بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

الزامات نهایی شدن برجام
رسیدن به توافق بر روی متن برجام، یا همان برنامه جامع اقدام مشترک در مذاکرات هسته‌ای که در مسیر آن گروه مذاکره‌کننده جمهوری اسلامی زحمات فراوانی متحمل شد، به معنای توافق نهایی و پایان کار نیست؛ چرا که علاوه‌بر أخذ تأیید پایتخت‌های کشورهای شرکت‌کننده در مذاکرات در مهلت ۱۵ روزه، باید مسیر أخذ تأیید و توافق کنگره در آمریکا و شورای‌عالی امنیت ملی و مجلس شورای اسلامی را در کشورها نیز، طی کند. ضمن اینکه متن قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که از جمله الزامات انضمامی به آن، حساب می‌آید نیز، می‌تواند در این مسیر مؤثر باشد.
از این‌رو، همان‌گونه که در پاسخ مقام معظم رهبری به نامه رئیس‌جمهور محترم آمده است، زحمات تیم مذاکره‌کننده جای تقدیر و تشکر دارد. این متن باید با دقت بررسی شود و تدابیر و اقدامات لازم برای ادامه مسیر مربوط به آن در هر دو شکل پذیرش و یا عدم پذیرش فراهم آید، به‌ویژه اینکه ما با کشوری چون آمریکا روبه‌رو هستیم که سابقه سیاه خدعه و خیانت او علیه ما جای هیچ‌گونه اعتمادی باقی نمی‌گذارد و نفوذ این کشور در محافلی چون شورای امنیت و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، احتمال هرگونه سوءاستفاده و بهانه‌جویی را در آینده نیز، محتمل می‌سازد. بنابراین، در چنین وضعیتی، موارد زیر از جمله الزامات برداشتن گام‌های عزتمندانه در ادامه مسیر برجام به حساب می‌آید:
۱ـ حفظ فضای وحدت و متانت در کشور و اجتناب از دوقطبی موافق‌ـ مخالف با محور قرار دادن منافع ملی به‌جای اهداف حقیر سیاسی ـ‌ جناحی برای به سرانجام رساندن عزتمندانه برجام.
۲ـ بستن راه‌های فرصت‌طلبی و بهانه‌جویی آمریکا و متحدانش با توجه به سابقه سیاه آنها در گذشته و ماهیت فریبکار و زیاده‌طلبانه آنها.
۳ـ فراهم ساختن شرایط بررسی و ملاحظه با دقت متن و کمک به قرار گرفتن آن در مسیر قانونی تصویب و اجتناب از هرگونه فشار سیاسی بر نمایندگان مجلس شورای اسلامی در ایفای نقش قانونی.
۴ـ اجتناب از هرگونه قضاوت شتابزده و شکل‌گیری فضای هیجانی اعم از ذوق‌زدگی و یا مخالفت اساسی با متن برجام.
۵ـ خودداری از ایجاد توقع و مطالبه‌گری بیهوده در جامعه و یا ایجاد یأس و سرخوردگی نسبت به آن.
۶ـ ناکام گذاشتن دشمن در مدیریت ادراک و افکار عمومی داخل کشور و ترمیم چهره زشت و خیانت‌بار آمریکایی‌ها و کمک به آنان در پیگیری دیپلماسی عمومی علیه منافع ملی ما با بهره‌گیری از جریان غربگرا و یا ساده‌لوحی و غفلت برخی سیاسیون خسته از انقلابی‌گری.
۷ـ حفظ محدوده مذاکره و تعامل در موضوع هسته‌ای و ارزیابی دقیق و با متانت رویکردها و عملکردهای حریف در میدان عمل و مواظبت از افتادن به دام وعده‌ها و اغواگری‌های او.
بنابراین، در شرایطی که دشمنی دشمن در عرصه میدانی از ادامه تحریم و تحریک و تجهیز تروریست‌های تکفیری، تا تهدید به استفاده از همه گزینه‌ها علیه ما به‌شدت و با صراحت تمام مطرح است، گرایش به آمریکا و فاصله گرفتن از استکبارستیزی اگر خیانت نباشد، نوعی ساده‌لوحی محض به حساب آمده و عوامل آن در هر سطح و پوششی که باشند، به‌مثابه عنصر مشکوک و همسو با دشمن قابل پیگرد و بررسی به لحاظ امنیتی و یا فهم سیاسی خواهند بود. حریف ما با ماهیت واقع‌گرایانه هیچ منطقی جز قاطعیت و قدرت نمی‌شناسد و لذا پاسخ لاف‌زنی‌های او را تنها می‌توان با استفاده از شیوه و زبان شهید بهشتی‌ها داد که خطاب به رئیس‌جمهور وقت آمریکا به‌صراحت اعلام می‌داشت؛ بشنو شعار مرگ بر آمریکای مردم ما را و از عصبانیت بمیر.
رسول سنایی‌راد


بیانات رهبری دوستان منطقه‌ای ایران را خوشحال کرد
«سیاست ایران هرگز در مقابل دولت مستکبر آمریکا تغییر نخواهد کرد» این جمله از بیانات امام خامنه‌ای در خطبه‌های نماز عید سعید فطر مورد استقبال رسانه‌های کشورهای عضو محور مقاومت قرار گرفت.
پایگاه خبری الغدپرس تیتر «سیاست ایران بر ضد دولت مستکبر آمریکا هرگز تغییر نخواهد کرد» را برای بیانات امام خامنه‌ای انتخاب کرد. این پایگاه عراقی نوشت: آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم ایران تأکید کرد توافق هسته‌ای(جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای) هرگز سیاست ایران در مقابل دولت مستکبر آمریکا و سیاست ایران برای حمایت از دوستانش در منطقه را تغییر نخواهد داد. این رسانه همچنین از قول آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای نوشت: ما درباره مسائل دوجانبه، منطقه‌ای و جهانی هیچ مذاکره‌ای با آمریکا نخواهیم داشت، مگر در موارد استثنا همچون هسته‌ای که قبل از این هم سابقه داشته است. سیاست‌های ما و آمریکا در منطقه صد‌و‌هشتاد درجه اختلاف دارد؛ بنابراین چگونه می‌توان با آنها گفت‌وگو و مذاکره کرد.
بیانات امام خامنه‌ای در خبرگزاری رسمی سوریه(سانا) هم بازتاب داشت و این رسانه، تأکید مقام معظم رهبری بر ادامه حمایت ایران از ملت و دولت سوریه، عراق و مقاومت لبنان و فلسطین را تیتر بیانات معظم‌له انتخاب کرده است. سانا نوشت: رهبر انقلاب اسلامی ایران تأکید کرد ایران به حمایت از ملت و دولت سوریه، عراق و مقاومت لبنان و فلسطین و ملت‌های مظلوم یمن، بحرین و فلسطین ادامه خواهد داد و تصویب یا عدم تصویب متن توافق هسته‌ای(جمع‌بندی مذاکرات) میان ایران و کشورهای ۵+۱ هرگز مانع ادامه حمایت ایران از دوستانش در منطقه نخواهد شد. این رسانه سوری در ادامه از قول رهبر معظم انقلاب نوشت: متأسفانه دست‌های نامبارک و سیه‌کار، ماه مبارک رمضان را برای بسیاری از ملت‌های منطقه در یمن، بحرین، فلسطین و سوریه، تلخ و دشوار کردند که این مسائل برای مردم ایران مهم است.
تأکید امام خامنه‌ای بر اینکه سیاست ایران در برابر دولت مستکبر آمریکا هرگز تغییر نخواهد کرد، مورد تأکید سانا قرار گرفت. سانا در ادامه از قول رهبر معظم انقلاب آورده است: ما درباره مسائل دوجانبه، منطقه‌ای و جهانی هیچ مذاکره‌ای با آمریکا نخواهیم داشت، مگر در موارد استثنا همچون هسته‌ای که قبل از این هم سابقه داشته است.
پایگاه خبری المسله عراق هم با تیتر «آیت‌الله خامنه‌ای: ایران هرگز حمایت از عراق را متوقف نخواهد کرد»، به پوشش بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی پرداخت.
این رسانه نوشت: آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی ایران تأکید کرد ایران هرگز حمایت از ملت عراق و ملت‌های سوریه، یمن و بحرین و مجاهدان فلسطین و لبنان را متوقف نخواهد کرد و دستگاه‌های سانتریفیوژ با توجه به اینکه شش کشور مجبور شدند حقوق هسته‌ای ایران را به رسمیت بشناسند،‌ به فعالیت خود ادامه خواهد داد.
این رسانه عراقی آورده است: آیت‌الله خامنه‌ای به این نکته اشاره کرد که اوباما اگر می‌خواهد به دقت درک کند و از تجارب گذشته درس بگیرد، باید بداند که اگر جنگی رخ دهد، آن‌کس که از این جنگ شکست‌خورده بیرون خواهد آمد، آمریکای متجاوز جنایتکار خواهد بود.
پایگاه خبری العهد لبنان هم بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی را به‌طور مستقیم و لحظه‌به‌لحظه پوشش داد.
شبکه خبری المیادین لبنان نیز با پوشش لحظه‌به‌لحظه خطبه‌های مقام معظم رهبری در نماز عید فطر تهران، این جملات معظم‌له را که «مقامات فعلی آمریکا از تسلیم ملت ایران حرف می‌زنند. البته، پنج رئیس‌جمهور قبلی آنها نیز پس از انقلاب از این آرزوها داشتند، اما یا مردند یا در تاریخ گم شدند و شما هم مثل آنها، تسلیم ایران را مگر به خواب ببینید.» مورد تأکید قرار داد.
شبکه المنار لبنان هم بیانات مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز باشکوه عید فطر را به طور مستقیم پوشش داد و تیتر «امام خامنه‌ای: سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا تغییر نخواهد کرد» را در پوشش بیانات معظم‌له در پایگاه اینترنتی خود قرار داد.
روزنامه الوفد مصر هم برای پایگاه اینترنتی خود: «آیت‌الله خامنه‌ای: سیاست ایران در برابر آمریکای مستکبر هرگز تغییر نخواهد کرد» را برگزید.
این رسانه با اشاره به اظهارات امام خامنه‌ای درباره مسیر قانونی که باید جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای طی کند و مصالح کشور و منافع ملی را حفظ کند، نوشت: رهبر ایران تأکید کرد ایران هرگز اجازه خدشه وارد شدن به اصول انقلاب، یا توانمندی‌های دفاعی و امنیتی خود را نخواهد داد و سیاست ایران در مقابل آمریکای مستکبر هرگز تغییر نخواهد کرد.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

سیاست خارجی ایران پس از توافق احتمالی
1ـ آیا می‌توان گفت توافق هسته‌ای به‌طور کامل انجام شده است؟
پاسخ منفی است. آنچه انجام گرفته، جمع‌بندی مذاکرات است و باید این جمع‌بندی که یک گام مهم تلقی می‌شود در هر یک از کشورهای ذی‌نفع به تأیید و تصویب برسد. در جمهوری اسلامی ایران بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی، ‌متن جمع‌بندی شده مذاکرات یا به اصطلاح «برجام» باید به تصویب شورای عالی امنیت ملی برسد. البته، ‌در صورت لزوم،‌ مجلس شورای اسلامی نیز می‌تواند بررسی این متن را در دستور کار خود قرار دهد و در این باره منعی ندارد. در داخل ایالات متحده نیز یک چنین روندی طی می‌شود و کنگره آمریکا باید برجام را به تصویب برساند. به همین دلیل مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز عید سعید فطر چندین‌بار عبارت؛ «چه این متن تصویب بشود،‌ چه نشود» را به کار بردند.
رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی در خطبه‌های نماز عید فطر، مسئولیت سنگین کسانی را که باید در داخل ایران این متن را بررسی کنند و به تصویب برسانند، این‌گونه متذکر شدند: «برای تصویب این متن یک مسیر قانونی پیش‌بینی شده‌ای وجود دارد که باید این مسیر را طی کند و خواهد کرد؛ ان‌شاءالله. انتظار ما این است که دست‌اندرکاران با دقت مصالح را ـ مصالح کشور را، مصالح ملی راـ در نظر بگیرند و آنچه را تحویل ملت خواهند داد، بتوانند با گردن افراشته در مقابل خداوند متعال هم ارائه دهند.»
2ـ آیا سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پس از یک توافق احتمالی هسته‌ای، ‌در موضوعات و مسائل مختلف و از جمله نسبت به مسائل منطقه‌ای تغییر خواهد کرد؟
پاسخ به این پرسش از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا از یک طرف غربی‌ها وانمود می‌کنند با توافق هسته‌ای، مسیر ایجاد تغییر در مواضع و رفتار ایران در سیاست خارجی‌اش هموار می‌شود و از طرف دیگر گروه‌ها و افراد تجدیدنظرطلب و همچنین اپوزیسیون در داخل کشور توافق هسته‌ای را به‌مثابه نقطه آغاز برای تجدیدنظر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی می‌پندارند و براساس این پندار،‌ قلم‌فرسایی کرده و سخن‌پراکنی می‌کنند. این دو جریان داخلی و خارجی،‌ خوراک لازم را برای رسانه‌ها و شبکه‌های خبری فراهم ساخته،‌ تا فضای عملیات روانی سنگینی در این‌باره شکل بگیرد. در این فضای تبلیغاتی و عملیات روانی با پشتوانه رسانه‌های استکباری و صهیونیستی،‌ پیام اصلی عبارت است از: «جمهوری اسلامی با گذشت 37 سال از پیروزی انقلاب، در سیاست خارجی خو تجدیدنظر می‌کند.»
آیا این‌چنین است؟ آیا جمهوری اسلامی ایران پس از یک توافق هسته‌ای نسبت به سیاست‌ها و رویکردها و مواضع خو در قبال مسائل مهم منطقه‌ای و بین‌المللی تجدیدنظر خواهد کرد؟ آیا در سیاست و مواضع استکبارستیزی و صهیونیسم‌ستیزی،‌ جمهوری اسلامی تغییری رخ خواهد داد؟ آیا جمهوری اسلامی در سیاست خارجی خود مبنی‌بر دفاع از حقوق مسلمانان و مستضعفان و کمک به جنبش‌های رهایی‌بخش تجدیدنظر خواهد کرد؟
برای پاسخ به این پرسش‌ها و دیگر پرسش‌های مشابه، باید به مبانی و اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران توجه کرد. تأمل در مبانی و اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی نشان می‌دهد اتخاذ سیاست‌ها و مواضع در سیاست خارجی ایران براساس منافع مادی زودگذر دنیایی تعریف نمی‌شود که با تغییر شرایط دستخوش تغییر گردد.
سیاست خارجی ایران پس از توافق احتمالی
ادامه از صفحه اول
سیاست‌ها و مواضع در سیاست خارجی ایران دارای اصول و مبانی دینی و اعتقادی بوده و بر مبنای اصول اساسی شکل گرفته است. دوستی‌ها و دشمنی‌ها، حب و بغض‌ها در سیاست خارجی جمهوری اسلامی در اصول انسانی برگرفته از مبانی قرآنی ریشه دارد و تغییرناپذیر است. تفاوت اساسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با سیاست خارجی تمامی حکومت‌های مستقر در دیگر کشورها، در همین نکته نهفته است.
حکومت‌های مادی دوستی‌ها و دشمنی‌های‌شان براساس منافع مادی بوده و براین اساس، برای رسیدن به منافع مادی حداکثری حاضر به معامله بر روی هر چیزی بوده و حتی حاضر به پایمال کردن حقوق دیگر ملت‌ها هستند.
برای دست‌یافتن به اصول و خطوط اصلی سیاست خارجی جمهوری اسلامی،‌ قانون اساسی مهم‌ترین و اصلی‌ترین سند بالادستی مورد وفاق ملی است. مواضع و دیدگاه‌های حضرت امام خمینی(ره) و خلف صالح آن عزیز سفر کرده،‌ حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) با اصول مندج در قانون اساسی انطباق کامل دارد. اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی که در قانون اساسی تدوین‌شده ریشه در مبانی اعتقادی و دینی داشته و از آیات محکم قرآن گرفته شده است. دیدگاه‌ها و مواضع انقلابی امام و رهبری در حوزه سیاست خارجی نیز، بر همین مبانی و اصول استوار است. فصل دهم از قانون اساسی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی اختصاص یافته،‌ برخی از اصول این فصل چنین است:
اصل 152ـ سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران براساس نفی هرگونه سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری حفظ استقلال همه‌جانبه و تمامیت ارضی کشور،‌ دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر ابرقدرت‌های سلطه‌‌گر و روابط صلح‌آمیز متقابل با دول غیرمحارب استوار است.
اصل153ـ هرگونه قرارداد که موجب سلطه بیگانه بر منابع طبیعی و اقتصادی،‌ فرهنگ، ‌ارتش و دیگر شئون کشور گردد، ممنوع است.
اصل 154ـ جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می‌داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می‌شناسد. بنابراین، در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت‌های دیگر، از مبارزه حق‌طلبانه مستضعفان در هر نقطه از جهان حمایت می‌کند.
تأمل در سیاست‌ها و مواضع و رفتار جمهوری اسلامی در حوزه سیاست خارجی طی 36 سال گذشته نشان می‌دهد همگی براساس اصول مندرج در قانون اساسی بوده و این اصول با توجه به مبانی و ریشه‌های قرآنی آن تغییرناپذیر است؛ ‌بنابراین با صراحت و قاطعیت می‌توان گفت، یک توافق هسته‌ای احتمالی میان ایران و شش قدرت جهانی هرگز نقطه شروع برای تجدیدنظر در سیاست خارجی ایران نبوده و نخواهد بود. این سخن به آن معناست که با توافق هسته‌ای هیچ تغییری در سیاست استکبارستیزی، ‌آمریکا‌ستیزی، صهیونیست‌ستیزی و ظلم‌ستیزی از یک طرف و سیاست دفاع از مسلمانان و مستضعفان و ملت‌های تحت ستم از طرف دیگر ایجاد نخواهد شد.
دشمنان، ‌بیگانگان و اپوزیسیون باید خواب تغییر سیاست‌های خارجی جمهوری اسلامی ایران در عرصه سیاست خارجی را ببینند. آقای کامرون، نخست‌وزیر انگلیس از جمله کسانی است که دچار نوعی توهم شده و می‌گوید: پس از حصول توافق،‌ کشورهای غربی خواهان تغییر سیاست ایران در خاورمیانه هستند. می‌خواهیم تغییر رفتار ایران در مسائلی چون؛ سوریه و یمن را ببینیم.» باید به آقای کامرون و همفکرانش در آمریکا و اروپا گفت، مگر در خواب به چنین آرزویی برسید.
مقام معظم رهبری درباره واقعیت تغییرناپذیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران پس از توافق هسته‌ای احتمالی در خطبه‌های نماز عید فطر فرمودند: «چه متن تصویب بشود، چه نشود از حمایت دوستان‌ما‌ن؛ فلسطین، ‌یمن، دولت و ملت عراق و سوریه و مردم مظلوم بحرین و مجاهدان صادق مقاومت در لبنان و فلسطین دست نخواهیم کشید.» معظم‌له درباره تداوم سیاست ستیز با استکبار و مصداق آن آمریکا افزودند: «با این مذاکرات در هر صورت سیاست ما در قبال دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نمی‌کند.»


 

صفحه 2
سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در خطبه‌های نماز عید سعید فطر
سیاست ما در مقابل آمریکای مستکبر هیچ تغییری نخواهد کرد

ملت موحد، مؤمن و متحد ایران، به شکرانه روزه‌داری، عبادات و خودسازی رمضانی، در سراسر سرزمین سرافراز ایران، سجده شکر به‌جا آورد و در پرشکوه‌ترین نماز عید سعید فطر، از پروردگار کریم خویش، استمرار رستگاری ملی و سعادت دنیا و آخرت طلب کرد. در نگین این شکوه تاریخی، مردم پایتخت تهران نماز عید را به امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی در مصلای تهران اقامه کردند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در خطبه اول نماز، با تبریک خجسته عید فطر به ملت ایران و همه مسلمانان جهان، ماه رمضان امسال را به معنای واقعی کلمه، ماه بارش برکات الهی بر ملت ایران خواندند و فرمودند: روزه‌داری در روزهای گرم و بلند تابستان، محافل گسترده قرآن، مجالس زیبای دعا، توسل و تضرع، سفره‌های ساده افطار در مساجد و معابر عمومی و درنهایت راه‌پیمایی عظیم روز جهانی قدس از نشانه‌های این برکت آسمانی بود.
ایشان افزودند: راه درست شناخت ملت ایران، تأمل در این‌گونه واقعیات است؛ واقعیاتی که نشان می‌دهد، ملت در عرصه عبادت آن‌جور عمل می‌کند و در صحنه مبارزه با استکبار نیز، این‌گونه راه را به دیگر ملت‌ها نشان می‌دهد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با اشاره به شعارهای «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آمریکا»ی ملت ایران در روز جهانی قدس یادآور شدند: جهت‌گیری‌های عظیم حرکت ملت را باید از این شعارها درک کرد، نه از زبان مغرض بیگانگان که متأسفانه در داخل نیز برخی کج‌فهم‌ها آنها را تکرار می کنند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در خطبه دوم نماز با اشاره به حوادث ناگوار منطقه گفتند: متأسفانه، دست‌های نامبارک و سیه‌کار، ماه مبارک رمضان را برای بسیاری از ملت‌های منطقه در یمن، بحرین، فلسطین و سوریه، تلخ و سخت دشوار کردند که این مسائل برای مردم ایران مهم است.
بخش اعظم خطبه دوم حضرت معظم‌له به بیان چند نکته درباره موضوع هسته‌ای اختصاص داشت. ایشان در اولین نکته، با تشکر از دست‌اندرکاران مذاکرات طولانی و نفس‌گیر هسته‌ای، به‌ویژه زحمات و تلاش‌های هیئت مذاکره‌کننده افزودند: برای تصویب متن تهیه‌شده، باید مسیر قانونی پیش‌بینی‌شده طی شود، البته چه این متن تصویب شود، چه نشود، اجر مذاکره‌کنندگان محفوظ است. ان‌شاءالله
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خطاب به دست‌اندرکاران بررسی «متن تهیه‌شده هسته‌ای» تأکید کردند: براساس مصالح کشور و منافع ملی با دقت، کار خود را انجام دهید تا بتوانید حاصل بررسی‌ها را با گردن افراشته به ملت و خداوند ارائه دهید.
ایشان با تأکید بر مقابله جمهوری اسلامی با هرگونه سوءاستفاده از «متن تهیه‌شده»، افزودند: چه متن تهیه‌شده تصویب شود چه نشود، به هیچ‌کس اجازه خدشه بر اصول اساسی نظام اسلامی را نمی‌دهیم.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به فضای تهدیدآمیز موجود و تکیه دشمنان بر مسائل دفاعی ایران، افزودند: به فضل الهی قابلیت‌های دفاعی و حریم امنیت کشور حفظ خواهد شد و جمهوری اسلامی هرگز تسلیم زیاده‌خواهی دشمنان نخواهد شد.

تداوم حمایت جمهوری اسلامی ایران از دوستان در منطقه
«ادامه حمایت از دوستان جمهوری اسلامی در منطقه»، نکته دیگری بود که رهبر انقلاب در موضوع هسته‌ای بیان کردند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای گفتند: چه متن تهیه‌شده پس از طی روند قانونی داخل کشور، تصویب شود چه نشود، ملت ایران از حمایت ملت مظلوم فلسطین، یمن، بحرین و ملت و دولت‌های سوریه و عراق و مجاهدان صادق لبنان و فلسطین دست برنمی‌دارد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه در هر صورت، سیاست ملت و نظام جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد، افزودند: ما درباره مسائل دوجانبه، منطقه‌ای و جهانی هیچ مذاکره‌ای با آمریکا نخواهیم داشت، مگر در موارد استثنا، همچون هسته‌ای که قبل از این هم سابقه داشته است.
ایشان در ادامه با انتقاد شدید از سیاست‌های آمریکا در «حمایت از دولت تروریستی و کودک‌کش صهیونیسم و تروریست خواندن مجاهدان فداکار حزب‌الله لبنان» گفتند: سیاست‌های ما و آمریکا در منطقه صدوهشتاد درجه اختلاف دارد؛ بنابراین، چگونه می‌توان با آنها گفت‌وگو و مذاکره کرد.

رجزخوانی مسئولان آمریکایی برای حل مشکلات داخلی
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در ادامه تذکرات و نکات خود درباره مسئله هسته‌ای به رجزخوانی چند روز اخیر آمریکایی‌ها اشاره کردند و افزودند: دولت‌مردان و دولت‌زنان آمریکا این روزها برای حل مشکلات داخلی به ناچار، مشغول رجزخوانی هستند، اما زیاده‌گویی‌های آنها حقیقت ندارد.
ایشان با اشاره به یکی از رجزهای آمریکایی مبنی‌بر جلوگیری از تولید سلاح هسته‌ای در ایران یادآور شدند: ما سال‌ها قبل براساس مبانی اسلام، فتوای حرمت تولید سلاح هسته‌ای داده‌ایم و برای تولید این سلاح، مانع شرعی داریم، اما آمریکایی‌ها با وجود اینکه گاهی به اهمیت این فتوا اذعان می‌کنند، در تبلیغات و رجزخوانی‌ها دروغ می‌گویند و ادعا می‌کنند، تهدید آنها جلوی ساخت سلاح هسته‌ای ایران را گرفته است.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: مقامات فعلی آمریکا از تسلیم ملت ایران حرف می‌زنند، البته پنج رئیس‌جمهور قبلی آنها نیز پس از انقلاب از این آرزوها داشتند، اما یا مردند یا در تاریخ گم شدند و شما هم مثل آنها، تسلیم ایران را مگر به خواب ببینید.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای به اعتراف رئیس‌جمهور کنونی آمریکا به چند مورد از اشتباهات گذشته این کشور در قبال ایران، از جمله کودتای ۲۸ مرداد و حمایت از صدام اشاره کردند و گفتند: اینها تنها مشتی از خروار است و اشتباهات بسیاری وجود دارد که آمریکایی‌ها هنوز حاضر نیستند به آنها اعتراف کنند.
ایشان به مقامات آمریکایی توصیه کردند، از اشتباهات جاری دست بردارند تا مقامات آینده این کشور مجبور نشوند به اشتباهات فعلی آنها اذعان کنند.
رهبر معظم انقلاب با تأکید بر اقتدار روزافزون جمهوری اسلامی ایران فرمودند: حدود دوازده سال است که شش کشور بزرگ جهان تلاش می‌کنند ایران را از پیگیری صنعت هسته‌ای باز دارند و همان‌گونه که برخی گفتند، پیچ‌ومهره‌های هسته‌ای ایران را به‌کلی باز کنند، اما امروز مجبور شده‌اند گردش چند هزار سانتریفیوژ و ادامه تحقیق و توسعه را در ایران بپذیرند و تحمل کنند و این، معنایی جز اقتدار ملت ایران ندارد.

اقتدار ایران نشانه ایستادگی و مقاومت ملت
ایشان، اقتدار و قدرت رو به گسترش جمهوری اسلامی ایران را ناشی از ایستادگی و مقاومت ملت و شهامت و ابتکار دانشمندان عزیز خواندند و با تجلیل از دانشمندان شهید هسته‌ای و رهروان و خانواده‌های آنان افزودند: رحمت پروردگار بر ملتی که این‌گونه پای حرف حق خود می‌ایستد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در بخش پایانی خطبه دوم نماز عید سعید فطر با اشاره به حرف رئیس‌جمهور فعلی آمریکا مبنی‌بر توان نابود کردن ارتش ایران، گفتند: قدیم‌ها به این‌گونه حرف‌ها «لاف در غریبی» می‌گفتند.
معظم‌له خطاب به مقامات آمریکایی تأکید کردند: ما از هیچ جنگی استقبال و هیچ جنگی را آغاز نمی‌کنیم، اما اگر جنگی روی دهد، آن‌کس که از نبرد سرشکسته خارج می‌شود، آمریکای متجاوز و جنایتکار است.


یادداشت
مهدی سعیدی

نگاه کلان به مذاکرات هسته‌ای*
پس از اعلام جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای ۲۳ماهه جمهوری اسلامی ایران با گروه ۵+۱ درباره پرونده سیزده‌ساله هسته‌ای ایران، رهبر انقلاب در پاسخ به نامه‌ رئیس‌جمهور محترم و نیز در خطبه‌های نماز عید فطر و همچنین در دیدار با مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی در عید فطر، ضمن اعلام سیاست‌های کلی نظام درباره ادامه مبارزه با استکبار و سیاست‌های جمهوری اسلامی در منطقه، نظرات تکمیلی خود را درباره این موضوع بیان کردند که در این بین، چند نکته قابل تأمل است:
۱- تشکر از تیم مذاکره‌کننده: رهبر انقلاب پس از پایان مذاکرات، تشکر خود را از تیم مذاکره‌کننده بیان داشتند و گفتند: «چه این متنی که تهیه شده است، در مجاری قانونی پیش‌بینی‌شده‌ خود تصویب بشود و چه نشود، اجر آنها محفوظ است». قدردانی رهبر معظم انقلاب از آن جهت اهمیت دارد که با انتشار متن جمع‌بندی و ضمایم آن، برخی از انتقاد سالم تجاوز کرده و به فضای تخریب و اختلاف و دودستگی دامن زدند، البته نگاه نقادانه به این جمع‌بندی با توجه به بدعهدی طرف مقابل کاملاً طبیعی است؛ اما در این بین، برخی مجدداً و برخلاف توصیه‌ها و تأکیدات رهبر انقلاب به‌ویژه در دیدار با مسئولان نظام، باز هم تیغ انتقاد خود را به نحوی به سمت تیم مذاکره‌کننده برده‌اند که گویی متن جمع‌بندی جز با خیانت آنها آماده نشده است. این رویکرد دقیقاً برخلاف حکمت و مصلحت بوده و در مسیر ریل‌گذاری شده رهبر انقلاب قرار ندارد.
از طرفی، برخی ابراز تشکر رهبر معظم انقلاب از زحمات تیم مذاکره‌کننده را مترادف با تأیید قطعی نتیجه مذاکرات می‌دانند که این نگاه هم درست به نظر نمی‌رسد.
۲- تأکید بر طی‌کردن مسیر قانونی: پس از اعلام جمع‌بندی مذاکرات در وین، برخی توقع داشتند رهبر انقلاب موضع حمایتی یا انتقادی آشکاری اتخاذ کنند، در حالی که هنوز مسیر قانونی و سازوکار مشخص‌شده برای این توافق به انتها نرسیده است. امام جواد(ع) می‌فرمایند: «إظهارُ الشَّیءِ قَبلَ أن یُستَحکمَ مَفسَدَةٌ لَهُ؛ آشکار کردن چیزی پیش از استوار شدن، مایه ‌تباهی آن است.» (تحف­العقول ص ۴۵۷)
تأکید رهبر انقلاب بر طی‌شدن مسیر قانونی از دو جهت قابل تأمل است:
الف‌ـ به دلیل بدعهدی و نقض عهد‌های فراوان طرف مقابل و به‌ویژه آمریکا، این جمع‌بندی باید کاملاً ارزیابی و به‌اصطلاح «چکش‌کاری» شود تا راه سوءاستفاده را برای طرف مقابل ببندد.
ب‌ـ نگاهی به گذشته و حال در تاریخ جمهوری اسلامی نشان می‌دهد، سبک رهبری و سیاست‌گذاری کلان حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، همچون بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی، برای تصمیم‌گیری درباره‌ مهم‌ترین مسائل کشور، طی‌شدن فرایندهای قانونی و استفاده از ظرفیت عقل جمعی بوده است. سیره‌ رفتاری رهبر انقلاب در این زمینه نشان می‌دهد، نه مانند برخی باید ذوق‌زده بود و نه همچون برخی دیگر برای اصول انقلاب فاتحه خواند!
۳- پرهیز از دودستگی: رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی در روز عید فطر فرمودند: «ملت ایران نیز باید متحد باشد و قضایای هسته‌ای نباید زمینه‌ساز دودستگی در کشور شود.» در این زمینه باید گفت، یکی از مهم‌ترین حربه‌های دشمنان انقلاب اسلامی، تبدیل فرصت‌های جمهوری اسلامی ایران به تهدید علیه خودش است. باید مراقب بود که مسئله ما در مذاکرات، حل پرونده‌ هسته‌ای است، نه یارکشی انتخاباتی و نه دعواهای سیاسی و حزبی.
۴- نگاه روندنگر به پرونده‌ هسته‌ای: نگاه کلان و روندنگر یکی از نقاط مهم در سخنان رهبر انقلاب بوده است؛ چنانچه ایشان در خطبه‌های عید فطر فرمودند: «ده سال، دوازده سال است که شش دولت بزرگ جهانى -که از لحاظ ثروت اقتصادى و غیره، جزو کشورهاى مقتدر دنیا محسوب می‌شوند- اینها نشسته‌اند در مقابل ایران، با هدف اینکه ایران را از پیگیرى صنعت هسته‌اى خودش باز بدارند ... نتیجه‌[اش] این شد که این شش قدرت، امروز ناچار شدند که گردش چند هزار سانتریفیوژ را در کشور تحمل کنند؛ ناچار شدند ادامه‌ این صنعت را در کشور تحمل کنند؛ ناچار شدند ادامه‌ تحقیقات و توسعه این صنعت را تحمل کنند.»
* پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار
حضرت آيت‌الله‌ خامنه‌ای(با اندکی تلخیص)


نكته و نظر

داستان شیطان و نمازگزار
نکته: مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در مسجد بخواند. در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباس‌هایش کثیف شد. خودش را پاک کرد و به خانه بازگشت. لباس‌هایش را عوض کرد و دوباره راهی مسجد شد. در راه، در همان نقطه دوباره زمین خورد! مرد باز هم خودش را پاک کرد و به خانه بازگشت. یک بار دیگر لباس‌هایش را عوض کرد و راهی مسجد شد. در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت، برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید؛ از این‌رو، چراغ آوردم تا بتوانم راه‌تان را روشن کنم.
مرد از او تشکر کرد و هر دو به‌سمت مسجد راه افتادند. همین که به مسجد رسیدند؛ مرد، از مرد چراغ‌به‌دست درخواست می‌کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند؛ اما مرد چراغ‌به‌دست از رفتن به داخل مسجد خودداری می‌کند. وقتی مرد از او می‌پرسد که چرا وارد مسجد نمی‌شود، در پاسخ می‌گوید: من شیطان هستم. این من بودم که سبب زمین خوردن شما شدم. وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم سبب زمین خوردن شما شدم، اما باز هم بازگشتید.
به دلیل آن، خدا همه گناهان افراد خانواده‌ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر سبب زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده‌تان را خواهد بخشید. بنابراین، سعی کردم تا سالم به مسجد برسید!
نظر: این نکته به ما می‌آموزد، کار خیری که قصد انجام آن را داریم، به تعویق نیندازیم؛ زیرا هرگز نمی‌دانیم چقدر اجر و پاداش ممکن است از مواجه با سختی‌های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنیم. انجام کار خیر می‌تواند گاه خانواده و قوم و حتی نسل انسان را عاقبت‌به‌خیر کند.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

احمدی‌مقدم: مظلومیت یمن و سکوت معنادار سازمان‌های جهانی
مسئول ستاد پشتیبانی مردمی یمن گفت: انصارالله و ارتش یمن امروز توانسته‌اند، بیش از ۹۰ درصد کنترل کشورشان را در دست بگیرند و دولت غیرقانونی یمن هیچ منطقه‌ای را در کنترل خود ندارد؛ اما متأسفانه گروه‌های تروریستی با انجام جنگ‌های نیابتی و کمک به آل‌سعود خساراتی را به این کشور و مردم آن وارد کرده‌اند.
احمدی‌مقدم ادامه داد: با وجود ادعای متجاوزان که انصارالله و ارتش را مورد حمله قرار دادند، اما حقیقت چیز دیگری است و آمارها نشان می‌دهد، آنها به‌جای نیروهای نظامی، مردم یمن را مورد حمله قرار دادند. معاون دبیرکل سازمان ملل نیز به این آمارها اشاره و اعلام کرده است، آمار کشته‌شدگان بیش از سه‌هزار و ۵۰۰ نفر است که نیمی از آنها را زنان و کودکان تشکیل می‌دهند. ۱۵هزار مجروح و یک‌میلیون آواره و نیز ۱۲میلیون نفر از مردم این کشور با مشکل غذا مواجهند.
وی با بیان اینکه آل‌سعود و هم‌پیمانانش، به ۱۶۷ بیمارستان و مراکز درمانی حمله کرده‌اند، گفت: در این مدت صد خودروی حمل‌ونقل سوخت و مواد غذایی، ۳۰۵ مدرسه و مرکز آموزشی، ۱۷۰ کارخانه دولتی و بخش خصوصی، ۲۵۰ پل و تأسیسات زیرساختی و ۳۲۳ پمپ بنزین و جایگاه سوخت‌رسانی مورد هدف متجاوزان قرار گرفته است.
مسئول ستاد پشتیبانی مردمی یمن با تأکید بر اینکه قصد متجاوزان ضربه زدن به مردم یمن است، تأکید کرد: تخریب ۵۰۸ واحد مسکونی و ۴۸۲ مسجد، از جمله دیگر اهداف حمله متجاوزان به مردم یمن است.
احمدی‌مقدم به اعتراض سازمان ملل نسبت به کشتار مردم یمن اشاره کرد و گفت: رژیم سعودی و هم‌پیمانانش کار را به جایی رسانده‌اند که سازمان ملل سکوت خود را شکست و امروز وضعیت اضطرار را در یمن اعلام کرد؛ به‌گفته آنها، بیش از ۶۰ درصد مردم یمن با مشکل گرسنگی و سختی روبه‌رو هستند.
وی کمبود دارو و درمان را یکی دیگر از مشکلات یمن دانست و گفت: شرایط امروز یمن به‌گونه‌ای است که واکسیناسیون در این کشور متوقف شده، بیمارستان‌ها با مشکل برق و سوخت برای خدمات عادی‌شان روبه‌رو هستند و حتی اجازه انتقال مجروحان به خارج از این کشور داده نمی‌شود. ما به صلیب سرخ اعلام کردیم که از ابتدا آمادگی پذیرش مجروحان جنگی و مداوای آنها را در داخل کشور داریم، ولی متأسفانه تا امروز امکان چنین چیزی فراهم نشده است.



سفیر سابق ‌آمریکا در ایران: آمریکا مراقب حرف زدنش ‌با ایران باشد

جان لیمبرت، سفیر سابق ‌آمریکا در ایران، در ماجرای گروگانگیری نیز، از جمله آمریکایی‌های حاضر بود. وی پس از آن نیز در سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ سفیر وقت آمریکا در موریتانی بود و همسری ایرانی داشت. جان لیمبرت در مقاله‌ای که در وبگاه «دانشگاه بین‌المللی قاهره» منتشر شده است، نوشت: دولت آمریکا باید به‌صراحت برائت خود را از همکاری با مخالفان نظام ایران اعلام کند و آشکارا بگوید، در فکر تغییر نظام ایران نیست. آمریکا باید بداند که بدگمانی به‌سرعت عوض نمی‌شوند و نیاز است که گام‌های اصولی برداشته شود. لیمبرت در ادامه نوشت: آمریکا باید فعالیت گروه‌های مخالف با نظام ایران را در کشور خود (از جمله گروهک منافقین) محدود کرده و هزینه کردن و پرداخت‌های مالی به مقام‌های خود را برای سخنرانی و حمایت از گروهک منافقین متوقف کند. سفیر سابق آمریکا در ادامه مقاله خود به‌عنوان گام‌های سازنده آمریکا در قبال ایران متذکر شد که واشنگتن باید هرگونه حمایت از تلاش برای درگیری‌های فرقه‌ای یا حمایت از فرقه‌های مختلف در ایران را متوقف کند.
لیمبرت یادآور شد: واشنگتن باید ضمن محکوم‌کردن اقدام‌های خرابکارانه علیه ایران، انزجار خود را از چنین مواردی اعلام کند. همچنین از دیدگاه نویسنده، اشخاصی چون رئیس‌جمهور آمریکا باید کنترل زبان خود را نیز در سخنرانی‌ها خطاب به مقام‌های ایرانی و ملت این کشور رعایت کنند. این امر می‌تواند نقش مؤثری را ایفا کند. سفیر سابق آمریکا در ادامه به دولت آمریکا متذکر شد، باید نسبت به اقدام‌های ناپسند گذشته در ایران، چون کودتای سال ۵۳ میلادی، سرنگونی هواپیمای مسافربری ۶۵۵، حمایت‌های پنهان از دولت وقت عراق(صدام) در دهه ۸۰ میلادی آگاه باشد. چه بهتر است که آمریکا به آرامی و بی‌سر و صدا، نشان‌های افتخار داده شده به ناخدای ناو وینسنس را برای دلجویی از ایران به نوعی رفع و رجوع کند. اوباما در تلاش بوده است، پس از توافقنامه همواره شمشیر تحریم و تهدید را بالای سر ایران نگه دارد؛ اما او در مصاحبه با توماس فریدمن به دلایل تمکین به توافق هسته‌ای پرداخته است که عبارتند از:
۱ـ در نبودِ يک توافق، تواناييِ ما براي برپا نگه داشتن اين تحريم‌ها محتمل نبود؛
۲ـ فقط ايران نبود که براي تحريم‌ها هزينه مي‌پرداخت، بلکه چين، ژاپن، کره جنوبي، هند و... هم بودند.
۳ـ در آینده تحريم‌ها به سرعت از هم فرو مي‌پاشيد؛ از اين‌رو، شايد ايران در آن صورت ۱۵۰ ميليارد دلار نمي‌گرفت؛ اما بخش عمده‌اي از آن را مي‌گرفت؛ زيرا ما قادر نبودیم حمايت‌هاي متحدان خود را از تحريم‌ها نگه داريم.




درس‌هایی که اعراب باید از مذاکره ایران بگیرند

عبدالباری عطوان، نویسنده و تحلیلگر جهان عرب در مقاله‌ای در روزنامه «الرای الیوم» نوشت: توافق «شب قدر» حداقل تا همین حالا، یک موفقیت دیپلماتیک و سیاسی بزرگ برای ایران ـ به تمام معنا ـ بود. ایران هیچ‌گاه نگفته است خواهان تولید سلاح هسته‌ای است و از بلندپروازی‌های هسته‌ای خود به‌منزله برگه‌ای برای شکستن محاصره استفاده کرده است و در نهایت، پیروزی بزرگی کسب کرد. عطوان سپس در پاسخ به این پرسش و دلایل عقب‌نشینی دولت اوباما از مواضع سابقش و توافق با ایران نوشت: اول، جایگزین این توافق، جنگ بود و آمریکا نمی‌خواست این جنگ روی دهد و در نتیجه تبعات آن دامنش را بگیرد و آمریکا برای عقب‌نشینی و خروج تدریجی از منطقه خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] نقشه کشیده است. دوم، دولت اوباما از حمایت از نظام‌های عربی که نمی‌توانند از خود محافظت و از منافع خود دفاع کنند و به‌نیابت از واشنگتن وارد جنگ شوند، خسته شده است. این نویسنده و تحلیلگر سپس از کشورهای عربی خواست تا از ایران الگوبرداری کنند و به‌طور ضمنی رویکرد و سیاست‌های آنها را به باد انتقاد گرفت و تصریح کرد: ایرانی که ۱۲ سال در میز مذاکرات پایداری کرد و صبر و کنترل اعصاب بی‌سابقه‌ای به خرج داد، می‌تواند به ما، عرب‌ها و همه جهان درس صلابت و مدیریت مذاکره بدهد. این پایداری ایران مبتنی‌بر قدرت دولت، مؤسساتی واقعی و مراکز تحقیقات علمی است و بر مبنای شانس، چپاول اموال عمومی، ارتباط با منافع خارجی و انتخاب مستقیم یا سیاست‌های مبنی‌بر گدایی و کج‌خلقی و دیکتاتوری یا نبود مؤسسات و نبود عدالت اجتماعی و حاکمیت فساد و کمک گرفتن از بیگانگان نیست. وی نوشت: شاید این توافق به‌منزله «بیداری» برای اصحاب کهف و بیدار شدن آنها از خواب عمیق و نگاه کردن متفاوت به اطراف خود و جهان ـ به‌دور از اهانت و ناسزاگویی و سر فرو بردن در برف و سیاست تحریک‌آمیز طائفه‌ای و تکبر دروغین ـ باشد. عطوان در پایان با انتقاد از برخی کشورهای عربی که تلاش می‌کنند از دامن آمریکا به دامن رژیم اسرائیل[صهیونیستی] پناه ببرند، نوشت: باید ایرانی‌ها توافق خود را جشن بگیرند. تَسلی برای افراد ضعیف نیست که همه تخم‌مرغ‌های خود را در سبد آمریکا قرار دادند و اصلاً به خودشان اتکا نکردند و با تکرار همان اشتباهات و سیاست‌ها، چشم‌انتظار جایگزین کردن اسرائیل به‌جای آمریکا به‌عنوان پناهگاهی دفاعی هستند که برای ترسوها از ایران و نظیر آن چتری حمایتی فراهم کند.




نوبت به حقوق بشر رسید

همان‌گونه که پیش‌بینی می‌شد، پس از حل‌وفصل اولیه مذاکرات هسته‌ای، جبهه سعودی و غربی بهانه دیگری به نام «حقوق بشر» را برای فشار علیه ایران در دست گرفته‌اند و عملیات را آغاز کردند. در این راستا، شاهد پرداخت همزمان رسانه‌های سعودی و نهادهای غربی، به‌ویژه انگلیسی و برخی مخالفان نظام به مسئله حقوق بشر در ایران هستیم که همگی بر این موضوع تأکید می‌کنند که اکنون دیگر نوبت رسیدگی به پرونده حقوق بشر در ایران است.
پایگاه سعودی «ایلاف» که از لندن به‌روزرسانی می‌شود، روز پنج‌شنبه (دیروز) در این‌باره گزارشی مفصل منتشر کرد و نوشت: پس از توافق هسته‌ای، پرونده‌های متعددی درباره ایران، یکی پس از دیگری در غرب مطرح خواهد شد و جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند به‌زودی از زیر بار برخی معضلات رهایی یابد که یکی از این پرونده‌ها به حقوق بشر مربوط می‌شود. در راستای شکل‌گیری چنین فضایی در حالی که چند روز از جمع‌بندی‌ مذاکرات ایران و ۵+۱ می‌گذرد، «احمد شهید» نماینده سازمان ملل درباره حقوق بشر در ایران نیز در بیانیه‌ای گفته است: حال وقت رسیدگی و تمرکز بر مسئله حقوق بشر در ایران است. همچنین، «شیرین عبادی» همزمان که مراسم اعلام جمع‌بندی مذاکرات برگزار می‌شد، طی بیانیه‌ای از تعداد اعدام‌ قاچاقچیان مواد مخدر در ایران انتقاد کرد و خواستار رسیدگی به وضعیت حقوق بشر شد. تمامی این موضع‌گیری‌ها پیش از این نیز قابل پیش‌بینی بوده است و بنا به فرموده مقام معظم رهبری در تاریخ ششم خرداد ماه گذشته: «در چارچوب مسائلی که با آمریکا، غرب و صهیونیسم داریم، غیر از موضوع هسته‌ای، مسائل پی‌درپی دیگری، همچون حقوق بشر را نیز پیش‌بینی می‌کنیم.» همزمان وزارت خارجه انگلیس نیز در گزارشی که روز پنج‌شنبه منتشر کرده است، به انتقاد از وضعیت حقوق بشر در ایران پرداخته و مسائل زندانیان و بهائیان را پیش کشیده است و در کمال تعجب، جلوگیری از ازدواج‌های غیر قانونی و بی‌بندوباری‌ها را نقض حقوق بشر در ایران معرفی کرده است. در بخشی از سیاه‌نامه وزارت خارجه انگلیس، جلوگیری از رواج پدیده ازدواج سفید که نوعی زندگی بی‌بندوبار در جوامع غرب است، به‌منزله نقض حقوق بشر در ایران مطرح شده است. همان‌طور که پیش از این هم از سوی کارشناسان مطرح شده بود و مقامات آمریکایی نیز طی چند روز اخیر به این موضوع اذعان داشته‌اند، بهانه‌های جدیدی مانند مسائل حقوق بشر وجود دارد که می‌تواند سبب وضع تحریم‌های جدید علیه ایران می‌شود.


خط خبر

چه کسانی لاف در غریبی می‌زنند
رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز عید سعید فطر در واکنش به تهدیدات نظامی طرف آمریکایی فرمودند: «این آقا (رئیس‌جمهور آمریکا) گفته است می‌تواند ارتش ایران را نابود کند. قدیمی‌های ما این‌جور حرف‌ها را لاف در غریبی می‌گفتند. اگر می‌خواهند درست بفهمند، اگر می‌خواهند از تجربه‌های خود درست استفاده بکنند، بدانند اگر جنگی اینجا اتفاق بیفتد، آن کسی که سرشکسته از جنگ خارج خواهد شد، آمریکای متجاوز و جنایتکار است.» لاف در غریبی مربوط به یکی از ضرب‌المثل‌های قدیمی است که این مثل درباره افرادی به کار می‌رود که با وقاحت در حضور کسانی که به خوبی از سوابق آنها خبر ندارند، لاف می‌زنند. درباره این ضرب‌المثل، داستان‌های مختلفی وجود دارد، اما مشهورترین آن مربوط به لغات و ضرب‌المثل‌هاي كاشاني تأليف حسن عاطفي است که درباره داستان این ضرب‌المثل می‌نویسد: «درباره فرد بي‌شخصيتي گويند كه در جايي كه او را نشناسند، گزافه‌گويي كند و لاف بيهوده زند كه من چنين و چنانم، در چنين وضعي به او مي‌گويند: لاف در غربت و... چون لاف در غربت سبب رسوايي او نمي‌شود، همچنان كه صداي ناهنجاری است که به هنگام چكش‌كاري مسگران شنيده نمي‌شود و فرد را شرمنده نمي‌سازد.»

دستور آقاعزیز درپی درخواست قالیباف
چندی پیش شهردار تهران نسبت به سازه میدان سپاه گلایه‌ای نسبت به سپاه نوشته بود. او اکنون پاسخ فرمانده سپاه را بیان کرده است. به گزارش خبرگزاری مهر، قالیباف در صفحه شخصی خود نوشت: چندی پیش مطلبی را درباره ساخت سازه‌ای بلند در میدان سپاه با برادرانم در ميان گذاشتم. پس از انتشار مطلب در جلسه‌اي با حضور جمعي از ايشان، با عنايت به قواعد و ضوابط طرح‌هاي جامع و تفصيلي، جزئيات موضوع مورد گفت‌وگو قرار گرفت. پس از بررسی موضوع و شنیدن مطالب وارده، دوستان اشراف کاملی نسبت به تمامی ابعاد و مسائل مرتبط با ساخت این بنا پیدا کرده و برادر بزرگوارم سردار عزيز جعفري، فرمانده محترم سپاه پاسداران، دستور کاهش فوری طبقات را ابلاغ کردند. از این اقدام قاطعانه، شجاعانه و صادقانه همرزمان سابق خود تشکر و قدردانی می‌کنم؛ اقدامی که بار دیگر نشان داد سپاه همواره در تبعیت از قوانین و صیانت و حفظ حقوق مردم پیشرو و مقدم است.

آمریکا همچنان «شیطان بزرگ» باقی خواهد ماند

خبرگزاری فرانسه در گزارشی از تهران به قلم «سریل جولین» به موضوع پیامدهای توافقنامه هسته‌ای پرداخت و اعلام کرد: این توافقنامه سبب نخواهد شد دشمنی بین ایران و آمریکا به پایان برسد و آمریکا برای ایران همچنان «شیطان بزرگ» باقی خواهد ماند. چون واقعیت امر آن است که ایران و آمریکا درباره چندین پرونده مهم منطقه‌ای همچنان رو در روی هم قرار گرفته‌اند، هرچند که هر دو کشور در منطقه منافع مشترکی از جمله مبارزه با (گروه تکفیری و صهیونیستی) داعش دارند. نمونه بارز دشمنی ایران با آمریکا، همین روز قدس امسال بود که شرکت‌کنندگان در آن بار دیگر شعار مرگ بر آمریکا سر دادند و پرچم‌های آمریکا را آتش زدند. ایرانی‌ها در این روز درحالی پرچم‌های آمریکا را آتش زدند که جامعه بزرگی از هموطنان‌شان در لس‌آنجلس آمریکا زندگی می‌کنند. سیاست ضدآمریکایی در ایران از زمان کودتا علیه دولت محمد مصدق، کودتایی که سیا و دستگاهای اطلاعاتی انگلیس آن را ترتیب داده بودند، ریشه دوانده است.

هجوم کاربران ایرانی به اینستاگرام اوباما
لحظاتی پس از دستیابی توافق هسته‌ای میان ایران و کشورهای ۵+1، کاربران ایرانی اینستاگرام به صفحه باراک اوباما هجوم بردند و زیر آخرین پست اینستاگرام اوباما که مربوط به 16 هفته پیش است، کامنت‌هایی باربط و بی‌ربط به توافق، درج کردند. به گزارش کافه سینما، تعداد کامنت‌ها بسیار بالاست و تا لحظه تنظیم گزارش بیش از 90 هزار کامنت به چشم می‌خورد که بیشتر آنها به‌تازگی درج شده‌اند. در میان آنها همه نوع کامنتی با هر نوع ادبیاتی به چشم می‌خورد. از کامنت‌های بی‌ربط باری به هرجهت، تا کسانی که از اوباما بابت توافق تشکر کرده‌اند و کسانی که به رئیس‌جمهور آمریکا توهین کرده‌اند و البته عده‌ای که بابت توهین‌های کاربران، از وی عذرخواهی کرده‌اند.

سخنگوی یکی از سران فتنه دستگیر شد
محمدجواد حق‌شناس، عضو حزب اعتماد ملی از دستگیری اسماعیل گرامی‌مقدم، سخنگوی حزب اعتماد ملی خبر داد و گفت: مأموران وی را به محض ورود به تهران و هنگام عبور از گیت فرودگاه امام خمینی(ره) دستگیر کردند. گفتنی است، اسماعیل گرامی‌مقدم پس از نقش‌آفرینی در فتنه ۸۸ فعالیت‌هایش علیه نظام را به خارج از ایران منتقل کرده بود. وی با نام سخنگوی مهدی کروبی، در مصاحبه‌های متعددی در رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب اتهاماتی را به نظام نسبت داده بود.

گستاخی کامرون و...

کامرون در گفت‌وگو با شبکه ان‌بی‌سی گفت: من دیروز با آقای روحانی صحبت کردم و گفتم که ما خواستار تغییر در نگرش ایران در موضوعاتی، مانند سوریه و یمن و تروریسم در منطقه و تغییر در رفتار (ایران) هستیم. نخست‌وزیر انگلیس اعلام کرد که توافق با ایران می‌تواند به این تغییر منتهی شود و بسیار بهتر از گزینه‌های جایگزین بود؛ زیرا بدون توافق ایران قادر به دستیابی به سلاح هسته‌ای بود و این احتمال وجود داشت که کشورهای غربی اقدام نظامی در منطقه علیه ایران را آغاز کنند. در مقابل هم رئیس‌جمهور کشورمان در آخرین پست توئیتر خود از تماس تلفنی نخست‌وزیر انگلیس و تبریک وی بابت توافق هسته‌ای خبر داده است! در پیام توئیتری رئیس‌جمهور روحانی آمده است: «هم‌اکنون در مکالمه تلفنی، نخست‌وزیر بریتانیا، دیوید کامرون ضمن تبریک توافق هسته‌ای، بر نقش سازنده‌ ایران در مذاکرات هسته‌ای تأکید کرد. همچنین، اظهار علاقه به بازگشایی سفارت، توسعه روابط دوجانبه در چارچوب منافع دو کشور و احترام متقابل و ضرورت مبارزه با تروریسم در منطقه.»

از کجا به اقتصاد مقاومتی ضربه زدند؟
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در واکنش به اظهارات ضداقتصاد مقاومتی عیسی کلانتری، وزیر کشاورزی دولت‌های سازندگی و اصلاحات که گفته بود خودکفایی مزخرف است، گفت: حرف‌های ایشان درباره خودکفایی و مسائل پیرامون آن نادرست بوده و کاملاً اشتباه است؛ لذا خوشحالم که آقای کلانتری وزیر کشاورزی نیست. غلامرضا مصباحی‌مقدم تصریح کرد: زمانی که آقای کلانتری، وزیر جهاد کشاورزی بودند، در زمان وزارت ایشان، بسیاری از ظرفیت‌های مساعد و مناسب بخش کشاورزی کشور از دست رفت و به نظر بنده علت آن نیز می‌تواند یکی از دو دلیل شناخت نادرست نسبت به ظرفیت‌های کشور یا نداشتن اراده‌ای جدی برای استفاده از ظرفیت‌های داخلی کشور باشد.
این در حالی است که یک دستگاه آب‌شیرین‌کن، پنجاه هزار نفر جمعیت را آب می‌دهد. کشورهای جنوب خلیج‌فارس نیز با استفاده از دستگاه‌های آب‌شیرین‌کن وارداتی بیابان‌های برهوت خود را به سرزمین‌هایی سرسبز برای گردشگری تبدیل کرده‌اند. درحالی‌که مدیران ما عرضه ایجاد چنین شرایطی را در سواحل جنوبی کشور ندارند.

ضجه‌های شیطان پس از توافق

یک خبرگزاری مطرح غربی در گزارشی، از شعار مرگ بر آمریکای مردم نمازگزار تهران ابراز ناراحتی کرد. در گزارش آسوشیتدپرس با عنوان «باوجود توافق هسته‌ای، شعارهای ضدآمریکایی در پایتخت ایران طنین‌انداز شد»، آمده است: «با وجود توافق هسته‌ای تاریخی ایران با قدرت‌های جهانی، در مراسم نماز جمعه با شعارهای مکرر «مرگ بر آمریکا» وقفه ایجاد شد». مقام معظم رهبری در خطبه‌های نماز عید فطر درباره شعارهای مرگ بر آمریکا گفت: شعارهای ملّت ایران، نشان داد که جهت‌گیری‌ها چیست؛ در روز قدس، شعار مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا، فضای کشور را تکان داد؛ مخصوص تهران و شهرهای بزرگ هم نبود؛ همه کشور در زیر چتر این حرکت عظیم قرار گرفت.

پیش‌بینی‌های ایران درست بود یا دیگران؟
چرا مفسران و تحلیلگران اوضاع سوریه در پنج سال گذشته دائماً در پیش‌بینی‌های‌شان درباره سوریه، اعلام سقوط قریب‌الوقوع نظام سوریه به هفته و ماه را مطرح کرده‌اند، ولی هیچ‌گاه این امر محقق نشده است؟ دلیل عدم موفقیت این کارشناسان و تحلیلگران در پیش‌بینی‌های‌شان این است که فکر می‌کنند سوریه مانند عراق، یمن، لیبی، تونس و حتی مصر است. آنها قادر به تشخیص واقعیات میدانی سوریه نیستند و بیشتر کارشناسان حتی یک‌بار در سوریه نبوده‌اند. برای نمونه، عده‌ای از این کارشناسان همان مشاوران دفاعی در بوسنی، افغانستان و لیبی هستند. روحیه ارتش سوریه همچنان بالاست. ارتش سوریه تنها ارتش مبارز کثرت‌گرا در سوریه است که از فرقه‌های سنی، مسیحی، دروزی و علوی جامعه نیرو گرفته است. هیچ ارتشی نمی‌تواند بدون حمایت مردم کشورش مبارزه کند. برای اینکه ارتش عربی سوریه بتواند همچنان به مبارزه خود ادامه دهد، باید به مردم کشور خودش متکی باشد. دلیل دیگر این نظرات غیرکارشناسی این است که این نظرات بخشی از جنگ روانی برای تضعیف دولت سوریه است؛ اما برخلاف این تحلیل‌ها دیدگاه رهبر معظم انقلاب و جمهوری اسلامی ایران پیروزی ملت سوریه بوده و این دیدگاه تاکنون صحیح بوده است.


یادداشت

مواظب دور خوردن خط قرمز باشیم*
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی)، فرمانده معظم کل قوا در بخشی از خطبه‌های نماز عید سعید فطر با اشاره به فضای تهدیدآمیز موجود و ادامه رجزخوانی برخی از مقامات آمریکا و تکیه دشمنان بر مسائل دفاعی ایران فرمودند: «به فضل الهی قابلیت‌های دفاعی و حریم امنیت کشور حفظ خواهد شد و جمهوری اسلامی هرگز تسلیم زیاده‌خواهی دشمنان نخواهد شد.»
این بیانات از آن‌رو اهمیت دارد که توانمندی‌های به‌دست‌آمده ایران در عرصه نظامی و دفاعی طی سال‌های گذشته، از مهم‌ترین عوامل بازدارنده در برابر تهدیدات نظامی دشمن بود که دشمن برای حفظ آبرو و هیبت نظامی‌اش در اظهارات علنی کمتر به آن می‌پرداخت؛ اما براساس پاره‌ای اخبار و نیز تحفظاتی که از خود نشان می‌داد، نگرانی‌اش از توان نظامی ایران را تأیید می‌کرد. نقش قدرت نظامی ایران در حفظ حدفاصل جلوگیری از درگیری نظامی آمریکا با ایران و تأمین امنیت فراگیر کشور در برابر تهدیداتی که منطقه را فراگرفته، سبب شد تا هرگونه دسترسی به مراکز نظامی ایران از رهگذر توافق هسته‌ای، خط قرمز اعلام شود؛ اما گویا طرف مقابل قصد دارد تضعیف توان نظامی ایران را با دور زدن بخشی از این خط قرمز از طریق پیش‌نویس قطعنامه‌ای که درباره توافق هسته‌ای قرار است در شورای امنیت سازمان ملل تصویب شود، با ایجاد محدودیت برای صنعت موشکی ایران دنبال کند که به هیچ‌وجه پذیرفتنی نیست؛ از این‌رو، ضروری است مقامات مسئول در این‌باره قاطع و واضح موضع‌گیری و آن را رد کنند و اجازه ندهند دشمن با کاهش امنیت نظام، امنیت خودش را افزایش دهد.
* پایگاه بصیرت


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

واکنش‌های متفاوت به رویداد هسته‌ای
حسین عبداللهی فر

مذاکرات هسته‌ای کشورمان با گروه 1+5 پس از سال‌ها، سرانجام به یک جمع‌بندی قابل انتشار و مورد قبول طرف‌های مذاکره‌کننده رسید. اگرچه این توافق هنوز به امضا نرسیده و حرف و حدیث‌های زیادی بر سر اجرای آن وجود دارد، اما واکنش اصحاب جراید به این رویداد مهم، بسیار متفاوت و عجیب بود که بر صفحات اول روزنامه‌های چهارشنبه بیست‌وچهارم تیر ماه جاری انعکاس یافت.
«آفتاب یزد»؛ «کلید چرخید، ایران خندید» را روی تصویر بزرگی از صحنه قرائت بیانیه هسته‌ای قرار داد و نوشت: «ایران و 1+5 به توافق رسیدند». این روزنامه یک روز قبل نیز با اختصاص همه نیم‌تای خود به تصویری از ظریف در لباس امیرکبیر، از وی به «امیرکبیر عصر ما» یاد کرد و نوشت: «اگر کمی صفحات تاریخ را ورق بزنیم شاهد خواهیم بود کم نبودند بزرگانی که واقعاً بزرگ بودند، اما برخی چشم دیدن‌شان را نداشتند. سر اینکه چرا این‌گونه بوده طبعاً برمی‌گردد به عملکرد این بزرگان. فی‌المثل بارها درباره امیرکبیر بزرگ شنیدیم و خواندیم که خصومت با او زمانی آغاز شد که وی اصلاحات خود را همزمان با رسیدن به صدارت آغاز کرد. اکنون به نظر می‌رسد محمدجواد ظریف ما بازی عده‌ای را برهم زده است... البته قصد نداریم بگوییم ظریف‌مان امیرکبیر است، اما شاید بد نباشد برای درک بزرگی وی، دست به چنین مقایسه‌ای بزنیم. فقط یک مقایسه کوچک برای درک یک نکته بزرگ! همین».
«ابتکار» هم دست به مقایسه مشابهی زد و با قرار دادن دو نیمه از سر مصدق و ظریف در کنار هم نوشت: «شاید 23 تیر ماه در تقویم ایرانیان جایگاهی همتراز با 29 اسفند پیدا کند. اگر در آن روز دولت منتخب و مردمی به رهبری دکتر مصدق توانست حق مردم ایران در حاکمیت ملی بر سر جریان ملی شدن نفت را محقق کند، امروز تیم هسته‌ای ایران به رهبری دکتر محمدجواد ظریف با حمایت قاطع رهبر معظم انقلاب، رئیس‌جمهور روحانی و پشتوانه میلیونی مردم ایران توانست ضمن پاسداشت حق هسته‌ای مردم ایران، دیگر حقوق مردم ایران را محقق کند.»
«مردم‌سالاری» نیز، تمام صفحه خود را به تصویر تمام‌قدی از ظریف اختصاص داد و با حروف درشتی به رنگ قرمز نوشت: «خجسته باد این پیروزی».
«اعتماد» هم همه صفحه نخست خود را به این موضوع اختصاص داد و با «انقلاب دیپلماسی» خواندن این رویداد، نوشت: «جهان تغییر کرد».
این روزنامه با اختصاص هشت صفحه خود به همین موضوع، به انتظار تحریریه و مشکلاتی که برای تنظیم کشیده شده بود، اشاره کرد و در یادداشت سردبیر با عنوان «عصر تازه» نوشت: «جهان جدید می‌شود و این واقعیتی است که پیش روی ماست. پایان مذاکرات نفسگیر هسته‌ای با هر نتیجه‌ای که آینده را پیش آورد، از ظهر دیروز جهان متفاوتی را رقم زد.»
«شهروند»؛ «انفجار اتمی بدون بمب» را روی تصویر بسیار بزرگی از وزرای خارجه شش کشور بزرگ جهان جای داد و زیر همین تیتر نوشت: «ایران هرگز بمب اتمی نداشت، ندارد و نخواهد داشت، اما برای از میان برداشتن غیرضروری‌ترین بحران قرن هیچ چاره‌ای جز انفجار اتمی نبود؛ انفجاری اتمی که جواد ظریف و تیمش بدون بمب هسته‌ای انجام دادند.»
«شرق»؛ «پیروزی بدون جنگ» را تیتر کرد و در سرمقاله‌اش یادآور شد: «توافق کافی نیست».
سردبیر این روزنامه زیر همین عنوان نوشت: «فردای روز توافق، سیاست و سیاستمداران به جاهای خودشان برمی‌گردند و هرکس می‌کوشد قلابش را به جای پرمنفعت‌تری پرتاب کند. نمی‌دانم سیاستمداران ما برای بعد از توافق چقدر آماده‌اند و چه برنامه‌ای دارند.»
«آرمان» هم با اختصاص نیم‌تای اول خود به این موضوع؛ «دنیا به احترام ایران ایستاد» را تیتر کرد و در ستون گفت‌وگوی خود با یک نماینده اصلاح‌طلب مجلس شورای اسلامی، بهره‌برداری جناحی از این توافق را کلید زد و نوشت: «توافق، کلید ورود اصلاح‌طلبان به مجلس است.»
روزنامه‌های اصولگرا هم با اختصاص تصاویر و تیترهای اول خود به این رویداد مهم واکنش نشان دادند. «وطن امروز»؛ «در انتظار اجرا» را تیتر کرد و در ستون نگاه امروز خود در اولین نکته از نکات قابل ذکرش نوشت: «در قیاس با توافق ژنو ایضاً چارچوبی که در لوزان بسته شد، توافق دیروز توافق بدی به نظر نمی‌رسد. ایده‌آل نیست، لیکن بد هم نیست».
«جوان» هم «تثبیت ایران هسته‌ای با ایستادگی ملت» را تیتر کرد و زیر «نکاتی درخصوص جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای»، نوشت: «شایسته است در ایران اسلامی همه قوا، جریان و گروه‌های سیاسی از شورای‌عالی امنیت ملی درخواست جمع‌بندی مذاکرات را درنهایت دقت و هوشمندی داشته باشند و از این طریق، اطمینان ملت ایران برای یک توافق خوب را افزایش دهند.»
«کیهان» تندترین موضع انتقادی را اتخاذ کرد و «دو روایت از یک توافق با اختلاف 180 درجه‌ای» را تیتر اول خود برگزید و در سرمقاله‌اش به سخنان اوباما اشاره کرد و نوشت: «بدیهی است و بعید نیست که تفسیر اوباما از سند وین غیرواقعی بوده و با متن سند یادشده انطباق نداشته باشد، ولی از آنجا که تفسیر وی به‌عنوان رئیس‌جمهور آمریکا و طرف اصلی مذاکره و توافق ارائه شده است، می‌توان و باید نگران بود که مبادا با ماجرای دیگری شبیه تفسیرهای متفاوت از توافق لوزان روبه‌رو باشیم و...»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروري بر انفجارهاي خونين ديالي عراق
جنايات تروريستي با هدايت‌هاي خارجي

جهان اسلام پس از يك ماه روزه‌داري در حالي عيد فطر را جشن گرفت كه مردم عراق روزي خونين را شاهد بودند.
منابع بیمارستانی عراق گزارش دادند، انفجارهای تروریستی در استان دیاله، ده‌ها كشته و زخمي بر جاي گذاشت.
انفجارهاي تروريستي در حالي روي داد كه به گفته ناظران امنيتي و نظامي، حجم آنها نسبت به انفجارهاي گذشته ابعاد وسيعي‌تري داشته و با اهدافي از پيش طراحي‌شده صورت گرفته است.
در اين حوزه چند نكته مهم قابل توجه است.
نخست آنكه طي هفته‌هاي اخير، ارتش و نيروهاي مردمي توانسته‌اند بخش‌هاي قابل توجهي از مناطق تحت اشغال داعش را آزاد کنند. فرماندهان نظامي عراق از محاصره كامل فلوجه و آزادسازي آن در كوتاه‌ترين زمان ممكن خبر داده‌اند. در همين چارچوب ابوصفاء العتابی، یکی از فرماندهان عالی‌رتبه نیروهای مردمی عراق با بیان اینکه بسیاری از خطوط امدادی تروریست‌های داعش در استان الانبار قطع شده است، گفت: تروریست‌ها از منطقه عمومی صقلاویه به عقب‌نشینی وادار شده و پنج کیلومتر از موضع قبلی خود عقب‌تر رفته‌اند. در چارچوب نظارت بر چگونگي عمليات عليه تروريست‌ها حيدرالعبادي، نخست‌وزير عراق نيز ديداري از الانبار داشته است كه آمادگي ارتش و نيروهاي مردمي براي آزادسازي اين منطقه را نشان می‌دهد.
با توجه به اين شرايط، انفجارهاي خونين عراق، آن هم در عيد فطر را بايد اقدامي از جانب گروه‌هاي تروريستي براي پنهان‌سازي شكست‌ها و نيز اجراي پروژه تفرقه ميان عراقي‌ها دانست. آنچه زمينه‌ساز دستاوردهاي اخير عراق شده است، بازگشت اتحاد ميان نيروهاي مردمي و ارتش و تمام اقشار و گروه‌هاي قومي و ديني است. انفجار در ديالي را مي‌توان تحركي براي خدشه‌دار کردن اين وحدت دانست.
نكته بسیار مهم دیگر آنكه اين انفجارها در روز عيد فطر واهي بودن ماهيت ديني داعش را اثبات و آشکارتر می‌کند. سران اين گروه‌ تروريستي يك هفته مانده به پايان ماه رمضان، ضمن ممنوع اعلام كردن مراسم عيد فطر، بر كشتار نمازگزاران و برگزار‌كنندگان مراسم‌هاي اين روز تأكيد كرده‌ بودند. رفتاري كه صرفاً برگرفته از ماهيت تروريستي آنان است و جنايات رژيم صهيونيستي عليه ملت فلسطين را یادآوری می‌کند.
البته يك نكته مهم ديگری نيز درباره تحركات اخير تروريست‌ها در عراق مشهود است و آن، تأثير تحولات سوريه بر رفتارهاي تروريست‌ها در عراق است. طي هفته‌هاي اخير، ارتش سوريه و حزب‌الله لبنان توانسته‌اند، بخش‌هاي قابل توجهي از سوريه را از تروريست‌ها پاكسازي كنند كه از پيامدهاي آن تشديد درگيري ميان گروه‌هاي تروريستي بوده است. پنهان‌سازي شكست‌ در سوريه و سوق دادن افكار عمومي به مسائل حاشيه‌اي كه نشانگر قدرت داعش باشد، از اهداف تروريست‌ها در انفجارهاي خونين عراق بوده است.
در كنار اهداف تعريف‌شده براي تروريست‌ها، نقش مؤلفه‌هاي خارجي در انفجارها و ناآرامي‌هاي اخير عراق را نبايد دور از ذهن داشت.
همزمان با اين انفجارها، «دمپسي» فرمانده ارتش آمریکا یک روز پیش از سفر به فلسطین اشغالی، در سفری از پیش اعلام‌نشده وارد بغداد، پایتخت عراق شد. اين در حالي است كه منابع خبري از اختلاف ميان عراق و آمريكا بر سر عمليات در الانبار خبر مي‌دهند. نكته قابل توجه آنكه همزمان با اين سفر در مواضعي تأمل‌برانگيز كه نشانگر طراحي آمريكا براي ادامه بحران در منطقه است، ژنرال ری اودیرنو، رئیس ستاد ارتش آمریکا معتقد است، مبارزه علیه گروه تروریستی داعش بیش از ده تا بیست سال طول خواهد کشید. اودیرنو گفت: دولت اعلام کرده است، مبارزه با داعش سه تا پنج سال طول خواهد کشید، ولی من فکر می‌کنم برای شکست داعش، زمان بیشتری نیاز خواهد بود.
مجموع رفتارهاي آمريكا نشان مي‌دهد، آنها به‌دنبال ناتوان نشان دادن عراق در مبارزه با تروريسم هستند تا به اين بهانه، حضور خود در عرصه نظامي عراق را تقويت کنند. اين سناريو زماني تقويت مي‌شود كه نخست‌وزير اين كشور رسماً ورود به اين عرصه را اعلام داشت؛ در حالی كه تا پيش از اين، انگليس از اعلام حضور در ائتلاف به اصطلاح ضدداعش خودداري مي‌كرد.
به نوشته روزنامه تلگراف، «دیوید کامرون» نخست‌وزیر انگلیس با تأیید طرح این کشور برای پیوستن به حملات هوایی به مواضع داعش در سوریه در اواخر تير ماه رسماً برنامه دولت انگلیس برای پیوستن به حملات هوایی آمریکا علیه مواضع داعش در سوریه را اعلام كرد. وی در گفت‌وگو با شبکه خبری «ان‌بی‌سی» نيز گفته بود: انگلیس از سپتامبر علیه مواضع تروریست‌ها در عراق مشارکت داشته است، اما از آنجایی که اقدامات بیشتری از سوی انگلیس برای نابودی داعش لازم است، دولت از پارلمان انگلیس درخواست کرد، اجازه حملات هوایی در آسمان سوریه را صادر کند.
برجسته‌سازي قدرت داعش و ناتوان نشان دادن كشورهاي منطقه در مقابله با آن، مؤلفه‌اي براي تحقق اهداف نظامي كشورهاي غربي است كه انفجارهاي خونين عراق و نيز جنايات تروريست‌ها در سوريه، از جمله استفاده آنان از گازهاي سمي مي‌تواند در اين چارچوب صورت گرفته باشد. به عبارت ديگر، تروريست‌هايي كه به دست آمريكا و انگليس ايجاد شده‌اند، اكنون با كشتارها و جنايت‌هاي جديد، زمينه اجراي اهداف جديد آنها را فراهم مي‌آورند، در حالي كه در ظاهر، ادعاي مقابله با اين تروريست‌ها را دارند.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

اصول و چارچوب‌هاي کليدي
قدرت و جايگاه کشورها در معادلات جهاني برگرفته از مجموعه‌اي از مؤلفه‌هاي دروني و بيروني است که در نهايت، در قالب قدرت ملي تبلور مي‌يابد. البته نظام سلطه همواره تلاش کرده تا وابسته بودن به غرب را مؤلفه اصلي قدرت و جايگاه جهاني کشورها معرفي کند تا با اين القاها بتواند سلطه بر کشورها را اجرايي سازد.
سياست تحقيرسازي کشورها مبني‌بر ناتواني در دستيابي به پيشرفت و موفقيت و لزوم وابسته بودن از ارکان اين سياست است، چنانکه غرب همواره خود را تمام جهان دانسته و چنان القا مي‌سازد که رابطه با چند کشور بزرگ اروپايي و آمريکا، يعني رابطه با همه جهان. نمود عيني اين رفتارها را در عملکردهاي اين کشورها در قبال جمهوري اسلامي ايران مي‌توان مشاهده کرد، چنان‌که آنها همواره ادعاي انزواي جهاني ايران را مطرح کرده و رابطه با خود (آمريکا، فرانسه، انگليس و آلمان) را برابر با روابط با کل جهان مي‌نامند، حال آنکه جهان شامل نزديک به 200 کشور است و اينها تنها چهار کشور از جمع اين تعداد کشور هستند.
نکته قابل توجه آنکه، غربي‌ها چنان ادعا مي‌کنند که رويکرد آنان به مذاکره با ايران از روي ترحم بوده و ايران بايد قدردان اين رفتار بوده و آنچه غرب در قبال عرصه داخلي و رفتارهاي منطقه‌اي و جهاني از ايران طلب مي‌کند، جمهوري اسلامي ايران بايد پذيراي آن باشد!
اين ادعاها براي تسليم‌سازي ايران در حالي مطرح مي‌شود که در ارزيابي دلايل رويکرد غرب به مذاکره با ايران در قالب 1+5 چند نکته مهم قابل توجه است.
توان دفاعي و نظامي ايران در ساختاري بومي و بدون وابستگي زمينه‌ساز آن بوده تا غرب اجباراً گزينه نظامي را کنار بگذارد، چنانکه بسياري از سران نظامي غرب و حتي صهيونيست‌ها اذعان دارند که اقدام نظامي عليه ايران برابر با نابودي کل منافع غرب در منطقه است.
همين عنصر مهم است که سبب شده غرب از محورهاي زياده‌خواهي خود را، بازرسي از مرکز نظامي و حتي از بين بردن توان موشکي ايران بداند تا شايد با اين حربه بتواند توان دفاعي ايران را تضعيف کند و از حربه تهديدات امنيتي براي باج‌گيري از ايران بهره گيرد.
نکته ديگر، ظرفيت‌ها و دستاوردهاي بومي هسته‌اي است. غربي که زماني مي‌گفت ايران حق داشتن يک سانتريفيوژ را ندارد و از هر ابزاري براي تحقق اين امر بهره گرفت، سرانجام در برابر اراده ايراني کيش‌ومات شد و آن زماني بود که دانشمندان هسته‌اي ايران در کنار توليد 19 هزار سانتريفيوژ، غني‌سازي 20 درصد را محقق ساختند؛ مسئله‌‌اي که جان‌کري نيز پس از توافق ژنو در سال 1392 در کنگره به آن اذعان کرد.
قدرت ديپلماسي ايران در رویارویی با قدرت‌ها که برگرفته از اصول مقاومتي و ارزش‌ها است مؤلفه ديگري است که قدرت و توان ايران را تشکيل مي‌دهد. تکيه بر ارزش‌ها و خطوط قرمز و روحيه مقاومت، قدرت ديپلماسي کشور را تشکيل مي‌دهد. نکته بسيار مهم آنکه جايگاه ايران در صحنه بين‌الملل با مؤلفه‌هاي استکبارستيزي، حمايت از مظلوم در برابر ظالم، مشخص کردن صريح و آشکار خطوط قرمز با نظام سلطه و در رأس آن آمريکا، دفاع از ملت فلسطين و مبارزه با رژيم صهيونيستي و ... امري انکار‌ناپذير است، چنانکه گفتمان انقلاب اسلامي به گفتماني جهاني مبدل شده است.
جهاني شدن روز قدس، تشکيل جبهه ضدامپرياليسم در سراسر جهان، اعتراضات جهاني به سلطه‌گري آمريکا در سازمان ملل و نهادهاي بين‌المللي، مخالفت‌هاي جهاني با جنگ‌افروزي‌هاي غرب، احياي روند بيداري اسلامي و حرکت‌هاي ضد نظام سرمايه‌داري در جهان و... تنها بخش‌هاي کوچکي از دستاوردهاي گفتمان انقلاب اسلامي در صحنه جهاني است که ايران را به کشوري تأثيرگذار در معادلات جهاني مبدل کرده است. از همین‌رو مي‌توان گفت که چرا غرب به مذاکره با ايران روي آورده است.


پرونده

کاخ سفید: هدفمندتر شدن حمله نظامی به لطف رژیم بازرسی‌ها
درحالی‌که هنوز یک هفته از جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه موسوم به 1+5 در شهر وین اتریش نگذشته، جاش ارنست، سخنگوی کاخ سفید در اظهاراتی بیان کرده است: «اگر توافق اجرایی شود و ایران برنامه خود را محدود کند... زمانی‌که سران این کشور تغییر مسیر داده، حقه بزنند یا علناً اعلام کنند که می‌خواهند توافق را بر هم بزنند و به‌سمت سلاح هسته‌ای حرکت کنند، رسیدن به مواد هسته‌ای لازم برای ساخت بمب، از آنها یک سال زمان می‌گیرد.» ارنست ادامه داد: «نکته کلیدی این است که (پس از توافق) گزینه نظامی تقویت هم می‌شود، چراکه طی این سال‌ها ما جزئیات بیشتری از برنامه هسته‌ای ایران جمع‌آوری خواهیم کرد.» وی افزود: «بنابراین، زمانی‌که وقت تصمیم‌گیری فرماندهان نظامی آمریکا و اسرائیل درباره هدف‌گیری می‌رسد، به دلیل اطلاعاتی که طی این سال‌ها به لطف رژیم بازرسی‌ها جمع‌آوری کرده‌ایم، آن تصمیمات به طور چشمگیری مبتنی‌بر اطلاعات بوده و توانمندی‌های ما ارتقا یافته‌اند.»
نتانیاهو: ایران این توافق را در خواب هم نمی‌دید

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی به شبکه سی‌بی‌اس آمریکا گفت حکومت ایران توافقی را به‌دست آورد که آن را در خواب هم نمی‌دید. وی افزود: این توافق ممکن است مانع از دستیابی ایران به یک یا دو بمب اتمی در سال‌های آینده شود، اما راه را برای تولید بمب‌های بسیاری در یک دهه آینده باز می‌کند. از وزیر دفاع آمریکا می‌خواهم که کشورهای غربی برای توافق بهتری با ایران گفت‌وگو کنند.
پیش‌شرط معاون مرکل برای ایران
‌ زیگمار گابریل، وزیر اقتصاد آلمان که پس از توافق به ایران سفر کرده، در یادداشتی در نشریه بیلد گفته است که به رسمیت شناخته شدن رژیم صهیونیستی از سوی ایران،‌ شرط روابط پایدار و خوب تهران ـ‌ برلین است. به نوشته خبرگزاری فرانسه،‌ وی در این‌باره گفته است: «حق اسرائیل[رژیم صهیونیستی] برای بقا، دیگر نباید زیر سؤال رود. روابط واقعاً مستحکم و باثبات،‌ تنها زمانی شکل می‌گیرد که سیاستگذاران ایرانی، به این مسئله اذعان کنند. من در سفرم (به ایران) به دفعات بر این موضوع تصریح خواهم کرد.» او در بخش دیگری از این یادداشت،‌ با بیان اینکه توافق هسته‌ای،‌ گام اول در مسیر عادی‌سازی روابط با تهران است،‌ افزوده است: «آلمان می‌تواند و می‌خواهد به‌عنوان یک میانجی عمل کند.»
جان کری: جز توافق با ایران راه‌حل دیگری نیست

وزیرامور خارجه آمریکا در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان با دفاع کامل از توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 و هشدار نسبت به عواقب مخرب رد آن از سوی کنگره این کشور اعلام کرد، جز توافق با تهران راه دیگری وجود ندارد. کری اظهار داشت: اگر کنگره رأی لازم سلب اختیار حق وتوی ریاست‌جمهوری را به‌دست آورد، رد توافق عواقب وخیمی خواهد داشت. وی افزود: اگر سنای آمریکا این توافق را رد کند، تمام کشورهایی که کنار آمریکا در مذاکرات شرکت داشتند، ضمن مقصر دانستن واشنگتن به سبب این شکست، تحریم‌های ایران را لغو خواهند کرد و ایران هم بدون وجود تحریم‌ها و محدودیت دیگری به فعالیت‌های خود ادامه خواهد داد.


اقتصادى
سعید مهدوی

تدابير دولت در پسا تحريم چه باشد؟
حدود دو سال از عمر دولت يازدهم گذشت و توافق مورد نظر آن در حال شكل گرفتن است. دولتي كه بیشتر مشكلات اقتصادي داخل كشور را با تحريم‌هاي خارجي مرتبط مي‌دانست، در اين برهه از زمان نوبت دست‌به‌كار شدن گروه اقتصادي آن براي باز كردن گره‌هاي اقتصادي كشور است و همان‌گونه كه علي طيب‌نيا اعلام كرده هم‌اکنون زمان حل مشکلات فرارسیده است. وزير امور اقتصاد و دارايي در این‌باره گفت: «بعد از توافق، چند ماه زمان نیاز داریم تا پس از طی مراحل اجرایی از سوی ایران و غرب، آثار برداشته شدن تحریم‌ها به‌طور کامل خود را نشان دهد، این در حالی است که مردم خسته از فشارهای چند سال اخیر، انتظار دارند به‌سرعت مشکلات اقتصادی کشور مرتفع شود.»
مشكلات ناشي از تحریم‌ها زمانی برطرف خواهد شد که دولت نیز بتواند با تدابیری راه‌گشا كه در ادامه به چند مورد آن اشاره مي‌شود از این فرصت ایجادشده استفاده کند.
* لغو تحريم‌هاي صادراتي فرصت بسيار مناسبي براي توليدات داخلي در جهت تصاحب و يا سهيم شدن در بازارهاي خارجي به وجود می‌آورد، ولي از سوي ديگر با برداشته شدن برخي از محدوديت‌ها براي كالاهاي وارداتي، خطر در اختيار گرفتن بازار‌هاي داخلي توسط اين كالاها وجود دارد.
* منابع مالی که در نتیجه برداشتن تحریم‌ها، به کشور بازمی‌گردد، مدیریت بسيار دقيق دولت را مي‌طلبد. دولت باید بتواند در این بخش اقدامات لازم و راه‌گشا را انجام دهد؛ زيرا اگر دولت براي نمونه نتواند وجوه نقدي را كه به كشور باز مي‌گردد مديريت كند،‌ آثار و پیامدهای زيانبارتري نسبت به كمبود نقدينگي براي اقتصاد كشور به همراه دارد.
* بهره‌برداري و استفاده از ظرفيت‌هاي فروش نفت خام، گاز طبيعي و صنایع پتروشيمي فرصت بسيار مناسبي براي اقتصاد كشوري مانند ايران كه بسياري از ميادين آن (28 ميدان نفتي) با كشورهاي همسايه مشترك است، به شمار مي‌آيد، ولي از سوي ديگر بايد از هدف كاهش وابستگي دولت و بودجه كشور به این منابع و همچنين، افزايش سهم صندوق توسعه ملي از محل فروش اين محصولات، مراقبت و برای آن برنامه‌ريزي كرد.
* جذب سرمايه‌هاي خارجي نيز، يكي از اولويت‌هاي اقتصادي ايام پس از برداشته شدن تحريم‌ها است. همان‌گونه كه شركت‌هاي خصوصي خارجي فراواني براي مشاركت در پروژه‌هاي داخل كشور اعلام آمادگي كرده‌اند، دولت بايد با فراهم كردن فضاي مناسب كسب‌وكار و همچنين اولويت‌بندي دقيق پروژه‌ها، برنامه‌ريزي دقيقي براي اين سرمايه‌هاي خارجي داشته باشد؛ زيرا اين امر از جهات بسياري مانند اشتغال، پيشرفت پروژه‌هاي عمراني و توليدي و... دارای اهميت است. دولت یازدهم از زمان آغاز به کار، وعده ایجاد اشتغال برای جوانان و جویندگان کار را داده و بزرگ‌ترین چالش پیش روی خود در سال‌های آتی را بیکاری اعلام کرده است، اما تاکنون حرکت مؤثر و قابل توجهی درزمینه مهار بیکاری در کشور مشاهده نشده است.
* خطر كنار گذاشتن سياست‌هاي كاربردي اقتصاد مقاومتي و چشم‌پوشي از به‌كار بستن آنها در زمان پس از توافق بسيار زياد است. در حالي كه اين سياست‌ها و راهكارها با توافق و ارتباط‌هاي تجاري گسترده در تناقض نيست، بلكه اين توافق به نوعي مكمل سياست‌هاي اقتصاد مقاومتي است؛ زيرا اين الگوی اقتصادي بر پايه توليد درون‌زا و فروش و صادرات برون‌نگر طراحي شده است.


نداى قدس

پیشنهاد تبادل اجساد رژیم صهیونیستی به حماس
روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارانوت به نقل از یک منبع امنیتی از میانجیگری مصر خبر داد و تأکید کرد: «مذاکرات غیرمستقیمی از طریق مصر انجام شده و طی آن، دولت به حماس پیشنهاد کرده است در مقابل آزادی اعضای بازداشت‌شده حماس در جنگ اخیر غزه و نیز تحویل اجساد فلسطینیان کشته‌شده، جسد هدار گولدن و آرون شائول را تحویل دهد.» منبع یادشده مدعی شد که حماس می‌خواهد از دو اسیر و جسد دو نظامی صهیونیست به‌منزله برگه‌ای برای چانه‌زنی درزمینه آزادی اسرای فلسطینی استفاده کند و از «اسرائیل» می‌خواهد تا در مقابل ارائه اطلاعاتی درباره دو اسیر خویش، شماری از اسرای فلسطینی را آزاد کند.
اجبار مقامات خارجی برای بازدید از دیوار ندبه در سفر به تل‌آویو

رژیم صهیونیستی قصد دارد با تغییر پروتکل دیپلماتیک کنونی، بازدید از دیوار غربی مسجدالاقصی (دیوار ندبه) را برای تمام مقامات خارجی بازدیدکننده از سرزمین‌های اشغالی اجباری کند. یک مقام صهیونیست گفته است که از این تاریخ به بعد هر وزیر خارجه یا رئیس دولتی که به‌طور رسمی به سرزمین‌های اشغالی سفر کند باید از دیوار غربی (دیوار ندبه) نیز بازدید کند. همچنین براساس پروتکل کنونی دیپلماتیک در رژیم صهیونیستی مقامات خارجی سفرکننده به سرزمین‌های اشغالی باید از مقبره تئودور هرتزل بنیانگذار مکتب صهیونیسم و موزه یاد واشام (قربانیان هولوکاست) بازدید کنند. وی هدف تل‌آویو از تغییر پروتکل دیپلماتیک را تقویت موضع این رژیم برای به رسمیت شناختن شهر قدس به‌مثابه پایتخت اعلام کرد. تاکنون بیش از نیمی از هیئت‌های دیپلماتیکی که به سرزمین‌های اشغالی سفر می‌کردند، بازدیدی نیز از دیوار غربی داشتند، اما هیچ‌گاه این بازدید از روی اجبار و با همراهی وزیر خارجه صهیونیست‌ها نبوده است.
هراس تل‌آویو از دستیابی مقاومت به موشک‌های زمین به دریا

شبکه دهم تلویزیون رژیم صهیونیستی اعلام کرد که با وجود بمباران شدید ارتش مصر علیه گروه‌های مسلح در سینا، این گروه‌ها موفق شدند یک کشتی جنگی مصر را با استفاده از یک موشک هدف قرار دهند؛ موشکی که هنوز نوع آن مشخص نشده است. به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، این رسانه صهیونیستی اعلام کرد که تصاویر اولیه از هدف‌گیری ناوچه جنگی مصری نشان می‌دهد که این اقدام با استفاده از یک موشک زمین به دریا انجام شده و همین امر سبب آن شده است تا محافل امنیتی رژیم صهیونیستی نگران آن باشند که این موشک‌های زمین به دریا به شکل قاچاق در اختیار مقاومت فلسطین در نوار غزه قرار گرفته باشد. منبع صهیونیستی مذکور اعلام کرد که اگر مقاومت در نوار غزه به این موشک‌ها دست پیدا کرده باشد، قواعد بازی تغییر خواهد کرد.
اسارت 6000 فلسطینی در زندان‌های صهیونیستی

کمیته امور اسرا و آزادگان فلسطین در آستانه عید سعید فطر با صدور گزارشی تأکید کرد: دست‌کم 6 هزار فلسطینی در 18 زندان و بازداشتگاه رژیم صهیونیستی حبس شده‌اند. از این تعداد، 51 تن بیش از 20 سال و 16 تن دیگر بیش از 25 سال از عمر خود را در پشت میله‌های زندان‌های صهیونیستی سپری کرده‌اند که قدیمی‌ترین آنها کریم و ماهر یونس می‌باشند. براساس این گزارش، در میان اسرای فلسطینی 24 زن و 250 کودک و 8 نماینده مجلس قانونگذاری فلسطین دیده می‌شوند.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

هند و پاکستان از تقابل تا همگرايي
قاسم غفوری

شبه‌قاره هند که کشورهايي مانند هند و پاکستان را شامل مي‌شود در طول چند دهه اخير رنگ آرامش نديده و همواره با چالش‌هاي امنيتي و سياسي متعددي روبه‌رو بوده که محور آن را تنش ميان هند و پاکستان بر سر منطقه کشمير تشکيل مي‌دهد. استقلال پاکستان در سال 1947 از هند در حالي صورت گرفت که انگليس براي حفظ منافع خود در منطقه، سياست جدال ناتمام را در قبال این دو کشور اجرا کرد که اساس آن را، تنش بر سر منطقه کشمير تشکيل مي‌داد؛ تنشي که به چندين جنگ ميان طرفين و قرار گرفتن دو کشور در حالت جنگي در طول چند دهه اخير منجر شده و بررسي پرونده آنها در سازمان ملل نيز، به دليل کارشکني‌ غربي‌ها به نتيجه نرسيده است.
بررسي کارنامه هند و پاکستان نشان مي‌دهد که نه تنها در حوزه نظامي، بلکه در عرصه سياست خارجي دو کشور نيز، مسئله کشمير اهميت بالايي دارد، به‌گونه‌اي که هر یک تلاش دارند تا با يارگيري گسترده‌تر در صحنه بين‌الملل، اردوگاه خود را در برابر ديگري تقويت کنند تا در فرآيند چانه‌زني سياسي بتوانند ابتکار عمل را به دست گيرند.
آنچه در مناسبات دو کشور قابل توجه است، برخي تغييرات در رفتارهاي تنش‌آميز دو کشور است، چنانکه نواز شريف و مودي نخست‌وزيران دو کشور در روسيه با يکديگر ديدار و بر همگرايي و تقويت مناسبات تأکيد کردند. جالب و قابل توجه آنکه، مودي نخست‌وزير هند دعوت همتاي پاکستانی خود را براي سفر به اسلام‌آباد پذيرفته که در صورت تحقق اين امر، گامي مهم در مناسبات دو کشور برداشته مي‌شود. اين امر از آن جهت اهميت دارد که تا همين اواخر، دو کشور يکديگر را به تهديدات تروريستي متهم کردند، چنانکه پاکستان رسماً هند را حامي تروريست‌ها دانسته که به انفجارهاي خونين در اين کشور مي‌پردازد. وزارت خارجه هند نيز در بيانيه‌‌های متعددي، پاکستان را عامل بحران در افغانستان و هند دانسته و حتي تهديد به اقدام نظامي کرده است.
با توجه به اين شرايط، اين سؤال مطرح مي‌شود که ريشه رويکرد دو کشور به روابط گسترده چيست و چه عواملي، زمينه‌ساز چنين رويکردي شده است؟ پاسخ به اين پرسش را در تغيير و تحولات صورت گرفته در منطقه مي‌توان جست.
تهديدات امنيتي مؤلفه‌اي است که بعضاً نزديکي کشورها را براي مقابله با دشمن واحد به همراه دارد. اخبار و گزارش‌هاي منتشر شده از گسترش حضور داعش در افغانستان حکايت دارد. بسياري از ناظران سياسي تأکيد دارند که ورود داعش به افغانستان آغاز طرحي است که دامنه آن سراسر شبه‌‌قاره هند را فرامي‌گيرد که مسلماً، پيامدهاي منفي براي هند و پاکستان به همراه دارد. با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت که هند و پاکستان با رويکرد به کاهش تنش‌ها به‌دنبال تمرکز بر مسائل امنيتي هستند. به عبارتي، اختلافات ريشه‌‌اي آنان پابرجاست، اما در حوزه امنيتي، نقاط اشتراکي دارند که آنها را در کنار هم قرار مي‌دهد.
نکته مهم ديگر آنکه، هرچند هند و پاکستان گرايش‌های بسياري به آمريکا و کشورهاي اروپايي داشته‌اند، اما در نهايت، دستاورد چنداني نداشته‌اند، چراکه اين کشورها بيش از هر چيز، در چارچوب منافع خود گام برداشته و در اين راه، حتي گرايش‌های تهديد‌کننده تماميت ارضي پاکستان و هند داشته‌اند.
اسناد افشاشده نشانگر همکاري و نزديکي آمريکا و برخي کشورهاي بزرگ اروپا با گروه‌هاي تروريستي در شبه‌قاره هند است که البته با حمايت‌هاي مالي عربستان نيز همراه بوده است. هند و پاکستان در حالي با رويکرد به غرب، چندان دستاوردي نداشته‌اند که همزمان، پيمان‌هاي شرقي در حال قدرت‌يابي هستند.
روسيه از 18 تا 20 تيرماه در حالي ميزبان سه نشست بزرگ شانگهاي، بريکس(پنج قدرت‌ نوظهور) و اوراسيا بود که نتايج و دستاوردهاي اين نشست‌ها، از قدرت‌يابي اتحاديه‌هاي شرقي حکايت دارد؛ اتحاديه‌هايي که نزديک به 30 درصد اقتصاد و تجارت جهان را در دست دارند و از ظرفيت‌هاي بسياري براي رسيدن به اهداف اقتصادي برخوردارند، چنانکه اخيراً بريکس بانک مشترکي با سرمايه 100 ميليارد دلار را راه‌اندازی کرده است.
با توجه به موقعيت جغرافيايي هند و پاکستان، اين اتحاديه‌ها مي‌تواند تأثير بسياري بر اقتصاد اين دو کشور داشته باشند که نتيجه آن نيز، کاهش خطر رفتاري آنان در اجراي سياست پاندولي در مناسبات با غرب و شرق است. آنچه تاکنون از هند و پاکستان مشاهده مي‌شود آن است که، آنان براي رسيدن به منافع بيشتر، سياست چندضلعي را اجرا کرده‌اند که براساس آن، روابط با کشورهاي اروپايي، آمريکا، چين و روسيه در قالبي متوازن صورت مي‌گيرد، به‌گونه‌اي که گاهي به سمت غرب گرايش داشته و گاهي به سمت شرق تا در نهايت، منافع خود را در اين رهگذر تأمين کنند. آنچه در نشست شانگهاي در روسيه روي داد، اعلام عضويت دائم هند و پاکستان در اين اتحاديه بود. اين کشورها پس از سال‌ها، در حالي به اين مهم دست يافتند که اين دستاورد را زمينه‌هایي براي حضور در معادلات منطقه‌اي بزرگ‌تر نظير بريکس (هند، چين، روسيه، آفريقاي جنوبي و برزيل) و حتي ورود به عرصه اوراسيا ارزيابي مي‌کنند.
با توجه به اينکه شرط ورود به اتحاديه‌هاي منطقه، همگرايي و دوري از تنش مي‌باشد مي‌توان گفت که هند و پاکستان براي رسيدن به اين مهم، در مسير تعامل اجباري قرار گرفته‌اند. به عبارتي، پيمان‌هایي نظير؛ شانگهاي و رسيدن به منافع اقتصادي و سياسي بيشتر، زمينه‌ساز اين همگرايي بوده است. هر دو کشور عضويت ديگري در شانگهاي و يا ساير اتحاديه‌ها را برابر با تضعيف قدرت چانه‌زني خود مي‌داند، به‌ويژه پاکستان که عضويت هند در گروه بريکس را برتري نسبي دهلي‌نو در برابر خود ارزيابي مي‌کند.
با توجه به اين شرايط، هند و پاکستان براي رسيدن به شانگهاي جز رويکرد تعاملي، گزينه‌اي نداشته‌اند، در حالي که چالش‌هاي امنيتي و برخي ملاحظات داخلي و خارجي، مؤلفه‌هاي تقويت‌کننده اين رويکرد هستند.
به هر تقدير مي‌توان گفت که رويکرد کنوني هند و پاکستان هر چند نقطه عطفي در مناسبات دو کشور است، اما به دليل عدم رويکرد طرفين به حل چالش‌هاي ريشه‌اي نظير مسئله کشمير و گرفتار بودن طرفين در تفرقه‌افکني آمريکايي ـ انگليسي، نمي‌توان اين همگرايي را بلندمدت دانست. به‌ويژه اينکه، غرب منافع خود در شبه‌قاره را در قالب تنش‌هاي منطقه‌اي جست‌وجو مي‌کند. که از نمودهاي آن، تنش‌هاي جاري در روابط هند و پاکستان است که چون ويروسي در حال تضعيف توان دو کشور در مناقشات دست ساخته انگليس است.


تروريسم‌پروري، بحران‌سازي مداوم و گسترش نفوذ آمريكا
رضا اشرفی

اين روزها يادآور كشتار مسلمانان بوسنیايي و نسل‌كشي تاريخ‌ساز سربرنيتسا است كه تنها طي مدت يك هفته، هشت هزار مسلمان جان خود را از دست دادند. گواه تاريخ آن است كه‌ اين كشتار، بزرگ‌ترين نسل‌كشي پس از جنگ جهاني دوم است كه البته نشاني از واكنش‌هاي بين‌المللي در آن نيست. دقيقاً پيش از همين كشتار، شوراي امنيت سازمان ملل متحد در قطعنامه 819 سربرنيتسا را منطقه حفاظت شده امن اعلام كرده بود و حتي 400 نيروي نظامي‌هلندي را به‌عنوان حافظ صلح در آن منطقه مستقر كرده بود كه البته در جريان ‌اين نسل‌كشي، هيچ واكنشي از خود نشان ندادند و تنها نظاره‌گر برنامه‌هاي كشورهاي قدرت‌محور غربي از جمله آمريكا بودند. ‌اين جنايت به اندازه‌اي بزرگ بود كه هنوز تلاش براي كشف گورهاي دسته‌جمعي كه از سال 1995 بر جاي مانده است،‌ ادامه دارد. اسناد و مدارك نشان مي‌دهد كه تا كنون 60 گور دسته‌جمعي پيدا شده كه حدود 2500 جسد از طريق آزمايش‌های دي‌ان‌اي شناسايي شده‌اند. از ميان كشورهاي خارجي دخيل در‌ اين جنايت تاريخي، نام دو كشور بيش از همه به چشم مي‌خورد؛ هلند و آمريكا.
آمريكا همواره درصدد بوده است تا از بحران موجود در نظام بين‌الملل بهترين فرصت‌ها را براي خود بسازد و از‌ اين طريق، به مناطق مورد نظر نفوذ كند. دولتمردان‌ اين كشور حتي براي رسيدن به اهداف خود در بسياري از موارد دست به بحران‌سازي و تروريسم‌پروري زده و سپس با استفاه از همان تروريسم گام‌به‌گام در مناطق مورد نظر نفوذ كرده و نيروهاي خود را به شكل بلندمدت در آن مستقر مي‌سازند. ‌اين شگرد پر تكرار به قدري خوشايند آمريكا است كه آن را به يكي از مهم‌ترين راهبردهای رفتاري خود در جهان تبدیل كرده است. كمتر كسي است كه از اوضاع حساس و خطير منطقه بالكان مطلع نباشد؛ منطقه‌اي كه به تنهايي شروع دو جنگ جهاني خانمانسوز را رقم زده است. در پس‌ اين بحران آمريكا با تشديد بحران در بوسني راه‌هاي گسترش نفوذ و استقرار در بالكان را براي خود فراهم كرد.
اين شگرد كه از سال‌هاي پیش و پس از جنگ جهاني دوم سرلوحه كار آمريكايي‌ها قرار گرفته است، طي سال‌هاي پس از 1995 در ديگر مناطق حساس و كشورهاي مختلف نيز تكرار شد كه در حوزه‌هاي غرب آسيا (خاورميانه)، شبه قاره و آسياي مركزي و قفقاز و همچنين در آفريقا بيش از همه خود را نمايان ساخته است. القاعده، بوكوحرام و داعش در ‌اين زمينه از فعالان و همسازان آمريكا بوده‌اند كه ‌اين كشور را در پيشبرد اهدافش ياري مي‌رسانند و از حمايت‌هاي منطقه‌اي قابل‌توجهي نيز برخوردارند كه سعودي‌ها از مهم‌ترين آنها هستند.
در دهه 1980 ميلادي بحث نفوذ انديشه‌هاي كمونيستي شوروي در افغانستان كه همزمان با جنگ‌هاي طولاني بود، زمينه‌هاي لازم را براي ‌ايجاد گروهي كه پس از آن، نام القاعده به خود گرفتند، فراهم آورد.‌ به ايجاد ‌اين گروه هيلاري كلينتون، وزير خارجه وقت آمريكا پس از دو دهه اقرار كرد. گروهي كه اكنون نه‌تنها در افغانستان و پاكستان فعال است، بلكه در بسياري از كشورهاي غرب آسيا، به‌ویژه يمن و سوريه نفوذ كرده‌اند. نوع كنش نظامي ‌القاعده در يمن به‌گونه‌اي است كه آمريكا و عربستان به‌راحتي مي‌توانند بر روي آن تكيه كرده و اهداف خود را دنبال كنند.‌ اين مهره‌اي است كه كشورهاي غربي به رهبري آمريكا و حاميان منطقي‌شان به‌راحتي از دست نداده و در آينده نيز براي پيشبرد اهداف خود آن را حفظ خواهند كرد. حضور و وجود القاعده در افغانستان و پاكستان سبب شده تا آمريكا نفوذ خود را در این منطقه گسترش دهد.‌ اين مسئله با وجود افزايش قدرت چين در همسايگي شبه‌قاره هند براي واشنگتن از اهميت بسياري برخوردار است.
اين شگرد موقعيت‌ساز پس از بيداري اسلامي ‌در خاورميانه نيز به كمك آمريكا آمده است. ‌اين بار داعش در سال‌هاي اخير، به‌ویژه يك‌سال گذشته، نماينده تداوم شگرد بحران‌سازي و گسترش نفوذ آمريكا است. داعش در كمترين فرصت پس از بحران‌سازي در سوريه، شروع به يارگيري و گروه‌سازي كرد و پس از دو سال در عراق نفوذ كرد و در پناه حمايت‌هاي آمريكا و عربستان توانست به چاه‌هاي نفت‌ اين منطقه دسترسي پيدا كند و با استفاده از تسليحات و ارزهاي منطقه به ثروتمندترين گروه تروريستي جهان تبديل شود. رشد بي‌رويه تروريست‌هاي بين‌المللي در حالي رو به افزايش است كه آمريكا به بهانه مبارزه با تروريسم و از بين بردن آنها در سال‌هاي 2001 و 2003 دو كشور افغانستان و عراق را به تسخير خود درآورد، اما هر سال كه گذشت به قدرت و شدت عملكرد تروريست‌ها افزوده شد و نتيجه‌اي كه براي آمريكا در برداشت ‌اين بود كه چتر نظامي، تسليحاتي و منطقه‌اي‌اش را در‌ اين مناطق گستراند.
آمريكا از‌ اين شگرد در بحران‌سازي‌هاي خليج‌فارس نيز استفاده مي‌كند تا از ‌اين طريق نه‌تنها بازاري براي تسليحات خود داشته باشد، بلكه پايگاه‌هايش را در ‌اين حوزه‌ها افزايش دهد؛ شگردي كه در آینده نیز حتماً ادامه پيدا خواهد كرد. بنابراين بايد منتظر تشكيل گروه‌هاي تروريستي جديدالتأسيسي در حوزه‌هاي مختلف نظام بين‌الملل بود.
در يك كلام مي‌توان گفت كه از ارتش صرب‌هاي جنايتكار در بالكان تا القاعده و داعش همه و همه پياده‌ نظام‌هاي نظام سلطه براي نابودي بشريت و تحقق اهداف سلطه‌گرايانه‌‌ مستکبران بوده‌اند كه در سايه حمايت‌هاي آمريكا و متحدانش‌ ايجاد شده و به جنايت عليه بشريت پرداخته‌اند، در حالي كه نتيجه نهايي‌ اين جنايات، اجراي خواسته‌هاي استعماري آمريكا بوده است.


از نگاه دیگران

اتحادیه عرب چیزی به کمیته چهارجانبه اضافه نمی‌کند
به‌تازگی، درخواست‌هایی برای توسعه کمیته چهارجانبه (شامل اتحادیه اروپا، آمریکا، سازمان ملل و روسیه) به‌منزله میانجی نزاع عربی صهیونیستی مطرح شده و افرادی خواستار افزوده شدن اتحادیه عرب به‌این کمیته و شرکت همه آنان در حل نزاع شده‌اند، اما پرسشی که در ‌اینجا مطرح می‌شود، ‌این است که اصولاً فایده ‌این اتحادیه و‌ این کمیته چیست و در صورتی که اتحادیه عرب به آن افزوده شود، چه اتفاق خارق‌العاده‌ای رخ خواهد داد و آیا چرخه شکست‌های مکرر آن از زمان تأسیس این کمیته که از ابتدا برای به شکست کشاندن انتفاضه الاقصی تاسیس شد، تغییری خواهد کرد؟
همزمانی چند اتفاق با هم در سال 2002، هدف واحد از ‌این امور را روشن می‌کند: پذیرفتن طرح نقشه راه از سوی کمیته چهارجانبه، پذیرش طرح صلح عربی از سوی اتحادیه عرب در بیروت، حمله صهیونیست‌ها به مناطق تحت حکومت تشکیلات خودگردان فلسطین و محاصره یاسرعرفات در رام‌الله. وقوع این اتفاقات سبب از دنیا رفتن عرفات، ناکامی ‌انتفاضه، تغییر نظام فلسطین و تشکیل دولت سلام فیاض شد؛ دولتی که خود را ملزم ساخته بود هرکس با انقلاب، مبارزه مسلحانه و انتفاضه مرتبط است حذف و بازنشسته شود، تا به‌این ترتیب بهای از سرگیری مجدد روند به اصطلاح صلح پرداخت شود.
اتحادیه عرب از تأسیس کمیته چهارجانبه و طرح نقشه راه و تغییر نظام فلسطینی استقبال کرد، تاکنون به طرح صلح عربی پایبند بوده و کاری در برابر حمله خصمانه صهیونیست‌ها به مناطق تحت حاکمیت تشکیلات خودگردان انجام نداده و حتی در مجموعه اقدامات مرتبط با هماهنگی امنیتی مشارکت داشته است؛ اقداماتی که هدف از آن، حذف مقاومت در کرانه باختری بوده و به از بین رفتن نتایج انتخابات سال 2006 و ‌ایجاد محیطی عملی برای شکاف سیاسی و جغرافیایی فلسطینی‌ها منجر شده است.
الحاق چنین اتحادیه ناتوان و بیچاره‌ای به دیکته‌های راهبردی آمریکا به کمیته چهارجانبه، سبب هیچ امر جدید و بی‌سابقه‌ای نخواهد شد و تنها هیمنه و سلطه آمریکا بر آن را تقویت می‌کند. ‌این امر نه‌تنها به دیگر اعضای این کمیته کمکی نخواهد کرد، بلکه احتمالاً سبب تعیین فردی همانند تونی بلر برای تضمین تداوم شکست‌های آن طی سال‌های‌ آینده می‌شود.
نبیل العربی، دبیرکل اتحادیه عرب به‌تازگی در نشستی با نام تلاش‌های بین‌المللی برای اجرای راه‌حل دو دولتی در مسکو شرکت کرد و علاوه‌بر او نماینده سازمان همکاری اسلامی، نماینده حزب صهیونیستی میرتص نیز در ‌این نشست حضور داشتند؛ نشستی که هدف از آن احیای نقش کمیته چهارجانبه، گسترش آن، صدور قطعنامه‌ای در شورای امنیت، تعیین جدول زمانی برای پایان نزاع و برگزاری یک نشست بین‌المللی برای این امر بود.
العربی در این نشست اعلام کرد که کمیته چهارجانبه از زمان تأسیس خود دستاوردی نداشته است، اما توضیح نداد که چگونه افزوده شدن کشورهای عربی به آن سبب تقویت و تغییر رویه آن خواهد شد. لوران فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه در همین راستا پیشنهاد کرده که یک کمیته بین‌المللی جدید متشکل از اتحادیه عرب یا برخی کشورها تأسیس شود، امری که اشتاین مایر، وزير خارجه آلمان هم با آن موافق است. به‌علاوه ریاض المالکی هم از ‌این موضع حمایت کرده و خواستار افزوده شدن چین و ژاپن، هند، برزیل، آفریقای جنوبی و اتحادیه عرب به این کمیته شده است.
باید گفت که افزوده شدن کشورهای عربی یا اتحادیه عرب به کمیته چهارجانبه سبب افزایش مشروعیت آن و علنی شدن روابط مخفی آنها با رژیم صهیونیستی می‌شود. به عبارت دیگر، ‌این امر مقدمه‌ای برای عادی‌سازی رایگان روابط با رژیم صهیونیستی است.
با نگاهی دقیق به کمیته چهارجانبه، بازی‌های دیپلماتیک و رسانه‌ای برای توسعه آن و ارائه طرح‌هایی اروپایی مانند طرح فرانسه که از آن عقب‌نشینی شد، همچنین نشست مسکو که تحت نظارت سازمان ملل بود می‌توان دریافت که همه آنها در چهارچوب سیاست آمریکا درباره بازی در وقت اضافه قرار دارد؛ سیاستی که از شکست‌ این کشور در مدیریت روند به‌اصطلاح صلح ناشی شده است.
منبع: رأی الیوم
مترجم: سحر دولتيان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا6
75

پنتاگون: هنوز هم آماده‌ایم به ایران حمله کنیم
خبرگزاری تسنیم: اشتون کارتر، وزیر دفاع آمریکا در بیانیه‌ای که به مناسب پایان مذاکرات هسته‌ای صادر کرده، به متحدان منطقه‌ای واشنگتن اطمینان داده است، آمریکا در صورت لزوم حاضر است از «گزینه نظامی» در برابر ایران استفاده کند. در بخشی از بیانیه کارتر آمده است: «ما همچنان آماده‌ایم و موضع‌مان را حفظ کرده‌ایم تا امنیت دوستان و متحدان‌مان، از جمله اسرائیل[رژیم صهیونیستی] را تقویت کنیم، در برابر تجاوز از خود دفاع کنیم، از آزادی تردد دریایی اطمینان یابیم و نفوذ مخرب ایران را مهار کنیم.»
کلینتون: به ایرانی‌ها اجازه دستیابی به سلاح هسته‌ای را نمی‌دهیم!
باشگاه خبرنگاران: «هیلاری کلینتون» نامزد دموکرات انتخابات آینده ریاست جمهوری آمریکا در اظهارنظری شدیداللحن درباره جمع‌بندی مذاکرات هسته‌ای گفت: اگر رئیس‌جمهور شود، ایران هرگز به سلاح اتمی دست نخواهد یافت. کلینتون گفت: «اگر رئیس‌جمهور شوم، از هر ابزاری که در اختیار داشته باشیم، برای وادار کردن ایران سرسخت به تبعیت استفاده خواهم کرد.» وی افزود: «پیام ما به ایران باید بلند و واضح باشد: ما هرگز به شما اجازه نخواهیم داد به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنید؛ نه تنها در طول اجرای این توافقنامه، بلکه هرگز.»
کری: محدودیت‌های اعمال‌شده بر ایران ادامه می‌یابد
خبرگزاری تسنیم: جان کری، وزیر خارجه آمریکا در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی فاکس‌نیوز گفت: محدودیت‌های اعمال‌شده درباره ایران ادامه می‌یابد. تحریم‌های تسلیحاتی برای مدت پنج سال و تحریم‌های موشکی برای مدت هشت سال ادامه خواهد داشت. کری در بخش دیگری از این مصاحبه گفت: جهانیان از تغییر روابط با ایران استقبال می‌کنند. تردیدی در این خصوص نیست؛ اما نمی‌خواهم در این‌باره پیش‌بینی کنم. این توافق، توافق هسته‌ای است و ما درباره مسائل دیگر مذاکره نکرده‌ایم. همین مسئله یکی از علل مطرح درباره حفظ موضوع تسلیحات و موشک‌هاست. آنچه درباره آن مذاکره می‌کنیم، ظرفیت هسته‌ای ایران است. ما محدودیت‌هایی در این خصوص اعمال کرده‌ایم.
اوباما: تحریم‌ها بود که ایران را به میز مذاکره آورد!
خبرگزاری فارس: اوباما، رئیس‌‌جمهور آمریکا در ادامه ادعاهایش درباره مذاکرات هسته‌ای ایران، این بار پس از حصول دو طرف گفت‌وگوهای هسته‌ای به جمع‌بندی مذاکرات مدعی شد: «تحریم‌ها بود که ایران را به میز مذاکره آورد». وی درباره مذاکرات هسته‌ای با ایران مدعی شد: «ما این توافق را بر این مبنا که در حال تغییر رژیم داخل ایران باشد، ارزیابی نمی‌کنیم یا اینکه این توافق را بر این اساس که همه مشکلاتی را که رد آن به ایران برمی‌گردد، حل کند یا همه فعالیت‌های شرورانه آنها در سطح جهان را از بین ببرد. ما این توافق را بر این اساس ارزیابی می‌کنیم که ایران نتواند به بمب هسته‌ای برسد و این قول اساسی و ابتدایی من در گفت‌وگو با نخست‌وزیر، نتانیاهو بود».
سوزان رایس: با کارشکنی کنگره، کشورها خود را ملزم به اجرای تحریم‌ها نخواهند دید
خبرگزاری تسنیم: مشاور امنیت ملی آمریکا گفت: کشورهایی، مانند هند و ژاپن برای حفظ تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی هزینه اقتصادی پرداخت کرده‌اند و اگر کنگره این موافقتنامه را برهم بزند، آنها دیگر خود را ملزم به اجرای تحریم‌های آمریکا علیه ایران نمی‌بینند. مشاور امنیت ملی آمریکا در گفت‌وگو با شبکه پی‌بی‌اس اظهار داشت، بسیار مایه تأسف خواهد بود اگر آمریکا برهم‌زننده توافق خوب هسته‌ای باشد و زمانی‌که رئیس‌جمهور اعلام کند، تلاش‌ها برای تخریب توافق را وتو خواهد کرد، در این کار جدی است.
تام کاتن: دارایی ایران را آزاد نمی‌کنیم
خبرگزاری مهر: «تام کاتن» سناتور تندروی آمریکایی مدعی شد: آن‌گونه که از اخبار برمی‌آید، توافق هسته‌ای ایران از سوی هر دو حزب حاضر در کنگره آمریکا به چالش کشیده خواهد شد. وی ادامه داد: دارایی ایران به دلیل حمایت این کشور از تروریست توقیف شده است. با توجه به مسیری که مذاکرات در سه ماه گذشته طی کرده و براساس آنچه به سمع ما رسیده است، گمان می‌کنم که کنگره آمریکا به وضوح در برابر تسلیم صدها میلیارد دلار به ایران مقاومت خواهد کرد. اصلاً تصور نمی‌کنم که هیچ سناتور یا نماینده آمریکایی به نفع واگذاری ۱۰۰ میلیارد دلار به ایران رأی دهد و در عین حال حتی به رفع تحریم‌های تسلیحاتی ایران هم‌ فکر کند.


هویت 416

فرانسه: تشديد وضعيت اسفناك رومانیایی‌تبارها
فرانسه که مدعي حمايت از اقليت‌ها و آزادي ‌بشر است، خود در جمع ناقضان حقوق اقليت‌ها قرار دارد. چنانكه بر اساس گزارش اتحادیه جهانی حقوق‌بشر، طی سه ماهه نخست سال 2015 میلادی، سه هزار و 947 رومانیایی‌تبار از سوی مقامات فرانسه از اردوگاه‌ها یا اقامتگاه‌های خود در این کشور اخراج شده‌اند. اتحادیه جهانی حقوق‌بشر طی گزارشی اعلام کرد: طی سه ماهه نخست سال 2015 میلادی، سه هزار و 947 رومانیایی‌تبار از سوی مقامات فرانسه از 37 اردوگاه یا اقامتگاه این کشور اخراج شده‌اند که می‌توان گفت: به‌طور متوسط هر هفته 150 رومانیایی‌تبار از اردوگاه‌های خود اخراج شده است. طی ماه‌های اخیر، مسئله پناه‌جویان و مهاجران که عمدتاً از کشورهای آفریقایی به اروپا سفر می‌کنند، به مسئله مورد اختلاف میان اعضای اتحادیه اروپا منجر شده است. نهادهاي حقوق‌بشر همواره درباره وضعيت اقليت‌ها و مهاجران در فرانسه هشدار داده‌اند‌ و آن را نمونه بارز نقض حقوق بشر دانسته‌اند.
آمريكا: روانشناسان در خدمت شكنجه‌گران سيا

گزارش‌هاي منتشره نشان مي‌دهد، روانشناسان با وزارت دفاع و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا پس از حملات یازده سپتامبر همکاری کردند تا مأموران سیا بازجویی‌های سختگیرانه را با وجدانی آسوده انجام دهند. بازجویان آمریکایی مظنونان تروریستی پس از حمله یازده سپتامبر اغلب به شیوه‌هایی متوسل شدند که برخی آنها را شکنجه می‌دانند؛ شیوه‌هایی همچون غرق مصنوعی. بر‌اساس ‌این گزارش 542 صفحه‌ای‌، مدیر اصول اخلاقی انجمن روانشناسان آمریکا و تعدادی از اعضای ‌این انجمن با مقامات مهم وزارت دفاع آمریکا تبانی کردند تا‌ این انجمن مجوزهای اخلاقی را که به پنتاگون امکان بازجویی مظنونان را در گوانتانامو می‌دهد، صادر کند. هیئت مدیران انجمن روانشناسان آمریکا ماه نوامبر از دیوید هافمن، دادستان تگزاس که حدفاصل سال‌های 1998 تا 2005 دادستان شیکاگو بود، درخواست بررسی کامل و مستقل ‌این مسئله را مطرح کرد. اين شكنجه‌ها اكنون نيز ادامه دارد و دولت آمريكا حاضر به كنار نهادن آنها نيست.
انگليس: جاسوسي از دانش‌آموزان مسلمان به بهانه امنيت

در اقدامي كه تشديدكننده جاسوسي از خانواده‌هاي مسلمانان و محدودسازي دانش‌آموزان و دانشجويان مسلمان است، دولت انگلیس از تمام آموزگاران و استادان دانشگاه خواست، فرزندان خانواده‌های افراطی را شناسایی و به مقامات امنیتی معرفی کنند. دیوید کامرون، نخست‌وزیر انگلیس، طرحی درباره نظارت کامل بر عناصر افراطی در مدارس، دانشگاه‌ها و زندان‌های این کشور ارائه داده است تا همه افرادی که به‌نوعی با خانواده‌های مشکوک و افراطی ارتباط دارند، شناسایی شوند. در همین راستا، دستور عملی برای همه آموزگاران و استادان دانشگاه انگلیس ارسال و از آنان خواسته شد، در این طرح امنیتی مقامات دولت را پشتیبانی کنند. افراط‌گرایان معمولاً افراد کم‌سن و سال را به‌راحتی اغفال و از آنها بهره‌برداری‌های تروریستی می‌کنند. آموزگاران حتی در مقطع دبستان هم موظف هستند کودکانی را که در خانواده‌هایی با دیدگاه افراطی پرورش یافته‌اند، شناسایی کنند. نهادهاي حقوق‌بشر اين اقدامات را برابر با اجراي طرح نظارت بر خانواده‌هاي مسلمانان و مهاجران مي‌دانند كه ناقض حقوق آنان است.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکا ـ32
قدرت‌ شراکتی کاخ سفید و کنگره در تصمیم‌گیری سیاست خارجی آمریکا
رضا گرمابدری

در سلسله مقالات پیشین این ستون، در بررسی چگونگی، طبیعت و پیامدهای تعامل قوای مجریه و مقننه در فرایند شکل‌گیری و پیاده‌سازی اهداف سیاست خارجی آمریکا سه الگو (فیلادلفیا، کنگره امپراتوری و ریاست‌جمهوری آشتی‌ناپذیران) بررسی شد. طبق الگو فیلادلفیا که همان متن اولیه قانون اساسی آمریکا است که در دهه‌های پایانی قرن 18 در کنوانسیون قانون اساسی در فیلادلفیا و در می 1787 به انشا و سپس تصویب مردم و قانون‌گذاران آمریکایی درآمد، به دلایل واضح ساختاری و ارزشی، آمریکا در عرصه جهانی از کمترین اهمیت و تشخص بین‌المللی برخوردار بود. به همین دلیل بود که تدوین‌گران قانون اساسی از کمترین دغدغه بین‌المللی برخوردار بودند. ازاین‌رو ماهیت و حیات قانون اساسی با توجه به ملاحظات حیات داخلی کشور به‌طور کامل ترسیم شد. در واقع کمترین تصوری هم در میان قانون‌گذاران و دولتمردان آمریکایی وجود نداشت که در کمتر از دو سده کشور آمریکا تعیین‌کننده‌ترین و نافذترین واحد سیاسی در صحنه گیتی شود. هیچ‌گونه درکی از ماهیت بین‌المللی سیاست خارجی برای آمریکا در آن دوره وجود نداشت و به این روی، قانون اساسی نه بر اساس قدرتمندی یا ضعف آمریکا در سیاست خارجی، بلکه بر اساس یکسری اصول و ارزش ترسیم شد. هدف تدوین‌گران قانون اساسی آمریکا این بود که از تمرکز قدرت در دست یکی از دو قوه مقننه و مجریه در راستای شکل دادن به سیاست خارجی جلوگیری کنند. در این چارچوب بود که اصول و رویه‌های مربوط به قلمرو سیاست خارجی به‌گونه‌ای در قانون اساسی ذکر شدند که هر دو قوه از نقش و اهمیت برخوردار باشند. چنین سیاستی از یک سو با ابداع «سیستم تفکیک قوا» و از سوی دیگر با ابداع «سیستم نظارت و توازن» شکل گرفت. این سیاست هر چند از برخی جهات در بطن خود دو قوه را «دعوت به کشمکش» می‌کرد، اما تضمینی بود بر اینکه فرصت یکه‌تازی در حیطه سیاست خارجی امکان قوام نیابد.
همان‌طور که در مقالات شماره‌های پیشین بیان شد نظریه «امپراتوری کنگره» مبتنی بر این تفکر است که به لحاظ اینکه کنگره به مردم نزدیک‌تر است، از نظر تدوین‌کنندگان قانون اساسی، باید از مسئولیت‌های وسیع‌تری برخوردار شود. به این منظور بود که برای حفظ حقوق مردم، بهترین عملکرد در حیطه سیاست خارجی، یعنی کشاندن مملکت به جنگ در اختیار قوه مقننه قرار گرفت. رهبر اکثریت در سنا در زمانی که جورج بوش اعلام کرد که برای فرستادن نیرو به کویت به مجوز کنگره نیاز نیست، با قاطعیت اعلام کرد که «براساس قانون اساسی آمریکا که بیانگر نیت اولیه تدوین‌کنندگانش بوده است، رئیس‌جمهور هیچ اقتدار قانونی ـ ابداً و اصلاً ـ در اختیار ندارد که آمریکا را وارد جنگ کند. تنها کنگره از این قدرت برخوردار است که به چنین اقدام خطیری دست بزند.»
در مقابل، طرفداران برتری کنگره در سیاست خارجی، نظریه‌پردازانی موسوم به «آشتی‌ناپذیران» هستند که معتقدند این تلقی طرفداران امپراتوری کنگره از متن قانون اساسی و آنچه به نیت اولیه تدوین‌گران قانون اساسی آمریکا موسوم است را به‌شدت رد می‌کنند و معتقدند که چنین منطقی تنها به حیات یافتن «ریاست‌جمهوری در غل و زنجیر» منجر می‌شود و این در عصری که ایالات متحده آمریکا رهبری جهان غرب را برعهده دارد، دور از فهم معاملات و معضلات بین‌المللی است. این بینش از سوی آشتی‌ناپذیران وجود داشت که هرگز نباید «شمشیر و کیسه پول» در اختیار ساختار واحد (کنگره) قرار گیرد.

قدرت شراکتی راه‌حل نزاع کنگره و کاخ سفید
پس از کشمکش‌های فراوان در میان طرفداران کاخ سفید و کنگره، به نظر می‌رسد که سیاستمداران آمریکایی به الگویی مورد اجماع؛ یعنی قدرت شراکتی در حیطه تصمیم‌گیری سیاست خارجی آمریکا رسیدند. بنا بر این الگو، هر قوه تنها در صورتی می‌تواند قدرتی را که در حیطه اختیارات اوست به طور مطلوب و در راستای منافع خود اعمال کند که این فرصت برای قوه دیگر هم باشد که از امکان اعمال حقوق قانونی برخوردار شود. پس این درک باید حاصل شود که تقسیم قدرت به مفهوم استقلال عمل در «انتزاع» نیست، چون قدرت‌ها در عین استقلال، به هم اتصال و وابستگی عملکردی دارند و یک رابطه ارگانیک بین آنها وجود دارد، هر چند که در دو قوه متفاوت هستند. ازاین‌رو است که ویژگی منحصربه‌فرد قانون اساسی آمریکا شکل گرفته است و آن «قدرت‌های شراکتی» (‌‌shared power) است. قوای مقننه و مجریه نیازمند یکدیگر هستند، چرا که تنها در این صورت است که می‌توان صحبت از وجود سیاست خارجی کرد.

سه حیطه «سیاست» متفاوت و سیاست خارجی
در طول تاریخ آمریکا می‌توان دوره‌های تاریخی را مشخص کرد که قوه مجریه از فرصت‌های بیشتری برای یکه‌تازی در حیطه سیاست خارجی برخوردار بوده است. در عین حال می‌توان مقاطعی را برجسته کرد که کنگره تعیین‌کننده بوده است، اما برای درک بهتر ماهیت تعاملات این قوه و تأثیرگذاری آن در شکل‌دهی به سیاست خارجی آمریکا بهتر است بر اساس «حیطه سیاست» (policy area) ارزیابی شود. از این طریق بهتر می‌توان عملکرد این دو قوه را مشاهده کرد و به این درک نایل شد که چه نقشی ایفا شده است و کدام یک تأثیرگذارتر بوده‌اند. در هر حیطه سیاست خاص، یکی از دو قوه به لحاظ ماهیت قدرت، ابزار در اختیار و گستردگی نفوذ از نقشی برخوردار می‌شود که برآمده از خصلت آن حیطه سیاسی است. این حیطه‌ها سه نوع هستند و در هر یک از این حیطه‌ها، باید توجه را به یکی از دو قوه به‌مثابه عامل تعیین‌کننده معطوف کرد.
این سه حیطه سیاست عبارتند از:
1ـ حیطه سیاست بحرانی (erisis policy)
مقوله‌هایی که نگاه امنیتی و برداشت تهدید علیه منافع حیاتی مملکت را ممکن می‌سازند، از موضوعاتی هستند که در این طبقه‌بندی قرار می‌گیرند. موضوعاتی در حیطه سیاست بحرانی جای می‌گیرند که برخورد نظامی برای رویارویی با آن از احتمال فراوانی برخوردار است. بحران کویت در سال 1991 و بحران عراق و افغانستان در سال 2003 از جمله مواردی هستند که در این چارچوب‌ جای می‌گیرند. هر زمان استفاده از زور و به‌کارگیری خشونت برای حل‌وفصل یک بحران در اولویت قرار می‌گیرد، می‌توان گفت که در قلمرو سیاست بحرانی هستیم. با توجه به نقش فعال‌تر آمریکا در صحنه بین‌المللی، پر واضح است که بحران به‌گونه‌ای افزون‌تر در آمریکا وجود دارد. در قلمرو سیاست بحرانی به لحاظ اینکه غالباً نیازمند پاسخ صریح و قاطع است و احتمال استفاده از قوه قهریه افزایش می‌یابد، رئیس‌جمهور به لحاظ وظایف قانونی از حضور وسیع‌تری برخوردار می‌شود. این به آن معنا است که همراه با بین‌المللی شدن سیاست خارجی آمریکا، رئیس‌جمهور از فرصت‌ها و اوضاع مساعدتری برای داشتن نقش قاطع‌تر در سیاست خارجی بهره‌مند است. رئیس‌جمهور در جایگاه فرمانده کل قوا در این اوضاع مسئولیت بیشتری را برعهده دارد در هنگام بحران او است که از نظر شهروندان باید در کسوت رهبری خارجی باشد. البته کنگره سعی فراوانی داشته است که در این قلمرو از برابری در شکل دادن و طراحی سیاست‌ها برخوردار باشد. در همین راستا در سال 1973، با تصویب قطعنامه قدرت‌های جنگی، سعی بر این شد که کنگره در این زمینه از نقش مطلوب‌تری برخوردار شود. با توجه به اینکه کنگره از «قدرت کیسه پول» برخوردار است و می‌تواند در اندازه، ترکیب وظایف، ظرفیت و میزان بودجه نظامی و وزارت خارجه تأثیر بگذارد، پس حتی در حوزه سیاست بحرانی هم رئیس‌جمهور باید به نیازها و ملاحظات کنگره توجه داشته باشد و این مسئله با از بین رفتن تعارضات ایدئولوژیک و تأکید مردم به توجه بیشتر دولت به مسائل داخلی افزون‌تر گشته است. به‌ویژه که کنگره با داشتن حق قانونی «عملکرد نظارتی» می‌تواند بر کارآمدی برنامه‌های رئیس‌جمهور اثر قاطع بگذارد. در این زمینه کنگره می‌تواند به‌مثابه «پلیس گشت» (police patrol) عمل کند، یا به‌مثابه «آژیر آتش‌‌نشانی» (fire alarm) فعالیت کند. منظور از اولی این است که بر اقدامات قوه مجریه نظارت کند و منظور از دومی این است که به دنبال اقداماتی که قوه مجریه انجام می‌دهد، خواستار پاسخگویی در قبال اقدامات باشد، به این ترتیب، رئیس‌جمهور مجبور است حتی زمانی که اوضاع بحرانی است، سیاست‌های خود را تعدیل کند، چرا که او باید به عواقب نارضایتی کنگره بیندیشد.
2ـ حیطه «سیاست ساختاری» (structured policy)
سیاست ساختاری موضوعی در زمینه ماهیت و چگونگی تخصیص منابع است. سیاست ساختاری در برگیرنده خط مشی «توزیعی» (Distributive) است، به این مفهوم که چه میزان از منابع از طریق قانونگذاری درباره مسائل دفاعی و خارجی در اختیار قوه مجریه قرار گیرد. به قول معروف، «دلار سیاست است». همان‌طور که در حیطه سیاست بحرانی رئیس‌جمهور از حوزه عمل وسیعی برخوردار است، در این حیطه هم کنگره به لحاظ ابزار قانونگذاری از نقش ویژه‌ای برخوردار است. خریدهای نظامی، استقرار نیروها، سازماندهی آنها، میزان کمک‌های خارجی و بودجه اختصاصی به سازمان‌های بین‌المللی همگی این فرصت را در اختیار کنگره قرار می‌دهند که بر ماهیت سیاست خارجی تأثیرگذار باشد. در این حیطه رئیس‌جمهور کمترین میزان قدرت را دارد و باید کاملاً با توجه به خواسته‌های کنگره اقدام کند. با توجه به این مسئله است که اعضای دیوان‌سالاری حداکثر تلاش را دارند که روابط حسنه با اعضای کنگره برقرار کنند و گاهی با سیاست‌های اعلامی رؤسای انتصابی در وزارت خارجه یا وزارت دفاع به مخالفت برمی‌خیزند. باید توجه شود که دو نوع چارچوب قانون‌گذاری در اختیار کنگره است. از یک‌سو، کنگره از طریق «قانون‌گذاری محتوایی» (substantive logistation) و از سوی دیگر، بر اساس «قانون‌گذاری رویه‌ای» (procedural logistation ) در سیاست خارجی تأثیر می‌گذارد. قانون‌گذاری محتوایی به این مفهوم است که کنگره به‌طور دقیق ذکر می‌کند که به چه کشوری سازمانی کمک شود و میزان کمک به چه میزان باشد. قانون‌گذاری رویه‌ای می‌آید و یک‌سری ضوابط و قواعدی قرار می‌دهد که رئیس‌جمهور باید در چارچوب آن سیاست خارجی آمریکا را شکل دهد. پس قانون‌گذار مقرر می‌سازد که دولت حق ندارد به کشورهایی که حقوق‌بشر را نقض می‌کنند، کمک امنیتی اعطا کند. تفکر بر این است چون رویه عوض می‌شود، محققاً از نظر ماهیتی سیاست هم باید عوض ‌شود. «اغلب اوقات با شکل دادن به رویه‌های جدید، کنگره قادر است که بر دگرگونی‌های ماهوی تأثیر بگذارد.»
3ـ حیطه «سیاست راهبردی» (strategic policy)
در این حیطه باید اهداف و شگرد‌ها در حیطه سیاست خارجی مشخص شود. در این حیطه غالباً این رئیس‌جمهور است که پیش‌قدم می‌شود. مواردی از این قبیل به رسمیت شناختن کشورهای دیگر و امضای قراردادها با کشورهای دیگر در این حیطه است. البته باید توجه داشت که کنگره می‌تواند قراردادها را تصویب نکند و عملاً آنها را لغو سازد. به همین دلیل بود که قراردادی که دولت ریگان برای فروش اسلحه به اردن به این کشور امضا کرد، به علت موافقت نکردن کنگره نهایی نشد. قرارداد کیوتو که به وسیله کلینتون امضا شد، به تأیید کنگره آمریکا نرسید. با توجه به این سه حیطه سیاست است که به‌گونه‌ای کارآمدتر می‌توان از میزان تأثیرگذاری این دو قوه در حیطه سیاست خارجی صحبت کرد. بدون توجه به کسانی که کنگره را کاملاً دور از ساختار تصمیم‌گیری در تمامی زمینه‌ها می‌دانند و یا کسانی که با توجه به اینکه کنگره در طول بیش از 200 سال تاریخ آمریکا تنها پنج‌بار اعلام جنگ کرده است، از اهمیت نقش رئیس‌جمهور می‌گویند، باید به تحلیل نشست، در زمینه‌هایی که به تصمیم‌گیری در اوضاع بحرانی ارتباط دارد و به عبارتی برداشت و درک امنیتی از وقایع و مسائل وجود دارد، بر اساس تجارب تاریخی به نظر می‌آید که رئیس‌جمهور از تأثیرگذاری فزون‌تری در حیطه سیاست خارجی و دفاعی برخوردار است. در زمینه‌هایی که به تخصیص منافع جامعه و به عبارتی ترسیم بودجه ارتباط دارد، نقش کنگره به شدت واضح و مشخص است که این در حیطه سیاست‌های ساختاری است. در قلمرو سیاست‌هایی که مربوط به تعیین اهداف و شگردها در سیاست خارجی و دفاعی است، هر دو قوه از نقش تقریباً هم‌وزن و هم‌سنگی برخوردارند. پس باید گفت که هر دو قوه در قلمرو سیاست خارجی تأثیرگذار هستند، اما با توجه به نوع سیاست است که باید گفت نقش کدام یک برجسته‌تر است. پس نباید گفت که نقش کدام قوه بیشتر یا کمتر است، بلکه باید به نوع سیاست توجه کرد که بتوان به یک نتیجه صحیح رسید. هر چه به حیطه سیاست بحرانی نزدیک‌تر شویم، نقش رئیس‌جمهور پررنگ‌تر است و هر چه به حیطه سیاست ساختاری نزدیک‌تر شویم، نقش کنگره در شکل دادن به سیاست خارجی برجسته‌تر است.

سخن آخر
نگاهی به تاریخ آمریکا نشانگر این واقعیت است که قوای مقننه و مجریه نقش بسیاری در شکل دادن، جهت‌دادن و ماهیت دادن به سیاست خارجی بازی کرده‌اند. تمام قرن 19 و تا اوایل قرن 20، کنگره مطرح بوده است، هر چند که پایان جنگ جهانی دوم (1945) و نقش وسیع‌تر آمریکا در صحنه بین‌المللی، مطرح بودن رئیس‌جمهور را نیز مشخص‌تر کرد. این به آن معنا است که هر دو قوه حائز اهمیت بوده‌اند و ترسیم تاریخی نمی‌تواند معیار مناسبی برای تعیین میزان و گستردگی نفوذ باشد، با توجه به این واقعیت است که براساس نوع سیاست به‌طور مطلوب‌تری می‌توان به تعیین درجه اهمیت و تأثیرگذاری یکی از دو قوه پرداخت. به این ترتیب است که با توجه به سه حیطه سیاست بحرانی، ساختاری و راهبردی به ترسیم میزان نفوذ در شکل دادن به سیاست خارجی می‌پردازیم. در این چارچوب به این نتیجه می‌رسیم که در هر سه حیطه، هر دو قوه حضور دارند، اما میزان تأثیرگذاری آنها متفاوت و متمایز است. در زمینه‌هایی که ضرورت تصمیم‌گیری فوری و آنی مطرح است و منافع کشور در خطر است قاعدتاً نقش قوه مجریه واضح‌تر و مشخص‌تر است که مربوط به حیطه سیاست بحرانی می‌شود (مانند حادثه 11 سپتامبر). در زمینه‌های تخصیص منابع و به عبارتی تأمین بودجه، این کنگره است که نقش کلیدی را بازی می‌کند که مربوط به حیطه سیاست ساختاری است. در قلمرو تعیین اهداف و شگرد‌ها تمایز بین دو قوه به وضوح دو حیطه پیشین نیست. هر چند که نقش رئیس‌جمهور در بستر همکاری با کنگره مهم‌تر است، اما پر واضح است که هر دو قوه برای تعیین اهداف و شگرد‌ها به‌شدت نیازمند یکدیگر هستند که مربوط به حیطه سیاست راهبردی است. (مانند مذاکرات هسته‌ای با ایران)


نگاه یک
علی اسماعیلی

سخنان تأمل‌برانگیز در یک ضیافت؟!
حجت‌الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به‌تازگی در ضیافت افطار با برخی اهالی رسانه و فرهنگ و هنر که در مجمع تشخیص مصلحت برگزار شد، همچون روال این چند ساله، سخنانی به زبان راند که بسیار قابل‌تأمل است. وی در این جلسه، در پاسخ به یکی از حضار درباره پرونده فرزندش مهدی هاشمی، ابتدا با اشاره به اینکه قصد ندارد در آن دخالت کند، اما در همین ارتباط و درباره ملاقات خود با فرزندش می‌گوید: «مهدی در این ملاقات به من گفت که از وی خواسته‌اند تا نامه‌ای به مقام معظم‌رهبری نوشته و از ایشان درخواست عفو کند، ضمن اینکه تأکید داشت به وی گفته‌اند که چنانچه این نامه نوشته شود، پرونده‌اش مختومه خواهد شد...» این ادعای آقای هاشمی، یعنی اینکه وی زیرکانه به‌دنبال اثبات و القای دو چیز به افکار عمومی است: نکته اول اینکه، فرزندش مهدی هیچ‌گونه جرمی مرتکب نشده و از همین رو است که به وی گفته شده تا او نامه عفو به مقام معظم رهبری بنویسد. نکته دوم هم اینکه، با این گفته آقای هاشمی، ادعای مبارزه با فساد نظام نیز زیر سؤال می‌رود، چرا که اگر چنین بود، پس چرا علی‌رغم پ‍رونده سنگین فساد اقتصادی مهدی هاشمی از وی می‌خواهند تا تقاضای عفو از رهبری نماید! در مجموع اینکه، آقای هاشمی با این ادعا و با زیرکی تمام، اتهامات فرزندش را زیر سؤال می‌برد و می‌خواهد او را در نزد افکار عمومی تبرئه نماید.
اما در همین جلسه ایشان مطلب قابل‌تأمل دیگری نیز بیان می‌دارد که بسیار مهم‌تر و حساس‌تر از موضوع فوق است و آن اینکه، وی تلویحاً درخواست بازرسی از مراکز نظامی و حساس کشور از سوی زیاد‌خواهان غربی را می‌پذیرد و با گفتن اینکه نباید از چنین درخواست‌هایی ترسید، می‌گوید: «نباید از بازدید برخی از مراکز هراسی داشته باشیم...»!
اگر آقای هاشمی را نمی‌شناختیم و نمی‌دانستیم که او هیچ حرفی را بی‌دلیل و بی‌جهت نمی‌زند، شاید این گفته ایشان را سهو لسان یا چیز دیگری می‌پنداشتیم، اما همه می‌دانیم که آقای هاشمی به قول معروف، روی هوا حرف نمی‌زند و از این رو متأسفانه چنین می‌توان استنباط کرد که ایشان، توافق با غرب را با هر دلیلی قابل توجیه می‌داند، حتی اگر بازرسی از مراکز حساس و نظامی کشور و عبور غرب از خطوط قرمز نظام باشد!
قطعاً آقای هاشمی پیامد چنین بازرسی‌هایی را خوب می‌داند و عاقبت بازرسی سازمان ملل از کاخ‌ها و مراکز نظامی و حساس عراق را به بهانه کشف سلاح‌های کشتار جمعی به یاد دارد، که بعدها آمریکا با استفاده از همین اطلاعات بازرسان سازمان ملل، چگونه ماشین جنگی صدام را فلج کرد و ابتکار عمل را از صدام در دفاع از خود در جنگ دوم علیه عراق از دست او گرفت. حال روی سخن‌ ما به آقای هاشمی این است که آیا با دانستن این موضوع و این تجربه پیش‌رو، باز هم باید به غرب اعتماد کرد و درهای مراکز نظامی و حساس کشور را به روی آنان باز نمود، صرفاً با گفتن اینکه نباید از بازرسی این مراکز ترسید. متأسفانه به نظر می‌رسد که آقای هاشمی زیرک و سیاستمدار و انقلابی برای رسیدن به برخی دستاوردهای جناحی و حزبی و ... خود حاضر است بسیاری از اصول و خطوط قرمز را زیر پا بگذارد. اگر غیر از این است، پس چرا ایشان اینگونه آسان و راحت از تقاضای مکارانه غرب در بازرسی از مراکز نظامی و حساس استقبال می‌کند و با گفتن اینکه، نباید از بازرسی از برخی مراکز ترسید، این درخواست زیرکانه و خطرناک غرب را به امری عادی و نازل تنزل می‌دهد!
علی ای حال امیدواریم که این ادعای ایشان، فقط سهو لسانی باشد، اما در عین حال امید است که ایشان این موضوع را آشکارا بیان کند تا جلوی برخی تردیدها درباره این گفته ایشان گرفته شده و از تطمیع غرب نیز از این سخن‌شان جلوگیری شود!


نگاه دو
علی حیدری

ذوق‌زدگی پیش از موعد رسانه‌های اصلاح‌طلب از توافق هسته‌ای!
در جریان مذاکرات هسته‌ای بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای 1+5، به‌ویژه در طی 23 ماه گذشته که دولت یازدهم مشغول مذاکره بود و این مذاکرات به سطح وزرای خارجه ایران و گروه 1+5 ارتقا یافت، از همان ابتدا که دیدارهایی بین وزیر امورخارجه کشورمان و وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا صورت گرفت، برخی رسانه‌های اصلاح‌طلب که نمی‌توانستند خوشحالی خود را از این دیدارها پنهان کنند، با تیترها و عکس‌هایی که انتشار می‌دادند احساس درونی خود را ابراز می‌کردند. در فراز و نشیب‌های گوناگون مذاکرات در طی حدود دو سال گذشته این موضوع در روزنامه‌ها و پایگاه‌های خبری موسوم به اصلاح‌طلب به‌کرات مشاهده می‌شد.
پس از نشست لوزان و تعیین زمان نهایی توافق، این موضوع به اوج خود رسید و در ماراتن نفس‌گیر هسته‌ای اخیر، گویی مسابقه‌ای بین برخی رسانه‌های اصلاح‌طلب در انتشار خبر توافق در جریان بود. برخی از این رسانه‌ها حتی با پیش‌دستی تلاش می‌کردند صاحب اولین تیترهای مربوط به توافق باشند. در این میان بودند روزنامه‌هایی که پا را فراتر از این هم گذاشتند و تیتر یک خود را به پایان 36 سال مخاصمه با آمریکا اختصاص دادند! در حالی که از ابتدای مذاکرات در دولت گذشته و پس از آن در دولت یازدهم، بارها و بارها از سوی مسئولان و مذاکره‌کنندگان گفته شده بود که محور و موضوع مذاکره با گروه 1+5، به‌ویژه آمریکا صرفاً پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران است و لاغیر.
پرداختن به موضوعاتی همچون برگزاری جشن پیروزی و خبرسازی‌های مکرر درباره آن، پیش از آنکه توافقی حاصل شده باشد، نگاه کاملاً مثبت به نتایج مذاکرات پیش از روشن شدن محورهای توافق و حمله به منتقدان و جریان‌های سیاسی رقیب داخلی از جمله مواردی بود که نشان از اشتیاق این جریان به توافق داشت، این در حالی بود که مسئولان و کارشناسان و تیم مذاکره‌کننده تا لحظه آخر جمع‌بندی، بر مواضع اعلامی جمهوری اسلامی ایستادگی می‌کردند و همواره اما و اگرها و چند و چون خود را برای رسیدن به توافق خوب مطرح می‌کردند.
شکی نیست که ملت بزرگ ایران و رهبری حکیم و فرزانه انقلاب با هدف رسیدن به توافق و حل‌وفصل مسئله هسته‌ای از طریق گفت‌وگو گام در مسیر حمایت از مذاکرات و دیپلمات‌های کشورمان گذاشته بودند و معظم‌له با تدبیر و درایت خود و شناختی که از دشمنان و طرف‌های مذاکره‌کننده داشتند، با رهنمودهای دقیق و قاطعانه خود بر احقاق حقوق ملت ایران تأکید می‌کردند که نمونه‌های آن، در مباحثی چون عدم بازدید از مراکز نظامی، رفع تحریم‌ها در اولین روز توافق، طولانی نبودن دوره محرومیت کشورمان و ... با پافشاری گروه هسته‌ای در جریان مذاکرات محقق شد.
در حالی که رسانه‌ها به عنوان رکن مهمی از دیپلماسی عمومی در جریان چنین موضوعات مهمی که افکار عمومی جهان را درگیر خود کرده بود، می‌بایست با تدبیر و حساب‌شده عمل کنند تا در مسیر مذاکرات تأثیرگذار باشند و نقش خود را به‌خوبی ایفا کنند، مع‌الأسف می‌بینیم درگیر فضایی احساسی و سطحی شده و حتی به تضعیف ایستادگی و مقاومت دامن می‌زنند! در عوض نگاهی گذرا به عملکرد رسانه‌های غربی حاکی از یک حرکت آهسته و همراه با احتیاط آنان درباره نتایج مذاکرات بود.
نکته پایانی که باید سرمشق رسانه‌ها در برخورد با چنین موضوعاتی باشد این است که اگر به پیام کوتاه رهبر معظم انقلاب در پاسخ به نامه رئیس‌جمهور هم دقت کنیم، نشان می‌دهد حتی در شرایط فعلی هم لازم است: اولاً؛ «متنی که فراهم آمده با دقت و ملاحظه و در مسیر قانونی پیش‌بینی شده قرار گیرد.» و ثانیاً؛ «در صورت تصویب، مراقبت نقض‌عهدهای محتمل طرف مقابل بوده و راه آن بسته شود.» علت آن را هم غیرقابل اعتماد بودن برخی از شش دولت طرف مقابل دانستند.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

پیامد سیاست‌زدگی دانشگاه
در جا زدن رشد علمی کشور
سید فخرالدین موسوی

«رسیدن ما به رتبه‌ بالای علمی، ناشی از شتاب فوق‌العاده‌ کار بود. برادران و مسئولان عزیز وزارتخانه‌ها (وزارت علوم و وزارت بهداشت) توجه کنند؛ آن شتاب، امروز نیست. کاری کنید که شتاب رشد علمی فروکش نکند.» این بیانات صریح حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای درباره کاهش سرعت تولید علم در جمع استادان دانشگاه‌های کشور، از یک سو اهمیت منحصربه‌فرد مقوله توسعه علمی و دستیابی به علوم جدید را نشان می‌دهد و از سوی دیگر نشانگر آن است که بی‌تفاوتی برخی تصمیم‌گیران و مسئولان‌ نسبت به موضوع حساس تولید علم، آنقدر امتداد یافته که ایشان سرانجام راه چاره پایان این بی‌تفاوتی را تذکر صریح و علنی دانسته‌اند.
بررسی آمارهای ارائه شده مؤسسات و نشریات معتبر جهانی در چند دهه اخیر نشان می‌دهد که رتبه‌ علمی ایران در سطح جهان به‌سرعت افزایش یافته است. پایگاه اطلاعات علمی تامسون رویترز (ISI) می‌نویسد: «ایران در سال 1998 در رتبه‌ 52 تولید علم جهان قرار داشته، اما امروز با افزایش ارائه مقالات علمی معتبر توسط محققان ایرانی، جمهوری اسلامی ایران با 37 پله صعود، در رتبه شانزدهم کشورهای تولیدکننده علم قرار دارد.» این روند به حدی شتاب گرفته بود که نشریه‌ تخصصی «نیوساینتیست» سرعت رشد علم کشورمان را 11 برابر متوسط رشد جهانی برآورد کرد و مجله علمی «نیچر» نیز با بررسی تعداد کل مقالات علمی و پژوهشی نوشته شده در جهان، اعلام کرد که از نظر سرعت تولید علم، ایران با ۲۰ درصد رشد، صاحب مقام اول در جهان است و پس از ایران، چین با ۱۵ درصد و کره‌جنوبی با ۱۰ درصد قرار دارند. مؤسسات و نشریاتی که متأسفانه اکنون روایتی دیگر از اوضاع تولید علم در ایران دارند و از کاهش و درجا زدن سرعت تولید علم در کشورمان خبر می‌دهند؛ روایتی که هر شنونده‌ای در رویارویی با آن بی‌تردید از خود می‌پرسد، چرا جوشش علمی در کشورمان مثل سال‌های پیش نیست؟ علت از شتاب افتادن فضای علمی کشور چیست؟ چه علل و عواملی به حرکت پیش‌رونده تولید علم ایران آسیب وارد کرده است؟
پیروزی حسن روحانی در انتخابات یازدهم ریاست‌جمهوری سبب شد تا جریان تندروی اصلاحات، رؤیای تسلط بر فضای دانشگاهی کشور را در سر بپروراند و برای تعبیر آن سناریوهای مختلفی را به اجرا درآورد. بررسی دوسال گذشته، نشان می‌دهد که جریان افراطی اصلاحات تا حدودی در راه دست یافتن به آن موفق بوده است؛ دست‌یافتنی که اولین نتیجه آن، آسیب جدی به تولید علم در کشور بوده است.
رسانه‌های وابسته به جریان افراطی اصلاح‌طلب در اولین اقدام، با طرح نام‌ افرادی چون؛ جواد اطاعت، جعفر توفیقی، جعفر میلی‌منفرد، مصطفی معین و... دولت را برای معرفی فردی همسو با سیاست‌های خود تحت فشار قرار دادند تا سرانجام جعفر میلی‌منفرد که حضور در غائله 18تیر، حمایت از تحصن نمایندگان مجلس ششم، تدارک و حضور در تحصن استادان و دانشجویان دانشگاه امیرکبیر در جریان فتنه 88 در سوابقش دیده می‌شد، در مقام وزیر پیشنهادی دولت یازدهم در مجلس شورای اسلامی حاضر شود.
نمایندگان مجلس با خواندن دست فتنه‌گران و با عدم اعتماد به جعفر میلی‌منفرد تلاش کردند دولت را از بند سناریوی جریان فتنه رها کنند، اما دولت که انگار قصد رهایی از این بند را نداشت، بلافاصله در حکمی پرسر‌وصدا و جنجال‌برانگیز جعفر توفیقی را که پس از انتخابات سال 88 در جمع تحصن‌کنندگان در مسجد دانشگاه تهران به صراحت نظام را به تقلب در انتخابات متهم کرده و خواستار ابطال انتخابات شده بود به سرپرستی وزارتخانه مهم علوم و تحقیقات منصوب کرد تا اجرای اقدامات مد نظر جریان افراطی اصلاح‌طلب رسماً کلید بخورد.
توفیقی، بسیاری از دانشجویانی که به دلیل برهم زدن آرامش دانشگاه، سیاسی‌کاری و ایجاد آشوب از فضای دانشگاه طرد شده بودند را به دانشگاه باز‌گرداند و تغییر گسترده مدیران متعهد و انقلابی چون صدرالدین شریعتی، رئیس دانشگاه علامه طباطبائی، فرهاد دانشجو، رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، اسماعیل همدانی‌گلشن، رئیس دانشگاه صنعتی اصفهان را اجرایی کرد؛ اقداماتی که اعتراض علما و بزرگان را برانگیخت. مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی(قدس سره) در اعتراض به اقدامات توفیقی در جمع دانشجویان دانشگاه امام صادق(ع) گفت: «وزیر علومی که رأی اعتماد نگرفته و تنها سرپرست وزارت علوم است، هنوز نیامده رئیس یک دانشگاه را برکنار می‌کند، این به هیچ‌وجه کار خوبی نیست.»
روبه‌رو شدن دولت با حجم گسترده از نارضایتی و اعتراض درباره عملکرد وزارت علوم موجب شد دولت به جای جعفر توفیقی، رضا فرجی‌دانا را در مقام وزیر پیشنهادی علوم به مجلس شورای اسلامی معرفی کند، اما فرجی‌دانا هم فضای دانشگاه را از سیاسی‌کاری دور نکرد، در ریاست 10 ماهه فرجی‌دانا در واقع این جریان تندروی اصلاح‌طلب بودند که عملاً زمام وزارتخانه را در دست داشتند.
فرجی‌دانا در یک اقدام خلاف عرف و تعجب‌برانگیز، میلی‌منفرد و توفیقی را که مجلس با حضور آنان در رأس وزارت علوم به صراحت مخالفت کرده بودند، در مقام معاون و مشاور منصوب کرد! با تشکیل کمیته‌ای با عنوان؛ «هیئت‌های ارزیابی وزارت علوم» در عمل به تسویه سیاسی دست زد و در یک بازه زمانی بسیار کوتاه، رئیس ۳۲ دانشگاه از جمله «فرهاد رهبر» رئیس دانشگاه تهران را برکنار کرد و به روند بازگرداندن فتنه‌گران و دانشجویان مسئله‌دار به دانشگاه‌ها ادامه داد. همچنین به فتنه‌گران برای فعالیت در دانشگاه چراغ سبز نشان داد که به برگزاری شب شعر در دانشگاه شهید چمران اهواز از سوی یک مجرم امنیتی، اهانت به علما، قهرمان‌سازی سران فتنه در نشریه دانشگاه بوعلی همدان، انتشار نشریات قومیت‌گرا و تجزیه‌طلب در دانشگاه تبریز، شعار‌های ساختارشکنانه در مراسم معارفه سرپرست دانشگاه علامه طباطبائی، چاپ نشریه افق، توزیع شب‌نامه علیه نظام از سوی افراطیون در دانشگاه یاسوج، برهم زدن تجمع محکومیت فتنه و... منجر شد. تا اینکه رهبر معظم انقلاب در دیدار سالیانه خود با استادان دانشگاه درباره سیاسی‌کاری در دانشگاه‌ها فرمود: «من خواهش می‌کنم از مدیران دانشگاه‌ها و مسئولان گوناگون مدیریتى که دانشگاه را مرکز جولان سیاسى و تلاش‌ها و فعالیت‌هاى جناح‌هاى سیاسى قرار ندهید. سم مهلک حرکت علمى این است که دانشگاه‌ها تبدیل بشوند به باشگاه‌هاى سیاسى؛ کارى که در یک دوره‌اى انجام گرفت، از سیاسی‌کاری در دانشگاه‌ها، اوّلین ضربه‌اى که خواهیم خورد، این است که حرکت علمى در دانشگاه و به تبع آن در کشور متوقّف خواهد شد.» سیاسی‌کاری در مدیریت وزارت علوم آنقدر امتداد یافت که مجلس گزینه‌ای جز گزینه استیضاح وزیر، برایش باقی نماند؛ گزینه‌ای که موجب شد تا جریان افراطی حاشیه‌سازی تازه‌ای را آغاز کند و از پرونده‌ای به نام بورسیه‌های غیرقانونی رونمایی کند.
رسانه‌های زنجیره‌ای با خط‌دهی رئیس سازمان امور دانشجویان از درون وزارت، جنجال‌آفرینی را با نام بورسیه‌های غیرقانونی آغاز کردند. مجتبی صدیقی با طرح ادعای سه‌هزار بورسیه غیرقانونی از عزم وزارت برای لغو این بورسیه‌ها سخن به میان آورد و رسانه‌های زنجیره‌ای به طور گسترده تلاش کردند این عزم وزارت علوم را عامل اصلی استیضاح رضا فرجی‌دانا از سوی نمایندگان مجلس جلوه دهند و اصرار داشتند بگویند که افراد بورسیه شده به صورت غیرقانونی به نمایندگان مجلس شورای اسلامی نزدیک هستند. علی اصغر زارعی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در این باره گفت: «در خصوص بنده اعلام کردند که دو تن از برادران زارعی بورسیه هستند. من اعلام کردم که با هرکسی که تخلف کرده باید برخورد صورت گیرد؛ من سه برادر دارم که یکی از آنها در ابتدای انقلاب شهید شد و دو تن از برادرانم بازنشسته شدند و اصلاً دانشگاه نرفته‌اند.» اما رسانه‌های زنجیره‌ای موضوع را رها نمی‌کردند و با چاپ درشت تیترهایی چون؛ «باید به حال فضای علمی کشور گریست»، « 3000 بورسیه قانونی کمتر از اختلاس3000 میلیاردی نیست»، «وزیر علوم تاوان لغو بورسیه نزدیکان برخی را می‌دهد» و... تلاش کردند تا آنجا که می‌توانند موضوع استیضاح وزیر را با منافع فردی نمایندگان گره بزنند. اگرچه این فضاسازی‌ها سبب نشد مجلس از عملکرد فرجی‌دانا چشم‌پوشی کند و وی بدون آنکه در روز استیضاح درباره این همه جنجال‌آفرینی توضیحی ارائه کند با وزارت علوم خداحافظی کرد، اما طرح مسئله بورسیه‌های غیرقانونی آنقدر وسیع از سوی جریان افراطی اصلاح‌طلب دنبال شد که تأثیر منفی و مخرب خود را بر فضای سیاسی و علمی کشور گذاشت، تا جایی که رئیس‌جمهور را نیز دچار اشتباه کرد و وی پس از عزل «وزیر علوم» با کنایه درباره برکناری فرجی‌دانا در مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه‌ها در دانشگاه تهران گفت: «بورسیه و ما ادراک البورسیه» و از اراده حتمی دولت برای پیگیری موضوع خبر داد؛ اراده‌ای که به اثبات خلاف آنچه از سوی رسانه‌های زنجیره‌ای ادعا شده بود، منتهی شد و بر اساس اعلام وزارت علوم دولت یازدهم، تنها 36 بورسیه از بین 3000 بورسیه مطرح شده ایراداتی داشته است!
مشخص شدن نتیجه تحقیقات درباره بورسیه‌های غیرقانونی گلایه شدید رهبرمعظم‌ انقلاب را نیز به‌دنبال داشت. ایشان در دیدار استادان دانشگاه در ماه مبارک رمضان امسال، با اشاره به جنجال برسر مسئله بورسیه فرمودند: «یکی از غلط‌ترین کارهایی که در این یکی دو سال اخیر اتّفاق افتاد، این مسئله‌ بورسیه‌ها بود. حاشیه درست کردن است و این سم برای محیط علمی است که بایستی با آرامش کار خودش را دنبال بکند. این سم را متأسفانه افرادی بر اساس همان پایه‌های بینش فکری مبنی بر سیاسی‌کاری و سیاست‌بازی به کام دانشگاه کشور ریختند؛ چرا؟ هم خلاف قانون بود این کار، هم خلاف تدبیر بود این کار، هم خلاف اخلاق بود؛ آن‌وقت مدام دم از اخلاق هم می‌زنند. نگذارید محیط آموزش عالی اسیر حواشی بشود.»
عزل رضا فرجی‌دانا نیز نقطه پایان سیاسی‌کاری در وزارت علوم نبود، حسن روحانی ساعاتی پس از رأی عدم اعتماد مجلس به فرجی‌دانا، در حالی که از احترام به رأی مجلس سخن به میان می‌آورد، محمدعلی نجفی، فردی که به دلیل سابقه حضور در فتنه با عدم اعتماد نمایندگان برای تصدی وزارت آموزش‌وپرورش روبه‌رو شده بود، را به سرپرستی این وزارتخانه منصوب کرد! خطی که در معرفی گزینه بعدی وزارت علوم نیز پیگیری شد تا محمود نیلی‌احمدآبادی که سابقه حمایت و حضور در فتنه 88 را داشت، راهی مجلس شود. احمد نیلی و پس از آن فخرالدین احمدی‌دانش‌آشتیانی نیز به دلیل سوابق سوء با مخالفت جدی مجلس روبه‌رو شده و نتوانستند رأی اعتماد نمایندگان را کسب کنند. تا آنکه سرانجام محمد فرهادی با خط قرمز خواندن جریان فتنه و وعده بازگرداندن آرامش و ثبات به فضای علمی کشور سکان این وزارتخانه را به دست گرفت.
در حالی که به وزارت رسیدن فرهادی، کمی فضای دانشگاه‌های کشور را از التهابات سیاسی دور کرد، اما همچنان چند موضوع روی میز وزیر علوم و تحقیقات وجود دارد که می‌توان از آنها به نقطه ضعف فضای علمی کشور یاد کرد.
1- اداره دانشگاه‌ها با سرپرست: تندروهای اصلاح‌طلب در حالی که از سویی تلاش می‌کردند گزینه مورد نظر خود را راهی وزارت علوم کنند، از سوی دیگر نیز سعی داشتند مدیرانی که مد نظر آنها است به ریاست دانشگاه مختلف برسانند؛ موضوعی که مخالفت شورای‌عالی انقلاب فرهنگی را به همراه داشت و سبب شد تا این جریان برای دور زدن شورا ماه‌های متمادی تعداد قابل توجهی از دانشگاه‌های کشور را با سرپرست که عملاً نیازمند تأیید شورای انقلاب فرهنگی نیست، اداره کنند! تا آنجا که سیدرضا اکرمی، مشاور رئیس‌جمهور نیز به این موضوع اعتراض کرد و گفت: «وزارت علوم در دولت یازدهم کارنامه خوبی از خود نشان نداده است. این وزارتخانه نه ماه وزیر داشته، شش ماه سرپرست، سه نفر معرفی شده‌اند که مجلس رأی نداد که بالاخره به آقای فرهادی ختم به خیر شد. بنده به ایشان گفتم که آقای روحانی، وزیر علوم باید قابل و لایق باشد؛ لایق باشد که وزارتخانه را اداره کند و قابل باشد تا مجلس به او رأی اعتماد بدهد. الآن اداره شدن 27 دانشگاه با سرپرست چه معنایی دارد؟»
2- ملتهب کردن فضای دانشگاه توسط فتنه‌گران: یکی از دلایل اصلی که وزیر سابق علوم در دولت یازدهم با عدم اعتماد نمایندگان مجلس روبه‌رو شد، ایجاد زمینه برای فعال شدن مجدد فتنه‌گران در دانشگاه‌های کشور بود؛ مسئله‌ای که انتظار می‌رفت وزیر جدید مانع از آن شود، ولی همچنان خبرهایی از تحرک افراد تندرو در دانشگاه‌ها منتشر می‌‌شود. تنها در یک نمونه؛ انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر که سال‌ها پیش به دلیل انجام فعالیت‌های غیرقانونی و مواضع و اقدامات ساختارشکنانه‌اش منحل شده بود، با اندکی تغییر در اسم، با نام «انجمن اسلامی دانشجویان ترقی‌خواه» احیا شده است! مجموعه افراطی‌ای که انتشار نشریات موهن، آتش زدن عکس رئیس‌جمهور در سال ۸۵، ارتباط با سرویس‌های امنیتی- رسانه‌ای بیگانگان در دهه ۸۰ و ... بخشی از سوابق آن است. این تشکل در مراسمی که به بهانه آغاز فعالیت مجدد خود برگزار کرد، فضا را برای جمع شدن عناصر تندرو در دانشگاه فراهم آورد و محلی برای تجمع فتنه‌گران شد. «ابرهیم اصغرزاده» که یکی از میهمانان این تشکل بود در میان شعارهای ساختارشکنانه تعدادی از دانشجویان گفت: «فكر نمي‌كردم روزي در دانشگاه پلي‌تكنيك سخنراني كنم كه مجيد توكلي و محسن ميردامادي در زندان هستند. كميته‌هاي انضباطي قرار بود كه كمك‌حال دانشجويان باشد تا آنها را در برابر فشار محكمه‌هاي قضايي حفظ كنند. من به عنوان يك دانشجوي انقلابي شرمنده دانشجوها و خانواده‌هايي هستم كه به علت فعاليت در دانشگاه از تحصيل محروم و ستاره‌دار شدند.»
این خبر و اخبار دیگر از این دست که این روزها در رسانه‌ها منتشر می‌شود، نشان می‌دهد، جریان تندروی اصلاح‌طلب به شکلی کاملاً هدفمند، به دنبال برهم زدن فضای آرام دانشگاه است که اولین ثمره آن نیز کاهش پیشرفت علمی کشور خواهد بود؛ نکته مهمی که رهبر معظم انقلاب نیز به آن هشدار دادند.


نیم نگاه
فتح الله پریشان

صدای بلند و درون‌تهی!
در فضای جدید پس از توافق هسته‌ای بین ایرن و گروه ۵+۱ که فضایی امیدوارکننده برای طرفین است و حدود ۱۲ سال برای آن زحمت کشیده شده است. وزارت دفاع آمریکا اما، با صدور بیانیه‌ای، برگی دیگر از سیاست‌های دوگانه این کشور را در معرض دید جهانیان قرار داد و ایران را به‌صراحت تهدید نظامی کرد!
اشتون کارتر در این بیانیه به متحدان منطقه‌ای واشنگتن اطمینان داده است که اگر لازم باشد، آمریکا آماده است در برابر ایران از «گزینه نظامی» استفاده کند و از امنیت متحدان منطقه‌ای‌اش دفاع نماید. بدون تردید، دولتمردان آمریکایی برای تغییر مشی و سیاست خود درباره توافق هسته‌ای با فشارهای زیادی از سوی رقبای سیاسی و لابی‌های قدرتمند صهیونیستی و عربی که در بزنگاه‌های انتخاباتی بخش عمده هزینه تبلیغاتی را برعهده دارند، روبه‌رو هستند. به همین دلیل به گزاف نخواهد بود اگر بگوییم، یکی از ناهمواری‌های پیمودن ادامه مسیر هسته‌ای پس از توافق ۲۳ تیر، در بستر رفت‌وآمد متن و مفاد توافق به کنگره به همین لابی صهیونیستی و ارتجاع عربی برمی‌گردد. صهیونیست‌ها و آل‌سعود در جایگاه رئیس ائتلاف علیه مقاومت و نماینده اعراب مرتجع منطقه، توافق هسته‌ای را به نفع ایران می‌دانند و از آن به‌مثابه بردـ باخت به نفع ایران پس از سال‌ها مقاومت یاد می‌کنند؛ چراکه حداقل اثر و نتیجه این توافق این است که دیگر از تداوم فشارها و تحریم‌ها علیه ایران به‌شدت پیش از توافق، خبری نخواهد بود و ایران رها از فشار تحریم‌ها برای صهیونیست‌ها و سیاست‌های توسعه‌طلبانه خارج از اصول انسانی، اسلامی و حقوق بین‌الملل سعودی‌ها خطرناک و چالش بزرگی به‌شمار می‌آید. به همین دلیل، آمریکایی‌های محاسبه‌گر با وجود اینکه سبک و سنگین کرده و با محاسبه هزینه ـ فایده، اتخاذ این شیوه را به نفع خود می‌دانند، اما نمی‌خواهند تا آنجایی که ممکن است هم‌پیمانان منطقه‌ای خود را نیز برنجانند و لذا، اظهارات نخ‌نما‌شده‌ای از قبیل این اظهارات که ساعاتی پس از اعلام توافق از سوی وزیر دفاع این کشور درباره گزینه نظامی علیه ایران مجال بروز پیدا می‌کند برای مصرف داخلی و توجیه دوستان منطقه‌ای است، والاّ رئیس پنتاگون هم می‌داند که اگر از گزینه نظامی آمریکا بخاری بلند می‌شد و آمریکایی‌ها در وضعیت فعلی با لحاظ تمام جوانب از کمترین امکان برای برخورد نظامی و سخت‌افزارانه با ایران اسلامی برخوردار بودند، لحظه‌ای درنگ نمی‌کردند.
از این‌رو، بدون اینکه درصدد وزن‌کشی داده‌ها و ستانده‌های ایران و آمریکا و گروه ۵+۱ باشیم و بخواهیم درباره آن قضاوتی کنیم، اگر به فهرست عقب‌نشینی‌های آمریکایی‌ها درباره صنعت هسته‌ای ایران نگاهی بیفکنیم و آن را نسبت به سال‌های دور و نزدیک مقایسه کنیم ملاحظه خواهیم کرد که ایران اسلامی به برکت مقاومت و ایستادگی مردم و تحمل سختی‌های ناشی از فشار تحریم‌های مختلف، هدایت‌های داهیانه رهبر معظم انقلاب، خون ارزشمند شهدای هسته‌ای و زحمات تیم‌های مذاکره‌کننده هسته‌ای فعلی و گذشته، امروز توانسته است موقعیت فنی، علمی، حقوقی و سیاسی خودش را در حوزه هسته‌ای و در میان کشورهای دارنده این صنعت تثبیت کند. در حالی که آنها به‌قول اوباما، به ایده‌آلی جز نابودی صنعت هسته‌ای ایران و گشودن پیچ‌ومهره این صنعت از هم، به چیزی دیگر نمی‌اندیشیدند، همواره منحنی ترسیم مسیر حرکت آنها در این حوزه، سیر نزولی و عقب‌گرد را نشان می‌دهد. آمریکایی‌های متکبر برای اولین‌بار، دکترینی را اتخاذ کردند که نتوانستند به کمترین بخش آن جامه عمل بپوشانند؛ از این‌رو، گزینه نظامی پنتاگون هیچ‌گاه نمی‌تواند شکاف میان تعطیلی هسته‌ای ایران به‌منزله ایده‌آل آمریکایی‌ها تا تثبیت جایگاه جهانی ایران به‌مثابه کشوری دارنده دانش بومی هسته‌ای در باشگاه هسته‌ای جهان را پر کند. به همین دلیل، صدای طبل تو خالی گزینه نظامی بلند است!


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(76)

قحطی وحشتناک در قزوین
قزوین و توابع آن دیگر ناحیه‌ای بود که به‌شدت تحت تأثیر قحطی، حمله بیگانه و سوءمدیریت روز‌به‌روز مفلس‌تر می‌شد. روستاهای قزوین به سال ۱۳۳۵ ه.ق گرفتار قحط و غلای وحشتناکی شدند، مردم از فرط فقر و بیچارگی تمام احشام خود را سربریده و خوردند و یا به ثمن بخس(پول ناچیزی) فروختند. عده‌ای از آنان از روستاهای الموت که عین‌السلطنه شاهد آن بود، ‌به‌دلیل استیصال و گرسنگی به تهران می‌رفتند به این امید که در پایتخت جان به سلامت برند، ‌لکن وقتی وارد تهران می‌شدند، می‌دیدند اگر وضعیت روستای آنها به‌دلیل قحطی آشفته بود، ‌این شهر را به علاوه قحطی، معضلات پیچیده سیاسی، اقتصادی و اجتماعی از پای در ‌آورده است!
در قزوین بنا به گزارش یک شاهد عینی «در بازارها هیچ چیز پیدا نمی‌شد، تمام دکاکین عبارت است از یک سلسله قفسه‌های خالی که اجناس آن به غارت رفته و باقی‌مانده را هم بدبخت کسبه از ترس خود در نقطه‌ای مدفون و پنهان کرده‌اند،‌ در چنین سالی که شدت استیصال و گرانی طاقت‌فرسای ارزاق، عموم را مضطر کرده است، بیچاره مردم به‌واسطه عدم امنیت از تحصیل معاش محروم مانده‌اند.»
در اوایل سال ۱۲۹۷ ه.ق در قزوین گندم خرواری یکصدو‌سی تومان شد؛ یعنی حداقل حدود بیست برابر قیمت معمول. جو خرواری یکصد تومان و حتی محصول بی‌ارزشی مثل ارزن خرواری شصت‌وهفت تومان به فروش می‌رفت، بالاتر اینکه، حبوباتی مثل نخود و لوبیا خرواری صد تومان شده بود. مردم گرسنه الموت به تنکابن می‌رفتند تا برنج خریداری کنند، اما مأمورین دولتی حمل برنج را قدغن کرده بودند؛ «این مردم گرسنه دست خالی مراجعت می‌کنند، نفرین و ناسزا می‌گویند.»
در شهر قزوین که از مهم‌ترین مناطق کشاورزی ایران بوده و هست، مردم از گرسنگی جان می‌دادند. بنابه گزارش‌های شاهدان عینی «توی کوچه و خیابان نفوس زکیه از گرسنگی نیمه‌‌جان و جان‌داده افتاده است.»
مرض وبا و حصبه هم به نوبه خود مردم را درو می‌کرد، کسانی که زنده مانده بودند همه رنگ‌پریده، چهره‌ها زرد، بدن‌‌ها تکیده و نحیف و گردن‌ها بسیار باریک شده بود،‌ مردم حتی نای راه رفتن نداشتند (البته لازم است گفته شود سوغاتی جنگ جهانی اول از انواع مرض‌های واگیردار عمومی اعم از وبا و حصبه تا چندین دهه بعد نیز دامن‌گیر ایرانی‌ها بود و بچه‌ها و مادران و پیران زیادی را به کام مرگ کشاند. اگر بخواهیم آمار این تلفات را به نسل‌کشی جنگ جهانی اول در ایران اضافه کنیم، آمار کشته‌ها به بیش از ۱۵ میلیون نفر می‌رسد، منتهی نمی‌شود عامل بیماری‌های واگیردار را مستقیماً‌ دولت انگلستان دانست، اما غیرمستقیم در آن دست داشت. هرچند اگر انگلستان حق بی‌طرفی ایران را محترم می‌شمرد و با تجاوز به این کشور و ایجاد قحطی کاذب زمینه بیماری‌ها را فراهم نمی‌کرد،‌ آمار کشته‌های بیماری این تعداد نمی‌شد و شاید اصلاً بیماری‌ای بر مردم عارض نمی‌شد، اما جانب احتیاط را در رعایت انصاف نگه داشته و تنها به ذکر وقایعی که دست مستقیم انگلستان در آنها وجود داشته، ‌اشاره می‌شود.
در بسیاری از مناطق،‌ حال و روز مردم از این هم بدتر بود، اغلب مردم گرسنه و در حال غش و ضعف بودند، کرمانشاه، از دیگر نواحی غرب کشور بود که از جنگ و قحطی بزرگ به‌شدت آسیب دید، به گزارش حکومت کرمانشاه چون اتباع خارجه غله را انبار نموده بودند، اهالی به جهت کمی جنس در عسرت زندگی می‌کردند. همزمان در اصفهان آذوقه نایاب بود، در این شهر بلوایی به پا شد. برادران کازرونی که تجار معتبر شهر اصفهان بودند،‌ شروع به توزیع نان بین مردم کردند. این برادران فرزندان محمدحسین کازرونی بودند، حاج محمدحسین کازرونی معروف به حاجی کاکاحسین ساکن اصفهان و از تجار معروف آنجا، بلکه ایران بود. شرکت مسعودیه و شرکت اسلامیه و کارخانه بافندگی کازرونی در اصفهان از تأسیسات او به شمار می‌آمد. آقا میرزا محمود کازرونی همراه با برادرانش، یعنی میرزا ابوالقاسم و میرزا محمدعلی کازرونی روزی یک خروار نان به تهیدستان می‌دادند. اینان «دست از تجارت و کارهای خود کشیده، از صبح تا چهار ساعت از شب گذشته دامن بر کمر زده، پشت دکان نانوایی ایستاده، بلیت از فقرا گرفته و نان مجانی می‌دهند.» در کرمان، خراسان، یزد، آذربایجان و خود تهران و توابع، ‌کار روز‌به‌روز دشوارتر می‌شد و هیچ امیدی به آینده وجود نداشت.
در نواحی مرکزی ایران مثل اراک،‌ گلپایگان،‌ خوانسار و کاشان وضعیت مشابهی وجود داشت. به عبارت بهتر هرجا پای قشون انگلیسی رسید، امان مردم بریده شد.
«در یزد و قزوین و کاشان و سمنان اغلب دکاکین بسته شده،‌ اهالی بی‌اندازه مضطرب می‌باشند و آنچه خبر می‌رسد بیم اغتشاش از این جهت می‌رود.» بعد از این خبر، گزارش مشابهی از کرمانشاه رسیده بود، در این گزارش هم ذکر شد که وضع نان در کرمانشاه بی‌اندازه وخیم است و جان و مال و ناموس مردم در خطر قرار دارد، کسب مردم به احتمال قریب به یقین تعطیل خواهد گردید، در ساوه هم مردم در تلگرافخانه اجتماع کردند و به واسطه گرانی نان سر و صدا به راه انداختند.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

جریان شناسی گروه های مخالف نظام اسلامی 14
حسین عبداللهی فر

سازمان منافقین؛ مصداق اپوزیسیون اخلاقی
اشاره:
در چند شماره گذشته به جریان‌های مارکسیستی، روشنفکری، ملی ‌ـ‌ مذهبی‌ها پرداختیم و ذیل هر یک از آنها به حزب توده، حلقه کیان و نهضت آزادی به‌عنوان مصادیق جریانی اپوزیسیون اعتقادی جمهوری اسلامی اشاره کردیم. از این پس مصادیق اپوزیسیون اخلاقی را با توجه به شاخصه‌هایی، چون «نفاق، انصاف، عدالت و فساد» که به صفات و ویژگی­های گروه‌های سیاسی مربوط است، معرفی می‌کنیم.

جریان التقاط چپ­‌گرا، مصداق اپوزیسیون اخلاقی
جریان التقاطی چپ با شاخصه «نفاق» مصداق بارز اپوزیسیون اخلاقی است. نفاق از ریشه «نفق» معانی لغوی مختلفی دارد؛ برای نمونه، نفق را راه و راه­‌های مخفی و پنهان معنا کرده‌اند. بر اساس این، منافق را منافق می‌­­گویند، چون دو راه و دو درب برای خودش قرار می‌­دهد؛ یک درب ورودی که با آن وارد اسلام می‌شود و یک درب خروجی که باید فرض کنیم، پنهانی است. از یک درب وارد می‌شود و از درب دیگر خارج می‌شود.(رضا سراج، نفاق جدید، جریان‌شناسی درون‌دینی از دوران تأویل، ص‌22، به نقل از سخنرانی شهید مطهری در کانون توحید تهران)
معنای دیگر دورویی و ریاکاری است؛ یعنی شخص منافق ظاهر خود را خلاف واقع و باطنش نشان می‌دهد. در معنای اصطلاحی، منافق کسی است که کفر باطنی دارد، اما اظهار ایمان می‌کند.(مؤسسه اشراق حکمت و فرهنگ اسلامی، عدالت در گرداب، ص‌182) نفاق منشأ رذایل اخلاقی بسیاری دانسته شده است که هم بعد عملی دارد و هم اعتقادی. چنانچه در تفسیر آیات 9 تا 11 سوره منافقین آمده است:
نفاق معنای وسیعی دارد که هر گونه دوگانگی ظاهر و باطن را دربر می‌گیرد. مصداق بارز آن، نفاق عقیدتی است که آیات منافقین ناظر به آن است و آن مربوط به کسانی است که در ظاهر اظهار ایمان می‌کنند؛ ولی در دل شرک و کفر پنهان می‌دارند، اما نفاق عملی در مورد کسانی است که اعتقاد باطنی آنها اسلام است، ولی اعمالی برخلاف این تعهد باطنی انجام می‌دهند که دوگانگی چهره درون و برون را نشان می‌دهد، مانند پیمان‌شکنی، دروغ و خیانت در امانت. (مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ص176)
در عرصه اجتماعی و نفاق گروهی، قران کریم آن را در وصف افراد ضعیف‌الایمانی به کار می‌برد که به سرعت تحت تأثیر تبلیغات دشمن قرار گرفته و از این‌رو، برخورد با آنها را سخت شمرده است.(ابراهیم ربیعی دولابی و دیگران، نگاهی به سیره حکومتی پیامبراعظم(ص)ص52)

جریان التقاط یا ترکیبی
در تعریف اصطلاحی «التقاط»، به گردآوری و پیوند مکانیکی و غیراصولی چندین مجموعه ایدئولوژیکی و نظریه‌های نامتجانس تفکر التقاطی می‌گویند.(غلامرضا علی‌بابایی، فرهنگ سیاسی آرش، چ سوم، ص‌102)
جریان التقاط یا ترکیبی که به‌دنبال سازش بین اسلام و یکی از ایدئولوژی‌های غیرمذهبی بود، به سه شاخه تقسیم می‌شود:
التقاط راست‌گرا یا اصلاح‌طلب که به‌دنبال سازش بین اسلام و ملی‌گرایی لیبرالیسم است.
التقاط چپ­‌گرا یا رادیکال که برای سازش بین اسلام و مارکسیسم تلاش می‌کند.
التقاط سه‌گانه اسلام، ملی‌گرایی و مارکسیسم که برای ایجاد ملغمه­ای از هر ایدئولوژی تلاش می‌کند.
نبود شناخت صحیح برخی جوانان و روشنفکران از اسلام ناب از یک سو و یأس برخی صاحبان افکار از نجات کشور در مقابله با استبداد و استعمار، سبب می‌شود تا این نوع تفکر در دهه 1330 به‌تدریج نضج گرفته و سازمان‌ها و تشکل‌هایی را پدید آورد. جریان التقاطی پیامدهای زیانبار فراوانی برای کشور داشت. هم‌اکنون نیز بخش مهمی از این جریان بر همان موضع پیشین پای می‌فشارد.

سازمان منافقین
مصداق اپوزیسیون اخلاقی
در ادبیات سیاسی انقلاب اسلامی، سازمان مجاهدین خلق به «منافقین» شهرت یافت که علت آن به کتمان گرایش مارکسیستی سران شاخه اسلامی این سازمان باز می­‌گردد.
این سازمان در شهریور ۱۳۴۴ به دست سه تن از اعضای جوان نهضت آزادی به نام­های محمد حنیف‌نژاد، سعید محسن و عبدالرضا نیک­بین رودسری، معروف به حسن عبدی تأسیس شد. یک سال بعد عضوی دیگر از نهضت آزادی به نام علی­اصغر بدیع‌زادگان به آنها پیوست. انگیزه مؤسسان، تشکیل یک سازمان مخفی و تغییر شیوه مبارزه مسالمت­آمیز نهضت آزادی با رژیم پهلوی بود؛ چراکه آنها با مشاهده برخورد خشن رژیم شاه در جریان قیام 15 خرداد 42 احساس کرده بودند که روش مسالمت‌­آمیز بازرگان و نهضت آزادی به آخر خط رسیده است و باید به‌دنبال طرح جدیدی برای مبارزه باشند. این جوانان از سویی با برخی از روحانیون، مثل شهید بهشتی و شهید مطهری ارتباطاتی داشتند، اما از سویی دیگر به‌شدت از مبانی فکری بازرگان متأثر بودند.(مرتضی صفارهرندی، نقش‌آفرینان عصر تاریکی، جریان‌شناسی گروه‌ها از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی، ص163)
بنیانگذاران سازمان مجاهدین خلق بلافاصله پس از تأسیس، به اقدام علنی دست نزدند تا هم بتوانند مبانی فکری و ایدئولوژیک خود را تدوین کنند و هم به کادر خود، آموزش عمیق فکری و عقیدتی بدهند، لذا پس از گفت­‌وگو­های اولیه، شناسایی و جذب نیروها و تشکیل سلول­‌های کوچکی در قزوین، تبریز، مشهد، اصفهان، شیراز، کرمانشاه، کرمان و بانه در سال ۱۳۴۷ با تشکیل کمیته مرکزی به بررسی روستاها و چگونگی امکان فعالیت سیاسی و مبارزاتی در آنجا، برنامه­‌های آموزشی و چگونگی تشکیل خانه­‌های تیمی پرداختند. بدین ترتیب، شش سال مصروف سازماندهی، جذب نیرو و کسب آموزش‌­های نظامی ‌شد، اما تا دی ماه 1350 تشکیلات هیچ سندی نداشت و حتی هنگامی که کشف و سرکوب شد، هنوز نامی بر خود نگذاشته بود.(جمعی از پژوهشگران، سازمان مجاهدین خلق، پیدایی تا فرجام، ج اول، ص‌487) با وجود این، در شهریور 1350، در یک یورش ساواک، حدود 90 درصد افراد سازمان بدون شلیک حتی یک تیر، دستگیر شده و به‌جز چند نفر که اعدام شدند، بقیه از جمله مسعود رجوی که به‌طرز مشکوکی از اعدام نجات یافته بود، تا زمان پیروزی انقلاب در زندان به سر بردند.
آنچه این سازمان را پس از پیروزی انقلاب اسلامی به صف مخالفان کشانده است، تغییر ایدئولوژی و گرایش سازمان از درون گروه‌های مذهبی و تفکرات راست‌­گرا به «چپ مارکسیستی» است که چرایی و چگونگی آن را بررسی خواهیم کرد. در این رابطه می‌توان به علل زیر اشاره کرد:
وجود آثار مارکسیستی در منابع مطالعاتی؛ از همان ابتدای کار سازمان، مطالعاتی از سوی اعضای مرکزی در راستای تدوین ایدئولوژی آغاز شد. در منابع مطالعاتی این گروه، هم کتب مذهبی و اسلامی دیده می‌شد و هم آثار مارکسیستی و در کنار آن‌ها کتاب‌های مهندس بازرگان نیز مورد توجه قرار می‌گرفت.
نخستین کتاب سازمان، متدولوژی یا شناخت نام داشت که با دیدگاه­های مارکسیستی تفاوت چندانی نداشت. این کتاب که حاصل مطالعات جمعی کادرهای اصلی سازمان طی سال­‌های 134۷ـ134۴ بود، با آنکه براساس مبانی مارکسیستی‌ـ اسلامی نوشته شده بود، به لحاظ بینش معرفتی، دقیقاً مبانی مارکسیستی را پذیرفته بود.
دومین متن تدوین‌شده در سازمان، کتاب «راه انبیاء راه بشر»، اثر محمد حنیف‌نژاد بود که براساس تئوری­های مهندس بازرگان در کتاب «راه طی‌شده» نوشته شده بود. افزون بر اینها سازمان، چندین کتاب و جزوه دیگر نیز تهیه کرد که می‌توان به کتاب­های «تکامل» و «اقتصاد به زبان ساده» اشاره کرد.
کتاب‌­های مهم و اصلی سازمان که تدوین آنها سال‌­ها طول کشیده بود و جزء افتخارات آنها محسوب می‌شد، هیچ فرقی با کتب مارکسیستی نداشت. سازمان در این کتاب‌­ها که خواندن آنها برای همه اعضا اجباری بود؛ بارها از مارکس و مائو به‌عنوان رفیق و انسان­‌های بسیار بزرگ نام برده و اشتباهات آنان را براساس قانون تکامل توجیه کرده است.(قدرت‌الله بهرامی، نهضت آزادی ایران، ص‌108)
در شماره بعد به سایر دلایل تغییر جهت فکری و سیاسی سازمان مجاهدین خلق(گروهک نفاق) اشاره خواهد شد.


آفاق
محمدرضا اسکندری

رابطه ارگانیک اومانیسم و فراماسونری
فراماسون‌ها خداپرست نیستند، اما به مفاهیمی چون طبیعت، تکامل و بشریت ایمان دارند و به کمک فلسفه خود، این مفاهیم را به جای خدا نشاندند. با نگاهی اجمالی به ادبیات ماسونی درمی‌یابیم که این سازمان چیزی جز اومانیسم سازمان‌یافته نیست و هدف آن، ایجاد نظامی سکولار و اومانیستی در سراسر جهان است. این اندیشه‌ها در میان اومانیست‌های قرن چهاردهم اروپا شکل گرفت و ماسون‌های امروز هنوز همین اهداف را دنبال می‌کنند. در ادامه برخی از اشتراکات اومانیسم و فراماسونری را بررسی می‌کنیم.

پرستش انسان
نشریات داخلی ماسون‌ها به تفصیل به تشریح فلسفه سازمان و دشمنی‌شان با یکتاپرستی را تشریح می‌کنند. در این نشریات، توضیحات، تفاسیر، نقل‌قول‌ها و حکایات بی‌شماری درباره این موضوع وجود دارد.
از مشهورترین اومانیست‌های قرن 14، فردی به نام «پیکودلا میراندولا» بود. پاپ اینوسنت هشتم در سال 1489 کتاب او را به دلیل داشتن عقاید بدعت‌آمیز محکوم کرد. میراندولا نوشت: «در دنیا چیزی بالاتر از شکوه انسان وجود ندارد»؛ اما کلیسا این عقیده را بدعت‌آمیز شمرد و به معنای پرستش انسان یافت.
امروزه، ماسون‌ها عقیده بدعت‌آمیز میراندولا را هر چه آزادانه‌تر اعلام می‌کنند؛ برای نمونه، در یک کتابچه ماسونی آمده است: «جوامع اولیه ضعیف بودند و به دلیل این ضعف، قدرت‌ها و پدیده‌های اطراف خود را خدا قلمداد می‌کردند؛ اما فراماسونری تنها انسان را خدا می‌داند.» بر مبنای عقاید غلط و الحادی ماسونری، انسان‌ها خدایان هستند؛ ولی تنها «استاد اعظم» در مقام خدایی کامل می‌شود. راه رسیدن به این مقام انکار خداوند و رد بندگی اوست. نویسنده‌ای به نام «جی.دی.باک» در کتاب خود با نام «فراماسونری رمزی» این حقیقت را چنین بیان می‌کند: «فراماسونری تنها بشر را به‌عنوان خدا می‌پذیرد. بنابراین بشر تنها خدای‌ ماست.»
به نوشته یک نشریه ترکی، اومانیسم فراتر از موعظه‌های خشک عقاید مذهبی، بلکه مذهبی واقعی است و اومانیسم ما که معنای حیات در آن ریشه می‌یابد، امیالی را که جوانان از آنها آگاه نیستند، ارضا خواهد کرد.

نظریه اومانیستی اخلاق
امروزه، در بسیاری از کشورها، ماسون‌ها در تلاشند تا خود را به جامعه معرفی کنند و با استفاده از کنفرانس‌های مطبوعاتی، پایگاه‌های اینترنتی، تبلیغات روزنامه‌ای و بیانیه‌ها، خود را به‌‌منزله سازمانی معرفی ‌کنند که تنها در جهت مصلحت جامعه فعالیت می‌کند. حتی در برخی کشورها سازمان‌های خیریه‌ای وجود دارند که از حمایت ماسون‌ها برخوردارند. مطمئناً نمی‌توان جلوی فعالیت‌هایی را گرفت که به مصلحت جامعه صورت می‌پذیرد. ما نیز مخالفتی با آنها نداریم؛ اما در پس ادعای آنان، پیام فریبنده‌ای نهفته است. ماسون‌ها مدعی «اخلاق بدون مذهب» هستند و ادعا می‌کنند می‌توان بدون مذهب، دنیایی اخلاقی ایجاد کرد. هدف آنان از فعالیت‌های خیریه نیز گسترش این پیام در جامعه است. به اختصار خواهیم دید، چرا این ادعا فریبنده است، اما پیش از آن بهتر است نظرات ماسون‌ها را در این‌باره بررسی کنیم. در «پایگاه اینترنتی ماسون‌ها» امکان «اخلاق بدون مذهب» چنین تشریح شده است: «انسان چیست؟ از کجا آمده و به کجا می‌رود؟ آدمی چگونه زندگی می‌کند؟ چگونه باید زندگی کند؟ مذاهب سعی می‌کنند به کمک اصول اخلاقی که برقرار کرده‌اند به این سؤالات پاسخ دهند. با این حال، اصول خود را با مفاهیم لاهوتی، چون خدا، بهشت، جهنم و عبادت تشریح می‌کنند. مردم نیز باید اصول آنها را بدون وارد شدن به مسائل ماوراء‌الطبیعی که باید بدون درک به آنها ایمان آورند، دریابند. فراماسونری قرن‌هاست به اعلام این اصول، از جمله آزادی، برابری، برادری، صلح، دموکراسی و غیره پرداخته است. اینها فرد را کاملاً از عقاید مذهبی آزاد می‌کنند، در حالی که اصول زندگی را همچنان آموزش می‌‌دهند. مبنای آنها نه در مفاهیم لاهوتی، بلکه درون هر فرد بالغی که در این کره خاکی زندگی می‌کند، وجود دارد. ماسون‌ها با این طرز فکر با مؤمنان به خدا و اعمال نیکو برای کسب رضایت او کاملاً مخالفند. به نظر ایشان، همه‌چیز باید محض خاطر بشریت صورت گیرد. این طرز تفکر را می‌توان در کتابی که لژهای ترکیه به چاپ رسانده‌اند، به روشنی تشخیص داد: «اصول اخلاقی ماسونی براساس عشق به انسان بنا نهاده شده‌اند و خوب بودنی را که از طریق امید به آینده، منفعت، پاداش و بهشتی را که در نتیجه ترس از یک انسان، مذهب یا نهاد سیاسی یا نیروهای ناشناخته فوق‌العاده ممکن است به دست آید، به کلی مردود می‌داند. این نظام اخلاقی خاص، خوب بودنی را تأیید می‌کند که با عشق به خانواده، کشور، انسان‌ها و بشریت ارتباط داشته باشد. این جنبه از پر اهمیت‌ترین اهداف تکامل فراماسونری است. دوست داشتن انسان و خوب بودن بدون چشمداشت و رسیدن به این سطح، تکامل بزرگ است.»
ادعاهای بالا بسیار گمراه‌کننده هستند. بدون تأدیب اخلاقی مذهبی هیچ نوع حس فداکاری برای جامعه به وجود نمی‌آید و در جایی که چنین چیزی به انجام برسد، همه‌چیز ظاهری است. کسانی که عاری از اصول اخلاقی مذهب هستند، نسبت به خداوند احساس خشوع و احترام ندارند و در جایی که خشوع خداوند در میان نباشد، انسان‌ها فقط به‌دنبال منافع خود می‌‌گردند. وقتی انسان‌ها احساس کنند منافع شخصی‌شان در خطر است، نمی‌توانند به اظهار عشق حقیقی، وفاداری و شفقت بپردازند و فقط نسبت به کسانی احساس عشق و احترام دارند که برای‌شان سودی به ارمغان آورد؛ زیرا طبق تصور غلط‌شان فقط یکبار در این جهان زندگی می‌کنند، پس باید به هر میزان که می‌توانند از آن برگیرند. افزون‌بر این، بر مبنای این عقیده غلط هیچ نوع مجازاتی در مقابل نادرستی عمل زشتی که در جهان انجام می‌دهند، وجود نخواهد داشت. ادبیات ماسونی مملو از خطابه‌های اخلاقی است که سعی می‌کنند این حقیقت را مبهم جلوه دهند؛ اما در واقع چنین اخلاق بدون مذهبی چیزی جز لفاظی‌های دروغین نیست. تاریخ پر از نمونه‌هایی است که نشان می‌دهند، اخلاق، بدون تأدیب نفسی که مذهب به روح انسان عطا می‌کند و بدون قانون الهی محقق نمی‌شود. برجسته‌ترین نمونه از این دست انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 بود. ماسون‌های محرک انقلاب با شعارهایی که دم از آرمان‌های اخلاقی، چون «آزادی، مساوات و برادری» می‌زدند، قیام کردند. با این حال ده‌ها هزار انسان بی‌گناه به گیوتین سپرده شدند و کشور غرق در خون شد. حتی رهبران انقلاب خود نتوانستند از چنین وحشی‌گری بگریزند و یکی پس از دیگری قربانی گیوتین شدند.
در قرن 19، «سوسیالیزم» از تصورات امکان ایجاد اخلاق بدون وجود مذهب متولد شد و نتایج فجیع‌تری به بار آورد. سوسیالیزم به‌طور فرضی طالب جامعه‌ای عادل و برابر بود که در آن استثمار وجود نداشته باشد و به این منظور پیشنهاد داد، مذهب را از بین ببرند. با وجود این، در قرن بیستم در کشورهایی، چون شوروی، بلوک شرق، چین، هندوچین، کشورهای مختلف آفریقا و آمریکای مرکزی مردم را در معرض بیچارگی و مصیبت وحشتناکی قرار داد. نظام‌های کمونیستی شمار باورنکردنی را به قتل رساندند. رقم کلی به حدود 120 میلیون نفر می‌رسد. افزون بر این، برخلاف آنچه ادعا می‌شد، عدالت و برابری هیچ‌گاه در هیچ کشور کمونیستی برقرار نشد. رهبران کمونیست حاکم شامل طبقه‌ای از برگزیدگان بودند.
امروز نیز با نگاه به فراماسونری که دائماً به بیان رسمی نظریات خود مبنی‌بر «خدمت به جامعه» و «فداکاری در راه بشریت» می‌پردازد، به پیشینه درستی دست نمی‌یابیم. ماسونری در بسیاری کشورها کانون ارتباطات برای رسیدن به منابع مادی نامشروع بوده است. در رسوایی لژماسونی ایتالیا در دهه 1980، ارتباط نزدیک میان ماسون‌ها و مافیا افشا و آشکار شد که مدیران لژ به فعالیت‌هایی، چون قاچاق اسلحه، تجارت مواد مخدر و پولشویی مشغول بودند. در رسوایی بزرگ لژ شرقی فرانسه در سال 1992 و در «عملیات پاکی» در انگلستان فعالیت‌های لژهای ماسونی در کسب منافع نامشروع افشا شد.
این حوادث اجتناب‌ناپذیرند؛ چون همانگونه که ذکر کردیم، اخلاق تنها در جامعه‌ای محقق می‌شود که تأدیب اخلاقی مذهبی وجود داشته باشد. بنیاد اخلاقی از غرور و خودپسندی عاری است و کسانی به آن دست می‌یابند که به مسئولیت خود در برابر خداوند پی برده‌اند. خداوند در سوره حشر پس از صحبت از فداکاری مؤمنان می‌فرماید: «مسلماً کسانی که از بخل و طمع نفس خود در امان بمانند، به رستگاری واصل می‌شوند.» این است اساس حقیقی اخلاق.


اندیشه سیاسی مسلمانان 302
فتح الله پریشان

مشروعيت سياسى سلاطين صفوى و شیخ بهایی
به طور کلی از ديدگاه سیاسی شيعه، مشروعيت دينى حكومت غيرمعصوم زمانى تحقق مى‌يابد كه تمام شرايط مشروعيت سياسى در حاكم سياسى جمع باشد، از جمله اين شرايط مى‌توان به اسلام، ايمان، علم، عدالت، «ملكه تقوا»، شجاعت و مأذون بودن از طرف معصوم يا نايب او اشاره كرد. در واقع، در زمان حضور، هر حكومتى به جز حكومت امام معصوم يا مأذون از جانب او مشروعيت ندارد و حكومت جور محسوب مى‌شود.
حال اين پرسش مطرح مى‌شود كه در چه شرايطى حكومت جور مصداق پيدا مى‌كند و به عبارت ديگر، با چه معيارهايى مى‌توان حاكم جائر و عادل را از يكديگر تشخيص داد؟ در پاسخ، ابتدا به اجمال مراتب عدل و ظلم و سپس ديدگاه شيخ بهايى را درباره مشروعيت سياسى پادشاهان صفوى بيان مى‌كنيم. درباره عدالت حاكم اسلامى مراحل ذيل را مى‌توان ترسيم كرد:
۱ ـ تحقق عدالت و تقواى حاكم در رفتارهاى فردى از راه انجام دادن واجبات و ترك محرمات، و در مقابل تحقق ظلم با ترك واجبات و ارتكاب محرمات آشکار می‌شود.
۲ ـ مأذون بودن حاكم از جانب معصوم، يا نايب معصوم يكى ديگر از عوامل تحقق عدالت حاكم است، به‌گونه‌اى كه اگر حاكمى از راه زور و تغلب يا حتى از طريق انتخاب مردم، ولى بدون اذن امام و نايب او به حكومت دست يابد، از نظر كلام و فقه سياسى شيعه حاكم جور محسوب مى‌شود و حكومت او مشروعيت دينى و سياسى ندارد.
۳ ـ مرحله سوم تحقق عدالت حاكم پس از دستيابى به قدرت، اين است كه سلوك عادلانه حاكم با مردم عامل بقاى مشروعيت دينى حكومت اوست و در صورت ارتكاب ظلم، مشروعيت او از بين خواهد رفت.(۱)
با اين توضيح، هرگاه صفت عدالت در مراحل سه‌گانه آن فراهم آمده باشد، حاكم مسلمان شيعى متصف به عدل مى‌شود؛ البته با فرض وجود شرايط ديگر، مانند علم و شجاعت كه با نبود يكى از اين شرايط، مصداق حاكم جور تحقق مى‌يابد. بنابراين از نظر مصداقى، پادشاهان صفوى فاقد مهم‌ترين شرط مشروعيت، يعنى عدالت در هر سه مرحله آن بودند؛ زيرا آنها هم در اخلاق فردى دچار ناهنجارى و گرفتار معصيت بودند، هم فاقد اذن حكومتى از طرف امامان معصوم و نايب عام ايشان بودند، چون سلطنت‌شان را فقهاى آن دوره تنفيذ نكردند و هم در رفتارهاى اجتماعى و حكومتى‌شان مرتكب جنايت‌هاى فراوان مى‌شدند. نگاهى به گزارش‌هاى تاريخى اين دوران مطالب فوق را اثبات مى‌كند.(۲)
درباره تنفيذ شرعى سلطنت شاهان صفوى، مورخان فقط درباره شاه طهماسب اول، تنفيذ فقها را نقل كرده‌اند. به گزارش روضات‌الجنات، اين پادشاه از محقق كركى درخواست كرد كه حكومت و سلطنت را كه از آن مجتهدان است، به نيابت از محقق و به‌عنوان نايب امام زمان(عج) برعهده داشته باشد.(۳) ولی نكته قابل‌توجه اين است كه پاسخ محقق كركى به اين درخواست شاه طهماسب، با وجود اهميت آن، در منابع تاريخى اين دوره نقل نشده است.
در اينجا براى اثبات نظر شيخ بهايى، مبنى بر اينكه سلاطين صفوى مشروعيت نداشته و مصداق حكومت جور هستند. دلايل و شواهدى را از آثار شيخ ذكر مى‌كنيم، از جمله:
دليل اول: صريح‌ترين بيان شيخ بهايى درباره جائر بودن پادشاهان، برخى ابيات «مثنوى سوانح حجاز» است. وى در اين مثنوى، قرب شاهان را مذمت و زيان‌هاى جبران‌ناپذير آن را بيان می‌کند. از طرف ديگر، مى‌دانيم كه مذمت‌هاى شيخ درباره معاشرت با شاهان مطلق بود و قطعاً شامل شاهان معاصرش نيز مى‌شده است.
دليل دوم: به‌كاربردن واژه «شاهان» در سراسر «مثنوى نان و حلوا»(۴) در مذمت معاشرت با پادشاهان است و احتراز شيخ از تعبيرهايى، نظير «حاكم اسلامى»، «اولوالامر» و «خليفه مسلمين»، كه به حاكم عدل نيز اطلاق مى‌شود، مؤيد مشروعيت نداشتن شاهان صفوى است.
دليل سوم: همان‌طور كه در بيان ديدگاه شيخ در ضرورت حكومت گفته شد، از نظر وى مشروعيت دينى حاكم اسلامى به دو شرط اساسى، يعنى علم و عدالت مشروط است و درباره شاهان صفوى، فقدان علم و نيز عدالت در مراحل سه‌گانه آن، امرى قطعى و مسلم است. از طرفى، بهايى اهل سنت را به اين دليل كه انسان جاهل و فاسق را به‌عنوان امامت و خلافت و اولوالامرى برمى‌گزينند و فرمان او را مى‌پذيرند، مذمت و تقبيح كرده است.(۵) بنابراين، ممكن نيست كه خود او از اين دو شرط اساسى در حاكم اسلامى چشم‌پوشى كرده باشد.
* منابع در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

تحلیل محتوا
تحلیل محتوا از جمله روش‌های مرسوم برای مطالعه دقیق و نظام‌مند انواع متون، به‌ویژه متون رسانه‌ای است و در تمامی شاخه‌های علوم اجتماعی کاربرد دارد. اگر بیرون کشیدن محتوای یک متن، نوعی گردآوری داده‌ها در نظر گرفته شود، تحلیل محتوا می‌تواند در زمره روش‌های گردآوری اطلاعات نیز به شمار رود و تنها روشی برای تحلیل متون و اسناد موجود پنداشته نشود. منظور از محتوا انواع واحدهای انتقال پیام، اعم از واژه‌ها، معانی، نمادها، تصاویر و غیره است که در یک متن یافت می‌شود. متن نیز به معنای هرگونه نوشته، گفتار یا تصویری است که برای ارتباط‌گیری به کار می‌رود. بنابراین، متون گوناگون ممکن است نوشتاری، دیداری، شنیداری یا آمیزه‌ای از آنها باشند. منابعی که برای تحلیل محتوا به کار می‌رود، عبارتند از: انواع متون چاپی،‌ دست‌نوشته‌ها،‌ تصاویر، ‌فیلم‌ها، نوارهای مکالمه یا سخنرانی و نظایر آن. رسم بر آن است که انواع گوناگون متون، نخست به شکل نوشتاری تبدیل و سپس تحلیل محتوا شوند، بنابراین متن مصاحبه‌ها یا سخنرانی‌ها نخست روی کاغذ نوشته و سپس تحلیل محتوا می‌شود.
تحلیل محتوا به دو گونه کمی و کیفی است. هرجا که تحلیل محتوا به‌منزله یک روش ذکر می‌شود، منظور تحلیل محتوای «کمی» است،‌ مگر آنکه قید «کیفی» داشته باشد.
در تحلیل محتوا داده‌هایی که به شکل متن یا مجموعه‌ای از پیام‌ها وجود دارد و برای مثال در قالب کلمه‌ها بیان شده است، با شمارش نظام‌مند به برخی کمیت‌ها تبدیل می‌شود و این کمیت‌ها به‌مثابه مقیاس متغیرهای خاصی در نظر گرفته می‌شود؛ اما پژوهشگری که تحلیل محتوا را به‌منزله روشی کیفی به کار می‌برد، ‌به جای تمرکز بر محصول نهایی یا پیام‌های تولیدشده، بر فرایند تولید پیام‌ها یا مضمون اجتماعی ساخت متون تأکید می‌کند و مؤلف یا تولیدکننده پیام را فاعل خودآگاهی در نظر می‌گیرد که در شرایط خاصی مخاطبانی را مورد توجه قرار داده است؛ بنابراین، وظیفه تحلیل‌گر خواندن متن براساس نمادهای موجود در آن است. برلسون که از پیشگامان معرفی تحلیل محتوا به‌منزله یک روش مستقل پژوهشی بود، این روش را فنی برای «توصیف عینی، نظام‌یافته و کمی» محتوای متون می‌دانست. این روش نخستین بار در جریان جنگ جهانی دوم به‌عنوان روشی برای اندازه‌گیری برخی متغیرها به کار گرفته شد. آمریکایی‌ها با مقایسه حجم متفاوت پیام‌های ارتباطی میان نیروهای ژاپنی در پایگاه‌های گوناگون ارتش ژاپن در جزایر اقیانوس آرام تا حدودی به عملیاتی که قرار بود از یک پایگاه آغاز شود، پی می‌بردند. گفتنی است، پس از جنگ، تحلیل محتوا برای مطالعه تبلیغات در روزنامه‌ها و رادیو استفاده شد.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی-21
توطئه‌های استکبار جهانی در هشت سال جنگ تحمیلی علیه انقلاب اسلامی
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

در مباحث پیشین به برخی توطئه‌ها و دسیسه‌ها علیه انقلاب اسلامی اشاره شد و یادآور شدیم کمتر از بیست ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رژیم متجاوز بعث عراق، با حمله هوایی به نوزده شهر و همزمان با دوازده لشکر، مرزهای غربی و جنوب غربی ایران را مورد تهاجم قرار داد، در پنج روز اول سی هزار کیلومتر از خاک ایران و اندکی بعد شهرهای خرمشهر، سوسنگرد، بستان، مهران، دهلران، قصر شیرین، هویزه، نفت‌شهر، سومار، موسیان را اشغال کرد، این در حالی بود که جمهوری اسلامی ایران با دشواری‌های بسیاری روبه‌رو بود. بی‌ثباتی اقتصادی ناشی از سقوط رژیم پهلوی، شورش‌های ضدانقلاب در کردستان و خوزستان، ترویج اختلافات مذهبی بین شیعه و سنی در استان‌های سنی‌نشین مانند سیستان‌وبلوچستان، توطئه و آشوب‌ها و خرابکاری گروهک‌های کمونیستی و منافقین و اقدامات تروریستی و به شهادت‌رساندن شخصیت‌های امنیتی، علمی، فرهنگی، سیاسی کشور به‌خصوص در تهران و انفجارات پی‌درپی در شهرهای مختلف، به‌ویژه در مناطق نفت‌خیز و حرکات مسلحانه در برخی از نقاط حساس کشور مانند ترکمن‌صحرا و شهرهای شمالی ایران و از طرفی فشارهای بین‌المللی، به‌ویژه از سوی آمریکا مانند تحریم، حمله نظامی طبس، طرح و اقدامات کودتا علیه نظام مانند کودتای معروف به نوژه به‌علاوه، ارتش بازسازی‌نشده ایران در چنین وضعیتی (که با دشواری‌های مختلفی که داشت ازسوی ارتش متجاوز رژیم بعث عراق مورد حمله قرار گرفت و از شروع هجوم ارتش عراق سال ۱۳۶۷ به مدت هشت سال مرتب زیر ضربات سنگین دشمن بود) و... در این مدت جنایت‌ها و فجایع عجیب و بی‌نظیری بود که در ایران رخ داد. در این مختصر به مهم‌ترین شاخص‌های آن اشاره می‌شود.

اشغال شهرها
علاوه بر اینکه متجاوزان از طریق نیروهای هوایی به بمباران شهرها اقدام می‌کردند، نیروهای زرهی و پیاده متجاوز از سه جبهه وارد خاک ایران می‌شدند و اهالی، روستاها و شهرها را در محاصره قرار می‌دادند و جمعیت زیادی را از خانه‌های‌شان آواره و به مجبور به مهاجرت می‌کردند و معضل و مشکلات دیگر اجتماعی ـ امنیتی در شهرها به وجود می‌آوردند، جمعیت زیادی از مردان و زنان به همراه فرزندان‌شان کار و کسب و تحصیل را از دست داده بودند و خانه و منازل و سرزمین کشاورزی‌شان به اشغال متجاوزین درآمده بود، هنگامی که در جبهه شمالی یک لشکر پیاده عراق به قصد تصرف نوسود و ارتفاعات مرزی مریوان وارد عمل شد، خانواده‌های زیادی آواره و راهی شهرهای دیگری شدند که از ضروریات زندگی برخوردار نبودند. در جبهه میانی پنج لشکر پیاده زرهی، شهرهای مهران، سومار، نفت‌شهر، قصر شیرین، سرپل ذهاب و گیلان‌غرب را هدف گرفتند و اهالی روستا و شهر از منزل و کاشانه‌شان آواره شدند، ‌در جبهه جنوبی نیز شش لشکر زرهی و مکانیزه به همراه دو تیپ نیروی ویژه با قصد اشغال خرمشهر، آبادان، ‌اهواز، بستان، سوسنگرد، شوش، دزفول و دهلران از مرزهای ایران گذشتند و ساکنان روستاها و شهرها را آواره دشت‌ها و بیابان‌ها کردند و خانه‌های‌شان مورد هدف گلوله‌های توپخانه‌ها و خمپاره‌اندازها قرار گرفت. به این ترتیب متجاوزان بعثی بیشترین قوای مکانیزه و زرهی خود را برای حمله به ایران در خدمت گرفتند و بخش وسیعی از خاک ایران را به اشغال درآوردند و مردم را آواره کردند؛ حال جمهوری اسلامی، هم باید به امور آوارگان رسیدگی می‌کرد و به محرومان پناه می‌داد و هم باید جلوی پیشروی متجاوزان را می‌گرفت در این میان جریان بنی‌صدر و خباثت‌های منافقین را هم داشتیم، این وضعیت تا سقوط بنی‌صدر و منافقین در سال ۱۳۶۰ ادامه داشت تا اینکه ادامه تجاوز متوقف شد.

آزادسازی
در دوره فرماندهی کل قوای بنی‌صدر که خود مشکلات عدیده‌ای داشت، رزمندگان تا مهر ۱۳۶۰ بیش از ۲۰ عملیات محدود را طرح‌ریزی و اجرا کردند،‌ مشخصه این عملیات‌ها دستیابی به روش‌های جدیدی برای شکستن خطوط دفاعی دشمن با اتکا به نیروهای بسیجی سپاه پاسداران بود و نیروهای ارتش شامل توپخانه و زرهی نقش آتش پشتیبانی را ایفا می‌کردند و در این عملیات‌های محدود نقاط ضعف دشمن متجاوز و توانایی‌های نیروهای انقلابی نمایان می‌شد و اندیشه‌های دفاعی سپاه تدریجاً شکل می‌گرفت و زمینه‌های طرح‌ریزی عملیات‌های گسترده و آزادسازی کلیه مناطق اشغالی فراهم می‌آمد. سرانجام عملیات ثامن‌الائمه با هدف شکستن محاصره آبادان در پنجم مهر ماه ۱۳۶۰ در شرق رودخانه کارون آغاز شد و پس از ۴۸ ساعت نبرد، کلیه مواضع دشمن در هم کوبیده شد و کلیه اهداف عملیات تأمین شد. در عملیات بعدی به نام طریق‌القدس، نیروهای مردمی در سطح گسترده‌ای سازماندهی و به کار گرفته شدند و در نتیجه شهر بستان و ۷۰ روستای دیگر آزاد شد، در ادامه طرح‌ریزی، عملیات دیگری به نام فتح‌المبین با سازمان رزم سپاه با تشکیل تیپ و قرارگاه، تحول جدیدی ایجاد شد،‌ عملیات الی‌بیت‌المقدس در موقعیتی کاملاً حساس طرح‌ریزی شد که در اردیبهشت ۱۳۶۰ انجام گرفت و آزادی خرمشهر را به‌دنبال داشت که در طول جنگ تحمیلی به‌منزله نماد و مظهر «مقاومت ایران» به شمار آمد، همین‌که روند آزادی به نفع جمهوری اسلامی ایران رقم خورد استکبار جهانی احساس خطر کرد و علناً‌ اقدام به حمایت از متجاوزان کرد تا مقاومت رزمندگان اسلام شکسته شود و از هیچ اقدامی دریغ نکرد و بدترین جنایت‌ها را مرتکب شد.

مداخله آمریکایی‌ها
در طول تجاوز رژیم بعث عراق تمام مجموعه‌‌های شیطانی و استکباری پای کار آمدند. تحلیلگران، و رسانه‌های جهانی وارد عرصه شدند و به حمایت از متجاوزان پرداختند و در برابر جمهوری اسلامی صف‌آرایی کردند. در واقع با فتح خرمشهر، آمریکایی‌ها و شوروی‌ها و هم‌پیمان‌های آنان، به‌ويژه کشورهای عربی، در حوزه خلیج‌فارس خود را در خطر دیدند، وزیر خارجه وقت آمریکا اعلام کرد آمریکا در برابر هر گونه تغییر اساسی در منطقه خلیج‌فارس که ناشی از جنگ ایران و عراق است، بی‌تفاوت نخواهد بود. آمریکایی‌ها به‌دلیل نگرانی از سقوط صدام که حاصل اخطار آژانس‌های متعدد جاسوسی بود کمک‌های حیاتی به بغداد را آغاز کرد و نام عراق را از فهرست کشورهای به اصطلاح تروریست خارج کرد و محدودیت فروش تسلیحاتی به عراق لغو شد و برای برقراری روابط دیپلماتیک دو کشور توافقاتی به عمل آمد،‌ مصر و کشورهای شورای همکاری، برای کمک به عراق ترغیب و تشویق شدند، کمک‌های اطلاعاتی و حمایت‌های سیاسی و تبلیغاتی آمریکا از عراق به نحو چشمگیری افزایش یافت. مشاور کمیته روابط خارجی سنای آمریکا در توضیح فروش تسلیحات آمریکا به عراق در همان زمان گفت: «این عمل آمریکا به منظور تنبیه ایران و بازکردن راهی برای خروج عراق از بن‌بست موجود می‌باشد و ایران در جنگ با عراق از برتری محسوسی برخوردار است و این واقعه ناخوشایندی برای آمریکاست.»
در این راستا آمریکایی‌ها و عوامل آنها سعی کردند به هر نحو ممکن از ارائه امتیاز به ایران جلوگیری کنند، تا جمهوری اسلامی به‌منزله یک قدرت منطقه‌ای ظاهر نشود و به‌دنبال این سیاست از هیچ جنایتی دریغ نکردند و بدترین اعمال جنایتکارانه را مرتکب شدند.

جنگ شهرها
رژیم متجاوز عراق با همدستی استکبار جهانی قوانین بین‌المللی را زیر پا گذاشتند. با وجود اینکه قوانین بین‌المللی حمله به مناطق مسکونی را در جنگ‌ها ممنوع کرده بود، متجاوزان توجهی به قانون نکردند و ایران را تحت فشار قرار دادند، ‌عراق متجاوز با وجود حمله‌های یک‌طرفه خود به مناطق مسکونی در خرداد ۶۳، رسماً اعلام کرد که شهرهای جنوبی و مرکزی ایران را بمباران خواهد کرد، ابتدا ایران خویشتن‌داری کرد، اما مردم با سردادن شعار «موشک، جواب موشک» از این اقدام حمایت کردند.
نخستین مرحله جنگ شهرها از تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۶۳ تا ۱۷ فروردین ۶۴ به درازا کشید و در ایران ۱۲۲۷ نفر شهید و ۴۶۸۲ نفر زخمی شدند.
دور دوم جنگ شهرها از ۵ خرداد ۱۳۶۴ آغاز و تا ۲۴ خرداد ۶۴ ادامه یافت، در این مرحله ۳۷ شهر و چندین روستای ایران، ۱۰۵ بار هدف موشک‌ها و بمب‌ها قرار گرفتند که ۵۷۰ شهید و ۱۳۳۲ مجروح بر جای گذاشت.
سومین مرحله جنگ شهرها از ۲۱ دی ۱۳۶۵ با بمباران سوسنگرد آغاز شد و تا سوم اسفند ۱۳۶۵ ادامه داشت. عراق در این حمله به ۶۶ شهر و روستای ایران ۳۰۵۰ شهید و یازده هزار و ۱۶۳ زخمی بر جا گذاشت. چهارمین و آخرین جنگ شهرها با برخورد نخستین موشک عراق به تهران در ۱۹ اسفند ۱۳۶۶ آغاز شد. عراق با کمک روسیه و آلمان برد موشک‌های خود را به ۶۵۰ کیلومتر رسانده بود و تهران را هدف قرار می‌داد که این روند تا پایان فروردین ۶۷ جریان داشت.

جنگ نفتکش‌ها
ر‌ژیم متجاوز بعثی عراق تصمیم گرفت با آشفته کردن خلیج‌فارس، ایران را از منابع ارزی حاصل از صادرات نفت از طریق خلیج فارس، محروم کند، از این‌رو ۲۹ فروردین ۱۳۶۳ با حمله به یک نفتکش پانامایی در نزدیکی جزیره خارک و در ۶ اردیبهشت همان سال با حمله به یک نفتکش عربستان سعودی جنگ نفتکش‌ها آغاز شد. چندی بعد این حمله‌ها کشتی‌های تجاری را نیز در بر گرفت، متجاوزان بعثی با این حملات جبهه جدیدی در جنگ با ایران گشود. هدف از این حملات تحمیل فشار اقتصادی بر ایران برای پذیرش آتش‌بس، رودررو قرار دادن ایران با سایر کشورهای منطقه، معرفی ایران به عامل بحران و برهم‌زننده امنیت منطقه، بین‌المللی کردن جنگ و کشاندن پای قدرت‌های بزرگ همچون آمریکا به خلیج فارس و وادار کردن آنها برای یافتن راه حلی جهت پایان دادن جنگ و آشفته کردن بازار نفت بود.

به کار بردن سلاح شیمیایی
رژیم متجاوز بعث عراق در طول هشت سال جنگ تحمیلی، بارها سلاح شیمیایی را بر ضد نیروهای نظامی، ‌ساکنان روستاها و شهرهای مرزی ایران و تعداد بسیاری از مردم عرب و عراق به‌ویژه مردم حلبچه به کار برد، ‌به‌کارگیری سلاح‌های شیمیایی از سوی رژیم بعث عراق علیه ملت ایران از سابقه طولانی برخوردار است و در عملیات‌های رمضان، والفجر، خیبر، عراق از سلاح شیمیایی استفاده کرد که تنها در جزیره مجنون ۱۱۰۰ نفر مسموم شدند و در عملیات بدر پنجاه بار، عملیات والفجر هشت، هشت بار، عملیات کربلای پنج، پانزده بار حمله شیمیایی صورت گرفت که هر بار حدود هزار نفر مجروح و شهید بر جای گذاشت، در هفتم تیرماه ۱۳۶۶ شهر سردشت بمباران شیمیایی شد و ۱۳۰ نفر از مردم غیرنظامی شهید شدند، وسیع‌ترین آن در روزهای ۲۶، ۲۷ و ۲۸ اسفند ۱۳۶۶ در شهر حلبچه انجام شد که فاجعه عظیمی بود.
در همه این جنایت‌ها مجامع بین‌المللی سکوت کردند و راضی نشدند که متجاوز را محکوم کنند.


حكایت زمانه

قيام مردمي در دفاع از نهضت نفت
قيام سي تير 1331 نقطه عطفي در مبارزات نهضت ملي شدن صنعت نفت و يكي از جنبش‌هاي اصيل سياسي ـ اجتماعي تاريخ معاصر ايران و اوج تجلي ارادة مستقيم مردم در تأسيس دولت مبتني بر خواست ملت بود. اين قيام يك سال و چهار ماه پس از به ثمرنشستن نهضت ملي صنعت نفت رخ داد.
پس از برگزاري انتخابات دورة هفدهم و افتتاح مجلس شوراي ملي و بازگشت دكتر مصدق از دادگاه لاهه و در بحبوحة مبارزات نهضت ملي شدن نفت‌، با وجود اظهار تمايل اكثريت نمايندگان مجلس جديد به نخست‌وزيري مجدد دكتر مصدق‌، ناگهان وي از سمت خود استعفا داد. علت اين امر كارشكني‌هاي اقليت مجلس‌، تحت رهبري سيدحسن امامي‌؛ عدم ابراز تمايل مجلس سنا به زمامداري دكتر مصدق و اختلاف بر سر درخواست اختيارات بيشتر براي نخست‌وزير بود. سيدحسن امامي با اكثريت آرا توانست به عنوان رئيس مجلس شوراي ملي انتخاب شود. براساس سنت پارلماني‌، پس از انتخاب هيئت‌رئيسه مجلس‌، نخست‌وزير قبلي باید از سمت خود كناره‌گيري كند تا مجلس جديد رأي تمايل خود را در حفظ دولت قبلي يا معرفي دولت جديد اعلام دارد. با وجود مخالفت جمعي از نمايندگان‌، اكثريت مجلس، يعني 52 نفر از 65 نفر نمايندة حاضر در جلسه‌، در روز پانزدهم تيرماه 1331 به نخست‌وزيري دكتر محمد مصدق اظهار تمايل كردند، اما روز بعد، مجلس سنا ابراز تمايل خود را به ارائه برنامه‌هاي دولت و ملاحظه و بررسي آن برنامه‌ها موكول كرد.
دكتر مصدق روز شانزدهم تير به دليل عدم اظهار تمايل مجلس سنا از قبول پست نخست‌وزيري خودداري كرد. روز هجدهم تير از ميان نمايندگان حاضر در مجلس سنا تنها 14 نفر به زمامداري دكتر مصدق ابراز تمايل كردند. آيت‌الله كاشاني در واكنش به مخالفت مجلس سنا در تأیيد ادامة زمامداري دكتر مصدق‌، اعلامية شديداللحني صادر كرد. از طرف احزاب‌، گروه‌ها، اصناف‌، پيشه‌وران و بازاريان نيز تلگراف‌ها و نامه‌هاي فراواني در حمايت از مصدق به مركز ارسال شد.
تحت فشار گروه‌هاي سياسي و درخواست‌هاي مكرر مردم و اظهار تمايل مجلس شوراي ملي‌، شاه با وجود مخالفت مجلس سنا، فرمان نخست‌وزيري دكتر مصدق را صادر كرد. مصدق اين‌بار اعطاي اختيارات شش ماهه و درخواست مقام وزارت جنگ را پيش‌شرط پذيرش مقام نخست‌وزيري قرار داد. شاه از دادن مقام وزارت جنگ به نخست‌وزير امتناع كرد و دكتر مصدق استعفا داد. وي طي نامه‌اي در 25 تير به شاه نوشت‌: «چون در نتيجه تجربياتي كه در دولت سابق به دست آمده پيشرفت كار در اين موقع حساس ايجاب مي‌كند كه پست وزارت جنگ را فدوي شخصاً عهده‌دار شود و اين كار مورد تصويب شاهانه واقع نشد، البته بهتر آن است كه دولت آينده را كسي تشكيل دهد كه كاملاً مورد اعتماد باشد و بتواند منويات شاهانه را اجرا كند. با وضع فعلي ممكن نيست مبارزاتي را كه ملت ايران شروع كرده است، پيروزمندانه خاتمه دهد.»
پس از استعفاي دكتر مصدق‌، در جلسه غيرعلني‌، اكثريت مجلس به زمامداري احمد قوام ابراز تمايل كرد و شاه فرمان نخست‌وزيري او را صادر کرد. قوام نيز در روز بيست‌وهفتم تير اعلامية شديداللحني با عنوان «كشتيبان را سياستي دگر آمد» صادر كرد كه از راديو پخش شد.
وي در اعلاميه خود پس از ادعاها و وعده‌هاي بسيار‌، مخالفان خود يعني مردم را چنين تهديد كرد: «.... من با اتكای شما و نمايندگان شما اين مقام را قبول كرده‌ام و هدف نهایي‌ام رفاه و سعادت شماست‌. سوگند ياد مي‌كنم كه شما را خوشبخت خواهم كرد. بگذاريد من با فراغ بال شروع به كار كنم‌. واي به حال كساني كه در اقدامات مصلحانه من اخلال كنند و در راهي كه در پيش دارم مانع بتراشند، يا نظم عمومي را به هم بزنند. اينگونه آشوبگران با شديدترين عكس‌العمل از طرف من روبه‌رو خواهند شد و چنانكه درگذشته نشان داده‌ام، بدون ملاحظه از احدي و بدون توجه به مقام و موقعيت مخالفان‌، كيفر اعمال‌شان را در كنارشان مي‌گذارم‌. حتي ممكن است تا جایي بروم كه با تصويب اكثريت پارلمان دست به تشكيل محاكم انقلابي زده‌، روزي صدها تبهكار را از هر طبقه به موجب حكم خشك و بي‌شفقت قانون قرين تيره‌روزي سازم‌. به عموم اخطار مي‌كنم كه دوره عصيان سپري شده و روز اطاعت از اوامر و نواهي حكومت فرا رسيده است‌. كشتيبان را سياستي دگر آمد...»
در اين هنگام آيت‌الله كاشاني به مخالفت شديد با حكومت قوام پرداخت و مردم را به مبارزه دعوت كرد. آيت‌الله كاشاني طي اعلاميه‌اي خطاب به قوام چنين گفت‌: «احمد قوام بايد بداند در سرزميني كه مردم رنجديده آن پس از سال‌ها رنج و تعب شانه از زير بار ديكتاتوري بيرون كشيده‌اند، نبايد اختناق افكار عقايد را اعلام و مردم را به اعدام دسته‌جمعي تهديد کند. من صريحاً مي‌گويم كه بر عموم برادران مسلمان لازم است در راه اين جهاد كمر همت بربسته و براي آخرين مرتبه به صاحبان سياست استعماري ثابت كنند تلاش آنان در به‌دست آوردن قدرت و سيطره گذشته محال است و ملت مسلمان ايران به هيچ‌يك از بيگانگان اجازه نخواهد داد كه به دست مزدوران آزمايش شده‌، استقلال آنان پايمال و نام باعظمت و پرافتخاري كه ملت ايران در اثر مبارزه مقدس خود به‌دست آورده است‌، مبدل به ذلت و سرشكستگي شود.»
آيت‌الله كاشاني سپس در مصاحبه‌ با خبرنگاران داخلي و خارجي صراحتاً اعلام كرد: «اگر قوام ظرف 48 ساعت نرود، اعلام جهاد خواهم كرد و شخصاً كفن‌پوشيده پيشاپيش مردم به مبارزه خواهم پرداخت‌.» پس از اين موضع‌گيري قاطع آيت‌الله كاشاني و تعطيلی بازار و مغازه‌ها، مردم در روز 30 تير به خيابان‌ها آمدند و خواستار سرنگوني قوام شدند.
دولت براي مقابله با مخالفت‌هاي مردمي دستورهای اكيدي به نيروهاي شهرباني و ارتش صادر كرد، ولي با وجود سركوب شديد، نارضايتي مردمي از دولت قوام و حمايت از دكتر مصدق به اوج خود رسيد. اعتصابات‌، تظاهرات خياباني و درگيري‌هاي مردمي با پليس و ارتش گسترش يافت و با اعلام تعطيلي روز سي‌ام تير از سوي گروه‌ها، احزاب‌، جمعيت‌هاي ديني و سياسي هوادار دكتر مصدق، درگيري به اوج رسيد.
در اين روز نيروهاي انتظامي و نظامي‌، مردم را به گلوله بستند و عده‌اي را به شهادت رساندند. سرلشكر وثوق، فرمانده ژاندارمري نيز كفن‌پوشان باختران، همدان و قزوين را در كاروانسرا سنگي به گلوله بست و از حركت آنان به تهران جلوگيري كرد.
نمايندگان دولت و شاه با عجله به ملاقات آيت‌الله كاشاني رفتند تا ايشان را به آرام كردن مردم راضي كنند. اما وي با صراحت درخواست آنان را رد و تأكيد كرد كه اگر قوام كنار نرود، اعلام جهاد خواهد كرد. شاه كه موقعيت خود را در خطر مي‌ديد، دولت قوام را در غروب روز سي تير بركنار كرد و در همان روز از 64 نماينده مجلس 61 نفر به زمامداري دكتر مصدق اظهار تمايل كردند و شاه نيز مجبور به صدور فرمان نخست‌وزيري مصدق در سي‌ويكم تير شد. به این صورت جنبش مردمي توانست با حمايت از دكتر مصدق دولت مورد درخواست خود را تعيين كند.
روز بعد پس از قيام سي تير، ديوان لاهه اعلام کرد که در رسيدگي به اختلاف ايران و انگليس درباره مسئله نفت صلاحيت ندارد. دکتر مصدق به مناسبت تجليل از شهداي روز سي تير کليه ادارات دولتي را تعطيل عمومي کرد و مجلس قيام سي تير را «قيام ملي» و شهداي آن روز را «شهداي ملي» ناميد.
حضرت آيت‌الله العظمی خامنه‌اي در تحليل نقش آیت‌الله کاشانی مي‌فرمايند:
«آيت‌الله کاشاني کسي است که اگر او نبود، نهضت ملي شدن صنعت نفت يقيناً در اين کشور به وقوع نمي‌پيوست. من به جوانان عرض مي‌کنم، با تاريخ گذشته‌ نزديک کشورتان آشنا شويد؛ چون يکي از راه‌هاي فريب و اغواگري، تحريف تاريخ است که امروز متأسفانه اين کار به‌وفور صورت مي‌گيرد. مرحوم کاشاني کسي است که به کمک او دکتر مصدق و ديگر سران نهضت ملي شدن صنعت نفت توانستند حمايت مردم را به اين حرکت جلب کنند؛ والا حمايت مردم جلب نمي‌شد. کسي مصدق را نمي‌شناخت؛ کسي معناي ملي شدن صنعت نفت را نمي‌دانست؛ توده‌هاي عظيم مردم که رأي و حضور و اقدام آنها در تحولات اجتماعي تعيين‌کننده است، در جريان وارد نبودند و براي آنها توضيح داده نشده بود. دستگاه دربار که مخالف چيزفهمي مردم بود، خودش هم عامل دست انگليسي‌ها بود. روشنفکران و سياسيوني که جهت حرکت‌شان اين بود، وسيله و راهي نداشتند و مردم به آنها اعتماد نمي‌کردند. مرحوم آيت‌الله کاشاني وارد ميدان شد. سابقه‌ اين مرد را، علما مي‌شناختند و مردم ايران هم به او ارادت داشتند. او کسي بود که به وسيله‌ قشون غاصب مداخله‌گر انگليس در ايران، از کشور تبعيد شده بود. شما ببينيد آن روز وضع کشور چگونه بود. امروز به استقلال سياسي ملت ايران نگاه کنيد، ببينيد هيچ قدرتي در دنيا نمي‌تواند هيچ‌گونه موضع‌گيري‌اي - حتی موضعگيري زباني - را بر دولتمردان ما تحميل کند؛ اما آن موقع چنين بود که يک دولت بيگانه در دنباله‌ جنگ بين‌الملل دوم - که انگليسي‌ها و آمريکايي‌ها و روس‌ها در زمان حکومت محمدرضاي پهلوي از چند طرف وارد کشور ما شده بودند - به خودش جرئت مي‌داد که يک عالم ديني را به دلیل مخالفت با سياست انگليس بگيرد و به خارج از کشور تبعيد کند! البته قبلاً او را در قلعه‌ فلک‌الافلاک خرم‌آباد زنداني کردند، که من رفتم آن سلولي را که مي‌گفتند مرحوم آقاي کاشاني در آنجا زنداني بود، از نزديک ديدم. وقتي که از تبعيد به تهران برگشت، امواج احساسات و ارادت مردم نسبت به اين روحاني مجاهد و مبارز، چنان توفاني به راه انداخت که همه‌ دشمنان را پس زد و انگليسي‌ها و ديگران حساب کار خود را کردند و فهميدند که مبارزه با اين عالم روحاني به جايي نخواهد رسيد. بعد، مرحوم آيت‌الله کاشاني به عنوان نماينده مردم تهران و رئيس مجلس آن روز، پشتيبان طرح ملي شدن صنعت نفت شد. نمايندگان مرحوم آيت‌الله کاشاني به سرتاسر کشور مسافرت مي‌کردند. من خودم آن وقت نوجوان بودم. نماينده‌ مرحوم آيت‌الله کاشاني به مشهد آمد و منبر رفت. او چنان دل‌هاي مردم را مثل مغناطيس به خود جذب مي‌کرد که هيچ عامل ديگري نمي‌توانست جاي اين حرکت را بگيرد. و به اين ترتيب در سال ۱۳۲۹ شمسي - يعني پنجاه و يک سال پیش که شروع نهضت ملي شدن صنعت نفت ايران است - مردم طرفدار ملي‌شدن صنعت نفت ايران شدند و با وجود اينکه محمدرضا موافق نخست‌وزيري مصدق نبود، به پشتيباني حمايت مردمي، مصدق نخست‌وزير شد. اگر مرحوم آيت‌الله کاشاني اين حمايت عظيم مردمي را براي مصدق به وجود نمي‌آورد، او نخست‌وزير نمي‌شد. بعد در سال ۱۳۳۱ که ضدحمله‌ دربار عليه مصدق شروع شد و او از نخست‌وزيري برکنار شد، فقط يک عامل توانست مجدداً قدرت را به مصدق برگرداند و او مرحوم آيت‌الله کاشاني بود. اينها جزو واضحات تاريخ است؛ جزو حوادثي است که کساني که آن روز بودند، ديده‌اند و از قضاياي آن خبر دارند و به‌روشني مي‌دانند چه گذشته است؛ ليکن عده‌اي عمداً اينها را کتمان مي‌کنند و نمي‌گذارند اين حرف‌ها به گوش نسل حاضر برسد؛ که البته مقاصدشان معلوم است. وقتي شاه، قوام‌السلطنه را به جاي مصدق به نخست‌وزيري انتخاب کرد، مرحوم آيت‌الله کاشاني در مقابل قوام‌السلطنه اعلاميه داد؛ مردم کفن پوشيدند و در تهران و شهرهاي ديگر به خيابان‌ها آمدند؛ از این رو قوام‌السلطنه سه روز بيشتر نتوانست به عنوان نخست‌وزير بماند. اصلاً مگر مي‌شد در مقابل امواج عظيم مردم که آيت‌الله کاشاني راه انداخته بود، مقاومت کرد؟ از این رو قوام‌السلطنه کنار رفت و دوباره مصدق بر سرِ کار آمد. انگليسي‌ها نفت ايران را مِلک شخصي خود به حساب آورده بودند و ده‌ها سال استفاده‌ غاصبانه مي‌کردند و مال ملت ايران را تقريباً مفتِ مفت مي‌بردند و دربار سلطنت هم براي اينکه چهار روز بيشتر به حکومت ننگين خود ادامه دهد، با انگليسي‌ها همکاري مي‌کرد، اما اين بساط را نهضت ملي شدن صنعت نفت به هم زد، که عامل و سرچشمه‌ اصلي جوشش در اين نهضت، همين مرد بزرگ و شجاع بود؛ مرحوم آيت‌الله سيدابوالقاسم کاشاني.» (20/8/1380)


امام خامنه ای  در گذر زمان 52

ملاقات پس از 52 روز حبس
امام خامنه‌ای (مدظله‌ العالی) در زندان سوم گرفتار بازجویی‌های طولانی شده بودند. این دوران برای ایشان با چالش‌های بسیاری همراه بود، حتی اجازه ملاقات با خانواده به ایشان نمی‌دادند. رژیم شاه و عوامل امنیتی ترجمه کتاب «آینده در قلمرو اسلام» ایشان را دستاویز قرارداده و معظم‌له را به اقدام علیه مصالح عمومی کشور و ترجمه و نشر اوراق مضره متهم کرده بودند. امام خامنه‌ای بارها به این جرم‌ بازجویی شدند و هر بار جواب‌های محکم و متقنی ارائه می‌دادند که در بخشی از پاسخ‌ ایشان به این اتهام آمده است: «کتابی که ترجمه کرده‌ام، کتابی است مذهبی که برای ادای وظیفه روحانی و مذهبی، رنج ترجمه و چاپ آن را برخود هموار نمودم، اوراق مضره تاکنون منتشر نساخته‌ام و اساساً روح و اعصاب من با دخالت در کارهای ماجراجویانه‌ای از این قبیل موافق و مساعد نیست، به فرض، کتاب این جانب مضر تشخیص داده شود (که بدون تردید تشخیصی است برخلاف واقع) آن را منتشر نکرده‌ام، چاپ شد، ولی انتشار آن به مانع برخورد کرد و متوقف ماند و هنوز هم در توقیف است... دلیل روشنش هم اینکه بنده کتاب را مخفیانه به چاپ نرسانده‌ام، در چاپخانه رسمی و مهم‌ترین و شلوغ‌ترین چاپخانه مشهد (چاپخانه خراسان) آن را چاپ کردم و هرگز به این جانب و همکاران مطبوعاتی اخطار نشد که مطلب آن تعدیل شود و یا اساساً کتاب به چاپ نرسد و چاپخانه هم بدون اینکه مراقبت و سانسور مقامات دولتی را شرط بداند، آن را برای چاپ پذیرفت.» این بازجویی‌ها بعضاً با چالش‌های متعددی همراه بود ایشان و بارها به رأی دادگاه اعتراض کردند و در نهایت پس از 52 روز حبس معظم‌له توانستند با بستگان خود ملاقات کنند.
امام خامنه‌ای یک هفته پس از ملاقات با خانواده‌ تقاضا می‌کنند امکان تماس تلفنی با بیرون برای ایشان فراهم شود، افسر نگهبان وقتی با این درخواست روبه‌رو می‌شود، پیغام می‌دهد: «اینجا زندان است، نه تلفن‌خانه!» امام خامنه‌ای فوراً نامه‌ای خطاب به افسر نگهبان تنظیم می‌کنند و می‌نویسند: «پاسخ عجیب و قرون‌ وسطایی آن افسر محترم بر بنده ثابت کرد که جناب‌عالی خود را مالک‌الرقاب زندانیان می‌دانید و نه نگهبان. این جانب لازم می‌دانم با کمال ادب معروض دارم که خیر! سرکار فقط نگهبانید و هرگز یک نگهبان نمی‌تواند در حوزه نگهبانی از انجام خواسته قانونی و بر طبق مقررات جلوگیری کند. این نکته‌ای است که فراموشی موجب شد صبح به تیمسار معظم فرماندهی یادآوری نکنم. مجدداً تذکر می‌دهم که به تلفن احتیاج دارم و این حقی است که قانون برای زندانی مقرر ساخته که در صورت احتیاج بتواند با خارج تماس تلفنی داشته باشد. لطفاً موافقت یا مخالفت خود را در ذیل همین نامه مرقوم فرمایید.» نیروهای امنیتی شهربانی و ساواک نامه درخواست ایشان را به دادستانی ارتش فرستادند که در کنار دیگر برگه‌های پرونده ایشان قرار گیرد، اما امام خامنه‌ای به نامه‌نویسی‌های‌شان ادامه دادند.


از لابه لاي تاریخ

حرکت نوين ايران - 4
حزب ايران نوين امكانات فراواني براي بهسازي امور جامعه و جذب طبقات مختلف اجتماعي در اختيار داشت، ليكن به دو دليل اين امر میسر نشد؛ نخست اينكه، اعضاي حزب به ضرورت چنين چيزي بي‏اعتقاد بودند. از نظر بسياري از آنها حزب جايي بود كه بايد از آن براي بر كشيدن خود به قدرت و ثروت استفاده كرد و ديگر اينكه، در آن اوضاع شاه به احدي اجازه ابراز وجود نمي‏داد. حزب گرچه امكانات زيادي در اختيار داشت، اما شخص نخست‏وزير در امور عمده و تصميم‌گيري‌هاي اساسي دخالت داده نمي‏شد. اين گونه به نظر مي‏آمد كه شاه، هويدا را نگه داشته است كه ثابت كند در ايران تفكيك قوا و قوه مجريه‏اي هم وجود دارد، وگرنه او هم در بسياري از امور مهم كشور نه‌تنها هويدا را مشاركت نمي‏داد، بلكه او را تحقير هم مي‏كرد، اين تحقير به صورت بسيار زننده‏اي از طرف اسدالله‏ علم، وزير دربار مقتدر شاه اعمال مي‏شد.
امكانات فراروي حزب بسيار زياد بود: شاه حداقل در مقام شعار و حرف از اين حزب تعريف و تمجيد مي‏كرد و به عبارتي حزب از حمايت معنوي وي برخوردار بود. ديگر اينكه كابينه و اكثر پست‏هاي حساس كشور را در اختيار داشت، در اين راستا حزب همان‌طور كه پيشتر گفتيم از امكانات دولتي براي پيشرفت كار خود استفاده فراوان به عمل مي‏آورد. تعداد قابل ملاحظه‏اي از سناتورها در اين حزب عضو بودند و از اين طريق امكانات فراواني نصيب آنان مي‏شد. اكثريت نمايندگان مجلس شوراي ملي هم از اعضا و طرفداران اين حزب بودند. به‌علاوه استانداران و مقامات مهم كشوري در اطراف و اكناف كشور به اين حزب تعلق داشتند. انجمن‏هاي شهر، شهرستان و استان و شوراهاي منطقه‏اي آموزش‌وپرورش، رؤساي اصناف، مسئولان سنديكاهاي كارگري و اعضاي مهم شركت‌هاي تعاون روستايي كه نزديك به چند هزار شغل را تشكيل مي‏داد، همه و همه در اختيار اين حزب بود. از طرفي از بودجه محرمانه نخست‏وزيري تا آنجا كه ممكن بود، استفاده مي‏شد و امكانات پاره‏اي از سازمان‏ها در اختيار حزب قرار داشت. از دستگاه‌هاي تبليغاتي كشور نهايت استفاده به عمل مي‏آمد و از موقعيت جهاني ايران هم مي‏شد استفاده‏هاي لازم را به عمل آورد؛ مثلاً احزاب و مراجع بزرگ بين‏المللي از مقامات ايران بارها و بارها در مراسم خود دعوت مي‏كردند، مدعوان هم طبيعتاً از اعضا و يا وابستگان حزب ايران نوين بودند. با اين همه سران حزب هيچ‌گاه نتوانستند از اين موقعيت‏ها براي تحكيم حزب در مجامع جهاني و توجيه حضور آن در صحنه سياسي ايران استفاده ببرند. علت اين بود كه باوري به فعاليت حزبي وجود نداشت و ديگر اينكه مشاغل در حزب انحصاري بود و به قشر جوان اجازه دخالت در امور داده نمي‏شد. در تصدي مشاغل حزبي معيار و ضابطه‏اي وجود نداشت و به آساني مي‏شد از طريق سالوس و تزوير به مقامات بالا رسيد، بدون اينكه صلاحيت لازم وجود داشته باشد. حزب در اداره امور خود اراده‏اي نداشت؛ آن كس كه در درجه اول اين اراده را در هم مي‏شكست، شخص شاه بود و پس از او مقامات عاليه كشوري و لشكري قرار داشتند كه هر یک خارج از معيارها و ضوابط قانوني چيزي را مي‏طلبيدند و دولت هويدا هم كه تجلي حزب ايران نوين بود بايد به اين تقاضاها، اعم از مشروع و نا‌مشروع پاسخ مي‏داد و در واقع تقاضاها را اجابت مي‏كرد.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

صبح صادق بررسی می‌کند
فراسوی توافق جامع هسته‌ای
رضا گرمابدری

اشاره
سرانجام پس از حدود ۲۳ ماه مذاکرات سخت و نفس‌گیر روز سه‌شنبه ۲۳ تیر ماه ۹۴ با اعلام توافق هسته‌ای بین ایران و اعضای گروه ۵+۱ گویا مناقشه هسته‌ای ۱۲ ساله ایران با این گروه به پایان رسید. با وجود اظهارات گوناگون درباره این توافق و مسیر نه‌چندان معلومی که پیش رو دارد، در هر صورت این توافق در مقایسه با تحولات مذاکرات هسته‌ای در مناقشه طولانی ۱۲ ساله یک نقطه عطف محسوب می‌شود که درصورت پایبندی طرف مقابل به تعهداتش و اجتناب از شیطنت در مراحل اجرای آن و صیقل‌خوردن برخی از بندها و مغایر نبودن قطعنامه شورای امنیت با منافع خط قرمزی ایران می‌تواند به واقع برای همیشه به این مناقشه پایان دهد؛ هرچند چنین انتظاری از طرف مقابل و شورای امنیت سازمان ملل با اما و اگرهای گوناگونی روبه‌روست که هریک به نوبه خود هوشیاری ویژه‌ای را می‌طلبد. فارغ از جزئیات محتوای توافق و نقاط ضعف و قوت آن و امتیازاتی که طرفین به یکدیگر داده‌اند و نیز فرض‌های مختلف درباره فرجام اجرایی آن و... و همچنین برخی واکنش‌هایی که طی یک هفته اخیر به آن نشان داده شده است، نوشتار حاضر به «برخی از برجسته‌ترین نکات مربوط به فرایند مذاکرات منجر به توافق جامع» می‌پردازد.

جایگاه سلاح هسته‌ای در مذاکرات
دشمنان انقلاب اسلامی و در رأس آنها شیطان بزرگ و رژیم صهیونیستی توطئه عظیمِ ضدفعالیت‌های هسته‌ای ایران را با دروغ بزرگ «تلاش ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای» آغاز کردند و حدود ۱۲ سال به هر شکلی به این ادعای دروغ دامن زدند. آنها با عَلَم کردن این دروغ، کشورهای وابسته به خود را با خود همصدا و سایر کشورهای قدرتمند را که از پذیرش این دروغ سود می‌بردند با خود همراه کردند و چتر وحشت «ساخت سلاح هسته‌ای ایران» را بر جهان گستراندند تا با فریب افکار عمومی، جهانی را کنار خود قرار دهند. این‌گونه بود که این دروغ ساختگی محور تلاش‌های گروه ۵+۱ برضدفعالیت‌های هسته‌ای ایران شد. و این در حالی بود که مسئولان ایرانی پیوسته این ادعای دروغ را نفی می‌کردند و مهم‌تر از همه اینکه امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) سال‌ها پیش در فتوایی داشتن و به‌کارگیری سلاح اتمی را حرام اعلام کردند؛ با این وجود، مقامات آمریکا که آن دروغ را مهم‌ترین محور اقدامات نامشروع و ظالمانه‌شان علیه ایران می‌دانستند، هیچ‌گاه آن را رها نکردند و حتی پس از اعلام توافق جامع، اوباما در مصاحبه‌هایش بارها آن را تکرار کرد. اوباما روز سه‌شنبه پس از اعلام توافق هسته‌ای بلافاصله با «توماس فریدمن» خبرنگار ارشد روزنامه نیویورک‌تایمز گفت‌وگو و چند نوبت به ادعای دروغ «ساخت سلاح اتمی ایران» اشاره کرد، از جمله:
ـ «ما این توافق را بر این اساس ارزیابی می‌کنیم که ایران نتواند به بمب هسته‌ای برسد و این قول اساسی و ابتدایی من در گفت‌وگو با نخست‌وزیر نتانیاهو بود و این همیشه مورد بحث بود.»
ـ «آنچه من قادر به گفتن درباره آن هستم این است که ما قادریم ثابت کنیم این توافق قاطع‌ترین راه و مسیری است که در آن ایران به سلاح هسته‌ای نخواهد رسید و ما با همکاری کامل جامعه بین‌المللی و بدون درگیر شدن در یک جنگ دیگر در خاورمیانه قادر به حصول به آن خواهیم بود.»
ـ «ما همه مسیرهای ایران برای سلاح هسته‌ای را مسدود کردیم... این موضوع که دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای خطری بزرگ برای منطقه، متحدان ما و برای جهان خواهد بود، ما چنین نوع اجماعی را نداشتیم...»
اوباما روز بعد از توافق در چهارشنبه 24 تیر ماه نیز در واشنگتن در یک کنفرانس خبری دوباره این ادعای دروغ را مطرح کرد و گفت: «اولویت اصلی در مواجهه با ایران جلوگیری از دستیابی به این کشور به سلاح اتمی بود که توافق هسته‌ای اخیر این هدف را تأمین می‌کند» وی همچنین گفت: «من و متخصصان هسته‌ای به شما اطمینان می‌دهیم که ایران با این توافق به بمب اتمی دست نخواهد یافت.»
در پی این ادعاهای دروغ و فریبکارانه اوباما، امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در خطبه‌های نماز عید سعید فطر با پرده‌برداری از این دروغ راهبردی اوباما فرمودند: «ما سال‌ها قبل براساس مبانی اسلام، فتوای حرمت تولید سلاح هسته‌ای داده‌ایم و برای تولید این سلاح، مانع شرعی داریم، اما آمریکایی‌ها با وجود اینکه گاهی به اهمیت این فتوا اذعان می‌کنند، در تبلیغات و رجزخوانی‌ها دروغ می‌گویند و ادعا می‌کنند تهدید آنها جلوی ساخت سلاح هسته‌ای ایران را گرفته است.» با طرح این بحث این پرسش مطرح می‌شود که چرا پس از توافق، اوباما همچنان اصرار دارد آن دروغ را با برجستگی بیشتر دنبال کند و از رهگذر این توافق چه چیزی عائد ایران و آمریکا شده است؟

دستاوردهای کلی آمریکا
با درنظر گرفتن اینکه ایران از آغاز فعالیت‌های هسته‌ای قصد نداشته سلاح هسته‌ای تولید کند و این موضوع را نیز بارها اعلام کرد و تاکنون هم هیچ مرکز معتبر جهانی حتی آنهایی که مخالف و دشمن ایران هستند چنین ادعایی را تأیید نکردند؛ باید گفت: درکل آنچه برای آمریکا رقم خورده «تحصیل حاصل» است؛ یعنی آمریکایی‌ها پس از سال‌ها تلاش و هزینه کردن از حساب مردم آمریکا و سایر کشورها در نقطه صفر هستند؛ زیرا اراده‌ای برای ساخت سلاح هسته‌ای وجود نداشت که پس از هزینه‌کردهای آمریکا از میان رفته باشد. اگرچه ممکن است بسیاری از مردم دنیا که اسیر تهاجم رسانه‌ای آمریکا هستند به این مسئله واقف نشوند؛ اما نخبگان جهانی و بسیاری از حامیان ایران و مردم جمهوری اسلامی به‌خوبی از این مهم آگاهند؛ با این‌وجود، آمریکا با بهانه قرار دادن دروغ شیطانی «ایران درپی ساخت سلاح هسته‌ای است» و استفاده از آن برای دمیدن در کوره ایران‌هراسی مشکلاتی را برای مردم ایران و مسیرهای آرمانی انقلاب ایجاد کرد و خسارات مادی و معنوی را به ایران زد که رگه‌های آن همچنان در توافقنامه هسته‌ای جامع دیده می‌شود؛ پس با این نگاه کلی می‌توان گفت تا این مرحله آمریکایی‌ها درنهایت با همه تلاشی که به کمک هم‌پیمانان‌شان صرف این قضیه کردند، تنها توانستند در برخی حوزه‌ها حرکت رو به جلوی ایران را کند کنند.

دستاوردهای کلی ایران
ایران با دست خالی، بدون هرگونه پشتوانه معتبر جهانی و در برابر دژخیم‌ترین دشمنانش شجاعانه پا در مسیری گذاشت که رابطه تنگاتنگ و مستقیمی با ادامه و پیشرفت انقلاب و اهداف و آرمان‌های آن داشت. برخلاف نگاه متجاهلانه و یا واقعاً جاهلانه کسانی که بنده رفاه و آرامش امروز و در زیر سایه تأیید استکبار هستند و صنعت هسته‌ای را در کنار نفت و گاز ایران قرار می‌دادند و با بودن آن دو، صنعت هسته‌ای را به بهانه دشمن‌زا بودن نفی می‌کردند، ایران اسلامی با درایت تمام و درک چشم‌انداز آینده جهان و موقعیتی که کشورها در آن خواهند داشت و شناخت عواملی که در آن آینده، جایگاه کشورها را مشخص می‌کند با پیش‌بینی همه سختی‌ها و مشقت‌ها و مرارت‌ها و دشمنی‌های فراروی فناوری هسته‌ای، آگاهانه و هوشمندانه این مسیر را برگزید و پا به میدان آن گذاشت تا با اطمینان کامل، امروزش را به فردایش پیوند بزند. حاصل این تلاش تحسین‌برانگیز که به آثار تکاپوهای فکری، عملی و عرق جبین و خون پاک دانشمندان جوان و شهدای هسته‌ای مزین شده است، تا پیش از آغاز مذاکرات ۲۳ ماه گذشته برخورداری از بخش‌های متعدد صنعت هسته‌ای مانند زیرساخت‌ها، استخراج اورانیوم، ساخت هزاران سانتریفیوژ در درجات کیفی گوناگون، تشکیل آبشارهای چرخه غنی‌سازی، تولید کیک زرد، غنی‌سازی تا میزان ۲۰ درصد، ساخت میله‌های سوخت، رسیدن به مراحل نهایی تولید آب سنگین، راه‌اندازی مجتمع عظیم هسته‌ای فردو و... بود؛ اما با آغاز این مذاکرات به یکباره داشته‌های ایران بیش از پیش فزونی گرفت که مهم‌ترین آنها عبارت است از:
۱ـ بسیج شدن شش قدرت جهانی برای مذاکره با کشوری که بیشترین تبلیغات را برای منفور و مطرود نشان دادنش، در کارنامه خود داشتند.
۲ـ افزایش اعتبار ایران در نزد جهانیان؛ زیرا آن را آنقدر بزرگ و مهم یافتند که شش قدرت جهانی خود را ناچار دیدند ۲۳ ماه یکسره با آن مذاکره کنند.
۳ـ سرخورده شدن کشورهایی که با سرسپردگی به شیطان بزرگ گمان می‌کردند در حد رویارویی با ایران هستند و از هر فرصتی برای تشدید دشمنی با ایران و مانع‌تراشی بر سر راه سیاست‌های منطقه‌ای آن استفاده می‌کردند.
۴ـ دلگرم و خوشحال شدن مستضعفان جهان و دولت‌هایی که از روی ناچاری تابع بی‌چون و چرای سیاست‌های شیطان بزرگ بودند و ایمان آوردن به اینکه هنوز راه‌های نورانی و امیدبخشی برای نجات از زیر یوغ زورگویان وجود دارد.
۵ـ مخدوش شدن هیبت استکباری کشورهای مستکبر در انظار جهانیان به سبب آنکه ادعاهای اولیه‌شان برای درهم کوبیدن صنعت هسته‌ای ایران با آنچه که مجبور شدند به آن اذعان و اعتراف و امضا کنند، بسیار متفاوت شد.
۶ـ به رسمیت شناخته شدن حق غنی‌سازی ایران با فعالیت‌های گوناگون جانبی که در ابتدا قرار نبود هیچ‌یک از آنها باقی بماند.
۷ـ گام‌های بلند برداشتن در عرصه‌های ویژه و ممنوعه نمایی که دشمن اجازه آن را به کشورهای بزرگ هم نمی‌دهد، به‌ویژه در عرصه نظامی، دفاعی، علمی و...
جمهوری اسلامی که درصدد دسترسی مشروع به صنعت هسته‌ای و نه بمب هسته‌ای بود، امروز به بسیاری از خواسته‌هایش هرچند محدود به شکل موقت، و فراتر از آن خواسته‌ها رسیده است؛ اما چون به دشمن اعتماد ندارد و می‌داند دشمن از این موضوع در رنج و خشم شدید به‌سر می‌برد و مترصد فرصت برای کاستن از دستاوردهای نظام و یا محدودتر کردن هرچه بیشتر آن است، لازم می‌داند به‌شدت مراقب کار باشد و اجازه ندهد دشمن در مراحل بعدی وضعیت متزلزل و شکننده موجود را با ترفندهایی به نفع خود تغییر دهد.

امتیازهای ایرانی فراتر از متن
برای درک دستاوردهای مذاکرات هسته‌ای نباید در متن توافق ماند، چه بسا این متن به مرحله اجرا برسد یا نرسد؛ اگرچه حتی اجرا نشدن آن هم برای ایران می‌تواند دستاوردهایی داشته باشد؛ اما بخشی از دستاوردهای بسیار مهم آن برون‌متنی و فراتر از متن است که به برخی از آنها اشاره می‌شود:
۱ـ تداوم استکبارستیزی؛ حدود پانزده سال پیش، یکی از مقامات بلندپایه سازمان سیا در پاسخ به پرسش خبرنگاری که از وی پرسیده بود اگر شما در برابر ایران دو گزینه داشته باشید که مجاز به انتخاب و نابودی یکی از آنها باشید، کدام گزینه را انتخاب می‌کنید. وی پاسخ داد، گزینه دوم را انتخاب می‌کنم. این دو گزینه عبارت بودند از: الف‌ـ ایران دارای بمب اتم باشد. ب‌ـ ایران به شعار مرگ بر آمریکا ادامه دهد.
شاید افراد عادی از این انتخاب تعجب کنند؛ اما کسانی که با ژرفای سیاست و آنچه که موضع ضداستکباری ایران بر سر شیطان بزرگ آورده آشنا باشند، نه اینکه از این انتخاب تعجب نمی‌کنند که وی را به سبب انتخابش تحسین هم می‌کنند. زیرا ارزش بی‌بدیل این شعار دشمن‌کوب را خوب می‌دانند. از قضا تلاش دوازده ساله شیطان بزرگ در چالش هسته‌ای براساس دروغ «کوشش ایران برای ساخت سلاح اتمی» در ظاهر به‌دنبال جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای بوده، حال آنکه در باطن هر میزان توانسته کوشیده تا جوهر بی‌بدیل «استکبارستیزی» را از انقلاب اسلامی بزداید؛ اما اولین پاسخ این حرکت رندانه را زمانی دریافت کرد که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دیدار دانشجویان در ماه مبارک رمضان در پاسخ به پرسش یکی از آنها درباره وضعیت مبارزه با استکبار پس از مذاکرات هسته‌ای فرمودند: «مبارزه با استکبار و نظام سلطه، براساس مبانی قرآنی، هیچ‌گاه تعطیل‌پذیر نیست و امروز آمریکا کامل‌ترین مصداق استکبار است.»
همچنین معظم‌له در خطبه‌های نماز عید سعید فطر با توجه به توافق هسته‌ای تأکید کردند، در هر صورت سیاست ملت و نظام جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد. شعارهای مرگ بر آمریکای مردم در روز قدس و در مراسم عبادی ـ سیاسی عید سعید فطر، صاعقه آسمانی بود که بر کاخ رؤیاهای آمریکایی استکبارزدایی مردم ایران در زیر سایه توافق هسته‌ای فرود آمد و توفان شعارهای مرگ بر آمریکا در نماز جمعه پیش رو خاکستر آن را هم به باد خواهد داد. به این وسیله بیت‌الغزل قصیده بلند آمریکا در توافقنامه به هجویات گروید و اگر تاکنون دست آمریکا زیر سنگ سنگین استکبارستیزی ملت ایران بود، با این حرکت سرش هم زیر این سنگ رفت. در این میان، اهمیت موضوع به درک تفاوت «استکبارستیزی» پیش از توافق جامع «استکبارستیزی» با پس از توافق جامع است.
۲ـ بازتر شدن ترک پیکره تحریم؛ بیانیه مطبوعاتی لوزان آن اندازه بر پیکر تحریم‌ها ترک وارد کرد که به نظر می‌رسید شرکت‌های خارجی اسب زین کرده، و مشتاق برای رسیدن به میدان مسابقه اقتصادی ایران، در حال از کف دادن اختیار هستند و به نظر می‌رسد سرنوشت توافق جامع هرچه باشد، بیشتر از این نمی‌تواند توسن سرکش خیز برداشته به سمت عرصه‌های اقتصادی ایران را مهار کند و آنها تصمیم خود را برای پرش از مانع بلند تحریم گرفته‌اند و به‌زودی با عبور از آن ترک وارد شده بر پیکره تحریم را تا مرز فروپاشی باز می‌کنند و از شیطان بزرگ هم کاری ساخته نیست و این حقیقتی است که اوباما و کری در همین روزها به‌نوعی به آن اشارت داشته‌اند.
۳ـ دفاع راسخ از مظلومان و ستمدیدگان؛ تنظیم‌کنندگان طرف مقابل کوشیدند بخشی از توافق را به شکلی تنظیم کنند که دست ایران در دفاع از مظلومان و ستمدیدگان که از آرمان‌های بلند انقلاب است، بسته بماند؛ اما موضع صریح و قاطع امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در روز عید فطر ریشه این ترفند شیطانی را در متن توافق سوزاند، آنجا که با صدای بلند و رعدآسا در منظر جهانیان این ندای دشمن‌شکن را سر داد: «چه متن تهیه‌شده پس از طی روند قانونی داخل کشور، تصویب شود چه نشود، ملت ایران از حمایت ملت مظلوم فلسطین، یمن، بحرین و ملت و دولت‌های سوریه و عراق و مجاهدان صادق لبنان دست برنمی‌دارد.»
۴ـ حفظ توانمندی‌های نظامی؛ دشمن جامانده و بهت‌زده از پیشرفت‌های نظامی و دفاعی ایران که زمانی به خودش آمد که ایران از مرز تولید بسیاری از سلاح‌های راهبردی عبور کرده بود، به‌زعم خود در روند مذاکرات هسته‌ای دام بزرگی را برای صید توان نظامی و پیشرفته و بازدارنده و نیز همچنان ناشناخته ایران پهن کرده بود که با هوشیاری فرمانده معظم کل قوا بلافاصله در زمره خطوط قرمز قرار گرفت و مذاکره‌کنندگان ایران با تأکید قاطع فرمانده کل قوا در سخت‌ترین لحظات مذاکرات هم به خواسته دشمن برای سرک کشیدن به پشت این خط قرمز، تن ندادند؛ با این حال، دشمن هنوز از این خواسته حیاتی دست برنداشته است. از این‌رو، فرمانده معظم کل قوا در برابر این تلاش دشمن، این پیام کوبنده و رعدآسا را که برای مسئولان نظامی وسیاسی داخل نیز حکم قطعی است، دادند: «به فضل الهی قابلیت‌های دفاعی و حریم امنیت کشور حفظ خواهد شد و جمهوری اسلامی هرگز تسلیم زیاده‌خواهی دشمنان نخواهد شد.» فرمان تحکیم و گسترش قابلیت‌های دفاعی نظامی عامل و ضامن قدرتمندی برای هدایت توافق جامع به مسیر معمول و مصون از شیطنت‌ها است که باید بی‌وقفه بر شتاب آن افزود.
تهدیدهای آمریکایی موجود در توافق
در متن توافق جامع دو موضوع قابل تأمل و نگران‌کننده وجود دارد که به سبب دردسر‌آفرین بودن باید این آمادگی را فراهم کرد که چنانچه قدرت‌های استکباری با توسل با آن خواستند مشکل‌تراشی کنند بتوان با آن مقابله کرد. این دو موضوع عبارتند از: برگشت‌پذیر بودن خودکار تحریم‌ها که قطعاً دشمنان با استفاده از آن چالش‌آفرینی می‌کنند و دیگری مانع‌تراشی‌های گوناگون در سر راه توسعه برنامه موشکی ایران است که از عناصر قدرت بازدارندگی ایران و پشتوانه توان نظامی محسوب می‌شود. به سبب اهمیت مسائل نهفته در این دو موضوع در صورت کوتاه نیامدن طرف مقابل درباره آن دو، زیر سؤال بردن اصل توافق مذموم به نظر نمی‌رسد؛ اما درنهایت آنچه که سرنوشت توافق را تعیین می‌کند، به آن اعتبار می‌بخشد و حیات و ممات توافق در دست آن است، ملت بزرگ ایران است که با حفظ وحدت و یکپارچگی می‌تواند اراده الهی خود را بر آن تحمیل و جاری کند، همان‌طور که تاکنون کرده و همه دستاوردها مرهون حضور و وحدت آن بوده است. ان‌شاءالله


نقدی بر مقالات خلاف واقع سروش محلاتی درباره فرمانده مقتدر علی(ع)-13
گاهی اوقات پرخاشگری یعنی اعتدال!
مجتبی صادق

واقعاً معلوم نیست نویسنده چه تصوری از مالک اشتر در ذهن پرورانده که به خود اجازه می‌دهد جسارت را به ساحت وی تا جایی برساند که او را عاجز از درک سیره و منش امام(علیه‌السلام) بداند؟! گاهی انسان تصور می‌کند نویسنده این مجموعه مقالات فردی از تبار ابن‌عساکر دمشقی است که با وجود 20 صفحه ترجمه و شرح حال از مالک اشتر، بدترین تهمت‌ها و اکاذیب را به این بزرگوار نسبت داده است. نویسنده در توصیف روحیه‌ مالک اشتر می‌‌نویسد: «برای کسی که همه زندگی‌اش فقط در دشمن‌شناسی و دشمن‌ستیزی خلاصه می‌شود، فهم و درک شیوه امیرالمؤمنین دشوار است و روحیه نظامی‌گری به او اجازه نمی‌دهد که در نابودی دشمن «به هر قیمت» و «به هر وسیله» تردید داشته باشد.»
آیا اینکه مالک اشتر از امیرمؤمنان(ع) اجازه می‌خواست تا در برابر اقدامات ناجوانمردانه معاویه مقابله‌به‌مثل کند و به لشکر او شبیخون بزند، او را فردی نظامی و افراطی و تندرو می‌سازد؟ به زعم نویسنده هرکه فصاحت، سعه‌صدر و حلم و شکیبایی امام را نداشته باشد باید تندرو و افراطی خوانده شود. مثلاً وقتی در جمل، سپاه جمل سپاهیان امام را پیش از شروع جنگ تیرباران کردند و جمعی از سربازان امام به شهادت رسیدند، یاران امام می‌آمدند و خواستار حمله به جملیان بودند، ولی سعه‌صدر امام آنقدر بود که به یاران معترضش می‌فرمود: آنها را به خاطر من ببخشید! (الامامه و السیاسه، ج۱، ص95) آیا این افراد را که منتظر شروع جنگ و مقابله‌به‌‌مثل هستند، باید تندرو خواند؟ آیا باید آنان را خارج از دایره‌ اعتدال دانست و چنین گفت که هر که حلم و بردباری امام را نداشته باشد یا سست‌عنصر و ضعیف‌الایمان است و یا افراطی و دوآتشه؟ باید به نویسنده‌ محترم گفت، اجازه خواستن برای چنین امری نشان از افراطی‌گری و روحیه‌ نظامی‌گری نیست، چه آنکه اگر واقعاً مالک اشتر فردی تندرو بود، نیازی به اجازه نداشت و خودسر به لشکر معاویه شبیخون می‌زد و ناغافل به آنها یورش می‌برد، ولی اجازه خواستن او حاکی از کمال ادب و نهایت سرسپردگی به سیّد و مولای خویش است. به همین قیاس وقتی «بسربن‌ارطاه» در پناه عورتش خود را از دست امام می‌رهاند و مالک اشتر وی را می‌شناسد، به امام(علیه‌السلام) که به وی پشت کرده بود و برمی‌گشت، گفت: او بسربن‌ارطاه است. امام نیز می‌فرماید: رهایش کن خدا لعنتش کند! آیا بعد از این کاری کرد؟ شاید بیان امام بدین معنا باشد که بعد از این اقدام ناشایست بُسر، مبارزه با وی ارزش نخواهد داشت چون او آنقدر پست و بی‌مقدار است که جنگیدن و کشتن وی از شجاعت و دلاوری به دور است. ولی نویسنده محترم به هیچ وجه بنا ندارد عینک افراطی دیدن و تندرو خواندن مالک اشتر را از دیده بردارد و از ساده‌ترین وقایع، نمونه‌برداری کرده و آن را به وجهی که خود می‌پسندد، تحلیل می‌کند تا بالاخره به هر قیمتی که شده گروهی تندرو، افراطی و خشونت‌طلب در میان یاران امام دست‌وپا کند تا در ادبیات سیاسی امروز از آنها بهره‌برداری کند و در این راستا شخصیت بزرگی چون مالک اشتر را قربانی این بهره‌برداری می‌کند. بخشی از این برداشت‌های ناصحیح، محصول تک‌بعدی دیدن شخصیت مالک و منحصر دانستن روحیات این بزرگمرد تاریخ در امور نظامی است.
نویسنده درشت‌گویی و تندخویی را یکی از ویژگی‌های مالک اشتر می‌داند که گاه دامن امام را نیز می‌گیرد و به اعتراضاتی پرخاشگرانه منجر می‌شود. اگر مقاله‌ نخست ما به دست ایشان برسد و توصیفات امام درباره‌ مالک را نیک بنگرد، خواهد دید که امام، مالک را صاحب قاطعیت و نرمی با هم معرفی می‌کند. ولی تحلیل‌های ناراست نویسنده آنقدر به مزاجش خوش نشسته که در برابر نصّ امام دست به اجتهاد می‌یازد. نمونه‌هایی که نویسنده در باب درشت‌گویی مالک اشتر می‌آورد از این قرار است:
الف) وقتی کار صفین به حکمیّت کشیده شد، «اشعث‌بن‌قیس» حکم‌نامه را به دست گرفت تا امضای شهود را جمع‌آوری کند و چون به مالک اشتر رسید، مالک با پرخاش پاسخ وی را داد و گفت: خداوند خون‌های مردانی را با این شمشیرم بر زمین ریخته که تو بهتر از آنان نیستی و خونت محترم‌تر از آنها نیست.(وقعة صفین، ص512)
آیا نویسنده توقع دارد که مالک اشتر از اشعث به‌دلیل این عملکرد منافقانه‌اش قدردانی کند و بی هیچ ابراز مخالفت به حکمیت تحمیل شده بر امام، با رضا و رغبت روی خوش نشان دهد؟ امام(علیه‌السلام) به مالک‌اشتر جریان صلح حدیبیه را متذکر می‌شود و می‌فرماید: «من در ابتدای صلح‌نامه نوشتم بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم و سهیل گفت رضایت نمی‌دهم بلکه بنویس باسمک‌اللهم. بعد نوشتم این صلح‌نامه‌ای است بین محمد رسول خدا و سهیل‌بن‌عمرو. سهیل گفت: اگر شهادت می‌دادم که تو رسول خدایی با تو نمی‌جنگیدم. امام(علیه‌السلام) به مالک اشتر گفت: من غضبناک شدم و گفتم آری به خدا او رسول خداست، حتی اگر بینی تو به خاک مالیده شود. رسول خدا(ص) فرمود آنچه می‌گوید بنویس که برای تو نیز شبیه این خواهد بود.» (وقعة صفین، ص509) چنانچه در بیان حضرت امیر آمده است ابراز مخالفت از مفاد صلح‌نامه حدیبیه از خود امام نیز صادر شده و اگر امام مظهر عدل و اعتدال است که هست، پس این مخالفت نیز بجا بود. مالک اشتر نیز همین نوع اعتراض را داشت و به اشعث که در سپاه امام قرار داشت، ولی در راستای اهداف معاویه اقدام می‌کرد، چنین تندوتیز هشدار می‌دهد. پس این خشم و درشت‌گویی کاملاً بر مدار حق و اعتدال بود، ولی گویا نویسنده اعتدال را منفعل بودن در برابر خواسته‌ها و تمنیات دیگران می‌داند و در اینجا توقع دارند که مالک اشتر، اشعث را در آغوش بفشرد، پیشانی او را ببوسد و برای این لطفی که در حق معاویه و شامیان کرد، از او قدردانی کند! آیا اگر چنین می‌شد مالک مظهر اعتدال به شمار می‌رفت؟! در این صورت اعتراض امام در جریان صلح حدیبیه آیا از مدار اعتدال مد نظر ایشان بیرون قرار نمی‌گرفت؟
مهم این است که مالک اشتر در عین مخالفت با حکم‌نامه، به‌دلیل رضایت امیرالمؤمنین(ع) رضایت داد و گفت: در آنچه امام وارد شود، وارد می‌شوم و از آنچه خارج شود، خارج می‌شوم که او جز به هدایت و صواب وارد نمی‌شود.(وقعة صفین، ص512) وقتی خبر مخالفت و عدم رضایت مالک اشتر به امام رسید جمله‌ای جاودانه درباره‌ مالک فرمودند: مالک اشتر وقتی راضی می‌شود که من راضی شوم و من نیز با شما رضایت دادم... ای کاش در بین شما دو تن، بلکه یک تن مثل او وجود داشت که رأی و نظرش درباره‌ دشمن همانند او بود.(وقعة صفین، ص521) یعنی دقیقاً آنجایی که نویسنده از مالک اشتر خرده می‌گیرد و وی را به‌دلیل تندروی و افراطی‌گری ادعایی نکوهش می‌کند، امیرمؤمنان(ع) آرزو می‌کند که ای کاش مالک اشتری دیگر در بین یارانش بود تا مرهم زخم سستی‌های عوام و کارشکنی‌های خواص باشد. پس همان‌طور که به اعتراض امام در جریان صلح حدیبیه خرده و خللی نیست، به اعتراض و به قول نویسنده، پرخاشگری مالک نیز در جریان حکم‌نامه خرده‌ای نیست و شباهت این دو اعتراض و بخشی از زوایای این سخن امام درباره مالک که فرمود: «برایم همان‌گونه بود که من برای رسول خدا بودم»، روشن می‌شود.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

فیض کاشانی
زهد چیست؟ زاهد حقیقی کیست؟

اشاره
کتاب «محجه‌البیضا» اثر ارزشمند عالم شهیر شیعه «فیض‌کاشانی» است که حاوی نکاتی عمیق و دقیق در سبک زندگی اسلامی است. این کتاب به نام راه روشن ترجمه شده است. نوشتار زیر بخشی از قسمت زهد کتاب است که با کمی تلخیص ارائه می‌شود. (سرویس معارف)

زهد عبارت از انصراف رغبت از چيزى به‌سوى چيز ديگرى است كه بهتر از آن باشد. هر كس از طريق معاوضه يا خريد و فروش و جز اينها از چيزى به چيز ديگر عدول كند، اين كار به سبب انصراف رغبت او از چيزى و گرايش او به چيز ديگر است. حالت چنين كسى را نسبت به چيزى كه از آن عدول كرده زهد مى‏گويند و نسبت به آنچه گرايش به آن يافته است، رغبت يا محبت مى‏نامند.
بنابراين حالت زهد مقتضى آن است كه از چيزى منصرف و به چيزى كه بهتر از آن است راغب باشد و نيز شرط است كه آنچه از آن انصراف حاصل شده از جهتى مطلوب و مورد رغبت باشد، چه كسى كه از چيزى روى گرداند كه ذاتاً مطلوب نيست، زاهد گفته نمى‏شود. فى‌المثل آنكه خاك و سنگ و حشرات را ترك كند، زاهد ناميده نمى‏شود، ليكن ترك‌كننده درهم و دينار را زاهد مى‏گويند، چه، خاك و سنگ مورد رغبت نيست.
همچنين در آنچه رغبت پيدا كرده شرط است كه در نظر او بهتر از چيزى باشد كه از آن منصرف شده است تا رغبت او غلبه يافته باشد؛ لذا خداوند متعال فرموده است: «وَ شَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَراهِمَ مَعْدُودَهٍ وَ كانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِينَ‏» معناى آن، اين است كه او را فروختند و برادران يوسف(ع) را نسبت به او به زهد توصيف كرده است، چه آنها طمع داشتند كه پدرشان كاملاً روى به آنها داشته باشد و اين در نظر آنها از يوسف محبوب‌تر بود؛ لذا او را به طمع اين عوض به معرض فروش گذاشتند. بنابراين، هر كس دنيا را در برابر آخرت بفروشد به دنيا زاهد است و آنكه آخرت را در برابر دنيا به فروش رساند نيز زاهد است، ليكن نسبت به آخرت. اما عادت بر اين جارى است كه واژه زهد را بر كسى اطلاق مى‏كنند كه در دنيا زهد ورزد.
كسى كه از هرچه غير خداست حتى از فردوس برين روى گرداند و تنها خدا را دوست بدارد او زاهد مطلق است و آنكه به همه لذات و بهره‏هاى دنيوى بى‏رغبت باشد، ليكن نسبت به نظاير آنها در آخرت زهد نورزد و طمع حور و قصور و ميوه‏ها و نهرها را داشته باشد او نيز زاهد است، ولى مرتبه‏اى پايين‏تر از اولى دارد. كسى كه تنها نسبت به بعضى از لذات دنيا، نه همه آنها زهد ورزد مانند اينكه مال را ترك كند و مقام را نگه دارد، يا توسعه در خوراك را ترك كند و تجمل و آرايش را پايبند باشد، چنين كسى مطلقاً شايستگى نام زاهد را ندارد و مرتبه او در ميان زاهدان مانند مرتبه كسى است كه در ميان توبه‌كنندگان از پاره‏اى از گناهان توبه كرده باشد، اما زهد او درست است، چنانكه توبه از برخى گناهان درست مى‏باشد.
توبه عبارت از ترك منهيّات است و زهد، ترك مباحاتى است كه نفس از آنها لذت مى‏برد و بعيد نيست كه كسى تنها بر ترك برخى از مباحات قدرت يابد و بر ترك بعضى ديگر توانايى نيابد، چنانكه بعيد نيست در منهيّات نيز وضع چنين باشد و كسى كه بر ترك مناهى بسنده كند به او زاهد گفته نمى‏شود، هرچند در برابر آنچه از آن نهى شده، زهد ورزيده و از آن روى گردانيده باشد، زيرا اين واژه به ترك مباحات اختصاص يافته است.
همچنين بايد بر آنچه از آن روى گردانيده قدرت داشته باشد، چه، ترك چيزى كه بر آن قدرت ندارد محال است و با ترك مقدور، رغبت به آن زايل مى‏شود.
در زهد جز به همين مقدار از علم كه بداند آخرت بهتر و پايدارتر است نياز بيشترى نيست. ممكن است كسى كه قادر بر ترك دنيا نباشد نيز اين را بداند و اين ناتوانى او يا به سبب ضعف علم و يقين اوست و يا به علت استيلاى شهوت و مقهور بودن او در دست شيطان، يا بر اثر آن است كه به وعده‏هاى شيطان و امروز و فردا كردن او فريفته شده تا آنگاه كه مرگ او را بربايد و پس از آن جز حسرت و افسوس چيزى براى او باقى نماند.
اما عملى كه از حالت زهد پديد مى‏آيد ترك كردن است، همچنين زهد موجب ترك كلّى چيزى است كه در آن زهد مى‏ورزد و آن تمامى دنيا و اسباب و مقدمات و علايق آن است. از اين‌رو، بايد دوستى دنيا را از دل بيرون كند و به جاى آن محبت طاعات را در دل جاى دهد و آنچه را از دل بيرون كرده از دست و چشم خارج سازد و دست و چشم و ديگر اعضاى خود را به اداى طاعات وادارد.
بنابراين اگر قسمتى از دنيا را از دست خود خارج‌سازى و قسمتى را نگه دارى تنها نسبت به آنچه از دنيا ترك كرده‏اى زاهدى و زاهد مطلق نيستى و اگر مالى ندارى و دنيا به تو مساعدت نكرده زهد در مورد تو قابل تصور نيست، زيرا كسى كه بر فعل چيزى قدرت ندارد بر ترك آن نيز قادر نيست. بسا شيطان تو را بفريبد و گمان كنى كه اگر از دنيا چيزى نداشتى نسبت به آن زاهدى، لذا نبايد بى‌آنكه از عهد محكمى كه با خدا مطمئن و قويدل باشى بدان فريفته شوى، زيرا هرگاه خودت را درحال قدرت بر فعل نيازموده باشى نبايد در آن حال به قدرت بر ترك اطمينان كنى. بسا كسان كه به هنگام عدم قدرت بر گناه گمان مى‏كنند از گناه بيزارند، ليكن هرگاه اسباب آن بدون مانع و ترس از مردم براى آنها فراهم شود به آن آلوده مى‏شوند.
ليكن هر نوع ترك از كسى كه به خدا و آخرت ايمان ندارد گاهى مروت و جوانمردى و سخاوت و خوشخويى است، ولى زهد نيست؛ زيرا نيكنامى و داشتن محبوبيت از لذات دنيوى است و آن لذيذتر و گواراتر از مال است و همان‌گونه كه دادن مال پيشاپيش به طمع عوض، از زهد نيست ترك آن به اميد اينكه نام نيكى به‌دست آورد و مورد ستايش مردم قرار گيرد و به جوانمردى و سخاوت مشهور شود و زحمت و رنج خود را در حفظ اموال كه مستلزم قبول ذلت در برابر پادشاهان و ثروتمندان است سبك كند، ابداً از زهد به‌شمار نمى‏آيد، بلكه آن شتافتن به تحصيل لذتى ديگر براى نفس است.
سخن جامع درباره حقيقت زهد همان است كه در نهج‌البلاغه از امير مؤمنان(ع) روايت شده كه فرموده است: «همه زهد در دو جمله از قرآن آمده است: «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ» هركس بر گذشته اندوه نخورد و به آينده شاد نباشد، هر دو جنبه زهد را دارا شده است.»
روايت شده است پيامبر(ص) با اصحاب خويش از كنار ماده شترانى گذشت كه ده ماهه آبستن بودند و شير آنها بسيار بود. اين نوع شتران از محبوب‌ترين و ارزشمندترين اموال عرب به‌شمار مى‏آمد؛ زيرا هم قابل سوارى و هم داراى گوشت و شير و پشم بودند. پيامبر(ص) از آنها روى گردانيد و چشمان را فروهشت. عرض كردند: اى پيامبر خدا! اين شتران نفيس‏ترين اموال عرب است چرا به آنها نمى‏نگرى؟ فرمود: «خداوند مرا از آن نهى كرده است. سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِه...»
در حديث آمده است كه وقتى آيه‏ «وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَ» نازل شد، پيامبر(ص) فرمود: «نابود باد دينار و درهم»؛ عرض كرديم: خداوند ما را از اندوختن زر و سيم نهى كرده، پس چه چيزى بیندوزیم؟ فرمود: «بايد هر يك از شما زبانى ذاكر و دلى شاكر و همسرى شايسته كه ياور او در امر آخرت باشد، اتّخاذ كند.»

درجات زهد و اقسام آن‏
زهد سه درجه دارد:
درجه اول: پايين‌ترين درجات آن است كه انسان در دنيا زهد ورزد با آنكه آرزويش را دارد و دلش بدان مايل و نفسش بدان راغب است، ليكن مجاهده مى‏كند و آن را از آنچه مى‏خواهد بازمى‏دارد. اين آغاز زهد نسبت به كسى كه بخواهد با كسب و كوشش، درجات زهد را احراز كند. او در خطر است، زيرا بسا نفس بر او چيره‏ شود و شهوت او را به‌سوى خود بكشاند و به دنيا و استفاده از خوشي‌هاى آن كم يا زياد بازگرداند.
درجه دوم: دنيا را به سبب ناچيزى آن در برابر آنچه طمع دارد از روى رغبت ترك مى‏كند. همچون كسى كه از يك درهم براى دو درهم صرف‏نظر مى‏كند، چه اين امر براى او مشقت‏آور نيست، هرچند به اندكى انتظار نياز دارد. ليكن اين زاهد ناگزير زهد خود را مى‏بيند و بدان توجه دارد. بنابراين، امكان دارد كه اين زاهد به خود و زهد خويش فريفته شود و گمان كند كه چيز ارزشمندى را براى چيز ارزشمندترى ترك كرده است و اين نقصان است.
درجه سوم: عالي‌ترين درجات است كه از روى رغبت، زهد ورزد و در زهد خود زاهد باشد و آن را نبيند، چه او معتقد نيست كه چيزى را ترك كرده و دنيا از نظر او ناچيز و لاشىء است و خود را تارك چيزى نمى‏شمارد. اين زهد كامل است و سبب آن، كامل بودن معرفت است. چنين زاهدى از خطر توجه به دنيا مصون است.
ابويزيد به ابى‌موسى عبدالرحيم گفت: در چه چيزى سخن مى‏گويى؟ پاسخ داد: در زهد. گفت: زهد در چه چيزى؟ پاسخ داد: در دنيا. ابويزيد دستش را فشاند و گفت: گمان كردم كه تو درباره چيزى سخن مى‏گويى، دنيا چيزى نيست تا در آن زهد ورزى.


شمیم شریعت
علیرضا منصوری

اقسام نظر مجتهد
نظرات يك مجتهد از سه حالت خارج نيست؛ «فتوا، حكم و احتياط» كه احتياط نيز به دو صورت احتياط واجب و احتياط مستحب ممكن است صادر شود. در ادامه به تعريف و بيان تفاوت اين مفاهيم پرداخته می‌شود.
«فتوا» عبارت است از خبر دادن از حکم کلی الهی در موضوعات کلی كه از سوی مرجع تقلید صادر می‌شود و مستند به دلایل چهارگانه در فقه (کتاب، سنت، عقل و اجماع) است، فتوا گاه به‌صورت خبر و گاه به‌صورت امر مطرح مي شود.
به عبارت ديگر، فتوا غالباً ـ اگر نگوییم همیشه ـ در بیان احکام و قوانین شرعی است. مانند بیان وظیفه مسافر درباره نماز، روزه، احکام خمس، زکات، حج و...
فتوا تنها براى مقلّدان فتوادهنده حجت است؛ براى نمونه، اگر مجتهدى فتوا دهد که گفتن «تسبیحات اربعه» در نماز یک‌بار و مجتهد دیگرى فتوایش این باشد که سه بار واجب است؛ در این صورت هر مقلّدى باید از مرجع تقلید خود پیروى و اطاعت کند و نمى‏تواند از فتواى مرجع دیگر تقلید کند.
در رساله‌هاي عمليه، كتب فقهي و استفتائات، عبارات زیر فتوا محسوب می‌شوند: «باید، واجب است، بنابر اقوی، بنابر اظهر، بنابر اقرب بعید نیست، خالی از وجه نیست و...»
«حكم» عبارت است از بیان مصداقِ حکم شرعی توسط مجتهد حاکم شرع. در حکم، مجتهد جامع شرایط از روى موازین شرعى در موضوعات جزئى ـ از قبیل ثبوت اول ماه، تعیین سرپرست، تعیین متولى، رفع خصومت بین مردم و... انشای حکم مى‏کند.
در زمان حكومت ولايت فقيه،‌ حکم غالباً درباره یک موضوع معیّن و مشخص و از ولی‌فقیه و رهبر سیاسی ـ اجتماعی صادر مي‌شود. عمل به حکم ولی‌فقیه بر همه مردم، چه مرجع تقلید و چه غیر آن واجب است. همچون حکم به عفو زندانیان، یا حکم قتل سلمان رشدی كه از آن به حكم حكومتي تعبير مي‌شود.
اما احتیاط دو نوع است: «احتياط واجب» یعنی: اگر مجتهد در مسئله‌اى فتوا نداده و از ابتدا احتياط كرده باشد، احتياط واجب است كه به آن «احتياط مطلق» هم مى‌گويند.
در چنین مسائلى مقلد اگر خواست مى‏تواند به جاى عمل به نظریه مرجع تقلید خود به نظریه مجتهد دیگر كه پس از مرجع تقلیدش، اعلم از دیگران است، عمل كند و چنانچه در آن مسئله، مرجع دوم نیز به احتیاط واجب قائل باشد، مقلد مى‏تواند به نظریه مرجع سومى كه پس از مرجع دوم اعلم از دیگران است، مراجعه کند و همین‌طور تا نفرات بعدی.
این عبارات غالباً احتیاط واجب محسوب می‌شوند: «احتیاط، احوط، احتیاط لازم، اشکال دارد، خالی از اشکال نیست، محل اشکال است، محل تأمل است.»
بنابر نظر مقام معظم رهبري (حفظه‌الله‌تعالی) عبارت‌های «فیه اشکال»، «مشکل»، «لا یخلو من اشکال» دلالت بر احتیاط دارند، مگر عبارت «لا اشکال فیه» که فتوا است.
«احتياط مستحب» آن احتیاطی است که پیش یا پس از آن فتوا باشد؛ در احتياط مستحب مقلد بين عمل به احتياط مستحب، يا به فتواى همراه آن، مخير است، اما نمي‌تواند به مرجع ديگري رجوع کند. اگرچه انجام دادن آن احتياط همراه ثواب و پاداش است.


گزارش کوتاهی از فروغ جاویدان تا مرصاد
عملیاتی که دو روز بیشتر طول نکشید!
حسن ابراهیمی

عملیات مرصاد درپی واکنش به عملیات فروغ جاویدان منافقین خلق در جبهه‌های غربی درگیری با ارتش بعث عراق انجام شد. منافقین که از پذیرش قطعنامه شوکه شده بودند، عملیاتی را که اجرای آن را برای اواخر تابستان برنامه‌ریزی کرده بودند با عجله، سوم تیر ماه شروع کردند. در ابتدای حمله آنها هیچ چیز مشخص نبود. اینکه این مهاجم کیست؟ آیا ارتش عراق است؟ چرا فارسی صحبت می‌کنند؟ عراقی‌ها پس از قطعنامه، یعنی دو سه روز پیش از این، از جبهه جنوب تا گیلان‌غرب هجوم آورده بودند و تا سرحدات تصرفات‌شان در ابتدای جنگ رسیده بودند، اما در جبهه‌های بالاتر خبری نبود تا اینکه خبر این حمله رسید. سوم مرداد گذشت و کم‌کم روز چهارم مرداد همه چیز مشخص شد. منافقین همچنان به‌واسطه خودروهای چرخ‌دار برزیلی‌شان به‌سرعت درحال حرکت به‌سمت کرمانشاه بودند. کرندغرب و اسلام‌آباد را اشغال کرده و جنایات فجیعی به‌بار آورده بودند. ابتدا قرار شد در تنگه راهبردی پاتاق کمین بخورند، اما کار از کار گذشته بود. آنجا را رد کردند و ماند ارتفاعات حسن‌آباد و تنگه چهارزبر.

چه کسانی جلوی منافقین ایستادند
روایت این بخش سخت است. اکثر یگان‌ها به دلیل حمله عراق به جبهه‌های جنوبی و انجام عملیات غدیر به جنوب رفته و تنها یگان‌های پدافندی و عده‌ای از نیروهای پشتیبانی و نگهبان اردوگاه‌ها در منطقه حضور دارند، مانند تیپ انصارالحسین(ع) همدان و لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص) که در نزدیکی چهارزبر اردوگاه دارند. البته به برخی یگان‌ها هم مانند تیپ قائم(عج)، هنوز مأموریت ابلاغ نشده و برخی نیروها هم به دور از یگان‌های خود در منطقه حضور دارند و یا درحال عبور از منطقه هستند. نیروهای انتظامی و یگان‌های سپاه و ارتش مستقر در شهرهایی که منافقین از آن عبور کرده‌اند، یا مقاومت کرده و از هم پاشیده‌اند، یا به‌واسطه عدم آشنایی با ماهیت ارتش مهاجم و فتنه‌انگیزی‌های آنها، عقب‌نشینی کرده‌اند تا به اولین یگان ممکن رسیده و از آنجا دوباره سازمان‌دهی شوند. مردم با شنیدن خبر حمله به‌سرعت از وحشت ددمنشی آنها آواره شده‌اند و در این حال، منافقین هم در میان مردم هستند. فتنه یعنی این؛ هم دشمن، هم مردم و هم نیروهای خودی، فارسی صحبت کنند.

یگان‌هایی در زندان
هماهنگی منافقین حتی در تهران هم مشهود است. نیروهای زندانی منافقین در زندان‌ها طرح شورش را درحال اجرا دارند تا با رسیدن آنها به تهران به آنها بپیوندند. حتی برای هر منطقه‌ای که اشغال می‌شود مسئول مشخص کرده‌اند و پس از اشغال، نیروهای مسئول منطقه می‌مانند و مابقی عملیات را ادامه می‌دهند. می‌خواهند سه‌روزه مسیر کرمانشاه، همدان و تهران را طی کنند. بعداً در اسناد مشخص شد که حتی برای منطقه جماران و محل زندگی امام(ره) هم برنامه داشته‌اند و مسئولان این کار را هم مشخص کرده‌اند که البته همه‌اش خیال خام بود.

مجاهدین عراقی و اولین مقاومت
اما مقاومت‌ها شروع می‌شود. دو سه اتوبوس از نیروهای سپاه بدر که مجاهدین عراقی حامی انقلاب اسلامی هستند، درحال اعزام به جبهه‌های جنوبی هستند که با دیدن اوضاع، مقابل آنها در ارتفاعات حسن‌آباد می‌ایستند و اکثراً هم شهید می‌شوند. نکته جالبی است از انقلاب اسلامی؛ مجاهدین عراقی در مقابل منافقین ایرانی از ایران دفاع می‌کنند.

اولین خط دفاعی منسجم
سمنانی‌ها، همدانی‌ها و تهرانی‌ها
قضا و قدر الهی این است که یک تیپ کامل، یعنی تیپ قائم(عج) سمنان، با تمام نیرو هنوز به جبهه جنوب اعزام نشده و در اردوگاه خود در منطقه آماده اعزام است. مهماتی هم در اردوگاه است که قرار بوده به خط پدافندی این تیپ در منطقه عملیاتی والفجر 10 ارسال شود. یک گردان از تیپ انصارالحسین همدان هم در اردوگاه خود در منطقه حضور دارد. تعدادی از نیروهای پشتیبانی لشکر 27 هم هنوز در اردوگاه خود هستند. اولین هسته مقاومت مبتنی‌بر اصول دفاعی با این نیروها در تنگه چهارزبر تشکیل می‌شود.

آغاز مرصاد از چهارزبر و محاصره منافقین
با رسیدن منافقین به چهارزبر آنها زمین‌گیر می‌شوند و پس از این زمین‌گیری و اعزام نیروهایی از لشکرهایی که از خوزستان برای مقابله با منافقین فراخوانی شدند، به پشت و مقابل آنها تقریباً آنها محاصره شده و عملیات از چهارزبر شروع می‌شود. ستون منافقین به‌هم می‌ریزد. عده‌ای فرار می‌کنند و عده‌ای هم پیش از اسارت قرص سیانور می‌خورند!

همه ماجرا در دو سه روز
تمام این مسائل از بعدازظهر سوم مردادماه، تا صبح پنجم مرداد، از لحظه ورود منافقین به مرزهای کشور با پشتیبانی نیروی هوایی ارتش بعث، تا مقاومت‌هایی در مسیر و رسیدن آنها به تنگه چهارزبر و زمین‌گیر شدن‌شان، تا آغاز عملیات مرصاد و پایان آن تقریباً 48 ساعت یا بیشتر طول نمی‌کشد و فرماندهان خدمت امام راحل می‌رسند تا پیروزی را گزارش دهند.


یادداشت
علیرضا جلالیان

کمبود منابع مالی عامل زوال قدرت نظامی آمریکا
در ماه جاری سیاست‌های کلی برنامه پنج‌ساله ششم جمهوری اسلامی و پنج‌ساله سوم چشم‌انداز 1404 ابلاغ شد که پیشتر به بررسی ابعاد دفاعی و امنیتی این سیاست‌ها پرداختیم. از سویی، در این حوزه باید به رصد دشمن پرداخت. به‌تازگی، در این زمینه با توجه به مشکلات مالی که ایالات متحده دچار آن است اخباری مبنی‌بر تعدیل نیروهای ارتش این کشور منتشر شده که به نظر می‌آید حرکتی ناگزیر بوده و بی‌سابقه‌ترین تعدیل نیرو در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم و جنگ ویتنام است که از سوی دولت اوباما و دولت بعدی این کشور در حال وقوع است. می‌توان این اتفاق را در راستای روند فروپاشی امپراتوری نظامی این کشور دانست؛ کشوری که نیمی از توان نظامی دنیا را در اختیار دارد و همواره نیروهای مسلح آن در جایگاه ارتش اول جهان مطرح می‌شود.
در این راستا باید توضیح داد که ارتش آمریکا برای صرفه‌جویی در هزینه‌های خود مجبور به کاهش نیروهای نظامی و اداری ارتش شده است. در خبری به نقل از «رویترز» ایالات متحده آمریکا طرحی را مبنی‌بر کاهش ۶۰ هزار نیروی نظامی و اداری ارتش تا سال 2017 ارائه داد. این طرح که با هدف صرفه‌جویی در هزینه‌ها اعمال می‌شود، در ادامه سیاست‌های «باراک اوباما» به کوچک کردن ارتش انجامیده و تقریباً همه نهادهای نظامی در داخل و خارج کشور را متأثر می‌کند. این کاهش شامل ۴۰ هزار نیروی نظامی و ۱۷ هزار نیروی اداری ارتش آمریکا است. تغییرات ایجادشده، تعداد نیروهای آماده به جنگ ارتش آمریکا را از ۴۹۰ هزار به ۴۵۰ هزار نفر می‌رساند. اگر کنگره مانع از این کاهش نیرو نشود، تا سال ۲۰۲۰ تعداد ۳۰ هزار نیروی دیگر نیز از ارتش آمریکا کاسته خواهد شد.
در این راستا باید توجه داشت که ایالات متحده با بدهی جهانی حدود هجد‌ه‌ونیم تریلیون دلار در حقیقت یک کشور ورشکسته است، اما با توجه به سنگینی وزن قدرت نظامی، توانایی و صلابت، توانسته خود را حفظ کند. به نظر می‌آید، بیشترین هزینه‌های این کشور که سبب ورشکستگی آن شده، ناشی از جهان‌گشایی‌ها و جنگ‌هایی مانند جنگ افغانستان و عراق بوده است.
هزینه‌های نظامی، به‌ویژه در هزاره سوم میلادی با توجه به پیشرفت‌های فناوری سر به آسمان می‌کشد و ارتشی مجهز همچون ارتش ایالات متحده، اتکای صددرصدی به همین توان تکنولوژیکی دارد؛ از این‌رو، در برآورد هزینه‌های نظامی آن بیشترین هزینه‌ها ناشی از فناوری‌های همراه نیروها است. از سویی، هزینه‌های احداث و نگه‌داری پایگاه‌های نظامی در سراسر دنیا، ناوهای هواپیمابر و... و نیز تأمین هزینه 16 سازمان اطلاعاتی و جاسوسی زیرمجموعه پنتاگون و کاخ سفید، برای اجرای سیاست‌های جهان‌گشایی و هزینه‌های ناشی از مراکز تحقیقاتی، اندیشکده‌ها و تحقیقات و اقدامات فضایی نیز وجود دارد که تاکنون فشار کسری بودجه سبب تعدیل نیروها شده و در آینده پیش‌بینی می‌شود سایر حوزه‌های مربوطه را هم دربر بگیرد.


گلی از باغ

آسمان، به گوشم...
برگزاری کنگره شهدا فرصتی است تا درباره شهدایی که برای آنها کنگره برگزار می‌شود، محصولات فرهنگی تولید شود. در این حوزه به نظر می‌آید تولید کتاب، پایه‌ای‌ترین محصول است، چراکه می‌تواند بن‌مایه تولید آثار دیگر از جمله فیلم‌نامه برای تولید فیلم و دیگر آثار سمعی و بصری باشد.
سری کتاب‌های «زمین. زمین. آسمان» در چهار جلد مشتمل‌بر خاطرات و برخی آثار شهدای مخابرات لشکر 10 سیدالشهداء(ع) است که به همت ستاد کنگره شهدای این لشکر، هیئت انصارالائمه(ع) و همکاری ستاد کنگره شهدای فاوا استان تهران به رشته تحریر درآمده است.
«زمین. زمین. آسمان» در چهار جلد، به کوشش نشر طوبی و به قلم «محسن بغلانی» و با همکاری ریحانه خوش‌طینت و ثنا ضرابیان بازنویسی و تألیف شده است. این سری کتاب‌ها مشتمل‌بر حدود 50 خاطره و زندگی‌نامه به شیوه داستانی از 50 شهید مخابرات لشکر 10 سیدالشهداء(ع) است که در پایان هر کتاب وصیت‌نامه یا نمایه کتاب درج شده و در پایان جلد اول از تصاویر شهدا برای ارتباط بهتر خواننده با کتاب بهره گرفته شده است.
در بخشی از این کتاب که به شهید سعید اسکندری مربوط می‌شود، آمده است: «شب سعید به خانه آمد و مادر را قسم داد در مورد کاری که می‌خواهد انجام دهد به پدر چیزی نگوید. وقتی پدر به خواب رفت، در مقابل نگاه متعجب مادر، انگشت او را به جوهر آغشته کرد و پای رضایت‌نامه زد... و فردا صبح فاتحانه با رضایت‌نامه پدر، آماده اعزام به جبهه شد. مادر به هیچ شکل نتوانست سعید را از رفتن منصرف کند. حتی او را از لو رفتن امضای جعلی پدر و دستگیر شدنش ترساند؛ اما این حرف‌ها به گوش او نمی‌رفت.»
درواقع، عنوان کتاب با توجه به محتوای آن برگرفته از کلمات پیج پشت بی‌سیم که از سوی بی‌سیم‌چی‌ها اعلام می‌شد، انتخاب شده است.


قبیله آفتاب

من که عزيزتر از علي‌اکبرِ امام حسين(ع) نيستم!
وقتي مي‌آمد مرخصي، از کوچک‌ترين فرصت استفاده مي‌کرد تا براي مردم صحبت کند و ترغيب‌شان کند به جبهه رفتن. توي جمع بسيجي‌ها مي‌ايستاد و مي‌گفت: «ان‌شاءالله راه کربلا را باز مي‌کنيم و با هم مي‌رويم به زيارت قبر شش‌گوشه‌ امام حسين(ع). سعي کنيد در اين کاروان حسيني باشيد. روزي مي‌رسد که اين جنگ تمام مي‌شود و آن‌هايي که نيامدند و از اين سفره‌ الهي استفاده نکردند، پشيمان مي‌شوند. آن روز پشيماني براي‌شان سودي ندارد.»
دفعه‌ آخري که داشت مي‌رفت جبهه، آرام و قرار نداشتم. نمي‌خواستم گريه‌ام را ببيند؛ براي همين مدام به صورتم آب مي‌زدم تا متوجه اشک‌هايم نشود. وقتي در بغل گرفتمش، اشک‌هايم سرازير شدند. صورت، پيشاني و زير گلويش را بوسيدم، اما باز آرام و قرار نداشتم. از زير قرآن که رد شد، برگشت، خم شد و دستم را بوسيد. گفت: «من که عزيزتر از علي‌اکبر(ع) امام حسين(ع) نيستم.»
راوی: مادر شهید علی عابدینی
با آرامش هميشگي‌اش از دکتر مي‌خواهد که وقتش را صرف زدن بخيه‌هاي ظريف روي پوست سرش نکند. مي‌خواهد طوري زخمش را ببندد که سرش تنها چهارده، پانزده روز برايش کار کند. آن روز علي آقا گفت که سرش را براي همين مدت نياز دارد و درست در روز موعود، امانت را به صاحبش برگرداند.
راوی: همرزم شهید علی عابدینی
علي در پنجم ارديبهشت ماه سال 1343 در روستای لاهیجان استان کرمان پا به عرصه هستي نهاد. کودکي را با شادي در روستا سپري کرد و با آغاز انقلاب اسلامی در سال‌هاي جواني لبيک‌گوي فرمان امام(ره) شد. با آغاز دوران دفاع مقدس به صف مدافعان حریم ولایت، اسلام و کشور پیوست. به واسطه قابلیت‌های خود پس از مدتی با سمت فرمانده گردان خط‌شکن غواص لشکر ۴۱ ثارالله به ميدان رزم شتافت و در عمليات کربلاي 4 و والفجر 8 شرکت کرد و سرانجام در روز نوزدهم دي ماه سال 1365 هنگام عمليات کربلاي 5 در سن 22 سالگي در سرزمین شلمچه به شهادت رسيد. پيکر پاکش را در گلزار شهداي زادگاهش، لاهیجان کرمان به خاک سپردند.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی « ساعت « »نیاز »
سیما، قدر شب‌های قدر را ندانست!

مهدی امیدی

سریال‌های تلویزیون برای شب‌های مبارک قدر نشان داد که صداوسیما همچنان با معضل تولید برنامه‌های نمایشی با موضوعات دینی روبه‌رو است، به‌طوری‌که هر دو سریال به نمایش درآمده در شب‌های قدر امسال با نام‌های «ساعت صفر» و «نیاز»، بیش از آنکه ملهم از متون دینی و اخلاقی باشند، گویی از سریال‌های شبکه‌های ماهواره‌ای ترکیه و داستان‌های نشریات زرد الگو گرفته بودند. چه، ساختار دراماتیک این دو سریال را عشق‌های سرخورده و خیانت و خباثت تشکیل داده است و رفتار دینی در فرع و سطح این آثار قرار داشت.
این درحالی است که برنامه‌های سیما به مناسبت ماه مبارک رمضان امسال به مراتب نسبت به سال‌های پیش، مطلوب‌تر به‌نظر می‌رسیدند. علاوه بر بهتر شدن فضای برنامه‌های ترکیبی و گفت‌وگومحور سیما، از جمله آثاری که برای مواقع افطار و سحر تدارک دیده شدند، سریال‌ها هم کیفیت قابل قبول‌تری یافتند، اما فرارسیدن شب‌های قدر و ایام عزاداری مولای متقیان، این وضعیت را در حوزه برنامه‌های نمایشی تغییر داد. دو «مینی سریال» برای چنین مناسبت مقدسی تدارک دیده شد، که چندان تناسبی با حال و هوای شب‌های قدر نداشتند.
پرداختن به مفاهیم عمیق دینی و معنوی و اخلاقی، در قالب مباحثه و سخنرانی، امری سهل و متداول است، اما به‌کارگیری چنین مفاهیمی در قالب درام و فیلم، با پیچیدگی‌های خاصی همراه است. پیچیدگی این نوع آثار وقتی مضاعف می‌شود که فضای داستان در آنها، زمان کنونی را در بر بگیرد و مناسبات فرهنگی و اقتضائات اجتماعی امروزی بازنمایی شوند. همچنان که سریال‌های سیما در شب‌های قدر امسال، همین ویژگی را داشتند. به‌ویژه اینکه در هر دو سریال مذکور، سعی شده بود ارزش‌های اخلاقی در قالبی توأم با جذابیت ارائه شوند. این هدف، بلااشکال است و این دو مقوله، یعنی جذابیت و دیانت در سینما و تلویزیون نه‌تنها با هم تناقضی ندارند که تجربه نشان می‌دهد جذاب‌ترین و پرمخاطب‌ترین سریال‌های سیما، آثاری با درونمایه مذهبی بوده‌اند. «یوسف پیامبر» و «مختارنامه» مصداق‌های بارز این ادعا هستند.
اما سریال‌هایی چون «ساعت صفر» و «نیاز» چرا به مقصد و مقصود خود نرسیدند و مضامین اخلاقی و معنوی در آنها پدیدار نشد؟
مجموعه «ساعت صفر» به کارگردانی سعید سلطانی، مضمونی به‌شدت کلیشه‌ای و تکراری دارد. باز هم همان حکایت همیشگی انسان پول‌پرست و طماعی که به دلیل ابتلا به یک بیماری و احساس نزدیک شدن به مرگ، ناگهان متحول می‌شود، تصمیم می‌گیرد اشتباهات خود را جبران کند. این سریال در واقع سعی کرده تا به مضمون «مرگ آگاهی» بپردازد. این موضوع، بسیار مهم است. اینکه انسان اگر با یاد مرگ زندگی کند و قدر لحظه‌لحظه زندگی‌اش را بداند و خود را در آستانه حسابرسی و پاسخگویی در محضر الهی بداند، زندگی متفاوتی پیدا می‌کند، اما داستان سریال «ساعت صفر» فاقد هر نوع خلاقیت و تازگی است. مشکل این گونه آثار، عدم باورپذیری و قابل پیش‌بینی بودن همه اتفاقات است؛ یعنی از طرفی، مخاطب نمی‌تواند آن همه بدی و خباثت در شخصیت امین زندگانی، پیش از بیماری را باور کند. به‌ویژه اینکه این بازیگر، همیشه در قالب شخصیت‌های مثبت نقش‌آفرینی کرده و این گونه در اذهان تثبیت شده است. از طرفی دیگر هم، از همان ابتدا که سردردهای او شروع می‌شوند، همه چیز لو می‌رود! یعنی از همان ابتدا مشخص است که این فرد زراندوز دچار یک بیماری بسیار سخت می‌شود و در پی آن به انجام کارهای خیر رو می‌آورد و بعد هم در قسمت پایانی، حالش خوب می‌شود! در این میان، وصله کردن یک رابطه عاشقانه قدیمی میان بیمار و پرشک نیز تیر خلاصی به محتوای این سریال بود؛ ماجرایی که بود و نبودش هیچ نقشی در اصل داستان این سریال ندارد و فقط موجب جذابیت کاذب شده است.
سریال «ساعت صفر» هر چند سطحی و کلیشه‌ای، اما حداقل چند پیام و تذکر اخلاقی داشت، اما سریال «نیاز» همین حداقل را هم نداشت. مشخص نیست که شبکه یک سیما چرا سریالی برای پخش در شب‌های قدر انتخاب کرد که به‌طور کامل، به روایت شر و پلیدی در روابط آدم‌ها منحصر شده بود؟ این سریال هم داستان زنی است که امر مقدس ازدواج را وسیله‌ای برای کاسبی انتخاب کرده است؛ یعنی با ازدواج با افراد ثروتمند و سپس طلاق و دریافت مهریه، هدف خود را عملی می‌کند! همچنین زن دیگری هم با او همکاری می‌کند که وی نیز معتاد به مواد مخدر است و از راه سقط جنین غیرقانونی کسب معاش می‌کند. همه فضای این سریال را خیانت و خباثت و فریبکاری در بر گرفته است! نکته قابل‌تأمل اینکه تنها خانواده متدین در این سریال، به انواع بلاها گرفتار هستند؛ هم دچار فقر و محرومیت هستند، هم از بیماری رنج می‌برند و هم از زایش فرزند ناتوانند! سریال نیاز، مخاطب خود را در شب‌های توبه و خودسازی اخلاقی، در معرض انواع خلاف‌ها و هنجارشکنی‌های رفتاری قرار می‌داد!
بنابراین، بخش تولید سریال سیما برای مناسبت‌های مهم و مقدسی که جامعه به خود می‌آید و فضا برای دریافت پیام‌های اخلاقی فراهم‌تر می‌شود، باید برنامه‌ریزی دقیق‌تری برای پاسخگویی به نیازهای مخاطب داشته باشد.


نمایش فصل شیدایی؛
سفر به اعماق تاریخ
حسین کارگر

در اوضاعی که تئاتر در کشور ما گرفتار انواع بحران‌ها است، نمایشی ممتاز و متمایز از همه آنچه «تئاتر» ایران خوانده می‌شود، روی صحنه رفت و مخاطبان خود را به حیرت واداشت. در سال‌های گذشته، نمایش‌های عظیمی چون «شب آفتابی» و «شبی در کهکشان‌ها» به کارگردانی بهزاد بهزادپور به منصه ظهور رسیدند. به‌طوری‌که «شبی در کهکشان‌ها» بیش از 100 هزار تماشاگر داشت. امسال نیز در همان قالب، نمایش «فصل شیدایی» چشم علاقه‌مندان به نمایش‌های دینی را خیره کرد. این نمایش هم توانست رکورد تازه‌ای را در جذب مخاطب به ثبت رساند، به‌طوری‌که با حضور بیش از شش هزار و ۵۰۰ تن در محل اجرای نمایش بزرگ «فصل شیدایی» رکورد تماشاگران این نمایش میدانی در شب شنبه ۱۳ تیر شکسته شد.
«فصل شیدایی» به کارگردانی سعید اسماعیلی و روایت رسالت بوذری، تاریخ را با محوریت توسل به اهل‌بیت‌(علیهم‌السلام) از هبوط حضرت آدم(ع) تا ظهور حضرت حجت(عج) مرور می‌کند. تفاوت «فصل شیدایی» با سایر نمایش‌ها در این است که به جای تالار یا سالن، در فضای باز برگزار می‌شود. این نمایش با مروری بر تاریخ انسان از ابتدا تا کنون منظومه‌ای است که در آن از سوی گروه‌ها و در فرآیندهای تشکیلاتی، ابزارها و روش‌های مختلف هنری از جمله موسیقی، نور، دکور، نمایش و جلوه‌های ویژه، سناریویی را به شکلی واقعی و عینی بر مخاطبان حاضر عرضه می‌کند.
این نمایش با آفرینش حضرت آدم(ع) و هبوط او از بهشت به زمین آغاز می‌شود. در ادامه با استفاده از روایات و تصاویری چشم‌نواز، بهره‌گیری از جلوه‌های ویژه تماشایی و نمایش مقاطع تاریخی همچون ماجرای حضرت نوح، بعثت پیامبر گرامی اسلام(ص)، فتنه‌های صدر اسلام، برش‌هایی از زندگی ائمه معصومین(علیهم‌السلام) شامل سقیفه بنی‌ساعده، شهادت امیرمؤمنان(ع)، کوچه بنی‌هاشم، واقعه کربلا و حضور امام علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) در نیشابور، به دوران معاصر می‌رسیم؛ انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و سپس جنگ نرم و خطر نفوذ رسانه‌های شیطانی و اهریمنی همچون ماهواره به نمایش درمی‌آید. پایان نمایش نیز ظهور حضرت ولی‌عصر(عج) است.
آنچه در نمایش «فصل شیدایی» تجلی یافته است، پیوند شکل و ساختار باشکوه با محتوای غنی اسلامی است. این نمایش نشان می‌دهد که می‌توان با فاصله گرفتن از روایت‌های وارداتی و سبک و سیاق‌های غربی و چنگ زدن به فرهنگ درخشان اسلامی، تئاتر را باز هم احیا کرد. بدون تردید تنها چنین نمایش‌هایی هستند که می‌توانند خیل عظیم مردم را به تماشای خود بنشانند و موجب اعتلا و ارتقای فرهنگی جامعه شوند. بهترین تعبیر از سوی محمدحسین صفار هرندی درباره این نمایش بیان شد که از «فصل شیدایی» به عنوان برند نمایش ایرانی یاد کرد.
به همین دلیل، می‌توان پیشنهاد داد که نمایش‌هایی شبیه به «فصل شیدایی» علاوه بر ماه مبارک رمضان، در طول سال هم اجرا شود. حتی می‌توان چنین آثاری را در ابعاد کوچک‌تری در تالارهای نمایشی همچون تئاتر شهر نیز روی صحنه برد.


خبرها

فیلم توقیف شده روی اینترنت رفت!
فیلم «لکه» که یکی از بحث‌برانگیزترین فیلم‌های سال 92 بود و در زمان اکران در دانشگاه‌های کشور حواشی بسیاری داشت، به سامانه فروش اینترنتی پیوست. فیلم «لکه» به کارگردانی محمدباقر مفیدی‌کیا که از آثار برگزیده چهارمین دوره جشنواره فیلم عمار است، در قالبی دراماتیک به نقد رفتارهای برخی از سیاستمداران در جریان فتنه 88 می‌پردازد. نمایش این فیلم در برخی از دانشگاه‌ها ممنوع اعلام شد و حتی برخی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب، مطالب تندی را علیه این فیلم منتشر و آن را فیلمی علیه دولت توصیف کردند. در پی راه‌اندازی سامانه فروش رسمی لینک دانلود فیلم‌های ایرانWebeo.ir، فروش اینترنتی لینک دانلود فیلم لکه نیز آغاز شد.

ترانه هنرمندان فلسطینی برای تشکر از ملت ایران

هنرمندان فلسطینی در غزه با اجرای قطعه موسیقی «شکرا لایران» از حمایت‌های مادی و معنوی ایران از مردم و مقاومت فلسطین در برابر رژیم صهیونیستی تشکر کردند.
اجرای اثر «شکرا لایران» که از سوی یک گروه مردمی در غزه انجام شده را «محمد ابوعیطه» بر عهده داشته است. ابوعیطه در این باره گفت: ملت فلسطین هرگز حمایت‌های ملت و دولت جمهوری اسلامی از آرمان فلسطین را فراموش نمی‌کند. وی در توضیح نماهنگ «شکرا لایران» گفت: در این قطعه ضمن تشکر از کمک‌های مادی و معنوی مردم و حکومت ایران از مردم فلسطین و حمایت تسلیحاتی از مقاومت اسلامی، به برخی از نمونه‌های کمک‌های تسلیحاتی ایران همچون موشک فجر پنج و سجیل اشاره شده و بر وحدت امت اسلامی به‌مثابه تنها وسیله رهایی قدس تأکید می‌شود. ابوعیطه افزود: گروه تهیه‌کننده و مجری، این قطعه را به نمایندگی از مردم غزه تهیه کرده و به ملت ایران هدیه می‌کنند.

قطع همکاری صداوسیما با هنرمندان هنجارشکن

صداوسیما موظف شد با هنرمندانی که شئونات اخلاقی و رسانه‌ای را در شبکه‌های اجتماعی رعایت نمی‌کنند قطع همکاری کند. پایگاه اطلاع‌رسانی شورای نظارت بر سازمان صداوسیما در اطلاعیه‌ای درباره قطع همکاری با هنرمندان هنجارشکن آورده است: بر اساس مصوبه اخیر شورای نظارت بر سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با عنایت به حضور کارمندان و هنرمندان متعهد و پاک‌سیرت در رسانه ملی، متأسفانه تعداد قلیلی از هنرمندان با حضور هنجارشکنانه خود در این شبکه‌ها و با انتشار تصاویر نامناسبی از خود، شئونات اخلاقی و ضوابط سازمانی را رعایت نکرده‌اند و موجبات دلخوری خیل عظیم هنرمندان متعهد و اهالی فرهنگ و هنر را فراهم آورده‌اند، ازاین‌رو و بر اساس این مصوبه، سازمان صداوسیما موظف شد با هنرمندانی که در این شبکه‌ها خلاف شئونات حاضر شده‌اند، همکاری نکند.


گزیده مطالب

چگونه محبوب دیگران باشیم
اگر با خودمان صادق باشیم، باید اذعان کنیم که همه ما دوست داریم مورد محبت و علاقه اطرافیان باشیم. گاهی از افرادی می‌شنویم که می‌گویند: «برای من مهم نیست کسی دوستم بدارد یا نه» هر وقت از این قبیل حرف‌ها می‌شنوید به درست بودن آن شک کنید.
در یک همه‌پرسی از دانش‌آموزان دبیرستانی و دانشجویان یکی از دانشگاه‌های تهران این سؤال مطرح شده بود که: «بالاترین آرزویی که در زندگانی دارید، چیست؟» پاسخ قریب به اتفاق دانش‌آموزان و دانشجویان این بود که دوست دارند محبوب و دوست‌داشتنی باشند. این نیاز با همین قوت در افراد بزرگسال مشاهده می‌شود.
برای آنکه حداکثر محبوبیت را کسب کنید به هیچ شگردی متوسل نشوید، حتی اگر عمداً درصدد این باشید که توجه و محبت این و آن را به خود جلب کنید، نتیجه این می‌شود که هیچ‌گونه موفقیتی کسب نکنید، اما اگر جزو افراد نادری باشید که مردم این قضاوت را درباره او دارند که «او حتماً مهره مار دارد.» می‌توانید مطمئن باشید که در جاده محبوبیت حرکت می‌کنید. در آموزه‌های مقدس دینی به ما توصیه شده است تا آنجا که در توان‌تان است بکوشید با همه در صلح و آرامش زندگی کنید، دین از جوهر انسان‌ها، امکانات نامحدود و کمبودهای ایشان به خوبی آگاه است و از این رو تأکید می‌کند که افراد باید آنقدر عقل و خرد داشته باشند که چنانچه در بین جمعی محبوبیتی کسب نکردند، آزرده‌خاطر و رنجیده نشوند.
اما ما می‌توانیم با به‌کارگیری چند روش ساده، طبیعی و راحت و عملی در کسب محبوبیت، موفقیتی به دست آوریم. این روش‌ها را با پشتکار به‌کار ببندید، خواهید دید که چگونه مورد محبت اطرافیان قرار می‌گیرید.
ابتدا سعی کنید با اطرافیان خود برخوردی راحت و بی‌تشریفات داشته باشید. مردم با این‌گونه افراد دوست می‌شوند. شخص راحت فردی است که همه چیز را آسان می‌گیرد و رفتاری طبیعی دارد. برخورد او اغلب گرم، دلنشین و صمیمانه است. با او بودن مثل کلاهی کهنه را به سر داشتن یا کتی قدیمی را بر تن داشتن است. آدم خشک، جدی و غیر اجتماعی به ندرت با جمع می‌جوشد. همیشه از دیگران فاصله می‌گیرد. هیچ‌وقت نمی‌توانید حدس بزنید که چگونه می‌توان او را وارد گود کرد. یا واکنش او در مقابل رفتار شما چه خواهد بود. خیلی ساده شما در کنارش احساس راحتی نمی‌کنید.
تحقیقات انجام شده برای کسب محبوبیت بیانگر آن است که شخص برای محبوب بودن باید چهل‌وشش ویژگی اخلاقی خوب داشته باشد. البته ناامید نشوید. در میان این چهل‌وشش ویژگی تعدادی از آنها نقش مهمی در جلب محبت اطرافیان ایفا می‌کند. از جمله اینکه:
۱ـ بکوشید نام افراد را به خاطر بسپارید. بی‌دقتی در این امر نشانه بی‌توجهی شما به طرف مقابل است. نام هر کسی برایش خیلی مهم است.
۲ـ سعی کنید خونگرم و زودجوش باشید و بودن با شما تحمیلی به حساب نیاید.
۳ـ زود از کوره در نروید و مسائل را آسان بگیرید و خونسرد باشید.
۴ـ خودپسندی را کنار بگذارید، سعی نکنید فخر بفروشید و ادعای عالم‌تر بودن کنید، خودتان باشید، رفتاری طبیعی و عادی از خود نشان دهید.
۵ـ رفتار و برخوردی جاذب داشته باشید، به طوری که اطرافیان احساس کنند از هم‌نشینی با شما چیزی نصیب‌شان می‌شود.
۶ـ با هر کسی سوءتفاهمی داشتید یا دارید، صادقانه و صمیمانه برطرف کنید، سعی کنید رنج‌ها را از قلب‌تان بزدایید.
۷ـ دوست داشتن و مهر ورزیدن را تمرین کنید تا روزی که، این عمل برای شما به‌صورت عادی و طبیعی درآید.
۸ـ هرگز موقعیت‌هایی که لازم است در آنها به اطرافیان تبریک یا تسلیت بگویید را فراموش نکنید!
۹ـ سعی کنید همیشه با حمایت معنوی خود از اطرافیان به ایشان روحیه و قوت قلب ببخشید، به مردم روحیه امیدواری و دلگرمی بدهید.
اگر از جمله افرادی هستید که تاکنون نتوانسته‌اید ارتباط رضایت‌بخشی با اطرافیان برقرار کنید، این گمان نادرست را از خود دور بیندازید که هیچ‌وقت به این کار موفق نمی‌شوید. گرچه لازم است برای این دگرگونی قدم‌های جدی و قاطعی بردارید. چنانچه مایل به این کار باشید، می‌توانید خود را تغییر داده و به صورت شخصیتی دوست‌داشتنی، محبوب و مورد احترام در آورید.
آری یکی از عوامل مهم برای جلب محبت دیگران، بالابردن «عزت نفس» است که برای هر کسی مقدس است، از این رو با تشکر و سپاسگزاری و احترام نیاز طبیعی افراد را تأمین کنید.
اگر شما به هر کسی کمک کنید که خود را بهتر و قوی‌تر و خوب‌تر ببیند او را مدیون خود خواهید ساخت. سعی کنید تا آنجا که می‌توانید حرمت افراد را بالا ببرید. این کار را بکنید چون آنان را دوست دارید و توانایی‌های درون آنها را درک می‌کنید. اگر در این کار موفق شوید، هرگز در زندگی بدون دوست نخواهید ماند. همیشه کسانی را دارید که به شما بیندیشند. شخصیت مردم را بالا ببرید و صادقانه دوست‌شان داشته باشید، در حق آنها نیکی کنید، خواهید دید که چگونه حس حرمت و علاقه آنها را به خود جلب می‌کنید.
تهران- و . درویشی


روی خط

چرا ارشدیت تحصیلی اعمال نمی‌شود؟
...09012851/ خواهشمندم عکس‌هاي متنوع از حضرت آقا رو به اندازه يک صفحه از هفته‌نامه هر ماه چاپ کنيد تا استفاده کنيم.
...09013911/ می‌خواستم به گوش مسئولان برسانید که امکانات بچه‌هاي سپاه در شهرستان‌ها خیلی کم است.
...09336302/ درود به ملت بزرگ ایران! حضور پرشور مردم در روز قدس در گرمای سوزان نشان از پایبندی آنها به آرمان قدس و اسلام دارد. نیروهای خدوم آتش‌نشانی هم با پاشیدن آب بر سر مردم روزه‌دار، خدمت مهمی را در این روز کردند. عید فطر هم مبارک باد./سیدفضل‌الله محمدی(سید سقا) از تهران
...09121534/ انتظار مي‌رود، به مناسبت‌ها از خاطرات ايثارگران مطالبي آورده شود.
صبح صادق: این موضوع در صفحه یازده نشریه و در قالب قبیله آفتاب و علمداران پیگیری می‌شود.
...09126911/ لطفاً پيگير ارشديت تحصيلي در سپاه، باشيد. چون در ساير نيروهای مسلح اعمال مي‌شود.
...09131797/ چرا طلب ما بازنشستگان نيروهاي مسلح را نمي‌دهند. اگر سازمان از ما طلب داشت فوري کم مي‌کرد!
...09138870/ سلام من مي‌خوام پاسدار بشم. عشق پاسدار شدن و پاسداري از کشورم و رهبرم را دارم. مي‌خواستم من را راهنمايي کنيد./ مرتضي حاتم‌پور از چهارمحال و بختياري
صبح صادق: از نزدیک‌ترین مرکز سپاه و بسیج در شهر و منطقه خود جویا شوید.
...09139586/ خواهش مي‌کنيم نسبت به اعمال ارشديت تحصيلي در سپاه مانند سایر نیروهای مسلح اقدام شود.
...09141286/ افزايش 14 درصد حقوق با افزايش بيمه و ديگر كسورات از بين رفت. حتی حقوق دریافتی ما امسال کمتر هم شد.
...09144463/ خواهشمندم اطلاعاتي از آخرين وضعيت لايحه تسري مواد 79 و81 قانون‌ استخدامي ناجا در سپاه را بفرماييد و چرا ارشديت تحصيلي ذکرشده در ماده 79 از چهار ماه به دو ماه کاهش یافته است؟
...09144813/ سلام بنده از آذربايجان غربي مزاحم‌تان مي‌شوم. نمي‌دونم چرا اکثر پاسداران در دهه اول ماه حقوق‌شان تمام مي‌شود. بايد علاج کرد./ ح‌ـ سجادي
...09155048/ بابت بيمه فرزند و عروسم ۰۰۰/۱۵۰ تومان در ماه کسر مي‌شود. رفتم دفترچه‌ها را باطل کنم، گفتند تا يک‌سال امکان باطل شدن نيست. حالا باید چه کنم؟
...09165916/ از شما تشکر مي‌کنم بابت زحمات‌تون. لطف کنيد از خانواده شهيد ابراهيم هادي در صورت امکان، ديدار و گزارشی تهیه کنید./ مهدي از خوزستان
...09171336/ سلام، چرا بسيجيان جبهه‌رفته جزو ايثارگران نيستند؟!
صبح صادق: البته جزو ایثارگران هستند، اما مانند جانبازان خدمات دریافت نمی‌کنند. اگر مدارک اعزام دارید، می‌توانید کارت ایثار دریافت کنید.
...09173414/ امروز 18 تير ماه است و صبح صادق به دست بنده رسيده. روي خط رو خوندم. خواستم به همه همکاران عزيز بگيد: «آنقدر نگوييد مشکل داريد، به مشکلات‌تان بگوييد ما هم خدايي داريم.»/ با تشکر. بسيجي رضا کلانتر، تيپ 48 سپاه فتح ياسوج
...09174891/ لطفاً پيگيري کنيد ما کارکنان نيروي دريايي سپاه بندرعباس از مسئولان انتظار داريم به فکر منزلت و معيشت ما باشند.
...09183081/ کسورات درماني و مکمل آن در کل کشور مساوي است، اما خدمات در تهران کجا و ساير استان‌ها کجا. عدالت را برقرار کنید.
...09188363/ صبح هميشه صادق در قلب کارکنان سپاه جا دارد، تحليل‌های خوبی دارد. دست شما درد نکند.
...09196768/ سلام خسته نباشيد/ لطفاً نشریه‌تون رو به پايگاه‌ها هم برسونيد.
...09331966/ چرا در فروشگاه‌هاي اتکا برنج خارجي توزيع مي‌شود؟!
صبح صادق: البته این موضوع، هم پرسش و هم دغدغه ما، از مسئولان اتکاست.
...09356454/ سلام من پاسدار بازنشسته هستم. مدتي است سهمیه صبح صادق به دست ما نمی‌رسد. شما هم تحريم شدید؟!
صبح صادق: این موضوع را باید از کانون بازنشستگان رده خود پیگیری کنید.
...09366800/ رهبرم جانم به فدايت، فقط لب تر کن تا دشمنان را نابود کنيم./ سرباز بسيجي، مجتبي خرمي از جزيره ابوموسي


کتیبه سبز

موج بیداری
موج بیداری دین است که من می‌بینم
جان‌نثاران همه پوشیده کفن می‌بینم
دیده بگشا و ببین در همه جا پرتو حق
همه جانباز ره دین و وطن می‌بینم
ظلمت دهر ببین و ستم آل‌سعود
همه کفر نشسته به لجن می‌بینم
رزم و پیکار جوانان فلسطین و عراق
دست در دست جوانان یمن می‌بینم
من به بحرین و به لبنان و به جولان نگرم
ردّ خونین شقایق به دمن می‌بینم
قدس آیینه دل‌هاست برادر برخیز
که در این قبله جان، باغ عدن می‌بینم
این چه دینی است که در دست یهود افتاده
کودکان را همگی بی‌سر و تن می‌بینم
آنکه در سوریه بنیان رشادت بنهاد
همه از رهبر دل صاحب فن می‌بینم
بشکند گردن بت‌های زمین ابراهیم
تبر دست خلیل است که من می‌بینم
در دلم جشن طرب‌خیز و گل پیروزی
همه را سبزتر از باغ و چمن می‌بینم
روزی از مشرق کعبه بدرخشد مردی
که در او نور خدا، حُسن حَسن می‌بینم
محمدجواد شادمند/ از جهرم





شکارم کن

اگر دستم ز دست تو، رها گردد؟
اگر این رشته یک روزی، جدا گردد؟
اگر من گم شوم، در شهر خودخواهی؟
حیات و زندگانی، بی‌بها گردد
به جان مادرت زهرا(س)، بگو با من
بدون تو، کجا دردم دوا گردد؟
تو حاضر نیستی، ای مظهر خوبان
غلام تو به شیطان، مبتلا گردد
به تو پیوند خورده، روح و جان من
نمی‌زیبد، انیس ماسوا گردد
مرا از لطف، ای مولا شکارم کن
اسیرم کن همان، مشکل‌گشا گردد
اگر در آسمان آرزوها بال بگشایم
کسی که شد اسیرت، کی رها گردد
من و مایی نمی‌بینم «فرائی» من در این برهه
اگر «من» ذوب در چشمان ناز آشنا گردد
عبدالمجید فرائی


حسن ختام

آقای آب و آیینه بیا...
ای هستی را عاشق
ای همه هستی را عاشق
بیا و از خالق عشق برایم بگو
از معراجیان و در گوشم از لحظه‌لحظه‌های ملکوت بگو
از خط‌های بی‌انتها و از نقطه‌نقطه‌های بی‌شروع
بیا و مرا برای همیشه با نجواهای عاشقانه‌ات بمیران
تا دوباره حیات را تجربه کنم
تا ندیده‌ها را ببینم
کاش به‌جای لالایی شبانه مادران‌مان، صدای پر مهر تو را می‌شنیدیم
و به‌جای بازی‌های کودکانه
برایت مشق رزم را می‌آموختیم
کاش هر شب مادران‌مان سراپای‌مان را فدایت می‌کردند
شاید کمی از ادب آقای آب و آیینه را می‌آموختیم
و اکنون که زمان بزرگ‌مان کرده
و کوچه‌پس‌کوچه‌های شهرمان بازیکده‌مان شده
دیگر جایی را برای دلاوری در رکابت نداریم
نه توان‌مان هست، نه اراده می‌کنیم که باشیم
مرگ ما را از تو جدا خواهد کرد
بدون اینکه بفهمیم
تو بوده‌ای تو هستی
و مدام از تو دم می‌زنیم
مثل وقت‌هایی که
نمازمان را به جماعت می‌خوانیم
نمی‌دانیم که نماز، معراج مؤمن است
اگر خوب می‌دانستیم
عرش‌مان را به فرش نمی‌رساندیم...
با این همه باز این تویی که در نمازهایت
دعای‌مان می‌کنی
با نگاهی از بیم و امید
ای آقای خوبی‌ها بیا و قصه انتظار را پایان بده
بیا که منتظریم...