بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

صلابت ایرانی ضامن پیروزی در مذاکرات
این روزها نبض زمان در «وین» با تپش گفت‌وگوهای هسته‌ای ضربان می‌گیرد. گفت‌وگوهای سخت و فشرده بیست‌ودوماه گذشته به نقطه بسیار حساسی رسیده اما لجاجت طرف مقابل و ادامه افزون‌خواهی‌هایش چون غل و زنجیر به دست و پای مذاکرات افتاده و اجازه پیشرفت را از آن سلب کرده است تا آنجا که دکتر ظریف سکاندار دیپلماسی هسته‌ای ایران تصمیم گرفت با تدبیری این غل و زنجیر را بگسلاند و آن را از گردابی که استکبار مستکبرانه در آن گرفتارش کرده برهاند و آن را به نتیجه و توافق برساند و یا تقصیر شکست احتمالی آن را بر گردن طرف مقابل بیندازد. تدبیر هوشمندانه دکتر ظریف به شکل یک پیام ویدئویی به دنیا عرضه شد. دکتر ظریف با ذکر عبارات کوتاه گوناگون که بیانگر سنگ‌اندازی و خیره‌سری طرف مقابل و مؤید صداقت، صلح‌طلبی و رفتار خردمندانه ایران است. تکیه‌گاه و نقطه دلگرم‌کننده طرف مقابل یعنی تهدید نظامی و تشدید تحریم‌ها را هدف قرار داد و چنین پایه‌های آن را به لرزه درآورد: «احساس می‌کنم که طرف‌های مذاکراتی ما بالاخره درک کرده‌اند که فشار و تهدید نه‌تنها هیچگاه به راه‌حل‌های پایدار نمی‌انجامد، بلکه تنش‌ها و دشمنی‌ها را افزایش می‌دهد آنها شاهد بوده‌اند که تجاوز هشت ساله صدام و حامیانش به ایران نتوانست ملت ایران را که در برابر همه این کشورها به تنهایی ایستاده بود، به زانو درآورد. آنها متوجه شده‌اند که کورترین و ظالمانه‌ترین تحریم‌های اقتصادی علیه کشور من، آنها را به هیچ یک از اهداف اعلام‌شده‌شان نرسانده و در عوض باعث آسیب افراد بیگناه و خشم ملتی صلح‌طلب و باگذشت شده است. به همین دلیل آنها میز مذاکره را انتخاب کرده‌اند، ولی هنوز باید یک تصمیم حساس و تاریخی بگیرند: توافق یا تحمیل.» اگر طرف مقابل دقیق و هوشمندانه به این پیام توجه کند مشخصه‌های مسیر مذاکراتی ایران و مسیر پس از شکست احتمالی مذاکرات را در آن می‌بیند و بر اساس آنچه می‌بیند باید تصمیم بگیرد. مشخصه‌های اصلی مسیر مذاکراتی و مسیر پس از شکست احتمالی آن در این عبارت خلاصه شده است: «ایران همانگونه که از ابتدای انقلاب در برابر انواع توطئه‌ها،‌ جنگ و تحریم‌های دشمن ایستاد، با تمام قدرت در برابر ادامه آن تهدیدها و تحریم‌ها می‌ایستد و از استیفای حقوق هسته‌ای‌اش عقب نمی‌نشیند.» این پیام سرافرازانه برآمده از خاستگاه ناب و حقیقی انقلاب اسلامی را عراقچی عضو ارشد گروه مذاکره‌کننده ایرانی به زبان دیگری چنین بیان کرد: «ما در این مسیر (خطوط قرمز تعیین‌شده) خواهیم رفت. اگر به این چارچوب و توافق خوب مورد نظرمان برسیم،‌ توافق خواهیم کرد وگرنه بدون توافق برمی‌گردیم.»
از این سخنان دو مقام ایرانی برمی‌آید که آنها به پشتوانه مردم و نظام و درک دسیسه‌های گوناگون دشمن خطوط قرمز و اهمیت حفظ آن را به خوبی دریافته و مصمم به حفظ آن هستند.
به عبارت روشن‌تر طرف ایرانی اعلام کرده که در نقطه مماس با خطوط قرمزش ایستاده و حاضر نیست اندکی از آن جلوتر رود و این درحالی است که وضعیت طرف مقابل به گونه دیگری است؛ یعنی در حالی که در فضای نارنجی سیاست‌هایش قرار دارد وانمود می‌کند که در نقطه قرمز ایستاده و بیش از آنچه که ارائه کرده نمی‌تواند پیشنهادهای راهگشا و انعطاف‌های هموارساز عرضه کند. با توجه به تفاوت موقعیت حقیقی طرف ایرانی که در نقطه مماس با خطوط قرمزش قرار دارد و موقعیت حقیقی طرف مقابل که در فضای نارنجی توقف کرده و نیز موضع قاطعی که مسئولان مذاکره‌کننده ایرانی اعلام کردند به شکل قهری عقب‌نشینی طرف مقابل متصور است که با افزایش استحکام در مواضع طرف ایرانی قابل دسترسی است. اعلام پافشاری دکتر ظریف و عراقچی بر خطوط قرمز ایران و اینکه این نقطه، نقطه پایان مذاکرات است،‌ ملت ایران را به شکل منسجم در پشت سر آنان قرار داد و فضای نوسانی گذشته را به شکل حمایت پرشور یکپارچه از مذاکره‌کنندگان ایرانی تغییر داد و به سرمایه و قدرت دلگرم‌کننده برای مذاکره‌کنندگان تبدیل کرد. با حفظ محکم این موضع اسلامی، انقلابی و ملی، مذاکرات بر فرض اندکی طولانی شدن هم از دو حال خارج نیست یا در امتداد این موضع توافق حاصل می‌شود و یا مذاکرات به شکست می‌انجامد که در هر دو صورت مذاکره‌کنندگان ایرانی از معرکه مذاکرات سربلند بیرون می‌آیند و از خود رفتار دیپلماتیکی در تراز مردم و انقلاب اسلامی ایران در تاریخ دیپلماسی جهان بر جای می‌گذارند. برخی شواهد حاکی از آن است که شق سومی هم برای مذاکرات متصور است که در آن توافقاتی حاصل می‌شود اما مذاکرات به پایان قطعی نمی‌رسد؛ در صورت سوق یافتن مذاکرات به سوی شق سوم باز هم حفظ موضع مستحکم اعلام‌شده می‌تواند نظام را به پیروزی برساند و احتمال چنین پیروزی زیاد است. ان‌شاءالله بمدده و لطفه
علی رئوفی


سخنگوی ستاد کل نیروهای مسلح
تهدیدات نظامی آمریکا پاسخ‌های کوبنده به‌دنبال دارد

سردار جزایری، معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به این مسئله که ما هرگز به آمریکایی‌ها اعتماد نداریم و در ذائقه ملت ایران اقدام مقابله‌ای با آمریکا هرگز محو نمی‌شود، گفت: تهدیدات نظامی این روزهای آمریکا پاسخ‌های کوبنده به‌دنبال دارد و به‌طور پشیمان‌کننده، خودپسندی و بزرگ‌بینی مخصوص آمریکایی‌ها را درهم خواهد شکست.
به گزارش صبح صادق، سردار سرتیپ سیدمسعود جزایری با تبیین نسبت آمریکا با مقوله حقوق بشر و عملکرد دولت‌های ایالات متحده در این زمینه گفت: حافظه تاریخی ملل جهان، به‌ویژه ملت ایران سرشار از رویدادهای تلخی است که به دلیل بی‌صداقتی آمریکا و جنایاتی که مدعیان دروغین حقوق بشر در حق جامعه‌ بشری روا داشته‌اند، آرامش و آسودگی از وجدان بشریت گرفته شده است.
وی افزود: در سیاهه‌ اقدامات ضدبشری آمریکا، جنایات ضدایرانی آنها، از جمله حمله ناو جنگی وینسنس به هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی در ۱۲ تیرماه سال ۶۷ معنای بسیار ویژه‌ای داشته و حامل این پیام است که حاکمان کاخ سفید برای نیل به اهداف و مقاصد شیطانی خود، از هیچ جنایتی ـ حتی قربانی کردن زنان و کودکان بی‌گناه ـ فروگذار نمی‌کنند.
سردار جزایری با اشاره به مضحک بودن ژست حقوق بشری مقامات آمریکایی یادآور شد: تراژدی حقوق بشر آمریکایی، امروز به یک طنز جهانی تبدیل شده است و ملت‌ها ورای عملیات روانی و بزرگ‌نمایی رسانه‌های امپریالیستی، دریافته‌اند جنایت و وحشیگری، جزء ذات رژیم حاکم بر ایالات متحده بوده و در راهبردها و سیاست‌های کاخ سفید نهادینه شده است.
سخنگوی ستاد کل نیروهای مسلح گفت: بازخوانی و تأمل در جنایات آمریکا علیه ملت ایران و حمایت آنها از عاملان اقدامات تروریستی و ضدبشری، مانند ترور مقام معظم رهبری، فاجعه هفتم تیرماه، بمباران شیمیایی سردشت، شهادت ۱۷۰۰۰ تن از مردم و مسئولان کشور (از سوی منافقین مورد حمایت‌شان)، حمله موشکی ناو جنگی به هواپیمای مسافربری و ده‌ها جنایت دیگر، لکه‌های ننگی است که در کنار دیگر جنایات یانکی‌ها به‌خوبی، بی‌صداقتی مقامات آمریکایی در زمینه حقوق بشر را بیان می‌کند.
وی تصریح کرد: امروزه کمتر کسی به این حقیقت پی نبرده است که پشت پرده جنایاتی که در سطح منطقه و علیه ملت‌های مظلوم و بی‌دفاع فلسطین، عراق، سوریه، یمن، بحرین و دیگر کشورهای اسلامی روی می‌دهد، حاکمان دولت شرور و بی صداقت آمریکاست، اما در عین حال آنها در تلاش هستند با جریان‌سازی‌های رسانه‌ای هدفمند، این واقعیت انکارناپذیر و خباثت‌های بی‌پایان را مخدوش کنند و با آرایش و بزک، آن را به‌صورت وارونه و معکوس به افکار عمومی جهانیان القا کرده و خود را به مدافع حقوق بشر و پرچمدار مبارزه با تروریسم معرفی کنند.
معاون امور بسیج و فرهنگ دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح با بیان اینکه شعار امروز جنگ علیه تروریسم و دفاع از حقوق بشر، ابزاری ریاکارانه در دست ایالات متحده بوده و با پنهان شدن پشت آن در حال پیشبرد راهبردهای سلطه‌گرانه و دست‌اندازانه خود در اقصی‌نقاط جهان است، افزود: مبارزه با تروریسم یک راهبرد سیاسی ـ تبلیغاتی برای آمریکایی‌ها محسوب می‌شود و آنها در عمل با مواجهه دوگانه با مسئله تروریسم، اعتقاد خود به تروریسم بد و خوب را آشکار کرده‌اند که نمونه آن را می‌توان در مواضع آمریکا در قبال القاعده و داعش دریافت که صرف‌نظر از ماهیت رفتار ضدانسانی این گروه‌ها در عراق و سوریه، تنها منافع آمریکاست که رویکرد این کشور را به این خشونت‌ها تغییر می‌دهد و دو نوع تروریست را به جهان معرفی می‌کند.
سردار جزایری تصریح کرد: تاریخچه نقش آمریکا در ماجرای شکل‌گیری گروه‌های تروریستی در منطقه غرب آسیا، مانند القاعده و داعش و دیگر گروه‌های تکفیری و نیز حمایت از منافقین، این گزاره را تقویت می‌کند که آمریکا در ایجاد و تقویت گروه‌های تروریستی علیه جمهوری اسلامی ایران و دیگر ملت‌های مسلمان نقش ویژه‌ای دارد.
وی با تقبیح تلاش رسانه‌های آمریکایی برای بازنمایی معنادار تروریسم گفت: تروریست‌ها با هر نام و نشان در رویکرد آمریکایی‌ها مانند پیمان‌کارانی عمل می‌کنند که از نقاط مختلف جهان تا هنگامی که به راهبرد آمریکایی کمک می‌کنند، در برابر شعار مبارزه با تروریسم در امان هستند.
معاون ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به دشمنی دیرینه آمریکایی‌ها علیه ملت ایران و طنازی‌های اخیر دیپلماتیک آنها تأکید کرد: ملت ایران سیاهه‌ ده‌ها سال ظلم و جنایت آمریکایی‌ها را فراموش نکرده و تحت تأثیر محاسبه‌گری‌های خطرناک آنان قرار نخواهد گرفت.


یادداشت
دکتریدالله جوانی

تضمین عدالت با اقتدار قضایی
عدالت و برپایی آن در جامعه، از مطالبات اصلی و عمومی مردم است. مردم تشنه عدالت هستند و اساساً عدالت، شعار اصلی حکومت اسلامی به شمار می‌آید. به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، اگر شعار عدالت از جمهوری اسلامی گرفته شود، دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارد. عدالت در تمامی ادیان الهی و به‌ویژه در دین مبین اسلام، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. عدالت برای شعار دادن نیست، ‌بلکه شاخصی برای حرکت و رسیدن به قله‌های انسانیت است. اگر عدالت به‌مثابه شعار هم انتخاب می‌شود، دارای ارزش ذاتی بوده و هرگز نباید فراموش گردد، تا سرانجام در پرتو کار و تلاش و همت‌های بلند، روزی محقق شود.
قانون در هر جامعه‌ای نقشه راه است و از آینده یک ملت خبر می‌دهد. قانون در هر جامعه‌ای نشان می‌دهد که مردم قرار است بر کدام قله‌ها و با چه مختصاتی قرار گیرند. رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی منتهای پیاده‌سازی قوانین در جمهوری اسلامی را اینچنین توصیف می‌فرمایند: «مجموعه قوانین در نظام جمهوری اسلامی نباید به یک قله منتهی شود و آن عبارت است از عدالت؛ بالعدل قامت السماوات و الارض عدالت در بنیان عالم و آفرینش نقش اساسی دارد؛ یعنی سنت آفرینش، عدل است و هر نظام اجتماعی اگر به دنبال این سنت طبیعی و قانون الهی آفرینش حرکت کرد، ماندگار و موفق و کامیاب است.»
آری مسیر کامیابی، سعادت و خوشبختی ملت ایران، جز مسیر عدالت، نیست. عدالت آیینة تمام‌نمای تمامی شعارهای انقلاب اسلامی و آرمان‌ها و اهداف بلند ملت ایران در این انقلاب است. بنابراین عدالت و پیاده‌سازی آن در تمامی حوزه‌ها و ساحت‌های زندگی فردی و اجتماعی، باید مورد توجه جدی قرار گیرد. حکومت متولی عدالت در ساحت اجتماعی است و در نظام سیاسی ایران، تضمین این مهم با قوه ‌قضائیه است. رهبر معظم انقلاب اسلامی که طی ۲۶ سال گذشته به صورت مستمر و جدی بر پیاده‌سازی عدالت تأکید داشته‌اند، مرجع تضمین‌کننده عدالت در جامعه را این‌گونه معرفی می‌کنند: «چه مرجعی باید این عدالت را تضمین کند؟ قوه قضائیه. چه مراکزی باید آن را اجرا کنند؟ همه دستگاه‌ها. در عین حال اگر دستگاه‌ها در اجرای عدالت تخلف کردند، آن ترازوی دقیقی که می‌تواند این تخلف را بدون اغماض تشخیص دهد و بعد آن دست‌وپنجه قدرتمندی که می‌تواند متخلف را به‌ سزای تخلفش برساند، کیست؟ قوه قضائیه.»
در این کلام کوتاه مستند به قانون اساسی، تکلیف روشن است. در اصل ۱۵۶ قانون اساسی آمده است: «قوه قضائیه قوه‌ای است مستقل که پشتیبان حقوق فردی و اجتمای و مسئول تحقق بخشیدن به عدالت و عهده‌دار وظایفی است.» احیای حقوق عامه و گسترش عدل و آزادی‌های مشروع و نظارت بر حسن اجرای قوانین از جمله وظایفی است که در ذیل اصل ۱۵۶ برای قوه قضائیه برشمرده شده است. بنابراین متولی اصلی عدالت در نظام جمهوری اسلامی که از شعارهای اصلی حکومت اسلامی است و مردم برای اقامه آن انقلاب کردند، قوه قضائیه است.
تضمین عدالت با اقتدار قضایی
ادامه از صفحه اول
قوه قضائیه برای اینکه بتواند عدالت را در جامعه تضمین کند، باید قدرتمند باشد. اگر طی ۳۶ سال گذشته دستگاه قضا به‌شایستگی نتوانسته در کشور تحقق عدالت را تضمین کند، یکی از دلایل اصلی‌ آن، ضعف این دستگاه و برخوردار نبودن از آن اقتدار بایسته است. در هفته گذشته و به مناسبت هفته قوه قضاییه، رئیس و مسئولان این قوه با مقام معظم رهبری دیدار کردند و معظم‌له در این دیدار، سخنان مهمی را درباره دستگاه قضا ایراد نمودند. یکی از محورهای مهم بیانات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در این دیدار، ضرورت اقتدارطلبی در قوه قضائیه در حکم ضامن حفظ استقلال این قوه و پشتیبان اجرای وظایف دستگاه قضا بود.
معظم‌له در این‌باره فرمودند: «اقتدارطلبی قوه قضائیه، قدرت‌طلبی متعارف سیاسی و جناحی نیست، بلکه به معنای قاطعیت و ایستادگی بر سر حرف حق است.»
آری دفاع از عدالت، دفاع از حق، مقابله با فساد و مفسدان، ساکت کردن قلدران زیاده‌خواه، کوتاه کردن دست متعرضان به بیت‌المال،‌ برخورد با دانه‌درشت‌ها، اعمال قانون درباره آقا‌زاده‌های خاصه‌خوار و در نهایت، مجازات متخلف برخوردار از موقعیت قدرت و ثروت، اقتدار نیاز دارد. قوه قضائیه ضعیف نمی‌تواند این کارهای بزرگ و سنگین را انجام دهد. براساس این منطق،‌ همه کسانی که خواهان اجرای عدالت در کشور هستند، ‌باید به مقتدر شدن دستگاه قضا، کمک کنند و آن را تقویت نمایند. بدیهی است که ضعیف شدن دستگاه قضا، ‌آرزوی متخلفان،‌ مفسدان و غارت‌کنندگان بیت‌المال است. بررسی‌ها نشان می‌دهد طی ۲۶ سال گذشته، قدرتمند کردن دستگاه قضا برای اجرای عدالت،‌ یکی از توصیه‌های همیشگی مقام معظم رهبری به مسئولان قوه قضائیه بوده است.
معظم‌له در سال ۱۳۸۰ در دیدار با مسئولان دستگاه قضا در همین باره می‌فرمایند: «وظیفه اساسی دستگاه قضایی چیست؟ عبارت است از دفاع شجاعانه و قدرتمندانه از عدالت. روح کار، ‌این است. اجرای قوانین،‌ وظیفه همه است؛ اما تخلف از قوانین،‌ جرمی است که دستگاه قضا به آن رسیدگی می‌کند.»
در قانون اساسی سازوکارهای اقتدار قضایی پیش‌بینی شده و هر نوع ضعف قانونی احتمالی را می‌توان از طریق وضع قوانین جدید یا اصلاح قوانین موجود مرتفع کرد. مسئولان قضایی باید توصیه‌های رهبر حکیم انقلاب اسلامی مبنی بر اقتدار قضایی را جدی گرفته و دستگاه قضا را به موقعیت متناسب با وظایف و فلسفه وجودی‌اش که همانا تضمین عدالت است، برسانند. اگر اینچنین نکنند، وضعیتی پیش می‌آید که رهبر معظم انقلاب اسلامی در همان دیدار سال ۱۳۸۰ آن را، ‌اینگونه گوشزد فرمودند: «بنابراین اگر قوه قضائیه حضور نداشته باشد،‌ یا قدرت نداشته باشد، یا شجاعت نداشته باشد،‌ یا امکان کار نداشته باشد، یا خدای‌ناکرده دچار ضعف‌های داخلی باشد، مطلقاً در جامعه، عدالت تضمین ندارد. اهمیت قوه قضائیه از اینجا ناشی می‌شود. پس دفاع شجاعانه و قدرتمندانه از عدالت در جامعه، وظیفه قوه قضائیه است.»
بررسی‌ها نشان می‌دهد طی سال‌های اخیر، ‌دستگاه قضا در مسیر اقتدارطلبی به حرکت درآمده و مسئولان این دستگاه، مصمم هستند ضعف‌های آن را برطرف سازند. برخورد با دانه‌درشت‌ها و آقازاده‌ها با وجود فشارهای سنگین بر دستگاه قضا نشانه این حرکت است. حرکت در مسیر اقتدارطلبی دستگاه قضا برای اجرای عدالت را باید به فال نیک گرفت و باید مسئولان امر در این دستگاه سرنوشت‌ساز را، در این‌باره یاری رساند.


 

صفحه 2
سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار شاعران و اهالی فرهنگ و ادب
شعر انقلاب باید در خدمت عدالت، وحدت و پیشرفت همه‌جانبه کشور باشد
در شب ولادت کریم اهل‌بیت حضرت امام حسن مجتبی(ع)، جمعی از اهالی فرهنگ، استادان شعر و ادب فارسی، شاعران جوان و پیشکسوت کشور و تعدادی از شاعران از کشورهای هند، پاکستان، افغانستان، تاجیکستان و آذربایجان، با حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در این دیدار با تبریک ولادت با سعادت امام حسن مجتبی(ع)، اثرگذاری کم‌نظیر شعر را زمینه‌ساز ایجاد مسئولیت‌های سنگین برای شاعر خواندند و با تأکید بر ضرورت دفاع صریح شعر شرافتمندانه از جبهه حق در مقابل جبهه باطل و دستگاه‌های تبلیغاتی آن در دنیا، خاطرنشان کردند: شعر انقلاب، شعری است که در همین جهت و در خدمت اهداف انقلاب، یعنی عدالت، انسانیت، وحدت، رفعت ملی، پیشرفت همه‌جانبه کشور و انسان‌سازی باشد.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به امکان استفاده دوسویه از ابزار مؤثر شعر در جهت «هدایت مخاطب» یا در مسیر «ساقط کردن او به سمت کج‌راهه»، افزودند: امروز با گسترش ابزارهای رسانه‌ای جدید، برخی دست‌ها درصدد هستند که با انحراف شعرِ جوانان از فضای لطیف و با احساس حماسی و انقلابی، شعر را در خدمت فرهنگ لجام‌گسیخته و به دور از هنجارهای انسانی و تحت‌تأثیر غرایز جنسی، نفع‌طلبی شخصی و ستایش ظلم قرار دهند.
معظم‌له با تمجید از ایستادگی برخی شاعران جوان در برابر این فضای مسموم، تأکید کردند: این ایستادگی نشانه همان مسئولیت‌شناسی است و امروز هر شعری که بر ضد ظلم و در راستای اهداف امت اسلامی، از جمله درباره یمن، بحرین، لبنان، غزه، فلسطین و سوریه گفته شود، مصداق شعر حکمت‌آمیز است.

بی‌معنا بودن بی‌طرفی شاعر در دعوای حق و باطل
ایشان در همین زمینه، دعوت به «بی‌طرفی شاعر در دعوای حق و باطل» را بی‌معنا خواندند و تأکید کردند: اگر شاعر و هنرمند نسبت به جنگ حق و باطل بی‌طرف باشد، در عمل، استعداد و نعمت خدادادی خود را ضایع کرده و چنانچه در خدمت جبهه باطل قرار بگیرد، کار او خیانت و جنایت است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به سالروز بمباران شیمیایی سردشت، مظلومیت‌های فراوان ملت ایران را نمونه‌هایی مهم و تکان‌دهنده برای انعکاس به جهان با زبان شعر برشمردند و گفتند: رسانه‌های دنیا که تحت سلطه آمریکا، انگلیس و صهیونیست‌ها هستند و گاهی برای جان یک حیوان جنجال تبلیغاتی به‌راه‌می‌اندازند، در مقابل این جنایات و نظایر آن، مانند بمباران این روزهای یمن و تهاجم سال‌های گذشته علیه غزه و لبنان سکوت وقیحانه می‌کنند.
رهبر معظم انقلاب خطاب به شاعران این سؤال را مطرح کردند: یک انسان با شرف در مقابل چنین جبهه‌گیری و خباثتی چه باید بکند؟
واکنش سریع شاعران جوان
به حوادث و تحولات
ایشان، واکنش سریع شاعران جوان به حوادث و تحولات را اتفاقی بسیار خوب و با ارزش دانستند و گفتند: امیدواریم شعر انقلاب که در واقع در خدمت اهداف و آرمان‌های انقلاب، یعنی عدالت، انسانیت، وحدت، رفعت ملی، پیشرفت همه‌جانبه کشور و انسان‌سازی است روزبه‌روز رتبه و رفعت بیشتری پیدا کند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اظهار رضایت از پیشرفت‌های آشکار شعر کشور در دوره پس از انقلاب اسلامی، ظرفیت شعر ایران را با توجه به سابقه درخشان و نقاط برجسته تاریخی آن فراتر از وضعیت کنونی خواندند و افزودند: دستگاه‌های مسئول از جمله دستگاه‌های دولتی، حوزه هنری و صداوسیما باید در این زمینه به وظایف خود عمل کنند.
رهبر معظم انقلاب در ابتدای سخنان خود همگان را به بهره‌گیری از برکات رمضان و زدودن آلودگی از دل‌ها با تضرع به درگاه حضرت حق و تعمق در ادعیه وارده ماه مبارک رمضان فراخواندند.


حاشیه‌های شاعرانه از یک دیدار
متن زیر حاشیه‌نگاری آقای مهدی قزلی از مراسم شب شعر رهبر معظم انقلاب است که بخش‌هایی از این حاشیه‌نگاری که در زمان پیش از آغاز مراسم شب شعر است، در ادامه آمده است.
وقتی وارد محوطه حیاط بیت شدم، فضا آرام بود و چند نفری نشسته بودند روی زیلوهای پهن‌شده در حیاط. هوا دم داشت، معلوم بود قبل از آمدن شعرا زمین را آب زده‌اند. همه داشتند خوش‌و‌بش می‌کردند. بعضی نشسته بودند در صف دوم و سوم نماز، لابد به هوای نزدیک‌تر بودن به آقا. غافل از اینکه موقع آمدن ایشان تغییر و تحولات زیادی رخ می‌دهد.
بین آنها که عقب نشسته بودند سیدسکندر حسینی را شناختم. شاعر اهل بلخ که در محفل شعر فجر کابل هم در سال گذشته شعر خوانده بود و در افغانستان یک انجمن شعر راه انداخته بود به اسم مولانا. نشستم و سلام و علیکی کردم. پرسیدم از غیر ایرانی‌هایی که او می‌شناسد، گفت سیداحمد شهریار از پاکستان هست که در فارسی و اردو شعر دارد. از شعری که می‌خواست بخواند پرسیدم، یک شعر بلند نشانم داد که روی بعضی ابیاتش خط زده بود. گفت: اگر فرصت بشود و خندید.
محسن مؤمنی را دیدم با همان لبخند همیشگی و تسبیح فیروزه‌ای رنگی که در دست می‌چرخاند. شعرا که می‌آمدند خوشامد می‌گفت.
شعرا یکی‌یکی و دوتا دوتا می‌آمدند. خانم‌ها در صف‌های عقبی که به باغچه کشیده شده بود، نشسته بودند. آقای دست‌پیش روی صندلی نشسته و آرام بود. یک شاعر هندی و یک شاعر پاکستانی آن‌طرف‌تر روی صندلی نشسته بودند، مؤدب هم کنارشان. اسماعیل امینی مثل همیشه آرام و نجیب نشسته بود کنار درختی به تکیه. جواد محقق با سعیدی‌راد صحبت می‌کرد.
... شاید نیم‌ساعتی مانده بود به اذان که آقا آمدند. جمع بلند شدند و صلوات فرستادند. آقا جلو آمدند به هر که می‌شد در آن شلوغی نظر کردند، نگاه کردند و سر تکان دادند به سلام.
وقتی نشستند تازه معلوم شد صف‌ها چقدر به‌هم ریخته. ازدحام شد به دیدن ایشان. از یک طرف می‌آمدند و از یک طرف می‌رفتند. سلام و خوش‌وبش.
قزوه به رسم مهمان‌نوازی، شعرای خارجی را جلو آورد برای معرفی. احمد شهریار رفیق سکندر را جلو هل داد و گفت: اگر قرار باشد پاکستان اقبال دومی به خودش ببیند، همین است. آقا لبخند زدند و گفتند: جدی فارسی هم شعر دارید شما. شهریار به زبان آمد که بله شعر فارسی هم می‌گویم.
بعد پیرمرد هندی را راهنمایی کردند که اسمش دهر مندرنات بود. قزوه تندتند توضیح می‌داد که پدر و مادر مندرنات از مبارزین علیه استعمار بودند و از یاران گاندی. پدر مندرنات هم علاوه بر اینکه شاعر بوده در دولت جواهر لعل نهرو وزیر بوده. سه کتاب هم برای پیامبر(ع)، امام علی(ع) و امام حسین(ع) از شعر شعرای هندو جمع کرده. قزوه حرفش را تمام کرد که ایشان مسلمان نیست، هندوست. آقا صورت مندرنات را بوسیدند.
بعد دکتر محمد اکرم آمد که آقا حسابی تحویلش گرفتند و بوسیدندش. انگار آقا او را می‌شناختند.
بعد از او شاعری عرب جلو آمد که نفهمیدم کجایی بود، شاید یمنی. از بین صحبت‌ها، «کیف حالکم» آقا را متوجه شدم و بعد «نصرکم الله علی اعدائکم».
همین موقع‌ها سبزواری آمد. به اقتضای پیشکسوتی و احوالش شعرا راه باز کردند تا او جلو برود. آقا خوشحال شدند و برای بوسیدنش گردن کشیدند. در حالت عادی هم صدای سبزواری سخت شنیده می‌شود، چه رسد به شرایط ازدحام. بعد از احوالپرسی از حلقه ازدحام بیرون آمد. همان پسر سیاه‌پوشی که از اوضاع شاکی بود جلو آمد. صورتش عرق کرده بود. آقا دست کشیدند به صورت پسر، پسر همان دست آقا را بوسید. لبخندش از محیط ریش پروفسوری آنکادرش بیرون زده بود و ردیف دندان‌های سفیدش معلوم بود. آنقدر حواسش پرت شد که یادش رفت کتابش را بدهد آقا.
شاعری از ترکیه جلو آمد، با لهجه استانبولی چیزهایی گفت. قزوه هم توضیح اجمالی داد که از شاعران مقاومت است در ترکیه.
شاعر مسنی کپی شناسنامه و کپی سند ملکی‌ای را آورده بود از آقا دستوری اداری بگیرد. یکی دو نفر پیرمرد را بلند کردند و حالی‌اش کردند اینجا جایش نیست.
... صدای اذان که بلند شد، محافظ‌ها جدی‌تر شدند و شاعرها پراکنده‌تر. صف نماز شکل گرفت و سجاده سفیدی پهن شد برای آقا. آقا که از جمع رو برگرداندند سمت قبله، دیگر شعرا به فکر جاگیری در صف‌های نماز بودند...
نمازشان که تمام شد و بلند شدند، عباس احمدی صدای‌شان کرد و کتابی سمت‌شان گرفت. آقا کتاب را نگاه کردند و با دقت خواندند: مخزن الا...شرار. تا نمک ترکیب نام کتاب به آقا مزه داد، خنده‌شان گرفت. ازآن خنده‌ها که کمی غیرارادی است و لابد دلچسب‌تر. کتاب را پشت و رو کردند و باز گفتند: مخزن الاشرار! این‌بار به لبخند....


یادداشت
مهدی سعیدی

عدالت؛ همچنان محتاج مکتب علي(ع)
در ميان مفاهيمي چون آزادي، امنيت، حقوق‌بشر، عدالت و... شايد هيچ‌کدام جامعيت و فراگيري عدالت را نداشته باشد. هيچ انساني نيست که زبان بر وصف عدالت نگشاده باشد و خواهان تحقق آن نباشد. عدالت آنچنان مقدس است که حتي ظالمان و زورگويان و زياده‌خواهان نيز براي توجيه جنايات و تجاوزات خود، بر آن نام عدالت و مساوات نهاده‌اندو رفتار خود را مطابق با موازين عدالتخواهانه دانسته‌‌اند. به واقع هيچ‌کس را ياراي آن نيست که خود را دشمن عدالت بداند و بر آن افتخار کند!
در اين ميان، مکاتب و انديشه‌هاي بسياري در طول تاريخ پرچم عدالت‌خواهي را برافراشته و شعار عدالت‌ورزي سر داده‌اند و جمعي را به خود مشغول کرده‌اند؛ اما همان‌ها در مسير آنچه عدالت مي‌خواندند، از مسير عدالت خارج شده و چه بسيار جنايت‌ها که نکردند و چه بسيار حقوقي که پايمال نکردند! بزرگ‌ترين نظام‌هاي سياسي مدعي تحقق عدالت و به قدرت رساندن طبقات مستضعف در دو قرن اخير، نظام‌هاي کمونيستي بلوک شرق بودند که آمار سرکوب‌ها و جنايات آن در تاريخ، به سياهي ثبت شده است. نظام توتاليتر و مستبدي که مخالفان را سرکوب و انسانيت را خوار کردند تا به‌گمان خود، آنچه را که تسلط طبقات پرولتاريا مي‌خواندند، محقق کنند.
عدالت در مکتب ليبراليسم نيز چندان محلي از اعراب ندارد، هرچند متفکراني چون جان رالز تلاش کردند، خلأ تئوريک غرب در اين زمينه را جبران کنند؛ اما همچنان کاپيتاليسم براساس به رسميت شناختن نابرابري توزيع ثروت و فاصله طبقاتي تعريف مي‌شود.
در اين بين، تفکر اصيل اسلام ناب محمدي(ص) را که در مکتب تشيع و به‌طور خاص کلام اميرالمؤمنين(ع) تجلي يافته است، بايد سردمدار عدالت در طول تاريخ دانست. کافي است بر زندگي و سيره علي(ع) نگاهی بيندازيم تا مشخص شود که چگونه عدالت در اوج کمال خود در رفتار فردي و اجتماعي يک حاکم تجلي يافته و چگونه در حد ممکن در يک نظام حکومتي بشري نهادينه شده است.
توجه به مجموعه گهربار کلام علوي که گزينشي از آن، نام نهج‌البلاغه برخود گرفته است، خود فصلي ديگر است که اين مجموعه گرانسنگ را به مانيفست عدالتخواهي بدل کرده است. گزاره‌هاي نابي که دکترين‌هايي براي تحقق همه‌جانبه عدالت در زندگي بشري پيش روي صاحبان خرد و مجاهدان راه عدالت در طول تاريخ قرار داده است.
دست‌پرورده‌هاي مکتب علوي در طول تاريخ نيز هر يک پرچمدار عدالت بوده‌اند. از ابوذر و مالک و سلمان گرفته تا حضرت روح‌الله(ره)، جملگي به واسطه تلمذ در اين مدرسه افتخار کرده و خود را وجودي ناچيز در ذيل سايه اميرمؤمنان(ع) ديده‌اند به جرئت مي‌توان گفت، آزادمردي نيست که وامدار مکتب علي(ع) نباشد و مستقيم يا غيرمستقيم از آبشخور فکري ايشان بهره‌مند نشده باشد.
بی‌شک، مفهوم عدالت به معناي حقيقي کلمه در منظومه فکري اميرالمؤمنين(ع) تعريف شده و جايگاه خود را در ميان ديگر مفاهيم مي‌يابد و از گزند افراط و تفريط مصون مي‌ماند. در اين مدرسه، ابعاد و شاخصه‌هاي اين گوهر گرانقدر بسط يافته و مقدمات و فرآيند آن به درستي شرح داده شده و از خطر تقليل‌گرايي و تمامت‌خواهي نجات يافته است.
اما متأسفانه، اين تفکر و انديشه تا تبديل شدن به گفتماني فراگير براي نجات بشريت فاصله دارد. واقعيت آن است که کتاب قطور تاريخ بيش از آنکه داستان عدالت باشد، داستان جنايت و ظلم و بي‌عدالتي است. چه در عصر جاهليت اولي و چه دنياي به ظاهر مدرن امروز که به حق بايد آن را جاهليت ثاني خواند.
امروز نه‌تنها بشريت، حتي مفهوم عدالت نيز محتاج مکتب علي(ع) است. ظلم و جوري که سراسر جهان، به‌ویژه منطقه خاورميانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] را فراگرفته است، ضرورت بازگشت به نهج‌البلاغه را بيش از پيش اولويت بخشيده است. امروز در جهاني زندگي مي‌کنيم که زياده‌خواهي و تبعيض و بي‌عدالتي در ساختار نظام بين‌الملل آن نهادينه شده است. زياده‌خواهاني، زياده‌خواهي خود را قانوني کرده و سازمان‌هاي بين‌المللي به نگهبانان اين حقوق ظالمانه بدل شده‌اند و روز و ساعتي نيست که به نام سازمان ملل و حقوق بشر جنايت نشود!
از این رو، داستان عدالت، داستان کهنه‌شده‌اي نيست که خريداري نداشته باشد؛ بلکه برعکس، هنوز عدالت مهم‌ترين گمشده بشر است که اکثريت توده‌هاي مستضعف عالم طالب آنند تا از جور اقليت مستبد، رهايي يابند به‌راستی، در همين فضاي گفتماني است که حرف‌هاي ناشنيده مکتب اميرالمؤمنين(ع) شنيدني خواهد بود و در دل‌هاي نااميد مستضعفان عالم، روح حيات و نجات را خواهد دميد.


نكته و نظر

سرمایه‌های انسانی سازمان را فراری ندهیم!
نکته: گفته می‌شود چشم‌ پزشکی جهان سومی که جزو بهترین چشم پزشکان جهان بود، مقیم یک کشور پیشرفته غربی شده بود و هر از گاه برحسب وظیفه ملی‌اش، به کشور زادگاهش برمی‌گشت و به مداوای بیماران هموطن خود مشغول می‌شد. در یکی از این سفرها هنگام بازگشت به کشور غربی محل اقامت خود، پلیس فرودگاه کشورش به نیم‌کیلو طلای همراه همسر ایشان اعتراض کرد. جناب چشم‌پزشک از پلیس علت آن را جویا شد و پلیس جوان گفت: خروج این حجم طلا چون ارز و سرمایه ملی است، ممنوع است و شما نمی‌توانید آن را خارج کنید. گفت‌وگوی چشم پزشک با پلیس به جایی نرسید و پلیس جوان با تحکم و عصبانیت با چشم پزشک برخورد کرد. در این هنگام آقای چشم‌پزشک، نیم‌کیلو طلای همراه همسرش را پیش پلیس جوان کشورش انداخت و با تأسف گفت: ارز و سرمایه ملی که می‌گویی منم که دارم خارج می‌شوم و دیگر هم به کشور باز نخواهم گشت...؟!
نظر: گاهی برخی ندانم‌کاری‌ها، تنگ‌نظری‌ها، حسادت‌ها و بی‌‌تدبیری‌های مدیریتی و... سبب می‌شود که برخی نیروهای انسانی پخته و باتجربه و کارآمد و متخصص که ارز و سرمایه‌ یک کشور، سازمان و اداره هستند، عطای خدمت را به لقای آن در آن کشور و سازمان و اداره ببخشند! و از آن سازمان و... خارج شوند. نکته خسارت‌باری که جایگزینی نیز برای آن نمی‌توان یافت. سرمایه‌های انسانی سازمان را با بی‌تدبیری از دست ندهیم!


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

گزارشی از رصد فعالیت‌های فرهنگی ایران از سوی عربستان
اسنادی که ارتش سایبری یمن 22 می ‌(1 خرداد) در اختیار پایگاه خبری ویکی‌لیکس قرار داده است، شامل پیام‌ها، نامه‌ها و گزارش‌های محرمانه سفارتخانه‌های عربستان سعودی در سراسر دنیا، وزارت خارجه کشور و اطلاعات این کشور است.
بخشی از این اسناد که به ایران نیز ارتباط پیدا می‌کند، نشان از حجم وسیعی از تحرکات عربستان برای مقابله با جمهوری اسلامی ایران در سراسر دنیا و نه فقط در منطقه دارد؛ چه دخالت در امور خارجی و توطئه برای کاهش نفوذ ایران و چه تلاش برای برهم زدن امنیت داخلی ایران؛ این سندها به‌خودی‌خود گواه این است که مقامات سعودی تمام راه‌های ممکن را برای ضربه زدن به ایران طی می‌کنند.
سعودی‌ها تلاش می‌کنند، از تمام تحرکات ایران در چهارگوشه زمین مطلع شوند. سفارتخانه‌های عربستان در صورت اطلاع، هرگونه فعالیت دیپلماتیک، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی ایران در کشورها را به ریاض گزارش می‌دهند و در کنار آن، پیشنهادهایی برای چگونگی مقابله با ایران بیان می‌کنند.
تلاش برای جلوگیری از نفوذ ایران در یمن، مصر، آرژانتین، تایلند، جیبوتی، تا پاکستان، مالزی و مکزیک و سپس تا میانمار، تاتارستان، بورکینافاسو و... نشان از سطح وسیع هجمه عربستان برای ضربه زدن به ایران در هر نقطه‌ای از جهان دارد.
عنصر نفوذ بهانه اصلی و بخش بزرگی از نگرانی‌های عربستان در قبال ایران است و هر نقطه‌ای که ایران بخواهد اندکی فعالیت فرهنگی داشته باشد، سعودی‌ها خود را به دخالت و کارشکنی ملزم می‌دانند.
در ادامه مشاهده خواهیم کرد که حتی عربستان سعودی از گفت‌وگو میان مردم ایران و مالزی نگران است.
نگرانی از نفوذ ایران در جیبوتی: در این سند که نامه سفارت عربستان در جیبوتی به مقامات عربستان است، به تلاش‌های ایران برای نفوذ در جیبوتی و سرمایه‌گذاری در این کشور اشاره می‌شود. طبق این نامه، دولت جیبوتی قصد برقراری روابط راهبردی با ایران را ندارد، بلکه صرفاً می‌خواهد از امکانات ایران استفاده کرده و در مقابل چیزی ندهد. در این نامه به مقامات سعودی پیشنهاد شده تا هرچه سریع‌تر نسبت به سرمایه‌گذاری اقتصادی، سیاسی و فرهنگی در جیبوتی اقدام کنند تا از نفوذ بیشتر ایران جلوگیری شود.
مردم مالزی به مردم ایران نزدیک نشوند: طبق این سند، سفارت عربستان در مالزی در نامه‌ای به وزارت خارجه عربستان، از گسترش نفوذ ایران در مالزی ابراز نگرانی کرده و پیشنهاد داده است تا مقامات ریاض اقداماتی را در این رابطه انجام دهند. در این نامه آمده است، وزیر امور اسلامی مالزی در دیدار با نمایندگان وزارت حج عربستان درباره تمامی موضوعات منطقه گفت‌وگو کرد و وزیر امور اسلامی مالزی با بیان اینکه نسبت به نفوذ ایران آگاهی داریم، گفت: دولت مالزی اعزام دانشجو به ایران را متوقف کرده و به جای تهران آنها را به دانشگاه الازهر مصر اعزام کرده است. طبق این نامه، دولت مالزی حساسیت بالایی به فعالیت ایران در کشورشان دارد و به حجاج مالزیایی گفته شده است، در مراسم حج محل به سکونت ایرانی‌ها نزدیک نشوند.
نگرانی از ساخت مسجد به دست ایران در مکزیک: سفارت عربستان در مکزیکوسیتی، به‌منظور ابراز نگرانی از فعالیت‌های فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مکزیک نامه‌ای به دبیرکل شورای عالی امور اسلامی عربستان می‌نویسد. در این نامه آمده است، ایران سعی دارد با کشورهای آمریکای جنوبی رابطه برقرار کند و در آخر پیشنهاد شده است، عربستان هرچه سریع‌تر یک مرکز اسلامی و مسجد در پایتخت مکزیک برای اقلیت مسلمان احداث کند؛ زیرا ترس از این می‌رود که ایران زودتر به ساخت مسجد و مرکز اسلامی اقدام بکند.
استقبال ریاض و شاه عربستان از نشر تفکرات تکفیری علیه ایران: در جریان مصاحبه یک مفتی وهابی با مجله الاهرام مصر و حملات بی‌سابقه به ایران و کافر خواندن ایرانیان، سفارت عربستان در مصر این واقعه را گزارش می‌کند و مفاد این مصاحبه را به سعود الفیصل می‌فرستد و وی نیز رونوشتی از آن را به «ملک عبدالله» پادشاه وقت عربستان ارسال می‌کند. دکتر عبدالله النفیسی، مفتی کویتی در مصاحبه با مجله الاهرام مصر، ایران را خطرناک‌تر از اسرائیل[رژیم صهیونیستی] دانسته و ایرانیان را نه مسلمان، بلکه «صفوی‌های فارس» توصیف می‌کند که قصد دارند مکه و مدینه را اشغال کنند. این مصاحبه مورد توجه مقامات ریاض قرار گرفته است.







دلیل پیغام‌های اوباما برای مذاکره چیست؟
قائم‌مقام شورای مرکزی حزب مؤتلفه اسلامی با اشاره به مذاکرات هسته‌ای یادآور شد: اگر آقا و خط مشی مقاومتی که ترسیم کردند، نبود؛ آیا باز هم شاهد پیغام‌های اوباما برای مذاکره بودیم؟ اینها به واسطه اقتدار ولایت است. شک نکنید که تمامی کسانی که پس از انقلاب روی کار آمدند، به نیت کار آمدند؛ اما تفکر لیبرالیستی با اسلام و ولایت همخوانی ندارد. بادامچیان با اشاره به دوره پس از بنی‌صدر و آغاز چپ‌گرایی در ایران ابراز عقیده کرد و گفت: میرحسین موسوی ذهنیت چپ داشت، خیانتی که وی به بحث اقتصاد ایران کرده ‌است، بخش عمده آن را دارید هنوز می‌بینید. از بند جیم صنایع تا باقی قضایا، همچون مقابله با مقام معظم رهبری.
وی تصریح کرد: ذهن وی چپ بود، بعد با کارگزاران شدند تکنوکرات‌ها و لیبرال‌ها. این بازتاب آن بود، بعد از آنکه دیدند به جایی نرسید، کارگزاران را درست کردند و بعد از آن هم با شعار اصلاحات رأی آوردند، آیا رهبری با آنان مقابله کرد؟ اتفاقاً گذاشت کار کنند و رئیس‌جمهور دوره اصلاحات هم آنها را به ملت نشان داد، مجلس هم باب میل وی شد و بعد تازه مردم دیدند که اینها چه می‌کنند، تازه هنوز خیلی از مسائل را مردم نمی‌دانند.
بادامچیان با اشاره به کسانی که خواهان ورود زنان به ورزشگاه هستند، تصریح کرد: شک نکنید که این افراد می‌خواهند رأی بخشی از جامعه را بگیرند؛ وگرنه خودشان نمی‌فهمند در جایی که ۱۰۰ هزار تماشاگر مرد با هیجان بالا حضور دارند، اگر اتفاقی بیفتد، هزار اتفاق مثل شکستن شیشه اتوبوس و غیره رخ می‌دهد، بعد خانم‌های ما در آن فضا گرفتار شوند و چهار تا لات بی‌سروپا هم اهانت کنند، آن‌وقت چه می‌شود؟ یعنی متوجه این موضوع نمی‌شوند؟
وی با اشاره به شرایط بحرانی اقتصاد اروپا هم گفت: با تمام مشکلات اقتصادی که داریم، اما ریالی به هیچ کشوری بدهکار نیستیم؛ اما به یونان، اسپانیا و سایر کشورهای اروپایی نگاه کنید، تماماً ورشکسته شده‌اند و مشکلات اقتصادی وحشتناکی را تجربه می‌کنند. ۱۲۰ میلیون دلار کشور ما را آنها بلوکه کرده‌اند و با همه این دعواهای بی‌خود جناحی داخلی، با همه این مشکلات ما بدهکار نیستیم و اقتدار داریم. بادامچیان با تأکید بر اهمیت انتخابات پیش رو افزود: امسال انتخابات خبرگان را در پیش داریم، مواظب باشید که می‌خواهند در خبرگان نفوذ کنند و به ولایت فقیه ضربه بزنند.







گرایش طبقه تحصیل کرده در مصر به تشیع
«عباس الدهلکی» دبیرکل هیئت عالی مودت اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در عراق و مؤسس طرح «نهضت امت» در واکنش به حملات ضدشیعی تکفیری‌های مصر اعلام کرد، انتشار تشیّع در مصر ارتباطی با حمایت مالی خارجی ندارد، بلکه به دلیل رشد عقلانیت است. الدهلکی نوشت: پیام‌هایی در خصوص انتشار تشیّع در مصر و وحشت برخی از این امر به دست من رسیده است. باید به کسانی که از این امر ترسیده‌اند، بگویم که انتشار تشیّع در مصر به دلیل رشد عقلانیت در بین طبقه تحصیل‌کرده و فرهنگی، به‌ویژه پس از فاش شدن دروغ‌های وهابیت و وحشیت آن است. مصری‌ها نسبت به مطالعه میراث (اسلام) قادرند خوبی‌ها و بدی‌های آن را بیرون بکشند. آنها توانایی‌های عقلانی متمایزی دارند که سبب می‌شود، فقه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را به‌منزله یک منبع برای فقه انتخاب کنند. وی درباره کسانی که در مصر شیعه شده‌اند، گفت: هیچ علت مادی و طمع دنیوی در این مسئله دخیل نبوده؛ آنها از سختی زندگی در رنجند و تهمت دریافت اموال از جهاتی خاص چیزی جز افترا و کذب نیست و عاملان این افتراها همان دشمنان شیعیان، یعنی وهابیون هستند؛ زیرا مبلّغان وهابی مزدور و دجال هستند و از باقی‌مانده سفره اربابان خود امرار معاش می‌کنند. الدهلکی تصریح کرد: تشیّع، پیروی از اهل‌بیت (علیهم‌السلام) است و مصری‌ها فطرتاً عاشق اهل‌بیتند و این ویژگی است که وهابیت آن را درک نمی‌کند، وهابیتی که کینه و نفرت را بین مردم منتشر می‌کند. در جدیدترین تحرکات ضدشیعی در مصر، «یاسر برهامی» نایب‌رئیس حزب تکفیری این کشور مدعی شد: هشدار نسبت به تشیّع بر همه مبلّغان دینی واجب است. همچنین، «شعبان عبدالعلیم» عضو شورای ریاستی حزب نور نیز اعلام کرد، از برنامه‌های الازهر برای ایستادن در مقابل تشیّع حمایت می‌کنند. با وجود آنکه شیعیان مصر تروریسم را محکوم کرده و بر همکاری با دولت تأکید می‌کنند، اما وزارت اوقاف این کشور برخورد با افراطی‌گری و تشیّع سیاسی را در دستور کار خود قرار داده است. در همین حال، «سالم الصباغ» از رهبران و متفکران شیعه مصری تأکید کرد: مسلمانان و عرب‌ها در معرض جنگ جهانی سومی قرار دارند که عملیات آن از سوی آمریکا، رژیم صهیونیسم و تکفیری‌ها هدایت می‌شود.


شعر در خدمت دفاع از حق
جواد رضایی

دیدار ضیافتی جمعی از شاعران فارسی‌زبان ایرانی و غیرایرانی با امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) فرصت مجددی برای پرداختن به رشته مهمی از ادبیات متعهد، یعنی شعر بود. امام خامنه‌ای در بخشی از بیانات‌شان در این دیدار صمیمی، شیرین و سرشار از شور و نشاط از منظری شعر را چنین معرفی کردند: «شعر یک عنصر تأثیرگذار است، اثرگذاری آن هم در مجموعه عوامل کلامی یک اثرگذاری مضاعفی است؛ یعنی هیچ سخنی، هر چه فصیح، هر چه زیبا، هر چه پرمغز، اگر شعر نباشد این اثر را ندارد؛ شعر یک چنین دستگاهی است، یک چنین عنصری است...» معظم‌له با چنین مقدمه‌ای بحث را به موضوع حق و باطل کشاندند و فرمودند: «بی‌طرفی در دعوای حق و باطل معنی ندارد... شاعر نمی‌تواند در جنگ حق و باطل بی‌طرف باشد. اگر چنانچه شاعر، هنرمند بی‌طرف بود، تضییع نعمت خدا را کرده؛ اگر خدای نکرده طرف باطل را گرفت، آن وقت خیانت کرده، جنایت کرده؛ بحث اهمال دیگر نیست، بحث جنایت است. خب شما ملت‌تان مظلومیت‌های زیادی در این سال‌های متمادی داشته، این مظلومیت‌ها گفتن دارد. این برای دنیا منعکس شدن دارد.»
در حالت عادی و وضعیت طبیعی که دولت‌ها در فکر سلطه بر دیگران نباشند و انسان‌ها براساس طبع ذاتی و خدایی با یکدیگر تعامل داشته باشند، در عرصه فرهنگ که انواع هنر نیز بخشی از آن است تبادل‌های مثبت، سازنده و تکامل‌بخش انجام می‌گیرد. با به میان آمدن پای قدرت و میل به سلطه‌جویی و چپاول همه‌چیز در هم می‌ریزد و کارکردها تغییر پیدا می‌کند. شاخه‌های مختلف هنر اولین بخش‌هایی هستند که ابزارگونه تغییر کارکرد پیدا می‌کنند و شعر از مهم‌ترین آنها است که در چنین شرایطی می‌تواند با سلاح تیز و برنده خود و ارائه حکمت‌های روشنگر جبهه حق را تقویت کند. در معاصرت شعر با چنین دورانی، بزرگ‌ترین گناه برای فرار از مسئولیت، پناه بردن به شعار مسئولیت‌زدای «هنر برای هنر» است که معنای واقعی آن کر و کور شدن در برابر حوادثی است که بی‌شرمانه انسانیت را لگدمال می‌کند. در مقابل این مسئولیت‌گریزی بی‌شرمانه تبدیل هنر شعر به سلاح مبارزه با دشمن است که امروزه جهان اسلام به‌شدت محتاج آن است.


خط خبر

بربریت در لوای منافع اقتصادی
وقتی در موزه لوور فرانسه که مظهر میراث فرهنگی است، قدم می‌زنید، ناخودآگاه نمی‌توانید سنخیت آن را با جنایتی مانند رسوایی خون‌های آلوده فرانسوی درک کنید. صادرات خون آلوده به ویروس ایدز از سوی فرانسه به ایران حربه‌ای بود که سالیان دراز در سکوت مجامع علمی و قضایی علیه مسلمانان به کار گرفته شد. اکنون ۲۰۰ بیمار مبتلا به اچ‌آی‌وی از طریق تزریق خون آلوده وارداتی از فرانسه در ایران وجود دارد. شاید در طول زمان، احساس کرده‌ایم که وحشی‌گری و بربریت از میان رفته و بشریت بر آن غالب شده است، اما امروز می‌بینیم که همان بربریت اگرچه پنهانی، موذیانه و در لوای دموکراسی، عوام‌فریبی سیاسی و منافع اقتصادی، باز هم رخ می‌نماید.

چرا مردم ایران از آمریکا نفرت دارند
«جان اسوارز» خبرنگار آمریکا که به‌تازگی به ایران سفر کرده است، در گزارشی می‌نویسد: برای برخی از آمریکایی‌ها سخت است درک کنند چرا دولت اوباما تا این اندازه مصمم است با ایران بر سر قابلیت هسته‌ای‌اش به توافق برسد، با توجه به اینکه ایرانی‌ها در تظاهرات‌ها دائماً شعار «مرگ بر آمریکا» سر می‌دهند. من می‌دانم که این شعار مرا ناراحت می‌کند، چون جزئی از آمریکا هستم و به‌شدت مخالف مرگ خودم هستم، اما اگر از تاریخچه واقعی‌مان با ایران آگاه شوید، متوجه خواهید شد خاستگاه و منشأ این نفرت و انزجار از کجاست. آنها دلایل قابل فهمی برای عصبانیت و ترس از ما دارند (کارهایی که اگر برای نمونه نروژ با ما کرده بود، سبب می‌شد به خیابان‌ها آمده و شعار مرگ بر نروژ سر دهیم) اگر ما هم جای مردم ایران بودیم، شعار مرگ بر آمریکا می‌دادیم.

جاسوسی از مراکز حساس ایران
به‌تازگی یک بدافزار جدید معرفی شده که گفته می‌شود مشغول جاسوسی از مراکز علمی کشورمان بوده است. این بدافزار که دینو (Dino) نام دارد، نوعی درب پشتی است و بنابر گزارش‌ها از سوی گروه جاسوسی مزرعه حیوانات نوشته شده است. پیش‌ از گروه جاسوسی مزرعه حیوانات، بدافزارهای معروف کسپر، بانی و بیبیر شناسایی شده بودند. بدافزار دینو جزئیات فنی پیشرفته‌ای دارد. در اسناد مؤسسه امنیت ارتباطات کانادا آمده است این بدافزار از سال ۲۰۱۳ مشغول جاسوسی در ایران بوده است. فهرست قربانیان این جاسوس‌افزار به این شرح است: وزارت امور خارجه، دانشگاه علم و صنعت، شرکت زیرساخت ارتباطات ایران، سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی، دانشگاه امام حسین(ع)، دانشگاه مالک اشتر.

ورود گوگل به فضای داخل خانه

گوگل به‌تازگی نوعی ویژگی را اضافه کرده است که می‌تواند میکروفون لپ‌تاپ و گوشی را فعال کند؛ یعنی وارد دنیای اطلاعات شخصی شهروندان شود و تمام اطلاعات را برداشت کند. گوگل حتی می‌تواند دوربین دستگاه وصل شده به اینترنت را هم در اختیار داشته باشد، یعنی فضای داخل خانه‌ ما هم امن نباشد.

خاصیت اینستاگرام برای دختران مؤمنه
یک کارشناس رسانه با اشاره به عواقب فرهنگی حضور دختران و زنان مؤمنه در شبکه اجتماعی اینستاگرام گفت: خاصیت جلوه‌فروشی اینستاگرام به تدریج بر دختران غلبه می‌کند و کشف حجابی تدریجی رخ می‌دهد، چرا که اساساً اینستاگرام دنیای جلوه‌فروشی و اشتراک‌گذاری همه ابعاد یک زندگی هرجایی و دم‌دستی است؛ قرار دادن همه پستو در ویترین! انتشار یک پیام کوتاه برای یک بازیکن تیم والیبال آمریکا توفانی از خبر و اظهار‌نظر را به‌دنبال داشت و سبب شد که شخصیت دختر ایرانی در این بازی مورد دستبرد قرار بگیرد، پایگاه‌ها و رسانه‌ها نوشتند که پس از بازی تیم ملی والیبال ایران و آمریکا، عده‌ای از خانم‌های ایرانی، به صفحه اینستاگرام، آقای «مت اندرسون» والیبالیست آمریکایی رفتند و جملاتی عاطفی و احساسی برای وی نوشتند. این جملات به تعبیر برخی از کاربران، شیرینی برد ایران در مقابل آمریکا را برای ملت ایران تلخ کرد!


پخش شبانه کنسرت پاپ در نمایشگاه قرآن!
شب‌های شیدایی عنوان مراسمی شاد و پر طرب است که هر شب در نمایشگاه قرآن برگزار می‌شود؛ مراسمی که بنرهای تبلیغاتی آن بیش از تبلیغات نمایشگاه قرآن در سطح شهر وجود دارد و با شعار «آنچه نادیدنی است» دعوت به مشارکت می‌کند. در این نمایشگاه قرآنی متأسفانه کنسرت‌های پاپ پخش می‌شود. در این مراسم پرطرب یک خواننده پاپ با خواندن ترانه‌هایی شاد و طرب‌انگیز تماشاچیان نمایشگاه را به کف‌زنی دعوت می‌کند. معاون قرآنی ارشاد در توجیح این کار گفت: از آنجا که ماه رمضان به نوعی جشن محسوب می‌شود، پخش چنین آهنگ‌هایی متناسب با فضای قرآنی نمایشگاه است! ما مجتهد هستیم و می‌گوییم اشکالی ندارد!

خطوط قرمز شعرخوانی در محضر رهبری
برای انتخاب شاعران ملاک‌های بسیاری در نظر گرفته می‌شود. یکی از خط قرمزها برای انتخاب شاعران، شعریت اشعارشان است که حضرت آقا در جلسات بر آن تأکید دارند. همچنین اشعاری که در مدح ایشان باشد، برای قرائت در جلسه انتخاب نمی‌شود. بیش از 70 درصد شاعرانی که در این دیدار حاضر می‌شوند، چهره‌های تازه و جوان هستند و برای نخستین‌بار است که در این محفل حضور می‌یابند. همچنین بیش از 80 درصد شاعرانی که شعر می‌خوانند برای نخستین‌بار است که فرصت پیدا می‌کنند تا در این جلسه به شعرخوانی بپردازند. اشعار این شاعران طی فرایند دوماهه و پس از 20 جلسه کارشناسی و با حضور 10 کارشناس مرکز آفرینش‌های ادبی حوزه هنری انتخاب شده‌اند. موضوعات اشعار متنوع و تمام موضوعات شعری مورد احترام هیئت انتخاب بوده‌اند و به شعریت بیش از هر فاکتوری توجه شده است. دیدار سالیانه شاعران با مقام معظم رهبری طولانی‌ترین جلسه حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با مخاطبان‌شان است؛ این جلسه یک ساعت پیش از اذان مغرب آغاز می‌شود و اغلب اوقات تا پاسی از شب و ساعت 24 ادامه دارد.

انتقاد امام جمعه نور از شنای مختلط در سواحل!

امام جمعه نور با بیان اینکه، معمولاً فصل گردشگری با افزایش ناهنجاری‌ها همراه است و برخی از مسافران هیچ حرمتی برای ارزش‌های منطقه قائل نیستند، گفت: باید برای رفع این مشکلات چاره‌جویی شود. حجت‌الاسلام عبدالرحمن باقرزاده، از شنای مختلط برخی مسافران در ساحل انتقاد کرد و از دستگاه‌های قضایی و انتظامی خواست تا قاطعانه با ناهنجاری‌های اخلاقی برخورد کنند، زیرا برخورد قاطع با هنجارشکنان عین رأفت اسلامی است و مسافران باید برای هنجارهای دینی و فرهنگ منطقه احترام قائل شوند.

سفره‌های رنگین دولت و جیب خالی مردم

در حالی که ضیافت افطاری روحانی با فرماندهان نظامی شنبه هفته گذشته برگزار شده بود، یکی از فرماندهان نظامی در اعتراض به بروز اشرافی‌گری در سفره ضیافت افطار، مراسم را ترک کرده و با ارسال یک نامه انتقاد‌آمیز به رئیس‌جمهور، نسبت به تجمل‌گرایی دولت یازدهم در این مراسم اعتراض کرده است. به نوشته رجانیوز شنیده‌ها حاکی از آن است که علت ترک جلسه از جانب این فرمانده تدارک دیدن غذا بیش از تعداد مدعوان و میهمان‌های حاضر در جلسه بوده است، به طوری که دیس‌های بزرگ گوشتی که برای پنج تا شش نفر قرار داده شده بود به میزان مصرف بیش از دو ماه خانوار‌های محروم بوده است. گفته می‌شود نقدی در نامه‌ای که به رئیس‌جمهور ارسال کرده است، ضمن خواستار تعطیلی سریع مانور تجمل‌گرایی نوشته است: «چند سال است مسئولان دولت قبلی و فعلی با توصیف اوضاع کشور به شعب‌ابی‌طالب و بیان خالی بودن جیب مردم، ملت ایران را از عواقب کوتاه نیامدن مقابل آمریکا می‌ترسانند، ولی اینگونه سفره‌ها نشان می‌دهد چنین ادعایی صحت ندارد.»


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

تخریب از روی دکل!
حسین عبداللهی فر

در امتداد خط تخریب یک جریان علیه رقبای خود، کمبود موضوع داغ، کار آنها را به پرداختن به مفقود شدن یک دکل نفتی کشاند؛ موضوعی که هم تکذیب شد و هم در روزهای آخر هفته به ضدّ خودش تبدیل شد. مانور رسانه‌ای روزنامه‌های زنجیره‌ای را در این‌باره مرور می‌کنیم.
«شرق» (۷/۴/) طی گزارشی با عنوان «دکلی که نیامده دود شد و به هوا رفت» آن را نتیجه سهل‌انگاری کمیسیون انرژی مجلس دانست و نوشت: «ماجرای غیب شدن دکل نفتی داستان تازه‌ای نبود، نخستین‌بار حسین دهدشتی در راهروهای مجلس از داستان دکلی صد میلیون دلاری گفت که اگرچه اسناد خریدش موجود است، اما هیچ‌گاه وارد ایران نشده است. کمی بعد جزئیات بیشتری به‌دست آمد و رقم قرارداد ۷۸ میلیون دلار برآورد شد. با این حال، این تنها بخش کوچکی از تخلف‌های دولت گذشته در شرکت تأسیسات دریایی بود.»
«اعتماد» هم در همین روز طی گزارشی به رمزگشایی از دکل گمشده ایران پرداخت و زیر تیتر: «دکل؟ کدام دکل؟» نوشت: «تأیید گم شدن دکل نفتی در دولت پیشین از سوی زنگنه اتفاق تازه‌ای نبود، اما ماجرا آنجا جذاب می‌شود که حرف‌ها بر سر دکلی که نیامده است، ضد و نقیض می‌شود.»
«آفتاب یزد» یک روز بعد (8/۴/) این موضوع را به تیتر اول خود کشاند و زیر عنوان «دکل گمشده ایران در خلیج مکزیک»، نوشت: «ماجرای گم شدن دکل نفتی در دولت گذشته هر روز ابعاد تازه‌تری به خود می‌گیرد... رسانه‌های خارجی خبر داده‌اند که این دکل در فوریه سال 2014 عازم خلیج مکزیک شده و هم‌اینک مشغول عملیات حفاری است.»
سه‌شنبه(۹/۴/) «ابتکار»؛ «دکل نفتی یا کاغذی» را تیتر کرد و با اشاره به تأیید وزیر نفت نوشت: «وزیر نفت هفته گذشته موضوع گم شدن دکل نفتی 78 میلیون دلاری را تأیید کرد و از پیگیری ویژه این وزارتخانه خبر داد. این در حالی است که ماه‌ها از انتشار خبر ورود نهاد‌های نظارتی به این پرونده می‌گذرد، اما همچنان خبری از نتیجه این پیگیری‌ها منتشر نشده است.»
«کیهان» در همین روز، پاسخ وزیر سابق را برای افشای نقشه این دروغ‌گویی رسانه‌های زنجیره‌ای را تیتر کرد و نوشت: «دکل حفاری خودکار نیست که گم شود! دکل حفاری دریایی حداقل 50 نفر خدمه دارد و جابه‌جایی آن تشریفات ویژه‌ای دارد.»
لذا چهارشنبه(۱۰/۴/) «مردم‌سالاری»؛ «گم شدن دکل نفتی صحت دارد» را تیتر کرد، اما نوشت: «رئیس سازمان بازرسی کل کشور با بیان اینکه اصل موضوع گم شدن ۷۸ میلیون دلار در خرید یک دکل نفتی صحت دارد، گفت: آخرین گزارش سازمان بازرسی در این خصوص به مراجع قضایی ارسال شد.»
این موضوع به روز آخر هفته هم کشید، اما با مشخص شدن ابعاد دیگری از ماجرا روند معکوسی را طی کرد. چنانچه روزنامه «جوان» از آن به «دکل گیت» یاد کرد و در ادامه همین تیتر نوشت: «گویا کلید گم شدن دکل‌های نفتی و همچنین مفسده در خرید‌های این شرکت به زمانی بازمی‌گردد که آقازاده یکی از خانواده‌های سیاسی قدرتمند کشور سال‌های پیش مدیر عاملی ملی این شرکت را برعهده داشته است و به همراه دو تن از آقازاده‌های دولت اصلاحات که یکی از آنها فرزند عطاءالله مهاجرانی و دیگری گفته می‌شود که فرزند یکی از وزرای فعلی است، به دلایلی در این بخش مشغول بودند و حال مشخص می‌شود که غیر دکل فعلی گم‌شده سال‌های پیش و در اواخر دهه 70، دکلی به ارزش 50 میلیون دلاری به آهن قراضه تبدیل شده است.»
اما تخریب به بهانه واهی فوق، مانع تخریب موضوعات دیگر نشد. چنانچه «شرق» روز اول هفته(۷/۴/) زیر تصویری از زریبافان نوشت: «سومین معاون احمدی‌نژاد در یک قدمی دادگاه».
یک روز بعد(۸/۴/) همین روزنامه بازداشت ملک‌زاده وزریبافان را تکذیب کرد و روز بعد (۹/۴/) در تیتر اول خود؛ «عدد 13 را با سیزده صفر» جا داد و از آن به رقم تخلف مدیران سابق منطقه آزاد قشم یاد کرد.
«آرمان» هم همین روند را از همان روز اول هفته آغاز کرد. این روزنامه «گزارش تکان‌دهنده از بدهی دولت احمدی‌نژاد» را تیتر کرد و نوشت: «دولت دهم در شهریور ماه 92 از دست‌اندازی بیشتر به منابع بانکی محروم شد و پست خود را با 758 هزار میلیارد تومان بدهی به دولت یازدهم سپرد.»
یک‌شنبه(7/۴/) «آرمان» به نقل از عطریانفر تیتر زد: «احمدی‌نژاد در مدیریت کشور کودتا کرد.»
دوشنبه(۸/۴/) هم «آرمان» از «تخلف 1400 میلیارد تومانی دانشگاه آزاد» خبر داد و در روتیتر آن نوشت: «باز هم دولت قبل، باز هم پرونده‌ای دیگر». «اعتماد» هم در همین روز «واگذاری رایگان 25 هکتار اراضی منطقه آزاد قشم در دولت سابق» را تیتر کرد.
«آفتاب یزد» در شماره(۷/۴/)، هم تیتر اول و هم تصویر اول خود را به این خط تخریبی اختصاص داد و این روزنامه روی تصویری از امیر محبیان به نقل از وی نوشت: «احمدی‌نژاد از فیلتر نظام رد نمی‌شود» که در تیتر اول خود به مطالبی از پایگاه وابسته به احمدی‌نژاد استفاده کرد و با حروف درشتی نوشت: «مشت یکتا باز شد».
این روزنامه در روز پایانی هفته(۱۱/۴/) حدود یک صفحه کامل خود را به گزارشی از «سرنوشت جالب معاونان احمدی‌نژاد» اختصاص داد و نوشت: «از مجموع معاونان دولت دهم تاکنون، چهار معاون دارای پرونده قضایی هستند. بعد از حکم زندان محمد‌رضا رحیمی، معاون اول رئیس دولت سابق، حمیدرضا بقایی، معاون اجرایی آن دولت نیز راهی بازداشتگاه شد. این درحالی است که معاون دیگر احمدی‌نژاد، یعنی مسعود زریبافان به خاطر پرونده در بنیاد شهید در خطری مشابه قرار گرفته است. محمد ملک‌زاده پرونده قضایی مربوط به سال‌های گذشته دارد.»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروري بر بحران‌هاي امنيتي در مصر
جولان ناآرامي در سرزمين فراعنه

مصر كه در سال 2011 با قيام مردمي عليه سه دهه ديكتاتوري مبارك همراه بود و پس از گذشت چهار سال همچنان دوراني سراسر ابهام را سپري مي‌كند.
دومين سالگرد كودتاي السيسي در حالي با اعتراضات مردمي همراه شده است كه گزارش‌ها حاکی از آن است که زنجيره‌اي از بحران‌هاي امنيتي اين كشور را فرا گرفته است. برای نمونه فقط در يك حمله دست‌کم ۶۰ نظامی مصری در درگیری‌های شدید با تروریست‌ها و انفجار خودروهای بمب‌گذاری شده در شبه‌جزیره‌ سینا کشته شده‌اند.
چندین خمپاره نیز از سوی عناصر تروریستی به پایگاه‌های نظامی ارتش مصر شلیک شد و در پی آن درگیری‌هایی میان نیروهای امنیتی مصر و تروریست‌های گروه «ولایت سینا» شدت گرفت. همچنین، در انفجار یک خودروی بمب‌گذاری شده در یک پایگاه‌ نظامی در شیخ زوید ۱۰ نظامی مصری کشته و تعدادی دیگر زخمی شدند. در همین راستا پایگاه کلمتی مصر گزارش داد که در پی حمله به دو ایست بازرسی، ده‌ها تن از نیروهای ارتش مصر کشته و زخمی شدند. شدت اين بحران چنان بوده كه دادستان كل مصر نیز در انفجاري به قتل مي‌رسد، در حالي كه وي در مقام ارشد قضايي و امنيتي بايد از بيشترين حفاظت‌ها برخوردار مي‌بود كه ترور وي نشانگر شدت ضعف امنيتي مصر و گستردگي بحران امنيتي در اين كشور است.
اوضاع امنيتي مصر چنان شده كه برخي ناظران سياسي شرايط آن را برابر با يمن، ليبي و سوريه و عراق مي‌دانند كه مي‌رود تا اين كشور را گرفتار ناآرامي‌هاي طولاني‌مدت داخلي سازد.

ريشه بحران كجاست؟
درباره دلايل و ريشه‌هاي بحران‌هاي جاري در مصر ديدگاه‌هاي متعددي مطرح مي‌شود. مصر دو سال پيش در چنين روزهايي شاهد تحولاتي بس مهم بود كه دگرگوني بسياري در سرنوشت اين كشور داشته است. در حالي كه يك سال از رياست‌جمهور، محمد مرسي در جایگاه اولين رئيس‌جمهور مصر پس از سرنگوني مبارك نمي‌گذشت كه ارتش به بهانه امنيت و مقابله با خيانت دولتمردان، كودتاي نظامي كرد و السيسي فرماندهي امور را در دست گرفت. سرانجام وي با برگزاري انتخاباتي قابل‌تأمل، به مقام رياست جمهوري رسيد. از جمله اقدامات السيسي را حذف جريان اخوان تشكيل مي‌دهد كه از نمودهاي آن، اعلام حكم اعدام براي مرسي و برخي از سران اخوان بوده است. برخي ناظران سياسي معتقدند كه بحران‌هاي امنيتي نتيجه سركوبگري‌هاي السيسي است كه زمينه‌ساز رويكرد برخي جريان‌ها به اقدامات مسلحانه است كه فرصتي براي گروه‌هاي تروريستي ايجاد كرده تا از اوضاع نابسامان مصر براي تقويت موقعيت خود بهره گيرند كه از نتايج آن نيز قوت گرفتن گروه‌هاي شبه‌نظامي و تروريستي در سينا است.
سركوبگري و عدم اجراي وعده‌هاي اقتصادي و سياسي السيسي به مردم، زمينه‌ساز بي‌اعتمادي مردم به دولت و حتي ارتش شده كه نتيجه آن كاهش حمايت مردمي از دولت در برابر تهديدات امنيتي و حتي رويكرد بخش‌هايي از جامعه مصر به اقدامات مسلحانه براي رسيدن به حقوق‌شان است.
نكته ديگر آنكه، مصر در ازاي دريافت ميلياردها دلار كمك اقتصادي از كشورهايي، مانند امارات و عربستان و با تصور رسيدن به قدرت برتر عربي، در كنار متجاوزان حمله به يمن قرار گرفت. جنگي فرسايشي كه قواي ارتش مصر را به حاشيه‌ها و دور شدن از وضعیت بحراني درون مصر معطوف کرد. اين رويكرد فرصتي براي گروه‌هاي تروريستي فراهم آورد تا بتوانند به تقويت موقعيت خود در مصر بپردازند. به عبارتي، همسويي با عربستان از عوامل بحران‌ساز در مصر شده است كه هزينه‌هاي بسياري براي قاهره به همراه دارد.
برخي ناظران سياسي نيز نقش صهيونيست‌ها و آمريكايي‌ها‌ را در بحران مصر دور از ذهن نمي‌دانند. از يك سو كشورهاي غربي، از جمله آمريكا از رويكرد مصر به كشورهايي مانند روسيه اعلام نارضايتي كرده، به‌ويژه اينكه محور اين روابط نيز همكاري‌هاي نظامي است، چنانكه در كنار امضای قرارداد سه ميليارد دلاري نظامي، طرفين چندي پيش رزمايش مشترك نظامي در مديترانه برگزار كردند. انتقام‌گيري از مصر به دليل رويكرد به روسيه با استفاده از گروه‌هاي تروريستي مي‌تواند از جمله اقدامات غرب در قبال قاهره باشد. نكته مهم ديگر، نقش صهيونيست‌ها در اين معادلات است.
گروه‌هاي تروريستي از جمله داعش در حالي با ايجاد بحران عليه جهان اسلام و دور ساختن آن از مسئله فلسطين خدمات بسياري به رژيم صهيونيستي داشته، اكنون ابعاد جديدي از اين خدمات را آغاز كرده است و آن، كمك به اشغالگري اين رژيم است. در حالي که اعضاي داعش در غزه براي مقابله با مقاومت به كار گرفته شده‌اند، در كرانه باختري و قدس نيز ابزار دست صهيونيست‌ها شده‌اند، چنانكه بر‌اساس گزارش وبگاه خبری «۲۴» امارات، در این بیانیه که در محله‌های قدس نیز منتشر شده، مسیحیان، «کافر» توصیف شده‌اند و به آنها مهلت داده شده است تا پایان ماه رمضان این شهر را ترک کنند. داعش تهدید کرده، با طلوع آفتاب عید فطر سر آنها را خواهد بُرید. ادعاي داعش عليه مسيحيان قدس، دقيقاً در قالب نظر صهيونيست‌ها براي تبديل قدس به پايتخت اين رژيم است كه با اخراج مسلمانان و مسيحيان صورت مي‌گيرد. سال گذشته داعش اعلام کرد که شرکت در راه‌پیمایی روز قدس حرام است و موجب مجازات خواهد بود. اعضای گروه تروریستی داعش با لگد‌مال کردن پرچم فلسطین اعلام کردند باید پرچم داعش به اهتزاز در آید. سرکرده‌هاي گروه تروریستی داعش بارها تصریح کرده‌اند، جنگ با رژیم صهیونیستی برای این گروه در اولویت قرار ندارد! نقش صهيونيست‌ها در بحران‌هاي امنيتي مصر زماني آشكارتر مي‌شود كه اين رژيم رسماً ادعا كرده‌ است غزه به حمايت از داعش در سينا مي‌پردازد. در باب اهداف صهيونيست‌ها از بحران‌هاي سيناي مصر، از يك سو سوق دادن مصر به همگرايي بيشتر با صهيونيست‌ها مطرح است، چنانكه محافل رسانه‌اي اين رژيم از تقويت همكاري‌هاي امنيتي طرفين خبر داده‌اند و از سوي ديگر، سناريوی سوق دادن مصر به اعمال فشار بر حماس براي پذيرش آتش‌بس بلندمدت با اين رژيم مطرح است. گزارش‌ها نشان مي‌دهد كه با واسطه‌گري برخي كشورهاي عربي، صهيونيست‌ها برآنند تا حماس را به آتش‌بس 10 ساله‌اي سوق دهند كه بر مبناي آن، در ازاي كاهش محاصره غزه و پذيرش مشاركت حماس در ساختار سياسي فلسطين، حماس اقدام به خلع سلاح مقاومت در درون غزه کند! به عبارتي، آنچه در اسلو در قبال فتح صورت گرفت، اكنون در قبال حماس به دنبال آن هستند. بحران سينا مي‌تواند از ابزارهاي فشار صهيونيست‌ها به مصر براي تحميل اين طرح به حماس باشد كه متهم‌سازي حماس به حمايت از داعش، حلقه تكميلي اين طرح است.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

واقعيتي كه نبايد فراموش شود
مذاكرات هسته‌اي ميان جمهوري اسلامي ايران و اعضای گروه 1+5 يكي از مهم‌ترين مسائل بين‌المللي است، چنانكه در طول هفته‌هاي اخير كانون اصلي محافل رسانه‌اي و خبري، چگونگي به نتيجه رسيدن مذاكرات بوده است.
در كنار آنچه در فرايند مذاكرات روي داده يك نكته مشاهده مي‌شود و آن، اصرار دوباره آمريكايي‌ها براي تعريف زمينه‌سازان مذاكرات بوده است. آمريكايي‌ها دو شاخصه اصلي را بيان کرده‌اند،‌ آنها مدعی هستند كه مشوق تعليق تحريم‌ها و برخوردار شدن از ظرفيت‌هاي اقتصادي غرب همزمان با تهديد گزينه نظامي، زمينه‌ساز ورود ايران به مذاكرات شده است. آمريكايي‌ها با اين رويكرد تلاش کرده‌اند تا خود را ناجي اقتصاد ايران معرفي کنند و با اين حربه، به بزك چهره خود بپردازند. آمريكايي‌ها تقلای بسياري دارند تا گذشته سياه خود را در قبال ايران با ادعاهايي مانند نقض مثبت روابط با اين كشور در رونق اقتصادي، پنهان کرده و با بزك چهره خود حقوق ملت ايران در بازخواست و مجازات آمريكا به جرم جنايات گسترده‌اي كه عليه ايران صورت داده را حذف کنند.
اين اقدامات در حالي محور رفتاري آمريكايي‌ها شده كه درباره آن، چند نكته، قابل توجه است. در حوزه اقتصادي، غرب در حالي ادعاي ناجي بودن اقتصادي را مطرح مي‌کند كه بررسي شرايط جاري در كشورهاي اروپايي و حتي آمريكا، واهي بودن اين ادعا را نشان مي‌دهد. نمود عيني اين امر سرنوشت يونان است؛ يوناني كه در طول سال‌هاي اخير مجري نسخه‌هاي اقتصادي اتحاديه اروپا و آمريكا بوده، نه تنها از بحران اقتصادي خارج نشده، بلكه چنان گرفتار شده كه اكنون طرح خروج از منطقه يورو را مطرح کرده است. ناتواني اقتصادي غرب زماني بيشتر آشكار مي‌شود كه بسياري از كشورهاي اروپايي از طرح تحريم روسيه انتقاد و حتي عليه آن تظاهرات برپا كرده‌اند. در حالي‌که اتحاديه اروپا و آمريكا تحريم‌هاي روسيه براي سال 2016 را تمديد كرده‌اند، اما بسياري از كشورهاي غربي اين اقدام را برابر با خودكشي اقتصادي دانسته‌اند. لازم به ذكر است اين رويكرد ضدتحريمي بيش از آنكه برگرفته از ظرفيت‌هاي روسيه باشد، به‌دليل بحران اقتصادي غرب است كه فضايي از ترس را در ميان مردم ايجاد كرده، ‌به‌گونه‌اي كه حتي تحريم كشوري كه دشمن اول آنها مي‌شود را نيز نمي‌توانند بپذيرند، چه رسد به تحريم كشورهايي كه در رديف دشمنان آنان نیستند.
بر اين اساس به صراحت مي‌توان گفت كه ادعاي كارايي گزينه اقتصادي در رويكرد ايران به مذاكره، ادعايي واهي است، چراكه غرب عملاً ظرفيت اقتصادي ادعايي را ندارد و رويكرد آن به ساير كشورها، نه براي كمك اقتصادي، بلكه براي خروج خود از بحران اقتصادي است.
درباره گزینه نظامي نيز واقعيت امر، حکایت از ناتواني و تزلزل شديد غرب است، چنانكه نمود آن را در شكست اين كشورها در بحران مناطق مختلف جهان مي‌توان مشاهده كرد. برای نمونه در اوكراين غرب همچنان نتوانسته سركوب مناطق شرقي را اجرايي سازد و تحقق اهداف نظامي‌اش در اين كشور، در ابهام قرار دارد.
جنگ نیابتی عربستان در يمن موردي ديگر از ناكامي نظامي غرب است. سوريه و عراق و طراحي غرب براي به زانو درآوردن اين كشورها و جبهه مقاومت را بايد زمينه ديگر ناتواني نظامي غرب دانست.
با توجه به اين شرايط مي‌توان گفت كه غرب عملاً توان گزينه نظامي را ندارد و ادعاي ترس ايران از اقدام نظامي غرب به‌مثابه عامل رويكرد ايران به مذاكره، ادعايي واهي و فريبكارانه است. واقعيت آن است كه رويكرد ايران به مذاكره صرفاً برگرفته از صداقت رفتاري ايران و سنجش عيار صداقت طرف مقابل بوده است، در حالي كه روند مذاكرات نشان داد كه غرب همچنان غير قابل اعتماد است و نمي‌تواند شريكي مطمئن براي جمهوري اسلامي و ملت ايران باشد.


پرونده

ورود 13 تن طلای بلوکه‌شده ایران به خزانه بانک مرکزی
رئیس کل بانک مرکزی از آزادسازی و ورود 13 تن طلای خریداری‌شده ایران در قالب مذاکرات هسته‌ای خبر داد و گفت: در حاشیه مذاکرات وین با تلاش بانک مرکزی و دستگاه دیپلماسی، مشکل انتقال بخشی از دارایی‌های طلای ایران به داخل کشور رفع شد. رئیس کل بانک مرکزی در این‌باره توضیح داد: معادل 13 تن طلا که قبلاً خریداری شده و در آفریقای جنوبی به‌صورت امانی طی دو سال گذشته نگهداری می‌شد و به دلیل وضع تحریم و برخی کارشکنی‌ها امکان انتقال به ایران را نداشت، براساس پیگیری‌های انجام‌شده در مذاکرات جاری در وین رفع مشکل شده و طی هفته گذشته در قالب سه محموله که آخرین آن به میزان چهار تن بود، وارد کشور شده است.
تأیید کاهش ذخیره اورانیوم ایران در گزارش آژانس

خبرگزاری رویترز در گزارشی با اعلام اینکه به نسخه‌ای محرمانه از گزارش ماهیانه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره ایران دست یافته است، نوشت: ذخیره اورانیوم کمتر غنی‌سازی ایران کمتر از سطح حداکثری است که در توافق هسته‌ای موقت در سال ۲۰۱۳ (آذر ۹۲) درباره آن توافق شد. براساس توافق برنامه اقدام مشترک که بین ایران و گروه ۱+۵ متشکل از آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین و آلمان در آذر ماه ۱۳۹۲ حاصل شد، ایران باید میزان ذخایر اورانیوم کمتر غنی‌سازی شده خود را کمتر از هفت تن و ۶۵۰ کیلوگرم نگه دارد و گزارش ماهیانه آژانس نیز نشان می‌دهد که در حال حاضر میزان ذخایر اورانیوم ایران هفت تن و ۵۳۷ کیلوگرم است.
سفر مدیرکل آژانس به تهران

به گزارش خبرگزاری ایرنا، یک منبع نزدیک به گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران، هدف از سفر یوکیا آمانو را گفت‌وگو درباره فعالیت‌های گذشته و دریافت پیشنهادهای ایران برای رفع سوءتفاهمات دانست. هنگامی که ایران مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای را نپذیرفت، آژانس راه‌حل پیشنهادی ایران را جویا شده که در این سفر ایران راه‌حل خود را ارائه می‌کند. آژانس یکی از اهداف سفر مدیر کل این نهاد به ایران را تسریع حل‌وفصل موضوعات باقی‌مانده عنوان کرد. در راستای همکاری‌های ایران با آژانس، بیانیه مشترکی در 20 آبان ماه سال 92 به امضای صالحی و آمانو رسید. بر این اساس، تاکنون ایران 13 اقدام عملی که پیش از این در مذاکرات با آژانس بر سر آن توافق شده بود را اجرا کرده است و پنج مورد دیگر را نیز باید تا سوم شهریور ماه امسال اجرایی کند.
روایت تخت‌روانچی از اجرای پروتکل

اجرای پروتکل الحاقی از سوی ایران که به یکی از مباحث بحث‌برانگیز در مذاکرات تبدیل شده است، سبب شد تا مجید تخت‌روانچی، معاون وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگو با بولتن دانشمندان هسته‌ای آمریکا توضیحاتی در این‌باره ارائه کند: «تصویب پروتکل الحاقی باید از طریق مجلس انجام شود و ما معتقدیم که علاوه‌بر پروتکل الحاقی، حتی اجرای این شروط نیز باید منوط به تأیید مجلس باشد.» او افزود: «ما در سال‌های 2003 تا 2005 به مدت دو سال پروتکل الحاقی را اجرا کردیم. آژانس برای رفتن به نقاط مختلف در ایران به انتخاب خود آزاد بود و هیچ مشکلی درباره‌ مکان‌هایی که آژانس خواستار بازدید از آن و گفت‌وگو درباره‌ آن بود، وجود نداشت.» این دیپلمات ارشد ایرانی تأکید کرد:‌ «ما به هیچ‌کس اجازه نمی‌دهیم وارد مجموعه‌های نظامی شود. چون پروتکل الحاقی به این معنا نیست که بازرسان هر کجا خواستند را بازدید کنند و برای اینکه هر کاری خواستند انجام دهند و با هر که خواستند صحبت کنند، دست باز داشته باشند.»


اقتصادى
سعید مهدوی

بَزک کردن توافق هسته‌ای
همزمان با انجام مذاكرات هسته‌اي كشورمان با كشورهاي موسوم به ۱+۵، تغيیراتي در تحريم‌های اعمالي به‌وجود آمد. اين اتفاقات با رفتارهاي گذشته كشورهاي مقابل ايران در موضوع هسته‌اي كاملاً متفاوت است. در گذشته اين كشورها در هنگام مذاكرات، مدام ايران را تهديد مي‌كردند، ولي برخلاف گذشته در اين مذاكرات همزمان برخي از تحريم‌ها كه در ادامه ذكر مي‌شوند، به صورت هدفمند و معنادار لغو و يا تعليق می‌شوند.
شورای آیین‌نامه وزارت خزانه‌داری انگلیس که وظیفه اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه ایران را برعهده دارد، فهرست اشخاص حقیقی و حقوقی ایرانی که دارایی‌های‌شان به‌دلیل ارتباط با تحریم‌های ایران مسدود شده است را اصلاح کرد که در نتیجه آن نام یک شخص حقیقی و هشت شرکت از این فهرست حذف شده است. فهرست کامل این وزارتخانه شامل 93 شخص حقیقی و 469 شرکت است که دارایی‌های‌شان به بهانه ارتباط با تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران مسدود شده است.
براساس گفته «ولی‌الله سیف» رئیس کل بانک مرکزی: «معادل 13 تن طلا که قبلاً خریداری شده و در آفریقای جنوبی به صورت امانی طی دو سال گذشته نگهداری می‌شد و به‌دلیل شرایط تحریم و برخی کارشکنی‌ها امکان انتقال به ایران را نداشت، براساس پیگیری‌های انجام‌شده در مذاکرات جاری در وین رفع مشکل شده و طی هفته گذشته در قالب سه محموله که آخرین آن به میزان چهار تن بود، وارد کشور و تحویل خزانه‌ بانک مرکزی شد.» آذرماه سال 93 بود که آمریکا و اتحادیه اروپا، تحت توافقنامه ژنو متعهد شدند در قبال پایبندی ایران به تعهداتش، تحریم طلا و فلزات گرانبها و همین‌طور خدمات مرتبط با آنها را تعلیق کنند و اکنون پس از گذشت 19 ماه، در حاشیه مذاکرات وین، مشکل انتقال «بخشی» از دارایی‌های طلای ایران رفع شده است! این در حالی است که در اکتبر 2013، به‌دنبال انعقاد توافقنامه ژنو، آمریکا و اتحادیه اروپا متعهد شدند «کلیه تحریم‌ها در خصوص معاملات طلا و فلزات گرانبها و خدمات مرتبط با آنها را تعلیق کنند.»
با وجود اینکه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی طبق توافقنامه ژنو از همان ابتدا در گزارش‌های خود به پایبندی ایران به تعهداتش اذعان داشته، اما عملی شدن تعهد غرب به یکی از تعهداتش که لغو تحریم طلا بوده، 19 ماه زمان برده و آن هم در نهایت با رایزنی وزارت خارجه در حاشیه مذاکرات هسته‌ای وین محقق شده است که نمونه بارزی از عهدشکنی و غیرقابل‌اطمینان بودن طرف غربی و کشورهای اروپایی مقابل ایران است.
اما سؤال اصلی اینجاست که اهداف این کشورها از لغو و یا تعلیق این تحریم‌های اقتصادی در این برهه حساس و سرنوشت‌ساز مذاکرات چیست؟
اولین پاسخی که می‌توان برای این پرسش یافت این است که آنها بسیار هدفمند سعی در بزک کردن و آرایش توافق احتمالی نزد مردم و مسئولان جمهوری اسلامی دارند.
با این عمل تلاش می‌کنند بتوانند یک اطمینان و ضمانت در اجرا برای توافق احتمالی در نزد افکار عمومی جهان و مردم ایران ایجاد کنند که هنوز توافق شکل نگرفته طرف‌های غربی و اروپایی حسن نیت خود را نشان داده‌اند.
به نوعی سعی در تحت فشار قرار دادن گروه مذاکره کشورمان برای پذیرش توافق مورد نظر خود را دارند، با این رویکرد که پذیرش توافق می‌تواند منفعت‌هایی برای مردم و دولت داشته باشد که این تنها گوشه‌ای از آن است.
نکته آخر اینکه اگر به‌دلیل عدم اطمینان به اجرای تعهدات طرف مقابل، مذاکرات با شکست مواجه شود، راه فرار این کشورها همین اقداماتی است که قرار بود پس از توافق ژنو انجام شود که به هر حال دیر یا زود اجرایی شد.


نداى قدس

تخریب خانه فلسطینیان در شهرها و روستاهای نقب
به گزارش خبرگزاری قدس، وزارت رژیم صهیونیستی به‌همراه آژانس اداره عمران این رژیم و با همکاری نهاد «رگاویم» و صندوق ملی یهود، سالیانه 1000 خانه متعلق به فلسطینیان در شهرها و روستاهای نقب واقع در اراضی اشغالی 1948 را به بهانه نداشتن مجوز تخریب می‌کند. «یوگو» رئیس رگاویم مدعی شد: «امروز 220 هزار فلسطینی در مساحت 13 هزار کیلومتری در نقب زندگی می‌کنند، طبق برآوردها 70 هزار خانه بدون مجوز در شهر‌ها و روستاهای این منطقه وجود دارد. این به این معناست که این خانه‌ها هر لحظه در معرض تخریب قرار دارند.»!
جمعیت یهودیان جهان بدون تغییر!

به گزارش روزنامه یدیعوت آحارونوت، تعداد یهودیان جهان در حال حاضر 16 میلیون نفر است که به‌طور تقریبی با جمعیت یهودیان جهان در سال 1939 (پیش از تأسیس رژیم صهیونیستی) برابر است. بنا بر این گزارش، در حال حاضر شش میلیون و 103 هزار و 200 نفر یهودی در فلسطین اشغالی حضور دارند. کشوری که در رتبه دوم قرار دارد، آمریکاست که پنج میلیون و 700 هزار یهودی در آن هستند (آمریکا بزرگ‌ترین مرکز تجمع یهودیان پس از فلسطین اشغالی است). پس از آنها فرانسه با 475 هزار یهودی در جایگاه سوم است. بر این اساس تعداد یهودیان از سال 2005 تا 2015 با میانگین هشت درصد افزایش داشته است، اما نکته مهم این است که براساس آمار می‌توان گفت جمعیت یهودیان در جهان در حال حاضر با یهودیان جهان در سال 1939 تقریباً برابر است.
رأی مثبت کلیسای متحد مسیح به تحریم رژیم صهیونیستی

دو نهاد ارشد قانونگذاری «کلیسای متحد مسیح» به تحریم شرکت‌های تجاری رژیم صهیونیستی در کرانه باختری و قدس شرقی رأی مثبت دادند. به گزارش خبرگزاری روزنامه صهیونیستی تایمز اسرائیل، این اقدام نشانه افزایش فراگیر جریان‌های اعتراضی علیه سیاست‌های رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان است. همچنین براساس قطعنامه تصویب‌شده این کلیسا، شرکت‌هایی از جمله: کاترپیلار، موتورولا، اچ‌پی، G4S و شرکت ویولا همراه با 352 زیرمجموعه آن که از اشغالگری رژیم صهیونیستی در فلسطین سود می‌برند باید تحریم شوند. همچنین، این کلیسا از تمام نهاد‌های ملی کلیسای متحد مسیح درخواست کرده است تا اجناس و کالاهای تولیدشده در اراضی اشغالی فلسطینیان از جمله: تولیدات بهداشتی آهاوا، تولیدات نوشیدنی سودا استریم و خرمای هادیک‌لیم تحریم شوند.
ممانعت رژیم صهیونیستی از پخش اذان در حرم ابراهیمی

رژیم صهیونیستی در سال گذشته میلادی (2014) بیش از 600 بار مانع پخش اذان از حرم حضرت ابراهیم(ع) شد. به گزارش پایگاه خبری فلسطین الیوم، اسماعیل ابوالحلاوه، مدیر اوقاف شهر اشغالی الخلیل در گفت‌وگوی مطبوعاتی اعلام کرد که نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی در ماه جاری، به بهانه‌های واهی و بی‌اساس، 50 بار مانع پخش اذان از حرم حضرت ابراهیم(ع) معروف به حرم ابراهیمی شده‌اند. مدیر اوقاف شهر الخلیل یادآور شد که این اقدامات صهیونیست‌ها تجاوز و نقض آزادی دینی به‌شمار می‌رود.
رژیم صهیونیستی در صدر فهرست استفاده‌کنندگان از تسلیحات انفجاری

طبق آمار سازمان ملل، فلسطینیان ساکن نوار غزه 43 درصد از کل تلفات جهانی حملات توپخانه‌ای، 35 درصد از کل تلفات جهانی بمباران‌های هوایی و 40 درصد از کل تلفات جهانی کودکان که به وسیله تسلیحات انفجاری کشته شده‌اند را تشکیل می‌دهند. گزارش‌ها حاکی از این است پس از فروکش کردن جنگ سال 2014 غزه، کارشناسان خنثی‌سازی بمب برآورد کرده‌اند رژیم صهیونیستی معادل شش بمب اتمی نوار غزه را بمباران کرده است. در سال 2014، غزه سومین مکانی است که به دلیل تسلیحات انفجاری تلفات داده است.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

يونان نماد شكست سرمايه‌داري غربي
قاسم غفوری

جهان در حالي معطوف به مسائلي مانند بحران امنيتي و مبارزه با تروريسم و البته مقابله با زياده‌خواهي و يك‌جانبه‌گرايي بحران‌ساز آمريكا است كه اتحاديه اروپا اين روزها با مشکلی مواجه شده که آن، سرنوشت يونان است. اتحاديه اروپا در حالي در هفته‌هاي گذشته درگير مسئله خروج انگليس از اين اتحاديه بود که وضعيت بحراني يونان و تأکيد مقامات اين کشور بر خروج از منطقه يورو، اتحاديه 28 عضو اروپا را در وضعيت نابساماني قرار داده است.
«الکسیس تسیپراس» که با شعار دوري از زياده‌خواهي اروپا توانست به مقام نخست‌وزيري يونان دست يابد در طول ماه‌هاي اخير، ديدارهاي متعددي با سران اروپا در قالب وضعيت بدهي‌هاي يونان به اتحاديه و نيز عدم استمرار اجراي طرح‌هاي رياضتي اروپايي از سوي اين کشور داشته است. نکته قابل توجه آنکه، مردم يونان نيز باوجود مشکلات گسترده اقتصادي از طرح‌هاي ضد اروپايي دولت حمايت کرده و آن را در چارچوب منافع ملي کشورشان مي‌دانند. اوضاع نابسامان ميان يونان و اتحاديه اروپايي در حالي ادامه يافته که در نهايت، اين اتحاديه مجبور به برگزاري نشست بررسي وضعيت يونان شد.
جالب و قابل توجه آنکه آمريکا نيز رسماً خواستار توافق ميان طرفين شده و نسبت به ادامه حضور يونان در منطقه يورو ابراز اميدواري کرده است، چنانكه اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا تماس‌هاي تلفني با برخي سران اروپا از جمله مركل، صدر اعظم آلمان با محوريت يونان داشته است. حال اين سؤال مطرح است که آيا خروج يونان از يورو و اتحاديه اروپايي امکان‌پذير است يا خير؟
بسياري از ناظران سياسي معتقدند يونان به‌دليل بحران شديد اقتصادي و بدهی‌هاي گسترده‌اي که به اين اتحاديه و کشورهايي مانند آلمان دارد، نمي‌تواند خروج از يورو و يا اتحاديه اروپايي را اجرايي سازد و تحرکاتي نيز که اکنون صورت مي‌دهد براي بالا بردن هزينه‌هاي اروپا است تا در لواي آن، ضمن به تأخير انداختن سررسيد وام‌هاي خود، امتيازات جديد اقتصادي از اتحاديه کسب کند. اين مسئله براي حفظ محبوبيت داخلي نخست‌وزير يونان و نيز بهبود اوضاع اقتصادي اين کشور اهميت دارد.
حال اين سؤال مطرح است که آيا اروپا با چنين طرحي کنار خواهد آمد، يا اينکه با آگاهي از اهداف يونان، با خواسته‌هاي آن مخالفت کرده تا در نهايت، اين کشور در مسير مطالبات اتحاديه قرار گيرد؟
هر چند که سياست و اهداف يونان براي اتحاديه اروپا شناخته شده است و بسياري از اين کشورها از جمله آلمان، فرانسه و انگليس بارها اعلام کرده‌اند که گرفتار باج‌خواهي يونان نخواهند شد، اما شرايط حاکم بر اتحاديه، دست برتر يونان را به همراه داشته است.
اولا؛ً اتحاديه اروپا همواره تلاش کرده تا خود را بزرگ‌ترين اتحاديه منطقه‌اي معرفي کند که داراي وحدت سياسي، اقتصادي و نظامي مي‌باشد، خروج هر یک از اعضا از جمله يونان از اتحاديه و يا از منطقه يورو شکستي سخت براي اروپا در صحنه جهاني خواهد بود. بسياري از ناظران سياسي معتقدند خروج يک عضو از يورو يا اتحاديه، برابر با الگو شدن آن براي ساير کشورها و در نهايت، خروج ساير کشورها مي‌شود که اروپا را با بحران‌هاي داخلي و خارجي بسياري روبه‌رو خواهد کرد.
بر اين اساس، اتحاديه اروپا براي حفظ آبرو هم كه شده، بايد يونان را حفظ کرده و خواسته‌هاي اين کشور را پذيرا شود. نکته ديگر آنکه، دوري از يونان برابر با گرايش بيشتر اين کشور به روسيه مي‌شود، چنانکه دو کشور اخيراً توافقنامه گسترده‌اي در حوزه انرژي امضا کردند. روسيه و يونان با ديدگاه مشترکي که نسبت به اروپا دارند، تمايلات بسياري به همگرايي نشان داده‌اند. اين مسئله، هم براي اروپا و هم براي آمريکا تهديدي بزرگ است. حتی اين سناريو مطرح است که سخنان تند اشتون کارتر، وزير دفاع آمريکا عليه روسيه در آستانه نشست ناتو و نيز تمديد تحريم روسيه از سوي اروپا در سال 2016 نوعي بيان نارضايتي از گرايش روسيه به يونان بوده است. غربي‌ها براي آنکه از توسعه حضور روسيه در يونان جلوگيري کنند، گزينه‌اي جز پذيرش طرح‌هاي يونان نخواهند داشت.
براساس آنچه ذکر شد مي‌توان گفت که، اتحاديه اروپا دوراني سخت را در برابر يونان سپري مي‌کند، چرا که تن دادن به خواسته‌هاي آتن، برابر با امتيازدهي و حتي الگو شدن آن براي ساير کشورهاي اروپايي است و مخالفت با خواسته‌هاي يونان نيز برابر با فروپاشي احتمالي اتحاديه و تقويت نفوذ روسيه در اين کشور خواهد بود که شکستي سنگيني براي اتحاديه اروپا رقم خواهد زد.
اقدامات اروپا به‌مثابه ظرفيت‌هاي اروپا در حمايت از اقتصاد كشورها نیست، بلكه دليل بحران يونان، طرح‌هاي اروپا و نسخه‌هاي نظام سرمايه‌داري بوده، چنانكه يونان خروج از يورو را راهكار پايان بحران مي‌داند. در باب اقدامات حمايتي اروپا از يونان نيز اين اقدامات، نه به دلیل وضع اقتصادي مطلوب اروپا و يا نگاه حمايتي آن از كشورها، بلكه به‌دليل هراس آنها از آشكار شدن شكست طرح‌هاي رياضتي و اقتصادي اتحاديه اروپا و رسوا شدن جهاني آنان و نيز هراس از رويكرد يونان به روسيه است، چنانكه قرارداد اخير يونان با روسيه در زمينه انرژي با انتقاد آمريكا و اروپا همراه شد. ناجي اقتصادي نبودن اروپا و آمريكا اصلي است كه در تحولات يونان به‌خوبي مي‌توان دريافت كه واهي بودن ادعاهاي اقتصادي آنان براي جهان را آشكار مي‌کند.


اعتراضات مردم عليه سياست‌هاي رياضتی انگليس ريشه در فقر دارد
رضا اشرفی

در انتخابات گذشته كه حزب محافظه‌كار در انگليس به پيروزي رسيد و ديويد كامرون توانست به تنهايي و بدون ائتلاف با حزب سوم، دولت تشكيل بدهد،‌ كمتر كسي فكر مي‌كرد كه انگليس به فاصله بسيار كوتاهي، شاهد تظاهرات و اعتراضاتي همراه با خشونت باشد؛ اما اين اتفاقي است كه در هفته گذشته به مراتب در اين كشور رخ داده است و شواهد هم نشان مي‌دهد كه ادامه خواهد داشت.
اخبار موجود كه در رسانه‌هاي مختلف منتشر مي‌شود، حكايت از آن دارد كه ده‌‌ها هزار تن از مردم انگليس در اعتراض به سياست‌هاي رياضتي دولت ديويد كامرون به خيابان‌ها آمده و به اعتراضات گسترده دست زده‌اند. برآوردها نشان مي‌دهد، بيش از 250 هزار تن در شهرهاي مختلف انگليس، از جمله لندن، گلاسكو، ليورپول، بريستول و ... دست به اعتراض زده‌اند.
تظاهرات‌كنندكان تأكيد دارند، از اعتراض خود دست نمي‌كشند، تا اينكه دولت محافظه‌كار سياست رياضت اقتصادي را كنار بگذارد. معترضان تأكيد كرده‌اند كه اگر دولت، سياست‌هاي نادرست اقتصادي خود را ادامه دهد، به اعتصاب و اقدامات مستقيم مدني روی خواهند آورد.
دولت انگليس دو سال پس از رویارویی با بحران نظام سرمايه‌داري كه تقريباً از سال 2008 آغاز شده است،‌ به سمت سياست‌هاي رياضتي پيش رفته است و همين مسئله، فشار فوق‌العاده‌اي را بر روي شهروندان اين كشور، به‌ویژه قشر پايين وارد كرده است.
همچنين، در ادامه مداخلات غرب در بحران اوكراين كه با سياست‌هاي تحميلي تحريم‌هاي اقتصادي آمريكا به روسيه همراه بود، انگليس با مشاركت در اين سياست، باوجود اوضاع اقتصادي ناكارآمد وارد بحث تحریم روسیه شد و از آمريكا پیروی کرد كه البته كم‌كم نتايج زیان‌بار آن را خواهد دید. گفتنی است، اين موضوع تنها مختص انگليس نيست، بلكه ديگر كشورهای اروپايي نیز درگير آن هستند. به اين علت كه اقتصاد اروپا در دوره بحران نظام سرمايه‌داري با فروش محصولات به روسيه توانست بخش قابل توجهي از كسري‌هاي خود را جبران كند،‌ اما بحران اوكراين و دخالت آمريكا و اروپا در آن كه با سياست تحریم‌هاي اقتصادي روسيه همراه شد،‌ اين فرصت را از آنها گرفت.
در واقع، ادامه سياست‌هاي رياضتی به دوره پيروزي محافظه‌كاران در سال 2010 بازمي‌گردد كه به‌دلیل به دست نياوردن حداكثر كرسي‌هاي پارلمان مجبور شد به ائتلاف با حزب ليبرال دموكرات‌ها به‌عنوان حزب سوم شد؛ اما از همان زمان به سمت رياضت اقتصادي پيش رفت. حال با توجه به اينكه محافظه‌كاران توانستند در سال جاري ميلادي، بدون دخالت ليبرال دموكرات‌ها دولت را تشكيل دهند، به اين نتیجه نادرست رسيده‌اند كه مي‌توانند همان سياست‌هاي رياضتي پنج سال گذشته را ادامه بدهند. اين همان رويكردي است كه سبب شد، مردم به خيابان‌هاي شهرهاي مختلف در انگليس آمده و نسبت به روند پيش‌روي سياست‌هاي دولت كامرون به اعتراضات گسترده‌ای دست بزنند.
«جورج آزبورن» وزیر دارایی انگلیس كه وي را مغز متفكر اقتصادي دولت محافظه‌كار می‌دانند، به‌تازگی و بدون توجه به اعتراضات مردمي تأكيد كرده است كه سياست رياضت اقتصادي در پنج سال آينده نيز ادامه خواهد داشت. وي معتقد است، انگليس براي كاهش هزينه‌هاي عمومي مجبور است كه رياضت را ادامه بدهد تا از اين طريق، كسري بودجه آن جبران شود. اين در حالي است كه معترضان مي‌گويند، دولت با اجراي سياست‌هاي رياضتي، به‌شدت خدمات بهداشتي و رفاهي را كاهش داده است و همين مسئله، سبب افزايش فشار به قشر آسيب‌پذير و كم‌درآمد شده است.
افزون بر اين، سياست‌هاي رياضتي در انگليس طي سال‌هاي گذشته کمکی براي برون‌رفت از بحران و وضعيت كنوني اقتصادي نکرده است. آمارها نشان مي‌دهد، بدهي عمومي اين كشور تا سه ماه آخر سال 2014، به بيش از يك تريليون و 449 ميليارد پوند رسيده است؛ در حالي كه دولت كامرون از سال 2010 بيش از 20 درصد از بودجه‌هاي خدماتي و عمومي را كاهش داده، اما نتيجه‌اي جز اعتراض نگرفته است؛ چون بسياري از مردم، مخالف اين سياست بوده و نيازمند كمك‌هاي دولت هستند. اشتباه دولت ديويد كامرون اين بوده كه پس از پيروزي بر حزب كارگر، اين‌گونه تصور كرده است كه مي‌تواند سياست‌هاي رياضتی پيشين را تشديد كرده و آن را دوباره ادامه دهد. از قضا همين مسئله، زمينه‌هاي لازم را براي اعتراضات گسترده ايجاد كرده است كه اين روزها در بسياري از شهرهاي انگليس، از جمله لندن به چشم مي‌خورد.


از نگاه دیگران

این یک جنگ جهانی است
تروریسم در همه جا موج می‌زند. عین‌العرب، پس از مجموعه‌ای از عملیات‌های تروریستی باز هم به نقل محافل خبری بدل شد. حسکه با صدها کشته و هزاران آواره به میدان مبارزه مبدل شده است. کویت جمعه دومین روز از ماه رمضان را با یکی از دردناک‌ترین کشتارها علیه نمازگزاران در حال رکوع و سجود گذراند.
پدیده سرهای جدا از پیکر به فرانسه منتقل شد و باز هم تونس شاهد هجوم تروریستی به یکی از مراکز گردشگری بود. تا زمانی که جهان به صورت جدی در برابر این چالش بزرگ، یعنی تروریسم نایستد، باز هم موج حملات تروریستی ادامه خواهد داشت و فهرست کشورهای متضرر از آن طولاتی‌تر خواهد شد.
جنگ با داعش، نماد تروریسم هنوز در ابتدای خود قرار دارد و خطر آن باقی است. کسانی که بر گزینه داعش‌سازی از مخالفان کشورهای دشمن خود تکیه کرده بودند، امروز خود را در برابر غولی بیرحم یافته‌اند. آنها می‌دانند که امروز بهای بازی تاکتیکی خود را به‌صورتی راهبردی پرداخت می‌کنند؛ اشتباهی که به گسترش این سازمان وحشی در سوریه و عراق انجامیده است.
کسانی هم که به بهره‌برداری از داعش در جنگ خود با اسد تکیه کرده بودند امروز می‌فهمند که چه اژدهایی با سمی کشنده در آستین پرورش داده بودند که حتی به خود آنان نیز رحم نمی‌کند. داعش تمام کشورهای حاشیه خلیج‌فارس را درنوردید و اگرچه امروز در عراق مشغول است، ولی چشمان آن به شبه‌جزیره عربستان و مکه و مدینه دوخته شده است.
آنانی که به‌دنبال همکاری با داعش، جبهه النصره و القاعده یمن هستند، بالاترین بهای ممکن را پرداخت خواهند کرد و به زودی خواهند فهمید، این جنگ نیابتی علیه ایران و هم‌پیمانان آن، روزی دامن خود آنها را خواهد گرفت و خود درون این چاهی که حفر کرده‌اند، خواهند افتاد. این افرادی که از هیچ تلاشی برای حمایت از جبهه النصره فروگذار نکرده و از پیشروی القاعده در یمن چشم‌پوشی کرده‌اند، وقتی پشیمان خواهند شد (که دیگر پشیمانی سودی ندارد) که شهرهای‌شان در گرداب انفجارهای تروریستی فرورفته است.
آنان که بر طبل اختلافات مذهبی کوفته‌اند و از آن سوء‌استفاده کرده‌اند، زمانی به خود خواهند آمد که کشورشان تا گردن در مرداب این آتش فتنه فرورفته است و آنچه که خود بافته‌اند، ابزاری خواهد بود برای خونریزی بیشتر در میان مردم خودشان!
آنان که فکر می‌کنند در برابر هرگونه نفوذ خیزش‌های عربی مصون هستند و این پدیده، جرئت نزدیک شدن به آنان را ندارد، سخت در اشتباه هستند. تمام آنان همان اشتباهات گذشته را تکرار می‌کنند و به تکبر ادامه می‌دهند غافل از آنکه، چشم عبرت‌بینی نیست و نهایتاً همه در راه‌های از پیش رفته به بن‌بست خواهند خورد و تباه خواهند شد.
حتی کشورهایی که به‌اصطلاح، لطف بیشتری نسبت به گروه‌های تروریستی دارند، سرانجام در دام داعش و النصره و القاعده گرفتار خواهند شد. این جنگی جهانی است که در جغرافیای هستی ادامه خواهد داشت و دامن همه حامیان تروریسم را خواهد گرفت.
منبع: خبرگزاري سما
مترجم: سحر دولتيان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا6
73

ورود 13 تن طلای بلوکه‌شده ایران به خزانه بانک مرکزی
رئیس کل بانک مرکزی از آزادسازی و ورود 13 تن طلای خریداری‌شده ایران در قالب مذاکرات هسته‌ای خبر داد و گفت: در حاشیه مذاکرات وین با تلاش بانک مرکزی و دستگاه دیپلماسی، مشکل انتقال بخشی از دارایی‌های طلای ایران به داخل کشور رفع شد. رئیس کل بانک مرکزی در این‌باره توضیح داد: معادل 13 تن طلا که قبلاً خریداری شده و طی دو سال گذشته به صورت امانی در آفریقای جنوبی نگهداری می‌شد و به‌دلیل شرایط تحریم و برخی کارشکنی‌ها امکان انتقال آن به ایران وجود نداشت، براساس پیگیری‌های انجام‌شده در مذاکرات جاری در وین رفع مشکل شده و طی هفته گذشته در قالب سه محموله که آخرین آن به میزان چهار تن بود، وارد کشور شده است. موضوع رفع تحریم‌ها و دسترسی بدون مانع به منابع پولی، ارزی و طلای جمهوری اسلامی در خارج از کشور، یکی از اهداف اصلی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای در جریان مذاکرات جاری است. در عین حال که پیشتر نیز ایران و گروه 1+5، برای آزادسازی ۹/۱۱ میلیارد دلار از دارایی‌های ارزی بلوکه‌شده کشورمان به توافق رسیده بودند.
تأیید کاهش ذخیره اورانیوم ایران در گزارش آژانس
خبرگزاری رویترز در گزارشی با اعلام اینکه به نسخه‌ای محرمانه از گزارش ماهیانه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی درباره ایران دست یافته است، نوشت: ذخیره اورانیوم کمتر غنی‌سازی‌شده ایران، کمتر از سطح حداکثری است که در توافق هسته‌ای موقت در سال ۲۰۱۳ (آذر ۹۲) درباره آن توافق شد. براساس توافق برنامه اقدام مشترک که بین ایران و گروه ۱+۵ متشکل از آمریکا، انگلیس، فرانسه، روسیه، چین و آلمان در آذر ماه ۱۳۹۲ حاصل شد، ایران باید میزان ذخایر اورانیوم کمتر غنی‌سازی‌شده خود را کمتر از ۷ تن و ۶۵۰ کیلوگرم نگاه دارد که گزارش ماهیانه آژانس نیز نشان می‌دهد، در حال حاضر میزان ذخایر اورانیوم ایران ۷ تن و ۵۳۷ کیلوگرم است.
سفر مدیرکل آژانس به تهران
به گزارش «ایرنا»، یک منبع نزدیک به تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران، هدف از سفر یوکیا آمانو را گفت‌وگو درباره فعالیت‌های گذشته و دریافت پیشنهادهای ایران برای رفع سوءتفاهمات عنوان کرد. هنگامی که ایران مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای را نپذیرفت، آژانس راه‌حل پیشنهادی ایران را جویا شد که در این سفر، ایران راه‌حل خود را ارائه می‌کند. آژانس یکی از اهداف سفر مدیرکل این نهاد به ایران را تسریع حل‌وفصل موضوعات باقی‌مانده عنوان کرد. در راستای همکاری‌های ایران با آژانس، بیانیه مشترکی در 20 آبان ماه سال 92 به امضای صالحی و آمانو رسید. بر اساس این، تاکنون ایران 13 اقدام عملی را که پیش از این در مذاکرات با آژانس بر سر آن توافق شده بود، اجرا کرده است و پنج مورد دیگر را نیز باید تا سوم شهریور ماه امسال اجرایی کند.
روایت تخت‌روانچی از اجرای پروتکل
اجرای پروتکل الحاقی از سوی ایران که به یکی از مباحث بحث‌برانگیز در مذاکرات تبدیل شده است، سبب شد تا مجید تخت‌روانچی، معاون وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگو با بولتن دانشمندان هسته‌ای آمریکا توضیحاتی در این خصوص ارائه کند. وی گفت: «تصویب پروتکل الحاقی باید از طریق مجلس انجام شود و ما معتقدیم که علاوه بر پروتکل الحاقی حتی اجرای این شروط نیز باید منوط به تأیید مجلس باشد. ما به‌عنوان دولت باید به حرف مجلس گوش دهیم و آنها چارچوب عملکرد ما را تعیین می‌کنند.» معاون وزیر امور خارجه درباره روند اجرای پروتکل الحاقی و بازرسی از تأسیسات نظامی گفت: «پیش از هر چیز باید ببینیم که تعهدات بین‌المللی ایران چه چیزی است. ما با آژانس توافق پادمانی داریم که سال‌ها براساس آن عمل کرده‌ایم و تاکنون هیچ مسئله‌ای درباره‌ این ابزار وجود نداشته است.» تخت‌روانچی افزود: «علاوه بر این مسئله‌ پروتکل الحاقی وجود دارد. ما در سال‌های 2003 تا 2005 به مدت دو سال آن را اجرا کردیم. آژانس برای رفتن به نقاط مختلف در ایران به انتخاب خود آزاد بود و هیچ مشکلی درباره‌ مکان‌هایی که آژانس خواستار بازدید از آن و گفت‌وگو درباره‌ آن بود، وجود نداشت. بنابراین تا جایی که سابقه ما درباره‌ اجرای پروتکل الحاقی در سال‌هایی که آن را داوطلبانه اجرا کردیم نشان می‌دهد، حتی یک مشکل هم وجود نداشت.» این دیپلمات ارشد ایرانی تأکید کرد:‌ «ما به هیچ‌کس اجازه نمی‌دهیم وارد مجموعه‌های نظامی شود. چون پروتکل الحاقی به این معنی نیست که بازرسان هر کجا خواستند را بازدید کنند و برای اینکه هر کاری خواستند انجام دهند و با هر کسی که خواستند صحبت کنند، دست بازی داشته باشند. بلکه پروتکل الحاقی به معنی فراهم کردن دسترسی به نواحی مشخص است که مدارکی دال بر خطاهای ادعایی وجود داشته باشد که اسناد مربوط به آن هم باید به اعضا ارائه شود.»


هویت 414

انگلیس: محرومیت مهاجران قانونی از تحصیلات عالی
انگليس در حالي خود را یکی از محورهاي حمايت از حقوق بشر معرفي مي‌كند كه هر روز ابعاد جديدي از واهي بودن اين ادعا آشكار مي‌شود، چنانكه گزارش‌ها نشان مي‌دهد مهاجران خارجی حتی آن دسته از مهاجرانی که سال‌ها و به طور قانونی در انگلیس زندگی می‌کنند، از تحصیل در دانشگاه‌های این کشور محروم شده‌اند. در برخی موارد، دانشجویان خارجی دانشگاه‌های انگلیس به‌دلیل خارجی بودن نمی‌توانند از وام دانشجویی استفاده کرده و به تبع آن از حضور در کلاس‌های درس محروم می‌شوند. مورد دیگر دانش‌آموزان مهاجری هستند که با وجود سال‌های بسیار زندگی در انگلیس به‌دلیل مهاجر بودن نتوانسته‌اند وارد دانشگاه شوند. این خبر در حالی منتشر شد که انگلیس برای جلوگیری از ورود مهاجران به این کشور و همچنین قطع مزایای مهاجران خارجی در انگلیس، درصدد جدایی از اتحادیه اروپاست.
آمریكا: افزایش جمعیت زندان‌ها

جمعیت زندان‌های آمریکا به ۳/۲ میلیون نفر افزایش یافته است که همین مسئله سالیانه بیش از هفت میلیارد دلار برای دولت آمریکا هزینه دارد، در حالي كه بسياري از اين افراد هرگز جرم‌شان اثبات نشده و صرفاً به‌دليل رنگ پوست و نژاد در زندان به سر مي‌برند. جمعیت زندان فدرال از سال 1980 تاکنون هشت برابر شده است. همچنین، هزینه‌های عملیاتی دفتر زندان‌ها (BOP) در طول زمان افزایش یافته است و در سال مالی 2014 به بیش از هفت میلیارد دلار رسیده که این هزینه بالغ بر 19 درصد ‌مجموع تعهدات وزارت دادگستری آمریکا است. اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا (ACLU) اعلام کرد آمریکا تنها پنج درصد از جمعیت جهان را در خود جای داده است، اما 25 درصد از جمعیت زندانیان جهان در زندان‌های آمریکا زندانی هستند و به همین دلیل آمریکا یکی از بزرگ‌ترین زندان‌بان‌های جهان به شمار می‌آید.
فرانسه: تشديد نظارت بر مساجد

فرانسه باوجود برخورداري از ميليون‌ها مسلمان، همچنان از پذيرش حقوق آنها خودداري كرده و به بهانه مبارزه با تروريسم و برقراري امنيت هر روز بر میزان محدودیت آنها افزوده مي‌شود. يكي از محدوديت‌هاي اعمال‌شده در قبال مساجد است، چنانكه همزمان با تشديد اقدامات دولتمردان فرانسه در تشديد نظارت‌ها بر مسلمانان و از جمله مساجد لوپن، رهبر حزب ملی‌گرای جبهه ناسیونال فرانسه از دولت خواست تا شهروندان خارجی را اخراج کرده و بر تجمعات و عبادت‌کنندگان مساجد سراسر کشور نظارت داشته باشد. سران فرانسه معتقدند باید تجمع در مساجد تحت نظر قرار گیرد و ساخت مسجد با تأمین پول از خارج باید به حالت تعلیق دربیاید. گزارش‌ها نشان مي‌دهد در طول سال‌هاي اخير محدوديت‌ها عليه مسلمانان در فرانسه به‌شدت افزايش يافته و زندگي را براي بسياري از آنان مشكل کرده است.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

در آستانه روز جهانی قدس صبح صادق بررسی می‌کند
همگرایی صهیونیستم و ارتجاع عربی برای به حاشیه راندن قضیه فلسطین

رضا گرمابدری

بزرگ‌ترین ظلم استکبار به جهان اسلام در تاریخ معاصر دسیسه‌چینی شیطانی برای کمک به غصب فلسطین، اولین قبله مسلمانان و تشکیل رژیم غاصب و نامشروع رژیم صهیونیستی در سرزمین فلسطین است. غصب و اشغالی که با بزرگ‌ترین جنایت‌ها و کشتارها و آوارگی‌های گسترده همراه بود. از زمان غصب سرزمین فلسطین و تشکیل رژیم کودک‌کش صهیونیستی در سال 1948 ـ حدود 67 سال پیش ـ ملت فلسطین لحظه‌ای از مقاومت دست برنداشته، اما این مقاومت با فراز و فرودهای زیادی مواجه بوده است. در سال‌های اول بیشتر کشورهای عربی قاطعانه از ملت فلسطین حمایت می‌کردند و حتی حاضر شدند در چند مرحله با رژیم صهیونیستی جنگ کنند که در نتیجه آن جنگ‌ها، بخش‌های جدیدی از خاک کشورهای عربی به اشغال صهیونیست‌ها درآمد که هنوز هم اشغال برخی از آنها ادامه دارد. در دوره‌هایی هم روند حمایت از مردم مظلوم فلسطین به‌شدت افول کرد که شاید بدترین موقعیت در تاریخ اشغال فلسطین به اواخر دهه هفتاد میلادی یعنی در آستانه انقلاب اسلامی ایران بازگردد که کشورهای عربی از مقابله با صهیونیست‌ها ناامید شده بودند و رفته‌رفته، مردم فلسطین را در این معرکه خونین و نابرابر تنها ‌گذاشتند.
در چنین وضعیتی انقلاب اسلامی در ایران پیروز شد و اولین و برجسته‌ترین طنینی که در جهان انداخت، حمایت همه‌جانبه از ملت مظلوم فلسطین و مقابله با صهیونیست‌ها بود. این ندای دلنواز حمایت، فلسطین زخمی و بی‌رمق شده از جور دشمنان و بی‌وفایی و خیانت دوستان را به وجد آورد تا جایی که خیانت انورسادات معدوم به آرمان فلسطین و مسیر سازش و تسلیم یاسر عرفات و سازمان آزادی‌بخش فلسطین هم نتوانست غبار یأس و ناامیدی را برچهره به وجد آمده و بیدار شده ملت فلسطین بنشاند. نام‌گذاری آخرین جمعه ماه رمضان به «روز قدس» که امام خمینی(ره) در راستای اندیشه بلند استکبارستیزی، محو رژیم نامشروع صهیونیستی و دفاع و حمایت از مظلومان، آن را اعلام کردند، مرهم و التیامی بر پیکر مجروح فلسطین و پیام نویدبخش آغاز مرحله جدید حمایت جهانی مسلمانان از فلسطین بود. اعلام روز جهانی «قدس» همچون صاعقه بر سر رژیم پلید صهیونیستی فرود آمد و این رژیم سفاک را به لرزش و وحشت انداخت و جان تازه در رگ‌های خشکیده فلسطین جاری ساخت و طی سال‌های طولانی ضربات سنگینی را بر پیکر ناپاک صهیونیستی فرود آورد. رژیم صهیونیستی که در این مدت بیکار ننشسته بود به انواع دسیسه‌ها دست یازید تا در فرایندی حساب شده به کمک استکبار توانست با برخی از سران مرتجع کشورهای عربی و غربی درباره یک توطئه خطرناک به تفاهم برسد براساس این توطئه باید «فلسطین قربانی شود تا امنیت و ثبات رژیم صهیونیستی و رژیم‌های مرتجع عربی تضمین گردد.» نوشتار حاضر در آستانه روز قدس به اختصار موضوع پیش‌گفته را بررسی می‌کند. ان‌شاء‌الله

خاستگاه مفهومی بحث
در آستانه انقلاب اسلامی آنچه که موجب هر چه رقت‌بارتر شدن وضعیت مردم مظلوم فلسطین می‌شد، تفرقه و بی‌خبری در جهان اسلام بود. منشأ این تفرقه، حمایت همه‌جانبه استکبار از رژیم صهیونیستی و ناتوانی سران کشورهای عربی در شکست رژیم صهیونیستی و آسیب این کشورها از جنگ با این رژیم سفاک بود. برخی متحمل هزینه مالی می‌شدند، برخی تحت فشارهای سیاسی قرار می‌گرفتند و برخی نیز ضمن از دست دادن بخشی از سرزمین‌شان ناامنی دایمی بیشتری احساس می‌کردند. تنوع این آسیب‌ها تا حدود زیادی حوزه منافع آنها را دگرگون ساخت و به‌تدریج برخی تأمین منافع‌شان را نه در جنگ با رژیم صهیونیستی و حمایت از ملت مظلوم فلسطین که در سازش با رژیم صهیونیستی دیدند. منشأ بی‌خبری در جهان اسلام هم فقدان یک نظام سیاسی قدرتمند بود که همراه با اعلام شجاعانه حمایت همه‌جانبه از فلسطین، در عمل هم امکانات رسانه‌ای و سیاسی خود را در خدمت دفاع از مردم فلسطین قرار دهد. پیروزی انقلاب اسلامی با عظمت و شور و شوقی که ایجاد کرد، هر دو خلأ را پرنمود و با اینکه برخی از کشورها با اکراه و با احتیاط در قضیه فلسطین در ظاهر با ایران همنوا شدند، اما مردم مسلمان در هر جای دنیا از فراخوان حمایت ایران از فلسطین مشتاقانه استقبال کردند و «تفرقه دولتی» به «اتحاد امتی» تبدیل شد و نشانه آن هم برگزاری راه‌پیمایی‌های باشکوه «روز قدس» در کشورهای اسلامی و نقاط مختلف جهان بود. توان رسانه‌ای ایران نیز در خدمت اطلاع‌رسانی مسائل فلسطین قرار گرفت. در نتیجه‌ این دو حرکت ملت فلسطین نیز امیدوارانه‌تر از هر زمان دیگری به پا خاست. صهیونیست‌ها که با نگرانی شدید پیوسته وضعیت جدید را رصد می‌کردند در نهایت راه چاره را در نقطه مقابل حرکت صورت گرفته یافتند و درصدد ایجاد تفرقه جدید و دست‌ چندم کردن قضیه فلسطین در جهان اسلام برآمدند و با این هدف گفتمان جدید و خطرناکی را با سران مرتجع عرب آغاز کردند.

فلسطین در افکار جهانی پس از انقلاب اسلامی
تا پیش از انقلاب اسلامی ایران قضیه فلسطین و رژیم صهیونیستی در چارچوبی به دنیا عرضه می‌شد که افکار عمومی دنیا کمترین اطلاعات صحیح از قضیه فلسطین داشته باشند. رسانه‌های صهیونیستی و استکباری جهان زمانی موضوعی مربوط به فلسطین و رژیم صهیونیستی را جهانی می‌کردند که در آن موضوع فلسطینیان تروریست و صهیونیست‌ها قربانی تروریست‌ معرفی می‌شدند، نمونه بارز این خط رسانه‌ای در بازی‌های المپیک دهه هفتاد میلادی در آلمان مشاهده می‌شود که در آن زمان چریک‌های فلسطینی چند تن از ورزشکاران رژیم صهیونیستی را به گروگان گرفتند که منجر به درگیری و کشته شدن تعدادی از دو طرف شد. در آن زمان رسانه‌های صهیونیستی استکباری برای مخدوش ساختن چهره فلسطینیان، بیشترین بهره را از این حادثه بردند. این رسانه‌ها کاری کرده بودند که مردم دنیا فلسطین را با چریک‌های تروریست! بشناسند نه با شهدایی که در دیریاسین و صبرا و شتیلا و... به فجیع‌ترین شکل کشته شده بودند و نه با صدها هزار آواره فلسطینی و نه با خانواده‌هایی که هر روز و شام صهیونیست‌ها خانه‌شان را برسرشان خواب می‌کنند و نه با مظلومانی که هر روز بیشتر از روز پیش زمین‌های‌شان غصب می‌شد و به جایش برای صهیونیست‌های آدمکش شهرک ساخته می‌شد. پیروزی انقلاب اسلامی و به تبع آن تعیین «روز قدس» چهره واقعی و پر از زخم فلسطینیان را به جهان نشان داد. انقلاب اسلامی به افکار فریب‌خورده جهان نشان داد اگر رزمندگان فلسطین علیه صهیونیست‌ها دست به عملیات می‌زنند از سر آدمکشی و اقدام تروریستی نیست که از سر دفاع از خانه و سرزمین‌ و بناهای اعتقادی و برای نجات ملک و ملت‌شان از دست غاصبان است. تلاش انقلاب اسلامی که با مساعدت مسلمانان همراهی شد پس از چند سال توانست حقیقت قضیه فلسطین را برای جهانیان آشکار کند و در این میان «روز قدس» نقش بی‌بدیلی داشت.

فلسطین در افکار جهانی از رهگذر جنگ‌های غزه
اندیشه الهام‌بخش انقلاب اسلامی و ندای آزادسازی قدس سبب شد تا فلسطین بر مبنای این الهام‌بخشی باردیگر به خود آید و باور کند با تکیه بر اعتقادات دینی نه کمونیستی، هم می‌تواند نظر مسلمانان را جلب کند و هم می‌تواند سلاح بر دست گیرد و به قلب دشمن صهیونیستی حمله‌ور شود و در این میدان آنقدر بکوشد تا حق ملت و سرزمینش را از خونخوارانی بگیرد که با خالی دیدن معرکه از مجاهدان، جسورانه‌تر غارت و کشتار می‌کند. اینگونه بود که «حماس» و «جهاد اسلامی» در حالی در فلسطین شکل گرفت که بیشتر نسل مبارزان گذشته فلسطین به دلیل نداشتن باورهای محکم عقیدتی اسلامی در حال افول و دگردیسی بودند. نسل جدید مبارزان فلسطینی که در پرتو تشعشات انقلاب اسلامی شکل گرفتند به سبب برخورداری از اعتقادات راستین دینی و مبارزاتی در مبارزه همه‌جانبه و به‌ویژه مبارزه مسلحانه با صهیونیست‌ها بسیار راسخ‌تر و معتقدتر از نسل فرسوده گذشته عمل می‌کردند از این رو افکار جهانی و صهیونیست‌ها که بارها ضربه شست این مجموعه جدید را چشیده بودند، متوجه شدند با پدیده‌ نوی بسیار سرسختی مواجه هستند. فلسطین بازسازی شده در ذیل اندیشه آزادی‌بخش انقلاب اسلامی زمانی همه هویت نو شده‌اش را به دنیا و صهیونیست‌ها عرضه کرد که در جنگ‌های 22 روزه، 8 روزه و 51 روزه غزه قهرمانانه در برابر همه توان نظامی و سبعیت صهیونیستی ایستاد و در هر سه جنگ به‌یاد ماندنی، طعم تلخ زهر شکست را به کام آنها ریخت تا صهیونیست‌ها بارها پس از شکست در جنگ 33 روزه مقابل حزب‌الله لبنان، با تمام وجود حقارت و لگدمال شدن را احساس کنند. این دلاوری‌های مجاهدان فلسطینی در حالی بود که برخی از کشورهای عرب مرتجع مانند جنگ 33 روزه دست در دست صهیونیست‌های کودک‌کش گذاشته بودند تا ریشه مقاومت در فلسطین را بسوزانند، اما مقاومت مردم فلسطین و سلحشوران مجاهد آن و نصرت وعده داده شده الهی برای آن ناپاکان جلاد سرنوشت‌ سیاهی را رقم زده بود. این رویدادهای مبارک که هر بار بیشتر از گذشته رژیم صهیونیستی را خفیف‌تر و کشورهای عرب مرتجع را رسواتر می‌ساخت سبب شد تا صهیونیست‌ها، مزدوران و حامیان‌شان به راه‌های تفرقه بیندیشند.
فرصت‌طلبی صهیونیست‌ها از تحولات منطقه
استکبار پس از عقب‌نشینی اولیه در برابر موج بیداری اسلامی، با برخی ترفندها و به‌کارگیری برخی مزدوران توانست در نقاطی بر این موج‌سوار شود، صهیونیست‌ها در این فرصت‌طلبی به استکبار پیوستند و با مناسب دیدن اوضاع منطقه برای عریض کردن حاشیه امن‌شان از یک‌سو در جهت‌دهی و حمایت همه‌جانبه از تروریست‌هایی که گویا در شکل دادن به آنها نقش جدی و پنهان داشتند، فعال شدند و از سوی دیگر برخی از روابط پنهانی‌شان با بعضی از کشورهای عربی را تشدید و آشکارتر کردند. صهیونیست‌ها برای همراه ساختن کشورهای مرتجع عرب با طرح‌های‌شان از برخی مسائل جاری در منطقه مانند، خطر حزب‌الله، خطر گروه‌های مبارز فلسطینی، خطر حاکمیت شیعیان در عراق، خطر قدرت گرفتن حوثی‌ها در یمن، خطر فعالیت‌های هسته‌ای ایران و ... حداکثر استفاده را کردند. این کشورهای عربی با نزدیکی هر چه بیشتر به رژیم صهیونیستی، از خط مقاومت و آرمان و حمایت از فلسطین دور می‌شدند. این همگرایی با صهیونیست‌ها برای برخی از این کشورها آنقدر جذابیت داشت که گویا در این باره با هم مسابقه گذاشته بودند.

عرب‌های مرتجع در خدمت صهیونیست‌
صهیونیست‌ها با تحمیل تصور توهمی منافع مشترک حیاتی با تعدادی از کشورهای عربی، راهی را که برای مصون ماندن از تحولات منطقه به‌ آنها القا کردند، تحکیم روابط بود که بخشی از آن تاکنون آشکار شده است پس از مصر و اردن که رسماً پیشتر در دام صهیونیست‌ها افتادند و خود را به آنها نزدیک کردند، مسابقه اصلی بین قطر و عربستان آغاز شد.
«سامی ریفیل» رئیس اولین دفتر نمایندگی منافع اسرائیل در قطر که از سال 1996 میلادی تا سال 1999 این سمت را برعهده داشت، در قالب کتابی، پرده از روابط سری این رژیم با قطر برداشت. خلاصه‌ای از مسائل مطرح شده در این کتاب به شرح زیر است:
به عقیده نویسنده صهیونیستی، کوتایی که حمدبن‌خلیفه، وزیر دفاع وقت قطر در سال 1995 بر ضد پدرش انجام داد، با مناسبات قطر با رژیم‌صهیونیستی مرتبط بود، علاوه بر اینکه این کودتا، اولین کودتا از نوع خود نبود و پیش از آن شیخ خلیفه نیز در سال 1972 بر ضد پدرش کودتا کرده بود. نویسنده، کودتای مذکور و تحولات زیر را مرتبط می‌داند: اول، توسعه میدان گازی قطر با همکاری شرکت‌های رژیم‌صهیونیستی و آمریکایی. دوم، پروژه ‌صهیونیستی - آمریکایی معروف به خاورمیانه جدید. سوم، انتقال پایگاه‌های پیشین آمریکا در عربستان سعودی به قطر و ایجاد پایگاه‌های جدید برای حمله به عراق در سال 2003. چهارم، پروژه صهیونیستی ارائه شده از سوی شیمون پرز با عنوان صلح اقتصادی که وی برای ایجاد زیرساخت‌های مثلث رژیم‌صهیونیستی ـ اردن- فلسطین مطرح کرد و مبنای آن پروژه‌های گازی و کشیدن خط لوله از قطر به ایلات و العقبه بدون عبور از کانال سوئز بود. این کتاب یادآوری می‌کند که امیر جدید قطر در سال 1995 از پروژه گازی بین طرف‌های مذکور سخن گفته و روزنامه‌های رژیم‌صهیونیستی و قطر اخبار پروژه تأسیس نیروگاه مشترک تولید برق با استفاده از گاز قطر را منتشر کردند. پنجم، مهم‌تر از همه اینها یادداشت تفاهمی بود که در جریان کنگره اقتصادی دوم خاورمیانه و شمال آفریقا که در اکتبر 1995 در عمان برگزار شد، به امضا رسید. موضوع آن انتقال گاز طبیعی از قطر به رژیم‌صهیونیستی بود. این یادداشت تفاهم از سوی حمدبن‌جاسم، نخست‌وزیر قطر و شیمون پرز، وزیر خارجه وقت رژیم صهیونیستی و جونین ساجیف وزیر انرژی این رژیم به نمایندگی از شرکت‌ انرون و ربکا مارک به امضا رسید. علاوه بر مناسبات قطر با رژیم‌صهیونیستی و دیدگاه‌های شیمون پرز در مورد صلح اقتصادی و خاورمیانه جدید و منابع گازی موجود در قطر و همچنین انتقال و توسعه پایگاه‌های نظامی آمریکا در این کشور، کودتای اتفاق افتاده در سال 1995 می‌طلبید که تمرکز ویژه‌ای پیرامون نقش سیاسی قطر در همکاری با اسرائیل ایجاد شود تا حامل پیام‌های تبلیغاتی متعددی باشد که عبارتند از: اول، در عرصه نقش سیاسی، مناسبات قطر و رژیم‌صهیونیستی تا حد ائتلاف پیش‌ رفته است، ده‌ها دیدار و انواع متعددی از هماهنگی‌ها در سطوح سیاسی و اقتصادی بین دو طرف برقرار شد که نمایندگان آن شیمون پرز از طرف رژیم‌صهیونیستی و حمدبن‌جاسم به نمایندگی از دولت وقت قطر بوده است، ایهود باراک و زیپی لیونی نیز در این راستا نقش اساسی داشتند.
برخی از این دیدارها عبارتند از: دیدار حمدبن‌جاسم، وزیرخارجه قطر با ایهود باراک همتای ‌صهیونیستی خود در پاریس در سال 1996. استقبال از شیمون پرز در دوحه و نواختن سرود رژیم‌صهیونیستی در فرودگاه دوحه. هیئتی اطلاعاتی و اقتصادی در این دیدار پرز را همراهی می‌کردند. مشارکت رژیم‌صهیونیستی در نمایشگاه امنیتی در دوحه در سال 1996. مشارکت رژیم‌صهیونیستی در کنگره اقتصادی دولت‌های خاورمیانه و شمال آفریقا در دوحه در سال 1997.
دیدار شیخ حمدبن‌جاسم از زیپی لیونی، وزیر خارجه رژیم‌صهیونیستی در نیویورک در سال 2007 و سفر لیونی به دوحه در سال 2008. همچنین امیر قطر و وزیر خارجه وی با شیمون پرز برای تلاش جهت مذاکره رژیم‌صهیونیستی با حماس دیدار کرده و دیدار مشابهی بین این دو و باراک نیز برگزار شد.
سردبیر یک وبگاه آمریکایی در گزارشی به افشای روابط نزدیک و محکم عربستان سعودی و رژیم صهیونیستی از جمله کمک 16 میلیارد دلاری ریاض به این رژیم پرده برداشت. باری به نقل از یک منبع نزدیک به تحلیلگران اطلاعاتی آمریکایی نوشت: «عربستان در خلال دو سال‌ونیم گذشته 16 میلیارد دلار به اسرائیل داده است و این انتقال پول از طریق گذاشتن آنها در حساب ویژه توسعه اسرائیل توسط یک کشور عربی و به‌منظور کمک به طرح‌های زیرساختی اسرائیلی صورت گرفته است. مقام نزدیک به اطلاعات آمریکا گفته است که مبالغ ذکر شده برای شهرک‌سازی در کرانه باختری تخصیص داده شده است.»
«مناحیم ناحیک نفوت» معاون رئیس سابق موساد که از دهه 60 قرن گذشته در این سمت خدمت کرده و ریاست بخش روابط غیررسمی با کشورهای عربی و خارجی در موساد موسوم به «تفیل» را برعهده داشت، در گفت وگو با شبکه دوم تلویزیون رژیم صهیونیستی گفت که دوستان و شرکای زیادی در عربستان داریم که آنها به ما نگاه دشمن را ندارند. وی افزوده است: «سعودی‌ها دشمن اسرائیل نیستند، بلکه دوست هستند و برای رابطه با ما ارزش قائل هستند.» نفوت افزود: «این برداشت ما که کشورهای عربی خواهان نابودی و ویرانی اسرائیل هستند، نادرست است و به‌طور قطع امروز وجود ندارد.»

فلسطین مسئله اول جهان اسلام
واقعیت امروز این است که توطئه گسترده و خطرناک صهیونیستی ـ عربی و غربی سبب شده قضیه فلسطین به حاشیه رانده شود. به رانده شدن قضیه فلسطین اولین هدف رژیم صهیونیستی است که در ظاهر تا حدودی محقق شده است، هدف دوم عمق یافتن حاشیه‌ امن این رژیم منحوس است که با وضعیت سوریه آن هم تا حدی حاصل شده است؛ اما آنچه که خیال صهیونیست‌ها را می‌آزارد و باعث ادامه تلاش آنها است و ضعف این قضیه هم محسوب می‌شود، تثبیت نشدن این دو هدف و آسیب‌پذیری جدی آن است که با یک حادثه می‌تواند در نقطه مقابل خواست رژیم صهیونیستی قرار گیرد. احتمال چنین اتفاقی زیاد است و در مقدمه آن «روز قدس» پیش رو قرار دارد که باید با شکوه هرچه بیشتر برگزار شود. در ادامه این روز نیز انتشار موضع روشن و صریح ایران درباره فلسطین و تحلیل آن از زوایای مختلف است که در بیانات امام خامنه‌ای در سالگرد رحلت حضرت امام(ره) به آن اشاره شده است که فرمودند: «هر جا ظلم هست دو طرف وجود دارد: ظالم و مظلوم؛ ما طرف‌دار مظلومیم، مخالف با ظالمیم؛ این موضع‌گیری‌ای است که امام به‌صراحت انجام می‌داد و این یکی از خطوط اصلی است. امروز هم به همین دلیل مسئله فلسطین برای ما یک مسئله اصلی است؛ این را همه بدانند. مسئله فلسطین از دستور کار نظام جمهوری اسلامی خارج نخواهد شد. مسئله فلسطین، عرصه یک مجاهدت واجب و لازم اسلامی است، هیچ حادثه‌ای ما را از مسئله فلسطین جدا نمی‌کند. ممکن است کسانی در صحنه فلسطین باشند که به وظایف‌شان عمل نکنند، حساب آنها جدا است، اما مردم فلسطین ملت فلسطین، مجاهدان فلسطینی مورد تأیید و حمایت ما هستند.»
از بیانات فوق معلوم می‌شود، فلسطین باید مسئله اول جهان اسلام باشد و باقی بماند و نباید چیزی جای آن را بگیرد همانگونه که هیچ یک از رویدادهای مهم جاری نتوانسته جای آن را در سیاست‌های ایران بگیرد و آن را به حاشیه براند. ان‌شاء‌الله


نگاه یک
علی اسماعیلی

حاشیه امن داعش برای رژیم صهیونیستی
ماهیت و وابستگی گروه تروریستی داعش به دولت‌های مستکبر، اگرچه در ابتدای ظهور و بروز آن کمتر آشکار بود، اما مرور زمان و افشای برخی پشت پرده‌های آن و نوع جنایات و اقدامات این گروهک تروریستی، امروز دیگر به دیرباوران نیز ثابت کرده که داعش سر در آخور کشورهای غربی به سر کردگی آمریکا و دول مرتجع عرب منطقه، ترکیه و صهیونیست‌ها دارد و تمام اقدامات آن در راستای منافع این کشورهاست و دیگر تردیدی نیست که این گروه تروریستی و دیگر تروریست‌های منطقه برای تضعیف جبهه مقاومت منطقه و با هدف ایجاد حاشیه امن برای رژیم صهیونیستی ایجاد شده است. شواهد و اسناد نیز همه مؤید این ادعاست. این نوشتار به این موضوع پرداخته است:
۱ـ داعش خطری برای منطقه به استثنای رژیم صهیونیستی!
با توجه به واقعیات اقدامات امروز داعش در عراق، سوریه، لبنان و... این موضوع به اثبات رسیده که داعشی‌ها فقط ماشین کشتار مردم مسلمان و مسیحی و... منطقه بوده و از آنجا که تاکنون، هیچ اقدامی علیه صهیونیست‌ها نداشته‌اند، به‌خوبی پشت پرده تأسیس این گروه تروریستی را بر همگان آشکار می‌سازد. حضور مجروحان داعش در بیمارستان‌های رژیم صهیونیستی برای مداوا که بارها از تمام شبکه‌های جهانی نیز پخش شده و اظهارات مقامات رژیم صهیونیستی که علناً اعلام کردند که داعش خطری برای این رژیم نیست و از سویی، انتشار برخی اسناد و... همه و همه نشان می‌دهد که داعش برای تثبیت امنیت رژیم صهیونیستی و دفاع از موجودیت آن در منطقه ایجاد شده که البته، کارکرد داعش نیز تا به امروز، جز این را نشان نمی‌دهد. اظهارات چندی پیش «اوریام هیلوی» رئیس سابق سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی در مرکز راهبردی فیسشر درباره این گروه تروریستی آشکارکننده بسیاری از گمانه‌زنی‌ها درباره آن است. وی می‌گوید: «گروه تروریستی داعش با سرگرم کردن نیروهای مقاومت در سوریه، خدمت بزرگی به این رژیم کرده است و تشدید درگیری داعش با نیروهای حزب‌الله یا جنبش حماس، سبب افزایش ضریب امنیت این رژیم می‌شود.»! «ادوارد اسنودن» نیز در جدیدترین افشارگری‌های خود در ویکی‌لیکس در همین‌باره می‌گوید: «مدارکی وجود دارد که ثابت می‌کند آمریکا با همکاری اسرائیل و انگلیس در عملیاتی به‌دنبال تأسیس یک گروه تروریستی بوده‌اند که افراط‌گرایان را از سراسر جهان در یک مکان جمع کنند و این عملیات «لانه زنبور» نام داشته است.»! اسنودن می‌افزاید: «ابوبکر البغدادی، سرکرده گروه تروریستی داعش یک دوره فشرده آموزش‌های نظامی به دست عناصر موساد گذرانده است»!
اینها بخشی از اسناد درباره پشت پرده تأسیس و اهداف غرب و صهیونیست‌ها از ایجاد داعش است.
۲ـ داعش و کمک به خروج صهیونیست‌ها از «لیست ننگ»!
داعش با دستور اربابان خود، با به اوج رساندن جنایات و وحشیگری‌های خود در کشتار مردم بیگناه منطقه، به‌ویژه زنان و کودکان، خدمت بزرگی به صهیونیست‌ها کرد که نمونه آن را در حذف رژیم کودک‌کش صهیونیستی از «لیست ننگ» سازمان ملل دیدیم. یعنی لیستی که ناقضین حقوق کودکان در آن قرار داشته و رژیم صهیونیستی نیز به دلیل کشتار کودکان در لبنان و غزه و... در آن قرار داشت، اما کشتار فجیع و سوءاستفاده از کودکان توسط داعش، بهانه را به برخی دست‌نشاندگان استکبار در سازمان ملل داد تا این رژیم را از این لیست خارج سازد!
این اقدامات تنها بخشی از خدمات داعش به صهیونیست‌هاست و اصولاً عدم اقدام این گروه تروریستی علیه صهیونیست‌ها تا به امروز نکته قابل تأملی است که نشان می‌دهد این گروه فقط برای تضعیف و سرنگون ساختن دولت‌های ضدصهیونیستی منطقه، ایجاد شده و در لوای ادعاهای دروغین اسلامی خود، تا به امروز فقط مسلمانان (اعم از شیعه و سنی) را آماج قتل و کشتار خود قرار داده است و این در حالی است که این گروه تروریستی حتی یک تیر نیز به سوی صهیونیست‌ها که اشغالگران اصلی قبله اول مسلمانان بوده، شلیک نکرده است. آنچه امروز با قاطعیت می‌توان گفت، این است که داعش فقط برای ایجاد حاشیه امن برای رژیم صهیونیستی تشکیل شده و عملکرد آن تا به امروز نیز همین را ثابت می‌کند.


نگاه دو
علی حیدری

روز قدس رسانه‌ای به پهنای سراسر جهان!
سی‌وشش سال از زمانی که پیر فرزانه انقلاب حضرت امام خمینی(ره) در پیامی مهم، آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز جهانی قدس نام‌گذاری کرد، می‌گذرد. از آن روز تا کنون همه ساله ملت مسلمان ایران و دیگر ملت‌های مسلمان و آزاده در سراسر جهان این روز را به‌منزله نماد مبارزه با ظلم و بیداد گرامی می‌دارند و هر سال که می‌گذرد نه‌تنها عظمت این روز تاریخی کم نمی‌شود، بلکه به‌واسطه بیداری ملت‌ها در سراسر جهان بر شور و شوق این حماسه بزرگ افزوده می‌شود. رهبر کبیر انقلاب با این انتخاب از یک سو ملت‌های مسلمان را درباره ظلم و تعدی صهیونیست‌های غاصب علیه مردم مظلوم فلسطین هوشیار می‌کند و از سوی دیگر به آنها یادآوری می‌کند که در برابر هیچ ظلم و بیدادی از سوی هیچ قدرتی سکوت نکنند و برای احقاق حق مظلومان و مستضعفان عالم به پا خیزند.
روز جهانی قدس امسال در حالی پیش روی ماست که صهیونیست‌های نژادپرست، مردم بی‌دفاع فلسطین را تحت ظلم و ستم خود قرار داده‌اند و مظلومان غزه همچنان در محاصره به‌سر می‌برند. اگرچه رمضان امسال مانند رمضان سال گذشته عرصه تاخت‌وتاز ارتش رژیم صهیونیستی به غزه و کشتار بیرحمانه مردان و زنان و کودکان نیست، اما مردم این منطقه همچنان در محاصره صهیونیست‌ها هستند و جلوی ورود هرگونه کمک‌های انسان‌دوستانه به آنان نیز گرفته می‌شود.
نکته مهمی که در اینجا باید به آن توجه کرد این است که تحولات منطقه، به‌ویژه جنایت‌های تروریست‌های داعش در سوریه و عراق و افغانستان و دیگر کشورها سبب شده است از موضوع قدس و فلسطین در غفلت شود و در چنین اوضاعی، رژیم صهیونیستی از فرصت استفاده می‌کند و اهداف پلید خود را در فلسطین و غزه پیش می‌برد.
از سوی دیگر، تجاوز ددمنشانه رژیم آل‌سعود به یمن و کشتار بیرحمانه مسلمانان این کشور که بیش از سه ماه از آغاز آن می‌گذرد و هیچ یک از قدرت‌های مدعی پاسداری از حقوق‌بشر درباره آن موضعی نگرفته‌اند، موضوع دیگری است که مسئله فلسطین را به حاشیه رانده است.
عمق فاجعه زمانی است که به‌وضوح‌ دست‌های کثیف صهیونیست‌ها را در حمایت از آل‌سعود برای تجاوز به یمن و پشتیبانی از تروریست‌های داعش برای جنایت در کشورهای مسلمان و کشتار شیعیان مشاهده می‌کنیم. این گروه که داعیه اسلام دارند از اسلام فقط نام آن را یدک می‌کشند و در ائتلاف با صهیونیست‌ها سر مسلمانان را از تن جدا می‌کنند و مفتیان کوردل‌شان، ترورهای دسته‌جمعی، اعدام‌های فجیع و تجاوز به ناموس مسلمانان را مباح می‌شمرند تا روی قصابان صهیونیست را هم سفید کرده باشند.
روز قدس امسال در کنار حمایت از مردم مظلوم فلسطین، صحنه پرده‌برداری از جنایات همدستان امروز صهیونیست‌ها، یعنی وهابیت و تروریست‌های مورد حمایت آنها است. روز قدس امسال باید روز بیداری باشد و مسلمانان جهان و دیگر ملت‌ها این روز را روز رسوایی منادیان دروغین اسلام رقم بزنند که دست‌شان به خون ده‌ها هزار مسلمان از عراق و سوریه گرفته تا لبنان و یمن و افغانستان آغشته است.
اگرچه روز قدس خود یک رسانه بزرگ و تأثیرگذار است، اما این روز تاریخی بهانه‌ای است تا رسانه‌های حق‌گو و طرفدار حقوق‌بشر در سراسر جهان، از جنایاتی پرده بردارند که امروزه با همدستی صهیونیست‌ها و مدیریت استکبار جهانی در جهان اسلام در حال وقوع است. افکار عمومی و وجدان‌های بیدار باید نسبت به آنچه زیرپوست منطقه در جریان است آگاهی یابند و این روز را به نماد مقابله با صهیونیست‌ها و همدستان‌شان در جهان اسلام تبدیل کنند.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

در آستانه آخرین جمعه ماه رمضان
آزادسازی قدس آرمان خدشه‌ناپذیر امت مسلمان
سید فخرالدین موسوی

روز نکبت
روز ۱۴ مِی سال ۱۹۴۸ برای مردم فلسطین معنای خاصی دارد، روزی که قیمومیت بریتانیا بر فلسطین به پایان رسید. اما این پایان به معنای اداره فلسطین به دست ساکنان حقیقی آن نبود، چراکه رژیم صهیونیستی موجودیت نامشروع خود را اعلام کرده و سرزمین فلسطین را خاک دولت خود دانست. البته شروع ماجرای تولد رژیم کودک‌کش صهیونیستی به مدت‌ها پیش از این تاریخ و به دوران اشغال فلسطین از سوی بریتانیا در جریان جنگ جهانی اول باز می‌گردد. با آغاز سلطه انگلستان بر فلسطین، صهیونیست‌ها که از دهه‌ها پیش ایده تأسیس کشوری صهیونیستی در قدس شریف را دنبال می‌کردند، فرصت را برای تحقق آرزوی خود، فراهم دیدند.
«لرد روچیلد» سرپرست فدراسیون صهیونیسم در انگلستان و «جیم وایزمن» رئیس سازمان جهانی صهیونیسم، در سال 1917 لایحه تأسیس کشور صهیونیستی را تدوین و پیش‌نویس آن را تسلیم مجلس انگلیس کردند. آنها در لایحه خود از نمایندگان پارلمان انگلستان اجازه تشکیل دولتی برای یهودیان در فلسطین را خواستار شدند؛ درخواستی که با موافقت مجلس انگلیس همراه شد و «آرتور بالفور» از نمایندگان پارلمان این کشور که سابقه صدراعظمی انگلستان را نیز داشت، طی نامه‌ای خطاب به روچیلد حمایت انگلیس از تشکیل یک دولت یهود در فلسطین را اعلام کرد و نوشت: «حکومت اعلی‌حضرت به تشکیل میهن ملی یهودیان در فلسطین به دیده موافق می‌نگرد و برای تسهیل دستیابی به این هدف، نهایت تلاش خود را به کار می‌گیرد.»
موافقتی که سرآغاز فاجعه انسانی در فلسطین شد. پس از صدور این بیانیه نیروهای صهیونیست با هدف فراری دادن فلسطینیان از فلسطین، به صورت وحشیانه‌ای به روستاها و مناطق محل سکونت مردم این کشور یورش بردند و به ایجاد رعب و وحشت و نسل‌کشی دست زدند. صهیونیست‌ها در کنار این وحشیگری‌ها با طرح و جعل افسانه هولوکاست نیز توانستند ترحم افکار عمومی غرب را به خود جلب کرده و تأسیس حکومت صهیونیستی را تسهیل بخشند، تا اینکه سرانجام سازمان ملل متحد در تاریخ ۲۹ نوامبر سال ۱۹۴۷ قطعنامه شماره ۱۸۱ خود را با رأی آمریکا، انگلیس و کشورهای اروپایی تصویب و سرزمین فلسطین را میان فلسطینیان و صهیونیست‌‌ها تقسیم کرد. پس از تصویب این قطعنامه و با پایان یافتن تسلط انگلستان بر سرزمین فلسطین، در ۱۴ مِی سال ۱۹۴۸ رژیم غاصب صهیونیستی به‌طور رسمی فعالیت خود را در قالب یک رژیم نامشروع آغاز کرد.

اعراب و مسئله فلسطین
کشورهای عربی ابتدا سرسختانه در مقابل شکل‌گیری رژیم صهیونیستی در خاک فلسطین موضع گرفتند و اتحادیه عرب هرگونه معامله با یهودیان ساکن فلسطین را ممنوع کرد. اعضای این اتحادیه به تصویب قطعنامه 181 سازمان ملل نیز به‌شدت واکنش نشان دادند و در نامه‌ای به این سازمان نوشتند: «تأسیس دولت در فلسطین، حق ساکنان آن و تحت اصول پذیرفته‌شده سازمان ملل و میثاق جامعه بین‌الملل است. نظم و صلح به‌طور کامل در پی خشونت یهود، از سرزمین فلسطین رخت بربسته است و بیش از یک‌چهارم مردم آن مجبور به ترک خانه‌های خود شده‌اند. اینک که دوره قیمومیت انگلیس بر سرزمین فلسطین به پایان رسیده است، کشورهای عربی حق استقلال فلسطین را به رسمیت شناخته و تعیین دولت را تنها حق فلسطینی‌های ساکن می‌دانند که باید بدون دخالت نیروهای خارجی این اقدام را به سرانجام برسانند.» «اعظم پاشا» دبیرکل اتحادیه عرب هم در اظهاراتی با تهدید رژيم صهیونیستی، گفت: «امیدوارم یهودیان از فلسطین بروند و ما را مجبور به جنگ نکنند، زیرا کشتار جمعی از آنها خواهیم کرد که مانند قتل عام مغول و جنگ‌های صلیبی از آن یاد خواهد شد.» تهدیداتی که تأثیری نداشت و رژیم صهیونیستی به‌طور رسمی در تاریخ مقرر، اعلام موجودیت کرد.
درست فردای ۱۴ مِی ۱۹۴۸، ارتش‌های کشورهای عربی و گروه زیادی از چریک‌های داوطلب عرب به محدوده دولت تازه‌تأسیس صهیونیستی از چند جبهه حمله بردند و جنگی را آغاز کردند که تا ژوئیه ۱۹۴۹ به طول انجامید، که در نهایت به شکست اعراب منتهی شد، اما این شکست پایان تلاش کشورهای عربی برای مقابله رژیم غاصب صهیونیستی نبود.
اتحادیه عرب در سال 1964 در نشست خود در قاهره تأسیس یک سازمان به نمایندگی از مردم فلسطین را آغاز کرد. در این راستا اولین شورای ملی فلسطین در بیت‌المقدس را برگزار کرد و سازمان آزادیبخش فلسطین را تشکیل داد و کمک مالی خود را به مبارزان فلسطینی آغاز کردند.
کشورهای عربی در کنار همه این‌ اقدامات، در تدارک جنگ با رژیم صهیونیستی نیز بودند. تا آنکه ارتش متحد عربی در سال ۱۹۶۷ به رژیم صهیونیستی حمله کرد. اقدام نظامی که این بار نیز با شکست سنگین اعراب همراه شد، به‌طوری که طی شش روز جنگ، صحرای سینا، کرانه باختری رود اردن، نوار غزه، ارتفاعات جولان و شهر قنیطره به اشغال رژیم صهیونیستی درآمد. براساس نقشه‌های جغرافیایی تخمین زده می‌شود که در پایان این جنگ، اراضی تحت اداره رژیم صهیونیستی به بیش از سه برابر افزایش پیدا کرده بود.
گرچه دبیرکل اتحادیه عرب پس از جنگ شش روزه نیز همچنان هرگونه تقسیم‌بندی و مرزگذاری در سرزمین‌های اشغالی را به شدت رد می‌کرد، اما شکست در جنگ شش روزه موجب بروز اختلافات و شکاف‌های گسترده‌ در صف اعراب شده و افتراق و تکروی دولت‌ها بر اتحادیه عرب غالب شد. کشورهای عربی به تدریج سازش را بر تقابل ترجیح دادند و از هرگونه درگیری و تنش با رژیم صهیونیستی اجتناب کردند. در سال 1979 مصر معاهده صلح معروف به پیمان کمپ دیوید را با رژیم صهیونیستی امضا کرد. لبنان نیز در سال 1983 با این رژیم سفاک به صلح رسید. اردن کشور عربی دیگری بود که در پایان سال 1994 قرارداد صلح با رژیم صهیونیستی امضا کرده و مرزهای خود با این رژیم را تثبیت کرد. دیری نپایید که روند مصالحه‌های عربی به قطع حمایت دول عربی از مردم فلسطین و تلاش برای تماس با تلاویو انجامید، کار به جایی رسید که به مرور شاهد همکاری‌های مشترک میان سران عرب و صهیونیست‌ها هستیم؛ همکاری‌هایی که قرار بود به حل‌وفصل سازشکارانه مسئله فلسطین منتهی شود، اما اتفاقی بزرگ مانع از تحقق آرزوی مشترک سران مرتجع عرب و رژیم صهیونیستی شد.

انقلاب اسلامی و مسئله فلسطین
پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی(ره) و تشکیل جمهوری اسلامی معادلات جهانی، به‌ویژه شرایط منطقه غرب آسیا را دستخوش تغییر کرد، که نمونه بارز آن را می‌توان در مسئله فلسطین به‌وضوح مشاهده کرد. انقلاب اسلامی در دوران دوقطبی و زمانی که دولت‌های مختلف فکر می‌کردند چاره ندارند جز آنکه به یکی از بلوک‌های جهانی بپیوندند، راهی نو در برابر ملت‌های جهان گشود. مردم ایران با به زیر کشیدن حکومت دست‌نشانده شیطان بزرگ و اخراج آمریکایی‌ها از کشورشان این پیام را به جهانیان مخابره کردند که می‌شود در برابر خواست قدرت‌های جهانی ایستاد و پیروز شد؛ موضوعی که نویدی تازه به ملت فلسطین که در سایه سازشکاری دولت‌های عربی نگران و سرخورده شده بود، بخشید و روحیه ايستادگي و مقاومت را در بین آنها متبلور ساخت. شيخ‌احمد ياسين با الگوگيري از نهضت امام خميني تشکیلاتی به نام «حركت المقاومه الاسلاميه في فلسطين» تأسیس کرد و حركت جمعي مردم فلسطين را شکل داد؛ انتفاضه‌هایی که رؤياهاي رژيم‌ غاصب صهيونيستي را به چالش كشيده است.
اما تأثیر انقلاب اسلامی در مسئله فلسطین تنها به الهام‌بخشی گفتمان انقلاب اسلامی خلاصه نمی‌شود، ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران با قاطعیت به حمایت از آرمان فلسطین پرداختند، از همان ابتدا رابطه سیاسی خود با رژیم صهیونیستی را قطع و سفارت آن را به فلسطینیان واگذار کردند.
امام خمینی(ره) با صراحت به موضوع فلسطین ورود کردند و قدس را پاره تن اسلام دانسته و رژیم صهیونیستی را غده سرطانی خواندند که باید از صحنه روزگار محو شود. ایشان درباره فلسطین بیان داشتند: «مسئله قدس یک مسئله شخصی نیست و یک مسئله مخصوص به یک کشور و یا یک مسئله مخصوص به مسلمانان جهان در عصر حاضر نیست، بلکه حادثه‌ای است برای موحدین جهان و مؤمنان اعصار گذشته و حال و آینده و چه ننگ است برای دولت‌های اسلامی که بنشینند و تماشاگر باشند که آمریکا ابرجنایتکار تاریخ، یک عنصر فاسد بی‌ارزش را در مقابل آنان علم کند و با عده‌ای ناچیز عبادتگاه مقدس و قبله‌گاه اول آنان را از آنان غصب نموده و با کمال وقاحت در مقابل همه آنان قدرت‌نمایی کند.» حضرت امام خمینی(قدس‌سره) آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را روز قدس نام‌گذاری کردند و خواستار برائت‌جویی و اعلام انزجار ملت‌های مسلمان از رژیم غاصب صهیونیستی شدند؛ مسیری که با وجود سنگ‌اندازی‌های استکبار جهانی، با زعامت حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای همچنان با صلابت و قاطعیت امتداد یافته است، چنانکه ایشان در دیدار شرکت‌کنندگان در اجلاس بیداری اسلامی فرمودند: «دستگاه‌های استکبار و سیاست‌های استکباری همه تلاش خودشان را به کار بردند که جمهوری اسلامی را منصرف کنند از حمایت فلسطین. هرجا حرکت اسلامی است، هرجا دفاع از هویت اسلامی است، هرجا دفاع از مظلوم است، جمهوری اسلامی آنجا حاضر است و حاضر خواهد بود و آمریکا و صهیونیسم و شبکه فاسد سیاسی مستکبرین نتوانستند بر جمهوری اسلامی فائق بیایند و نخواهند توانست. ما به توفیق الهی، در کنار ملت فلسطین ایستادیم.»

ابزار گرو‌ه‌های تکفیری علیه آرمان فلسطین
اگر تیتر رسانه‌های منطقه و جهان طی سال اخیر را مرور کنیم، کمتر نامی از رژیم صهیونیستی و جنایت‌های بی‌پایانش به چشم خواهد خورد و به جای آن اغلب تیترها به قسی‌القلبی و کشتار‌های هولناک گروه‌های تکفیری در منطقه غرب آسیا اختصاص یافته‌اند. نباید به‌سادگی از این موضوع گذشت و اجازه داد افکار عمومی در دام سناریوی طراحی‌شده صهیونیست‌ها بیفتد.
درست زمانی که موج بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی گسترش یافته بود و نفرت مسلمانان نسبت به رژیم کودک‌کش صهیونیستی بروز و ظهور پیدا کرده بود، درست در زمانی که محور مقاومت و در رأس آنها مبارزان فلسطینی قدرت مضاعف‌یافته و در چند نبرد پیاپی شکست‌های سنگینی را به رژیم صهیونیستی تحمیل کرده بودند، درست در زمانی که ملت‌های مختلف جهان با هر نژاد و ملیت و مذهبی اعتراض‌شان به جنایات و اشغالگری صهیونیست‌ها به اوج رسیده بود، صهیونیست‌ها با کمک، تعدادی از حاکمان غرق در شهوت و قدرت منطقه سناریویی را طراحی کردند تا تمرکز افکار عمومی جهان به مسئله فلسطین را بر هم زنند؛ سناریویی که براساس آن تنش و درگیری به فجیع‌ترین شکل ممکن باید به تمام منطقه غرب آسیا، به‌ویژه کشورهای حامی ملت فلسطین و خط مقاومت، تسری پیدا می‌کرد، تا هم حامیان ملت فلسطین درگیر مسائل داخلی شده و از حمایت ملت فلسطین باز بمانند و هم با نمایش جنایاتی فجیع، جنایت‌های رژیم صهیونیستی بی‌اهمیت جلوه کند. در راستای این سناریو، چندین اقدام را در پیش گرفتند:
1ـ در اولین اقدام گروه‌های تروریستی تکفیری را به‌منظور انجام هولناک‌ترین و بی‌رحمانه‌ترین جنایت‌ها ساماندهی کردند و به کشورهای مختلف ازجمله سوریه و عراق که از حامیان اصلی ملت فلسطین هستند، گسیل داشتند. امروز شاهدیم که منطقه به‌شدت درگیر معضلی به نام گروه‌های تروریستی تکفیری است و به جای آنکه به آرمان فلسطین توجه شود، داعش و جنایات تکفیری‌ها در کانون توجه افکار عمومی قرار گرفته است.
2ـ در گامی دیگر جریان صهیونیستی موج بیداری اسلامی در کشورهای مختلف را که صحنه ظهور شعارهای ضدصهیونیستی شده بود، سرکوب و یا از مسیر خود منحرف کرد.
3ـ گسترش درگیری‌های داخلی و جنگ‌های منطقه، مانند آنچه در لیبی و یمن به وقوع پیوسته، از دیگر حربه‌هایی است که صهیونیست‌ها برای منحرف کردن افکار عمومی از مسئله فلسطین از آن سود جستند.
در حال حاضر منطقه، هوشیاری مضاعف ملت‌های اسلامی را می‌طلبد، آنها باید با بصیرت ویژه و تشخیص مسائل اصلی و فرعی، سناریوی صهیونیستی در منطقه را ناکام بگذارند. اکنون که در آستانه روز جهانی قدس قرار داریم، بهترین فرصت برای اعلام این موضع فراهم است. مسلمانان با حضور گسترده در تظاهرات این روز می‌توانند نشان دهند که هرگز از مسئله فلسطین غافل نشده‌اند و اعلام کنند؛ گرچه مسائل امروز یمن و مبارزه با گروه‌های تکفیری بسیار مهم است، اما مسئله اصلی جهان اسلام بی‌تردید آرمان فلسطین است. اعلام کنند که همه این مصیبت‌ها به دلیل غفلت از مسئله فلسطین و امتداد حیات نحس رژیم نامشروع صهیونیستی است، اعلام کنند که تا محو شدن رژیم سفاک صهیونیستی از پا نخواهند نشست. ان‌شاءالله


نیم نگاه
فتح الله پریشان

کمک داعش به یهودی‌سازی قدس اشغالی
هفته گذشته به نقل از پایگاه 24 امارات از وبگاه فیس‌بوکی گروه تروریستی- تکفیری داعش خبری بر صدر اخبار خبرگزاری‌ها و مطبوعات و شبکه‌های مجازی نشست که هم بازتاب‌های زیادی پیدا کرد و هم تحلیل‌های مختلفی درباره پیوند شوم صهیونیسم- داعش به دنبال داشت. گروه تروریستی تکفیری داعش در بیانیه‌ای به مسیحیان ساکن قدس اشغالی هشدار داد که تا پایان ماه مبارک رمضان از این شهر خارج شوند، در غیر این صورت، با طلوع آفتاب عید فطر سر بریده خواهند شد.
این بیانیه، پرسش‌های مطروحه در میان افکار عمومی جهان اسلام و تحلیلگران منطقه‌ای را مجدداً به پرسش‌های ضروری کنونی و دم‌دست اذهان پیگیر تحولات منطقه‌ای، به‌ویژه چگونگی شکل‌گیری داعش و به‌خصوص نوع ارتباط بین رژیم صهیونیستی، داعش، آمریکا و کشورهای منطقه‌ای حمایت‌کننده از آنها تبدیل کرد.
اینکه چه نسبتی بین داعش و صهیونیست‌ها برقرار است و چرا داعش مدعی اسلام‌گرایی، به جای صدور بیانیه و اقدام عملیاتی علیه اشغالگران اصلی سرزمین‌های اشغالی فلسطین، پیکان حملات و تهاجمات خود را به سمت مسیحیان ساکن این سرزمین نشانه رفته‌ است، هم نیاز به تبیین استدلالی و اقناعی دارد و هم از قابلیت تاباندن پرتویی از روشنایی فهم بر تاریک‌خانه این ارتباط برخوردار است.
اساساً پروژه شکل‌گیری گروه تروریستی داعش یک پروژه یا به عبارت بهتر، پروسه آمریکایی – عربی – عبری است تا مانع توسعه و تقویت پارادایم بیداری اسلامی متأسی از انقلاب اسلامی در منطقه راهبردی غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه) شود. این پروسه که محصول ساعت‌ها و روزها تفکر در اتاق‌های فکر کشورهای حمایتگر بود، همزمان چندین هدف مهم را دنبال می‌کرد که غایت آن، به شکست کشاندن گفتمان انقلاب اسلامی و گفتمان مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی و منافع نامشروع آمریکایی - غربی بود؛ زیرا بین رفتار عملی و دیدگاه‌های نظری که داعشی‌ها در شبکه‌های اینترنتی در معرفی خود اعلام می‌کردند، تناقض و شکاف بزرگی وجود داشت. آنها در حالی مدعی قرائت درست از اسلام بودند که رفتارهایی به‌شدت غیرشرعی، غیرانسانی و خشونت‌آمیز از خود بروز می‌دادند و جالب بود که هدف اصلی این رفتار که نوآوری‌هایی در خشونت و کشتن بی‌گناهان بود بیشتر متوجه مسلمانان منطقه‌ اعم از شیعه و سنی بود و هیچ‌گاه رژیم صهیونیستی با همه جنایاتی که در فلسطین علیه مسلمانان مرتکب می‌شد در دستور کار اینها قرار نداشت و این سؤال همواره درباره داعش مطرح بود که به‌راستی چرا آنها با ارتش کودک‌کش صهیونیستی کاری ندارند؟
به مرور انتشار اخبار پشت‌پرده درباره ارتباطات مخفی و آشکار صهیونیست‌ها و ابراز نظراتی از سوی مسئولان صهیونیستی درباره تأیید و کمک به داعش، تردیدی در وابستگی آنها به غرب، رژیم غاصب صهیونیستی و آل‌سعود به‌مثابه مثلث اصلی حمایت‌کنندگان داعش به جا نگذاشت.
حال در آستانه روز قدس که از سوی امام خمینی(ره) روز جهانی متعلق به آرمان فلسطین نام‌گذاری و اتحادی نسبی برای تمامی کسانی که برای آزادسازی قدس تلاش می‌کنند، به وجود آورده، تهدید ساکنان مسیحی قدس اشغالی از سوی داعش این پیام را مخابره می‌کند که مرزی بین داعش و صهیونیست‌ها و تکفیری‌های آل‌سعود نیست و همه آنها زیر چتر بزرگ آمریکا و غرب با گفتمان امام، انقلاب و مقاومت مبارزه می‌کنند. داعش درصدد است با ایجاد رعب و وحشت، پروژه تسویه غیریهودی‌ها از سرزمین‌های اشغالی را به نمایندگی از متحد خود رژیم صهیونیستی کامل کند، به‌گونه‌ای که این رژیم هیچ هزینه‌ای بابت این جنایتش در نزد مسیحیان جهان و دولت‌های عربی حمایت‌کننده‌اش نپردازد. فرافکنی توجهات جهانی به این گروهک شکست‌خورده در سوریه و عراق نیز می‌تواند از دیگر انگیزه‌های آنها در این زمینه باشد.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(74)

جنایتی که فقط از صهیونیست‌ها برمی‌آید
زندانی کردن یک ملت در سرزمین خود، جنایت هولناکی‌ است که تنها از رژیم نامشروع صهیونیستی بر‌می‌آید. صهیونیست‌ها از سال 2007، پس از برگزاری انتخابات قانونی در غزه با بهانه غیرقانونی بودن دولت حماس، راه‌های مراوده غزه را با دنیای بیرون مسدود و حتی ورود کالاهای اساسی و اولیه و مورد نیاز مردم غزه را نیز به این باریکه ممنوع کردند؛ اما اعمال این محاصره، همه جنایت این رژیم نبود، رژیم کودک‌کش صهیونیستی بدون آنکه اجازه ورود غذا، دارو، سوخت و کمک‌های اولیه را به غزه بدهد، بارها از زمین و آسمان و دریا بر مردم بی‌دفاع غزه آتش ریخت و جنگ‌های ویران‌کننده‌ای را بر مردم مظلوم غزه تحمیل کرد. جنگ‌هایی که در آن، از انواع سلاح‌های غیرمتعارف علیه مردم مظلوم غزه استفاده شد. جنایتی تصورناپذیر که هر شنونده‌ای را منقلب می‌کند؛ اما سران مرتجع عرب، فقط سکوت کرده‌ و تنها نظاره‌گر این همه پستی و قساوت بوده‌اند‌ ـ حتی برخی نیز در پشت پرده از آن حمایت کردند! ـ سران آمریکا و دولتمردان مدعی حقوق بشر غربی نیز از این رژیم درنده‌خو حمایت می‌کنند و این جنایات را حق دفاع رژیم صهیونیستی می‌دانند! رسانه‌های وابسته به استکبار نیز حکایتی متفاوت ندارند و تا آنجا که ممکن است، تلاش می‌کنند جنایات رژیم صهیونیستی را انکار کنند یا شرایط را وارونه جلوه دهند!
ولی همه این چشم‌بستن‌ها، حمایت کردن‌‌ها و انکار کردن‌ها هم نتوانسته است مانع از اعتراض افکار عمومی جهان و تلاش انسان‌های آزادیخواه برای مبارزه با این ظلم بزرگ شود. از آغاز تشکیل این رژیم نامشروع تا به امروز، شهرهای مختلف جهان هر روز بیش از پیش شاهد اعتراض‌ها و تظاهرات‌های سراسری علیه رژیم صهیونیستی بوده است؛ آزادیخواهان جهان نیز از آغاز این محاصره بی‌رحمانه، هرگز منتظر دولت‌ها نمانده‌اند و خود بارها تلاش کرده‌اند تا به محاصره ظالمانه غزه پایان دهند.
از کشتی لیبیایی المروه که در دسامبر 2008 برای اولین بار به سوی سواحل غزه حرکت کرد تا کشتی سوئدی «ماریان» که هفته گذشته با حمله وحشیانه کماندوهای صهیونیست در نزدیکی سواحل غزه متوقف و مصادره شد، همه از جمله ظلم‌های صهیونیستی است که بارها و بارها، آزادیخواهان جهان تلاش کرده‌اند تا این محاصره ظالمانه را درهم شکنند. نظامیان صهیونیستی در سال ۲۰۱۰ به ناوگان آزادی که با حضور ۶۶۳ فعال حامی فلسطینیان از ۳۷ کشور به سوی غزه حرکت می‌کرد، یورش بردند و هفت نفر از سرنشینان آن را کشتند. کشتی‌ای به نام راشل کوری هم که در خلال جنگ 22 روزه از ایرلند برای شکستن محاصره عازم غزه شده بود، به سرنوشت سایر کمک‌های انسان‌دوستانه دچار شد.
کشتی‌ها و کاروان‌هایی که اگرچه نتوانستند محاصره غزه را به طور کامل بشکنند، اما بی‌تردید تأثیر خود را بر افکار عمومی جهان گذاشتند و توانستند، این رژیم سفاک را بیش از پیش به جهانیان بشناسانند؛ رژیمی که مردم غزه را از ابتدایی‌ترین امکانات زنده بودن نیز محروم کرده است.
روشنگری راهی است که امروز باید آن را تقویت کرد؛ چراکه هیچ امیدی به سران عربی و غربی برای حمایت از فلسطین وجود ندارد، حتی نمی‌توان از سازمان‌های بین‌المللی که تحت نفوذ آمریکا و کشورهای اروپایی هستند، انتظار داشت که به کمک مردم غزه بیایند. اکنون مؤثرترین راه و نزدیک‌ترین راه برای شکستن حصر غزه و شکستن رژیم صهیونیستی، سود جستن از قدرت ملت‌هاست. باید با آگاهی‌بخشی و آشکار کردن ابعاد جنایت گسترده صهیونیست‌ها، جهانیان را برای مقابله با این رژیم خون‌آشام بسیج کرد. روندی که خوشبختانه در سال‌های گذشته سرعت فزاینده‌ای یافته است. گفتنی است، نفرت عمومی در جهان نسبت به رژیم صهیونیستی هر روز فراگیرتر می‌شود و مطمئناً دیری نمی‌پاید که رژیم نامشروع صهیونیستی، مردم جهان را در برابر خود خواهد دید و پیروزی نهایی مردم فلسطین به بار خواهد نشست. ان‌شاءالله


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

جریان شناسی گروه های مخالف نظام اسلامی 12
حسین عبداللهی فر

نهضت آزادی؛ مصداق تشکیلاتی اپوزیسیون اعتقادی
در شماره گذشته به ملی ـ مذهبی‌ها به‌منزله مصداق جریان اپوزیسیون اعتقادی اشاره کردیم. در این شماره نهضت آزادی را به‌منزله یکی از تشکل‌های مهم و تأثیرگذار ملی ـ مذهبی بررسی می‌کنیم که مصداق بارز تشکیلاتی و حزبی اینگونه اپوزیسیونی در کشورمان را به خود اختصاص داده است.

اسلام علمی ـ تجربی
خاستگاه نهضت آزادی
در مقابل گفتمان اسلام فقاهتی، خرده گفتمانی با عنوان اسلام علمی ـ تجربی بر اساس اندیشه‌های بازرگان ارائه می‌شد که ضمن دفاع از اسلام سیاسی و لزوم برقراری حکومتی با ارزش‌های اسلامی، آرمانی متفاوت با جریان اندیشه اسلام سیاسی ـ فقهی داشت.
بازرگان ضمن تأکید بر اینکه دیانت باید بر سیاست حاکم باشد و آن دو را از هم جدا نمی‌دانست، می‌گفت: آنچه بنده تفکیک کردم این است که نبوت و حکومت دو منشأ مختلف دارند. در امر نبوت می‌بینیم که خداوند کوچک‌ترین اجازه به پیامبرش نمی‌دهد که اطاعت از اوامر دیگران بکند یا با آنها سازش کند یا نظریات آنها را بپذیرد یا مصلحت اندیشی حتی از طرف خودش بکند، ولی وقتی پای حکومت می‌رسد، به پیامبرش می‌گوید: «و شاورهم فی الامر» (یعنی) ببین آنها چه می‌گویند و خلاصه منظور بنده این بود که این دو مورد اساساْ جداست. (مهدی بازرگان، آخرت و خدا و هدف بعثت انبیا، ص233)
در میان گروه‌های معتقد به اسلام سیاسی، در مباحثی چون جایگاه فقها در حکومت و نحوه تلفیق حاکمیت ملی با ولایت فقیه اختلافاتی پیش آمد که آنها را به دو گروه تقسیم کرد: گروه اول حاکمیت مردم را اصل گرفته و خواهان قرائتی از اسلام بودند که با آن تطبیق کند و گروه دوم خواهان قرائتی از حاکمیت مردم در چارچوب اسلام بودند. (فوزی، پیشین، ص308)
نهضت آزادی را می‌توان مصداق گروه اول دانست که با اصل حاکمیت مردم، می‌خواستند اسلام را با آن سازگار کنند.
درخصوص تأثیر بازرگان در شکل‌گیری، مواضع و عملکرد نهضت آزادی می‌توان ادعا کرد، نقش وی با هیچ فرد دیگری قابل مقایسه نیست. مروری بر تاریخچه این نهضت گواه این مدعاست:
نهضت آزادی ایران را 42 نفر به ابتکار مهندس مهدی بازرگان در 27 اردیبهشت 1340 در تهران تأسیس کردند. در همین جلسه از طرف هیئت مؤسس هفت نفر، شامل آیت‌الله سیدمحمود طالقانی، یدالله سحابی، حسن نزیه، منصور عطایی، رحیم عطایی، عباس سمیعی و مهدی بازرگان مأمور تدوین مرامنامه نهضت آزادی شدند. (قدرت‌الله بهرامی، نهضت آزادی ایران 1390، ص 25)
محور اساسنامه نهضت را چهار اصل مسلمانی، ایرانی، تابع قانون اساسی و مصدقی بودن تشکیل می‌داد و هدفش این بود که «هم وارث نهضت مقاومت ملی باشد و هم فرازنده و بلندکننده شعار؛ شاه، سلطنت کند و نه حکومت»؛ هدفی که اساس اختلاف این نهضت با اندیشه‌های حضرت امام(ره) را شکل می‌داد، لذا هنوز چند ماه به پیروزی انقلاب مردم ایران مانده بود (آبان ماه سال 1357)، بازرگان به حضرت امام(ره) می‌گوید: «خوب است قدم به قدم جلو برویم و شاه سلطنت بکند و ما مجلس درست کنیم و...» (اسناد نهضت آزادی، جلد 9)
در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، مهندس بازرگان، دبیركل نهضت آزادی از سوی حضرت امام(ره) مأمور تشكیل دولت موقت شد. بازرگان نخست‌وزیری را با شروطی پذیرفت و دولت موقت با حضور عناصری از چهره‌های ملی‌گرا و نهضت آزادی شکل گرفت؛ اما روند مخالفت‌های آنها با رویه‌های انقلابی و رویکرد استکبارستیزی حضرت امام(ره) بنا به عللی روزبه‌روز افزایش یافت که به مواردی از اهم آنها اشاره می‌‌شود:

مبانی فکری و گرایش لیبرالیستی؛
این نگرش ریشه بسیاری از اختلافات، به‌ویژه دیدگاه­های این نهضت درباره ولایت فقیه به‌عنوان موضوع بحث حاضر است. لیبرال‌ها با ایدئولوژیک کردن دین مخالف هستند و دین را ابزار رشد جامعه می‌دانند؛ زیرا معتقدند، دین در خدمت انسان‌هاست، نه اینکه انسان در خدمت دین باشد. بازرگان در کتاب «انقلاب ایران در دو حرکت» می‌گوید: «ما می‌خواستیم خدمت کنیم به ایران از طریق اسلام، در حالی که عده‌ای می‌خواهند خدمت کنند به اسلام از طریق ایران.» (بازرگان، انقلاب ایران در ...، ص 156)

روش مبارزاتی پارلمانتاریستی و نه انقلاب؛
نهضت آزادی با این اعتقاد که تحقق حقوق ملت با انقلاب ممکن نبوده و باید به شکل تدریجی و گام‌به‌گام صورت گیرد، مبارزه پارلمانی را بهترین راه می‌دانستند؛ از این‌رو تأکید می­کردند، «شاه باید سلطنت کند و نه حکومت».
وقتی امام در نوفل لوشاتو بود، مهندس بازرگان به دیدار ایشان می‌رود و در آنجا به صراحت به امام می­گوید، انقلاب برای ایران زود است و بایستی سیاست «گام‌به‌گام» را به ‌کار گرفت. امام با قاطعیت می‌فرماید، شاه باید برود و انقلاب باید پیروز شود و اگر حالا انقلاب نشود، مدت‌ها و سال­های دیگر امکان انقلاب نخواهد بود. بازرگان قانع نشد و می‌خواست با امام مباحثه را طول دهد که وقت دیدارش با امام تمام شده بود. وی وقت دیدار مجدد خواست و امام فرمود، اگر اعلامیه‌ای بدهد که شاه باید برود، می‌تواند مجدداْ دیدار کند. بازرگان این اعلامیه را نداد و بدون دیدار به ایران بازگشت. (اسدالله بادامچیان، بررسی تحلیلی نهضت آزادی ایران، ص29)
بازرگان خود این ماجرا را در مهرماه سال 1358 در گفت‌وگو با اوریانا فالاچی شرح داده است؛ وی در این گفت‌وگو می‌گوید: معلوم است که من معتقد به سیستم بودم. من به این استراتژی کاملاْ معتقد بودم... من به او گفتم ملت آماده برای روبه‌رو شدن با آزادی نیست! باید ملت را تعلیم داد تا از نظر سیاسی شکل پیدا کنند و از این طریق به آزادی عادت کنند!!... امام خمینی درست برعکس آن را می‌گفت: «ابداْ لازم نیست تدریجی عمل کرد، ملت خواستار یک انقلاب فوری است. یا همین حالا و یا هرگز». در آن هنگام تقریباْ یک مشاجره لفظی بین ما رخ داد... من تسلیم شدم و گفتم باشد، ریسک می‌کنیم، انقلاب بکنیم. (نشریه بررسی روزانه مطبوعات جهان، وزارت ارشاد، به نقل از نشریه کوریره دلاسرا، شماره 30 سپتامبر 1979)
مشی غیرانقلابی
در شرایط انقلابی؛
مشی غیرانقلابی در اداره کشور و تجمل‌گرایی برخی از دولتمردان به‌سرعت مورد اعتراض حضرت امام(ره) قرار گرفت و خطاب به دولت فرمودند:
این تزئیناتی که الآن در این کاخ‌ها موجود است، علاوه بر اینکه بسیاریش یا بعضیش از محرمات است و حتماْ باید دولت توجه کند به آن، دولتی که می­گوید دولت اسلامی ‌است و هستند نباید تحت تأثیر واقع بشود و هر طوری سابق بوده حالا همان‌طوری که در زمان محمدرضاشاه خائن بوده است، حالا هم همان فرم باشد. پس شما چکاره‌اید؟ تو که می‌گویی من مسلمان هستم، چکاره هستی؟ ما یکی یکی باید بگوییم؟ دانه دانه باید بشمریم؟ اینها باید اصلاح بشود و شماها من می‌دانم شما مسلمانید، من همه افراد اینها را، بعضی‌شان را می‌شناسم، بعضی‌شان را هم معرفی کرده‌اند به من، اینها همه متعهدند، همه مسلمانند، لکن ضعیف‌النفسند. می‌ترسند که مبادا یک وقت مهمانی از اجانب بیاید در کاخ دادگستری یا در کاخ نخست‌وزیری و اینجا ببیند که یک چیز محقری است، باید حتماً به فرم غرب باشد. ضعیفید آقا، تا ضعیفید زیر بار اقویا هستید. (صحیفه نور، جلد 5، ص 150)

روحیات شخصی بازرگان؛
روحیه‌ای که سبب شد تا وی در همان روز اول نخست‌وزیری‌اش در تبعیت از رهبری امام‌(ره) بگوید: مقام رهبری خطوط اصلی سیاست در خط‌مشی کلی دولت را تعیین می‌نمایند و از ایشان پرسش و درخواست می‌شود که در امور مهم و اساسی دستور دهند، بدون اینکه جزئیات و اجرائیات احتیاج به کسب نظر و دستور باشد، ضمن اینکه متقابلاً ایشان هم در اظهارات و تصمیمات خود نظر مشورتی دولت را خواهند خواست.(نوذری ، پیشین، ص 125)

ترکیب هیئت دولت موقت
و کابینه بازرگان؛
درحالی که حضرت امام تأکید داشتند، وزرا نباید عضو حزب باشند؛ اما بازرگان می‌گفت: «اگر به سراغ احزاب و گروه‌های باقیمانده از زمان مصدق و مبارزین نروم، کسی نمی­‌ماند که برای وزارت انتخاب کنم.» (همان، ص 126)

اختلافات داخلی هیئت دولت؛
اختلافات گرایشی و فکری در دولت موقت به‌گونه‌­ای بود که اختلاف بازرگان با کریم سنجابی، وزیر خارجه خود سبب شد وی در فروردین 58 استعفا دهد. (جریان‌شناسی تاریخ معاصر، دفتر چهارم، ص 23)

روحیه سازشکاری
و تلاش برای رابطه با آمریکا؛
برای تعدادی از اعضای نهضت آزادی، قطع ارتباط با آمریکا فی‌نفسه، مسئله‌­ای متباین و مغایر با ملاحظات امنیت ملی در نظر گرفته می‌شد. به همین دلیل، عباس امیرانتظام، سخنگوی دولت بازرگان ارتباط تنگاتنگی با مأموران سیاسی سفارت آمریکا در تهران برقرار کرد و سپس در مراحل بعدی در اثر افشا شدن اسناد سفارت آمریکا، معلوم گشت وی دارای سطح ارتباط بیشتری نسبت به آنچه سابق بر این تصور می‌شد، بوده است و همین امر به محاکمه و زندانی شدن وی انجامید. (جریان ملی مذهبی، ریشه‌ها، اهداف و چشم‌اندازهای آتی، ص27)
در شماره بعد، خوانش متفاوت از ولایت فقیه را به‌عنوان هشتمین علت مخالفت نهضت آزادی با رویه‌های انقلابی و رویکرد استکبارستیزی حضرت امام(ره) بیشتر توضیح خواهیم داد.


آفاق
محمدرضا اسکندری

بررسی سیر تاریخی « در زمانی» اومانیسم در غرب
همانطور که در سلسله مقالات چند ماهه گذشته تاکنون بررسی کردیم، مکتب اومانیسم، انسان را محور ارزش‌ها قرار می‌دهد، یعنی به اراده و خواست او اصالت داده می‌شود. در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم می‌شود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد. بنابراین، اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر‌اساس خدامحوری است، قرار گرفته است؛ زیرا به جای «اصالت خداوند» و «اصالت وحی خداوند» به «اصالت انسان» و «اصالت رأی انسان» اعتقاد دارد که این نوع تفکر در انحرافات و نفوذ یهودیان و به‌ویژه کابالا ریشه‌های بسیار عمیقی دارد.
آنچه در جهان امروز برای تاریخ انسانى رخ داده است، انسان‌گرایى بوده است که به‌گونه‌ای «آگاهانه»، بازتولید معرفتى ـ ساختارى شده است که «تمدن انسان‌محور یا شرک‌آلود غرب‌گرا» را تولید کرده است.

سیر تطور تاریخی اومانیسم
اگر اومانیسم را «انسان‌گرایى» تفسیر کنیم، در مقابل «خداگرایى» قرار می‌گیرد. فهم دقیق اومانیسم به فهم «هم‌زمانى» و «در زمانى» آن احتیاج دارد.
«هم‌زمانى» اومانیسم از سیر «در زمانى» آن جدا نیست. در واقع، سیر «انسان‌گرایى و جدایی از خدا» در زمان­هاى متفاوت، تجلی­هاى گوناگونی داشته است که این تجلی‌هاى تاریخى متفاوت، خود هویت اومانیسم و انسان‌گرایى را تشکیل می‌دهد. به عبارت دیگر، خدا و انسان در طول زندگى انسان بر روى زمین با هم بوده‌اند و «تاریخ انسان» به «تاریخ رابطه انسان با خدا» برمی‌گردد؛ زیرا انسان‌گرایى و خداگرایى در طول تاریخ دو مفهوم رقیب بوده‌اند .
«توحید و شرک»، همان «خداگرایى و انسان­گرایى» است که در طول تاریخ جایگزین یکدیگر شده‌­اند؛ زمانی که پیامبران توحیدگرایى را به‌وجود می‌آورند، خداگرایى به‌وجود می‌آید و زمانى که پس از توحیدگرایى، شرک به‌وجود می­آید، انسان­گرایى به‌وجود می‌آید. «تاریخ ادیان» نیز بر همین رویه ترسیم می‌شود و این فرآیند در طول «فرهنگ و تمدن» رخ می‌دهد، یعنى توحید زمانى است که «فرهنگ» حکومت می­کند و عنصر اصلى آن دین و توحید است و زمانى «شرک صورت می‌پذیرد که «تمدن» به‌وجود می‌آید و «یکجانشینى» حاکم می‌شود؛ یکجانشینى نیز «فساد» را به‌وجود می‌آورد که باطن آن شرک است؛ زیرا شرک نرم‌افزار فساد است.
۱ـ اومانیسم باستانی (اگوسانتریسم)
ترسیم انسان‌گونه خداوند در «متون یهودى» همراه با اسطوره‌هاى انسان‌گونه یونان که پس از مهاجرت یهودیان بابل به یونان رخ داده، «الگوى باستانى تمدن غرب امروز» را تشکیل می‌دهد. بنابراین، ریشه‌های انسان‌گرایی به معنای فوق به چندین قرن پیش از میلاد، یعنی به فرهنگ یونانی می‌رسد. در فرهنگ یونانی، خدایان رقیبان انسانند، آتش آسمان یا آتش جاویدان منحصراْ در اختیار زئوس (خدای خدایان) بود و او تلاش می‌کرد تا این آتش به دست انسان نیفتد. انسان نیز برای دستیابی به آتش تلاش کرد تا آنکه پرومته آتش را از زئوس می‌دزدد و از آسمان به زمین می‌آورد و به انسان می‌دهد و بدین وسیله به او شخصیت می‌بخشد. در فرهنگ یونانی این تلقی وجود داشت که انسان رقیب‌وار در مقابل خدایان قرار دارد و اصالت به خدایان داده می‌شد؛ در مقابل این اعتقاد، عده‌ای اصالت را به انسان می‌دادند که می‌توان آنها را اومانیست­های قدیم نامید.
سیر تحولى این الگوى باستانى، سیر تمدن غرب را نشان می‌دهد که با ادیان غرب مرتبط بوده است و «هویت مذهبى یهودى ـ مسیحى غرب» را نیز شکل داده است و چون انسان‌گرایى محور مرکزى آن بوده، پس مذهب‌هاى شرک‌آلود تمدنى به‌وجود آورده است .
۲ـ اومانیسم مذهبی
دومین شکل تطور اومانیسم، شکل «اومانیسم مذهبى» بود که در «اومانیسم هنرى» تأثیر گذاشت. در واقع، تفسیر انسانى خدا بود که در «ایتالیا» رخ داده، یعنى اگر انسان به صورت خدا آفریده شده است و خدا یک شکل انسانى دارد، پس «جسم انسانى» خدانما و خدا‌‌گونه است. لذا مقدس است و بایستى این جسم خدایى را تعظیم و تجلى داد که در قالب «نقاش و مجسمه و نقش برجسته» است؛ به این ترتیب، کلیساهاى قرون وسطى به‌وجود آمد. حال اگر این به «مسیح و جسم او» و کلمه خدایى بودن او و پسر خدا بودن ما اضافه شود، تقدیس جسم انسانى به‌خوبى واضح می‌شود.
۳ـ اومانیسم هنری
اومانیسم مذهبى که سبب به‌وجود آمدن سومین دوره اومانیسم، یعنی اومانیسم هنرى شد، تفسیر جسمانى انسانى از خدا بود. پس خدا به انسان تقلیل یافت. براى تبدیل اومانیسم مذهبى به اومانیسم هنرى، واسطه‌اى نیاز بود که بتواند آن تبدیل را به‌وجود آورد؛ این واسطه «علم تجربى» بود که صورت اولیه آن انسان‌شناسى جسمانى بود که از راه تشریح جنازه‌هاى انسانى به‌وجود می‌آمد که با «تخیل» نیز همراه شده بود و «هنر اومانیستى» را به‌وجود می‌آورد. پس در این دوره تاریخى که «رنسانس» نامیده می‌شود، «ترکیبى» از«اومانیسم مذهبى و عالم تجربى و اومانیسم هنرى» بود که «بنیان و بنیاد اولیه تمدن غرب کنونى» را به‌وجود آورد.
۴ـ اومانیسم معرفتی
اومانیسم هنرى که «نشانه‌شناختى اومانیسم مذهبى» را تشکیل می‌داد و «صورت خارجى و تجلى آن را» به‌وجود آورده بود، به جغرافیاى دیگرى نقل مکان کرد و شکل دیگرى به خود گرفت که دوره بعدى اومانیسم را تشکیل می‌دهد، یعنى «اومانیسم معرفتى» نام دارد که آن را «دکارت» در «فرانسه» به‌وجود آورد؛ «من فکر می‌کنم پس هستم»، پس «خداوند فکر نمی­کند، بلکه انسان فکر می­کند»؛ به عبارتی، انسان، محور معرفتى جهان واقع شد و جهان به‌عنوان متعلق معرفتى انسان مطرح شد.

اومانیسم فلسفی
اومانیسم معرفتى با واسطه «انقلاب فرانسه» به اومانیسم دیگری تبدیل شد که در جغرافیاى دیگرى از غرب رخ داد و آن «اومانیسم فلسفى» بود که «کانت» در آلمان به‌وجود آورد و «نظام فلسفى انسان‌محور» را خلق کرد. انسان «سوژه و فاعل شناختى» جهان و جهان «مفعول و ابژه شناختى» انسان شد و سوژه بودن انسان با تعریف انسان به «عقل خود بنیاد» شروع گردید و این فلسفه «فلسفه علم غربى» در جهان جدید شد؛ به‌این‌ترتیب «دوران عقل‌گرایى غرب» یا عصر روشنگری آغاز شد.
۱ـ اومانیسم تاریخی
«عقل‌گرایى اومانیستى» در قرن بعد به اومانیسم دیگرى تبدیل شد و آن «اومانیسم تاریخى» بودکه انسان با عقل خودبنیاد خود، تاریخ را می‌سازد؛ «انسان تاریخ‌ساز»که نام «فلسفه تاریخ» به خود گرفت، با به‌دست آوردن «قوانین تاریخ» یا همان «فیزیک تاریخ» بر تاریخ مسلط می‌شود و سپس این قوانین را که براى آینده نیز معتبر است، براى مدیریت آینده به‌کار می‌برد (تاریخ تکرار می‌شود). پس انسان بر زمان مسلط می‌شود و «مدیریت زمان» را به عهده می‌گیرد و خداوند از این تاریخ خارج و آینده نیز به‌وسیله انسان ساخته می‌شود که این فرآیند تفکر قرن نوزدهم را تشکیل می‌دهد؛ «هگل و هگلی‌هاى چپ جوان» محورهاى اصلى آن هستند که مدرنیسم را به‌وجود آوردند .
۲ـ اومانیسم جنسی
اومانیسم تاریخى و مدرنیسم، اومانیسم دیگرى را به‌وجود آوردند که «اومانیسم جنسى» نام داشت؛ براساس این تفکر جنسیت انسان، فعال مایشاء در جهان است و «انسان جنسى»، عامل انحصارى در طول تاریخ براى تحولات فرهنگى ـ اجتماعى و فناورى بوده است؛ این اومانیسم جنسى از یک طرف نقد اومانیسم قبلى، یعنى «اومانیسم عقلى» است و عقل انسانى را به فراموشی می­سپارد، آن را خلع ید و نقش آن را باطل می‌کند، همچنین، نقش تاریخى به غریزه جنسى می‌دهد و غریزه جنسى را فعال انحصارى قرار می‌دهد و از طرف دیگر راهى براى اومانیسم بعدى باز می‌کند.
۳ـ اومانیسم نمایی(عرفانی)
«اومانیسم نمایى» اومانیسم عرفانى است که پس از جنگ جهانى دوم شکل گرفت و از عقل و غریزه عدول کرد و بر «تخیل انسانى» استوار شد، یعنى انسان‌گرایى را بر اساس تخیل بى‌حد و مرز انسانى بنیاد کرد. انسان بر تخیل او بنا می‌شود و «آزادى» در خیال انسانى جارى می‌شود؛ زیرا؛ «خیال»، خصوصی­‌ترین بخش درون هر انسان است و آزادى بى­حد و حصر او بر آن می‌تواند تجلى پیدا کند؛ از این تخیل، «اسطوره» به‌وجود می‌آید که داراى ماده درونى «عرفان» است و مذهب نیز با روش تخیل اسطوره عرفانى مانند، تفسیر و تحلیل می‌شود و حتى، یک تجربه معنوى، خیالى یا شاعرانه می­‌شود و پسامدرنیسم نام می‌‌گیرد. همین اومانیسم عرفانى و خیالى انسان است که معناى نوآورى جهان امروز غرب است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 300
فتح الله پریشان

حرمت اعانت ظالم از منظر شيخ بهايي
شیخ بهایی از متألّهین و دانشمندان قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجری قمری است که علاوه بر اقداماتش در زمینه علم و فرهنگ و به‌جا گذاشتن آثار بسیار ارزشمندی در زمینه علوم مختلف و همچنین برخی از آثار معماری آن زمان، توانسته بود از لحاظ سیاسی نقش بسزایی در مشروعیت‌بخشی به حکّام صفوی ایفا کند. شیخ بهایی چندان با حکومت صفوی موافق نبود ولی تنگناهای شدید شیعیان در قلمروهای تحت امپراتوری عثمانی شیخ بهایی را به اندیشه ضرورت برقراری و حمایت از یک حکومت مقتدر شیعی که بتواند حامی مذهب تشیع و عالمان شیعی باشد، سوق داد. با این وجود، شیخ بهایی تلاش کرد در آثار و آرای مختلف از نوع نگاه خود رخ­ نشان دهد. با ادبیات شیخ درباره مفهوم حکومت جور و طاغوت آشنا شدیم. در ادامه حرمت اعانت و كمك به ظالم از منظر وی بررسی می‌شود.
حرمت اعانت و كمك به ظالم در ظلم از مسلمات فقه شيعه است و همين اصل سبب شده كه غالباً عالمان شيعى از حكومت‌هاى مسلمان كه فاقد مشروعيت دينى و مصداق حاكم جور بودند، كناره بگيرند، هرچند اين اصل فقهى نيز همانند ساير قواعد فقهى به‌وسيله عناوين و احكام ثانويه قابل تخصيص است. شيخ بهايى در كتاب اربعين درباره اين مسئله به تفصيل بحث كرده است. او در اين‌باره حديثى را نقل كرده و در ذيل آن فتواى صريح و قاطعانه خود را درباره معاشرت و همكارى با ظالمان بيان كرده است. اين حديث درباره جوان يا جوانمردى از نويسندگان ديوان بنى­‌اميه است که از اين راه اموال فراوانى را به دست می‌آورد. او حكم اين اموال را از امام صادق(ع) جويا مى‌شود و امام در پاسخ اين شخص به دو نكته مهم اشاره مى‌كند:
نخست، تأثير و نقش كمك مردم در غصب خلافت ائمة اطهار(عليهم‌السلام) از سوی بنى‌اميه: «اگر بنى‌اميه نويسندگانى نمى‌يافتند و اگر نبود افرادى كه ماليات و خراج براى آنان جمع‌آورى كنند و در ركاب آنان جنگ كنند يا در نماز جمعه و جماعت آنان شركت کنند، آنان هرگز نمى‌توانستند حقوق ما را سلب كنند و اگر مردم آنها را به حال خود وامى‌گذاشتند و كمك نمى‌‌كردند ايشان غير از آنچه كه در دست‌شان قرار مى‌گرفت، مالك چيز ديگر نمى‌شدند.» نكته ديگر اينكه امام(ع) راه خلاصى او از اين ورطه عظيم را در بازگرداندن آن اموال به صاحبان اصلى يا صدقه دادن از طرف آنها بيان فرموده است. شيخ در شرح اين حديث تصريح مى‌كند كه اعانت ظالمان حرام است، هرچند اعانت ايشان در امور مباح و حلال باشد.
شيخ با تمسك به روايت ديگرى از امام صادق، اعانت ظالم را حتى در امور مستحب (مانند ساختن مسجد) نيز حرام مى‌داند.
او با آوردن حديثى از پيامبر(ص) درباره عذاب نگهبانان و محافظان فرمانبر سلطان جائر مى‌گويد: چنين احاديث عامى كه از كمك به ظالم در حرام و مباح و حتى امور مستحبه (مانند ساختن مساجد) منع مى‌كند فراوان است و به يكى دو مورد منحصر نيست. وى اين نظريه را با استناد به آيه «و لاتركنوا الى الذين ظلموا فتمسكم النار» تأييد مى‌كند.
شيخ بهايى در نقد نظر برخى از فقها كه حرمت اعانت ظالم را به امور حرام اختصاص داده‌اند و اعانت ستمگران را براى كسب مال، از طريق خياطى لباس و ساختن منازل آنها حرام ندانسته‌­اند، مى‌گويد: اگر اجماعى بر اين فتوا قائم شود سخنى در آن نيست وگرنه اين تفصيل خدشه‌پذير است، زيرا نصوص عام و مطلق فراوانى در اين‌باره وارد شده است. شيخ در ردّ فتواى مشهور كه در اعانت ظالمان قائل به تفصيل شده‌­اند استدلال مى‌كند كه اگر حرمت اعانت ظالم مختص به امور حرام باشد تخصيص اين حرمت به ظالمان لغو خواهد بود، زيرا اعانت هر كسى در كار حرام، حرام است، مرتكب‌شونده حرام، خواه ظالم باشد خواه نباشد؛ به علاوه حرام فى‌نفسه حرام است، خواه با عنوان اعانت ظالم مقارن باشد، خواه با آن مقارن نباشد.
شيخ بهايى از فتواى علامه حلّی در تذكره اظهار شگفتى كرده كه چگونه حرمت اعانت ظالم را مختص به امور محرمه كرده و حال آنكه وى در مقام استدلال به روايات عام و مطلق تمسك كرده است؛ البته اگر ترك كمك به ظالم در كارهاى مباح موجب عسر و حرج در زندگى مردم شود از باب حكم ثانوى ضرورت و قاعده لاحرج، همانند اكل ميته در حد نياز مجاز خواهد بود، ولى شيخ در اينجا درصدد بيان حكم اولى موضوع است.


اصطلاحات

مزایا و معایب روش آزمایش
آنچه سبب می‌شود یک روش پژوهشی و علمی از گردونه کاربرد خارج شود، معایب و نقایص آن است. از این منظر و در ادامه بررسی روش آزمایش در علوم اجتماعی و سیاسی، می‌توان گفت روش آزمایش نیز مانند سایر روش‌های علمی مزایا و معایبی دارد که می‌توان آن را به اختصار در این مطلب ذکر کرد.
الف‌ـ توانمندی‌ها و مزایای اصلی روش آزمایش به شرح زیر است:
۱ـ نشان دادن رابطه علّی؛ در پژوهش‌هایی که به‌منظور تشخیص رابطه علّی میان متغیرها صورت می‌گیرد، هیچ روشی به اندازه آزمایش، با توجه به نظارت‌های اعمال‌شده از سوی آزماینده، توانایی جدا کردن تأثیر مشخص یک متغیر بر متغیر دیگر را ندارد.
۲ـ نظارت در شرایط آزمایشگاهی؛ در روش آزمایش که در شرایط آزمایشگاهی صورت می‌گیرد، پژوهشگر تسلط کاملی بر محیط، متغیرها و افراد مورد بررسی دارد. او سعی می‌کند با این نظارت‌ها از تأثیر متغیرها یا هر عامل ناخواسته دیگر در جریان مشاهده تأثیر متغیر مستقل بر متغیر وابسته جلوگیری کند.
۳ـ هزینه کم این روش نسبت به هزینه‌ساز بودن سایر روش‌ها، به‌ویژه روش پیمایش، از دیگر مزایای روش آزمایش است.
۴ـ تکرارپذیری؛ با توجه به عملیات بسیار مشخص که در یک آزمایش صورت می‌گیرد، همان آزمایش را می‌توان بارها با افراد مختلف انجام داد و پژوهش را تکرار کرد.
اما این روش مانند سایر روش‌ها به موازات مزایا و محاسن، معایب و نقایصی نیز دارد که می‌توان در زیر آنها را فهرست کرد:
۱ـ مصنوعی بودن؛ آنچه در محیط مصنوعی و بازسازی‌شده آزمایشگاه رخ می‌دهد، ممکن است با آنچه در بیرون و در محیط طبیعی رخ دهد، متفاوت باشد. این امر اعتبار بیرونی آزمایش را اغلب با تردید مواجه می‌کند.
۲ـ سوگیری آزماینده؛ ممکن است انتظاری که آزماینده‌ها از نتایج آزمایش دارند بر آزمایش تأثیر بگذارد و داده‌ها را با فرضیه پژوهش همسوتر کند. برای جبران این کاستی، گاهی پژوهشگران به کسانی که مسئول اجرای آزمایش هستند، نمی‌گویند چه نوع یافته‌هایی را جست‌وجو می‌کنند.
۳ـ دامنه محدود؛ از روش آزمایش برای پاسخگویی به بسیاری از پرسش‌های جالب پژوهشی نمی‌توان استفاده کرد و اصولاً این روش به پژوهش در طیف خاصی از موضوعات محدود می‌شود.
۴ـ مسائل اخلاقی؛ انجام برخی آزمایش‌ها روی افراد ممکن است از نظر اخلاقی نادرست باشد، مانند آزمایش‌هایی که آزاردهنده هستند، یا به ایجاد دشمنی میان افرادی که برای آزمایش داوطلب شده‌اند، می‌انجامند.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی-‌19
به نام اسلام، علیه اسلام توطئه می‌کردند
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

در تاریخ اسلام ایران و در روند انقلاب اسلامی جریانی وجود داشت که همواره سعی می‌کرد واقعیت‌ها را دگرگون و به نفع خود مصادره کند. به تعبیر حضرت علی(ع) اسلام را پوستین وارونه جلوه می‌دهند و سعی می‌کنند با تحریف کردن، وارونه جلوه دادن ارزش‌ها و در نهایت ایجاد شبهه و گمراه کردن مردم به نتیجه مورد نظرشان دست یابند. آنها با حفظ ظاهر و محتوای خالی از ارزش‌های اسلامی از این ترفندها بهره برده‌اند. در واقع دشمن در لباس اسلام و انقلاب، با شیوه فریبکارانه و حیله‌گرانه به میدان می‌آید. این شیوه در هر دوره تاریخی مصادیق فراوانی داشته است و اسلام از این شیوه آسیب‌ها دیده است. این جریان در رویدادهای انقلاب اسلامی، به‌ویژه در سال‌های ۵۸ـ۵۷ به‌شدت رشد کرد. این جریان به حدی خطرناک و پیچیده به پیش می‌رفت که امام خمینی در سال ۵۹ نشانه‌های رشد آن را آشکار افشا کردند و با تأکید بر هوشیاری ملت در مقابل این دسیسه‌ها و توطئه‌ها و شرارت‌ها فرمودند: «از اولی که بشر بوده تا حالا، یک اشخاص حیله‌باز، چهره‌های مختلف بوده است در این ممالک اسلامی، چهره، چهره اسلامی،‌ بسیار خوب و نماز هم می‌آیند می‌خوانند و روزه هم می‌گیرند. در ظاهر، چهره، چهره اسلامی است، [ولی] باطنش ضد اسلام. ‌شناخت اینها مشکل است، ‌شناختن اینها مشکل است و لهذا جوان‌های ما از اینها گول می‌خورند...»
امام راحل در سخنرانی‌ها و رهنمودهای‌شان مکرر به این جریان خطرناک داخلی‌ اشاره می‌کردند. آنچه مهم است اینکه این شیوه و شگردهای نقابدار و به ظاهر پوشیده را فقط با شاخص‌های امام و رهبر معظم انقلاب می‌توان افشا و با آنها مقابله کرد که در این مختصر به چند مورد آن اشاره می‌شود.

توطئه حفظ ظاهر و تغییر محتوا
اولین شاخصه پیچیده و گیج‌کننده این جریان حفظ ظاهر و تغییر محتوا به شکل اسلامی و انقلابی بوده و هست. آنها با چهره‌های موجه و به اسم ارتباط با دستگاه مرتبط با رهبری و امام به میدان می‌آمدند، در سال ۵۹ در آستانه افتتاح مجلس اول غائله‌ای راه افتاد و حضرت امام در این‌باره هشدار دادند: «برخی از اشخاص که با من هم مربوط هستند اینها ملتفت نیستند که مسائل عمقش چی هست،‌ خیال می‌کنند که مسئله چماقدار است و تظاهرکننده، مسئله این است؟ نه، مسئله این نیست، این یک ظاهری است برای آشوب درست کردن. مسئله عمق دارد، مسئله آمریکاست، مسئله این است که باید آمریکا بیاید اینجا و مقدرات کشور ما را به دست بگیرد... مسئله این است که یکی می‌خواهد تظاهر کند، یکی می‌خواهد ضدتظاهر، اینها مسئله نیست، اینها غائله ایجاد کردن است برای اینکه نگذارند این مملکت به حال خودش باشد و روی میزانی که دارد حرکت می‌کند، حرکت بکند.»
گروه‌ها و اشخاص فراوانی در سیر تحولات انقلاب دخیل بودند و مسئولیت‌های متعددی گرفتند و چون به تفکرات و اندیشه‌های کشورهای استعمارگر و بیگانه وابسته بودند، با انقلاب اسلامی مخالف بودند، با هر موضوع و عنوان «اسلامی» مخالف بودند، همین‌ها که از هر جهت در مقابل انقلاب بودند، انتخابات‌ها را تحریم می‌کردند و بعد می‌آمدند به مجلس و نامزد می‌شدند، بعضاً هم برعکس بودند طرفدار اسلام، انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و شعار می‌دادند. در واقع از عناصر اصلی گروهک‌هایی چون حزب توده، جبهه ملی، فدایی خلق، منافقین و... بودند که با برنامه و نقشه از پیش طراحی‌شده قصد داشتند در دستگاه‌ها نفوذ کنند.

ادعای اسلامیت
امام خمینی(ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی در جریان‌شناسی سیاسی ـ فرهنگی تبحر بسیار عجیبی داشتند و‌ عمق اهداف دشمن و گروهک‌ها را درک می‌کردند. ایشان با مثال‌هایی ساده، اما بسیار عمیق،‌ سیاست و برنامه پیچیده توطئه‌گران را افشا می‌کردند و از ماهیت آنها پرده برمی‌داشتند، ایشان در یکی از سخنرانی‌ها در جمع شورای اسلامی کارگران فرمودند: «اسلام همیشه گرفتار یک همچو مردمی بوده است که به اسم «اسلام» می‌خواستند اسلام را بکوبند... مگر محمدرضا قرآن طبع نمی‌کرد؟ مگر سالی یک دفعه نمی‌رفت به مشهد؟ مگر دائماً صحبت از عدالت اسلامی و عدالت نمی‌کرد؟ مگر نمی‌گفت حضرت عباس مرا در یک قضیه‌ای نجات داد؟ می‌گفت اینها را. اینها یکی از قدرت‌های [آنهاست] واقعاً قدرت است. قدرت‌های بزرگی که دارند این است که همچو با جدّیت بدون اینکه هیچ پرده حیایی در کار باشد جداً می‌گویند که این کار را خدا کرده است. این کار را دنبال خدا هستیم. ما دنبال چه هستیم که شاید شما هم اگر یک وقت ببینید باورتان بیاید. خیلی‌ها باورشان آمده بود. خوب یک شاهی است که دارد می‌گوید «قرآن» و دارد می‌گوید «اسلام» و دارد می‌گوید «چه»، خوب چه کارش دارید؟ ما مدتی باید زحمت این را بکشیم که آن چهره دوم این را به مردم بفهمانیم. این یک چهره است، یک چهره با اسم قرآن و اسم خدا و اسم نهج‌البلاغه و اسم اینها بیاید توی میدان [که] خطرناک است. ما اگر بتوانیم آن چهره دوم این جمعیت‌ها را، آن چهره دوم امثال محمدرضا را به مردم معرفی کنیم، آن وقت ما پیروز می‌شویم...»

طرح نفوذ در دستگاه‌ها
بسیاری از این شیوه‌ای که امام فرمودند با یک چهره موجه از هر جهت خودشان را به نظام، انقلاب، مردم مسلمان نزدیک می‌کنند و در عام‌ دارای وجهات دینی، مذهبی هستند و به همین شکل نقشه نفوذ در دستگاه‌ها را دنبال می‌کنند. در سال‌های دهه اول انقلاب نمو‌نه‌های فراوان عناصر نفوذی شناسایی و دستگیر شدند و بسیاری هم از همین طریق ضربات سنگینی به انقلاب و نهادهای انقلابی وارد کردند و این اثر شگردهای برنامه‌ریزی شده و در کمین نشسته دستگاه‌های جاسوسی غرب و سایر دول مستکبر بوده و هست و هیچ آثاری باقی نمی‌گذارند و به‌صورت مهره شبکه‌ای به پایگاه‌های دشمن کمک می‌کنند. بارها شاهد بودیم مهره‌های سیاه ساواک و وابسته‌های بیگانه شرقی و غربی در پست‌های خود به توطئه و تحریک علیه مردم مظلوم و تحت ستم مشغول بودند و سعی کردند مناصب خود را به انقلابیون و دلسوزان ندهند. در دهه اول انقلاب این موضوع را در همه عرصه‌ها حتی خدمات پزشکی شاهد بودیم. امام با درک عمیقی که از این مسئله داشتند همواره به مسئولان اخطار می‌دادند و در این‌باره فرمودند: «من خوف این را دارم که بعضی از این معممینی که در بین روحانیون خودشان را جا زده‌اند و خرابکاری می‌کنند... چهره اسلام را برگردانند. من به روحانیون ایران می‌گویم... این اشخاص را به مردم معرفی کنید که اینها ربطی به ما ندارند.» امام راحل حجم زیادی از کوشش خود را به کار گرفت تا از هر گونه نفوذ در دستگاه‌ها و نهادها جلوگیری کند و خطاب به مردم می‌فرمود: «بشناسید صالح و فاسد را، بشناسید مفسد و مصلح را. توجه داشته باشید چه کسی دارد خلاف می‌کند به اسم اسلام، اگر عمامه سرش است بزنیدش کنار!»

نقشه بازگشت به بی‌ارزش‌ها
دشمنان انقلاب اسلامی اعم از داخلی، خارجی، ستون پنجم، منافق،‌ نفوذی در دستگاه‌ها که هر کدام به نوعی با یکدیگر هم‌صدایی دارند، تمام تلاش‌شان را به کار گرفتند تا سمت و سوی هدفمند انقلاب اسلامی را تغییر دهند و صاحبان واقعی انقلاب را از میدان خارج کنند، یا به نوعی در انفعال قرار دهند. در یک جمله کوتاه صاحبان واقعی انقلاب کسانی هستند که برای تحقق ارزش‌های اسلامی‌، دینی و انقلابی ایستادگی کردند و به شهادت رسیدند. توطئه دستگاه‌های رسانه‌ای و فرهنگی این بود که همواره با پشتوانه مدیریت دستگاه‌های جاسوسی و امنیتی، اطلاعاتی کشورهای استعمارگری همچون آمریکا، ‌با همان صفات انقلابی، افراد خود را به داخل مردم بکشانند. با لباس دروغینی از ارزش‌ها و صفات جدید انقلاب به میدان بیایند تا اینکه به قول امام راحل «وضع سابق» را اعاده کنند، تا آن اخلاص و صمیمیت، از خودگذشتگی و ایثار رنگ ببازد و در نهایت از بین برود. امام راحل خطاب به کارکنان جهاد سازندگی سراسر کشور ضمن تأکید بر مکتبی و مردمی بودن انقلاب فرمودند: «شیاطین درصددند که هر یک از این نهادهای اسلامی را لکه‌دار کنند، دست‌های خائنین در کار است، توطئه‌ها در کار است که این نهادهای اسلامی را به دنیا برخلاف آنچه که هست معرفی کنند... اگر این کاری را که انجام می‌دهید برای خدا خالص شود جهاد نفس هم تحقق پیدا کرده...» بنابراین برنامه در دستور کار دشمنان حاکم کردن ارزش‌های غیردینی، انقلابی است و اینکه انقلاب را وارونه جلوه دهند تا به مقصد و اهداف استعماری‌شان برسند.

امر به تصفیه دستگاه‌ها
امام راحل(ع) برای حفظ دستاوردهای انقلاب و مبارزه با آثار رژیم شاهنشاهی و مستکبران غربی به‌شدت اهتمام داشتند و هیچ‌گاه دغدغه خود را پنهان نمی‌کردند و با صراحت خواستار تصفیه و با پاکسازی ادارات و دستگاه‌های اداری و نظامی کشور بودند و در این‌باره بارها برآشفتند و بر سر مسئولان نظام فریاد برآوردند که: «اگر شاهنشاهی هستید بگویید تا ما تکلیف‌مان را با شما تعیین کنیم، تا من بگویم ملت با شما چه کند...» اما این بانگ ناشی از عملکرد دستگاه‌های دولتی پس از ۱۷ ماه و بعد از انقلاب بود که نشانه‌های رژیم شاه بر پرچم‌ها،‌ نامه‌ها کاغذها، پاکت‌ها، ادارات، وزارتخانه‌ها، بیمارستان‌ها و روزنامه‌ها بود و طی گزارشی به رؤیت امام رسیده بود که به تصفیه سریع ادارات اخطار دادند و فرمودند: «باید نوع اداره و وزارتخانه‌ها عوض شود... هر کسی که برخلاف عمل می‌کند گوشش را بگیرید و از اداره بیرونش کنند... دیگر راهش ندهند. باید دید چه کسانی کارشکنی می‌کنند، ‌آیا خود وزیر است؟ دستش را بگیرند و از وزارتخانه اخراجش کنند. ما با کسی شوخی نداریم...»


حكایت زمانه
داوود امینی

همه دست‌اندرکاران يک کودتا
در آذر 1359، انجام كودتايي به دستور آمريكا در برنامه شاهپور بختيار (از رهبران جبهه ملي و آخرين نخست‌وزير رژيم شاهنشاهي) و عوامل داخلي و بيروني‌اش قرار گرفت. آغاز كودتا از پايگاه هوايي شهيد نوژه همدان برنامه‌ريزي شده بود؛ به همين دليل پس از كشف و سركوب به «كودتاي نوژه» شهرت يافت.
آژانس جاسوسي آمريكا (سيا) به «كودتاي نوژه» اميد زيادي بسته بود و آن را ضربة نهايي و قطعي بر پيكر نظام نوپاي جمهوري اسلامي مي‌پنداشت و اهميت آن را بيش از تجاوز نظامي صدام ارزيابي مي‌كرد. به گفته سران «كودتاي نوژه»، مدتي بر سر تقدم «كودتاي نوژه» يا آغاز جنگ تحميلي بحث شد و سرانجام، بعد از سفر بني‌عامري (از عناصر كودتا) به پاريس در اسفند ماه، اين طرح (آغاز جنگ تحميلي) در «تقدم 2» قرار گرفت و «تقدم 1» به كودتا داده شد.
اين كودتا از لحاظ تجهيزات نظامي كه قرار بود از داخل و خارج در جريان آن به كار گرفته شود، در تاريخ كودتاهاي جهان ‌سابقه نداشت و چنان دقيق طرح‌ريزي شده بود كه سيا موفقيت آن را قطعي مي‌دانست. اميد به موفقيت كودتا تا بدان حد بود كه حتي اعلاميه پيروزي آن نيز آماده شده و خانه‌اي نيز براي انتقال شريعتمداري به تهران اجاره شده بود. شريعتمداري بايد در اين خانه مستقر مي‌شد و به‌منزله «رهبر مذهبي»! كودتا، آن را تأييد مي‌كرد.
يكي از سران كودتا در دادگاه انقلاب، نقش سازمان سيا و ارتجاع عرب و جريان‌هاي سياسي راست مرتبط با كودتا را چنين توضيح مي‌دهد:
«دو الي سه ماه بعد از پيروزي انقلاب اولين تماس بين مأمورين «سيا» و يكي از دوستان بني‌عامري در اروپا برقرار شد و آنها بني‌عامري را در خط بختيار قرار دادند. تمام هماهنگي‌هاي لازم بين كشورهاي عضو بازار مشترك اروپا و ستاد بختيار در پاريس از طريق سيا انجام گرفت...هماهنگي‌ بين اسرائيل[رژیم صهیونیستی] و كشورهاي مرتجع منطقه، نظير عربستان، مصر و عراق توسط نماينده سيا كه در دفتر دكتر بختيار در پاريس است، انجام مي‌گرفته است. (طبق اظهارنظرهاي بني‌عامري نه تنها به من بلكه به خيلي از افراد...) تأمين هزينه‌هاي مادي چه به صورت مستقيم (احتمالاً) و چه به صورت غيرمستقيم (حتماً) نظير چك ده ميليون دلاري عربستان سعودي، توسط آمريكا صورت گرفته است... شناسایي افراد مخالف در كشور يا در خارج از كشور و معرفي آنها به بختيار و تقويت امكانات آنها يا در اختيار گذاردن امكانات لازم به آنها، نظير معرفي پاليزبان كه در يكي از دهات عراق مخفي بوده و توسط سازمان جاسوسي اسرائيل شناسایي و معرفي و هماهنگي لازم را بين او و بختيار انجام داده است...»
كودتاچيان پس از جذب برخي از روحاني‌نمايان «متنفذ»، مانند شريعتمداري با استفاده از ده ميليون دلاري كه ارتجاع عرب از طريق سعودي، در اختيار گذاشته بود، مخفيانه به جذب نيرو پرداختند. سران كودتا از طريق بختيار با «كومه‌له» و «حزب دموكرات» نيز تماس گرفته و بختيار در جريان ملاقات‌هاي متعدد با قاسملو و عز‌الدين حسيني، موافقت آنها را جلب كرده بود.
افزون بر این، كودتاچيان با جريان‌هاي سياسي ديگر نيز مصالحه كرده بودند: «... توضيحي كه مهندس قاضي به تيمسار مهديون و محققي مي‌داد، به اين ترتيب بود كه ما در حال مذاكره با هر دو گروه هستيم، هم مجاهدين و هم فدائيان خلق. مي‌گفت كه با فدائيان خلق ما زياد تمايلي نداريم چون ماركسيست هستند... ولي با مجاهدين خلق (منافقین) نه، صحبت كرديم و به اين نتيجه رسيديم كه در آن روز ازشان بخواهيم كه به نفع ما وارد كار نشوند، ما احتياجي نداريم كه آنها به نفع ما وارد عمل بشوند... وي مي‌گفت كه ما اين قول را از مجاهدين خلق گرفته‌ايم كه آن روز بي‌طرف بمانند، در عوض اينكه آن روز بي‌طرف مي‌مانند بهشان قول داده‌ايم كه آزادي فعاليت سياسي داشته باشند و هر نوع فعاليت سياسي كه بخواهند در نهايت آزادي انجام بدهند.»
قرار بود، عمليات كودتا به طور همزمان در تهران و ساير شهرهاي بزرگ اجرا شود و اماكني، مانند مدرسه فيضيه، اقامتگاه امام، كميته مركزي، نخست‌وزيري، ميعادگاه‌هاي نماز جمعه و... به‌وسیله هواپيماها بمباران شود. بنا بود كودتاگران در اين بمباران از بمب‌‌هاي خوشه‌اي و آتش‌زا استفاده كنند. آنان در حدود 30 فروند هواپيما، 60 خلبان و حدود 500 نفر از افراد فني و نظامي را براي شركت در عمليات آماده كرده بودند.
برخي از عناصر دستگيرشده، اهداف تعيين‌شده براي بمباران در تهران را به اين ترتيب نام بردند: بيت امام در جماران، فرودگاه مهرآباد، مقر نخست‌وزيري، ستاد مركزي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، ستاد مركزي كميته انقلاب اسلامي، پادگان ولي‌عصر(عج)، پادگان امام حسين(ع)، پادگان خليج، كميته انقلاب اسلامي منطقه 9، كميته انقلاب اسلامي منطقه 4، كاخ سعد‌آباد (چون آنجا را انبار مهمات مي‌دانستند) و پادگان نوجوانان در لويزان.
به گفته‌ همه‌ افراد دستگيرشده، از جمله تيمسار محققي، «بيت امام» نخستين و مهم‌‌ترين هدفي بود كه بايد بلافاصله بمباران مي‌شد. حمله به بيت امام، مركز ثقل كودتا را تشكيل مي‌داد و به معناي دستیابی به كليد پيروزي كودتا بود.
«رضا مرزبان» كه از عناصر ستاد سياسي بختيار بود و در اواسط بهمن‌ ماه 1358 به پاريس عزيمت كرد تا بختيار را در جريان تحولات ايران قرار دهد، اظهار مي‌دارد:
«من از ايشان (بختيار) و جواد خادم خواستم به من نيم ساعت فرصت بدهند تا آنها را از وضع كشور و آنچه از نزديك شاهد آن بوده‌ام، آگاه كنم و سپس شروع كردم به تفسير درباره‌ جو سياسي موجود مملكت،‌ وضعيت نيروهاي سياسي دست‌‌اندركار، مثل حزب جمهوري اسلامي، سازمان مجاهدين خلق(منافقین)، فداييان خلق، حزب توده، سازمان پيكار و گروه‌هاي مختلف. سپس به وضعيت پوسيده جبهه ملي و احزاب وابسته به آن پرداختم...، سپس براي ايشان شرح دادم كه مسئله گروگان‌گيري روي اقتصاد ايران اثر گذاشته و اثراتش در بهار آينده (1359) شديدتر مي‌شود. به‌خصوص كه كشورهاي دوست آمريكا ممكن است عكس‌العمل نشان دهند... در مورد پاكسازي در ارتش نيز صحبت كردم و اينكه ارتش به‌شدت لطمه خورده است. سپس به وضع عراق پرداختم و اينكه صدام‌حسين از قرارداد 1975 و شكست 1973 سخت شرم‌زده است و ممكن است از ضعف ارتش ايران بهره‌برداري كند و ...»
گزارش بني‌عامري از تداركات فراهم‌شده در نيروهاي مسلح، مكمل تحليل مرزبان از وضعيت آسيب‌پذير جمهوري اسلامي شد و ستاد بختيار را به اين نتيجه رساند كه در بهار آينده (1359) اين «تزلزل» در اوج خود قرار دارد و چون از يك سو جمهوري اسلامي در بعد داخلي رو به فرسايش است و در بعد خارجي با فشارهاي سنگين سياسي و اقتصادي ناتو و آمريكا، و خطر نظامي رژيم عراق مواجه است و از سوي ديگر زمينه‌هايي نيز بين برخي از نظاميان و «رجال» سياسي و تعدادي از روحانيون فراهم آمده، لازم است طرح اول تا نتيجه انجام «كار بزرگ» به تعويق بیفتد. كمّ و كيف «كار بزرگ» به واسطه فرار قادسي (از مسئولان كودتا) از ايران همچنان پوشيده ماند؛ ولي پس از شكست ماجراي طبس و متعاقب ملاقات سفراي آمريكا و انگليس در پاريس با بختيار براي كودتا، ضرب‌الاجل آن تعيين شد. البته حق تقدم كودتا نسبت به طرح‌هاي ديگر، از قبيل حمله عراق به ايران و تصرف خوزستان و اعلام «ايران آزاد»، پس از مسافرت بني‌عامري به پاريس در 15 اسفند 1358، مشخص شده بود.
حملات گاه‌به‌گاه هوايي يا توپخانه ارتش عراق در بهار سال 1359 (قبل از كودتا)، نیز ناشي از درخواست بني‌عامري و هماهنگي نمايندگان «سيا»، «موساد» و عراق بود تا ارتش و نيروي هوايي (ايران) مجبور باشند هواپيماها را در زير مهمات سنگين نگه ‌دارند.(برای انجام کودتا)
«كودتاي نوژه»، كه نمونه‌هاي بسيار كوچك‌تر آن رژيم‌هاي بسياري را در سراسر جهان سرنگون كرده بود و به جرئت مي‌توان ادعا كرد كه كودتاي 28 مرداد 1332 در مقايسه با آن، بازي كودكانه‌اي بيش نبود، در تاريخ 18 تير ماه 1359 خنثي شد؛ اما «سيا» و «اينتليجنس سرويس» از اين شكست درس نگرفتند و به تلاش‌هاي خود براي اجراي طرح‌هاي براندازي ديگر ادامه دادند. در فاصله شكست «كودتاي نوژه» تا «كودتاي قطب‌زاده ـ شريعتمداري» (فروردين 1361)، يعني در طول یک سال و نیم، سه توطئه كودتاي ديگر نيز به سرنوشت «نوژه» دچار شد.


امام خامنه ای  در گذر زمان30

ترجمه کتاب «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان»
گفته شد که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به ترجمه کتاب‌های مفید و تأثیرگذار اهتمام می‌کردند. درباره نقش و اهمیت کتاب «آینده در قلمرو اسلام» و اثرگذاری آن بحث شد و گفته شد ساواک در همان ابتدا جلوی چاپ آن را گرفت، اما ایشان کار ترجمه را با جدیت پی گرفتند و دو کتاب دیگر را نیز ترجمه کردند و تا مرحله چاپ پیش بردند، ولی زودتر از کسان دیگر آنها را ترجمه کرده و به چاپ رسانده بودند. اما چهارمین اثر ترجمه امام خامنه‌ای به نام «کفاح فی‌تحریر الهند» به مسلمانان هند اختصاص داشت که نویسنده آن عبدالمنعم النمر از علمای دانشگاه الازهر مصر بود. این کتاب حاصل 26 ماه مسافرت به هند بود که کار پژوهش میدانی را تجربه کرده بود. امام خامنه‌ای پس از مطالعه آن، مدتی که در تهران مجبور به زندگی مخفی شده بودند به ترجمه آن اهتمام کردند و آن را با ‌عنوان «مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان» به چاپ رساندند. معظم‌له در این باره فرموده‌اند: «هنگامی که از سر ناچاری و به انگیزه دور ماندن از چشم مأموران امنیتی رژیم پهلوی، پنهان در تهران به‌سر می‌بردم، ترجمه این کتاب را آغاز کردم و سپس در دوران چندماهه اختفا در مشهد، در ابرده (از روستاهای مشهد) و باز دوباره در تهران آن را به انجام رساندم.» امام خامنه‌ای در بخش دیگری از بیانات خود دوباره به اهداف سیاسی و فرهنگی این امر اشاره کرده و فرموده‌اند: «انگیزه من در آن روزگار اختناق سیاه، افزایش آگاهی سیاسی نسل مبارز آن روز و گزاره زندگی ملتی دیگر که آنان نیز سالیانی دراز با سلطه ظالمانه مبارزه کرده، تلخی‌ها و آزمون‌های دشوار مبارزه را از سرگذرانیده و در نهایت به پیروزی رسیده‌اند و ترسیم نقش برجسته اسلام و مسلمانان در این آزمایش تاریخی بود.»
این کتاب مورد استقبال جوامع اسلامی و ایرانیان و اندیشمندان مسلمان قرار گرفت. امام خامنه‌ای در این‌باره فرموده‌اند: «کتاب خوبی درآمد از کار، کتاب مفیدی بود، در ایران جای این کتاب خالی بود، زیرا در ایران راجع به هندوستان هر چه بحث می‌شد یک‌جانبه و حرف‌های مؤلفان ضدمسلمان هند نقل می‌شد، حتی مؤلفی که خودش مسلمان هم بود، مثل ابوالکلام آزاد، قضاوتش به نفع مسلمان‌های هند نبود، بلکه به زیان مسلمانان هند بود... هر چه در ایران نوشته یا ترجمه می‌شد در این روال بود، این کتاب اول بار نقش مسلمان‌ها را برجسته کرد و خیلی در محافل اسلامی و روشنفکری اسلامی... جا افتاد. مرحوم مطهری بارها این کتاب را در سخنرانی‌هایش معرفی کرد به مردم... مسلمان‌های هند هم علاقه‌مند شدند و بردند پخش کردند.»


از لابه لاي تاریخ

حزب نوين ايران ـ۲
حزب ايران نوين مثل يك اداره به كاركنان خود از بودجه جاري دولت حقوق مي‏داد. حدود سيصد تن از اين كارمندان در تهران بودند و بيش از دويست تن ديگر در شهرستان‌ها اقامت داشتند و حقوق ماهيانه آنها به‌علاوه اضافه حقوق و اقلام ديگري كه در عرف اداري معمول است، رقم قابل توجهي را تشكيل مي‏داد. به بسياري از كارمندان دولتي فوق‏العاده حقوق پرداخت مي‏شد، به اين دلیل كه اين افراد در خدمت دستگاه‌هاي اداري هستند، ليكن اين افراد عملاً در حزب ايران نوين به كار مشغول بودند و كار دولتي به مفهوم مصطلح كلمه نداشتند. به دبيران كميته‏هاي حزبي و معاونين حزب هم مقرّري پرداخت مي‏شد و ساير مقامات حزبي نيز از اين خوان يغما منتفع مي‏شدند. حقوق ماهانه اين افراد بين 000/60 تا000/200 ريال مي‏شد، در حالي كه بسياري از كارمندان دولت و بسياري از مديران كشور بايد سي سال انتظار مي‏كشيدند تا مگر روزي داراي آپارتماني يا اتومبيلي شوند. در همان زمان قشر فرهيخته‏اي كه بانيان كانون مترقي و حزب ايران نوين از برتري‌شان دم مي‏زدند، با مبالغي ناچيز زندگي خود را مي‏گذرانيدند. اجاره‌بهاي مكان‌هاي حزب در تهران مشتمل بر تبليغات و انتشارات، كميته تحقيق، خانه كارگر، سازمان جوانان، كميته تداركات و ساير تشكيلات حزبي هزينه‏هاي سرسام‌آوري داشت كه همه و همه از بودجه جاري كشور تأمين مي‏شد. اين ارقام را بايد به كميته شهرستان‌ها نيز افزود و در كنار همه اينها هزينه‏هاي تعمير و نگهداري و خريد لوازم ضروري و وسایل تزييني را بايد اضافه كرد. در طول سال مراسم و جشن‌هايي برگزار مي‏شد كه هزينه آن باز هم از طريق بودجه دولت تأمين مي‏گرديد. پاداش‌هاي كلاني پرداخت مي‏شد و خلاصه اينكه غير از اين مبالغ وجوه زياد ديگري حيف‌وميل مي‏شد و مبالغي هم به عنوان پاداش به برخي از نزديكان مقامات حزبي پرداخت مي‏گرديد.
اين در حالي بود كه حزب در بين مردم هيچ‌گونه پايگاهي نداشت. حتي در جرايد اين دوره اين مطلب به‌كرات مورد تأكيد قرار گرفته است كه حزب در بين دانشگاهيان فاقد نفوذ كافي است و صرف‌نظر از عضويت تعداد قليلي كه از طريق حزب به مشاغلي دست يافته‏اند، اكثر دانشگاهيان و به‌ویژه استادان در حزب عضويت ندارند و اصلاً به فعاليت آن بدبين هستند. جامعه دانشجويي هم تعداد قليلي را به حزب تقديم داشته بود، تازه اين افراد هم به منظور رسيدن به اميال و يا احراز شغلي و گرفتن مقرري به حزب روي آورده بودند و در ساختمان سازمان دانشجويان حزب گرد هم مي‏آمدند و البته هيچ كاري هم انجام نمي‏دادند، وگرنه اكثريت مطلق دانشجويان نسبت به حزب مذكور فاقد علاقه و بلكه مخالف آن بودند. حزب ايران نوين در ابتداي دهه پنجاه مؤسسه‏اي با عنوان مؤسسه عالي علوم سياسي و امور حزبي تشكيل داد؛ تعدادي از اعضای حزب با ضوابطي كه از طرف خود مسئولان تهيه مي‏شد و بدون اينكه كنكوري در كار باشد در اين مؤسسه مشغول به تحصيل مي‏شدند و همين امر به خودي خود باعث ايجاد نفرت و انزجار در بين دانشجويان مي‏شد. وضعيت جامعه روشنفكري هم بر همين منوال بود؛ شعرا، نويسندگان، هنرمندان و گروه كثير ديگري از اين دسته‏ها با فعاليت سياسي در چارچوبي كه حزب ايران نوين توصيه مي‏كرد، مخالف بودند. اما در بين اين افراد هم بودند كساني كه از قِبَل فعاليت به نفع حزب به مناصب و مشاغلي رسيده بودند، ليكن تعداد اين افراد هم معدود بود و در عرف جامعه روشنفكري ايران، اين افراد را در زمره روشنفكران به شمار نمی‌آورند.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکا ـ 30
ادوار تاریخی تعامل کنگره و کاخ سفید در سیاست خارجی آمریکا (2)
حسن خدادی

سیاست دوری جستن از سرزنش کنگره
اینک پاسخ به این پرسش که چرا کنگره باوجود اختیارات و قدرت تأثیرگذاری‌اش نمی‌تواند و یا نمی‌خواهد اقداماتی را در حوزه مسائل سیاست خارجی با رویکرد و روشی منسجم با مفهوم و مسئولانه، به‌گونه‌ای که به درستی پاسخگوی سیاست‌های ملی باشد، انجام دهد، ضروری می‌نماید. به نظر نمی‌رسد که این مشکل ناشی از نبود انگیزه نزد اعضای کنگره باشد. همان‌گونه که پیشتر گفته شد، اعضای کنگره ـ قطع نظر از انگیزه انتخاب دوباره ـ اهداف دیگری مانند تبیین سیاست‌های مورد اقبال عموم را دنبال می‌کند. در همین زمینه، باری بلکمان یکی از پژوهشگران سیاست‌های آمریکایی معتقد است که پس از ماجرای خلیج خوک‌ها، جنگ ویتنام و رسوایی ایران کنترا (1986) و بسیاری حوادث دیگر ناشی از عملکرد قوه مجریه، کنگره از انگیزه‌های لازم برای فعال‌تر شدن در عرصه سیاست خارجی برخوردار بوده، فعالیت‌های کنگره در این عرصه، خساراتی بیش از آنچه عملکرد سوء قوه مجریه بر جای گذارده، در پی نخواهد داشت. به عقیده وی بی‌شک فرهنگ حاکم بر کنگره دستخوش تغییر شده و اینک اعضای کنگره انتظار دارند که بیش از گذشته در امور سیاست خارجی دخالت داده شوند. باربارا سنکلر از نظریه‌پردازان مطالعات آمریکا دیدگاه مشابهی را مطرح می‌کند. وی تأکید خود را بر رفتار در حال تغییر سناتورهای آمریکایی از دهه 1970 قرار داده و چنین استدلال می‌کند که رشد انفجارگونه در شمار گروه‌های جامعه و مسائل مبتلابه آن، میزان درخواست از سناتورها را به نحو قابل توجهی افزایش داده است و مادامی که آنها بتوانند به این درخواست‌ها رسیدگی کنند، تقاضای بیشتری نزد آنها مطرح می‌شود که این خود فرصت‌های مغتنمی را برای پیشبرد اهداف مورد نظر در اختیار سناتورهای آمریکایی قرار می‌دهد. آنان به حوزه‌های تصمیم‌گیری دسترسی مستقیم داشته و می‌توانند افکار عمومی را هدایت کنند. در نتیجه سناتورها بیش از هر طبقه دیگری از نقش‌آفرینان سیاسی، به جز رئیس‌جمهور، می‌توانند نقش‌ محوری در فرآیند تعیین اولویت‌ها و دستور کارهای فراروی مملکت ایفا کنند. بنابراین نبود انگیزه در اعضای کنگره به‌منزله مؤلفه‌ای که مانع از پویایی و تحرک کنگره در حوزه سیاست خارجی می‌شود، پاسخ پرسش مطرح‌شده نیست. در واقع مشکل قطع‌نظر از سوءاستفاده‌ از قدرت از سوی رئیس‌جمهور، عمدتاً به تمایل کنگره به طفره رفتن از مسئولیت‌پذیری و نبود هنجارهای مشخص برای هدایت اعضای کنگره مربوط می‌شود.
کنت ویور از نظریه‌پردازان سیاست‌های آمریکا در این باره معتقد است که سیاست «دوری جستن از سرزنش» Blame Avoidance که‌مؤلفه‌ای عمده برای شناخت مبانی رفتاری اعضای کنگره بوده، می‌تواند رویکرد و رویه غیر فعال آنان را در صحنه سیاست خارجی و امنیت ملی توضیح دهد. او چنین استدلال می‌کند که اعضای کنگره مایلند در فضایی که در آن اجماع حاصل است (به جز در سیاست‌هایی که به امور انرژی و بازرگانی مربوط می‌شود و اثر مهمی بر زندگی روزانه مردم در حوزه‌های انتخابیه اعضای کنگره داشته و مخاطرات مترتب بر آن بسیار بالا است.) درباره مسائل سیاست خارجی، اقدام و تصمیم‌گیری کنند، زیرا این نکته که رهبری رئیس‌جمهور برای موفقیت سیاست خارجی ضرورتی تام دارد، باوری غالب است. ملاحظات ناشی از رأی انتخاب‌کنندگان نیز گرایش به انفعال در برابر رئیس‌جمهور در حوزه سیاست خارجی را تقویت می‌کند. اعضای کنگره مایل به دوری جستن از اتخاذ مواضعی هستند که ممکن است آنها را در معرض سرزنش موکلان‌شان قرار دهد و در نتیجه پیامدهای ناگوار آن را هنگام انتخابات لمس کنند. از آنجایی که بخش اعظم افکار عمومی از رهبری قدرتمند رئیس‌جمهور در عرصه سیاست خارجی حمایت می‌کند، بنابراین، اعضای کنگره تأسی به سیاست «دوری جستن از سرزنش» را امری ناگزیر می‌پندارند. رفتار اعضای کنگره در بحران‌های ملی، مانند جنگ دوم خلیج‌فارس (جنگ عراق و کویت) که مبتنی بر حمایت تقریباً قاطع از رئیس‌جمهور در برخورد با تهاجم عراق بود، یا حمایت قاطع از اقدامات جرج دبلیو بوش در مقابله با تروریسم بین‌المللی در پی حملات تروریستی 11 سپتامبر 2001 به شهرهای نیویورک و واشنگتن از مصادیق بارز تأسی آنها به سیاست «دوری جستن از سرزنش» است. به هر روی واقع امر آن است که کنگره می‌خواهد حضورش در صحنه کاملاً عیان و مشهود باشد، ولی چنانچه خطایی روی دهد مسئول قلمداد نشود. توصیف رابرت کاتزمن از بحث ملال‌آور کارکرد مصوبه اختیارات جنگی در سال 1987 در خلال جنگ ایران و عراق و بحران خلیج‌فارس برتری گرایش سیاست «دوری جستن از سرزنش» در مبانی رفتاری اعضای کنگره را مورد تأکید قرار می‌دهد. کنگره در خلال این بحران از پذیرش مسئولیت تأیید اقدامات رئیس‌جمهور و یا اجبار وی به خارج ساختن نیروهای آمریکایی از خلیج فارس، امتناع ورزید. در حقیقت اعضای کنگره برای اجتناب از پذیرش مسئولیت مستقیم در تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی، به شگرد‌های گوناگونی متوسل شده‌اند. برای نمونه، شگردی که اعضای کنگره به دفعات به آن توسل جسته‌اند، رسیدگی شکلی به مسائل مطروحه بوده است. در قضیه مربوط به انتقال حاکمیت کانال پاناما در سال 1977، رویه شکلی واحدی مبتنی بر معرفی اصلاحاتی متعدد بر طرح پیشنهادی مشاهده شد، به گونه‌ای که رأی به سندی سیاسی را که چندان مورد اقبال عمومی نبود، سهل‌تر کند. به عبارت دیگر، توسل به اقدامات شکلی به صورت ابزار مفیدی برای مقابله با یک مسئله سیاسی محض جلوه‌گر شده، که اعضای کنگره را قادر می‌سازد که بر آثار واقعی رأی خود نقاب کشیده و به این وسیله خود را در معرض انتقاد موکلان‌شان قرار ندهند. به این ترتیب توسل به اقدامات شکلی عامرانه و به‌منظور دوری جستن از پذیرش مسئولیت مستقیم صورت می‌پذیرد. البته این به آن معنا نیست که اعضای کنگره در اجرای وظایف محوله ناتوان هستند. برعکس بدان مفهوم است که شاید آنان با نقاب کشیدن بر روی نتایج واقعی آرای خود در قالب اصلاحات و پیشنهادهای شکلی، بیش از آنکه در پی عافیت‌طلبی باشند، خردورزی را پیشه خود می‌سازند. مؤلفه دیگری که اعضای کنگره را به طفره‌روی از ایفای نقشی بایسته در حوزه سیاست خارجی یاری می‌کنند از این واقعیت نشئت می‌گیرد که افکار عمومی بیش از کنگره، رئیس‌جمهور را مسئول وضع دلسردکننده و نابسامان کشور در زمینه مسائل داخلی و خارجی می‌داند. گری جاکبسون از پژوهشگران مطالعات آمریکا در این‌باره چنین استدلال می‌کند که افکارعمومی اساساً رئیس‌جمهور را مسئول می‌شناسد. در هر حال رویه‌ها و رویکردهای انتخاباتی بیش از آنکه یک دولت کاملاً پاسخگو و مسئول را شکل دهد،‌ نموداری از یک نظام نمایندگی است. در واقع، اعضای کنگره فشار ناگزیری را درباره پاسخگویی به مسائل ملی متوجه خود نمی‌دانند. جان باند و ریچارد فلیشر دو تن از پژوهشگران برجسته نهادهای سیاسی آمریکا نیز در این‌باره معتقدند، افکار عمومی، ارزیابی خود را درباره رئیس‌جمهور برحسب موفقیت یا شکست او در پیشبرد برنامه‌هایش (نتیجه فرایند تصمیم‌گیری) به عمل می‌آورد و این وضعیت درباره اعضای کنگره مصداق ندارد. افکار عمومی، اعضای کنگره را در این زمینه مسئول نمی‌داند. به این ترتیب مشکل کنگره در قانون‌گذاری در ارتباط با سیاست خارجی و ایفای نقش فعال دراین حوزه را نمی‌توان یکسره به حساب قوه مجریه و سوءاستفاده‌های رئیس‌جمهور از اختیارات خود گذاشت. کنگره در موارد متعدد نشان داده که می‌تواند نفوذ زیادی بر مسائل سیاست خارجی داشته باشد. وضع قانون تحریم‌ها علیه آفریقای جنوبی در سال 1985 به دلیل اعمال سیاست تبعیض‌نژادی در آن کشور با وجود تحفظات شدید رونالد ریگان شاهد روشنی بر این مدعا است. به هر روی، این میزان تأثیرگذاری و نفوذ، هیچ‌گاه به رویه و رویکردی منسجم، پایدار و با معنا تبدیل نشده است. نگرش کنگره به مسائل سیاست خارجی از زاویه تنگ و ویژه حوزه انتخابیه و منافع گروه‌های ذی‌نفوذ در موارد متعدد به اخذ تصمیماتی منجر شده که منافع کلان و بلندمدت آمریکا را نادیده گرفته و تنها خدمت به منافع گروه‌های ذی‌نفوذ را مدنظر داشته است. این وضعیت یادآور این واقعیت پایدار در سیاست‌های آمریکا است که تصمیمات سیاسی لزوماً نتیجه بحث و بررسی‌های منطقی افراد، نهادها و گروه‌های ذی‌ربط نبوده، بلکه دستاورد اعمال فشار و یا اقناع دیگران و بده‌بستان‌هایی است که در چرخه تعاملات پیدا و پنهان افراد و نهادها و گروه‌های ذی‌ربط صورت می‌پذیرد. در پرتو چنین وضعیتی کشورهای مختلف تلاش می‌کنند به نحوی از انحا برای حفظ منافع خود با استفاده از نیروهای خود در داخل آمریکا که «لابی» خوانده می‌شوند، زمینه مناسبی برای تأمین اهداف سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی خود فراهم آورند. رژیم صهیونیستی، ژاپن و چین گسترده‌ترین و با نفوذترین گروه‌های ذی‌نفوذ را در آمریکا دارند. آنها با تشکیل گروه‌های ذی‌نفوذ و ایجاد ارتباط با نمایندگان و کارکنان کنگره و کمک به فعالیت‌های انتخاباتی آنها، اهداف خود را تأمین می‌کنند. ازاین‌رو «زمینه‌سازی» در کنگره بخش مهمی از وظایف این گروه‌ها و نیز بخشی از وظایف غیررسمی سفارتخانه‌های خارجی در واشنگتن به شمار می‌آید. مشهود است که نزار حمدون، سفیر وقت عراق در واشنگتن در دوران جنگ تحمیلی از طریق برنامه گسترده مدون و برقراری روابط نزدیک با نمایندگان و کارکنان کنگره توانست پیش از هر چیز نظر اعضای کنگره را با سیاست‌های عراق علیه ایران همسو کند و سپس سیاست کلی آمریکا را در جنگ از بی‌طرفی به پشتیبانی از عراق تغییر دهد. همچنین گفته می‌شود که زاهدی، سفیر شاه در همراهی کنگره و همچنین دولت کارتر با شاه تا آخرین ساعات زندگی وی نقش بسیار مهمی داشته است. در سی‌وشش سال اخیر نیز مخالفان جمهوری اسلامی ایران، کنگره آمریکا را محل فعالیت سیاسی خود در مخالفت با جمهوری اسلامی ایران انتخاب کرده‌اند.

گروه‌های ذی‌نفوذ و کنگره
در بررسی نقش گروه‌های ذی‌نفوذ و تأثیر فعالیت‌های آنها بر سیاست‌های آمریکا (به‌ویژه تصمیمات کنگره) شاید هیچ نمونه‌ای، روشنگرانه‌تر از بررسی فعالیت کمیته امور عمومی آمریکا و رژیم صهیونیستی معروف به AIPAC نباشد. اینک کمیته که فعالیت خود را در دهه 1950 آغاز کرد با بیش از پنجاه ‌هزار عضو در پنجاه ایالت آمریکا در خط مقدم دفاع از منافع رژیم اشغالگر قدس در این کشور قرار دارد. روزنامه نیویورک‌تایمز این کمیته را مهم‌ترین سازمان تأثیرگذار بر روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی نامیده و مجله فورچن همواره آیپک را قدرتمندترین گروه ذی‌نفوذ در آمریکا دانسته است. فعالان آیپک که ارتباط کاری کاملاً نزدیکی با کارکنان حرفه‌ای این کمیته دارند از میان کارکنان رده‌بالای دولت از جمله دستگاه سیاست خارجی آمریکا و نخبگان سیاسی، علمی و فرهنگی انتخاب می‌شوند. این فعالان نشست‌های منظمی با اعضای کنگره داشته و در جلسات استماع که مسائل مربوط به روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی را دربر می‌گیرد فعالانه شرکت می‌کنند. کارکنان حرفه‌ای آیپک، پیوسته اطلاعات فعالان را درباره خاورمیانه و سیاست‌های آمریکا به روز نگه داشته و تحلیل‌های مختلفی را از دیدگاه تأمین منافع رژیم صهیونیستی در اختیار فعالان قرار می‌دهند. نگاهی به دستور کار جاری آیپک به شرح زیر، گستره فعالیت‌های این گروه در عرصه نهادهای سیاسی و قانون‌گذاری آمریکا را به خوبی نشان می‌دهد:
1ـ-جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای
2ـ-پشتیبانی آمریکا از رژیم اشغالگر قدس برای تضمین امنیت یگانه کشور دموکراتیک در خاورمیانه
3 ـ-دفاع از رژیم صهیونیستی در برابر تهدیدات آینده
4ـ آماده کردن نسل آینده رهبران طرفدار رژیم صهیونیستی در آمریکا
5ـ ارتقای آگاهی کنگره نسبت به روابط آمریکا ـ رژیم صهیونیستی
6ـ ارتقای همکاری راهبردی آمریکا و رژیم صیونیستی به منظور مقابله با تهدیدات جدید
7ـ به بن‌بست رساندن برنامه تسلیحات هسته‌ای ایران
8 ـ تقویت رژیم صهیونیستی از طریق کمک‌های نظامی و اقتصادی آمریکا
9ـ مقابله با تروریسم و دیگر تهدیدات
10ـ پیشبرد فرایند صلح
11ـ بسط روابط آمریکا و رژیم صهیونیستی
12ـ حفاظت از اورشلیم به‌منزله پایتخت رژیم صهیونیستی
13ـ-پایان بخشیدن به انزوای رژیم صهیونیستی در سازمان ملل
مواردی که فشارهای آیپک، دولتمردان آمریکایی را به همراهی با سیاست‌های رژیم صهیونیستی وادار کرده بسیار متعدد است و در اینجا به ذکر یکی دو مورد بسنده می‌شود. در 22 ماه مه سال 1988 جیمز بیکر، وزیر خارجه دولت جرج بوش (پدر) در نشست سالیانه آیپک در واشنگتن در خلال سخنرانی خود اظهار کرد: «برداشت آمریکا از قطعنامه 242 شورای امنیت (زمین در برابر صلح) است و مذاکرات صلح می‌بایست منتج به نوعی عقب‌نشینی سرزمینی شود و پیام من به اسحاق شامیر (نخست‌وزیر وقت رژیم صهیونیستی) این است که دیدگاه غیرواقع‌بینانه رژیم صهیونیستی بزرگ را کنار گذارد.» این اظهارات، رهبران یهودی در آمریکا و اعضای فعالان آیپک را بسیار آشفته کرد، به‌طوری که با زمینه‌سازی‌هایی که همان شب انجام دادند، بلافاصله 94 سناتور آمریکایی و چند صد نفر از اعضای مجلس نمایندگان طی بیانیه‌ای در مخالفت با اظهارات بیکر قویاً و آشکارا از نظرات رژیم صهیونیستی درباره صلح پشتیبانی کردند. نفوذ لابی رژیم صهیونیستی در آمریکا که نمود برجسته آن، فعالیت‌های آیپک است به مرور آنچنان گستردگی یافته که به نیرویی قدرتمند و تأثیرگذار در فرایند تعاملات هیئت حاکمه آمریکا تبدیل شده است. برای نمونه در اکتبر سال 1998، چند مقام حزب جمهوریخواه با برقراری تماس با یک دیپلمات بلندپایه صهیونیست در واشنگتن، وی را به فعالیت بسیار نزدیک با جمهوریخواهان کنگره به منظور تحت فشار قرار دادن بیل کلینتون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا برای پاسخگویی به تهدید ناشی از توسعه توان موشکی ایران ترغیب کردند. انگیزه جمهوریخواهان از این اقدام، تنها دستیابی به پول بیشتر در ازای پیشبرد برنامه دفاع موشکی آمریکا نبود، بلکه آنها جمع‌آوری آرای یهودیان را نیز با این ادعا که کلینتون رژیم صهیونیستی را آسیب‌پذیر می‌سازد، مدنظر داشتند. فعالیت‌های آیپک به منظور حفظ و تشدید فضای ستیزه‌جویانه علیه جمهوری اسلامی ایران در هیئت حاکمه آمریکا که نقطه اوج آن در قضیه تصویب قانون تحریم ایران و لیبی در سال 199۶ و تمدید آن در سال 2001 نمود یافته، نمونه برجسته‌ای برای درک هر چه بهتر کارکرد گروه‌های ذی‌نفوذ در فرایند پیچیده‌ترین تدوین خط‌مشی سیاسی و قانون‌گذاری در واشنگتن است.

نتیجه‌گیری
پس از تبیین نقش و رویکردهای کنگره در حوزه سیاست خارجی این پرسش اساسی به ذهن متبادر می‌شود که در اوضاع و احوال کنونی جهان و در وضعیتی که جامعه بین‌المللی با چالش‌ها و نااطمینانی‌های گوناگون ناشی از حملات تروریستی 11 سپتامبر سال 2001 به نیویورک و واشنگتن رو‌به‌رو است و نیز در وضعیتی که به یکباره اولویت‌های دستور کار سیاست خارجی آمریکا دستخوش تغییر شده، جایگاه و نقش‌آفرینی کنگره در این عرصه پرمخاطره چه خواهد بود، تعاملات آن با رئیس‌جمهور چه ویژگی‌هایی خواهد داشت و آثار آن بر روابط خارجی آمریکا چگونه خواهد بود؟ از آنجایی که رویه‌ها و رویکردهای کنگره در قبال جمهوری اسلامی ایران طی 36 سال اخیر، اثرات سوء گسترده‌ای بر منافع کشور داشته و هزینه‌های بسیاری بر ایران تحمیل کرده است، بنابراین، داشتن تصویری روشن نسبت به گرایش‌ها و ویژگی‌های اصلی غالب بر کارکرد و فعالیت‌های کنگره در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی پس از پایان جنگ سرد و در پرتو تحولات جدید جهانی، اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. به نظر می‌رسد در قالب سه گرایش و ویژگی زیر می‌توان این موضوع را به اجمال بررسی کرد: 1ـ تداوم تعاملات نیروهای گریز از مرکز و نیروهای تمرکزگرا در کنگره 2ـ حساسیت بیشتر کنگره نسبت به حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی 3ـ همکاری بیشتر با رئیس‌جمهور در عرصه سیاست خارجی و امنیت ملی. در مقاله آتی به اجمال این سه گرایش بررسی خواهد شد.


نقدی بر مقالات خلاف واقع سروش محلاتی درباره فرمانده مقتدر علی(ع)-11
ایستادگی مالک در برابر وادادگان و منافقان
مجتبی صادق

نویسنده همچنین بر این باور است که افراطیونی، همچون مالک اشتر از هیچ نوع بداخلاقی سیاسی ابا ندارند و برای پیشبرد اهداف خویش حاضرند به افراد مورد نظرشان برچسب زده و با بدبینی و واردکردن اتهامات، آنها را از گردونه سیاست حذف کنند یا زمینه دشمنی آنها را فراهم آورند. به تعبیر نادرست نویسنده، یکی از این افراد علاقه‌مند! جریربن‌عبدالله بجلی است که برخورد افراطی مالک، او را به معاویه ملحق کرد. وی در این زمینه می‌نویسد: «عناصر افراطی به دلیل آن که عملکرد «خود» را «شاخص» انقلابی‌گری و حق‌طلبی می‌دانند، لذا دیگران را افرادی سازشکار و بی‌اراده در برابر دشمن می‌دانند، و با سوء‌نیت درباره آنها قضاوت می‌کنند و از اتهام درباره ایشان ابایی ندارند...»
وی سپس به گفت‌وگوی مالک و جریر در محضر امیرالمؤمنین(ع) اشاره می‌کند و درباره سخنان تند، رک، بی‌پرده و صریح مالک می‌گوید: «تندروی مالک در این گفت‌وگوها آن هم در حضور حضرت علی(ع) نیاز به توضیح ندارد، از تهمت و برچسب زدن به کسی که امام او را برای مأموریت انتخاب کرده، تا دشنام‌گویی به او و تا وابسته دانستن به دشمن و تا تهدید به زندان و قتل و...»
اینجا باید از نویسنده محترم پرسید، اگر این سخنان مالک اشتر در منظر و محضر امام(ع) صورت گرفته و امام(ع) در برابر آنها سکوت ورزیدند و رد و منعی بر این بیانات ابراز نداشتند، آیا نباید یا نمی‌توان این سخنان را حمل بر صحت کرد؟ آیا تقریر معصوم چیزی جز این است؟ نویسنده، افراطیون را چنان برجسته می‌داند که گویا حتی امام عدالت‌پیشگان که مظهر عدل الهی است، یارای مقابله با آنان را ندارد. آنها به‌راحتی در برابر امام هر حرفی می‌خواهند می‌زنند، هر نسبتی بخواهند به هرکسی می‌دهند و پیکان اتهامات را به سوی هر که می‌خواهند، نشانه می‌گیرند، و امام(ع) در برابر آنها تنها سکوت می‌کند! آیا رواست مالک اشتر به کسی تهمت بزند و او را تهدید کند، و امام با اینکه می‌داند این اتهامات بی‌پایه و اساس و بر مبنای ظن و گمان سوء و بدبینی است، در برابر این جملات سکوت کند؟ آیا جای شگفتی و تعجب نیست؟ آیا این سیره با سیره و روش یک حاکم عادل تطبیق می‌کند تا چنین تحلیلی ارائه دهیم و چنین روشی را به امام معصوم نسبت دهیم؟
البته ایشان چنین سکوتی را در ساحت امام روا نمی‌دارد و امام را حاکمی نمی‌داند که تحت تأثیر فشار اطرافیان قرار بگیرد؛ لذا در جای دیگر می‌نویسد: «امیرالمؤمنین(َع) با موضع‌گیری خود نشان داد که تسلیم فشار یاران تندرو خود نمی‌شود و با اقدامات تحریک‌کننده و جنگ‌افروزانه، فعالیت‌های صلح‌طلبانه خویش را ابطال نمی‌کند...»
ولی چه می‌شود که امام(ع) در اینجا سکوت می‌ورزد و اجازه می‌دهد تا مالک اشتر این چنین شدیداللحن با جریر سخن بگوید؟
به باور ما سکوت امام در برابر سخنان مالک دلیل بر صحت و راستی سخنان اوست و بر این سخن قراین تاریخی شهادت می‌دهند. سکوت امام همان‌قدر حجّیت و اعتبار دارد که گفتار و رفتار معصوم حجّیت دارد. ولی نویسنده آنقدر در تحلیل اشتباه خود غرق است که به چنین نکته‌ای توجه نداشته و امام را العیاذبالله مقهور رفتار اطرافیان خود می‌داند تا جایی که در محضرش به مؤمنی تهمت زده می‌شود؛ ولی هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهد، تا مبادا یکی از یاران خود را از دست بدهد.
مالک اشتر به خوبی امثال جریربن‌عبدالله و اشعث‌بن‌قیس را می‌شناخت. وی می‌دانست این افراد اگر در جبهه عراق قرار گرفتند، از باب منفعت‌طلبی است و به محض اینکه منافع‌شان را در معرض خطر ببینند، به معاویه می‌پیوندند؛ ولی اوضاع و شرایط برای‌شان به‌گونه‌ای بود که مصلحت می‌دیدند منافقانه گرد امام حلقه بزنند، چنانچه خود اشعث وقتی حکم عزلش از آذربایجان را دریافت کرد، می‌خواست به معاویه ملحق شود؛ ولی وجهه و موقعیت اجتماعی خود را در عراق بیشتر و مهم‌تر می‌دید، و در شام منزلت و ارج و قربی نظیر آنچه در کوفه داشت، نمی‌یافت؛ از این‌رو، از الحاق به معاویه منصرف شد(وقعة صفین، ص21). حضور این افراد در میان یاران و اطرافیان امام خطرناک بود، چنانچه بعدها معاویه از همین نیروهای مخفی و یاران پنهانی خود در لشکر امام سود جست و فرجام صفین را به حکمیت کشاند. اشعث و جریر هر دو از دشمنان امیرالمؤمنین(ع) بودند. روزی در حالی که ذم امام را می‌گفتند و از اطراف کوفه عبور می‌کردند، مارمولکی را دیدند و خطاب به آن گفتند: دستت را بیاور تا به‌عنوان خلافت با تو بیعت کنیم. وقتی این خبر به امام(ع) رسید، فرمودند: روز قیامت درحالی محشور می‌شوند که امام‌شان مارمولک است. پیامبر اکرم(ص) یکی از نعلین خود را به جریر داده بود و فرمود: از این دو مراقبت کن که گم شدن آنها، به معنای از بین رفتن دینت می‌باشد. در جمل یک لنگه و در سفری که امام او را به‌عنوان قاصد سوی معاویه فرستاد، لنگه دیگر آن گم شد. بعد آن سفر بود که از امام جدا شد و از جنگ کناره گرفت. (شرح نهج‌البلاغه، ج4، ص7۶ ـ 7۴). امیرالمؤمنین(ع) پس از الحاق جریر به معاویه، خانه وی و یارانش را خراب کرد و به آتش کشید، این خانه تحت عنوان مسجد جریر در کوفه، پایگاهی برای دشمنان و معاندان امام بود تا به بهانه نماز در این مسجد از حضور در مسجد کوفه و نمازخواندن به امامت امیرمؤمنان شانه خالی کنند. در روایات، از این مسجد به‌عنوان یکی از مساجد ملعونه یاد شده، که پس از شهادت سیدالشهدا(ع) جهت ابراز شادی، آن را دوباره تجدید بنا کردند (وسائل‌الشیع ج3، ص519، الکافی ج3، ص490، فضل‌الکوفه و مساجدها، ص20). از اسماعیل، فرزند جریر نقل است، که امام علی(ع) دو بار خانه‌شان را خراب کرد (شرح نهج‌البلاغة، ج4، ص74). تخریب خانه و مسجد جریر به همان حجت و دلیلی است که رسول خدا(ص) مسجد ضرار را خراب کرد، چون پایگاهی برای توطئه‌گری‌ها و تجمع منافقان بود و پتانسیل تبدیل شدن به کانون مخالفان و معاندان حکومت علوی را داشت. چنانچه امام به جنگ صفین می‌رفتند و این مرکز قوت می‌گرفت، خطری جدی برای حکومت به شمار می‌رفت، لذا به انهدام و احراق آن اقدام کردند.
این موارد نمونه‌هایی است که در تاریخ ‌به‌جای مانده و چهره واقعی جریربن‌عبدالله و اشعث‌بن‌قیس را نشان می‌دهد. مالک اشتر مسلماً قراین، شواهد و دلایل بیشتری دیده یا شنیده بود و براساس آنها به خوبی این دو نفر را می‌شناخت. از این‌رو، با فرستادن جریر مخالف بود و نظر خود را آزادانه اظهار می‌کرد.
نویسنده همچنین بر این باور است که افراطیونی، همچون مالک اشتر از هیچ نوع بداخلاقی سیاسی ابا ندارند و برای پیشبرد اهداف خویش حاضرند به افراد مورد نظرشان برچسب زده و با بدبینی و واردکردن اتهامات، آنها را از گردونه سیاست حذف کنند یا زمینه دشمنی آنها را فراهم آورند. به تعبیر نادرست نویسنده، یکی از این افراد علاقه‌مند! جریربن‌عبدالله بجلی است که برخورد افراطی مالک، او را به معاویه ملحق کرد. وی در این زمینه می‌نویسد: «عناصر افراطی به دلیل آن که عملکرد «خود» را «شاخص» انقلابی‌گری و حق‌طلبی می‌دانند، لذا دیگران را افرادی سازشکار و بی‌اراده در برابر دشمن می‌دانند، و با سوء‌نیت درباره آنها قضاوت می‌کنند و از اتهام درباره ایشان ابایی ندارند...»
وی سپس به گفت‌وگوی مالک و جریر در محضر امیرالمؤمنین(ع) اشاره می‌کند و درباره سخنان تند، رک، بی‌پرده و صریح مالک می‌گوید: «تندروی مالک در این گفت‌وگوها آن هم در حضور حضرت علی(ع) نیاز به توضیح ندارد، از تهمت و برچسب زدن به کسی که امام او را برای مأموریت انتخاب کرده، تا دشنام‌گویی به او و تا وابسته دانستن به دشمن و تا تهدید به زندان و قتل و...»
اینجا باید از نویسنده محترم پرسید، اگر این سخنان مالک اشتر در منظر و محضر امام(ع) صورت گرفته و امام(ع) در برابر آنها سکوت ورزیدند و رد و منعی بر این بیانات ابراز نداشتند، آیا نباید یا نمی‌توان این سخنان را حمل بر صحت کرد؟ آیا تقریر معصوم چیزی جز این است؟ نویسنده، افراطیون را چنان برجسته می‌داند که گویا حتی امام عدالت‌پیشگان که مظهر عدل الهی است، یارای مقابله با آنان را ندارد. آنها به‌راحتی در برابر امام هر حرفی می‌خواهند می‌زنند، هر نسبتی بخواهند به هرکسی می‌دهند و پیکان اتهامات را به سوی هر که می‌خواهند، نشانه می‌گیرند، و امام(ع) در برابر آنها تنها سکوت می‌کند! آیا رواست مالک اشتر به کسی تهمت بزند و او را تهدید کند، و امام با اینکه می‌داند این اتهامات بی‌پایه و اساس و بر مبنای ظن و گمان سوء و بدبینی است، در برابر این جملات سکوت کند؟ آیا جای شگفتی و تعجب نیست؟ آیا این سیره با سیره و روش یک حاکم عادل تطبیق می‌کند تا چنین تحلیلی ارائه دهیم و چنین روشی را به امام معصوم نسبت دهیم؟
البته ایشان چنین سکوتی را در ساحت امام روا نمی‌دارد و امام را حاکمی نمی‌داند که تحت تأثیر فشار اطرافیان قرار بگیرد؛ لذا در جای دیگر می‌نویسد: «امیرالمؤمنین(َع) با موضع‌گیری خود نشان داد که تسلیم فشار یاران تندرو خود نمی‌شود و با اقدامات تحریک‌کننده و جنگ‌افروزانه، فعالیت‌های صلح‌طلبانه خویش را ابطال نمی‌کند...»
ولی چه می‌شود که امام(ع) در اینجا سکوت می‌ورزد و اجازه می‌دهد تا مالک اشتر این چنین شدیداللحن با جریر سخن بگوید؟
به باور ما سکوت امام در برابر سخنان مالک دلیل بر صحت و راستی سخنان اوست و بر این سخن قراین تاریخی شهادت می‌دهند. سکوت امام همان‌قدر حجّیت و اعتبار دارد که گفتار و رفتار معصوم حجّیت دارد. ولی نویسنده آنقدر در تحلیل اشتباه خود غرق است که به چنین نکته‌ای توجه نداشته و امام را العیاذبالله مقهور رفتار اطرافیان خود می‌داند تا جایی که در محضرش به مؤمنی تهمت زده می‌شود؛ ولی هیچ واکنشی از خود نشان نمی‌دهد، تا مبادا یکی از یاران خود را از دست بدهد.
مالک اشتر به خوبی امثال جریربن‌عبدالله و اشعث‌بن‌قیس را می‌شناخت. وی می‌دانست این افراد اگر در جبهه عراق قرار گرفتند، از باب منفعت‌طلبی است و به محض اینکه منافع‌شان را در معرض خطر ببینند، به معاویه می‌پیوندند؛ ولی اوضاع و شرایط برای‌شان به‌گونه‌ای بود که مصلحت می‌دیدند منافقانه گرد امام حلقه بزنند، چنانچه خود اشعث وقتی حکم عزلش از آذربایجان را دریافت کرد، می‌خواست به معاویه ملحق شود؛ ولی وجهه و موقعیت اجتماعی خود را در عراق بیشتر و مهم‌تر می‌دید، و در شام منزلت و ارج و قربی نظیر آنچه در کوفه داشت، نمی‌یافت؛ از این‌رو، از الحاق به معاویه منصرف شد(وقعة صفین، ص21). حضور این افراد در میان یاران و اطرافیان امام خطرناک بود، چنانچه بعدها معاویه از همین نیروهای مخفی و یاران پنهانی خود در لشکر امام سود جست و فرجام صفین را به حکمیت کشاند. اشعث و جریر هر دو از دشمنان امیرالمؤمنین(ع) بودند. روزی در حالی که ذم امام را می‌گفتند و از اطراف کوفه عبور می‌کردند، مارمولکی را دیدند و خطاب به آن گفتند: دستت را بیاور تا به‌عنوان خلافت با تو بیعت کنیم. وقتی این خبر به امام(ع) رسید، فرمودند: روز قیامت درحالی محشور می‌شوند که امام‌شان مارمولک است. پیامبر اکرم(ص) یکی از نعلین خود را به جریر داده بود و فرمود: از این دو مراقبت کن که گم شدن آنها، به معنای از بین رفتن دینت می‌باشد. در جمل یک لنگه و در سفری که امام او را به‌عنوان قاصد سوی معاویه فرستاد، لنگه دیگر آن گم شد. بعد آن سفر بود که از امام جدا شد و از جنگ کناره گرفت. (شرح نهج‌البلاغه، ج4، ص7۶ ـ 7۴). امیرالمؤمنین(ع) پس از الحاق جریر به معاویه، خانه وی و یارانش را خراب کرد و به آتش کشید، این خانه تحت عنوان مسجد جریر در کوفه، پایگاهی برای دشمنان و معاندان امام بود تا به بهانه نماز در این مسجد از حضور در مسجد کوفه و نمازخواندن به امامت امیرمؤمنان شانه خالی کنند. در روایات، از این مسجد به‌عنوان یکی از مساجد ملعونه یاد شده، که پس از شهادت سیدالشهدا(ع) جهت ابراز شادی، آن را دوباره تجدید بنا کردند (وسائل‌الشیع ج3، ص519، الکافی ج3، ص490، فضل‌الکوفه و مساجدها، ص20). از اسماعیل، فرزند جریر نقل است، که امام علی(ع) دو بار خانه‌شان را خراب کرد (شرح نهج‌البلاغة، ج4، ص74). تخریب خانه و مسجد جریر به همان حجت و دلیلی است که رسول خدا(ص) مسجد ضرار را خراب کرد، چون پایگاهی برای توطئه‌گری‌ها و تجمع منافقان بود و پتانسیل تبدیل شدن به کانون مخالفان و معاندان حکومت علوی را داشت. چنانچه امام به جنگ صفین می‌رفتند و این مرکز قوت می‌گرفت، خطری جدی برای حکومت به شمار می‌رفت، لذا به انهدام و احراق آن اقدام کردند.
این موارد نمونه‌هایی است که در تاریخ ‌به‌جای مانده و چهره واقعی جریربن‌عبدالله و اشعث‌بن‌قیس را نشان می‌دهد. مالک اشتر مسلماً قراین، شواهد و دلایل بیشتری دیده یا شنیده بود و براساس آنها به خوبی این دو نفر را می‌شناخت. از این‌رو، با فرستادن جریر مخالف بود و نظر خود را آزادانه اظهار می‌کرد.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

آیت‌الله سیدمحمدعلی علوی گرگانی
صبر موجب رسیدن به مقامات بالا می‌شود

عبدالله‌بن‌مسعود می‌گوید: روزى من و پنج نفر (يا گروه) ديگر از اصحاب به محضر مبارك رسول‌الله(ص) رسيديم، در حالى كه گرسنگى شديدى بر ما حاكم شده بود و مدت چهار ماه جز آب و شير و برگ درخت چيز ديگری نخورده بوديم.
«قُلنا يا رَسُولَ الله الي مَتي نَحنُ عَلي هذِهِ المُجاعَة الشَّديدَة فَقالَ رَسولُ الله لا تَزالُونَ فیها مَا عِشْتُم فَاحْدِثُوا للهِ شُكْراً فَانّي قَرَأْتُ كِتابَ اللهِ الَّذي انْزِلَ عَلَيَّ وَ عَلَى مَنْ كانَ قَبلي مِمّا وَجَدْتُ مَنْ يَدخُلُونَ الجَنَّةَ الَّا الصّابِرُونَ» عرض كرديم: يا رسول‌الله! جان‌مان به لب رسيده تا كى بايد گرسنگى را تحمل كنيم. حضرت(ص) فرمودند: فكر اين نباشيد كه روزى بخواهيد در ناز و نعمت زندگى كنيد، بلكه بايد صبر داشته باشيد و خدا را شكر كنيد. حالا در زمان صدر اسلام با آن همه اذیت‌های قريش و سختى‌هايى كه به آنها وارد مى‏شد، چطور تحمل مى‏كردند؟ يك نيروى الهى مى‏خواهد. فرمود: بايد شكر خدا بجا آوريد. شكر براى چه؟ شكر براى به دست آوردن چيزى كه خيلى ارزش دارد. حضرت می‌فرماید: در مقابل اين سختی‌ها، رضاى خداوند نصيب شما می‌شود. نتيجه اسلام، بهشت است. جا دارد اين مشكلات را تحمل كنيد تا به وصال برسيد.
در تاريخ، حالات مصعب‌بن‌عمير را بخوانيد، او يك شخصيت پرتوان، پرتحمل و رنج‌كشيده است. او تنها روحانى زمان حضرت رسول(ص) بود. او چقدر پيغمبر خدا را يارى كرد. پيامبر اكرم(ص) به جهت امر تبليغ، او را اهل علم تربيت كرده بودند، از این رو هرگاه پيغمبر اسلام(ص) مردم را به‌سوی اسلام دعوت مى‏كرد، به مصعب می‌فرمود: برو اینها را راهنمايى و نصيحت كن و مصعب نيز با تعهد بالايى كه داشت، [این] وظيفه را انجام مى‏داد. بعضى اوقات مصعب را تهديد مى‏كردند، اما او مى‏گفت: بياييد تا چند جمله‌اى از آيات قرآن را براي‌تان بخوانم. بياييد تا آيات انشراح را بخوانم. آن‌گاه تلاوت مى‏كرد: «الَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ» تا آخر سوره‏ را تلاوت مى‏كرد. باز می‌فرمود: يك دفعه ديگر بياييد ببينيد فرمايش رسول خدا(ص) چيست؟ و آنهایی كه عزم بر كشتن وى داشتند، خوف مى‏كردند. اين بزرگواران با استقامتى كه داشتند، اسلام را عزت داده و سربلند كردند. خود پيغمبر اسلام(ص) چه روحيه‌اى داشت. خيمه به خيمه به اعراب سر مى‏زد و به آنها می‌فرمود: آيا دل‌تان نمی‌خواهد مسلمان شويد؟ بياييد به سوى خداوند تا رستگار شويد. آن حضرت در اين باره چقدر رنج می‌کشید.
رسول خدا(ص) فرمودند: من قرآن و ديگر كتب آسمانى را كه بر پيغمبران پيشين نازل شده قرائت كردم و نيافتم كسى وارد بهشت شود، جز صابران و خداوند نعمت صبر را بر ما مرحمت فرمايد.

ثواب صابرين‏
يابنَ مَسعُود قالَ الله تَعالي: «انَّما يُوَفَّي الصّابِرُونَ اجرَهُم به غیر حِسابٍ» (زمر/ 10) «اولئِكَ يُجْزَوْنَ الغُرْفَةَ ِما صَبَرُوا» (فرقان/ 75) «وَ انّى جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِما صَبَرُوا وَانَّهُمْ هُمُ الْفائِزُون» (مؤمنون/ 111) اى پسر مسعود، خدا اجر صابران را بدون حساب مى‏دهد و هر چه بخواهد مى‏دهد. خدا می‌فرماید: بهشت را به آنها مى‏دهم در مقابل سختی‌هایی كه كشيدند و صبر ورزيدند و اینها رستگارند.
يابنَ مَسعُود قَالَ الله تَعالي: «وَجَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جنَّةً وَحَريراً» (انسان/ 12) «اولئِكَ يُؤْتَوْنَ اجْرَهُم مَرَّتَينِ بِما صَبَرُوا» ( قصص/ 54) اى پسر مسعود خداوند به دلیل صبرى كه اینها در دنيا دارند، بهشت را به آنها عطا می‌کند كه مقام و جايگاه آنها بسيار خوب است و خداوند فرمود: به آنها دو بار پاداش مى‏دهيم. معلوم می‌شود پاداش صبر دو برابر است، يعنى خداوند علاوه بر پاداشى كه در برابر اصل فضيلت عمل مى‏دهد، يك پاداش هم در مقابل صبرى كه داشته، مى‏دهد. خداوند فرمود: «امُ حَسِبْتُمْ انْ تَدْخُلُوا الجَنَّةَ وَلَمّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ اْلَبأْسآءُ وَ الضَّرّآءُ» (بقره/ 214) «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَي‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْاموالِ وَاْلأَنْفُسِ وَالثَّمَراتِ وَ بَشّرِ الصّابِرينَ» (بقره/ 155) آيا گمان مى‏كنيد بدون زحمت بهشت را به شما مى‏دهند. مگر از اخبار پيشينيان چيزى به دست شما نرسيده و خبر نداريد كه آنها چه رنج‌ها و زحمت‌هایی کشیده‌اند تا خدا به آنها مقام داده است. بنابراين خداوند همين‌طورى به كسى چيزى نمی‌دهد. «بأساء» ناراحتى و سختی‌هایی كه به واسطه جنگ به وجود می‌آید را مى‌گويند و «ضرّآء» عبارت است از صدمات مالى و جانى و ناموسى كه به انسان وارد شود.
پس آنهایی كه پیش از ما بوده‌اند چقدر مشكلات و سختی‌ها را تحمل کرده‌اند تا به مقامى رسیده‌اند. علمای گذشته، چقدر رياضت کشیده‌اند. مرحوم ميرزاى شيرازى كه به آن مقام والا رسيد، روزى‏ سه نفر به خدمت ايشان آمدند و تقاضاى كمك كردند، آقا به يكى از آنها بيست‌وپنج ريال و به ديگرى پانزده ريال و به نفر سوم ده ريال داد. شخصى كه بيست‌وپنج ريال گرفته بود در حق آقا دعا كرد؛ اما دو نفر ديگر اعتراض كردند و به آقا گفتند: شما بايد عادل باشيد و عدالت شما ايجاب مى‏كرد كه همه را به يك چشم ديده و يكنواخت كمك مى‏كرديد. چرا خلاف عدالت رفتار کرديد؟ مرحوم ميرزاى شيرازى (رحمه‌الله) فرمودند: بيشتر از اين صحبت نكنيد و بلند شويد برويد، اما آن دو نفر باز سماجت كردند. آقا فرمودند: كارى نكنيد كه حقيقت را بر ملا كنم. ساكت باشيد كه كار من عين عدالت بوده است. وقتى آن دو نفر لجاجت به خرج دادند، ميرزاى شيرازى فرمود: همين جا مشخص مى‏كنم. دستور داد در اتاق را ببندند و آن سه نفر را بررسى كنند. ديدند آن شخصى كه به او بيست‌وپنج ريال داده شده هيچ پولى ندارد و به آنكه پانزده ريال داده شده خودش ده ريال هم داشته و آن شخصى كه به او ده ريال داده شده خودش پانزده ريال داشته كه جمعاً هر سه نفر بيست‌وپنج ريال دارند. خوب اين چه حسابى است و چقدر بزرگان ما رنج ديدند تا اين‌گونه شدند.
اى پسر مسعود خداوند فرمود: ما شما را به يكى از موارد گرسنگى و ترس و نقص در مال و جان آزمايش می‌کنیم و بشارت باد بر كسى كه صبر پيشه كند. پس خداوند انسان را امتحان می‌کند گاهى به مقام و گاهى به سلب مقام.

علائم صابرين‏
«قُلْنا يا رَسُولَ الله فَمَنِ الصّابِرُونَ» عبدالله‌بن‌مسعود می‌گوید: عرض كرديم يا رسول‌الله صابران كدامند؟ «قالَ الَّذينَ يَصْبِرُونَ عَلي طاعَةِ الله وَ عَنْ مَعْصِيَتِهِ الَّذينَ كَسَبُوا طَيِّباً وَ انْفَقُوا قَصْداً وَ قَدَّمُوا فَضْلًا فَافلَحُوا وَ انْجَحُوا» فرمودند: كسانى هستند كه در عبادت و اطاعت و فرمانبردارى خدا و پرهيز از گناهان صبر مى‏كنند. كسانى كه دنبال رزق و روزى حلال هستند و در خرج كردن و مصرف نيز متعادلند و هميشه فضيلت علم را بر همه چيز مقدم مى‏دارند، اینها رستگار شده و نجات یافته‌اند.
«يا بْنَ مَسعُود عَلَيْهِمُ الْخُشُوعُ وَالوَقارُ وَالسَّكينَةُ وَ التَّفَكُّرُ وَ الّلينُ وَ الْعَدْلُ وَ التَّعْليم وَ الْاعْتِبارُ وَ التَّدَبُّرُ وَ التَّقْوي وَ الْاحْسانُ وَ التَّحَرُّجُ وَ الْحُبُّ فِي اللهِ وَالْبُغْضُ فِي اللهِ وَاداءُ الْامانَةِ وَالْعَدْلُ فِي الْحكمِ وَ اقامَةُ الشَّهادَةِ وَمُعاوَنَةُ اهلِ الْحَقِّ وَ التَقيَّةُ عَلي الْمُسي وَ الْعَفْوُ عَنْ مَّنْ ظَلَمَكَ» اى پسر مسعود! صابران داراى خشوع و فروتنى و وقار و آرامش و اهل تفكر و نرم خويى و عدالتند. آنچه را كه مى‏دانند به ديگران ياد مى‏دهند و عبرت مى‏گيرند. دورانديشند و متقى و نيكوكارند و خود را در راه خدا به عسر و حرج مى‏اندازند و دوستى و دشمنى آنها فقط براى رضاى خداست. امانت را ادا کرده و عادلند و در حكم كردن نيز عدالت را رعايت مى‏كنند. اگر چيزى را خبر دارند شهادت مى‏دهند و با اهل حق همكارى دارند. جلوى گناهكار را مى‏گيرند و از كسى كه به آنها ظلم كرده، گذشت مى‏كنند. چقدر نصايح پيغمبر اكرم(ص) عالى است. ما نيز اينگونه باشيم. اهل تفكر باشيم. مصيبت جامعه ما اين است كه تفكر ندارند و دچار غفلت شده‌اند. فكر كردن، انسان را نجات مى‏دهد و تفكر در نعمت‌های خدا سبب شكرگزارى است.
«يابْنَ مَسعُودِ اذا ابْتُلُوْا صَبَرُوا» اى پسر مسعود! صابران كسانى هستند كه اگر به بلایى مبتلا شوند، صبورند. «وَ اذا اعْطُوا شَكَرُوا» اگر چيزى به آنها اعطا شود، خدا را شكر مى‌گويند. «وَ اذا حَكَمُوا عَدَلُوا» زمانى كه حكم كنند، عدالت را پيش مى‏گيرند «وَ اذا قالُوا صَدَقُوا» وقتى حرف مى‏زنند، راستگو هستند. «وَ اذا عاهَدُوا وَفَوْا» اگر قول‏ مى‏دهند يا عهدى مى‏بندند، وفا دارند. «وَ اذا اسائُوا اسْتَغْفَرُوا» اگر گناهى از آنها سر بزند، استغفار مى‏كنند. «وَ اذا احْسَنُوا اسْتَبْشَرُوا» هرگاه خدمت و احسانى كنند، خوشحال مى‏شوند.
«وَ اذا خاطَبَهُمُ الجاهِلُونَ قالُواْ سَلامًا» (فرقان/ 63) و اگر افراد جاهل در مقابل آنها قرار گيرند، هميشه با سلام و درود با آنان برخورد مى‏كنند. «وَ اذا مَرُّواْ بِاللَّغْوِ مَرُّواْ كِرَامًا» (فرقان/ 72) اگر با كارهاى لغو و بيهوده مواجه شوند با بزرگوارى رد مى‏شوند. هر كس اين اوصاف را داشته باشد، داراى سجاياى اخلاقى است و از صابران است.
مؤمن، دنبال رفتار و كارهاى لغو و بيهوده نمی‌رود. «وَ الَّذينَ يَبيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً» (فرقان/ 64) صابران كسانى هستند كه براى خدا شب‌زنده‌دارى مى‏كنند، سجده مى‏روند و عبادت مى‏‌کنند. «وَ يَقُولُونَ لِلْناسِ حُسْناً» افراد صابر با مردم سخن نيك و زيبا مى‌گويند.
«يابْنَ مَسعُود وَالَّذي بَعَثَني به الحقّ انَّ هؤُلاءِ هُمُ الصّابِرُونَ» اى پسر مسعود! قسم به خدایى كه مرا به حق مبعوث كرد. اینها صابران هستند. « «افَمَنْ شَرَحَ اللهُ صَدْرَهُ لِلْاسْلامِ فَهُوَ عَلي نُورٍ مِّن رَّبِّهِ» كسى كه خدا به او شرح صدر بدهد و سینه‌اش را براى اسلام باز كند، نورانى است.
«فَانّ النُّورَ اذا وَقَعَ فِي القَلْبِ انْشَرَحَ وَ انْفَسَحَ» زمانى كه نور در قلب واقع شود، شرح صدر پيدا می‌کند. اگر دل انسان نورانى شد، خانه خدا می‌شود و سخنى كه از خانه خدا بر آيد بر دل‌ها نشيند و درون انسان‌ها را متحول مى‏سازد. خدا رحمت كند مرحوم آيت‌الله آقاى سيدحسن فربد را، مرد بزرگوار و صاحب نفس بود. وقتى در اراك اقامه جماعت مى‏كرد، جمعيت زيادى پشت سر ايشان نماز مى‏خواندند. يكى از بستگان او كه منحرف بود، در جماعت ايشان شركت كرد. پس از نماز به آقا سلام كرد و دست ايشان را بوسيد. آيت‌الله آقا سيدحسن به او فرمودند: فلانى آيا بس نيست، آيا نمی‌خواهی عوض شوى؟ همين يك جمله آنقدر در او اثر كرد كه نقل مى‏كنند اصلاح شد و از افراد بسيار خوب شد.


نقطه نظر
آیت‌الله شیخ‌لطف‌الله صافی‌گلپایگانی

خیر شب قدر چیست؟
شب قدر بهتر است از هزار ماه حكومت بنى‏اميّه كه پيغمبر اكرم‏(ص) به واسطه رؤيايى كه ديدند، از تسلّط آنها بر بلاد اسلام غمناك شدند.
اين به آن معنا نيست كه در حكومت بنى‏اميه خيرى فرض مى‏شود، يا آنكه هزار ماه حكومت بنى‏اميّه از جنبه خير و خوبى با شب قدر، طرف قياس باشد؛ نه، اين‌طور نيست.
نظير اين در آيه ۱۵ سوره فرقان آمده است: «قل اذلك خير أم جنه الخلد»؛ یعنی آیا این آتش جهنم بهتر است يا بهشت خلد؟ كه البته از آن استفاده نمى‏شود كه جهنم نيز جايگاه خوبى است و طرف قياس با بهشت است. اين‌گونه عبارت‌ها در محاورات عرفى زياد است.
به علاوه چون مقام، مقام تسليت به پيغمبر اكرم(ص)‏ و رفع غم و اندوه آن حضرت است، معلوم است كه آنچه پيغمبر(ص) را از غم و افسردگى بيرون مى‏آورد، جنبه‏هاى خير و بركات معنوى است؛ بنابراين، ممكن است در توصيف و تعظيم «شب قدر» گفته شود كه شب قدر؛ شبى است كه عبادت در آن شب از عبادت هزار ماه كه مدت برخوردارى بنى‏اميّه از حكومت و استيلاى بر جهان اسلام است، بهتر است؛ يعنى در مقابل آن برخوردارى مادى و موقت، اين افتخار جاويد و همه ساله برخوردارى معنوى و روحى را به تو عطا كرديم.
بنابراين دو شى‏ء را به مناسبت تضادى كه با هم دارند، در برابر هم قرار مى‏دهند. چون پيغمبر و اهل‌بيتش‏(علیهم‌السلام) افتخار جاويد را مى‏خواهند و بنى‏اميه آن حكومت و تسلط و استثمار و استعمار را. از نظر اين طايفه چيزى بهتر از يك تسلط مطلق و ديكتاتورى يكصدساله بر دنياى وسيع اسلام نيست.
اگر بخواهيم عظمت يك خير واقعى و حقيقى و نعمتى از نعم اخروى و معنوى را تا حدودى كه ممكن است و با تشبيه معقول به محسوس، جلوی چشم شنونده بگذاريم و ضمناً آن همه زور و قدرت و برخوردارى و لذت ناز و تجملات و سلطنت را بى‏قدر جلوه بدهيم، اين جمله: «ليله القدر خير من ألف شهر»، بسيار رسا و مؤثر و نافذ است؛ زيرا هم عظمت شب قدر اثبات شده و هم كم‌ارزشى يا بى‏ارزشى ملك بنى‏اميه در مقابل دارايى‏ها و ذخاير معنوى اهل حق آشكار گرديده؛ كه يك شب و فقط يك شب آنها بهتر از تمام آن مدت طولانى و برخوردارى مادى است.
اگر بگوييد پس چرا حضرت رسول(ص) اندوهناك شدند؟ مى‏گوييم: براى امت و براى اينكه بنى‏اميّه تسلط مى‏يابند و منبر هدايت و مقام خلافت را غصب كرده و به ضلالت و سلطنت تبديل مى‏كنند و بندگان خدا و مسلمانان را از اينكه در مسير ترقى جلو بروند، مانع مى‏شوند.
خدا براى تسليت پيغمبر(ص) مى‏فرمايد: اگر چنين وضعى روى مى‏دهد، اما براى پيشرفت و سرعت سير و اينكه بندگان خدا بتوانند گام‌هاى بلند به سوى كمال و كسب فضايل و اصلاح احوال خود بردارند، راه‌ها بسته نمى‏شود؛ مثل اين فرصت (شب قدر) به آنها داده شده است كه بتوانند در ظرف يك شب فضيلت عبادت و اطاعت هزار ماه را كسب كنند.
معارف دين، ج‏1


حجت‌الاسلام دکتر حاجی‌صادقی در جمع روحانیون تهران بزرگ
دشمن به‌دنبال هدف قراردادن رگ‌های حیاتی انقلاب است
حسن ابراهیمی

جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه گفت: روحانیت مأموریت پیاده‌سازی دین را دارد، به‌ویژه در عصری که فرصت برای او فراهم باشد؛ یعنی صرفاً ارائه طریق نکند و ایصال الی المطلوب نیز داشته باشد.
به گزارش صبح صادق حجت‌الاسلام دکتر عبدالله حاجی‌صادقی، جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه که در جمع روحانیون تهران بزرگ سخن می‌گفت، با اشاره به اینکه روحانیت، زبان گویای دین است، اظهار داشت: روحانیت، مأموریت پیاده‌سازی دین را هم دارد، قرآن به پیامبر دو حکم داده؛ یکی نبوت و دیگری ولایت، که اقتضای این دو حکم فرق می‌کند، قرآن به نبی مکرم اسلام، هم گفته است که تو تذکردهنده، بشارت‌دهنده و بیم‌دهنده‌ای و هم به او خطاب کرده که تو به مؤمنان از خودشان سزاوارتری.
وی با اشاره به اینکه ولایتِ بیان‌شده از طرف قرآن برای پیامبر اسلام(ص) تنها ارائه طریق کردن نیست و ایصال الی‌مطلوب را هم مربوط می‌شود، افزود: در قرآن اشاره دارد که پیامبر آخرین امام نیست، می‌گوید ولی شما خدا و رسول اوست و ادامه می‌دهد کسانی که به او ایمان دارند «والذین آمنوا...» از طرفی ما با حدیث ثقلین این را برداشت می‌کنیم که پیامبر از شأن نبوت خود برای ما قرآن را آورده و از شأن امامت خود عترت را و مودت این دو را خواسته است.
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه، ادامه داد: مبتنی بر احادیث و مسائل مطرح‌شده، امروز روحانیت با لباس و نهاد و حضورش از طرف اهل بیت(علیهم‌السلام) به مانند خود پیامبر اسلام سه مسئولیت بر دوش دارد، یعنی هم تبیین دین را برعهده دارد و هم عملیاتی‌سازی آن را و البته شأنیت دفاع از دین را هم داراست.
وی درباره وظیفه روحانیت در شأن دفاع از دین گفت: آن چیزی که اهل بیت(علیهم‌السلام) به ما آموختند این است که اگر دین خدا به خطر افتاد، همه چیز را باید برای دفاع از آن به میدان بیاوریم، اولین کسی که این را به ما یاد داد، حضرت فاطمه زهرا(س) بود که آن ماجراهای غمبار برای‌شان پیش می‌آید و می‌ایستند و نمونه دیگر نیز قیام امام حسین(ع) است که ایشان در مقدمه قیام با بیان اینکه دین اسلام به خطر افتاده، می‌گوید؛ ای شمشیرها مرا دریابید و مانند مادرش تمام هستی خود را به میدان می‌آورد.
حاجی‌صادقی در ادامه با بیان اینکه سه رسالت روحانیت در برخی زمان‌ها با هم متفاوت می‌شود، افزود: اینکه در گذشته دوران طاغوت بوده و امروز دوران حکومت دینی است، در نقش روحانیت بسیار تأثیرگذار است، باید توجه داشت که به‌ویژه امروز که قرار است جامعه دینی تحت لوای یک حکومت با زعامت ولی فقیه پیاده‌سازی شود، روحانیت باید یک سری الزاماتی را رعایت کند تا این امر محقق شود، الزاماتی همچون دین‌شناسی، خودسازی، پیشتاز بودن و توجه به واقعیت‌های موجود و واقعیت‌های جهان اسلام.
وی دیگر وجوه الزامات روحانیت در انجام درست رسالت‌های خود را شناخت زمان، واقعیت‌شناسی، فرصت‌شناسی، تهدیدشناسی و دشمن‌شناسی بیان و تأکید کرد: با این الزامات، روحانیت باید نسخه بدهد، مدیریت و در وجه اصلی فعالیت‌هایش فداکاری کند.
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه در ادامه به برخی واقعیت‌های موجود در جهان اسلام اشاره کرد و افزود: امروز علاوه بر رویارویی ما با استکبار، دشمنان جبهه‌ای را بر مبنای اسلام‌هراسی شکل داده‌اند که بگویند اسلام دین خشونت است که نمونه آن را، هم در جنایت‌های تکفیری‌ها داشته‌ایم و هم در اقدامات شیعه انگلیسی در برنامه‌هایی مانند قمه‌زنی و...
حاجی‌صادقی در ابعاد منطقه‌ای اوضاع کشور هم با اشاره به جنگ نیابتی و تفرقه‌افکنی منتسب به سنی آمریکایی و شیعه انگلیسی افزود: در این میدان، استکبار زرنگی کرده و می‌خواهد کارگردانی کند و هنرپیشگی را به کشورهای منطقه واگذار کند؛ یعنی دخالت مستقیم نظامی دیگر برایش معنا ندارد و بازیگران او در صحنه حضور پیدا می‌کنند.
وی در بعد داخلی نیز با اشاره به پروژه «دلتا» که «پالمر» یک شخصیت سیاسی آمریکایی حدود 11 سال پیش آن را طراحی کرده است، گفت: این پروژه در 16 بند تنظیم شده بود و خود پالمر معتقد بود که ایران را نمی‌توان با این حجم قدرت با عملیات سخت از پا درآورد، بلکه تنها راه نابودی ایران این است که سرش را بزنید، چراکه هرجای دیگرش را که بزنید دوباره آن را قوی‌تر تولید می‌کند. یعنی به جای قطع دست و پاهای انقلاب باید جان انقلاب را هدف گرفت، که نمونه عینی آن در فتنه سال 88 دیده شد.
حاجی‌صادقی افزود: جان انقلاب چهار رگ حیاتی دارد؛ ماهیت دینی، ولی و امام، اتصال امت به امام و گفتمان مقاومت ایستادگی. امت بی‌امام برای آنها خطر ندارد، اما امت متصل به امام شکست نداشته و پیروز است در سایر ابعاد هم مشخص است که اهمیت این رگ‌های حیاتی در چیست.


یادداشت
علیرضا جلالیان

سلاح‌های عربستان خطری فراتر از ارتش عربستان
هفته گذشته، در رسانه‌ها خبری به نقل از سردار جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل بیان شد که براساس آن و با استناد به آمار یکی از مجلات نظامی دنیا، عربستان سعودی به اندازه کشور چین سلاح خریداری و انبار کرده است. به‌تازگی نیز با شروع تجاوز به یمن، قراردادهای میلیاردی با فرانسه، ایتالیا و آمریکا و توافقنامه خرید سلاح با روسیه امضا کرده است. از طرفی، تحولاتی در زمینه آشکار شدن روابط رژیم سعودی با رژیم صهیونیستی رخ داده است.
راهبرد ایالات متحده در مواجه با منطقه، به‌ویژه محور مقاومت پس از جنگ‌های پرهزینه اشغال افغانستان و عراق تغییر پیدا کرد. این دو جنگ سبب شد، ایالات متحده با ۲۰/۱۸ تریلیون دلار بدهکاری، بدهکارترین کشور دنیا شود و اقتصادش در آستانه ورشکستگی قرار گیرد، لذا بزرگ‌ترین قدرت نظامی دنیا که 50 درصد توان نظامی دنیا را در سراسر جهان در اختیار دارد، از حضور مستقیم و دخالت نظامی مستقیم در مناطقی که برای او تهدید محسوب می‌شود، عاجز شده و برنامه خود را براساس جنگ نیابتی تنظیم کرده است؛ جنگی که در آن خود تنها مشاوره نظامی و اطلاعاتی می‌دهد و تروریست‌های پرورش‌یافته، ارتش کشورهای وابسته و توان اقتصادی کشورهای نفت‌خیز منطقه را در اختیار می‌گیرد؛ به این‌ترتیب، افزون‌براینکه برای جنگ‌ها هزینه نمی‌کند، از محل فروش سلاح به کشورهای نفت‌خیز عربی نیز درآمد هنگفتی را کسب کرده و مانع قدرت‌گیری و اندوخته شدن سرمایه‌های عظیم نفت در منطقه می‌شود.
جنگ نیابتی به‌منظور هدف قرار دادن جبهه مقاومت به‌وسیله ارتش‌های رسمی و تروریستی به راه می‌افتد و در این میان اگرچه غربی‌ها ژست مبارزه با تروریسم می‌گیرند، اما خود گرداننده این جریان هستند.
شاید شبیه حمایت از صدام برای تجاوز به ایران در ذهن آنها خطور کرده که البته درباره ارتش عربستان به هیچ‌وجه نمی‌توان آن را با ارتش زبده بعث عراق مقایسه کرد.
دشمن امروز برای مقابله با راهبرد نبرد ناهم‌تراز با استفاده از عنصر اصلی این نوع نبرد، یعنی معنویت و به انحراف کشیدن آن، نیروهای به‌شدت اعتقادی ـ تکفیری را تربیت کرده و دیده می‌شود افزون‌بر حمایت‌های مالی و تسلیحاتی ارتجاع عربی و ترکیه، کشورهای اروپایی، رژیم صهیونیستی و ایالات متحده حمایت‌های اطلاعاتی و مشاوره‌ای را برای آنها انجام می‌دهند. همچنین، سیطره آنها بر چاه‌های نفت منطقه سبب شده است، ثروتمندترین گروه‌های تروریستی باشند؛ از طرفی، خرید نفت‌شان و فروش سلاح به آنها تضمین شده است.
اما باید درنظر داشت، با توجه به اینکه ذخیره‌سازی سلاح از سوی عربستان که با این حجم زیاد قطعاً به کار آن هم نمی‌آید و چون احتمال این می‌رود، جبهه بعدی حضور تکفیری‌ها در عربستان برای تسخیر انبار‌های سلاح این کشور باشد؛ از این‌رو ممکن است موجب شود منطقه درگیر جنگی خانمان‌برانداز با سلاح‌های زرادخانه‌های سعودی شود. در این میان، تقویت و آمادگی دفاعی امری لازم است. از سویی، رصد تحولات منطقه و برنامه‌ریزی برای هر امکانی کاری ضروری است.


گلی از باغ

«کفش‌های پدر زن» کار شهید داوودی را راحت کرد
روایت زندگی شهدا در قالب کتاب، شکل‌های مختلفی دارد که یکی از آنها، روایت داستانی به شکل رمان است. کتاب «کفش‌های پدر زن» هم روایتی داستانی از زندگی «شهید مجید داوودی‌راسخ» است که به قلم محسن بغلانی نگارش شده و نویسنده توانسته زندگینامه و خاطرات مربوط به این شهید را در قالب داستان به خوبی بیان کند. شهید داوودی، اولین فرمانده گردان حضرت زهرا(س) لشکر 10 سیدالشهداء(ع) است.
این کتاب از سری تولیدات ستاد کنگره شهدای لشکر 10سیدالشهداء(ع) است که با همکاری نویسنده که خود ناشر دفاع مقدس(نشر طوبی) است در 182 صفحه به زینت طبع آراسته شده است. از جاذبه‌های کتاب، قطع آن و نیز تصاویری از شهید داوودی است که در صفحات پایانی کتاب آورده شده است. در خلال کتاب نیز در برخی صفحات برخی اسناد مربوط به داستان‌ها و خاطرات به سبکی نو آورده شده که جاذبه کتاب را برای مخاطب عمومی بالا برده است.
در بخشی از کتاب به روایت از همسر شهید به وجه تسمیه کتاب پی می‌بریم: «روزی پدرم که کارخانه قالب کفش داشت، کفش مخصوصی برای مجید درست کرد و با خوشحالی به خانه ما آمد... تا نشست رو به مجید گفت: کفشی برایت ساخته‌ام که اگر پایت کنی کوتاهی پات برطرف می‌شه و ابداً احساس ناراحتی نمی‌کنی. بعد در حالی که کفش را به طرف مجید گرفته بود ادامه داد: حالا بیا بگیر و پات کن. ببینم چطوره؟
مجید با خوشحالی کفش را گرفت و پا کرد. کمی راه رفت و جابه‌جا شد و بعد با خوشحالی گفت: خیلی خوبه! عالیه، دست شما درد نکنه. حالا دیگه بدون دردسر می‌تونم به جبهه برگردم!»
شهید داوودی در عملیات خیبر مجروح و اسیر می‌شود، سپس به دلیل مجروحیت، با مجروحان اسیر عراقی سال 1364 مبادله می‌شود. او در اسارت مجروح شده و یک پایش پنج سانت کوتاه می‌شود، بعد از مدتی که از بهبودی‌اش می‌گذرد، دوباره به جبهه اعزام شده و روز چهارم تیرماه سال 1366 در عملیات نصر در منطقه ماووت به شهادت می‌رسد.


قبیله آفتاب

ديگر وقتي نمانده که دعا کنم!
حدود سه روز قبل از عمليات کربلاي4 در جزيره مينو مستقر شده بوديم. يک روز بعد از ظهر دو نفر از بچه‌ها وارد شدند که پلاستيکي در دست داشتند. آن را زمين گذاشته و گفتند بخوريد. آن را باز کرديم خرما بود. در اين حال يک دفعه گلستاني خيلي ناراحت شد و با اعتراض از چادر بيرون رفت، من بلافاصله به‌دنبال ايشان رفتم. چون مردی بزرگ و شريف و از لحاظ سني بزرگ‌تر از ما بود، ايشان را خيلي حرمت و احترام مي‌کرديم. رفتم و از او پرسيدم که چرا رفتي بيرون، مگر چه شده؟ گفت که اين نخل‌ها را که مي‌بيني مال مردم است و هر چيزي را که بدون اجازه صاحبش برداري، حرام است. ما که خودمان را براي عمليات آماده حرکت و از خداوند طلب بخشش مي‌کنیم تا ما را پاک کند، چرا نبايد به اين نکته توجه داشته باشيم.
همان شب دعاي توسل در چادر برگزار شد. روحاني شهيد اسماعيلي از آبپخش دشتستان با سوز و گداز دعا را قرائت کرد. بچه‌ها يک حال عجيبي پيدا کرده بودند، در اين بين گلستاني عجيب دگرگون شده بود. بعد از دعا از ايشان خواستم که هر وقت حالي پيدا کردي ما را فراموش نکن، رو به من کرد و گفت: ديگر وقتي نمانده که دعا کنم...
به نقل از همرزم شهید احمد گلستانی
احمد دهم تير ماه سال 1318 در گناوه استان بوشهر متولد شد. تحصیلاتش را تا کلاس ششم ادامه داد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی به جمع دلاورمردان سپاه پیوست و جامه‌ رزم بر تن کرد و به ميدان نبرد با دشمن بعثي شتافت تا با جان خويش دستاوردهاي انقلاب اسلامي را پاس دارد. او در عمليات کربلاي 4 در تيپ مستقل 13 اميرالمؤمنين(ع) در پست کمک‌قایقران مشغول عملیات بود که در چهارم دي 1365 بر اثر اصابت تير کاليبر هواپيماي دشمن به چشم، از جزيره‌ سهيل به آسمان بال گشود. پيکر این رادمرد 47 ساله را در گلزار شهداي زادگاهش به خاک سپردند.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به مجموعه «پایتخت ـ4»
پیروزی پایتخت ایرانی و اسلامی
مهدی امیدی

مجموعه تلویزیونی «پایتخت» در چهارمین نوبت تولید و پخش، باز هم ثابت کرد که خلق درام براساس فرهنگ و ارزش‌های دینی و سبک زندگی ایرانی و اسلامی، همچنان موجب نفوذ و رسوخ در دل عموم مردم می‌شود؛ سریالی که به سبب برخورداری از لحنی طنزآمیز و بانشاط، سریال مناسبتی نوروز شبکه یک سیما در سال‌های اخیر شناخته می‌شد، اما این سریال به‌قدری رنگ معنوی و اخلاقی دارد که بهترین گزینه ممکن برای پخش در ماه رمضان است. در این اوضاع که صداوسیما به دلیل قطع بودجه از طرف دولت، با مشکلات مالی فراوانی مواجه است، به‌کارگیری روش‌هایی که بتوانند در حداقل زمان ممکن و با صرف کمترین میزان سرمایه به نزدیک‌ترین و ساده‌ترین نتیجه ممکن منجر شوند، بهترین انتخاب است. «پایتخت‌ـ4» هم نمونه‌ای از چنین انتخابی است؛ سریالی که با وجود برخی ضعف‌ها و کاستی‌ها در سال‌های گذشته امتحان خود را به خوبی پس داده و خاطره شیرینی از خود در ذهن مردم به جا گذاشته است. مسلّم است که چنین اثری با چنین سابقه و خاطره‌ای با حداقل جذابیت هم می‌تواند توجه جامعه را به خود جلب کند. اما سری چهارم این سریال هم همچون قسمت‌های پیشین آن، تنها به کمدی و سرگرم کردن مخاطب محدود نیست، بلکه چکیده‌ای از همه رسالت‌های برعهده صداوسیما در آن دیده می‌شود.
هر چهار قسمت «پایتخت» حول چند محور محتوایی ثابت شکل گرفتند؛ مضامینی چون تقدیس آداب و ارزش‌های دینی و مذهبی، دفاع از نظام خانواده و تحکیم روابط میان خویشاوندان، بیان مشکلات اجتماعی مردم بدون افتادن در پرتگاه اغراق‌گرایی و سیاه‌نمایی، بازنمایی آداب و نشانه‌های فرهنگ بومی (مانند استفاده از موسیقی محلی)، تکیه بر امید برای غلبه بر بحران‌ها و القای پیام‌هایی درباره مسائل روز جامعه، مسائلی که در سریال‌های عید امسال به‌وضوح دیده می‌شد.)
نكته مهم اين است كه «پایتخت‌ـ4» از نمایش مستقیم شعائر مذهبی هیچ ابایی ندارد. این سریال با ويژگي‌هايي چون احترام به پدر و مادر، بهره بجا و هوشمندانه از نمادهاي مذهبي، ترسيم زندگي ساده، اما زيباي ايراني، اشاره نقادانه به مشكلات اقتصادي مردم و البته استفاده از كمدي بدون غلتيدن در ابتذال، توانست برخی از ضعف‌های ساختاری و روایی خود را محو کند و بینندگانی از هر گروه و سلیقه را جذب نماید. به‌طوري كه بیشتر خانواده‌هاي ايراني هر شب به استقبال تماشاي اين سريال مي‌روند؛ سریالی که یک اثر کاملاً ملی است که به جای تقلید از منابع بیگانه، جاذبه خود را از متن فرهنگ و زندگی روزمره مردم عادی سرزمین‌مان وام می‌گیرد؛ جاذبه‌ای که برخی از کمبودهای این سریال را به ‌ویژه در زمینه فیلمنامه جبران کرده است.
سریال «پایتخت» علاوه بر برخورداری از همه این شاخصه‌ها، یک ویژگی ممتاز و متمایز دیگر هم دارد؛ قهرمان‌سازی. یکی از مشکلات سینمای ما طی سال‌های اخیر، بی‌توجهی به قهرمان‌پردازی در آثار بوده است. از مهم‌ترین عوامل مخاطب‌گریزی سینمای ما هم همین فقدان قهرمان بوده است. این درحالی است که حلقه رابط میان عامه مردم و آثار سینمایی، شخصیت‌های قهرمان‌منش هستند. مردم معمولاً نام فیلم‌ها را بیش از آنکه با نام کارگردان‌های‌شان بشناسند، به اسم قهرمان‌‌ها به یاد می‌سپارند. عامل و محور اصلی سرپا ماندن هالیوود، به تصویر کشیدن اسطوره‌‌ها و قهرمان‌های خیالی و قلابی بوده است. سریال «پایتخت» هم یک اثر قهرمان‌محور است. منتها این‌بار به‌جای اینکه شخصیت‌های خارق‌العاده و یا اسطوره‌های ملی و افسانه‌ای مایه قهرمان‌پردازی باشند، این مردم عادی و معمولی هستند که به حد قهرمانی می‌رسند. برای نمونه، در «پایتخت‌ـ 3» نقی در جامه یک کشتی‌گیر پیشکسوت، به یک قهرمان ملی تبدیل می‌شود. این‌بار هم نوبت به همسر او «هما سعادت» شده تا در انتخابات شورای شهر، پیروز شود و در نقش یک قهرمان در سطح شهر و جامعه خودنمایی کند. این یک مفهوم متعالی و انقلابی است؛ همه مردم این سرزمین، قهرمان هستند. حتی معمولی‌ترین آدم‌‌ها هم!
نکته جالب این است که در سریال «پایتخت‌ـ4» حتی آنجا که کار به شعار و حرف می‌کشد، بار درام افت نمی‌کند. اتفاقاً یکی از تکان‌دهنده‌ترین و تأثیرگذارترین صحنه‌های این سریال، صحنه‌های مربوط به برگزاری نماز جماعت است. به‌ویژه صحنه‌هایی که نقی دست خود را بر پشت پدر فراموشکار خود می‌گذارد تا نماز او به‌درستی انجام گیرد که آمیزه‌ای از عشق به والدین و ادای یک فریضه دینی را نمایش می‌دهد.
با این‌حال، نمی‌توان از برخی ضعف‌های «پایتخت‌ـ4» هم گذشت. ضعف‌هایی چون حجم بسیار زیاد پیام‌های بازرگانی و تبلیغاتی که بدجوری توی ذوق می‌زنند. ‌ای کاش تصاویر پشتیبان‌های مالی سریال این همه توی چشم نبودند و لااقل تدبیری اندیشیده می‌شد تا این تصاویر تبلیغاتی کمی از جلوی چشم بیننده کنار می‌رفتند تا هم مخاطب راضی می‌شد و هم هزینه تولید سریال تأمین! بعضی از قسمت‌های سریال نیز فاقد بار داستانی است و حول چند اتفاق و تنش و گفت‌وگو می‌گذرد.
اما در مجموع، «پایتخت‌ـ4» نشانه و راهنمایی است برای دست‌اندرکاران سینما و تلویزیون ایران، برای انتخاب راه درست جذب مخاطب از بیراهه.


نگاهی به فیلم «عصر یخبندان»
روایت تهوع‌آور انحطاط
حسین کارگر

موضوع، ساختار روایی، مضمون و نوع پرداختن به آدم‌ها در فیلم «عصر یخبندان»، همه تکرار مکررات هستند و ماجراهای فیلم را بارها و بارها در آثار دیگری هم دیده بودیم. با این‌حال، همه این کلیشه‌ها در این اثر، جلوه‌ای خوش آب و رنگ یافته‌اند. حداقل اینکه فیلم، تا پایان قابل دیدن است، بی‌آنکه به ذهن، روح و وقت تماشاگر خود خسارتی وارد کند.
داستان فیلم از همان دقیقه اول در می‌گیرد و مخاطب وارد یک دنیای ملتهب و طغیانگر می‌شود. ضرباهنگ پرشتاب فیلم و رفت‌وبرگشت‌ها و تقاطع‌های پی‌درپی فیلم، ابتدا سبب سرگردانی می‌شود، اما وقتی حرکت درام روی غلتک می‌افتد، همه روابط و نسبت‌ها میان حوادث و آدم‌ها شفاف می‌شود؛ باز هم شک و تردید زن و شوهر به یکدیگر، یک فیلم دیگر درباره خیانت در سینمای ایران و دوباره اعتیاد؛ محورهای موضوعی چهارمین فیلم سینمایی مصطفی کیایی را تشکیل می‌دهند. با این‌حال، وجه برتری «عصر یخبندان» در مقایسه با فیلم‌هایی با این مضامین، مصون ماندن از ابتذال است. ما با یک فیلم اجتماعی روبه‌رو هستیم که به‌جای تبلیغ آسیب، تصویری نفرت‌آلود از سیاهی‌ها نشان می‌دهد.
نمایش انحطاط و زوال انسان‌ها در سینما، حرکت بر لبه تیغ است. چه بسیار فیلم‌هایی که به ادعای سازندگان‌شان، هدفی جز هشدار به جامعه ندارند، اما خود به تهدیدی برای جامعه تبدیل می‌شوند. اما «عصر یخبندان» این‌گونه نیست و در آن، هدف، وسیله را توجیه نمی‌کند. برای نمونه، آرایش غلیظ شخصیت‌های زن فیلم، یا مناسبات غیراخلاقی رایج در داستان و همچنین مصرف مواد مخدر نه‌تنها جذابیت ندارند که در مکانی تهوع‌آور ترسیم شده‌اند. فیلم، چنان بلایی بر سر شخصیت‌های گناه کار خود آورده و آنچنان تصویر مشمئزکننده‌ای از آنها نشان می‌دهد که هیچ‌کس دوست ندارد جای آنها باشد.
ضمن اینکه اشاره‌ها و کنایه‌های سیاسی فیلم نیز موقر هستند. تأکید بر «آقازاده»‌های رانت‌خوار که در فیلم قبلی کیایی «خط ویژه» هم بود و افراد گردن‌کلفتی که در برابر قانون، پشت‌شان گرم است، به برخی مابه‌ازاهای روز عرصه سیاست نیز مشابهت دارد.
با همه این ویژگی‌های مثبت، «عصر یخبندان» با یک فیلم اجتماعی برتر و کامل فاصله دارد. اگر از مضامین تکراری فیلم که به آن اشاره شد بگذریم، بی‌هویتی آدم‌ها و عدم شخصیت‌پردازی آنها کار دست فیلم داده است. فرهاد اصلانی، همان تیپ همیشگی است و سایر بازیگران نیز نقش‌های بیاتی را ایفا کرده‌اند.
انتخاب شیوه روایت متقاطع برای فیلم، تنها یک خودنمایی و بازی فرمالیستی است و هیچ دلیل و منطق دراماتیکی ندارد. نمونه برجسته این‌گونه روایت‌گری در فیلم «داستان عامه‌پسند» تارانتینو تجلی‌یافته بود که معنای خاصی به فیلم بخشیده است، اما در «عصر یخبندان» هیچ مقصودی در جابه‌جا کردن روایت خطی دیده نمی‌شود. این‌بار هم جای یک قهرمان فعال و محرک در فیلم خالی است.


خبرها

نظر فرمانده کل سپاه درباره یک نمایش
فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شب جمعه پنجم تیرماه از اجرای نمایش چندرسانه‌ای «فصل شیدایی» در شمال شرق تهران دیدن كرد. سرلشکر پاسدار عزیز جعفری، پس از اتمام این نمایش گفت: این نمایش از داستان‌ها و روایت‌های گوناگون تاریخی بهره برده است، اما آنچه مرا تحت تأثیر قرار داد، روایت‌هایی از دوران معاصر در این نمایش است كه حرف‌های بسیاری برای بیان واقعیت‌ها دارد. فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داد: روایت‌های انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و موضوع ظهور در این نمایش، بیشتر قابل لمس هستند و تماشاگران بهتر می‌توانند با آن ارتباط بگیرند. سردار جعفری در پایان سخنان خود با اشاره به اینكه دشمن در حال جنگ نرم با ایران اسلامی است، گفت: نمایش‌هایی مانند «فصل شیدایی» به‌مثابه ابزار مقابله با جنگ نرم، تأثیر زیادی بر خنثی‌سازی توطئه‌های دشمنان دارند. ما به نمایش‌هایی با روش‌هایی جدید كه با سبک‌های قدیمی‌تر هنر نمایش متفاوت هستند و مردم هم این نوع نمایش‌ها را می‌پسندند، نیاز داریم؛ چراکه به نظر من، این آثار هنری اثرگذاری مطلوبی در حوزه‌های فرهنگی دارند. نمایش میدانی و چندرسانه‌ای «فصل شیدایی» تا آخر ماه مبارک رمضان به کارگردانی سعید اسماعیلی و روایت رسالت بوذری از سوی مرکز هنرهای نمایشی انقلاب اسلامی، با حمایت سازمان هنری رسانه‌ای اوج و مشارکت ناحیه مقاومت بسیج جماران در کیلومتر دو جاده لشگرک اجرا می‌شود.

برگزاری اکران فیلم‌های «حقوق بشر آمریکایی»

دبیر اجرایی اکران‌های مردمی جشنواره عمار اعلام کرد: همچون سال‌های گذشته، اکران مردمی فیلم‌هایی با موضوع «حقوق بشر آمریکایی» در شهرهای مختلف کشور برگزار شد. رضا کبودبند گفت: بسته‌ای از فیلم‌های با موضوع جنایات آمریکا برای اکران‌کنندگان مردمی استان‌ها فرستاده شده که شامل آثار نماهنگ، مستند، پویانمایی و فیلم داستانی با موضوع جنایت‌های مدعیان حقوق بشر و گروه‌های تحت حمایت آنها علیه مردم ایران است.

شهادت دو سینماگر در انفجار مسجد شیعیان کویت

به‌تازگی در عملیات انتحاری کویت چند تن از مشاهیر هنری این کشور جان خود را از دست دادند. به گزارش خبرگزاری ایسنا به نقل از روزنامه الوطن کویت، عبد‌الحمید یاسین الرفاعی، بازیگر کویتی از جمله قربانیان حادثه تروریستی مسجد امام صادق(ع) در پایتخت کویت بود. همچنین در این حادثه تروریستی، احمد سلمان، بازیگر و کارگردان کویتی که سابقه ایفای نقش در کارهای کمدی و درام‌های متعددی را دارد، جان خود را از دست داد.


گزیده مطالب

نگرش قرآنی لازمه حرکت بر مدار عزت و قدرت
حمایت از دولت محترم جمهوری اسلامی تکلیف شرعی، ملی و اخلاقی همه ما است. همانطور که انتقاد سازنده هم از تکالیف قطعی است و عدم انجام وظیفه در این رابطه خیانت به دین و دولت و ملت خواهد بود.
جناب حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر روحانی در همایش بزرگداشت بانوی انقلاب (24/1/94) فرمودند: امروز بزرگ‌ترین منکر ما بیکاری در جامعه است. امروز بزرگ‌ترین معروف، توسعه کشور است. امروز بزرگ‌ترین منکر کم‌‌آبی و بی‌آبی است. چطور شد مقام این منکر و معروف آنقدر پایین آمد...
بیان مشکلات کشور با ادبیات دینی سخن حقی است، اما راه برون‌رفتی را که ایشان در همایش محیط زیست گفتند، تعجب‌برانگیز بود. آنجا که گفتند: «تحریم‌های ظالمانه باید از بین برود تا سرمایه بیاید و مشکل محیط زیست، اشتغال و صنعت و آب خوردن مردم حل شود.»
اینکه تحریم‌های ظالمانه باید از بین برود مطالبه‌ای است که باید با قدرت تمام برای لغو آن مجاهدت کرد، اما:
1- گره زدن حل مشکلات کشور به مذاکرات و از همه مهم‌تر، رفع تحریم‌ها یک اشتباه راهبردی است و این همان چیزی است که دشمن محارب و شیطان بزرگ به‌شدت مشتاق شنیدن آن است.
2- این سخنان با اقتصاد مقاومتی و نرمش قهرمانانه مغایر است.
3- زمانی دشمن تسلیم اراده ما می‌شود که ما قدرت خود را باور کنیم و با قدرت و اعتماد با او سخن گوییم و حرفی که حاکی از ضعف ما باشد بر زبان جاری نکنیم.
انتظاری که از جناب آقای روحانی در مقام یک شخصیت دینی و در کسوت روحانی می‌رود این است که وی از دیدگاه قرآن به حل مشکلات بپردازد و از همان زاویه، با استعانت از قرآن اظهارنظر کند که به هنگام ظهور مشکلات و سختی‌ها، راهبر، هدایتگر و راه‌گشای مؤمنان است.
قرآن کریم شرط سیراب شدن سرزمین‌های خشک و حل مشکل محیط زیست و کم‌آبی را (که دغدغه‌ مردم و رئیس‌جمهور محترم است) ایمان و استقامت و پایداری مردم بر طریق حق و اسلام ناب می‌داند و می‌فرماید: «و ان لو استقاموا علی الطریقه لاسقیناهم ماءً غدقاً؛ و اگر امت‌ها در راه ایمان استقامت ورزند با آب فراوان سیراب‌شان می‌کنیم. (جن/ 16)
قرآن کریم در این آیه و آیات دیگر بر این مطلب تأکید دارد که ایمان و تقوا نه‌تنها سرچشمه برکات معنوی است که موجب فزونی ارزاق مادی و فراوانی نعمت و عمران و آبادی و برکت مادی نیز است. استقامت و پایداری بر ایمان و باورهای الهی و استواری بر طریق حق و اسلام ناب است که نزولات آسمانی را در پی دارد.
حضرت نوح(ع) به قوم خود فرمود: اگر به راه خدا بیایید و دست از شرک و بی‌خدایی و پناه بردن به دامن مشرکان بردارید، خداوند باران پر برکت آسمان را پی‌درپی برای شما فرو می‌فرستد و شما را سیراب می‌کند و شما را با اموال و فرزندان کمک می‌کند و باغ‌های سرسبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار می‌دهد.
ارتباط مستحکم عمران، آبادی، نزولات آسمانی و آب با ایمان و تقوا و استواری بر طریق حق از اصول و سنت‌های لایتغیر الهی است.
درهای برکات مادی و معنوی از آسمان و زمین به‌واسطه ایمان و تقوای مردم گشوده می‌شود و برعکس، فساد و خشک‌سالی و بی‌آبی در نتیجه گناهان آنان پدید می‌آید.
«ظهر الفساد فی‌البر و البحر بما کسبت ایدی الناس» (روم/ 41)
با این رویکرد قرآنی چگونه می‌توانیم آب و عمران و آبادانی و شکوفایی اقتصاد امت خود را به دست مشرکان محارب و شیطان بزرگ گره بزنیم، در حالی که اینان سبب فساد و نابودی جامعه‌ها هستند، نه‌ عمران و آبادانی آنها و تاریخ نیز این را نشان داده است.
بنابراین اگر در جبهه مقاومت بر اصول خود در مقابل مستکبران استقامت ورزیم که البته نرمش قهرمانانه و نبرد دیپلماتیک یکی از مصادیق آن است، خداوند خود حل مشکل آب، محیط زیست و اشتغال و آب خوردن مردم را تضمین کرده و برعهده گرفته است، حتی اگر دشمنان خبیث تحریم‌ها را تشدید کنند.
البته جناب رئیس‌جمهور محترم با این حقایق قرآنی آشنا و به آن معتقد هستند، اما چه خوب است در بیانات‌شان آیات الهی را ملاک قرار دهند. البته تلاش برای لغو تحریم‌ها و مذاکره‌ در این رابطه لازم است، اما از موضع قدرت و عزت ملت بزرگ ایران و آنگونه که درخور شأن محور مقاومت علیه استکبار جهانی است.
سخن پایانی اینکه قرآن می‌فرماید: اگر صبحگاهان از خواب برخاستید و آبی در چشمه‌ها و قنات‌ها و سدها نیافتید، چه کسی به شما آب گوارا می‌بخشد. (ملک/ 30)
قم - امرالله کمیجانی


روی خط

چرا افزایش حق بیمه بیشتر از افزایش حقوق است؟!
...۰۹۱۱۹۸۰۷/ بنده شديداً به هفته‌نامه صبح صادق نياز دارم، از جمله قسمت‌هاي سياسي، جريان‌شناسي و... ولي متأسفانه شايد ماهي يک بار به دستم برسد./ محمد بهشتي از گاليکش گلستان
...۰۹۱۵۳۸۶۸/ من در جایگاه يک نيروي شرکتي در مرکز بهداري شمال شرق نزسا، کمال تقدير و تشکر را از مسئولان بابت خدمات و حقوق و مزاياي به‌موقع دارم./ سامي از مشهد
...۰۹۱۳۱۵۹۸/ ملت در کشوری با اين همه سرمايه طبيعي خدادادي و انساني، مادامي که گوش به فرمان ولايت باشد از لحاظ تحريمي شرايط شعب‌ابي‌طالب را پيدا نخواهد کرد.
...۰۹۱۳۲۰۷۳/ چرا دانشگاه امام حسين(ع) نسبت به ارتقای تحصيلي دارندگان مدرک کارداني به کارشناسي، تدبيري نمي‌کند؟/ از اصفهان
...۰۹۱۶۳۱۴۳/ با سلام مبلغي وجه مي‌خواهم به حساب سپاه عودت بدهم. لطفاً شماره حسابی به اين منظور به من اعلام کنيد.
صبح صادق: لطفاً شماره حساب را از دفتر نمایندگی ولی‌فقیه در ردة خود دریافت کنید.
...۰۹۱۶۳۸۱۱/ چرا امتحان سطح يک براي پاسداران ورودي پیش از سال 1370 برگزار نمي‌شود؟
...۰۹۱۳۲۸۱۳/ چرا ارشديت تحصيلي در ناجا اعمال مي‌شه، ولی در سپاه نه؟!
...۰۹۱۳۲۸۴۱/ چرا حق بيمه و خدمات درماني را زياد کم کردند؟ مگه چقدر به حقوق‌ها اضافه شده؟!
...۰۹۱۳۳۶۴۸/ چرا وام بچه‌دار شدن را پس از يک سال به ما ندادند؟!
...۰۹۱۴۳۰۴۲/ خبرهاي تصويري جزو جذاب‌ترين بخش‌هاي صبح صادق است./ قدسي
...۰۹۱۳۳۱۲۶/ به نظر من به شرطي با تمديد زمان مذاكرات موافقت كنيم كه همه پول‌هاي بلوکه‌شده يك‌جا به كشور برگردد.
...۰۹۱۴۹۷۴۷/ به فکر حقوق بسيار پايين نيروهاي ستادي باشيد.
...۰۹۱۶۸۸۶۴/ زندگی من بعد از يک عمر آبروداري از فقر و تنگدستي متلاشي مي‌شود، کمکم کنيد./ بازنشسته و جانباز دفاع مقدس
...۰۹۱۳۹۳۱۶/ در کشورهاي اروپايي، بيشترين حقوق را به نظاميان مي‌دهند، اما در کشور ايران این‌طور نیست. چرا؟
...۰۹۱۴۲۷۰۶/ چرا به بسيجيان کد 89 که ده سال خدمت کرده‌اند، وام مسکن و... تعلق نمي‌گيرد؟
...۰۹۱۴۳۰۴۲/ شعرهاي کتيبه سبز اين شماره خيلي خوب بود.
...۰۹۱۷۰۲۵۳/ راستش نشریه حتي ماهي يک بار هم برای ما نمياد، در حالي که ما خيلي به خوندن اين هفته‌نامه علاقه داريم./ زينب خالدي از ياسوج
...۰۹۱۷۲۴۵۵/ چرا فروشگاه‌هاي اتکا به شاغلان سپاه، اقساطي اجناس نمي‌فروشد، مگر آنها چه گناهي کرده‌اند؟ حق بيماران صعب‌العلاج را از حقوق کم مي‌کنند، از طرفي، به افراد واجد شرايط پرداخت نمي‌شود. چرا؟
...۰۹۱۸۵۵۶۲/ حقوق پاسداران نسبت به ساير مراكز نظامي و ادارات دولتي كم است. گزارشی در این زمینه تهیه کنید.
...۰۹۱۸۵۹۵۹/ نزديکه چهار ساله که برخی يگان‌های خدمتي لباس ساتر نگرفته‌اند، در حالي که ساير يگان‌هاي خدمتي سهميه خودشونو پارسال گرفتند. لطفاً از مسئولان مربوطه علت را جويا شويد.
صبح صادق: مسئولان معاونت آماد و پشتیبانی سپاه لطفاً پاسخ دهید.
...۰۹۰۱۷۱۶۱/ من آرزو دارم به جنگ با داعش بروم، ولى هيچ جا اسم‌نويسى نمى‌کنند!
...۰۹۱۱۹۶۵۰/ صبح صادق گزارشي از سختي‌های پروژه‌هایي که گروه 45 مهندسي جوادالائمه(ع) انجام مي‌دهد منتشر نمی‌کند! به خدا بچه‌هامون با کمترين امکانات، سخت‌ترين پروژه‌هارو انجام مي‌دهند.
صبح صادق: مدت‌هاست انتشار خدمات و فعالیت‌های سپاه صرفاً به نشریات روابط عمومی سپاه واگذار شده است.
...۰۹۱۸۸۳۶۳/ سهميه صبح صادق در رده‌هاي سپاه نبي اکرم(ص) کرمانشاه کم شده! لطفاً بيشترش کنيد!
...۰۹۳۶۶۱۲۹/ امسال 180 هزار تومان به حقوق‌مان اضافه شد، اما بایت بیمه و درمان 200 هزار تومان کم شده است. با این وضعیت اقتصادی کشور و خرج ما بازنشستگان که عیالواریم این چه افزایش حقوقی بوده؟!
...۰۹۳۷۷۵۳۵/ چرا مديران اجرايي در کشوری که قدرت اول منطقه خاورميانه است در برابر آمريکا قاطع برخورد نمي‌کنند؟!
...۰۹۱۸۹۴۳۴/ يکي از بازنشستگان سپاه هستم که مدت پنج ماه و نيم در نوبت پنج ميليون وام ازدواج نشسته‌ام.
...۰۹۱۹۸۲۸۱/ من مي‌خواستم در مقابل دشمنان اسلام بايستم، ولي نمي‌دانم چگونه به آنجا اعزام بشوم. اگر مي‌شود من را راهنمايي کنيد. ممنون.
صبح صادق: با توجه به تعداد زیاد پیامک‌های دریافتی درباره بسیجیان ویژه، آن دسته از عزیزان بسیجی ویژه که موضوع کد 89 را مطرح می‌کنند برای پاسخ پرسش‌های‌شان به نیروی انسانی سپاه استانی خود مراجعه کنند. صبح صادق تنها می‌تواند انعکاس‌دهنده مطالب شما باشد.


کتیبه سبز

تاریخ زنده در پی تکرار مانده است
این چشم‌ها به راه تو بیدار مانده است
چشم انتظارت از دم افطار مانده است
برخیز و کوله‌بار محبت به دوش گیر
سرهای بی‌نوازش بسیار مانده است
با تو چه کرده ضربه آن تیغ زهردار
مانند فاطمه تنت از کار مانده است
آنقدر زخم ضربه دشمن عمیق هست
زینب برای بستن آن زار مانده است
آرام‌تر نفس بکش، آرام‌تر بگو
چندین نفس به لحظه دیدار مانده است
از آن زمان که شاخه یاست شکسته شد
چشمت هنوز بر در و دیوار مانده است
سی سال رفته است ولی جای آن طناب
بر روی دست و گردنت انگار مانده است
می‌دانی ای شکسته‌سر آل‌هاشمی
تاریخ زنده در پی تکرار مانده است
از بغض دشمنان به تو یک ضربه سهم توست
باقی آن برای علمدار مانده است
محسن عرب‌خالقی







مرا ببخش...

(به بهانه شب‌های قدر)

رویم نمی‌شود که بگویم مرا ببخش
با این همه گناه ولیکن خدا ببخش
شاید دلت گرفته از این توبه‌های سست
این بار چندمین، ولی آخر بیا ببخش
ای مهربان عرش‌نشین، ای همیشه خوب!
این بنده به خاکِ غم افتاده را ببخش
شاید چنان بدم که نمی‌خواهی ای عزیز
از جرم‌هام بگذری، اما چرا؟ ببخش
حالا تو هستی و من و تصمیم آخرت
یا غرق کن درون عذابم و یا ببخش
کوه گناه خالص و خوبی همه ریا
رویم نمی‌شود که بگویم مرا ببخش
علی‌اصغر ذاکری


حسن ختام


می‌خواهم به سوی تو برگردم
آقای من! مولای غریب و تنهای من!
پدر مهربان اهل عالم!
می‌خواهم غربتت را حکایت کنم؛ غربتی که دوازده قرن است ریشه دوانیده؛ غربتی که اشک آسمان و زمین را جاری ساخته؛ غربتی که حتی برای برخی محبّانت، غریب و ناشناخته است؛ غربتی که اجداد طاهرینت پیش از تولد تو بر آن گریسته‌اند.
من از تصویر این غربت و غم ناتوانم.
از آنانی بگویم که خاطر شریف تو را می‌آزارند؟ از آنها که دستان پدرانه و مهربانت را خونریز معرفی می‌کنند؟ از آنها که چنان برق شمشیرت را به رخ می‌کشند که حتی دوستانت را از ظهورت می‌ترسانند؟ از آنها که تو را به دوردست‌ها تبعید می‌کنند؟ از آنها که تو را دست‌نیافتنی جلوه می‌دهند؟ از آنها که به نام تو مردم را به دکه‌های خویش فرامی‌خوانند؟
از خود شروع می‌کنم که اگر هرکس از خود شروع کند، امر فرج اصلاح خواهد شد. می‌خواهم به سوی تو برگردم. یقین دارم بر گذشته‌های پر از غفلتم، کریمانه چشم می‌پوشی؛ می‌دانم توبه‌ام را قبول می‌کنی و با آغوش باز مرا می‌پذیری؛ می‌دانم در همان لحظه‌ها، روزها و سال‌های غفلت هم، برایم دعا می‌کردی. من از تو گریزان بودم؛ اما تو همچون پدری مهربان، دورادور مرا زیر نظر داشتی... مرا ببخش آقاجان!
چشمم پر از گناه و دلم پرگناه‌تر
در بین عاشقان توام روسیاه‌تر
چشمم به راه تو همه جمعه‌ها مگر
آقا به خاطر تو شوم سربه‌راه‌تر