران: اين مؤسسه سياسي نيز تحت نفوذ ايوانجليست‌هاست.
14ـ روزنامه «صداي مسيحيت»: مقر اين روزنامه در كاليفرنياست و مواضع ايوانجليست‌ها را بيان مي‌كند. اين روزنامه به‌طور منظم «كارت گزارش» درباره نمايندگان كنگره پخش مي‌كند. در اين كارت، به نمايندگان كنگره براي دادن رأي به لوايح در كنگره نمره داده مي‌شود و به نمايندگاني كه از لوايح مربوط به مسائل ديني، سياسي و اجتماعي مورد تأييد ايوانجليست‌ها حمايت کنند، بيشترين نمره داده مي‌شود و آنان به هواداران ايوانجليست‌ها در سراسر آمريكا معرفي مي‌شوند تا مورد تأييد آنها نيز قرار گيرند. اين كارت، در حقيقت يك اسلحه سياسي است كه عليه نمايندگان كنگره كه مخالف افكار ايوانجليست‌ها هستند، به كار گرفته مي‌شود.



کارآفرینی در دوران بازنشستگی
خیلی‌ها این طور فکر می‌کنند که برای دست و پا کردن یک شغل یا منبع درآمد جدید، حتماً به سرمایه‌گذاری کلان و امکانات و شرایط خاصی نیاز دارند. در بین بازنشستگان کسانی را داریم که برخلاف این نگاه و با سرمایه بسیار اندک به سمت ایجاد یک شغل و درآمد رفته‌اند و موفق هم شده‌اند. «حسین جمشیدی» از جمله این افراد است. این پاسدار بازنشسته که تجربیات پس از بازنشستگی خود را در زمینه فعالیت‌های اقتصادی و کارآفرینی به شرح زیر بیان می‌کند، توانسته شش سال پس از بازنشستگی با تأسیس شرکتی به نام «کشت و صنعت قارچ خوراکی زاگرس بختیاری» مجوز تولید سالیانه 220 تن قارچ را از استان دریافت کند.
* حسین جمشیدی متولد سال 1349 شهرستان فارسان استان چهارمحال و بختیاری هستم و مدرک تحصیلی لیسانس دارم. در سال 1366 به عضویت سپاه درآمدم. بیش از دو سال در دوران دفاع مقدس در جنگ تحمیلی حضور داشتم. هدیه 25 درصد جانبازی دوران دفاع مقدس را در ناحیه دست و سر به یادگار دارم.
در سال1388 بلافاصله پس از بازنشستگی در اسرع وقت برای ایجاد کارگاه پرورش قارچ خوراکی اقدام کردم. در ابتدا به دلیل نداشتن امکانات و کمبود سرمایه از همان پارکینگ محل سکونت خود استفاده کردم. سرمایه اولیه من حدود 400 هزار تومان بود که فعالیت را آغاز کردم. پس از مدتی با انتخاب یک شریک، فعالیت خود را توسعه دادم. پس از یک سال کار و تلاش، سه سالن بزرگ قدیمی (خشتی و گلی) در نزدیکی روستای محل سکونت خود، یعنی روستای ده چشمه ایجاد کردم. با تأسیس و راه‌اندازی این امکانات، مجوز تولید و پرورش 220 تن قارچ در سال را دریافت کردم. کم‌کم با عرضه محصولات تولیدی به استان‌های جنوبی کشور اعتبار و اعتماد بازار را به دست آوردم و زمینه برای احداث کارگاه صنعتی مدرن فراهم شد و هم اکنون با دریافت تسهیلات از سازمان جهاد کشاورزی استان تولید قارچ رونق بسیاری پیدا کرده است.
در حال حاضر کارگاه تولید قارچ صنعتی مدرن ما، 15 سالن فعال دارد. هر سالن ظرفیت تولید 12 تن محصول را دارد و بالغ بر یکصد نفر به‌طور مستقیم و غیرمستقیم مشغول به کار هستند.
دوران بازنشستگی در نگاه اول به معنای استراحت و تفریح پس از چندین سال فعالیت است، ولی من این فکر را نادرست می‌دانم. تجربه افراد بازنشسته نشان داده که سلامت جسمی و روحی این‌گونه افراد پس از گذشت مدتی به خطر افتاده است. درست است که از محل کار بازنشسته شده‌ایم، اما زندگی با تمام مشکلات و اتفاق‌هایش همچنان جریان دارد. به بهانه بازنشسته شدن نباید خود را در خانه حبس کنیم. نوع کار اهمیت چندانی ندارد. فقط داشتن فعالیت مهم است که اگر فعالیتی را انجام دهیم که برای ما سوددهی هم داشته باشد، خوب خیلی بهتر است.
افرادی که به مدت چندین سال تنها با محیط‌های اداری و یکسانی سروکار داشته‌اند، خیلی با محیط‌های بیرون و بازار، آشنایی ندارند و دارای مهارت‌های لازم نیستند و به دلیل نداشتن تجربه بازار بلافاصله پس از وارد شدن در این میدان‌ها، مشکل پیدا می‌کنند. برای رفع این مسئله پیش از شروع هر کار و فعالیتی حتماًً باید با افراد با مهارت و با سابقه در آن موضوع مشورت کنند و از تجربیات و راهنمایی‌های آنان استفاده کنند. حواس‌شان باشد که سریع و به‌طور مستقیم به سراغ کسانی که به اصطلاح چراغ سبز نشان می‌دهند، نروند و خیلی با دقت و حساب شده تصمیم بگیرند.
توصیه‌ام به همکاران این است که هرگز خود را پس از بازنشستگی خانه‌نشین نکنند و حتماً به‌منظور فعالیت از خانه خارج شوند تا همیشه بتوانند روحیه‌ای زنده داشته باشند و من برای عزیزانی که علاقه و شرایطش را دارند، پرورش و تولید قارچ را پیشنهاد می‌کنم چون به سرمایه زیادی برای شروع نیاز نداشته و تقریباًً پس از دو ماه به سوددهی می‌رسد.
سخن آخر
از مسئولان تقاضا دارم از بازنشستگانی که به صورت خودجوش و داوطلبانه به سمت کارآفرینی و توسعه تولید کشور حرکت می کنند، حمایت کنند. یک کارآفرین حتماً به حامی نیاز دارد.
معاونت فرهنگی ـ اجتماعی کانون بازنشستگان سپاه


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

آیت‌الله شيخ حسين نوری همدانی
شيعه و سني در فضاي اتحاد بر دشمن غالبند

اشاره
يكي از اتفاقات مهم هفته گذشته سفر مرجع بزرگوار تقليد، از جمله آيت‌الله نوري همداني به كشور آذربايجان بود كه با استقبال پرشور مردم شهرهاي مختلف اين كشور همراه بود. اين اتفاق نشان می‌دهد، گرچه حاكميت برخي كشورها با زور درصدد كم‌رنگ كردن اسلام هستند؛ اما مردم كشورهاي مسلمان همچنان به اسلام و علماي ديني علاقه دارند.
آنچه در ذيل مي‌آيد، مختصري از سخنان ايشان در سخنراني‌هاي متعدد اين مرجع تقليد در آذربايجان است كه از نظر خوانندگان مي‌گذرد.
از دیدگاه قرآن، احادیث و روایات وارده خلقت انسان با هدایت توأم بوده است.
با توجه به آیه 50 سوره طاها و حدیث ثقلین، خداوند تمامی موجودات عالم هستی را به خیر و سعادت رهنمون کرده است. در حقیقت حضرت حق برای هدایت انسان عوامل مختلفی را قرار داده است تا بشر در صراط مستقیم حرکت کرده و عبودیت به جای آورد.
کتاب‌های آسمانی، انبیای الهی و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) چراغ‌های هدایت انسان به سوی سعادت هستند، بدون ولایت هیچ عملی نزد خداوند متعال مقبول نیست؛ به عبارت دیگر، شرط قبولی اعمال، ولایت است.

ولايت پنج‌گانه
علمای اسلام پنج نوع ولایت را معرفی کرده‌اند، به اولین نوع ولایت در آیه 23 سوره شوری اشاره شده است که عبارت از ولایت مودت، محبت و معرفت به اهل بیت پیامبر اسلام(ص) است.
دومین نوع؛ ولایت هدایت است، با این توضیح که احکام خداوند را باید از اهل‌بیت(علیهم‌السلام) فراگرفت؛ البته شیعیان همواره بر وحدت و همگرایی فرق اسلامی تأکید دارند، تا دشمنان با ایجاد تفرقه میان مسلمانان سوء‌استفاده نکنند؛ اما معتقدند باید معارف را از قرآن و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) آموخت.
نقشه شوم دشمنان اسلام تفرقه میان مسلمانان با استفاده از گروه‌های تروریستی داعش، بوکوحرام و فرقه‌های ضاله‌ای چون وهابیت است. شیعه و سنی با هم برادر هستند و در فضای اتحاد می‌توانند فتنه تفرقه دشمنان را خنثی کنند.
نوع دیگر ولایت، ولایت حکومت است. خداوند متعال خواسته است ولی جامعه، پیامبران و ائمه‌اطهار(علیهم‌السلام) باشند؛ زیرا سرنوشت و امور مسلمانان بسیار مهم است، هیچ‌گاه خداوند سرنوشت و کرامت بشری را در دستان ظالمان و مستکبران قرار نداده است.
چهارمین نوع ولایت آن است که بدانیم پیامبران و ائمه‌اطهار(علیهم‌السلام) واسطه فیض الهی در عالم هستی هستند که این نوع ولایت، ولایت تکوینی است؛ با این توضیح که خداوند قدرتی در وجود انبیا و اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) قرار داده است که از عهده دیگر بشر برنمی‌آید.

مكتب حسين و رهايي از ذلت
عشق و ارادت مردم جمهوری آذربایجان به ائمه‌اطهار(علیهم‌السلام) بسيار است. عزاداری‌های ماه محرم و صفر در این کشور اسلامی سابقه‌ای درخشان دارد، بدانید که پیامبر اسلام(ص) فرمود: امام حسین(ع) چراغ هدایت و کشتی نجات بشریت است.
وی با بیان این‌که مکتب حضرت سیدالشهداء(ع)، مکتب «هیهات من الذله» است، کسی که می‌خواهد از ذلت رهایی یابد، باید به این مکتب تمسک جوید، چنانکه در ایران پس از چندین قرن تسلط رژیم‌های مستکبر و بیگانگان بر کشور، امام خمینی(ره) با احیای مکتب اسلام و مکتب عاشورا توانست ملت را از یوغ مستکبران خارج کند.
انقلاب اسلامی ایران به برکت ولایت حاصل شد و آرمان‌هایش امروز به کل جهان گسترش یافته است، انقلاب اسلامی ایران سلطه مستکبران در کشور را قطع و تمام مستضعفان و محرومان جهان را بیدار کرد، اگر امروز در سوریه، عراق، لبنان، پاکستان و افغانستان ناامنی وجود دارد؛ اما در ایران به برکت ولایت امنیت کامل برقرار است.
وحدت و همدلی امت اسلامی تمامی توطئه‌های دشمنان را خنثی خواهد کرد.

اهميت وحدت و همدلي مسلمين
وحدت از دیدگاه آیات قرآنی، احادیث و روایات معتبر وارده از سوی اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) اهميت فراوان دارد. اسلام دین مساوات، برادری و برابری است. از دیدگاه آموزه‌های دینی و قرآنی هیچ ملتی بر دیگری برتری ندارد و همگان در محضر الهی یکسان هستند.
به‌عبارتی، تنها ملاک برتری در اسلام تقواست. امروز جهان اسلام بیش از هر زمان دیگری نیازمند وحدت و همدلی مقابل دشمنان اسلام است؛ زیرا تنها راه مقابله با توطئه‌های دشمن وحدت حول محور مشترکات دینی و مذهبی است.
دشمنان اسلام با ایجاد فرقه ضاله وهابیت و راه‌اندازی گروهک‌های تروریستی تکفیری و داعشی، به‌دنبال تفرقه میان امت اسلامی هستند. ماهیت وجودی داعش برای ایجاد تفرقه میان مسلمانان است. امروز باید با مشاهده جنایات این گروهک‌های افراطی و تروریستی، بیش از گذشته به فکر تقریب مذاهب اسلامی و وحدت میان مسلمانان باشیم.

وظايف علماي عصر حاضر
طبق آیات و روایات، مهم‌ترین وظیفه علما شناخت زمان و حوادث آن است و باید سه اصل مهم علم، اخلاص و عمل سرلوحه کار علما باشد. یکی از اصول مهم دیگری که باید علما در زمان کنونی به آن توجه کنند، مسئله جهاد است.
در مقطعی که دشمنان قسم‌خورده اسلام تمام ابزارهای خود را برای تفرقه و اختلاف‌افکنی در بین مسلمانان به کار بسته‌اند، علما و اندیشمندان اسلامی با هر عقیده و آیینی که هستند، باید به فکر تقریب مذاهب و کنار گذاشتن اختلافات باشند؛ زیرا امت اسلام از این اختلافات به‌شدت رنج می‌برد.
وظیفه دیگر علمای اسلام این است که مسلمانان جهان را به همدلی و اخوت دعوت کنند و آنان را نسبت به نقشه‌هایی که مستکبران جهانی در سر دارند، هوشیار کنند.
مرحوم علامه طباطبایی، صاحب تفسیر المیزان می‌فرمایند: خداوند متعال در قرآن دو گناه را بسیار بزرگ برشمرده و آنها را نهی کرده است، یکی اقتصادی مربوط به ربا و دیگری سیاسی با عنوان سلطه‌پذیری از سوی جامعه اسلامی است.

ثمرات ويرانگر رباخواري
وی بسیاری از مشکلات اقتصادی جوامع اسلامی را ناشی از انحراف از دستورات اقتصادی آموزه‌های قرآنی و اسلامی دانست و پدیده شوم ربا را که از غرب وارد جوامع اسلامی شده عامل ویرانی جوامع معرفی کرد و اشاره داشت، نتیجه ربا جز ایجاد اختلاف طبقاتی در جامعه نیست. آیت‌الله نوری همدانی در تشریح این موضوع افزود: جنبش 99 درصدی وال‌استریت در غرب که علیه یک درصد مرفهین بی‌درد آغاز شد، نتیجه بانکداری غیراسلامی در غرب است؛ نباید نظام بانکی اروپا و آمریکا که بر پایه نظام سرمایه‌داری غرب بنیان نهاده شده است، در کشورهای اسلامی پیاده شود؛ زیرا پیروی از اندیشه‌های غربی جوامع اسلامی را دچار مشکلات عدیده‌ای می‌کند.
مسلمان حقیقی و شیعه اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) هیچ‌گاه سلطه مستکبران و مستبدان را نمی‌پذیرد. ما همه در مکتب حضرت سیدالشهداء(ع) درس آزادگی و مبارزه با ظلم و استبداد آموخته‌ایم و هیچ‌گاه زیر سلطه مستکبران نمی‌رویم.


آیینه خواص

يهوديان عصر نبوي ـ1
سلام‌بن‌مشكم

در منابع تاريخ اسلام به نام چند نفر از احبار و سران يهود، بيش از ديگران برخورد مى‏كنيم. اين افراد عبارتند از: كعب‌بن‌اشرف، سلام‌بن ابى‌حقيق، كعب‌بن‌اسد، حیی‌بن‌اخطب، مخيريق، سلام‌بن‌مشكم، عبدالله‌بن‌سلام، محمدبن‌كعب قرظى و كعب‌الأحبار.
سلام‌بن‌مشكم از بزرگان يهود و دشمن رسول خدا(ص) بود. نام اين يهودى در جريان غزوه سويق نيز به ‌چشم می‌خورد. ابوسفيان كه پس از شكست بدر نذر كرده بود با رسول خدا(ص) بجنگد، با گروهى از مشركان مخفيانه به مدينه آمد و نزد بنى‌نضير رفت. سلام‌بن‌مشكم كه آن زمان بزرگ بنى‏‌نضير و صاحب كنز آنان بود، ابوسفيان را پذيرفت و اطلاعاتى از مسلمانان در اختيار او گذاشت. مشركان قدرى در اطراف مدينه آشوب كرده و با برجاى گذاشتن آرد (سويق) منطقه را ترك‏ كردند. مسلمانان هنگام تعقيب آنان به اين آردها كه زاد و توشه ابوسفيان و همراهانش بود، دست يافتند و ازاين‌رو، غزوه «سويق» نام گرفت.
سلام‌بن‌مشكم كه پس از اخراج از مدينه در خيبر زندگى مى‏كرد، پس از داستان بنى‏‌قريظه و كشته شدن حيي‌بن‌اخطب بار ديگر رهبرى يهود را در دست گرفت و در نبرد خيبر هنگامى كه در بستر بيمارى بود، كشته شد. زنى‏ كه رسول خدا(ص) را پس از نبرد خيبر مسموم كرد، همسر همين «سلام» است كه پدر و عموى خود را نيز در جنگ از دست‏ داده بود. در سال هفتم و پس از جنگ خيبر، زينب‌بنت‌حارث، همسر سلام‌بن‌مشكم گوسفند بريانى را به پيامبر هديه كرد. او پیشتر پرسيده بود، رسول خدا(ص) كدام عضو گوسفند را بيشتر دوست دارد و چون گفته بودند ماهيچه دست گوسفند، آن قسمت را به سَم فراوان‌تری مسموم كرده بود. هنگامى كه غذا را جلوى پيامبر(ص) نهاد، آن حضرت ماهيچه دست را برداشته و تكه‌اى از آن را در دهان گذاشت، اما آن را نبلعيد.
بشر پسر براء‌بن‌معرور نيز حضور داشت و او هم تكه‌اى برداشت و جويد و بلعيد. رسول خدا(ص) لقمه را بيرون آورد و فرمود: اين استخوان به من خبر می‌دهد كه مسموم است. سپس آن زن را فراخواند و او اعتراف كرد... رسول خدا(ص) از آن سم چيزى نخورد.
در تفسير الدرالمنثور از ابن‌عباس روايت شده است: يهود پیش از بعثت براى اوس و خزرج خط و نشان می‌کشید كه اگر رسول خدا مبعوث شود به حساب شما می‌رسیم؛ چراكه فكر مي‌كردند پيامبر آخرالزمان از بين آنها مبعوث مي‌شود، ولى همين كه ديدند پيغمبر آخرالزمان از ميان عرب برخاست، كفر ورزيدند و گفته‌های پیشین خود را انكار کردند.
معاذبن‌جبل و بشربن ابى‌البراء و داوودبن‌سلمه به ايشان گفتند: اى گروه يهود! از خدا بترسيد و ايمان بياوريد، مگر اين شما نبوديد كه عليه ما خط و نشان می‌کشیدید؟ با اينكه ما مشرك بوديم، و شما به ما خبر می‌دادید كه: به‌زودى محمد(ص) مبعوث خواهد شد، صفات او را براى ما می‌گفتید، پس چرا حالا كه مبعوث شده، كفر می‌ورزید؟! سلام‌بن‌مشكم گفت: او چيزى نياورده كه ما بشناسيم، و او آن كسى نيست كه ما از آمدنش خبر می‌دادیم، درباره اين جريان بود كه آيه 89 سوره بقره نازل شد.


شمیم شریعت
علیرضا منصوری

بررسی مفهوم استطاعت برای حج
حج زيارت كردن خانه خدا و انجام اعمالي است كه دستور داده‌اند در آنجا بجا آورده شود و در تمام عمر بر كسي كه اين شرايط را دارا باشد، يك مرتبه واجب مي‌شود.
یکی از شرایط این عبادت، مستطیع بودن است و استطاعت از جهت مال، یعنی داشتن هزینه و فراهم بودن امکانات سفر و چیزی، مانند پول یا امتیازی که ممکن است آن را صرف تهیه آنها کند. همچنین، استطاعت به امور دیگری نیز حاصل می‌شود که در کتب فقهی به تفصیل آمده است.
اما نکته قابل توجه این است که امروزه با توجه به اوضاع سياسي، اقتصادي و اجتماعي پيش‌آمده، مفهوم استطاعت، ديگر در همان مفهوم سي‌، چهل سال پيش باقي نمانده است. امروزه درخواست‌کنندگان بايد در يک فرصت معيني ثبت‌نام کنند و سپس مدتي را در انتظار باشند تا قرعه‌کشي، زمان سفر آنان به حج را معلوم کند. چه‌بسا که پنج، شش سالي یا بیشتر زمان انتظار به درازا بکشد؛ ازاین‌رو، ثبت‌نام اوليه، يکي از مقدمات حج به‌شمار مي‌رود. بنابراين کسي که در زمان اعلام ثبت‌نام، استطاعت لازم را داشته باشد، ثبت‌نام بر وي واجب خواهد بود. اگر پس از اعلام نتايج قرعه‌کشي، نوبتش در همان سال اول قرار گرفت و تا زمان ثبت‌نام کاروان‌ها شرايط استطاعت برايش باقي بود، حج بر او استقرار يافته و واجب است، اما اینکه اگر در رفتن به حج مسامحه كرد تا نوبت او از دست رفت یا نوبتش در سال‌هاي ديگر قرار گرفت، یا به دلیل توقف ثبت‌نام موفق به ثبت‌نام نشد، چه وظیفه‌ای دارد؟ پاسخ این پرسش‌ها در ادامه می‌آید.
كسى كه پس از استطاعت مالى بدون تأخير، سعى در رفتن به حج داشته و در قرعه‌كشى شركت کرده است و برای اينكه قرعه به نامش اصابت نكرده، نتوانسته به حج برود مستطيع نشده و حج بر او واجب نيست، ولى اگر رفتن به حج در سال‌هاى پس از آن منوط به نام‌نويسى و پرداخت مبلغى در اين سال باشد، بنا بر احتياط واجب، بايد نسبت به اين کار اقدام کند.
حال اگر شخصى مستطيع بود و در رفتن به حج مسامحه كرد تا نوبت او از دست رفت، بايد به هر نحو که امکان دارد و برخلاف مقررات جمهورى اسلامى نيست به حج مشرف ‏شود. برای نمونه، به‌صورت آزاد یا با واسطه از کشور دیگری، به حج مشرف شود.
اشخاصى كه در وقت نام‏نويسى براى حج، استطاعت مالى دارند و از طرف دولت براى پنج سال يا بيشتر اسم مى‌‏نويسند، اگر احتمال دهند كه قرعه در همان سال اول به نام‌شان بيرون مى‌‏آيد، لازم است شركت كنند؛ بلکه اگر رفتن به حج در سال‌هاى بعد منوط به نام‌نويسى و پرداخت مبلغى در اين سال باشد، بنا بر احتياط واجب بايد نسبت به اين کار اقدام کنند.
شخصى که حج بر او مستقر نشده، یعنی تمام شرایط حج حاصل نشده، اما در هنگام ثبت‌نام استطاعت مالی داشته و ثبت‌نام نموده است، ولى بعداً از نظر مالى محتاج شده، مى‌تواند پول را پس بگيرد؛ زیرا در این‌صورت مستطيع نيست.


گزارشی از مراسم تقدیر از پزشکان جهادی سپاه
پزشکان جهادی بهترین عامل صدور ارزش‌های انقلاب هستند
حسن ابراهیمی

به گزارش صبح صادق، سردار حسین سلامی در مراسم تقدیر از پزشکان جهادی سپاه که از سوی معاونت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سپاه در ستاد فرماندهی کل سپاه برگزار شد، طی سخنانی همراهی فضیلت مجاهدت در راه خدا با فعالیت پزشکی را واجد و مولد ارزش‌های والایی دانست که همواره در نظام سلامت سپاه افتخاری بی‌بدیل محسوب می‌شود؛ وی افزود: کمک به مستضعفین و فعالیت‌های مخلصانه مردم، یاری در نقاط محروم توسط بهداری سپاه و حضور شورانگیز پزشکان عالم و ایثارگر سپاه در صحنه، ارائه خدمات امدادی و درمانی به پرچمداران دفاع از حریم اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در نهضت‌های بیداری اسلامی و مبارزه با نظام سلطه برای همه ما موجب مباهات است.
وی با اشاره به اینکه حرفه پزشکی فضیلت و قداست ویژه‌ای دارد، افزود: نتیجه فعالیت‌های پزشک علاوه‌بر تأمین حیات جسمی و استمرار کارکرد ارگان‌های بدن، دمیدن روح امید و نور زندگی به بدنه خانواده‌ای و جامعه بوده و امری فوق‌العاده ارزشمند است که با هیچ معیار مادی قابل اندازه‌گیری، ارزش‌گذاری و سنجش نیست.
سردار سلامی ضمن بیان اینکه پزشکی یکی از باارزش‌ترین شغل‌های عالم است، ادامه داد: در دین مبین اسلام و در آیات قرآن این تصریح شده است که نجات جان یک انسان مساوی است با نجات جان بشریت و پزشکان که در طول عمر خود جان ده‌ها انسان را از مرگ نجات می‌دهند؛ با این تعبیر، نجات‌دهنده بشریت هستند؛ لذا پزشکی از این نظر، یک قداست خاص دارد.
وی با بیان اینکه ما در سپاه در جایگاه پاسداران انقلاب اسلامی، باید بهترین بیمارستان‌ها و بهترین پزشکان را داشته باشیم تا بتوانیم بهترین خدمت را در راه رسالت اصلی خود به‌منزله پاسدار و صیانت‌کننده از انقلاب اسلامی به مردم انجام دهیم، افزود: امروز بحمدلله بهترین بیمارستان‌ها، بیمارستان‌های سپاه هستند، بهترین محققین پزشکی کشور تربیت‌شده دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج) هستند و بهترین پزشکان کشور هم تعداد زیادشان پاسدار هستند. در کنار این، ما می‌بینیم که پزشکان پاسدار در سخت‌ترین صحنه‌ها حضور دارند. از دفاع مقدس تا همین امروز در صحنه‌های درگیری راهبردی ما با استکبار و در سایر صحنه‌های درگیری برای نجات جان رزمندگان و مردم عادی حضوری مؤثر داشته‌اند.
جانشین فرمانده کل سپاه با بیان اینکه، یک پاسدار که در کسوت پزشک و به دور از تعصبات قومی و ملی به درمان یک مسلمان و مظلوم در صحنه‌های درگیری و در مناطق محروم می‌پردازد، یک ارزش بزرگ است (و همان‌گونه) و امام بزرگوار به ما آموخته و گفته است، هرجا یک مظلوم وجود دارد، باید به کمک او شتافت.
وی در پایان، پزشکان جهادی پاسدار را سرمایه‌های بزرگی برای سپاه دانست و ابراز امیدواری کرد که این عزیزان در این راه ثابت‌قدم بوده و بتوانند ارزش‌های اصیل انقلاب اسلامی را با این فعالیت انسان‌دوستانه به سایر کشورهای دنیا منتقل کنند.
پیش از سخنرانی سردار سلامی، سردار دکتر عبداللهی، معاون بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سپاه به ایراد سخنرانی و ارائه گزارش از حضور پزشکان سپاه در مأموریت‌های امدادی در کشورهای درگیر در جبهه مقاومت پرداخت.
در ادامه این مراسم و پس از سخنرانی سردار سلامی و سردار دکتر عبداللهی، دو نفر از پزشکان جهادی، به بیان خاطرات خود در زمان حضور در صحنه‌های درمانی در مأموریت‌های جهادی پرداختند. در انتهای مراسم نیز از تعدادی از پزشکان فعال در حوزه مأموریت‌های جهادی در کشورهای سوریه، یمن، لبنان و عراق با اهدای لوح سپاس از سوی سردار سلامی تقدیر شد.


یادداشت
علیرضا جلالیان

مدافعان حرم؛ شهدایی که مظلوم واقع شدند!
امروز جبهه مقاومت با توجه به تحولاتی که در منطقه رخ داده، دستخوش اتفاقات فراوانی شده که از آن جمله تغییر تاکتیکی دشمن از حضور نظامی مستقیم به حمایت از تروریست‌های تکفیری مورد حمایت استکبار غربی و ارتجاع عربی است. در این میان جبهه تروریستی ـ تکفیری دست بر نقطه حساس جبهه مقاومت، یعنی حرم ائمه معصومین(علیهم‌السلام) گذارده و در یک آوردگاه اعتقادی اهداف اصلی خود را تخریب حرم ائمه(علیهم‌السلام) و تشکیل خلافت اسلامی اعلام کرده است؛ خلافتی مبتنی بر اصول بنی‌امیه و بنی‌عباس. در این راستا از آنجا که اسلام مرزهای سیاسی امروز که مبتنی بر سیاست‌های استعماری کهن کشیده شده را اعتباری می‌داند و امت و ملت اسلام در دیدگاه قرآن بیان شده است، بسیاری از مسلمانان هم در اسلام قلابی معرفی شده از ناحیه وهابیت و هم در اسلام ناب و اصیل محمدی(ص) قائل به چنین مرزهایی نبوده‌اند و مشاهده می‌شود که در هر دو جبهه حق و باطل ملیت‌های مختلفی حضور دارند. در این میان بنا به مصالح کشورهای درگیر در جبهه مقاومت و جبهه روبه‌رو هیچ‌گاه به‌طور علنی درباره ملیت و قومیت رزمندگان و جنگجویان صحبت به میان نمی‌آید، مگر برای اینکه مقاصد سیاسی به همراه داشته باشد. بیان تعداد تروریست‌های اروپایی و آمریکایی پیوسته به جبهه تروریستی ـ تکفیری در حالی که کشورهای آنان از مبارزه با این تروریست‌ها دم می‌زنند، خود یک مسئله است! اما در جبهه مقابل اگرچه عمده رزمندگان دخیل در جبهه‌های درگیری از همان کشور درگیر در جنگ هستند و تعدادی آزادمرد از دیگر کشورها و نیز تعدادی مستشار نظامی به کمک آنها شتافته‌اند، هیچ‌گاه سعی نشده موضوعات و مظلومیت‌های شهدای آنها بیان شود؛ شهدایی که از سر اعتقاد و ارادت به خاندان عصمت و طهارت(علیهم‌السلام) و پیامبر خدا(ص)، خانواده و دین او، رو به سوی جهاد کرده‌اند.
ما بعضاً ابا داریم که بگوییم لشکر فاطمیون متشکل از افغانی‌های شیعه در سوریه درگیر است، یا ابا داریم بگوییم برخی گروه‌های مبارز مردمی شامل شیعیان پاکستانی، عراقی، لبنانی، افغانی و... بدون وابستگی به نهادهای نظامی کشور خود از سر ارادت رو به سوی دمشق و دفاع از حرم عمه سادات رفته و برخی شهید شده و برخی هم شاید سال‌هاست به خانه بر نگشته‌اند تا ماجرای جنگ تمام شده و امنیت به حرم بازگردد. ابا داریم از بیان اینکه امروز در عراق خیل زیادی از جوانان شیعه از کشورهای مختلف برای مبارزه با داعش و دفاع از حرم ائمه(علیهم‌السلام) مدفون در سامرا، کاظمین، نجف و کربلا حضور دارند. مهم‌تر اینکه شاید هیچ یک از این جوانان داوطلب حقوقی دریافت نمی‌کنند و تنها تجهیزات جنگ برای آنها فراهم است. به هر جهت باید گفت برخی از این ابا داشتن‌ها را چاره‌ای نیست و همگی عاملی است برای مظلومیت شهدایی که در این راه رفته‌اند و رزمندگانی که در این راه استقامت می‌کنند؛ چرا که مظلومیت وجه مشترک پیشوایان معصوم ما و پیروان واقعی آنها در دوران‌های گوناگون است.


گلی از باغ

«مسعود» روایت یک شهید
حوزه ادبیات پایداری امروزه با نام دیگر خود، یعنی ادبیات انقلاب و دفاع مقدس شناخته می‌شود. در این حوزه به علت وسعت تعداد انسان‌هایی که در آن واقعه عظیم در طول زمان دخیل بوده‌اند، می‌توان حجم بسیار انبوهی از آثار، از قبیل مجموعه خاطرات، زندگی‌نامه‌ها، اشعار، رمان و داستان را انتظار داشت، اما امروز که تقریباً 25 سال از پایان دوران دفاع مقدس هشت ساله می‌گذرد، تنها بخش کوچکی از این ماجرای عظیم در قالب کتاب چاپ شده است. در این راستا کتاب «مسعود» که به خاطرات شهید مسعود آخوندی می‌پردازد، به کوشش کنگره شهدای دانشجوی استان اصفهان و به قلم «نسیبه استکی» از سوی انتشارات ستارگان درخشان منتشر شده است. این کتاب که با تکیه بر اسناد و مصاحبه نوشته شده، در شش بخش؛ «از او»، «یادداشت‌های‌ روزانه»، «دست‌نوشته‌ها»، «نامه‌ها»، «وصیت‌نامه» و «تصاویر» تدوین شده است. در این کتاب در خاطره‌ای از محمد اشرف خراسانی، می‌خوانیم: «همین‌طور که مشغول حرف زدن بودیم، راننده‌ لودر هم کار خودش را می‌کرد. برای لحظاتی مسعود ساکت شد. صورتش گرفته و در هم شد. رد نگاهش را گرفتم. دیدم دارد به جنازه سربازان دشمن که همراه با توده گل و لای از زیر زمین بالا می‌آید، نگاه می‌کند. به دلیل نمکین بودن زمین، اجساد هنوز سالم بودند. مسعود آهی کشید و گفت: این بیچاره‌ها در دنیا و آخر خاک بر سر شدند. مگر اینکه خدا بخواهد آنان را به دلیل وجود سلطان جوری به نام صدام ببخشد. نمی‌دانستم چه بگویم. آنها دشمن بودند و در حق ما جنایت کرده بودند؛ ولی این قلب مهربان مسعود بود که حتی برای دشمنان هم دلسوزی می‌کرد.» در بخش دست‌نوشته‌ها اشعاری از شاعرانی چون محمود شبستری و فرخی سیستانی و آیات و روایاتی آورده شده که از سوی شهید آخوندی جمع‌آوری شده است. در پایان کتاب هم تصاویری از دوران دانشجویی و رزم شهید آخوندی نقش بسته است. بخشی از وصیت‌نامه مسعود که در پایان کتاب درج شده، چنین است: «پاسدار حرمت خون شهدا باشید و آنها را هیچ‌گاه از یاد نبرید، زیرا آنان بودند که با خون خود نهال انقلاب اسلامی را بارور کردند.» انتشارات ستارگان درخشان کتاب «مسعود» را با شمارگان سه‌هزار نسخه، در قطع رقعی با 232 صفحه روانه بازار نشر کرده است.


قبیله آفتاب

وجعلنا بخوانید و در کانال بنشينيد!
يک شب در منطقه عملياتي والفجر1 با «فضل‌الله» و چند نفر از برادران براي شناسايي به خط دشمن رفتیم. پس از انجام عمليات شناسايي و تهيه نقشه و گزارش‌های لازم در حال برگشتن، پس از عبور از خط اول دشمن به سنگر کمين دشمن برخورد کردیم. زمان جابه‌جایی نیروها در سنگر کمین بود. در همان لحظه بچه‌ها به‌شدت در هراس لو رفتن اطلاعات بودند. اول تصميم گرفتيم درگير بشويم. ولي فکر کرديم دشمن از حضور ما مطلع مي‌شود و محور عملياتي لو مي‌رود. همین جا فضل‌الله گفت: «آيه وجعلنا را بخوانيد و در کانال بنشينيد.» پس از تلاوت وجعلنا در کانال منتهي به سنگر کمين که نگهبان بايد از آنجا عبور مي‌کرد نشستيم و خود را به ديواره کانال چسبانديم. نگهبان عراقي آمد و از کنار ما رد شد و اتفاقاً پايش به پاي يکي از بچه‌ها برخورد کرد، ولي متوجه نشد...
به نقل از همرزمان شهيد فضل‌الله عاليشوندي
فضل‌الله در سال 1345 در خانواده‌اي مذهبي در فراشبند ديده به جهان گشود. دوران دبستان را در فراشبند با موفقيت گذراند و وارد دوره راهنمایي شد. در بیشتر تظاهرات‌ها و درگيري‌ها با رژيم پهلوي شرکت داشت و شبانه به پخش اطلاعيه‌هاي مهم مبادرت مي‌کرد، تا اينکه انقلاب اسلامي پيروز شد، او در مدرسه با دیگر دوستانش انجمن اسلامي تشکیل داد و در بين همکلاسي‌ها به تبليغ دين پرداخت. در اوج جدال بني‌صدر با روحانيون خط امام، فضل‌الله با کمال شهامت از روحانيون دفاع کرد و خط ليبرال و خطرهاي آن را گوشزد کرد و به مقابله با آن برخاست. در دفاع مقدس با دیگر همکلاسي‌هايش روانه جبهه جنگ شد. او از بس به جبهه رفته بود به دانشجوي سال چهارم جبهه و جنگ لقب يافته بود. در عمليات‌هاي متعددي شرکت کرد. حدود 10 مرتبه به جبهه اعزام شده بود و شش مرتبه به‌شدت مجروح شده بود. بالاخره پس از مدت‌ها جنگيدن در راه حق و از دست دادن دوستانش در عمليات‌های رمضان، والفجر1 و4 در حالي‌که مشتاقانه عاشق لقای پروردگار بود، در هنگام شروع حمله خيبر در سوم اسفندماه سال 1362 به شهادت رسید.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به فیلم «مزارشریف»
یادی از شهدای بایکوت‌شده
مهدی امیدی

«مزار شریف» جدیدترین فیلم سینمای ایران در حوزه سینمای مقاومت و نمونه‌ای از سینمای فاخر ملی، با درونمایه‌ای راهبردی و جهانی است، البته این فیلم که از قضا، یکی از معدود آثار قابل‌قبول سی‌وسومین جشنواره فیلم فجر بود، نه‌تنها هیچ نسبتی با دولت و سیاست‌های فرهنگی و سینمایی حاکم بر دولت ندارد که داستان آن، به‌طور غیرمستقیم، نقدی بر عملکرد دولتمردان است. همان‌طور که از اسم فیلم مشخص است، این فیلم به واقعه حمله طالبان به کنسولگری ایران و به شهادت رسیدن تعدادی از کارکنان آن می‌پردازد. روز 17 مرداد سال 1377 بود که یکی از شاخه‌های نظامی طالبان که گفته می‌شود، به سرویس اطلاعات و امنیت پاکستان وابسته بودند، برای سرکوب و قتل مخالفان طالبان به شهر مزارشریف حمله کردند. آنها به کنسولگری ایران در آن شهر هم یورش بردند و تعدادی از افراد حاضر در آنجا را کشته یا گروگان گرفتند، البته برخی از افراد هم توانستند از دست آنها بگریزند. فیلم «مزارشریف» نیز ضمن روایت این واقعه تاریخی، ماجرای یکی از افراد گریخته از محل درگیری را با بازی «حسین یاری» به تصویر می‌کشد، اما نکته مهم این است که حادثه مزارشریف در دوران ریاست حجت‌الاسلام حسن روحانی بر شورای امنیت ملی اتفاق افتاد. متأسفانه، آقای روحانی و معاون وقت او محمدجواد ظریف، نه‌تنها در مواجهه با این اتفاق هیچ کاری نکردند، بلکه کوشیدند تا واقعه 17 مرداد 77 مزارشریف و شهدای آن بایکوت شود. امسال و در بزرگداشت شهدای مزارشریف، خانواده این شهدا نیز نامه‌ای خطاب به ظریف نوشتند که در بخشی از آن آمده است: «هر سال در هفدهم مرداد از هشت شهید دیپلمات واقعه مزارشریف هیچ یاد و نامی در رسانه‌های عمومی نمی‌بینیم. یکی از مهم‌ترین دلایل، بی‌توجهی به بیان واقعیت‌های فاجعه مزارشریف و چگونگی و نحوه شهادت مظلومانه و غریبانه دیپلمات‌هاست که از آن سخنی به میان نیامده است، اما مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) با درایت به مظلومیت شهدای دیپلمات در زمان شهادت‌شان سه روز عزای عمومی اعلام کردند. جناب آقای دکتر ظریف! از حضرت‌عالی به‌عنوان وزیر محترم وزارتخانه‌ای که متولی سیاست خارجی کشور و حامی دیپلمات‌های ایران باید باشید، این سؤال را داریم که آیا بهتر نبود از خانواده دیپلمات‌های شهید که این روز حقاً و انصافاً متعلق به آنان است، در جلسه گرامیداشت که به بهانه این عزیزان انجام می‌شود، اما یاد و نامی از آنها برده نمی‌شود، حداقل از خانواده‌های شهدا دعوتی به عمل می‌آمد؟»
حسن برزیده، کارگردان فیلم «مزارشریف» هم در دیدار با خانم روزبهانی، همسر شهید محمود صارمی، خبرنگاری که در جریان حمله طالبان به کنسولگری ایران به شهادت رسیده بود، گفته بود: «آقای حسن روحانی که آن زمان دبیر شورای عالی امنیت ملی بود تا امروز که رئیس‌جمهور است تا سایر مسئولان، باید حداقل از خانواده‌های شهدای مزارشریف عذرخواهی کنند و دیه و غرامت را پرداخت کنند. حادثه مزارشریف یک بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران است و از ابتدا انگیزه اصلی ساخت فیلم برای من این بود که درباره این حادثه سؤال ایجاد شود و مشخص شود که دلیل این اتفاق چه بود تا گروهی که در زمان این واقعه مسئولیت داشتند، درباره این حادثه جواب بدهند.»
پس از گذشت 17 سال، ساخت فیلم «مزارشریف» ادای دینی به شهدای آن واقعه است. «مزارشریف» یک فیلم راهبردی است که افزون‌بر بازنمایی هویت ملی و دینی ما، تصویرگر رویکرد نظام جمهوری اسلامی در عرصه بین‌الملل است. اگر بتوان فضایی برای اکران جهانی فیلم فراهم کرد، این اثر می‌تواند سفیر فرهنگی گویایی برای کشور ما در آن سوی مرزها باشد.
این فیلم به بهانه بازخوانی ماجراهای مربوط به شهادت دیپلمات‌ها و خبرنگار ایرانی در زمان هجوم طالبان به شهر مزارشریف در افغانستان ـ 16 سال پیش ـ بازتاب‌دهنده بسیاری از مسائل امروزی است. این روزها همه از جنایت‌های جریان‌های شبه نظامی وهابی، ازجمله گروه داعش در حیرت و پریشانی هستند، اما هنوز فراموش نکرده‌ایم که مشابه جنایت‌های امروز داعش در عراق و سوریه، پیش از این از سوی جریان موسوم به طالبان در افغانستان رخ داده بود. فیلم «مزارشریف» به کارگردانی عبدالحسن برزیده با یک تیر دو نشان زده است؛ هم واقعیت‌های بخشی از تاریخ جنایات وهابی‌ها را بازگو می‌کند، هم به‌طور غیرمستقیم به واکاوی دراماتیک داعش و گروه‌های مشابه آن در قالب این نمایش تاریخی می‌پردازد.
نکته قابل تأمل درباره این فیلم، رویکرد افشاگرانه آن درباره جریان‌های تروریستی به‌ظاهر اسلامی، اما در باطن ضداسلامی است. در فیلم، بارها و به بهانه‌های مختلف تصریح می‌شود، طالبان ابزار دست آمریکا و انگلیس است که به جان مردم افغانستان افتاده است. «بی‌بی‌سی» در این فیلم نقشی کلیدی دارد. در بخش‌هایی از فیلم، شخصیت اصلی داستان با بازی حسین یاری، وقتی رادیو را روشن می‌کند، شبکه بی‌بی‌سی فارسی درحال پخش خبرهایی به سود طالبان است. نوع حمله برزیده به بی‌بی‌سی در این فیلم بسیار هوشمندانه و مختصر و مفید است؛ بدون شعارزدگی و کاملاً بی‌طرفانه.


تاریخ سانسورشده
حسین کارگر

21 شهریور هر سال به «روز ملی سینما» نام‌گذاری شده است. روزی که مظفرالدین‌شاه، دستگاه سینماتوگراف را وارد ایران کرد. این اتفاق در سال 1279 هجری شمسی (1900 میلادی) افتاد. متأسفانه، از آن زمان تا 22 بهمن سال 57، سینما در دست تبه‌کارترین افراد بود. تاریخ سینمای 80 سال نخست ما را کسانی رقم زدند که هدف اصلی‌شان تبدیل ایران به اسرائیل [رژیم صهیونیستی] دوم بود. با کمال تعجب بسیاری از واقعیات تاریخی درباره سینمای ایران در کتاب‌ها و مقالات مربوط به این تاریخ و حتی در کتاب‌های درسی هنرستان‌ها و دانشگاه‌های هنری ما نادیده گرفته شده و به‌عبارت بهتر سانسور شده‌اند. از جمله این واقعیات می‌توان به ماهیت و هویت سازندگان اولین سالن‌های سینمای ایران اشاره کرد. ازجمله این افراد می‌توان میرزا ابراهیم‌خان صحاف‌باشی (عنصر مطلوب حكومت قاجار و نزدیك به جریان فراماسون)، علی وكیلی و اسحاق زنجانی (هر دو تحصیلكرده مدارس اتحادیه جهانی اسرائیلی) را نام برد. در هیچ کتاب و جزوه‌ای درباره اصل‌ونسب و تعلق فرهنگی و سیاسی این افراد سخنی گفته نشده است. «آوانس اوگانیانس» سازنده اولین فیلم سینمایی ایران با نام «آبی و رابی» در سال 1309 چه کسی بود. او یک مهاجر روس و از اعضای رسمی تشکیلات فراماسونری بود؛ یعنی همان تشکیلاتی که هدفش گسترش صهیونیسم و سرکوب دین در پهنه گیتی است. شاید برخی این حرف‌ها را از سر «توهم توطئه» بدانند؛ اما اوگانیانس چند سال بعد فیلم «حاجی‌آقا آكتور سینما» را ساخت؛ فیلمی كه سراسر توهین به فرهنگ اسلامی و مردم كشورمان است. همچنان که نخستین فیلم ناطق سینمای ایران با نام «دختر لر» به كارگردانی «عبدالحسین سپنتا» نیز رویكردی اسلام‌ستیزانه و صهیونیستی داشت (در آن زمان هنوز رژیم صهیونیستی تشكیل نشده بود، اما زمینه‌های اشغال فلسطین و برپایی دولت جعلی اسرائیل از سوی صهیونیسم جهانی و جریان فراماسونری در حال فراهم شدن بود). فیلم «دختر لر» با عنوان فرعی «ایران دیروز، ایران امروز» در حقیقت، فیلمی برای تبلیغ رژیم استبدادی تازه‌تأسیس ایران محسوب می‌شد. این فیلم هم مانند «حاجی‌آقا...» فرهنگ سنتی و مذهبی مردم كشورمان را تحقیر می‌كرد و تنها راه ورود دوباره ایران به دروازه‌های تمدن را تن دادن به طرح‌های استعماری و غرب‌زده شدن معرفی می‌كرد. آنچه رویكرد و ماهیت اصلی این فیلم را نشان می‌دهد، صحنه پایانی آن است. در تیتراژ پایانی فیلم، ستاره داوود (نشانه صهیونیسم) به نمایش درمی‌آید و تصویر رضاشاه در آن پدیدار می‌شود. اگر با توصیفات پیشین، جای شك و تردیدی در هویت اولین فیلمسازان ایرانی باقی بود، با این نشانه، دیگر جای هیچ تردیدی نمی‌ماند.
از دیگر افرادی كه نقش مؤثری در تكامل سینمای شاهنشاهی بازی كرد، «اسماعیل كوشان» است. او با هماهنگی عوامل «اینتلیجنت سرویس» انگلیس به راه‌اندازی نخستین استودیوی سینمای ایران با نام مؤسسه سینما تئاتر «ركس» و سپس «میترا فیلم» اقدام کرد. وقتی به عملكرد این استودیوها می‌نگریم، می‌بینیم كه آثاری كه آنها تولید كردند، به الگوهایی برای فیلم‌های آینده سینمای ایران تبدیل شد. به این‌ترتیب، موجودی كه از آن به‌عنوان «فیلمفارسی» یاد می‌شود، متولد شد؛ فیلم‌هایی كه به نوعی زاییده افكار مسموم سازندگان‌شان بودند و همچنان كه از هویت تولیدكنندگان‌شان برمی‌آید، ساختار اخلاقی جامعه ایرانی را هدف قرار داده بودند. تا آنجا كه حتی یكی از منتقدان سینمایی آن روزگار، یعنی دکتر هوشنگ کاووسی به‌صراحت از این فیلم‌ها به‌مثابه «وسیله نمایش هرزگی و فساد» یاد كرد.


خبرها

بی‌بی‌سی علیه «محمد رسول‌الله(ص)»
این روزها بی‌بی‌سی نیز، مانند صدای آمریکا و دیگر رسانه‌های صهیونیستی، به بلندگویی برای اظهارات وهابی‌ها علیه فیلم «محمد رسول‌الله(ص)» تبدیل شده است. پایگاه خبری فارسی بی‌بی‌سی این‌بار به بهانه فیلم «محمد رسول‌الله(ص)» به کینه‌پراکنی میان شیعه و سنی پرداخت.
این پایگاه وابسته به دولت بریتانیا که همواره ایجاد اختلاف میان گروه‌های مسلمان را به‌منزله یکی از خطوط اصلی کار خود پیگیری می‌کند، این‌بار سعی کرد فیلم «محمد رسول‌الله(ص)» به کارگردانی مجید مجیدی را روایتی شیعی معرفی کند که اهل سنت با آن مخالف هستند! به‌گونه‌ای‌که در گزارش بی‌بی‌سی تأکید شده است، این فیلم، زندگی پیامبر را از نگاه شیعیان به تصویر می‌کشد. این در حالی است که این فیلم تنها با مخالفت وهابی‌ها و طرفداران داعش روبه‌رو شده که امری طبیعی است.

نماهنگ «مرگ = آمریکا» رونمایی شد

مراسم رونمایی از نماهنگ جدید حامد زمانی با عنوان «مرگ = آمریکا» در مؤسسه فرهنگی سراج تهران برگزار شد.
محسن پیرهادی، عضو هیئت‌رئیسه شورای اسلامی شهر تهران در این مراسم گفت: به اعتقاد من غیر از صدای خوب حامد زمانی، در او یک روحیه انقلابی وجود دارد که وی را از دیگران متمایز می‌کند. وی دارای هویت انقلابی و مدافع اندیشه انقلابی است که برای بسیاری از ما ارزشمند است. اساساً هنرمندی برای ما افتخار دارد که هم عمل انقلابی و هم شجاعت انقلابی دارد. حامد زمانی نیز در این مراسم گفت: به خودم می‌بالم که شاهد چنین جمعیت پرشوری در سالن مؤسسه سراج هستم و امیدوارم با کمک شما عزیزان بتوانیم صدای‌مان را به گوش جهانیان برسانیم.

ضبط صحنه‌های تعقیب و گریز دانشمند هسته‌ای از سوی حاتمی‌کیا
ابراهیم حاتمی‌کیا، کارگردان فیلم سینمایی «بادی‌گارد» به تصویربرداری صحنه‌های تعقیب و گریز دانشمند هسته‌ای رسید. در حال حاضر، عوامل فیلم سینمایی «بادی‌گارد» مشغول ضبط سکانس‌های خیابانی و بیرونی خود در بزرگراه‌های اصلی تهران هستند و صحنه‌های تعقیب و گریز دانشمند هسته‌ای را تصویربرداری می‌کنند. تدوین فیلم بادی‌گارد، به‌طور همزمان با فیلمبرداری آن در حال انجام است و با برنامه‌ریزی انجام‌شده، فیلمبرداری آخرین اثر بلند سینمایی ابراهیم حاتمی‌کیا تا اول مهر ماه به پایان می‌رسد.


گزیده مطالب

ماهواره اسلحه دشمن در جنگ نرم!
به یقین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را هیچ ایرانی فراموش نکرده و نخواهد کرد، جنگی که استکبار جهانی (شرق و غرب) با همراهی دلارهای نفتی کشورهای مرتجع منطقه به دست نوکر دست‌نشانده‌شان صدام علیه ایران آغاز کردند، اما همه مردم دنیا دیدند که چگونه مرد و زن، پیر و جوان به فرمان امام خمینی(ره) برای دفاع از میهن اسلامی به جبهه‌ها شتافته و دوشادوش هم در جهاد علیه جهانخواران و نوکران جیره‌خوارشان، سینه‌ها را در مقابل تانک‌ها و توپ‌ها سپر کرده و نگذاشتند خواب استکبار جهانی و نوچه‌های قد و نیم‌قد منطقه‌ای‌اش تعبیر شود.
اگر این جنگ برای ما برکاتی داشت، از طرفی دشمنان ما را نیز بیدار کرد، چرا که دشمن در این جنگ فهمید که با این ملّت نمی‌شود با زبان زور صحبت کرد و با جنگ نمی‌شود این ملّت عاشورایی را شکست داد؛ زیرا اینها دست‌پرورده مکتب عاشورای حسینی هستند و شهادت را فوزی عظیم می‌دانند. ازاین‌رو به فکر توطئه افتادند، توطئه‌ای که بتواند این ملّت را از اسلام و جهاد و شهادت دور سازد. به همین دلیل به حربه‌ای متوسل شدند که از آن نتیجه گرفته بودند! در ماجرای آندلس وقتی دیدند که نمی‌توانند بر مسلمانان چیره شوند، شروع به توطئه کردند؛ از یک طرف انحراف جوانان و مسلمانان را در دستور کار خود قرار دادند و از طرف دیگر اختلاف‌افکنی در بین نخبگان مسلمان را رواج دادند و با این دو حربه توانستند مسلمانان را شکست دهند. امروز هم دشمن برای تخریب باورها و ایمان قلبی مردم مسلمان ایران فعالیتش را با شبکه‌های ماهواره آغاز کرده است. هشت هزار شبکه تلویزیونی که دو هزار شبکه آن در ایران قابل دریافت هستند و به‌زودی هر هشت هزار شبکه آن قابل دریافت می‌شوند. 380 شبکه شبانه‌روزی برای ایران برنامه پخش می‌کنند که بیشتر آنها ضد مذهب هستند. 1200 شبکه شو و موزیکال و 250 شبکه مختص کودکان و نوجوانان برای انحراف جوانان و از‌هم‌پاشیدگی خانواده‌ها مشغول فعالیت هستند. بیشترین ماهواره‌هایی که علیه ایران به فعالیت مشغول هستند متعلق به آمریکا، انگلیس و آلمان است.
راهبرد تلویزیون‌های ماهواره‌ای عبارت است از: ۱ـ بزرگ‌نمایی واقعیت‌های کوچک ۲ ـ تخریب شخصیت‌های مورد توجه ۳ ـ نفوذپذیر کردن دیوارهای خانواده ۴ ـ مشروعیت‌زدایی ۵ ـ باورزدایی ۶ـ ناکارآمد نشان دادن رسانه ملی ۷ـ جلوگیری از الگو شدن ایران برای دیگر کشورها ۸ ـ تضعیف هویت ایران-اسلامی ۹‌ـ به چالش کشیدن ثبات و امنیت سیاسی، اقتصادی و امنیتی ایران 1۰ـ تضعیف وحدت ملی 1۱ـ گسترش تفکرات الحادی 1۲ ـ گسترش بی‌اعتمادی 1۳ـ گسترش تنش‌های قومی ۱۴ـ ترویج خشونت ۱۵ـ سست شدن بنیان خانواده‌ها و...
آیا نباید به این معضلات بیندیشیم؟! و اینکه چرا دشمنی که ما را در تحریم گسترده قرار داده است و حتی دارو را از بیماران صعب‌العلاج ما دریغ می‌کند و به هیچ خصیصه انسانی پایبند نیست، با دست و دل بازی راضی شده که هزینه‌های میلیاردی پخش برنامه‌های ماهواره‌ها را برای مسلمانان، متقبل شود؟! آیا می‌شود باور کرد دشمنی که به جز نابودی ما به چیز دیگری نمی‌اندیشد، از روی دلسوزی این همه برنامه و شبکه تلویزیونی را راه‌اندازی کرده است تا ما ایرانیان از آن لذت ببریم؟!
متأسفانه برعکس جنگ سخت که سنگرهای دشمن و خطی که در آن مستقر بود کاملاً هویدا و آشکار بود، اما امروز در این جنگ نرمی که دشمن علیه اسلام و انقلاب اسلامی ایران شروع کرده خط اول دشمن از جبهه‌ها خارج و وارد شهرها و خانه‌های‌مان شده است! اگر دیروز از دشمن نفرت داشتیم و برای نابودی او اسلحه به دست می‌گرفتیم و با او می‌جنگیدیم، امروز این خود ما هستیم که با دست خودمان دشمن را حمایت و او را وارد شهرها و خانه‌های‌مان کرده‌ایم. چرا به خود نمی‌آییم؟! چرا دشمن را نمی‌بینیم، چرا او را می‌بینیم، ولی دوست می‌پنداریم؟!
می‌دانید که بی‌بندوباری‌هایی که امروز شاهد آن هستیم، ازهم‌پاشیدگی کانون‌های گرم خانواده، تهی شدن از ایمان کمترین هزینه‌ ان است! پس لازم است و می‌طلبد که همه با هم بسیج شویم، مانند دوران دفاع مقدس که در مقابل استکبار شرق و غرب و نوچه‌های قد و نیم‌قد آن ایستادیم و حسرت یک وجب از خاک‌مان را در سینه پر کینه‌شان، گذاشتیم و نگذاشتیم که کشورمان در اشغال آن نانجیبان بماند، امروز نیز همانند آن روزها به دفاع از حریم خانه، دین و مذهب‌مان برخیزیم و به دشمن اجازه ندهیم که بنیادهای اعتقادی‌مان را سست کند و پس از آن به تاراج همه چیزمان بپردازد! آندلس باید درس عبرتی باشد هم برای آحاد ملّت و هم برای نخبگان! یک مسلمان نباید از یک سوراخ دو بار گزیده شود!
غلامعلی آبدهی‌مقدم


روی خط

چرا وام حکمت افزایش نمی‌یابد؟!
...۰۹۱۱۱۵۷۹/ چرا حق ايثارگري نيروهای بازنشسته پرداخت نشده است؟
...۰۹۱۱۷۱۷۱/ لطف کنيد مطالب «نقدي بر مقالات سروش محلاتي درباره مالک اشتر» را به‌صورت يک مقاله کامل در سايت معاونت سياسي استان‌ها قرار دهيد تا کامل بهره‌مند شويم. چون هفته‌نامه به‌صورت منظم به‌دست ما نمي‌رسد.
...۰۹۱۱۸۷۱۲/ چرا مسئولان فکري به حال حقوق نيروهايی که 20 سال سابقه کار دارند، اما حقوق‌شان زير زيرخط فقر است، نمي‌کنند!
...09125791/ لطفاً پيگير ارشدیت نيروهاي ورودي 73 باشيد. با توجه به ابلاغ ستاد کل ظاهراً در ارتش و ناجا اعمال شده است.
...۰۹۱۲۷۱۷۸/ خواست و مطالبه مردم از نمايندگان مجلس و دولتمردان أخذ غرامت از آمريکا و کشورهاي غربي بابت خسارات وارده به کشور در اثر تحريم‌هاى خصمانه و غيرانسانى و ظالمانه است./ موسيوند
...۰۹۱۳۰۵۶۲/ من مي‌خواهم بروم عراق و با تروریست‌های داعش بجنگم.
...۰۹۱۳۱۷۹۷/ چرا دولت طلب بازنشستگان نيروهاي مسلح را نمي‌دهد؟ شما بگوييد شايد يادشان رفته است.
...۰۹۱۴۳۰۰۴/ با وام حکمت 30 ميلیوني چکار می‌توانم انجام دهم؟! راهنماييم کنيد، چون از خريد منزل منصرف شدم.
...۰۹۱۵۱۵۷۳/ تا کی بايد با اين حقوقي که فقط رفع جوع است، بسازيم؟ تازه باید ازدواج کنیم، فرزند بیاوریم و...!
...۰۹۱۶۶۱۹۷/ مي‌خواستم پيشنهاد ايجاد يک ستون جديد با عنوان «واژگان سياسي» را بدهم که در آن هر هفته چند واژه و اصطلاح سياسي به‌طور خلاصه توضيح داده شود.
صبح صادق: ستون اصطلاحات در صفحه ۸ (کارگاه سیاسی) همین کار را می‌کند.
...۰۹۱۶۹۰۰۶/ لطف کنيد به گوش مسئولان برسانيد پروژه خانه‌سازي شهرک الهيه اهواز روزبه‌روز براي واگذاري خانه‌ها قيمت را بالا مي‌برند و کسي جلودار آنها نیست!
...۰۹۱۷۴۸۹۱/ پرسنل نيروي دريايي سپاه در گرم‌ترين نقطه ايران خدمت مي‌کنند. از مسئولان انتظار داريم به فکر منزلت و معيشت ما باشند.
...۰۹۱۷۶۳۷۸/ از سال 87 که بازنشسته شدم. هفته‌نامه صبح‌صادق هم با من فاصله گرفته و به‌موقع به‌دستم نمي‌رسد؛ برای نمونه، (شماره 26 مرداد، 16 شهريور)/ به‌دستم رسيده است./ جنتي از آباده
...۰۹۱۷۹۸۳۹/ لطفاً به فکر کار فرهنگي در جزيره لارک باشيد.
...۰۹۱۸۱۳۳۲/ سلام بسيجيان کد 89 که تمام‌وقت در مناطق عملياتي هستند، با گذشت ده سال هنوز تکليف خدمتي آنها مشخص نيست!
صبح صادق: با سلام با توجه به انعکاس این مطالب از سوی بسیجیان ویژه سراسر کشور منتظر پاسخ نیروی انسانی سپاه هستیم.
...۰۹۱۹۲۴۱۷/ چرا مؤسسه ثامن سود اعضا را پرداخت نمي کند؟!
...۰۹۳۳۸۶۹۵/ چرا وام حکمت چند سالي است که زياد نمی‌شود؟30 ميليون اصلاً به درد به‌خور نيست! لطفاً پيگيري کنيد.
...۰۹۳۶۲۵۸۶/ پانزدهمين سالگرد انتشار نشريه وزين و انقلابي صبح صادق را به دست‌اندرکاران و علاقه‌مندان نشريه تبريک وتهنيت گفته و موفقيت روزافزون همگان را ازخداوند متعال خواهانم. موفق باشيد./ نايين محمدصادق مستقيمي
صبح صادق: با تشکر از دقت نظر شما درباره تحویل سال نشریه، امیدواریم در کنار خوانندگان خوب‌مان سال‌ها خدمت‌گذار باشیم.
...۰۹۳۸۰۱۶۷/ مي‌خواستم خواهش کنم راهنمایی کنید که چطور می‌توان عازم سوریه شد؟
صبح صادق: فعلاً خبری از اعزام نیروهای عادی و کم‌تجربه برای عملیات مستشاری اعلام نشده است و احتمالاً هم نیازی نباشد، اما آمادگی همه‌جانبه لازم است.
...۰۹۳۸۲۱۰۳/ امسال 14 درصد حقوق افزايش يافت. از اين 14 درصد، شش درصد براي خدمات درماني کم شد، شش درصد هم براي قسط وام مسکن، پس تنها دو درصد امسال افزايش حقوق داشتیم؛ واقعاً دست‌شان درد نکند، چگونه بايد اين همه پول را بايد خرج کرد؟!
...۰۹۳۹۱۳۶۷/ سلام، اي کاش گزارش کامل و جامعی از وضعيت معيشت و درآمد نيروهاي سطح پايين توسط مجلس و دولت انجام می‌گرفت تا فکری به حال ما کنند.


کتیبه سبز

به‌سوی تو....
(برای همسرم که سال‌ها درد و رنج بیماری سرطان را تحمل کرد و به‌سوی جانان پر کشید)
شعر و ترانه بوی تو را می‌دهد هنوز
اضلاع خانه، بوی تو را می‌دهد هنوز
هرجا سرک کشیده‌ام، آنجا تو بوده‌ای
آنجا، نشانه بوی تو را می‌دهد هنوز
در قاب خاطرات، کنارم تو زنده‌ای
آری، زمانه بوی تو را می‌دهد هنوز
آن شانه قدیمی تو، زیر بقچه‌هاست
دندان شانه بوی تو را می‌دهد هنوز
هر شب که، پا به خواب من خسته می‌نهی
خواب شبانه، بوی تو را می‌دهد هنوز
از یاد من نرفته و هرگز نمی‌روی
عشق و فسانه، بوی تو را می‌دهد هنوز
شب‌ها و روزها، به تو اندیشه می‌کنم
شعر و ترانه بوی تو را می‌دهد هنوز
تنها چرا، «فرائی» شیدا گذاشتی؟
عشقت، یگانه، بوی تو را می‌دهد هنوز

عبدالمجید فرائی


حاکمان کودک‌کش

این چه آزادی و چه آیین است
این حقوق‌بشر چه ننگین است
مرگ بر داعی حقوق‌بشر
مرگ بر جانیان و بوق بشر
اوباما حامی جنایت‌ها
می‌کند باز هم حمایت‌ها
کودکان، مادران بدون گناه
می‌شود عمرشان چگونه تباه
کودک سوری دو ساله ببین
بر حقوق‌بشر بگو نفرین
من ز آل‌ یهود بیزارم
از جنون و جمود بیزارم
جرم «آیلان» چه بود، پرپر شد
هدف جانی ستمگر شد
مرگ بر حاکمان کودک‌کش
مرگ بر ظالمان کودک‌کش
عبدالمجید فرائی /۱۵ شهریور ۱۳۹۴


حسن ختام

برای دیدنت بیقراریم...
سلام بر تو که راه خانه دوست را مى‏دانى.
سلام بر سلام‏هاى تو، سلام بر گریه‏هاى تو در دشت‏هاى زرد غیبت
سلام بر تو که وعده خدایى، موعود زمانى، شکوه زمینى.
ستارگان تمام شده‏اند، دیگر ستاره‏اى براى شمردن نمانده است.
شب را سرِ بیدارى نیست و روز بهانه آمدن ندارد.
جمعه‏ها، چه دلگیر روزهایى است!
هفته‏ها چه انباشته ایامِ خالى از لطفى است!
سال‌شمار عمر ما، به دست باد ورق مى‏خورد
برگ از گل مى‏هراسد و باد از ابر، اما من سخن گفتن با تو را از عندلیبان باغ آموختم؛ همان مرغانى که همیشه گل را میان جنگل شاخه‏ها گم مى‏کنند.
اى صبح‏ترین خواب یوسفان!
با چشم این همه یعقوب چه خواهى کرد؟
تبار ابراهیم در گذر از آتش انتظارند!
هر لحظه فرجنامه ظهور مى‏خوانند و دمساز با عاشقانند.
ای مظهر تمام زیبایی‌ها! ای گل نرگس!
سال‌هاست که انتظار تو را می‌کشم.
من همراه با آسمان‌ها و زمین دعای فرج تو را می‌خوانم
تا شاید ظهور کنی و مرهمی بر این دل زخم‌دیده از روزگار بی‌انصاف باشی
خیلی از این زمانه پست دلم به درد آمده و در تنهایی خودم، در سجده عاشقی با تو نجوا می‌کنم و اشک‌ریزان فرجت را از خداوند می‌خواهم.
ای گل زهرا(س)! بیا و درد دل ما را دوا کن که ما برای دیدنت بیقراریم.