بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

در دوره پساتوافق هسته‌ای انقلابی‌تر می‌شویم
برخلاف تصورات کودکانه دشمنان و جریان ضدانقلاب مبنی بر تسلیم شدن ملت ایران در جریان مذاکرات هسته‌ای برای رسیدن به توافق و قرار گرفتن جمهوری اسلامی در مسیر عقب‌نشینی از اصول، آرمان و اهداف انقلابی، واقعیات صحنه از فراهم شدن زمینه‌ها و بسترها برای انقلابی‌تر عمل کردن در دوره پساتوافق حکایت می‌کند. این تصورات، آرزوهای ۳۶ ساله و بر ذهن رسوب‌کرده دشمنان است که در دوره پساتوافق، قصد دارند آن را به یک گفتمان تبدیل کرده و در چارچوب عملیات روانی، با ایجاد یأس و ناامیدی در میان پیروان جبهه انقلاب اسلامی در سراسر جهان از یک طرف و ایجاد امید در میان سردمداران حکومت‌های فاسد، مستبد و وابسته و در حال فرو ریختن در کشورهای اسلامی و همچنین، ایجاد روحیه و امید در میان جریان ضدانقلاب از طرف دیگر، بهره ببرند. به‌طور قطع دشمنان در شکل‌دهی به چنین گفتمانی، با شکست قطعی روبه‌رو خواهند شد. گفتمان پایدار بر اساس واقعیات شکل می‌گیرد و هرگز نمی‌توان بر اساس تصورات ذهنی و آرزوهای غیرواقعی گفتمان‌سازی کرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه‌های عید سعید فطر با اشاره به رجزخوانی‌ها در جبهه استکبار مبنی بر تسلیم شدن ملت ایران فرمودند: «مقامات فعلی آمریکا از تسلیم ملت ایران حرف می‌زنند، البته، پنج رئیس‌جمهور قبلی آنها نیز پس از انقلاب از این آرزوها داشتند، اما یا مردند، یا در تاریخ گم شدند و شما هم مثل آنها، تسلیم ایران را مگر به خواب ببینید.»
واقعیت آن است که طی ۳۶ سال گذشته، آمریکایی‌ها بر مبنای سیاست ‌براندازی جمهوری اسلامی و به‌تاریخ سپردن انقلاب اسلامی، طرح‌ها و برنامه‌های گوناگونی را با کمک متحدان منطقه‌ای خود و عوامل وابسته در ایران و با صرف هزینه‌های میلیاردی پیاده‌سازی کردند؛ طرح‌هایی با هدف تغییر ساختار و تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران؛ ولی هر یک از این طرح‌ها نتیجه عکس داد و اکنون جمهوری اسلامی به یک قدرت بلامنازع منطقه‌ای تبدیل شده است.
مهار جمهوری اسلامی ایران، یکی از اهداف راهبردی آمریکا از لشکرکشی به منطقه پس از ۱۱ سپتامبر به بهانه مبارزه با تروریسم و اشغال افغانستان و عراق بود. آمریکا با این هدف و اهداف راهبردی دیگر، عراق را اشغال کرد و هزینه‌های سنگینی بابت این طرح پرداخت، نتیجه چه شد؟ اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده در این روزها که به ناچار برای همراه کردن کنگره با کاخ سفید برای توافق هسته‌ای با ایران به بیان برخی از واقعیت‌های آمریکا در حوزه سیاست خارجی روی آورده، در این باره با صراحت می‌گوید: «تریلیون‌ها دلار در جنگ عراق خرج شد، اما نفع اصلی این جنگ را ایران برد!»
واقعیت همین است که اوباما می‌گوید. در حالی که جنگ با عراق و اشغال این کشور، هدفی چون مهار ایران را دنبال می‌کرد، نتیجه‌اش به‌طور کامل برعکس به نفع جمهوری اسلامی رقم خورد. از این نمونه‌ها طی ۳۶ سال گذشته فراوان است که آمریکایی‌ها با هدف تغییر ساختار، تغییر رفتار، یا مهار جمهوری اسلامی هزینه کرده‌اند، ولی نتیجه عملی کار آنها به پیشرفت ایران، استحکام داخلی ایران و توسعه قدرت منطقه‌ای ایران منجر شده است. جنگ هشت ساله، نمونه قابل بررسی در این بحث است.
جنگ با چه اهدافی علیه ایران طرح‌ریزی و آغاز شد و با چه نتایج و پیامدهایی به‌نفع ملت ایران پایان یافت. هر چند نمی‌توان مذاکرات و توافق احتمالی هسته‌ای میان ایران و کشورهای گروه ۵+۱ را با پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی جمهوری اسلامی در سال ۱۳۶۷ مقایسه کرد؛ ولی از حیث پیامدها با توجه به رجزخوانی دشمنان، می‌توان به آن اشاره کرد. حضرت امام(ره) از پذیرش قطعنامه به نوشیدن جام زهر یاد فرمودند و همین مطلب، دشمنان را متوهم کرد که انقلاب اسلامی از تاب افتاده و رهبر انقلابی انقلاب ایران تسلیم واقعیات شده است. پس از صدور پیام پذیرش قطعنامه، عده‌ای در داخل و کسانی در خارج و به‌ویژه جبهه استکبار، همگی تصور کردند امام خمینی روحیات انقلابی را کنار گذاشته و دست از مبارزه خواهد کشید و انقلاب اسلامی به‌تاریخ سپرده خواهد شد و جمهوری اسلامی هم با گذر زمان برای بقا، به یک حکومت عرفی تبدیل می‌شود.
در حالی که دشمنان و جریان ضدانقلاب از تصورات خود سرخوش بودند و برمبنای همین تصورات، آینده و بازگشت به دوران ماقبل انقلاب را در ذهن مرور می‌کردند، رهبر کبیر انقلاب اسلامی، انقلابی‌تر از پیش ظاهر شده و نقشه مبارزه برای دوران پساقطعنامه و پساجنگ را ترسیم کردند. ادبیات حضرت امام در برخی از پیام‌های پس از جنگ، به‌گونه‌ای است که گویا حضرت روح‌الله این پیام‌ها را در اوج جوانی و در آغاز انقلاب صادر کرده و هنوز با سختی‌های مبارزه مواجه نشده است. اما واقعیت آن است که حضرت امام در راه خدا قیام کرد و در مکتب او جهاد در راه خدا، خستگی و بن‌بست ندارد و پایانی بر آن متصور نیست، مگر زمانی که پرچم «لااله‌الا‌الله، محمد رسول‌الله» در سراسر جهان به اهتزاز درآید و حکومت بزرگ جهانی اسلام تحقق یابد. صدور پیام امام به مهاجران جنگ تحمیلی پس از چند ماه از پذیرش قطعنامه در سال ۱۳۶۷، نشان می‌دهد که نوشیدن جام زهر با پذیرش قطعنامه، نه پایان مبارزه و انقلاب، بلکه ورود به عرصه جدید مبارزات است.
در بخش‌هایی از این پیام آمده است: «من بار دیگر از مسئولان بالای نظام جمهوری اسلامی می‌خواهم که از هیچ‌کس و از هیچ‌چیز جز خدای بزرگ نترسند و کمرها را ببندند و دست از مبارزه و جهاد علیه فساد و فحشای سرمایه‌داری غرب و پوچی و تجاوز کمونیسم شرق نکشند که ما هنوز در قدم‌های اول مبارزه جهانی خود علیه غرب و شرقیم.»
حضرت امام خمینی پس از سه دهه مبارزه و پشت سرگذاشتن یک دهه مملکت‌داری که هشت سال آن با جنگ همراه بود، با یک روحیه و نشاط کامل انقلابی، می‌فرمایند ما هنوز در قدم‌های اول مبارزه جهانی علیه شرق و غرب هستیم و مسئولان باید در این مسیر کمربندها را محکم ببندند. حضرت روح‌الله در این پیام، بر حفظ روحیه انقلابی تأکید کرده و می‌نویسند: «امروز خداوند ما را مسئول کرده است، نباید غفلت نمود. امروز با جمود و سکون و سکوت باید مبارزه کرد و شور و حال حرکت انقلاب را پابرجا داشت.» حضرت روح‌الله با تدوین راهبرد مبارزه علیه جهانخواران شرق و غرب و حرکت بر اساس این راهبرد به‌منزله یک تکلیف الهی، از هزینه‌های سنگین چنین مبارزه‌ای هم آگاه بودند و درباره چنین هزینه‌هایی در پیام خود می‌آورند: «مگر بیش از این است که فرزندان عزیز اسلام ناب‌محمدی در سراسر جهان بر چوبه‌های دار می‌‌روند؟ مگر بیش از این است که زنان و فرزندان خردسال حزب‌الله در جهان به اسارت گرفته می‌شوند؟ بگذار دنیای پست‌ مادیت با ما چنین کند، ولی ما به وظیفه اسلامی خود عمل کنیم.»
در پایان این پیام سراسر انقلابی، آخرین جمله حضرت امام چنین است: «با چشمانی باز به دشمنان خیره شوید و آنان را آرام نگذارید که اگر آرام گذارید، لحظه‌ای آرام‌تان نمی‌گذارند.»
گرچه تقدیر آن بود که حضرت امام پس از چند ماه از صدور این پیام انقلابی به ملکوت اعلی پرواز کند، ولی پرچم مبارزه را خلف صالح ایشان حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) بر دوش گرفت و طی ۲۶ سال گذشته راه امام را که راه جهاد در راه خدا با دشمنان بشریت است، با قوت ادامه داده و امت خمینی در این مسیر، خامنه‌ای عزیز را لحظه‌ای تنها نگذاشته است. اینک و پس از ۱۲ سال مقاومت ملت ایران بر سرحقوق هسته‌ای خود، مذاکرات ایران و گروه ۵+۱، ممکن است به توافق هسته‌ای بینجامد. دشمنان بر اساس کدامین دلایل از پایان مبارزه و تسلیم ایران سخن می‌گویند. جبهه استکبار با استناد به کدام واقعیات، از تغییر رفتار منطقه‌ای ایران سخن به میان می‌آورد؟ دشمنان هیچ استدلالی ندارند و آنچه بیان می‌دارند، فقط آرزوهای آنان است. واقعیت آن است که امروز این جبهه استکبار است که طی ۱۲ سال مذاکره، سرانجام تسلیم اراده ملت ایران شده و حاضر است ایران هسته‌ای و دارای چرخه سوخت را بپذیرد. اساساً اوضاع امروز ایران با شرایط پایان جنگ و پذیرش قطعنامه به‌طور کلی متفاوت است. امروز ایران یک قدرت بلامنازع در منطقه غرب آسیا بوده و ملت‌های به‌پا خاسته در این منطقه، در جبهه انقلاب اسلامی با جمهوری اسلامی هم‌افزا شده‌اند. اکنون جمهوری اسلامی دارای سرپنجه‌های قدرتمند در شرق مدیترانه از یک‌سو و سرپنجه‌های توانمند در خلیج عدن از سوی دیگر است. اینک شرایط مبارزه با استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جهانخوار و رژیم صهیونیستی کودک‌کش، از هر زمان دیگر بیشتر فراهم است. بنابراین توافق هسته‌ای بین ایران و شش قدرت جهان، نه‌تنها از مبارزه ملت ایران با دشمنان نمی‌کاهد، بلکه پس از فارغ آمدن مسئولان از موضوع هسته‌ای، مجال بیشتری به دست می‌آید تا به موضوعات دیگر، از جمله پیگیری آرمان‌های انقلاب و به‌ویژه کمک به ملت‌های در حال مبارزه با استکبار و متحدانش بیشتر توجه شود. اکنون جمهوری اسلامی قرارگاه اصلی و محور مقاومت در منطقه و کانون الهام‌بخش برای مسلمانان جهان و برای پدیده بیداری اسلامی است. امروز مسلمانان مبارز در سرزمین‌های اشغالی، در سوریه، در عراق، در لبنان، در بحرین، در یمن و دیگر کشورهای اسلامی، چشم امیدشان به جمهوری اسلامی و ملت انقلابی ایران است. وحشت جبهه استکبار ریشه در همین به‌پا خاستن مسلمانان و همراه شدن آنان با جمهوری اسلامی ایران دارد. بر همین اساس در چارچوب یک عملیات روانی، سردمداران جبهه استکبار و رسانه‌های آنان، می‌خواهند اینگونه القا کنند که جمهوری اسلامی در دوره پساتوافق با تغییر رفتار در منطقه، بر سر ملت‌ها و جریان‌های انقلابی و مبارز معامله خواهد کرد. در چنین فضایی است که رهبر حکیم و دوراندیش انقلاب اسلامی، در خطبه‌های انقلابی خود در روز عید سعید فطر، همانند حضرت روح‌الله راهبرد انقلاب در دوره پساتوافق نسبت به موضوع مبارزه با جبهه استکبار را ترسیم کرده و ضمن تأکید بر اینکه در هر صورت سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد، فرمودند: «چه این متن تصویب بشود، چه نشود، ما از حمایت دوستان‌مان در منطقه دست نخواهیم کشید؛ از ملت مظلوم فلسطین، از ملت مظلوم یمن، از ملت و دولت سوریه، از ملت و دولت عراق، از مردم مظلوم بحرین، از مجاهدان صادق مقاومت در لبنان و فلسطین. [اینها] همواره مورد حمایت ما خواهند بود.»
آری دشمنان و دوستان بدانند که ما مردم ایران در دوره پساتوافق، انقلابی‌تر می‌شویم و راه خمینی را با راهبری خامنه‌ای عزیز با قوت دنبال خواهیم کرد.
یدالله جوانی


سردار سلامی در جشنواره مالک‌ اشتر
با وجود انعطاف‌های تاکتیکی در هیچ صحنه راهبردی عقب‌نشینی نکرده‌ایم

جانشین فرمانده کل سپاه گفت: انقلاب اسلامی پرچمدار ایجاد تمدن نوین جهانی است و امروز که شاهد صحنه‌های مقابله نظام سلطه با انقلاب اسلامی هستیم، میدان‌های درگیری در حوزه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، امنیتی و محیط اطلاعاتی در حال گسترش است.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، سردار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه در جشنواره مالک اشتر دانشگاه جامع امام حسین(ع) که در تالار بصیرت این دانشگاه برگزار شد، با اشاره به اینکه مرزهای میان مردم در جهان قالب جغرافی و فراجغرافی دارد، اظهار داشت: انقلاب اسلامی با نگاه فراتر از مرزهای جغرافی و بر‌اساس تحولی که در ارزش‌ها، نگرش‌ها و باورهای بخشی از جهان به صورت حداقلی جهان اسلام ایجاد کرده در حال پیشروندگی است و این تغییر و تحولات زمینه‌ساز ایجاد تمدن نوین اسلامی است که موجب شده انقلاب اسلامی، بزرگ‌ترین چالش برای قدرت‌های بزرگ به‌شمار آید.
وی با بیان اینکه هیچ تحولی در بیرون نیست که متکی به یک واقعیت در درون باشد، همه حقایق را بازتاب تحول در قلوب مردم دانست و گفت: امروز برای تصرف یک جغرافیا، دیگر به لشکرکشی و استفاده از قدرت و صلابت نیاز نیست و بهترین راه، تصرف ذهن‌ها است.
سردار سلامی ادامه داد: مرزهای جغرافیایی امروز واقعیت تقسیم‌بندی سیاسی در جهان نیست، مرزهای سیاسی امروز صورت ظاهر و ترسیم‌کننده خطوط حاکمیت دولت‌ها است، در حالی که امروز جدال اصلی بر سر ترسیم مرزهای عقیده، اندیشه و فکر است.
جانشین فرمانده کل سپاه با بیان اینکه انقلاب اسلامی تا به امروز مسیر سختی را برای توسعه ارزش‌های خود طی کرده است، این مرارت‌ها را آغاز راه دانست و افزود: به فضل الهی انقلاب اسلامی از پیدایش تا به امروز در مسیر ایجاد تمدن بزرگ اسلامی در هیچ میدان تقابل راهبردی با دشمنان عقب‌نشینی راهبردی نداشته و شکست را تجربه نکرده‌ایم و این در شرایطی رقم خورده که صحنه خطوط مقدم درگیری ما در ابتدا ساحل کارون بود؛ اما امروز میدان رویارویی ما شرق مدیترانه، باب‌المندب و دریای سرخ است و ما در اعماق یک منطقه وسیع جغرافیایی درگیر هستیم که روزبه‌روز در حال گسترش است.
وی با بیان اینکه با دیدن برخی عقب‌نشینی‌های تاکتیکی و انعطاف‌ها نباید تصور کرد که انقلاب رو به تضعیف است، افزود: ایجاد تمدن بزرگ اسلامی در جهان نیاز به این دارد که یک الگوی کوچک براساس همین هویت شکل بگیرد و همان معیار گسترش این تفکر در جهان بشود که جمهوری اسلامی باید به سرعت به سمت این موضوع پیش برود.
سردار سلامی با اشاره به اهمیت نقش سپاه افزود: سپاه پاسداران باید سردمدار دستیابی به این مقصود در جمهوری اسلامی باشد و برای این منظور بنا به تصریح قرآن باید به سلاح علم و دانش مجهز شود که در این میان، دانشگاه‌های امام حسین(ع) و بقیه‌الله(عج) نقش مهمی را ایفا می‌کنند و اگر بخواهیم از موانع عبور کنیم چاره کار اقتدار علمی است و با این علم باید مرزهای دانش درنوردیده شود.
جانشین فرمانده کل سپاه خاطرنشان: پیمودن مرزهای دانش به‌طور حتم موجب تفوق علمی می‌شود و این تفوق علمی است که می‌تواند عامل قدرت‌بخشی برای تحمیل اراده خود به دشمنان باشد که ما در سپاه باتوجه به اینکه در مرکزیت تمدن بزرگ اسلامی نقش راهبردی داریم، موظفیم برای رسیدن به این منظور، افق‌های بزرگی را طراحی کنیم.
وی در موضوع برجام با اشاره به اینکه مقاومت و قدرت جمهوری اسلامی امروز به حدی رسیده که برای اولین‌بار در الگوی رفتار سیاسی قدرت‌های بزرگ از جمله آمریکا تغییر ایجاد کرده، توضیح داد: در گذشته هرجا که ایالات متحده احساس می‌کرد صحنه به نفع او نیست، از توان قهریه خود بهره می‌گرفت، اما امروز جهانیان مشاهده کردند که آمریکا برخلاف رویه خود، تن به کرنش سیاسی داده که این نشان از پیش‌روندگی و مهارناپذیری قدرت انقلاب اسلامی است.
همچنین، در ابتدای این مراسم، دکتر «حسنی آهنگر» گزارشی از اقدامات دانشگاه ارائه داد و با حضور سردار سلامی از معاونت‌ها، دانشکده‌ها و مدیران برتر در قالب جشنواره مالک اشتر دانشگاه جامع امام حسین(ع) با اهدای جایزه و لوح سپاس تقدیر شد.


یادداشت
رضا گرمابدری

پارچین در منازعه آمریکایی ـ آمریکایی
درست چند روز پس از حضور غیرمرسوم و تعجب‌برانگیز آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در کنگره آمریکا برای ادای توضیحاتی درباره فعالیت هسته‌ای ایران، دو پرده دیگر از نمایش مخالفان آمریکایی «برجام» آشکار شد که به‌نظر می‌رسد، بخشی از ریشه‌ آن در جلسه آمانو با کنگره آمریکا باشد. در آن جلسه تعدادی از اعضای کنگره از آمانو خواستند توافق محرمانه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با ایران برای حل اختلافات موجود بین آژانس و ایران را برای آنها بازگو کند که در ظاهر آمانو به درخواست غیرقانونی آنها پاسخ منفی داد و این پاسخ برای برخی از آنها آنچنان گران و تلخ بود که جلسه را ترک کردند. آمانو پس از این جلسه درباره خودداری از افشای متن توافق با ایران اظهار داشت که اگر من متن توافق را باز می‌گفتم دیگر کشوری درباره این موضوعات با آژانس توافق نمی‌کرد. مخالفان «برجام» که نتوانستند از این نشست طرفی ببیندند، پرده بعدی را آشکار ساختند. بازیگر اصلی این پرده «چاک شومر» سناتور یهودی ایالت نیویورک و مرد سوم حزب دموکرات است که با انتشار بیانیه‌ای علیه «برجام» مخالفت رسمی خود با آن را اعلام کرد تا راه برای سایر اعضای حزب دموکرات در مخالفت با «برجام» باز شود.
«برد شرمن» نماینده دموکرات ایالت کالیفرنیا نفر بعدی بود که با تبعیت از «چاک شومر» رسماً با «برجام» مخالفت و آن را اعلام کرد. «الیوت انجل»، عضو برجسته کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان نیز نفر سومی بود که به دو نفر قبلی اضافه شد. در گیرودار این بحث‌ها و در وضعیتی که زمینه‌های تواق ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای اجرایی کردن نقشه راه برای حل‌وفصل مسائل اختلافی فراهم شده بود، پرده سوم نمایش را مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی آمریکا (ISIS) به اجرا گذاشت و مدعی شد، ممکن است ایران نسبت به پاکسازی مرکز نظامی پارچین اقدام کرده باشد. مؤسسه یاد شده با ادعای استناد به تصاویر ماهواره‌ای اعلام کرد که تعدادی خودرو و کانتینر در پارچین در رفت‌وآمد بوده که احتمال دارد مشغول انجام پاکسازی‌هایی در محل بوده باشند. در گزارش این مؤسسه آمده است: «این فعالیت‌های جدید که پس از امضای توافق ۱۴ ژوئیه انجام گرفته، نگرانی‌های آشکاری را به‌وجود آورده مبنی‌براینکه ایران مشغول انجام تلاش‌هایی برای پاکسازی است تا جلوی فعالیت آژانس برای راستی‌آزمایی را بگیرد.» ایران با رد این ادعاهای واهی این فعالیت‌ها را در راستای راه‌سازی در نزدیکی سد ماملو اعلام کرد که مؤسسه مذکور پاسخ ایران را رد کرد و گفت: «تصاویر ماهواره‌های تجاری از توضیح ارائه توسط ایران پشتیبانی نمی‌کند. تصاویری که روزهای ۱۲، ۱۹ و ۲۶ ژوئیه ۲۰۱۵ گرفته شده بررسی گردیده و هیچ نشانی از راه‌سازی در مسیر منتهی به این سد یافت نشد؛ بنابراین معنا ندارد ایران خودروها را در سه‌ کیلومتری جنوب این سد و در محلی پارک کند که نگرانی شدیدی درباره مقاصد ایران در برنامه هسته‌ای این کشور وجود دارد.» پرسش تعیین‌‌کننده اینجا است که این مؤسسه چگونه متوجه شده که پارک این تعداد خودرو در این محل که به ادعای خودش درباره آن نگرانی وجوددارد، پرسش‌برانگیز است؛ اما طرف ایرانی که باید بسیار بیشتر احتیاط کند متوجه این موضوع ساده نشده است؟! یقیناً هیچ اقدام غیرعادی وجود نداشته که طرف ایرانی با طیب خاطر در یک اقدام معمولی مشغول امور مربوط بوده است و در غیر این صورت می‌بایست با پنهان‌کاری که دور از دسترس ماهواره‌ها باشد، برنامه‌اش را اجرا می‌کرد و مهم‌تر از همه اینکه آژانس تاکنون دو بار از پارچین بازدید کرده و کاملاً دست ‌خالی بازگشته است.
یقیناً چشمان کسانی که با حضور در پارچین همه‌چیز را بررسی کردند تیزتر و دقیق‌تر از ماهواره‌های تجاری است که با گرفتن تصویر چند خودرو این شوق را در جنجال‌آفرینان برانگیخته که نمایش پرده‌ای از یک فریبکاری هدفمند را به عهده بگیرند. آنچه که می‌تواند استدلال‌های یاد شده را بیشتر تقویت کند، اظهارات «مارک تونر» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا است که گفت نمی‌تواند یافته‌های (بخوانید ادعاهای واهی) این مرکز را تأیید کند، اما هرگونه تلاش برای رفع آلودگی از این مرکز مایه نگرانی است. با نگاهی دوباره به آنچه نگاشته شد، مشخص می‌شود، مخالفان «برجام» در آمریکا نسبت به توانایی‌شان در رد «برجام» بسیار نگرانند، نگرانی که از دو موضوع ناشی می‌شود یکی رد وضعیت «برجام» و دیگری وتوی اوباما. دیدار نمایندگان کشورهای ۱+۵ با اعضای دموکرات کنگره نیز به این نگرانی دامن‌زد، زیرا آنها با اظهارات ویژه از «برجام» دفاع کردند که تأثیر زیادی بر اعضای دموکرات کنگره گذاشت. این موارد سبب شد تا برنامه هدفمندی برای رد نهایی «برجام» اجرا شود که به‌نظر می‌رسد اگر مخالفان بتوانند در مرحله اول «برجام» را رد کنند در مرحله دوم نتوانند وتوی اوباما را خنثی کنند، زیرا در حال حاضر مخالفان در سنا برای مقابله با وتوی اوباما به ۹ رأی نیاز دارند، در حالی که موافقان (دموکرات‌ها) برای کسب یک سوم آرا و باز کردن راه وتوی اوباما نیازمند شش رأی هستند. بی‌اعتبار شدن ادعای مؤسسه «علوم و امنیت بین‌المللی آمریکا» نقش تعیین‌کننده‌ای در تغییر صف‌بندی مخالف و موافق در آمریکا دارد که ورود صادقانه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به این بحث می‌تواند سرنوشت آن را رقم بزند. در این میان وظیفه ایران رد ادعای مؤسسه مذکور و سپس نظاره‌گری منازعه آمریکایی ـ آمریکایی است و بس.


 

صفحه 2
سياسي

 

 

اهمیت مقاومت اسلامی در کلام امام خامنه‌ای
راه مقاومت و ایستادگی تنها راه پیروزی است

بیست‌وسوم مردادماه سالروز پیروزی حزب‌الله لبنان بر رژیم غاصب و جنایت کار صهیونیستی در جنگ سی‌وسه روزه است، روزی که به پاس ایستادگی بی‌نظیر ملت لبنان در کشور ما به‌عنوان روز مقاومت اسلامی نام‌گذاری شده است. از این رو در نوشتار پیش رو فرازهایی از سخنان امام خامنه‌ای درباره اهمیت و ضرورت مقاومت اسلامی را آورده‌ایم.

با ایستادگی، پیروزی قطعی است
اگر برای خدا پا در میدان گذاشتید و ایستادگی کردید، پیروزی قطعی است؛ «و لو قاتلکم الّذین کفروا لولّوا الأدبار ثمّ لا یجدون ولیّا و لا نصیرا. سنّة اللّه الّتی قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللّه تبدیلا». این فقط مربوط به ماجرای جنگ صدر اسلام نیست که «و لو قاتلکم الّذین کفروا لولّوا الأدبار»؛ سنّت‌الله است.
ملت ایران اینها را در عمل تجربه کرده است. اگر شما ملت عزیز ما، شما جوان‌های خوش‌روحیه و پرتوان و عازم، در این راهی که دارید می‌روید، ایستادگی کنید، شک نکنید که در زمان خود، در زمان متناسب، تمام آمال و آرزوها و داعیه‌ها و شعارهای ملت ایران نه فقط نسبت به خود این کشور، بلکه نسبت به دنیای اسلام و امت اسلامی و جامعه بشری تحقق پیدا خواهد (بیانات در دیدار مردم قم، ۱۹/۱۰/۱۳۹۱)
راه مقاومت و ایستادگی، تنها راه پیروزی است؛ راه دیگری وجود ندارد... اگر ملت و جماعتی که می‌خواهد مقاومت کند، از فقدان لذایذ زندگی، از فقدان حیات و از فقدان راحتی نترسد و ناراحت و آشفته نشود و پیش برود، بدون تردید مقاومت با پیروزی همراه است. این مقاومت وقتی با ایمان باشد، ادامه پیدا خواهد کرد؛ لذا می‌گوییم و همیشه گفتیم که ایمانِ همراه با مقاومت، به دنبالش پیروزی است. (خطبه‌های نماز جمعه، ۲۱/۷/۱۳۸۵)

بازگشتن دوران ذلّت در صورت عدم ایستادگی ملت‌ها
وقتی ادبیات انقلابی امام(ره) را ملاحظه می‌کنید، می‌بینید تکیه اصلی بر روی ساخت درونی ملت است؛ احیای روح عزت، نه با تفاخر، نه با غرور، بلکه با استحکام ساخت درونی. آنچه که ما باید به آن توجه کنیم، این است که این یک کارِ مقطعی نیست؛ این یک کارِ مستمر است، یک کارِ ادامه‌دار است. ملت باید با عوامل رکود و ایستائی مقابله کند؛ عواملی وجود دارد که یک انسان پیشرو را، یک ملت پیشرو را متوقف می‌کند. بعضی از این عوامل در درون خود ماست؛ بعضی از این عوامل، تمهیدات دشمن است. اگر بخواهیم دچار رکود نشویم، دچار ذلت نشویم، دچار عقبگرد نشویم، دچار همان وضعیت دوزخیِ قبل از انقلاب نشویم، باید حرکت‌مان متوقف نشود. اینجاست که با یک مفهومی به نام «پیشرفت» روبه‌رو می‌شویم. باید دائم پیشرفت کنیم. این عزت ملی، این استحکام درونی، این ساخت مستحکم، بایستی دائم در حال جلو رفتن باشد و ما را به پیشرفت برساند. این دهه به «دهه پیشرفت و عدالت» نام‌گذاری شده است. عدالت هم در دل پیشرفت است. پیشرفت، فقط پیشرفت در مظاهر مادی نیست؛ در همه ابعاد وجودی انسان است؛ که درونش آزادی هم هست، عدالت هم هست، اعتلای اخلاقی و معنوی هم هست؛ اینها همه در مفهوم پیشرفت هست. البته در آن، پیشرفت مادی، پیشرفت مظاهر زندگی، پیشرفت علمی هم وجود دارد. امام(ره) با آن حرکت خود، ما را در جاده‌ای قرار داد که باید در این جاده پیش برویم. هرگونه توقف در این جاده، ما را به عقبگرد می‌رساند؛ ملتی که از حقیقت عزت برخوردار شده است و در جاده پیشرفت قرار گرفته است، اگر این نعمت را کفران کند، آن‌وقت مصداق این آیه شریفه می‌شود که: «أ لم تر الی الّذین بدّلوا نعمت اللّه کفرا و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم یصلونها و بئس القرار»؛(۱) دنیا دوباره دوزخ خواهد شد، زندگی دوباره تلخ خواهد شد. ملت‌ها اگر ایستادگی نکنند و پیش نروند، دوباره همان سختی و سیاهیِ دوران ذلت بر سر آنها سایه‌افکن خواهد شد. (بیانات در مراسم سالگرد رحلت امام خمینی«ره» ۱۴/۳/۱۳۹۱)

ایستادگی مایه عزت ملت هاست
آن ملتی که بتواند ثابت کند که آماده است برای استقلال، هویت، آرمانها و موجودیت خود ایستادگی کند و مردانه دفاع کند، عزیز است. (بیانات در دانشگاه افسری امام علی(ع)، ۱۹/۸/۱۳۹۰)

نیاز امروز ملت مسلمان
امت اسلامی امروز بیش از هر چیز به انسان‌هایی نیاز دارد که اندیشه و عمل را در کنار ایمان و صفا و اخلاص، و مقاومت در برابر دشمنان کینه‌ورز را در کنار خودسازی معنوی و روحی، فراهم سازند. این یگانه راه نجات جامعه بزرگ مسلمانان از گرفتاری‌هایی است که یا آشکارا به دست دشمن و یا با سستیِ عزم و ایمان و بصیرت، از زمان‌های دور در آنها فرو افتاده است (پیام به کنگره عظیم حج، ۲۲/۷/۹۲)
در حوادث این یک سال، به همه نشان داده شد که خداوند عزیز و قدیر، در عزم و اراده‌ى ملت‌ها آنچنان قدرتى تعبیه کرده است که هیچ قدرت دیگر را یاراى مقاومت در برابر آن نیست. ملت‌ها با این نیروى خداداد قادرند سرنوشت خویش را تغییر دهند و نصرت الهى را نصیب خود سازند. (پیام به کنگره عظیم حج، ۱۴/۸/۱۳۹۰)

حمایت همیشگی ملت ایران از مقاومت
ـ معادله مقاومت در منطقه با کمک جمهورى اسلامى تغییر یافت. تبدیل و ارتقای سنگ در دست فلسطینیان به «موشک جواب موشک» در غزه و سایر مقاومتهاى اسلامى در برابر اشغالگران، الهام از انقلاب اسلامى بود. (خطبه‌های نماز جمعه تهران، ۱۴/۱۱/۱۳۹۰)
ـ چه این متن (برجام) تصویب بشود و چه نشود، ما از حمایت دوستان‌مان در منطقه دست نخواهیم کشید: از ملّت مظلوم فلسطین، از ملّت مظلوم یمن، از ملّت و دولت سوریه، از ملّت و دولت عراق، از مردم مظلوم بحرین، از مجاهدان صادق مقاومت در لبنان و فلسطین؛ [اینها] همواره مورد حمایت ما خواهند بود.
(خطبه‌های نماز عید فطر 27/4/94)


یادداشت
مهدی سعیدی

انتخابات مجلس خبرگان و اهميت شايسته‌گزيني
با نزديک شدن به اسفند سال جاري، به‌تدريج فضاي کشور به‌سمت انتخاباتي شدن پيش مي‌رود؛ انتخاباتي که با دو صندوق رأي برگزار شده و به‌طور همزمان تکليف مجلسين شوراي اسلامي و خبرگان رهبري را تعيين خواهد کرد. ويژگي‌هاي مجلس شوراي اسلامي سبب شد تا بيشتر اذهان درگير تعيين تکليف کرسي‌هاي بهارستان باشد و اين در حالي است که مقدمات برگزاري انتخابات حساس مجلس خبرگان رهبري، آرام‌آرام در حال پيگيري و طي شدن است و افکار عمومي کمتر به آن مشغول شده است.
درباره اهميت و ويژگي‌هاي انتخابات مجلس خبرگان رهبري موارد بسياري را مي‌توان برشمرد که مهم‌ترين مسئله در آن، تعيين صلاحيت نامزدهاي مجلسي است که در موقعيتي حساس قرار است رهبري نظام اسلامي را تعيين کنند و با چشمان تيزبين‌شان بر وي نظارت داشته باشند.
قانون اساسي، به‌صراحت، شرايط نمايندگان مجلس خبرگان را بيان نكرده و تعيين آن را مطابق با اصل يكصدوهشتم، براي نخستين دوره، به فقهاي اولين شوراي نگهبان و پس از آن، به خود مجلس خبرگان واگذار كرده است؛ اما با دقّت در اصول مربوط، مي‏توان كلّياتي را درباره شرايط اعضاي مجلس خبرگان به‌دست آورد. به ضرورت تناسبِ حكم و موضوع، اعضاي خبرگان، اولاً، بايد داراي درجه‏اي از فقاهت و آگاهي بر مسائل سياسي و اجتماعي روز باشند كه قدرت تشخيص «اعلم به احكام و موضوعات فقهي يا مسائل سياسي و اجتماعي يا شخص واجد مقبوليت عامه» را داشته باشند.
ثانياً، داراي مرتبه‏اي از تقوا باشند كه در اظهارنظر خويش، فقط مصالح اسلام و مسلمانان را در نظر گيرند و نه منافع فردي و گروهي را. از سوي ديگر، درصورتي‌كه اهل خبره، به آنچه مي‏گويد، اعتقاد نداشته باشد و يا داراي سوابق سوءسياسي و اجتماعي باشد، بدون ترديد، نمي‏توان به تشخيص او اعتماد كرد.
در قانون انتخابات مجلس خبرگان، شرايطي به شرح زير آمده است که خبرگان منتخب مردم، بايد واجد آنها باشند: الف‌ـ اشتهار به ديانت و وثوق و شايستگي اخلاقي؛ ب‌ـ اجتهاد در حدي كه قدرت استنباط بعضی مسائل فقهي را داشته باشد و بتواند ولي‏فقيه واجد شرايط رهبري را تشخيص دهد؛ ج‌ـ بينش سياسي و اجتماعي و آشنايي با مسائل روز؛ د‌ـ معتقد بودن به نظام جمهوري اسلامي ايران؛ ه‌ـ نداشتن سوابق سوءسياسي و اجتماعي.
نکته قابل ملاحظه آنکه مطابق با تبصره يكم ماده ۳ قانون انتخابات مجلس خبرگان، مرجع تشخيص دارا بودن شرايط موردنظر را فقهاي شوراي نگهبان دانسته است. در ميان شرايط فوق نيز، به نظر مي‌سد رکن اصلي مسئله اجتهاد باشد. در اين‌باره به‏طور معمول، فقهاي مزبور، براي كساني كه اجتهادشان محرز نيست، اقدام به برگزاري امتحان مي‏كنند و شرايط ديگر را با تحقيق و تفحص احراز مي‏كنند. البته، مطابق با تبصره دوم ماده 3 قانون انتخابات مجلس خبرگان، كساني را كه رهبر، اجتهاد آنان را صریحاً و يا ضمناً تأييد كرده باشد، از نظر علمي، به تشخيص فقهاي شوراي نگهبان نیاز نخواهند داشت.
در همين راستا، براساس مصوبه فقهاي شوراي نگهبان، نام‌نویسی داوطلبان شركت در آزمون علمي لازم براي پنجمين دوره انتخابات مجلس خبرگان رهبري از ۱۵ مرداد ۱۳۹۴ آغاز شده و تا پايان مرداد ۱۳۹۴ ادامه خواهد يافت. تاريخ برگزاري امتحان نيز روز يك‌شنبه ۱۵ شهريور اعلام شده است.
آغاز نام‌نویسی داوطلبان گامي مهم در مسير کليد خوردن انتخابات آتي است که البته همواره با مناقشاتي روبه‌رو بوده است. مناقشه بر سر سازوکار احراز صلاحيت‌ها و اينکه چه کساني صاحب ويژگي‌هاي برشمرده در قانون هستند. اين اختلافات از دومين دوره انتخابات مجلس خبرگان کليد خورده و در آستانه هر انتخاباتي متأسفانه تکرار شده است. در اين ميان آنچه محل تعجب است، مقاومت يک جريان سياسي خاص در برابر سازوکار برگزاري آزمون است. معلوم نيست اين راهکار آشکار و بدون خدشه چه مشکلاتي را براي‌شان به همراه خواهد داشت؟! چرا کساني که خود را صاحب صلاحيت مي‌دانند از حضور در اين آزمون طفره مي‌روند؟!
اما آنچه آشکار است آن است که تشخيص آنکه چه کسي صاحب صلاحيت‌هاي اشاره‌شده، به‌ویژه توانايي اجتهاد است، از مسائل مهمي است که بدون آن، اعتبار انتخابات و مجلس حاصله از آن با ترديدهاي جدي روبه‌رو خواهد بود. ملت نيز از شوراي نگهبان اين تقاضا را دارد که به وظيفه قانوني خود با قاطعيت عمل کرده و از ميان ثبت‌نام‌کنندگان، واجدان شرايط را به ميدان انتخاب ملت معرفي کنند. خوب است که جريان‌هاي سياسي نيز به قانون پايبند بوده و رقابت سياسي را در چارچوب قانون دنبال کنند.


نكته و نظر

فلسفه‌بافی‌های غیرواقعی؟!
نکته: یک روز شرلوک هلمز، کارگاه مشهور انگلیسی با دستیارش واتسون، به تعطیلات می‌روند و در ساحل دریا چادر می‌زنند و در داخل چادر می‌خوابند... نیمه‌شب هلمز بیدار می‌شود و واتسون را هم بیدار می‌کند، سپس از وی می‌پرسد: واتسون، تو از دیدن ستاره‌های آسمان چه نتیجه‌ای می‌گیری؟ واتسون هم شروع می‌کند به فلسفه‌بافی درباره ستارگان و می‌گوید: این ستاره‌ها خیلی بزرگند و به دلیل دوری از ما این‌قدر کوچک به نظر می‌رسند و در سایر ستارگان هم ممکن است حیات در آنها وجود داشته باشد و چند نوع انسان در کرات دیگر زندگی می‌کنند... که در اینجا هلمز می‌گوید: واتسون عزیز! اولین نتیجه‌ای که باید می‌گرفتی این است که چادر ما رو دزدیدند!
نظر: گاهی آن‌قدر دربرنامه‌های کاریمان‌ فرو می‌رویم که واقعیات را هم با توجه به کارمان تجزیه و تحلیل می‌کنیم، در حالی‌که برخی اتفاقات و حوادث بسیار ساده‌تر از آن است که می‌پنداریم و برای آن فلسفه می‌بافیم.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

شوک خبری سردار سلیمانی به آمریکا
رسانه‌های آمریکایی در گزارشی به نقل از «دو منبع اطلاعاتی غربی» مدعی شدند که سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به‌تازگی، برای دیدار با مقامات روسی به مسکو سفر کرد. این خبر سبب شد که از سوی رسانه‌های غربی و به‌ویژه رسانه‌های آمریکایی درباره سفر ادعایی سردار سلیمانی به مسکو جنجالی برپا شود و آنها این سفر را «نقض تحریم‌ سازمان ملل در قبال ممنوعیت سفر» فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران دانستند. در ادامه ادعاهای رسانه‌های غربی درباره سفر فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مسکو، «سامانتا پاور» نماینده آمریکا در سازمان ملل درباره این خبر ابراز نگرانی کرد. نماینده آمریکا در سازمان ملل به خبر رسانه‌های غربی درباره «سفر سردار سلیمانی به روسیه و دیدار او با مقامات روس» واکنش نشان داد و در این‌باره ابراز نگرانی کرد. پایگاه خبری ورلدنیوز در گزارش خود در این زمینه ادعا کرده است: قاسم سلیمانی که از سوی شورای امنیت تحت تحریم قرار دارد و حق سفر به کشورهای دیگر را ندارد، به‌تازگی به مسکو رفته است. در بخش دیگری از این گزارش آمده است: سلیمانی با هدف مذاکره با مقامات روسیه درباره ارسال سلاح از طریق کشتیرانی به این کشور رفته است، اما نکته مهم در این زمینه این است که یک روز پس از انجام این سفر یک حمله هکری به پایگاه پنتاگون صورت گرفته است که منبع آن کشور روسیه بوده است. روزنامه آمریکایی نیویورک‌تایمز در ادعایی از سفر سردار قاسم سلیمانی به روسیه خبر داد و به نقل از دو منبع اطلاعاتی آمریکایی نوشت: وی به‌تازگی برای دیدار با رهبران روس به مسکو سفر کرده است، این روزنامه آمریکایی نوشت: 24 جولای، یک هفته پیش از آنکه کری در سنا حضور یابد، سلیمانی برای دیدار با وزیر دفاع روسیه و پوتین به مسکو رفت. سلیمانی یکی از بازیگران اصلی و بیانگر نفوذ ایران در منطقه است. در همین راستا، شبکه خبری بی‌بی‌سی گزارش کرد: بارها تصاویر حضور سردار «قاسم سلیمانی» در جبهه‌های نبرد در عراق منتشر شده است. در صورت تأیید سفر وی به مسکو، این سفر با فراخوان روسیه برای تشکیل ائتلاف منطقه‌ای در خاورمیانه برای جنگ با گروه داعش همگام با احیای تلاش دیپلماتیک برای پایان دادن به جنگ در سوریه، همزمان شده است. همچنین، کاخ سفید در بیانیه‌ای اعلام کرد که نمی‌تواند سفر فرمانده سپاه قدس ایران به مسکو را تأیید کند.





اثر گل‌های خورده‌شده در بازی سیاست باقی می‌ماند

رئیس مجلس خبرگان با اشاره به اظهارنظر رئیس‌جمهور درباره توافق هسته‌ای مبنی‌بر اینکه ما سه گل زدیم و دو گل خوردیم، ولی در مجموع برنده این میدان شدیم، گفت: در بازی‌های فوتبال معمولاً کسی که بیشتر گل زده، برنده محسوب می‌شود، حتی اگر گل‌هایی نیز خورده باشد؛ اما بازی‌های سیاسی با بازی فوتبال تفاوت دارد؛ در فوتبال اثر گل‌های خورده‌شده از بین می‌رود، ولی در سیاست آثار این گل‌ها باقی می‌ماند.
آیت‌الله یزدی افزود: امیدواریم در محاسبات که تعداد گل‌های خورده و زده ما و همچنین تعهدات بررسی می‌شود، مجموعاً به نفع ما باشد. وی گفت: در طول ایام مذاکره، رهبر انقلاب مکرراً راهنمایی‌هایی را داشتند و خط قرمزهای حساسی را مورد اشاره قرار دادند که تیم مذاکره‌کننده مراقب باشد در تعهداتی که برعهده می‌گیرد و تعهداتی که از طرف مقابل دریافت می‌کند، خطوط قرمز رعایت شود. رئیس مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: از جمله خطوط قرمز مورد تأکید رهبر انقلاب، حفظ مسائل نظامی، علمی و بازرسی بود که ممنوع اعلام شد و حتی بعد از مذاکرات نیز در جایی گفته شد، نظر رهبری این بوده و در اظهارنظر صاحب‌نظران و رئیس‌جمهور نیز این مسئله وجود داشت.
آیت‌الله یزدی با تأکید بر اینکه باید مسیر قانونی تصویب توافق طی شود، افزود: بحث حقوقی در این زمینه وجود دارد که مجلس باید به‌عنوان توافق و تعهدات، این مسئله را بررسی کند؛ درحالی‌که این توافق امضا نشده، اما مفهوم قانون اساسی این را صدق می‌کند که مجلس باید توافق را بررسی کند.
وی اضافه کرد: شورای عالی امنیت ملی نیز باید توافق را بررسی کند و بعد از تصویب رهبری، این توافق قابلیت اجرا پیدا می‌کند. رئیس مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: قطعاً نتیجه مذاکرات در داخل کشور در دست بررسی است و اظهارنظر درباره نقاط ضعف و قوت آن زود است. البته افرادی در این میان نظر موافق و مخالف دارند، ولی قبل از طی مسیر قانونی درست نیست که اظهارنظر قطعی صورت گیرد.
رئیس مجلس خبرگان رهبری درباره توجه به نظرات رهبر معظم انقلاب برای حفظ وحدت جامعه هم گفت: ما باید در این راه مراقب مجلس و شورای عالی امنیت ملی باشیم که در مسیر رسیدگی به این توافق به‌گونه‌ای کار کنند که جامعه ملتهب نشود.



بحران ساختگی در انتخابات کلید زده شد

سخنگوی سابق شورای نگهبان در واکنش به ادعای جلوگیری شورای نگهبان و نیروهای امنیتی از برگزاری انتخابات سالم با بیان اینکه برخی‌ شکست‌ در انتخابات را متوجه دستگاه‌های قانونی می‌کنند، گفت: عده‌ای وجود دارند که همچون انتخاب‌های گذشته با تشویش اذهان عمومی و ایجاد یک بحران ساختگی به‌دنبال تحت‌الشعاع قرار دادن انتخابات هستند.
به گزارش راه دانا، عباسعلی کدخدایی، سخنگوی سابق شورای نگهبان، درباره ادعای اخیر درزمینه جلوگیری شورای نگهبان و نیروهای امنیتی از برگزاری انتخابات درست اظهار داشت: چنین مسائل و اتهامات بی‌اساس از جانب افرادی مطرح می‌شود که جایگاهی ندارند، این اتهامات قطعاً می‌تواند مورد پیگرد قضایی هم قرار بگیرد.
وی گفت: باید دستگاه‌هایی که مورد اتهام قرار گرفته‌اند، از این افراد به قوه قضائیه شکایت کنند؛ زیرا کسی که ادعای چنین مسائلی را دارد، باید اسنادی هم داشته باشد که در غیر این‌صورت، قوه قضائیه باید برخورد کند.
کدخدایی ضمن تأکید بر اینکه کسی که چنین اتهامات کذب و بی‌اساسی را می‌زند، باید آنها را ثابت کند، یادآور شد: بیان سخنانی این‌چنینی از سوی افراد درباره انتخابات دور از انتظار بوده و حق دستگاه‌های امنیتی و شورای نگهبان است که از طرح‌کنندگان چنین مسائلی شکایت کنند. لازم است در یک محکمه صالح به این شکایت رسیدگی شود.
سخنگوی سابق شورای نگهبان یادآور شد: در دوران مسئولیت من در شورای نگهبان، تنها یک عضو در این شورا بودم، ولی این اتهامات دایره عملکرد و اقدامات شورای نگهبان را زیر سؤال می‌برد و با این اظهارات به هویت حقوقی شورای نگهبان خدشه وارد می‌شود.
کدخدایی با بیان این نکته که باید به چنین اتهامات واهی پاسخ‌های قاطع و قانونی داده شود، گفت: عده‌ای وجود دارند که همچون انتخاب‌های گذشته نیز با تشویش اذهان عمومی و ایجاد یک بحران ساختگی به‌دنبال تحت‌الشعاع قرار دادن انتخابات هستند؛ این افراد چون در انتخاب‌های گذشته از سوی مردم انتخاب نشده‌اند، درحقیقت شکست خود را متوجه دستگاه‌های قانونی کشور می‌کنند و این مانند دانش‌آموزی است که وقتی نمره مطلوبی از معلم خود نمی‌گیرد، معلم را مقصر می‌داند!
وی در پایان تأکید کرد: بهتر است خود دستگاه‌ها موضوع را از جهت حقوقی پیگیری کنند تا این افراد شکست‌خورده، دیگر چنین مسائلی را مطرح نکنند. همچنین، گفتنی است، هفته گذشته هاشمی‌رفسنجانی در اجلاس رؤسای آموزش و پرورش مدعی شده بود، شورای نگهبان و نیروهای امنیتی می‌خواستند از انتخاب درست مردم جلوگیری کنند!




بد اخلاقی منسوبان دولت اعتدال

پایگاه تحلیلی «بصیرت» با انتقاد از سخنان آقای ترکان، معاون رئیس‌جمهور نوشت: دولتي که پرچم اعتدال را در دست گرفته بود تا با پرهيز از افراط و تفريط، خط مدارا و تحمل و مسير ميانه و صراط مستقيم در عرصه سياست را به گفتمان حاکم در فضاي سياسي کشور تبديل کند، با مواضع عجيب و غريب افراطيوني مواجه است که هر روز به بهانه‌اي اظهارنظر کرده و از اعتماد ملت به تحقق اين شعار از سوی دولت يازدهم مي‌کاهند.
آخرين نمونه در اين زمينه اظهارات آقاي ترکان است که با زبان طعن‌گونه گفته است: «اينکه يک عده‌اي تصور کنند که يک شخصي به نام آقاي احمدي‌نژاد بوده با 2ـ3 نفر دور و برش که همه اين مصيبت‌ها به سر کشور اين آقا و آن 2ـ3 نفر آوردند، اشتباه است. آقاي احمدي‌نژاد و دولت‌هاي نهم و دهم يک تفکر هستند و الآن هم حضور دارند. يک عده در جامعه طرفدار اين تفکر هستند و نگاه‌شان به دين، حکومت و جمهوري اسلامي به اين شکل است که متأسفانه ما در دولت نهم و دهم ديديم. يک تفکر هم اين است که اين کشور را به صورت جمهوري نگاه مي‌کند. به رأي مردم اصالت مي‌دهد، به خواست مردم اهميت مي‌دهد و مردم را زينت حکومت نمي‌داند، بلکه ارکان حکومت مي‌داد، اين با آن متفاوت است. نمي‌توانيم بگوييم تفکر دولت‌هاي نهم و دهم مربوط به آقاي احمدي‌نژاد و 2ـ3 نفر اطرافيانش بوده که بعضي‌هاي‌شان زندان هستند و بعضي‌هاي‌شان هم يک گوشه، کنار ديگري مشغول به کار هستند. يک گروه حداقل 80 نفره از اين تفکر در مجلس هستند. يک گروهي از اين جمعيت در قواي ديگر هستند. يک گروهي از اين جمعيت در نهادهاي ديگر هستند. اين‌طوري نيست که فقط آقاي احمدي‌نژاد بوده و تمام شده است. اين جمعيت تفکرشان اين‌طوري است و اينها هستند.»
اما واقعيت آن است که تداوم اين بداخلاقي‌هاي منسوبان به دولت اعتدال، کار را براي دولت سخت خواهد کرد و از محبوبيت دولت در افکار عمومي نيز خواهد کاست. تدبير و اميد و اعتدال حکم مي‌کند که دولت در سالي که در آن انتخاباتي مهم و حياتي را پيش رو دارد، با اخلاق پسنديده‌تري با احزاب و گروه‌هاي سياسي به‌ویژه مخالفان و منتقدان روبه‌رو شود.


خط خبر

قرائتی: سردار سازندگی ذوالقرنین است نه هاشمی!
حجت‌الاسلام قرائتی گفت: اگر امروز در ایران کسی بتواند حرف تازه‌ای بزند که در قرآن وجود ندارد، من حاضرم با او به رقابت بپردازم تا اثبات کنم هیچ حرف تازه‌ای که سابق بر این قرآن به آن اشاره نکرده باشد، وجود ندارد. در ابتدای انقلاب درباره دولت هاشمی رفسنجانی، وی را سردار سازندگی خطاب کرده بودند. حال آنکه براساس فرمایش قرآن، سردار سازندگی ذوالقرنین است، زیرا سدی را ساخت که چند هزار سال بعد میخ در داخل آن فرو نمی‌رفت. پس از او به رئیس‌جمهور بعد مبتکر گفت‌وگوی تمدن‌ها گفتند و حال آنکه قرآن می‌گوید: «قالوا» و این به معنای گفتن هر موضوع قابل بحثی است و ابداع گفت‌وگوی تمدن‌ها کار این رئیس‌جمهور نبود. در ادامه رئیس‌جمهور دیگر را پرچمدار عدالت دانستند، زیرا او به دنبال هدفمند کردن یارانه‌‌ها و تقسیم آن به صورت عادلانه در میان مردم بود و حال آنکه حضرت امیر(ع) می‌گوید: عدالت باید در گاو و خر نیز اجرایی شود و این تنها آدم‌ها نیستند که باید درباره آنها عدالت صورت بگیرد.

آمریکا و نگرانی از قدرت سپاه
یکی از نگرانی‌های آمریکا این است که رفع تحریم‌ها سبب قدرت گرفتن سپاه پاسداران ‌شود و در جلسات مختلف یکی از موضوعاتی که مورد بحث قرار گرفته است درباره لغو تحریم‌های سپاه است. جلسه معاونان وزرای خارجه و خزانه‌داری آمریکا با کمیته امور بانکی سنا یکی از جلسات پرچالش پس از توافق هسته‌ای است که حامیان اوباما توضیح دادند که با وجود توافق اتمی، تحریم‌های دیگر ایالات متحده و شورای امنیت درباره برنامه موشکی ایران باقی خواهد ماند و افرادی که در این زمینه به ایران کمک می‌کنند، همچنان مشمول تحریم خواهند شد. به گزارش صدای آمریکا، «آدام زوبین» درباره وضع سپاه پاسداران پس از لغو تحریم‌های برنامه هسته‌ای گفت: «افسران ارشد سپاه پاسداران و مجموعه شرکت‌های آن، از جمله قرارگاه خاتم‌الانبیاء همچنان تحت تحریم‌های ایالات متحده باقی خواهد ماند.» باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا در سخنرانی خود در دانشگاه «امریکن» واشنگتن هم گفت: «بهترین تحلیلگران ما می‌گویند: ایران بیشتر این پول را صرف اقتصاد و تقویت زندگی مردم خود خواهد کرد. این به آن معنا نیست که لغو تحریم‌ها هیچ کمکی به نیروهای مسلح ایران نخواهد کرد. فرض کنیم بخشی از این پول، صرف فعالیت‌هایی شود که ما با آنها مخالفیم. ما درباره حکومت ایران و اهمیت سپاه پاسداران و سپاه قدس دچار توهم نیستیم. ایران از گروه‌های تروریستی مثل حزب‌الله حمایت می‌کند.»

مأموریت جدید جامعتین

سه تشکل پایداری، مؤتلفه و ایثارگران به آقای محمدنبی حبیبی، دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی برای دیدار با بزرگان اصولگرا و صحبت درباره محور شدن جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز تهران مأموریت داده‌اند. تاکنون آقای حبیبی دیدارها و مذاکراتی درباره جلب‌نظر جامعتین برای محوریت داشته و امیدواریم در آینده گزارش این دیدارها را ارائه کند. این سه تشکل تلاش می‌کنند نقش تأثیرگذاری جامعتین در انسجام نیروهای اصولگرا را افزایش دهند. پیش از این محمدنبی حبیبی، دبیرکل حزب مؤتلفه از دیدار خود با آیت‌الله موحدی‌کرمانی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز درباره «ضرورت وحدت اصولگرایان» خبر داده بود.

داعش معدن طلای آمریکا
درحالی که داعش یک فاجعه برای خاورمیانه به‌شمار می‌رود، معدن طلایی برای برخی شرکت‌های آمریکایی است. روزنامه دیلی‌بیست نوشت: پیمانکاران آمریکایی وزارت دفاع آمریکا بهره‌های زیادی از جنگ جاری در خاورمیانه برده‌اند. شرکت تسلیحاتی «لوکهید مارتن» درخواست‌های خرید هزاران موشک «هلفایر» دریافت کرده است. شرکت «ای‌ام‌‌جنرال» نیز سرگرم اعطای 160 خودروی «هموی» است و در همین حال، شرکت آمریکایی «جنرال دینامکیس» نیز میلیون‌ها دلار مهمات تانک به عراق می‌فروشد. این روزنامه افزود: شرکت «اس‌او‌اس. اینترنشنال» در نیویورک هم یکی از بزرگ‌ترین بازیگران در خاک عراق است. این شرکت پس از سفارت آمریکا مأمور به خدمت گرفتن بیشتر آمریکایی‌ها در عراق است. پل ولفوویتز، معاون سابق وزیر دفاع یکی از مشاوران هیئت‌مدیره شرکت و از مهندسان تجاوز به عراق است. این شرکت در پایگاه اینترنتی خود می‌گوید قراردادهای کاری به ارزش 400 میلیون دلار در طول سال 2015 میلادی در عراق بسته است.

اعتدال در برخورد با رسانه‌ها

بررسی دقیق مصوبات هیئت نظارت بر مطبوعات از ابتدای دولت یازدهم تاکنون نشان می‌دهد در مجموع ۱۰ مورد تذکر و سه مورد توقیف به رسانه‌های همسو با جریان اصولگرایی اختصاص یافته است. در حالی که سهم رسانه‌های اصلاح‌طلب و همسو با جریان دولت یازدهم از برخوردهای این هیئت، هفت تذکر و تنها یک مورد توقیف بوده است. گفتنی است که مدیر مسئول هفته‌نامه ۹ دی با انتقاد از توقیف این نشریه در هفته گذشته گفت: هیئت نظارت بر مطبوعات در دولت یازدهم پیش از این، بر اساس بولتن‌هایی که معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد تهیه کرده و در جلسه ارائه می‌کند، دو بار هفته‌نامه ۹ دی را بدون طی این مراحل قانونی توقیف[کرد] و پرونده آن را به مقام قضایی ارجاع داد. در حالی که هر دو بار، نماینده وزارت ارشاد در محضر مقام قضایی، هیچ مستنداتی برای این تصمیم ارائه نداد و به همین دلیل، هر دو بار، ۹ دی تبرئه شد. اکنون نیز برای بار سوم بدون طی این تشریفات قانونی، در حالی که موضوع هفته‌نامه ۹ دی در دستور کار جلسه این هفته هیئت نظارت بر مطبوعات نبوده، راسأ پنج شماره اخیر این هفته‌نامه را به جلسه برده و اصرار بر توقیف آن داشته‌اند که سرانجام، به دلیل تعجیل بدون توجه به این مقررات قانونی، حکم توقیف ۹ دی صادر شده است.

نظر مصر درباره سوریه تغییر کرده است

«السید قاسم المصری»، معاون وزیر امور خارجه اسبق مصر گفت: هم اکنون اختلاف مصر و آمریکا بر سر بحران سوریه است، به‌گونه‌ای‌که مصر بقای نظام بشار اسد را راه‌حل برتر برای ثبات سوریه می‌بیند، اما آمریکا همچنان تحت فشار برای برکناری اسد از قدرت است و به همین دلیل با حضور رئیس‌جمهور سوریه در هر راه‌حلی برای بحران این کشور مخالف است. وی تأکید کرد: مسائل منطقه، برگزاری یک نشست بین‌المللی با حضور همه طرف‌ها در جهان را می‌طلبد، در برهه کنونی، مصر نسبت به موضع آمریکا درباره داعش پرسش‌های زیادی دارد، وقتی که آمریکا می‌گوید: سرکوب داعش ۲۰ سال زمان می‌برد، این یعنی آمریکا به‌دنبال عملی کردن نقشه خود برای تجزیه منطقه است. تلاش‌های جدیدی برای دستیابی به راه‌حل سیاسی برای بحران سوریه آغاز شده که اولین گام در همین راستا مذاکرات سه‌جانبه وزرای امور خارجه آمریکا، روسیه و عربستان در دوحه بود و همچنین اخباری درباره میانجیگری عمان میان عربستان و سوریه نیز منتشر شده است. چهار کشور مصر، امارات، اردن و عمان تلاش دارند به حکومت سوریه برای بازسازی در نبرد با گروه‌های تروریستی کمک کنند.

پول‌های بلوکه شده را خرج کردیم!

وزیر اقتصاد درباره تأثیر آزادشدن دلارهای بلوکه شده بر میزان نقدینگی کشور، گفت: معادل ریالی ذخایر بلوکه شده در گذشته به حساب دولت واریز شده و پیشتر اثر خود را بر افزایش نقدینگی و اقتصاد ایران گذاشته است. علی طیب‌نیا خاطرنشان کرد: این منابع پس از آزادسازی، متعلق به بانک مرکزی است که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ریال آن در گذشته به حساب دولت واریز و از آن استفاده شده است، بنابراین برای دو بار نمی‌توان از این پول‌ها در بودجه دولت استفاده کرد. وی تصریح کرد: برهمین اساس نمی‌توان از این منابع در طرح‌های دولتی استفاده کرد؛ ضمن آنکه این منابع جزء منابع ارزی بانک مرکزی هستند و برای توسعه بخش خصوصی استفاده خواهند شد. وی همچنین با تأکید بر اینکه استفاده از منابع بلوکه شده پس از آزادسازی، سبب کاهش حجم نقدینگی در کشور خواهد شد، گفت: منابع بلوکه شده پس از آزادسازی، متعلق به دولت نیست و نباید در این زمینه اشتباهی رخ دهد.


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

تلاش‌های یک جریان برای جناحی کردن انتخابات خبرگان
حسین عبداللهی فر

«معیشت دغدغه مردم، خبرگان اولویت اصلاح‌طلبان!» این جمله‌ای است که روزنامه «جوان» تیتر اول خود برگزید و نوشت: «بیش از 200 روز به آوردگاه دو انتخابات مهم مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری باقی مانده و یک جریان نشانه‌دار از هفته‌های قبل کوس رقابت را در آن به صدا درآورد و تلاش می‌کند لابه‌لای صفحات رسانه‌های مکتوب و مجازی خود فضای کشور را از حالا انتخاباتی تبلیغاتی و فهرست انتخاباتی به جامعه معرفی کند.»
به‌منظور اثبات این ادعا مروری بر صفحات نخست روزنامه‌های اصلاح‌طلبان درباره فتح مجلس خبرگان رهبری کافی است.
«ابتکار» یک‌شنبه(11/5/) از هاشمی، روحانی و سیدحسن خمینی به «مثلث جماران برای مجلس خبرگان» یاد کرد و روی تصویری از آن سه نوشت: «اصلاح‌طلبان به ستون سه‌گانه اعتدالیون تکیه می‌کنند.»
«آرمان» در همین روز تصویر بزرگ‌تری از آن سه نفر انتخاب کرد و ذیل تیتر درشتی با نام «هاشمی، روحانی و سید‌حسن خمینی در یک لیست»، نوشت: «در یکی دو روز گذشته برخی سایت‌ها و رسانه‌های خبری لیستی از کاندیداهای جریان اصلاح‌طلب و اعتدالیون را برای انتخابات خبرگان مطرح ساخته‌اند. فارغ از اینکه حضور این افراد قطعیت یافته یا نه، مرور نام‌های حاضر در لیست نشان‌دهنده وزنه سنگین این جریان و پتانسیل بالقوه آن برای حضور در انتخابات حساس مجلس خبرگان است.»
این روزنامه همچنین در یادداشتی به قلم فاضل میبدی خواستار حضور افراد غیرمعمم در مجلس خبرگان شد و نوشت: «برای اینکه این خط بازی‌هایی که در کشور هست به مجلس خبرگان نفوذ نکند، می‌توان افراد غیرمعمم را هم در مجلس خبرگان عضو کرد.»
سه‌شنبه(۱۳/۵/) همه روزنامه‌های موسوم به اصلاح‌طلبان بخش زیادی از نیم صفحه اول خود را به تصویر بزرگی از هاشمی اختصاص دادند. «آفتاب یزد»؛ «حضوری برای دفع تندروها» را روی تصویر هاشمی قرار داد و نوشت: «آیت‌الله هاشمی برای حضور در انتخابات مجلس خبرگان اعلام آمادگی کرد.»
«اعتماد»؛ «اعلام کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی برای خبرگان» را روی تصویر تمام‌قدی از هاشمی جای داد و زیر تیتر درشت «آیت‌الله می‌آید»، نوشت: «هاشمی رفسنجانی این روزها باز هم تغییر کرده است. سیاستمدار خبره‌ای است که «تغییر» جزو لاینفک سال‌های حیات سیاسی‌اش بوده است. اگر لازم باشد تا یک لحظه پیش از پایان ثبت‌نام هم از کاندیداتوری نمی‌گوید و اگر لازم باشد از ماه‌ها پیش می‌گوید.»
«ابتکار» هم «آیت‌الله آمد» را تیتر کرد و نوشت: «به نظر می‌رسد یکی از نگرانی‌های منتقدان «آیت‌الله» به واقعیت نزدیک شده است. کسانی که تلاش می‌کردند به انحای مختلف عدم حضور و اثرگذاری آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات امسال مجلس خبرگان رهبری را تحت‌تأثیر قرار دهند، حال می‌دانند که وی قطعاً در این انتخابات حاضر خواهد بود.»
«خواهم آمد، نگران نباشید» را روزنامه «آرمان» با حروف درشتی روی تصویر بزرگی از هاشمی قرار داد و نوشت: «هاشمی به آرمان گفت که خواهد آمد و در صدای او نشانی از تردید هم نبود، لبخند شیرینی هم بر لب داشت.»
این روزنامه همچنین در یادداشت اول خود به قلم هاشم‌زاده هریسی با تیتر «هاشمی زینت خبرگان» نوشت: «اگر هاشمی در این انتخابات حضور پیدا نکند، باید تعجب کرد. او علاوه بر تسلط بر مسائل داخلی و بین‌المللی نسبت به گذشته پخته‌تر شده و دارای توان جسمی و فکری است.»
چهارشنبه(۱۴/۵/) هم این موضوع به بهانه دیگری مورد توجه روزنامه‌ها قرار گرفت. «آرمان» خبر دیدار آتی سران اصلاحات با هاشمی را برجسته کرد و به درج بخش‌هایی از سخنان هاشمی پرداخت که گفته بود: «در انتخابات مجلس نمی‌توانم حضور داشته باشم، ولی در خبرگان می‌توانم و حضور خواهم داشت.»
«آفتاب یزد» سخنان هاشمی را به تیتر اول خود برد و در پاسخ به این تیتر پرسشی که «خمینی جوان بیاید یا نیاید؟» نوشت: «روز گذشته آیت‌الله هاشمی رسماًً از حاج سیدحسن خمینی دعوت نمود تا کاندیداتوری انتخابات خبرگان شود. این اولین باری نیست که از خمینی جوان دعوت می‌شود در این میدان حضور یابد. پیش از این هم بسیاری این درخواست را مطرح نموده بودند، اما این بار چون پای آیت‌الله در میان است قضیه تاحدودی متفاوت و جدی‌تر به نظر می‌رسد. جالب آنکه این درخواست‌ها فقط محدود به سیدحسن خمینی نیست و ناصر قوامی از روحانیون اصلاح‌طلب در گفت‌وگو با آفتاب یزد خواستار حضور سیدعلی، برادر سید‌حسن خمینی نیز در انتخابات شد.»
اما پنج‌شنبه(۱۵/۵/) این روند به‌گونه‌ای دیگر ادامه یافت. «مشرق» واکنش کدخدایی به سخنان هاشمی علیه شورای نگهبان و نیروهای امنیتی را تیتر کرد و زیر عنوان «پیگرد قضایی دارد» از قول کدخدایی نوشت: «بیان سخنانی این چنین از سوی افراد درباره انتخابات دور از انتظار بوده و حق دستگاه‌های امنیتی و شورای نگهبان است که از طرح‌کنندگان چنین مسائلی شکایت کنند و در یک محکمه صالح باید به این شکایت رسیدگی شود.»
«کیهان» هم در این روز به سخنان یکی از بازداشت‌شدگان فتنه 88 درباره حذف شرط اجتهاد برای اعضای خبرگان رهبری اشاره کرد و زیر تیتر «سرشکستگان فتنه 88 را به اجتهاد و خبرگان چه کار؟» نوشت: «مسعود – الف در مصاحبه با ایلنا گفته است با توجه به اینکه مجلس خبرگان بنابر قانون اساسی تنها نهادی است که خودش همه مسائل را تعیین و تصویب می‌کند، ای کاش هیئت رئیسه در آخرین اجلاس خود در شهریور ماه شرایط عضویت خبرگان را تغییر دهند و قید اجتهاد را که هم اکنون شرط نامزدها برای نامزدی و عضویت در خبرگان است،بردارند.»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

نگاهي به سفر وزير امور خارجه سوريه به تهران
حمايت قاطع از دمشق در دستور كار ايران

سه‌شنبه 13 مرداد «ولید معلم» وزیر امور خارجه سوریه و «میخائیل بوگدانوف» نماینده ولادیمیر پوتین وارد تهران شدند و با مقامات جمهوري اسلامي ايران ديدارهايي داشتند كه از آن جمله ديدار وليد معلم با دكتر حسن روحاني، رئيس‌جمهور و دكتر ظريف، وزير امور خارجه بوده است.
اين سفر در حالي صورت گرفت كه تحولات منطقه، دوراني حساس و ويژه را سپري مي‌كند. ارتش سوريه در ميادين مختلف توانسته است دستاوردهاي بسياري در مبارزه با تروريسم كسب کند، به‌گونه‌اي كه بسياري از مناطق، از جمله منطقه راهبردی «حسكه» را از تروريست‌ها پاك‌سازي كرده است.
تركيه در طول چهار سال گذشته، حامي بخشي از گروه‌هاي تروريستي عليه سوريه بوده و هفته‌هاي اخير در حالي به بهانه مقابله با پ. ك.ك و داعش حملات مستقيم به عراق و سوريه را آغاز كرده که اين اقدامات با استقبال و همراهي چنداني از سوي ديگر كشورها مواجه نشده و بسياري، تركيه را گرفتار اشتباه محاسباتي جديدي مي‌دانند كه پيامدهاي منفي بسياري براي آنان دارد.
نكته بسيار مهم آنكه، محافل رسانه‌اي و سياسي غربي تلاش بسيار داشته‌اند تا توافق ميان ايران و گروه 1+5 را زمينه‌ساز دوري ايران از مقاومت و تعديل مواضع روسيه عليه سوريه عنوان کنند. آنان معتقدند، ايران به‌دلیل توافق با غرب از سوريه دست كشيده و همسو با غرب، ديگر حمايت و روابطي با سوريه نخواهد داشت. سفر وليد معلم به تهران و رايزني‌هاي وي با مقامات ارشد كشورمان و نيز برگزاري نشست سه‌جانبه ايران و روسيه و سوريه و تأكيد مقامات ايراني بر حمايت قاطع از سوريه در برابر دشمنان، اين خط رسانه‌اي و تبليغاتي را ناكام گذاشت. در همين چارچوب، «میخاییل بوگدانوف» معاون وزیر خارجه روسیه و نماینده ویژه پوتین در امور خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] مبنی بر اظهارات رئیس‌جمهور ترکیه درباره تغییر مواضع روسیه نسبت به سوریه اظهار داشت: موضع روسیه چیزی نیست که تحت شرایط تغییر کند و ما پایبند به توافقات و بیانیه‌ها هستیم که از جمله آنها بیانیه ژنو و 30 ژوئن است. موضع ما در قبال سوریه تغییری نکرده و معتقدیم، مردم، دولت و مخالفان باید پشت میز مذاکره نشسته و برای آینده سوریه تصمیم بگیرند که استقلال‌شان حفظ شود و به‌گونه‌ای باشد که منافع همه گروه‌ها و قومیت‌ها حفظ و رعایت شود.
نكته مهم ديگر آنكه، كشورهاي غربي و حتي عربي نيز به اين مهم دست يافته‌اند كه تروريسم با بحراني جهاني مواجه شده است؛ درحالي‌كه سوريه پيشگام مبارزه با تروريسم است و اگر قرار است اقدامي براي امنيت جهاني صورت گيرد، بايد در كنار نظام سوريه صورت گيرد. تأكيد موگريني، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا مبني‌بر لزوم رويكرد به راهكار سياسي در قبال سوريه و توجه به نقش مهم ايران و روسيه در اين عرصه، نمودي از اين وضعيت است. نكته قابل ‌توجه آنكه همزمان با نشست سه‌جانبه تهران، در قطر نيز لاوروف، وزير خارجه روسيه با كري و الجبير وزراي خارجه آمريكا و عربستان نيز ديدار داشته است كه بسياري از ناظران سياسي آن را نشانه تغييراتي در مواضع عربستان و آمريكا در قبال تحولات منطقه، از جمله مسئله سوريه پس از شكست تمام طرح‌هاي‌شان عليه اين كشور مي‌دانند. اين امر زماني بيشتر نمود مي‌يابد كه منابع خبري به تازگی از سفر «مملوك» رئیس سازمان اطلاعات و امنیت سوریه به عربستان و ديدار وي با مقامات ارشد عربستاني و نيز سفر وليد معلم، وزير امور خارجه سوريه به قطر پس از چهار سال قطع رابطه كشورهاي عربي با سوريه خبر داده‌اند.
روند تحولات نشان مي‌دهد، كشورهاي غربي و عربي پس از ناكامي‌هاي گسترده در عرصه سوريه و منطقه و نيز آگاه شدن آنها از پيامدهاي گسترش تروريسم، گزينه‌اي جز تغيير رفتار در قبال سوريه نداشته كه اذعان همگان به نقش ايران و روسيه در حل بحران سوريه، نمودي از اين ديدگاه است. جمهوري اسلامي ايران همواره تأكيد دارد كه راهكار پايان بحران سوريه راهبرد سياسي در قالب سوري ـ سوري بودن دخالت خارجي، توقف حمايت‌هاي مالي و تسليحاتي از تروريست‌ها، حمايت همه‌جانبه از نظام سوريه در برابر تروريست‌ها و احترام به خواست و نظر مردم در تعيين سرنوشت‌شان است.
نشست تهران را مي‌توان گامي ديگر در تحقق اين اصول دانست كه از يك سو، تأكيد جمهوري اسلامي را بر حمايت از جبهه مقاومت بیان می‌کند و از سوي ديگر، نقش و جايگاه ايران در حل بحران‌هاي منطقه و ايجاد ثبات و امنيت دسته‌جمعي را نشان مي‌دهد. مسئله‌اي كه واهي بودن ادعاي غرب مبني‌بر تهديد امنيت منطقه بودن ايران را بر جهانيان آشكار مي‌‌کند. نكته قابل توجه آنكه، كشورهاي غربي و عربي نيز اگر واقعاًً به‌دنبال تغيير رفتار و جبران اشتباهات گذشته خود هستند؛ رويكرد به ابتكارات و راهكارهاي جمهوري اسلامي ايران، بهترين راه براي تحقق اين امر است، چنانكه نماينده سازمان ملل در امور سوريه از كوفي‌عنان و اخضر ابراهيمي گرفته تا ديموسترا، راهكارهاي ايران را كليد طلايي حل بحران سوريه دانسته‌اند.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

بازي آمريکا با کلمات
جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 جمع‌بندي بر سر اقدام مشترک در قبال برنامه هسته‌اي ايران را اواسط تيرماه جاری اعلام کردند. براساس توافق طرفين، اين جمع‌بندي در داخل کشورها مورد بررسي قرار گرفته و پس از دو ماه نتيجه تصميمات خود در قبال آن را اعلام مي‌کنند. در صورت تأييد اين جمع‌بندي از سوي طرفين، فرایند زماني دو، سه ماهه براي اجرايي شدن آن در نظر گرفته شده که تقريباً پايان سال 2015، يا اوايل 2016 است.
فرآيند بررسي جمع‌بندي‌ها در داخل کشورها در حالي در جريان است که يک نکته مهم در اين فرآيند مشاهده مي‌شود و آن، تأکيد آمريکايي‌ها بر دو نکته کليدي است که محور تمام مواضع آنان را تشکيل مي‌دهد؛ اول آنکه، سران آمريکا ازجمله اوباما رئيس‌جمهور و جان‌کري وزير امور خارجه اين کشور تأکيد دارند که در صورت تخطي ايران از اجراي توافق نهايي، تحريم‌ها سريعاً برگشت‌پذير است و آمريکا شديدترين تحريم‌ها را عليه ايران اعمال مي‌کند.
دوم آنکه، آمريکايي‌ها گزينه نظامي را همچنان از روي ميز برنمي‌دارند و برآنند تا از اين گزينه براي وادار ساختن ايران به راستي‌آزمايي هميشگي مبني بر صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي‌اش ادامه دهند. بر همين اساس اوباما در سخنان خود تأکيد مي‌کند؛ آمريکا گزينه نظامي را حذف نكرده و هر زمان که لازم بداند از آن استفاده خواهد کرد.
جالب و قابل توجه آنکه، جمهوري اسلامي ايران يکي از اعضای سازمان ملل است و تهديد نظامي آمريکا، به‌منزله تهديد نظامي عليه يک عضو سازمان ملل، قابل پيگيرد در مجامع جهاني است، در حالي که آمريکايي‌ها خود را فراتر از قوانين جهاني دانسته و رسماً از اجراي گزينه نظامي سخن مي‌گويند.
سوم آنکه، آمريکايي‌ها مدعی هستند که به کمک‌هاي تسليحاتي به کشورهاي عربي و تل‌آويو ادامه مي‌دهند؛ چراکه رويکرد آنها به مذاکره با ايران نه از روي اعتماد، بلکه از روي راستي‌آزمايي است و تا زماني که براي آمريکا عدم رويکرد ايران به سلاح هسته‌اي مسلم نشود، به اين کمک‌ها ادامه خواهد داد. در همين چارچوب، اشتون کارتر، وزير دفاع آمريکا در سفر به سرزمين‌هاي اشغالي و برخي کشورهاي عربي نظير عربستان، بر افزايش کمک‌هاي نظامي به رژيم صهيونيستي و فروش تسليحات به کشورهاي عربي تأکيد کرد.
با توجه به اين اوضاع، اين سؤال مطرح مي‌شود که چرا آمريکايي‌ها بر مسئله برگشت‌پذيري تحريم‌ها و نيز اجراي گزينه نظامي براي دوران آينده تأکيد دارند و ادعاي عدم حذف اين گزينه را مطرح مي‌کنند. بخشي از اين سياست را در طراحي آمريکا براي حفظ فضاي ايران‌هراسي در صحنه جهاني مي‌توان ارزيابي کرد. آمريکا با استمرار اين سناريو سعي دارد از يک سو حمايت‌هاي تسليحاتي خود از رژيم صهيونيستي و ارتجاع عربي که زمينه‌ساز بحران‌هاي منطقه هستند را توجيه کند و از سوي ديگر همچنان در اين تصور است که شايد با اين اعمال فشار و با ادعاي کنار نهادن پروژه ايران‌هراسي، جمهوري اسلامي ایران را به دوري از آرمان‌ها و ارزش‌هاي انقلابي و منطقه‌اي سوق دهد تا از آن الگويي‌ سازشکار براي جهان بسازد تا در لواي آن بتواند ابعاد جديدي از نظام سلطه را بر منطقه و جهان حاکم کند.
نکته ديگر آنکه، آمريکا که همواره به دنبال تخريب چهره انقلاب اسلامي در صحنه جهاني است، بر آن است تا درباره اجراي توافق احتمالي نيز، چنان وانمود کند که ايران نه از روي حسن‌نيت و همکاري با آژانس، بلکه به دليل ترس از تحريم‌ها و گزينه نظامي با آژانس همکاری می‌کند و آمريکا با اين دروغ‌پردازي در حالي ايران‌هراسي را ادامه مي‌دهد که همزمان به دنبال حذف حقوق هسته‌اي ايران براي هميشه است، چنانکه کري و اوباما بارها تأکيد کرده‌اند؛ محدوديت‌هاي هسته‌اي ايران ابدي خواهد بود. اين جمله، نشانگر ردپاي آمريکا براي نابودي تمام حقوق هسته‌اي ايران است که در لواي سياست تحريم و تهديد آن را پيگيري مي‌کنند.


پرونده

ادعای جدید آمریکا درباره پارچین
دستگاه اطلاعاتی آمریکا یک سری تصاویر ماهواره‌ای به نمایندگان کنگره نشان داده و به آنها گفته که براساس این مدارک، ایران می‌خواهد پیش از ورود بازرسان آژانس، پارچین را از مواد هسته‌ای پاک‌سازی کند. با نزدیک شدن به موعد اجرا و یا عدم اجرای توافق و درحالی‌که کنگره هنوز میان رأی و یا عدم رأی به برجام مردد مانده، رسانه‌های آمریکا موج دیگری از اخبار مبتنی‌بر مقامات آگاه و اطلاعات محرمانه را درباره پرونده هسته‌ای ایران منتشر کردند. براساس ادعای منابع اطلاعاتی بلومبرگ، در این اسناد تصاویر ماهواره‌ای از پارچین نشان داده شده است. در این تصاویر بولدوزرهایی قابل مشاهده‌اند که در اواخر جولای، یعنی پس از توافق هسته‌ای، وارد پارچین شده‌اند. مقامات اطلاعاتی ایالات متحده براساس تصاویر بولدوزرها نتیجه‌گیری کرده‌اند که «با اطمینان بالا می‌توانیم بگوییم که دولت ایران در حال پاک‌سازی پایگاه (پارچین) پیش از ورود بازرسان آژانس است. در حالی که «ارنست مونیز» وزیر انرژی آمریکا و چهره فنی هیئت مذاکره‌کننده آمریکایی بارها گفته بود که شواهد فعالیت‌های مرتبط با اورانیوم غنی‌شده به‌صورت ذرات میکروسکوپی سال‌ها باقی می‌ماند و قابل پاک‌سازی نیست.
۵۰ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران آزاد خواهد شد

معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا در جلسه استماع کمیته بانکداری مجلس سنای آمریکا در بخشی از سخنان خود درباره دارایی‌های ایران که براساس توافق هسته‌ای باید لغو توقف شوند، گفت: میزان دارایی‌های ایران که براساس توافق هسته‌ای آزاد خواهد شد بالغ بر ۵۰ میلیارد دلار بوده و ارقام ۱۰۰ میلیاردی پیشین در این‌باره اشتباه بوده است. زوبین که همگام با کمپین رؤسای خود در کاخ سفید برای جلب نظر مخالفان توافق هسته‌ای ۱۴ جولای (۲۳ تیر ماه) با ایران موسوم به «برجام» تلاش می‌کرد، مدعی شد: صنعت نفت ایران نیازمند ترمیم و نوسازی است. ایران برای این کار به زمانی معادل حداقل هفت سال و منابع مالی بالغ بر ۱۶۰ تا ۲۰۰ میلیارد دلار نیاز دارد.
توقف بررسی توافق هسته‌ای در سنا

به گزارش روزنامه واشنگتن‌پست،‌ سناتورهای ارشد آمریکایی موافقت کردند که جلسات بررسی توافق ایران و گروه ۱+۵ برای مدت پنج هفته با فرارسیدن تعطیلات سالیانه سنا متوقف و بار دیگر از اوایل سپتامبر آغاز شود. پس از این دوره فرصت دو ماهه کنگره برای بررسی توافق ایران و اعضای ۱+۵ نیز پایان خواهد یافت و تا 17 سپتامبر سناتورهای آمریکایی فرصت دارند رأی خود را درباره توافق مشخص کنند. این در حالی است که یوکیا آمانو، مدیر کل آژانس بین‌الملل انرژی اتمی در کمیته روابط خارجی سنای آمریکا حاضر شد. آژانس ماه گذشته همزمان با اعلام توافق هسته‌ای، از توافق با تهران بر سر یک نقشه راه برای حل مسئله ابعاد احتمالی نظامی خبر داد. این توافق شامل دو سند محرمانه است که نمایندگان کنگره آمریکا خواستار افشای مفاد آن هستند.


اقتصادى
سعید مهدوی

هوای پسِ بازار و صنعت خودرو
ركود بسيار شديد در بخش فروش و عرضه محصولات شركت‌هاي خودروسازي داخلي از برجسته‌ترين تأثيرات جمع‌بندي مذاكرات هسته‌اي در اقتصاد كشور است. ركود بازار فروش خودرو علاوه بر خودروهاي داخلي شامل خودروهاي وارداتي و خارجي نيز شده است. اين وضع با ورود شركت خودروسازي خارجي براي راه‌اندازي و خط توليد در ايران و مباحث اوليه براي بستن قرارداد، وخيم‌تر شده و ركود بازار نيز عميق‌تر شده است.
اما اتفاق عجيبي كه اين روزها در صنعت خودروسازي جلب توجه مي‌كند، زمزمه‌هاي خودروسازان داخلي براي افزايش قيمت محصولات‌شان است. در حالي كه تقاضاي بازار بسيار پايين است، رقباي قدرتمند خارجي در حال رايزني با ايران هستند و بازار خودروهاي وارداتي در سرازيري كاهش شديد قيمت گرفتار شده‌اند، چانه‌زني شركت‌هاي داخلي با شوراي رقابت براي افزايش قيمت بدون افزايش كيفيت محصولات جاي بسي تأمل دارد.
مجموعه خودروسازان از وزارت صنعت گرفته تا خودروسازان و قطعه‌سازان، با به کاربردن قیود تأکیدی مانند حتماً و قطعاً، در حال اعلام این تلقی به افکار عمومی هستند که به هیچ وجه امکان کاهش قیمت خودرو وجود نداشته و مردم نباید در انتظار این کاهش باشند. به گفته آنان، رفع تحریم‌ها اصولاً تأثیری در کاهش هزینه‌های تولید خودرو ندارد و از این‌رو انتظار برای کاهش قیمت خودرو بیهوده است. پیش‌بینی برخی از کارشناسان این است که ادامه روند موجود، در آینده‌ای نزدیک سبب از بین رفتن کامل این صنعت در کشور خواهد شد و اگر خودروسازی‌ها همچنان بر مواضع خود اصرار داشته باشند به‌زودی شاهد تعطیل شدن یکی از مهم‌ترین صنایع کشور خواهیم بود.
با اين حال شركت‌هاي داخلي خودروسازي براي افزايش قيمت محصولات دلايل خود را دارند. احمد نعمت‌بخش، رئیس انجمن خودروسازان، دلیل درخواست خودروسازان برای افزایش قیمت محصولات خود را افزایش هزینه‌ها در مقایسه با سال گذشته مي‌داند. نعمت‌بخش اين افزايش قيمت‌ها را اين‌گونه خلاصه بیان مي‌كند:
1 ـ سال گذشته خودروسازان ارز مبادله‌ای ۲۵۴۰ تومان دریافت می‌کردند و امسال ارز ۲۹۶۰ تومان می‌گیرند که ۱۶ درصد افزایش یافته است. 2 ـ تعرفه فولاد نیز از ۴ و ۶ درصد به ۱۰ و ۱۵ درصد افزایش یافته است. 3 ـ دستمزدها نیز ۱۷ درصد در مقایسه با سال گذشته افزایش یافته است. 4 ـ شورای رقابت سال گذشته مجوز افزایش سه درصدی قیمت‌ها را به خودروسازان داد، اما امسال اجازه افزایش قیمت‌ها را نداده است.
آنچه كه انكارناپذیر است این است که دوره انحصار خودرو طي چند سال آينده با ورود رقباي جديد شكسته مي‌شود و يك بازار رقابتي به وجود مي‌آيد كه شركت‌هاي داخلي براي حفظ سهم خود از اين بازار بايد تغييرات بسياري در سياست‌هاي خود اعمال كنند.
برنده اصلی بازار رقابتی این روزها از یک سو مشتریان و خریداران هستند که با توجه به وضع پیش آمده احتمالاًً تاکنون صبر کرده‌اند و ممکن است این مدت طولانی‌تر و پس از ثبات قیمت‌ها خرید کنند. از سوی دیگر صنعت خودروسازی کشور و تمام صنایع وابسته به آن نیز با پیش‌آمدن این بازار رقابتی که در نگاه اول یک تهدید محسوب می‌شوند، می‌توانند با بالا بردن مزیت رقابت‌پذیری، پایه‌های صنعت خود را برای جهانی شدن و ورود به بازارهای آزاد که ممانعت‌های وارداتی و گمرکی در آن بسیار کم‌رنگ و بی‌معنا است، مستحکم کنند، از این رو خودروسازان داخلی باید برای ماندن در بازارحاشیه سود خود را کاهش دهند و با کاهش هزینه‌های تولید و همچنین افزایش بهره‌وری در خط تولید و همراه با رشد کیفیت اقدام کنند. هرچند که این اقدامات برای تولیدکنندگان داخلی که تاکنون در یک بازار انحصاری فارغ از رقابت فعالیت داشته‌اند، سخت است، اما ممکن و شدنی است.


نداى قدس

ژنرال صهیونیست: حماس ما را غافلگیر می‌کند
ژنرال یعقوب عمیدرو با اشاره به توانمندی‌های حماس و چالش‌های پیش روی رژیم صهیونیستی در سال 2015 گفت: حماس پس از عملیات صخره استوار در غزه، 3500 موشک در اختیار دارد و توانسته است تونل‌های هجومی خود به‌سمت اسرائیل را به‌صورت گسترده توسعه دهد. این ژنرال صهیونیست تأکید کرد: حماس به‌صورت خودکار به‌دنبال توسعه توان موشکی خود، به‌ویژه پس از سختگیری مصر علیه غزه است. توسعه توان موشکی حماس نشان می‌دهد که این گروه فلسطینی غافلگیری‌های جدید و متفاوتی از جنگ اخیر غزه دارد.
تحریم رژیم صهیونیستی از سوی 293 دانشگاه و کلیسا

به گزارش خبرگزاری قدس‌نت، جنبش جهانی تحریم رژیم صهیونیستی در آمریکا در حال آماده‌سازی برنامه‌ای است که طی آن کمپینی گسترده برای تحریم این رژیم به‌وجود می‌آید که شامل 293 دانشگاه آمریکایی و یک کلیسای مشهور و بزرگ خواهد بود. فعالان این زمینه در بیانیه‌ای اظهار کرده‌اند که هدف آنها از این اقدام تبدیل کردن دانشگاه‌ها و کلیساهای آمریکا به بستری برای حمایت از حقوق فلسطینیان است. اعضای جنبش جهانی تحریم رژیم صهیونیستی انتظار دارند کلیسای متدیست که نماینده حدوداً هشت میلیون آمریکایی است به جنبش تحریم بپیوندد.
200 نوجوان زیر 18 سال در زندان

به گزارش خبرگزاری قدس، رژیم صهیونیستی همچنان 200 نوجوان فلسطینی زیر 18 سال را در زندان‌های خود اسیر کرده است و این مسئله با توجه به نرسیدن این نوجوانان به سن قانونی نقض صریح موازین حقوق بشری به‌شمار می‌آید. بنا بر گزارش کمیته امور اسرا و آزادگان فلسطینی، این 200 نوجوان فلسطینی در سه زندان عوفر، مجیدو و هشارون در اسارت هستند. برخی از نوجوانان فلسطینی بازداشت‌شده تنها 14 سال داشته و تحت شرایط بسیار بدی در زندان‌های رژیم صهیونیستی قرار دارند. بنا بر اعلام این کمیته دست‌کم 99 درصد از کودکان زیر 18 سال فلسطینی با شکنجه و رفتارهای بسیار بد و سختگیرانه از سوی زندانبانان صهیونیست روبه‌رو بوده‌اند.
برکناری شماری از افسران ارتش صهیونیستی

به گزارش شبکه هفت، تلویزیون رژیم صهیونیستی در گزارشی اعلام کرد که فرماندهان ارتش این رژیم به‌طور مخفیانه شماری از افسران و فرماندهان منطقه جنوبی ارتش را به سبب شکست در جنگ 51 روزه غزه اخراج کرده‌اند. در این گزارش با اشاره به شکست افسران فرماندهی یگان‌های نخبه صهیونیستی برای مقابله با عملیات‌های نفوذ مبارزان قسام به داخل اراضی اشغالی آمده است که رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی یگان ویژه دیگری به اسم یگان 188 را با هدف جلوگیری از نفوذ مبارزان قسام در جنگ‌های آینده تشکیل داده است.
اختصاص 89 میلیون دلار برای شهرک‌سازی

به گزارش پایگاه خبری فلسطینیان48، حکومت رژیم صهیونیستی 340 میلیون شیکل (۱۷/۸۹ میلیون دلار) را به توسعه شهرک‌ها و شهرک‌سازی در کرانه باختری اختصاص داد. پایگاه اینترنتی روزنامه صهیونیستی هاآرتص نیز، در گزارشی در این‌باره نوشت: اختصاص این مبلغ در چارچوب توافق ائتلافی میان حزب بیت یهودی و شورای شهرک‌ها انجام شده است. هاآرتص در بخش دیگری از گزارش خود نوشت: وزارت امور داخلی اسرائیل مبلغی حدود ۵/۱۶ میلیون دلار را با هدف کمک مالی و به‌منظور گسترش و توسعه طرح‌های شهرک‌سازی به شورای منطقه‌ای شهرک‌های صهیونیست‌نشین اختصاص داده است. شهرک‌سازی در اراضی اشغالی نقض آشکار قوانین بین‌الملل است و اصرار به ادامه روند شهرک‌سازی از سوی رژیم صهیونیستی با وجود فشارهای بین‌المللی، بیانگر پیروی نکردن این رژیم از تمامی کنوانسیون‌‌ها و مقررات بین‌المللی است.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

پناه‌جويان قرباني سياست‌بازي‌های غرب
علی تتماج

براساس گزارش‌های منتشر شده، اتحاديه اروپاي با 28 عضو در طول ماه‌هاي اخير با چالشي به نام مهاجران غيرقانوني، روبه‌رو است، به‌گونه‌اي‌که يکي از محورهاي رايزني‌هاي اتحاديه اروپا را بررسي اين چالش تشکيل مي‌دهد.
با توجه به موقعيت جغرافيايي فرانسه، انگليس و ايتاليا، اين کشورها تأکيد دارند که بيشترين تبعات را از آنچه هجوم مهاجران غيرقانوني ناميده شده، متحمل شده‌اند، در حالي که گزارش‌هاي نهادهاي حقوق‌بشر نشان مي‌دهد که رفتار اين کشورها با اين مهاجران نيز مغاير با اصول حقوق بشري بوده است.
بر اساس گزارش سازمان ملل، هزاران مهاجر در مرزهاي انگليس و فرانسه در بدترين اوضاع انساني به‌سر مي‌برند، در حالي که اعتراض آنها نيز با دخالت نيروهاي امنيتي و با سرکوبگري آنها مواجه شده‌ است. غرق شدن کشتي‌هاي اين مهاجران در درياي مديترانه و عدم امدادرساني کشورهاي غربي، به جنجالي جهاني مبدل شده است، به‌گونه‌اي‌که اتحاديه اروپا در نشستي فوري، از تصويب طرحي براي حمايت همه اعضای اتحاديه از کشتي‌هاي حامل مهاجران و مبارزه با قاچاقچيان این مهاجران خبر دادند. همچنین، اروپايي‌ها اعلام کرده‌اند که حاضر به انجام اقدام نظامي هستند.
حقيقت ماجرا چيست؟
کشورهاي غربي در حالي بر کليدواژه مهاجران غيرقانوني تأکيد دارند که کامرون، نخست‌وزير انگليس اين افراد را دسته‌هاي زنبوري ناميده که به اروپا حمله‌ور شده‌اند. همچنين، وزراي کشورهای فرانسه و انگليس در يادداشتي مشترک که در روزنامه تلگراف منتشر کردند، اين افراد را بلايي واحد براي اتحاديه اروپا دانسته و خواستار مقابله با اين پديده شده‌اند.
با توجه به حساسيت‌هاي ايجاد شده در اروپا، اين سؤال مطرح است؛ مهاجران غيرقانوني، شامل چه کساني است و قوانين بين‌المللي درباره آنها چگونه حکم مي‌کند؟
آنچه اروپايي‌ها خود اذعان دارند و سازمان‌هاي حقوق‌بشر مطرح مي‌کنند آن است که اين افراد، جنگ‌زده‌هايي هستند که به دليل بحران‌هاي امنيتي، جنگ و کشتار به ترک سرزمين خود مجبور شده‌اند.
به گزارش سازمان ملل، 50 ميليون نفر در سال‌هاي اخير در گرداب جنگ‌ها و نابساماني‌هاي امنيتي به ترک سرزمين خود مجبور شده‌اند. بیشتر اين افراد از کشورهاي آفريقايي و غرب آسيا (خاورميانه) هستند که يا درگير جنگ‌هاي داخلي و منطقه هستند، يا درگير حملات گروه‌هاي تروريستي نظير داعش، بوکرحرام و ... شده‌اند.
براين اساس، به کاربردن واژه مهاجران غيرقانوني براي اين افراد نادرست بوده و در اصل آنها جنگ‌زدگاني هستند که در قالب پناه‌جويان و پناهندگان جاي مي‌گيرند. براين اساس، اين افراد شامل قوانين بين‌المللي از جمله کنوانسيون پناهندگان مصوب 1951 سازمان ملل مي‌شوند.
براساس اين کنوانسيون، کشورها موظف به پذيرش پناه‌جويان و آوارگان جنگ و گريختگان از ناامني و بحران‌ هستند. نکته قابل توجه آنکه، کشورهاي اروپايي بيشترين مسئوليت را در اين حوزه پذيرفته‌اند و قانوناً بايد براي کمک به پناه‌جويان شرايط اسکان را با امکانات مناسب فراهم آورند.
با توجه به اين اوضاع مي‌توان گفت که واژه مهاجران غيرقانوني صرفاً يک فريب براي پنهان‌سازي حقيقت وضع پناه‌جويان است تا با اين حربه، اروپا از اجراي مسئوليت خود تبرئه شود و اقدامات سرکوب‌گرايانه و غيراصولي خود در قبال پناه‌جويان را توجيه کند.
بسياري از ناظران سياسي يک نکته مهم ديگر را نيز مورد تأکيد قرار مي‌دهند و آن اينکه، کشورهاي غربي با پنهان‌سازي ماهيت واقعي اين افراد و در لواي نام مهاجران غيرقانوني، هدفي مهم‌تر را پيگيري مي‌کنند و آن، پنهان‌سازي عوامل آواره شدن و درد و رنج اين پناهندگان است. به اذعان سازمان‌هاي بين‌المللي، بیشتر اين افراد آوارگان فراري از جنگ‌هاي داخلي و نيز، تروريسم در کشورهای‌شان هستند. بررسي ريشه‌اي مناطق بحراني جهان از جمله شمال آفريقا و غرب آسيا نشان مي‌دهد که جنگ‌هاي داخلي، برگرفته از اختلاف‌افکني کشورهاي غربي است که چندين قرن است با سياست «اختلاف‌‌بینداز و حکومت‌کن»، به غارت کشورها مي‌پردازند که نمونه آن را در بسياري از کشورهاي آفريقايي مي‌توان مشاهده کرد. در حوزه تروريسم نيز کاملاً آشکار است که نظام سلطه با محوريت آمريکا و بزرگان اروپا ريشه اصلي تروريسم هستند، چنانکه هيلاري کلينتون، وزير امور خارجه دور اول رياست‌جمهوري اوباما رسماً اذعان مي‌کند که داعش، زاده دستگاه‌هاي اطلاعاتي آمريکا است که براي اجراي پروژه خاورميانه جديد ايجاد شد. اسناد ويکي‌ليکس نيز نشان مي‌دهد، دستگاه اطلاعاتي آمريکا و انگليس با کمک برخي کشورهاي عربي و صهيونيست‌ها، گروه‌هاي تروريستي از جمله داعش را براي برهم زدن ثبات غرب آسيا ايجاد کرده‌اند. نکته قابل‌توجه آنکه، کشوري مانند آمريکا در حالي ادعاي تشکيل ائتلاف ضدداعش را سر مي‌دهد که نوارهاي ويدئويي و اسناد، آشکارا از ارسال تسليحات از سوی آمريکا براي داعش در زمان محاصره آنها در کمين ارتش سوريه و عراق حکايت دارد.
با توجه به اين حقايق مي‌توان گفت کشورهاي غربي با واژه‌سازي دروغين مهاجران غيرقانوني به‌دنبال پنهان‌سازي نقش خود در آواره شدن ده‌ها ميليون انسان، به‌ويژه از غرب آسيا و شمال آفريقا هستند، در حالي که اولاً؛ کشورهای غربی باید به جرم ايجاد بحران و آواره‌سازي مردمان دیگر کشورها در مجامع جهاني محاکمه شوند و ثانياً؛ بنابر مصوبات بین‌المللی بايد این پناه‌جويان را پذیرفته و برای‌شان امکانات مناسب زندگي را مهیا کنند.
حال آنکه آنان نه‌تنها چنين اقدامي صورت نمي‌دهند، بلکه با نامیدن این پناه‌جویان به نام «مهاجران غيرقانوني» تمام قوانين بين‌المللي از جمله کنوانسيون 1951 پناهجويان را نقض و به سرکوب و يا نگهداري آنان در وضع غيرانساني در اردوگاه‌هايي با وضعيت اسفناک و مغاير با استانداردهاي بشري مبادرت مي‌ورزند. اقدام کشورهاي غربي را بايد نسل‌کشي آشکار بشر دانست که در لواي واژه خودساخته مهاجران غيرقانوني در حال فرار از مسئولیت جهانی خود در پناه دادن به کشور خود، در کشورهای این پناه‌جویان عامل بحران شده‌اند!


نابودسازي رژيم صهيونيستي به دست كودكان فلسطيني
رضا اشرفی

در جنايتي كه انزجار جهاني را به همراه داشت، چند صهيونيست با حمله به منزلي مسكوني در روستايي نزديك به نابلس كه در شمال كرانه غربي قرار دارد، يك كودك 18 ماهه فلسطيني را زنده زنده سوزاندند تا بار ديگر يادآور دوران سختي از تاريخ باشند كه حتي در ميان مخالفان، كودكان را نيز، تاب نمي‌آورند.
صهيونيست‌ها معتقدند كه بايد همه فلسطيني‌ها را نابود كرد تا از ‌اين طريق از نابودي رژیم صهیونیستی جلوگيري شود. اعتقاد صهيونيست‌ها‌ اين است كه اين كار را بايد از همان ابتدا و با كشتن كودكان آغاز كرد. ‌اين آموزه‌اي است كه صهيونيست‌ها در ميان خود دارند و همواره به آن عمل مي‌كنند. اتفاقاً به همين دليل است كه مقاومت هميشه زنده است، زيرا كودكان فلسطيني تا چشم باز مي‌كنند، متوجه اين مسئله مي‌شوند كه با جانياني روبه‌رو هستند كه نمي‌توان در برابر آنها سكوت كرد. بنابراين، مقاومت در فلسطين با هر زايشي جريان مي‌يابد و اتفاقاً ‌اين همان ترس صهیونیست‌هاست كه هيچ‌گاه به پايان نخواهد رسيد و به همين دليل ديده مي‌شود كه در جنگ‌هايي كه رخ مي‌دهد، نيروهاي نظامي‌رژيم صهيونيستي تا جايي كه امكان داشته باشد زنان و كودكان فلسطيني را مورد هدف قرار داده و به شهادت مي‌رسانند.
اما آنچه كه در روز نهم مرداد (31 ژوئيه) رخ داد، مسئله‌اي كاملاً جدا و حساسيت‌برانگيز بوده است كه نه‌تنها سبب واكنش سازمان ملل شده! بلكه صداي افكار عمومي‌جهان را نيز، درآورده است. در ‌اين روز گروهي از صهيونيست‌ها با حمله‌ور شدن به منزل زوجي جوان با نام دوابشه، بطري‌هاي آتش‌زا را به داخل خانه پرتاب كرده و سبب سوخته شدن خانه و اعضاي خانواده آن شدند. در ‌اين حمله نه‌تنها علي سعد 18 ماهه سوخت و به شهادت رسيد؛ بلكه پدر خانواده نیز، به‌شدت آسيب ديد و مادر و فرزند چهار ساله او با خطر مرگ روبه‌رو هستند.
به دليل همين شدت عمل جنايتكارانه، افكار عمومي در جهان نسبت به آن واكنش نشان داده است. همزمان مردم فلسطين نيز، نه‌تنها دست به تظاهرات زده‌اند؛ بلكه در مواردي با نيروهاي نظامي صهيونيستي درگير شده‌اند. در ميان همين درگيري‌ها، حمله نيروهاي صهیونیست به معترضان فلسطيني به شهادت يك فلسطيني منجر شد كه در ادامه مي‌توان شاهد درگيري‌هاي بيشتري بود.
شدت جنايت به‌گونه‌اي است كه اعتراضات به داخل سرزمين‌هاي اشغالي هم كشيده شده و حتي برخي از ساكنان صهيونيستي دست به اعتراض زده و خواهان كاهش خشونت‌ها شده‌اند. ‌اين مسئله فشارهاي لازم را به مقامات صهيونيست‌ها وارد كرده و آنها را مجبور كرده است تا در ‌اين زمينه موضع رسمي بگيرند. تل‌آويو نگران است كه اين جنايت سبب خروش خشم فلسطيني‌ها شده و ناآرامي‌هاي جديدی را رقم بزند. به همين مناسبت اين موضوع را به تروريست‌هاي افراطي صهیونیست نسبت داده كه به گفته خودشان هيچ‌گونه نسبتي با مقامات تل‌آويو ندارند!‌ اين در حالي است كه اخبار و اطلاعات موجود نشان مي‌دهد كه هيچ‌يك از تروريست‌ها دستگير نشده‌اند، اما همه، حتي مردم عادي نيز، مطلع هستند كه حمله‌كنندگان به منزل مسكوني دوابشه به‌سمت شهرك مجاور بازگشته‌اند. دستگير نكردن اين جانيان حكايت از آن دارد كه مقامات صهيونيستي از آنها حمايت مي‌كنند و حتي اگر در اثر فشارهاي بين‌المللي مجبور به دستگيري تروريست‌هاي صهيونيست شوند، همه چيز را با محاكمه صوري مرتفع خواهند کرد. در هر حال، اين نگراني در ميان آنها وجود دارد كه مسئله كودك‌سوزي به‌طور آشكار واكنش‌هاي تندي از سوي فلسطينيان به همراه داشته باشد.
به همين دليل، بنيامين نتانياهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی با رئيس تشكيلات خودگردان تماس گرفته و تأكيد كرده است كه در‌ اين زمينه تحقيق خواهد كرد. محمود عباس نيز، كه در اداره تشكيلات خودگردان و تلاش براي تأمين منافع و ارتقاي موقعيت مردم فلسطين با انتقادهايي روبه‌رو است، پس از تماس تلفني نخست‌وزير رژيم صهيونيستي گفته است، در جدي بودن گفته‌هاي نتانياهو شك دارد؛ زيرا او به‌دنبال عدالت واقعي نيست.
اما مسئله مسلم اين است كه كودكان فلسطيني راه نابودسازي رژيم صهيونيستي را هموار كرده و آن را تسريع خواهند بخشيد؛ زيرا با اين جنایت افكار عمومي جهان خواهند فهميد كه رژيم صهيونيستي هيچ‌گونه مشروعيتي براي زيستن نخواهد داشت و همين مسئله زمينه لازم را برای نابودی کامل آن فراهم خواهد كرد؛ زيرا با این جنايت و واكنش‌هاي جهاني، هيچ قدرتي حتي آمريكا نیز جرئت ندارد كه از این رژیم صهیونیست كودك‌كش حمايت آشكار كند؛ چراکه در‌اين‌صورت مشروعيت بين‌المللي خود را از دست خواهد داد.


از نگاه دیگران

تروریسم در دروازه ترکیه
هنگامی‌که در یک جلسه خصوصی از یک سیاستمدار برجسته درباره حمایت ضمنی ترکیه از داعش پرسیده شد، وی گفت ترکیه اساساً دو هدف دارد؛ یکی براندازی نظام اسد در سوریه و دیگری جنگ با دشمن پ.ک.ک است که مراکز آن در مرزهای این کشور با سوریه و عراق قرار داد. داعش به هر دوی این اهداف جامه عمل می‌پوشاند. از زمان پیدایش داعش در منطقه و سیطره آن بر برخی از مناطق سوریه و عراق، ترکیه نه‌تنها هیچ اقدامی‌برای مبارزه با داعش انجام نداد، بلکه تعمداً به این نکته باور داشت که دشمن دشمنم دوست من است.
اما به‌تازگی ترکیه درباره مواضع سیاسی خود نسبت به این سازمان تجدیدنظر کرده است و به جنگنده‌های آمریکایی اجازه داده که از پایگاه هوایی اینجرلیک استفاده کنند تا به این ترتیب اهداف داعش در سوریه و پایگاه‌های کردها را در شمال عراق هدف قرار دهند. این تحول، جدیت مواضع ترکیه را در موضع پرسش قرار می‌دهد، که چگونه می‌توان این اقدام را تحلیل کرد؟آیا پیام سیاسی این تحولات به دولت ترکیه رسیده است؟ حزب عدالت و توسعه چه رفتاری در قبال آنها خواهد داشت؟
همچنان که مشاهده می‌شود مسئله تروریسم یک اهرم فشار قدرتمند در معرکه سیاسی ترکیه است. در همین رابطه ترک‌ها از به خطر افتادن امنیت ملی خود به‌دلیل حملات تروریستی محتمل نگران هستند، به‌گونه‌ای که بازگشت تروریست‌ها به ترکیه به خطری برای منافع ملی این کشور مبدل شده است. بسیاری معتقدند که چنین تهدیدی نتیجه سیاست‌های اشتباه ترکیه در مبارزه با تروریسم و حمایت از برخی مجامع تروریستی به صورت مستقیم و غیرمستقیم و کشاندن آنان به میدان جنگ در سوریه بوده است؛ اما با این حال تحولات اخیر و پیروزی‌های ارتش سوریه علیه این گروه‌های تروریستی، تروریسم را به دامان حامیان آن بازگردانده است.
تغییر سیاست‌های ترکیه پس از آن صورت گرفت که داعش کاملاً تقویت شده و عملیات‌های متعددی را در عربستان، کویت، بحرین، مصر و ترکیه انجام داد. تحولاتی که نشان می‌دهد داعش دیگر سازمانی نیست که بتوان از آن برای تحقق یک هدف معین استفاده کرد، سپس به‌راحتی از شر آن خلاص شد. اگر داعش در گذشته با ترکیه در آتش‌بس قرار داشت به این دلیل بود که از طریق دروازه‌های ترکیه به حمایت‌های مختلف دست پیدا می‌کرد.
دامی‌ که ترکیه امروز در آن گرفتار شده، ساخته دست مقامات این کشور است. ترکیه از ابتدا گزینه نظامی ‌به هر قیمت ممکن علیه نظام سوریه را انتخاب کرد، اما ناگهان دشمنان در مرزهای جنوبی زیاد شدند. ترکیه هم اکنون تنها از داعش نمی‌ترسد، بلکه از این می‌هراسد که مبادا کردهای سوریه موفق شوند که نظام سیاسی که امتداد آن به داخل مرزهای آن هم می‌رسد، ایجاد کند. به علاوه بیدار شدن هسته‌های غیرفعال داعش برای انتقام از سیاست ترکیه نیز برای مقامات این کشور هولناک است. مجموعاً می‌توان گفت که تصمیم ناگهانی ترکیه برای مبارزه با داعش احتمالاً سبب انجام حملات موفقیت‌آمیز متعددی در داخل ترکیه خواهد شد و فرآیند سیاسی در این کشور را تحت‌تأثیر قرار خواهد داد. این سیاست ترکیه نحوه تعامل آن با اخوان‌المسلمین را نیز به‌شدت تغییر می‌دهد؛ زیرا ترکیه نمی‌تواند از یک سو با تروریسم بجنگد؛ اما از سوی دیگر با برخی گروه‌هایی که در برخی کشورها، تروریست به شمار می‌آیند، تعامل داشته باشد.
ترکیه امروز در حال آماده شدن برای پرداخت بهای مداخلات خود در امور سوریه است. ترکیه به دلیل لجبازی و عناد خود تصور می‌کرد که این میدان خالی است و هماوردی ندارد؛ اما این راه، به هیچ وجه ایمن نیست و با گذشت زمان، امور پنهان دیگری آشکار خواهد شد.
منبع: روزنامه المنار
مترجم: سحر دولتیان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا6
77

کری: رد توافق هسته‌ای در کنگره سبب تنها ماندن واشنگتن می‌شود
خبرگزاری فارس: کری، وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه با نشریه آتلانتیک، بار دیگر درباره ردّ توافق هسته‌ای در کنگره هشدار داد و گفت: این اقدام سبب تنها ماندن واشنگتن می‌شود. جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه با این نشریه گفت: در صورتی که کنگره این کشور توافق هسته‌ای با ایران را رد کند، ائتلاف شکل‌گرفته علیه ایران از هم می‌پاشد. وزیر امور خارجه آمریکا درباره اینکه در قبال ایران براساس اعتماد عمل نمی‌کند، گفت: «من بر فرض اینکه ایران یک خطر بنیادین است و در فعالیت‌های منفی در سراسر منطقه مشارکت دارد و مکان‌هایی را بی‌ثبات می‌کند و اسرائیل را یک دشمن اساسی در این برهه از زمان می‌داند، عمل می‌کنم. ما از هیچ چیز چشم‌پوشی نکردیم و هیچ یک از این موارد را نادیده نگرفتیم.»
زبان اوباما همچنان زبان تهدید

خبرگزاری تسنیم: باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا طی نطقی در دانشگاه واشنگتن، از توافق هسته‌ای با ایران حمایت کرد و منتقدان امروزی را با کسانی که واشنگتن را به جنگ عراق بردند، مقایسه کرد. اوباما اذعان کرد که مواضع سرسختانه و ادبیات تند واشنگتن در این مدت حتی نتوانست روند برنامه هسته‌ای ایران را کُند کند، چه برسد به اینکه این کشور را به متوقف کردن برنامه‌اش متقاعد کند. رئیس‌جمهور آمریکا با بیان اینکه در این مدت وی همه گزینه‌ها از جمله گزینه نظامی را روی میز داشت، گفت: «گزینه نظامی به‌تنهایی قادر به محدود کردن برنامه ایران نیست.» وی در ادامه مفاد توافق هسته‌ای با ایران را تشریح کرد. او درباره بازرسی‌ها گفت، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به پایگاه‌های اعلام‌شده ایران دسترسی مداوم خواهد داشت. اوباما افزود: «درباره پایگاه‌های اعلام‌نشده نیز، در هر کجای ایران که باشد، ما می‌توانیم در فاصله‌ای به اندکی 24 روز، به آنها دسترسی یابیم، حتی اگر ایران مخالف باشد.»
شرمن: کنگره حق تمدید «قانون تحریم‌ ایران» را دارد

خبرگزاری فارس: شرمن، معاون وزیر امور خارجه آمریکا در یک جلسه استماع در کمیته امور بانکی مجلس سنا در پاسخ به یک قانونگذار آمریکایی گفت کنگره حق تمدید «قانون تحریم‌های ایران» که در سال ۲۰۱۶ منقضی می‌شود را دارد. سناتور منندز که از مخالفان سرسخت توافق با ایران است، ابتدا در توجیه مخالفت‌های همیشگی خود گفت که ایران همیشه درپی حفاظت از ساختار نظام و انقلاب خود بوده و هیچ‌گاه توافقی را امضا نخواهد کرد که به‌منظور حفظ این دو نباشد. از شرمن پرسید که آیا کنگره در سال آینده که قانون تحریم ایران منقضی می‌شود، براساس برجام توانایی تمدید این قانون را خواهد داشت؟ که شرمن پاسخ داد: «کنگره براساس قانون اساسی، حق این کار را خواهد داشت، ولی موضع دولت این است که فعلاً بحث در این زمینه زود است.»
تام کاتن: مهم است گزینه تهدید نظامی ما علیه ایران معتبر باقی بماند

باشگاه خبرنگاران: «تام کاتن» سناتور تازه‌کار و جمهوریخواه آمریکایی که به داشتن مواضع به‌شدت طرفدارانه از رژیم صهیونیستی شهرت دارد، گفت: «مهم است که گزینه تهدید نظامی ما علیه ایران معتبر باقی بماند.» سناتور تازه‌کار آمریکایی که همواره علیه ایران موضع گرفته، این‌بار هم در ادامه اظهاراتش گفت: «مهم است که تهدید حمله نظامی علیه تأسیسات هسته‌ای ایران حفظ شده و باقی بماند.» تام کاتن با تأکید بر مفید بودن حملات نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران مدعی شد: «ما می‌توانیم آنها(ایرانی‌ها) را به روز اول(آغاز برنامه هسته‌ای) برگردانیم. هیچ شکی نیست که آمریکا توانمندی این کار را دارد.»
مک‌کین: توافق هسته‌ای به ایران اعتمادبه‌نفس حمله می‌دهد

خبرگزاری مهر: رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا ضمن انتقاد از توافق هسته‌ای ایران و اعضای ۱+۵ تأکید کرد که این توافق به ایران اعتمادبه‌نفس می‌دهد تا به تل‌آویو حمله کند. «جان مک‌کین» سناتور جمهوریخواه ایالت «آریزونا» و رئیس کمیته نیروهای مسلح سنا ضمن انتقاد از توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 (آمریکا، انگلیس،‌ فرانسه، روسیه، چین و آلمان) تأکید کرد: ما باید این ایده را کنار بگذاریم که تنها دو گزینه توافق هسته‌ای یا جنگ با ایران را پیش روی خود داریم. مک‌کین در دفتر خود برای هیئتی از خبرنگاران دیپلماتیک اسرائیل که به واشنگتن سفر کرده بودند، گفت: «درباره نزدیکی آمریکا به اسرائیل نگرانی ندارم، «بلکه درباره تقویت حس ایران از اینکه توانمندی حمله به اسرائیل را دارد، نگرانم.»


هویت 418

كانادا: جاسوسي از جهانيان
كانادا در حالي ادعاي حمايت از آزادي و حقوق بشر سر مي‌دهد كه گزارش‌ها از اقدامات ضد بشري سران اين كشور حكايت دارد، چنانكه اسناد نشان مي‌دهد سرویس مخفی کانادا 25 ایستگاه رهگیری تبادلات اینترنتی در خارج از کشور دارد. براساس سندی که به دست هکرهای گروه موسوم به انونیموس (ناشناس) منتشر شد، سرویس مخفی کانادا 25 ایستگاه رهگیری تبادلات اینترنتی در خارج دارد. گزارش منتشر شده متعلق به سرویس اطلاعات و امنیت(اس.سی.آر.اس) به تاریخ شش فوریه 2014(17 بهمن 92) است و طبقه‌بندی «محرمانه» دارد. نشنال‌پست در گزارش خود فاش کرد: اوتاوا تاکنون هیچ‌گاه به وجود سه ایستگاه عملیاتی سرویس اطلاعات و امنیت در خارج اذعان نکرده است. این سه مکان عبارتند از: واشینگتن، لندن و پاریس.
انگلیس: پناه‌جويان در محاصره

در اقدامي که نهادهاي حقوق بشر آن را سركوب آوارگان و پناه‌جويان مي‌دانند، دولت انگلیس با ایجاد حصارهای فوق امنیتی در اطراف جاده‌ها و مبادی ورودی به تونل زیردریایی مانش در بندر کاله فرانسه، مانع از تلاش پناه‌جویان برای سوار شدن بر کامیون‌های عبوری به منظور رسیدن به انگلستان، شد. جیمز بروکنشایر، وزیر امور مهاجرت انگلیس در این ارتباط به روزنامه دیلی‌تلگراف گفت: با توجه به افزایش شمار پناه‌جویانی که می‌خواهند به صورت قاچاقی وارد خاک انگلیس شوند، با هماهنگی طرف‌های فرانسوی و با استفاده از فنس‌هايي برای ایجاد حصارهای امنیتی اقداماتی نظارتی در دستور کار قرار گرفته است. نهادهاي حقوق بشر تأكيد دارند كه اين اقدام فرانسه در اصل، قرار دادن پناه‌جويان در زنداني است كه حق هرگونه فعاليتي از آنها گرفته مي‌شود كه پيامدهاي منفي بسياري براي مهاجران به همراه خواهد داشت.
آمریکا: جاسوسی از شرکت‌های اتحادیه اروپا

رئیس سابق دفتر فدرال اتریش در امور حفاظت از قانون اساسی تأکید کرد، جمع‌آوری اطلاعات تنها بخش کوچکی از وظایف آژانس امنیت ملی آمریکاست و هدف اصلی آژانس‌های جاسوسی آمریکا نظارت بر سیاستمداران و مدیران اروپایی است. گرد پولی، رئیس سابق دفتر فدرال اتریش در امور حفاظت از قانون اساسی گفت: فعالیت‌های جاسوسی آمریکا برای تقویت منافع این کشور و نظارت بر سیاستمداران و صنایع اروپا صورت گرفته است. وی گفت: درک اصلی شرح حال مأموریت‌های آژانس امنیت ملی آمریکا در منافع ملی اقتصادی آمریکا نهفته است. هدف اصلی فعالیت‌های جاسوسی آمریکا دیگر همانند پیش از حملات تروریستی 11 سپتامبر سال 2001 میلادی، «امنیت ملی» نیست؛ بلکه جاسوسی اقتصادی و صنعتی اروپا است. روزنامه فرانسوی «لیبراسیون» به تازگی گزارش داده است: تقریباً یک‌صدم شرکت‌های بزرگ و مهم فرانسوی تحت تأثیر فعالیت‌های جاسوسی آژانس امنیت ملی آمریکا قرار گرفته‌اند. گرد پولی در این باره گفت: در نتیجه جای تعجب ندارد اگر وضعیت در آلمان نیز به همین صورت باشد.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

واکاوی صبح‌صادق از رفتارهای آمریکا در قبال برجام
از رقابت داخلی تا جنگ نرم
قاسم غفوری

مقدمه
جمهوری اسلامی ایران و گروه ۵+۱ در ۱۴ ژوئیه (۲۳ تیرماه) در «وین» درباره موضوع هسته‌ای ایران به یک جمع‌بندی رسیدند. پس از آن نیز قطعنامه‌ای در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسید. بر اساس جمع‌بندی صورت گرفته میان طرفین، در دوره‌ای دو ماهه این جمع‌بندی در کنگره آمریکا و در داخل ایران مراحل قانونی بررسی و تأیید نهایی را طی می‌کند و در صورت تأیید، مراحل اجرایی آن بر‌اساس تکالیف و حقوق طرفین آغاز می‌شود.
پس از اعلام جمع‌بندي مذاکرات هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران و گروه ۵+۱ و تصويب قطعنامه‌اي در اين زمينه در شوراي امنيت سازمان ملل، يک نکته در معادلات هسته‌اي بيش از هر چيز به چشم مي‌آيد و آن مباحث مطرح در باب رفتار آمريکایی‌ها درباره پذيرش يا رد برنامه اقدام مشترک ايران (برجام) و ۵+۱ است.
این امر در دو حوزه قابل توجه است؛ نخست رفتارهای صورت گرفته میان کاخ سفید و کنگره آمریکا و دوم نوع واکنش‌ها و اقدامات صورت گرفته میان جمهوریخواهان و دموکرات‌ها. رفتار ساختار حاکم بر آمریکا در این دو حوزه چنان است که برخی از آن به‌ جنجال بزرگ یاد می‌کنند که اهمیت و جایگاه این جمع‌بندی را نشان می‌دهد.
حال اين پرسش مطرح مي‌شود که ريشه جنجال‌هاي جاري در میان دولتمردان آمريکا چيست؟ آيا واقعاً اختلاف و تفاوت ديدگاه ميان کاخ سفيد و کنگره درباره توافق هسته‌اي وجود دارد و يا سياست تقسيم کار ميان طرفين برقرار است؟

آنچه در درون آمریکا می‌گذرد
بررسي آنچه در ساختار سياسي آمريکا مي‌گذرد، نشانگر چند گزينه است:
الف)رقابت برای سهم‌خواهی بیشتر
اين حقيقت را نمي‌توان ناديده گرفت که رقابت سخت انتخاباتي ميان جمهوريخواه و دموکرات در جریان است. انتخابات سال آينده آمريکا در حالي برگزار مي‌شود که دموکرات‌ها به رياست‌جمهوري اوباما دستاورد خاصي در عرصه سياست داخلي و خارجي نداشته، به‌گونه‌اي‌که حتي دموکرات‌ها براي کسب رأي، سياست عبور از اوباما را اجرا می‌کنند و به انتقاد از سياست‌هايش مي‌پردازند. مسئله توافق هسته‌اي در حالي که کاخ سفيد ادعا دارد با اين اقدام امنيت را به جهان بازگردانده مي‌تواند از يک‌سو مؤلفه‌اي براي تحقق رؤياهاي اوباما براي خود‌بزرگ‌بيني و نمايش چهره رئيس‌جمهوري سنت‌شکن هم‌رديف جرج‌واشنگتن، کندی و نيکسون باشد. حلقه تکميلي این دیدگاه اوباما را در رويکرد وي به کوبا می‌توان مشاهده کرد. از سوي ديگر دموکرات‌ها با اين مؤلفه به کسب آرای مردم اميدوارتر مي‌شوند، چنانکه سران دموکرات‌ها در کنگره از جمله نانسی پلوسی، رهبر دموکرات‌های کنگره و هیلاری کلینتون، یکی از نامزدهای اصلی دموکرات‌ها برای ریاست‌جمهوری 2016 برجام را دستاوردی بزرگ برای آمریکا دانسته و بر حمایت از آن تأکید دارند.
در نقطه مقابل، جمهوريخواهان در رقابت انتخاباتي، مخالفت با اين توافق را مؤلفه‌اي براي مقابله با سياست‌هاي انتخاباتي دموکرات‌ها مي‌دانند. جمهوريخواهان در حالي به دنبال کسب حمايت‌هاي لابي‌هاي صهيونيستي و عربي مخالف توافق هستند که همزمان برآنند تا سهم قابل‌توجهي در به نتيجه رسيدن توافق داشته باشند تا از اين برگ برنده براي انتخابات برخوردار شوند.
براين اساس درگيري کاخ سفيد و کنگره و نيز اختلافات دموکرات و جمهوريخواه در قبال برجام را نمي‌توان برگرفته از نگاه مثبت و يا منفي يکي از آنها در قبال ايران دانست، بلکه برگرفته از تحولات سياست داخلي آمريکا و رقابت‌هاي انتخاباتي است. چنانکه وندي شرمن، مسئول گروه هسته‌اي آمريکا نيز به‌صراحت مي‌گويد آنچه در کنگره مي‌گذرد، برگرفته از بازي‌هاي مسخره دوره انتخابات است.
ب)جاه‌طلبی آمریکایی
نکته دومي که درباره شرايط کنگره مورد توجه است، حس قدرت‌طلبي و يک‌جانبه‌گرايي آمريکايي‌ها است. آنها همواره معتقدند خود را وراي قوانين و نهادهاي جهان بدانند که اعمال تحريم‌هاي يک‌جانبه عليه کشورها، انجام جنگ بدون مجوز سازمان ملل مانند جنگ عراق، ارائه گزارش‌هاي حقوق بشري عليه کشورها و رأي شوراي حقوق‌بشر سازمان ملل، حمايت از رژيم‌هاي ديکتاتور و ضدبشري نظير رژيم صهيونيستي و عربستان و‌... از جمله اين رفتارها است.
تأکيد کنگره بر گزارش دادن آمانو، مديرکل آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در کنگره آمريکا را مي‌توان در اين چارچوب دانست. تحقير کردن دیگر کشورها و نهادهاي بين‌المللي و القاي قدرت برتر بودن آمريکا که هر اقدامي وراي قانون را مي‌تواند انجام دهد، هدف نهايي اين اقدام است. آمريکا با اين اقدام عملاً استقلال و جايگاه جهاني آژانس را هدف قرار داده و آمانو با حضور در کنگره و تن دادن به اين امر حيثيت آژانس را برده و ميخي ديگر بر تابوت آژانس مي‌كوبد كه بر خيل كشورهاي متقاضي خروج از آژانس خواهد افزود. نکته قابل‌توجه آنکه این نگاه برتری‌جویانه نسبت به مجامع جهانی صرفاً در دیدگاه کنگره نیست، بلکه سران کاخ سفید نیز پیرو همین دیدگاه هستند، چنانکه در یک فضاسازی رسانه‌ای وندی شرمن، معاون وزیر امور خارجه و عضو ارشد گروه هسته‌ای آمریکا ادعای آگاهی از متن توافق محرمانه ایران و آژانس و ارائه آن در نشست غیر‌علنی کنگره آمریکا را مطرح کرده است تا نشانه‌ای باشد بر اقتدار جهانی آمریکا و اینکه برای این کشور هیچ محرمانه‌ای وجود ندارد.
ج)تکرار جنگ نرم
القای شکاف میان ارکان نظام درباره مذاکرات و دو دسته‌سازی جامعه در باب توافق از مهم‌ترین ابعاد جنگ نرم آمریکا است. اوج این رویکرد را در این جمله اوباما در دانشگاه واشنگتن می‌توان مشاهده کرد. رئیس‌جمهور آمریکا در بخشی از این سخنرانی، گفت: «مرگ بر آمریکا چیزی نیست که تمام مردم ایران به آن اعتقاد داشته باشند. کسانی که مرگ بر آمریکا می‌گویند، تندروهایی هستند که آرمانی مشترک با جمهوریخواهان دارند.» در اقدامی دیگر برای بزک کردن چهره آمریکا نزد ایرانیان وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد که با نتانیاهو درباره اینکه اجرای توافق هسته‌ای ایران به نفع اسرائیل[رژیم صهیونیسم] است، صحبت کرده است و گفت: «من فکر می‌کنم که نتانیاهو به این قضیه نگاه اشتباهی دارد.»
بعد مهمی از این طراحی را هدف قرار دادن ارزش‌ها و اعتقادات انقلابی ملت ایران تشکیل می‌دهد که با دو گزینه اقتصادی و نظامی صورت می‌گیرد. القای عدم رویکرد دولت آمریکا به جنگ با بیان این تصور که استکبار جهانی دیگر وجود ندارد و آن استکبار نه‌تنها به دنبال نابودسازی نیست، بلکه با طراحان جنگ مخالف است که سخنان کری و اوباما مبنی بر اینکه مخالفان دیپلماسی گزینه‌ای جز جنگ ندارند و یا اینکه توافق مانع گزینه جنگ شد، اساس این طراحی است. نهایت این فضاسازی را در سخنان اوباما در دانشگاه واشنگتن می‌توان مشاهده کرد. چنانکه وی نه گفتن به مذاکره را برابر تکرار جنگ عراق مطرح می‌کند.
نکته قابل‌توجه آنکه اوباما در حالی سعی دارد خود را ناجی ملت ایران و جهان معرفی کند که مانع از جنگ و گزینه نظامی شده است که عدم رویکرد به گزینه نظامی نه از روی حسن دوستی آمریکایی‌ها، بلکه از روی ناتوانی است؛ امری که آن را در سخنان اوباما و کری می‌توان دریافت. اوباما در گفت‌وگو با گروه‌های یهودی در آمریکا می‌گوید ما تمام گزینه‌ها، حتی گزینه نظامی را روی میز داریم، اما تا جایی که من می‌دانم حتی جرج بوش نیز از انجام گزینه نظامی سر باز زده است. در همین چارچوب جان کری نیز به عدم همراهی جهانی با آمریکا اشاره و تأکید می‌کند نه سازمان ملل، نه حقوق بین‌الملل و نه متحدان‌مان از اقدام نظامی حمایت نمی‌کنند.
در حوزه اقتصادی نیز آمریکایی‌ها؛ چه کنگره و چه کاخ سفید زنجیره‌ای از اقدامات را برای اجرای سناریوی بعد جدید جنگ نرم خود در پیش گرفته‌اند. آمریکایی‌ها از یک سو آمار متعددی از چالش‌های اقتصادی و نیز میزان درآمدهای ایران از لغو تحریم‌ها را بیان کرده و همزمان ادعای هزینه شدن این درآمدها از سوی نظام در منطقه را مطرح ساخته‌اند تا ضمن ایجاد فضای یأس و ناامیدی در ایران در باب لغو تحریم سیاست بدبین‌سازی مردم به نظام و مقاومت را اجرایی سازند.
در همین چارچوب رئیس‌جمهور آمریکا در بخش دیگری از اظهاراتش در دانشگاه واشنگتن به انتقادات مطرح‌شده درباره آزاد‌سازی دارایی‌های ایران پس از توافق اشاره کرد و مدعی شد که ایران اکنون برای پرداخت دیون خود، به 500 میلیارد دلار نیاز دارد. وی ادامه داد: «سران ایران، انتظار مردم‌شان از توافق را بالا برده‌اند. حتی چنین رژیم سرکوبگری هم نمی‌تواند نسبت به خواسته‌های مردمش بی‌تفاوت باشد.» جان کری نیز همین رویکرد را دنبال کرده، چنانکه وی در مصاحبه‌ای مدعی می‌شود ایران برای اصلاح زیرساخت‌های خود نیازمند 900 میلیارد دلار است.
رئیس‌جمهور آمریکا در ادامه بار دیگر مانند اظهارات اخیرش در گفت‌وگو با حامیان توافق، ایران را «خطرناک و سرکوبگر» خواند و گفت: واشنگتن به اجرای قدرتمند تحریم‌هایی که به بهانه حقوق‌بشر و تروریسم علیه ایران اعمال شده، ادامه می‌دهد.
درباره سیاست ارزش‌زدایی از آرمان‌های انقلابی ملت ایران و تبدیل آن به ضد ارزش، انگلیسی‌ها نیز به کمک آمریکا آمده‌اند، چنانکه هاموند، وزیر خارجه انگلیس در مصاحبه با شبکه سعودی الحدث، با مطرح کردن اظهارات تندی علیه ایران، گفت: در صورت تغییر روند تهران در منطقه است که «اعتماد» غرب به ایران احیا می‌شود. معاون مرکل، صدر اعظم آلمان و نیز فابیوس، وزیر خارجه فرانسه هنگام سفر به تهران راهکار رویکرد غرب به ایران را دوری ایران از مقاومت منطقه مطرح کرده بودند. غرب تلاش دارد با گره زدن مسائل اقتصادی و ادعای راهکار خروج ایران از انزوای جهانی، به ارزش‌زدایی از ارزش‌ها و داشته‌های ملت ایران بپردازد. القای همکاری جهانی با آمریکا علیه ایران بعدی از جنگ نرم آمریکا است که این روزها پیگیری می‌شود. جان کری، وزیر خارجه آمریکا در مصاحبه با نشریه «آتلانتیک» گفت در صورتی که کنگره این کشور توافق هسته‌ای با ایران را رد کند، ائتلاف شکل‌گرفته علیه ایران از هم می‌پاشد.
د)تکرار ایران‌هراسی
از نکات قابل‌تأملی که این روزها در میان کنگره و کاخ سفید می‌گذرد، اجرای ابعاد دیگری از پروژه ایران‌هراسی است که با اهداف ویژه‌ای صورت می‌گیرد.
1 ـ امتیازگیری برخی کشورهای عربی و صهیونیست‌ها
آنچه در برآیند گفتاری سران کاخ سفید و کنگره مشاهده می‌شود، تکرار ادعای تهدید بودن ایران برای امنیت منطقه و نیز ادعای تلاش برای جلب‌نظر کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی در قبال برجام است.
در این چارچوب نیز جان کری سفری به منطقه داشت و با همتایان خود در شورای همکاری خلیج‌فارس دیدار کرد. روزنامه نیویورک‌تایمز در این‌باره در گزارشی نوشت:‌ روز دوشنبه جان کری در دیدار با رهبران کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس بالاخره توانست موافقت محتاطانه این کشورها را با توافق هسته‌ای به دست آمده با ایران جلب کند.
طراحی صهیونیست‌ها و برخی کشورهای عربی برای بهره‌گیری از ایران‌هراسی برای گرفتن امتیاز از جامعه جهانی زمانی آشکارتر می‌شود که روزنامه وال‌استریت ژورنال نيز در گزارشی نوشت: کشورهای عرب حاشیه خلیج [فارس] سرانجام پس از ماه‌ها اعمال نفوذ کاخ سفید و وعده افزایش فروش تسلیحات، اشتراک اطلاعات و آموزش نظامی حمایت خود از توافق هسته‌ای را اعلام کردند. در همین راستا نیز مقامات صهیونیست بارها تأکید کرده‌اند آمریکا باید قراردادی موازی با این رژیم تدوین کند و به تقویت توان نظامی آن بپردازد. افزایش کمک‌های سالیانه آمریکا به 4/5 میلیارد دلار از اهداف ایران‌‌هراسی جدید صهیونیست‌ها است. در راستای همین ایران‌هراسی، جان کری در پاسخ به پرسش خبرنگار آمریکایی آتلانتیک که می‌گوید آیا شما از این موضوع رنجیده نمی‌شوید که این پول به اسد و حزب‌الله داده شود؟ پاسخ می‌دهد: «بله، اما این قطعی نیست. این پولی نیست که تغییری در وضعیت کنونی ایجاد کند. ما سازوکار‌های بسیاری داریم که از طریق آنها می‌توانیم [آنها] را به عقب بزنیم و بزرگ‌ترین و مهم‌ترین چیزی که باید از طریق آن این کار را بکنیم آن است که یک رابطه امنیتی قوی‌تر بین خود و کشورهای خلیج [فارس] و با اسرائیل ایجاد کنیم.» اوباما نيز با ادعاي مقابله با رفتارهاي بي‌ثبات‌کننده ايران در منطقه، بر فروش تسليحات به کشورهاي عربي و حمايت از رژيم صهيونيستي تأکيد مي‌کند. بخشی از هوچی‌گری کنگره و کاخ سفید و نیز برخی کشورهای عربی و صهیونیست‌ها درباره برجام برای انحراف افکار عمومی از جنایات و کشتارهای آمریکا و متحدانش در منطقه از اراضی اشغالی گرفته تا یمن و عراق و سوریه و بحرین است.
2 ـ ابعاد جدید تحریم
نکته مهم آن است که آمريکايي‌ها درباره وضعيت اقتصادي ايران دچار اشتباه محاسباتي و توهم شده و گمان مي‌کنند که ايران به‌دليل مسائل اقتصادي به هر توافقي تن خواهد داد، از‌این‌رو معتقدند با هوچي‌گري در کنگره و القاي احتمال تصويب نشدن برجام، جمهوري اسلامي را به امتياز دادن سوق دهند. به عبارتي آنها آنچه را که در باب هسته‌اي و منطقه نتوانسته‌اند در متن برجام به دست آورند، معتقدند با هوچي‌گري در کنگره کسب کنند.
گفتنی است که کنگره و کاخ سفيد به خوبي از عواقب رد برجام در کنگره آگاهند و مي‌دانند که رد برجام، يعني متهم‌ شدن آمريکا به عامل برهم‌زننده توافق که به اعتراف خود جان‌کري به انزواي جهاني و فرو ريختن تمام تحريم‌هاي ضدايراني از سوي ساير کشورها منجر مي‌شود.
و نکته مهم آنکه آمريکايي‌ها همچنان سياست تحريم و فشار را در قبال ايران اجرا مي‌‌کنند و با حربه‌هاي مختلف برآنند تا ساختار تحريم‌ها را حفظ کنند. ايجاد ترديد درباره به نتيجه رسيدن برجام، تأکيد بر باقي ماندن گزينه نظامي روي ميز، اعلام مخالفت کنگره با لغو تمام تحريم‌ها و باقي ماندن تحريم‌هاي غير‌هسته‌اي، تأکيد آمريکايي‌ها بر تروريست بودن ايران و در مجموع، آنچه در کنگره و کاخ سفيد عليه ايران مطرح مي‌‌شود، يک هدف واحد دارد و آن اينکه امنيت سرمايه‌گذاري در ايران وجود ندارد و کشورها از جمله اروپايي‌ها نبايد به سمت ايران گام بردارند.
اين امر زماني آشکارتر مي‌شود که رسانه‌هاي آمريکايي نيز در مقالات و نوشتارهاي متعددي سفر مقامات اروپايي به ايران و صف کشيدن اروپايي‌ها براي ورود به اقتصاد ايران را امري نادرست و پرهزينه می‌دانند. به عبارت دیگر آنچه که امروز در کنگره و کاخ سفيد مي‌گذرد، اجراي ابعاد جديدي از سياست تحريم اقتصادي است در حالي که در ظاهر ادعاي آمادگي آمريکا براي لغو تحريم‌ها و حتي رويکرد تعاملي با ايران در منطقه را مطرح مي‌سازند.
جمع‌بندی
با دقت در لایه‌های آنچه گفته شد، معلوم می‌شود آنها در سر جمع انسجام، وحدت و امنیت ملی ایران را هدف گرفتند ابزار اصلی آنها ایجاد شکاف و چند دستگی در داخل کشور و بهره‌گیری از آن برای تحقق اهداف ضدایرانی است تا در نهایت ضمن تسلیم‌سازی نظام اسلامی، از ملت ایران الگوی یک ملت شکست‌خورده در برابر آمریکا را به نمایش درآورند تا با ادعای تسلیم شدن پرچمدار مقابله با نظام سلطه سایر ملت‌ها را نیز به تسلیم شدن در برابر استکبار سوق دهند. تصوری که راهکار مقابله با آن وحدت و انسجام ملی و هماهنگی و همدلی در مقابله با طراحی‌ها و سیاست‌هایی است که آمریکا این روزها در اتاق فکرهای خود علیه ایران طراحی می‌کند و به اجرا می‌گذارد.


نگاه یک
علی اسماعیلی

همنوایی عجیب و البته قابل تأمل!
اندر حکایت سخنان کنایه‌آمیز آقای هاشمی در چند سال گذشته، اخیراً نیز، سخنانی قابل تأمل و البته تکراری از ایشان در سی‌ودومین اجلاس مدیران و رؤسای آموزشی شنیدیم، که همچون سخنان قبلی‌شان فقط، دشمن مسرورکن و دوست رنجورساز بود و صدالبته، تأسف دلسوزان نظام را به‌دنبال داشت؛ دلسوزانی که با توجه به گذشته انقلابی آقای هاشمی، توقع همنوایی او با دشمنان نظام و انقلاب را ندارند و نمی‌پسندند سخنانی از ایشان بشنوند که همان سخنان راـ از ابتدای پیروزی انقلاب تا به امروزـ بارها و بارها از دشمنان جمهوری اسلامی شنیده‌اند. آقای هاشمی که رسماً حضور خود در انتخابات خبرگان را نیز اعلام کرده، برای چندین و چند بار در سخنانی، با گریزی انتخاباتی به انتخابات یازدهم ریاست جمهوری اشاره کرد، و می‌گوید: «مردم ما در بدترین شرایطی که از طرف شورای نگهبان، دولت و نهادهای امنیتی برای جلوگیری از انتخابات درست تحت فشار زیاد بودند(!) متحول شدند.» و در ادامه، درباره بروز و مکان این تحول را این‌چنین بیان می‌کند: «یکی از جاهایی که تحول بروز کرد و کار عجیب و غریبی بود و اجازه نمی‌دادند اتفاق بیفتد و هنوز هم در مخالفت با آن دست‌وپا می‌زنند، این بود که می‌گفتند تابوی مذاکره با آمریکا شکست. البته، نتیجه اساسی را گرفتیم و بالاخره تابوی مذاکره شکست» در باب این سخنان قابل تأمل آقای هاشمی ذکر این نکات حائز اهمیت است:
۱ـ حمله به مدافعان واقعی نظام
متأسفانه یکی از اشتباهات بزرگ آقای هاشمی در سال‌های اخیر، حملات گاه‌به‌گاه ایشان به مراکز و نهادهایی است که از قضا، از نقاط قوت نظام بوده و از مدافعان واقعی آن به‌شمار می‌آیند و ایشان هر از گاه به مراکز و نهادهایی می‌تازد که از همان ابتدای پیروزی انقلاب از سوی دشمن انقلاب و رسانه‌های‌شان، مورد هجمه قرار داشته و دارند. این هم‌رأیی و همنوایی عجیب آقای هاشمی، نگرانی بسیاری از دلسوزان انقلاب را درپی داشته است؛ چراکه آنان توقع ندارند، هاشمی که خود از ارکان انقلاب بوده و سال‌ها عمر خود را صرف پیروزی و رشد و بالندگی آن کرده، امروز کارش به جایی برسد که در حمله به نهادهای تأثیرگذار نظام، با آمریکا و صهیونیست‌ها همنوا شود! البته، عده‌ای ناراحتی آقای هاشمی از شورای نگهبان را در رد صلاحیت ایشان در انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری به دلیل کهولت سن می‌دانند و ناراحتی وی از نیروهای امنیتی را نیز مقابله قاطع و مؤثر آنان با فتنه ۸۸ و افشای برخی اسناد جرائم اقتصادی، مالی و امنیتی فرزندشان، مهدی هاشمی می‌دانند! گرچه علت همه این حملات نمی‌تواند فقط این موارد باشد، اما علت هرچه باشد، نمی‌تواند مجوزی باشد تا آقای هاشمی به این نهادهای انقلابی بتازد!
۲ـ ذوق‌زدگی از تابوشکنی مبارزه با شیطان بزرگ!
یکی از نکات عجیب و قابل تأمل دیگر در سخنان اخیر ایشان، خوشحالی وی از شکستن تابوی مذاکره با شیطان بزرگ، یعنی آمریکاست که از آن با نام نتیجه اساسی! یاد می‌کند. درحالی‌که هم ایشان و هم همه مردم به‌خوبی می‌دانند، این جنایت‌ها، خیانت‌ها و توطئه‌های آمریکاست که سبب بی‌اعتمادی ملت ایران نسبت به آمریکا شده است و بسیاری از مردم و دلسوزان نظام به این دلایل است که به آمریکا اعتماد ندارند و اصولاً اعتراض و انتقاد بسیاری از دوستداران نظام به بخش‌هایی از توافق هسته‌ای، به دلیل همین بی‌اعتمادی به آمریکاست و عجیب اینکه آقای هاشمی و همفکران ایشان به آمریکا این همه اعتماد دارند! البته، به این سخنان آقای هاشمی نگاه انتخاباتی نیز می‌توان داشت؛ چراکه گفته می‌شود، این‌گونه سخن‌گفتن او برای کسب آرا در انتخابات خبرگان است!
کاش آقای هاشمی به این‌گونه سخن گفتن‌های دشمن‌شادکن و دوست رنجور‌ساز خود پایان دهد، تا هاشمی دهه ۶۰ را همچنان در ذهن‌ها تداعی کند!


نگاه دو
علی حیدری

صدای شیپور روباه!
«صدور مجوز فعالیت شبکه خبری بی‌بی‌سی در ایران» یکی از خبرهایی بود که طی روزهای گذشته بازتاب وسیعی یافت. البته سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بلافاصله اعلام کرد که بحث بازگشایی دفتر این شبکه در تهران فعلاً مطرح نیست، بلکه تنها یک مجوز محدود برای فعالیت خبری یک هفته‌ای پیرامون موضوع هسته‌ای است که از سوی کمیته‌ای سه‌جانبه متشکل از نمایندگان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت امور خارجه و نهادهای امنیتی و اطلاعاتی صادر شده و قرار است با رعایت تمامی جوانب و شئونات مورد نظر نظام جمهوری اسلامی ایران و فعالیت رسانه‌ای تعریف شده در کشور انجام شود.
اصل ماجرا این است که ۱۷ رسانه خارجی غیرمقیم برای فعالیت موقت در مرداد ماه امسال از اداره کل رسانه‌های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دریافت کرده‌اند. گفتنی است، در حال حاضر 141 رسانه بین‌المللی دفتر نمایندگی فعال در ایران دارند و رسانه‌های دیگری که در ایران دفتر ندارند، می‌توانند مجوز فعالیت زمان‌دار دریافت کنند که مجوزهای اخیر در همین راستا است.
پس از پایان مذاکرات هسته‌ای میان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای1+5 و آغاز مسابقه برخی کشورهای غربی و اروپایی برای حضور در ایران و کسب سهم خود از بازار تجارت و صنعت کشورمان، موضوع بازگشایی سفارت انگلیس هم مطرح و متعاقب آن خبر احتمال فعال شدن دوباره دفتر بی‌بی‌سی در تهران نیز، در رسانه‌ها منتشر شد. درحالی‌که سابقه خباثت‌ها و خیانت‌های سردمداران انگلیس با بهره‌گیری از ابزار جنگ روانی و رسانه‌ای خود، یعنی شبکه بی‌بی‌سی چیزی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت.
شبکه جهانی بی‌بی‌سی با سابقه فعالیت نزدیک به یک قرن در عرصه رسانه و با وجود اینکه کوشیده خود را رسانه‌ای حرفه‌ای و منصف معرفی کند، اما همواره در خدمت اهداف و منافع انگلیس بوده و برای پیاده کردن سیاست‌های این دولت در کشورهای دیگر، به‌ویژه برخی کشورهای آسیایی از هیچ کوششی دریغ نکرده است. بخش فارسی رادیو بی‌بی‌سی هم از حدود 75 سال پیش در همین راستا راه‌اندازی شد و جامعه هدف آن، ایران و کشورهای فارسی‌زبان منطقه بود. این شبکه در جریان تحولات تاریخ معاصر کشور همواره در خدمت مقاصد سلطنت بریتانیا و علیه مردم و کشور ایران فعالیت داشته است.
پس از گسترش فعالیت این شبکه و راه‌اندازی وبگاه فارسی بی‌بی‌سی در سال 1379 شاهد راه‌اندازی تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی در سال1387 بودیم و دیری نپایید که به سبب اقدامات خلاف منافع ملی کشور از سوی مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت حکم تعطیلی دفتر این رسانه در تهران صادر شد، اما تعطیلی دفتر بی‌بی‌سی مانع از فعالیت‌های این رسانه علیه ملت و کشور نشد و در جریان فتنه 88 با وجودی که این شبکه حضور مستقیم در ایران نداشت، اما نقش مهمی در دامن زدن به تقلب بزرگ و ایجاد اغتشاشات و تهییج افکار عمومی ایفا کرد که می‌توان از آن به یکی از توپخانه‌های رسانه‌ای دشمنان نظام جمهوری اسلامی ایران در آن دوره حساس یاد کرد.
حال با گذشت دو سال از فعالیت دولت یازدهم که وزیر فرهنگ و ارشاد آن یک سال پیش هرگونه آغاز به‌کار مجدد بی‌بی‌سی در ایران را منتفی دانسته بود، شاهد صدور مجوز حضور خبرنگاران این شبکه در کشور هستیم. در این میان دو نگرانی وجود دارد؛ اول اینکه، بر حسب تجربه گردانندگان این شبکه، با وجود قولی که داده‌اند خود را ملزم به رعایت موازین و شئونات مورد نظر نظام اسلامی ندانند. دوم اینکه، پس از اعطای مجوز فعالیت‌های مقطعی، شاهد فعال شدن دوباره بی‌بی‌سی در کشور و تکرار سناریوهای گذشته باشیم.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

راهی برای افزایش آرامش عمومی
سلب امنیت از سارقان امنیت
سید فخرالدین موسوی

«مسافر بودم و قصد داشتم با هواپیما به شهر تبریز بروم، در میدان آزادی سوار یک دستگاه خودرو پراید با چهار سرنشین شدم، در بین راه متوجه شدم چهار سرنشین پراید، زورگیر هستند. سرنشینان پراید مرا مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و همزمان، اقدام به سرقت مبلغ پنج میلیون تومان وجه نقد، دو عدد گوشی تلفن همراه و دیگر مدارک شناسایی همراهم کردند؛ آنها حتی به بلیت هواپیمای من نیز رحم نکردند و آن را پس نداند؛ به آنها التماس کردم که پول‌هایم را بردارند، اما حداقل اجازه دهند تا من بتوانم خود را به پروازم برسانم و به آنها نیز گفتم که مادرم در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان بستری است و هر لحظه امکان دارد که از دنیا برود، اما آنها بدون توجه به خواهش و التماس‌هایم، مرا به جاده قدیم برده، اقدام به بستن دست و دهانم با یک چسب پهن کرده و نهایتاً مرا در مکانی خلوت در جاده قدیم کرج از ماشین پیاده کردند و متواری شدند.»
«نمی‌دانستم که آنها از بانک به دنبالم هستند. وقتی برای رسیدن به مقصدم وارد یک خیابان فرعی شدم، ناگهان بر سرم ریختند و در حالی که تیزی قمه را زیر گلویم حس می‌کردم، همه پول‌هایم را بردند و من ماندم و گلویی که ردی از قمه بر آن مانده بود.»
«در ساعات آخر شب، در حال برگشت از میهمانی به سوی خانه بودیم که چند نفر جلوی ماشینم را گرفتند، در حالی که قمه در دست داشتند، مرا تهدید کردند و سوار ماشین شدند و ما را به یکی از جاده‌های اطراف شهر بردند. در آنجا ابتدا دست و پای‌مان را بستند و سپس در برابر چشمان من و کودک چهارساله‌ام به همسرم تجاوز کردند و آخر هم با ماشینم فرار کردند.»
«برای چندمین بار به مغازه‌ام آمد و پس از برداشتن کلی خرت و پرت و نوشیدن یک بطری نوشابه، به حالت مسخره گفت: «اینم بزن به حساب.» عصبانی شدم و گفتم: دیگه مغازه من نیا مفت‌خور! به سمتم آمد، با کله‌اش بر روی دماغم کوبید و فردایش وانتم را با دوستانش درب و داغان کرد و پیام فرستاد: ما هر وقت عشق‌مان کشید می‌آییم و هر چه خواستیم می‌بریم.»
«در حالی که اشک می‌ریختم و با التماس می‌گفتم مرا بی‌حیثیت نکنید، من شوهر دارم؛ اما آنها من را می‌زدند و مورد اذیت و آزار قرار می‌دادند.»
«پشت چراغ قرمز ایستاده بودم که ناگهان یک نفر از در شاگرد، وارد ماشین شد و در حالی که با کلتی به سمتم نشانه رفته بود، فریاد زد: یا پیاده می‌شی، یا شلیک می‌کنم، خواستم مقاومت کنم که با دسته کلت بر سرم کوبید و در حالی که خون از سر و رویم جاری بود، مرا بیرون انداخت و با ماشینم در رفت.»
این جملات دردآور، تنها شرح چند نمونه‌ کوچک از اعمال شنیع و قبیح اراذل و اوباشی است که امنیت و آرامش شهروندان را در شهرهای مختلف به مخاطره انداخته‌اند. اقدامات نابهنجاری که مسئولیت حافظان امنیت جامعه که نیروی انتظامی در رأس همه آن قرار دارد را بسیار سنگین‌تر از پیش ساخته است؛ چرا که پلیس به‌منزله نیرو و نهاد حافظ امنیت جامعه، وظیفه دارد با افرادی که امنیت شهروندان را برهم می‌زنند، برخورد کند و بر اساس ماهیت ذاتی خود، قانون‌شکنان را از سطح جامعه جمع‌آوری کرده و در اختیار مجامع قضایی قرار دهد.
در همین راستا، نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر طرح تشدید برخورد با اراذل و اوباش را در دستور کار خود قرار داده است و ما شاهد اجرای طرح‌های ضربتی پلیس در جمع‌آوری اراذل و اوباش در شهرهای مختلف کشور هستیم؛ اقدامی که البته با استقبال و رضایتمندی بالای مردم روبه‌رو شده است، اما از سوی دیگر، برخی از رسانه‌ها و افراد، آگاهانه یا ناآگاهانه، اما و اگرها، انتقادات و حتی تخریب‌هایی درباره این طرح، مطرح کرده‌اند، که در گزارش پیش‌رو تلاش کردیم برخی از این مسائل را طرح کنیم و به آنها پاسخ دهیم.

منتقدان ناآگاه
پس از آغاز طرح برخورد با اراذل و اوباش در سال‌های گذشته، برخی از قلم‌به‌دستان و صاحبان رسانه با ایجاد تشکیک در ضرورت طرح گسترده برخورد با اراذل و اوباش، انتشار تصاویر و نام آنها افکار عمومی را مورد تردید قرار دادند، اما هنگامي كه نيروي انتظامي در جريان اجراي «طرح ارتقای امنيت اجتماعي» نمونه‌هايي از برخورد با اراذل و اوباش و اعترافات تكان‌دهنده آنها را در اختیار رسانه ملی قرار داد و از صداوسیما نیز بخش‌هایی از آن پخش شد، آنانی كه در ضرورت برخورد قاطع و پشيمان‌كننده با اراذل و اوباش ترديد داشتند، از تحلیل خود برگشتند و خواستار برخورد قاطع با آنها شدند، تا آنجا که این پدیده شوم اجتماعی به طور کامل از سطح جامعه محو شود. این افراد در ابتدا معتقد بودند که نیروی انتظامی با بزرگ‌نمایی بیش از حد موضوع اراذل و اوباش، خود موجب ایجاد بار روانی منفی در جامعه است و به احساس ناامنی روانی در کشور دامن می‌زند که البته، با مشخص شدن ابعاد جنایات اوباش، تغییر رویکرد دادند و به حمایت از طرح برخورد با عاملان ناامنی در سطح جامعه روی آوردند. به‌گونه‌ای که می‌توان گفت هیچ رسانه‌ داخلی مخالف برخورد با اراذل‌ و اوباش نیست و فقط رسانه‌های معاند نظام در خارج کشور برای بهره‌برداری‌های سیاسی خود گاه به این موضوع پرداخته و به آن می‌تازند! که چندان اهمیتی ندارد، اما درباره لزوم مقابله با اراذل و اوباش و تأثیر آن بر امنیت اجتماعی یکی از جامعه‌شناسان کشور چنین مي‌گويد: بي‌ترديد برخورد با اراذل‌ و اوباش مي‌تواند بسيار كارساز باشد. اگر نظارت و توانایی مهار رفتارهای نابهنجار افراد را نداشته باشيم، جامعه به سمت بي‌بندوباري پيش خواهد رفت. امان‌الله قرايي‌مقدم در این باره گفت: «مهم‌ترين اثر آن، احساس امنيت اجتماعي است و احساس امنيت، آرامش روحي و تأثيرات اقتصادي، سياسي و فرهنگي را به بار مي‌آورد. اجرای حکم جرائم خشن نظیر سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف و شرارت در ملأ عام، این اطمینان را به مردم می‌دهد که می‌توانند به تأمین آرامش در جامعه و برخورد مقامات قضایی با مجرم امیدوار باشند.»
سردار احمدرضا رادان، رئیس پلیس وقت تهران بزرگ نیز در آغاز اجرای این طرح، هدف آن را، شکست هیمنه پوشالی اراذل ‌و اوباش دانست و افزود: این طرح تا جمع‌آوری همه اراذل ادامه می‌یابد. موضوع مهمی که به خوبی آن را شاهدیم این است که دیگر آن دعواها و هتک حیثیت‌های علنی در جامعه بسیار کمتر دیده می‌شود.

ناکافی بودن برخورد نیروی انتظامی با اراذل
گروهی دیگر از منتقدان با آگاهی داشتن از میزان جرم اراذل‌ و اوباش و آثار مخرب عدم برخورد جدی با آنها، با تأکید بر اینکه برخورد با این افراد بسیاری ضروری است، این موضوع را مطرح کردند که دستگیری و برخورد عوامل انتظامی و نیروهای پلیس برای پایان دادن به این پدیده شوم که در جامعه رو به گسترش است، به تنهایی کفایت نمی‌کند. این افراد با طرح اینکه اقدامات بعد پلیسی، نقش مهمی در نتیجه دادن طرح‌های پلیسی دارد، اظهار داشتند؛ نباید یک مجرم پس از دستگیری پلیس، دوباره بدون آنکه تاوان رفتار خود را دهد به جامعه بازگردد، بلکه باید با دقت و سرعت، پرونده این افراد در مراجع قضایی بررسی شود، تا آنها به مجازاتی که سزاوارشان است، برسند؛ انتقادی که به تصویب قانون «تشديد مجازات جرائم اخلال در امنيت رواني» در مجلس شورای اسلامی منجر شد؛ قانونی که به موجب آن مجازات مرتكبان جرائمي مانند راهزني و سرقت مسلحانه، تجاوز به عنف، تشكيل باندهاي فساد و فحشا، آدم‌ربايي به قصد تجاوز و...، مجازات محاربه و مفسدفي‌الارض خواهد بود و همچنین، رسيدگي به جرم آنان در تمامي مراحل رسيدگي (دادسرا، دادگاه بدوي، دادگاه تجديدنظر و ديوان‌عالي كشور) خارج از نوبت است؛ قانونی که مکمل عزم و اراده نیروی انتظامی شده و هزینه دست زدن به اقدامات خلاف امنیت را برای اوباش پر هزینه‌تر از پیش کرده و گام مؤثری در کنترل و کاهش جرائم این‌چنینی شده است.

نقد به برخورد با معلول به جای برخورد با علت
گروهی دیگری از رسانه‌ها و صاحبان تریبون نیز به جای بررسی پدیده اراذل و اوباش و تلاش برای رفع تهدید امنیت جامعه، مسئله را به نحوه برخورد پلیس با برهم‌زنندگان آرامش و امنیت تقلیل دادند. البته، کسانی که چنین موضوعاتی را مطرح می‌کردند و همچنان دست از رویکرد خود برنداشته‌اند، هدف یکسانی ندارند. برخی از آنها افراد تحصیل‌کرده و صاحب‌نظری هستند که برای کمک به امنیت کشور به مسئله وارد شده‌اند و دلسوزانه تلاش می‌کنند روش‌های بهتری را برای حل معضل جولان دادن افراد قداره‌کش در شهرهای مختلف بدهند، اما در این میان، گروهی نیز درصدد تخریب نیروی انتظامی با نیات خاص هستند و برای دستیابی به این هدف، چنین مسائلی را مطرح می‌کنند که در این گزارش قصد پرداختن به آنها را نداریم؛ چرا که معتقدیم جامعه به درستی از ضرورت برخورد با مظاهر امنیت‌زدا از جامعه و سلب‌کنندگان آرامش مردم اطلاع داشته و اسیر جوسازی‌های سیاسی نخواهد شد.
صاحب‌نظرانی که به برخورد با اراذل‌ و اوباش نقد دارند، معتقدند اراذل ‌و اوباش معلول مشکلات اجتماعی هستند و قربانی نارسایی‌های فرهنگی و اجتماعی شده‌اند و نباید با آنها به شکلی برخورد کرد که گویی همه مشکل به این اشخاص برمی‌گردد و به جای برخورد با آنها، باید به مقابله با عوامل سازنده این پدیده در شهرها بود.
دکتر نسل دراین‌باره می‌گوید: همان‌طور که می‌دانید متأسفانه در بحث اراذل‌ و اوباش و جرائم خشن بیشتر انگشت مطالبات به سمت پلیس است، زیرا مردم از پلیس توقع دارند بتواند امنیت اجتماعی و امنیت روانی را در جامعه برقرار کند. این در حالی است که برخورد با اراذل‌ و اوباش، اساساًً باید پیشگیرانه باشد که پلیس به‌تنهایی نمی‌تواند آن را صورت دهد. نهاد خانواده، نهادهای آموزشی و تربیتی، رسانه‌ها و طیف وسیعی از نهادهای اجتماعی، وظیفه پیشگیری را برعهده دارند و نباید پلیس را کانون قرار دهیم. باید از همان آموزش‌های عنفوان کودکی و اقدامات پیشگیرانه شروع شود تا افراد طوری تربیت شوند که قانونمند و جمعگرا، خردگرا و به‌طور‌کلی، افرادی دارای مهارت‌های زندگی باشند.
بسیاری از کارشناسان معتقدند: اگرچه نظراتی از این دست، درست و خردمندانه است، اما به اندازه کافی دقیق نیست؛ چرا که مبارزه با علت‌ها، نافی برخورد با معلول‌ها نیست و هیچ‌کس نمی‌تواند این نسخه را تجویز کند که تا رسیدن به وضع آرمانی، با کسانی که شهر و خانه مردم را با قمه و قدّاره ناامن می‌کنند، مصالحه کنیم. و اساساًً در جوامع، هرقدر هم که به سمت وضع آرمانی پیش برویم، وجود خلافکاران اجتناب‌ناپذیر است.

نتیجه‌گیری
بي‌شك مبارزه با پديده‌هاي مجرمانه و ناهنجاري‌هاي اجتماعي كه موجب تعرض به امنيت عمومي و سلامت اجتماعي و روانی جامعه مي‌شود، ضرورتي است كه نمي‌توان به‌سادگي از كنار آن گذشت. برخي از اراذل و اوباش گاهي در جامعه آنقدر رعب و وحشت ايجاد مي‌كنند كه نياز به برخوردي شديد دارند. برخورد قاطع، صريح و كارشناسي با اراذل و اوباش، جزئي از مطالبات مردمي است و ورود دستگاه‌های اجرايي، مجلس و قوه قضائيه به صورت هماهنگ در اين میان مي‌تواند بسيار مؤثر باشد. فقط در این میان، یک نکته بسیار مهم وجود دارد و آن اینکه، برخورد قاطع با اشرار و زورگیران نباید مقطعی و دفعی باشد. انتظار مردم، برخورد مستمر با این معضل است. نه اینکه هرازگاهی، جوّی ایجاد شود، طرحی درگیرد و چند نفری دستگیر شوند و سپس اراذل ‌و اوباش بمانند و مردم بی‌دفاع؛ چرا که برخورد با این افراد، هر چقدر هم که قاطع باشد، اگر استمرار نداشته باشد، کارایی لازم را نخواهد داشت.


نیم نگاه
فتح الله پریشان

بلوفی برای قدرت‌نمایی!
هفته گذشته گزارش پایگاه خبری «بانوراما الشرق الاوسط» درباره تهدید کویت به اشغال از سوی محمدبن‌سلمان، جانشین ولیعهد و وزیر دفاع جوان و افراطی عربستان، انعکاسی زیادی در منطقه ناآرام خاورمیانه، به‌ویژه کشورهای حاشیه خلیج‌فارس داشت. منابع این پایگاه خبری به واکنش تند محمدبن‌سلمان نسبت به ادعای کویت برای جبران خسارت‌های ناشی از توقف بهره‌برداری از چاه نفتی الخفجی از سوی عربستان اشاره کردند و افزودند: محمدبن‌سلمان در جلسه‌ای گفت: «ما کویت را از چنگال صدام نجات دادیم و الآن چه کسی او را از دست ما رها خواهد کرد. کویت هیچ دلیلی برای برتری بر ما را ندارد و کشوری است که یک‌چهارم ریاض وسعت دارد.»
علت اعلامی این تهدید، به اختلاف نفتی کویت و عربستان مربوط می‌شود که از گذشته بوده و در اوضاع فعلی با اقدام یک‌جانبه سعودی‌ها وارد مرحله‌ای جدید شده است. وزیر نفت عربستان در نامه‌ای به کویت، خواستار توقف بهره‌برداری از میدان نفتی مشترک الخفجی شده بود که با پاسخ قاطعانه علی‌العمیر، وزیر نفت کویت روبه‌رو شد. وی هرگونه خسارت مادی که در نتیجه بسته شدن و توقف میدان نفتی الخفجی متوجه کشورش ‌شود را بر عهده عربستان دانسته و این اقدام عربستان را مخالف ماده شش تفاهم‌نامه بهره‌برداری از این میدان نفتی در سال2010 ذکر کرد، اما در حالی که عربستان، در تحولات منطقه پرونده‌های بسیاری را از تجهیز و حمایت از داعش و سایر گروه‌های تروریستی در سوریه گرفته تا عراق و مداخله در امور بحرین تا تهاجم ظالمانه و غیرحقوقی به یمن باز کرده است، چه دلایلی را می‌توان برای این تهدید اقامه کرد و اساساً چه پیامدهایی برای عربستان و منطقه دارد؟
بیست‌وپنج سال پیش که صدام معدوم، دیکتاتور پیشین عراق با تجاوز علیه کویت آتش جنگی را در منطقه خاورمیانه روشن کرد که به جنگ اول خلیج‌فارس معروف شد، کسی فکر نمی‌کرد پس از جنگ اول خلیج‌فارس که نقطه عطفی در تاریخ معاصر خاورمیانه بود، جنگ دوم خلیج‌فارس در سال 2003 میلادی سرنگونی رژیم صدام با حمله نظامی نیروهای آمریکایی را رقم بزند. به هر حال، صدام که به مراتب قلدرتر و مجرب‌تر از وزیر دفاع بی‌تجربه سعودی‌ها (که به توهم قدرت مبتلاست) بود به خاک مذلت نشست و بلندپروازی‌های مالیخولیایی‌اش سبب شد تا به فضاحت تمام دستگیر و اعدام شود و امروز نه از صدام نشانی هست و نه از حزب بعث و دیکتاتوری‌های آن؛ چرا که خانه ظلم بی‌بنیاد است و دیر یا زود دامن ظالم را خواهد گرفت.
عربستان سعودی به دلیل شکست‌های پی‌درپی در منطقه و به دلیل نوع سیاست‌های جنگ‌طلبانه و جنگ‌های نیابتی که با بیت‌المال مسلمانان عربستانی و به کمک قدرت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا در سوریه، یمن و بحرین به راه انداخته، به‌شدت تحت فشار افکار عمومی داخلی، منطقه‌ای، عربی و جهانی است و هر از گاهی از سر استیصال به اقداماتی دست می‌زند که به جای نجات، تصمیم‌گیران بی‌تجربه و افراطی تازه‌کار سعودی را بیشتر در باتلاق منطقه فرو می‌برد. از سوی دیگر، عربستان به نوعی با تهدید کشورهای کوچک حاشیه پیرامونی خود می‌خواهد قدرت‌نمایی و وانمود کند که توانایی جنگ در چند جبهه را دارد! اما پیامد فوری چنین تهدیدات و آتش‌افروزی‌ها، قطعاً بی‌ثباتی و ناامنی بیشتر منطقه خواهد بود که دود آن پیش از هر کشوری، به چشمان عربستانی می‌رود که با تهدید کویت به‌منزله کشوری که هم‌پیمان و به‌نوعی، نوچه سیاست‌های سعودی‌ها بوده، دیگر نمی‌تواند اعتماد سایر کشورهای کوچک خلیج‌فارس را جلب کند.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(78)

قحطی، کار انگلیسی‌ها است
در ارومیه مردم هر روز از گرسنگی می‌مردند. سی هزار نفر از اشرار از طایفه جلو (درباره آن مفصل در شماره‌های گذشته هفته‌نامه گفته شد) که از سوی انگلیسی‌ها هدایت و پشتیبانی می‌شدند، از هیچ‌گونه قتل و غارت مردم فلک‌زده خودداری نمی‌کردند، روس‌های انگلیسی (به شماره‌های گذشته رجوع شود) با این راهزنان همراه بودند و رعیت بیچاره متواری بود. تقاضا شده بود دولت مرکزی ده هزار خروار غله برای نجات مردم از گرسنگی به آنجا بفرستد. پنج‌هزار خروار را مطابق نرخ معمول بفروشند و نصف دیگر را به رایگان بین فقرا توزیع کنند.
وضع کمبود ارزاق و قحطی در ارومیه دست‌کمی از سایر شهرهای ایران نداشت. طبق گزارش‌های واصله به مطبوعات، وضع شهر بسیار اسفناک و رقت‌انگیز بود. گفته می‌شد «سختی ارزاق و قحطی به اضافه گرسنگی به حدی مستولی شده که از قرار راپورت، روزی نیست که چندین نفر از گرسنگی تلف نشوند.» این وضعیت اسفناک را محمدحسن نظم‌السلطنه افشار ارومی هم گزارش کرد، او نیمی از حقوق خود را برای کمک به مردم فلک‌زده اختصاص داد، این موضوع با عنوان «بذل نصف حقوق» در روزنامه زبان‌آزاد منتشر شد. به واقع از رمضان ۱۳۳۶ ه.ق مطابق با بهار ۱۲۹۷ وضعیت به وخامت گراییده بود: «هیچ چیزی برای خوردن نداریم. من همچو رمضانی در عمرم ندیده بودم که افطار و سحری هیچ نباشد و گرسنه بلند شویم. اصلاً میوه هم کم است.» با اینکه در این دوره در برخی مقاطع ارزاق و به‌ویژه گندم فراوان بود، اما از دکان‌های نانوایی فقط صدای ضجه مردم شنیده می‌شد. مردم از گرسنگی رمق راه رفتن نداشتند. «زن‌ها و اطفال در کوچه‌ها از بی‌نانی و بی‌چیزی می‌میرند و این صحنه‌ها دل‌ هر قسی‌القلبی را نیز آب می‌کند.»
روزنامه نوبهار، از وضعیت عمومی کشور چنین گزارش می‌دهد: «احوال عمومیه چندان خوش نیست، اخبار ناهنجار از همه طرف می‌رسد، تأثیرات نفوذ خارجی، لاابالی گری هیئت‌های حکومت... حمل جنس از هر سو به خارجه، جور و اعتساف حکام، تجاوز راهزنان، مسدود شدن طرق تجارت از خارج و داخل، اینها همه با وجود عساکر اجنبی در قطعات مملکت و تجاوزات آنها به‌وجود آمده و یک‌سال پر خوف و خطری را بر سنین حیات تیره ما علاوه می‌کند. گرسنگی و فقر چیزی نیست که بتوان آن را جزو سایر بدبختی‌ها تحمل کرد و یا ملت را به تحمل آن وادار کرد، یک ملت هر قدر فداکار و هر قدر بردبار باشد در برابر فقر و احتیاج نمی‌تواند تسلیم شود. (باز از این مطلب سخن معروف انگلیسی‌ها به ذهن متبادر می‌شود که؛ برای حکومت بر ایران باید او را گرسنه نگه‌داشت.)
در مقاله‌ای دیگر که در روزنامه ستاره ایران آمده و فردی باعنوان «سیاح تازه‌وارد» آن را امضا کرده است، نوشته‌ شده؛ قحطی کار انگلیسی‌هاست، او نقل می‌کند: انگلیسی‌ها همین‌ رویه را پیشتر در هند به کار گرفته بودند، به‌گونه‌ای که وقت ورود آنها به قول او «هر گدای هندی چند سبد جواهر داشت و در زیر دست این دولت طرفدار ملل ضعیفه، امروز بیست نفر هندی با یک دیزی سفالین ‌گذران می‌کنند.» در همین مقاله آمده است که در شوشتر که زمانی «نصف جهان از محصولش گذران می‌کرد.»، امروز «ساکنانش از گرسنگی صد صد می‌میرند.» نویسنده این وضعیت را ناشی از اعمال انگلیسی‌ها در خوزستان می‌دانست، خلاصه اینکه؛ «آنچه بخت النصر به اورشلیم کرد، انگلیسی‌ها به خوزستان کردند.»
ستاره ایران سه‌شنبه ۱۹ محرم‌الحرام ۱۳۳۶ (۶ نوامبر ۱۹۱۷) گزارش‌ می‌دهد: هر روز گرسنگان و غارت‌زدگان مانند سیل از اطراف روی به تهران می‌آورند. اینک در روی توده‌های مزبله هر کوچه جنازه سرمازدگان با حالت فجیعی مشاهده می‌شود. این روزنامه پیشنهاد کرد یکصدوپنجاه کوپن ده‌تومانی جمعاً به ارزش یک‌هزار و پانصد تومان تهیه شود و از محل آن در پنج باب مسجد بزرگ زیلو و حصیر وقفی بین سرمازدگان توزیع شود و در آنها بخاری گذارند تا این دسته در آن اماکن مقدس اقامت گزینند.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

جریان شناسی گروه های مخالف نظام اسلامی 17
حسین عبداللهی فر

دفتر تحکیم وحدت مصداق اپوزیسیون اخلاقی
یکی از شاخصه‌های شناخت مخالفان اخلاقی نظام جمهوری اسلامی، فساد سیاسی است که با سنجه­‌هایی نظیر؛ «قدرت‌طلبی افراطی، عدم انسجام گروهی، فساد اخلاقی و مالی درونی و ترجیح منافع گروهی بر منافع ملی» قابل اندازه‌گیری است. نکته مهم در این شاخص تعریف فساد سیاسی است که اتفاق‌نظر کمتری درباره آن وجود دارد.
چنانچه در برخی جوامع آن را مترادف با «جرایم سازمان‌یافته» فرض کرده و در برخی دیگر از آن به «سوداگری سیاسی» و یا دخالت سیاسیون در فعالیت‌های اقتصادی تعبیر می‌کنند. خیانت در امانت، فساد آشناپرورانه، فرار مسئولان از پاسخگویی و... از دیگر مفاهیم مرتبط با این واژه است. باوجوداین، آنچه فهم فساد سیاسی را ساده‌تر می‌کند، تعریف اجتماعی این واژه است که می­‌گوید: «آنچه عموم مردم در هر دولت فساد تلقی می‌کنند، فساد است.» (پل هیود، فساد سیاسی، ترجمه محمد طاهری و میرقاسم بنی‌هاشمی 1381، ص 27)
با این نگاه مهم‌ترین مصداق جریانی این شاخص را باید دفتر تحکیم وحدت دانست که در چند دهه اخیر به‌مثابه جدی‌ترین تشکل دانشجویی کشور مطرح بوده و با فاصله گرفتن از کارکردهای اصلی خود، عمدتاً با ایفای نقش ابزاری و با افراط‌گرایی، فروپاشی درونی، انشعابات مکرر و فساد مالی از رسالت خود بازمانده است و از آنجا که یکی از بارزترین مصادیق تشکل سیاسی در جنبش دانشجویی به‌شمار می‌آید، در زیر این دفتر به‌مثابه مصداق اپوزیسیون اخلاقی بررسی می‌شود:

جنبش دانشجویی
گرچه برخی سرآغاز جنبش دانشجویی در ایران را از همان روزهای تأسیس دانشگاه تهران در سال 1313 با شاخصه ضداستکباری و ضداستبدادی می‌دانند، اما عملاً 16 آذر 1332 را باید نخستین روز درخشش دانشجویان ایرانی دانست که در 14 آذر 32 در اعتراض به ورود دنیس رایت، کاردار جدید انگلیس به کشورمان دست به تظاهرات زده و یک روز بعد با مأموران نیروی انتظامی درگیر شدند. تظاهرات دانشجویان، رژیم کودتا را بر آن داشت که در آستانه ورود نیکسون، معاون رئیس‌جمهور آمریکا به ایران که قرار بود در 18 آذر صورت گیرد، زهره چشمی از دانشجویان بگیرد تا ورود نیکسون در کمال آرامش برگزار شود که با ورود سربازان لشکر 2 زرهی به دانشگاه تهران و درگیری با دانشجویان دانشکده فنی، سه تن از آنها به شهادت رسیده و تعدادی نیز مجروح شدند.(علیرضا کریمیان، جنبش دانشجویی در ایران، 1390، ص164)
برهمین‌اساس، نطفه جریان دانشجویی برخلاف جریان روشنفکری در تقابل با استکبار و مقابله با سلطه بیگانگان بسته شد و این ویژگی خود را در اعتراض به اصلاحات ارضی تا همراهی با قیام 15 خرداد 42 بروز داد.
جنبش دانشجویی با حفظ این ویژگی، خود را به انقلاب اسلامی رساند و پس از انقلاب اسلامی نیز همین رویه ضدسلطه، این جریان را با نام خط امام(ره) به‌منزله پیشگام مقابله با آمریکا مطرح کرد. نمود بارز آن در ماجرای اشغال لانه جاسوسی تجسم یافت. با شکل‌گیری دفتر تحکیم وحدت که از تجمیع انجمن‌های اسلامی دانشگاه‌های سراسر کشور به‌وجود آمد، سرنوشت جنبش دانشجویی کشور تا حد زیادی با این تشکل گره خورد.

دفتر تحکیم وحدت
دفتر تحکیم وحدت نامی است که اتحادیه انجمن‌های دانشجویان دانشگاه‌های سراسر کشور پس از دیداری که با حضرت امام(ره) در تاریخ (6/9/1361) داشتند، برای خود برگزیدند. معظم‌له با آینده‌نگری خاص خود خطاب به آنها فرمودند: «من امیدوارم که ملت توجه کامل داشته باشد و این تحکیم وحدتی که شما در نظر دارید، باز موفق بشوید و ملت موفق بشود که در بین همه افرادی که در کشور هست، بین همه افرادی که مشغول خدمت هستند، تحکیم وحدت بشود.» (امام خمینی(ره)، صحیفه امام، ج 17، ص 91)
با این همه، وحدت اتحادیه انجمن‌های دانشجویی پایدار نماند و روند قضایا مطابق با پیش‌بینی­‌های امام راحل(ره) رقم خورد. ایشان در همان روز هشدار دادند: «عده‌­ای شیطان‌صفت به‌دنبال نفوذ در بین شما هستند و اگر نفوذ کنند، خطر انحراف هست، ولو آنکه در کوتاه‌مدت اتفاق نیفتد». این نفوذ و این انحراف رخ داد و تاجایی پیش رفت که برخی از اعضای‌شان دست در دست مقامات غربی گذاشتند و وحدت‌شان را با اپوزیسیون تحکیم کردند؛ امری که انشقاق و اختلافات درونی دفتر تحکیم را تا حد درگیرهای فیزیکی افزایش داد و از فساد مالی درون آن پرده برداشت.
نقطه آغازین بروز مشکلاتی که بزرگ‌ترین تشکل دانشجویی کشورمان را از کارکرد پیشتازی و اثربخشی، به ابزاری در دست گروه‌های سیاسی افراطی و اپوزیسیونی تبدیل کرد، ورود به بازی‌های سیاسی و مشارکت در قدرت به‌عنوان یک شبه حزب سیاسی بود که کمتر در تاریخ جنبش‌های دانشجویی سابقه دارد.(محسن امیدیان و عبدالله مرادی، درباره جنبش دانشجویی، 1390، ص122)
اولین ورود دفتر تحکیم به عرصه سیاسی شرکت در رقابت‌های انتخاباتی مجلس دوم در سال 1362 بود که آغاز انحراف این تشکل از مسیر اصلی خود را رقم زد. صدور اولین فهرست انتخاباتی از سوی دفتر تحکیم وحدت سبب نخستین واگرایی در این تشکل شد و برخی از اعضا در اعتراض به این فهرست اقدام به صدور فهرست دیگری کردند. محمود احمدی‌نژاد در این‌باره گفته است: «در سال 62، در انتخابات مجلس دوم، یک لیستی به نام تحکیم داده شد که همین امر سبب ایجاد دعوی شد و منجر به این شد که دو لیست جداگانه منتشر شود.» (حسین قویدل‌معروفی و مجید پورنجمی، تاریخ جنبش دانشجویی ایران، ص 99)
این اختلاف در آن دوره به نفع جریان چپ تمام شد و دفتر تحکیم وحدت از نظر سیاسی در زمره جناح چپ که به خط امام موسوم بود، درآمد؛ از این‌رو، پس از انشعاب مجمع روحانیون این دفتر با صدور بیانیه‌­ای از مجمع حمایت کرد. از نظر تحکیمی‌­ها این حمایت سبب موفقیت جناح چپ در مجلس سوم شد. «علی شکوری‌راد» از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در این‌باره گفته است: «مجمع روحانیون مبارز با استفاده از فعالیت­‌های تحکیم وحدت، مجلس سوم را تشکیل می‌دهد.» (همان، ص 104)
همین نوع خودبزرگ‌بینی­‌ها سرآغاز مشکلاتی برای دفتر تحکیم می‌شود که همین عضو دفتر تحکیم در سال 82 تصریح کرده است: «در سال 67 که مجلس سوم تشکیل شد، تحکیم وحدت دچار اشتباهی شد که سبب پدید آمدن بحران‌های بعدی نیز شد. همان اشتباهی که سال 67 و پس از دوم خرداد نیز مرتکب شد و آن اشتباه این بود که تحکیم وحدت فکر می‌­کرد که قدرت سیاسی بزرگ و قوی و تأثیرگذاری است.»(همان)
ورود تحکیمی­‌ها به رقابت­‌های سیاسی افزون‌بر پیامدهای منفی سیاسی، در ابعاد فرهنگی و اعتقادی نیز اثر منفی گذاشت که از جمله آن فاصله گرفتن از روحانیت اصیل و متعهد است. از همین‌رو، دفتر تحکیم وحدت با حزب جمهوری اسلامی به این دلیل که عده‌ای روحانی در رأس آن بودند، مخالفت می‌کرد و معتقد بود که آنها خط امامی نیستند.(قدرت‌الله بهرامی، دفتر تحکیم وحدت، 1392، ص 236)
اگرچه نباید نقش نفوذ عواملی چون عبدالکریم سروش در برخی از انجمن‌های اسلامی چون امیرکبیر را نادیده گرفت، اما ارتباط ورود دفتر تحکیم به قدرت با فاصله آنها از آرمان‌ها و حق‌طلبی مورد اتفاق‌نظر و قابل اثبات است؛ چراکه پس از حمایت این دفتر از نامزدی سیدمحمد خاتمی در دوم خرداد 76، تحکیمی‌ها با نوعی تناقض روبه‌رو شدند. از یک طرف، ناگزیر بودند توجیه‌گر سیاست‌های دولت خاتمی باشند و از طرف دیگر، دید انتقادی خود را حفظ می‌کردند. این شرایط سبب می‌شد تا دفتر تحکیم به‌عنوان یکی از گروه‌های مؤتلف دوم خرداد، اکثر برنامه‌های خود را تا آنجا با اصلاح‌طلبان تنظیم کند که در تیر ماه 78 که نشان دهد آمادگی تبدیل شدن به اپوزیسیون داخلی را دارد؛ لذا در سال 79 همراه با بخشی از اصلاح‌طلبان شعار عبور از خاتمی را مطرح ساخت و درخواست همه‌پرسی کرد. (دارابی، همان، ص 334)
روند قدرت‌طلبی و چسبندگی تحکیم به دولت، سبب عوارض دیگری از جمله تشدید اختلافات درون‌گروهی نیز، شد. سیدمهدی طباطبایی، دبیر دفتر تحکیم در سال‌های بروز انشعاب و اختلافات درونی تحکیم با اشاره به علنی شدن اختلافات گذشته در دوره دوم خرداد و آغاز دوگانگی‌های نظری از سال 77 می‌گوید: «در نشست آبان ماه سال 77 در قزوین، ما شاهد یک دوگانگی در مجموعه تحکیم و در حوزه گرایش‌های نظری بودیم.»(قویدل‌معروفی و پورنجمی، همان، ص189)
به گفته طباطبایی در همین سال (77) ادامه این اختلافات به درگیرهای فیزیکی میان دو شاخه سنتی و مدرن انجامید و در دانشگاه الزهراء طیف مدرن با فراهانی درگیر شده و به‌شدت او را کتک می‌زنند، تا جایی که پالتوی تنش پاره و از ورودش به نشست جلوگیری می‌شود.


آفاق
محمدرضا اسکندری

موضع اسلام در برابر اومانیسم
در مشرق‌زمین هم افرادی پیدا شدند که خواستند به تقلید از غرب، اومانیسم را در برابر اسلام مطرح کنند، یا کسانی هم بوده‌اند که به اشتباه از اومانیسم اسلامی و گاهی پروتستانیسم اسلامی نام برده‌اند. این افراد با ارجاع به آیات فراوانی که خداوند در قرآن کریم به جایگاه رفیع انسان اشاره کرده است؛ سهواً یا تعمداً این اشارات خداوند به شأن والای انسان را مصداق همان اومانیسم یا اصالت انسان تفسیر کرده‌اند، به‌طوری که با کمی دقت می‌توان گفت که در نزد خداوند و ادیان الهی و متون مقدس الهی از جمله قرآن کریم؛ انسان اصالت ندارد، بلکه فقط در پرتو اسمای الهی و طی مسیر کردن عبودیت به مقام خلیفه اللهی می‌رسد، نه اصالت. به بیان دیگر آنچه در اومانیسم غربی مطرح است، «اصالت انسان» در برابر «اصالت خدا» و «اصالت رأی انسان» در برابر «اصالت وحی خداوند» است، نه مبحث خلیفه اللهی بودن انسان در زیرسایه انوار و فیض الهی. به عبارت دیگر اگر خداوند در آیات متعددی از شأن منحصربه‌فرد انسان در میان سایر مخلوقات نام برده است و حتی انسان را به درجه جانشینی خود بر روی زمین انتخاب کرده است (در صورت عبودیت)، اما در آیات بسیاری نیز به عیوب و رذایل انسانی که وی را به مراتبی پست‌تر از چهارپایان تنزل می‌دهد هم اشاره کرده است و این هیچ تشابه و مطابقتی با اومانیسم یا اصالت انسان ندارد، بلکه برعکس همین اصالت انسان و اصالت رأی انسان است که او را در مقابل پروردگار خود قرار می‌دهد و سبب تنزل و سقوط وی می‌شود. به بیان دیگر افراط و تفریط در اومانیسم نتیجه‌ای جز سقوط انسان ندارد. اومانیسم هر چند خدمات بی‌شماری به بشریت، به‌ویژه در عرصه علم کرده است، ولی ضربه‌های مهلک و کشنده‌ای نیز بر او وارد کرده است.

آثار مثبت و منفی اومانیسم
قطعاً اومانیسم برای دنیای امروز، در حوزه‌های علم، صنعت، حقوق و سیاست، فوایدی داشته و چه‌بسا تنگناهایی را گشوده و راه‌های بسته‌ای که موجب گرفتاری و سردرگمی انسان بوده، باز کرده و به‌ویژه به حاکمیت کلیسا و استبداد و فئودالیسم پایان بخشیده است و امروز نیز همچنان بر مدرنیسم و پست‌مدرنیسم مؤثر است؛ ولی مگر می‌شود آن را مطلق دانست و از عیوب و اشکالات و انتقادات بحق، چشم پوشید؟ مگر می‌شود از توجه افراطی و بی‌حدوحصر اومانیسم به مکان و منزلت انسانی که مایه غرور واهی و نخوت و کبر انسان می‌شود و او را از تشخیص کاستی‌های عقل و عواطف و اخلاق و رفتار خود بازمی‌دارد، صرف‌نظر کرد؟ اگر اومانیسم از هر لحاظ ایده‌آل بود، باید انسان مدرن واقعاً انسان نمونه و ایده‌آل باشد. در حالی که مدرنیسم و پست‌مدرنیسم هرگز نمی‌تواند از انسان معاصر چنین تلقی‌ای داشته باشد، البته معلوم نیست این دو چالشگر عصر ما هم راه به جایی ببرند. امروز انسان مدرن را در مقابل انسان سنتی قرار می‌دهند و اعلام می‌کنند که انسان سنتی تکلیف‌گرا و حق‌گریز بود و انسان مدرن، حق‌گرا و تکلیف‌گریز است. راستی مگر انسان تکلیف‌گریز، چیزی غیر از یک حیوان بی‌یال و دم خواهد بود؟! انسانی که سودای اصالت در برابر اصالت خداوند دارد و می‌خواهد حاکم مطلق‌العنان باشد، بر زمین و زمان فخر و ناز بفروشد و خود مرجع تعیین ارزش‌ها و آرمان‌ها باشد و در برابر هیچ قاعده و ضابطه‌ای سر فرود نیاورد؛ آیا چنین انسانی از مرتبه حیوانیت نازل‌تر نیست؟ فلاسفه اسلامی در جمله‌ای معروف معتقدند: «کل شئی جاوز حده شابه ضده»؛ یعنی هر چیزی از حد خود گذشت شبیه و همانند ضد خود می‌شود. از آنجا که انسانیت و بهیمیت ضد یکدیگرند، انسان متجاوز که ادعای اصالت دارد، به ضد خود ـ یعنی بهایم ـ تبدیل می‌شود و ای کاش در همین حد باقی می‌ماند. «اولئک کالانعام بل هم اضل» اینان همچون چهارپایان، بلکه گمراه‌ترند. (سوره الاعراف / آیه ۱۷۹)
انسان شیفته اومانیسم، خود را حاکم مطلق‌العنان و حقیقت‌ یکتای هستی و آفریننده تمام ارزش‌های این جهانی و غالب بر همه موجودات می‌داند و به این دلیل، می‌کوشد که ماورای طبیعت را حذف کند و عقلانیت را بر وحیانیت، حاکم و غالب سازد و رویکردهای دنیوی را بر رویکردهای دینی ترجیح دهد.

راه‌های نادرست افراط و تفریط
اومانیست‌ها تا توانسته‌اند، افراط کرده‌اند. درست است که انسان هنرهایی دارد، ولی عیب‌هایی هم دارد. اگر انسان را مطلق کنیم، با همه عیوبش در صحنه زندگی ظاهر می‌شود. اگر تنها عیب‌هایش را ببینیم و بگوییم، راه ما راه تفریط است. حقیقت این است که انسان‌گرایی یا انسان‌محوری تا آنجا خوب و مفید است که ارزش‌های معنوی و اخلاقی حفظ شود. انسان ضعیف که خالق درباره‌ او گفته است: «خلق الانسان ضعیفا» به جای خدا، یا در عرض او قرار نگیرد. بی‌‌دلیل نیست که قرآن کریم، هم عیب‌های انسان را و هم حسن‌هایش را برشمرده است. اگر انسان اهل بصیرت باشد و با شناخت وحیانی و عقلانی، عیب‌ها و هنرهای خود را بشناسد و با تلاش و مجاهدت، به‌وسیله هنرها و حسن‌ها عیوب خود را بپوشاند و محسنات خود را تعالی و ارتقا بخشد، به آنجا می‌رسد که سعدی می‌گوید: «رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند.» و اگر فقط هنرها و استعدادها را ببیند و مغرور شود، چنان مقهور و مغلوب عیوب خود می‌شود که حتی انسانیت خود را هم می‌بازد و به جای اینکه خود ـ به قول اومانیست‌ها ـ ماهیت خود را بسازد، ماهیت خود را تباه می‌کند و حیوانی دو پا و بدتر می‌شود. مگر انسانیت، به ظاهر انسان است؟ مگر نه اینکه قرآن می‌فرماید: «ان الانسان خلق هلوعا؛ انسان، حریص و کم‌طاقت آفریده شده است. اگر انسان را با همین حرص فراوان و تاب و طاقت کم و ناچیزش اصالت دهیم، کدام‌یک از ارزش‌های الهی و اخلاقی و حقوقی مصونیت می‌یابد؟ ما انسان‌ها از دیدگاه قرآن به همیانی می‌مانیم که از ظلم و جهل و کفر و اسباب و عوامل ضعف و بخل، انباشته شده‌ایم و به‌راستی چون از آنها (عیوب خود) غافل می‌شویم، باد غرور گرفته و به جای تهذیب نفس و فرو پوشیدن عیوب به تخریب اخلاق و تضعیف مقدسات و تخطئه دین و تحریف حقایق می‌پردازیم. «ان الانسان لربه لکنود» انسان در برابر نعمت‌های پروردگارش بسیار ناسپاس و بخیل است. (سوره العادیات/ آیه ۶) و همچنین خداوند در آیه حمل امانت که کوه‌ها و آسمان‌ها از حملش سر باز زدند و انسان حمل کرد، می‌فرماید: «انه کان ظلوماً جهولا» انسان، ستمکار و بسیار جاهل است. (سوره احزاب/ آیه۷۲) و نیز، می‌فرماید: «ان الانسان لظلوم کفار» انسان، بسیار ستمکار و کفرپیشه است. (سوره ابراهیم/ آیه۳۴). بنابراین قرآن در عین اینکه در موارد متعددی از شأن منحصربه‌فرد انسان سخن گفته است، در بیان عیوب انسان چیزی کم نگذاشته است. در پنج آیه، درباره او از واژه «کفار» و در یازده مورد او را «کفور» و در یک مورد او را «هلوع» و در یک مورد او را «کنود»، در دو مورد او را «ظلوم» و در یک مورد او را «جهول» و «قنوط» و در سه مورد او را «یؤوس» و در یک مورد او را «عجول» و «ضعیف» و در دو مورد او را «خصیم» و در یک مورد او را «قتور» و در یک مورد او را «اکثر شیٍ جدلاً» و پرچانه و در یک مورد با خطاب «ما غرک» او را مغرور و در یک مورد او را «طاغی» و گرفتار خسران دانسته است. بنابراین به دلیل نگرش افراطی اومانیست‌ها به انسان و اصالت‌بخشیدن به انسان، مبارزه با عیوب نفسانی و تخلیه همیان وجودی که اصالت و قداستش به عرش رسیده و نوای ناهنجار کوس افتخارش گوش فلک را کر کرده بود، به دست غفلت و فراموشی سپرده شد. بنابراین به وضوح می‌توان دریافت که اومانیسم یا اصالت انسان و متعاقب آن اومانیسم اسلامی با اندیشه خداوند در تضاد است؛ چرا که در نگاه اومانیسم (چه غربی و چه اسلامی) انسانیت انسان رو بنا است و صفات حیوانی و نفسانی او زیر بنا و اصل پنداشته می‌شود، در حالی که در اسلام، انسانیت انسان که عبد خداوند است، زیربنا و جنبه حیوانی و نفسانی و مادی او در حد معقول و مشروع آن وسیله‌ای برای تعالی روحی و معنوی انسان است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 305
فتح الله پریشان

موضع اسلام در برابر اومانیسم
در مشرق‌زمین هم افرادی پیدا شدند که خواستند به تقلید از غرب، اومانیسم را در برابر اسلام مطرح کنند، یا کسانی هم بوده‌اند که به اشتباه از اومانیسم اسلامی و گاهی پروتستانیسم اسلامی نام برده‌اند. این افراد با ارجاع به آیات فراوانی که خداوند در قرآن کریم به جایگاه رفیع انسان اشاره کرده است؛ سهواً یا تعمداً این اشارات خداوند به شأن والای انسان را مصداق همان اومانیسم یا اصالت انسان تفسیر کرده‌اند، به‌طوری که با کمی دقت می‌توان گفت که در نزد خداوند و ادیان الهی و متون مقدس الهی از جمله قرآن کریم؛ انسان اصالت ندارد، بلکه فقط در پرتو اسمای الهی و طی مسیر کردن عبودیت به مقام خلیفه اللهی می‌رسد، نه اصالت. به بیان دیگر آنچه در اومانیسم غربی مطرح است، «اصالت انسان» در برابر «اصالت خدا» و «اصالت رأی انسان» در برابر «اصالت وحی خداوند» است، نه مبحث خلیفه اللهی بودن انسان در زیرسایه انوار و فیض الهی. به عبارت دیگر اگر خداوند در آیات متعددی از شأن منحصربه‌فرد انسان در میان سایر مخلوقات نام برده است و حتی انسان را به درجه جانشینی خود بر روی زمین انتخاب کرده است (در صورت عبودیت)، اما در آیات بسیاری نیز به عیوب و رذایل انسانی که وی را به مراتبی پست‌تر از چهارپایان تنزل می‌دهد هم اشاره کرده است و این هیچ تشابه و مطابقتی با اومانیسم یا اصالت انسان ندارد، بلکه برعکس همین اصالت انسان و اصالت رأی انسان است که او را در مقابل پروردگار خود قرار می‌دهد و سبب تنزل و سقوط وی می‌شود. به بیان دیگر افراط و تفریط در اومانیسم نتیجه‌ای جز سقوط انسان ندارد. اومانیسم هر چند خدمات بی‌شماری به بشریت، به‌ویژه در عرصه علم کرده است، ولی ضربه‌های مهلک و کشنده‌ای نیز بر او وارد کرده است.

آثار مثبت و منفی اومانیسم
قطعاً اومانیسم برای دنیای امروز، در حوزه‌های علم، صنعت، حقوق و سیاست، فوایدی داشته و چه‌بسا تنگناهایی را گشوده و راه‌های بسته‌ای که موجب گرفتاری و سردرگمی انسان بوده، باز کرده و به‌ویژه به حاکمیت کلیسا و استبداد و فئودالیسم پایان بخشیده است و امروز نیز همچنان بر مدرنیسم و پست‌مدرنیسم مؤثر است؛ ولی مگر می‌شود آن را مطلق دانست و از عیوب و اشکالات و انتقادات بحق، چشم پوشید؟ مگر می‌شود از توجه افراطی و بی‌حدوحصر اومانیسم به مکان و منزلت انسانی که مایه غرور واهی و نخوت و کبر انسان می‌شود و او را از تشخیص کاستی‌های عقل و عواطف و اخلاق و رفتار خود بازمی‌دارد، صرف‌نظر کرد؟ اگر اومانیسم از هر لحاظ ایده‌آل بود، باید انسان مدرن واقعاً انسان نمونه و ایده‌آل باشد. در حالی که مدرنیسم و پست‌مدرنیسم هرگز نمی‌تواند از انسان معاصر چنین تلقی‌ای داشته باشد، البته معلوم نیست این دو چالشگر عصر ما هم راه به جایی ببرند. امروز انسان مدرن را در مقابل انسان سنتی قرار می‌دهند و اعلام می‌کنند که انسان سنتی تکلیف‌گرا و حق‌گریز بود و انسان مدرن، حق‌گرا و تکلیف‌گریز است. راستی مگر انسان تکلیف‌گریز، چیزی غیر از یک حیوان بی‌یال و دم خواهد بود؟! انسانی که سودای اصالت در برابر اصالت خداوند دارد و می‌خواهد حاکم مطلق‌العنان باشد، بر زمین و زمان فخر و ناز بفروشد و خود مرجع تعیین ارزش‌ها و آرمان‌ها باشد و در برابر هیچ قاعده و ضابطه‌ای سر فرود نیاورد؛ آیا چنین انسانی از مرتبه حیوانیت نازل‌تر نیست؟ فلاسفه اسلامی در جمله‌ای معروف معتقدند: «کل شئی جاوز حده شابه ضده»؛ یعنی هر چیزی از حد خود گذشت شبیه و همانند ضد خود می‌شود. از آنجا که انسانیت و بهیمیت ضد یکدیگرند، انسان متجاوز که ادعای اصالت دارد، به ضد خود ـ یعنی بهایم ـ تبدیل می‌شود و ای کاش در همین حد باقی می‌ماند. «اولئک کالانعام بل هم اضل» اینان همچون چهارپایان، بلکه گمراه‌ترند. (سوره الاعراف / آیه ۱۷۹)
انسان شیفته اومانیسم، خود را حاکم مطلق‌العنان و حقیقت‌ یکتای هستی و آفریننده تمام ارزش‌های این جهانی و غالب بر همه موجودات می‌داند و به این دلیل، می‌کوشد که ماورای طبیعت را حذف کند و عقلانیت را بر وحیانیت، حاکم و غالب سازد و رویکردهای دنیوی را بر رویکردهای دینی ترجیح دهد.

راه‌های نادرست افراط و تفریط
اومانیست‌ها تا توانسته‌اند، افراط کرده‌اند. درست است که انسان هنرهایی دارد، ولی عیب‌هایی هم دارد. اگر انسان را مطلق کنیم، با همه عیوبش در صحنه زندگی ظاهر می‌شود. اگر تنها عیب‌هایش را ببینیم و بگوییم، راه ما راه تفریط است. حقیقت این است که انسان‌گرایی یا انسان‌محوری تا آنجا خوب و مفید است که ارزش‌های معنوی و اخلاقی حفظ شود. انسان ضعیف که خالق درباره‌ او گفته است: «خلق الانسان ضعیفا» به جای خدا، یا در عرض او قرار نگیرد. بی‌‌دلیل نیست که قرآن کریم، هم عیب‌های انسان را و هم حسن‌هایش را برشمرده است. اگر انسان اهل بصیرت باشد و با شناخت وحیانی و عقلانی، عیب‌ها و هنرهای خود را بشناسد و با تلاش و مجاهدت، به‌وسیله هنرها و حسن‌ها عیوب خود را بپوشاند و محسنات خود را تعالی و ارتقا بخشد، به آنجا می‌رسد که سعدی می‌گوید: «رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند.» و اگر فقط هنرها و استعدادها را ببیند و مغرور شود، چنان مقهور و مغلوب عیوب خود می‌شود که حتی انسانیت خود را هم می‌بازد و به جای اینکه خود ـ به قول اومانیست‌ها ـ ماهیت خود را بسازد، ماهیت خود را تباه می‌کند و حیوانی دو پا و بدتر می‌شود. مگر انسانیت، به ظاهر انسان است؟ مگر نه اینکه قرآن می‌فرماید: «ان الانسان خلق هلوعا؛ انسان، حریص و کم‌طاقت آفریده شده است. اگر انسان را با همین حرص فراوان و تاب و طاقت کم و ناچیزش اصالت دهیم، کدام‌یک از ارزش‌های الهی و اخلاقی و حقوقی مصونیت می‌یابد؟ ما انسان‌ها از دیدگاه قرآن به همیانی می‌مانیم که از ظلم و جهل و کفر و اسباب و عوامل ضعف و بخل، انباشته شده‌ایم و به‌راستی چون از آنها (عیوب خود) غافل می‌شویم، باد غرور گرفته و به جای تهذیب نفس و فرو پوشیدن عیوب به تخریب اخلاق و تضعیف مقدسات و تخطئه دین و تحریف حقایق می‌پردازیم. «ان الانسان لربه لکنود» انسان در برابر نعمت‌های پروردگارش بسیار ناسپاس و بخیل است. (سوره العادیات/ آیه ۶) و همچنین خداوند در آیه حمل امانت که کوه‌ها و آسمان‌ها از حملش سر باز زدند و انسان حمل کرد، می‌فرماید: «انه کان ظلوماً جهولا» انسان، ستمکار و بسیار جاهل است. (سوره احزاب/ آیه۷۲) و نیز، می‌فرماید: «ان الانسان لظلوم کفار» انسان، بسیار ستمکار و کفرپیشه است. (سوره ابراهیم/ آیه۳۴). بنابراین قرآن در عین اینکه در موارد متعددی از شأن منحصربه‌فرد انسان سخن گفته است، در بیان عیوب انسان چیزی کم نگذاشته است. در پنج آیه، درباره او از واژه «کفار» و در یازده مورد او را «کفور» و در یک مورد او را «هلوع» و در یک مورد او را «کنود»، در دو مورد او را «ظلوم» و در یک مورد او را «جهول» و «قنوط» و در سه مورد او را «یؤوس» و در یک مورد او را «عجول» و «ضعیف» و در دو مورد او را «خصیم» و در یک مورد او را «قتور» و در یک مورد او را «اکثر شیٍ جدلاً» و پرچانه و در یک مورد با خطاب «ما غرک» او را مغرور و در یک مورد او را «طاغی» و گرفتار خسران دانسته است. بنابراین به دلیل نگرش افراطی اومانیست‌ها به انسان و اصالت‌بخشیدن به انسان، مبارزه با عیوب نفسانی و تخلیه همیان وجودی که اصالت و قداستش به عرش رسیده و نوای ناهنجار کوس افتخارش گوش فلک را کر کرده بود، به دست غفلت و فراموشی سپرده شد. بنابراین به وضوح می‌توان دریافت که اومانیسم یا اصالت انسان و متعاقب آن اومانیسم اسلامی با اندیشه خداوند در تضاد است؛ چرا که در نگاه اومانیسم (چه غربی و چه اسلامی) انسانیت انسان رو بنا است و صفات حیوانی و نفسانی او زیر بنا و اصل پنداشته می‌شود، در حالی که در اسلام، انسانیت انسان که عبد خداوند است، زیربنا و جنبه حیوانی و نفسانی و مادی او در حد معقول و مشروع آن وسیله‌ای برای تعالی روحی و معنوی انسان است.


اصطلاحات

روش‌های تاریخی ـ تطبیقی
آن دسته از پژوهشگران علوم اجتماعی و سیاسی که تمایل دارند درباره فرایندها و تحولات پردامنه و کلان پرسش‌هایی نظیر؛ دگرگونی‌های عمده ساختاری، تحولات تاریخی، ویژگی‌های اساسی جوامع در زمینه‌های ساختاری و فرهنگی که آنها را از هم متمایز می‌کند، چگونگی شکل‌گیری نهادهای اجتماعی و تفاوت‌های میان آنها با توجه به تاریخ تکوین جداگانه این نهادها و نیز فرآیندهای دولت‌سازی، ملت‌سازی، نوسازی و توسعه، دموکراتیک‌سازی و نظایر آن را مطرح کنند، از روش‌های تاریخی ـ تطبیقی بهره می‌برند. این روش‌ها در بسیاری از حوزه‌های مطالعاتی، از جمله جامعه‌شناسی تاریخی، سیاسی و دینی، جنبش‌های اجتماعی، مطالعات توسعه، جرم‌شناسی و تاریخ سیاسی کاربرد دارند. در واقع، بسیاری از پدران بنیانگذار جامعه‌شناسی و نیز متفکران سیاسی در قرن ۱۹ ، از روش‌های تاریخی ـ تطبیقی بهره گرفته‌اند. مارکس، وبر، دوتوکویل و جان استوارت میل از این دسته به‌شمار می‌آیند.
البته، تمامی پژوهش‌های تاریخی الزاماً تطبیقی نیستند و همه پژوهش‌های تطبیقی نیز الزاماً به داده‌های تاریخی رجوع نمی‌کنند. پژوهش زمانی تاریخی به‌شمار می‌آید که بر دورانی پیش از دوره زمانی حاضر تمرکز داشته باشد؛ اما پژوهشی که میان واحدهای تحلیل موردنظر مقایسه به‌عمل می‌آورد، برای نمونه کیفیتی یا متغیری را در سطح چند کشور، یا چند منطقه از یک کشور مقایسه می‌کند، پژوهش تطبیقی (مقایسه‌ای) خوانده می‌شود. در پژوهش‌های تاریخی ـ تطبیقی، هم به داده‌های تاریخی و هم به مقایسه میان فرایندها یا ساختارهای گوناگون تاریخی توجه می‌شود. برخی از دانشمندان حوزه روش‌شناسی به‌ویژه شوت، بر اساس جنبه‌های تاریخی و تطبیقی پژوهش، چهارگونه اصلی را از یکدیگر تفکیک می‌کنند؛ پژوهش رویدادهای تاریخی، پژوهش فرایند تاریخی، پژوهش دوره‌ای تطبیقی و پژوهش تاریخی تطبیقی. در نخستین نوع پژوهش، رویدادهای دوران تاریخی گذشته (بدون مقایسه) مطالعه می‌شوند. نوع دوم پژوهش به مطالعه فرایندهای تاریخی در طول زمان طولانی مربوط می‌شود و نوع سوم داده‌های مربوط به یک دوره زمانی را میان دو یا چند کشور (یا یک واحد تحلیل‌ دیگر) مقایسه می‌کند و سرانجام نوع آخر پژوهشی است که داده‌های مربوط به دو یا چند دوره تاریخی را میان دو یا چند واحد تحلیل مقایسه می‌کند. در شماره‌های آینده بیشتر با این پژوهش‌ها آشنا خواهیم شد.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی ـ 24
توطئه‌ها و آشوب‌های گروهک‌‌های سیاسی در بهار ۶۰
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

پس از غائله ۱۴ اسفند سال ۱۳۵۹، در بهار سال ۱۳۶۰ توطئه گروهک‌ها دامن‌زدن به اختلافات و ایجاد شکاف در بین مسئولان رده‌ بالای نظام جمهوری اسلامی بود، هر روز غائله‌ای به راه می‌انداختند، بنی‌صدر و منافقین و جماعتی دیگر چون؛ ملی‌گراها و لیبرال‌ها و جریان‌های متعدد مارکسیستی، هواداران خود را به خشونت‌گرایی ترغیب می‌کردند که این امر به درگیری‌هایی بی‌رحمانه‌ای منجر می‌شد. هر روز حادثه‌ای جدید به‌وجود می‌آوردند. برای نمونه کتاب‌‌فروشی‌ها احساس امنیت نمی‌کردند و برخی از آنهایی که در کنار نرده‌های دانشگاه‌ تهران و یا در میادین در چادرها اقلام فرهنگی و کتب دینی می‌فروختند، دچار آتش‌سوزی می‌شدند، این ماجرا هنگامی اوج گرفت که این گروهک‌ها قدرت و جایگاه اجتماعی ـ سیاسی خود را از دست‌رفته می‌دیدند و در کنار بنی‌صدر خود را سرمست از نمایش قدرت می‌پنداشتند، نخستین‌ ماه‌های سال ۱۳۶۰ سال اوج‌گیری اقدامات تند و خشونت‌گرایی مواضع گروهک شده بود و در شهرهای مختلف با راه‌پیمایی‌ و تظاهرات غیرقانونی در برابر مسئولان نظام صف‌آرایی می‌کردند و با نیروهای حز‌ب‌اللهی و طرفدار امام و انقلاب و نظام به هر بهانه‌ای درگیر می‌شدند و خود را مدافع رئیس‌جمهور جا می‌زدند و حاضر هم نبودند که سلاح‌های غارت‌کرده از پادگان‌ها در روزهای اول انقلاب را تحویل بدهند. آنها طرح توطئه خشونت‌گرایانه و تروریستی دیگری را در پیش‌ گرفته بودند. با این توصیف، فضای سیاسی ـ اجتماعی بهار سال ۱۳۶۰ بسیار هیجانی و ملتهب بود و امنیت اجتماعی در معرض خطر قرار داشت.

تشدید اختلافات
بین مجلس و دولت
یکی از اقدامات توطئه‌‌گرانه منافقین و دیگر گروهک‌ها این بود که اختلافات بین‌ مسئولان را تشدید می‌کردند و با بهره‌گیری از افراد تندرو و احساساتی اقدامات تحریک‌کننده‌ای را رواج می‌دادند، به‌گونه‌ای که خشم و نگرانی بسیاری از نیروهای انقلاب و وفادار به انقلاب و امام را برانگیخته بود و برخی از نمایندگان مجلس بی‌طاقت شده بودند، برای نمونه مرحوم آیت‌الله خلخالی که در انتخابات ریاست‌جمهوری از مواضع بنی‌صدر حمایت می‌کرد، وقتی که غائله ۱۴ اسفند را مشاهده کرد، در نطق پیش‌ از دستور مجلس آنچنان خشمگین شده بود که در سخنان خود بنی‌صدر را به نقض قانون اساسی متهم کرد و او را خائن لقب داد و به‌منظور نشان دادن تنفر خود از بنی‌صدر یک نسخه از روزنامه انقلاب اسلامی را که متعلق به دار و دسته ریاست‌جمهوری بنی‌صدر بود در حضور نمایندگان مجلس پاره کرد و گفت در مخالفت با رئیس‌جمهور از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد، حتی اگر مسئولیتش در مجلس به خطر بیفتد. اختلافات بین مجلس و رئيس‌جمهور روزبه‌روز بالا می‌گرفت، همچنین، کشمکش بین نخست‌وزیر و رئيس‌جمهور به عدم توافق در تعیین وزیر منجر شده بود و چند وزارتخانه مهم مانند وزارت خارجه وزیر نداشت، از طرف دیگر شهید بهشتی، رئيس‌ دیوان عالی کشور بود و همچنین، دبیرکل حزب‌ جمهوری اسلامی و بنی‌صدر و گروهک‌ها مخالف سرسخت شهید بهشتی و حزب جمهوری اسلامی بودند و امام راحل بر وحدت مسئولان نظام تأکید داشت. شهید بهشتی رسماً اعلام کرد بر اساس فرامین امام موضع ما در برابر این سروصداها، سکوت الهام‌بخش است.

طرح شایعه بن‌بست سیاسی
حضرت امام پس از اغتشاشات و زدوخوردهای خیابانی در پیامی به مناسبت روز جهانی کارگر در تاریخ ۱۲ اردیبهشت ۶۰ خطاب به این به گروهک‌ها مرقوم فرمودند: «شما چیزی نیستند که بتوانید در مقابل موج خروشان‌ انسان‌های به‌پا خاسته مقاومت کنید، پس صلاح شما و صلاح ملت و صلاح همه در این است که اسلحه‌ها را بر زمین بگذارید و از این شیطنت‌ها دست بردارید و به آغوش ملت برگردید.» در مقابل، این گروهک‌های منافق و محارب حاضر به تحویل سلاح‌های خود نشدند و تلاش کردند به اختلافات بیشتر دامن بزنند، به همین منظور شروع کردند به تبلیغ و شایعه که نظام به بن‌بست رسیده است، برای نمونه نشریه مجاهد ارگان منافقین در تاریخ (۸/۳/۶۰) نوشت: «بن‌بست سیاسی جامعه ما اینک بیش از هر زمان دیگر، خود را به نمایش گذاشته است.» این گروهک با این تحلیل‌های خیال بافانه اقدام به تجهیز هواداران خود می‌کردند و در خیابان‌ها جولان می‌دادند و مخالفان خود را چماقدار لقب می‌دادند. در برابر چنین وضعیتی فقط امام راحل بود و مردم چشم‌ انتظار فرمان امام. حضرت امام در پاسخ به گروهک‌ها ‌فرمودند: «شما به بن‌بست رسیده‌اید، مملکت اسلام که به بن‌بست نمی‌رسد، همین مردم، پیرمردها و پیرزن‌ها و جوان‌ها و بچه‌ها از بن‌بست بیرون می‌آورند مملکت را. شما به‌بن بست رسیدید.» همه مردم، نیروهای حزب‌اللهی و مسئولان نظام چشم امیدشان به امام و رهبری نظام بود که هوشمندانه جریانات را رصد کرد، اما در این میان مشکل رئيس‌جمهور بود که بازی خورده گروهک‌ها شده بود و هر چند یک بار مسئله‌ای را طرح می‌کرد و از ناحیه گروهک‌ها مورد حمایت قرار می‌شد.

طرح ‌همه‌پرسی بنی‌صدر
بنی‌صدر در فضای روانی گروهک‌ها قرار داشت و مواضع خود را از رده‌بالای نظام تنزل داده بود، کسی که به قول خودش ۱۱ میلیون رأی ملت را داشت و فرماندهی کل‌قوای نیروهای مسلح را از طرف امام داشت، متأسفانه تحت‌تأثیر مطالبات گروهک‌ها قرار گرفته بود و طرفداران او هم مکرر شایعه می‌کردند که رئیس‌جمهور اختیارات ندارد و حزب جمهوری اسلامی را حزب حاکم و انحصارطلب معرفی می‌کردند، برخی اعتقاد داشتند و دارند و اسناد هم نشان می‌دهد که بنی‌صدر مهره آماده شده آمریکایی‌ها و غربی‌ها بود که با استفاده از نفوذ امام ابتکار عملی را به‌دست گیرد. در واقع، او مدافع منافع غرب بود. البته، این نظریه ادله‌هایی را هم نشان می‌داد، برای نمونه بنی‌صدر در دوران ۱۷ ماهه ریاست‌جمهوری‌اش همیشه اظهار می‌کرد که من اختیار ندارم و در همین ایام طرح همه‌پرسی را مطرح ‌کرد و روزنامه انقلاب اسلامی در این باره ‌نوشت: «برای خروج از بن‌بست کنونی، سالم‌ترین راه بدون بحران این است که همه موافقت کنند که به مردم مراجعه کنیم و با رأی عمومی هر آنچه باید بشود، بشود.» او با این حرف مدعی بود که مردم با ما هستند، اما در واقع با این شعار که ملت با ما هستند، نقشه و توطئه‌ای در سر داشت. وی با طرح همه‌پرسی قصد داشتند تمامی دستاوردهای دوران مبارزه و رهبری امام، مجلس و انتخابات و رفراندوم مردم به قانون اساسی را به نفع جریان گروهک‌ها مصادره کند. هدف‌ او حفظ اسلام و انقلاب نبوده و حضرت امام به دسیسه‌ او پاسخ دندان‌شکنی دادند و فرمودند: «هی نگویید ملت با من است، ملت با من است، ملت با اسلام است.» با این رهنمودهای روشنگرانه امام طرح و نقشه دیگری را مطرح می‌کردند.

توطئه علیه لایحه قصاص
بر اساس دستورهای اسلام و قوانین و مقررات دین، لایحه قصاص در دادگستری به بحث گذاشته شد و مراحل قانونی خود را طی کرد و مورد تأیید مسئولان دستگاه‌های قضایی قرار گرفت، این اقدام قانونی موجب تهاجم سنگینی به دستگاه قضایی شد و همواره تحت فشار سؤالات مختلف قرار داشت و هر کس آن را تأیید می‌کرد، مورد حمله تهمت‌ها و افتراها قرار می‌گرفت. حتی از طرف گروه‌های اسلامی اشکالات عجیبی می‌گرفتند، اما بدترین و بیشتر آنها از ناحیه جریان‌ ملی‌گراها و طرفداران حقوق‌بشری‌های آمریکایی بود و طی اعلامیه‌ای آن را اقدامی «ضد انسانی» تلقی کردند و در یک ائتلاف کلی با ضدانقلاب، اعم از جبهه ملی، نهضت آزادی، سازمان منافقین، مارکسیست‌ها و دیگر گروهک‌ها برای اعتراض به لایحه قصاص در روز ۲۵ خرداد ماه سال ۱۳۶۰ اعلام راه‌پیمایی کردند. در واقع، این اعتراض با هدف صف‌آرایی علیه نظام جمهوری اسلامی شکل داده شد. راه‌پیمایی اعتراض علیه لایحه قصاص، علیه حکم صریح قرآن موجب تأسف حضرت امام خمینی شد و ایشان طی سخنانی ابراز ناراحت کردند. مردم همین که چهره نگران امام را دیدند، به سرعت به خیابان‌ها ریختند و با راه‌پیمایی گروهک برخورد کردند و در کمترین فرصت بساط گروهک‌ها جمع شد و این توطئه هم شکست خورد.
ورود امام برای پایان دادن
به اختلاف‌ها
حضرت امام پس از غائله ۱۴ اسفند در تاریخ (۲۵/۱۲/۵۹) به‌منظور جلوگیری از هر چه بدتر شدن اوضاع سیاسی کشور، خود رأساً وارد عمل شدند و بنی‌صدر، شهید بهشتی، امام خامنه‌ای، هاشمی رفسنجانی و موسوی اردبیلی و مهندس بازرگان و... را احضار کردند و در ملاقاتی حضوری به ضرورت اتحاد، آن هم در اوضاع جنگ تحمیلی با رژیم متجاوز بعث عراق تأکید کردند و بیانیه‌ای ده‌ماده‌ای به منظور پایان اختلاف و منازعات صادر کردند و در مقدمه آن ذکر کردند: «در این موقع حساس و برای حفظ مصالح اسلام و مسلمین مطالب زیر ابلاغ می‌شود.»
امام در این پیام ضمن حمایت از مسئولان نظام و قانون اساسی و ریاست‌جمهوری، دولت، ریاست دیوان‌عالی، دادستانی کل کشور، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان تصریح فرمودند: «کسی حق ندارد در مصاحبه‌ها و نطق‌ها و رسانه‌ها به یکی از مقامات توهین و یا آنان را تضعیف کند و متخلف به ملت، معرفی[خواهد شد] و مورد مواخذه قرار می‌گیرد.» همچنین، اشاره کردند که «برای رسیدگی به شکایات نسبت به مسائل جنگ و سایر مسائل مورد اختلاف بین مقامات جمهوری اسلامی، هیئتی تعیین خواهد شد مرکب از یک نماینده از طرف رئیس‌جمهور و یکی از طرف دیگر و یکی از سوی این جانب که کوشش در حل شکایات کنند و برای اکثریت هیئت مذکور معتبر است و در صورت تخلف یکی از مقامات باید متخلف را به مردم معرفی کنند و مورد مؤاخذه قرار گیرد.»
با توجه به تمامی این ملاحظات و عنایتی که حضرت امام در حل‌وفصل مسائل داخلی داشتند، اما گروهک‌های ملحد و منافق با لجاجت برخورد می‌کردند و در جست‌وجوی بهانه‌ای بودند که کشور را به جنگ داخلی بکشانند و در این راستا جنایت‌هایی نیز مرتکب شدند که فجایع آن در مبحث بعدی آورده خواهد شد.


حكایت زمانه

نيروهاي مؤثر در نهضت مشروطه (قسمت دوم و پاياني)
بخش اول گفت‌وگو با ماهنامه زمانه با مرحوم حجت‌الاسلام علي ابوالحسني(منذر) در باب نیروهای مؤثر و تأثیرگذار در نهضت مشروطه در شماره گذشته تقدیم‌ شد، در این شماره بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو را با هم می‌خوانیم.

* در وجود افراد متمايل‌ به‌ غرب‌ در صفوف‌ جنبش‌ مشروطه و تأثير آنها بر روند جنبش، شکي‌ نيست. فراتر از اين، آيا مي‌توان‌ گروه‌ و جرياني‌ متشکل‌ و هدفمند را نشان‌ کرد که‌ در جريان‌ مشروطيت، منحصراً خواست‌ قدرت‌هاي‌ خارجي‌ را دنبال‌ مي‌کرد و از آنها دستور مي‌گرفت؟
در فهم‌ زوايا و ابعاد گوناگون‌ مشروطيت و از جمله مسئله نفوذ و نقش‌ استعمار در آن، نيز باز به‌‌طورکلي‌ چند خلط‌ و اشتباه‌ صورت‌ گرفته‌ که‌ بايد اصلاح‌ شود؛ نخست‌ آنکه، نوعاً واژه‌ «مشروطيت»، بدون‌ حساب‌ و کتاب‌ (و به‌‌مثابه‌ عنواني‌ بسيط‌ و فراگير) به همه‌ جريان‌هاي‌ متنوع‌ و احياناً متضاد آن‌ روز کشورمان‌ اطلاق‌ مي‌شود و بعد هم، به‌ تبع‌ اين‌ تسامح‌ عمدي‌ يا سهوي، احکامي‌ واحد براي‌ پديده‌هاي متضاد صادر مي‌شود. برای نمونه، اين‌ خلط‌ و اشتباه‌ را مي‌توان‌ در پاسخ‌ به‌ اين‌ پرسش که: «آيا مشروطيت، جرياني‌ اصيل‌ و درون‌زا بود، يا از چشمه‌ اجنبي‌ آب‌ مي‌خورد؟» مشاهده‌ کرد. در برابر اين‌ سؤال، برخي‌ها (بدون‌ آنکه‌ جريان‌ها و گرايش‌هاي‌ مختلف‌ در مشروطه‌ را از يکديگر تفکيک‌ کنند) يکي‌ از دو راه‌ را پيش‌ مي‌گيرند؛ يا مطلقاً مشروطه‌ را برساخته‌ استعمار مي‌شمارند، يا مطلقاً دخالت‌ بيگانه‌ را در اين‌ جنبش‌ انکار مي‌کنند. حال‌ آنکه‌ پاسخگويي‌ دقيق‌ به‌ اين‌ سؤال، اقتضا دارد که‌ ما نخست، خطوط‌ موازي‌ و متضاد در اين‌ جنبش‌ را از يکديگر جدا سازيم‌ و سپس‌ حکم‌ هريک‌ از صفوف‌ را، از حيث‌ بستگي‌ يا ناوابستگي‌ به‌ اجانب، دقيقاً مشخص‌ کنيم. يعني‌ مثلاً صف‌ حاج‌شيخ‌ فضل‌الله‌ (که‌ به‌ قول‌ کسروي: در پي‌ اجراي‌ احکام‌ اسلام‌ در قالب‌ قوانين‌ اساسي‌ و غيراساسي‌ بود) و آخوند خراساني‌ را (که‌ استقرار مشروطيت... اما مشروطيتي‌ سازگار با موازين‌ شرعي... را مي‌طلبيد) از صف‌ افرادي‌ چون‌ تقي‌زاده‌ که‌ رسماً از تز ميرزاملکم‌خان‌ (پيشواي‌ ماسون‌هاي‌ ايراني) مبني‌ بر «لزوم‌ اخذ تمدن‌ فرنگي، بدون‌ تصرف‌ ايراني» پيروي‌ مي‌کردند، جدا سازيم‌ و به‌ويژه‌ توجه‌ کنيم‌ که‌ پاره‌اي‌ از عناصر دخيل‌ و مؤثر در روند مشروطه‌ نظير حسينقلي‌خان‌ نواب‌ و سردار اسعد بختياري، دم‌ خروس‌هاي‌ آشکاري‌ از وابستگي‌ به‌ سفارت‌ انگليس‌ يا کمپاني‌ استعماري‌ نفت‌ جنوب‌B.P در جيب‌ دارند. همچنين‌، رويدادي‌ چون‌ مهاجرت‌ کبراي‌ علما به‌ قم‌ در صدر مشروطه، حسابي‌ جدا از تحصن‌ جمعي‌ از مردم‌ تهران‌ در سفارت‌ انگليس‌ دارد و هيچ‌ يک‌ را نمي‌توان‌ (از نقطه‌ نظر اصالت‌ ملي‌ و اسلامي‌ يا فقدان‌ اصالت) مشمول‌ حکم‌ ديگري‌ کرد. بنابراين، اين‌ نظريه‌ که‌ «به‌ نحو مطلق»، مشروطه‌ را برساخته‌ استعمار مي‌داند نادرست‌ است، زيرا با اين‌ حکم، عملاً حسينقلي‌خان‌ نواب‌ و تقي‌زاده‌ را با شيخ‌‌فضل‌الله‌ نوري‌ و آخوند خراساني، در يک‌ مدار واحد... مدار وابستگي‌ به‌ استعمار... قرار مي‌دهد. چنانکه‌ اين‌گونه‌ برخورد شعاري‌ با قضيه‌ که‌ ادعا مي‌کند: «در مشروطيت، به‌ هيچ‌‌وجه‌ استعمار نقش‌ نداشته‌ است و کساني‌ که‌ اين‌ حرف‌ها را مي‌زنند، مي‌خواهند جنبش‌ آزادي‌خواهانه‌ و عدالت‌جويانه‌ اين‌ ملت‌ را زيرسؤال‌ ببرند و دچار توهم‌ توطئه‌ هستند. توسل‌ امثال‌ تقي‌زاده‌ به‌ سفارت‌ انگليس‌ هم‌ مثل‌ کمک‌ گرفتن‌ لنين‌ از ويلهلم‌ آلمان‌ است»! نيز، خطا است؛ زيرا، اين‌ نوع‌ برخوردها نيز نوعي‌ «مطلق‌گرايي» بي‌دليل و اطلاق‌ حکم‌ واحد بر موضوعات‌ و پديده‌هاي‌ متضاد است.
تفکيک‌ و جداسازي‌ پديده‌ها و جريانات‌ در مشروطه، از يک‌ منظر ديگر نيز، ضروري‌ است؛ جنبش‌ موسوم‌ به‌ مشروطيت، مراحل‌ و منزلگاه‌هاي‌ مختلفي‌ را از سر گذرانده‌ که‌ بعضاً در مبدأ و مآل، با يکديگر تفاوت‌هاي‌ بارزي‌ دارند. توضيح‌ آنکه، چنانچه‌ در کتاب‌ «کارنامه‌ شيخ‌‌فضل‌الله‌ نوري؛ پرسش‌ها و پاسخ‌ها» آورده‌ايم، جرياني‌ که‌ به‌ نام‌ مشروطه‌ در تاريخ‌ کشورمان‌ معروف‌ شده، خود از نظر زماني، مسبوق‌ به‌ نهضتي‌ اصيل، اسلامي‌ و مستقل‌ است‌ که‌ رهبري‌ آن‌ بر عهده‌ علماي‌ دين‌ (به‌ویژه‌ شيخ‌فضل‌الله‌) قرار داشت‌ و مقصد عمده‌اش‌ نيز، تأسيس‌ «عدالتخانه» بود؛ يعني‌ مجمعي‌ از نمايندگان‌ طبيعي‌ اصناف‌ و طبقات‌ مردم‌ که‌ برای‌ حل‌و فصل‌ مسائل‌ حکومتي‌ به‌ شَور بنشينند و براي‌ دواير دولتي، قانون‌ بنويسند، تا به‌ خودکامگي‌هاي‌ شاه‌ و دولت‌ پايان‌ داده‌ شود.
به‌ همين‌ علت‌ در تاريخ، نهضت‌ مزبور «نهضت‌ عدالتخانه» نام‌ گرفته‌ و هجرت‌ علما به‌ قم‌ در صدر مشروطه، درپی‌ همين‌ امر انجام‌ گرفت. چنانکه‌ صدور دستخط‌ تأسيس‌ «مجلس‌ شوراي‌ اسلامي» از سوي‌ مظفرالدين‌شاه‌ نيز دستاورد همين‌ حرکت‌ بود. مع‌الاسف‌ همزمان‌ با هجرت‌ علما به‌ قم، با کارگرداني‌ اعضاي‌ سفارت‌ انگليس‌ و با دست‌ ستون‌ پنجم‌شان‌ در داخل‌ کشور (که‌ خود را در صفوف‌ متشکل‌ نهضت‌ مردم‌ مسلمان‌ ايران‌ جا زده و در پس‌ پرده‌ آزاديخواهي، به‌ انتظار فرارسيدن‌ لحظه‌ موعود نشسته‌ بودند) طرح‌ کشاندن‌ مردم‌ ساده‌ و غافل‌ (و بعضاً اوباش‌ و عناصر شکمباره) به‌ سفارت‌ انگليس‌ در تهران‌ ريخته‌ شد و استعمار بريتانيا... که‌ هميشه‌ همراه‌ مسير آب‌ حرکت‌ مي‌کرد... به‌ دسیسه‌های‌ خود شدت‌ بخشيد و براي‌ نسخ‌ و نابودي‌ آن‌ قيام‌ اسلامي... مردمي، از طريق‌ سياست‌ خطرناک‌ مسخ‌ و انحراف‌ وارد شد. نقشه مزبور، چنان‌ مزوّرانه‌ و سريع‌ صورت‌ گرفت‌ که‌ به‌زودي‌ شعار همه‌ کس‌ فهم‌ و ريشه‌دار عدالتخانه، به‌ شعار وارداتي، چند پهلو و مشابه‌ مشروطه‌ تغيير نام‌ و جهت‌ داد. همچنین، به‌ ياري‌ کاردار سفارت، در دستخط‌ شاه‌ محتضر (مورخ‌ 16 جمادي‌ الثاني‌ 1324 ق) مبني‌ بر اجازه‌ تأسيس‌ مجلس‌ شوراي‌ «اسلامي» دست‌ برده‌ و درست‌ در بحبوبه‌ به‌ بار نشستن‌ نهضت‌ عدالتخانه، زمينه‌ را به‌‌گونه‌اي‌ چيدند که‌ دستخط‌ جديدي‌ صادر شد و ضمن‌ آن، قيد «اسلامي» براي‌ هميشه‌ در دوران‌ مشروطه، از عنوان‌ مجلس‌ حذف، و جاي‌ خود را به‌ عنوان‌ «ملي» داد!
بنابراين، نهضت‌ عدالتخانه‌ (و به‌ ديگر تعبير؛ قيام‌ اصيل‌ مردم‌ ايران، به‌ رهبري‌ علما، براي‌ اصلاح‌ و تعديل‌ حکومت‌ خودکامه‌ در اوايل‌ سال‌ 1324) با مشروطه‌‌گري‌ وارداتي‌ و سفارت‌ پرورده‌ يکي‌ نبود و اصولاً طرح‌ تحصن‌ در سفارت‌ انگليس‌ براي‌ انحراف‌ آن‌ نهضت‌ ريخته‌ شد. مشروطه‌ وارداتي‌... در نظر طراحان‌ اصلي‌ آن‌... تقريباًً کپيه‌‌اي‌ از همان‌ ليبرال‌ دموکراسي‌ غربي‌ بود که‌ بر مفهوم‌ فراماسونري، ليبراليستي‌ شعار آزادي‌... برابري ... برادري‌ (و نه‌ مفاهيم‌ محصل‌ اسلامي‌ آنها) تکيه‌ داشت‌ و از حيث‌ قانونگذاري، تعيين‌ و تنظيم‌ روش‌ زيست‌ انسان‌ها، اهواي‌ نفس‌ اکثريت‌ را، به‌ نحوي‌ قانونمند، جايگزين‌ تشريع‌ الهي‌ مي‌‌کرد.
البته‌، ماهيت‌ مشروطه‌ وارداتي و مبادي‌ و غايات‌ آن، اوايل‌ امر، بر بسياري‌ از مردم‌ روشن‌ نبود و تلقي‌ غالب‌ آنها از «مشروطه»، مقيد و «مشروط» بودن‌ حکومت‌ به‌ قوانيني‌ بود که‌ اگر از شرع‌ و شريعت‌ هم‌ برنيامده‌ باشد، دست‌کم‌ متضاد با آن‌ نيست. به‌ قول‌ کسروي: «تا ديري‌ سخن‌ از شريعت‌ و رواج‌ آن‌ مي‌رفت‌ و انبوهي‌ از مردم‌ مي‌پنداشتند که‌ آنچه‌ خواسته‌ مي‌شود، همين‌ است.» ولي‌ با گذشت‌ زمان که‌ بازار هتاکي‌ به‌ ساحت‌ احکام‌ الهي‌ و جسارت‌ به‌ علما در روزنامه‌ها و شبنامه‌ها و ميتينگ‌هاي‌ مشروطه‌‌چيان‌ و نيز، نطق‌هاي‌ کذايي‌ آنان‌ در مجلس‌ شورا و بيرون‌ آن، بالا گرفت‌ و متهمان‌ به‌ بابي‌گري‌ و متظاهران‌ به‌ فرنگي‌‌مآبي‌ سلسله‌‌جنبان‌ حوادث‌ شدند، مشروطه‌ وارداتي‌ پوست‌ انداخت‌ و باطن‌ خود را آشکار ساخت‌ و به‌ويژه‌ پس‌ از اعدام‌ مظلومانه‌ شيخ‌فضل‌الله‌ نوري‌ و ترور بهبهاني، دست‌ خود را کاملاً رو کرد. در تقابل‌ با همين‌ جريان‌ وارداتي‌ و سکولار بود که‌ شيخ‌‌فضل‌الله، طرح‌ شعار «مشروطه‌ مشروعه» را در انداخت‌ و اعلام‌ کرد که‌ مواد قانون‌ اساسي‌ و مصوبات‌ مجلس‌ شورا، بايد با موازين‌ شرع‌ «تطبيق» شود و اين‌ تطبيق‌ نيز، کار «کارشناسانه» مي‌طلبد که‌ آن‌ هم‌ جز از «فقهاي‌ پارسا» (کارشناسان‌ چيره‌دست‌ اسلام) برنمي‌آيد.
حال، با توجه‌ به‌ نکات‌ مقدماتي‌ فوق، مي‌توان‌ به‌ پاسخ‌ دقيق‌ و نهايي‌ پرسش‌ شما درباره‌ نقش‌ و تأثير استعمار در جنبش‌ موسوم‌ به‌ مشروطيت، نزديک‌ شد. در اين‌ زمينه، باید‌ اولاً، از توطئه‌‌پنداري‌ مطلق‌ (و نيز، نقطه‌ مقابل‌ آن انکار مطلق‌ توطئه) اجتناب‌ کرد، واقع‌جو و واقع‌بين‌ بود و از‌ استنباط‌ درست‌ از مفاد اسناد و مدارک‌ معتبر تاريخي‌ پیروی کرد. ثانيا،ً جريان‌ها و و گرايش‌هاي‌ فکري‌ و سياسي‌ گوناگون‌ در جنبش‌ مشروطه‌ را از هم‌ تفکيک‌ کرد‌ و از اطلاق‌ حکم‌ واحد بر آنها پرهيز کرد. به‌ تعبير روشن‌تر، براي‌ هر يک‌ از آنها پرونده‌اي‌ مستقل‌ باز کرد و متناسب‌ با اوراق‌ پرونده، درباره‌ مبدأ و مآل‌ و پيامدهاي‌ فکر و عمل‌ آنان‌ نظر داد. ثالثاً، مراحل‌ و تغييرات‌ حاصله‌ در سرشت‌ و سرنوشت‌ جنبش‌ را دقيقاً مدنظر قرار داد و ویژگی‌ها و آثار هر مرحله‌ را ملحوظ‌ داشت.
چنانچه‌ نکات‌ فوق‌ در بررسي‌ تاريخ‌ مشروطيت و کاوش‌ زوايا و ابعاد مختلف‌ آن، دقيقاً و کاملاً رعايت‌ شود، نيک‌ درخواهيم‌ يافت‌ که‌ عناصر خارجي‌ (در درجه‌ اول؛ استعمار بريتانيا و در درجات‌ بعدي؛ فرانسه‌ و آمريکا و حتي‌ در مراحلي روس‌ تزاري) در سازماندهي، حمايت‌ و هدايت‌ جناح‌ تندرو و سکولار مشروطه و از اين‌ طريق، در شکل‌دهي‌ به‌ سرنوشت‌ نهايي‌ آن‌ جنبش‌ نقش‌ فعال‌ داشته‌اند و البته‌، بايد تأکيد کنم‌ که اساس‌ جنبش‌ مشروطه... که‌ از تکاپوي‌ ديرين‌ ملت‌ ايران‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ «عدالت» ريشه‌ مي‌گرفت... حرکتي‌ اصيل، ريشه‌دار و درون‌زا بود و نقش‌ استعمار و ايادي‌ آن، عمدتاً در سوار شدن‌ بر امواج‌ احساسات‌ پاک‌ ملت، ايجاد شکاف‌ و انحراف‌ در نهضت و سوق‌ آن‌ به‌ سوي‌ اهداف‌ خودخواسته‌ بود.
همزمان‌ با رشد جنبش‌ عدالتخواهي‌ مردم‌ در صدر مشروطه، مذاکرات‌ پشت‌پرده‌ روس‌ و انگليس‌ نيز براي‌ تجزيه‌ ايران‌ به‌ مناطق‌ نفوذ اوج‌ مي‌گيرد و جالب‌ است‌ بدانيم‌ که‌ زمينه‌ گفت‌وگوهاي‌ مزبور ميان‌ انگلستان‌ (به‌ پادشاهي‌ ادوارد هفتم) و روسيه‌ تزاري‌ (به‌ امپراتوري‌ نيکلاي‌ دوم) را خاندان‌ جهودتبار «روچيلد» در اروپا فراهم‌ آوردند تا به‌ «تضاد» روس‌ و انگليس‌ و فرانسه‌ در گستره‌اي‌ به‌ وسعت‌ شمال‌ آفريقا تا شرق‌ دور (که‌ رجال‌ مشرق‌ زمين، از جمله ايران، براي‌ تقليل‌ فشارها و تحکمات‌ فزاينده‌ ابرقدرت‌هاي‌ مهاجم، رندانه‌ به‌ آن‌ دامن‌ مي‌زدند) پايان‌ بخشند و قاره‌ آسيا و آفريقا (به‌ويژه‌ خاورميانه) را براي‌ تجارت‌ جهاني‌ خويش، امن‌ کنند. سوداگران‌ زر و زور، از اصطکاک‌هاي‌ مستمري‌ که‌ تا آن‌ روز، به‌ويژه‌ بين‌ ناسيوناليست‌هاي‌ روس‌ و انگليس‌ در خاورميانه و از آن‌ جمله ايران، وجود داشت‌ و هرازگاه، آتش‌ آن‌ تشديد شده‌ و به‌ خنثي‌ شدن‌ نقشه‌هايي‌ چون‌ قرارداد رويتر و رژي‌ انجاميده‌ و به‌ منافع‌ عام‌ و جهان‌‌شمول‌ بازرگاني‌ آنان‌ لطمه‌هاي‌ بزرگ‌ مي‌زد، خسته‌ شده‌ و دنبال‌ آن‌ بودند که‌ قدرت‌هاي‌ بزرگ‌ صليبي‌ را سر يک‌ سفره‌ نشانده‌ و وادار سازند که‌ چارچوب‌ مشخص‌ و تعيين‌‌شده‌اي‌ براي‌ مطامع‌ سياسي‌ و اقتصادي‌ خويش‌ ترسيم‌ کرده‌ و به‌ آن‌ پايبند باشند، انگليسي‌ها خيال‌شان‌ از دستبرد روسيه‌ به‌ مستعمره‌ زرخيز هند (که‌ حفظ‌ آن، دغدغه‌ اصلي‌ لندن‌ بود) راحت‌ شود و متقابلاً روس‌ها نيز به‌ پاره‌اي‌ از مطامع‌شان‌ در خاورميانه‌ برسند، از این‌رو قرارداد 1907 جزيي‌ از يک‌ قرارداد بسيار کلان‌ بود که‌ در حقيقت‌ بخشي‌ بزرگ‌ از جهان‌ اسلام‌ ... از شمال‌ آفريقا گرفته‌ تا ترکيه‌ و ايران‌ و افغانستان‌ و تبت‌ ـ را در خطي‌ ممتد بين‌ انگليس‌ و فرانسه، و انگليس‌ و روس، تقسيم‌ مي‌کرد. در بخش‌هايي‌ از اين‌ خط، انگليسي‌ها و فرانسوي‌ها با هم‌ قرارداد مي‌بستند و در بخش‌هاي‌ ديگر که‌ روس‌ها مدعيات‌ ارضي‌ و استعماري‌ داشتند، انگليسي‌ها و روس‌ها قرارداد امضا مي‌کردند و در کل، جهان‌ اسلام، منطقه‌ جولان‌ و ترکتازي‌ برادرانه! استعمارگران‌ صليبي‌ قرار مي‌گرفت.
جنبش‌ عدالتخواهي‌ مردم‌ ايران، در چنين‌ برهه‌ حساسي‌ شکل‌ گرفت؛ برهه‌اي‌ که‌ قدرت‌هاي‌ طماع‌ و ذي‌نفوذ جهاني، روي‌ منطقه‌ و کشورمان‌ نظر خاص‌ داشتند و خواه‌ ناخواه، گرد و غبار دسیسه‌ها‌ استعمار بر چهره‌ زلال‌ و پاک‌ نهضت‌ عدالتخواهي‌ ملت‌ ما مي‌نشست‌ و آن‌ را آلوده‌ مي‌‌کرد.


امام خامنه ای  در گذر زمان 55

حضور در زلزله فردوس
اشاره شد که امام خامنه‌ای پس از زندان سوم، بیش از هر چیز دغدغه تربیت کادر و سازماندهی تشکیلاتی در این زمینه را در مشهد داشتند. مصادف با همان ایام، در روز نهم شهریور سال ۱۳۴۷، زلزله شهرستان‌های فردوس و کاخک واقع در استان خراسان جنوبی رخ می‌دهد. در این واقعه ضرورت نیاز به جمعیتی سازمان‌یافته بیش از هر زمان دیگر حس می‌شود، چراکه ده‌ها شهر و روستا ویران شده بود.
در کاخک همه ساختمان‌ها به‌جز امامزاده عابد تخریب می‌شود. وقتی این خبر در مشهد منتشر می‌شود، تحرک و تحولی به‌وجود آمد و امام خامنه‌ای از این حادثه به‌منزله یک فرصت برای تربیت کادر و ایجاد یک تشکل سازمان‌یافته بهره می‌گیرند. معظم‌له در این‌باره فرموده‌اند: «وقتی زلزله پیش آمد، ما از فرصت استفاده کردیم، با بعضی از دوستان تماس گرفتم، گفتم می‌خواهیم برویم فردوس، بعضی از دوستان استقبال کردند.
آقای طبسی، آقای هاشمی‌نژاد و یک مشت بازاری علاقه‌مند و عده‌ای از طلاب، ۱۰ تا ۱۵ ماشین و ۷۰ تا ۸۰ نفر آدم راه افتادیم و به طرف منطقه زلزله‌زده رفتیم.» این حرکت دستاوردهای بسیاری داشت.
بسیاری از افراد مبارز، انقلابی و خدمتگزار یکدیگر را پیدا کردند. از شهر مشهد و حتی از طرف مردم رفسنجان گروه‌گروه کاروان‌های امدادرسانی پای کار آمدند و امکانات مورد نیاز زلزله‌زدگان جمع‌آوری و با کامیون‌ها متعدد به مناطق زلزله‌زده اعزام می‌شدند. امام خامنه‌ای و دوستان و همراهانش اقدام به سازماندهی نیروهای خدماتی و ساماندهی امکانات ارسالی و برنامه تنظیم‌شده‌ای برای توزیع اجناس و کالاهای ارسالی کردند. این جمع خدمتگزار موفق شدند پایگاهی به نام «پایگاه امدادی روحانیت» تشکیل دهند.
خبر این تشکل به مشهد رسانده شده بود. طبق اسناد باقی‌مانده، به‌مدت سه روز ۱۲ کامیون کالا شامل مواد خوراکی از قبیل برنج، نخود، عدس، سیب‌زمینی و وسایل پوششی، مانند پتو، لحاف، زیرانداز، چادر و کفش از راه می‌رسد. برخی از آنها وسایل زندگی، مانند چراغ خوراک‌پزی، ظرف آب و... را شامل می‌شد.
این گروه از نفوذ خود استفاده کردند و با استفاده از طلاب مدرسه علمیه فردوس و با کوشش بسیار به زلزله‌زدگان کمک می‌کردند و شب و روز مشغول فعالیت بودند. این اقدام انقلابی و خدمت‌رسانی‌های مردم، دستگاه امنیتی شهر را نگران کرده بود. آنها فعالیت‌های امدادی روحانیت را برای خود خطر می‌دانستند و براین‌اساس نیروهای امنیتی شروع به تهدید آنها کردند. با چالش و کشمکش‌های بسیار سرانجام فرمانداری خراسان پذیرفت کاروان مشهد به فعالیت خود ادامه دهد. این اقدام، ابتکاری عملی از سوی امام خامنه‌ای بود که در آن فضای اختناق به کار گرفته شده بود.


از لابه لاي تاریخ

پليس سياسي رضاشاه ـ1
نظام اطلاعاتي ـ امنيتي كه پيش از آن فقط بخش كم‌اهميتي از تشكيلات و حيطه فعاليت نظميه و شهرباني بود، در دوره رضاشاه گسترش يافت و فعاليت و حيطه عمل آن، فعاليت‌هاي شهرباني را تحت‌الشعاع قرار داد و آن را تابعي از سياست‌هاي كلي عملياتي ـ اجرايي خود کرد. رضاشاه تصميم گرفته بود با نظمي قبرستاني و رعب‌‌انگيز كه دستگاه شهرباني و نظام اطلاعاتي ـ امنيتي آن ايجاد مي‌كند و تمايلات مستبدانه او را برآورده مي‌سازد، حكومت كند و هرگونه مخالفت با حكومت خود را سركوب و از عرصه سياسي ـ اجتماعي كشور حذف كند. با اين هدف بود كه رضاخان مدت كوتاهي پس از كودتاي سوم اسفند 1299، درصدد برآمد دستگاه شهرباني را به لحاظ كمّي و كيفي تقويت كرده و با گماردن افراد مورد اعتماد خود در رأس مديريت‌هاي آن، كارآيي‌اش را تضمين كند. به این ترتيب مديران و رؤساي سوئدي نظميه طي يكي دو سالي كه از كودتا مي‌گذشت، كنار گذاشته شده و افسران و نيروهاي مورد اعتماد رضاخان جاي آنان را گرفتند.
در همان حال، رضاخان ـ رئيس‌الوزراء ـ تصويب‌‌نامه‌اي از تأييد هيئت وزيران گذرانيد كه بر اساس آن دولت اجازه مي‌يافت تشكيلات شهرباني (نظميه) را سروسامان دهد و با گماردن مأموران و مديراني، به اصطلاح لايق، ساختار آن را منسجم و دگرگون سازد. در همان تصويب‌نامه، ساختار و تشكيلات جديدي براي نظميه پيش‌بيني و حيطه وظايف و عمل شهرباني در تهران و ساير شهرها به‌طور مبسوط و مشخص تشريح شد.
طرح تشكيل حكومتي متمركز و مقتدر كه در نقاط مختلف كشور حكم نافذ آن جاري باشد، از دلايل اصلي مشاركت انگليس در كودتاي سوم اسفند 1299 بود. بنابراين، ضرورت داشت تشكيلات شهرباني، به‌ويژه بخش سياسي ـ اطلاعاتي آن از نظمي جديد و در عين حال كارآمد برخوردار باشد تا حداقل، مخالفان داخلي حكومت را از ميان بردارد. در راستاي تقويت هر چه بيشتر شهرباني، رضاخان پس از رسيدن به منصب رياست‌الوزرايي، در اولين قدم و باوجود تمام مخالفت‌ها، نظميه را كه تا آن هنگام زيرنظر وزارت داخله انجام وظيفه مي‌كرد، تحت كنترل وزارت جنگ قرار داد؛ وزارتخانه‌اي كه خود از همان اوايل كودتا در رأس آن قرار گرفته بود و اين سمت را تا زمان رسيدن به مقام سلطنت حفظ كرد.
پس از عزل سوئدي‌ها، تا پايان سلطنت رضاشاه، شش نفر در رأس شهرباني قرار گرفتند. اولين آنها ميرزا محمدخان امير اقتدار بود كه فقط دو هفته در اين مقام باقي ماند. پس از او محمدخان درگاهي در دي‌ 1302 رئيس شهرباني شد و تا 12 آذر ماه سال 1308 ـ حدود شش سال ـ بر شهرباني حكم راند. پس از او، به ترتيب، سرتيپ محمدصادق كوپال و سرتيپ فضل‌الله زاهدي جمعاًً نزديك به دو سال در رأس شهرباني قرار گرفتند؛ اما چنانكه موردنظر رضاشاه بود، مديران لايقي براي اين تشكيلات تشخيص داده نشدند تا اينكه در 1310ش سرتيپ محمدحسين آيرم به رياست شهرباني منصوب شد و تا فروردين ماه سال 1315 كه ركن‌الدين مختار ‌(سرپاس سرتيپ مختاري) به اين سمت گمارده شد، در مقام خود باقي بود. سرپاس مختاري آخرين رئيس شهرباني دوره رضاشاه بود.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکا ـ 34
سیطرة رسانه‌ای صهیونیزم بر نظام تصمیم‌گیری آمریکا ـ 2
حسن خدادی

2ـ پروتکل 24 ماده‌ای صهیونیسم
در كنگره بال در سال 1897، سرمايه‌داران و اقتصاددانان يهود 24 مادة پروتكل صهيونيسم را به‌منظور سلطة يهوديان بر جهان و ويران كردن بناي مسيحيت و اسلام تدوين کردند. درزمینه رسانه‌ها و مطبوعات، در برخي از ماده‌هاي اين پروتكل بر سيطره رسانه‌ها تأكيد شده است، اما ماده دوازده و هفت اين پروتكل به‌صراحت به نفوذ رسانه‌اي صهيونيسم اشاره مي‌كند. پروتكل دوازدهم صهيونیسم به‌طور تفصيلي ره‌نامه صهيونيسم را در قبال رسانه تبيين می‌کند. «از آنجا كه مطبوعات نقش بسيار بزرگى در برانگيختن و فرونشاندن احساسات مردم دارند، ما می‌توانیم به‌موقع از چنين احساساتى در جهت رسيدن به هدف‌هاي‌مان استفاده كنيم. از آنجا كه اكثريت مردم نمی‌دانند مطبوعات در خدمت چه كسانى هستند، ما آنها را به خدمت خود درمی‌آوريم و حتى عواملى هم كه ممكن است مطبوعات را مورد حمله قرار دهند، زير نظارت و كنترل شديد قرار مى‌دهيم. امروزه تأسيس، چاپ و نشر مطبوعات داراى هزينه‌هاى بسیار سنگينى است، ولى وقتى كه ما به قدرت رسيديم، تنها در قبال دريافت ماليات، حق تمبر و گرفتن سپرده‌هاى سنگين، اجازه تأسيس مطبوعات را به افراد می‌دهيم و از اين طريق پول قابل توجهى هم به خزانه دولت ما سرازير می‌شود. از سوى ديگر، وضعى پيش مى‌آوريم كه دولت ما از خطر حمله انتقاد مطبوعات مصون بماند و مطبوعات نتوانند روى لغزش‌هاى دولت ما انگشت بگذارند. برخى از عوامل‌مان را وامى‌داريم كه گاه‌به‌گاه در مطبوعات، برخى از سياست‌هاي‌مان را كه خود می‌خواهيم، مورد حمله قرار دهند. البته غرض از اين كار، ردگم كردن است. اگر تدابيرى را كه درباره مطبوعات انديشيده‌ايم به مرحله اجرا درآوريم، ذهن و فكر غيريهوديان به تسخيرمان درمی‌آيد و آنان وقايع جهان را از پشت عينك‌هاى رنگينى كه ما به چشم آنها می‌گذاريم، می‌نگرند. هر خبري پیش از آنكه به گوش كسي برسد، به اطلاع ما مي‌رسد؛ يعني كنترل اخبار جهان به‌دست ماست، تنها خبرهايي به گوش مردم مي‌رسد كه به سود ما باشد. كتاب‌هايي با سبكي زيبا، جذاب و ارزان، تأليف و چاپ مي‌کنیم تا به این وسيله بتوانيم افكار خود را در ذهن مردم تزريق كنيم.
در مرحله اول، از روزنامه‌هاي رسمي براي دفاع از حقوق يهود استفاده خواهيم كرد. در مرحله دوم، روزنامه‌هاي شبه رسمي را وسيله نشر افكار خود قرار داده و در مرحله سوم نيز، از روزنامه‌هاي معارض برای شناخت مخالفان خود استفاده خواهيم كرد. روزنامه‌ها به نقطه‌اي كه ما مايليم، هجوم خواهند برد. ادبيات و روزنامه‌نگاري، دو نيروي عظيم هستند و حكومت ما يهوديان، مالك بزرگ‌ترين روزنامه‌ها و مجلات خواهد شد... و اگر اجازه تأسیس 10 مجلة مستقل را دادیم، لازم است خود 30 مجله در مقابل آنها ایجاد کنیم و هرگز به آن عده كه در سيطره و هيمنة ما بر اين وسايل ترديدي به‌خود راه مي‌دهند، اجازه همكاري نخواهيم داد و از ورود دشمنان خود نيز جلوگيري خواهيم كرد، در آينده، اين شركت‌هاي خبرگزاري از آن ما خواهد شد و ما آنها را به دلخواه خود استفاده خواهيم كرد. هيچ خبري در جهان پخش نخواهد شد، مگر آنكه ما آن را ديكته كنيم. ما همه نوع روزنامه خواهيم داشت: آريستوكرات، جمهوريخواه، انقلابي و حتي آنارشيست. ما چنان عمل مي‌كنيم كه وقتي رژيمي را تغيير دهيم، روزنامه‌ها نبايد از آن انتقاد كنند تا مردم به حكومت جديد بدبين نشوند. از آنجا كه مطبوعات در برانگيختن و فرونشاندن احساسات مردم نقش مهمي دارند، ما با سلطه بر آنها به موقع می‌توانيم از آنها به‌منظور اهداف خودمان استفاده كنيم. از آنجا كه اغلب مردم نمی‌دانند مطبوعات در خدمت چه كساني هستند، آنها را درخدمت خود درمی‌آوریم.» افزون‌بر پروتكل ماده دوازده، در ماده هفت نيز به مطبوعات اشاره شده است: «راه دستیابی ما به هدف‌مان، افكار عمومي است كه زمام آن در دست ما مي‌باشد و با قدرت بزرگ، يعني مطبوعات آنها را به حركت در مي‌آوريم و مطبوعات هم به جز تعداد اندكي از آنها، بقيه در اختيار ماست و به خواسته‌هاي ما پاسخ مثبت می‌دهند.»

3‌ـ اهداف سلطه رسانه‌اي يهوديان در جامعه آمريكا
الف‌ـ اهداف داخلي: در زمينه اهداف داخلي مي‌توان به دو مورد جريان صهيونيزاسيون مسيحيت و مراقبت افكار عمومي آمريكا اشاره كرد.
الف ـ 1ـ جريان صهيونيزاسيون مسیحیت: در حال حاضر، صهيونيست‌ها در كشورهايي، چون آمريكا و انگليس با بهره‌گيري از وسايل ارتباط‌جمعي به راه‌اندازي پروژه صهيونيزاسيون مسيحيت اقدام كرده‌اند و تا حدي پيروز هم شده‌اند. بنابراين، شايد بتوان گفت كه دين رسمي و مذهب حكومتي ايالات متحده آمريكا، صهيونيسم مسيحي است و اشتباه است كه حكومت آمريكا را حكومتي لائيك ناميد.
الف ـ2ـ مراقبت انديشه‌ها و افكار عمومي آمريكا: يكي ديگر از اهداف صهيونيست‌ها از سیطره بر رسانه‌ها و مطبوعات، مراقبت افكار عمومي آمريكا و به‌ویژه ذهن و انديشه كودكان و نوجوانان و جوانان آمريكاست. در آمريكا سازمان‌هاي يهودي با توجه به نقش مهمي كه برای افكار عمومي قائلند، توجه خاصی، به‌ویژه نسبت به آنچه در رسانه‌ها و مطبوعات درباره اسرائيل[رژیم صهیونیستی] گفته و شنيده مي‌شود، نشان مي‌دهند. آنها در جهت آمال جهاني خودشان و حمايت از رژیم صهیونیستی، افكار عمومي مردم آمريكا را از طريق رسانه و مطبوعات دستكاري كرده و به افكار و منافع خود در پيش آنها مشروعيت مي‌بخشند. به هر حال، در پشت داستان نظارت آمريكا از سوی يهوديان، داستان نظارت رسانه‌اي آمريكا از جانب يهوديان قرار دارد.
ب‌ـ اهداف خارجي: در زمينه اهداف خارجي مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:
ب‌ـ 1ـ رهبري و سلطة جهاني: يهوديان اگرچه زماني منفور ملت اروپا بودند و اروپاييان از آنها با عنوان موش كثيف ياد مي‌كردند، امروزه در اثر تلاش و كوشش بين‌المللي در ابعاد مختلف زندگي بشري، چهرة منفور خود را به چهره مثبت تبديل كرده‌اند. تا جايي كه از زماني، ادعاي رهبري و سلطه جهاني كرده‌اند. آنها در راستاي رسيدن به اين هدف جهاني، رسانه‌هاي جهاني، غربي و به‌ويژه آمريكايي را مد نظر قرار داده‌اند و به اين نتيجه رسيده‌اند كه جز از راه سلطه بر رسانه‌ها و به‌ويژه مطبوعات نمي‌توانند چهره منفور خود را در افكار عمومي جهانيان از بين ببرند. عنصر رسانه‌اي، عنصري است كه كاركرد آن در تمام زمينه‌ها به اثبات رسيده است. در جهان سياست هيچ قوم و گروهي، مانند صهيونيسم از اين ابزار به‌منظور اهداف خود استفاده نمي‌كند. هدف صهيونيسم سلطه بين‌المللي است و برای رسيدن به اين هدف، از هر وسيله ممكن استفاده می‌کند و هرگز از پيگيري اين هدف خود نااميد و خسته نمی‌شود.
ب‌ـ 2ـ مبارزه با اسلام و اعراب: يكي ديگر از اهداف صهيونيست‌ها، مبارزه با جهان اسلام و اعراب است. نفوذ صهيونيست‌ها در رسانه‌هاي آمريكا به‌گونه‌اي است كه سانسور مطبوعاتي و رسانه‌اي، هر آنچه را عليه مسلمانان باشد، مجاز می‌شمارند و آنچه عليه صهيونيست‌ها باشد، ممنوع می‌دانند. از آنجا كه يكي از اهداف صهيونيست‌ها محو ارزش‌ها و نابود كردن تمدن اسلامي است، هر روز عليه مسلمانان و اعراب در رسانه‌ها موضع‌گيري كرده و آنها را به تروريسم متهم مي‌كنند. برای نمونه، اعتصاب اعراب و خودداري آنها از استخراج نفت در سال 1973 هنوز هم پس از گذشت 30 سال هر روز در رسانه‌ها يادآوري مي‌شود. در اين زمينه، كوين مك‌دونالد، پرفسور دانشكده ايالت كاليفرنيا، مي‌نويسد: «در جهان معاصر لابي يهوديان آمريكايي عميقاً سازماندهي شده‌اند و با نفوذ در رسانه‌ها، افكار عمومي و دستگاه حكومتي آمريكا، در پشت سياست خارجي آمريكا قرار دارند و اين امر به جنگ عليه جهان عرب و مسلمانان منجر مي‌شود.» رسانه‌هاي آمريكا تحت تأثير صهيونيسم، اسلام، مسلمانان و اعراب را مورد حمله قرار مي‌دهند؛ چراكه از ديد صهيونيست، اسلام دشمن درجه يك يهوديت است؛ به‌راستی، دشمني میان غرب و اسلام با دروغ‌پراكني‌هاي صهيونيسم رشد مي‌كند. صهيونيسم ادعا مي‌كند، عرب‌ها و مسلمان‌ها عليه اسرائيل هستند، درحالي‌كه اين حقيقت را ناديده مي‌گيرند كه اسرائيل يك بيگانه خارج از جهان عرب و منطقه خاورميانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] است. متأسفانه مردم آمريكا درباره حقيقت اسلام ناآگاهند . توفاني از تبليغات ضداسلامي كه سازمان‌هاي يهودي توليد مي‌کنند، شست‌وشوي مغزي مي‌دهند. مؤسسات يهودي كه سازمان‌هاي رسانه‌های آمريكا و ساير ابزار ارتباطي آمريكا را در رسانه‌هاي آمريكا ارعاب دنبال مي‌كنند، اسلام را به‌منزله مذهب تروريستي تبليغ مي‌کنند و مسلمانان و فلسطينينان همواره در مقابل افكار عمومي آمريكا به‌منزله تروريست، وحشي، شيطان‌صفت، كثيف و متجاوز به زنان به تصوير كشيده مي‌شود.
ب‌ـ 3ـ تأثير در سياست خارجي خاورميانه‌اي آمريكا به‌منظور حمايت از رژیم صهیونیست و تحقق پيشرفت و امنيت این رژیم: اين واقعيت كه يهوديان صهيونيست ،محصولات و خروجي رسانه‌هاي آمريكايي را بررسی می‌کنند، جاي ترديدی ندارد؛ چراكه شهروندان آمريكا تنها يك تفسير از اتفاقات خاورميانه را می‌شنوند و آن هم جنبه طرفداري از صهیونیست‌ها و يهوديان است. يهوديان صهيونيست در آمريكا از طريق وسايل ارتباط‌جمعي در بسياري از نهادهاي حكومتي آمريكا نفوذ كرده و مانع از اتخاذ سياست‌هاي ضداسرائيلي در سياست خارجي خاورميانه‌اي آمريكا مي‌شوند. از زماني كه هژموني صهيونيست‌ها در فرهنگ و خرد عمومي و رسانه‌هاي جمعي آمريكا ايجاد شد، كميته‌هاي اسرائيلي موقعيت مؤثري در دپارتمان‌هاي ايالات متحده و سياست خارجي پيدا كرده‌اند. آنها با نفوذ در رسانه‌ها و تينك‌تنك‌هايي، چون بروكينگز و دو حزب سياسي آمريكا، نفوذ بي‌سابقه‌اي به‌ویژه در حكومت بوش و اوباما به‌دست آورده‌اند. پوشش رسانه‌اي آمريكا معمولاً در طرفداري از اسرائيل تعصب ويژه به خرج مي‌دهد. يكي از دروغ‌هاي رايج در رسانه‌هاي آمريكايي تحت نظارت آیپک و صهيونيست‌ها اين است كه، اسرائيل يك دموكراسي و تنها دموكراسي منطقه است؛ درحالي‌كه اين واقعيت نيست؛ اسرائيل يك رژيم تئوكراسي صهيونيست سوسياليست است كه مبتني‌بر فلسفه انكار خداست. درنتیجه سیطرة یهودیان بر رسانه‌ها يك پوشش رسانه‌اي از درگيري فلسطين ـ صهیونیست به‌وجود آمده است كه درآن صفحه تلويزيون و روزنامه‌ها و مجلات به شكلي بسيار افراطي در همدردي با رژیم صهیونیستی فراهم شده‌اند. آنها نهايت سعي خود را مي‌كنند تا مظلوميت فلسطينيان و وحشيگري رژیم صهیونیستی را بپوشانند. به اين ترتیب، با سيطره بر رسانه‌ها مأموريت خود را به خوبي انجام مي‌دهند.
بنابراين، سياست خارجي آمريكا مبنی‌بر حمايت از رژیم صهیونیستی به‌واسطه تأثير گسترده صهيونيست‌ها بر رسانه‌هاي جمعي آمريكاست. دليل اصلي براي اين موضوع، حضور قوي و فعال صاحبان يهودي در رسانه‌ها و حضور آنها در اتاق‌هاي سردبيري در جایگاه نويسنده است. افزون‌برآن، وقتي يك كلمه در خروجي يك رسانه عموماً عليه رژیم صهیونیستی گفته شود، صهيونيست‌ها به‌سرعت تحریمی را عليه آن روزنامه، ايستگاه راديويي، تلويزيوني يا شركت فيلم سازماندهي مي‌كنند و با آنتي سميتزم يا ضديهودي خواندن آنها، سعي مي‌كنند به شكل ناعادلانه همه تصاوير مجسم در افكار عمومي را تحت تسلط خود درآورند. در مجله «نشنال‌ونگارد» آمده است: سیطره يهوديان بر رسانه‌هاي عمومي، يك شكل مهمي از زندگي نه‌تنها در آمريكا، بلكه در سراسر جهان است. در تأييد اين مسئله، اين مجله بسياري از يهوديان را نام مي‌برد كه در بخش‌هاي مختلف رسانه‌هاي آمريكا حضور دارند.


نقدی بر مقالات خلاف واقع سروش محلاتی درباره فرمانده مقتدر علی(ع)-15
وقتی اصلاح‌گری می‌شود غوغاسارلاری!
مجتبی صادق

سومین نمونه درشتگویی مالک اشتر در رویارویی با امیرمؤمنان(ع) را نویسنده به دو جریان مربوط می‌داند؛ اول اصرار مالک اشتر بر ابقای ابوموسی اشعری به سمت فرمانداری کوفه، دوم اقداماتی که مالک و اشعث در صفین انجام دادند.
«مالک اشتر در هر دو اقدام مرتکب اشتباه شد. وی در ابتدای حکومت امام، بنا به شناختی که از کوفه و شرایط مردمان آنجا داشت از امام خواست تا ابوموسی به فرمانداری آنجا باقی بماند، ولی وقتی ابوموسی روی منافقانه خود را در جمل نشان داد و کوفیان را از جنگ با عایشه برحذر داشت، مالک اشتر از امام اجازه خواست تا به کوفه برگردد و سپاهیان را سامان دهد و به کمک امام بفرستد. مالک اشتر به اشتباه خود پی برده بود و درصدد جبران آن برآمد و به‌خوبی آن را جبران کرد و با عزل ابوموسی، 12 هزار سرباز به یاری امام فرستاد. (تاریخ طبری، ج3، صص50۱ ـ 50۰؛ شرح نهج‌البلاغة، ج 14، ص 21) دومین اشتباه مالک در صفین عبارت بود از رهاکردن موقعیت اردوگاه سپاهیان کوفه با تهدیدی که معاویه کرده بود. وقتی معلوم شد تهدید معاویه حقّه و نیرنگی بیش نبود، امام مالک اشتر را فراخواند و توبیخ کرد. مالک به همراه اشعث به سپاه معاویه یورش آورد و شریعه فرات را بازپس گرفت، اردوگاه امام را به همان جایگاه اول بازگرداند و اشتباه خود را جبران کرد.» (وقعة صفین، صص 19۲ ـ 19۰)
نویسنده اشتباه مالک را می‌بیند، ولی تمایلی به دیدن جبران اشتباه ندارد، چون باید در قیاس خود مواردی را جای دهد تا در نهایت به افراطی بودن مالک اشتر برسد. شخص افراطی اگر هم اشتباه کند بر اشتباه خود مصرّ و مصمم می‌ماند، ولی اگر قبول اشتباه کرد و درصدد جبران آن برآمد، این نشان از نرمی و انعطاف روحی و شخصیت وی دارد، نه نمود افراطی‌گری. این روحیه انعطاف‌پذیری در جای دیگر نیز از مالک خود را نشان داد؛ آنجا که وقتی به امام اعتراض کرد که چرا بر متخلفان از بیعت سخت نمی‌گیرد و در واقع، این حلم و صبوری امام را تاب نیاورد، امام را ترک گفت. در این هنگام قیس‌بن‌سعد با جمعی از مهاجران و انصار به دیدن مالک اشتر رفتند و ضمن دلجویی از وی، او را آرام ساختند و مالک را نزد امام دوباره بازگرداندند. (امالی، شیخ طوسی، ص 717) بازگشت مالک و جبران اشتباه وی، اگر حاکی از امری باشد، حکایت از قبول اشتباه و قدم در جهت اصلاح آن دارد و این کجا با روحیه افراطی‌گری مطابقت دارد؟ آری در مقابل حلم و بردباری بی‌نظیر امام که در تاریخ همتایی ندارد، همگان یا مفرطند یا مفرّط. این به آن معنا نیست که امام(ع) نباید مقیاس و میزان قرار بگیرد، بلکه به این معناست که افراطی خواندن افرادی که از یاران صدیق امامند به بهانه اینکه در برخی موارد تاب صبر و متانت امام را نیاوردند و البته بعدها در جهت اصلاح و جبران کار خویش برآمدند، امری در نهایت بی‌انصافی و ناشی از عدم درک شرایط و اوضاع آن دوره حساس تاریخ است.
اتهام غوغاسالاری به مالک!
*غوغاسالاری یکی دیگر از اتهاماتی است که نویسنده متوجه مالک اشتر می‌داند و برای آن دو نمونه بیان می‌دارد؛
-«نخست برخورد مالک اشتر با شخصی که در حین سخنرانی امام که برای آمادگی مردم برای صفین و اعزام به شام ایراد می‌شد، خلل ایجاد کرد و جسورانه خطاب به امام گفت: آیا می‌خواهی به سوی برادران شامی‌مان اعزام‌مان کنی تا به خاطر تو آنها را بکشیم، همان‌طور که سوی برادران بصری اعزام‌مان داشتی و آنها را کشتیم؟ هرگز!
این سخن می‌توانست در بین صفوف مردم خلل ایجاد کند و اعتقادشان را برای جنگ با معاویه سست گرداند. این درحالی است که همه شامیان متفقاًً و بدون استثنا با معاویه بیعت تا پای جان بسته بودند و چنین مخالفت‌هایی در سپاه عراق نقطه ضعفی به‌شمار می‌رفت. امام(ع) در مقام خلیفه سکوت کرد، ولی مالک اشتر با شناختی که از مردم کوفه داشت، می‌دانست اگر این تفکر پا بگیرد، جنگ با معاویه امکان‌پذیر نخواهد بود. از این رو با کوچک‌ترین اشاره‌ای از جانب او مردم بر سر آن مرد ریختند و لگدمالش کردند و او نیز زیر دست و پا جان داد.» (واقعة صفین، ص 94)
نویسنده این برخورد را غوغاسالاری مالک اشتر می‌نامد، ولی ما وجدان مخاطبان را به قضاوت می‌خوانیم و این اقدام مالک را با خطابه‌ای که امام در مسجد کوفه برای اعزام مردم به‌منظور مقابله با معاویه پس از شهادت مالک اشتر ایراد کردند، مقایسه می‌کنیم. وقتی «سفیان‌بن‌عوف» عامل معاویه به شهر انبار حمله و آنجا را غارت کرد و افراد بی‌گناهی را از دم تیغ گذراند، امیرالمؤمنین(ع) برای مقابله با این تعدی‌گری از مردم یاری خواست و در خطابه‌ای، روزهای سخت صدر اسلام را که جماعتی اندک از مسلمانان توانستند عرب را به زانو درآورند، یادآور شد. در این هنگام، شخصی برخاست و گفت: نه تو محمدی و نه ما افرادی هستیم که گفتی. دیگری برخاست و گفت: امروز چقدر امیرالمؤمنین و یارانش به نهرانیان نیازمند هستند! و هر که از هرگوشه‌ای سخنی گفت‌ و یاوه‌گویی‌ها بسیار شد. مردی از جمع برخاست و فریاد زد: فقدان مالک اشتر اکنون بر اهالی عراق آشکار شد. اگر زنده بود، این یاوه‌گویی‌ها کم می‌شد و هر که می‌فهمید چه می‌گوید. (شرح نهج‌البلاغة، ج2، صص ۹۰ـ ۸۹) مالک اشتر با این اقدام، وحدت کلمه و یکپارچگی جامعه را حفظ کرد. او با شناخت دقیق خود از کوفیان می‌دانست که آنها همواره چشم به اقدامات خواص و بزرگان خود دارند. مالک با استفاده از موقعیت ممتازی که بین‌شان داشت، آنها را رهبری و هدایت کرد و شکافی را که ممکن بود از بیانات توهین‌آمیز این مرد در میان مردم ایجاد شود، از بین برد. البته، دیگر خواص نیز نظیر؛ عمار، هاشم مرقال و قیس‌بن‌سعد نیز نقش خود را به خوبی ایفا کردند و یک‌صدا از یاری امام در جنگ با معاویه سخن گفتند. آیا به باور نویسنده از میان بردن شکاف در جامعه و اقدام در جهت حفظ وحدت کلمه، غوغاسالاری است؟
نویسنده اقدام مالک اشتر در مقابله با سعیدبن‌عاص، فرماندار اموی را نیز یکی از مظاهر غوغاسالاری می‌داند. آیا در برابر انحصارطلبی اموی فرماندار کوفه که تمام عراق را ملک طلق خویش و قبیله و عشیره‌اش می‌دانست، باید سکوت کرد؟ کوفه پس از بلوایی که ولیدبن‌عقبه به‌پا کرده بود، اندک صباحی روی آرامش به خود می‌دید که سعیدبن‌عاص جایگزین ولید جا پای او گذاشت و منکراتی از خود بروز داد. مالک اشتر و بزرگان کوفه مترصد فرصتی بودند که مخالفت خود را با وی ابراز کنند و در یکی از شب‌نشینی‌های سعید و مالک این فرصت دست داد و درگیری بین اطرافیان مالک اشتر و داروغه کوفه به‌وجود آمد. اگر مالک این قوا و اطرافیان را نداشت، این مخالفت بحق در برابر اندیشه انحصاری اموی، درجا سرکوب می‌شد و زمینه‌سازی قیام مردم کوفه علیه ستم‌های ناروای فرماندار اموی کوفه هیچ‌گاه محقق نمی‌شد. مالک می‌دانست که در برابر زیاده‌خواهی‌های سعید باید محکم و استوار و قاطعانه ایستاد، زیرا آدم متجاوز اگر حاشیه امنی برای خود ببیند، در طغیانگری جری خواهد شد و در نتیجه مقابله با او سخت‌تر خواهد شد. مالک اشتر پس از این شب‌نشینی، همنشینی با سعید را ترک گفت و در کوفه به مخالفت علنی با اقدامات وی پرداخت. (تاریخ طبری، ج3 ، صص 36۵ ـ 36۴) نویسنده از اینکه مالک قاطعانه داروغه کوفه را تنبیه کرد، دلگیر و ناراحت است، ولی این قدرت‌نمایی باید صورت می‌گرفت تا زنگ خطر و هشداری به سعید باشد که نباید عراق را بستان امویان بداند. اگر این اقدام مالک، غوغاسالاری است، نهضت ابوذر غفاری در شام و ضد معاویه و خلیفه سوم نیز، باید غوغاسالاری شمرده شود. همچنان که قیام عمومی مردم علیه اقدامات زشت فرمانداران عثمان نیز، باید غوغاسالاری معنا یابد. پس آیا هر حرکت اصلاحی را در جامعه‌ای که والیان جور در آن ترکتازی می‌کنند، چون نظم و آرامش مورد نظر این والیان را بر هم می‌زند، باید غوغاسالاری خواند؟


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمهدی میرباقری
علم امام همان حقیقت ایمان است

قران می‌فرماید: «أَو من کان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها کذلک زین للکافرین ما کانوا یعملون» (انعام/ 122) بخش عمده‌ای از آیات قرآن مربوط به شیعیان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) است. کسانی که وارد وادی نور و ساحت ولایت اهل‌بیت(علیهم‌السلام) شدند، اوصافی دارند که قرآن، دنیا و آخرت و عوالم و سیرشان را توضیح داده است. از امیرالمؤمنین(ع) و از دیگر ائمه نقل شده که بخشی از قرآن درباره اهل‌بيت و دوستان ايشان است. «القرآن نزل‏ أثلاثا ثلث فينا و في أحبائنا» و این آیات فراوان است.
یکی از آیاتی که در قرآن مربوط به شیعیان ائمه(علیهم‌السلام) است، همین آیه‌ای است که در ابتدا آورده شد؛ در این آیه قرآن این دو دسته را مقایسه می‌کند. از آیه استفاده می‌شود که مؤمنان آنهایی هستند که خدای متعال به آنها حیات طیبه و نوري داده که با آن، مشی و سلوک می‌کنند و در بین مردم راه می‌روند. کفار اعمال‌شان زینت داده شده و آن را خیر می‌بینند؛ درحالی‌که آنها عمل‌شان و خودشان در وادی ظلمات هستند و نه خودشان از وادی ظلمات خارج می‌شوند و نه عمل‌شان آنها را از وادی ظلمات به‌سمت وادی نور می‌برد.

تبیین حیات و نور عطاشده به مؤمنان
در آیات دیگر هم این مطلب به شکل دیگری توضیح داده شده، خدای متعال می‌فرماید: «و ان لو استقاموا علی الطریقه لاسقیناهم ماء غدقا» (جن/ 16) اگر در آن صراط و طریقی که ما برای‌شان مقرر کردیم استقامت می‌کردند، آنها را با آب گوارا سیراب می‌کردیم. در اینجا طریقه به ولایت اهل‌بیت(علیهم‌السلام) تفسیر شده است.
اگر کسی مؤمن باشد و بر صراط اهل‌بیت(ع) استقامت کند و سختی‌های امر ولایت سبب تخلف او نشود، خدای متعال سقایت می‌کند و او را با آب گوارا سیراب می‌کند. در روايات گاهي از این «اِسقاء» به ایمان تعبير شده است. «لاشربنا قلوبهم الایمان» یعنی قلب‌شان را با ایمان سیراب می‌کردیم و ایمان وارد قلب‌شان می‌شد و مانند آب گوارایی قلب را سیراب می‌کرد و به حیات می‌رساند.

بیان حقیقت کلمه ماء
به تعبیر قرآن سرچشمه حیات آب است «و جعلنا من الماء کل شیء حی» (انبياء/ 30) این ماء در قرآن ظاهر و باطنی دارد، ظاهرش همین آبی است که از آسمان نازل می‌شود و سرچشمه حیات است؛ همه طبیعت، حیاتش وابسته به این آب است.
در باطن قرآن هم، آب به انحای مختلفی به حقیقت ولایت امام تفسير شده است. «و کان عرشه علی الماء» (هود/ 7) روايت است که معصوم فرمود این ماء، ولایت ماست که مستقر عرش الهی است؛ آیات دیگری نيز بر اين مطلب دلالت دارند و از جمله آیه 105 سوره مبارکه انفال «ينزل عليكم من السماء ماء لیطهركم به و يذهب عنكم رجز الشيطان و ليربط على‏ قلوبكم و يثبت به الأقدام‏» که البته، اين آیه در جنگ بدر و نسبت به آن باران به موقعی که بارید نازل شده است. چهار ویژگی در آیه برای این آب بیان شده است. خدای متعال از آسمان، آبی را برای شما فرو می‌فرستد كه رباط قلب و ثبات قدم و طهارت نفس است و پلیدی‌هایی که از شیطان به شما می‌رسد را دور می‌کند. «و ینزل علیکم» فعل ماضی نیست؛ یعنی به‌صورت مضارع آمده و مستمر بودن را نشان می‌دهد. خدای متعال از مقام رفیع آسمان بر شما آبی را نازل می‌کند که این چهار ویژگی را دارد. شیطان سعی می‌کند که آلودگی‌های خودش را به ما انتقال بدهد و همه ما و اهل و دیارمان را مسّ کند. مسّ شیطان آلوده می‌کند و این آب، رجس شیطان را از شما دور می‌کند. این چهار ویژگی است كه برای آب در اين آيه ذكر شده است.
در روایت آمده است که در اینجا مقصود از سماء، مقام منیع و رفیع نبی‌اکرم(ص) است که از آن مقام و از طریق ایشان خدای متعال ولایت امیرالمؤمنین(ع) را برای شما جاری می‌کند، این ماء ولایت امیرالمؤمنین(ع) است که وقتی جاری شد آن چهار ویژگی به دنبالش در انسان محقق می‌شود؛ هم طهارت نفس می‌آورد، هم آلودگی شیطان را دور می‌کند، هم رشته ارتباط قلب انسان با خدای متعال مستحکم می‌شود و هم در مسیر بندگی ثبات قدم پیدا می‌کند.

«ماء غدق» و حقیقت «علم و ایمان»
در برخی از روایات آمده که آنها را از علم امام منتفع می‌کردیم؛ زیرا علم از ساحت امام است و از ناحیه غیرامام نیست، چون ائمه «خُزان علم‌الله» هستند و هر کجا علم باشد ریشه‌اش به امام برمی‌گردد؛ زیرا خدای متعال علم را به غیرامام نداده است. اگر استقامت می‌کردند، آنها را از علم امام برخوردار می‌کردند، پس درواقع، علم امام همان حقیقت ایمان است.
این معنای آن روایت فوق‌العاده‌ای است که امام صادق از امام باقر(ع) نقل فرمودند: «يا بنی إعرف منازل الشیعه علي قدر روایتهم و معرفتهم فان المعرفه هی الدرایه للروایه و بالدرایات للروایات یعلو المومن إلی اقصی درجات الایمان» اگر می‌خواهید درجات شیعیان ما را ببینید چقدر است، ببینید چقدر روایت می‌دانند و چقدر معارف دست‌شان است؛ یعنی مقامات‌شان به اندازه معارف‌شان است. بعد حضرت فرمودند که راه رسیدن به معارف هم این است که روایت فهم بشوند؛ اگر باب فهم روایات به روی کسی باز شد و از سرچشمه روایات نوشید، به معرفت می‌رسد؛ با درایت در روایات و سیراب شدن از روایات و با باز شدن درهای فهم روایت به‌سوی قلب، مؤمن رفعت پیدا می‌کند و می‌تواند به بالاترین درجات ایمان هم برود.

جایگاه و مقامات اهل‌بیت(علیهم‌السلام)
چگونه خدای متعال ولایت نبی‌اکرم(ص) و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) را به ولایت خودش ضميمه کرده است؟ ولایت غیر در عرض ولایت خدا قرار ندارد، بلکه همان ولایت‌الله است. آنهایی که می‌گویند تمسک به اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و توسل و استمداد از آنها شرک است، تا اینجا را درست فهمیدند که به در خانه غیر از خدا رفتن، اعم از شرک خفی و جلی، شرک است؛ اما تمسك به ولايت اهل‌بيت(علیهم‌السلام)، عین توحید است، اگر این را نفهمند؛ می‌گویند عین شرک است، ولی اگر بفهمیم «من اطاعکم فقد اطاع الله و من عصاكم فقد عصي الله» آن‌وقت معنای این کلام امام رضا(ع) معلوم می‌شود که فرمودند: «مردم عبید ما هستند در طاعت و هرچه ما می‌گوییم باید اطاعت کنند؛ زیرا حرف ما حرف خداست.»
در کتاب کافی آمده است که از امام صادق(ع) پرسیدند: علم شما از کجاست؛ از کتب یا از معلم است؟ فرمودند: علم حقیقی ما را این آیه قرآن بیان کرده است: «کذلک اوحیینا إلیک روحاً من أمرنا»؛ یعنی آن روحی که به پیامبر وحی شد. خدای متعال کلمه روح را به پیامبر(ص) وحی کرد و با حضرت من وراء حجاب تکلم کرد و حقیقت روح را به ایشان عطا کرد. آن حقیقت روح در اختیار جبرائیل هم نیست، جبرئیل نمی‌تواند حامل آن باشد، چون اعظم از جبرئیل است، اینجا تکلم بدون حجاب است. «اوحينا اليك»؛ یعنی تکلمی است که جبرائیل آنجا واسطه نیست، آنجا کلمه روح القا شده و این کلمه روح، نور قرار داده شده است.
یکی از معانی روح در اینجا شاید همان حقیقت و سرّ قرآن است، سرّ قرآن همان حقیقت کلمه روح است که خدای متعال این کلمه روح را به این پیامبر در این عالم عطا کرده است. باطن علم امام هم روح و نور است که اگر به کسی عطا شد، هم زنده و هم روشن می‌شود؛ یعنی اگر کسی به باطن کلام امام رسید حتماً به حیات طیبه می‌رسد. همه اینها فروع علم امام و به تعبیر دیگر فروع ولایت امام است.
اگر آدم می‌خواهد وارد ساحت حیات و نور بشود، اول باید باطنش پر از نور شود؛ یعنی نور امام و حیات امام باید در درون انسان تجلی و ظهور کند؛ تا انسان به نور و حیات برسد. پس از آن، سیر در عالم حیات و ولایت شروع می‌شود.

بهره‌مندی از دریای علم معصوم(ع)
وجود امام صادق(ع) آن حیاتی را که در عالم انسانی دمیدند که حیات پیش از ظهور است و آن علم و معارفی که لازم بود بسط بدهند و آن حقیقت حیات طیبه‌ای که باید به اندازه ممکن، در عالم منتشر می‌شد (زیرا ائمه مکرر فرموده‌اند که این حقایق تا دوره ظهور محجوب است) آن مقداری که ممکن بود واقع و ظاهر بشود، به‌وسیله حضرت، هم به‌نحو کلی به دوستان اهل‌بیت و هم به‌نحو جزئی برای خواص واقع شد. هم در زمان اهل‌بیت بوده و هم در پس از آن زمان تاكنون، اگر کسی ظرف شد، امام صادق هم منتظرند. امام ابایی ندارند که تعلیم کنند.
وجود مقدس امام زمان(عج) هم همین‌طور هستند. امام صادق(ع) در این حیات و در این عالم انسانی دمیدند، فقط مسئله این نیست که فقه فرموده‌اند، بلکه حیاتی در عالم انسانی دمیدند و نوری در عالم انسانی تجلی دادند که این نور تا عصر ظهور شیعه را می‌برد؛ و این علم و حقیقتی که از آستان‌شان اظهار شد و این معارف و حیات طیبه‌ای که جاری شد و این دریایی که از نور و حیات برای ما قرار دادند تا در آن شناوری کنیم و در آن زنده و متنعم باشیم، تا پیش از ظهور کفایت می‌کند و انسان‌ها به اندازه ظرف‌شان از این دریا و از اسرار آن و ظاهر و باطن آن برمی‌دارند.


آیینه خواص

 


شمیم شریعت
علیرضا منصوری

واجب و برخی اقسام آن(۲)
واجب معلق: واجبي است كه در آن حكم وجوب به مكلف تعلق گرفته، اما حصول و انجام واجب متوقف بر امر غيرمقدوري (مانند فرارسیدن زمانی خاص) است؛ يعنى وجوبش فعلى است، ولى واجب را بايد در شرایط مشخصى انجام داد. یكي از امور غيرمقدوري كه ممكن است انجام واجب متوقف بر آن باشد؛ فرارسيدن زمان واجب است. در برخي موارد شخص به انجام عملي مكلف مي‌شود، ولي زمان انجام عمل هنوز فرانرسيده است و به‌اصطلاح فني زمان انجام واجب مدتي پس از زمان فعليت و ثبوت حكم از طرف شارع است.
برای نمونه، فرض كنيد شخصي در ماه شعبان مستطیع برای انجام حج می‌شود، در چنين صورت، حكم وجوب حج برعهدۀ وي ثابت شده و فعليت یافته، اما زمان انجام حج هنوز فرانرسيده و مكلف بايد منتظر بماند تا ايام ویژه حج كه ماه ذي‌الحجه است، فرارسد. اين نوع واجب را «واجب معلق» مي‌نامند.
واجب منجز: واجبى كه حصول و انجام واجب متوقف بر امر غيرمقدوري (مانند زمان خاص یا موضوع دیگری) نيست. به عبارت ساده‌تر زمان وجوب و زمان انجام واجب يكى است، مانند روزه ماه مبارک رمضان كه واجب مى‌شود و در همان وقت هم بايد آن را انجام داد. یا مانند وجوب نماز پس از فرارسيدن وقت آن. برای نمونه، هنگامي كه وقت نماز فرارسيد، حكم وجوب نماز بر شخص ثابت و همزمان وقت انجام آن نيز، آغاز مي‌شود و انجام نماز ظهر متوقف بر هيچ امر غيرمقدوري نيست.
واجب مطلق: واجبى كه در هر شرایطى وجوب دارد و حقیقت وجوبش مشروط به تحقق شرطی نیست. مانند نماز در مقایسه با طهارت، که به مجرد رسیدن وقت، نماز واجب می‌شود، چه شخص طهارت داشته باشد چه نداشته باشد، وجوب نماز بر گردنش است.
واجب مشروط: در واجب مشروط حكم وجوب متوقف و مشروط به وجود شرطي است و تا زماني كه آن شرط حاصل نشود، اصلاً وجوبي وجود ندارد، مانند حج كه به‌واسطه شرطِ استطاعت واجب مى‌شود.
واجب موسع: واجبى كه وقت انجام آن در يك بازه زماني وسيع است. به عبارت ديگر، واجبي كه مكلف بتواند عمل را در اول، وسط يا آخر وقت انجام دهد، مانند نماز ظهر كه وقتش از اول اذان ظهر تا مغرب است و بازه زمانی انجام آن نماز واجب بیشتر از انجام چهار رکعت نماز است.
واجب مضيق: واجبی که زمان تعیین‌شده برای آن از طرف شارع به اندازه نفس همان عمل و انجام دادن آن می‌باشد، به عبارت ساده وقت آن تنگ باشد، مانند روزه هر روز ماه مبارک که زمان آن از آغاز طلوع فجر تا غروب آفتاب است، نه ممكن است آن را جلو انداخت، نه عقب و مانند نماز جمعه كه بايد اول ظهر جمعه در مدت گنجايش نماز متعارف انجام گيرد.


به مناسبت 23 مرداد روز مقاومت اسلامی
شکستی که ننگ تاریخی برای ارتش عبری شد
حسن ابراهیمی

بیست‌وسوم مردادماه یادآور یکی از تحولات مهم و تاریخی در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی بود. رژیم صهیونیستی که خردادماه سال 61 به لبنان هجوم برده بود، در خرداد ماه سال 1379 (2000 میلادی) به خروج از لبنان مجبور شد. پس از آن لبنان و مقاومت اسلامی از سوی این رژیم منحوس بارها به حمله تهدید شد تا اینکه در قالب آغاز تجزیه کشورهای منطقه غرب آسیا در ادامه طرح خاورمیانه بزرگ، حمله سراسری رژیم صهیونیستی با عملیات پیش‌دستانه نیروهای مقاومت اسلامی لبنان موسوم به حزب‌الله، در عملیات کمین و به اسارت گرفتن دو نظامی صهیونیست آغاز شد. بررسی بیشتر ابعاد این حمله و پاسخ کوبنده حزب‌الله نشان می‌دهد که درمجموع، این تحولات به نفع جریان مقاومت رقم خورد؛ تحولاتی که زمینه سر برآوردن و عیان‌تر شدن نقش جریانی قدرتمند در منطقه با نام جبهه مقاومت شد.

بزرگ‌ترین شکست ارتش عبری
اگر چه هر دو طرف درگیر در این جنگ پایان 33 روز را روز پیروزی خود اعلام کردند، اما باید درنظر داشت، ارتش عبری که تجربه شکست‌های سنگین به ارتش‌های عربی را در جنگ‌های گذشته اعراب و اسرائیل از جمله جنگ شش‌روزه داشت، 33 روز پشت مرزهای لبنان ماند و با وجود بمباران‌های بی‌سابقه و استفاده انبوه از سلاح‌های نامتعارف، نتوانست مواضعی را در لبنان گرفته و تثبیت کند. در این‌زمینه، نمی‌توان گفت که ارتش عبری تضعیف شده، چراکه بنا به شواهد، این ارتش به جدیدترین و کاربردی‌ترین سلاح‌ها و آموزش‌ها مجهز بوده و از ارتش‌های برتر جهان به‌شمار می‌آید. تنها می‌توان گفت، قدرت گرفتن جریان مقاومت در قالب حزب‌الله لبنان اصلی‌ترین دلیل شکست ارتش عبری بوده است.

موشک جواب موشک
شاید مهم‌ترین بُعد برای مهاجران صهیونیست و غیرصهیونیست به فلسطین اشغالی جدا از کیفیت زمین‌ها و زیبایی منطقه برای زندگی، امنیت بوده که حزب‌الله لبنان با فناوری‌های موشکی موجود در جبهه مقاومت توانست این موضوع را اثبات کند که با وجود آنکه سپر دفاع موشکی و گنبد آهنین برای صهیونیست‌ها و مردم آمریکا هزینه‌های هنگفتی داشته، اما عملاً بی‌مصرف بوده و موشک‌های کاتیوشا با برد متوسط با فناوری‌های ایران به راحتی این گنبد را می‌شکنند. انهدام تانک‌های مرکاوا که تولید رژیم اشغالگر قدس بوده و افزون‌بر داشتن سامانه‌های دیوار دفاعی در برابر سلاح‌های ضد زره، در آن زمان تنها تانک مقاوم در برابر حملات هسته‌ای اعلام شده بود، بعد دیگری از شکست برای ارتش عبری محسوب می‌شد.

رویارویی ایران و آمریکا
در این میان، می‌توان گفت در این نبرد، به وضوح رویارویی ایران و آمریکا به شکل کوچک آن به نمایش گذاشته شد. هرچند حزب‌الله به‌واسطه فاصله زیاد از ایران نمی‌توانست بهره‌های لازم را از حامی اصلی خود، یعنی ایران ببرد، اما رژیم صهیونیستی به‌واسطه وسعت قلمرو ایالات متحده به‌راحتی به امکانات و تجهیزات ایالات متحده دسترسی داشت، در این جنگ اثبات شد که هرگونه حمله آمریکا به ایران می‌تواند چه عاقبتی را برای آنها به ارمغان بیاورد، چراکه حزب‌الله که یک گروه محدود چریکی و دور از محور اصلی بود، چنان بلایی سر آنها آورد تا هزینه رویارویی با ایران در این جنگ برای آمریکایی‌ها نیز، مشخص شود.
ننگ تاریخی برای ارتشی قدرتمند
نبرد ناهمتراز و استفاده مؤثر از عوارض زمین و ایجاد زیرساخت‌های مناسب دفاعی در مناطق دفاعی جنوب لبنان موضوعی بود که رزمندگان حزب‌الله لبنان در این منطقه اجرا کردند، اصل مهم در این مسئله، رعایت اصول اختفا، استتار و پوشش بود، به‌نحوی‌که با وجود آنکه ارتش عبری از تجهیزات بسیاری درزمینه، جمع‌آوری اطلاعات برخوردار بود، نتوانست شناخت خوبی از منطقه هدف خود داشته باشد و در همین منطقه به‌شدت زمین‌گیر شده و سخت‌ترین شکست تاریخ خود را متحمل شد؛ شکستی که حتی در جنگ‌های بعدی، مانند جنگ‌های سه‌گانه غزه هم اتفاق نیفتاد. حجم بالای خسارات به نیروی انسانی و تجهیزات یگان‌های مهاجم ارتش تا بن دندان مسلح صهیونیستی با وجود پشتیبانی آتش صددرصد هوایی و توپخانه‌ای از آنها چیزی نیست که بتوان به‌راحتی از آن گذشت، این نماد خفت و خواری برای آنهاست و مطمئناً تا زمان نابودی خود نمی‌توانند این خفت و خواری را جبران کنند.

توکل به خدا و امدادهای غیبی
درباره رزمندگان اسلام توکل و توسل و نیز، معنویت یک موضوع اساسی است و بنا به وعده‌های مصرح الهی در قرآن کریم، نصرت الهی همراه با توکل‌کنندگان به خداست. در این جنگ نیز شرکت‌کنندگان از هر دو جبهه به این امر اذعان داشته‌اند که عواملی خارج از امور عادی شکست یا پیروزی آنها دخیل بوده، به‌گونه‌ای‌که عده زیادی از نیروهای ارتش عبری حتی در قبال آنچه برای آنها اتفاق افتاده به جنون رسیده‌اند.


یادداشت
علیرضا جلالیان

گذار از رمزنگاری دیجیتالی!
از اولین نبردهای رخ‌داده در تاریخ تا به امروز، بحث داشتن اطلاعات کامل و صحیح از توانایی‌های خودی و دشمن و همچنین، حفظ این اطلاعات از دسترس نیروهای متخاصم، یکی از اولویت‌های اصلی بیشتر ارتش‌های جهان بوده است که در این میان، بحث انتقال اطلاعات به کاربران نیز، از جمله مباحث بسیار مهم در این بخش به‌شمار می‌رود.
از دوره باستان تا امروز برای حفظ امنیت پیام‌های ارسالی بین نیروهای نظامی، بحث «کدگذاری» مطرح بوده است. در آن دوران از کلمات و عبارات انحرافی و تمثیلی، یا حتی زبان شعر به منظور اشاره به اهداف اصلی استفاده می‌شده است.
امروزه و با ورود به هزاره جدید، اطلاعات ارزش بسیار بالاتری پیدا کرده و با انتقال امن آنها نیز برای واحدهای نظامی بسیار مهم به‌شمار می‌آیند. در حال حاضر اطلاعات مختلف، مانند دستور حرکت واحدهای نظامی، پیام‌های صوتی و یا تصویری، به حالت دیجیتال و دیتا تبدیل شده منتقل می‌شوند. آسمان بالای سر ما سرشار از اطلاعات رمزگذاری‌شده است. هم‌اکنون دستگاه‌های رمزکننده فراوانی در جهان برای نیروهای مسلح وجود دارد که با استفاده از آن، اطلاعات مورد نظر به کدهای خاصی تبدیل شده و برای کاربران مورد نظر ارسال می‌شود. در زمان دریافت نیز دستگاه‌های مورد نظر توان دریافت و درعین‌حال، خارج کردن پیام مورد نظر از حالت رمز را دارند.
اما نکته‌ای که وجود دارد اینکه؛ فارغ از دیجیتال و یا آنالوگ بودن این دستگاه‌ها و باتوجه به اینکه رمزگذاری و رمزگشایی در این فرایندها به نوعی مبتنی‌بر یک سری اصول و شناسه‌های مشخص است و در قالب الگوریتم‌هایی مشخص‌شده و البته، پیچیده انجام می‌شود، در حال حاضر با استفاده از اَبَررایانه‌های تحلیلگر می‌توان در مدت کوتاهی به الگوریتم رمزگذاری و رمزگشایی پیام‌ها پی برد. در این زمینه می‌توان به رمزگشایی اطلاعات پهپاد فوق پیشرفته آمریکایی به غنیمت گرفته‌شده آرکیو 170 اشاره کرد که اطلاعات آن طی یک فرایند پیچیده و مدت‌دار رمزگشایی شد و بخشی از آن برای نشان دادن قدرت اطلاعاتی نیروی مسلح به دشمن به نمایش گذاشته شد.
البته، در حال حاضر باتوجه به اینکه اطلاعات تصویری و صوتی هم افزون‌بر دیگر داده‌ها رمزگذاری می‌شود، پیدا کردن راه دیگری برای رمزگذاری کردن داده‌ها بسیار سخت است، اما باید توجه داشت اصلی‌ترین راهبرد دشمن، به‌ویژه ایالات متحده در هرگونه مقابله نظامی، امنیتی و اقتصادی، کسب اطلاعات از اوضاع مختلف کشور است و با توجه به وضعیت‌های موجود و راهبردهای تنظیم‌شده از سوی سران امنیتی کشورهای متخاصم در این زمینه و جاسوسی‌های گسترده که همراهی فناوری‌های پیشرفته را با خود دارد، لزوم ایجاد یک ساختار رمزگذاری و رمزگشایی برای داشتن ارتباطات امن در شبکه‌ها و راهروهای ارتباطی، راهبردی اساسی برای تمام کشور، به‌ویژه نیروهای مسلح و نیروهای امنیتی است. ضرورت دارد نیروهای مسلح آینده، از هم‌اکنون در این حوزه، دست به کار شوند. در این زمین نمی‌توان با ابزار دشمن عمل کرد.


گلی از باغ

ماجرای یک اخراجی در کتاب «اخراجی‌ها»
انتخاب نام کتاب، یکی از حساس‌ترین کارهای یک نویسنده است؛ انتخابی که بتوان با آن مخاطب بیشتری را به سمت کتاب جلب کرد که البته، با رعایت موازین اخلاقی این امر کمی سخت‌تر هم می‌شود. نام اخراجی‌ها اگرچه با سه‌گانه مسعود ده‌نمکی عجین شده، اما می‌تواند نام یک اثر مکتوب باشد، اثری که در ذهن مخاطب خوب بنشیند.
کتاب «اخراجی‌‌ها» خاطرات سردار شهید حاج‌احد محرمی علافی، معروف به «دائی»، اثر غلامرضا قلی‌زاده و موسی غیور است که مؤسسه شهید کاظمی آن را در 485 صفحه و دو هزار و500 نسخه با قیمت 15 هزار تومان روانه بازار نشر کتاب کرده است.
حاج‌احد در خاطراتش بارها از درگیر شدن با نیروهای ضدانقلاب یاد کرده و به درگیری‌های آن روزها اشاره کرده است. او که از دوران نوجوانی پدر را از دست داده و بار زندگی را در کنار مادرش به دوش کشیده بود، آماده تحمل هر سختی بود که در کتاب نیز، خواننده آن را لمس می‌کند.
جفایی که در حق بچه‌های انقلاب می‌شود، یکی از نکاتی است که در این کتاب به آن اشاره شده است و در بازخوانی خاطرات وی، این نکته مشهود است.
برجستگی دیگر این اثر این است که در مرور خاطرات حاج‌احد، مختصاتی از اوضاع آن روزهای تبریز، به‌ویژه سال‌های انقلاب را به خواننده منتقل می‌کند و همین نکته، وجه تمایز کتاب با دیگر کتب تاریخ شفاهی دفاع مقدس است.
شخصیت ویژه شهید محرمی علافی یا همان حاج‌احد و به قول برخی اطرافیانش «دائی»، عامل نام‌گذاری این کتاب به «اخراجی‌ها» است. او که از پیش از انقلاب پا به هرجایی حتی برای کار می‌گذارد، به‌دلیل زبان حق‌گویی که در کام دارد اخراج می‌شود، دلیلی برای نام‌گذاری این کتاب است. او که هرگز نمی‌تواند از حق بگذرد، با افرادی که حق را زیر پا می‌گذارند، درگیر می‌شود و همین دلیلی برای اخراج شدن وی می‌شود. هر چند از نگاه برخی منتقدان، این کتاب، خوب ویرایش نشده و انگار با همان سبک کلام راوی به نگارش درآمده است، اما مهم‌تر از آن، این است که کتاب گنجینه بکری از خاطرات دوران دفاع مقدس دارد.


قبیله آفتاب

مروارید دست‌بسته
خردادماه امسال بود که سردار سیدمحمد باقرزاده در نشستی خبری در ستاد معراج شهدای مرکز، توضیحات تکمیلی‌ای درباره 270 شهید تازه‌تفحص‌شده‌ای که بلافاصله به کشور بازگشتند، داد. در پایان این نشست هم در اقدامی زیبا، پیکر پاک یکی از شهدای غواص تازه‌تفحص‌شده از مجموع 175 شهید غواص، در قالب یک تابوت شیشه‌ای به نمایش گذاشته شد؛ شهید غواصی که دست‌هایش با سیم بسته شده و زنده به گور شده بود. آن زمان شاید کسی تصور نمی‌کرد که پس از دو ماه این شهید دست‌بسته شناسایی شود. اما پس از این همه مدت شناسایی شد. او کسی نبود جز شهید «منصور مهدوی‌نیاکی».
در سوم فروردین ماه سال 1346 در خانواده‌‌ای متدین و پاکدامن کودکی به دنیا آمد که نام زیبای «منصور» را بر او نهادند. دیباچه‌ زندگی منصور بیانگر آینده درخشانش بود. از کودکی مؤدب و آرام بود. روابط و تعامل حسنه‌ای با دیگران داشت. دوران ابتدایی را در دبستان پستا (تقوا) و راهنمایی را در مدرسه شهید سقا علیزاده، پشت سر گذاشت و دوره متوسطه را در دبیرستان امام خمینی(ره) آغاز کرد. منصور، فرد مستعد و خوش‌فکری بود و در کنار فعالیت‌های درسی و آموزشی به هنرهای خوشنویسی و نقاشی و همچنین، به تلاش‌های ورزشی می‌پرداخت. در زمینه هنرهای رزمی و غواصی دوره تخصصی را گذرانده بود. منصور در همان اوایل دوران نوجوانی به واجبات اهمیت ویژه‌ای می‌داد و اهتمام داشت که نماز شب را اقامه کند و در فراگیری قرآن و  علوم قرآنی، گوی سبقت را برباید. فعالانه در انجمن اسلامی دانش‌‌آموزان آمل و همچنین انجمن اسلامی محل و فرماندهی پایگاه شهید محله حاضر می‌شد و در مسائل تربیتی مدرسه، تلاش چشمگیری داشت. با شروع جنگ تحمیلی، با وجود داشتن 16 سال سن، راهی جبهه‌های نور علیه ظلمت شد و طی چهار مرحله، برای دفاع از کیان کشور و ارزش‌های اسلامی به مناطق جنگی اعزام شد. منصور از غواصان لشکر 25 کربلا بود که در عملیات «والفجر6» و «هورالعظیم» و «کربلای4» شرکت داشت. سرانجام در سن 19 سالگی در تاریخ (۴/۱۰/۶۵) در عملیات کربلای4 به فیض والای شهادت رسید. پیکر پاک و مطهر شهید «منصور مهدوی‌نیاکی» در جریان تفحص شهدای غواص، در عراق پیدا شد و مردادماه سال 1394 شناسایی و چندی بعد به ایران منتقل شد.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به برنامه «خندوانه»
از خنده زورکی تا طنز فاخر
مهدی امیدی

«خندوانه» این روزها به یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های سیما تبدیل شده است؛ برنامه‌ای که در ابتدا چندان جدی گرفته نمی‌شد، اما رفته‌رفته خود را به‌منزله یکی از برنامه‌های با قابلیت بالای جذب مخاطب معرفی کرد. «خندوانه» در سری پیشین، در حد یک برنامه ترکیبی طنز با محوریت شوخی و «تمرین خندیدن» بود؛ یعنی رامبد جوان، شخصیت اصلی این برنامه سعی می‌کرد با حرکات و ادای صداهایی، هم تماشاگران داخل استودیو و هم بینندگان تلویزیونی خود را به خنده وادارد؛ اما سری جدید این برنامه کمی از این حد فراتر رفته و حرف‌هایی برای گفتن دارد. در این نوشتار، ویژگی‌های مثبت و منفی این برنامه را بررسی می‌کنیم.
۱ـ در زمان و زمانه‌ای زندگی می‌كنیم كه سلطه ماشینیسم، گسترش ابزار و مناسبات مدرن، توسعه شهرنشینی، گرفتار شدن در ترافیك‌های پرازدحام و مملو از آلودگی صوتی و محیطی، غرق شدن در كشمكش‌های مختلف روزمره، زندگی بیشتر ما را دچار وضعیت فرساینده و خسته‌كننده‌ای كرده است. به واسطه این شرایط، هرچند بشر امروز در آسودگی جسمی به سر می‌برد و برخی از ما به لطف فناوری‌های جدید، گاهی در شبانه‌روز حتی چند دقیقه‌ای را هم به خود زحمت حركت و جنبش نمی‌دهیم، اما تنش‌های روانی و فشارهای عصبی طاقت‌فرسایی بر زندگی انسان امروز تحمیل شده است. در چنین شرایطی، وجود پنجره‌هایی كه نمایی از دنیای لطیف را نشان‌مان دهد، محسوس است. در کنار آداب دینی و مذهبی، ادبیات، هنر و همچنین ورزش، یکی دیگر از ابزارهایی که به پالایش روانی انسان‌ها کمک می‌کند، طنز است. بنابراین، کسی نمی‌تواند لزوم وجود برنامه‌های طنز و کمدی، ازجمله «خندوانه» را انکار کند. کارکرد اولیه و اصلی این برنامه هم در همین راستا ارزیابی می‌شود و قابل قبول است.
۲ـ رامبد جوان از ظرفیت برنامه‌اش تنها برای خنده و سرگرمی استفاده نمی‌کند. سری پیشین برنامه «خندوانه» این خلأ را داشت، اما سری جدید برنامه که در ماه‌های اخیر از شبکه نسیم روی آنتن می‌رود، با دعوت از میهمان‌های ویژه خود، توانسته است به محتوایی تأثیرگذار هم دست یابد. میهمانانی، چون رزمندگان و ایثارگران دوران دفاع مقدس، شخصیت‌های موفق سیاسی، اجتماعی و علمی و همچنین دعوت از گروهی از مهاجران افغانستانی و بیان حرف‌های دل این مردم، اتفاقات مثبت و تحسین‌آمیز این برنامه است.
۳ـ با وجود ضرورت پخش برنامه «خندوانه» و افزایش بار محتوایی این برنامه در سری جدید، اما برنامه رامبد جوان همچنان با معضل دوری از طنز واقعی روبه‌رو است. این برنامه نظریه روانشناسی خنده را سرلوحه کار خود قرار داده است؛ نظریه‌ای که خنده را نوعی مخدر می‌داند. براساس این نظریه، انسان‌ها برای فراموشی و غفلت از مسائل و مصائب زندگی خود، باید هر روز چند دقیقه‌ای بخندند! حتی اگر بهانه‌ای برای خندیدن وجود نداشته باشد؛ به‌عبارتی، باید زورکی خندید. ایراد بزرگ برنامه «خندوانه» هم همین است که به‌جای فراهم کردن موقعیت‌های کمدی و طنز فاخر، به خنده زورکی گرایش دارد. این سبب شده است، برنامه گاه به لودگی میل کند و به چیزی که می‌توان آن را خنده بیهوده نام گذاشت، دچار شود. خنده زورکی، در خوش‌بینانه‌ترین حالت، کارکردی در حد مسکّن دارد. برای لحظاتی می‌تواند انسان را از غم رها کند، اما درمان‌بخش نیست. طنز درمان‌بخش، با افزایش خودآگاهی و بیداری همراه است و طنز فاخر، از حرکات سخیف و لودگی و استخراج صداهای ناهنجار دور است.
۴ـ برنامه «خندوانه» به سبک نمایش‌های کمدی شبکه‌های تلویزیونی غربی ساخته و پرداخته می‌شود. نمایش‌هایی که درواقع نوعی سیرک کوچک هستند؛ در وسط آنها یک بازیگر یا دلقک قرار می‌گیرد و با همراهی تماشاگران اطراف خود، حرکات یا حرف‌های مضحکی را اجرا می‌کند. رامبد جوان هم در برنامه «خندوانه» درحال انجام همین کار است. البته بخش ویژه گفت‌وگو با میهمان برنامه از این قاعده مستثنی است، اما بخش‌های دیگر برنامه به ایجاد حرکات و بیان حرف‌هایی محدود می‌شود که فقط مخاطب را سرگرم می‌کند و ارزش فرهنگی افزوده‌ای درپی ندارد. این سبب شده است برنامه دچار یک نوع دوگانگی شود، یعنی یک بخش سبک و پیش‌پاافتاده است و یک بخش قابل تأمل و خوب. این درحالی است که رامبد جوان از کمدین‌های پرسابقه سینما و تلویزیون است و انتظار می‌رود، با بهره از تجربیات خود، برنامه‌ای را که برعهده گرفته است. به افق بالاتری هدایت کند و بتواند میان بخش میهمان ویژه و شوخی‌های خود، همسانی و هماهنگی ایجاد کند. نکته مهم این است که همه کمبودهای این برنامه را نمی‌توان به امثال رامبد جوان وارد کرد. او یک بازیگر و درنهایت یک کارگردان است؛ اما مسئولیت اصلی برعهده صداوسیما است. باید با گردهمایی اندیشمندان و نگره‌پردازهای هنر و رسانه، مبانی طنز حکیمانه و فرهیخته و متناسب با هویت اسلامی و ایرانی استخراج کرد و در اختیار برنامه‌سازان قرار گیرد. در این صورت می‌توان به ایجاد خنده همراه با تفکر و اعتلای فرهنگی کمک کرد.


تأملی بر فیلم «دوران عاشقی»
تم خیانت و مظلوم‌نمایی اشراف
حسین کارگر

سینمای بدنه (حرفه‌ای) در ایران، سال‌هاست که به کارزاری برای تبلیغ و حمایت از انگاره‌های شبه‌روشنفکری تبدیل شده است و دیگر جریان‌های فکری در آن، منزوی هستند. این نوع فیلم‌ها، نگره خاصی به جامعه و دنیای اطراف دارند. «دوران عاشقی» از نمونه فیلم‌هایی است که نوعی نگاه خاص شبه‌روشنفکران به مسائل اجتماعی دارد.
توجه بیش‌ازحد به دغدغه‌های پوچ زندگی اشرافی و تبدیل کردن خیانت زوج‌ها به یک معضل اساسی، از جمله شاخصه‌های مضمونی جریان سینمای بدنه در ایران است. فیلم «دوران عاشقی» هم هیچ حرف تازه‌ای برای سینمای ما ندارد و تکراری از ماجراها و داستان‌هایی درباره خیانت یک مرد به همسرش و... است، حتی شهاب حسینی، لیلا حاتمی و فرهاد اصلانی، نتوانسته‌اند نقش‌آفرینی خوبی را از خود به یادگار بگذارند.
فیلم‌هایی چون «دوران عاشقی» با دو هدف عمده ساخته می‌شوند؛ اول کسب درآمد و فتح گیشه به ساده‌ترین روش ممکن که همان دست گذاشتن روی ماجراهای عشق مثلثی و خیانت است و دوم، ترویج تصویر و تصوری مطابق منافع طبقه سرمایه‌دار.
نکته مهم این است که وقتی این فیلم را در کنار چندین فیلم دیگری می‌گذاریم که طی سال‌های اخیر شبه‌روشنفکرهای سینما آنها را ساخته‌اند، به یک پازل اجتماعی می‌رسیم. این پازل به این ترتیب است که سعی دارد از طبقات سرمایه‌دار و فرادست جامعه امروز ایران چهره‌ای مظلوم و مقبول نشان داده و در مقابل، تصویری نفرت‌انگیز و متوحش از جنوب‌شهری‌ها و طبقه فرودست ارائه دهد. این نوع نگاه در تعدادی از فیلم‌های اکران‌شده در سال 94 دیده می‌شود. به‌جز «دوران عاشقی»، فیلم «رخ دیوانه» هم مروج چنین دیدگاهی درباره طبقات اجتماعی بود.
فیلم «دوران عاشقی» ساخته علیرضا رئیسیان نیز، قطعه‌ای از همین پازل است که تصویری منفی و بدسیرت از قشر مستضعف جامعه نمایش می‌دهد. محور اصلی روایت فیلم، خیانت است؛ داستان تکراری زن‌هایی که به شوهرشان مشکوک هستند و مردهایی که برای تنوع زن دوم می‌گیرند! شخصیت اصلی فیلم، وکیلی به نام بیتا تمدن (با بازی لیلا حاتمی) است؛ زن ثروتمندی که مظهر ایثار، انسانیت و «تمدن» است. تضاد شخصیت موقر و تحسین‌برانگیز او با تصویر تحقیرآمیزی که فیلم از مردم جنوب تهران نشان می‌دهد، زننده است. حضور چند دقیقه‌ای خانم وکیل ثروتمند و باکلاس در یکی از محله‌های فقیرنشین پایین شهر، با سرقت ماشین او همراه می‌شود. البته او آنقدر بزرگ‌منش است که دزد ماشین خود را می‌بخشد! یکی از موکل‌های او، دختر فقیری است که همسر موقت مردی شده که به وی ظلم کرده است. وقتی خانم تمدن در دادگاه به سود او به پیروزی می‌رسد، همین دختر فقیر برای مشتی پول همه چیز را به هم می‌ریزد و سبب باخت تمدن می‌شود.


خبرها

فیلمی درباره انفجار شعبه مک‌دونالد در تهران
علی وزیریان، کارگردان سینما از ساختن فیلم جدیدش با محور موضوعات هسته‌ای خبر داد.
این کارگردان در گفت‌و‌گو با سینماپرس درباره جدیدترین فعالیت خود، گفت: نگارش فیلمنامه «مظنونین برجام» را به‌تازگی به پایان رساندم و مشغول بازنویسی آن هستم.
داستان فیلم «مظنونین برجام» در ژانر حادثه‌ای، معمایی و سیاسی، در آینده نزدیک رخ می‌دهد. فیلم با سکانس انفجار شعبه «مک‌دونالد» در یکی از خیابان‌های تهران آغاز می‌شود. چند کشور غربی و در رأس آنها آمریکا درباره حمایت ایران از سوریه، یمن و حزب‌الله لبنان و موارد مشابه دیگر اختلافات جدی و عمیق‌تری از پیش پیدا کرده‌اند. بندهای مبهم و اختلاف‌برانگیز توافقنامه «برجام» نیز این اختلافات را مضاعف کرده است. مسائلی چون بازدید از پایگاه نظامی پارچین به‌عنوان یک منطقۀ نظامی و بازرسی از مراکز حساس و همچنین مطرح شدن برنامه موشکی ایران در قطعنامه ۲۲۳۱، از جمله موارد آنهاست.

انتشار شعرها و ترانه‌های ضدآمریکایی ملل

قطعه موسیقی «آمریکا آمریکا» به‌عنوان نخستین اثر از کتاب و آلبوم «مجموعه شعر ضدآمریکایی ملل» منتشر شد.
این مجموعه قرار است در قالب یک کتاب و آلبوم صوتی منتشر شود، اما پیش از آن، برخی از شعرها به‌صورت 14 قطعه موسیقی، یا با صدای خوانندگان یا به شکل دکلمه در فضای مجازی منتشر می‌شود.
هفته دوم نیز شعر «این آمریکا چیست؟» علی‌محمد مؤدب و در هفته سوم شعری از نزار قبانی و... منتشر می‌شود؛ به همین ترتیب، هر هفته یک قطعه روی پایگاه اینترنتی «راه نوا» قرار می‌گیرد.

مدیرعامل جدید انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس منصوب شد

محمدحسین نیرومند مدیرعامل جدید انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس شد. پیش از این محمدرضا شرف‌الدین، مدیرعامل این انجمن بود.
انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس، از تشکل‌های وابسته به مؤسسه روایت فتح است که مسئولیت اصلی آن، حمایت از تولیدات سینمایی در حوزه انقلاب و دفاع مقدس است.


گزیده مطالب

پیشنهاد روز جهانی پیوند اسلام
و مسیحیت علیه صهیونیسم جهانی!

اسارت جهان مسیحیت در دست صهیونیست‌های مولتی‌میلیاردر یهودی‌تبار از اصلی‌ترین موضوعات فراموش‌شده دنیای معاصر است، پشت‌پا زدن جهان مسیحیت به همه اصول و ارزش‌ها با هدف رسیدن به خوشی و لذت و حذف فرهنگ رنج‌سازنده و جایگزینی فرهنگ رفاه‌سوزنده از وحشتناک‌ترین فتنه‌های دنیای معاصر است که از سوی صهیونیست‌ها به پیروان حضرت مسیح(ع) تحمیل شده است. ثمره این ظلم تاریخی و دو هزار سال فتنه شبانه‌روزی افراطیون یهودی علیه جهان مسیحیت، نابودی کامل استعدادهای جهان مسیحیت است. حاصل دو هزار سال فتنه شبانه‌روزی اشرار گمراه این قوم علیه مسیحیت این است که با اعمال سیاست، رباخواری، حرامخواری، نجس‌خواری و ... قدرت هرگونه واکنش آزادیخواهانه را از تشکل‌های مسیحی سلب کرده‌اند، هر چند که با رسیدن رایحه خوش انقلاب اسلامی به مشام خوبان امت مسیح و فریاد بیداری انقلاب اسلامی به گوش خواص و عوام جهان مسیحیت، دل‌های ملت‌های غربی مملو از عقده و کینه علیه غاصبان و زورگویان صهیونیست‌ یهودی‌تبار حاکم بر کشورهای غربی شده است، اما با تمامی این عقده‌ها و کینه‌ها، هنوز مسیحیت اصیل و بیدار غربی به مرحله‌ای از بصیرت و آگاهی نرسیده که بتواند واکنش مناسبی در مقابل زیاده‌خواهی‌های ایشان نشان بدهد و این معما را که چرا ۹۹ درصد مسیحیان زورشان به یک درصد صهیونیست‌های خونخوار یهودی‌تبار نمی‌رسد، چرا بیش از ۹۵ درصد قدرت و ثروت در انحصار و اختیار یهود است، حل کند؟!
چرا بیش از ۹۹ درصد گلوگاه‌های اصلی قدرت و ثروت در اختیار و انحصار یهود‌یان این کشورهاست؟! و حتی یک نفر مسیحی‌تبار در مدیریت‌های اصلی و کلان جهان غرب نفوذ ندارد!‌ و چراهای دیگر... البته نباید یهودیان غیرصهیونیست‌ را شریک یهودیان صهیونیست و جنایات آنان کرد.
اینها از مهم‌ترین و اصلی‌ترین معماهای موجود در زندگی انسان معاصر غربی است؛ معماهایی که اگر راز آنها در بین مردم دنیا فاش نشود، هرج‌ومرج علمی و فکری بر زندگی انسان معاصر حاکم‌شده و اوضاع روزبه‌روز بدتر خواهد شد. نابودی محیط‌زیست و هلاکت نسل انسان، کمترین ثمره آن است. رسالت انقلاب اسلامی افشای تمام این رازها و حل این معماهاست؛ رازها و معماهایی که جهان مسیحیت از افشا و حل آنها عاجز است. توجه به مظلومیت و استضعاف مضاعف جهان مسیحیت و ارائه طرح و برنامه برای آزادی این بسیاری از مردم عادی و مهربان و صلح‌طلب مسیحیت که امروز به‌دلیل عدم آگاهی از این رازها و معماها به عاملان ترویج و توسعه خشونت تبدیل شده‌اند و رهایی امت مسیح(ع) از دست خونخواران صهیونیست‌، از اصلی‌ترین و مهم‌ترین وظایف جهان اسلام است. عقده‌ها و کینه‌های مقدسی که در دل همه مسیحیان عالم علیه صهیونیست‌های غاصب جهان غرب است، بهترین سرمایه ممکن برای همه آزادیخواهان جهان است. با ایجاد این حب و بغض است که می‌توان دو میلیارد مسیحی را برای بازپس‌گیری حق مسلم خود آماده کرده و با شعله‌ور کردن انتفاضه بین‌المللی در جهان غرب، با هدف انتقال قدرت و ثروت از صهیونیست‌های به ظاهر یهودی‌تبار خونخوار به مسیحیان اصیل صلح‌طلب، زمینه را برای ظهور حضرت مسیح(ع) آماده کرد. هر چند که کشورهای غربی زیرسلطه کامل صهیونیست‌ها هستند و در هیچ کشور غربی، مسیحیان استقلال عمل در مدیریت کشور خود در راستای حفظ منافع ملت‌های مسیحی ندارند، اما مرکز اصلی همه این فتنه‌ها، سرزمین آمریکا است و به عبارت دیگر، در جهان غرب سرزمین موعود یهودیان صهیونیست نژادپرست، آمریکاست، تا روزی که این مرکز به‌دست امت مسیح(ع) فتح نشده و از حاکمیت اشرار و افراطی‌های صهیونیست آزاد نشود، امکان آزادی جهان مسیحیت از قید و بند این صهیونیست‌ها در دیگر کشورهای غربی و اروپایی وجود ندارد، برای کاشتن یک نطفه سالم و صحیح انقلابی و بارور کردن این نطفه برای آزادی آمریکا از سلطه خونخواران صهیونیست‌ بهترین راه ممکن تعیین یک‌روز مشخص و مقدس در هر سال برای اعلام آمادگی جهان مسیحیت در اعتراض به اشغال آمریکا است؛ سرزمینی که در آن هر آنچه که صهیونیست‌ها اراده می‌کنند، به مسیحیان مظلوم و مستضعف تحمیل می‌‌شود و هیچ مسیحی حق خروج از خط قرمزهای تعیین شده از سوی صهیونیست‌ بین‌الملل را ندارد. همان‌گونه که جهان اسلام، روز قدس را برای آزادی فلسطین و آزادی جهان اسلام از حاکمیت ظالمانه صهیونیست‌ها اعلام کرده، جهان مسیحیت هم باید یک‌روز همانند روز قدس را انتخاب کرده و برای مبارزه با صهیونیست‌ها، مسیحیان دنیای معاصر، به‌ویژه جهان غرب را بسیج کند.
تهران ـ محمدعلی باقری


تریبون

جمع‌بندی تریبون ـ۹
ارزیابی شما از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) چیست؟
در کشاکش بررسی‌های مختلف از برجام و قطعنامه 2231 در ایران، ایالات متحده و عمده مراکز مطالعاتی حوزه روابط بین‌الملل جهان، این شماره از مسابقه پیامکی تریبون را به نظر عموم مردم درباره این برنامه اختصاص دادیم، که در ادامه جمع‌بندی نظرات را می‌خوانید.
بدعهدی‌های طرف مقابل
عده‌ای از همراهان بر موضوع بدعهدی‌ها و اعتمادناپذیر بودن طرف مقابل در موضوع برجام تأکید دارند که در این میان، «احمد محمدي» از آبيک معتقد است: «برجام آزمون بزرگي براي صداقتِ نداشته آمريکاست.» «محمدحسين آهار» از يزد با نظراتی مشابه درباره بدعهدی‌ها نوشته است: «بايد با تمام وجود گوش به فرمان رهبر باشيم و ايشان را فصل‌الخطاب بدانيم.» «مجيد حسن‌زاده» از قوچان، «محمد عباسقلي‌پور» از املش و «مهدي خزایي» از صحنه هم به اطمینان‌ناپذیر بودن آمریکا اشاره کرده و «رامين محرمي» از شوط معتقد است: «اگر آمريكا عهدشكني نكند و ايران بتواند به بهترين شكل از موقعيت به‌وجود آمده بهره ببرد، به غول اقتصادي در منطقه و يك ابرقدرت تبديل خواهد شد.» «سيدعلي حسيني» از اسفراين هم معتقد است: «غرب و آمريکا به‌شدت به توافق با ايران نيازمند بودند؛ لذا بهتر بود امتيازات بهتري را دريافت می‌کردیم!» «مريم وفايى» از زرين‌شهر هم مسئولان كشور را به هوشیاری در برابر بدعهدی‌ها دعوت کرده است.
خطوط قرمز رهبری
«حامد حيدري» از قم به عبور از برخي خط قرمزها در برجام اشاره کرده که لغونشدن کليه تحريم‌ها، مذاکره درباره برخي موضوعات غیر از موضوع هسته‌اي، از جمله موضوع موشکي ايران، وجود امکان بازرسي از مراکز نظامي را از آن جمله دانسته است. «محمود عظمتي» از گلپايگان خوب بودن برجام را در گرو رعایت خطوط قرمز امام خامنه‌ای دانسته است. «اکبر سياهي» از يامچي هم در پیام خود درباره حفره‌های امنیتی ناشی از پذیرفتن برجام هشدار داده است. «جواد آبي» از همدان بر خطوط قرمز رهبری تأکید دارد و «حسن خزايي» از صحنه معتقد است: «درباره برجام وحدت ملی نیاز است و این وحدت تنها در سایه ولایت امکان‌پذیر است و نه کس دیگر، حتی یک حقوقدان یا نظامی.»

به نفع ما نیست
عده‌ای دیگر معتقدند که این برنامه به نفع ما نیست. از این میان «سيدموسي ميرزاده» از رشت اين توافق را پیش از اينکه به نفع ما باشد به نفع شرکت‌هاي اروپايي می‌داند و می‌گوید از ورشکستگي و رکود اقتصادي آنها جلوگيري می‌کنیم و بازارهاي ما مملو از کالاهاي خارجي می‌شود و اين به معناي آن است که اقتصاد مقاومتي از عمل به شعار تبديل می‌شود. «قربان اميني» از ميانه، برجام را کودتاي نرم عليه خودکفايي در تمامي عرصه‌ها و وابستگي مجدد می‌داند. «علي رحمتي» از لنگرود هم معتقد است: «برجام براي ايران محدويت‌هاي خاص داشته و در عمق و گستره آن نمي‌توان دستاوردي را پيش‌بيني کرد. «سميه قره‌خاني» از شوط هم از پیامدهای برجام در آینده احساس نگرانی کرده است.
توافق تاکتیکی است
«پرويز رحيميان» از شهرکرد با مبنا قرار دادن سخن امام خامنه‌ای گفته است: «چه این برنامه تصويب بشود، چه نشود، موضع ما در برابر شيطان بزرگ و حمايت از محور مقاومت تغييري نخواهد کرد.» «مرضيه احمدي» از داران ضمن تأکید بر هوشیاری تیم مذاکره‌کننده، توجه به عدم دو دستگی و تفرقه را در این ماجرا مهم می‌داند. «مهناز پيري» از اروميه هم گفته است که «در وضع فعلي برجام به نفع کشور است و بايد از فرصت‌هاي پس از آن نهايت بهره را جست.» «علي محرمي» از چالدران با اشاره به اینکه تا حد زيادي ما را از برنامه هسته‌اي دور و سرعت کارهاي هسته‌اي را کُند می‌کند، گفته است: «ولي دشمن تسليم شدن و شکست ايرانيان را در خواب هم نخواهد دهيد.» «آيت رستمي» از جوانرود با اشاره به اینکه در حاشیه برنامه برجام وزير امور خارجه آنها اعتراف به ناتوان بودن گزينه نظامي وتحريم‌ها در مقابل ايران داشته مثبت بوده و قابل ستايش است.
هوشیاری لازم است
«محمد زارعي برآبادي» از خواف ضمن تأیید بردـ برد بودن مذاکرات، مذاکره‌کنندگان را به هوشیاری بیشتر در ادامه کار توجه داد. «مهدي انصاري» از اصفهان و «امين چراغيان» از ايذه هم نظری مشابه دارند. «نوروزي» از ابهر هم معتقد است: «چون آنها توان مقابله نظامی و اقتصادی خود را ازدست‌رفته می‌دانستند، می‌خواستند با مذاکره و این توافق برنامه جدیدی برای مهار ایران داشته باشند؛ لذا برجام، هم خوب است و هم بد.»
برندگان تریبون ـ ۹
مرضيه احمدي از داران/ نوروزي از ابهر/ سيدموسي ميرزاده از رشت
پرسش تریبون ـ ۱۰
از نظر شما شاخصه مهم دولت تراز جمهوری اسلامی چیست؟


کتیبه سبز

مهربانا زودتر برگرد
تو نمی‌آیی مگر وقتی جگر گل کرده باشد
در شب وحشی، خطر پشت خطر گل کرده باشد
شایعه شد که نمی‌آیی، ولی من مطمئنم
می‌رسی از راه وقتی که خبر گل کرده باشد
اولین جایی که استقبال می‌آید، شلمچه است
بس که در آن خاک، مفقودالاثر گل کرده باشد
دست جانبازی اگر شد قطع در پایت، غمی نیست
منتظر هستیم جایش بال و پر گل کرده باشد
نیزه‌هایی که محرم از دل گودال سر زد
حال باید آخر ماه صفر گل کرده باشد
مسجدالاقصی پر از بت، کعبه اطرافش پر از بت
کاش ابراهیمِ دستت با تبر گل کرده باشد
انقلاب سنگ‌ها گل می‌دهد روزی، اگر چه
روی دستان پدر، نعش پسر گل کرده باشد
در خیابان‌های قانا، کوچه‌های سرخ غزه
هم پسر گل کرده باشد، هم پدر گل کرده باشد
زیر دندان‌های فرزندان هنده، ترس دارم
 دیر اگر یک روز برگردی، جگر گل کرده باشد
 مهربانا! زودتر برگرد تا دنیا نبیند
باز روی نیزه ۷۲ سر گل کرده باشد... 
ایوب پرندآور







یک دل و این همه خواهش...

یک دل و این همه خواهش، عجب است
خودنمایی و نمایش، عجب است
چند روزی به سفر آمده را
این همه، نالش و چالش، عجب است
در دلی کوچک و اندازه مشت
آرزومندی فاحش، عجب است
دائماً خواب و تغافل ز هدف
با همه‌گونه سفارش، عجب است
فطرت و روح خدا، در دل‌مان
همه سو هست گرایش، عجب است
اصل و باقی شده از یاد برون
فرع را از تو ستایش، عجب است
در دلت جای خدا نیست، ولی
بینوا، از تو نیایش، عجب است
وای بر نوع بشر، گم بشود
نرود داخل آدیش عجب است
از تو هر سال و مه و روز خطا
از خدا، نعمت و بارش، عجب است
کار او بنده‌نوازی است، بلی
نکنی باز تو پالش ، عجب است
سخنی موجز و کوتاه بس است
شرح و تفصیل نگارش، عجب است
گوش کن همچو «فرائی» به ادب
یک دل و این همه خواهش، عجب است
عبدالمجید فرائی


حسن ختام

دست‌هاي انتظارم به آسمان رسيده...
عزيزترين عزيز جان و دلم!
هواي عاطفه دنيا ابري است و دلم گرفتار تنگ غروب است.
همواره به چشم‌هايم التماس مي‌كنم كه تا تو را نديده، كم‌سو نشود.
خودم را پيوسته به دامان خواهش دست‌هايم مي‌اندازم كه روزي هزار بار نام تو را در مركز قلبم با خط درشت بنويسد.
همه روزه منّت زبانم را مي‌كشم كه همواره تو را زمزمه كند.
هيچ شاعري نيست كه بتواند خوبي‌هاي تو را در غزل، جاودانه كند، يا عشق خود را به تو، در قالب قصيده‌اي رسيده و ناب، به بازار عاشقان روانه كند.
اي محبوب روزهاي آفتابي دنيا، اي معشوق همه ما، اي زيباترين چهره آفرينش!
بگو گيسوان شب‌هاي تار فراق، سرشاخه‌هاي بلند باغ وجود تو را رها كنند.
بگو آفتاب در برابرت زانو بزند، بگو آسمان، جبهه‌سای همه آدينه‌هايي شود كه گمان مي‌برد تو آنها را آبي‌تر و نوراني‌تر خواهي كرد.
نازنين! نياز ما را ببين.
قلب‌هاي مجروح گنجشك‌هاي زمين، فريادرس زمان را مي‌طلبند و همه آسماني‌ها
روي ماه تو را از دور مي‌بوسند.
پيراهن انديشه من به يمن و بركت نام تو، سپيد مانده است.
دلم هواي پريدن به كوي تو را دارد...
دست‌هاي انتظارم به آسمان رسيده...
همه مردم ديار من سينه‌چاك رؤيت خورشيدند.
همه از جان و دل، تو را مي‌جويند.
همه نام مقدس تو را زمزمه مي‌كنند.
همه خويشتن را فدايي گام‌هاي تو مي‌دانند.
اي گل‌اندام! دامان حوصله من چقدر كوتاه است
اي كاش رداي گلباران نوازش كلام تو را بر دوش گوش و هوش خويش ببينم.
اي كاش سروشي در گوش جانم نغمه‌پردازي كند كه؛
«هان و هان! خود را به گام‌هاي محبوب برسان»
اي معشوق عارفان، اي يوسف عاشقان، اي اميد دار و ديارمان!
شكوفه‌هاي انتظار ما را بشكوفان و در اين دنياي پرطوفان، ساحل دست‌هاي مهربانت را به ما برسان.