بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

تکلیف این حرف‌ها را روشن کنید
دیدار هفته گذشته رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری با امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) فرصت مغتنم و ارزشمندی بود تا معظم‌له در وضعیت حساس و تعیین‌کننده کنونی برخی موضوعات مهم را تکرار و تأکید کنند و تکلیف برخی مسائل را نیز روشن سازند. نوشتار حاضر به شکل گزینشی و موجز به اهم هر دو گروه از موارد یادشده پرداخته است.
۱ـ مراقبت از اسارت؛ «مجلس خبرگان بایستی استقلال فکری داشته باشد که حالا عرض می‌کنم این استقلال فکری بر چه مبنا است. عمده این است که اسیر کلیشه‌های تحمیلی نظام سلطه نباید بشود. یک تفکراتی، یک مفاهیمی از سوی تبلیغات پرحجم نظام سلطه به‌طور شبانه‌روزی در سرتاسر عالم دارد پراکنده می‌شود؛ یکی از مهم‌ترین مسائل این است که ما باید اسیر نشویم. این سفارش فقط به مجلس خبرگان نیست؛ این سفارش به همه مسئولان کشور است، به همه ارکان نظام است، بلکه سفارش به همه صاحب‌نظران است ـ‌ صاحب‌نظران سیاسی، صاحب‌نظران اجتماعی، صاحب‌نظران دینی ـ که مراقب باشند: و ان تطع اکثر من فی‌الارض یضلوک عن سبیل‌الله؛ این را بدانند.»
دشمن برای تأثیرگذاری بر مسائل مهم کشورها، با دو پیش‌فرض عمل می‌کند، یکی رویارویی با مردم عادی و دیگری رویارویی با خواص که مسئولان نیز در زمره آن قرار می‌گیرند. اتاق‌های فکر دشمن با این دو پیش‌فرض، متناسب با هر یک محتوا تولید می‌کنند و آن را در اختیار رسانه‌های تبلیغاتی به مفهوم عام آن قرار می‌دهند و این رسانه‌ها با درنظر گرفتن ویژگی‌ها و توانایی‌های خود آنقدر آن محتوا را با رنگ ولعاب‌های مختلف تکرار و تبلیغ می‌کنند که به‌تدریج در عمق باور مخاطبان می‌نشیند؛ این‌گونه است که بعضاً و در کمال تعجب، دیدگاه‌های دشمن از زبان کسانی شنیده می‌شود که پذیرش آن سخت است. در چنین گیر و دار سختی که هجوم بی‌وقفه دشمن بر اذهان جریان دارد، امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) برای مصونیت‌بخشی بر استقلال فکری و برای تحقق و تضمین استقلال فکری بر مراقبت از اسیر شدن در کلیشه دشمن تأکید می‌کنند.
۲ـ امیدبخشی به جامعه درباره آینده؛ «... ما تاکنون از چهارده درصد منابع زیرزمینی کشورمان استفاده کرده‌ایم. موقعیت جغرافیایی، امکانات گوناگون فرهنگی، عمق و نفوذ فرهنگ اسلام و معارف اهل‌بیت(ع) در دنیا؛ اینها چیزهای کوچکی نیست؛ اینها ثروت‌های خیلی عظیمی است و اینها همه در اختیار ما است. خُب، بنابراین، عرض ما این است که ما مجلس خبرگان، مسئولان کشور، شخصیت‌های مؤثر و دارای منبر در فضای عمومی ـ چه در مطبوعات، چه در مراکز نطق و بیان‌ـ آن کسانی که می‌توانند حرف بزنند، می‌توانند اثر بگذارند، بایستی این آینده را هرچه بیشتر تشریح بکنند، [دل‌ها را] به‌سمت این آینده سوق بدهند، دل‌ها را امیدوار کنند، آرامش و سکینه لازم را در دل‌های مؤمنین به‌وجود بیاورند تا پیش برویم؛ ما بحمدالله در حال پیشرفتیم.»
ترسیم آینده در انگیزه‌بخشی و ایجاد شور و نشاط برای فعالیت آحاد جامعه، نقش والایی دارد. در موازات ترسیم آینده، آنچه که می‌تواند آینده را مشخص سازد، چگونگی رسیدن به آینده است. چنانچه در این چگونگی سرمایه‌های نقد و یا سرمایه‌های مستعد نقد شدن وجود داشته باشد، حرکت به‌سمت آینده ترسیم شده با قوت آغاز می‌شود و ادامه می‌یابد، در غیراین‌صورت، همه چیز در دایره «ترسیم آینده» باقی می‌ماند، یا اگر حرکتی هم آغاز شود در نیمه راه متوقف می‌شود. سرمایه‌های ارزشمند ایران اسلامی که رهبر معظم انقلاب به مناسبت‌های مختلف بیشتر به آن اشاره داشته‌اند، هم محرک قدرتمند و هم سرمایه‌هایی هستند که چگونگی رسیدن به آینده ترسیم‌شده را تضمین می‌کنند.
پرداخت به این دو مهم که در ایجاد شور و نشاط اجتماعی و تقویت اراده عمومی نقش بسزایی دارد، یکی از وظایف کسانی است که با ابزار مختلف با مخاطبان خاص و عام ارتباط دارند. آینده‌نمایی مناسب، واقعی و به‌دور از هرگونه خیال‌پردازی، تازه و با طراوت‌کننده خون رگ‌های جامعه و تجدیدکننده لحظه‌به‌لحظه حیات آن است.
۳ـ ورود مجلس به قضیه «برجام»؛ «... به‌نظر ما مصلحت نیست که ما مجلس را از این قضیه (برجام) برکنار بداریم؛ چون قضیه‌ای است که بالاخره دو سال است که کشور به‌طور کلی متوجه آن است و حالا هم به یک نتایجی رسید؛ [پس] باید مجلس وارد بشود. حالا مجلس چه بکند؟ بنده هیچ توصیه‌ای ندارم... نظر متَّبع نظر نمایندگان ملت است در مجلس و اینکه [مجلس] چه بکند، چه نکند را ما عرض نمی‌کنیم. ما معتقدیم که بالاخره خوب است مجلس را برکنار نکنیم و نمایندگان ملت باید تصمیم بگیرند.»
مباحث گذشته بیانگر آن بود که مسئولان دولتی، از جمله رئیس‌جمهور و اعضای گروه مذاکره‌کننده ایرانی به دلایلی که بیان هم شده بود، ورود تعیین‌کننده مجلس به قضیه «برجام» را به مصلحت نمی‌دیدند؛ اما فرمایش رهبر معظم انقلاب به برخی بگومگوها درباره ورود و عدم ورود تعیین‌کننده مجلس به قضیه «برجام» پایان داد و مجلس باید با تمام توان به بررسی «برجام» بپردازد. در بیان امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) درباره ورود مجلس به «برجام» تأکید بر اجرای وظیفه قانونی مجلس است، نه چگونگی رویارویی با «برجام»؛ زیرا نمایندگان به وظیفه قانونی خود در برخورد با «برجام» و هر آنچه در این جایگاه قرار دارد، واقفند و می‌دانند، دیدگاه آنها شکل‌دهنده مسئولیت مجلس نهم در تعیین سرنوشت «برجام» و کشور است که با نام این نمایندگان و این مجلس در تاریخ ماندگار می‌شود.
۴ـ ضرورت موضع‌گیری مسئولان؛ «مسئولین آمریکایی خیلی بد حرف می‌زنند؛ باید تکلیف این حرف‌ها روشن بشود؛ بالاخره [یک] طرف قضیه ما هستیم، یک طرف هم آمریکایی‌ها هستند... اگر بنا است تحریم‌ها برداشته نشود، پس معامله‌ای وجود ندارد. دیگر اصلاً این معنا ندارد. مسئولین این را باید مشخص کنند و نگویند که مثلاً او برای قانع‌کردن رقبای داخلی خودش این حرف را می‌زند... لکن به هرحال، آنچه رسماً گفته می‌شود، پاسخ لازم دارد؛ اگر پاسخ داده نشود، همان تثبت خواهد شد.»
یکی از رویه‌های خدعه‌آمیز آمریکایی‌ها در فرار از تعهدات‌شان این است که پس از پذیرش زبانی و کتابی شروع به تحریف آن می‌کنند تا بر اثر تکرار و گذر زمان، حساسیت‌ها از آن تعهد زدوده شود و آثار قطعی تعهد از بین برود. به‌عبارتی، آنها با این روش شیطانی یک طرف معاهده را که به سود خودشان است در اسرع وقت مطالبه می‌کنند و طرف دیگر را که خودشان باید اجرا کنند، در چنین دست‌اندازهایی می‌اندازند تا درنهایت، اثر مشخصی از آن باقی نماند. واکنش صریح و مقتدرانه مسئولان ایرانی که رهبر معظم انقلاب (حفظه‌الله‌تعالی) خواستار آن است، این حیله شیطان بزرگ را خنثی می‌کند.
۵ـ جلوگیری از فرصت‌طلبی آمریکا؛ «آقایان و خانم‌ها در مجموعه هیئت‌حاکمه آمریکا، مانند انگلیسی‌های قرن نوزدهم حرف می‌زنند... از جمله حرف‌هایی که می‌زنند و ما را حساس می‌کند، این است که می‌گویند، برجام فرصت‌هایی راـ هم در داخل ایران و هم در بیرون از ایران و در منطقه ـ در اختیار آمریکا قرار داده... عرض من به دوستان‌مان در دولت و در مسئولیت‌های گوناگون این است که اجازه این فرصت‌طلبی را در داخل مطلقاً به آمریکا ندهید؛ در خارج هم تلاش کنید که این فرصت‌ها در اختیار آمریکا قرار نگیرد.»
وجود چنین فرصت‌هایی که آمریکایی‌ها از آن دم می‌زند، در «برجام» و در پیامدهای پس از آن متصور است؛ ازاین‌رو، انکار آن تنها سبب فوت‌وقت می‌شود. برخورد صحیح، شناسایی دقیق این فرصت‌ها و یافتن راه‌های مقابله با آن است. به نظر می‌رسد، آمریکایی‌ها بهترین فرصت‌ها در داخل را در عرصه فرهنگ می‌بینند که می‌توانند فعالیت در سایر عرصه‌ها را نیز به عرصه فرهنگ پیوند بزنند و بهترین فرصت در خارج را در تضعیف یا نابودی محور مقاومت می‌دانند که به‌گمان آنها از رهگذر انجام «برجام» قادرند به آن دست یابند. تشکیل گروه‌های کارشناسی در دولت با بهره‌گیری از کارشناسان زبده می‌تواند این فرصت‌های خطرناک را از دشمن سلب کند. ان‌شاءالله
۶ـ راهکار کارآمد و نهایی؛ «آنچه من در پایان عرایضم عرض می‌کنم، این است که نیروهای مؤمن ما در سرتاسر کشور بدانند که حرکت، به‌سمت اهداف و آرمان‌های اسلامی است؛ در این هیچ تردیدی نیست و همه خودشان را آماده نگه بدارند، همه آماده باشند، نیروهای مؤمن، نیروهای اصیل و معتقد در سرتاسر کشورـ که بحمدالله اکثریت قاطع این کشور را هم تشکیل می‌دهند ـ آماده به‌کار باشند...»
نیروهای انقلاب باید بدانند آنچه در این بازه زمانی در حال انجام است، با همه اهمیت، بخشی از رویدادهایی است که در دل حرکت بزرگ به‌سوی اهداف و آرمان‌های اسلامی انقلاب رخ می‌دهد که باید با آمادگی و تلاش همه‌جانبه و هوشمندانه از آن مراقبت کرد تا پس از عبور و ارزیابی دوباره، با حفظ حقوق گام بزرگی برداشته شده باشد. با آمادگی واقعی این مهم میسور است. ان‌شاءالله
رضا گرمابدری


سردار سلامی در رزمایش اقتدار ثارالله
هرگز زیر پای هیچ سلطه‌گری فرش قرمز پهن نمی‌کنیم

رزمایش اقتدار ثارالله 11 و 12 شهریور ماه در تهران برگزار شد. در مرحله اصلی این رزمایش که با حضور 50 هزار نیروی بسیجی در قالب گردان‌های عملیاتی زیرمجموعه قرارگاه ثارالله تهران در بوستان ولایت اجرا شد، سردار سلامی در مقام فرمانده عالی میدان و مقام مدعو حاضر شد و پس از سان دیدن از گردان‌های حاضر در میدان و اجرای برنامه‌های مرحله اصلی رزمایش، به ایراد سخنرانی پرداخت.
جانشین فرمانده کل سپاه در این رزمایش گفت: هرگز زیر پای هیچ یک از مقامات کشورهای سلطه‌گر فرش قرمز پهن نمی‌کنیم.
سردار سلامی افزود: با شکست استعمار مدرن که سال‌ها از سوی آمریکایی‌ها به این کشور حاکم شده بود، ایران به یک کشور مهم و قدرت مستقل در جهان تبدیل شد.
جانشین فرمانده کل سپاه یادآور شد: راهبرد ننگین دشمن با تکیه بر فرهنگ عاشورا با شکست روبه‌رو شد.
وی با اشاره به تهدیدهای دشمن گفت: همواره دشمن شما را تهدید به گزینه نظامی می‌کرد، اما ایستادگی، شکوه و عظمت شما سرانجام دشمن را وادار کرد تا از راه عملیات روانی تحریم و تهدید نظامی به مسیر دیپلماسی تن دهد و [شما] برای نخستین‌بار یک قدرت جهانی را مجبور به تغییر رفتار و راهبرد کردید.
سردار سلامی ادامه داد: شما امروز آمده‌اید بگویید که تا آخر ایستاده‌اید و اگر آمریکا از گزینه نظامی صحبت می‌کند، ما با عمل، هوشمندی و قدرت این عبارت امام(ره) را که «آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند»، تکرار می‌کنیم.
جانشین فرمانده کل سپاه با بیان اینکه مقامات آمریکایی هرچه می‌خواهند بگویند، اما نمی‌توانند به هر آنچه که می‌خواهند عمل کنند، تصریح کرد: بین عمل و گفتار آنها و آرزوها و توهمات آنها فرق است و کشوری که می‌تواند استراتژی‌های سلطه‌طلبانه آنها در جهان اسلام را با شکست مواجه کند، هرگز تسلیم نخواهد شد.
سردار سلامی با اشاره به توافق هسته‌ای اظهار داشت: چه توافقی شکل بگیرد و چه بدون توافق، آمریکا دشمن درجه یک ایران و جهان است.
پیش از سخنرانی سردار سلامی برنامه‌های دیگری، همچون اجرای نمایش‌های رزمی از سوی 12 گروه رزمی‌کار برادران و یک گروه رزمی خواهران، اجرای عملیات هلی‌برن و تازش هوایی از سوی یگان‌های فاتحان بسیج برگزار شد.
سردار شعبانی، سخنگوی این رزمایش در همین زمینه با اشاره به اینکه این رزمایش بنا بر برنامه‌ریزی‌ها و تهدیدشناسی‌ها از سوی قرارگاه ثارالله تهران برای سال 94 طراحی شده و در قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص) به تصویب و اجرا رسیده است، گفت: این رزمایش در مدت زمان 30 ساعت و30 دقیقه و طی هفت مرحله انجام شد که شش قرارگاه عملیاتی زیرمجموعه قرارگاه ثارالله تهران در آن حضور داشتند.
سردار شعبانی، تمرین عملیات چک و خنثای بمب، راپل، رهایی گروگان و نبرد تن‌به‌تن در برابر سلاح سرد و گرم دشمن را از دیگر برنامه‌های این رزمایش عنوان کرد و درباره مأموریت‌های مقابله با تهدیدات نرم نیز گفت: در این رزمایش شاهد حضور سه هزار نیروی مسلط به حوزه فضای مجازی از اعضای گردان‌های سایبری سپاه تهران بودیم که در اجرای رزمایش هم نقش مهمی داشتند.
سخنگوی رزماش اقتدار ثارالله در ادامه اظهار داشت: در این رزمایش برای اولین‌بار یک پرنده هدایت‌پذیر به نام «جمروش» مورد استفاده قرار گرفت که این پرنده به‌دست متخصصان بسیجی طراحی و ساخته شده است؛ همچنین، در جریان رزمایش از یک سیستم ارتباطی امن چندلایه و نفوذناپذیر بهره بردیم.
سخنگوی رزمایش اقتدار ثارالله درباره سایر اقدامات این رزمایش نیز تصریح کرد: عملیات اسپایس، عملیات خروج از محدوه نفوذ دشمن، عملیات هاورتاکسی که همگی متکی بر عملیات هلی‌برن هستند، هم به‌عنوان یکی از پیچیده‌ترین تمرینات این رزمایش به اجرا درآمد.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

تعلیق در برابر تعلیق
پذیرش یا رد برجام از سوی جمهوری اسلامی، یکی از مهم‌ترین تصمیمات در عرصه سیاست خارجی ایران طی یک دهه گذشته خواهد بود و هر نوع تصمیم‌گیری در‌ این باره، دارای نتایج، آثار و پیامدهای کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت است. بر همین اساس است که مقام معظم رهبری در خطبه‌های عیدسعید فطر، ضمن تأکید بر طی مسیر تصویب متن جمع‌بندی‌شده در وین با عنوان «برجام»، دست‌اندرکاران تصویب را به دقت در این امر فراخواندند و فرمودند: «برای تصویب این متن، یک مسیر قانونی پیش‌بینی شده‌ای وجود دارد که باید این مسیر را طی کند و خواهد کرد. ان‌شاء‌الله انتظار ما این است که دست‌اندرکاران، با دقت مصالح را ـ مصالح کشور را، مصالح ملی را ـ در نظر بگیرند و آنچه را تحویل ملت خواهند داد، بتوانند با گردن افراشته، در مقابل خدای متعال هم ارائه بدهند.»
رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی در دیدار اخیر با اعضای مجلس خبرگان رهبری نیز درباره موضوع برجام دو نکته بسیار مهم را بیان داشتند:
نکته اول: کنار نگذاشتن مجلس از بررسی برجام
در هفته‌های اخیر و در موضوع بررسی برجام، برخی از دولتی‌ها و گروه‌های سیاسی به طرق مختلف سعی کردند مجلس را از این مهم کنار گذاشته و به بررسی متن وین در شورای عالی امنیت ملی بسنده کنند. این نوع نگاه به برجام و مجلس، در نگاه اول نقض قانون اساسی را در پی داشته و با حقوق ملت سازگاری ندارد. رهبر معظم انقلاب اسلامی در این دیدار درباره رعایت حقوق ملت و ضرورت ورود مجلس به موضوع برجام فرمودند: «به نظر ما مصلحت نیست که ما مجلس را از این قضیه برکنار بداریم؛ چون قضیه‌ای است که بالاخره دو سال است که کشور به‌طور کلی متوجه به آن است و حالا هم به یک نتایجی رسیده؛ [پس] باید مجلس وارد بشود. حالا مجلس چه بکند؟ بنده هیچ توصیه‌ای ندارم به مجلس شورای اسلامی که با این چه جوری عمل بکند. اولاً؛ نوع تصمیم‌گیری چه جوری باشد؟ به نحو تصویب یا رد باشد، یا به نحو دیگری تصمیم‌گیری کنند؟ آیا رد کنند یا تصویب کنند؟ بنده هیچ توصیه‌ای ندارم. نظر متّبع، نظر نمایندگان ملت است در مجلس و اینکه [مجلس] چه بکند و چه نکند را ما عرض نمی‌کنیم. ما معتقدیم که بالاخره خوب است مجلس را برکنار نکنیم و نمایندگان مجلس باید تصمیم بگیرند.»
بدیهی است در پی این موضع صریح رهبر فرزانه انقلاب اسلامی مبنی‌بر رعایت حقوق مجلس به‌‌مثابه نمایندگان ملت، دولت ملزم است به‌دنبال اخذ نظر مجلس باشد و مقدمات این کار را به شکل ارایه برجام در قالب لایحه به مجلس یا شکل دیگر فراهم سازد.
نکته دوم: تحریم‌ها برداشته نشود معامله در کار نخواهد بود
رهبر معظم انقلاب اسلامی در طول مذاکرات، به‌ویژه در دو سال اخیر، فلسفه و انگیزه ورود جمهوری‌اسلامی به مذاکرات و به‌ویژه مذاکره با آمریکایی‌ها در موضوع هسته‌ای را، لغو تحریم‌ها و برداشتن آنها دانسته و شرط هر نوع اقدام اعتمادساز از سوی ایران را، لغو تمامی تحریم‌ها در همان روز اول توافق اعلام کرده‌اند. بنابراین لغو تحریم‌ها به‌صورت یکجا و برداشتن آنها یکی از خطوط قرمز معظم‌له برای مذاکرات بوده است. پس از انتشار برجام و اعلام‌های مکرر رئیس‌جمهور و اعضای گروه مذاکره‌کننده ایران مبنی بر لغو تمامی تحریم‌ها با توافق هسته‌ای مقامات غربی و به‌ویژه آمریکایی‌ها به شکل‌های مختلف بر حفظ زیرساخت تحریم‌ها و باقی نگه‌داشتن چارچوب تحریم‌ها تأکید کرده و از واژه تعلیق تحریم‌ها به جای استفاده از لغو تحریم‌ها استفاده می‌کنند.
به استناد این نوع اظهارنظرهای مقامات آمریکایی درباره توافق هسته‌ای و چگونگی برداشته شدن تحریم‌ها، مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری شرط توافق هسته‌ای را، روشن شدن تکلیف تحریم‌ها پس از توافق اعلام کردند و در این باره فرمودند: «مسئولان آمریکایی خیلی بد حرف می‌زنند؛ باید تکلیف این حرف‌ها روشن بشود؛ بالاخره [یک] طرف قضیه‌ ما هستیم، یک طرف هم آمریکایی‌ها هستند. یک‌بار می‌گویند که چارچوب تحریم‌ها حفظ خواهد شد؛ پس ما نشسته‌ایم این چند وقت، برای چه صحبت کرده‌ایم؟ صحبت کردیم که چارچوب تحریم‌ها برداشته بشود، تحریم‌ها برداشته بشود. قرار است که چارچوب تحریم‌ها حفظ بشود؟ حالا من نمی‌دانم معنای «چارچوب تحریم‌ها حفظ بشود»، چیست؟
مقام معظم رهبری با اشاره به اینکه نباید این حرف‌ها را با بیان اینکه برای مصرف داخلی آمریکا است و اهمیتی ندارد، توجیه کرد، یا به شکل‌ دیگری معنا کرد، با صراحت اعلام فرمودند: «اگر بنا است تحریم‌ها برداشته نشود، پس معامله‌ای وجود ندارد.»
از نکات قابل‌توجه در بیانات حضرت امام خامنه‌ای در دیدار مذکور مرتبط با برجام و اظهارات مقامات آمریکا، تأکید معظم‌له بر روی استفاده از واژه‌ »تعلیق تحریم‌ها» از سوی آمریکایی‌ها و ضرورت همترازی اقدامات ایران در این زمینه بود. ایشان در این باره فرمودند: «اگر آنها تعلیق می‌کنند، خب ما هم اینجا تعلیق می‌کنیم، اگر این جور است ما اقدام اساسی روی زمین چرا انجام بدهیم.»
توجه به این بخش از بیانات رهبر معظم انقلاب برای کارشناسان و دست‌اندرکاران بررسی برجام برای تصمیم‌سازی یا تصمیم‌گیری، بسیار ضروری است. مابه‌ازای هر نوع اقدام ایران بر روی زمین در راستای محدودسازی فعالیت‌های هسته‌ای، لغو و برداشتن تحریم‌ها خواهد بود؛ و چنانچه طرف مقابل بخواهد به جای لغو تحریم‌ها، آنها را تعلیق کند، نهایت عمل ایران باید تعلیق برخی از فعالیت‌ها با رعایت همترازی باشد.


 

صفحه 2
سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان رهبری:
نباید فریب لبخند دشمن را خورد

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس و نمایندگان مجلس خبرگان، این مجلس را مظهر کامل مردم‌سالاری اسلامی و مایه سکینه و آرامش در جامعه خواندند و با توصیه مؤکد به همه مسئولان برای حرکت و تلاش در چارچوب منظومه فکری اسلامی و مراقبت برای همرنگ نشدن با ادبیات و کلیشه‌های نظام سلطه، تأکید کردند: امروز مهم‌ترین وظیفه علمای دینی، روشنفکران دانشگاهی و مسئولان حساسیت نسبت به طراحی دشمن و شناخت آن و تشریح آینده امیدبخش و رو به پیشرفت کشور در چارچوب شاخص‌های منظومه فکری اسلام و با استفاده از قابلیت‌ها و توانایی‌های جوانان و ظرفیت‌های گسترده کشور است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در ابتدای سخنان خود با اشاره به برخی از آیات قرآن کریم درباره انزال سکینه الهی در قلب‌های مؤمنان، به‌واسطه تسلیم بودن در برابر خدا و داشتن حسن‌ظن به وعده‌های الهی، مجلس خبرگان را زمینه‌ساز سکینه و آرامش در جامعه خواندند و در تبیین علت این موضوع افزودند: مجلس خبرگان تنها مجلسی است که دو انتخاب در آن انجام می‌گیرد؛ یکی انتخاب نمایندگان مجلس خبرگان که به‌وسیله مردم انجام می‌شود و دیگری انتخاب رهبری که به‌وسیله مجلس خبرگان انجام می‌گیرد.
ایشان خاطرنشان کردند: براساس این دو انتخاب، مجلس خبرگان از یک جهت مظهر کامل مردم‌سالاری دینی و مردم‌سالاری اسلامی است و از طرف دیگر مظهر حاکمیت ارزش‌ها و احکام اسلامی است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: وقتی مجلس خبرگان با چنین ویژگی‌های منحصربه‌فردی تشکیل می‌شود و نمایندگان این مجلس استقلال فکری و آگاهی خود را نشان می‌دهند، این موضوع زمینه‌ساز سکینه و آرامش در جامعه می‌شود.

استقلال فکری
در دو انتخاب مجلس
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه باید در هر دو انتخاب مجلس خبرگان دقت لازم و استقلال فکری رعایت شود، گفتند: استقلال فکری به معنای آن است که نمایندگان این مجلس اسیر کلیشه‌ها و ادبیات نظام سلطه نباشند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خاطرنشان کردند: البته، این توصیه فقط برای نمایندگان مجلس خبرگان نیست، بلکه همه مسئولان و ارکان نظام و همه صاحب‌نظران سیاسی و اجتماعی و دینی باید مراقب باشند تا همرنگ ادبیات و کلیشه‌های نظام سلطه نشوند.
ایشان با اشاره به تلاش گسترده و تبلیغات پرحجم جبهه استکبار برای تحمیل ادبیات و واژه‌های جعلی خود به مسئولان و تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان کشورها، افزودند: در ادبیات نظام سلطه، مفاهیمی همچون تروریسم و حقوق بشر معانی خاصی دارند و در این ادبیات، حملات بی‌وقفه شش ماهه به مردم یمن و کشتن مردم بی‌گناه غزه، تروریسم نیست و سرکوب مردم بحرین به دلیل درخواست برای داشتن حق رأی، نقض حقوق بشر محسوب نمی‌شود!
رهبر معظم انقلاب اسلامی گفتند: در ادبیات نظام سلطه، دفاع مشروع نیروهای مقاومت در لبنان و فلسطین، تروریسم به حساب می‌آید، ولی اقدامات کشورهای مستبد و نزدیک به آمریکا، در منطقه، برخلاف حقوق بشر نیست!
حضرت‌آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خاطرنشان کردند: در این ادبیات ترور دانشمندان هسته‌ای نیز که صهیونیست‌ها تقریباًً به‌صراحت به آن اعتراف کرده‌اند و برخی کشورهای اروپایی هم به نقش خود در پشتیبانی از این اقدام اذعان داشته‌اند، تروریسم محسوب نمی‌شود!
ایشان با تأکید بر اینکه جعل چنین مفاهیمی و انتظار اینکه همه در چارچوب این ادبیات سخن بگویند یکی از نشانه‌های بارز سلطه و استکبار است، گفتند: در مقابل، نظام جمهوری اسلامی دارای یک منظومه فکری اسلامی است که پس از گذشت سال‌ها همچنان در دنیا، دارای جذابیت و طراوت و تازگی است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در تشریح اجزای منظومه فکری اسلامی، نفی ظلم و استکبار و استبداد، عزت ملی و اسلامی و استقلال فکری، سیاسی و اقتصادی را از اجزای این منظومه فکری برشمردند و درباره اهمیت استقلال و نقش آن در خودباوری و پیشرفت یک ملت، افزودند: استقلال بخشی از آزادی است، بنابراین کسانی که استقلال را نفی می‌کنند، در واقع مخالف آزادی هستند.
ایشان، شعار «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» را در بردارنده ارتباط منطقی این سه مفهوم دانستند و گفتند: استقلال همه‌جانبه و آزادی فکری و عملی، هر دو در منظومه فکری اسلامی و نظام جمهوری اسلامی قرار دارند و چنین نظام فکری زمینه‌ساز خودباوری و حرکت بالنده و رو به جلو برای هر ملتی خواهد شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید کردند: نباید به‌واسطه لبخند دشمن و یا احیاناًً مساعدت کوتاه‌مدت او در موضوعی خاص، فریب دشمن را خورد، بلکه همواره باید متوجه این موضوع باشیم که طراحی و نقشه او چیست؟
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به بحث‌های روزهای اخیر درباره نقش مجلس شورای اسلامی در بررسی برجام، گفتند: درخصوص ابعاد حقوقی و قانونی این موضوع و اقتضائات آن، باید صاحب‌نظران و کارشناسان حقوقی نظر دهند، اما از نگاه کلی، من معتقدم و به آقای رئیس‌جمهور هم گفته‌ام که مصلحت نیست مجلس شورای اسلامی از موضوع بررسی برجام کنار گذاشته شود.

لزوم ورود مجلس
به موضوع بررسی برجام
ایشان با تأکید بر لزوم ورود مجلس به موضوع بررسی برجام، در عین حال خاطرنشان کردند: من در مورد نحوه بررسی و اینکه آن را رد کنند و یا تصویب کنند، هیچ توصیه‌ای به مجلس ندارم و این، نمایندگان ملت هستند که باید تصمیم بگیرند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره مسائل پس از برجام فرمودند: من درباره این مسائل، برخی نکات را با برادران عزیز و صمیمی خود در دولت، در میان گذاشته‌ام که اکنون برای اطلاع نمایندگان مجلس خبرگان و همه مردم، آنها را بیان می‌کنم.
حضرت آیت‌الله‌‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به شش کشور مذاکره‌کننده با ایران و نقش آمریکا در میان این شش کشور، افزودند: در واقع، طرف اصلی ما دولت آمریکا است، اما مسئولان آمریکایی خیلی بد حرف می‌زنند و باید تکلیف این‌گونه حرف‌زدن‌ها روشن شود.
ایشان با اشاره به سخنان مقامات آمریکایی مبنی بر حفظ چارچوب تحریم‌ها، تأکید کردند: اگر قرار است چارچوب تحریم‌ها حفظ شود، پس ما برای چه مذاکره کردیم؟ و این، کاملاًً مخالف علت حضور جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات است، زیرا هدف از مذاکرات برداشته شدن تحریم‌ها بود...
اگر قرار است تحریم‌ها برداشته نشود، پس معامله‌ای هم در کار نخواهد بود، بنابراین باید تکلیف این موضوع مشخص شود.
معظم‌له خطاب به مسئولان کشور گفتند: نگویید که آمریکایی‌ها این سخنان را برای قانع کردن رقبای داخلی خود می‌زنند، البته، من معتقدم که دعوای داخلی آمریکا واقعی است و آنها با هم اختلاف دارند و علت این اختلاف هم برای ما روشن است، اما آنچه که رسماًً گفته می‌شود نیاز به پاسخ دارد و اگر پاسخ داده نشود، صحبت طرف مقابل تثبیت خواهد شد.

اقتصاد مقاومتی یک مجموعه کامل و غیرقابل تجزیه
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در ادامه به مسئله مهم اقتصاد کشور اشاره کردند و گفتند: سیاست‌های اقتصاد مقاومتی یک مجموعه کامل و غیرقابل تجزیه است و اجرای آنها به برنامه عملیاتی کامل نیاز دارد، بنابراین از رئیس‌جمهور محترم و دولت خواسته‌ایم که برای تحقق سیاست‌های اقتصاد مقاومتی یک برنامه جامع، عملیاتی و کاربردی تهیه شود و انتظار داریم که این اقدام انجام گیرد.
ایشان درباره اهمیت تحقق اقتصاد مقاومتی افزودند: اگر اقتصاد مقاومتی محقق شود دیگر هیچ اهمیتی ندارد که پولی که به ایران باز می‌گردد، پنج میلیارد دلار باشد، یا 100 میلیارد دلار...
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در بخش پایانی سخنان‌شان، خطاب به نیروهای مؤمن در سراسر کشور خاطرنشان کردند: حرکت عمومی به سمت آرمان‌ها و اهداف اسلامی است و نیروهای مؤمن، اصیل و معتقد که اکثریت قاطع کشور را تشکیل می‌دهند باید با حسن‌ظن به وعده نصرت خداوند، آمادگی خود را برای کار در میدان‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی و سیاسی و در مواجهه با جهت‌گیری‌های دشمن حفظ کنند.


یادداشت
مهدی سعیدی

ريش‌سفيدي و فشار براي تأييد صلاحيت‌ها
با نزديک شدن به انتخابات مهمي که قرار است در اسفند ماه امسال برگزار شود، فضاي سياسي کشور و به‌ویژه حال و هواي احزاب و گروه‌هاي سياسي در حال دگرگوني و تحول است. در اين میان، اولين گام در مسير انتخابات که دغدغه بخشي از فعالان سياسي است، مسئله تأييد صلاحيت‌هاست. مطابق با اصول قانون اساسي، يکي از مهم‌ترين وظايف شوراي نگهبان در قبال انتخابات، تأييد صلاحيت نامزدها است. اين شورا در جایگاه نگهبان قانون و شرع و حقوق ملت، موظف است تنها به کساني اجازه حضور در رقابت‌هاي انتخاباتي را بدهد که صاحب صلاحيت‌هاي قانوني لازم هستند. اين حراست از آنجايي اهميت دارد که يکي از مهم‌ترين راه‌هاي براندازي يک نظام سياسي، «نفوذ» افراد ناشايست به ارکان قدرت و نهادهاي تصميم‌گيري و اجرايي است. سناريويي که در سال‌هاي اوليه انقلاب، خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري را براي انقلاب و کشور به همراه داشت. درواقع، مهم‌ترين وظايف شوراي نگهبان در اين مرحله، مراقبت از نفوذ بيگانگان در ارکان نظام اسلامي است.
در اين میان، اصلاح‌طلبان به دليل عملکرد ناصوابي که در کارنامه خود ثبت کرده‌اند، بيش از ديگر جريان‌هاي سياسي کشور دغدغه تأييد صلاحيت‌ها را دارند. اوج اين عملکرد منفي در حوادث انتخابات سال 88 صورت گرفت که بخش عمده‌اي از افراد و احزاب منسوب به اين جريان، عملاً در برابر قانون و رأي ملت ايستادند و روند مسالمت‌آميز انتخابات را به آشوب و اردوکشي خياباني سوق دادند! همين امر کافي بود که امروز در صلاحيت بخش عمده‌اي از اين افراد در پايبندي به قانون ترديد ايجاد شده و شوراي نگهبان با حساسيت بيشتري با اين افراد روبه‌رو شود.
در اين میان، اصلاح‌طلبان نيز بيکار ننشسته‌اند و راهکارهايي را براي عبور از آنچه مانع شوراي نگهبان مي‌خوانند، در دستور کار خود قرار داده‌اند. اولین گام در این مسیر را می‌توان به ميدان آوردن رئيس‌جمهور و اظهارات وي درباره محدود دانستن اختيارات نظارتي شوراي نگهبان در انتخابات دانست که بلافاصله با استقبال رسانه‌اي اصلاح‌طلبان و افزايش هجمه‌ها عليه شوراي نگهبان همراه بود.
سناريوي ديگري که اين روزها آغاز شده است، تلاش براي به ميدان آوردن ريش‌سفيدها و رايزني‌هاي مستقيم و غيرمستقيم با شوراي نگهبان براي مسامحه و برخورد از سر رأفت با برخي از گزينه‌هايي است که در صورت رویارویی مبتني‌بر ضوابط، تأييد صلاحيت نخواهند شد. در اين میان، از برخي چهره‌ها در رسانه‌ها اسم برده شده است که رايزني‌هايي را براي وساطت با شوراي نگهبان آغاز کرده‌‌اند.
محمدرضا عارف، نامزد اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست‌جمهوري 92، از جمله چهره‌هايي است که از رايزني خود با شوراي نگهبان بر سر حلّ مشکل ردّ صلاحيت نامزدهاي اصلاح‌طلب خبر داده است. عبدالله ناصري، عضو شوراي مشورتي اصلاح‌طلبان نيز گفته است: «يک جمع‌بندي کلي درباره انتخابات مجلس دهم در جلسات مختلف اصلاح‌طلبان برگزار شده تا گفت‌وگو و تعامل با ارکان مختلفي که در روند انتخابات تأثيرگذار هستند، صورت بگيرد؛ لذا رايزني با شوراي نگهبان هم در دستور کار اصلاح‌طلبان است.»
همچنين، يک فعال سياسي اصلاح‌طلب در گفت‌وگو با خبرگزاري آريا از رايزني علي لاريجاني براي جلوگيري از ردّ صلاحيت اصلاح‌طلبان خبر داد. علي اکبر اولياء، نماينده اصلاح‌طلب مجلس هشتم گفت: تا آنجا که بنده اطلاع دارم آقاي علي لاريجاني، رئيس مجلس شوراي اسلامي براي جلوگيري از ردّ صلاحيت‌ها، بحث‌ها و رايزني‌هايي داشته و در آينده هم به اين رايزني‌ها ادامه خواهد داد تا چهره‌هاي دلبسته به نظام مورد بي‌مهري قرار نگيرند و فضاي انتخابات به‌گونه‌اي باشد که همه جناح‌ها امکان حضور در عرصه انتخابات را داشته باشند.
اين مجموعه از اخبار، به‌خوبي افزايش فشارها بر شوراي نگهبان به‌منظور کوتاه آمدن از معيارهاي قانوني براي رویارویی با نامزدهاي انتخاباتي را نشان می‌دهد؛ به این‌ترتیب، در روزهاي آینده بايد منتظر بود تا از افراد ديگري هم به‌عنوان ريش‌سفيد ياد شود؛ حرکتي که مي‌خواهد اعضاي شوراي نگهبان را با انفعال و محدوديت و محذوريت روبه‌رو کند.
نکته قابل ملاحظه ديگر آن است که برخي چهره‌هاي صاحب‌نفوذ در کشور که نزد شوراي نگهبان اعتباري دارند، بايد نسبت به سناريوي اصلاح‌طلبان آگاه بوده و خواسته يا ناخواسته در پازل ايشان بازي نکنند. فتنه‌گران سال 88 و آنهايي که کارنامه روشني در آن حوادث از خود به‌جاي نگذاشته‌اند نيز، باید به جاي فشار بر دستگاه‌هاي نظارتي، تلاش کنند تا با اعلام برائت از آن اقدامات غيرقانوني، از مواضع ناصواب خود فاصله بگیرند و با اصلاح رفتار اعتماد ملت و دستگاه‌هاي نظارتي را جلب کنند.


نكته و نظر

گرفتن تصمیم‌های بزرگ...؟!
نکته: می‌گویند وقتی طارق‌بن‌زیاد فرمانده بزرگ اسلام (که ایرانی و از قوم کرد بود) قصد داشت از شمال آفریقا پا به جنوب اروپا بگذارد و دروازه‌های آن را بر روی مسلمانان بگشاید. با توجه به تجهیزات و عِده و عُده کم نیروهایش در مقابل سپاه یکصد هزار نفری و مجهز دشمن، با خود اندیشید که امروز باید بزرگ‌ترین تصمیم عمر خود را بگیرد؛ تصمیمی که می‌توانست حیات و ممات او و جایگاه و مقامش در آینده به آن بستگی داشته باشد. تاریخ می‌نویسد: طارق تصمیم بزرگ خود را گرفت و براساس آن تصمیم، تمام کشتی‌هایی که نیروهایش را از شمال آفریقا به سواحل اسپانیا رسانده بود، آتش زد، تا معدود نیروهای متزلزل او بدانند که دیگر هیچ راه برگشتی نخواهد بود؛ یعنی، یا باید پیروز شوند یا کشته شوند! و تاریخ نشان داد، این تصمیم خطرناک و طارق فتحی بزرگ و البته، درسی بزرگ‌تر برای تمام فرماندهان بعدی شد.
نظر: گاه انسان در بزنگاه‌هایی به گرفتن تصمیماتی بزرگ نیاز دارد؛ تصمیماتی که گاه آنقدر خطرش زیاد است که حیات و ممات و جایگاه و پست و مقام و آینده‌اش به آن بستگی دارد، ولی با این‌حال، مردان بزرگ تصمیمات بزرگ می‌گیرند، حتی اگر به‌ظاهر به زیان آنان باشد. انسان اگر ترس از دست دادن پست و مقام و جایگاه و... مادی خود را نداشته باشد و برای خدا و از روی عقلانیت تصمیم درست بگیرد، احتمال موفقیت تصمیمش در همه مسائل زیاد خواهد بود. تصمیمات بزرگ نیازمند مردان بزرگ، شجاع و نترس است!


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

چه کسی پیام‌های نادرست را برای آمریکا می‌فرستد؟
درحالی‌که مذاکرات ایران و آمریکا صرفاً در موضوع هسته‌ای بوده است و پس از آن آمریکا بارها ایران را به حمله نظامی تهدید کرده است، رسانه‌های عربی برخی از خبرها مبنی‌بر پایان دشمنی و آغاز دوستی آمریکا با ایران را منتشر می‌کنند تا سبب غفلت مردم نسبت به توطئه‌های دشمنان شود. در این زمینه روزنامه «العرب» با انتشار گزارشی تحلیلی مدعی شده است، در حال حاضر «جنگ پنهانی» میان ایران و آمریکا در منطقه خاورمیانه [غرب آسیا و شمال آفریقا] متوقف شده است. این روزنامه می‌نویسد، جنگ‌های محرمانه میان دستگاه‌های اطلاعاتی ایران و آمریکا تا حدی متوقف شده است. بنا به گفته ناظران سیاسی،‌ این راهبرد که در چارچوب توافق هسته‌ای و افزایش خطر داعش اتخاذ شده، ممکن است سبب شود دو طرف در مرحله بعدی، ‌همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی ـ امنیتی خود را محرمانه و برای مقابله با گروه‌های مسلح منطقه گسترش دهند؛ بنابراین، بحران‌های خاورمیانه، ‌فرصتی برای تقویت روابط ایران و آمریکا برای محقق کردن دستاوردهای مختلف و نزدیک شدن این دو کشور براساس منافع شده است.
گفتنی است، صادق زیباکلام در همایش «بایدها و نبایدهای سیاست‌‌های ایران بعد از توافق هسته‌ای» که در سالن فدک اردبیل برگزار شد، به‌مثابه مدعی‌العموم جبهه تروریست‌های ضدمردم سوریه به ایراد سخنرانی علیه دولت قانونی سوریه پرداخت و گفت: ما با آمریکا به یک نقطه مشترکی رسیده‌ایم که اسد به مانند دیگر دیکتاتورهای منطقه! همچون صدام، قذافی و حسنی‌مبارک باید از حاکمیت کنار رود؛ چراکه یک حاکم سفاک دیکتاتور و مخالف مردم است. وی بیان کرد: با سقوط اسد، هم ما و هم آمریکایی‌ها معتقدیم که نباید اجازه داد جبهه النصره و داعش بر سر کار بیایند. زیباکلام با زیرسؤال بردن محور مقاومت در منطقه گفت: این اظهارات بی‌خود و شبیه علی گلابی است که عده‌ای آن را تکرار می‌کنند، درحالی‌که باید بدانیم سوریه ازبین‌رفتنی است و اسد نیز در ماه‌های آینده از حاکمیت ساقط خواهد شد. قطعاً آقای زیباکلام در موقعیتی قرار ندارد که برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی تعیین تکلیف کند، اما این سخنان از منابع دیگری است که به‌صورت پالس به تروریست‌ها و آمریکا فرستاده می‌شود و باید نسبت به گروهی که با تروریست‌ها در براندازی دولت قانونی سوریه همنوا شده‌اند، احساس خطر کرد.




هدف از طرح شب عذاب اليم دولت چیست؟!

در هفته‌های گذشته، وزرای دولت و رسانه‌های وابسته به آنها، بارها از شب پرداخت یارانه‌ها به‌منزله شب عذاب دولت یاد کرده‌اند؛ این در حالی است که مسئولان با توجه به وضعیت موجود کشور، مسئولیت‌ها را می‌پذیرند و کسی مسئولیت‌ها را بر آنها تحمیل نکرده است. وزیر نفت در یک برنامه تلویزیونی که از وی پرسیده شد، احساس خود را درباره واژه هدفمندی یارانه‌ها بگویید، گفت: خیلی عذاب‌آور است. وی با بیان اینکه تقریباً ٨٠ تا ٩٠ درصد درآمد ناشی از فروش شرکت گاز و ٨٠ درصد درآمد شرکت پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی از محل فروش فرآورده‌ها به هدفمندی یارانه‌ها اختصاص می‌یابد، افزود: جمع کردن پول هدفمندی و رساندن به‌موقع آنها واقعاً عذاب الیمی است و همان‌طور که آقای طیب‌نیا، وزیر اقتصاد نیز گفته‌اند، واقعاً عذاب‌آور است. اين گلايه‌هاي خاص در حالي انجام مي‌شود که منابع و مصارف هدفمندي يارانه‌ها در تبصره 20 قانون بودجه تعيين شده و دستورالعمل اجرايي اين تبصره ـ که خرداد ماه از سوی معاون اول رئيس‌جمهور ابلاغ شد ـ نيز جزئيات پرداخت هر دستگاه به سازمان هدفمندي را مشخص کرده است.
تعبیر شب عذاب دولت از شب پرداخت هدفمندی یارانه‌ها شاید به این دلیل باشد که دولت بخواهد از زیر سایر مسئولیت‌هایش پس از هدفمندی یارانه‌ها فرار کند؛ زیرا دولت عملاً در بخش‌های زیر، کارنامه قابل قبولی از خود نداشته است:
۱ـ در اجراي ماده 8 قانون هدفمند كردن يارانه‌ها براي كمك به بخش توليد، بهبود حمل‌ونقل عمومي، بهينه‌سازي مصرف انرژي در واحدهاي توليدي، خدماتي و مسكوني و جلوگيري از آلودگي محيط زيست؛
۲ـ تأمين بخشي از يارانه سود تسهيلات تأمين مسكن حمايتي زوج‌هاي جوان، اقشار آسيب‌پذير، روستاییان و عشاير، ساماندهي مسكن در بافت‌هاي فرسوده، سكونتگاه‌هاي حاشيه شهرها و مسكن مهر. معادل 10 درصد اعتبارات اين رديف به طرح توانمندسازي روستایيان و مناطق كمتر توسعه‌يافته و محروم با رويكرد اشتغال پايدار به سازمان فني‌وحرفه‌اي اختصاص یافته است؛
۳ـ كمك به برنامه‌هاي اشتغال جوانان و فارغ‌التحصيلان دانشگاه‌ها؛
البته دولت در اجراي بند (ب) ماده 34 قانون برنامه پنج‌ساله پنجم توسعه (يارانه بهداشت و درمان) عملکرد موفقی داشته است که باید در این زمینه از خدمات آن تقدیر به عمل آورد.






غفلت دولت از مسائل کلی کشور

«عباس سلیمی‌نمین» مدیر دفتر مطالعات در گفت‌وگو با پایگاه بصیرت به واکاوی برخی از برنامه‌های دولت پرداخته و به موارد زیر اشاره کرده است:
۱ـ دولت یازدهم به این دلیل که سرنوشت خود را با مذاکرات هسته‌ای پیوند زد، تا حد زیادی از سیاست‌های داخلی غافل شد. به‌عبارتی، اقتصاد داخلی، مسائل فرهنگی و مسائل اجتماعی در حاشیه مسائل بین‌المللی قرار گرفت. این خطایی بود که دولت مسئله مذاکرات هسته‌ای را در وزارت خارجه دنبال کرد، وقتی این موضوع وارد هیئت دولت شد، طبیعتاً گرایشی را در دولت تقویت کرد، مبتنی‌بر اینکه مسائل کلی کشور می‌تواند تحت‌الشعاع مسائل هسته‌ای قرار بگیرد و از این طریق حلّ‌وفصل شود. این مسئله غفلتی را ایجاد کرد که خود دولت هم تا حدی متوجه تبعات سوء این غفلت شده است.
۲ـ دولت رقابت‌های انتخاباتی را به حوزه مسئله حیاتی در حوزه بین‌الملل می‌کشاند که این نادرست است. وقتی دولت از گفت‌وگوهای هسته‌ای بهره‌برداری سیاسی انتخاباتی کند، طبعاً دیگران نیز با این رویکرد با دولت برخورد می‌کنند که همین مسئله نیز تبعاتی را به‌بار می‌آورد. درواقع، این موضوع حیاتی جامعه ما، دستخوش نزاع‌های انتخاباتی می‌شود.
3. دولت می‌خواهد یک بهره‌برداری نازل و در حد حزب به‌عمل بیاورد، ضمن اینکه این مطلب، رقبای دولت را تحریک می‌کند که آنها هم به میدان بیایند و به نوعی دچار افراط شوند و کلاً همه چیز را نفی کنند؛ زیرا آنها به این جمع‌بندی می‌رسند که دولت می‌خواهد به نفع انتخابات از مسئله هسته‌ای سوءاستفاده کند؛ در نتیجه، آنها هم همه چیز را نفی می‌کنند که باب بهره‌برداری دولت را مسدود کنند که این هم برای منافع ملی بسیار زیانبار خواهد بود.
۴ـ وقتی اتحاد، انسجام و وحدت نظر به‌وجود نیاید و اختلاف ایجاد شود، بهترین زمینه برای دشمن ایجاد و راه نفوذ دشمن به عرصه داخلی باز می‌شود؛ زیرا عرصه داخلی حول مسائل ملی، اساسی و حیاتی متفق نیست و این متفق نبودن فرصت را برای دشمن ایجاد می‌کند.
۵ـ البته دولت نقاط قوت هم داشته است؛ از جمله اینکه دنبال تنش‌های اجتماعی یا سیاسی نرفته است، بعضاً مطالبی گفته شده است که می‌توانسته مبنای تنش قرار بگیرد، اما با تذکرات رهبری بلافاصله دولت کنار کشیده که این نقطه قوتی برای دولت است.





آیا در هر صورت باید نفت را صادر کنیم؟

چند سالی است که موضوع صادرات نفت ایران، یکی از پرتکرارترین موضوعات و کلمات در لسان دولتمردان محترم در دوره‌های مختلف بوده است. رویکرد اولیه دولت فعلی در رفع وابستگی بودجه به نفت که بارها از زبان وزیر اقتصاد بیان شده بود، حرکتی جدی برای حل مشکلات ساختاری اقتصاد کشور را نوید می‌داد. لزوم جایگزینی درآمدهای دیگری غیر از نفت برای اداره کشور، امری بود که رهبری معظم انقلاب بارها از آن یاد کردند و حتی در مقام عمل، جایگزین‌های پیشنهادی خویش مثلاً حمایت از شرکت‌های دانش‌بنیان را مطرح ساختند.
در بند 13 سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی ابلاغی رهبری معظم، بر مقابله با ضربه‌پذیری درآمدهای حاصل از صادرات نفت و گاز تصریح شده است و راه‌های هفت‌گانه انتخاب مشتریان راهبردی، ایجاد تنوع در روش‌های فروش، مشارکت دادن بخش خصوصی در فروش، افزایش صادرات گاز، افزایش صادرات برق، افزایش صادرات پتروشیمی و افزایش صادرات فرآورده‌های نفتی پیشنهاد شده است. همان‌طور که پیداست، در هیچ‌یک از موارد مصرح در این بند یا دیگر بندهای این سیاست‌های کلان، اشاره‌ای به افزایش صادرات نفت خام نشده است و البته، به افزایش صادرات گاز و صادرات فرآورده‌های نفتی تأکید شده است. همچنین، در خوانش سیاست‌های کلی برنامه ششم توسعه نیز وضعیت همین‌گونه است. با این حال، اگر به مواضع و بیانات و عملکرد وزارت نفت نگاهی بیندازیم، شاهد اشتیاق عجیب و بی‌سابقه برای افزایش صادرات نفت خام کشور هستیم. در آخرین اقدامات و مواضع، وزیر محترم نفت با بیان شرایط بی‌ثبات اعضای اوپک در تصمیم‌گیری برای کاهش تولید نفت برای مقابله با کاهش بی‌سابقه قیمت نفت و جلوگیری از ضرر اعضا و در پاسخ به اینکه آیا افزایش تولید نفت ایران با توجه به قیمت پایین جهانی آن، منطقی و باصرفه است، بیان کرد: «ما به هر قیمتی تولید نفت‌مان را افزایش می‌دهیم و راهی جز این نداریم.» در اینجا؛ تأکید شدید ایشان با عبارت به هر قیمتی، جای بسی تأمل دارد که وزارت نفت را چه شده است که حاضر است به هر قیمتی، فروش سرمایه ملی و رگ حیاتی اقتصاد این کشور را افزایش دهد؟ افزون‌براین، ایشان در ادامه تأکید کرد، این موضع تنها سیاست وزارت نفت نیست و بلکه سیاست دولت است. بنابراین، بیش از آنکه به بازیابی سهم خود در بازار نفت اوپک نیاز داشته باشیم، به سرمایه‌گذاری‌های عمده به‌منظور ایجاد شرکت‌های دانش‌بنیان و ایجاد ارزش‌افزوده فراوان از نفت خام و تکمیل صنایع تبدیلی پایین‌دستی نیاز داریم تا بتوانیم از این طریق مشکل اشتغال کشور را حل کنیم.


خط خبر

امضاهای بچه‌گانه بر جام!
سیدعباس عراقچی در نشست اخیر خود با کمیسیون ویژه بررسی برجام در مجلس، در پاسخ به پرسش یکی از نمایندگان میهمان کمیسیون درباره امضاهای منتشر شده مقامات مذاکره‌کننده پای برجام در فضای مجازی و اشاره وی به سخنان رئیس‌جمهور که گفته بود چیزی را امضا نکرده‌ایم که به مجلس بفرستیم، اظهار داشت: «امضاهای منتشر شده، امضاهای رسمی نیست. وی در توضیح ماجرا گفت: پس از پایان جلسه آخر مذاکرات و دست دادن مذاکره‌کنندگان با یکدیگر، آقای فابیوس (وزیر امور خارجه فرانسه) نسخه‌‌ای را که در اختیار داشت، به دست گرفت و از همه مذاکره‌کنندگان به‌عنوان یادگاری امضا گرفت؛ حتی با غربی‌ها هم عکس یادگاری گرفتیم.» معاون حقوقی و بین‌الملل وزیر امور خارجه تصریح کرد: «اگر امضاها رسمی بود، باید عنوان مسئولیت افراد نوشته می‌شد؛ مثلاً محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران یا جان‌کری، وزیر امور خارجه آمریکا.» عراقچی تأکید کرد: «معلوم است که این امضاها بچه‌بازی است.»

نظارت فرااستصوابی دولت در انتخابات نظام مهندسی!
در حالی که مقامات ارشد دولت یازدهم در هفته‌های اخیر علیه نظارت قانونی شورای نگهبان در انتخابات مجلس موضع‌ گرفته‌اند، رفتار دولتی‌ها برای اعمال نظارت بر یک انتخابات صنفی مهم که نظارت آن بر عهده دولت گذاشته شده، ده‌ها مرتبه فراتر از نظارت استصوابی بوده است! قرار است ماه آینده انتخابات نظام مهندسی ساختمان برگزار شود، اما مسئولان دولتی در وزارت راه با گنجاندن قیود بی‌سابقه‌ای برای نامزد شدن متقاضیان در این انتخابات، عملاً راه را برای مشارکت بخش زیادی از اقشار جامعه مهندسان کشور مسدود کردند. بر اساس تصمیم عباس آخوندی، وزیر راه دولت یازدهم، افرادی چون؛ کارمندان، مسئولان و کارکنان وزارت راه و شهرسازی، شهرداری‌ها و وزارت کشور در انتخابات پیش ‌روی سازمان‌های نظام مهندسی حق نامزد شدن ندارند. به عبارت ساده‌تر، این افراد پیشاپیش برای نامزدی در انتخابات نظام مهندسی، رد صلاحیت‌شده به حساب می‌آیند...!

مرض‌های وزارتی؟!

قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت گفته است: در میان اعضای هیئت دولت بی‌خوابی‌ها زیاد اتفاق می‌افتد، من دیده‌ام که آقای روحانی سر مذاکرات هسته‌ای تا ۵-۴ شب نخوابیده است. دیگر همکارانم هم بی‌خوابی داشته‌اند، چراکه همکارانم اگر مشکل روحی و جسمی پیدا می‌کنند، من به عنوان پزشک حاضر در دولت در جریان قرار می‌گیرم. برای اعضای هیئت دولت خیلی از بیماری‌هایی که تاکنون پیش‌آمده، ناشی از نگرانی، استرس و اضطراب است که ما به آن می‌گوییم «مرض‌های وزارتی!».

سربازان همیشه حاضر کشور

رئیس سازمان امور اراضی کشور، از مشارکت مردمی برای کوتاه کردن دست زمین‌خواران چنین خبر می‌دهد: «مردم هر هفته دو تا سه ‌هزار گزارش از تخلفات زمین‌خواری را به سامانه تلفنی ١٣١ اعلام می‌کنند.» یعنی هر روز بیش از ۴٠٠ گزارش مردمی.«قباد افشار»، رئیس سازمان امور اراضی کشور، پس از اعلام این خبر باورنکردنی گفت: «در مدت کوتاهی که سامانه١٣١ راه‌اندازی شده، اطلاعات خوبی به دست ما رسیده است، به‌طوری‌که از این اطلاعات توانسته‌ایم بسیاری از عملیات خود را بر پایه گزارش‌های مردمی بگذاریم. آمار این گزارش‌های مردمی در حال افزایش است و پس از هشدارهای رهبری، بیشتر هم شده است. بسیاری از این گزارش‌ها به پیگیری و نتیجه منجر می‌شود.» وی با اشاره به اینکه پس از راه‌اندازی این سامانه و دریافت گزارش‌های مردمی، ما اطلاعاتی کسب کردیم که کمتر از سوی ناظران و مأموران خود ما قابل‌دسترسی بود، ادامه داد: «نظارت مردمی خیلی بهتر و دقیق‌تر از خود دستگاه‌های دولتی در این زمینه است.»

هشدار درباره خلوت شدن عقبه اصلاح‌طلبان
رئیس کمیته مرکزی انتخابات شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با اشاره به اینکه از داخل جریان اصلاح‌طلبان نسبت به آقای هاشمی، موضع بسیار تندی در گذشته گرفتند، خاطرنشان کرد: تضعیف هاشمی رفسنجانی از داخل نیروهای منتسب به اصلاح‌طلبان آغاز شد و حتی این جریان‌ها آن‌قدر تند رفتند که عبور از خاتمی را مطرح کردند. محسن رهامی اضافه کرد: جریان مذکور موجب می‌شود انتظارها و توقع‌ها در جامعه بالا برود و با توجه به اینکه دولت برای برآورده کردن این توقع‌ها توان کافی ندارد و زمان لازم می‌خواهد، در نتیجه دولت را از عقبه اصلاح‌طلبان خالی می‌کند.

ایران در راه انتخابات مصر!

ائتلاف وهابی‌های مصر در ادعای کذب جدیدی اعلام کرد: ایران برای گسترش تشیع اعتقادی و سیاسی در مصر بودجه سنگینی اختصاص داده است. به گزارش پایگاه الیوم السایع، به گفته مسئول ائتلاف «الصحابه و آل البیت» دلیل اهمیت دادن ایران به مصر این است که مصر نقش محوری و بزرگی در خاورمیانه ایفا می‌کند. وی در ادامه افزود: شیعیان برای نامزدی مصریان در مجلس هزینه‌های زیادی صرف کردند. رضوان در بیانیه‌ای مدعی شد: ایران افراد زیادی از جمله «سیدطاهر الهاشمی»، «احمد راسم النفیس»، «علاء ابوالعزایم» و چند نفر دیگر از شیعیان را مأمور کرده یک گروه شیعی در مجلس آینده مصر تشکیل دهند. وی هیچ سندی برای این ادعای خود ارائه نکرده است. رضوان در پایان تصریح کرد: درحال حاضر داوطلبان شیعه از استان‌های المنصوره، الشرقیه، قاهره و اسوان آمادگی خود را برای شرکت در انتخابات اعلام کرده‌اند.

اعتیاد جدید
اعتیاد جدیدی از طریق استشمام بوی مخدر گل، گریبان‌گیر جوانان و دانشجویان شده است؛ جوانان در جلسات غیردانشگاهی در محافلی دعوت به بوی گل شده که این گل آغشته به مواد مخدر است و فرد را ناخودآگاه درگیر اعتیاد می‌سازد؛ اعتیادی که با آگاه‌سازی می‌توان از آن پیشگیری کرد و افراد باید نسبت به این مسئله دانش داشته باشند.

توئیت بازی در جنگ دیپلمات‌ها جواب داد

یک عضو گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای گفت: «ما به دقت تحرکات رسانه‌ای طرف مقابل را رصد می‌کردیم، توئیتی که آقای ظریف کمی پیش از کنفرانس آقای کری ارسال کردند و خطاب به طرف مقابل گفتند که «شما نمی‌توانید اسب‌ها را وسط مسابقه عوض کنید» با هدف تحت‌‌تأثیر قرار دادن نشست مطبوعاتی وزیرخارجه آمریکا انجام شد. معلوم بود که این «توئیت» بر کنفرانس آقای کری خیلی تأثیر گذاشته بود. ولی خب این هم بخشی از بازی بود که جای اعتراض نداشت.
عراقچی با اشاره به گلایه وندی شرمن از او به‌دلیل یک توئیت اظهار کرد: توئیت‌های کسی که فقط نام فامیلی‌اش با من یکی بود، به‌سرعت مورد توجه خبرنگاران داخلی و خارجی قرار گرفت و تا آنجا پیش رفت که یک‌بار در مذاکرات خانم شرمن به من گفت چرا شما فلان مطلب را توئیت کردید؟ من گفتم من نکردم و او گفت: «بالاخره کسی این کار را کرده که با شما نسبت دارد.» بنابراین تأثیرگذاری این شبکه‌ها تا اندازه‌ای است که ممکن است کسی فقط به دلیل نسبت با بنده توئیت‌هایش مورد توجه معاون وزیر خارجه آمریکا قرار گیرد.

ایران در آمریکا پول خرج می‌کند!
رسانه‌های آمریکایی در گزارش‌هایی به‌دنبال متهم کردن موافقان برجام هستند و مدعی هستند که ایران برخی از سناتورهای آمریکایی را با پول خریده است. نشریه «فرانت پیج مگزین» سناتور «اد مارکی» را متهم کرده است که در رأس فهرست رشوه‌گیرندگان از لابی ایران قرار دارد و اینکه کمیته اقدام سیاسی ایران ـ آمریکا به کمپین انتخاباتی او کمک کرده است. سناتور ال فرانکن و سناتور جین شاهین دو نماینده دیگری هستند که به گرفتن رشوه متهم شده‌اند. این نشریه افزود: وبگاه گروه ایپاک (کمیته اقدام سیاسی ایران ـ آمریکا) تأیید کرده است که از این سه نفر در انتخابات ۲۰۱۴ حمایت کرده است. پایگاه پولیتی‌فکت نیز نوشت: پست‌های اینترنتی می‌گوید که مارکی، فرانکن و شاهین از ایران رشوه گرفته‌اند تا از توافق هسته‌ای حمایت کنند. اما «رشوه» اینجا کمک سیاسی محسوب می‌شود و مدرکی وجود ندارد که نشان دهد این سه نفر بیش از این کاری کرده باشند. کمک‌ها نیز از جانب گروهی می‌آید که واسطه دولت ایران نیستند و همچنین، ارشدترین نمایندگان جمهوریخواه نیز در جریان انتخابات از این گروه پول دریافت کرده‌اند.


یادداشت
جواد رضایی

؟


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

تشدید دغدغه‌های انتخاباتی افراطیون
حسین عبداللهی فر

این روزها برای کسانی که دغدغه اصلی‌شان را پیروزی در رقابت‌های انتخاباتی پایان سال شکل می‌دهد، روزهای پرکار و نگران‌کننده‌ای است. نگرانی از نداشتن نامزدهای توانا، نگرانی از ردّ صلاحیت افراد مشهور با سوابق افراطی‌گری، نگرانی از روند همگرایی جناح مقابل، نگرانی از موفقیت‌های جریان رقیب در شورای شهر، نگرانی از تعدد احتمالی فهرست‌های انتخاباتی و عدم اتفاق‌نظر بر ریاست مجلس دهم که از هم‌اکنون میان گروه‌های معتدل و افراطی پیش آمده و عمدتاً به ترجیح ناطق بر عارف بازمی‌گردد. افراطیون معتقدند، ریاست ناطق، مجلسی شبیه مجلس پنجم را تداعی می‌کند که مورد نیاز وضعیت فعلی اصلاح‌طلبان است، درحالی‌که ریاست عارف بر مجلس دهم، مجلس ششم را یادآوری می‌کند و چنین مجلسی می‌تواند حساسیت جریان مقابل را برانگیزد و در این حالت، مانع شکل‌گیری آن خواهند شد.
بخشی از نگرانی‌های فوق و اختلافات پیش‌آمده در روزنامه‌های زنجیره‌ای وابسته به اصلاحات در هفته گذشته قابل مشاهده است.
«اعتماد» تیتر اول روز اول هفته (۷/۶/) خود را با عبارت «شانه خالی نخواهم کرد» پر کرد و به نقل از سیدحسن خمینی نوشت: «یادگار 43 ساله حضرت امام نمی‌خواهد شانه خالی کند. مردی که از 23 سالگی‌اش شد مرد شماره یک صیانت از اندیشه‌ها و آثار جدش، حالا 20 سال پس از فقدان پدر، گویا از مرحله حساس یک تصمیم‌گیری مهم عبور کرده است. وصیت پدربزرگش به پدر را یادآوری می‌کند و می‌گوید، اگر نیاز باشد مسئولیتی را قبول کند شانه خالی کردن غلط است.»
«آفتاب یزد» هم از قول سیدحسن خمینی تیتر زد: «اگر لازم شد کاری را انجام دهم، شانه خالی نمی‌کنم.»
«ابتکار» با حروف درشتی روی تصویر تمام‌قدی از سیدحسن؛ «به وظیفه‌ام عمل می‌کنم» را قرار داد و در ادامه آن نوشت: «یادگار امام راحل، در دیدار با جمعی از اصلاح‌طلبان استان مازندران ضمن توصیه به گروه‌های سیاسی به وحدت و دوری از تشتت گفت: وقتی عده‌ای جان و مال خود را در راه انقلاب فدا کردند، در صورت لزوم انسان باید در این مسیر آبرو و همه سرمایه خود را در طبق اخلاص بگذارد، ولی اگر کسانی هستند که مسئولیت را بهتر انجام دهند، بگذاریم آنها انجام دهند. این سخنان در حالی مطرح شده است که مدت‌هاست گمانه‌زنی‌های مختلفی درباره حضور سیدحسن خمینی در انتخابات مجلس خبرگان به گوش می‌رسد. گاه خبر از فهرست مشترک مثلث هاشمی‌رفسنجانی، روحانی و سیدحسن خمینی می‌شود و گاه ضمن تکذیب این موضوع از فشارها برای حضور وی در انتخابات انتقاد می‌شود.»
«مردم‌سالاری» هم با درج تصویری از سیدحسن خمینی گزارشی از سخنان وی در جمع اصلاح‌طلبان استان مازندران را زیر تیتر «عافیت‌طلبی با اندیشه امام سازگار نیست» منعکس کرد.
«شرق» نیز با اختصاص سرصفحه خود در نخستین روز هفته (۷/۶/) به سخنان سیدحسن خمینی از قول وی تیتر زد: «اسلام کاریکاتوری، امام کاریکاتوری هم به همراه خواهد داشت.»
اما «آرمان» ضمن اختصاص تیتر و تصویر خود به سخنان سیدحسن خمینی، به سخنان اخیر ایشان پرداخت و در ادامه، با حروف درشتی از قرار گرفتن «ناطق‌نوری در سرلیست اصلاح‌طلبان» خبر داد!
این روزنامه همچنین به شکل‌گیری «شورای فقها» در اصولگرایان اشاره کرد و زیر تیتر «لیدری سیاسی سه‌نفره»، نوشت: «اصولگرایان بعد از40 جلسه مشترک اکنون جمع سه‌نفره‌ای با نام شورای فقها را در مسند لیدری خود قرار دادند. این شورا کار نظارت بر سلامت و روند تحقق این وحدت را در جریان اصولگرایی برعهده گرفته است.»
«ابتکار» که در روز شنبه (۷/۶/) تیتر «صندلی‌های خالی از بزرگان اصولگرا» را برای این گزارش انتخاب کرده بود، دوشنبه (۹/۶/) این موضوع را به تیتر یک خود برد و در پاسخ به این پرسش که «اصولگرا، اصولگرا است؟» نوشت: «پنج‌شنبه هفته پیش سه تشکل اصولگرا در کنار هم اجلاس وحدتی را تشکیل دادند تا در آن به قولی یکصدا شوند و سعی دارند لیستی واحد از تمام اصولگرایان از هر نوع گرایشی ارائه کنند و نام آن را «یک صدا، یک فهرست» گذاشتند. در فاصله چند روز پس از این همایش، محمدنبی حبیبی، دبیر کل حزب مؤتلفه اسلامی تأکید کرد: «اجلاس وحدت گامی بزرگ برای همگرایی اصولگرایان است و راهبرد یک صدا، یک فهرست بدون سهم‌خواهی شخصی و گروهی هیچ‌یک از تشکل‌های اصولگرا، اکنون به‌صورت یک گفتمان درآمده است.»
نگرانی اصلاح‌طلبان با پیروزی اصولگرایان در انتخابات هیئت‌رئیسه شورای شهر تهران افزایش یافت، چنانچه در روزنامه‌های وابسته به این جریان، در روز چهارشنبه (۱۱/۶/) نقش بست.
در این‌باره می‌توان به تیتر روزنامه «آفتاب یزد» اشاره کرد: «بهشت همچنان در محاصره اصولگرایان» که در ادامه آن نوشت: «امسال نیز رأی‌های خاکستری انتخابات را به کام اصولگرایان شورا شیرین کرد؛ رأی‌هایی که به اعتقاد محمد حقانی، عضو دیگر شورای شهر طرف قدرتند و از آنجا که شهرداری پشت سر اصولگرایان ایستاده، بالطبع قدرت از آن اصولگرایان شورا است.»
روند نگرانی‌ها و ناخشنودی‌های این جریان سیر صعودی خود را حفظ کرد، به‌گونه‌ای‌که «آرمان» در روز پایانی هفته (۱۲/۶/) در یادداشتی به قلم صادق زیباکلام به خطر تعدد فهرست‌ها اشاره کرد و نوشت: «در تهران تمام کسانی که می‌خواهند هفتم اسفند به 30 نامزد اصلاح‌طلب رأی دهند، باید بدانند لیست اصلاح‌طلبان کدام است.»
این روزنامه درباره اختلاف بر سر ریاست مجلس نوشت: «لذا تصور اینجانب آن است که آقای ناطق‌نوری برای این رسالت مناسب‌تر است. البته، این بدان معنا نیست که آقای عارف نباید وارد انتخابات شوند یا اینکه ایشان اصلاح‌طلب نیستند. اتفاقاً آقای عارف به‌مراتب از آقای ناطق‌نوری اصلاح‌طلب‌تر است، اما ما جدا از اینکه به چنین صفاتی نیاز داریم به صفات دیگری نیاز داریم که بتواند در قامت رئیس مجلس دهم و در برابر اصولگرایان و نهادهای قدرت وابسته به اصولگرایان ظاهر شود.»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروري بر گسترش شكست‌هاي عربستان در برابر مقاومت يمني‌ها
از ناكامي در ميدان جنگ تا تمناي كمك نظامي از آمريكانزديك به شش ماه است كه ائتلاف سعودي ـ آمريكايي تمام امكانات خود را براي سلطه بر يمن به كار گرفته است. وحدت ارتش و مردم يمن با محوريت انصارالله تمام اين طرح‌ها را با ناكامي همراه ساخته است. جدي‌ترين ترفند عربستان را تقويت گروه‌هاي تروريستي از جمله داعش و القاعده تشكيل مي‌دهد كه انفجارهای خونين در صنعا و شهادت و زخمي شدن صدها يمني در این راستا ارزیابی می‌شود. محور تحركات سعودي را اشغال عدن و واگذاري آن به تروريست‌ها براي به اصطلاح تشكيل دولت به رياست منصور هادي، رئيس‌جمهوري مستعفي و فراري يمن و تجزيه يمن تشكيل داده كه مقاومت يمني‌ها تاکنون اين پروژه را نيز ناكام کرده است.
نكته قابل‌توجه آنكه، در حوزه سياسي نيز رياض نتوانسته سياست‌هايش را در لواي نام سازمان ملل و شوراي همكاري خليج‌فارس به يمن ديكته کند، چنانكه انصارالله در ابتكاري قابل‌توجه از طرح ايجاد دولت ملي با حضور تمام گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي خبر داده كه راهكاري يمني ـ يمني براي رسيدن به ثبات سياسي است.
اما مجموع ناكامي‌هاي عربستان به همين جا ختم نشده است، بلكه در حوزه ميداني نيز عربستان و متحدانش با تلفات بسيار سنگيني روبه‌رو شده‌اند. در يكي از مهم‌ترين اين شكست‌ها، طی حملات نیروهای ارتش و نیروهای مردمی یمنی به نظامیان ائتلاف اشغالگر، تحت رهبری عربستان، 66 نفر از جمله 45 نظامی اماراتی، 5 نظامی بحرینی و 16 نظامی سعودی در مناطق مختلف یمن به هلاکت رسیدند. براساس این گزارش، منابع یمنی اعلام کردند که مقر نیروهای ائتلاف تحت رهبری عربستان در استان مأرب در شرق این کشور را با یک موشک بالستیک هدف قرار دادند. همچنین یک بالگرد آپاچی متعلق به ارتش امارات متحده عربی نیز در حمله نیروهای مردمی سرنگون شد. زمانی که 20 کماندوی سعودی در تلاش بودند تا پایگاه نظامی «مشعل» در داخل خاک عربستان را که به اشغال نیروهای یمنی درآمده بود، پس بگیرند با کمین نیروهای مردمی روبه‌‌رو شدند و علاوه بر هلاکت و زخمی شدن این نظامیان، تجهیزات و ادوات نظامی آنها نیز منهدم شد.
این در حالی است که سعوی‌ها با تبلیغات شدید رسانه‌های خود مدعی شده بودند که قصد دارند با عملیاتی گسترده، شمال یمن را به اشغال درآورند و حتی احمد الاسیر، سخنگوی ائتلاف با رهبری ریاض مدعی شد که نیروهای عربستانی وارد خاک یمن شده‌اند، اما واقعيت‌هاي ميداني نشان می‌دهد که نیروهای سعودی حتی نتوانسته‌اند پایگاه‌های نظامی خود را که در جنوب این کشور به اشغال نیروهای یمنی درآمده، پس بگیرند! در فضاسازي رسانه‌اي، منابع نزدیک به ائتلاف کشورهای عربی به سرکردگی عربستان خبر دادند که تجهیزات نظامی و دست‌‌کم پنج هزار نیروی نظامی برای حمله به صنعا در مأرب مستقر شده است.
عربستان تنها تلاش می‌کند با حملات هوایی بی‌امان و گسترده به مناطق مسکونی در مرکز و جنوب یمن و بالا بردن آمار قربانیان جنگ، هزینه ادامه نبرد را برای ارتش و انصارالله بالا ببرد. طبق آخرین گزارش‌های دفتر هماهنگی کمک‌های اضطراری سازمان ملل، تنها در فاصله روز‌های 14 تا 27 ماه اوت 95 نفر از غیر نظامیان یمنی از جمله 52 کودک و 20 زن جان خود را بر اثر بمباران‌های سعودی و نیروهای ائتلاف از دست داده و 129 نفر دیگر نیز مجروح شده‌اند. شمار قربانیان انفجارهای تروریستی جمعه شب گذشته در یک مسجد در پایتخت یمن نیز به 32 کشته و 98 زخمی رسید.
با توجه به اين وضعیت مي‌توان هدف از سفر ملك سلمان، پادشاه سعودي به آمريكا را دريافت. وي جمعه 13 شهريور در كاخ سفيد با اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا ديدار كرد. هر چند كه ادعا مي‌شود اين سفر براي تضمين دادن آمريكا به عربستان درباره توافق هسته‌اي ايران و گروه 1+5 بوده، اما در اصل، محور این سفر، ناكامي‌هاي گسترده سعودي در يمن و دريافت چراغ سبز از آمريكا براي كشتار بيشتر بوده و مواضع ضدايراني مطرح شده درباره اين سفر، صرفاً براي پنهان‌سازي شكست عربستان در يمن و نيز، هماهنگي‌هاي دو كشور براي كشتار بيشتر مردم يمن بوده است.
باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا پس از دیدار با ملک سلمان، پادشاه عربستان مدعی شد، دو کشور دغدغه‌های مشترکی درباره تشکیل دولتی «کارآمد و فراگیر» در یمن دارند.
اين امر زماني آشكارتر مي‌شود كه منابع آگاه عنوان داشتند که عربستان و آمریکا تا پایان سال جاری میلادی به توافقی برای خرید ناوهای جنگی دست پیدا کردند. این قرارداد تسلیحاتی به ارزش بیش از یک میلیارد دلار، یکی از مهم‌ترین ارکان برنامه‌ نوسازی ناوگان دریایی عربستان در خلیج‌فارس به شمار می‌آید. همچنین، مسئولان آمریکایی و عربستانی آخرین بررسی‌ها را درباره قرارداد تسلیحاتی دیگر به ارزش 9/1 میلیارد دلار برای خرید 10 هلیکوپتر MH60R برای استفاده در عملیات‌ جنگی ضد زیردریایی انجام می‌دهند.
با توجه به اين وضعیت، اين حقيقت آشكار مي‌شود كه عربستان با وجود كشتارهاي گسترده كه به اذعان نهادهاي بين‌المللي با استفاده از بمب‌هاي خوشه‌اي و فسفري صورت مي‌گيرد، نتوانسته به اهداف خود در یمن دست يابد و هر روز با شكست‌هاي بيشتري در برابر مقاومت این کشور روبه‌رو مي‌شود كه تحولات جيزان و نجران و تصرف پايگاه‌هاي سعودي به دست ارتش و نیروهای مردمی يمن نشانه‌هاي عيني اين شكست است. اين در حالي است كه آمريكا با ناديده گرفتن جنايات سعودي همچنان بر حمايت از آن تأكيد دارد كه امضای قرارداد يك ميليارد دلاري نظامي ميان طرفين، سندي بر همكاري آمريكا در كشتار مردم يمن است. نکته‌ای که هیچ‌گاه از نگاه مردم یمن و دیگر مسلمانان جهان دور نخواهد ماند و آمریکا را شریک جنایات آل‌سعود علیه مردم بی‌گناه یمن خواهند دانست.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

چه کسي بايد تغيير رفتار دهد
غرب آسيا (خاورميانه) همچنان کانون اصلي بحران‌هاي جهاني است که محور آن را بي‌ثباتي و ناامني‌هاي گسترده تشکيل مي‌دهد. آنچه در اين تحولات به چشم مي‌خورد، نقش محوري کشورهاي غربي و رژيم صهيونيستي است که بحران‌هاي خود را به منطقه منتقل کرده‌اند تا در لواي آن بتوانند منافع سلطه‌گرايانه خود را محقق سازند.
در کنار بحران‌هاي امنيتي در منطقه، يک نکته مهم ديگر در اين تحولات مشاهده مي‌شود و آن، مواضع و اقدامات کشورهاي غربي در برابر جمهوري اسلامي ايران است. پس از اعلام توافق ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5، محافل رسانه‌اي و سياسي در کشورهاي غربي و حتي عربي به يک امر تأکید کرده‌اند و آن، تغيير رفتار ايران در معادلات منطقه است. آنان مدعی هستند که راهکار ايران براي برخوردار شدن از امتيازات اقتصادي و نيز، دور شدن از گزينه نظامي، رويکرد به تغيير رفتار در منطقه است. آنان ادعا دارند که رفتارهاي بي‌ثبات‌‌ساز ايران در منطقه عامل بحران‌هاي گسترده شده و ايران براي خروج از انزوا و به اصطلاح آشتي با جهان بايد در قالب تغيير رفتار منطقه‌اي گام بردارد.
بسياري از ناظران سياسي در تحليل اين رفتار غربي‌ها معتقدند که آنان با اين فرافکني به دنبال مقصرسازي براي تحولات منطقه هستند. جهانيان اذعان دارند که ائتلاف آمريکا، ترکيه، ارتجاع عربي و رژيم صهيونيستي محور بحران‌هاي منطقه است که در قالب حمايت از تروريست‌ها نقش ايفا مي‌کنند.
آنان براي پنهان‌سازي اين رسوايي به سندسازي با ادعاي دستاوردهاي ائتلاف ضد داعش و نيز، پرونده‌سازي عليه ايران با محوريت معرفي ايران به‌منزله عامل تمام چالش‌هاي منطقه روي آورده‌اند. آنان چنان وانمود ‌کنند که ايران، ريشه و زمينه‌ساز چالش‌هاي منطقه است و بايد جهانيان در برابر آن قرار بگيرند.
پروژه مقصرسازي ايران براي تخريب چهره ايران و پنهان‌سازي مقصران واقعي در حالي صورت مي‌گيرد که غربي‌ها تأکيد دارند ايران با تغيير رفتار خود مي‌تواند از انزواي منطقه‌اي و جهاني خارج شود. نکته مهم آنکه غرب تلاش دارد تا خود را محور تحولات منطقه مطرح و چنان وانمود کند كه ايران بايد در مسير خواسته‌‌هاي آنان گام بردارد و مجري طرح‌هاي آنها باشد. اين ادعا در حالي مطرح مي‌شود که بررسي کارنامه کشورهاي غربي در منطقه از شکست‌ها و ناکامي‌هاي گسترده طرح‌هاي آنان حکايت دارد.
طرح به اصطلاح صلح خاورميانه بیست سال است که هيچ نتيجه‌اي نداشته و مسئله فلسطين همچنان پابرجاست، اقدامات نظامي آمريکا در منطقه از جمله در عراق و افغانستان به بهانه مبارزه با تروريسم به گسترش تروريسم منجر شده است. ائتلاف به اصطلاح مبارزه با داعش آمريکا در سوريه و عراق و... کارکردي جز کشتار مردم نداشته است، اما در نقطه مقابل، کارنامه جمهوري اسلامي در منطقه نشانگر دستاوردهاي گسترده‌اي است، چرا که از يک سو ايران بر اصل همگرايي برادرانه کشورهاي منطقه در حل چالش‌ها و مشکلات تأکيد دارد و از سوي ديگر، خود پيشگام مقابله با ريشه‌هاي بحران‌هاي منطقه، يعني رژيم صهيونيستي، تروريسم و استکبار جهاني بوده است. طرح‌هاي سازنده ايران براي حل بحران‌هاي منطقه از جمله در قبال يمن و سوريه نيز مورد تأييد جهاني است.
با اين شرايط به صراحت مي‌توان دريافت که حلّال مشکلات منطقه طرح‌ها و راهبردي جمهوري اسلامي است و از‌‌این‌رو اگر قرار باشد تغييري در افکار کشورها ايجاد شود اين امر بايد از سوي غرب صورت گيرد، نه ايران. آنان با پذيرش طرح و ابتکارهاي ايران مي‌توانند نقش مفيدي در حل بحران‌هاي منطقه داشته باشند، حال آنکه تاکنون از اجرای اين اصل خودداري کرده‌اند که زمينه‌ساز بحران‌هاي گسترده در منطقه شده است.


پرونده

استقبال ملک سلمان از توافق هسته‌ای گروه ۱+۵ با ایران
به گزارش رویترز، سلمان‌بن‌عبدالعزیز، پادشاه عربستان در سفر خود به آمریکا در کاخ سفید با باراک اوباما دیدار و گفت‌وگو کرد. بر اساس اعلام کاخ سفید، وی پس از جلسه با اوباما از توافق هسته‌ای با ایران استقبال کرده است. پیش از این پادشاه عربستان همانند مقامات شماری از کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس از توافق هسته‌ای ایران انتقاد کرده بود. طبق این گزارش در ملاقات دو طرف، باراک اوباما، سلمان را متقاعد کرده که این توافق به امنیت منطقه لطمه‌ای نخواهد زد. به گفته وزیر خارجه عربستان، سلمان پس از جلسه با اوباما به‌‌طور کلی موضع‌گیری خود را در قبال پرونده هسته‌ای ایران تغییر داده است. در همین رابطه عادل الجبیر وزیر خارجه عربستان گفت: باراک اوباما به سلمان اطمینان داده است که توافق با هدف جلوگیری ایران از دستیابی به سلاح هسته‌ای انجام گرفته است.
ساخت واحد دوم نیروگاه هسته‌ای بوشهر از سوی روس اتم
«سرگی کرینکو» رئیس شرکت «روس اتم» در همایش اقتصادی شرقی به خبرنگاران گفته است: «کار ساخت واحد دوم نیروگاه هسته‌ای بوشهر در ایران آغاز شده و در حال حاضر کارهای طراحی و هماهنگی انتخاب مکان انجام می‌شود. ما برنامه ویژه‌ای داریم و در حال حاضر تمام کارهای مقدماتی و آماده‌سازی مطابق با این برنامه انجام می‌شود و ما از روند کار و همکاری با شرکای خود راضی هستیم.» ایران و روسیه ۲۰ آبان ماه سال گذشته توافقنامه‌ای برای همکاری در عرصه انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز و نیز، قراردادی برای احداث دو واحد جدید نیروگاه هسته‌ای در بوشهر با توان یک هزار مگاوات را امضا کردند.
یادداشت کارتر برای متقاعد کردن مخالفان برجام
«اشتون کارتر» وزیر دفاع آمریکا برای متقاعد کردن مخالفان برجام گفته است: به موجب توافق هسته‌ای حاصل شده میان ایران و کشورهای ۵+۱، گزینه اقدام نظامی همچنان روی میز باقی مانده و حتی قدرت آن بیشتر نیز می‌شود. وی در یادداشت خود در یو‌اس‌ای تودی مدعی شده است که هرگونه اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران با وجود برجام موثرتر خواهد بود؛ تسهیلات هسته‌ای ایران کوچک‌تر خواهد شد و راستی‌آزمایی‌ها اطلاعات بیشتری را برای اقدام نظامی علیه ایران در اختیار آمریکا قرار می‌دهد. کارتر ضمن اشاره به اینکه برجام تمام مشکلات کشورش با ایران را حل نخواهد کرد، از سیاست نظامی آمریکا در خاورمیانه با عنوان «رو به جلو» نام برده و افزوده است: ما در حال جلوگیری از تهدیدات منطقه‌ای و حفظ وضعیت نظامی قدرتمند در خاورمیانه هستیم.
سازوکار بازرسي‌ها از پارچين عملي نيست
اولی هاینونن، معاون سابق آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مصاحبه با روزنامه صهیونیستی تایمزآو اسرائیل اظهار داشت: طرح فعلی برای بازرسی از پایگاه نظامی پارچین عملی نیست. ضمن اینکه سازوکار نظارت بر تأسیسات مشکوک با دوربین کارآمد نخواهد بود. وی همچنین تأکید کرد در توافق هسته‌ای ایران، اعتبار آژانس انرژی اتمی سنجیده می‌شود.


اقتصادى
سعید مهدوی

شاخص بی‌تفاوت به توافق
بيش از 20 ماه است كه بازار بورس اوراق بهادار كشور در وضعیت ركود به‌سر مي‌برد و شاخص اين بازار مهم همواره روند نزولي را در پیش گرفته است. شاخص بورس كه عقربه بازار سرمايه و بازارهاي مالي به شمار مي‌رود، به دلايل زيادي در دي ماه سال 92 تا پايان سال 93 روند كاملاًَ منفي را در پيش گرفت كه به لحاظ عدد و رقم حدود 28 درصد افت شاخص را به ثبت رساند، اما در ابتداي سال جاري، پس از مذاكرات سوئيس و انتشار بيانیه آن، شاخص بورس در مدار رشد قرار گرفت و با 13 درصد افزایش توانست همه بازارهای موازی را جا بگذارد و امید از دست رفته سرمایه‌گذاران را به بازار برگرداند، اما طولي نكشيد كه اين روند مثبت مجدداًَ در مسير نزولي قرار گرفت و شاخص بورس به دلايل زيادي منفي شد.
دولت يازدهم كه همه مشكلات اقتصادي را ناشي از عدم توافق هسته‌اي و وجود تحريم‌هاي يك‌جانبه را عامل اصلي دانسته و مي‌داند با چشم خود ديد كه پس از انتشار خبر توافق هسته‌ای در وین شاخص کل بورس از خود واکنش منفی نشان داد و در مدار ركود قرار گرفت، به‌طوری‌که این روزها شاهد فشار فروش در جریان معاملات نیستیم، بلکه تقاضایی در طرف مقابل وجود ندارد، به‌گونه‌ای که پس از اتمام مذاکرات، نه‌تنها روند نزولي شاخص‌هاي بورس به پايان نرسيد، بلكه بر سرعت نزول آن نیز، افزوده شد. آمار‌ها نشان مي‌دهد كه در مدت یک ماه پس از توافق از ميان كل صنايع بورس ارزش 34 صنعت كاهش يافته و فقط ارزش سهام 8 صنعت رشد یافته است و ارزش 9 صنعت نيز در اين مدت با وجود نوسان‌هايي كه داشته دستخوش تغيير نشده است.
دلایل رکود بورس
دلایل رکود بورس را می‌توان اینگونه برشمرد:
۱ـ انتظارها و تبلیغات بسیار بالایی از سوی دولتمردان برای وضع اقتصادی پس از توافق به جامعه و فعالان اقتصادی القا شده بود که در عمل اینگونه نشد و واقعیت طور دیگری بود.
۲ـ برخی دیگر از کارشناسان بی‌انضباطی و عدم تعادل در نظام پولی و مالی کشور را اصلی‌ترین دلیل رکود بورس قلمداد می‌کنند، زیرا دولت برای مهار تورم راحت‌ترین راه ممکن را انتخاب کرده و با بالا نگه‌داشتن نرخ سود بانکی، بی‌تعادلی را در بخش‌های مختلف اقتصاد به‌وجود آورده است. از طرف دیگر موجب جذب و انباشت سرمایه در بانک‌ها به جای وارد شدن در بورس شده است.
۳ـ پایگاه رسمي سازمان بورس در يك يادداشت به عواملي چون: نزول قيمت نفت، كاهش قيمت فلزات اساسي، ركود اقتصادي و گزارش عملكرد شركت‌هاي بورس پرداخته است و نقش اين عوامل را در نزول شاخص بورس پررنگ‌تر از بقيه عوامل برشمرده است.
۴ـ كاهش قيمت نفت، مس و همچنين كاهش ارزش يوان چين و اوضاع نا‌بسامان بازار سنگ‌آهن از دیگر عواملی هستند که جنبه بیرونی داشته و از محدوده نظارت و بررسی دولت خارج هستند.
هر چند كه اين بازار بايد از دخالت‌هاي دولتي مصون باشد و آزادانه در فضا و بستري مناسب به فعاليت خود ادامه دهد، اما اقدامات و تصميم‌گيري‌هاي دولت در برنامه‌هاي اقتصادي كلان مي‌تواند تأثير بسزايي در رشد يا افت آن داشته باشد. پرداخت بدهی‌ها و معوقات دولت به طلبکاران، ایجاد شفافیت در بازار که شامل شفافیت در شرکت‌های سرمایه‌گذاری (صورت‌های مالی) که اعتماد سهامداران و سرمایه‌گذاران را جلب کند و تبیین برنامه‌های اقتصادی دولت برای آینده بازار که موجب شفاف‌سازی نقشه راه پیش‌رو برای سرمایه‌گذاران می‌شود، از جمله اقداماتی است که در اختیار دولت بوده و بر بازار بورس مؤثر است.


نداى قدس

آنکتاد: غزه تا چند سال دیگر غیرقابل سکونت خواهد شد
مؤسسه تجارت و توسعه سازمان ملل در گزارش سالیانه خود هشدار داد: با ادامه روند کنونی تحولات اقتصادی در نوار غزه، این منطقه تا پیش از سال 2020 قابل سکونت نخواهد بود. به گزارش خبرگزاری قدس، در گزارش سالیانه این مؤسسه بین‌المللی آمده است: هشت سال محاصره و سه جنگ متوالی در غزه، تأسیسات زیربنایی غزه را منهدم کرده و بر توان صادراتی و تولیدی این باریکه به شدت تأثیر گذاشته است. بر اساس این‌، محاصره و جنگ‌های متوالی جایی برای بازسازی غزه باقی نگذاشته است؛ بلکه بر سرعت کاهش میانگین رشد در این منطقه افزوده است؛ به‌ویژه پس از جنگ اخیر علیه غزه، وضعیت اقتصادی این منطقه کاملاً از ‌هم‌ فروپاشیده است. گزارش آنکتاد نشان می‎دهد، 72 درصد از ساکنان غزه امنیت غذایی ندارند. همچنین، ادامه محاصره غزه اصلی‌ترین عامل افزایش میانگین بیکاری و توقف تولیدات در غزه محسوب می‎شود.
جنگ آینده با مقاومت در زیر زمین است

منابع امنیتی رژیم صهیونیستی با اعتراف به نگرانی از تونل‌های عملیاتی ـ هجومی مقاومت اعلام کردند، مقاومت در جنگ آینده با عملیات خود از طریق این تونل‌ها، صهیونیست‌ها را شگفت‌زده خواهد کرد. پایگاه صهیونیستی اسرائیل دیفنس متخصص در مسائل امنیتی و نظامی نوشت: ارتش اسرائیل[رژیم صهیونیستی] معتقد است، مقاومت اکنون تونل‌های عملیاتی ـ هجومی حفر کرده است که به عمق اسرائیل (اراضی اشغالی) می‌رسد. این منابع افزودند، از نظر مقاومت تونل‌های عملیاتی ـ هجومی بهترین ابزار برای جنگ آینده است؛ به همین دلیل در طول شبانه‌روز به حفر تونل‌ها می‌پردازد. مقاومت می‌داند که این سلاح (تونل‌های هجومی)، اسرائیل را در جنگ آتی شگفت‌زده خواهد کرد.
160 هزار یهودی آمریکایی در شهرک‌های صهیونیستی کرانه باختری

پژوهش کارشناسان و تحلیلگران دانشگاه آکسفورد انگلیس نشان داد، حدود 160 هزار یهودی آمریکایی در شهرک‌های صهیونیست‌نشین کرانه باختری زندگی می‌کنند و 15 درصد از کل جمعیت شهرک‌نشنیان صهیونیست را تشکیل می‌دهند. به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین این پژوهش به صورت ویژه مسئله یهودیان آمریکایی را که در فاصله سال‌های 1960 تا 1970 به فلسطین اشغالی مهاجرت کرده و به اعضای فعال جنبش شهرک‌سازی تبدیل شده‌اند، بررسی کرده است.
افزایش شمار کودکان اسیر فلسطینی در زندان‌های رژیم صهیونیستی

به گزارش پایگاه خبری سما، وزارت اطلاع‌رسانی فلسطین در گزارشی به ادامه تشدید اقدامات خشونت‌بار رژیم صهیونیستی علیه کودکان فلسطینی پرداخت و نوشت: براساس گزارش‌ها و آمارهای به دست آمده، شمار کودکان اسیر فلسطینی در زندان‌های رژیم صهیونیستی به 301 نفر رسیده است. در این گزارش آمده است، از میان کودکان بازداشت شده، 145 تن از آنها در شهر اشغالی قدس، 55 تن دیگر در الخلیل و 9 تن دیگر هم در نوار غزه به اسارت درآمدند. شکنجه اسرای فلسطینی و رفتارهای خشونت‌بار علیه آنان از سوی رژیم صهیونیستی، هر روز ابعاد هولناک‌تری به خود می‌گیرد. بر اساس گزارش صندوق کودکان ملل متحد (یونیسف)، رژیم صهیونیستی، تنها رژیمی است که به‌طور هدفمند و غیرقانونی کودکان را در دادگاه‌های نظامی محاکمه می‌کند و هدف مجازات ظالمانه قرار می‌دهد.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

انگليس دوباره دست به کار مي‌شود
قاسم غفوري

کوچک‌سازي کشورها و تبديل آنها به مناطق کوچک همواره از ارکان سياست‌هاي نظام سلطه و استکبار جهاني بوده است. به‌صراحت مي‌توان گفت که در قرن اخير انگليس بيشترين سابقه را در اين عرصه داشته است که تجزيه امپراتوري عثماني و ايجاد کشورهاي کوچک براساس پیمان «سايس-‌پيکو» نمونه بارز آن است.
طرحي که تمام ساختار غرب آسيا(خاورمیانه) را تغيير داد، به‌ويژه اينکه زمينه‌ساز تشکيل رژيم جعلي صهيونيستي نیز شد که با حمايت آمريکا و انگليس، بلاي جان منطقه گرديد. تجزيه اتحاد جماهير شوروي سابق و يوگسلاوي و تبديل آنها به مناطق کوچک را مي‌توان نمودهاي عصر حاضر در تجزيه و کوچک‌سازي قدرت‌هاي جهاني دانست.
کوچک‌سازي براساس منافع استعمار در سال‌هاي اخير نيز در مناطق مختلف جهان مشاهده مي‌شود که تجزيه سودان جنوبي از سودان در سال 2011 در قالب برگزاري همه‌پرسی جهت‌دار و از پيش ‌طراحي شده را مي‌توان در اين عرصه ديد. آنچه در قالب رفتاري نظام سلطه در کوچک‌سازي کشورها مشاهده مي‌شود، ايجاد مناطق بحراني و حائل با هدف جلوگيري از پيوند قدرت‌هاي بزرگ است.
براساس اين پروژه، نظام سلطه با تجزيه بخش‌هايي از کشورها و دادن به اصطلاح هويت مستقل به آنها، زمينه بحران‌هاي دائمي در مناطق مورد نظرشان را فراهم مي‌‌آورد تا مانع از آن شود که قدرتي، هم‌رديف قدرت آنها ايجاد شود. به عبارتي، آنها از سياست ايجاد مديريت و هدايت بحران در چارچوب اهداف خود بهره مي‌گيرند که نتيجه آن نيز استمرار بحران در بسياري از مناطق جهان است. آنچه امروز در غرب آسيا مشاهده مي‌شود، نوعي تکرار تاريخ را در ذهن تداعی مي‌‌کند که برگرفته از اقدامات انگليسي‌ها در تجزيه مناطق راهبردی جهان است.
انگليس زماني که هند را آشکارا مستعمره خود ساخته بود، حفظ اين منطقه را اصل اساسي خود مي‌دانست و از هر ابزاري براي اين امر بهره مي‌گرفت. راهکار انگليسي‌ها در اين عرصه، تجزيه افغانستان از ايران بود تا از آن به‌منزله منطقه‌اي راهبردی براي مقابله با چشم داشت دیگر کشورها به هند بهره گيرد. انگليس هنگام خروج اجباري از هند اين طرح را دوباره تکرار کرد و تجزيه پاکستان را از هند رقم زد که در مرحله نخست، منطقه بنگلادش در قلمرو پاکستان بود، اما پس از مدتي اين منطقه نيز جدا و کشور بنگلادش ايجاد شد. نکته قابل‌توجه آنکه، انگليس با ايجاد منطقه کشمير ميان هند و پاکستان، اختلاف‌افکني ميان دو کشور را اجرايي کرد.
آنچه در تحولات کل منطقه مشهود است آنست‌که، استعمارگران غربي براي جلوگيري از اتحاد ميان سه قدرت بزرگ شرقي، يعني ايران، چين و هند ايجاد مناطق حائل با بحران‌هاي گسترده را رقم زدند، به‌گونه‌اي‌که از يک‌سو اين سه قدرت با چالش منطقه‌اي مواجه باشند و از سوي ديگر، مناطق حائل ايجاد شده نيز به قدرت مبدل نشوند و همواره نیز باعث چالش دولت‌های‌شان باشند. ايجاد کشورهايي به نام افغانستان، پاکستان، بنگلادش و منطقه‌ای بحراني مانند کشمير را مي‌توان در اين چارچوب ارزيابي کرد.
البته، اين سياست بعدها ابعاد گسترده‌تري یافت و با تجزيه اتحاد جماهير شوروي که مي‌توانست در حوزه اقتصادي و سياسي در ائتلاف شرق قرار گيرد، گسترش پیدا کرد، به‌گونه‌اي‌که با ايجاد کشورهاي جديد و دخالت غرب در آنها مانع از نزديکي و پيوند مرزي ميان قدرت‌هاي منطقه، يعني ايران، هند، چين و روسيه شد.
نکته قابل‌توجه آنکه از زماني که اين کشورها با کشورهاي کوچک‌تر منطقه غرب براي احياي جاده ابريشم به‌منزله خط ارتباطي اقتصادي و سياسي ميان شرقي‌ها گام برداشتند، غرب، تروريسم را در کل منطقه گسترش داده و از القاعده، طالبان و دیگر گروه‌هاي تروريستي نظير داعش براي برهم‌زدن اين پيوند استفاده کرده‌ است.
به عبارتي، مي‌توان گفت تروريسم جاري در منطقه شبه ‌قاره و آسياي مرکزي و قفقاز که تا دامنه چين نيز گسترش يافته، طراحي غرب براي مقابله با پيوند منطقه از جمله ممانعت در احياي جاده ابريشم است تا از ايجاد قدرت اقتصادي در برابر غرب جلوگيري کنند.
اين معادله را در تحولات کنوني غرب آسيا نيز مي‌توان مشاهده کرد. بيداري اسلامي و نيز، قدرت گرفتن مقاومت منطقه تحت حمايت‌هاي ملت‌ها به تهديدي بزرگ براي سلطه‌گري غرب در منطقه مبدل شد، به‌گونه‌اي‌که حتي بسياري از ناظران سياسي، خروج آمريکا از منطقه را امري محتمل دانستند. در اين ميان غرب که از يک سو منافع خود را در منطقه از دست رفته مي‌ديد و از سوي ديگر رژيم صهيونيستي اين فرزند نامشروع خود را در آستانه نابودي يافته، پروژه بحران‌سازي در منطقه را رقم زد.
غرب و صهيونيست‌ها که شکست در جنگ‌هاي لبنان و غزه و نيز، ناکامي در افغانستان و عراق و ليبي را تجربه کرده بودند، پياده‌نظام جديدي به نام تروريسم را راهي منطقه کردند که داعش، النصره و... از محورهاي آن بودند. هدف غرب، منحرف‌سازي بيداري اسلامي از مسير مقاومت و نيز، تضعيف قواي مقاومت بود که محور آن را نيز لبنان، سوريه و عراق تشکيل مي‌داد.
غرب به دنبال گرفتارسازي ارکان مقاومت، يعني جمهوري اسلامي ايران، عراق، سوريه، فلسطين و لبنان در بحران‌هاي منطقه بوده است تا در نهايت با تروريست‌ها از صحنه حذف، يا تعديل شود.
برخلاف تصور غرب، مقاومت در مبارزه با تروريسم (پياده‌‌نظام غرب) موفقيت‌هاي گسترده‌اي داشته است، در حالي که حمايت غرب از تروريسم بر جهانيان آشکار و به رسوايي براي آنان مبدل شد. پروژه‌اي که غرب براي فرار از اين بحران در پيش گرفته، تکرار سناريوهاي استعماري انگليس در شبه قاره است؛ يعني تجزيه کشورها در قالب‌هاي ديني و اجتماعي، به‌گونه‌اي‌که مرزي حائل ميان قدرت‌هاي منطقه تشکیل و حوزه امنيتي براي منافع استعماري آن ايجاد شود.
بر اين اساس، سناريوهاي احتمالي غرب در غرب آسيا را مي‌توان در کوچک‌سازي کشورهاي منطقه براساس شاخص‌هاي ديني و قومي دانست. آنچه غرب مبني بر ايجاد منطقه حائل در مرزهاي سوريه، اردن، لبنان و... براي به اصطلاح مقابله با تروريسم مطرح مي‌‌کند، در اصل ايجاد مناطق حائل در ميان ارکان مقاومت براي گسست پيوند آنها و تحقق اهداف استعماري و سلطه‌گرايانه غرب در منطقه است.
آمريکايي‌ها تأکيد دارند که عراق، راهکاري جز تجزيه ندارد. تقسيم عراق به سه منطقه کرد، سني و شيعه‌نشين و يا تجزيه‌ بخش‌هايي از سوريه و عراق با محوريت مناطقي نظير ديرالزور، حسكه، رقه، موصل، الانبار، الرمادي و... با ادعاي تشکيل کشور سني، تجزيه مناطقي در مرزهاي اردن و سوريه با محوريت منطقه درعا، تجزيه مرزهاي سوريه با لبنان و اراضي اشغالي با محوريت قلمون، قنيطره، جولان را مي‌توان در اين چارچوب دانست.
غرب با ايجاد مناطق جديد براساس اصول قومي و ديني، عملاً مناطقي حائل را در ميان ارکان مقاومت (ايران، عراق، سوريه، لبنان و فلسطين) ايجاد مي‌کند تا از يک سو موقعيت خود را براساس «سايس-پيکو»ی اقتصادي (به بهانه بازسازي ويرانه‌هاي منطقه) حفظ کند و از سوي ديگر امنيت رژيم صهيونيستي تأمين شود، چنانکه سران غرب تأکيد دارند تمام تحرکات آنان براي امنيت اين رژيم است و بحران‌هاي منطقه را نيز پروژه‌اي بلندمدت مطرح کرده‌اند که مي‌تواند امنيت اين رژيم را محقق سازد.
در جمع‌بندي کلي از آنچه ذکر شد، مي‌توان گفت، آنچه اکنون در غرب آسيا در جريان است، احياي دوباره تجربه طراحي انگليس در شبه قاره، مبني بر کوچک‌سازي کشورها و استفاده از آنان براي ايجاد منطقه حائل در ميان آنچه تهديد منافع غرب ناميده مي‌شود، است. منطقه حائل اعلامي از سوي غرب در قبال سوريه، نه صرفاً براي اين کشور، بلکه براي نابودي کل منطقه طراحي شده که بيداري سراسری براي مقابله با آن ضروري است. غرب اکنون با يک چالش مواجه است و آن، ايستادگي و اقتدار مقاومت است که ناکامي طرح‌هاي آن را در ايجاد مناطق حائل رقم زده، در حالي که غرب با ادعاي رويکرد به راهکار سياسي در منطقه و آوردن مقاومت به عرصه سياسي‌کاري براي به اصطلاح پايان بحران در منطقه، سعي در انحراف آن از اهداف اصلي غرب، يعني تجزيه منطقه دارد.


ليبي كشوري رها شده در ميانه هرج‌ومرج
رضا اشرفي

ليبي از جمله كشورهايي است كه در شمال آفريقا درگير انقلاب شد و پس از تونس و مصر به سمت تغيير رفت؛ تغييري كه مردمش خواهان كنار رفتن سايه چند دهه‌اي ديكتاتوري و بروز و ظهور آزادي بودند، اما با گذشت مدت كوتاهي، تمام آرزوهای‌شان بر باد رفت. تفاوت اصلي انقلاب در ليبي كه بعدها با شورش و خشونت همراه شد،‌ اين بود كه پاي ناتو به آن كشيده شد. ناتو برخلاف قطعنامه 1973 كه قرار بود تنها در عمليات پرواز ممنوع شركت كند،‌ به طور مستقيم به حملات مكرر عليه معمر قذافي و نيروهايش پرداخت. پس از ‌اين رخدادها و كشته شدن ديكتاتور سابق، ليبي به سمتي گام نهاد كه حاصل آن تنها هرج‌ومرجي بود كه امروز با آن دست و پنجه نرم می‌کند و زمينه‌هاي لازم را براي تروريست‌ها از يك سو و دخالت‌هاي خارجي از سوي ديگر، فراهم كرده است.
در ميان گروه‌هاي تروريستي شكل گرفته در منطقه كه طي سال‌هاي گذشته ‌ايجاد شده، داعش در خشونت و كشتار، گوي سبقت را از همه ربوده است و حوزه فعاليت خود را در گستره وسيعي تعريف كرده است كه ليبي نيز يكي از آنها است. با توجه به‌ اينكه داعش در منطقه از سوي برخي سياست‌ها و دولت‌ها حمايت مي‌شود، رقابتي را از سوي آنها در ليبي ‌ايجاد كرده است كه در برخي موارد با تلاقي منافع متفاوت روبه‌رو مي‌شود.
اما مسئله مهم ‌اين است كه چنين فضاي هرج‌ومرجي سبب شده است كه ديگر كشورها به‌راحتي در امور داخلي آن مداخله كنند. در حال حاضر ارتش ليبي به ميزان توان خود به جنگ با داعش مي‌پردازد و حتي موفق شده است مركز شهر بنغازي را از ‌اين گروه تروريستي خشن باز پس بگيرد. به هر حال بنغازي يكي از مهم‌ترين شهرهايي بود كه انقلاب عليه حكومت معمر قذافي را طراحي و پيگيري كرد.
بحث حضور تروريست‌ها در حالي در ليبي پر رنگ است كه مردم ‌اين كشور نيز به دلايل مختلف، از جمله اقتصادي و معيشتي با مشكلات زيادي روبه‌رو بوده و در برخي موارد دست به تظاهرات مي‌زنند. مجموعه ‌اين مسائل سبب مي‌شود كه ‌اين كشور با بحران‌هاي زيادي مواجه شود كه در برخي موارد‌ اين بحران به ديگر كشورها و حتي اروپا نيز، سرايت مي‌كند. آنچه اين روزها به‌منزله بحران پناه‌جويان در اروپا از آن، ياد مي‌شود و حتي نوع برخورد دولت‌هاي اروپايي نسبت به پناه‌جويان که بسيار مورد انتقاد قرار گرفته است،‌ بخشي از آن محصول شرايط ليبي و موقعيتي است كه سواحل ‌اين كشور براي انتقال پناه‌جويان به سمت اروپا و ديگر مناطق دارد. بنابراين مي‌توان گفت، شرايطي را كه حمله ناتو به ليبي ‌ايجاد كرد نه‌تنها دامن آنها را گرفته است، بلكه به بحران داخلي و منطقه‌اي در حوزه شمال آفريقا و خاورميانه تبديل شده است.
رخدادهاي شكل‌گرفته در ليبي سبب شده است كه اتحاديه عرب با هدايت و حمايت اصلي سه كشور عربستان سعودي، مصر و امارات متحده عربي (كه علاقه‌مند هستند اتحاد مثلثي را ‌ايجاد كنند تا به عقيده خود از بحران مصون بمانند) به دنبال برنامه‌ريزي براي حمله به ليبي باشند. البته، دلايلي كه ‌اين گروه براي حمله به ليبي مي‌آورند به منظور حمايت از دولت فعلي و مبارزه با داعش است؛ داعشي كه از آن در كشورهايي همچون عراق و سوريه حمايت مي‌كنند! همزمان دولت كنوني ليبي نيز از ‌اين كشورها خواسته است كه براي سركوب داعش به ارتش ليبي كمك كنند.‌ اين دولت همچنين از دولت‌هاي غربي، به‌ويژه آمريكا، انگليس و فرانسه نيز تقاضاي كمك كرده است. در چنين اوضاعی، كشورهاي غربي از جمله دولت فرانسه از تمايل اتحاديه عرب به ليبي براي جنگ با داعش حمايت كرده است.
بر اساس روندها و رقابت‌هاي گذشته در بين كشورهاي منطقه نه‌تنها يكدستي در اتحاديه عرب وجود ندارد، بلكه در ميان كشورهاي منطقه انشقاق رويكردي ‌ايجاد شده است. در مقابل، مجموعه كشورهاي حاضر در اتحاديه عرب كه خواهان دخالت مستقيم در ليبي هستند، برخي نیز ساز مخالف مي‌زنند و همچون قطر از داعش در ليبي حمايت مي‌كنند. همزمان تركيه نيز در حمايت از داعش در ليبي در كنار قطر قرار مي‌گيرد.‌ اين در حالي است كه عربستان سعودي موافق حمايت داعش در عراق و سوريه است. ‌اين مسئله سبب شده است رقابتي شديد بين ‌اين كشورها و دولت‌ها‌ ايجاد شود؛ موضوعي كه طي سال‌هاي گذشته بحران‌هاي شديدي را در حوزه غرب آسيا و شمال آفريقا‌ ايجاد كرده است. حاصل ‌اين تحولات و بحران، حكايت از آن دارد كه اعراب با وجود داشتن اتحاديه، در بين خود دچار بحران هويتي شده و از سويی در حمله به يمن، عليه دولت سابق و انقلابی این کشور مي‌جنگند،‌ در حالي كه در انقلاب اول يمن، به‌شدت از دولت علي عبدالله صالح حمايت مي‌كردند و از سويي ديگر، در سوريه از تروریست‌های داعشی و النصره و... پشتيباني كرده و عليه دولت قانونی این کشور اقدام مي‌كنند. ليبي نيز از زاويه‌اي ديگر نشان‌دهنده ‌اين شكاف عربي ـ عربي و بحران هويتي شده است كه بيش از همه، برآمده از منافع تعريف شده آمريكا و رژيم صهيونيستي است كه مجري اصلي آن هم سعودي‌ها هستند.
رويكردهاي متناقضی كه كشورهاي بسياري از جمله ليبي را گرفتار فاجعه و بحران و حتي تجزيه کرده است.


از نگاه دیگران

ما را شورای ملی مشغول کرده و آنان را شهرک‌سازی!
کدام یک مهم‌ترند؛ رهبری تاریخی، یا سرزمین فلسطین؟ کدام یک با ارزش‌ترند؛ ریاست و وزارت، یا فلسطین؟ کدام یک برترند؛ مناصب و پست‌ها و امتیازات و القاب، یا مردم فلسطین؟ آیا ملی‌گرایی چسبیدن به اشخاص و اسامی‌ است، یا تمسک به حقوق فلسطین و نهادینه‌سازی نظام سیاسی فلسطین به شکل صحیح؟ آیا باید از رهبران و سازمان‌ها دفاع کنیم، یا وظیفه ما دفاع از کلیت میهن است؟
من این پرسش‌ها را خطاب به کسانی که غیرتی نسبت به میهن در رگ‌های‌شان وجود دارد، مطرح می‌کنم. کسانی که می‌بینند همه سیاستمداران عمدتاً مشغول نشست شورای ملی هستند و آنچه را که صهیونیست‌ها از آدم‌کشی و ساخت‌وساز به آن مبادرت می‌ورزند، نادیده می‌گیرند.
شاید معتقد باشند که ساماندهی وضع داخلی به‌منزله گام اول رویارویی با صهیونیست‌ها ضرورت بسیار دارد. در پاسخ باید گفت که این سخنان وجاهت بسیار زیادی دارد، اما مشروط به آنکه، شورای ملی نشست خود را در جایی برگزار می‌کرد که همه اعضا می‌توانستند در آن حضور یابند، اما این جلسه که با حضور برخی از اعضا و نه همه آنان برگزار می‌شود و طی آن تصمیم‌های مهم و تأثیرگذاری بر روند سیاسی کلان اتخاذ نمی‌شود، تنها به دنبال تغییر برخی از اعضای کمیته اجرایی است، نه موضوع دیگری.
متأسفانه فلسطینی‌ها به مسائل فرعی و بی‌اهمیت مشغول شده و از مسائل بزرگی که رژیم اشغالگر درصدد انجام آنها است، غافل شده‌اند. در این میان، به چند نمونه از ساخت‌وسازهای صهیونیست‌ها تنها در یک هفته اشاره می‌شود.
- نیروهای صهیونیست با هدف جدا کردن جنوب کرانه باختری از شمال آن، اقدام به جابه‌جایی اجباری تعدادی از تأسیسات متعلق به بدوی‌های جاهلیت در چهار تجمع کردند.
- شرکت «نوغی اسرائیل» یک پروژه مسکونی در محله رمات در شهرک لبعات زئیف ایجاد کرد که ساخت 370 واحد مسکونی را در دستور کار دارد. شركت «يورو اسرائيل» اجراي سه پروژه در قدس اشغالي را آغاز كرده است. شهرداري قدس وابسته به رژيم اشغالگر، كار ساخت يك پارك را در مساحت هزاروسيصد دونم آغاز كرد.
- رژيم اشغالگر يك مركز زراعي در اراضي بيت عور الفوقا، غرب شهر رام‌الله را تخريب كرد. وزارت امنيت رژيم صهيونيستي كار تكميل بخشي جديد از ديوار حائل در منطقه بيت جالا را آغاز كرد.
- بلدوزرهاي صهيونيست‌ها در شهر بيت جالا درختان زيتون را ريشه‌كن و اراضي فلسطيني را خاك‌برداري كردند، در حالی که اين اراضي در ملكيت 100 خانواده فلسطيني قرار داشت. همچنین نيروهاي صهيونيست 18 مركز مسكوني و زراعي را در منطقه الاغوار واقع در شرق كرانه باختري تخريب كردند.-نيروهاي صهيونيست، منازل و تأسيسات زراعي در شهر طوباس شمال كرانه باختري را از بین بروند.
همان‌گونه كه گفته شد، اينها اقداماتي بود كه تنها به مدت يك هفته صهيونيست‌ها انجام دادند، اما در همين حال شوراي ملي اسامي اعضاي جديد كميته اجرايي را منتشر خواهد كرد، ولي اين اسامي نام‌هاي بدون وطن هستند و شهرك‌نشينان در حال تقويت سيطره خود بر وطن ما، يعني فلسطين.
رهبري جديد ما اركستر آزادي خواهد نواخت، عهد همان عهد است و قسم همان قسم، ما هرگز از معيارهاي ثابت ميهن دست نخواهيم كشيد و اين، انقلابي تا پيروزي خواهد بود. اين در حالي است كه صهيونيست‌ها به چپاول سرزمين ما و اجرايي كردن دكترين اشغال ادامه خواهند داد. هر دو طرف رود اردن.
منبع: دیار النقب
نويسنده: فایز ابوشمالی
مترجم: سحر دولتيان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا681

کری: زیر توافق بزنیم، ایران به سلاح دست می‌یابد!
خبرگزاری فارس: جان كري، وزیر امور خارجه آمریکا نسبت به پیامدهای رد توافق هسته‌ای با ایران در کنگره این کشور هشدار داد و مدعی شد در آن صورت ایران به بمب هسته‌ای دست می‌یابد. کری که در برنامه «مورنینگ جو» شبکه «ام‌اس‌ان‌بی‌سی» صحبت می‌کرد، در این باره گفت: «اگر ما از این توافق کنار برویم، نگرانی‌های ایران را تأیید کرده‌ایم و در آن صورت آنها به هر نحو که شده، به سلاح (هسته‌ای) دست پیدا می‌کنند.
دیک چنی: توافق با ایران «فاجعه اجباری» بود
باشگاه خبرنگاران: «دیک چنی» معاون «جرج بوش» رئیس‌جمهور سابق آمریکا، توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 (آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین به‌علاوه آلمان) را یک «فاجعه اجباری» خواند که هرگز فراموش نخواهد شد و آن را خیانت به هم‌پیمانان آمریکا در خاورمیانه خواند. وی از انگیزه اوباما درباره توافق با ایران گفت: نمی‌توانم انگیزه‌ای غیر از اینکه اوباما فکر می‌کرده این توافق میراث بزرگی برای ریاست‌جمهوری‌ وی خواهد بود، توصیف کنم. من فکر می‌کنم این توافق یک فاجعه اجباری بوده است. او نمی‌تواند از این مسئله فرار کند و مجبور است که راهی را برای مقصر شناختن دیگر پیدا کند.
توهمات نامزد انتخابات آمريكا
خبرگزاری تسنيم: نامزد انتخابات ریاست جمهوری آتی آمریکا در جمع یهودیان یک ایالت این کشور مدعی حمله به تأسیسات هسته‌‌ای ایران در صورت عدم تسلیم جمهوری اسلامی شد. «ریک سنتروم» سناتور اسبق آمریکا و نامزد انتخابات ریاست جمهوری آینده این کشور متعهد شد که اگر ایران از نابود ساختن برنامه هسته‌ای‌اش سرپیچی کند، در صورت انتخاب شدن به سمت ریاست جمهوری آمریکا دستور حمله نظامی علیه این کشور را صادر خواهد کرد. سنتروم گفت: «آنها (ایران) نباید شک کنند که اگر ریک سنتروم رئیس‌جمهور شود، تأسیسات هسته‌ای این کشور نابود خواهد شد، مگر اینکه تسلیم شوند.»
نیکلاس برنز: توافق هسته‌ای باید بخشی از راهبرد رویارویی با ایران باشد
خبرگزاری مهر: نیکلاس برنز دیپلمات سابق آمریکا، با بیان اینکه اوباما آرای لازم را برای اجرای توافق هسته‌ای دارد، نوشته است که این توافق باید بخشی از یک راهبرد بلندمدت در برابر ایران باشد. وی با بیان اینکه نقطه ضعف توافق این است که ایران پس از 15 سال از تمام محدودیت‌های هسته‌ای رها می‌شود، نوشته است که میزان موفقیت توافق به اراده ایالات متحده برای مهار ایران بستگی دارد. «آقای اوباما باید بر نکته‌ای که در بحث درباره ایران از آن غفلت شده، تأکید کند: راهبرد جامع ایالات متحده برای مهار حمایت ایران از تروریسم و جلوگیری از تبدیل این کشور به یک قدرت هسته‌ای.»
واشنگتن: تحریم‌های ایران با اجرای توافق کم نمی‌شوند
خبرگزاری ايرنا: سخنگوی وزارت خارجه آمریکا می‌گوید که شدت تحریم‌های ایران در روز اول پس از اجرای توافق هسته‌ای، کم نمی‌شود و پیش از هرگونه تخفیفی در تحریم‌ها، ایران باید تعهداتش را کاملاًً انجام دهد. «مارک تونر» معاون سخنگوی وزارت خارجه آمریکا درباره آینده تحریم‌های ایران و اقدامات احتمالی جمهوریخواهان برای خراب کردن توافق هسته‌ای، سخن گفت. وی اظهار داشت: «وارد جزئیات مربوط به فرضیات نمی‌شوم ... چیزی که الآن وجود دارد این است که تحریم‌ها به محض اجرایی شدن توافق، کم نمی‌شوند و ایران باید تعهداتی را پیش از هرگونه تخفیف تحریمی، انجام دهد.»
تصورات آمريكا در باب تغيير رفتار منطقه‌اي ايران
خبرگزاری فارس: یک مقام آمریکایی که نخواست نامش فاش شود تأکید کرد که دولت ایالات متحده درصدد فشار به ایران برای تغییر مواضع منطقه‌ای خود و توقف کمک به حزب‌الله و حماس است. «المانیتور» در مطلبی با عنوان «خاورمیانه به یک طرح 10 ساله که شامل فشار بر ایران و توسعه روابط آمریکا با کشورهای سنی است، نیاز دارد»، از یک مقام آمریکایی در وزارت خارجه این کشور نقل کرده که واشنگتن درصدد فشار بر تهران برای تغییر موضع در قبال حزب‌الله و حماس است. یک مقام ارشد وزارت خارجه که یکی از طراحان و برنامه‌ریزان در سیاست خاورمیانه این وزارتخانه است، به شرطی که نامش فاش نشود، گفت که دولت آمریکا درنظر دارد از توافق ایران برای استفاده در ابتکارها و طرح‌های سیاست‌گذاری در موضوعات منطقه استفاده کند.
مونیز: آمریکا به راستی‌آزمایی تعهدات ایران کمک می‌کند
باشگاه خبرنگاران: مونيز، وزیر انرژی آمریکا می‌گوید: «تخصص فنی» نهاد تحت امر او می‌تواند در فرایند راستی‌آزمایی از تعهدات ایران در سند پایانی مذاکرات هسته‌ای مؤثر واقع شود. وزیر انرژی آمریکا در ایالت «کلرادو» آمریکا گفت: وزارت تحت امر او، از تخصص فنی گسترده‌ای برخوردار است که می‌تواند در فرایند راستی‌آزمایی از پایبندی ایران به تعهداتش ذیل «برجام» یاری‌رسان باشد. او در این اظهارات در دانشکده حقوق دانشگاه «کلرادو» همچنین مدعی شد توافق هسته‌ای که واشنگتن یکی از طرف‌های امضاکننده آن است بر دانش وزارت انرژی آن کشور استوار شده است.


هویت 422

انگلیس: زندانیان در قفس
گزارش حقوق بشر درباره امور زندانیان در انگلیس نشان می‌دهد زندگی روزانه زندانیان خطرناک انگلیسی، به دلیل شرایط حبس پر از رنج و سختی است. زندانیان در واحدهای کوچکی که به «زندان درون زندان» مشهور است، در وضعی غیرانسانی محبوس هستند. زندانیان انگلیسی با شروع دوره محکومیت به مدت چندین سال در محدودترین شرایط با کمترین ارتباطات انسانی، نگهداری می‌شوند. در این گزارش آمده است: در بیشتر این واحدها، فعالیت‌های بسیار اندکی برای زندانیان در نظر گرفته می‌شود تا زندانیان را ساکن نگه دارند. همچنین آمده است: یک‌سوم مردان زندانی در این مرکز را سیاهان و اقلیت‌ها تشکیل می‌دهند. این گزارش می‌افزاید: مرکز نگهداری زندانیان در انگلیس مانند «قفسی تیره و تار» است. در سلول‌هایی که زندانیان در آن نگهداری می‌شوند، هیچ نور خورشیدی وجود ندارد.
آلمان: همكاري با آمريكا عليه شهروندان
در حالي همكاري آلمان با آمريكا در جاسوسي از شهروندان و مقامات كشورهاي اروپايي اعتراض‌هاي بسياري به همراه داشته که منابع خبري اعلام كردند آژانس امنیت ملی آمریکا نرم‌افزار جاسوسی در اختیار آلمان قرار داده است كه از سوی دو دولت برای نظارت و بازرسی شهروندان استفاده می‌شود. این نرم‌افزار این قابلیت را دارد که استفاده‌کنندگان از آن شهروندان عادی را هدف قرار ندهند، اما آنها این کار را انجام نمی‌دهند.
در آوریل 2013 طبق اسناد افشا شده، آژانس امنیت داخلی آلمان (BND) موافقت کرد که در ازای نرم‌افزار جاسوسی مؤثر به نام ایکس‌کی‌اسکور (Xkeyscore) برای ان‌اس‌ای اطلاعات فراهم کند. ادوارد اسنودن، افشاگر دیگر آژانس امنیت ملی آمریکا در سال 2013 اسنادی را فاش کرد که جزئیات جمع‌آوری داده‌های اطلاعات آمریکا در اروپا و بسیاری دیگر از اهداف در سراسر جهان را نشان می‌داد.
آمریکا: ۹۵ درصد از دادستان‌های آمریکا سفیدپوست هستند
وضع بحراني سياه‌پوستان هر روز ابعاد گسترده‌تري مي‌گیرد، چنانكه یک پایگاه آمریکایی در گزارشی درباره تبعیض‌نژادی در این کشور آمده است: مشکل ساختاری در حکم‌های صادره علیه سیاه‌پوستان آن است که ۹۵ درصد از دادستان‌ها سفیدپوست هستند. در گزارش «دیلی‌بیست» با عنوان 95 درصد از دادستان‌های آمریکا سفیدپوستند و آنها با سیاهان بدتر رفتار می‌کنند، ذکر شده است: «مردان سیاه‌پوست65 درصد بیشتر از متوسط متهمان مشمول مجازات‌های اجبارآمیز حداقلی می‌شوند.»، همچنین: «انتظار می‌رود از هر سه مرد سیاه‌پوست در آمریکا یک نفر در زندگی خود زندانی شود. سیاهان شش درصد جمعیت آمریکا را تشکیل می‌دهند، اما 35 درصد کل مجازات زندان از آن آنها است.» دیلی‌بیست در ادامه گزارش افزود: «به طور متوسط 88 درصد از نیروهای پلیس محلی سفیدپوست هستند. در کل نظام قضایی در امور جرم و جنایت به طور مکرر با سفیدپوستان برخورد تبعیض‌آمیزی در قبال سیاهان صورت می‌گیرد، چرا که 95 درصد از دادستان‌ها سفیدپوست هستند.»


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح‌صادق وضعیت اسفناک پناه‌جویان در غرب را بررسی می‌کند
نسل‌کشی پشت دروازه‌های اروپا
علی تتماج

کشورهای اروپایی در طی هفته‌های اخیر با مسئله‌ای به نام سیل گسترده آنچه مهاجران غیرقانونی! می‌نامند، مواجه است. چنانکه در اخبار و گزارش‌ها آمده میلیون‌ها نفر از هر طریق و راهی که می‌توانند از دریا و راه‌آهن گرفته تا پای پیاده خود را به مرزهای اروپا رسانده‌اند. اوضاع به‌گونه‌ای شده که سران اروپا را به برگزاری نشست‌های متعدد و سازمان‌های بین‌المللی را به ابراز هشدار درباره پیامدهای استمرار وضع موجود سوق داده است. بر اساس آمار تاکنون هزاران نفر در مدیترانه غرق شده و یا اسیر قاچاقچیان انسان و سارقان اعضای بدن شده‌اند و یا از فرط گرسنگی و بیماری پشت دروازه‌های کشورهای اروپایی جان داده‌اند. نمونه عینی این فاجعه انسانی، مرگ 70 پناه‌جو در کامیونی در اتریش بوده که تنها بخش کوچکی از فاجعه انسانی است که جان میلیون‌ها پناه‌جو را تهدید می‌کند. بخش عمده‌ای از این قربانیان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند. حال این سوال پیش می‌آید که این سیل مهاجران از کجا آمده است؟ ملیت آنان چیست؟چگونه به ورطه آوارگی گرفتار آمده‌اند؟ قوانین بین‌المللی درباره آنان چه می‌گوید؟ نوع رفتار کشورهای غربی مدعی حقوق‌بشر در قبال آنان چگونه بوده است؟ راهکار پایان این وضعیت چیست؟

ریشه مهاجرت چیست؟
کشورهای غربی در ادبیات گفتاری خود تلاش دارند از واژه مهاجران غیرقانونی درباره گرفتاران پشت مرزهای اروپا استفاده کنند و چنان مطرح می‌کنند که این افراد، کسانی هستند که به دست قاچاقچیان انسان به اروپا آورده شده‌اند. برای پی بردن به ماهیت واقعی این افراد و درک صحت یا نادرستی گفتمان غربی‌ها، می‌توان قوانین بین‌المللی را ارزیابی کرد.
بر اساس تعاریف نهادهای حقوقی از جمله کنوانسیون پناهندگان مصوب 1951 سازمان ملل درباره پناهنده و مهاجر چنین آمده است: «مهاجر اقتصادی در جست‌وجوی یک زندگی بهتر به طور داوطلبانه کشورش را ترک می‌کند و چنانکه تصمیم به مراجعت بگیرد از ادامه حمایت کشورش برخوردار می‌شود. حال آنکه پناهندگان و پناه‌جویان به علت تهدید به آزار و اذیت و شکنجه و جنگ و ناامنی فرار کرده و نمی‌توانند در شرایطی که وضعیت زمان ترک کشورشان هنوز برقرار است، با سلامت و امنیت به کشورشان بازگردند.»
با این تعریف به‌خوبی می‌توان دریافت واژه مهاجر یا مهاجران غیرقانونی درباره افرادی که این روزها پشت دروازه‌های اروپا گرفتار آمده‌اند، ادبیاتی نادرست است و در اصل این افراد پناهنده و آواره هستند که قوانین بین‌المللی حقوق و تکالیف آنها را مشخص کرده‌اند که مهم‌ترین آن، این است که کشورهای جهان، به‌ویژه امضاکنندگان این کنوانسیون که شامل تمام کشورهای بزرگ اروپایی نیز می‌شود، موظف به پذیرش این افراد هستند. بر این اساس واژه‌ای به نام مهاجران غیرقانونی در قبال این افراد صادق نیست و باید از واژه پناهندگان یا پناه‌جویان درباره آنان استفاده شود.

ملیت و چرایی پناهنده‌شدن
بررسی آماری نشان می‌دهد که پناه‌جویان مذکور بیشتر از کشورهای غرب آسیا و آفریقا هستند که بخش عمده‌ای از آنان از یمن، عراق، سوریه، افغانستان، لیبی، نیجریه و... هستند. زمینه پناهندگی آنان نیز نه رفاه اقتصادی و زندگی بهتر، بلکه فرار از جنگ و ناامنی است. تروریسم جاری در غرب آسیا و آفریقا زمینه‌ساز ویرانی کشورها و آواره شدن میلیون‌ها نفر شده است، در حالی که میلیون‌ها نفر نیز در اثر این جنگ‌ها جان خود را از دست داده‌اند. بر این اساس بخش عمده‌ای از پناه‌جویان را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند که به گفته سازمان ملل بسیاری از آنان در معرض بیماری و مرگ بر اثر گرسنگی و وضع نامناسب بهداشتی قرار دارند.

ظلم‌های اروپا به پناه‌جویان
این روزها کشورهای اروپایی و البته آمریکا، در حالی در فضای رسانه‌ای خود را حامی بشریت و به گفته خودشان مهاجران غیرقانونی! معرفی می‌کنند که رفتار این کشورها نشانگر زنجیره ظلم‌ها و ستم‌هایی است که به این افراد روا داشته‌اند که در چند حوزه قابل بررسی است.
الف) ایجاد جنگ و زمینه آوارگی
واقعیت امر آن است که پناهندگانی که این روزها راهی غرب شده‌اند، آوارگان از جنگ‌ها و ناآرامی‌های غرب آسیا و آفریقا هستند. کشورهایی مانند سوریه، عراق، افغانستان، یمن، لیبی، نیجریه و... که یا بر اثر لشکرکشی نظامی کشورهای غربی ویران و مردمان‌شان آواره شده‌اند، یا گرفتار تروریسمی هستند که غرب آنها را ایجاد کرده است. هیچ‌کس نمی‌تواند انکار کند که گروه‌های تروریستی نظیر داعش، القاعده، النصره، بوکوحرام و... به‌صورت خودجوش ایجاد شده‌اند. به اذعان خود مقامات غربی و نیز اسنادی چون ویکی‌لیکس و اسنودن، کشورهای غربی برای منافع خود این گروه‌ها را ایجاد کردند و متحدان خود را به حمایت از آنان واداشتند. بر این اساس منفعت‌طلبی و سلطه‌گری غرب را می‌توان ریشه اصلی آوارگی میلیون‌ها نفر دانست که امروز بخشی از آنان پشت دیوارهای اروپا در بدترین وضعیت به‌سر می‌برند. سازمان ملل آمار 50 میلیون نفر را برای آوارگان از جنگ اعلام داشته است.

ب) عدم اجرای تعهدات در اردوگاه‌های پناهندگان
بعد دیگر ظلم غرب به پناهندگان عدم اجرای تعهد این کشورها به حمایت از اردوگاه‌های پناهندگان از جنگ است. میلیون‌ها آواره سوری و عراقی در کمپ‌های سازمان ملل در ترکیه، اردن، لبنان و... به‌سر می‌برند. آمارهای سازمان ملل نشان می‌دهد که عدم تعهد قدرت‌های بزرگ، به‌ویژه کشورهای غربی به تأمین بودجه و نیازهای نهادهای امدادرسانی نظیر آنروا، سازمان بهداشت جهانی و صلیب سرخ موجب وضعیت بحرانی در این اردوگاه‌ها شده است. سوء‌استفاده کشورهای میزبان از وضعیت بحرانی پناهندگان و بعضاً تعرضات جنسی به زنان و دختران در این مراکز در ازای مقداری غذا بر درد و رنج این افراد افزوده است. گزارش‌ها از اردوگاه‌های ترکیه نشان می‌دهد که بسیاری از ساکنان این اردوگاه‌ها حاضرند در کشورشان به دست تروریست‌ها کشته شوند، اما گرفتار وضعیت اسفناک این اردوگاه‌ها نشوند. به عبارتی روانه شدن پناهندگان به کشورهای اروپایی مرحله‌ای پس از آواره شدن آنان از کشورهای‌شان است که به دلیل وضعیت بحرانی و غیرانسانی در اردوگاه‌های پناهندگان در کشورهایی مانند ترکیه و اردن و برخی کشورهای اروپایی ایجاد شده است.
اگر کشورهای غربی به مسئولیت خود در قبال این اردوگاه‌ها عمل می‌کردند امروز چنین وضعیت مصیبت‌باری برای پناه‌جویان ایجاد نمی‌شد و آنان در کشورهای اروپایی آواره و گرفتار نبودند که از یک‌سو گرسنگی و آوارگی و از سوی دیگر سرکوب‌گری نیروهای امنیتی کشورهای غربی آنان را به کام مرگ ببرد.

ج) پنهان‌سازی حقوق بین‌المللی پناهندگان
کنوانسیون پناهندگان در سال 1951 به تصویب سازمان ملل رسید و 146 کشور به عضویت آن درآمدند که شامل کشورهای اروپایی نیز می‌‌شود و آنان موظف به حمایت از پناهندگان هستند. بر اساس این کنوانسیون پناهندگان از حقوقی چون آزادی مذهب و جابه‌جایی، حق کار، دسترسی به تعلیم و تربیت و دسترسی به مدارک مسافرتی برخوردارند. نکته مهم آنکه یکی از مقررات اصلی کنوانسیون تضمین می‌‌کند که پناهندگان نباید به مملکتی که ترس از آزار و اذیت در آن را دارند، بازگردانده شوند. بر اساس ماده 31 کنوانسیون، دولت‌های متعهد نباید به علت ورود یا حضور غیرقانونی پناهندگان آنها را مجازات کنند، حال آنکه این روزها در اروپا این قوانین نقض می‌شوند، مانند ممانعت از ورود پناه‌جویان و بازگرداندن آنان به کشورهای‌شان و نیز، نگهداری این افراد در بدترین اوضاع در اردوگاه‌های مرزی و مهاجران که برای آنها از اصطلاح غیرقانونی استفاده می‌شود. بر اساس ماده 22 کنوانسیون درباره تحصیلات، دولت‌های متعهد باید نسبت به پناهندگان همانند اتباع خود رفتار کنند. بر اساس ماده 27 دولت‌های متعهد برای پناهندگانی که در سرزمین آنها به سر می‌برند باید اوراق هویت صادر کنند.
کشورهای غربی نه‌تنها این قوانین را اجرا نمی‌‌کنند، بلکه به بهانه مبارزه با قاچاقچیان انسان در کنار اخراج پناهندگان، اقدام به ایجاد گشت‌های دریایی و زمینی کرده و پناه‌جویان را به کشورهای‌شان باز می‌گردانند. بازگشت پناهندگان کشورهایی که درگیر جنگ و ناامنی بوده برابر با تهدید و از دست دادن جان‌شان است. گفتنی است آمریکا نیز مانند اروپا سیاست مسئولیت‌ناپذیری در برابر این پناهندگان را در پیش گرفته، چنانکه به گفته سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، این کشور صرفاً به 1500 پناهنده سوری اجازه اقامت داده است، در حالی که سازمان ملل پناهندگی 17 هزار نفر را به آمریکا ارائه کرده بود.

د)تبعیض علیه مسلمانان
نکته قابل‌توجه درباره پناهندگان آنکه بسیاری از کشورهای اروپایی رسماً مسائل دینی و اعتقادی را به‌منزله شرط پذیرش یا رد پناهندگان قرار داده‌اند. کشورهایی مانند اتریش، مجارستان و حتی کشورهای بزرگ اروپایی رسماً یا در عمل از پذیرش مسلمانان خودداری کرده و مسیحی بودن را شرط پذیرش مطرح کرده‌اند. این امر در حالی روی می‌دهد که بخش زیادی از این پناهندگان مسلمان هستند، چرا که اکثر آنان از کشورهای اسلامی آفریقا و غرب آسیا آواره شده‌اند. نکته قابل توجه آنکه بر اساس ماده سه کنوانسیون پناهندگان، دولت‌های متعهد باید مقررات این کنوانسیون را بدون تبعیض درباره پناهندگان اجرا کنند. در رفتار کشورهای اروپایی در برابر پناه‌جویان رسماً می‌توان تبعیض‌نژادی و دینی، به‌ویژه علیه مسلمانان را مشاهده کرد که بعد جدیدی از اسلام‌ستیزی غربی را آشکار می‌سازد که در لوای جملاتی همچون مقابله با ورود داعش به اروپا صورت می‌گیرد. به عبارتی، این رفتار تکرار سخنان نژادپرستانه و ضداسلامی سران غرب است که پس از 11 سپتامبر 2001 بارها اعلام کردند هر مسلمانی تروریست نیست، اما هر تروریستی مسلمان است که با اصول بین‌المللی مبنی بر آزادی مذهبی و اندیشه‌ای مغایرت تمام دارد.

هـ)خطر برده‌داری نوین
آنچه این روزها نگرانی جامعه بشری درباره رفتار کشورهای غربی را در برابر پناه‌جویان تشدید کرده، ایجاد نوع جدیدی از برده‌داری است. پناه‌جویانی که به اروپا پناه آورده‌اند در اردوگاه‌ها یا نقاط مرزی در وضعیت بحرانی به‌سر می‌برند و این می‌تواند زمینه‌ساز سوء‌استفاده و تبدیل شدن این افراد به برده‌های اقتصادی و جنسی برای لقمه‌ای نان و جای خواب شود، چنانکه در قرون گذشته نیز این وضع به عناوین مختلف در جوامع غربی رواج داشته است. عفو بین‌الملل و شورای حقوق‌بشر سازمان ملل بارها درباره چنین وضعی هشدار داده، اما سران کشورهای غربی از توجه به این امر خودداری کرده‌اند، به‌گونه‌ای که گویی آنان نیز بی‌تمایل به تبدیل شدن این افراد به برده‌های قرن بیست‌ویکم و کارگرانی بدون مزد بی‌میل نیستند.

راهکار چیست؟
حال این سؤال مطرح است که راهکار پایان این وضعیت چیست؟ آیا مشت آهنینی که کشورهای غربی علیه این افراد به کار گرفته‌اند، راهکار نتیجه‌بخشی است؟ پاسخ به این پرسش را در یک جمله می‌توان خلاصه کرد و آن زمینه‌سازی برای پایان یافتن آوارگی و اجبار این افراد به پناهندگی است، چنانکه جهانیان اذعان دارند، این افراد از کشورهایی مانند سوریه، عراق، افغانستان و لیبی هستند. کشورهایی که گرفتار جنگ‌ها و ناآرامی‌هایی هستند که محور آن را حضور گروه‌های تروریستی در این کشورها تشکیل می‌دهد. به اذعان مقامات غربی از جمله هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه دور اول ریاست‌جمهوری اوباما گروه‌هایی مانند القاعده و داعش به دست آمریکا و متحدانش ایجاد شده‌اند و برای تأمین منافع غرب همچنان از آنها حمایت می‌شود. هم اکنون آشکارا این وضع را در سوریه و عراق می‌توان مشاهده کرد که نیروهای غربی به جای مبارزه با تروریسم به ارسال سلاح برای آنان می‌پردازند. پایان دادن به این حمایت‌ها و قرار گرفتن در کنار دولت‌هایی مانند نظام سوریه و عراق به‌منزله پیشگامان مبارزه با تروریسم می‌تواند زمینه‌ساز برقراری امنیت در این کشورها و در نهایت عدم اجبار اتباع آنان برای پناه بردن به دیگر نقاط جهان ‌شود. به عبارتی، اروپا و آمریکا امروز گرفتار آتشی هستند که خود افروخته‌اند و تنها راه رهایی از آن نیز اراده آنان برای پایان دادن به حمایت از تروریسم است که در کنار ممانعت از افزایش آمار پناه‌جویان زمینه‌ساز بازگشت آوارگان و پناه‌جویان به کشورهای‌شان می‌‌شود. اصرار غرب بر حمایت از تروریسم و نیز، ویران‌سازی کشورها برای سلطه اقتصادی و سیاسی بر آنان مانع اصلی پایان این وضع اسفناک است که می‌توان از آن به نسل‌کشی بشریت در قالب گرفتارسازی در جنگ، آواره‌سازی، عدم پذیرش حقوق افراد در قالب پناه‌جو با ادعای مهاجران غیرقانونی نام برد، در حالی که غرب همچنان ادعای حقوق بشر سر داده و با این عناوین فریبنده بر جنایات خود علیه بشریت و نسل‌کشی که به راه انداخته سرپوش می‌گذارد.


نگاه یک
علی اسماعیلی

 


نگاه دو
علیرضا جلالیان

شمارگانی که همچنان آب می‌روند!
معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هفته گذشته از رشد 33 درصدی نشریات و روزنامه‌ها خبر داد و با بیان اینکه در حال حاضر در کشور ما شش هزار عنوان نشریه و مطبوعه منتشر می‌شود، به این واقعیت اذعان کرد که شمارگان مجموع همه این نشریات کمتر از یک میلیون نسخه است. شمارگان روزنامه‌ها و نشریات را می‌توان به‌مثابه عرضه و تقاضا در اقتصاد دانست؛ چرا که تعداد شمارگان تقریباً تعداد خوانندگان را نشان می‌دهد.
نگاهی به تاریخچه روزنامه و روزنامه‌نگاری نشان می‌دهد، در طول قریب دو قرن که از عمر مطبوعات در کشورمان می‌گذرد، به‌ویژه در دهه‌های اخیر، روزنامه‌ها، مرجع و منبع اخبار گوناگون و حاشیه‌های آنها در بخش‌های مختلف بودند و به‌منزله نوعی ابزار اطلاع‌رسانی در بین گروه‌های گوناگون استفاده می‌شدند تا جایی که بخشی از سرانه مطالعه در کشور به روزنامه‌خوان‌ها تعلق داشت.
اما در سال‌های اخیر با پیشرفت فناوری‌های ارتباطی و پدید آمدن رسانه‌های جدید در قالب پایگاه‌های خبری، خبرگزاری‌ها، نشریات الکترونیک و... بخشی از جامعه که در منزل یا محل کار خود به منابع و شبکه‌های اینترنتی دسترسی داشتند، کم‌کم به این رسانه‌های نوظهور متمایل شدند و با سرعت و سهولت و در مواردی، بدون هیچ هزینه‌ای توانستند اخبار و اطلاعات مورد نیاز خود را از این رسانه‌ها تأمین کنند. گذشته از اینکه در ابتدا و به دلیل پایین بودن کیفیت صفحات رایانه‌ها در کشورمان، اساساً مطالعه اخبار یا مطالب دیگر از طریق این دستگاه‌‌ها مشکلاتی برای مردم داشت، اما با گذشت زمان و پیشرفته‌تر شدن ابزارهای رایانه‌ای و تولید آنها در ابعاد کوچک و قابل حمل و ظهور گوشی‌های همراه و تبلت با قابلیت دسترسی به اینترنت، کار برای کاربران آسان‌تر شد و امروزه بسیاری از افراد جامعه با داشتن یک دستگاه گوشی تلفن همراه در ساعات شبانه‌روز به تمام رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری دسترسی دارند. گفتنی است، سرعت انتقال اخبار از مراجع رسمی و غیررسمی در این شبکه‌ها آنقدر بالاست که بخشی از جامعه را نسبت به پیگیری اخبار و تحولات گوناگون در مطبوعات بی‌رغبت کرده است.
اما واقعیت این است که این شبکه‌ها با همه امکانات و جذابیت‌های‌شان، مشکلاتی هم دارند که برخی از آنها عبارتند از:
۱ـ پرداخت سطحی به اخبار و وقایع به‌ویژه در مواردی که خبرها دست به دست در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخند. کاربران هم به‌دلیل بمباران اطلاعاتی که مدام در جریان است، فرصت مطالعه دقیق این اخبار را ندارند و برداشت‌های سطحی و غیرعمیق آنها تبعات خاص اجتماعی و سیاسی را به همراه دارد.
۲ـ شایعه‌پراکنی و انتشار اخبار خلاف واقع و بازنشر سریع آنها در شبکه‌های گوناگون در سطح جامعه، یکی دیگر از آسیب‌هاست که آخرین نمونه آن، انتشار شایعه زنده بودن هنرمند جوان کشورمان، علی طباطبایی پس از درگذشت وی بود که سبب جریحه‌دار شدن احساسات خانواده و دوستان آن مرحوم شد.
۳ـ با شعار «هر ایرانی یک رسانه» و تحت عناوین علمی، مانند «روزنامه‌نگاری شهروندی» ـ که البته در جای خود و با رعایت اصول می‌تواند در جامعه نقش‌آفرین باشد ـ پای افراد غیرحرفه‌ای و حتی ناآشنا به عرصه خبر در شبکه‌های مجازی باز شده است؛ چیزی که در مطبوعات و رسانه‌های مکتوب هیچ جایگاهی ندارد.
با این اوصاف و در اوضاعی که مجموع شمارگان مطبوعات کشور 78 میلیونی ما زیر یک میلیون نسخه است که البته بخشی از آن هم از گیشه برگشته و خمیر می‌شود، روزنامه‌های بسیاری در جهان هستند که با وجود پیشرفت فناوری‌های ارتباطی در شمارگان چند ده میلیونی منتشر می‌شوند؛ مانند پرتیراژ‌ترین روزنامه ژاپنی که ۹ میلیون و 800 هزار شمارگان دارد.
به نظر می‌رسد، یک آسیب‌شناسی علمی از کمّ و کیف مطبوعات، انتظارات مخاطبان و شرایط و اقتضائات امروز جامعه و... از سوی مراجع ذی‌صلاح می‌تواند در این مسیر راهگشا باشد. در غیر این‌صورت صرف انتشار چند میلیونی روزنامه‌ها و نشریات هم نمی‌تواند سبب بازگرداندن دوباره مخاطبان به سوی مطبوعات باشد.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

چرایی خصومت دشمنان علیه ملت و نظام جمهوری اسلامی
غرب از الگوشدن ایران می‌ترسد
سید فخرالدین موسوی

«انگلیسی‌ها خوب می‌دانستند چگونه در سیاست داخلی ایران مداخله کنند... آنها انتخابات مجلس یا پارلمان را در کنترل خویش داشتند...» این جملات و سخنان فراوان دیگری از این دست که محمدرضا پهلوی در کتاب «پاسخ به تاریخ» به آنها اعتراف کرده است، آشکارا میزان و حدود مداخله غرب و وابستگی رژیم بی‌کفایت طاغوت را به غربی‌ها نشان می‌دهد. مطلبی که بی‌هیچ خجالتی، بارها از سوی آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها نیز مورد تأکید قرار گرفته است. پارسونز، آخرین سفیر انگلیس در ایران پیش از انقلاب، سقوط رژیم شاه را در اثر دو قرن مداخلات اروپاییان در امور داخلی ایران و اشتباهات خود شاه می‌داند و سولیوان، سفیر آمریکا در ایران هم می‌گوید: «ایرانیان در آن موقع به‌روشنی می‌دانستند که تهران چندان قدرت و اختیاری در اداره امور کشور ندارد و تصمیمات اساسی که با زندگی روزمره مردم سر و کار دارد، در ماورای مرزهای آنها در مسکو یا لندن اتخاذ می‌شود.»
نیکی کدی، مورخ و جامعه‌شناس آمریکایی و مؤلف کتاب «ریشه‌های انقلاب» نیز در بررسی بنیان‌های سیاسی ایران در قرن نوزدهم می‌گوید: «سیاست ایران از دوران قاجار غالباً یک سیاست سایه، یا خیالی بود و سیاست واقعی نه‌تنها در پشت صحنه، بلکه غالباً در ماورای بحار تعیین می‌شد.» جملات و نمونه‌هایی که صدها نمونه دیگر از آنها را می‌توان از زبان افراد مختلف نقل کرد، روایت سال‌های طولانی وابستگی به غرب در همه زمینه‌های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی و... است.
درزمینه امنیتی و نظامی نیز جنون عجیب رژیم وابسته پهلوی برای خرید تسلیحات از غرب همواره وجود داشت، اسلحه‌هایی که حتی نحوه استفاده از آنها را هم بلد نبودیم با هزینه‌های سرسام‌آور از دولت‌های غربی می‌خریدیم. غربی‌ها هم عمداً از انتقال علم و مهارت و تخصص این نوع سلاح‌ها به کشورمان خودداری می‌کردند تا ده‌ها هزار مستشار نظامی آمریکایی به بهانه راه‌اندازی، استفاده و نگهداری از این تجهیزات، راهی ایران کنند تا وابستگی امنیتی، نظامی و اقتصادی ایران به غرب نیز در کنار وابستگی سیاسی رژیم به آنان وجود داشته باشد.
نفوذ و سلطه اطلاعاتی دولت‌های خارجی بر دیکتاتور‌هایی که خود بر سر کار می‌آورند، بسیار شگفت‌آور است، به‌طوری‌که نه‌تنها شاه ایران به‌طور منظم با مقامات اطلاعاتی آمریکا و انگلیس ملاقات می‌کرد، بلکه به گفته «فردوست» در دوران پهلوی به شکل مداوم، یک نسخه از کلیه گزارش‌های به کلی سرّی برای مأموران انگلیسی نیز ارسال می‌شد.
اظهارات «نیکی کدی»، مورخ آمریکایی درباره وابستگی محمدرضا پهلوی به غرب بسیار قابل تأمل است، آنجا که می‌گوید: «محمدرضا وابستگی اقتصادی ایران به غرب را به‌شدت افزایش داد... خرید انبوه کالاهای مصرفی تفنّنی که همه آنها، ایران را در موقعیتی قرار داد که در بلندمدت به کشورهای غربی، به‌ویژه آمریکا متکی شود.»! یا سخنان «آنتونی پارسونز» که می‌گوید: «در دوران پهلوی، ایران وسیع‌ترین بازار صادرات انگلستان در خاورمیانه (آسیای غربی) به‌شمار می‌رفت و هزاران میلیون پوند ارز مورد نیاز انگلستان را در شرایط دشوار اقتصادی تأمین می‌کرد.» همین دو سند به‌تنهایی کافی است نشان دهد تا چه حد، اقتصاد کشور از اختیار مردم خارج و به بیگانگان وابسته بوده است.
وابستگی کشور در عرصه فرهنگی نیز بعد دیگری از وابستگی ایران به بیگانگان است. تلاش رژیم استبدادی پهلوی برای رواج فرهنگ و ارزش‌های غربی در طرح‌هایی چون؛ کشف حجاب، رواج سبک زندگی غربی، سکولاریزه کردن جامعه، رواجِ فراماسونری در سطوح بالای مملکت، زدودن مظاهر دینی و تخریب وجهه عالمان دینی، به‌وضوح نشان می‌دهد که خط متداومی از الیناسیون از سوی حاکمان در جامعه برای وابستگی فرهنگی ایرانیان دنبال می‌شد؛ وابستگی‌ای که در کنار ناکارآمدی‌ها، استبدادها و ظلم‌ها سبب شد تا مردم علیه این همه بی‌عرضگی و ناکارآمدی و خیانت، در زیر لوای رهبری یک مرجع عالی‌قدر اسلامی قیام کنند. پایان دادن به وابستگی در آرا و اندیشه رهبر انقلاب اسلامی جایگاه ویژه‌ای داشت.
بررسی سخنرانی‌های امام خمینی(ره) درباره وابستگی رژیم پهلوی، به‌خوبی مؤید این مطلب است. ایشان در مصاحبه معروف خود که در آستانه پیروزی انقلاب منتشر شد، در این‌باره می‌گوید: «هر نوع وابستگی به آمریکا یا شوروی، در حکومت آینده ایران مردود است.» امام معتقد بودند که رژیم شاه در بسیاری از جنبه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی به آمریکا و سایر کشورهای اردوگاه غرب وابسته بوده و این موضوع تأثیری منفی بر رابطه میان مردم و حکومت گذاشته است. بنابراین، ایشان با استفاده از قاعده اسلامی نفی سبیل و تعمیم آن به عرصه حکومتی، به نفی سیطره اجانب بر کشور پرداخته و رفع سلطه بیگانگان را واجب می‌دانستند.
از مجموع آنچه از بیانات امام خمینی (رحمه‌الله‌علیه) برداشت می‌شود، مهم‌ترین اصل در سیاست خارجی امام خمینی(ره) و در ارتباط با سایر کشورها، اصل حفظ استقلال و ارتباط برمبنای احترام متقابل با کشورهایی است که خوی سلطه‌گری و استکباری ندارند. ایشان در این‌باره می‌فرمودند: «در آینده، سیاست خارجی ما برمبنای اصل حفظ آزادی و استقلال کشور و احترام متقابل خواهد بود. آنها با رعایت این اصل باید تصمیم بگیرند.» ایشان رابطه با همه کشورهای شرق و غرب (به‌استثنای رژیم نامشروع صهیونیستی) را برمبنای اصل استقلال و به‌منزله اصل اساسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی جایز می‌دانستند و هرگونه قراردادی که سبب سلطه بیگانگان شود و رابطه با هر کشوری که اصل استقلال جمهوری اسلامی را خدشه‌دار کند، نمی‌پذیرفتند. لذا بارها می‌فرمودند: «روابط ما با تمام خارجی‌ها براساس اصل احترام متقابل خواهد بود. در این‌باره، نه به ظالمی تسلیم می‌شویم و نه به کسی ظلم خواهیم کرد و در زمینه تمام قراردادها، ما براساس مصالح سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ملت خودمان عمل خواهیم کرد.» تفکری که در شعار مردم ایران نیز تبلور یافت، یعنی شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» که البته، اصلی‌ترین شعار و مطالبه ملت به پا خاسته ایران نیز هست.
پس از رحلت امام خمینی نیز در نگاه رهبر معظم انقلاب، استقلال و عدم وابستگی به خارج، جایگاه ویژه‌ای داشته و دارد تا در سایه رهبری حکیمانه رهبر معظم انقلاب و تلاش آحاد ملت، شاهد ایران مستقل و مقتدر باشیم که مظهر آن، در ابعاد مختلف فرهنگی، نظامی، اقتصادی بر هیچ‌کس پوشیده نیست.
در بعد فرهنگی امروز و در سایه نظام جمهوری اسلامی ایران، ایرانیان در جهان به یک الگوی فرهنگی پیشرو تبدیل شده‌اند که بیداری اسلامی در کشورهای منطقه، تنها یک نمونه از تأثیرگذاری انقلاب شکوهمند اسلامی مردم ایران است. «مایکل برانت» یکی از معاونان سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا «سیا» در مصاحبه‏‌ای در این‌باره می‌گوید: «در سال 1357 با وقوع انقلاب اسلامی در ایران، آمریکایی‏ها متحمل خسارات‏ سنگینی شدند. ابتدا ما فکر می‏کردیم، این انقلاب خواست طبیعی جامعه مذهبی ایران‏ است که رهبران مذهبی آن قصد بهره‏‌گیری از شرایط را دارند و با کنار رفتن شاه ما می‏توانیم به مرور افراد مطلوب خود را [نظیر سایر کشورها و انقلاب‏ها] بر روی کار بیاوریم و سیاست‏های خود را در ایران تداوم بخشیم، اما با گذشت زمان و گسترش فرهنگ انقلاب اسلامی در کشورهای منطقه، به‏‌ویژه در عراق، پاکستان، لبنان و کویت و دیگر کشورها، متوجه شدیم که در تحلیل‏های خود اشتباه کرده‏ایم. اگر مقداری به جلوتر حرکت کنیم و به آغاز تحولات منطقه اسلامی عربی نزدیک شویم، برجستگی ویژگی‌های انقلاب اسلامی بیشتر نمایان خواهد شد. از شمال آفریقا تا آمریکای لاتین نیز نمونه انکارناپذیری از آن وجود دارد.»
صلابت نظامی و امنیتی امروز ما همین حکایت را دارد، تولید موشک‌های بالستیک، بومی‌سازی دانش طراحی و تولید به‌روزترین سلاح‌های متعارف، ساخت ناوچه‌ها و زیریایی‌های جنگی، ساخت هواپیماهای جنگی و پهپادها، قدرت بالا در جنگ الکترونیک و توانایی نیروی متخصص انسانی، ایران را از یک کشور واردکننده صرف تجهیزات نظامی و مستشاری خارجی، به صادرکننده سلاح و متخصص نظامی تبدیل کرده است؛ موضوعی که بارها از سوی رسانه‌های غربی هم به آن اذعان شده است.
«مارک گافني» از کارشناسان آمريکايي، در گزارشي در پايگاه تحليلي Rense، با اشاره به قدرت موشک‌هاي ناوشکن ايران مي‌نويسد: «در صورت حمله نظامي به ايران، خون نيروهاي آمريکايي، خليج‌فارس را قرمز رنگ خواهد کرد.» یا در نمونه‌ای دیگر، روزنامه صهيونيستي «يديعوت‌آحارونوت» در گزارشي بیان مي‌کند، آمريکا از قابليت‌هاي نظامي دريايي ايران وحشت دارد. پايگاه تحليلي Examiner نیز از دیگر رسانه‌هایی است که به قدرت بالای نظامی کشورمان اعتراف می‌کند و در گزارشي می‌نویسد: «تمامي ناوهاي هواپيمابر آمريکا نسبت به موشک‌هاي ناوشکن آسيب‌پذير هستند.»
پایگاه تحلیلی تایم‌نیوز درباره تقابل نظامی غرب با ایران می‌نویسد: «این ایران خواهد بود که محدوده جنگ را مشخص خواهد کرد، ایران می‌تواند در اقصی‌نقاط جهان به آمریکا واکنش نشان دهد؛ عراق، افغانستان، لبنان، غزه، کرانه باختری، حاشیه خلیج‌فارس و دریای خزر. نظام ایران قادر به واکنش سهمگین به هر حمله‌ای خواهد بود و در آن شکست نمی‌خورد.»
این اقتدار و استقلال، درزمینه امنیتی نیز تداوم دارد، ایران کشوری است که در دل منطقه پرآشوب غرب آسیا[خاورمیانه] با امنیت و اقتدار مثال‌زدنی از آرامشی کامل برخوردار است و اجازه تحرک برای هرگونه خرابکاری یا ناامنی را در کشور نداده است؛ اقتداری که نمونه بارزی از آن در دستگیری عبدالمالک ریگی بروز یافت.
ملی کردن منابع طبیعی کشور، کوتاه کردن دست بیگانگان از ثروت ملی ایران با پیروزی انقلاب امروز کاملاً محقق شده و تلاش جدی برای ایجاد اقتصادی پویا و خود بسنده نیز آغاز گردیده است. اگرچه درزمینه اقتصادی به دلیل حجم درگیری کشور با توطئه‌ها، جنگ‌ها، تحریم‌های اقتصادی و فتنه‌ها، هنوز تمام اهداف مردم ایران، آن‌طور که باید و شاید، به تحقق نرسیده است، اما گام‌های مهمی در این مسیر نیز برداشته شده است.

حرف آخر
اقتدار امروز ما و صلابت و استقلال جمهوری اسلامی ایران به‌معنای پایان زیاده‌خواهی‌ها و تلاش غرب برای سلطه مجدد بر ایران اسلامی نیست. آنها از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی ایران تاکنون از راه‌های مختلف در تلاش بودند تا راه سلطه خود بر ایران اسلامی را برای یک‌بار دیگر باز کنند. تحمیل جنگ، فتنه‌سازی، دامن‌زدن به اختلافات مذهبی و قومی، تحریم‌های اقتصادی و ده‌ها راه دیگر را آزمودند، اما تیرشان به سنگ خورد، ولی دست برنداشته‌اند و البته، برنخواهند داشت. استکبار همچنان در پی راهی می‌گردد تا به کشور ما بازگردد و صدالبته، از الگو شدن استقلال سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی ایران در نزد دیگر ملت‌ها نیز وحشت دارد و علت این دشمنی آنان با ایران نیز در همین نکته کلیدی نهفته است.
مقام معظم رهبری نیز، به‌تازگی از تاکتیک جدید غرب برای تحقق این خواست 37 ساله غرب هشدار داده‌اند و توافق هسته‌ای میان ایران و کشورهای غربی را ترفند تازه غرب برای بازگشت به ایران اسلامی دانستند و فرمودند: «آنها به خیال خودشان، در این جریان مذاکرات هسته‌ای ـ این توافقی که حالا نه در اینجا هنوز تکلیفش معلوم است، نه در آمریکا؛ هم اینجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول، هم آنجا معلوم نیست که رد بشود یا قبول ـ نیّت آنها این بود که از این مذاکرات و از این توافق، وسیله‌ای پیدا کنند برای نفوذ در داخل کشور. ما این راه را بستیم و این راه را به‌طور قاطع خواهیم بست؛ نه نفوذ اقتصادی آمریکایی‌ها را در کشورمان اجازه خواهیم داد، نه نفوذ سیاسی آنها را، نه حضور سیاسی آنها را، نه نفوذ فرهنگی آنها را؛ با همه توان ـ که این توان هم بحمدالله امروز توان زیادی است ـ مقابله خواهیم کرد؛ اجازه نخواهیم داد.» ایشان همچنین، در دیدار اعضای هیئت دولت، تأکید مجددی بر این مسئله داشتند و فرمودند: «هوشیاری در مقابل تلاش دشمن برای نفوذ پیچیده و تدریجی، ضرورتی عینی است»؛ راهی که باید با هوشیاری در برابر آن ایستاد، تا طعم تلخ شکست را به استکبار چشاند. ان‌شاءلله


نیم نگاه
فتح الله پریشان

تخریب شورای نگهبان یا زمینه­‌سازی نفوذ!
در هفته‌های اخیر موجی از تخریب و پرسش با تداعی بازتولید شبهات آشنای زمان دوم خرداد درباره یکی از استوانه‌های انقلابی و نهاد کارآمد در حفاظت از اسلامیت و جمهوریت نظام اسلامی، یعنی شورای نگهبان بر صفحات اول جرایدی که به جریانات خاص سیاسی و تارنماهای مجازی منسوب به دولت و مسئولان ارشد مجمع تشخیص مصلت نظام تعلق دارند، نقش بست که ضمن برانگیختن تعجب نیروهای ارزشی و انقلابی، با بازتاب‌ها و تحلیل‌های گوناگونی هم روبه‌رو شد.
این اقدام که با مصاحبه‌ها و سخنان رئیس‌جمهور حقوقدان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام درزمینه زیرسؤال بردن وظایف مهم، قانونی و شرعی شورای محترم نگهبان، یعنی نظارت بر انتخابات و تشخیص و تأیید صلاحیت نامزدهای نمایندگی مجلسین شورای اسلامی و خبرگان رهبری کلید خورد، پرسش‌های زیادی نیز درباره اهداف و انگیزه‌ها، طراحان و تداوم‌دهندگان این بحث و همچنین، پیامدهای باب شدن روند تخریب نهادهای انقلابی و ارزشی، از جمله شورای نگهبان در آستانه انتخابات پیش رو مطرح کرده است. پرسش مهمی که برای دلسوزان انقلاب و افکارعمومی آگاه کشورمان مطرح است، این است که آیا در انتخابات آینده قرار است اتفاقی به وقوع بپیوندد که در این سطح برای به حاشیه راندن شورای نگهبان و بستن دهان منتقدان تقلا می‌شود؟!
البته، این روند بی‌پاسخ هم نماند و از سوی نمایندگان و بعضاً، نیروهای ارزشی و انقلابی مورد نقد قرار گرفت. برای نمونه، حمید رسایی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای سرگشاده خطاب به آقایان هاشمی‌رفسنجانی و روحانی، نسبت به برخی موضع‌گیری‌ها درباره شورای نگهبان و پیامدهای آن، واکنش نشان داد و نسبت به تکرار ملال‌آور و تأکید خاص بر این فرموده مقام معظم رهبری که؛ آرای مردم حق‌الناس است و باید مسئولان امانتدار باشند، این پرسش را مطرح کرد که؛ چرا فقط اظهارنظر درباره یک جمله رهبر انقلاب را وظیفه خود می‌دانید؟ اساساً شما خودتان درباره حق‌الناس بودن آرای مردم چگونه رفتار کرده‌اید؟!
شورای نگهبان یکی از نهادهای انقلابی، شرعی و قانونی نظام اسلامی است که هم مبنای فقهی دارد و هم مستظهر به سابقه‌ای از تلاش مجاهدت‌گونه تاریخی علمای مخلص و مؤمن دوران مشروطیت برای به تصویب رساندن نظارت هیئت علمای تراز اول بر مصوبات مجلس مشروطه به‌عنوان اولین نهاد دموکراتیک در تاریخ ایران است. افزون‌براین، از سابقه و لاحقه‌ای روشن و شفاف و بسیار قابل دفاع و مشخص در صیانت از دو مؤلفه رکنی نظام، یعنی اسلامیت و جمهوریت برخوردار است و تلاش کرده از میراث امام و خواسته مردم مراقبت کند. از این منظر، بسیاری با دغدغه و نگرانی، روند تخریب شورای نگهبان را نسخه پیچیده‌شده از بیرون و در راستای تغییر سیاست ناکام تقابلی آمریکایی‌ها در قبال ایران اسلامی در طول ۳۷ سال انقلاب به راهبرد تعاملی با هسته مرکزی نفوذ می‌دانند. به گمان آنها؛ شورای نگبهان از بدو شکل‌گیری که مؤید به تأیید الهی و پشتیبانی‌های ویژه امام و رهبری و آحاد مردم بوده، از استوارترین ستون‌های انقلاب و نظام اسلامی بوده که مانع بسیاری از اقدامات دشمنان برای تغییر رژیم یا تحول رفتاری آن یا زمینه‌سازی برای استحاله سیاسی و اعتقادی آن بوده است؛ لذا با زدودن این مانع قانونی است که می‌توان راه نفوذ خناسان و کسانی که به‌ظاهر دم از اسلام و انقلاب برای نان و نام می‌زنند، ولی دل در گرو بیرونی‌ها داشته و نرد عشق به آنها باخته‌اند را فراهم کرد. ازاین‌رو، این تخریب‌ها و ژاژخایی‌ها برای کم‌اثر یا بی‌اثر ساختن این شورای کارآمد است تا بتوانند هر که را خواستند، به مجلسین بفرستند و از طریق آنها، خواسته‌های غیرقانونی و خارج از دایره نظام خود را به‌صورت قانونی دنبال کنند! اما آنچه در این میان سبب نگرانی است، جلو افتادن برخی مسئولان ارشد نظام، نظیر رئیس‌جمهور و رئیس مجمع تشخیص است که بر مسیری خرده می‌گیرند و آن را تخطئه می‌کنند که خود از آن طریق به پست و مقام رسیده و مشروعیت خدمت در نظام اسلامی را کسب کرده‌اند!


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(82)

تلاش انگلستان برای مقصر جلوه دادن روس‌ها در قحطی
تردیدی نیست که روس‌ها تا حدی در مقابل خساراتی که غرب ایران را در برگرفت، مسئول بودند و نیز، تا حدودی مسئول قطحی و رنج ناشی از آن بودند. می‌دانیم تعداد نیروهای روس در پرشمارترین برهه (تابستان ۱۹۱۷) بیش از ۷۵ هزار نفر در غرب ایران نبود و آنها تا پایان ۱۹۱۷ رفته بودند. قحطی تقریباً تا دو سال پس از خروج روس‌ها نیز ادامه یافت. (و در واقع این دو سال سخت‌ترین سال‌های قحطی بود که بیشترین تعداد از ایرانیان را به کام مرگ برد.) اما ۷۵ هزار نیروی نظامی چقدر می‌توانستند تا سال ۱۹۱۷ قحطی به بار آورند؟
با توجه به این نکته که تا وقوع انقلاب بلشویکی روسیه گزارشی دال بر قحطی گسترده در شمال و شمال غربی ایران (جایی که نیروهای روسی در آن حضور داشتند) وجود ندارد، چرا قحطی شوم در شرق ایران که تماماً در اشغال انگلیسی‌ها بود، وجود داشت و جنگی هم در آن رخ نداده بود؟ چرا در جنوب ایران قحطی وجود داشت؟ جایی که هیچ روسی حضور نداشت. می‌دانیم برداشت سال ۱۹۱۸ یکی از بهترین برداشت‌های ثبت شده در ایران است. چرا قحطی تا برداشت سال ۱۹۱۹ ادامه یافت؟ چرا گیلان در تابستان ۱۹۱۸ (زمانی که به اشغال انگلیسی‌ها درآمد) دچار قطحی شد؟ چرا در آن مناطق از ایران که در همسایگی بین‌النهرین قرار داشت و همجوار با مناطق تحت سلطه انگلیس بود و غله کافی هم در آنجا یافت می‌شد، قحطی وجود داشت؟ و به طور مشابه، چرا در ناحیه شرقی ایران که در اشغال نظامی انگلیسی‌ها و در همسایگی هند تحت سلطه آنها بود؛ جایی که غله کافی موجود بود، قحطی وجود داشت؟ روشن است که روس‌ها مقصر اصلی نبودند. از آغاز، انگلیسی‌ها جریان را به‌گونه‌ای هدایت کردند تا تقصیر را متوجه روس‌ها کرده و خود را تبرئه کنند. برای نمونه، گزارشی که کنسول آمریکا در بغداد تهیه کرده، گویای این موضوع است. کنسول اسکارهایزر در گزارش ۱۱ ژوئن ۱۹۱۸، می‌نویسد: «مفتخراً نسخه‌ای از گزارش فردی انگلیسی را که به‌تازگی از استان‌های مرزی ایران به بغداد بازگشته است، ضمیمه می‌کنم.» متن کامل این گزارش با نام «اوضاع ایران» به این شرح است:
«دوستی که اخیراً از کرمانشاه به ایران بازگشته است، اوضاع زیر را که چند ماهی است آن نواحی را در برگرفته، گزارش کرده است: در پی اشغال پیاپی ترک‌ها و روس‌ها در سال گذشته، هیچ کار کشاورزی صورت نگرفته است. (حال آنکه برداشت محصول در سال ۱۹۱۸ بهترین وضعیت را نسبت به تمام سال‌های جنگ داشته است.) از یک‌سو رفتار ناهنجار مهاجمان که مردم را مجبور می‌کنند پول کاغذی بی‌ارزش آنها را استفاده کنند و از سوی دیگر، نبود منابع، اوضاعی را در کرمانشاه به وجود آورده است که در تاریخ آن تا سال‌های دور بی‌سابقه است.
سربازان و حتی افسران چنان رعب و وحشتی به وجود آورده‌اند که اغلب دکان‌دارهای فروشنده مواد غذایی به محض دیدن آنها، در دکان‌های‌شان را می‌بندند. گرسنگی به حدی رسیده است که هر روز چندین جسد را از خیابان‌های نه‌تنها کرمانشاه، بلکه تمام شهرهای این ناحیه جمع‌آوری می‌کنند. از آنجا که کالاها را هم تنها از طریق زمینی و مسیر عماره و پشتکوه و آن هم با صرف هزینه‌های بسیار سنگین و نامعمول می‌توان وارد کرد، اوضاع تجارت نیز بسیار بد است.
ورود انگلیسی‌ها بهبود چشمگیری در اوضاع مردم بیچاره به ارمغان آورد.(!) در گام اول شمار زیادی از مردم فقیر از سوی انگلیسی‌ها برای کار در ساخت‌وساز جاده‌ها و فعالیت‌های نظامی فراخوانده شدند. از این‌رو، جاده‌های کوهستانی و صعب‌العبور میان خانقین و کرمانشاه به وضعیت مطلوبی رسیده، به‌نحوی که وسایل موتوری در هر اندازه می‌توانند از آنها عبور و مرور کنند. (این گفته‌ها در تضاد صددرصدی با گزارش‌های خود افسران انگلیسی است که در شماره‌های اخیر آمده است.) ... به نظر می‌رسد برداشت امسال خوب باشد و همه‌چیز حکایت از آن دارد که سال خوبی برای استان‌های مرزی ایران پیش‌رو باشد.»
تلاش برای مقصر دانستن روس‌ها محدود به گزارش‌های دیپلماتیک نیست. داناهو درباره قحطی در همدان می‌نویسد: «یکی از دلایل مؤثر در قحطی همدان رفتار نامعقول ارتش روسیه به‌هنگام اشغال این منطقه است.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

جریان شناسی گروه های مخالف نظام اسلامی 21
حسین عبداللهی فر

نقش حزب توده و سازمان چریک‌های فدایی خلق در فتنه 88
اشاره
در شماره­‌های پیشین به مقدمه‌ای درباره نقش گروه‌های اپوزیسیونی سه‌گانه قدیم و جدید در فتنه 88 اشاره کرده و وعده دادیم نقش هریک از این گونه‌ها را به‌مثابه حلقه وصل مجریان داخلی فتنه 88 با حامیان و برنامه‌ریزان اصلی آنها بررسی کنیم؛ ازاین‌رو، از این شماره به بعد به‌منظور اثبات نقش گروه‌های اپوزیسیون اعتقادی شامل چهار جریان؛ مارکسیسم، ملی‌گرایان، روشنفکری سکولار و ملی ـ مذهبی‌ها، لازم است عملکرد احزاب وابسته به هر یک از این جریان­‌ها در فتنه 88 تشریح شود.

نقش جریان مارکسیسم
در فتنه 88
نماینده جریان مارکسیسم در فتنه 88 را گروه‌هایی چون حزب توده و سازمان چریک‌های فدایی خلق تشکیل می‌دادند که نقش خود را در فضای مجازی و رسانه‌ها به‌صورت پرحجمی دنبال کرده و ضمن صدور بیانیه­‌های تحریک‌آمیز علیه نظام اسلامی، در صحنه عمل نیز، برخی از افراد وابسته و هوادار آنها در جریان اغتشاشات حضور فعال داشتند که تعدادی از آنها نیز دستگیر شدند.
الف‌ـ نقش حزب توده در فتنه 88
مهم‌ترین فعالیت‌ها و اقدامات حزب توده در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری دهم و جریان فتنه 88 به شرح زیر است:
۱ـ تحریک و خط‌دهی: از آنجا که برپایی فتنه پیچیده‌ای نظیر آنچه به‌دنبال انتخابات ریاست‌جمهوری دهم روی داد، به برنامه‌ریزی و تلاش‌های همزمان دشمنان نظام در داخل و خارج از کشور نیاز دارد، حزب توده مدت‌ها پیش از انتخابات و از بیرون کشور بیانیه‌های تحریک‌آمیزی صادر کرده و برخلاف گذشته که معمولاً سیاست تحریم انتخابات را در پیش می‌گرفت، از مردم می‌خواهد با پرهیز از رأی دادن به نامزدهای ولایت‌فقیه (محمود احمدی‌نژاد و محسن رضایی) به نامزد اصلاح‌طلبان (موسوی و کروبی) رأی بدهند که رأی به آن دو به‌مثابه رأی منفی به نظام است. در همین‌باره، کمیته مرکزی حزب توده بیانیه‌­ای صادر کرده که در آن آمده است:
«نهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در سال 1384، در شرایط بسیار متفاوتی از اوضاع کنونی برگزار شد. کمبودهای جدی دوران هشت‌ساله دولت خاتمی، عدم توانایی این دولت در تحقق قول‌های داده‌شده و پیشبرد امر اصلاحات، بی­‌عملی درزمینه رسیدگی به وضعیت قشر­های محروم، خصوصاً کارگران و زحمت‌کشان، سبب شد که بخش‌های وسیعی از نیروهای اجتماعی دلسرد و مأیوس از روند اصلاحات از شرکت در انتخابات خودداری کنند... پس از گذشت چهار سال از دولت احمدی‌نژاد، بخش‌های وسیعی از مردم، نیروهای اجتماعی و نیروهای دگراندیش و آزادیخواه جامعه با دید متفاوتی از خرداد ۸۴... به استقبال انتخابات می‌روند و نشانه‌های موجود حاکی از خواست عموم مردم برای شرکت در انتخابات و رهایی یافتن از دولت احمدی‌نژاد است... تشویق مردم به خانه‌نشینی و تحریم انتخابات به بهانه «مشروعیت بخشیدن» به رژیم ولایت‌فقیه، نه‌تنها معضلی را از معضلات کنونی برطرف نمی‌کند، بلکه در راستای سیاست ارتجاع برای کنترل نتیجه انتخابات است... روند اصلاحات تنها ایجاد فرصت برای سازماندهی و رشد جنبش مردمی و تجهیز آنچنان نیروی اجتماعی است که بتواند سرانجام اراده توده‌ها را به مرتجعان حاکم تحمیل کند. بر این اساس، حزب ما روند انتخابات کنونی را نه در چارچوب رأی دادن به موسوی یا کروبی، بلکه تجهیز نیرو برای شکست محمود احمدی‌نژاد و محسن رضایی، به‌عنوان نامزدهای رژیم ولایت‌فقیه می‌داند. رأی دادن به نامزدهای اصلاح‌طلبان در شرایط موجود، رأی منفی دادن به رژیم ولایت‌فقیه و نامزدهای آن در انتخابات است. ما اطمینان داریم که مردم با هوشیاری این مهم را به انجام خواهند رساند.» (پایگاه اطلاع‌رسانی اخبار روز، «اعلامیه کمیته مرکزی حزب توده ایران به مناسبت انتخابات ریاست‌جمهوری»، 18/3/1388)
۲ـ حضور فعال در اغتشاشات: افزون‌بر صدور بیانیه و سایر تحرکات رسانه‌­ای، برخی از افراد وابسته به این حزب در برپایی اغتشاشات خیابانی، تخریب اموال عمومی و حمله به مأموران و مراکز نیروی انتظامی نقش اصلی را برعهده داشته و خط‌شکن بوده‌اند.
یکی از اعضای این حزب به‌نام «حسین باستانی‏‌نژاد» که پس از پخش تصاویری از وی در حال حمله و سنگ‌پرانی به نیروهای انتظامی در سیمای جمهوری اسلامی ایران محل اختفای او از طریق اطلاعات مردمی به نیروهای امنیتی گزارش داده و دستگیر شد، می‌‏گوید: «از لحاظ سوابق سیاسی جزو هواداران حزب توده هستم. تجمعات خیابانی پس از انتخابات بستری برای حضور و فعالیت هرچه بیشتر من بود. در اکثر تجمعات غیرقانونی به‏‌عنوان یکی از محرکان آشوب‏‌ها حضور داشتم و در حمله به نیروهای انتظامی و بسیج مشارکت داشتم.»(خبرگزاری تسنیم، «متن کامل کیفرخواست مدعی‌العموم علیه متهمین دوشنبه» ۲۹/آبان/۱۳۹۲، شناسه خبر: ۱۹۶۲۲۰)
ب‌ـ سازمان چریک‌­های فدایی خلق ایران
سازمان چریک‌های فدایی خلق، از جمله نخستین گروه­‌های مارکسیستی است که هسته اولیه آن به توافق دو گروه بیژن جزنی و طاهر احمدزاده در سال 50 بازمی‌گردد که در مرکزیت آن از هر گروه دو نفر مشخص شدند. این گروه پس از انجام اقدامات کوچکی با برخورد شدید ساواک روبه‌رو شد و در سال‌های 52 و 55 ضربه اساسی خورد. با پیروزی انقلاب دو تن از شخصیت‌های اصلی آن؛ حرمتی‌پور و اشرف دهقانی به کشور بازگشتند و افرادی، مانند فرخ نگهدار از زندان آزاد شدند. موضع این گروه با انقلاب اسلامی نیز، خصمانه بود و شعار انحلال ارتش را دنبال می‌کرد. چریک‌های فدایی خلق در شهرهای گنبد، کردستان، خرمشهر و بندرانزلی اقدام به تحرکات مسلحانه علیه نظام دست زدند.
اختلافات داخلی سازمان بر سر سوابق مارکسیستی و تداوم آن را می‌توان به سه گروه تقسیم کرد:
۱ـ اکثریت که معتقد به اصلاح مشی مارکسیستی بودند.
۲ـ اقلیت که معتقد به بی‌اساس بودن طرح این موضوع بودند (نشریه کار)
۳ـ گروهی که خطر اصلی را در جریان راست و حزب توده می‌دانستند و بر جنبش کمونیستی تأکید داشتند.
اکثریت به رهبری علی کشتگر با حزب توده همراه شدند و اقلیت به رهبری علی‌اشرف دهقانی در سال 58 به مشی مسلحانه روی آورد و در مهاباد میتینگی برگزار کرد و اعلام نمود: «چون رژیم وابسته به امپریالیسم است، تنها باید با آن جنگ مسلحانه نمود.» حرمتی‌پور هم پس از مدتی اقدام به انشعاب کرد و با عنوان «ارتش آزادیبخش خلق‌های ایران» اعلام موجودیت کرد که در سال 60 با هلاکت حرمتی‌پور به کار خود پایان داد؛ اما چریک‌های فدایی شاخه دهقانی در شهرهای تهران، استان‌های شمالی، آذربایجان و بندرعباس به فعالیت‌های مسلحانه خود ادامه دادند و اکنون عمده فعالیت آنها به کردستان خلاصه می‌شود. (رضا عاصف؛ احزاب و گروه­‌های سیاسی ایران؛ دانشکده و پژوهشکده اطلاعات و امنیت، چاپ اول، 1387، ص142)
گروهک فدائیان خلق نیز در فتنه 88 نقش ایفا کرد و با انتشار اطلاعیه‌ای خواستار همبستگی تمام نیروها اعم از مسلمان و غیرمسلمان، اصلاح‌طلبان حکومتی و اپوزیسیون شد و بر لزوم دامن زدن به اعتصاب و ایجاد ستادهای مشترک هماهنگی در راستای تداوم تنش‌ها و تشنج‌ها تأکید کرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است:
«هموطن! سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) با شناخت دقیق جریان راست افراطی و پیوند آن با ولی‌فقیه و حلقه اصلی فرماندهان سپاه، از زمان تشکیل مجلس هفتم و به‌ویژه پس از انتخابات دوره نهم ریاست‌جمهوری، از مواضع اپوزیسیون جمهوری اسلامی جهت اصلی خود را متوجه این بخش از حکومت ساخت... در این انتخابات «نه» به احمدی‌نژاد «نه» به حامیان او هم هست. نکته پراهمیت در این انتخابات حضور به‌موقع، فعال و گسترده و حرکت «مطالبه‌محور» در متن کارزار انتخابات بوده است. این حرکت تاکنون... کاندیداهای جناح اصلاح‌طلب حکومتی را وادار کرده است که برخی عناصر برنامه و مطالبات اقشار و گروه‌های اجتماعی خواهان پایان دادن به استبداد دینی و استقرار دموکراسی را در شعارها و وعده‌های خود بگنجانند. اینک حرکت مطالبه‌محور در موقعیت عقب نشاندن جریان راست‌افراطی و به زیر کشیدن نماینده آن از مقام ریاست‌جمهوری قرار گرفته است.(پایگاه اطلاع‌رسانی اخبار روز، «اطلاعیه سازمان فدائیان خلق ایران(اکثریت) پیرامون انتخابات ریاست‌جمهوری»؛ 19/3/1388)
همچنین، پایگاه خبری «روز» وابسته به فدائیان خلق با اشاره به اینکه افرادی چون؛ کروبی و موسوی برای این جریان‌های اپوزیسیون نامزد ایده­‌آل نیستند، اما وجودشان برای تغییرات بنیادی در نظام جمهوری اسلامی ضروری است؛ می‌نویسد:
«شکی نیست که نه آقای موسوی و نه آقای کروبی کاندیدای ایده‌آل برای ایجاد تغییرات بنیادی نیستند، اما شرایط سیاسی فعلی و جنبش برآمده از آن، می‌طلبد با پرهیز از حداکثرخواهی، همدلی و همراهی داشته باشیم. اگر جنبش بتواند انتخاباتی با حضور ناظران خارجی را به کرسی بنشاند، آن‌وقت گام اساسی برای تغییرات جدی ساختار حاکمیت برداشته شده است.» (روزنامه کیهان؛ شنبه 30 خرداد 1388)


آفاق
محمدرضا اسکندری

لیبرالیسم؛ نظام فرهنگی رنسانس
همان‌طور که در مقالات پیشین شرح دادیم، مدرنیته حاکم کنونی بر دنیای غرب، پدیده‌ای است که از قرون ۱۴ و ۱۵ میلادی سیر ظهور، بلوغ و تکامل خود را با گذر از چهار مرحله رنسانس، اصلاح دینی، روشنگری و انقلاب صنعتی به سرانجام رسانده است. اولین مرحله این زنجیره تکاملی (رنسانس) که نقش بسزایی در شکل‌دهی شاکله سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دنیای مدرن داشت، دارای نظامات هفت‌گانه؛ نظام اجتماعی رنسانس(فئودالیسم و سوداگرایی)، نظام اقتصادی رنسانس(بورژوازی)، نظام فرهنگی رنسانس(لیبرالیسم)، نظام مذهبی رنسانس(پروتستانتیسم)، نظام سیاسی رنسانس(ماکیاولیسم)، نظام معرفتی رنسانس(اومانیسم) و نظام علمی رنسانس(ساینتیسم) بوده است که در دو شماره گذشته با دو نظام اولی آشنا شدیم. در این شماره نظام فرهنگی دوره رنسانس، یعنی لیبرالیسم را شرح خواهیم داد.

لیبرالیسم
لیبرالیسم یکی از مکاتب پرنفوذ فلسفی غرب است که در سه زمینه فلسفی، سیاسی و اقتصادی اصول و مبانی خود را ارائه داده است. درزمینه سیاسی طرفدار آزادی­های فردی و اجتماعی است و درزمینه مسائل اقتصادی نیز به کم کردن نقش و قدرت دولت اعتقاد دارد. از نظر فکری نیز بر این اعتقاد است که اگر امور جهان بر روال طبیعی خود قرار گیرد، مشکلات بشری حل خواهد شد. اگر نظم طبیعی جامعه را بر هم نزنیم و بگذاریم افراد طبق خواسته‌های خود عمل کنند، هم برابری در جامعه ایجاد خواهد شد و هم برادری. دخالت افراد یا دولت­ها در جریان امور سبب ازهم‌گسیختگی نظم اقتصادی و سیاسی جامعه می‌شود. نخستین متفکران لیبرال معتقد بودند که عموم مردم می‌توانند راه سعادت و خوشبختی خود را انتخاب کنند و به وجود سلسله مراتبی از روحانیان و غیرروحانیان نیاز نیست تا برای مردم تکلیف تعیین کنند.
لیبرالیسم در طول تاریخ، همواره با موانع آزادی­های فردی، نظیر نفی فردیت، تعصبات مذهبی، قدرت مطلقه و محرومیت افراد از حق رأی مبارزه کرده است. از نظر این مکتب انسان­ها مساوی خلق شده‌اند و در وجود آنها حقوقی خاص، از جمله: حق حیات، حق آزادی و حق انتخاب راه زندگی به ودیعه نهاده شده است. لیبرال‌ها طرفدار جامعه مدنی هستند؛ یعنی جامعه‌­ای که افراد آن بتوانند آزادانه به کارهای اقتصادی و فعالیت­‌های سیاسی بپردازند و دولت کمتر در امور آنها دخالت کند و هر کس در مسائل مذهبی خود آزادانه پیرو وجدان خویش باشد و هیچ عقیده‌­ای بر او تحمیل نشود.

آزادی در اندیشه لیبرالیسم
یکی از مهم‌ترین اصول لیبرالیسم، مسئله آزادی است. این اصل محور همه اندیشه‌های لیبرال‌هاست. اگر لیبرالیسم به‌مثابه یک مکتب در چند قرن اخیر تأثیرگذار بوده بیشتر به سبب همین اصل است. لیبرال‌ها آزادی را مهم‌ترین ارزش در حیات فردی و اجتماعی انسان‌­ها می‌­دانند. لیبرال‌ها بر آزادی‌های فردی انسان تأکید بسیاری دارند و اگر هم به بحث از آزادی­های سیاسی و اقتصادی می‌پردازند، بیشتر به همین منظور بوده است. برای نمونه، در بحث آزادی‌های اقتصادی معتقدند که دولت نباید در فعالیت‌های اقتصادی مردم دخالت کند.
برای متفکران لیبرال، آزادی یک حق طبیعی و ذاتی بشر است که مقدم بر جامعه است و باید محترم شمرده شود. حفظ آزادی­‌های مردم در چارچوب نهادهای اجتماعی تحقق می‌پذیرد. قدرت سیاسی که ناشی از خود مردم است باید ضامن اجرای حقوق افراد باشد. به بیان دیگر، افراد با قرارداد یا توافق ضمنی منشأ قدرت در جامعه سیاسی می‌شوند و جامعه مدنی را تشکیل می‌دهند. جامعه مدنی در برابر حالت طبیعی بشر قرار دارد.

لزوم آزادی از دیدگاه لیبرالیسم
لیبرال‌ها برای ضرورت آزادی دلایلی را ذکر کرده‌اند. این دلایل از زمان جان استوارت‌میل تا زمان آیزایا برلین همواره مورد توجه بوده است. این دلایل عبارتند از:
۱- آزادی در ذات آدمی است؛ یعنی طبیعت انسان جویای آزادی است. به گفته برلین، آزادی گوهر آدمی است. انسان موجودی است که در طلب آزادی است. آزادی از لوازم انسانیت انسان است. آیزایا برلین می‌گوید: «اما درباره آدمیزاده و تنها درباره او، مدعی هستیم که طبیعت آدمی جویای آزادی است. با وجود اینکه می‌دانیم در طول مدت حیات بشری، فقط شمار اندکی از آدمیان در طلب آزادی برخاسته‌اند و اکثریت عظیم علاقه زیادی به آزادی نشان نداده‌اند.»
۲- کشف حقیقت با آزادی در ارتباط است. استوارت‌میل معتقد است، حقیقت از طریق بحث آزاد تحقق می‌یابد. اگر دیدگاه‌های مختلفی وجود داشته باشد که میان آنها تلاقی ایجاد شود، بهتر می‌توان به حقیقت دسترسی پیدا کرد. در شرایطی که اندیشه‌ها با یکدیگر برخورد کنند و افراد بتوانند در فضایی باز با یکدیگر بحث و گفت‌وگو کنند، حقیقت کشف خواهد شد. در یک محیط استبدادی شناخت بسیاری از حقایق با مشکلات بسیار روبه‌رو خواهد شد.
۳- خلاقیت و ابتکار آدمی با آزادی تحقق پیدا می­‌کند. به بیان دیگر، اگر آزادی وجود نداشته باشد بعد خلاقیت شخصیت انسان رشد پیدا نخواهد کرد. در یک فضای آزاد است که علم و دانش رشد می‌یابد. البته، برخی از محققان غربی گفته‌اند، همواره میان آزادی و خلاقیت رابطه مستقیمی وجود ندارد. اینان دوره حاکمیت تزاریسم در روسیه را مثال می‌زنند که در آن ادبیات و موسیقی رشد بسزایی یافت و شخصیت‌های بزرگی پا به عرصه وجود گذاشتند. البته، مراد این محققان نفی آزادی نیست، بلکه این نکته را گوشزد می‌کنند که خلاقیت به مجموعه‌ای از عوامل بستگی دارد که یکی از آنها آزادی است. در فضای اختناق بسیاری از استعدادهای آدمی از رشد و شکوفایی بازمی‌ماند، درحالی‌که در فضای آزاد، اندیشه‌ها و ابتکارات آدمی رشد می‌کند.
۴- شرافت انسانی نیز در محیطی آزاد تحقق می‌یابد. در فضایی که انسا­ن­ها آزادانه به کار و فعالیت می‌پردازند و کسی مانع آنها نیست، شرافت انسانی معنا پیدا می­‌کند. در یک محیط اختناق‌زده که آزادی انسان­‌ها سلب می‌شود، افراد احساس حقارت می‌کنند. در جامعه‌ای که آزادی­‌های سیاسی و اجتماعی وجود ندارد، شرافت انسان­ها آسیب­پذیر می‌شود. در یک محیط استبدادی که افراد احساس می‌کنند آلت‌دست قدرت‌­های حاکم شده‌اند و همه عوامل و رفتار آنها تحت نظارت و بازرسی است احساس بی‌هویتی و خواری می‌کنند. چون در یک جامعه آزاد، افراد ابزار تحقق اهداف دولت­ها قرار نمی­گیرند و در بسیاری از فعالیت­های اجتماعی شرکت می­کنند، احساس امنیت و شخصیت پیدا می‌کنند. از نظر استوارت‌میل هرگونه اقتدارگرایی با شرافت انسانی منافات دارد.

موضع اسلام در برابر لیبرالیسم
براساس ديدگاه اسلام و متون اسلامی درباره جايگاه انسان، انسان موجودي رهاشده به حال خود نيست و از خلقت او هدفي والا در ميان بوده است و نه‌تنها آزادي او نامحدود نيست، بلكه انسان موجودي محدود و عبد خدا و مكلف به اطاعت از خداست، اما درعين‌حال، خليفه خداست و براي رسيدن به اين مقام بايد براساس برنامه‌­هايي كه دين ارائه مي‌دهد، عمل كند. شهید مطهری تعاریف آزادی در مکاتب مختلف را مورد توجه قرار داده و آنها را ناقص می‌داند. از نظر ایشان لیبرالیسم تنها  بعد مادی انسان را اهمیت داده؛ لذا شرافت انسانی را نقص کرده است، چون به بعد انسانیت توجه نکرده است و تنها به وجه مشترک انسان و حیوان توجه کرده و انسان را تا حد حیوان پایین آورده است. انسان موجود دو بعدی است؛ بنابراین، باید در هر دو بعد، یعنی مادی و معنوی پیشرفت کند تا آزادی­اش تأمین شود. شهید مطهری در عین تجلیل از آزادی اجتماعی، آزادی معنوی را با ارزش می‌داند و جهان غرب و لیبرالیسم و دموکراسی‌های غربی را به دلیل بی‌توجهی به این بعد آزادی مذمت می­کند و اعتقاد دارد که بدون تأمین بعد معنوی، آزادی اجتماعی امکان تحقق صحیح نخواهند یافت و در این‌باره استالینیسم، فاشیسم و امپریالیسم را مثال می­زند. از نظر ایشان انبیا آمدند تا افزون‌بر آزادی اجتماعی، به بشر آزادی معنوی بدهند... آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی میسر و عملی نیست. درد امروز جامعه بشری این است که بشر می­‌خواهد آزادی اجتماعی را تأمین کند، ولی به دنبال آزادی معنوی نمی­‌رود... آزادی را جز از طریق نبوت، انبیا، دین، ایمان و کتاب­‌های آسمانی نمی‌توان تأمین کرد... بزرگ‌ترین خسران عصر ما این است که همه‌­اش می­‌گویند آزادی، اما به‌جز آزادی اجتماعی سخن نمی­‌گویند.
* منابع در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 309
فتح الله پریشان

حکومت فقها در عصر غیبت از دیدگاه کمره‌ای
سیاست و حکومت مطلوب در دستگاه تحلیلی شیخ‌ کمره‌ای از سلسله مراتب طولی‌ای برخوردار است که در سقف آن خداوند متعال به‌منزله حاکم مطلق زمین و‌ آسمان و خالق همه چیز قرار دارد، بعد وجود شریف صاحب علم نبوت و سپس وصایای معصوم پیامبر(ص)، یعنی ائمه معصومین(علیهم‌السلام) هستند. اما در عصر غیبت معصوم(ع)، مطابق آنچه کمره‌ای در کتاب «همم‌الثواقب» به نقل از توقیع شریف امام زمان (عج) تصریح کرده است، مجتهدان و فقهای جامع‌الشرایط شایسته و بایسته حکومت و سیاست هستند. «راویان حدیث اهل بیت(علیهم‌السلام) در زمان غیبت امام (علیه‌السلام) که مراد از ایشان مجتهدان از اهل ایمان و ایقانند، حجت حجت‌الله بر همه شیعیان هستند و رجوع به ایشان در حوادث واقعه و قضایای سانحه و در شناخت احکام و حلال و حرام ائمه انام واجب است و رجوع به غیر ایشان در این زمان به‌منزله رجوع به سوی طاغوت است و رد حکم آنها که هر آینه موافق حکم ائمه هدی (علیهم‌السلام) است و عدم قبول آن، استخفاف به حکم خدای عز ّو علا است و رد بر اهل‌البیت(علیهم‌السلام) رد بر خدای تعالی است که در حد شرک بالله است.»(۱)
وی فلسفه‌ای را که برای وجود حرکت پیامبر(ص) و امامت و ریاست امام معصوم(ع) قائل است، در عصر غیبت نیز برای وجود دانایان به احکام دین و مصالح دنیوی و سعادت اخروی مکلفان قائل شده و معتقد است تنها آنها هستند که در این زمان جهت حجت‌الله و وارثان انبیای الهی در میان مردم هستند و خلافت و ولایت از سوی ایشان را برعهده دارند.(۲) البته، این سخن به آن معنا نیست که علمایی نظیر کمره‌ای حکومت فقیهان را در شرایط و زمینه‌های سیاسی ـ فرهنگی زمان زیست خود، یعنی عصر صفویه ممکن دانسته و در این‌باره به تلاش علمی پرداخته باشند، زیرا همان‌طور که بارها در بررسی عصر صفویه متذکر شده‌ایم چنین هدفی برای فقها قابل وصول نبوده و تنها آنها از فرصت پیش‌آمده برای ترویج احکام الهی و تقویت و گسترش پایه‌های مذهب شیعه اثنی‌عشری کمال استفاده را برده‌اند و به‌نوعی می‌توان گفت همان زحمات ارزشمند است که امروز حکومت در مجرای اصلی خود قرار گرفته و ولایت فقهای جامع‌الشرایط به سیاست رسمی و نظام سیاسی کشورمان با حرکت احیاگرانه حضرت امام خمینی(ره) تبدیل شده است.
بنابراین گرچه کمره‌ای تنها فقها و مجتهدان را وارثان حقیقی پیامبران و حجت حجج الهی می‌دانست، اما وی با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر زمان، با حمایت از دولت صفوی و با به رسمیت شناختن حاکمیت آنها در امور عرفی حکومت و سلطنت تلاش کرد تا آنجا که می‌تواند محتوای سلطنت را با تصدی اداره امور شرعی، نظیر منصب شیخ‌الاسلامی، قضاوت و افتا و ارائّه رهنمودها و توصیه‌های مختلف به پادشاهان صفوی، به حکومت مطلوب از نظر خود نزدیک‌تر سازد. ازاین‌رو، وی علاوه بر پذیرش منصب قضاوت و شیخ‌الاسلامی با نگارش کتاب‌ها و رساله‌های مختلف، از جمله: «همم‌الثواقب»، «جامع‌الصفوی» و «رساله اثبات لزوم وجود مجتهد در عصر غیبت» عملکرد و سیاست‌های شاهان صفوی را در امور مختلف فرهنگی و اجتماعی نقد کرده و توصیه‌های لازم را در جهت اصلاح این سیاست‌ها ارائه داده است.(۳)
در واقع، به اعتقاد کمره‌ای، در همه زمان‌ها بیش از یک نوع حکومت مطلوب از نظر شیعه وجود ندارد و آن «حکومت دانایان به احکام دین و مصالح دنیوی و اخروی مردمان» است؛ بنابراین خداوند متعال تنها لزوم اطاعت از آنها را مقرون به اطاعت از خود ساخته و تصرف در امور دینی و دنیوی مردمان را بر آنها جایز کرده است. در نتیجه، در عصر غیبت نیز تنها دانایان به احکام دین و مصالح دنیوی و اخروی مردمان که به تصریح ائمه (علیهم‌السلام)، فقها و مجتهدان شیعه هستند، اولویت دارند تا در امور مردم تصرف کنند. در شماره‌های بعد با دامنه اختیارات و وظایف حکومت اسلامی از دیدگاه شیخ کمره‌ای آشنا خواهیم شد.
* منابع در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

مزایای روش‌های تلفیقی
امروزه آن دسته از جامعه‌شناسان و پژوهشگران علوم سیاسی که مایلند ساختارهای اجتماعی و فرایندهای عمده تاریخی را از نظر مراحل تطور و شباهت‌ها و تفاوت‌های تاریخی آنها مقایسه کنند، از روش‌های تلفیقی تاریخی ـ تطبیقی بهره می‌گیرند. در این‌گونه پژوهش‌ها ترجیح داده می‌شود، مقایسه بر تعداد کمی از موارد متمرکز شود تا پژوهشگر بتواند به شرایط تاریخی و ویژگی‌های متفاوت تک‌تک موارد با دقت بسیار بنگرد.
روش‌های تاریخی ـ تطبیقی مزایای پژوهش فرایندهای تاریخی را با پژوهش‌های مقایسه‌ای درهم آمیخته‌اند. پژوهشگران تاریخی ـ تطبیقی از مقایسه میان موارد برای برجسته کردن ویژگی‌های هر مورد استفاده می‌کنند. آنها درعین‌حال، می‌توانند فرایندهای علّی را درون کشورهایی که مورد مقایسه قرار می‌دهند، بررسی کنند. افزون‌براین، پژوهشگران مذکور امکان بررسی انگاره‌های تاریخی عمومی در درون کشورها را نیز، می‌یابند.
این ویژگی‌ها، روش‌های تاریخی ـ تطبیقی را برای یافتن پاسخ پرسش‌های بزرگ مناسب کرده است. پرسش‌های اساسی و بزرگی، نظیر دگرگونی‌های مهم اجتماعی چگونه شکل گرفته‌اند؟، چه ویژگی‌های اساسی در چندین جامعه قابل قیاس یافت می‌شود؟، چرا ترتیبات اجتماعی جاری در برخی جوامع شکل خاصی دارند، اما در سایر جوامع به‌گونه‌ای دیگر مشاهده می‌شوند؟
درعین‌حال، پژوهش‌های تاریخی ـ تطبیقی برای پرسش‌هایی مناسب هستند که به تلفیق عوامل اجتماعی، به‌منظور تولید نتیجه خاصی نظر دارند (مانند عواملی که سبب جنگ داخلی می‌شود). این پژوهش‌ها همچنین، برای مقایسه نظام‌های اجتماعی در کلیت آنها، مشاهده موارد اشتراک بین جوامع و نیز جنبه‌های ویژه هر یک به‌کار می‌روند. دگرگونی‌های اجتماعی درازمدت نیز با اتکا به این روش مطالعه می‌شود.
روش تاریخی ـ تطبیقی به‌جای تمرکز بر واقعه‌ای خاص در گذشته که ممکن است پیامدهایی را در زمان حاضر داشته باشد، مجموعه‌ای از رویدادها یا فرایندها را مدّ نظر قرار می‌دهد و با مقایسه آنها، به‌صورت کیفی یا کمّی، نتیجه‌گیری می‌کند. پژوهش‌های تاریخی ـ تطبیقی را می‌توان براساس سه محور سازماندهی کرد: ۱ـ آیا پژوهشگر قصد مطالعه رویداد یا روند تاریخی خاصی در یک کشور یا تعداد محدودی از کشورها را دارد یا می‌خواهد تعداد زیادی از کشورها را مقایسه کند؟ ۲ـ پژوهشگر چگونه به زمان یا تاریخ می‌نگرد؟ آیا به دوره زمانی خاصی در گذشته (دور یا نزدیک) نظر دارد یا رویدادها را در طول زمان مطالعه می‌کند؟ ۳ـ تحلیل پژوهشگر مبتنی‌بر داده‌های کمّی است یا کیفی؟


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی ـ 28
ابعاد دیگری از توطئه‌ها و جنایت‌های منافقین در سال ۱۳۶۱
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

در مباحث پیشین در چند مورد به توطئه‌ها و حرکات نفاق‌آمیز گروهک منافقین اشاره کردیم و مباحثی درباره اقدامات جنایتکارانه آنها، از قبیل انفجارات و ترور شخصیت‌ها در سال ۱۳۶۰ به بحث گذاشته شد، گرچه مختصر و گذرا بود. در کنار آن طرح و توطئه جریان‌های شکست‌خورده دیگری از قبیل لیبرال‌ها، ملی‌گراها، ورشکسته‌های سیاسی و گروهک کمونیستی تا حدودی توضیح داده شد، اما حجم مطالب مربوط به طرح‌های ترور با هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی بسیار گسترده‌ است و دارای ابعاد متنوعی است که هر یک مبحث جداگانه‌ و مستقلی را می‌طلبد، شاخص‌ترین جریانی که در جنایتکاری سرآمد و از شهرت بالایی برخوردار شد، همین گروهک منافقین بودند و هستند که از پیش از انقلاب در دوران پیروزی انقلاب و پس از انقلاب همواره کمک‌کار دشمن خارجی در همه زمینه‌ها بوده‌اند و در عرصه‌های مختلف که فهرست آنها حجم بالایی را شامل می‌شود، به توطئه‌های بسیاری پرداختند. امام خمینی(ره) درباره کارنامه سیاه این گروهک جنایتکار فرمودند: «بگذارید کوردلان در داخل و خارج هرچه می‌خواهند بکنند و بگویند و به هر جنایتی که روی تاریخ را سیاه می‌کند و روی منافق و هم‌قطاران جنایتکاران‌شان را سیاه‌تر، دست بزنند و با انفجارها که کار جنایتکاران ورشکسته و هر فرد ساده‌ای می‌تواند این نحو جنایات را انجام دهد، به اسم قیام مسلحانه برای نجات خلق و جنگ خیابانی برای سرنگونی اسلام و جمهوری اسلامی برای خود و سبعانی امثال خود دلخوشی و برای رسانه‌های گروهی در خدمت ابرجنایتکاران سوژه تبلیغاتی بر ضداسلام و جمهوری اسلامی فراهم کنند.»

فریب جوانان
منافقین تمامی حرکت شوم وسیله سیاه خودشان را با دورویی، ریاکاری، نیرنگ، توطئه، نفاق، دسیسه، توجیه و غلّو انجام می‌دادند با به‌کار بردن اصطلاحات پرطمطراق سعی می‌کردند که شکست‌های‌شان را پوشش دهند و با نظریه‌های سیاسی مبتنی‌بر اندیشه‌های جهان معاصر غرب و شرق اقدام به جذب جوانان می‌کردند و با وعده‌های فریبنده دست به جنایت و کشتار مردم می‌زدند. این گروهک با تدوین جزوه‌ای درون‌گروهی، مراحل سه‌گانه‌ای را در راستای براندازی نظام جمهوری اسلامی به خانه‌های تیمی تزریق می‌کرد؛ مرحله اول، ورود به فاز نظامی، با هدف «نابودی کادرهای عالی تصمیم‌گیرنده رژیم» قید شده بود و در این‌باره آورده است: «برای از بین بردن ثبات‌یافتگی رژیم با انهدام نیروهای عالی تصمیم‌گیرنده‌اش در این مرحله نابودی کادرهای راهبردی، دارای تقدم مرحله‌ای بود و انهدام بدنه نظامی (مرحله دوم) را تحت‌الشعاع قرار داده بود.»
در مرحله دوم، آورده است: «انهدام بدنه نظامی رژیم» و تصریح شده «بدنه نظامی رژیم در این شرایط پاسداران، کمیته‌ها، انجمن‌های ضداسلامی [به‌زعم منافقین]، جهاد سازندگی، نهادهای اجتماعی رژیم و... به‌طور کلی همه عناصری که به سد کردن آزاد شدن نیروهای خلق پرداخته‌اند.» منافقین درباره نوع حرکت‌شان در این مرحله می‌نویسند: «در این مرحله، لزوم حرکت همه‌جانبه و گسترده نیروهای انقلاب از پایین به بالاست، یعنی با نابود کردن پایه‌های حاکمیت ضدخلق و عینیت نفوذ آن». مرحله سوم، به‌اصطلاح خودشان «آزادسازی و تدارک قیام همه‌جانبه»، به‌عنوان راهبرد عنوان شده است. این گروهک، براساس ادعاهای پوچ بسیاری از جوانان را فریب داد و به کام مرگ سیاه برد.

انواع ترورها
منافقین با به‌کار بردن عناوینی، مانند «انهدام بدنه نظامی رژیم» جنایات گوناگونی مرتکب شدند. خون هر مظلوم و زحمت‌کشی را بر زمین ریختند. دامنه این عنوان‌ها بسیار وسیع و گسترده است و اعترافات افراد دستگیر‌شده این جنایات را بیشتر افشا می‌کند. آنها برخی از ترورها را با هدف خاصی دنبال کرده‌اند. بسیاری از آنها هم در چارچوب هدف نبوده که از آن به «ترور کور» یاد می‌شود که در مجموع با هدف پراکنده کردن مردم و ایجاد جو رعب و وحشت بوده است.
با این خط‌مشی، مغازه‌داری به‌نام شهید محمدی‌نصرآبادی، کارگر خشکشویی به‌نام شهید شعبان ترابی، یک بنگاه‌دار معاملاتی به نام شهید امیر مظاهری‌فر، یک پیرمرد کفاش، شهید محمدتقی حیدری‌عطار، یا یک پارچه‌فروش به نام شهید حسینی، یک کارگر موتورساز بی‌نام و نشان، شهید عباسی، به‌عنوان بقال، یک پاسدار در میدان هفت‌حوض نارمک، یک دانشجو و معلم به نام شهید قاسمعلی هدایت، شهید حسین کشاورز، عضو انجمن روستای گلدشت، شهید رضایی امام جماعت روستای بی‌بالان حتی دو چوپان روستایی در جنگل‌های رحیم‌آباد در اطراف رامسر و... به‌دست منافقان به شهادت رسیدند. به‌طور کلی هر واحد عملیاتی منافقین الزاماً می‌بایست حداقل در روز یک ترور انجام می‌دادند و مواردی که ذکر شد، اقدام یک منافق به نام مرتضی ناصح‌پور بوده که در عملیات‌ها دخالت داشته و اعتراف کرده این همه جنایت برای رسیدن به قدرت بوده است. منافقین جنایت‌های دیگری هم داشته‌اند. آتش‌سوزی، بمب‌اندازی، تخریب برخی اماکن با انفجار، به رگبار بستن، آدم‌ربایی، دستگیری و شکنجه‌های وحشتناک از جمله دیگر اقدامات اعضای منافقین در سال‌های ۶۱ـ ۶۰ بود.

سرقت
منافقان طرح دیگری را با هدف ضربه زدن به «مراکز اقتصادی رژیم» در دستور کار داشتند. در این زمینه پرونده قطوری موجود است و اعترافات دستگیرشدگان و شیوه عملکرد آنها به‌صورت سرقت، قضایای پرماجرایی دارد. منافقین به‌منظور تهیه ابزار ترور و جنایت و ضربه زدن به بنیه اقتصادی نظام جمهوری اسلامی در هماهنگی با توطئه‌های اقتصادی استکبار جهانی، به‌ویژه آمریکا اقدام به دزدی و راهزنی می‌کردند و در این راه، افزون‌بر سرقت صدها خودرو و موتورسیکلت از مردم، میلیون‌ها تومان پول بیت‌المال نیز از طریق سرقت مسلحانه از بانک‌ها به جیب تروریست‌های مسلح سرازیر می‌شد. اعترافات منافقین سارق در این‌باره، تکان‌دهنده است که توضیح بیشتر درباره آن در ظرفیت این مختصر نیست. تنها به ذکر یک مورد اکتفا می‌شود. یکی از معترفان می‌گوید: «جهت تأمین مخارج لازمه در عملیات‌های تروریستی، سرقت این بانک‌ها الزامی است و ما به پول احتیاج داریم، قبلاً نیز در رابطه با سرقت‌هایی که توسط واحدهای دیگر از بانک‌ها صورت گرفته بود، مطالبی را از او شنیده بودیم و مطالبی را نیز در جزوه‌های خاص خوانده بودیم، تأکید خاصی که توسط عباس [منافق سارق] شده بود، این بود که کلیه موجودی بانک به انضمام خلع‌سلاح مأمور احتمالی داخل بانک توأماً باید صورت بپذیرد و درضمن، هرگونه مقاومتی از سوی کارمندان بانک یا افراد دیگر شدیداً می‌بایست با سلاح پاسخ داده شود. به‌دنبال ارائه این طرح محل بانک نیز بر روی کروکی آورده شد و...»

ترویج فساد
منافقین برای تحکیم موقعیت سازمانی و تشکیلاتی و برای توجیه نیروها و هواداران‌شان شیوه‌ای را به‌نام «عادی‌سازی» درپیش گرفته بودند و به این بهانه جوانان را جذب می‌کردند و از طرفی، جوانان سالم را به فساد و گناه می‌کشاندند. اسناد موجود در این‌باره اعترافات اعضای دستگیرشده است که یکی از آنها اظهار کرده است: «ما خودمان در خانه‌های تیمی بودیم، در خیابان اسکندری که برای عادی‌سازی و برای اینکه خودمان را عادی جلوه دهیم، شراب می‌خوردیم. یک شب آن‌قدر شراب خوردیم که تا فردا ظهر هم به‌هوش نیامدیم... به من، به‌عنوان چهره سازمان نگاه کنید، نه به‌عنوان یک فرد که آمده‌ام اینجا و صحبت می‌کنم. انحراف که رشد می‌کند. مسئله خوردن شراب منجر به عمل لواط می‌شود که چندین مورد بوده، چندین‌بار بوده که خودم هم در آن شرکت داشتم، که با خودم هم چنین کاری شده است و این مسئله فقط به فاز به‌اصطلاح نظامی ـ سیاسی مربوط نبوده، یعنی در آن فازی هم که سازمان دم از سیاست می‌زد، چنین مسئله‌ای بوده و خودم شاهدش بودم که چنین کاری صورت گرفته، در خانه‌های تیمی و در دکه‌های صنفی که به‌اصطلاح دکه‌های کتاب‌فروشی بوده و این مسئله زنا و لواط را خود سازمان عامل رشدش بود؛ چراکه با توجیه عادی‌سازی، مسئله مهم جلوه داده نمی‌شد و عناصر و نیروها به این سمت کشیده می‌شدند.»
این عنصر دستگیرشده در بخشی از صحبت‌هایش می‌گوید: «وقتی چیزی نباشد که جلوی انسان را بگیرد، جلوی آن پدیده شیطانی را بگیرد، انسان از خدا غافل می‌شود و مطمئناً به کارهای بزرگ‌تر از این هم دست می‌زند و همین چیزها سبب شد که دست به جنایات و کشتار بزنیم. اما چقدر ساده بودیم که فکر می‌کردیم با کشتار و با ریختن خون مردم، با ترور سبزی‌فروش و کفاش و بستنی‌فروش و شکنجه پاسداران می‌توانیم به اهداف‌مان برسیم.»
هم اعترافات منافقان دستگیرشده و هم اسناد و طرح ترورها به‌صورت دست‌نوشته از خانه‌های تیمی، رسوایی منافقین را نشان می‌دهد.


حكایت زمانه
میثم غلامپور

شکستن حکومت نظامي در اولين روز
در 16 شهريور ماه سال 1357، يکي از بزرگ‌ترين راه‌پيمايي‌هاي ملت عليه رژيم پهلوي و سياست‌هاي دروغين آشتي ملي دولت شريف امامي در تهران انجام شد که هدايتگر آن، جامعه روحانيت مبارز و سخنران آن، آيت‌الله شهيد محمدحسين بهشتي بود. عده‌اي‌ از مردم‌ در راه‌پيمايي‌ بزرگ‌ ۱۶ شهريور فرياد مي‌زدند: فردا صبح‌ در ميدان‌ ژاله‌. سپهبد مقدم‌ براي‌ جلوگيري‌ از تكرار راه‌پيمايي‌ از شاه‌ درخواست‌ برقراري‌ حكومت‌ نظامي‌ كرد و سرانجام‌ با موافقت‌ شاه‌، تصويب‌ شوراي‌ امنيت‌ و هيئت‌ دولت‌، حكومت‌ نظامي‌ به‌ تصويب‌ رسيد و با فرمان‌ شاه‌ ارتشبد اويسي‌ فرماندار نظامي ‌تهران‌ شد. فرماندار نظامي‌ تهران‌ به‌ سپهبد بدره‌اي‌ فرمانده‌ گارد جاويدان‌ دستور داد تا واحدهايي‌ از گارد را به‌ فرمانداري‌ نظامي‌ منتقل‌ كند. بدره‌اي‌ فرمان‌ اعزام‌ واحدهايي‌ را به‌ سرلشكر اميني‌ افشار فرمانده‌ لشكر ۱ گارد جاويدان‌ صادر كرد و يگان‌هايي‌ از لشكر در ميدان‌ و خيابان‌ ژاله‌ (شهدا) مستقر شدند.
ارتشبد اويسي‌ با صدور اولين‌ اطلاعيه‌ ‌فرمانداري‌ نظامي‌ اعلام‌ كرد: «‌به‌ منظور ايجاد رفاه‌ مردم‌ و نحوه‌ نظم‌ از ساعت‌ ۶ صبح ‌روز ۱۷ شهريور ماه‌ مقررات‌ حكومت‌ نظامي‌ را به‌ مدت‌ شش‌ ماه» به‌ اجرا مي‌گذارد. مردم‌ صبح‌ زود بي‌خبر از حكومت‌ نظامي‌ در دسته‌هاي‌ بزرگي‌ از خيابان‌هاي‌ فرح‌آباد، شهباز و ميدان‌ خراسان‌ به‌ طرف‌ ميدان‌ ژاله‌ حركت‌ كردند. در نزديكي‌ و خود ميدان‌ كاميون‌هاي‌ مملو از نظاميان‌ ايستاده‌ بودند، ولي‌ مردم‌ بي‌اعتنا به‌ راه‌ خود ادامه‌ مي‌دادند.
ساعت‌ نزديك‌ 7:۳۰ صبح‌ بود كه‌ جمعيت‌ در ميدان‌ ژاله‌ و خيابان‌هاي ‌منتهي‌ به‌ آن‌ مستقر شدند. يكي‌ از فرماندهان‌ نظامي‌ با بلندگو به‌ مردم‌ اخطار كرد كه‌ حكومت‌ نظامي‌ است‌، چرا تجمع‌ كرده‌ايد؟ يكي‌ از روحانيون‌ مردم‌ را به‌ نشستن‌ دعوت كرد. جمعيت‌ روي‌ زمين‌ نشست‌، ولي‌ ظواهر امر نشان‌ مي‌داد كه‌ نيروهاي‌ فرمانداري‌ نظامي‌ قصد متفرق كردن‌ مردم‌ را ندارند. راه‌ عبور را از چهار طرف‌ بر روي‌ مردم‌ بستند. ناگهان‌ صداي‌ رگبار از خيابان‌هاي‌ منتهي‌ به‌ ميدان‌ بلند شد و همين‌ كه‌ جمعيت‌ از چهار طرف‌ به‌ سوي‌ ميدان‌ هجوم‌ آوردند، نيروهاي‌ مستقر در ميدان‌ نيز از چند سو مردم‌ را به‌ رگبار مسلسل‌ بستند. در مدت‌ چند ثانيه‌ صدها نفر در خاك‌ و خون‌ غلتيدند. مردم‌ بي‌محابا مجروحان‌ و شهدا را بر روي‌ دست‌ به‌ سوي‌ بيمارستان‌ها حمل‌ مي‌كردند. اتاق‌ها، راهروها و حياط بيمارستان‌ها مملو از مجروح‌ و جنازه‌ بود. مردم‌ اطراف‌ بيمارستان‌ها خانه‌هاي‌ خود را براي‌ پذيرش‌ مجروحان‌ مهيا مي‌كردند. هر كس‌ هر چه‌ از لوازم‌ پزشكي‌، پنبه‌، پانسمان‌ و ملافه‌ داشت‌ به‌ بيمارستان‌ مي‌آورد. نفرت‌ مردم‌ به‌ اوج‌ خود رسيده‌ بود. خبر قتل‌عام‌ مردم‌ در ميدان‌ ژاله‌ در تهران‌ پيچيد و سرتاسر تهران‌ به‌ جنب‌‌وجوش‌ درآمد.
طبق‌ گزارش‌ ساواك‌، تظاهرات‌ از ميدان‌ ژاله‌ به‌ «‌خيابان‌هاي‌ ديگري‌ از قسمت‌ شرق تهران» كشيده‌ شد، سپس‌ تظاهرات‌ به‌ جنوب‌ تهران‌، خيابان‌هاي ‌مولوي‌، ميدان‌ خراسان‌، ميدان‌ شوش‌ و ميدان‌ راه‌آهن‌ سرايت‌ كرد و در مدت‌ كوتاهي‌ خيابان‌هاي‌ فردوسي‌، منوچهري‌، سعدي‌ شمالي‌، نظام‌آباد، ‌فرح‌آباد، منطقه‌‌ نارمك‌، ميدان‌ سپه‌، خيابان‌ لاله‌زار، به‌ صحنه‌ درگيري‌ تبديل‌ شد.
تظاهرات‌ و درگيري‌ تا پاسي‌ از شب‌ ادامه‌ داشت‌. فرداي‌ آن‌ روز روزنامه‌ها بدون‌ پرداختن‌ به‌ چگونگي‌ درگيري‌ اعلام‌ كردند: «‌۱۰۰ آتش‌سوزي‌ در تهران‌ روي‌ داد، شعب‌ چند بانك‌، يك‌ فروشگاه‌ بزرگ‌، يك‌ فروشگاه‌ شهر و روستا در آتش‌ سوخت‌.»
«‌عباس ملكي»‌ عكاس حاضر در صحنه جمعه سياه مي‌گويد: «در بيسيم صدايي آمد كه همه را محاصره كنيد، تيراندازي شروع شد. من در بين نيروهاي نظامي ايستاده بودم. بين مردم هم مي‌رفتم، اما آن لحظه وسط نيروهاي نظامي بودم. مردم پا به فرار گذاشتند. نيروهاي نظامي تيرهوايي مي‌زدند. مردم وحشت‌زده بودند و هر جا كوچه‌اي يا گذري مي‌ديدند، فرار مي‌كردند... مردم تا آن روز در تهران چنين اتفاقي را نديده بودند. تيراندازي چند دقيقه بيشتر طول نكشيد، اما ديدم كه ديگر هيچ‌كس اطراف ميدان نيست. يك نفر يكي از جنازه‌ها را مي‌كشيد و يك نفر هم، جنازه ديگري را در آغوش گرفته بود. شهدا بر روي زمين بودند. مردم همه وسايل‌شان مثل دوچرخه را رها و فرار كردند. آمبولانس‌ها اطراف ميدان نمي‌آمدند و مردم جنازه يا زخمي‌ها را روي شانه‌ها مي‌بردند، زيرا اگر ارتشي‌ها جنازه را مي‌بردند، خانواده‌ها را اذيت مي‌كردند... عكس‌ها را براي ظهور به همكارانم دادم. من در وضعیت بدي بودم و ترسيده بودم. همكارانم كار لابراتوار بلد بودند و در آن موقعيت همه كمك مي‌كردند. آقاي پرتوي، عكس‌ها را در قطع ۳۰×۴۰ ظاهر كرد. عكس‌ها را روي زمين اتاق عكس پخش كردند؛ همه گريه مي‌كردند و هيچ كس باور نمي‌كرد در تهران چنين اتفاقي افتاده باشد. عكس از مردم قم، اصفهان، همدان و... گرفته بوديم؛ اما اين عكس‌ها جور ديگري بود.»‌
فرماندار نظامي‌ در اطلاعيه‌ شماره‌ چهار خود ضمن‌ متهم‌كردن‌ مردم‌، اعلام‌ كرد در واقعه‌ ۱۷ شهريور ۵۸ نفر كشته‌ و ۲۰۵ نفر مجروح‌ شده‌اند. دو روز بعد دادگستري‌ اعلام‌ كرد تعداد كشته‌شدگان‌ به‌ ۹۵ نفر رسيد. گر چه‌ تعداد شهداي‌ آن‌ روز رسماًً اعلام‌ نشد، ولي‌ آگاهان‌ آمار وحشتناكي‌ را از شهداي‌ ۱۷ شهريور ارائه‌ كرده‌اند. پارسونز سفير انگليس‌ تعداد شهدا را «‌صدها نفر» ذكر كرده‌ است‌. سوليوان‌، سفير آمريكا نيز گزارش‌ مي‌كند كه‌ در ميدان‌ ژاله« ‌بيش‌ از دويست‌ نفر از تظاهركنندگان‌ كشته‌ شده ‌بودند.»‌ جان دي. استمپل كه خود از مسئولان رده بالاي سفارت ايالات متحده آمريكا در ايران بود،‌ بعدها كتابي منتشر كرد. وي در كتاب خود درباره واقعه ميدان شهدا مي‌نويسد:‌
«بلادرنگ پس از آغاز برخورد در ميدان ژاله، مجروحان حادثه به سه بيمارستان واقع در ناحيه روانه شدند. منابع پزشكي كشته‌شدگان را بين ۲۰۰ تا ۴۰۰ نفر برآورد كردند. در ابتدا دولت مدعي شد كه مقتولان ۵۸ نفر بوده‌اند، اما در عرض يك هفته اين رقم به ۱۲۲ نفر افزايش يافت كه به اين رقم بين ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ زخمي نيز افزوده شد. در نيمروز ۸ سپتامبر (۱۷/۶/۱۳۵۷) رقم مقتولان اعلام شده از طرف مخالفان ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر بود،‌ اما طي ۲۴ ساعت تا حدود ۱۰۰۰ نفر بالا رفت... قبرستان بهشت زهرا(س) تنها محل رسمي دفن مردگان در تهران به كنترل مخالفان درآمد و نيز تحريكات قابل‌توجهي درباره ثبت ارقام قبور مقتولان از هر دو طرف به عمل آمد. پزشكاني كه مدت ۳۶ ساعت كار كرده بودند، عقيده داشتند كه رقم ۳۰۰ تا ۴۰۰ كشته و ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ مجروح كه در بيمارستان‌ها و مراكز درماني درمان سرپايي شده‌اند، برآوردي منطقي است.»
موضوع‌ مهم‌ ديگر در واقعه‌ ۱۷ شهريور، تمرّد سربازان‌ از دستور‌های‌ فرماندهان‌ نظامي ‌بود. در همان‌ لحظه‌‌ اول‌ در ميدان‌ ژاله‌ يك‌ سرباز، فرمانده‌ خود را هدف‌ قرار داد و سپس‌ خود را به‌ قتل‌ رساند. طبق‌ گزارش‌ ساواك:‌ «‌سه‌ نفر از سربازان‌ وظيفه‌ لشكر گارد در حين‌ اجراي‌ مأموريت‌ كنترل‌ اغتشاشات‌، ضمن‌ سرقت‌ سه‌ قبضه‌ تفنگ‌ ژـ۳ با ۳۰۰ تيرفشنگ‌ متواري‌ شدند.» اسامي‌ اين‌ سه‌ نفر عبارت‌ بود از: قاسم‌ دهقان‌، علي‌ غفوري‌ و محمد محمدي‌. فرداي‌ آن‌ روز محل‌ اختفاي‌ اين‌ سه‌ سرباز كشف‌ شد و هرسه به‌ محاصره‌ ‌نيروهاي‌ نظامي‌ درآمدند و مورد اصابت‌ گلوله‌ قرار گرفتند كه‌ محمد محمدي ‌در دم‌ به‌ شهادت‌ رسيد.
از مجموعه‌ اسناد به‌ دست‌ مي‌آيد كه‌ در اين‌ روز، هفت‌ سرباز خودزني‌ كردند. مشهد نيز كه‌ در اين‌ روز خود را براي‌ استقبال‌ از آيت‌الله قمي‌ كه‌ از تبعيد در كرج‌ آزاد شده‌ بود، آماده‌ مي‌كرد، با حكومت‌ نظامي‌ مواجه‌ شد و تظاهرات‌ و درگيري‌ از همان‌ آغاز روز شروع‌ شد. مردم‌ در مدرسه‌ نواب‌ اجتماع‌ كردند، ولي‌ نيروهاي‌ فرمانداري‌ نظامي‌ به ‌آنان‌ حمله‌ و آنان‌ را متفرق كردند. جنگ‌ و گريز تا پاسي‌ از شب‌ ادامه‌ داشت‌. در اين‌ روز به‌ گزارش‌ ساواك‌ ۱۴ نفر مورد اصابت‌ گلوله‌ قرار گرفتند كه‌ چهار نفر از آنان‌ به‌ شهادت‌ رسيدند. در شيراز نيز شبانه‌ آيت‌الله دستغيب‌ را دستگير و به‌ تهران‌ منتقل‌ كردند كه‌ فرداي‌ آن‌ روز تظاهرات‌ پراكنده‌اي‌ صورت‌ گرفت‌. شهرهاي‌ كرج‌، ابهر، سمنان‌ و كرمان‌ نيز، شاهد درگيري‌هايي‌ با نيروهاي‌ رژيم‌ بودند.
خبر فاجعه‌ قتل‌عام‌ مردم‌ در ميدان‌ ژاله‌ به‌سرعت‌ در جهان‌ پيچيد و سياستمداران‌، دولتمداران‌، خبرگزاري‌ها و محافل‌ بين‌المللي‌ را به‌ عكس‌العمل‌ وادار كرد؛ امّا هيچ‌ عكس‌العملي‌ زشت‌تر از دولت‌ آمريكا نسبت‌ به‌ اين‌ قتل‌عام‌ فجيع‌ نبود. در آن‌ روزها رؤساي‌ كشورهاي‌ آمريكا، مصر و رژيم صهيونيستي ‌در كمپ‌ديويد مشغول‌ مذاكرات‌ سازش‌ بودند. فرداي‌ آن‌ روز «‌وارن‌ كريستوفر»‌ معاون‌ وزير امور خارجه‌ آمريكا از واشنگتن‌ با «‌سايروس‌ونس»‌ وزير امورخارجه‌ كه‌ در كمپ‌ديويد بود، تماس‌ برقرار و توصيه‌ كرد كه‌ «پرزيدنت‌ كارتر هر چه‌ زودتر با شاه ‌صحبت‌ كند.»
ونس،‌ از وضع‌ ايران‌ گزارشي را به‌ كارتر ارائه‌ داد و از كارتر خواست‌ تا با شاه‌ تماس‌ بگيرد. ابتدا انورسادات‌ با شاه‌ تماس‌ گرفت‌ و «‌مراتب‌ همدردي‌ و پشتيباني ‌خود را از شاه‌ به‌ وي‌ اطلاع‌ داد» و سپس‌ كارتر با شاه‌ تلفني‌ صحبت‌ كرد و «‌پشتيباني‌ آمريكا را از وي‌ در اقداماتي‌ كه‌ براي‌ برقراري‌ نظم‌ به‌ عمل‌ مي‌آورد، تأييد كرد.»‌ خبر حمايت‌ كارتر از شاه‌ در رسانه‌ها منتشر شد. رژيم‌ كه‌ سعي‌ مي‌كرد مخالفان‌ خود را مرعوب‌ كند، به انتشار اين‌ خبر دامن‌ مي‌زد. روزنامه‌هاي‌ «كيهان»‌ و «اطلاعات» اعلام‌ كردند كه‌ ‌«كارتر با شاهنشاه‌ مكالمه‌ تلفني‌ كرد.»‌ روزنامه‌ها به‌ نقل‌ از اطلاعيه‌ كاخ‌ سفيد نوشتند: «‌كارتر با شاهنشاه‌ تماس‌ گرفته‌ و وضع‌ كنوني‌ ايران‌ را كه‌ در آن‌ تظاهرات‌ ضددولتي‌ به‌ رهبري‌ افراطي‌ها جريان‌ داشته‌ و دست‌كم‌ ۹۵ نفر كشته‌ بر جاي‌ گذارده‌ مورد بحث‌ قرار داده‌ است‌. پرزيدنت‌ كارتر مناسبات‌ نزديك‌ و دوستانه‌ ميان‌ ايران‌ و آمريكا را مورد تأييد قرار داده‌ است‌ و نسبت‌ به‌ ادامه‌ جنبش‌ اعطاي‌ آزادي‌ سياسي‌ اظهار اميدواري‌ كرده است‌.»
خبر حمايت‌ كارتر از شاه‌ آن‌ هم‌ بعد از قتل‌عام‌ مردم‌ تهران‌، موضع‌ امام‌ خميني‌ را به‌شدت‌ تثبيت‌ كرد. امام‌ خميني‌ در عكس‌العمل‌ به‌ اين‌ پيام‌ كارتر در مصاحبه‌ با راديو ـ تلويزيون‌ فرانسه‌ فرمودند: «‌آقاي‌ كارتر كه‌ براي‌ يك‌ زنداني‌ در شوروي‌ آن‌ قدر هياهو درآورد، پس‌ از كشتارهاي‌ پياپي‌ شاه‌، پشتيباني‌ خود را از او دريغ‌ نكرد. اين‌ به‌ خاطر اين‌ است‌ كه‌ آمريكا به‌ دنبال‌ منافع‌ خودش‌ فقط‌ هست.»‌
علما نيز در جایگاه تأثيرگذارترين قشر در عرصه حيات سياسي كشورمان نسبت به اين واقعه عكس‌العمل‌هاي مختلفي داشتند؛ چنانچه آيت‌الله گلپايگاني‌ با انتشار نامه‌اي‌ سرگشاده‌ به‌ شريف‌امامي‌ اخطار كرد‌: «اعلام‌ حكومت‌ نظامي‌ و جوي‌ خون‌ راه‌ انداختن‌ هيچ‌ دردي‌ را دوا نخواهد كرد.»
آيت‌الله گلپايگاني‌ علاوه‌ بر نامه‌هاي‌ فوق‌الذكر، اطلاعيه‌اي‌ صادر و اعلام‌ كرد که «فاجعه‌ خونين‌ كشتار بي‌رحمانه‌ ديروز تهران‌ مملكت‌ را غرق در عزا و مصيبت‌ ساخت.»
آيت‌الله مرعشي‌ با صدور اطلاعيه‌اي‌ اعلام‌ كرد: «‌بار ديگر هيئت‌ حاكمه‌ ايران ‌دست‌ از آستين‌ ظلم‌ به‌ در آورده‌، صدها مردم‌ ستمديده‌ و شريف‌ ايران‌ را به‌ ضرب‌ گلوله‌ در تهران‌ مقتول‌ و مضروب‌ و مجروح‌ كرد.»‌ وی بار ديگر خواست‌ خود را مبني‌ بر «اجراي‌ احكام‌ شرعيه‌ و برقراري‌ عدالت‌ و بازگشت‌ هر چه‌ زودتر حضرت‌ آيت‌الله خميني‌«‌ مورد تأكيد قرار داد. همچنين،‌ آيت‌الله شيخ‌بهاءالدين‌ محلاتي‌ از شيراز و آيت‌الله صدوقي‌ از يزد اطلاعيه‌هايي‌ در اين‌ زمینه‌ صادر كردند.
يكي از موضوعاتي كه مردم شركت‌كننده در راه‌پيمايي روز هفده شهريور و بازماندگان شهيدان و مجروحان حادثه در پي آن بودند، ‌اطلاع از نظر رهبر انقلاب حضرت امام خميني(ره) در اين باره بود. اعلاميه امام(ره)‌ كه بلافاصله پس از اين واقعه در نجف منتشر شد و به سرعت اكثر مردم ايرن از آن آگاهي يافتند، در واقع به حركت مردم مشروعيت بخشيد و مردم شادمان از مهر تأييد مرجع و رهبرشان‌ به مبارزه تا سرنگوني حكومت پهلوي ادامه دادند.


امام خامنه ای  در گذر زمان 59

اتمام ترجمه کتاب صلح امام حسن(ع) در روستای اخلمد
سال ۱۳۴۹ در روند نهضت جمهوری اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) چند حادثه رخ داد و وضعیت مبارزان را دستخوش تحول کرد، یکی شهادت آیت‌الله سیدمحمدرضا سعیدی در ۲۲ خرداد ۴۹ بود. چگونگی شهادت او فضای عمومی حوزه‌های علمیه را ملتهب کرد و مبارزان نسبت به خبردهی و نحوه فعالیت‌ها در برگزاری مراسم ختم او وارد فضای جدیدی شدند. در همین ایام بود که خبر دیگری نیز اعلام شد و آن خبر رحلت آیت‌الله سیدمحسن حکیم بود که تحرک دیگری در روحانیت مبارز به‌وجود آورد و تعیین مرجعیت در قم و مشهد بحث‌های دامنه‌داری را دنبال داشت. رژیم شاه سعی کرد از این فرصت علیه جریان نهضت امام خمینی استفاده کند. در این ایام طرفداران امام با تنظیم پیامی و ارسال آن به ایشان بر پذیرش مرجعیت تقلید ایشان تأکید کردند. عوامل رژیم شاه، شهربانی و ساواک در جست‌وجوی شناسایی و دستگیری روحانیون طرفداران امام خمینی بودند. از جمله آنها امام خامنه‌ای بود که در مشهد محوریت اصلی را داشت. روزی امام خامنه‌ای در منزل پدر درباره مسائل فقهی با ایشان وارد گفت‌وگو می‌شوند که زنگ خانه به صدا درمی‌آید، مادر ایشان از پشت در می‌خواهد که خود را معرفی کند که از نوع پاسخ داده شده متوجه می‌شوند که احتمالاً مأموران ساواک یا شهربانی برای دستگیری آقا سیدعلی آقا آمده‌اند، مادر جواب منفی به آنها می‌دهد و امام خامنه‌ای در فرصت ایجاد شده از در دیگر به منزل خود می‌رود تا اسناد و مدارک را جمع‌آوری کند، پس از این، معظم‌له تصمیم می‌گیرند به مکان مخفی بروند و کار کتاب ترجمه صلح امام حسن(ع) را به اتمام برسانند. ایشان با مشورت از قرآن و راهنمایی دوستانش زندگی پنهانی را در روستایی به نام «اخلمد» در نزدیکی مشهد شروع می‌کند، به‌وسیله یک خودرو از مشهد راهی آنجا می‌شود و کمتر از دو ماه در آن محل آرام و امن کار ترجمه کتاب را به اتمام می‌‌رسانند و آن را آماده چاپ می‌کنند و به نزد آقای حسین نیری معروف به «تهرانی» می‌فرستد و از این جهت خیال راحت دارند و تصمیم می‌گیرند آزادانه در مسیرها رفت‌وآمد کنند. امام خامنه‌ای در این روزها احساس می‌کند که می‌تواند به مشهد برگردد و در این‌باره طی بیاناتی فرموده‌اند: «زندگی روزمره خود را آغاز کردم، به‌راحتی به گشت‌وگذار می‌پرداختم. در مجالس و محافل حضور می‌یافتم، کسی را در تعقیب خود نمی‌دیدم. با خود گفتم شاید از بازداشت من دست برداشته‌اند و آنچه آنان را به پیگرد من واداشته بود، موضوع مهمی نبوده و به مرور زمان منتفی شده است... [خواستم]آنچه را که پنهان کرده بودم به جای خود برگردانم، اما تصورم نادرست بود...» هنگامی که در منزل پدر بود، بار دیگر قضیه پیش تکرار می‌شود و از طرف ساواک منزل در محاصره قرار می‌گیرد و مادر ایشان با مأموران ساواک برخورد می‌کنند و امام خامنه‌ای خود را در مقابل مأموران قرار می‌دهند و دستگیر و راهی زندان لشکر ۷۷ خراسان می‌شوند.


از لابه لاي تاریخ

پلیس سیاسی رضاشاه ـ 5
پلیس سیاسی، دامنه فعالیت‌های خود را تا خصوصی‌ترین مسائل زندگی مردم گسترده بود. حتی نامه‌های پستی و مراسلات شهروندان معمولی نیز، از سوی مأموران و خبرچینان شهربانی كه در ادارات و دوایر مختلف پست حضور داشتند، خوانده می‌شد؛ نیز كسانی كه می‌خواستند مسافرت‌های بین شهری انجام دهند مجبور بودند از اداره سیاسی شهربانی جواز دریافت كنند. پرونده‌سازی‌ها و پاپوش‌دوزی‌های مكرر پلیس سیاسی شهربانی در دوره آیرم افزایش چشمگیری یافت و افراد بسیاری، صرفاً در نتیجه پرونده‌سازی‌ها و نیز جرم‌‌تراشی‌های پلیس سیاسی و اداره تأمینات گرفتار شده از هستی ساقط می‌شدند.
به‌این‌ترتیب، تقریباً تمامی رجال، شخصیت‌ها، نمایندگان مجلس شورای ملی، افراد بانفوذ و صاحب‌مقام، صاحبان حرفه‌ها و مشاغل تجاری و اقتصادی و تمام كسانی كه سری در میان سرها داشتند، پرونده‌هایی در نزد آیرم و اداره تأمینات و آگاهی او داشتند و او هرگاه اراده می‌كرد، به وسیله همین پرونده‌سازی‌های عمدتاً جعلی و ساختگی، فرد موردنظر را به خاك سیاه می‌نشانید. این پرونده‌سازی‌ها،‌ درعین‌حال، راهی پرسود برای ثروت‌اندوزی آیرم و رؤسای وقت شهربانی بود. بسیاری از دارندگان پرونده سیاسی در شهربانی مبالغی كلان یا اموال و دارایی‌های غیرمنقول بسیاری در ازای مطرح نشدن آن، به رئیس شهربانی می‌پرداختند تا از عقوبت فرجام خلاصی یابند.
پس از پایان دوران ریاست آیرم بر شهربانی و انتصاب ركن‌الدین مختار به‌جای او، اداره تأمینات و پلیس سیاسی باز هم حیطه فعالیت و عمل خود را گسترش داد. تعداد كارآگاهان و افسران اطلاعاتی بیشتر شد و شمار جاسوسان و خبرچینان به «شمار ستارگان آسمان!» افزایش یافت. جوّ بدبینی در میان مردم و ترس و نگرانی دائمی از خبرچینان شهربانی همگانی شد. افزون‌بر مخالفان سیاسی و تمام كسانی كه گمان مخالفت درباره آنان می‌رفت، تمام رجال، شخصیت‌ها و كارگزاران دولت و حكومت نیز در سیطره جاسوسان و خبرچینان اداره تأمینات (آگاهی) قرار گرفتند و خوش‌شانس‌ترین آنان كسی بود كه گزارش كمتر مغرضانه‌تری درباره او تدوین و به رؤسای شهربانی تسلیم می‌شد. در دوران مختاری، دستگاه دادگستری و وزارت عدلیه، بیش از پیش، تحت سیطره شهربانی و اداره سیاسی آن قرار گرفت و براساس پرونده‌های تنظیمی شهربانی بود كه بیشتر محاكمه‌شوندگان در دادگستری محكوم می‌شدند. اصولاً قضات و وزارت عدلیه چاره‌ای جز پذیرش دیدگاه‌های شهربانی نداشتند، مانند دوران آیرم، در دوره مختاری هم پرونده‌سازی برای رجال و شخصیت‌های كوچك و بزرگ كشور، از امور جاری اداره تأمینات شهربانی محسوب می‌شد و رجال كشور در دوایر مختلف حكومتی و دولتی از اداره تأمینات (آگاهی) شهربانی سخت در هراس بودند. در دوران ریاست مختاری، افزون‌بر رجال كشوری، افسران و فرماندهان نظامی نیز، با شیوه‌هایی خاص، تحت مراقبت و كنترل كارآگاهان و جاسوسان اداره تأمینات قرار گرفتند.
در همان حال، در دوران مختاری هم پرونده‌سازی‌های جعلی و پاپوش‌دوزی درباره اتباع كشور بسیار رایج بود و مأموران تأمینات شهربانی به صرف مظنون شدن به افراد، آنان را بازداشت می‌كردند و مدت‌ها تحت آزار و شكنجه قرار می‌دادند.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکا ـ 34
سیطرة رسانه‌ای صهیونیزم بر نظام تصمیم‌گیری آمریکا ـ 4
حسن خدادی

 


نقدی بر مقالات خلاف واقع سروش محلاتی درباره فرمانده مقتدر علی(ع)-16 و پایانی
نفي نيابت عام فقها بهانه هجوم به مالك
مجتبی صادق

 



دکتر نجف‌پور از اقدامات راهبردی بانک مهر اقتصاد در حوزه بانکداری اسلامی می‌گوید
با عشق به میدان آمدیم و با عقلانیت گام برداشتیم

اگر بانک‌ها در اتخاذ رویکردها، جهت‌گیری‌ها و راهبردهای خودشان هم‌راستا با سیاست‌های کلان اقتصاد مقاومتی عمل کنند، به درستی پازل بزرگ اقتصاد مقاومتی شکل می‌‌گیرد. از این رو و در وضعیتی که بانک‌ها بسترساز تحقق اقتصاد مقاومتی خواهند بود و به بهانه فرارسیدن هفته بانکداری اسلامی در نشست صمیمی با دکتر «حمید رضا نجف‌پور»، معاون اعتبارات و تجهیز منابع بانک مهر اقتصاد گفتیم و شنیدیم که ماحصل آن را در زیر می‌‌خوانید:

*در شروع بحث بفرمایید پیاده‌سازی بانکداری اسلامی چگونه می‌‌تواند بسترساز اقتصاد مقاومتی باشد و نقش بانک‌ها در این‌زمینه چیست؟
بانک‌ها در اقتصاد تمام کشورهای دنیا کارکردهای مشخص و مختلفی دارند؛ از جمله سرمایه‌گذاری در بخش‌های گوناگون، حمایت مالی از صنایع برای افزایش تولید، کمک به افزایش نرخ رشد اقتصادی و مهار تورم در اقتصاد. با اجرای سیاست‌های انقباضی و انبساطی از سوی دولت‌ها در دوره‌های گوناگون، بانک مرکزی کشورها تورم را اندازه‌گیری و مهار می‌‌کنند؛ از این رو، اجرای سیاست‌های پولی دولت هم یکی از کارکردهایی است که بانک‌ها دارند. بسیاری از این نکات که عرض کردم در اقتصاد متعارف هم وجود دارد، اما اقتصاد اسلامی کارکردهای ویژه و خاصی دارد. یکی از آن کارکردها ایجاد محیط کسب‌وکار حلال است که با اقتصاد واقعی و رونق اشتغال به‌صورت کاملاًً واقعی و مبتنی‌بر موازین شرع محقق می‌‌شود. توجه به توزیع عادلانه درآمد و ثروت در جامعه و حکومت اسلامی و ایجاد رفاه اجتماعی از دستاوردهای دیگر آن است. یکی از کارکردهای برجسته اقتصاد اسلامی کمک به شکل‌گیری و حاکمیت سیاسی اسلام است. تحکیم ارزش‌های معنوی و اخلاقی و تحکیم عدالت اجتماعی، عدم وابستگی به کشورها و خودکفایی اقتصادی از کارکردهای اقتصاد اسلامی است.
حال اگر قرار باشد در کشور اسلامی، با این ملاحظات توانمندی‌های اقتصادی ایجاد شود و حاکمیت سیاسی شکل بگیرد و اقتدار سیاسی ایجاد کند، کدام اقتصاد می‌‌تواند کمک کند؟ براساس دیدگاه مقام معظم رهبری، اقتصاد مقاومتی است که می‌‌تواند کشور را از هر حیث با این ملاحظات مقاوم کند. آمار و اطلاعات نشان می‌‌دهد، در جمهوری اسلامی ایران حدود 65 تا 68 درصد اقتصاد مبتنی‌بر بازار پول است. در یک جمله اقتصاد کشور، اقتصاد پول‌محور است و بستر این اقتصاد، بانک است. در چنین حالتی صرفاًً بانکداری اسلامی می‌‌تواند این امر را محقق کند، زیرا یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های بانکداری اسلامی تحقق اقتصاد واقعی است. مقام معظم رهبری در سیاست‌های کلی 24‌گانه اقتصاد مقاومتی فرمودند که از ظرفیت همه مردم استفاده شود. نظام بانکداری اسلامی می‌‌تواند با رویکرد عدالت‌محوری نظام و توزیع عادلانه منابع و انجام واقعی معاملات و عقود اسلامی، این ظرفیت را ایجاد کند تا همه مشارکت فعال کنند. براین اساس اقتصاد کشور با الهام از سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، مردمی می‌‌شود.
از ویژگی‌های بانکداری اسلامی، پذیرش ریسک و توزیع عادلانه سود مبتنی‌بر مشارکت‌های واقعی است. این رویکردها به ما کمک می‌‌کند که مشارکت‌ها شکل بگیرد و اقتصاد مقاومتی را بتوانیم در کشور معنا کنیم. بنابراین، اگر بانک‌ها در اتخاذ رویکردها، جهت‌گیری‌ها و راهبرد‌های خودشان، هم‌راستا با سیاست‌های کلان اقتصاد مقاومتی حتی به اندازه ظرفیت خودشان عمل کنند، به درستی قطعات پازل بزرگ اقتصاد مقاومتی شکل می‌‌گیرد، از ‌این ‌رو در چنین وضعیتی است که بانک‌ها، بسترساز تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی خواهند بود.
بانک مهر اقتصاد در این حوزه اقدامات راهبردی و برجسته‌ای را انجام داده است. یکی از کلیدواژه‌های اقتصاد مقاومتی حمایت از تولید است. ما امروز با مجموعه تولیدی بزرگی که کالاهای داخلی تولید می‌‌کند، در جهت ترویج استفاده از کالاهای اساسی و لوازم خانگی توافق کردیم و یک الگوی عملی مناسبی را طراحی و عملیاتی کردیم. به‌طوری‌که هزینه تولید کالا را برای آنها کاهش دادیم، مردم را تشویق و ترغیب کردیم تا با اخذ کارت اعتباری و تسهیلات ارزان قیمت 16 درصدی کالاهای تولید داخل را مصرف کنند تا جریان‌سازی برای اصلاح الگوی مصرف که از ویژگی‌های اقتصاد مقاومتی است، انجام پذیرد. بدیهی است در این‌صورت، به جای اینکه منابع بانک دست عده محدودی باشد و ثروت مختص افراد خاصی شود، در سطح جامعه در اختیار آحاد مردم قرار گرفته و توزیع عادلانه منابع هم شکل می‌‌گیرد و قدرت مالی آنان را افزایش می‌‌دهد که این از ویژگی‌های اقتصاد مقاومتی است. ما در مرحله نخست باید به دنبال اجرای قانون عملیات بانکی بدون ربا باشیم و در صورت موفقیت به بانکداری اسلامی دست یابیم.

* در حال حاضر بنا بر اذعان بسیاری از کارشناسان حوزه بانکی با بانکداری اسلامی فاصله بسیاری داریم. با توجه به این فاصله چطور می‌‌توانیم اقتصاد مقاومتی را که بحث امروز جامعه است، اجرا کنیم؟
اگر قانون عملیات بانکی بدون ربا با وجود همه نقدهایی که به لحاظ قوانین و مقررات و کارکردی بر آن وارد است عملیاتی شود، آثار بسیاری دارد. مرز شفاف‌سازی بانکداری متعارف و بانکداری ربوی این است که در گام نخست ربا حذف شود. زیبنده حکومت اسلامی نیست که قانونی حدود 32 سال پیش مصوب شود که طبق قانون مقرر بود، حداکثر پنج سال به‌صورت آزمایشی اجرا شود و بعد به سمت تدوین قانون جامع بانکداری اسلامی بروند که هنوز اجرایی نشده باشد. نکته دیگر این است که با همین بستر فعلی قانون عملیات بانکی بدون ربا می‌‌شود بسیاری از شاخص‌های موردنظر بانکداری اسلامی را عملی کرد، مشروط بر اینکه اراده و عزم جدی برای اجرا وجود داشته باشد.
با این ملاحظات ما در بانک مهر اقتصاد یک تجربه بزرگ حداقل 12 ساله را برای اجرای تمام ابعاد قوانین عملیات بانکداری بدون ربا داریم و معتقدیم، می‌‌‌توان در تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی نقش اساسی ایفا کرد. اگر نظارت بانکی کشور در سیاستگذاری‌ها و طرح‌ریزی‌ها و توزیع منابع خود با اعتقاد و هم‌راستا با اهداف نظام حرکت کند و همچنین نظارت و بررسی داشته باشد، هیچ تعارضی با قانون عملیات بانکی بدون ربا ندارد و این مهم می‌‌تواند بسترساز اقتصاد مقاومتی باشد.
چند سالی است که بانک‌ها و مؤسسات مالی و اعتباری دغدغه پیاده‌سازی بانکداری اسلامی را مطرح می‌‌کنند و برخی از بانک‌ها به‌صورت جدی در این حوزه ورود پیدا کردند. شاید برای برخی این سؤال مطرح باشد که بانکداری اسلامی به واقع دغدغه بانک مهر اقتصاد است یا تلاشی برای تولید یک برند تجاری و کسب اعتماد مردم متدین برای سرمایه‌گذاری است؟
من به عنوان مسئول فرآیند اجرای بانکداری اسلامی در بانک مهر صادقانه عرض می‌‌کنم که این بانک همواره دغدغه بانکداری اسلامی را طی 14 سال گذشته داشته است. بانک مهر اقتصاد با تمام توان در حال برنامه‌ریزی برای تحقق ارزش‌های بانکداری اسلامی در سطح بانک، جامعه و لایه‌های گوناگون است. نظام بانکی کشور برای این مهم تلاش‌ها و زحمت‌های زیادی کشیده و بانک مرکزی هم اقداماتی انجام داده است، اما اعتقاد و عزم جدی که بانکداری اسلامی را با همه پیچیدگی‌هایش اجرایی می‌‌کند، کمتر وجود دارد. ما در بانک مهر اقتصاد با عشق به میدان آمدیم و با عقلانیت تمام در این راه گام برداشتیم. در تدوین راهبردها و برنامه‌های این حوزه زحمت شبانه‌روزی چندین ساله کشیدیم، بنابراین در یک جمله می‌‌توان گفت: آنچه در بانک مهر اقتصاد انجام شده است، کار نمایشی نیست؛ بلکه تماماًً از سر عشق بوده است.

* بانک مهر اقتصاد، بانکداری اسلامی را به‌منزله هدف کلان در برنامه‌های خود در نظر گرفته و به نظر می‌‌رسد مهم‌ترین هدف بانک مهر اقتصاد تحقق بانکداری اسلامی در این بانک است. تاکنون چه اقداماتی برای محقق شدن بانکداری اسلامی در این بانک انجام گرفته است و پیش‌بینی شما برای تحقق کامل این امر در بانک مهر اقتصاد چیست؟
همان‌طور که در مقدمه سؤال قبلی عرض کردم، اولین و مهم‌ترین راهبرد بانک مهر اقتصاد استقرار و توسعه بانکداری اسلامی است. برای این مهم حدوداً طی 14 سال گذشته کارهای اصولی انجام گرفته است تا قانون عملیات بانکی بدون ربا اجرایی شود. اولین گام، طراحی شیوه عملی استقرار بانکداری اسلامی بوده است که با خلاقیت و نوآوری طراحی شده و حدود پنج سال این شیوه در حال اجراست. ما این شیوه و موفقیت‌های آن را به‌صورت رسمی به مدیران بانکی کشور ارائه کردیم که معتقدیم می‌‌تواند معظل نظام بانکی کشور را در جهت اجرایی شدن قانون عملیات بانکداری بدون ربا حل کند. برای اجرایی شدن این شیوه هم برنامه‌های جامع و بلندمدت تدوین شده و پیش‌بینی ما این بوده که ظرف حداقل پنج سال آن را در بانک اجرایی کنیم و به دلیل ملاحظات و پیچیدگی‌هایی که نظام بانکی کشور دارد، با کمی تأخیر و ان‌شا‌ءالله حداکثر تا پایان سال 1395 آن را کاملاً عملیاتی می‌‌کنیم.
در اینجا جا دارد با رویکرد ترویجی و فرهنگ‌سازی به برخی از اقدامات بزرگ بانک، هم‌راستا با شیوه مزبور اشاره کنم:
۱ـ ایجاد ساختار بانکداری اسلامی برای اولین‌بار در نظام بانکی کشور و استقرار کمیسیون عالی پیاده‌سازی بانکداری اسلامی؛
۲ـ تدوین سند جامع آموزش بانکداری اسلامی و ارائه آموزش به میزان ۰۰۰/۳۹۲ نفر ساعت به مدیران و کارکنان بانک؛
۳ـ برگزاری همایش‌های تخصصی و کاربردی با نمایندگان ولی‌فقیه استان‌ها برای آسیب‌شناسی عملیات اجرای قانون و اتخاذ راهکارها؛
۴ـ راه‌اندازی مرکز پاسخگویی به سؤالات شرعی کارکنان و مشتریان در حوزه بانکداری اسلامی؛
۵ـ راه‌اندازی کمیته مهندسی شرعی قراردادهای بانکی و اخذ تأییدیه شرعی تمامی قراردادهای بانکی از دفتر تأیید شرعی حوزه نمایندگی ولی‌فقیه؛
۶ـ تدوین و چاپ انواع کتاب به‌ویژه کتاب عقود اسلامی بانکی با تأکید بر نکات کاربردی نحوه اجرای آن در بانک مهر؛
۷ـ بررسی وضعیت سودآوری بانک و تعیین میزان سود تحقق‌یافته 14 سال گذشته و پرداخت مبلغ ۲۴۰/۲ میلیارد ریال (مابه‌التفاوت سود علی‌الحساب و سود قطعی) به حدود ۶۲۰/۸۷۲/۸ نفر از سپرده‌گذاران؛
8- برگزاری بیش از 100 نمایشگاه الزامات پیاده‌سازی بانکداری اسلامی به‌صورت فیزیکی و مجازی در وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها، مصلاهای سراسر کشور و... ؛
۹ـ تدوین و اجرای طرح ستاد ویژه هفته بانکداری اسلامی در شهریورماه هر سال. (از سال 91 تاکنون)

* یکی از اقداماتی که باید در راستای بانکداری بدون ربا انجام شود، پرداخت ما‌به‌التفاوت سود علی‌الحساب و سود قطعی به سپرده‌گذاران است، طی چند سال اخیر بانک مهر اقتصاد چه اقدامی انجام داده است؟
یکی از وظایف بانک‌های کشور این است که پس از برگزاری مجامع که وضعیت سودآوری بانک‌ها مشخص می‌‌شود، براساس الزامات بانک مرکزی باید حقوق سپرده‌گذاران و سهامداران را توزیع کنند. حقوق سپرده‌گذاران این است که در بخش سپرده‌های وکالتی که سپرده‌های سرمایه‌گذاری را شامل می‌‌شود، بانک‌ها چه میزان سود علی‌الحساب به سپرده‌گذاران پرداخت کردند و آیا حقوق دیگری دارند یا خیر؟
ما در بانک، براساس عقد وکالت، یک میزان بازدهی از محل فعالیت‌های اقتصادی را پیش‌بینی می‌‌کنیم و سود علی‌الحساب را به‌صورت ماهانه به مشتری پرداخت می‌‌کنیم. طبق موازین شرع مقدس و مقررات بانک مرکزی پایان دوره مالی باید پس از بررسی‌ها اعلام کنیم که سود واقعی بانک چه میزان بوده است. آیا برابر سود علی‌الحساب و یا کمتر از سود علی‌الحساب و یا بیشتر از سودی که پرداخت کرده، بوده است؟ اگر برابر نرخ سود علی‌الحساب شد، بانک هیچ تکلیفی ندارد که دوباره سود بیشتری بپردازد. اگر سود واقعی کمتر باشد، سود مازادی که به مشتریان پرداخت کردیم، عملاًً از منافع بانک در حق مشتریان صلح می‌‌کنیم و حتی از حق‌الوکاله بانک می‌‌گذریم. فقط در حالت سوم اگر سود واقعی بیشتر از سود علی‌الحساب شد و به عبارتی بانک بیش از سود علی‌الحساب پرداختی، سود کرده باشد، آنجا یک تکلیف شرعی دارد که باید پس از انجام دقیق محاسبات مالی، مابه‌التفاوت سود علی‌الحساب و سود قطعی را با کسر مبلغ حق‌الوکاله بانک، به حساب سپرده‌گذاران واریز کند. بانک مهر اقتصاد طی چند سال گذشته آنچه پیش‌بینی کرده بود، نسبتاًً محقق شد. ما پیش‌بینی می‌‌کردیم که تا پایان سال مالی چند درصد سود می‌‌کنیم و عملاً سودی را که تا پایان سال مالی محقق می‌‌شود، ماهانه به سپرده‌گذاران پرداخت کردیم.
ازاین‌رو در سال‌های 1392 و 1393 براساس محاسباتی که انجام شد، سود علی‌الحساب پرداخت شده به سپرده‌گذاران، یا برابر با سود قطعی بود و یا بیشتر از سود قطعی و امروز سپرده‌گذاران عزیز بانک هیچ طلبی از این بابت ندارند. ضمناً همان‌طوری‌که قبلاًً گفته شد، طی دهه 1380 حدود 204 میلیارد تومان سود مازاد (مابه‌التفاوت سود قطعی و سود علی‌الحساب پرداختی) در میان حدود هشت میلیون و 870 هزار دارنده سپرده‌گذاران توزیع شد.

* درباره حمایت از آحاد مردم و تولیدکنندگان، بانک مهر اقتصاد چه اقداماتی کرده و در این حوزه چه مبلغی تسهیلات پرداخت شده است؟
به‌طورکلی بانک در انجام عملیات بانکی دو نوع رویکرد کلان اتخاذ کرده است؛ رویکرد نخست رویکرد خدماتی مبتنی‌بر رویکرد کلان نظام در حوزه عدالت محوری است و رویکرد دوم هم اقتصادی است که آن هم برگرفته و الهام گرفته از فرمایشات مقام معظم رهبری در جهت حمایت از اقتصاد مقاومتی و تولید و شکوفا کردن اقتصاد ملی است. در رویکرد نخست بانک بخش قابل‌توجهی از منابع خود را به‌صورت تسهیلات خرد و تا سقف 200 میلیون ریال در اختیار همه مردم قرار می‌‌دهد که بتوانند در جهت مردمی کردن اقتصاد نقش داشته باشند و تا امروز حجم تسهیلاتی که بانک در رویکرد خدماتی اختصاص داده، حدود 48 درصد و به میزان 357 هزارمیلیارد ريال است که همه ساله به‌طور متوسط حدود 700 هزار نفر از این خدمات بهره‌مند می‌‌‌شوند و از طرفی در بخش اقتصاد کلان حدود 52 درصد از مصارف و حدود 386 هزار میلیارد ریال را نیز به صنعت خودرو، صنعت پتروشیمی، صنعت کالایی، صنایع زیرساختی مثل حوزه انرژی و حمل‌ونقل سوق دادیم و الحمدالله آثار خوبی داشته است. به‌طور مصداقی ما برای اصلاح الگوی مصرف و ایجاد فرهنگ مصرف کالاهای داخلی، به گروه انتخاب (که محصولات اسنوا را تولید می‌‌کند) ضمن اینکه برای سرمایه در گردش و توسعه کسب‌وکار و تولیدات‌شان تسهیلات گوناگون پرداخت کردیم، همزمان مدلی را هم با عنوان کارت اعتباری کالای ایرانی طراحی کردیم که مطابق آن به هر متقاضی در سقف پنج و 10 میلیون تومان اعتبار خرید محصولات این شرکت را اختصاص می‌‌دهیم که می‌‌تواند با کارت اعتباری کالای ایرانی از فروشگاه‌های طرف قرارداد محصولات با برند اسنوا را با نرخ 16 درصد و اقساط 25 ماهه خریداری کنند. با این کار ما عملاًً حدود چهار درصد قیمت تمام‌شده تولید محصولات ایرانی را کاهش دادیم و افزون بر این بحمدالله از سال گذشته که این طرح اجرایی شده قریب هفت هزار نفر از مشتریان را تحت پوشش کارت اعتباری قرار دادیم و البته این فرصت برای همه مردم فراهم است که به شعب بانک مراجعه کنند و با تسهیلات کارت اعتباری کالای ایرانی از مزایای این طرح بهره‌مند شوند؛ از این رو امیدواریم که توانسته باشیم در جهت حمایت از تولیدات داخلی و اقتصاد ملی سهم‌مان را ایفا کرده باشیم.

* ما در هفته بانکداری اسلامی قرار داریم و فرصت مناسبی برای شبکه بانکی فراهم شده است تا به این مقوله مهم بپردازند؛ بانک مهر اقتصاد به‌منزله یک نهاد پولی برای این هفته چه برنامه‌هایی داشته است؟
یکی از مهم‌ترین وظیفه نظام بانکی کشور در ماه اخیر حرکت هدفمند در جهت عملی شدن سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی است، از طرفی اجرای صحیح بانکداری اسلامی موجب بسترسازی اقتصاد مقاومتی می‌‌شود. از‌این‌رو براساس الگوی عملی استقرار بانکداری اسلامی که در بانک مهر اقتصاد طراحی شده، گام‌های اساسی در درون بانک برای ایجاد ساختار، سازمان، شورای فقهی، کمیته‌های فنی در جهت تبیین و آموزش مباحث بانکداری اسلامی، سیاستگذاری، برنامه‌ریزی ایجاد آرمان مشترک در بدنه کارکنان بانک برداشته شده است و طبق شیوه مزبور چندین اقدام مختص بیرون بانک است و برای آگاهی مشتریان، آحاد مردم و مسئولان از مباحث بانکداری اسلامی، مستلزم ایجاد مرکز مشاوره فقهی مشتریان و برنامه جامع نهادینه کردن فرهنگ بانکداری اسلامی در سطح جامعه است. از این جهت یکی از طرح‌های ابتکاری و کاملاًً خلاقانه بانک مهر اقتصاد این بوده که به مناسبت هفته بانکداری اسلامی و برای افزایش آگاهی آحاد مردم، مجموعه برنامه‌هایی را در قالب ستاد ویژه هفته بانکداری اسلامی، مثل هفته دفاع مقدس، طراحی و هر روز از ایام هفته را نام‌گذاری کردیم و متناسب با هر یک از ایام، برای هر روز برنامه‌های خاصی را پیش‌بینی کردیم. قریب به 65 برنامه در این هفت روز هفته پیش‌بینی شده است که عموماًً جنبه ترویجی، آموزشی، اطلاع‌رسانی برای کارکنان، مشتریان و آحاد مردم دارد. امیدواریم که مدیران محترم نظام بانکی کشور هم با بهره‌گیری از تجربه خوب بانک مهر اقتصاد، اینگونه طرح‌های نوآورانه را در جهت تحقق اهداف مقدس نظام در نظام پولی عملیاتی و توسعه دهند. برخی از برنامه‌های هفته بانکداری اسلامی به این شرح است:
۱ـ اجرای طرح سفیران هدایت (انجام نظارت شرعی از استان‌ها از سوی گروهی از علما و متخصصان حرفه‌ای)؛
۲ـ اطلاع‌رسانی و تشریح وضعیت مابه‌التفاوت سود علی‌الحساب و سود قطعی سال 1393 و سنوات گذشته؛
3ـ رونمایی از سند برنامه جامع آموزشی بانکداری اسلامی؛
4ـ برگزاری آزمون الکترونیکی بانکداری اسلامی از کلیه کارکنان بانک؛
5ـ برگزاری مسابقه سراسری بانکداری اسلامی برای آحاد مردم؛
6ـ توزیع کتابچه عقود اسلامی به‌منظور آشنایی مردم با عقود بانکی؛
۷ـ برپایی نمایشگاه بانکداری اسلامی در نمازجمعه و حوزه‌های علمیه و...؛
۸ ـ ارسال پیامک‌های آموزشی بانکداری اسلامی به مشتریان ؛
9ـ رونمایی از کتاب الکترونیکی عقود اسلامی بانکی؛
10ـ رونمایی از برخی نرم‌افزارها در راستای پیاده‌سازی بانکداری اسلامی.

*برخی تصور می‌‌کنند بانکداری اسلامی، یعنی پرداخت وام‌های قرض‌الحسنه با نرخ چهار درصد و بانک‌هایی که تسهیلات با نرخ بالاتر پرداخت می‌‌کنند، در واقع یک کار غیرشرعی و ربوی انجام می‌‌دهند و حتماً برخی فراتر می‌‌روند و می‌‌گویند بانک‌های غربی وام‌هایی را با بهره دو درصد می‌‌دهند و در واقع خیلی اسلامی‌تر از ما عمل می‌‌کنند. این تفاوت‌ها و تمایزها را تشریح کنید و بفرمایید چه تفاوت‌هایی در این موضوع وجود دارد؟
این برداشت ناصحیح از کارکردهای بانکداری اسلامی است؛ چرا که آن همه ویژگی‌ها و کارکردهای اقتصاد اسلامی، صرفاً با منابع اندک قرض‌الحسنه که آن هم برگرفته از منابع قرضی مردم است، محقق نمی‌شود. از دیدگاه اسلام در بحث قرض‌الحسنه نرخ سود مطرح نیست، بلکه صرفاًً مزد کار واقعی مطرح است. اگر مزد کار در نظام بانکی کشور، که طبق ابلاغیه بانک مرکزی چهار درصد است، حتی دو درصد گرفته شود؛ اما مشروط به یک شرطی شده باشد، اسلام این را زیاده بر قرض می‌‌داند و ربوی است.
از منظر اسلام سود یک امر کاملاًً مباح و مورد تأکید برای توسعه زیرساخت‌های کشور اسلامی است. اسلام به‌دنبال این است که این سبک کارها افزون بر قرض و انفاق در جامعه رونق داشته باشد، بنابراین معاملات انواع عقود اسلامی مانند مشارکت، مضاربه، فروش اقساطی، جعاله و سلف، در اسلام تعریف شده است و اینها مواردی نیست که نظام بانکی خودشان تعریف کرده باشند. از‌این‌رو اگر در قالب عقدی از عقود اسلامی، معامله واقعی انجام شود و سود متعارف گرفته شود، کاملاًً شرعی است. حالا می‌‌خواهد آن سود 21 درصد باشد یا حتی بیشتر، البته اسلام تأکید دارد که نباید با نرخ سود زیاد بر طرف دیگر معامله اجحاف شود که این مطلب در جای خود یک گناه محسوب می‌‌شود. پس میزان نرخ سود در معاملات سبب نمی‌شود که یک معامله، شرعی یا غیرشرعی اطلاق شود.

* بانک مهر اقتصاد افزون بر تسهیلات عقود اسلامی به‌طور مشخص در حوزه وام قرض‌الحسنه چه میزان وام پرداخت کرده است؟
طبق ضوابط بانک مرکزی، بانک‌ها باید تا حدود 90 درصد از منابع قرض‌الحسنه را وام قرض‌الحسنه پرداخت کنند، از‌این‌رو هرچه که مردم منابع قرض‌الحسنه‌شان را بیشتر در اختیار بانک‌ها بگذارند، قدرت بانک‌ها برای پرداخت وام‌های قرض‌الحسنه بیشتر می‌‌‌شود. براساس این ضابطه، بانک مهر اقتصاد تا امروز موفق شد 100 درصد منابع قرض‌الحسنه را به سپرده‌گذاران و آحاد مشتریان نیازمند وام قرض‌الحسنه پرداخت کند. این یکی از افتخارات بزرگ بانک مهر اقتصاد است که با رویکرد تقویت سنت زیبای قرض، حتی بالاتر از ضوابط بانک مرکزی، وام قرض‌الحسنه پرداخت کرد. ازاین‌رو بحمدالله تا امروز قریب به 60 هزار میلیارد ریال وام قرض‌الحسنه به سه میلیون و 420 هزار متقاضی پرداخت شده است. ضمناً بانک مهر اقتصاد توفیق داشت طی این مدت فعالیت خود، حدود 769 هزار میلیارد ریال وام و تسهیلات را به 10 میلیون و 680 هزار نفر از مشتریان پرداخت کند.

* و حرف آخر؟
شواهد حاکی از این است که مراجع عظام تقلید، مقام معظم رهبری (دام عزه)، علما و آحاد مردم متدین دغدغه اجرای موازین شرع در حوزه بانکداری اسلامی را دارند و از طرفی این مهم آنقدر با اهمیت است که می‌‌تواند بسترساز اقتصاد مقاومتی باشد، از‌این‌رو نیازمند عزم و اراده همگانی شامل مدیران و کارکنان لایه‌های گوناگون و مسئولان ارشد نظام بانکی، مسئولان اقتصادی کشور، دولتمردان، نمایندگان مجلس شورای اسلامی، دستگاه قضایی کشور، حوزه‌های علمیّه، مراکز فرهنگی، صداوسیمای جمهوری اسلامی است تا با رویکرد تبیینی و ترویجی، موجبات پیاده‌سازی بانکداری اسلامی در کشور فراهم شود. از‌این‌رو موضوع اجرای صحیح بانکداری اسلامی فقط مختص نظام بانکی، مدیران و کارکنان بانکی نیست، بلکه همه مسئولیت دارند. بنابراین خواهش حقیر این است که همگان احساس تکلیف کنند تا بانکداری اسلامی با ابعاد وسیع آن در کشور عملیاتی شود، زیرا معتقدیم بانکداری اسلامی موجب تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی، توسعه رزق حلال و رونق کسب‌وکار در کشور خواهد شد و حتماً این اقدام راهبردی در کنار دیگر وظایف مهم دیگر بستر ظهور امام زمان(عج) را فراهم خواهد کرد. ان‌شاء‌الله.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

حجت‌الاسلام‌والمسلمين سیدعلی شاهچراغی*
اهميت كار خير بدون منت براي مردم

«وَ أَجْرِ لِلنّاسِ عَلَى يَدِيَ الْخَيْرَ وَ لَا تَمْحَقْهُ بِالْمَنّ» (صحیفه سجادیه) این فراز نورانی دعای مکارم‌الاخلاق که حضرت سجاد(ع) فرمود: تقاضای اول من این است که؛ خدایا خیر و خوبی را به‌دست من جریان بده تا من کار مردم را راه بیندازم و گره‌گشا باشم و کارهای خوب به‌دست من اجرا شود. تقاضای دوم من این است که؛ (مبادا) منت گذاشتن بر سر مردم، سبب شود تو عمل من را تباه و زحمات من را نابود سازی. چون منت، عمل انسان را تباه می‌کند و زحمات انسان را هدر می‌دهد. اگر شما به پدر و مادرتان احسان کنید، یا به کسی خدمت یا انفاق کنید، ولی در پایان، منت بر سر آنها بگذارید، اجر کار خود را از بین برده‌اید. قرآن می‌فرماید: «لاَتُبْطِلُواْ صَدَقَاتِكُم بِالْمَنِّ و الاذي» (بقره/264) مردم! اگر صدقه‌ای دادید یا احسانی کردید، با منت‌گذاری و اذیت، باطلش نکنید.
در فرهنگ دینی ما، واژه «خیر» یک دایره گسترده‌ای دارد و مجموعه اعمال صالح را دربر می‌گیرد، هر عمل صالحی را که انسان می‌تواند انجام دهد را می‌توان خیر نامید.

سرچشمه هر خير خداست
هر عمل خوب و صالحی را خیر می‌گویند، چه کوچک باشد چه بزرگ، چه مادی باشد چه معنوی و چه پنهان باشد و چه آشکار فرقی نمی‌کند، خیر، چنین دایره گسترده‌ای دارد که تمام اعمال صالح را دربر می‌گیرد؛ لذا از اوصاف خداوند همین عمل خیر است، چون خداوند سرچشمه همه خیرات در عالم است؛ لذا شما در قرآن نگاه کنید که خداوند را با این صفات می‌خوانیم: خَیْرَالرَّازِقِینَ، خَیْرَالْغَافِرِینَ، خَیْرَالْفَاتِحِینَ، خَیْرَالْوَارِثِینَ، خَیْرَالْحَاکِمِینَ، خَيرُالماكِرينَ. هر کسی توفیق خیررسانی به دیگران را دارد، باید بداند اصل و سرچشمه خیر از خداست و به انبیا و پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) رسیده که ما هم اگر کار خیری انجام می‌دهیم، به برکت وجود آنهاست. در فرهنگ قرآن، آیات مختلفی آمده است که انسان هر کار خیری انجام بدهد به خودش بازمی‌گردد. خداوند بازگشت آن را به‌سوی انسان قرار می‌دهد، برای نمونه، در این آیه شریفه می‌فرماید: «وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَاللّهِ» (بقره/110)، «وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فلأَنفُسِكُم» (تغابن/16)، «إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ» (الاسراء/6) و «مَنْ عَمِلَ صَالِحًا فَلِنَفْسِهِ» (فصلت/45).

اثر خير پنهاني
نکته دومی که از قرآن استفاده می‌شود این است که؛ توقع نداشته باشیم کاری را که انجام می‌دهیم دیگران بفهمند، خدا آگاه است به مجموعه انفاقات و کارهای خیر ما و بسیاری از کارهای خیر را ما انجام می‌دهیم و خدا آن را آشکار می‌کند؛ لذا نباید نگران بود که من کار خیری را انجام دادم، کسی نبود و ندید و متوجه نشد، نه ما باید مطمئن باشیم کار خیری را که انجام می‌دهیم، خداوند آگاه است و خداوند می‌داند و در پیشگاه او محفوظ است و در روز مناسب کار خیر ما را هم آشکار خواهد کرد، در قرآن می‌خوانیم؛ «وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ» (بقره/197) هر کار خیر شما را خدا می‌داند: «وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ» (آل‌عمران/92) هر انفاقی می‌کنید خدا می‌داند، هرکسی که چنین باور و اعتقادی برایش پیدا شد، هرگز از کار خیر خسته نمی‌شود.

رقابت در خير
در قرآن گاهی به تعبیر «یُسارعون» آمده و گاهی هم به تعبیر «سابقون» آمده است. در جایی دارد که «يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ» به‌سوی کارهای خیر سرعت و شتاب دارند و در حدیث هم داریم که در کارهای خیر عجله کنید، چون شیطان در کمین انسان است و به‌گونه‌ای تلاش می‌کند که شما را از کار خیر بازدارد. «فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ» رقابت در بعضی جاها بد است، اما گاهی در کارهای مثبت رقابت کار خوبی است. قرآن می‌گوید، در کار خیر مسابقه بگذارید، آن کسی که پیش‌قدم است، تقرب و محبوبیّت او در پیشگاه خدا بیشتر است، امیدواریم که خداوند به ما چنین توفیقی را عنایت بکند که در زندگی کلید خیر باشیم و کارهای خیر به‌دست ما جریان پیدا بکند.

چند نكته مهم
۱ـ هیچ کار خیر را کوچک نَشِمُریم، چون آن کسی که می‌خواهد بپذیرد، خداست و در پیشگاه او کار کوچک هم بزرگ است و اگر کار بزرگ باشد، ولی اخلاص در آن نباشد، خداوند آن کار را نمی‌پذیرد. در حدیث است که: «لاَ تَحْقِرَنَّ مِنَ المَعْرُوفِ شَيْئًا» (نهج‌الفصاحه/۲۴۴۳) مردم! هیچ کار شایسته و خیر را کوچک نشمرید، تا جایی که اگر یک خنده به برادر مؤمن کردید و با یک چهره بازی با یک برادر مؤمن خود رفتار کردید، همین کار خیلی بزرگی است، شما با یک خنده و چهره باز دل یک انسانی را شاد کردید و این را نباید کوچک بشمارید، خداوند خیلی این کار را دوست دارد.
۲ـ خدمتی را که انجام می‌دهیم به اِکمال برسانیم؛ «جَمَالُ الْمَعْرُوفِ اِتْمَامُهُ» (غررالحكم/83) حالا که این کار دارد به دست ما انجام می‌شود وسط کار رها نکنیم و دلسرد نشویم، کار خیر را تمام و کاملش بکنید. الاِکرامُ بالاِتمام.
۳ـ کار خیر نباید در ذهن‌مان باقی بماند، چون سبب می‌شود راه‌های دیگر خیر برای ما بسته شود، اگر فکر کنیم که خدا با همین یک کار خیر می‌خواهد ما را به بهشت ببرد کفایت می‌کند، نه این‌گونه نیست؛ بهشت آن‌قدر درجات بالایی دارد که شخص می‌گوید، ای کاش من کارهای خیر را زیادتر انجام می‌دادم که امروز به آن درجات می‌رسیدم.
۴ـ در پیشگاه خداوند با ارزش‌ترین انسان‌ها کسانی هستند که کار خیر انجام می‌دهند؛ «خَيْرُ النَّاسِ مَنِ انْتَفَعَ بِهِ النَّاسُ» (من لايحضره‌الفقيه ج4، ص394) بهترین مردم کسی است که سود بیشتری برساند. پیغمبر فرمودند: خدا دوست دارد که شما حتی یک گربه تشنه را سیراب بکنید همین کاری که شاید گاهی به ذهن هم نیاید، اینکه خداوند در قرآن از قول حضرت عیسی(ع) نقل می‌کند: «وَ جَعَلَني مُبارَکاً» خدایا من می‌خواهم موجودی با برکت باشم. امام صادق(ع) فرمودند: «ای نفاعّا» من از خدا می‌خواهم خیر و سودم برای مردم زیاد باشد.
۵ـ خدمتگزاری و خیررسانی را عادت کار خود قرار دهیم، در حدیثی دارد: «عَوِّد نَفسَكَ الجَميلَ» (شرح نهج‌البلاغه ابن‌ابی‌الحدید، ج2۲۰، ص266) نفس‌تان را به کارهای خیر و خوب عادت بدهید.
۶ـ احسان به دیگران است که حضرت موسی‌بن‌جعفر(ع) فرمودند: «إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْرًا جَعَلَهُ مِفتاحَ الخِیر»؛ می‌خواهید محبوب‌ترین افراد را نزد خدا بشناسید، آن کسی است که در زندگی خودش کارگشا و کلید خیر است و اساساً این دیگردوستی و خدمت به دیگران سیره همه انبیا، اولیا و پیشوایان ما بوده است، شما در زیارت جامعه کبیره می‌خوانید: «إِنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَ أَصْلَهُ وَ فَرْعَهُ وَ مَعْدِنَهُ» هرچه خوبی در این عالم است، اصل و فرع آن از امامان ما است و ما در بخش دیگری از زیارت جامعه می‌خوانیم: «وَ فِعْلُكُمُ الْخَيْرُ وَ عَادَتُكُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ» (خطاب به امامان): شما هر کاری که انجام می‌دهید خیر است و شما عادت‌تان این است که کسی از در خانه شما ناامید برنگردد و طینت و ریشه شما خیررسانی و سودرسانی به مردم است.
*امام جمعه شهرري


آیینه خواص
عليرضا منصوري

حد ترخص چيست؟(2)
در شماره پیش ذکر شد که «حد ترخص»، محلي است كه از آنجا ديوار شهر ديده نمی‌شود و اذان شهر (به‌صورت متعارف و بدون بلندگو) شنيده نمی‌شود.
در مسائل احکام سفر، باید دقت کرد که مسافر گاه قصد سفر و خروج از وطن خود به جایی را دارد و گاه از محلی به وطن خود بازمی‌گردد. احکام حد ترخص برای هر یک از این دو مورد متفاوت است.
مسافرى كه در حال بازگشت به وطن خویش ـ مثلاًً تهران ـ است، وقتى به حد ترخص تهران رسيد، بايد نماز را تمام بخواند و اگر بخواهد آن روز را روزه بگیرد، اگر کاری که روزه را باطل می‌کند از او سر نزده باشد و تا پیش از آنکه اذان ظهر بگویند به حد ترخص برسد، می‌تواند همان جا نیت روزه کرده و روزه‌اش را بگیرد و اگر روزه ماه رمضان بود، وظیفه دارد این کار را انجام دهد؛ اما مسافرى كه از وطنش به مکانی رفته ـ مثلاًً مشهد مقدس ـ و مى‏خواهد ده روز يا بيشتر در آن محل (غير از وطن) بماند، وقتى به حد ترخص آنجا رسيد، نمی‌تواند نماز را تمام بخواند، بلکه طبق نظر اغلب مراجع عظام بنابر احتياط واجب بايد نماز را به تأخير بيندازد تا به محل قصد اقامه برسد، يا نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند (آیات عظام: اراكى، گلپايگانى، شبیری زنجانى و مكارم؛ مسافرى كه مى‏خواهد ده روز يا بيشتر در محلى بماند، وقتى به حد ترخص آنجا رسيد، مثل ‏وطن بايد نماز را تمام بخواند).
نکته دیگر، احکام انصراف از سفر پس از گذشتن از حد ترخص است. اگر شخصى به قصد مسافرت به شهر مشهد مقدس، حركت كند و از حدّ ترخص خارج شود، نمازش شکسته است و اگر روزه باشد، می‌تواند روزه‌اش را بخورد. حال اگر نمازش را شکسته‌ خواند و روزه‌اش را خورد و حدود سه فرسخ مسیر را طی کرد، سپس از قصد خود منصرف شد و به وطن مراجعت کرد، هرچند وقت نماز باقى باشد، اعاده نماز به صورت کامل و امساک از مفطرات روزه نیز لازم نيست؛ اما اگر نمازش را نخوانده بود یا روزه‌اش را افطار نکرده بود، وقتی به وطن رسید، باید نماز را به صورت کامل بخواند و ادامه روزه را بگیرد.
نکته دیگر اینکه؛ ابتدای مسافت از آخرین محدوده عرفی شهر محاسبه می‌شود. بنابراین، اگر به نظر اهالی، کارخانه‌ها و شهرک‌های اطراف که متصل به شهر هستند، جزو شهرند آخر آنها آخرین محدوده عرفی شهر به حساب می‌آید (آیات عظام: خامنه‌ای (حفظه‌الله)، فاضل و مکارم در این نظر با حضرت امام (ره) موافقند، اما آیات عظام بهجت و تبریزی کارخانه‌های اطراف را جزو شهر نمی‌دانند).
نقطه آغاز این مسافت آخرین نقطه شهر یا روستایی است که فرد در آنجا زندگی می‌کند و قصد خروج از آنجا را دارد. نقطه پایانی آن هم محل توقف یا ابتدای شهر و روستایی است که فرد قصد مسافرت به آنجا را دارد؛ اگر این فاصله، حداقل چهار فرسخ شد (رفت و برگشت آن هشت فرسخ ‌شود) مسافت شرعی محقق شده است.


نقطه نظر
احسان آيتي

رشد عقل ثمره معاشرت خوب
از جناب عبدالعظيم حسني نقل شده است كه امام جواد(ع) فرمود: «مُلاقاهُ الإخوانِ نُشرَه و تَلقيحٌ لِلعَقلِ و إن كانَ نَزرا قَليلاً»؛ ديدار برادران مايه سلامتى و رشد عقل است؛ اگرچه بسيار اندك باشد.
يكي از سنت‌هایی كه در اسلام به آن سفارش بسيار شده است، تعامل مناسب با خويشاوندان و آشنايان و به‌ویژه برادران ايماني است. اجتماع افراد در كنار هم يكي از كارهاي مغفول جامعه امروز ماست و هر چه جوامع به سمت مدرن شدن پيش می‌رود، اين اتفاق خوب كم و كمتر می‌شود. در روايات بسياري بر اهميت و ضرورت زيارت مؤمنان و صله رحم تأكيد شده است. چنانچه در روايت پيش گفته، امام جواد(ع) ضمن بياني در اثرات مثبت ديدار با برادران مؤمن بر اين امر تأكيد می‌کند. در روايات داريم به ديدار برادران مؤمن برويد، آنها را ببوسيد و با آنها مصافحه كنيد و به آنها محبت خود را ابراز كنيد. اين اعمال از منظر ائمه شيعه نوعي عبادت محسوب می‌شود. پيامبر اعظم(ص) فرمود: «لَاتَبَاغَضُوا وَ لَاتحَاسَدُوا وَ لَاتَدَابَرُوا وَ لَاتَقَاطَعُوا وَ كُونُوا عِبَادَ اللَّهِ إِخْوَاناً»؛ به هم كينه نورزيد و حسادت نكنيد و از هم گسسته نباشيد و قطع رحم نكنيد، بلكه بندگان خدا و برادر هم باشيد.
آنچه امام نهم(ع) در اين فرمايش به‌منزله ثمره ملاقات با برادران ديني خود مطرح می‌کند، يك ثمره باطني و روحي است. ايشان گشايش عقل و باروري خرد را از ثمرات اين امر می‌داند. «نُشرَه» را علماي لغت اين گونه معنا کرده‌اند؛ وقتي يك مرض روحي و عقلي مثل جنون به‌گونه‌اي علاج پيدا كند كه مردم و اطرافيان فكر كنند، اجنه و پري اين كار را صورت داده‌اند، اين كلمه به كار می‌رود. حال امام جواد(ع) چنين تعبيري را براي ملاقات با برادران ديني به كار می‌برد تا بيان كند اين امر چگونه به‌طور معجزه‌آسا سبب آرامش و تعالي می‌شود. در ادامه هم ايشان از عبارت تلقيح به معناي باروري استفاده می‌کند؛ يعني عقل انسان به سبب معاشرت با برادران افزايش و رشد می‌یابد، اما اين امر چطور صورت می‌گیرد؟ با توجه به روايات ديگر مشخص می‌شود منظور از اخوان و برادران در اين روايت شريفه، برادران مؤمن و عالمي هستند كه هنگامي كه انسان در كنار آنها قرار می‌گیرد بر معنويت و عقلانيت او افزوده می‌شود.
امام صادق(ص) می‌فرماید: «با يكديگر ديدار كنيد كه در اين، ديدار دل‌های شما زنده مى‏شود و از اخبار و احاديث ما ياد مى‏كنيد. احاديث ما شما را نسبت به يكديگر مهربان خواهد كرد، اگر به آنها عمل كنيد به آگاهى و رشد مى‏رسيد و رستگار مى‏شويد و اگر آنها را فرو گذاريد، گمراه مى‏گرديد و هلاك مى‏شويد. به آنها عمل كنيد كه من ضامن رستگارى شما خواهم بود.» با توجه به اين روايات معلوم می‌شود افزون بر ثمرات معنوي و مادي كه مطلق زيارت و ديدار با مؤمنان دارد، تعامل و معاشرت با علما و مؤمنان با معنويت كه سخنان‌شان همراه با كلام اهل‌بيت(علیهم‌السلام) است، هر چند مختصر باشد، سبب رشد روحاني انسان می‌شود.
از آن سو، آنچه از اين روايت فهم می‌شود، اين است كه تنهايي و انزوا سبب ركود عقل و ناآرامي روان می‌شود، همان‌گونه كه مجالس نامناسب خوشگذراني و لهو نيز اين چنين است.


مسئول تیم کوهنوردی نمایندگی ولی فقیه در سپاه در گفت‌وگو با صبح‌صادق
فرهنگ‌سازی و عمومی کردن کوهنوردی در دستور کار ماست
حسن ابراهیمی

تیم هشت نفره‌ای از هیئت کوهنوردی ستاد نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه موفق شد، اواخر مردادماه سال جاری به قله دماوند صعود کند. در همین راستا با مسئول این تیم سرهنگ پاسدار «کرم شعبانی» که از نیروهای معاونت طرح و برنامه نمایندگی ولی فقیه در سپاه و از اعضای هیئت کوهنوردی نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه است، به گفت‌وگو نشستیم.
شعبانی به خبرنگار ما گفت: سابقه هیئت کوهنوردی ما به 13 خرداد 1390 برمی‌گردد. نام این تیم نیز کوهنوردی ولایت است و تا به حال صعودهای زیادی به قلل مختلف کشور داشته‌ است؛ البته نقش سردار مکاری که پیش از این در آماد و پشتیبانی نمایندگی بوده‌اند و مسئولیت هیئت کوهنوردی نیروهای مسلح را هم برعهده داشتند، در این زمینه بسیار زیاد بوده است.

آمادگی‌های قبلی
شعبانی در این باره گفت: اولین صعود ما به همراه 10 رده از رده‌های تهران به ارتفاعات پهنه حصار جاده چالوس بود. بعد بحث کوهنوردی‌های عمومی پنج‌شنبه‌ها را داشتیم که به ارتفاعات اطراف تهران صورت می‌گرفت. رزک، کلکچال، شکرآبِ آهار و سال بعد صعودهای تخصصی‌تر را پیگیری کردیم؛ از جمله سبلان، شیرکوه یزد، الوند، توچال و... . همین روند را در سال‌های بعد نیز طی کردیم تا اینکه امسال تصمیم به صعود به قله دماوند گرفتیم و برای آمادگی جهت صعود نیز برنامه‌ریزی تخصصی کردیم؛ یعنی پیش از صعود به دماوند، هشتم مرداد به اردوی آهار و شکرآب رفتیم، بلافاصله هفته بعد، یعنی 15 مرداد به اردوی دیگری که صعود شبانه به قله توچال بود، رفتیم. مجدداً 22 مرداد به ارتفاعات کلکچال رفتیم و از میان افرادی که در اردو بودند، هشت نفر انتخاب شدند. البته 10 نفر انتخاب شده بودند که دو نفر با توجه به مشکلات کاری و خانوادگی نتوانستند ما را در اردوی صعود به دماوند همراهی کنند.
صعودی 22 ساعته
شعبانی در ادامه افزود: برنامه صعود هم اینچنین بود که ساعت 15 روز 27 مرداد از محل ستاد به سمت دماوند حرکت کردیم و ساعت 17 به ابتدای مسیر کوهنوردی رسیدیم و صعود را از جبهه جنوبی شروع کردیم. تمام برنامه هم ‌دمایی و هم‌ هوایی در طی کار با مدیریت و با شیوه‌های فنی و علمی انجام شد. شب را در بارگاه اول در مسجد صاحب‌الزمان(عج) در ارتفاع 3050 متر استراحت کردیم و اول صبح راه افتادیم. پنج ساعت بعد در بارگاه سوم در ارتفاع 4200 بودیم. همان‌جا استراحت کردیم و شب هم بنا به مسائل علمی به جز آب آشامیدنی تنها نفری یک لیوان سوپ خوردیم؛ در واقع در آن ارتفاع نمی‌توان به‌راحتی خورد و آشامید. از ساعت21 تا یک بامداد روز بعد خوابیدیم و بعد از بستن تجهیزات ساعت دو و 15 دقیقه از بارگاه سوم به سمت قله، حرکت کردیم و ساعت هشت‌ونیم صبح در قله بودیم. در طی مسیر هم در نزدیکی قله فوران گاز گوگرد بود که وضعیت خوبی نبود، از این رو صعود خیلی سخت شد. آنجا دریای خزر به‌خوبی قابل مشاهده بود. پرچم و بنر صعود خود را در قله نصب کردیم و پس از استراحتی کوتاه و عکس گرفتن از قله بازگشتیم. حدود ساعت 12 و نیم ظهر به بارگاه سوم رسیدیم. یک ساعت تجدید قوا کردیم و به بارگاه اول و سپس تا پلور و پس از آن به تهران آمدیم و حدود ساعت 12 نیمه شب به تهران رسیدیم. کل کار چیزی در حدود 22 ساعت طول کشید، اینکه کار را زیر 30 ساعت انجام دادیم، خود یک مسئله مهم است و مهم‌تر اینکه صعود بدون حادثه انجام شد.
گام بعدی عمومیت‌بخشی
مسئول هیئت کوهنوردی نمایندگی ولی فقیه در سپاه ادامه داد: گام بعدی برنامه با توجه به اینکه تا امروز بلندترین قله کشور را فتح کردیم، آوردن عموم پاسداران و همکاران به عرصه کوهنوردی است. کوهنوردی ورزش سالمی است، حتی رهبر انقلاب تأکید دارند: جوانان هفته‌ای دو تا سه بار به کوه بروند و پیرها هفته‌ای یک‌بار، به دلیل اینکه عزم و اراده را قوی می‌کند.
امر به ورزش؛ امر به‌ معروف
وی با بیان اینکه امر به معروف مهم است، افزود: در واقع ورزش هم معروف است و هم سبب می‌شود، انسان به سمت منکر نرود. امر به ورزش امر به ‌معروف است و ما باید به آن همت کنیم. از طرفی باید اصلاح نگرش را در مدیران داشته باشیم. علم امروز ثابت کرده است، کارکنانی که ورزش می‌کنند، به‌ویژه آنهایی که مشغول کوهنوردی هستند، در کارهای خود موفقیت و دقت خیلی بیشتری دارند و در واقع این زمان گذاشتن برای کوهنوردی خود یک سرمایه‌گذاری برای تربیت نیروی بهتر است و از طرفی، در سپاه آمادگی جسمی و روحی برای پاسداری از انقلاب لازم است که این، در کوهنوردی محقق می‌شود. کوهنوردی کم‌هزینه است و نگرش مثبت آدم‌ها را بالا می‌برد؛ البته ورزش برای ما پاسداران تکلیف است.


یادداشت
علیرضا جلالیان

بسیج سازندگی در اقتصاد مقاومتی
امام خامنه‌ای در دیدار هیئت دولت با ایشان در بخشی از سخنان‌شان درباره اقتصاد مقاومتی به مسئله فعالیت‌های انجام‌گرفته در بسیج در این راستا، اشاراتی داشتند که در طی این سخنرانی تنها اشاره مستقیم به عملکرد خوب یک نهاد در راستای اقتصاد مقاومتی و به‌منزله یک نمونه موفق بود. ایشان با اشاره به اینکه بخش‌های بیرون از دولت دیده بشوند، می‌فرمایند: «بخش‌هایی وجود دارند خارج از دولت؛ اینها می‌توانند در اقتصاد مقاومتی نقش ایفا کنند، از جمله بسیج؛ من یک گزارشی [هم‌] دیدم. خیلی لازم است به نظر من ـ اگر وقت کنند آقای رئیس‌جمهور یا لااقل آقای جهانگیری ـ که بخواهید و ببینید مجموعه بسیج درباره اقتصاد مقاومتی، چه کارهایی می‌توانند انجام بدهند و ظرفیتش را دارند؛ ظرفیت خیلی خوبی است. بسیج چیز کمی نیست، چیز کوچکی نیست؛ بسیج یک مجموعه عظیم و آماده‌به‌کاری است؛ اینها را بخواهید، ببینید چه‌کار می‌توانند بکنند؛ اینها می‌آیند امکانات خودشان را عرضه می‌کنند و می‌گویند این‌کارها را هم کرده‌ایم.»
در همین راستا، باید توجه داشت که بسیج سازندگی در راستای اجرای اقتصاد مقاومتی حتی پیش از ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی، فعالیت‌های ویژه خود را آغاز کرد و در این راستا با مبنا قرار دادن ایجاد اشتغال در حوزه تولید و با هزینه کم توانسته تعداد زیادی را به فعالیت مشغول کند. تولیدات کشاورزی از مهم‌ترین حوزه‌های اشتغال است که بسیج سازندگی از آن حمایت کرده و این حمایت تنها در حوزه پرداخت وام کم‌بهره و آموزش بوده و مردم هر منطقه مبتنی‌بر نیازها و اوضاع منطقه خود، اقدامات لازم را سامان داده‌اند و از طرفی هم بازار مصرف از سوی بسیج سازندگی به تولیدکنندگان معرفی شده و آنها می‌توانند به‌سرعت، تولیدات خود را به پول تبدیل کرده و درآمد خوبی داشته باشند. تولید قارچ خوراکی، بلدرچین، شترمرغ، بوقلمون، مرغ و تخم‌مرغ، گل و انواع محصولات باغی و... نمونه‌هایی از آن است.
بنا بر آمار اعلامی از سوی سازمان بسیج سازندگی، هزینه‌های ایجاد شغل در ساختار این سازمان متوسط دوازده‌ونیم میلیون است، درحالی‌که مسئولان دولتی این رقم را تا 15 برابر اعلام کرده‌اند.
در این راستا، حتی می‌توان به اشتغال زنان در حوزه مشاغل خانگی هم اشاره کرد که با هزینه‌های به‌مراتب کمتر اقدام به تولید محصولات مختلف در خلال ساعات بیکاری در خانه می‌کنند که این امر، هم کانون خانواده را حفظ می‌کند و هم عامل وسعت اقتصادی در خانواده‌ها می‌شود.
متأسفانه فرهنگ کشور در حوزه کار دچار مشکل بوده که در این راستا می‌توان به این مسئله اشاره کرد که از دیدگاه خیلی از مردم، کار خوب کاری است که در استخدام دولت بوده و تضمین سی‌ساله داشته باشد که این، مخالف صددرصد فرهنگ اسلامی در حوزه کار و تلاش است و امروز که تعداد نیروهای آماده‌به‌کار افزایش پیدا کرده و از طرفی، دولت‌ها از تصدی‌گری خارج می‌شوند، همواره از تعداد نیروهای دولتی کاسته شده که این ذهنیت اشتباه، یک معضل برای کشور محسوب می‌شود. بسیج سازندگی در راستای حل چنین معضلاتی می‌تواند نقش بسزایی داشته باشد.


گلی از باغ

آیا «می‌شود از اینجا فرار کرد؟»
یکی از جنبه‌های مورد استفاده در نوشتن خاطرات دفاع مقدس مربوط به حوزه اسارت در اردوگاه‌های رژیم بعث عراق می‌شود. «علی احدی‌نژاد» یکی از این آزادگان است که خاطرات او در قالب کتاب «می‌شود از اینجا هم فرار کرد؟» به‌کوشش مریم‌ سادات ذکریایی پس از انجام مصاحبه تدوین شده است.
علی احدی‌نژاد از آزادگان جنگ تحمیلی در ابتدای این کتاب گفته است: «سال سوم جنگ تحمیلی، همکلاسی‌هام دیگر به سنی رسیده بودند که می‌توانستند بروند جبهه. دوستانم یکی‌یکی می‌رفتند و شهید می‌شدند. علی‌رضا خشک‌رود منصوری هم شهید شد. یک روز فیروز کوده حاتمیان آمد، گفت: من دارم می‌روم جبهه. علی! تو هم بیا. گفتم: درس دارم. ناراحت شد. گفت: «درس را بهانه نکن. می‌ترسی. پدر فیروز، قبل از او رفته بود جبهه. فکر می‌کردم فیروز هم به‌زودی درس و مدرسه را رها می‌کند و می‌رود جبهه. رفت در عملیات[الی] بیت‌المقدس شرکت کرد و شهید شد. وقتی در تشییع جنازه دوستانم شرکت می‌کردم،‌ کم‌کم حس کردم دیگر شهر، جای ماندن نیست، باید بروم جبهه. من و پسرعمه‌ام‌ـ بهروز گلین مرادیان‌ـ هم‌سن و هم‌کلاس و رفیق بودیم. من و بهروز تصمیم گرفتیم برویم جبهه. با خانواده‌هامان صحبت کردیم. پدر و مادرم اول مخالفت کردند، اما طولی نکشید که راضی‌شان کردم. اولین دفعه‌ای که رفتم جبهه، سال 1362 بود. اوایل بهمن ماه بود.» احدی‌نژاد در جریان اجرای عملیات کربلای پنج به اسارت نیرو‌های عراقی درآمد. «می‌شود از اینجا هم فرار کرد؟» شرح خاطرات دوران اسارت اوست. در خلال خاطرات احدی‌نژاد مخاطب با جزئیات زندگی اسیران ایرانی زندان‌های عراق در سال‌های جنگ تحمیلی آشنا می‌شود. در صفحه 40 این کتاب می‌خوانیم: «همه اسرایی که در اردوگاه‌های عراق به‌سر می‌بردند،‌ در جبهه‌های جنگ،‌ اسیر نشده بودند. بعضی‌ها در عملیات‌ها اسیر شدند. بعضی‌ها راه را گم کرده بودند. بعضی‌ها هم در شهرهای استان کردستان به دست منافقین، کومله و دموکرات ربوده شده و بعد آنها را به عراقی‌ها فروخته بودند. فروش اسیر در غرب کشور در سال‌های 1366 و 1367 بازار داغی داشت...» در پایان این کتاب، تصاویر سیاه و سفیدی از احدی‌نژاد، پیش و پس از اسارت آمده است. این کتاب را انتشارات امینان، با شمارگان یک‌هزار و 100 نسخه، در قطع رقعی و در قالب 128 صفحه و به بهای 65‌ هزار ریال روانه بازار نشر کرده است.


قبیله آفتاب

برای پای حجله‌ام عکس گرفته‌ام
دو هفته به عمليات مانده بود که براي ديدار مادر و پدر و بستگان به شيراز آمد. در همان بدو ورود براي گرفتن عکس اقدام کرد. به‌خوبي به ياد دارم که پرسيدم، مادر چرا عکس گرفتي؟ گفت: «براي پاي طبقم(حجله)» در همان موقع متوجه ناخن‌هايش شدم که حنا بسته است، پرسيدم چرا حنا بسته‌اي؟ گفت: «عمليات داشتيم، ولي اعلام کردند که منطقه هنوز کاملاًً شناسايي نشده و احتمال خطر فراوان وجود دارد.» يک هفته از رفتنش مي‌گذشت که خبر عمليات کربلاي4 از راديو اعلام شد.
به نقل از مادر شهید، محمدهادي جاوداني
دهم فروردين ماه سال 1341 در شهر شيراز به دنيا آمد. به خواندن قرآن و مسائل ديني علاقه بسيار داشت و از همان دوران نوجواني در تيم‌هاي فوتبال و کشتي فعاليت داشت. از اوايل شروع انقلاب اسلامي در تمامي تظاهرات و راه‌پيمایي‌ها شرکتي فعال داشت و يکي از اعضاي فعال پايگاه مقاومت مسجد «کشتکاران» بود. پس از پيروزي انقلاب اسلامي براي انجام فعاليت‌هاي مذهبي، فرهنگي و اجتماعي بيشتر وقت خود را در مسجد صرف مي‌کرد و شب‌هاي جمعه نيز پس از نماز و دعاي کميل همراه با ديگر بچه‌هاي مسجد براي پاسداري از شهر و حفظ آن تا صبح در خيابان‌ها گشت‌زني مي‌‌کرد و عوامل ضدانقلاب را دستگير و به دادگاه انقلاب معرفي مي‌کرد. سال ۱۳۵۹ موفق به دریافت ديپلم شد. بارها براي کمک‌رساني به جبهه به همراه پدرش با خودرو وسایل و خوراک و پوشاک مي‌بردند و گاهي يک‌روز يا دو روز پشت خط مي‌ماندند. بسيار فعال بودند، تا اينکه در سال ۱۳۶۵ به اتفاق برادرش تصميم گرفت به سربازي برود. سپاه او را همراه با برادرش به مدت سه ماه براي آموزش به گودکنون فرستاد. فرماندهان او را برا‌ي عمليات اطلاعات انتخاب کرده بودند.
در چند عمليات شرکت داشت، تا اينکه در عمليات کربلای 4 در جایگاه فرماندهی که بايد يکي از سه معبر را باز مي‌کرد، در هنگام بازگشت، از سوی دشمن شناسایی و با ترکش خمپاره به درجه عظمای شهادت نائل شد.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به سریال «تنهایی لیلا»
سرگردان میان فیلم فاخر و فیلمفارسی
مهدی امیدی

مجموعه تلویزیونی «تنهایی لیلا»، بازگشت سیما به آثار رمانتیک را تداعی می‌کند. اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80، سریال‌هایی با محوریت «عاشقانه‌های عارفانه» در تلویزیون ایران خودنمایی می‌کردند؛ سریال‌هایی که عمدتاً درباره آدم‌هایی بود که درپی عشق، دچار تحول اخلاقی و اعتلای روحی می‌شدند. سریال‌هایی چون؛ «در قلب من» و «مسافری از هند» سردمداران چنین جریانی بودند.
پس از گذشت 10 سال از آن دوران، محمدحسین لطیفی و حامد عنقا (کارگردان و فیلمنامه‌نویس سریال «تنهایی لیلا») بار دیگر این فضا را در سیما زنده کردند. این دو نفر، پیشتر هم در تولید «قلب یخی» همکاری کرده بودند که در آن سریال هم، مسائل و تحولات دختران و زنان جوان، دستمایه قرار گرفته بود. سریال جدید لطیفی و عنقا، موضوع تازه و مهمی دارد که البته می‌توانست بهتر از این و در قالبی متناسب با محتوا، صورت متفاوتی از یک ملودرام عاشقانه را به‌منصه ظهور برساند. مبنای داستان این سریال، حدیثی نبوی است که در مطلع سریال نیز، پخش می‌شود: «هرکه عاشق شود و عفت پیشه کند و آن‌گاه جان دهد، چونان شهید از دنیا رفته است»
مضمون «تنهایی لیلا» تمثیلی از یک سیر و سلوک عرفانی است؛ روایتی است درباره سفر از فرش به عرش و جلا یافتن باطن و روح انسان با گذر از سختی‌ها و ابتلائات. لیلا، قهرمان داستان این سریال، زن جوانی است که عشق، زمینه‌ای برای انقلاب زیبای شخصیت او می‌شود. او یک دختر به‌اصطلاح امروزی و غرق در روزمرگی‌های بی‌خاصیت بود، اما برخورد با مرد جوانی که ویژگی‌های شخصیتی منحصربه‌فردش او را از دیگران ممتاز و متمایز ساخته، مسیر زندگی لیلا را تغییر می‌دهد. چنین ماجرایی، در دنیای واقعی بارها رخ داده است، مانند رویارویی مولوی با شمس که جذبه روحانی شمس، روح حقیقت‌جوی مولوی را گداخته کرد و سرعت او را در حرکت به طرف بالا افزایش داد. در دوران معاصر نیز، بسیاری از جوانان کشور ما، در شعاع آفتاب شخصیت‌های والایی، چون امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای، نورانی شدند و آهنگ عاشقانه‌ای به زندگی خود بخشیدند. در سریال «تنهایی لیلا» نیز شخصیت صاف و صادق و پاکیزه‌سرشت محمد (با بازی بهروز شعیبی) نماد کوچکی از همین نوع آدم‌هاست. او لیلا را مجذوب خود ساخته و ازدواج با او، سبب می‌شود تا این زن، زندگی جدیدی را آغاز کند. او در سایه مراد خود ـ محمد شوهرش ـ یک به یک پله‌های تکامل شخصیتی را می‌پیماید. ابتدا از اقوام و اطرافیانش که مانعی بر سر راه اعتلای او هستند، دل می‌برد، سپس به عبادت و راز و نیاز با خدا معطوف می‌شود. او در آمریکا و نزد خانواده‌ای غیرمذهبی بزرگ شده، اما «محمد» سبب می‌شود که نماز خواندن را بیاموزد و نماز بخواند. همچنین، در ادامه راه به ارزش حجاب و پوشش کامل پی می‌برد و نزدیک است که به رستگاری و سعادت کامل برسد، اما مطابق با روایت‌های عرفانی و ادبی، «که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل‌ها»! سالک داستان «تنهایی لیلا» درست در بهترین روزهای زندگی‌اش با دشوارترین بحران‌ها روبه‌رو می‌شود و پی می‌برد که «هر شبنمی در این ره، صد بحر آتشین است»! تا در کوره این بحران‌ها، جوهر درونی‌اش بیش از پیش آزمایش شود و او را به منزلی بالاتر برساند.
البته، خود محمد و ماجرای دست‌سوزی او نیز برگرفته از واقعیتی تاریخی است. این اتفاق، یادآور «میربرهان‌الدین محمدباقر استرآبادی» است که شبی دختر پادشاه را در حجره‌اش امان می‌دهد و برای طیب نگه داشتن روح خود، دستش را می‌سوزاند و به جزای این کار، دختر پادشاه به همسری او درمی‌آید و پس از آن به امیر دامادان، یا به‌طور خلاصه به «میرداماد» ملقب می‌شود.
همه این ماجراها به اضافه بازنمایی سبک زندگی اسلامی و ایرانی و معرفی روحانیت به‌مثابه عامل خیر و نجات، می‌رفت تا «تنهایی لیلا» را به یکی از بهترین آثار سینمایی و تلویزیونی با مضمون عشق تبدیل کند، اما استفاده از برخی نشانه‌ها و روش‌های متداول در فیلم فارسی، به ساختار و محتوای این سریال مقداری به آن آسیب رساند. شاخصه‌هایی چون حضور یک زن مجرم و گریخته از زندان، برای یاری دادن قهرمان داستان، تلاش مرد مسن متمول برای تصاحب زن بیوه، بدنام شدن لیلا نزد مردم و حتی نزدیک‌ترین دوستانش و حل گره اصلی داستان با قتل عامل ایجاد گره(شایان)، با مضمون این سریال در تضاد هستند. این‌گونه عناصر روایی، معمولاً در فیلم‌های مبتذل و پیش‌پاافتاده به کار می‌روند و بیشتر به درد سریال‌هایی با موضوع خیانت و روابط عاشقانه ناسالم می‌خورند. یک داستان مذهبی و معنوی، باید با زبانی در شأن این نوع داستان تعریف شود. درواقع، سریال «تنهایی لیلا» میان اثری فاخر و فیلمی مبتذل سرگردان است.
همچنین، در قسمت‌های پایانی «تنهایی لیلا» تصویری منفی و آزاردهنده از مردم عادی و عامی منطقه‌ای که داستان در آن روی می‌دهد، به تصویر کشیده شد. مردم در این سریال که از قضا، افرادی متدین هم هستند، یک توده سطحی‌نگر و فاقد شعور معرفی می‌شوند.


پایان وارونه یک سریال جاسوسی
سعید رضایی

تولید و نمایش یک سریال جاسوسی مهیج آن هم درباره یکی از مهم‌ترین مسائل روز کشورمان، یعنی پرونده هسته‌ای، بدون تردید اتفاق مبارکی است. نمایش داستانی درباره تلاش موساد برای ترور نخبگان و دانشمندان این کشور و مقابله سربازان گمنام امام‌زمان(عج) در این سریال نیز تحسین‌آمیز است. به تصویر کشیدن جوانان متعهد و میهن‌دوستی که ایستادن در مقابل تروریست‌های اجاره‌ای را بر بازی در تالار تئاتر ترجیح می‌دهند نیز جای خوشحالی دارد. اینها همه از ویژگی‌های مثبت سریال «تعبیر وارونه یک رؤیا» هستند؛ سریالی که به کارگردانی فریدون جیرانی و با پخش از شبکه یک سیما بار دیگر توجه به این‌گونه آثار را در سینما و تلویزیون احیا کرد، اما متأسفانه واپسین قسمت‌های این سریال، پایان بدی را برای آن رقم زد. هرچند که این مجموعه تلویزیونی از ابتدا هم نقاط ضعفی داشت. مشکلاتی، مانند آب‌بندی بسیار زیاد، پایین بودن ریتم و کمبود حادثه در هر قسمت. همچنین، برخی از مشکلات محتوایی، «تعبیر وارونه یک رؤیا» را رنجور کرد، مانند رجوع به قصه خیانت و افتادن به دام ابتذال در برخی صحنه‌ها، فقدان حتی یک خانواده بسامان و کامل و به تصویر کشیدن صحنه‌های شراب‌خواری و... اما در دو سه قسمت پایانی، گویی همه چیز در این سریال از هم پاشید.
همه جهان از قدرت امنیتی ایران آگاه هستند. توان دفاعی دستگاه اطلاعاتی ایران به‌قدری است که نفوذ و رسوخ تروریست‌ها به مرکز کشور برای دشمنان این سرزمین به یک رؤیای دست‌نایافتنی تبدیل شده است. آن‌وقت در سریال «تعبیر وارونه...» دیدیم که یک دختر جوان، به‌راحتی مأموران زبده اطلاعاتی ایران را فریب می‌دهد و یک به یک، آنها را می‌کشد و فرد مدّ نظر خود را می‌رباید!
وقتی ناصر(امیر جعفری) از انتقال دختر و داماد خودش به آن سوی مرز باخبر می‌شود، ناگهان تصمیم به استعفا می‌گیرد و بعد هم خودش به تنهایی و با پای پیاده به سوی مرز و خارج از کشور حرکت می‌کند! این ماجرا، بیشتر به یک کمدی شباهت دارد تا فیلم جاسوسی و پلیسی. ناصر، وقتی از کشور خارج می‌شود، تنها با مراجعه به یک رایانه، مخفیگاه تروریست‌ها را پیدا می‌کند! این نوع قصه‌پردازی اگر توهین به شعور مخاطب نیست، پس چیست؟ در سریال فریدون جیرانی دیدیم که تروریست‌های موساد، در مقر خود، جایی که قرار است از آنجا برنامه هسته‌ای ایران را فلج کنند، به‌راحتی و در مقابل پرسش آدرس در را به روی مردی که چهره‌اش داد می‌زند ایرانی است، می‌گشایند! مضحک‌ترین اتفاق سریال هم آنجایی بود که فرمانده تروریست‌ها، دقیقاً و در حساس‌ترین موقع ممکن، یعنی زمانی که مأمور اطلاعاتی ایران اسلحه به طرفش گرفته، در یک آن می‌میرد!
این‌گونه مشکلات، آن هم در شرایط کمبود بودجه صداوسیما، باز هم این سؤال را ایجاد می‌کند که آیا بر کار تولید برنامه‌های رسانه ملی، نظارت کیفی صورت نمی‌گیرد و اگر نظارت هست، آیا ناظران از درک این ضعف‌های آشکار محتوایی و ساختاری ناتوان هستند؟


خبرها

مخالفت وزیر ارشاد با حذف فجر
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با برنامه معاون سینمایی خود برای حذف «فجر» از عنوان بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر مخالفت کرد.
درحالی‌که حجت‌الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی در حکم انتصاب سیدرضا میرکریمی به دبیری بخش بین‌الملل سی‌وسومین دوره جشنواره فیلم فجر، نام «فجر» را حذف کرد و فقط از نام «جشنواره فیلم ایران» استفاده کرد، علی جنتی، وزیر ارشاد در برنامه «نگاه یک» سیما اعلام کرد: معتقدم در نام‌گذاری، فجر کلمه مقدسی است و تنها متعلق به دهه فجر نیست و می‌توانیم آن را در هر زمانی به‌کار ببریم.
تجمع منافقین علیه فیلم «محمد رسول‌الله(ص)»

تعدادی از منافقان و اعضای گروهک‌های کمونیستی، ضد فیلم «محمد رسول‌الله(ص)» تجمع کردند!
به گزارش منابع خبری، همزمان با آغاز نمایش فیلم «محمد رسول‌الله(ص)» به کارگردانی مجید مجیدی در جشنواره مونترال کانادا، تعداد انگشت‌شماری از اعضای گروهک منافقین و سازمان‌های کمونیستی خارج از کشور در مقابل محل برگزاری این جشنواره و نمایش این فیلم تجمع کردند! آنها در این تجمع پرچم‌ها و پلاکاردهایی حاوی شعار علیه نظام جمهوری اسلامی ایران را در دست گرفته بودند.
استقبال میلیونی از فیلم «لکه» درباره فتنه 88

فیلم «لکه» طی مدتی اندک با استقبال میلیونی مردم روبه‌رو شد.
فیلم «لکه» که یکی از بحث‌برانگیزترین فیلم‌های سال 92 بود و در زمان اکران در دانشگاه‌های کشور حواشی بسیاری داشت، مدتی است که به سامانه فروش اینترنتی پیوسته است. درپی راه‌اندازی سامانه فروش رسمی لینک دانلود فیلم‌های ایران Webeo.ir، فروش اینترنتی لینک دانلود فیلم لکه نیز آغاز شد که پس از مدت حدود 40 روز، این فیلم با استقبال چشمگیری روبه‌رو شد.
نمایش فیلم‌های جشنواره عمار در پاکستان

تعدادی از فیلم‌های جشنواره مردمی عمار در پاکستان به نمایش درآمدند.
دانشجویان مدرسه دینی منطقه تاکسیلا با همراهی مسئول مدرسه خود، علامه امیرحسین جعفری از بخش‌های مختلف خانه فرهنگ ایران در شهر راولپندی پاکستان بازدید کردند و از فعالیت‌های فرهنگی این مجموعه اطلاع یافتند. در این بازدید، تعدادی از فیلم‌های جشنواره عمار، از جمله: «جایزه ایرانی اوباما»، «بختک» و مستند «ایران سرزمین امید» برای دانشجویان به نمایش درآمدند.


گزیده مطالب

نقاط آسیب‌پذیر و راهکارهای مقابله با جنگ نرم دشمنان
یکی از اهداف دشمن برای از بین بردن جوامع، فشارها و تهاجمات زیادی است که به آن جوامع وارد می‌کند، مانند تهاجمات اقتصادی، نظامی، سیاسی، فرهنگی و... تا بتواند بر آن ملت‌ها غلبه کند. یکی از این تهاجمات که می‌تواند به‌صورت کاملاً پنهان و زیرکانه بنیان یک جامعه را از درون سست، پوچ و آن کشور را با چالش‌های زیادی روبه‌رو و آماده پذیرش هر شرایط و تغییری کند، تهاجم نرم فرهنگ ی است. آنان به‌طور دقیق نقاط ضعف و قوت جوامع را شناسایی و بررسی کرده و برای نقاط ضعف آن راهکارهایی و برای تبدیل نقاط قوت به نقاط منفی و آسیب‌پذیر هم راهکارهایی ارائه می‌کنند و از طریق این راهکارها هجوم همه‌جانبه خود را آغاز می‌کنند.
آنان ماه‌ها و سال‌ها با صبر، اهداف خود را در نهان پیگیری می‌کنند تا بتوانند در زمان خود اهداف کلان‌شان را که همان تغییر بنیانی و ساختاری یک جامعه است، پیاده‌ کنند.
انقلاب اسلامی پس از آنکه در سال 57 به پیروزی رسید و توانست با رهبری امام(ره) و همت و اعتقاد مردم ایران دست ابرقدرت‌های شرق و غرب را از این سرزمین قطع کند و خود را الگویی کارآمد برای تمام ملت‌های آزادیخواه نشان بدهد، با تهاجمات متعددی روبه‌رو شد، آن هم فقط برای به زانو درآوردن مردم و دست برداشتن از این مبانی اعتقادی و اسلامی.
تمام تلاش دشمن پس از پیروزی انقلاب تاکنون ایجاد تغییرات اساسی در جامعه ما بوده است. دشمن راه‌های متعددی را نیز امتحان کرده است، ولی تاکنون نتوانسته است آن‌طور که می‌خواهد، اهداف پلید خود را در این جامعه پیاده کند.
از آنجایی که در اقدامات گذشته (نظامی، اقتصادی و...) نتوانستند به هدف خود دست یابند، تمام همت خود را بر روی حملات و هجوم فرهنگی متمرکز کرده‌اند، زیرا که می‌دانند تغییر در مباحث اعتقادی، ذهن و افکار مردم، زمینه را به بهترین نحو ممکن آماده حضور همه‌جانبه آنان در این کشور می‌کند. لازم است بدانیم که برای رسیدن به این هدف، تمام امکانات رسانه‌ای و جمعی و... را بسیج کرده‌اند.
دشمنان می‌دانند که اگر بتوانند فرهنگ خود را بر کشور ما مسلط کنند، تمام زیرساخت‌های لازم برای تغییرات بعدی مهیا می‌شود. جامعه ما مانند تمام جوامع دیگر برای مقابله با جنگ نرم دشمن، نقاط ضعف و قوت بسیاری دارد. الحمدلله به‌واسطه دین اسلام و فرهنگ تشیع، نقاط قوت این انقلاب بسیار بیشتر از نقاط ضعف مربوطه است، ولی نباید فراموش کنیم که اگر نقاط قوت را پاس نداریم و خدای ناکرده بر اساس هدف دشمن این نقاط مثبت به نقاط منفی و آسیب‌پذیر تبدیل شوند، تغییرات اساسی در ارکان جامعه ایجاد می‌شود که اصلاح آن به معنای عقبگرد چند ساله است.
اگر به نقاط مثبت این انقلاب از قبیل:ـ۱ هویت ملی 2ـ اعتماد و همبستگی ملی3 ـ وجود مردم‌سالاری دینی در جامعه 4ـ اعتقاد به اصل ولایت فقیه 5ـ تراز بالای سواد دانشگاهی و... نگاهی بیندازیم، به راحتی می‌توانیم نتیجه‌گیری کنیم که چرا تاکنون دشمن نتوانسته است بر این مردم مسلط شود.
نقاط منفی و آسیب‌پذیر این انقلاب در مقابله با هجمه حملات فرهنگی و نرم دشمنان که در ادامه به‌صورت خلاصه به تعدادی از آنها خواهیم پرداخت، عزم جدی مردم و مسئولان را برای برطرف کردن آنها می‌طلبد:
1ـ اختلافات درونی 2ـ ضعف فناوری اطلاعات و ارتباطات در جامعه 3ـ عدم تعامل سازنده بین برخی از رسانه‌های جمعی 4ـ عدم ترجیح منافع ملی بر منافع حزبی برخی احزاب و گروه‌ها 5ـ بی‌بصیرتی برخی از مسئولان و خواص برای هدایت افکار عمومی 6ـ تلاش دشمن برای گرایش روزافزون جوانان به فرهنگ غرب 7ـ سیاسی‌کاری برخی از دست‌اندرکاران ۸ـ عدم اعتماد به نسل جوان جامعه و...
از آنجایی که نقاط منفی گلوگاه اصلی هجوم دشمن محسوب می‌شود و با توجه به موارد منفی ذکر شده، لازم است راهکارهایی برای برون‌رفت از این نقاط آسیب‌پذیر ارائه شود:
1ـ تمسک همه مردم و مسئولان به دین الهی 2ـ ایجاد راهکارهای جدی برای تقویت اعتماد مردم3ـ جلب رضایت مردم 4ـ حل مشکلات و موانع اقتصادی مردم 5ـ پایبندی همه مردم و مسئولان به قانون اساسی 6ـ آموزش راه‌های دشمن‌شناسی در کتب درسی 7ـ تقویت برنامه‌های بصیرت‌افزا 8 ـ ایجاد ارتباط بیشتر بین مسئولان و مردم 9ـ صرف هزینه‌های کلان برای فرهنگ‌سازی 10ـ ارزش قائل شدن به جوان و جوانی 11ـ پر کردن خلأهای فرهنگی موجود در جامعه 12ـ بیان مباحث دینی به‌صورت راحت و قابل فهم 13ـ پذیرش تضارب آراء 14ـ از بین بردن فاصله طبقاتی 15ـ همگرایی رسانه‌ها در جهت منافع ملی 16ـ ایجاد وحدت واقعی بین حوزه و دانشگاه 17ـ تغییر برنامه درسی مدارس و دانشگاه‌ها براساس نیاز و فرهنگ جامعه 18ـ ایجاد بستر مناسب برای ازدواج آسان جوانان.
محمدصالح حسین‌زاده


تریبون

جمع‌بندی تریبون 11
اصلی‌ترین عامل اقتدار جمهوری اسلامی ایران چیست؟

یازدهمین شماره از مسابقه و هم‌اندیشی پیامکی تریبون را با موضوع اصلی‌ترین عامل اقتدار جمهوری اسلامی جمع‌بندی می‌کنیم.
ولایت‌فقیه
عده زیادی از همراهان این هفته، موضوع ولایتمداری و همراهی مردم با ولایت‌فقیه و گوش به فرمان ولایت بودن را عامل اقتدار جمهوری اسلامی می‌دانند. «هاشم صارمي» از هريس بر وجود نعمت ولایت‌فقیه اشاره کرده و «تکتم يعقوب‌زاده» همراهی مردم با ولایت را مطرح کرده است. «محمدرضا زاهد» از بیرجند هم بر همین نظر است. «محسن لطفي» از خراسان شمالي هم ابعاد مختلفی را برشمرده که مهم‌ترین آن ولایت‌مداری مردم است و «ميثم ولي‌پور» از آشخانه، ولی‌فقیه و همراهی مردم با او را عامل اصلی اقتدار نظام اسلامی می‌داند
در این میان می‌توان به پیام‌های همراهانی، چون «راضيه تيرانداز» از مرند، «آسيه ثانوي سورکي»، «مريم وفايى» از زرين‌شهر، «مهدي تشکيني» از کنگاور، «عليرضا شهبازي» از زنجان، «محمد صابري‌فر» از کردکوي، «سيدموسي ميرزاده» از رشت، «معصومه آقايي» از علي‌آباد، «امرالله کيا» از کردکوي، «علي رحمتي» از لنگرود، «ابراهيم پورعوض»، «محمدرضا روستا» از فومن، «حسين اسدي» از لنگرود، «سيدمحمدحسيني‌راد»، «محمدصيام‌پور» از اصفهان، «ابراهيم مهديخاني» از اصفهان، «سيدمهدي حسيني کوهانستاني» از اصفهان، «امير رجبي‌فرد» از کاشان، «پرويزرحيميان» از شهرکرد، «حسينعلي جعفرزاده»، «محمود عظمتي» از گلپايگان، «موحدي» از هشترود، «ناصر قدسي»، «شاکري» از گرمي، «علي مجيدي» از آذرشهر، «اکبرسياهي» از مرند، «محمد زارعي برآبادي» از خواف، «نيازي» از شهرستان زاوه خراسان رضوي، «محمدپروين» از گيلانغرب، «بهاره اختياري» از هرسين، «مريم احمدي» از سنقر، «محمدرضا قنبري» از کرمانشاه، «سيدمسعود قاضي» از قم، «احمدمحمدي» از آبيک، «محسن خسروبيگي»، «براتي» از شازند، «محسن حقيقي» از شهرستان سنقر، «نرجس‌خاتون شکوهيان» از لاهيجان و... اشاره کرد که با توجه به اینکه عده زیاد دیگری هم بر این نظر بوده‌اند، تنها به بخشی از این همراهان اشاره شده است.
ایمان مردم
اما عده‌ای هم در این راستا اعتقاد داشتند، ایمان و اعتقاد راسخ مردم عامل اقتدار جمهوری اسلامی است. «سيدمرتضي مهدوي» از لاهيجان، «مجيد چناري» از تهران‎ و‎ «مرضيه احمدي» از داران اصفهان از این جمله‌اند.
وحدت
موضوع دیگری که بسیاری از همراهان به آن اعتقاد داشتند؛ مسئله حفظ وحدت میان امت بوده است که در این میان «محمود نصراله‌زاده»، «ابوالفضل موحدي‌پور» از تهران، «نجفي» از کرمان، «عفت شريفي» از نجف‌آباد اصفهان بودند.
نیروهای مسلح
عده‌ای هم معتقدند، عامل اصلی اقتدار توجه به نیروهای مسلح و عملکرد خوب آنها بوده است که در این میان برخی این عوامل را سبب اقتدار نیروهای مسلح دانسته‌اند و همین عوامل موجب شده است اقتدار جمهوری اسلامی رقم بخورد. «جواد جوادي‌شريف» از قزوين، «روح‌الله صادقيان» از اصفهان، «حسينعلي پورپيرعلي» از نجف‌آباد اصفهان بر این امر اشاره داشتند.
عده‌ای هم به توکل بر خدا اشاره کرده‌اند که از این میان می‌توان به نظر «براتي» از اصفهان اشاره کرد. «مهدي شهرياري» نیز به ابعاد مختلف اقتدارآفرین در نظام جمهوری اسلامی اشاره کرده است.
وحدت کلمه همراه با استکبارستیزی
اگرچه بسیاری به موضوع وحدت اشاره کرده‌اند، اما در این میان عده‌ای هم به طور خاص از وحدت کلمه و استکبارستیزی سخن به میان آورده‌اند که «مهدي انصاري» از اصفهان، «مهدي اميري» از اهواز، «على چهاردولى» از كرمانشاه، «محمد چراغي‌نژاد» از دهلران، «علي پورفتحي» از خرم‌آباد لرستان، «ابوالحسن صلاحي‌زاده»، «نجفي» از قشم، «بستاني» از شيراز و... هم در پیام‌های خود به این موضوعات اشاراتی داشته‌اند. آرمان، هدف و ايدئولوژي ناب انقلاب را مسعود شجاعي سعدي از شيراز مطرح کرده و علي زارعي از ارسنجان ویژگی‌های منحصربه‌فرد رهبران انقلاب اسلامی را عامل اقتدار این نظام می‌داند.
اتکا به قدرت الهي و فرهنگ شهادت و ايثارگري را شهبازي از پاوه مطرح کرده است. همراه گرامی شهبازي از کرمانشاه روستاي درود فرامان هم با نظرات خود ما را بهره‌مند کرده است.
برندگان تریبون 11
محمد چراغي‌نژاد از دهلران/ محمدرضا زاهد از بیرجند
محمود عظمتي از گلپايگان
پرسش تریبون 12
علت مقدس نامیده‌شدن جنگ تحمیلی هشت‌ساله چیست؟


کتیبه سبز

جدال قلب و گنه
و قلب من به گناهي دوباره درگير است
كه جنگ وسوسه بدتر ز گرز و شمشير است
جدال قلب و گنه... آخرش كه مي‌بازد؟
گمان كنم كه دلم عاقبت زمين‌گير است
سيه بشد دل پاكم ز فُرقت طاعت
كه از جدايي خورشيد، شب چونان قير است
نگو كه پير مي‌شوم و توبه مي‌كنم فردا
دلا بكوش كه اكنون، بلي كنون دير است
نرو دل رميده من آهوي گران‌بارم
هلا! رهي كه روي، آخرش به نخجير است
من از گناه پرم، توبه هم ز من خسته
كه اين حكايت دلبستگي به زنجير است

حسين صفري از تهران






پوکه‌ لبخند

گلوله‌ها را بسیج کردم
عادی رفتار کنند
وقتی مهر سجاد‌ه‌ام
افتاد پای دست‌هایت.
حتی موشک‌ها طی‌الأرض کردند
تا سنگرت
وقتی چشم‌هایت
ترخیص شد از بیمارستان
و استخوانت
گیر کرد در گلوی زمین.
تانک‌ها ماکت مرگ‌اند
پوکه لبخند را
قاب می‌کنم گوشه‌ عکست
دیوانه‌ام می‌کند این تشییع گمنام‌ها
جزیره‌ مجنون است این خانه بدون تو...
کاش کسی بگوید:
«یکی از همین برادرها
پسر توست...!»
فائزه دارابی از بروجرد


حسن ختام

اگر نخواهی، تاریک خواهم شد
آمده‌ام که بخوانمت، ای همه من! ای بیکران! ای اقیانوس! ای شکوه!
آمده‌ام تا سلول به سلول، اظهار بندگی کنم و نیاز، که من سراسر نیازم و تو بی‌نیاز مطلق.
دستانم از ریزش باران رحمتت خیس است و چشمانم مشتاق لحظه دیدار، که می‌بینمت همه جا.
حضورت، آفتابی روشن است، آفتابی که حتی در شبانگاه هم غروب نمی‌کند. هستی، همه وقت، همه جا و من تنها به باران نامت فکر می‌کنم که تمام لحظه‌هایم را بهاری کرده است.
ای بی‌همتا! ای یگانه! ای مانا!
آمده‌ام که بخوانمت؛ خودت گفته‌ای که «بخوانمت و اجابت شنوم.» اینک دعاهایم را، بر بال واژه‌ها می‌نویسم و چونان کبوتری سپید، به سویت می‌فرستم.
ای که برآورنده هر خواهشی! خواهش‌هایم بی‌شمار است و وقتم اندک، دستم از نیاز پر است و بر لبم مدام، آمین می‌روید. می‌خوانمت با برترین و والاترین کلمات! می‌خوانمت تو را که سزاوار ثنایی و حمد و سپاس.
هر چه دارم و ندارم از توست. تو جز خوبی و خیر برای من نمی‌خواهی. چه کنم که گاه رازِ چاه را باز نمی‌شناسم و خوب و بد را نمی‌دانم؟
چه کنم که جهل، گاهی مرا سوی شر سوق می‌دهد؟ بخواه که هدایت شوم؛ تو خود گفته‌ای: «هر آنکه را بخواهم، هدایت می‌کنم.»
من تاریکم! یعنی اگر نخواهی، تاریک خواهم شد. تاریک‌تر از پیراهن بی‌ستاره شب. مخواه که بی‌فانوس باشم. مخواه که گم شوم. تو قادری، تو توانایی و خوب حرف‌های نگفته‌ام را می‌دانی.
مهربانم! آرام جانم! بی‌آنکه بخواهم، بی‌آنکه بگویم، نیازهایم را پاسخ‌‌گو و دستان تمنایم را پر از شکوفه‌های اجابت فرما.
ساناز احمدی‌دوستدار