بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

چهارگانه حل مشکل اقتصاد
اگر «کارل مارکس» هم اقتصاد را رکن اصلی جوامع معرفی نمی‌کرد،‌ کسی منکر آن نبود که اقتصاد از ارکان جوامع است. غیرمسلمانان با دیدگاه مارکس مخالف بودند؛‌ زیرا از دل تفکر وی نظام سیاسی بیرون آمد که منافع غرب را تهدید می‌کرد و این در حالی بود که نگاه واقعی غرب نیز به اقتصاد تفاوت چندانی با نگاه مارکس نداشت و زیرکانه آن را در پس شعارهایی مانند آزادی و دموکراسی پنهان می‌کرد؛ شاهد این ادعا نیز این پرسش است که مگر امروز برای غرب چیزی مهم‌تر از اقتصاد است. مگر چند ماه پیش جنبش 99 درصد در آمریکا به مناسبات اقتصادی جامعه آمریکا اعتراض نکرد و به‌شدت سرکوب نشد؟ برخورد شدید با این حرکت، یعنی‌ اینکه در حال حاضر هم اقتصاد برای آمریکا اصل است؛‌ اصولاً سیاست خارجی آمریکا و مناسبات داخلی آمریکا بر این اساس پایه‌ریزی شده است. مخالفت مکتبی مسلمانان با دیدگاه مارکس در اصالت دادن وی به اقتصاد در برابر دین و آموزه‌های آن و افیون دانستن دین بود، نه اینکه آنها از درک اهمیت اقتصاد عاجز بودند. مسلمانان برخلاف مارکس دین و فرهنگ را اساس جوامع، و اقتصاد را در مرتبه بعد می‌دانند؛ ‌از این‌رو، تعامل مسلمانان با مسئله اقتصاد در این رتبه، پیوسته جاری بوده و پس از انقلاب اسلامی در ایران، در سطح کلان و واقعی‌تر دنبال شد و اقتصاد به یکی از اصلی‌ترین مسائل کشور تبدیل گردید. در این برهه حساس مسئولان نظام و برخی از کارشناسان اقتصادی، اقتصاد ایران را گرفتار دو آفت بزرگ «وابستگی به خارج» و «وابستگی به نفت» می‌دیدند و از همان ابتدا درباره آن و لزوم قطع این دو وابستگی هشدار می‌دادند که در هر برهه‌ای به‌نحوی به این هشدارها بی‌اعتنایی شد و طی سال‌های پس از انقلاب پول آسان و جاری نفت همچون مسکنی قوی هیچ‌گاه اجازه نداد ناله‌ها و فریادهای درد سنگین وابستگی آن‌گونه که علاج قطعی در پی داشته باشد، ‌به گوش برسد. این وضعیت تا چند سال پیش که قطعنامه‌های تحریمی ظالمانه سازمان ملل و رژیم تحریم آمریکا و اروپا علیه ایران به اجرا درآمد، ‌ادامه داشت تا اینکه در خلال این فشارها، هوشمندانی فرصت‌شناس، فرصت‌های نهفته در بطن این تحریم‌ها را یادآور شدند تا از دل آن دیدگاه ارزشمند «اقتصاد مقاومتی» زاییده شد. با وجود آنکه مختصات اقتصادی ایران سرجمع، موقعیت و داشته‌های لازم ایران برای حرکت در مسیر «اقتصاد مقاومتی» و موفقیت در آن را مناسب نشان می‌دهد و چند سالی نیز از طرح آن گذشته است، هنوز اقدام درخور و امیدوارکننده‌ای برای فعال شدن اقتصاد ایران در این مسیر دیده نمی‌شود.
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) هفته گذشته در دیدار جمعی از کارگران سراسر کشور برای چندمین‌بار به مسئله مهم اقتصاد کشور پرداختند و نکات بسیار مهمی را بیان کردند. در بیانات معظم‌له درباره حل مشکلات اقتصادی کشور، چهار محور اصلی وجود داشت که در زیر به اختصار به هر یک پرداخته می‌شود:
۱ـ تولید داخلی؛ «کلید حل مشکلات اقتصادی مردم و معضلات جامعه کارگری، نه در خارج، بلکه در داخل و تقویت و رونق تولید داخلی است.» در فراز فوق، معظم‌له در عبارتی با سیاق نفی و اثبات دو مسئله را گوشزد کرده‌اند که اولی نفی خارجی و دومی اثبات تولید داخلی است. رابطه این نفی و اثبات، چنان است که نفی قطعی اولی، زمینه‌ساز ایجاد و توفیق تولید داخلی است. یقیناً یکی از مشکلات اصلی اقتصاد ایران که ریشه در گذشته دارد و همراه با حیات انقلاب ادامه حیات داده و در اندیشه برخی از کارشناسان، دولتمردان و مردم جایگاه محکمی پیدا کرده، خو گرفتن با عادت باورگونه‌شده «وابستگی» است.
چهارگانه حل مشکل اقتصاد
ادامه از صفحه اول
این عادت باورگونه‌شده آنچنان رسوخ پیدا کرده که تصور اقتصاد غیروابسته را برای گروه‌های برشمرده شده غیرممکن کرده است. حضور چنین عناصری در زنجیره بلند تصمیم‌سازی، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری مانع بزرگی برای قطع ارتباط ذهنی و عینی وابستگی اقتصادی است. در کنار این مانع بزرگ مانع همسنگی که از این وابستگی جان‌ستان، سود سرشار برده و می‌برد نیز وجود دارد که آن هم به شکل‌های مختلف مانع قطع این وابستگی می‌شود. کسانی هستند که با صدای رسا و بلند با اقتصاد مقاومتی همنوایی می‌کنند، اما چون باور ندارند با توان داخلی می‌توانند اقتصاد را از وابستگی نجات دهند و همچنان آن را سر پا نگه دارند، اقدامات اساسی برای قطع وابستگی و شکل‌دادن به اقتصاد مقاومتی انجام نمی‌دهند. امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به اینها که عامل تداوم وابستگی اقتصادی و مانع شکل‌گیری اقتصاد مقاومتی هستند، خطاب می‌کنند: «کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست، در داخل کشور است و همه باید مسئولیت‌های متفاوت خود را در تقویت تولید داخلی به‌عنوان تنها راه علاج مشکلات اقتصادی انجام دهند.»
۲ـ تولیدکننده؛ «سرمایه‌گذاری که با صرف‌نظر کردن از سود بیشتر دلالی و عرصه‌های غیرتولیدی به رونق تولید داخلی بپردازد، بدون شک در حال عبادت است.»
تولیدکننده حق دارد در جایی سرمایه‌گذاری کند که به حفظ سرمایه و بازگشت سود لازم امید باشد؛ در نبود این دو عامل و حتی تهدید این دو عامل، سرمایه‌گذاری و تولید پا نمی‌گیرد، آنچه که می‌تواند به این دو عامل و «منطق اقتصادی تولیدکننده» آسیب جدی وارد کند، وجود کارهای غیرمولدی است که با سرمایه کم و شتاب زیاد، سودهای کلان و بادآورده‌ای را نصیب صاحبانش می‌کند و با وسوسه‌انگیزی و کشاندن پای تولیدکنندگان به این امور کاذب، اقتصاد کشور را دچار بیماری علاج‌ناپذیر می‌سازد. با آسیب دیدن «منطق اقتصادی تولید» هیچ سرمایه‌داری حاضر به سرمایه‌گذاری در امر تولید نیست، مگر آنکه عوامل مختل‌کننده این منطق به‌درستی شناسایی و حذف شوند که بخش مهمی از آن به عهده دولت است.
۳ـ مصرف‌کنندگان؛ «مصرف‌کنندگان باانصاف نیز، با درک مصلحت کشور، چشم بر برندها و مارک‌های خارجی ببندند و با مصرف کالاهای داخلی به کمک هموطنان کارگر، بشتابند.» در عرصه مصرف‌کنندگان بحث بسیار فراتر از یک مقوله اقتصادی است. واقعیت تولید حاضر ایران گویای آن است که مصرف‌کنندگان برای نجات و رونق اقتصاد کشور باید با برگرفتن نگاه از مقوله اقتصاد و چشم‌گرداندن به حوزه دین، با عرق دینی به تولید مساعدت کنند، تولیدی که در وضعیت حاضر توان کیفی و قیمتی رقابت با کالای خارجی را ندارد. چنین انتظاری از مصرف‌کننده در بدو امر، بی‌جا و خودخواهانه به نظر می‌رسد، با وجود این مردم ایران بارها نشان داده‌اند که مرد چنین میدان‌های سختی هستند و با وجود تحولات متعدد به ضرر این انتظار، اما این امید همچنان پابرجاست که با کار فرهنگی و آگاهی‌بخشیدن درست و غبارزدایی از ارزش‌های اصیل و حذف ارزش‌های تقلبی و بیگانه با روح و سرشت مردم ایران، بتوان از درون دین و فرهنگ کهن ایران پشتوانه قدرتمندی برای تقویت تولید ایران ساخت.
۴ـ حاکمیت و دولت؛ «در دولت اصرار و پافشاری کنید که مصارف دستگاه‌های دولتی، مطلقاً داخلی باشد و دولت هرگونه مصرف کالاهای ریز و درشت خارجی را در صورت وجود مشابه داخلی، بر خود حرام بداند.» «با دزد، دزد گفتن، دزد از سرقت دست برنمی‌دارد. باید جلوی او را گرفت. مسئولان کشور، روزنامه نیستند که مدام راجع به فساد حرف بزنند، آنها باید وارد عمل شوند و جلوی فساد را به معنای واقعی کلمه بگیرند.» اگر دولت در مصرف کالاهای داخلی در صف مقدم قرار گیرد، بخش زیادی از مراکز تولیدی رونق پیدا می‌کنند و در کنار سایر کارهای تمهیدی و ارشادی، مردم نیز به این‌سو متمایل می‌شوند و تولیدکننده نیز اندک‌اندک با دلگرمی متوجه می‌شود برای حفظ موقعیتش باید مراقب کیفیت کارش باشد. سخن درباره نقش دولت در رونق به تولید داخلی بسیار است که باید گذاشت و گذشت، اما کلیه مراکز حاکمیتی که دولت نیز بخشی از آن است باید به حسب وظیفه و اختیارات، موازنه میان سخن گفتن از اقتصاد و مفاسد اقتصادی و عمل در این‌باره را رعایت کنند تا همه چیز در حرف خلاصه نشود و اقتصاد و تولید روز به روز نحیف‌تر و ضعیف‌تر نگردد. به امید روزهای نزدیکی که عملکرد در عرصه‌های مختلف اقتصاد، صادق‌ترین و شیرین‌ترین بازتاب نیات و توان مدیریتی مسئولان باشد. ان‌شاءالله
رضا گرمابدری


پیام مشترک فرمانده کل سپاه و نماینده ولی فقیه در سپاه به مناسبت هفته عقیدتی ـ سیاسی سپاه
ضرورت تقویت آمادگی معنوی و آموزش‌های قرآنی

همزمان با دوازدهم اردیبهشت ماه، سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری و گرامیداشت هفته عقیدتی ـ سیاسی در سپاه، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه و حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی، نماینده ولی فقیه در سپاه پیام مشترکی صادر کردند.
به گزارش صبح صادق، در این پیام با اشاره به فرا رسیدن 12 اردیبهشت و ضرورت تجلیل از منادیان تعلیم و تربیت در سپاه، آمده است: شهید مطهری با مجاهدت‌های علمی و معنوی فراوان، از خود شخصیتی ساخت که جامع فضایل انسانی و الهی بود. از جمله ویژگی‌های برجسته و کم‌نظیر او که می‌تواند برای استادان، مربیان و حتی فرماندهان، مدیران و کارشناسان، درسی ارزشمند باشد، زمان‌شناسی و نیازشناسی است. درک دقیق و درست او از اقتضائات فکری زمان خویش و مهندسی معارف ناب و زلال اسلامی متناسب با آن جهت هدایت نسل جوان، مهم‌ترین عامل موفقیت و تأثیرگذاری او بر اندیشه و رفتار مخاطبانش بود.
در بخش دیگری از این پیام، ضمن گرامیداشت هفته عقیدتی ـ سیاسی در سپاه و بسیج و تجلیل و تقدیر از همه دست‌اندرکاران عرصه تعلیم و تربیت، اعم از فرماندهان، مسئولان، استادان و مربیان، بر وحدت و همدلی در همه مراحل برنامه‌ریزی و اجرای برنامه‌ها و دوره‌های تربیتی و معنوی بین فرماندهان و مسئولان نمایندگی، فعال‌تر شدن شورای تربیت و تعالی رده‌ها و أخذ تصمیمات و اقدامات مناسب برای اجرایی کردن برنامه‌های ابلاغی، به‌ویژه دوره‌های تربیت و تعالی خانوادگی، تقویت برنامه‌های آمادگی معنوی و آموزش‌های قرآنی، به‌ویژه دوره‌های پاسدار معلّم قرآن، استفاده از استادان صاحب نفس و معنوی با توجه به نقش تأثیرگذار استادان و مربیان در مباحث تربیتی و معنوی تأکید شده است.


در آستانه نمایشگاه بین‌المللی کتاب اعلام شد
تسهیلات ویژه انتشارات پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع)

پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) به مناسبت برپایی بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، تسهیلات ویژه‌ای را برای نویسندگان و کارکنان نیروهای مسلح در نظر گرفته است.
«سعدالله شمس‌الدینی» مدیر انتشارات پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) ضمن اعلام این خبر گفت: باتوجه به رسالت پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) در خدمات‌‌رسانی پژوهشی به نیروهای مسلح، انتشارات زمزم هدایت وابسته به این پژوهشگاه در بیست‌وهشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در سالن ناشران عمومی، آثار خود را با تخفیف 50 درصدی با ارائه کارت شناسایی معتبر در اختیار کارکنان نیروهای مسلح قرار می‌دهد .
وی همچنین گفت: این پژوهشگاه در راستای حمایت از نویسندگان و صاحبان قلم نیروهای مسلح، کلیه آثار نویسندگان را با قیمت بسیار مناسب و در اقساط ده‌ماهه چاپ می‌کند.
شمس‌الدینی در پایان یادآور شد: این انتشارات همچنین آمادگی دارد کلیه متون آموزشی و تألیفات سازمان‌های دولتی، نهادهای انقلابی، به ویژه یگان‌های نظامی و انتظامی را با شرایط و تسهیلات ویژه تهیه و منتشر کند.


یادداشت
علی اسماعیلی

تبریک نابجا!!
جنایات وحشیانه آل‌سعود در حمله به یمن و کشتار زنان و کودکان این سرزمین صدای اعتراض بسیاری از جهانیان و گروه‌های حقوق بشری را درآورده است و با ادامه یافتن آن، رسوایی بیش از پیش آنان را به دنبال داشته است. این حملات تاکنون، هیچ دستاوردی به جز خرابی و کشتار مردم یمن نداشته و به جای اینکه نفعی برای حاکمان مستبد و دست‌نشانده آل‌سعود داشته باشد، ‌به زیان این خاندان فرتوت و رو به زوال پیش می‌رود و آل‌سعود روزبه‌روز بیشتر در باتلاق یمن فرو می‌رود؛ موضوعی که سران سعودی را به‌شدت به وحشت انداخته است، البته این اعتراضات حتی در خاندان آل‌سعود نیز (نه به دلیل حمایت از مردم مظلوم یمن، بلکه به این دلیل که این حملات را احمقانه دانسته و آن را سبب سقوط این خاندان می‌دانند) شنیده می‌شود. همین موضوع ملک سلمان را بر آن داشت تا برای جلوگیری از هرگونه اقدام احتمالی برخی شاهزادگان علیه سلطنتش، دست به تغییرات گسترده در ارکان حکومتی آل‌سعود بزند که از منصب ولیعهد گرفته تا بسیاری از وزارت‌خانه‌های کلیدی را دستخوش تغییرات اساسی کرد. در این میان، وزارت خارجه عربستان نیز پس از 40 سال سکانداری سعود‌الفیصل بر آن، به گزینه جدید رو آورد و با حکم پادشاه فرتوت عربستان، مسئولیت آن به عادل بن‌احمد الجبیر رسید تا وی هدایت‌کننده این وزارتخانه کلیدی باشد. کسی که به نظر نمی‌رسد، چندان تفاوتی با سلف گذشته خود داشته باشد.
این نوشتار در صدد تجزیه و تحلیل تغییرات حکومتی در عربستان نیست، بلکه به‌دنبال واکاوی نکته قابل تأمل دیگری است. این نکته قابل تأمل و البته قابل تأسف، خبر تبریک ظریف، وزیر خارجه کشورمان به همتای سعودی خود است!
هر طور که نگاه کردیم نتوانستیم علت این تبریک نا‌به‌جا و ناظریف آقای ظریف را آن هم در شرایطی که این روزها، عربستان سعودی، جنایتکارانه‌ترین حملات را علیه مردم بی‌گناه یمن دارد، درک کنیم.‌ حتی توجیه رفتار دیپلماتیک برای این اقدام آقای ظریف نیز منطقی و قابل قبول به نظر نمی‌رسد؛ چراکه آل‌سعود امروز دشمنی است که شمشیر را از رو بسته است و از هیچ‌گونه اقدام توطئه‌آمیز علیه ایران و جهان اسلام رویگردان نیست. از نگاه بسیاری، امروز دیگر هیچ تفاوتی بین اقدامات سردمداران کودک‌کش صهیونیست با حاکمان مستبد و کودک‌کش آل‌سعود وجود ندارد! از همین‌روست که بین پیام تبریک فرستادن به وزیر خارجه آل‌سعود و احیاناً (در مثال) به رژیم صهیونیستی نیز نمی‌توان تفاوتی قائل شد! چرا که جنایات و خیانت‌های عربستان عله جهان اسلام اگر بیشتر از صهیونیست‌ها نباشد، قطعاً کمتر از آنان نیست. فقط کافی است تا نگاهی به فهرست جنایات و توطئه‌های این رژیم دست‌نشانده در دنیای اسلام در این سال‌ها بیندازیم. آشکارترین و قابل استنادترین مدرک، حمایت فکری و مالی و تسلیحاتی آل‌سعود از جرثومه داعش و تأسیس آن توسط این رژیم با کمک برخی دول غربی‌، صهیونیستی و منطقه‌ای است که تاکنون بیشترین خسارات مادی و معنوی را به جهان اسلام وارد کرده است. بمباران و حملات هر روزه به یمن، نمونه‌ای دیگری از توطئه‌ها و خیانت‌های خاندان آل‌سعود به اسلام و مسلمانان است. این در حالی است که سردمداران جنایتکار این رژیم تا به امروز نه تنها یک گلوله به سمت صهیونیست‌ها شلیک نکرده‌اند که حتی به مبارزان فلسطینی و لبنانی، برای مقابله با رژیم صهیونیستی کمک نیز نکرده‌اند، اما تا توانسته‌اند با ثروت‌های بادآورده خود، به ترویج افکار منحرف وهابیت در‌ جهان اسلام دست زده‌اند، به همین دلیل است که معتقدیم امروز، خطر آل‌سعود از رژیم صهیونیستی برای جهان اسلام کمتر نبوده و نیست
تبریک نابجا!!
ادامه از صفحه اول
و اصولاً این رژیم، مجری اوامر و فرمان‌های اربابان غربی ـ صهیونیستی خود در منطقه است و البته، خیانت‌ها و توطئه‌های این رژیم علیه ایران، بیش از هر کشور دیگری است و همین مسئله است که مماشات دولتمردان را در برابر این رژیم ضداسلامی در اذهان بسیاری، مورد پرسش جدی قرار می‌دهد. حمایت‌های مالی و تسلیحاتی و نظامی آل‌سعود در هشت سال دفاع مقدس از صدام معدوم،‌ کشتار حجاج ایرانی،‌ حمایت‌های گسترده مالی و تسلیحاتی و رسانه‌ای از گروهک‌های ضدانقلاب، اشرار مسلح و فتنه گران 88 در ایران، کمک به ‌کاهش شدید قیمت نفت برای فشار بیشتر بر ایران،‌ کمک به تروریست‌های داعش در کشورهای جبهه مقاومت، یعنی سوریه و عراق و در حال حاضر یمن، برای ضربه زدن به ایران و... تنها بخشی از انبوه توطئه‌ها، جنایت‌ها و خیانت‌های پیدا و پنهان این رژیم علیه ایران و جهان اسلام است.
همین موضوع است که دلسوزان نظام و انقلاب را از این اقدام آقای ظریف رنجور می‌سازد. برای روشن‌تر و ملموس‌تر شدن موضوع باید تأثیر این اقدام بر احساس و داوری مسلمانان و دشمنان را سنجید. آیا مسلمانان از این اقدام خشنود شدند و دشمنان ناراحت و یا برعکس. اگر الزامات دیپلماسی آقای ظریف را به این کار واداشته، باید پرسید حد و مرز این الزامات کجاست؟ کشتار بی‌گناهان و محروم ساختن آنان از بدیهی‌ترین حقوق یعنی دسترسی ضروری به آب، نان و امور بهداشتی و درمانی و مقابله با هواپیمای امدادرسان ایرانی با خشن‌ترین شکل؟! آیا با رفتار دیپلماتیک و خارج از اعتراض کتبی و شفاهی نمی‌شود اوج نفرت از یک حکومت جانی را نشان داد؟ مسامحه اگر در جایش باشد ممدوح و اگر در غیرجایش باشد، مذموم است و متأسفانه در این‌باره در خارج از جایش به‌کار رفته است!
آقای ظریف! بر این باوریم که این حرکت شما، آن هم در شرایط حال حاضر منطقه و جهان، نه‌تنها هیچ نفعی برای ایران نداشته، بلکه فقط آل‌سعود جنایتکار را به ادامه جنایات خود در یمن جری‌تر خواهد ساخت و دلسوزان داخلی و خارجی را مأیوس خواهد کرد. حال آنکه همگان، حتی حامیان غربی و صهیونیستی آل‌سعود معتقدند که امروز عربستان، در باتلاق یمن گرفتار آمده و هر روز در آن فروتر می‌رود، به‌گونه‌ای که برخی گفته‌اند، این حملات، سقوط آل‌سعود را تسریع خواهد کرد. ضمن اینکه این آل‌سعود است که نیاز به کنار آمدن و مماشات و محافظه‌کاری در برابر ایران دارد. و نکته آخر، اینکه مبادا با این اقدامات ناپخته و غیرمنطقی، این توهم را در عربستان و آمریکا ایجاد کنیم که ما نیازمند به آنان هستیم که نتیجه‌اش این می‌شود که آنان در پی گرفتن امتیازات بیشتر از ما در مسائل فی‌مابین باشند!


 

صفحه 2
سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار هزاران نفر از کارگران سراسر کشور
تولید داخلی تنها راه علاج مشکلات اقتصادی است

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار هزاران نفر از کارگران سراسر کشور با تبیین وظایف مسئولان، دستگاه‌ها و عناصر مختلف مرتبط با تولید داخلی و تأکید بر مبارزه واقعی با فساد و قاچاق، یادآور شدند: کلید حل مشکلات اقتصادی مردم و معضلات جامعه کارگری، نه در خارج، بلکه در داخل و «تقویت و رونق تولید داخلی» است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، با تبریک میلاد امیرمؤمنان(ع) و حضرت جوادالائمه(ع) هدف از دیدار با کارگران را تجلیل از «کار و کارگر» و برجسته‌تر شدن ارزش کار در ذهن مسئولان و جامعه خواندند و افزودند: بوسه پیامبر(ص) بر دست کارگر، یک تعارف نیست، بلکه تعلیم است.
ایشان با تجلیل از استحکام، هوشیاری و نجابت جامعه کارگری در مقابل تحریکات مستمر داخل و خارج کشور در سه دهه اخیر، یادآور شدند: مجموعه کارگری با تحمل همه سختی‌ها و مشکلات و تلاش بی‌وقفه در راه پیشرفت کشور، حقاً و انصافاً امتحان خوبی داده است و مسئولان باید این فداکاری و نجابت را با تلاش بیشتر برای حل مسائل کارگران، قدرشناسی کنند.

اقدام و ابتکار عملی برای حل مشکلات حوزه‌های کارگری
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به مشکلات موجود در حوزه‌های کارگری، نظیر اخراج کارگران، بیکاری، تعویق‌ها و مشکلات معیشتی تأکید کردند: این مشکلات با حرف حل نمی‌شود، بلکه اقدام و ابتکار می‌طلبد.
ایشان تقویت تولید داخلی را ستون فقرات «حل مشکلات کشور و تحقق اقتصاد مقاومتی» برشمردند و افزودند: برخی می‌گویند در شرایط تحریم و فشار، رونق تولید داخلی امکان‌پذیر نیست، بدون شک تحریم‌های ظالمانه در بروز مشکلات تأثیر داشته است، اما تحریم‌ و فشار، بدون تردید نمی‌تواند جلوی «تلاش عمومی، سازمان‌یافته و برنامه‌ریزی شده» را برای رونق تولید داخلی بگیرد.
معظم‌له برای اثبات ناتوانی تحریم‌ها در سد کردن تلاش‌های داخلی، به پیشرفت‌های شگرف ایران در زمینه صنایع نظامی، زیست فناوری، سدسازی، نانو، صنایع دانش‌بنیان، هسته‌ای و دیگر زمینه‌ها اشاره کردند و افزودند: در برخی از این عرصه‌ها، فشارهای تحریمی بسیار بیشتر بوده است، اما نتوانسته در مسیر تلاش و پیشرفت نیروهای داخلی مانعی ایجاد کند.
ایشان یادآور شدند: البته اگر تحریم‌ها نبود احتمالاً در برخی از این زمینه‌ها، پیشرفت بیشتری داشتیم، اما این احتمال نیز وجود دارد که در آن‌صورت، به پول نفت تکیه می‌کردیم و این پیشرفت‌ها را به‌دست نمی‌آوردیم.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، «توجه و تمرکز بر تولید» را علاوه بر حل مشکلات اقتصادی، سبب «احساس عزت و استغنای ملی» برشمردند و افزودند: استحکام ساختار داخلی قدرت از جمله در زمینه اقتصادی، موجب تقویت مذاکره‌کنندگان پشت میز هر مذاکره‌ای می‌شود، والاّ طرف مقابل مدام شرط و شروط می‌گذارد و حرف‌های مفت و بی‌ربط می‌زند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از تبیین ضرورت تمرکز بر رونق تولید داخلی، به تشریح لوازم و ضروریات تحقق این هدف بزرگ ملی پرداختند.
ایشان همدلی و همزبانی همه عناصر و عوامل مرتبط با تولید داخلی را زمینه‌ساز جابه‌جایی صخره‌ای بزرگ از سر راه پیشرفت کشور دانستند و افزودند: سرمایه‌گذاران داخلی به‌عنوان یکی از عناصر مهم تقویت تولید داخلی، امکانات و سرمایه‌های خود را در این زمینه مصروف کنند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خاطرنشان کردند: سرمایه‌گذاری که با صرف‌نظر کردن از سود بیشترِ دلالی و عرصه‌های غیرتولیدی، به رونق تولید داخلی بپردازد، بدون شک در حال عبادت است.
ایشان انجام دادن متقّن و مستحکم تولید داخلی را سهم مهم کارگران در تقویت تولید برشمردند و افزودند: مصرف‌کنندگان باانصاف نیز، با درک مصلحت کشور، چشم بر برندها و مارک‌های خارجی ببندند و با مصرف کالاهای داخلی به کمک هموطنان کارگر، بشتابند.
رهبر معظم انقلاب، با اشاره به گستردگی دستگاه‌های دولتی، دولت را بزرگ‌ترین مصرف‌کننده کالا خواندند و به وزیر کار تأکید کردند: در دولت اصرار و پافشاری کنید که مصارف دستگاه‌های دولتی، مطلقاً داخلی باشد و دولت هرگونه مصرف کالاهای ریز و درشت خارجی را در صورت وجود مشابه داخلی، بر خود حرام بداند.
معظم‌له درباره ضرورت مصرف کالاهای داخلی در دستگاه‌های دولتی نیز گفتند: دولت جلوی سهل‌گرایی و خدای ناکرده سوءاستفاده را بگیرد.

مبارزه قاطعانه با قاچاق یکی از عوامل تقویت تولید داخلی
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، مبارزه قاطعانه و عملی با قاچاق را یکی دیگر از عوامل بسیار مؤثر در تقویت تولید داخلی برشمردند.
ایشان افزودند: البته واردات برخی کالاها در اختیار بخش خصوصی است، اما دولت می‌تواند با نظارت و هدایت بر واردات، از وارد شدن لطمه به تولیدات داخلی جلوگیری کند.
معظم‌له فعالیت بیشتر و تأثیرگذار رسانه‌ها در زمینه ترویج مصرف تولیدات داخلی و مسئولیت مجلس در ثبات قوانین سرمایه‌گذاری را از دیگر عوامل تقویت تولید دانستند و گفتند: متولیان فرهنگی هم به‌گونه‌ای عمل کنند که نکوهش تنبلی و استقبال از کارِ سخت، در فرهنگ عمومی جامعه، به یک ارزش تبدیل شود.
بخش مهم دیگری از سخنان رهبر معظم انقلاب به موضوع مبارزه با فساد اختصاص داشت.
ایشان با انتقاد از حرف‌زدن‌های مکرر و بی‌عملی در مقابله با فساد تأکید کردند: با «دزد، دزد» گفتن، دزد از سرقت دست بر نمی‌دارد، باید جلوی او را گرفت.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی افزودند: مسئولان کشور، روزنامه نیستند که مدام راجع به فساد حرف بزنند، آنها باید وارد عمل شوند و جلوی فساد را به‌معنای واقعی کلمه بگیرند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در نوعی جمع‌بندی از سخنان‌شان تأکید کردند: کلید حل مشکلات اقتصادی در لوزان و ژنو و نیویورک نیست، در داخل کشور است و همه باید مسئولیت‌های متفاوت خود را در تقویت تولید داخلی به‌عنوان «تنها راه علاج مشکلات اقتصادی»، انجام دهند.
ایشان با اشاره به کار و علاقه‌مندی دولت و حضور افراد مطلع در هیئت وزیران افزودند: ان‌شاءالله با کار و تلاش بیشتر، مسئله تولید هم حل می‌شود، همان‌گونه که ملت و مسئولان ایران، در سه دهه اخیر مشکلات بزرگ‌تری را حل کرده‌اند.


یادداشت

پاسخ هوشمندانه
«ما کسی را به دلیل عقایدش زندانی نمی‌کنیم.... اما کسانی که دست به جرم می‌زنند، کسانی که قوانین کشور را زیر پا می‌گذارند، نمی‌توانند پشت عنوان‌هایی مانند روزنامه‌نگار یا فعال سیاسی پنهان شوند. مردم باید قانون را رعایت کنند.»
این بخشی از پاسخ آقای ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در مصاحبه با یک روزنامه آمریکایی است و آن هنگامی که چارلی رز، شیطنت‌آمیز از او درباره وضعیت جیسون رضاییان (خبرنگار جاسوسی آمریکایی که در ایران زندانی است) می‌پرسد: «همان‌طور که از شما انتظار می‌رود بدانید، من نگرانم از روزنامه‌نگاری که در کشور شما زندانی است...» این جواب هوشمندانه و پخته آقای ظریف، بلافاصله بازتاب زیادی در رسانه‌ها، به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی داشت و طبق معمول برخی فتنه‌گران داخلی و خارجی که از این پاسخ ایشان ناراحتند به آقای ظریف تاختند و او را که تا پیش از آن، با امیرکبیر و مصدق مقایسه می‌کردند! و از زیرکی و سیاست و مجاهدتش در بحث هسته‌ای تعریف و تمجید می‌کردند، به ناگاه بی‌رحمانه مورد حمله قرار دادند و حتی او را فاقد دانش سیاسی و فهم جناح‌بندی سیاسی در داخل معرفی کردند! و ظریف دیگر برای این فرصت‌طلبان حزب باد، نه قهرمان است و نه دیپلمات کارکشته!
اما ظریف سخن واقعی و درست را بر زبان راند حتی اگر بر مذاق برخی‌ها خوش نیاید و در این مصاحبه به‌خوبی از منافع ملی و قوه قضائیه، حمایت کرد که جای قدردانی و سپاس دارد. اگرچه ما نیز به برخی اقدامات و سخنان ظریف انتقاد داریم، اما ما برخلاف این گروه فرصت‌طلب که بیشتر وابسته به جناحی است که در فتنه ۸۸ نقش بارزی داشته، منافع ملی را ملاک قضاوت سیاستمداری چون ظریف می‌دانیم، از همین‌روست که در همین هفته‌نامه پیش رو، به تبریک آقای ظریف به همتای سعودی‌اش خرده گرفته‌ایم، چرا که آن را خلاف منافع ملی می‌دانیم، اما به این حرکت هوشمندانه وی در پاسخ به خبرنگار آمریکایی صدآفرین و مرحبا می‌گوییم، چرا که در اینجا وی منافع ملی را مدّنظر داشته و از آن دفاع کرده است.


یادداشت
مهدی سعیدی

ملاحظات فرهنگی تقویت ساخت درونی
هر ساله رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با کارگران، اهمیت بنیادینی در فرایند پیشرفت و توسعه اقتصادی کشور دارد. معظم‌له وقتی به ستون‌های کار و اقتصاد و ساختن کشور می‌رسند، افق‌های نوینی را پیش روی تلاشگران سازنده کشور باز می‌کنند تا همچنان مصمم و امیدوارانه به فتح قله‌های بلند بیندیشند و از کار و تلاش خسته نشوند.
رهبر معظم‌ انقلاب در بخشی از کلام‌شان به مسئله مذاکرات دیپلماتیک با جهان پرداختند و با اشاره به آنچه پشتوانه واقعی دیپلماسی است، فرمودند: «آدم وقتی احساس قدرت می‌کند، یک‌جور مذاکره می‌کند، وقتی احساس ضعف و احتیاج می‌کند، یک‌جور مذاکره می‌کند. اگر ساخت داخلی قدرت در کشور در همه‌ زمینه‌ها از جمله و به‌خصوص در زمینه‌ اقتصادی، ساخت مستحکمی باشد، همه‌ مسائل را با طرف‌های گوناگون می‌شود مذاکره کرد؛ انسان منتها از موضع قدرت مذاکره می‌کند، نه از موضع نیاز، نه از موضع احتیاج که زبان دشمن را دراز کند، دائم شرط و شروط بگذارد، دائم حرف بی‌ربط و مفت بزند؛ بنده علاج را در این می‌بینم.»
این اظهارات و رهنمودها نسخه‌ای راهبردی است که امروز باید به مانیفست نظام سیاسی و در رأس آن قوه مجریه بدل شود. در این بین، مهم‌ترین محور تقویت ساخت درونی، «تولید» است. به واقع، با تلاش و کار و تولید است که حرکت به سمت استقلال عملی و اقتصادی ممکن خواهد شد؛ لذا با قرار دادن «تولید» در نقطه کانونی پیشرفت کشور، باید همه توان‌ها برای افزایش آن متمرکز شود؛ همچنین، باید موانع پیش روی آن شناسایی شده و مرتفع شود.
در این بین، اقشار مختلف فرایند تولید از کارگر تا کارفرما و از مصرف‌کننده تا سیاستگذار و تصمیم‌گیر و از بازاریاب تا رسانه و تبلیغات، هر یک وظایفی برعهده دارند که اگر نسبت به آن بی‌توجه باشند، ارتقای زنجیره تولید با ناکامی مواجه خواهد شد و از دل این ضرورت است که اهمیت نام‌گذاری سال 1394 با عنوان سال همدلی و همزبانی دولت و ملت معنا می‌یابد. به واقع، لازمه اولیه دستیابی به این موفقیت، تبدیل گفتمان کار و تلاش برای تقویت ساخت درونی به گفتمانی فراگیر در جامعه است که حاصل آن، نوعی شور و انگیزه و همدلی و همزبانی عمومی است. حرکت در این مسیر با موانعی در حوزه فرهنگ مواجه است که باید مشروحاً پیوستی فرهنگی برای آن تنظیم و آن را عملیاتی کرد.
گام مهمی که ضرورت آن در جامعه امروز احساس می‌شود، مقابله با رخوت و تنبلی و یأس و ناامیدی است که مهم‌ترین آفت کار و تولید و خلاقیت در جامعه است. در این بین، بیشترین مسئولیت برعهده دستگاه‌های فرهنگی و آموزشی و تربیتی است تا نسل جوان را آنچنان تربیت کنند که با تمام توان، انرژی جوانی را در خدمت رشد و پیشرفت و کار در جامعه به کار گیرند. به نظر می‌رسد، نهاد خانواده، آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها و دیگر مؤسسات آموزشی، مطبوعات، رسانه ملی و حتی جامعه هنری مسئولیت خطیری در این زمینه بر عهده داشته باشند.
رکن دیگر، مقابله با فرهنگ تکاثر و ثروت‌اندوزی است که متأسفانه بخشی از ثروت و سرمایه کشور را به جای آنکه در خدمت تولید قرار دهد، روانه بخش‌های پر درآمد و کم خاصیت سوداگری و دلالی می‌کند! این رویکرد محصول نگاهی فردگرایانه و منفعت‌خواهانه‌ای است که متأسفانه در دنیای لیبرال امروز در حال تبلیغ است و پس‌مانده‌های آن روانه دیگر کشورها می‌شود و بخشی از صاحبان سرمایه در داخل کشور ما را نیز به خود آلوده کرده است؛ این در حالی است که در نگاه ایرانی - اسلامی، سرمایه‌ای ارزشمند است که به رونق اقتصاد کشور و بهبود وضعیت معیشت جامعه بینجامد، ضمن آنکه به طور طبیعی سرمایه‌دار نیز از منفعت‌های آن بهره خواهد برد. اصلاح این نگرش و به خدمت گرفتن همه سرمایه‌های مادی کشور در راستای تولید ملی نیز ملاحظه فرهنگی مهمی است که دست‌اندرکاران فرهنگ جامعه باید برای آن چاره‌اندیشی کنند.
ملاحظه کلیدی دیگر که از منظر فرهنگی اهمیت دارد، اصلاح الگوی مصرف در بین بازار پرمصرف داخلی است که متأسفانه همچنان با مشکلات جدی مواجه است. بدون شک، تولید داخلی وقتی تقویت خواهد شد که کالاهای تولید شده، بازاری برای مصرف بیابد. طبیعی است که مهم‌ترین بازار مصرف تولیدات باید نزدیک‌ترین آنها، یعنی بازار داخلی باشد؛ به عبارتی،‌ در مرحله دوم است که مقوله صادرات تعریف می‌شود. حال اگر با یک نگاه بدبینانه، خرید کالای خارجی و برتر دانستن آن نسبت به کالای داخلی در فرهنگ یک جامعه نهادینه شده باشد و دیوار بی‌اعتمادی به کالای داخلی آن‌قدر بلند شده باشد که بازار فروش کالاهای داخلی را کساد کرده باشد، زنجیره تولید ملی با چالشی جدی مواجه خواهد شد! لذا همه تلاش‌ها باید برای مرتفع کردن این مسئله تمرکز یابد. در این مسیر هر چند اولین گام، تلاش تولیدکنندگان برای ارتقای کیفیت تولید است؛ اما در راهبرد فرهنگی باید اعتماد به کالای داخلی و ضرورت حمایت از آن در اذهان عمومی اصلاح و به فرهنگی فراگیر تبدیل شود.
در کنار ملاحظات فرهنگی برشمرده، قطعاً پیوست‌های اقتصادی، حقوقی، سیاسی و حتی امنیتی نیز ضروری است که پرداختن به آن از حوصله این نوشتار بیرون است، اما براساس گفته صاحب‌نظران، برای آغاز تحول باید از باورها و اندیشه‌ها شروع کرد.


نكته و نظر

اومدیم جبهه که حقوق‌مان قطع بشه!
نکته: محمدابراهیم آمده بود شهرضا مدتی پیش از آن یک نامه از طرف اداره آموزش و پرورش برایش ارسال شده بود، اما چون او مدام در منطقه حضور داشت به دستش نرسیده بود. نامه را برایش بردم. در نامه به حاجی اخطار داده بودند که اگر سریع‌تر به شغل قبلی‌اش که معلمی بود، برنگردد، حقوق ماهیانه‌اش را قطع می‌کنند. حاجی از طرف آموزش و پرورش به‌عنوان مأمور در سپاه خدمت می‌کرد. وقتی نامه را خواند، خنده معناداری کرد و گفت: «اینها معلوم نیست به چی فکر می‌کنن! نمی‌دونن ما می‌ریم جبهه که حقوق‌مان قطع بشه»!
برگرفته از خاطراتی از شهید همت در کتاب «برای خدا مخلص بود»
نظر: یاد تمام شهدا از جمله معلمان شهید گرامی باد. شهدایی که جز انجام تکلیف هیچ خواسته‌ دیگری نداشتند. تا جایی که حتی حق و حقوق شرعی و قانونی خود را نیز نمی‌گرفتند. اما ما الآن کجا ایستاده‌ایم؟! چقدر از آن روحیه ایثارگری و از خودگذشتگی و پشت پا زدن ما به دنیا در ما مانده است؟!


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

توقف کشتی آمریکا با پرچم جزیره مارشال
یک فروند کشتی تجاری آمریکا که با پرچم جزایر مارشال در خلیج‌فارس درحال تردد بود، به‌دست یگان‌های دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توقیف و به‌سمت بندرعباس هدایت شد.
دلایل توقیف: این کشتی تجاری با اداره بنادر ایران اختلاف داشته است که به دلیل نپرداختن هزینه‌های پهلوگیری در بندر، در محاکم ایران پرونده داشته؛ اداره بنادر ایران درخصوص این موضوع به دادگاه مراجعه کرده و دادگاه حکم توقیف این کشتی را صادر کرده است و سپاه پاسداران نیز به درخواست اداره بنادر، کار توقیف این کشتی را انجام می‌دهد.
روایت آمریکایی از حادثه: «جف راتکه» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا می‌گوید: «گشتی‌های سپاه، کشتی کانتیربر تحت پرچم جزایر مارشال را دوره می‌کنند و از کاپیتان آن می‌خواهند که آنها را به‌سمت آب‌های ایران همراهی کند؛ کاپیتان اما امتناع می‌کند و پس از شلیک تیر از سوی گشتی‌های سپاه، با اسکورت آنها به‌سمت آب‌های سرزمینی ایران می‌رود.»
لحن ملایم آمریکا: سخنگوی وزارت دفاع آمریكا (پنتاگون) اعلام كرد، هر چند در نگاه نخست، اقدام نیروی دریایی ایران به توقیف یك كشتی باربری، اقدامی تحریك‌آمیز به نظر می‌رسد، ولی ما هنوز از همه واقعیت‌ها اطلاع نداریم. به گزارش خبرگزاری رویترز از واشنگتن، سرهنگ استیو وارن، سخنگوی پنتاگون گفت: اقدام نیروی دریایی ایران به شلیك تیر هشدار بر فراز كشتی باری با پرچم جزایر مارشال، اقدامی «نامناسب» بود. وزارت دفاع آمریكا (پنتاگون) پس از توقیف این كشتی از سوی نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام كرد، یك ناوشكن و یك هواپیمای جنگی خود را برای بررسی موضوع به محدوده مورد‌نظر فرستاده است.
تأثیر بر بازار: شبكه تلویزیونی رویترز نیز اعلام كرد، قیمت جهانی نفت كه پس از گزارش رسانه‌ها درخصوص ورود افراد نیروی دریایی ایران به یك كشتی باری آمریكایی روند صعودی پیدا كرده بود، پس از آنكه پنتاگون اعلام كرد که این كشتی حامل پرچم آمریكا نبوده است، بار دیگر روند نزولی پیدا كرد. ارتباط کشتی با ارتش آمریکا: میرسك تایگریز براساس اطلاعاتی كه در پایگاه‌‌های ویژه رهگیری حركت كشتی‌ها منتشر شده، اعلام کرده است که این کشتی آخرین‌بار در بندر جده پهلو گرفته است. این كشتی در مسیر خلیج‌فارس بود كه توقیف شد. میرسك یك شركت عظیم كشتیرانی دانماركی و از بزرگ‌ترین شركت‌های حمل‌ونقل دریایی جهان است. این شركت در زمینه تجهیزات دریایی با ارتش آمریكا ارتباطاتی‌دارد.




سناریوی تطهیر مجلس ششم کلید خورد

نگاهی کوتاه به کارنامه مجلس ششم نشان می‌دهد، بیشتر اصلاح‌طلبان در آن مجلس صحنه‌هایی، همچون تحصن تحریم انتخابات، نامه جام زهر، لوایح خاص و... خلق کردند که با گذشت سال‌ها همچنان تصویر مجلسی با اکثریت اصلاح‌طلب در افکار عمومی سبب نگرانی‌های زیادی می‌شود، اما عناصر تندروی اصلاحات، با نزدیک شدن به برگزاری انتخابات مجلس دهم، تلاش خود را برای کسب کرسی‌های مجلس آینده آغاز کرده‌اند. محاسبه راهبردی آنها با این استدلال که رأی دولت تدبیر و امید از آن اصلاح‌طلبان است و جامعه با استقبال از روحانی در حقیقت دوباره به اصلاحات روی آورده، برای خود سبد آرای قوی را در نظر گرفته‌اند و حتی این طیف بحث فهرست مستقل اصلاحات از دولت تدبیر و امید را پیشنهاد داده‌اند. با وجود این، اصلاح‌طلبان می‌د‌انند که «کارنامه مجلس ششم» مانع بزرگی برای تحقق اهداف‌شان است. به همین دلیل، این طیف اقدامات رسانه‌ای خود را برای تطهیر کارنامه مجلس ششم نزد افکار عمومی در رسانه‌های زنجیره آغاز کرده است. در این پروژه تلاش می‌شود، افزون‌بر تطهیر مجلس ششم، این مجلس پرحاشیه و ساختارشکن، مجلسی ایده‌آل با ویژگی‌های منحصر به فرد نیز معرفی شود! در همین راستا، عبدالله ناصری، عضو شورای مشورتی اصلاح‌طلبان و عضوكمیته راهبردی انتخاباتی اصلاح‌طلبان در گفت‌وگو با روزنامه «اعتماد» در پاسخ به این پرسش که مجلس ایده‌آل اصلاح‌طلبان چیست، به صراحت ضمن یاد کردن از مجلس ششم، تأکید می‌کند که تندروی در مجلس ششم رخ نداده است[!] و مجلس ششم یكی از برجسته‌ترین الگوهای پارلمانی در تاریخ معاصر ایران است! از سوی دیگر، ابراهیم امینی، نماینده مجلس ششم و عضو تأثیرگذار حزب اعتماد ملی نیز به «اعتماد» می‌گوید: در انتخابات مجلس ششم كسانی رأی آوردند كه از امتیاز ویژه‌ای استفاده نكرده بودند و نمایندگان واقعی و منتخب رأی‌دهندگان بودند، البته پروژه رسیدن به مجلسی، همچون مجلس ششم از سوی افراطیون اصلاح‌طلب نشان می‌دهد که بخش‌های زیادی از اصلاح‌طلبان، نه‌تنها از تندروی در گذشته عبرت نگرفته‌اند، بلکه به‌دنبال پیگیری و تکمیل برخی اقدامات ناقص و برنامه‌های گذشته خود نیز هستند.




تلاش شیعه انگلیسی برای انحراف در هیئت عزاداری

یکی از مداحان معروف کشورمان با اشاره به تلاش جریان شیعه انگلیسی و سیدصادق شیرازی برای انحراف در هیئت‌های عزاداری گفت: جریان شیعه انگلیسی سراغ بنده هم آمده‌اند، پرزور هم آمده‌اند. نریمان پناهی در گفت‌وگو با خبرگزاری دفاع مقدس افزود: گفتند که اگر نریمان این دعوت را قبول کند ما به او حسینیه، پول، ماشین و خانه می‌دهیم و او را تأمین می‌کنیم. به شرطی که نامی از انقلاب اسلامی، رهبری و شهدا نبرد. چون من بچه جنگ هستم و افتخار دارم زمانی در جبهه‌های حق علیه باطل رزمندگی کرده‌ام و گردان مقدادی هستم، اینها حریف ما نمی‌شوند. در گذشته، خود من وقتی جایی می‌رفتم و می‌خواستم دعا کنم، جلوی مرا می‌گرفتند و فریاد می‌زدند: «یا حجت بن‌الحسن عجّل علی ظهورک» و نمی‌گذاشتند، من دعا کنم. بعداً فهمیدم اینها ضدامام(ره) و ولایت فقیه بودند و هنوز هم هستند. اینها چند گروه و چند نوع هستند و فقط به ولایت امیرالمؤمنین(ع) اعتقاد دارند. ما هم انکار نمی‌کنیم، ولی تفسیر دارد. اینها می‌گویند، فقط امام زمان(عج) باید حکم جهاد را بدهد. آن زمان هم به همین صورت بوده است، فقط مجتهد خودشان را قبول داشتند و معتقد بودند، نام امام(ره) و شهدا نباید بیاید و الآن هم به همین صورت است که تلاش می‌کنند نام رهبر معظم انقلاب و شهدا نیاید. اگر می‌خواهید ایشان را بشناسید، از زبان آیت‌الله بهجت بشنوید که ایشان را بسیار ستایش کرده‌اند. از زمان امام(ره) بشنوید؛ باید به برخی گفت، یعنی شما بیشتر از امام(ره) می‌فهمید و نسبت به ایشان شناخت دارید؟ دشمن به‌دنبال فرقه‌گرایی و اعتقادات چندگانه است؛ جوانان باید در این جنگ هوشیار باشند. حواس‌مان باید به ولایت فقیه و فرامین ایشان باشد تا از خط و مسیر درست خارج نشویم. زمان جنگ هم به همین صورت بود، الآن هم همین را می‌گویم که اگر حواس‌مان به آقا نباشد، باختیم. راست می‌گویند که نریمان نمی‌تواند برخی سبک‌های جدید، البته غربی را بخواند؛ چون ما در این دستگاه به‌دنبال غیراصیل بودن نیستیم. من به‌دنبال ادا کردن حق اهل‌بیت(علیهم‌السلام) هستم، چرا که روضه را از ته دلم می‌خوانم و اصلاً به‌دنبال نمایش بازی کردن نیستم تا مستمع به هر طریقی برای حضرت اباعبدالله(ع) گریه کند. به همین دلیل، هر سبکی را نمی‌خوانم.





پس از توافق باید از براندازان حمایت کنیم

دکتر شریل بنارد، مدیر مؤسسه تحقیقاتی متیس آنالیتیکس در واشنگتن، در مقاله‌ای مهم روی پایگاه اینترنتی نشنال اینترست تأکید می‌کند، آمریکا در دوران پساتوافق باید انرژی اصلی خود را بر تقویت جریان غربگرا در ایران قرار بدهد. در حال حاضر، دولت آمریکا باید به‌جای تأکید بر توافق موردنظر خود در پی یافتن راه‌هایی به‌منظور شکل دادن و بهینه کردن نتیجه آن باشد، قطع نظر از اینکه نیات اعلان نشده احتمالی رژیم ایران چه خواهد بود. مخالفان ایرانی در کسب، حفظ و گسترش بیش از پیش یک گشایش واقعی نکته اصلی و کلیدی محسوب می‌شوند، اما تاکنون نادیده گرفته شده‌اند. مخالفان ایرانی از وبگاه‌نویسان و روشنفکران مستقل و درعین‌حال دارای نفوذ، گرفته تا نخبگان تجاری که به رژیم سلطنتی سابق ایران وابستگی‌هایی دارند و همچنین از فعالان با تجربه در زمینه برگزاری تظاهرات‌های کوچک دائمی و گسترده گرفته تا اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق، در برگیرنده پایگاه بی‌نظیری از تعامل یک جامعه بالقوه هستند. اگر گشایشی که در پی برگزاری و پیشرفت مذاکرات هسته‌ای ایجاد شده است، امری مثبت و قابل ادامه باشد،‌ به یک گشایش اجتماعی و سیاسی نیز نیاز دارد که این موضوع به نوبه خود باید از سوی نیروهای حامی دموکراسی در ایران به‌دست آید و توسعه یابد. زمانی که جنبش «رأی من» به نتایج انتخابات و تقلب در آن اعتراض کردند، افراد زیادی زندانی شدند؛ آنها از خود شجاعت و مقاومت نشان دادند و برخی از گروه‌ها و جنبش‌ها از روزهای نخستین انقلاب علیه شاه، تحت شرایط دشوار و به‌ظاهر ناامیدانه دوام آوردند. ما زمان و فرصت زیادی برای نزدیک کردن خود با آنها داشتیم، اما به‌جای انجام چنین کاری، تنها بر رژیم ایران متمرکز شدیم و هر زمان که ناامید شدیم، به روش‌های نظامی برای سرنگونی این رژیم فکر کردیم و روی آوردیم. ما نباید اشتباهی که درباره لیبی و سوریه داشتیم، درباره ایران مرتکب شویم. اگر گشایشی واقعی رخ دهد، باید این گشایش به حدّ اعلای خود برسد. اگر بار دیگر به نظر می‌رسد که درها در حال بسته شدن هستند، ما به نیروهایی نیاز داریم تا بتوانند این درها را باز نگه دارند؛ این اقدامات باید به شیوه‌ای خردمندانه و با مهارت و دقت هر چه تمام‌تر انجام شود و نباید به اندازه‌ای تحریک‌آمیز باشد که سبب ترس رژیم شود؛ درعین‌حال نباید به‌گونه‌ای باشد که به نظر برسد آنها می‌توانند موضعی منفعلانه اتخاذ کنند.


خط خبر

مسکن مهر و خودکفایی مزخرف اند!
پس از موضوع مسکن مهر که عباس آخوندی، وزیر مسکن آن را «مزخرف» خوانده بود، خودکفایی در کشاورزی نیز از سوی نظریه‌پرداز کشاورزی و آبخیزداری کارگزارانی‌ها و دولت یازدهم به‌عنوان مزخرفات معرفی شد. عیسی کلانتری چند روز گذشته طی سخنانی در نشست کمیته اقتصادی بنیاد امید ایرانیان با ذکر یک خاطره، خودکفایی در کشاورزی را «مزخرفات» خواند و گفت: «همین الان آقایان هنوز دارند درباره خودکفایی در محصولات کشاورزی صحبت می‌کنند. برای نوشتن برنامه ششم دوباره موضوع خودکفایی را به‌میان کشیدند که من برگشتم به آقای نوبخت گفتم تو را به دین و ایمانت بگو این مزخرفات را کنار بریزند.» عیسی کلانتری وزیر کشاورزی در دولت‌های اول و دوم اکبر هاشمی رفسنجانی بود که به‌دلیل ادغام دو وزارتخانه کشاورزی و جهاد سازندگی کار وزارت را رها کرد. او در انتخابات ریاست‌جمهوری ایران (۱۳۸۸) از میرحسین موسوی حمایت می‌کرد و در یکی از گردهمایی‌های خود در شهر هشترود اعلام کرد: اگر ۱۳ میلیون آذری رأی دهند، موسوی رئیس‌جمهور است و در ‌غیر ‌این صورت باید چادر به سر کرده و از ایران فرار کنیم.

تجدید خاطره رحمانی فضلی

رحمانی فضلی که بر اثر به نتیجه نرسیدن پروژه پول‌های کثیف از وی عصبانی شده‌اند، همان کسی است که با خلق دروغ یک میلیارد دلار گم شده در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ اذهان عمومی را مشوش کرد. هر چند که پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ازسوی خود مسئولان دیوان محاسبات این ادعا تکذیب شد، اما تأثیراتی منفی بر فضای جامعه و عملکرد حاکمیت باقی گذاشت.

پخش اعلامیه ضدایرانی سعودی‌ها در یمن

هواپیماهای ائتلاف عربی‌ـ آ‌مریکایی این بار به جای بمباران مناطق مسکونی و زیرساخت‌ها با پخش اعلامیه‌هایی در شهرهای مختلف یمن سعی در ایجاد ایران‌هراسی دارند. در این اعلامیه‌ها نوشته شده است: «هدف ما محافظت از مردم یمن در برابر نفوذ فارسی است.»

تحریم‌ها نتوانست اقتصاد ایران را ویران کند

کوان هریس، جامعه‌شناس و معاون مرکز مطالعات ایران و خاورمیانه در دانشگاه پرینستون آمریکا، در مقاله‌ای به بررسی سیاست‌های اقتصادی ایران پیش و پس از تحریم‌ها پرداخته ‌است. «هریس» گزارش خود را این‌طور ادامه می‌دهد که البته اوضاع اقتصادی ایران آن‌طور که ما فکر می‌کنیم، نیست. اگر چه تحریم‌های شدید از سال 2011 بازار ایران را تحت‌الشعاع قرارداد، اما کشورهای همسایه ایران برخلاف تهدیدات آمریکا، هرگز روابط اقتصادی خود با این کشور را به‌طور کامل قطع نکردند. ارزش صادرات کالا و خدمات ایران از سال 2005 تا 2011 هر سال افزایش یافته‌است و تنها پس از آن بود که اقتصاد ایران دچار آسیب شد، اما حتی در سال‌های 2012 تا 2013 نیز ارزش صادرات ایران بیش از یک دهه پیش از آن بود.

شكایت كمیته امداد از وزیر كشور

وزیر كشور مدعی شد در کمیته امداد بیش از 100 نفر 27 هزار خودروی لوکس در حدود 20 میلیارد وارد کشور کردند. از آنجایی كه رحمانی فضلی نشان داده است اظهاراتی را كه بیان می‌كند بعد از مدتی رد خواهد كرد، حمیدرضا ترقی، عضو شورای مركزی كمیته امداد اعلام كرد: نه من و نه هیچ‌یک از مسئولان كمیته امداد امام‌خمینی از این ادعا اطلاعی نداریم. عضو شورای مركزی كمیته امداد افزود: وزیر كشور بدون هیچ سند و مدركی این ادعاها را بیان كرده است. ترقی ادامه داد: كمیته امداد هیچ نیازی به این فعالیت‌ها و درآمدها نداشته و حتی در برنامه‌های این كمیته هم‌چنین درآمدهایی جایی ندارد. وی در ادامه گفت: پیش از انتشار این ادعاها وزارت كشور یا گمرك باید سندی به ما ارائه می‌دادند. ترقی گفت: اعداد و رقمی كه رحمانی فضلی در مجلس شورای اسلامی بیان كرده است مبین عدم صحت ادعای اوست و اگر اسناد و مدارك را برای بررسی به ما ارائه ندهند ما از وزارت كشور و كسی كه این ادعا را بیان كرده است در مراجع قضایی شكایت می‌كنیم تا این مسئله و ادعا روشن شود.

صادرات گاز را چه کسی انجام می‌دهد؟

با وجود اینکه بیژن‌ نامدار زنگنه، وزیر نفت اعلام کرده است که ایران در اوضاع تحریم تمایلی به صادرات گاز به اروپا ندارد، اما همچنان شاهد هستیم که وزارت امورخارجه از مذاکره با کشورهای اتحادیه اروپا برای صادرات گاز سخن می‌گوید. در آخرین اظهارنظرهای وزارت امورخارجه، سفیر ایران در ترکیه اعلام کرده است: «زمینه انتقال گاز ایران (به اروپا) از طریق ترکیه ایجاد شده و جزئیات همچنان موضوع مذاکره است.» پیش از این نیز محمدجواد ظریف، وزیر امورخارجه اعلام کرده است که «ایران می‌تواند در زمینه تأمین نیازهای گازی، به‌عنوان یک شریک قابل اعتماد و ثابت برای جامعه اروپایی ایفای نقش کند.» این درحالی است که زنگنه با این عنوان که علت عدم تمایل ایران به صادرات گاز به اروپا «مرده‌خوری» آنهاست، اولویت صادرات گاز کشور را از آن کشورهای همسایه دانست و تأکید کرد: «اروپا همیشه جزو بازارهای صادراتی ایران است. اما تا زمانی که تحریم‌ها برداشته نشود نمی‌توان به این اتحادیه گاز صادر کرد.»

مقتدی صدر: طرح آمریکا آغاز تجزیه عراق است

رهبر جریان صدر، طرح پیشنهادی مجلس نمایندگان آمریکا مبنی بر تعامل با کردستان عراق و مناطق سنی‌نشین به‌عنوان دو کشور مستقل را محکوم و اعلام کرد در صورت تصویب این طرح، نیروهای او منافع آمریکا را در سراسر جهان نشانه خواهند گرفت. کمیسیون نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا‌، قرار است، پیش‌نویس قانون تعامل با پیش‌مرگه و گروه‌های مسلح سنی در عراق و کشور دانستن منطقه کردستان و مناطق سنی‌نشین را به رأی بگذارد تا آمریکا به‌طور مستقیم به این دو طرف کمک کند. مقتدی صدر با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: مجلس نمایندگان آمریکا می‌خواهد، قانونی را درباره عراق تصویب کند که بر‌اساس آن، هر طایفه‌ای در عراق مستقل از دیگری عمل کند. آمریکا، سوء‌نیت خود را علیه عراق عزیز ما ثابت کرده و دندان‌های خود را تیز کرده است؛ لذا پارلمان و دولت باید واکنشی قاطع در این‌باره نشان دهند.

آمریکا چگونه به اقتصاد مقاومتی نگاه می‌کند؟

در حالی که شماری از چهره‌های اصلاح‌طلب، خودکفایی در محصولات کشاورزی را هدف قرار داده‌اند، «شورای شیکاگو در مسائل جهانی» بر این موضوع تأکید می‌کند که آمریکا باید ایده جدیدی برای باقی‌ماندن در رقابت و پیشرفت در امنیت غذایی به کار ببندد. آمریکا می‌تواند و باید رهبر کشاورزی و غذای جهان در دهه‌های پیش‌رو باشد. در قرن گذشته بخش کشاورزی و غذای آمریکا به دستاورد‌های قابل توجهی در تولید غذا و کاهش اثرات زیست‌محیطی رسیده است. این کشور در زمینه ایمنی غذا و کیفیت مواد‌غذایی نیز پیشرفت‌های قابل توجهی داشته است. راهکارهای توسعه کشاورزی در آمریکا این است که برای باقی‌ماندن در جایگاه فعلی کشاورزی و حرکت روبه‌جلو، آمریکا باید سازمان‌های فدرال را بازنگری کند تا نوآوری را حمایت کنند، نیروی کار رقابتی را در جهان رشد دهند و با بازارهای دوردست وارد معامله شوند. اختیار دادن به دانشگاه‌ها، کسب‌وکارها و درگیرکردن سایر بازیگران در کشاورزی می‌تواند ازجمله تلاش‌ها برای رویارویی با چالش‌های پیش‌رو باشند.

توهین مشاور ویژه اردوغان به ایران!
یک مقام بلندپایه ترکیه‌ در اظهاراتی بی‌سابقه علیه ایران، مدعی شد که ایران به وحدت جهان اسلام زیان زده است و این زیان بیش از زیان رژیم صهیونیستی است! «امرالله ایشلر» مشاور ویژه «رجب طیب اردوغان» رئیس‌جمهور ترکیه، با حمله‌ای شدید و بی‌سابقه در لحن و ادبیات به جمهوری اسلامی، اقدامات ایران در منطقه را «فتنه‌ساز» نامید و ادعا کرد، ضرری که ایران به وحدت جهان اسلامی زده، بیش از ضرری است که رژیم صهیونیستی وارد کرده است. ایشلر در گفت‌وگو با روزنامه سعودی «الحیات» چاپ لندن، در پاسخ به پرسشی درباره سوریه، با نادیده گرفتن نقش کشورش در نفوذ تروریسم به سوریه و تخریب این کشور، گفت: ایران براساس نگرانی‌های مذهبی و سیاست‌های ایدئولوژیک خود همه نوع حمایتی، از جمله اعزام نیرو به سوریه کرده است و آبرو و جایگاه خود را نزد مردم مسلمان از دست داده است.


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

به‌دنبال میانجی برای رسیدن به مجلس دهم
حسین عبداللهی فر

خاصیت امسال برای کسانی که صرفاً دغدغه‌های انتخاباتی دارند این است که از نظر آنها هر روزی که می‌گذرد، یک فرصت را از دست می‌دهند. با این تفکر اگر به صفحه نخست روزنامه‌ها بنگریم، تیتر‌هایی را می‌بینیم که در واقع افشاگر شتابزدگی در طراحی راهبرد‌ها و شگرد‌های آشکار انتخاباتی برخی جریانات سیاسی است.
یکی از راهبرد‌های رونمایی‌شده در این ایام تمسک به میانجی‌هایی با تابلوی «معتدل» می‌باشد که قرار است به‌عنوان پل پیروزی یک جریان سیاسی در فضای دوقطبی افراطیون و اعتدالیون مورد بهره‌برداری قرار گیرند.
روزنامه «کیهان» دوشنبه(7/2/) از این شگرد با عنوان «عملیات فریب افراطیون مدعی اصلاحات» یاد کرد و در این‌باره نوشت: «شواهد موجود از پروژه فریبی حکایت می‌کند که مدیران پشت صحنه جبهه مدعی اصلاحات برای حضور در انتخابات مجلس دهم طراحی کرده و مقدمات آن را از زبان وابستگان دست چندم خود کلید زده‌اند.»
این روزنامه تمسک به شخصیت‌های با سابقه اصولگرا با تابلوی «اصولگرایی معتدل» را تنها راه خروج اصلاح‌طلبان از بن‌بست فقدان پایگاه اجتماعی توصیف کرد و درباره مشکلات اجرایی این پروژه نوشت: «اما سخت‌ترین عقبه پیش روی مدعیان اصلاحات در اجرای این پروژه فریب، سابقه دشمنی و کینه‌توزی آشکار و تابلودار اصلاح‌طلبان با شخصیتی است که قرار است از او در این پروژه به‌عنوان همراه سوءاستفاده کنند.»
این مشکل اصلاح‌طلبان برای بهره‌برداری از ناطق نوری را روزنامه «آرمان» درست در همین روز (7/2/) تیتر کرد و روی تصویر بزرگی از ناطق نوشت: «برای ورود به انتخابات احساس تکلیف شرعی نمی‌کنم.»
این روزنامه با اشاره به امید زیادی که اصلاح‌طلبان به جلسه روز قبل کانون نمایندگان ادوار مجلس داشتند و با جواب منفی ناطق روبه‌رو شدند؛ نوشت: «چند ماه تا انتخابات مجلس دهم مانده و گروه‌های سیاسی دو جناح با علم به محبوبیت و مشی اعتدال شیخ نور در تلاش هستند که او را راضی به حضور در انتخابات مجلس دهم کنند که دیشب شیخ نور آب پاکی را بر دست آنها ریخت.»
«آرمان» در روز آخر هفته(۱۰/۲/) به تلاش همزمان اصلاح‌طلبان برای یارگیری از میان اصولگرایان اشاره کرد و به نقل از یک عضو فراکسیون رهروان، «ائتلاف انتخاباتی لاریجانی و روحانی» را به‌صورت یک پرسش تیتر کرد. این روزنامه در یادداشتی با عنوان «مجلس دهم در دست معتدلان» به علل اصرار اصلاح‌طلبان برای ائتلاف با لاریجانی اشاره کرد و نوشت: «با توجه به شرایطی که کشور در آن قرار دارد، چه به لحاظ اقتصادی و چه به لحاظ سیاسی و اجتماعی انتظار می‌رود نمایندگانی با گرایشات معتدل به صحنه بیایند و از آن جهت که یک‌بار مردم به شعار‌های اعتدالگرایانه دولت بلی گفتند برای عملی شدن آن وعده‌ها و راه یافتن اعتدال به تمام شریان‌های جامعه کفه ترازو به‌سمت نمایندگانی با گرایشات معتدل سنگین‌تر خواه بود. در این رابطه می‌توان اذعان داشت که طیف علی لاریجانی رئیس مجلس و همچنین افرادی که به لحاظ فکری و اندیشه‌ای قرابت بیشتری با دولت دارند، بتوانند اقبال مردم را با خود همراه سازند.»
با وجود این ناکامی‌ها، اما رسانه‌های وابسته به این جریان به تلاش‌های خود برای طیف‌سازی‌های کاذب اصولگرایان تندرو، میانه‌رو و سنتی ادامه می‌دهند. در همین راستا «ابتکار» تیتر اول روز اول هفته(۵/۲/) خود را به تصمیم دشوار جبهه پایداری در قبال رویکرد وحدت‌گرای اصولگرایان اختصاص داد و زیر تیتر درشت «تصمیم کبری» نوشت: «حال، پایداری‌ها در مقابل خود سه راه می‌بینند؛ یا باید خود را زیر چتر جامعتین جا کنند و زعامت آنها را بپذیرند که این موضوع با اظهارات آیت‌الله مصباح در دیدار اعضای این جبهه و نیز نگاه چهره‌ای چون علی لاریجانی بعید به نظر می‌رسد. راه دوم، زدن ساز استقلال و حضور مستقل در انتخابات است که رأی این جریان را در تقابل با دو قطب دیگر اصولگرایان و اصلاح‌طلبان بسیار ضعیف می‌کند و جایگاه فعلی این جریان را هم به خطر می‌اندازد. راه سوم اما، وحدت با جریان محمود احمدی‌نژاد و نزدیکانش است که خود را به‌شدت برای حضور دوباره در عرصه سیاسی کشور آماده می‌کنند.»
گزینه سوم برای پایداری‌ها از نظر اصلاح‌طلبان یک فرصت است و شاید بر همین اساس باشد که رسانه‌های این جریان خط تخریب احمدی‌نژاد و خطر بازگشت وی را پیوسته گوشزد می‌کنند. از همین‌رو، «اعتماد» در روز اول هفته(۵/۲/)«نُه شکایت خصوصی علیه احمدی‌نژاد» را تیتر کرد و با اشاره به شکایت مجلس و چندین شکایت خصوصی از وی چنین گوشزد کرد: «او اما شاید اصلاً فراموش کرده باشد که 617 روز پیش برایش احضاریه آمد، فراموش کرده است که نخستین رئیس‌جمهوری بوده که در زمان ریاست‌جمهوری‌اش برای چند ماه پس از پایان دوره ریاست جمهوری‌اش به دادگاه احضار شد.»
این روزنامه یک روز بعد(۶/۲/) تصویری از رحیم مشایی را درج کرد که روی آن نوشته بود: «نگفتم نمی‌آیم».
«اعتماد» هم دوشنبه(۷/۲/) به نقل از علی‌اکبر جوانفکر تیتر زد: «احمدی‌نژاد هیچ‌گاه نگفته اصولگرا نیست».
سه‌شنبه «آرمان»(۸/۲/) در یادداشتی به «دو استراتژی انتخاباتی احمدی‌نژاد» اشاره کرد و نوشت: «احمدی‌نژاد دو استراتژی را دنبال می‌کند؛ نخست، وحدت با اصولگرایان که در این وحدت شرط و شروطی را مطرح خواهد کرد. یکی از مهم‌ترین شروط احمدی‌نژاد برای وحدت با اصولگرایان سهم‌خواهی قابل توجه از کرسی‌های مجلس است... سناریوی دوم در حالی متصور است که او نتواند شروطش را به اصولگرایان بقبولاند. در این صورت به شکل مستقل کار خواهد کرد و در این مسیر، تلاش خود را مصروف چهره‌های برتر دولتش خواهد کرد که در انتخابات می‌توانند سبد رأیی داشته باشند. استانداران و وزرای دولت‌های نهم و دهم می‌توانند از جمله این افراد باشند. از سوی دیگر این احتمال وجود دارد که رحیم مشایی نیز در انتخابات مجلس شرکت کند.»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروری بر تغییرات ناگهانی در ساختار سیاسی عربستان
آل‌سعود متزلزل‌تر از همیشه

در حالی ‌که جهان به جنگ یمن و جنایات عربستان علیه مردم این سرزمین معطوف بود، تغییراتی ناگهانی ساختار درونی عربستان را فراگرفت.
ملک سلمان‌بن‌عبدالعزیز، پادشاه عربستان در اقدامی ناگهانی و از پیش اعلام نشده، مقرن‌بن‌عبدالعزیز را از سمت ولیعهدی برکنار و شاهزاده محمدبن‌نایف را با حفظ سمت‌های وزارت کشور و رئیس شورای سیاسی و امنیتی، به این سمت منصوب کرد. محمدبن‌سلمان، پسر پادشاه نیز به جانشینی ولیعهد منصوب شد. همچنین، عادل فقیه و مفرج حقبانی در مقام وزیران اقتصاد و برنامه‌ریزی و کار تعیین شدند. سعود فیصل از سمت وزیر خارجه كناره‌گیری كرد و به جای او عادل جبیر، سفیر عربستان در آمریکا معرفی شد.
مجموع این تغییرات نشان می‌دهد، سلمان در دو حوزه داخلی و خارجی به‌دنبال چینش ساختاری، برگرفته از نسل جدیدی از خاندان سعودی است كه شامل نوادگان بن عبدالعزیز می‌شود. حال این پرسش مطرح می شود كه ریشه این تغییرات چیست و چرا سلمان این رویه را در پیش گرفته است؟
درباره دلایل این تغییرات دیدگاه‌های متعددی مطرح است. برخی ناظران سیاسی بر نگاه شخصی سلمان، پادشاه عربستان تأكید دارند. وی كه به‌دلیل كهولت سن توان اداره كشور را در خود نمی‌بیند، تلاش دارد تا قدرت را نزد فرزندان خود حفظ کند، چنانكه در كودتایی آشكار مانع ولیعهدی فرزند ملك عبدالله، پادشاه سابق عربستان شد. سلمان اكنون با آوردن نایف به مقام ولیعهدی كه خواست غرب است، زمینه را برای جانشین ولیعهدی فرزندش هموار کرد تا در گام بعدی، وی را به سمت ولیعهدی برساند.
روند تحولات عربستان جنگ قدرتی شدیدی را میان شاهزادگان نشان می‌دهد، به‌گونه‌ای‌ كه سلمان و متحدانش، كه در جمع خاندان سدیری‌ها هستند، برآنند تا رقبای خود را كه از طایفه شمریری‌ها (شامل خاندان ملك عبدالله پادشاه سابق عربستان) هستند، از میدان به در كرده و حكومت را یك‌جانبه در دست بگیرند. روندی كه به گفته ناظران سیاسی، در آینده چالش‌های بسیاری برای یمن ایجاد خواهد كرد.
نكته دوم آنكه ساختار عربستان بر اساس مطالبات غرب چینش می‌شود. پس از مرگ عبدالله، اندیشكده‌های غربی تأكید كردند كه نگاه آمریكا و انگلیس به پادشاهی نسل بعدی خاندان سعودی است؛ زیرا از كهولت سن شاهزادگان كنونی و تغییرات متزلزل نگران هستند. گزینه‌های مطرح برای غرب، نایف بوده كه از شاهزادگان جوان و نزدیك به غرب است. پس از مرگ عبدالله پایگاه اینترنتی شبکه تلویزیونی المنار در یادداشتی در این‌باره نوشت: آمریکا محمدبن‌نایف آل‌سعود را شریکی قدرتمند می‌داند. هنگام سفر نایف به آمریكا، دولتمردان این كشور استقبال گرمی از وی به عمل آوردند. وی سفرهای متعددی نیز به انگلیس داشته است.
كناره‌گیری مقرن زمینه‌ساز گام دوم غرب برای به قدرت‌رساندن نایف است كه در مقام ولیعهدی عملاً تمام امور را در دست می‌گیرد. در این میان، غرب دو دغدغه اصلی دارد. مسئله اول شرایط داخلی عربستان است، چنانكه اوباما در مصاحبه با نیویورك تایمز می‌گوید، برای كشورهای عربی تهدید اول بی‌كاری و مشكلات اجتماعی است، نه تحولات منطقه. تعیین عادل فقیه، در سمت وزیر اقتصاد و برنامه‌ریزی و انتصاب مفرج حقبانی در مقام وزیر کار، نشانگر رویكرد سلمان به اجرای مطالبه غرب برای كاهش بحران‌های داخلی است.
نكته دیگر آنكه غرب سیاست‌های منطقه‌ای عربستان را چندان در چارچوب منافع كنونی خود نمی‌داند، به‌ویژه پس از شكست ریاض در جنگ یمن، لذا تغییر در این عرصه را خواستار است كه رفتن فیصل از وزارت امور خارجه در این راستاست. بسیاری از ناظران سیاسی بر این عقیده‌اند كه جنگ یمن آخرین فرصت آمریكا به حاكمان سالمند به منظور نمایش توان خود برای حفظ منافع آمریكا است كه با ناكامی سران سالخورده عربستان همراه بود. آمدن عادل جبیر، سفیر عربستان در آمریکا در سمت وزیر امور خارجه عربستان نشان می‌دهد، واشنگتن سعی دارد مهره‌ای را كه تماماً در خدمت منافعش باشد، به كار گیرد.
نكته مهم آنكه آمریكا با سیاست لوح پاك به دنبال نشان دادن چهره جدیدی از عربستان در منطقه است تا مانع بازخواست جهانی از ریاض و البته آمریكا به‌دلیل كشتار مردم یمن، سوریه، عراق و لبنان گردد.
به هر تقدیر، تغییرات در ساختار عربستان نشان‌دهنده بحران شدید و جنگ قدرت میان شاهزادگان و هراس غرب از فروپاشی بانك نفتی خود است كه تزلزل آل‌سعود را بیش از پیش آشكار می‌کند. آنچه اكنون در عربستان روی داده، بازخورد جنگ یمن و آشكارتر شدن ناتوانی ریاض در تحقق منافع آمریكاست؛ در حالی كه روند تحولات داخلی عربستان نیز از شدت گرفتن طغیان مردمی در برابر آل‌سعود حكایت دارد، آمریكا با تغییرات پیش‌دستانه و آوردن مهره‌های جدید به دنبال كاهش پیامدهای منفی بحران‌های داخلی و خارجی امپراتوری نفتی خویش است. اقدامات آمریكا نه برای كمك به دموكراسی و مردم عربستان، بلكه برای حفظ منافع خود و جلوگیری از تحقق مطالبات مردم عربستان در داشتن دولتی مردمی و غیردست‌نشانده است.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

ساختن مؤلفه‌های جایگزین
سیاست‌های آمریكا نشان می‌دهد، كه این كشور صرفاً یك اصل را می‌شناسد و آن تسلیم شدن در قبال رابطه است. براساس این نگرش، آمریكا هرگز روابط متوازنی با كشورها نداشته و همواره سعی در مطیع‌سازی آنان داشته است. همان‌طور که این روند را در روابط این كشور با اروپا نیز می‌توان مشاهده كرد. تا زمانی‌كه این كشورها مطیع آمریكا باشند، این کشور به روابط با آنها می‌پردازد و هر زمان مطالبه‌ای مغایر با خواست آمریكا داشته‌ باشند، با عناوین مختلف بازخواست می‌شوند. برای نمونه، آمریكا هر زمان که كشوری را تحریم می‌‌کند، كشورهای اروپایی را نیز در جمع كشورهای ملزم به اجرای تحریم‌ها قرار می‌دهد كه عملاً لطمه‌های بسیاری به اقتصاد این كشورها وارد می‌کند.
بررسی ساختار رفتاری آمریكا نشان می‌دهد، رویكرد آمریكا به كشورهای دارای مناقشه با واشنگتن به‌صورت كامل برای تسلیم‌سازی آنان بود، چنانكه اوباما تأكید می‌كند، قدرت آمریكا در قالب قدرت نرم است و بر‌اساس آن آمریكا برای رسیدن به مقاصدی كه در گذشته داشته تلاش و برنامه‌ریزی می‌كند. یكی از ابزارهای اصلی آمریكا برای تسلیم‌سازی كشورهای دیگر، بهره‌گیری از اقتصاد و ابزار دیپلماسی با محوریت فشار بیشتر بر كشورها از طریق افزودن‌بر دایره تحریم‌كنندگان است، چنانكه اوباما در سخنرانی در دانشکده «وست پونت» در میان نظامیان تأكید می‌كند. قدرت آمریكا نه در نظامی‌گری، بلكه در اقتصاد و دیپلماسی آن نهفته است.
براساس ‌این، مقوله حفظ چهارچوب تحریم‌های اعمال‌شده علیه كشورها برای آمریکا ابزار فراگیر مهمی است. در این شرایط، آمریكایی‌ها سیاست مؤلفه‌های حاشیه‌ای را برای اعمال و حفظ تحریم‌ها در دستور كار خود دارند. رفتاری كه می‌توان نمود عینی آن را در قبال جمهوری اسلامی ایران مشاهده كرد.
بخشی از این سیاست را دادن نقش برتر جهانی به كنگره تشكیل می‌دهد. آمریكا چنان وانمود می‌کند كه كنگره از هر مرجع جهانی بالاتر است و تصمیم‌گیرنده نهایی، آن است. نمود عینی این امر را در باب ادعای آمریكا مبنی‌بر حفظ ساختار تحریم‌های ایران تا زمان راستی‌آزمایی برای كنگره تشكیل می‌دهد. آمریكا مقام كنگره را حتی از شورای امنیت بالاتر برده تا با این ادعا بتواند ساختار تحریم‌های ایران را حفظ کند، البته مقوله‌هایی، مانند حقوق بشر و تروریسم نیز از بهانه‌های قدیمی آمریكا برای اعمال تحریم علیه كشورهاست. محور مهم جدیدی كه آمریكا برای حفظ و اعمال تحریم‌ها در دستور كار خود دارد، مؤلفه سایبر است. رفتارهای آمریكا نشان می‌دهد، این كشور به دنبال بهره‌گیری از ادعای تهدیدات سایبری برای اجرای سیاست‌های توسعه‌طلبانه است. گفتنی است، در سند دفاع سایبری آمریکا، روسیه، چین، کره‌شمالی و ایران به‌عنوان تهدیدات سایبری معرفی شده و پیشنهاد شده است. برای مقابله با آنها از اقداماتی، چون اعمال تحریم استفاده شود.
پاسخگویی به تهدیدات سایبری بهانه جدید آمریكا برای اجرای تحریم علیه کشور ماست. به‌عبارتی، آمریكا با درخواست جهانی برای لغو تحریم‌هایش علیه كشورها مواجه است، با ادعای تهدیدات سایبری، به‌دنبال توجیه عدم لغو و حتی افزایش تحریم‌هاست.
به هر تقدیر مسلم است كه آمریكا برای تغییر رفتارهای خود طرحی ندارد و كنار نهادن یك ابزار به‌منزله حذف آن نیست، بلكه آمریكا با مؤلفه‌های جایگزین به‌دنبال استمرار سیاست‌های گذشته است كه نمود عینی آن را می‌توان در ایجاد بهانه‌های جدید برای اعمال تحریم علیه كشورها مشاهده كرد. رفتاری كه راهكار مقابله با آن، اقتصاد مقاومتی و چشم نداشتن به‌مقوله رفع تحریم‌ها برای رسیدن به اهداف اقتصادی است.


پرونده

نظر کنگره تاثیری در نتیجه مذاکرات ندارد
جان کری، وزیر خارجه آمریکا در تازه‌ترین مصاحبه خود با روزنامه «بوستون گلوب» درباره مذاکره با ایران، بار دیگر به کنگره توصیه کرد از تلاش برای مانع‌تراشی در مسیر گفت‌وگوها دست بردارد، چراکه واشنگتن در صورت توافق، بر برنامه هسته‌ای ایران نظارت دارد و در صورت لزوم می‌تواند بار دیگر ایران را تحریم کند و «گزینه نظامی» هم فوراً در دسترس خواهد بود. وی در این باره به خبرنگار، گفت: «ببین، اگر روسیه، چین، آلمان، فرانسه و بریتانیا که همه آنها برنامه هسته‌ای دارند، این (توافق) را امضا کنند و کارشناسان آنها هم بگویند که این یک توافق خوب است، بعد آن‌وقت کنگره به دلایل سیاسی بخواهد توافق را از بین ببرد، آنها (اعضای 1+5) پا پس نخواهند کشید.» وزیر امور خارجه آمریکا با بیان اینکه در آن صورت رژیم تحریم‌های ضدایرانی از میان می‌رود، گفت: «دیگر تحریمی نخواهد بود، چراکه اگر آنها احساس کنند که ما به توافق معقول رسیده‌ایم، اما فقط کنگره تصمیم به رد آن گرفته، هیچ‌کدام‌شان دیگر تحریم‌ها را اجرا نخواهند کرد.» کری در ادامه در پاسخ به منتقدان توافق هسته‌ای، به نظارت‌های سختگیرانه بر برنامه هسته‌ای ایران اشاره کرد و گفت: «ما 25 سال، که زمانی بسیار طولانی است، از بازرسی‌های روزانه تمام چرخه سوخت را به دست آوردیم، تمام اورانیوم، از معدن تا آسیاب، تا کیک زرد، تا گاز، تا سانتریفیوژ و تا پسماند.»
توقیف کشتی آمریکایی تأثیری در مذاکرات با ایران ندارد

روزنامه واشنگتن‌پست در پایگاه اینترنتی خود در مقاله‌ای با اشاره به گزارش روزنامه نیویورک تایمز نوشت: مقامات دفاعی آمریکا گفتند ایران پس از آنکه یک کشتی با پرچم جزایر مارشال را به ورود غیرمجاز به آب‌های خود متهم کرد، آن را با 34 خدمه‌اش توقیف کرد و نیروی دریایی آمریکا نیز در واکنش به این اقدام یک ناوشکن به خلیج فارس اعزام کرد. نویسنده این مقاله نوشت: برخلاف گزارش نیویورک تایمز، تردید دارد که این رویداد بر مذاکرات هسته‌ای شکننده میان آمریکا و پنج قدرت جهانی دیگر و ایران برای محدود کردن برنامه هسته‌ای تهران تأثیر بگذارد، همان‌طور که دولت اوباما به علت ناآرامی‌های یمن یا آمریکایی‌هایی که به گروگان گرفته شده‌اند، این مذاکرات را متوقف نکرده است.
ما توان ساخت هشت بمب را داشتیم اما هرگز این کار را نکردیم

وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در گفت‌وگو با شبکه پی‌بی‌اس گفت: ما مواد کافی برای تولید هشت بمب داشتیم ولی هرگز این کار را نکردیم. محمدجواد ظریف در ادامه گفت: ایران در هشت سال گذشته همه این تحریم‌ها را متحمل شده است. با وجودی که ما مواد کافی برای تولید هشت بمب داشتیم ولی هرگز این کار را نکردیم. ما هشت هزار کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده داشتیم، اما ایران نمی‌خواهد سلاح هسته‌ای تولید کند. ما آماده‌ایم فضای اعتماد ایجاد کنیم و این کار از طریق اقدامات خاصی که ما آنها را قبول کرده‌ایم، می‌تواند انجام شود. این به معنای آن نیست که من گریز (هسته‌ای) را پذیرفته باشم، زیرا معتقدم گریز هسته‌ای جنجال است و هیچ‌کس نباید آن را بپذیرد. مردم باید به واقعیت گوش دهند. مردم باید به علم گوش دهند و به جنجال گوش فرا ندهند.


اقتصادى
سعید مهدوی

آسیب‌شناسی كشاورزی در ایران
سیستم منسجم بازاریابی و بازار‌رسانی(1)

كشاورزی در جریان رشد و توسعه اقتصادی هر كشور، نقش بسزایی را ایفا می‌كند. بخش كشاورزی در ایران با ظرفیت‌هایی كه دارد، می‌تواند در اقتصاد كشور نقش محوری داشته باشد. از سوی دیگر، توسعه و گسترش هدفمند و برنامه‌ریزی‌شده در این بخش می‌تواند نمونه بارزی از به كارگیری اقتصاد مقاومتی و پاسخگویی به دغدغه‌های رهبری در مباحث اقتصادی باشد. چند وظیفه مهم و اساسی بخش كشاورزی عبارتند از: تأمین غذا و امنیت غذایی برای جمعیت رو ‌به رشد، تأمین ارز خارجی از راه افزایش صادرات، عرضه مواد خام مورد نیاز صنعت و كمك به توسعه فعالیت‌های تولیدی وابسته، اشتغال مؤثر و كارآمد نیروی كار و افزایش صادرات غیرنفتی كه از اهداف چشم‌انداز 20ساله كشور است.
در این نوشتار و نوشته‌هایی كه پس از این به‌صورت مداوم و هفتگی منتشر می‌شود، قصد داریم به‌صورت مفصل درخصوص آسیب‌ها و مشكلات بخش كشاورزی که نقش محوری و مهمی در اقتصاد كشور دارد، مطالبی دسته‌بندی شده ذكر کنیم.
اگر بخواهیم به‌صورت خلاصه و تیتر‌وار برخی آسیب‌ها و مشكلات بخش كشاورزی را بیان كنیم، می‌توان به این موارد اشاره كرد: نداشتن سیستم منسجم بازاریابی و بازاررسانی محصولات کشاورزی، كم‌آبی، خرد و پراکنده بودن اراضی زراعی، عدم جایگزینی و استفاده نکردن از ماشین‌های مدرن و پیشرفته، تغییر کاربری اراضی کشاورزی به ساخت‌و‌سازهای مسکونی و تجاری و صنعتی، سیاست‌ها و برنامه‌های بلندمدت در بخش كشاورزی، بالا بودن هزینه‌های تولید در بخش کشاورزی، پایین بودن قیمت محصولات کشاورزی وارداتی، نوسانات شدید قیمتی، نقدینگی و کمک‌های تسهیلاتی و اعتباری، سرمایه‌گذاری ناکافی در این بخش‌، جولان واسطه‌گران و دلالان در بازار محصولات، ریسك بالای كشاورزی و نبود سیستم بیمه جامع برای بخش کشاورزی، استفاده از فناوری و دانش‌های نوین، ارتباط مستمر و مفید بین مراكز دانشگاهی و بخش‌های كشاورزی و ... .
یکی از مشکلات مذکور در بخش کشاورزی در زیر تشریح می‌شود:
*نبود سیستم منسجم بازاریابی و بازاررسانی؛
از آنجایی که بیشتر محصولات تولیدی در بخش کشاورزی به‌صورت تر و با فساد‌پذیری بالا به بازارهای مصرف عرضه می‌شوند، باید بلافاصله با یک سیستم جامع عرضه در سراسر کشور توزیع یا نگهداری و صادر شوند یا آنکه صنایع تبدیلی و تکمیلی مرتبط قادر به جذب آنها باشند. مشکل بزرگ بخش کشاورزی، شفاف نبودن بازار محصولات است که تفاوت قیمت زیادی را بین مزرعه و مصرف‌کننده به وجود می‌آورد. این مسئله باعث می‌شود، برای تولید‌کننده آزار‌دهنده باشد و مصرف‌کننده هم ضرر کند؛ زیرا تولید‌کننده با قیمت نازل محصولش را می‌فروشد و دلال‌ها وارد بازار غیرشفاف می‌شوند و سودهای آنچنانی می‌برند؛ لذا مصرف‌کننده مجبور می‌شود، محصولات کشاورزی را با قیمت‌های چندین برابر شده، خریداری کند.
در زمانی‌كه محصولات كشاورزی آماده عرضه به بازار می‌شود، به‌دلیل عرضه یک باره همین محصولات در همان منطقه یا مناطق دیگر با شرایط آب‌وهوایی یكسان و همچنین نبود سیستم جامع توزیع در سطح کشور قیمت محصول تولیدی به یک باره افت کرده و در این آشفته بازار به‌وجودآمده و دلالان و واسطه‌ها محصول را به بهای نازل می‌خرند و پس از انبار کردن با عرضه آن در استان‌های دیگر، با قیمت‌های چندین برابر می‌فروشند و این دور باطلی است که هر سال افزون‌بر محصول مرکبات‌، برای سایر محصولات زراعی و باغی نیز در نقاط مختلف کشور تکرار می‌شود، بدون آنکه راه‌حل پایداری برای آن اندیشیده شود و در این راه، فقط به راه‌حل‌های موقت اکتفا می‌شود که به‌هیچ وجه نمی‌تواند چاره کار باشد.


نداى قدس

هزار عملیات مقاومت فلسطین در سال 2014
داده‌های یک پایگاه صهیونیستی حاکی از آن است که فلسطینیان از ابتدای سال گذشته، 995 مورد عملیات را علیه اهداف صهیونیستی انجام داده‌اند. کانون اصلی عملیات‌های مقاومت، شهر قدس اشغالی بوده است که طی آن صدها نظامی ارتش و نیروی پلیس صهیونیستی به‌علاوه شمار زیادی از شهرک‌نشینان صهیونیست کشته و یا زخمی شده‌اند. براساس گزارش‌ها و داده‌های این پایگاه صهیونیستی، از ابتدای سال گذشته، 814 کوکتل مولوتوف و 142 نارنجک دست‌ساز به‌سمت نظامیان ارتش و نیروهای پلیس رژیم صهیونیستی پرتاب شده است. همچنین نظامیان صهیونیست در سال گذشته 16 بار هدف تیراندازی قرار گرفته‌اند.
نابینایی‎ کودکان‌ فلسطینی ‎با گلوله‌های ‎اسفنجی

جنبش جهانی دفاع از کودکان در بیانیه‌ای با اشاره به اینکه گلوله‌های اسفنجی نظامیان صهیونیست چشمان کودکان ساکن قدس را نابینا می‌کنند، اعلام کرد که زکریا جولانی (13 ساله) از اردوگاه شعفاط در قدس هدف اصابت گلوله اسفنجی سیاه نظامیان صهیونیست قرار گرفته و چشم چپ خود را از دست داده است. همچنین سال قبل صالح محمود(11 ساله) در العیسویه نیز بینایی خود را از دست داد. روزنامه هاآرتص نیز در‌همین رابطه نوشته بود: پلیس رژیم اشغالگر در قدس اخیراً استفاده از گلوله اسفنجی سیاه را آغاز کرده است و این گلوله سنگین‌تر و خطرناک‌تر از گلوله آبی است که ارتش پیش از این از آن استفاده می‌کرد.‎
بیکاری 27 درصدی شهروندان فلسطینی

گزارش سازمان مرکزی آمار فلسطین که به مناسبت روز جهانی کارگر منتشر شد، حاکی از این است که نرخ بیکاری مردان فلسطین 24 درصد و زنان 38 درصد است. بر اساس این گزارش، نرخ بیکاری در کرانه باختری تقریباً 18 درصد و در منطقه جنگ‌زده و محاصره‌شده نوار غزه تقریباً 44 درصد است. در بخش دیگری از این گزارش آمده است که 618 هزار کارگر فلسطینی در اراضی فلسطینی و سرزمین‌های اشغالی مشغول به کار هستند و از میان 331 هزار نفر در کرانه باختری، 188 هزار نفر در باریکه غزه و تقریباً 100 هزار نفر در فلسطین اشغالی و شهرک‌های صهیونیست‌نشین مشغول به فعالیت هستند.
آموزش نیروهای حماس در مالزی!

رژیم صهیونیستی، دولت مالزی را به آموزش دانشجویان عضو جنبش مقاومت اسلامی «حماس» که از کرانه باختری به این کشور اعزام شده‌اند، متهم کرد و گفت: این دانشجویان آموزش‌های لازم برای عضویت در صفوف گردان‌های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی حماس را فرامی‌گیرند. مسئولان سازمان اطلاعات رژیم صهیونیستی «شاباک» مدعی شدند که قرار است این دانشجویان پس از بازگشت به کرانه باختری به صورت محرمانه به نفع جنبش حماس فعالیت کنند.
امضای بزرگ‌ترین طومار ضدصهیونیستی

اداره امور آوارگان جنبش مقاومت اسلامی فلسطین «حماس» از آماده کردن و امضای بزرگ‌ترین طومار (به طول ۱۲‌متر) در اعتراض به شهرک‌سازی صهیونیستی و دیوار حائل در اراضی فلسطینی خبر داد. «اسماعیل هنیه» معاون ریاست سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین حماس با حضور در این مراسم طومار ذکر شده در نوار غزه را امضا کرد.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

پكن ـ واشنگتن در كورس یارگیری
قاسم غفوری

رقابت میان آمریكا و چین به‌منزله دو قدرت اقتصادی، به عرصه سیاسی و حتی نظامی وارد شده، به‌گونه‌ای كه هر یک، طراحی‌های گسترده‌ای برای اعمال فشار بر دیگری انجام می‌دهند. در كنار رقابت اقتصادی و تلاش هر یک بر محكوم‌سازی دیگری در مجامع جهانی به‌عنوان ناقض قوانین تجارت جهانی، هر یک برآنند تا متحدان بیشتری برای خود كسب کنند. بخشی از این سیاست در قالب تقویت روابط با متحدان سنتی صورت می‌گیرد. برای آمریكایی‌ها در شرق، كشوری مانند ژاپن متحد سنتی قلمداد می‌شود كه نقش مهمی برای سیاست‌های‌ آمریكا ایفا می‌كند. در همین چهارچوب، ششم اردیبهشت شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن برای سفری یك هفته‌ای راهی آمریكا شد.
شینزو آبه در این سفر، افزون‌بر دیدارهای رسمی با مقام‌های آمریکا، به شهرهایی چون «بوستون» و «سیلیکون ولی» (کانون فناوری‌های رایانه‌ای در آمریکا) سفر کرد. نكته قابل توجه در این سفر، حضور آبه در موزه‌ها و گورستان‌های قربانیان جنگ جهانی دوم و ادای احترام به جان‌باختگان جنگ است. با توجه به اینكه ژاپن یکی از کشورهای درگیر و بازنده در جنگ جهانی دوم بود و مدت‌هاست که به‌منظور عذرخواهی به‌دلیل رفتار نیروهایش در جنگ، زیر فشار کشورهای همسایه خود و کشورهای غربی است، این اقدام آبه را می‌توان تحركی برای بهبود جایگاه ژاپن در میان كشورهای غربی دانست. نكته قابل توجه آنكه، شینزو آبه نخستین رهبر سیاسی ژاپن بود که در سفر اخیر خود به آمریكا در نشست مشترک کنگره آمریکا سخنرانی كرد.
سفر نخست‌وزیر ژاپن به آمریكا دستاورد دیگری نیز داشته و آن، پیشرفت در توافق بر سر پیمان فرااقیانوسی (TPP) است. این پیمان قرار است میان 12 کشور آسیایی و آمریکایی در دو سوی اقیانوس اطلس امضا شود. گفتنی است، تاکنون اختلافات بازرگانی واشنگتن و توکیو، بزرگ‌ترین مانع برای توافق بوده است.
همچنین، گسترش روابط نظامی میان دو کشور در سفر آبه به ایالات متحده بررسی شد كه محور اصلی اهداف آمریكا در ژاپن است. آمریكا به‌دنبال نصب سیستم‌های موشكی در ژاپن و احداث پایگاه‌ جدید نظامی است؛ رویكردی كه البته با مخالفت مردم همراه است.
در همین چهارچوب و همزمان با سفر آبه به آمریكا، صدها شهروند ژاپنی در اعتراض به تصمیم ارتش آمریکا برای ساخت پایگاه نظامی جدید در منطقه هنوکو، واقع در جزیره اوکیناوا به خیابان‌های توکیو آمدند.
حدود نیمی از 47 هزار نظامی آمریکایی در ژاپن، در اوکیناوا مستقر شده‌اند. این در حالی است که مردم ژاپن، به‌ویژه ساکنان اوکیناوا خواستار خروج نظامیان آمریکایی از این جزیره هستند.
در حوزه متحدان سنتی چین نیز، این کشور نگاه محوری خود را به روسیه و كره‌شمالی دارد. پكن از یك‌سو حل مناقشه هسته‌ای كره‌شمالی از طریق مذاكره و برداشتن فشار سیاسی و اقتصادی بر این كشور را می‌خواهد و از سوی دیگر، همگرایی گسترده با روسیه را طلب می‌كند. پس از سفر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه به چین و امضای قرارداد 400 میلیارد دلاری انتقال انرژی میان دو كشور، اكنون طرفین در حوزه‌های امنیتی و دفاعی، به‌دنبال توسعه روابط هستند كه توافق طرفین برای مقابله واحد با تروریسم در این چهارچوب است.
در كنار این مقوله، چین و آمریكا به‌دنبال یافتن متحدان پیرامونی برای تقویت اردوگاه خود نیز هستند. برای آمریكایی‌ها فیلیپین به‌دلیل مناقشات جدی با پكن در دریای چین، در اولویت قرار دارد، هرچند اندونزی، مالزی، ویتنام و كره‌جنوبی را نیز باید حلقه‌های بعدی این طرح دانست. «اشتون کارتر» وزیر دفاع آمریکا در سخنرانی خود در ایالت آریزونا به تشریح مرحله بعدی چرخش سیاست‌های واشنگتن به‌سوی آسیا و استقرار نیروها، ناوشکن‌های پیشرفته و بمب‌افکن‌های آمریکایی در منطقه آسیا- پاسیفیک پرداخت. وی خواستار دریافت پایگاه نظامی برای آمریكا در فیلیپین شد.
ژنرال «گرگوریو کاتاپانگ» فرمانده ارتش فیلیپین نیز اعلام کرده، حداقل هشت مکان در کشور به‌عنوان اماکن احتمالی برای حضور چرخشی نیروها، هواپیماها و کشتی‌های آمریکایی مشخص شده است.
در چهارچوب یافتن متحدان جدید در شرق، چندی پیش فرانک رز، معاون وزیر امور خارجه آمریکا در امور خلع سلاح و کنترل تسلیحات با سفر به کشورهای ژاپن، مالزی، اندونزی، سنگاپور و هند تلاش کرد تا گفت‌وگوهای راهبردی را درباره امنیت بین‌المللی با مقامات این کشورها انجام دهد.
تحركات آمریكا برای تحریك كشورها علیه چین چنان بوده است كه به درخواست فیلیپین در نشست اخیر كشورهای آسیای شرقی و اقیانوسیه، اتحادیه آ.س.آن درباره خطرهای ناشی از نفوذ پکن در دریای چین جنوبی هشدار داده و خواهان حلّ‌وفصل سریع مناقشات منطقه‌ای شده است.
البته نباید فراموش كرد كه این اقدام آ.س. آن با برتری آمریكا در این اتحادیه برابر است. چنانكه برخی از کشورها، نظیر فیلیپین از موضع خصمانه به مسئله نگاه کرده و خواهان حلّ‌وفصل سریع مسائل هستند. درحالی‌كه برخی از ۱۰ کشور عضو آ.س.آن از یک‌سو به‌دلیل تسلط تجاری پکن بر منطقه و از سوی دیگر، به‌دلیل برخوردار نبودن از منابع اقتصادی در دریای چین جنوبی مواضع نرم‌تری دارند. در همین‌حال، پكن به‌دنبال تقویت حوزه پیرامونی خود است. دیدار شی‌جین پینگ، رئیس‌جمهور چین با دكتر حسن روحانی، رئیس‌جمهور اسلامی ایران در اجلاس اندونزی و تأكید بر همگرایی میان دو كشور و قوت گرفتن سفر وی به تهران، نمودی از همگرایی منطقه‌ای پكن برای مقابله با آمریكاست.
در همین حال، در سفر اخیر وی به پاكستان گام‌های مهمی برای تحقق اهداف منطقه‌ای پكن برداشته شد. در جریان سفر «شی‌جین پینگ» رئیس‌جمهور چین به پاکستان، قراردادهای مختلفی در زمینه پروژه‌های زیرساختی و تقویت روابط دو کشور به ارزش تقریبی ۴۶ میلیارد دلار، نهایی خواهد شد. قرار است چین ۳۴ میلیارد دلار در بخش انرژی و ۱۲ میلیارد دلار در پروژه‌های زیرساختی پاکستان سرمایه‌گذاری کند.
یکی دیگر از محورهای مهم سفر رئیس‌جمهور چین به پاکستان، گفت‌وگو درباره تروریسم و مقابله با اسلام‌گرایان افراطی در غرب چین و شرق پاکستان بود كه برای امنیت پیرامونی چین اهمیت بسیاری دارد.
به هر تقدیر آنچه در فرایند رفتاری آمریكا و چین مشاهده می‌شود، آن است كه هر یک به‌دنبال تقویت موقعیت خود در برابر دیگری است و در این راه نیز از هیچ اقدامی فروگذار نیستند. هرچند در ظاهر رفتارهای منطقه‌ای طرفین در حوزه سیاسی و اقتصادی است، اما در نهایت، به تقویت موقعیت نظامی در برابر یكدیگر معطوف می‌شود. به‌عبارتی، چین و آمریكا در حال صف‌آرایی نظامی غیرمستقیم در برابر یكدیگر هستند كه محور آن را یارگیری منطقه‌ای برای حذف رقیب از میدان تشكیل می‌دهد.


تولید سلاح هسته‌ای در پناه نشست‌های عدم اشاعه
رضا اشرفی

سازمان‌ملل متحد از هفت اردیبهشت شاهد نشستی بود كه به «بازنگری معاهده عدم اشاعه هسته‌ای» پرداخت. عمده كشورهای جهان در حالی در این اجلاس حضور داشتند كه نه تنها هیچ نقشی در تولید یا گسترش تسلیحات هسته‌ای ندارند، بلكه از این توانایی نیز برخوردار نیستند كه كشورهای تولیدكننده و گسترش‌دهنده این تسلیحات مرگ‌بار را به عقب‌نشینی مجبور كنند.
آمریكا تنها استفاده‌كننده رسمی سلاح هسته‌ای در جنگ جهانی دوم و همچنین هم‌پیمانانش در اروپا و حتی دیگر نقاط جهان از این سلاح كشتار جمعی بهره‌مند هستند و به‌همین جهت خواهان عدم اشاعه آن می‌باشند. اگر چه این توافق و خواسته‌ای مطلوب و حقوق بشری است، اما مشكل زمانی آغاز می‌شود كه برخی از متحدان و رژیم‌های وابسته به غرب به‌راحتی و بدون در نظر گرفتن هیچ یك از قواعدی كه غرب آن را تعیین كرده است،‌ دست به تولید و گسترش این تسلیحات می‌زنند.
در واقع، این طیف با ایجاد چتر حمایتی از كسانی كه خواهان تقویت نظامی و افزایش ساختار بازدارندگی آنها هستند،‌ چنین امكانی را به وجود می‌آورند تا گسترش تسلیحات هسته‌ای به‌راحتی امكان‌پذیر شود. این مسئله ورای همه توافقات بین‌المللی شكل می‌گیرد، در حالی كه اگر كشور دیگری در چارچوب معاهده ان‌پی‌تی در مسیر دانش هسته‌ای گام برمی‌دارد،‌ تنها به این دلیل كه از رویكردهای ضد‌هژمون برخوردار است،‌ با بیشترین فشار از سوی غرب مواجه می‌شود.
نمونه بارز این تفاوت رویكردی و استاندارد دو گانه را می‌توان در رژیم صهیونیستی مشاهده كرد. همه آنچه كه از تسلیحات هسته‌ای در رژیم صهیونیستی شكل گرفته به دوران پس از توافق بین‌المللی عدم اشاعه تسلیحات هسته‌ای باز می‌گردد، در‌حالی كه هیچ قدرت و كشوری نسبت به این مسئله اعتراض نكرده است. در حال حاضر رژیم صهیونیستی به میزان قابل توجهی سلاح هسته‌ای در اختیار دارد و بر‌این اساس، كل منطقه و حتی جهان را تهدید می‌كند، در حالی كه هیچ‌گونه نظارتی بر آن وجود ندارد.
غرب نه تنها این متحد جانی و شرور را حمایت می‌كند تا به قدرت هسته‌ای خود بیفزاید، بلكه برخلاف توافقات و تعهدات بین‌المللی، به‌‌ویژه آنچه كه با روسیه به امضا رسانده است،‌ دلیلی برای كاهش تسلیحات هسته‌ای خود نمی‌بیند و اتفاقاً هر سال به عمق دانش تسلیحاتی خود در زمینه هسته‌ای می‌افزاید. این موضوعی است كه آمریكا نسبت به برخی از متحدانش، به‌ویژه در اروپا دنبال می‌كند كه باعث شده فاصله تسلیحاتی و قدرت بازدارندگی آنها از دیگر كشورها افزایش پیدا كند.
آمریكا و اروپا با به نمایش گذاشتن اجلاس‌ عدم گسترش تسلیحات هسته‌ای و یا كاهش این دست از تسلیحات،‌ تنها به كشورهایی كه از این تسلیحات و حتی دانش آن برخوردار نیستند،‌ فشار آورده و در عوض، خود در زمینه هسته‌ای به‌دنبال قدرتمند‌تر شدن هستند. یكی از مهم‌ترین دلایلی كه این اجلاس‌ با حمایت‌های شدید رسانه‌های غربی انجام می‌شود این است كه معدود كشورهای دارنده دانش هسته‌ای را تحت فشار قرار داده و با هشدار كاذب نسبت به تولید تسلیحات از سوی آنها، زمینه‌های جدید فشارها را فراهم كنند.
این موضوع باعث شده است تا نسبت به‌چنین نشست‌هایی عموماً نگاه اعتمادآمیزی وجود نداشته باشد و بسیاری از دولت‌ها تنها از سر رفع تكلیف اجباری در این نشست‌ها حضور داشته باشند.
طنز روزگار در این زمینه این است كه حتی هیچ كشوری در مركز قدرت بین‌المللی به‌دنبال این نیست كه از ساخت علنی تسلیحات هسته‌ای رژیم صهیونیستی جلوگیری كند! این در‌حالی است كه در نشست اخیر، تل‌آویو به‌عنوان عضو ناظر حاضر می‌شود.
رژیم صهیونیستی با اجرای سیاست ابهام و سكوت مداوم هیچ‌گاه اعلام نمی‌كند كه از این دست تسلیحات برخوردار است، اما با بازی رسانه‌ای این خبر را به همه دنیا، به‌‌ویژه دشمنانش می‌دهد كه این تسلیحات را در اختیار دارد، بدون اینكه كوچك‌ترین مخالفتی با آن بشود. در حال حاضر آنچه كه در رسانه‌های مختلف، به‌ویژه در غرب منتشر می‌شود این است كه این رژیم به‌میزان 200 تا 300 كلاهك هسته‌ای دارد كه برخی حتی میزان آن را بیشتر می‌دانند به این دلیل كه هیچ‌دستگاه نظارتی برای تأیید یا تكذیب آن وجود ندارد و هیچ كشوری به‌دنبال پیشگیری از آن نیست. در حالی كه موقعیت كنونی این رژیم به شدت منطقه را تهدید می‌كند و درصورتی كه صهیونیست‌ها از این سلاح استفاده كنند،‌ امنیت منطقه و جهان را با مخاطره جدی مواجه خواهند كرد.
این موضوعی است كه برخی مردم و افكار عمومی دنیا از آن آگاه هستند و به‌همین مناسبت در رفتاری هشدار‌آمیز همراه با نشست‌هایی از این دست،‌ تظاهرات خیابانی راه می‌اندازند تا مگر گوشه‌ای از مواضع‌شان به‌گوش برخی قدرت‌ها برسد. حتی فعالان این حوزه هشت میلیون امضا جمع كرده‌اند تا كشورهای دارنده تسلیحات هسته‌ای را وادار كنند،‌ نسبت به این مسئله تجدیدنظر كنند.


از نگاه دیگران

تخریب منازل، فرایندی برای مجازات دسته‌جمعی
براساس رایزنی‌ها و تحولات مربوط به تشكیلات ائتلاف حكومتی رژیم صهیونیستی و كشمكش احزاب راست و چپ می‌توان گفت كه تشكیلات صهیونیستی در سردرگمی و اوضاع نامتوازن دست‌وپا می‌زند؛ كشمكشی كه بر سر تقسیم پست‌های وزارتی درگرفته و مانعی اساسی در برابر رئیس حزب لیكودی و تشكیل حكومت است، به همین دلیل نیز مجبور شده كه درخواست تمدید دوره زمانی لازم برای تشكیل این ائتلاف را مطرح كند.
در حالی كه برگزاری جشن‌های مربوط به شصت‌وهفتمین سالگرد تحقق وعده بالفور و تأسیس رژیم صهیونیستی بسیاری از صهیونیست‌ها را به خود مشغول كرده، اما رؤسای تشكیلات صهیونیستی از سیاستمداران گرفته تا مقامات امنیتی، نگران آینده و ضرورت ترمیم نیروهای امنیتی و نظامی آن هستند. این سردرگمی در روابط خارجی رژیم صهیونیستی نیز خود را نشان داده و سبب سردی و پیدایش اختلافات در روابط نتانیاهو و اوباما شده است، اما با وجود این اختلافات، ماهیت روابط راهبردی رژیم صهیونیستی و آمریكا از بین نخواهد رفت. این رفتار، نشان‌دهنده حالت روانی حاكم بر مراكز تصمیم‌گیرنده صهیونیست‌هاست. این گیجی و سردرگمی جامعه فلسطینی، به‌ویژه فلسطینی‌های اراضی اشغالی 48 را هم تحت‌الشعاع قرار داده است.
به نظر می‌رسد كه مجریان امور در رژیم صهیونیستی این نكته را درك كرده‌اند كه اكنون زمان مناسبی برای اجرای طرح‌ها و برنامه‌های پلیدشان در حق فلسطینی‌های 48 (ساکن در اراضی اشغالی ۴۸) است. این امر به نوبه خود دلایل متعددی دارد كه برای نمونه، درگیری شیعه و سنی در جهان اسلام، عطش جدی تشكیلات خودگردان به ادامه مذاكرات با هر بهای ممكن و امتیازدهی‌های بیشتر، از جمله این عوامل محسوب می‌شوند. شرایط برای سلب و چپاول باقی‌مانده اراضی فلسطین‌های 48 (ساکن در اراضی اشغالی۴۸) كاملاً برای صهیونیست‌ها مهیا است. عملیات تخریب از ابتدای سال 2015 تاكنون سبب نابودی بیش از 100 منزل از منازل فلسطینی‌های(اراضی)48 شده است و مقدمه وضعیتی است که طی آن نتانیاهو با ائتلاف راست‌گراتر خود حکومت را به‌دست خواهد گرفت. این شرایط بیانگر پیشروی صهیونیسم مذهبی و توحش نئولیبرالیستی است. اراضی و املاک فلسطینی‌ها هنوز هم لقمه دندان‌گیری است که صهیونیست‌ها را به‌شدت اغوا می‌کند. تخریب منازل و مصادره اراضی نیز همواره کانون اساسی توجه صهیونیسم بوده است. سخنان نتانیاهو طی انتخابات علیه عرب‌ها، تهدید رأی‌دهندگان عرب و تهدید آینده صهیونیسم که به افزایش آرای او منجر شد، بیانگر رویکرد و تلاش نتانیاهو برای تقابل با فلسطینی‌های(اراضی)48 است. این در همه امور و زمینه‌ها از جمله سیاست عمرانی، تخریب منازل و سلب مالکیت آنها تأثیرگذار خواهد بود. مصادره اراضی و تخریب منازل هرچند که در جهت تحقق اهداف نه‌چندان تازه صهیونیست‌ها صورت می‌گیرد، ولی به هر ترتیب فرایندی برای مجازات گروهی فلسطینی‌ها به‌شمار می‌رود. همه طرح‌های سلب اراضی که روزی زیر فشارهای مردمی متوقف شدند، ممکن است بار دیگر در دستور کار قرار گیرند و پروژه‌هایی چون طرح‌براور، طرح توسعه الجلیل و نقب و نیز طرح هفت‌ستاره دوباره آغاز شوند. تشکیلات صهیونیستی در مرحله جدیدی از بازتعریف روابط خود با جامعه فلسطینی برآمده است.
منبع: فلسطینی 48
مترجم: سحر دولتیان  


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا665

شرمن: تحریم، پیشرفت هسته‌ای ایران را متوقف نکرد
ایسنا:«وندی شرمن» سرپرست تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای آمریکا با اعتراف به اینکه تحریم‌ها نتوانسته‌ است برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کند، فرهنگ و اقتصاد مقاومتی را عامل پیشرفت این برنامه در دوران تحریم‌ها دانست. وی افزود، ایرانی‌ها در دوران تحریم‌های اقتصادی از 165 سانتریفیوژ به 19 هزار سانتریفیوژ رسیدند. سرپرست تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای آمریکا در ادامه گفت: ایرانی‌ها «اقتصاد و فرهنگ مقاومتی» دارند و احساس کردند که باید برنامه هسته‌ای خود را پیش ببرند.
كری همچنان به گزینه نظامی فكر می‌كند
باشگاه خبرنگاران جان کری، وزیر خارجه آمریکا در تازه‌ترین مصاحبه با «بوستون گلوب» درباره مذاکره با ایران، بار دیگر به کنگره توصیه کرد که از تلاش برای مانع‌تراشی در مسیر گفت‌وگوها دست بردارد، زیرا واشنگتن در صورت توافق، بر برنامه هسته‌ای ایران نظارت دارد و در صورت لزوم می‌تواند بار دیگر ایران را تحریم کند و «گزینه نظامی» هم فوراً در دسترس خواهد بود. وی گفت: «ببین، اگر روسیه، چین، آلمان، فرانسه و بریتانیا که همه آنها برنامه هسته‌ای دارند، این (توافق) را امضا کنند، بعد آن وقت کنگره به‌دلایل سیاسی بخواهد توافق را از بین ببرد، آنها (1+5) پا پس خواهند کشید.» وی با بیان اینکه در آن صورت رژیم تحریم‌های ضدایرانی از میان می‌رود، گفت: «دیگر تحریمی نخواهد بود، چراکه اگر آنها احساس کنند که ما به‌توافق معقول رسیده‌ایم، اما فقط کنگره تصمیم به رد آن گرفته، هیچ‌کدام‌شان دیگر تحریم‌ها را اجرا نخواهند کرد».
رند پاول: از گزینه نظامی علیه ایران حمایت نمی‌کنم
مهر: «رند پاول» نامزد احتمالی ریاست جمهوری آمریکا و از جمهوریخواهان این کشور در بروکلین آمریکا از علاقه نداشتن خود به امور مداخله‌گرایانه در دیگر کشورها خبر داد. به گزارش وبگاه صهیونیستی «عروتص شوا،» رند پاول در دیدار با یکی از سران رژیم اسرائیل در این‌باره گفت: «مخالف لشکرکشی آمریکا به عراق در سال 2003 و نیز حمله به لیبی در سال 2011 بودم». وی درباره گزینه نظامی علیه ایران نیز گفت: «از به کارگیری گزینه نظامی علیه ایران بابت برنامه هسته‌ای این کشور حمایت نمی‌کنم».
جان بینر: به تغییر نظام ایران علاقه‌مند هستم
باشگاه خبرنگاران: «جان بینر» رئیس مجلس نمایندگان آمریکا از حزب جمهوریخواه در گفت‌وگو با بلومبرگ مدعی شد، خواستار تغییر نظام در ایران است. بینر در پاسخ به پرسشی مبنی‌بر اینکه آیا سیاست آمریکا باید تغییر نظام در ایران باشد یا اینکه باید در این راستا از ابزارهای مخفی استفاده شود، گفت: «من هیچ علاقه‌ای به اظهارنظر درباره اتفاقاتی که شاید به‌طور پنهانی صورت گیرد، ندارم. با این حال، واضح است افرادی که ایران را در چهل سال اخیر اداره می‌کنند، علاقه‌ای به همکاری با آمریکا ندارند».
جورج بوش: تحریم‌های ایران نباید برداشته شود
ایرنا: رئیس‌جمهور سابق آمریکا در سخنرانی خود در جمع حامیان مالی یهودی تأکید کرد، نباید تحریم‌های ایران برداشته شود. جورج‌بوش در اظهارات خود درباره مذاکرات هسته‌ای ایران گفت: نباید تحریم‌ها برداشته شوند؛ زیرا این کار سبب ازدست‌رفتن قدرت و نفوذ واشنگتن در قبال تهران می‌شود.
مونیز: «فردو» مرکز تحقیقات و توسعه نخواهد بود
فارس: ارنست مونیز، وزیر انرژی آمریکا در جمع خبرنگاران، انجام ندادن به‌موقع مذاکرات هسته‌ای با ایران و شکست در رسیدن به «توافق خوب» با این کشور در دهه گذشته، را عامل رسیدن برنامه هسته‌ای ایران به نقطه فعلی دانست. وی گفت: «ما نتایج عدم ادامه مذاکرات فشرده برای رسیدن به توافق خوب را دیده‌ایم ـ با شکست در مذاکره در یک دهه گذشته آنها از 200 سانتریفیوژ به 20000 سانتریفیوژ رسیدند». وی درباره پایگاه فردو هم گفت: تحت توافق هسته‌ای این پایگاه به‌عنوان تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم استفاده قرار نخواهد نشد و حتی قابل استفاده برای تحقیقات و توسعه اورانیوم نیز نخواهد بود.
كارشكنی آمریكا در روابط ایران و هند
فارس: مذاکره‌کننده ارشد آمریکا گفت: واشنگتن عجله کشورها برای پیشی‌گرفتن از دیگران در روابط تجاری با ایران در صورت رفع تحریم‌ها را درک می‌کند؛ اما گفتنی است، ایران و ۵+۱ هنوز به توافق هسته‌ای نرسیده‌اند. «وندی شرمن»، معاون وزیر خارجه آمریکا و مذاکره‌کننده ارشد این کشور به هند هشدار داد، از شتابزدگی برای آغاز روابط تجاری با ایران خودداری کند. شرمن گفت: «چیزی که من به‌طور ویژه به هند می‌گویم، همان چیزی است که به تمامی کشورهای واردکننده نفت ایران و متمایل به انجام روابط تجاری با این کشور می‌گویم و آن اینکه تأمل کنید. ما هنوز وارد توافق نشده‌ایم».


هویت 406

آمریكا: ناپدید شدن 5/1 میلیون سیاه‌پوست
نقض نظام‌مند حقوق سیاه‌پوستان در كشورهای غربی هر روز ابعاد جدیدتری به خود می‌گیرد، چنانكه اسناد نشان می‌دهد روزانه بیش از یک نفر از هر شش سیاه‌پوست آمریکایی که بین سنین 25 تا 54 سال دارند، در آمریکا مفقود می‌شوند، در حالی كه دستگاه امنیتی و قضایی پیگیر این امور نشده و برای رفع مشكلات سیاه‌پوستان اقدامی صورت نمی‌دهند. تاکنون حدود یک‌میلیون‌وپانصد هزار آمریکایی سیاه‌پوست در آمریکا مفقود شده‌اند. بیشتر این سیاه‌پوستان عمدتاً به‌دلیل مرگ‌های مبهم و زندانی شدن، ناپدید شده‌اند. شمار افرادی که در آمریکا ناپدید می‌شوند، حدود 120 هزار نفر در نیویورک، 45 هزار نفر در شیکاگو، 30 هزار نفر در فیلادلفیا و صدها هزار نفر در جاهای دیگر در این کشور عنوان شده است. مسئله درخور تأمل این است که بخش عمده‌ای از فهرست افراد ناپدیدشده به شهر فرگوسن ایالت میسوری تعلق دارد و دست‌کم 10 هزار سیاه‌پوست در این شهر سکونت دارند.
رومانی: همكاری با شكنجه‌گران سیا

زندان‌های مخفی سیا در اروپا كه شكنجه و نگهداری مظنونان به آنچه اقدامات تروریستی عنوان می‌شده، در حالی به رسوایی برای آمریكا و متحدانش تبدیل شده كه سران آمریكا این امر را كتمان می‌كردند. این در حالی است كه اسناد و گزارش‌های منتشر شده از جنایات گسترده در این مراكز حكایت دارد. «یان ایلسکو» رئیس‌جمهور پیشین رومانی گفته است که با ساخت مرکزی وابسته به سازمان جاسوسی آمریکا در خاک کشورش موافقت کرده است. در اسناد به نام کشورهایی که زندان‌های مخفی سیا در آنها بود هم اشاره شده و کد زندان مخفی رومانی «سیاه»، کد آن در لهستان «آبی»، لیتوانی «بنفش» و تایلند «سبز» بوده است. سازمان سیا در سال 2002 توافقاتی را با مقامات رومانیایی امضا کرده بود و هزینه‌های ساخت این مرکز برای سیا در رومانی چند میلیون دلار برآورد شده است.
آلمان: مهره‌ای بر جاسوسی‌های آمریكا

دولت آلمان در حالی ادعای حمایت از حقوق بشر دارد كه ساختار این كشور نه‌تنها توجهی به مقوله حقوق بشر ندارد، بلكه خود به مهره‌ای برای جاسوسی‌های‌ آمریكا تبدیل شده است. گزارش‌ها نشانگر همکاری سازمان امنیت آلمان، با آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) در جاسوسی از سیاستمداران و شرکت‌های اروپایی است. سرویس اطلاعان آلمان با وجود همه ممنوعیت‌های قانونی از سال 2002 در نظارت بر ارتباطات اینترنتی سیاستمداران و شرکت‌های اروپایی همکاری داشته است. بررسی‌های داخلی نشان می‌دهد که سرویس اطلاعاتی آلمان با درخواست‌های اطلاعاتی آمریکایی‌ها از جمله در اختیار گذاشتن شماره تلفن و آی‌پی‌های (IPs) بسیاری از سیاستمداران و شرکت‌های اروپایی مخالفت نکرده است.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح صادق بررسی می‌کند
مسابقه آل‌سعود با صهیونیست‌ها در مسلمان‌کشی
هادی محمدی

حملات هوایی رژیم آل‌سعود به مردم یمن تدریجاً وارد هفته هفتم می‌شود که طی آن، مراکز مسکونی، زیرساخت‌ها، مراکز حکومتی و نظامی به‌شدت بمباران می‌شود. هدف قرار گرفتن سیلوهای گندم و یا منابع آب شیرین و حتی مراکز پزشکی و وسایل نقلیه عمومی، آمبولانس‌ها حکایت از عمق جنایت و یک شیوه غیرانسانی دارد که حافظه نزدیک بشری آن را در رفتار رژیم صهیونیستی در حملات خود به لبنان و غزه مشاهده کرده است. آل‌سعود نام این عملیات وحشیانه را که در یک ائتلاف از چند کشور عربی دریافت کننده رشوه‌ مالی و یا هماهنگ با سیاست‌های آمریکایی‌‌‌ـ انگلیسی در منطقه، دنبال می‌شود، «طوفان‌قاطعیت» گذاشته تا نشان دهد که در قبال تحولات یمن و مطالبات مردم این کشور که با رویکردی جدید قرار گرفته‌اند، چگونه با صلابت عمل می‌کند. اگرچه آمریکایی‌ها نقش خود را استخباراتی و لجستیکی معرفی می‌کنند و رژیم صهیونیستی خود را به‌عنوان ناظر نشان می‌دهد، ولی این جنگ ظالمانه در یمن با خواست و هدایت آمریکا و رژیم صهیونیستی و به‌دست آل‌سعود انجام می‌شود.
منصورهادی به‌عنوان دست‌نشانده آل‌سعود و شورای همکاری خلیج‌فارس که دو سال پس از منصوب شدن از اجرای اهداف انقلاب مردم یمن طفره می‌رفت، در یک توافق با حضور «بن‌عمر» نماینده دبیرکل سازمان ملل و با عنوان «شرکت ملی» متعهد به اجرای اقداماتی برای تحقق اهداف انقلاب یمن شد، ولی به‌دلیل استنکاف از این تعهدات، تحت‌نظر انصارالله و کمیته‌های مردمی قرار گرفت و پس از اعلام استعفا به ریاض رفت و در بازگشت، شهر عدن را پایتخت اعلام کرد تا با جمع‌آوری طرفداران خود و القاعده، زمینه جنگ داخلی را مهیا کند. این رویکرد موجب شد تا انصارالله با انتصاب یک شورای انقلابی از جریان‌های مختلف یمنی زمام امور را در دست گرفته و با سرعت برای پاک‌‌سازی مناطق استانی در یمن از القاعده و باقی‌مانده‌های طرفدار منصورهادی دست به‌کار شوند. حملات هوایی مداخله‌گرانه آل‌سعود با این هدف آغاز شد تا منصورهادی را به قدرت بازگردانده و انصارالله و کمیته‌های مردمی را خلع سلاح و از قدرت کنار گذارد و مذاکرات گفتمان ملی در ریاض از سر گرفته شود و دوره جدیدی از یک حکومت دست‌نشانده را ثبت نماید.
اگر در ظاهر، بحث از این است که چه کسی در قدرت باشد و یا کناره‌گیری کند، ولی باطن این جنگ تحمیلی همانند بسیاری از رخدادهای منطقه‌ای، ماهیت استعماری دارد و برای تسلط بر ذخایر و منابع نفتی عظیم اتفاق افتاده است. منابع خبری اعلام کرده‌اند که ذخایر نفتی جدید و کشف شده در یمن که در استان‌های جوف و مآرب در نزدیکی مرزهای شمالی یمن با عربستان قرار دارند، کمی بیشتر از ذخایر و منابع نفتی عربستان است.
در کنار منابع و ذخایر نفتی، حاکمیت جریان‌های مردمی و انقلابی در یمن، نه تنها بر سلطه۵۰ ساله آل‌سعود در یمن پایان می‌دهد، بلکه زمینه‌های شکنندگی و بی‌ثباتی در عربستان را نیز تشدید می‌کند. سه استان جنوبی عربستان به‌نام‌های نجران، جازان و عسیر را که در چند دهه گذشته سعودی‌ها از یمن اجاره کرده‌اند هنوز به حاکمیت یمن بازنگشته که اولین مطالبه یمن از آل‌سعود خواهد بود. رفتار ظالمانه آل‌سعود و تکفیری‌های حاکم در هشت دهه گذشته، شیعیان و حتی دیگر شهروندان سنی‌ـ غیروهابی‌ـ را نیز در برگرفته است که به سادگی انسجام سرزمینی و حاکمیتی در عربستان را متزلزل خواهد کرد. با اینکه حملات هوایی و محاصره دریایی و هوایی یمن با حضور ناوگان سعودی و مصری و آمریکایی در دریا و هواپیماهای ائتلاف سعودی در هوا، شرایط بسیار دشواری برای مردم یمن ایجاد کرد، ولی انصارالله و کمیته‌های مردمی، تلاش برای پاک‌‌سازی استان‌های آلوده به القاعده (حزب‌ اصلاح) و برخی قبایل طرفدار سعودی و منصورهادی را ادامه داده و چند استان را از حضور آنها پاک‌‌‌سازی کرده‌اند. جالب است که بخش قابل توجهی از حملات و فشار هوایی آل‌سعود برای حمایت از القاعده و طرفداران منصورهادی انجام گرفته و یا با پرتاب بسته‌های تسلیحات و مهمات از هوا، آنها را مورد حمایت قرار داده که برخی از این بسته‌ها به دست انصارالله افتاده و یا انبارهای تسلیحاتی آنها که مملو از سلاح‌های جدید و امکانات پیشرفته بوده به غنیمت گرفته شده است.
با اینکه در شش هفته گذشته مردم بی‌دفاع یمن تمایلی برای واکنش در قبال سعودی‌ها از خود نشان نداده و صرفاً در مناطق مرزی شمالی به تعرضات توپخانه‌ای آنها پاسخ داده‌اند، بیم آل‌سعود از حملات تلافی‌جویانه یمنی‌ها در درون عربستان، آل‌سعود و حتی حامیان آمریکایی آنها را هراسناک کرده است. در واقع، آمریکایی‌ها به گسترش دامنه این جنگ به نحوی که مصالح راهبردی‌ـ نفتی آنها و یا ساختارهای سیاسی هم‌پیمان آنها را به خطر بیندازد، تمایلی‌ ندارند و تماس تلفنی جان‌کری با آقای ظریف و اقدامات بعدی آنها در اعلام توقف عملیات هوایی آل‌سعود، دلیل روشنی در این زمینه است. این رویکرد آمریکایی دلایل زیادی دارد و از جمله باید به ترکیب ناهمگون حاکمیتی در عربستان اشاره کنیم که فرزندان عبدالله و یا دیگر شاهزاده‌های ارشد در هماهنگی با سلمان و فرزندان وی در جنگ فعلی نیستند و یا در مسائل زیادی با آنها اختلاف‌نظر دارند. لذا همواره سلمان و فرزندان وی که امروز بر طبل جنگ در یمن می‌کوبند، نگران کودتا و اقدامات دیگر شاهزاده‌ها می‌باشند و تغییرات صورت گرفته در حاکمیت و مسئولان درجه اول عربستان، در همین چارچوب قابل تحلیل و تفسیر است. ارسال پیام مقرن‌بن‌عبدالله به تهران مبنی بر اینکه تصمیمات خطرناک فعلی را وزیر دفاع جوان فرزند سلمان اتخاذ می‌کند و نیز اشاره‌ مقام معظم رهبری درباره اینکه عده‌ای جوان خام با اقدامات خود، شرایط اسفباری در یمن به وجود آورده‌اند، ناظر به همین نکته است. حاکمیت جدید آل‌سعود نه تنها در صحنه نظامی و عملیاتی و حملات هوایی به جز ویرانی و نسل‌کشی و کشتار مردم و نابودی امکانات زیرساختی، حاصلی نداشته، در محیط داخلی یمن نیز موجب انسجام و همبستگی و عزم و اراده جدیدی شده است و موج وسیعی از طرفداری از حامیان مردم یمن را با قدرت در افکار عمومی این کشور تولید کرده است و در عرصه خارجی و کسب حمایت و مشارکت دیگر کشورها برای حمله زمینی به یمن نیز شکست فضاحت‌بار داشته است. پرداخت رشوه و اصرار به مقامات پاکستانی و مقامات ترکیه و یا پرداخت رشوه و رفتار تحقیرآمیز با مقامات مصر که حتی در جریان نشست سران اتحادیه عرب به شکل مضحکی ادامه داشت، نتوانست ظرفیت جدیدی برای آل‌سعود و جنگ‌افروزی زمینی در یمن کسب کند. البته پرداخت «رشوه کلان و خرید سلاح از مافیای روسیه در سطوح بالای آن کشور»! که مقادیری سلاح روسی برای القاعده و منصورهادی در برخی بنادر یمن تخلیه شده است، تأمل برانگیزاست!
کشتار وحشیانه کودکان، زنان و مردم عادی و مراکز پزشکی و خدماتی و غیرنظامی و زیرساخت‌ها، اگرچه با ماهیتی صهیونیستی و برای تحت فشار قراردادن مردم و انصارالله انجام گرفت، ولی نتوانست به‌عنوان مؤلفه پیروز‌کننده آل‌سعود نقش‌آفرینی کند. استفاده از سلاح‌های ممنوعه بین‌المللی و بمب‌های ناپالم، شیمیایی و بمب ۹ تنی موآب با سکوت مجامع جهانی و مؤسسات بین‌المللی در کشتار فجیع مردم یمن صورت گرفته و شورای امنیت نیز در رسوایی جدید خود از عربستان و طرح شورای همکاری و بازگرداندن دیکتاتور دست‌نشانده در یمن حمایت کرده است و اکنون قادر به دفاع از مواضع ضدانسانی خود در یمن نمی‌باشد. در یک نگاه کلی مقاومت مردم یمن در مقابل حملات هوایی به ثمر نشسته و این اقدامات ضدبشری را ناکام کرده و پاک‌سازی القاعده و طرفداران منصورهادی در استان‌های اصلی حضور آنها، نیز انجام شده است و براساس تدبیر «نیل به استحکام داخلی» تا پیش از پاک‌سازی محیط داخلی یمن از تروریست‌های القاعده و منصورهادی، واکنش بیرونی نسبت به آل‌سعود در دستور کار انصارالله نیست. شرایط جدید غیرانسانی که با استمرار حملات هوایی در چند روز گذشته و پس از اعلام توقف حملات هوایی صورت گرفته، در صورت تداوم واکنش مؤثر نسبت به جانیان آل‌سعود را که به حملات خود علیه مردم یمن ادامه می‌دهند و حاکمیت یمن را نقض می‌کنند، ضروری می‌سازد. آمریکایی‌ها به‌خوبی درک می‌کنند که عدم جلوگیری از کشتار مردم یمن و استمرار جنایت و نسل‌کشی و نقض حاکمیت در این کشور، برای آنها نیز هزینه‌های آشکار در برخواهد داشت و به جز آل‌سعود، کاخ سفید نیز باید پاسخگوی مشارکت در این جنایات باشد.
آل‌سعود و آمریکا و دیگر بازیگران حامی نسل‌کشی در یمن، ادامه حملات هوایی به یمن را با این امید دنبال می‌کنند که از یک‌سو، شکست نظامی به نام آنها ثبت نشود و از سوی دیگر اینکه، در کنار حمایت و مساعدت به تروریست‌های القاعده و منصورهادی برای مداخله در روندهای سیاسی و گفتمانی و تشکیل کابینه وحدت ملی نیز کارت بازی در اختیار داشته باشند.
حال آنکه انصارالله و کمیته‌های مردمی، صراحتاً بر موضع ممانعت از مداخله خارجی و دست‌نشاندگی تأکید کرده‌اند. آمار کشته و زخمی‌های مردمی، ویرانی منازل و مراکز خدماتی، درمانی، حکومتی و زیرساخت‌ها و حتی محموله‌های غذایی و درمانی و به کارگیری سلاح‌های ممنوعه در یمن، تطبیق کاملی با مدل رفتاری رژیم صهیونیستی در حملات خود به لبنان و یا غزه دارد. دلایل زیادی رژیم صهیونیستی را به رخدادهای غیرانسانی در یمن در طی حمله آل‌سعود که از دموکراسی انقلابی یمن انتقام می‌گیرد، پیوند می‌زند و این رژیم را نسبت به نتایج تجاوز و مداخله در یمن علاقه‌مند می‌کند. به‌همین دلیل زیردریایی‌های هسته‌ای رژیم صهیونیستی در سواحل یمن از نزدیک،‌ اوضاع عملیاتی سعودی‌ها را در کنترل داشته، درب انبارهای تسلیحاتی خود را که آمریکایی‌ها پر کرده‌اند برای انتقال به عربستان در جنگ علیه یمن، باز کرده‌اند. اطلاعات ماهواره‌ای و شناسایی‌های عملیاتی و نظامی نقاط و مراکز مهم یمن، به جز آنچه آمریکا و انگلیس به آل‌سعود و وزیر دفاع جوان و خام و جویای نام از طریق جنایت، تحویل‌دهند، از طریق صهیونیست‌ها هم به ماشین جنگی آنها داده می‌شود.
همان‌گونه که مقام معظم رهبری فرمودند، اینها از اسلام بویی نبرده‌اند و همان‌گونه که صهیونیست‌ها شکست خوردند، بینی آل‌‌سعود هم به خاک مالیده می‌شود و پیش از اینکه خون شهدای مظلوم و کودکان سوخته در آتش انتقام کور تکفیری خشک شود، پیامدهای این جنگ ‌ظالمانه و مورد حمایت غرب و صهیونیسم دامان آنها را خواهد گرفت. اگر یک قبیله کوچک در مرزهای شمالی یمن با عربستان، قادر است پادگان و نیروهای نظامی سعودی را در کنترل گرفته و آنها را فراری دهد، اقدام گسترده دو میلیون یمنی انقلابی و مجهز، در واکنش به ادامه جنگ، نتیجه‌ای جز سقوط سریع‌ آل‌سعود و فروپاشی ریشه‌های نفوذ آمریکایی‌ـ صهیونیستی در عربستان در برنخواهد داشت.


نگاه یک
محسن فخری

وقتی معترضان دزد و مجرم خطاب می‌شوند!
«آنها یک سری دزد، گردن‌کلفت و مجرم هستند»؛ این جملات، واکنش باراک اوباما به اعتراضات مردمی در بالتیمور است! شهری که پس از ضرب‌و‌شتم «فردی گری»، جوانی سیاه‌پوست در بازداشتگاه پلیس که به قتل وی منجر شد، به میدان اعتراضات گسترده مردمی تبدیل شده است. خیابان این شهر در هنگام نگارش این متن، شاهد جنگی تمام‌عیار میان مردم و پلیس آمریکاست. پلیس برای مقابله با مردم، ضمن اعلام وضعیت فوق‌العاده، قانون منع آمدوشد را وضع کرده است؛ 1000 نیروی پلیس از گارد ملی مریلند و 5000 افسر از ایالات همجوار وارد این شهر شده‌اند، خیابان‌های بالتیمور در قرق نیروهای سرکوبگر آمریکاست؛ اما این تدابیر هم نتوانسته است آتش خشم مردم را فرونشاند. معترضان می‌گویند، هیچ کس به صدای اعتراض ما گوش نمی‌دهد، اما ما خیابان‌ها را ترک نخواهیم کرد.
پلیس آمریکا، ناامید از سرکوب مردم به جنگ رسانه‌ها نیز رفته است و تلاش می‌کند، با ضرب‌وشتم و بازداشت خبرنگاران مانع از انتشار اخبار و تصاویر برخوردهای وحشیانه‌شان با مردم معترض شود. «جی‌ام‌گیوردانو» از خبرنگاران پایگاه «سیتی پیپر» می‌گوید: «چندین پلیس ضدشورش با سپرهای خود ضربات متعددی به سرم زدند و مرا به کف خیابان کوبیدند». همچنین، خبرگزاری رویترز هم اعلام کرده است، پلیس آمریکا در بالتیمور به خبرنگارانی که برای اطلاع‌رسانی در خیابان حضور یافته‌اند، هجوم می‌آورد و آنها را بازداشت می‌کند.
این اولین باری نیست که شهرهای آمریکا شاهد اعتراض گسترده علیه تبعیض نژادی است. آگوست گذشته و پس از کشته‌شدن مایکل براون، جوان 18 ساله سیاه‌پوست در فرگوسن در ایالت میسوری به ضرب گلوله یک مأمور پلیس، اعتراضات گسترده‌ای علیه ساختارهای حاکم در آمریکا برپا شد؛ اما سرانجام مردم معترض سرکوب و پلیس‌های جنایت‌کار تبرئه شدند. اتفاقی که عمق آپارتاید نژادی در نظام ایالات متحده را به نمایش گذاشت؛ اما آیا واقعیت ماجرا و اعتراضات گسترده تنها به دلیل قتل یک جوان سیاه‌پوست است؟!
حقیقت آن است که قتل «فردی گری» موجب آتشفشان نارضایتی و خشم مردم آمریکا شده است؛ زیرا سیاه‌پوستان آمریکا ده‌ها سال است که با مسئله نژادپرستی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. نبود آموزش رسمی، نبود خدمات اجتماعی، نبود امتیازات برابر و همه و همه بذر نارضایتی و انتقاد را در دل سیاه‌پوستان آمریکا قرار داده است.
بسیاری از ناظران مسائل ایالات متحده بر این باورند که جوانان سیاه‌پوست امروز آمریکا، جز زندان و خشونت و تبعیض از این کشور چیز دیگری نمی‌دانند. این جوانان در برابر چشمان خود می‌بینند که برخلاف آنچه شعار داده می‌شد، دولت اوباما عملاً به تاریخ نژادپرستی در این کشور پایان نداده است، بلکه هر روز ظلم در حق سیاه‌پوستان در آمریکا در حال تشدید است. مردم آمریکا معتقدند، شعار «تغییر» اوباما در انتخابات ریاست جمهوری تنها یک فریب بوده است. موضوعی که حتی صدای برخی از مقامات آمریکایی را نیز بلند کرده است. «هری رید» یکی از اعضای سنا در اظهاراتی با اشاره به اعتراضات بالتیمور و شعارهای فریبنده دولتمردان آمریکایی می‌گوید: «بیایید وانمود نکنیم سیستم ما عادلانه است». بی‌شک، امتداد آپارتاید نژادی در آمریکا را می‌توان یکی از دلایل افزایش نارضایتی‌ها از باراک اوباما دانست. بر اساس آخرین نظرسنجی مؤسسه گالوپ، 72 درصد مردم آمریکا از مسیر سیاست‌گذاری‌های این کشور راضی نیستند.
شرایط وخیم حقوق بشر و حکمرانی این گونه نظام ایالات متحده، این پرسش را در افکار عمومی جهان پدید می‌آورد که چنین حکومتی چگونه می‌تواند خود را پرچم‌دار تأمین حقوق بشر در جهان معرفی کند. نظامی که در مقابله با مردم کشورش، ظالمانه‌ترین رفتارها را از خود نشان می‌دهد و در نقاط مختلف جهان نیز پرونده‌های قطوری از تضییع حقوق بشر دارد.


نگاه دو
علی حیدری

ذوق‌زدگی از یک دیدار دیپلماتیک!
سه‌شنبه هفته گذشته و در حاشیه اجلاس بازنگری معاهده عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان.پی.تی) «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا با حضور در محل اقامت نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد در نیویورک، با «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه کشورمان دیدار کرد که در این میان بحث‌هایی در خصوص پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران و توافق جامع مطرح شد.
فردای آن روز اگر سری به صفحات اول روزنامه‌های جریان اصلاح‌طلبی می‌زدید حتماً تیترهای درشت و عکس‌های بزرگ درباره این رویداد خودنمایی می‌کردند. روزنامه‌هایی چون اعتماد، آرمان، آفتاب یزد، افکار، هفت‌صبح، ابتکار و روزنامه دولتی ایران و پایگاه‌های خبری چون تدبیر، فرارو و ... در صفحات نخست خود به‌صورت ویژه به این موضوع پرداخته بودند. فحوای کلام این رسانه‌ها نشان از یک خوشحالی و ذوق‌زدگی داشت.
از سوی دیگر برخی رسانه‌های غربی مانند صدای آمریکا، رادیو فردا و... نیز به بازتاب گسترده این خبر پرداختند و از تعابیری مانند؛ «وزیر خارجه آمریکا در خاک ایران» و «تابوشکنی بزرگ» استفاده کردند. در جریان این فضاسازی‌های رسانه‌ای، چه در داخل و چه در خارج از کشور، تأکید بر بی‌سابقه بودن این رفتار در طول سال‌های پس از انقلاب به چشم می‌خورد و جالب بود که با مواردی مانند پذیرایی با پسته ایرانی یا قدم گذاشتن بر فرش ایرانی تکمیل می‌شد.
نکته درخور توجه آن است که باوجود اینکه وزیر امور خارجه کشورمان چنین دیداری را طبیعی دانسته و گفته که قرار بر این است که یک‌بار ما میهمان آنها باشیم و یک‌بار آنها میهمان ما، اما برخی رسانه‌های داخلی و خارجی تحلیل‌های مورد نظر خود را از این دیدار ارائه کرده‌اند. کری هم پس از این دیدار با صراحت گفت که این‌گونه دیدارها برای مجاب کردن ایران برای عمل به تعهداتش است و باید شرایطی فراهم شود که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بتواند راستی‌آزمایی خود را انجام دهد! این اظهارات پس از حضور در اقامتگاه وزیر خارجه ایران نشان‌دهنده برخوردهای دوگانه آمریکایی‌هاست و اینکه همواره از موضع بالا سخن گفته و قصد تحمیل خواسته‌های خود بر ملت ایران را دارند.
بررسی‌ها نشان می‌دهد در طول حدود دو سال گذشته و پس از روی کار آمدن دولت یازدهم و آغاز مذاکرات و دیدارهای مستقیم مقامات ایرانی با مقامات آمریکایی در زمینه موضوعات هسته‌ای، در مقاطع مختلف برخی از رسانه‌هایی که پیشتر در خصوص ماهیت آنها سخن گفته شد، از هر حرکتی که معنایش نزدیک شدن ایران و آمریکا به همدیگر باشد، استقبال می‌کنند و با واکنش‌هایی که در باوری نادرست ریشه دارد، راه‌حل مشکلات را در توافق و رابطه با آمریکا می‌بینند. این در حالی است که مقام معظم رهبری همواره بر نگاه به درون، تولید داخل، تقویت اقتصاد کشور و قدرت درون‌زا تأکید کرده‌اند و اقتصاد مقاومتی را راه برون‌رفت از مشکلات و معضلات کنونی می‌دانند.
ناگفته نماند در اوضاع فعلی که هنوز هیچ اقدام جدی برای برداشتن تحریم‌ها صورت نگرفته و حتی هر لحظه ممکن است تحریم جدیدی علیه کشورمان اعمال شود، هیجان‌زده شدن از یک دیدار دیپلماتیک بی‌معناست و ارزشی فراتر از یک عرف رسمی در دیپلماسی ندارد.
این نکته را هم همیشه باید مدّنظر داشته باشیم که آمریکا نه‌تنها دوست ما نیست، بلکه همچنان دشمن درجه یک ماست. دشمنی که همیشه از گزینه‌های روی میزش می‌گوید و اگر امروز با او مذاکره می‌کنیم، فقط برای احقاق حقوق مسلّم ملت ایران است و نه هیچ چیز دیگری.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

صبح صادق گزارش می‌دهد
هدف غرب از طرح بازرسی از مراکز نظامی ایران
سید فخرالدین موسوی

بازرسی‌های ویژه از مراکز هسته‌ای ایران، ترجیع‌بند نطق‌های این روزهای مقامات آمریکا است. رئیس دولت آمریکا پس از بیانیه لوزان در گفت‌وگو با روزنامه تایمز، با اشاره به بازرسی‌های گسترده از کشورمان می‌گوید: «باید سازوکاری ایجاد کنیم که بازرسان آژانس بتوانند هر جایی بروند.» باراک اوباما در بخش دیگری از مصاحبه نیز تأکید می‌کند: «صورت مسئله تنها پروتکل الحاقی‌ای که آژانس بر کشورهایی که مظنون به اقدامات مشکوک در برنامه هسته‌ای هستند نیست، بلکه از آن هم فراتر رفته‌ایم و ایران، تحت نوعی سازوکار بازرسی و راستی‌آزمایی خواهد بود که پیش از این هرگز اجرا نشده است.»
موضوعی که در فکت‌شیت منتشر شده ازسوی مذاکره‌کنندگان آمریکایی که تنها ساعاتی پس از قرائت بیانیه لوزان منتشر شد، وجود دارد. در توضیحات مکتوب ارائه شده دولت ایالات متحده هم ادعا شده که برای بازدیدهای فراتر از عرف‌های بین‌المللی با ایران توافق صورت گرفته است. فکت‌شیت آمریکایی بازرسی‌های مورد توافق را پیشرفته‌ترین، مدرن‌ترین و بی‌سابقه‌ترین نوع بازرسی وصف می‌کند! اما آنچه گفته شد تمام ماجرا نیست. آمریکایی‌ها حتی پا را فراتر نیز گذاشته‌اند و بازدید از مناطق نظامی را نیز از مواد حتمی توافق نهایی دانسته‌اند! به‌طوری که جان هادسون«تأسیسات نظامی ایران در کانون تمرکز توافق هسته‌ای قرار دارند» را تیتر مقاله خود برای سی‌ان‌ان انتخاب می‌کند.
«اشتون کارتر» وزیر دفاع آمریکا نیز در مصاحبه با «سی‌ان‌ان» همراه با تهدید کشورمان به اقدام نظامی اعلام می‌کند که آمریکا خواستار دسترسی به تأسیسات نظامی ایران است؛ موضوعی که پیش از آن «اد رویس» رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در یادداشت خود برای «سی‌ان‌ان» به آن اشاره کرده و نوشته بود: «آژانس باید بتواند در هر زمان و هر مکان، از تأسیسات نظامی ایران بازرسی کند.»
واکنش رهبر معظم انقلاب در اولین سخنان‌شان، پس انتشار بیانیه لوزان نشان داد که موضوع بازرسی‌های غیرمتعارف و منحصر به فرد که از سوی صاحب‌منصبان آمریکایی مطرح می‌شود تا چه اندازه مهم است. حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای هرگونه سرکشی فراتر از، بازرسی‌های عادی و معمول را خلاف می‌دانند و می‌فرمایند: «هیچ شیوه‌ نظارتی غیرمتعارف که جمهوری اسلامی را به یک کشور اختصاصی از لحاظ نظارت تبدیل می‌کند، به‌هیچ‌وجه مورد قبول نیست.» رهبر معظم انقلاب اسلامی از مسئولان نیز می‌خواهند، نگذارند دشمن قصد خود را برای نفوذ به مراکز امنیتی و دفاعی کشور به‌بهانه بازرسی‌های هسته‌ای عملیاتی کند و تأکید می‌کنند: «به مسئولین محترم تذکّر دادیم و به شما هم عرض می‌کنیم، به‌هیچ‌وجه اجازه داده نشود که به بهانه‌ نظارت، اینها به حریم امنیّتی و دفاعی کشور نفوذ کنند؛ مطلقاً! مسئولین نظامی کشور به‌هیچ‌وجه مأذون نیستند که به بهانه‌ نظارت و به بهانه‌ بازرسی و مانند این حرف‌ها، بیگانگان را به حریم و حصار امنیّتی و دفاعی کشور راه بدهند، یا توسعه‌ دفاعی کشور را متوقّف کنند؛ توسعه‌ دفاعی کشور، توانایی دفاعی کشور، مشت محکم ملّت در عرصه‌ نظامی، این بایستی همچنان محکم بماند و محکم‌تر بشود.»
عباس عراقچی، عضو ارشد گروه مذاکره‌کننده ایران در این‌باره می‌گوید: «هیچ نظارت و دسترسی‌ای را به مراکز نظامی نخواهیم پذیرفت. تأسیسات نظامی ما تحت‌نظر و نظارت طرف‌های‌مان نخواهد رفت.»
در کنار این اظهارات، مقامات بلندپایه نظامی کشور هم قاطعانه دربرابر این احتمال موضع گرفتند. سردار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی پرس‌تی‌وی ‌تن‌ دادن به بازرسی از تأسیسات نظامی را مترادف «خیانت»‌ دانست. وی در شبکه دوم رسانه ملی نیز دراین باره گفت: «جواب درخواست بازدید از مراکز نظامی ایران را با سُرب داغ خواهیم داد.» سلامی در برنامه گفت‌وگوی خبری افزود: «ایران به بهشت جاسوسان تبدیل نخواهد شد. ما برای دشمن فرش قرمز پهن نخواهیم کرد. آنها حتی اجازه بازرسی از عادی‌ترین تأسیسات نظامی را هم نخواهند داشت.»
سرلشکر حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح هم اعلام کرد: «نیروهای‌مسلح ایران کسی را بین خودشان راه نمی‌دهند.» سردار جزایری نیز با بیان اینکه؛ «امور دفاعی ایران هرگز قابل مذاکره نیست و تحت هیچ شرایطی اجازه دخالت دیگران در آن را نمی‌دهیم»، این پیام را به آمریکایی داد که «موضوع بازرسی از مراکز امنیتی و نظامی ایران هرگز قابل تحقق نیست.»
اما چرا تا این حد موضوع بازرسی‌ها مهم است؟
با پذیرش بازرسی‌های منحصربه‌فرد چه اتفاقی رخ خواهد داد که تا این حد نسبت به آن حساسیت وجود دارد؟
جمهوری اسلامی ایران به‌دلیل مطمئن بودن از ماهیت برنامه هسته‌ای خود، با بازرسی و حتی افزایش میزان بازرسی‌ها به معنای دقیق کلمه مشکلی ندارد، اما آنچه اکنون از زبان مقامات آمریکایی و طرف‌های غربی شنیده می‌شود بیش از آنکه به‌منظور بررسی امکان دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای باشد، بهانه‌ای است برای ورود به حریم امنیتی و دفاعی ایران؛ موضوعی که بدون شک خسارات حفاظتی و امنیتی بی‌سابقه‌ای را به ایران وارد خواهد کرد. احمد توکلی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای سرگشاده درباره مذاکرات هسته‌ای و اتفاقات پیرامون آن نوشت: «از جمله ابهامات بیانیه لوزان که عبور از خط قرمز به نظر می‌رسد، پذیرش پروتکل الحاقی است که ضمن پذیرش آن، یکی از خطوط قرمز بسیار مهم امنیت ملی که حفظ اسرار نظامی کشور است، شکسته خواهد شد که نه مردم، نه رهبری و نه مجلس رضایت نخواهند داد.»
آنچه پیشتر آمد نشان می‌دهد که موضوع بازرسی‌ها از کشورمان، یکی از حساس‌ترین مسائل مطرح گفت‌وگوهای هسته‌ای است و یافتن معیار مناسبی برای این بازرسی‌ها از جمله چالش‌‌های مهم برای آینده توافق احتمالی به شمار می‌رود که دراین باره باید به دو مسئله توجه ویژه داشت:

*پروتکل الحاقی: آژانس بین‌المللی انرژی اتمی یک سازمان بین‌المللی است که در سال ۱۹۵۷ برای ترویج استفاده صلح‌آمیز و جلوگیری از استفاده نظامی از انرژی هسته‌ای تأسیس شد. البته این نهاد بین‌المللی نیز در امتداد ساختار ناعادلانه‌ نظام بین‌الملل، برخورداری از سلاح هسته‌ای را برای یك‌سری از كشورها قانونی می‌داند! اما در مواجهه با سایر کشورها، سعی می‌کند با وضع قوانین و ایجاد سازوکارهای نظارتی مانع از دستیابی به کلاهک‌های هسته‌ای شود. به‌همین دلیل هر کشوری، قصد دارد از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای بهره‌برداری کند، با عضویت داوطلبانه در آژانس بین‌الملل انرژی اتمی، به کشورهای دیگر اطمینان می‌دهد که استفاده نظامی از این دانش نخواهد کرد.
اما در طول فعالیت آژانس، كشف برنامه‌های مخفی در كشورهایی چون كره‌شمالی و آفریقای جنوبی موجب شد تا اقدامات معمول آژانس بین‌المللی هسته‌ای، با تردیدهای مختلف رو‌به‌رو شود. در واکنش به این تردیدها، در سال 1991 اقداماتی برای افزایش اختیارات آژانس صورت پذیرفت که در نهایت، به تصویب پروتكل الحاقی منجر شد؛ پروتکلی که قوانین سختگیرانه‌ای را برای جلوگیری از انحراف برنامه هسته‌ای کشورهای عضو در نظر گرفته است.
پذیرش این پروتكل الحاقی مانند سایر معاهدات و قراردادهای بین‌المللی و داوطلبانه می‌باشد و در حوزه حاكمیتی كشورها قرار دارد. اما جالب آنجاست که ایالات متحده آمریکا تنها استفاده‌کننده از سلاح‌های کشتار جمعی، در حالی که داشتن زرادخانه‌‌ای هسته‌ای را حق رژیم صهیونیستی می‌داند، با ژست طلبکارانه تلاش می‌کند پروتکل الحاقی را به برخی از کشورها تحمیل کند، پروتکلی که شواهد امر نشان می‌‌دهد بیش از آنکه یک پروتکل بین‌المللی برای افزایش امنیت جهانی باشد، بهانه‌ای برای نفوذ به حوزه امنیتی و دفاعی کشورهای مستقل و هموار کردن مسیر جاسوسی از دولت‌های مغضوب نظام سلطه است. چرا که با اختیارات مضاعفی که این پروتکل به آژانس می‌دهد، در تقابل با منافع ملی كشورها قرار دارد. برای نمونه در بخشی از متن پروتکل الحاقی آمده است: «پذیرندگان پروتکل الحاقی موظف هستند اطلاعات بیشتری درخصوص فعالیت‌های هسته‌ای و هرگونه فعالیت مرتبط با آن از جمله اطلاعات تحقیق و توسعه برنامه هسته‌ای، تولید اورانیوم و توریوم و هرگونه واردات و صادرات مرتبط با برنامه هسته‌ای، به آژانس ارائه کنند و با دادن ویزای دائمی به بازرسان مرتبط با پروتكل الحاقی، باید تمامی بسترهای مناسب برای دستیابی سریع به مراكز را فراهم كنند. نوع بازرسی‌های پروتكل الحاقی نیز سفت و سخت‌تر است و آژانس می‌تواند با نصب دوربین در هر جایی كه خواست، به‌صورت آنلاین نظارت خود را داشته باشد.» این پروتکل سرعت دسترسی به مکان‌های مختلف را در کشور هدف به شكل قابل‌توجهی كاهش داده است و به آژانس اجازه می‌دهد پایگاه‌ها و مکان‌های از پیش تعیین نشده را هم بازرسی کند. هچنین نصب سیستم‌های نظارت مستقیم و ورود سیستم‌های ارتباطی بین‌المللی از جمله ماهواره‌ها و سایر ابزار‌های ارتباطی بدون نظارت کشور میزبان، حتماً زمینه‌ساز جاسوسی از مختصات امنیتی و دفاعی خواهد بود؛ موضوعی که از هم‌اکنون، زمزمه‌های آن به گوش می‌‌رسد، پس از امضای بیانیه لوزان، درحالی که هنوز هیچ قرارداد تعهدآوری وجود ندارد، طرف‌های غربی با تبلیغات گسترده تلاش می‌کنند اجرای پروتكل الحاقی و بازرسی از مراکز نظامی را شرط عدم انحراف فعالیت‌های هسته‌ای ایران به سمت اهداف نظامی جلوه دهند. روزنامه انگلیسی گاردین دراین‌باره در مقاله‌ای نوشت: «بازرسان آژانس برای اطمینان از عدم انحراف برنامه هسته‌ای ایران، می‌بایست به قرارگاه‌های نظامی و سپاه پاسداران دسترسی داشته باشند و با افرادی در این سازمان‌ها گفت‌وگو كنند.»

*بازرسی وسیله‌‌ای برای رسیدن به اهداف شوم: جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور پیشین آمریکا پیش از حمله به عراق به صراحت می‌گفت بازرسی‌های سازمان ملل آخرین فرصت برای این کشور است تا شبهات درباره برنامه سلاح‌های کشتار جمعی خود را از بین ببرند و از وقوع جنگ اجتناب کنند. اما برخلاف این ادعاها، در عراق اتفاق دیگری افتاد.
عراق راه را کاملاً برای بازرسان سازمان ملل باز کرد. این بازرسان سلاح‌های شیمیایی عراق که از دوران جنگ تحمیلی به ایران باقی‌مانده بود، نابود کردند و تمام موارد مشکوک را از بین بردند، بازرسان سازمان ملل آزادانه در عراق به هرجا می‌خواستند سرکشی می‌کردند. آنها حتی کاخ الجمهوریه صدام را با این ادعا که در آن كلاهك‌های هسته‌ای نگهداری می‌شود! مورد بازرسی چهار ساعته قرار دادند. بازرسان با همین بهانه، كاخ السجود که متعلق به رئیس دولت عراق بود را هم زیرو رو کردند. ولی هیچ مدرکی در تأیید ادعاهای آمریکا دست نیافتند. هانس بلیکس از بازرسان سازمان ملل در 14 فوریه سال 2003، یعنی حدود یک ماه قبل از حمله آمریکا به عراق طی گزارشی به شورای امنیت سازمان ملل گفت: «تیم تحقیقاتی سازمان ملل بیش از 400 بازرسی را از بیش از 300 پایگاه مشکوک در عراق به عمل آورده است.» وی تأکید کرد: «تا به این تاریخ نتایج حاصل شده با آنچه دولت عراق اعلام کرده، همخوانی دارد.»
اما در پایان چه اتفاقی افتاد؟ کاخ سفید ادعا کرد که عراق بازرسان سازمان ملل را بازی داده است. البته نیز مشخص شد در گیرودار همین بازرسی‌ها زمینه‌های حمله نظامی چیده شده است و آمریکا در سال 2003 با پشتوانه اطلاعات به‌دست آماده از طریق این بازرسی‌ها به عراق لشکرکشی کرده است.
کشور لیبی نیز تجربه تلخ بازرسی‌های وسیع به‌منظور راستی‌آزمایی را پشت‌سر گذاشته است. در سال 2004 لیبی پروتكل الحاقی را به امضا رساند كه این پروتكل اجازه بازرسی از ‌لیبی را به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای داد‌. 10 مارس 2004 مسئولان آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای پس از بازرسی‌های گسترده اعلام کردند، هیچ‌گونه تخلفی در كشور لیبی مشاهده نشده و تصریح کرد همكاری این كشور خوب بوده است. اما طرف‌های غربی با بهانه‌های مختلف فشار بر لیبی را ادامه دادند تا در نهایت طرفین برای پایان دادن به مناقشه هسته‌ای این کشور، به مذاکرات مستقیم روی آوردند، پس از 9 ماه مذاكره، دولت لیبی برنامه‏های هسته‏ای خود را به شرط همكاری‏های غرب در زمینه‏های مختلف از جمله؛ اقتصادی، سیاسی و انرژی متوقف كرد. اما ایالات متحده ابتدا تأسیسات هسته‌ای لیبی را جمع‌آوری کرد و سپس اعلام کرد تنها بخشی از تحریم‌های لیبی لغو می‌شود و بخش دیگر تحریم‌ها برای مقابله با تروریسم پابرجا خواهد ماند!
حال آیا با این سوابق آشکار نباید نگران بود؟ نباید این پرسش را مطرح کرد که چه تضمینی وجود دارد که پس از اجرای پروتكل الحاقی، بازدید از مراكز غیر‌هسته‌ای نظیر مراكز نظامی، پایگاه‌های موشكی و... در راستای دریافت اطلاعات از وضعیت نظامی و توانمندی‌های دفاعی جمهوری اسلامی ایران انجام نشود؟ نباید پرسید که آیا تضمینی وجود دارد که بازرسی‌های گسترده از مراکز هسته‌ای این مناقشه را حل کند؟! باید بسیار هوشیار بود و هرگز فراموش نکرد که به آمریکا و طرف غربی به هیچ‌وجه نمی‌توان خوشبین بود.


نیم نگاه
فتح الله پریشان

نیات و اهداف کثیف منشأ پول کثیف!
در روزهای گذشته مدتی فضای رسانه‌ای کشور را موج رسانه‌ای و پدیده‌ای نه‌چندان متعارف به‌نام «پول‌های کثیف» و نقش آن در انتخابات آینده در بر گرفت و سبب خلق نظرات و تحلیل‌های مختلفی با ذائقه‌ها و سلیقه‌های گوناگون سیاسی شد. چند مسئله به این پدیده اهمیت می‌بخشید و جلب توجه می‌کرد؛ یکی گوینده یا گویندگان این مسئله در فضای رسمی سیاسی و رسانه‌ای کشور بود، دیگری بسترهای زمانی طرح آن و دیگر زمینه‌های اجتماعی و خاستگاه کسانی که مسئله اثبات نشده پول‌های کثیف قصد داشت آنها را هدف قرار دهد.
گوینده خبر پول‌های کثیف که در جلسات و نشست‌های مختلف بر آن اصرار داشت و با آب‌وتاب زیاد نگرانی دولت و وزارت کشور را از نقش‌آفرینی پول‌های کثیف در جهت‌دهی سیاسی کشور به‌ویژه در انتخابات ابراز می‌کرد، وزیر کشور آقای رحمانی‌فضلی بود، البته پیش از وی نیز مشاور رئیس‌جمهور آقای ترکان به این بحث پرداخته و هشدار داده بود که سخنان هر دو به‌ویژه وزیر کشور در این‌باره با ذوق‌زدگی خبری و تحلیلی بخشی از رسانه‌های کشور که رفتار سیاسی و جناحی دارند، پوشش داده شد. جامعه مخاطب آنها با توجه به بازی رسانه‌ای که رسانه‌های معلوم‌الحال از این سوژه طلایی درست کرده بودند، بیشتر به بخشی از اصول‌گرایی و دولت گذشته مربوط می‌شد. بازگویی اخبار ضدّ و نقیض از پرونده بابک زنجانی که دوم‌خردادی‌ها می‌خواهند با زیرکی آن را در دامن اصول‌گرایی بگذارند، در حالی است که، نگاهی به چگونگی رشد و سر بر آوردن این فرد ناشناخته و کم‌سن‌وسال، از ارتباطات وی با گروه‌های اقتصادی منسوب به دولت سازندگی و اصلاحات حکایت دارد و بسیاری از اختلاس‌ها و پرونده فساد اقتصادی و اداری از جمله نضج و رشد پدیده زنجانی بیشتر در حوزه سیاسی موسوم به اصلاح‌طلبان رخ داده است و آنها در مقاطع خاص و حساس تاریخی کشور از جمله فتنه‌های ۷۸ و ۸۸ در بخش افراطی توانستند از این قبیل پول‌های حاصل از پولشویی‌ها و اختلاس در گسیل کردن لشکر فتنه‌گران از حوزه سایبری تا کف خیابانی استفاده جناحی خود را ببرند و اگر نبود هوشیاری دلسوزان انقلاب و مردم همیشه در صحنه، نه از تفکر بنیانگذار انقلاب خبری بود و نه از نظام انقلاب اسلامی.
نکته دیگر، زمان ترویج این پدیده است. همان‌طور که می‌دانید پایان امسال انتخابات همزمان خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی را خواهیم داشت که هر دو، از جنبه‌های مختلف حائز اهمیت جدی بوده و به‌نوعی برای وزن‌کشی سیاسی جریان‌ها و گروه‌ها و آینده مسئولیتی آنها در عرصه‌های مختلف کشور تعیین‌کننده هستند. از این‌رو، هریک از شخصیت‌ها، جریان‌ها و افراد و گروه‌های سیاسی تلاش می‌کنند از هم‌اکنون بر این صحنه تأثیر بگذارند. به نظر می‌رسد پدیده «پول‌های کثیف» هم در همین راستا از سوی بخشی از بدنه دولت که اگر نگوییم از روی غرض، که روی سهل‌انگاری و سادگی در تحلیل، وارد زمین بازی ژله‌ای پول‌های کثیفی شدند که از سوی گروه‌های رقیب، اما در پوشش دولت و رفیق دولت طراحی شده بود. دقیقاً از همین زاویه است که وقتی وزیر کشور با مطالبه جدی اسناد این پدیده از سوی مجلسی‌ها روبه‌رو می‌شود، به مجلس رفته و اذعان می‌کند که رسانه‌های خاص مطلبش را ناقص و بد پوشش داده‌اند و عذرخواهی می‌کند، بر می‌آشوبند و در مذمت وزیر کشوری که تا دیروز سرتیتر اخبارها و تحلیل‌های‌شان بود، فصلی نو در رسانه‌ها و پایگاه‌های‌شان آغاز می‌کنند. البته این عمل کوس رسوایی آنها را به صدا درآورد و نشان داد که پدیده پول‌های کثیف واقعیت خارجی ندارد، بلکه نشأت گرفته از نیت‌های کثیف است!
بنابراین، باید توجه داشت که دولتی‌ها در ورود به مطالب و تحلیل‌های مختلفی از این جنس، به‌عنوان متولیان برگزاری انتخابات امن، سالم و شفاف باید دقت کنند که برای حفظ امنیت روانی جامعه، گروه‌های سیاسی و مردم، به‌ویژه جوانان بازیچه نگاه سیاسی عده‌ای محدود و معدود که منافع و حیات سیاسی خود را در غوغاسالاری و تضعیف سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی نظام اسلامی دنبال می‌کنند، نگردند.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(66)

چرا دولت انگلستان از هند مواد غذایی نمی‌آورد؟!
در گزارشی به قلم ساوئرد بعدها تهیه شده، مشخص می‌شود که در هندوستان غله کافی با قیمت‌های بسیار پایین موجود بوده است. همچنین ساوئرد افشا می‌کند که درست در آن سوی کرمانشاه که هر روز تعداد زیادی از مردم در آنجا از قحطی می‌مردند، غله کافی در بین‌النهرین وجود داشت. پرسش این است که چرا در حالی که در هند و بین‌النهرین، غله کافی وجود داشت، ایران در میان آن دو دچار گرسنگی بوده است؟ (این گفته مهر باطلی است بر گزارش‌های انگلیسی‌هایی که گاهی اصرار دارند قحطی دوران جنگ جهانی در ایران را به خشکسالی بی‌سابقه در این کشور ربط دهند، حال آنکه نه‌تنها خبری از خشکسالی کاذب در کشور نبود، بلکه کشورهای همجوار آن نیز شاهد خشکسالی نبودند و وضع غله در آنها بسیار خوب بود). انگلیسی‌ها نه‌تنها هیچ ماده غذایی به خراسان نیاوردند، بلکه در مقیاس گسترده درگیر خرید منابع غذایی برای ذخیره آذوقه ارتش خود در ایران و روسیه بودند. قضیه قحطی در خراسان از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا به لطف کتاب بازرس کل پلیس شرق ایران، سرلشکر دبلیو ئی.آر دیکسون، اطلاعات مفصلی درباره خرید مواد غذایی از سوی ارتش انگلستان در خراسان در دسترس است. از مطالعه این کتاب اطلاعات بسیار مهمی به‌دست می‌آید. این اطلاعات نشان می‌دهد که شرایط قحطی به دلیل همان خریدها به‌شدت وخیم‌تر و طولانی‌تر شده است. در نتیجه این خریدها، تعداد بیشتری نسبت به آنچه که ممکن بود، جان باختند. همین جریان درباره قحطی در غرب ایران، در آذربایجان و در گیلان هم صدق می‌کند. قحطی در رشت، خصوصاً به این دلیل که آن شهر تا هنگام اشغال به‌دست انگلیسی‌ها در تابستان ۱۹۱۸ دچار قحطی نبود، افشاکننده است. اندکی بعد، انگلیسی‌ها خرید مواد غذایی را برای صدور به باکو در آذربایجان آغاز کردند. از آن پس گیلان نیز دچار قحطی شد.
در آغاز جنگ جهانی، شرق ایران به اشغال انگلیس و روسیه درآمد و به اصطلاح «پلیس شرق ایران» تأسیس شد. با خروج نیروهای روسی در پاییز ۱۹۱۷، انگلیسی‌ها حدود سیصد مایل به‌سمت مشهد و مرز روسیه پیشروی کرده و در ۱۱ مارس ۱۹۱۸، مشهد را اشغال می‌کنند. دیکسون اضافه می‌کند: «هنگامی که نیروهای انگلیسی به خراسان رسیدند، به سرزمینی وارد شدند که همیشه تهیه غذا برای آنها و حیوانات‌شان مقدور بود و هم می‌توانستند برای خودشان استفاده کنند و هم می‌توانستند ترابری خالی در حال بازگشت را با آن پر کنند و به مناطق محروم‌تر تحت اشغال پلیس شرق ارسال کنند و آنها هم، چنین می‌کردند.» (امروز که سالیانه شاهد حضور بیش از ۲۰ میلیون زوار علی‌بن موسی‌الرضا(ع) در مشهد مقدس هستیم تا به حال هیچ‌گاه تشویش و نگرانی از کم آمدن مواد غذایی در این شهر به‌وجود نیامده و همواره نیازهای زائران از توان غذایی منطقه و با قیمت‌های معمول همچون سایر شهرهای کشور تأمین شده است.)
دیکسون تأکید می‌کند، باوجود آنکه مهمات و تجهیزات پزشکی از هندوستان می‌آمد، نان، گوشت، غله و علوفه در محل یا در خراسان، قابل تهیه بود. درست در زمان اعزام دنسترویل به غرب ایران، یک هیئت نظامی به سرکردگی سرلشکر مالیسون نیز به مشهد اعزام شد.
هدف از اعزام این نیرو، مقابله احتمالی با «حمله ترک‌ها و آلمانی‌ها»، سازماندهی اطلاعات و تهیه و آماده‌سازی منابع محلی برای نیروی بزرگ‌تری بود که انتظارش می‌رفت.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

جریان شناسی گروه های مخالف نظام اسلامی 4
حسین عبداللهی فر

مستندات روایی تأثیر متقابل مخالفت­های اعتقادی، اخلاقی و رفتاری بر یکدیگر
در شماره پیش به مستندات قرآنی روابط متقابل مخالفت‌های سه‌گانه اشاره شد. اینک روایات اسلامی از کلام معصومین(علیهم‌السلام) در خصوص روابط متقابل مسائل اعتقادی بر اخلاقی و هر دوی آنها بر رفتاری و تأثیرپذیری هر یک از آنها از یکدیگر بررسی می‌شود:

۱ـ تأثیر مخالفت‌های اعتقادی بر مخالفت‌های رفتاری
ایمان و عمل صالح را نمی‌توان جدا از هم تصور کرد. همان‌طور که ایمان از یک طرف به خدا مربوط است و از طرف دیگر به مخلوق او، اعمال صالح انسان نیز از یک سو انسان را به مقام شامخ قرب‌الهی نزدیک می‌کند و از طرف دیگر موجب حصول برکات و منافع برای عبد می‌شود. پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرمایند: «لایقبل ایمان بلاعمل و لاعمل بلا ایمان»؛ ایمان بدون عمل و عمل بدون ایمان پذیرفته نیست (مجدی، کمک‌های جاویدان، ص303)
از امام صادق(ع) روایت شده است: «...لا یقبل الله عملاً من عاملٍ بغیر معرفته» خداوند عمل هر عاملی را به‌غیر معرفت و ایمان قبول نمی‌کند. (نوری، مستدرک‌الوسایل الشیعه، ص174) و امام على(ع) چه زیبا مردم شام را وصف می‌کند؛ آن جا كه مى‏فرماید:«مردم شام، مردمى‏اند كه بایستى احكام دین‌شان اندوزند و ادب‌شان بیاموزند و تعلیم‌شان دهند و كارآزمود‏ه‌شان كنند و بر آنان سرپرست گمارند و دست‌شان گیرند و آزادشان نگذارند. نه از مهاجرانند و نه از انصار و نه از آنان كه در خانه ماندند، در ایمان استوار.» (نهج‏البلاغه، خطبه 238، ص 267)
انحراف اعتقادی، تحجر و برداشت‌های سطحی از معارف اسلامى، اصلى‏ترین دلایل مخالفت خوارج نهروان با امام على(ع) است. همین ویژگی‌ها زمینه گرفتار شدن آنان در دام حیله‏هاى معاویه و عمروعاص را فراهم کرد تا جایی که به تعبیر امام على‏(ع) آلت دست شیطان شدند. (نهج‌البلاغه، خطبه 127، ص 125)
۲ـ تأثیر مخالفت‌های اعتقادی بر مخالفت‌های اخلاقی
تأثیر انحرافات اعتقادی خوارج در برداشت از آیه «لا حکم الاّ الله» بر رفتارشان که به ایستادگی آنها در برابر امیرالمؤمنین امام علی(ع) منجر شد بارزترین گواه تأثیر مخالفت‌های اعتقادی در حوزه عمل و اخلاق است.
چنانچه حضرت امیر(ع) در خطبه 238 نهج‌البلاغه از آنان به مردمی خشن و احساسی که فاقد اندیشه عالی هستند، یاد می‌فرماید. خشونت و رفتارهای احساسی فاقد عقلانیت به حوزه اخلاقیات بازمی‌گردد که ریشه در فقدان اندیشه‌های عالی و پشتوانه‌های عقیدتی دارد.
آن حضرت بارها با مذاکره و گفت‌وگوی مستقیم با آن‌ها درصدد هدایت‌شان برآمد که به دلیل لجاجت مؤثر نبود. لذا دو عامل مهم در انحراف‌شان را یکی شیطان و دومی هوای نفس معرفی می­‌کند. (نهج‌البلاغه، حکمت 315، ص961)

۳ـ تأثیر مخالفت‌های اخلاقی بر مخالفت‌های اعتقادی
همان‌گونه که تهذیب اخلاقی بر تقویت باورهای قلبی می‌افزاید، عدم همسویی با نظام اخلاقی جامعه اسلامی نیز موجب مخالفت‌هایی می‌شود که ریشه در اعتقادات و افکار مخالفان دارد.
بررسی پدیده «دنیاطلبى» به عنوان یکی از رذایل اخلاقی نشان می‌دهد این مقوله بر انواع مخالفت­هایی که با حکومت امیرالمؤمنین امام على‏‏(ع) صورت گرفته، مؤثر بوده است.
خود آن حضرت در این باره به دنیاطلبى به عنوان انگیزه مشترك مخالفان اشاره می‌کند و مى‏فرماید: «چون به كار برخاستم، گروهى پیمان بسته را شكستند و گروهى از جمع دینداران بیرون جسته و گروهى دیگر با ستمكارى دلم را خستند. گویا هرگز كلام پروردگار را نشنیدند، یا شنیدند و كار نبستند، آنكه مى‏فرماید: «سراى آن جهان از آن كسانى است كه برترى نمى‏جویند و راه تبهكارى نمى‏پویند و پایان كار، ویژه پرهیزکاران است.» آرى به خدا دانستند، لیكن دنیا در دیده آنان زیبا بود، و زیور آن در چشم‏های‌شان خوش نما.» (نهج‌البلاغه، خطبه 3، ص11)
نقش دنیاطلبى در مخالفت «قاعدین» با امام على‏‏(ع) قابل اثبات است؛ چنان كه برخى از مورخان، علت خوددارى زیدبن‌ثابت و كعب‏بن مالك از بیعت با امام را همین مسئله دانسته‏اند. (محمدی ری شهرى، موسوعه الامام، صص۸۰-۱۰۳)
همچنین دنیاطلبى و اشرافی­گرى نقش عمده‏اى در برافروختن آتش جنگ جمل داشته است. طلحه‌بن‌عبیدالله در سایه بخشش‏ها و عنایات خلیفه سوم به چنان ثروتى دست یافته بود كه یكى از بزرگ‏ترین سرمایه‏داران آن روزگار به شمار مى‏آمد. (امینى، الغدیر، ص283)
امام على‏‏(ع) از همان آغاز خلافت خویش به ‏صراحت اعلام داشت: «آنچه عثمان تیول برخى كرده و اموالى كه به ناحق بخشیده است، به بیت‏المال باز خواهد گرداند.» (یعقوبی، تاریخ‏الیعقوبى،ص 269)
مخالفت كسانى چون طلحه و زبیر هم ریشه در رذیله اخلاقی دنیازدگی و دنیاطلبی داشت و نمی‌توانستند تحمل کنند كه امام‏‏(ع) میان آنان و دیگران فرقى نمى‏گذارد و همگان را یكسان در بیت‌المال سهیم مى‏كند. چراکه در گذشته با شیوه‏اى دیگر خو گرفته و به امتیازهاى ویژه‏اى دست یافته بودند.

۴ـ تأثیر مخالفت‌های اخلاقی بر مخالفت‌های رفتاری
همان‌طور که مخالفت­‌های اخلاقی به شکل مستقیم در کشیده شدن دامنه آنها به مخالفت‌های اعتقادی نقش دارد، به همان میزان در تبلور این مخالفت‌­ها در رفتارهای فردی و اجتماعی تأثیرگذار است.
نقش کینه­‌جویی در بروز جنگ­های بزرگی نظیر جمل را نیز نمی‌­توان نادیده گرفت. از همین‌رو، بسیارى از محققان بر این نكته تأكید دارند كه دشمنى عایشه با امام على‏‏(ع) ریشه در اختلافاتی داشت كه از زمان پیامبر(ص) به جا مانده بود. بغض­‌های درونی وى سبب شد تا پس از قتل عثمان و شنیدن خبر بیعت مردم مدینه با امام على‏(ع)، از نیمه راه به مكه بازگردد و از آنجا به عنوان پایگاهى براى نیروهاى مخالف امام استفاده کند.
ریاست‏طلبى اصحاب جمل به اندازه‏اى بود كه حتى بر سر امامت جماعت نیز با یكدیگر درگیر مى‏شدند؛ چنان كه امیرمؤمنان رفتار آن دو را با یكدیگر چنین پیشگویى كرد: «هر یك از دو تن كار را براى خود امید مى‏دارد، دیده بدان دوخته و رفیقش را به حساب نمى‏آرد. نه پیوندى با خدا دارند و نه با وسیلتى روى بدو مى‏آرند. هر یك كینه دیگرى را در دل دارد و زودا كه پرده از آن بردارد. به خدا اگر بدانچه مى‏خواهند برسند، این، جان آن را از تن بیرون سازد و آن، این را از پا دراندازد.» (یعقوبی، پیشین، جلد 2، ص 180)
نقش حب ریاست در سرپیچى معاویه از پذیرش خلافت امام على‏(ع) مورد تأیید قریب به اتفاق مورخان قرار گرفته است. معاویه مى‏دانست كه بیعتش با امیرمؤمنان امام علی‏(ع)، به معنای محرومیت از حکومتی است که دو دهه برای بقایش تلاش کرده بود. وی انگیزه‏هاى نفسانى خود چون دنیاطلبی و حب مقام را آشكار ساخته و سال‏ها بعد نیز رسماً اعلام کرد كه به طمع حكومت و ریاست به جنگ با علویان رفته، نه براى روزه و نماز و حج و زكات. (الذهبى، سیر اعلام النبلاء، جلد3، ص 14۷ ـ 14۶)

۵ـ تأثیر مخالفت‌های رفتاری بر مخالفت‌های اعتقادی
اگرچه مخالفت با احكام و حدود الهى از جنس مخالفت‌های رفتاری به حساب می‌آید، اما استمرار آن به مخالفت اخلاقی و در نهایت به مخالفت اعتقادی منجر می‌شود. بررسی این فرایند در مخالفت‌خوانی‌ها با امام على‏(ع)، نشان می‌دهد چه بسا مخالفت‌هایی که از اجرای حدود الهی آغاز شده، اما پس از اندک زمانی مدعیان را به جبهه مقابل و دشمنان آن حضرت رهنمون کرده است.
پس از بیعت مردم مدینه با امام‏(ع)، عبیدالله بى‏درنگ به شام گریخت و یكى از فرماندهان سپاه معاویه شد. معاویه نیز نیك مى‏دانست كه آنچه عبیدالله را به سوى او كشانده، چیزى جز فرار از مجازات نبوده است. (مجلسى، پیشین، ج 32، ص 383)

۶ـ تأثیر مخالفت‌های رفتاری بر مخالفت‌های اخلاقی
زیاده­‌خواهی صاحبان قدرت و امتیازگیری وابستگان آنان که علت بروز برخی مخالفت‌ها در برابر عدالت­خواهی امام على‏(ع) گردید، سبب می‌شد تا آنها با ارزش بزرگی به نام عدالت اجتماعى مخالفت کنند. از آنجا که عدالت­‌خواهی و عدالت­‌گستری سرلوحه اقدامات امام‏(ع) قرار داشت، مخالفان ارزش اخلاقی عدالت در ردیف مخالفان امام قرار گرفتند.
زیاده‌خواهی‌های اطرافیان آن حضرت گواه گویایی بر مخالفت­‌خوانی امتیازطلبان است. از جمله زیاده‌طلبی­های برخی از اطرافیان آن حضرت بر سر شیوه تقسیم غنایم بود که از زمان خلیفه دوم بر پایه برترى قریش بر غیر قریش، مهاجر بر انصار و عرب بر عجم استوار بود. اما امیرمؤمنان‏(ع) که نمى‏توانست این رویه را بپذیرد، از همان آغاز، مبارزه با این آفت اجتماعى را در دستور كار خویش قرار داد و در دومین روز پس از بیعت، در اجتماع بزرگ مدینه فرمود: اى مردم! هرگاه من كسانى از شما را كه در دنیا فرو رفته، براى خود زمین‏هاى آباد و جویبارها فراهم ساخته‏اند و بر اسب‏هاى راهوار سوار مى‏شوند و كنیزان زیبارو به خدمت مى‏گیرند... از این كار بازدارم و به حقوق شرعى‏شان آشنا سازم، مبادا بر من خرده گیرند و بگویند كه فرزند ابوطالب ما را از حقوق خویش محروم ساخت. هر كس كه مى‏پندارد به دلیل همراهى و مصاحبت با پیامبر(ص) بر دیگران برترى دارد، باید بداند كه برترى حقیقى و مزد و پاداش آن نزد خداوند است.


آفاق
محمدرضا اسکندری

درآمدی بر اومانیسم سکولار
در مقالات گذشته، اومانیسم را به اومانیسم دینی و اومانیسم سکولار تقسیم کردیم. همچنین بیان کردیم اومانیسم دینی شامل اومانیسم مسیحی و مسیحیان اومانیسم و اومانیسم سکولار شامل اومانیسم سکولار غیرالحادی یا طبیعت‌گرا و اومانیسم سکولار الحادی می‌باشد. در مقاله پیش‌رو به بررسی کلیات اومانیسم سکولار می‌پردازیم.

اومانیسم سکولار
اومانیسم سکولار محصول عقل‌گرایی دوره روشنگری در قرن ۱۸ و آزاداندیشی قرن ۱۹ است. بسیاری از گروه‌ها و انجمن‌های اومانیستی نظیر انجمن اومانیسم دموکراتیک، انجمن عقل‌گرایان آمریکایی و بسیاری از فیلسوفان دانشگاهی در غرب از این نوع اومانیسم حمایت می‌کنند(۱) دیدگاه‌های اومانیسم سکولار طیف گسترده‌ای از اندیشه‌های غیرالحادی تا اندیشه‌های افراطی الحادی را در برمی‌گیرد.
اومانیسم سکولار فرایندی تکاملی را از ابتدای رنسانس آغاز کرده است که گام اول و گام دوم این فرایند تکاملی متعلق به اومانیسم سکولار غیرالحادی و گام سوم این فرایند متعلق به اومانیسم سکولار الحادی است.

فرایند تکامل اومانیسم سکولار
در گام نخست که از دو قرن۱۶ و۱۷ آغاز شد، انسان به نحوی جفاکارانه ریشه‌های تغذیه‌کننده‌اش را به فراموشی سپرد و تمدنی براساس قدرت عقل انسانی تأسیس کرد. این درحالی بود که وی هنوز براساس الگویی مسیحی عمل می‌کرد؛ «الگویی که به تدریج دچار تحریف شد.»(۲)
در گام دوم که دو قرن ۱۸ و۱۹ را در برمی‌گیرد، انسان خود را از معیارهای فوق طبیعی جدا کرد و معتقد شد که باید خویشتن را از خرافات مذهب وحیانی مسیحی رها کند و در معرض خوبی و نیکی طبیعی و فطری قرار دهد.(۳) گام سوم زمان براندازی ارزش‌هاست؛ زمان انقلابی است که انسان، عنایت و نهایتش را به نحوی قاطعانه در خویشتن قرار داد.(۴)

اومانیسم سکولار فلسفه‌ای طبیعت‌گرا
اومانیسم سکولار یک جهان‌بینی است: یعنی مجموعه‌ای از باورهاست که شخص به کمک آن جهان را تفسیر می‌کند. البته برخی اصرار دارند که حتی اومانیسم سکولار را یک دین بنامند. آنان به ویژه به این جمله که در مانیفست آنها آمده است اشاره می‌کنند که اومانیسم یک دیدگاه فلسفی، دینی و اخلاقی است. اما غرض عمده این افراد، به ویژه در آمریکا این است که به استناد قانون، اومانیست‌ها را از تدریس و ترویج دیدگاه‌های‌شان در نظام آموزش محروم کنند، چرا که مطابق قانون اساسی آمریکا تدریس دین در نظام آموزشی دولتی ممنوع است. اما اومانیست‌های سکولار حاضر به پذیرش این عنوان نیستند. یکی به دلیل از دست دادن این موقعیت و دیگری به دلیل بار منفی که به نظر آنان دین در طول تاریخ داشته است. پول کورتز که جزء امضاکنندگان مانیفست دوم (۱۹۷۳) و ناشر انتشارات پرومته است و برای ترویج اومانیسم سکولار مجله‌ای به نام «مجله پژوهش آزاد» را منتشر می‌کند، نوشته است: «نمی‌توان به معنای درست کلمه، هیچ‌کسی را که هنوز به خداوند به عنوان خالق و منشأ جهان اعتقاد دارد، اومانیسم نامید.»
به طور خلاصه می‌توان گفت که اومانیسم سکولار به لحاظ فلسفی طبیعت‌گراست، کارل سگان می‌گوید: «کل آنچه بوده، هست و خواهد بود، کیهان است» و سلاّر می‌گوید: «اومانیسم، طبیعت‌گراست». به لحاظ الهیاتی، اومانیسم سکولار تفکری الحادی است که معتقد است دین و خدایان، ساخته انسانند. به لحاظ الحاقی هم اومانیسم نوعی نسبت اخلاقی را می‌پذیرد. دیوید نوبل اومانیسم را در ده عرصه به تفصیل بررسی می‌کند: کلام، فلسفه، اخلاق، زیست‌شناسی، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، حقوق، سیاست، اقتصاد و تاریخ.
اومانیسم‌های سکولار بر سر مواردی که در زیر طرح می‌شود، توافق دارند. هرچند میزان تأکید و نحوه تفسیر برخی موارد، آنان را از یکدیگر متمایز می‌کند. این موارد به طور فشرده حاصل آن چیزی است که در مانیفست اول و دوم آنها آمده است. به این معنا می‌توان این نوع اومانیسم را با سکولاریسم یکی دانست جز اینکه واژه اومانیسم اشاره به تأکید بر شأن انسان دارد و واژه سکولاریسم اشاره به طرد و نفی دین و مابعد‌الطبیعه از عرصه فکر و جامعه می‌کند.

باورهای سلبی اومانیسم سکولار
۱ـ نفی باور به خدایا خدایان متشخص: خدایان آفریننده انسان نیستند، بلکه آفریده اویند.
۲ـ نفی خلقت: خلقت محصول فرایند طولانی مدت تکامل، تشکل و به هم پیوستگی اتم‌هاست تکامل خود تابع قوانین ذاتی ماده است. این‌گونه نیست که خدایا خدایان از روح طرح و تدبیر جهان طبیعت را ایجاد کرده باشند.
۳ـ جهان، تک‌ساحتی است: غیر از ساحت ماده، ساحت دیگری در کار نیست و اعتقاد به وجود موجودات مجرد، حاصل جولان ذهن و خیال است.
۴ـ فرشتگان، شیاطین، اجنه، عقول مجرد و همه موجودات فوق مادی که در ادیان و یا فلسفه‌های متافیزیکی سابق آمده، موجوداتی موهومند.
۵ـ انسان نیز تک‌ساحتی است: چیزی به نام روح وجود ندارد. جاودانگی و بقای شخصی در کار نیست، انسان به عنوان یک شخص، پس از مرگ، پایان می‌پذیرد.
۶ـ بهشت و جهنم و ثواب و عقابی در کار نیست.
۷ـ مقررات سیاسی، اجتماعی و اخلاقی که ریشه در جهان علوی دارند، همه ساخته انسان‌هایند.
۸ـ حقیقت را نمی‌توان از طریق دین (روش وحیانی) و فلسفه محض (قبول ادراکات فطری و پذیرش روش‌های عقلی غیرتجربی) دریافت کرد.

باورهای ایجابی اومانیسم سکولار
۱ـ شأن و مقام انسان دارای ارزش‌ اصلی و محوری است. نظام فکری اومانیست‌ها انسان‌محور است، نه خدامحور. در این رویکرد انسان جای خدا را اشغال می‌کند.
۲ـ زندگی دنیوی و زندگی اینک و هم‌اکنونی مهم است و باید آن را پاس داشت. غایت انسان باید آباد ساختن این جهان باشد، نه دیگر جهان‌ها.
۳ـ مسئولیت کامل جهان به عهده انسان است.
۴ـ فهم حقایق تنها با تکیه بر عقل انسان میسر است و تفکر یونان و روم باستان چون تابع روش عقلی بود به شدت ستایش می‌شد. از این‌رو، اومانیست‌ها پیشینه خود را تا یونان و روم قدیم دنبال می‌کنند.
۵ـ پیشرفت‌های علمی شگفت‌انگیز چهار قرن اخیر معلول طرد روش‌های سنتی تفکر و کاربست متد علمی است.
۶ـ دفاع از پژوهش آزاد.
۷ـ قوانین اخلاقی را انسان تأسیس کرده و حاصل توافق افراد بر سر منافع مشترک است. ارزش‌ها نیز ساخته انسانند و دوام آنها به دلیل خدمت به حفظ نوع انسانی در تنازع بقاست.
۸ـ دفاع از وفق و مدارا و تحمل آرای دیگران.
۹ـ در مسائل اخلاقی، ملاک، دفاع از حقوق فردی افراد تا سرحدّ ممکن است، پس در مسائل مورد اختلاف، مانند تنبیه بدنی کودکان، مجازات مرگ، عبادت تحمیلی در مدارس، خودکشی مؤید به تأیید پزشک و روابط جنسی موافق و مخالف از مواضعی دفاع می‌کنند که طی آن حقوق فردی افراد هرچه بیشتر پاس داشته شود.
۱۰ـ دفاع از حقوق بشر: اومانیست‌ها به طور وسیع در فعالیت‌هایی چون سازمان‌های دفاع از حقوق بشر، دفاع از حقوق زندانیان، دفاع از محیط‌‌زیست، دفاع از حقوق آوارگان، فعالیت در صلیب‌سرخ، سازمان‌های امداد به مصیبت‌دیدگان سوانح طبیعی مانند زلزله، سیل و... فعالند.
۱۱ـ دفاع از دموکراسی و مبارزه با استبداد، حکومت دینی، حکومت‌های اشرافی و حکومت‌های مبتنی بر تبعیض نژادی.
۱۲ـ دفاع از جدایی دین از سیاست.
*پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 292
فتح الله پریشان

حكومت و گونه‌های آن از منظر فیض کاشانی
همان‌طور که در شماره گذشته اشاره کردیم فیض همانند فلاسفه سلف خود نظیر فارابی و استادش ملاصدرا، كمال انسان و شکوفایی استعدادهای او را در گرو زندگی مدنی و اجتماعی می‌داند که سبب برطرف ساختن نیازهای مادی زودگذر دنیوی وی است. اما این زندگی بدون قانون میسر نمی‌گردد. بنابراین، قانون برای اداره مدینه و اجتماع و به عنوان محل رجوع همه افراد ضرورت دارد. این قانون از نظر فیض، همان شرع و قوانین الهی است که برای اجرا نیاز به مجری دارد. تعیین چنین قانون و مجریانی به مقتضای لطف الهی است.(۱)
در اندیشه فیض، حجت الهی و حكمران شریعت یا در بین مردم حضور دارد یا از بین آنها غایب است. اما در عصر غیبت حجت خدا كه خلیفه منصوب از سوی خدا است، حفظ مدینه و اجتماع انسان‌ها و تقویت جنبه عالی زندگی آنان و لزوم اجرای قانون همچنان باقی و ضروری است. از این‌رو، وجود چنین حاكمان و حكومتی در این عصر نیز ضروری می‌نماید و چاره‌ای جز این نیست، اگرچه حكومت و سلطنت به تغلب و زور و اجبار بر سر كار آمده باشد.
البته ناگفته نماند كه فیض تلاش می‌كرد تا آنجا كه ممكن است حكومت‌هایی را كه در زمان غیبت به طرق گوناگون غیرقانونی یا غیرشرعی سر كار می‌آیند، نیز از طریق اندرز و موعظه و ارشاد و راهنمایی به رعایت شرع و قوانین الهی تشویق كند تا جنبه عالی زندگی انسان‌ها نیز در كنار جنبه مادی زندگی آنها تأمین شود. بدین‌سان دولت در هر زمانی ضرورت می‌یابد، حتی اگر دولت حق نباشد؛ چون وجود دولت برای بقای اجتماع و رشد آن اجتناب‌ناپذیر است. اما در اندیشه سیاسی فیض كاشانی، «دولت ابدی و سلطنت سرمدی» در وجه اول شایسته خدای متعال است و ولایت تكوینی خداوند بدون هیچ رابطه‌ای بر مخلوقاتش جاری است. از نظر تشریعی نیز، ولایت و حكومت بر جامعه انسانی از آن خداوند متعال است و به تبعیت از او و به فرمان او از رسول وی و مؤمنین صالح است.(۲)
فیض كاشانی با الهام از آیات قرآن، حكومت بر جوامع انسانی را به چند گونه تقسیم كرده و بهترین آن را حكومت پیامبران و امامان معصوم دانسته است، زیرا علاوه‌بر اینكه آنها به «سیاست دنیوی»، یعنی حفظ اجتماع ضروری انسان‌ها قادرند، می‌توانند خیر و سعادت حقیقی انسان‌ها را نیز تأمین کنند. زمانی كه چنین حكومت و حكمرانی در دسترس بشر نباشد، یعنی در عصر غیبت، فیض اجتماع مسلمین را ملزم به پیروی از حكومتی می‌داند كه حداقل به سیاست دنیوی، یعنی حفظ اجتماع ضروری آنها بپردازد. از این‌رو، او حكومت پادشاهی را به عنوان نوعی از حكومت در زمان نبود حكمران حقیقی می‌پذیرد. فیض علاوه‌بر حكومت پیامبران و امامان معصوم و حكومت پادشاهی، ولایت و سیاست فقها و حكما را نیز مطرح ساخته است و برخلاف غزالی كه آنها را تنها خدمتگزار سلطان در معرفت طریق سیاست می‌داند، برای آنها مقام نیابت از امام معصوم و وراثت از نبی را قائل شده است.(۳)
پس می‌توان گفت كه از نظر فیض، حكومت در جوامع اسلامی با توجه به عاملان آن به چهارگونه؛ حکومت نبوی، حکومت و امامت شخص معصوم، حکومت پادشاهی و حکومت عالمان دین تقسیم می‌شود. در منظر حكیمانه شیعی فیض كاشانی، پیامبر نمونه اعلای انسان كامل است كه مقام نبوت و رسالت دارد و نبوت دو گونه است:
الف) نبوت مطلقه كه نبوت حقیقی است، از ازل شروع می‌شود و تا ابد باقی است. این مقام نبی حاصل از انبای ذاتی و تعلیم حقیقی ازلی است كه فیض كاشانی از آن به سلطنت كبری و از دارنده آن مقام به خلیفه اعظم یا قطب اقطاب و انسان كبیر و روح اعظم و عقل اول و ... تعبیر می‌كند و در نگاه او باطن چنین نبوتی فنای عبد در حق تعالی است.(۴)
ب) نبوت مقیده که عبارت است از اخبار و آگاهی از حقایق الهیه، مانند معرفت ذات حق تعالی و اسما و صفات ایشان و احكام الهی كه اگر با تبلیغ احكام و تأدیب اخلاق و تعلیم حكمت و قیام به سیاست نیز همراه شود، «نبوت تشریعیه» نامیده می‌شود كه مختص به مقام رسالت می‌باشد.(۵) از نظر فیض، غرض اصلی از بعثت نبوت تشریعیه، آن است كه عالم ملک در خدمت عالم ملكوت قرار گیرد. بنابراین، بهترین نوع حكومت از نظر ایشان، حكومتی است كه پیامبر در رأس آن قرار گرفته باشد. در دیدگاه فیض، تنها نبی است كه از میان حكام پنج‌گانه حاكم بر وجود انسان (عقل، شرع، عرف، طبع و عادت) از كامل‌ترین و سالم‌ترین آنها برخوردار است.(۶)
*پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

روش مصاحبه در علوم سیاسی
مصاحبه از فنون قدیمی کسب اطلاعات در علوم اجتماعی است و در علوم سیاسی نیز، به‌ویژه در شکل مصاحبه با نخبگان سیاسی، یکی از روش‌های متداول محسوب می‌شود. روزنامه‌نگاران و گزارشگران رادیویی و تلویزیونی نیز مصاحبه را جزیی ناگسستنی از کار خود می‌دانند و به‌طور مستمر از آن استفاده می‌کنند. بدون تردید می‌توان گفت بخش مهمی از اطلاعات سیاسی تولید شده در رسانه‌های جمعی با انجام مصاحبه به‌دست می‌آید. این داده‌ها منبع بسیار مهمی برای مطالعه و تحلیل سیاسی به‌شمار می‌آیند.
مکاتب نظری گوناگون در جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و سایر رشته‌های علوم اجتماعی و رفتاری روش‌های خاص خود را برای مصاحبه ابداع کرده، به‌تدریج توسعه داده و کامل کرده‌اند. به‌همین دلیل می‌توان از گونه‌های مختلف مصاحبه سخن به میان آورد که برای تفکیک انواع آنها گاه بر میزان ساختمند بودن مصاحبه‌ها تکیه می‌شود و بر آن مبنا، سه دسته مصاحبه از یکدیگر قابل تفکیک است؛ ساختمند یا استاندارد، نیمه‌ساختمند یا نیمه‌استاندارد و غیرساختمند یا غیر‌استاندارد یا باز. به‌طورکلی، هرچه تعداد افرادی که قرار است با آنها مصاحبه شود، افزایش یابد ضرورت ساختمند بودن مصاحبه بیشتر می‌شود، زیرا مقایسه داده‌ها در سطح تعداد زیادی از افراد تنها زمانی امکان‌پذیر خواهد بود که پرسش‌ها یک‌ دست باشد. البته تفاوت در رویکردهای نظری یا معرفت‌شناختی نیز نوع مصاحبه را تعیین می‌کند. برای نمونه با نگاهی کیفی یا تفسیری به پژوهش‌ نمی‌توان به داده‌های به‌دست آمده از مصاحبه‌های ساختمند که متکی به یک ابزار گردآوری استاندارد (درست مانند یک پرسشنامه در پیمایش) است، چندان امیدوار بود. برعکس، با دیدی اثبات‌گرایانه به فرایند تحصیل داده‌ها، باید ابزاری را برای گردآوری داده‌ها به کار برد که حتماً به داده‌های قابل قیاس در سطح کمی منتهی شود و امکان استنباط‌های آماری مناسب را فراهم کند.
در مصاحبه‌های ساختمند «جدول مصاحبه» عملاً پرسشنامه‌ای است که پرسش‌های آن‌ به‌طور کامل از پیش طراحی و به ترتیب چینش شده‌اند. مصاحبه ساختمند عملاً نوعی پیمایش است و جدول مصاحبه کار پرسشنامه را انجام می‌دهد. انواع دیگر مصاحبه، یعنی مصاحبه‌های نیمه‌ساختمند و باز، شکل دیگری دارند و با تعداد محدودی از افراد خاص که پیشتر پژوهشگر آنها را به‌عنوان هدف در نظر گرفته است، صورت می‌گیرند. هرچه مصاحبه‌ای غیرساختمندتر باشد، بیشتر وارد حوزه روش‌های کیفی می‌شود. مصاحبه‌های نیمه ساختمند برپایه تعدادی پرسش که از پیش تعیین شده یا دست‌کم موضوعاتی که مصاحبه‌کننده باید درباره آنها بپرسد، انجام می‌شود.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی‌ـ10
توطئه‌ها و دسیسه‌های بلوک شرق علیه انقلاب اسلامی
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی


مقدمه
انقلاب اسلامی در دوران جنگ سرد، اتفاق افتاد و اوج گرفت و درحالی به پیروزی رسید که جهان و نظام بین‌الملل به دو قطب شرق و غرب تقسیم شده بود. ایران تا پیش از پیروزی انقلاب در قالب بلوک غرب و در پیمان‌های نظامی و امنیتی تحت عنوان «سنتو» قرار داشت و درحالی انقلاب اسلامی به پیروزی رسید که شرق با محوریت شوروی سابق و غرب با محوریت آمریکا برای تسخیر جهان در رقابت بودند و در این ماجرا همواره شوروی به ایران چشم طمع داشت و سیستم‌های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا در مرزها و نقاط حساس ایران مستقر بود و علیه شوروی و به نفع آمریکا اطلاعات جمع‌آوری کرد. با وجودی که شوروی سابق در همسایگی ایران قرار داشت، اما موقعیت و حساسیت ایران برای غرب بسیار بالا بود و رژیم شاه در نظام غرب معنا و مفهوم پیدا می‌کرد. در چنین فضایی انقلاب اسلامی با شعار «نه شرقی و نه غربی» اوج گرفت و موفق به سرنگونی رژیم شاه شد و بساط آمریکایی‌ها را در ایران برچید و مستشاران آمریکا در آستانه پیروزی انقلاب از ایران گریختند و انقلاب اسلامی سرآغاز منشأ تحولات جهانی شد.
تحولات انقلاب به‌گونه‌ای رقم می‌خورد که ملت ایران روزبه‌روز نسبت به رژیم شوروی سابق ابراز نفرت می‌کرد و آنها از طرفی دیگر سعی می‌کردند عوامل و جریان‌های سیاسی وابسته به شرق را سامان دهند. در مقابل، آمریکایی‌ها هم نگران از دست‌دادن پایگاه مهمی مانند ایران بودند. در آستانه پیروزی انقلاب گروه‌های سیاسی به‌سرعت رشد کردند درحالی که در گذشته، احزاب و گروه‌ها دولت ساخته بودند که اشاره خواهد شد.
نکته مهم در این مبحث وجود جریان‌ها و افراد مخفی و پیچیده جاسوسی بود که به نفع شرق یا غرب وارد عمل شده و علیه انقلاب فعال بودند. مبحث این شماره به توطئه‌ها و دسیسه‌های جاسوسی بلوک شرق اختصاص دارد.

سوابق تاریخی مخفی‌کاری
سابقه تاریخی مخفی‌کاری شوروی‌ و روس‌ها در ایران بسیار پرماجرا است، سابقه جنگ‌های ایران و روس به حدود ۲۰۰ سال پیش برمی‌گردد، اما شاخص‌ترین آنها از انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ که به تأسیس شوروی منجر شد و از هنگامی که انقلاب مشروطه در ایران جریان داشت شروع می‌شود و تشکیلات وابسته به روس‌ها و بعدها شوروی‌ شکل می‌گیرد. به‌خصوص در آستانه تشکیل مجلس که حزب اجتماعیون عامیون به میدان می‌آیند و پس از شکل‌گیری حزب کمونیست در ایران که اولین کنگره آن در بندرانزلی برگزار می‌شود و پس از چندی ماجرای جنبش جنگل به رهبری میرزاکوچک‌خان و خیانت‌های حزب کمونیست در تاریخ ایران تجربه می‌شود و پس از کودتای ۱۲۹۹ و حاکمیت انگلیسی‌ها، طرفداران حزب کمونیست مخفی و تعدادی دستگیر و زندانی می‌شوند و شکل‌گیری گروه ۵۳ نفره با محوریت تقی ارانی رقم می‌خورد، پس از سقوط رضاخان و قضایای شهریور ۱۳۲۰ باقی این گروه ۵۳ نفره از زندان آزاد می‌شوند و تشکیلات کمونیستی به نام «حزب توده» اعلام موجودیت می‌کند و چند سال بعد فرقه آذربایجان به نام «دموکرات» شاخه‌ای از حزب توده آلت ‌دست شوروی سابق اقدام به جداسازی آذربایجان از ایران می‌کند. پس از ناکامی آنها و سرکوب شدن بار دیگر خیانت این گروهک کمونیستی وابسته به شوروی در قضایای ملی شدن صنعت نفت و سپس در کودتای ۲۸ مرداد آشکار می‌شود و پس از نهضت ۱۵ خرداد ۴۲ از دل این حزب، گروهک‌های متعدد دیگری با خط‌مشی‌های مختلف ایجاد می‌شود که معروف‌ترین آنها گروهک موسوم به چریک‌های فدایی خلق بود. اینها از مشی مسلحانه پیروی می‌کردند، در آستانه پیروزی انقلاب، اینها یکی از جریان‌های توطئه‌گر و آشوب‌طلب در استان‌های مرزی ایران مانند کردستان و گنبد و تهران بودند که در مباحث پیش به اختصار اشاره شد. اما در همان ابتدا عناصر جاسوس و پیچیده‌ای را در دستور کار خود قرار داده بودند.

جاسوسی به نام حماد شیبانی
در مباحث گذشته اشاره کردیم که پس از پیروزی انقلاب، گروهک‌های کمونیستی، به‌ویژه چریک‌های فدایی خلق به پادگان‌ها هجوم آوردند و اسلحه‌ها و تجهیزات نظامی را به غارت بردند و در خانه‌های تیمی و مخفی‌گاه‌ها پناه گرفتند. در این ماجرا فردی به نام «حماد شیبانی» معروف به «ابوالعباس» از اعضای با سابقه چریک‌های فدایی خلق دستگیر می‌شود که اسم واقعی او «محمود اخوان» بود. این فرد پس از پیروزی انقلاب با یک گذرنامه لیبیایی وارد ایران می‌شود و فعالیت‌هایی را علیه نظام جمهوری اسلامی آغاز می‌کند. او در اوایل فروردین ۱۳۵۸ با چمدانی پر از مواد منفجره و اسلحه وارد خاک ایران می‌شود و قصد دارد در ۱۵ فروردین در جریان فعالیت‌های مشکوک خود دو نفر عراقی را بدون گذرنامه از ایران خارج کند. حماد شیبانی در جریان فعالیت‌های مشکوک خود به دست سپاه پاسداران بازداشت می‌شود. او در اعتراض به بازداشت خود یکی دو روز اعتصاب می‌کند و مدعی می‌شود که دولت موقت در جریان فعالیت‌هایش بوده است. در پی بازداشت این عنصر مشکوک و جاسوسی هیاهویی در کشور به راه می‌افتد و اعتراضات زیادی را به همراه دارد که خواستار آزادی بدون قید و شرط او می‌شوند و معلوم نمی‌شود به چه دلیلی، حماد شیبانی با وثیقه دویست هزار تومانی از زندان آزاد می‌شود، احمد آذری‌ قمی دادستان دادسرای انقلاب تهران اعلام می‌کند که دستور آزادی حماد شیبانی را صادر نکرده، به همین دلیل آزادی او در اوایل تیرماه ۵۸ بازتاب دارد و اعتراضات دانشجویان انقلابی را برمی‌انگیزد. در این میان انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ایران در اعتراض به این عمل بیانیه‌ بلند بالایی صادر می‌کند که چرا او را آزاد کرده‌اید؟! و پس از چندی تحولات دیگری رخ می‌دهد ولی از سرنوشت و سرانجام این عنصر اطلاعی به‌دست نمی‌آید.

سازمان مخفی
سازمان و تشکیلات مخفی که بیش از هر چیز ماهیت جاسوسی داشت، هسته اولیه آن در پیش از پیروزی انقلاب به‌وسیله عوامل حزب توده شکل گرفته بود تا به نفع شوروی اغتشاش کند. در واقع سازمان مخفی حلقه‌ای از حزب توده بود که احسان طبری در خاطراتش‌ زیرکانه به آن اشاره کرده و آورده است: «موافق تصمیم کیانوری سازمان مخفی نوید کماکان مخفی ماند و با آنکه پرتوی و هاتفی در دستگاه رهبری وارد بودند، عملکرد پنهان‌کاری سازمان «نوید» تغییر نکرد. بعدها نقش وسیعی به این سازمان داده شد. از قبیل جوسازی در جامعه، جمع‌آوری اطلاعات جاسوسی، رهبری واحدهای نظامی و تعقیب روش خزنده از راه نفوذ در ارگان‌های دولتی و اجتماعی، تصمیم به مخفی بودن سازمان به‌طور سربسته در این اواخر حیات حزب، در هیئت ایران مطرح شد. به این معنا که هیئت دبیران رهبری سازمان مخفی را به سه نفر، یعنی کیانوری، میزانی و حجری (سه دبیر تشکیلاتی) واگذار می‌کند. ولی این کمیسیون سه نفری تنها یک بار گزارش می‌دهد که کمیسیون مشغول کار شده و «رفیق خسرو» (محمدمهدی پرتوی) را به همکاری برگزیده است. اگر کسی در کار این کمیسیون و فعالیتش دخالت نداشت از عمق این فعالیت بی‌خبر می‌ماند...
همان‌طور که طبری اشاره می‌کند تشکیلات مخفی سعی دارد در دستگاه‌ها نفوذ کند و این جریان با نفوذ دادن عوامل خودشان و چیدن مهره‌ها در مراکز خبری و سازمان به نفع شوروی و گروهک کمونیستی و علیه انقلاب وارد عمل می‌شوند.

نفوذ و خیانت
بسیاری از غائله‌ها و جنایاتی که علیه ملت محروم در استان‌های مرزی ایران رخ می‌دهد از طریق نفوذ دادن عوامل وابسته به دستگاه‌های جاسوسی شوروی سابق است که ابعاد آن بسیار وسیع است. احسان طبری مغز متفکر جریان‌های کمونیستی در ایران در خاطراتش به نفوذی‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید: «سازمان نوید نفوذ قابل توجهی در تحریریه روزنامه کیهان داشت. رحمان هاتفی یکی از دو نفر رهبران اصلی «نوید» در کیهان معاون امیرطاهری سردبیر کیهان بود و او در کیهان بر عناصر توده‌ای که در کیهان کار می‌کردند، نظارت و رهبری داشت. نفوذ در کیهان محل مناسبی بود تا سازمان «نوید» فعالیت اطلاعاتی و انتشاراتی خود را گسترش دهد و درعین حال مشی دلخواه شوروی و حزب توده را در کشور اعمال کند. هاتفی به‌علت اشتغالات فراوان امیر طاهری عملاً گرداننده اصلی کیهان در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ بود. وی توانست با استفاده از این موقعیت مساعد در شرایط اوج‌گیری انقلاب اسلامی با برجسته‌تر کردن اخبار متعلق به مواضع شوروی در قبال انقلاب و «نقش حزب توده» در آن فعالیت چشمگیری کند. نمونه آن چاپ برجسته و درشت اولتیماتوم برژنف به آمریکا و نیز خبری درباره نقش به اصطلاح چریک‌های مسلح توده‌ای در قیام ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بود و حال آنکه در واقع حزب در این قیام تقریباً شرکتی نداشت...»

ادامه خیانت‌ها
نگاهی گذرا به کارنامه احزاب سیاسی و گروهک‌های کمونیستی در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی نشان می‌دهد آنها از سال ۱۳۵۸ به بعد همواره در مسیر سیاست‌ها و برنامه‌های شوروی علیه انقلاب اسلامی، فعالیت ضدانقلابی داشتند. کتاب‌های منتشر شده از خاطرات عناصر کمونیستی، مملو از اعترافات و اظهارات خیانتکارانه علیه انقلاب است که نشان می‌دهد آنها توطئه‌ها و دسیسه‌های متعددی را برای نفوذ و جمع‌آوری اطلاعات و جاسوسی برای شوروی به کار می‌گرفتند و سردمداری و محوریت آن از طریق حزب توده اعمال می‌شد و با کلیه گروه‌های سیاسی چپ و راست مرتبط بودند و با هدف مبارزه با جمهوری اسلامی به جنایت‌ها و خیانت‌های خود ادامه دادند و اعتراف هم کرده‌اند که تمام سازمان‌های حزبی و غیرحزبی که در اختیارشان بوده برای تهیه خبر برای جاسوسی تجهیز می‌شدند و از راه دادن اخبار جاسوسی و اطلاعات نظامی با شوروی ارتباط می‌گرفتند. برای دستیابی به این هدف از فنون دیگری در راستای ایجاد اختلاف در میان مسلمانان هم بهره‌گیری می‌کردند و تا آغاز جنگ این روند ادامه داشت و در جنگ تحمیلی ماجرای دیگری دارد و خیانت‌ها و جنایت‌ها و جاسوسی‌ها و توطئه‌ها همچنان ادامه می‌یابد که در مباحث بعدی به آن اشاره خواهد شد.


حكایت زمانه

ترور سرلشکر قرنی
تاکنون مطالب بسیار محدودی درباره گذشته و کارهای مرحوم سرلشکر قرنی گفته شده است و شاید یکی از دلایل اصلی آن کمبود منابع مورد اعتماد باشد. خاطرات ارتشبد حسین فردوست که از کودکی نزدیک‌ترین دوست محمدرضا پهلوی، پادشاه سابق ایران و رئیس دفتر ویژه اطلاعات شاه بوده تاکنون به‌عنوان یک منبع قابل اعتماد برای پژوهشگران مطرح بوده و بسیاری برای استناد مطالب خود به این کتاب مراجعه می‌کنند. فردوست درباره آن چنین می‌گوید: «من شخصاً در تمام مدت قریب به 20 سال خدمت در دستگاه اطلاعاتی، یعنی از شروع کار «دفتر ویژه اطلاعات»(1) در سال 1338 تا پیروزی انقلاب در سال 1357، نه از مقامات انگلیسی و نه آمریکایی نشنیده‌ام که فردی را به‌عنوان مخالف محمدرضا به من و سایر مقامات اطلاعاتی مانند رئیس ساواک، رئیس اداره دوم ارتش شاهنشاهی-و حتی به خود محمدرضا معرفی کرده باشند. پس این به‌طور مسجل رویه سرویس‌های اطلاعاتی است که مخالف رئیس کشور را به او معرفی نکنند و خود از وجود او استفاده کنند. تنها موردی که شاهد لودادن یک مخالف محمدرضا بودم، در ماجرای سرلشکر قرنی بود که ام‌ای‌6 آن را لو داد.
پس از کشف ماجرا، مشخص شد که قرنی مشغول بررسی طرح یک کودتای نظامی بوده، که محمدرضا را برکنار کند و یک حکومت نظامی را سر کار بیاورد. این طرح از مدت‌ها قبل به طور کاملاً سری تهیه می‌شد و با‌ توجه به شغل قرنی استتار آن آسان بود. افرادی که مستقیماً در جریان طرح بودند، عده اندکی بودند: قر‌نی، چند افسر مورد اعتماد قر‌نی، اسفندیار بزرگمهر(غیر نظامی)، که مدتی رئیس اداره تبلیغات بود(همان سازمانی که بعداً به وزارت اطلاعات و جهانگردی تبدیل شد).
جریان به اطلاع محمدرضا رسید و با ترتیب دقیق چنان عمل شد که قر‌نی از ماوقع مطلع نگردد. بزرگمهر در یکی از دفعاتی که از آتن مراجعت می‌کرد، در فرودگاه دستگیر شد و به‌نحوی عمل شد که دستگیری او مخفی بماند. با استناد به مدارکی که انگلیسی‌ها در اختیار گذارده بودند، بزرگمهر اعتراف کرد و اسامی اعضای شبکه را در اختیار گذارد. قرنی و سایر افراد دستگیر شدند. قرنی به سه سال زندان محکوم شد که پس از مدتی با مراجعه خانم او به من و تقاضای من از محمدرضا بخشوده شد. در سال‌های اولیه پس از 28 مرداد 1332، هنوز آمریکایی‌ها برای محمدرضا اهمیت چندانی قائل نبودند. در‌حالی که در ‌مقابل، انگلیسی‌ها، چه در صعود محمدرضا به سلطنت در شهریور 1320 و چه در 28 مرداد 1332 سیاست‌شان در جهت حفظ و تحکیم قدرت محمدرضا بود. این بی‌اعتنایی آمریکایی‌ها به محمدرضا در ماجرای دولت امینی روشن‌تر شد. تنها از زمان جانسون و به‌طور جدی از زمان نیکسون بود که آمریکا به اوج اعتماد و نزدیکی به محمدرضا رسید و او را مهم‌ترین پایگاه و نزدیک‌ترین متحد خود در منطقه محسوب داشت.
به‌ اعتقاد من، ماجرای قرنی دو تأثیر داشت: اول اینکه محمدرضا کوشید تا هرچه بیشتر اعتماد آمریکایی‌ها را به خود جلب کند و ارتباط خود را با مراکز قدرت در آنجا بیشتر کند، دوم اینکه آمریکایی‌ها فهمیدند که بدون موافقت انگلیسی‌ها در ایران هیچ کاری نمی‌توانند بکنند و لذا به همکاری اطلاعاتی با انگلیسی‌ها اهمیت بیشتر دادند.»

سرنوشت قر‌نی
قرنی پس از گذرانیدن دوسال و هشت ماه از محکومیت سه ساله خود عفو شد و در هشت آبان 1339 آزاد شد. وی در پنجم دی 1342 در پی افشای روابطش با آیت‌الله طالقانی مجدداً دستگیر شد. درهمین زمان اعلامیه‌ای با امضای «اتحادیه افسران آزاد» منتشر شد که دستگیری قرنی به‌عنوان «افسری وطن‌پرست و لایق و شریف» را به شدت محکوم می‌کرد‌. در این مرحله برخورد رژیم پهلوی با قر‌نی خشن بود‌. او به مدت 9 ماه در قزل‌قلعه در زندان انفرادی به‌سر برد و ممنوع‌الملاقات بود. سپس در دادگاه نظامی به‌اتهام «خیانت بر ضد امنیت کشور» محکوم و راهی زندان شد و تا 20 آذر 1345 در زندان ماند. او پس از آزادی تا پایان حکومت پهلوی تحت‌نظر ساواک بود. عملیات ساواک شامل شنود 24 ساعته تلفنی، سانسور مکاتبات و کنترل منزل بود. سند مورخ هفتم اسفند 1346 ساواک وضع قرنی را در آن ایام چنین توصیف می‌کند: «... به‌طوری که یکی از نزدیکان سرلشکر سابق محمد‌ولی قرنی اظهار داشته پس از آنکه قرنی از زندان آزاد می‌شود مهندس کیوانی مبلغی در حدود 500 هزار‌ریال در اختیار وی گذاشته و مشار‌الیه با مبلغ مذکور شرکتی تأسیس [می‌کند] و چون این شرکت نتوانسته اجازه کار دریافت کند، لذا نامبرده مقروض می‌گردد. در حال حاضر وی با وضع اسف‌انگیزی زندگی نموده و چون کلیه عناوین و حتی حقوق وی را گرفته‌اند، مشارالیه با روحیه بسیار بدی همیشه در منزل به سر برده و حتی حاضر نیست با اقوام خود ملاقات کند و یک حالت درویشی به خود گرفته است. تیمسار مزبور درحال حاضر مبلغ معتنابهی مقروض بوده و چون با داشتن همسر و سه فرزند در مضیقه مالی به سر می‌برد فامیل وی مبلغی جمع‌آوری [کرده] ولی نامبرده قبول نکرده و فقط مقداری از برادر خود دریافت نموده است....»
سرلشکر سید‌محمد‌ولی قرنی با پیروزی انقلاب در سمت نخستین رئیس ستاد ارتش جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت و در تاریخ سوم اردیبهشت 1358 به دست گروه ضدانقلابی «فرقان» به شهادت رسید.

همسرم شهید شد
یک روز پس از ترور قرنی روزنامه کیهان بار دیگر به‌سراغ برخی از همسایه‌های رئیس سابق ستاد ارتش رفت و روایت آنها را از ماجرای سوم اردیبهشت جویا شد. در این گزارش که با تیتر «ما شاهد ترور قرنی بودیم» منتشر شده بود، قاتلان قرنی دو جوان مسلح معرفی شده بودند که زمانی که قر‌نی درحیاط خانه‌اش در یکی از فرعی‌های منشعب از خیابان پهلوی (ولی‌عصر) در حال قدم زدن بود او را به گلوله بستند. به گفته شاهدان، مهاجمان از یک هفته پیش خانه قرنی را تحت‌نظر داشتند. این روزنامه همچنین از کشف یک خشاب پر از فشنگ در محل ترور قرنی خبر داد. کیهان همچنین سخنان همسر قرنی را به چاپ رسانده بود: «همسر سرلشکر قرنی از ترور و قتل وی بهت‌زده شده ‌است. او بعد از ترور شوهرش دچار شوک شده و قادر به حرف زدن پیرامون این حادثه نیست. او امروز به خبرنگار کیهان گفت: می‌خواهید چه بگویم، شوهرم شهید شد. با شهادتش من همه چیزم را از دست دادم... و دیگر نتوانست به حرف‌هایش ادامه بدهد... گزارش‌های رسیده از منابع موثق حاکی است که عملیات لازم برای شناسایی عناصر مسئول در ترور سرلشکر قر‌نی، آغاز شده است. یک منبع مطلع گفت: به احتمال قوی، یک گروه تندرو ارتجاعی، در ترور سرلشکر قرنی دست داشته است که اطلاعاتی برای تعقیب افراد وابسته به آن به دست آمده است.»

عاملان ترور شناسایی شدند
روز ششم اردیبهشت‌ماه بود که روزنامه‌ها از شناسایی عاملان ترور خبر دادند. کیهان نوشت: «متهمان که یک گروه ۵، ۶ نفری هستند و بین آنها یک نظامی هم وجود دارد، شناسایی شده‌اند. چگونگی ماجرای ترور قرنی به‌وسیله یک دانش‌آموز در ‌یکی از مدارس تهران افشا شد. این دانش‌آموز روز چهارشنبه هفته قبل از ترور، ماجرای ترور سرلشکر قرنی و دو شخصیت برجسته دیگر را که قرار بود ترور شوند برای دوستان خود تعریف کرد، ولی دوستان او ماجرا را به شوخی گرفتند تا اینکه روز دوشنبه گذشته سرلشکر قرنی ترور شد. پس از این حادثه جریان به پاسداران منطقه ۹ تهران اطلاع داده شد و پاسداران پس از بررسی‌های لازم این دانش‌آموز را دستگیر [کردند] و به تحقیق از او پرداختند. این دانش‌آموز چگونگی تشکیل جلسه چند تن را که بین آنان یک افسر ارتش نیز می‌باشد و طی آن تصمیم به ترور سرلشکر قرنی و دو تن از شخصیت‌های مذهبی و مملکتی گرفته بودند، فاش کرد.»
*پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


امام خامنه ای  در گذر زمان۳۴

مشاهده اوضاع آشفته زاهدان
در زندگی و روزگار امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در گذر زمان به ایامی رسیدیم که ایشان به‌مناسبت ماه مبارک رمضان در اواخر دی‌ماه سال ۱۳۴۲ برای تبلیغ راهی زاهدان می‌شوند، اشاره کردیم که زمینه‌های این سفر چگونه فراهم شد و معظم‌له در طی مسیر در چه شهرهایی توقف کردند و با شخصیت‌های علمی و دینی مجالست و مشاوره داشتند. ایشان پس از چند روز به زاهدان، مرکز استان سیستان‌وبلوچستان می‌رسند و میهمان مرحوم آیت‌الله‌العظمی خراسانی می‌شوند و مورد توجه و عنایت ایشان قرار می‌گیرند و در همان روزهای اول با اوضاع فرهنگی و اجتماعی و زندگی محرومان از نزدیک آشنا می‌شوند، در حالی که رژیم حاکم شاه در حال برگزاری جشن‌های کذایی به مناسبت ششم بهمن اولین سالگرد همه‌پرسی و لوایح شش‌گانه کذایی بود، به این مناسبت مسئولان استان، اقدام به دادن حواله‌های نان به مردم می‌کردند و بخشی از آن را در اختیار آقای کفعمی گذاشته بودند که میان فقرا تقسیم کند. اول قرار بر این بود که به هر نفر حواله یک کیلو نان داده شود، اما بعد تصمیم بر این می‌شود که به هر خانواده یک کیلو نان داده شود. امام خامنه‌ای در آن ایام رفت‌وآمدهای مردم نیازمند و محتاج کمک را به منزل آقای کفعمی مشاهده می‌کنند و در این‌باره می‌فرمایند: «من هم، چون منزل آقای کفعمی بودم و فقرا هجوم آورده بودند که این حواله را بگیرند... به آقای کفعمی کمک کردم در تقسیم سهمیه نان... من شناسنامه‌ها را می‌گرفتم و اسم[صاحبش را] توی دفتر وارد می‌کردم... یک‌وقت می‌دیدی خانواده‌ای هفت، هشت نفر هستند و من یک کیلو نان حواله می‌دهم. اینها به‌خاطر همین یک کیلو گاهی دو روز یا یک روز می‌نشستند توی حیاط منزل آقای کفعمی، توی هوای سرد...» امام خامنه‌ای ضمن دیدن این اوضاع از نزدیک، در شهر هم گشت‌وگذاری می‌کنند. روز ششم بهمن در خیابان‌های زاهدان، رفت‌وآمد خودروهای دولتی را مشاهده می‌کنند که همین طبقه از مردم فقیر و محتاج را سوار کرده برای شرکت در مراسم سالگرد همه‌پرسی و هورا کشیدن به نفع شاه می‌برند، این اوضاع خیلی در روحیه معظم‌له اثر می‌گذارد و ایشان احساس خود را نسبت به این حوادث چنین ابراز می‌کنند: «آتش گرفتم که چطور این مردم فقیر و بیچاره را این‌طور فریب می‌دهند. خیلی عجیب روی من اثر گذاشت.» این وضع در حالی است که باید ایشان خود را آماده کند تا روی منبر برای همین مردم سخنرانی کند و از فضیلت‌های ماه مبارک رمضان و روزه‌گرفتن بگوید، این موضوع از پیش زمزمه شده بود که یک روحانی جوان از قم به زاهدان آمده و قرار است منبر برود. مردم و جمعیت منتظر ماجرای سخنرانی در مسجد، حکایت دیگری است که در مباحث بعد ارائه خواهد شد.


از لابه لاي تاریخ

آثار باستانی ایران تحت تاراج دزدان آمریکایی
یکی از مظاهر عمده غارت ثروت‌های ایران در دوره رضاشاه، تاراج آثار باستانی ایران از سوی دولت‌های غربی، به‌ویژه آمریکا بود؛ غارتی که مجوز حکومت رضاخان را با خود داشت.
با ظهور حكومت پهلوی در سال 1925، درهای ایران به روی باستان‌شناسان خارجی باز شد که این امر سبب لغو امتیاز انحصاری فرانسوی‌ها در اكتبر 1927 و تصویب قانونی جدید درباره آثار باستانی در نوامبر 1930 شد. با بهره‌گیری از موقعیت جدید و این باور كه در ایران باستان‌شناسی آمریكایی به درخشان‌ترین موفقیت‌های خود خواهد رسید، موزه‌های آمریكایی متعددی با هدف كاوش‌های باستان‌شناسی به ایران هجوم آوردند. در این زمینه، هوراس اچ.اف.جین، مدیر موزه باستان‌شناسی پنسیلوانیا در سال 1931 در نامه‌ای به والاس اسمیت موری، مدیر بخش امور خاور نزدیك وزارت امور خارجه اشاره کرد، باز شدن درهای ایران به روی باستان‌شناسان خارجی برای اولین‌بار موقعیتی كم‌نظیر ایجاد كرده است. از نظر اریك اف.اشمیت‌، مدیر هیئت اعزامی باستان‌شناسی موزه پنسیلوانیا در 1931 به دامغان‌، ایران «یك بهشت باستان‌شناسی بكر» بود.
در حین بازدید موزه‌هایی مانند موزه هنر متروپولیتن نیویورك و موزه‌های اسمیتسونین در واشنگتن‌، فهم این حقیقت كه همه این آثار در فاصله سال‌های 1925 تا1941 یافت شده‌اند، مرا[نویسنده] شگفت‌زده كرد. خصوصاً در زمینه این مطلب كه دارایی‌های گسترده موزه متروپولیتن كه به دوره‌های ساسانی و اسلامی مربوط است و شامل سفالـینه‌های بسـیار ارزشـمند و بی‌همـتایی از نیشـابور می‌شود، همه در دهه 1930 به‌دست آمده‌اند. چگونه محرابی بزرگ از مسجدی در اصفهان پس از گذشت 1300 سال، از جایگاه واقعیش به نیویورك منتقل شده است؟ چگونه این محراب از كشوری مسلمان خارج شده است؟ در حین تحقیق، از روی مدارك وزارت امور خارجه آمریکا دریافتم كه این محراب جزء مجموعه وسیعی از اشیا و ساخته‌های مذهبی بوده كه قاچاقچیان در دهه 1930، آن را به سرقت برده‌اند.
در گزارش وزیر مختار آمریكا در ایران، چارلز سی.‌هارت آمده است، مظنون اول تاراج برنامه‌ریزی‌شده مكان‌های مقدس و مساجد ایران، باند قاچاق «پوپ ـ رابنو» بوده است. آرتور اپهام پوپ (1969ـ1881) شهروندی آمریكایی و دلال اشیای عتیقه بود که بسیاری او را متخصص هنر اسلامی می‌دانستند. او ارتباط نزدیكی با حكومت پهلوی، از جمله شخص رضاشاه داشت. رابنو نیز دلال بزرگ اشیای عتیقه بود كه پوپ بیشتر معاملاتش را از طریق او انجام می‌داد.
گزارشی از وزارت امور خارجه آمریكا در سال 1942 در این‌باره آمده است كه چگونه این محراب به مالكیت موزه هنر متروپولیتن نیویورك در دهه 1930 درآمده است. این گزارش بر هویت قاچاقچیان تأكید می‌كند: دار و دسته «پوپ ـ رابنو». البته باید اشاره كنیم كه براساس مدارك‌، باستان‌شناسان آلمانی نیز كه در دهه 1930 برای موزه‌های آمریكایی در ایران كار می‌كردند، مظنون به دزدی و قاچاق آثار باستانی بودند. برخی اتباع برجسته انگلیسی در بین‌النهرین نیز چنین دزدی‌هایی كرده‌اند.
مدارك وزارت امور خارجه آمریكا نشان می‌دهند، پروفسور ارنست ای.هرتسفلد (1947ـ1879) بالاترین مقام مسئول در باستان‌شناسی ایران در آن زمان، بارها در حین خارج كردن آثار باستانی «بدون اطلاع دولت ایران» مچش گرفته شده است.
تاراج گسترده گنجینه‌های ایرانی در فاصله سال‌های 1925 تا 1941 فقط با كمك و راهنمایی دولت آمریكا و رضایت و همكاری رژیم نوپای پهلوی در ایران ممكن بود. دولت آمریكا نیز مكرراً به دولت ایران برای «اهدا»ی مقادیر وسیعی از آثار باستانی پیدا شده به مؤسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیكاگو فشار می‌آورد. به‌علاوه، همان‌طور كه اسناد وزارت امور خارجه نشان می‌دهد و دیپلمات‌های آمریكایی به‌صراحت بیان می‌كنند، مؤسسه شرق‌شناسی كمترین حق قانونی و اخلاقی برای تملك اشیای مكشوفه در كاوش‌های تخت‌جمشید نداشته‌ است.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکاـ 22
«فرهنگ» و «فناوری» عناصر حیات‌بخش قدرت نرم آمریکا (2)
حسن خدادی

۲ـ فناوری و استمرار روند هژمونیک‌گرایی
امروزه با کوچکتر و پیچیده‌تر شدن جهان به واسطه رشد روزافزودن وسایل ارتباط جمعی از قبیل اینترنت و ماهواره معادلات گذشته در تنظیم روابط بین کشورها تا حد زیادی به هم خورده و جای خود را به معادلات جدیدی داده است؛ به گونه‌ای که به‌جای به کارگیری مستقیم زور، توجه قدرت‌ها به استفاده از قدرت نرم و ایجاد تغییرات موردنظر خود از طریق مسالمت‌آمیز و بهره‌گیری از شیوه‌های نوین در امور داخلی کشورها جلب شده است. از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۸۰ از تئوری‌های پروپاگاندای هارولد لاسول تا تئوری‌های کارل دویچ در حوزه همگرایی و سایرین در زمینه‌های مختلف مجموعه‌ای از آمیزش علم ارتباطات و علم روابط بین‌الملل پدید آمده که به توسعه این روند کمک کرده است. در این میان جنگ نرم که معطوف به قدرت نرم است با هدف گرفتن فکر و اندیشه ملت‌ها نقش مهمی را در سست‌کردن حلقه‌های فکری و فرهنگی جوامع ایفا می‌کند و در این راستا ایالات متحده، همواره تلاش داشته است با ارائه تعریف جدیدی از آزادی‌خواهی، جنگ نرم گسترده‌ای را علیه دیگر کشورها شکل دهد. زوایا، شاخص‌ها، عوامل و مصادیق این‌گونه از جنگ متعددند، اما به‌گونه‌ای کلی می‌توان اهداف آن را در چهار موضوع تغییر باور، تغییر افکار، تغییر رفتار و تغییر ساختار یک نظام سیاسی خلاصه کرد. این سیاست با قدرت رسانه‌ای و تکنولوژیک مقدور شده است.
قدرت نرم ایالات متحده آمریکا در سال‌های اخیر، بر نفوذ این کشور در اذهان مردم جهان از طریق اخبار رسانه‌ها استوار بوده است. در حال حاضر نیز از دید راهبردپردازان آمریکایی، بهترین ابزار برای تقویت قدرت نرم آمریکا در مناطق مختلف جهان، استفاده از رادیو و تلویزیون است که در عین حال، مشکل‌سازترین، دشوارترین و ظریف‌ترین آنها نیز محسوب می‌شود؛ بر همین اساس گرچه ایالات متحده از سابقه طولانی در پخش برنامه‌های رادیویی برخوردار است، اما پخش این برنامه‌ها برای متحدان راهبردی و منطقه‌ای این کشور بسیار دشوار است.(۸) مباحث زیادی درباره تعامل بین فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی با دیپلماسی و سیاست خارجی وجود دارد. سرعت بالای انتقال این فناوری‌های نوین در قالب شبکه‌های ماهواره‌ای، به‌طور گسترده‌ای بر گروه بسیار عمده‌ای از افکار عمومی تأثیرگذار است. بر این مبنا نظریه رضایت سازنده مطرح می‌شود و بر این موضوع تأکید می‌کند که رسانه‌ها، سیاستگذار نیستند، بلکه بسیج شده‌اند تا از سیاست‌ها و بسط تفکر آمریکایی حمایت کنند. از این‌جهت می‌توان گفت قدرت نرم توانایی تحقق اهدافی خاص از طریق جذب‌کردن و قانع‌کردن دیگران برای اتخاذ این اهداف است. بنابراین عناصر اساسی قدرت نرم، استفاده از فناوری‌های اطلاعاتی در راستای مخاطب قراردادن افراد خارجی است که بتوان از آن در راستای تحقق اهداف سیاست خارجی استفاده کرد.
آن‌گونه که اشاره شد اولین بُعد تاریخی قدرت، بعد نظامی آن است، اما امروزه این بعد نفوذ خود را در قیاس با گذشته از دست داده است؛ چراکه بخش نظامی، توانایی کشورها را برای سرمایه‌گذاری در بخش‌های مهم غیرنظامی به تحلیل می‌برد. به‌همین‌سبب در قرن ۲۱ جایگاه قدرت در معنای سنتی خود به‌وسیله فناوری‌های اطلاعاتی به دو گونه مورد چالش قرار گرفته است: الف‌ـ چالش نخست به سرشت قدرت نظامی باز می‌گردد که با ارائه‌شدن مفهوم مبتنی‌بر فناوری‌ اطلاعات، شیوه مدیریت نبردها و منازعات تغییر کرده است. گفته می‌شود که در سده ۲۱، قطع‌نظر از جنگ‌افزارهای هسته‌ای، بیولوژیک و شیمیایی، جنگ اطلاعاتی و سایبری موسوم به جنگ مجازی، می‌تواند کانونی‌ترین تهدید برای امنیت ملی به‌حساب آید که وابستگی روزافزون کشورها، به‌ویژه کشورهای پیشرفته به فناوری اقتصاد در اطلاعات، صنعت، مالیه و بانکداری خود زمینه‌ای را برای آسیب‌پذیری مساعد کرده است. بنابراین امروزه کشورها از جانب یک هکر رایانه‌ای ماهر بیشتر در تهدید خواهند بود تا یک قدرت نظامی مقتدر. ب‌ـ چالش دوم نسبت به مفهوم سنتی قدرت نظامی، فروکش‌کردن نسبی آن در سنجش با دیگر عناصر اساسی مفهوم قدرت، به‌ویژه مفهوم بهره‌گیری از فناوری اطلاعات به‌عنوان یک منبع تازه قدرت است. به‌این معنا که «دانش بیش از هر زمان دیگر قدرت به‌حساب می‌آید.» این دیدگاه را برای نخستین‌بار فرانسیس بیکن مطرح کرد. در جایی نیز الوین تافلر به این موضوع اشاره کرده است که «هرچند دانش، توانایی است، اما دانش برای آنکه سرانجام پیروز شود ناگزیر است با پول و قدرت هم‌پیمان شود» اساساً قدرت در عصر اطلاعات با افزایش اهمیت فناوری، آموزش و افزایش انعطاف‌پذیری و کاهش اهمیت جغرافیا، جمعیت و موادخام همراه شده است. با تنوع بیشتر اطلاعات و دانش و همچنین تحولات مربوط به آن بر اهمیت قدرت منعطف یا قدرت نرم به‌عنوان شیوه پیشبرد منافع ملی از راه جذب و جلب به‌جای اجبار و فشار افزوده شده است. با افزایش قدرت نرم در روابط بین‌المللی، جایگاه دیپلماسی نیز برجسته‌تر می‌شود. برای نمونه ایالات متحده با استفاده از این رویکرد به کشاکش مستقیم و مؤثر با حریف‌های خود وارد می‌شود و مؤلفه‌هایی چون جذابیت اجتماعی، جذابیت زیرساختی، جذابیت اداری یا حکومتی، جذابیت عوامل، جذابیت رقابت‌پذیری و مهم‌تر از همه، جذابیت فرهنگی و رسانه‌ای‌ـ رایانه‌ای، برای واردشدن به منافذ رقیبان در عرصه‌های گوناگون و در راستای آنچه به‌عنوان «جهان موازی» به‌طور گسترده در هالیوود تبلیغ می‌شود، وارد شده و اقدام می‌کند. همان‌گونه که در گذشته در عصر کنونی «تسلط هسته‌ای» عامل اصلی رهبری در ائتلاف به‌شمار می‌آمد، «تسلط اطلاعاتی» در رویکرد نرم‌افزاری قدرت، عامل اساسی محسوب می‌شود. جایگاه کشورها در این وضعیت از بزرگی فیزیکی و ظاهری جابه‌جا شده و بر پایه مؤلفه‌هایی چون انبوه‌زدایی، جابه‌جایی، میانجی‌زدایی، شتابندگی و ایجاد فضای مجازی بازتعریف می‌شود.

پایداری سیستم هژمونیک
برای اینکه یک دولت بتواند به وضعیت هژمونی نائل شود، باید مجموعه‌ای از شرایط را فراهم آورد که در فرایند تحقق قدرت نرم دوام آن میسر است. یکی از مسائل مهم در تداوم هژمونی آن است که ساختارهای هژمونیک قدرت که یک کشور آن را اداره می‌کند به گسترش قواعد، هنجارها و رژیم‌هایی مبادرت می‌ورزد که از سوی سایر بازیگران به شکلی مناسب رعایت می‌شوند. اما این رژیم‌ها پس از آنکه ایجاد شدند، به رویه‌های لازم‌الاجرا تبدیل می‌شوند، به‌گونه‌ای که پس از کاهش قدرت هژمون یا ساختارهای هژمونیک قدرت، همچنان بستری برای نفوذ و تأثیرگذاری بر سایر دولت‌ها و بازیگران باشند. همه صاحب‌نظران تقریباً این واقعیت را پذیرفته‌اند که رهبری آمریکا به‌تدریج وارد مرحله جدیدی شده است که هدف اصلی آن به‌طور آشکار، عملی‌کردن وعده قرن آمریکایی در سطوح اعلام شده است. به‌عبارت دقیق‌تر، این امپراتوری مدت‌ها برپا بوده است، اما هم‌اکنون هدف آن، قانونی کردن مأموریت امپریالیستی ایالات متحده و کنارنهادن تعابیری چون سلطه یا برتری در مفهوم رایج آن است. مطابق دیدگاه ماکس‌بوت، یکی از محققان ارشد شورای روابط خارجی آمریکا، ایالات متحده اکنون بسیاری از دولت‌های خارجی را اداره می‌کند؛ این کشور در برنامه‌های توسعه ملی در کشورهای سومالی، هائیتی، کوزوو، افغانستان و عراق‌ـ که احتمالاً تجربه آخر این کشور نیز نخواهد بودـ شرکت داشته و دارد. مسلم است که این همان امپریالیسم و البته با چهره و عنوانی دیگر است.(۹) درست به‌سبب توسعه و گستره جهانی همین مأموریت است که این کشور با چالش‌های بزرگ‌تری در جهت تثبیت هژمونی خود مواجه است.
با وجود جایگاه آمریکا به‌عنوان تنها قدرت جهانی، مشخص نیست که نظم کنونی بین‌المللی پایداری داشته باشد. از همین‌رو آمریکا باید در جست‌وجو و پیداکردن راهی برای نهادها و هنجارهایی باشد تا قدرت‌های در حال ظهور به آن رضایت دهند. این راه دربر گیرنده مجموعه‌ای متفاوت از اصول و ارزش‌هاست.
هژمون واژه‌ای است که نشان می‌دهد قدرت برتر، قواعد بازی را که سایر بازیکنان به شکلی روزمره با آن بازی می‌کنند، تعیین می‌کند. در عین‌حال دیگر بازیکنان نیز قواعد آن را مورد تأیید قرار می‌دهند و در این‌صورت است که هژمونی واقعاً مشروعیت می‌یابد، هرچند که همیشه مخالفت‌هایی هم می‌تواند وجود داشته باشد، لذا هژمونی باید به‌عنوان دست نامرئی‌ای باشد که در ورای قواعد پذیرفته‌شده بازی عمل کند. درست در همین‌جاست که باید قدرت نرم خود را عرضه کند و بر دامنه اهمیت آن به‌عنوان نیروی محرک و پیش‌برنده یک دستورالعمل برای تثبیت منزلت هژمون مورد استفاده قرار گیرد. به بیان آیکنبری برای مشروعیت‌بخشیدن به قدرت آمریکا باید اجبار و سلطه به اقتدار و رضایت تبدیل می‌شد.
اگرچه ایجاد توازن قدرت میان بازیگران امکان‌پذیر نیست، اما می‌توان از الگوهای دیگری برای ایجاد توازن قدرت میان کشورها استفاده کرد. این امر از طریق هنجارسازی و قاعده‌سازی بین‌المللی تحقق می‌یابد. براساس چنین نگرشی، متقاعدسازی کشورها از طریق هنجارهای بین‌المللی، زمینه‌ساز کنش قدرت هژمون برای ایجاد نفوذ و تأثیر است. بنابراین، قدرت رویه، قدرت تولید معنای بیناذهنی در درون ساختار اجتماعی است. کنشگران قدرتمند می‌توانند معانی بیناذهنی را بازتولید کنند و یا تغییر دهند. آنچه که باید به آن اشاره شود، این است که قدرت نرم، اساساً در پی سامان‌دادن به برتری ایالا متحده در پرتو نظم مورد دلخواه و حفظ وضع موجود است. تمرکز قدرت نرم بر سامان‌دادن به مجموعه تدابیری است که قادر است نظم موجود را حفظ و در پرتو آن نظم آمریکایی را ترویج کند.(۱۰) برهمین اساس ایالات متحده آمریکا پس از پیروزی در جنگ سرد، سعی در پی‌ریزی نظمی کرد که تسهیل‌کننده هژمونیک‌گرایی مبتنی‌بر یک‌جانبه‌گرایی این کشور باشد. بنابراین در صورتی ایالات متحده به اهداف خود در عرصه ؟؟ بین‌المللی بهتر نائل خواهد آمد که فرهنگ، ایدئولوژی، ارزش و داشته‌های این کشور برای دیگران جذابیت داشته باشد که البته لازمه شناساندن و ترویج این مقولات، داشتن رسانه نیرومند و بهره‌گیری از تکنولوژی‌های جدید است که نقش کلیدی را ایفا می‌کنند.

نتیجه‌گیری
در مقاله حاضر و با محوریت نظریه قدرت نرم، زمینه‌های لازم برای تداوم نقش جهانی آمریکا در سال‌های پس از جنگ سرد و به‌ویژه شرایط پس از ۱۱ سپتامبر بررسی شد. اگرچه عوامل زیادی وجود دارد که رهبران این دولت را به‌سوی بهره‌گیری از منابع نرم قدرت چون «فرهنگ جهان‌گرای آمریکایی» و «نفوذ فزاینده آن در شبکه جهانی اطلاع‌رسانی» ترغیب می‌کند؛ اما به‌گمان «نای» تأمین اهداف ملی، به‌ویژه در حوزه امنیتی، در کنار تدابیر نظامی در گرو تسخیر اذهان و قلوب انسان‌ها و اثربخشی بر نهادهای مدنی فروملی جوامع مخاطب نیز نباید نادیده انگاشته شود. براین اساس، وی قدرت اقناع‌سازی را به‌عنوان شالوده اصلی قدرت نرم معرفی کرده و دامنه تأثیربخشی آن را در زمینه جذب و شکل‌دادن به اولویت‌های دیگران، بسیار فراتر و نافذتر از شیوه‌های مبتنی‌بر اجبار و پاداش می‌داند. نظر به آنکه ارزش‌های آمریکایی و سیاست خارجی آمریکا با هم در ارتباطند؛ هر اندازه شباهت‌های فرهنگی آمریکا و دیگر کشورها بیشتر باشد، این کشور در مسائل کمتری درگیر می‌شوند و کاربرد زور برای بی‌اثرکردن این درگیری‌ها نیز کاهش می‌یابد. از همین‌رو کشوری چون ایالات متحده درصدد است که با گسترش و اشاعه فرهنگ خود و با عنایت به اثرگذاری رسانه‌ای به‌عنوان دو عنصر از عناصر قدرت نرم به سه هدف ارتقای میزان مشروعیت نظام سیاسی در عرصه بین‌الملل، حفظ شأن اجتماعی بین‌المللی و در نهایت مدیریت و جهت‌دهی به افکار عمومی در راستای تثبیت ساختار هژمونیک نظام بین‌الملل نائل آید.
ــــــــ
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


نقدی بر مقالات خلاف واقع سروش محلاتی درباره فرمانده مقتدر علی(ع)-5
نقش مالک در بیعت مشتاقانه مردم با امیرالمؤمنین(ع)
مجتبی صادق

پس از رحلت رسول خدا(ص)، بیعت با امیرالمؤمنین(ع) از باشکوه‌ترین و مردمی‌ترین بیعت‌هایی بود که در اسلام اتفاق افتاد. امیرالمؤمنین(ع) خود، اوضاع بیعت را این‌چنین توصیف می‌کند: «... دستم را گشودید و من ممانعت کردم، آن را کشیدید و من جمع کردم، سپس همچون شتر تشنه‌ای که در روز شربش به حوضچه و آبگاهش حمله‌ور می‌شود، گردم حلقه زدید، چنانچه گمان بردم مرا خواهید کشت و یا خودتان، خود را به کشتن خواهید داد، تا جایی که کفش‌ها از پا درآمد، ردا از دوش افتاد، ضعیفان زیر دست و پا ماندند و چنان فرح و سروری بابت بیعت با من ایجاد شد که صغیران از آن شادمان شدند و پیران، لرزان و علیلان کشان‌کشان خود را برای بیعت رساندند و دخترکان را حسرت بیعت در دل ماند.» (نهج‌البلاغه، ج 2، ص 222، خطبه 229 و مصباح‌البلاغه، ج 4، ص81).
مالک اشتر نیز خطاب به امام توصیفاتی، نظیر بیانات امیرالمؤمنین در وصف بیعت مردم بیان می‌دارد: «سوگند چنان برای بیعت سرازیر شده‌اند که کفش‌ها گم شد و ردا از دوش‌ها افتاد. سالخوردگان زیر دست و پا ماندند و خردسالان را بر دوش‌ها نشانده‌اند. نوعروسان بیرون شتافته و پیرزنان آهسته به راه افتاده و خود را به مسجد رسانده‌اند. همه اینها از شوق به توست، ای امیرمؤمنان!» (شرح احوال مالک‌الاشتر، ص 38).
عمومی و اختیاری‌بودن بیعت مردم با امام، دو ویژگی انکارناپذیر تاریخی است که البته این حقیقت نیز دستخوش تحریف جاعلان حدیث و اخبار قرار گرفت. در بحث بیعت با امام سه دسته از جریانات تاریخ‌ساز که دست به قلم شدند و واقعیت را با دروغ‌های خود، واژگون نشان دادند، به‌طور فعال عمل کردند؛ دسته نخست امویان بود که به دستور معاویه اخبار را در جهت منافع حزب متبوع خویش تغییر دادند و همان‌طورکه گذشت، از همان ابتدا در شام چنین تبلیغ کردند که عثمان به دست یاران امام، به‌ویژه مالک اشتر کشته شد و بیعت‌کنندگان، همان قاتلان عثمان‌اند، پس کسانی که پتانسیل کشتن خلیفه را دارند، بیعت‌گرفتن زیر سایه شمشیر و تهدید و تازیانه برای‌شان کار چندان دشواری نیست.
دسته دوم زنادقه‌ای‌ها بودند که مهم‌ترین‌شان «سیف‌بن‌عمر تمیمی» است. این افراد درصدد تخریب چهره اسلام از یک‌سو و فضیلت‌تراشی جاهلانه برای قوم و قبیله خود از سوی دیگر بودند. سیف‌بن‌عمر که به تعبیر برخی، می‌توان او را رمان‌نویس ماهری خواند، هیچ‌گاه خوی نژادگرایی‌اش اجازه نمی‌داد که تاریخ چهره‌ای ناخوشایند از هم‌قبیلگی‌های عدنانی‌اش و افرادی که مدام در حال کشمکش و جنگ و اختلاف با هم هستند، نشان دهد؛ لذا با خلق شخصیت اسطوره‌ای «عبدالله‌بن‌سباء» آتش این اختلافات را به دامن رقبای قحطانی‌اش، نظیر مالک اشتر و عمار یاسر و دیگر یاران یمنی امام افکند و آنان را شورشی و غوغایی معرفی کرد.
دسته سوم راویانی بودند که زیر سایه حکومت خودخوانده زبیریون، به رهبری «عبدالله‌بن‌زبیر» درصدد توجیه اقدامات سلف‌شان، زبیر برآمدند و از این رهگذر چاره‌ای نداشتند، جز آنکه بیعت زبیر با امام را بیعتی از سر اجبار و اکراه معرفی کنند تا برای اقدام آشوب‌طلبانه زبیر در راه‌اندازی جنگ جمل توجیهی معقول و منطقی دست و پا کنند. در این روایات چنین نشان داده می‌شود که طلحه و زبیر زیر سایه تهدید، شمشیر و تازیانه مالک اشتر مجبور به بیعت شدند، ولی خود هیچ رغبت و رضایتی به این بیعت نداشتند. پیروان این حزب خواسته یا ناخواسته مفاد روایت متواتری که دربردارنده جنگ امام(ع) با گروه ناکثین است، (امرت بقتال الناکثین و القاسطین و المارقین، خصال شیخ‌صدوق، ص 145) انکار می‌کنند، چون واژه ناکث (پیمان‌شکن) به کسی اطلاق می‌شود با رضا و رغبت بیعت کرده و سپس آن را نقض کرده باشد.
نویسنده محترم، بیعت امام را بیعتی تحمیلی می‌خواند یا دست‌کم بیعت برخی افرد را تحمیلی و از سر اجبار می‌داند. در این میان حتماً کسانی هستند که بیعت را به دیگران تحمیل کردند که به‌گمان ایشان، اینان همان تندروها و افراطی‌گرایان، مانند مالک اشتر هستند که همچون زبیر، طلحه و عبدالله‌بن‌عمر را به بیعت مجبور کردند. آیا این ادعا با واقع منطبق است؟
ما به برخی دلایلی که بر آزادانه‌بودن بیعت و اجبار نکردن احدی بر آن گواه است، اشاره می‌کنیم:
۱ـ امام علی(ع) در نامه‌ای که به کوفیان می‌نویسد، چنین می‌فرماید: «و بایعنی الناس غیر مستکرهین و لامجبرین بل طائعین مخیرین» (نهج‌البلاغه، ج 3، ص 3، نامه 1) و مردم بدون اجبار و اکراه، بلکه آزادانه و مختار با من بیعت کردند.
۲ـ شیخ‌مفید در کتاب خود «الجَمَل»، از قول ابی‌مخنف که روایات مقبول‌تری دارد و به گفته شیخ از اصحاب امیرالمؤمنین(ع) نقل می‌کند، آورده است، وقتی امام برای جنگ جمل راهی بصره شد، شنید که سعد‌ ابی‌وقاص، محمدبن‌مسلمه، اسامه‌بن‌زید و ابن‌عمر در جنگ حاضر نمی‌شوند. امام آنان را حاضر کرد و پرسید: با وجود اینکه با من بیعت کرده‌اید، چرا از صحبت و همراهی با من در جنگ از پای نشسته‌اید؟ (الجمل، ص 45 و 46). هرچند در تاریخ مشهور شده است که این افراد با امام بیعت نکردند، ولی این سند افزون‌بر اسنادی که بر بیعت همه مردم با امام دلالت دارد، حاکی از بیعت این افراد با امام است.
ابن‌ابی‌الحدید هم به این نکته صراحت دارد و اظهار می‌کند: اصحاب ما در کتاب‌های خود یادآور شده‌اند که این گروه، وقتی برای عزیمت به جنگ با بصریون فراخوانده شدند، عذر و بهانه آوردند و آنان از بیعت تخلف نورزیدند، بلکه از جنگ تخلف کردند (شرح نهج‌البلاغه، ج 4، ص 9 و 10). با توجه به این، پس احدی نبود که با امام بیعت نکرده باشد، بلکه همه آزادانه و مختار با امام بیعت کردند و تنها گروهی معدود (نهایت ده نفر) از حضور در جبهه جمل شانه خالی کردند.
۳ـ شیخ‌مفید در جای دیگری از کتاب خود ادعای هرگونه اجبار و تهدید افراد را برای بیعت با امام رد می‌کند و می‌فرماید: احدی نگفته است که مالک اشتر یا یکی دیگر از شیعیان، کسی را به بیعت کرده مجبور باشند یا تازیانه زده و وادارش کرده باشند، چه برسد به کشتن و گردن‌زدن (الجمل، ص 54). شیخ‌مفید روایاتی را که اجبار و اکراه را در بیعت‌گرفتن از امام دربر دارد، دروغ خوانده و این دروغ را متوجه راویان این روایات، نظیر واقدی می‌داند که عثمانی‌مذهب بود.
پس شکی نیست که ادعای تهدید و بیعت زیر سایه شمشیر، کذب است و به باور شیخ‌مفید این دروغ را راویان در جهت تعصبات مذهبی خود و همسو با منافع حزب متبوع و محبوب خویش، ساخته و جعل کرده‌اند. برای نمونه، روایتی که نویسنده در مقاله خود می‌آورد که در آن مالک اشتر به امام(ع) می‌گوید: این (عبدالله‌بن‌عمر؛ همان‌طور که گذشت، به شهادت برخی اسناد با امام بیعت کرده بود) از ناحیه تازیانه و شمشیر تو احساس امنیت می‌کند! بگذار گردنش را بزنم!
این روایت در انساب‌الاشراف آمده است و بلاذری آن را از شخصی به نام «شعبی» نقل می‌کند (انساب‌الاشراف، ج 1، ص 207). «عامربن‌شراحیل» معروف به شعبی کسی است که ابتدا در جمع شیعیان بود، ولی به‌سبب یک تحول درونی اموی شد. (الطبقات الکبری، ج 6، ص 248). او بر ضدشیعیان بسیار سخن می‌گفت و چون یک محدّث بود، احادیث وی به مزاج امویان خوش آمد و مورد تمجید عبدالعزیز خلیفه اموی قرار گرفت (المعرفه و التاریخ، ج 2، ص 342 و 343). اهانت وی به رشید هجری، شهید راه ولایت؛ پست‌گرفتن ولی از حجاج‌بن‌یوسف، حاکم خونخوار اموی و فرار از دست مختار از کوفه به مدینه (تذکره‌الحفاظ، ج 1، ص 84 و 85)، برگ‌هایی از دفتر زندگی این شخص اموی است که بغض و عنادش به شیعیان را در احادیث و روایاتش ریخت.
نویسنده محترم باید توجه داشته باشد که براساس اطلاعات چه کسی، تحلیل‌های تاریخی خود را ارائه می‌دهد و گروهی از شیعیان را به افراطی‌گری منسوب می‌کند!
نمونه دیگر، روایتی از طبری است که براساس آن مالک اشتر، طلحه را با تهدید به شمشیر به بیعت وادار کرد (تاریخ طبری، ج 3، ص 452). این روایت از «زهری» نقل شده که وی نیز دلباخته امویان بود که خدمت به حزب اموی را از دربانی شروع کرد (العقدالفرید، ج 4، ص 362) و تا سربازی و فقاهت ادامه داد و حتی تا مرز قضاوت نیز پیش رفت. (سیراعلام‌النبلاء، ج 5، ص 331 و 341). سیف‌بن‌عمر نیز که یکی از زنادقه و ملحدان بود، روایت کرده که مالک اشتر طلحه را به زور شمشیر برای بیعت با امام وادار کرد. (تاریخ طبری، ج 3، ص 456).
بنابراین، ادعای اکراه و اجبار در بیعت امیرالمؤمنین(ع) تنها از روی اغراض سیاسی و تعصبات حزبی و فرقه‌ای شکل گرفته و هیچ پایه و اساسی ندارد؛ از این‌رو، عبارت «بیعت تحمیلی» هیچ جایگاهی در این ساحت نخواهد داشت و چنانچه دیدیم بیعت امام به احدی تحمیل نشده است.
در پایان این بخش، ذکر دو نکته ضروری به نظر می‌رسد، اول: مسلماً بیعت با امام با مدیریت گروهی از بزرگان و سرشناسان، نظیر مالک اشتر، محمد‌بن‌ابی‌بکر و حکیم‌بن‌جبله و دیگران انجام گرفت. نقش فعال و پررنگ این افراد در بیعت امام انکارناپذیر است، ولی این هرگز به این معنا نخواهد بود که این افراد برای بیعت دست به شمشیر برده یا با تهدید و وعده و وعید مردم را به مسجد کشانده و بیعت گرفته باشند و از راه و روش علوی که راه اعتدال است، خارج شده باشند.
دوم: نپذیرفتن بیعت ازجانب امام در بدو امر جنبه‌های مختلف و احتمالات گوناگونی دارد. شاید یکی از این جنبه‌ها بی‌اعتنایی امام به حکومت باشد یا امتحان و آزمودن مردم که آیا واقعاً خواهان حکومت عدل علوی هستند یا نه! ازاین‌رو، وقتی مردم از امام می‌خواهند بر سنت شیخین با وی بیعت کنند، امام این را نمی‌پذیرند و می‌فرمایند: «علی کتاب الله و سنه نبیه»، بر قرآن و سیره پیامبر(ص) بیعت می‌کنم و مردم با همین زمینه، دست بیعت به امام می‌دهند (مصباح‌البلاغه، ج 4، ص 81)؛ وگرنه قبول بیعت امام در صورت مهیابودن شرایط برای تشکیل حکومت اسلامی، بر امام واجب است. چنانچه رسول خدا به امیرمؤمنان، علی(ع) چنین توصیه می‌فرماید: «ای پسر ابوطالب! حکومت امت من تنها برای توست. اگر مردم در سلامت تو را به قدرت نشاندند و یکپارچه به حکومتت رضایت دادند، امرشان را بپای دار و اگر بر تو اختلاف کردند، به حال خودشان واگذار» (همان، ص 80). بنابراین، امام(ع) می‌داند که این رضایت‌جمعی و اتفاق‌نظر بی‌سابقه بر بیعت با وی، باید با پاسخ مثبت مواجه شود و اگر استنکافی در بدو امر مشاهده شد احتمالاً باید آن را بر راستی‌آزمایی خواست و اراده مردم تلقی کرد، ولی نویسنده محترم این فرمایش امام و فرمایشاتی از این قبیل را بر نظرگاه حقیقی امام حمل کرده است و بیعت‌کنندگان را که همان مالک اشتر و مانند او باشند، افرادی تندرو می‌داند که بیعت را بر امام برخلاف میل باطنی، تحمیل کردند!
این نظرگاه تنها به همان دلیلی است که در بخش نخست به آن اشاره شد، یعنی پیش‌فرضی ذهنی نویسنده که مالک اشتر و شیعیان نزدیک به امام افرادی تندرو و افراطی‌اند و همه اقدامات آنها باید در پازل چنین پیش‌فرضی که دلیلی هم بر اثباتش نیست، چیده شود و تحلیل و واکاوی گردد.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

آیت‌الله شیخ مصطفی علما
همیشه رمضان است اگر ...
احسان آیتی

یک جمله‌ای است از امیرالمؤمنین(ع)؛ موعظه می‌فرماید، کلام عرفانی است و حضرت با دعا شروع می‌کند، چون این لحنی که امیرالمؤمنین(ع) دارد و این لحنی را که به کار برده، بهتر در جان انسان اثر می‌گذارد و در روح انسان اثر بیشتری دارد، می‌فرماید: «رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً رَاقَبَ رَبَّهُ»

اهمیت مراقبت از نفس
خدا رحمت کند، دعا می‌کند، لحن آن لحن محبت‌آمیز است، لحن آن لحن دلسوزی است، موعظه است، می‌فرماید: خدا رحمت کند کسی را که مراقب است، مواظب است، با این نگاه رحمت که نگاه رحمت باعث دلسوزی بیشتر می‌شود، اگر مواظب خودمان نباشیم، خسارت می‌بینیم، ما مقابل یک قدرت مطلقی داریم زندگی می‌کنیم، یکی از اصول اساسی تربیت و یکی از اصول اساسی ترقّی انسان این است که انسان مراقب خودش باشد، مواظب خودش باشد، اگر کسی مراقب نباشد، خسارت می‌بیند، اینهایی که ورشکست می‌شوند غالباً به جهت این است که مراقبت نکردند.
هر کاری مراقبت خودش را می‌خواهد، لذا امیرالمؤمنین(ع) اینجا می‌فرماید: خدا رحمت کند کسی را که مراقب ربّ است، خودش را در محضر خدا می‌بیند، خودش را با خدا مرتبط می‌داند، چرا این‌قدر به ما نماز و مستحبات گفتند، همه این مجموعه، می‌خواهد به ما بگوید که هیچ‌وقت بریده از او نباشید، در روایت دارد طوری مراقب خودمان باشیم مانند دو تا شریک که مقابل هم می‌نشینند و از همدیگر حساب می‌کشند، خصوصاً وقتی هم که مرافعه داشته باشند، اینها نهایت دقت را می‌کنند.

از گناه دور شو!
بعد می‌فرماید: «وَ تَوَکَّفَ ذَنْبَهُ» از گناه فاصله بگیر، هر چیزی که خدا راضی نیست، گناه است، خلاف میل خدا کار کردن است.
با خدای تبارک و تعالی شرط و شروطی داشتیم، می‌گوید این را به هم نزن، ما در روز الست با خدا قرارداد بستیم «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» آیا من خدای شما نیستم؟ آیا من رازق شما نیستم؟ ما گفتیم آری، به همان محکمی آن را نگه بدار، چه چیز آن را از بین می‌برد؟ می‌فرماید: ذنب و گناه این مخالف آن قراردادی است که ما با خدای تبارک و تعالی بستیم.

با هوس بجنگ...
«وَ کَابَرَ هَوَاهُ» می‌فرماید: با هوی و هوس‌مان بجنگیم، مکابره بکنیم، دست به یقه بشویم و خودمان را محاکمه بکنیم که چرا مطیع نیستیم؟
در روایتی امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «إِنِّی مُحَارِبٌ أَمَلِی وَ مُنْتَظِرٌ أَجَلِی» من(علی) جنگ می‌کنم با آمال و آرزوها «وَ مُنْتَظِرٌ أَجَلِی» کأنّ زندگی‌اش را در این دو جمله امیرالمؤمنین(ع) خلاصه فرموده که من با هوی و هوس و هرچه غیر خدا باشد در حال جنگ هستم، و منتظر هستم ببینم عزرائیل چه موقع می‌آید.
هوی و هوس در روایت دارد که کار کودکان است، بچه هوی و هوس دارد، اما آدمی که دیگر وظایف خود را می‌داند، هوی و هوس در او معنا ندارد، هوی مقابل عقل است، عقل‌مان را به‌‌کار ببندیم، به برزخ‌مان نگاه بکنیم، سطح فکرمان بالا می‌رود، دیگر اسیر این چیزهای جزئی نمی‌شویم، لذا امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «ألْهَوَی دَاءٌ دَفینٌ» هوی و هوس یک درد دفن‌شده‌ در انسان است. یک مرض مرموز، یک مرض پنهان که آدم در وضع عادی می‌بیند، آدم خوبی است، مشکلی ندارد، اما امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: نه در روزنه‌های وجودت هست، این یک وقتی خودش، خودش را نشان می‌دهد و انسان از یک قدرتی و از یک ایمانی باید برخوردار باشد که وقتی این ظهور می‌کند انسان مراقب باشد، این خیلی حرف عمیقی است، لذا می‌بینید انسان یک وقت گرفتار می‌شود، ظاهرش خوب است، اما نوبت امتحان که پیش می‌آید، لغزش پیدا می‌کند، «الْهَوَی دَاءٌ دَفینٌ» هوی یک مرض دفن‌شده است که ظهور می‌کند، یک جاهایی خودش را نشان می‌دهد، اما انسان باید از یک موقعیتی برخوردار باشد، از یک وضعی برخوردار باشد که نگذارد این هوی و هوس او را مغلوب بکند.

آفت عقل؟!
در کلام دیگر امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: «الْهَوَى آفَةُ الْأَلْبَابِ» هوی و هوس آفت عقل انسان است، گاهی وقت‌ها انسان صد تا دلیل برای خودش درست می‌کند تا آن کاری که می‌خواهد انجام بدهد خوب جلوه بدهد، اما اگر «رَاقَبَ رَبَّه» مراقب ربّ خود باشد خودش را توجیه نمی‌کند. می‌فرماید: «الْهَوی شَریکُ الْعَمَی» هوی و هوس شریک کوری است، اگر هوی و هوس بر انسان غالب بشود و غلبه پیدا بکند، مثل آدم بدون چشم می‌ماند، «یُعْمِی وَ یُصِمّ» انسان را کور و کر می‌کند.
«إِیَّاكَ وَ طَاعَهَ الْهَوَى» بر تو باد فاصله بگیری، اینها در وقت خودش بسیار مشکل است، اسلام آنچه که دارد و آنچه که گفته جنبه‌ عمل دارد و انسان آرام‌آرام خودش را باید در وادی عمل ببیند، گفتار فایده‌ای ندارد، مطالعه فایده‌ای ندارد، نوشتن فایده‌ای ندارد، خدا بر علوّ درجات امام(ره) بیفزاید، می‌فرمود: بعضی‌ها کتاب توحید نوشتند، اما بویی از توحید نبردند.
ایمان مهم است و عملیات آنهایی که به ما گفتند عمل بکنیم؛ آن وقتی است که ما هوی و هوس را کنار بگذاریم، لذا امیرالمؤمنین(ع) به شما دعا می‌کند، می‌فرماید: خدا شما را رحمت کند؛ «رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً رَاقَبَ رَبَّهُ وَ تَوَکَّفَ ذَنْبَه» خدا رحمت کند کسانی را که یک عمر مراقب خودشان هستند، خیلی کار سختی است، یک عمر انسان مواظب خودش باشد، البته این سختی هم مدتی است، وقتی که آدم عادت کرد، برای او عادی می‌شود، برای او معمولی می‌شود، امیرالمؤمنین(ع) در آن خطبه همّام اشاره به این معنا می‌فرماید که برای اهل خیر دیگر خیر عادی و معمولی و آسان می‌شود، الآن برای خودت ببین نماز خواندن دیگر هیچ سختی ندارد، راحت است. ماه رمضان 18 ساعت گرمای تابستان است، برای آن کسی که مشغول است راحت است، لذا اگر ما ان‌شاءالله عادت بکنیم و مراقب باشیم و مواظب باشیم، همه چیز برای ما راحت است.

ضرورت اخلاق
قرآن با چه شاخصه‌هایی پیغمبر(ص) را معرفی می‌کند؟ یکی از شاخصه‌های قرآن، خلق عظیم است؛ یعنی کسی که صاحب اخلاق است، اخلاق یک وقت ما تصور می‌کنیم که همین تعارفات معمولی، تعارفات روزمره، یک وقت نه، اخلاقی که اسلام می‌گوید از یک عمق خاصی برخوردار است، به فرموده‌ رسول خدا(ص) اخلاق با ایمان عجین است، اخلاق جدای از ایمان اسم این را نمی‌شود اخلاق گذاشت، اینها تعارفات ظاهری است، اخلاق در اسلام به آن خلق و به آن ملکه و به آن حالتی می‌گویند که روح معنویت و روح الهیت در او باشد، این اخلاق در همه جا حضور دارد، ما هیچ جایی در زندگی نداریم که اخلاق خاصّ خودش را نخواهد، چه در سفر، چه در حضر، چه با ارباب‌رجوع، چه با خانواده، با زن و بچه، با پدر و مادر، با فرزند، با همسایه همه‌ اینها اخلاق خودش را می‌خواهد، لذا این‌قدر مهم است که رسول خدا(ص) به‌عنوان خلق عظیم معرفی شده است.
نه‌تنها قرآن که سبک آن سبک اخلاق است، سبک آن سبک معنویت است، انسان‌ساز است، تفسیرکننده‌ انسان و تفسیرکننده‌ فطرت انسان است، بلکه روایات هم همین‌طور است، چون روایات و دعاها و نهج‌البلاغه اینها ریشه در خود قرآن دارد، هرچه که ریشه دارد شاخ و برگ هم، همان‌ها را دارد، پس اخلاق، رویه، منش، نشست و برخاست و الی آخر همه ریشه قرآنی باید داشته باشد، آن‌وقت است که انسان‌ساز است وگرنه سراسر اینهایی که در روی زمین الآن زندگی می‌کنند یک‌سری عرفیّات دارند، یک‌سری اخلاقیّات دارند، لکن اخلاق از نظر ما آن اخلاقی است که روح توحید داشته باشد، لذا همان هم عبادت می‌شود.

عبادت مدام!
کاسب وقتی اول صبح در مغازه را باز می‌کند، حبیب‌الله است. این چه وقت حبیب‌الله است؟ آن‌وقت که به شئون اخلاق خود، به شئون ایمان خود عمل بکند، این عنوان مجاهد دارد، می‌خواهد عیالات خود را اداره بکند. اسلام طوری مدیریت کرده و طوری تنظیم کرده که همه کارهای ما جنبه‌ عبادی پیدا می‌کند.
اینکه در ماه رمضان دارد که نفس کشیدن هم عبادت است، این به ماه رمضان اختصاص ندارد، اگر ماه‌های دیگر هم همان معامله‌ ماه رمضان را داشته باشیم، همان عنایت را داشته باشیم، همان فضا است، همیشه خواب‌مان تسبیح می‌شود، نفس‌مان تسبیح می‌شود، بیداری‌مان برای ما استغفار می‌کنند.
از مرحوم آیت‌الله بهجت سؤال کردند شب شنبه می‌شود دعای کمیل را خواند؟ فرمود: چرا نمی‌شود، حقیقت دعا همان حقیقت است، واقعیت دعا همان است، استفاده‌ای که انسان می‌کند همان است، همان استفاده را تو اگر شب یک‌شنبه هم بکنی هیچ اشکالی ندارد، حالا شب جمعه آن فضیلت خودش را دارد و فضای خودش را دارد وگرنه اگر انسان متوجه معانی و متوجه جوهره و حقیقت آن باشد فرقی نمی‌کند، تا انسان چطور فضا را درست بکند، چطور فضاسازی بکند، یک آدمی که تمام وضع او و تمام فضای ذهنی و فضای وجودی او این باشد که بخواهد الهی کار کند، رضای او را در نظر بگیرد، حرف زدن او اخلاق می‌شود، سکوت او اخلاق می‌شود، اقدام او اخلاق می‌شود، حرکت او و... رسول خدا می‌فرماید: «إنَّكُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِكُمْ فَسَعُوهُمْ بِأَخْلَاقِكُمْ»
شما همه‌ مردم را نمی‌توانید با پول راضی بکنید، همه مردم را نمی‌توانیم با مال دنیا راضی بکنیم، سفره بیندازیم، کمک بکنیم، پول بدهیم، در مشکلات‌شان بتوانیم رسیدگی کنیم، مگر چقدر ما می‌توانیم داشته باشیم و چقدر می‌توانیم وسیع کار کنیم. اما می‌گوید با اخلاق می‌شود، با اخلاق الهی، آن اخلاقی که موردنظر اسلام و خدا و رسول است، می‌شود همه را راضی نگه داشت، لذا در روایت دارد که اگر نتوانستی وسعتی به خانواده‌ات بدهی، وسعتی به زن و بچه‌ات بدهی، با اخلاق آنها را راضی نگه بدار، با یک لبخند، با یک فضای محبت‌آمیز این کارساز است، امروز همه‌ این مشاوران و همه‌ این روان‌شناس‌ها راجع به محبت و راجع به صمیمیت و راجع به دوستی و راجع به علاقه[می‌گویند] و اینها؛ تلویزیون و رادیو و روزنامه‌ها همه پر است، اینها همه ریشه در اینها دارد.


نقطه نظر
حجت‌الاسلام ماندگاری

فرصت رجب را از دست ندهیم!
آغاز سه ماه مبارک رجب، شعبان و رمضان در واقع سه تذکر است. تذکر اول بحث اغتنام‌الفرص است. چگونه فرصت‌های ویژه را مغتنم شماریم؛ فرصت‌هایی همانند سه ماه رجب، شعبان و رمضان و همانند زیارت و اعتکاف و راهیان نور. کسانی از این‌گونه فرصت‌ها استفاده کامل می‌برند که سه کار را انجام داده باشند:
یک) قبل از فرصت یک برنامه ‌نیاز داریم، حین فرصت یک برنامه ‌نیاز داریم، بعد از فرصت هم یک برنامه می‌خواهیم. الان ما در فرصت ماه رجب هستیم و در واقع نسبت به ماه رمضان قبل از فرصت می‌شود. فرصت قابل ذخیره نیست. کسی نمی‌تواند شب جمعه‌ای که در حرم امام حسین(علیه‌السلام) در کربلا است را کنار بگذارد تا بعد از انجام امور دیگرش استفاده کند. فرصت و سرمایۀ زمان قابل حبس نیست، نمی‌توانیم حفظش کنیم.
دو) گاهی سرمایۀ زمان قابل جبران نیست. چه کسی می‌تواند فرصت جوانی را جبران کند؟ قابل جبران نیست.
سه) فرصت‌های دیگر را می‌توانیم به دیگران بدهیم، ولی زمان را نمی‌توانیم. می‌توانم وقتم را در اختیار دیگران قرار دهم، ولی اصلش این است که خودم را خرج کردم.
قبل از هر کاری باید آمادگی کسب کنیم. آمادگی به سه چیز است:
یک) باید طهارت کسب کنیم. چون هر چقدر که پاک‌تر باشیم از این فرصت‌های نورانی استفاده خواهیم کرد. کسی که آمادگی کسب نکرده است در این ماه نمی‌فهمد نماز و تلاوت چیست؟! هر چقدر طهارت‌مان بیشتر باشد استفاده‌مان بیشتر خواهد بود. ماه رمضان، ماه میهمانی عمومی و ماه رجب ماه میهمانی خصوصی است.
بیایید اجازه بگیریم. یا صاحب‌الزمان(عج) اجازۀ ورود به ماه رجب را می‌دهید؟! اگر اجازه بدهند دعاها و نمازها و عشق‌مان به خدا طور دیگری خواهد شد.
سه آمادگی شد؛ یکی آمادگی با طهارت و دیگری معرفت و در نهایت اجازه. تکبیرةالاحرام اجازه ما از خداست.
برنامه‌ریزی بعدی مراقبت است. بر سه چیز مراقبت داشته باشیم:
یک) مراقبت در انجام واجبات. دو) مراقبت بر ترک محرمات.
سه) مراقبت بر خدمت به مخلوقات.
یکی از سپرهایی که برای مقابله با شیطان نیاز است، نماز شب است که این تعبیر امام باقر(ع) است. امام صادق(ع) با اجنبی‌ای بحث می‌کردند و وقت اذان شد و به‌قول راوی بحث به جایی رسید که اگر قدری ادامه پیدا می‌کرد فرد نماز‌خوان می‌شد که با بلند‌شدن صدای اذان حضرت بحث را قطع کردند و برای نماز رفتند.
قدرتی که امروزه ما داریم اگر نتیجه‌اش اقامۀ نماز نباشد به چه دردمان می‌خورد؟ مسیر ده کیلومتری ده لیتر بنزین می‌خواهد و مسیر هزار کیلومتری هزار لیتر بنزین می‌خواهد و مسیر بی‌نهایت کیلومتری چقدر بنزین می‌خواهد؟! مسیر ما تا آخرت بی‌نهایت است. انجام مستحبات باک یدک است. باک یدک را پر کنیم که بین راه پیچ‌و‌خم‌ها زیاد است. از کمک کردن به پدر و مادر و کمک در هیئت شروع کنیم و در کمک به مردم مراقبه داشته باشیم. ماه رجب الگوی انسان‌سازی است.
برنامه‌ریزی سوم، مواظبت و مداومت است. شیطان دم همین در منتظر است تا سرمایۀ جمع شدۀ امشب‌تان را بگیرد، حفظ کنید. برای حفظ آن چند کار می‌توانید انجام دهید. برای حفظ اعمال‌تان زیاد استغفار کنید. توسل کنید.


گزارش صبح صادق از ششمین جشنواره باقرالعلوم(ع)
همه تلاش‌ها در جهت پیش‌برندگی و پیش‌روندگی انقلاب باشد
حسن ابراهیمی

ششمین جشنواره علمی تحقیقاتی علوم پزشکی سپاه، «جشنواره باقرالعلوم»-یادواره پورسینا دوشنبه گذشته(هفتم اردیبهشت) با حضور سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه، دکتر رضا ملک‌زاده معاون تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، سردار دکتر جعفر اصلانی فرمانده دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج) و جمعی از مدیران، استادان، دانشجویان و تلاشگران عرصه علمی و پژوهشی این دانشگاه در سالن همایش‌های صدرا برگزار شد. در ادامه به مهم‌ترین مباحث مطرح شده از سوی سخنرانان این همایش می‌پردازیم.

دغدغه مشترک پاسداران
فرمانده کل سپاه در این مراسم اظهار داشت: پیشرفت علمی باید اسلامی باشد، در ‌غیر ‌این صورت، فعالیت‌های ما در مسیر انقلاب اسلامی قرار ندارد. وی با اشاره به اینکه دغدغه مشترک همه پاسداران و مؤمنان انقلابی، پیشرفت انقلاب اسلامی به سمت آرمان‌ها و اهداف خود است، خاطرنشان کرد: در این مقطع زمانی از حرکت انقلاب اسلامی، عرصه‌ای که برای پیشرفت و کمک به پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی می‌بایست دنبال کنیم، جهاد علمی است.
وی دینی بودن و دینی ماندن، مردمی بودن، فراملی بودن و عدم وابستگی به شرق و غرب را از مهم‌ترین ویژگی‌های انقلاب اسلامی برگرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب دانست و اظهار داشت: دغدغه همه ما باید تلاش در جهت محقق ساختن پیش‌روندگی و پیش‌برندگی انقلاب اسلامی باشد.
فرمانده کل سپاه با تأکید بر اینکه انقلاب اسلامی تنها محدود به عرصه‌های داخلی نمی‌شود، گفت: بعد فراملی انقلاب اسلامی با هدف ایجاد تمدن اسلامی در کنار پرداختن به ابعاد داخلی دنبال می‌شود.
سرلشکر جعفری پیروزی انقلاب اسلامی، استقرار نظام و استحکام پایه‌های آن را مراحل اول و دوم انقلاب اسلامی برشمرد و گفت: امروز نوبت شاخ و برگ یافتن و گسترش انقلاب اسلامی و رسیدن به تمدن اسلامی است که حرکت جهادی، لازمة دستیابی به این اهداف والا به شمار می‌رود.

لزوم حرکت‌های جهادی
فرمانده کل سپاه با بیان اینکه «جهاد» واژه‌ای عام است و تمامی عرصه‌ها را شامل می‌شود، گفت: حرکت جهادی در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، علمی و سایر حوزه‌ها ما را به اهداف والای انقلاب اسلامی می‌رساند.
وی با بیان اینکه علوم ما باید اسلامی باشد، ویژگی‌های جهاد علمی را برشمرد و گفت: داشتن نیت خالص و حرکت در راه خدا، تلاش و سختکوشی همچنین آگاهی داشتن نسبت به مخالفت‌ها و موانع پیش‌رو از مهم‌ترین ویژگی‌های حرکت جهادی به شمار می‌رود.
فرمانده کل سپاه با اشاره به ابعاد بیرونی و درونی انقلاب اسلامی اظهار داشت: بعد بیرونی انقلاب اسلامی به خوبی درحال پیشرفت است و موتور محرک آن در خارج از کشور، استکبارستیزی می‌باشد که نقش مردم در این عرصه مقاومت و ایستادگی در برابر زورگویی‌های نظام سلطه است که خود جهادی خالصانه به شمار می‌رود.

عدم ملاحظه درباره عربستان
سرلشکر جعفری با بیان اینکه به‌دلیل ملاحظاتی که در برخی عرصه‌ها از گذشته داریم، مسئولان ما درباره عربستان حرفی نمی‌زدند، تأکید کرد: حالا که این حملات صورت گرفته، باید این ملاحظات برداشته شود، امروز آل‌سعود در معرض اضمحلال و سقوط است.
فرمانده کل سپاه با اظهار تأسف از اینکه برخی پیشرفت را بدون پسوند اسلامی بودن یا با الگوهای غربی می‌دانند، گفت: این پیشرفت، پیشرفت ناقصی است. وی همدلی ملت‌های منطقه با انقلاب اسلامی را اتفاق بزرگی دانست و تصریح کرد: چه کسی تصور می‌کرد که عراقی که روزی تحت سلطه‌ حاکمی جنایتکار بود امروز متحد و همدل ایران شود. این بُعد بیرونی انقلاب است که باید ابعاد داخلی نیز به موازات بُعد بیرونی پیشرفت کند تا تحقق اسلامی محقق شود.

توجه به مبنای علم
سردار دکتر اصلانی، فرمانده دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله‌الاعظم(عج) نیز ضمن خیر مقدم به حاضران، با بیان اینکه این برنامه با سه هدف اجرا می‌شود، اظهار داشت: تجلیل از کسانی که در حوزه پژوهش و تحقیقات کار کرده و برگزیده شده‌اند، ایجاد انگیزه در محققان برای تداوم تلاش‌ها و جمع‌بندی دستاوردها برای تسهیل در مسیر کار سایرین موجب شده تا ما به برگزاری چنین برنامه‌ای اقدام کنیم.
وی با اشاره به مبنا قرار دادن اسلام و دین در تحقیقات و علم افزود: باید بپذیریم که منشأ علم خداست و تمام انحرافات بشر از آن جا آغاز شده که از این مسئله غفلت کرده و به جهات دیگر روی آورده است.
اصلانی مؤلفه نصرت الهی را در نتیجه رسیدن تحقیقات، بسیار پر اهمیت دانست و افزود: دو مسئله باید در کنار هم باشد و آن استفاده از تجربیات بشری است که باید از اهلش آن را موبه‌مو بیاموزیم و دوم، توجه به مبنا و منشأ علم است، آن وقت خواهیم دید که با هزینه‌های اندکی، پیشرفت‌های شگرف به دست می‌آید، دقیقاً چیزی مانند دوران دفاع مقدس می‌شود که با کم‌ترین امکانات، آن کارهای بزرگ انجام پذیرفت.
وی خاطر نشان کرد: البته ما امروز از این مسیر فاصله زیادی داریم، ولی امیدواریم در آینده نزدیک این فاصله را به حداقل برسانیم.
همچنین در این مراسم دکتر رضا ملک‌زاده، معاون تحقیقات و فناوری وزیر بهداشت در گزارش کوتاهی به بررسی وضعیت پژوهش‌های علمی در حوزه پزشکی، جایگاه ایران در حوزه تولید علم و قوت‌ها و ضعف‌های کشور در مسیر رسیدن به اهداف چشم‌انداز پرداخت.
در پایان این مراسم برگزیدگان و دارندگان امتیاز برتر پژوهشی در دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله(عج) با اهدای لوح یادبود جشنواره و هدایایی، مورد تقدیر قرار گرفتند.


یادداشت
علیرضا جلالیان

لباس سبز پاسداری با «آسمان من»
با توجه به تلاش دشمنان در اجرای پروژه سپاه‌هراسی و ضرورت مقابله با این پدیده، به‌ویژه با فرهنگ‌سازی و معرفی و تبیین فرهنگ پاسداری در میان آحاد جامعه با بهره‌گیری از ابزار هنر و رسانه، پیشتر بر لزوم حرکت‌های جدی در این‌باره تأکید شده بود.
پس از آن بود که آبان سال گذشته سردار محمدحسن کاظمی، جانشین فرمانده حفاظت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نشست خبری سالروز تأسیس حفاظت هوایی سپاه، از آماده‌سازی سریال تلویزیونی درباره مأموریت‌های سپاه حفاظت هوایی خبر داد.
خبر مسرت‌بخشی که حدود دو ماه اخیر در این‌باره شنیده شد، پخش سریال تلویزیونی «آسمان من» است که در واقع می‌توان اذعان کرد برای اولین‌بار بود که لباس سبز پاسداری به تن بازیگران رفت. در گذشته و پس از انقلاب اسلامی، بازیگران سینما و تلویزیون لباس بسیاری از صنوف و مشاغل و افراد را پوشیده‌اند، حتی در رابطه با روحانیت هم این موضوع مطرح بوده است. لباس نیروی انتظامی و ارتش هم به تن بازیگران رفته بود و البته باید گفت که لباس پاسداری در دوران دفاع مقدس با آن شرایط و شکل خاصش هم خیلی کم به تن چند بازیگر رفته بود. اما با پخش مجموعه آسمان من در دو دهه اخیر می‌توان گفت این سریال، اولین سریال تلویزیونی است که در آن مستقیم به بحث پاسداران و تنها یکی از نقش‌های آنها، آن هم در لباس پاسداری اشاره شده است. این ضعف در گذشته بوده و امروز هم همچنان ادامه دارد و می‌توان دلیل اصلی را نداشتن متولی این امر در مجموعه سپاه دانست. برای نمونه، در ارتش جمهوری اسلامی و به‌صورت کاملاً قابل مشاهده در نیروی انتظامی برای این منظور واحدهایی وجود دارد، اما در سپاه پاسداران چنین واحدی وجود ندارد و تنها در رابطه با پرداختن به موضوع دفاع مقدس و فیلم‌های نظامی می‌توان به بخش‌های مربوط به سپاه و بسیج همچون شهرک سینمایی دفاع مقدس مراجعه کرد، لذا فیلمسازان در این زمینه چون فضا مهیا نبوده، ورود نکرده‌اند و آن‌دسته که خواهان ورود بوده‌اند با توجه به سردرگمی در اثر نبودن متولی، از این امر انصراف داده‌اند. اما در رابطه با سریال اخیر، مسئولان فرماندهی حفاظت سپاه توانستند با یک فکر دقیق و همت عالی و با همکاری مجموعه‌های ارزشی و هنری همچون سازمان رسانه‌ای «اوج»، یک اثر خوب در نوع خود را تولید کنند که البته با توجه به اینکه این سریال از شبکه افق در حال پخش است، هنوز نمی‌توان درک درستی از استقبال مخاطبان داشت و در آینده در زمان پخش این سریال در شبکه‌های سراسری و در ساعات اوج مخاطب، بازخورد آن را به‌خوبی می‌توان دید. «آسمان من» نشان داد که می‌توان جنبه‌های دیگر پاسداری از انقلاب اسلامی را با ابزار هنر به تصویر کشید و بسیاری از ناگفته‌های سبزپوشان را برای جامعه، به‌ویژه جوانان بیان کرد، آن هم در مقطعی که دشمن سیاست سپاه‌هراسی را پیشه خود ساخته است.


گلی از باغ

آقا حمید طنز «نامزد خوشگل من» را نوشت!
«نامزد خوشگل من» جدیدترین اثر «حمید داود‌آبادی» روانه بازار نشر شد. در ابتدا با شنیدن نام کتاب ذهن‌ها به‌سمت رمان‌های عاشقانه می‌رود، اما باید گفت: این کتاب روایتی دفاع مقدسی و در حوزه ادبیات پایداری است.
داودآبادی در تشریح داستان کتاب جدید خود می‌گوید: این کتاب، دربردارنده خاطراتی است که من آنها را در ذهنم مرور کردم و هر کدام در قالب داستانی مجزا بیان شده است. این کتاب، یک‌سری مجموعه خاطرات خاص از جنگ تحمیلی است که بیشتر آنها به‌صورت طنز روایت شده است. کتاب نامزد خوشگل من با 28 داستان، برگرفته از خاطرات و مرور وقایع اتفاق افتاده برای نویسنده بوده که به شکل هنرمندانه‌ای به قلم تحریر درآمده است.
در پشت جلد این کتاب آمده است: «محسن که می‌خواست به چهره آرایش کرده و بدحجاب پرستار نگاه نکند، رویش را کرد آن طرف و قیچی را پرت کرد طرف پرستار... دستم را که پانسمان کرد، با قیافه‌ای سرخ از عصبانیت، اتاق را ترک کرد و رفت. رفتم دم‌ بخش پرستاری که رویش را کرد آن طرف. هر جوری بود، از او عذرخواهی کردم. با ناراحتی و بغض گفت: بخش‌های دیگه التماس می‌کنند که برم اونجا، ولی من گفتم که فقط و فقط می‌خوام در اینجا خدمت کنم. من افتخار می‌کنم که جانباز رو تمیز کنم. برای من اینها پاک‌ترین آدم‌های روی زمین هستن... اون وقت رفیق شما با من اون‌جوری برخورد می‌کنه...»
این کتاب در قطع رقعی، در 184 صفحه با شمارگان 1500 نسخه و قیمت هفت‌هزار تومان به همت مؤسسه شهید احمد کاظمی منتشر شده است. حمید داودآبادی 25 مهر سال 1344 در تهران متولد شد. وی رزمنده، جانباز، عکاس، خبرنگار، محقق و نویسنده دفاع مقدس است. داودآبادی از رزمندگان و نویسندگان فعال در حوزه دفاع مقدس است. از حمید داودآبادی، آثار بسیاری نظیر کتاب «دیدم که جانم می‌رود»، «یاد یاران» و «از معراج برگشتگان» و ده‌ها کتاب دیگر در حوزه ادبیات پایداری (ادبیات انقلاب و دفاع مقدس) منتشر شده که مورد توجه بسیاری از مخاطبان قرار گرفته است.


علمداران

آقا چشماشو شفا داد...
دو ساله بود که چشم درد سختی گرفت. مدام از چشمش اشک می‌ریخت. خیلی خرج دوا دکتر کردیم، اما خوب نشد. کم‌کم داشت نابینا می‌شد. یه شب دلم بد جوری شکست. به امام حسین(ع) متوسل شدم و گفتم: آقا شما یه کاری بکنید این بچه شفا بگیره. همان شب خواب دیدم آقایی نورانی آمد دستی به سر و روی حبیب کشید و گفت: چشم بچه‌ات خوب شد. صبح که پا شدم، دیدم داره تو گهواره بازی می‌کنه و می‌خنده و با چشمای قشنگش به همه نگاه می‌کنه.
به نقل از مادر شهید حبیب‌الله مظاهری
حبیب‌الله دوم خرداد سال 1341 در شهر مریانج همدان متولد شد. او در خانواده‌ای چشم به جهان گشود که نورانیت قرآن و عشق و ارادت به اهل‌بیت پیامبر بزرگ اسلام(ص) در آن متجلی بود. پس از 16سال چشم انتظاری پدر و مادرش متولد شده بود و این انتظار طولانی، مبارکیِ میلاد حبیب‌الله را صد چندان کرده بود. تحصیلاتش را تا دوره متوسطه در مریانج طی کرد. براده‌های خورشید انقلاب اسلامی با پشت سر گذاشتن دیوارهای منزل ساده امام خمینی(ه) و حوزه‌های علمیه تمام شهرها و روستاهای ایران را درنوردیده بود. تازه روزهای کودکی را پشت سر گذاشته بود که با انقلاب اسلامی و معمار بزرگ آن امام خمینی(ره) آشنا شد، از آن پس بود که دل در گرو مولای خویش نهاد و به صف مجاهدان راه خدا پیوست. حبیب‌الله مظاهری 16ساله شده بود. او با سن کمی که داشت، کارهای بزرگی در راه پیروزی انقلاب اسلامی و براندازی نظام ظلم و تباهی در ایران انجام داد. با فرمان امام خمینی(ره) مبنی بر تأسیس سپاه به همراه دیگر یارانش سپاه را در همدان بنیانگذاری کردند. شروع جنگ تحمیلی، شعله‌های حمیت و شجاعت را در درونش بیش از پیش شعله‌ور ساخت و حضور در صحنه دفاع مقدس را اولین و بزرگ‌ترین وظیفه خود دانست. مدتی از حضورش در جبهه‌ها می‌گذشت که به فرماندهی گردان مسلم‌بن عقیل(س) در لشکر 27 محمد رسول‌الله(ص) منصوب شد. او در نقش یک فرمانده دلیر و شجاع ماه‌های متوالی با کمترین امکانات با متجاوزان جنگید، تا اینکه سرانجام در ماه رمضان سال 1361 در عملیات رمضان، به شهادت رسید.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به سریال «آسمان من»
نبرد در آسمان
مهدی امیدی

ساخت فیلم‌هایی درباره جنگ‌های زمینی اتفاق متداولی است. در کشور ما نیز ده‌ها فیلم و سریال دفاع مقدسی درباره هشت سال جنگ تحمیلی تولید شده است؛ اما برای اولین بار است که بخش ناپیدا و پنهان تاریخ معاصر کشورمان که با دفاع مقدس هم مرتبط هست و در آسمان رخ می‌دهد، به تصویر کشیده شده است. سریال «آسمان من» نخستین تجربه شبکه افق سیما در عرصه سریال‌سازی و یک سریال «راهبردی» است.
سریال راهبردی، یکی از محورهای اصلی شبکه‌های تلویزیونی بزرگ در جهان است. سریال‌هایی که از داخل مرزهای کشورهای سازنده آنها فراتر رفته و جهانی شده‌اند. تماشا و پیگیری برخی از این سریال‌ها به بخشی از جامعه ما نیز سرایت کرده است. هرچند در کشور ما نیز سریال «یوسف پیامبر» به کارگردانی فرج‌الله سلحشور نمونه یک سریال راهبردی است که هم مخاطب جهانی و چندملیتی داشته و هم توانسته پیام و فرهنگ ما را به سایر کشورها نیز منتقل کند..
مجموعه «آسمان من» ساخته محمدرضا آهنج نیز می‌تواند نمونه یک سریال راهبردی باشد، البته این سریال هنوز در مرحله پخش داخلی است؛ اما در‌صورت برنامه‌ریزی دقیق مسئولان رسانه ملی، قابلیت آن را دارد که مخاطب خارجی را نیز مجذوب خود کند.
شبکه تازه تأسیس «افق» که پیش از این سریال‌های ترکی و مصری را پخش می‌کرد، نخستین سریال ایرانی تولیدی خود را هم پخش کرد. سریالی که هم در بعد ساختار و هم از منظر محتوا استانداردی جدید در عرصه تولید مجموعه‌های نمایشی سیما محسوب می‌شود. درست در زمانی که سطح سریال‌های نوروزی و پس از نوروزی تلویزیون، نسبت به سال‌های گذشته افت کرد‌، این مجموعه توانست رضایت مخاطب‌های سخت‌گیر سیما را جلب کند. در سریال «آسمان من» جلوه‌های ویژه و فضاسازی چشمگیر جلب ‌توجه می‌کند. تعدد مکان‌ها و استفاده از مناطق مختلف، از دریا و کوهستان و جنگل گرفته تا کشورهای خارجی و همچنین حضور ده‌ها بازیگر مطرح هم بر جذابیت این سریال افزوده است.
سریال «آسمان من» مضمونی بکر دارد و بخشی از واقعیت‌های تاریخی کمتر گفته‌شده را بیان می‌کند؛ این نخستین بار است که امنیت پرواز و هواپیماربایی، سوژه یک سریال ایرانی شده است. هسته اولیه داستان این سریال براساس رخدادهای واقعی شکل گرفته است؛ چرا که در سال‌های نخست پیروزی انقلاب اسلامی، یکی از توطئه‌های منافقان علیه ملت ایران، هواپیماربایی بود. به‌همین دلیل، امام خمینی(ره) طی حکمی مسئولیت تأمین امنیت پرواز هواپیماها را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سپردند که از همان زمان و با تدبیر حضرت امام، مسئله هواپیماربایی در ایران حل شد.
البته داستان این سریال تنها به عملیات‌ها و مأموریت‌های هوایی محدود نمی‌شود، بلکه در خلال این ماجراها، داستانک‌های خانوادگی و اجتماعی نیز ترسیم شده است. داستانک‌هایی که مطابق با شرایط روز جامعه ما و مسائل مبتلا به خانواده‌های ایرانی به نمایش درآمده‌اند.
ضمن اینکه به کارگیری صحنه‌های اکشن نیز به جذابیت این سریال کمک کرده است. «آسمان من» در ژانر تریلر قرار دارد. مهم‌ترین عناصر این ژانر، اکشن، هیجان، معما و تعلیق است. ساخت چنین آثاری در سینما و تلویزیون غرب، سابقه‌ای طولانی دارد؛ زیرا هواپیماربایی یکی از جرایم سازمان‌یافته‌ای است که همواره به‌وقوع می‌پیوندد. اما سریال «آسمان من» به این موضوع هویتی ایرانی بخشیده و سریال از یک کار صرفاً اکشن فراتر رفته و به اثری اعتقادی تبدیل شده است. به‌بیان بهتر، اکشن در این سریال، تنها به برخورد فیزیکی نیروهای مدافع با دشمنان خلاصه نشده، بلکه «آسمان من» موقعیتی را فراهم کرده است که طی آن نوعی کشمکش فکری و سایش ایدئولوژیک بین جریان‌های مختلف فکری و سیاسی ایجاد شود. این فضا به مخاطب سریال با هر گرایش فکری و سیاسی این فرصت را می‌دهد تا به افکار و عقاید خودش بهتر بیندیشد و بار دیگر خودش را بشناسد.
از دیگر اتفاقات جدید این سریال، نمایش زنان هواپیمارباست. در یکی از قسمت‌های این سریال «الهام چرخنده» که به ورزش‌های رزمی نیز مسلط است، در نقش یک زن هواپیماربا ظاهر می‌شود. او درباره این نقش گفته است: «نقشی که در سریال «آسمان من» بازی می‌کنم یک تروریست هواپیما‌رباست که تصویری حقیقی از دشمنان دین و اسلام را نشان می‌دهد. نقشی که من بازی کردم به مخاطبان این آگاهی را می‌دهد که دشمنان دین و اسلام بسیار افراد تیزهوشی هستند و نسبت به تمامی علوم سررشته و آگاهی‌های لازم را دارند و تلاش و هزینه زیادی برای ضربه‌زدن به جمهوری اسلامی ایران انجام می‌دهند».
اما آنچه به این مجموعه تلویزیونی لطمه وارد کرده، نبود شخصیت‌پردازی و خلأ شور حماسی است. با توجه به اینکه «آسمان من» مجموعه‌ای اکشن بوده و محور درام در آن، تقابل دو جبهه خیر و شر است، حضور روح حماسی و سلحشورانه در آن لازم بود؛ اما جای خالی این روح در کالبد این سریال، باعث شده است تا حس و حال آن کمی افسرده و ناراحت به نظر برسد.
نخستین تجربه شبکه افق سیما در تولید سریال، با موفقیتی نسبی همراه شد. هرچند سریال «آسمان من» برای اینکه بهتر دیده شود، قرار است در آینده از شبکه اول سیما نیز بازپخش شود؛ اما شبکه افق نشان داد که با بازنمایی واقعیت‌های کمتر گفته‌شده درباره تاریخ معاصر و تکیه بر عناصر متعهد و متخصص می‌توان سریال‌هایی با سطح بالای هنری و تکنیک را تولید کرد. سریال آینده این شبکه درباره صدام است که در سال‌های آتی خواهد درخشید.


نگاهی به بخش بین‌الملل جشنواره فجر
راهبرد تهاجمی، نیاز بین‌المللی‌شدن
حسین کارگر

سی‌و‌سومین جشنواره فیلم فجر، امسال در تجربه‌ای جدید، به‌طور دو مرحله‌ای برگزار شد. مرحله اول که به بخش داخلی محدود بود، طبق روال هر سال در بهمن سال قبل برگزار شد؛ اما مرحله دوم این جشنواره، برگزاری بخش بین‌المللی آن با حضور فیلم‌های خارجی بود که هفته گذشته در تهران صورت گرفت.
این تدبیر برای این اتخاذ شد تا فیلم‌های بخش بین‌الملل این جشنواره بهتر دیده شوند؛ چون در دوره‌های گذشته که این دو بخش همزمان با هم برگزار می‌شدند، توجه همه به فیلم‌های داخلی جلب می‌شد و بخش بین‌الملل نادیده گرفته می‌شد؛ اما تدبیر به‌کار گرفته‌شده نیز چندان کارگر نشد و باز هم جشنواره فیلم فجر در عرصه بین‌المللی خنثی و بدون تأثیر برگزار شد. این درحالی است كه جشنواره‌های پرآوازه جهانی به‌دلیل رویكرد بین‌المللی خود به شهرت باطل خود دست یافته‌اند. جشنواره‌ها و مراسم‌هایی، چون اسكار، كن، ونیز و... توانسته‌اند، به اهرم‌هایی به‌ظاهر فرهنگی برای پیشبرد مقاصد دولت‌های خود در صحنه بین‌المللی تبدیل شوند. این جشنواره‌ها از یك طرف، به همایش‌هایی برای معرفی و تبلیغ سینمای مهاجم و امپریالیستی تبدیل شده‌اند و از طرف دیگر، شرایطی را فراهم كرده‌اند كه فیلمسازانی در دنیا، صرفاً برای حضور در این جشنواره‌ها كار سینمایی كنند. هم‌چنانكه درباره ایران نیز چنین حیله‌ای را فراهم كرده‌اند. به‌گونه‌ای كه هم از سینمایی حمایت می‌كنند كه با استقلال سیاسی و فرهنگی كشورمان مغایر هستند و هم اینكه با جوایز خود، جریان فیلمسازان جشنواره‌ای را در ایران تشكیل داده‌اند.
جشنواره فیلم فجر در عرصه بین‌المللی خودش، برخلاف جشنواره‌های جهانی مذكور، منفعل و بدون راهبردی تهاجمی است. این وضعیت ناخوشایند در شرایطی به وجود آمده است كه جایگاه منحصربه‌فرد كشور ایران در عرصه بین‌المللی قابلیت و استعداد بالقوه و ویژه‌ای را پیش‌روی جشنواره فجر قرار داده است.
بدون شك، تقلید و تكرار، همان‌طور كه در هیچ برنامه فرهنگی نتیجه‌ای را حاصل نمی‌كند، در این مورد هم راه به جایی نمی‌برد. سیاست‌گذاران و مسئولان جشنواره فجر هم باید تعارف و تقلید را كنار بگذارند و با توجه به رسالت جهانی انقلاب اسلامی، هویت بین‌المللی جشنواره‌ای را كه به نام فجر مزین است، تدوین كنند.
ایران، در عرصه جهانی كشوری آزاده و صلح‌طلب است و از مظلومان و مستقل‌ها حمایت می‌كند. پس سینمای ایران نیز نمی‌تواند درزمینه جهانی، هدفی جز این داشته باشد. امروزه در دنیا جای جشنواره‌هایی برای سینمای مستقل و ضدسلطه خالی است. سینمای ایران، می‌تواند با امكانات و توان خود، مأمنی برای فیلمسازان اخلاق‌گرا، آزادیخواه، ضدجنگ و مخالف استعمار و سرمایه‌داری شود. به‌گونه‌ای كه هنرمندان آزاده جهان، با انگیزه شركت در این جشنواره، فیلم بسازند و جشنواره فجر ایران، سبب تبلیغ و ترویج این نوع هنرمندان و فیلم‌ها شود.


خبرها

بودجه سریال «حضرت موسی»(ع) تأمین شد
فرج‌الله سلحشور از حل مشکل بودجه سریال جدید خود خبر داد و گفت: صداوسیما هزینه ساخت سریال «حضرت موسی»(ع) را قبول کرد و این سریال حتماً ساخته خواهد شد.
وی درعین‌حال، زمان کلیدخوردن تولید مجموعه تلویزیونی «حضرت موسی»(ع) را نامشخص دانست و افزود: ساخت سریال حضرت موسی(ع) حداقل چهار سال و حداکثر پنج سال زمان می‌برد.

معرفی سکولارها به‌منزله نماینده ایران در دوسالانه هنری ونیز!
وزارت ارشاد، تعدادی از شبه‌هنرمندان ناشناخته و سکولار را به‌منزله نمایندگان‌ رسمی جمهوری اسلامی ایران در ‌یکی از مهم‌ترین نمایشگاه‌های هنری دنیا معرفی کرد!
در فهرست افراد معرفی شده برای دوسالانه هنری ونیز 2015، به جز دو یا سه هنرمند نام‌آشنا، نام هنرمندانی دیده می‌شود که بیشتر یا ناشناس و تازه‌کارند و حتی جایگاهی در درون مرزهای ایران هم ندارند، یا جزو هنرمندان تابلودار معاند با جمهوری اسلامی‌اند؛ همچنین، ۱۴ هنرمند از این فهرست هم اساساً ملیت ایرانی ندارند و قرار است از کشورهای عراق، هند، پاکستان و... به نمایندگی از کشورمان در این نمایشگاه حاضر شوند(!)

دستور رژیم صهیونیستی به هالیوود برای مقابله با ایران
پایگاه ویکی‌لیکس فاش کرد، مقامات رژیم صهیونیستی گاهی تا روزی چند بار با گردانندگان سینمای هالیوود در ارتباط بوده و حمایت از رژیم صهیونیستی، مبارزه با ایران هسته‌ای و مقابله با اسرائیل‌ستیزی در رأس دستورات کاری آنها بوده است.
به گزارش فارس، به‌تازگی پایگاه ویکی‌لیکس بیش از 30 هزار سند در جریان هک‌‌شدن سایت سونی منتشر کرده که یکی از این اسناد به رابطه بسیار قوی رؤسای برجسته هالیوود با دولت صهیونیستی اشاره داشته است. طی سال‌های 2006 تا 2015 میلادی به‌طور مرتب ازسوی یکی از گروه‌های فشار حزب راست با عنوان «پروژه اسرائیل»، برای هالیوود ایمیل‌هایی ارسال می‌شده که پای تمامی آنها امضای «امی پاسکال»، یکی از رؤسای کمپانی سونی موجود است. این ایمیل‌ها با توجه به موقعیت امنیتی موجود در رژیم صهیونیستی به روز می‌شده‌اند.
به گزارش ویکی‌لیکس، در ایمیل‌های روزانه‌ای که برای «پاسکال» (کمپانی هالیوود سونی) فرستاده می‌شد، عناوینی چون «حمایت از اسرائیل در برابر ایران هسته‌ای»، «مبارزه با اسرائیل‌ستیزی» و «حماس بار دیگر با آتش‌بس بیشتر از نقض آن موافق است»، بیشتر از دیگر عناوین به چشم می‌خورد.


تریبون

جمع‌بندی تریبون ۲
چرا آل‌سعود به‌دنبال فتنه‌گری در منطقه است؟

با توجه به تحولات منطقه و وضعیت اسفباری که رژیم سعودی عربستان برای مردم عراق، سوریه، لیبی، پاکستان، افغانستان و یمن به‌بار آورده، دومین هم‌اندیشی پیامکی سال 1394 به همین موضوع اختصاص یافت و از نظرات همراهان محترم بهره بردیم.
عامل آمریکا و صهیونیسم
بیشترین اجماع در نظرات همراهان محترم تریبونی این هفته بر این بود که رژیم سعودی عامل دست اربابان آمریکایی و صهیونیستی خود است. «ژاله نوعی» از تهران، «محسن زارع» از یزد، «مرتضی بهارلو» و «وجیهه بهارلو» از چادگان، «حسین بخشنده» از قائم‌شهر، «سبحان صمدی‌مقدم» از املش، «رحمان محبی» از قم، «فخراله رمضانیان‌کلیشمی» از کرج، «محمدی» از فریدن، «محمد زارع‌تیموری» از تهران، «اصغر ایران‌پرست» از ارومیه، «علی مجیدی» از آذرشهر، «اصغر کنعانی» از بستان‌آباد، «محمد آذربو» از زابل، «محمودرضا خزيمه» از فردوس، «مسعود اسکندری» از بجنورد، «نجفي» از جزیره قشم، «سحابی» از همدان، «حلیمه عابدی» از کرمان، «امیر رجبی‌فرد» از کاشان، «مهدی بابایی‌فرد» از ایلام، «نجفي» از کرمان، «سجاد قادری» و «مجتبی شاهمرادی» از کرمانشاه و «رقیه متقیان» از قم و «آیت رستمی» از جوانرود، در زمره همراهانی بودند که در پیام‌های خود بر این مسئله تأکید داشتند.
به انحراف کشیدن بیداری اسلامی
اما موضوع مهم دیگری که در پیام‌ها مشاهده شد، به مسئله بیداری اسلامی و هراس آنها از این مسئله برمی‌گشت، بر همین اساس ايجاد بن‌بست در نهضت بيدارى اسلامى، مقابله و به انحراف کشیدن آن در پیام‌های عزیزان همراه «مهدى تنها» از لنگه، «محمد عباسقلي‌پور» از املش، «علی محرمی» از چالدران، «مجتبی مقتدری» از جهرم، «فارغ بازدار» از اردبیل و «علی پورفتحی» از خرم‌آباد، دیده می‌شد.
شیعه‌ستیزی
مقابله با تفکر شیعه و گسترش آن موضوع دیگری بود که در پیام‌های همراهانی چون؛ «مريم وفايى» از زرين‌شهر، «سیدموسی میرزاده» از خمام گیلان، «ملك‌ور» از سمنان، «مجتبي مرادي» از قزوين، «علی‌اکبر حسنان» از سرخه، «اباذر زند» از زنجان، «علیرضا رستمی» از بابلسر و «کیانفر حمیدی» از ساری، دیده می‌شد.
هراس از قدرت ایران
کم‌کردن نفوذ ایران و ترس از رشد آن در جهان موضوعی است که به انحای مختلف در پیام‌های همراهانی مانند «حمید یزدانی» از نکا، «محمد صادقلو» از رامیان گلستان، «شهین کلانتری» از ابهر، «مصطفی اکبری» از داران، «یعقوب یحیایی» از بوشهر، به آن اشاره شده است.
قدرت‌طلبی
قدرت‌طلبی آل‌سعود را هم گرانمایگان همراهی چون؛ «سعید رئیسی» از زیباکنار، «جهانبخش عطایی» از خلخال، «حمیده محمدی‌کردعلیوند» از خرم‌آباد، «طباطبایی» از قم، «محمدصادق خمسه» از قزوین، «جواد صادقی‌سطری» از سنقر، «محمدی‌نسب» از نایین، «کمالی» از مازندران و «علی رحمتی» از لنگرود، بیان کرده‌اند.
«مهدی فرخی» از قم، فرار به سوی جلو در مواجهه با مشکلات داخلی آنها را مطرح کرده است. «محمدحسن حدادزاده» از یزد، مقابله با شکست‌های منطقه‌ای آل‌سعود را بیان کرده و «مرضیه احمدی» از داران، معتقد است آنها با اقدامات تروریستی به‌دنبال اعتباربخشی به خود در بخشی از جهان اسلام هستند.
«حسین جنگجو» از کرمانشاه مقابله با اتحاد اسلامی را بیان کرده است و «سیدایرج کاظمی» از صحنه، علت را در مقابله با موج شکست‌های آنها می‌داند. «مجتبی دهنوی» از کنگاور هم علت را منفعت آل‌سعود دانسته است.
دیگر نظرات
همکاری با استکبار در ارائه چهره‌ای کریه از اسلام در راستای موج اسلام‌هراسی مسئله‌ای است که «اسماعیلی» از تهران مطرح کرده است و «حبيب‌اله وفايي» از اصفهان، «جزینی» از زاهدان، «محمود نصیری» از شاهرود، «ابوتراب رمضانپور» از تهران، «مجید سیفی» از دولت‌آباد مرند، «سیدجواد موسوی» از شهریار، «حسن عباسقلی‌پور» و «عرفان عباسقلی‌پور» از املش، «محمد زارعی‌برآبادی» از خواف از دیگر همراهانی بودند که به دلیل نداشتن فضای کافی نتوانستیم نظرات ایشان را بیاوریم. در پایان از همه همراهان تریبون این شماره کمال تشکر را داریم.
برندگان تریبون دوم
مسعود اسکندری از بجنورد/ رحمان محبی از قم
محسن زارع از یزد
پرسش تریبون سوم
علت تأکید امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی)
بر تقویت بنیه دفاعی کشور چیست؟


کتیبه سبز

 


حسن ختام

چند گاهی است...
چند گاهی است وقتی می‌گویم «اللّهم کن لویک الحجه‌بن الحسن» با آمدن نام دلربایت دلم نمی‌لرزد...
چند گاهی است وقتی می‌گویم «صلواتک علیه و ‌علی آبائه» به یاد مصیبت‌های اهل بیتت اشک ماتم نمی‌ریزم...
چند گاهی است وقتی می‌گویم «فی هذه الساعه» دیگر به این نمی‌اندیشم که در این ساعت کجا منزل گرفته‌ای...
چند گاهی است وقتی می‌گویم «و فی کل الساعه» دلم نمی‌سوزد که همه ساعاتم از آن تو نیست...
چند گاهی است وقتی می‌گویم «ولیاً و حافظاً»  احساس نمی‌کنم که سرپرستم،‌ امامم  کنار من ایستاده است و قطره‌های اشکم را به نظاره نشسته است...
چند گاهی است وقتی می‌گویم «و قائداً و ناصراً» به یاد پیروزی لشکرت، در میان گریه، لبخند بر لبم نقش نمی‌بندد...
چند گاهی است وقتی می‌گویم «و دلیلاً و عیناً» یقین ندارم که تو راهنما و نگهبان منی...
چند گاهی است وقتی می‌گویم «حتی تسکنه ارضک طوعا» یقین ندارم روز حکومت تو بر زمین، من هم شاهد مدینه فاضله‌ات باشم...
چند گاهی است وقتی می‌گویم «‌و تمتعه فیها طویلا »‌ به حال آنانی که در زمان طولانی حکومت تو طعم عدالت را می‌چشند، غبطه نمی‌خورم...
اما چند گاهی است دعای فرج را چند بار می‌خوانم تا هم با آمدن نامت دلم بلرزد، هم اشکم بریزد، هم در جست‌وجویت باشم،  هم سرپرستم باشی، هم به حال مردمان عصر ظهور غبطه بخورم و هم  احساس کنم خدا نزدیک من است و باز هم با شرم می‌گویم: «اللهم عجل لولیک الفرج»
روزها و سال‌ها می‌گذرد و چشم‌مان به جمال مولای غایب‌مان روشن نمی‌شود؛ چرا بیاید وقتی که اکثر قریب به اتفاق ما شیعیان در تمام طول سال از او غافلیم و قلیلی از ما نیز به هنگام مشکلات  از او یاد می‌کنیم.
اما آقای ما به روی سیاه ما نگاه نکن و به‌دست‌های ما که خالی‌اند و به صوت ما نیز گوش مسپار که گنهکارتر از آن است که تو را با صداقت و اخلاص بخواند.
قلب آن اندک بندگان واقعی خداوند را ببین که هر صبح و شام تو را می‌خوانند.