بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

راه جلوگیری از تحریف شخصیت امام
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) امسال در سالروز بزرگداشت رحلت امام راحل(ره) از دو منظر درباره امام خمینی صحبت کردند که چاشنی هشدار تأکیدانه در هر دو مشهود بود. منظر اول «تحریف شخصیت امام» و منظر دوم بیان «اصول مکتب فکری امام» بود. هر دو منظر به سبب پیوستگی تفکیک‌ناپذیر با انقلاب اسلامی و سرنوشت یک کشور و یک ملت اهمیت ویژه‌ای دارد که یادآوری چند نکته را در این‌باره ضروری می‌سازد:
۱ـ تفاوت شخصیت‌ها؛ رسم و آیین آفرینش چنین بوده و هست که انسان‌ها متولد می‌شوند و پس از مدتی زندگی در جهان خاکی، از دنیا می‌روند. با اینکه همه این تولدیافتگان، انسان هستند، با یکدیگر تفاوت‌های اساسی نیز دارند. یکی از این تفاوت‌ها تأثیری است که شخصیت و زندگی برخی آنها بر وضعیت دوران خودشان و احیاناً پس از آن می‌گذارد. نمونه شخصیت‌هایی که وجودشان بر جوامع تأثیر مثبت و منفی گذاشته، کم نیست. شناخت درست شخصیت‌هایی که دارای تأثیرات مثبت بوده‌اند، از این بابت اهمیت دارد که آنها مخالفان و دشمنانی دارند که نمی‌خواهند، وجود واقعی این شخصیت‌ها آن‌طور که بوده در تاریخ حفظ شود.
۲ـ دشمنی و مخالفت با شخصیت‌ها؛ آشکارترین جریان در تاریخ بشر، جریان حق و باطل است که به شکل ممتد و جبهه‌بندی‌شده در برابر یکدیگر در صفحه تاریخ حضور داشته و دارند. این جریان پایدار و مستمر از چنان اهمیتی برخوردار است که بعضاً زندگی دنیوی و اخروی براساس آن معنا و ارزیابی می‌شود. از آنجا که بزرگ‌ترین مانع بر سر جریان باطل، شخصیت‌های حق‌جو بودند و توده مردم قرارگرفته در زیر یوغ زورگویی و استبداد مستبدان و گردنکشان برای رویارویی با آنها، گوش به فرمان این شخصیت‌های برجسته و وارسته داشتند، جبهه باطل با آنها دشمنی درازپا و مستمری داشته تا به‌گمان خود بتواند از آثار آنها بر جریان ستم‌افروزی خود بکاهد.
۳ـ روش دشمنی و مخالفت؛ دشمنان برای مقابله با این شخصیت‌های فرزانه از روش‌های مختلف استفاده می‌کنند که دو روش آن مربوط به زمان حیات آنهاست. یکی از این روش‌ها «جبهه‌گیری بی‌پرده و آشکار» است که کینه‌ورزانه و براساس ادبیات تند صورت می‌گیرد و دیگری «تخریب» است که آشکاری و ادبیات تند روش پیش را ندارد و بیشتر بر دروغ و وارد کردن اتهاماتی استوار است که آن شخصیت با آن نسبتی ندارد، اما خطرناک‌تر از اینها، «تحریف شخصیت» است.
۴ـ تحریف شخصیت؛ روش تحریف شخصیت بیشتر در زمانی انجام می‌گیرد که فرد در قید حیات نیست، اما افکار و اندیشه‌هایش همچنان زنده، پویا، بالنده، جاری و الهام‌بخش است و روزبه‌روز شکوفاتر می‌شود و منشأ حرکت‌های جدید ضداستکباری قرار می‌گیرد. نفوذ عمیق چنین شخصیت‌هایی در دل مردم و عشق ورزیدن مردم به آنها، تمام دشمنی‌های رودررو و تخریبی را ناکام می‌گذارد، از این‌رو دشمنان‌شان به «تحریف شخصیت» آنها روی می‌آورند، تحریف شخصیت پس از رحلت این افراد بزرگ، بسیار خطرناک‌تر از زمان حیات‌شان است، زیرا آنها در زمان حیات‌شان با رفتارشان، حقایق را آشکار و از اندیشه و آرمان‌های‌شان دفاع می‌کنند، کاری که در فقدان‌شان به‌راحتی امکان‌پذیر نیست.
۵ـ ضرر بزرگ تحریف شخصیت؛ اهمیت و ارزش شخصیت‌های بزرگ که آنها را از دیگران متفاوت می‌کند به اندیشه و آرمان‌های‌شان است. این افراد، تمام ویژگی‌ها و سرمایه‌های شخصی‌شان را که با زحمت و مشقت فراوان به‌دست آورده‌اند، مقدمه تحقق اندیشه و آرمان‌شان قرار می‌دهند.
راه جلوگیری از تحریف شخصیت امام
ادامه از صفحه اول
این رابطه بین هویت شخصیتی این افراد با اندیشه و آرمان‌شان سبب شده تا دشمنان به این نتیجه برسند که با تحریف شخصیت‌ها می‌توانند اندیشه و آرمان آنها را نیز تحریف یا از دور خارج کنند؛ از این‌رو، با حرص و ولع و با ترفندهای مختلف به سراغ «تحریف شخصیت» چنین افرادی می‌روند.
حال با ذکر این موارد باید آگاهانه و به شهادت تاریخ و اعتراف بسیاری از بزرگان و صاحب‌نظران، اعلام کرد، تاریخ پس از غیبت امام معصوم و منتظر شیعیان، و حتی در تاریخ بیدارگری جهان غیر از عصمت، هیچ صاحب اندیشه و عملی مشابه رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) در مسیر جریان حق و باطل، مقابل جبهه کفر، قد علم نکرد و راست‌قامت نایستاد و مبارزه نکرد و در قلمروی بزرگ و مهم چون ایران در برابر اربابان جریان باطل آن را بر زمین نزد. اندیشه تابناک و سوزان ضداستکباری امام(ره) با تابیدن بر رژیم سفاک پهلوی آن را سوزاند و جمهوری اسلامی را در ایران تأسیس کرد، اما انوارش در آن باقی نماند و به نقاط مختلف جهان تابید و بسیاری از زندگان و خفتگان رو به نابودی از ظلم استبداد را سرپا و بیدار کرد و ناقوس مرگ جهان‌خواران را به صدا درآورد. رحلت امام(ره) هم دریای عظیم به تلاطم‌درآمده انسان‌های به هوش‌آمده و آشناشده با افکار امام را آرام نکرد و مخالفان و دشمنان امام متوجه شدند که راه آرام ساختن این دریای به خروش‌آمده و رسیدن به منافع‌شان که در مفاهیم گوناگون معنا می‌شود، «تحریف شخصیت» امام بزرگوار است. از این‌رو، از داخل و خارج حرکت «تحریف شخصیت امام» را به شکلی بی‌صدا و بسیار خزنده آغاز کردند.
۶ـ راه جلوگیری از تحریف شخصیت؛ یکی از بزرگ‌ترین امتیازهای تحریف‌کنندگان شخصیت‌ها در زمان فقدان این بزرگان، فاصله زمانی است که همچون پرده‌ای ضخیم بر چهره آنها می‌افتد و اجازه نمی‌دهد، چهره آنها آن‌گونه که بوده، دیده شود. این فترت به تحریف‌کنندگان شخصیت‌ها این فرصت و امکان را می‌دهد که با پیرایه بستن و کاستن از ویژگی‌های برجسته شخصیت‌ها از آنها چهره‌ای را به نمایش گذارند که به جای معرفی آن شخصیت، نیات و خواسته‌های پلید آنها را بازتاب می‌دهد. تاریخ اسلام نمونه‌های زیادی از چنین چهره‌پردازی‌های فریبنده و تحریف‌های ویران‌کننده دارد و اگر درخشش تابناک و سیاهی‌ناپذیر بزرگان نبود و یاران وفادار و مؤمنی نبودند که از سر وظیفه به معرفی چهره واقعی این بزرگان بپردازند، معلوم نبود امروز چه تصویری از آن بزرگان در نزد مردم رایج شده بود. خوشبختانه پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، بزرگمردی امر هدایت و راهبری جامعه را در دست گرفت که از همه لحاظ یار وفادار امام خمینی(ره) است و زمانی موضوع مهم «تحریف شخصیت امام» را مطرح کردند که از رحلت آن بزرگمرد زمان طولانی نگذشته تا کار تحریف شخصیت ایشان بر بداندیشان آسان شود و از آن مهم‌تر، شخص ایشان بهترین معرف شخصیت آن رجل الهی است و اگر «تحریف شخصیت» بسیاری از شخصیت‌ها نسبت‌هایی است که به آنها داده می‌شود و یا با زمینه‌سازی‌های پیچیده، آثار آنها به وادی سوق داده می‌شود که نظر تحریف‌کنندگان را تأمین کند؛ امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در حالی از شخصیت ناب و بدون خدشه امام(ره) صحبت می‌کنند که بر خلاف بسیاری که با بازی متنی تلاش می‌کنند امام دلخواه‌شان را به تصویر بکشند، با زندگی در کنار امام و مشاهده رفتار امام در همه تحولات، دقیق‌ترین و درست‌ترین تحلیل را از شخصیت امام ارائه می‌کنند که کاملاً با متون باقی‌مانده و غیردستکاری‌شده امام راحل(ره) انطباق دارد. امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با طرح موضوع «تحریف شخصیت امام» و بیان برخی از ویژگی‌های برجسته امام خمینی(ره) و سپس بر شمردن برخی از «اصول مکتب فکری امام» رابطه معرفتی میان ویژگی شخصیتی امام و اصول مکتب فکری ایشان ایجاد کردند که راه «تحریف شخصیت امام» و نیز «قلب اصول مکتب فکری امام» را مشکل می‌سازد. به عبارت روشن‌تر، امام خمینی که امام خامنه‌ای معرفی کردند، الزاماً دارای مکتب فکری است که ایشان برخی از اصول آن را برشمردند و اصول مکتب فکری که ایشان برشمردند، الزاماً باید متعلق به شخصیتی باشد که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) از امام خمینی(ره) ارائه کردند. پیوند محکم و هوشمندانه‌ای که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) میان شخصیت امام خمینی(ره) و اصول مکتب فکری ایشان ایجاد کردند، کار «تحریف شخصیت امام» و «قلب اصول مکتب فکری» معظم‌له را بسیار سخت می‌کند و این راه و شیوه‌ای است که دلدادگان امام عزیز(ره) باید آن را تثبیت و محکم‌تر کنند. ان‌شاءالله
جواد رضایی


پاسخ‌ حزب‌الله به جنگ روانی آل‌سعود‌ و صهیونیست‌ها
جنگ خود از خود سخن خواهد گفت

دبیر کل حزب‌الله لبنان در مراسمی وابسته به مؤسسه «کشافه المهدی»، تهدیدات رژیم صهیونیستی را بخشی از جنگ روانی این رژیم برضدّ مقاومت خواند و گفت: زمان آن گذشته است که شما خانه‌های ما را ویران کنید، این مسئله سال 2006 پایان یافت و آنچه پس از آن خواهد آمد، قوی‌تر و بزرگ‌تر از جنگ 2006 است و من به روشنی به اسرائیل می‌گویم مقاومت تهدید می‌کند در صورت هرگونه جنگی علیه لبنان، میلیون‌ها اسرائیلی مجبور به مهاجرت خواهند شد.
سیدحسن نصرالله درباره نبرد عرسال و قلمون گفت: در هفته‌های گذشته پرونده‌ای در لبنان مطرح شد به نام شهرک و ارتفاعات عرسال و اشغال این منطقه به دست گروه‌های تروریستی و کاری که باید برای لبنانی‌ها کرد. نصرالله گفت: درباره قلمون سابقاً صحبت کردیم و گفتیم که در قلمون عملیات خواهیم کرد، اما برخی گفتند که حزب‌الله ادعای دروغ می‌کند و قلمون گورستان اعضای حزب‌الله خواهد شد، اما دیدید که چه اتفاقی افتاد. درباره ارتفاعات عرسال هم همین‌طور است.
الان قهرمانان مقاومت که باید به ایمان و شجاعت و مسئولیت‌پذیری آنان افتخار کنیم، در عمق ارتفاعات عرسال در حال مبارزه و پیشروی هستند. این درگیری‌ها اکنون در جریان است اما اینکه به کجا خواهد رسید و سرانجامش چه خواهد شد، فعلاً سخنی نمی‌گوییم و گفتیم که جنگ، خود از خود سخن خواهد گفت.
نصرالله افزود: داعش کار خود را از عراق آغاز کرد. این سؤال مطرح بود که داعش را چه کسی ساخته است. در دوره‌ای تبلیغات رسانه‌ای گمراه‌کننده زیادی در این‌باره بود. زمانی که یک انتحاری در قطیف در (روستای) القدیح خود را در مسجدی از مساجد شیعیان منفجر کرد و دوباره مقابل یک مسجد دیگر انفجاری مشابه رخ داد و جوانان شجاع مانع ورود انتحاری به داخل مسجد شده بودند، برخی مانند رسانه‌های خلیج (فارس) آمدند و گفتند که ایران پشت داعش است و داعشی‌ها را فرستاده تا مساجد شیعیان را منفجر کند.
نصرالله گفت: ببینید ایران که متهمش می‌کنند که نشر تشیع می‌کند، می‌گویند که ایران است که داعش را حرکت می‌دهد و حمایت می‌کند تا در مساجد شیعیان در دمام و قطیف عربستان انفجار ایجاد کند. واقعاً باید به این تحلیل آفرین و ماشاء‌الله گفت.
نصرالله افزود: همین مسئله در عراق و سوریه است. چه کسی داعش را ساخت؟ برخی می‌گویند که بشار اسد داعش را ساخت. داعشی که الان بخشی از دیرالزور و حسکه (در شرق سوریه) را اشغال کرده است. اگر ما بخواهیم (بر اساس این نظریات) چنین فیلمی در هالیوود بسازیم نمی‌توانیم... این حرف‌ها بدون منطق و استدلال است.
دبیر کل حزب‌الله افزود: برخی هم می‌گویند که ایده تأسیس داعش از نصرالله است تا با آن جبهه النصره و دیگر گروه‌های مسلح (در سوریه) را شکست بدهند. این چه استدلالی است؟ این مسئله از مسائل کاملاً روشن است که داعش، یعنی «دولت اسلامی در عراق و شام»، همان گروه القاعده در عراق است که زعامت آن دست به دست شد که زمانی با اسامه‌بن‌لادن بیعت شد و بعد از آن با ایمن‌الظواهری. این گروه همه روابطش، منابع مالی‌اش، کسانی که با آن کار می‌کنند، روشن است.
نصرالله افزود: همه دنیا می‌دانند که چه کسی القاعده را تأسیس کرد. سرویس اطلاعاتی آمریکا، عربستان و پاکستان القاعده را تأسیس کردند. این مسئله و اسناد آن در کتاب‌ها و تألیفات بسیاری آماده است.
دبیر کل حزب‌الله با اشاره به فرهنگ انتظار در فرهنگ شیعه هم گفت: در سالروز میلاد امام [صاحب‌الزمان] اولاً باید ایمان و امید داشته باشیم به اینکه این موضوع، وعده قطعی و تعیین‌کننده خداوند است. دوم باید با امید به آینده نگاه کنیم. سوم باید منتظر ایشان و آینده باشیم. چهارم باید مسئولیت‌پذیر باشیم و منتظر حوادث نباشیم، بلکه باید حوادث را ما بسازیم و مقدمات را فراهم کنیم سپس منتظر باشیم. برای همین مکرراً از خدا می‌خواهیم و دعا می‌کنیم که خدا در فرج ایشان تعجیل کند و دعای اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن را می‌خوانیم.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

مختصات نقشه راه قله‌های شرف و افتخار
راه درست آن است که انسان را به سرمنزل مقصود برساند. در مقابل راه درست،‌ کژراهه‌ها قرار دارد و حرکت در کژراهه، هر لحظه انسان را از هدف و مقصد دور می‌کند. ملت ایران با انجام بزرگ‌ترین انقلاب تاریخ معاصر، تصمیم گرفت بر فراز قله‌های شرف و افتخار بایستد و تمدن نوین اسلامی را در هزاره سوم بنا سازد. بنابراین آرمان ملت ایران در انقلاب اسلامی، یک آرمان الهی و انسانی است. پیشرفت‌های مادی و معنوی از اهداف راهبردی برگرفته از این آرمان بوده‌ و در پرتو چنین پیشرفتی، باید پایه‌های تمدن نوین اسلامی با دستان پرتوان ملت ایران بنا شود. بدیهی است که پرچمداران تمدن مادیت امروز که همانا سردمداران کاخ‌های ظلم و ستم هستند، خشنود از پیمودن چنین راهی از سوی ملت ایران نبوده و نیستند. امروز وحشت جبهه مستکبران و قلدران عالم، این است که ملت ایران بتواند با پیمودن چنین راهی بر فراز قله‌های افتخار بایستد و از این رهگذر، اسلام را بر جهان حاکم ساخته و مستضعفان جهان را بر مستکبران برتری بخشد. بنابراین ملت ایران باید بداند در مسیری حرکت می‌‌کند که دشمنان زیادی از شیاطین جن و انس دارد، و پیمودن این راه نیازمند هوشمندی و بصیرت نافذ است. یکی از حوزه‌های هوشمندی که باید لحظه‌به‌لحظه مورد توجه مردم و انقلابیون قرار گیرد، زاویه نگرفتن از راه درست و منحرف نشدن به سمت کژراهه‌ها است. در چنین حوزه‌ای جدی گرفتن نقشه راه، ‌از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. نقشه راه ملت ایران، همانا مکتب تعالی‌بخش اسلام است که به اقتضای زمان مختصات این مکتب، ‌در اندیشه‌های حضرت امام خمینی(ره) تجلی یافت. آری مکتب سیاسی امام(ره) و خطوط فکری ایشان، ‌نقشه راه انقلاب اسلامی و در واقع نقشه راه سعادت بشر و نقشه راه رسیدن ملت ایران به آرمان‌ها و اهداف الهی‌اش است.
ملت ایران اگر بخواهد به درستی ادامه مسیر بدهد تا در نهایت بر قله‌ها قرار گیرد، باید تداوم حرکتش بر اساس همین نقشه راه باشد. انحراف از این نقشه راه، دور شدن از مقصد، اهداف و در نهایت آرمان‌ها را به دنبال دارد. اکنون خطر اصلی که موجب نگرانی شده، خطر انحراف در نقشه راه از طریق تحریف شخصیت حضرت امام خمینی(ره) است. اصلی‌ترین پیام سخنرانی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در حرم مطهر حضرت امام در ۱۴ خرداد به مناسبت سالروز رحلت آن عزیز سفرکرده، هشدار به همه دلسوزان و ملت ایران، نسبت به این خطر بود. معظم‌له در این‌باره این چنین هشدار می‌‌دهند: «مسئله تحریف شخصیت امام خطر بزرگی محسوب می‌‌شود.» مقام معظم رهبری این خطر بزرگ را، زیانبار می‌‌دانند، چراکه این تحریف، در واقع در نقشه راه ملت انحراف ایجاد می‌‌کند. بر همین اساس می‌‌فرمایند: «تحریف شخصیت امام(ره) انحراف در نقشه راه ملت است.» خسارت بزرگ برای ملت ایران در صورت قدم نهادن در کژراهه با فاصله گرفتن از خط امام، این گونه در کلام رهبری توصیف می‌‌شود: «اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم،‌ یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم، ملت ایران سیلی خواهد خورد.» به اعتقاد نگارنده، برباد رفتن استقلال ملی، مخدوش شدن عزّت ملی و بازگشت سلطه مستکبران بر سر ملت ایران و حرکت در مسیر انحطاط به جای نزدیک شدن به قله‌های شرف و افتخار و پرچمداری در تمدن‌سازی اسلامی،‌ معنای آن سیلی خوردن ملت خواهد بود. فلذا این هشدار رهبری را در زمان حاضر باید بسیار جدی گرفت. چه کسانی باید این هشدار را جدی بگیرند. رهبر حکیم و دوراندیش انقلاب اسلامی که بارها بر تداوم راه امام تأکید داشته‌اند، مخاطبان این هشدار را این‌گونه معرفی می‌کنند و مورد خطاب قرار می‌‌دهند:
«خطر تحریف امام، باید در گوش مسئولان نظام، در گوش مسئولان کشور، شاگردان قدیمی امام و کسانی که علاقه به این راه دارند و عموم جوانان، به عنوان یک هشدار تلقی شود.»
جدی گرفتن این هشدار، به آن است که همگان برای جلوگیری از تحریف شخصیت امام، تحریف اندیشه‌ها و مکتب سیاسی حضرت امام تلاشی مؤثر داشته باشند. مقام معظم رهبری که این چنین هشدار می‌‌دهند، خود راه مقابله با تحریف را بر روی دیدگان دلدادگان خمینی گشوده و در همین راستا می‌‌فرمایند: «آن راهی که می‌‌تواند مانع از این تحریف شود،‌ بازخوانی اصول امام است. امام را نباید به عنوان صرفاً یک شخصیت محترم تاریخی، مورد توجه قرار داد، بعضی این جور می‌‌خواهند امام را بشناسند و این غلط است.»
رهبر معظم انقلاب اسلامی با شرح خطر تحریف و راه چاره آن، یعنی بازخوانی اصول امام، خود در بیانات‌شان در جمع صدها هزار نفری زائران حرم امام(ره)، برخی از مهم‌ترین اصول از خطوط فکری مکتب امام را برشمردند. اهم این خطوط که در واقع باید مختصات نقشه راه قله‌های شرف و افتخار تلقی شود، عبارت است از:
۱ـ اثبات اسلام ناب محمدی(ص) و نفی اسلام آمریکایی
۲ـ اعتماد به وعده الهی و بی‌اعتمادی به قدرت‌های مستکبر
۳ـ اعتقاد به اراده مردم و نیروی مردم
۴ـ حمایت از محرومان و مستضعفان و مخالفت با خوی کاخ‌نشینی و اشرافی‌گری
۵ـ مخالفت صریح با جبهه قلدران بین‌المللی و مستکبران
۶ـ اعتقاد به استقلال ملی و ردّ سلطه پذیری
۷ـ تکیه بر وحدت ملی
باید توجه داشته باشیم که هر راهی با مختصات متفاوت از مختصات هفت‌گانه مذکور، کژراهه‌ای بیش نیست؛ و باید مراقب بود که کژراهه‌ها به نام راه امام معرفی نشود.


 

صفحه 2
سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در حرم مطهر بنیانگذار جمهوری اسلامی
امام تا روز آخر از بن دندان اعتقاد داشت که آمریکا شیطان بزرگ است

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای
(مدظله‌العالی)، رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع پرشکوه و کم‌نظیر مردم وفادار ایران در حرم مطهر بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی، با اشاره به نیمه شعبان، سالگرد میلاد حضرت ولی‌عصر(عج)، موضوع منجی آخرالزمان را مورد اتفاق همه ادیان ابراهیمی خواندند و امیدآفرینی را بزرگ‌ترین خاصیت اعتقاد به ظهور مهدی موعود(عج) برشمردند و یادآور شدند: شعله فروزان این اعتقاد عمیق و نجات‌بخش، شیعه را در همه دوران‌های تاریکی و ظلم، به آینده امیدوار و پرتحرک می‌سازد.

اصول هفت‌گانه
مکتب فکری امام
حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(مدظله‌العالی) پیش از تبیین هفت مورد از اصول و مبانی فکری امام(ره)، چند نکته را درباره اصول امام بیان کردند:
۱ـ این اصول به‌صورت مکرر در بیانات امام تکرار شده و جزو بیّنات امام است.
۲ـ این اصول نباید گزینشی انتخاب و بیان شوند.
۳ـ اصول امام در این هفت مورد منحصر نیست و صاحب‌نظران می‌توانند با چهارچوب تعیین‌شده، اصول دیگری از مکتب فکری امام را نیز استخراج کنند.

۱ـ اثبات اسلام ناب محمدی(ص) و نفی اسلام آمریکایی
ایشان «اثبات اسلام ناب محمدی(ص) و نفی اسلام آمریکایی»، را از جمله اصول اساسی امام برشمردند.
رهبر انقلاب اسلامی «اسلام سکولار» و «اسلام متحجّر» را شاخه‌های اسلام آمریکایی دانسته و یادآور شدند: امام(ره) همواره افرادی را که قائل به جدایی جامعه و رفتار اجتماعی انسان‌ها از دین بودند، در کنار افرادی قرار می‌دادند که به دین نگاه عقب‌افتاده و متحجرانه و غیرقابل فهم برای انسان‌های نواندیش داشتند.
ایشان گفتند: از دیدگاه امام(ره) اسلام ناب، اسلام مبتنی بر کتاب و سنت است که با دیدگاهی روشن و متناسب با شرایط زمان و مکان، شناخت نیازهای بالفعل جوامع اسلامی و بشر و در نظر گرفتن روش‌های دشمن با استفاده از شیوه و متد علمی جا افتاده و تکمیل‌شده در حوزه‌های علمیه به‌دست می‌آید.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: در مکتب فکری امام(ره)، اسلام آخوندهای درباری و اسلام داعشی از یک طرف و اسلام بی‌تفاوت در برابر جنایت‌های رژیم صهیونیستی و آمریکا و چشم‌دوخته به قدرت‌های بزرگ از طرف دیگر، هر دو به یک نقطه می‌رسند و هر دو مردود هستند. ایشان تصریح کردند، کسی که خود را پیرو امام(ره) می‌داند، باید با اسلام متحجّر و اسلام سکولار مرزبندی داشته باشد.

۲ـ اتکال به کمک الهی و بی‌اعتمادی به قدرت‌های مستکبر
معظم‌له «اتکال به کمک الهی و اعتماد به صدق وعده الهی و در مقابل بی‌اعتمادی به قدرت‌های مستکبر و زورگوی جهانی» را دومین اصل از اصول مبانی فکری امام(ره) برشمردند و افزودند: امام بزرگوار(ره) همواره به وعده الهی و صدق آن اعتقاد داشت و در مقابل به وعده‌های مستکبران و قدرتمندان جهانی، مطلقاً اعتماد نداشت.
ایشان با اشاره به بی‌اعتمادی مطلق امام(ره) به مستکبران و بی‌اعتنایی کامل به وعده‌های آنها، افزودند: امروز ما این موضوع را به‌طور کامل لمس کرده و متوجه شده‌ایم که چرا نمی‌توان به وعده‌های مستکبرین اعتماد کرد، زیرا آنها در جلسات خصوصی صحبت‌هایی را می‌کنند که در جلسات عمومی خلاف آن را می‌گویند و عمل می‌کنند.
افزون‌براین، رهبر معظم انقلاب اسلامی در توضیح این اصل از مبانی فکری امام(ره) یادآور شدند: البته این موضوع به معنای قطع رابطه با دنیا نبود، زیرا ارتباط در حد معمول و محترمانه وجود داشت، ولی هیچ‌گونه اعتمادی به مستکبران و دنباله‌روهای آنها وجود نداشت.

۳ـ اعتقاد به اراده و نیروی مردم و مخالفت با تمرکزهای دولتی
«اعتقاد به اراده و نیروی مردم و مخالفت با تمرکزهای دولتی» سومین اصل از اصول مبانی فکری امام(ره) بود که حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای به آن اشاره کردند.
ایشان بر این مسئله تأکید کردند که امام بزرگوار(ره) در مسائل مختلف اقتصادی، نظامی، سازندگی، تبلیغاتی و از همه بالاتر در مسائل انتخابات، همواره به‌طور واقعی به نیرو و رأی مردم اعتقاد داشت و معتقدِ تکیه به مردم بود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به سخنان امام(ره) که بارها مردم را ولی‌نعمت و خود را خادم مردم معرفی می‌کرد، افزودند: این تعابیر نشان‌دهنده جایگاه برجسته مردم و افکار و آرا و حضور آنان در نظر امام است. البته مردم هم به این دیدگاه پاسخ مناسب دادند و هرجا که انگشت اشاره امام(ره) بود، مردم با جان و دل در صحنه حاضر شدند.

۴ـ طرفدار جدی حمایت
از محرومان و مستضعفان
رهبر معظم انقلاب اسلامی در ادامه به یکی دیگر از اصول مبانی مکتب فکری امام(ره) اشاره کردند و افزودند: در بُعد مسائل داخلی، امام طرفدار جدی حمایت از محرومان و مستضعفان بود و نابرابری اقتصادی و اشرافی‌گری را با شدت و تلخی رد می‌کرد. ایشان تأکید کردند که امام(ره) از یک طرف بر لزوم ریشه‌کن کردن فقر و محرومیت‌زدایی تأکید داشت و از طرف دیگر به مسئولان در خصوص خوی کاخ‌نشینی، اشرافی‌گری و تجمل‌گرایی هشدار می‌داد.

۵ـ مخالفت با قلدران بین‌المللی و حمایت از مظلومان
رهبر انقلاب اسلامی در بیان پنجمین اصل از مبانی فکری امام(ره) خاطر نشان کردند: «در بعُد خارجی، امام(ره) صریحاً در جبهه مخالفِ قلدران بین‌المللی و مستکبران بود و در حمایت از مظلومان هیچ ملاحظه‌ای نمی‌کرد.»
معظم‌له تأکید کردند که به‌کار بردن واژه «شیطان بزرگ» برای آمریکا یک ابداع عجیب از طرف امام(ره) بود که نشان می‌دهد، رفتار و برخورد با آمریکا باید در چهارچوب «شیطان صفتی» او باشد.
ایشان افزودند: امام(ره) تا آخرین روز حیات خود، همین احساس را نسبت به آمریکا داشت و ضمن آنکه تعبیر «شیطان بزرگ» را به‌کار می‌برد، از بن دندان هم به آن اعتقاد داشت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین تأکید کردند که در چهارچوب این منطق امام(ره) می‌توان قضایای امروز منطقه و جهان را تحلیل کرد.
ایشان با تأکید بر اینکه ما در چهارچوب منطق صریح امام(ره) طرفدار مظلوم و مخالف ظالم هستیم، یادآور شدند: به همین دلیل است که مسئله فلسطین همچنان یک مسئله اصلی برای جمهوری اسلامی ایران است و هیچ‌گاه از دستور کار نظام خارج نخواهد شد، زیرا مسئله فلسطین عرصه یک مجاهدت واجب و لازم اسلامی است.

۶ـ تأکید بر استقلال
و نفی سلطه‌پذیری
«تأکید بر استقلال و نفی سلطه‌پذیری» ششمین اصل از مکتب امام(ره) بود که رهبر انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با تعریف استقلال به «آزادی در مقیاس یک ملت» این تناقض نپذیرفتنی را که برخی افراد ادعای آزادی‌های فردی را دارند، اما علیه استقلال کشور و آزادی‌های یک ملت حرف می‌زنند، مورد توجه قرار دادند و افزودند: متأسفانه برخی برای نفی استقلال تئوری‌سازی می‌کنند و از استقلال به‌عنوان «انزوا» یا یک مسئله کم‌ارزش یاد می‌کنند، که این خطایی بسیار مهم و خطرناک است.

۷ـ وحدت ملی و مقابله
با توطئه‌های تفرقه‌افکن دشمن
اصل «وحدت ملی و مقابله با توطئه‌های تفرقه‌افکن دشمن» آخرین اصل از اصول روشن مکتب امام خمینی بود که رهبر انقلاب اسلامی بر آن تأکید کردند.
ایشان تفرقه‌افکنی مذهبی و قومی را جزو سیاست‌های قطعی دشمن خواندند و افزودند: امام بزرگوار ما از ابتدای پیروزی انقلاب در مقابله با این توطئه، تکیه کم‌نظیری بر وحدت ملی و اتحاد آحاد ملت داشتند.
رهبر معظم انقلاب با اشاره به استمرار سیاست تفرقه‌افکنی، ایجاد تفرقه در دنیای اسلام را از سیاست‌های اصلی استکبار و آمریکا خواندند و یادآور شدند: در مقابل این توطئه، نگاه جمهوری اسلامی، نگاه «امت‌ساز» و در راستای تحقق امت اسلامی است و ایران بر همین اساس، همان روابطی را که با برادران شیعه حزب‌الله داشت، با برادران فلسطینی سنّی‌مذهب داشته است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، طرح «هلال شیعی» از سوی عوامل دست دوم آمریکا و همچنین مماشات یا کمک آمریکا به جریان‌های تروریستی در عراق و سوریه، نظیر داعش را از جمله شواهد سیاست تفرقه‌‌افکنی مذهبی استکبار برشمردند و تأکید کردند: هم آن تسننی که مورد حمایت آمریکاست و هم آن تشیعی که از لندن به دنیا صادر می‌شود، هر دو برادران شیطان و عوامل استکبار و غرب هستند.


یادداشت
رسول سنایی راد

انحراف در کمین شخصیت امام(ره)
مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) که همه ساله با حضور خیل عظیم مشتاقان ایشان در حرم مطهرش برگزار می‌شود، فرصتی برای بازخوانی و یادآوری مکتب و سیره امام است که امام خامنه‌ای در مقام شاگرد راستین و شارح چیره‌دست این مکتب نقش محوری را عهده‌دار بوده و به تناسب نیاز جامعه، ‌ابعاد،‌ ویژگی‌ها و شاخص‌های مکتب امام خمینی(ره) را برای مشتاقان و دلدادگان آن حضرت تبیین می‌فرمایند.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در شروع و پایان سخنرانی خود به خطر تحریف شخصیت حضرت امام(ره) اشاره کردند و آثار زیانبار آن را نیز بیان فرمودند. معظم‌له ابتدا تحریف شخصیت را این‌گونه تعریف کردند که «ارکان اصلی شخصیت آن انسان بزرگ یا مجهول بماند یا غلط یا به صورت انحرافی و سطحی معنا شود.» پیامدهای خطرناک چنین تحریفی با توجه به جایگاه رفیع حضرت امام(ره) معنا می‌دهد. امام خامنه‌ای هم با نگاه به همین جایگاه تصریح فرمودند: «شخصیتی که الگو است، امام و پیشوا است، ‌رفتار او،‌ گفتار او برای نسل‌های بعد از خود راهنما و رهنمود است،‌ اگر تحریف شود، ‌زیان بزرگی به وجود خواهد آورد.» از این‌رو معظم‌له به صراحت تحریف شخصیت امام را مانع رسیدن به اهداف بلند برآمده از انقلاب اسلامی و مکتب امام معرفی کردند و هشدار دادند: «تحریف راه امام،‌ منحرف کردن مسیر صراط مستقیم ملت ایران است. اگر راه امام را گم کنیم یا فراموش کنیم،‌ یا خدای نکرده عمداً به کنار بگذاریم،‌ ملت ایران سیلی خواهد خورد.»
حال این سؤال پیش می‌آید که این تحریف شخصیت را چه کسانی رقم می زنند؟
حتماً از جمله گروه‌هایی که انگیزه تحریف شخصیت امام(ره) را دارند،‌ مخالفان ایشان خواهند بود که سعی می‌کنند برای تخریب شخصیت حضرت امام با بزرگنمایی برخی ابعاد و شاخصه‌های این شخصیت و کتمان ابعاد و شاخصه‌های دیگر،‌ به اغراض پلید خود برسند. البته با توجه به دشمنی آشکار آنان،‌ آثار آن محدود و تنها موجب فریب موقتی افراد ناآگاه به شخصیت ایشان خواهد شد. اما خطر اصلی آنجا است که برخی از انقلابیون و میراث‌داران امام برای توجیه اغراض خود و یا احیاناً انطباق شخصیت امام(ره) با ذائقه‌های سیاسی و اجتماعی دست به تحریف می‌زنند.
برای نمونه برخی از شخصیت‌های سیاسی دارای سابقه انقلابی و همراهی با حضرت امام(ره) که امروز خط سازش با آمریکا را بر مبارزه و ایستادگی ترجیح داده و از انقلابی‌گری خسته شده و بریده‌اند، سعی می‌کنند با ذکر خاطراتی مجهول، امام را نیز اهل کوتاه آمدن و سازش معرفی کنند. یا برخی شخصیت‌های نزدیک به امام که امروز گرفتار جاذبه‌های لیبرالیسم شده‌اند، سعی می‌کنند امام را هم شخصی لیبرال معرفی کنند و چه بسا به‌گمان اینکه نسل امروز رفتار و ستیز انقلابی را بر نمی‌تابد برای جذاب ساختن امام(ره) و کاستن از دافعه احتمالی ایشان به تفسیری انحرافی از شخصیت امام(ره) بپردازند که نتیجه تمامی آنها ظلم به مکتب و راه امام است. باید بپذیریم که مکتب امام همان‌قدر که برای مستضعفان و محرومان جاذبه داشت برای مرفهان و مستکبران دافعه داشت. مکتب امام و شخصیت امام همان‌قدر که برای اهل جهاد و مبارزه جاذبه دارد، برای عافیت‌طلبان و دلدادگان به زندگی اشرافی و دنیاطلبی دغدغه‌آفرین بوده است و تولید دافعه می‌کند. شخصیت امام همان‌قدر که دلدادگان اسلام ناب را جذب می‌کند،‌ پیروان اسلام آمریکایی اعم از سکولارها و یا تکفیری‌ها دفع می‌کند. شخصیت امام همان‌قدر که برای ولایتمداران و دین‌باوران زیبا و جذاب است،‌ برای ولایت‌ستیزان و دین‌گریزان هیچ جذابیتی نداشته است و تولید دافعه نیز می‌کند.
شخصیت حضرت امام خمینی(ره) در امتداد مکتب علوی قابل تفسیر و تبیین است که به اعتقاد دقیق و عمیق شهید مطهری، صاحب این مکتب یعنی امیرالمؤمنین(ع) هم جاذبه و هم دافعه داشت،‌ اما این نفاق اموی و یا عقلانیت ابزاری برآمده از لیبرالیسم و اسلام سرمایه‌داری و نان به نرخ روز خور است که سعی دارد مطابق میل خود،‌ شخصیت امام(ره) را تحریف کند و از آن نردبان صعود به اهداف پلیدی بسازد که با اهداف برآمده از شخصیت واقعی آن پیر،‌ حکیم و عارف انقلابی فرسنگ‌ها فاصله دارد.


نكته و نظر

بیماری معروف بیماری گمنام
نکته: روزی سقراط حکیم مردی را دید که خیلی ناراحت و متأثر است، علت ناراحتی‌اش را پرسید. پاسخ داد: در راه که می‌آمدم یکی از آشنایان را دیدم، سلام کردم، جواب نداد و با بی‌اعتنایی و خودخواهی گذشت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم.
سقراط گفت:  چرا رنجیدی؟ مرد با تعجب گفت: خوب معلوم است که چنین رفتاری ناراحت‌کننده است.
سقراط پرسید: اگر در راه کسی را می‌دیدی که بر زمین افتاده و از درد و بیماری به خود می‌پیچد، آیا از دست او نیز دلخور و رنجیده می‌شدی؟
مرد گفت: مسلم است که هرگز دلخور نمی‌شدم. آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی‌شود.
سقراط پرسید: به جای دلخوری چه احساسی می‌یافتی و چه می‌کردی؟
مرد جواب داد: احساس دلسوزی و شفقت  و سعی می‌کردم طبیب یا دارویی به او برسانم.
سقراط گفت: همه این کارها را به این دلیل می‌کردی که او را بیمار می‌دانستی. آیا انسان تنها جسمش بیمار می‌شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد هرگز رفتار بدی از او دیده نمی‌شود. بیماری فکری و روان نامش غفلت است و باید به جای دلخوری و رنجش از کسی که بدی می‌کند و غافل است، دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.
نظر: پس نباید از دست هیچ‌کس دلخور شویم، کینه به دل بگیریم و آرامش خود را از دست بدهیم. باید بدانیم هر وقت کسی بدی می‌کند در آن لحظه بیمار است.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

نشانه‌هایی از تحریف شخصیت امام(ره)
در روزهای گذشته بارها شاهد تحریف خط امام از سوی برخی از افراد و جریان‌های سیاسی بوده‌ایم که نگرانی مقام معظم رهبری را نیز به‌دنبال داشته است، به گونه‌ای که معظم‌له در سخنرانی مهم خود در حرم مطهر حضرت امام خط تحریف راه امام را به‌منزله یک آسیب واکاوی کردند. طرح انحرافی شورای رهبری، تلاش برای مذاکره با شیطان بزرگ، جدیت برای حذف شعار مرگ بر آمریکا، معرفی امام درمقام یک شخصیت لیبرال، هجمه برضدّ نیروهای ارزشی و ... بیانگر آن است که این خط انحرافی اهداف بلندمدتی را از این طرح دنبال می‌کند. در زیر به برخی از این تعابیر انحرافی درباره امام می‌پردازیم:
۱ـ یکی از شخصیت‌های شناخته‌شده در خاطراتش عنوان می‌کند که به امام پیشنهاد حذف شعار مرگ بر آمریکا داده است و گفته که امام با سکوتش به آن راضی بود. این در حالی است که فقط با یک مراجعه گذرا به رهنمودها و نظرات مبارک امام‌‌ راحل(ره) که تمامی آن موجود و مکتوب است، می‌توان توصیه‌های فراوانی را از حضرتش را مشاهده کرد که در آن بر ضرورت شعار مرگ بر آمریکا تأکید شده است.
۲ـ مجید انصاری، معاون حقوقی و پارلمانی رئیس‌جمهور گفته است: جوانان باید بدانند امام یک اصلاح‌طلب بزرگ بودند. امام با نگاه اصلاح‌طلبی آمدند و نظام عقب‌مانده شاهنشاهی را سرنگون کردند. این در حالی است که مدعیان اصلاح‌طلبی پای شعار نه غزه نه لبنان ایستادند و در شمار «سرمایه بزرگ و پیاده‌نظام رژیم صهیونیستی» در فتنه سبز درآمدند. امام عمر خود را وقف تأسیس حکومت اسلامی و ولایت فقیه کرد و فریبکاران مدعی شعار اصلاح‌طلبی با ضدانقلابی ائتلاف کردند که علناً شعار می‌دادند: «انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است».
۳ـ ابراهیم یزدی هم در مصاحبه با یکی از نشریات دگراندیش ضمن روایت دیدار خود با رهبری انقلاب در عصر روز ۱۳ آبان می‌گوید که خبر حمله به سفارت آمریکا را به رهبری انقلاب داده است و از برخورد تند ایشان در این زمینه خبر می‌دهد. اینکه امام گفته است: «اینان چه کسانی هستند، بروید اینان را بیرون بریزید...» امام‌ راحل‌(ره‌) ـ به‌ صراحت‌ ـ سفارت‌ آمریكا را مركز توطئه‌ و جاسوسی‌ دانسته‌ و به‌ همین‌ علت‌ پشتیبانی‌ ملت‌ را از چنین‌ حركتی‌، كاملاً طبیعی‌ می‌دانند: «این‌ خواست‌ تمام‌ ملت‌ ما بوده ‌است‌، نه‌ یك‌ خواست‌ از روی‌ هوای‌ نفسانی‌. این‌ حق‌ از برای‌ ملت‌ ما هست‌، سفارتخانه‌ها حق‌ قانونی‌ ندارند كه‌ جاسوسی‌ بكنند یا توطئه‌.»



این دفتر امید مردم سوریه است

یکی از مستندسازان با اشاره به سفرهایی که به سوریه داشته است، گفت: شیعیان سوری که حضرت آقا را زعیم شیعه یا نائب امام زمان(عج) می‌دانند، معتقدند که در هیچ عصری دو زعیم وجود ندارد و تنها یک نفر نائب امام عصر(عج) است. اما اهل تسنن دو گروه هستند. عده‌ای حضرت آقا را آبروی اسلام و احیاگر دین می‌دانند و عده‌ای دیگر همانند شیعیان معتقدند که ایشان ولی‌فقیه هستند و اطاعت از آقا واجب است. روح‌الله رفیعی افزود: من مستندی با نام «مکتب سیدالقائد» را ساختم که هنوز اکران نشده است. موضوع این مستند بررسی وضعیت دفتر مقام معظم رهبری در سوریه و در زمان جنگ است و به این موضوع می‌پردازم که چرا دفتر ایشان، هیچ‌گاه در سوریه تعطیل نشد. درحالی‌که دفتر ایشان در آن زمان با منطقه‌ درگیری فاصله‌ بسیار بسیار کمی داشت و اکنون نیز تکفیری‌ها در ۳۰۰ متری این ساختمان هستند. در جای‌جای این ساختمان جای ترکش و گلوله است. اما «آیت‌الله سیدمجتبی حسینی» نماینده‌ بعثه‌ مقام معظم رهبری در سوریه اجازه نداد که چراغ این دفتر خاموش شود. چون این دفتر امید مردم سوریه است. در منطقه‌ «سیده زینب» افرادی از کشورهای مختلف مانند عراق، پاکستان، افغانستان و ... زندگی می‌کردند که با شروع جنگ فقط افغان‌ها ماندند و از منطقه دفاع کردند. چون آن‌ها نسبت به محلی که در آنجا زندگی می‌کنند تعصب دارند و برای همین اعتقاد، نزدیک به ۵۰۰۰ نفر از آن‌ها در هشت سال دفاع ‌مقدس شهید شدند. هیچ‌کس برای پول از جانش نمی‌گذرد، اما اگر اعتقاد داشته باشید حاضرید از مال خود هم بگذرید ولی در جنگ شرکت کنید. ضمن اینکه یک کارگر افغان در ایران حداقل ماهیانه یک میلیون تومان حقوق می‌گیرد. پس این شبهه از اساس غلط است که برخی‌ها برای پول دفاع می‌کنند! «گردان فاطمیون» در هر عملیاتی که شرکت کرد، موفق شد. الگوی بچه‌های این گردان، شهدای دفاع‌مقدس هستند. وی در ادامه با اشاره به سخنان آقای یونسی گفت: حرف نسنجیده‌ یکی از مسئولان که بعدها از طرف سایر دولتمردان هم اصلاح نشد، سبب چرخش جبهه‌ عراق به سمت داعش شد. پس از حمله داعش، آیت‌الله سیستانی حکم جهاد را صادر کردند و با این حکم دوران جدید عراق آغاز شد. عراقی‌ها هم وارد جنگی شدند که مدلش همان مدل دفاع مقدس است.




جنگ نیابتی جایگزین اقدام نظامی

رهبر معظم انقلاب در بازدید از دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) به موضوع کشاندن جنگ نیابتی به مرزهای ایران اشاره کردند و فرمودند: «بنده خبرهایی دارم از اینکه دشمنان ما با همراهی برخی از مسئولان سفیه منطقه‌ خلیج‌فارس ـ نه همه‌شان، بعضی ـ درصدد هستند که جنگ‌های نیابتی را به مرزهای ایران بکشانند.» حسن کاظمی قمی، مشاور وزیر امور خارجه در مصاحبه‌ای با دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدّظله‌العالی) در این‌باره می‌گوید: امروز سناریوی جدید در منطقه‌ غرب آسیا، از طریق «ایجاد جنگ نیابتی»، «کشاندن منطقه به فضای تجزیه»، «به ‌وجود آوردن ائتلاف‌های تصنعی به بهانه‌ مبارزه با تروریسم» و... در حال طراحی است، که در حقیقت در چارچوب همان هدف‌های «بازگشت به سلطه»، «ایجاد تفرقه در امت اسلامی» و نیز مسئله‌ «تحریم‌های اقتصادی و انسانی» است.
جنگ نیابتی دو بال دارد؛ یک بال آن جریان تکفیری استعماری فرقه‌ای با ویژگی‌های جهالت و خباثت است که شما امروز نمادش را در داعش می‌بینید. بال دوم آن، تهاجم‌ها و تجاوزهای نظامی ازسوی کشورهای هم‌پیمان با آمریکاست که نمادش را از سعودی‌ها در تجاوز به یمن مشاهده می‌کنید.
همان رویه‌ای که آمریکا آغاز کرد و بدون رجوع به شورای امنیت، خودش رأساً به عراق لشکرکشی کرد، امروز در آل‌سعود می‌بینید که خیلی خطرناک است.
اگر این کار به یک رویه تبدیل شود، دیگر می‌توان به هر کشوری تجاوز کرد، بدون اینکه جامعه‌ جهانی به آن متعرض بشود. در موضوع ائتلاف‌سازی تصنعی هم که به بهانه‌ مبارزه با داعش ایجاد کرده‌اند، به‌دنبال از بین بردن داعش نیستند، چون اگر بنای مبارزه با داعش داشتند، با این توانمندی‌های فنی، نظامی، اطلاعاتی و تکنولوژیکی که دارند، می‌توانستند به دولت عراق برای نابودی داعش کمک کنند. اما در حقیقت آمریکا به بهانه‌ مبارزه با داعش، می‌خواهد ائتلافی درست کند تا گروه‌های داخل عراق را بدون هماهنگی با دولت این کشور، تسلیح کند. اگر داعش از بین برود، آن‌ها دیگر بهانه‌ای برای حضور در این کشور ندارند. آمریکا هنوز به‌دنبال تحقق همان هدف‌هاست؛ یعنی بازگشت و سلطه‌ مجدد. منافع ملی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، امروز در محدوده‌ مرزهای سیاسی تعریف‌شده در نقشه نیست. علتش هم این است که امروز طراحی دشمن برای کل منطقه است. برپایه‌ این دو عامل، امروز می‌بینید که منطقه‌ ما دچار یک تحول ژئوپلیتیک شده است. از این منظر، باید گفت این سناریو جایگزین حضور، اشغال و تجاوز نظامی آمریکاست.



شایعه‌سازی درباره سردار
هفته گذشته رسانه‌های سعودی اعلام کردند که سردار قاسم سلیمانی از تحولات آینده در سوریه خبر داده و گفته است: در چند روز آینده جهانیان از آنچه ما با همکاری فرماندهان نظامی سوریه در حال آماده کردن مقدمات آن هستیم، غافلگیر خواهند شد. این خبر بدون اینکه رمزگشایی شود سرتیتر بیشتر رسانه‌های داخلی شد. این در حالی است که 1ـ پیروزی‌های اخیر انصارالله در خاك عربستان، حزب‌الله لبنان و ارتش سوریه در القلمون و حشدالشعبی در الانبار، سران جبهه غربی ـ عربی را بیش از گذشته نگران کرده و آنها را به جنگ رسانه‌ای واداشته است. 2ـ این شیوه عملیات روانی رسانه‌های سعودی با اهداف خاص است تا سعودی‌ها از این طریق، افكار عمومی را از شكست‌های راهبردی این رژیم در یمن منحرف کنند. 3ـ این‌گونه خبرسازی‌ها در ادامه فرایند اسطوره‌شكنی جبهه غربی و عربی است تا در صورت ادامه روند فعلی در سوریه، افكار عمومی را نسبت به وعده‌های محور مقاومت و به‌ویژه شخص قاسم سلیمانی بدبین و ناامید کنند و از این طریق توانایی این محور در مقابله با تروریست‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهند.
در همین حال یک استاد دانشگاه هم به بیان خاطراتی از سردار سلیمانی در جبهه سوریه پرداخته است که آتش تفرقه و فتنه را در میان نیروهای ارتش سوریه شعله‌ور می‌کند. وی گفته است: سردار سلیمانی پس از آنکه وضعیت پریشان و روحیه پایین نظامیان سوری را دید آنها را مورد عتاب قرار داد و گفت: چرا سرتان پایین است، مردم سوریه سال‌ها مالیات را برای تأمین حقوق شما برای چنین روزی پرداخت کرده‌اند که شما از آنها دفاع کنید، چرا در مقابل عده‌ای فاسد که با حمایت آمریکا و رژیم صهیونیستی برابر شما قرار گرفته‌اند روحیه خود را از دست داده‌اید؟ وی افزود: در این میان ژنرال سوری از میان جمعیت تقاضای صحبت کرد. ابتدا پنداشتیم می‌خواهد به این عتاب سردار واکنش نشان دهد، اما ناگهان شنیدیم که خطاب به سردار سلیمانی می‌گوید: «ژنرال ایرانی! ارزش دکمه اورکت تو بیش از درجه‌های ماست» و با عبارتی سردار ما را مورد تکریم قرار داد و از آنکه وی به آنها درس مقاومت و ایستادگی داد ابراز قدردانی کرد. بیان این‌گونه خاطرات اگرچه واقعیت هم داشته باشد نه تنها نیروهای ارتش سوریه را تضعیف می‌کند، بلکه سبب می‌شود رسانه‌های معاند از آن بهره‌برداری سوء کنند و روحیه سربازان سوری را تخریب نمایند.


خط خبر

در روزهای سخت شما را هم تنها نگذاشتیم
آیت‌الله جنتی در دیدار با رئیس‌العلماء و رئیس مجلس «جامعه اسلامی بوسنی و هرزگوین» گفت: مکرر در زمان جنگ که امنیت نبود، به بوسنی سفر کردم. به یاد دارم در شرایطی که شب‌ها، چراغ‌ها خاموش بود و در تاریکی حرکت می‌کردیم، به زحمت توانستیم به دیدار «علی‌عزت بگوویچ» که از رهبران مسلمان بوسنی بود، برویم. مردم ما در آن موقع اخبار شما را مرتب پیگیری می‌کردند و نگران اتفاقات آنجا بودند. وی با اشاره به کمک‌های مالی و غیرمالی دولت و ملت ایران به مردم بوسنی افزود: مردم ما علی‌رغم همه نیازمندی‌ها و گرفتاری‌ها تا آنجا که در توان داشتند، به ملت مظلوم بوسنی کمک کردند، زیرا علاوه‌بر احساس تکلیف اسلامی، نسبت به مردم شما احساس محبت و برادری داشتند.

اقتصاد در حال زیرزمینی شدن است
بررسی وضعیت درآمدی پنج سال متوالی نشان می‌دهد، درآمدهای كشور در بخش تولیدی، خصوصی و دولتی كاسته شده و در مقابل درآمدهای متفرقه افزایش یافته است. به این ترتیب، سهم درآمدهای متفرقه از كل درآمدها از 21 درصد در سال 88 به 25 درصد در سال 92 افزایش یافته است. این اتفاق به مفهوم ورود بیشتر اقتصاد به فعالیت‌‌های زیرزمینی و غیررسمی است. هرچه درآمدها در بخش‌های رسمی كشور كاهش یابد، فعالیت‌های زیرزمینی افزوده می‌شود؛ فعالیت‌های زیرزمینی كه اعم آن در قالب دلالی و دست‌فروشی دیده می‌شود و بخشی از آن به‌صورت غیرقانونی در قالب قاچاق و فعالیت‌های تولیدی تقلبی وجود دارد.

درخواست‌های عجیب پس از لوزان
کارشناسان می‌گویند، فهرستی که گروه 1+5 به ایران داده، در واقع یک فهرست توافق‌شده میان تیم ایرانی و گروه 1+5 برای رسیدگی به موضوع PMD (ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران) بوده است.
بازجویی از 23 دانشمند و مقام دفاعی ایران و دیدار از پنج مکان نظامی در تهران که فقط یکی از این مکان‌ها در پارچین قرار دارد. آژانس در آخرین گزارش خود نوشته است، افزون‌بر افراد و مکان‌ها، خواستار دسترسی به اسناد و تجهیزات نظامی ایران هم هست. رهبر معظم انقلاب اسلامی دو هفته پیش تأکید کردند، به هیچ‌وجه چنین دسترسی‌هایی به آژانس داده نخواهد شد. PMDیا آنچه ایران بارها آن را «مطالعات ادعایی» نامیده است، مجموعه‌ای از اتهامات کشورهای غربی و عمدتاً آمریکا، نسبت به وجوه تسلیحاتی برنامه اتمی «جمهوری اسلامی» است. نکته اصلی درباره این مجموعه از ادعاهای اثبات‌نشده، این است که آمریکایی‌ها، این مجموعه را میان برخی از اعضای آژانس توزیع کردند و آنها از آژانس خواستند درباره این مجموعه، از ایران سؤال کند.

گزاره برگ ملی هسته‌ای

در مراسم تجلیل از خانواده شهدای هسته‌ای کشور که در مجتمع آیه‌های مشهد برگزار شد، از گزاره برگ مردمی ملت ایران برای مذاکرات هسته‌ای که خطاب به مردم جهان و تیم مذاکره‌کننده است، رونمایی شد.
اصول این گزاره برگ مردمی به شرح زیر است:
ما ملت ایران با تأسی به رهبر حکیم خود و با تأکید بر مواضع صریح دیگر مقامات عالی کشور با انتشار این گزاره برگ ملی، شرط هرگونه توافق هسته‌ای را رعایت اصول زیر می‌دانیم:
اصل یک‌ـ تمام تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران باید یک‌جا و همزمان با امضای توافقنامه کاملاً لغو(نه تعلیق) شود.
اصل دوم‌ـ دستاوردهای هسته‌ای در حد نیازهای واقعی کشور باید حفظ و تقویت شود.
اصل سوم‌ـ هیچ مانعی برای استمرار تحقیقات و پیشرفت‌های علمی و فنی در امور هسته‌ای و هیچ محدودیتی برای دانشمندان مربوط وجود نداشته باشد.
اصل چهارم‌ـ هیچ نظارتی فراتر از مقررات و عرف بین‌المللی اعمال نشود.
اصل پنجم‌ـ هیچ‌گونه نظارت و اعمال محدودیتی بر نیروهای مسلح و مراکز نظامی و امنیتی پذیرفته نیست.
اصل ششم‌ـ توافق هسته‌ای باید بازگشت‌پذیر باشد و در صورت نقض عهد دشمن ما هم بتوانیم به شرایط پیش از توافق برگردیم.

حلقه انتخاباتی چهره‌های حزبی دولت
موضوع فعالیت انتخاباتی دولت که چندی پیش و پس از اظهارات جهانگیری در جمع کارگزاران در رسانه‌ها جدی شده بود، حالا و پس از خبر ابلاغیه نوبخت به ستادهای انتخاباتی روحانی و همچنین فعالیت‌های مجید انصاری برای متقاعد ساختن اصلاح‌طلبان رنگ و اوضاعی تازه گرفته است. رهامی، فعال اصلاح‌طلب و رئیس کمیته انتخابات شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به‌تازگی از ابلاغیه نوبخت به ستادهای انتخاباتی روحانی در استان‌ها خبر داده و گفته است: کمیته انتخابات تصویب کرد که حزب آقای نوبخت در جلسات شرکت کند، ولی هنوز دعوت رسمی نشده است. البته آقای نوبخت در جلسات گفته بودند، برای برنامه‌ریزی استان‌ها کار می‌کنیم و به فعالیت‌های انتخاباتی ربطی ندارد، ولی بالاخره شبهه وجود دارد. رهامی درباره فعالیت‌های انتخاباتی دیگر اعضا در دولت گفته بود: آقای مجید انصاری به شکلی ارتباط میان اصلاح‌طلبان و دولت را برقرار کردند و دیدگاه‌ها و نظرات انتقادی اصلاح‌طلبان نسبت به دولت را به‌عنوان عضو مجمع روحانیون مبارز منتقل می‌کنند، آقای یونسی هم به دلیل داشتن ارتباط خوب با اصلاح‌طلبان، بسیاری از دیدگاه‌ها و انتقادها را منتقل کردند، اما تا آنجایی که اطلاع داریم، وی در زمینه انتخابات اقدام جدی نکرده است؛ آن چیزی که مطرح بوده اینکه، آقای یونسی می‌گفت، در حوزه اقوام و اقشار کار می‌کنم و فعالیتی را برای انسجام اقشار شروع کرده‌اند.

افزایش تولید یک کالای ملی

«جوناتان استیل» خبرنگار روزنامه انگلیسی «گاردین» پس از هفت سال در بازگشت به ایران با شرح کوچه‌های مملو از جمعیت در بازار بزرگ تهران می‌نویسد: تحریم‌های اقتصادی در سال‌های اخیر قدرت خرید مردم ایران را کاهش داده‌اند. با وجود این، یک کالا به وفور در کریدورهای مازگونه این بازار موج می‌زند به نام «امید». خبرنگار گاردین ادامه می‌دهد: «علاوه‌بر امید، عامل جدید دیگری که از زمان آخرین حضورم در اینجا، هفت سال پیش پدیدار شده، آرامش از ثبات در این کشور است. حتی ایرانی‌هایی که دیدگاه‌های منفی درباره انقلاب اسلامی دارند به من گفتند: این غرور وجود دارد که ایران حاکمیت ملی و استقلالش را حفظ کرده است. کشورهایی را آنها در سراسر خلیج‌فارس می‌بینند که به نظرشان نوکر آمریکا هستند.»

توافق خوب از دیدگاه لابی صهیونیستی!

پایگاه اینترنتی لابی رژیم صهیونیستی در آمریکا(آیپک) پنج ویژگی‌ یک توافق خوب را این‌گونه بیان کرد:
۱ـ بازرسی و راستی‌آزمایی: بازرسان باید به مراکز هسته‌ای ایران دسترسی نامحدود داشته باشند و یک توافق خوب باید از این موضوع حمایت کند.
۲ـ ابعاد نظامی احتمالی: یک توافق خوب باید سبب شود ایران از همه تلاش‌ها برای رسیدن به تسلیحات اتمی دور شود.
۳ـ تحریم‌ها: رفع تحریم‌ها تنها پس از اثبات متعهد بودن ایران به تعهداتش باید صورت گیرد.
۴ـ مدت زمان: تلاش ایران برای رسیدن به تسلیحات اتمی برای چندین دهه باید مسدود شود و یک توافق خوب باید از تبدیل ایران به یک کشور در آستانه اتمی شدن جلوگیری کند.
۵ـ خلع سلاح: ایران باید زیرساخت‌های اتمی خود را برچیند تا دیگر راهی برای رسیدن به تسلیحات اتمی در پیش نداشته باشد. یک توافق خوب با ایران باید زیرساخت‌های اتمی این کشور را برچیند.

ویروس ولخرجی در دولت

یکی از روزنامه‌های حامی دولت با انتقاد از برگزاری همایش‌های پرهزینه در دولت نوشت: حسن روحانی در دوران کاندیداتوری خود برای انتخابات ریاست‌جمهوری، بارها به استفاده‌های بیهوده دولت احمدی‌نژاد انتقاد می‌کرد، اما متأسفانه دولت یازدهم در برگزاری همایش‌های مختلف، مشی دولت قبل را برای خود برگزید؛ یکی از این موارد، اولین گردهمایی بین‌المللی گردشگری و توسعه پایدار بود که به رئیس میراث فرهنگی و گردشگری مجوز برگزاری همایش تا سقف 450 میلیون تومان داده شد. این در حالی است که طبق مصوبه دولت، سقف هزینه پرداختی دستگاه‌های دولتی برای برگزاری سمینارها و کنگره‌های بین‌المللی 150 میلیون تومان مقرر شده است، اما با وجود این به نظر می‌رسد، دکتر روحانی در مقام رئیس قوه مجریه، باید هر چه سریع‌تر به فرموده مقام معظم رهبری مبنی‌بر «رعایت اولویت‌ها جهت مصرف منابع داخلی و صرفه‌جویی»، جامه عمل بپوشاند.


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

استمرار خط تخریب در فضای کاملاً انتخاباتی
حسین عبداللهی فر

انعکاس وسیع اظهارات سخنرانان همایش فرمانداران درباره انتخابات آینده در روز یکشنبه(۱۰/۳/)، فضای رسانه‌‌ای کشور را کاملاً انتخاباتی کرد. «مردم‌سالاری» در حالی این جمله «دولت و شبه‌دولتی‌ها اجازه رقابت سیاسی انتخاباتی ندارند» را از سخنان رئیس‌جمهور تیتر کرد که «آفتاب یزد» نوشت: «باید انتخابات واقعی برگزار شود.» «شرق»؛ «خط قرمزهای انتخاباتی رئیس‌جمهور» را برجسته کرد و «شهروند»؛ «اعتراض‌ها و هشدارهای روحانی» را با حروف بسیار درشتی تیتر کرد. یک روز بعد(۱۱/۳/) هم اغلب روزنامه‌ها این جمله از سخنان رئیس مجلس که گفته بود: «کاندیداها نباید تهدید شوند» را تیتر کردند.
«فتنه‌گران حق ورود به انتخابات را ندارند» جمله‌ای بود که روزنامه «کیهان» از قول آیت‌الله جنتی، دبیر شورای نگهبان تیتر کرد. جمله دیگری که مورد توجه تعداد زیادی از روزنامه‌ها واقع شد، اظهار نظر وزیر اطلاعات درباره «تلاش برای تغییرش» بود.
خبر انتخاباتی دیگر را «ابتکار» (10/3/) درج کرد که درباره رابط شدن مجید انصاری بین اصلاح‌طلبان و دولت نوشت: «برخی سایت‌های خبری مصاحبه‌ای را با رئیس کمیته انتخابات شورای هماهنگی جبهه اصلاحات درباره رابط انتخاباتی دولت و اصلاح‌طلبان منتشر کرده بودند که در آن رهامی تأکید می‌کند که یونسی چنین نقشی ‌به‌عهده ندارد و آقای مجید انصاری ارتباط بین اصلاح‌طلبان و دولت را برقرار کرده‌ است.»
«جوان» هم در شماره (12/3/) انتقاد رئیس کمیته انتخابات جبهه اصلاحات از برخی فعالیت‌های دولت‌مردان را برجسته کرد و از قول رهامی نوشت: «برخی فعالیت‌های نوبخت شبهه انتخاباتی دارد.»
در چنین فضایی خط تخریب اصولگرایان همچنان دنبال می‌شد. «ابتکار» در نخستین روز هفته (۹/۳/) وحدت اصولگرایان را معادله چند مجهولی خواند و زیر تیتر «مثلث ائتلاف در برابر مثلث چهره‌ها» نوشت: «تکلیف اتحاد اصولگرایان را وحدت مثلث احزاب و مثلث افراد مشخص می‌کنند. در هر حوزه انتخابیه که مؤتلفه و ایثارگران و پایداری از یک سو و لاریجانی و احمدی‌نژاد و قالیباف از سوی دیگر به تفاهم برسند، اصولگرایان تنها با اصلاح‌طلبان رقابت خواهند کرد اما با توجه به لیست طولانی کاندیداهای بالقوه بعید است این تفاهم در بیشتر حوزه‌های انتخابیه امکان‌پذیر باشد.»
این روزنامه روز سه‌شنبه (12/3/) هم تیتر اول خود را به «اتحاد اصولگرایی بر سر انشقاق» اختصاص داد و نوشت: «در روزهایی که هر گروه و حزب و جبهه‌ای در جریان اصولگرایی ساز خود را می‌زند، شاید به نظر برسد که اعلام رسمی ائتلاف جبهه پایداری انقلاب اسلامی، جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و حزب مؤتلفه اسلامی با انتشار بیانیه مشترکی به مناسبت سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) قدمی رو به جلو در مسیر همگرایی است، این در حالی است که چنین ائتلاف قابل پیش‌بینی نه‌تنها از پیچیدگی معادلات وحدت اصولگرایان کم نمی‌کند که شاید حتی بر آن بیفزاید.»
در این میان دو روزنامه «آرمان» و «شرق» (12/3/) «ماجرای کناره‌گیری ولایتی به سود روحانی» را زنده کردند. اولی در حالی از قول مرتضی الویری «مجلس نهم را در تمام اقدامات احمدی‌نژاد شریک دانست» که دومی «کینه تندروها از ولایتی» را تیتر اول خود برگزید و نوشت: «پزشک دیپلمات چوب حمایتش از دولت را می‌خورد، چوب صراحت در مناظره‌های انتخابات سال 92 که برخی اصولگرایان آن را تشبیه به بازی در زمین هاشمی به نفع روحانی کردند، این تحلیل یکی از نزدیکان ولایتی در روزهای اخیر است.»
در راستای خط تخریب اصولگرایان، هجمه علیه احمدی‌نژاد و احاله مشکلات کشور به او همچنان ادامه یافت. چنانچه «اعتماد» در روز نخست هفته (۹/۳/) از قول مصباحی‌مقدم نوشت: «احمدی‌نژاد شانس آورد که بر کنار نشد.» آرمان هم در همین روز از قول فریدون عباسی تیتر زد: «با آقای احمدی‌نژاد مسئله داشتم».
«آفتاب یزد» هم در شماره (11/3/) «تأثیر سوء مدیریت احمدی‌نژاد بر بحران آبی امروز» را تیتر کرد. این روزنامه روز آخر هفته کاری را به انتخابات ریاست‌جمهوری برد و با اختصاص تصویر اول خود به پرویز فتاح درپاسخ به این پرسش که آیا «پرویز فتاح رقیب روحانی می‌شود؟» نوشت: «به نظر می‌رسد در این میان چهره‌ای وجود دارد که این روزها حجم اخبار در خصوص وی رو به فزونی است و هر اظهار نظر و اقدام وی بازتاب فوق‌العاده‌ای در رسانه اصولگرا دارد. بی‌شک این فرد کسی نیست جز پرویز فتاح!»
تخریب احمدی‌نژاد و گره زدن آن با اصولگرایان در حالی صورت می‌گیرد که «رسالت» (11/3/) از تشکیل جبهه کارآمدی ازسوی وزیران دولت نهم و دهم بدون احمدی‌نژاد خبر داد و نوشت: «خبر تشکیل جبهه کارآمدی با کنار هم قرار گرفتن گروه کثیری از بدنه دولت سابق به بیرون درز کرد. همین خبر حاکی ‌است دیدار اخیر غیر رسمی هیئت مؤسس این جبهه در قم با آیت‌الله یزدی رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و رئیس خبرگان رهبری و دیدار با تعدادی از مراجع تقلید و آیت‌الله مصباح یزدی حکایت از خیز بلندی است که یاران سابق احمدی‌نژاد برداشتند.»
به نوشته این روزنامه از حاجی بابایی، علی احمدی وزرای سابق آموزش و پرورش، محمد عباسی وزیر سابق ورزش و جوانان، دانشجو و زاهدی وزرای سابق علوم، حسینی وزیر سابق ارشاد و وحید دستجردی به عنوان مؤسسان این مجموعه یاد می‌شود.


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

ملاحظات اساسی قبل از اجرای یکسان‌سازی نرخ ارز
یکسان‌سازی نرخ ارز به مفهوم تخصیص ارز با یک نرخ واحد برای تمام بخش‌های اقتصادی است که در واقع تلاشی برای رفع اختلالات ناشی از اعمال نرخ‌های چندگانه ارزی است. دولت یازدهم یکی از برنامه‌های خود در سال 93 را یکسان‌سازی‌ نرخ ارز بیان کرد، اما پس از مطرح شدن بسته خروج غیرتورمی از رکود، اجرای این طرح به سال 94 موکول شد. «علی‌اکبر کمیجانی» قائم‌مقام بانک مرکزی جهت‌گیری دولت به سمت یکسان‌سازی نرخ ارز تا پایان سال جاری را مشروط اعلام کرده و گفته است: این جهت‌گیری به الزاماتی مشروط است، به‌گونه‌ای که ‌باید تا حدودی محدودیت‌های ارزی رفع شده و نرخ تورم نیز به حد ایده‌آل برسد. «آقای سیف» رئیس‌کل بانک مرکزی هم با وجود اینکه معتقد است، به ارز تک‌نرخی نزدیک شده‌ایم، اما مهم‌ترین ویژگی شرایط قبل از تک‌نرخی شدن ارز را ایجاد ثبات در اقتصاد کشور می‌داند و یکی دیگر از نیازهای تک‌نرخی شدن ارز را تنظیم ارتباطات بین‌المللی بعد از شفاف‌شدن مسائل بین‌المللی عنوان می‌کند.
پیش از ورود به بحث اصلی باید گفت، با اینکه سیاست چندنرخی ارز موجب پایین ماندن قیمت کالاهای اساسی و دارو و همچنین تخصیص انرژی ارزان و سایر کالاهای یارانه‌ای می‌شود؛ اما تخصیص ارز مبادله‌ای با نرخ پایین‌تر به افراد ثروتمند، اتلاف منابع و فروش قاچاق کالاهای مشمول نرخ ارز دولتی به‌دلیل انگیزه صرف منفعت‌گرایانه ازجانب سودجویان، موجب گسترش نابرابری می‌شود و از همه مهم‌تر رانت‌خواری را به نحو وسیع و گسترده‌ای ایجاد خواهد کرد، به‌گونه‌ای که در برنامه تعدیل، مافیای نفت، اتومبیل و صنایع دیگر ظهور پیدا می‌کند و ثروت‌های کلان از این رهگذر نصیب عده‌ای معدود می‌شود که آثار آن به بخش‌های مختلف اقتصادی، به‌ویژه مسکن سرایت می‌کند. با این مقدمه و فراز و فرودهای متعدد نرخ ارز در دهه‌های گذشته حال اگر قرار است بانک مرکزی سیاست یکسان‌سازی نرخ ارز را در سال 94 داشته باشد، توجه به چند ملاحظه اساسی ضروری است.
ـ یکسان‌سازی نرخ ارز را در شرایط ثبات اقتصادی، یعنی مادامی که شوک وجود نداشته باشد یا اینکه‌ شوک‌های اقتصادی قابل پیش‌بینی و کنترل باشند، انجام دهد. همچنین دولت توانایی تأمین ارز به اندازه کافی را داشته باشد.
ـ از آنجا که سیاست یکسان‌سازی نرخ ارز با افزایش تورم در ایران همراه است، این سیاست باید با دقت و درایت همراه باشد تا کم‌ترین تبعات تورمی را در پی داشته باشد.
ـ اگر بخواهیم بین چند نرخ، نرخی را تعیین کنیم، باید مشخص شود که آیا باید نرخ دولتی به سمت نرخ آزاد برود یا قیمت نرخ آزاد کاهش پیدا کند و نرخ دولتی حاکم شود. به نظر می‌رسد، اگر دولت قصد دارد با هدف نظارت بر روی بازار ارز و در اختیار گرفتن این بازار، به یکسان‌سازی نرخ ارز اقدام کند، چون عرضه‌کننده عمده خود دولت است، در این راستا، باید نرخ بازار آزاد را به سمت نرخ دولتی سوق دهد. باید این فاصله‌ها را کم‌کم کاهش دهند و اینکه در نهایت به نرخی برسند که افراد نسبت به قیمت نرخ ارز بی‌تفاوت باشند تا مجدداً بازار سفته‌بازی شکل نگیرد. گفتنی است،‌ برای اجرای این طرح رعایت نکاتی ضروری است،‌ از جمله ثابت نگه داشتن نرخ ارز، به‌ویژه بعد از یکسان‌سازی، جلوگیری از نوسانات ارز و مقدمات سهولت دسترسی به ارز که باید برای متقاضیان فراهم شود. افزون بر این، چون اقتصاد در شرایط رکودی به سر می‌برد، تقاضا برای ارز کمتر از زمانی است که اقتصاد در حالت عادی و ثبات قرار دارد، پس برای دوران رونق و رشد اقتصادی هم باید برنامه داشته باشد.
اقتصاد ایران به علت شرایط خاص کشور، اقلیمی‌بودن و مشکلات ساختاری، یک فرایند مخصوص به خود را می‌طلبد، شاید نتوان مدل‌های رایج سایر کشورها را در ایران به طور طبیعی اجرایی و عملیاتی کرد. همچنین، ایران در حال پیوستن به سازمان تجارت جهانی «WTO» است؛ از این‌رو، باید ملاحظات ارزی این سازمان هم مد نظر باشد.
در کل، می‌توان گفت که باید بیان کرد سیاست یکسان‌سازی نرخ ارز، باید سیاستی مستمر باشد، شرایط اقتصادی در حال تغییر است و این تغییر مستمراً وجود دارد. بنابراین، باید سیاست‌های متخذه انعطاف داشته باشد. با توجه به تغییر شرایط اقتصادی‌ کشور، از جمله تغییر ترکیب درآمدهای ارزی به نفع‌ کالاهای غیرنفتی در اقتصاد، امیدواریم در تجربه سوم یکسان‌سازی نرخ ارز، نظامی پایدار در این خصوص ایجاد کنیم تا از نابرابری‌های بیشتر و رانت‌خواری‌های گسترده جلوگیری شود.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

بازی با کلیدواژه‌ها
مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 به روزهای حساسی رسیده است، به‌گونه‌ای که یکی از اصلی‌ترین جانب جاری در صحنه بین‌الملل را چگونگی نتایج مذاکرات تشکیل می‌دهد. در یک سوی معادله، جمهوری اسلامی ایران قرار دارد که براساس منطق جاری بر صحنه بین‌الملل و قوانین جهانی در کنار تأکید بر لزوم حفظ حقوق هسته‌ای خود لغو تمام تحریم‌ها از همان زمان امضای توافق هسته‌ای را زمینه‌ساز به نتیجه رسیدن مذاکرات می‌داند.
حفظ دستاوردهای نظامی و حفظ جان دانشمندان هسته‌ای از ارکان این مذاکرات است، چنانکه ایران بر عدم پذیرش بازرسی از مراکز نظامی و بازجویی از دانشمندان هسته‌ای تأکید دارد. در سوی دیگر نیز گروه 1+5 قرار دارد که اعضای غربی آن همچنان در توهم زیاده‌خواهی هستند که اساس آن را حذف تمام دستاوردهای هسته‌ای و دفاعی ایران و حفظ تحریم‌ها تشکیل می‌دهد.
آنها با ادعاهایی نظیر وجود گزینه نظامی و بیان مطالبات زیاده‌خواهانه نظیر درخواست نظارت بر فعالیت‌های دفاعی ایران و مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای سعی در بالا بردن هزینه‌های ایران دارند تا با سیاست فشار حداکثر مطالبات خود را طلب کنند. یک نکته بسیار مهم در چهارچوب رفتاری غرب مشاهده می‌شود و آن فضای رسانه‌ای گسترده برگرفته از مجموعه‌ای از کلیدواژه‌ها است.
تحریم‌های ایران لغو نمی‌گردد، بلکه کاهش می‌یابد، ساختار بنیادی تحریم‌ها باقی خواهد ماند، تحریم‌های آمریکا به قوت خود باقی است، کنگره تصمیم‌گیرنده نهایی درباره مذاکرات است و هر زمان بخواهد تحریم‌ را باز می‌گرداند، تحریم‌های ایران در کوتاه‌ترین زمان ممکن برگشت‌پذیر خواهد بود، تعلیق تحریم‌ها مشروط به راستی‌آزمایی خواهد بود و... از جمله عبارات کلیدی در محافل رسانه‌ای آمریکا است.
حال این پرسش مطرح می‌شود که چرا آمریکایی‌ها چنین فضای رسانه‌ای را ایجاد کرده‌اند و در ورای آن، چه اهدافی را پیگیری می‌کنند؟ یک اصل اساسی در حوزه اقتصاد جهانی وجود دارد و آن اینکه اقتصادی‌ها در منطقه‌ای که امنیت سرمایه‌گذاری نباشد ورود نخواهند کرد؛ چه کشورها و چه شرکت‌های خصوصی.
جهان در حالی به لزوم برخورداری از ظرفیت‌های اقتصادی ایران اذعان دارد که آمریکایی‌ها با ایجاد فضای تردید و ابهام درباره لغو تحریم‌های هسته‌ای، عملاً جامع اقتصادی جهان را در سر دو راهی ورود یا عدم ورود به اقتصاد ایران قرار می‌دهد. القای تصور عدم امنیت سرمایه‌گذاری در ایران بعد جدیدی از تحریم است که علیه ایران اعمال می‌شود. کشورهای غربی در ظاهر مدعی هستند که در ازای دست کشیدن ایران از حقوق هسته‌ای خود تحریم‌ها را تعلیق می‌کنند، اما در عمل با ایجاد فضای منفی درباره چگونگی لغو تحریم‌ها و شرایط حاکم بر اجرای توافقنامه عملاً از تعاملات اقتصادی کشورها با ایران جلوگیری می‌کنند. این سیاست با اعمال تحریم‌های خودخواسته کشورها در برابر ایران همراه خواهد شد، در حالی که غرب در ظاهر ادعای لغو تحریم را مطرح می‌کند.
نکته بسیار مهم آنکه غرب در گام بعدی با این ادعا که کشورها پذیرنده روابط اقتصادی با ایران نیستند از یک‌سو سیاست ادعای انزوای جهانی ایران را مطرح کرده و فضای تحقیر ملت ایران را در پیش می‌گیرد و از سوی دیگر با ادعای نبود سرمایه‌گذار و طرف قرارداد خارجی با ایران، ورود انحصاری به اقتصاد ایران را پیگیری می‌کند. با توجه به آنچه ذکر شد می‌توان گفت که فضای رسانه‌ای غرب درباره نحوه لغو تحریم‌ها سیاستی برای اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران است، در حالی که در ورای آن اهداف سودجویانه اقتصادی را نیز پیگیری می‌کنند؛ راهبردی که ایستادگی در حفظ حقوق هسته‌ای و تأکید بر لغو تحریم‌ها و اجرای این اصل مهم که در تعاملات اقتصادی اولویت با کشورهایی خواهد بود که در تحریم ایران نقش نداشته‌اند و نپذیرفتن انحصار‌طلبی اقتصادی غرب راه مقابله با طراحی‌های احتمالی غرب خواهد بود.


پرونده

ظریف: در مقابل زیاده‌خواهی‌ها می‌ایستیم
محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه و رئیس دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران پس از سفری یک روزه به مسکو و شرکت در نشست بین‌المللی امنیت و ثبات در منطقه سازمان همکاری شانگهای در گفت‌وگو با خبرگزاری فارس اظهار داشت: اگر اشتهای طرف مقابل برای زیاده‌طلبی و زیاده‌خواهی، اشتهای قابل توجهی باشد، بدانند که همان‌طور که مردم ما خواهان توافق هستند، ولی نشان داده‌اند که حاضر به تسلیم هم نیستند، هیئت مذاکره‌کننده که بخشی از مردم هستند اگر احساس کنند طرف مقابل می‌خواهد با زیاده‌خواهی حقوق مردم ایران را نقض کند، در مقابل این زیاده‌خواهی‌ها ایستادگی می‌کنند. همچنین رئیس دستگاه دیپلماسی در خصوص اظهارات عراقچی، معاونش مبنی‌بر اینکه پیشرفت‌هایی در متن پیش‌نویس توافق حاصل شده، ولی ضمائم همچنان نیازمند کار است و در پاسخ به این پرسش که اگر تا 10 تیر نگارش متن و ضمائم پایان نیابد، مذاکرات تمدید خواهد شد یا خیر؟ اظهار داشت: ما هنوز وارد بحث تمدید نشده‌ایم. ادعا داریم که اگر از مباحثی که در لوزان مورد موافقت کلی قرار گرفت و راه‌حل‌هایی که به دست آمد، خارج نشوند؛ امکان رسیدن به توافق وجود دارد. وی ادامه داد: ولی اینکه چه کار کنیم اگر در تاریخ 10 تیر ماه ریزه‌کاری‌هایی باقی مانده باشد، آن زمان همه طرف‌ها باید تصمیم بگیرند که آیا ارزش ادامه کار را دارد یا خیر.
آلن ایر: در فکر تمدید زمان مذاکره با ایران نیستیم
آلن ایر، سخنگوی فارسی زبان وزارت امور خارجه آمریکا در واکنش به اظهارات وزیر امور خارجه ایران مبنی بر اینکه اجازه بازدید از تأسیسات نظامی و مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای ایران داده نمی‌شود، گفت: موضع آمریکا این است که مذاکرات صرفاً داخل اتاق مذاکرات انجام شود و نه در رسانه‌ها. اما به‌طور کلی اصل راستی‌آزمایی در توافق نهایی حیاتی است و امیدواریم که سازوکاری در این زمینه پیدا شود که از سوی تمام طرف‌ها مورد پذیرش قرار گیرد. وی در پاسخ به پرسشی درباره امکان تمدید مذاکرات هسته‌ای گفت: به هیچ وجه ما در فکر تمدید زمان تعیین شده برای رسیدن به توافق با ایران نیستیم. ما روی سی‌ام ژوئن به‌عنوان آخرین مهلت تمرکز کرده‌ایم و اگر با جدیت و حسن نیت کار کنیم، می‌توانیم پیش از آن به توافق برسیم.
لاتریبون نوشت: ایران با بازرسی از مراکز نظامی‌اش مخالفت می‌کند
نشریه فرانسوی لاتریبون نوشت: مسئله دسترسی به مراکز نظامی ایران به دلیل مخالفت تهران، به مسئله مورد اختلاف در مذاکرات هسته‌ای با گروه ۱+۵ مبدل شده است. اما فرانسه در چهارچوب توافق نهایی پرونده هسته‌ای ایران خواستار دسترسی به تمامی مراکز ایران بدون هیچ استثنایی شد. ولی ایران بازدید و بازرسی مراکز نظامی را غیرقابل قبول خواند و با آن مخالفت کرد. عباس عراقچی یکی از مذاکره‌کنندگان عالی‌رتبه ایران، هم گفت: مسئله بازرسی یا دسترسی به مراکز نظامی همچنان به عنوان یکی از مسائل مورد اختلاف بین دو طرف باقی مانده است. لوران فابیوس، وزیر امور خارجه فرانسه بیان کرده اگر مسئله بررسی تمامی تأسیسات ایران از جمله مراکز نظامی روشن نشود، فرانسه هیچ توافقی را نخواهد پذیرفت. وی افزود: من از تمامی کشورهای بزرگ می‌خواهم که در این زمینه با مواضع فرانسه همراه شوند. وی گفت: توافق آری، اما نه توافقی که به ایران اجازه دستیابی به بمب اتمی را بدهد.


اقتصادى
سعید مهدوی

جای خالی اقدامات سنجیده
به‌تازگی، دولت یازدهم در راستای قانون هدفمند كردن یارانه‌ها كه برخی از آن به‌عنوان فاز سوم هدفمندی یارانه‌ها یاد می‌كنند، اقداماتی را انجام داده است. افزایش قیمت حامل‌های انرژی، به‌ویژه تك ‌نرخی شدن قیمت بنزین در روزهای اخیر و همچنین پرونده حذف یارانه نقدی ثروتمندان كه از اواخر سال گذشته تاكنون روی میز دولت باز است، از جمله این اقدامات هستند. در ادامه درباره افزایش ناگهانی قیمت سوخت كه دولت بدون اطلاع‌رسانی قبلی و زمینه‌سازی اجرا کرد و همچنین حركت چراغ خاموش و بسیار كند دولت برای حذف یارانه نقدی غیرنیازمندان مواردی چند ذكر می‌شود‏‎:
ـ محمدباقر نوبخت هدف از افزایش قیمت بنزین را نزدیک شدن به قیمت جهانی و جلوگیری از قاچاق بی‌رویه بنزین و درنهایت افزایش مصرف و تأثیرات آن بر محیط زیست اعلام كرده است. سخنگوی دولت همچنین تأكید كرده است: براساس قانون بودجه سال 94، دولت می‌بایست 48 هزار میلیارد تومان از محل افزایش قیمت‌ها، منابع کسب و آنها را در جهت تأمین هزینه‌های یارانه‌ها صرف کند. در حال حاضر، درآمدهای حاصله ما، 32 هزار میلیارد تومان است که براساس برآوردها، 10 هزار میلیارد تومان کمبود داریم که می‌بایست آنها را از منابع مختلف تأمین کنیم.
ـ کارشناسان اقتصادی برای رفع کسری بودجه یک راه‌حل اساسی مطرح می‌کنند و آن هم حذف یارانه ثروتمندان است كه براساس برآوردهای آنان، دولت برای تأمین كسری بودجه در سال جاری باید یارانه نقدی ۵/۵ میلیون نفر را حذف کند.
ـ مجلس شورای اسلامی به پیشنهاد دولت یازدهم در قانون بودجه سال ۹۳ تبصره‌ای گنجاند که براساس آن، دولت به حذف یارانه پُردرآمد‌ها مکلف شد، اما این مهم هر چند در سال گذشته کلید خورد؛ عملیاتی نشد و مجموع حذف‌شدگان به ۳۰۰ هزار نفر نرسید. در سال جاری نیز كه دو نوبت یارانه نقدی به حساب سرپرستان خانوار واریز شده، هنوز دولت گزارش دقیق و جامعی درباره حذف یارانه نقدی ثروتمندان ارائه نداده و شاخص‌های كاربردی و دقیقی را برای حذف یارانه اعلام نكرده است.
ـ سهمیه‌بندی بنزین با هدف توزیع عادلانه ثروت، جلوگیری از مصرف بی‌رویه سوخت، مقابله با اتلاف منابع ملی و جدال با قاچاق سوخت در کشور بوده است. پیش از سهمیه‌بندی سوخت، مصرف بنزین از رشد سالانه نُه‌درصدی برخوردار بوده که درصورت اجرایی نشدن طرح هدفمندی و تداوم مصرف با رشد قبلی، میزان مصرف بنزین اکنون به بیش از 150 میلیون لیتر در روز می‌رسید. براساس آمارهای رسمی، متوسط روزانه مصرف بنزین کشور در سال 1393 به 69.5 میلیون لیتر رسیده است.
ـ در سال‌ گذشته گازوییل یارانه‌ای برای بخش‌های تولیدی، از جمله کشاورزی، لیتری 250 تومان و گازوییل آزاد لیتری 500 تومان بود، اما براساس مصوبه جدید هیئت وزیران، سهمیه سوخت حمایتی برای همه زیربخش‌های تولیدی، از جمله کشاورزی حذف شد كه این امر برای تولیدات كشاورزی و صنعتی بسیار زیانبار است.
ـ در روزهای اخیر و پس از تک‌نرخی شدن بنزین و حذف نظام سهمیه‌بندی سوخت، پیشنهاد جمع‌آوری کارت‌های سوخت و حذف آنها از فرآیند سوخت‌رسانی کشور از سوی برخی افراد و رسانه‌ها مطرح شده است که این امر زمینه را به‌طور کامل برای آغاز دوباره قاچاق گسترده بنزین فراهم می‌کند. گفتنی است، از آغاز مطالعات طرح کارت هوشمند سوخت و ایجاد زیرساخت‌ها تا زمان راه‌اندازی این پروژه، حدود ١۵٠ میلیارد تومان سرمایه‌گذاری شد.
در خاتمه ذكر این نكته الزامی است، برنامه‌هایی كه اجرای آنها برای اقتصاد كشور لازم و ضروری است، اگر به صورت ناقص و غیركارشناسی اجرا شود، نتیجه معكوسی را به‌دنبال دارد و می‌تواند آسیب‌هایی را برای كشور و جامعه به‌دنبال داشته باشد كه در یادداشت‌های بعدی به آنها اشاره می‌شود.


نداى قدس

تحریم رژیم صهیونیستی از سوی بزرگ‌ترین تشکل دانشجویی جهان
به گزارش روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت، انجمن دانشجویان انگلیس که حدود هفت میلیون عضو دارد در اعتراض به تجاوزات رژیم صهیونیستی برضد فلسطینیان به جنبش بین‌المللی تحریم (BDS) پیوست و رژیم صهیونیستی را تحریم کرد. این اتحادیه انگلیسی پس از عضویت در جنبش جهانی تحریم، با صدور بیانیه‌ای اشغال فلسطین به‌دست رژیم صهیونیستی را اقدامی نامشروع و مخالف قوانین بین‌المللی خواند. درخواست از این اتحادیه برای پیوستن به جنبش جهانی تحریم رژیم صهیونیستی از سوی اتحادیه دانشجویان دانشکده مطالعات خاورشناسی و آفریقایی در لندن ارائه شده بود و شورای اجرایی این اتحادیه با 19 رأی موافق و 14 رأی مخالف با این درخواست موافقت کرد.
هاآرتص: تهدیدات نتانیاهو برضد غزه پوچ و بی‌ارزش است

به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، آموس هرئیل، تحلیلگر روزنامه صهیونیستی هاآرتص اظهار داشت: به رغم لحن تند مقامات رژیم صهیونیستی و نمایندگان کنست و تشویق آنان به جنگی دیگر علیه غزه، باید گفت که تمامی این تهدیدات شعارهایی پوچ و توخالی است که با سیاست‌های کنونی دولت کاملاً در تضاد است. به گفته هرئیل، دولت رژیم صهیونیستی در صورت ادامه وضعیت کنونی، یعنی شلیک پراکنده موشک به اراضی اشغالی تنها به شعار دادن و تهدیدات کنونی خود در رسانه‌ها بسنده می‌کند، همان‌گونه که از زمان توقف جنگ نیز چنین بوده است.
حزب‌الله: در جنگ آینده میلیون‌ها صهیونیست را آواره می‌کنیم

دبیر کل حزب الله لبنان تأکید کرد که در جنگ آینده با دشمن صهیونیستی میلیون‌ها صهیونیست را آواره و بی‌خانمان خواهیم کرد. سیدحسن نصرالله در گفت‌وگویی تلویزیونی تصریح کرد: دشمن صهیونیستی از همان ابتدا براساس قتل و کشتار و کوچاندن فلسطینیان بی‌گناه تأسیس شد، اما دیگر زمان آن به سر آمده که این رژیم بتواند همانند گذشته به تخریب منازل دیگران ادامه دهد و خود در امنیت به سر ببرد. نصرالله اظهار داشت: حزب‌الله هیچ ترسی از جنگ با دشمن صهیونیستی ندارد و باکی از تهدیدات این رژیم ندارد، بلکه این تهدیدات نوعی جنگی روانی است که ما دیگر به آن عادت کرده‌ایم. وی همچنین اشاره کرد که رژیم صهیونیستی خوب می‌داند که اگر به مقاومت اسلامی حمله کند، پاسخی کوبنده و دندان‌شکن دریافت می‌کند.
سال 2014 خونین‌ترین سال برای کودکان غزه

جنبش جهانی دفاع از کودکان اعلام کرد که سال گذشته خونین‌ترین سال برای کودکان فلسطینی در غزه بود، به‌گونه‌ای که بیش از 530 کودک فلسطینی در این سال به شهادت رسیدند و ماهیانه بیش از 197 کودک فلسطینی توسط نظامیان صهیونیست بازداشت شدند. این جنبش در بیانیه‌ای تأکید کرد: رژیم صهیونیستی تمامی قوانین و معاهدات بین‌المللی را درباره دفاع از کودکان نقض کرده است. همچنین اشاره کرد: عوامل زیادی بر کودکان فلسطینی تأثیرات منفی داشته که بارزترین آنها جنگ 51 روزه علیه باریکه غزه و تبعات منفی آن بر کودکان فلسطینی و ایجاد ترس و وحشت در میان آنان بوده است. این جنبش افزود: دشمن صهیونیستی همچنان به استفاده از قدرت برضد فلسطینیان به‌ویژه کودکان ادامه می‌دهد و به هیچ‌وجه به قوانین بین‌المللی پایبند نیست و همین مسئله سبب قربانی شدن شمار بیشتری از کودکان فلسطینی شده است.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

جنگ همسایه با همسایه سیاست جهانی آمریکا
قاسم غفوری

در حالی راهبرد 2015 آمریکا منتشر شد که در آن تأکید شده آمریکا برای تأمین منافع خود باید به متحدانش تکیه کند و تقویت توان نظامی آنها را مدنظر داشته باشد. در راهبردهای اعلامی باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا نیز تأکید شده آمریکا حضور نظامی گسترده در جهان را کنار نهاده و تقویت توان دوستان در قالب افزایش صادرات سلاح به این کشورها و اعزام مستشار نظامی برای آموزش و تقویت نیروهای آنان را در دستور کار دارد.
بودجه پنتاگون نیز در حالی به تصویب کنگره رسید که در آن میلیاردها دلار برای تقویت متحدان آمریکا در سراسر جهان در نظر گرفته شد. جالب و قابل توجه آنکه صدها میلیون دلار نیز به گروه‌های تروریستی غرب آسیا در قالب به‌اصطلاح معارضان میانه‌روی سوری، اختصاص داده شد.
«هنری کیسینجر» وزیر خارجه اسبق آمریکا و نظریه‌پرداز بزرگ آمریکایی که همانند برژینسکی نیز بارها تأکید کرده‌ا‌ست که آمریکا دیگر آن ابرقدرت قدیمی نیست و باید برای تأمین منافع خود به سایر کشورها توجه داشته باشد. تقویت نظامی متحدان از راهبردهای این افراد و بزرگان اندیشکده‌ها و شورای روابط خارجه آمریکا است.
مجموع این سیاست‌ها اعلامی در حالی مطرح شده که بررسی ساختار رفتاری آمریکا در عرصه جهانی نشانگر اجرای گام‌به‌گام این تحرکات است تا درنهایت به هدف اصلی آمریکا، یعنی حفظ برتری نظامی و جلوگیری از ظهور قدرت‌های رقیب دست یابند.
لازم به ذکر است در این نظریه برای اروپا و متحد آمریکا نیز برنامه‌ریزی شده، به گونه‌ای که جلوگیری از وحدت اروپا در صحنه جهانی و ترساندن آن از دشمنانی همچون چین و روسیه و اسلام جلوگیری از تشکیل ارتش واحد اروپا را در این عرصه می‌توان مشاهده کرد. آمریکا در حالی در صدد تقویت حضور نظامی در اروپا است که ایجاد مرکز هدایت پهپادها در آلمان و استقرار پایگاه نظامی در اسپانیا نمودی از این تحرکات است.
اما آمریکا در باب دیگر نقاط جهان، مؤلفه‌های متعددی را در دستور کار قرار داده است. در حوزه روسیه، آمریکایی‌ها در حالی با کودتای سال ۲۰۱۴ در اوکراین به دنبال گرفتار‌سازی مسکو در بحران‌های منطقه‌ای بودند که همزمان تقویت نفوذ خود و ناتو در اروپای شرقی و مرزهای روسیه را در دستور کار دارند. طرح گسترش روابط ناتو با لهستان، لتونی، استونی، لیتوانی و تقویت حضور نظامی در آسیای مرکزی و قفقاز در این چارچوب است. آمریکا با تحریک اروپای شرقی و آسیای مرکزی و قفقاز عملاً به دنبال گرفتارسازی روسیه در بحران‌های منطقه‌ای است که دورسازی روسیه از دیگر معادلات جهانی به قدرتی که توان رویارویی نظامی و هسته‌ای با آمریکا را دارد می‌باشد.
در حوزه شرق آسیا که براساس راهبرد سال ۲۰۲۵، آمریکا حضور گسترده در آن را طراحی کرده بهانه حضور، چین می‌باشد. آمریکا به دنبال بهره‌گیری از مناقشه چین با برخی کشورها در قالب دریای چین جنوبی است. «اشتون کارتر» وزیر دفاع آمریکا در ۸ خرداد ماه در حالی در نشست امنیتی سنگاپور حضور یافت که محور اصلی سخنان وی هشدار در باب وضعیت مالکیت چین بر دریای چین جنوبی بود.
وی بر حضور نظامی آمریکا در منطقه تا همیشه بر آنچه حمایت از متحدان نامید، تأکید کرد. کنگره آمریکا نیز خواستار طرحی شد که براساس آن ارسال تسلیحات به کشورهای شرق آسیا از جمله ویتنام برای مقابله با تحرکات چین در دریای چین جنوبی محقق می‌شود.
تحرکات آمریکا چنان بوده که در نشست امنیتی سنگاپور برخی کشورها نظیر فیلیپین، مالزی، ژاپن و ... درباره اقدامات چین در دریای چین جنوبی هشدار دادند. نکته قابل توجه آنکه ژاپن نیز به لطف حمایت‌های آمریکا از چرخه ممنوعیت نظامی‌گری خارج شد و مجوز تقویت توان نظامی و حتی حضور در معادلات نظامی جهانی را کسب کرد. همچنین آمریکا سامانه موشکی در این کشور نصب کرده است.
بررسی کارنامه شرق آسیا نشان می‌دهد که آمریکا به جای سرشاخ شدن مستقیم با چین در حال تحریک کشورهای منطقه علیه این کشور است. این مسئله برای آمریکا چند دستاورد دارد؛ نخست آنکه در قبال فروش تسلیحات، درآمد کلانی کسب می‌کند، در حالی که با آمریکایی کردن تسلیحات منطقه حضور نظامی خود را نیز تقویت می‌کند. دوم آنکه درآمدهای اقتصادی منطقه را به سمت نظامی‌گری سوق داده که در آینده خروج این کشورها از جمع اقتصادهای برتر جهان را رقم می‌زند سوم آنکه چین را با گرفتارسازی در مناقشات منطقه‌ای از چرخه جهانی خارج و از میدان به در می‌کند.
حلقه تکمیلی این طرح ایجاد بحران‌های اجتماعی در مناطقی همچون سینگ‌کیانگ، تایوان و هنگ‌کنگ و تبت است.
در حوزه غرب آسیا و البته آفریقا راهبرد آمریکا تفاوت‌هایی دارد. این دو حوزه برای آمریکا در قالب تأمین منابع انرژی دارای اهمیت بسیاری است. آمریکا می‌داند که در برابر روند بیداری اسلامی در این کشورها و نیز تشدید نگاه ضدآمریکایی گزینه نظامی مستقیم کارایی ندارد و تکرار شکست افغانستان و عراق است.
آمریکا در این عرصه در کنار حمایت سنتی از رژیم صهیونیستی دو حوزه را مورد توجه دارد. اولاً افزایش فروش تسلیحات به کشورهای عربی است که خریدهای تسلیحاتی عربستان، قطر، بحرین، امارات و ... نمودی از آن است، البته کشورهای اروپایی نظیر فرانسه، انگلیس و آلمان نیز در این عرصه سهم داشته و رقابتی سخت برای انعقاد قراردادهای کلان اقتصادی با کشورهای عربی برای فروش تسلیحات میان آنها برقرار است.
ثانیاً تقویت گروه‌های تروریستی مؤلفه‌ای است که آمریکا و متحدان اروپایی آن پیگیری می‌کنند که اختصاص صدها میلیون دلار برای تروریست‌ها در لوای کمک به معارضان میانه‌رو سوری، بمباران مواضع ارتش و نیروهای مردمی عراق و حمایت از همکاری برخی کشورهای عربی با گروه‌های تروریستی نمودی از آن رفتار است. هدف آمریکا در منطقه مقابله با بیداری اسلامی مردم و جبهه مقاومت است تا تحقق‌بخش اهداف سلطه‌گرایانه آمریکا در غرب آسیا و شمال آفریقا باشد.
در حوزه آمریکای لاتین نیز آمریکا پایگاه‌سازی را از مدت‌ها پیش آغاز کرده که کلمبیا و هندوراس نمودی از آن سیاست بحران‌سازی با کشورهای همسایه هستند.
آمریکا در کنار تقویت حضور نظامی به دنبال اجرای اختلاف میان کشورهای آمریکای لاتین و حتی توجیه نظامی‌گری در منطقه به بهانه امنیت جهانی است. بحران‌سازی اجتماعی نظیر آنچه در ونزوئلا، برزیل و آرژانتین روی داده حلقه تکمیلی این طراحی است.
در جمع‌بندی کلی از آنچه ذکر شد می‌توان گفت که آمریکا به‌دنبال بهره‌گیری از سایر کشورها برای محاصره و اعمال فشار بر رقبا و دشمنان خود است، در حالی‌که نه‌تنها هزینه این بحران‌سازی را نمی‌پردازد، بلکه با فروش تسلیحات کسب درآمد گسترده‌ای خواهد داشت و در اصل این دیگر کشورها هستند که با تصور تبدیل شدن به قدرت منطقه‌ای هزینه‌های اقتصادی و مالی این طراحی را می‌پردازند که نمونه آن میلیاردها دلار خرید تسلیحاتی کشورهای عربی است که به جای نبرد با رژیم صهیونیستی و تروریسم از آن سلاح‌ها علیه مقاومت استفاده می‌کنند.


اتحادیه اروپا قربانی جاه‌طلبی‌های بزرگان
رضا اشرفی

دنیای امروز را می‌توان دنیای اتحادیه‌های منطقه‌ای دانست، به‌گونه‌ای كه این اتحادیه‌ها به بازیگران اصلی در صحنه بین‌الملل مبدل شده‌اند. اتحادیه اروپا یكی از اتحادیه‌های قدیمی است كه همواره تلاش كرده خود را از اركان نظام جهانی به‌ویژه در حوزه اقتصادی معرفی کند.
اتحادیه مذکور اکنون با ۲۸ عضو به یکی از بزرگ‌ترین اتحادیه‌های جهانی مبدل شده است که با ایجاد سمت‌هایی نظیر رئیس اتحادیه اروپا و مسئول سیاست خارجی برای حضور واحد در عرصه جهانی گام برمی‌دارد.
برقرار شدن یورو به عنوان پول واحد اروپا و تلاش برای جهانی‌سازی آن نمودی از این رفتار است. البته این اتحادیه در حوزه رؤیاهای نظامی هرگز نتوانست به اهداف خود دست یابد و همچنان تحت سلطه آمریكا در قالب ناتو است.
هر چند که این اتحادیه تلاش دارد همچنان خود را یکپارچه و با دستاوردهای بسیار معرفی کند، اما در عمل برآیند دیگری از رفتار آن مشاهده می‌شود. طرح‌های اقتصادی واحد این اتحادیه از یک سو با مخالفت‌های درونی مواجه است و از سوی دیگر ناکارآمدی آن بر همگان آشکار شده، به گونه‌ای که بسیاری وضعیت اقتصادی اروپا را نشانه افول نظام سرمایه‌‌داری در جهان می‌دانند. در حوزه اجرای قوانین واحد اروپایی از جمله در باب مهاجران و چگونگی جابه‌جایی جمعیت در اروپا نیز نتوانستند به توافق چندانی دست یابند که رویکرد برخی اعضا در لغو قانون شنگن نمودی از آن است.
مجموع این چالش‌ها در حالی اروپا را فرا گرفته که ادعای انگلیس مبنی بر برگزاری همه‌پرسی طرح خروج از اتحادیه ابعاد جدید بحران در این اتحادیه را رقم زده است.
«کامرون» نخست‌وزیر انگلیس که در انتخاباتی مشکوک به تقلب توانست اکثریت پارلمان را کسب و دولت مستقل بدون ائتلاف تشکیل دهد، وعده داد که همه‌پرسی جدایی انگلیس از اروپا را در طول یک سال برگزار کند. نکته مهم آنکه وی تأکید دارد که عدم اجرای این طرح در صورتی امکان دارد که اروپا در قوانین و طرح‌های خود به‌ویژه در حوزه اقتصادی و مهاجرتی تغییراتی ایجاد کند و نیاز‌های لندن را رفع نماید. كامرون در چارچوب این ادعا سفری دوره‌ای به برخی كشورهای اروپایی نظیر آلمان، فرانسه و.. داشته و برآن بوده تا به مردم انگلیس نشان دهد كه برای تحقق وعده‌اش هر اقدامی صورت می‌دهد.
در كنار تحركات انگلیس، آنچه در این فرایند به چشم می‌آید مخالفت فرانسه و آلمان با این طرح است، به‌گونه‌ای که این کشورها تأکید دارند که مخالف اصلاح قوانین و کارکردهای اتحادیه هستند. حال این سؤال مطرح است که کدام یک از این دو طیف، یعنی انگلیس در یک سو، فرانسه و آلمان در سوی دیگر در قالب منافع اروپا گام برمی‌دارند و در نهایت حق با کدام یک از طرفین است؟
در پاسخ به این پرسش بیان یک نکته ضروری است و آن ماهیت رفتاری و دیدگاهی هر سه کشور در قبال تحولات اروپا و جهان است. بررسی پرونده فرانسه، آلمان و انگلیس نشان می‌دهد که این کشورها هر چند در اموری همچون اسلام‌ستیزی، مقابله با مخالفان نظام سرمایه‌داری در اروپا و جهان نگاه واحدی دارند، اما در نهایت رقابتی شدید میان آنها در جریان است که آنها را در برابر هم قرار داده، هر چند که آلمان و فرانسه به صورت سنتی دیدگاهی نزدیک‌تر دارند.
هر سه کشور، پیروزی در جدال اخیر در قبال دگرگونی در ساختار اروپا را برابر با تعیین جایگاه خود در اروپا و صحنه جهانی می‌دانند. آنها برآنند تا با به کرسی نشاندن دیدگاه خود در قبال اقتصاد، سیاست، قوانین مهاجران و اهداف امنیتی و بلندمدت اتحادیه در مرحله اول جایگاه خود را در درون اتحادیه تثبیت کنند و نشان دهند که حرف اول و آخر را در جمع ۲۸ عضوی اتحادیه می‌زنند و در مرحله بعدی با برجسته‌سازی این امر برآنند تا جایگاه جهانی خود را تعریف کنند. برتری در اتحادیه می‌تواند مؤلفه‌ای برای قدرت‌نمایی آنها در معادلات جهانی باشد که مسئله‌ای مهم در رقابت استعماری میان این کشورها و حتی آمریکا است. این رقابت را در حوزه غرب آسیا و شمال آفریقا می‌توان مشاهده کرد که در حالت پنهان‌ و پیدا به صف‌بندی در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند که نمونه آن روابط این کشورها با کشورهای عربی غرب آسیا است. جهان امروز صحنه رقابت میان كشورها برای رسیدن به منافع بیشتر است كه فضایی از بحران و نابسامانی را بر عرصه بین‌الملل حاكم ساخته است. سه كشور مذكور اروپایی برآنند تا دوران استعماری خود را احیا کنند، در حالی كه از راه‌های رسیدن به این مهم را تثبیت برتری خود بر تصمیمات اتحادیه اروپا می‌دانند. براساس این دیدگاه است كه هر یک طرحی مستقل در باب آینده این اتحادیه می‌دهند و با یارگیری در میان اعضای اتحادیه به دنبال تقویت اردوگاه خود در برابر رقبا هستند.
به عبارتی دیگر اکنون اروپا قربانی سه کشوری شده که برای رسیدن به منافع بیشتر و معرفی خود در جایگاه قدرت اول اروپا و بهره‌گیری از آن برای کسب منفعت بیشتر در ساختار استعمار جهان، کل اروپا را قربانی می‌کنند. جدایی كه به چند پاره شدن اروپا منجر می‌گردد، هر چند كه در ظاهر از اروپای واحد سخن می‌گویند.


از نگاه دیگران

ترسیم مرزهای شهرک‌ها!
«بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به‌تازگی پیشنهاد داده است که دور جدیدی از مذاکرات فلسطینی ـ صهیونیستی آغاز شود؛ ولی این بار هدف از آن، دستیابی به تفاهم‌هایی درزمینه پیرامون مرزهای مجتمع‌های بزرگ شهرک‌نشینی واقع در کرانه باختری، از جمله قدس شرقی باشد! توجه به این نکته ضروری است که حکومت نتانیاهو با این ترکیب فعلی، حکومتی از راست‌گرایان افراطی و شهرک‌نشینان است و دلیل اصلی توقف روند مذاکرات فلسطینی ـ صهیونیستی نیز تداوم شهرک‌سازی بوده است. نتانیاهو در این زمینه هیچ اقدامی انجام نداد و مانع آن نشد.
این ابتکار نتانیاهو! در حالی صورت می‌گیرد که رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند، هرگونه محتوا و مفهوم سیاسی را از مذاکرات سلب کند. راهکاری که این رژیم برای رسیدن به این هدف اتخاذ کرده، مشروع جلوه دادن شهرک‌سازی با رضایت فلسطینی‌هاست تا با این کار، افراطی‌ها در داخل و خارج حکومت صهیونیستی را راضی کند.
علت اصلی انجام چنین اقدامی از جانب نتانیاهو، وجود حقیقت‌های آشکاری است که اولین مورد از آنها، به رسمیت نشناختن اراضی 1967 (کرانه باختری و شرق قدس) به‌منزله اراضی اشغالی در حقوق بین‌الملل است. (البته در اشغالی بودن اراضی 1948 نیز تردیدی نیست؛ ولی این امر، موضوع بحثی دیگر است و منظور در اینجا تبعات حقوقی ناشی از اشغال اراضی 1967 است.) با اشغالی بودن این مناطق طبق عرف و حقوق بین‌الملل، رژیم صهیونیستی به‌عنوان نیروی اشغالگر حق ندارد در ساختار جغرافیایی و جمعیتی آن تغییری ایجاد کند که این رژیم از چنین مسئله‌ای تخطی کرده و با ایجاد شهرک‌های بزرگ و کوچک در این منطقه، آنها را با نام «شهرک‌های قانونی و پراکنده»! متمایز کرده است.
افزون بر این، نقطه آغاز ارائه این طرح از جانب نتانیاهو، مفروض دانستن این نکته بوده که تنها کیان سیاسی قائم خود آن است و فلسطینی‌ها و دولت آنها هیچ محلی از اعراب ندارند! چنین طرحی صراحتاً این مطلب را بیان می‌کند که رژیم صهیونیستی در سایه حکومت نتانیاهو، خواستار پایان دادن به اشغالگری نیست و نمی‌خواهد هیچ مرجعی، مانند حقوق بین‌الملل و قطعنامه‌های بین‌المللی درباره اراضی اشغالی سال 1967، از جمله قطعنامه‌های 242 و 338 را بپذیرد.
روشن است که این طرح نتانیاهو در سطح مردمی و رسمی رد خواهد شد؛ زیرا طبق حقوق بین‌الملل که طبیعتاً این مذاکرات نیز مبتنی بر آن است، همه شهرک‌های 1967 نامشروع و غیرقانونی است و باید نابود شوند نه ‌اینکه آنها را به رسمیت شناخت و مرزهای آن را ترسیم کرد!
ارائه این طرح ازجانب نتانیاهو، بر سه محور اساسی متمرکز است:
ـ ترکیب حکومتی کنونی و تلاش برای راضی کردن افراطی‌ها و کشاندن آنها به سمت این حکومت؛
ـ استفاده از حالت شکاف ژئوسیاسی موجود میان فلسطینی‌ها از طریق نهادینه کردن ساخت‌وساز در کرانه باختری با پوشش فلسطینی؛
ـ سوء‌استفاده از وضعیت نابسامان رژیم‌ها و کشورهای عربی.
گفتنی است، رژیم صهیونیستی باید شیوه خود را تغییر دهد و فلسطینی‌ها را به رسمیت بشناسد، نه‌ اینکه طرح‌هایی پوچ و بی‌محتوا که با واقعیت سازگاری ندارد، ارائه کند.


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا669

اوباما: گزینه نظامی مشکل برنامه هسته‌ای ایران را حل نمی‌کند
خبرگزاری تسنیم: «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا در مصاحبه‌ای با شبکه دو تلویزیون رژیم صهیونیستی گفت گزینه نظامی حتی با مشارکت آمریکا مشکل برنامه هسته‌ای ایران را حل نمی‌کند. اوباما گفت: «فکر می‌کنم من بتوانم نه براساس امیدواری، بلکه براساس حقایق و تحلیل نشان دهم که بهترین راه برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح‌های هسته‌ای، توافق هسته‌ای قاطع است.» وی افزود: «راهکار نظامی، آن(برنامه هسته‌ای ایران) را درست نخواهد کرد، حتی اگر آمریکا در عملیات نظامی مشارکت کند. این راهکار تنها برنامه هسته‌ای ایران را کند و نه حذف خواهد کرد.»
ایران هسته‌ای بزرگ‌ترین تهدید برای آمریكا!
باشگاه خبرنگاران: سناتور «گراهام لیندسی» که به‌واسطه مواضع ضدایرانی خود در مذاکرات هسته‌ای در رسانه‌های ایران شناخته شده، برای شرکت در رقابت‌های انتخاباتی سال آینده آمریکا و نشستن بر مسند ریاست‌جمهوری اعلام آمادگی کرد. گراهام در اولین سخنرانی به‌عنوان نامزد ریاست‌جمهوری گفت: «هیچ میانه‌رویی در ایران نیست؛ بزرگ‌ترین تهدید برای ما، بلندپروازی‌های هسته‌ای اسلام‌گرایان تندرویی است که ایران را کنترل می‌کنند.» نماینده جمهوریخواهان کالیفرنیای جنوبی در سنا در ادامه گفت: «همزیستی مسالمت‌آمیز ما با اسلام افراط‌گرایانه، غیرممکن است و این اوباما بود که با اقدامات خود، امنیت ما را کاهش داد و سبب شد که اسلام افراطی در دنیا گسترده شود.»
دیک چنی: باید آماده حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران شویم
خبرگزاری فارس: «دیک چنی» معاون رئیس‌جمهور پیشین آمریکا در مصاحبه‌ای با انتقاد از سیاست خارجی باراک اوباما، رئیس‌جمهور فعلی، خواستار حمله به ایران شده است. چنی گفته آمریکا باید آماده حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران شود. او علاوه بر آن از ارسال تسلیحات بیشتر به متحدان آمریکا در شرق اروپا و برگزاری رزمایش‌های نظامی بیشتر در لهستان با هدف آنچه مقابله با روسیه نامیده هم طرفداری کرده است.
توافق هسته‌ای قابلیت‌های نظامی ایران را به عقب بازخواهد گرداند!
واحد مركزی خبر: «کالین کال» مشاور امنیت ملی معاون رئیس‌جمهور آمریکا تأکید کرد که توافق هسته‌ای با ایران به‌طور چشمگیر قابلیت‌های نظامی آن را به عقب بازخواهد گرداند. وی گفت: براساس توافقی که مذاکره درخصوص آن ادامه دارد، قابلیت نظامی ایران به‌طور قابل توجهی به عقب بازگردانده خواهد شد. توافقی که در حال مذاکره بر سر آن هستیم، ما و منطقه را امن‌تر خواهد کرد. کال در ادامه تأکید کرد: یک راهکار از طریق مذاکره بهترین راه‌حل است. بدون دستیابی به یک توافق جامع برای حلّ‌وفصل این مسئله، ایران احتمالاً در آینده نزدیک ده‌ها هزار سانتریفیوژ نصب و راه‌اندازی خواهد کرد.
شروط آیپک برای توافق هسته‌ای
خبرگزاری فارس: لابی صهیونیستی «آیپک» در بیانیه‌ای برای توافق هسته‌ای میان ایران و گروه ۱+۵ شروطی تعیین کرده است. باید به بازرسان، اجازه دسترسی نامحدود به پایگاه‌های مشکوک داده شود. توافق خوب باید از اصل بازرسی‌های «در هر کجا و هر زمان» که شامل تمامی تأسیسات نظامی ایران می‌شود، حمایت کند. ایران باید درباره تمامی تلاش‌های خود برای تسلیحاتی کردن برنامه هسته‌ای خود توضیح دهد. توافق خوب باید ایران را به مشخص کردن تمامی فعالیت‌های هسته‌ای خود ملزم کند. رفع تحریم‌ها باید تنها پس از اثبات پایبندی ایران به تعهداتش آغاز شود. توافق هسته‌ای خوب باید از تبدیل شدن ایران به کشوری هسته‌ای جلوگیری کند. توافق خوب باید از ایران بخواهد تا زیرساخت‌های هسته‌ای‌اش را برچیند و ذخایر این کشور را به‌گونه‌ای از بین ببرد که تهران، نه از مسیرهای اورانیوم و نه پلوتونیوم به بمب دسترسی نداشته باشد.
جان بولتون: تل‌آویو باید فوراً ایران را بمباران کند
خبرگزاری ایرنا: «جان بولتون» سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل متحد و از نومحافظه‌کاران این کشور که به داشتن مواضع و سخنان ضدایرانی مشهور است، در مصاحبه‌ای اختصاصی با وبگاه «عاروتص شواع» که یکشنبه هفته جاری صورت گرفت، گفت: «اسرائیل باید ایران را به‌سرعت بمباران کند.» بولتون در ادامه غرب را متهم کرد که آگاهی و اشراف کافی نسبت به برنامه‌های مخفی هسته‌ای ایران ندارد و یا سازوکار مطلوبی را برای نظارت‌های ممکن در زمینه تخلف‌های آینده ایران در توافق آینده صورت نداده است. بولتون افزود: «اسرائیل باید به‌زودی با توجه به این ارزیابی‌هایی که ایران در 20 ماه‌ آینده قادر به تولید یک بمب هسته‌ای خواهد بود، تصمیم‌گیری کند. اسرائیل باید به‌زودی تصمیمی اتخاذ کند، زیرا در صورت ساخت بمب هسته‌ای از سوی ایران، این کشور عملیات تلافی‌جویانه انجام خواهد داد.»


هویت 410

كانادا: تشدید محدودیت‌ها علیه حجاب
اقدامات دستگاه‌های دولتی و قضایی كانادا علیه حجاب چنان گسترده شده كه زنان مسلمان کانادا برای مبارزه با رفتارها و تبلیغات ضداسلامی ائتلاف تشکیل داده‌اند تا اسلام واقعی را به مردم کانادا معرفی کنند.پس از مسیحیت اسلام دومین دین در کانادا است. این کشور آمریکای شمالی در سال‌های اخیر با تعداد زیادی مسلمان مواجه است و باوجود تبلیغات ضداسلامی تعداد مسلمانان در این کشور رشد چشمگیری داشته است. زنان مسلمانان کانادا برای مبارزه با رفتارهای ضداسلامی و تبلیغات ضداسلامی ائتلاف تشکیل داده‌اند تا اسلام واقعی را به مردم کانادا نشان دهند. رسانه‌های کانادا حجاب زنان مسلمان را اجباری از سوی پدران و همسران‌شان و آن را مغایر با آزادی می‌دانند. حدود دو درصد جمعیت این کشور مسلمان هستند که به کانادایی بودن خود افتخار کرده و کشور خود را دوست دارند.
آمریكا: افزایش خودکشی در میان کودکان سیاه‌پوست

تبعیض نژادی در آمریكا چنان گسترش یافته است كه نتایج یک تحقیق جدید در آمریکا نشان می‌‌دهد که میزان خودکشی در میان کودکان سیاه‌پوست این کشور از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۲ دو برابر شده است. نکته عجیب درباره نتایج این تحقیق آن است که میزان خودکشی در میان کودکان سفیدپوست کاهش یافته است. نتایج این تحقیق که نتایج آن در نشریه JAMA منتشر شده آمار خودکشی در میان کودکان پنج تا ۱۱ سال در دوره زمانی ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۲ را بررسی می‌کند. برهمین اساس میزان خودکشی در میان کودکان سیاه‌پوست آمریکایی از ۷۸/۱ در هر یک میلیون نفر به ۴۷/۳ افزایش یافته، اما در میان کودکان سفید این میزان از ۹۶/۱ به ۳۱/۱ کاهش یافته است. این آمار به نوعی گویای نژادپرستی و بی‌عدالتی‌های گسترده علیه اقلیت‌ها در آمریکاست.
انگلیس: فقر و گرسنگی بیشتر كودكان

انگلیس از جمله كشورهایی است كه برای حمایت از گروه‌های تروریستی در جهان، به‌ویژه در سوریه و عراق میلیون‌ها دلار هزینه می‌كند، در حالی‌كه در عرصه داخلی با بحران‌های اقتصادی بسیاری مواجه است، چنانكه با برنامه‌های دولت انگلیس در راستای کاهش مزایای خانوارهای این کشور، ده‌ها هزار کودک با فقر روبه‌رو خواهند بود. ملکه انگلستان طی یک سخنرانی در جلسه افتتاح پارلمان تازه انگلیس از کاهش سقف مزایای سالیانه برای خانوارهای انگلیسی خبر داد. نمایندگان پارلمان انگلستان ادعا می‌کنند کاهش بودجه ایجاد اشتغال و مزایا اقدامی منصفانه‌ برای برطرف کردن نیاز تعداد بیشتری از قشر فقیر جامعه انگلیسی خواهد بود، این در حالی است كه گزارش‌ها نشان می‌دهد در چنین وضعیتی اگر والدین نتوانند شغل دیگری پیدا کنند در آن صورت ۴۰ هزار کودک دیگر در خط فقر یا زیر خط فقر زندگی خواهند کرد. گزارش‌ها حاکی از این است که حدود ۵۰ هزار کودک متأثر از این مسئله در خط فقر زندگی می‌کنند.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح صادق بازخوانی می‌کند
مطالبات وقیحانه برای به زانو درآوردن ایران
هادی محمدی

اشاره
نزدیک شدن هرچه بیشتر به دهم تیرماه، فرصت دستیابی به طرح جامع هسته‌ای، میان ایران و گروه ۵+۱، روند مذاکرات را کندتر و پیچیده‌تر کرده است. عامل این کندی و پیچیدگی، بی‌صداقتی طرف مقابل و پایبند نبودن به مسائلی که پیشتر پذیرفته و نیز طرح افزون‌خواهانه مطالبات جدید است. یقیناً این رفتار جدید گروه ۵+۱ که با سردمداری آمریکا انجام می‌گیرد با لحاظ کردن نقش آمریکا در آن به بازخوانی و تحلیل دوباره نیاز دارد که نوشتار حاضر به اجمال آن را در زیر این دیدگاه، بررسی می‌کند: «آمریکا در تلاش است مذاکرات هسته‌ای را به بستری برای تضعیف توانمندی‌های ایران تبدیل نماید و آن را در چهار محور اصلی دنبال می‌کند که عبارتند از: ۱ـ بلاتکلیف نگه‌داشتن وضعیت تحریم‌ها ۲ـ جعل بازرسی‌های غیرمعمول ۳ـ مصاحبه با دانشمندان هسته‌ای و افراد مرتبط با امور هسته‌ای ۴ـ بازرسی از مراکز نظامی

خاستگاه مفهومی بحث
یکی از مشخصات ویژه ایران و آمریکا، خصومت به مفهوم دوری مدام بوده است. در این نوع ویژگی که با قطع هر نوع رابطه و تعطیلی سفارتخانه‌ها به اوج می‌رسد عملاً راه‌های هرگونه تعامل رسمی بسته می‌شود که احتمالاً برای هر دو طرف زیان‌هایی به بار می‌آورد و احیاناً منافعی نیز خواهد داشت که تشخیص و تعیین آن به وضعیت و شکل رابطه دو طرف به پیش از قطع روابط، بستگی دارد. ارزیابی کلی این مسئله درباره ایران و آمریکا این است که آمریکایی‌ها از این قطع رابطه که با افزایش روزافزون تنفر ایرانیان از آمریکا همراه بود، بسیار متضرر شدند و بارها به شکل غیررسمی تلاش کردند، این خبط تاریخی را جبران کنند که هر بار به در بسته خوردند. بهانه‌های اندکی هم که در طول سه دهه گذشته برای آمریکایی‌ها پیش آمد، مانند آزادی گروگان‌های آمریکایی در لبنان، حمله صدام به کویت، تسلط طالبان بر افغانستان، به هر دلیلی نتوانست نیاز آمریکا در رابطه با ایران را مرتفع سازد و با مطرح شدن فعالیت‌های هسته‌ای ایران و موضع خصومت‌ورزانه آمریکا با این فعالیت‌های قانونی، دوری ایران از آمریکا بیشتر می‌شد و حضور مقامات ایرانی در مکان و محلی که مقامات آمریکا در آن حضور داشتند هیچ‌گاه سبب کاهش این دوری نشد. این دور شدن که بر خلاف خواست آمریکا تقویت مدام ایران را در پی داشت نه تضعیف آن را، آمریکا را نگران کرد و نزدیکی به ایران هدف اصلی آمریکا شد؛ زیرا آمریکایی‌ها به این نتیجه رسیده بودند که برای مهار ایران و به عبارت دقیق‌تر برای نابود کردن انقلاب اسلامی و تفکر پرتکاپو و در جولان امام‌خمینی(ره) که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) هوشمندانه از آن پاسداری می‌کند و حساب‌شده آن را توسعه می‌دهد، باید به ایران نزدیک شد و برخلاف بسیاری از این نزدیکی‌ها در چنین مواقعی که دست‌کم ظاهری دوستانه دارند، کاملاً خصمانه و با به صدا درآوردن شیپور خشونت و بداخلاقی تلاش کرد به ایران نزدیک شود. چالش هسته‌ای ایران و یا همان گفت‌وگوهای طولانی با گروه ۵+۱ باب نزدیکی توصیف‌شده آمریکا به ایران بود. مبنای سیاست آمریکایی‌ها در این نزدیکی «شروع با حداقل ارتباط» بود. آمریکایی‌ها که در گذشته فرصت‌های چنین ارتباطی را از دست داده بودند یا آن فرصت‌ها ظرفیت‌ چنین ارتباطی را نداشتند، با شناخت از ماهیت و درهم‌تنیدگی‌های این مذاکرات به اهمیت آن در راستای هدف‌شان پی بردند و حساب‌شده کارشان را آغاز کردند. از نظر آنها پیوند فرصت «حداقل ارتباط» با ظرفیت مباحث هسته‌ای این امکان را برای آنها فراهم می‌ساخت تا آنها طرح‌شان برای ضربه زدن به انقلاب اسلامی را اجرا کنند. در مقابل این برنامه، آمریکا که برای اجرا به مذاکرات رودررو نیاز داشت، جمهوری اسلامی نیز برنامه‌های خودش را دنبال می‌کرد که با نام «نرمش قهرمانانه» شناخته می‌شود و درباره آن مطالب متعددی گفته و نگارش‌شده که با توجه به پاره‌ای مسائل به بازخوانی جدید نیاز دارد.

استفاده آمریکا از فرصت گفت‌وگوها
آمریکایی‌ها با استفاده از فرصت گفت‌وگوها که «ارتباط حداقلی» را سبب شد، تلاش کردند برای فشار بیشتر بر ایران عرصه تنگ و محدود مذاکرات را که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) بر آن تأکید داشتند و بارها آن را به مذاکره‌کنندگان ایرانی گوشزد کرده بودند، با طرح مسائلی خارج از چهارچوب به میدانی بزرگ تبدیل کنند تا بازی از دست ایران خارج شود. از این‌رو، ملاحظه می‌شود که آنها در خلال مذاکرات به موضوعاتی اشاره می‌کنند که از نظر طرف ایرانی در چهارچوب مذاکرات نمی‌گنجد و براساس توافق کلی ربطی به مذاکرات ندارد. پرتحرک بودن آمریکا که با مساعدت فرانسه، انگلیس، آلمان و در مواردی روسیه و چین نیز همراه است، برای بهره‌برداری بیشتر از این فرصت است که به‌گمان آنها می‌تواند توانمندی‌های ایران را تضعیف کند.

بلاتکلیف نگه داشتن وضعیت تحریم‌ها
غربی‌ها و در رأس آنها آمریکایی‌ها بارها و بارها ادعا کرده‌اند، این تحریم‌ها هستند که ایران را به حضور در پای میز مذاکره واداشتند. در مقابل مسئولان ایرانی با ردّ این ادعا و پذیرش آسیب نسبی تحریم‌ها به اقتصاد کشور و بیان دلایل دیگری برای حضور در مذاکرات، ‌در خلال گفت‌وگوها بر رفع کامل تحریم‌ها همزمان با آغاز انجام تعهدات ایران اصرار می‌ورزند که طرف غربی تاکنون از پذیرش این درخواست به حق ایران سر باز زده است. با فرض پذیرش ادعای طرف مقابل در نقش تحریم‌ها برای حضور ایران در پای میز مذاکرات، ایران با قبول انجام تعداتش انتظار دارد مهم‌ترین ابزار دشمن که خود به نقشش معترف است از چرخه رویارویی با ایران حذف شود زیرا ایران، مابه‌ازای آن را که همان انجام تعهدات است پذیرفته است؛ اما طرف مقابل با بهانه‌های مختلف که از نظر ایران فاقد ارزش است از این خواسته به‌حق ایران، سر باز می‌زند. حال پرسش مهم این است، اگر دشمن به این خواسته مهم ایران گردن ننهد، ‌ایران با چه منطق و بر چه اساسی باید تعهد به دشمن را انجام دهد؟!‌ از آن گذشته بدعهدی‌های مکرر دشمن اثبات کرده که نظام اسلامی به هیچ وجه نباید به وعده‌های واقعاً پوچ و دروغگویی‌های وقیحانه آنها اعتماد کند. به نظر می‌رسد آنها به هیچ وجه و تحت هیچ وضعیتی قصد ندارند به قضیه تحریم‌ها که آن را کارآمدترین سلاح‌شان می‌دانند پایان دهند؛ از این‌رو مذبوحانه تلاش می‌کنند، ‌هم از ایران امتیاز بگیرند و هم برای تضعیف ایران آن را همچون گذشته حفظ کنند و شاید در موضوعات و برهه‌های دیگر امتیازات دیگری بگیرند!

جعل بازرسی‌های غیرمعمول
یکی از مباحث مهمی که در مذاکرات اخیر مطرح شده این است که ایران باید تعهد دهد که بازرسی‌های غیرمعمول و خارج از عرفی را که در هیچ سند معتبر بین‌المللی وجود خارجی ندارد، ‌بپذیرد و کم و بیش هم برخی از مقامات آمریکایی و غیرآمریکایی درباره آن صحبت کرده‌اند و آن را تا مرز موفقیت بی‌نظیر برای خود پیش برده‌اند. مذاکرات بین‌المللی معمولاً از دو حالت کلی خارج نیست یا درباره موضوع مذاکره قوانین بین‌المللی از قبل وضع شده است یا خیر، ‌اگر از قبل قوانینی وجود داشته که مذاکره باید براساس آن پیش برود و تابع آن قوانین، به توافق تبدیل شود و اگر درباره آن قانونی وجود ندارد که یا باید درباره آن قانون وضع شود و یا به شکل توافقی خارج و بدون پشتوانه قوانین بین‌المللی بین طرفین و یا طرف‌ها پذیرفته شود. درباره مذاکرات ایران با گروه ۵+۱ قوانین آژانس بین‌المللی انرژی اتمی وجود دارد و بر فرض پذیرش پروتکل الحاقی در آن هم بازرسی دیده شده است؛ اما آنچه که غربی‌ها و به‌ویژه آمریکا و فرانسه دنبال می‌کنند با وجود قوانین بین‌المللی که به آن اشاره شد، توافقی جدید و غیرمعمول و غیرمتعارف است. حال باید پرسش سابق را تکرار کرد که با وجود قوانین مخصوص درباره بازرسی‌ها،‌ چرا مستکبران به دنبال توافقی خارج از آن قوانین برای بازرسی هستند و مهم‌تر از آن،‌ چرا آنها انتظار دارند ایران به چنین درخواست بی‌شرمانه‌ای تن دهد؟! پاسخ روشن است، به گمان آنها قوانین بازرسی موجود توان جدی تضعیف توانمندی‌های ایران را ندارد و یا نیازمند زمان طولانی است.

مصاحبه‌های تحقیرآمیز
مستکبران به تبع طرح بازرسی‌های غیرمعمول، از گفت‌وگو با دانشمندان هسته‌ای و افراد مرتبط با امور هسته‌ای سخن گفته‌اند که بیان واضح آن بازجویی از این افراد است. آمریکایی‌ها یا تجاهل می‌کنند و یا فراموش کرده‌اند که بر سر میز مذاکره نشسته‌اند و نه در مسند فرمانروایی و صدور فرمان که چنین درخواست وقیحانه‌ای دارند. طرح چنین موضوعی به هیچ وجه به مذاکرات هسته‌ای ارتباط ندارد و به‌زعم آنها اگر ارتباط دارد مابه‌ازای آن بازجویی ایران از دانشمندان هسته‌ای آمریکا و کشورهای اروپایی حاضر در مذاکرات است. اگر ایران اسلامی جربزه و جنم حفاظت از حریم مادی و معنوی دانشمندان و بزرگانش را نداشته باشد، چگونه می‌تواند از انقلابش صیانت کند. این درخواست مستکبران را باید به پای حماقت و سرگیجه آنها گذاشت که ناشی از خستگی و کلافگی مفرط و ناکامی‌های پی‌درپی آنها است. آنها بر اثر توهم سنگین ناشی از طولانی شدن و فراز و فرودها و نفاق‌ورزی‌های مذاکراتی، گمان کرده‌اند با این درخواست تمسخرآمیز قادرند ضربه سنگین‌تری از لحاظ روحی روانی به کلّیت ایران وارد آورند.
بازرسی از مراکز نظامی
شاید وقیحانه‌ترین درخواست آمریکا و اقمارش از ایران، تقاضای بازرسی از مراکز نظامی ایران باشد. به احتمال زیاد یکی از آسیب‌های جدی که آمریکایی‌ها از تحریم‌های طولانی ایران دیدند، در بخش نظامی باشد که این روزها در داخل کشور در حال تبدیل شدن به الگو برای سایر مراکز است. تحریم‌های تسلیحاتی و صنعتی استعداد خفته مراکز نظامی و صنعتی ایران را بیدار و وادار به تکاپو کرد تا آنجا که تولیدات تجهیزات پیشرفته نظامی در ایران برای عرضه و رونمایی در صف و نوبت قرار گرفتند و با عرضه هر محصول جدید ضربه سنگینی بر پیکر تحریم و تحریم‌کنندگان وارد می‌آید این روند پایان‌ناپذیر آنچنان اعجاب‌آور به پیش می‌رود که صدای تحسین و زجه رعب و ندامت دشمن را همزمان بلند کرد و دشمن با وحشت از داشته‌های عرضه‌شده گرفتار خوف شدید داشته‌های عرضه‌نشده ایران گردیده است. توان ساخت تسلیحات و تجهیزات نظامی ایران امروزه از بزرگ‌ترین مشکلات و معماهای دشمن محسوب می‌شود از این‌رو این بار نیز بسیار کودکانه و کودنانه در مذاکرات بازدید از مراکز نظامی ایران را درخواست می‌کند و با اینکه این درخواست نیز مانند درخواست قبلی بسیار مضحک و سبک‌سرانه است امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) فرمانده معظم کل قوا در دانشگاه امام حسین(َع) به آن پاسخ تند و قاطعی دادند و فرمودند: «اجازه نمی‌دهیم از هیچ یک از مراکز نظامی،‌ هیچ بازرسی ازسوی بیگانگان صورت بگیرد. می‌گویند بایستی ما بیاییم با دانشمندان شما مصاحبه کنیم، ‌یعنی در واقع بازجویی کنیم. ما اجازه نمی‌دهیم به حریم دانشمندان هسته‌ای ما و دانشمندان در هر رشته حساس و مهمی اندک اهانتی بشود. من اجازه نمی‌دهم بیگانگان بیایند با دانشمندان ما، ‌با فرزندان برجسته و عزیز ملت ایران که این دانش گسترده را به اینجا رسانده‌اند، بخواهند بنشینند حرف بزنند. در دنیا هیچ عاقلی اجازه نمی‌دهد.» آمریکا با این درخواست قصد دارد به جای پیمودن راه طولانی و نامعلوم جاسوسی نظامی امنیتی با مجوز رسمی وارد سرّی‌ترین بخش امنیت نظام شود تا به پاسخ همه ابهامات آزاردهنده و رعب‌آور برسد و با خیالی آسوده روند تضعیف ایران را پیش ببرد.

توجه به دشمن بودن آمریکا
آنچه که در مذاکرات می‌تواند در اتخاذ موضع صحیح به مذاکره‌کننده کمک کند، شناخت و توجه به طرف مقابل است. در یک زمان طرف مقابل دوست است، ‌در زمانی طرف مقابل نه دوست است و نه دشمن و در زمانی هم طرف مقابل دشمن واقعی و کینه‌توز است مانند وضعیت فعلی ایران و آمریکا. در چنین وضعیتی به هیچ وجه مذاکرات بر مبنای «تعامل سیاسی» شکل نمی‌گیرد و پیش نمی‌رود. مبنای مذاکرات در چنین وضعیتی «تعامل خصمانه» است. یعنی همان چیزی که آمریکایی‌ها بروز دادند و در درخواست‌های چهارگانه‌ای که بیان شد تجلی پیدا کرد. بنابراین در «تعامل خصمانه» باید کاملاً‌ خصمانه اما منطقی عمل کرد و درخواست‌های خصمانه خصم را خصمانه و با جرأت پاسخ داد. چنین رفتاری اثر فوری را بر روند مذاکرات و رفتار طرف مقابل خواهد گذاشت و تدریجاً آثار مثبت خود را نشان خواهد داد. ان‌شاء‌الله


نگاه یک
علی اسماعیلی

همهمه‌ای از جنس شائبه سیاسی!
هفته گذشته در نشست سراسری فرمانداران کشور سخنرانی‌های مهمی ازسوی مسئولان ایراد شد که از جمله آنها،‌ سخنرانی دبیر محترم شورای نگهبان آیت‌الله جنتی بود که با حاشیه‌‌ای قوی‌تر از متن مواجه شد. گویا رسانه‌ها اطلاع چندانی از آن پیدا نکردند و یا...
آیت‌الله جنتی زمانی که به اقتضای جایگاه و فلسفه دعوتش به جلسه فرمانداران که متولیان اجرای انتخابات آینده هستند،‌ به بحث انتخابات ورود کرد و با یادآوری حوادث تلخ فتنه پس از انتخابات خرداد ۸۸ تذکر داد که «مسئله فتنه، ‌مسئله روز است و رهبری هم در این‌باره فرمودند که فتنه خط قرمز ماست، بنابراین این موضوع و مسئله، کهنه و فراموش نشده است. انتظار داریم به این مسئله از دیدگاه رهبری نگاه شود... شما باید این مسئله را باور داشته باشید، ‌زیرا این داستان همچنان ادامه دارد»، به ناگاه عده‌ای از حضار شروع به همهمه و سروصدا کردند.
باوجود اینکه این رفتار ناصحیح چند بار تکرار شد، ‌اما به‌دلیل متانت و صبر آیت‌الله جنتی، ‌حاشیه‌سازان نتوانستند مانع از سخنرانی وی شوند. این نشست پایان یافت، آن رفتارها هم در دفتر محاسبه الهی ثبت گردید و به‌ظاهر در دنیای ما تمام شد، اما می‌توان درباره چرایی چنین رفتارهای سخیف در جمع فرمانداران کشور و آثار وضعی اقدام آنها نکاتی را بیان داشت. این نکات از این منظر مهم می‌نماید که حدود نه ماه دیگر عرصه عملیاتی انتخابات پیش خواهد آمد و همین افراد متولی اجرای صحیح انتخابات و شورای نگهبان متصدی نظارت بر حسن اجرای آن خواهند بود. بنابراین، هم نوع مواضع و اظهار نظر این متولیان و هم چگونگی تعامل و همدلی آنها در برگزاری آبرومند انتخابات برای مردم حائز اهمیت است.
۱ـ آیت‌الله جنتی که جز به صیانت از سلامت و اسلامیت و قانونیت انتخابات نمی‌اندیشد و عمر خود را صرف خدمت در این جایگاه خطیر کرده است، ‌آیا موضع و سخنی جز موضع و خط قرمز نظام اسلامی در این همایش به زبان آورده است که مستحق همهمه باشد؟ مگر فتنه‌گران سرمست از باده حمایت بیگانگان جز به براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران فکر می‌کردند که یادآوری این مطالب از باب دستور قرآنی «نفع برای مسلمین» به مذاق برخی از مخاطبان ثقیل بوده است؟ لازم است کسانی که مسئولیتی در جمهوری اسلامی ایران در این سطح به عهده گرفته‌اند، بار دیگر به اعترافات سران فتنه،‌ فتنه‌گران، طراحان بیرونی آن و عاملان کف‌خیابانی فتنه ۸۸ مراجعه کنند تا به واقعیت‌ها بیشتر اشراف داشته باشند.
۲ـ جمع حاضر، فرمانداران نظام اسلامی بوده‌اند که قطعاً انتظارات ملت از آنها بسیار بیشتر از واکنش‌هایی این چنینی است. فرمانداران، نمایندگان حاکمیت در شهرهای مختلف کشورند و باید به زینت حلم، علم و بصیرت و بینش نسبت به خطوط قرمز نظام اسلامی بیشتر از این آگاه باشند. در حالی که این رفتار سخیف و این واکنش پرخاشگرانه نشان می‌دهد که اولاً دغدغه و نگرانی آیت‌الله جنتی درست است و متأسفانه باوجود تمام روشنگری‌های نظام و تذکرات مقام معظم رهبری، ‌هنوز منافذی پیدا می‌شوند که در اثر بینش ناصحیح و بی‌تفاوتی برخی مسئولان در اختیار فتنه‌گران قرار بگیرد. ثانیاً مگر کسانی که چنین واکنشی را از خود نشان داده‌اند، مصداق عینی بیانات آقای جنتی یا هموارکننده مسیر حضور فتنه‌گران هستند که این چنین برآشفته‌اند؟
۳ـ قانون در زمینه ابعاد مختلف انتخابات روشن است و تکلیف قانونی و شرعی همه مسئولان رعایت آنها در کمال امانت‌داری و بی‌طرفی است. مگر محکومیت فتنه و فتنه‌گران و حصر سران فتنه مطابق با قوانین جمهوری اسلامی و تشخیص قانونی شورای عالی امنیت ملی نبوده است؟ پس اعتراض به آیت‌الله جنتی وجهی ندارد مگر اینکه بگوییم شائبه سیاسی دارد!


نگاه دو
علی حیدری

حضور پررنگ «احمدی‌نژاد» در رسانه‌های اصلاح‌طلب!
این روزها اگر نگاهی به صفحات نخست روزنامه‌های موسوم به اصلاح‌طلب انداخته باشید، حتماً تیترها، عکس‌ها و خبرهای متعددی را درباره محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق کشورمان مشاهده کرده‌اید. این اتفاق در حالی می‌افتد که وی حضور فعالی در صحنه سیاسی و رسانه‌ای ندارد! با شناخت مشی سیاسی این رسانه‌ها طبیعی است که این اقدام با هدف خاصی صورت می‌گیرد. تیترها و خبرهایی که منتشر می‌شود، وجه مشترک‌شان این است که منشأ هر نابسامانی در هر حوزه‌ای به‌ویژه عرصه اقتصادی و موضوع هسته‌ای را به دولت گذشته و شخص رئیس‌جمهور سابق مرتبط کنند. تأمل بیشتر نشان می‌دهد این یک اتفاق ساده و معمولی نیست، بلکه انتخاب این شگرد بر اساس اهداف مشخصی صورت می‌گیرد، چراکه با گذشت نزدیک به دو سال از روی کار آمدن دولت یازدهم تعدادی از رسانه‌های وابسته و همسوی دولت که مطبوعات و رسانه‌های جریان اصلاح‌طلب را نیز شامل می‌شود، این رویه را برگزیده‌اند و به بهانه‌های مختلف فتیله آن را بالا و پایین می‌کشند.
درباره این شگرد رسانه‌ای روزنامه‌ها و پایگاه‌های اصلاح‌طلب دو نگاه مطرح است؛
اول اینکه هرچه به زمان برگزاری انتخابات مجلس دهم نزدیک‌تر می‌شویم، زمزمه‌ها و خبرهایی از تدارک جریان‌های مختلف سیاسی برای حضور در این عرصه منتشر می‌شود. در بین این اخبار، خبرهایی هم به گوش می‌رسد که از برنامه‌ریزی احمدی‌نژاد و دوستان و همفکرانش برای ورود به انتخابات حکایت دارد. گذشته از اینکه این خبرها چقدر می‌تواند واقعیت داشته باشد، جریانی را به تکاپو انداخته است تا برای جلوگیری از تحقق چنین امری با بهره‌گیری از تریبون‌ها و رسانه‌های خود به هر شیوه ممکن وجهه رقیب را تخریب کنند تا به گمان خود شانس رأی‌آوری و پیروزی آنها را در انتخابات آتی مجلس کاهش دهند.
دومین نگاه هم این است چون دولت یازدهم در دو سالی که قدرت اجرایی کشور را در دست گرفته هنوز اقدام قابل توجهی به‌ویژه در حوزه اقتصادی صورت نداده و همچنان به نتایج مذاکرات هسته‌ای و رفع تحریم‌ها و ایجاد گشایش دل بسته است و در عرصه داخلی اقدام خاصی انجام نداده، درصدد است با فرافکنی از بار سنگین فشار افکار عمومی بر روی خود بکاهد و ریشه مشکلات را به زمان‌های دورتر برگرداند. رسانه‌های اصلاح‌طلب و حامی دولت هم برای تکمیل این فضاسازی به میدان می‌آیند تا با سیاه‌نمایی از دو دوره نهم و دهم ریاست‌جمهوری، زیر سؤال بردن اقدامات و عملکرد دولت‌های گذشته، انداختن همه تقصیرها از مشکلات طرح هدفمندی یارانه‌ها گرفته تا پرونده هسته‌ای و... به دوش دولت‌های گذشته، نقاط ضعف موجود را توجیه کنند.
در این میان باید توجه داشت که اولاً انتقاد از عملکرد دولت‌های گذشته و بررسی نقاط ضعف و قوت آنها می‌تواند راه‌گشای حرکت دولت‌های بعدی برای حرکت شتابان به سمت اهداف کشور و نظام باشد، اما زیر سؤال بردن همه اقدامات و تلاش‌هایی که در گذشته صورت گرفته و انداختن همه قصورات به گردن کسانی که امروز مسئولیتی ندارند، در قضاوت مردم تأثیر دارد و آنها از زاویه‌ای متفاوت با کسانی که چنین رفتار می‌کنند به موضوع می‌نگرند. نتیجه این نوع برخوردها بدبینی و دلسردی مردم نسبت به این حرف‌ها و اقدامات است و چنین برخوردهایی را با دولت‌های پیشین مشروع می‌سازد که در واقع چنین نیست. 


 

صفحه 7
گزارش

 

 

ناهنجاری‌هایی که از کاستی‌های فرهنگی در جامعه خبر می‌دهد
دور دورهایی که روی روان جامعه دور می‌زند!
سید فخرالدین موسوی

ساعت نیمه‌شب را نشان می‌دهد، چند ساعتی از دقایق اوج آمدوشد در سطح شهر گذشته است، اما بلوار اندرزگو در شمال شهر تهران، همچنان در قرق ماشین‌هاست. اتومبیل‌های زیادی در ترافیک ایستاده‌اند، در حالی که هیچ نشانه‌ای از حادثه‌ای که این گره ترافیکی را توجیه کند، به چشم نمی‌خورد. برخی رانندگان که قصد عبور از این بلوار را دارند، کلافه از کندی عبور و مرور تلاش می‌کنند راه میان‌بری را در خیابان‌های فرعی اطراف بیابند. اما این، همه ماجرا نیست. رانندگان بسیاری از ماشین‌ها، هیچ عجله‌ای برای رفتن ندارند! آنها نه‌تنها کلافه نیستند، بله از ترافیک هم لذت می‌برند! چراکه مقصد سرنشینان این‌ خودروها، همان‌جاست. آنها برای عبور به این بلوار نیامده‌اند. آمده‌اند که بمانند! این افراد ساعت‌های طولانی در این بلوار می‌مانند و بارها و بارها طول خیابان اندرزگو را طی می‌کنند. پدیده عجیبی که به «دور دور» معروف شده است.
در این اتفاق تعجب‌آور، افراد سوار بر خودرو در خیابانی خاص جمع می‌شوند، صدای ضبط‌های‌شان را تا آنجا که ممکن است بالا می‌برند، سیگار دود می‌کنند و با هم گپ می‌زنند. اگر شما هم در این ترافیک‌های ساختگی اسیر شده باشید، حتماً تیکه‌پراکنی‌های زشت و زننده سرنشینان این خودروها را شنیده‌اید. در این اتفاق به اصطلاح تفریحی، اتومبیل‌های گران‌قیمت و اتومبیل‌هایی که عجیب‌ترین و غریب‌ترین و پرهزینه‌ترین تزئینات را دارند، بیش از همه مورد توجهند! تفریحی که با مسابقه سرعت و ویراژ دادن در بزرگراه‌های شهر به پایان می‌رسد؛ پایانی که گاه به تصادف‌های خونین ختم می‌شود. در هفته‌های گذشته نیز حوادثی رخ داد و در یک شب شاهد دو تصادف وحشتناک در شهر تهران بودیم که به مرگ چندین نفر انجامید، حادثه معروف به پورشه زرد و اتومبیل بی.ام.وی که در یکی از اتوبان‌های تهران واژگون شد.
پدیده دور دور که حدود یک دهه پیش در یکی از مناطق تهران شکل گرفت، امروز دیگر تنها به یک خیابان یا بلوار خاص محدود نیست، از سعادت‌آباد و شهرک غرب تا فرمانیه و تهرانپارس، هر کدام خیابانی دارند که جولانگاه دور دوربازان است. حتی این تفریح نابه‌هنجار به‌تازگی به شهرهای دیگر هم رسیده است. این‌روزها، خیابان‌های مشهد، شیراز و تبریز هم اسیر دور دور عده‌ای خاص شده‌اند. موضوعی که سبب نارضایتی شهروندان شده و پای پلیس را به ماجرا باز کرده است. نیروی انتظامی طی هفته‌های گذشته با درخواست مردم به‌طور جدی در موضوع ورود کرده است تا بساط دور دور را از خیابان‌ها برچیند.
اما پرسش اینجاست که چرا دور دور شکل گرفته است؟ چه عواملی موجب شده است که برخی به چنین رفتارهای نابهنجاری دست بزنند؟
و چرا این رفتار نابه‌هنجار در جامعه ما هر روز در حال گسترش است؟!
بسیاری باور دارند، به‌وجود آمدن تفریح‌های این‌چنینی، نتیجه انباشت سرمایه در دست عده‌ای تازه به دوران‌رسیده است. برخی نیز آن را پدیده‌ای مختص بچه پولدار‌ها و می‌دانند گروهی دیگر معتقدند، ثروتمند بودن عامل ثانویه در شکل‌گیری چنین پدیده‌هایی است و عامل اساسی، جنون نمایش و فخرفروشی این افراد است. برخی نیز ظهور پدیده‌هایی، مانند دور دور را به حقارت شخصیتی این اشخاص ربط می‌دهند. دلایل بسیار دیگری نیز وجود دارد که هرکس از ظن خود، آن را سبب این پدیده می‌داند، اما به گمان نگارنده، برای درک صحیح این موضوع، پیش از هر قضاوتی باید حرف کسانی را شنید که پای ثابت دور دور در خیابان‌های کلان‌شهر‌ها هستند.
فرشید از افرادی است که دور دور از برنامه‌های ثابت هر هفته اوست. او می‌گوید: «در این دور دور کردن‌ها از هر ماشین و سرنشینی که خوشم بیاید، پنجره به پنجره و موازی با آن حرکت می‌کنم و با سرنشینانش خوش‌و‌بش می‌کنم، البته با بعضی‌ها هم دوست می‌شوم و تمام این داستان‌ها هر دفعه و بارها و با آدم‌ها و ماشین‌های مختلف تکرار می‌شه. او می‌گوید، باید جدیدترین ماشین‌ها را برای اولین‌بار اینجا دید.»
لیلی، راننده پرادو رنگ بژ که با دوستانش در سربالایی جردن پشت چراغ ایستادند، می‌گوید: «اگر برنامه دیگری پیش نیاید، هر هفته یکی ـ دوساعت اینجام، برای رو کم کنی! بعضی‌ها را باید از رو برد!»
او ادامه می‌دهد: «بعضی‌ها فکر می‌کنند توی این دور دورها چون سوار ماشین مدل بالا هستند، می‌تونن حال ما رو بگیرند، خیلی احمقانه است. این دختر جوان در جواب این حرف که ماشین خود تو هم میلیونی است! می‌گوید، ماشین من کجا و ماشین‌های میلیاردی کجا!»
دختری 25 ساله به نام خاطره هم می‌گوید: «الآن کمتر، ولی قبلاً خیلی اهل دور دور و چرخیدن توی خیابان با دوست و رفقا بودم. معمولاً شب‌های‌ جمعه و شب‌های‌ تعطیل، مثل یک قرار نانوشته، دور هم جمع می‌شدیم و سعی می‌کردیم با سرعت و هیجان، خودمان را سرگرم کنیم. فکر هم نمی‌کنم کار بدی باشد؛ سرگرمی است دیگر. من دوست دارم و از چنین فرصت‌هایی استقبال می‌کنم. سرعتِ زیاد، موزیک با ولومِ بالا، شادی و خنده، رو کم‌کُنی و حال‌گیری؛ تفریح است دیگر. این خیلی طبیعی است که بعضی خانواده‌ها و آدم‌ها، به هر دلیلی، متمول‌تر از بقیه باشند و به اصطلاح دست‌شان به دهان‌شان برسد یا تلاش کرده‌اند، یا شانس آورده‌اند. به هرحال، باید این واقعیت را پذیرفت. شرایط مالی بقیه به من ربطی ندارد. از قدیم گفته‌اند، دارندگی و برازندگی!»
سمیرا دختر جوانی است که خودروی 206 سفیدی را می‌راند؛ او با لحنی حق به‌جانب می‌گوید: «من اهلِ ورزشم. مدتی کلاسِ اسکواش می‌رفتم و مدت کمی هم ورزشِ اسپلینگ را تجربه کردم. راستش را بخواهید رفتن به هر دوی این کلاس‌ها برای منِ کارمند، چه به لحاظ زمان‌بندی و چه از لحاظِ هزینه، واقعاً سخت و سنگین بود. هزینه ورودیِ پیست اتومبیل‌رانی خیلی بالاست و هزینه سرگرمی‌های‌ فرهنگی مثل کتاب و کتابخانه، سینما و تئاتر هم با احتساب هزینه‌های‌ جانبی، سر به فلک می‌کشد. اینها را بگذارید کنار، اینکه هیچ تفریحِ جمعی برای ما جوان‌ها فراهم نیست و با توجه به سبکِ زندگی این روزها، فرصتی برای رفت‌وآمد و مهمانی‌های‌ فامیلی هم نمی‌ماند، ما برای پاسخ به نیازهای درونی و پر کردن خلأهای روحی‌مان است که به سرگرمی‌های‌ من‌درآوردی مثل دور دور، رو می‌آوریم.»!

ثروث معیار منزلت اجتماعی
چندی پیش در شبکه‌ اجتماعی اینستاگرام، صفحه‌ای با نام بچه‌پولدارهای تهران ایجاد شد که تصاویری از سبک زندگی، امکانات و تفریحات برخی از پولداران ساکن تهران در آن به نمایش گذاشته شد؛ عکس‌هایی از خودروهای میلیاردی، خانه‌های مجلل و پنت‌هاوس‌های گران‌قیمت تا تصاویری که بچه‌پولدار‌ها را در کنار استخرهای روباز یا درحال اسکی در پیست‌های تهران نشان می‌داد؛ صفحه‌ای که توجه بسیاری را به خود جلب کرد و به‌عقیده نگارنده نمی‌توان آن را به پدیده دور دور بی‌ربط دانست! همان‌طور که در گفت‌وگوهای این گزارش درج شد، خواندید که دور دور فرصتی است تا صاحبان ماشین‌های گران‌قیمت، ماشین‌های خود را به رخ دیگران بکشند که می‌توان آن را مصداق بارز فخرفروشی دانست.
اتفاقی که هر روز نیز روشی نو برای انجام آن در سطح جامعه مشاهده می‌شود. باید دقت داشت که فخرفروشی‌هایی این‌چنین، این شائبه را در اذهان عمومی به‌وجود می‌آورد که چرا گروهی که زندگی مرفه‌ای دارند تا این حد تلاش می‌کنند ثروت خود را به رخ دیگران بکشند؟ اما پیش از پاسخ به این پرسش باید پرسید، آیا ولع نمایش‌های این‌چنینی تنها به قشر مرفه جامعه مختص می‌شود؟
آنچه در بطن رخ می‌دهد، به وضوح به ما می‌گوید که این‌چنین نیست. افراد مختلف، در طبقه‌های مختلف اقتصادی تلاش می‌کنند تا آنجا که می‌توانند خود را ثروتمند و مرفّه نشان دهند! ما امروزه شاهد یک حرص فزاینده در سطح جامعه هستیم، برای تجمل‌گرایی، حرص روزافزون افراد برای خرید از برندها، سوارشدن در ماشین‌های گران‌قیمت و... نمونه‌های روشنی از این مسئله هستند. موضوعاتی که همه ما با نمونه‌های متعددی از آن روبه‌رو شده‌ایم و وقتی حرف از موج تجمل‌گرایی به میان می‌آید، به راحتی آن را لمس می‌کنیم و متوجه موضوع می‌شویم. مسئله‌ای که نشان می‌دهد، معیارهای جامعه ما به‌سرعت در حال دگرگون شدن است.
واقعیت به ما می‌گوید، درحالی که ارزش‌های جامعه ایرانی ما براساس آموزه‌های اسلامی، مانند انسانیت، مهرورزی، کمک به همنوع، عدم فخرفروشی و... بنا شده است و بالاتر از آن، اینکه ارزش‌های اسلامی ملاک برتری انسان‌ها از یکدیگر را تنها تقوا می‌داند، اما گویی در جامعه، اتفاق دیگری در حال رخ دادن است.
خداوند در سوره حجرات می‌فرماید: ای مردم! مسلماً گرامی‌ترین شما نزد خدا، پرهیزکارترین شماست، همانا خداوند بسیار دانا وآگاه است، اما جامعه امروز ما به‌شدت مادی‌زده شده است و شاخص منزلت اجتماعی از ایمان و تقوا به ثروت، پست، مقام و... تغییر یافته است. جالب اینکه کشور ما امروز به معضل جدی دیگری نیز با نام عمل‌های زیبایی دچار شده است، تا جایی که رتبه اول انجام این نوع از جراحی‌ها در جهان را به خود اختصاص داده است! همین آمار شاهدی برای اثبات روند تغییر فرهنگ و ارزش‌های جامعه است. این معضل نشان می‌دهد، زیبا بودن در میان مردم ما عامل برتری محسوب می‌شود. باوری که درست در مقابل معارف دینی و سنت‌های ملی ما قرار دارد. مجموع این مسائل می‌تواند به‌شدت آسیب‌زا باشد، زیرا افراد برای به‌دست آوردن برتری و توجه دیگران، به کسب ثروت و زیبایی نیازمند می‌شوند و آن زمان است که افراد به هر راه و روشی تن خواهند داد تا به معیارهای برتری در جامعه دست‌ یابند یا حداقل ادای آن را در آورند. که اینها جز به افزایش بزه و جرم در جامعه ختم نخواهد شد.

دور دور محصول آنچه در جامعه رخ می‌دهد
دو نکته بسیار مهم در مصاحبه‌های بالا به چشم می‌خورد، یکی حضور بچه‌پولدارها که می‌گویند علاف هستند و در دور دورها وقت می‌گذرانند و دیگری، حضور برخی اشخاص که دور دور را تفریحی کم‌هزینه و جذاب می‌دانند. حتی برخی گزارش‌ها از سطح شهر نیز نشان می‌دهد، افراد با سطح مالی پایین و با خودروهای ارزان‌قیمت نیز به دور دور‌های شمال شهر پیوسته‌اند، حضوری که حتی گاه به درگیری‌های خونین و چاقوکشی نیز انجامیده است! اشتباه است که جمع اضداد را در پدیده دور دور تنها یک اتفاق بدانیم. در واقع به نظر می‌آید، این پدیده، یکی از مصادیقی است که معضلات جامعه ما را به اتفاقی عینی و قابل لمس تبدیل کرده است.
درآمدزایی روزافزون عده‌ای خاص با استفاده از رانت‌ها و شغل‌های غیرمولد، مانند دلالی و شکل‌گیری طبقات نوکیسه و از سوی دیگر، وضعیت نگران‌کننده بیکاری، از جمله عواملی هستند که در کنار یکدیگر هر روز شکاف طبقاتی را در کشور عمیق‌تر می‌کند؛ اختلافی که می‌تواند کینه‌های اجتماعی را در دل بخشی از جامعه قرار دهد. کینه‌هایی که در هفته‌های گذشته در توهین و فحاشی به سرنشینان پورشه زردرنگ، خود را آشکار کرد و در آینده نیز نمونه‌های بیشتری از آن را خواهیم دید.

نتیجه‌گیری
اگرچه امروز ضرورت برخورد پلیس با پدیده دور دور برای حفظ آرامش و امنیت روانی حقیقتی انکارناپذیر است، اما باید این واقعیت را بپذیریم که به‌وجود آمدن این قبیل رویدادها نتیجه اوضاع حاکم بر جامعه است و محصول رفتار نادرست، غفلت‌‌ها و سیاست‌گذاری‌های اشتباه در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه فرهنگی و اقتصادی است. باید این واقعیت را بپذیریم که پدیده‌های این‌چنینی، به‌ویژه نتیجه عملکرد ضعیف عمل کردن دستگاه‌های فرهنگی کشور است که شوربختانه نتوانستند فرهنگ اسلامی و ایرانی را در جامعه نهادینه کنند و آرام آرام در سال‌های گذشته، پول، به عامل برتری در جامعه تبدیل شده است و تجمل‌گرایی نیز به امری ممدوح تبدیل شده است! باید بپذیریم که پدیده‌های این‌چنینی، ثمره اقدامات آن دولت‌هایی است که با شعار سازندگی و آزادی(نه از نوع قانون حمایت) بر سر کار آمدند، اما به‌جای بها دادن به فرهنگ اسلامی و تولید ملی، اشرافیت، مصرف‌گرایی و واردات کالاهای غربی را رواج دادند. باید بپذیریم که حتی اگر پلیس هم به موضوع دور دور‌ها پایان دهد، تا زمانی که نظام اقتصادی و فرهنگ عمومی اصلاح نشوند، آثار سوء این بدعت‌های خطرناک، خود را در جایی دیگر و به‌نحوی دیگر نشان خواهد داد. بی‌تعارف باید قبول کنیم که حل کردن این موضوعات با اهرم نیروی انتظامی، تنها مسکّن‌های کوتاه‌مدت است و اگر هم بخواهیم موضوع را به رفتار نابه‌هنجار عده‌ای خاص تقلیل دهیم، در واقع خود را فریب داده‌ایم و دیری نخواهد گذشت که ناهنجاری‌ها به شکل گسترده‌تر، دوباره باز خواهند گشت، آن‌موقع دیگر نمی‌توان با ابزار‌های انتظامی با آن مقابله کرد!


نیم نگاه
فتح الله پریشان

عراق جز اتکا به نیروی مردمی چاره‌ای ندارد؟!
تحولات مربوط به درگیری‌های منطقه خاورمیانه، به‌ویژه در عراق با آشکارتر شدن جبهه آمریکایی،‌ ترکی و عربی حمایت‌کننده از نقش‌آفرینی گروه تروریستی داعش وارد مرحله تازه‌ای شده است. در هفته‌های آتی به دلیل آنچه که می‌‌توان آن را توطئه‌ای بیرونی در راستای زدودن اتحاد شیعه و سنی در مصاف با داعش در داخل عراق نامید،‌ در مقطعی شاهد پیشروی داعشی‌ها در عراق و تسلط بر مرکز مهم استان الانبار،‌ یعنی شهر الرمادی بودیم. این توطئه با ایجاد گسست قومی ـ مذهبی و با شیعه و سنی کردن مسئله دفاع از استان‌های سنی‌نشین، ‌در صدد راه‌اندازی محور سنی در برابر مدافعان و نیروهای حشدالشعبی که بیشتر شیعه هستند، بود که به‌زودی با پیوستن اهالی سنی‌نشین از عشایر پیرامونی این استان در نطفه خفه شد و روند پیشروی داعش به عکس خود تبدیل گشت.
آمریکایی‌ها در این اوضاع باوجود اینکه منافع تبلیغی و رسانه‌ای ضدداعش جلوه دادن خود را برده‌اند، کمک نظامی خود به دولت عراق برای دفاع از مردم مظلوم عراق در برابر داعش را منوط به این کرده‌اند که نیروهای مردمی(حشدالشعبی) عراق مورد استفاده قرار نگیرند و یا به‌نوعی با هماهنگی و مجوز آمریکا مورد استفاده قرار گیرند. حیدر العبادی در پاسخ به این خواسته غیرقانونی و زیاده‌خواهانه آمریکایی‌ها گفت که ما به هیچ عنوان در استفاده از حشدالشعبی از آمریکایی‌ها اجازه نخواهیم گرفت و به خواسته آنها ترتیب اثر نخواهیم داد.
اما اینکه چرا آمریکایی‌ها این خواسته مداخله‌جویانه را از عراق دارند و آیا در راستای حمایت از داعش انجام می‌‌شود یا نه، می‌‌توان به نکاتی اشاره کرد:
۱ـ اساساً این خواسته آمریکایی‌ها غیرحقوقی،‌ غیرعقلایی و سلطه‌طلبانه است؛ چراکه مطابق با کنوانسیون‌های حقوقی جهانی، ‌کشورها زمانی که تمامیت ارضی‌شان در معرض تاخت‌وتاز کشور یا گروهی جنگ‌طلب قرار می‌‌گیرد،‌ مجاز و مشروع هستند از خود دفاع کنند. داعش گروه تروریستی است که به اذعان خانم کلینتون در کتاب خاطراتش که به تازگی منتشر شده، ازسوی آمریکا و سازمان مرکزی جاسوسی این کشور(سیا) برای بر هم‌زدن امنیت منطقه، تضعیف قدرت‌های منطقه و تجزیه کشورهای منطقه ایجاد شده است. همچنین به اعتراف جدید دبیر کل سازمان ملل، ‌امروز حدود ۱۲۵ هزار نفر از حدود ۱۰۰ کشور نیروی شبه‌نظامی تروریست به منطقه عراق و سوریه سرازیر شده و در حال آموزش در ترکیه افسران ترکی، ‌عبری و غربی و عربی هستند تا در عراق و سوریه بجنگند. بنابراین ملاحظه می‌‌شود مردم عراق در مقابل این اقدام تروریستی سیاه جهانی علیه منافع و تمامیت ارضی خود، ‌چاره‌ای جز دفاع و استفاده از نیروهای مؤمن مردمی برای حفظ منافع و خاک و استقلال خود ندارند. تشکیل حشدالشعبی در واقع کمترین حق عراقی‌ها برای دفاع از خود است.
۲ـ آمریکایی‌ها در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۱۲ پیمان‌نامه دفاعی ـ امنیتی با عراق امضا کرده‌اند که در مقابل تهدیدات از عراق دفاع کنند، اما امروز آمریکایی نه‌تنها به وظیفه خود عمل نمی‌کنند، بلکه آب به آسیاب دشمن مردم عراق و سوریه می‌‌ریزند. در مقابل چنین اقدامی، آیا عراقی‌ها نباید با سازماندهی نیروهای مردمی به فکر دفاع از حیثیت و تمامیت خود باشند؟
۳ـ آمریکایی‌ها مطابق با هیچ مکتوب سیاسی در جهان نمی‌توانند مردم عراق را از حق دفاع مشروع خودشان محروم کنند. این بیان آنها به‌منزله مداخله در امور داخلی عراق و به‌مثابه جایابی در طرف دشمنان عراق و داعشی‌هاست که به صدها سند، قابل استناد و اثبات هم هست. آیا عراقی‌ها با مشاهده رفتار ریاکارانه آمریکایی‌ها حق ندارند به آنها بی‌اعتماد باشند؟
۴ـ عراق با کدام امید به آمریکا چشم بدوزد؛ به امید کمک در مقابل داعش که تاکنون قدمی برنداشته‌اند یا به امید اینکه دشمنی‌های آمریکا با داعش رقم بخورد که برعکس مشمول کمک‌های پیدا و پنهان لجستیکی، ‌اطلاعاتی، آموزشی و مالی آمریکایی‌ها شده‌اند. در ثانی مگر همین چند روز پیش در کنگره، طرح تجزیه عراق به سه اقلیم مطرح نشد؟ آیا عراق جز اتکال به فضل الهی و نیروی مردمی داخلی راه دیگری دارد؟


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(70)

استقرار جنگلی‌ها اوضاع را بهبود بخشید
بنا بر برخی تخمین‌ها حدود ۷۰۰۰ نفر هم‌اکنون در این شهرند که از نقاط دوری، مثل زنجان و همدان و حتی اطراف تبریز آمده‌اند. آنها از روستاهای نزدیک رشت نیستند، مگر درصد بسیار کوچکی. گزارش‌ها حاکی از آن است که ۴۰۰۰ نفر دیگر هم در راه هستند. این حقیقت دارد که ساختمان‌های تکیه‌ها هرشب پُر هستند و همین‌طور تمام ساختمان‌ها، اصطبل‌ها و آلونک‌ها و هرجای دیگری که مردم می‌توانند بیایند. کف بسیاری از این ساختمان‌ها شب‌ها پوشیده از مردمی است که جایی برای دراز کشیدن یا خوابیدن نداشته‌اند. شمار زیادی شب‌ها در خیابان می‌خوابند ـ ما آنها را در همه جا می‌بینیم ـ که در پناه دیوار یا ساختمانی دراز کشیده‌اند و در اکثر موارد چیزی هم زیرشان نیست، مگر گل و سنگ‌فرش و روی‌شان هم چیزی نیست، مگر یک پتوی نازک یا عبایی که روی چهار تا شش نفر کشیده شده است. دستیار ایرانی معاون کنسول انگلستان گفت: بنا بر اطلاعات او در شب گذشته فقط ۲۴ نفر در اثر برهنگی یا گرسنگی یا بیماری‌های ناشی از آنها مرده‌اند. شنیده‌ام دو زن در سبزه‌میدان (میدان اصلی شهر) کف خیابان دراز کشیده و وضع‌حمل کرده‌اند.
مردم رشت، به‌ویژه ثروتمندان شهر و طرفداران جنگلی‌ها کمک‌های زیادی به مردم پناه‌جو کرده بودند، ولی به‌دلیل هجوم گسترده مردم از یک‌سو و نبود مراکز پذیرش برای بررسی و معاینه این افراد و جدا کردن بیماران از افراد سالم، برخی ساکنان شهر نمی‌توانستند ریسک پذیرش مهاجران را به بهای بیماری فرزندان‌شان در منازل‌شان بپذیرند؛ به همین منظور تنها به کمک غذایی و پوشاک بسنده می‌کردند.
دکتر جی.دی.فریم، در رشت در نهم ژانویه گزارش می‌کند: همچنان در شهر گرفتاری و مشکلات فراوانی وجود دارد، اما اخیراً برادران جنگل که به آرامی حکومت کل شهر را به‌دست گرفته‌اند (جنگلی‌ها حدود یک‌سال رشت و اطراف آن را به‌دست گرفتند و اجازه ورود نظامیان خارجی به این منطقه را ندادند. در این موقع بود که مهاجران وضع خوبی پیدا کردند) هزینه‌ها و دیگر موارد را پرداخته و بهترین اقدامات امدادی را که من تاکنون در اینجا دیده‌ام برای بخش بزرگی از پناهندگان تهیه و سازماندهی کرده‌اند. آنها در گام نخست با کسب اجازه برای هر بار، کنترل برنج را به‌دست گرفته‌اند و صادرات بدون مجوز را ممنوع کرده‌اند. آنها سپس فقرای موجود را میان ثروتمندان شهر تقسیم کرده و چند هزار تن را هم به روستاها فرستاده‌اند تا در آنجاها از آنها مراقبت شود. همچنان گروه‌های مردم از کوه‌ها می‌آیند، آنها مغازه‌ها و دیگر اماکن را برای ایجاد پست‌های پناهندگان اجاره کرده‌اند. این اقدامات در حال حاضر تا حد زیادی از رنج مردم کاسته است، لکن همچنان شمار زیادی از مردم به‌خاطر ناکافی بودن مراقبت‌ها برای آنهایی که ضعیف‌ترند، می‌میرند. از این‌رو، امیدواریم به درخواست اخیرمان برای امداد پاسخی داده شود. ارادتمند شماـ ئی.ای.داگلاس، بیمارستان آمریکایی‌ها
با این حال به‌نظر می‌رسد، شهر رشت از افسارگسیختگی قوای انگلیسی در امان مانده است. کالدول این‌گونه توضیح می‌دهد: «رشت و ایالت ثروتمند مازندران (افراد جنگلی به رهبری کوچک‌خان، در آنجا تقریباً از حکومت تهران مستقل هستند) کنترل ارزاق را سازمان داده‌اند و به‌طور مؤثر رسیدگی به اوضاع قحطی را به‌دست گرفته‌اند. کمیته ما مقداری پول به رشت ارسال کرد، اما میسیونرهای آمریکا در آنجا، آن را باز پس فرستادند و گفتند به خاطر اقدامات مؤثر انجام گرفته به‌دست جنگلی‌ها، به کمک ما نیازی نیست.»


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

جریان شناسی گروه های مخالف نظام اسلامی 8
حسین عبداللهی فر

جدایی دین از سیاست شاخصه اصلی جریان ملی‌گرایان
ملی‌گرایان به دلیل اعتقاد به جدایی دین از سیاست و تباینی که میان این دو قائل هستند، در زمره اپوزیسیون اعتقادی قرار می‌گیرند. «ناسیونالیسم» با ملت‌خواهی و هواخواه ملیت و قومیت خود بودن ارتباط پیدا کرده و در فارسی «ملی‌گرایی» معنی شده است. در واقع، «ملی‌گرایی» و «میهن‌پرستی» ترجمه و معادل اصطلاح «ناسیونالیسم» است. (سعید صمدی‌پور، جبهه ملی ایران، 1388، ص 19)

مفهوم و تبار ملی‌گرایی در ایران
ملی‌گرایی به معنای دوست داشتن وطن و زادگاه، امری فطری است و قدمتی به اندازه تاریخ بشر دارد، اما آنچه درباره جریان ملی‌گرایی سخن می‌گوییم، پدیده‌ای جدید است که در تحولات سیاسی اجتماعی اروپای غربی ریشه دارد و ممکن است در اشکال مختلف زبانی، قومی، نژادی، منطقه‌ای یا سرزمینی، تاریخی و فرهنگی ظهور کند. با توجه به آنچه گذشت، ملی‌گرایی در ایران، جریانی است که از نظر ایدئولوژیک در مکتب ناسیونالیسم اروپایی ریشه دارد.
حضور نیروهای متفقین در ایران، اقدامات تجزیه‌طلبانه سیدجعفر پیشه‌وری در آذربایجان و قاضی محمد در کردستان، جرئت پیدا کردن مردم برای اعتراض به وضع موجود و تضعیف موقعیت انگلستان در سطح جهانی سبب شد تا ایرانیان بخواهند که وضع موجود را تغییر دهند. در این شرایط ملی‌گرایی در سطحی گسترده توسعه یافت و در نهایت به تشکیل جبهه ملی در ایران منجر شد. (همان، ص40)
گسترش احساسات ناسیونالیستی نژادی و سرزمینی در سراسر اروپا كه از اندیشه‌های هگل ناشی می‌شد و امواج گرایشات ملی‌گرایانه از سالها پیش را وارد كشور کرده بود، سهم بزرگی در شكل‌گیری حكومت استبدادی رضاخانی ایفا كرد. ملی‌گرایان در دوره دوم پهلوی نیز برای مدت كوتاهی به رهبری مصدق قدرت را به دست گرفتند، اما به جای مقابله با استبداد و استعمار كمر به حذف جریان مذهبی بستند؛ اقدامی كه بیش از آنكه منافعی نصیب این جریان کند، به سود استبداد پهلوی و آمریكا تمام شد.
ملی‌گرایی و انقلاب اسلامی
با شروع قیام مردم مسلمان ایران در سال 56، گروه‌هایی از جریان ملی‌گرای لیبرال‌مسلك زیر تابلوی دكتر محمد مصدق مشغول فعالیت شدند و حكومت سوسیال لیبرال را خواستار شدند كه مهم‌ترین شاخصه آن جنبه سكولار آن بود. ملی‌گرایان با ارائه تحلیل‌هایی منطبق با دهه 20 و 30، از درك فضای انقلابی سال 56 باز مانده و عناصری از جبهه ملی را به‌منظور نخست‌وزیری معرفی كردند كه بر مبنای شعار «شاه باید سلطنت كند، نه حكومت» صورت می‌گرفت. در همین راستا، شاهپور بختیار از این جبهه جایگزین دولت ازهاری شد و به مدت 40 روز حكومت كرد كه مطرود امام و امت واقع شد و سرنوشت وی با رژیم پهلوی گره خورد.
با وجود این، ملی‌گرایان مذهبی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مناصب بالایی در شورای انقلاب دست یافته و مهندس مهدی بازرگان مأمور تشكیل دولت موقت شد. اگرچه بازرگان حكم خود را از امام دریافت كرده بود، ولی از همان ابتدا بنای مخالفت با اركان دینی حكومت اسلامی را آغاز كرد و حتی با انتخاب «جمهوری اسلامی» به‌عنوان نوع حكومت مخالفت ورزید. زاویه این جریان با نظام اسلامی هر روز افزایش یافت تا جایی كه با اشغال لانه جاسوسی و آشكار شدن ارتباطات پشت صحنه دولت موقت با آمریكا، ملی‌گراها از حاكمیت خارج شدند.
گفتنی است، چهار تن از اعضای جبهه ملی در كابینه دولت موقت پست وزارت داشتند، در حالی كه این گروه رسماً پس از اعلام راهپیمایی مخالفت‌آمیز با لایحه قصاص از سوی حضرت امام (ره)، مرتد اعلام شده بود.

شاخصه‌های فكری جریان ملی‌گرا
مهم‌ترین شاخصه‌های فكری این جریان عبارتند از:
1ـ انفعال در برابر اندیشه‌های غربی و مظاهر تمدن غرب؛
2ـ اعتقاد به تز جدایی دین از سیاست و سكولاریسم؛
3ـ پررنگ كردن مظاهر ایرانیت در مقابل ارزش‌های اسلامی؛
4ـ نگاه به دین و مفاهیم دینی از منظر علوم طبیعی؛
5ـ تأكید بر اجتهاد فردی و طرد تقلید به دلیل مغایرت با رشد انسان؛
6ـ باورمندی به پلورالیسم دینی و محدود نشدن در چارچوب مذهب؛
7ـ اعتقاد به اومانیسم، راسیونالیسم و پراگماتیسم.
به دلیل همین شاخصه‌های فکری و اقبالی که ملی‌گرایان به لیبرالیسم پیدا کردند، این دو جریان در کشور ما مترادف شناخته شده و تفکیک آنها به سختی صورت می‌گیرد. این در حالی است که جریان لیبرالیسم یك جریان کاملاً وارداتی محسوب می‌شود كه ریشه آن به دوران رنسانس در اروپا باز می‌گردد. در اروپای قرون وسطی كشیشان كلیسا با شاهان و قدرتمندان آن زمان پیوند بسیار حساس و نزدیكی داشتند و مسیحیت به ابزار تحمیل پادشاهان و قدرتمندان تبدیل شده بود و به دلیل جزم‌اندیشی عالمان مسیحی امكان هیچ‌گونه نوگرایی و تحولی در اروپا نبود. تحولی كه در این دوران در اروپا اتفاق می‌افتد و با جنگ صلیبی آغاز می‌شود، آگاهی اروپاییان از پیشرفت كشورهای اسلامی و الگوگیری از آن بود. به همین دلیل، ریشه‌های رنسانس را همین جنگ‌های صلیبی و انتقال فرهنگ می‌نامند، اما بعد از رنسانس مهم‌ترین شاخصه فكری و فرهنگی تحولی كه در اروپا اتفاق می‌افتد، فاصله گرفتن از مذهب است، چرا؟ چون در دوران گذشته مذهب عامل فشار و تحقیر مردم محسوب می‌شد و به همین دلیل در این دوران سعی می‌شود كه حكومت از مذهب فاصله بگیرد، البته اروپا ضدمذهب نمی‌شود. بعضی‌ها، لیبرالیسم را ضدمذهب می‌دانند، نه لیبرالیسم و اعتقادشان این است كه برای زندگی خصوصی می‌شود دین را داشت، اما در زندگی اجتماعی نه. برخلاف ماركسیسم كه دین را افیون توده‌ها می‌داند.
این تحول در اروپا كه بعدها مبانی آن مبتنی‌بر اومانیسم، لیبرالیسم و اباحه‌گری شكل می‌گیرد، به تحولاتی در اروپا منجر می‌شود. مكتب لیبرال دمكراسی به‌طور طبیعی با توجه به گسترش كشورهای اروپایی همراه با صنعت و علم اروپایی به سراغ كشورهای جهان سوم می‌آید. كشور ما هم یكی از كشورهای هدف است، همانند خاورمیانه، شرق آسیا، آفریقا، آمریكا و... .

جبهه ملی، مصداق بارز ناسیونالیسم ایرانی
جبهه ملی ایران در سال 1328 در پی تحصن بیست تن از نمایندگان معترض به روند انتخابات مجلس شانزدهم، به ریاست دکتر محمد مصدق به وجود آمد و با کودتای 28 مرداد 32 که به برکناری مصدق از نخست‌وزیری و دستگیری بعضی از سران احزاب تشکیل‌دهنده آن منجر شد، عملاً از میان رفت.
جبهه ملی دوم در تیر ماه 1339 با شرکت احزاب ایران، مردم ایران، ملت ایران و سوسیالیست تشکیل شد و پس از قیام 15 خرداد 42، که به دستگیری و زندانی شدن شماری از سران جبهه ملی انجامید، در اردیبهشت 1343 منحل شد. جبهه ملی سوم در مرداد ماه 1344 مجدداً تشکیل، اما پس از مدت کوتاهی از هرگونه فعالیت ممنوع شد و فعالیت آن به خارج از کشور انتقال یافت. جبهه ملی چهارم در آبان 1356 تشکیل شد و با پیروزی انقلاب اسلامی، بعضی از اعضای آن در کابینه بازرگان عضویت داشتند. در خرداد 1360 با برکناری بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری، تعدادی از رهبران و اعضای جبهه ملی دستگیر شده یا به خارج از کشور رفتند.(مدیر شانه‌چی، فرهنگ احزاب و...، ص43)
افکار ملی‌گرایانه پس از ورود به ایران در قالب جبهه ملی به رهبری دکتر محمد مصدق تجلی یافت و با محوریت جریان اسلامی، نهضت ملی شدن صنعت نفت علیه استعمار انگلیس را به پیروزی رساند. این جریان برخلاف جریان اصیل اسلامی به جای هویت اسلامی بر هویت ایرانی پای می‌فشارد. هدف ملی‌گرایان ایجاد یک حکومت ملی در کشور است.(مظفری، پیشین، ص179)
جبهه ملی نیز که پس از انقلاب همواره برای برپایی یک نظام لیبرال دموکراسی سکولار گام برمی‌داشت؛ طی اعلامیه‌ای که بهانه آن تصویب لایحه قصاص بود، مردم را به راه‌پیمایی در روز 25 خرداد 1360 فراخواند. جبهه ملی پیشتر نیز از این لایحه با عنوان لایحه غیرانسانی قصاص نام برده و آن را ناسازگار با آزادی و کرامت انسانی دانسته بود.(سیدمهدی موسوی، آیت افسون‌گری، قم، 1392، ص72)
اهم گروه‌های مؤتلف جبهه ملی عبارتند از:
ـ حزب ایران با مشی ناسیونالیستی و گرایش به سوسیالیسم به رهبری اللهیار صالح؛
ـ حزب مردم ایران با مشی ناسیونالیسم و گرایش به اسلام و سوسیالیزم؛
ـ حزب ملت ایران یا پان ایرانیسم، که به ناسیونالیسم افراطی معتقد بود؛
ـ حزب زحمتکشان یا نیروی سوم با مشی ناسیونالیستی و سوسیالیستی؛
ـ جامعه سوسیالیست‌ها با مشی ناسیونالیسم و سوسیالیسم؛
ـ حزب سوسیالیست با مشی مشابه جامعه سوسیالیست‌ها.
در حال حاضر نیز تلاش جبهه ملی خارج از کشور برای برپایی حکومت سکولار، مورد تأیید بیشتر فعالان است. این مطلب از طریق اصول عقاید و اهداف جبهه ملی ایران که در تاریخ 27 مرداد 1383 منتشر شد، به خوبی قابل مشاهده است. آنها اصل سوم از اصول عقاید خود را به این امر اختصاص داده، در آن آورده بودند: «جبهه ملی ایران برای حفظ احترام به دین مبین اسلام و همچنین فراهم آوردن امکان بهره‌گیری از تمامی توان ملی و مردمی است و بر اصل جدایی دین از حکومت تأکید می‌کند». (صمدی‌پور، پیشین، ص186)


آفاق
محمدرضا اسکندری

جدایی دین از سیاست شاخصه اصلی جریان ملی‌گرایان
ملی‌گرایان به دلیل اعتقاد به جدایی دین از سیاست و تباینی که میان این دو قائل هستند، در زمره اپوزیسیون اعتقادی قرار می‌گیرند. «ناسیونالیسم» با ملت‌خواهی و هواخواه ملیت و قومیت خود بودن ارتباط پیدا کرده و در فارسی «ملی‌گرایی» معنی شده است. در واقع، «ملی‌گرایی» و «میهن‌پرستی» ترجمه و معادل اصطلاح «ناسیونالیسم» است. (سعید صمدی‌پور، جبهه ملی ایران، 1388، ص 19)

مفهوم و تبار ملی‌گرایی در ایران
ملی‌گرایی به معنای دوست داشتن وطن و زادگاه، امری فطری است و قدمتی به اندازه تاریخ بشر دارد، اما آنچه درباره جریان ملی‌گرایی سخن می‌گوییم، پدیده‌ای جدید است که در تحولات سیاسی اجتماعی اروپای غربی ریشه دارد و ممکن است در اشکال مختلف زبانی، قومی، نژادی، منطقه‌ای یا سرزمینی، تاریخی و فرهنگی ظهور کند. با توجه به آنچه گذشت، ملی‌گرایی در ایران، جریانی است که از نظر ایدئولوژیک در مکتب ناسیونالیسم اروپایی ریشه دارد.
حضور نیروهای متفقین در ایران، اقدامات تجزیه‌طلبانه سیدجعفر پیشه‌وری در آذربایجان و قاضی محمد در کردستان، جرئت پیدا کردن مردم برای اعتراض به وضع موجود و تضعیف موقعیت انگلستان در سطح جهانی سبب شد تا ایرانیان بخواهند که وضع موجود را تغییر دهند. در این شرایط ملی‌گرایی در سطحی گسترده توسعه یافت و در نهایت به تشکیل جبهه ملی در ایران منجر شد. (همان، ص40)
گسترش احساسات ناسیونالیستی نژادی و سرزمینی در سراسر اروپا كه از اندیشه‌های هگل ناشی می‌شد و امواج گرایشات ملی‌گرایانه از سالها پیش را وارد كشور کرده بود، سهم بزرگی در شكل‌گیری حكومت استبدادی رضاخانی ایفا كرد. ملی‌گرایان در دوره دوم پهلوی نیز برای مدت كوتاهی به رهبری مصدق قدرت را به دست گرفتند، اما به جای مقابله با استبداد و استعمار كمر به حذف جریان مذهبی بستند؛ اقدامی كه بیش از آنكه منافعی نصیب این جریان کند، به سود استبداد پهلوی و آمریكا تمام شد.
ملی‌گرایی و انقلاب اسلامی
با شروع قیام مردم مسلمان ایران در سال 56، گروه‌هایی از جریان ملی‌گرای لیبرال‌مسلك زیر تابلوی دكتر محمد مصدق مشغول فعالیت شدند و حكومت سوسیال لیبرال را خواستار شدند كه مهم‌ترین شاخصه آن جنبه سكولار آن بود. ملی‌گرایان با ارائه تحلیل‌هایی منطبق با دهه 20 و 30، از درك فضای انقلابی سال 56 باز مانده و عناصری از جبهه ملی را به‌منظور نخست‌وزیری معرفی كردند كه بر مبنای شعار «شاه باید سلطنت كند، نه حكومت» صورت می‌گرفت. در همین راستا، شاهپور بختیار از این جبهه جایگزین دولت ازهاری شد و به مدت 40 روز حكومت كرد كه مطرود امام و امت واقع شد و سرنوشت وی با رژیم پهلوی گره خورد.
با وجود این، ملی‌گرایان مذهبی پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مناصب بالایی در شورای انقلاب دست یافته و مهندس مهدی بازرگان مأمور تشكیل دولت موقت شد. اگرچه بازرگان حكم خود را از امام دریافت كرده بود، ولی از همان ابتدا بنای مخالفت با اركان دینی حكومت اسلامی را آغاز كرد و حتی با انتخاب «جمهوری اسلامی» به‌عنوان نوع حكومت مخالفت ورزید. زاویه این جریان با نظام اسلامی هر روز افزایش یافت تا جایی كه با اشغال لانه جاسوسی و آشكار شدن ارتباطات پشت صحنه دولت موقت با آمریكا، ملی‌گراها از حاكمیت خارج شدند.
گفتنی است، چهار تن از اعضای جبهه ملی در كابینه دولت موقت پست وزارت داشتند، در حالی كه این گروه رسماً پس از اعلام راهپیمایی مخالفت‌آمیز با لایحه قصاص از سوی حضرت امام (ره)، مرتد اعلام شده بود.

شاخصه‌های فكری جریان ملی‌گرا
مهم‌ترین شاخصه‌های فكری این جریان عبارتند از:
1ـ انفعال در برابر اندیشه‌های غربی و مظاهر تمدن غرب؛
2ـ اعتقاد به تز جدایی دین از سیاست و سكولاریسم؛
3ـ پررنگ كردن مظاهر ایرانیت در مقابل ارزش‌های اسلامی؛
4ـ نگاه به دین و مفاهیم دینی از منظر علوم طبیعی؛
5ـ تأكید بر اجتهاد فردی و طرد تقلید به دلیل مغایرت با رشد انسان؛
6ـ باورمندی به پلورالیسم دینی و محدود نشدن در چارچوب مذهب؛
7ـ اعتقاد به اومانیسم، راسیونالیسم و پراگماتیسم.
به دلیل همین شاخصه‌های فکری و اقبالی که ملی‌گرایان به لیبرالیسم پیدا کردند، این دو جریان در کشور ما مترادف شناخته شده و تفکیک آنها به سختی صورت می‌گیرد. این در حالی است که جریان لیبرالیسم یك جریان کاملاً وارداتی محسوب می‌شود كه ریشه آن به دوران رنسانس در اروپا باز می‌گردد. در اروپای قرون وسطی كشیشان كلیسا با شاهان و قدرتمندان آن زمان پیوند بسیار حساس و نزدیكی داشتند و مسیحیت به ابزار تحمیل پادشاهان و قدرتمندان تبدیل شده بود و به دلیل جزم‌اندیشی عالمان مسیحی امكان هیچ‌گونه نوگرایی و تحولی در اروپا نبود. تحولی كه در این دوران در اروپا اتفاق می‌افتد و با جنگ صلیبی آغاز می‌شود، آگاهی اروپاییان از پیشرفت كشورهای اسلامی و الگوگیری از آن بود. به همین دلیل، ریشه‌های رنسانس را همین جنگ‌های صلیبی و انتقال فرهنگ می‌نامند، اما بعد از رنسانس مهم‌ترین شاخصه فكری و فرهنگی تحولی كه در اروپا اتفاق می‌افتد، فاصله گرفتن از مذهب است، چرا؟ چون در دوران گذشته مذهب عامل فشار و تحقیر مردم محسوب می‌شد و به همین دلیل در این دوران سعی می‌شود كه حكومت از مذهب فاصله بگیرد، البته اروپا ضدمذهب نمی‌شود. بعضی‌ها، لیبرالیسم را ضدمذهب می‌دانند، نه لیبرالیسم و اعتقادشان این است كه برای زندگی خصوصی می‌شود دین را داشت، اما در زندگی اجتماعی نه. برخلاف ماركسیسم كه دین را افیون توده‌ها می‌داند.
این تحول در اروپا كه بعدها مبانی آن مبتنی‌بر اومانیسم، لیبرالیسم و اباحه‌گری شكل می‌گیرد، به تحولاتی در اروپا منجر می‌شود. مكتب لیبرال دمكراسی به‌طور طبیعی با توجه به گسترش كشورهای اروپایی همراه با صنعت و علم اروپایی به سراغ كشورهای جهان سوم می‌آید. كشور ما هم یكی از كشورهای هدف است، همانند خاورمیانه، شرق آسیا، آفریقا، آمریكا و... .

جبهه ملی، مصداق بارز ناسیونالیسم ایرانی
جبهه ملی ایران در سال 1328 در پی تحصن بیست تن از نمایندگان معترض به روند انتخابات مجلس شانزدهم، به ریاست دکتر محمد مصدق به وجود آمد و با کودتای 28 مرداد 32 که به برکناری مصدق از نخست‌وزیری و دستگیری بعضی از سران احزاب تشکیل‌دهنده آن منجر شد، عملاً از میان رفت.
جبهه ملی دوم در تیر ماه 1339 با شرکت احزاب ایران، مردم ایران، ملت ایران و سوسیالیست تشکیل شد و پس از قیام 15 خرداد 42، که به دستگیری و زندانی شدن شماری از سران جبهه ملی انجامید، در اردیبهشت 1343 منحل شد. جبهه ملی سوم در مرداد ماه 1344 مجدداً تشکیل، اما پس از مدت کوتاهی از هرگونه فعالیت ممنوع شد و فعالیت آن به خارج از کشور انتقال یافت. جبهه ملی چهارم در آبان 1356 تشکیل شد و با پیروزی انقلاب اسلامی، بعضی از اعضای آن در کابینه بازرگان عضویت داشتند. در خرداد 1360 با برکناری بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری، تعدادی از رهبران و اعضای جبهه ملی دستگیر شده یا به خارج از کشور رفتند.(مدیر شانه‌چی، فرهنگ احزاب و...، ص43)
افکار ملی‌گرایانه پس از ورود به ایران در قالب جبهه ملی به رهبری دکتر محمد مصدق تجلی یافت و با محوریت جریان اسلامی، نهضت ملی شدن صنعت نفت علیه استعمار انگلیس را به پیروزی رساند. این جریان برخلاف جریان اصیل اسلامی به جای هویت اسلامی بر هویت ایرانی پای می‌فشارد. هدف ملی‌گرایان ایجاد یک حکومت ملی در کشور است.(مظفری، پیشین، ص179)
جبهه ملی نیز که پس از انقلاب همواره برای برپایی یک نظام لیبرال دموکراسی سکولار گام برمی‌داشت؛ طی اعلامیه‌ای که بهانه آن تصویب لایحه قصاص بود، مردم را به راه‌پیمایی در روز 25 خرداد 1360 فراخواند. جبهه ملی پیشتر نیز از این لایحه با عنوان لایحه غیرانسانی قصاص نام برده و آن را ناسازگار با آزادی و کرامت انسانی دانسته بود.(سیدمهدی موسوی، آیت افسون‌گری، قم، 1392، ص72)
اهم گروه‌های مؤتلف جبهه ملی عبارتند از:
ـ حزب ایران با مشی ناسیونالیستی و گرایش به سوسیالیسم به رهبری اللهیار صالح؛
ـ حزب مردم ایران با مشی ناسیونالیسم و گرایش به اسلام و سوسیالیزم؛
ـ حزب ملت ایران یا پان ایرانیسم، که به ناسیونالیسم افراطی معتقد بود؛
ـ حزب زحمتکشان یا نیروی سوم با مشی ناسیونالیستی و سوسیالیستی؛
ـ جامعه سوسیالیست‌ها با مشی ناسیونالیسم و سوسیالیسم؛
ـ حزب سوسیالیست با مشی مشابه جامعه سوسیالیست‌ها.
در حال حاضر نیز تلاش جبهه ملی خارج از کشور برای برپایی حکومت سکولار، مورد تأیید بیشتر فعالان است. این مطلب از طریق اصول عقاید و اهداف جبهه ملی ایران که در تاریخ 27 مرداد 1383 منتشر شد، به خوبی قابل مشاهده است. آنها اصل سوم از اصول عقاید خود را به این امر اختصاص داده، در آن آورده بودند: «جبهه ملی ایران برای حفظ احترام به دین مبین اسلام و همچنین فراهم آوردن امکان بهره‌گیری از تمامی توان ملی و مردمی است و بر اصل جدایی دین از حکومت تأکید می‌کند». (صمدی‌پور، پیشین، ص186)


اندیشه سیاسی مسلمانان 296
فتح الله پریشان

نگاهی به زندگی و زمانه شیخ‌بهایی
بهاءالدین محمدبن‌حسین عاملی(۱۰۳۰ـ۹۵۳ ق) معروف به «شیخ‌بهایی» حکیم، فقیه، عارف، منجم، ریاضیدان، شاعر، ادیب، مورخ و دانشمند نامدار قرن دهم و یازدهم هجری است که در دانش‌های فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت. در حدود ۹۵ کتاب و رساله از او در سیاست، حدیث، ریاضی، اخلاق، نجوم، عرفان، فقه، مهندسی و هنر و فیزیک بر جای مانده است. به پاس خدمات وی به علم ستاره‌شناسی، یونسکو در سال ۲۰۰۹ که مصادف با سال نجوم ‌بود، نام وی را در فهرست مفاخر ایران ثبت کرد.
وی از نوادگان حارث همدانی، یکی از یاران با وفای امیرالمؤمنین(ع) است که در[بعلبک] متولد شد. دوران کودکی را در جبل‌عامل، از نواحی شام، در روستایی به نام «جبع» یا «جباع» زیست. خاندان او از خانواده‌های معروف جبل‌عامل بوده‌اند. پدر او از شاگردان برجسته شهیدثانی بوده است.(۱)
بنا به نسخه‌ای به خط شیخ‌بهایی که در سال ۹۹۵ قمری در قزوین نوشته شده است، وی هنگام ورود به ایران سیزده ساله بود. پدرش عزالدین‌حسین عاملی به دلیل اذیت شیعیان آن منطقه از سوی دولت عثمانی از یک‌سو و دعوت شاه طهماسب صفوی برای حضور در ایران، به سوی ایران رهسپار شد و چون به قزوین رسیدند و آن شهر را مرکز دانشمندان شیعه یافتند، در آن سکنا گزیدند و بهاءالدین به شاگردی پدر و دیگر دانشمندان آن عصر مشغول شد. وقتی او ۱۷ ساله بود(۹۷۰ ق)، پدرش به توصیه شیخ‌علی منشار از سوی شاه طهماسب به شیخ‌الاسلامی قزوین منصوب شد. ۱۴ سال بعد، (در سال ۹۸۴ قمری) پدر شیخ برای زیارت خانه خدا از ایران خارج شد، اما در بحرین درگذشت.(۲) شیخ‌بهایی در قزوین، زبان پارسی آموخت و به مدت سی سال در این شهر پرورش یافت و پرورش داد.
شخصیت علمی و ادبی و اخلاق و پارسایی او سبب شد تا از ۴۳ سالگی شیخ‌الاسلام اصفهان شود و در پی انتقال پایتخت از قزوین به اصفهان(در ۱۰۰۶ قمری)، از ۵۳ سالگی تا آخر عمر (۷۵ سالگی) منصب شیخ‌الاسلامی پایتخت صفوی را در دربار مقتدرترین شاه صفوی، شاه‌عباس بزرگ برعهده داشته باشد.(۳)
شیخ‌بهایى از معدود فقهاى دوره صفویه است كه اندیشه سیاسى‌اش تحت‌الشعاع زندگى او، هم از لحاظ كمّى و حجم مطالب و هم از لحاظ تأثیرپذیرى از اوضاع زمانه، قرار دارد. شیخ‌بهایى از ابتداى مهاجرت به ایران در سال 966 با فعالیت‌هاى سیاسى آشنا شد؛ حضور فعال شیخ‌حسین بن‌عبدالصمد، پدر شیخ‌بهایى، در دستگاه سیاسى و تصدى منصب سیاسى، مذهبى «شیخ‌الاسلامى» قزوین، پایتخت شاه‌طهماسب اول و سپس مشهد و هرات از عوامل مؤثر در شكل‌گیرى زندگى سیاسى بهایى بوده است. شیخ‌بهایى خود نیز سالیان متمادى منصب شیخ‌الاسلامى اصفهان را در سلطنت شاه‌عباس اول بر عهده داشت.(۴)
حیات سیاسى شیخ با مسافرت به خارج از ایران دچار فترت شد و به مدت چند سال از مناصب دنیایى كناره گرفت، اما بازگشت مجدد او به ایران و حضور دوباره در عرصه سیاست و برقرارى روابط صمیمى با شاه صفوى از نقاط عطف در زندگى سیاسى او به‌شمار مى‌رود.
به نظر می‌آید مهم‌ترین عامل بازگشت مجدد شیخ‌بهایى به صحنه سیاسى ایران، سوانحى است كه در سفرهاى خارجى با آنها روبه‌رو شد؛ از جمله مى‌توان به تنگناهاى شدید شیعیان در قلمرو حكومت عثمانى به‌ویژه اندیشمندان شیعى، مجبور شدن شیخ به تقیه در عقاید شیعى در مصر و شامات، احتراز از معرفى خود به اسم و رسم واقعى، استفاده از لباس جهانگردان و زى درویشان براى مصون ماندن از اذیت و آزار مخالفان و... اشاره كرد. این تجربه‌هاى تلخ، ضرورت و اهمیت وجود دولت مقتدر شیعى در ایران را كه حامى مذهب تشیّع و عالمان شیعى بود، بیش از پیش براى وى آشكار کرد؛ از این‌رو بهایى پس از بازگشت به ایران، با وجود ناخرسندى از تقرب به شاهان، در حمایت و تقویت دولت صفوى كوشید و با وجود فقدان مشروعیت سیاسى سلاطین صفوى در اندیشه سیاسى او، دغدغه اصلى شیخ تأیید و مقبول نشان دادن حكومت موجود و تقویت اقتدار سیاسى شاهان صفوى در برابر حكومت‌هاى مجاور و معاصر بود.(۵)
با عنایت به این نكته اساسى كه اندیشه سیاسى شیخ‌بهایى تحت‌الشعاع رفتار سیاسى او بوده و نیز با توجه به محدودیت و خلأیى كه در ارائه مباحث سیاسى در آثار شیخ به چشم مى‌خورد، تلاش خواهیم کرد طی چند شماره برخی مقولات سیاسى از دیدگاه وى را بررسی کنیم.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

گونه‌های مشاهده میدانی
پس از آشنایی با روش مشاهده میدانی، در این شماره انواع مشاهده میدانی بررسی می‌شود. محققان حوزه روش‌شناسی اجتماعی معتقدند مشاهده در علوم اجتماعی را می‌توان دست‌کم به چهار شیوه طبقه‌بندی کرد: مستقیم یا غیرمستقیم، مشارکتی یا غیرمشارکتی، علنی یا مخفی، ساختمند یا غیرساختمند. منظور از مشاهده مستقیم حضور پژوهشگر در صحنه کنش اجتماعی است. مشاهده غیرمستقیم به معنای مشاهده آثار و علایم به جامانده از فعالیت‌های انسانی است، مانند مطالعاتی که در باستان‌شناسی صورت می‌گیرد و با مطالعه بناها، ادوات و دیگر دست‌ساخته‌های انسان‌های گذشته، وضعیت اجتماعی و نوع مناسبات میان انسان‌های ادوار پیشین بازسازی می‌شود. البته این نوع مشاهده غیرمستقیم را نمی‌توان در زمره روش مشاهده میدانی قرار داد. در مشاهده مشارکتی، پژوهشگر خود در محیطی که مطالعه می‌کند به عضوی (هرچند موقت) تبدیل می‌شود و مانند دیگران، یعنی کسانی که مورد مطالعه او هستند، فعالیت و عمل می‌کند. در مشاهده غیرمشارکتی، پژوهشگر تنها حضور فیزیکی دارد، رویدادها را از نزدیک در صحنه وقوع‌شان می‌بیند و برخی مصاحبه‌ها و تعاملات را با افراد محیط دارد، اما خود را به شرکت در کار و فعالیت روزانه اعضا ملزم نمی‌داند، لذا اگر مشاهده‌گر هویت واقعی خویش را آشکار کرده باشد، مشاهده او از نوع علنی است، والاّ اگر با پوشش خاصی در محیط حضور یابد، مشاهده او جنبه مخفی خواهد داشت. منظور از مشاهده ساختمند انجام برخی آزمایش‌ها در محیط آزمایشگاه یا در میدان پژوهش است که همراه با کنترل‌ها و مداخله‌های خاصی صورت می‌گیرد. مشاهده غیرساختمند فاقد چنین کنترل‌هایی است و پژوهشگر در جریان عادی تعاملات در محیط مورد بررسی مداخله نمی‌کند. مجدداً یادآور می‌شود که مشاهده ساختمند را نیز نمی‌توان در زمره مشاهدات میدانی محسوب کرد؛ زیرا از نظر منطق پژوهش و نوع کار کاملاً متفاوت است. با ادغام برخی مبانی ذکر شده برای تفکیک انواع مشاهده و به پیروی از سنت مشاهده میدانی، چهار نوع «مشاهده میدانی» را می‌توان از هم تفکیک کرد: ۱ـ مشاهده‌گر کامل؛ ۲ـ مشاهده‌گر در نقش مشارکت‌کننده؛ ۳ـ مشارکت‌کننده در نقش مشاهده‌گر و ۴ـ مشارکت‌کننده کامل.
لازم به ذکر است که گاهی نوعی از مشاهده وجود دارد که حالت بینابینی پیدا می‌کند و ممکن است نتوانیم به‌طور کامل آن را در هیچ طبقه‌ای از گونه‌های فوق‌الذکر جا دهیم.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی-‌15
توطئه‌ها و دسیسه‌ها در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس اول
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا بهار سال ۱۳۵۹ چندین انتخابات برگزار شد که از دستاوردهای بی‌نظیر در تاریخ معاصر جهان ارزیابی می‌شود. نکته مهم اینکه هر یک از این انتخابات‌ها با توطئه‌ها و دسیسه‌های متعدد همراه بود که برشماری و ارزیابی آن در گنجایش این مختصر نیست، اما به مواردی اشاره می‌‌شود. در آستانه برگزاری همه‌پرسی «جمهوری اسلامی» در روز ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ انوع و اقسام دسیسه‌ها از طرف دشمنان انقلاب اسلامی به کار گرفته شد، به طوری که وقتی ناکام شدند شخصیت‌های انقلابی چون شهید قرنی، شهید مطهری و... را هدف گلوله قرار دادند و سعی کردند پس از همه‌پرسی فضا را متشنج کنند.
انتخابات مجلس خبرگان، بررسی نهایی پیش‌نویس و تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی در دستور کار قرار گرفت. بدون استثنا همه گروهک‌ها به این موضوع وارد شدند و به اشکال مختلف اعم از نفوذ دادن عوامل‌شان در مجلس و آشوب‌ها و بلواهایی که به جنایت و فاجعه‌های اسفناک (به‌ویژه در کردستان) منجر شد، به میان کشیدن برخی از چهره‌هایی که در جایگاه مرجع تقلید قرار داشتند مانند سیدکاظم شریعتمداری و غائله‌آفرینی گروهک موسوم به خلق مسلمان در تبریز، قم، تهران، ناآرامی و شورش به ‌پا کردند. انتخابات اولین دوره ریاست‌جمهوری در پنجم بهمن ۱۳۵۸ و برگزاری اولین دوره انتخابات نمایندگان مجلس شورا در اسفند ۵۸ در دستور کار قرار گرفت که هر دو ماجراهای بسیار عجیبی را به‌دنبال داشت. نکته جالب اینکه در هر یک از این انتخابات‌ها توطئه‌ها و دسیسه‌های دشمنان با شکست و ناکامی مواجه شد، اما تجربه تلخی برای ملت و مبارزان بود که هر یک داستان غم‌انگیزی دارد. به‌ویژه انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس که هر دو لازم و ملزوم یکدیگر بودند و طبق ساختار قانون اساسی جمهوری اسلامی باید نهاد آنها شکل می‌گرفت.


توطئه در انتخابات ریاست‌جمهوری
اولین جریانی که در فضاسازی انتخابات اولین دوره ریاست‌جمهوری ورود پیدا کرد، گروهک سازمان منافقین خلق بود. آنها با دسیسه در ابتدا شعاری طرح کردند مبنی بر اینکه امام خمینی(ره) رهبر و آیت‌الله طالقانی رئیس‌جمهور، این تبلیغات زودهنگام شروع شد و مردم و بسیاری از افراد صاحب‌نظر اینگونه تحلیل می‌کردند که این حرکت نقشه‌ای برای به دست گرفتن قدرت سیاسی پس از پیروزی انقلاب است، طولی نکشید که در شهریور ۵۹ آیت‌الله طالقانی به رحمت خدا رفت و این گروهک شعار خود را روی امام خمینی(ره) برد و از او تنها شخص برای ریاست‌جمهوری نام برد و در این‌باره ازسوی سردمداران این سازمان کذایی توجیهات خیالبافانه و عوام‌فریبانه‌ای داده می‌شد تا اینکه شرایط نام‌نویسی نامزد ریاست‌جمهوری اعلام شد، حدود ۱۲۰ نفر نامزد شدند که بسیاری از آنها از وجاهت اخلاقی، دینی و سیاسی برخوردار نبودند. نکته جالب اینکه در این بین مسعود رجوی سرکرده گروهک منافقین هم خود را نامزد ریاست‌جمهوری معرفی کرده بود که فوراً با یک سؤال ملی مواجه شد و آن اینکه؛ آیا کسی که به قانون اساسی رأی نداده می‌تواند کاندید ریاست‌جمهوری شود. چراکه مسعود رجوی و سازمانش به قانون اساسی رأی نداده و آن را تحریم کرده بودند و حالا با کمال پررویی خود را نامزد معرفی کرده بود که از طرف امام خمینی(ره) و مردم طرد شد و سرانجام هفت نفر شرایط لازم را کسب کردند و وارد عرصه تبلیغات و رقابت انتخاباتی شدند، در این رقابت کسانی با دسیسه‌هایی نامزدهای حزب جمهوری اسلامی را از دور خارج کردند که به پیروزی بنی‌صدر منجر شد که توضیح آن بحث طولانی را می‌طلبد.

طرح توطئه در انتخابات اولین دوره مجلس
پیروزی بنی‌صدر در اولین انتخابات ریاست‌جمهوری در حالی بود که اکثر جریان‌های متصل به خط امام با او مخالف بودند و خط تحریک از طریق سازمان منافقین علیه جریان خط امام شدت گرفت تا اینکه برای اشغال کرسی‌های اولین دوره مجلس خیز برداشتند، منافقین با درگیری‌ها و تنش‌ها در شهرها آشوب و بلوا به راه انداختند و سران این گروهک مرتب سخنرانی‌های تنظیم‌شده‌ای را در دستور کار داشتند و با عنوان «ارتجاع» و «عمله امپریالیسم» به نیروهای حزب‌اللهی طرفدار امام و روحانیت هجوم می‌بردند. ابوالحسن بنی‌صدر که به تازگی برنده انتخابات ریاست‌جمهوری شده بود و پس از تفویض فرماندهی کل قوا، ریاست شورای انقلاب به او داده شده بود، خود را مهم‌ترین قطب قدرت کشور تلقی می‌کرد. در این میان او پیش از هر مسئله‌ای دغدغه فتح کرسی‌های مجلس شورا را داشت و برای انجام این کار با همکاری نیروهای نزدیک به خود کنگره‌ای بزرگ را ترتیب داد تا اینکه نیروهای متمایل به خود را سازمان دهد و فهرستی از نمایندگان مجلس را تنظیم کند. این کنگره نمایش قدرتی برای بنی‌صدر شد و دفتر همکاری مردم با رئیس‌جمهور را شکل دادند که هدف اصلی‌اش معرفی نامزدها بود. در کنار این فضا سازمان منافقین هم در انتخابات مجلس اول فهرستی با امضای شورای خود اعلام کرد و به‌عنوان نمایندگان ترقی‌خواه شعار دادند، مسعود رجوی در صدر این فهرست قرار داشت و با اتکا به میلیشا تبلیغات عظیمی را راه انداخت. در مقابل آنها ائتلافی بزرگ با محوریت حزب جمهوری شکل گرفت و در نهایت بنی‌صدر، رجوی، لیبرال‌ها بازنده انتخابات در برابر این ائتلاف بزرگ شدند.

شکست منافقین و بنی‌صدر
باوجود توطئه‌ها و دسیسه‌هایی که جریان لیبرال‌ها، ملی‌گراها، منافقین، بنی‌صدر با دفتر همکاری مردم با رئیس‌جمهور و دارودسته‌های تبلیغاتی وسیع راه انداخته بودند، متحمل شکست سنگینی در انتخابات اولین دوره مجلس شورا شدند، اکثریت مطلق کرسی‌های مجلس در مرحله اول و دوم به ائتلاف بزرگ با محوریت حزب جمهوری اسلامی تعلق گرفت و مجموعه‌های مقابل یک اقلیت ۲۰ تا ۳۰ نفره شدند و اینها در مجلس با جریان‌های شکست‌خورده بنی‌صدر، ‌منافقین، ‌لیبرال‌ها،‌ ملی‌گراها همصدایی می‌کردند و سازمان منافقین با تبلیغات خود همواره مدعی بود که در انتخابات تقلب صورت گرفته و بدون هیچ سندی بر طبل تقلب می‌کوبیدند و سعی می‌کردند فضای سیاسی کشور را ملتهب کنند و مرتب با برگزاری اجتماعات و انجام سخنرانی‌های تحریک‌کننده به آشوب دامن می‌زدند و در این راستا برنامه‌ای تنظیم‌شده با هدف مشخصی را دنبال می‌کردند تا خط تشنج‌آفرینی در شهرهای دیگر توسعه داده شود. جریان تقلب و پیگیری‌های آنها بدون سند و مدرک رسوایی‌های زیادی برای آنها به بار آورد. آنها دیگر فضای تنفس و حفظ موجودیت‌شان را در تشنج‌آفرینی و درگیری و زدوخورد و مجروح دادن و کشته شدن می‌دیدند و در این راستا برگزاری اجتماعات بهانه خیلی خوبی برای آن بود که هر کدام که در هر شهر برگزار می‌شد با درگیری‌های خونینی همراه بود که هر یک ماجراهایی دارد.

گردهمایی امجدیه تهران
همان‌طور که گفته شد پس از شکست انتخابات، خط تشنج‌آفرینی از سوی منافقین و سایر گروهک‌ها دنبال می‌شد،‌ دامن زدن به آشوب و برپایی بلواها هر یک در چارچوب نقشه‌ای هدفمند و از پیش طراحی‌شده جریان داشت که یکی از نمونه‌های بارز آن برپایی گردهمایی امجدیه بود. سازمان از طریق وزارت کشور در روز ۲۲ خرداد ۵۹ مجوز گردهمایی در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی فعلی) را دریافت کرد و در روز مقرر برگزار شد و برای حفظ امنیت تدابیری اتخاذ شده بود و آن تأمین نیروها از طریق دانش‌آموزان و هواداران بود و نیروهای شهربانی بدون امکانات و در شرایط بسیار بدی قرار داده شده بودند. از همه بدتر موضوع سخنرانی مسعود رجوی بود که در این فضای ملتهب ایران را به لبنان تعبیر می‌کرد و می‌گفت: «ایران، ترکیه نخواهد شد، بلکه لبنان خواهد شد.» همگان به نحوی دریافتند که منظور مسعود رجوی از لبنان ایجاد جنگ‌های داخلی برای دستیابی به قدرت است و همچنین هشدار می‌داد که ترور و چماقداری واکنش‌های اجتناب‌ناپذیری را در پی خواهد داشت که در آن صورت نه برای دولت قدرتی باقی خواهد ماند، نه برای مجلس. این سخنان به درگیری شدیدی منجر شد و واکنش‌های متفاوتی را در پی داشت و هم مجموعه‌ها در این رابطه عکس‌العمل نشان دادند و پیام و بیانیه صادر کردند و اقدامات رجوی را محکوم کردند.

جنایت‌ها و فاجعه‌ها
در هر شهری که منافقین اجتماعاتی (به تعبیر خودشان میتینگ) برگزار می‌کردند، عده‌ زیادی مجروح، کشته و شهید بر جای می‌گذاشت. در ماجرای امجدیه که ظرفیت جمعیت آن به ۲۰ هزار نفر می‌رسید رجوی درسخنان خود از جمعیت ۱۰۰ هزار نفری نام می‌برد، درحالی‌که می‌توان گفت تعداد افراد در زمین چمن و اطراف آن حدود ۳۰ هزار نفر قابل قبول بود، ‌این جمعیت که با حضور نیروهای شهربانی بدون تجهیزات پلیسی برای انتظامات پیش‌بینی شده بود موجب آشفتگی بیشتر می‌شود و درگیری آن روز حدود ۴۰۰ نفر زخمی بر جای می‌گذارد و یکی از اعضای منافقین کشته می‌شود و مشابه این درگیری‌های شدید در استان‌های دیگر همچون مشهد، ‌اصفهان،‌ کرمان،‌ کرمانشاه، اراک، زنجان، قزوین، بندرعباس، شیراز در چند مرحله بین هواداران منافقین با طرفداران خط امام خمینی روی می‌دهد که در هر شهر تعدادی زخمی و مجروح و کشته و شهید بر جای می‌گذارد. برای نمونه در شیراز در پل دروازه اصفهان و چهارراه حافظیه حدود ۴۰۰ نفر زخمی برجای می‌گذارد، یکی از شدیدترین درگیری‌ها در قائم‌شهر صورت می‌گیرد که یکی از هواداران منافقین کشته و چندین نفر زخمی می‌شوند. در واقع این درگیری‌ها که از اوایل سال ۵۹ شروع می‌شود تا ۱۴ اسفند ۵۹ که در دانشگاه تهران غائله‌ به پا می‌شود و خشن‌گرایی‌شان توسعه می‌یابد و حتی تا سال‌های بعد ادامه دارد و انفجارات و ترورهای متعددی صورت می‌گیرد. یکی از این غائله‌ها استقرار نیروهای مسلح گروهک‌ها در دانشگاه بود که در بهار سال ۵۹ کار به جایی رسید که به تعطیلی دانشگاه‌ها منجر می‌شود که در مباحث بعدی آن را به بحث خواهیم گذاشت.


حكایت زمانه
داوود امینی

رخنه‌ای در تاریکخانه روابط پهلوی‌ها و رژیم صهیونیستی در گفت‌وگو با عبدالله شهبازی
پایگاه خبری ـ تحلیلی «پارس» گفت‌وگویی را با عبدا...شهبازی، پژوهشگر تاریخ معاصر درباره روابط رژیم صهیونیستی و پهلوی‌ها انجام داده است که با توجه به ارزش مطالب، تقدیم حضور مخاطبان محترم می‌شود.
ـ از چه زمانی صهیونیست‌ها در خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] و به‌ویژه در ایران، نفوذ پیدا کردند؟
با وجود اینکه، صهیونیسم را به‌منزله یک مکتب سیاسی، رسما «تئودور هرتزل»، در سال‌های پایانی قرن نوزدهم، پایه‌‌گذاری شد؛ اما یهودیانی که تفکرات صهیونیستی داشتند، از مدت‌ها قبل فعالیت می‌کردند. در واقع، اگر بخواهیم سابقه حضور صهیونیست‌ها در منطقه خاورمیانه را بررسی کنیم، باید به خیلی قبل‌تر از دوران حکومت رضاخان بازگردیم. یهودیانی که چنین دیدگاه‌هایی داشتند، از مدت‌ها قبل فعالیت‌های گسترده‌ای را در اروپا آغاز کرده بودند. زمانی‌که در نیمه دوم قرن نوزدهم، در زمان نخست‌وزیری «پالمرستون»، انگلیس موفق شد قلعه «عکا» را در فلسطین امروزی، به‌منزله نخستین پایگاه منطقه‌ای در شرق مدیترانه اشغال کند، یهودیانی که افکار صهیونیستی داشتند، در این اقدام، با بریتانیا همکاری می‌کردند که این شروع مسئله‌ای به نام فلسطین در تاریخ معاصر محسوب می‌شود.
البته اصطلاح «صهیونیسم»، به نسبت جدید است و در واقع، ماحصل فعالیت پدیده‌ای است که نام آن را «زرسالاری یهودی» گذاشته‌ام. جریان «زرسالاری یهودی» از اواخر قرن 19 تا سال‌های آغازین قرن بیستم میلادی و شروع جنگ جهانی اول، نقش مهمی در سیاست‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای انگلیس بازی کرد.
این فعالیت‌های گسترده همزمان با روی کار آمدن حکومت پهلوی در ایران بود که پیامد عوامل مختلفی است. توجه داشته باشید که برای بررسی علل بروز یک پدیده تاریخی، باید عوامل مختلفی را در نظر گرفت و نباید یک طرفه به قاضی رفت. عوامل فکری، اقتصادی و ... همگی در بروز یک پدیده تاریخی، مانند ظهور رضاخان و به قدرت رسیدن وی، مؤثرند. بررسی این عوامل با هم منافاتی ندارد و می‌توان نقش هر کدام را به صورت مستقل پیگیری کرد.
به همین دلیل، معتقدم در بررسی چگونگی صعود رضاخان به قدرت، در کنار بررسی سایر عوامل، نباید کانون‌های استعماری را نادیده بگیریم و از آنها بگذریم. همزمان با قدرت گرفتن رضاخان در ایران، «دیوید لویدجرج»، نخست‌وزیر انگلیس بود که فردی به معنای کامل کلمه پوپولیست و عوام‌فریب بود. کابینه او زیر نفوذ شدید زرسالاران یهودی قرار داشت. در زمان نخست‌وزیری «لویدجرج» بود که «سِر روفوس ایزاک» (اسحاق) یهودی، که لقب اشرافی گرفته و «لرد ردینگ» نامیده می‌شد، نایب‌السلطنه بریتانیا و فرمانفرمای هندوستان شد و هم او بود که مقدمات تأسیس سلطنت پهلوی را فراهم کرد.
ـ کانون‌های زرسالار یهودی در ایران، پیش از تأسیس رژیم صهیونیستی، چه فعالیت‌هایی داشتند؟
همان‌طور که گفتم، صهیونیسم در واقع مولود و نتیجه فعالیت زرسالاران یهودی است. یکی از کارهای فریبنده این کانون‌های زرسالار این است که می‌خواهند صهیونیسم را ایدئولوژی طبقه متوسط یهود با آرمانی ناسیونالیستی معرفی کنند، در حالی که چنین نیست. پیش از آنکه «تئودور هرتزل»، صهیونیسم را، یک مکتب سیاسی معرفی کند، شاهد حضور گسترده زرسالاران یهودی و فعالیت‌های آنها در همه جا و از جمله در ایران بودیم.
ـ آیا منظور شما تأسیس مدارس آلیانس در دوره قاجار، با حمایت روچیلدهاست؟
بله؛ البته مسئله مربوط به خیلی قبل که از تأسیس مدارس آلیانس اسرائیلی در ایران است. در نیمه اول قرن 19 میلادی، تریاک، نقشی مهم و راهبردی را در تجارت جهانی بازی می‌کرد. کمپانی هند شرقی بریتانیا بخش مهمی از این تجارت پرسود را در اختیار داشت و زرسالاران یهودی نیز نقشی مهم و محوری در آن بازی می‌کردند. مقصد عمده این تجارت، بازارهای چین بود.
دولت چین که متوجه مضرات اعتیاد به تریاک برای مردم خود شده بود، در پی جلوگیری از آن برآمد؛ اما در دو جنگ معروف تریاک شکست خورد و تسلیم شد. این تجارت پرسود، سرمایه فراوانی را انباشته کرد. همین انباشت سرمایه ناشی از تجارت جهانی تریاک بود که سبب قدرت گرفتن بسیاری از خاندان‌های معروف و کمپانی‌های غربی شد.
همزمان با این وقایع، زرسالاران یهودی انحصار تجارت تریاک ایران را به دست آوردند. آنها توانستند با حمایت از «میرزا حسین خان سپهسالار»، کنسول ایران در بمبئی، وی را به مقام صدراعظمی ناصرالدین شاه برسانند. «میرزا حسین‌خان سپهسالار» پس از رسیدن به قدرت، مقدمات سفر شاه به اروپا و انگلستان را فراهم کرد.
در زمان او بود که کشت تریاک، به شکلی بسیار گسترده در کشور رواج یافت و سبب بروز قحطی بزرگ سال ۱۲۸۸ ق و از بین رفتن یک سوم جمعیت ایران شد.
ـ این نفوذ از چه تاریخی آغاز شد؟
از اوایل دهه 1870 میلادی، این زرسالاران، دیگر خود را به همکاری و فعالیت اقتصادی با یک دولت استعماریِ خاص، مانند بریتانیا، محدود نمی‌کردند.
در واقع، آنها هر جایی که می‌شد امکان کسب منافع بود، حضور داشتند و پیمانکار دولت‌های استعماری محسوب می‌شدند. در دوران به قدرت رسیدن رضاخان، نفوذ این تشکیلات در ایران گسترده شده بود. شبکه زرسالاران، به‌ویژه پس از انقلاب مشروطه، توانسته بود در بسیاری از محافل سیاسی ایران نفوذ کند.
بسیاری از زرسالاران یهودی توانستند با سوءاستفاده از شرایط متزلزل دولت ایران، در دوره احمدشاه، القاب اشرافی بگیرند. کانون زرسالاران یهودی که در دوره احمدشاه بسیار مقتدر شده بود، در به قدرت رسیدن رضاخان نقش اصلی را ایفا کرد.
همزمان با روی کار آمدن رضاخان، تلاش‌های استعماری برای ایجاد رژیم صهیونیستی هم شدت گرفت. نفوذ زرسالاران یهودی و وابستگان آنها، ایران را به کشوری مهم برای صهیونیست‌ها تبدیل کرد. ارتباطات بعدی صهیونیست‌ها با محمدرضاپهلوی و دولتمردان و وابستگان او هم به تبع همین سابقه بود.
ـ روند نفوذ و فعالیت صهیونیست‌ها در ایران، در دوره محمدرضاپهلوی، چگونه بود؟
در دوره پهلوی دوم، ارتباط بسیار نزدیک و تنگاتنگی با رژیم صهیونیستی برقرار شد. اطلاعات و امنیت، یکی از مهم‌ترین عرصه‌های این ارتباط تنگاتنگ بود. در این دوره، دستگاه‌های امنیتی رژیم صهیونیستی، ترکیه و ایران، به هم نزدیک شدند.
سازمان‌های اطلاعاتی ترکیه (میت)، ایران (ساواک) و اسرائیل (موساد)، در عرصه اطلاعات و امنیت، تعامل گسترده‌ای با هم داشتند. مأموران اسرائیلی به‌ویژه در بخش انتقال آموزش و تجربه، کمک‌های فراوانی به ساواک کردند.
مأموران موساد پایگاه‌های متعددی در ایران برای کنترل فعالیت کشورهای عربی ایجاد کرده بودند که یکی از مهم‌ترین این پایگاه‌ها در کردستان قرار داشت.
مسئولیت کنترل و نظارت بر این پایگاه‌ها بر عهده «یعقوب نیمرودی» بود. او در حال حاضر یکی از ثروتمندان بزرگ و از گردانندگان اصلی مافیای اسرائیل و مالک خبرگزاری و روزنامه معروف «معاریو» است که پسرش، «اوفر نیمرودی»، آن را اداره می‌کند. «نیمرودی» دلال و قاچاقچی بزرگ اسلحه و آثار باستانی بوده و هست و از این راه پول فراوانی به جیب زده است.
او هنوز هم به این کار مشغول است و به احتمال قریب به یقین با جریان‌هایی، چون داعش پیوند نزدیکی دارد. به نظر من حوادثی، مانند غارت موزه بغداد یا غارت آثار باستانی عراق و سوریه نمی‌تواند با مافیای «یعقوب نیمرودی» بی‌ارتباط باشد.
ـ تاکنون اسناد و مدارک متعددی درباره ارتباط رجال سیاسی دوره پهلوی با رژیم صهیونیستی منتشر شده است. به‌تازگی نیز خاطرات یک مقام سابق موساد چاپ شده است که در آن به ارتباط شاپور بختیار با سازمان‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی اشاره شده است. ادعای ارتباط بختیار با سازمان‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، چه اندازه صحت دارد؟
زمانی‌که کتاب دوجلدی «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» را برای چاپ آماده می‌کردم، جلد دوم کتاب را به مستنداتی اختصاص دادم که می‌توانست خواننده را به درکی بهتر از خاطرات ارتشبد «حسین فردوست» برساند. در جلد دوم، بیشتر رجال و افراد ذی‌نفوذ دوره پهلوی معرفی شده‌اند و سوابق آنها به شکل مستند ارائه شده است. من می‌خواستم تکنگاری تمام نخست‌وزیران و رجال مهم دوران پهلوی دوم را در جلد دوم عرضه کنم، ولی متأسفانه اسناد مربوط به «شاپور بختیار» دیر به دست من رسید و همراه با این کتاب منتشر نشد.
مجموعه اسناد مربوط به بختیار، بعدها در قالب یک مقاله مفصل با عنوان «شاپور بختیار و ناسیونالیسم ایرانی»، در کتاب دیگرم، با نام «مطالعات سیاسی» انتشار یافت. این مقاله را در زمان حیات «شاپور بختیار» نوشتم؛ اما انتشار آن با قتل وی در پاریس همزمان شد.
در آن مقاله، برای نخستین بار، اسنادی را منتشر کردم که نشان می‌داد، «شاپور بختیار» بر اساس اسناد رسمی ساواک، عضو لژ فراماسونری اصفهان بوده است، که یکی از خویشان او به نام «علی‌اصغر بختیار» آن را اداره می‌‌کرد. بختیار همکاری نزدیکی با ساواک داشت. او زمانی که مسئول سازمان دانشجویی جبهه ملی دوم بود، نقش مهمی در ساقط کردن دولت «امینی»، به نفع شاه از طریق تحریک دانشجویان علیه دولت و به راه انداختن تظاهرات و اعتصاب اول بهمن ۱۳۴۰ دانشگاه تهران ایفا کرد. «بختیار» در ظاهر خود را ناسیونالیست و ملی‌گرا معرفی می‌کرد، اما در واقع عامل دربار بود. می‌‌توانیم این پیوند با دربار و دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی شاه را به دستگاه‌های امنیتی رژیم صهیونیستی هم تعمیم بدهیم.
«بختیار» در جبهه ملی، برخلاف برخی از رهبران این جبهه در آن دوره، مانند «اللهیار صالح» یا «کریم سنجانی» یا «دکتر شایگان» آدم خیلی خوشنامی نبود. همان زمان هم بدبینی‌هایی نسبت به بختیار وجود داشت. اگر نگاهی به خاطرات افرادی، مانند «شمس‌الدین امیرعلایی» بیندازید، بدبینی فراوان آنها نسبت به بختیار را مشاهده خواهید کرد. «امیرعلایی» به صراحت بختیار را عامل دربار می‌دانست.
ـ پس از قبول سمت نخست‌وزیری از جانب بختیار، جبهه ملی هم واکنش نشان داد و او را اخراج کرد.
همین‌طور است. چون پیروزی انقلاب خیلی واضح بود و بسیاری، از جمله «سنجابی» و حتی فردی، مثل «دکتر علی امینی»، که جزو جبهه ملی نبود ولی اپوزیسیون وفادار به سلطنت محسوب می‌شد، حاضر به پذیرش سمت نخست‌وزیری در آن اوضاع نشده بودند.
با این حال، «بختیار» نخست‌وزیری را پذیرفت. اسناد وزارت خارجه بریتانیا که در سال‌های اخیر منتشر شده است، نشان می‌دهد که چگونه «بختیار» و ارتشبد «غلامعلی اویسی» نقش مهمی در تحریک صدام برای حمله به خاک ایران داشتند.


امام خامنه ای  در گذر زمان47

خدمت‌گزار به پدر و توفیقات ناشی از آن
اشاره شد که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با بیماری چشم پدرشان روبه‌رو شدند. مدتی در تردید بودند که آیا در مشهد بمانند و در خدمت پدر باشند یا به قم بروند و درس و بحث و فعالیت‌های سیاسی را ادامه دهند. با توجه به اینکه معظم‌له از فضای سیاسی و حوزه علمیه شهر مشهد ناراضی بودند و در تصمیم‌گیری تردید داشتند با یکی از دوستان مشورت می‌کنند و وی نکته حکمت‌آمیزی را یادآور می‌شود و می‌گوید: «از قم دست بکش و به مشهد برو، می‌دانم که دنیا و آخرتت در قم است و نمی‌توانی آن را رها کنی، اما خدا می‌تواند دنیا و آخرت تو را از قم به مشهد منتقل کند.» همین جمله امام خامنه‌ای را مصمم می‌کند که در مشهد بماند و در خدمت پدر باشد و او را مشایعت کند. امام خامنه‌ای درباره علل و انگیزه ماندن در مشهد طی مصاحبه‌ای فرمودند: «اگر پدرم را رها می‌کردم و به قم می‌آمدم، ایشان مجبور بود گوشه‌ای در خانه بنشیند و قادر به مطالعه و معاشرت و هیچ‌کاری نبود و این برای من خیلی سخت بود. ایشان با من هم یک انس به‌خصوصی داشت، با برادرهای دیگر این‌قدر انس نداشت... بنده وقتی نزد ایشان بودم، برای‌شان کتاب می‌خواندم و با هم بحث علمی می‌کردیم و از این‌رو با من مأنوس بود. برادرهای دیگر این فرصت را نداشتند و یا نمی‌شد. به هر حال من احساس کردم اگر ایشان را در مشهد تنها رها کنم و خودم برگردم و به قم بروم، ایشان به یک موجود معطل و از کار افتاده تبدیل می‌شود و این مسئله برای ایشان بسیار سخت بود. برای من هم خیلی ناگوار بود. از طرف دیگر اگر می‌خواستم ایشان را همراهی کنم و از قم دست بردارم، این هم برای من غیرقابل تحمل بود، زیرا که با قم انس گرفته بودم و تصمیم گرفته بودم تا آخر عمر در قم بمانم و از قم خارج نشوم. استادانی که من از آن زمان داشتم، به‌خصوص برخی از آنها، اصرار داشتند که من از قم نروم. می‌گفتند اگر تو در قم بمانی، ممکن است که برای آینده مفید باشی. خود من هم خیلی دلبسته بودم که در قم بمانم. بر سر یک دو راهی گیر کرده بودم... روزهای سختی را من در حال تردید گذراندم.»
اما معظم‌له با مشورت از این تردید عبور می‌کنند و تصمیم نهایی را می‌گیرند و در مشهد موفق می‌شوند جریان جدیدی را در فضای سیاسی و فرهنگی مشهد به وجود آورند که در گذشته وجود نداشته است و از شخصیت‌های شاخص و نماینده تفکر و اندیشه انقلابی نهضت امام خمینی در مشهد شناخته می‌شوند و در روند مبارزات در دهه چهل و پنجاه توفیقات فراوانی به‌دست می‌آورند. ایشان در مصاحبه‌ای درباره خدمت به والدین فرمودند: «اگر بنده در زندگی توفیقی داشتم، اعتقادم این است که ناشی از همان برّی است که به پدر، بلکه به پدر و مادرم انجام داده‌ام.»
آری خدمت‌گزاری بدون منت به پدر و مادر برکات فراوانی را به همراه دارد که در محاسبات عقل بشر قابل پیش‌بینی نیست.»


از لابه لاي تاریخ

نقبی به انتخابات مجلس بیست‌ودوم دوران پهلوی ـ 3
به انتخابات دوره بیست‌ودوم مجلس باز می‌گردیم، در این دوره گزارش‌های زیادی وجود داشت كه طبق آن‌ها عده‌ای شناسنامه‌های مردم را می‌گیرند و بر اساس آنها كارت الكترال دریافت می‌كنند و اسامی موردنظر خود را می‌نویسند و به صندوق‌های رأی‌گیری می‌اندازند. در مواردی فردی ده‌ها شناسنامه را یك‌جا برای رأی دادن تحویل می‌داد، بسیاری از افراد برای این كار خود فقط یك وعده چلوكباب دریافت كرده بودند. امر تقلبات انتخاباتی فقط مربوط به حزب ایران نوین نبود، بلكه در این ماجرا حزب مردم هم مشاركت داشت. محمدعلی مسعودی چندین هزار جلد شناسنامه بدون صاحب از سال ۱۳۲۹ در اختیار داشت؛ از همان سال‌ها وی از این شناسنامه‌ها برای رأی دادن و برگزیدن نمایندگان موردنظر استفاده می‌كرد. در دوره بیست‌ودوم مجلس او این شناسنامه‌ها را در اختیار حزب مردم قرار داد تا بر اساس آنها كارت الكترال صادر شود، بر این اساس بیش از پنج هزار كارت صادر شد. در برخی موارد دیده می‌شد كه عده‌ای دسته‌دسته كارت‌ها را به صندوق‌های رأی‌گیری می‌اندازد، در مواردی دیگر امضاهای كارت‌ها جعلی بود و فردی ده‌ها امضا به جای دیگران كرده بود. این تازه گوشه‌ای از حوادث این دوران بود.
نكته این است كه حزب ایران نوین برای این به وجود آمده بود تا در بسط فضای دموكراسی و جلوگیری از فساد گسترده در كشور گام‌های ضروری را بردارد؛ گام‌هایی كه شرط ضروری مقابله با نفوذ كمونیسم به شمار می‌آمد. به بهانه مبارزه با كمونیسم، دولتی دست‌‌نشانده در كشور روی كار آوردند كه ضربات اساسی بر پیكر بافت‌های سیاسی و اقتصادی كشور وارد كرد و همان تتمه استقلال ایران را هم بر باد داد. رجالی مقدرات امور كشور را به دست گرفتند كه در هر امری نظر دولت آمریكا را جویا می‌شدند و حتی برای نطق‌های پیش از دستور خود از سفارت آمریكا كسب تكلیف می‌كردند. اشمئزاز امر به اندازه‌ای بود كه نفرت برخی از خود آمریكاییان را نیز از این همه سالوس و ریاكاری و بی‌شخصیتی برانگیخته بود. در سراسر این دوران آمریكایی‌ها كه اینك به مقصود خود رسیده بودند و در ایران پایگاه‌های گسترده نظامی و سیاسی و اقتصادی به وجود آورده بودند، دیگر از حقوق بشر و آزادی‌های مدنی و مشروع سخنی به میان نمی‌آوردند و با اینكه این بار از نزدیك شاهد فساد گسترده و بی‌سابقه همراه با شكنجه‌های غیرانسانی زندانیان سیاسی كشور بودند، كوچك‌ترین اعتراضی نكردند.
در دوره نفوذ آمریكایی‌ها یكی از استبدادی‌ترین حكومت‌های تاریخ معاصر ایران در كشور مستقر شد، به‌ویژه در سال‌های دهه پنجاه فشارهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی از حد متعارف خود نیز گذشت. در این دوره قدرت یكسره در دست كسانی بود كه در عرف سیاسی كشور «نخبگان آمریكایی» خوانده می‌شدند. این افراد كه زمانی برای شعارهایی مثل دموكراسی و توسعه اقتصادی یقه می‌درانیدند و دور هم گرد می‌آمدند و در نهایت قدرت سیاسی را هم قبضه كردند؛ خود به صورت آلت فعل یكی از دیكتاتورترین حكومت‌های جهان درآمدند و نشان دادند كه وعده‌ها و آرمان‌هایی كه پیشتر از آن سخن به میان می‌آوردند، فقط برای تصدی قدرت بوده است و نه غیر از آن. ایران در این دوره به قعر انحطاط سیاسی خود در دوران معاصر رسیده بود. در پس این وضع دهشتناك و غیرقابل تحمل كه هم تحقیر حقوق و شخصیت اجتماعی مردم و هم بحران‌های اقتصادی و سیاسی را در پی داشت؛ سهم آمریكا غیرقابل‌‌انكار و دست ستم و استیلاطلب امپریالیسم آشكار بود.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکا ـ 7
تئوری «کنگره امپراتوری» و «آشتی‌ناپذیران» در سیاست خارجی آمریکا

حسن خدادی

بیان مسئله:
ساخت سیاست خارجی آمریکا نیازمند آگاهی از سازوکارهای حاکم بر نظام سیاسی و حقوقی آمریکاست. هر نهاد سیاست خارجی دارای مسئولیت‌های ویژه، استقلال حقوقی و همچنین رابطه منطقی با نهاد موازی است. از آنجا که ساختار سیاست و حکومت در آمریکا در برگیرنده نهادهای ویژه‌ای است که هر یک در قدرت نقش دارند، بنابراین همکاری و هماهنگی میان این نهادها به‌ویژه در زمینه سیاست خارجی ضروری می‌شود. در این راستا، پژوهش و بررسی درباره چگونگی تعامل کنگره با کاخ‌سفید در موضوع سیاست خارجی آمریکا اهمیت دارد. اما مسئله مهم این است که انتهای کدامین خیابان پنسیلوانیا نقش فزونتری در قلمرو سیاست خارجی دارد. در مقاله شماره پیش از نظریه «کنگره امپراتوری» که معتقد به نقش بالادستی و اهمیت کنگره در تدوین خط‌‌مشی سیاست خارجی آمریکا هستند و نظریه تئوری آشتی‌ناپذیران که معتقد به نقش بالادستی و اهمیت کاخ‌سفید و شخص رئیس‌جمهور در تدوین خط‌مشی سیاست خارجی هستند، نام بردیم. در مقاله پیش‌رو برآنیم به تفصیل این دو نظریه را واکاوی کنیم.

مقدمه:
همان‌گونه که در مقاله شماره گذشته بیان کردیم، تدوینگران قانون اساسی با توجه به پیامد‌های سیاست‌های اروپایی، سنت متداولی را که جنگ به‌عنوان یکی از ابزار مدیریت سیاست خارجی به‌طور کامل در اختیار رئیس قوه‌مجریه قرار داده بود، به وضوح نادیده انگاشتند و آنان قدرت‌های مرتبط با سیاست خارجی را بین سه قوه حکومت تقسیم کردند. این بدان معناست که در حیطه سیاست خارجی، مفاد قانون اساسی آمریکا، کنگره را منبع غایی و انحصاری بالاترین قدرت در حیطه روابط خارجی ساخته است (اقتدار در آغاز جنگ) و در مقابل هدایت نیروهای نظامی و فرماندهی کل‌قوا را به رئیس‌جمهور واگذار کرده است. تحولات جهانی و جایگاه متغیر جهانی آمریکا سبب شده است که این تقسیم‌بندی در اکثر اوقات دچار غفلت و منشأ بروز اختلاف شود که به تبع آن طرفداران هر یک از دو نهاد درپی تفسیر قانون اساسی به سود خود هستند.

الف) تئوری کنگره امپراتوری
دیدگاه کنگره امپراتوری (congress Imperial) مبتنی بر این تفکر است که به لحاظ اینکه کنگره به مردم نزدیک‌تراست باید از مسئولیت‌های وسیع‌تری برخوردار شود. بدین‌منظور بود که برای حفظ حقوق مردم، بهترین عملکرد در حیطه سیاست خارجی، یعنی کشاندن مملکت به جنگ در اختیار قوه ‌مقننه قرار گرفت. رهبر اکثریت در سنا در زمانی که جورج‌بوش اعلام کرد که برای فرستادن نیرو به کویت نیاز به اجازه و مجوز کنگره وجود ندارد، با قاطعیت اعلام کرد که براساس قانون اساسی آمریکا، رئیس‌جمهور هیچ اقتدار قانونی‌ـ اصلاً و ابداً ـ در اختیار ندارد که آمریکا را وارد جنگ کند. تنها کنگره از این قدرت برخوردار است که به چنین اقدام خطیری دست بزند. کسانی که پذیرای این درک هستند، معتقدند که این همان برداشت اولیه است که تدوینگران قانون اساسی در نظر داشتند. در این چارچوب «کنگره تقریباً اقتدار کامل بر آغاز جنگ دارد.» اینان حتی تا آنجا پیش می‌روند که نقش اساسی در اعمال سیاست خارجی را از رئیس‌جمهور دریغ می‌کنند و می‌گویند: «هیچ‌گونه سندی وجود ندارد که نشان ‌دهد تدوینگران درصدد بودند که به رئیس‌جمهور اقتدار مستقلی برای فرستادن نیروهای مسلح به جبهه اعطا کنند، البته تنها در زمینه مقابله با حمله ناگهانی او از این اختیار برخوردار است.»
این نگاه که متن قانون اساسی به‌طور قاطع متوجه کنگره است، تأکید بر اهمیت کنگره دارد. بر طبق این دیدگاه تئوری کنگره امپراتوری که بیان شد، چنین منطقی تنها به حیات یافتن «ریاست‌جمهوری در غل و زنجیر» منجر می‌شود و همین امر سبب شده است که قوه ‌مجریه در بسیاری از اوقات به‌ویژه در دهه‌های اخیر، به‌شدت از فعال‌گرایی(Activism) کنگره در حیطه سیاست خارجی انتقاد کرده است و مدیریت خرد (management micro) اعضای کنگره را عامل ضعف سیاست خارجی آمریکا قلمداد کرده است.
در مقابل افشاگری‌های مختلف پیرامون سوءاستفاده‌های رؤسای‌جمهور از قدرت، کنگره را بیش از پیش به ایفای نقش فعال‌تر در این عرصه ترغیب کرد و زمینه اصلاحات ۱۹۷۰ را که با پایان جنگ ویتنام و رسوایی واترگیت همراه بود، فراهم کرد. کنگره از حافظه تاریخی دقیقی برخوردار است. اعضای کنگره بر این نکته آگاهی دارند که شاید بیشترین موفقیت دستگاه سیاست خارجی آمریکا، یعنی دکترین ترومن (۱۹۴۷)، طرح مارشال (۱۹۴۷)، تشکیل ناتو (۱۹۴۹)، معاهده کانال پاناما (۱۹۷۷) و جنگ دوم خلیج‌فارس (۱۹۹۱) پس از انجام بحث‌های گسترده و دقیق کنگره و تأیید این نهاد قانون‌گذاری به مرحله اجرا و عمل درآمد. ازسویی بر این نکته نیز آگاه هستند که عمده ناکامی‌های دستگاه سیاست خارجی آمریکا، یعنی عقد قراردادهای یالتا میان فرانکلین روزولت و ژوزف استالین، تهاجم به خلیج‌ خوک‌ها(۱۹۶۱)، جنگ ویتنام و قضیه ایران ـ کنترا(۱۹۸۶) دستاورد خودسری‌های رئیس‌جمهور و بی‌اطلاع نگه داشتن کنگره بود. در واقع میراث جنگ ویتنام، قضیه کنترا، حوادث مشابه و فرهنگ حاکم بر کنگره، همگی بر حساسیت بیشتر کنگره نسبت به مسائل سیاست خارجی و تقویت نقش این نهاد دلالت دارد. اینک اعضای کنگره با بهره‌گیری از ابزارهای مختلف تلاش دارند بر ضعف‌های خود در برابر رئیس‌جمهور، به‌ویژه پیرامون عدم دستیابی به اطلاعات لازم به‌منظور مشارکت فعال‌تر در راهبری سیاست خارجی غلبه کنند. برخورداری از حمایت کارشناسان مختلف، نخبگان سیاسی، گروه‌های ذی‌نفوذ، رسانه‌ها و... از جمله ابزارهای مورد استفاده اعضای کنگره در این زمینه هستند. همچنین، گستره و متنوع‌تر شدن منابع تهدیدکننده امنیت ملی به‌دنبال پایان جنگ سرد و فروپاشی شوروی سابق انگیزه و مسئولیت‌پذیری و تفوق بیشتر اعضای کنگره را برای مشارکت در راهبری سیاست خارجی افزایش داده است. نگرانی‌های فزاینده ناشی از واگذاری صحنه رقابت در اقتصاد جهانی به رقبایی همچون ژاپن، چین و اتحادیه اروپا نیز از دیگر واقعیاتی است که حساسیت بیشتر کنگره نسبت به حوزه روابط خارجی را برمی‌انگیزد و مشارکت بیشتر کنگره در این عرصه را به‌دنبال خواهد داشت. با این همه شاید هیچ‌یک از مؤلفه‌های مذکور به اندازه پدیده تروریسم بین‌المللی و حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ به نیویورک و واشنگتن که شدت آسیب‌پذیری آمریکا را در برابر این پدیده به نمایش می‌گذارد، نتواند کنگره را به نقش‌آفرینی بیشتر در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی وادار کند. حوادث ۱۱سپتامبر۲۰۰۱ و پیامدهای آن به تعبیری چهره سیاست بین‌المللی را دستخوش تغییرات شگرف کرد. این حوادث، احساس آسیب‌ناپذیری آمریکا را که مبتنی بر موقعیت ابرقدرتی این کشور بود به‌طور جدی متزلزل ساخت. پندارهای صلح پس از جنگ سرد در پی حوادث مزبور در هم شکست و دنیا را با نااطمینانی‌های بسیاری نسبت به آینده مواجه کرد. بدیهی است تحت چنین اوضاع و احوالی، نگاه آمریکا به خود و جهان، دستخوش تغییراتی خواهد شد و ائتلاف‌ها و صف‌بندی‌های جدیدی در روابط بین‌الملل شکل گرفت. بی‌شک در چنین شرایطی کنگره ناگزیر با حساسیت بیشتری مسائل سیاست خارجی و امنیت ملی را دنبال خواهد کرد و انتظار می‌رود این امر به همراه الزامات قانون اساسی آمریکا، نقش‌آفرینی‌های بیشتری را برای کنگره در این حوزه رقم زند.

ب) تئوری آشتی‌ناپذیر
نظریه‌پردازانی که موسوم به آشتی‌ناپذیر (Irreconcilable) هستند، این تلقی اعضای کنگره از متن قانون اساسی و آنچه موسوم به نیت اولیه است را به شدت رد می‌کنند و معتقدند که چنین منطقی تنها منجر به حیات یافتن «ریاست جمهوری در غل و زنجیر» می‌شود و این در عصری که ایالات متحده آمریکا رهبری جهان غرب را برعهده دارد، به دور از فهم معاملات و معضلات بین‌المللی است. در این دیدگاه از ماهیت قانون اساسی در رابطه با سیاست خارجی، استنباط این است که اصل حیات‌دهنده، همان‌طور که مدیسون در «فدرالیست شماره ۵۱ گفت، این است که بزرگ‌ترین دفاع در برابر تمرکز تدریجی چندین قدرت در یک ارگان این است که در اختیار کسانی که هر ارگان را مدیریت می‌کنند، ابزارهای ضروری قانونی و انگیزه داده شود تا در برابر تجاوز دیگران مقاومت کنند.» توانایی در هدایت سیاست‌های نظامی در خارج از مرزهای آمریکا ابزار قانونی لازمی است که رئیس‌جمهور می‌تواند با توسل به آن، این فرصت را از اعضای کنگره، چه در سنا و یا مجلس نمایندگان، که در پی تمرکز یافتن قدرت در قوه ‌مقننه هستند، بگیرد. نمایندگان حاضر در کنوانسیون هرچند که اعتقاد داشتند که حکومت باید از مردم و برای مردم باشد، اما به‌ خوبی آگاه بودند که انسان‌ها اسیر احساسات هستند و این خود فرصت را در اختیار ساختار حکومت قرار می‌دهد که با تکیه بر این احساسات به تمرکز قدرت و یا سوءاستفاده از آن بپردازند. در راستای ایجاد و تداوم حاکمیت مردم، الزام پاسخگویی حکومت به مردم و از همه مهم‌تر کنترل حکومت، به یک سری اقدام «احتیاط جانبی» نیاز است.
آشتی‌ناپذیران همیشه این منطق را گسترده‌اند که بنیانگذاران ایالت متحده آمریکا با درک طبیعت انسان، آگاه بر این واقعیت بودند که قوه ‌مقننه تا چه اندازه به لحاظ تعداد اعضا، نسبت به گرایش برای توسل به پست‌ترین ویژگی‌های انسانی آسیب‌پذیراست. به‌ همین دلیل، آنان بهترین تضمین و امنیت را برای بقای دموکراسی نه تکیه بر مردم عادی، بلکه تکیه بر مجموعه‌ای از چارچوب‌های کمکی و جانبی دانستند، چرا که در این صورت هر قوه مجبور به تعقیب و تحقق منافع و مسئولیت‌های خود است. پس در واقع، تفکیک قوا و توازن و نظارت به این منظور ابداع شدند تا کنترلی بر قوه ‌مقننه باشند که به لحاظ طبیعت کار خود و کثرت انتخابات بیشتر از قوه ‌مجریه در معرض سوءاستفاده از قدرت است. اینان از یک‌سو تحت تأثیر افکار مونتسکیو بودند که معتقد بود: «این به‌لحاظ خصلت و طبیعت چیزها ضروری است که قدرت، قدرت را نظارت کند.» از سویی دیگر، بر خلاف نظر جان لاک، نظریه تقسیم قدرت در حیطه سیاست خارجی را مقبول یافتند و مسئولیت‌های اعلان جنگ و تصویب قراردادهای خارجی را در اختیار کنگره قرار دادند. در این چارچوب، رئیس‌جمهور به‌عنوان فرمانده کل‌قوا منصوب شد، هرچند که کنگره مسئولیت تأمین مالی فعالیت‌های نظامی را عهده‌دار گردید. این بینش وجود داشت که هرگز نباید «شمشیر و کیسه پول» در اختیار ساختار واحد قرار گیرد. خواه این ساختار، کنگره و خواه قوه‌مجریه باشد، هرچند که نگاه و تأکید بیشتری بر این بود که این تمرکز قدرت هرگز در اختیار قوه ‌مقننه قرار نگیرد.
هیچ پولی از خزانه‌داری بیرون نمی‌رود و به هیچ کلیتی تعلق نمی‌گیرد، مگر اینکه این تخصیص براساس یک اقدام قانونی انجام گرفته باشد. در اینجا البته باید قائل به تمایز در نقش در طراحی ارکان سیاست خارجی و اداره روزانه سیاست خارجی در راه رسیدن به اهداف شد.
آشتی‌ناپذیران معتقدند که کنگره به‌عنوان یک کلیت برخلاف نیت پدران بنیانگذار درصدد ایفای نقش قاطع در تدوین کلی سیاست خارجی است که این به مفهوم تجاوز به حوزه اختیارات رئیس‌جمهور است. این همان چیزی است که طراحان قانون اساسی از آن هراس داشتند و به لحاظ آن به تفکیک قوا و از همه مهم‌تر و اساسی‌تر به ساختار نظام نظارت و توازن متوسل شدند. در این دیدگاه شیوه تصمیم‌گیری در سیاست خارجی براساس تقسیم کار است که در آن رئیس‌جمهور از نقش قاطع برخوردار است. هرچند که کنگره هم دارای نقشی است. نقش هر دو قوه تأیید می‌شود، اما نقش‌ها متفاوت و مختلف هستند. هر یک باید نقشی را ایفا کنند که از نظر طراحان قانون اساسی به لحاظ توانایی‌های ساختاری و قانونی مجهز به انجام آن هستند. چنین رابطه‌ای مبتنی بر حاصل جمع جبری صفر نیست، بلکه بیانگر این است که هر دو قوه مشترکاً تعیین‌کننده هستند. هر چند که رئیس‌جمهور از موقعیت متمایزتری برخوردار است. در همین راستا است که الکساندر همیلتون که از طرفداران تأسیس یک حکومت مرکزی مقتدر و تفویض بالاترین میزان اقتدار به قوه‌مجریه بود، گفت، رئیس‌جمهور دارای یک «برتری ذاتی» در مقایسه با قوه ‌مقننه است. البته منظور او در این باره داشتن حق وتو است که رئیس‌جمهور از آن برخوردار است. هرچند که این مزیت را باید مشروط تلقی کرد. اگر دو سوم اعضای کنگره این اقدام رئیس قوه ‌مجریه را مطلوب نیابند، قادر خواهند بود که وتو را ملغی سازند و خواست کنگره را قانون کشور کنند. باید توجه داشت که بسیار مشکل است که بتوان در یک ساختار حکومتی که از ۵۳۵ عضو دارای حق رأی با منافع متضاد و با عدم تعلقات شدید حزبی تشکیل یافته است به آن‌چنان اجماعی دست یافت که سوق‌دهنده آنها به ‌سوی یک سیاست مشترک در قبال رئیس‌جمهور باشد.
در طی مدت ۲۰ سال (بین سال‌های ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۳) کنگره آمریکا تنها یک بار موفق به رسیدن به اجماع درباره لغو وتو (veto Overriding) رئیس‌جمهور شد. با توجه به ماهیت تصمیم‌گیری در ساختار مقننه بود که تعداد زیادی از مسئولان حکومتی طرفدار حکومت مرکزی در تفسیر اختیارات مندرج در قانون اساسی در راستای تقویت ساختار قوه‌مجریه معتقد بودند که بده و بستان با کشورهای خارجی اصولاً مربوط به قوه اجرایی است و استثناها باید با دقت فراوان و وسواس تصویر شوند. این همان منطقی است که رونالد ریگان به کار برد. زمانی که ملاقات رئیس‌ مجلس نمایندگان، آقای جیمز رایت را با رهبران ساندنیست‌ها فرای اختیارات او دانست و آن را مداخله در عملکرد رئیس‌جمهور قلمداد کرد. جورج دبلیو بوش در جریان برنامه‌ریزی برای حمله به عراق با تأکید به اعضای قوه ‌مقننه یادآور شد که تحت هیچ شرایطی در برابر فشارهایی که بر آنان وارد می‌شود تا با اعضای دولت عراق برای حل‌وفصل بحران ملاقات کنند، تسلیم نشوند و در حدود اختیارات خود رفتار کنند. بوش پدر در حمله به کویت به مجوز سازمان ملل متوسل شد تا مجبور نباشد از کنگره مجوز دریافت کند. بیل‌کلینتون هم برای فرستادن نیروهای آمریکایی به هائیتی از پوشش سازمان ملل استفاده کرد. او همچنین در سال ۱۹۹۵ به هنگام فرستادن نیروهای نظامی برای حل بحران بوسنی اعلام کرد که نیاز به حمایت و مجوز قانونی کنگره ندارد و مقید و محدود به منع قوه ‌مقننه نیست، چرا که رؤسای‌جمهور بیشتر از ۲۰۰ سال است که از نیروی نظامی در عملیات خارجی استفاده کرده‌اند که به استثنای پنج بار ضرورتی بر داشتن مجوز از کنگره احساس نشده است. البته نباید نادیده انگاشت کسانی که گرایش به نقش برجسته‌تر کنگره در حیطه سیاست خارجی دارند معتقدند که «وظیفه اعضای کنگره این نمی‌باشد که شغل و وظیفه رئیس‌جمهور را ساده کنند، بلکه وظیفه دارند که سیاست‌های کشور را بهتر سازند و این تنها از طریق به چالش‌کشیدن رئیس‌جمهور امکان‌پذیر است.»


نقدی بر مقالات خلاف واقع سروش محلاتی درباره فرمانده مقتدر علی(ع)-8
مالک اشتر؛ جمع بین فقاهت، محبوبیت و شجاعت
مجتبی صادق

در ادامه بررسی و نقد نظرات نادرست روحانی اصلاح‌طلب، حجت‌الاسلام سروش محلاتی درباره شخصیت مالک اشتر(رض) اینک به ادامه مباحث پرداخته می‌شود.
نویسنده در جای دیگر می‌نویسد: «به تصور مالک، همه مشکلات سیاسی، راه حل نظامی دارد و اگر گروهی از حضور در جنگ تخلف می‌کنند و یا به شیوه امیرالمؤمنین تن نمی‌دهند، با «سلاح و زور»، باید اصلاح شوند! ولی امیرالمؤمنین به این پیشنهادها، که گاه جنبه «فشار» و تحمیل هم به خود می‌گرفت، بی‌اعتنا بود و حتی به قیمت ناراحتی یارانی چون مالک اشتر هم حاضر به قبول آن نمی‌شد.»
به باور نویسنده مالک شخصیتی نظامی‌ است که جز زبان زور و تهدید و شمشیر، در قاموس وی نمی‌گنجد. گذشته از شواهدی که در مقاله نخست در باب اوصاف مالک از زبان امیرالمؤمنین بیان شد، تاریخ چنین ادعایی را مردود می‌داند. «عبدالله‌بن‌اسعد یافعی» در کتاب «مرآه‌الجنان و عبره‌الیقظان» وقتی به حوادث سال سی‌و‌هشتم هجری و شهادت مالک می‌رسد، می‌نویسد: «گفته شده دُهات عرب چهار تن می‌باشند. عمروعاص، معاویه، عروه‌بن‌مسعود ثقفی و مالک اشتر» وی در ادامه دهات و شخص داهی را این چنین توصیف می‌کند: «گویا مقصود از دهاء مکر و نیرنگ و صاحب نظر بودن است.... همچنین به معنای فکر و اندیشه و خوش‌رأیی آمده است...» (مرآه‌الجنان، ج۱، ص۸۸) وی این سخن را پس از نقل قولی می‌گوید که مالک را شریک در قتل عثمان معرفی می‌کند و گویا با این سخن در صدد این نکته است که خوش‌فکری مالک به عنوان یک سیاستمدار وی را از شرکت در قتل عثمان باز می‌دارد. البته این بدین معنا نیست که دهات عرب منحصر در این چهار نفرند، چنانچه قیس‌بن‌سعد و برخی دیگر نیز در این ردیف شمرده شده‌اند. ولی توصیف مالک با چنین صفتی بیانگر ابعاد دیگری از شخصیت مالک اشتر است. علاوه بر آن ذهبی نیز مالک اشتر را چنین توصیف می‌کند: «وكان شهما مطاعا زعرا»؛ مالک مردی تیزهوش، فرمانبردار و کم‌مو بود. (سیر اعلام‌النبلاء، ج۴، ص۳۴) همان‌گونه که مالک جنگاوری زبده بود، سیاستمداری کیّس و تیزهوش نیز بود، و همان‌طور که در رویارویی با دشمنان امام، سرسخت و شدید خود را نشان می‌داد، در عین حال، محبوبیتی زائدالوصف، و زهدی کم‌نظیر داشت. محبوبیت، سیاست و زهد او در تاریخ نشانه‌هایی از خود به‌جا گذاشته است. پس همان‌طورکه نماز خواندن و استغفار وی برای آن جوانی که در بازار کوفه به وی جسارت روا داشت، نشان از زهد، صفح و گذشت بی‌مثال اوست (بحارالانوار، ج۴۲، ص۱۵۷)، و همچنان‌که دعای سربازان امام در جنگ صفین برای سلامتی و بقای وی (وقعة صفین، ص۴۸۰) و تمنای سربازان کوفی به جنگ و شهادت در رکاب مالک (همان، ص۲۵۵)، حکایت از محبوبیت عمیق وی در دل کوفیان دارد، مبارزات تن‌به‌تن او با هماوردان و پهلوانان شامی، شجاعت و خبرگی در امور رزمی را به رخ همگان می‌کشد. بدین سبب برخی گفته‌اند، کار حکومت امام(علیه‌السلام) همواره محکم و استوار بود تا وقتی مالک اشتر از دنیا رفت. (الغارات، ج ۱، ص۲۶۴) این استواری مسلماً تنها محصول بُعد نظامی‌گری مالک نبود، که اگر چنین گفته شود، حکومت علوی را باید دولتی بر پایه خشونت و جبر و خونریزی و تهدید دانست، که گمان نمی‌رود نویسنده محترم به چنین امری اعتقاد داشته باشد. مالک اشتر نقش عمود خیمه و ستون فقرات حکومت امام را ایفا می‌کرد و این امر جز با شخصیتی ذوالابعاد و جامع قابل تصور نخواهد بود. همچنان که خشونت، قاطعیت و شدت عملِ بجا و سازنده عامل بازدارنده‌ای برای محافظت و ممانعت از هجمه خطرات احتمالی است، محبوبیت و داشتن جاذبه مغناطیسی بر محور ایمان، عنصر مهمی در استحکام پیوند افراد جامعه آرمانی اسلامی است؛ «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا» (مریم ۹۶)
جامعیت شخصیت مالک اشتر تا این حدّ بود که وقتی به‌عنوان والی «نصیبین» و فرمانداری استان مهم و حادثه‌خیز جزیره از جانب امام(ع) منصوب می‌شود، امیرالمؤمنین(ع) هیچ کسی را که متولی امور قضایی، سیاسی یا اقتصادی باشد همراه وی نمی‌فرستد، در صورتی‌که غالباً همراه والیان، افرادی که متصدی قضاوت، یا دیوان‌داری و اداره بیت‌المال باشند، همراه می‌شدند. (قائدالقوات العلویه مالک الاشتر، عبدالواحد مظفر، ص۱۳) این می‌تواند به دو معنا باشد:
الف) مالک به‌تنهایی از عهده تمام این مسئولیت‌ها بر می‌آمد، که حکایت از ابعاد مختلف و جامعیت شخصیت وی دارد، همچنان که وقتی در راه شام و پیش از رویارویی سپاه امام با لشکر معاویه به سمت پیش‌قراولان منصوب می‌شود، (نهج‌البلاغ،‌ ج۳، ص۱۴، نامه۱۳) این امر نشان‌دهنده تبحّر و زبدگی وی در فنون مختلفی نظیر راه‌شناسی، آشنایی با مناطق جغرافیایی و سامان دادن عیون، دیده‌بانان و قاصدین است، چون در آن دوران تنها چنین افرادی را به سمت پیش‌‌‌قراولی سپاهیان می‌گماشتند. (موسوعه بطل‌العلقمی، ج۳، ص۱۱۷) پس مالک شخصیتی همه‌جانبه و ذوالابعاد دارد و منحصر دانستن چنین نابغه‌ای در امور نظامی و تندرو و افراطی خواندن او تصوری اشتباه است و تصویری است که مورخان اموی دوست دارند از اطرافیان امام ترسیم کنند.
ب) امام چنان اعتماد وثیق و اطمینان عمیقی به مالک اشتر دارد که نصب افراد در چنین پست‌های مهم، کلیدی و حساسی را به خود مالک واگذار می‌کند. اگر مالک اشتر فردی تندرو بود و تنها در امور نظامی سررشته داشت و دستی بر فقاهت و قضاوت و مدیریت و دیوان‌داری و ... نداشت، جای آن بود که امام افرادی را در این امور شناسایی و به مالک معرفی کنند، و یا خود مستقیماً بر آن سمت، منصوب سازند، چنانچه زیاد را به همراه ابن عباس به دیوان‌داری بصره، فرستادند و منصوب کردند. ولی عدم این اقدام نشان از شناخت کامل امام از شاگرد بزرگ خویش دارد، چه آنکه جامعیتی در مالک اشتر مشاهده می‌کرد که او را از انجام چنین کاری بی‌نیاز می‌دید.
این نمونه‌ها ابعاد و زوایای مختلفی از شخصیت مالک اشتر نخعی است که نویسنده نادیده انگاشته و یک‌جانبه، بُعد نظامی‌گری وی را ساختار اصلی شخصیت مالک پنداشته است. البته به‌دلیل موقعیت حساس حکومت امام و جنگ‌ها و توطئه‌های بی‌امان معاویه، شخصیت نظامی او بیشتر جلوه‌نمایی می‌کند، ولی این هرگز به این معنا نیست که مالک اشتر جز شمشیر چیزی نمی‌شناخت و گره همه مشکلات، به‌ویژه مشکلات سیاسی را در راهکار نظامی می‌دانست. این در واقع ضعف نویسنده است که مالک را تک‌بعدی نگریسته است!
وی متأسفانه در جای دیگر مالک اشتر را فاقد هر نوع تحلیل سیاسی می‌داند و معتقد است چون مالک در جمع یاران و مشاوران امام پیشنهاد جنگ با معاویه را می‌دهد، پس فردی بی‌سیاست و درایت است که زبان او زبان زور و شمشیر است: «این اقلیت شهادت‌طلب، نه تحلیلی از وضع جنگ ارائه می‌کردند و نه از آینده آن تصور روشنی داشتند و نه اقدام نظامی را همزمان با مذاکرات سیاسی، خلاف تدبیر و اخلاق می‌شمردند و نه به تأثیر منفی این کار برای افکار عمومی در شام و عراق اعتنا می‌کردند و نه از متهم کردن اکثریت اصحاب به ترس از دشمن ابائی داشتند و نه...»
جالب آنجاست که امام(علیه‌السلام) در عین حال که تأنّی و رفق و مدارا با شامیان را سیاست خود برگزیده از آمادگی این اقلیت شهادت‌طلب برای جنگ نیز استقبال می‌کند و می‌فرماید: «ولا اکراه لک الاعداد»؛ آمادگی شما برای جنگ را ناخوش نمی‌دانم (نهج‌البلاغه، ج۱، صص۹۴ ـ ۹۳، خطبه۴۳) بجاست که نویسنده بجای آنکه تندروی، افراطی‌گری و شهادت‌طلبی را در یک راستا قرار دهد، بیشتر در ابعاد شخصیت‌هایی که به آنها برچسب افراطی‌گری می‌چسباند، تأمل و دقت داشته باشد. مالک اشتر با شناختی که از معاویه و شامیان دارد می‌داند این مذاکرات بی‌فرجام و بی‌نتیجه است. او خود در جریان فتوحات در شام و شهر دمشق جنگیده است (فتوح‌الشام ازدی، ۲۱۴ به بعد، بغیة الطلب فی تاریخ حلب، ج۱، ص۵۷۱) و خطبه جابیه خلیفه دوم را در کنار دروازه ورودی دمشق نقل کرده (تاریخ الکبیر، بخاری، ج۷، ص۳۱۳) و خود به همراه فقها و قاریان کوفه چندی در شام تبعید و حتی زندانی شده بود و به‌خوبی جوّ حاکم بر شام را می‌شناسد. (انساب‌الاشراف، ج۵، ص۴۰ به بعد، تاریخ طبری، ج۳، ص۳۶۶) با این شناخت دقیق و نزدیک مالک اشتر از خطّّه شام و مردم آن دیار، سخن از جنگ با آنها امری گزافه، تندروی و شهادت‌طلبی بدون برنامه و بی‌هدف نخواهد بود. چنانچه خود امام نیز اعلام آمادگی یارانش را بیراه و ناخوش نمی‌داند، ولی امام بر اساس قاعده «انا و علی ابوا هذه الامّه» پدرانه و دلسوزانه هر راهکاری را که اندک احتمال عقلایی و عرفی می‌رود تا شامیان و معاویه دست از تعدی کشیده و سر به فرمان حق نهند، می‌آزماید تا حجّت بر آنان تمام شود، ولی در عین حال می‌داند این مذاکرات و فرستادن جریر که چهار ماه در شام ماند، فایده نخواهد داشت و ثمره‌ای به بار نخواهد آورد.
مالک اشتر غایت کار را می‌دید و نظر خود را در جمع یاران امام ابراز داشت و امام علاوه بر علم و آگاهی از فرجام کار مذاکرات که درنهایت به جنگ خواهد انجامید، نقش پدرانه خویش را ایفا می‌کند. پس مالک در مقام مشیر و وزیر، به امام اعلام می‌دارد که اگر کار به جنگ کشید، یاران و نزدیکان امام(ع) آمادگی این نبرد را خواهند داشت و بیمی از مقابله با سپاه شامیان به دل راه نخواهند داد. موضع‌گیری مالک اشتر و این افراد وقتی صحت خود را بیشتر آشکار می‌کند که در کنار واکنش شامیان به درخواست معاویه برای خونخواهی عثمان مقایسه شود. وقتی معاویه از شامیان خواست تا او را در خونخواهی عثمان کمک کنند، همه بلااستثنا با وی بیعت کردند تا پای جان کنار او ایستاده و از بذل جان و مال در این راه دریغ نکنند تا قاتلان عثمان را قصاص کنند. حال در جمع یاران، وقتی امام آنها را به مشورت فرا می‌خواند، عده‌ای مشورت به ماندن در کوفه می‌دهند و از سخنان مالک اشتر بر می‌آید که این گروه امام را از مواجهه با شامیان می‌ترساندند. (تاریخ مدینة دمشق، ج۵۹، ص۱۳۰) حال اگر مالک و این اقلیت شهادت‌طلب این چنین حماسی پاسخ امام را نمی‌دادند و جواسیس معاویه این خبر را به گوش امیرشان می‌رساندند، آیا نتیجه‌ای جز طغیانگری و جری شدن معاویه و شامیان داشت؟ پس مالک اشتر می‌بایست چنین واکنشی از خود نشان می‌داد و امام(علیه‌السلام) نیز بر این نظرگاه صحه گذاشتند.


مذاکره در سایه تهدید از دیدگاه حقوق معاهدات
ابراهیم حاجی پور *

۲۱ فروردین ۱۳۹۴ (۱۰ آوریل ۲۰۱۵)، «اشتون کارتر» وزیر دفاع آمریکا: «ما توانمندی تعطیل کردن، به عقب راندن و نابودی برنامه هسته‌ای ایران را داریم و من معتقدم ایرانی‌ها این را می‌دانند و می‌فهمند. وظیفه من ـ در مقام وزیر دفاع ـ علاوه بر وظایف دیگر این است که در حین ادامه مذاکرات با ایران اطمینان حاصل کنم، گزینه جایگزین رئیس‌جمهور، یعنی گزینه نظامی همچنان روی میز است. پنتاگون آماده استفاده از «نفوذگر مهمات انبوه» است که می‌تواند تأسیسات زیرزمینی ایران را منهدم کند.» نهم اردیبهشت‌ماه 1394 (۸ آوریل ۲۰۱۵)، جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا: «اگر دیدیم که آنها به‌سمت آن (سلاح هسته‌ای) حرکت می‌کنند، آن‌گاه ما قادر خواهیم بود به اول بازگردیم و تحریم‌ها را اگر خواستیم بازگردانیم یا فوراً به‌دنبال گزینه نظامی برویم.» ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ (۳۰ آوریل ۲۰۱۵) «جو بایدن» معاون اول رئیس‌جمهور آمریکا: «حمله به ایران امری ساده، حداقلی یا قابل پیش‌بینی‌ نیست، اما این اتفاق اگر لازم باشد، رخ می‌دهد. این ریسکی است که هنوز امکان دارد انجام آن را بپذیریم تا جلوی دستیابی ایران به بمب اتمی را بگیرد.» اینها تنها بخشی از اظهارات تهدیدآمیز مقامات رسمی آمریکا در حین مذاکرات هسته‌ای با جمهوری اسلامی ایران در یکی ـ دو ماه اخیر است. واقعیت‌های تلخی که موضع‌گیری شفاف و صریح مقام معظم رهبری را به‌دنبال داشت.
سخنان مقام معظم رهبری در دیدار اخیر خود با معلمان و فرهنگیان سراسر کشور به مناسبت هفته معلم درباره بی‌معنا بودن مذاکره در سایه تهدید، متضمن واقعیتی اساسی و بنیادین درحقوق بین‌الملل است که ضرورت دارد، از این زاویه مورد کنکاش و بررسی دقیق علمی قرار گیرد. با در نظر داشتن اصل منع توسل به زور در نظام بین‌الملل به‌منزله یک قاعده آمره بین‌المللی، پرسش اساسی این است که آیا معاهدات و موافقت‌نامه‌هایی که در شرایط تهدید، فشار و اجبار بین کشورها منعقد می‌شود، می‌تواند مبنای حقوقی داشته باشد و اساساً آیا چنین معاهداتی از دیدگاه حقوق بین‌الملل اعتبار و وجاهت قانونی دارد؟ در این نوشتار کوتاه با استناد به کنوانسیون حقوق معاهدات وین(1969)(۲) سعی خواهد شد که به این پرسش اساسی پاسخ داده شود.
موضوع اجبار در معاهدات در کنوانسیون 1969 وین در دو ماده 51 و 52 این کنوانسیون مطرح شده است.(۳) در این مواد، اجبار به دو گونه اجبار علیه نماینده و اجبار علیه دولت تقسیم شده است که ضمانت اجرای هر دو مورد بطلان است. به عبارت دیگر، هنگامی که معاهده‌ای در اثر اجبار و توسل به زور منعقد می‌شود، به دلیل اینکه اراده طرف اجبارشده، مخدوش بوده و همین‌طور به دلیل نقض یک قاعده آمره حقوق بین‌الملل، معاهده باطل و فاقد اثر حقوقی است و گویی اصلاً معاهده‌ای منعقد نشده است. در بحث بطلان معاهدات، هریک از طرفین می‌توانند از طرف دیگر بخواهند که وضعیت‌شان را به پیش از انعقاد معاهده برگردانند، اما در اجبار، طرف اجبارکننده چنین حقی ندارد؛ به این معنا که در بحث بطلان ناشی از اجبار، چون اجبارکننده یک قاعده آمره بین‌المللی را نقض کرده، این حق از او سلب می‌شود تا وضعیت را به پیش از معاهده برگرداند(در صورتی که معاهده اجرا شده بود). به عبارت دقیق‌تر، حتی در صورتی که توافق منعقده و تعهدات طرفین نیز اجرایی شود، چنانچه بعداً مشخص شود که ایران تحت اجبار، شرایط توافق را پذیرفته است، معاهده باطل است، به این معنا که ایران می‌تواند به وضعیت پیش از توافق برگردد، اما آمریکا دیگر نمی‌تواند و باید به آنچه در توافق متعهد شده است، عمل کند. همچنین، به دلیل نقض قاعده منع توسل به زور در اجبار و ارتباط اجبار با نظم عمومی بین‌المللی علاوه‌بر کشور اجبار شده، دیگر دولت‌ها نیز می‌توانند به بطلان معاهده منعقد شده در اثر اجبار استناد کنند، ضمن اینکه نقض قاعده مذکور از طرف هر یک از دولت‌ها، مسئولیت بین‌المللی کشور متخلف را به‌دنبال خواهد داشت.
موضوع بطلان معاهدات اجباری، بارها مورد تأکید رویه قضایی در آرای دیوان‌های دائمی دادگستری بین‌المللی و دیوان بین‌المللی دادگستری نیز قرار گرفته است. بنابراین، امروزه در حقوق بین‌الملل، عنصر رضایت دولت‌ها، از اساسی‌ترین عوامل شکل‌گیری معاهدات بین‌المللی به‌منزله یکی از منابع حقوق بین‌الملل است.
در حقوق بین‌الملل، این یک اصل مسلم است که دولت‌ها تابع هیچ قدرتی نیستند و از این قضیه، دو نتیجه به‌دست می‌آید:
الف‌ـ در جامعه بین‌المللی ابزار دولتی وجود ندارد.
ب‌ـ دولت‌ها با یکدیگر برابرند.
بنابراین، دو نوع حق برای دولت‌ها ایجاد می‌شود؛ یک، برابری در قبول تعهدات و دو، برابری در تعهدات. با توجه به اهمیت برابری در قبول تعهدات، بیشتر حقوقدانان بین‌المللی، ساختار اساسی حقوق معاهدات را در رضایت دولت‌های حاکم می‌دانند و برای تضمین اصل رضایی بودن معاهدات، حقوق بین‌الملل و به‌ویژه شاخه حقوق معاهدات بین‌المللی، تدابیری اندیشیده که در کنوانسیون وین 1969 بیان شده است. نظام بطلان معاهدات مندرج در کنوانسیون مستلزم این امر است که اگر رضایت یک کشور در قبال یک معاهده از طریق رفتار متخلفانه کسب شده باشد، یا اینکه کشور متضرر به انعقاد یک معاهده به وسیله یک رفتار غیرمشروع وادار شده باشد، اساساً چنین معاهده‌ای وجاهت ندارد و بدون اثر خواهد بود.
اصولاً شرایط لازم برای اعتبار یک عمل حقوقی، عبارت است از: فاعلی صلاحیت‌دار، اراده‌ای آزاد و جهتی مشروع.(۴) قراردادهای بین‌المللی، اعم از: دوجانبه و چندجانبه هم تابع همین شرایط هستند. در مواد 46 تا 53 کنوانسیون وین، مقررات مربوط به شرایط اعتبار و بطلان معاهدات ذکر شده است؛ از جمله:
الف‌ـ اهلیت قانونی: طبق مقررات عهدنامه‌های وین 1969 و 1986 و سایر قوانین مرتبط، معاهده توافقی میان تابعان حقوق بین‌الملل است. در کنار دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی دولتی، برخی موجودیت‌های حقوقی دیگر نیز دارای اهلیت انعقاد برخی معاهدات هستند، از جمله دولت‌های عضو کشور فدرال، به شرطی که طبق قانون اساسی آن کشور، صلاحیت انعقاد معاهده را داشته باشند و جنبش‌های آزادی‌بخش در سه دسته از معاهدات:
1ـ موافقتنامه‌های استقلال؛ ۲ـ معاهدات منعقده دوجانبه درباره مخاصمات مسلحانه؛ 3ـ معاهدات منعقده چندجانبه؛ از جمله معاهداتی که انعقاد آنها در پروتکل شماره 1 مورخ 1977 الحاقی به عهدنامه‌های ژنو 1949 پیش‌بینی شده است.(۵)
ب‌ـ مشروعیت موضوع و هدف معاهده: این شرط به رعایت نکردن قواعد آمره مربوط می‌شود و نقض آن، بطلان مطلق معاهده را به همراه دارد.
ج‌ـ صحیح بودن رضایت قرارداد: رضایت در معاهدات، به‌منزله پایه و اساس شکل‌گیری آنها مطرح است که صحیح بودن رضایت قرارداد از دو حیث شکلی و محتوایی باید بررسی شود. منظور از بررسی از حیث شکل این است که تشریفات قانون اساسی درباره انعقاد معاهدات رعایت شود(۶) که این مورد تحت مبحث تصویب ناقص در حقوق بین‌الملل بررسی می‌شود. منظور از حیث محتوا نیز بررسی تئوری معیوب بودن رضایت طرفین در انعقاد قرارداد است. معاهده بین‌المللی هنگامی معتبر است که اراده هیچ‌یک از طرف‌های آن معیوب نباشد.(۷) چون معیوب بودن اراده، قصد واقعی طرفین به انعقاد قرارداد را بی‌اثر می‌کند. اصل رضایی بودن معاهدات این‌طور نتیجه می‌دهد که اراده طرفین متعاقد به انعقاد معاهده نمی‌تواند التزام ایجاد کند؛ مگر آنکه صریحاً و به نحو اختیاری، یعنی آزاد اعمال شده باشد و در غیراین‌صورت، رضا معلول است و موجبات بطلان معاهده فراهم می‌شود.(۸)
از جمله موجبات بطلان معاهده، به جز رعایت نکردن قواعد آمره، عیوب رضاست. عیوب رضا عبارتند از: تجاوز نماینده کشور از حدود اختیارات خود، اشتباه، تقلب، تطمیع نماینده کشور، اجبار به‌وسیله اعمال فشار بر کشور یا نماینده کشور.
از میان مواردی از عیوب رضا که موجب بطلان معاهده می‌شوند، اجبار، نسبت به دیگر عیوب اهمیت بیشتری دارد.(۹) بحث ما بیشتر به اجبار در معاهدات بین‌المللی معطوف است. در واقع، توسل به زور یا تهدید به استفاده از آن، از جمله مواردی است که مستقیماً سبب زائل شدن رضایت دولت‌ها می‌شود. 
مواد 51 و 52 عهدنامه حقوق معاهدات درباره اجبار چنین مقرر داشته است:
ماده 51: هر گاه اعلام رضایت یک کشور به التزام در قبال یک معاهده بر اثر اجبار نماینده آن کشور از طریق اقدامات یا تهدیدات علیه او تحصیل شده باشد، هیچ‌گونه اثر حقوقی ندارد.(۱۰)
و ماده 52: معاهده‌ای که انعقاد آن با تهدید یا اعمال زور و در نقض اصول حقوق بین‌المللی مندرج در منشور ملل متحد تحصیل شده باشد، باطل خواهد بود.(۱۱)
همچنین، بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد مقرر می‌دارد، «همه اعضا در روابط بین‌المللی خود از استفاده از زور یا تهدید علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی کشور و یا هر اقدام دیگر غیر منطبق با مقاصد ملل متحد، خودداری خواهند کرد.»
بر مبنای این، اجبار در حقوق معاهدات، واداشتن دولت یا نماینده دولتی به انعقاد معاهده‌ای با توسل به زور یا تهدید به استفاده از آن است.
به‌طور کلی، اجبار که از طریق اعمال فشار فیزیکی یا اخلاقی علیه نماینده یک دولت برای انعقاد یک معاهده انجام می‌شود و یا مطابق با ماده 52، با عنوان نقض اصول مندرج در منشور سازمان ملل متحد تعریف می‌شود، ترسی را ایجاد می‌کند که عامل محرک در انعقاد معاهده است. ترغیب، نفوذ، مباحثه یا نصیحت، اجبار را ایجاد نمی‌کنند، مگر اینکه به نحوی اعمال شوند که فشار نامتعارف تلقی شوند.
در اجبار باید یک رابطه سببیت میان اجبار و رضایت نماینده یا «دولت مجبور» به انعقاد معاهده وجود داشته باشد؛ یعنی نماینده دولت باید به امضا یا تصویب معاهده‌ای اجبار شده باشد که آن نماینده در صورت نبود تهدید، آن را انجام نمی‌داد. بنابراین، می‌توان این‌گونه گفت که قاعده عدم توسل به زور و تحریم جنگ، از جمله قواعد آمره حقوق بین‌الملل موضوعه هستند که در حقوق معاهدات به صورت اجبار و اکراه تبلور می‌یابند. در نتیجه، معاهدات ناشی از اجبار و اکراه به دلیل مغایرت با این قاعده آمره باطل است.

نتیجه‌گیری
موضوع اجبار در معاهدات در کنوانسیون 1969 در دو ماده 51 و 52 کنوانسیون مطرح شده است. در این مواد، اجبار به دو گونه اجبار علیه نماینده و اجبار علیه دولت تقسیم شده است که ضمانت اجرای هر دو، مورد بطلان است. به عبارت دیگر، هنگامی که معاهده‌ای در اثر اجبار و توسل به زور منعقد می‌شود، به دلیل اینکه اراده طرف اجبارشده، مخدوش بوده و همین‌طور به دلیل نقض یک قاعده آمره حقوق بین‌الملل، معاهده باطل و فاقد اثر حقوقی است و گویی اصلاً معاهده‌ای منعقد نشده است. در بحث بطلان معاهدات هریک از طرفین می‌توانند از طرف دیگر بخواهند که وضعیت‌شان را به پیش از انعقاد معاهده برگردانند، اما در اجبار، طرف اجبارکننده چنین حقی ندارد؛ منظور این است که در بحث بطلان ناشی از اجبار چون اجبارکننده یک قاعده آمره بین‌المللی را نقض کرده، این حق از او سلب می‌شود تا وضعیت را به پیش از معاهده برگرداند(در صورتی که معاهده اجرا شده بود). به عبارت دقیق‌تر، حتی در صورتی که توافق منعقده و تعهدات طرفین نیز اجرایی شود، چنانچه بعداً مشخص شود که ایران تحت اجبار، شرایط توافق را پذیرفته است، معاهده باطل است؛ یعنی ایران می‌تواند به وضعیت پیش از توافق برگردد، اما آمریکا دیگر نمی‌تواند و باید به آنچه در توافق متعهد شده است، عمل کند. همچنین، به دلیل نقض قاعده منع توسل به زور در اجبار و ارتباط اجبار با نظم عمومی بین‌المللی افزون‌بر کشور اجبار شده، دیگر دولت‌ها نیز می‌توانند به بطلان معاهده منعقد شده در اثر اجبار استناد کنند. بحث بطلان معاهدات اجباری بارها مورد تأکید رویه قضایی در آرای دیوان‌های دائمی دادگستری بین‌المللی و دیوان بین‌المللی دادگستری نیز قرار گرفته است.
* کارشناس ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران
- پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

علامه حسن زاده آملی
هرزه‌خوار، هرزه‌گو می‌شود
مهم‏ترین و اساسى‏ترین كارى كه ما در امتداد زمانى خود داریم، این است كه خودمان را درست بسازیم.
هیچ كارى براى انسان مهم‌تر از درست ساختن خودش نبوده و نیست و هیچ عمل در قدر و قیمت به آن نمی‌رسد و به مبناى رصین و فتواى قویم برهان و قرآن، علم و عمل، انسان‌سازند. قرآن عین برهان است و عقل و نقل معاضد یكدیگرند و هر دو در این حكم محكم متفقند. اگر انسان من حیث هو انسان باید خودش را بسازد، چاره‌اى جز تحصیل علم نافع و عمل صالح ندارد و چون علم و عمل انسان‌سازند، هر یك از ما باید مراقب و مواظب خود بوده باشد كه چگونه دارد در شب و روز خود را می‌سازد.
جناب برهان‌الموحدین، على امیرالمؤمنین(ع) در كوفه جوانى را می‌بیند كه به خواندن تصنیف‌های هرزه و آلوده‏ سرگرم و دلخوش است، امام(ع) به او می‌فرماید: دارى به چه چیزهایى دفتر وجودت را پر می‌کنی؟
امام باید بفرماید، زیرا كه مربى اخلاق و معلم اجتماع و ولى امر است، وظیفه‌اش فرمودن و تعلیم و تربیت است. از جمله كلامى كه امیرالمؤمنین(ع) به كمیل القا فرموده است و در نهج‌البلاغه آمده است، این است که: «اولئك و الله الاقلون عددا و الاعظمون قدرا یحفظ الله به هم حججه و بیناته حتى یودعوها نظراءهم و یزرعوها فى قلوب اشباههم».
امام در این گفتار علماى بحق را زارع معرفى فرمود: علما كشاورزند، عالم برزگر است، معارف عالم بذرهایى است كه در مزرعه جان‌ها مى‏افشاند، قلوب مستعده مزارع این بذرها هستند «وَ الْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ»
یكى از اهم مراقبات این است كه انسان واردات و صادرات دهانش را مواظب باشد. آن لقمه نانى را كه به دهان می‌گذارد، اگر از روى حساب نباشد، هرزه‌خوار می‌شود و انسان هرزه‌خوار، هرزه‌گو می‌شود. آن دهانى كه وارداتش آلوده است، صادراتش هم آلوده است و بنا به قول شیخ بهایى در نان و حلوا:
لقمه كامد از طریق مشتبه‏
خون خور و خاك و بر آن دندان منه‏
كان ترا در راه دین مفتون كند
نور عرفان از دلت بیرون كند
انسانى كه واردات گوشش یاوه، هرزه و گزاف است، صادراتش نیز آن‌چنان خواهد بود، قلم هرزه و نوشته‌های زهرآگین خواهد داشت، چرا دفتر وجودت و صحیفه نفست را به این‌گونه اباطیل پر می‌کنی؟!
نفس ناطقه انسانى بزرگ‌ترین كتاب الهى است. حیف نیست كه چنین دفتر بزرگ الهى به هرزه‌ها و یاوه‌ها آكنده شود؟ یكى از عهدهاى شیخ‌الرئیس در رساله عهدش این است كه رمان و قصه‌هاى باطل نخواند. حرف‌ها و افسانه‌های باطل ذهن را كج و معوج می‌کند و نفس را از درست‌اندیشى و درست‌یابى عدول می‌دهد و منحرف می‌گرداند.
علم ریاضى ذهن را تعدیل می‌کند و فكر را از اعوجاج به‌در می‌آورد و استقامت می‌دهد. افسانه و قصه‌های هرزه و اندیشه‌های ناپاك و پلید و حرف‌هاى كج و معوج فكر را از استقامت‏ بازمى‌دارند و انسان را از استنتاج و تحصیل معارف حقه و درست‌اندیشى و درست‌بینى دور می‌گردانند. حتى میرعماد حسنى در آداب‌المشق می‌گوید: اگر انسانى، جان او ناپاك و آلوده باشد و اندیشه‌های باطل و ناروا داشته باشد، خط و مشق او صحیح و موزون نخواهد شد و خوش و ممتاز نخواهد گردید.

مناسبت و مشابهت بین عمل و جزا
بین عمل و جزا یك نحو مناسبت و مشابهت است، بلكه جزا در طول عمل و فرع بر عمل است و بلكه جزا عین عمل است. قرآن كریم می‌فرماید: «جَزاءً وِفاقاً» جزا موافق اعمال و عقاید است. وفاق مصدر دوم باب مفاعله از وفق است و مفاعله بین دو چیز است، یعنى عمل را با جزا و جزا را با عمل موافقت است و بین این اصل و فرع ارتباطى عجیب است.
جناب ثقه‌الاسلام كلینى در كتاب شریف اصول كافى از امام صادق(ع) روایت فرموده است که: شخصی همراه حضرت عیسى(ع) بود تا به دریا رسیدند و با حضرت بر روى آب راه می‌رفتند و از دریا می‌گذشتند. این جانى است كه در آب تصرف می‌کند، این همان جان است كه مرده را زنده می‌کند و ابرا اكمه و ابرص می‌نماید و جان‌های مرده را زنده می‌کند و حیات می‌دهد و هر كسى كه به تعلیم معارف حقه نفوس را احیا می‌کند، عیسوى‌مشرب است. آن شخص كه دید بر روى آب چون زمین هموار عبور می‌کنند، در عین عبور به این فكر افتاد كه حضرت چه می‌گوید و چه می‌کند كه بر روى دریا این‌گونه راه می‌رود. دید حضرت می‌گوید بسم‌الله، از روى عجب به این گمان افتاد كه اگر خودش از تبعیت كامل بیرون آید و مستقلاً بِسم‌الله‏ بگوید مانند حضرت می‌تواند بر آب پا بگذارد، از كامل بریدن همان و غرق شدن همان، استغاثه به حضرت روح‌الله نمود، آن جناب نجاتش داد.
در روایت دارد كه آن شخص، قصیر بود، حضرت عیسى(ع) پس از آنكه او را از غرق نجات داد به او فرمود: «ما قلت یا قصیر؟ قال قلت هذا روح‌الله یمشى على الماء و انا أمشى على الماء فدخلنى من ذلك عجب، فقال له عیسى: لقد وضعت نفسك فى غیرالموضع الذى وضعك الله فیه فمقتك الله على ما قلت فتب الى‌الله عزوجل مما قلت، الحدیث»؛ چه گفتی ای قصیر؟ گفت: گفتم این روح‌الله بر روی آب راه می‌رود، من هم روی آب راه می‌روم و عجب و خودبینی در من نفوذ کرد. عیسی به او گفت: خود را در غیر موضعی قرار دادی که خداوند تو را قرار داده بود. پس خدا به دلیل آن گفته عذابت کرد، پس از آنچه گفتی به سوی خدا توبه کن!
آن‏ بسم‌الله در آب تصرف می‌کند كه از جان برخیزد و گرنه از صرف تلفظ بدان و لقلقه زبان تصرفات تكوینى صورت نمی‌گیرد.
البته زبان هم باید از ذكر الله بهره‌اى داشته باشد، چنانكه سمع را هم از شنیدن حقایق و معارف حظى است و بصر هم براى خود حظى دارد، ولى عمده همان است كه گفته‌ایم
.


شمیم شریعت
محمدامین امامی

بشیربن‌سعد اولین بیعت‌کننده با خلیفه اول
«بشیربن‌سعد» بن‌ثعلبة بن‌خلاس بن‌زید بن‌مالک بن‌ثعلبة بن‌کعب بن‌الخزرج بن‌الحارث بن‌الخزرج الأنصاری، از تیره بنی‌مالک خزرج مدینه است. از وی فرزندانی بر جای ماند که مشهورترین آنها نعمان‌بن‌بشیر است. بشیر به همراه گروهی از اهل یثرب در عقبه با رسول اکرم(ص) بیعت کرد. او همچنین در غزوات بدر و احد و بعضی از پیکارهای دیگر نیز حضور داشت.
در ماه‌های شعبان و شوال سال هفتم هجری، پیامبر(ص)، بشیر را به دو مأموریت نظامی فرستاد. در نخستین مأموریت، پیامبر(ص) وی را همراه سی تن به سوی بنی‌مُرّه در فدک گسیل داشت و اگرچه همراهان بشیر سرانجام به نتایجی دست یافتند، اما خود او در میانه پیکار چنان مجروح شد که همراهان، ناامید از زنده بودنش، به مدینه بازگشتند، اما وی برای معالجه خویش اندکی در فدک درنگ کرد و سپس به مدینه بازگشت. در مأموریت دیگر، پیامبر(ص) بشیر را با سیصد مرد به منطقه جناب ـ جایگاه بنی‌غَطَفان ـ فرستاد و با اینکه جنگ سختی درنگرفت، اما بشیر و سپاهیانش به غنایمی دست یافتند.
بشیربن‌سعد از نخستین بیعت‌کنندگان با ابوبکر در سقیفه بنی‌ساعده بود و روایتی نشان می‌دهد که او(که یکی از بزرگان قبیله خزرج به‌شمار می‌رفت و پسرعموی سعدبن‌عباده بود) هنگامی که دید انصار می‌خواهند به سعدبن‌عباده همواره به او حسد می‌ورزید که بر پای ایستاد و گفت: «ای گروه انصار! هر چند ما سابقه دینی داریم، لیکن ما از اسلام آوردن‌مان و از جهاد در راه دین، جز رضای پروردگار و اطاعت پیغمبرمان، منظور دیگری نداریم و عوض دنیایی نمی‌خواهیم و نبایستی ما بر این مردم منت بگذاریم و اظهار برتری کنیم، محمد(ص) از قریش بود و قومش به این امر «خلافت» سزاوارترند، به خدا سوگند خداوند نمی‌بیند مرا که با ایشان در این‌باره نزاع کنم، از خدا بپرهیزید و با ایشان مخالفت نکنید.»
ابوبکر در این میان از فرصت به‌دست‌آمده استفاده کرد، برپا ایستاد و گفت: «این است عمر و ابوعبیده با هر یک از ایشان که می‌خواهید بیعت کنید.» پس این دو نفر گفتند: «ما بر تو پیشی نمی‌گیریم، تو از ما برتری، تو دومی دو تا هستی، تو خلیفه رسول‌الله هستی در نماز خواندن، و نماز افضل دین است، دستت را باز کن تا با تو بیعت کنیم.»
ابوبکر دست خود را باز کرد و چون این دو نفر خواستند با او بیعت کنند، بشیربن‌سعد بر ایشان پیشی گرفت و با ابوبکر بیعت کرد، حباب‌بن‌منذر او را صدا زد و گفت: سوگند به خداوند که تو به سبب حسادتی که با سعدبن‌عباده داری به این کار پیشی گرفتی. البته روایتی نیز نشان می‌دهد که بشیربن‌سعد، به بیعت با امیرالمؤمنین علی(ع)‌ تمایل داشته است. در خلافت ابوبکر که تصرفات و فتوحات در بخش‌هایی از مناطق عراق کنونی، به فرماندهی خالدبن‌ولید جریان داشت، بشیربن‌سعد از سپاهیان او بود و در ناحیه بانقیا در عین‌التمر ـ غرب کوفه و نزدیک الانبار ـ بر اثر جراحتی درگذشت و در همان ناحیه به خاک سپرده شد. از بشیر احادیثی نقل شده است؛‌ نعمان پسرش و جابربن‌عبدالله از او روایت کرده‌اند. بشیر را جزو معدود کسانی شمرده‌اند که در مدینه قادر به خواندن و نوشتن بودند.


نكته و نظر
حجت‌الاسلام والمسلمین سیدابراهیم رئیسی

قرآن و ولایت رمز سعادت
رمز پایین آمدن نرخ جرم و جنایات، پناه بردن به تعالیم و معارف قرآن است. مدینه فاضله و آرمان‌شهر اسلامی مبتنی بر اخلاق، عقلانیت، عدالت و معنویت است. بنا نهادن زیربنای شهر اسلامی جز در پرتو قرآن امکان‌پذیر نیست. پناه بردن به خدا و انس با معارف قرآن دشمن را وادار به عقب‌نشینی می‌کند، اکنون در تهاجمات و شبیخون‌های فرهنگی از سوی دشمنان نظام و انقلاب به‌سر می‌بریم، لذا باید در پرتو قرآن برای جوانان الگوسازی صورت گیرد.
در مقابل فتنه‌ها و هجمه دشمنان تنها باید به قرآن پناه برد، علم و عمل به قرآن باید در سیره جوانان پدید آید؛ همچنین تلاوت، فهم، حشر، نشر و علم به قرآن باید جزو برنامه‌های جوانان باشد.
انسان موجودی دو آفرینشی و مرکب از جسم و جان است که در پرتو ارتباط با قرآن شکل می‌گیرد، انسانیت انسان جز در پرتو تعلیم قرآن شکل نمی‌گیرد، این در حالی است که هفت میلیارد انسان بر روی کره خاکی نفس می‌کشند، اما تنها کسی را می‌توان انسان خطاب کرد که در پرتو معارف قرآن رشد یافته و انسانیت خود را با تکیه بر معارف و تفاسیر قرآن شکل داده باشد. در معنویت، خود مظروف ظرف‌ساز است، اگر فردی برای حفظ روزانه قرآن بکوشد، خداوند او را مورد عنایت قرار داده و آن فرد قادر به حفظ جزء به جزء کلام وحی خواهد شد و دریافت و معرفت او نسبت به کلام وحی افزوده می‌شود.
در فراز و فرودهای زندگی برای خارج نشدن افراد از عبودیت خدا باید ظرفیت‌سازی شود، یکی از راهکارهایی که به واسطه آن می‌توان در برابر دشمنان مقاومت کرد، ظرفیت‌سازی بر مبنای تعالیم و تفاسیر قرآن است. پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: «هیچ پیامبری مثل من اذیت نشد»، خداوند همواره با صابران است، از این‌رو مسلمانان باید با شرح صدر با الگوگیری از امامان معصوم(ع) و سالکان طریق حق و گسترش دهند.
بر همین اساس، امامان معصوم(ع) الگویی در بردباری، صبر، تحمل و ظرفیت برای مسلمانان محسوب می‌شوند.
کسی که می‌خواهد قرآن را تفسیر کند باید خود از جنس قرآن باشد، همچنین تفسیر قرآن نیازمند یک قرآن ناطق است؛ کسی که شخصیت وجودی‌اش در پرتو عنایات قرآن شکل گرفته باشد.
اولین حق امام بر ما آن است که او را دوست داشته باشیم. دوست داشتن امری جوانحی است. انجام دادن و یا انجام ندادن یک کار، بسیار راحت است، اما دوست داشتن باید با رغبت انجام شود. چگونه می‌توان به دوستی با اهل‌بیت و حجت خدا، راغب شد؟ این رغبت در سایه معرفت نسبت به حجت خدا به‌وجود خواهد آمد. اینکه امام و حجت خدا را بشناسیم. معرفت در نوع شناسنامه‌ای آن، یعنی مشخصات امام و حجت خدا را بدانیم که این نوع معرفت بسیار مقدماتی است. اما معرفت دیگر، معرفت ولوی است. یعنی شناخت مقام ولایت حجت خدا. دل ما باید جایگاه عشق به خدا و اولیای خداوند باشد. وقتی این عشق بسیار می‌گردد که زیارت با معرفت انجام گیرد، مهم‌ترین انحرافات در طول تاریخ به دلیل دوری از جریان ولایت و امامت صورت می‌گرفت، پس از توحید هیچ امری به مانند معرفت نیست و معرفت به امامت مورد تأکید است.


گزارشی از اولین همایش داروسازی نظامی در دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج)
سپاه می‌تواند در ارائه الگوی صحیح مصرف دارو پیشتاز باشد
حسن ابراهیمی

اولین همایش داروسازی نظامی به همت اداره بهداشت و درمان ستاد کل نیروهای مسلح، مرکز تحقیقات آسیب‌های شیمیایی و دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌‌الله(عج) برگزار شد. در این همایش مسئولان و مدیران حوزه بهداشت و درمان و داروسازی سخنرانی کردند.

اهمیت نیروی انسانی در داروسازی نظامی
سردار دکتر جعفر اصلانی در این همایش گفت: انقلاب اسلامی ایران به دلیل ماهیت «نه شرقی و نه غربی» خود همواره با منافع مستکبران در تضاد است و تا وقتی این تضاد وجود دارد، آنها هر کاری بخواهند برای غلبه بر این انقلاب انجام می‌دهند؛ همان‌گونه که هشت سال جنگ و تحریم‌های علمی و دارویی را علیه کشورمان تحمیل کردند.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج) اظهار داشت: مجموعه بهداشت و درمان نیروهای مسلح به دلیل ارائه خدمت به صدها هزار نیروی پایور و وظیفه و خانواده‌های آنها وظیفه سنگینی را برعهده دارد که باید در ارائه خدمت خود نهایت دقت را داشته باشد و منزلت این عزیزان را حفظ کند.
سردار اصلانی ادامه داد: نیروی انسانی در حوزه داروسازی نظامی موضوعی است که بسیار اهمیت دارد و ما در کشورمان نسبت به این موضوع از فقر انسانی برخورداریم؛ به همین دلیل برای برطرف کردن فقر نیروی انسانی متخصص در حوزه داروسازی نظامی، دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج) از سال گذشته اقدام به تأسیس دانشکده داروسازی نظامی و تربیت دانشجویان در این زمینه کرده است که علاقه‌مندان به تحصیل در این رشته می‌توانند با ورود به این دانشکده، در نیروهای مسلح انجام وظیفه کنند.

واردات دارو چندین برابر بیشتر از صادرات
دکتر رسول دیناروند، رئیس سازمان غذا و داروی وزارت بهداشت نیز در این همایش با تأکید بر ضرورت ایجاد توازن در نظام واردات و صادرات دارو، افزود: در حال حاضر با وجود اینکه همه امکانات پیشرفته تولید دارو در کشورمان مهیا است و تقریباً همه خطوط تولید دارویی را در دست داریم، اما متأسفانه میزان واردات دارو در کشورمان چندین برابر بیشتر از میزان صادرات آن است، در حالی که جای خالی توازن در این بازار دارویی به‌شدت به چشم می‌خورد.
وی اذعان داشت: خوشبختانه گرانی و نوسانات ایجادشده در زمینه قیمت داروها فقط ناشی از تغییر نرخ ارز بوده و به گرانی داروها و یا افزایش مصرف دارو در کشورمان ربطی ندارد، زیرا طبق آخرین آمارها میزان مصرف دارو نسبت به دو سال گذشته در کشورمان تغییری نداشته و البته طی سال گذشته با افزایش صادرات دارویی کشورمان به 185 میلیون دلار پیشرفت خوبی را در زمینه افزایش میزان صادرات داشته‌ایم، ولی با وجود واردات یک میلیارد دلاری دارو، با رسیدن به همین میزان در امر صادرات دارو فاصله زیادی داریم.

سپاه ارائه دهنده الگوی صحیح مصرف دارو
رئیس اداره بهداشت و درمان ستاد کل نیروهای مسلح دیگر سخنران این همایش بود که با اشاره به میزان بالا و مصرف‌ نابجای دارو در کشور گفت: انتظار داریم سپاه با ارائه الگوی صحیح مصرف دارو، در این عرصه پیشتاز باشد.
سردار دکتر حسن عراقی‌زاده اظهار داشت: با توجه به آمار بالای مصرف‌ نابجای دارو در کشور، انتظار داریم سپاه با ارائه الگوی صحیح مصرف دارو همچون گذشته در این عرصه نیز پیشتاز باشد. داروسازان هم می‌توانند با ارائه الگوی صحیح مصرف دارو به بیماران، در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی نقش مؤثری داشته باشند.
وی با بیان اینکه در تکریم ارباب رجوع نیز انتظار داریم مجموعه نیروهای مسلح در حوزه پزشکی نهایت دقت را داشته باشند، گفت: به‌طور حتم دانشکده داروسازی نظامی که در مجموعه دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج) راه‌اندازی شده، فقط برای ارائه خدمت به مجموعه سپاه نیست، بلکه این دانشکده راه‌اندازی شده تا به دیگر نیروهای مسلح نیز خدمات مورد نیاز را ارائه دهد.

انتظار داریم این دانشگاه افسر پزشک مکتبی تربیت کند
سردار سرتیپ نصرالله فتحیان، رئیس پیشین اداره بهداشت و درمان ستاد کل نیروهای مسلح نیز از تدوین یکصد آیین‌نامه و دستورالعمل در حوزه بهداشت و درمان و ابلاغ آنها طی مدت هفت سال گذشته در این اداره خبر داد و گفت: در بخش پزشکی در مجموعه نیروهای مسلح به لحاظ نیازی که احساس شد، دو مجموعه علوم پزشکی قوی در سپاه و ارتش شروع به کار کردند؛ ولی در سایر بخش‌ها از موازی‌کاری در نیروهای مسلح جلوگیری شده است.
مشاور رئیس ستاد کل نیروهای مسلح گفت: دو سال پیش با جمع‌بندی که صورت گرفت، راه‌اندازی دانشکده دندان‌پزشکی به ارتش واگذار شد و سپاه نیز مسئول راه‌اندازی دانشکده داروسازی نظامی شد. البته ما در کشور دانشکده‌های پزشکی، داروسازی و دندان‌پزشکی کم نداریم، ولی آنچه از نیروهای مسلح انتظار می‌رود، تربیت نیروی انسانی با معیارهای اسلامی و دینی است.
سردار فتحیان در پایان یادآور شد: زمانی که مقرر شد دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج) راه‌اندازی شود، مقام معظم رهبری فرمودند؛ «انتظار داریم این دانشگاه افسر پزشک مکتبی تربیت کند»؛ این موضوعی است که باید همواره سرلوحه فعالیت‌های دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج) قرار گیرد.


یادداشت
علیرضا جلالیان

قواعد دفاعی قرآن
دکترین را به «قاعده القواعد» ترجمه کرده‌اند. در واقع بر اساس قواعد ثابتی در جهان، دکترین‌ها نگاشته شده و یا استخراج می‌شود. بر اساس همین دکترین‌ها و قواعد موجود در عالم، تصمیم‌سازان تصمیمات خود را در قالب استراتژی‌ها، راهبردهای عملیاتی، تاکتیک و تکنیک ساخته و در اختیار تصمیم‌گیران قرار می‌دهند تا هر کدام را که بهتر دیدند، اجرایی کنند.
در این میان قرآن کریم نسخه الهی برای بشر است که در آن دکترین‌های زندگی مبتنی بر نسخه خالقیت به انسان‌ها عرضه شده است. قرآن سرتاسر دکترین‌های متعدد دارد که از آن به عنوان قواعد نیز یاد می‌کنند. این قواعد شئون مختلف زندگی فردی و اجتماعی را شامل می‌شود. با استفاده از این قواعد انسان‌ها و حکومت اسلامی باید در بعد فردی و اجتماعی استراتژی‌ها، تاکتیک‌ها و تکنیک‌های مختلف را طراحی و اجرا کنند. قرآن کریم با این مسئله توانسته همواره در نظر کارشناسان، نو و جدید به نظر آید و همواره تا برپایی روز قیامت پاسخگوی نیاز بشر باشد.
یکی از نکاتی که خداوند در قرآن کریم به آن توجه داده و نیاز مبرم یک جامعه و حکومت است دفاع بوده که در آیات مختلف قرآن به آن توجه شده است. به علاوه قرآن مؤمنان را به آیات و نشانه‌های الهی در زمین رهنمون ساخته است. از جمله می‌توان این آیات را در زمینه دفاعی، در زندگی اجتماعی موجودات دید.
خداوند در قرآن کریم بر دشمن‌شناسی و آمادگی در برابر دشمن تأکید دارد و از جهتی عزت اسلام و مسلمین را به صراحت مدنظر قرار داده است. آیه معروف نشان سپاه پاسداران یکی از قواعد دفاعی قرآن است که «دکترین بازدارندگی» را در پی دارد. «و َأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ و َمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ و َعَدُوَّكُمْ» بخشی از آیه 60 سوره انفال است که بر استفاده از تمام توان در رابطه با بازدارندگی در برابر دشمن و آمادگی کامل در رویارویی با دشمن تأکید دارد.
«قاعده نفی سبیل» قاعده‌ دیگری است که در بعد دفاعی استفاده می‌شود. بخش پایانی آیه 14۱ سوره نساء «و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا» قاعده‌ای را به مؤمنان گوشزد می‌کند که علاوه بر مسئله عزت مؤمنان در رابطه با عدم تسلط کافران بر آنها مسئله بالا بردن توان دفاعی را هم می‌توان از آن استنتاج کرد. از جهتی هم درباره دفاع نباید به کافران متکی بود.
از طرفی در آیات الهی نیز توجه به زندگی اجتماعی مورچه، زنبور، شیر و سامانه‌های دفاعی گیاهان و جانوران می‌تواند قواعد دفاعی خوبی را در اختیار ما بگذارد.
البته باید گفت در این زمینه تنها به چند نمونه بسنده شد تا فهمی از موضوع داده شود، ابعاد دفاعی در آیات قرآن کریم چندین برابر این است و تنها راه رسیدن به آنها بررسی قرآن و تبعیت از آن است. از طرفی قواعد دفاعی در سنت پیامبر اکرم(ص) و ائمه به‌ویژه امیرالمؤمنین(ع) وجود دارد. در نیروهای مسلح به این امور توجه شده و مبتنی بر نظارت ولایت مطلقه فقیه طراحی‌ها صورت گرفته و مدلی بومی از دفاع را پدید آورده است.


گلی از باغ

«فرار از موصل» ممکن است!
موضوع فرار اسرا از اردوگاه‌ها، همواره موضوع پرمخاطبی در تولید فیلم‌ها است، به‌طوری که با همین محتوا می‌توان چندین فیلم از دوران جنگ جهانی دوم در رابطه با فرار نیروهای متفقین از اردوگاه‌های متحدین به‌ویژه نازی‌ها به یاد آورد. البته فرار از اردوگاه‌های عراق در دوران دفاع مقدس هم اتفاق افتاده است، البته بعضاً این فرارها ناموفق بوده‌اند و کسانی که فرار کرده‌اند به شهادت رسیده‌اند. اما عده‌ای هم موفق شده‌اند به ایران برسند. یکی از رزمندگانی که موفق به فرار از کمپ موصل شده است، «محمدرضا عبدی» راوی کتاب «فرار از موصل» است که در سال‌های اسارت به همراه همرزم خود، «زاگرس میرانی» از اردوگاه موصل گریختند. در واقع عبدی در این کتاب چگونگی طراحی نقشه فرار از طریق پارکینگ اردوگاه را شرح داده است.
گذشتن از روستاها و مناطق سخت و تهیه غذا در مسیر فرار، کمک اهالی روستاها، تماس تلفنی از عراق با خانواده‌ و گذشتن از مناطق کوهستانی و رسیدن به مرزهای ایران بخش دیگری از خاطرات عبدی است که با روایت اول شخص بازگو شده است.
وی که از اهالی روستای «قمشه ماهی‌دشت» از توابع کرمانشاه است در این کتاب خاطراتی از دوران پیش از انقلاب، شروع جنگ تحمیلی و بمباران شهر کرمانشاه و اسارت در اردوگاه‌های بغداد و موصل را نیز بیان کرده است.
در بخشی از این کتاب آمده است: «بعد از اینکه نقشه را به دست آوردم، نشستم و از روی آن، مناطق و مسیرهایی را که لازم بود پیدا کردم، موقعیت موصل و مناطق دیگر. یک مشکل داشتم و آن اینکه هنوز نمی‌دانستم اردوگاهی که در آن هستیم در کنار کدام جاده واقع شده است؟»
همچنین در پایان کتاب، تصاویر و مدارک دوران اسارت عبدی به همراه تعدادی از نامه‌های او به خانواده‌اش آمده است.
کتاب فرار از موصل را انتشارات سوره مهر، در قطع رقعی و با شمارگان دو هزار و ۵۰۰ نسخه در نوبت پنجم چاپ کرده است.


قبیله آفتاب

پایان نبرد تسویه می‌کنیم!
پس از عملیات والفجر 8 ‏که جمعی از یاران و همسنگرانش به شهادت رسیده بودند، حالات خاصی به حسین دست داده بود. هرگاه که فرصتی به دست می‌آورد در گوشه‌ای خلوت گزیده و گریه می‌کرد. در تمامی مدتی که در جبهه‌ها بود، چه در غرب یخبندان و چه در جنوب گرمازده، نماز شبش ترک نمی‌شد و همیشه نیمه‌های شب مشغول راز و نیاز با معبود و معشوقش بود. وقتی از او سؤال می‌شد که بالاخره کی با جبهه تسویه حساب می‌کنی؟ در جواب می‌گفت: «ان‌شاءالله پایان نبرد تسویه می‌کنیم.»
‏به نقل از همرزم شهید حسین احمدی
‏‏ شهید «حسین احمدی» ‏در سال 1345 ‏در روستای ‏«باغک» تنگستان در خانواده‌ای مذهبی و محروم دیده به جهان گشود. دوران تحصیلات ابتدایی خود را در آنجا آغاز کرد. در سال 1352 ‏با خانواده‌اش راهی بوشهر شدند. تحصیلات دوره راهنمایی او همزمان با اوج‌گیری نهضت خونبار امت اسلام به رهبری حضرت امام خمینی(ره) شد. او نیز با تمام توان و به صورت پیاپی در تظاهرات‌ها شرکت می‌کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی یکی از نیروهای فعال مدرسه بود و در محله خود از اعضای فعال انجمن اسلامی شد. در پی فرمان حضرت امام(ره) مبنی‌بر تشکیل بسیج، او نیز به عضویت بسیج درآمد. زمانی که جنگ شروع شد، 14 سال بیشتر نداشت، اما با آن سن کم به جبهه رفت و در حالی که یک رزمنده بود به درس و کلاس و مدرسه نیز اهمیت می‌داد . در طول هشت سال جنگ تحمیلی، بیش از چهار ‏سال‌واندی را در میدان‌های نبرد با دشمنان اسلام مبارزه کرد و در طول این مدت، در عملیات‌های بسیاری از جمله عملیات دهلاویه، فتح(پاک‌سازی کردستان)، فتح‌المبین، الی‌بیت‌المقدس، رمضان، خیبر، والفجر 1‏، والفجر 4 ‏و والفجر 8 ‏شرکت داشت. در عملیات والفجر 8 ‏مورد اصابت گلوله و گازهای شیمیایی دشمنان اسلام قرار گرفت و مجروح شد و یک ماه در بیمارستان‌های اهواز و اصفهان بستری بود و پس از بهبود دوباره راهی جبهه شد ‏و سرانجام شامگاه 11 شهریور 65، در مصاف با صدامیان در عملیات کربلای3‏، جان ‏پاکش را تقدیم خداوند متعال کرد.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

آسیب‌شناسی معضل مخاطب در سینمای ایران
راهی برای حل مسئله تعارض گیشه و ارزش
مهدی امیدی

اتفاق تکان‌دهنده‌ای بود؛ فیلم «من دیه‌گو مارادونا هستم»، یک فیلم کمدی و پر از چهره‌های مطرح سینمایی که در ایام جشنواره فجر هم با استقبال و تمجید منتقدان و رسانه‌ها روبه‌رو شده بود، نتوانست مردم را به سینما بکشاند، به‌طوری که پس از سه هفته نمایش، سرگروهیِ خود در اکران را از دست داد و تنها در تعداد معدودی سالن به نمایش خود ادامه داد. استقبال‌نکردن مردم، معضل اکثر قریب به اتفاق فیلم‌های سینمای ایران در سال‌های اخیر بوده است. حتی فیلمی چون «ایران‌برگر» هم که لقب پرفروش‌ترین فیلم سال را یدک می‌کشد، با توجه به افزایش قیمت بلیت، باید چهار برابر میزان کنونی بفروشد تا تعداد تماشاگرانش به مخاطب‌های «اخراجی‌هاـ2» برسد!
به‌راستی، برای حل مشکل مخاطب در سینما باید چه کرد؟ این پرسش از آنجا مهم می‌نماید که تولید آثار سینمایی، بسیار پرهزینه است و فیلم‌ها، حداقل باید به اندازه خرج ساخت‌شان، فروش داشته باشند. این درحالی است که امسال به جز دو سه فیلم، سایر آثار از نظر مالی متضرر خواهند شد، اما مسئله مهم‌تر، یافتن راه و الگویی است تا فیلم‌هایی که از نظر محتوایی غنای بیشتری دارند و به‌اصطلاح «ارزشی» خوانده می‌شوند، بتوانند بیشتر فروش بروند. موضوع مهمی که حدود 30 سال پیش از سوی شهید آوینی مطرح شد. او در نوشتارها و گفتارهایش بارها تأکید کرده بود که اساساً سینمای ارزشی به‌معنای واقعی کلمه، بدون مخاطب معنا ندارد. حقیقت هم این است که سینمای ارزشی، در معنای اصلی و اصیل خود نه‌تنها هیچ تعارض و تنافری با گیشه و فروش ندارد که می‌تواند متضمن حیات اقتصادی سینمای کشور هم باشد، اما چگونه؟
نمی‌توان خلاقیت و نبوغ فردی را در سینما انکار کرد، اما واقعیت این است كه سینما از ابتدای اختراع تاكنون، همیشه در قالب فعالیت جمعی پیش رفته است. از همان آغاز نیز مجموعه‌ای از عوامل نظیر دفاتر تولید فیلم، تجار، دلال‌های سینمایی و در نهایت مخاطب عام بوده‌اند كه تاریخ سینما، موج‌ها، گرایش‌ها، سبك‌ها و موضوعات را پدید آورده و متحول ساخته‌اند. به همین دلیل هم در کشوری که فرایندهای تولید و توزیع و اکران یک فیلم به‌صورت استانداردتری صورت می‌گیرد، سینما بیشتر پیشرفت می‌کند و پویایی افزون‌تری دارد. سینمای ارزشی نیز وقتی به‌وجود می‌آید که همه فعل و انفعالات تولید آثار هنری، از لحظه تولد ایده تا نگارش فیلمنامه و تصویربرداری و اکران، همه همراه با تقید اخلاقی و دینی و تعهد اجتماعی انجام بشوند. سرمایه اصلی یک فیلم ارزشی، پشتوانه اعتقادی و انگیزه‌های متعالی افرادی است که فرایندهای مختلف سینمایی را در مراحل مذکور پیش می‌برند. بدون تردید، اگر عشق و ارادت به یك ارزش برتر، محور فعالیت قرار گیرد، همه فرایندها با همدلی گروهی و تأثیرگذاری اجتماعی عمیق‌تری اتفاق می‌افتد و فیلمی که در نتیجه چنین فرایندی ساخته شود حتماً با مخاطب گسترده‌ای مواجه خواهد شد.
هدف از سینمای ارزشی، ترویج نیکی‌ها و فضیلت‌های اخلاقی و اجتماعی است و فیلمی می‌تواند به چنین مهمی دست بزند که مخاطب انبوهی داشته باشد. داشتن تماشاگر گسترده و فروش زیاد، یك سوداگری و تجارت نیست. طبیعی است كه یك فیلم اگر قصد تأثیرگذاری و جریان‌سازی دارد، باید تماشاگر داشته باشد. در واقع، جذب مخاطب، مرحله تكمیلی و الزامی یك پروژه سینمایی است. یک فیلم ارزشی، زمانی کارکرد می‌یابد كه حرفش را به ذهن و دل انبوهی از مردم برساند. در غیر این صورت، حرف‌هایش ابتر و بدون تأثیر می‌ماند.
ممکن است برخی این پرسش را مطرح کنند که پس چرا بسیاری از فیلم‌های «ارزشی» در گیشه ناموفق هستند؟ پاسخ این است که اتفاقاً اگر به آمارهای موجود نگاهی انداخته شود، کاملاً هویداست که در صدر جدول پرتماشاگرترین فیلم‌های پس از انقلاب اسلامی، اغلب آثاری دیده می‌شود که رویکرد به ارزش‌ها داشته‌اند. فیلم‌هایی چون «عقاب‌ها»، «کانی مانگا»، «اخراجی‌ها» (با وجود همه انتقاداتی که به آنها وارد است) اما به هر حال در تاریخ سینمای ایران نام‌شان به‌عنوان فیلم دفاع مقدسی ثبت شده است و هر سه، در صدر پرتماشاگرترین یا پرفروش‌ترین فیلم‌های 36 سال اخیر سینمای کشورمان قرار دارند. حتی برخی از فیلم‌های مذهبی همچون «مریم مقدس» و «ملک سلیمان» پر فروش‌ترین فیلم‌های دوره خودشان بودند.
نکته مهم دیگر این است که همان‌طوری که شرح داده شد، توزیع و اکران فیلم‌ها هم از مراحل مهم نظام سینمایی یک کشور است. یکی از مهم‌ترین علل بحران مخاطب در سینمای ایران، عدم توازن در اکران فیلم‌هاست. نظام توزیع و نمایش فیلم‌ها در سینمای ما، معیوب و بیمار است. وضعیت در این حوزه به‌گونه‌ای است که اغلب فیلم‌های ارزشی با حداقل فضا و زمان ممکن روی پرده می‌آیند و نشریات و رسانه‌های سینمایی نیز غالباً این‌گونه فیلم‌ها را بایکوت می‌کنند.
یک فیلم ارزشی، بدون تکیه بر ابتذال و با برخورداری از پشتوانه هنری و محتوایی خوب و البته، مخاطب‌شناسی و مخاطب‌یابی، می‌تواند گیشه‌های سینماها را هم فتح کند. نمونه چنین آثاری «قلاده‌های طلا» است که به دلیل پرداختن به موضوع روز و مبتلاٌبه جامعه، برانگیختن نظر و توجه مخاطبی که به موضوع فیلم علاقه‌مند است و همچنین برخورداری از تبلیغات و امکان مناسب اکران، توانست به‌عنوان یک فیلم ارزشی، پرفروش هم بشود.


تمدن آسمانی؛ نخستین مجموعه درباره تاریخ تمدن اسلامی
آنتی سکولاریسم
حسین کارگر

«تمدن آسمانی»؛ نخستین مجموعه تلویزیونی است که به‌طور کامل و جامع به روایت تاریخ تمدن اسلامی می‌پردازد. در این مجموعه مستند که در 30 قسمت 27 دقیقه‌ای تهیه شده است، تمدن اسلامی، تاریخ و پیشینه آن و دوران رشد و تکامل‌ساز مقطع صدر اسلام و دوران پیامبر اکرم و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) تا تمامی دوران و اعصار حاکمیت فرهنگ و اندیشه و علم و هنر اسلامی و همچنین تجلی آن در سرتاسر سرزمین‌های اسلامی از چین و هند تا آسیای صغیر تا بین‌النهرین و عراق و شام تا شمال آفریقا و تا جنوب اروپا (مانند سیسیل و آندلس) را دربر می‌گیرد و مهم اینکه آنچه به‌عنوان محور و رشته اتصال‌دهنده این قطعات تاریخی ـ فرهنگی رخ می‌نماید، همانا اندیشه و ایدئولوژی اسلامی است که اساس فرم و محتوای آنها را می‌سازد.
این مستند به کارگردانی سعید مستغاثی، هر هفته جمعه‌ها از شبکه خبر روی آنتن می‌رود. از جمله ویژگی‌های این اثر، بازگویی ابعاد کمتر شناخته شده از تاریخ اسلام است، چنانکه متأسفانه هنوز هم بسیاری از ما مسلمانان از این تاریخ درخشان و خدمات دین اسلام به پیشرفت‌های علمی بی‌خبر هستیم، اما مستند «تمدن آسمانی» این موضوعات را به‌طور تصویری بازنمایی می‌کند. همچنین در این مجموعه با حدود 90 دانشمند و استاد دانشگاه در داخل و خارج از کشور مصاحبه شده است.
سعید مستغاثی، نویسنده و کارگردان این مجموعه در گفت‌وگو با خبرنگار ما گفت: تا به حال به‌طور جدی به تاریخ تمدن اسلامی پرداخته نشده است. اگر به کتاب‌های تاریخ موجود، به‌ویژه در فضای آکادمیک کشورمان مراجعه کنید، این بخش از تاریخ حذف شده است. برای نمونه، جورج سارتون که پدر تاریخ علم محسوب می‌شود، درباره انگیزه‌اش از نوشتن کتاب «مبانی تاریخ علم» گفته که هر چقدر تحقیق کرده دیده که همه جا، دوران یونان باستان را به رنسانس چسبانده‌اند و در این میان یک حلقه مفقوده دیده می‌شود. سارتون گفته که برایش مجهولات بسیاری وجود داشته که در پی تحقیقات خود فهمیده که بخش مهمی از تاریخ علم از منابع تاریخی جا افتاده است. به عقیده او، در این میان یک دوره هفت، هشت قرنی، تمدن درخشان اسلامی بر عرصه‌های علم و هنر و اندیشه حاکمیت داشته که زمینه‌ساز ظهور رنسانس در غرب بوده است. به نظر می‌رسد که نوعی تعمد در حذف تمدن اسلامی از تاریخ علم و تمدن وجود دارد. گرچه یک پژوهشگر می‌تواند با کمی تلاش و جست‌وجو در کتاب‌های افرادی مانند جورج سارتون، آدام متز، ویل دورانت و... به این اطلاعات تاریخی برسد، اما خیلی کلاسه شده و در دسترس نیست. از همه مهم‌تر اینکه تاکنون به نقش دین در شکل‌گیری و شکوه این تمدن پرداخته نشده است. به قول سارتون، موتور محرک و پایه و اساس تمدنی که حدود ۱۰ قرن سلطه علمی و اندیشه‌ای بر جهان داشته، اسلام و قرآن بوده است. واقعیتی که می‌توان آن را «آنتی سکولاریسم» نامید؛ چون غرب در طول 400 سال اخیر خواسته ثابت کند که دین سبب عقب‌افتادگی است و کنار گذاشتن دین سبب رشد و پیشرفت می‌شود، از قضا تمدن اسلامی نشان می‌دهد که این دین است که به شکوفایی علم و اندیشه و هنر و زندگی منجر می‌شود.


خبرها

تازه‌ترین آمار از تأثیر ماهواره بر طلاق
تازه‌ترین نتایج نشان می‌دهد که 17 درصد طلاق‌ها در ایران، ناشی از تأثیر تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای است. تبلیغ سبک زندگی غربی همراه با بی‌توجهی به معیارهای ارزشمند خانوادگی در شبکه‌های ماهواره‌ای، سبب تبلیغ اباحه‌گرایی در میان برخی مخاطبان این شبکه‌ها شده است. به گزارش رصد، در حالی که نتیجه پژوهش‌ها نشان می‌دهد ۱۷ درصد از طلاق‌ها ناشی از تأثیر تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای است، اما همچنان راهکار مسئولان برای کاهش آثار سوء ماهواره‌ها برخورد سلبی با این ابزار ارتباطی است.
امسال جشنواره فیلم مقاومت برگزار نمی‌شود
درحالی که قرار بود امسال چهاردهمین دوره جشنواره فیلم مقاومت همزمان با هفته دفاع مقدس برگزار شود، اما این رویداد به سال آینده موکول شد. محمد خزاعی، دبیر جشنواره فیلم مقاومت در گفت‌وگو با روزنامه کیهان گفت: جشنواره فیلم مقاومت در آخرین دوره خودش با موفقیت برگزار شد و با حضور فرزندان شهید عماد مغنیه و سیدحسن نصرالله و پیام بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه، بازتاب‌های جهانی گسترده‌ای یافت. ضمن اینکه جشنواره فیلم مقاومت ایران به مهم‌ترین مرکز برای حضور فیلمسازان مستقل و دارای گرایش‌های ضدامپریالیستی و ضدصهیونیستی تبدیل شد. در عرصه بین‌الملل در یک سال اخیر نیز آثار خوبی تولید شده است که می‌توانستند در جشنواره مقاومت حضور بیابند، اما در داخل، به جز دو سه فیلم، آثار قابل توجه دیگری در زمینه سینمای مقاومت ساخته نشده است. به همین دلیل هم این جشنواره امسال برگزار نخواهد شد. وی افزود: طبق برنامه‌ریزی‌های صورت‌گرفته، باید طی یک سال گذشته پنج فیلم در حوزه دفاع مقدس تولید می‌شد، اما به دلیل مشکلات اقتصادی این فیلم‌ها تولید نشدند. خزاعی تصریح کرد: بودجه‌ای که قرار بود صرف برگزاری چهاردهمین دوره جشنواره فیلم مقاومت در سال 94 شود، به تولید فیلم‌هایی در همین حوزه اختصاص می‌یابد و این جشنواره سال آینده برگزار خواهد شد.
فیلم ضدایرانی جدید آمریکا به نمایش درآمد
«بهای آزادی» تازه‌ترین فیلم هالیوود علیه ایران است که با موضوع انقلاب اسلامی ساخته شده است. این فیلم به کارگردانی «دیلان بانک» که به‌تازگی ساخت آن در آمریکا به اتمام رسیده است، هفته پیش در جشنواره بین‌المللی هوبوکن آمریکا به نمایش درآمد. براساس گزارش خبرگزاری فارس، در این فیلم که براساس کتاب خاطرات «دکتر مارک بنهوری»، دکتر داندان‌پزشک دربار در دوران محمدرضا شاه ساخته شده است، حضور مردم ایران به‌عنوان حماسه‌سازان واقعه تاریخی انقلاب اسلامی کشورمان نادیده انگاشته شد و دلیل وقوع این انقلاب را دولت انگلیس معرفی می‌کند!


گزیده مطالب

نوسان انظاری پیرامون هولوکاست
برخی از شخصیت‌ها در موضع‌گیری، اعمال نظر و رفتار اجتماعی منبعث و متأثر از عقاید خود، ثابت و مستقیم هستند، اما برخی حرکتی منکسر و شاید بتوان گفت زیگزاگی دارند؛ یعنی رفتار و منش آنها دچار مرور زمان می‌شود.
در تاریخ انقلاب اسلامی، نمونه بارز و مصداق روشن دسته نخست امام (ره) و جانشین بر حق آن حضرت، مقام معظم رهبری هستند که از ابتدای جنبش الهی و انقلابی مردم ایمانی ایران، تا استحکام آن و تا الآن از مواضع تکلیف‌مدارانه خود کوچک‌ترین زاویه‌ای پیدا نکرده‌اند و قبله‌نمای آنان هرگز تخطی نکرده است. هرکس صحیفه امام و حدیث ولایت آقا را از نظر همراه با بصیرت بگذراند به این نکته مبنایی و اساسی واقف خواهد شد.
با وجود این، همان‌طور که گفته شد، گروه دومی نیز حضور دارند که در طول و عرض تاریخ انقلاب اسلامی این سرزمین، عکس‌العمل‌هایی منکسر و مواضعی زیگزاگی از خود نشان داده‌اند. روزشمار انقلاب سرشار از این نمونه‌هاست، بنی‌صدر مخلوع را بنگرید، اولین کسی بود که درباره سازمان مجاهدین خلق لفظ شایسته «مجاهدین» خلق را به‌ کار برد و بر گفته خود افتخار ورزید، لیکن سپس با همین گروه منحرف و مزدور و تروریست هم‌پیاله شد و در خانه مات قرار گرفت و روسیاه تاریخ شد. افرادی همچون محمد خاتمی را می‌بینیم که اوایل انقلاب مقالات «بیم موج» را به عنوان بیدارباش و هشدار نسبت به جریان لیبرالیسم به صحنه نشر می‌آورد و در برابر اباحی‌مآبی آنها، موضع سنجیده می‌گیرد، ولی بعدها نقاب بر می‌گرداند و با آنها رفیق گرمابه و گلستان می‌شود و اینان نیز او را  به آن سوی پرده‌ها و به دامن «جرج سوروس» می‌غلتانند.
و یا افراد معمولی‌تر چون «عمادالدین باقی» را ملاحظه می‌کنیم که «حزب قاعدین» را علیه انجمن حجتیه نوشت، اما با گذشت زمان و عبور عقربه‌ها، از وجه نظر پیشین خود اعلام برائت کرد و ...
با این حال شاید از سیاستمدار کهنه‌کاری چون هاشمی رفسنجانی توقع نمی‌رفت که در سویه‌گیری‌های انکساری و زیگزاگی، با نبوغ معماگونه فکری خود، دست همه را از پشت ببندد و یکجا انگشت‌ها را به سمت خود بچرخاند. ایشان در طی این چند سال، مواضع عجیب و غریب و تحلیل‌های بیگانه‌ای با سوابق خود ارائه داده، یکی از این مواضع نسبت به هولوکاست است.
ایشان تاکنون پیرامون هولوکاست دو نظر ناهمخوان که از نگاه نگارنده ناهمخوان و متضاد قلمداد می‌شود، به ثبت رسانده است. بنده هر دو شکل اظهارات ایشان را داخل گیومه قرار می‌دهم و قضاوت نهایی را به خوانندگان محترم واگذار می‌کنم، تا چه قبول افتد و چه در نظر آید... آن جناب در کتاب دوران مبارزه‌اش اسنادی را مفتخرانه به چاپ رسانده است تا به‌اصطلاح، آیندگان به ایشان ببالند و خط مبارزه را گم نکنند. در آن کتاب چنین مرقوم شده است:
«اینکه می‌گویند در جنگ جهانی شش میلیون یهودی به دست آلمانی‌ها از بین رفتند، درست نیست، زیرا اگر تمام یهودیان جهان را جمع کنند به این تعداد نمی‌رسند.» (کتاب دوران مبارزه آقای هاشمی، ص663)
به نظر می‌رسد اگر آقای احمدی‌نژاد نیز این استدلال محکم و متقن را از پیشکسوت خود، آقای هاشمی رفسنجانی گرفته بود آن‌طور در تنگنا نمی‌ماند و می‌توانست استدلال خوبی در سطح دنیا و در برابر جارچیان مصیبت ادعایی هولوکاست روی دست بگیرد و دست آنان را رو کند. ضمن آنکه روح مرحوم «روژه گارودی» فرانسوی را که به جرم مخالفت با هولوکاست محاکمه شد، شاد کند و دیگر راهی برای آقای رفسنجانی نمی‌گذاشت که او را به دفاع از هیتلر متهم کند!!
آقای هاشمی بر خلاف نظر پیشین خود به تازگی طی مصاحبه‌ای ضمن تأیید بحث هولوکاست، آقای احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور سابق را به دفاع از جنایات هیتلر متهم کرده است. ایشان در این مصاحبه اظهار داشته است:
«این قضیه هولوکاست که آقای احمدی‌نژاد مطرح  کرد، این را به نفع اسرائیل تغییر داد. قضیه‌ای هست که در اروپا بسیار روی آن حساس هستند و یک مسئله محوری برای اروپایی‌ها و به‌طور کلی غربی‌ها شده است، یعنی وقتی که انسان یک قطعه تاریخی به آن مهمی را منکر می‌شود و همه می‌دانند که بوده و خانواده‌هایی که در آنجا قربانی داده بودند همه هستند و به علاوه قساوت هیتلر. این نوعی دفاع از هیتلر و نازی‌های آلمان بود که اصلاً اینها چنین جرمی را مرتکب نشدند.»
القصه، موضع آقای هاشمی درباره هولوکاست فی‌الحال مشخص است که چرخشی 180 درجه پیدا کرده است، ولی معلوم نیست که برای چه در این زمان و در این موقعیت، اینگونه تحلیل‌های اسرائیل[رژیم صهیونیستی] پسند را ارائه می‌دهند شاید قصد هم‌راستایی با آنچه پیش از این برخلاف موضع امام(ره) گفته‌اند که «ما با اسرائیل جنگ نداریم» را داشته‌اند.
همان ایشانی که قصد داشتند سوریه را نیز به نفع اسرائیل قربانی تحلیل‌های نامتوازن خود گردانند. اینکه ایشان چه اهداف و گمانه‌زنی‌هایی در سر دارند و اینکه آیا از این راه‌ها و بیراهه‌ها به مقصد ناپیدای خود خواهند رسید یا نه! البته مطلبی است که عبور عبرت‌ها و تاریخ تاریکی‌ها و روشنی‌ها پاسخ آن را خواهد داد.
محمدکرم ساعدپور


روی خط

یادمان باشد ما پاسدار انقلابیم
...۹۸۹۱۲۴۸۱۸/ مشتاق مبارزه با داعشیم که آنها مردمان جاهل و شیطان‌صفتی هستند که نه‌ تنها دشمن اسلام، بلکه دشمن تمام انسان‌های روی زمین هستند.
صبح صادق: و البته می‌دانیم که مشتاق مبارزه با صهیونیسم هم هستید.
...۹۸۹۱۳۳۲۸۹/ چگونه-می‌شود از بانک انصار وام قرض‌الحسنه گرفت؟ اگر هست راهنمایی کنید.
صبح صادق: بهترین راهنمایی حضور در شعبات بانک است.
/۹۸۹۱۷۶۶۲۸...چگونه پیگیر جانبازی باشم؟
صبح صادق: با دفتر سردار صفری تماس بگیرید.
...۸۹۱۸۸۱۲۹۳/ یمنی‌ها بدانند ما هر روز به یادشان هستیم و برای پیروزی آنها و سلامتی رهبرشان و نابودی آل سعود دعا می‌کنیم. خوب است مجالسی برای شهدای یمن گرفته شود و در محافل قرآنی ثواب تلاوت به روح شهدای یمن هدیه شود.
صبح صادق: کاملاً موافقیم.
...۹۸۹۱۸۷۴۰۷/ اگر مسئولان ما مثل امام(ره) و آقا دل داشته باشند و در مقابل زورگویی‌های آمریکا و غرب بایستند، آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.
...۹۸۹۱۶۳۶۴۴/ به‌خدا قسم مذاکرات هسته‌ای سخت‌تر از به بن‌بست خوردن عملیات فتح‌المبین در سال 61-نیست، موضوع را به باقی‌مانده‌های دفاع مقدس بسپارید تا حلش کنند.
...۹۸۹۱۲۸۶۹۱/ آمریکا بداند که اگر با دلگرمی به عوامل داخلی‌ا‌ش در ایران و به امید جایگزینی آنها در رأس حکومت بخواهد گرد و خاکی کند، ملت ایران نیز در اولین فرصت، مزدوران شناخته شده آنها را در همان گرد و خاک دفن خواهند کرد!
...۹۸۹۱۷۸۱۵۹/ عشق من پاسداری است. خیلی دوست دارم پاسدار بشم، شما می‌تونید کمکم کنید؟ دوست دارم علیه هرکسی که با ولایت و انقلاب و قرآن مخالفه و قصد جنگ داره مبارزه کنم. دوست دارم از سربازان سردار سلیمانی بشم تا آخر عمر دعاگوی شما هستم اگه بتونید من را به آرزویم برسونید؛ آرزویی که شاید در آن مقام والای شهادت باشد.
صبح صادق: از مراکز جذب نیروی سپاه در این‌باره کسب اطلاع کنید.
...۹۸۹۱۸۸۵۹۶/ غفاری قره‌باغ از ارومیه از دیار باکری‌ها هستم، جانباز 50 درصد بازنشسته سپاه و جانباز 25 درصد بنیاد هستم. چون حقوق‌بگیر سپاه هستم، نه بنیاد و نه سپاه حق جانبازی را نمی‌دهند، چه کنم؟
صبح صادق: با دفتر سردار صفری تماس بگیرید.
...۹۸۹۱۳۹۶۰۴/ لطفاً مرا به نبرد با داعشی‌ها بفرستید. پاسداری هستم مدیر فاوای یک ناحیه. آشنا به بی‌سیم، باسیم، شبکه و امور ارتباطی.
صبح صادق:غیر از مشاوران نظامی، هنوز نیرویی در امر مبارزه با داعش ورود پیدا نکرده است، جنگ مستقیم ما منوط به رد کردن خط قرمز فاصله 40 کیلومتری مرزهای ماست که ان‌شاء‌الله جرئت آن را ندارند.
...۹۸۹۱۶۶۶۴۶/ چرا ارشدیت تحصیلات برای کادر نیروهای مسلح اعمال می‌شود و فقط در سپاه منتظر تصویب مجلس است؟
...۹۸۹۱۳۴۷۱۴/ بازنشستگان گروه 24 بعثت فراموش‌شدگانی هستند كه در هیچ مراسم و برنامه‌ای یادی از آنها نمی‌شود.
صبح صادق: قابل توجه کانون بازنشستگان گروه 24 بعثت.
...۹۸۹۱۳۳۸۶۲/ چرا فوتبالیست‌ها، والیبالیست‌ها و كشتی‌گیرها و جامعه ورزشی با رهبر معظم انقلاب دیدار می‌كنند ولی ما پیشكسوتان تا به حال به دیدار حضرت آقا مشرف نشده‌ایم؟ ما هم مشتاق دیدار حضرت دوست هستیم.
صبح صادق: منتظر اقدام کانون بازنشستگان سپاه هستیم.
...۹۸۹۱۲۳۳۲۷/ ما بسیجیان پایگاه مقاومت مدینه‌النبى(ص) شهرستان جهرم اعلام مى‌كنیم آماده دستور فرمانده كل قوا برای اعزام به سوریه، عراق، یمن و... هستیم.
صبح صادق: موفق باشید برادران
...۹۸۹۳۸۷۵۸۱/ این‌جانب بسیجی تیپ انصارالرسول(ص) هستم و تنها آرزویم شرکت در جنگ با دشمنان اسلام است.
صبح صادق: ان‌شاء‌الله نبرد نهایی در رکاب امام زمان(عج)
...۹۸۹۱۴۱۶۴۴/ پاسداران بیدارند و لباس جهاد بر تن دارند... فکر برخی دغدغه‌های آنها هم باشید.
...۹۸۹۱۴۸۴۶۷/ با توجه به حمایت‌های بی‌دریغ دولت ترکیه از تروریست‌های داعش، لازم است ما کالاهای ساخت ترکیه به‌ویژه پوشاک آن را تحریم کنیم.
...۹۸۹۳۷۸۸۲۲/ می‌گویند بودجه کم است، حقوق کارمندان را 14 درصد اضافه می‌کنند، حقوق معلمان را بیشتر، اما به پاسداران که می‌رسند حقوق‌شان هفت درصد اضافه می‌شود، تازه شایعه می‌کنند که حقوق پاسداران از همه بیشتر هم است.
صبح صادق: کمی عجله کردید این ماه را هم صبر کنید.
...۹۸۹۳۸۶۶۶۵/ آقای روحانی در صفحه ۶۹ کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته‌ای نوشته است: «باید انتقاد به یک معروف و کار شایسته تبدیل شود و انتقاد کننده در انتظار تشویق باشد، نه تنبیه.» اما امروز وی مرتباً منتقدان را با الفاظی زشت و دور از شأن ملت خطاب می‌کند!
...۹۸۹۳۵۲۱۴۹/ جانباز40 درصد جنگ هستم. سال 82 بازنشسته شدم. به‌علت جراحت ناشی از گازهای شیمیایی و اعصاب و روان، گوشه‌گیر و در خانه منزوی شده‌ام. روزها و سال‌ها می‌گذرد. حتی روز جانباز هم کسی با من کاری ندارد. مرا فراموش کرده‌اند.
صبح صادق: کانون بازنشستگان به گوش.
...۹۸۹۳۰۲۴۹۶/ یادمان باشد ما پاسدار انقلابیم، نه كارمند انقلاب.
صبح صادق: جمله بسیار زیبا و پرمحتوایی است.
...۹۸۹۱۲۳۰۹۸/ آیا به‌نظر شما درسته که معاون محترم رئیس‌جمهور برای سفر یا مأموریت یک‌روزه خود به استان کردستان یک هواپیمای به آن بزرگی با هزینه سرسام‌آور را از پول بیت‌المال و به‌طور اختصاصی با خود به سنندج ببرد؟ من با پراید مدل 85 با پنج سر عائله چهار ساعته این راه را می‌روم.
صبح صادق: تفاوت کار و موقعیت فراموش نشود.
...۹۸۹۱۲۷۶۶۴/ برادران مسئول در سپاه! شما که بیشتر از شهید و ایثارگر دم می‌زنید، لطف کنید بیشتر هم به ما ایثارگران توجه کنید.
صبح صادق: ان‌شاءالله برادرانی که در این‌باره مسئولیت دارند می‌خوانند و اقدام می‌کنند.


کتیبه سبز

سیب کال
لگد می‌زند توی دلم
قنداق اسلحه‌ای که معلوم نیست
ماشه‌اش چند بار چکانده است
خونت را.
هشت ساله بودم که جنگ
پایت را از ماجرا بیرون کشید
سربندت را سبز بسته بودی
و خون
پرچم ایران را تکمیل کرده بود
بر پیشانی‌ات.
جنگ هنوز مهلت نداده بود ببینمت
که جانمازت را آوردند
چفیه سیاه ـ ‌سفید قرمزی
که مات کرده بود لبخند را
بر صورت پستچی
بوی سیب کال می‌آمد از نامه‌ات
ما دسته گل به خاک دادیم
و گیلان غرب ایستاده بود
و از دور تماشا می‌کرد.
حالا هر هشت ساعت یک‌بار
جنگ یک لیوان آب می‌دهد دستم
و قرص‌هایش را
یکی یکی
از لابه‌لای سکوتم رد می‌کند.
غصه‌هایم را
پشت قاب عکست پنهان می‌کنم
و به یاد می‌آورم مادرم را
پیش از آن که رخنه کند
در بغض‌های پنج‌شنبه...

فائزه دارابی از بروجرد




بسوزد...

دیده بودی که آبی بسوزد؟
پرتو آفتابی بسوزد؟
دیده بودی گنهکار حتی
بی‌سؤال و جوابی بسوزد؟
فکر کن! فکر کن! یک عروسک
با فلزّ مذابی بسوزد
دور دورِ مغول‌هاست هر وقت
بی‌بهانه کتابی بسوزد
استکانم، که می‌خواهم امشب
در دل من شرابی بسوزد
باید امشب تمام وجودم
از غم بی‌حسابی بسوزد
خانه‌ات را فقط گرم کن با
شعله‌هایی که آبی بسوزد...
اعظم سعادتمند از قم


حسن ختام

ای کاش دعا می‌کردیم
ای ذخیره خدا در زمین!
ای مهربان‌ترین!
ای کاش صدها میلیون مسلمانی که هر روز و بارها در نمازهای خویش «اهدنا الصراط المستقیم» می‌گویند، می‌دانستند که تنها راه رهایی و یگانه راه رستگاری، یعنی صراط مستقیم تو هستی؛ تو فصل مشترک تمام ادیان و مکاتبی. ای کاش مسلمانان جهان این کلام الهی را در کتاب آسمانی خویش باور می‌کردند اما افسوس که در میان شیعیان هنوز زبان مشترک و عزم راسخی برای دم زدن از تو دیده نمی‌شود.
ای کاش لحظاتی با خویشتن خلوت می‌کردیم و از خود می‌پرسیدیم؛ آیا به راستی خداوند حکیم این ولی معصوم را آفریده است که قرن‌های متمادی در پس پرده غیبت بماند و بشر هم در ظلمت و بدبختی دست و پا بزند؟!
ای کاش لااقل شیعیانت ذره‌ای از غربت و مظلومیت تو را درک می‌کردند و با رفتار و گفتار خویش نمک بر زخم‌های دلت نمی‌پاشیدند...
کاش به‌دنبال پاسخی برای این پرسش می‌گشتیم که آیا غیبت ولی خدا سرنوشت تغییرناپذیر الهی است و یا این ما هستیم که تاکنون او را نخواسته‌ایم و ظهورش را طالب نبوده‌ایم؟
کاش متوجه می‌شدیم که فرمول ظهور سخت و پیچیده نیست و این دعای ماست که ظهور را پیش از موعد مقرر رقم خواهد زد و غفلت و خواب‌آلودگی ما علت اساسی در تأخیر ظهور ولی خداست...
ای کاش می‌دانستیم در دعا برای ظهورت چه اسراری نهفته است و چه برکات و آثاری بر آن مترتب است...