بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

رونمایی از لهجه آمریکایی فتنه
اگر سران فتنه به خواست شیطان بزرگ در سال ۱۳۸۸ به تقاضای «چاک شامر» سناتور یهودی آمریکا پاسخ مکتوب دادند، «مایکل لدین» مشاور سابق شورای امنیت ملی آمریکا و دستیار «رامسفلد» وزیر دفاع اسبق آمریکا، بدون خواست و اطلاع سران فتنه، در سال ۲۰۱۵ (چند روز پیش) با یادداشتی در نشریه «فوربس» از آنچه که سران فتنه از آن وحشت داشتند، یعنی ارتباط پنهان با آمریکا پرده برداشت. در پرده‌برداری مایکل لدین آمده است، رابط آمریکا با فتنه‌گران، چاک شامر بود که این مأموریت را وزارت خارجه آمریکا به وی محول کرد. مأموریت اصلی وی این بود که از فتنه‌گران بپرسد، آمریکا در این ماجرا (فتنه) باید چه کارهایی بکند و باید از چه کارهایی اجتناب کند. به گفته لدین، در پاسخ فتنه‌گران چهره خشنی از ایران ارائه و تأکید شده بود، حکومت قابل اصلاح نیست، اما نیروهای حامی تغییر در داخل، قوی هستند و به‌خوبی هدایت می‌شوند. سران فتنه در این نامه به دولت آمریکا پیام دادند، تغییر در ایران را تشویق و حمایت و از توافق هسته‌ای با تهران پرهیز کنید؛ زیرا اگر توافق کنید، مجبورید در برابر رویکردهای داخلی و خارجی تهران سکوت کنید.
برخی از نکات این نامه که در ۳۰ نوامبر ۲۰۰۹ (آذرماه ۱۳۸۸) به وزارت خارجه آمریکا ارسال شد، عبارت است از:
ـ علی‌رغم تلاش‌هایی که جهان آزاد صورت داده است، ایران همچنان به حمایت‌های مستقیم و غیرمستقیم خود از تروریسم در فلسطین، لبنان، کرانه باختری رود اردن، عراق، افغانستان، پاکستان، هند و یمن ادامه می‌دهد.
ـ حکومت ایران ساخت بمب اتم و حمایت از گروه‌های تروریستی را متوقف نخواهد کرد؛ زیرا به این ابزارها برای حفظ قدرت و افزایش سرمایه‌های اقتصادی خود نیاز دارد.
ـ در چنین برهه زمانی حساسی (سال ۱۳۸۸) کشورهای غربی پیش از آنکه دیر شود، تصمیم صحیح و درستی را در قبال حمایت از مردم شجاع ایران (حمایت از فتنه سبز ویرانگر) اتخاد کنند؛ تصمیمی که هم به سود غرب و هم به سود ایجاد صلح در جهان باشد!
افشاگری مایکل لدین و آنچه در این نامه آمده که جای تفسیر جداگانه دارد، برای کسانی که در زمان فتنه ۸۸ به‌درستی نمی‌توانستند مسائل را درک کنند یا برخی که حتی امروز هم از پذیرش برخی حقایق فتنه طفره می‌روند، به‌واقع، رمزگشا است. با این افشاگری سرِ شعار «نه غزه نه لبنان و...»، مخالفت برخی از افراد متمایل به فتنه با فعالیت هسته‌ای ایران، شدت بخشیدن به تخریب و آشوبگری، اهانت به مقدسات انقلاب، اصرار بر کشته‌سازی، متهم کردن نظام به اعمال خشونت، حمایت وقیحانه و بی‌محابای سران برخی از کشورهای غربی، به‌ویژه آمریکا از سران فتنه و... به یکباره فاش شده است. آنچه بر اهمیت افشاگری مایکل لدین افزوده و به‌گونه‌ای آن را تأیید می‌کند، مصاحبه «صادق خرازی» معاون وزیر امور خارجه دولت اصلاحات با مجله «مثلث» است که تقریباً همزمان با افشاگری مایکل لدین انجام گرفت. خرازی در بخشی از مصاحبه‌اش گفت: «من اصلاح‌طلبی که نمادش خارج از کشور باشد و پول بگیرد را قبول ندارم، کسانی را یادم است که در دورانی که سفیر بودم، با خارجی‌ها مذاکره می‌کردند و به دشمن گرا می‌دادند.
من آنها را به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم. لیست آنها را دارم. اگر روزی قرار باشد، ارائه خواهم داد، منتهی به سیستم امنیتی نخواهم داد، اگر بخواهم بدهم به مردم ایران ارائه می‌دهم... آنها را به مردم ارائه می‌دهم تا بدانند این آقا در دوره اصلاحات با فلان مقام ارشد آمریکا مذاکره کرده و گرا داده است. ما این را قبول نداریم.» افشاگری مایکل لدین این پرسش را ایجاد می‌کند که یکباره با در گرفتن فتنه چگونه بین فتنه‌گران و نماینده آمریکا رابطه برقرار می‌شود؟ سخنان صادق خرازی درواقع، به شکلی پاسخ این پرسش نیز است؛ یعنی با آنچه که وی از دوران حاکمیت اصلاح‌طلبان گفت، معلوم می‌شود چنین مسیر و اقداماتی از پیش وجود داشته که در زمان فتنه چنین تماسی با سهولت کامل برقرار می‌شود و به احتمال زیاد فتنه‌گران از آن باخبر بوده‌اند. افشاگری صادق خرازی که ناخواسته پشت صحنه بخشی از فتنه را نیز آشکار ساخت، برخی از اصلاح‌طلبان متمایل به فتنه، مانند رمضان‌زاده، سخنگوی دولت اصلاحات و احمد پورنجاتی، عضو فراکسیون مشارکت مجلس ششم را به‌شدت عصبانی کرده که هر دو برای فرافکنی و پرده انداختن بر این افشاگری در واکنش به اظهارات صادق خرازی وی را به قاچاق عتیقه متهم می‌کنند؛ البته، رمضان‌زاده به جد و پورنجاتی به طنز! به احتمال بسیار زیاد تعداد دیگری از فتنه‌گران و اصلاح‌طلبان از افشاگری خرازی خشمگینند، اما صلاح را در خویشتن‌داری دیده‌اند که واکنش علنی نداشته‌اند!
با این افشاگری‌ها بخش مهم دیگری از حقیقت فتنه و علت تکرار و اصرار امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در بازگویی فتنه و آنچه که در ارتباط با آن بود، آشکار می‌شود. در زمان فتنه که اقدام براندازی در تهران جریان داشت و انقلاب اسلامی در غربت و احاطه گرگان خونخوار داخلی و خارجی نیازمند یاری یاران اسلام و انقلاب بود و حتی پس از حرکت رو به زوال فتنه که با رشادت جوانان دلبسته نظام و انقلاب و هوشیاری مردم در سایه بصیرت آغاز شد، افرادی با ادعای مشتبه بودن موضوع از ورود به عرصه دفاع از نظام اجتناب کردند و اجازه دادند فتنه ویرانگر در سایه شبهه‌ای که با بی‌عملی آنها تقویت می‌شد، در لایه‌های مختلف پنهان شود و پناه بگیرد تا سرمایه ذخیره‌شده و امیدبخش برای دشمنان باقی بماند. این افراد که بعدها نیز با وجود تحلیل‌های روشنگرانه پی‌درپی امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) که جای هیچ‌گونه تردیدی در فتنه بودن فتنه و حضور دشمن در آن باقی نگذاشت، در محکومیت فتنه صدایی از آنها بلند نشد؛ پس از افشاگری‌های اخیر باید از فرصت ایجاد‌شده برای محکوم کردن فتنه و فتنه‌گران استفاده کنند و بدانند با نشانه‌های قطعی آشکارشده اگر همچنان لب فرو بندند و به بهانه گذشت زمان شش‌ساله از فتنه از انجام وظیفه شانه خالی کنند، به حیات فتنه پنهان و مترصد فرصت، کمک کرده‌اند و مردم نیز که همراه با نظارت خداوند مراقب رفتار آنها هستند، به‌موقع به آنها پاسخ مناسب می‌دهند. در کنار این گروه که پس از گذشت زمان طولانی از فتنه ۸۸ هنوز موضع قطعی نگرفته و تکلیف‌شان را با فتنه روشن نکرده‌اند، کسانی هستند که مستقیم یا غیرمستقیم در فتنه نقش داشتند، اما با وجوداین، پس از برخی تحولات سیاسی اجتماعی توانسته‌اند با حفظ همان افکار و رفتار فتنه‌گرانه در برخی حریم‌ها قرار گیرند و بعضاً پیدا و پنهان کارشان را دنبال کنند. یقیناً کسانی که پیش از پیشرفت مذاکرات هسته‌ای با گروه ۵+۱ از ظاهر ساختن برخی گرایشات فتنه‌گرانه ابایی نداشتند و از هر فرصتی برای زنده نشان دادن فتنه استفاده می‌کردند، با پیشرفت نسبی مذاکرات و برخی تبلیغات و تصوراتی که درباره آن وجود دارد، جسورانه‌تر و حساب‌شده‌تر به این اقدامات روی می‌آورند. به گمان باطل آنها، در ادامه جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای شاکله بسیاری از مسائل گذشته به هم می‌ریزد و مطالبات عمومی به‌گونه‌ای تغییر می‌کند که نظام ناچار است به آنها بپردازد و هر آنچه را که مربوط به گذشته است به دست فراموشی سپارد. هرچند چنین برداشتی از مسائل و رخدادهای آتی از جنس برنامه و تصورات طراحان آمریکایی است، اما نظام نیز قطعاً بر این امور واقف است و برنامه خودش را دارد و اجازه نمی‌دهد شیطان بزرگ مسیر برخی تحولات را که ممکن است اجتناب‌ناپذیر باشد، تعیین کند. از این‌رو، چنین گمانه‌زنی‌هایی نمی‌تواند مفری برای این گروه باشد و آنها نباید به آن دل خوش کنند. پس از مهار فتنه رویدادهای بسیاری پیش آمد که هر یک ابعادی از فتنه را آشکار می‌ساخت و این روند آنقدر ادامه یافت که هم عمق و خطر فتنه را آشکار ساخت و هم پوشاندن آرا برای فتنه‌گران ناممکن گرداند. بنابراین، با توجه به ابعاد آشکارشده و برخی افشاگری‌های پیش‌گفته، در وضعیت حاضر آنچه ضرورت دارد، واداشتن فتنه‌گران و حامیان‌شان به دادن پاسخ در قبال رفتار خیانت‌آمیزشان به کشور است؛ آنها به چنین مطالبه‌ای چه پاسخ بدهند و چه پاسخ ندهند، محکومند و باید تاوان این خیانت را بپردازند.
رضا گرمابدری


وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح
در عرصه هوا و فضا هیچ نیازی به بیگانگان نداریم

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران گفت: صنایع دفاعی کشور قادر است نیازهای بخش دفاعی را تأمین و امنیت پایدار را تضمین کند.
سردار سرتیپ حسین دهقان در یازدهمین اجلاس هماهنگی امور مجلس وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های اجرایی که در صنایع دفاع این وزارتخانه برگزار شد، گفت: پس از پیروزی انقلاب و فرو ریختن نظام دوقطبی، جبهه استکبار خود را تجهیز کرد تا مقابل نفوذ تفکر و حرکت انقلاب را بگیرد و در این زمینه از هیچ اقدامی از جمله توطئه، جنگ و ترور فروگذار نبود، اما همواره طرف پیروز ملت بزرگ ایران بود.
وی با بیان اینکه در یک دهه اخیر شاهد تنوع اقدامات نظام سلطه برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران بودیم، گفت: طراحی نقشه 11 سپتامبر به منظور حضور در مرزهای ایران، اختلاف‌افکنی میان اقوام و کشورها و شکل‌دهی جریان‌های تکفیری حکایت از تنوع اقدامات دشمن دارد.
سردار دهقان افزود: ‌امروز دشمن در عراق، سوریه و یمن فجایعی را با حمایت عربستان به وجود آورده، اما در مقابل، جمهوری اسلامی در چنین وضعی امنیت و ثبات قابل قبولی دارد. همچنین، عامل امنیت و ثبات در منطقه است.
وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح افزود: فرزندان این ملت در مجموعه دفاعی کشور قادرند با توجه به نوع تهدید هرگونه سلاح،‌ تجهیزات و سامانه‌های متناسب را طراحی و تولید کنند.
سردار دهقان با بیان اینکه زیرساخت‌های صنعتی باید به‌گونه‌ای باشد که در کوتاه‌ترین زمان پاسخ نیروهای مسلح را بدهد، خاطرنشان کرد: تولیدات وزارت دفاع بر مبنای فکر و اراده فرزندان این ملت طراحی و ساخته می‌شود و ما در این صنعت با رویکرد قابلیت‌محور و تهدیدمحور به توسعه فعالیت‌ها می‌پردازیم.
وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح توسعه فعالیت‌ها با رویکرد ملی را یک اصل در وزارت دفاع دانست و گفت: ما ضمن استفاده از نوآوری‌ها در این حوزه و در عرصه بین‌المللی تسلیم تحریم‌ها نمی‌شویم.
سردار دهقان گفت: محدودیت منابع نباید به کم شدن فعالیت‌ها منجر شود براین اساس با چابک‌سازی و روی‌آوردن به فعالیت‌های پژوهشی در صدد دستیابی به اهداف‌مان هستیم.
وی با اشاره به اینکه با فعال کردن دیپلماسی دفاعی در دو سال اخیر با روسیه، چین و کشورهای منطقه مناسبات دفاعی خوبی داشتیم، افزود: با روسیه به توافق دست یافته‌ایم و اجلاس سه‌جانبه میان ایران، چین و روسیه را در آینده نزدیک در پکن برگزار خواهیم کرد.
وی این شکل دیپلماسی دفاعی را برآمده از سیاست خارجی دولت دانست و گفت: ما به‌دنبال اطمینان‌بخشی به کشورهای همسایه هستیم.
سردار دهقان در ادامه با اشاره به برخی توانمندی‌های وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح گفت:‌ در سازمان هوا و فضا این ادعا را داریم که در این عرصه هیچ نیازی به بیگانگان نداریم.
وی افزود: ضمن تولید موشک‌های کروز و بالستیک امکاناتی از جمله پرتاب، ایستگاه‌های رصد در فضا،‌ ماهواره‌بر و تولید ماهواره را در اختیار داریم.
وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح گفت: در سازمان صنایع دفاع تجهیزات رزم زمینی به شکل کامل تولید می‌شود و علاوه بر تأمین نیازهای داخلی، صادرات هم داریم.
سردار دهقان افزود:‌ در زمینه طراحی زیردریایی، شناورها، تجهیز و تسلیح آنها دستاوردهای خوبی داریم و امکان تعمیر ناوگان هوایی ساخت و تعمیر پرنده‌های آموزشی نیز در مجموعه صنایع دفاع بوده است.
وی گفت: علاوه بر اینها در پروژه‌های نفت،‌ گاز، نیرو، راه، پتروشیمی و مخابرات حضور مؤثری داریم.
سردار دهقان در پایان افزود: نیاز داریم رابطه دولت و مجلس سازنده، بدون تنش و به شکل تعاملی باشد از طرفی دستگاه‌ها مسائل دفاع و امنیت را دست دوم ندانند، زیرا توسعه در سایه امنیت به وجود می‌آید.


یادداشت
رضا گرمابدری

بازی با برگه‌های آمریکایی
در روزهای گذشته برخی رسانه‌ها به استناد مطلبی که در نشریه «فوربس» از «مایکل لدین»، مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا انتشار یافته، به مکاتباتی بین دستگاه سیاست خارجی آمریکا با فتنه‌گران سال 88، با وساطت «چاک شامر»، سناتور آمریکایی اشاره داشتند که این سناتور از طریق دوستی که در وال‌استریت داشته با سبزها(فتنه‌گران) در ارتباط بوده و مأموریت داشته که از طرف دولت آمریکا پیامی را به آنها منتقل کند. در این پیام دو سؤال اساسی مطرح بوده که سران فتنه برای اتخاذ راهکار بایستی به کاخ سفید جواب می‌دادند. این دو سؤال عبارت بودند از اینکه: ما (آمریکا) چه کاری باید انجام دهیم؟ چه کاری نباید انجام دهیم؟!
مایکل لدین در این گزارش از پاسخ حروف‌چینی شده هشت‌صفحه‌ای به تاریخ 3 نوامبر 2009 (۹ آذر88) اشاره دارد که نویسندگان بسیار دقت کرده و در آن، نظام ایران را با شدیداللحن‌ترین الفاظ، نظیر خشن و دیکتاتور، توصیف کرده‌اند. به نقل از این سناتور آمریکایی آمده است که نویسندگان این نامه هشدار داده بودند که اگر آمریکا با تهران به توافق هسته‌ای دست یابد، باید در برابر رویکردهای خارجی و داخلی تهران سکوت کند.
پیش از این هم خانم هیلاری کلینتون، وزیر خارجه سابق آمریکا از ارتباط با فتنه‌گران و اعلام آمادگی آمریکا برای کمک به آنها سخن گفته بود و نشانگانی چون سردادن شعار مرگ بر روسیه به جای مرگ بر آمریکا از سوی فتنه‌گران، به انحراف کشاندن شعارهای استکبارستیزی در روز 13 آبان، بی‌تفاوتی نسبت به این مراسم از سوی فتنه‌گرانی که عمدتاًً سابقه چپ را در پرونده پر نوسان سیاسی خود دارند و حضور برخی از فتنه‌گران فراری در آمریکا و غرب، از وجود ارتباطاتی بین فتنه‌گران و آمریکایی‌ها خبر می‌داد و همسویی و انطباق برخی اقدامات فتنه‌گران، مانند بهانه‌جویی‌های انتخاباتی، انتخاب نماد رنگی و تمرین اردوکشی‌های خیابانی نیز، از همراهی فتنه‌گران با پروژه آمریکایی انقلاب‌های رنگی حکایت می‌کرد.
مجموعه این نشانگان احتمال وجود ارتباط بین کارگزاران کاخ سفید و فتنه‌گران را تأیید می‌کند که با پیوند سابقه آمد و شد افراد وابسته به اتاق‌های فکر آمریکایی چون هاله اسفندیاری در دوره حاکمیت مدعیان اصلاحات، تلاش برخی از شخصیت‌های چهره‌های سیاسی حامی این جریان برای قبح‌زدایی از ارتباط‌گیری با آمریکا، تحریف اندیشه و شخصیت حضرت امام(ره) به نفع سازش با آمریکا، دست برداشتن از رویه و شعار استکبارستیزی به آن می‌تواند روند شکل‌گیری خط سازش با آمریکا را معرفی کند.
اما نکته برجسته در گزارش مایکل لدین، باز کردن پای بیگانگان به مداخله در امور داخلی جمهوری اسلامی و استفاده از فشار دشمن به‌منزله برگه بازی برای دستیابی به اهداف حقیر سیاسی است که در آینده هم توافق یا عدم توافق هسته‌ای می‌تواند به‌منزله ابزاری عاریتی از دشمن برای بازی‌های سیاسی مورد سوء‌استفاده قرار گیرد.
این نکته در اوضاع فعلی که مذاکرات هسته‌ای به مرحله حساس تصویب یا رد توافق و اجرای آن رسیده، حساسیت بیشتری پیدا کرده است؛ چرا که متأسفانه جریان وابسته به غرب و بریده از انقلاب تلاش می‌کند از آن برای اهداف سیاسی و حتی انتخاباتی استفاده کند، از این رو، فتنه‌گران و حامیان آنان که سابقه سیاه ارتباط‌گیری با آمریکا و دست زدن به تلاش برای انقلاب رنگی و فتنه 88 را در پرونده سیاسی خود دارند، این روزها نیز با تردیدآفرینی نسبت به سلامت انتخابات و حمله به شورای نگهبان، سعی در جلب نظر آمریکا و غرب برای حمایت در دستیابی به قدرت از مسیر انتخابات دارند.
این جریان مجدداً به تطهیر چهره آمریکا و قبح‌زدایی از ارتباط‌گیری با آمریکا و سوء‌استفاده از مذاکره برای ایجاد رابطه با آمریکا رو آورده و متأسفانه آن را پشتوانه‌ای برای تأثیرگذاری بر فضای انتخاباتی تلقی می‌کند. حال آنکه آمریکایی‌ها نیز در اوضاع فعلی به همراه‌سازی فضای داخلی کشورمان به مدیریت ادراک برای تبدیل نفرت افکار عمومی ایران اسلامی به محبت رو آورده و سخت محتاج تغییر افکار و رفتار مردم شریف و انقلابی نسبت به خود است. در واقع، وقتی یک شخصیت سیاسی مذاکرات هسته‌ای را نوعی تابوشکنی نسبت به مذاکره با آمریکا معرفی می‌کند و رسانه‌های منتسب به جریان اصلاحات آن را تیتر خود برمی‌گزینند و برایش کف و هورا راه می‌اندازند، یا به دنبال الگو‌سازی از مذاکرات هسته‌ای برای تعمیم در دیگر عرصه‌ها برمی‌آیند، گزارش مایکل لدین معنای دیگری می‌یابد. به‌ویژه اینکه، مجدداً همان جریان سعی دارد در عرصه انتخابات از عناصر بیرونی برای افزایش وزن سیاسی خود استفاده کند. جریانی که بیش از این حتی شعار استقلال‌طلبی را به تمسخر گرفته و با پوشش دفاع از تعامل و ارتباط در دنیای جدید، پیروی از الگوی توسعه غربی را یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر معرفی کرده بود، چه پروایی در پذیرش سلطه آمریکا به‌منزله یکی از لوازم همراهی با روند جهانی‌سازی دارد؟
حال آنکه امروز خط اصلی آمریکا گسترش سلطه در منطقه و ورود به ایران اسلامی و حضور در داخل کشور به‌منزله ترمیم سلطه جهانی است که برای تحقق آن سخت محتاج همراهی جریانات داخلی است. متأسفانه برخی جریانات داخلی هم قصد دارند از این سیاست آمریکای به‌منزله برگه بازی در سیاست‌های داخلی از جمله انتخابات استفاده کنند.


 

صفحه 2
سياسي

 

 

درس‌های تاریخی کودتای ۲۸ مرداد از زبان امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)
اشتباه مصدق اعتماد به آمریکایی‌ها بود

28 مرداد ماه یادآور اتفاقی تلخ و سیاه در تاریخ ایران است؛ اتفاقی که شيريني نهضت ملي شدن صنعت نفت را در کام ملت ايران تلخ کرد. در چنین روزی در سال 1332 کودتایی با طرح و حمایت مالی و اجرایی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا، ضدّ دولت محمد مصدق به انجام رسید؛ کودتایی که فضل‌الله زاهدي مجري خود را بر مسند نخست‌وزيری نشاند تا بدین‌ترتيب، با قبضه شدن قدرت در دست استبداد داخلي با حمایت استعمار خارجي يکي از ننگين‌ترين دوره‌هاي استبداد، در تاريخ کشورمان رقم بخورد. به همین مناسبت در این شماره به بخش‌هایی از سخنان حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای درباره درس‌های تاریخی کوتای 28 اشاره می‌شود.

آمریکا، غیرقابل اعتماد است
این رویکرد استکباری که آمریکایی‌ها دارند و از ده‌ها سال پیش تا امروز هم ادامه دارد، موجب شده است که در ملّت‌های دنیا یک احساس بی‌اعتمادی و بیزاری نسبت به دولت آمریکا به‌وجود بیاید؛ این مخصوص کشور ما نیست؛ هر ملّتی به آمریکا اعتماد کرد، ضربه خورد؛ حتّی آن کسانی که دوست آمریکا بودند. حالا در کشور ما دکتر مصدق به آمریکایی‌ها اعتماد کرد؛ برای اینکه بتواند خود را از زیر فشار انگلیس‌ها نجات بدهد، به آمریکایی‌ها متوسل شد؛ آمریکایی‌ها به جای اینکه به دکتر مصدق که به آنها حسن ظن پیدا کرده بود کمک کنند، با انگلیس‌ها همدست شدند، مأمور خودشان را فرستادند اینجا و کودتای ۲۸ مرداد را راه انداختند. مصدق اعتماد کرد، کتکش را [هم‌] خورد؛ حتّی کسانی که با آمریکا میانه‌شان هم خوب بود و به آمریکا اعتماد کردند، ضربه‌اش را خوردند. روابط رژیم طاغوتی سابق با آمریکا خیلی صمیمی بود، در عین حال، زیاده‌خواهىِ آمریکا آنها را هم به ستوه آورده بود؛ همین کاپیتولاسیونی را که گفتیم ـ مصونیت قضایی مأمورین آمریکا ـ تحمیل کردند بر آنها؛ آنها هم پشتوانه‌ای جز آمریکا نداشتند، مجبور شدند قبول کردند.
(بیانات در دیدار دانش‌آموزان و دانشجویان، ۱۲/۸/۱۳۹۲)

استکبار به دوستان خود هم رحم نمی‌کند
سیزده آبان حامل سه حادثه تاریخی است؛ تبعید امام در سال ۴۳، کشتار دانش‌آموزان نوجوان در سال ۵۷ و سرانجام تسخیر لانه جاسوسی در سال ۵۸. در هر سه حادثه، یک طرف ملت ایران است، احساسات مردم است، مظهر مبارزه، یعنی امام بزرگوار است و مردم ایران؛ یک طرف قضیه هم دولت مستکبر آمریکاست. بنابراین، یک مبارزه‌ای بین نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی و ملت ایران با این اعتقاد از یک طرف، و دولتمردان آمریکا و حکومت مستکبر آمریکا از طرف دیگر در جریان است.

سابقه طولانی ملت ایران در مبارزه با استکبار
این مبارزه از کِی شروع شد؟مبارزه از قبل از سال ۴۳ شروع شد؛ یعنی از سال ۳۲ با کودتای ۲۸ مرداد که به وسیله آمریکایی‌ها در ایران انجام گرفت و حکومت دکتر مصدق را سرنگون کردند. مأموران آمریکایی ـ که اسم و رسم و نام و خصوصیات‌شان کاملاً مشخص است، همه هم آنها را می‌شناسند، کتاب‌ها هم در این زمینه نوشته شده ـ رسماً آمدند ایران، با چمدان‌های پر از دلار، الواط و اوباش و اراذل و بعضی از سیاستمداران خودفروخته را تطمیع کردند و کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ را در اینجا راه انداختند و حکومت مصدق را سرنگون کردند. جالب این است که بدانید حکومت مصدق که به وسیله آمریکایی‌ها سرنگون شد، هیچ‌گونه خصومتی با آمریکایی‌ها نداشت. او در مقابله با انگلیسی‌ها ایستاده بود و به آمریکایی‌ها اعتماد کرده بود؛ امیدوار بود که آمریکایی‌ها به او کمک کنند؛ با آنها روابط دوستانه‌ای داشت، به آنها اظهار علاقه می‌کرد، شاید اظهار کوچکی می‌کرد. با این دولت، آمریکایی‌ها این کار را کردند. اینجور نبود که دولتی که در تهران سر کار است، یک دولت ضدآمریکایی باشد؛ نه، با آنها دوست بود؛ اما منافع استکباری اقتضا کرد، آمریکایی‌ها با انگلیس‌ها همدست شدند و کار خود را کردند.
(بیانات در دیدار دانش‌آموزان‌ و دانشجویان، ۱۰/۸/۱۳۹۱)

استکبار تنها به منافع خود می اندیشد
اظهارات مسئولان دولتِ استکباری آمریکا نشان می‌دهد که اینها در منطقه خاورمیانه، علیه همه ملت‌های این منطقه مقاصد و نقشه‌هایی دارند. این ایجاب می‌کند که ملت‌های منطقه بیدار شوند. رئیس‌جمهور آمریکا راجع به‌وجود دموکراسی در این منطقه حرف‌هایی بر زبان آورده است که اگر کسی نقش آمریکا را در دفاع از قدرت‌های مستبد در طول چهل، پنجاه سال گذشته ـ بعد از جنگ دوم به این طرف ـ بداند، از اینکه رئیس‌جمهور چنین رژیمی ادعا کند متولی دموکراسی است، شرمنده می‌شود که چرا باید چنین حرف بی‌حساب و غلطی، این‌طور با گستاخی و وقاحت بر زبان کسی جاری شود. اینها کسانی هستند که سال‌های متمادی از پلیدترین دیکتاتورها حمایت کردند. در کشور ما کودتای ۲۸ مرداد را آمریکایی‌ها به‌راه انداختند و بیست‌وپنج سال سخت‌ترین و سیاه‌ترین دیکتاتوری را در این کشور به‌وجود آوردند و قرص و محکم از آن حمایت کردند. هر فاجعه‌ای که به‌وسیله آن رژیم در ایران صورت گرفت ـ مثل قضایای ۱۵ خرداد و ۱۷ شهریور که در هر کدام از این حوادث، تعداد کثیری از مردم غیرنظامی و مردم کوچه و خیابان به‌دست عوامل مزدور رژیم کشته شدند ـ آمریکایی‌ها جانب رژیم دیکتاتوری را گرفتند و علیه مردم حرف زدند.
(بیانات در خطبه‌های نمازجمعه، ۲۳/۸/۱۳۸۲)

حضور مردم راه مقابله با استکبار است
آن روزی که کشور به کودتای آمریکایی ۲۸ مرداد تهدید شد، اگر حضور مردم در صحنه تأمین می‌شد و مردم به صحنه می‌آمدند، بیست‌وپنج سال آن دیکتاتوری سیاه و از دست رفتن آن دوران بسیار حساس و مهم و هدر رفتن آن همه ثروت مادی و معنوی را تجربه نمی‌کردند. مردمی که نقطه مقابل این را هم تجربه کردند؛ یعنی در انقلاب اسلامی به صحنه آمدند، حضور پیدا کردند و دیدند چطور می‌توان با حضور در صحنه بدون سلاح، مستحکم‌ترین دژ استکبار را در منطقه تصرّف کرد؛ می‌توان آمریکا را از یک نقطه بسیار مهم و اساسی اخراج کرد؛ می‌توان آمریکا را از ایران بیرون راند؛ پایگاه قدرت و نفوذ آمریکا علیه تمام منطقه را تبدیل کرد به پایگاهی علیه منافع و سلطه‌گری آمریکا. این را مردم امتحان کردند و دیدند. هرگونه عزّت و عظمتی، از راه فداکاری، شجاعت و اقدام می‌گذرد.
(بیانات در دیدار کارگزاران نظام، ۲۷/۱۲/۱۳۸۰)


پیام امام خامنه‌ای در پی تدفین دو تن از شهدای غواص در حوزه هنری
در پی تدفین دو تن از شهیدان غواص در حوزه‌ هنری سازمان تبلیغات اسلامی، نامه رئیس حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی به رهبر معظم انقلاب اسلامی و پاسخ و پیام معظم‌له به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
محضر مبارک رهبر معظم انقلاب (دام‌ظله‌الشریف)
با سلام و تحیات
به لطف و فضل خداوند منان، نسبت حوزه هنری با جهاد و شهادت نسبتی است قابل افتخار؛ چه در روزهای رزم و حماسه که آثار هنرمندان برخاسته از آن به وسعت تمامی ایران ترنم و تجلی داشت و چه بعد از آن تا امروز که هنرمندان متعهد ما همیشه روایتگر حقیقت‌های انقلاب اسلامی و عزت و شکوهمندی‌های این ملت شریف بوده‌اند.
اینک حوزه‌ هنری این بخت تاریخی را یافته است که پیکر مطهر دو تن از شهیدان غواص و مرواریدهای درخشان دریای ایثار و جوانمردی را در آغوش بگیرد.
این اتفاق مقدس، یعنی تشییع و تدفین این گوهرهای گرانقدر در دل حوزه هنری که مرکز هنر و ادبیات انقلاب اسلامی است، می‌تواند موجب انسجام و تقویت هرچه بیشتر روحیه‌ انقلابی هنرمندان متعهد، به‌ویژه نسل‌های جدید آن شود. حال، این آرزو که این مراسم معنوی با التفات خاص رهبر عزیز انقلاب و نفحه‌ جان‌بخش ایشان همراه شود، اشتیاقی است که اهالی ادب و هنر انقلاب را تاب نگه‌داشتن آن در دل نیست.
دعاگو: محسن مؤمنی‌شریف
بسمه تعالی
کار شایسته‌‌ای است. امید است هنر بزرگ این مردان خدا و مجاهدان راه حق، مایه‌ برکت و الهامِ آن مرکز هنر انقلابی باشد.
والسلام علی عبادالله الصالحین
سیدعلی خامنه‌ای
۱۸/۵/۹۴


یادداشت
مهدی سعیدی

گذشته سياسي پرابهام و پرسش‌های بی‌پاسخ
سوابق و عملکرد احزاب و گروه‌هاي سياسي گاه به مثابه پاشنه آشيلي عمل مي‌کند که مي‌تواند فرصت نقد و به چالش کشيدن آنان را براي رقبا فراهم آورد. به همین دلیل است که بايد در رفتار امروز، همه‌جانبه عمل کرد تا بتوان فردا پاسخگوي نگاه‌هاي تيزبين تاريخ بود.
اين نقد و چالش همواره از جانب مخالفان و رقباي سياسي صورت نمي‌گيرد. گذر ايام و رشد و شکل‌گيري نسلي جديد از درون جريان‌هاي سياسي، همان‌ها که از آنان به نسل دوم و سوم ياد مي‌شود، نيز گاه در مقام مطالبه و پرسشگري قرار گرفته و با تورق گذشته، پرسش‌ها و ابهامات و ترديدهايي را مطرح مي‌سازند که ممکن است پاسخي متقن براي اقناع ايشان يافت نشود. اگر سعه‌صدر و روحيه پاسخگويي و پذيرش خطاهاي گذشته در بزرگان و شخصيت‌هاي آن جريان سياسي باشد، اين مطالبه و پرسشگري مي‌تواند در فضايي آرام ادامه يابد، اما اگر تندخويي و تکبر و خودبزرگ‌بيني به مؤلفه‌هاي شخصيتي يک جريان سياسي تبديل شده باشد، حاصل اين چالش و پرسشگري، برخوردي چکشي و تخريب و تحقير و تهديد و حذف خواهد بود!
جريان دوم خرداد از جمله جريان‌هاي سياسي کشور است که عملکرد دو دهه اخير آن مورد خطاب نگاه‌هاي منتقدانه نسل امروز قرار گرفته و با پرسش‌هاي بدون پاسخي روبه‌رو شده است.
در اين زمينه مي‌توان به اظهارات صادق خرازي در گفت‌وگو با هفته‌نامه «مثلث» اشاره کرد که اصلاح‌طلبان را برآشفته ساخت. در آن گفت‌وگو خرازي گفته است: «معتقدم به اصلاحاتي که نمادهايش مشخص و معين هستند. من اصلاح‌طلبي که نمادش خارج از کشور باشد و پول بگيرد را قبول ندارم. اينکه بروند و اتهام بزنند و بد و بيراه بگويند و شانتاژ کنند را قبول ندارم. کساني را يادم است که در دوراني که سفير بودم با خارجي‌ها مذاکره مي‌کردند و به دشمن ‌گرا مي‌دادند؛ من آنها را به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم. ليست‌شان را هم دارم و اگر قرار باشد روزي ارائه دهم، ارائه خواهم داد. منتها به سيستم امنيتي نخواهم داد و اگر بخواهم بدهم به مردم ايران ارائه مي‌دهم که بدانيد اين آقا در دوره اصلاحات با فلان مقام ارشد اروپايي يا فرانسوي يا فلان مقام ارشد آمريکايي پنهانی مذاکره کرده و ‌گرا داده است. ما اين را قبول نداريم.»
همزمان با اين اظهارات، «مايکل لدين» مشاور اسبق امنيت ملي آمريکا اظهاراتي داشته است که پرده از بخشي از تاريک‌خانه فتنه 88 برمي‌دارد. «لدين» از چهره‌هاي برجسته محافظه‌کار هفته گذشته با انتشار مطلبي در نشريه «فوربس» متن کامل نامه‌اي که گفته مي‌شود از سوي سران فتنه و در پاسخ به پيام دولت آمريکا نوشته شده را منتشر کرده است.
وي در اين مطلب که به بهانه مخالفت «چاک شامر» سناتور دموکرات آمريکايي با توافق هسته‌اي نگاشته شده، نوشته است که شامر رابط اين نامه‌نگاري بود و به همين دليل هم حالا مخالف توافق با ايران است.
لدين که از حاميان ايجاد انقلاب رنگي در ايران است و بارها به مقامات آمريکايي توصيه کرده براي تحقق اين هدف تلاش کنند، با اشاره به انتخابات سال 1388 و اتفاقات پس از آن، نوشته است: «دولت (آمريکا) تصميم گرفت پيامي براي گروه (ميرحسين) موسوي، جنبش[فتنه] سبز، بفرستد. سناتور شامر دوستي در وال‌استريت داشت که با سبزها در ارتباط بود و همان فرد به عنوان رابط انتخاب شد.»
وي که در سال 2012 نيز، به وجود چنين نامه‌اي اشاره کرده بود، افزود: «از شامر خواسته شد از طرف دولت اين پيام را به رهبران سبزها منتقل کند: «سبزها بايد بدانند که اين سؤالات از جانب وزير خارجه (آمريکا) ارسال شده است. سؤالات اين‌هاست: ما بايد چه کاري انجام دهيم؟ چه کاري نبايد انجام دهيم؟»
لدين در ادامه نوشته است: «پاسخ در قالب يک يادداشت تايپ‌شده هشت صفحه‌اي، به تاريخ 30 نوامبر 2009 (9 آذر 1388)، بود. نويسندگان (نامه) بسيار دقت کرده‌اند. اين (نامه) امضا نشده و من دلايل روشني دارم که چند نفر در تهران روي آن کار کرده‌اند.»
انتشار چنين اسنادي و بيان چنين اظهاراتي امروز به يکي از چالش‌هاي اساسي جريان دوم خرداد تبديل شده است و بايد در مقام پاسخگويي قرار گيرد. نکته قابل‌تأمل، چگونگي رویارویی دوم خردادی‌ها با اين سؤالات و ابهامات است. واقعيت آن است که اين جريان آمادگي لازم براي پاسخگويي را نداشته و نقدها با واکنش‌هاي غيرمنطقي روبه‌رو شده است. تندخويي و عصبانيت در رویارویی با منتقدان و تهديد و توهين از آنجايي بر مي‌خيزد که بخش زيادي از انتقادها، واقعيت‌هايي است که پيشينه جريان دوم خرداد را تيره و تار کرده است. به‌نظر مي‌رسد برخورد صادقانه و جرئت پذيرش خطاهاي گذشته و اعتراف به اشتباهات و عذرخواهي از ملت، تنها راه صحيح براي رویارویی با اين ابهامات است، به‌ویژه آنکه عملکرد اصحاب فتنه در حوادث تلخ انتخابات سال 88، جايي براي دفاع باقي نگذاشته است و تلاش‌هاي انجام شده براي تطهير فتنه‌گران، به هيچ‌وجه امکان دفاع را باقي نگذاشته است.


نكته و نظر

سزای خیانت به ولی‌نعمت؟!
نکته: مردی مسافر در صحرایی به سیاه‌چادر بادیه‌نشینی رسید. با تعارف مرد بادیه‌نشین، دعوت او را پذیرفت و داخل سیاه‌چادر شد، اما در بدو ورود، با صحنه‌ای عجیب روبه‌رو شد و دید لاشه سگی به نیزه‌ای در بالای چادر آویزان است، با کنجکاوی از مرد بادیه‌نشین در این باره سؤال کرد. بادیه‌نشین گفت: این سگ را از کوچکی بزرگ کردم و نگهبانی از گوسفندانم را به او سپردم. سال‌ها گذشت تا اینکه مدتی بود که می‌دیدم هر روز از تعداد گوسفندانم کم می‌شود. روزی کمین کردم و از دور ‌دیدم که ماده‌گرگی به گله نزدیک شد و در این هنگام سگ من گوسفندی را به ماده گرگ داد، دانستم که سگ نگهبانم به‌دلیل دوستی با ماده‌گرگ به من خیانت می‌کند و چون مکافات خیانت مرگ است، او را کشتم و...!
نظر: خیانت در هر صورت عملی ناپسند است و انسان نیز، موجودی است که گاه به ولی‌نعمت خود خیانت می‌کند! حال ولی‌نعمت او خدا باشد یا همکار، دوست و ... . در هر صورت خیانت، خیانت است و چنین افرادی دیگر ارزش اعتماد در دوستی و همکاری را ندارند! هر چند که عفو و بخشش نیز، در صورت تکرارنشدن خیانت، امری پسندیده است.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

پشت‌پرده بزک‌کردن چهره دموکرات‌های آمریکا

با مطالعه در سیر تحرکات سیاسی و بین‌المللی دولت آمریکا می‌توان به این تحلیل دست یافت که دولتمردان امروزی این کشور، با پوشش صلح‌طلبی و پرهیز از تنش و درگیری، اقدامات و جنایاتی فاجعه‌بار را نیز، رقم زده‌اند. یک جریان سیاسی، به انحای مختلف تلاش دارد اولاً؛ سابقه جنایات آمریکا علیه ملت ایران که بنابر اقوال تاریخی قدمتی بیش از ۶۰ ساله دارد را از حافظه تاریخی ملت بزداید.
با این حال باید توجه داشت که اصولاًً بیان چنین نگرشی، جز تحریف تاریخ، بنیان دیگری نداشته و حزب دموکرات، در ادوار مختلف حاکمیت خود در دولت آمریکا، جنایات متعدد و مکرری را در اقصی‌نقاط دنیا و به‌ویژه علیه ملت ایران صورت داده است که از این میان می‌توان به‌صورت اجمالی به فهرست زیر اشاره کرد:
۱ـ حمایت‌های «جیمی کارتر» رئیس‌جمهور دموکرات آمریکا از رژیم پهلوی و شخص محمدرضاشاه و پشتیبانی دموکرات‌های آمریکایی از جنایات شاه علیه ملت در سرکوب قیام مردمی که در نهایت پس از انقلاب نیز، به تسخیر لانه جاسوسی از سوی دانشجویان مسلمان پیرو خط امام(ره) منجر شد و همچنین، تهاجم نظامی طبس که با پوشش آزادی گروگان‌های ایران صورت گرفت.
۲ـ «سیاست مهار دوجانبه» در دولت دموکرات «بیل کلینتون» که طی آن، اعمال محدودیت‌های اقتصادی و سیاسی علیه ایران برای کنترل تأثیرگذاری روزافزون ایران در سطح منطقه دنبال شد و با بزرگ‌نمایی خریدهای تسلیحاتی ایران در رسانه‌ها، ایران کشوری نیازمند مهار معرفی شد. همچنین، تلاش‌های جدی برای ممانعت از برقراری هرگونه رابطه اقتصادی بین ایران و دیگر قدرت‌های اقتصادی اروپا و آسیا صورت پذیرفت.
۳ـ تأیید و اجرای «قانون داماتو» از جانب دولت دموکرات «بیل کلینتون» که در قالب رشته‌ای از تحریم‌های اقتصادی سخت‌گیرانه علیه جمهوری اسلامی ایران به اجرا درآمد و طی آن بلوکه‌کردن دارایی‌های ایران در خارج از کشور.
۴ ـ طراحی و اجرای «رژیم تحریمی شدید و غیرانسانی» در دولت دموکرات «باراک اوباما» که در طول سال‌های حضور وی در مسند ریاست‌جمهوری ایالات متحده، همواره مورد تأکید و تشدید قرار گرفته و طی آن تحریم‌های فاجعه‌باری همچون تحریم‌های دارویی و مواد غذایی صورت پذیرفته است که به آسیب‌دیدن بسیاری از ایرانیان منجر شده است.
۵ ـ «تهدید و حمایت از حمله نظامی به ایران» از سوی سیاست‌مداران دموکرات در دولت و کنگره آمریکا در ادوار مختلف که در قالب حمایت از صدام در جنگ تحمیلی علیه ایران، حمایت از ترور دانشمندان هسته‌ای کشور و حمایت از گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی نظیر منافقین، پژاک، جندالشیطان و... صورت گرفته است.






واردات، تولید ملی را نابود کرد


جمعی از فعالان اقتصادی و صنعتگران با انتشار نامه‌ای نسبت به عملکرد وزارت صنعت، معدن و تجارت درباره واردات بی‌رویه و بی‌توجهی به معضل قاچاق انتقاد کردند.
در بخشی از این نامه آمده است: رئیس‌جمهور محبوب و محترم کشورمان در فرمایشات اخیر خود درباره باز شدن درهای واردات و تجارت با دنیا تأکید فرموده‌اند و اشاره کرده‌اند واردات باید از کشورهای خارجی به‌صورت واردات تکنولوژی و فناوری روز دنیا باشد، ولی مع‌الاسف می‌بینیم در عرصه‌ای مانند عرصه لوازم خانگی، آنچه شرکت‌های بیگانه، به‌ویژه شرکت‌های کره‌ای به ایران وارد می‌کنند، بازار کشور را به بازار مکاره‌ای از اجناس بی‌کیفیت آسیای شرقی بدل کرده است. واقعیت این است که آنچه شرکت‌های خارجی، به‌ویژه کره‌ای‌ها و چینی‌ها به کشور وارد می‌کنند، تنها تکنولوژی سرهم کردن قطعاتی است که به صورت منفک و از شبکه‌های شبهه‌ناک به داخل سرزمین پهناور ایران، وارد می‌شود.
این شرکت‌ها با ترفندهای خاص تبلیغاتی و رسانه‌ای خط مونتاژ لوازم خانگی شرکت‌های کره‌ای در ایران را به جای خط تولید محصولات ایرانی معرفی می‌کنند، در حالی که تنها در کارخانه‌های خود قطعات SKD را در یک خط مونتاژ ساده، به همدیگر متصل می‌کنند و به بهانه‌های مختلف مانند فقدان کیفیت، در محصول نهایی خود به هیچ وجه از اقلام و قطعات تولید شده از سوی تولیدکنندگان داخلی استفاده نمی‌‌کند.
نمونه بارز آن، در خط مونتاژ ماشین‌های لباسشویی ساخت کره در ایران، این است که حتی بتن تعادل ماشین لباسشویی را از کشور کره‌جنوبی به ایران وارد کرده و به هیچ وجه حاضر به پذیرش این قطعه ساده ساخت داخل نشده است.
اين فعالان اقتصادي در نامه‌اي به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نيز، نگراني خود را از يك تبليغات دروغين درباره خودكفايي ابراز داشتند. در اين نامه آمده است: اقدام روز ۱۳ مردادماه سال جاری برخی از همکاران رسانه‌ای شما در پوشش دادن گسترده به اخبار بازدید از خط مونتاژ لوازم خانگی کره‌ای در ایران و جا زدن آن به‌منزله خط تولید محصولات ملی، سبب تعجب و تأسف ما صنعتگران و تولیدکنندگان واقعی کشور شده است.







خرازي: فهرست اصلاح‌طلبان مزدور را دارم


پايگاه بصيرت در مطلبي باعنوان بی‌تابی اصلاح‌طلبان در مواجهه با «نقد از درون» صادق خرازی، نوشت: مصاحبه چند روز پیش صادق خرازی مؤسس حزب ندای ایرانیان با هفته‌نامه مثلث جنجال‌آفرین شد و مناقشات سنگینی را در اردوگاه اصلاح‌طلبان به راه انداخت. سفیر دولت اصلاحات در فرانسه (۲۰۰۲ تا ۲۰۰۶) در بخشی از مصاحبه خود گفته بود: «مبانی فکری بنده این است که معتقدم به اصلاحاتی که اصلاحات برآیند عقلانیت طی شده خودش را بتواند اثبات کند. معتقدم به اصلاحاتی که نمادهایش مشخص و معین هستند. من اصلاح‌طلبی که نمادش خارج از کشور باشد و پول بگیرد را قبول ندارم. اینکه بروند و اتهام بزنند و بد و بیراه بگویند و شانتاژ کنند را قبول ندارم. کسانی را یادم است که در دورانی که سفیر بودم با خارجی‌ها مذاکره می‌کردند و به دشمن‌ ‌گرا می‌دادند؛ من آنها را به‌عنوان اصلاح‌طلب قبول ندارم. فهرست‌شان را هم دارم و اگر قرار باشد روزی ارائه دهم، ارائه خواهم داد. منتها به سیستم امنیتی نخواهم داد و اگر بخواهم بدهم به مردم ایران ارائه می‌دهم که بدانید این آقا در دوره اصلاحات با فلان مقام ارشد اروپایی یا فرانسوی یا فلان مقام ارشد آمریکایی پنهانی مذاکره کرده و‌ گرا داده است. ما این را قبول نداریم. عبدالله رمضان‌زاده سخنگوی دولت اصلاحات و از زندانیان فتنه 88 در صفحه فیس‌بوک خود این سؤال را مطرح کرده است که «به نظر شما لیست دیپلمات‌های قاچاقچی نسخ خطی کتاب‌های قدیمی در جیب کیست؟!» در همین راستا «محمدعلی ابطحی» رئیس دفتر رئیس دولت اصلاحات طی یادداشتی تند در صفحه شخصی خود در اینستاگرام نوشت: «صادق خرازی در ادامه حرف‌های شیرین و متناقضش گفته که لیست اصلاح‌طلبانی که به شورای نگهبان گرا می‌دادند را در جیبش دارد. در این مورد عبدالله رمضان‌زاده هم نوشته: لیست دیپلمات‌های قاچاقچی نسخ خطی کتاب‌های قدیمی در جیب کیست؟ البته، قاچاق زیر خاکی[را] هم اضافه کنید راه دوری نمی‌رود. بهترین تلنگر را رمضان زاده برای اصلاح‌طلبی بدلی ندا داده است. واقعیت دیگر هم این است که تقسیم‌کنندگان شغل در کشور نه‌تنها با این تعابیر که اگر کسی بگوید فهرست اصلاح‌طلبان قاتل مظلومان بوسنی و فلسطین و افغانستان را هم در جیب دارد، باز هم در دادن پست افاقه نمی‌کند. حزب ندایی‌های خوبی که واقعاً اصلاح‌طلب بودند و فقط امکانات نداشتند، در این موارد نمی‌خواهند موضع بگیرند؟»





پایان انقلاب با حبس «مهدی»؟!


ماجرای پرونده مهدی هاشمی که با ورودش به کشور در مهرماه ۹۱ آغاز شد و تا امروز نیز ادامه پیدا کرده است با فرازونشیب‌ و اظهارات فراوانی همراه بود. اعضای خانوده و وکلای وی بارها در رسانه‌ها از سیاسی بودن روند رسیدگی به پرونده مهدی هاشمی سخن می‌گفتند و قوه قضائیه را متهم به سیاسی‌کاری می‌کردند و همچنین، در برخی اظهارنظرها حکم دادگاه مهدی هاشمی را «تقلب و پدرسوخته بازی» دانستند.
علاوه بر این سخنان و اظهارات، مهدی هاشمی و خانواده وی، بارها به تغییر قاضی پرونده اعتراض و اعلام کردند قاضی سراج باید جلسات دادگاه را مدیریت کند. در نهایت پس از ابلاغ حکم نهایی مهدی هاشمی رفسنجانی، وی ۱۸ مرداد ماه راهی زندان اوین شد، اما آنچه قابل‌تأمل بود اظهارات وی، خانوده و وکیل هاشمی پیش از حضور در زندان بود. محمود علیزاده طباطبایی گفت: «به طور قطع و یقین این حکم خلاف شرع بین است ما این مسئله را به‌زودی ثابت خواهیم کرد و رئیس قوه قضائیه نیز خواهد پذیرفت. دلایل زیادی داریم برای اینکه نشان دهیم حکم خلاف شرع است.» از سوی دیگر عصر روز یکشنبه ۱۸ مرداد پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت‌نظام فیلم وداع آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با فرزندش را منتشر کرد که با انعکاس رسانه‌ای گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی و پایگاه‌‌های خبری روبه‌رو شد.
فائزه هاشمی که خود سابقه محکومیت قضایی و حضور در زندان اوین را دارد، در گفت‌وگویی با پایگاه کلمه(ارگان رسانه‌ای فتنه) دلیل صدور حکم مهدی هاشمی را اینگونه توصیف و تحلیل کرد: «تمام این تلاش‌ها و اقدامات برای این است که از حضور و تأثیر پدر در انتخابات مجلس خبرگان و مجلس کم کنند تا این چهره‌های تأثیرگذار نتوانند در انتخابات نقش داشته باشند و انتخابات را مهندسی شده برگزار کنند.»
وی در این مصاحبه همچنین به اظهارات عفت مرعشی، همسر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی درباره حکم مهدی هاشمی اشاره و تصریح کرد: «مادرم دیروز جمله‌ای گفتند که «انقلاب از اوین شروع شد و زندان‌ها و فشارها و کسانی که در زندان‌ها بودند، نقش مهمی در شکل‌گیری انقلاب داشت و حالا به همین شکل» بنابراین تاریخ نشان داده که قطعاً هیچ حکومتی با زندانی کردن افراد پابرجا نمانده است و تمام این کارها نتیجه عکس درپی خواهد داشت.»


خط خبر

خطر بازرگان هنوز هم احساس مي‌شود!
عضو شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی گفت: موضع جریان اصلاح‌طلبی در سیاست خارجی، خط قوی امام(ره) و رهبری که توأم با عزت، حکمت و مصلحت باشد، نیست. اصلاح‌طلبان سیاست خارجی را با سلیقه خودشان دنبال می‌کنند و تابع خط رهبری و ولایت نیستند. اسدالله بادامچيان، نایب‌رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری تأکید کرد: هرکسی در این ۳۷ سال تفکر و سیاست لیبرال‌ها در دولت بازرگان، طرفداران و طیف بنی‌صدر، نگرش حزب کارگزاران، تفکر و بینش اصلاح‌طلبان در دولت اصلاحات و نگاه اصلاح‌طلبان به جز بخشی از آنها را بررسی کند، به خوبی درمی‌یابد که با مواضع و نگاه امام(ره) و امام خامنه‌ای مطابقت ندارد. وی گفت: در جریات مذاکرات، تیترها و عناوین نشریات اصلاح‌طلب درباره توافق هسته‌ای کاملاً موضع و رویکرد اصلاح‌طلبان را در حوزه سیاست خارجی نشان می‌داد که طبعاً با قانون اساسی، خط ولایت و خط انقلاب همراه نیست. بادامچیان با اشاره به دیدگاه شهید بهشتی درباره گروه‌های مختلف فکری در جامعه پس از انقلاب اسلامی گفت: در جامعه یک بینش می‌گوید، باید اسلام ناب نبوی و عاشورایی پیاده و حاکم شود و بینش دیگری معتقد است، جمهوری اسلامی باشد، اما در مقابل، با گناه و فساد هم باید مماشات کرد؛ این عده اسلام غرب‌پسند را می‌پسندند، اما آنچه مردم و کشور را به سعادت می‌رساند، بینش بهشتی‌گونه است.

شرط صالحي براي ورود به مذاكرات

علی‌اکبر صالحی در مصاحبه با نشریه «ساینس‌مگزین» در پاسخ به این پرسش که شما چگونه به مذاکرات وارد شدید، گفت: حدود یک‌سال‌ونیم بود که داشتند مذاکره می‌کردند، اما نمی‌توانستند جلو بروند. فوریه، مقامات مافوقم مرا احضار کردند. یکی از آنها به من گفت: خُب، علی، تو باید به مذاکرات بپیوندی. من به او گفتم، شوخی می‌کنی. من چه‌کار می‌توانم بکنم. ظریف حداکثر تلاش خود را کرده است. من دیگر چه‌کار می‌توانم بکنم. خلاصه بحثی طولانی میان ما بود. من گفتم خوب، از نظر سیاسی اگر من اکنون به مذاکرات بپیوندم و اگر شکست بخوریم، در آن صورت همه مسئولیت این شکست روی دوش من می‌افتد، اما مسئولان مافوق من اصرار داشتند که من بروم. من گفتم، بسیار خب، من می‌روم، اما به این شرط که همتای آمریکایی من نیز به این مذاکرات بپیوندد. آنها به من گفتند همتای تو کیست. من گفتم وزیر انرژی آمریکاست و این اولین‌باری بود که آنها اسم این وزارتخانه را می‌شنیدند!

نگراني از ردّ صلاحيت فتنه

يكي از نگراني‌هاي اصلاح‌طلبان افراطی اين است كه برخي از اعضاي آنان كه در فتنه نقش داشته‌اند، از سوی شوراي نگهبان ردّ صلاحيت شدند؛ براي همين منظور، از هم‌اكنون جوسازي عليه شوراي نگهبان‏ و واسطه‌چيني‌هاي پیش از انتخابات را در دستور كار خود قرار داده‌اند. محسن رهامي در این‌باره از اعضاي سابق جبهه منحله مشاركت مي‌گويد: به همراه اعضاي انجمن مدرسين دانشگاه با آيت‌الله محمد يزدي و آيت‌الله مؤمن از فقهاي شوراي نگهبان ديدار كرده و اعلام كرديم، بايد افرادي پاكدست و سالم و متخصص به مجلس راه يابند تا مجلس دهم، نمادي از اجماع ملي و حضور همه سلايق باشد.

نمي‌توانيم با ايران بجنگيم!

باراك اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا در یک نشست خبری آنلاین در پاسخ‌گویی به پرسش‌های مردم از سراسر جهان به دفاع از توافقنامه هسته‌ای پرداخت و به مخالفان خود يادآور شد كه نمي‌توانيم با ايران بجنگيم. وي گفت: ما هنوز درباره برخی از مسائل با ایران اختلاف داریم. با این‌حال، گزینه جایگزین برای توافقی که حاصل شد، این است که در نهایت در برهه‌ای از زمان ضدایران اقدام نظامی صورت دهیم. این مسئله در نهایت سبب جنگی دیگر در خاورمیانه [غرب آسیا و شمال آفریقا] در زمانی می‌شود که ما در حال جنگ با داعش هستیم. ما در تلاش برای حل مشکلات کشورهای بی‌ثباتی، مانند یمن و لیبی هستیم و این احتمال وجود دارد که وارد توفانی شویم که خروج از آن به‌شدت دشوار خواهد بود. بارها گفته‌ام که ایران یک کشور فوق‌العاده مستعد است. فرهنگی باستانی و تاریخی و افرادی به شدت باهوش و مستعد دارد.

مدل‌هاي تشکیل کمیسیون برجام

تاكنون مدل‌هايی برای تشکیل کمیسیون ویژه بررسی برجام بررسی شده است. نماینده مردم نیشابور در مجلس شورای اسلامی مدل‌های مورد بحث را چنین برشمرده است: 1ـ نظر دولت اين است كه اساساً برجام به مصوبه مجلس نياز ندارد و خود دولت هم در اين مورد لايحه‌ای نمي‌دهد؛ ۲ـ نظر مجلس اين است که ترکیب کمیسیون ویژه شامل رؤسای ۱۳ کمیسیون تخصصی مجلس ايجاد شود؛ 3ـ ترکیب کمیسیون ویژه شامل شش عضو از فراکسیون اصولگرایان، هشت عضو از فراکسیون رهروان و یک عضو از فراکسیون اقلیت اصلاح‌طلبان شود؛ 4ـ مدل دیگری نیز پنج عضو از فراکسیون اصولگرایان، هشت عضو فراکسیون رهروان و دو عضو اقلیت اصلاح‌طلب را پیشنهاد می‌داد که این مدل مورد اقبال برخی نمایندگان واقع نشد؛ 5ـ مدل دیگری که بیشتر مورد توافق دو فراکسیون قرار گرفت، این بود که پنج عضو از فراکسیون اصولگرایان، پنج عضو از فراکسیون رهروان و پنج عضو نیز نمایندگانی که مورد توافق دو فراکسیون هستند، ترکیب اعضای کمیسیون ویژه را تشکیل دهند. در جلسه اخیر دو فراکسیون درباره افرادی، مانند علاءالدین بروجردی، علی‌اصغر زارعی، کاظم جلالی و محمدعلی پورمختار به‌عنوان گزینه‌های مورد تفاهم دو فراکسیون توافق نسبی صورت گرفته است.

نتایج فاجعه‌بار آزادي‌هاي غرب

شبکه تی.اف.ان فرانسه چند روز پیش، به تازه‌ترین مورد تجاوز در قطار مترو، درباره یک مادر فرانسوی صاحب دو فرزند پرداخت که با وجود مقاومت، کسی در قطار به داد وی نمی‌رسد و در نهایت، قربانی تجاوز به یکی از مراکز پلیس پاریس مراجعه می‌کند. افزایش نگران‌کننده تجاوز به زنان و دختران در فرانسه سبب شده است، رسانه‌های این کشور با انتشار آمار و گزارش‌هایی، به‌طور جدی در این‌باره به جامعه و خانواده‌های فرانسوی هشدار بدهند. سازمان ملی دیده‌بان زنان قربانی تجاوز و خشونت فرانسه، از آمار ۲۱۶ هزار مورد تجاوز سالانه در این کشور گفته است که؛ زنان، دختران و حتی کودکان قربانی تجاوز و خشونت می‌شوند. روزنامه لوفیگارو هم با نگاهی به افزایش آمار تجاوز به زنان در فرانسه، در گزارشی مفصل نوشته است که این مورد در پنج سال گذشته در فرانسه افزایش هجده درصدی داشته و تجاوز به کودکان در این مدت بیش از بیست درصد رشد داشته است. تحقیقات در فرانسه نشان می‌دهد، شهرهای ساحلی این کشور در شمال و جنوب، بالاترین آمار را در این‌باره دارند و پاریس در رتبه‌های بعدی قرار گرفته است. مصرف گسترده مشروبات الکلی، مواد مخدر و همچنین گسترش پدیده هرزه‌نگاری آزاد در پایگاه‌های اینترنتی از دلایل افزایش تجاوز در فرانسه اعلام شده است. اين رفتارهاي اجتماعي نشان می‌دهد، آزادي‌هاي بي‌حد و مرز نه‌تنها نتوانسته است امنيت اجتماعي را براي جوامع ليبرال به سوغات بياورد، بلكه سبب ناامني بيشتر هم شده است!

مصالح نظام اسلامی در حوزه هسته‌ای

براساس آنچه در حوزه هسته‌ای از نگاه رهبری فهم می‌شود، مصالح نظام اسلامی در هفت سطح قابل تحلیل است: 1ـ ضرورت حفظ عزت و ارتقای جایگاه جهانی و منطقه‌ای ایران در انظار جهانیان، به‌منظور تشدید پیشتازی انقلاب اسلامی و تقویت جبهه مستضعفان و مسلمان‌ها؛ 2ـ حفظ حداکثری دستاورد هسته‌ای و ممانعت از ورود آمریکا و اذنابش به سایر حوزه‌های دانشی کشور؛ ۳ـ‌استمرار و تقویت وحدت کلمه؛ ۴ـ تأکید بر پیگیری حقوق هسته‌ای از طریق نهادهای قانونی متکفل این امر برای حفظ ساخت حقوقی نظام اسلامی و تأمین منافع ملی؛ ۵ـ مصونیت‌سازی درونی کشور، خودکفایی ایران اسلامی و برون‌رفت از مشکلات فعلی؛ ۶ـ استحکام ساخت حقیقی نظام اسلامی و تقویت مؤلفه‌های قدرت انقلاب اسلامی در عرصه‌های داخلی و خارجی کشور؛ ۷ـ ممانعت از فریبکاری دشمنان انقلاب اسلامی و روشن کردن بهانه‌جویی‌ها و چهره واقعی آمریکای جنایتکار و همدستان جهانی و منطقه‌ای آن.


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

چند واکنش به یک قطعنامه
حسین عبداللهی فر

در شماره پیش اشاره شد که یک جریان سیاسی با هدف جناحی کردن مجلس خبرگان رهبری، از آقایان؛ هاشمی‌رفسنجانی، سیدحسن خمینی و سیدحسن روحانی به‌مثابه سرفهرست انتخاباتی اصلاح‌طلبان برای انتخابات خبرگان نام برد. در این هفته که برخی روزنامه‌ها به سخنان هاشمی علیه شورای نگهبان و انتخابات ۹۲ واکنش نشان دادند، روزنامه‌های وابسته به اصلاحات، آن را اقدامی علیه هاشمی به دلیل اعلام نامزدی وی برای انتخابات خبرگان ارزیابی کردند.
در همین راستا، «ابتکار» در سرمقاله اولین روز هفته خود (۱۷/۵/) با عنوان «هاشمی و پیچ دیگری به نام انتخابات اسفند ۹۴»، نوشت: «چون همیشه آیت‌الله هاشمی پای ثابت این پیچ تاریخی می‌باشد، چشم‌ها یک بار دیگر به نقش‌های این کهنه پیر سیاست دوخته شده است. ورودش آرایش جدیدی به ارمغان خواهد آورد. او که جزو مؤسسین جامعه روحانیت بوده است، در همه انتخابات‌های خبرگان در صدر لیست این جامعه بوده است. اگرچه این جامعه در مقاطعی همراهی لازم را با عضو مؤسس خود در انتخابات ریاست‌جمهوری نداشت، اما این اولین‌باری است که ممکن است این عدم همراهی شامل مجلس خبرگان نیز، شود. پس اولین فرض این است که جامعه روحانیت به دلیل تبعیت از جامعه مدرسین حاضر به پذیرش سرلیست آیت‌الله هاشمی نشود. در آن صورت، هاشمی به همراهی دکتر حسن روحانی و سیدحسن خمینی محور لیست جدیدی از مجتهدان مصلح در مقابل لیست جامعتین خواهند بود... دومین فرض این است که جامعه روحانیت با سرلیست هاشمی، راهش را از جامعه مدرسین جدا نماید... فرض آخر هم اینکه جامعتین حاضر به همراهی با مثلث هاشمی، روحانی و سیدحسن باشند که اگر چنین اتفاق بعیدی رخ نماید، گام مهمی در تغییر گفتمانی ساحت سیاسی از دوقطبی اصلاح‌طلبی و اصولگرا به دوقطبی اعتدالیون و افراطیون خواهد بود.» از سوی دیگر، در همین روز، «وطن امروز» تیتر اول خود را به واکنش اجتماعی روستاییان به توهین هاشمی اختصاص داد و زیر تیتر درشت «ما هم روستایی هستیم»، نوشت: «باز هم توهین و باز هم هاشمی‌رفسنجانی! حجت‌الاسلام اکبر هاشمی‌رفسنجانی که تا پیش از این کنایه‌های توهین‌آمیز و تحقیرکننده خطاب به منتقدان خود به کار می‌برد، این‌بار روستاییان را هم مشمول توهین‌های خود کرد!»
این روزنامه یک روز بعد هم (۱۸/۵/) واکنش شورای نگهبان به ادعای هاشمی مبنی‌بر تلاش این شورا برای انحراف در انتخابات را برجسته کرد و زیر تیتر «مجرمانه است»، نوشت: «هاشمی‌رفسنجانی در کنار بددهانی اخیرش نسبت به جامعه روستایی کشور که با واکنش‌های گسترده‌ای مواجه شد، اظهارنظر دیگری باز هم مبنی‌بر تقلب در انتخابان مطرح کرد. هاشمی ۸۱ ساله که طی سال‌های گذشته همواره در زمان انتخابات، ادعای تقلب را مطرح کرده است، طی یک سخنرانی، شورای نگهبان و نیروهای نظامی را نیز، متهم به تلاش برای تقلب در انتخابات کرد.»
«شرق» در این روز روی تصویر بزرگی از هاشمی «پشت یک اتهام» را تیتر کرد و به نقل از هاشمی نوشت: «چون دست‌شان خالی است به این چیزها متوسل می‌شوند.»
«آرمان» این موضوع را به تیتر اول همین روز خود برد و با عنوان «حمله به هاشمی با اسم رمز روستا»، نوشت: «دقیقاًً از زمانی آغاز شد که خبر اعلام آمادگی آیت‌الله هاشمی برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس خبرگان منتشر و علنی شد و برخی که سال‌هاست از این حضور می‌ترسند، چراغ تاریک‌خانه‌های تخریب خود را روشن کردند تا اگر توانستند آیت‌الله را از تصمیم خود منصرف کنند.»
«آفتاب یزد» هم «تاوان اعلام کاندیداتوری» را روی تصویر بزرگی از هاشمی قرار داد و به نقل از وی نوشت: «به‌رغم وجود عقلای سیاسی در مجلس، گروه‌های تندرویی هستند که از تریبون آن در راستای خواسته‌های جناحی استفاده می‌کنند.»
این روزنامه یک روز بعد (۱۹/۵/) که تصویر نخست خود را به مهدی هاشمی در حال اجرای حکم زندانش اختصاص داده بود، «توهین به هاشمی خط آمریکایی» را برجسته کرد و از قول یک خطیب برجسته مذهبی نوشت: «توهین به آقای هاشمی تقریباً یک خط آمریکایی است و روستاییان هیچ‌وقت وسیله و فریب‌خورده یک جریان خاص نخواهند شد. من می‌ترسم امروز با چند واسط در این قضیه دست مغرضان در کار باشد تا شکست خود در مذاکرات را با اختلافات داخلی جبران کنند.»
سه‌شنبه که تعطیل بود، اما چهارشنبه (۲۱/۵/) «آرمان»؛ «توصیه‌های هاشمی به مهدی در زندان» را تیتر اول خود برگزید و روی تصویر تمام‌قدی از محسن هاشمی نوشت: «پدرم درباره مهدی حرف‌های زیادی دارد.»
این موضوع به روز آخر هفته (۲۲/۵/) هم کشیده شد. «شرق» در حالی در تیتر اول خود به نامه خانواده هاشمی و پاسخ اژه‌ای اشاره کرد که «آرمان» روی تصویر بزرگی از خانواده هاشمی؛ «سکوت هاشمی‌ها به تأسی از پدر» را تیتر کرد و این در حالی بود که «وطن امروز» هم سرمقاله آخرین روز هفته (۲۲/۵/) خود را در امتداد پاسخ به سخنان هاشمی تنظیم کرد و با عنوان «علیه حق‌الناس»، نوشت: «بنازم این همه تناقض را! تا دیروز داعیه داشتند این دموکرات‌ترین انتخابات ممکن است، حال مدعی شده‌اند شورای نگهبان و... آنجا هم بنای دستکاری داشتند منتهای مراتب این‌بار نتوانستند از نظر ایشان انتخابات تنها وقتی سالم است که یا خودشان برنده باشند یا نماینده محترم!»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروري بر نهمين سالگرد پيروزي حزب‌الله در جنگ 33 روزه
مقاومت تنها گزينه مبارزه با دشمنان منطقه

مراسم نهمین سالگرد پیروزی مقاومت لبنان در منطقه وادی الحجیر در جنوب این کشور جمعه برگزار شد.
سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان در اين مراسم به مناسبت پیروزی مقاومت بر رژیم صهیونیستی در 14 آگوست سال 2006، سخنرانی کرد. انتخاب این مکان برای برگزاری مراسم بی‌دلیل نبوده است؛ در این منطقه بود که تانک‌های مرکاوای رژيم صهيونيستي منهدم شدند و ماشین و هیبت پوچ رژیم صهیونیستی از حرکت بازماند. نكته مهم آنكه، ساكنان اين مناطق در طول اين سال‌ها به خانه و كاشانه خود بازگشته‌اند كه نشانگر اقدامات مؤثر مقاومت در بازسازي كشور و نيز، ناتواني صهيونيست‌ها در تهديد امنيت لبنان است كه زمينه‌ساز بازگشت لبناني‌ها به مناطق بازسازي‌شده از جنگ 33 روزه شده است كه دستاوردي بزرگ براي مقاومت است.
به اذعان جهانیان، جنگ 33 روزه برگي نوين از دفتر تاريخ منطقه را رقم زد كه سرآغازي براي تحولات مهم و اساسي در منطقه بوده است.
پیروزی نیروهای مقاومت بر ارتش رژیم صهیونیستی برخلاف موازنه قوا بوده است، چنانكه سيدحسن نصرالله در سالگرد آن پيروزي بزرگ مي‌گويد: پیروزی در این جنگ معجزه‌ای حقیقی بود که با معیارهای مادی قابل تفسیر نیست. ‎وی با اشاره به اینکه مقاومت به پیروزی خود ایمان داشت، گفت: بازگشت مردم پاسخی به دشمن بود که حکایت از تمسک آنها به سرزمین آبا و اجدادی‌شان داشت. نكته مهم آنكه نبرد 33 روزه تکامل مقاومت نظامی در عرصه مقاومت بود. برای نمونه، صهیونیست‌ها در منطقه الحجیر آتش جهنم را تجربه کردند و در این عرصه بود که تانک‌های مرکاوا شکست خوردند‎.
شكسته شدن هيمنه نظامي و شكست‌ناپذيري صهيونيست‌ها و متحدان‌شان از دستاوردهاي بزرگ اين جنگ بود كه زمينه‌ساز پيروزي مقاومت غزه در جنگ‌هاي 22 روزه، 8 روزه و 51 روزه غزه بوده است.
اين نبرد نشان داد كه تنها راه مقابله با دشمنان منطقه، تقويت توان دفاعي در قالب وحدت و يكپارچگي مقاومتي است؛ چنانكه از زمان جنگ 33 روزه تاكنون مقاومت لبنان اقدامات گسترده‌‌اي براي تقويت توان نظامي خود داشته است؛ به‌طوری‌که فرماندهان نظامي صهيونيست‌ها اذعان دارند كه در صورت اقدام عليه حزب‌الله، مقاومت با هزاران موشك و جنگي نامتقارن و پيش‌بيني‌نشده، تل‌آويو را با خاك يكسان خواهد كرد. نكته مهم ديگر در جنگ 33 روزه، ارتقای جايگاه مقاومت در ساختار سياسي و مردمي لبنان بود، به‌گونه‌اي‌كه همگان اذعان دارند كه هيچ معادله‌اي در لبنان بدون توجه به ديدگاه مقاومت قابل شكل‌گيري نیست.
الگو شدن مقاومت براي ملت‌هاي منطقه از ديگر مؤلفه‌هاي مهم جنگ 33 روزه است كه روند بيداري اسلامي در سال 2011 از جمله نمودهاي آن بوده كه با وجود توطئه‌هاي گسترده آمريكا همچنان به مسير رو به تكامل خود ادامه مي‌دهد كه انقلاب مردم يمن و ايستادگي آن در برابر ائتلاف آمريكايي ـ سعودي نمودي از آن است.
در اين ميان، دشمنان مقاومت كه در جنگ 33 روزه و سپس در جنگ‌هاي 22 روزه و 8 روزه غزه شكست‌هاي سنگيني از مقاومت متحمل شدند، به سمت الگوهاي جديدي از جنگ عليه مقاومت روي آوردند كه گروه‌هاي تروريستي همچون داعش به‌منزله پياده‌نظام در آن ايفاي نقش مي‌كنند. در طول چهار سال اخير تروريسمي كه به اذعان هيلاري كلينتون، وزير امور خارجه دور اول رياست‌جمهوري اوباما براي تأمين منافع آمريكا ايجاد شد و به اذعان مقامات اطلاعاتي و نظامي صهيونيست‌ها زمينه‌ساز تحقق اهداف اين رژيم در منطقه بوده‌اند، به‌مثابه پياده‌نظام عليه مقاومت عمل كرده‌اند. البته، آمريكا، برخي كشورهاي بزرگ اروپايي، مانند انگليس و فرانسه در كنار صهيونيست‌ها و برخي كشورهاي مرتجع عربي و تركيه براي منافع خود به حمايت از اين تروريست‌ها پرداخته‌اند كه نمود آن را در بحران‌هاي جاري در عراق، سوريه، لبنان و يمن و حتي كشورهاي شمال آفريقا مي‌توان مشاهده كرد.
در همين چارچوب، سيدحسن نصرالله با اشاره به اینکه‌ آمریکا تأكيد مي‌كند كه براساس تقسیمات جدید در منطقه، جنگ طایفه‌ای و مذهبی بلندمدت آغاز خواهد شد که نتیجه‌ای جز ویرانی، آوارگی و تخریب فراگیر نخواهد داشت؛ از این‌رو، از همه طرف‌ها خواست: در وضعیت کنونی منطقه، مواضعی محکم اتخاذ کنید؛ چراکه اگر اجازه تجزیه منطقه را بدهیم، همه ما باید در قبال نتایج آن در برابر خدا و نسل‌های بعدی جوابگو باشیم.
در بيان آنچه در جنگ 33 روزه و پس از آن روي داد، مي‌توان گفت، آنچه جهانيان اذعان دارند آن است كه مقاومت تنها گزينه براي مقابله با اين توطئه‌ها است، چنانكه حزب‌الله لبنان در سوريه حضوري فعال دارد و سيدحسن نصرالله، دبير كل حزب‌الله بارها تأكيد كرده، مقاومت براي مبارزه با دشمنان ثبات و امنيت منطقه هيچ محدوديتي ندارد و اگر لازم باشد، خود لباس رزم پوشيده و براي مبارزه با تروريسم تكفيري و حاميان‌شان به سوريه خواهد رفت.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

معادلات نظامی آمریکا
پس از اعلام جمع‌بندی جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 در وین (برجام) محافل رسانه‌ای و سیاسی آمریکا محور تحرکات را بر اصل تشدید ادعاهای واهی درباره نقش منطقه‌ای ایران بنا ساختند. آنها با معرفی گروه‌های مقاومت از جمله حزب‌الله و سوریه، ایران را عامل بحران در منطقه معرفی کردند، درحالی‌که همزمان، ادعای آمادگی کامل برای حمایت از متحدان منطقه‌ای خود را برجسته ساختند. آمریکایی‌ها و شرکای اروپایی آنها به افکار عمومی القا کرده‌اند که تحرکات منطقه‌ای ایران ناقض امنیت منطقه است و این کشورها به‌عنوان ناجی امنیت، هر اقدامی که لازم بدانند، حتی گزینه نظامی را اجرا می‌کنند. نکته مهم آنکه، آنها هرگز به این امر اشاره نکردند که به اعتراف خودشان داعش و گروه‌های تروریستی ساخته خود آنها هستند و بزرگ‌ترین تروریسم دولتی، یعنی رژیم صهیونیستی تحت حمایت آنها است. آمریکایی‌ها همزمان از حفظ بخش‌های گسترده‌ای از تحریم‌ها و حتی برگشت‌پذیر بودن تحریم‌های معلق‌شده به دلیل آنچه حمایت ایران از تروریسم نامیده‌اند، سخن گفته و حفظ گزینه نظامی را نیز مورد تأکید داشته‌اند. آنها با این رویکرد تبلیغاتی تلاش کرده‌اند ضمن اجرای سیاست ایران‌هراسی، فضای داخلی ایران را نیز غبارآلود کنند و دیگران را نسبت به رفتارهای منطقه‌ای ایران و حضور آن در جبهه مقاومت بدبین سازند و حتی به‌گمان خود، مردم را در برابر نیروهای مسلح قرار دهند. نکته مهم آنکه آمریکایی‌ها با برجسته‌سازی مخالفت‌های کشورهای عربی با رفتارهای ایران سعی در القای انزوای منطقه‌ای ایران دارند، درحالی‌که آنها هرگز به این اصل اشاره‌ای ندارند که چرا کشورهایی مانند عربستان، قطر و... که روابط نزدیکی با آمریکا دارند، منفور ملت‌ها هستند و جمهوری اسلامی ایران که در مقابل آمریکا قرار دارد، در میان مردم و نخبگان منطقه دارای ارزش و جایگاه بالایی است.
حال این پرسش مطرح می‌شود که آیا رویکرد به غرب و مشارکت در طرح‌ها و خواسته‌های آنها در منطقه می‌تواند زمینه‌ساز کاهش تحرکات نظامی آنها در منطقه و به نوعی تضمین امنیت برای کشور شود، یا خیر؟
پاسخ به این پرسش را در رفتارهای آمریکا پس از توافق وین می‌توان مشاهده کرد. پس از اعلام توافق، آمریکایی‌ها از جمله اوباما و کری در سخنان متعددی بر دو اصل تأکید کردند؛ اول آنکه، تحریم‌های اقتصادی و نیز، وجود گزینه نظامی روی میز سبب رویکرد ایران به مذاکره شد و آمریکا برای اطمینان از پایبندی ایران به تعهداتش تا همیشه این دو گزینه را حفظ خواهد کرد. دوم آنکه، آمریکایی‌ها تأکید کردند برای اطمینان دادن به متحدان منطقه‌ای خود مبنی‌بر اینکه هرگز روابط آمریکا با آنها تغییر نخواهد کرد، به گسترش حمایت‌های نظامی از آنان را گسترش خواهند داد. در این چارچوب نیز اشتون کارتر، وزیر دفاع آمریکا به سرزمین‌های اشغالی و چند کشور عربی سفر کرد و وعده کمک‌های تسلیحاتی به آنها داد. اما به هرحال، همسو شدن ایران با غرب در تحولات منطقه با هر نامی که باشد از نظامی‌گری و تهدیدات آمریکا نخواهد کاست؛ چراکه در آن زمان نیز آمریکا با این ادعا که گزینه نظامی، زمینه‌ساز عقب‌نشینی ایران از مواضع گذشته و رویکرد آن به ایفای نقش مثبت در منطقه بوده به تشدید نظامی‌گری در منطقه خواهد افزود. براین اساس، چه ایران به‌سوی همگرایی با غرب در منطقه گرایش یابد، چه نیابد، تغییری در راهبرد نظامی آمریکا در منطقه ایجاد نمی‌شود؛ زیرا از یک‌سو، منبع درآمد آمریکا از فروش سلاح به کشورهای عربی و هدیه‌های نظامی به رژیم صهیونیستی است و از سوی دیگر، ماهیت آمریکا، نظامی‌گری است و از این اصل دست برنخواهد داشت. با این شرایط تنها راه مقابله با تهدیدات امنیتی آمریکا را تقویت توان دفاعی کشور تشکیل می‌دهد و نه گرایش به آنچه همگرایی منطقه‌ای با غرب نامیده می‌شود. توان دفاعی که به اذعان سران آمریکا برگرفته از دستاوردهای بومی ایرانیان است که رویارویی با آن، برابر با حذف تمام منافع آمریکا در منطقه و نابودی رژیم صهیونیستی خواهد بود.


پرونده

ظریف: روز توافق، روز عزای نتانیاهوست
محمدجواد ظریف در دیدار با رهبران گروه‌های فلسطینی و لبنانی و ابراز محبت آنها گفت: «اطمینان می‌دهم که حل موضوع هسته‌ای، پیروزی برای کل منطقه است. امروز به لطف خدا و مردم ایران و حمایت شما نتانیاهو شکست خورده و دیگر بهانه‌ای برای پنهان کردن جنایاتش علیه مردم مظلوم فلسطین و منطقه ندارد. امروز دیگر هیچ بهانه‌ای نمی‌تواند زنده‌سوزی کودک فلسطینی و پدرش و به شهادت رساندن آنها را بپوشاند.» وی تأکید کرد: «چهره کریه تجاوز و اشغال امروز با تمام زشتی‌اش در برابر دنیا نشان داده شده و بیش از این نیز ان‌شاءالله نشان داده خواهد شد.» وزیر امور خارجه کشورمان با بیان اینکه؛ «روز توافق هسته‌ای روز پیروزی مقاومت و پیروزی کل منطقه است»، گفت: «امروز روز عزای نتانیاهو است.»
جان کری: ردّ توافق هسته‌ای مساوی با حذف دلار از پول جهانی

جان کری، وزیر امورخارجه آمریکا در گفت‌وگو با رویترز با ابراز تعجب از مخالفت برخی سناتورهای جمهوریخواه با توافق هسته‌ای گفت: «رد کردن توافق به‌منزله دستورکار کنار گذاشته شدن سریع دلار از جایگاه پول جهانی است.» وزیر امور خارجه آمریکا افزود: «اگر از توافقنامه هسته‌ای با ایران منصرف شویم و از متحدان‌مان نیز بخواهیم از ما پیروی کنند، از دست رفتن اعتماد به قدرت رهبری آمریکا می‌تواند موقعیت دلار را به‌منزله پول جهانی در معرض خطر قرار دهد.» براساس این گزارش، کنگره آمریکا که در آن جمهوریخواهان مخالف با توافقنامه هسته‌ای ایران در اکثریت هستند، 17 سپتامبر این توافقنامه را به رأی می‌گذارد. تاکنون بسیاری از سناتورهای دموکرات، دانشمندان و نیز، گروه‌های مخالف جنگ آمریکا از این توافقنامه حمایت کرده‌اند.
مقدار زمان مورد نیاز برای برگشت به موقعیت فعلی هسته‌ای

حسین آبنیکی، معاون سابق سازمان انرژی اتمی، درباره تشریح فرایند بازگشت‌پذیری تأسیسات هسته‌ای در صورت انجام توافق اظهار داشت: در نطنز حدود دوسوم از سانتریفیوژها و زیرساخت‌های آن جمع‌آوری می‌شود برای بازگشت آن حداقل سه سال زمان احتیاج است. در فردو همین فرایند را برای 1700 ماشین تکرار خواهیم کرد و تمام ماشین‌ها و زیرساخت‌ها را بریده و وارد انبار می‌کنیم. درباره برگشت‌پذیری فردو هم باید گفت، زمانی نزدیک به دو سال احتیاج است. با این تفاوت که برخی از ماشین‌هایی که می‌مانند، چون فعالیتی ندارند پس از مدت هشت تا ده سال بخش قابل توجهی از شرایط فنی خود را از دست داده و دیگر ماشین‌های قابل استفاده‌ای نخواهند بود.
بوش ثالث خواستار ردّ توافق از سوی کنگره شد

نامزد جنگ‌طلب انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا با تأکید بر اینکه توافق هسته‌ای باید از سوی کنگره رد شود، ادعا کرد در غیراین‌صورت اگر او رئیس‌جمهور شود، روند کنار گذاشتن توافق را آغاز می‌کند.
جب بوش، نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا در سال 2016 در بخشی از گفت‌وگوی خود با شبکه سی‌ان‌ان درباره توافق هسته‌ای دولت اوباما و ایران در اظهاراتی خصمانه مدعی شد که توافق به‌دست‌آمده با ایران به‌شدت غیرقابل اعتماد است و به هیچ‌وجه عاقلانه و منطقی نیست. برادر جرج بوش که در دوره ریاست‌جمهوری‌اش آمریکا درگیر دو جنگ طولانی در افغانستان و عراق شد، با انتقاد شدید از توافق برجام تأکید کرد تلاش می‌کند نفوذ ایران در منطقه را کاهش دهد.


اقتصادى
سعید مهدوی

رکورد منتقدان نقدینگی
شعار نظارت‌بر نقدینگی و کاهش تورم، یکی از آرمان‌های دولت یازدهم بوده و است. همواره رئیس‌جمهور محترم و گروه اقتصادی کابینه‌اش به میزان رشد نقدینگی و تورم بالا در دولت پیش معترض بوده و آن را از جمله دلایل رکود و اوضاع نابسامان اقتصاد ایران معرفی می‌کردند.
میزان نقدینگی در پایان دولت دهم، 492 هزار میلیارد تومان بود (هر چند که بعداً بانک مرکزی این آمار را به 592 هزار میلیارد تومان افزایش داد) و اکنون پس از گذشت حدود دو سال از عمر دولت یازدهم، مجموعه سیاست‌ها و عملکردهای گروه اقتصادی دولت یازدهم و بانک مرکزی رقم نقدینگی در اقتصاد را به 816 هزار میلیارد تومان رسانده است. هوشنگ شجری، اقتصاددان و رئیس سابق دانشکده اقتصاد دانشگاه صنعتی اصفهان با نگران‌کننده دانستن رشد 300 هزار میلیارد تومانی نقدینگی در 700 روز اخیر اظهار کرد: نقدینگی در مجموع از چند حساب تشکیل می‌شود، یکی جمع اسکناس‌های منتشر شده بانک مرکزی، دوم سپرده‌های دیداری بخش خصوصی در بانک‌ها و سوم، سپرده‌های غیر دیداری بخش خصوصی که تغییر هر کدام از این عوامل بر رشد نقدینگی اثرگذار است.
در این راستا، بسیاری از کارشناسان اقتصادی روی برخی از دلایل افزایش نقدینگی اتفاق‌نظر دارند که به قرار زیر است:
1ـ اقدام دولت در کاهش ذخیره قانونی بانک‌ها نزد بانک مرکزی از 20 درصد به 10 درصد و حتی کمتر از ده درصد در روزهای اخیر؛
2ـ افزایش فزاینده بدهی بانک‌های تجاری به بانک مرکزی که نوعی استقراض غیرمستقیم دولت از بانک مرکزی به حساب می‌آید و روزبه‌روز به حجم نقدینگی در کشور می‌افزاید. دولت در دو سال گذشته برداشت‌های متعددی از خزانه بانک مرکزی انجام داد که مهم‌ترین آن همان ۱/۴ میلیارد دلاری است که در گزارش تفریغ بودجه دیوان محاسبات ذکر شده است. براساس گزارش دیوان محاسبات، دولت برای تأمین مالی از بانک مرکزی برداشت‌های ریالی کرده است که به بانک مرکزی بازگردانده نشده یا در بازار فروخته نشده و تاکنون سرنوشت آن مشخص نشده است.
3ـ رشد قارچ‌گونه مؤسسات مالی و اعتباری غیرمجاز در دو سال اخیر، یکی دیگر از موارد رشد نقدینگی به شمار می‌رود که البته مسئولان بانک مرکزی زیربار پذیرش آن نمی‌روند.
4 ـ نکته دیگر افزایش بدهی بانک‌ها به بانک مرکزی است. با توجه به رکود حاکم در بازار، بنگاه‌های تولیدی از پشتیبانی نکردن نظام بانکی گله می‌کنند که در این میان حتی وزیر صنعت نیز به این رویه معترض شده است، همچنین مسکن مهر و فعالیت‌های عمرانی رو به تعطیلی رفته‌اند؛ این افزایش بدهی که روز‌به‌روز در حال افزایش است، بسیار تعجب‌آور است. این مسئله نشان می‌دهد، بانک مرکزی در نظارت بر بانک‌ها هم ناکام بوده است.
علی طیب‌نیا، وزير امور اقتصاد و دارایی درباره نظارت‌بر نقدینگی در اظهارنظری عجیب ابراز امیدواری کرد که گره رشد نقدینگی با آزادسازی پول‌های بلوکه شده باز می‌شود. طیب‌نیا درباره تأثير آزادسازي دلارهاي بلوكه‌شده بر ميزان نقدينگي، افزود: براساس برنامه‌ريزي‌هاي صورت‌گرفته، قرار است ذخاير ايران در خارج از كشور و همچنين درآمدهاي ناشي از افزايش صادرات نفت با حفظ تمام اصول و ضوابط عمدتاًً در جهت توسعه بخش خصوصي بهره‌گيري شود. وي از برنامه دولت براي بهره‌گيري از منابع بلوكه شده پس از آزادسازي بدون افزايش حجم نقدينگي خبر داد و اظهار داشت: معادل ريالي ذخاير بلوكه شده در گذشته به حساب دولت واريز شده و اثر خود را بر افزايش نقدينگي و اقتصاد ايران گذاشته است. این اظهارات وزیر اقتصاد از یک‌سو آب پاکی را روی دست کسانی ریخت که گشایش‌هایی را در گرو این پول‌های بلوکه شده می‌دانستند و از سوی دیگر سؤال این ادعا را که منابع آزاد شده چگونه به دست بخش خصوصی می‌رسد، بی‌جواب گذاشت.


نداى قدس

طرح جدید رژیم صهیونیستی برای کاهش انتقادات یهودیان جهان
به گزارش پایگاه خبری فلسطین الیوم، حکومت رژیم صهیونیستی طرح بی‌سابقه‌ای را به‌منظور گسترش روابط خود با یهودیان جهان آماده کرده است؛ طرحی که از جمله اهداف آن جلوگیری از تغییر دین یهودیان و همچنین کاهش انتقادات یهودیان از سیاست حکومت این رژیم است. این طرح به‌منزله مهم‌ترین و بزرگ‌ترین اقدام حکومت صهیونیستی برای گسترش روابط خود با یهودیان جهان به شمار می‌رود؛ به‌گونه‌ای‌که هزینه عملی شدن این طرح 250 میلیون دلار برآورد شده است.
انشقاق جدی بین خاخام‎های صهیونیستی

به گزارش پایگاه العهد، از زمان آغاز اشغال فلسطین، خاخام‎های صهیون با تعالیم خود که بیشتر آنها تحریف شده است، مسئولیت امور دینی و شرعی یهودیان را برعهده داشته‌اند. آنها افزون بر اجرای مراسم دینی و جشن‌ها، مسئول تدابیر ازدواج یهودیان و ارث و میراث آنها نیز هستند. به‌تازگی، برخی خاخام‎های بزرگ صهیونیست، که بخشی از جریان صهیونیسم دینی خوانده می‎شوند، با تمرد از تعالیم گذشته، دین جدیدی به نام «یهودی‌گرایی صحیح» ایجاد کرده‌اند که به مهاجران اجازه می‎دهد، با برگزیدن این گرایش، از این مسئله که همچون گذشته یهودی شناخته نشوند، رهایی یابند. بنابر اعلام روزنامه «یدیعوت آحارانوت» در اوضاع کنونی 300 هزار یهودی در اسرائیل[رژیم صهیونیستی] در انتظار تأیید دین یهودی خود هستند و از سوی خاخام‎های بزرگ یهودی شناخته نمی‎شوند که ممکن است با پیوستن به گرایش جدید دینی، خود را از این مشکل برهانند و در عین حال شکافی اساسی در بین یهودیان صهیونیستی ایجاد کنند.
تخریب 171 هزار واحد مسکونی در باریکه غزه
آمارهای رسمی نشان می‌دهد، در جنگ 51 روزه در غزه، 171 هزار واحد مسکونی در این باریکه به‌طور جزئی یا کلی تخریب شد. به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، وزارت مشاغل عمومی و مسکن فلسطین با انتشار آماری تصریح کرد، در مجموع ۵۸۰/۱۷۱ واحد مسکونی در جنگ اخیر خسارت دید که ۵۵۸/۱۲ هزار واحد به کلی تخریب شده و ۷۲۱/۱۲ واحد به‌گونه‌ای تخریب شده است که دیگر قابل استفاده نیستند و 145806 واحد دیگر هم خسارت‌های جزئی دیده‌اند؛ ولی قابل سکونت هستند.
خنثی‌سازی 17 عملیات استشهادی از سوی تشکیلات خودگردان
شاباک فاش کرد، سرویس‌های امنیتی تشکیلات خودگردان فلسطین از ابتدای سال جاری، 17 عملیات استشهادی فلسطینی‌ها علیه رژیم صهیونیستی را در اراضی اشغالی خنثی کرده‌اند. به گزارش پایگاه خبری عبری‌زبان والا، سازمان امنیت داخلی رژیم صهیونیستی «شاباک» فاش کرد که سرویس‌های امنیتی تشکیلات خودگردان از ابتدای سال جاری 17 عملیات استشهادی را در اراضی اشغالی خنثی کرده‌اند.
بازداشت چهار عضو حزب لیبرمن به اتهام فساد

منابع صهیونیستی از بازداشت چهار عضو حزب «اسرائیل خانه ما» که ریاست آن برعهده «آویگدور لیبرمن» است، خبر می‎دهند. به گزارش خبرگزاری قدس، به نظر می‎رسد خروج «آویگدور لیبرمن» رئیس حزب «اسرائیل خانه ما» از کابینه نتانیاهو و پیوستن وی به جمع مخالفان اصلی نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی تبعات متعددی برای وی و حزب متبوعش داشته است. افزون بر تحقیقاتی که در حال حاضر درباره اتهام فساد لیبرمن ادامه دارد، پلیس به‌تازگی چهار عضو حزب اسرائیل بیتنا را به اتهام دست داشتن در فساد مالی و پرداخت رشوه بازداشت کرد. افراد بازداشت شده از نزدیک‌ترین شخصیت‌های حزبی به لیبرمن به‌شمار می‌آیند و دایره اتهامات آنها بسیار گسترده است.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

آمريکاي لاتين و کودتاهاي نرم
علی تتماج

آمريکاي لاتين با برخورداري از منابع انرژي و ثروت‌هاي زيرزميني همواره کانون توجه قدرت‌هاي جهاني بوده است. زماني اسپانيايي‌ها و پرتغالي‌ها و دوراني فرانسه و انگليس و پس از آن آمريکا و شوروي سابق ابزارهاي متعددي را به کار گرفتند تا بتوانند بر اين منطقه تسلط يابند.
در طول يک دهه اخير، کشورهاي آمريکاي لاتين با بهره‌گيري از قدرت‌هاي نوظهور در جهان نظير چين و روسيه و نيز، الگوگيري از نهضت‌هاي ضدامپرياليستي نظير جبهه مقاومت غرب آسيا و روابط با بزرگان اين جبهه نظير جمهوري اسلامي ايران، در مسير استقلال و آزادي گام برداشتند؛ ‌گام‌هايي که حمايت‌هاي مردمي را نيز به همراه داشت که نمود آن را در نتايج انتخابات و شکل‌گيري دولت‌هاي ضدآمريکايي مي‌توان مشاهده کرد.
پيشگام اين حرکت بزرگ را مي‌توان هوگو چاوز، رئيس‌جمهور فقيد ونزوئلا دانست که تلاش‌هاي ضدامپرياليستي‌ او زمينه‌ساز قوت گرفتن اين انديشه در ميان دولت‌ها و ملت‌ها شد که نتيجه آن به قدرت رسيدن افرادي چون؛ مورالس در بوليوي، فرناندز در آرژانتين، داسيلوا و سپس روسف در برزيل و اورتگا در نيکاراگوئه شد.
حرکت انقلابي آمريکاي لاتين محدود به عرصه دروني اين کشورها نشد، بلکه آنها با ايجاد اتحاديه‌هايي مانند مرکوسو و آلبا، اجماعي منطقه‌اي را براي رسيدن به توسعه و مقابله با دخالت‌هاي امپرياليستي ايجاد کردند. توسعه روابط با کشورهايي که گرايش‌های ضدآمريکايي دارند نظير جمهوري اسلامي ايران از اولويت‌هاي اين کشورها بوده است. نکته قابل‌توجه آنکه، کشورهاي مذکور در عرصه جهاني از جمله در سازمان ملل متحد عليه امپرياليسم آمريکايي موضع‌گرفتند، در حالي که حلقه تکميلي‌ اين روند حمايت از ملت فلسطين در برابر رژيم صهيونيستي بوده، به‌گونه‌اي‌که آمريکاي لاتين به پشتوانه ملت فلسطين مبدل شد.
مجموع اين تحولات چنان بوده که کنگره آمريکا رسماً اعلام مي‌کند که از چالش‌هاي اصلي آمريکا، حذف جايگاهش در آمريکاي لاتين است و صهيونيست‌ها نيز بارها آمريکاي لاتين را چالش دانسته‌اند که بايد با آن مقابله شود. با بررسي آنچه در آمريکاي لاتين مي‌گذرد، مي‌توان گفت که اقدامات جدي آمريکا عليه اين منطقه از سال 2009 و کودتا در هندوراس آغاز شد که حلقه بعدي آن مداخله در انتخابات مکزيک براي جلوگيري از کسب قدرت حاميان اتحاد آمريکاي لاتين بود.
در سال 2012 نيز کودتاي آمريکايي در پاراگوئه شکل گرفت. از آن زمان به بعد کشورهاي آمريکاي لاتين شاهد اوج‌گيري دخالت‌هاي آمريکا بوده‌اند که تحرکات نظامي و امنيتي آمريکايي‌ها در اکوادور که به اخراج آنان منجر شد، ايجاد جريان‌هاي اپوزيسيون در کشورهايي مانند ونزوئلا به‌ويژه پس از درگذشت هوگو چاوز، ايجاد اختلافات مرزي ميان کشورها نظير؛ درگيري بوليوي با شيلي و نيز درگير ساختن کشورها در مناقشات فرامنطقه‌اي نظير تحرکات جديد انگليس در جزاير اشغالي مالويناس که چالش‌هايي براي آرژانتين ايجاد کرد ابعادي از اين طراحي‌ها است.
آمريکا با کمک برخي متحدان غربي خود در حالي به تشديد تحرکات در منطقه پرداخته که اولويت آن بهره‌گيري از ساختارهاي اجتماعي و سياست ناراضي‌سازي مردم در آستانه برگزاري انتخابات در بسياري از اين کشورها است. آرژانتين در حالي 25 اکتبر شاهد انتخابات رياست‌جمهوري براي تعيين جانشين فرناندز است که دنيل سيولي، فرماندار بوينس آيرس که از حاميان دولت کنوني است در کنار موريسيوماکري شهردار اين منطقه از ساير رقبا جلوتر هستند.
براساس گزارش‌هاي منتشر شده از جمله روزنامه تيموآرژانتينو، جريان‌هاي راست افراطي با حمايت آمريکا در حال ايجاد فضاي ناآرام اجتماعي هستند، تا ضمن تخريب چهره فرناندز نزد مردم، حاميان غرب را تقويت کنند. در چارچوب دخالت آمريکا در منطقه «خوزه موخيک» معاون رئيس‌جمهور اروگوئه درباره تهديدات و تحرکات آمريکا هشدار داده است. در ونزوئلا نيز در حالي انتخابات پارلماني در 6 دسامبر 2015 برگزار مي‌شود که جريان مخالف روابط نزديکي با آمريکا دارد و تحرکات گسترده‌اي را آغاز کرده که برپايي تظاهرات و تجمعات اعتراض خياباني در قالب رفاه اجتماعي و رفع فقر محور آن است. در اکوادور نيز در ماه‌هاي اخير اعتراض‌هايي در قالب تظاهرات معيشتي و اقتصادي برگزار مي‌شود که فضايي تنش‌آلود را در اين کشور ايجاد کرده است.
در برزيل نيز مخالفان با بهانه قرار دادن فساد در ساختار دولت، تحرکات خياباني داشته‌اند، در حالي که محافل رسانه‌هاي غربي نيز انتشار آمار و نظرسنجي‌هايي مبني بر عدم محبوبيت روسف، رئيس‌جمهور برزيل منتشر مي‌سازند. القای لزوم برگزاري انتخابات زودهنگام، اساس اين فضاسازي است.
نکته قابل‌توجه آنکه، درگير ساختن کشورهاي آمريکاي لاتين در مناقشات خارجي از کارکردهاي بحران‌سازان است که ادعاي گويان درباره مالکيت «اسکيبو» عليه ونزوئلا و درگيري مرزي شيلي و بوليوي نمودي از آن است. مجموع اين تحولات، يادآور تحولات آمريکاي لاتين در دهه 1970 است که هنري کيسينجر، وزير امور خارجه آمريکا نظریه‌ بحران‌سازي اجتماعي و بهره‌گيري از طبقه کارگر را براي احياي جايگاه آمريکا در اين منطقه اجرا کرد که سرنگوني آلنده، رهبر بزرگ ضدامپرياليسم در شيلي و به قدرت رساندن پينوشه ديکتاتور، اوج اين حرکت بود.
برخي ناظران سياسي معتقدند آمريکا با مهندسي معکوس بيداري اسلامي در غرب آسيا و شمال آفريقا(خاورمیانه) در آمريکاي لاتين، بر آن است تا از محيط اجتماعي براي حذف جبهه ضدامپرياليسم بهره گيرد. نکته قابل توجه آنکه، آمريکا براي پنهان‌سازي اين سياست و نيز، ايجاد الگويي ظاهري براي مردم آمريکاي لاتين،کوبا را مورد توجه قرار داده است. آمريکا چنان وانمود مي‌‌کند که به‌دنبال احياي روابط با کشور انقلابي کوبا است، در حالي که در لواي آن، در کل آمريکاي لاتين بحران می‌آفریند. آمريکا در مرحله نخست سعي دارد به ملت‌هاي منطقه وانمود سازد که آمريکا ديگر عليه آمريکاي لاتين نيست و در نهايت، کشورها با رويکرد به آمريکا مي‌توانند منافع بيشتري کسب کنند.
آمريکا در حالي به دنبال الگوسازي از کوبا براي منطقه است که از فضاي چالشي و اجتماعي ايجاد شده در منطقه، در نهايت عليه کوبا نيز استفاده خواهد کرد. آمريکا در پرونده نهايي خود، حذف تمام مخالفانش را در سر دارد و رويکرد آن به کوبا نيز صرفاً ژست سياسي اوباما براي ماندگاري نامش در تاريخ و نيز، گشودن دروازه‌اي به روی کوبا براي اجراي سناريوي جنگ نرم در قالب تقويت شبکه‌هاي اجتماعي و تحريک مردم عليه نظام کوبا براي دوران پس از فيدل‌کاسترو، رهبر انقلابي کوبا است.
با توجه به آنچه ذکر شد، مي‌توان گفت، آمريکا پروژه‌اي بزرگ را در آمريکاي لاتين در دست گرفته که به رفتارهاي آمريکا در دهه 1970 شباهت‌هاي بسياري دارد که ايجاد آشوب‌هاي خياباني و در نهايت، برگزاري انتخابات‌هايي با محوريت جريان‌هاي غرب‌گرا، اساس آن را تشکيل مي‌دهد.
آمريکا مانند کودتاهاي رنگي سال‌های 2005 و 2006 در اوکراين و گرجستان از طريق بحران سياسي و اجتماعي و برگزاري انتخابات ظاهري، سعي در دگرگوني ساختار آمريکاي لاتين و سلطه بر اين منطقه دارد، در حالي که در ظاهر، از دموکراسي و حقوق‌بشر سخن مي‌گويد. آمريکا در حالي از برخي متحدان غربي خود نظير انگليس و فرانسه براي اين مهم بهره مي‌گيرد که حذف کشورهايي چون ايران، روسيه و چين و حتي ايجاد تزلزل در اتحاديه کشورهاي نوظهور يا همان بريکس (روسيه، چين، برزيل، آفريقاي جنوبي و هند) را نيز پيگيري مي‌کند تا در نهايت، آمريکاي لاتين را به جولانگاه خود مبدل سازد و بیش از پیش منابع آن را غارت کند.


چرخش‌هاي اجباري سعودي‌ها در سياست خارجي
رضا اشرفی

عربستاني كه سعودي‌ها بر آن حاكم هستند، طي يك سال گذشته دستخوش تحولات و تغييرات زيادي شده است، به‌گونه‌اي‌كه‌ آينده آن را مبهم ساخته است. اگر بخواهيم به‌صورت اجمالي و طي يك سال گذشته گذر و نظري بر تغييرات سياست خارجي سعودي‌ها داشته باشيم، متوجه مي‌شويم كه این کشور طي اين مدت، با سه دگرگوني روبه‌رو بوده است.
اين تغييرات سه‌گانه در برخي موارد ناشي از تحولات داخلي بوده و گاهي نيز تحولات منطقه‌اي و بين‌المللي چنين تغييراتي را بر سياست خارجي سعودي‌ها تحميل كرده‌اند. سياست خارجي عربستان سعودي طي سال‌هاي متمادي، به‌ویژه در دوره ملك عبدالله، محافظه‌كار و خواهان حفظ وضع موجود بود؛ وضعيتی كه با آمريكا و رژيم صهيونيستي هماهنگ بود و كمتر به فكر رويكردهاي تندروانه علني بود. البته، عربستان سعودي طي‌ اين مدت، همواره از روش‌هاي تروريستي پنهان و تندروانه بهره مي‌برد و از آن حمايت مي‌كرد، درحالي‌كه سعي داشت رويه محافظه‌كارانه خود را ترك نكند.
اما‌ اين رويكرد محافظه‌كارانه در اواخر دوره زمامداري ملك عبدالله با تغييرات نسبي همراه شد كه عمده‌ترين عامل آن، تحولات شكل‌گرفته در خاورميانه از اولين روزهاي سال 2010 بود. در ماه‌هاي آخر عمر ملك عبدالله و درست زماني كه شاه توان چنداني براي نظارت بر عملكرد دستگاه حكومتي خانوادگي نداشت، رياض به‌شدت به سمت ترورهاي آشكار پيش رفت و تروريسم را به بزرگ‌ترين ابزار سياست خارجي خود تبدیل كرد. نشانه‌هاي واضحي از اين ابزار خشن حتي در روسيه و طي المپيك زمستاني سوچي خود را نمايان ساخت كه با واكنش تند مسكو همراه بود.
البته، اين ابزار ضدبشري دوام چندانی نياورد و سعودي‌ها با بدنام كردن خود در منطقه و فرامنطقه مجبور شدند كمي از علني كردن تروريسم به‌منزله ابزار سياست خارجي بكاهند. در همين دوره بود كه اعلام شد، ملك عبدالله تسليم مرگ شده است. جابه‌جايي قدرت پس از عبدالله و سپردن حكومت به ملك سلمان با شبهات زيادي همراه بود. در ميان همه اما و اگرها، مهم‌ترين مسئله پير بودن، بيماري فراموشي، ناتواني جسماني و رواني پادشاه جديد براي اداره حكومت بود. از سوي ديگر، جديدالورودها به‌شدت به‌دنبال پاك‌سازي نيروها و شاهزادگان گذشته بودند تا تفكرات پنهان‌مانده خود را كه طي سال‌ها طيف ملك عبدالله اجازه بروز و ظهور آنها را نمي‌داد، علني كنند. در‌اين ميان، بخش‌هاي قابل توجهي از عرصه تأثيرگذار قدرت در اختيار جوانان خام‌انديش و خام‌رفتار قرار گرفت كه مهم‌ترين نمونه آن، وزارت دفاع است كه البته، سرتاپا به وزارت جنگ تبديل شده است.
پیش از هر چيز بايد به اين مسئله پرداخت كه عربستان سعودي در زمينه نظامی بسيار ضعيف، ‌مبتدي و فلج است كه اگر تسليحات آمريكايي و مشاوره‌هاي صهیونیستی نباشد، حتي چند جنگنده را نمي‌تواند جابه‌جا كند،‌ چه رسد به اينكه بخواهد به كشوري حمله‌ور شود.
به هر صورت، تغيير دوم عربستان در سياست خارجي عربستان و چرخش از تروريسم علني تا جنگ‌افروزي در اين دوره شكل گرفته است. ‌اين نقش را جواني خام و بي‌تجربه به‌نام محمدبن‌سلمان برعهده گرفته است. سعودي‌ها در اين دوره از تروريسم عريان به تجاوز آشكار قدم برداشته‌اند و سعي دارند ديگر كشورهاي عربي را نيز با خود همراه كنند. در اين ميان، امارات متحده عربي كه به سبب موقعيت خود هراس دارد بسیار نگران است، سعي مي‌كند با سعودي‌ها همگام شود. السيسي نيز با تفاوت‌هاي عمده از امارات، در همين مسير گام برمي‌دارد، اما تاريخ نشان داده است كه ارتش عربي يا اتحاد عرب‌ها براي تهاجم و تدافع نظامي، هيچ‌گاه موفق نبوده است.
سعوي‌ها طي حدود پنج ماه گذشته كه به يمن حمله كرده‌اند بيش از چهار هزار شهروند غيرنظامي یمنی را شهید کرده‌اند، اما به خواسته‌هاي خود نرسيده‌اند و ادامه جنگ را تنها به اين دليل در برنامه دارند، تا برگ برنده‌اي براي مذاكرات صلح بتراشند.
در‌اين مرحله است كه عربستان خواهان چرخش دوباره سياست خارجي خود است. به اين دليل كه به تأييد و تأكيد بسياري از مقامات و تحليلگران، سعودي‌ها بيش از توان و ظرفيت خود عمل كرده و هر لحظه اين امکان وجود دارد كه مشكلات منطقه به آنها بازگردد. سفرها و نشست‌هاي منطقه‌اي حكايت از آن دارد كه سعودي‌ها به‌شدت خواهان و نيازمند عقب‌نشيني از رويكرد تهاجمي و جنگ‌افروزانه در منطقه، به‌ویژه در يمن هستند. درحالي‌كه فرزند نامشروع‌شان (داعش) در مواردي نشان داده است كه ناخلف است و در خيابان‌هاي عربستان دست به عمليات‌هاي بمب‌گذاري مي‌زند. بنابراين، سعودي‌ها مجبورند بار ديگر نگاهي به درون داشته باشند تا جایی‌که، متلاشي شدن خود از داخل را به تعويق بيندازند. در همين چارچوب، برخي ناظران سياسي رويكرد عربستان به تغيير رفتار در قبال سوريه را مطرح مي‌سازند، درحالی‌كه عربستان در چهار سال اخیر در کنار تروریست‌ها و سایر دشمنان سوریه بوده است، اما با بحرانی‌تر شدن اوضاع منطقه، به‌ویژه گرفتار شدن کشورهای عربی در خطر تروریسم و نیز آگاهی کشورهای غربی از اين پیامدها، ادامه حمایت از تروریست‌ها علیه سوریه، عربستان نیز، مانند بسیاری از کشورهای عربی و غربی، رویکرد به سوریه را تنها راه باقی‌مانده برای خروج از بحران تروریسم و نیز، تنها نماندن در منطقه می‌دانند.
براین اساس، الجبیر، وزير امور خارجه عربستان به روسیه سفر كرد كه می‌توان آن را اقدامی برای تغییر موضع عربستان در قبال سوریه دانست، چنانکه پیش از این نیز مملوک، رئیس امنیت سوریه رسماً از عربستان دیدار داشته است. سخنان الجبير كه راهكار حل مسئله سوريه را راهكار سياسي دانسته، نشانه‌اي ديگر از اين تغيير دانست. البته، عربستان برای جلب رضایت سوریه راهی طولانی در پیش دارد که پایان حمایت از تروریست‌ها و همراهی نکردن عربستان با دشمنان سوریه و مقاومت گام‌های اولیه ریاض برای جبران اشتباهات گذشته خواهد بود.


از نگاه دیگران

داعشي‌هاي آنان و داعشي‌هاي ما(!)
اگرچه هيچ تفاوتي ميان سوزاندن كودك فلسطيني به‌دست صهيونيست‌ها در كرانه باختري و سوزاندن معاذ الكساسبه، خلبان اردني از سوی گروهك تروريستي داعش در ژانويه گذشته وجود ندارد؛ اما از نظر ما جنايت صهيونيست‌ها به مراتب بدتر از جنايت داعش است. هرچند جنايت داعشي‌ها و سوزاندن الكساسبه سر و صداي زيادي در جهان ايجاد كرد که اين بازخورد گسترده ناشي از تصويربرداري تعمدي داعشي‌ها از مراحل جنايت و رساندن پيام مورد نظر خود به مخاطبان از اين طريق بوده، اما شهرك‌نشيناني كه اين كودك شيرخوار را به اين نحو به شهادت رساندند، جنايت خود را به دور از چشم رسانه‌ها انجام دادند و مي‌خواستند پيام خود را به فلسطيني‌ها منتقل كنند. به عبارت ديگر، هر دو جنايت شبیه هم است؛ هرچند در نوع كارگرداني با هم اختلاف داشته‌اند. با دقت در جزئيات و زمينه‌هاي رفتاري داعشي‌هاي عرب و داعشي‌هاي صهيونيست مي‌توان نكات تشابه و وجوه اختلاف زيادي را دريافت. نكاتي كه مجموع آنها سبب مي‌شود قتل كودك خطرناك‌تر از جنايت مشابه آن باشد.
درباره نكات تشابه آنها مي‌توان گفت، هر دو بر مبناي طرحي منسجم با هدف به قهقرا كشاندن تاريخ بشري و استفاده از خشونت براي دستيابي به اهداف پيش‌بيني شده به وجود آمدند. همچنین، هر دو از بعد ديني ادعايي خود بهره گرفتند و به آن تمسك جستند. داعشي‌هاي عرب به ايجاد دوباره خلافت و داعشي‌هاي صهيونيست به خرافات بازسازي معبد سليمان دل بسته‌اند.
درباره نكات اختلاف و خطرناك‌تر بودن جنايات صهيونيست‌ها بايد گفت:
ـ داعشي‌هاي صهيونيست چهره حقيقي پروژه صهيونيسم را نشان داده‌اند، اما داعشي‌هاي عرب چهره دروغيني از اسلام را به نمايش گذاشتند. عملكرد كنوني صهيونيست‌ها با رفتار اسلاف آنان در سال 1948 تفاوتي ندارد.
ـ جنايت داعشي‌هاي صهيونيست در امتداد تاريخ صهيونيسم قرار دارد، اما جنايت داعشي‌هاي عرب، صفحه‌اي سياه در تاريخ درخشان اسلام است.
ـ جنايت داعشي‌هاي عرب به‌زانودرآوردن ديگران را دنبال مي‌كرد، اما هدف از جنايت صهيونيست‌ها ازبين‌بردن و ريشه‌کن كردن فلسطيني‌هاست.
ـ داعشي‌هاي عرب مطرود جامعه‌ هستند، اما داعشي‌هاي صهيونيست‌ بخشي از رژيم خود هستند و تحت حمايت قانون و نظارت ارتش به سر مي‌برند.
ـ عمر داعشي‌هاي عرب كوتاه پيش‌بيني مي‌شود، اما وضعيت داعشي‌هاي صهيونيست با ثبات و ايمن فرض شده است كه به‌منزله چشم قرمز رژيم صهيونيستي عمل مي‌كنند.
ـ بسيج افكار عمومي و تجهيزات و نيروي انساني در سطح داخلي و بين‌المللي با هدف مبارزه با داعش عربي صورت مي‌گيرد، اما در مقابل داعشي‌هاي صهيونيست چنين موجي وجود ندارد و همين سبب اعتياد به آنها شده است. واقعيت آن است كه شهرك‌نشينان صهيونيست از سال 2004 تاكنون 11 هزار مورد تجاوز عليه فلسطيني‌ها انجام داده‌اند كه سوزاندن نوزاد فلسطيني يكي از آنهاست.
در اخبار خوانده‌ايم كه محمود عباس، رئيس تشكيلات خودگردان تصميم گرفته است، شكايتي عليه صهيونيست‌ها به دادگاه لاهه ارائه كند. اگر چه فكر نمي‌كنيم محمود عباس در اين كار جدي باشد، در صورت انجام اين اقدام باز هم در انصاف دادگاه نسبت به فلسطيني‌ها و مجازات داعشي‌هاي صهيونيست‌ ترديد وجود دارد، زيرا تاريخ ثابت كرده است، رژيم صهيونيستي فراتر از قانون و بازپرسي است. در اين ميان يك نكته قطعي وجود دارد كه كسي داعشي‌هاي صهيونيست‌ را بمباران نمي‌كند و آنان با مخفي كردن خود، در پشت نقاب‌هاي متعدد صاحبان نفوذ در منطقه خواهند بود.
منبع: الشروق
مترجم: سحر دولتيان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا6
78

کری: آمریکا به‌تنهایی می‌تواند تحریم‌ها را بازگرداند
خبرگزاری فارس: جان کری، وزیر امور خارجه ایالات‌متحده می‌گوید، مردم کشورش باید تبعات تصویب نشدن توافق هسته‌ای در کنگره را بدانند که یکی از تبعات منفی آن، خارج شدن دلار آمریکا از فهرست ارزهای اصلی دنیا و تضعیف جایگاه اقتصادی این کشور خواهد بود. کری در دفاع از سند «برجام» که در تیرماه سال جاری میان ایران و گروه 1+5 منعقد شد، به ماده «برگشت‌پذیری خودکار تحریم‌ها» یا «سازوکار ماشه» اشاره کرد و آن را از مزایای این سند دانست. او گفت، در حالت فرضی پایبند نبودن ایران به مفاد سند «برجام»، حتی یک کشور به‌تنهایی می‌تواند تحریم‌ها را علیه ایران بازگرداند. کری افزود: «ما حتی نیازی نیست به شورای امنیت برویم. آمریکا می‌تواند به‌صورت یک‌جانبه تحریم‌های ایران را بازگرداند.»
تد کروز: ایالات آمریکا باید ایران را تحریم کنند
باشگاه خبرنگاران: سناتور «تد کروز» نامزد جمهوریخواه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا تصریح کرد، ایالات آمریکا باید تمامی اقدامات لازم برای جلوگیری از تصویب توافق ایران را صورت دهند و تحریم‌هایی را علیه ایران تصویب کنند. کروز ضمن انتقاد مجدد از توافق هسته‌ای با ایران، از ایالات مختلف آمریکا خواست تا تحریم‌های خود را علیه ایران تحمیل کنند. این نامزد جمهور‌یخواه در نشستی در ایالت «آلاباما» در پاسخ به این پرسش که ایالات آمریکایی باید چه اقداماتی برای تحمیل تحریم‌ها علیه پول‌هایی صورت دهند که دولت اوباما موافقت کرده است به‌عنوان بخشی از توافق هسته‌ای با ایران آزاد کنند، گفت: من فکر می‌کنم که ایالات آمریکا باید اقداماتی را درزمینه تحریم‌ها صورت دهند و به این‌سو حرکت کنند.
همکاری واشنگتن و تل‌آویو برای مقابله با ایران
خبرگزاری فارس: «دن شاپیرو» سفیر آمریکا در رژیم صهیونیستی با بیان اینکه واشنگتن و تل‌آویو درزمینه «برجام» همچنان اختلاف دارند، بر لزوم «همکاری و آمادگی» این دو برای مقابله با ایران تأکید کرد. «دن شاپیرو» در مصاحبه با رادیو اسرائیل تأکید کرد: با وجود اختلاف‌نظر آمریکا و رژیم صهیونیستی در موضوع «برجام»، این به نفع تل‌آویو است که مذاکرات دیپلماتیک با واشنگتن را به‌منظور آماده شدن برای روز پس از نهایی شدن اجرای توافق هسته‌ای ایران آغاز کند. سفیر آمریکا با اشاره به اختلافات بر سر «برجام» با کابینه نتانیاهو گفت: «باید بپذیریم که یک اختلاف نظر مشخص و واضحی بین ما وجود دارد و شاید ما نتوانیم در قانع کردن یکدیگر موفق شویم.»
پیشنهاد هیلاری کلینتون به طرفداران خود
خبرگزاری مهر: مطرح‌ترین کاندیدای دموکرات انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا برای نخستین‌بار از طرفداران خود خواست، با همه توان از توافق هسته‌ای ایران دفاع کنند. «هیلاری کلینتون» وزیر سابق امور خارجه آمریکا و مهم‌ترین کاندیدای دموکرات انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶، قاطعانه‌ترین حمایت خود را از توافق هسته‌ای ایران ارائه داد. وی به فاصله چند روز پس از اعلام مخالفت قطعی «چاک شومر» یکی از سرشناس‌ترین چهره‌های دموکرات سنای آمریکا با توافق هسته‌ای ایران هشدار داد، لغو این توافق از سوی کنگره، تأثیر مخربی بر وجهه جهانی ایالات متحده آمریکا خواهد گذاشت.
نامه ژنرال‌های بازنشسته آمریکایی به کنگره
خبرگزاری تسنیم: گروهی از ژنرال‌های افسران عالی‌رتبه و ژنرال‌های بازنشسته ارتش آمریکا با ارسال نامه‌ای به کنگره، حمایت قانونگذاران از توافق هسته‌ای با ایران را خواستار شدند. بیش از 30 ژنرال و افسر عالی‌رتبه بازنشسته آمریکایی در این نامه سرگشاده، «برجام» را «مؤثرترین ابزار موجود برای جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای» توصیف کرده و به قانونگذاران آمریکایی توصیه کرده‌اند که با این سند موافقت کنند.
مک‌کین: سنا توافق ایران را رد می‌کند
باشگاه خبرنگاران: رئیس کمیته نیروهای مسلح مجلس سنا می‌گوید، این نهاد آمریکایی سند پایانی مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه ۱+۵ را تصویب نخواهد کرد. سناتور «جان مک‌کین»، رئیس کمیته مسلح مجلس سنا با وجود این ادعا گفت، جمع‌آوری 67 رأی لازم برای ابطال وتوی باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا دشواری‌های بیشتری خواهد داشت. مک‌کین حمله باراک اوباما به منتقدان مذاکرات هسته‌ای ایران را «غیراخلاقی» خواند.
ابراز اطمینان جامعه اطلاعاتی آمریکا از امکان رصد برنامه ایران
خبرگزاری فارس: جامعه اطلاعاتی آمریکا در گزارشی محرمانه که قرار است به کنگره ارائه شود، ابراز اطمینان کرده است، توافق هسته‌ای توان کافی برای نظارت بر برنامه هسته‌ای ایران را فراهم می‌کند. اصلی‌ترین استدلال مطرح‌شده در این گزارش جامعه اطلاعاتی، این است که برنامه جامع اقدام مشترک ایران را ملزم می‌کند، حجم بی‌سابقه‌ای از اطلاعات را درزمینه تقریباً تمام ابعاد برنامه هسته‌ای موجود خود ارائه کند. به گفته مقامات آمریکایی، این اطلاعات سبب می‌شود، شناسایی هرگونه نقض توافق ساده‌‌تر شود.


هویت 419

آمریکا: ممنوعيت حيات براي سياه‌پوستان
گويا در ساختار آمريكا جايي براي حيات سياه‌پوستان وجود ندارد و كشتار آنها به امري عادي براي دولتمردان اين كشور مبدل شده است. كشتار سياه‌پوستان به دست پليس سفيدپوست اكنون به دانش‌آموزان نيز رسيده است، چنانكه یکی از افسران پلیس آمریکا با هدف قرار دادن یک دانش‌آموز سیاه‌پوست وی را از پای درآورد. کریستین تیلور، دانش‌آموز سیاه‌پوست و بازیکن تیم فوتبال یکی از دانشگاه‌های آمریکا، به ضرب گلوله یک افسر پلیس کشته شد. دوستان تیلور با به راه انداختن کمپین اطلاع‌رسانی در فضای مجازی توجه رسانه‌ها را به این موضوع جلب کرده‌اند. کشته شدن سیاه‌پوستان آمریکایی از سوی پلیس این کشور به یکی از معضلات امنیتی این کشور تبدیل شده است. طی سال گذشته چندین تظاهرات در شهر‌های مختلف آمریکا در اعتراض به رفتار نژادپرستانه این کشور به خشونت منتهی شده است.
صربستان: زندگي بحراني پناه‌جويان

مقابله با پناه‌جويان و جنگ‌زدگان به امري عادي براي اروپايي مبدل شده است كه ادعاي حمايت از حقوق‌بشر سر مي‌دهد. در حالي كه كشورهايي مانند انگليس، فرانسه و ايتاليا مركز نقض حقوق مهاجران اعلام شده‌اند در دیگر كشورهاي غربي نيز وضعيتي مشابه ديده مي‌شود. برای نمونه صدها پناهجو در مرز صربستان و مجارستان گرفتار شده‌، در حالي كه براساس قوانين بين‌المللي از جمله كنوانسيون پناهندگان مصوب 1951، كشورهاي غربي موظف به حمايت از اين افراد هستند. لازم به ذكر است كشورهاي غربي با واژه مهاجران غيرقانوني بر مسئوليت‌نا‌پذيري خود در برابر پناه‌‌جويان سرپوش مي‌گذارند. این منطقه ویژه در محدوده‌ شنگن است و مهاجران امیدوارند با ورود به مجارستان امکان مهاجرت به سوئد یا آلمان را بیابند؛ اما اغلب پشت حصارهای مستحکمی که نیروهای امنیتی صربستان در خط مرزی احداث کرده‌اند، گرفتار می‌شوند.
كانادا: نبود ساختار پاسخگویی در قبال اقدامات نیروهای امنیتی و پلیس

سازمان عفو بین‌الملل با انتشار گزارشی 86 صفحه‌ای خطاب به شورای حقوق بشر سازمان ملل، موارد گسترده‌ای از نقض حقوق بشر از سوی دولت کانادا را مستند کرد و از ‌این شورا خواست تا در بررسی دوره‌ای وضعیت حقوق بشر کانادا، این موارد را پیگیری کند و از مسئولان ‌این کشور جواب بخواهد. در‌این بخش ضمن یادآوری پرونده‌های دردناک برخی از افراد که به‌دست نیروهای امنیتی و پلیس مورد شکنجه قرار گرفته‌اند، اشاره شده است. نامتناسب بودن سازوکار نظارتی و بازرسی از نهادهای مجری قانون و دستگاه‌های امنیتی در کانادا، به یک مشکل بزرگ تبدیل شده است. برخی از ادارات مانند مرزبانی کانادا تحت هیچ نظام بازرسی و نظارتی دقیقی قرار ندارند. با توجه به اختیاری که ‌این اداره در لغو شهروندی افراد دارد، نیاز است سازوکارهای نظارتی دقیقی بر عملکرد ‌این نهاد تشکیل شود تا حق شهروندی افراد به راحتی پایمال نشود.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

واکاوی صبح‌صادق از سفرهای دوره‌ای ظریف
همگرایی منطقه‌ای در برابر تهدیدات مشترک
قاسم غفوری

دکتر محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران عصر روز سه‌شنبه بیستم مرداد ماه در رأس هیئتی در اولین ایستگاه از دور دوم سفرهای منطقه‌ای خود پس از توافق هسته‌ای با گروه 1+5 برای دیدار و گفت‌وگو با مقامات رسمی و حزبی لبنان وارد بیروت پایتخت این کشور شد. وی که در دور اول سفرهایش با مقامات کویت، قطر و عراق دیدار کرده بود، دور دوم سفرهایش را به لبنان، سوریه، پاکستان و هند و نیز برنامه‌ریزی برای سفر به ترکیه و روسیه اختصاص داد. وی در این سفرها با مقامات ارشد و احزاب و جریان‌های سیاسی دیدار و گفت‌وگو داشت و بر لزوم همگرایی منطقه‌ای برای حل چالش‌های پیش روی تأکید کرد. آنچه بسیاری از ناظران سیاسی بر آن تأکید دارند آن است که در طول دو سال گذشته محوریت و اولویت دستگاه دیپلماسی ایران مسئله هسته‌ای بوده و اکنون با گام‌هایی که در این عرصه برداشته شده، دستگاه دیپلماسی فرصت یافته تا فعالیت‌ها و طرح‌های خود را در قالب دیپلماسی فعال منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای اجرایی سازد.
حال این سؤال مطرح است که اهداف و دلایل این سفرها چیست و جمهوری اسلامی با فعال‌سازی دستگاه دیپلماسی در حوزه منطقه‌ای چه پیامی را به منطقه و جهان منتقل می‌‌کند؟ این سفرها چه تأثیری می‌تواند بر امنیت و ثبات منطقه و مقابله با توطئه‌های برهم‌زنندگان همگرایی منطقه داشته باشد؟

ابعاد سفر
بررسی مسائل مطرح شده از سوی ظریف در دو سفر دوره‌ای به منطقه بیانگر اهداف و کارکردهای متعددی است که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
1ـ تشریح ابعاد توافق هسته‌ای و مقابله با طرح ایران‌هراسی
پس از اعلام توافق هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 ، آنچه در محافل رسانه‌ای و سیاسی غربی پردازش شد، تأثیر این توافق بر تبدیل شدن ایران به قدرت منطقه‌ای و در حاشیه قرار گرفتن برخی کشورها بود. غربی‌ها در ساختار جدید ایران‌هراسی از یک سو این توافق را نشانه اقدام ایران برای انزوای کشورهای عربی مطرح کرده و از سوی دیگر با برجسته‌سازی ادعای دروغین حمایت ایران از تروریسم چنان وانمود می‌کردند که رفع تحریم‌ها به تقویت حمایت ایران از تروریسم و برهم زدن ثبات کشورهای منطقه منجر می‌شود. این فضاسازی دروغین از سوی مقامات آمریکایی از جمله اوباما، رئیس‌جمهور و کری، وزیر خارجه آمریکا به کرات مطرح شده است، چنانکه آنها حتی ادعای گزینه نظامی را برای مقابله با آنچه بی‌ثبات‌سازی منطقه‌ای ایران می‌دانستند، مطرح کردند. نکته مهم آنکه کشورهای غربی با این ایران‌هراسی در کنار توجیه افزایش کمک‌های تسلیحاتی و مالی به رژیم صهیونیستی سیاست سرکیسه کردن کشورهای عربی با فروش تسلیحات به آنان را در پیش گرفتند.
آنچه در سفر دکتر ظریف به منطقه روی داد تشریح ابعاد توافق هسته‌ای و دستاوردهای آن برای منطقه بوده است. به عبارتی این سفر گامی برای آگاه‌سازی منطقه از نگاه فراملی به توافق هسته‌ای و تأثیرات مثبت آن برای کل منطقه است. وزیرامور خارجه کشورمان در دیدار با نخست‌وزیر لبنان با بیان اینکه نتایج توافق هسته‌ای را می‌توان در خدمت ثبات و پیشرفت منطقه قرار داد، تأکید کرد که همه منطقه و کشورهای دوست، همسایه و کشورهای اسلامی و عربی از نتایج آن بهره‌مند شده‌اند. وی با یادآوری سفر خود به منطقه بلافاصله پس از توافق وین افزود: ما به کویت، قطر و عراق سفر کردیم و با تشریح نتایج و دستاوردهای توافق، نقش سازنده و آثار مثبت گفت‌وگوهای منطقه‌ای را زمینه‌ساز بهره‌مندی همه کشورهای منطقه دانستیم.
2ـ همگرایی منطقه در برابر چالش‌های مشترک
نکته مهم دیگری که در سفر دکتر ظریف به منطقه از کشورهای عربی گرفته تا هند و پاکستان و برنامه‌های وی در قبال ترکیه و روسیه مشاهده می‌شود، تلاش جمهوری اسلامی برای آگاه‌سازی و همگرایی منطقه‌ای برای مقابله با چالش‌های اولویت‌‌دار منطقه است. آنچه جمهوری اسلامی ایران همواره بر آن تأکید دارد آن است که تنها حلال مشکلات منطقه همگرایی همسایگان است؛ چرا که تجربه نشان داده بیگانگان هرگز به دنبال مصالح دیگران نبوده و جز منافع خود هیچ اصل دیگری را نمی‌شناسند. ایجاد رژیم جعلی صهیونیستی در منطقه و حمایت‌های همه‌جانبه از این رژیم کودک‌کش، ایجاد و تقویت گروه‌های تروریستی که در کنار کشتار هزاران انسان بی‌گناه زمینه‌ساز پروژه اسلام‌هراسی غرب و توجیه‌کننده دخالت‌های نظامی آنان در منطقه است، اختلاف‌افکنی میان کشورهای همسایه و حتی فرقه‌گرایی در منطقه تنها بخش‌های کوچکی از نقش منفی نظام سلطه و استکبار جهانی در منطقه است. جمهوری اسلامی همواره خواستار وحدت منطقه در مقابله با چالش‌ها بوده و از همه راهکارها و فرصت‌ها برای تحقق این امر استفاده کرده است.
چنانکه وزیر خارجه در بدو ورود به هر یک از کشورهای منطقه با تأکید بر ضرورت همکاری و گفت‌وگو در منطقه برای استفاده از فرصت‌های مشترک و برخورد با چالش‌های مشترک، از کشورهای منطقه دعوت کرد به ندای گفت‌وگو و همکاری پاسخ مثبت دهند.
وی در گفت‌وگو با خبرنگاران در پاویون فرودگاه رفیق الحریری بیروت تأکید کرد: بار دیگر از کشورهای مسلمان منطقه می‌خواهم برای تأمین منافع دولت‌ها و ملت‌های منطقه به دعوت ایران برای گفت‌وگو و همکاری پاسخ مثبت دهند. وی ابراز امیدواری کرد که با پایان پرونده هسته‌ای ایران بتوانیم مرحله جدیدی را در خاورمیانه به نفع کشورها و ملت‌های منطقه رقم بزنیم.
آنچه امروز منطقه را تهدید می‌کند رژیم صهیونیستی و تروریسم است که به‌منزله پیاده نظام استکبار در منطقه ایفای نقش می‌کنند که عدم همگرایی منطقه زمینه‌ساز تحقق اهداف آنان خواهد بود، چنانکه دکتر ظریف در نشست خبری با جبران باسیل همتای لبنانی خود ضمن برشمردن تهدیدات اصلی در منطقه بر لزوم همگرایی کشورهای منطقه در مقابله با تهدیدات تأکید کرد. وی گفت: امروز فرصتی جدید برای همه کشورهای منطقه است که با نگاه جدید مبتنی بر گفت‌وگو تلاش کنند و در مقابل اسرائیل[رژیم صهیونیستی] و تندروی مبارزه هماهنگ و مشترکی داشته باشند. وزیر خارجه افزود: ما برای همکاری با همه همسایه‌ها و همفکری و اقدام مشترک علیه افراط آمادگی کامل داریم و دست همکاری به سوی همسایگان و کشورهای منطقه دراز می‌کنیم و امیدواریم مردم منطقه و لبنان شاهد میوه‌های شیرین همکاری باشند.
نکته مهمی که در دو دور سفر منطقه‌ای دکتر ظریف مشهود است، تأکید جمهوری اسلامی ایران بر اصل راهکار سیاسی برای حل بحران‌های منطقه است. آنچه در فرآیند تحولات منطقه مشاهده می‌شود آن است که نظام سلطه با گرفتارسازی منطقه و جهان اسلام در بحران‌های ساختگی نظیر سوریه، عراق و یمن به‌دنبال نابودی تمام منطقه و دورسازی آن از دشمن اول، یعنی رژیم صهیونیستی و غارت‌گری و سلطه‌گری استکبار است. آنچه جمهوری اسلامی بر آن تأکید دارد، رویکرد به راهکار سیاسی برای حل چالش‌های مهم منطقه نظیر مسئله سوریه، عراق و یمن در قالب عدم دخالت در امور این کشورها و تلاش همه‌جانبه برای بهره‌گیری از تمام ظرفیت‌ها برای تعامل و همگرایی درونی کشورهای مذکور است، چنانکه جمهوری اسلامی راهکارهای عملی و قابل اجرا در قالب سوری ـ سوری، عراقی ـ عراقی و یمنی ـ یمنی با مشارکت تمام کشورهای منطقه ارائه کرده که می‌تواند از یک سو گامی مهم برای حل بحران‌های این کشورها و تحقق ثبات در منطقه و از سوی دیگر مقابله با توطئه‌های دشمنان منطقه و به‌ویژه معطوف شدن منطقه به مقابله با رژیم صهیونیستی و تروریسم باشد.
نکته مهم در این عرصه نگاه فراگیر و گسترده ایران به نقش‌آفرینی کشورهای منطقه در تحقق این مهم است که صرفاً شامل کشورهای عربی نمی‌‌شود، بلکه دیگر کشورهای منطقه، از جمله ترکیه، افغانستان، پاکستان و حتی روسیه، چین و هند را نیز شامل می‌شود. دیدگاهی که بیانگر جایگاه منطقه‌ای ایران و نیز نقش ارزنده و دیدگاه فراملی آن در تحقق ثبات و امنیت و بهره‌مندی تمام کشورهای منطقه از دستاوردهای همگرایی برای پیشرفت و توسعه و مقابله با تهدیدات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است.
3 ـ دیپلماسی مقاومتی
با توجه به معطوف بودن دستگاه دیپلماسی کشور به مسئله هسته‌ای که نوعی کم‌تحرکی را در دیپلماسی منطقه‌ای به همراه داشت و به‌ویژه پس از توافق وین، این خط رسانه‌ای از سوی غرب ترویج شد که جمهوری اسلامی از عرصه مقاومت خارج شده و به دنبال نزدیکی به غرب است. نکته قابل‌توجه آنکه کشورهای غربی نیازهای اقتصادی و نیاز ایران به لغو تحریم‌ها را اساس این ادعاها قرار می‌دادند. آنها تلاش بسیار داشتند تا در کنار سازشکار نشان دادن ایران با نظام سلطه و استکبار، دیگر ارکان مقاومت را نیز دلسرد کنند و به سازشکاری سوق دهند. نکته بسیار مهم آنکه با توجه به اینکه مقاومت به رکنی مهم در میان ملت‌های منطقه و حتی بسیاری از کشورهای جهان برای ارتباط با کشورها مبدل شده، غرب با این ادبیات گفتاری به دنبال دلسردسازی ملت‌های منطقه از ایران و نیز انزوای جهانی آن است تا حضور در جبهه ضداستکبار و ضد‌صهیونیسم که امروز در حال تبدیل به یک اصل فراگیر است و نمود آن در کشورهای آمریکای لاتین و کشورهای اروپایی هم مشاهده می‌شود، بی‌ارزش و خنثی شود.
غرب در حالی با برجسته‌سازی مذاکرات هسته‌ای این سیاست را پیش می‌برد که سفر منطقه‌ای دکتر ظریف این تصور خام را باطل ساخت. در سفر دوره‌ای ظریف دو نکته مهم در قبال مقاومت مشاهده می‌شود؛ نخست آنکه وی در لبنان در دیدار با مقامات مختلف لبنانی از جمله نخست‌وزیر، رئیس مجلس، وزیر دفاع، سیدحسن نصر‌الله، دبیرکل حزب‌الله و به‌ویژه دیداری که با تمام گروه‌های فلسطینی در لبنان داشته و نیز دیدار با مقامات ارشد سوریه، از جمله بشار اسد، رئیس‌جمهور و ولید معلم، وزیر امور خارجه سوریه، مقاومت را افتخار منطقه و سدی در برابر رژیم صهیونیستی و تروریسم ساخته غرب مطرح و بر حمایت قاطع جمهوری اسلامی از آن تأکید کرد.
دوم آنکه در طول دو دور سفر دوره‌ای و حتی رایزنی‌هایی که دیگر مقامات ایرانی در منطقه داشته‌اند، تلاش برای یافتن راهکار فراگیر برای حل بحران سوریه به‌منزله یکی از اصلی‌ترین بحران‌های منطقه صورت گرفته است. جمهوری اسلامی ایران در کنار ارائه طرح‌های سازنده و فراگیر برای حل بحران سوریه بر لزوم مشارکت کل کشورهای منطقه در تحقق این امر تأکید دارد؛ چرا که بحران ساخته شده در سوریه برگرفته از طراحی صهیونیستی ـ آمریکایی است که در طول چهار سال گذشته جز ویرانی و ترویج تروریسم در منطقه و زمینه‌سازی برای توسعه اشغالگری صهیونیست‌ها و مداخله نظامی آمریکا در منطقه پیامدی به همراه نداشته است. از جمله محورهای سفر دوره‌ای ظریف، متمایل ساختن تمام کشورهای منطقه به حل بحران سوریه و البته، دیگر بحران‌های منطقه در قالبی سیاسی با محوریت توجه به مطالبات و حقوق ملت‌ها و پایان دادن به عوامل استمرار بحران در این کشورها، یعنی مقابله با گسترش تروریسم در کشورهای مذکور است. چنانکه دکتر ظریف در سفر به دمشق، ضمن تأکید بر حمایت قاطع ایران از نظام و ملت سوریه در برابر تروریسم و تهدیدات، همگرایی منطقه و راهکار سیاسی را تنها گزینه برای پایان درد و رنج سوریه و پیامدهای ناگوار ادامه بحران این کشور برای منطقه مطرح کرد.
نکته بسیار مهم در حوزه مقاومت آنکه برخلاف ادعای غرب که سعی دارد حمایت و اتحاد ایران با جبهه مقاومت را برگرفته از نگاه شیعی و برگرفته از نفوذگرایی ایران در منطقه معرفی کند، اولاً جمهوری اسلامی ایران بر روابط با تمام همسایگان تأکید دارد که سفر دوره‌ای ظریف خود گواهی بر این مهم است و ثانیاً جمهوری اسلامی ایران خود را موظف به حمایت از هر کشور و گروهی می‌داند که به مبارزه با بی‌ثبات‌کنندگان منطقه، یعنی مقابله با رژیم صهیونیستی و تروریسم دست‌پرورده غرب اقدام می‌کنند و در این راه نیز هیچ نگاه قومی و عقیدتی نیز ندارد، چنانکه هم از شیعه و هم از سنی و حتی پیروان دیگر ادیان الهی دریغ ندارد. مقاومتی که جمهوری اسلامی از آن حمایت می‌کند ضامن امنیت و ثبات منطقه است که دستاوردهای آن به نفع تمام کشورهای منطقه است، از این رو همواره بر همگرایی کل منطقه در حمایت از مقاومت، به‌ویژه در حمایت از فلسطین و مقابله با رژیم صهیونیستی و تروریسم تأکید دارد.
4 ـ دیپلماسی اقتصادی
یکی دیگر از ابعاد سفر دکتر ظریف را می‌توان برگرفته از دیپلماسی اقتصادی کشور دانست. جمهوری اسلامی همواره تأکید دارد که همسایگان بهترین مؤلفه برای یکدیگر به‌منظور همپوشانی اقتصادی و رسیدن به توسعه و پیشرفت هستند. توجه به ظرفیت‌های منطقه‌ای و تلاش برای بهره‌گیری واحد از آنها می‌تواند تحقق‌بخش ابعاد گسترده نیازهای کشورها باشد. آنچه در سفر دوره‌ای دکتر ظریف از جمله به کشورهای عربی، هند، پاکستان و برنامه‌های سفر وی به ترکیه و روسیه به چشم می‌خورد، تأکید بر توسعه مناسبات اقتصادی است. آنچه جمهوری اسلامی تأکید دارد آن است که توافق ایران و کشورهای 1+5 و رفع تحریم‌ها صرفاً دستاوردهای اقتصادی برای ایران به همراه ندارد، بلکه جمهوری اسلامی تلاش دارد آن را به مؤلفه‌ای برای بهره بردن تمام همسایگان از این گشایش اقتصادی مبدل سازد. ظرفیت‌های ایران در حوزه انرژی، دستاوردها و پیشرفت‌های بزرگ علمی و فنی مهندسی ایران که با تکیه به خودباوری در دوران تحریم به آنها دست یافته، می‌تواند مؤلفه‌ای مهم در تقویت اقتصاد و توسعه منطقه باشد. به عبارتی سفر ظریف را می‌توان بیانگر این پیام به کشورهای منطقه دانست که اولویت جمهوری اسلامی در حوزه‌های مختلف، از جمله عرصه اقتصادی کشورهای منطقه است و توافق هسته‌ای فرصتی برای همگرایی بیشتر منطقه‌ای است که نفعی همگانی را به همراه دارد. سفر ظریف را می‌توان بعد جدیدی از دیپلماسی اقتصادی برای نزدیک‌سازی اقتصادی کشورهای منطقه از کشورهای عربی گرفته تا سایر همسایگان دانست که می‌تواند زمینه‌ساز اتحادیه‌های اقتصادی منطقه‌ای جدیدی باشد. هماهنگ‌تر شدن کشورهای صادرکننده انرژی برای ایجاد ثبات در بازار نفت جهانی می‌تواند از جمله کارکردهای این همگرایی باشد.

نتیجه‌گیری
در جمع‌بندی نهایی از سفر دکتر ظریف می‌توان گفت که سفر اخیر ظریف به لبنان، سوریه، پاکستان و هند و برنامه‌ریزی وی برای سفر به روسیه و ترکیه ادامه رایزنی‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی پس از سفر وی به کویت، قطر و عراق در دور اول سفرهایش است که پیام دوستی و همگرایی منطقه‌ای ایران را به همراه دارد. این همگرایی در قالب توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی و به‌ویژه رویکرد فراگیر به مقابله با تهدیدات اول منطقه، یعنی رژیم صهیونیستی و تروریسم به‌منزله پیاده‌نظام‌های استکبار جهانی می‌تواند دستاوردهای جمعی بسیاری برای تمام کشورهای منطقه به همراه داشته باشد. رویکرد همه کشورهای منطقه به حمایت از مقاومت به‌منزله پیشگام مبارزه با رژیم صهیونیستی و تروریسم و حمایت از راهکار سیاسی برای حل بحران‌های مهم منطقه نظیر سوریه، عراق و یمن و توجه دولت‌ها به مطالبات مردمی، از جمله مطالبات مردم بحرین و همگرایی و اعتماد منطقه‌ای به جای تحت‌تأثیر القائات غرب قرار گرفتن می‌تواند مؤلفه‌ای برای نزدیکی بیشتر همسایگان و حل سریع چالش‌های منطقه باشد، چنانکه جمهوری اسلامی همواره بر این اصول تأکید داشته و آمادگی خود را برای بهره‌گیری از تمام ظرفیت‌ها برای تحقق این مهم اعلام کرده است که سفر دوره‌ای ظریف خود نمودی از آمادگی و تلاش ایران برای اجرایی شدن این همگرایی است.


نگاه یک
علی اسماعیلی

آغاز انقلاب از اوین...؟!
یکی از ویژگی‌های بزرگ و مبرز انقلاب اسلامی، مبارزه با تبعیض و فساد رایج در حکومت پهلوی بود، چرا که این خاندان که به خاندان هزار فامیل شهره بودند، با تبعیض آشکار و با سوءاستفاده از قدرت و نفوذ خود بر بسیاری از مراکز بزرگ اقتصادی و مالی تسلط داشته و فساد اقتصادی و مالی در این خاندان بسیار گسترده بود.
پس از انقلاب رهبران ساده زیست و درستکار و پاکدست انقلاب، جای حاکمان غارتگر و چپاولگر را گرفتند و تبعیض نیز رخت بربست. به‌گونه‌ای که امروز به جرئت می‌توان گفت در رأس نظام و به‌ویژه در جایگاه رهبری آن، چه در زمان حضرت امام و چه در حال حاضر، رهبرانی سلیم‌النفس و پاکدست قرار داشته و دارند. این مسئله در رده‌های پایین‌تر نیز کم‌وبیش وجود دارد، اما متأسفانه گاه در میان برخی مسئولان رده پایین‌تر و در میان فرزندان و خانواده‌های آنها مواردی از برخی مفاسد اقتصادی، مالی، امنیتی و... دیده می‌شود که البته، در اکثر مواقع این مسئولان نیز همچون نظام، خواهان اجرای عدالت هستند، اما گروهی اندک راه دیگری می‌پیمایند و با مظلوم‌نمایی و تخطئه احکام قانونی درباره جرایم نزدیکان‌شان با هوچی‌گری و غوغاسالاری حتی به مقابله با احکام قضایی می‌پردازند. متأسفانه برخورد برخی اعضای خانواده هاشمی با حکم صادره علیه مهدی هاشمی به دلیل جرایم اقتصادی و... (هرچند که بسیاری از مردم حتی این حکم را نیز بسیار سبک می‌پندارند!) بسیار قابل تأمل است! و آنان که ظاهراً انقلاب و نظام و مردم را برای همیشه مدیون خود می‌پندارند! هر از گاه سخنان قابل تأمل و عجیبی می‌گویند، همان‌گونه که به‌تازگی همسر هاشمی و دختر وی فائزه در مقابله با حکم قانونی درباره مهدی هاشمی موضع گرفتند! به‌طوری‌که عفت مرعشی، همسر آقای هاشمی از زندانی شدن مهدی در اوین، به «آغاز انقلاب از اوین» یاد می‌کند! در همین‌باره فائزه هاشمی در مصاحبه با پایگاه ضدانقلاب و فتنه‌گر کلمه و از قول مادر خود می‌گوید: «انقلاب از اوین شروع شد و زندان‌ها و فشارها و کسانی که در زندان بودند، عامل مهمی در شکل‌گیری انقلاب داشت و حالا به همین شکل»، بنابراین تاریخ نشان داده که قطعاً هیچ حکومتی با زندانی کردن افراد پابرجا نمانده است و تمام این کارها نتیجه عکس درپی خواهد داشت.»! و در ادامه می‌افزاید: «در هر حال، برای این همه زنان و مردان بی‌گناه حکم زندان داده شد و رفتند زندان و مهدی هم یکی از آنهاست. متأسفانه شرایطی شده که بچه‌های همه ملت در زندان هستند و بلایی است که خاص خانواده هاشمی نیست.»! با وجود اثبات جرم زندانیان اینکه فائزه هاشمی تمام زندانیان در جمهوری اسلامی را بی‌گناه می‌داند، نشان از بی‌منطقی ادعای وی است، اما اینکه فائزه هاشمی می‌خواهد در تکاپویی بی‌حاصل و با مایه گذاشتن از ملت، بر خیانت‌ها و جرایم اقتصادی، مالی و امنیتی برادرش سرپوش بگذارد، توهمی است که او و دیگر خانواده هاشمی به آن گرفتارند. واقعیت این است که امروز هیچ چیز، ملت را از برخورد با جرایم دانه‌درشت‌های خلافکار خوشحال‌تر نمی‌کند!
هرچند که همسر آقای هاشمی در انتخابات سال ۸۸ نیز، در مصاحبه با خبرنگاران از مردم خواسته بود که اگر موسوی رأی نیاورد، یعنی تقلب شده و مردم باید به خیابان‌ها بریزند! و امروز نیز از آغاز انقلاب از اوین به دلیل زندانی شدن پسرش می‌گوید، اما باید بداند که مردم همه چیز را خوب می‌دانند و لذا با مایه‌گذاشتن از ملت برای رهایی فرزند خلافکارشان، راه به جایی نمی‌برد، آغاز انقلاب جدید از اوین! توهم و نوعی طلبکاری از ملت و نظام است!


نگاه دو
علی حیدری

ابزارهای جدید قدرت
به‌تازگی نشستی با موضوع بررسی قابلیت‌ها و توان سایبری ایران در اندیشکده شورای آتلانتیک برگزار شد که شرکت‌کنندگان در آن اذعان کردند؛ ایران به طور گسترده‌ای توانایی‌های سایبری خود را بالا برده است. در این نشست یکی از تحلیلگران ارشد اطلاعاتی و فناوری‌های امنیتی گفته است که ایران در حال بالا بردن توانایی خود در امور سایبری مانند دیگر امور است. ولی با نگاه به آینده، باید فهمید که آیا ایران توانایی سایبری خود را بالا می‌برد تا در مسئله‌ای ‌ویژه از آن بهره برد و یا پیشرفت‌های سایبری‌اش، صرفاً برای این است تا در صورت نیاز از آن بهره گیرد.
موضوع دفاع سایبری در کشورمان از زمانی مطرح شد که حدود پنج سال پیش بدافزار «استاکس‌نت» برای خرابکاری در تأسیسات هسته‌ای ایران تولید شد؛ بدافزاری که بعدها فاش شد، به‌دستور رئیس‌جمهور آمریکا و با مشارکت صهیونیست‌ها طراحی و ساخته شده بود. اگرچه این بدافزار در ابتدا مشکلات محدودی را در تأسیسات هسته‌ای، به‌ویژه در روند غنی‌سازی اورانیوم نطنز ایجاد کرد، اما بلافاصله با تلاش جوانان متخصص و آشنا به حوزه سایبر ناکام ماند. این اولین حمله سایبری به جمهوری اسلامی بود، اما آخرین آن نبود؛ چرا که با گذشت یک سال از این ماجرا، بدافزار دیگری به نام «استارس» تولید شد که پیچیدگی‌های بیشتری نسبت به استاکس‌نت داشت، به‌طوری‌که این نگرانی وجود داشت که با پرونده‌های اجرایی دستگاه‌های دولتی اشتباه گرفته شود.
این موضوع جرقه‌ای شد برای توجه ویژه به مقوله دفاع سایبری در کشورمان که در طول مدت زمان نه چندان طولانی، گام‌های بزرگی در این زمینه برداشته شد، تا جایی که از چندی پیش، زمزمه‌هایی اعتراف‌گونه از ارتقای توان سایبری ایران از سوی دشمنان به گوش می‌رسد.
در چنین وضعی باید توجه داشته باشیم که تغییر و تحول ساختار قدرت در جهان معاصر سبب پدید آمدن ابزارهای جدیدی از قدرت شده است، تا جایی که جهان امروز را جهان اطلاعات می‌نامند. در چنین فضایی، داشتن اطلاعات و حفظ آن از عوامل برترساز در میدان‌های بین‌المللی است. به تَبَع آن قدرت سایبری هم واقعیتی است که در عرصه‌های گوناگون شکل گرفته است و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم ابعاد قلمروی دفاعی و امنیتی کشورمان در حوزه سایبر تعریف می‌شود. اهمیت و ارزش این موضوع به حدی است که آمریکایی‌ها به‌منزله کسانی که جزو پیشتازان استفاده از قدرت سایبری هستند، در سال2011 رسماً اعلام می‌کنند که هرگونه ورود، نفوذ و خرابکاری در شبکه‌های زیرساختی این کشور با برخورد فیزیکی و نظامی روبه‌رو خواهد شد. این امر از یک سو نشان‌دهنده اهمیت این شبکه‌ها در نظام‌های حاکم بر این کشور است و از سوی دیگر حاکی از این واقعیت است که این توان و قدرت منحصر به یک یا چند کشور نمانده و امروز کشورهای دیگری هم می‌توانند با تجهیز خود به فناوری‌های این حوزه دو بُعد نرم‌افزاری و سخت‌افزاری از این امکان بهره‌مند شوند.
نکته قابل توجه این است که با توجه به گسترش و توسعه روزافزون فناوری‌های ارتباطی، تضمینی نیست که از توان سایبری تنها در رویارویی با کشورها و به منظور ورود و نفوذ به شبکه‌های رایانه‌ای برای تهدید منافع ملی و راهبردی یک کشور استفاده شود، بلکه رفته‌رفته می‌تواند به تهدیدی جدی برای حریم خصوصی، امنیت فردی و خلوت افراد تبدیل شود.
کوتاه سخن اینکه؛ با توجه به اقدامات ارزنده‌ای که در سال‌های اخیر برای تقویت قدرت سایبری کشور با محوریت سازمان پدافند غیرعامل در نهادها و سازمان‌های مختلف انجام شده، به نظر می‌رسد باید ضمن تدوین خط‌مشی و سیاست‌های کلی در این بخش حساس و مهم، محدوده‌هایی که باید از آنها دفاع سایبری صورت گیرد بازتعریف و تعیین شود و با اتکا به توان بومی و پرهیز از نگاه صِرف به دستاوردهای خارجی در این حوزه، همچون گذشته با قدرت در این مسیر گام برداریم.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

بررسی ضرورت اصلاح طرح هدفمندی یارانه‌ها
قانونی که از هدف اولیه خود دور ماند
سید فخرالدین موسوی

هدفمندی یارانه‌ها، کلیدواژه‌ای است که پس از عبور کشور از دوران هشت سال دفاع مقدس، به‌تکرار از زبان اقتصاددانان مطرح می‌شد. آنها معتقد بودند که برای بازسازی اقتصاد ایران باید به سیاست پرداخت یارانه به بخش‌های مختلف، به‌ویژه بخش انرژی پایان داد و به جای آن، سرمایه‌های کشور را در بخش تولید، سلامت، توسعه عمرانی و علمی ایران هزینه کرد؛ مسئله‌ای که به دلیل پیوند آن با معیشت مردم و پیامدهای تورم‌زای آن از حساسیت ویژه برخوردار بود و به همین دلیل، دولت‌ها ترجیح می‌دادند به‌سمت آن نروند، چراکه گمان می‌کردند آزادسازی قیمت‌ها، محبوبیت و مقبولیت دولت را نزد افکار عمومی کاهش خواهد داد و درنهایت، به سبد رأی آنها آسیب خواهد زد!
به همین دلیل، موضوع هدفمندی یارانه‌ها سال‌های طولانی در حد یک ایده و پیشنهاد باقی مانده بود تا اینکه دولت نهم و مجلس هشتم، عزم خود را برای عملی کردن آن جزم کردند. دولت نهم در زمستان سال ۱۳۸۷ ایده خود را برای اجرایی کردن سیاست هدفمندی یارانه‌ها به‌صورت لایحه تقدیم مجلس کرد. پس از مدت‌ها کش‌وقوس‌های فراوان و طرح روش‌های مختلف بر سر چگونگی اجرای این طرح ملی، سرانجام در ۲۷ آذر ۱۳۸۹، محمود احمدی‌نژاد، با حضور در رسانه ملی، آغاز اجرای قانون هدفمند کردن یارانه‌ها را رسماً اعلام کرد. او گفت که از صبح روز ۲۸ آذر، حامل‌های انرژی، آب و نان در سراسر ایران با بهای جدید ارائه خواهد شد.
از این روز بود که طرح هدفمندسازی پرداخت یارانه‌ها به‌صورت قانون به مرحله اجرا درآمد؛ قانونی که براساس آن به‌صورت تدریجی یارانه‌ها از مواد سوختی، آب، برق، مواد خوراکی و... حذف شده و درآمد حاصل آن به دو بخش عمده تعلق می‌گرفت. نزدیک به 60 درصد از درآمدهای پیش‌بینی‌شده به‌صورت ماهیانه به حساب مردم واریز می‌شد و قرار بر این بود مابقی نیز صرف طرح‌های توسعه عمرانی، ارتقای سلامت، فرهنگ و... شود.
اما همزمانی اجرای این قانون با افزایش تحریم‌های ناعادلانه و ظالمانه دول غربی، ضعف مدیریتی داخلی، عدم اجرای صحیح و اختلاف‌نظر میان دولت و مجلس بر سر چگونگی ادامه این طرح ملی، سبب توقف اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها در سال پایانی دولت دهم شد. تا ادامه اجرای قانون هدفمندی به دولت پیروز در انتخابات خرداد ماه سال 1392 واگذار شود؛ مسئله‌ای که به دلیل اهمیتش، جایگاه ویژه‌ای در میان اظهارنظر نامزدهای یازدهم دوره انتخابات ریاست‌جمهوری یافت.
حسن روحانی، رئیس دولت یازدهم در دوران تبلیغات انتخاباتی در این‌باره گفته بود: «اصل هدفمند کردن یارانه‌ها مورد اتفاق همه صاحب‌نظران و دولت‌های گذشته و فعلی است و باید دنبال شود و مراحل بعدی آن نیز اجرا شود. منتها باید برنامه‌ریزی شود که از آثار سوءجانبی آن جلوگیری شود.» موضوعی که قریب به اتفاق کارشناسان نیز، به آن اعتقاد داشتند و این نحوه که برای اجرای طرح هدفمند یارانه‌ها درنظر گرفته شده بود را نامناسب می‌دانستند.
کارشناسان معتقد بودند پرداخت یکسان وجه نقد به همه افراد جامعه از یک‌سو به افزایش حجم نقدینگی و نرخ تورم منجر می‌شود و از سوی دیگر، هدف‌های اصلی این طرح که همانا حمایت از تولید ملی، ایجاد اقتصاد خوداتکا و کاهش شکاف‌های طبقاتی است را محقق نمی‌کند.
عماد افروغ، جامعه‌شناس کشورمان، در این‌باره گفت: «اساساً هدفمندی یارانه، دو منظور را پیگیری می‌كند؛ اول، پركردن شكاف طبقاتی و دوم، حل مسئله تولید.» وی تأکید کرد: «در هیچ جا این‌طور نیست كه همه به‌طور مساوی از یارانه استفاده كنند. لزومی برای استفاده افراد پردرآمد از یارانه دولتی نیست. قرار است یارانه به اقشار كم‌درآمد تعلق گیرد تا به دلیل آزاد شدن قیمت‌ها متضرر نشوند و آسیبی نبینند و البته، از این راه صرفه‌جویی ارزی هم محقق شود.» این استاد دانشگاه افزود: «درپی حذف یارانه حامل‌های انرژی به جای پرداخت نقدی باید كارگاه‌های تولیدی رونق می‌گرفت، سرمایه اشتغال افزایش می‌یافت و در طولانی‌مدت به قول معروف، ماهی‌گیری را یاد می‌دادیم تا حتی همان اقشار آسیب‌پذیر نیز از كنار رونق گرفتن تولید، گذران زندگی كنند، اما چیزی كه اتفاق افتاد، پرداخت یكسان یارانه به تمام اقشار بود كه نه‌تنها به تولید رونق نبخشید، بلكه معیشت بسیاری از مردم در شهرهای كوچك و روستاها را به دولت وابسته كرد و حتی سبب تعطیلی كارگاه‌های خانگی روستایی شد.»
وی که از نمایندگان مجلس هشتم نیز بوده، در ادامه گفت: «زمانی‌كه این طرح در مجلس هشتم مطرح شد در نشست انجمن اسلامی و توسعه اقتصادی پیشنهاد دادم که یارانه را در کل، صرف تولید و پر کردن شکاف طبقاتی و صرف اشتغال‌زایی برای طبقات محروم شود؛ چراکه تا به مسئله تولید توجه نشود و یارانه فقط به اقشار خاص تعلق نگیرد، شكاف طبقاتی موجود پر نمی‌شود، اما آن زمان پاسخ آمد كه دولت گرایشی به این طرح‌ها ندارد.»
وی همچنین، با اشاره به ضرورت حذف یارانه نقدی قشر پر درآمد اظهارداشت: «بسیاری از افراد خود می‌دانند كه نیازمند یارانه نیستند، اما اعتراضی هم به واریز هر ماهه مبلغی به حساب‌شان ندارند، لذا اگر یارانه‌شان حذف شود اتفاق مهمی نخواهد افتاد، چون همچنان اصل پرداخت كه مربوط به اقشار خاص است به قوت خود باقی است، اما تأثیری كه می‌گذارد این است كه دولت هر ماه 1500 میلیارد تومان بر كسری بودجه خود نمی‌افزاید و همچنین، چرخ تولید به چرخش درمی‌آید.»
رویکرد حسن روحانی به قانون هدفمندی یارانه‌ها سبب شد دولت وی از همان ماه‌های ابتدای خود در سیاست‌گذاری به‌دنبال درانداختن طرحی‌هایی نو باشد. دولت یازدهم در یک نمونه تلاش کرد توزیع یارانه‌های غیرنقدی را جایگزین یارانه نقدی کند که به توزیع جنجال‌برانگیز سبد کالا در میان اقشار کم‌درآمد منجرشد؛ اتفاقی که آن‌قدر بد اجرا شد و نارضایتی به‌دنبال داشت، که موجب شد رئیس‌جمهور علناً مجبور به عذرخواهی از مردم شود و دولت برای همیشه از اجرای چنین طرح‌هایی دست بشوید!
دولت یازدهم درحالی‌که پس از حواشی توزیع سبد کالا، دچار فقر راهبرد در موضوع شده بود و توان خطرپذیری برای طرح موضوع توقف پرداخت یارانه‌های نقدی را نیز نداشت، تصمیم گرفت با مشارکت خود مردم حداقل دولت را از پرداخت یارانه به بخشی از مردم معاف کند. از این‌رو، طرح نام‌نویسی مجدد مردم برای دریافت یارانه نقدی را مطرح کرد و به مرحله اجرا درآورد.
دولت به موازات ایجاد امکان برای نام‌نویسی افراد به‌منظور دریافت یارانه نقدی، از مردم تقاضا داشت که تنها کسانی که واقعاً نیازمند به دریافت یارانه نقدی هستند، برای دریافت آن نام‌نویسی کنند، تا دولت بتواند منابع عظیم یارانه را به جای تقسیم میان مردم، در حوزه سلامت، توسعه زیرساخت‌های عمرانی، اجتماعی و... هزینه کند.
تا آنجا که رئیس‌جمهور در اختتامیه جشنواره مطبوعات، شخصاً به موضوع ورود کرد و خطاب به مردم گفت: «دست رد به سینه یارانه نقدی بزنید و با صدای رسا به یارانه نقدی، نه بگویید، تا ما بتوانیم با دست بازتر به مشکلات جامعه رسیدگی کنیم.»؛ درخواستی که با حمایت تمام‌قد صداوسیما و رسانه‌های مکتوب و افراد حقیقی و حقوقی بسیاری همراه شد.
برآوردهای اولیه دولت نیز حاکی از انصراف حداقل 15 میلیون نفر از مردم از دریافت یارانه بود، اما با پایان یافتن مهلت نام‌نویسی، آمارها چیز دیگری را نشان داد و طبق آمار اعلام‌شده از سوی سخنگوی دولت، تنها کمتر از پنج درصد از مردم کشور به یارانه نقدی «نه» گفتند!
با این اتفاق در درجه اول، طرح کاهش پرداخت یارانه با مشارکت مردم شکست خورد و در درجه دوم، دولت را در حذف یارانه‌های نقدی محافظه‌کار‌تر از پیش کرد.
شکست این طرح، اظهارنظرهای متفاوتی را همراه خود داشت. عزت‌الله یوسفیان‌ملا، موضع‌گیری غیرشفاف دولت یازدهم را عامل شکست طرح دانست و اعلام کرد: «اینکه دولت به‌صورت زیرنویس تلویزیونی از مردم درخواست انصراف از دریافت یارانه را می‌دهد، خلاف قانون است، چرا که این روش، اطلاعات کافی درباره چگونگی اجرای مرحله دوم هدفمندی به مردم نداد.» نماینده مردم آمل همچنین تأکید کرد:« نمی‌شود مردم را در بی‌اطلاعی نگه داشت و سناریوی خود را جلو برد، دولت اول، معلوم کند برای مرحله دوم چه کالاهایی، با چه درصدی قرار است افزایش قیمت پیدا کنند، دوم، میزان درآمد حداقل یا حداکثر خانوارها مشخص شود و منابع اطلاعاتی راست‌آزمایی شود، آن‌وقت دعوت به انصراف کند.»
اما روزنامه «آرمان امروز» از جمله روزنامه‌های نزدیک به خانواده هاشمی موضعی متفاوت داشت و در این‌باره از زبان «شمس اردکانی» نوشت: «مردم پول مفت را دوست دارند و وقتی از آنها سؤال می‌شود که پول مفت می‌خواهید یا نه، می‌گویند می‌خواهیم... چون پول مفت از عسل هم شیرین‌تر است.»! وی همچنین با مطرح کردن این پرسش عجیب که «آیا کسی را می‌شناسید که از برداشتن یک هزار تومانی که در کوچه افتاده پرهیز کند؟» ادامه می‌دهد: «اینکه دیگر ۵۰۰/۴۵ تومان است و باید دید چند نفر برای برداشتن آن قدم برمی‌دارند.» این روزنامه همچنین به نقل از «حسن مرادی» می‌نویسد: «هیچ‌کس از پول نمی‌گذرد؛ یعنی پول ملاکی است که متأسفانه مردم بر سر آن حاضر به معامله نیستند.» ادعاهایی اهانت‌آمیز که می‌گفت مردم تحت هیچ شرایطی برای حفظ منافع نظام از منافع شخصی خود کوتاه نمی‌آیند، درحالی‌که در سال‌های پس از انقلاب مردم کشورمان بارها ثابت کردند که منافع کشور و نظام‌شان را بر منافع خود مقدم می‌دانند.
مشکل عدم انصراف داوطلبانه مردم (حتی ثروتمندان) از یارانه سبب شد مجلس در تصویب بودجه سال 94 دولت را مکلف به قطع یارانه پردرآمدها کند و از آن پس بود که مدام اخبارهای ضد و نقیضی از حذف یارانه پردرآمدها به گوش رسید، یک روز از حذف یارانه چند گروه خاص، روز دیگر از حذف یارانه ۵/۵ میلیون نفر افراد پردرآمد و یک روز هم از بازگشت یارانه‌های حذف‌شده خبر می‌رسید؛ اخباری که نشان می‌دهد دولت با وجود تکلیف قانونی‌اش، همچنان از عزم جدی برای سامان دادن به پرداخت یارانه‌های نقدی رنج می‌برد و نگران آثار سوء پایان دادن به پرداخت یارانه نقدی است، درحالی‌که اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها به شکل کنونی به اثبات رساند که روش کنونی پرداخت یارانه‌ها به تحقق هدف این طرح ملی کمک چندانی نخواهد کرد.
پیش از اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها، روش پرداخت یارانه‌ها به عدم توازن در برخورداری از یارانه‌های دولتی منجر می‌شد. براساس آن الگو، هر فرد یا خانواری که مصرف بیشتری داشت از یارانه بیشتری برخوردار بود و این خود سبب افزایش اختلاف طبقاتی در جامعه بود. در روش کنونی نیز که براساس آن، همه افراد جامعه از میزان معینی یارانه مستقیم بهره می‌برند، اگرچه پرداخت یارانه‌ها به عدالت نزدیک‌تر شده است، اما نتوانست اهداف طرح هدفمندی یارانه‌ها را محقق سازد، چرا که از یک‌سو، این شیوه نه‌تنها به کاهش شکاف‌های طبقاتی و همچنین تقویت تولید داخلی منجر نشد، بلکه با افزایش نقدینگی، به مصرف‌گرایی بیشتر دامن زد و بازار بسیاری از کالاهای نامرغوب وارداتی را نیز رونق بخشید. همچنین با پرداخت چهار هزار و 800 میلیارد یارانه به بخش زیادی از مردم با معذوریت‌های جدی بودجه‌ای روبه‌رو شده و دستش برای پیشبرد بسیاری از امور بسته شده است. در این شرایط، بخش اعظمی از درآمدهای کشور صرف پرداخت یارانه شده و دولت عملاً توان اجرای برنامه‌های حمایتی خود از صنایع، کشاورزی، بنگاه‌های اقتصادی و کارخانه‌ها را از دست داده است. امروز ضرورت حذف یارانه ثروتمندان یک موضوع مهم و انکارناپذیر است که هم براساس مصوبه مجلس و هم براساس منافع ملی تکلیف دولت است. دولت یازدهم باید با فراموش کردن هرگونه محافظه‌کاری و ترس از کاهش محبوبیت خود، به مصالح ملی اندیشیده و اوضاع پرداخت یارانه نقدی را سر و سامان بخشد تا این طرح ملی به اهداف اصلی خود که کاهش اختلافات طبقاتی، رونق اقتصادی داخلی و تولید ملی است، منتهی شود؛ اتفاقی که بدون شک در درازمدت می‌تواند اقبال اجتماعی به دولت را نیز افزایش دهد.


نیم نگاه
فتح الله پریشان

شاهد فتنه‌گران از آمریکا رسید!
یکی از محورهای مباحث مربوط به فتنه سال88 که در واقع به مثابه جنگ احزاب انقلاب اسلامی با کل دشمنانش از خارج تا داخل بود، مداخله و نقش‌آفرینی مستقیم بیگانگان، به‌ویژه در رأس آنها آمریکا بود. در این باره کدهای خبری زیادی از قول مقامات و رسانه‌های خارجی و به تبع آن تحلیل‌های فراوان‌تر وجود داشت که گزاف نیست اگر ادعا کنیم هر یک از آنها با لحاظ کردن متن و زمینه (به قول غربی‌ها تکست و کانتکست) ایام فتنه قادرند این موضوع و قطعی بودن مداخله غرب، به‌ویژه آمریکایی‌ها را در وقایع آن دوره محنت‌بار انقلاب اسلامی به اثبات برسانند.
«مایکل لدین» مشاور اسبق امنیت ملی آمریکا و از چهره‌های برجسته محافظه‌کار این کشور درباره مداخله آمریکایی‌ها در فتنه 88 نوشته است که وی زمانی واسطه ارتباط واشنگتن و سبزهای ایران بود و به همین دلیل با توافق مخالفت می‌کند. وی با اشاره به انتخابات سال ۱۳۸۸ و اتفاقات پس از آن، نوشته است: «دولت (آمریکا) تصمیم گرفت پیامی برای گروه (میرحسین) موسوی، جنبش(فتنه) سبز بفرستد. سناتور شامر دوستی در وال‌استریت داشت که با سبزها در ارتباط بود و همان فرد به عنوان رابط انتخاب شد.»
وی در ادامه گفته است: «از شامر خواسته شد از طرف دولت این پیام را به رهبران سبزها منتقل کند؛ سبزها باید بدانند که این سؤالات از جانب وزیر خارجه (آمریکا) ارسال شده است. سؤالات اینها است: ما باید چه کاری انجام دهیم؟ چه کاری نباید انجام دهیم؟»
لدین نوشته است: «پاسخ در قالب یک یادداشت تایپ‌شده هشت صفحه‌ای، به تاریخ ۳۰ نوامبر ۲۰۰۹ (۹ آذر ۱۳۸۸) بود. نویسندگان (نامه) بسیار دقت کرده‌اند. این (نامه) امضا نشده و من دلایل روشنی دارم که چند نفر در تهران روی آن کار کرده‌اند.»
در ادامه نامه لدین تأکید می‌کند: «سبزها به دولت اوباما دقیقاً گزینه‌های واقعی را گفتند؛ یا از رژیم حمایت کنید، یا به حمایت از آزادی و نتیجه تشویق تغییر دموکراتیک در ایران بپردازید.»
این سند محکم از چند جهت اهمیت کلیدی دارد؛ از یک سو، خباثت دشمنان انقلاب اسلامی را نشان می‌دهد که آنها هیچ‌گاه از خصومت با انقلاب و نظام اسلامی دست برنداشته و برنمی‌دارند و برای همیشه براندازی نظامی که منافع سرشار آنها را در ایران و منطقه با چالش روبه‌رو کرده در دستور کار دارند و اگر اقدامی نمی‌کنند به دلیل ناتوانی آنهاست. پس باید مواظب رفتار امروز آنها نیز در کش‌وقوس توافق هسته‌ای باشیم. دقیقاً آن چیزی که رهبری معظم انقلاب با نام بی‌اعتمادی کامل به غرب از آن یاد می‌کنند. دوم اینکه، سند خدشه‌ناپذیری است که دوستان دیروز فتنه‌گران با اطلاع از پایان تاریخ مصرف آنها در داخل، آن را منتشر می‌کنند. این سند ارتباطات وثیق بین فتنه‌گران با خارج و خط و جهت‌گیری و یا لااقل تنظیم خط سیر فتنه‌گران با بیرونی‌ها را به خوبی نشان می‌دهد؛ ادعایی که تا دیروز تحلیل و گمانه‌زنی تأیید نشده‌ای بود که مجال رد برای فتنه‌گران هم می‌توانست فراهم کند، اما امروز به خبری تأیید و مکتوب شده از سوی یکی از افراد مسئول و دست‌اندرکار حوزه حساس امنیتی در آمریکا اجازه نشر پیدا می‌کند، اما اینکه چرا امروز این سند منتشر می‌شود؟ به دلیل استفاده دوگانه‌ای است که می‌شود از آن در شرایط برزخی رد و تأیید توافق از سوی طرفین به‌ویژه کنگره آمریکا به عمل آورد.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(79)

روایت «ستاره ایران» از قحطی پایتخت
زمستان سال ۱۲۹۶ ه.ش بحران بیداد می‌کرد، خیابان‌های تهران منظره‌ای رقت‌انگیز به خود گرفته بود. به قول روزنامه ستاره ایران، همین خیابان‌ها خود «نشانه اضمحلال و فنای یک قوم و ملت را اثبات می‌کنند.» به قول همان روزنامه «یک ملت سی‌کروری» با بهت و حیرت، مانند یک جمعیت مسخ‌شده «مات و حیران و تماشاچی است، در حالی‌که قحط و غلا در تمام نقاط مملکت حکمفرماست، درحالی‌که نفوذ و قدرت، بلکه وجود یک حکومت مرکزی فاقد و ناپیداست!» روز و شبی نمی‌گذشت که جمعی از این ملت از گرسنگی تلف نشوند، خانه و کاشانه همین مردم آماج تاخت‌وتاز بیگانگان یا متجاوزان داخلی و اشرار واقع می‌شد. ستاره ایران می‌پرسید: «خون این مظلومین بی‌گناه که جسدشان در گوشه و کنار هر خیابان مناظر حزن‌انگیز را در این روزها تشکیل داده، به گردن کیست؟» بنا بر همان مقاله «قسمت اعظم سکنه پایتخت» از گرسنگی رنج می‌بردند. در تهران کمک‌های مالی و جنسی در اختیار بینوایان قرار داده می‌شد، اما وضع به حالتی بسیار خطرناک رسیده بود و هیچ امیدی به مهار گرسنگی وجود نداشت، با این وصف، حال و روز نقاط دور از مرکز به‌خودی‌خود قابل درک است. درست در حالی که ایران در آتش قحطی می‌سوخت، انگلیس از تأدیه وجود استمهال خودداری کرد، عواید گمرک‌های ایران را که در خزانه‌داری نگهداری می‌شد، ضبط کرد و ایران را در تنگدستی مضاعف خود رها ساخت. ستاره ایران بر این باور بود، اگر وضع به همین منوال ادامه یابد، باید روابط میان دو کشور قطع شود و «با فداکاری ملی به رغم دشمن اثبات کنیم که ملت ایران زنده است و به جای اینکه از فشار خارجی به ستوه آمده تسلیم شود، همان فشار را وسیله رفع تشتت قرار داده و راه نجات خود را خواهد جست.» عید سال ۱۲۹۷ در راه بود، اما فقر و فاقه، دیو گرسنگی و مرگ‌ومیر دهشتناک ناشی از آن مجالی به برگزاری مراسم عید نمی‌داد. به همین‌دلیل، گروه‌های مختلف ضمن انتشار اطلاعیه‌هایی از مردم می‌خواستند به جای مخارج عید، به فقرا رسیدگی کنند. مجمع آذربایجانیان مقیم تهران اطلاعیه‌ای به شرح زیر در همین ارتباط صادر کرد و ستاره ایران آن را با تیتر «عید نیست، عزاست» چنین به چاپ رساند: «هرکس فقرای پریشان‌حال و اطفال گرسنه لرزان و مادران جان‌داده در کنار آنها را دیده و ببیند تصدیق خواهد کرد که عید امسال عزاست، بدین نظر مجمع آذربایجانیان به عموم برادران آذربایجانی خود اعلام می‌دارد که مراسم معموله عید را متروک و مخارج معموله را برای اعانت فقرای ستمدیده تخصیص دهند.»
حاج سیدمحمد صراف‌طهرانی از سوی هیئت خیریه تهران خواست مردم مراسم عید سال ۱۲۹۷ ه.ش را برگزار نکنند و درعوض به فقرا رسیدگی کنند.
تمام ایالات و ولایات ایران به دلیل قحطی سال ۱۲۹۶ ه.ش غرق در بحران و آشوب بود. بیشتر اوقات وزرا به بحث درباره راه‌حلی برای این مسئله می‌گذشت، ولی موفقیتی برای حل آن مشاهده نمی‌شد. در خود تهران به دلیل مرکزیت، قیمت گندم از خرواری هفت تا دوازده تومان به سی‌وپنج تومان بالغ شد که تازه از دیگر نقاط کشور کمتر بود، در ولایات این نرخ به هفتاد تومان بالغ می‌شد.
تهران به جهت مرکزیتش و مستقر بودن رسانه‌های شنیداری و نوشتاری در آن مورد توجه بوده و اتفاقات و رویدادهای آن انعکاس بیشتری می‌یافت. بررسی اسناد و نوشتارهای تاریخی این دوره نیز حقیقت این گفته را نمایان می‌کند که وقایع قحطی تهران به نسبت سایر مناطق کشور گسترده‌تر و با مصادیق و جزئیات بیشتر و مفصل‌تری گزارش و ثبت شده است؛ لیکن برای سایر مناطق دیگر که قحطی آنها به نسبت تهران گاهی بیشتر و آمار مرگ‌ومیر در آنها گسترده‌تر از تهران بوده، یا اغلب گزارشی تهیه نشده و یا با کلی‌گویی رسانه‌های وقت به عمق فاجعه پرداخته نشده است.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

جریان شناسی گروه های مخالف نظام اسلامی 18
حسین عبداللهی فر

مصادیق جریانی و حزبی اپوزیسیون رفتاری
اپوزیسیون به گروه‌هایی که گفته می‌شود به‌منظور برخی رفتارهای مغایر با ارکان فقه سیاسی جمهوری اسلامی ایران عملاً در مقابل آن قرار گرفته‌اند.
در راستای مصداق‌شناسی اپوزیسیون رفتاری در گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی، سه رکن اساسی در فقه سیاسی این نظام را مورد توجه قرار داده‌ایم که عبارتند از: قانون اساسی، ولایت فقیه و استقلال که هر یک به یکی از خطوط قرمز سه‌گانه «جمهوری اسلامی ایران» مربوط می‌شوند. «قانون اساسی» شاخص جمهوری بودن نظام، «ولایت فقیه» شاخص اسلامی بودن و «استقلال» و تمامیت ارضی شاخص ایرانی بودن هستند. از این­‌رو، اپوزیسیون رفتاری گروه‌هایی هستند که از خط قرمزهای جمهوری اسلامی ایران عبور کرده و با اتخاذ رویکرد براندازی، عمدتاً به رفتارهای براندازانه علیه نظام فعلی کشور دست زده‌اند.
در گفتمان حقوقی نیز، براندازی عمدتاً به اتخاذ روش­های مبتنی‌بر قهر و غلبه یا توسل به زور و خشونت برای سرنگونی حکومت مستقر اطلاق می‌شود؛ لذا برخی معتقدند، معنای اصطلاحی براندازی از معنای لغوی آن دور نیفتاده و در لسان حقوقدانان و قانونگذاران کیفری کشورهای مختلف، اقدامات فراقانونی و همراه با توسل به زور و خشونت به قصد سرنگونی نظام سیاسی حاکم با عنوان «براندازی» جرم‌انگاری شده و اقدامات مسالمت‌آمیز برای تغییر رویه‌های سیاسی یا تغییر حاکمان واجد وصف کیفری براندازی نیست (آقابابایی، پیشین، ص31).
۱ـ ناسیونالیست‌های افراطی، اولین مصداق اپوزیسیون رفتاری
ناسیونالیست‌های افراطی با شاخص عدم التزام عملی به قانون (خط قرمز جمهوریت) مصداق جریانی اپوزیسیون رفتاری است. عدم التزام عملی به قوانین جمهوری اسلامی، از جمله شاخصه‌هایی است که ارتکاب آن از سوی گروه‌های مخالف و حتی گروه‌های همسو با نظام نیز، از فراوانی بالایی برخوردار است؛ به‌گونه‌ای‌که می­‌توان گفت، چنانچه تمکین به قانون در دستور کار گروه‌ها و فعالان سیاسی قرار می‌گرفت، بسیاری از اختلافات و مخالفت‌ها نیز معنایی نداشت.
اولین مخالفت‌ها با قوانین جمهوری اسلامی به پیش از تدوین و تصویب قانون اساسی بازمی‌گردد؛ زمانی که عده‌ای از ملی‌گراها در اعتراض به خبرگان قانون اساسی، انتخابات قانون اساسی را تحریم کرده و به صف براندازان این نظام نوپا روی آوردند. از جمله گروه‌های این جریان که به‌سرعت در مقابل انقلاب اسلامی قرار گرفت، «حزب پان ایرانیست» بود. «جنبش مسلمانان مبارز» هم جزء معترضان مجلس خبرگان قانون اساسی قرار داشت، اما در انتخابات شرکت و رأی خود به قانون اساسی را مشروط اعلام کرد. در ادامه تفکر حزب پان‌ایرانیست را به‌منزله یکی از مصادیق اپوزیسیون رفتاری با شاخص عدم التزام عملی به قانون بررسی می­‌کنیم.

حزب پان‌ایرانیست، مصداق حزبی اپوزیسیون رفتاری
در هشتم شهریور 1320، همزمان با ورود نیروهای اشغالگر روس به تهران، عده‌ای از دانشجویان به نام­های محسن پزشک‌پور، پرویز صف‌یاری، خداداد فرمانفرمایان، مهدی عبده، مهدی بهره‌مند، علی­رضا رئیس و... به مقابله با متجاوزان پرداختند و با تشکیل باشگاه ایران‌دوستی کوشش‌های ایران‌پرستانه خود را آغاز کردند و بعدها با نام انجمن، فعالیت‌های خود را ادامه دادند.
در 15 شهریور 1325، یکی از اعضا به نام علیرضا رئیس در اثر ساخت بمب کشته شد. در اولین سالگرد این حادثه، همکلاسی‌های او در مراسم پاسداشتی، متنی را با عنوان «فرمان رئیس» قرائت کرده و درواقع پیمان بستند، به‌عنوان «یاران رئیس» راه او را ادامه دهند و به این ترتیب «مکتب پان‌ایرانیسم» شکل گرفت (عاصف، پیشین، ص 146).
در سال 1330 پس از ورود افرادی، چون داریوش فروهر و مهدی صدیقی این مکتب به حزب پان‌ایرانیسم تغییر نام داد و با نزدیکی به دربار، شاه‌دوستی را پیشه کرد. در اسفند ماه 1335 با اعلام موجودیت حزب رستاخیز، حزب پان‌ایرانیست منحل شد و به حزب رستاخیز پیوست (علی‌اکبر رزمجو، حزب پان‌ایرانیست، 1378، ص50).
با وقوع انقلاب اسلامی و انحلال حزب رستاخیز، حزب پان‌ایرانیست در مهرماه 1357 به رهبری محسن پزشک‌پور دوباره فعالیت خود را از سر گرفت و در روز 22 بهمن 57 با صدور بیانیه‌ای، با وجود پیشینه همراهی و همکاری خود با رژیم گذشته، آن نظام را فاسد خواند و از رهبری حضرت امام(ره) و نخست‌وزیری مهندس بازرگان حمایت کرد تا خود را در صحنه سیاسی جدید ایران سهیم کند. همچنین، محسن پزشک‌پور در مقام رهبر این جنبش در 26 اسفند 57 در مصاحبه با خبرگزاری پارس، تأکید کرد: «در رفراندوم تعیین نوع حکومت برای نظام انقلابی جدید شرکت کرده و خود و اعضای حزب به نظام جمهوری اسلامی رأی مثبت و موافق خواهند داد و در همین رابطه اعلامیه‌ای نیز در اولین روزهای سال 58 صادر نمود.» (مظفر شاهدی، حزب پان‌ایرانیست، 1389، ص 508).
همراهی این حزب با انقلاب اسلامی چند ماه بیشتر طول نکشید و با صدور فرمان حضرت امام(ره) جهت تشکیل مجلس خبرگان قانون اساسی به جای مجلس مؤسسان، حزب پان ایرانیست ایران همسو با بیشتر مخالفان انقلاب در نامه‌ای سرگشاده در هفتم مرداد 58، به مهندس بازرگان نخست‌وزیر، جلوگیری از انتخابات را خواستار شد و خود نیز آن را تحریم کرد (همان، ص515).
بر اساس این، در اوایل سال 59 شواهدی به‌دست آمد که نشان می‌داد، محسن پزشک‌پور به همراه برخی از اعضای حزب پان‌ایرانیست با محافل و گروه‌های برانداز ارتباط پیدا کرده و درپی یافتن راهکارهایی، چون کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی هستند.
اسناد نشان می‌­داد، شخص محسن پزشک‌پور در جریان کودتای نوژه قرار داشت و آماده بود پس از موفقیت کودتا نیروهایش را به نفع کودتاگران وارد عمل کند. بعدها نقش محسن پزشک‌پور در توطئه‌های نافرجام علیه نظام و ارتباط با شبکه‌های برانداز مرتبط با آمریکا و رژیم صهیونیستی بیشتر روشن شد. رئیس وقت «دادگاه انقلاب ارتش، محمد محمدی‌ری‌شهری در تشریح ابعاد کودتای نافرجام نوژه اعلام داشت:
حزب پان‌ایرانیست به رهبری پزشک‌پور نیز در همین زمان قصد کودتا داشت. هوشنگ ناهید، عباس روح‌بخش، حسن مقبل‌­زاده و پزشک‌پور به سرپرستی شخصی به نام عزیز مرادی با عده‌ای از سیاه‌جامگان پان‌ایرانیست و عده‌ای از ارتشیان بازنشسته قصد براندازی داشتند که قصد آنان نافرجام ماند و این طرح نیز کشف شد» (همان، ص 518).
مخالفت یکباره این حزب با قانون اساسی و ورود آن به پروژه کودتا اقدامی نبود که یک شبه روی داده باشد؛ بلکه بازگشت به اصل و ریشه، یعنی هویت ناسیونالیستی بود که میانه‌ای با دین و مذهب نداشت؛ لذا پان‌ایرانیست‌ها هم مانند سایر گروه‌های ناسیونالیست، مخالف ورود دین به سیاست بودند.

قومیت‌گرایان، دومین مصداق اپوزیسیون رفتاری
جریان قومیت‌گرایان با شاخص عدم التزام عملی به ولایت فقیه (خط قرمز اسلامیت) دومین مصداق اپوزیسیون رفتاری است.
حضرت امام(ره) مهم‌ترین ویژگی حکومت اسلامی را حکومت قانون الهی بر مردم می‌دانستند که اجرای آن نیازمند نظارت کسانی است که آگاهی بیشتری به قوانین الهی دارند و آنها کسانی جز فقها نیستند. به گفته ایشان، شرایط زمامدار مستقیماً ناشی از طبیعت حکومت اسلامی است و چون حکومت اسلامی، حکومت قانون است، برای زمامدار علم به قوانین لازم است (امام خمینی(ره)، پیشین، ج21 ، ص402).
بنابراین، از منظر ایشان التزام به ولایت فقیه، همان التزام به قانون است؛ اما قانون الهی و آسمانی و هدف از تشکیل حکومت ولایی چیزی جز این نیست. با این همه، برخی گروه‌های سیاسی و برخی خواص و بزرگان در تراز فقها، عملاً از تبعیت و همراهی با ولایت فقیه بازمانده و در مقابل آن قرار گرفتند.
مصداق جریانی چنین رفتاری را می­‌توان در قومیت‌گرایانی یافت که با ترجیح منافع قومی و مستمسک‌سازی مسائل مذهبی از پذیرش امر ولایت سرباز زده و در مقابل آن قرار گرفتند. حزب جمهوری خلق مسلمان با محوریت آیت‌الله شریعتمداری را باید نمونه بارز گروهی این جریان معرفی کرد که اساساً با همین منطق شکل گرفت.
گرچه تشابه زیادی بین ملی‌گراها و قومیت‌گراها وجود دارد، اما با یکدیگر وجوه تمایزی نیز دارند. چنانچه در تعریف قومیت‌گرایان آمده است: «قومیت‌گرا به افراد، گروه‌ها یا جریان‌هایی گفته می‌شود که بر هویت ممتاز یکی از اقوام کشور همچون آذری، عرب، کرد، بلوچ و... تأکید داشته، به‌دنبال مطالبات قومی، خودمختاری، فدرال‌خواهی یا جدایی‌طلبی از ملت مادرند» (مظفری، پیشین، ص 19).
برخی از مهم‌ترین احزاب و تشکل‌های قومی عبارتند از:
۱ـ گروه‌های قومیتی پان‌کردیسم
۱ـ حزب دموکرات کردستان؛ ۲ـ حزب کومله؛ ۳ـ سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان؛ ۴ـ اتحادیه زنان شرق کردستان؛ ۵ـ گروه خبات؛ ۶ـ گروه رزگاری؛ ۷ـ نقشبندیه ۸ـ حرکت اسلامی؛ ۹ـ شورای مرکزی سنت (شمس)؛ ۱۰ـ مکتب قرآن (احمد مفتی‌زاده)؛ ۱۱ـ حزب حیات آزاد کردستان (پژاک).
۲ـ گروه‌های قومیتی پان‌ترکیسم
۱ـ حزب جمهوری خلق مسلمان؛ ۲ـ حزب دموکرات آذربایجان؛ ۳ـ جنبش فدرال دموکرات آذربایجان؛ ۴ـ جنبش آزادی‌بخش آذربایجان؛ ۵ـ گروه ینی‌یول؛ ۶ـ گروه چیچک؛ ۷ـ بیداری ملی آذربایجان.
۳ـ گروه‌های قومیتی پان‌عربیسم
۱ـ حزب خلق عرب؛ ۲ـ جبهه دموکرات خلق عرب (الاحواز).
۴ـ گروه‌های قومیتی پان‌بلوچیسم
۱ـ حزب خلق بلوچ؛ ۲ـ حزب آزادی‌بخش بلوچستان؛ ۳ـ سازمان مبارزان دموکرات سیستان و بلوچستان؛ ۴ـ جمعیت آزادی‌بخش بلوچ؛ ۵ـ جمعیت دانشجویان بلوچ؛ ۶ـ حزب مردم بلوچستان.
۵ـ گروه‌های قومیتی پان‌ترکمنیسم
۱ـ سازمان دفاع از حقوق ملی خلق ترکمن؛ ۲ـ کانون خلق ترکمن.


آفاق
محمدرضا اسکندری

نظام‌های هفت‌گانه دوره رنسانس
دوران مدرن از قرن ۱۴ میلادی آغاز شده است که شامل چهار مرحله رنسانس، اصلاح دینی، عصر روشنگری و دوران انقلاب صنعتی است. در طی مقالات یک‌سال گذشته به‌صورت کامل قلب تپنده مرحله اول (رنسانس) یعنی اومانیسم بررسی شد و به این نتیجه رسیدیم که اومانیسم به معنای اصالت‌ رأی انسان در برابر اصالت وحی خداوند درونمایه شرک‌آلود تفکر غربی است. در این مقاله و مقالات آینده به جمع‌بندی نهایی دوران رنسانس با بررسی نظام‌های دوره رنسانس می‌پردازیم. این نظام‌های دوران رنسانس عبارتند از:
۱ـ نظام اجتماعی رنسانس (فئودالیسم و سوداگرایی)
۲ـ نظام اقتصادی رنسانس (بورژوازی)
۳ـ نظام فرهنگی رنسانس (لیبرالیزم)
۴ـ نظام مذهبی رنسانس (پروتستانتیزم)
۵ـ نظام سیاسی رنسانس (ماکیاولیسم)
۶ـ نظام معرفتی رنسانس (اومانیسم)
۷ ـ نظام علمی رنسانس (ساینتیزم)

دو ساحت جنبش رنسانس
باید توجه داشت که جنبش رنسانس چون دیگر مفاهیم مشابه، دو موجودیت و ساحت دارد؛ ساحتی تاریخی و مصداقی و ساحتی معنایی و فرهنگی. در ساحت و موجودیت تاریخی و مصداقی برای رنسانس ظرف زمانی و مکانی مطرح می‌شود.
الف) ساحت تاریخی و مصداقی رنسانس
۱ـ ظرف زمانی رنسانس
در موجودیت نخست، برای رنسانس، ظرف زمانی مطرح است. برخی فتح قسطنطنیه (۱۴۵۳م) ـ مرکز روم شرقی ـ از سوی ترکان عثمانی و اوج‌گیری تصرفات این دولت در قلب اروپا را آغازگر و ابتدای جنبش رنسانس می‌دانند. در این مقام، رنسانس، بازیابی و بازجویی یک قدرت فراموش شده و افسانه‌ای، پس از یک زوال هزار ساله بود؛ قدرتی که با ظهور مسیحیت و سپس اسلام، در روم با چالش‌های متعدد روبه‌رو شده بود. فتح قسطنطنیه از این نظرگاه، یک تذکر تاریخی و بیدارباش برای بشر خسته شده از درجا زدن‌های قرون وسطایی و مبدأ و شروعی برای یک جهش بود؛ جهش برای بازیابی و بازگشت به خویشتن غرب؛ خویشتنی که در یونان باستان شکل گرفت.
۲ـ ظرف مکانی رنسانس
اما ظرف مکانی رنسانس و نقطه شروع و ظهور آن، شهرهای ایتالیای قرون ۱۴ و ۱۵ میلادی است. در ایتالیای دوره رنسانس قدرت در دولت ـ شهرها متمرکز بود. دولت ـ شهرهایی که به قول یاکوب بورکهارت حکومت کردن در آنها، کاری هنرمندانه بود. برای نخستین‌بار اقتدار کلیسا دیگر بر این دولت‌ها اعمال نمی‌شد و در واقع در کشمکش بین دولت ـ شهرها، خود دستگاه پاپی به قدرتی دنیوی بدل شده بود. پس از آنکه با دودستگی میان مسیحیان در قرن سوم میلادی، امپراتوری روم شرقی در کنار روم غربی پا گرفت؛ یعنی در اوایل قرون وسطا، قسطنطنیه مرکزیت روم شرقی یا امپراتوری بیزانس را به دست آورد. مجموعه‌داران معروف قسطنطنیه، آثار و مواریث تاریخی، تابلوهای مشهور و نسخ خطی یونانی را پس از انقراض این تمدن، با خود به این شهر آورده بودند و از این نظر شهرت بسزایی کسب کرده بودند، اما حدود هزار سال بعد، با اوج‌گیری قدرت امپراتوری مسلمان عثمانی و توسعه آن به غرب و نزدیکی به دروازه‌های قسطنطنیه، بیم نابودی یا انتقال این میراث تمدنی ـ فرهنگی، مجموعه‌داران را بر آن داشت تا آنها را به امن‌ترین جای ممکن منتقل کنند و چه جایی امن‌تر از ایتالیا، مرکزیت روم غربی سابق و ایالت مهم امروزین در اروپای قرون وسطا. شهرهای ایتالیا به علت همجواری با واتیکان، کلیسای مرکزی کاتولیک‌های جهان و محل استقرار پاپ، از امنیت کافی برخوردار بود. ورود میراث فرهنگی عظیم یونانی، به‌ویژه به «ونیز» و «فلورانس» در کنار عواملی دیگر در سال‌های بعد موجبات تحولات هنری ـ ادبی و بعدها اجتماعی شگرفی را فراهم آورد که اروپا را از دوره قرون وسطا، خارج ساخت.

ساحت معنوی و فرهنگی رنسانس (ادبیات و هنر)
هنر، وسیع‌ترین و پرتأثیرترین اسلحه و ابزار عصر رنسانس بود که با تأثیر بصری خود در کمترین زمان، سراسر جریان فرهنگی قرون ۱۴ و ۱۵ را با خود همراه کرد. در این راه میکل آنژ، رافائل داوینچی و ... از هیچ کوششی دریغ نکردند. رنگ‌پردازی افسانه‌ای رافائل برای نقاشی بدن انسان و شیوه شورانگیزی که میکل آنژ برای نقاشی عضلات برهنه بدن به کار می‌گرفت، بناهایی با معماری خاص و مجسمه‌سازی شرک‌آلود، همه و همه چشمان ظاهربین انسان عهد رنسانس را به خود آغشته کرده بودند و در یک کلام «عالم ناسوت» را محور قرار داده بودند.
هنرهای تجسمی در دوره رنسانس بیش از هر چیز دیگر نمایانگر تغییر حال و هوای فکری و فرهنگی اروپا است. نقاشان رنسانس به عالم واقع با سه بعدی‌نمایی (پرسپکتیویسم) و عمق‌نمایی بصری (نه مجازی ناشی از خطای دید) می‌پردازند. این حد تمایل به ظواهر و نقش‌ها و رنگ‌ها، حتی در دوره یونان، سابقه نداشت. نقاشی رنسانس فقط به‌دنبال عالم واقع است، آن هم در نفسانی‌ترین سطح ممکن. تأکید بر زمان فانی به جای زمانی باقی (دوره رنسانس)، نفی سمبولیسم، پرسپکتیویسم و تأکید بر جسم و شهوانیت، عمده‌ترین نشانه‌های دنیوی شدن هنر در این دوره است.
به دنبال ویرانی سمبولیسم قرون وسطی، روایت نیز چون رمز در هنر جدید صورتی کاملاً این جهانی پیدا می‌کند؛ یعنی به جای حکایت امور متعالی، به‌زندگی معمولی انسان‌ها و زمان و مکان حوادث معمولی تاریخی می‌پردازد و محو در محاکات خوشی‌ها و لذایذ دنیوی می‌شود. نمونه بارز این رویکرد، مجسم ساختن وقایع، حتی وقایع تقدس‌آمیز در صحنه‌های محقر و سست‌بنیاد است که از هر نوع اشاره به‌عالم فوق طبیعی اجتناب‌ می‌جوید.
نقاشی‌های «رامبراند» نمونه این وضع هنر در دوره رنسانس است. او که غالباً صحنه‌هایی از کتاب مقدس را نقاشی کرده، با توجه به واقع‌گرایی (رئالیسم) افراطی، بسیاری از شوائب و جوانب قدسی و معنوی موضوعاتش را به طاق نسیان می‌سپارد.
ایتالیای قرون ۱۴ و ۱۵، بهترین بستر و محمل برای ظهور اندیشه‌های جدید و بازسازی تفکر یونانی ـ رومی از سوی هنرمندان، شاعران و روحانیون مسیحی اصلاح‌جو را فراهم کرد که مهم‌ترین آن تغییر در نظام و بافت سیاسی ـ اجتماعی بود. در این راستا، نقش خاندان مدیچی در ایتالیا بسیار مهم است. تحت فرمانروایی مدیچی‌ها و در زمان آنها بود که اومانیست‌ها اذهان مردم ایتالیا را شیفته و مجذوب کردند، اندیشه آنها را از دین به فلسفه و از آسمان به زمین معطوف داشتند و غنای فکری و هنری روزگار شرک را به نسلی حیرت‌زده باز نمودند. این افراد که دیوانه دانش بودند، از همان زمان آریستو، به نام «اومانیستی» معروف شدند. زیرا اینها مطالعه فرهنگ کلاسیک را «اومانیته» می‌خواندند. مناسب‌ترین موضوع مطالعه اکنون خود انسان با همه توانایی درونی و زیبایی جسمانی، با همه خوشی‌ها و دردهای حواس و عواطف و با همه شکوه شکننده‌اش به شمار می‌رفت و به این نکات با همان وفور و کمالی پرداخته می‌شد که در ادبیات و هنر یونان و روم باستان تجلی کرده بود.
آنچه که امروز به آن هنر و ادب اومانیست دوره رنسانس می‌گوییم در بستر اجتماعی خاص شکل گرفت که روایت‌های قدسی و مسیحی نیمه اول قرون وسطا را فراموش می‌کرد و با سرعت تمام به سمت سوداگری و دنیاطلبی و ثروت‌افزایی نیمه دوم پیش می‌رفت.
اروپا و به‌ویژه ایتالیا در آستانه رنسانس شاهد یک تغییر بنیادین در عرصه‌های صنعت‌گری، هنر، ادبیات و دیگر وجوه و عناصر تمدنی بود. تغییری که آنقدر محسوس و مکشوف است که حتی بسیاری تمامی رنسانس و محتوای آن را، در این عرصه‌ها می‌دانند.
می‌دانیم که رنسانس، آغاز دوره‌ای است که در آن انسان، مدار همه امور می‌شود و دیگر نه خدای اسلام و نه خدای مسیح و نه حتی خدایان تمدن یونانی (که مقصد اولیه در رنسانس است) هیچ ‌یک در کار نیستند، اما مراد آن است که بدانیم مدار تمامی حرکت‌های نخبگان علمی و فرهنگی عصر رنسانس، انسان و تفکر ناسوتی است. در مقالات آینده نظام‌های هفت‌‌گانه دوران رنسانس بررسی خواهد شد.


اندیشه سیاسی مسلمانان 306
فتح الله پریشان

اوضاع سیاسی ـ مذهبی عصر کمره‌ای
همان‌طور که در شماره‌های گذشته و در لابه‌لای مطالب مربوط به بررسی اندیشه سیاسی علما و فقهای معاصر زمانه صفویه گفته شد؛ دولت صفوی، نخستین دولت شیعی دوازده امامی است که مبنای کار خود را به‌صراحت بر مذهب تشیع و نشر آن قرار داده بود. البته، پیش از آن نمونه‌هایی مانند دولت آل‌بویه و سربداران خراسان بودند که درباره آنها چندوچون‌های فراوانی وجود دارد. به همین دلیل، تجربه عملی دولت صفوی، به‌ویژه در برخورد با مسئله رهبری و امامت که مهم‌ترین رکن تشیع است، اهمیت زیادی دارد. در مجموع آنچه می‌توان در این زمینه عنوان کرد، آنکه دولت مزبور، بر پایه نوعی توافق و همکاری میان سلطان و مجتهد شکل گرفت و اکثر قریب به اتفاق علما، به هر دلیل، پذیرفتند تا با مشارکت در این دولت، به اداره امور شرعی مردم بپردازند و امور عرفی را به سلطان واگذار کنند. در واقع، به قول استاد جعفریان، علما مهم‌ترین وسیله کنترل در دولت صفوی بودند.(1)
یکی از این مجتهدان، علی‌نقی کمره‌ای، یعنی شخصی است که در سلسله مقالات حاضر اندیشه‌های وی بیان می‌شود. از حیث بررسی اوضاع سیاسی ـ مذهبی که بدون تردید تأثیر جدی در رشد و نمو شخصیتی و فکری اندیشمند دارد، شیخ‌علی‌نقی کمره‌ای، بیشتر عمر خود را در دوران حاکمیت شاه‌عباس اول (۱۰۳۸ـ ۹۹۶ ه‌. ق)، شاه‌صفی (10۵۳ـ ۱۰۳۸ ه‌. ق) و شاه‌عباس دوم (۱۰۷۷ـ ۱۰۵۳ ه‌. ق) سپری کرد و در تمام این دوران، به‌ویژه در دوران حاکمیت شاه‌صفی و شاه‌عباس دوم به نوعی درگیر مسائل سیاسی و اجتماعی بوده، مناصب اجتماعی و سیاسی داشته و با دشواری‌هایی روبه‌رو بوده است.
وی به درخواست امام قلی‌خان، حاکم فارس، مدت‌ها قاضی شیراز بود و پس از آن، به درخواست خلیفه سلطان اعتمادالدوله شاه‌عباس دوم به منصب شیخ‌الاسلامی اصفهان که بالاترین مرجعیت دینی ـ سیاسی بود، دست یافت و تا سال مرگش، یعنی 1060 ه.ق این منصب را در اختیار داشت. افندی پس از یاد کردن از برخی از آثار وی می‌نویسد: «اولاد و احفاد وی در شیراز و اصفهان بوده و هستند و کسانی از آنها در زمان وی، زنده و برخی درگذشته‌اند.»(2) به نظر افندی، کمرهای در زمره شاگردان سیدماجد بحرانی بوده که در شیراز زندگی می‌کرده است. کمره‌ای از شیخ بهائی و میرداماد نیز اجازه روایتی داشته و برخی از این اجازات را در پایان رساله لزوم وجود مجتهد در عصر غیبت آورده است.(3) به نظر می‌رسد او در روزگاری که در شیراز بوده، در دوران شاه‌صفی از موقعیت چندانی برخوردار نبوده و حتی گرفتار فقر مالی نیز، بوده است. این مطالب از کتاب «همم‌الثواقب» او که دربردارنده اندیشه‌های فرهنگی و سیاسی وی است، به دست می‌آید. در اواخر دوره آن شاه، توسط امام قلی‌خان به سمت قاضی شیراز منصوب شده و قاعدتاً از این مشکلات خلاصی یافته است. همچنین، شیخ حر عاملی(1104 م) در شرح حال وی نوشته است: وی فاضل و فقیه و بزرگ بوده و کتاب‌هایی دارد.(4)
در بررسی مفهوم سیاست از منظر شیخ‌کمره‌ای به تعریفی همچون تعریف دیگر اندیشمندان اسلامی بر‌می‌خوریم. وی «سیاسه‌العباد و‌البلاد» را به معنای «تدبیر امور» و «تصرف در امور دینی و دنیوی» مردمان و به‌منظور اصلاح و انتظام زندگی آنان دانسته و معتقد است که از نظر شیعه، یکی از دلایل لزوم ریاست و امامت در اجتماع انسانی، همانا ضرورت تدبیر سیاسی و انتظام امور انسان‌ها است؛ از این‌رو به اعتقاد وی، علم به «کیفیت سیاست» عباد و بلاد یکی از شرایط اساسی رئیس و امام از نظر شیعه است.(5) با این نگاه دور از ذهن نیست که اعتقاد داشته باشیم شیخ‌علی‌نقی کمره‌ای به تلازم دین و سیاست معتقد بوده است؛ چرا که براساس آنچه بیان شد می‌توان گفت که وی سیاست را تدبیر توأمان امور دینی و دنیوی دانسته است.
با توجه به آنچه گذشت از نظر شیخ‌کمره‌ای، تدبیر امور مردمان، یا سیاست‌العباد و‌البلاد یکی از ضرورت‌های انکارناپذیر زندگی اجتماعی انسان‌ها تلقی می‌شود و این امر یکی از دلایل اساسی ضرورت امامت و ریاست از نظر شیعه است؛ از این رو ایشان در بیان ضرورت وجود یک رئیس در همه زمان‌ها و مکان‌ها می‌نویسد: «ان الضروره قاضیه بان للخلق لابد من رئیس قاهر مرشد؛ مقتضای ضرورت عقل آن است که انسان‌ها همواره به رئیسی قدرتمند و مقتدر و هدایت‌کننده نیاز دارند.» (6)
*منابع در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

پژوهش‌های تاریخی
در شماره‌ گذشته به انواع روش‌های تاریخی ـ تطبیقی برای ساماندهی یک پژوهش اجتماعی و سیاسی اشاره کردیم. در این شماره نخستین نوع این پژوهش‌ها که تاریخی است، بررسی می‌شود. به‌طور کلی، تاریخ به چند معنا به لحاظ مفهوم‌شناسی مورد استفاده قرار می‌گیرد؛ ۱ـ رویدادهایی که در زمانی خاص در گذشته اتفاق افتاده‌اند؛ ۲ـ آرشیو یا اسناد مربوط به گذشته و ۳ـ رشته‌ای که تحولات گذشته را مطالعه می‌کند. تاریخ‌نگاری (historiography) روش انجام پژوهش‌های تاریخی، یا گردآوری و تحلیل شواهد تاریخی است. در واقع، در پژوهش‌های تاریخی، پژوهشگر به‌طور نظام‌مند رویدادها، عقاید، کردارها و معانی گذشته را بررسی و تلاش می‌کند آنها را درک کند. او معتقد است که هر آنچه در گذشته اتفاق افتاده بر زمان حال مؤثر است؛ زیرا ما وارثان سنت‌های تاریخی گذشته هستیم. پژوهش تاریخی تنها به معنای گردآوری اطلاعات، آمار و حقایق تاریخی نیست. این نوع پژوهش مطالعه روابط میان تمام عواملی است که گذشته را ساخته‌اند و بر زمان حاضر و نیز، بر روندهای آتی تأثیر دارند. مطالعات تاریخی اغلب با خود تاریخ اشتباه گرفته می‌شود. فهم بسیاری از تحولات امروز در تمامی حوزه‌ها، از علوم و فنون گرفته تا سیاست و دگرگونی‌های اجتماعی در گرو ارزیابی از تاریخ گذشته این تحولات است. در بررسی‌های تاریخی، رویکرد کیفی وجه غالب را تشکیل می‌دهد. پژوهشگر داده‌های خود را از اسناد، مصاحبه با شاهدان (تاریخ شفاهی)، زندگینامه‌ها، نامه‌نگاری‌ها و... به دست می‌آورد و این اطلاعات را تحلیل و تفسیر می‌کند. از سوی دیگر، گاه به ناچار داده‌های کمّی مانند روندهای جمعیت‌شناختی و اقتصادی در گذشته را گردآوری و تحلیل می‌کند.
پژوهش رویدادهای تاریخی به منزله ثبت رویدادهایی است که زندگی گروهی از افراد مورد بررسی را در مقاطعی برجسته کرده‌اند. این نوع مطالعه به پیمایشی شباهت دارد که با نگاه به گذشته صورت گرفته است. اگر مشاهده گذشته در طول زمانی خاص و در مقاطع مختلف صورت گرفته باشد، پژوهش تاریخی از نوع مطالعه فرایندهای تاریخی به‌شمار می‌‌آید. مورد اخیر در واقع نوعی مطالعه طولی است که در مقابل مطالعات مقطعی قرار می‌گیرد.
دانش تاریخی از یک جنبه با دانش مربوط به زمان حال تمایز دارد. آنچه درباره گذشته می‌دانیم الزاماً «غیرمستقیم» به دست می‌آید، در حالی که رفتار انسان در زمان حال به‌طور مستقیم در حال مشاهده است.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی ـ 25
توطئه‌ ترور شخصیت‌ها و انفجارها در تابستان۱۳۶۰
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

پس از واقعه ۱۴ اسفند سال ۱۳۵۹، گروهک منافقین که خود را به بنی‌صدر وصل کرده بود و دیگر گروه‌های مخالف با آنها همصدا می‌شوند و جبهه متحد ضد انقلاب را سامان می‌دهند، گروهک منافقین از همان فروردین سال ۱۳۶۰ تصمیم خود را برای ورود به مرحله نظامی و مقابله با نظام جمهوری اسلامی می‌گیرد. در حالی که حضرت امام خمینی(ره) در پیام نوروزی‌شان سال ۶۰ را «سال قانون» نام‌گذاری می‌کنند و به همگان هشدار می‌دهند که از این به بعد رفتاری جز در حدود اختیارات قانونی نداشته باشند، منافقین فعالیت‌های حزب جمهوری اسلامی را بهانه قرار می‌دهند و بنی‌صدر هم می‌گوید: «من به‌عنوان رئیس‌جمهور می‌بینم هر روز و هر لحظه تضعیف می‌شوم. تنها دیگران نیستند که حق دارند تضعیف نشوند. من هم حق دارم که تضعیف نشوم. وقتی موقعیت خود را در سمت مسئول در مخاطره می‌بینم، حق دارم پیشنهاد بکنم این میزان (رأی مردم) اظهار بشود. اگر چنین حقی دارم طبق قانون، جواب من تهدید و این حرف‌هاست...»
این صحبت‌ها و سخنرانی‌ها گروهک‌ها را علیه مواضع امام تحریک می‌کند و به سمت خشونت‌گرایی منافقین می‌برد، سازمان منافقین اعضای خود را برای اقدامات تروریستی و انجام یک کودتا علیه نظام و به‌نفع بنی‌صدر و دیگر جریانات به سمت خانه‌های تیمی و مخفی می‌برد تا در یک اقدام هماهنگ وارد مرحله نظامی شوند. منافقین به فضای ملتهب پس از غائله ۱۴ اسفند سال ۱۳۵۹ دامن می‌زنند و در بهار سال ۶۰ نیروهای‌شان را با فریبکاری و وعده‌های پوچ آماده اقدامات تروریستی می‌کنند.

نفوذی‌ها
منافقین و گروهک‌ها از مدت‌ها پیش طرح «نفوذ» در دستگاه‌های دولتی و دیگر نهادها و اماکن را در دستور کار خود قرار داده بودند تا در فرصت مقتضی وارد عمل شوند. منافقین در بسیاری از مراکز حساس افراد خود را تحت پوشش‌های مختلف، مانند نخست‌وزیری، دادستانی، وزارت خارجه و اقتصاد و دارایی چیده بودند که برخی از آنها افشا و دستگیر و برخی هم پنهان می‌شوند. برای نمونه یکی از اقدامات نفوذی‌ها سرقت اسناد از وزارتخانه‌ها بود. کتاب غائله ۱۴ اسفند با درج گزارش‌هایی از نفوذ گروهک‌ها در وزارت خارجه، به‌ویژه در دوره بنی‌صدر و قطب‌زاده برخی از اسناد سرقت شده را گزارش کرده و چنین آورده است: «صبح روز یک‌شنبه ۷ اردیبهشت ماه جاری فردی به نام مرتضی فضلی‌نژاد به اتفاق شخص دیگری به‌‌عنوان مأمور رسیدگی به پرونده‌های افراد پاک‌سازی شده فتوکپی تعدادی از اسناد طبقه‌بندی شده و سرّی را با تبانی یکی از کارمندان از قسمت کنسولی وزارت امور خارجه برداشته و به خارج از وزارتخانه حمل می‌کرد. جریان بلافاصله به اطلاع مقامات انتظامی رسید و به دستگیری نامبرده منجر شد. فرد سارق دستگیر می‌‌گردد و جواد منصوری، معاون فرهنگی وزارت‌خارجه طی مصاحبه‌ای که در تاریخ (۳۰/۲/۶۰) در کیهان درج شده آورد: اسماعیل ناطقی، مدیر کل کنسولی سابق وزارت‌خارجه در زمان تصدی قطب‌زاده در رادیو تلویزیون در آنجا بود و همراه با قطب‌زاده در وزارت‌خارجه مشغول می‌شود. آخرین‌بار نامبرده ۲۷۵ فقره اسناد اصل و رونوشت را با همکاری فضلی‌نژاد از وزارت‌خارجه خارج می‌سازد...» در این بین یکی از اسناد سرقت شده مربوط به کاظم رجوی بوده که با ساواک همکاری داشته است.
به‌طور‌کلی، گروهک‌ها با طرح‌های تهیه شده از پیش با به‌کارگیری نفوذی‌ها و اقدام به سرقت اسناد، خانه‌های ‌تیمی‌شان را آماده می‌کنند و سپس وارد مرحله نظامی می‌شوند و فاجعه‌هایی را به‌وجود می‌آورند.

فاجعه‌ ششم تیرماه ۶۰
بررسی طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس و بحث گفت‌وگوی سخنرانان موافق و مخالف مدتی طولانی را به خود اختصاص داد. در بین چهره‌های موافقان، امام خامنه‌ای و آیت‌الله امامی کاشانی و دکتر علی‌اکبر ولایتی، شهید دیالمه و... بودند که کامل‌ترین و جامع‌ترین سخنان در میان موافقان طرح عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر مربوط به امام خامنه‌ای نماینده مردم تهران وقت در مجلس بود. ایشان با برشماری پانزده محور، عدم کفایت سیاسی رئيس‌جمهور بنی‌صدر را استدلال کردند و در محور هفتم اشاره کردند: «در طول ۹ ماه گذشته، یعنی از اوایل تشکیل دولت جدید و حتماً بیش از آن بزرگ‌ترین بلندگوی تبلیغاتی علیه رژیم جمهوری اسلامی (آقای بنی‌صدر) بود و شگفتا که با اصرار در مطبوعات خارج نیز درج و منتشر می‌گردید...»
پس از بررسی عدم کفایت سیاسی رئیس‌جمهور، سرانجام مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی مورخ (۳۱/۳/۱۳۶۰) با ۱۷۷ رأی موافق، یک رأی مخالف و ۱۲ رأي ممتنع عدم کفایت سیاسی او را به تصویب رساند. پس از این رأی، گروهک‌ها وارد عمل تروریستی و انفجارات شدند و از عناصر نفوذی سازماندهی شده از پیش استفاده کردند. هنگامی که در ششم تیرماه امام خامنه‌ای در مسجد ابوذر در سمت سخنران و پاسخگو به پرسش‌های سیاسی روز در پشت تریبون قرار داشت، بمب جاسازی شده در یک ضبط صوت را سمت چپ و در مقابل قلب او قرار دادند و ناگهان صدای مهیب انفجار در مسجد، مردم در حال انتظار را وحشت‌زده کرد و امام خامنه‌ای خیلی سخت مجروح شدند که مدت‌ها در بیمارستان بستری بودند.

فاجعه هفتم‌ تیرماه ۶۰
روز پس از انفجار در مسجد ابوذر و مجروح شدن امام خامنه‌ای یکی از عوامل نفوذی در حزب جمهوری وارد عمل می‌‌گردد و موفق می‌شود با انتقال مواد منفجره و قراردادن آنها در زیر ساختمان سالن جلسات حزب جمهوری اسلامی، با پیگیری و با استفاده از فضای حساس آن روز، عده‌ای از نمایندگان مجلس شورا، تعدادی از شخصیت‌های مؤثر و رده بالای دولت و جمعی از عناصر قوه‌قضائیه و تعدادی از اعضای حزب جمهوری اسلامی را به سالن جلسات سرچشمه تهران دعوت می‌کند. البته، طبق معمول این جلسات روزهای یک‌شنبه و پس از نماز مغرب و عشا برگزار می‌شدند، اما در آن روز عده‌ای با اصرار آورده شده بودند. همین که شهید بهشتی شروع به سخنرانی کرد و در آخرین کلام خود گفت: «رئیس‌جمهور آینده نباید از عوامل آمریکا باشد»، ناگهان صدای انفجار مهیبی تهران را به لرزه درآورد و سالن جلسات حزب‌جمهوری در عرض چند ثانیه به تلی از خاک تبدیل شد و بیش از هفتاد تن از شخصیت‌های رده بالای نظام زیر آوار تخریب شده ساختمان به شهادت رسیدند و در رأس آنها شهید آیت‌الله دکتر بهشتی از چهره‌های شاخص نظام و رئيس‌دیوان عالی کشور و شخصیت محوری طرفدار امام و ۲۷ نماینده مجلس و پنج وزیر و تعدادی معاون وزیر شهید شدند. عامل بمب‌گذاری عنصر نفوذی منافقین به نام محمدرضا کلاهی بود که مدت‌ها در حزب‌جمهوری سرچشمه در قالب نیروهای خدماتی حزب مشغول کار شده بود که پس از انفجار و ایجاد این فاجعه موفق به فرار می‌شود.

فاجعه هشتم شهریور ماه ۶۰
پس از انفجار حزب جمهوری، گروهک‌های تروریستی شخصیت‌های متعددی را ترور می‌کنند و برخی از نمایندگان مجلس را مورد هدف گلوله قرار می‌د‌هند، مانند شهید سیدحسن آیت، نماینده مردم تهران در مجلس شورا را که در یک متری نارمک در ساعت شش صبح با شصت گلوله به شهادت می‌رسانند و بسیاری از پاسداران و کاسبان محل و هواداران نظام جمهوری اسلامی را هدف می‌گیرند. یکی از طرح‌ها و برنامه‌های انفجارات فاجعه‌‌آمیزی که در دست اقدام داشتند، استفاده از عنصری نفوذی به نام کشمیری بود که به همراه نخست‌وزیر و رئیس‌جمهور قصد داشت در محل سکونت امام در جلسه‌ای دست به انفجار بزند که با هوشیاری پاسداران بیت امام خنثی می‌شود و آن تصمیم در جلسه شورای امنیت در نخست‌وزیری عملیاتی می‌شود و فاجعه هشتم شهریور به وقوع می‌پیوندد. با انفجار این بمب، ساختمان در آتش می‌سوزد و تعدادی از افراد، از جمله شهید محمدعلی رجایی و شهید محمدجواد باهنر در آتش می‌سوزند و به خاکستر تبدیل می‌شوند. این حادثه بسیار غم‌انگیز و یک فاجعه تاریخی بود که در نظام جمهوری اسلامی رخ داد، اما نظام جمهوری اسلامی با حضور امام و مردم انقلابی همچنان محکم به راه خود ادامه داد.

فاجعه دادستانی
روز ۱۴ شهریور سال ۱۳۶۰ فاجعه دیگری از طریق نفوذی‌ها رخ دهد که با فاجعه‌‌های هفتم تیر و هشتم شهریور شباهت داشت. یکی از عناصر نفوذی به نام «فخرایی» خود را از محافظان شهید قدوسی، رئیس‌ وقت دادستان انقلاب قرار داده بود، او موفق شده بود مواد منفجره را در زیر ساختمان محل کار شهید قدوسی قرار دهد، شدت انفجار به قدری بوده که شهید قدوسی را از پشت میز محل کارش از طبقه دوم ساختمانی به محوطه پرتاب می‌کند و وی به شهادت می‌رسد.
در یک جمع‌بندی کلی می‌توان گفت گروهک‌ها با استفاده از نفوذی‌ها فاجعه‌های خونینی به‌‌بار آوردند و هیچ راه موفقی هم کسب نکردند. پس از رخ دادن این حوادث خونین، پاسداران انقلاب اسلامی به سرعت برنامه‌ریزی کردند و با شناسایی خانه‌های تیمی گروهک‌ها، اعضای آنها را دستگیر و بسیاری از بمب‌‌ها خنثی کرد. البته، تابستان سال ۱۳۶۰ نظام جمهوری اسلامی ضربات سنگینی را متحمل شد. گرچه در پاییز سال ۱۳۶۰ طرح توطئه دیگری را در دستور کار خودشان قرار دادند که در عمل ناکام شدند و در نیمه دوم سال ۱۳۶۰ در مسیر سقوط و نابودی قرار گرفتند که در مباحث بعدی درباره آن بحث خواهد شد. 


حكایت زمانه

مسافر آواره رم!
روز بيست‌وهفتم مرداد ماه سال ۱۳۳۲ بود. تازه دو روز از کودتاي شکست‌خورده بيست‌وپنجم مرداد مي‌گذشت. محمدرضا شاه که همزمان با شکست آن کودتا، کشور را ترک کرده بود، در اين روز از بغداد به رم رفت تا براي مدتي نامعلوم در آب‌وهواي اروپا نفس بکشد. در فرودگاه رم با وجود حضور نمايندگان دولت ايتاليا و خبرنگاران اين کشور، خبري از سفير ايران نبود. «ناظم نوري» که شايد شاه را يک شکست‌خورده مي‌دانست، آب تني کردن در سواحل ايتاليا را به رودررو شدن با شاه ايران ترجيح داده بود.
محمدرضا و همسرش ثريا اسفندياري، مدام هوش و حواس‌شان به اخبار اوضاع در حال تغيير ايران بود. آنها پس از اقامت در هتلي در بعدازظهر‌‌ همان روز، از طريق راديو، اخبار ايران را لحظه‌به‌لحظه دنبال مي‌کردند؛ اخباري که براي آنها چندان بويي از اميد به همراه نداشت. احساسات و اعتراضات ضد سلطنتي مردم، به‌ویژه توده‌اي‌ها و دولتمرداني، مانند حسين فاطمي، شاه و همسرش را به بررسي گزينه‌هاي پيش‌رو در صورت برنگشتن به تاج و تخت پادشاهي واداشت. ثريا اسفندياري بعد‌ها درباره اتفاقات آن روز مي‌نويسد: «پس از شنيدن اين جريان‌ها من هم نااميد شدم. من و شاه در اين انديشه بوديم که چه کار کنيم. شاه گفت: ثريا ما ناگزيريم صرفه‌جويي کنيم. متأسفم از اينکه اين را دارم به تو مي‌گويم. من پول کافي ندارم، حتي به اندازه‌اي که بتوانيم مزرعه‌اي را براي خود بخريم يا کار مشابهي را انجام دهيم.»
من پرسيدم: «دوست داري کجا برويم؟»
گفت: «شايد آمريکا. هم اکنون مادر و خواهرم شمس آنجا هستند و اميدوارم برادرانم هم به ما بپيوندند.»
گفتم: «منظورت اين است که ما با هم زندگي خواهيم کرد؟»
گفت: «بله. چون از نظر اقتصادي به صلاح و صرفه ما خواهد بود.»(1)
تحولات ايران، خوراک خبري رسانه‌هاي داخلي و خارجي شده بود. بازار تحليل‌ها و حدس و گمان‌ها درباره سرانجام مصدق و محمدرضاشاه داغ بود. برخی رسانه‌ها حتي ديگر کار شاه را تمام‌شده مي‌دانستند و در همين روز بيست‌وهفتم مرداد در يادداشت‌هاي‌شان از عباراتي، مانند؛ «طومار سياه سلطه هولناک دربار پهلوي برچيده شد»(2) استفاده مي‌کردند؛ فضاي به‌شدت ابهام‌آميزي بود.
محمدرضا فرار کرده بود و مملکت شاه نداشت. ذهن مصدق و اطرافيانش مدام درگير اين بود که با اوضاع پيش آمده و شاهي که از کشور رفته، چه بايد کرد؟ براي همين، صبح روز بيست‌وهفتم مرداد، اعضاي فراکسيون نهضت ملي ابتدا در خانه يکي از اعضا (مهندس رضوي) و بعد در خانه مصدق و در کنار او دور هم جمع شدند تا شايد درباره وضع حکومت به نتيجه واحدي برسند. آن جلسه «فوق‌العاده» پشت درهاي بسته تا حدود ساعت يک بعدازظهر طول کشيد. پس از اتمام جلسه، خبرنگاران نشريات به دور اعضايي که از منزل مصدق بيرون مي‌آمدند، حلقه زدند تا شايد بتوانند از زير زبان‌شان بيرون بکشند که در مذاکرات آن جلسه چه نتايجي حاصل شد. عصر آن روز، روزنامه «اطلاعات» از قول يکي از اعضاي فراکسيون درباره آن جلسه نوشت: «به‌طور خلاصه مي‌توانم عرض کنم که بحث امروز روي اين بود که شوراي سلطنتي تشکيل شود يا شوراي موقت و يا مسئله تغيير رژيم را جلو بيندازيم و فکر خودمان را براي اجراي آن به کار ببريم. پس از بحث و مذاکرات زيادي که در اين زمينه صورت گرفت با توضيحات مفصل آقاي نخست‌وزير قرار بر اين شد که فعلاً براي انجام وظايف مقام سلطنت، شوراي‌عالي سلطنتي تشکيل شود و با توضيحاتي که آقاي نخست‌وزير در اين‌باره دادند، بين تمام اعضاي فراکسيون توافق نظر حاصل شد اکنون که شاه به خارج مسافرت کرده و مسافرت او بدون اطلاع دولت و نامعلوم است، در غياب وي، شوراي‌عالي سلطنتي تشکيل شود تا ببينيم تکليف آينده شاه چه خواهد بود...»(3)
با اين وصف شايد بتوانيم مهم‌ترين خروجي آن جلسه را اتفاق‌نظر بر سر تشکيل شوراي‌عالي سلطنتي بدانيم. در اين جلسه همچنين توافق شد، تعداد اعضاي شوراي‌عالي سلطنتي سه نفر باشد؛ اما تصميم درباره اينکه اين اعضا چطور انتخاب شوند و ديگر جزئيات، به جلسات بعدي فراکسيون موکول شد.
در حقیقت، تشکيل شوراي‌عالي سلطنتي باب دل مصدق بود. او خود را وفادار به سوگندي مي‌دانست که در اعتقاد به رژيم مشروطه ياد کرده بود و براي همين با کساني که آن روز‌ها به دنبال تغيير رژيم از شاهنشاهي به جمهوري بودند، هم‌صدا نشد.
در ميان روزنامه‌هاي اين روز، «شاهد» که در مخالفت با مصدق زبانزد بود، فرمان نصب «فضل‌الله زاهدي» به مقام نخست‌وزيري را چاپ کرد؛ فرماني که محمدرضا شاه در روز بيست‌ودوم مرداد ماه پاي آن را امضا کرده بود و به دلیل علني نشدنش جنجال‌هاي زيادي درست کرده بود.
بعدازظهر روز بيست‌وهفتم مرداد، دکتر حسين فاطمي، سخنگوي دولت مصدق در آخرين نشست مطبوعاتي‌اش حاضر شد و آخرين مواضع دولت مصدق را يک روز پیش از سقوط بيان کرد. فاطمي در آن نشست بار ديگر تأکيد کرد: «موضوع رژيم جمهوري الآن مورد بحث دولت نيست و دولت مشغول مطالعه است تا نسبت به وضعيت بعد از شاه فراري تصميمي بگيرد.»(۴) فاطمي در حالي در سمت سخنگو از اين موضع دولت مصدق حرف مي‌زد که خودش از طرفداران تغيير رژيم به جمهوري بود. «محمدعلي سفري» در اين‌باره مي‌نويسد: «... به ياد دارم در آخرين مصاحبه مطبوعاتي در بعدازظهر روز ۲۷ مرداد وقتي مصاحبه تمام شد و من حسب‌المعمول با آن مرحوم (فاطمي) به اتاقش رفتم تا اخبار و مطالبي را که براي روزنامه داشت بگيرم، سخت ناراحت بود. وقتي من پافشاري کردم تا در مورد مسئله تغيير رژيم مطلبي بنويسم، شايد براي نخستين‌بار در طول مدتي که در کنار او در «باختر امروز» انجام وظيفه مي‌کردم به من پرخاش کرد. وقتي اين رفتار غيرمنتظره او حال مرا دگرگون کرد و اشک در چشمانم جمع شد، آن مرحوم در حالي که آشکارا صدايش مي‌لرزيد خطاب به من گفت: اين قدر سماجت نکن، حرف آخر را من نمي‌توانم بزنم، آن کس که بايد بزند هنوز راضي نشده است.» (۵)
نامه پر حرف و حديث آيت‌الله کاشاني به مصدق و پاسخ مصدق به آن هم به همين روز بيست‌وهفتم مرداد برمي‌گردد. در اين نامه که درباره اصالت آن‌ از سوی افراد مختلف حرف‌هاي زيادي زده شده است، آيت‌الله کاشاني وقوع يک کودتاي احتمالي را به مصدق هشدار داده بود.
دستگيري متهمان پرونده کودتاي ۲۵ مرداد و بازپرسي از آنها که پس از شکست آن کودتا آغاز شده بود، در روز بيست‌وهفتم مرداد هم ادامه داشت. روزنامه اطلاعات در عصر روز بيست‌وهفتم نوشت، پرونده کودتاي ۲۵ مرداد که صبح روز يک‌شنبه تنها چند برگ داشت، در اين روز به هفتصد صفحه رسيد و از قول يک «مقام مطلع» پيش‌بيني کرد که با توجه به اهميت موضوع و طولاني بودن جريانات بازرسي، اين پرونده به چندين هزار صفحه برسد.(6)
عصر روز بيست‌وهفتم، ملاقات مهمي بين مصدق و لويي هندرسن، سفير کبير آمريکا رخ داد. هندرسن پس از ترک ايران در خرداد ماه، يک روز پیش از اين ديدار، به ايران برگشته بود. سفير آمريکا بعدازظهر تلفنی به مصدق خبر داد که قصد ملاقات با او را دارد. مصدق هم به دلیل این ديدار، جلسه فوق‌العاده هيئت وزيران را که قرار بود در آن درباره شوراي‌عالي سلطنتي تصميماتي گرفته شود، به روزي ديگر موکول کرد. درباره اينکه در جلسه مصدق و هندرسن‌ها چه چیزی ميان آنها گذشت، روايات مختلف‌ هستند. اشاره هندرسن به اينکه ايران در کام کمونيست‌هاست و دولت او ديگر نمي‌تواند از مصدق حمايت کند و از طرفي آنها هنوز شاه را به رسميت مي‌شناسند؛ تهديد مصدق از طرف هندرسن به اينکه اگر امنيت و آرامش هموطنانش در ايران تأمين نشود، دولت آمريکا اتباع اين کشور را از ايران خارج خواهد کرد؛ لحن تند مصدق در پاسخ به هندرسن و تهديد به اينکه رابطه با آمريکا را قطع خواهد کرد؛ ابراز تعجب مصدق از سخنان هندرسن درباره وضعيت اتباع آمريکايي در ايران و فرمان او در حضور سفير آمريکا براي مقابله با مردم و به‌ويژه توده‌اي‌ها و... بخشي از روايات مختلفي هستند که درباره مذاکرات مصدق و سفير آمريکا بيان شده‌اند.
خيابان‌ها در روز بيست‌وهفتم به‌ویژه در عصر ناآرام بود. مردم و احزاب مخالف سلطنت خوشحال از فرار شاه به خيابان‌ها آمده بودند و شعار مي‌دادند. در ميان صداهاي احزاب معترض، صداي جمهوريخواهي حزب توده بيش از بقيه به گوش مي‌رسيد. هزاران توده‌اي در بعدازظهر آن روز به خيابان‌ها آمده بودند تا فرياد بزنند که خواهان جمهوري دموکراتيک هستند و شاه نمي‌خواهند. در بيانيه اين حزب در‌‌ همان روز اعلام شد، بايد کوشيد تا بساط سلطنت از ميان برچيده شود و رژيمي بر اساس رأي مردم جاي آن را بگيرد.
هنگام عصر، مصدق در پيامي سرنوشت‌ساز به فرمانداري نظامي، فرمان برخورد با معترضان ضد دربار را صادر کرد. «مصدق با اين دستور، پليس را به قلع و قمع جماعتي که بسياري از طرفداران دوآتشه خودش در ميان آنها بودند، فرستاد. آنگاه براي اينکه مطمئن شود طرفدارانش روز بعد دوباره به خيابان‌ها نمي‌آيند، بيانيه‌اي صادر و هرگونه تجمع عمومي را قدغن اعلام کرد. همچنين به رهبران احزاب طرفدار دولت تلفن کرد و از آنها خواست که طرفداران‌شان را از خيابان‌ها جمع کنند. وي خود را خلع سلاح کرد...»(7)
در کنار اينها دسته‌هايي از اراذل و اوباش در خدمت تحقق اهداف کودتاچيان و در حالي که بعضي گروهبانان لباس شخصي ارتش همراهي‌شان مي‌کردند، در حمايت از شاه به خيابان‌ها آمدند و به خاموش‌کردن صداهاي معترض پرداختند.
آشوب خيابان‌هاي تهران در آن روز به شب هم کشيده شد؛ ولي آرام‌آرام با خاموش شدن صداي مخالفان سلطنت تا اواخر شب خيابان‌ها پس از يک روز پر حادثه رنگ آرامش را به خود ديدند. آرامشي که البته چندان پايدار نبود و حکم آرامش پیش از توفان را داشت. فردا، روز بيست‌وهشتم مرداد بود و آن شب آرام هم آبستن حوادث.
*پی‌نوشت‌ها در نشریه موجود است.


امام خامنه ای  در گذر زمان 56

خاطرات تلخ و شیرین زلزله فردوس
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) که حدود 50 روز در حادثه زلزله فردوس و کاخک فعال بود، روزها و خاطرات تلخ و شیرینی را با خود به یادگار دارد. ایشان مشاهده کرده بود که حدود پنج هزار نفر زیر چادرها یا در حفره‌های زیرزمینی زندگی می‌کنند. معظم‌له با جمع دوستانش تصمیم می‌گیرند که برای آوارگان و زلزله‌زدگان یک حمام بسازند، اما برای انجام این کار به آجر دیگر و مصالح ساختمانی نیاز بود.
گفت‌وگوها برای خرید آجر ساختمان بهداری فردوس انجام شده بود. وقتی دستگاه‌های دولتی از این تصمیم آگاه می‌شوند، به بهانه اینکه ممکن است بخش‌های ویران نشده فرو ریزد و آسیب بزند، به دستور مقامات شیروخورشید با بولدوزر ساختمان و آجرهای آن را با خاک یکسان می‌کنند که این حادثه برای امام خامنه‌ای خیلی تلخ و تأسف‌آور بود. ایشان در یکی از بیانات‌شان در این‌باره می‌فرمایند: «بنده اول باور نمی‌کردم... صبح روز بعد که برای مشاهده آن محل رفتم، از دیدن خاک زرد رنگی که از نابودشدن صدها هزار آجر، تمام محوطه بزرگ بهداری را پوشانده بود، بی‌اختیار با صدای بلند گریه کردم و بر بی‌رحمی و بی‌اعتنایی مقامات شیروخورشید... لعنت فرستادم.»
به‌دنبال حوادث غم‌انگیز این‌چنینی، موارد دیگری هم بود که به مذاق انقلابیون خوش آمده بود. امام خامنه‌ای در این مدت در خدمت‌رسانی تلاش بی‌وقفه‌ای داشت، گمان عده‌ای از مردم این بود که امام خمینی(ره) در آن فعالیت‌ها حضور دارد، به همین دلیل به جای «خامنه‌ای» ایشان را «خمینی» لقب می‌دادند و این خاطره برای انقلابیون شیرین بود. امام خامنه‌ای در این‌باره فرمودند: «اوایل که ما آنجا رفته بودیم، تقریباً حدود 10 الی 15 روز مردم اسم مرا با اسم خمینی اشتباه گرفته بودند می‌گفتند، آقای خمینی آمده و یک گروه از دهات و راه‌های دور می‌آمدند که آقای خمینی را ببینند. در آنجا کاملاً معلوم بود که آقای خمینی مال همه است و این‌طور نیست که ما فقط آقای خمینی را دوستش بداریم. در دهات آنجا و حتی در روستاهای دوردست، آقای خمینی اسمش یک اسم محبوب است. بالاخره اسم من[خامنه‌ای] جا افتاد و مردم شناختند.»
خدمات صادقانه و خالصانه امام خامنه‌ای در آن فضای اختناق، دستاوردهای بسیاری برای انقلاب اسلامی و مردم داشت، یکی از مهم‌ترین و شاخص‌ترین آن، علاقه مردم محروم به امام خمینی بود که بیشتر به نمایش درآمد. پس از این ماجرا بود که سران ساواک، مانند پرویز ثابتی طی نامه‌ای به ساواک خراسان سوابق و موقعیت اجتماعی امام خامنه‌ای را خواستار می‌شود. یک هفته بعد موارد درخواستی ساواک مرکز آماده و ارسال می‌گردد و تحقیق درباره افکار و عقاید و تمایلات سیاسی امام خامنه‌ای انجام می‌شود و در اسناد و گزارش‌ها، ایشان طرفدار روحانی مخالف رژیم شاه معرفی می‌شود. از این‌تاریخ به بعد، مکاتبات او با مشهد، تهران، قم و نجف و برعکس تحت مراقبت قرار می‌گیرد.


از لابه لاي تاریخ

پليس سياسي رضاشاه ـ 2
آنچه پس از كودتای 1299 پيش آمد و آنكه جانشين اداره تأمينات و پليس سياسي عصر مشروطيت شد عملكردش در تقابل با آزادي‌هاي مشروع سياسي، اجتماعي و فردي ايرانيان بود. محمد درگاهي كه جانشين سرهنگ «وستداهل» شد، پيش از آن به دستور رضاخان مأمور رسيدگي به پرونده و عملكرد سوئدي‌ها شده بود تا براي آنها پرونده‌سازي كرده، بهانه لازم را براي انفصال آنها از رأس نظميه به دست آورد و اين وظيفه را چنانكه خواسته رضاخان بود به انجام رساند. در دوره رياست درگاهي، شهرباني حيطه فعاليت خود را در تهران و ساير بخش‌ها گسترش داد و در مسير خواسته‌هاي رضاشاه از هيچ كوششي فروگذار نكرد؛ به‌ويژه در از ميان برداشتن مخالفان سياسي حكومت بي‌پروايي را به نهايت رسانيد. درگاهي در روند قدرت‌يابي رضاخان، پس از كودتاي سوم اسفند تا صعود نهايي او به تخت سلطنت، نقش اساسي را برعهده گرفت و با از ميان برداشتن مخالفان سياسي او، راه را براي انقراض سلطنت قاجار هموار كرده، مخالفان سلطنت پهلوي را به انحای گوناگون به قتل رسانيد و يا منزوي کرد.
در دوره كوتاه رياست كوپال هم روند تعقيب مخالفان سياسي حكومت رضاشاه ادامه يافت. برخي رجال درجه اول نظير نصرت‌الدوله فيروز در اين دوره محاكمه و در زندان شهرباني محبوس شدند.
پس از كناره‌گيري سرتيپ كوپال از رياست شهرباني در آذر 1309، سرتيپ فضل‌الله زاهدي كه چند ماه پيش از آن به علت ناكامي در سركوب مخالفان استان فارس مورد غضب رضاشاه قرار گرفته، خلع درجه گشته و بيكار شده بود، رياست شهرباني را برعهده داشت. پس از مدتي رضاشاه، زاهدي را عفو كرد و او را پس از كوپال به رياست شهرباني منصوب كرد؛ اما به علت بي‌لياقتي و به‌ویژه پس از «فرار جمعي از زندانيان به سركردگي سيدفرهاد، ياغي معروف» از زندان قصر، بار ديگر مورد خشم و بي‌مهري رضاشاه قرار گرفته، پس از مدت كوتاهي در ارديبهشت 1310 خلع درجه شده، از رياست شهرباني بركنار و زنداني شد.
دوره رياست زاهدي بر شهرباني كوتاه‌تر از مدتی بود كه بتواند در تشكيلات و مديريت‌هاي شهرباني تغييراتي دهد. پس از عزل زاهدي سرتيپ محمدحسين آيرم وارد صحنه شد.
آيرم در رأس شهرباني، قدرت بي‌حد و حصري يافت و در اندك زماني توانست اعتماد كامل رضاشاه را به خود جلب كند. در دوره او شهرباني به اوج قدرت جهنمي رسيد و «مالك‌الرقاب جان و مال مردم» شد. مخالفان سياسي و ساير مردم، تحت كنترل شديد و مراقبت‌هاي تمام نشدني شهرباني قرار گرفتند. حتي رجال و كارگزاران وفادار به رضاشاه هم از تير گزند شهرباني در امان نبودند و پيوسته از آزار رساني‌ها و پرونده‌سازي‌هاي شهرباني در هراس بودند. آيرم بسياري از رقباي سياسي و نظامي خود را از اطراف رضاشاه دور كرد و با فراهم آوردن هر آنچه رضاشاه دلخواهش بود، خود را به او نزديك کرد. جاسوسان و دستگاه اطلاعاتي ـ امنيتي شهرباني در دوره آيرم تمام دواير دولتي و حكومتي را تحت مراقبت‌هاي شديد قرار داده، مخالفان حكومت را تعقيب مي‌كردند؛ در همان حال، مطبوعات در آن دوره تحت شديدترين سانسورها و نظارت‌ها قرار داشتند و امنيت اجتماعي و حتي فردي مردم نيز از سوي جاسوسان و خبرچينان پرشمار شهرباني سلب شد. در همان حال، آيرم از هر راهي براي ثروت‌اندوزي و كسب مال و مكنت منقول و غيرمنقول وارد مي‌شد. او به واسطه ازدواج فرزندش با خواهرزن رضاشاه، بيش از هر زمان ديگر به خاندان سلطنت نزديك شد و براي شخص رضاشاه هم املاك و ثروت بسياري فراهم آورد. همواره مواظب بود سوءظن شاه را نسبت به خود و شهرباني برنينگيزد، اما نزديكي آيرم به رضاشاه و قدرت مهارنشدني او در رأس شهرباني، چندان دوام نياورد. رضاشاه به تدريج، چنانكه شيوه او بود، نسبت به آيرم و اعمال او ظنين شد. البته، اين بار آيرم بر رضاشاه پيشدستي كرد و پیش از آنكه به تير خشم رضاشاه گرفتار آيد، به بهانه معالجه بيماري‌ راهي خارج از كشور شد و با وجود پيگيري‌هاي رضاشاه، ديگر به كشور بازنگشت.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکا ـ 33
سیطرة رسانه‌ای صهیونیزم بر نظام تصمیم‌گیری آمریکا ـ 3
حسن خدادی

رسانه‌های تحت سلطه صهیونیست‌ها
4ـ نهادهاي رسانه‌اي تحت سلطه صهيونيست‌ها در آمريكا
شبكه‌هاي تلويزيوني: از آنجا كه تلويزيون که يكي از رسانه‌هاي ارتباطی است، جايگاه وسيعي در افكار عمومي داخلي و خارجي دارد، يهوديان صهيونيست به‌طور چشمگیری از اين ابزار برای اهداف خود استفاده مي‌كنند و در اين مسير از هيچ عملي، از تخريب و توهين به مقدسات مذهبي ملل گرفته تا استحاله آموزشي، فرهنگي و... فروگذار نمي‌کنند. در ايالات متحده آمريكا كه بيشترين شبكه‌هاي تلويزيوني را دارد، صهيونيست‌ها کم‌وبیش نظارت تمام‌عیاری بر آنها دارند. در محيط تلويزيون براي همه آمريكايي‌ها، واقعيت جهان با واقعيت نادرست جايگزين و فهم و ذهن آمریکایی‌ها دستکاری می‌شود. در آمريكا سه شبكه تلویزیونی اي‌بي‌سي، سي‌بي‌اس و ان‌بي‌سي در حكم شبکه‌هاي مادر هستند كه ديگر شبکه‌ها اخبار و گزارش‌هاي خبري خود را از آنها مي‌گيرند، اما مسئله اينجاست كه اين سه شبكه در اختيار يهوديان صهيونيست است. اين سه شبكه در آمريكا، از جمله شبكه‌هاي پربيننده هستند كه بی‌شك مي‌توانند نقطه حساس براي آرمان صهيونيسم به‌شمار آیند. در آمريكا رئيس شبكه اي‌بي‌سي، لئوناردو جانسون و مديركل آن، مارتين روبنشتاين، هر دو يهودي صهيونيست هستند كه گفته مي‌شود، درآمد‌هاي هنگفتي از محل پخش آگهي‌ها به‌دست آورده‌اند. ويليام بيلي، رئيس و صاحب شركت سي‌بي‌اس نيز، يك يهودي است كه گرايش صهيونيستي دارد، اما مهم‌تر از همه، شبكه ان‌بي‌سي است كه كاملاً در دست صهيونيست‌هاست. رئيس اين شبكه، آلفرد سيلورمن، يك يهودي طرفدار صهیونیسم است. يهوديان بر شبكه‌هاي تلويزيوني بسياري از كشورها نفوذ دارند، ولي سلطه آنها بر شبكه‌هاي تلويزيوني آمريكا و انگلیس قابل توجه است.
شبكه اينترنت: اينترنت با استفاده از امكانات خود، چون وب، وبگاه و سايت وارد عرصه ارتباطات سياسي، اعتقادي و فرهنگي شده و اهداف سازمان‌يافته صاحبان خود را عملي می‌کند. در آمریکا بین 75 تا 80 درصد مردم، به‌ويژه كودكان و نوجوانان به اينترنت خانگي دسترسي دارند و از امكانات آن به شيوه‌هاي گوناگون استفاده مي‌كنند و ذهن آنان به دليل تسلط يهوديان بر اين بخش از رسانه، دستكاري و هدایت مي‌شود. بیشتر موتورهاي جست‌وجوگر مشهور، ازجمله ياهو، گوگل، فيس‌بوك، ما‌ اسپيس، ويكي‌پديا و ‌اي‌بي در اختيار و سیطره صهيونيسم بين‌الملل هستند. براي نمونه، گوگل كه خيلي سريع به محبوب‌ترين وبگاه جست‌وجو تبديل شد، در سال 1998 به‌وسیله دو تن از دانشجويان كالج يهودي به نام لاري‌پيج و سرجي‌برين پايه‌گذاري شد و در حال حاضر، درآمد ساليانه آن بيشتر از 10 بیلیون دلار است. پايه‌گذاران گوگل به‌شدت از رژیم صهیونیستی حمايت می‌کنند و معمولاً اين دو نفر از طرف مقامات این رژیم به سرزمین‌های اشغالی دعوت شده و مورد استقبال قرار مي‌گيرند. ويكي‌پديا را نيز كه از نظر تعداد بازديدكننده، جزء 10 پایگاه برتر جهان است، يك يهودي به نام جيمي‌ولز در سال 2001 پايه‌گذاری کرد. فيس‌بوك كه به‌سرعت به بزرگ‌ترين پایگاه اجتماعي تبديل شد، در سال 2004 از سوی سه دانشجوی یهودی دانشگاه هاروارد به نام مارك زوكربرگ، ادواردو سويرين و داستين موسكويتز پايه‌گذاري شد. مطالعه درباره نفوذ يهوديان بر اينترنت، سطحي از هماهنگي و همكاري ميان مؤسسان يهودي اينترنت و دولت صهیونیستی را نشان مي‌دهد. يهوديان هميشه به‌دنبال سلطه بر جريان اطلاعات هستند و قوانين و فيلترهاي كامپيوتري خاصي را عليه اطلاعاتي كه به تبليغات آنها در اينترنت صدمه مي‌زنند، اعمال مي‌كنند. آنها همچنين، گروه‌هاي يهودي را در سراسر جهان براي بازبيني و بررسی اطلاعات در ويكي‌پديا و يوتيوب و نيز پایگاه‌هاي خاصي را براي انتشار تبليغات صهیونیستی و نيز، براي ايجاد كينه و دشمني در غربي‌ها عليه مسلمانان و اعراب سازماندهي كرده‌اند. دامنه تلاش يهوديان در اين زمينه، به‌ويژه پس از حمله مرگبار رژیم صهیونیستی به فلسطيني‌ها در غزه در طول سال‌های 2008 و 2009 به وضوح مشاهده می‌شود.
راديو: صهيونيست‌ها، در آمريكا مهم‌ترين ايستگاه‌هاي راديويي را در اختيار دارند. براي نمونه، مي‌توان به ايستگاه راديويي صداي آمريكا اشاره كرد. اين ايستگاه راديويي در اختيار صهيونيست‌ها قرار دارد. رابرت گلدمن؛ سرپرست بخش اخبار اين راديو، عضو هيئت‌مديره انجمن یهودیان است.
موسيقي: صهيونيسم در راه كسب وجهه بين‌المللي و تخريب و تحريف فرهنگ‌ها به ابزار ديگري به نام موسيقي متوسل شده است. در حال حاضر موسيقي يكي از ابزارهاي قدرتمندي است كه در جوامع گوناگون، به‌ویژه در میان قشر جوان رايج است. در واقع، عصر حاضر عصر موسيقي جهاني شده است و در حال حاضر به دلیل امپرياليسم فرهنگي، عامه مردم بيشتر به خريد آلبوم‌هاي جهاني تمايل دارند تا خريد آلبوم‌هاي داخلي. سبك‌هاي موسيقي كه در جوامع حاضر رايجند سبك‌هايي، مانند راك، رپ، پاپ و... هستند. اين سبك‌ها اغلب در اعتراض به نابساماني‌هاي حاكم بر كشورهاي سلطه‌گر متولد شده‌اند، اما درنهايت تحت سلطه آنها و براي اهداف سلطه‌جويانه به‌كار رفته‌اند. سبك‌هاي جديد موسيقي كه صهيونيسم بين‌الملل براي تخريب هويت ملي كشورها از آن استفاده مي‌كنند و به اشاعه شيطان‌پرستي، خشونت، فساد و اعتياد مي‌پردازند، در واقع همگي از ابداعات صهيونيست‌ها هستند.
هنري فورد درباره نفوذ يهوديان به موسيقي آمريكا مي‌گويد: «در نفوذ يهوديان آمريكا در موسيقي ايالات متحده نبايد شك كرد و بايد آن را نفوذی جدي دانست. موسيقي پاپ يك موسيقي كاملاً انحصاري يهودي است. جاز يك موسيقي يهودي است. اين موسيقي كم‌كم به يك موسيقي ملي در ايالات متحده تبديل می‌شود.» در آمريكا هفت شركت موسيقي كه 80 درصد از امتياز موسيقي و ترانه‌هاي موجود در ايالات متحده را در اختيار دارند، تحت اداره دفاتر يهودي هستند.
سينما: سينما جايگاه ويژه‌اي نزد اهل هنر دارد و اين موضوعي است كه مورد توجه صهيونيست‌ها قرار گرفته و آنها خيلي زود به اهميت تبليغاتي آن پي برده‌اند. سينماي آمريكا؛ يعني هاليوود و فيلم‌هاي آن، نه‌تنها ذهن غربيان را شكل مي‌دهند، بلكه بر افكار جهانيان هم تأثير مي‌گذارند. اين بخش از رسانه آمريكا در حال حاضر تحت نفوذ بسيار بالاي يهوديان صهيونيست است. به همين دليل، هاليوود به‌منظور آرمان آخرالزماني يهوديان، نشان دادن مظلوميت آنها و موجه جلوه دادن چهره رژیم صهیونیستی و اقدامات آن فعال است. يهوديان از سينما به‌عنوان ساحل نجات خود ياد كرده و با استفاده از آن براي بهبودي و ترقي رژیم نژادپرست صهیونیستی استفاده مي‌كنند و در همه جاي آن، دشمنان سياسي يهود و صهيونيسم مأدون انسان تلقی می‌شوند.
يهوديان توانسته‌اند با استفاده از سينما، نخست به‌منظور گسترش اهداف صهيونيسم قدم بردارند و سپس موجب تحصيل سود و منفعت شود. امین مصطفی، نویسندة کتاب روابط آمريكا و اسرائیل معتقد است صهيونيست‌ها به پنج دليل توجه خود را به سينما مبذول داشته‌اند:
۱ـ برتري يهود از طریق سينما؛
۲ـ توجيه اشغال فلسطين؛
۳ـ نشر و گسترش عقايد يهود در جهان؛
۴ـ نشان دادن تصويري متزلزل از اعراب؛
۵ـ ارائه تصوير هميشه پيروز از رژیم صهیونیستی.
از زماني كه يهوديان صهيونيست از طريق زور و با كمك دولت آمريكا، رژیم جعلی اسرائیل را در سرزمين عرب فلسطين تأسيس كرده‌اند و عرب‌ها و صهیونیست‌ها براي تسلط بر اين سرزمين با هم وارد كشمكش شده‌اند، هاليوود و ديگر رسانه‌هاي جمعي آمريكا نقش مهمي در بي‌اعتبار و تيره كردن تصوير اعراب ايفا کرده‌اند.
به هر حال، طلايه‌داران صنعت سينماي آمريكا يهوديان هستند. يهوديان صهيونيست تقریباً شركت‌هاي توليدي فيلم هاليوودي از قبيل شركت‌هاي فاكس قرن بيستم، يونيورسال، گلدن، برادران ماير، پارامونت و بسياري از شركت‌هاي فيلم‌سازي آمريكا را در تملك و اختيار خود دارند، به‌نحوي كه گفته مي‌شود، مالك و صاحب سينما يا هاليوود آمريكا، يهوديان و اغلب يهوديان صهيونيست هستند.
مطبوعات: پس از تلويزيون، مطبوعات بانفوذترين وسيله ارتباط‌جمعي در آمريكاست كه يهوديان صهيونيست نفوذ بسیاری در آن دارند. نفوذ يهوديان در مطبوعات آمريكا به‌گونه‌ای است كه مطبوعات و جرايد بيشتر به نفع رژیم صهیونیستی و به ضرر اعراب فعاليت مي‌كنند. اين دسته از روزنامه‌ها هرگز به فلسطيني‌هايي كه قرباني تروريسم مي‌شوند اشاره‌اي نمي‌كنند، اما با تبليغات زياد بر مرگ كودكان صهیونیستی بر اثر تروري كه وجود ندارد، تأكيد مي‌كنند. به این ترتیب، مسائلي در سياست، جامعه، فرهنگ و افكار عمومي آمريكا تأثير دارد. در مطبوعات و رسانه‌هاي آمريكا اساساً از آزادي خبری نیست و معمولاً در دست صهيونيست‌هاي آمريكا هستند. آنها نقش مهمي را در جهت‌دهي افكار عمومي به‌سمت سياست‌هاي رژیم اشغالگر قدس ايفا مي‌كنند.
سركوبي، رقابت و تأمين حقوق انحصاري داخلي براي انتشار اخبار و ايده‌ها، مشخصه افزايش تسلط يهوديان بر روزنامه‌هاي آمريكايي بوده است. در آمريكا سه روزنامه تعيين‌كننده وجود دارد: نیویورک‌تایمز، واشنگتن‌پست و وا‌ل‌استريت‌ژورنال. اين سه روزنامه هم‌اکنون در آمريكا پرتيراژترين و مهم‌ترين مطبوعات ايالات متحده به‌شمار مي‌روند و درواقع، راهنما و الگوي روزنامه‌هاي ديگر هستند. اين روزنامه‌ها مي‌گويند كه در سطح بين‌المللي چه چيزي خوب يا بد است. توليد خبر در اختيار آنهاست و ديگران صرفاً از آنها نسخه‌برداري مي‌كنند و به عبارت كلي، اين روزنامه‌ها تمام ابعاد زندگي ملت آمريكا را تحت پوشش قرار داده‌اند و جالب اينكه هر سه در اختيار شركت‌هاي تبليغاتي يهوديان قرار دارد.
روزنامه نيويورک‌تايمز كه به‌صورت گسترده در ايالت نيويورك توزيع مي‌شود، در سال 1851، به وسیله اشخاص غيريهودي تأسيس شد، اما از سال 1896 در سیطرة صهیونیست‌ها قرار گرفت و آدولف اوش يهودي (روسي‌الاصل) آن را خريداري کرد و در حال حاضر از مهم‌ترين و پرنفوذترين روزنامه‌هاي آمريكاست. اين روزنامه به ملت مي‌گويد كه چه كتابي بخرند، چه فيلمي ببينند، ديدگاه‌هاي جديد در مد چيست و چه كساني با قدرت در سياست، آموزش، هنر و تجارت وارد شدند.
اگرچه روزنامه واشنگتن‌پست ريشه يهودي ندارد، اما هم‌اكنون در دست يهوديان است. اين روزنامه كه در سال 1877 به‌دست يك غيريهودي به نام «استیلن هاچینز» تأسيس شد، در سال 1933 از سوی خانواده يهودي ماير خريداري گرديد.
روزنامه وال‌استريت‌ژورنال هم كه سومين روزنامه پرنفوذ آمريكاست، تأثير بسيار مهمي در حوزه‌هاي اقتصاد، تجارت، كار و پول دارد. ناشر اين روزنامه يك يهودي به نام «پيترآر. كان» است و صاحب امتياز آن نيز در حال حاضر رابرت مرداك است. اين روزنامه در آمريكا به زبان اسپانيايي و پرتغالي نيز، منتشر و در اروپا و آسيا هم چاپ مي‌شود. افزون‌براین درحقیقت، صهيونيست‌ها بر روزنامه‌هاي محلي در آمريكا هم نظارت مي‌كنند. البته، بايد اظهار كرد كه در واقع روزنامه محلي در آمريكا وجود ندارد؛ زيرا اغلب روزنامه‌هاي محلي در مالكيت شركت‌هاي كنترل‌شده به وسيله صهيونيست‌هايي هستند كه در فاصله صدها مايل دورتر، آنها را بررسی و اداره می‌کنند.
افزون‌بر روزنامه، سه مجله خبري سرشناس آمریکا، يعني تايم، نيوزويك، اخبار ايالات متحده و گزارش جهان در اختيار يهوديان قرار دارند و در سراسر جهان پخش مي‌شوند. مجله تايم بزرگ‌ترين و بانفوذترين هفته‌نامه آمريكاست. اين مجله متعلق به یک مالك يهودي به نام جان ماير است و ده‌ها صهيونيست برای تهيه و توزيع آن فعالیت مي‌كنند. هفته‌نامه نيوزويك كه در سال 1933 تأسیس شد، در سال 1937 صهيونيست‌ها آن را خريداری کردند و در حال حاضر هم صاحبان آن خانواده ماير، صاحبان روزنامه واشنگتن‌پست هستند و سومين مجله هم ناشر و سردبير آن يك يهودي صهيونيست متعصب به نام مورتيمر زوكرمن است.
همچنین، از شش انتشاراتي بزرگ كتاب در ايالات متحده، سه مورد آن در مالكيت يهوديان است. اين انتشاراتي‌ها عبارتند از: راندوم هوس، سيمون و شوستر و تايم وارنر. همچنين، انتشارات دانشگاهي اين كشور نیز، در قبضه سازمان‌هاي صهيونيستي است. بزرگ‌ترين ناشر كتاب كودكان، انتشارات وسترن پابليشينگ است كه رئيس و مدير اجرايي آن يك يهودي به نام ريچارد اسنايدر است. گريس هالسل، روزنامه‌نگار آمريكايي، می‌نویسد: «تقریباً ناممکن و بسيار سخت است كه نويسنده‌اي بتواند ناشر مهمي را پيدا كند كه يك كتاب ضدصهيونيستي را چاپ و نشر نمايد.»
اين واقعيت نظارت رسانه‌اي آمريكاست. نظارت رسانه‌هاي جمعي در آمريكا از سوی يهوديان مهم‌ترين واقعيت زندگي نه‌تنها در آمريكا، بلكه در جهان است. نظارت بر اخبار و برنامه‌هاي رسانه‌اي، عامل تعيين‌كننده‌اي را در نظام سياسي ايالات متحده در اختيار يهوديان قرار مي‌دهد. اين امر به يهوديان امكان مي‌دهد تا بر ذهن و روح كودكان و جوانان آمريكايي و غربي تسلط يابند، حتي صهيونيست‌ها در تعدادي از مجلات علمي تخصصي رخنه كرده و از آنها به نفع خود بهره‌برداري مي‌كنند. يك از اين مجلات، جغرافياي ملي است كه پیشتر، صهيونيست‌ها در آن نفوذ داشته‌اند. در همين مجله و در نقشه‌اي از جهان به جاي كلمه فلسطين بر روي نقشه و جداول، نام اسرائيل را نگاشته‌اند، يا حتي چند سال گذشته نيز به جاي كلمه خليج‌فارس، خليج عربي را چاپ كرده‌اند. در اين میان، هيچ نشريه و مجله‌ای در اختيار اعراب و مسلمانان ساكن آمريكا نيست كه از مواضع خود دفاع كنند. در نتيجه، مي‌توان گفت كه مطبوعات يهودي صهيونيستي در آمريكا سه ويژگي مشخص دارند: نخست اينكه، در تحريك افكار عمومي بسيار متعصبند؛ دوم اينكه پيوسته در حال تنش هستند و سوم اینکه هرگونه انتقاد عليه يهود و صهيونيست را محكوم كرده وعاملان آن را به آنتي‌سيميتزم يا ضديهودي متهم می‌کنند.


وابستگان

بازنشستگی فرصتی برای شکوفایی استعدادهای درونی
مقام معظم رهبری و فرماندهی کل قوا، در همایش سراسری فرماندهان و مسئولان سپاه در تیر ماه 1389 فرمودند: «حتی بازنشستگان سپاه نیز اعضای وابسته سپاه محسوب می‌شوند و باید همچون اجزای این نهاد سپاه را از خود بدانند و سپاه هم آنان را از خود بداند.»
اعضای وابسته سپاه، به‌ویژه افراد نخبه و شاخص در زمان رهایی از خدمت و بازنشستگی نیز از قوّه، توانمندی، استعداد و قدرت تأثیرگذار متراکمی برخوردار بوده و حسب تدابیر و منویات مقام معظم رهبری و سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و اقدامات سپاه مبنی‌بر حضور پرتلاش و تأثیرگذار بازنشستگان سپاه در فعالیت‌های فرهنگی، اجتماعی و کارآفرینی، همواره نقش‌آفرین بوده و خوش درخشیده‌اند.
بر همین اساس، کانون بازنشستگان سپاه برای تحقق منویات مقام عظمای ولایت درزمینه استمرار و تداوم پر حضور بازنشستگان سپاه در صحنه‌های مختلف اجتماعی و جهادی، ضمن پوشش خدماتی و حمایت از اعضای وابسته، همواره تلاش کرده زمینه‌های بروز و شکوفایی استعداد و توانمندی بازنشستگان را فراهم آورده و از طریق اطلاع‌رسانی و نشر و ارائه آثار فرهیختگان و اعضای وابسته موفق، فرصت بهره‌برداری از تجربیات و رموز موفقیت آنها را برای عموم بازنشستگان فراهم کند، لذا در راستای اهداف فوق‌الذکر و با انگیزه گسترش حرکت‌های فرهنگی، اجتماعی، کارآفرینی و.... به درج و انتشار آثار بازنشستگان موفق می‌پردازیم و ازهمین جا فرصت را غنیمت شمرده، از بازنشستگان محترم درخواست می‌کنیم، آثار، رزومه و شرح موفقیت‌های خود را به معاونت فرهنگی ـ اجتماعی کانون بازنشستگان سپاه ارسال کنند تا مانند آثاری که در این نشریه درج شده، از تجربیات و آثار شما نیز استفاده و بهره‌برداری بهینه صورت پذیرد.
معاونت فرهنگی اجتماعی کانون بازنشستگان سپاه
حسین توحیدی‌فرد، متولد سال 1342 در شهرستان بیرجند، واقع در استان خراسان هستم. تحصیلات خود را در رشته کاربری کامپیوتر تا دوره دیپلم ادامه داده و در سال 1366 وارد سپاه شدم. به مدت ۹ ماه حضور داوطلبانه در جبهه، دوره آموزش عکاسی عمومی را با موفقیت در معاونت تبلیغات نیروی زمینی سپاه در تهران طی کردم. علاوه‌بر عکاسی در رشته‌های فیلمبرداری، نقاشی، تابلونویسی، طراحی پوستر، برق ساختمان، ساخت دکوراسیون و امور ساختمان نیز، تجربیات ارزشمندی کسب کرده و در سمت خبرنگار و عکاس در روزنامه امروز خراسان جنوبی مشغول به فعالیت هستم.
به‌نظر بنده بازنشستگی به معنای از کارافتادگی نیست، بلکه فرصتی دوباره برای شروع فعالیت‌های جدید و مورد علاقه است. توصیه‌ام به دوستان و همکاران بازنشسته این است که با توجه به علاقه و استعدادشان، به هر ترتیبی که شده فعالیتی را شروع کنند. اکنون در جامعه خلأهای زیادی در مسائل اجتماعی، فرهنگی و... وجود دارد که نیازمند افراد باتجربه‌ای چون شماست.
بنده در طی 24 سال گذشته، به‌ویژه در دوران بازنشستگی، در بیش از 50 جشنواره عکس و عکاسی استانی و کشوری شرکت کرده و توانسته‌ام مقام کسب کنم که نمونه‌های زیر بخشی از آن است:
۱ـ منتخب عکس سومین جشنواره فرهنگی و هنری «طریق جاوید»، ویژه یکصدمین سالگرد تولد حضرت امام(ره) ـ کشوری ـ سال 1377.
۲ـ منتخب عکس «جشنواره فرهنگی و هنری امام رضا(ع)» ـ کشوری ـ سال 1384.
۳ـ کسب رتبه اول عکس جشنواره دفاع مقدس با نام «پلاک» ـ کشوری ـ سال 1384.
۴ـ کسب رتبه سوم عکس نخستین جشنواره فیلم و عکس «جاذبه‌های گردشگری» ـ استانی ـ سال 1385.
۵ـ منتخب عکس اولین جشنواره فرهنگی و هنری «عفاف و حجاب» ـ استانی ـ سال 1386.
۶ـ کسب رتبه اول جشنواره فرهنگی و هنری عكس «حضور» کشوری ـ سال 1387.
۷ـ کسب رتبه دوم عکس نخستین سوگواره «72 راوی آسمان» ـ منطقه‌ای ـ سال 1388.
۸ـ منتخب عکس «نماز و نیایش به روایت دوربین» کشوری ـ سال 1389.
۹ـ منتخب عکس «شکوه حماسه» ـ کشوری ـ سال 1390.
۱۰ـ منتخب جشنواره عكس «شهر آسمان» ـ كشوري ـ سال 1392.
۱۱ـ منتخب جشنواره عكس «رشد» ـ كشوري ـ سال 1393.
۱۲ـ برگزاری نمایشگاه عکس انفرادی با موضوع گردشگری دینی با همکاری اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان در کاخ گلستان تهران ـ مهر 1390.
۱۳ـ برگزاری نمایشگاه عکس وقف و معرفی بقاع متبرکه استان در محل آستان مقدس شهدای باقریه بیرجند ـ بهار 91.
۱۴ـ برگزاري نمايشگاه عكس انفرادي با موضوع ميراث معنوي استان (ابتدا بيرجند، سپس اصفهان) مهر 1393.
اطلاع‌رسانی و درج گزارش از فعالیت بازنشستگان در عرصه‌های مختلف ادامه دارد.


نقدی بر مقالات خلاف واقع سروش محلاتی درباره فرمانده مقتدر علی(ع)-15
وقتی اصلاح‌گری می‌شود غوغاسارلاری!
مجتبی صادق

 


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

آيت‌الله شيخ محسن اراكي
مسجد؛ محور تمدن اسلامي و خانه امامت

پیامبر(ص) در بدو ورودشان به مدینه ساخت مسجد و اقامه نماز جمعه را بر هر کار دیگری مقدم دانستند. آن حضرت قصد جامعه‌سازی داشتند.
 این مسجد، مسجد قباست که با ورود رسول اکرم(ص) به مدینه این مسجد را در محله قبا تأسیس کردند.
روایات متعددی درباره ثواب اقامه نماز در این مسجد وارد شده است، ضمن آنکه روایات متعددی وجود دارد که در آنها از سوی ائمه‌اطهار(علیهم‌السلام) تأکید به حضور در مسجد قبا و اقامه نماز در آن شده است که از جمله بنا به روایت، رسول اکرم(ص) ملتزم بوده‌اند و هر روز شنبه می‌آمدند و در این مسجد اقامه نماز می‌کردند و ثواب اقامه نماز در این مسجد را فرمودند: اجر یک عمره است. پیامبر(ص) از مسجد قبا به‌‌منزله «مسجدی» يعني مسجد من تعبیر کرده‌اند.
 تعبیر و نسبت مسجد به ذات رسول اکرم(ص) نشان‌دهنده عظمت این مسجد و جایگاه مهم آن است. این مسجد در میان اصحاب پیامبر(ص) نیز شهرت مسجد رسول‌الله را داشته است، لااقل سه مطلب از سیره رسول اکرم(ص) در تأسیس مسجد قبا استفاده می‌شود، اولاًً؛ رسول اکرم(ص) در محله «بنی‌عمربن‌عوف» ماندند تا امیرالمؤمنین(ع) به ایشان ملحق شوند، وقتی امیرالمؤمنین(ع) رسید آن وقت بود که حضرت رسول(ص) مسجد قبا را تأسیس کردند، ضمن آنکه مردم آنجا نیز به حضرت پیشنهاد کردند که برای‌تان مسجدی آماده کنیم، اما حضرت این کار را انجام ندادند تا امیرالمؤمنین(ع) آمد و وقتی حضرت رسید، آن وقت پیامبر(ص) این مسجد را بنا کردند، یعنی آغاز بنای این مسجد را انجام دادند.
ثانيا؛ نقشه مسجد قبا توسط حضرت امیر(ع) کشیده شد و به مجرد اینکه حضرت امیر نقشه مسجد را ریختند و پایه مسجد ریخته شد، نماز جمعه را با حضور حضرت امیر(ع) اقامه کردند و در روایات نداریم که پیامبر(ص) بدون حضور حضرت امیر(ع) نماز جمعه را اقامه کرده باشند، در روایت داریم که این اولین نماز جمعه‌ای بود که رسول اکرم(ص) در این مسجد اقامه کرد، یعنی نماز جمعه‌ای با دو خطبه.
ثالثاً؛ مسجد پایگاه اصلی تمدن اسلامی است، یعنی رسول اکرم(ص) با هجرت به مدینه دور جدیدی از رسالت‌شان را آغاز کردند و مدینه دوران تأسیس تمدن اسلامی بود؛ بنابراین سیره رسول اکرم(ص) در مدینه تأسیس و با ورود حضرت به مدینه، پایه‌های تمدن با مسجد قبا شروع شد؛ بنابراین هم از این سیره و هم سیره تأسیس مسجدالرسول در مدینه استفاده می‌شود که مسجد پایگاه و محور اصلی تمدن اسلامی محسوب می‌شود.

 نقش مسجد در شهرسازي
در شهرسازی اسلامی نیز زمانی که طرح شهری ریخته شود باید طوری باشد که مسجد جامعی که نماز جمعه در آن اقامه می‌شود، مرکز شهر شود، محله‌هایی که ترتیب داده می‌شود باید مسجدی داشته باشد که باز هم آن مسجد مرکز آن محل می‌شود، در روایت داریم در جوار مسجد چهل خانه است که از این روایت چنین مستفاد می‌شود که زمان ساخت یک محله باید مسجد را در وسط در نظر بگیریم و از هر جهت، چهل خانه حساب کنیم که این چهل خانه، خانه‌هایی هستند که نمازگزاران این مسجد باید به‌وسیله این چهل خانه تأمین شود و دسترسی به این چهل خانه از هر سو ممکن باشد.
فقه، گاهی فقه فردی است و گاهی فقه جمعی و اجتماعی است، یک‌وقت شارع تکلیف افراد را معین می‌کند، هرکسی زمینی دارد و بتواند این مسجد را وقف مسجد کند، بعضاً مسجد چهل متری، پنجاه متری، دویست متری، یک‌وقت هم تکلیف اجتماعی را بررسی می‌کنیم، یعنی می‌خواهیم جامعه بسازیم، شهر بسازیم. این دیگر تکلیف دولت است، با این تفاسیر سؤال آن است که جامعه باید در حوزه تأسیس مساجد چطور مدیریت داشته باشد و طرح شهر اسلامی چگونه است؟ طرح جامع یک شهر اسلامی چطور باید طراحی شود؟ از روایات استفاده می‌شود، چنین مسجدی مسجد مدینه است که در آن نماز جمعه اقامه و اعتکاف برگزار می‌شود؛ پس مسجد باید در مرکز محله قرار گیرد و از هر طرف چهل خانه دور مسجد را احاطه کند که این مسجد و این چهل خانه در هر جهت سرویس‌های مذهبی می‌دهد و آنها نیز باید در مسجد حضور یابند.
بنابراین مسجد است که محور و قطب شهر اسلامی به شمار می‌رود؛ از این رو آغاز شهرسازی و تأسیس مدینه نبوی با تأسیس مسجد آغاز می‌شود که این محور شهر اسلامی است؛ پس مراکز خدمات‌رسانی عمومی نیز باید در اطراف این مسجد شکل گیرند.

شهر اسلامي افقي است
ضمن اینکه شهر اسلامی، شهری افقی است؛ یعنی اصولاًً اگر بخواهیم یک شهر اسلامی را طراحی کنیم باید شهری باشد که در این شهر، طبقات به‌سوی بالا نمی‌رود. شهر اسلامی باید شهری باشد که افق در آن شهر برای هرکسی که در خانه‌اش زندگی می‌کند، قابل رؤیت باشد و بتواند طلوع و غروب خورشید را ببیند.
معمول باید آن باشد که مردم در خانه طلوع فجر را ببینند، ارتباط مردم با طبیعت و آیات الهی نباید قطع شود، این غفلت‌ها و قساوت‌ها و این مادی‌گری‌هایی که امروز در عموم زندگی اجتماعی می‌بینیم و این غفلت‌های عجیب، این واژگون شدن فطرت‌ها، این عادت‌هایی که امروز گاهی جریان پیدا می‌کند، این بیماری‌هایی که امروز رواج یافته و مدام می‌گویند بیماری‌های عصر، سرطان، ایدز، این بیماری عصر نیست، بیماری، تمدن غرب است؛ چراکه عصرها، همه مثل هم هستند، در همه عصرها خداوند متعال خداست و در همه عصرها زمین می‌گشته و خورشید هم می‌تابیده است، عصر، بیماری ندارد و بیماری، بیماری تمدن و فرهنگ غلطی است که بر ما تحمیل کرده‌اند.
یکی از عوامل به هم ریختن نظم عمومی، مهندسی غلط شهری است که نظم زندگی فطری را به‌هم‌ریخته است. زندگی شهری و دستاورد تمدن جدید، منشأ این بیماری‌هاست، حال این بیماری جسمی است که مردم با پارامتر و همه چیز قیاس کرده و می‌بینند و دردش را هم احساس می‌کنند، اما بیماری‌هایی وجود دارد که دردش را کسی احساس نمی‌کند، این بیماری‌ها خطرناک‌تر از بیماری‌هایی است که دردش را مردم حس می‌کنند، مثل‌اینکه انسانیت به‌جایی می‌رسد که همجنس‌بازی را قانون کنند. این نشان‌دهنده آن است که بیماری دیگری، یعنی بیماری معنوی در این جوامع رخ‌داده است که دارد همه‌ هستی بشریت را از آنها می‌گیرد و این اساس مطلب است.

مسجد خانه امام است
بنابراین از سیره رسول‌الله(ص) در تأسیس مسجد قبا استفاده می‌کنیم که مسجد، محور تمدن اسلامی است و همچنین، مسجد به‌‌منزله محور اصلی شهر اسلامی با امامت ارتباط دارد، ضمن آنکه اساساًً مسجد یعنی خانه امام، مسجد، یعنی بیت‌الامامه.
البته، امام و رسول(ص)، تمامی شئون‌شان شخصی نیست، بلکه شئون شخصیتی است؛ یعنی شخصیت رسول اکرم(ص) با شخصش یکی است. چنانچه می‌فرماید «مَّا کَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِّن رِّجَالِکُمْ وَلَکِن رَّسُولَ اللهِ»؛ یعنی این انسان جزء خاتم‌النبیین نیست، پس هر رفتاری که می‌کند، اگر می‌خندد، گریه می‌کند، می‌نشیند، برمی‌خیزد، تماماًً با شخصیت رسالتی است(که) چنین می‌کند، امام نیز همین‌گونه است، وقتی می‌گوییم بیت‌الامام به معنای بیت شخص نیست، مهم‌ترین بعد شخصیتی ائمه اطهار(علیهم‌السلام) همین بعد است که شخص آنها گره خورده در شخصیت آنهاست. حیث شخصی معین ندارند و هرچه بکنند، همان است که مقتضای شخصیت آنهاست.
وجوب تطهیر مسجد از بیت‌الامام گرفته می‌شود، بیت‌الامام بیت‌الطهاره است، تطهیر، تطهیر امام است، بنابراین چون بیت‌الامام بیت مطهر است، از این رو آن بیت نیز همیشه باید مطهر باشد. بنابراین امامت، مبنای مساجد است، امام جماعت هر مسجدی به شکلی امامت امام عصر را نمایندگی می‌کند و اقتدای به امام جماعت به شکلی، اقتدا به امام اصل است و این امام، فرع است و این امام فرع، مقتدی به آن امام اصل است و شاید این نکته که در فقه ما آمده است که امام جماعت باید امامی باشد، یعنی معتقد به امامت امام باشد، این از همین نکته برخاسته است، گویی کسی که اقتدا به امام جماعت می‌کند، به شکلی اقتدا به امام اصلی است که این امام جماعت مقتدا به اوست که همان اقتدای سیره‌ای است.

نقش تمدن‌ساز نماز جمعه
همچنین، اینکه حضرت رسول(ص) همزمان با تأسیس مسجد، نماز جمعه را هم با حضور امیرالمؤمنین(ع) اقامه کردند نشان‌دهنده جایگاه نماز جمعه در تمدن اسلامی است، تمدن اسلامی به‌وسیله نماز جمعه ساخته می‌شود، سؤال آن است که نماز جمعه چه‌کار می‌کند؟ نماز جمعه فرهنگ عمومی‌ساز است و جامعه را همین‌طوری نمی‌شود بار آورد و تربیت کرد و جامعه‌ای با فرهنگ ساخت، جامعه با فرهنگ دینی و فرهنگ اسلامی است که اسلام می‌سازد، مردم باید تربیت اسلامی شوند و به فرهنگ اسلامی عادت کنند.
 جامعه مطلوب آن است که مردم آن جامعه نماز جمعه می‌آیند، در این جامعه مردم وقت نماز به مساجد می‌روند به‌جز اینکه عذری وجود داشته باشد، این مردم اگر روزی و حتی هفته‌ای یک‌بار نماز جمعه بیایند با فرهنگ دینی و ارزش‌های اسلامی بار می‌آیند و خلاف‌کاری در این جامعه استثنا می‌شود، این مسئله را یک جامعه‌شناس بیاید ببیند و بعد معلوم می‌شود که کارکرد مسجد و نماز جمعه چیست؟ البته، ما ادعا نمی‌کنیم کسی که مسجد بیاید معصوم می‌شود، اما چند درصد از اهالی مسجدی هستند که در آنها آدم بد پیدا می‌شود، در چند درصد از نماز جمعه‌ای‌ها آدم متخلف پیدا می‌شود؟
معلوم می‌شود که مساجد و نماز جمعه‌ها فرهنگی ارزشی را می‌سازند و جامعه‌سازی به‌وسیله این مساجد و برنامه‌ها است که به وجود می‌آید، از این رو، رسول اکرم(ص) وقتی وارد مدینه می‌شود و می‌خواهد جامعه‌سازی کند، از نماز جمعه و مسجد شروع می‌کند


آیینه خواص

 


شمیم شریعت
علیرضا منصوری

برخي احكام مسجد
یکی از با شرافت‌ترین مکان‌ها در این کره خاکی، مساجد است. مسجد خانه خداوند متعال بر روی زمین است. این خانه با احترام، محل وصل انسان و خالق است و دارای احکام خاص خویش است که ویژگی و جایگاه مهم آن در همین احکام نیز به چشم می‌خورد. ساختن مسجد، از مستحبات مؤكد است و ثوابي بسيار دارد. خواندن نماز در مساجد مستحب است، بلكه ‏حاضر نشدن در مسجد، به‌ویژه براي همسايگان‏ مسجد-درصورتي‌كه عذري نباشد، مكروه است. ارزش مسجد به اين حد است كه اگر مسجدي ويران شود، زمين آن از مسجد بودن خارج نمي‏شود و احكام مسجد در برخي موارد بر آن جاري است، همچنين، اگر تمام روستا يا شهري‏ كه مسجد در آن است، خراب شود، مكاني كه مسجد بوده همچنان عنوان مسجد دارد.
از سوي ديگر، نجس کردن زمین و سقف و بام و طرف داخل دیوار مسجد حرام است و هر کس بفهمد که نجس شده است، باید فوری نجاست آن را برطرف کند و احتیاط واجب آن است که طرف بیرون دیوار مسجد را هم نجس نکنند. تمیز کردن مسجد و روشن کردن چراغ آن مستحب است و کسی که می‌خواهد به مسجد برود، مستحب است خود را خوشبو کند و لباس پاکیزه و قیمتی بپوشد. هنگام داخل شدن به مسجد اول پای راست و موقع بیرون آمدن اول پای چپ را بگذارد. مؤمن بايد با مسجد مأنوس باشد؛ لذا مستحب است از همه زودتر به مسجد آید و از همه دیرتر از مسجد بیرون رود. وقتی انسان وارد مسجد می‌شود، مستحب است دو رکعت نماز به قصد تحیت و احترام مسجد بخواند و اگر نماز واجب یا مستحب دیگری هم بخواند، کافی است .
مسجد محل عبادت و راز و نياز با معبود است؛ از اين‌رو، هر كاري مانع اين كار شود مذموم است و خوابیدن در مسجد اگر انسان ناچار نباشد و صحبت کردن راجع به کارهای دنیا و مشغول صنعت شدن و خواندن شعری که نصیحت و مانند آن نباشد، مکروه است. گاهي در مساجد از عكس شهدا و تمثال امام خميني(ره) و امام خامنه‌اي و يا تصاویر ديگر استفاده مي‌شود. در این‌باره بايد توجه داشت، منع نقاشی و تصویر در مسجد شامل عکس نمی‌شود و نماز با وجود عکس در مکان نمازگزار صحيح است؛ اما اگر عکس در مقابل و روبه‌روي ‏نمازگزار باشد، كراهت دارد و اگر روي آن را به وسيله‏اي بپوشانند كراهت برطرف مي‌شود.
ترتيب اولويت مساجد براي خواندن نماز از نظر ثواب به این شرح است:
مسجدالحرام هر نماز، معادل یک ميليون نماز.
مسجدالنبي(ص) هر نماز، معادل ده هزار نماز.
مسجد جامع كوفه، هر نماز، معادل هزار نماز.
مسجدالاقصي ـ هر نماز، معادل هزار نماز.
مسجد جامع‌ هر شهر،-هر نماز، معادل يكصد نماز (مسجد جامع مسجدي است كه اغلب اوقات‏ بيشتر از ساير مساجد جمعيت داشته باشد).
مسجد قبيله ـ هر نماز، معادل بيست‌وپنج نماز.
مسجد بازار ـ هر نماز، معادل دوازده نماز.


گزارشی از تشییع و تدفین دو شهید گمنام در محمل‌گاه هنر انقلاب اسلامی
مجالی که هنرمندان برای تجدید بیعت با شهدا یافتند
حسن ابراهیمی

پس از حماسه باشکوه تشییع 270 شهید تازه تفحص شده در بیست‌وششم خرداد ماه امسال، این بار حماسه شهدای خرداد 94 بار دیگر نه فقط در تهران، بلکه در نقاط دیگر کشور تکرار شد.

متمایز از دیگر برنامه‌ها
در این میان شاید یکی از متمایزترین این مراسم‌ها، تشییع و تدفین دو شهید گمنام 19 و 20 ساله در حوزه هنری است؛ جایی که قرار بوده محل تلاقی اندیشه انقلاب اسلامی با هنر باشد و خروجی‌اش در قالب هنر متعالی در خدمت انقلاب جهانی اسلام قرار گیرد که البته، هنوز تا رسیدن به این موضوع فاصله زیادی وجود دارد. زمانی خیلی از هنرمندان نوظهور پس از پیروزی انقلاب اینجا را پاتوق خود می‌دانستند، اما کار به جایی رسید که به اعتباری، برجسته‌ترین هنرمند انقلاب را از همین حوزه هنری اخراج کردند، اما امروز شاهد رویشی جدید هستیم؛ رویشی از جنس حماسه غواص‌های گمنام دست‌بسته.

یک شب با شهدا
شب پیش از مراسم، پیکرهای پاک دو شهیدی که قرار بود در حوض مسجد آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای حوزه هنری به خاک سپرده شوند، برای برگزاری مراسم وداع در میان عزاداران شهادت امام صادق(ع) در مسجد امام صادق(ع) میدان فلسطین حضور یافت. بسیاری در این مسجد با این دو شهید نجوا کردند.

خیل عظیم مردم
صبح روز شهادت وعده تشییع محقق می‌شود. تشییع از میدان فلسطین آغاز می‌شود. پیش از آن در مسجد امام صادق(ع) زیارت عاشورا و روضه‌ای کوتاه خوانده‌اند. خیل عظیم مردم دو پیکر پاک را همراهی می‌کنند. خیابان طالقانی مسدود شده و تا زمانی که پیکرها به زیر پل حافظ نرسند، خودروها نمی‌توانند عبور کنند.

شهدا زنده‌اند
با وجود دیده‌های اشک‌آلود، اما چهره‌ها پر از شوق است؛ شوقی که از قرابت با پیکرهای پاکان روزگار نصیب شده است. خیلی‌ها ترجیح داده‌اند مراسم ظهر شهادت امام صادق(ع) را کنار شهدا باشند، سینه بزنند و گریه‌کنان با شهدا درد دل کنند، چرا که آنها به‌خوبی می‌دانند که شهدا زنده‌اند.

معماری محل تدفین
مراسم ادامه می‌یابد. در نهایت شهدا به محل خاک‌سپاری می‌رسند. مقدمات فراهم می‌شود، اما چند نکته در این میان بارز است. دو کارگردان نام‌آشنا؛ مجید مجیدی و احمدرضا درویش در قبور این شهدا حاضر شده‌اند و کارهای دفن را انجام می‌دهند. شکل محل دفن یک حالت هنری دارد و معماران این فضا سعی دارند بر اساس معیارهای معماری اسلامی و ایرانی، مفاهیمی از خاک‌سپاری شهدا در این محل را ارائه کنند؛ مفاهیمی از غواصان شهید دست‌بسته و زنده به گور شده.

پیامی از مقتدا
اطراف محل دفن با داربست محدود شده بود تا ازدحام جمعیت مانعی برای اجرای تدفین نشود. با رسیدن پیکرهای پاک شهدا به محل دفن، چند نفر در رابطه با این مراسم و عظمت شهدا سخنرانی‌های کوتاهی کردند و البته، مهم‌ترین فراز این بخش از مراسم، پیام کوتاه و یک خطی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به این مراسم بود. «مؤمنی شریف» رئیس حوزه هنری، متن پیام امام خامنه‌ای درباره خاک‌سپاری شهدای غواص در حوزه هنری را که در پاسخ به نامه حوزه هنری درباره تدفین شهدا بود، قرائت کرد:
بسمه تعالی
کار شایسته‌ای است، امید است هنر بزرگ این مردان خدا و مجاهدان راه حق، مایه برکت و الهامِ آن مرکز هنر انقلابی باشد.
والسلام علی عباد الله الصالحین/ سیدعلی خامنه‌ای
مجالی برای تجدید بیعت هنرمندان
سپس فاضل نظری بیانیه هنرمندان به‌مناسبت تشییع و تدفین شهدای غواص در حوزه هنری را قرائت کرد، در این بیانیه تأکید شده بود که تشییع و تدفین این ستاره‌های درخشان در حوزه هنری مجالی است برای تجدید بیعت هنرمندان انقلاب با شهیدان ایران اسلامی. هنرمندان انقلاب بار دیگر در برابر پیکر مطهر شهیدان این مرز و بوم عهد می‌بندند که تا واپسین نفس، خون پاک ایشان را پاس بدارند. پیمان می‌بندند که راویان راستین حقیقتی باشند که این خاک‌بازان شهید و محبان صادق جان خود را بر سر آنها از دست دادند؛ آنهایی که در قهقهه مستانه خود «عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ» هستند.

باز هم علیرضا قزوه
علیرضا قزوه، شاعر و مدیر مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری در این مراسم شعری در رثای غواصان شهید دفاع مقدس و مراسم خاک‌سپاری آنان خواند.
همچنین، حجت‌الاسلام سعید فخرزاده تلقین شهدای گمنام را با صدای بلند پشت میکروفون خواند، سپس سعید حدادیان شعر همیشگی «یاد امام و شهدا، دلو می‌بره کرب و بلا...» را در لحظه تدفین پیکرهای مطهر به‌ همراه مردم زمزمه کرد. گروه دمام‌زنی با فریادهای «یا حیدر» فضای مراسم تدفین را روحی تازه بخشید.

نماز جماعتی پرشور
حجت‌الاسلام شهاب مرادی کار را با روضه امام صادق(ع) در رابطه با کلام آخر ایشان درباره سبک شمردن نماز و دعا پایان می‌دهد. سپس نوبت نماز جماعت است؛ هم روبه‌روی حوزه هنری مسجد دانشگاه امیرکبیر و هم در خود مسجد حوزه هنری نماز جماعت پر شوری برگزار می‌شود.


یادداشت
علیرضا جلالیان

نیروهای ویژه و مأموریت ویژه!
در میان نیروهای مسلح بیشتر کشورها، یگان‌هایی تعبیه شده است که عمده آنها مأموریت‌های ویژه مربوط به خود را انجام می‌دهند. این نیروها که صفت «ویژه» را با خود به همراه دارند، با توجه به نیازی که نسبت به آن تشکیل شده‌اند، با هزینه‌ای فراوان آموزش‌های ویژه نظامی، امنیتی و مهارتی را می‌بینند و همواره در راستای نیازهای به‌وجودآمده در موارد خاص مأمور به انجام تکالیف خود هستند. در برخی از کشورها، دایره چنین نیروهایی به یک یگان واحد ختم نمی‌شود و به چند یگان تخصصی تقسیم می‌شود. برای نمونه، چنین یگان‌هایی در قالب نیروهای مسلح کشورمان در چند بخش تعریف شده است. در حوزه نیروهای انتظامی یگان‌های ویژه نوپو(نیروی ویژه پشتیبان ولایت) وجود دارد که تخصصی‌ترین یگان عملیاتی بوده و مأموریت عملیات‌های ضدتروریستی را برعهده دارد. در نیروی زمینی سپاه، یگان‌هایی موسوم به «صابرین» در حوزه نبردهای ناهم‌تراز و انجام مأموریت‌های ویژه سرزمینی تشکیل شده است که تاکنون اقدامات موفق و درخور ستایشی را در محدوده مناطق مختلف کشور، از جمله منطقه شمال غرب و جنوب شرق انجام داده است. یگان‌هایی هم از دوران دفاع مقدس به‌عنوان نیروهای ویژه و نیروی مخصوص در لشکر‌های سپاه حضور داشته‌اند که امروز به این قالب درآمده‌اند. در نیروی زمینی ارتش، سابقه چنین نیرویی به پیش از انقلاب و آموزش‌های تکاوران ارتش در زبده‌ترین یگان‌های تکاوری ایالات متحده برمی‌گردد؛ این نیروها امروز موسوم به کلاه‌سبزها هستند. در حوزه نیروی دریایی نیز هم در سپاه و هم در ارتش، تکاوران دریایی نقش بسزایی دارند، البته در نیروی دریایی سپاه به سبب نوع مأموریت خود عمده نیروهای عملیاتی در قالب یگان‌های تکاور آبی و آبی ـ خاکی هستند و درواقع این نیرو بزرگ‌ترین یگان چریکی دریایی دنیا را شامل می‌شود. می‌توان چنین وضعیتی را هم برای کشورهایی برشمرد که نیروهای مسلح بسیط دارند، از جمله درباره ارتش سلطنتی انگلستان، ارتش و نیروهای پلیس ایالات متحده، ارتش روسیه و... .
در این زمینه نکته مهم و اساسی این است که این یگان‌ها مجموعه‌ای از نخبگان عملیاتی نیروهای مسلح یک کشور هستند که به دلیل توانایی‌های فوق‌العاده و وجود استعداد لازم فراخوانده می‌شوند و در قالب تمرینات و آموزش‌های تخصصی آنهایی که از پس سخت‌ترین کارها و آموزش‌ها برآیند، وارد این یگان‌ها می‌شوند و آموزش‌های تخصصی‌تر را می‌بینند. بر همین اساس، هزینه‌های متبادر برای آموزش، به‌روزرسانی و آماده به‌کار بودن این نیروها در برخی موارد سر به آسمان می‌برد. تنها چیزی که وجود این نیروها را برای نیروهای مسلح کشورها به صرفه می‌کند، اجرای موفق سخت‌ترین مأموریت‌هاست. این به آن معناست که نمی‌توان انتظار داشت در هیچ کشوری، تمامی نیروهای یگان‌های عملیاتی در قالب یگان‌های عملیات ویژه سازمان یابند، لذا عقلانی این است که کارایی چنین یگان‌هایی افزوده شود و کیفیت جای کمیت را بگیرد.


گلی از باغ

چتربازی غواصان در امواج
این روزها ماجرای غواص‌های شهید پس از تشییع آنها و حماسه بزرگ و تاریخی مردم تهران در خرداد ماه امسال اوج گرفته است، در این میان سعی بسیاری از نویسندگان و فعالان حوزه ادبیات این است که با بهره‌گیری از این فضا، مظلومیت این شهدا را شرح دهند؛ شهدایی که در سخت‌ترین شرایط و با امکانات کم، آموزش دیدند و سخت‌ترین عملیات‌های آب و خاکی را به انجام رساندند که شاخص‌ترین مظلومان این عرصه، همان شهدای عملیات کربلای4 بودند. تاکنون کتاب‌های «جمجمه‌ات را به من قرض بده برادر» نوشته مرتضی کربلایی، «غواص‌ها بوی نعنا می‌دهند» نوشته حمید حسام، «حماسه یاسین» نوشته سیدمحمد انجوی‌نژاد،‌ «مردان دریایی» نوشته حبیب حبیب‌پور، «شب بارانی» نوشته سیدمسعود جزایری، «گردان غواص» گردآوری شده از سوی عباس میرزایی و «لشکر خوبان» نوشته معصومه سپهری درباره شهدای غواص به‌طور خاص، یا در بخشی از کتاب به رشته تحریر درآمده است که برخی از آنها جزو پر خواننده‌های دفاع مقدسی شده‌اند. در این حوزه، کتاب «چتربازی در امواج» بر اساس زندگی‌نامه غواص شهید جواد شاعری و در قالب رمان به رشته تحریر درآمده است. این کتاب به روایت زندگی این شهید غواص از کودکی تا شهادت پرداخته است.
«محمدعلی گودینی» نویسنده این کتاب که اصولاً ساده‌نویس است و از پیچیده‌گویی‌های مرسوم نویسندگان امروز به دور است، در این مجموعه خواننده را به‌راحتی با متن ارتباط می‌دهد. این اثر، جزو معدود آثاری است که سرگذشت یک غواص را برای خوانندگان روایت می‌کند و شجاعت آنها را نشان می‌دهد. از تمرینات سخت غواصان برای پذیرش در گردان غواصی، شرایط سخت شب عملیات و شکستن خط دشمن در این کتاب آمده است.
در بخشی از این کتاب آمده است: «منوچهر زینتی‌فر، حتی صدای سوت خمپاره را هم نشنیده بود! یک لحظه نگاهش افتاد به گرد و خاک به هوا برخاسته. جواد چریک را دید که روی هواست! موشک را انداخت روی زمین و شیرجه رفت! موج انفجار، جواد چریک را از یک متری، کوباند زمین. منوچهر، فریاد کشید: آمبولانس، آمبولانس،...
نفری که پشت سر بود، گفت: کجای کاری برادر! مثل اینکه ماها، صد متر جلوتر از خط اول هستیم‌ها!»
کتاب «چتربازی در امواج» نوشته محمدعلی گودینی به کوشش انتشارات کتاب ابرار در 151 صفحه با قیمت هفت هزار تومان منتشر شده است.


قبیله آفتاب

به دلم افتاده اگه توی این عملیات شرکت کنی...
عملیات کربلای5 بود. بیرون چادر کفش‌های آشنایی را دیدم. به آرامی وارد چادر شدم. پشتش به من بود. گوشه‌ای ایستادم. حسین رو به قبله دستهایش را رو به آسمان بالا برده بود و به آرامی می‌نالید. انتهای دعایش را با سه سلام خاتمه داد و سرش را که برگرداند، چشمش به من افتاد. در حالی که با دست اشک‌هایش را پاک می‌کرد، گفت: «این جا چکار می‌کنی؟» گفتم: «اول تو بگو این جا چه خبره؟» گفت: «بچه‌ها دارن با هم خداحافظی می‌کنن. من طاقت دیدن این صحنه‌ها رو ندارم.» نگاهم را به چشم‌های قرمزش دوختم. حس کردم با دفعات پیش خیلی فرق کرده است. گفتم: «حسین! به دلم افتاده اگه تو این عملیات شرکت کنی...» نگذاشت حرفم را تمام کنم که با خوشحالی گفت: «یعنی می‌شه؟» گفتم: «تو این‌جا فرمانده‌ گردان نیستی. گردان تو مالک اشتره که توی خط نیاوردی. تو جزء پشتیبانی گردان ذوالفقاری.» با لبخندی شیرین گفت: «گردان چیه، اصل سه نفرن؛ اول خدا، دوم امام زمان(عج) و سوم رهبر بزرگ‌مون» بعد دست در گردنم انداخت. مرا بوسید و گفت: «هر بدی ازم دیدی، حلالم کن...»
به نقل از حسین رضوانی، همرزم شهید حسین غنیمت‌پور
دهم فروردین ماه سال 1341 در تهران دیده به جهان گشود. از کودکی، آرام و صبور بود. شرکت در نماز جماعت، نماز جمعه و دعای توسل و... او را بیش از پیش رشد داد. در زمان شروع جرقه‌های انقلاب، حسین در دوره راهنمایی درس می‌خواند. او از تک‌تک اعلامیه‌های امام پس از مطالعه، یادداشت برمی‌داشت و در کتابخانه‌اش حفظ می‌کرد. در راه‌پیمایی‌ها هم شرکت می‌کرد. تحصیلاتش را تا دیپلم در تهران به پایان رساند. همزمان با تحصیل، به ورزش تکواندو نیز می‌پرداخت. مدتی رئیس هیئت تکواندو در شهرستان شاهرود بود، در کلاس‌های بسیج هم حضوری فعال داشت.
 وقتی در سن هجده سالگی همراه خانواده به شاهرود نقل مکان کرد، از طرف سپاه عازم جبهه شد. مدت 30 ماه در گردان کربلا در سمت فرمانده دسته تا فرمانده گردان جانفشانی کرد. در عملیات‌های کربلای ۴، ۵ و والفجر ۸ هم حضور داشت. 24 دی ماه سال 1365، در منطقه شلمچه با اصابت ترکش خمپاره‌ای به قلبش به شهادت رسید. پیکر مطهرش پس از تشییع در گلزار شهدای شاهرود آرام گرفت.  


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به وضعیت سینما در دومین سال دولت یازدهم
سینمای ناامیدی و بی‌تدبیری!
مهدی امیدی

دولت یازدهم در اوضاعی به دومین سالگرد آغاز فعالیت خود رسیده است که عرصه فرهنگ و هنر بیش از هر زمان دیگری دستخوش بحران و کشمکش است. این درحالی است که یکی از اصلی‌ترین شعارهای دولت تدبیر و امید و به‌ویژه شخص رئیس‌جمهور، توسعه و سروسامان دادن به وضعیت فرهنگی کشور بوده است. حجت‌الاسلام حسن روحانی در دوران تبلیغات یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به کرات وعده‌هایی نویدبخش برای بهبود فرهنگ و هنر داده بود، اما بررسی موردی هر بخش از مدیریت فرهنگی، گویای نامطلوب بودن اوضاع است.
از جمله مهم‌ترین بخش‌های فرهنگی در هر کشوری، حوزه سینماست. سینما در جهان امروز از ابزار تفریح و سرگرمی فراتر رفته و به یک نهاد راهبردی تبدیل شده است که توان جهت‌دهی به فعل و انفعالات جوامع را دارد. ایران نیز جزء کشورهایی با سینمایی شناخته‌شده و حائز اهمیت محسوب می‌شود. با این حال، طی دو دهه اخیر و با وجود افزایش توانمندی‌های سخت‌افزاری، سینمای ایران از نظر نرم‌افزاری و محتوایی مسیری رو به افول داشته است. به‌‌گونه‌ای‌که بیشتر فیلم‌ها یا آثاری شخصی، محفلی و بدون قابلیت نمایش برای جمع هستند یا فیلم‌فارسی‌هایی مبتذل و بسیار نازل. تعداد آثار با رویکرد ملی، مخاطب فراگیر و ساختار فاخر بسیار معدود هستند.
هرچند این وضعیت از اواسط دهه 70 و به‌ویژه از دوران به اصطلاح اصلاحات بر سینمای کشور سیطره یافت و حتی در دولت‌های نهم و دهم هم استمرار داشت؛ اما در دولت یازدهم شدیدتر شد. به‌گونه‌ای که در سال دوم این دولت که زمان ظهور یافتن سیاست‌های دولت محسوب می‌شود، دیگر اثری از سینمای ارزشی باقی نمانده است. کافی است به فهرست فیلم‌های به نمایش درآمده در سال 94 نگاه شود. به جز فیلم «روباه» با موضوع ترور دانشمندان هسته‌ای، هیچ فیلم دیگری با موضوع انقلابی و دفاع مقدسی و حتی ملی دیده نمی‌شود! فیلم‌هایی مثل «چ»، «شیار 143» و ... از معدود آثار قابل‌توجه سینما در سال 93 بود که در دولت گذشته تولید شده بود و اکران آنها به دولت جدید واگذار شد. فیلم «حضرت محمد(ص)» هم ان‌شاءالله تا چند هفته دیگر روی پرده سینماها خواهد رفت؛ این فیلم یکی از افتخارات بزرگ سینمای ایران است و می‌تواند فضای سینمای کشور را متبرک کند، بدون دخالت دولت یازدهم ساخته شده و تولید این فیلم پیش از روی کارآمدن مدیران کنونی و با حمایت نهادهای غیردولتی، به‌ویژه نهاد رهبری ساخته شده است. همچنین، فیلم «مزار شریف» که مضمونی راهبردی دارد و فیلم قابل‌قبولی به حساب می‌آید، از سوی حوزه هنری ساخته شده است و به دولت ربطی ندارد؛ همان‌طور که فیلم «بادیگارد» ابراهیم حاتمی‌کیا با سرمایه‌گذاری سازمان رسانه‌ای اوج در حال ساخت است و امسال در جشنواره فیلم فجر خودنمایی خواهد کرد. بنابراین، دولت یازدهم، در عرصه سینما، با دستان خالی گام به سومین سال فعالیت خود می‌گذارد. با توجه به اینکه تولید آثار انقلابی و دفاع مقدسی دچار رکود شده است، به جز فیلم‌های مذکور، نباید منتظر نمایش فیلم‌های دیگری در این زمینه بود.
برگزار نکردن جشنواره فیلم مقاومت، نتیجه چنین مدیریتی است. قرار بود، چهاردهمین دوره جشنواره فیلم مقاومت همزمان با هفته دفاع مقدس امسال برگزار شود؛ اما به دلیل تولید نکردن فیلم‌هایی با درونمایه مقاومت، برگزاری این جشنواره به سال آینده موکول شد! این درحالی است که جشنواره فیلم مقاومت، یکی از مهم‌ترین رویدادهای سینمایی در ایران است. برخلاف بیشتر جشنواره‌های سینمایی که تأثیر چندانی بر جریان کلی سینما ندارند، جشنواره مقاومت دقیقاً به سینمای انقلاب و دفاع مقدس توجه دارد. وقفه در برگزاری این جشنواره مهم بین‌المللی معنایی جز ضعیف‌تر شدن سینمای مقاومت ندارد.
سیاست‌های سینمایی دولت یازدهم موجب بدخیم شدن دو جریان سینمایی «جشنواره‌ای» و «فیلم‌فارسی» شده است. مدیریت سینمایی دولت، از یک طرف، برنامه‌ریزی اکران عمومی سینماها را به افرادی واگذار کرده است که اساساً اهمیتی برای ارزش‌ها قائل نیستند. نتیجه‌اش این است که بیشتر فضای اکران سینما به آثار ضدارزشی اختصاص یافته است. این وضعیت در ماه مبارک رمضان بغرنج‌تر شد و در آن مقطع زمانی ناگهان سه فیلم‌فارسی با نازل‌ترین محتوای ممکن، پرده‌های سینماهای کشور را اشغال کردند. از طرف دیگر دولت یک گروه جدید در سینما به وجود آورده است که مختص نمایش محدود فیلم‌های تجربی است. این گروه، «هنر و تجربه» نام دارد و اگرچه اوضاع را برای نمایش برخی از فیلم‌های مهجور و فاقد امکان نمایش عمومی فراهم کرده و از این نظر یک اقدام مثبت محسوب می‌شود، اما برآیند کلی این گروه، تبلیغ و تقویت سینمای شبه روشنفکری پوچ‌گراست. در عمل، گروه «هنر و تجربه» نمی‌تواند به سینمای ملی و فیلم‌هایی با محتوایی سالم کمک کند؛ زیرا گرایش و علاقه مدیران و سیاست‌گذاران این گروه، سینمای جشنواره‌ای و شبه روشنفکرانه است.
سیاست دیگری که مدیریت سینمایی دولت در دومین سالگرد فعالیت خود در پیش گرفته، استفاده از مدیرانی است که تخصص سینمایی ندارد؛ همان‌طورکه شخص محترم ریاست سازمان سینمایی ـ دکتر حجت‌الله ایوبی ـ تخصصی در زمینه سینما ندارد، مابقی مدیران ارشد این سازمان نیز چنین وضعیتی دارند!


نگاهی دیگر به جریان تولیدات فرهنگی غیرمجاز
هنر زیرزمینی؛ قربانگاه امنیت اخلاقی جامعه
سعید رضایی

موسیقی زیرزمینی، سینمای زیرزمینی و عباراتی از این دست، کلیدواژه‌هایی هستند که در سال‌های اخیر وارد ادبیات رسانه‌ای ما شده و می‌توان آنها را تهدیدی علیه فرهنگ کشورمان دانست. اصطلاح زیرزمینی معمولاً به آثاری اطلاق می‌شود که خارج از روال‌های مرسوم و قانونی، تولید و عرضه می‌شوند. این آثار، بدون دریافت مجوز و به شکلی پنهانی ساخته می‌شوند و به همین دلیل از چنین محصولاتی با عنوان زیرزمینی یاد می‌شود. فیلم‌ها و موسیقی‌های زیرزمینی غالباً کیفیت و ساختار ضعیف و پیش پا افتاده‌ای دارند و محتوای آنها نیز عمدتاً درباره موضوعات سیاسی هنجارشکن و غیراخلاقی است. همین دو شاخصه، سازندگان چنین آثاری را به فعالیت غیرقانونی و مخفیانه وامی‌دارد. طبیعی است که هر اثر فرهنگی و هنری که با رعایت استانداردهای ساختاری و محتوایی ساخته شود، نه‌تنها طرد نمی‌شود، بلکه استقبال نهادهای فرهنگی و مردم را نیز در پی دارد؛ اما کارهای به اصطلاح هنری زیرزمینی آنچنان به لحاظ فنی و تکنیکی نازل و از نظر محتوایی مبتذل هستند که تحت هیچ شرایطی نمی‌توان توقع صدور مجوز انتشار را برای آنها داشت. جالب این است که پدیدآورندگان کارهای زیرزمینی و هواداران آنها، این ضعف‌ها را نوعی نوآوری، خلاقیت و آوانگاردیسم می‌دانند! سخنانی که ناشی از نوعی توهم و خودشیفتگی هستند، نه واقعیت.
البته تولید و تکثیر آثار غیرقانونی پدیده جدیدی نیست؛ اما دو عامل سبب تبدیل شدن این محصولات به یک جریان تهدیدآمیز شده است: اول اینکه پیشرفت ابزارهای رسانه‌ای و تكنولوژيك در ساخت و توزیع این آثار تسریع و تسهیل ایجاد کرده‌اند. حالا حتی یک نفر هم می‌تواند با در اختیار داشتن یک رایانه و توانایی کار با نرم‌افزارهایی خاص، یک آلبوم موسیقی تولید کند و از طریق اینترنت امکان دانلود کار خود را فراهم آورد. فناوری‌های سمعی و بصری جدید این فرصت را به وجود آورده‌اند که یک گروه دو سه نفره در خیابان‌های تهران یک فیلم سینمایی بسازند و اکران کنند، بدون اینکه مسئولان امر مطلع شوند!
موضوع دوم دیگری که به کمک محصولات رسانه‌ای زیرزمینی آمده، حمایت‌های فرامرزی است. هر روز شبکه‌های ماهواره‌ای و رادیویی وابسته به سرویس‌های خارجی اقدام به خبرسازی و انعکاس فعالیت‌های گروه‌های موسیقی زیرزمینی می‌کنند. در سال‌های اخیر، برخی از فیلم‌های زیرزمینی با سرمایه‌گذاری مستقیم کمپانی‌های خارجی ساخته شده‌اند.
با توجه به اینکه گسترش ابتذال و بی‌بندوباری فرهنگی و اخلاقی، مهم‌ترین هدف جنگ نرم علیه جامعه ما محسوب می‌شود، هنر زیرزمینی نیز در همین راستا قرار دارد. تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد، جوانانی که دچار استحاله فرهنگی و اخلاقی شده‌اند و مشغله‌های فاسدتری دارند، زودتر هدف طعمه دشمنان ایران قرار می‌گیرند. به همین دلیل، جریان‌های زیرزمینی در عرصه فرهنگ، قربانگاه امنیت جامعه ما هستند.


خبرها

تحریم جشنواره لوکارنو در اعتراض به رژیم صهیونیستی
فیلمسازان تونسی در اعتراض به تمرکز جشنواره فیلم لوکارنو بر سینمای رژیم صهیونیستی، دو پروژه خود را از این جشنواره سینمایی خارج کردند.
دو کارگردان همراه با تهیه‌کنندگان تونسی در بیانیه‌ای اعلام کردند، تصمیم گرفته‌اند فیلم «رتینا» سومین ساخته سینماگر مؤلف تونسی «نجیب بلخادی» و همچنین انیمیشن «به سادگی» از «نادیا ریس» را از مجموع 12 فیلم بخش «Open Door» جشنواره فیلم لوکارنو خارج کنند.
این سینماگران در پاسخ به درخواست شعبه جنبش تحریم فلسطینی‌ها علیه رژیم صهیونیستی در تونس دست به این اقدام زدند تا از این طریق بتوانند از حقوق مردم فلسطین دفاع کنند.

انتشار یک بازی تفرقه‌افکن در فضای مجازی
انتشار یک بازی رایانه‌ای، واکنش اداره کل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی وزارت ارشاد را به همراه داشت.
در اطلاعیه اداره کل مطبوعات و خبرگزاری‌های داخلی آمده است: پایگاه‌هایی که به عرضه و تبلیغ این بازی پرداخته‌اند، در فهرست فیلترینگ قرار گرفته و با استناد به ردیف شش بند «ج» و ردیف یک بند «ز» قانون جرائم رایانه‌ای در انتظار رأی دیگر اعضای کارگروه فیلترینگ قرار گرفته‌اند. این بازی با رویکردی تفرقه‌افکن و مغایر با آموزه‌های اسلامی، طراحی شده و با عنوان بازی ضدعربی از سوی یک پایگاه بدون هویت عرضه شده است. این بازی رایانه‌ای حتی خارج از استانداردهای ملی و بین‌المللی طراحی شده و مشخص نیست از سوی چه فرد یا افرادی ساخته و عرضه شده است.

بازیگر آمریکایی به جرم سرقت از فروشگاه بازداشت شد!
«کیم ریچاردز» بازیگر آمریکایی به جرم دزدی از یک فروشگاه بازداشت شد. به گزارش خبرآنلاین، «کیم ریچاردز» بازیگر آمریکایی یک‌شنبه 11 مرداد به جرم دزدی از یک فروشگاه بازداشت شد. براساس گزارش شبکه CBS این بازیگر حدود ساعت دو بعدازظهر، در فروشگاهی در شهرک ون نایز در کالیفرنیا بازداشت و به بازداشتگاه منتقل شده و پس از آن با قرار وثیقه‌ای به مبلغ پنج هزار دلار آزاد شده است. او در ماه آوریل نیز به دلیل مستی در اماکن عمومی و درگیری با مأمور پلیس جریمه شده بود.


گزیده مطالب

میهمان ناخوانده‌ای که عامل دشمن است!
مسئله ماهواره بیش از یک دهه پس از جنگ عملاً در کشور به یک مسئله جدی تبدیل شده است و این روزها شبکه‌های ماهواره‌ای تنها برای مسئولان نظام دغدغه نیست، بلکه بسیاری از خانواده‌ها نیز از رسوخ این مار خوش‌ خط‌وخال به درون خانه‌های‌شان به‌شدت نگران هستند. شبکه‌هایی که هیچ یک از آداب اخلاقی جامعه را رعایت نمی‌کنند. طبق آمار به‌دست آمده در ۱۵۹ مدار تلویزیونی در کل جهان، ۲۰۳ ماهواره تلویزیونی فعال است که از این تعداد ۸۰ مدار قابل دریافت در ایران وجود دارد.
از این تعداد ماهواره، امکان تماشای حدود ۱۸۰۰۰ شبکه تلویزیونی در ایران فراهم است. با ماهواره به همراه رسیورها و دیش‌های معمولی می‌توان تا نزدیک ۲۰۰۰ شبکه ماهواره‌ای را در ایران با کیفیت بالا دریافت کرد؛ شبکه‌هایی که بیشتر برنامه‌های آنها با سنت و فرهنگ ایرانی در تضادند و اثرات مخرب روحی و روانی بر مخاطبان ایرانی می‌گذارند و یکی از مهم‌ترین توطئه‌های غرب در جنگ نرم علیه ارزش‌های اسلامی ـ ایرانی است.
عده‌ای معتقدند که پدیده‌ای خانمان‌سوز است که سبب انحراف نسل جوان (۶۵ درصد جمعیت کشور) می‌شود و باید به‌شدت از ورود آن ممانعت کرد.
بر اساس یک نظرسنجی که صداو‌سیما و مراکز افکارسنجی نهادهای دیگر داشتند، دست‌کم ۲۵ درصد جامعه از ماهواره استفاده می‌کنند. این آمارها نشان می‌دهد که جامعه مسیری را انتخاب کرده و به سمت استفاده حداکثری می‌رود و در این مسئله بین تدبیر نظام سیاسی و تصمیم جامعه شکافی وجود دارد؛ یعنی جامعه در حال تصمیم‌گیری برای استفاده از این وسیله است، در حالی که نظام سیاسی هنوز تدابیر لازم را اتخاذ نکرده است. این شکاف میان تدبیر و تصمیم به نفع جامعه در حال حرکت است. یقیناً هر روز که می‌گذرد بر میزان افراد بهره‌مند از ماهواره، این دستگاه خانمان‌سوز افزوده می‌شود.
تجربه ثابت کرده، راهبرد فیزیکی، عصبی و سلیقه‌ای در هیچ عرصه‌ای جواب نداده است، پس از ۳۷ سال، امروز به این حداقل از درک و عقلانیت رسیده‌ایم که برای یک پدیده تجویز آنی نداشته باشیم، بنابراین براساس دلایل مختلف رویکرد فیزیکی عملاً پاسخ لازم را نداده، ضمن اینکه تا چند سال آینده استفاده از فناوری‌های جدیدی عملاً بحث‌های فیزیکی را منتفی خواهد کرد. بنابراین نیازمند تجویزی هستیم که حداقل میان‌مدت با نگرش ده‌ساله باشد که بتواند از یک طرف پاسخگوی نیاز جامعه باشد و از طرف دیگر نگرانی‌ها و دغدغه‌ها در سطح سیاسی، نخبگان و فقها را برطرف سازد.
باتوجه به موارد مطروحه می‌توان راهبردهای زیر را توصیه کرد:
۱ـ بین مسئولان اجرایی و سیاست‌گذاری در راستای راهبرد رسانه‌ای کشور اجماع‌نظر به وجود آید.
۲ـ مطرح کردن بحث‌های ماهواره‌ به صورت یک مسئله ملی و استفاده از ظرفیت نظام برای حل این معضل.
۳ـ از سیاسی کردن بحث آنتن‌های ماهواره به‌شدت پرهیز شود و در یک فضای منطقی، عقلانی و عملی چاره‌ای اندیشیده شود.
۴ـ از تجویز آرمانی پرهیز شود. تجویز باید با نوع مسئله سنخیت داشته باشد. در این راستا باید از راهکارها و تجویز فیزیکی و سلیقه‌ای جلوگیری کرد.
۵ ـ شناخت انگیزه مخاطبان برنامه‌های ماهواره و تدوین راهبرد مناسب در راستای خواسته‌های موجود.
۶ـ سرمایه‌گذاری ویژه روی جوانان به‌منزله مخاطبان اصلی برنامه‌های ماهواره و توجه به بحث اوقات فراغت آنها.
۷ـ تقویت برنامه‌های صداو‌سیما از طریق تولید برنامه‌های جذاب و پرمخاطب.
۸ـ پایداری در تصمیمات نظام برای جلب اعتماد مردم از یک‌سو و عدم بدبینی نظام به شهروندان از سوی دیگر.
۹ـ توجه و اهمیت به حریم خصوصی شهروندان برای تبدیل نشدن نارضایتی از حوزه خصوصی به عرصه‌های دیگر.
۱۰ ـ با استفاده از سه‌شیوه کابلی، ماهواره‌ای و آنتنی از شبکه‌های مجاز استفاده شود.
۱۱ـ بهره‌برداری مدیریت شده از شبکه‌های ماهواره‌ای به‌ویژه شبکه‌هایی که فاقد آثار و پیامدهای سوء‌اخلاقی، هنجاری و ارزشی هستند. (شبکه‌های ورزشی، آموزشی، علمی، محیط زیست و...)
۱۲ـ مبارزه جدی با شبکه‌های ضدانقلاب از طریق طراحی سامانه ملی به‌منظور بهره‌برداری از امکانات شبکه‌های ماهواره‌ای در داخل و خارج کشور.
۱۳ـ استفاده از قدرت‌ نرم‌افزاری برای آموزش و ایجاد بسترهای مناسب با علم روز جهان به جای مبارزه و مهار وسایل ارتباط جمعی.
۱۴ـ مبارزه فنی با ورود تجهیزات جدید ماهواره‌ای.
البته، رایج‌ شدن استفاده از مبدل‌های دیجیتال نیز تأثیر مهمی بر کاهش مخاطبان خواهد داشت؛ چرا که در بسیاری از موارد استفاده از دیش‌های ماهواره‌ای تنها دلیل کیفیت گیرنده‌های آنالوگ بود که با دستگاه‌های تلویزیون جدید همخوانی نداشت، اما با آمدن مبدل‌ها خانواده‌های ایرانی می‌توانند از برنامه‌های تلویزیونی ایرانی با کیفیت بسیار بالا استفاده کنند و دیگر نیازی به گیرنده‌های ماهواره‌ای وجود ندارد.
به امید روزی که همه ملت ایران از آثار مخرب ماهواره‌ها آگاه شده و این میهمان‌ ناخوانده را از خانه‌های خود دور کنند.
حسن حاجی‌حسنی از ابهر


تریبون

فکری به حال فرزندان‌مان کنید
...09102833/ تقاضا دارم با كار فرهنگي، فكري به حال فرزندان ما كنيد؛ فرزندان ما دارند در فضاي بد جامعه ذوب مي‌شوند.
...09119023/ لطفاً مسئولان سپاه با فروشگاه اتکا قرارداد ببندند تا ما بتوانيم به‌صورت قسطي از اين فروشگاه با کارت حکمت سپاه خريد کنيم.
...09123327/ چرا ظرف دو سال دولت يازدهم، رسانه‌هاي اصولگرا بابت روشنگري هسته‌اي يا در دادگاه مطبوعات محكوم شده‌اند، يا تذكر گرفته‌اند. در صورتي‌كه روزنامه‌هاي زنجيره‌اي بعضاً اصل نظام را زيرسؤال مي‌برند و كسي با آنها كاري ندارد.
...09124818/ جوانان فلسطيني به غرش درآييد و انتقام کودک شيرخوار شهيد و پدر مظلومش را از حرمله‌هاي صهيونيست بگيريد که تنها راه پيروزي، مبارزه و مقاومت است.
...09134022/ خدمت سربازي که در گذشته در حکم سنوات خدمتي پاسداران لحاظ مي‌شد، تصميم خوبي بود، ولي متأسفانه با اضافه شدن تبصره‌اي، اين حق از کساني که ارشديت تحصيلي دارند، سلب شد.
...09147019/ چرا ارشديت تشويقي که براي دوره صابرين که به تصويب فرمانده نیروی زمینی رسیده با وجود گذشت شش سال برای بعضی‌ها اعمال نشده است؟
...09147491/ به مسئولان بگوييد به حقوق‌ها بيشتر برسند. شرمنده خانواده هستيم. زندگي ساده‌اي داريم تجملاتي هم نيست. برای شغل دوم هم وقت نداریم.
...09336302/ به‌تازگی، آمریکایی‌ها می‌گویند، چرا شما مرگ بر آمریکا می‌گویید؟ من به آنها می‌گویم که با بلایی که شما سر ملت ما از کودتای 28 مرداد و جنگ و زدن هواپیما و بلوکه کردن پول‌های ما تا امروز آورده‌اید، شعار مرگ بر آمریکا تا جبران مادی و معنوی این خسارت‌ها ادامه دارد. در غیر این‌صورت، به قول شهید بهشتی، آمریکا از ما عصبانی و باش و از این عصبانیت بمیر./ سید سقا از تهران
...09149503/ بيش از دو ماه است که اطلاعات فرزندم را در سامانه تپش و کارگزيني ثبت کرده‌ايم، ولي نه از حق اولادش خبري هست، نه از يارانه‌اش.
...09158593/ چقدر خوب بود که متوسط دريافتي کارکنان نيروهاي مسلح محاسبه مي‌شد تا مسئولان بهتر به کم بودن آن پی ببرند.
...09159033/ چرا فکری براي حقوق کارکنان شاغل در سطوح ستادی نسبت به صفی نمي‌شود.
...09159743/ چرا حق بيمه من که حتي يک درمانگاه هم در شهر محرومم نیست، با فردي که در کلان‌شهرها زندگی می‌کند، یکی است؟
...09163143/ برای اوقات فراغت فرزندان بازنشسته‌ها فکری بکنید. همه جا برنامه دارند، فقط ما نداریم!
...09168912/ لطفاً همه سپاه، از جمله فرمانده و نماینده ولی‌فقیه به فکر بازنشستگان باشند که با این وضعیت معیشتی کمرشان دارد خم می‌شود.
...09169672/ چرا نیروهای سپاه از نظرحقوق و مزايا نسبت به تمامي ادارات دولتي پایین‌ترین رده هستند؟/ علي اميري از لرستان
...09171679/ چرا حق مناطق عملیاتی بسیجیان تمام‌وقت با نیروهای رسمی یکسان نیست؟
...09191839/ رهبر عزيزم رزمندگان دريادل موشکي نيروي دريايي سپاه در سخت‌ترين شرايط به عشق اسلام و حضرت‌عالي از مرزهاي آبي خليج هميشه فارس پاسداري مي‌کنند.
...09183072/ چرا ارشديت کارشناسي ارشد براي ترفيعات محاسبه نمي‌شود، ولي براي دافوس اعمال مي‌شود؟
...09183775/ لطفاً مسئولان دانشگاه امام حسين(ع) براي ایجاد دوره کارداني به کارشناسي در استان‌ها اقدام کنند.
...09187426/ چرا فکری به حال وضعیت خدمتی بسیجیان تمام‌وقت نمی‌کنند؟
...09187911/ من نيروي رسمي سپاه هستم. دوره توپ 122 م‌م را هم دیده‌ام. براي بقای اسلام و نظام قطره خوني در بدن دارم، مرا یاری کنید تا به جنگ با دشمنان اسلام و بشریت بروم.
...09189730/ چرا به بسيجيان کد 89 هيچ مزايا و وامی تعلق نمي‌گیرد؟!
...09195672/ چرا در سپاه مانند ساير نيروهاي مسلح کارت معيشتي حکمت شارژ نمي‌شود؟
...09353215/ لطفاً براي بازنشستگي يا ادامه‌تحصيل نيروهايي که با مدرک سيکل يا ديپلم وارد سپاه شده‌اند، تدبيري بينديشيد.


کتیبه سبز

با ما نیست
هر که در مسلک دلدار نشد، با ما نیست
به غم یار گرفتار نشد، با ما نیست
هر که در خانه دل، شعله جاوید نداشت
در ره یار سر دار نشد، با ما نیست
هر که خواهان رضای دل معشوق نبود
با دل صادق ما یار نشد، با ما نیست
آدمیت به تکلم، به دو پا رفتن نیست
صورتک آدم، از احرار نشد، با ما نیست
ز غم خلق خداوند، دلش خالی شد
دردشان دیده و بیمار نشد، با ما نیست
دید، جور و ستم ظالم بدکار و خبیث
دلش از درد تلمبار* نشد، با ما نیست
خویش بر‌خواب ز دو چشم فروبست، بگو:
چشم بر بسته خبردار نشد، با ما نیست
هر که دارو به دل زخم ضعیفان ننهاد
آزمایش شد و غمخوار نشد، با ما نیست
با زمین‌خورده، تکبر نفروشد آدم
دید افتاده، پرستار نشد، با ما نیست
هر ستمدیده که یاری طلبد از دگران
دلش از غصه و غم زار نشد، با ما نیست
عمر در خواب‌ گران طی شد و بیدار نشد
هر که دل‌زنده و هشیار نشد، با ما نیست
قلمی داشت بگو: پاس بدارد، که قلم
سینه در سینه کفار نشد، با ما نیست
هر چه جوشیده ز دل، حامی پنهان دارد
هر کسی شاعر بیدار نشد، با ما نیست
با «فرائي» سخن دل تو بگو؛ می‌شنود
هر که دلداده دلدار نشد، با ما نیست

عبدالمجید فرائی

* تلمبار: تلنبار ـ تل‌انبار



ابرمرد جهادیم ...

ما قهر خداوندی و شمشیر بلادیم
آن تیر بلاییم که بر چشم فسادیم
در محضر حقیم و همان ماه جماران
ما تابع فرماندهی پیر مرادیم
ما بت بشکستیم و از این بت نهراسیم
ما خنجر برّان به دل کفر و عنادیم
ما حامی بحرین خداجوی جهانیم
دریادل و کوهیم که سدّ ره بادیم
مرد یمن و قدس و فلسطین و عراقیم
سوریه و لبنان و ابرمرد جهادیم
طاغوت کج کبر و ریا شر جهانخوار
ما دست به این کفر ستمکار ندادیم
در مکتب ما عدل و عدالت بدرخشد
ما پای به این جنت خالق بنهادیم
محمدجواد شادمند از جهرم


حسن ختام

کاش می‌شد یه بار ببینم‌تون آقا!
آقاجان!
من یک قطره کوچولوی تنهای تنها در این دریای بزرگ دنیام که دارم غرق می‌شم .
گاهی وقتا از اینکه به این دنیا اومدم به خدا گله کردم، اما بعدش زود پشیمون شدم و به خودم گفتم این یه جور ناشکریه، خدا همه چی برات فراهم کرده از هر نظر و تو نباید ناشکر باشی...
آخه می‌دونی آقاجون! خیلی دلم گرفته، دلم واسه شما تنگه، کسی رو ندارم که باهاش درد دل کنم، همه باهام دوستن، اما نمی‌دونم باید باور کنم یا نه. انگار دارن الکی بهم لطف می‌کنن، نمی‌دونم...
من هیچ وقت دلم نمی‌خواد گناه کنم، اما نمی‌دونم چرا شرایط جوری می‌شه که گناه نکردن واسم سخت می‌شه!
آقاجون! شما همیشه و همه جا هوامو داشتین. حتی وقتی خواستم گناه کنم، بهم تلنگر زدین و یه راه خوب سر راهم قرار دادین.
مولا جان! تو را به جان مادرتون فاطمه زهرا(س) که منم هم نام ایشون هستم و به حرمت چادر ایشون که سعی کردم اون رو حفظ کنم، دستمو بگیرین و نگذارین در این دنیا که سرشار از گناه و دلبستگی و آرزوست غرق بشم .
کاش می‌شد یه دونه از تسبیح‌تون بودم تا همیشه دست رو سرم می‌کشیدین و آرومم می‌کردین.
کاش می‌شد یه بار ببینم‌تون آقا! اون وقت شاید دلم آروم می‌شد .
همیشه سر سجاده و هنگام قنوت نمازم برای فرج‌تون دعا می‌کنم.
خدایا! فرج آقامون حضرت مهدی(عج) را هر چه زودتر برسون. آمین!