بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

بازگرداندن امید به آل‌سعود یا ملت یمن؟!
وزارت دفاع عربستان اواسط هفته گذشته با انتشار اطلاعیه‌ای پایان عملیات نظامی «توفان قاطعیت» و حمله نظامی به یمن را اعلام کرد و افزود: «عملیات «توفان قاطعیت» با پیروزی به پایان رسید و عملیات جدیدی به نام «بازگرداندن امید» آغاز می‌شود. براساس این اطلاعیه عملیات جدید سیاسی ـ نظامی است. به ادعای وزارت دفاع عربستان عملیات «بازگرداندن امید» براساس قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره یمن اجرا می‌شود. احمد عسیری، سخنگوی وزارت دفاع عربستان سعودی هم در کنفرانس خبری گفت: عملیات «توفان قاطعیت» به پایان رسید، اما عملیات نظامی در یمن ادامه خواهد داشت.
پس از صدور اطلاعیه وزارت دفاع عربستان، این پرسش مهم مطرح شد که چرا رژیم آل‌سعود، پس از بمباران چهارهفته‌ای مناطق مختلف یمن و به خاک و خون کشاندن هزاران یمنی و آواره ساختن صدهزار انسان بی‌پناه به ناگاه چنین اطلاعیه‌ای را صادر کرد که بیشتر به تغییر تاکتیک شباهت دارد تا تغییر راهبردی که سران آل‌سعود تداعی کردن آن را می‌طلبند. برای یافتن پاسخ دقیق‌تر، بررسی خلاصه آنچه طی ماه‌های اخیر در یمن رخ داد و نیز تأمل در چند عبارت اطلاعیه فوق ضروری است. با شدت‌گرفتن اعتراضات گسترده مردمی علیه عبدالله صالح که شعبه‌ای از بیداری اسلامی در منطقه محسوب می‌شد و ناتوانی عبدالله صالح در مقابله با آن و بی‌اثر بودن حمایت کشورهای مرتجع عرب به سرکردگی آل‌سعود از عبدالله صالح، وی مجبور به فرار و پناه بردن به عربستان و سپس آمریکا شد و سران رژیم سعودی نیز برای حفظ تسلط خود بر یمن از ریاست‌جمهوری منصورهادی که معاون عبدالله صالح بود، حمایت کردند، اما از آنجایی که وی نتوانست پاسخگوی مطالبات مردم باشد، اعتراضات مردمی به رهبری انصارالله تشدید شد و ناکامی منصورهادی در مذاکرات حلّ اختلافات با گروه‌های یمنی در نهایت سبب فرار وی به عدن و سپس عربستان شد. با ورود وی به عربستان، بهانه لازم برای حمله رژیم عربستان به یمن فراهم شد و سران آل‌سعود با اعلام ائتلافی متشکل از کشورهای عربستان، سودان، کویت، اردن، مراکش، امارات، بحرین و قطر به رهبری ریاض حمله هوایی به یمن را آغاز و اعلام کردند که این حملات به درخواست منصورهادی انجام می‌گیرد و این در حالی بود که از اعضای ائتلاف اعلام‌شده فقط کویت و امارات آن هم به شکل نیم‌بند در این عملیات وحشیانه شرکت کردند. این فرایند با یک محاسبه تعیین‌کننده ذهنی پایان یافت اینکه پس از بمباران شدید یمن و نابود ساختن زیرساخت‌های اندک این کشور، عربستان با استفاده از جای پای محکم القاعده و تکفیری‌ها در داخل یمن و به‌کار گرفتن نیروهای پیاده پاکستان و مصر و حمایت سیاسی پُرسروصدای ترکیه و چتر حمایتی فراگیر آمریکا و غرب، حمله زمینی به یمن را آغاز و کار انصارالله را یکسره می‌کند و با تبدیل شدن به قهرمان این معرکه رؤیایی و زدودن رسوایی‌های ناشی از شکست‌های مکرر منطقه‌ای به‌عنوان یک کشور پیروز و قدرتمند موقعیت تأثیرگذار منطقه‌ای‌اش را تثبیت می‌کند، اما آنچه در عمل واقع شد، درست خلاف رؤیاپردازی سران آل‌سعود بود. در روزهای ابتدایی حمله که جنگنده‌های آمریکایی عربستان وحشی‌تر از هر حیوان وحشی سرگرم کشتار زنان و کودکان بی‌پناه و مظلوم یمن بودند، اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه در سفر به تهران از نزدیک موضع ایران درباره یمن را شنید و دولت پاکستان نیز مقوله همکاری نظامی با عربستان را به عهده مجلس گذاشت که مجلس به کلی دخالت نظامی در جنگ یمن به نفع عربستان را رد کرد و مصر نیز با به یادآوردن تلخی‌های جنگ با یمن در دهه شصت میلادی که هزاران سربازش را به کام مرگ فرستاد موضع احتیاط در پیش گرفت و به همکاری با عربستان در محاصره دریایی یمن بسنده کرد.
حمایت‌های شفاهی آمریکا و تسهیل در ارسال تسلیحات برای عربستان که بیشتر با هدف درآمد سرشار اقتصادی انجام می‌گرفت و نیز حتی با برداشتن نیم‌گامی به جلو برای همکاری با رژیم سعودی در حمله هوایی به یمن، نتوانست آنچه را که عربستان نیازمند آن بود تأمین کند و عربستان ماند و ورطه خطرناکی که در آن گرفتار شده بود.
عربستان در ده روز اول تقریباً زیرساخت‌های اصلی یمن را نابود کرد و در این راستا نیاز چندانی به ادامه حملات هوایی که منجر به کشته شدن تعداد بیشتری از غیرنظامیان می‌شد و فضا را علیه عربستان سنگین‌تر می‌کرد، نبود، اما با این حال عربستان به این حملات وحشیانه ادامه می‌داد، اما نه برای نابودی زیرساخت‌های بیشتر که برای خریدن زمان به امید اینکه کشورهای هم‌پیمانش برای خروج وی از این ورطه چاره‌ای بیندیشند و یا انصارالله و مردم یمن تسلیم زورگویی خشن و جنایت‌آمیز آل‌سعود شوند که هیچ‌کدام انجام نگرفت و در عوض سروصدا و اعتراض به قتل‌عام بی‌گناهان در گوشه و کنار جهان علیه عربستان بالا گرفت. رژیم فرسوده و روبه‌اضمحلال آل‌سعود که از تغییر تدریجی فضای جهانی علیه خودش دچار وحشت شده و فعالیت‌های دیپلماتیک ایران و روسیه نیز هرچه بیشتر این رژیم را زیر فشار قرار می‌داد، به ناگاه تصمیم گرفت تغییر روش دهد تا شاید از فرصتی که این تغییر روش فراهم می‌آورد، استفاده کند و برای نجات از این مخمصه مفری بیابد.
روزنامه الاخبار لبنان با انتشار گزارشی درباره اطلاعیه وزارت دفاع عربستان و نقش ایران درخصوص آن نوشت: پاره‌ای از تحولاتی که به‌تازگی در عرصه میدانی در جنگ عربستان با یمن رخ داد، عربستان را مجبور به توقف جنگ گسترده‌ای کرد که علیه این کشور آغاز کرده بود. در این گزارش به‌وجود ارتباط میان وزرای خارجه جمهوری اسلامی ایران و آمریکا درخصوص تحولات یمن اشاره و تصریح شده است: پس از وجود نشانه‌هایی دال‌بر قصد عربستان برای گسترده کردن دامنه حملات هوایی، تهران به کشورهای اروپایی اعلام کرد که در مقابل این امر ساکت ننشسته و دست‌بسته نخواهد بود.
براساس این گزارش کشورهای اروپایی پس از رایزنی با آمریکا پیامی را به ریاض ارسال کرده و در این پیام از تمسک بیش از حد عربستان به‌زور و خشونت در یمن که منجر به کشته و زخمی شدن تعداد بسیاری از غیرنظامی‌ها در این کشور شده بود، اعتراض کردند. از سوی دیگر، آمریکا از تحرکات نظامی ایران در عرصه دریایی و احتمال کمک تسلیحاتی به انصارالله بیمناک شده و به انجام رایزنی‌ها با ایران در این خصوص پرداخت که تهران نیز در پاسخ به آمریکا اعلام کرد که در مواجهه با تجاوز عربستان خود را محدود نخواهد کرد. در این گزارش همچنین، تأکید شده است که «محمدجواد ظریف» وزیر خارجه ایران صبح روز سه‌شنبه با «جان کری» وزیر خارجه آمریکا به‌صورت تلفنی گفت‌وگو کرد و در این گفت‌وگوی تلفنی، کری تأکید کرد که واشنگتن گسترش ناامنی و درگیری‌ها را در منطقه به صلاح نمی‌بیند و با برقراری ارتباط با مقامات سعودی درخصوص توقف درگیری‌ها و آغاز روند سیاسی رایزنی خواهد کرد. از سویی دیگر، عربستان با مشاهده لزوم حمله زمینی به یمن و سر باز زدن هم‌پیمانانش در ائتلاف ضدیمنی از مشارکت در این امر به‌نوعی تحت فشار قرار گرفت و این مسئله به‌اضافه تحولات دیگری که به اهرم فشاری برای عربستان تبدیل شده بود، ریاض را ملزم به اعلام آتش‌بس در یمن کرد.
درباره برخی از عبارات اطلاعیه وزارت دفاع عربستان نیز تحلیل چند عبارت وضعیت ناهنجار عربستان پس از حمله به یمن را آشکار می‌سازد:
۱ـ «عملیات توفان قاطعیت با پیروزی به پایان رسید.» در این اطلاعیه هیچ اشاره‌ای به اهداف این عملیات نشده تا پیروزی ادعاشده، معنا پیدا کند. اگر نابودی زیرساخت‌های یمن و کشتار غیرنظامیان هدف این عملیات بوده که اقدامی ابلهانه و حیوانی تلقی می‌شود که با ادعای عربستان در بهانه حمله به یمن که همانا درخواست منصورهادی اعلام شده کاملاً فاصله دارد؛ زیرا حمایت از منصورهادی به مفهوم بازگرداندن وی به قدرت مقوله‌ای کاملاً سیاسی است که صرف نابودی زیرساخت‌های یمن و قتل‌عام مردم بی‌گناه نسبت معقولی با آن ندارد و چه بسا این جنایت‌آفرینی، منصورهادی را از بازگشت به قدرت برای همیشه محروم کرده باشد.
۲ـ «عملیات جدیدی به نام بازگرداندن امید آغاز می‌شود.» سران آل‌سعود برای منحرف ساختن افکار عمومی داخلی و خارجی از عملیات سراسر وحشی‌گری «توفان قاطعیت» که با وجود شکست قطعی، آن را پیروزی (کاملاً مشکوک و شکننده) نامیدند به‌عنوان عملیات «بازگرداندن امید» یاد کردند. اینجا جا دارد پرسیده شود «بازگرداندن امید» به چه کسی، به مردم یمن که در حال حاضر نفرت‌انگیزترین موجودات در نزدشان سران آل‌سعود هستند یا به اعضای القاعده و گروه‌های تکفیری که روزبه‌روز از کمیته‌های مردمی ضربات سنگین‌تری متحمل می‌شوند و یا بازگرداندن امید به منصورهادی که پس از بمباران‌های صهیونیستی رژیم عربستان و بی‌نتیجه بودن آن اندک امیدش به بازگشت به قدرت را از دست داد و یا امید دادن به شاهزادگان خونخوار دربار پادشاهی سعودی که ناظر بر باد رفتن هیمنه دروغین‌شان در «توفان قاطعیت» بودند و این روزها با مقصر دانستن یکدیگر، گریبان هم را گرفته‌اند؟! منزلگاه امید کجا باشد مهم است، اما مهم‌تر این است که چنین امیدی وجود خارجی ندارد و رژیم آل‌سعود عاجزتر از آن است که بتواند خالق چنین امیدی باشد. اگر بر فرض آل‌سعود استعداد چنین امیدآفرینی را داشته باشد، دربارش از همه به آن محتاج‌تر است؛ زیرا این دربار در حال فروپاشی، تحمل بازتاب این همه جنایت و رسوایی را ندارد.
۳ـ «عملیات جدید سیاسی ـ نظامی است.» آل‌سعود که برای ورود به مرحله سیاسی به چیزی برای عرضه نیاز دارد و دستش هم خالی است، نخواسته به یک‌باره دستانش را که به خون بی‌گناهان آلوده است، پاک کند و پرونده عملیات نظامی و کشتار را به یک‌باره ببندد، از این‌رو، آن را برای زمانی که به اوج جنون می‌رسد، حفظ کرده است.
۴ـ «عملیات بازگرداندن امید براساس قطعنامه اخیر شورای امنیت سازمان ملل متحد درباره یمن اجرا می‌شود.» با وجود اینکه قطعنامه شورای امنیت کاملاً ناعادلانه و یک‌طرفه تصویب شده، در هیچ‌یک از بندهای آن چنین اختیار و مجوزی به کشوری داده نشده که با ادعای حمایت از رئیس‌جمهوری که استعفا داده دست به کشتار و قتل‌عام بزند و آن را به حساب شورای امنیت بگذارد. از قضا این شورا برای کاستن از بی‌آبرویی خودش و گذاشتن راه فرار و توجیه، به چند موضوع درباره حقوق و امنیت غیرنظامیان اشاره داشته که واجب است رژیم آل‌سعود به آن توجه کند و به سبب رعایت نکردن آن مؤاخذه و محاکمه شود. رژیم سفاک آل‌سعود بداند یمن امروز با یمن یک ماه پیش متفاوت است و چیزی برای از دست دادن ندارد، در حالی که رژیم عربستان هنوز چیزهایی برای از دست دادن دارد، پس بترسد از روزی که یمن درصدد برآید داشته‌های عربستان را بستاند.
رضا گرمابدری


نماینده ولی‌فقیه در سپاه در همایش‌‌ هادیان سیاسی مطرح کرد
چالش‌های فراروی حاکمیت دینی

حجت‌‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی نماینده ولی‌فقیه در سپاه، در همایش سراسری هادیان سیاسی سپاه، در بیاناتی با موضوع «چالش‌های فراروی حاکمیت دینی» به برخی از این چالش‌ها چنین اشاره کرد: ۱ـ جریان نهضت آزادی ۲ـ جریان بنی‌صدر و منافقین ۳ـ جریان منتظری و مهدی هاشمی ۴ـ تکنوکرات‌ها و کارگزاران ۵ـ طیف سکولار اصلاح‌طلب و... وی در ادامه ابعاد، این چالش‌ها را در چهارحوزه اعتقادی، گفتمانی، رفتاری و ساختاری دانست و گفت: «دو برداشت متفاوت از حاکمیت دینی زمینه‌ساز این چالش‌ها بوده و عدم‌توجه به محوریت حاکمیت دینی نیز ریشه این چالش‌هاست.»
نماینده ولی‌فقیه در سپاه افزود: «در دهه اول انقلاب، تقابل میان پیروان امام(ره) و ملی‌گرایان لیبرال همچون نهضت آزادی، بنی‌صدر و... بود. در دهه دوم، تقابل در قالب تفکر رهبری و پیروان رهبری و برخی یاران و شاگردان امام(ره) و در مقابل جریان تکنوکرات، اشراف و اصلاحات و... بود. در دهه سوم، تقابل در قالب تفکر رهبری و جریان اصولگرایان و برخی یاران امام(ره) و در مقابل، طیف‌هایی از ملی‌گرایان و روشنفکران غربگرا بود.»
حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی در ادامه گفت: «در دهه چهارم با گفتمان رهبری با معیارهای پیشرفت، عدالت، عقلانیت دینی، ایستادگی در برابر نظام سلطه و از سوی دیگر در مقابل، فردگرایی، استبداد به رأی و ایفای نقش اپوزیسیون از سوی برخی صاحب منصبان و درحال حاضر، بازگشت خط تکنوکراتیک مواجهیم.»
نماینده ولی‌فقیه در سپاه همچنین با اشاره به اینکه محور تفاوت‌های گفتمانی در کشور و چالش‌ها به دو نوع عقلانیت ابزاری و الهی برمی‌گردد، برخورداری از عقلانیت الهی را شاخصه اصلی جریان انقلابی در کشور دانست و به بیان نقاط افتراق دو نوع عقلانیت در پنج حوزه اعتقادی، سیاست خارجی، اقتصادی، فرهنگی و تیم اداره کشور پرداخت.
حجت‌الاسلام سعیدی، اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه، همسان دیدن ولی‌فقیه با امام معصوم(ع) در نصب، تبعیت، اعتبار و حجیت، باور به جامعیت و فراگیری دین، تکیه بر اسلام ناب، باور به مشروعیت الهی، باور به نقش مردم در تولید قدرت و... را از ویژگی‌های اعتقادی اصولگرایی دانست و در مقابل، باور به اشتراک رأی مردم در مشروعیت ولی‌فقیه، محدودیت اختیارات ولی‌فقیه در چارچوب قانون اساسی، مشارکت در اعمال ولایت، عدم توجه به رسالت انقلاب، تفکیک اصول و ارزش‌ها از منافع ملی و... را از شاخص‌های اعتقادی معتقدان به عقلانیت ابزاری برشمرد.
وی راهبرد استحکام درونی و نگاه تاکتیکی به بیرون، دیپلماسی جامعیت‌محور با تکیه بر عزت، حکمت و مصلحت، حفظ و حراست از عمق راهبردی نظام اسلامی، تقابل مبنایی با استکبار، حمایت از کیان اسلامی و مظلومان عالم، تجدیدنظر در قوانین نظام بین‌الملل و... را از گزاره‌های مورد توجه اصولگرایی در حوزه سیاست خارجی دانست و در مقابل نگاه به بیرون برای حل مشکلات، عدم توجه به عمق راهبردی نظام، دیپلماسی طفره، تعهد مشروط در قبال مسئله فلسطین، تقدم منافع ملی بر اصول و ارزش‌ها در عرصه بین‌الملل و... را از گزاره‌های مورد توجه معتقدان به عقلانیت ابزاری در حوزه سیاست خارجی برشمرد.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین سعیدی در ادامه، در بیان گزاره‌های اقتصادی این دو نوع عقلانیت، آزادی اقتصادی با رویکرد عدالت اجتماعی، نگاه به درون برای استحکام نظام، اقتصاد مقاومتی و تکیه بر صرفه‌جویی و مصرف حداقلی و تولید هرچه بیشتر و... را از شاخصه‌های اقتصادی اصولگرایی و در مقابل، اقتصاد بازار، حرکت در چارچوب برنامه‌های بانک جهانی و صندوق بین‌الملل پول، توسعه اقتصادی بدون توجه به ارزش‌های دینی، تجمل‌گرایی، حرکت در متدلوژي مالزی و ژاپن و... را از شاخصه‌های اقتصادی عقلانیت ابزاری نامید و تعهد توأم با تخصص، ولایتمداری و حرکت در چارچوب تدابیر، تکلیف‌گرایی با رویکرد الزامات و... و در مقابل، رویکرد فن‌سالاری، تساهل به ارزش‌های دینی در سیستم‌های دولتی و... را به ترتیب از شاخص‌های مورد توجه اصولگرایی و عقلانیت ابزاری در حوزه تیم اداره کشور دانست.
نماینده ولی‌فقیه در پایان درخصوص شاخص‌های فرهنگی اصولگرایی، اعتدال در حوزه‌های اخلاقی (نه ریاضت و نه اباحه‌گری، نه ترک دنیا و نه دل‌بستن به دنیا)، صلابت در مرزبندی بین خودی و غیرخودی و حق و باطل، صلابت در خط امام(ره) و رهبری (نه جلوتر از خط رهبری و نه عقب‌تر) و اعتقاد به رسالت حکومت دینی در سه حوزه، دینمداری دولت، دین‌محوری ساختار و دینمداری جامعه را از شاخص‌های فرهنگی اصولگرایی ذکر کرد و در مقابل، برداشت محتوایی از دموکراسی، تساهل و تسامح در مرزبندی بین خودی و غیرخودی، اتکا به فن‌سالاری به جای تعهد، تساهل در عرصه فرهنگ، نگرش ابزاری به آزادی و... را از شاخص‌های فرهنگی عقلانیت ابزاری دانست.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

سرب داغ؟!
چند صباحی است که مقامات سیاسی و نظامی آمریکا در نشست‌ها و سخنرانی‌های خود با گفتن جمله تکراری و ملال‌آور؛ «همه گزینه‌ها بر روی میز است» ایران را به حمله نظامی تهدید می‌کنند. هرچند که در گذشته نیز چنین سخنان تهدیدآمیزی را از سوی سردمداران آمریکا بارها شنیده‌ایم، اما این تهدیدها به‌تازگی شدت بیشتری به خود گرفته است و آنان به‌گمان خود برای ترساندن ایران از احتمال عدم توافق در بحث هسته‌ای، کشورمان را تهدید می‌کنند. البته مقامات ایرانی، از جمله مقام معظم رهبری، دولتمردان و مقامات امنیتی و نظامی با قاطعیت به این سخنان تهدیدآمیز سران آمریکایی پاسخ داده‌اند و سرانجام هرگونه حماقت احتمالی آمریکا را برای‌شان ترسیم کرده‌اند، اما سؤالات مهمی در اینجا و درباره علل تهدیدات این روزهای آمریکایی‌ها مطرح است و آن اینکه، چرا در شرایط جدید مذاکرات هسته‌ای بین ایران و گروه ۱+۵ که بسیاری خبرها از به نتیجه رسیدن احتمالی آن خبر می‌دهد، سران آمریکایی اینچنین ایران را به حمله نظامی تهدید می‌کنند؟ آیا اتفاق جدیدی افتاده است؟ آیا ارسال پالس‌هایی از داخل، آنان را چنین تشجیع کرده تا بر سخنان تهدیدآمیز خود علیه ایران بیفزایند؟ اصلاً آیا آمریکایی‌ها جرئت و توان حمله نظامی به ایران را دارند؟ و نکته مهم‌تر اینکه، چرا در حال حاضر که جمهوری اسلامی ایران بیشترین نرمش‌ها و کوتاه‌آمدن‌ها را در مذاکرات داشته و برای اولین‌بار نیز با مقامات آمریکایی به‌صورت رو در رو مذاکره می‌کند، آمریکایی‌ها از تهدید نظامی ایران می‌گویند؟ این نوشتار می‌خواهد این رفتار آمریکایی‌ها را تجزیه و تحلیل نماید. پس ابتدا به سراغ پاسخ این پرسش می‌رویم که آیا آمریکا به واقع جرئت و توان حمله به ایران را دارد؟
واقعیت این است که آمریکایی‌ها خود به خوبی می‌دانند که آنان جرئت و توان انجام تهدیدات نظامی ادعایی خود علیه ایران را نداشته و ندارند، آنهم در شرایطی که هم آمریکایی‌ها و هم بسیاری از جهانیان به قدرت و نفوذ روزافزون ایران در منطقه اذعان دارند و معتقدند که ایران قدرت اول منطقه است و بالعکس آمریکا روز به روز در حال عقب‌نشینی از این نقطه مهم و راهبردی است و اصولاً حملات دیوانه‌وار و وحشیانه امروز عربستان به همراه برخی کشورهای عربی و غربی به یمن به دلیل همین ترس آنان از نفوذ و قدرت روزافزون ایران است که آنان را مجبور به دست زدن به چنین حملات سبوعانه‌ای تشویق و تحریک کرده است، لذا به جرئت می‌توان گفت، آمریکا نه در گذشته و نه در حال حاضر جسارت حمله به جمهوری اسلامی را نداشته و ندارد.
پس علت این تهدیدات آمریکا چیست؟ در این زمینه نکته قابل تأمل و توجهی وجود دارد که علت این رفتار آمریکایی‌ها راـ آن هم در خلال مذاکرات‌ـ به خوبی روشن می‌سازد و آن این است که، آمریکایی‌ها به دلیل‌های قدرت روزافزون جمهوری اسلامی در منطقه، به‌دنبال مهار قدرت ایران در منطقه‌اند و البته بارها نیز خود آمریکایی‌ها به این موضوع اذعان کرده‌اند، لذا آنها در لوای این مذاکرات ـ و به‌دنبال تهدیدات نظامی هر از گاه ایران ـ به‌دنبال عقب‌نشاندن ایران از اهداف و خواسته‌های مشروع و قانونی خود و گرفتن امتیازات بزرگ از ایران هستند.
امتیازاتی که نه‌تنها جلوی پیشرفت هسته‌ای ایران را بگیرد که حتی به آن بهانه بتوانند به عرصه‌ها و دیگر منابع قدرت ایران از جمله؛ اقتدار نظامی جمهوری اسلامی نیز نفوذ کنند و به بهانه بازرسی از مراکز نظامی و امنیتی ایران، این نقطه قوت ایران را شناسایی و در آینده به چالش بکشند. نکته مهمی که رهبر فرزانه و فرمانده معظم کل قوا به‌خوبی آن را شناخت و نسبت به اقدامات و درخواست‌های احتمالی غرب در این‌باره، هم به غربی‌ها و هم به نیروهای مسلح کشورمان هشدار دادند و خط قرمز بودن آن را برای غربی‌ها ترسیم کردند. پاسخ قاطع مقامات نظامی و امنیتی ایران به این توطئه خطرناک غربی‌ها به سرکردگی آمریکایی‌ها نشان داد که نظام جمهوری اسلامی زیر بار بدعت بازرسی از مراکز امنیتی و نظامی خود نخواهد رفت، چرا که قبلاً نتایج خطرناک چنین بازرسی‌هایی را به عینه در عراق دوران صدام دیده است.
بنابر اسناد و شواهد که بعدها افشا شد، در حمله دوم آمریکا به عراق تمام مراکز حساس نظامی و امنیتی رژیم بعث ـ که در بازرسی‌های بین‌المللی که بر عراق تحمل شده بود، شناسایی گردیده بود ـ در حملات هوایی مورد حمله قرار گرفت و منهدم شدند و لذا دست صدام برای هرگونه اقدام جدی در برابر آمریکا خالی ماند.
شناسایی دانشمندان هسته‌ای ایران، نمونه‌ای دیگر از نتایج بازرسی‌ها و خواسته‌های زیاده‌طلبانه‌ای بود که غربی‌ها به بهانه بازرسی‌های بین‌المللی از ایران انجام دادند و پس از اجابت ایران، آنان نام و نشانی این دانشمندان را در اختیار مراکز جاسوسی سیا و موساد قرار داده و رژیم صهیونیستی نیز این داشمندان را به شهادت رساند! لذا بازرسی از مراکز نظامی ایران همان‌گونه که بارها گفته شده، خط قرمز ایران است. پس اینکه، آمریکایی‌ها فکر کنند با بلوف تهدید نظامی، سبب عقب‌نشینی کشورمان از حق هسته‌ای‌اش و تمکین جمهوری اسلامی به خواست زیاده‌طلبانه آنان خواهد شد و ایران به بازرسی از مراکز نظامی و امنیتی خود تن خواهد داد خوابی است که هیچ‌گاه تعبیر نخواهد شد و از نگاه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، بازرسی از مراکز نظامی یعنی حمله و تجاوز به خاک ایران و این برای نظامیان ایرانی فقط یک جواب دارد و آن همان پاسخی است که سردار سلامی در گفت‌وگوی ویژه در تلویزیون گفت: «سرب داغ»!


 

صفحه 2
سياسي

 

 

امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی)، فرمانده معظم کل قوا در دیدار جمعی از فرماندهان، کارکنان و خانواده‌های شهدای ارتش
ایران مقتدرانه در مقابل هرگونه تعرض از خود دفاع خواهد کرد

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از فرماندهان، کارکنان و خانواده‌های شهدای ارتش، نیروهای مسلح را به حفظ و تقویت بصیرت و جهت‌گیری‌های دینی و انقلابی و افزایش توان دفاعی، تسلیحاتی و آمادگی روحی توصیه مؤکد کردند و فرمودند: جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه تهدیدی برای منطقه و کشورهای همسایه نبوده و نخواهد بود، اما در برابر هرگونه تعرضی کاملاً مقتدرانه عمل خواهد کرد.
در این دیدار که همزمان با ایام گرامیداشت روز «ارتش و حماسه‌آفرینی‌های نیروی زمینی» برگزار شد، فرمانده کل قوا با تبریک این روز، نامگذاری 29 فروردین را به‌عنوان روز ارتش جمهوری اسلامی ایران یکی از ابتکارات بزرگ امام راحل(ره) در اوایل پیروزی انقلاب در مقابل تلاش برخی جریان‌ها برای از بین بردن ارتش خواندند و افزودند: با هوشمندی امام بزرگوار(ره) ارتش، باقدرت و قوت باقی ماند و به‌عنوان یک مجموعه انقلابی، در عرصه‌های مختلف از جمله هشت سال دفاع مقدس، نقش ایفا کرد و برای کشور افتخار و حماسه آفرید.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اینکه 29 فروردین به‌معنای ایستادن ارتش به‌پای انقلاب و در مسیر خدمت به هدف‌های مردم است، یادآور شدند: یکی از خصوصیات ارتش جمهوری اسلامی، پایبندی به تعهدات و موازین دینی است.

اعتنا نکردن آمریکا به قوانین بین‌المللی
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به پایبند نبودن بسیاری از ارتش‌های جهان به قوانین بین‌المللی و موازین انسانی هنگام پیروزی یا شکست، افزودند: نمونه بارز این موضوع، رفتار قدرت‌های جهانی و به‌ویژه آمریکاست که هیچ اعتنایی به قوانین بین‌المللی و موازین انسانی نمی‌کنند و به هر جنایتی دست می‌زنند.
ایشان حوادث یمن، جنگ غزه و جنگ لبنان را نمونه‌هایی از پایبند نبودن به قوانین بین‌المللی برشمردند و تأکید کردند: نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران همواره به تعهدات و قوانین اسلامی پایبند هستند و هیچ‌گاه نه هنگام پیروزی طغیان می‌کنند و نه هنگام خطر از ابزارها و روش‌های ممنوع استفاده می‌کنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: اینکه جمهوری اسلامی ایران تأکید کرده است به‌دنبال سلاح هسته‌ای نمی‌رود، در همین چهارچوب و براساس تقیدات دینی است.
معظم‌له با اشاره به برخی تبلیغات و اتهامات مبنی‌بر دخالت ایران در مسائل کشورهای منطقه، یادآور شدند: این اتهام‌زنی‌ها خلاف واقع است؛ زیرا ایران در مسائل کشورها دخالت نکرده و نخواهد کرد.
ایشان گفتند: ما از کسانی که به غیر نظامیان و زنان و کودکان حمله می‌کنند، متنفر و بیزاریم و معتقدیم، آنها از اسلام و وجدان انسانی بی‌خبرند، اما در مسائل کشورها دخالت نمی‌کنیم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خصوصیت بارز پایبندی نیروهای مسلح ایران به مبانی اسلام و قوانین الهی را دلیل اصلی محبوبیت آنان در میان مردم دانستند و گفتند: خصوصیت دیگر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، ارتقای روزافزون آمادگی‌های دفاعی و تجهیزاتی و تسلیحاتی است که به پشتوانه آیه شریفه «و اَعِدّوا لَهُم مَا استَطَعتُم مِن قُوَّه» انجام می‌شود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با تأکید بر اینکه پیشرفت‌های نظامی و دفاعی نیروهای مسلح، در میان پیشرفت‌های برجسته علمی و فناوری کشور، نمونه و جزء برترین‌هاست، یادآور شدند: این پیشرفت‌ها و توانمندی‌ها در شرایط فشارها و تحریم‌های کم‌سابقه و کمبود منابع به‌دست آمده که کار بسیار فوق‌العاده‌ای است و باید همچنان پرشتاب ادامه یابد.
ایشان با اشاره به ناخرسندی بدخواهان ملت ایران از پیشرفت‌های دفاعی نیروهای مسلح و تلاش برای جلوگیری از این روند، افزودند: بر همین اساس است که آنها بیشترین فشار تبلیغاتی خود را بر این موضوع، به‌ویژه پیشرفت‌ها در عرصه‌های موشکی و پهپادها متمرکز کرده‌اند، اما منطق صحیح عقلایی به پشتوانه آیه شریفه قرآن به ما می‌گوید که باید این مسیر را با قدرت ادامه دهیم.
رهبر معظم انقلاب اسلامی به تهدیدهای وقیحانه آمریکایی‌ها اشاره کردند و گفتند: بعد از مدتی سکوتِ طرف مقابل، یکی از مقامات آنها اخیراً بار دیگر از گزینه‌های روی میز سخن گفته است. آنها از یک طرف این‌گونه «لاف» می‌زنند و از طرف دیگر می‌گویند، جمهوری اسلامی ایران باید پیشرفت‌های دفاعی خود را متوقف کند که سخنی ابلهانه است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأکید کردند: جمهوری اسلامی ایران هیچ‌گاه این سخنان ابلهانه را نخواهد پذیرفت و ملت ایران ثابت کرده است که اگر مورد تعرض قرار گیرد، کاملاً مقتدرانه از خود دفاع خواهد کرد و یکپارچه و همچون مشتی مستحکم در مقابل مهاجمِ غیرمنطقی خواهد ایستاد.

افزایش آمادگی‌های نظامی و دفاعی به‌منزله دستورالعملی رسمی
فرمانده کل قوا خطاب به نیروهای مسلح گفتند: همه دستگاه‌ها، اعم از وزارت دفاع تا ارتش و سپاه باید آمادگی‌های نظامی و دفاعی و سازماندهی‌های رزمی و آمادگی‌های روحی خود را روزبه‌‌روز افزایش دهند و این به‌منزله دستورالعملی رسمی است.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر بالابودن روحیه نیروهای مسلح کشور، از جمله ارتش یادآور شدند: جمهوری اسلامی ایران با وجود ارتقای توان دفاعی و نظامی خود، اما هیچ‌گاه تهدیدی برای کشورهای منطقه و همسایه نخواهد بود.
معظم‌له با اشاره به افسانه‌سازی جعلی آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها و برخی کشورهای دنباله‌رو آنها درخصوص تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای و تهدید جلوه دادن جمهوری اسلامی، افزودند: امروز بزرگ‌ترین تهدید برای جهان و منطقه، آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند که بدون هیچ مهاری و بدون پایبندی به مبانی و موازین وجدانی و دینی در هر نقطه‌ای که لازم بدانند دخالت می‌کنند و کشتار به راه می‌اندازند.
ایشان حوادث تأسف‌آور یمن و حمایت آمریکا و غرب از متجاوز را نمونه‌ای از رفتار ناامن‌کننده دنیا برشمردند و یادآور شدند: جمهوری اسلامی ایران، برخلاف قدرت‌های بی‌مهار، امنیت را بزرگ‌ترین نعمت الهی می‌داند و برای حفظ امنیت خود و دیگران، می‌ایستد و دفاع می‌کند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پایان تأکید کردند: حفظ امنیت کشور، مرزها و زندگی عمومی مردم از مهم‌ترین وظایف مسئولان نظامی و انتظامی است.


ادامه جنایت با منع کمک‌رسانی
طی دو روز گذشته مقامات آل‌سعود در دو مرحله، هواپیمای ایرانی حامل مجروحان یمنی و اقلام امدادی، از جمله کمک‌های دارویی را از فرود در فرودگاه صنعا بازداشتند. هواپیماهای امدادی ایران در‌حالی با تهدید جنگنده‌های عربستان به ایران بازگشتند که به گفته وزارت خارجه ایران، مسئولان هلال‌احمر جمهوری اسلامی ایران با کسب مجوزهای پروازی در مسیر عمان- یمن و هماهنگی کامل با صلیب‌سرخ و هلال‌احمر بین‌المللی، این دو هواپیما را به یمن اعزام کردند. در پی این اقدام غیرقانونی آل‌سعود، وزارت خارجه ایران با احضار کاردار رژیم سعودی به وی یادآور شد که اقدام جنگنده‌های این رژیم پس از اعلام پایان عملیات تهاجمی اخیر، عملاً دخالت آشکار در امور یمن و آسمان آن کشور است.
دستان خالی رژیم آل‌سعود و روی سیاه آن پس از چهارهفته کشتار مردم بی‌گناه یمن، آنچنان سردمداران آل‌سعود را خشمگین کرده که سبب رو به زوال‌رفتن عقل آنها شده، آنچنان که قدرت تشخیص و تصمیم‌گیری صحیح را از دست داده‌اند. بازگرداندن هواپیماهایی که برای قربانیان جنایات آل‌سعود دارو و وسایل امدادی حمل می‌کردند، در نزد همه جهانیان محکوم است و تنفر جهانیان از آل‌سعود را به میزان تنفرشان از جنایات این رژیم برادرکش افزایش می‌دهد. به موازات تحریک افکار جهانی علیه آل‌سعود، انزجار از حامیان این رژیم، از جمله شیطان بزرگ، کشورهای غربی و سران مرتجع کشورهای عربی که در کشتار بی‌پناهان یمن شریکند و سازمان‌های بین‌المللی مسئول که سکوت حیله‌گرانه را بیشتر کرده‌اند، رو به افزایش است و چنانچه همین مورد برای مردم مقاوم یمن دستاورد مقاومت فرض شود، آنها به پیروزی بزرگی رسیده‌اند.


چرا رهبرانقلاب با نظامیان اتمام حجت کردند؟
به گزارش بصیرت، مقام معظم رهبری در دیدار فرماندهان ارتش با اشاره به اینکه خوشبختانه کشور ما از لحاظ پیشرفت‌های علمی و فنّاوری یک سطح قابل قبول و برجسته‌ای در دنیا دارد؛ اما در بین مجموعه‌ پیشرفت‌ها، پیشرفت‌های تسلیحاتی و پیشرفت‌های نظامی ما جزو برترین‌هاست، ادامه دادند که ایران در برابر هر نوع تعرض مقتدرانه دفاع می‌کند. ایشان همچنین، به‌عنوان دستورالعملی رسمی، خطاب به نیروهای مسلح کشور و فرماندهان آنها فرمودند: «آمادگی‌های دفاعی و نظامی خود را روزبه‌روز افزایش دهید».
در واقع، در اهمیت قدرت نظامی برای نظام جمهوری اسلامی ایران باید به دو نکته بسیار مهم اشاره کرد:۱ـ - منابع قدرت را به دو دسته ملموس(مادی) و ناملموس(معنوی) تقسیم می‌کنند و ازجمله منابع محسوس قدرت، توان نظامی، تعداد نظامیان و... است. اهمیت قدرت نظامی نیز بدان سبب است که دولت‌ها در تحلیل نهایی ممکن است برای تأمین مقاصد خود به کاربرد نیروی نظامی نیاز پیدا کنند. ازسوی دیگر، با تهاجم نظامی بیگانگان به مرزهای یک کشور، در صورت ضعف قدرت نظامی آن کشور، هر چند به لحاظ سایر مؤلفه‌های قدرت از استحکام لازم برخوردار باشد، موجودیت آن در معرض تهدید جدی قرار می‌گیرد. از ‌این‌روست که همه کشورها نسبت به تقویت بنیه نظامی خود اهتمام لازم را دارند. ۲ـ در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران، این مسئله از دو جهت اهمیت مضاعف می‌یابد: یکی آنکه، قرار گرفتن ایران در یک منطقه حساس و دیگری تضادهایی که قدرت‌های بزرگ با نظام جمهوری اسلامی دارند. بنابراین، جمهوری اسلامی باید پیوسته بر توانایی‌های نظامی و راهبردی خود بیفزاید. به بیان دیگر، اهمیت ذاتی این مقوله و عینیت داشتن تهدیدات نظامی بیگانگان علیه نظام اسلامی و کشور، ضرورت تقویت و ارتقای توان نظامی کشور را نشان می‌دهد. از این‌رو، مقام معظم رهبری همواره بر این موضوع تأکید کرده‌اند و اتفاقاً در این زمینه نیز تاکنون پیشرفت‌های چشمگیری داشته‌ایم که همگی لازمه حفظ تمامیت ارضی، استقلال سیاسی، مایه‌ امیدبخشی برای مسلمانان و مظلومان جهان و... بوده است. فراتر از این، همان‌گونه که مقام ‌معظم رهبری نیز اشاره کردند، برخورداری نیروهای مسلح ما از یکسری ویژگی‌های کیفی، مانند شجاعت، نهراسیدن از مرگ، روحیه رزم‌آوری و... قابل مشاهده و اندازه‌گیری نیستند، اما مکمل و پشتوانه مجموعه توانمندی‌های سخت‌افزاری و عملیاتی نیروهای مسلح ما هستند.


نكته و نظر

رازداری و اعتماد؟!
نکته: در گلستان سعدی نکته‌ای نغز از رازداری وزیر محمود غزنوی آمده است که بسیار قابل توجه و تأمل است. گفته شده که روزی چند تن از مقامات دربار محمود غزنوی به حسن میمندی (وزیر محمود) گفتند: سلطان امروز به تو درباره فلان کار چه گفت؟ وزیر محمود به ایشان گفت: آن گفته بر شما پوشیده نیست. آنان گفتند: سلطان آنچه که به تو می‌گوید، به ما نمی‌گوید. حسن میمندی پاسخ داد: «چرا مطلبی که سلطان به من گفته و می‌داند من به شما نمی‌گویم، می‌خواهید از زبان من بشنوید...»
نظر: رازداری یکی از ویژگی‌های اخلاقی خوب انسان است و به‌ویژه برای اطرافیان مسئولان و مدیران بسیار حائز اهمیت است، لذا مسئولان باید کسانی را در کنارشان داشته باشند که رازدار آنها باشند، نه اینکه احوال و گفتار کاری و شخصی آنان را به گوش دیگران برسانند.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

استانی‌شدن انتخابات؛ مخالفان و موافقان
طرح استانی‌شدن انتخابات در مجلس تصویب شده است که در آینده پس از بحث و بررسی درباره جزئیات، به‌منظور تأیید نهایی به شورای نگهبان ارسال می‌شود.
در مقدمه طرح استانی‌شدن انتخابات آمده است: نقطه عزیمت برای ارائه این طرح، لزوم غلبه نقش ملی نمایندگان بر نقش محلی آنان است؛ چراکه یکی از اوصاف اصلی سمت نمایندگی، ملی‌بودن آن است و صرف بیشتر اوقات نماینده در جهت رتق و فتق امور ملی از آثار این وصف به شمار می‌آید، از این‌رو نماینده نباید پس از احراز سمت نمایندگی بیش از حد درگیر حل‌وفصل امور حوزه انتخابیه خود باشد. استانی‌شدن انتخابات که به شکل تعیین حدود جدید حوزه‌های انتخابیه است، می‌تواند دخالت نماینده در امور محلی را حداقل از سطح شهرستان‌ها و شهرهای کوچک و حوزه‌های انتخابیه فعلی به سطح استان، تغییر دهد و تا حدود زیادی رافع مشکل پیش‌گفته باشد.
باوجود این، دلایل موافقان و مخالفان درباره این طرح به شرح زیر است:

دلایل موافقان:
ـ پرداختن نمایندگان به بررسی امور ملی و پرهیز از صرف اوقات نمایندگی برای امور جزئی با حفظ ویژگی محلی و ملی بودن مسئولیت نمایندگی و جایگزین کردن برنامه‌محوری به جای شخص‌محوری.
- اکنون یکی از مشکلات‌ این است که نمایندگان مجلس به قانونگذاری که اصلی‌ترین وظیفه آنان است، نمی‌رسند و بیشتر به حوزه‌های انتخابیه خود می‌پردازند.
ـ کاهش تعداد داوطلبان و هزینه‌های اجرایی انتخابات؛
ـ عادلانه‌شدن نظام انتخاباتی و ایجاد فرصت‌های برابر برای آحاد افراد ملت؛
ـ تأمین بیش از پیش اصل برابری شهروندان در برخورداری از امکان استفاده شدن و انتخاب کردن؛
استانی‌شدن انتخابات و نماینده استان بودن موجب می‌شود تا نمایندگان، تنها به حوزه انتخابیه خود (شهرستان) توجه نکنند و به بقیه استان هم بپردازند.
اکنون شهرهای بزرگ از جمله مرکز استان‌ها، چند نماینده دارند؛ درحالی‌که شهرهای کوچک، تنها یک نماینده دارند. بنابراین، آن چند نماینده با هم متحد می‌شوند و سعی می‌کنند بیشتر امکانات و اشتغال را در شهرهای حوزه انتخابیه خود ایجاد کنند.
- با اجرایی‌شدن این طرح هر شهرستان سهمیه نماینده خود را دارد؛ اما در زمان برگزاری انتخابات مردم به تمامی نمایندگان استان رأی می‌دهند که هر نماینده باید حداقل ۱۵ درصد رأی شهرستان و همچنین بالاترین رأی استان را کسب کند تا بتواند به مجلس شورای اسلامی وارد شود.
ـ ارتقای سطح کیفی و افزایش کارایی مجلس از طریق ایجاد امکان انتخاب داوطلبان شاخص‌تر با صلاحیت‌های برتر؛
ـ متمایل‌کردن انتخاب‌کنندگان و انتخاب‌شوندگان به سمت ایجاد نظام انتخاباتی متناسب با ساختارهای سیاسی و حقوقی ایران؛
ـ حذف رقابت‌های شدید و اختلاف‌برانگیز قومی و قبیله‌ای و تقویت همبستگی ملی.

دلایل مخالفان:
ـ با اجرای طرح استانی‌شدن انتخابات‌، مشارکت مردم پایین می‌آید.
ـ در بسیاری از شهرهای ما شکاف‌های قومی، مذهبی و یا منطقه‌ای وجود دارد و ما نباید به سمت فعال‌کردن این شکاف‌ها برویم.
ـ در همه جای دنیا ممکن است خرید و فروش رأی اتفاق بیفتد؛ اما آیا به‌دلیل چند موضوع کوچک می‌توان نظام انتخاباتی کشور را بدون ملاحظات سیاسی، امنیتی و اجتماعی به یک‌باره تغییر داد؟
ـ نظام انتخاباتی کشور از قالب شخصی، قومی و قبیله‌ای به سمت حزبی و ائتلافی پیش می‌رود.

نظر احتمالی شورای نگهبان چه خواهد بود؟
شورای نگهبان در سال 86 درباره طرح مشابهی اظهارنظر کرده است. برخی ایرادات، از جمله اصل 65 قانون اساسی و مربوط به تحمیل هزینه‌ها در قالب طرح بود یا اصل 62 قانون اساسی، بنابراین امکان این که طرح استانی‌شدن انتخابات رد شود، وجود دارد. ایرادات دیگری که در اظهارنظر شورای نگهبان نقش محوری داشت، به بندهایی از اصل سوم قانون اساسی، به‌ویژه بند هشت مربوط بود که مقرر می‌داشت مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خویش کاهش می‌یابد. در اصل ششم قانون اساسی هم اتکا به آرای عمومی مورد توجه قرار گرفته است و استنباط شورای نگهبان این بود که اجرای این طرح موجب تقلیل اتکا به آرای عمومی و کاهش مشارکت خواهد شد.






پنتاگون نقطه ضعف آمریکا را به همه نشان داد

وزارت دفاع آمریکا در نسخه غیرمحرمانه «راهبرد دفاع سایبری» که منتشر کرده، دولت‌های روسیه، چین، ایران و کره‌شمالی را «دشمنان بالقوه» آمریکا که توانایی اختلال سایبری آمریکا را دارند، معرفی کرده است. وزارت دفاع آمریکا در این گزارش، مدعی شده این کشورها در راستای «دستیابی به توانمندی‌های ماندگار و انکارپذیر برای حمله و آسیب‌رسانی به منافع داخلی ایالات متحده آمریکا» سرمایه‌گذاری‌های قابل‌توجهی در حوزه توانمندی‌های سایبری انجام داده‌اند. گزارش پنتاگون درباره روسیه و چین مدعی است که آنها «راهبردها و توانمندهای پیشرفته‌ را توسعه داده‌اند». مهاجمان سایبری روسیه، به ادعای این گزارش، مخفیانه عمل می‌کنند و در بیشتر موارد تشخیص آنها دشوار است. پنتاگون همچنین چین را به سرقت «دارایی‌های فکری» از بنگاه‌های تجاری دنیا به قصد تضعیف قابلیت رقابت آمریکا در بازارهای جهانی متهم کرده است. این گزارش درباره ایران و کره‌شمالی نیز مدعی شده است: «آنها ‌در فضای سایبری، سطح آشکاری از مقاصد خصمانه علیه آمریکا و منافع این کشور ابراز کرده‌اند». در بخش دیگری از این گزارش، اعمال تحریم‌های اقتصادی از محورهای اقدامات واشنگتن برای مقابله با این «تهدیدات سایبری» دانسته شده است. گزارش پنتاگون تصریح کرده، واشنگتن می‌تواند با «اقدامات دیپلماتیک، اقدامات اجرای قانون و بررسی تحریم‌های اقتصادی» به برخی حملات و عملیات اخلال‌گرانه معین واکنش نشان دهد. باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا، فروردین ماه سال جاری فرمان اجرایی تحریم عاملان حملات سایبری را امضا کرد که به وزیر خزانه‌داری این کشور اختیار می‌دهد، نفرات یا شرکت‌هایی که وارد فعالیت‌های سایبریِ تهدیدکننده‌ امنیت ملی، سیاست خارجی یا سلامت اقتصادی و ثبات مالی ایالات متحده می‌شوند، هدف تحریم قرار دهد. هرچند این نسخه غیرمحرمانه نوعی هشدار برای قدرت‌های سایبری است که ممکن است کشورشان با دستور رئیس‌جمهور یا وزیر دفاع ایالات‌متحده مورد حمله قرار بگیرد؛ اما از طرف دیگر، نشان می‌دهد، هژمونی آمریکا تحت تأثیر قدرت‌های نامرئی در داخل و بیرون قرار گرفته است و اکنون در تلاش است که صرفاً با تهدید، آن را نگه دارد. اگر به یاد داشته باشیم واشنگتن پیش از این، با متهم کردن کره‌شمالی به انجام حملات سایبری علیه شرکت «سونی پیکچرز»، پیونگ‌یانگ را هدف تحریم قرار داده بود؛ اما مدتی بعد مقامات امنیت سایبری این کشور اعتراف کردند که این حملات را هکرهایی از داخل خاک آمریکا راه‌اندازی و اجرا کرده بودند که این نشان می‌دهد، حملات سایبری قابل رصد و کنترل نیستند.





تبلیغات رسانه‌ای سعودی‌ها، برای جبران شکست در زمین

موضع‌گیری توهین‌آمیز و گستاخانه رسانه‌های سعودی در قبال سخنرانی‌ها و مواضع مسئولان جمهوری اسلامی ایران حکایت از شکست‌های سنگین آنها در یمن، عراق و سوریه دارد. روزنامه سعودی «الجزیره» در مطلبی به قلم «سعدبن عبدالقادر القویعی» مدعی شد، «خطر باندهای مسلح بسیج مردمی (در عراق) درحال افزایش است.» این رسانه سعودی که به‌شدت از پیروزی‌ها و دستاوردهای نیروهای بسیج مردمی در عراق و اذعان مکرر برخی مسئولان این کشور به نقش مهم حمایت‌ها و مشاوران نظامی ایران در شکست داعش و تروریسم عصبانی شده است؛ در مواضعی توهین‌آمیز سردار «قاسم سلیمانی» را «جنایتکار جنگی» و «عامل ایجاد تروریسم و متزلزل شدن صلح و امنیت و ثبات منطقه» معرفی می‌کند! روزنامه الجزیره در ادامه ادعاهای خود، سردار «قاسم سلیمانی» را مسئول مستقیم «نیروهای شیعه» در عراق می‌داند و مدعی می‌شود، «این نیروها درحال پاکسازی مناطق سنی‌نشین در عراق و سوریه هستند.» روزنامه سعودی «الجزیره» در مطلب دیگری به ‌قلم «عبدالله‌بن عبدالعزیز الفالح» به اعراب توصیه کرد، به سخنان سیدحسن نصرالله و رسانه او گوش نکنند. این روزنامه به سعودی‌ها تأکید کرد، نباید به‌هیچ‌وجه به خبرها و شایعه‌هایی که از رسانه‌های «متخاصم» منتشر می‌شود، گوش کنند و این شایعات و اخبار را برای دیگران نقل کنند. الشرق‌الاوسط نیز مدعی شد: «دشمنی ایران با عربستان آشکار، مستقیم و صریح است». روزنامه سعودی «الشرق» در مطلبی در پایگاه اینترنتی خود به قلم «احمد دماس مذکور»، به‌شدت از سخنان اخیر سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان به‌دلیل انتقاد از کشورهای شرکت‌کننده در تجاوز به یمن انتقاد کرد. الشرق‌الاوسط در مطلب توهین‌آمیز دیگری به قلم «طارق الحمید» در واکنش به سخنرانی‌های اخیر و برای توجیه تجاوز ائتلاف عربستان به یمن، مدعی شد که حزب‌الله، ایران، القاعده و داعش همگی یکسان هستند؛ زیرا همه آنها سعی می‌کنند پایگاهی را برای خود در مرزهای عربستان ایجاد کنند!! روزنامه سعودی «عکاظ» نیز در مطلبی به قلم «خلف الحربی» مدعی شد، ایران پس از کنترل «الحوثی» بر صنعا شادمانی کرد؛ ولی با آغاز عملیات «طوفان قاطعیت» ناگهان ساکت شد، به‌گونه‌ای ‌که به نظر می‌آید که ایران اصلاً الحوثی را نمی‌شناسد؛ به همین دلیل هم‌پیمانان ایران باید بدانند که آنان پلی برای اهداف این کشور هستند.


خط خبر

مسیحیان به حزب‌الله می‌پیوندند
«بیزنس تایمز» با اشاره به تهدید داعش نوشته است، اکنون حزب‌الله لبنان و شبه‌نظامیان مسیحی در یک جبهه به مبارزه با تروریست‌ها می‌پردازند. بیزنس تایمز در ادامه با اشاره به همنام‌بودن فرمانده مسیحیان رأس بعلبک و سیدحسن نصرالله، دبیر کل حزب‌الله لبنان نوشت: «نصرالله؛ مسیحی مردی درشت‌اندام است که ریش می‌گذارد و حتی به‌طرز حیرت‌آوری به حسن نصرالله مسلمان شباهت دارد. او بالای درب ورودی تصویری بزرگ از هم‌نام خود (سیدحسن نصرالله) نصب کرده و کنار آن هم عکسی از آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر حکومت مذهبی ایران وجود دارد.» نصرالله می‌گوید: «تنها مقاومت حزب‌الله است که از ما محافظت می‌کند. تنها حزب‌الله است که در کنار ارتش ایستاده است. نباید بیش از این، این واقعیت را انکار کرد.» بیزنس تایمز با اشاره به تلاش‌های حزب‌الله برای حمایت از اقلیت‌ها و آموزش آنها نوشته است، این گروه در برابر حمایت‌های خود خواسته‌ای از اقلیت‌ها نداشته و آنها را به تغییر دین یا اعتقادات وادار نمی‌کند.

هنوز هم مدرس مظلوم است

مجلس شورای اسلامی از سازمان میراث فرهنگی خواسته بود تا با خریداری خانه شهید مدرس و بازسازی آن؛ موزه شهید مدرس را ایجاد کند، اما سازمان میراث فرهنگی خانه کناری منزل شهید مدرس را خریداری کرده بود. حال بعد از گذشت چند ماه، میراث فرهنگی اعلام کرده است که خانه شهید مدرس را به دارالقرآن تبدیل کرده و در حال بازسازی آن است. پیش از این نیز خبری درخصوص خریداری خانه مدرس از سوی یک خیّر برای انجام امور قرآنی منتشر شده بود. سازمان میراث فرهنگی درخصوص اینکه آیا خانه‌ای که در حال بازسازی است، خانه واقعی مدرس است یا خانه‌ای که به اشتباه خریداری شده، سخنی نگفته است.

ساماندهی انتخاباتی جریان سابقه‌دار فتنه

جریان فتنه که تلاش دارد در ماه‎های منتهی به انتخابات مجلس، حضور جدی و مؤثر را در این انتخابات زیر تابلویی جدید در دستور کار قرار دهد، از یک سو با محوریت یکی از عناصر قدیمی و بدسابقه که به «چریک پیر» معروف بوده و به‌تازگی از زندان آزاد شده است، ساماندهی تشکیلاتی خود را در پوشش شورای مشورتی ۶۰ نفره در دستور کار قرار داده است و از سوی دیگر با محوریت یکی از سران فتنه، فعالیت‌های خود را تشدید کرده‌اند. براساس این راهبرد سیاسی و تشکیلاتی، از شورا‎های استانی با عنوان «کمیته راهبردی اصلاح‌طلبان» در استان‎ها با عضویت عناصر اصلی فتنه در سطح کشور تشکیل خواهد شد. گفتنی است، شورای راهبردی اصلاح‎طلبان در هفته‎های گذشته به‌صورت رسمی اعلام موجودیت کرده است که تعدادی از اعضای آن از چهره‎های فعال در فتنه ۸۸ و با محکومیت کیفری هستند.

تهدیدجدید: به شما نخواهم گفت...؟!

آمریکا که این روزها با وضعیت دشواری مواجه شده است، از یک جهت می‌گوید ایران در یمن نقشی ندارد و از طرف دیگر تهدید می‌کند. اشتون کارتر، وزیر دفاع آمریکا مدعی شده است، چند کشتی باربری ایران که گویا در آب‌های اطراف یمن هستند، حامل سلاح‌‌های پیشرفته برای شورشیان حوثی این کشور باشند. وی گفته است، حضور ناوهای آمریکایی در آب‌های نزدیک یمن «گزینه‌های» رئیس‌جمهور را باز می‌گذارد. کارتر به این سؤال که آیا خدمه نظامی آمریکا سعی خواهند کرد برای جلوگیری از هرگونه انتقال سلاح به یمن وارد کشتی‌های ایرانی شوند یا خیر، پاسخی نداده و گفته است: «به شما نخواهم گفت که ایالات متحده آماده چه اقدامی است. همان‌طور که رئیس‌جمهور گفت، ما گزینه‌هایی داریم.»

اعتراف از جنس آلمانی

سعید جلیلی، مذاکره‌کننده پیشین هسته‌ای، در همایش تحلیلی مبانی گفتمان اصولگرایان و بررسی مسائل روز در مسجد قرآن بوشهر گفته است: در سفری که به یکی از کشورهای اروپایی داشتم وزیر خارجه آن کشور که به نوعی غول اقتصادی نیز محسوب می‌شود، مدعی شد اگر فشارهای آمریکا به ایران بر کشور خودش اعمال می‌شد، شش ماه بیشتر دوام نمی‌آورد.

عاقبت کسانی که می‌خواهند زیر پای ایران را خالی کنند

حسین شیخ‌الاسلام گفته است: پادشاه عربستان ممکن است این جنگ را برای تثبیت قدرت خود، راه انداخته باشد و حالا که شکست خورده، ممکن است موجب تأثیرات خاص دیگر در داخل عربستان شود که آمریکایی‌ها برای حذف امثال وی که تندرو، بی‌عقل و کم‌تجربه است، اقدام خواهند کرد. همچنان که اقدام به حذف بندربن سلطان کردند. بندر بن سلطان تا زمانی که برای امریکایی‌ها فایده‌ای داشت، به او مسئولیت دادند؛ جنایت‌های القاعده و داعش را بندربن سلطان هدایت کرد، ولی وقتی از حدود خارج شد، وی را برکنار کردند. بندر بن سلطان برای جلوگیری از فروش اس۳۰۰ از سوی روسیه به ایران، به روسیه رفت و یک قرارداد بزرگ نظامی به ارزش هفت میلیارد دلار که با حواشی آن به ۱۳ میلیارد دلار رسید، منعقد کرد که شرط آن نفروختن این سامانه موشکی اس۳۰۰ به ایران بود؛ این جالب اینجاست که عربستانی‌ها به روسیه می‌روند و درخواست می‌کنند که روسیه این سامانه را که ما را در مقابل نفوذ صهیونیست‌ها مقاوم‌تر می‌کند، به ایران تحویل ندهد. اینکه عربستانی‌ها، صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها در یک خط و مسیر حرکت می‌کنند، خیلی واضح و روشن است.

کلوچه‌پز شبانه

به‌تازگی، رئیس کنونی دستگاه دیپلماسی آمریکا گفته است، به آشپزی کردن علاقه شدیدی دارد و مدت‌ها پیش در یک کلوچه‌پزی کار می‌کرده است. وی گفته است، زمانی که در دهه 70، روزها در یک شرکت حقوقی در بوستون کار می‌کرد، شب‌ها نیز به‌همراه یک دوست قدیمی‌اش یک کلوچه‌پزی راه انداخته بود. کری در جلسه‌ای که در وزارت خارجه آمریکا برگزار شد، گفت: ما در آن زمان پس از شام به کلوچه‌پزی می‌رفتیم و من کلوچه‌های شکلاتی درست می‌کردم. ایده تأسیس کلوچه‌پزی شبانه پس از آن به ذهن ما رسید که متوجه شدیم، شب‌ها در بوستون جایی برای خرید کلوچه‌های خوشمزه وجود ندارد.

ازدواج دختران ایرانی با اتباع افغانی

معاون امنیتی و انتظامی وزیر كشور از ورود روزانه هزار و 500 نفر به‌صورت غیرمجاز به كشور خبر داد. این در حالی است كه مدیر كل امور اتباع و مهاجران خارجی وزارت كشور از هزار و 160 فقره پرونده زناشویی به‌صورت قانونی بین زنان ایرانی و اتباع افغان در سال گذشته خبر می‌دهد. ازدواج‌های این اتباع خارجی غیرمجاز با ایرانی‌ها شاید از نظر شرعی مشكلی نداشته باشد، ولی از نظر قانونی مشكلات بسیاری را برای آنها ایجاد می‌كند؛ زیرا افغانی‌ها برای دریافت تابعیت ازدواج می‌کنند. البته در سال‌های گذشته بسیاری از این افغانی‌ها زنان‌شان را در ایران رها کرده‌اند و به کشور خویش برگشته‌اند.


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

تلاش برای انشقاق در جبهه اصولگرایی
حسین عبداللهی فر

«عطش انتخاباتی» عنوانی بود که روزنامه «جوان» برای فعالیت‌های زودهنگام انتخاباتی به کار برد و زیر تیتر اول خود در سه‌شنبه نخستین روز از اردیبهشت‌ماه(۱/۲/) نوشت: «تجربه تلخ وقایع قبل و بعد از انتخابات سال 88 نشان می‌دهد که افراد و جریان‌های سیاسی نباید ورود زودهنگام به موضوع انتخابات را در دستور کار قرار دهند.»
«جوان» این هشدار را برای مجریان انتخابات شدیدتر خواند و با اشاره به اظهارات انتخاباتی معاون اول رئیس‌جمهور نوشت: «طی روزهای اخیر و 11 ماه مانده به دهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی جریانی سیاسی در تلاش است با گرم کردن زودهنگام تنور انتخابات مسیر موفقیت جناح متبوع خود را ریل‌گذاری کند و مجلسی با نمایندگان خاص تشکیل دهد.»
این عطش انتخاباتی و تلاش دولت برای تسخیر مجلس در نگاهی به تیترهای درشت روزنامه‌های اصلاح‌طلب کاملاً محسوس است.
«آرمان» تیتر اول نخستین روز هفته(۲۹/۱/) خود را «چهارضلعی بودن انتخابات مجلس» برگزید و نوشت: «اصولگرایان اگر با دو لیست در انتخابات حضور داشته باشند قطعاً نمی‌توانند اکثریت کرسی‌ها را در اختیار داشته باشند و اختلاف کرسی‌های آنها با اصلاح‌طلبان و میانه‌روها بسیار کم خواهد بود.»
این روزنامه همچنین در سرمقاله همین روزش به القای تغییر ترکیب مجلس دهم به سمت دلخواهش پرداخت و نوشت: «از آنجایی که دولت در دو سال گذشته چالش‌های بسیاری را با برخی نمایندگان داشت و به نوعی در مسیر اجرای برنامه‌هایش به نوعی آنها را سرعت‌گیر خود دانست، این تصور را دارد برای آنکه دولت بتواند باقی‌مانده عمر خود را به‌گونه‌ای پیش ببرد که بتواند به وعده‌هایی که داده است جامعه عمل ‌بپوشاند لازم است ترکیب مجلس را عوض کند و منتقدان همیشه مخالف دولت، جای خود را به اصلاح‌طلبان و اصولگرایان معتدل بدهند.»
«آرمان» همچنین چندین یادداشت دیگر خود را به انتخابات اختصاص داد و در یکی از آنها به قلم صادق زیباکلام به گام‌هایی که اصلاح‌طلبان باید برای رسیدن به مجلس دهم طی کنند، اشاره کرد و نوشت: «اصلاح‌طلبان برای موفقیت در انتخابات مجلس دهم باید در وهله اول از امروز رایزنی‌های جدی خود را با افراد تأثیرگذار آغاز کنند تا نامزدهای شناخته شده اصلاح‌طلب، کسانی که محبوبیت و مقبولیت عمومی دارند بتوانند در انتخابات حضور داشته باشند و در گام بعدی در اندیشه ائتلاف‌های بزرگ باشند که افکار عمومی را به سمت خود جلب کنند.»
«ابتکار» یک روز بعد(۳۰/۱/) موضوع «بازی ائتلاف‌ها» را به تیتر اول خود برد و با بررسی وضعیت هر یک از جریان‌های سیاسی درباره کارگزاران نوشت: «کارگزاران سازندگی نیز که از احزاب معتدل اصلاح‌طلب محسوب می‌شود و حتی اسحاق جهانگیری، رئیس شورای مرکزی‌اش نیز در قامت معاون اول دولت یازدهم حضور دارد، بر همبستگی اصلاح‌طلبان با اعتدالگرایان تأکید دارد. جهانگیری دیروز در جلسه شورای مرکزی حزب کارگزاران تأکید کرد اگر مجلس خوبی شکل نگیرد کار دولت ناتمام خواهد بود.»
«آفتاب یزد» همین جمله جهانگیری را تیتر کرد و از قول وی نوشت: «در آخرین نظرسنجی‌های صورت گرفته اصلاح‌طلبان وضعیت خوبی داشتند. البته برخی نیز به مدیریت انتخابات هم اشاره می‌کنند و نگران رد صلاحیت‌ها و مدیریت انتخابات هستند. امیدواریم این مسائل با مذاکرات حل شود.»
«شهروند» هم در همین روز (30/۱/) به هشدار معاون اول رئیس‌جمهور اشاره کرد و با حروف نسبتاً درشتی نوشت: «تلاش می‌کنند نیروهای معتدل از کاندیداتوری روی‌گردان شوند.»
«آرمان» مجدد دوشنبه(۳۱/۱/) تیتر اول خود را انتخاباتی کرد و با اشاره به فعالیت انتخاباتی احمدی‌نژاد زیر روتیتر «دغدغه اصلاح‌طلبان و میانه‌روها، آتش پنهان تندروهاست» از شروع بازی با چراغ خاموش خبر داد.
این روزنامه در یادداشت صفحه اول خود تحت عنوان «ائتلاف اصلاح‌طلبان و اصولگرایان معتدل» نوشت: «امید می‌رود در آینده نزدیک شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و شورای راهبردی در یک فعالیت مشترک و با هم‌افزایی ظرفیت‌های سیاسی و اجتماعی خود و سایر جریانات جبهه را نیز همراه و همگام سازند و این افق به حدی روشن است و امیدبخش است که بعضی عناصر برجسته اصلاحات پیشنهاد الحاق بخشی از اصولگرایان معتدل همراه دولت در ائتلاف بزرگ جبهه اصلاحات را نیز مطرح کرده‌اند.»
تلاش اصلاح‌طلبان برای ایجاد انشقاق در اصولگرایان در حالی صورت می‌گیرد که برخی تیترهای مطبوعاتی از همگرایی در این جبهه خبر دادند. «ابتکار» در نخستین روز هفته(۲۹/۱‍/) واکنش باهنر به پیشنهاد ائتلاف با اصولگرایان معتدل را تحت عنوان «توصیه‌های دلسوزانه اصولگرایی» تیتر اول خود انتخاب کرد و نوشت: «رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری با بیان اینکه اتحاد میان همه جریانات اصولگرایی حتی جبهه پایداری لازم و ضروری است، تصریح کرد بدون شک امروز مواضع جریان تند اصولگرایی نیز تعدیل‌یافته، اما باید پذیرفت که تئوری ائتلاف با اصلاح‌طلبان معتدل از اساس محکوم به شکست است و جریان اصولگرایی باید اصلاح‌طلبان کشور را تنها به‌عنوان رقیب بپذیرد.»
«رسالت» هم سرمقاله این روز خود را به «فرایند یک‌صدایی اصولگرایان» اختصاص داد و درباره وحدت اصولگرایان نوشت: «سهم‌خواهی، خودمحوری، تبارگرایی، خودشیفتگی و خودبرتربینی حزبی، دیگر مانع همگرایی اصولگرایان نیست. اصولگرایان از آن عبور کرده‌اند و قرار گذاشته‌اند یک‌صدایی در جبهه خودی را تقویت کنند. آنها فهمیده‌اند چندصدایی در اصولگرایان از بیرون مدیریت می‌شود.»
این روزنامه در شماره اول اردیبهشت خود سخنان آیت‌الله مصباح در استقبال از همفکری اصولگراها را تیتر کرد و در آخرین روز هفته(۳/۲/) در تیتر اول خود از قول دبیر کل جامعه روحانیت مبارز تهران نوشت: «نوسازی جبهه اصولگرایی ضروری است.»
«رسالت» در سرمقاله همین روزش بر روند همگرایی اصولگرایان تأکید کرد و در سطور پایانی آن نوشت: «اصولگرایان این روزها با بهره‌گیری از تجربه انتخابات 92 فقط به همگرایی فکر می‌کنند. نشست‌های اضلاع اصولگرایی در تهران، قم و مراکز استان‌ها بر اساس عقلانیت سیاسی منجر به همدلی و همزبانی در سطوح مختلف شده است.»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروری بر حضور رئیس‌جمهور اسلامی ایران در اجلاس باندونگ
همگرایی در مقابله با نظام سلطه

اجلاس سران آسیا ـ آفریقا با حضور سران و نمایندگان 80 کشور آسیایی و آفریقایی و نمایندگان 20 نهاد بین‌المللی در پایتخت اندونزی به ریاست مشترک رؤسای جمهوری اسلامی ایران و ماداگاسکار برگزار شد.
جمهوری اسلامی ایران در مقام رئیس جنبش عدم تعهد، نقش مهمی در این اجلاس ایفا کرد.
بررسی سوابق تاریخ نشست باندونگ نشان می‌دهد، در روز 18 آوریل سال 1955 میلادی نخستین کنفرانس کشورهای آسیایی و آفریقایی در باندونگ اندونزی برگزار شد. این کنفرانس موجب ظهور جنبش غیرمتعهدها شد که به هیچ یک از دو ابرقدرت آمریکا و اتحاد شوروی وابسته نبود. با توجه به این تاریخچه می‌توان گفت، مهم‌ترین مؤلفه كنفرانس باندونگ حضور مجموعه‌ای از كشورهای آفریقایی و آسیایی است كه هدف واحدی دارند و آن، مقابله با نظام سلطه و رسیدن به توسعه و پیشرفت براساس ظرفیت‌های درونی است.
آنچه در دنیای امروز مشاهده می‌شود، ابعاد جدید رفتارهای نظام سلطه برای غارت كشورهاست كه در قالب اموری، همچون ترویج و گسترش تروریسم، تحریم و اعمال مجازات‌های از خود درآورده اقتصادی، جلوگیری از دستیابی كشورها به دانش روز جهان و وابسته نگه داشتن آنها به صنایع و دانش خویش و استمرار سیاست اختلاف‌افكنی میان كشورها برای دور کردن آنها از اهداف غارت‌گرایانه نظام سلطه است.
با توجه به این شرایط، همگرایی كشورهای آفریقایی و آسیایی به‌منزله محور اصلی سیاست‌های استعماری نظام سلطه امری ضروری است كه نشست اندونزی می‌تواند گامی در این عرصه باشد.
در این میان جمهوری اسلامی به عنوان یكی از باسابقه‌ترین و موفق‌ترین كشورهای مقابله‌كننده با نظام سلطه كه با تكیه بر خویشتن توانسته است دستاوردهای گسترده علمی‌، تحقیقاتی، دفاعی و امنیتی و... را كسب کند، می‌تواند الگویی موفق برای سایر كشورهای آزادیخواه آسیایی و آفریقایی باشد كه با توجه به آن، این کشورها می‌توانند از تجربیات و ظرفیت‌های جمهوری اسلامی برای رسیدن به اهداف آزادی‌خواهانه بهره‌مند شوند.
در این نشست می‌توان جایگاه ایران در مبارزه با تروریسم و تحقق امنیت جهانی را در طرح‌های جمهوری اسلامی ایران مشاهده كرد؛ از جمله:
ـ تلاش برای رسیدن به منطقه‌ای كه میان مسلمان، مسیحی، یهودی و بودایی، یا آفریقایی و آسیایی و اروپایی، در ارزش‌های انسانی تفاوتی نباشد و تروریسم نتواند صلح بشری را به مخاطره بیندازد و امنیت فردی و اجتماعی را تهدید و تخریب کند.
ـ اجرای حرکت جهانی گسترده از سوی رهبران دینی و فرهنگی ملل برای مقابله با توجیه اعتقادی آدم‌کشی و جلوگیری از این امر كه تعصب اعتقادی، دستاویز سلطه‌طلبی‌های سیاسی شود.
ـ تأکید بر شناسایی و ریشه‌کنی عوامل جاذبه گروه‌های تروریست و چگونگی سربازگیری آنان، در کنار مقابله جدی با افراط‌گری و تروریسم. همچنین، باید ریشه‌های فرهنگی اقتصادی این پرخاشگری و میل به خشونت شناسایی شود و با تلاش صادقانه در حل معضلات اقتصادی، تأمین عدالت اجتماعی و مقابله با ترویج فرهنگ خشونت در میان جوانان، زمینه تحریک و سوءاستفاده تروریست‌ها از بین برده شود.
ـ جلوگیری از توسعه تروریسم با قطع کانال‌های تغذیه مالی، سیاسی و اطلاعاتی؛ تا زمانیکه برخی دولت‌ها، رویکرد تروریسم خوب و تروریسم بد را دنبال می‌کنند، جریان تروریسم بین‌المللی، پیام قاطع جهانی در مبارزه با این جنایت را دریافت نکرد‌ه و هر روز با نامی دیگر و با حمایت دولتی دیگر، به حیات خود ادامه خواهد داد.
به عبارتی، مجموع پیشنهادهای جمهوری اسلامی ایران در این نشست براساس وحدت و یكپارچگی اعضا و مبارزه با تروریسم و حامیان آنها بوده كه در نهایت به اصل مبارزه با نظام سلطه و امپریالیسم به‌عنوان ایجادكننده و حامی اصلی تروریسم معطوف می‌شود.
گفتنی است، رئیس‌جمهور در این اجلاس در كنار مقوله تروریسم به دو چالش مهم منطقه، یعنی جنایات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان و نیز حملات عربستان به یمن و كشتار مردم این كشور اشاره کرد و لزوم مقابله واحد با آنها را خواستار شد كه با استقبال حاضران همراه گردید.
در كنار حضور در این اجلاس، دیدارهای دوجانبه‌ای نیز میان مقامات ایرانی و برخی كشورهای حاضر در اجلاس صورت گرفت. دکتر روحانی و «شی جین پینگ» رئیس‌جمهور چین بر ضرورت گسترش بیش از پیش روابط تهران ‌ـ پکن تأکید کردند. دکتر روحانی در این دیدار با اشاره به دوستی عمیق دو ملت و دو دولت چین و ایران گفت‌: دو کشور اهداف و منافع مشترک فراوانی در زمینه روابط دوجانبه و مسائل منطقه‌ای و جهانی دارند. رئیس‌جمهور چین نیز خواستار دستیابی زودهنگام به توافق‌نامه جامع هسته‌ای با ایران شد.
در ادامه، رئیس‌جمهور کشورمان، دکتر روحانی با رئیس‌جمهور اندونزی هم دیدار داشت، و دو طرف ضمن رایزنی درباره تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی، توسعه همکاری تهران‌ـ جاکارتا را در بخش‌های مختلف، به‌ویژه حوزه اقتصادی خواستار شدند. رئیس‌جمهور در دیدار نخست‌وزیر بنگلادش نیز با اشاره به ظرفیت‌های فراوان همکاری داکا‌ـ تهران گفت: ایران از پیشرفت و توسعه مناسبات دوجانبه استقبال می‌کند. «شیخه حسینه» نیز نقش مهم منطقه‌ای و بین‌المللی ایران را یادآور شد و از همکاری‌های دو‌جانبه اقتصادی استقبال کرد. دكتر روحانی با شینزو آبه، نخست‌وزیر ژاپن نیز دیدار داشته و طرفین بر تقویت روابط تأكید کردند.
آنچه در این نشست آشكار شد، استمرار افشای واهی‌بودن انزوای ایران در جهان بود، چنانكه بسیاری از حاضران در اجلاس بر دو اصل لزوم پایان تحریم‌های ایران و نیز توسعه روابط با تهران و برخورداری از ظرفیت‌های جمهوری اسلامی در معادلات جهانی تأكید كردند. آنچه ناظران سیاسی و اقتصادی تأكید دارند، آن است که آنكه اعضای باندونگ ظرفیت‌های گسترده‌ای دارند كه با فعال شدن آنها می‌توانند گام‌های مهمی برای مقابله با نظام سلطه بردارند؛ از جمله شكسته‌شدن ابزار تحریم كه غرب از آن برای به زانو درآوردن سایر كشورها بهره می‌گیرد.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

بلوف گزینه نظامی
آمریکایی‌ها مدعی هستند، با رویکرد تعاملی و مذاکره فضای جنگ از آسمان ایران دور خواهد شد؛ آنها حتی در فضای رسانه‌ای، توافق هسته‌ای را مؤلفه‌ای برای مقابله با جنگ عنوان می‌کنند.
چنانكه از رفتار آمریكایی‌ها برمی‌آید، گزینه نظامی برای آنها هرگز حذف نشده و نخواهد شد. اکنون دلایل اقدام غیرنظامی آمریکا عبارت است از: ۱ـ توان نظامی ایران بالاست؛ ۲ـ انسجام ملی ایرانیان قدرت بازدارنده‌ای است که سبب سنگین‌شدن هزینه گزینه نظامی می‌شود. ۳ـ موقعیت منطقه‌ای ایران مانع گزینه نظامی می‌شود؛ زیرا حمله نظامی سبب به آتش کشیده‌شدن منافع آمریکا در منطقه می‌شود.
چنانکه کارشناسان سیاسی و نظامی آمریکا همواره تأکید کرده‌اند، حمله به ایران کل منطقه را به آتش می‌کشد و نوعی جنون و دیوانگی است. حال این پرسش مطرح می‌شود كه آمریكا چه طرح‌هایی برای گزینه نظامی در سر دارد و مؤلفه‌های رویكرد آنها به این گزینه چیست؟
راهبرد آمریکا در لوای مذاکرات آن است که در فرایند زمانی به بهانه راستی‌آزمایی و رفع تحریم‌ها، اصول ریشه‌ای مقاومت ایران، یعنی انسجام ملی در مقابله با آمریکا، توان موشکی و تسلیحاتی و در نهایت، ظرفیت‌های منطقه‌ای ایران در قالب مقاومت را هدف قرار دهد و جمهوری اسلامی را از داشته‌های خود تهی کند. با توجه به اینكه اوباما تلاش دارد تا نقاب دموكراتیك بودن و عدم جنگ‌افروزی مستقیم را حفظ کند، این سناریو محتمل است که آمریکایی‌ها نه در جنگی مستقیم، بلکه در جنگی نیابتی، ایران را هدف حمله قرار دهند. چنانکه ذکر شد، چتر امنیتی آمریکا در منطقه شامل ترکیه، کشورهای عربی و رژیم صهیونیستی و گروه‌های تروریستی می‌شود.
برخی ناظران سیاسی معتقدند، آنچه امروز در سوریه و یمن روی می‌دهد، می‌تواند الگویی برای اقدام نظامی احتمالی منطقه علیه ایران باشد که البته محوریت آن با رژیم صهیونیستی و پشتیبانی کشورهای عربی و آمریکا خواهد بود. آمریکا در فرایند زمانی به نام راستی‌آزمایی و نیز لغو تحریم‌ها، به‌صورت موازی انسجام ملی، توان دفاعی و موقعیت منطقه‌ای ایران را هدف قرار داده تا زمینه‌ساز اقدام نظامی شود. هدف آنها نابودی زیرساخت‌های ایران در تمام عرصه‌ها و ایجاد هرج‌ومرج و آشوب در کشور است که تحقق‌بخش رؤیای آمریکا و متحدان آن به‌منظور عقب‌راندن ایران برای ده‌ها سال خواهد بود.
در یک کلام می‌توان گفت، گزینه نظامی ادعای آمریکایی‌ها به‌منزله مرحله‌ای پس از به نتیجه نرسیدن دیپلماسی نیست، بلکه واژه صحیح آن است. «گزینه نظامی آخرین گزینه پس از دیپلماسی برای مهار ایران است.» که البته انجام آن بسیار دور از ذهن است و شرایط طرف غربی و منطقه این اجازه را به آنها نمی‌دهد؛ لذا آمریکا با حربه دیپلماسی به‌دنبال نابودی ظرفیت‌های انسانی، تسلیحاتی و منطقه‌ای دفاعی ایران است.
گفتنی است، تا زمانی‌که پیشرفت‌های هسته‌ای، توسعه نظامی و موشکی، اصل مبارزه مردم با آمریکا و موقعیت ایران در منطقه وجود دارد، آمریکا گزینه نظامی را اجرا نخواهد کرد، بلکه پس از اجرای سناریوی حذف این اصول به‌سمت گزینه نظامی پیش خواهد رفت و تهدید نظامی ایران بیشتر بلوفی برای تأثیرگذاری بر طرف ایرانی و خوراک داخلی است.
از سویی، نکته مهم آنکه یک کلیدواژه در ادبیات سیاسی آمریکا مشاهده می‌شود و آن اینکه آنها هرگز از روابط برابر و یکسان سخن نمی‌گویند، بلکه تأکید دارند که ایران با تغییر در رفتارهایش می‌تواند به کمک‌های آمریکا امیدوار باشد.
خلاصه کلام آنکه سیاست آمریكا تسلیم‌سازی برای رابطه است و این تسلیم‌شدن به‌معنای آن است که ایران به کشوری عقب‌مانده و ضعیف مبدل شده و گزینه‌ای جز تسلیم‌شدن نداشته باشد. آمریکا از ایران به‌دنبال ساختن الگویی مبنی‌بر تسلیم شدن است، لذا در اندیشه تضعیف ایران است تا به جهان نشان دهد، قدرت مطلق، آمریکاست و هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد.


پرونده

نظارت بر چرخه غنی‌سازی ایران ۲۵ ساله خواهد بود!
وزیر انرژی آمریکا در مصاحبه‌ای جدید مدعی شد که براساس توافق جامع، نظارت بر چرخه غنی‌سازی در ایران ۲۵ ساله خواهد بود. «ارنست مونیز» در مصاحبه با شبکه سی‌ان‌بی‌سی به منتقدان توافق هسته‌ای با ایران اطمینان داد که آمریکا در چارچوب این توافق می‌تواند هرگونه فعالیت نظامی احتمالی ایران را که با برنامه هسته‌ای آن مرتبط باشد، ردیابی کند. وزیر انرژی آمریکا در این باره گفت: ما برای مدت زمان حداقل ۱۰ سال امکان این را خواهیم داشت که هرگونه فعالیت نظامی مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران را به سادگی ردیابی کنیم و زمان کافی نیز برای واکنش به آن خواهیم داشت. ارنست مونیز که یکی از اعضای هیئت مذاکره‌کنندگان آمریکایی در لوزان سوئیس بود در دفاع از توافق هسته‌ای احتمالی با ایران گفته که اگر این توافق حاصل شود، می‌توان برای ۲۵ سال بر چرخه غنی‌سازی اورانیوم در ایران نظارت کامل داشت.
انتقال اورانیوم به روسیه یکی از گزینه‌هاست
نماینده روسیه در مذاکرات هسته‌ای می‌گوید: انتقال ذخایر اورانیوم ایران به روسیه یکی از گزینه‌هاست، اما تهران نظر متفاوتی در این باره دارد. سرگئی ریابکوف، معاون وزیر امورخارجه روسیه در مصاحبه با خبرگزاری تاس گفت: انتقال ذخایر اورانیوم ایران به روسیه یکی از گزینه‌های پیش‌رو در مذاکرات هسته‌ای است. وی با این حال تصریح کرد که تهران چنین نظری ندارد و به‌دنبال راهکارهای دیگر است. بر اساس تفاهمی که روز 13 فروردین در شهر لوزان سوئیس به‌دست آمد، ایران پذیرفته است که میزان ذخایر اورانیوم خود را از 10000 کیلوگرم کنونی به 300 کیلوگرم کاهش دهد. رقیق‌سازی ذخایر و فروش آنها در بازارهای جهانی ازجمله راهکارهایی است که برای کاهش ذخایر مطرح شده است.
شروط جدید جمهوریخواهان آمریکا برای توافق هسته‌ای
به گزارش «تابناک» سناتور‌های جمهوریخواه وعده دادند لایحه‌ای که به کنگره اجازه می‌دهد توافق هسته‌ای ایران را مورد بازنگری قرار دهد، سختگیرانه‌تر خواهند کرد. این موضوع، احتمال وقوع درگیری میان دو جناح جمهوریخواه و دموکرات را افزایش می‌دهد و می‌تواند باعث پیچیده‌تر شدن این تلاش‌ها و کاهش اقبال تصویب این لایحه شود. «میچ مک کانل» رهبر اکثریت جمهوریخواه سنای آمریکا در‌این‌باره اعلام کرد: باید توجه داشته باشید که هیچ بخشی از قوانین، کامل نیست. سناتورهایی که همانند من، خواستار تشدید این لایحه هستند، در فرایند دشوار الحاقیه، فرصت این اقدام را خواهند داشت. ما به زودی شاهد وقوع این فرایند خواهیم بود. کمیته روابط خارجی سنای آمریکا هفته گذشته با 19 رأی موافق و بدون رأی مخالف، بر روی لایحه‌ای به جمع‌بندی رسید که بر‌اساس آن کنگره خواهد توانست بر توافق هسته‌ای با ایران نظارت کند. یکی از مواد الحاقیه این است که ایران باید حق موجودیت اسرائیل را به رسمیت بشناسد و توافق هسته‌ای را به‌عنوان یک پیمان قلمداد کند. این الحاقیه‌ها برای تصویب به حمایت 67 سناتور نیاز دارد. جمهوریخواهان 54 کرسی سنا را در اختیار دارند. «جیم ریچ»، سناتور جمهوریخواه، الحاقیه‌ای را معرفی کرد که خواهان آزادی سه آمریکایی می‌شود که در ایران در بازداشت به سر می‌برند.
هجوم سرمایه‌گذاران به ایران
به گزارش واشنگتن‌پست، شرکت مدیریت دارایی «چارلی مجن سرمایه‌» مستقر در لندن اخیراً از همکاری با یک شرکت سرمایه‌گذاری در بورس تهران خبر داد. با توجه به اینکه زمان دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران نزدیک‌تر می‌شود، سرمایه‌گذاران خارجی درحال بررسی چگونگی سرمایه‌گذاری در عرصه‌های اقتصادی و تجاری در ایران هستند. به نظر می‌رسد بوی بازار جدید به مشام می‌رسد، سالن‌های هتل‌های تهران مملو از اعضای هیئت‌های سرمایه‌گذاران آمریکایی و اروپایی است که درباره سود طولانی‌مدت سرمایه‌گذاری در ایران شنیده‌اند. اما با توجه به دشمنی ثابت شده کشورهای این سرمایه‌گذاران و برخی بدقولی‌‌های این سرمایه‌گذار‌ان در گذشته باید قوانین جدی و محکمی با ایشان درصورت هرگونه سرمایه‌گذاری بسته شود.


اقتصادى
سعید مهدوی

همدلی و همزبانی در حذف یارانه نقدی
از اوایل ماه جاری خبر قطع شدن یارانه ثروتمندان دوباره خبرساز شده و بازتاب‌های مختلفی را درمیان مسئولان دولتی، كارشناسان و همچنین رسانه‌های خبری به همراه داشته است. طبق قانون بودجه سال 94، اعتبار یارانه نقدی 42 هزار میلیارد تومانی به 39 هزار میلیارد تومان کاهش یافته است و دولت از لحاظ اسمی سه هزار میلیارد كسری بودجه در برنامه هدفمندی یارانه‌ها دارد، ولی در حقیقت عملاً دولت علاوه‌بر این حدود 15 هزار میلیارد كسری در زمینه اعتبارات یارانه نقدی دارد.
در جریان بررسی بودجه 93، مجلس در‌خصوص هدفمندی یارانه‌ها مصوب كرد كه دولت از آخر خردادماه(93) تفکیک بین غنی و فقیر و به‌عبارتی نیازمند و غیرنیازمند را برای پرداخت یارانه نقدی عملیاتی كند. دولت پیش از این خبر داده بود که اطلاعات 10 میلیون نفر از اقشار مرفه جمع‌آوری شده است، ولی به نظر می‌رسد از آنجا که نمی‌توان به اطلاعات به‌دست آمده تا حد قابل قبولی اتکا کرد، به همین دلیل سال گذشته از اقدام در این‌باره باز ماندیم. پس از آن محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت اعلام كرد: ما از همان ابتدا کار خود را در جهت استفاده از اطلاعات با بیش از 40 پایگاه اطلاعاتی کشور آغاز کرده‌ایم و هم‌اکنون تعدادی شناسایی شده‌اند که برخی از آنها می‌توانند در پرداخت یارانه‌های آینده مورد توجه قرار گیرند. اما با گذشت حدود دو سال از عمر دولت آن‌گونه كه پیداست هنوز این 40 پایگاه نتوانسته‌اند اطلاعات مفید و قابل اتكایی را برای اقدام عملی در خصوص هدفمند‌سازی یارانه در اختیار دولت قرار دهند.
سخنگوی دولت در پاسخ به پرسش‌های خبرنگاران به چگونگی اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها در تبصره 20 قانون بودجه اشاره کرد و گفت: اجرای این تبصره باید مطابق آیین‌نامه اجرایی باشد که به تصویب هیئت وزیران می‌رسد و چون مجلس در رسیدگی به لایحه بودجه سال 94 با تأخیر آن را به ما ابلاغ کرد تاکنون هنوز دولت موفق نشده آیین‌نامه اجرایی تبصره 20 را که مربوط به چگونگی اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها برای سال 94 است، مشخص کند و خبر كلید خوردن حذف یارانه ثروتمندان در سال 94 را تكذیب كرد. در حالی كه علی طیب‌نیا، وزیر اقتصاد و دارایی در اولین جلسه شورای گفت‌وگو در سال ۹۴ که در اتاق بازرگانی برگزار ‌شد، درباره اخباری که مبنی بر حذف پنج دهک پردرآمد از فهرست یارانه‌بگیران منتشر شده است، اظهار کرد: مسئولیت شناسایی و حذف افراد پردرآمد بر عهده وزارت رفاه است و این فرایند آغاز شده، اما تعداد حذف‌شدگان تا به حال قابل ملاحظه نیست.
بر اساس تکلیف مصرح در بند (ح) تبصره 20 قانون بودجه سال 94 کل کشور، دولت موظف است یارانه خانوارهای پردرآمد را قطع کند. خانوارهای پردرآمد به‌تشخیص دولت و براساس شرایط اقلیمی، بعد خانوار و محل سکونت و میزان درآمد تعیین می‌شود. در این بین مبلغ حقوق دو و نیم میلیون در ماه از سوی مجلس پیشنهاد شد كه با مخالف دولت منتفی شد و تعیین سقف حقوق برای دریافت یارانه نقدی به دولت واگذار شد.
در پایان ذكر چند نكته به دولت در خصوص حذف یارانه نقدی اقشار مرفه ضروری است: 1ـ دولت یازدهم برای اجرایی كردن این برنامه گسترده كه دقت بسیار بالایی را می‌طلبد‏، به هماهنگی و همكاری خصوصاً در گروه اقتصادی‌اش نیاز دارد. 2ـ هرچه دولت در این باره تأخیر داشته باشد، هزینه آن از جیب پروژه‌های عمرانی و توسعه زیرساخت‌های کشور پرداخت می‌شود. 3ـ در سالی که همدلی و همزبانی بین دولت و ملت نامیده شده، اگر دولت تصمیم دارد برخی گروه‌ها را از فهرست یارانه‌بگیران حذف کند، باید با شفافیت کامل این کار را انجام دهد.


نداى قدس

هلاکت بیش از 23 هزار صهیونیست به‌دست مقاومت
ارتش رژیم اشغالگر قدس اعلام کرد: از زمان تأسیس اسرائیل (رژیم صهیونیستی) در سال 1948 تا به امروز، 23320 نظامی صهیونیستی به‌دست فلسطینیان کشته شده‌اند. ارتش رژیم صهیونیستی با انتشار گزارش آماری به مناسبت شصت‌و‌هفتمین سالروز تأسیس رژیم اشغالگر قدس تأکید کرد که در سال گذشته (2014) نزدیک به 116 نظامی اسرائیلی کشته شدند که 67 تن از آنان در جریان جنگ اخیر غزه به دست نیروهای مقاومت به هلاکت رسیدند. براساس این گزارش، 2538 تن از نظامیان صهیونیستی در جریان عملیات مقاومت کشته شده‌اند و هنوز محل دفن 553 تن از نیروهای ارتش این رژیم نامشخص است. در این گزارش می‌خوانیم که 35 تن از معلولان جنگی این رژیم نیز پس از پایان جنگ کشته شده‌اند.
تحریم صنایع نظامی رژیم صهیونیستی

به گزارش خبرگزاری قدس به نقل از مرکز بین‌المللی رسانه خاورمیانه، بانک بارکلیز انگلیس که از مهم‌ترین بانک‌های این کشور به‌شمار می‌آید، سهام خود را از صنایع نظامی البیت رژیم صهیونیستی بیرون کشیده است. سلاح‌ها و تولیدات البیت در جنگ‌ها و کشتار رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان و در ساختن دیوار حائل به کار گرفته می‌شود. بیش از ۷/۱ میلیون نفر از حامیان فلسطینی با امضای طوماری از بارکلیز درخواست کردند که صنایع نظامی البیت را تحریم کند. این درحالی است که در نوامبر سال گذشته نیز، معترضان با حضور همزمان در بیش از 15 شعبه مختلف این بانک در مناطق مختلف انگلیس، فشار بسیاری را برای تحریم رژیم صهیونیستی، از سوی این بانک وارد کرده بودند.
افزایش محبوبیت حماس در کرانه باختری

شبکه دوم تلویزیون رژیم صهیونیستی با انتشار گزارشی گفت: با وجود بازداشت گسترده اعضا و رهبران حماس در کرانه باختری و ادامه همکاری امنیتی میان سرویس‌های امنیتی تشکیلات خودگردان و رژیم صهیونیستی، محبوبیت حماس روزبه‌روز در حال افزایش است و تمامی توطئه‌ها علیه آن بی‌نتیجه بوده است.
غزه مانند جهنم است!

فرمانده تیپ گولانی در ارتش رژیم صهیونیستی تأکید کرد که بیشتر نظامیان این رژیم با هدف اینکه نبردی تمام‌عیار از خود در غزه به نمایش بگذارند، پا به این باریکه گذاشتند، اما غافل از اینکه غزه جای رؤیاپردازی یا سینمای هالیوود نیست. غسان علیان در گفت‌وگو با شبکه دوم تلویزیون رژیم صهیونیستی اذعان کرد که غزه سینمای هالیوود نیست که نظامیان صهیونیست همچون شخصیت‌های سینمایی خود را مانند یک قهرمان جلوه دهند، بلکه جنگ در این باریکه بسیار سخت و دشوار است و در واقع غزه به مانند جهنمی برای ارتش صهیونیستی است. در همین راستا، پایگاه عبری زبان والا تأکید کرد که حماس شب و روز در حال آموزش مبارزان خود به منظور آمادگی برای نبرد آتی و جشن گرفتن پیروزی دیگر بر رژیم صهیونیستی است.
اسارت 105 کودک فلسطینی در «اوفر»

عبدالفتاح دوله، مسئول بخش کودکان اسیر فلسطینی در زندان صهیونیستی اوفر تأکید کرد که طبق گزارش‌های مرکز دفاع از آزادی‌ها و حقوق مدنی «حریات»، شمار کودکان اسیر فلسطینی در زندان‌های صهیونیستی رو ‌به افزایش است و این بخش دیگر گنجایش آنان را ندارد؛ به‌گونه‌ای که هم‌اکنون 105 کودک از جمله 13 کودک زیر 16 سال در این زندان محبوسند. وی اشاره کرد که هم‌اکنون 200 کودک فلسطینی در زندان‌های دشمن صهیونیستی به حبس کشیده شده‌اند.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

افغانستان و چهارچوب‌های ناامنی‌های جدید 
قاسم غفوری

افغانستان سرزمینی است که در طول چند دهه اخیر روی آرامش به خود ندیده است. از جنگ‌های داخلی گرفته تا جنگ با شوروی سابق و از تسلط طالبان گرفته تا ورود نیروهای غربی از سال 2001 تاکنون، افغانستان سرزمین خون و آتش بوده است. بحران‌های داخلی و مداخله خارجی بر آتش نابسامانی‌های این کشور افزوده، به گونه‌ای که بسیاری از ناظران سیاسی، آینده‌ای مبهم را برای این کشور پیش‌بینی می‌کنند.
دولت جدید افغانستان به ریاست‌جمهوری «اشرف غنی» و ریاست‌ اجرایی «عبد‌ا... عبد‌ا...» درحالی شش ماه از فعالیت خود را سپری می‌کند که اوضاع امنیتی این کشور پابه‌پای شرایط اقتصادی آن در بحران به سر می‌برد.
برای مثال، به گروگان گرفته‌شدن 31 نفر (درحالی که دولت در آزاد‌سازی آنها ناتوان بوده است). و شدت یافتن ناامنی‌ها در منطقه بدخشان نیز به گونه‌ای سبب شد که اشرف غنی برای بررسی اوضاع به این منطقه سفر کند. در جلال‌آباد نیز انفجاری تروریستی، 100 کشته و ده‌ها زخمی بر جای گذاشت که یادآور روزهای خونین افغانستان بود.
در کنار این مسائل، باید به ناکارآمدی دولت در مبارزه با تولید مواد مخدر و هشدار درباره افزایش آن نیز توجه کرد. نکته بسیار مهمی که در تحولات اخیر افغانستان به چشم می‌خورد، نقش داعش است و بسیاری از ناامنی‌ها و کشتارهای دسته‌جمعی، نظیر آنچه در جلال‌آباد روی داد، توسط گروهی که خود را از داعش داشته‌اند، انجام گرفته است.
جالب توجه آنکه طالبان، ضمن محکوم کردن عملیات جلال‌آباد، تأکید کرده‌اند که این عملیات ارتباطی با داعش ندارد. حال این سؤال مطرح می‌شود در کشوری، مانند افغانستان که محور بزرگ‌ترین گروه تروریستی، یعنی القاعده است، داعش چگونه نفوذ کرده و اعلام موجودیت می‌کند؟
برخی ناظران سیاسی با اشاره به بیعت برخی گروه‌های القاعده در افغانستان با سران داعش، بر این عقیده‌اند که آمدن آنها بر افغانستان برگرفته از تعامل درونی گروه‌‌های تروریستی است، هر چند این عامل را می‌توان یکی ازگزینه‌ها دانست؛ اما مؤلفه‌ای مهم‌تری در این باره وجود دارد که محافل رسانه‌ای و سیاسی غربی با برجسته‌سازی بحران‌های داخلی افغانستان و نزدیکی القاعده و داعش به دنبال پنهان‌سازی آن هستند و آن، نقش کشورهای غربی در شرایط کنونی افغانستان منطقه است. نخستین نکته آن است که نیروهای خارجی 14 سال است که در افغانستان به بهانه تأمین امنیت حضور دارند و حتی به‌دنبال تمدید 10 ساله آن طی توافق‌نامه امنیتی با کابل هستند. آمارها نشان می‌دهد، آنها نه تنها مبارزه‌ای با تروریست‌ها نداشته‌اند، بلکه حتی در بسیاری از مناطق با آنها همراه و شریک بوده‌اند که عملکردهای ارتش انگلیس در هلمند و همراهی آنان با طالبان در تولید موادمخدر اقدامات آمریکایی‌ها در مکانی، مانند بگرام برای غارت ثروت‌های این منطقه با پوشش طالبان از آن جمله است.
این اصلی فراگیر است که هر جا ناامنی باشد، گروه‌های تروریستی و شبه‌نظامی نیز شکل می‌گیرند؛ لذا نداشتن کارکرد مثبت نیروهای خارجی در افغانستان را می‌توان زمینه‌ساز ورود داعش به این منطقه دانست. البته برخی ناظران سیاسی و امنیتی بر این عقیده‌اند که برجسته‌شدن نام داعش در افغانستان و پاکستان اقدامی ازسوی غرب برای توجیه حضور بلندمدت در افغانستان است.
آنها با کم‌رنگ‌سازی نام القاعده سعی دارند خود را پیروز عرصه مبارزه با القاعده معرفی کنند و در عین حال با ادعای مبارزه با داعش، حضور بلندمدت داعش در افغانستان و حتی گسترش آن به پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز را توجیه کنند.
دومین نکته درباره ورود داعش به شرق و حتی آسیای مرکزی و قفقاز آن است که دروغگویی ائتلاف آمریکایی برای مبارزه با داعش در سوریه و عراق، زمینه‌ساز گسترش داعش و گروه‌های شبه‌نظامی در سایر نقاط جهان شده است. اسناد نشان می‌دهد، آمریکایی‌ها رسماً برای داعش سلاح فرستاده‌اند وحتی با بمباران مواضع ارتش و نیروهای مردمی عراق و سوریه، به حمایت از این گروه‌ها پرداخته‌اند.
مسلماً وقتی کشورهای غربی نقش حامی و هدایت‌گر تروریسم را ایفا می‌کنند، گسترش حوزه فعالیت آنها به سایر نقاط جهان امری طبیعی است؛ زیرا که غرب به تروریسم به‌منزله پیاده‌نظامی می‌نگرد که می‌تواند تحقق‌بخش اهداف بر زمین‌‌مانده آنها باشد.
نکته بسیار مهم دیگری که درباره حضور داعش و تروریسم در افغانستان می‌توان مطرح کرد، رویکردهای منطقه‌ای سران افغانستان است. کشورهایی، مانند افغانستان و پاکستان بر دوستی با کشوری به نام عربستان تأکید دارند وحتی به حمایت از آن در کشتار مردم یمن می‌پردازند که این کشور منشأ و محور حمایت از تروریسم است. کارنامه عربستان نشان می‌دهد، ریاض هیچ اراده‌ای برای مبارزه با تروریسم ندارد و حتی آن را مؤلفه قدرت خود می‌داند.
رویکرد تعاملی و حمایتی برخی کشورهای منطقه از سیاست‌های عربستان که بیشتر برای دریافت کمک‌های مالی از آن است، موجب گستاخ‌ترشدن عربستان شده و پیامدهای منفی برای کل منطقه، حتی متحدانش داشته است؛ نمود این پیامدها را می‌توان در چالش‌های امنیتی ایجادشده برای افغانستان و پاکستان با گسترش فعالیت گروه‌های تروریستی مشاهده کرد.
مسئله‌ای که کشورهای منطقه با دوری از ریاض و مقابله با آن می‌توانند بر آنها پیروز شوند و ثبات و امنیت را برای خود و منطقه رقم بزنند.
به هر تقدیر می‌توان گفت، هر چند چالش‌های درونی، به‌ویژه در حوزه اقتصادی و امنیتی زمینه‌ساز بروز پدیده تروریسم و از جمله داعش در افغانستان شده است؛ اما محور اصلی آن سیاست‌های سلطه‌طلبانه غرب در منطقه و بهره‌گیری آن از تروریسم به‌عنوان پیاده‌نظام و البته تحرکات متحدان غرب، نظیر عربستان است که برای رسیدن به اهداف خود تمام منطقه را قربانی می‌سازند؛ ازجمله افغانستان و پاکستان که قربانیان این اهداف هستند.


جدال دو حزبی در كسب قدرت
رضا اشرفی

آمریكا پاییز 2016 روزهای كاملاً متفاوتی را تجربه خواهد كرد. در این فصل همه زمینه‌‌چینی‌ها فراهم می‌شود تا انتخابات ریاست‌جمهوری دیگری رقم بخورد. از این‌رو، هم دموكرات‌هایی كه اكنون بر سر قدرت هستند و هم جمهوریخواهانی كه قدرت كنگره را در دست دارند، خود را برای انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده آماده می‌كنند.
تا‌كنون معمول بوده است كه پس از دو دوره قدرت‌مداری از هر حزبی، حزب رقیب در انتخابات بعدی، پیروز انتخابات می‌شود، البته خلاف این مسئله نیز در طول تاریخ كوتاه آمریكا رخ داده است؛ اما در كل، مسئله مورد نظر این است كه در این كشور تنها همین دو حزب رقبای اصلی به دست‌گیری قدرت هستند و باوجود احزاب دیگر،‌ هیچ‌گاه زمینه رقابت آزاد برای آنها فراهم نشده است. اگرچه طی تقریباً یك دهه گذشته نشانه‌هایی از اوج‌گیری فعالیت حزب چای (Tea Party) به نمایش گذاشته شده است؛ اما نباید فراموش شود كه این حزب به رهبری «سارا پالین» شعبه‌ای از حزب جمهوریخواه است كه تنها تقویت‌كننده كنش‌های سیاسی آن است، و به‌عنوان رقیب مطرح نمی‌شود.
بر خلاف انگلیس که مجبور شد پس از قرن‌ها، نظام مدیریت‌شده سه حزبی را بپذیرد و از دو حزبی محافظه‌كار و كارگر خارج شود،‌ آمریكا هنوز به هر شكل ممكن در برابر این چرخش حداقلی مقاومت می‌كند.
به هرحال، آمریكا منتظر انتخابات سال بعد است و به‌همین منظور حزب دموكرات براساس گذشته تاریخی نگران از دست‌‌دادن قدرت است؛ بنابراین، بیش از حزب رقیب دست‌وپا می‌زند. البته نباید فراموش كرد كه حرص و طمع هیلاری كلینتون در به‌دست‌گرفتن قدرت،‌ در این زمینه بی‌تأثیر نیست. وی كه در رقابت انتخاباتی ریاست‌جمهوری سال 2008 از رقیب حزبی خود، یعنی باراك اوباما شكست خورد،‌ در حال حاضر تلاش می‌كند كه این شكست را به گونه‌های مختلف جبران كند؛ به‌ویژه آنكه در این زمینه حمایت‌های همسر خود را به‌عنوان رئیس‌جمهور اسبق در اختیار دارد. البته هیلاری كلینتون در این عرصه سعی دارد تا با استفاده از موقعیت زنانه خود، در این حوزه فعالیت بیشتری انجام داده و برای ترغیب حس زنانه در حوزه سیاسی به دست‌آوردهایی برسد.
وی این موقعیت را دارد كه اعلام كند در صورت پیروزی، اولین رئیس‌جمهور زن آمریكا خواهد بود. بنابراین، می‌تواند از حقوق زنان حمایت‌های لازم را انجام دهد. البته وی تاكنون این موضوع را بارها تكرار كرده است. همسر رئیس‌جمهور اسبق آمریكا در این زمینه گفته است:«من اولین زنی بودم که توانستم در یک انتخابات مقدماتی پیروز شوم، و در ادامه هم چندین پیروزی دیگر داشتم و چیزی نمانده بود تا بیش از ۱۸ میلیون رأی کسب کنم». اگرچه هیلاری كلینتون از این موقعیت ضعیف برخوردار است؛ اما نباید فراموش كرد كه زمان بسیار نامناسبی را برای رقابت انتخاباتی انتخاب كرده است؛ زیرا جمهوریخواهان پس از هشت سال دوری از قدرت، همه توان خود را برای بازپس‌گیری آن به كار خواهند گرفت و در این زمینه تا حد امكان از سرمایه‌داران و‌ صاحبان صنایع، به‌ویژه درزمینه جنگی و نفتی و همچنین كلیسا و مذهب استفاده خواهند كرد. به هر شكل، این طیف‌ها از حامیان اصلی جمهوریخواهان هستند و همواره مذهب و كلیسا با آمیختن به سرمایه‌داری و تمایلات جنگ‌سالاری (صنایع نظامی) بخشی از سیاست آمریكا را به خود اختصاص داده است كه در سبد جمهوریخواهان قرار دارد.
افزون‌بر این، مسائل هیلاری كلینتون قبل از هر چیز باید در انتخابات درون حزبی پیروز شود كه در حال حاضر با رقبایی، همچون جو بایدن،‌ معاون رئیس‌جمهور آمریكا،‌ الیزابت وارن، سناتور ایالت ماساچوست، برنی ساندرز، سناتور ایالت ورمونت، جیم وب، سناتور سابق از ایالت ویرجینیا، و همچنین مارتین اومالی، فرماندار سابق ایالت مریلند روبه‌روست. حتی اگر وی بتواند انتخابات درون حزبی را به نام خود تمام كند كه در حال حاضر نظرسنجی‌ها چنین علایمی را نشان می‌دهند،‌ نباید نادیده گرفت كه با سدّ محكمی به نام جمهوریخواهان روبه‌رو می‌شود كه برای عبور از آن به حمایت‌های بی‌سابقه‌ای نیاز دارد.
اگرچه باراك اوباما سعی دارد تا با اعلام اینكه دستاوردهای زیادی طی هشت سال گذشته جمع كرده، آن را در سبد سیاسی دموكرات‌ها قرار دهد،‌ اما همواره با اعتراضات سخت حزب رقیب مواجه بوده است. جمهوریخواهان معتقدند، رئیس‌جمهور طی سال‌های گذشته نتوانسته است از قدرت‌گیری اقتصادی‌ـ سیاسی چین، بازگشت به قدرت روسیه و ... جلوگیری كند. همچنین، اعتقاد جمهوریخواهان بر این است كه باراك اوباما نسبت به تحولات خاورمیانه [غرب آسیا و شمال آفریقا] بسیار ضعیف عمل كرده است و همچنین قادر نبوده در حوزه‌هایی، همچون اوكراین و شرق اروپا موفق عمل كند و حتی رژیم صهیونیستی را راضی نگه دارد. تیم رقیب معتقد است، نوع عملكرد باراك اوباما به گونه‌ای بوده است كه اعتبار نظامی و قدرت‌محور آمریكا كاهش چشمگیری داشته است. این درحالی است كه دولت تلاش دارد تا با پررنگ‌كردن شعار اولیه مبنی‌بر تغییر، نشان دهد كه رفتار دشمنان گذشته را منعطف كرده و با این كار امنیت بین‌المللی كشور را افزایش داده است. به هر حال، این دو نگاه تا پایان 2016 به انتقادات خود علیه یكدیگر ادامه خواهند داد، تا پاییز 2016 سرنوشت انتخابات روشن شود.


از نگاه دیگران

فروختن یرموك به 100 میلیون دلار!
اردوگاه یرموك به دست داعش افتاد و محمود عباس، احمد مجدلانی نماینده خود را به سوریه فرستاد تا به مقامات این كشور بگوید که مرجع این امر شما هستید و می‌توانید داعش را نابود كنید. این موضع عباس با مخالفت عربستان و قطر روبه‌رو شد؛ بنابراین، ابومازن هم موضع خود را تغییر داد و اعلام كرد، با عملیات نظامی علیه داعش مخالف است. بهای این موضع، دریافت 100 میلیون دلار ازجانب قطر بود. محمودعباس، رئیس تشكیلات خودگردان، اردوگاه یرموك را به سعودی‌ها و قطری‌ها در ازای 100 میلیون دلار فروخت. این همان چیزی است كه مقامات مسئول در گروه‌های عضو ساف نیز آن را تأیید می‌كنند. ساف كه از طریق احمد مجدلانی در 9 آوریل موافقت خود را با تشكیل یك اتاق عملیات مشترك با دولت سوریه برای اجرای عملیات نظامی اعلام كرد، گفت: مخالف هرگونه عملیات نظامی در این اردوگاه است.
همانگونه كه گفته شد، دلیل اصلی مخالفت ساف با عملیات نظامی و دروغگو شمردن مجدلانی، فشارهای عربستان و قطر بود. در همین زمینه «ابوعماد رامز» مسئول منطقه لبنان در جبهه خلق فرماندهی كل، عنوان كرد، پس از اعلام فرستاده ابومازن مبنی بر مشارکت با دولت سوریه در این زمینه، فشارهای عربستان و قطر به ابومازن شدت گرفت. آنان تحویل مبالغ مالی به ساف را چند روز متوقف كردند تا تشكیلات خودگردان را به تغییر موضع مجبور کنند.
مجدلانی قبل از ورود به سوریه، با مسئولان گروه‌های فلسطینی در شام تماس گرفت و به آنان گفت: ازجانب ابومازن حامل پیامی برای رهبری سوریه درباره واگذاری امور به نظام این كشور و فعالیت بر اساس آنچه آنان مصلحت بدانند، است. این پیام‌ها در مواضع و دیدارهای وی با رهبری سوریه هم نمود پیدا كرد. او پس از دیدار با علی حیدر، وزیر آشتی ملی سوریه عنوان كرد كه در عملیات نظامی، جان غیر نظامیان سوری و فلسطینی در اردوگاه یرموك حفظ خواهد شد. همچنین، اتاق عملیات مشتركی از نیروهای سوریه و گروه‌های فلسطینی مایل به این كار و دارای حضور ملموس در اردوگاه یا محیط آن تشكیل خواهد شد. وی پس از دیدار با 14 گروه فلسطینی اعلام کرد كه این اتاق عملیات به وجود خواهد آمد.
اما ریاض و دوحه پس از فشارهای عربستان و قطر و چرخش مواضع ساف، انتقال پول به تشكیلات خودگردان را از سر گرفتند و قطر وام بدون بهره‌ای به ارزش 100 میلیون دلار در اختیار آنها قرار داد. به گفته منابع فلسطینی به اعضای فتح و كارمندان تشكیلات خودگردان اعلام شده است كه حقوق خود را به‌طور كامل دریافت خواهند كرد.!
سران فتح كه قصد داشتند از ابومازن حمایت کنند، با ردّ همه این سخنان، عنوان کردند كه اولاُ؛ پولی كه قطر برای تشكیلات خودگردان فرستاده است جنبه وام دارد؛ ثانیاً، ما با عملیات نظامی مخالفت كردیم تا وارد نزاع‌های منطقه‌ای نشویم. مجدلانی هم ازجانب خود اجتهاد كرده و مرتكب اشتباه شده است! گرچه آنان مدعی هستند، كمیته اجرایی ساف قبل از سفر ابومازن به روسیه بیانیه خود را در این مورد صادر كرده؛ اما فرانس پرس گزارش داد، كمیته اجرایی تا 17 آوریل برای رسیدن به این موضوع جلسه تشکیل نداده بود. این درحالی است كه سه هفته از وخامت اوضاع در یرموك می‌گذرد!
منابع دفتر ریاستی هم عنوان كرده‌اند، عباس نمی‌تواند خارج از اجماع عربی، سخنی مطرح كند و موضعی داشته باشد. این مسئله درباره یمن كاملاً آشكار بود. در همین حال منابعی در فتح كه با ابومازن رابطه خوبی ندارند، عنوان كردند كه مقامات قطری با ابومازن تماس گرفته و گفته‌اند، موضع مجدلانی به دولت سوریه مشروعیت می‌دهد؛ لذا باید این موضع تغییر كند. همچنین، میزان حمایت‌های قطر از ابومازن طی دوره اخیر به 200 میلیون دلار رسیده است. افزون‌بر این، چندین نفر از مسئولان تشكیلات خودگردان چندین هزار دلار دریافت كرده‌اند كه اصلاً وارد محاسبات بودجه وزارت دارایی نشده است.
به همین دلیل، حسین الاغرج، رئیس دفتر ریاستی از رامی حمدالله، نخست‌وزیر و وزیر دارایی او خواسته است، نوع مصرف اموال قطری را مشخص كند. براساس گزارش وزارت امور خارجه قطر در سال 2013 تشكیلات خودگردان در جایگاه سوم دریافت كمك‌های مالی آن قرار دارد. همچنین، نوه‌های ابومازن هم كه در قطر هستند، مبالغی را مستقیماً از قطر دریافت می‌كنند.
منبع: الاخبار لبنان
مترجم: سحر دولتیان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا665

واشنگتن: تحریم‌ها به صورت مرحله‌ای برداشته می‌شود
خبرگزاری ایرنا: «مری هارف» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا تأکید کرد که موضع واشنگتن درباره تحریم‌ها تغییری نکرده و تحریم‌های ایران به صورت مرحله‌ای برداشته می‌شود و همچنین ادامه داد که با ایران درباره داعش همکاری نخواهند داشت. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در ارتباط با موضع واشنگتن درباره کاهش تحریم‌های ایران گفت: «به طور قطع هیچ تغییری در موضع ما در خصوص کاهش مرحله‌ای تحریم‌ها به‌عنوان بخشی از توافق جامع به وجود نیامده است. ما همیشه گفته‌ایم که ایران تنها زمانی کاهش تحریم‌ها دریافت می‌کند که تأیید شود تمامی گام‌های هسته‌ای را تکمیل کرده است، اما تمامی این اتفاقات در روز اول (اجرای توافق نهایی) رخ نمی‌دهد.
مونیز: تخفیف تحریم‌ها شش ماه بعد از توافق جامع
خبرگزاری فارس: «ارنست مونیز» وزیر انرژی آمریکا می‌گوید که تخفیف تحریم‌های ایران در روزهای پس از توافق احتمالی این کشور و اعضای 1+5، به طول خواهد انجامید و سخت است که این دوره زمانی کمتر از شش ماه باشد.
وزیر انرژی آمریکایی حدوداً یک ماه پس از خوانده شدن بیانیه لوزان با نشریه بلومبرگ مصاحبه کرد و ضمن تکرار حرف‌های پیشین خود درخصوص طولانی بودن مدت رفع تحریم‌ها برخلاف خواسته ایرانیان، شرایطی هم برای توافق احتمالی تعیین کرد و گفت که بازرسان بین‌المللی باید به همه جا دسترسی داشته باشند تا رفع تحریم‌ها کلید بخورد. وی گفت: «ما انتظار داریم که در هر زمان به هر جا دسترسی داشته باشیم.»
راس: باید بر بازرسی‌ از تأسیسات ایران پافشاری کنیم
باشگاه خبرنگاران: مشاور سابق رئیس‌جمهور آمریکا درباره مذاکرات هسته‌ای تأکید کرده که درباره موضوع بازرسی‌ها از تأسیسات و پایگاه‌های ایرانی، «اوباما» باید سرسخت بماند. «دنیس راس» مشاور سابق رئیس‌جمهور آمریکا تأكید می‌كرد: «موضوع کلیدی به عقب راندن برنامه هسته‌ای نیست، بلکه توانایی ما برای نظارت و رصد کردن آن است. این چیزی است که به ما اجازه خواهد داد تا مشخص کنیم آیا ایرانی‌ها به توافق متعهد بوده‌‌اند و در این صورت ما را در موقعیتی قرار می‌دهد که در صورتی که آنها متعهد نباشند، بتوانیم هزینه‌های بیشتری بر آنها تحمیل کنیم.»
مقام اطلاعاتی آمریکایی: حوثی‌ها نیروی نیابتی ایران در یمن نیستند
خبرگزاری تسنیم: یک مقام اطلاعاتی آمریکایی ضمن رد ادعاهای عربستان سعودی و برخی دیگر از همفکران ریاض، این موضوع را که حوثی‌ها در یمن نیروی نیابتی ایران هستند، «نادرست» خواند. مقامات اطلاعاتی آمریکا برای چندین ماه است که هشدار داده‌اند آشوب یمن، جنگ داخلی است و نه صحنه نزاع منطقه‌ای بین ایران و کشورهای عرب سنی خلیج‌فارس. یک مقام اطلاعاتی آمریکایی درباره این موضوع به این پایگاه گفت: «این نادرست است که حوثی‌ها را نیروی نیابتی ایران بدانیم.»
اوباما: ایران باید بخشی از راه‌حل یمن باشد، نه بخشی از مشکل آن
خبرگزاری فارس: باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا با بیان اینکه ایران باید بخشی از راه‌حل و نه بخشی از مشکل در یمن باشد، گفت: واشنگتن با هدف تأمین امنیت تردد دریایی، کشتی‌های خود را در منطقه مستقر کرده است.
اوباما که در میزگردی در شبکه ام‌اس‌ان‌بی‌سی حضور یافته بود، به «کریس متیوس» مجری برنامه «هاردبال» درباره کشتی‌های ایرانی گفت: «اکنون کشتی‌های آن در آب‌های بین‌المللی هستند. اینکه ما برخی از کشتی‌های خود را در منطقه خلیج‌فارس نگه داشته‌ایم، بی‌دلیل نیست و هدف از آن تأمین آزادی تردد است. آنچه که به آنها گفته‌ایم، این است که اگر سلاحی به طرف‌های داخل یمن تحویل داشته شود که عبور و مرور دریایی را تهدید کند، مسئله‌ساز خواهد بود.»
کروز: توافق هسته‌ای با ایران یک اشتباه تاریخی است
خبرگزاری فارس: سناتور جمهوریخواه و از نامزدهای انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۶ آمریکا هشدار داد که هرگونه توافق هسته‌ای با ایران یکی از بدترین توافقات دیپلماتیک در تمامی دوران‌ها و در واقع یک اشتباه تاریخی است. سناتور «تد کروز» از ایالت تگزاس اعلام کرد که نهایی کردن هرگونه توافق هسته‌ای با ایران یکی از بدترین توافقات دیپلماتیک در تمامی زمان‌ها خواهد بود. کروز که یکی از نامزدهای جمهوریخواهان در انتخابات ریاست‌جمهوری 2016 آمریکا است، درباره توافق هسته‌ای با ایران گفت: این یک اشتباه تاریخی است. هر ساله در ایران روز «مرگ بر آمریکا» را جشن می‌گیرند.


هویت 406

انگلیس: ابعاد جدید نژادپرستی
عدم برخورد دولتمردان انگلیس با موضوع نژادپرستی، زمینه‌ساز ایجاد ابعاد جدیدی از نژادپرستی در این كشور شده است، چنانكه گزارش‌های دریافتی از رفتارهای خشونت‌آمیز و نژادپرستانه مردم انگلیس در خطوط حمل‌ونقل ریلی این کشور رو به افزایش نهاده و در سال گذشته روزانه چهار مورد از چنین رفتارهایی به پلیس انگلیس گزارش شده است. این رفتارهای نژادپرستانه و خشونت‌آمیز پیش از این و در سال ۲۰۱۲، هزار و ۳۵۱ مورد، در سال ۲۰۱۳، هزار و ۳۶۴ مورد و در سال ۲۰۱۴، هزار و ۴۶۸ مورد گزارش شده است. مواضع و سیاست‌های دولتمردان انگلیس درباره مهاجران و اقلیت‌های دینی و نژادی، به‌ویژه در قبال مسلمانان و سیاه‌پوستان زمینه‌ساز گسترش تفكر نژادپرستی میان مردم این كشور شده است.
فرانسه: شكسته شدن رکورد اقدامات ضداسلامی

مواضع ضداسلامی افرادی چون اولاند، رئیس‌جمهور فرانسه زمینه‌ساز شدت‌گرفتن اسلام‌ستیزی در این كشور شده است، چنانكه رئیس مرکز رصد ملی فرانسه در مقابله با اسلام‌هراسی گفت، اقدامات ضداسلامی در سه ماه نخست سال 2015 در فرانسه رکورد زده است. عبدالله ذکری، رئیس مرکز رصد ملی فرانسه در مقابله با اسلام‌هراسی در بیانیه‌ای اعلام کرد، اقدامات ضد اسلام و مسلمان در سه ماهه نخست سال جاری میلادی در مقایسه با مدت مشابه سابق، 500 درصد افزایش داشته است. وی ادامه داد: از زمان تأسیس این مرکز درسال 2011، ما با چنین تعداد زیاد اقدامات ضداسلامی در فرانسه مواجه نبودیم. در نیمه نخست سال 2015، 222 مورد اقدام علیه مسلمانان رخ داده که 56 مورد حمله و 166 مورد تهدید بوده است.
اروپا: نادیده گرفتن پناهندگان

جنگ‌افروزی كشورهای غربی در غرب آسیا و آفریقا در حالی موجی از آوارگان و پناهندگان را به همراه داشته كه عدم توجه كشورهای اروپایی به وضعیت پناهندگان جان هزاران پناه‌جو را تهدید می‌كند. كشورهای غربی با ادعای مقابله با بحران اقتصادی و ناامنی از پذیرش پناه‌جویان فراری از جنگ و ناامنی خودداری می‌كنند، در حالی كه نتیجه این بی‌توجهی‌ها تشدید شرایط نابسامان آنها و حتی مرگ گسترده در میان مهاجران شده است. برای نمونه در پی واژگونی یک قایق حامل مهاجران غیرقانونی در آب‌های جنوبی ایتالیا، حدود 700 نفر غرق شدند که پس از جنگ دوم جهانی این تعداد بی‌سابقه است. نهادهای حقوق بشر تأكید دارند كه سیاست‌های نادرست اروپا در حوزه مهاجرتی و بی‌توجهی به شرایط آنها زمینه‌ساز چنین حوادث دردناكی شده است.


 

صفحه 6
گزارش ویژه
(به مناسبت 12 اردیبهشت روز عقیدتی سیاسی در سپاه )

 

 

گفتاری از سردار سنایی‌راد درباره سیاست‌های کلان معاونت سیاسی در سال ۹۴
عمق بخشی به بصیرت جامعه و ترویج آرمان گرایی واقع‌بینانه
استاد شهید مرتضی مطهری، یک معلم و مربی اخلاقی، دینی، سیاسی، علمی و فلسفی بود، یعنی هم دین و هم سیاست و هم علم و فلسفه را خوب می‌فهمید. از همین‌روست که به او، استاد، معلم و مربی هم می‌گویند و شهادتش در آموزش‌وپرورش به‌نام روز معلم و در سپاه به‌نام روز عقیدتی ـ سیاسی نام‌گذاری می‌شود.
او معلم، مربی و استادی مبارز، آگاه و آشنا به مسائل روز بود و آثارش تا به امروز نیز کاربرد داشته وحرف برای همگان دارد. در این نوشتار، بخش‌هایی از شخصیت علمی، اخلاقی، سیاسی این ابرمرد شهید معرفی می‌شود تا دلیل نام‌گذاری بجا، دقیق و درست روز شهادتش در سپاه و آموزش‌وپررش مشخص گردد و از طرفی هم معلمان، هم مربیان و هم استادان و نخبگان علمی ـ فرهنگی و دینی ـ اخلاقی، او را الگوی رفتاری و اخلاقی خود قرار دهند.

شهیدمطهری انسان تراز انقلاب اسلامی است
«شهیدمطهری یک مبارز در راه خدا؛ یعنی یک مجاهد فی‌سبیل‌الله بود. منتها جهاد، انواعی دارد. یکی از سخت‌ترین جهادها این است انسانی که حق را می‌شناسد، در برابر هجوم افکار و فرهنگ‌های نادرست و انحرافی بایستد و بخواهد از حق دفاع کند. با بیان، با فکر، با منطق و سلاح زبان و قلم، ذهن‌ها را به‌سمت آنچه درست است، هدایت کند. این، از آن جهادهای بسیار دشوار است و شهیدمطهری، این جهاد سخت را سال‌های متمادی انجام داد.» این جملات، در وصف شهید بزرگوار، علامه مرتضی مطهری، از زبان صدیق رهبر عظیم‌الشان انقلاب اسلامی، به‌خوبی نشان می‌دهد که شهیدمطهری، نمادی است از انسان در تراز انقلاب اسلامی. انسانی که به انحراف‌ها، به هجمه‌های فرهنگی و به کج‌روی‌ها حساس است. انسانی که در راه رسیدن به اهداف اسلامی و تحقق جامعه اسلامی استوار و سختکوش است.
شهیدمطهری، یک عالم ربّانی و یک انسان جامع‌الطراف بود. معلم و مربی گرانقدری بود که همواره بر تبیین و تبلیغ اسلام تأکید داشت. او همواره انقلاب عقیدتی را بر انقلاب سیاسی مقدم می‌دانست، او براساس همین نگرش و برای تحقق آن، اولین قدم را در سال‌های اول مبارزه با طاغوت برداشت. شهیدمطهری با حمایت حضرت امام خمینی(ره) و آیت‌الله بروجردی تعدادی از فضلای قم را به‌منظور ایجاد تببین «راهبرد فرهنگ اسلامی» گردهم آورد. وی سال‌ها بعد نیز در همین زمینه به تبیین دو مسئله «جهان‌بینی اسلامی» و «برخورد با انحرافات فکری» کوشش کرد، مسیری که بعدها در دانشگاه تهران، مدرسه مروی و حسینیه ارشاد نیز دنبال شد.
تلاش‌های علمی شهیدمطهری و کوشش‌های او برای روشنگری سبب غفلت او از مبارزه نبود. وی همواره در کنار دیگر انقلابیون، در صف اول مبارزه با رژیم طاغوت و حکومت شاهنشاهی پهلوی قرار داشت. شهیدمطهری در کنار دیگر متفکران و عالمان دینی با سخنرانی‌ها و روشنگریی‌هایش زمینه لازم را برای ایجاد انقلاب اسلامی به‌وجود آورد. وی در قیام پانزده خرداد توسط مزدوران رژیم حاکم دستگیر شدند و توسط ساواک ممنوع‌المنبر و ممنوع‌التدریس شد.
شهیدمطهری برای مسائل جهان اسلام، به‌ویژه مسئله فلسطین اهمیت فراوانی قائل بود. او در یک نطق تاریخی درباره مسئله فلسطین می‌گوید: «اگر پیغمبر اسلام زنده می‏بود امروز چه می‏كرد؟ درباره چه مسئله‏ای‏ می‏اندیشید؟ والله و بالله قسم می‏خورم كه پیغمبر اكرم در قبر مقدسش‏ امروز از یهود می‏لرزد. اگر حسین‌بن‌علی بود می‏گفت، اگر می‏خواهی برای من عزاداری كنی، برای من سینه و زنجیر بزنی، شعار امروز تو باید فلسطین باشد. شمر امروز «موشه دایان» است. شمر هزاروسیصد سال پیش مرد، شمر امروز را بشناس.» شهیدمطهری حتی در این زمینه اقدامات عملی را نیز در دستور کار خود قرار داد و حساب بانکی را برای جمع‌آوری کمک به مردم فلسطین در عاشورای سال 1349 افتتاح کرد.
شهیدمطهری همان‌گونه که در برابر ظلم و استبداد و بی‌دینی رژیم حاکم ایستاد، در برابر منحرفین و منافقین گروه‌های التقاطی نیز قد علم کرد. علامه مرتضی مطهری از اولین کسانی بود که در مقابل آن منافقین جبهه گرفت و با انحرافات آنان به مقابله پرداخت. شهید آیت‌الله بهشتی در این‌باره می‌گوید: «آقای مطهری سخت با خطوط التقاطی و انحرافی مخالفت داشتند و در برابر آنها حساسیت داشتند؛ به‌طوری که با احزاب و گروه‌هایی که تفکر التقاطی داشتند سخت درگیر می‌شدند.»
شهیدمرتضی مطهری در حوزه تبیین مسائل اجتماعی نیز پیشگام بود. او مقابله با گسترش فرهنگ غربی و هجمه علیه اسلام را یک اولویت می‌دانست. سلسله مقالات «زن در حقوق اسلامی» استاد شهیدمطهری که مقابل افکار روشنفکرمآبانه منتشرشده در مجله «زن روز» آن زمان به رشته تحریر درآمده است، نمونه‌ای از حساسیت این معلم شهید به مسائل اجتماعی است.
در یک کلام می‌توان گفت: شهیدمطهری حقیقتاً مصداق بارز کلام پیامبر مکرم اسلام(ص) بودند که می‌فرمایند: ان مثل العلماء فی‌الارض کمثل النجوم فی‌السماء یهتدی بها فی‌الظلمات البر و البحر.
این عالم بزرگ سرانجام با تیر کینه و جهالت کوردلان فرقانی به شهادت رسید تا هم‌درسان و شاگردان آن علامه بزرگوار معنی سخنان حضرت امیرالمؤمنین(ع) را با تمام وجود لمس کنند که می‌فرمایند: إِذَا مَاتَ الْعَالِمُ ثُلِمَ فِی الْإِسْلَامِ ثُلْمَةٌ لَا یَسُدُّهَا شَیْ ءٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ.
اگرچه فقدان استادمطهری جبران‌ناپذیر است، اما نباید اجازه داد، راهی که او آغاز کرد، پایان یافته و به فراموشی سپرده شود. رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای برگزارکننده کنگره حکمت مطهر در سال 82 در این‌باره می‌فرمایند: «تلاش شود این جریان که شهیدمطهری آغاز کرده است، متوقف نشود؛ چون ما همیشه به مطهری نیاز داریم.»
در همین‌راستا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دوازدهم اردیبهشت ماه، سالروز شهادت استادمرتضی مطهری را به‌نام روز عقیدتی و سیاسی نام‌گذاری کرده است تا این نام‌گذاری، سرآغازی بر امتداد راه آن شهید بزرگوار باشد. راهی که با تمسک به اسلام ناب‌محمدی افق روشن جهان را ترسیم می‌کند. راهی که اسلام را به متن زندگی اجتماعی و سیاسی می‌آورد. راهی که بر منطق اسلامی استوار است و چهره درخشان اسلام را به جهانیان نشان می‌دهد. راهی که بصیرت ما را در برابر هجوم فرهنگ غرب، در برابر تندروی‌ها و کندروی‌ها و در برابر انحراف‌ها افزایش می‌دهد.
در ادامه و پس از این مقدمه طولانی، به‌سراغ معرفی دو معاونت کلیدی و کلان نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه، یعنی معاونت سیاسی و معاونت تربیت و آموزش عقیدتی ـ سیاسی که مخاطبان اصلی این روز هستند، می‌رویم و برنامه‌های این دو معاونت را از زبان رؤسا و دیگر مدیران ادارات این معاونت‌ها می‌شنویم.
ابتدا به معرفی معاونت سیاسی می‌پردازیم ؛ به این منظور سراغ سردار رسول سنایی‌راد، معاون سیاسی نمایندگی ولی‌فقیه رفته‌ایم تا از برنامه‌ها و سیاست‌های این معاونت در سال ۹۴ جویا شویم. سردار سنایی‌راد؛ پس از معرفی بخشی از برنامه‌ها و اهداف کلان این معاونت در سال ۹۴، از تخصصی ساختن هادیان سیاسی در این سال خبر داد.
معاون سیاسی نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه درباره سیاست‌های کلان این معاونت در سال ۹۴ می‌گوید: معاونت در سال جاری سیاست‌های کلان زیر را دنبال خواهد کرد:
۱ـ عمق‌بخشی به بصیرت جامعه مخاطب و ترویج آرمان‌گرایی واقع‌بینانه.
۲ـ تبیین گفتمان انقلاب اسلامی و شاخص‌های آن.
۳ـ ارتقای شناخت و آگاهی جامعه مخاطب درباره جریانات و گفتمان‌های سیاسی موجود.
۴ـ توانمندسازی هادیان و مدیران سیاسی متناسب با سطح انتظار جامعه مخاطب.
۵ـ تقویت و توسعه ظرفیت‌های وضعیت‌شناسی و برآورد سیاسی.
۶ـ تبیین شعار سال و کمک به تحقق رهنمود‌های فرمانده معظم کل‌قوا آن در جامعه مخاطب.
بدیهی است اتخاذ این شعارها منطبق بر رسالت و مأموریت، تغییرات محیطی و وضعیت فعلی و همچنین برآوردن انتظارات و نیازهای مخاطبان است. برای نمونه در شرایطی که دشمنان با سوءاستفاده از تفاوت‌ها و تمایزات قومی‌ـ مذهبی در منطقه به‌دنبال تعمیق و فعال‌سازی گسل‌ها و شکاف‌های قومی‌ـ مذهبی و به‌راه انداختن جنگ‌های نیابتی هستند، برای پاسخگویی به نیازهای شناختی‌ـ تحلیلی جامعه مخاطب هادیان سیاسی حتماً باید تسلط علمی‌ـ تحلیلی بر این موضوع داشته باشند تا با انتقال شناخت علمی و همه‌جانبه بتوانند تحلیلی واقعی و اقناعی ارائه کنند. از این‌رو، از سال گذشته و با شروع توسعه مناطق اشغالی داعش، کارگاه‌های آموزشی و نهضت‌های روشنگر به‌سرعت دنبال شد و امسال برای تخصصی شدن سطح دانش و شناخت هادیان در مناطقی که این مسئله موضوعیت دارد، برپایی دوره‌های عرضی‌ـ تخصصی یک‌ماهه پیش‌بینی شده تا تعدادی از هادیان سیاسی با این گرایش تخصصی برای مناطق واجد زمینه‌های قومی‌ـ مذهبی آموزش ببینند.
یا با توجه به ضرورت پیشگیری از هرگونه واکنش احساسی و هیجانی نسبت به خط تحریک نیروهای متدین از سوی اشخاص و جریانات سیاسی مسئله‌دار از یک‌سو و ضرورت جلوگیری از محافظه‌کاری و بی‌تفاوتی نیروهای مدافع انقلاب، عمق‌بخشی بصیرتی و ترویج روحیه آرمان‌گرایی واقع‌بینانه در دستور کار است. پیامد پیاده‌سازی این سیاست، افزایش بصیرت نافذ نیروها برای اقدام بهنگام و به‌اندازه در برابر هرگونه رخداد، جریان و یا روند سیاسی مبهم و یا مغایر با اهداف انقلاب اسلامی و گفتمان آن خواهد بود.
همچنین، سپاه به‌عنوان نگهبان انقلاب اسلامی و دارای رسالت پیش‌روندگی و پیش‌برندگی انقلاب، نمی‌تواند نسبت به تهدید و خطر جریانات سیاسی وابسته، نفوذی و منحرف که گاه به نیابت و نمایندگی دشمن به‌دنبال ضربه به ثبات و اخلال در روند پیشرفت نظام برمی‌آیند، بی‌تفاوت باشد و از طرفی چون زمان به‌کارگیری سلاح و اقدام و همچنین هدف‌گیری و جهت آن هم باید کاملاً از روی شناخت و آگاهی باشد، جریان‌شناسی سیاسی یک ضرورت به‌شمار می‌آید که با توجه به تغییرات محیطی و همچنین تغییر در احوال جریانات باید کاملاً به روز و به‌هنگام باشد.
دیگر اینکه سپاه بازوی مقتدر ولایت و نگهبان گفتمان انقلاب اسلامی است که برای ایفای نقش در این عرصه، اولین گام، فهم دقیق و درست موضوع و تبیین آن است که این امر برعهده معاونت سیاسی و رده‌های آن است.
شعار امسال مقام معظم رهبری ماهیتی سیاسی‌ـ اجتماعی داشته و معطوف به وجود فرصت‌ها و چالش‌هایی است که می‌تواند آثار امنیتی داشته باشد، مانند تحریم و فشار اقتصادی که شکاف بین مردم و دولت و به‌راه‌انداختن اعتراضات اجتماعی را دنبال می‌کند. بدیهی است تبیین این شعار و ایجاد بصیرت و آگاهی لازم، یک اقدام بازدارنده به‌شمار می‌آید و لذا ارزش اولویت‌گذاری را برای مجموعه سیاسی سپاه دارد. روح این پیام، تقویت وحدت و انسجام ملی و در نتیجه اقتدار و امنیت پایدار است که حتی با رسالت و نقش سپاه و تمامی نیروهای مدافع نظام مرتبط می‌شود.


مسئولان ادارات و مراکز معاونت سیاسی برنامه‌های سال ۹۴ را می‌گویند
معاونت سیاسی مرکزی هدایتگر، آگاه‌ساز و بصیرت‌افزا

روز شهادت استاد بصیر انقلاب و نظریه‌پرداز اعتقادی و فلسفی آن، یعنی استاد علامه شهید مرتضی مطهری وجه مناسبی برای نام‌گذاری روز عقیدتی و سیاسی در سپاه است. در ادامه، گزارشی از ادارات معاونت سیاسی سپاه می‌خوانید که ماحصل گفت‌وگو با مسئولان آنها است.

مرکز تهیه و تدوین
مکتوبات مجازی و غیرمجازی سیاسی
سرهنگ رضا گرمابدری، مسئول مرکز مطالعات سیاسی اولین فردی است که با او به گفت‌وگو نشستیم، تنها علتش هم در دسترس‌تر بودن وی بود.
گرمابدری با اشاره به اینکه یکی از وظایف اصلی سازمان‌هایی که گستره جغرافیایی و حجم بالای نیرویی دارند و نیز به سبب وظایف ذاتی و ضروریات عصری باید کار روشنگری و تحلیل تبیینی انجام دهند، ارائه اخبار و رهیافت‌های صحیح و همسو و با برنامه را لازم دانست تا ضمن هدایت فکری کارکنان مانع تشتت و پریشانی ذهنی آنها شود و اظهار داشت: در زمان حاضر که تعدد فناوری و سهولت بهره‌برداری از آن باعث فراوانی اخبار و اطلاعات فاقد پالایش شده، ضرورت ارائه و جاری ساختن اخبار و اطلاعات صحیح و همسو، ارزشی مضاعف یافته است. خوشبختانه درک زودهنگام این مهم در چند سال پیش(حدود هفت سال) سبب شکل‌گیری مرکز مطالعات سیاسی در معاونت شد که درپی آن تهیه، تدوین و انتشار مکتوبات مجازی و غیرمجازی معاونت سیاسی در این مرکز تجمیع شد.
وی پایگاه بصیرت، نشریه اخبار و تحلیل‌ها (اخبار روزانه)، اخبار ویژه، خبرنامه رویدادها و تحلیل، فصلنامه مطالعات سیاسی روز، کتب و هفته‌نامه صبح صادق را محصولات مرکز متبوعش برشمرد و گفت: تجربه هفت سال گذشته نشان داد که عمل انجام‌شده، تشخیص کارشناسی صحیحی بوده و ضمن رفع برخی از نقایص بعضاً مشکل‌ساز، در ایجاد انسجام خبری و تحلیلی بسیار مؤثر بوده است.
مسئول مرکز مطالعات سیاسی با تأکید بر تحقق نوبه‌ای اولویت‌ها افزود: از بدو شکل‌گیری این مرکز درصدد بودیم وظایف‌مان را براساس اولویت‌های تشخیصی و تمرکز بر آنها برای رساندن هر یک از اولویت‌ها به حد مقبول، سامان دهیم، از این‌رو ابتدا بر هفته‌نامه صبح صادق متمرکز شدیم و پس از آن اخبار و تحلیل‌ها(اخبار روزانه) را در دستور کار قرار دادیم و پس از اینکه براساس نظرسنجی‌های گوناگون اطمینان حاصل شد که این دو تولید مکتوب در راستای ایفای نقش و مأموریت سازمانی به حدقابل قبول رسیده‌اند با تلاش برای حفظ این وضعیت و نیز توجه به ادامه روند پیشرفت، از سال گذشته ارتقای کیفی و کمی پایگاه بصیرت را در کانون برنامه‌های ارتقایی قرار داده‌ایم.
وی در این‌باره افزود: استقبال مخاطبان از تغییرات انجام‌گرفته که با افزایش مراجعه به پایگاه خودش را نشان داد و نیز نوع مطالبی که در اخبار و تحلیل‌ها درج می‌شد که بسیار به‌روز و دارای موضع‌گیری درباره مسائل مهم جاری و سرعت بالا بود، این ضرورت را گوشزد می‌کرد که باید مطالب اخبار و تحلیل‌ها در پایگاه هم منتشر و حداقل به دو زبان مهم ترجمه شود که طراحی پایگاه سه‌زبانه بصیرت برای سال جاری در دستور کار قرار گرفته است که ان‌شاءالله گام مهمی خواهد بود.

مركز اطلاع‌رسانی محور نگاه تحولی معاونت سیاسی
سرهنگ حجت‌الله حیدری مسئول مرکز اطلاع‌رسانی اولین میزبان ما در ساختمان معاونت سیاسی است، وی با بیان اینکه یكی از تأثیرگذارترین عوامل در عصر اطلاعات و ارتباطات، رسانه و به‌ویژه فضای مجازی است و ضرورت انتقال سریع اطلاعات و پیام‌ها در این عصر بر كسی پوشیده نیست، اظهار داشت: امروزه بخش عظیمی از امور اداری و ارتباطات با استفاده از فناوری‌های نوین و به‌ویژه از طریق فضای مجازی صورت می‌گیرد كه با فراهم كردن زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات این امر محقق می‌شود.
مسئول مركز اطلاع‌رسانی معاونت سیاسی نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه افزود: این مرکز در زمینه زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات از جهت سخت‌افزار و نرم‌افزار در سطح معاونت و رده‌های تابعه با فراهم‌کردن بستر امن و پایدار در ارتباط شبكه‌ای معاونت به‌منظور بصیرت‌افزایی و روشنگری آحاد كاركنان سپاه و بسیج، به‌ویژه فرماندهان و مسئولان و هادیان سیاسی و همچنین تبادل سریع اطلاعات با استفاده از فناوری نوین توفیقات زیادی به‌دست آورده است.
وی با بیان اینکه اهم فعالیت‌های این مركز در چارچوب برنامه‌های پیش‌بینی‌شده سال است، گفت: مهم‌ترین برنامه‌های سال جاری تأمین منابع اخبار و اطلاعات مكتوب و مجازی است كه برای تحلیل سیاسی مورد استفاده كارشناسان و مدیران و هادیان سیاسی قرار می‌گیرد.
حیدری برنامه مهم دیگر را حفظ، تقویت و نگهداری كتابخانه تخصصی معاونت اعلام کرد و افزود: کتابخانه تخصصی برای استفاده مدیران، كارشناسان و هادیان سیاسی به‌روز شده و کتب به سهولت در اختیار آنها قرار می‌گیرد.
وی یكی دیگر از مهم‌ترین برنامه‌های این مركز را گزینش مطالب سیاسی مورد نظر و تأیید شده در بانك اطلاعات الكترونیكی بیان کرد و توضیح داد: در حال حاضر بیش از 150 هزار مطلب سیاسی بر روی پایگاه اطلاع‌رسانی بصیرت و سرویس‌دهنده مرکزی داخلی معاونت بارگذاری شده است كه قابل استفاده كاربران ویژه است.
حیدری افزود: به‌روز رسانی و نگهداری بانك‌های مجازی پایگاه اطلاع‌رسانی و بانك اطلاعات پایگاه بصیرت و همچنین توسعه، نگهداری، تعمیر و روزآمد كردن نرم‌افزار و سخت‌افزار سامانه‌های ارتباطی و پایگاه‌های اطلاع‌رسانی بصیرت و صبح‌صادق از دیگر برنامه‌های این مركز است.
وی یکی دیگر از برنامه‌های مهم این مركز را استفاده از محصولات چندرسانه‌ای عنوان کرد و در توضیح گفت: تهیه نماهنگ‌ها كه بیشتر در همایش‌ها و نشست‌های سیاسی به نمایش گذاشته می‌شود و پاورپوینت با محتوای سیاسی جهت بصیرت‌افزایی هادیان و مدیران سیاسی از جمله این محصولات است.
حیدری بارگذاری تولیدات معاونت سیاسی در پایگاه داخلی پاسدار را از دیگر برنامه مرکز متبوعش اعلام کرد و افزود: در زمینه طراحی پایگاه بصیرت و راه‌اندازی سامانه پیامک و همچنین راه‌اندازی نرم‌افزار هادیان سیاسی اقدامات خوبی صورت گرفته که در شش‌ماهه اول امسال قابل بهره‌برداری است.
توجیه و هدایت خانواده بزرگ سپاه و بسیج
سرهنگ ایوب پورقیومی میزبان بعدی ما در اداره امور هادیان و مدیران سیاسی است که صحبت‌های خود را با این مقدمه شروع می‌کند: رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، همواره بر بصیرت‌افزایی و روشنگری در جامعه تأكید ویژه دارند، در تبعیت از بیانات معظم‌له و تحقق رهنمودهای ایشان، ایجاد بصیرت نافذ در سپاه و بسیج، نماینده ولی‌فقیه در سپاه اداره امور هادیان و مدیران سیاسی را مکلف کرده است تا هدایت و توجیه سیاسی اعضای خانواده بزرگ سپاه و بسیج را با هدف مقابله با توطئه‌ها و فتنه‌های دشمن و دفاع از دستاوردها و پیشبرد آرمان‌های انقلاب اسلامی، در دستور کار خود قرار دهد.
وی با بیان اینکه این اداره در سال 1393 نیز، چون گذشته تمام تلاش خود را به کار گرفت تا بتواند در حد توان بصیرت عمومی در جامعه را افزایش دهد، توضیح داد: ساماندهی، تأمین و اعزام هادیان و سخنرانان سیاسی وی‍‍ژه کشوری به استان‌های مختلف به منظور تحلیل مسائل سیاسی روز و تبیین رهنمودهای مقام معظم رهبری و نیز برنامه‌ریزی و اجرای نشست‌های تخصصی مدیران سیاسی رده‌ها در سطوح نیرویی، استانی و سراسری به صورت فصلی از برنامه‌های این اداره است که طبق روال برگزار می‌شود.
پورقیومی برگزاری همایش‌های هادیان سیاسی به شکل نیرویی، استانی، سراسری و مشترک با سایر رده‌های نیروهای مسلح و توسعه و گسترش شبکه هادیان سیاسی در مراکز علمی و نخبگی سپاه با برگزاری دوره‌های آموزشی ویژه را از دیگر برنامه‌های این اداره دانست و اظهار داشت: در کنار اینها برگزاری کارگاه‌ها و دوره‌های آموزشی ویژه هادیان و مدیران سیاسی در شهرهای مقدس مشهد و قم را داریم و از طرفی برنامه‌ریزی و اجرای نهضت‌های روشنگری در مناسبت‌های سیاسی با نگاه ویژه به حماسه 9 دی هم در دستور کار قرار دارد.
وی تجلیل از فعالان عرصه بصیرت‌افزایی را جزو برنامه‌های اصلی این اداره برشمرد و در توضیح گفت: همه ساله در سالروز شهادت استاد مرتضی مطهری که روز عقیدتی ـ سیاسی در سپاه است، در سراسر كشور و در تمام رده‌ها این برنامه به اجرا در می‌آید و از خدمات فرماندهان،‌ مسئولان، مدیران و هادیان سیاسی فعال و مؤثر در تحقق اهداف مد نظر قدردانی می‌شود.
پورقیومی تداوم این برنامه‌ها را در سال 94 اعلام کرد و افزود: امسال سعی داریم برای آشنایی بیشتر با وضعیت سیاسی داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی، دوره‌های آموزشی هفتگی و ماهیانه برای ارتقای سطح علمی‌ـ آموزشی هادیان و مدیران سیاسی در گستره استانی، منطقه‌ای و كشوری اجرا کنیم که مقدمات آن فراهم شده است.

افزایش بصیرت با تحلیل و هدایت سیاسی
دیگر مدیر معاونت سیاسی سرهنگ حسین عبداللهی‌فر، مسئول اداره تحلیل و هدایت سیاسی است. وی می‌گوید: این اداره در راستای مأموریت ذاتی خود که متکفل امر هدایت سیاسی در سپاه است، در سال 93 تمام تلاش خود را به کار بست تا بتواند گام مؤثری برای افزایش بصیرت میان نیروهای انقلاب اسلامی بردارد.
وی افزود: در این سال با همکاری خوب و شایسته رده‌های مختلف در سراسر کشور، بیش از 20 هزار گردهمایی سیاسی با هدف تقویت گفتمان انقلاب اسلامی و تبیین رهنمودهای مقام معظم رهبری برگزار شد.
مسئول اداره تحلیل و هدایت سیاسی افزود: به همین منظور و در راستای تولید محتوا برای هادیان سیاسی موفق شدیم گاهنامه‌ای با نام «سخن هادی» را در 45 شماره چاپ و توزیع کنیم که دو برابر حجم برنامه مصوب بود.
وی با اشاره به ارتقای سطح علمی هادیان سیاسی گفت: برای نخستین بار برنامه‌ای را با نام «سیر مطالعاتی هادیان سیاسی» طراحی و اجرا کردیم که طبق این برنامه 15هزار هادی سیاسی در چهار مرحله، آزمون شرکت کردند و از این میان به حدود 500 نفر از هادیان سیاسی به‌عنوان نفرات برتر جوایزی اهدا شد.
عبداللهی‌فر برنامه‌های دیگر اداره تحت مدیریتش که برای نخستین بار در سال 93 اجرا شد را چنین برشمرد: ایجاد اتاق رصد وضعیت سیاسی برای بررسی شرایط سیاسی در کشور، منطقه و جهان که به صورت فصلی در استان‌های مختلف کشور تشکیل شده و تداوم دارد.
وی در ادامه گفت: برگزاری 238 جلسه شورای تحلیل در کل کشور، 24 جلسه اتاق فکر در معاونت و 12 جلسه کمیته تبیین رهنمودهای مقام معظم رهبری از دیگر فعالیت‌های این اداره بود.
عبداللهی‌فر به فعالیت‌های فوق برنامه اداره متبوعش هم اشاره کرد و گفت: در این زمینه می‌توان به شناسایی مدیران هدایت سیاسی و برگزاری اولین نشست ویژه مدیران هدایت سیاسی به صورت ویدئو‌کنفرانس(ارتباطات تصویری) اشاره کرد.
وی برای نخستین‌بار از نقشه راه هدایت سیاسی در سال 94 خبر داد و افزود: بنا شد ظرف روزهای آتی گام‌های اجرایی آن اعلام شود که در آن با تأکید بر رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، چالش‌های پیش روی کشور و شرایط سیاسی روز، امر هدایت سیاسی در سپاه غنای بیشتری پیدا خواهد کرد.


 

صفحه 7
گزارش ویژه
(به مناسبت 12 اردیبهشت روز عقیدتی سیاسی در سپاه )

 

 

گفتاری از حجت الاسلام ادیانی درباره برنامه‌های تحولی معاونت تربیت و آموزش عقیدتی سیاسی سپاه
حرکت در راستای خودسازی معنوی، انقلابی و رشد و بالندگی پاسداران

اشاره
معنویت محور اصلی و رمز اقتدار سپاه است و همه تلاش‌ها و اقدامات باید در راستای خودسازی معنوی و انقلابی و رشد و بالندگی این نهاد مقدس مصروف شود. از این‌رو، برنامه‌هایی در خصوص شایستگی‌های معنوی و اخلاقی پاسداری، برای نیل سازمان به استحکام درونی و قابلیت‌ها و کمالات مورد نظر مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای(مدظله‌العالی)، طراحی و اجرا شد.
حرکت در این مسیر اقتضا می‌کرد ضمن تلاش در جهت وحدت و یکپارچگی مسئولان فکری حوزه فرماندهی و حوزه نمایندگی ولی‌فقیه، از همه توان‌ها و ظرفیت‌های فکری و معنوی در مجموعه ستاد که برخوردار از شناخت عمیق و دقیق و تجربه میدانی هستند، استفاده شود. ارتباط نزدیک با فرماندهان ارشد سپاه در همه رده‌ها در راستای همراه‌سازی و همگام‌سازی آنان در برنامه‌های تربیتی و معنوی از شیوه‌هایی بوده که مورد استقبال فرماندهان محترم واقع شده و در پیشبرد  طرح‌ها و برنامه‌های معنویت‌افزایی بسیار نتیجه‌بخش بوده است.
در اینجا به برخی از برنامه‌های معاونت تربیت و آموزش عقیدتی سیاسی سپاه که با رویکرد معنویت‌افزایی و نهادینه‌سازی شایستگی‌های پاسداری طی سال‌های 92 و 93 اجرا شده از زبان حجت‌الاسلام سیدعلیرضا ادیانی، معاون تربیت و آموزش عقیدتی‌سیاسی نمایندگی ولی فقیه در سپاه اشاره می‌شود.

۱ـ برگزاری دوره‌های تربیت آموزشیار قرآن کارکنان (پایوران و سربازان)
به‌منظور ترویج فرهنگ انسان‌ساز ومعنویت‌بخش قرآن کریم در سازمان سپاه و ضرورت تربیت و تأمین مربیان مورد نیاز و ایجاد توانمندی در آحاد پایوران و سربازان در زمینه روخوانی، روانخوانی و تجوید مقدماتی، دوره‌های تربیت آموزشیاران قرآن کریم در سطح تکمیلی با هماهنگی سازمان تبلیغات اسلامی جهت تأمین استادان و صدور گواهینامه و نیز با ابلاغ معاونت نیروی انسانی سپاه، در رده‌ها و مراکز آموزش متمركز قم برای پایوران و سربازان برگزار شد. این  دوره‌ها 30 روزه و در قالب 134 ساعت آموزشی اجرا می‌شود که علاوه بر ارائه سرفصل‌های آموزشی در ابعاد نظری و عملی، هر آموزشیار یک جزء از قرآن را نیز حفظ می‌کند. رویکرد معاونت در این برنامه، تربیت هر پاسدار به مثابه یک مربی قرآن است، چرا که تأکید مقام معظم رهبری برای تحصیل باور و یقین به وعده‌های الهی و معاد، انس با قرآن کریم، به‌ویژه تلاوت آیات مربوط به معاد است. امتیاز دوره براساس ارزشیابی به عمل آمده عالی بوده است.
۲ـ اجرای متمرکز دوره‌های تربیت و تعالی خانوادگی
به‌منظور بصیرت و معنویت‌افزایی خانواده‌ها و ایجاد صمیمیت بیشتر بین اعضای خانواده که الهام‌گرفته از توصیه‌های مقام معظم رهبری مبنی‌بر حضور بیشتر و مؤثرتر کارکنان در کنار خانواده می‌باشد، بخشی از پایوران همراه با خانواده‌ها به مشهد مقدس اعزام شده و دوره‌های هفتگی تربیت و تعالی خود را در کنار همسران و فرزندان خود طی می‌کنند. در سرکشی از رده‌ها، فرماندهان از این برنامه اظهار رضایت و خرسندی می‌کردند.
۳ـ دوره تربیت و تعالی فرماندهان و مدیران، اعضای هیئت علمی، روحانیان و مربیان در مشهد مقدس
نقش مهم و تأثیرگذار عناصر برجسته سپاه مانند استادان دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی، فرماندهان و مدیران، روحانیان و استادان و مربیان سپاه بر مخاطبان ایجاب می‌کند تا تقویت بنیه علمی و معنوی آنان مورد توجه جدی قرار گیرد. از این‌رو، ضمن ارج نهادن به تلاش‌های علمی و پژوهشی و نیز بهره‌مندی از ایده‌ها و نظرات آنان، دوره تربیت و تعالی و آموزش‌هایی متناسب با سطح و نیاز این گروه‌ها به‌مدت سه روز ارائه می‌شود.
۴ـ اجرای متمرکز دوره‌های تربیت و تعالی کارکنان در قم و مشهد مقدس
بخشی از کارکنان با عضویت‌های مختلف (رسمی، پیمانی، قراردادی، دانشجو، بسیج ویژه) برای گذراندن دوره‌ها به مراکز آموزشی شهرهای مقدس قم و مشهد اعزام می‌شوند تا دوره‌های تربیت و تعالی را در جوار بارگاه ملکوتی اولیای الهی گذرانده و به درک فیوضات معنوی و کسب معارف دینی با بهره‌مندی و استفاده از استادان برجسته نائل شوند. در این دوره‌ها که به‌مدت یک‌هفته و به‌صورت شبانه‌روزی برگزار می‌شود، کارکنان، ۵۳ ساعت در جلسات آموزشی و تربیتی؛ به میزان 26 ساعت آموزش در موضوعات: ولایت‌فقیه، یاد مرگ و آخرت‌گرایی، مشاوره دینی و تربیتی، هدایت سیاسی و مباحث اقتضایی و 27 ساعت در قالب برنامه‌های تربیتی مانند دیدار با ابرار، شبی با شهدا و بیان خاطرات دفاع مقدس، زیارت اماکن متبرکه، زیارت حرم مطهر و شرکت در نماز جماعت و دعا و... شرکت می‌کنند.
 ۵ـ اجرای متمرکز دوره‌های تربیت و تعالی خواهران پایور در مشهد مقدس
 به‌منظور ارتقای سطح کیفی دوره‌های تربیت و تعالی خواهران پایور و ارج نهادن به خدمات آنان و از طرفی، محدودیت تعدادشان، تمامی دوره‌های خواهران پایور در شهر مقدس مشهد برگزار شد تا در جوار بارگاه ملکوتی ثامن‌الحجج(ع) آموزه‌های اسلامی فیوضات معنوی را فراگیرند. این دوره‌ها که به‌مدت پنج روز به‌صورت آموزشی و شبانه‌روزی برگزار می‌شود، خواهران در برنامه‌های آموزشی  به میزان 24 ساعت در موضوعات: ولایت‌فقیه، یاد مرگ و آخرت‌گرایی، مشاروه دینی و تربیتی، هدایت سیاسی و مباحث اقتضایی و در برنامه‌های تربیتی و معنوی به میزان 8 ساعت در قالب برنامه‌هایی مانند: زیارت اماکن متبرکه، زیارت حرم مطهر و شرکت در نماز جماعت و دعا و... شرکت می‌کنند.
۶ـ برگزاری جلسات اخلاقی
ویژه فرماندهان و مدیران
باتوجه به تأکید فرماندهی معظم کل‌قوا(مدظله‌العالی) به فرماندهان که باید معنویت و اخلاق همچون آبشاری از آنان بجوشد و سرریز شود و با عنایت به اهمیت حوزه تأثیرگذاری فرماندهان و مدیران و سطح انتظار آحاد کارکنان از آنان به‌عنوان اسوه‌ها و الگوهای سپاه در ابعاد مختلف، برنامه جلسات ماهیانه اخلاق به‌عنوان یک ضرورت و اولویت برای فرماندهان و مدیران مورد توجه قرار گرفت تا به‌طور مستمر در معرض مواعظ اخلاقی و نکات تربیتی واقع شده و دائماًَ بر ایمان و معنویت آنان افزوده شود. این برنامه در سال 92 در سطح ستاد مشترک سپاه با حضور چهره اخلاقی و معنوی، حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی به‌عنوان استاد اخلاق و با ارائه مباحثی ارزشمند، جذاب و معنوی اجرا شد که مورد استقبال مدیران و فرماندهان قرار گرفت. تجربه موفق این برنامه در سال 92 سبب شد تا در سایر نیروهای هم‌تراز و سپاه استانی در سال 93  نیز اجرا شود.
۷ـ اجرای متمرکز برنامه‌های عقیدتی ـ سیاسی دوره عمومی افسری و تربیت پاسداری در قم
این برنامه که پیشتر در ضمن دیگر دروس دوره تربیت پاسداری در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام‌حسین(ع) برگزار می‌شد، در سال‌های 92 و 93 با هماهنگی بین این معاونت و فرماندهی دانشگاه، بخشی از سهم آموزش‌های عقیدتی ـ سیاسی با هدف تقویت اثربخشی معنوی و تربیتی و به جهت بهره‌مندی از استادان خبره و برجسته و فضای علمی و معنوی قم، به آن شهر مقدس منتقل شد. مدت این دوره یک ماه به‌صورت شبانه‌روزی است که علاوه بر ارائه آموزش‌های ابلاغی، برنامه‌های جانبی تربیتی و فرهنگی مانند دیدار با علما و مراجع، زیارت اماکن مقدسه و متبرکه، مجالس و محافل معنوی دعا، نمازهای جماعت، شبی با شهدا و انس با قرآن برای دانشجویان برگزار می‌شود.
۸ـ دوره‌های رزم مقدماتی ویژه نخبگان و اعضای هیئت علمی (سربازان) در قم
حضور نخبگان و اعضای هیئت علمی برای گذراندن دوره‌های آموزشی در سازمان سپاه بسیار مهم و فرصتی مغتنم است تا ضروری‌ترین اندیشه‌های دینی و انقلابی در قالب برنامه‌های آموزشی و تربیتی به آنان منتقل شود. اهمیت این مسئله، معاونت را برآن داشت تا با هماهنگی معاونت تربیت و آموزش سپاه و با تغییر روش‌های آموزشی و انتقال مکان اجرای دروس عقیدتی ـ سیاسی از کرج به قم، برای بهره‌مندی از استادان خبره و نیز کسب معنویت از فضای قم تا حد قابل قبولی به اهداف مورد نظر که اثرگذاری بر این گروه اثرگذار و تحول‌آفرین است، نایل آید. در این دوره‌ها مباحث معرفت‌‌‌‌شناسی، انسان‌‌‌‌شناسی، آشنایی با نظام سیاسی اسلام و مهدویت، اخلاق، جهاد وسیله عزت امت اسلامی، وهابیت و جلسات پرسش و پاسخ در قالب 30 ساعت آموزشی با استفاده از استادان برجسته ارائه شده است.
۹ـ دوره تربیت و تعالی سربازان منتخب در قم
علاوه بر دوره‌های تربیت و تعالی که برای عموم سربازان در رده‌های سپاه برگزار می‌شود، بخشی از سربازان دارای تحصیلات عالیه و با ویژگی نخبگی به‌عنوان افسران منتخب در رده‌ها مطابق دستورالعمل ابلاغی شناسایی و با هدف تقویت بنیه معنوی و ارتقای سطح آگاهی دینی و بصیرت سیاسی به دوره‌های تربیت و تعالی شهر مقدس قم اعزام می‌شوند. این دوره‌ها یک‌هفته‌ای(به‌صورت شبانه‌روزی) و در قالب 36 ساعت آموزشی و 22 ساعت تربیتی با استفاده از استادان خبره با مباحث ارزشمندی در موضوعات معرفت‌‌‌‌شناسی، انسان‌‌‌‌شناسی، آشنایی با نظام سیاسی اسلام و مهدویت اخلاق، جهاد و عزت امت اسلام و جلسات پرسش و پاسخ اجرا می‌شود و همچنین در طول دوره، برنامه‌های تربیتی، دیدار با علما، محفل انس با شهدا، محفل انس با قرآن، زیارت اماکن متبرکه و... ارائه می‌شود.
۱۰ـ-اعزام استادان برجسته اخلاق به رده‌های سپاه
در راستای تحقق یکی دیگر از انتظارات مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) در خصوص استفاده از استادان برجسته و صاحب نفس در سپاه و به‌منظور رشد فضایل اخلاقی و معنوی، ترویج شایستگی‌های اخلاقی و تقویت ارتباط و پیوند سپاه با روحانیت اصیل و مهذب، برنامه اعزام استادان تأثیرگذار (به‌صورت ماهیانه) به رده‌های سپاه از برنامه‌های معاونت از سال‌های 92 و 93 بوده است.
۱۱ـ تهیه و تولید نشریه هفتگی موعظه خوبان و آموزش احکام
مواعظ اخلاقی و تربیتی در صفای دل‌ها و زدودن غفلت‌ها نقش و تأثیری مهم دارند تا آنجا که خداوند خود را موعظه‌کننده و قرآن را کتاب موعظه می‌داند، لذا به‌منظور استفاده از ظرفیت‌های معنوی مواعظ و نصایح اخلاقی و تربیتی و در راستای ترویج شایستگی‌های اخلاقی پاسداران، تقویت و توسعه فضای معنوی و آشنایی با سیره اولیای دینی و علمای اخلاق و شهدای بزرگوار، نشریه موعظه خوبان تهیه و توزیع می‌شود. این نشریه پس از تهیه محتوا و طراحی به‌صورت رنگی و سیاه‌وسفید از طریق اتوماسیون و بارگذاری، بر روی پایگاه سراج اندیشه قرار گرفته و همچنین از طریق واحدهای عقیدتی ـ سیاسی رده‌های سپاه در سراسر کشور به‌صورت مکتوب نیز توزیع می‌شود تا امکان دسترسی سریع و آسان  کلیه کارکنان در سراسر کشور مهیا شود و همچنین از ابتدای شهریور 93 آموزش غیرحضوری احکام با هدف طرح مسائل کاربردی و مبتلاٌبه، به‌صورت دوهفته یک‌بار، به سبک موعظه خوبان شروع شد که مورد استقبال کارکنان واقع شد. این نشریات براساس ارزشیابی به‌عمل‌آمده توانسته است امتیاز خیلی خوب را کسب کنند.
۱۲ـ تولید لوح فشرده اخلاق و احکام
بهره‌مندی از تکنولوژی آموزشی با توجه به دغدغه‌ها و مشغله‌ها و کمی فرصت کارکنان به‌ویژه مسئولان، یکی از روش‌های نوین است، ضمن اینکه این نوع روش‌ها می‌توانند آموزش‌ها را وارد منازل کارکنان کرده یا حتی سایر دوستان و اقوام را در بر بگیرند. براین‌اساس طرح تولید لوح فشرده در موضوعات؛ اصلاح قرائت نماز، آموزش‌های اخلاقی و تربیتی در زمینه غیبت، رزق و‌ روزی حلال و یاد مرگ، نیکی به والدین و... اجرا شد که مورد استقبال جامعه مخاطب قرار گرفت.
۱۳ـ را‌ه‌اندازی و تشکیل اتاق فکر
 بهره‌مندی از ظرفیت‌ها و توانمندی‌های فکری کارشناسان و استادان درون و برون سازمان با راه‌اندازی و برگزاری جلسات اتاق فکر معاونت، از جمله اقدامات تحول‌آفرین در برنامه‌ها و دوره‌های تربیتی و آموزشی بوده که توانسته است در ارتقای کیفیت برنامه‌ها و غنابخشی به محتوای دوره‌ها اثر قابل توجهی بگذارد. اتاق فکر معاونت در سال‌های 92 و 93، با تشکیل ده‌ها جلسه کار‌‌‌شناسی در موضوعات مختلف، با عنایات خداوند متعال توانسته تحول قابل توجهی در برنامه‌ها و محتوای دوره‌های تربیتی و معنوی ایجاد کند.


مسئولان ادارات و مراکز معاونت تربیت و آموزش عقیدتی‌ـ سیاسی از ابتکارات می‌گویند
اجرای طرح تحول برای رسیدن به توسعه کمّی و کیفی
طبق سال‌های گذشته قرار شد در آستانه دوازدهم اردیبهشت و روز عقیدتی‌ـ سیاسی در سپاه یک ویژه‌نامه از فعالیت‌های متمرکز عقیدتی و سیاسی در سپاه تهیه کنیم. بخشی از کار را باید در معاونت سیاسی و بخش دیگر را در معاونت تربیت و آموزش عقیدتی و سیاسی پیگیری می‌کردیم. در حوزه معاونت عقیدتی پس از هماهنگی‌های انجام شده ابتدا به دفتر سرهنگ «حسین ترابی» مسئول مرکز فناوری و آموزش‌های مجازی معاونت عقیدتی می‌رویم. او، هم هماهنگ‌کننده برنامه‌های گزارش ما و هم یکی از سوژه‌های مصاحبه‌هاست. پیش از این هم گزارشی تفصیلی از زبان حجت‌الاسلام ادیانی، مسئول معاونت داشتیم که وی کلیاتی از کار معاونت را بیان کردند؛ لذا این‌بار به دنبال جزئیات کارها و آن هم نه هر فعالیت، بلکه فعالیت‌های ویژه و ابتکاری در معاونت عقیدتی رفتیم.

زیرساخت‌های ارتباطی و فعالیت محتوایی
کار را با سرهنگ ترابی، مسئول مرکز فناوری و آموزش‌های مجازی معاونت کلید زدیم. وی در بیان فعالیت‌های مرکز زیر نظر خود گفت: ما اینجا دو کار عمده داریم؛ یکی در حوزه زیرساخت‌های فناوری در رابطه با فناوری اطلاعات و ارتباطات و دیگری فعالیت در حوزه نشر اطلاعات و محتوا که در بستر این زیرساخت‌ها است.
در کنار مدیریت پایگاه «سراج اندیشه»، که پورتال رسمی معاونت تربیت و آموزش عقیدتی‌ـ سیاسی نمایندگی ولی‌فقیه است، بحث آموزش‌های مجازی در بستر این پایگاه، تهیه نشریه دو برگی «موعظه خوبان» با موضوعات اخلاقی و اعتقادی، انتشار جزوه دو صفحه‌ای احکام و طراحی نرم‌افزار این نشریات در قالب رایانه‌های اداری و تلفن همراه و تبلت(رایانک) و تهیه نرم‌افزارهای آموزشی در حوزه‌های مختلف اعتقادی، اخلاقی و احکام و خیلی کارهای دیگر انجام می‌شود.
در پایگاه سراج اندیشه ظرفیت‌های خوبی که برای استفاده مربیان، دانش‌پژوهان و محققان وجود دارد. جدای از تولیدات خود معاونت، در بخش ویژه در رابطه با فرقه‌های انحرافی و وهابیت تکفیری حجم عظیمی از مطالب جمع‌آوری و تدوین شده و در قالب یک صفحه ویژه در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد. تمام نشریات سازمان بسیج و نشریات معاونت عقیدتی و برخی دیگر از نشریات تولید شده در حوزه نمایندگی ولی‌فقیه که در پایگاه‌ها وجود ندارد، مانند تدبیر ماه و... در پایگاه سراج اندیشه قابل دسترسی است و بسیاری از فعالیت‌های معاونت و ارتباطات با رده‌ها در حوزه آموزش‌ها به دلیل غیرمحرمانه بودن و آزاد بودن اطلاعات مطروحه از طریق همین پایگاه انجام می‌شود. از تولیدات ما در پایگاه سراج اندیشه استقبال خوبی شده است، به‌طوری که در جاهای دیگر غیر از سپاه همچون نماز جمعه‌ها، مساجد، دانشگاه‌ها، دبیرستان‌ها و... به‌صورت خودجوش استفاده می‌شود. بخشی از نشریات ما هم به کوشش خود مردم و با هزینه‌های شخصی تکثیر می‌شود و در اختیار مردم قرار می‌گیرد.
استقرار کافی‌نت(نت‌سرا) در 90 درصد مراکز آموزش و تداوم عقیدتی، ارتقای سرویس‌دهنده مرکزی پایگاه، راه‌اندازی سامانه ارتباطات تصویری(سمت) و... ازجمله مواردی است که با هماهنگی فاوای سپاه انجام شده است.
اجرای آموزش‌های مجازی و برگزاری آزمون‌های مجازی در سال گذشته دیگر امکانی بود که ایجاد شد و سال گذشته شش مرحله آزمون برای استادان و مربیان با همین امکان برگزار شد و یک دوره هم برای روحانیون قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) برگزار کردیم که مورد استقبال قرار گرفت. این برنامه سبب شد تا هم در وقت و هم در هزینه‌ها صرفه‌جویی شود.

مغز متفکر معاونت عقیدتی ـ سیاسی
پس از مرکز فناوری و آموزش‌های مجازی به سراغ ادارات معاونت عقیدتی‌ـ سیاسی و مسئولان آنها رفتیم. در ساختمان معاونت، چند اتاق آن طرف‌تر، اتاق بزرگی است که در آن سرهنگ «علیرضا خراشادی‌زاده» مسئول اداره برنامه‌ریزی و محتوای آموزشی و دبیر اتاق فکر معاونت حضور دارد. او مطلب دست‌نویس ندارد، پیشتر مطالبش را در رایانه حروف‌نگاری کرده، کلیات را از رو می‌خواند و در رابطه با جزئیات برنامه‌های اصلی توضیح می‌دهد.
وی با اشاره به اینکه اداره تحت مدیریتش مسئولیت برنامه‌ریزی، ارزشیابی و تعیین اهداف تربیتی و آموزشی دوره‌ها و تأمین متون و محتوای تربیت و آموزش‌های عقیدتی‌ـ سیاسی را بر عهده دارد، افزود: از ابتکارات و فعالیت‌های قابل‌توجه این اداره، تهیه درسنامه، سرفصل‌های آموزشی در حوزه اعتقادی، اخلاقی و معرفتی در چهار رشته دانشگاه جامع امام حسین(ع) و در رشته‌های اطلاعات، دافوس، مدیریت و فرهنگی در مقطع کارشناسی بوده است.
وی اظهار داشت: 50 درصد محتوای آموزشی دوره‌های دانشگاه افسری مربوط به دروس عقیدتی است، ازاین‌رو فعالیت‌هایی در این زمینه انجام شده و پس از تهیه سرفصل‌ها و کلیات دروس، پژوهشگاه امام صادق(ع) کار تولید متن را انجام می‌دهد، سپس با تأیید ما در معاونت، این سرفصل‌ها جهت تدریس ابلاغ می‌شود. برای این منظور دانشگاه افسری در طرح تحول با همکاری مجموعه سپاه اقدام به طراحی دوره کارشناسی پاسداری از انقلاب کرده است که در این دوره هم طرح درس و سرفصل‌های مربوط به حوزه عقیدتی که حدود 50 درصد است به‌همت این اداره در حال تدوین است و بخش زیادی از آن تولید شده و مابقی در حال تولید است که در سال تحصیلی جدید این دوره شروع خواهد شد.
خراشادی‌زاده از ارتباطات اداره متبوعش با پژوهشگاه امام صادق(ع) نیز خبر داد و گفت: ما سرفصل‌ها را تدوین می‌کنیم و پژوهشگاه مبتنی بر آن متن تهیه می‌کند، سپس تأیید متن در اداره ما انجام می‌شود که تاکنون 14 عنوان متن آموزشی با همین روند آماده شده است.
وی با بیان اینکه فعالیت‌های اتاق فکر به صورت مستمر انجام می‌شود، گفت: در اتاق فکر که با حضور کارشناسان خبره برگزار می‌شود و به‌عنوان مغز متفکر معاونت عمل می‌کند، عمده امکانات و ظرفیت‌ها و نیازها بررسی شده و بر اساس آن، طرح‌ها مطرح و همفکری می‌شود که برای نمونه در حوزه تدوین احکام اسلامی و فقهی در حوزه مسائل پزشکی با همکاری نمایندگی در دانشگاه بقیه‌الله(عج) و پژوهشگاه امام صادق(ع) توانستیم اولین کتاب در این حوزه را آماده و تدوین کنیم که طرح این مسئله با توجه به دغدغه‌های حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در اتاق فکر و همکاری نماینده محترم ولی‌فقیه در سپاه و مسئول معاونت نتیجه داد و باید گفت که تمام طرح‌های اجرا شده در معاونت، حاصل خروجی همین اتاق فکر است.

اداره‌ای برای ساماندهی، آموزش و اعزام مربیان و استادان
سرهنگ علی زندی، مسئول اداره امور اساتید، مربیان و مدیران هم میزبان ما شد. وی تنها به توضیح دو کار اصلی و عمده اداره تحت مدیریتش بسنده کرد. او با بیان اینکه اداره متبوعش مسائل مربوط به استادان و مربیان و همچنین آموزش و اعزام آنها را بر عهده دارد، به اعزام استادان اخلاق مطرح کشوری برای جلسات اخلاق در ستاد رده‌ها اشاره کرد و گفت: قرار بر این است که هر رده ماهی یک‌بار جلسات اخلاق داشته باشد که در سال 93 ما برای تمامی رده‌های خود حدود 1109 نفر از استادان خوب و مطرح کشور در حوزه اخلاق را شناسایی کردیم و فرستادیم.
وی افزود: از طرفی با توجه به اهمیت بحث قرآن هم به تربیت مربی قرآن اقدام کردیم که نیازهای خود را در مجموعه به‌صورت کامل از داخل تأمین کنیم که با هماهنگی دارالقرآن کشور و همکاری همکاران و دوستان توانسته‌ایم دوره‌هایی با کیفیت بالا را برگزار کنیم و چند هزار مربی قرآن را در بین سربازان و نیروهای رسمی تربیت کنیم که، هم مدرک معتبر از سازمان دارالقرآن دارند و هم در کلاس‌های قرآن هفتگی در روزهای شنبه اقدام به تدریس می‌کنند و هم قابلیت استفاده برای پایگاه‌های بسیج را دارند.
وی در پایان گفت: همه مربیان و استادانی که با ما کار می‌کنند یا سازمانی هستند که پرونده دارند و دوره‌های مختلف آموزشی را طی می‌کنند، یا غیرسازمانی‌اند که برای آنها کارگاه‌های آموزشی برگزار می‌کنیم و یا مدعو هستند که اصلاً ارتباطی با سازمان ندارند و تنها برای تدریس دعوت می‌شوند.

پرکار‌ترین و صفی‌ترین اداره معاونت
سرهنگ سید‌صادق داور‌پناه، مسئول اداره آموزش‌های عمومی، تخصصی و یگانی معاونت عقیدتی هم آخرین فردی بود که مخاطب گفت‌وگوی ما قرار گرفت. وی معتقد است بخش اصلی و اجرایی کارهای معاونت روی دوش اداره تحت مدیریتش است.
صادق‌زاده گفت: در واقع، انجام آموزش‌ها و نظارت و بررسی آنها کار دشواری است، برای نمونه درخصوص فعالیت‌های مهم سال گذشته ما برگزاری دوره‌های تعالی ویژه پاسداران و با خانواده را در مشهد به‌صورت 100 درصدی محقق کردیم که خود یک برنامه گسترده و بزرگ بود.
وی افزود: با هماهنگی با مرکز خدمات کارکنان توانسته‌ایم ظرفیت‌های موجود سپاه را در شهر مشهد و اقامتگاه‌های شمال کشور به کار بگیریم و با تخصیص یارانه‌های این حوزه از طرف مسئولان مربوطه، در مقاطعی از سال، دوره‌های خانوادگی تعالی برای صددرصد کارکنان در مشهد و شمال برنامه‌ریزی شده که امسال هم امیدواریم این برنامه را صددرصد محقق کنیم.
سرهنگ صادق‌زاده با اشاره به کارکنان جوان و مجرد سپاه هم گفت: از طرفی در رابطه با پاسداران مجرد امسال در نظر گرفته‌ایم دوره‌های آموزشی برای بالا بردن انگیزه تشکیل خانواده و نحوه همسرگزینی به آنها بدهیم.
وی مهم‌ترین موضوع در برگزاری دوره‌ها را مخاطب دانست و گفت: برنامه‌های ویژه‌ای هم برای نخبگان، اعضای هیئت علمی و نیروهای با تحصیلات تکمیلی، چه در سطح پاسداران و چه در سطح نیروهای وظیفه دنبال کردیم که برخی از آنها را با حاج آقای ادیانی، معاون محترم عقیدتی مفصل بیان کرده است که من از بیان آنها صرف‌نظر می‌کنم. از طرفی برخی دوره‌ها و جلسات هم مخصوص فرماندهان، روحانیون و اعضای هیئت علمی سپاه است که با توجه به شرایط خاص آنها توانسته‌ایم به خوبی از عهده اجرای آن بر بیاییم.
در واقع ما در تمام دوره‌های عرضی و طولی و دوره‌های تداوم بنا به آنچه که در برنامه‌ها مشخص شده بحث برگزاری آموزش‌های عقیدتی‌ـ سیاسی و معنویت‌افزا را متناسب با سرفصل‌های آموزشی و متون تهیه شده داریم و بر حسن اجرای آن هم نظارت می‌کنیم.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

واکاوی رؤیای شیطانی آمریکا
اسرار نظامی امنیتی دژ نفوذناپذیر ایرانیان است

دکتر یدالله جوانی

مقدمه
پس از گذشت یک‌سال‌ونیم از مذاکرات هسته‌ای میان ایران و گروه ۵+۱ در دولت یازدهم و با مختصات جدید، این مذاکرات وارد مرحله‌ای حساس شده است و درحالی‌‌که عده‌ای نزدیک بودن توافق را پیش‌بینی می‌کنند، اما واقعیات از چیز دیگری حکایت می‌کند. گرچه براساس بیانیه لوزان قدرت‌های جهانی در پذیرش حق غنی‌سازی در داخل خاک ایران از مواضع گذشته خود عقب‌نشینی کردند و به ناچار برخوردار بودن ملت ایران از چرخه سوخت را پذیرفتند، اما همچنان چند مانع بزرگ و اساسی بر سر راه رسیدن به یک توافق جامع و نهایی وجود دارد. یکی از این موانع به نوع نگاه غربی‌ها و به‌ویژه آمریکایی به سیستم نظارت و بازرسی‌های ویژه و فراتر برمی‌گردد. آمریکایی‌ها پس از توافق ژنو، همواره تأکید کرده‌اند که توافق نهایی باید برای آنان خوب باشد و تصریح دارند که توافق‌نکردن برای آنان بهتر از یک توافق بد است. پس از بیانیه لوزان، مقامات آمریکایی هم براساس فکت‌شیت خود و هم براساس مصاحبه‌های متعدد، بر این نکته تأکید داشته‌اند که فراهم شدن امکان بازرسی از هر نقطه در ایران، یکی از مفاد توافق با ایران است. البته این ادعای آمریکایی‌ها، نه‌تنها از سوی مقامات مذاکره‌کننده ایرانی رد شده، بلکه با مخالفت‌های جدی مسئولان و عموم مردم مواجه شده است. در این نوشتار، چرایی تأکید آمریکایی‌ها برای بازرسی‌های ویژه از کشورمان و دلایل مخالفت ایران با این بازرسی‌های نامتعارف بررسی می‌شود.

ماهیت بازرسی‌های ویژه
بررسی اظهارنظرهای مقامات آمریکایی نشان می‌دهد، از الزامات یک توافق خوب برای آنها، این است که ایران به آنها اجازه بازرسی‌های ویژه در داخل ایران را بدهد. بازرسی‌های ویژه از نگاه آمریکایی‌ها، بازرسی‌های فراتر از پروتکل الحاقی است. مؤسسه «بروکینگز» که از جمله مؤسسات راهبردی آمریکا به‌شمار می‌آید، پس از توافق ژنو، مجموعه‌ای از توصیه‌های راهبردی را به دولت آمریکا برای مفاد یک توافق خوب با ایران ارائه کرده است. «رابرت آینهورن» کارشناس کنترل تسلیحاتی و عضو این مؤسسه، یکی از الزامات توافق خوب با ایران را این‌گونه بیان می‌دارد: «امیدواریم ایران آماده یک نظارت ویژه باشد؛ زیرا برای برطرف کردن هرگونه شک و ابهام، به بازرسی بسیار گسترده‌تر از پروتکل الحاقی نیاز خواهد بود.»
بنابراین، منظور آمریکایی‌ها از بازرسی‌های ویژه براساس پروتکل الحاقی نیست که خود نوعی بازرسی ویژه به‌شمار می‌آید. از آنجا که پروتکل الحاقی اجازه بازدید از مراکز غیرهسته‌ای را نمی‌دهد، غربی‌ها و به‌ویژه آمریکایی‌ها، به‌دنبال آن هستند تا با عنوان بازرسی‌های ویژه و فراتر از پروتکل الحاقی، به هر نقطه‌ای از خاک ایران و از جمله مراکز نظامی، دفاعی و امنیتی دست یابند! در شرایطی که مقامات کشورمان و از جمله وزیر امور خارجه، بارها تأکید کرده‌اند که در توافقنامه جامع، هرگز اجازه بازرسی‌های ویژه و خلاف عرف بین‌المللی، به‌ویژه در حوزه دفاعی و نظامی به نهادهای بین‌المللی داده نمی‌شود، تأکید مقامات آمریکایی و از جمله رئیس‌جمهور این کشور بر روی بازدیدها و بازرسی‌های ویژه از مراکز نظامی کشورمان جای تأمل و دقت فراوان دارد.

بازرسی‌های ویژه از نظر رئیس‌جمهور آمریکا
رئیس‌جمهور آمریکا از جمله کسانی بود که بلافاصله پس از قرائت بیانیه لوزان، اظهاراتی را بیان داشت که مفادی از آن با تکذیب مقامات ارشد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای کشورمان مواجه شد. آقای اوباما در مصاحبه‌ها و اظهارنظرهای خود، در راستای توجیه افکار عمومی آمریکا و متقاعدکردن مخالفان توافق با ایران، از دسترسی‌های ویژه به هر نقطه‌ای در خاک ایران، به‌منزله یکی از مهم‌ترین دستاوردهای توافق با ایران یاد می‌کند. وی در مصاحبه با روزنامه نیویورک‌تایمز می‌گوید: «آنچه قرار است انجام دهیم، این است که مکانیسمی ایجاد کنیم که بازرسان آژانس بتوانند هرجایی بروند.» وی در پاسخ به این پرسش که واقعاً «هرجایی در ایران؟»، بیان می‌دارد: «هرجایی که به آن مظنون هستیم، روشن است که باید از ایران درخواست شود. ایران می‌تواند مخالفت کند، اما آنچه ما انجام داده‌ایم، این بود که بکوشیم. طراحی کنیم که هر وقت این مخالفت‌ها شنیده شد، این وتوی نهایی از سوی ایران نباشد، بلکه نوعی سازوکار بین‌المللی شکل بگیرد که ارزیابی منصفانه‌ای انجام دهد و ببیند که آیا باید بازرسی صورت گیرد یا نه؟ اگر آنها اعلام کردند که باید (بازرسی) صورت گیرد، آن‌وقت مسئله حل می‌شود، نه اینکه ایران بگوید، نه نمی‌توانید اینجا بیایید.»
اوباما که معتقد است، چنین توافقی با ایران بسیار ارزشمند است و باید از آن به‌عنوان یک توافق خوب یاد کرد، در ادامه همین مصاحبه، ماهیت بازرسی‌های ویژه را بیشتر تشریح کرده و می‌گوید: «بنابراین در مجموع آنچه شاهدیم، این است که تنها پروتکل الحاقی که آژانس در کشورهایی که مظنون به داشتن سابقه مشکل‌دار در برنامه هسته‌ای هستند اعمال می‌کند نیست، بلکه از آن هم فراتر رفته‌ایم و ایران تحت نوعی سازوکار بازرسی و راستی‌آزمایی خواهد بود که تا پیش از این هرگز اجرا نشده است.»

بازرسی ویژه شرط کنگره برای تأیید توافق هسته‌ای
یکی از مفاد اصلی و مهم لایحه مطرح در کنگره آمریکا برای نظارت سناتورها بر هر نوع توافق هسته‌ای با ایران و مشروط کردن این توافق به تأیید کنگره، انجام بازرسی‌های ویژه از ایران طبق بندهای توافق است. در واقع، براساس این لایحه، کنگره آمریکا توافقی را تأیید خواهد کرد که براساس آن، جمهوری اسلامی انجام بازرسی‌های ویژه با ماهیت ذکرشده را پذیرفته باشد.
سناتور «لیندسی گراهام» از سناتورهای جمهوریخواه و یکی از حامیان لایحه نظارت کنگره بر توافق هسته‌ای طی مصاحبه‌ای با «فاکس‌نیوز» می‌گوید: «بازرسی از هر کجا و هر زمان، شرط جدید کنگره برای تأیید توافق هسته‌ای است.» وی در ادامه افزود: «من می‌گویم اگر توافقی حاصل شود که بازرسی‌ها در هر کجا و هر زمان را ملزم نکند، سنا با آن توافق، موافقت نخواهد کرد.» وی در این مصاحبه تأکید کرد، توافق خوب شامل بازرسی از هر مکان و هر کجا از تأسیسات نظامی و غیرنظامی ایران است.

شگفتی رسانه‌های غربی از این امتیاز بزرگ!
با بیان چنین مفادی از یک توافق احتمالی در حوزه بازرسی‌های ویژه از ایران، طبق فکت‌شیت آمریکا و اظهارات مقامات این کشور، بسیاری در دنیا شگفت‌زده شده و تعجب کردند که چگونه جمهوری اسلامی چنین تعهداتی را پذیرفته است؛ برای نمونه، نشریه «لس‌آنجلس‌تایمز» در این زمینه می‌نویسد: «پذیرش این فکت‌شیت سختگیرانه از سوی ایران جای تعجب دارد.» روزنامه انگلیسی گاردین از ماهیت بازرسی‌های ویژه که آمریکایی‌ها مدعی پذیرش آن از سوی ایرانی‌ها هستند، بیشتر رونمایی کرده و نوشته است: یکی از موارد تفاهم، بازرسی‌های آژانس درباره ابعاد نظامی احتمالی (PMD) است که در این رابطه، بازرسان باید به قرارگاه‌های نظامی و سپاه پاسداران دسترسی داشته باشند...
هدف از بازرسی‌های ویژه
آیا هدف غربی‌ها و خصوصاً آمریکایی‌ها از انجام بازرسی‌های ویژه از سوی آژانس، راستی‌آزمایی از ماهیت صلح‌آمیز فعالیت‌های هسته‌ای ایران است؟ به‌طور قطع آنان چنین هدفی ندارند، زیرا این هدف به‌دست آمده است و آنها به‌خوبی می‌دانند که فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی، ماهیت صلح‌آمیزی دارد. هدف آنان دستیابی به تمامی اسرار نظامی و اطلاعات مربوط به قدرت دفاعی ایران است. نباید فراموش کرد که اول آژانس به‌مثابه ابزاری برای جاسوسی در اختیار آمریکا قرار دارد و آمریکایی‌ها دشمن ملت ایران بوده و طی سالیان گذشته همواره ایران را به اقدام نظامی تهدید کرده‌اند، اما به‌دلیل قدرت دفاعی بالای ایران در سطح بازدارندگی توان اجرای تهدیدشان را نداشته‌اند. بنابراین، قدرت بالای دفاعی ایران در برابر هر نوع تهدیدی و از جمله تهدید نظامی آمریکا، مهم‌ترین مشکل پیش روی دولتمردان ایالات متحده است. آمریکایی‌ها از طریق انجام بازرسی‌های ویژه به بهانه نظارت بر فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی، می‌خواهند با دستیابی به اسرار و اطلاعات نظامی ایران، افزون‌بر مخدوش کردن استقلال و عزت ایرانیان، قدرت دفاعی کشورمان را نیز تضعیف کنند و از این طریق، زمینه‌ها را برای یک اقدام نظامی احتمالی فراهم آورند.

نظر ملت ایران درباره بازرسی‌های ویژه
آیا ملت ایران، با توافقی که به غربی‌ها اجازه بازرسی‌های ویژه از هر نقطه ایران و در هر زمان را با هدف دستیابی دشمنان به اسرار نظامی کشور بدهد، موافقند؟ پاسخ این پرسش بسیار روشن است. هیچ‌یک از ایرانیان با چنین توافقی موافق نخواهد بود. حتی آن دسته از ایرانیانی که ممکن است برخورداری کشور از فناوری هسته‌ای را بدون اولویت یا یک موضوع دردسرساز ارزیابی کنند، حاضر به نیستند توافقی را که براساس آن اسرار نظامی و اطلاعات قدرت دفاعی و امنیتی کشور در اختیار بیگانگان و دشمنان قرار گیرد، بپذیرند. دلیل این مخالفت روشن است؛ زیرا مردم ایران بسیار فهیم هستند و دشمن خود را خوب می‌شناسند و زخم‌هایی بزرگ از خدعه‌ها و نیرنگ‌های غربی‌ها به‌لحاظ تاریخی بر تن دارند و برهمین‌اساس، هرگز اجازه نخواهند داد که یک‌بار دیگر تاریخ تکرار شده و با ضعیف‌شدن ایران، سلطه غربی‌ها بر سر کشورمان برگردد. بنابراین، ممکن است در میان گروه‌ها، جریان‌ها و جناح‌های مختلف سیاسی کشور درباره برخی موضوعات، اختلاف سلیقه و اختلاف دیدگاه وجود داشته باشد، اما در مسائل مرتبط با امنیت ملی و ضرورت حفظ قدرت دفاعی و اسرار نظامی کشور، همگی اتفاق‌نظر دارند.

بازرسی‌های ویژه از منظر حضرت امام‌خامنه‌ای
مقام معظم رهبری به‌عنوان فرماندهی کل قوا و پرچمدار اصلی حفظ استقلال کشور و تأمین عزت ایرانیان و منافع آنان، مذاکرات هسته‌ای را به‌دقت زیر نظر داشته و به ملت از همین‌منظر فرموده‌اند که ان‌شاءالله از ناحیه این مذاکرات به کشور آسیبی نخواهد رسید. در عین‌حال، معظم‌له درباره مذاکرات دغدغه‌هایی دارند و مکرر این دغدغه‌ها را به ملت و مسئولان و به‌ویژه دولت و گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای یادآور می‌شوند. دلیل اصلی دغدغه‌های رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، اهل نیرنگ و خدعه‌بودن غربی‌ها و به‌ویژه آمریکایی‌هاست. در موضوع بازرسی‌های ویژه، حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با توجه به اهداف پلیدی که دشمنان و به‌ویژه آمریکایی‌ها از این امر دارند، اظهارنظر کرده و بر بسته نگه‌داشتن حریم دفاعی و امنیتی کشور تصریح داشته و این مسیر را مسدود کرده‌اند.
معظم‌له در روز پنج‌شنبه، بیستم فروردین‌ماه سال جاری در همین خصوص و در دیدار با مداحان فرموده‌اند: «نکته بعدی که به مسئولین محترم تذکر دادیم و به شما هم عرض می‌کنم، این است که به هیچ‌وجه اجازه داده نشود که به بهانه نظارت، اینها به حریم امنیتی و دفاعی کشور نفوذ کنند، مطلقاً مسئولین نظامی کشور به هیچ‌وجه مأذون نیستند که به بهانه نظارت و به بهانه بازرسی و مانند این حرف‌ها، بیگانگان را به حریم و حصار امنیتی و دفاعی کشور راه بدهند یا توسعه دفاعی کشور را متوقف کنند؛ توسعه دفاعی کشور، توانایی دفاعی کشور، مشت محکم ملت در عرصه دفاعی، این بایستی همچنان محکم بماند و محکم‌تر بشود.»
براساس چنین تدبیر و فرمان حکیمانه‌ای که تأمین‌کننده امنیت ملی، استقلال کشور و عزت ایرانیان در پرتو حفظ اسرار نظامی و اطلاعات قدرت دفاعی جمهوری اسلامی حاصل می‌شود، در یک توافق احتمالی، پذیرش بازرسی‌های ویژه با اهداف مذکور در این نوشتار هرگز جایی ندارد. به‌عبارت صریح‌تر، توافق نکردن هسته‌ای، شرف دارد بر توافقی که حاصل آن بر بادرفتن استقلال و به‌خطر افتادن امنیت ملی باشد.

دیدگاه سپاه درزمینه بازرسی‌های ویژه
دیدگاه نیروهای مسلح درزمینه بازرسی‌های ویژه به‌معنای شکسته‌شدن حریم دفاعی و امنیتی کشور با نفوذ دشمنان به درون پادگان‌ها و مراکز نظامی، براساس تدابیر و فرامین فرماندهی معظم کل قوا در این زمینه شکل گرفته است.
سرلشکر فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سردار دهقان، وزیر دفاع و فرماندهان سپاه و ارتش در این زمینه، با صراحت و قاطعیت سخن گفته‌اند و همگی به‌عنوان بازوان ولایت و قدرت دفاعی کشور، بر بسته‌بودن حریم دفاعی و امنیتی کشور تأکید کرده‌اند. از میان این اظهارنظرها، به جملاتی از سردار سلامی، جانشین محترم فرمانده کل سپاه در گفت‌وگوی تلویزیونی با شبکه یک سیما در برنامه «نگاه یک» اشاره می‌شود: سردار سلامی در این گفت‌وگوی زنده تلویزیونی با تصریح بر اینکه به‌عنوان نماینده سیستم دفاعی کشور سخن می‌گوید، اظهار داشت:
ـ ایران حتی اجازه فکرکردن درباره بازرسی از عادی‌ترین مکان یا تأسیسات نظامی خود را نمی‌دهد.
ـ بازرسی از پادگان‌ها معادل اشغال سرزمین است؛ زیرا همه اسرار و رموز دفاع ما در مراکز نظامی ما تجمیع شده است.
ـ صحبت درباره بازدید از مراکز نظامی خیانت و وطن‌فروشی است و اگر کسی این حرف‌ها را بزند، با سرب داغ پاسخ او را خواهیم داد.
ـ مطمئن هستم مردان دیپلماتیک ما دارای عزت‌طلبی و ایمان و غیرت هستند و قطعاً اگر دشمن چنین حرفی را بزند، با مشتی دیپلماتیک بر دهان آنان خواهند زد.
ـ هیچ‌کس در ایران جلوی جاسوسان و دشمنان فرش قرمز پهن نمی‌کند.
بنابراین باید گفت، آرزوی دستیابی غربی‌ها به اسرار نظامی و اطلاعات مربوط به قدرت دفاعی ملت ایران، رؤیایی تعبیرناشدنی است؛ زیرا تمام ایرانیان، اعم از ملت و دولت به‌معنای عام کلمه، بر حفظ اسرار نظامی کشور اجماع‌نظر دارند.


نگاه یک
فتح الله پریشان

تداوم سفرهای مشکوک با اهداف مشکوک!
هفته گذشته یک هیئت تجاری آمریکایی 22 نفره وارد ایران شد و با مقامات و چهره‌های مختلف سیاسی دیدار کرد. نکته مشترک در بیانات مقامات دو طرف این بود که سفر بدون هیاهوی رسانه‌ای باشد. البته خبر دیدار آنها و گزارش توصیفی این تاجران از ایران در کسوت گردشگر(!) بازتاب‌های ویژه‌ای در داخل و خارج کشور داشت.
«تاجران آمریکایی آزادانه در خیابان‌های تهران قدم می‌زنند و آب هویج می‌خورند و...»‌ این بخش‌هایی از توصیف توماس اردبرینگ، خبرنگار نیویورک‌تایمز در تهران از سفر هیئت تجاری آمریکایی به ایران است. وی در گزارش خود با تحقیر ایرانی‌ها از طریق ترسیم شکاف ذهنی بین احساسات ضدآمریکایی مردم و نگاه مسئولان دولتی می‌نویسد: «بیلبورد‌ها در ایران می‌گویند مرگ بر آمریکا، اما مقامات می‌گویند بیایید مذاکره کنیم.» این تحقیر حس ضدآمریکایی از سوی خبرنگار مذکور جای جای گزارش وی نیز پیداست و وی سعی می‌کند در گزارش خود با یادآوری عباراتی نظیر «محور شرارت» توصیف خود را با طعنه به گذشته ایران همراه کند.
آمریکایی‌ها همچنین در رستورانی مجلل با تعدادی از مقامات اقتصادی ایران و برخی کارشناسان اقتصادی دیدار و گفت‌وگو کردند. دیدار و استقبالی که آمریکایی‌ها با ذوق‌زدگی، آن را چنین روایت می‌کنند:‌ «مقامات ایرانی با آغوش باز از ما استقبال کردند.» اما خبرنگار تایمز نمی‌گوید این مقامات چه کسانی هستند.
«ند لامونت» همان فردی که خبرنگار نیویورک‌تایمز سعی می‌کند بیشتر از زبان وی تهران و وقایع رخ‌داده برای گروه را روایت کند فقط یک متخصص دیجیتال و سرمایه‌گذار در تلویزیون‌های کابلی نیست، بلکه عضو حزب دموکرات و سناتور سابق آمریکایی است که در موضعی قابل تأمل درباره بقای رژیم صهیونیستی تأکید می‌کند: «آمریکا باید در کنار اسرائیل بماند تا زمانی که مطمئن شود متحدش در امنیت کامل به‌سر می‌برد.» وی همچنین در دیدار با عالم اصلاح‌طلب در قم از قول وی درباره چرایی شعار مرگ بر آ‌مریکا می‌گوید؛ این شعارها مال زمان گذشته است و اکنون ایران تغییر کرده و نگاه متفاوتی وجود دارد!
البته طی دوسال‌ونیم گذشته سفر برخی گروه‌های سیاسی خارجی به ایران با حاشیه‌هایی روبه‌رو شده؛ حاشیه‌هایی که از تلاش آنها برای دیدار با سران فتنه و محکومان امنیتی شکل می‌گرفت که مسئولان به جای پاسخگویی، ترجیح می‌دادند مسئولیت آن را میان وزارت امور خارجه و ارگان دعوت‌کننده پاس‌کاری کنند. سفر جنجالی چندی پیش «اورلی آزولای» خبرنگار صهیونیستی که با ورود به ایران، به گردش آزادانه 14 روزه در شهرهای مختلف کشور پرداخته و گزارش‌هایی را نیز برای روزنامه یدیعوت آحارونوت تهیه کرده بود، یکی دیگر از چنین سفرهایی است که هیچ نظارت و مسئولیتی در قبالش مشاهده نمی‌شود. همچنین دیدار خارج از شئونات دیپلماتیک خانم اشتون، مسئول سابق سیاست خارجی اتحادیه اروپا با فتنه‌گران و اهدای جایزه ساخاروف به دو محکوم امنیتی در ملاقات هیئت بلندپایه پارلمانی اروپا با سران فتنه و بی‌احترامی آنان نسبت به مسئولان نظام نیز در همین راستا و افتادن از آن‌ور بوم برای بازکردن فضای سیاسی پیش، حین و پس از مذاکرات هسته‌ای قابل تحلیل است که سبب رنجش خاطر مردم و واکنش آنها نسبت به این حرکت عزت‌شکنانه شد. این‌بار نیز حضور این هیئت آمریکایی در تهران که برخی اعضای آن مانند لامونت گرایش‌های شدید به رژیم صهیونیستی دارند پرسش‌های جدی را ایجاد و در این میان دیدار معاون یکی از وزیران دولت با این هیئت، سفر آنها را به تهران قابل تأمل‌تر می‌کند و این پرسش را پیش می‌آورد که به چه قیمتی باید در راستای اعتمادآفرینی یک‌جانبه و حفظ فضای مذاکره برآمد؟
اینکه سامانه‌های اطلاعاتی و امنیتی کشور خود را به تغافل بزنند یا مسئولی با فرافکنی از خود سلب مسئولیت بکند یا بگوید از هویت آنها مطلع نبوده، از اساس نادرست بوده و سستی در این حوزه بهای بسیار سنگینی خواهد داشت و به قیمت آسیب دیدن امنیت ملی و عزت اسلامی ما تمام خواهد شد که به هیچ‌وجه ملت مقاوم ما راضی به پرداخت چنین بهای گزافی نخواهد شد.


اصطلاحات

نقشه دشمنان ایران برای معلمان!
گاهی خبرهایی مبنی‌بر اعتراض گروهی از معلمان نسبت به مشکلات، مطالبات و حق و حقوق‌شان در رسانه‌ها منتشر می‌شود. طبیعتاً ممکن است هر قشر و صنفی مطالباتی داشته باشد و به‌دلیل اینکه نتوانسته است آن را در روند معمولی به نتیجه برساند، به اعتراض روی می‌اورد تا صدای خود را به گوش مسئولان و دست‌اندرکاران برساند. این حرکت‌ها امروزه عجیب نیستند تا جایی که قانونگذار هم برای آن شیوه تعریف کرده است و در مواقع لزوم و به درخواست یک صنف یا گروه، مسئولان مربوطه می‌توانند مجوز اجتماع و تظاهرات صادر کنند. این موضوع در همه کشورهای جهان اتفاق می‌افتد و در مواردی گستره وسیع اعتراضات سبب مختل شدن بخشی از امور یک کشور می‌شود.
در کشور ما سابقه اعتراض و تجمع‌های صنفی وجود داشته و معلمان هم به‌منزله یک قشر عظیم فرهنگی که در بدنه سازمانی وزارت آموزش و پرورش فعالیت می‌کنند، مانند قشرهای دیگر مشکلات و مطالبات بحقی دارند که آنها را از طرق مختلف پیگیری می‌کنند، اما بررسی‌ها نشان می‌دهد، در سال‌های اخیر رسانه‌های غربی و ضدانقلاب تلاش زیادی را شروع کرده‌اند تا به بهانه‌های مختلف این قشر دلسوز و زحمتکش جامعه را در فضای اعتراضی قرار دهند و تجمع و درخواست‌های بعضاً محدود را به‌عنوان اعتراضات جامعه فرهنگی القا کنند.
در چند روز گذشته و با نزدیک شدن به 12 اردیبهشت و روز معلم نیز به نام دعوت تشکل‌های صنفی ـ که برخی به‌جای هویت صنفی، هویت سیاسی دارند ـ خط رسانه‌ای مشخصی از سوی رسانه‌های بیگانه دنبال می‌شود که درصدد است تا اعتراضات جامعه فرهنگی کشور را به‌دلیل برخی مشکلات این قشر ترتیب دهد و فضای ایام هفته معلم و بزرگداشت مقام آنها را که طی سالیان دراز به این مناسبت در کشور حاکم می‌شود، دگرگون کند و چهره‌ای معترض از معلمان جامعه نشان دهد. در این خصوص توجه به چند نکته اهمیت دارد: اول اینکه معلمان به‌عنوان متولیان تربیت و آموزش نونهالان و نوجوانان جامعه نقش مهمی در ساختن انسان‌هایی دارند که سکان فردای جامعه را در بخش‌های مختلف به‌دست خواهند گرفت. این قشر دلسوزانه و موقرانه شمع وجود خود را صرف رشد و تعالی نسل‌های بعدی جامعه می‌کند و با کمبودها و سختی‌ها می‌سازد، اما از رسالت خود فروگذار نمی‌کند. البته این روحیه و مناعت طبع نباید سبب شود تا مسئولان از وظایف خود درباره این قشر کوتاهی کنند. واقعیت این است که در سال‌های گذشته گام‌های خوبی برای رفع مشکلات معلمان برداشته شده است که این روند باید تداوم یابد تا این قشر دغدغه‌ای جز تربیت و پروراندن فرزندان این خاک و بوم نداشته باشد.
مطلب دوم این است که معلمان عزیزی که افراد بصیر هستندی و نگاه روشنی به تحولات و وقایع دارند، باید مراقب باشند تا به بهانه مطالبه حق در پازلی که دشمنان انقلاب اسلامی و ملت ایران آن را طراحی می‌کنند، بازی نکنند. دشمنان تلاش خود را به‌کار بسته‌اند تا با کمک اعتراضات صنفی در بخش‌های مختلف، از جمله جامعه فرهنگیان و... به القای نارضایتی از نظام جمهوری اسلامی بپردازند که این خدعه دشمن به هوشیاری معلمان و فرهنگیان نیاز دارد.
مطلب آخر هم اینکه متأسفانه در چنین فضایی یک رسانه داخلی در غفلت یا اوج بی‌سلیقگی، مطلب یا تصویری در انتقاد از معلمان منتشر می‌کند. معلمان بسته به نوع فعالیتی که انجام می‌دهند، صبر و سعه‌صدر فراوانی دارند، اما انتشار مطلبی که خدمت صادقانه و مجاهدانه آنها را زیر سؤال می‌برد، اشتباه فاحشی است که تنها دشمنان را در نیل به اهداف‌شان یاری می‌کند.
به نظر می‌رسد، در سالی که به نام همدلی و همزبانی دولت و ملت نام گرفته است، با تلاش و جدیت مسئولان و همراهی و همگامی فرهنگیان می‌توان گام‌های خوبی را برای رفع کمبودها و حل مشکلات برداشت و جایگاه رفیع معلم را حفظ کرد.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی‌ـ9
توطئه‌ها و جنایت‌های تروریست‌ها در سال ۵۸
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

تهران سال‌ها به‌عنوان مرکز حکومت و پایتخت ایران، نظام‌های سیاسی و جریان‌های سرنوشت‌سازی را رقم زده و اساسی‌ترین پایگاه‌ها و جایگاه‌های مجموعه‌های موافق و مخالف کشور را در خود جای داده است. در واقع، تهران به‌منزله ستون اصلی خیمه بوده و هست و اگر دچار تزلزل و سقوط می‌شد تمامی سقف و ستون‌های دیگر از جای درمی‌آمد. از سویی هر توطئه و دسیسه‌ای که در نقطه‌ای رخ می‌داد اتاق فکرش در تهران شکل گرفته بود. هدف همه فشارها و هجمه‌ها تهران بود، جریان انقلاب اسلامی در تهران محوریت داشت. آمریکا، شوروی، چین، انگلیس، فرانسه و آلمان به‌اصطلاح ابرقدرت‌های مطرح پیش از انقلاب برای تهران تصمیم‌گیری می‌کردند تا در کشورهای همجوار اثرگذار باشد، پیروزی انقلاب اسلامی در تهران کلید خورد و همین که شاه پایش را از تهران بیرون گذاشت، تحولات انقلاب با سرعت شتاب گرفت و خلأ قدرت ایجاد شد و ستون خیمه افتاد و امام خمینی و شخصیت‌های انقلابی با تأسیس نهاد شورای انقلاب ابتکار عمل را در تهران به‌دست گرفتند و خلأ قدرت را پوشش دادند و گروه‌های سیاسی مسلح وابسته به آمریکا، شوروی و انگلیس در حاشیه قرار گرفتند، چرا که هیچ پایگاه اجتماعی نداشتند و اگر هم داشتند از دست داده بودند. کمیته‌های انقلاب تحت فرمان امام و شورای انقلاب، اول در مساجد تهران شکل گرفت، اما همچنان نابسامان بود. دغدغه امام آرای مردم به شورای اسلامی بود و وقتی این اقدام صورت گرفت و «جمهوری اسلامی» با رأی مردم تأسیس شد، همه دسیسه‌ها و توطئه‌ها در تهران سر بلند کرد و طرح ترور شخصیت‌ها در دستور کار سازمان‌های اطلاعاتی و امنیتی غرب و شرق قرار گرفت.

بستر تاریخی ترور شخصیت‌های انقلابی
بستر تاریخی این جریان‌ها در تاریخ معاصر ایران بود و عده‌ای از جوانان تحت تأثیر قطب‌بندی بلوک شرق و غرب مشی مبارزه مسلحانه را در پیش گرفته بودند و به‌عنوان اهرم‌های فشار علیه حاکمیت ایران نقش ایفا می‌کردند. سال‌ها بود که بستر ترور سران و دولتمردان و شخصیت‌های بانفوذ در تهران فراهم شده بود، مانند ترور رهبران مشروطه و پس از آن کسانی که مانع منافع انگلیسی‌ها بودند، ترور می‌شدند، مانند شهید سیدحسن مدرس و در هر مقطع تاریخی معاصر ایران طرح ترور شخصیت‌ها در دستور کار بود. پس از واقعه سرکوب ۱۵ خرداد، گروه‌های سیاسی فراوانی با مشی مسلحانه به‌صورت مخفی و زیرزمینی شکل گرفته بودند و از طرف دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و شوروی مدیریت و هدایت می‌شدند و از طرفی هم دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی رژیم شاه کاملاً بر اوضاع مسلط بود و آنها را کنترل می‌کرد. در مواردی افراد کادرشان را با ترور تصفیه می‌کردند که شاخص‌ترین آنها گروهک موسوم به حزب توده بود که بسیار زیرکانه عمل می‌کرد و هم سازمان مجاهدین خلق که عملکرد آنها نفاق‌شان را رو کرد و به «منافقین» مشهور شدند، به‌ویژه پس از قضیه ترور افرادی چون مجید شریف‌واقفی و صمدیه لباف که عنوان منافق بهترین لقب برای آنها بود. در کنار این جریان، گروهکی به‌نام فرقان در سال‌های ۵۶ و ۵۷ با هویت و تفکر مادی‌گرایانه و با شکل ظاهری مذهبی و ارائه تفسیرهای قرآن با تحریف‌های آشکار و توجیه‌های ماتریالیستی اعلام موجودیت کرد و به‌نوعی خاستگاه خود را به شخصیت‌های روشنفکر و بانفوذ نسبت می‌داد. به‌خوبی معلوم بود که این جریان با دست بیگانه‌ای هدایت شد و بعدها هم عملکردشان نشان داد با دشمنان انقلاب اسلامی همدست شده بودند.

طرح توطئه ترور
در نشست گوآدالوپ طرح توطئه ترور شخصیت‌های انقلاب داده شده بود. با این تحلیل که پس از ورود امام‌خمینی(ره) به ایران تب‌وتاب تند انقلابی فروکش خواهد کرد و به‌طور طبیعی دو گروه رادیکال در ایران وجود دارد؛ یکی وابسته به جریان چپ مارکسیستی و دیگری افراد و گروه‌های تند مذهبی. این دو جریان با یکدیگر به رقابت کشیده می‌شوند و با یکدیگر درگیر و دچار چالش و کشمکش می‌شوند و در این میان، جریان محافظه‌کار و طرفدار منافع غرب به قدرت می‌رسد. تحریک دامنه اختلاف‌افکنی به فرسایش جریان‌های رادیکال مذهبی موجب از میان رفتن پایگاه اجتماعی آنها می‌شود و رو به ضعف می‌روند. برای شتاب‌دادن در رسیدن به این هدف، باید برخی از شخصیت‌های پرنفوذ و تأثیرگذار را حذف فیزیکی کرد. برای این اقدام، جریان‌های التقاطی سعی می‌کردند با ارائه تفکرات افراطی از جریان روشنفکر و آگاه به دین و روحانیت اصیل پیشی بگیرند و برای این منظور مدافع شعار «اسلام منهای روحانیت» شوند و با این شعار معتقد بودند که روحانیت در آینده قادر به جذب افراد تحصیل‌کرده دانشگاهی نخواهد بود و در نتیجه جوانان تحصیل‌کرده طبیعتاً رو در روی روحانیت قرار خواهند گرفت. این جریان با این تحلیل‌ها و تفکرات در دهه پنجاه شروع به فعالیت کرده بود و زمینه حذف فیزیکی روحانیت را در دستور کار خود داشتند. در واقع این تحلیل‌ها و طرح‌های ترور برنامه‌ریزی شده و طراحی‌شده دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی وابسته به نظام استکبار جهانی بود و هنگامی که انقلاب به پیروزی رسید و پایگاه‌های غرب در ایران برچیده شد گزینه مناسب و گروهک‌های تندروی افراطی با نقاب مذهب دارای سابقه که مسائل قرآنی را تفسیر مادی می‌کردند، به میدان خشونت و ترور و حذف فیزیکی فرستاده شدند و چند روز پس از همه‌پرسی «جمهوری اسلامی» و با سرعت وارد عمل شدند و چهره‌های اصلی را هدفمند مورد هدف ترور قرار دادند و جنایت و فاجعه آفریدند.

جنایت‌ها و فاجعه‌های تروریست‌های ۵۸
گروهک‌های تروریستی، هدایت‌شده و با مدیریت دستگاه‌های استکبار جهانی برای هر گزینه ترور هدف خاصی را لحاظ کرده بودند. در شش‌ماهه اول، شخصیت‌های متعددی را در تهران مورد هدف گلوله قرار دادند تا تهران پایتخت کشور جمهوری اسلامی ایران را به‌سوی ناامنی ببرند. اولین گزینه مورد هدف شهید قرنی بود که خود را مطیع امام خمینی(ره) می‌دانست و در مبارزه با ضدانقلاب در کردستان عزم جدی از خود نشان داد و در مقابل رئیس دولت موقت او را برکنار کرد. سرکرده گروهک تروریستی در اعترافاتش با اشاره به سرسختی شهید قرنی می‌گوید: «در رژیم فعلی، حتی وقتی وزیر کشور وقت که برای حل درگیری‌های کردستان همراه چندتن از مقامات به آنجا رفته بود و از قرنی می‌خواست که عملیات نظامی را متوقف کند، او این مطلب را نپذیرفته بود.» آنها به این بهانه‌ها از چند روز پیش با اجاره اتاقی در هتل جم، مقابل خانه قرنی، رفت‌وآمد او را زیر نظر داشتند، سرانجام وقتی او در حیاط خانه بود، در زدند و او را به هنگام بازکردن در حیاط مورد اصابت گلوله قرار دادند و از ناحیه شکم و پا مجروح شد. معالجات مؤثر واقع نشد و ایشان به شهادت رسید. قرنی در واقع مغز نظامی، عنصر شجاع و قاطع در برابر ضدانقلاب و طرفدار امام‌خمینی(ره) بود و از طرفی اعتقاد و ایمان او به اسلام و انقلاب اسلامی مورد غضب ضدانقلاب و آمریکایی قرار گرفته بود که نتوانستند او را تحمل کنند و همچنین قصد داشتند با ایجاد جوّ ترور و اختناق کسان دیگری نیز از حمایت نظام دست بردارند.

فاجعه فراموش‌نشدنی
ترور استاد شهید مرتضی مطهری از جنایت‌ها و فاجعه‌هایی است که امام‌خمینی(ره) را بسیار متأسف و متأثر کرد. فاجعه استاد مطهری در تاریخ انقلاب فراموش نشد و فراموش‌شدنی هم نیست، چرا که ایشان صاحب اندیشه عمیق در مکتب اسلام و نظریه‌پرداز در همه ابعاد و پشتوانه قوی فکری برای تداوم انقلاب بود و مؤلف ده‌ها آثار متعدد و متنوع اسلامی بود که برای سطوح مختلف جامعه ارائه کرده بود و از نزدیک‌ترین شخصیت‌های عملی، فرهنگی، اندیشه‌ای و سیاسی به امام‌خمینی(ره) به‌شمار می‌آمد. در واقع او پایه‌گذار شورای انقلاب بود و ریاست آن را به عهده‌ داشت، فقط او بود که نقطه‌نظرات امام‌خمینی(ره) را بسیار عمیق تبیین می‌کرد و قهرمان درافتادن با اندیشه‌های بیگانه بود. آثار او در طول دوران مبارزه و پس از انقلاب، پس از ۳۶ سال هنوز هم یاری‌دهنده و پاسخگوی شبهات است. واقعاً ترور استاد مطهری یکی از فاجعه‌های هولناک برای انقلاب بود، حزب جمهوری اسلامی در همین‌باره در بیانیه خود آورده است: «فاجعه جانگداز شهادت استاد مطهری ضایعه بزرگی برای مسلمانان جهان است. این جنایت هولناک پرده از چهره کریه امپریالیسم خون‌آشام شرق و غرب برداشت، خائنان وطن‌فروش و جنایتکاران بازمانده رژیم سفاک پهلوی و عاملان امپریالیسم جهانی می‌دانند که ترور استاد مطهری کمترین نزول و تردیدی در اراده روحانیت مبارز و آگاه در مبارزه با بقایای استبداد و عمّال امپریالیسم و محو کامل استعمار و استثمار تا استقرار کامل حکومت عدل اسلامی ایجاد نخواهد کرد.»
گروهک‌های تروریستی سال ۵۸ با برنامه‌ریزی حساب‌شده دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی آمریکا و با مدیریت آنها بسیاری از شخصیت‌های مؤثر دیگر را به شهادت رسانند، افرادی چون آقایان مهدی عراقی، حسام عراقی، محمد مفتح، قاضی‌طباطبایی، جواد بهمنی، اصغر همتی و محمدتقی طرخانی و علاوه‌برآن افرادی را ترور کردند که ناموفق بود، شخصیت‌هایی مانند هاشمی‌رفسنجانی، عبدالرحیم ربانی‌شیرازی، حسین مهربان، رضی شیرازی، محمدباقر ابراهیمی که منجر به جراحت شد، شخصیت‌های برجسته دیگری را نیز در این سال مورد هدف قرار دادند که ناکام شدند، مانند آقایان سیدمحمدحسین بهشتی، محمدجواد باهنر، سیدعبدالکریم موسوی‌اردبیلی، محمد امامی‌کاشانی، علی‌اکبر ناطق نوری، ولی‌الله فلاحی و... که هر یک ماجرایی دارد.


حكایت زمانه
داوود امینی

گلوله بر پیشانی استاد
مروری بر ماجرای ترور استاد شهید مرتضی مطهری

36 سال است که از حادثه شهادت استاد مرتضی مطهری، دومین شهید ترور سیاسی پس از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد. از فروردین ماه 1358، یعنی کمتر از دوماه پس از پیروزی انقلاب، موج ترورها علیه شخصیت‌های روحانی و نظامی انقلاب آغاز شد و همچنان نیز ادامه دارد که ترور‌های اخیر دانشمندان هسته‌ای کشورمان در ادامه این روند است.

واقعه‌نگاری یک زندگی: داستان ترور
ساعت حدود هفت شب بود كه تیم سه‌نفره ترور، شامل بصیری، نیكنام و وفا قاضی‌زاده مقابل منزل شهید مطهری در خیابان دولت تهران توقف می‌كنند. نقشه اولیه ترور او در همان منطقه بود، اما هوشیاری راننده آیت‌الله مطهری و وضعیت بد منطقه از نظر ترور، مانع كار تروریست‌ها می‌شود.آنها خودروی استاد مطهری را تعقیب می‌كنند تا به منزل مرحوم یدالله سحابی برسد.
جلسه آن شب برخلاف آنچه تصور می‌شود، جلسه شورای انقلاب نبود؛ بلكه جلسه مؤسسه متاع (مكتب تربیتی ـ اجتماعی علمی) بود كه در سال 1337 تأسیس شده بود و به مسائل اجتماعی می‌پرداخت، اما به دلایل امنیتی هیچ سندی از خود ثبت نكرده بود.
خودروی تروریست‌ها در ضلع مقابل خیابان پارك شده بود. قاتل (محمدعلی بصیری) هم پشت دیوار منزل سحابی كمین كرده و منتظر استاد مطهری بود. گویا نفر دیگری (حمید نیكنام) هم سر كوچه كشیك می‌داده است.
ساعت حدود 10:40 شب جلسه و نیز شام مهمانان تمام می‌شود و استاد مطهری عزم منزل می‌كند. گویا قرار بر این می‌شود كه با خودروی آقای ترخانی به شمیران ـ منزل شخصی خود ـ برود.
خودروی ترخانی سركوچه پارك شده بود. یدالله و عزت‌الله سحابی چند قدمی استاد مطهری را بدرقه می‌كنند تا اینكه آقای مطهری به سر كوچه می‌رسد.
گویا در این هنگام قاتل اصلی به استاد مطهری نزدیك می‌‌شود و او را به نام صدا می‌كند و پس از برگشتن آیت‌الله مطهری گلوله‌ای به زیر گوش او شلیك می‌كند كه از ابروی چپش خارج می‌شود.
قاتل پس از این اقدام، گویا از کوچه‌ای فرار می‌كند و خود را به اتومبیل پیكان استیشن‌شان می‌رساند و با دو نفر دیگر به‌سمت شرق تهران فرار می‌كنند. در این چهارچوب، مستند ویدئویی پخش‌شده مبنی‌بر قتل شهید مطهری با موتورسیكلت که وجاهت تاریخی ندارد.
در اینجا بنا به نقلی، دكتر یدالله سحابی كه در چند قدمی ایشان مشغول قدم‌زدن بود، بلافاصله خود را به استاد مطهری می‌رساند و او را با اتومبیل آقای ترخانی به بیمارستان طرفه می‌برند.
روزنامه اطلاعات آن دوران نوشته است، جوانی می‌بیند که فردی زخمی روی زمین افتاده و او را به بیمارستان طرفه می‌رساند.
حال آقای مطهری در لحظات اولیه وخیم گزارش می‌شود. این‌گونه است كه پس از القای یك شوك الكتریكی به این نتیجه می‌رسند كه استاد مطهری دار فانی را وداع گفته است.
خبر همان شب پخش نمی‌شود، ولی صبح، رادیو این خبر را به اطلاع عموم می‌رساند. ساعت یك نیمه‌شب، فردی با روزنامه‌های اطلاعات و آیندگان تماس می‌گیرد و ادعا می‌كند، گروه فرقان، رئیس شورای انقلاب، یعنی آیت‌الله مرتضی مطهری را كشته است و در ادامه تعدادی دیگر از شخصیت‌های اجتماعی و سیاسی را هم خواهد كشت.
این مسئله كه فرقان چگونه به این موضوع محرمانه ـ ریاست شهید مطهری بر شورای انقلاب ـ پی برده بود، از رازهای تاریخ معاصر است. همچنین، اطلاعیه‌ای از گروه فرقان در محل ترور كشف می‌شود.

روایت خانواده: آخرین توصیه استاد پیش از شهادت
شهادت آیت‌الله مرتضی مطهری برای خانواده او غم مضاعفی بود، زیرا آنان هم شخصیت فردی و هم شخصیت اجتماعی او را از دست داده بودند. اعضای خانواده این شهید پس از گذشت سال‌ها خاطراتی درباره لحظات پیش و پس از ترور او می‌گویند.
از مجموع سخنان فرزندان و اعضای خانواده شهید مطهری این‌گونه برمی‌آید كه شهید مطهری انتظار چنین كنشی را از سوی گروه فرقان داشته است.
این‌گونه است كه دكتر مجتبی مطهری از برگه‌ای سخن می‌گوید كه آقای محقق در قم برای آقای مطهری می‌آورند كه روی آن نوشته شده بود: «ما سه شخصیت سیاسی، مذهبی و نظامی را ترور خواهیم كرد.» و می‌گوید، پدرش به آقای محقق گفته است كه آن شخصیت مذهبی من هستم.
محمد مطهری هم می‌گوید كه پدرش می‌دانسته است به دست چه منحرفانی به شهادت خواهد رسید و از همین‌رو، است كه پس از شهادت سرلشكر قرنی می‌گفته است: «نفر بعدی من هستم»، البته به غیر از این اطلاعات، از خوشحالی و حالت روحی خاص شهید مطهری هم سخن گفته می‌شود.
گویا از میان فرزندان شهیدمطهری، علی و سعیده در آن شب بیرون از شهر تهران بودند و به همین دلیل، برای آنان امكان دیدار آخر با پدرشان فراهم نشد.
مجتبی مطهری كه آن زمان در خانه بوده است، از تمیز كردن اتاق و نگاه عمیق پدر به كتابخانه‌اش سخن می‌گوید. او همچنین آخرین توصیه شهید مطهری به خود را رعایت امورات مادر (همسر شهید مطهری) بیان می‌كند.
پس از ترور و مسجّل‌شدن شهادت، تصمیم گرفته می‌شود كه موضوع به منزل ایشان اطلاع داده نشود. به همین دلیل، آقای سحابی با همسر ایشان تماس می‌گیرد و می‌گوید كه آقای مطهری امشب به منزل نمی‌آیند.
همسر استاد مطهری با نگرانی می‌پرسند كه «ایشان اگر می‌خواستند خودشان تماس می‌گرفتند، چرا شما تماس گرفته‌اید؟ مگر ترور شده‌اند؟» و سحابی از اصابت تیر به كتف ایشان سخن می‌گوید. ادامه ماجرا از زبان دختر آیت‌الله مطهری، یعنی سعیده شنیدنی است. او كه در زمان حادثه در اصفهان بوده است، می‌گوید: «بعد از شنیدن خبر ترور پدر، به تهران می‌آید هر چند اطرافیان پدر گفته بودند او فقط زخمی شده است، اما وقتی صبح‌هنگام، به تهران می‌رسد در میدان هفتم تیر پسرك روزنامه‌فروشی را می‌بیند كه روزنامه آیندگان می‌فروشد و تیتر درشت روزنامه این است: «رئیس شورای انقلاب را كشتیم.»
اما ماجرای اشاره شهید مطهری به قاتل خویش هم در نوع خود جالب است. محمد مطهری می‌گوید: حدود دو ماه از شهادت ایشان می‌گذشت و هنوز قاتل ایشان شناسایی نشده بود، در یكی از خواب‌هایی كه دیدم گفتم: «ما چطور قاتل شما را بشناسیم؟» ایشان فرمودند: «وقتی او را ببینید، لباس سبز بر تن دارد.» محمد می‌افزاید: «چند ماه بعد كه برای محاكمه ضارب ایشان به دادگاه رفتیم، در وسط دادگاه یك‌مرتبه به یاد این خواب افتادم. دیدم، آری، لباس قاتل سبز است.»

به روایت بازجوی پرونده: با حكم امام (ره) مأمور پرونده شدم
نقطه آغاز آشنایی من (حمید نقاشیان) با گروه فرقان به پیش از انقلاب اسلامی برمی‌گردد، آن زمان كه به‌دلیل همكاری با گروه ندای اسلام در فضای مبارزاتی و عقیدتی حضور داشتم. به تناسب این فعالیت‌ها در جلسات گروه فرقان نیز حضور پیدا می‌كردم، اما رفته‌رفته متوجه انحراف این گروه شدم و موضوع را به شهید مطهری منتقل كردم.
ایشان نیز بنده را مأمور زیر نظر داشتن تحركات این گروه كردند. بعدها با شور گرفتن فعالیت‌های انقلابی و محول شدن وظایف دیگری به این جانب، موضوع گروه فرقان از دستور كار من خارج شد.
ماجرای گروه فرقان دیگر در برنامه‌های من جا نداشت تا اینكه وقتی بنده به‌عنوان سرتیم محافظت امام خمینی(ره)‌ در قم حضور داشتم، بحث ترور شهید مطهری و شهید قرنی پیش آمد.
در ختم شهید مطهری، آقای هاشمی‌رفسنجانی بنا به تحلیل خود حزب توده را مسئول این ترور اعلام كرد، اما همان لحظه بنده به امام خمینی(ره)‌ اعلام كردم که چنین نیست و من گروه قاتل شهید مطهری را می‌شناسم (با توجه به اینكه در آن ایام گفته می‌شد گروهی به نام فرقان مسئولیت این ترورها را پذیرفته است).
پس از این گفته بود، بنده با حكم امام خمینی(ره)‌ مأمور این پرونده شدم. به تهران آمدم و با همكاری افرادی چون آقای مهدی هادویف، دادستان وقت كل كشور؛ آقای قدوسی، دادستان كل كشور؛ آقای مهدوی‌‌كنی، مسئول امور كمیته‌های انقلاب؛ آقای حسن عابدجعفری، مسئول وقت سپاه پاسداران؛ آقای علی‌‌اكبر و عباسعلی ناطق‌نوری و با همكاری تعدادی از دوستان، به‌ویژه مرحوم محمد هنردوست، كار را به عهده گرفتیم.
برای مكان فعالیت‌های خود بند موسوم به 209 اوین را انتخاب كردیم و آنجا را سروسامان دادیم. دوستان را به سه گروه تعقیب، مراقبت و عملیات، گروه تداركات برای تهیه غذا و امكانات و نظافت زندان و گروه مطالعه، تحقیق و بازجویی تقسیم و كار جدی خود را شروع كردیم كه از حدود اردیبهشت 1358 تا دی‌ماه 1358 به طول انجامید، البته پس از مدتی گروهی از افسران نوهد كلاه‌سبزهای رژیم شاه ـ و پس از مدتی تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب وقت، مثل سردار ذوالقدر و آقای الویری ـ‌ نیز به جمع ما پیوستند.
پس از این سازماندهی بود كه توانستیم دستگیرشدگان روزهای اولیه از سوی كلانتری‌ها و كمیته‌‌ها را در یك مكان جمع‌آوری و بازجویی‌های مبتنی‌بر بحث عقیدتی و فرهنگی را با اعضای گروه فرقان آغاز كنیم.
در حین فعالیت ما البته گروه فرقان ترورهای دیگری هم انجام داد، اما بیشتر این ترورها از نظر عملیاتی علیه افرادی انجام می‌شد كه به‌دلیل مردمی‌بودن سهل‌الوصول بوده و به عبارت دیگر از ارزش عملیاتی كمی برخوردار بودند. ما از اردیبهشت‌ماه تا مردادماه، حدود 80 درصد اعضای گروه را دستگیر كرده بودیم و این قبیل اقدامات آخرین نفس‌های باقی‌مانده فرقانیان بود.
درباره شیوه بازجویی و دادگاه لازم است به این نكته تأكید شود كه بازجویی از اعضای گروه فرقان مبتنی‌بر بحث‌های تئوریك و عقیدتی بود و در این چارچوب افرادی چون حجج اسلام معادیخواه و احمد احمدی (رئیس فعلی مؤسسه سمت)‌ و آقای جلال‌الدین فارسی به زندان می‌آمدند و با اعضای گروه فرقان بحث‌های تئوریك و مبنایی می‌كردند و حجم بزرگی از شكستن اعضای این گروه در زندان به‌دلیل همین ضعف تئوریك بود. آنها در چنین بحث‌هایی متوجه توخالی بودن عقاید خود و رهبرشان می‌شدند و به‌زودی از كرده‌های خود توبه می‌كردند.
قاضی دادگاه فرقانیان ابتدا آیت‌الله محمدی گیلانی بود كه ایشان به‌دلیل وابستگی و علاقه شدید به شهید مطهری، مرتب در مقام قاضی قاتلان را لعنت می‌كرد. من برای حفظ بی‌طرفی قاضی این دادگاه را خاتمه دادم و با بیان این مطلب خدمت امام درخواست كردم که افرادی چون ربانی شیرازی، معادیخواه و ناطق نوری به‌عنوان قاضی این دادگاه انتخاب شوند.
حكم این افراد هم به دستور امام از سوی مرحوم مشكینی و مرحوم منتظری صادر شد، اما آقای ربانی شیرازی به‌دلیل كسالت در دادگاه حاضر نشدند.
وضعیت و سرنوشت تمام اعضای گروه فرقان در دادگاه مشخص شد و سرانجام نیز با تصریح امام مبنی‌بر محدود شدن اعدام به كسانی كه قتل مرتكب شده‌اند، شش تن از اعضای این گروه به اعدام محكوم شدند؛ در حالی‌كه این گروه نُه نفر را كشته بودند. از نظر من پرونده فرقان سند افتخاری برای بازجویان و قاضیان این پرونده است، ضمن اینكه آن را می‌توان نخستین پرونده اطلاعاتی در جمهوری اسلامی دانست.


امام خامنه ای  در گذر زمان42

در مسیر قم تا زاهدان
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) پس از بازگشت به قم، در ادامه درس و بحث و گسترش فعالیت‌های مبارزاتی، در نیمه دوم سال۱۳۴۲ با افراد مبارز روزها و ایام پرماجرایی را پشت‌سر ‌گذاردند. در جلسات، جمعی از شاگردان و یاران امام مصمم به زنده‌ نگه‌داشتن یاد ۱۵خرداد ۴۲ می‌شوند و به همین‌ منظور ایام ماه مبارک رمضان سال ۱۳۸۳ قمری را به این موضوع اختصاص می‌دهند، امام خامنه‌ای در این جمع، مأموریت تبلیغی به زاهدان را می‌پذیرند و در ۲۱ دی‌ماه با اتوبوس راهی زاهدان می‌شوند. ایشان در طول مسیر ضمن توقف در شهرهای اصفهان، یزد و کرمان، با شخصیت‌های علمی، فرهنگی و فقهی مجالست و گفت‌وگو داشته است. برای نمونه در کرمان با حجتی کرمانی دیدار می‌کند و میهمان او می‌شود. مدرسه علمیه صالحیه محل فعالیت و تحرکات جوانان کرمانی با محوریت آقای حجتی بوده که به آن ورود پیدا می‌کند و به یکی از شلوغ‌ترین اتاق‌های آنجا می‌رود. معظم‌له در این باره فرموده‌اند. «تشویق شدم که دو سه روز بمانم آنجا... با خود فکر کردم اگر جایی غیر از قم و تهران روی این زمین باشد که من بتوانم آنجا بمانم آن کرمان است، از بس از مردم کرمان شور و حرارت و کار و تلاش مشاهده کردم...» ایشان در این توقف‌ها با افراد دیگری نیز آشنا می‌شوند و دوستان جدیدی پیدا می‌کنند و پس از دیدارهای صمیمانه راهی زاهدان می‌شوند. معظم‌له در این رابطه فرموده‌اند: «با قلبی آکنده از فراق یاران، آنان را وداع گفتم و هنوز وقتی آن لحظات اسفناک را به یاد می‌آورم، سایه غمی سنگین را بر سینه‌ام احساس می‌کنم... به‌ویژه اینکه می‌بایست به تنهایی روی در دیاری آورم ناشناخته و نادیده و پنجه در سرنوشتی در آویزم که عواقب آن نامعلوم بود.» ایشان با این حال و روحیه برای تبلیغ ماه مبارک رمضان صبح پنج‌شنبه ۲۶ دی‌ماه، (۳۰ شعبان) وارد شهر زاهدان می‌شود و مستقیم به مسجد جامع شهر و از آنجا به منزل روحانی بزرگ و محوری شهر زاهدان آیت‌الله کفعمی خراسانی می‌رود و با استقبال گرم ایشان روبه‌رو می‌شود. امام خامنه‌ای در کوتاه‌ترین زمان در جریان بسیاری از مسائل قرار می‌گیرند و درمی‌یابند که توصیه‌های آقای میلانی به آقای کفعمی به زاهدان رسیده و آقای کفعمی منتظر آمدن ایشان است. امام خامنه‌ای در چند روز اول سفر به زاهدان با اوضاع این شهر آشنا می‌شوند که در مباحث بعد به بحث گذاشته می‌شود.


نگاه دو
علی حیدری

آمریكایی‌ها و امتیاز باستان‌شناسی در ایران
مهم‌ترین امتیازی كه دولت ایران پس از روی‌کارآمدن رضاخان و کلاً خاندان پهلوی به بیگانگان اعطا كرد، موافقت‌نامه نفت 1933 بود. امتیاز دیگر‌، شیلات دریای خزر بود كه در سال 1927 به روسیه داده شد. امتیازهای دیگری كه به همان اندازه مهم است؛ ولی شناخته‌شده نیست، امتیازهای باستان‌شناسی است كه در فاصله سال‌های 1931 تا 1941 به موزه‌های آمریكایی داده شده است. به نظر می‌رسد، در اصل توافقی بین قدرت‌های سه‌گانه بر سر با ارزش‌ترین منابع ایران، یعنی آثار باستانی‌، نفت و خاویار برقرار شده بود؛ درحالی‌كه آمریكاییان با دقت زیاد خود را از تجارت خاویار و نفت كنار كشیده بودند، انگلیسی‌ها و روس‌ها هم متقابلاً دخالتی در كاوش‌های باستان‌شناسی آمریكایی‌ها در ایران نداشتند. در مقایسه با كاوش‌های باستان‌شناسی بزرگی كه آمریكایی‌ها در ایران انجام می‌دادند‌، فقط یك باستان‌شناس مهم انگلیسی به نام سر اورل استین در دهه 1930 در ایران كار می‌كرد و بخشی از كار استین هم به نمایندگی از طرف دانشگاه‌ هاروارد بود. تصادفی نبود كه آمریكایی‌ها هیچ‌گاه با تسلط انگلیسی‌ها بر امور نفتی ایران به چالش برنخاستند و برای انگلیسی‌ها هم هیچ‌گاه برتری آمریكایی‌ها در مسائل باستان‌شناسی ایران مورد تردید واقع نشد؛ درحالی‌كه كنترل سیاسی و نظامی ایران در دست انگلیسی‌ها بود، باستان‌شناسی ایران بعد از سال 1925 كاملاً به انحصار آمریكایی‌ها درآمد.
برخی بر این باورند كه اعطای امتیاز باستان‌شناسی در ایران به آمریكایی‌ها در برابر ممانعت انگلیسی‌ها از اعطای امتیاز نفت شمال ایران به آمریكا بود. انگلیسی‌ها مصمم بودند كه جلوی نفوذ آمریكایی‌ها را در مسائل نفتی ایران بگیرند و برای جبران دسترسی‌نداشتن آمریكایی‌ها به نفت ایران، دسترسی انحصاری آنها به آثار باستانی ایران را فراهم كردند. روس‌ها هم برای اینكه كاملاً بی‌بهره نمانند، در نهایت اختیار شیلات دریای خزر را در دست گرفتند كه شامل صادرات پرسود خاویار بود.
همانگونه كه آرتور چستر میلسپوی آمریكایی، مستشار كل مالی ایران تا سال 1927، توضیح داده و براساس شواهدی كه ارائه كرده است‌، اعطای امتیاز شیلات 1927 به روس‌ها به معنای فروش كامل حقوق و منافع ایران بود. ایران تا پایان دوره امتیاز شیلات در سال 1952، یعنی زمان نخست‌وزیری دكتر محمد مصدق‌، نتوانست اداره شیلات دریای خزر را باز پس گیرد. اعطای چنین امتیازهایی به معنای حیف‌و‌میل كامل منابع ثروت ایران بود. آن‌گونه كه میلسپو می‌گوید، رضاشاه در این دوره تا جایی كه توانست ایران را «دوشید». به مدت 20 سال از 1921 تا 1941 بیشتر درآمد نفت ایران صرف خرید تسلیحات شد و حداقل 60 تا 65 درصد بودجه سالانه دولت (كه منحصراً از درآمدهای نفتی بود) برای ارتش و پلیس هزینه شد. حیف‌ومیل کردن منابع در این دوران حیرت‌انگیز بود. اگر این منابع مالی صرف آموزش، زیرساخت‌ها و پیشرفت‌های صنعتی و كشاورزی می‌شد، امروز ایران در میان كشورهای جهان سوم نبود. در سال 1941 كه رضاشاه ایران را ترك كرد، 85 تا 90 درصد جمعیت ایران بی‌سواد بودند. 40 سال بعد، وقتی جانشین او، یعنی پسرش كشور را ترك كرد، با وجود «تمدن بزرگ»، دو سوم مردم كشور بی‌سواد باقی‌مانده بودند. با توجه به چنین مسائلی می‌توان دریافت كه چرا ایران با وجود فرهنگ، تاریخ و منابع عظیم طبیعی و نفتی پیشرفت نكرده است.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

گزارش صبح صادق از بیست و یکمین همایش سراسری هادیان سیاسی سپاه

سردار سنایی راد مطرح کرد
راهکارهای صیانت از گفتمان انقلاب اسلامی

مسئول معاونت سیاسی نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه با اشاره به شرایط خطیر منطقه‌ای و جهانی، صیانت از گفتمان انقلاب اسلامی را در شرایط جاری، مهم ارزیابی کرد و گفت: تحقق کامل و تحکیم گفتمان انقلاب اسلامی در داخل و توسعه منطقه‌ای و جهانی آن، مستلزم حفظ پیش‌برندگی و پیش‌روندگی گفتمان انقلاب اسلامی است که این مهم، جزء رسالت‌ها و تکالیف تمامی نیروها و نهادهای ارزشی و انقلابی است. سردار سنایی‌راد افزود: باید تلاش مستمر و پاینده‌ای را برای تثبیت و تحقق کامل آن و فراهم‌سازی مؤلفه‌های توسعه و تغلب آن در بین گفتمان‌های رقیب و مخالف در پیش گیرند. این امر تنها در سایه همدلی و همزبانی بخش‌های مختلف نظام اسلامی به وجود خواهد آمد.
وی گفت: با توجه به نقش و تکلیف نیروهای ارزشی و مطابق با فرمان و تدبیر مقام معظم رهبری، این نیروها می‌توانند در حفظ و پیش‌روندگی گفتمان انقلاب اسلامی مؤثر باشند. این امر مستلزم این است که در حوزه اثبات‌ها به تولید خرده گفتمان‌های مبتنی‌بر نیازهای جدید انقلاب بپردازند و با پر کردن فاصله‌ها و شکاف‌های به‌وجود آمده، نقش وحدت‌بخشی را در میان خانواده بزرگ انقلاب اسلامی ایفا کنند.
مسئول معاونت سیاسی سپاه در ادامه با اشاره به وظایف نیروهای انقلاب در ترویج گفتمان انقلاب اسلامی اضافه کرد: این نیروها در شرایط فعلی نیز که دشمنان کارآمدی انقلاب اسلامی را نشانه گرفته‌اند، با کمک به کارآمدی و ایجاد تصویر مثبت از گفتمان انقلاب اسلامی، باید نقش خود را به‌درستی به انجام برسانند. از این‌رو، برای این امر محورهای زیر قابل توجه است.
1ـ طلایه‌دار بودن در ولایتمداری و پیگیری فرامین صادره از مرکز ثقل و دال مرکزی گفتمان انقلاب اسلامی، یعنی ولی‌فقیه
2ـ آشنایی با مبانی نظری گفتمان و گنجاندن موضوع گفتمان‌شناسی و گفتمان‌سازی در آموزش بخش‌های سیاسی و فرهنگی
3ـ تقویت همگرایی و هماهنگی مراجع فکری‌ـ سیاسی و نیروهای ارزشی، به‌خصوص در نقاط عطف سیاسی
4ـ تقویت آرمان‌گرایی واقع‌نگر درحوزه نظر و عمل سیاسی نیروهای ارزشی براساس آموزه‌های امام(ره) و رهبری(مدظله‌العالی)
5ـ کمک به تولید زیرگفتمان‌های انقلاب با توجه به مطالبات رهبری و دغدغه‌های مردم
6ـ تصویرسازی مثبت و کارآمد از نیروهای ارزشی و حفظ خط فاصل این جریان از افراطی‌گری، وادادگی و قانون‌شکنی
7ـ روشنگری و اعتبارزدایی از گفتمان‌های مغایر و مخالف گفتمان انقلاب اسلامی
8ـ تقویت فضای معنوی، ارزشی و انقلابی در جامعه
9ـ روشنگری هوشمندانه و ایجاد حساسیت در بین نهادهای نظارتی، نخبگان، خواص و جامعه پیرامون نفوذ افراد و جریانات غیرصالح در مناصب مهم کشور
10ـ زمینه‌سازی و فراهم‌کردن سازوکارهای لازم برای صیانت از سنگرهای انقلاب
11ـ تبدیل مبارزه با فساد (اقتصادی، اداری و قضایی، اجتماعی و...) به مطالبه عمومی با پرچم‌داری نیروهای ارزشی
12ـ تقویت گفتمان وحدت شیعی و سنی و اتحاد اقوام برای مقابله با جریانات اختلاف‌افکن و گروه‌های تکفیری
13ـ حاکم‌کردن گفتمان شایسته‌سالاری برای تصاحب مناصب قدرت
14ـ ارتقا و هم‌افزایی رسانه‌های همراه با انقلاب و تضعیف جریان رسانه‌ای جبهه مغایر و معارض انقلاب؛
15ـ تبیین هدفمند، نقد سازنده و به چالش‌کشاندن روندهای فرهنگی‌ـ سیاسی مغایر با گفتمان انقلاب اسلامی
16ـ کمک به توانمندسازی نیروهای ارزشی در تبیین گفتمان انقلاب اسلامی و پیشتازی در عرصه رقابت‌های گفتمانی.



حجت‌الاسلام صفایی
دشمن به دنبال شکاف در جامعه استرئیس دفتر عقیدتی سیاسی فرماندهی معظم کل قوا گفت: درحال حاضر دشمن به‌دنبال ایجاد دو قطبی‌سازی جامعه است تا در انتخابات آینده میوه آن را بچیند. حجت‌الاسلام صفایی با اشاره به اینکه آمریکا یک «وحشی تمدن» بیش نیست، گفت: مهم‌ترین هدف دشمن در انتخابات آینده شکل‌دهی دوقطبی‌های سیاسی و اجتماعی است تا دشمن با توسل به آن موقعیت نظام را تضعیف کند.
وی گفت: مقام معظم رهبری با توجه به حربه‌ها و نیرنگ‌های دشمن و موقعیتی که کشور در آن قرار دارد، امسال را سال همدلی و همزبانی دولت و ملت اعلام فرموده‌اند.
حجت‌الاسلام صفایی افزود: مقوله معنای قدرت از نظر اندیشمندان عوض شده است و اراده جمعی، یکی از مؤلفه‌های مهم قدرت و همین همدلی و همزبانی جامعه و دولت است.





سردار مقدم‌فرمطرح کرد
تبیین شعار سال در قالب الگوی حمایتی و نظارتی
مشاور رسانه‌ای فرمانده کل سپاه الگوی مطلوب برای تعامل دولت و ملت را «الگوی حمایتی ـ نظارتی(انتقادی)» دانست و گفت: در سال 94 باید براساس این الگو، به محورهای زیر توجه شود:
۱ـ عدم نمایش مخالفت حاکمیت و نظام با مردم و رأی آنان.
۲ـ عدم بی‌تفاوتی نسبت به معایب.
۳ـ منطقی و منصفانه‌بودن نقدها.
۴ـ عدم کتمان و نادیده‌گرفتن خدمات، زحمات و کارکردهای مثبت دولت.
۵ـ عدم سلب اعتماد عمومی از دولت.
۶ـ حمایت از دولت به‌ویژه در حوزه مسائل اساسی و مهم کشور و در تقابل با دشمنان نظام.
۷ـ فراهم بودن فضای نقد منطقی و منصفانه از دولت و عدم تخریب منتقدان.
سردار مقدم‌فر افزود: یکی از کارکردهای شعار سال، ارتقای سطح تعاملات متقابل جریان‌های سیاسی و دولت است. وی خاطرنشان کرد: نهادینه شدن مردم‌سالاری دینی و استوار شدن شاخص‌های هندسه نظام اسلامی این امکان را فراهم می‌آورد تا مردم و خواص و جریان‌های سیاسی، نحوه تعامل با ارکان نظام و متقابلاً مسئولان دولت و نحوه مواجهه با منتقدان را براساس دو معیار «مبانی و اخلاق اسلامی» و «ضرورت اهمیت حفظ و اقتدار نظام اسلامی» تنظیم کنند. این کارشناس مسائل سیاسی گفت: یکی از مسائلی که باید به آن توجه کرد، این است که جهت اصلی شعار سال باید در راستای حفظ نظام و اقتدار ملی تبیین و تحلیل شود و انحصار شعار سال به یک قوه آن هم قوه مجریه، ظرفیت‌های شعار سال را در راستای تحقق این هدف کاهش می‌دهد. وی تأکید کرد: نقش دو قوه قضائیه و مقننه در راستای تحقق پیشرفت اقتصادی، استقرار عدالت اقتصادی و قضایی نباید مورد غفلت قرار گیرد. از سوی دیگر تقویت اعتماد مردم به این قوا نیز سهم بسزایی در حفظ و تقویت نظام خواهد داشت.
مشاور رسانه‌ای فرمانده کل سپاه برای تبیین بهتر شعار سال بر محورهای زیر نیز تأکید کرد:
۱ـ لزوم تبیین صحیح شعار سال و زوایای پیام و بیانات نوروزی مقام معظم رهبری و پرکردن خلأ تحلیل‌های درست در جامعه.
۲ـ لزوم ممانعت از تفسیر به رأی شعار سال و عدم مصادره آن با خواسته‌ها و مطلوب‌های جریان‌های سیاسی و برخی اشخاص به نفع خود.
۳ـ تولید محتواهای مناسب برای توجیه و تبیین شعار سال برای نخبگان و افکار عمومی.
۴ـ شرایط محتمل در سال 94 در ابعاد داخلی و خارجی از جمله؛ مسائل هسته‌ای، ناامنی‌های اجتماعی، انتخابات و... در داخل و تحولات منطقه‌ای در بُعد خارجی در تبیین فلسفه انتخاب شعار سال باید مورد توجه قرار گیرد.
۵ـ به‌منظور گفتمان‌سازی برای شعار سال، اقشار و مجموعه‌های مختلفی چون بسیج دانشجویی و بسیج اساتید فعال شوند.
۶ـ رسانه‌های انقلاب اسلامی تبیین و گفتمان‌سازی شعار سال را جدی گرفته و در دستور کار مستمر خود قرار دهند.




کارشناس مسائل منطقه‌ای
دشمن دچار بن‌بست راهبردی شده است
یک کارشناس مسائل منطقه‌ای گفت: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دو محور شکل گرفته است؛ محور انقلاب اسلامی و نهضت‌های رهایی‌بخش با رهبری ایران و محور جریان استکباری با رهبری آمریکا، این دو محور از بدو تولد تاکنون پیشرفت یکی و عقب‌گرد دیگری را به‌دنبال داشته است. اما در مسیر کلی، محور مقاومت روند صعودی و محور ضدمقاومت روند نزولی داشته است.
وی با اشاره به حمله رژیم صهیونیستی به حزب‌الله لبنان گفت: این جنگ سبب تقویت حزب‌الله شد، زیرا پیش از آن، گفته می‌شد که ارتش رژیم صهیونیستی شکست‌ناپذیر است و اکنون این هژمونی دیگر شکست خورده است. الان وضع به گونه‌ای شده است که رژیم صهیونیستی حتی قدرت تهدید کردن حزب‌الله را نیز ندارد.
این کارشناس با اشاره به حوادث سوریه هم گفت: باوجود اینکه جبهه عربی‌ـ غربی تمام تجهیزات و نیروها و استعداد سیاسی و امنیتی خود را برای شکست سوریه به میدان آورده‌اند، اما اکنون به این نتیجه رسیده‌اند که باید با رئیس‌جمهور سوریه وارد مذاکره شوند.
وی درباره بحران عراق گفت: ایران شش ماه پیش از فعال شدن داعش به مقامات عراقی هشدار لازم را داده بود، اما چالش‌های سیاسی و امنیتی و عدم اتحاد گروه‌ها سبب شد که از این مسئله غافل شوند.
وی افزود: یک ماه پیش از سقوط موصل، کشورهای ترکیه، عربستان، قطر با سه جریان بعثی، تکفیری و گروه‌های مخالف دولت مرکزی عراق برای سقوط بغداد، هم‌پیمان شدند، آمریکا از آنها، فقط تأمین منطقه الخضرای خودش را خواسته بود.
از هنگام آغاز جنگ، داعش ظرف یک هفته به دروازه‌های بغداد رسید.
بعضی از مناطقی که در ماه‌های اخیر آزاد شده‌اند از زمان صدام محل فتنه بوده است و در دوران اشغال ازسوی آمریکا این مناطق هم مهار نشدند.
این کارشناس مسائل منطقه‌ای، جنگ یمن را مقدمه خروج کامل آنها از استعمار عربستان دانست و گفت: استعمار و استثمار سعودی کشور یمن را به‌شدت عقب‌مانده کرده است، به‌گونه‌ای که آنان حق بهره‌برداری از ذخایر نفتی خود در استان حضرموت را نیز ندارند. وی گفت: عربستان با این حمله‌ای که انجام داد، حداقل امتیازات هم برایش متصور نیست.
وی افزود: توان رزم عربستان به اندازه اشغال دو استان یمن نیست، عربستان برای آینده، برنامه‌ای ندارد و نه از طریق هوا می‌تواند یمن را تسلیم کند و نه از طریق زمین توان تثبیت موقعیت خود را در صنعا دارد. هرچند ممکن است به سناریوی سوم، یعنی ایجاد جنگ داخلی و تسلیح مخالفان و قبایل یمن دست بزند. اما در بلندمدت، امنیت مرزهای خود را نیز از دست خواهد داد.


تاریخ سیاست خارجی آمریکاـ 24
اهداف عالی و بلندمدت سیاست خارجی آمریکا
حسن خدادی

همان‌طور که در مقاله شماره پیش بیان کردیم دو رکن اساسی ایدئولوژی سیاست خارجی آمریکا شامل «عظمت ملی» و «استثناگرایی» می‌شود. هدف عالی عظمت ملی، ناظر بر آمریکایی شدن دنیا است که در عصر ملت‌سازی تعریف و مشخص شده است و ایده و ماده امپریالیسم و منافع و امنیت به پیروی و مقتضای آن شکل گرفته است. مختصات فلسفی و ایدئولوژیک نظم نوین جهانی در عصر ملت‌سازی تدوین شده است و به‌دلیل آماده بودن زمینه در زمان جورج‌بوش پدر اعلام شده است و اختلافات بین دولت‌های مختلف، تنها اختلافات روشی بوده است و نه ایدئولوژیک. از طرفی دیگر با وجود عنصر استثناگرایی و پیوند آن با سلطه و امنیت و منفعت به مثابه هسته‌ای ایدئولوژی می‌توان مدعی شد که سیاست خارجی آمریکا ایدئولوژیک است. در مقاله پیش‌رو برآنیم بیان کنیم که سیاست خارجی آمریکا دارای اهداف سه‌گانه (بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت) است که به‌طور نظام‌وار در ارتباط با یکدیگر و براساس دو رکن ایدئولوژی سیاست خارجی آمریکا، یعنی رکن عظمت ملی و رکن استثناگرایی است.

الگوها، شیوه‌ها و ابزارهای ایدئولوژی
در حوزه سیاست خارجی، سه هدف دنبال می‌شود که عبارتند از ۱ـ اهداف بلندمدت ۲ـ اهداف میان‌مدت و ۳ـ اهداف کوتاه‌مدت یا حیاتی. اهداف بلندمدت عبارتند از طرح رؤیاها، ایده‌ها و پندارهای مربوط به سازمان سیاسی یا ایدئولوژیک‌غایی نظام بین‌المللی، قواعد حاکم بر روابط درون نظام و نقش دولت‌های خاص در این زمینه. اهداف بلندمدت با اهداف میان‌مدت تفاوت‌های خاصی دارند. نخستین تفاوت در عنصر زمان است. اهداف بلندمدت در زمانی بسیار طولانی و دوردست جست‌وجو می‌شوند. تفاوت دوم در دامنه آنهاست. دولت‌ها در اهداف میان‌مدت، درخواست‌هایی از دولت‌های خاص دارند، اما در اهداف بلند‌مدت خواسته آنها دامنه‌ای جهانی دارد، زیرا هدف آنها به بازسازی کل نظام بین‌الملل مربوط می‌شود. هدف‌های میان‌مدت در زمان کمتری جست‌‌وجو می‌شوند و دامنه محدودتری دارند، اما در عین حال، از ضرورت بیشتری برخوردارند. این هدف‌ها شامل افزایش حیثیت دولت در نظام بین‌المللی و شکل‌های گوناگونی از استعمار، سلطه و امپریالیسم می‌شود. اهداف کوتاه‌مدت، هدف‌های حیاتی به شمار می‌روند، زیرا برای موجودیت یک واحد سیاسی، اهمیتی اساسی و اضطراری دارند و بدون آنها دولت نمی‌تواند دیگر هدف‌ها، مانند استقلال، مبانی اقتصادی و رفاه شهروندان و امنیت را دنبال کند. واحدهای سیاسی بدون حفظ موجودیت خود نمی‌توانند به دیگر هدف‌ها دست ‌یابند.
اهداف میانی خود، وسیله‌ای برای اهداف بلندمدت به شمار می‌روند و اهداف کوتاه‌مدت نیز به نوبه خود ابزاری برای اهداف میانی به‌شمار می‌روند. ولفرز می‌نویسد: در موارد متعددی، وسیله ممکن است به‌صورت هدفی کوتاه‌مدت درآید و در دیگر موارد، وسیله‌ای که به خودی خود یک هدف کامل است ممکن است در واقع فقط به‌عنوان گامی جهت نیل به اهداف بلندمدت باشد. مهم این است که در حوزه سیاست خارجی، شاهد سلسله مراتب غایات و ابزار هستیم. یعنی هر غایتی برای غایت بالاتر از خودش یک ابزار و برای ابزارهای پایین‌تر غایت قلمداد می‌شود و این سلسله مراتب همچنان ادامه دارد. گفته شد که بالاترین هدف در سیاست خارجی آمریکا، عظمت ملی با بین‌المللی کردن و جهانی کردن ارزش‌های آمریکایی و ایدئولوژی استثناگرایی است. به تعبیری هدف بلندمدت را هدف عالی ایدئولوژی شکل می‌دهد. سایر اهداف با عنوان اهداف میانی و کوتاه‌مدت برای هدف عالی، ابزار محسوب می‌شوند که نیل به آن بدون این اهداف میسر نخواهد شد. بزرگ‌ترین هدف میانی ایدئولوژی و ایدئولوژیک سلطه و امپریالسم است، چرا که با سلطه است که می‌توان به هدف بلندمدت ایدئولوژیک رسید. اهداف میان‌مدت نیز به‌طور موقت فدای اهداف کوتاه‌مدت و یا حیاتی می‌شوند که از اضطرار و فوریت خاصی برخوردارند. آمریکا برای رسیدن به اهداف بلندمدت خود، دو نوع الگو اتخاذ کرده است که عبارتند از: انزواگرایی و بین‌الملل‌گرایی.

انزواگرایی و بین‌الملل‌گرایی
در دوره انزواگرایی، اهداف بلندمدت و عالی و میان‌مدت به‌طور موقت کنار گذاشته شده است، چرا که پرداختن به این اهداف ممکن بود که کشور را از اساس با مشکل مواجه کرده و آن را از بنیان برکند. خود ایدئولوژی، دستور پرداختن به اهداف کوتاه‌مدت را صادر کرد تا آمریکا به ‌قدری قدرتمند شود که به اهداف بلندمدت ایدئولوژیک برسد. پس انزواگرایی هم یک الگوی برخاسته از ایدئولوژي استثناگرایی است که از روی ضرورت، اتخاذ شده است. استقلال سیاسی، اقتصاد و رفاه شهروندان باید پیش از هر چیز تأمین می‌شد. درگیری آن کشور در اختلافات بین‌المللی برای صدور ارزش‌ها، ممکن بود آمریکای ضعیف را تحت نفوذ قدرت‌ها درآورده و استقلال آن را خدشه‌دار کند. بنابراین حفظ اصل انقلاب در چارچوب مرزهای ملی از اولویت برخوردار بود.
ایدئولوژی فعلاً مصلحت را در آن می‌دید که از پذیرش وظایف سنگین خودداری کرده، پس از آماده کردن زمینه با پرداختن به منافع ملی (اهداف میان‌مدت و کوتاه‌مدت) دستورهای خود را به اجرا بگذارد. بنابراین انزوا ریشه‌ای فلسفی‌ـ عملی داشت. از لحاظ عملی هم می‌توان گفت موقعیت جغرافیایی و دور بودن از اروپا، جوان بودن و نداشتن بنیه اقتصادی، نظامی و دریایی، درگیر شدن در منازعات بین‌المللی را غیرعقلانی می‌نمود. توجه به اتحاد و یکپارچگی ملی سیاست خارجی را به بوته فراموشی می‌سپرد. وظیفه مدرنیزه کردن قاره آمریکا نیز از دلایل عمده این سیاست بودند. انزواگرایی براساس آرای جورج واشنگتن و سایر رهبران و دکترین مونروئه نباشد و مسیر عملی دیپلماسی آمریکا در قرن هجده و نوزده را مشخص کرد. هر چند سطح انزوا در دکترین مونروئه کمتر بود و شامل آمریکای لاتین نمی‌شد. این دکترین را تئودور روزولت محدود کرد، چراکه او معتقد بود آمریکا باید در آمریکای جنوبی دخالت کرده، مانع نفوذ اروپایی‌ها شود. دکترین مونروئه به اروپا گفت که خود را از تحولات آمریکا کنار گذاشته و آن کشور را که به‌طور بالقوه بزرگترین قدرت جهانی است رها کرده و آزاد بگذارند و به انگلستان گفت که اروپایی‌ها را از دنیای جدید دور نگه دارد. این درحالی است که ایالات متحده روزبه‌روز توسعه یافته و حوزه خود را گسترش می‌داد. آمریکا پس از جنگ دوم، سیاست انزواگرایانه را به‌صورت رسمی رها کرده، اصولی را اتخاذ کرد که بر طبق آنها، تعهدات عمده‌ای در سطح جهانی پذیرفته و به سیاست تهدید و نفوذ و مداخله روی آورد. به‌وجود آوردن و حفظ صلح و ثبات جهانی، شکل‌دهی سازمان‌های بین‌المللی، رهبری پیمان‌های نظامی و اقتصادی و... در دستور کار قرار گرفت. باید گفت که هر دو الگوی انزواگرایی و بین‌الملل‌گرایی از ایدئولوژی‌ و تز عظمت ملی برخاسته و با توجه به مقدورات و محذورات ملی و بین‌المللی اتخاذ شده است. هانتینگتون، طی مقاله ارزشمندی در این‌باره می‌نویسد: «تا جنگ جهانی دوم بین آموزه‌ها و ایده‌های بلندپروازانه و عمل نهادهای موجود، شکاف عظیمی بود، ولی پس از جنگ، این شکاف ترمیم شد، درحالی که در اروپا بین اندیشه و عمل و ایدئولوژي و شکل‌گیری نهادها، فاصله بسیار کمی بوده است و آنها همزمان شکل گرفته‌اند. نهادهای سیاسی و اقتصادی برای به کار بستن ایده‌ها شکل گرفتند که می‌توانند دستورهای ایدئولوژی را به مثابه اهداف بلندمدت اجرا کرده، گام به گام زمینه را برای جهانی کردن ارزش‌ها آماده کنند. سیاست خارجی آمریکا دو پایه دارد: یکی ارزش منافع است که در قالب قدرت و امنیت بیان می‌شود (اهداف میانی) و دیگری ارزش‌هایی مانند آزادی و اصول سیاسی حاکم بر سیاست خارجی که بیانگر هویت ملی آن کشور است. برعکس چین، فرهنگ و قدرت در آمریکا گاه در تضاد با یکدیگر قرار می‌گیرند آنها همیشه با یکدیگر سازگار نیستند و تقابل و توازن حوزه عمومی از خصوصی، قدرت دولت و آزادی‌های فردی از شاخصه‌های جامعه آمریکا است. این دوگانگی در سیاست خارجی آمریکا هم مشهود بوده و انعکاس دارد و فرهنگ و ارزش‌ها با قدرت توازن دارند. توضیح آنکه، آمریکایی‌ها به قدرت شدیداً نیازمندند ولی تا حدی می‌خواهند نقش زور و قدرت را تعدیل کرده، فرهنگ خویش را از راه‌های مسالمت‌آمیز، تبلیغ کنند و گسترش دهند. آنها ترجیح می‌دهند تا حد ممکن به منویات ایدئولوژي از طریق دموکراتیک نایل شوند و گاه ممکن است هدف بلندمدت، ضرورتاً با قدرت تحقق یابد. گاهی نیز ممکن است هدف بلندمدت، به‌طور موقت و از روی اضطرار فدای منافع ملی به‌منزله هدف میان‌مدت و کوتاه‌مدت شود. با این حال برتری منافع ملی بر هدف عالی و هدف بلندمدت از روی ضرورت و مصلحتی است که در کوتاه‌مدت و میان‌مدت صورت می‌گیرد. آمریکا برای رسیدن به هدف عالی، بسیار محتاطانه و تدریجی حرکت می‌کند. برای نمونه، پس از جنگ جهانی دوم آنها برای حفظ منافع ملی از رژيم‌های دیکتاتوری راست در مقابل رژیم‌های توتالیتر چپ حمایت کردند که بسیار خطرناک‌تر از راست‌ها بودند و در همان حال از شکل‌گیری دموکراسی‌ها در اروپای غربی خشنود بودند. در دهه هفتاد دست از حمایت دموکراسی در آمریکای لاتین برداشتند و حتی اجازه دادند بار دیگر حکومت‌های غیردموکرات روی کار آیند و یا از آنجا که آمریکایی‌ها ارزش‌های خود را جهانشمول می‌دانند، پس از جنگ جهانی دوم، منتظر تصمیم مردم ژاپن و آلمان نشدند و آنها را با زور به سوی آزادی و دموکراسی هدایت کردند. بنابراین موارد بالا دلیلی بر این نیست که در این مدت ایدئولوژي وجود نداشته است، بلکه جایگاه ثابت خود را داشته و حیات آینده را منوط به حفظ منافع و رفع نیازهای ضروری می‌دید و منافع، ارزشی از ارزش‌های دین بشرساز زمینی آمریکایی است. پس، حمایت از رژیم‌های توتالیتر، دلیل بر عملکرد خلاف ایدئولوژي نیست و تمام اهداف میانی، با اهداف بلندمدت هدایت می‌شوند و منافع ملی در ایالات متحده تفاوتی اساسی با سایر کشورها دارد. از آنجا که آمریکایی‌ها ارزش‌های خود را جهانشمول می‌دانند، پس از جنگ جهانی دوم، منتظر تصمیم مردم و ژاپن نشدند و آنها را با زور به سوی آزادی و دموکراسی بردند. اگر دیگران این ارزش‌ها را نمی‌پذیرند، دارای فهم و قدرت تشخیص پایین‌تر هستند وگرنه انسان رشید و متمدن این اصول را می‌پذیرد و اصول فوق، یا از طریق کارهای پرورشی و اصلاحی و یا کنترلی، تبلیغ می‌شوند و گسترش می‌یابند. ارزش‌ها یا به‌وسیله ارزش‌های کاربردری مانند حقوق بشر و یا از طریق قدرت، تحمیل می‌شوند.
کمتر کسانی معتقد به برخوردهای دموکراتیک و یا صدور ارزش به‌وسیله ارزش بوده‌اند. جفرسونی‌ها با این دیدگاه شناخته می‌شوند. کارتر که به اخلاقیات نقش عمده‌ای قایل بود، حاضر نبود در مقابل کشورهای مخالف متوسل به زور شود. به اعتقاد او آمریکا در این صورت می‌توانست الگوی جهانیان واقع شده مورد رشک و حسد قرار گیرد. آنها برای رسیدن به نظم نوین جهانی یا عظمت ملی، گاه متوسل به جنگ می‌شوند و گاه دیپلماسی. هانتینگتون در این باره می‌نویسد: آمریکا موقعی وارد جنگ می‌شود که امنیت ملی و اصول و ارزش‌های آن به مخاطره افتاد. بنابراین همان‌طور که ذکر شد گاهی مواقع به‌دلیل تعارض برخی ارزش‌ها (اهداف بلندمدت) با ارزش منافع (اهداف میانی)، اهداف میانی به‌دلیل مصلحتی و از روی ضرورت ترجیح داده می‌شوند. گاهی مواقع، برعکس این مورد هم صادق است. برای نمونه در دهه۷۰ کالاهای با فناوری برتر آمریکا، قدرت رقابت خود را در برابر کالاهای ژاپنی از دست دادند. در آن زمان منافع ایالات متحده مورد تهدید قرار گرفت ولی استدلال آمریکایی‌ها این بود که آن کشور علاوه‌بر تعهد منافع ملی به گسترش و تقویت دادوستد آزاد نیز متعهد است. نتیجه عمومی اینکه سیاست خارجی، عرضه دیالکتیک و یا به تعبیر بهتر، رنگارنگی از ارزش منافع ملی و سایر ارزش‌ها و یا اهداف بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت است که به‌صورت مقطعی بر یکدیگر تقدم می‌جویند و یا همزمان ایفای نقش می‌کنند. اما نحوه و سطح تقدم را هم هدف بلندمدت ایدئولوژی تعیین می‌کند، چراکه هدف عالی ایدئولوژی دلیلی است که علت‌ها را با خودش پیش می‌برد.
سه مفهوم و مؤلفه عمده سیاست خارجی آمریکا عبارتند از:
۱ـ هویت: با گسترش آزادی، دموکراسی، کنترل تسلیحات و حمایت از دول ضعیف و مبارزه با فقر شناخته می‌شود.
۲ـ امنیت: با موضوعات نظامی و اطلاعاتی سنجیده می‌شود.
۳ـ موفقیت: با اشتغال، گسترش و تقویت بازرگانی، حفظ منابع انرژي و ارتقای ارزش دلار شناخته می‌شود.
هویت، هدایت‌کننده سایر مؤلفه‌هاست که دیگر مفاهیم در درون آن تعریف می‌شوند. در بلندمدت بنا به دلایلی فلسفی و منفعتی همه چیز باید در خدمت هویت که مبین عظمت ملی و استثناگرایی و نشان‌دهنده هدف ‌بلندمدت است، باشد.

نتیجه‌گیری
با این توضیحات به جرئت می‌توان ادعا کرد که ایده‌های «عظمت ملی»، «استثناگرایی» و «نظم‌نوین جهانی» به‌عنوان اهداف عالی و بلندمدت، یک ایدئولوژی تمام‌عیار است که هدایتگر سیاست خارجی آمریکاست. البته در بسیاری از کشورها ایدئولوژی وجود دارد ولی از آنجا که درباره آن تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری صورت نمی‌گیرد، هدف سیاسی واقع نمی‌شوند، درحالی که در آمریکا هر تصمیم سیاسی‌ـ اقتصادی و فرهنگی ملهم از ایدئولوژی است که در این صورت، مفهوم منافع ملی عوض می‌شود. می‌توان گفت که روشنفکران فرانسه دنیا را مخاطب خویش دانسته و لحنی ایدئولوژیک دارند. ولی این ایدئولوژي هدف سیاست خارجی فرانسه قرار نگرفته است، چراکه درباره آن تصمیمی اتخاذ نشده است. حکومت‌هایی که اهداف بلندمدت جهانی دارند، بالاترین ارزش را برای آن قایل نیستند، مگر آنکه هدف‌های مذکور برای فلسفه سیاسی یا ایدئولوژي آن دولت (آمریکا) اهمیت داشته باشد که در این صورت ممکن است هدف‌های حیاتی تلقی شوند.
دولت‌هایی که برای دستیابی به هدف‌های بلندمدت جهانی کار می‌کنند معمولاً از واحدهای دیگر نظام بین‌الملل درخواست‌هایی برای تغییرات ریشه‌ای دارند: بنابراین بی‌ثباتی عمده‌ای به‌وجود می‌آورند. می‌توان ادعا کرد که ۱ـ ایدئولوژي عظمت ملی و استثناگرایی و نظم‌ نوین جهانی به‌دلیل اهمیت و عجین بودن آن با ملت‌سازی هدفی حیاتی تلقی می‌شود. ۲ـ از آنجا که آمریکا، قدرت لازمه را هم دارد، شدت عمل زیادی به خرج می‌دهد. جست‌وجوی هدف فوق عمده‌ترین عامل‌تنش آن کشور با جمهوری اسلامی ایران و بی‌ثباتی منطقه‌ای و بین‌المللی است، چراکه یک نوع سلطه‌طلبی و تمامیت‌خواهی را به ارمغان می‌آورد.
بنابراین تا اینجای بحث مشخص شد که سیاست خارجی آمریکا چگونه در قالب ایدئولوژی هدف‌گذاری و هدایت می‌شود. همچنین برای زدودن ابهامات احتمالی و پوشش نقاط کور تئوریک، بازگویی سخن میخاییل هانت لازم به نظر می‌سد. وی با تعریفی محدود از ایدئولوژي و تحدید آن در بایدها و نبایدها و به پیروی آن هدف عالی عظمت ملی و استثناگرایی، معتقد است که سیاست خارجی آمریکا به‌طور مداوم و مستمر، ایدئولوژیک است. یعنی هدف بلندمدت به عنوان حامل باید و نباید، مدام اهداف میانی و حیاتی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین با تعریفی سنجیده و جامع از ایدئولوژی به منزله مفهومی حامل بایدها و نبایدها و هست‌ها، هم هدف بلندمدت عظمت (جاوید شدن جمهوری آمریکایی با جهانی شدن ارزش‌های آن) و هم ایده اهداف میانی و حیاتی جزو ایدئولوژي به شمار خواهند آمد، زیرا رابطه اهداف سه‌گانه از لحاظ فلسفی، ارگانیکی است، نه مکانیکی. به عکس تصور هانت تاریخ پیدایش و طرح دعوا پیرامون آنها نیز گویای همین اندیشه است. بنابراین با این نگرش به رهیافتی نوین و دقیق می‌رسیم که از آن می‌توان به رهیافت مطلق تعبیر کرد. یعنی سیاست خارجی آن کشور به طور مطلق، ایدئولوژیک است. در این صورت همه کثرت‌ها به وحدت می‌رسند. بنابراین شاهد جلوه رنگارنگ وحدت درعین کثرت و کثرت درعین وحدت هستیم. نتیجه اینکه بسیاری از دوگانگی‌ها بر خلاف تصورات دولتمردان خاورمیانه، دلیل تناقض نیست، بلکه ناظر بر اجتهاد است. در واقع همان‌طور که گفته شد، سیاست خارجی آمریکا دارای ابعاد چندگانه است، اما علاوه‌بر آن، دارای بطن تو درتویی نیز هست که همه چندگانگی‌ها با بطن پسینی (عظمت ملی و استثناگرایی) هدایت می‌شوند. فقط با این نگرش است که نامه روشنفکران به بوش پسر و انتقاد آنها به واقع‌گرایان درک می‌شود. در نهایت آنکه در دو صورت بایدها و نبایدهای ایدئولوژي پررنگ شده، حالتی عاطفی به خود می‌گیرد. یکی در موقعیتی که امکان پیچیدن نسخه برای دیگران وجود داشته باشد (مانند زمان بوش پدر و فروپاشی شوروی) و دیگری در وضعیتی که ساحت ایدئولوژي تهدید می‌شود (مانند دوره پس از ۱۱ سپتامبر و عرضه ایده جنگ صلیبی).
به‌طور خلاصه می‌توان گفت که تا اوایل جنگ سرد، هدف بلندمدت عظمت ملی (که مستلزم تغییرات عمده جهانی در زیرساخت‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است) از اهمیت کمتری برخوردار بود و عمده‌ترین مسئله، بقا بود، اما اکنون به هدفی حیاتی تبدیل شده است و دولت آمریکا انتظارات بی‌حد و حصری از جامعه جهانی دارد و برای جاودانگی خود در صدد پیروی دنیا از خویش است.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

آیت‌الله شیخ عزیزالله خوشوقت
ترک گناه؛ بهترین شکرگزاری از خدا
احسان آیتی

یکی از عبادت‌های بزرگ و سازنده، اعتکاف در مسجد و خانه خداست، به‌خصوص در کنار بارگاه ملکوتی حضرت رضا(ع). نبی معظم(ص) عملاً دهه آخر ماه رمضان را اعتکاف داشتند، در مسجدی که در مدینه طیّبه ساخته بودند. در جنگ بدر که در ماه مبارک رمضان اتفاق افتاد؛ ایشان نتوانستند آن سال اعتکاف را انجام بدهند، سال بعد (آن مدت را) قضا کردند و دو دهه در مسجد معتکف شدند.
اعتکاف عبادتی است خالص برای خدا، در خانه خدا، با انجام دادن کارهایی که خود خدا دستور داده است. اثر آن بسیار بسیار ظاهر و زیاد است، منتهی هر کاری که خیلی فایده و اثر دارد، دشمن خطرناکی هم در کنارش هست؛ لذا نباید غفلت کرد. آنهایی که اهل مواظبت بودند، اهل مراقبت بودند؛ وقتی زحمت می‌کشند و نتیجه‌ای را به دست می‌آورند، آن نتیجه را از دست نمی‌دادند؛ می‌گفتند: «بهترین نوع اعتکاف این است که انسان شب را بیدار باشد و وقتی همه خواب هستند او مشغول عبادت باشد. نماز بخواند؛ قرآن بخواند». در نتیجه روز که همه بیدار می‌شوند، شما بخواب. معمولاً شیطان دیگر سراغ تو نمی‌آید؛ والّا اگر شب بخوابی و روز بیدار باشی، آن‌وقت دور هم جمع می‌شوید و ممکن است مسائلی پیش بیاید که به اعتکاف شما ضرر بزند.
آثار اعتکاف
آنهایی که معتکف می‌شوند بعد از سه روز احساس می‌کنند که سبک می‌شوند و ایمانشان بالا می‌رود؛ اما باید مواظب باشند که شیاطین به‌تدریج این آثار را از انسان نگیرند. در روایت آمده است، اینهایی که حج مشرّف می‌شوند و اعمال حج را به جا می‌آورند، وقتی از حج برمی‌گردند چهار ماه به پای آنها گناه نمی‌نویسند، این معنایش این است که در آن اعمال، کارهایی انجام می‌دهند که ایمانشان قوی می‌شود و ایمان قوی به آدم اجازه نمی‌دهد که به این راحتی گناه کند، بلکه آرام آرام ملحق به قافله گناه‌کاران می‌شوند. بنابراین، مهم‌ترین کار این است که آدم سعی کند موفق به اعتکاف شود و مهم‌تر از آن این است که جدی باشد که آن نتایج اعتکاف را از دست ندهد.
وقتی انسان زحمت می‌کشد؛ یعنی موفق می‌شود کار خیر را انجام بدهد و از لابه‌لای این همه شیاطین خطرناک عبور کند تا موفق شود روزی معتکف باشد. درحالی‌که این به‌آسانی برای کسی فراهم نمی‌شود، نباید آن را به‌راحتی از دست بدهد، باید خیلی مراقبت کند تا شیطان به‌آسانی از دست او نگیرد.
آن چیزی که از دست ما تمام آثار خیر را می‌گیرد، مسئله گناه است. هر یک‌دانه گناه تمام آثار خوب را از دست ما می‌گیرد، آدم شاید یک چیزی هم بدهکار شود، بنابراین باید از گناه، بیشتر از همه چیز بترسیم، آن چیزی که دنیای ما را سیاه می‌کند، عاقبت ما را تباه می‌کند، باطن ما را خراب می‌کند، گناه است، این‌قدر خطرناک است.
بهترین درخواست در اعتکاف
در این سه روز باید از خدا بخواهیم که توفیق مرحمت کند، دیگر گِرد گناه نگردیم؛ بلکه انسانی باشیم که انسان الهی، ملکوتی، باتقوا و اینکه به اندازه خودمان برای جامعه‌مان مفید و مؤثر باشیم. آن‌وقت می‌بینیم که آن انسان به‌گونه‌ای ساخته شده است که حسد ندارد، تکبّر ندارد، آن طوری است که خدا گفته و دوست دارد، از او ایمان و اعمال صالحه دیده می‌شود که اینها اثر اعتکاف است.
دو رکن اعتکاف
روزه یکی از عبادت‌های بسیار مهمی است که خدای متعال چون دیده اثر زیادی در اصلاح و تربیت انسان‌ها دارد، آن را یک ماه واجب کرده است. هیچ عملی به اندازه روزه جلوی گناه را نمی‌گیرد. همه مردم می‌فهمند در ماه رمضان گناه کم می‌شود و گرایش به عبادت و گوش به حرف خدا دادن بیشتر می‌شود؛ اما آن یازده ماه این‌گونه نیست، لذا خدای متعال گفته واجب است در طول سال یک ماه با شرایط خاص مسلمان‌ها روزه بگیرند، این بهره را هم ببرند که زمینه برای ترک گناه آماده ‌شود.
در این اعتکاف چون روزه هم هست، اثر آن مضاعف می‌شود، هم اثر روزه و هم سه روز در خانه خدا، انسان کار خدایی انجام می‌دهد، کار دنیایی انجام نمی‌دهد، بنابراین نعمتی بسیار بزرگ است. خدای متعال فرمود: اگر در برابر نعمت سپاسگزاری کردی من نعمت را بر شما بیشتر می‌کنم، اما اگر کفران نعمت کردید از سلب نعمت بترسید. قدر نعمت را ندانیم خدا می‌گیرد، خیلی آدم‌ها محروم هستند، موفق نمی‌شوند، در تمام عمر نمی‌توانند یک بار هم معتکف شوند، اما خدا به خیلی‌ها توفیق می‌دهد، از راه‌های دور با زحمت زیاد می‌آیند و در اعتکاف شرکت می‌کنند، بنابراین سفره بزرگ رحمت، در کنار یکی از سفره‌های بزرگ رحمت پروردگار متعال پهن شده است. قدر این را باید دانست، اگر گناه نکردیم بهترین مرتبه تقدیر را از نعمت پروردگار متعال به عمل آورده‌ایم، و اثر زیادی هم خدای متعال به عمل ما خواهد داد.
حضرت رضا فرمودند: بهترین عبادت و مهم‌ترین وظیفه ما مسئله ترک گناه است، جامعه را همین گناهان سیاه کرده است، خدای متعال هم اثر گناه را کاملاً به آدم‌های گناهکار در قیامت می‌دهد، اما برای خاطر اینکه مردم فکر نکنند کسی به کسی نیست، هر کسی هر کاری خواست می‌تواند بکند گاهی هم به‌صورت مصیبت‌های خطرناک به گناه‌کار تلنگر می‌زند، سرطان می‌آید، ورشکستگی می‌آید، خرابی اقتصاد می‌آید، همه اینها بی‌ارتباط به گناه نیست، باید گناه‌کار از گناه خودش بترسد و در پیشگاه پروردگار متعال منفعل و شرمنده باشد که خدای متعال این بلاها را به ما ندهد، و ما احساس می‌کنیم، هر چه گناه بیشتر شود بلاها و مصیبت‌ها بیشتر پیش می‌آید.
بخشش گناهان صغیره
خدا در قرآن کریم یک آیه فرستاده به‌عنوان بشارت و مژده به کسانی که گناه کبیره را ترک می‌کنند؛ منِ خدا صغیره‌ها را نمی‌نویسم، کبایر خیلی خطرناک است، گناهان کبیره خیلی خطرناک هستند، بعضی از گناهان کبیره پنجاه سال یکبار هم پیش نمی‌آید. نفس ‌اَمّاره آدم را نباید بترساند که این‌همه گناه را نمی‌توان ترک کرد، بعضی‌ گناهان چهل سال یک دفعه، بعضی‌ها بیست سال یک دفعه هم پیش نمی‌آید، اگر پیش آمد، چشم‌پوشی کنیم انجام ندهیم، حرمت خدا را حفظ کنیم و فرمان خدا را زیر پا نگذاریم، آن‌وقت در مرحمت الهی به رویمان باز بماند، والّا بخواهیم بی‌ادبی کنیم، خدا بلد است جواب دهد! نعمت نمی‌دهد، به‌صورت خشکسالی، به‌صورت سرطان، به‌صورت‌های بد و خطر اقتصادی، ما را گرفتار می‌کند.
این شیطان به اتفاق نفس ‌اَمّاره آدم را می‌ترساند، می‌گوید اگر گناه نکنی دنیا خراب می‌شود. نه، این حرف غلط است، امتحانش مجانی است، یک هفته آدم گناه نکند می‌بیند چقدر خوب است، زن و بچه راحت هستند، اساس و پایه‌ خانواده‌ها محکم می‌شود، خوبی به دیگران سرایت می‌کند، همه دوست دارند آدم کار بد نکند، اما شیطان نمی‌گذارد.
خدا اعلام کرده منِ خدا کسانی را که گناه نمی‌کنند دوست دارم، محبوب خدا قرار می‌گیرند، محبوب خدا هیچ‌وقت در زندگی گیر نمی‌کند. من خدا راه‌هایی بلد هستم و تو را از بن‌بست درمی‌آورم، اما اگر گناه کردی رهایت می‌کنم مرتب از این کوچه می‌روی باز برمی‌گردی، بعد از آن کوچه می‌روی باز برمی‌گردی، به آنچه که می‌خواهی نمی‌رسی، بنابراین خدا را از خودمان با اطاعت فرمانش راضی نگه داریم، همه چیز با ماست.
گزیده درس اخلاق معظم‌له در جمع معتکفین، حرم مطهر امام رضا(ع)، سال ۹۱


نقطه نظر
محمد واحدپرست

گفت‌وگوی توحیدی با فرزندان
یکی از وظایف والدین، در تربیت دینی فرزندان، آموزش مفاهیم دینی و آموزه‌های اخلاقی و احکام عملی به فرزندان است.
در سوره مبارکه لقمان در گفت‌وگوی این حکیم الهی با فرزندش می‌بینیم که ترتیب گفت‌وگو و آموزش به‌جز داشتن فضای صمیمی و رابطه دو طرفه پدرفرزندی که در کلمه «یا بنی» بیان شده است، آموزش و گفت‌وگو طبق اصول اساسی و اولویت‌بندی کاملاً عقلایی بوده و به‌ترتیب از توحید،‌ اخلاقیات و آنگاه احکام سخن گفته شده است. در کلام اهل بیت نیز آمده است، از اولین کلماتی که باید به کودک آموخته شود، ذکر شریف «لا اله الا الله» است. در تربیت دینی نیز مهم‌ترین قسمت تعالیم بحث توحید است.
«یَا بُنَیَّ لاتُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ». متأسفانه، این امر در آموزش دینی ما مغفول مانده است. برخلاف عمل ما که بدون ساختن بنیادهای توحیدی در زمانی که کودک قابلیت فهم این مطالب را پیدا می‌کند، مستقیماً به سراغ آموزش احکام عملی می‌رویم، تا جایی که کمتر کودکی در خانواده‌های دینی این بنیاد توحیدی را به‌صورت علمی و مناسب در درون خانواده خود می‌آموزد و کمترین مباحث درون خانواده، آموزش مفاهیم توحیدی را دربر می‌گیرد.
پیامبر اعظم هدف از تولید نسل را به‌وجود آوردن بندگان موحد و «لا اله الاالله»گو بیان فرموده است که این بیانگر اهمیت بسیار آموزش توحید از سوی والدین است؛ چرا که فرزند خود به خود موحد نمی‌شود، گرچه با فطرت توحیدی به دنیا می‌آید. هدف رسیدن و رساندن فرزند به حقیقت توحید و حقایق ایمانی در پرتو علم و بعد عمل موحدانه است که این جز در طی آموزش گام‌به‌گام و مرحله به مرحله کودک از درون خانواده و متناسب با ظرفیت ذهنی و توانایی عقلی کودک در هر مرحله از مراحل رشد ممکن نمی‌شود. آموزش توحید به کودکان و خداشناسی در خانه با توجه به باهوش‌تر شدن کودکان و در معرض اطلاعات مختلف و فراوان قرار گرفتن آنان بیشتر خودنمایی می‌کند. اگر در دستورات دینی، آموزش نماز هم جزء اولین دستورات و موظف‌کردن والدین به آموزش و تشویق فرزندان به انجام این فریضه الهی شده است، هدف اصلی آن آموزش عملی توحید همراه با آموزش علمی خداشناسی به کودک بوده است، ولی متأسفانه به آموزش صرف عملی اتکا شده و اصل مطلب مغفول واقع شده است!
در عناوین آموزش به کودکان در مراکز آموزشی و مهارت‌آموزی به والدین نیز خلأ چگونگی نحوه آموزش خداشناسی به کودکان کاملاً مشهود است. حتی بحث آموزش فلسفه به کودکان که سال‌ها در غرب به آن توجه شده است و مقام معظم رهبری هم در رهنمودهای خویش نیز سالها پیش به اهمیت این مسئله و لزوم آموزش فلسفه به کودکان در مدارس پرداخته‌اند، چندان مورد توجه مسئولان امر قرار نگرفته است؛ در حالی که این مهم می‌تواند یکی از ابزارهای آموزش فکر کردن برای کودکان باشد. لذا جا دارد دانشمندان حوزه و دانشگاه در علوم انسانی درباره آموزش مفاهیم اعتقادی به کودکان، به‌ویژه خداشناسی‌ اندیشه کنند و برای ساده کردن این مفاهیم و چگونگی آموزش آن ابتدا به والدین و سپس کودکان چاره‌اندیشی کنند.


گزارش خبری از آغاز راهیان نور غرب کشور
بازی‌دراز نماد استقامت و پایمردی است
حسن ابراهیمی


اوایل اردیبهشت‌ماه هر سال در یک سنت چند ساله به مناسبت سالروز عملیات «بازی‌دراز» عده‌ای از رزمندگان شرکت‌کننده در این عملیات و مردم استان‌های مختلف به این ارتفاعات می‌روند. بازی‌دراز از مناطق و ارتفاعات مهم و راهبردی میان سه شهرستان سرپل ذهاب، قصرشیرین و گیلانغرب است که ارتش متجاوز عراق در ابتدای جنگ تحمیلی با تصرف آن تسلط کاملی بر این سه شهر غرب استان کرمانشاه داشت و از این منطقه ویژه برای دیده‌بانی و رصد فعالیت‌های رزمندگان اسلام استفاده می‌کرد.
با رونق گرفتن راهیان نور در جبهه‌های میانی در دو سه سال اخیر، مسئولان راهیان نور این اتفاق را مبدأ زمانی شروع راهیان نور جبهه‌های میانی مشخص کردند. هر ساله هزاران نفر در سالروز این عملیات به ارتفاعات بازی‌دراز صعود می‌کنند تا خانقاه عرفان دفاع مقدس را نظاره کنند و به روح شهدای گمنام دفن شده در این ارتفاعات درود و فاتحه بفرستند.
همزمان با سالروز عملیات بازی‌دراز، صعود سراسری بسیجیان، کاروان‌های راهیان نور و اقشار مختلف مردم به ارتفاعات بازی‌دراز در شهرستان سرپل ذهاب در غرب استان کرمانشاه با رمز مقدس یا زهرا(س) و با حضور 15 هزار نفر در قالب کاروان‌های راهیان نور صبح جمعه چهارم اردیبهشت جاری برگزار شد.
رزمندگانی که هشت نفره مقابل چند صد کماندو ایستادند
سردار «علی فضلی» فرمانده قرارگاه مرکزی راهیان نور سپاه و بسیج در ارتفاعات بازی‌دراز پس از صعود، سخنرانی کرد. وی با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای عملیات غرورآفرین بازی‌دراز گفت: شهدای این عملیات نماد پایمردی و استقامت هستند، آنها هشت نفره در مقابل حدود چند صد کماندوی عراقی در این ارتفاعات مقاومت کردند.
وی افزود: آرمان رزمندگان اسلام عمل به احکام قرآن و اسلام بوده است.
سردار فضلی در ادامه اظهار داشت: زمانی که دشمن با سیطره بر بازی‌دراز، به قصرشیرین، سرپل ذهاب و گیلانغرب اشراف داشت، فرزندان امام راحل(ره) همچون شهید وزوایی و شهید شیرودی بر آن شدند تا با انجام عملیاتی، راه دشمن را بر آنها ببندند و با اقتداری ستودنی عملیات سرنوشت‌ساز بازی‌دراز را به انجام رساندند.
سردار فضلی با اشاره به عملیات‌هایی که در غرب کشور انجام شد، افزود: عملیات‌های محمد رسول‌الله(ص)، مطلع‌الفجر، مسلم‌بن‌عقیل، زین‌العابدین(ع) و عملیات مرصاد از جمله این عملیات‌هاست که در استان کرمانشاه انجام گرفت و عملیات بازی‌دراز نیز از برجسته‌ترین آنها است.

حضور مردم پس از 34 سال نشان از ارادت آنها به انقلاب است
در پایان این مراسم نیز «ابوذر شیرودى» فرزند شهید شیرودى ضمن تشكر از مردم میهمان‌نواز كرمانشاه و عموم بسیجیان كشور، حضور میلیونى مردم قدرشناس و فهیم ایران پس از ٣٤ سال در این مناطق صعب‌العبور را نشان‌دهنده ارادت ویژه مردم به شهداى والامقام اسلام و نظام مقدس جمهورى اسلامى دانست و افزود: قدرت امروز جمهورى اسلامى نتیجه خونى است كه شهداى اسلام در همین مناطق نثار انقلاب اسلامى كردند و مردم همواره نشان داده‌اند كه قدردان این نعمت بزرگ هستند.
در حاشیه این مراسم ایستگاه‌های صلواتی و پایگاه‌های درمان رایگان بیماران بر پا شد و مزار شهدا نیز به‌وسیله بالگردها گلباران شد و باستانی‌کاران نیز به اجرای حرکات نمایشی پرداختند. از مهم‌ترین نکاتی که در این مراسم می‌شد دید، حضور تعداد زیادی از فرماندهان دوران دفاع مقدس در جمع صعودکنندگان بود.

بهره‌برداری از یادمان شهید شیرودی
همچنین روز پیش از این برنامه، از یادمان محل شهادت شهید «علی‌اکبر شیرودی» با حضور امیر خرم طوسی فرمانده قرارگاه راهیان نور ارتش، خانواده شهید شیرودی، امیر یاری فرمانده هوانیروز، سردار حسین همدانی، سردار سعید قاسمی و جمعی دیگر از فرماندهان دوران دفاع مقدس، زائران کاروان‌های راهیان نور غرب و مردم سرپل ذهاب بهره‌برداری شد.
عملیات ظفرمند بازی‌دراز در هشتم اردیبهشت ماه سال 1360 از سوی رزمندگان سپاه و با پشتیبانی تیزپروازان هوانیروز نیروی زمینی ارتش که در رأس آنان خلبان شهید شیرودی حضور داشت، انجام شد و در هشت روز عملیات دلاورانه، ارتفاعات بازی‌دراز از چنگال متجاوزان رژیم بعثی خارج شد و دشمن با تحمل صدها کشته، زخمی و اسیر و انهدام تانک‌ها و تجهیزات نظامی‌اش مجبور به عقب‌نشینی گردید.


یادداشت
علیرضا جلالیان

توجه جدی به راهیان نور جبهه‌های میانی و غربی
راهیان نور جبهه‌های میانی (استان‌های کرمانشاه و کردستان) در اردیبهشت‌ماه هر سال و در سالروز عملیات بازی دراز، با صعود هزاران زائر شهدای گمنام به ارتفاعات بازی دراز به شکل رسمی شروع می‌شود. به نظر می‌رسد، در زمینه برگزاری اردوهای راهیان نور در این مناطق باید چند نکته را در نظر داشت:
اول آنکه بیشتر این مناطق به‌دلیل شرایط جغرافیای منطقه، عملیات‌های گسترده زمینی به خود ندیده‌اند؛ لذا عمدتاً هم ناشناخته یا کمتر شناخته‌شده هستند، اما حماسه‌های بزرگی در بسیاری از نقاط آن به وقوع پیوسته که در این رابطه مسئولان امر باید اقدامات لازم را درزمینه فعالیت‌هایی به منظور آشنایی بیشتر زائران با منطقه، با سرعت، کمیت و کیفیت بیشتری پیش ببرند.
مسئله دوم، توجه به محیط جغرافیایی منطقه است که در آن برادران سنی، شیعه و... حضور دارند و نباید همانند آنچه در راهیان جنوب عمل می‌شود، عمل کرد که در آن کاروان‌های هر استان، دفاع مقدس در جبهه جنوب را مبتنی‌بر حضور رزمندگان‌شان در دفاع مقدس روایت می‌کنند؛ بلکه باید به بعد ملی توجه شود؛ چراکه رزمندگان برخی استان‌ها در برخی مناطق میانی و غربی اصلاً حضور نداشته‌اند و روایتی از آنجا ندارند. از طرفی، حماسه‌های عظیمی ازسوی بومیان منطقه رخ داده است. موضوع دیگر درباره جغرافیای منطقه، توجه به وضعیت مرزی و تجاری منطقه است. مشاهده شده است که بسیاری از کاروان‌ها افزون‌بر موضوع زیارت، بحث حضور در مناطق توریستی و مراکز تجاری مرزی را هم مدّ نظر قرار داده‌اند که البته این مسئله دو وجه دارد؛ از یک‌سو از معنویت سفر و اهداف معنوی آن کم می‌کند و از سوی دیگر در وجه مثبت آن یک کمک بزرگ اقتصادی به مردم منطقه است و می‌توان از این مسئله به‌منزله یک ظرفیت توریستی استفاده کرد که در این امر باید سازمان‌های مسئول به کمک مسئولان راهیان نور و کاروان‌ها بیایند و امکانات لازم را فراهم کنند.
نکته آخر که مهم به نظر می‌رسد، گستره و پراکندگی نقاط یادمانی و زیارتگاه‌های راهیان نور در سه استان ایلام، کرمانشاه و کردستان و بخشی از استان آذربایجان غربی است. در واقع، موضوع ایجاد زیرساخت‌های یادمانی و ساماندهی نیروی انسانی، جاده و امکانات دسترسی و نیز نصب علائم راهنمایی زائران و... در مناطق بکر، ناشناخته و دست‌نخورده از دوران دفاع مقدس در این استان‌ها، مسائلی است که باید در راهیان نور غرب به آن توجه ویژه شود. درحقیقت، راهیان نور جبهه‌های میانی و غربی، نسبت به راهیان نور جبهه‌های جنوب دچار نوعی عقب‌ماندگی است و به نظر می‌آید، با توجه به شرایط مناسب آب‌و‌هوایی و علاقه بیشتر مردم به آشنایی با این مناطق، در سال‌های پیش‌رو استقبال از سفر به این مناطق بیشتر شده و توجه بیشتر و بسترسازی مناسب برای استفاده بهتر از این مناطق می‌تواند چاره این کار باشد.


گلی از باغ

جلد سوم «شناسنامه» دفاع مقدسی از آب درآمد
کتاب «شناسنامه» دربردارنده گفت‌وگوهایی است که در برنامه «شناسنامه» سیما با افراد تأثیرگذار جریان انقلاب اسلامی انجام و با همین عنوان از سوی انتشارات جام‌جم منتشر شده است.
گفت‌وگوی صریح و صادقانه با بیش از 50 چهره شاخص انقلاب اسلامی و رجال مؤثر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور در برنامه تلویزیونی شناسنامه مجالی برای ثبت‌وضبط تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی را فراهم آورده است. به‌طور حتم، این مطالب بخشی مهم و اساسی از تاریخ انقلاب اسلامی هشت سال دفاع مقدس است که توجه به آن می‌تواند یک روایت حقیقی از تاریخ انقلاب اسلامی را آشکار کند. در واقع، دفاع مقدس معلول پیروزی انقلاب اسلامی بود و همان عامل تداوم جریان ناب انقلاب اسلامی در کشور و جهان شده است. بخش مهمی از دفاع مقدس به‌طور کلان در ذهن و قلب فرماندهان آن دوران مانده که برنامه شناسنامه سعی کرده است تا به این ناگفته‌ها توجه کند. در بیشتر این گفت‌وگوها، شنیده‌ها یا ناشنیده‌های دفاع مقدس، ترجیع‌بند مشترک خاطرات مهمانان برنامه بوده است. برخی خاطرات و اشاره‌های مصاحبه‌شوندگان برای نخستین‌بار مقابل دوربین یک برنامه تلویزیونی واگویی شده است. از سوی دیگر، بیشتر مطالب مربوط به دفاع مقدس در برنامه‌های هفتگی شناسنامه پراکنده است.
از همین‌رو، در برنامه‌ریزی شبکه سه سیما برای هفته دفاع مقدس سال 1393، برنامه شناسنامه فرصتی ویژه یافت تا از بیان خیل عظیم یادگاران عزیز دفاع مقدس، خاطرات هفت رزمنده و فرمانده دیروز و امروز را بازخوانی کند.
جلد سوم کتاب شناسنامه، از مجموعه گفت‌وگوهای جذاب با چهره‌های ارزشمند انقلاب اسلامی است. گفت‌وگوی هفتگی شناسنامه با فرماندهان و مسئولان مرتبط با دفاع مقدس تشکیل شده که به ترتیب تاریخ، پخش، گردآوری و تدوین شده است.
در این کتاب که به همت مؤسسه جام‌جم چاپ شده است، مصاحبه افرادی، چون سرلشکر محمدعلی جعفری، سرلشکر سیدیحیی صفوی، امیر دریابان، علی شمخانی، سردار اسماعیل احمدی‌مقدم، محسن رفیق‌دوست، سردار محمد کوثری و... آمده است.


قبیله آفتاب

آنچه غلامرضا نگذاشت...؟!
یک بار عراق فشار زیادی به منطقه گیلان‌غرب آورده بود و منطقه نیز در تیررس دشمن بود. به همین دلیل بر انجام عملیات ایذایی تصمیم گرفته شد. تعدادی از رزمنده‌ها به سمت دشمن رفتند و با خودشان قرار گذاشتند که به تلافی ضربات، شکنجه و ایجاد رعب و وحشت در میان مردم منطقه، سرهای دیده‌بان‌های عراقی را بیاورند، اما غلامرضا اجازه‌ این کار را نداد...
به نقل از هم‌رزمان شهید غلامرضا گودینی
غلامرضا متولد سال 1341 بود. او آخرین فرزند خانواده و در خانواده‌ای پرجمعیت و فقیر در روستای گودین به دنیا آمد. پدرش چوپان و مردی زحمتکش بود که در سال 57 از دنیا رفت. در دوران انقلاب 17 ساله بود. خفقان، ظلم و ستم را از همان روستای کوچک احساس و فعالیت‌های انقلابی و ضدرژیم را آغاز کرد. وی همپای برادرش در محافل انقلابی شرکت و اعلامیه و گزارش‌های امام(ره) را در گودین پخش می‌کردند. ساواک نیز چندین بار آنها را بازداشت و تهدید کرده بود. خانواده فقیری بودند و بیشتر مشغول کار و کسب روزی بودند. او در دوران سربازی علاقه زیادی به سوادآموزی پیدا کرد و خواندن و نوشتن را آموخت. مادرش تصمیم داشت برایش دختری را انتخاب کند. تنها شرط غلامرضا این بود که دختری باشد که شرایط من را قبول و در صورت شهادتم بتواند زندگی مستقلی را داشته باشد. رضا با لباس سپاه بر سر سفره عقد حاضر شد. جنگ که آغاز شد، داوطلبانه به جبهه‌های نبرد رفت و در جنگ مدرک دیپلمش را گرفت. اوایل تشکیل سپاه به عضویت سپاه درآمد و مأموریت‌های مختلفی برعهده گرفت و بعدها به گیلان‌غرب رفت. عملیات والفجر مقدماتی لو رفت و ناتمام ماند. قرار بود در این عملیات، گردان «حنین» به فرماندهی غلامرضا شرکت کند، اما با این قضیه در عملیات شرکت نکرد. بعد از عملیات والفجر مقدماتی، برای عملیات والفجر یک به دشت «چنانه» رفت، در این عملیات دو برادر دیگرش هم حضور داشتند که یکی شهید و دیگری مجروح شد. در نهایت، غلامرضا در همین عملیات به آرزوی دیرین خود رسید. چند سال پس از پایان جنگ پیکرش پیدا شد و در گودین به خاک سپرده شد، اما برادر دیگر غلامحسین همان‌گونه که همیشه آرزویش را داشت، گمنام ماند.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به سریال «در حاشیه» و حاشیه‌های آن
نقد درست، طنز درشت!

مهدی امیدی

سریال کمدی «در حاشیه» هم به یکی از آثار جنجال‌برانگیز و پرحاشیه صداوسیما تبدیل شد. البته حواشی این سریال به روزهای پخش محدود نمی‌شود، بلکه از همان لحظه انتشار خبر آغاز ساخت آن در رسانه‌ها، بازتاب‌هایش نیز شروع شد. تولید این سریال از مهر سال گذشته با نام «اتاق عمل» آغاز شد، اما نخستین‌بار آذر سال گذشته اخباری مبنی‌بر توقف ساخت این مجموعه در رسانه‌ها انعکاس یافت، به‌گونه‌ای که اعلام شد، متن این سریال، برای حفظ حرمت قشر طبیب، به بازنویسی و برخی اصلاحات نیاز دارد تا اینکه در اسفند سال 93 نیز شخص وزیر بهداشت با نوشتن نامه سرگشاده‌ای خطاب به مدیران سیما خواستار جلوگیری از نمایش سریال جدید مهران مدیری شد. دکتر سیدحسن هاشمی در این نامه نوشته بود، با توجه به حساس بودن عرصه پزشکی در جامعه، این سریال ذهنیت عمومی جامعه را نسبت به نظام سلامت کشور مخدوش خواهد کرد و سبب کاهش اعتماد مردم به پزشکان خواهد شد (نقل به مضمون)، اما مدیران صداوسیما از این سریال که نامش به «در حاشیه» تغییر کرده بود، پشتیبانی کردند و در نهایت از روز ششم فروردین، پخش آن از شبکه سوم سیما نیز شروع شد.
«در حاشیه» مجموعه طنز چندان شاخصی نیست، اما به‌دلیل قرار داشتن نام پرسابقه‌ای، چون مهران مدیری و همچنین حضور بیشتر بازیگران مطرح کمدی ایران در آن، از همان ابتدا، استقبال نسبتاً زیاد مردم را در پی داشت، اما نظر برخی از گروه‌ها با مردم تعارض داشت. به‌نظر می‌رسد، جامعه پزشکی، نتوانست انتقادات مطرح‌شده در این سریال را بپذیرد و حتی نزدیک بود که کار به برگزاری تجمع اعتراضی از سوی پزشکان برسد.
واقعیت این است که انتقادات نمایان‌شده در سریال «در حاشیه» نسبت به برخی از معضلات این حوزه درست بود. به‌راستی، در این سریال انتقاداتی نظیر دریافت زیرمیزی برخی پزشکان متخلف یا غلبه نگاه تجاری و سودمحور در بعضی از بیمارستان‌ها بجا و منصفانه هستند، اما این نقدها متوجه اقلیتی کوچک است و قطعاً نمی‌توان آن را به همه نظام سلامت کشور تعمیم داد و همه پزشک‌ها را متهم کرد. نکته مهم این است که جهت‌گیری صحیح انتقادات اجتماعی «در حاشیه» ضعف‌های آن را پوشش داده و یکی از عوامل دنبال‌کردن این سریال از سوی مردم است. عامه مردم وقتی یک اثر هنری یا رسانه‌ای را به دور از سیاه‌نمایی و غرض‌ورزی سیاسی می‌بینند که معضلات اجتماعی را مطرح می‌کند، در صورت داشتن ضعف هم راضی می‌شوند.
البته به‌جز پزشکان، کانون وکلا نیز از نحوه نمایش چهره یک وکیل در این سریال ابراز نارضایتی کردند. درنهایت، اعتراض‌ها و انتقادات سبب توقف موقت «در حاشیه» شد. سِری بعدی این مجموعه تلویزیونی احتمالاً پس از ماه مبارک رمضان و این‌بار در یک آسایشگاه سالمندان پخش خواهد شد.
اما گذشته از رویکرد مثبت «در حاشیه» نسبت به بیان برخی از مشکلات مردم در عرصه سلامت و پزشکی، نمی‌توان از نقاط ضعف این سریال نیز گذشت. یکی از ایرادات اساسی این مجموعه، ابله‌نمایی بیش از حد مردم است، به‌گونه‌ای که آنچه به‌عنوان «بیمارستان» در این سریال به نمایش درآمده، بیشتر شبیه به یک تیمارستان است؛ هم پزشکان و هم کادر بیمارستان و هم بیماران و هم ارباب رجوع، به‌گونه‌ای به تصویر کشیده شده‌اند که گویی دچار جنون مفرط هستند!
این واقعیت قابل کتمان نیست که این سریال نسبت به دوران اوج مهران مدیری به‌مراتب نازل‌تر است. کافی است تا «در حاشیه» را با آثاری چون «پاورچین»، «شب‌های برره» و «مرد هزارچهره» مقایسه کنیم. «در حاشیه» بر پایه الگوهای بارها تجربه‌شده سریال‌های طنز تلویزیونی ساخته شده است. در این مجموعه هم مانند بسیاری دیگر از طنزهای سال‌های اخیر تلویزیون، همه‌چیز بر کاراکترهای کاریکاتوری و تکیه‌کلام‌ها متکی است و در عمل، هیچ متن و داستان به‌خصوصی در آن دیده نمی‌شود. نتیجه اینکه «در حاشیه» ساختاری ضعیف و محتوایی متوسط دارد و تنها در تیپ‌سازی موفق است، به‌گونه‌ای که اگر تیپ‌های مهران غفوریان و جواد رضویان را از این سریال حذف کنیم، دیگر چیزی در آن باقی نمی‌ماند! متن نحیف «در حاشیه» سبب شده است تا سازندگان این سریال بر حواشی آن اضافه کنند و در هر قسمت، زمانی طولانی را به نمایش پشت صحنه و تمرین بازیگرها اختصاص دهند تا جای خالی لحظات ناب طنزآمیز را در آن جبران کنند!
سبک و شیوه مهران مدیری در سریال‌هایش به این ترتیب است که یک دنیای فانتزی و متفاوت با جریان عادی را نمایش می‌دهد و در بستر این فضای مصنوع، به زندگی روزمره می‌پردازد، اما دنیای ترسیم‌شده «در حاشیه» به‌شدت مصنوعی و ناملموس است. همچنین، ماجراها و روابط انسانی و اجتماعی آن با آنچه در زندگی روزمره ما می‌گذرد، فاصله دارد. چنین دنیایی حتی برای مخاطب اصلی این سریال، یعنی پزشک‌ها هم قابل درک نیست.
به‌نظر می‌رسد، مهران مدیری و همکاران وی در تولید برنامه‌های طنزآمیز سیما، نیازمند احیای ذوق سلیم خود هستند. کمدی، به‌ویژه در فرهنگ ما با دلقک‌بازی صرف متفاوت بوده و با حکمت و ظرافت اندیشه نزدیک است. در حقیقت، برای خلق طنز و کمدی واقعی و عمیق، باید در کنار توجه به معضلات اجتماعی و نقد آنها، به چشمه اندیشه و حکمت نیز مراجعه کرد.


نگاهی به فیلم «استراحت مطلق»
ضدسینما
حسین کارگر

«استراحت مطلق» از آن دسته آثاری است که تنها ادعای فیلم بودن را دارند، اما در عمل به مشتی تصاویر کنار هم قرارگرفته می‌مانند که به‌نام فیلم و سینما به خورد مخاطب داده می‌شوند؛ نه داستان در آن وجود دارد، نه شخصیت‌پردازی، نه بازی درست و نه روایت و لحن هنرمندانه و نه محتوا و فکر! و فقط ادا و اطوار و شعار و حاشیه، هویت و ماهیت این فیلم را تشکیل می‌دهد.
«استراحت مطلق» هشتمین فیلم عبدالرضا کاهانی است. کارگردانی که به ساخت فیلم‌های پوچ‌گرایانه شهرت یافته است. نگاه پوچ، تلخ و مأیوس نسبت به وجود و آدمی در آثاری چون «هیچ»، «اسب حیوان نجیبی است» و «بی‌خود و بی‌جهت» به عینه دیده می‌شود. این نگاه در «استراحت مطلق» نیز تداوم یافته است، اما در این فیلم برخلاف آثار قبلی کاهانی، هیچ رد و نشانی از خلاقیت دیده نمی‌شود.
قصه فیلم درباره زن جوانی است که برای کار به تهران می‌آید، اما مرد جوانی که تا پایان فیلم معلوم نمی‌شود شوهرش است یا شوهر سابقش، با حضور او در تهران مخالفت می‌کند. تمام روایت فیلم را تنش میان این زن و مرد تشکیل می‌دهد. در پایان هم زن در سانحه‌ای کاملاً اتفاقی، تصادف می‌کند و احتمالاً می‌میرد.
مشکل بزرگ فیلم «استراحت مطلق» نداشتن پیرنگ داستانی و شخصیت‌پردازی است؛ یعنی پشت اتفاقات فیلم، خالی است و برای نمونه معلوم نیست که با وجود مشکلات بسیار، چرا زن بر حضور در تهران اصرار دارد؟ آیا هدفش امرار معاش است یا در این شهر گمشده‌ای دارد؟ آیا انگیزه او وابستگی عاطفی به فرد خاصی است یا فرصت شغلی کم‌نظیری در انتظارش است؟ به‌هرحال، روایت فیلم از قانع کردن مخاطب برای این مسئله ناتوان است. البته این تنها نمونه‌ای از ضعف‌های فیلم است و همه مناسبات، روابط آدم‌ها و اتفاقات درون فیلم، همین وضعیت را دارند و دلیل مشخصی برای صورت گرفتن آنها در فیلم، محسوس و معلوم نیست. همچنان‌که مرگ زن در تصادف نیز تصنعی است.
سازندگان فیلم‌هایی، چون «استراحت مطلق» مدعی آسیب‌شناسی اجتماعی هستند. ادعای آنها این است که با بازنمایی معضلات و بدبختی‌های پیدا و پنهان جامعه، به مردم و مسئولان هشدار می‌دهند تا از این آسیب‌ها پرهیز کنند یا با این‌گونه معضلات به مبارزه برخیزند، اما مسئله مهم این است که فیلم یا هر اثر هنری و محصول فرهنگی و رسانه‌ای دیگر، تنها وقتی می‌تواند به التیام دردهای جامعه کمک کند که خودش اثر سالمی باشد. پرداختن به آسیب‌های اجتماعی با فیلم بیمار، مصداق بارز حکایت پاک کردن شیشه با دستمال کثیف است. درباره فیلم «استراحت مطلق» گفتن همین نکته کافی است که مناسبات و موضوعات ترسیم‌شده در این فیلم به‌قدری آلوده هستند که توصیف و شرح آنها امکان‌پذیر نیست.
ضمن اینکه اساساً مقصد و مقصود این‌گونه فیلم‌ها جامعه خودی نیست؛ بلکه هدف اصلی، خارج از کشور و کسب جوایز جشنواره‌های غربی است.


خبرها

کارگردان فیلم ضدایرانی از نسل برده‌دارهاست!
به‌دنبال افشای ایمیل‌های هک‌شده سونی مشخص شد که بن افلک، کارگردان فیلم «آرگو» از یک برنامه تلویزیونی درخواست داشته است که هنگام مصاحبه با وی به سابقه برده‌داری جدش اشاره نشود. به گزارش سینماپرس، پایگاه ویکی‌لیکس از چند روز پیش، ۳۰ هزار ایمیل و سند هک‌شده کمپانی سونی پیکچرز را منتشر کرده است که در میان این اسناد مکاتبات سونی با دفتر نخست‌وزیری بریتانیا و چندین شخصیت هالیوودی نیز دیده می‌شود. در میان مکاتبات بازیگران هالیوودی با کمپانی سونی، ایمیل درخواست «بن افلک»، بازیگر و کارگردان هالیوودی بیش از همه جلب توجه می‌کند. در این ایمیل «افلک» از «هنری لوئیس‌گیتز»، مجری برنامه تلویزیونی «در جست‌وجوی ریشه‌های تو» و تهیه‌کنندگان آن خواسته است تا به برخی جزئیات مربوط به داستان اجداد او اشاره نکرده و در این برنامه درباره این حقیقت که یکی از اجداد او برده‌دار بوده است، چیزی نگویند.
جلوگیری از نمایش مستند توافق هسته‌ای در برخی دانشگاه‌ها

سیدمحمدحسین میری، کارگردان مستند «گام نهایی» در «نشست فیلمسازان جوان سینمای انقلاب اسلامی» گفت: وقتی مستند را با تمام سختی‌ها ساختیم، نوبت به اکران دانشگاهی رسید، اما اکران این مستند در دانشگا‌ه‌های مختلف لغو شد و اجازه داده نشد که «گام نهایی» در بسیاری از دانشگا‌ه‌ها پخش شود. حتی زمانی‌که این اثر در «دانشگاه شاهد» در حال پخش بود، فردی برق‌ها را قطع کرد و به بهانه‌ مجوز نداشتن برنامه، باز هم جلوی پخش مستند گرفته شد. با همه‌ این سختی‌ها زمانی که هیئت داوران جشنواره عمار، مستند ما را پسندیدند، بسیار خرسند شدیم. وی به یک خاطره‌ پرداخت و اظهار داشت: زمانی‌که برای مصاحبه با استادان هسته‌ای به دانشکده‌ مهندسی هسته‌ای دانشگاه «شهید بهشتی» رفتیم، احساس کردیم که آنجا خاک مرگ پاشیده‌اند؛ جایی که زمانی جاسوسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی آرزو داشتند که ببینند چه اتفاقاتی در آنجا می‌افتد، دیگر کار خاصی صورت نمی‌گیرد. وقتی با استادها صحبت کردیم، گفتند که اینجا زمانی بروبیایی داشته و به این شکل نبوده است، اما دیگر استادان همسوی دولت نیز انگیزه‌ای برای کار کردن ندارند.


روی خط

دُیون به بیت‌المال را چگونه جبران کنیم؟
...09385021/ وزیر نفت می‌گوید، ماهیانه فلان میلیاردها برای یارانه‌ها می‌دهد و کمر وزارتش شکسته، خانواده‌هایی رو می‌شناسم که کارت یارانه‌شون ضمانت نون سفره‌شونه! چرا منت می‌گذاریم؟!
...09378720/ وضعیت سهام عدالت خانواده شهدا و ایثارگران چه شد؟
...09362677/ اگر می‌خواهیم در جنگ نرم دشمن، سرباز حضرت آقا باشیم، اول از همه باید خودمان رابسازیم و تربیت کنیم والّا سربار ولایتیم نه سربازش./ علی ملکان از آبیک
...09357408/ با توجه به تأکید بر افزایش جمعیت از سوی مقام معظم رهبری که بیش از دو سال از آن می‌گذرد، سپاه چه برنامه‌ای برای کارکنان و خانواده آنان انجام داده است؟
...09190246/ اینجانب درجه‌دار وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با توجه به اینکه ازلحاظ جسمی سالم هستم و توانایی رزم در یمن، عراق، لبنان و سوریه را دارم، برای دفاع از مسلمانان مظلوم آماده‌ام./ فرهنگ
...09189700/ خواهشمندم سؤال کنید، چرا ارشدیت خدمت سربازی شامل افسرانی که درجه مبنا دارند و نیروهای حفاظت هستند، می‌شود، ولی شامل بقیه نمی‌شود؟
...09185437/ از سخنان راهبردی و بسیار عالی سردار سلامی، جانشین محترم فرمانده کل سپاه در گفت‌وگوی ویژه خبری بسیار سپاسگزاریم.
...09183139/ سال پیش حقوق ما بازنشستگان نیروهای مسلح پنج درصد کمتر از تأمین اجتماعی اضافه شد، امسال هم آنها 17درصد، معلمان 20درصد و ما 14 درصد افزایش داشتیم؟!
...09179839/ مشکلات و فقر هرمزگانی‌ها و مینابی‌ها را انعکاس دهید.
...09173830/ لطفاً از بیکاری و مشکلات فرزندان شاهد هم بنویسید.
...09168281/ خودم را در وصیت‌نامه شهید مصطفی ردانی‌پور یافتم که فرمود: «خواهرم درمقابل دشمن، چادر تو از خون من کوبنده‌تراست، آن را حفظ بفرما.»
...09168015/ چگونه می‌توانیم خبرنگار افتخاری صبح‌صادق باشیم./ علی حسنی، خبرنگار راهیان نور
صبح‌صادق: اخبار و آثار خود را برای ما بفرستید تا پس از بررسی، بهره‌برداری کنیم.
...09162782/ من یک بسیجی هستم. آرزویم این است که به سپاه قدس بپیوندم. آرزویم جنگ با دشمنان خدا در عراق، سوریه و یمن است.
...09161601/ چرا برای بازنشستگان سپاه سال 87، فصل 13 قانون خدمات کشوری اجرا نمی‌شود؟
...09149740/ طلافروشی‌های استان آذربایجان‌غربی پس از 37سال پیروزی انقلاب، سکه‌های منقوش به پهلوی‌های اول و دوم را می‌فروشند؟!
...09143825/ تکلیف بسیجیان کد 89 از لحاظ حقوق، فوق‌العاده عملیاتی و مسکن روشن نیست.
...09141489/ چرا سپاه از ما فرزندان سپاهی، برای خدمتگزاری در سپاه جذب نمی‌کند؟
...09131797/ معلمان اعتراض کردند، دولت مشکل حقوق و بدهی آنها را حل کرد، اما هیچ‌کس به فکر بازنشستگان نیروهای مسلح نیست.
...09128691/ چرا هیچ‌کس در مجلس و دولت جلوی غارت بیت‌المال را نمی‌گیرد. فوتبالی‌ها میلیارد میلیارد می‌گیرند و خیلی‌ها نان ندارند بخورند.
...09126198/ حواس‌مان باشد اگر پس از برداشتن تحریم‌ها به نام حقوق بشر و یا هر چیز دیگر همان تحریم‌ها را برقرار کردند چی؟ باز سر جای اول هستیم.
...09124818/ مردم انقلابی و مظلوم یمن بایستید که اگر شما بیش از هزار شهید تقدیم انقلاب‌تان کرده‌اید، ما بیش از 200 هزار شهید فدای انقلاب اسلامی کرده‌ایم. پیروزی با صبر و استقامت به‌دست می‌آید.
...09123734/ افرادی که احیاناً دردوران خدمت، دیونی به سپاه داشته باشند چگونه می‌توانند جبران کنند؟
صبح‌صادق: این امر از نماینده محترم ولی‌فقیه در سپاه پیگیری خواهد شد و پاسخ آن منتشر می‌شود.
...09123327/ انسان وقتی كنار دكه روزنامه‌فروشی می‌ایستد، می‌بیند تیتر روزنامه‌های اصلاح‌طلب با تیتر رسانه‌های كشورهای معاند یكی است./وحیدی ازگرمسار
...09117475/ چرا تیراژ هفته‌نامه این‌قدر پایینه؟/ از پایوران سپاه کربلا
...09113747/ هرچقدر هم از دردها بگم، کو گوش شنوا؟ من و کلی آدم دیگه یک سال است که بیکاریم و وضعیت اقتصادی اسفباری داریم.
...09113565/ قابل توجه تیم مذاکره‌کننده: خداوند به رسولش خطاب کرده که «هرگز یهود و نصاری ازتو خشنود نخواهند شد، مگر آنكه از آیین آنها پیروی كنی.» (بقره/آیه120)/ مسعود شاکری پرکوهی از ساری
...09111426/ عمرمان، کوتاه نیست؛ خودمان داریم کوتاهی می‌کنیم! انتظار یک فعالیت و حرکت فعال، برای زمینه‌سازی ظهور در زمان و مکان است...
...09109823/ سانتریفیوژها نمی‌چرخد و قیمت سنگک می‌شود1300تومان./ روحانی مچکریم!!!


کتیبه سبز

تسبیح‌گویان
خوشا آنانکه، شب بیدار هستند
ز شیطان، در عمل بیزار هستند
خوشا آنانکه، ذکر یار گویند
خدا را در رجب، در دل بجویند
خوشا آنانکه، با «داعی» بسازند
خوشا آنانکه، در سوز و گدازند
خوشا آنانکه، در شب‌های این ماه
کنند آمال بدفرجام، کوتاه
خوشا حق‌باوران، تسبیح‌گویان
اطاعت‌پیشگانِ کویِ یزدان
خوشا آنانکه، خواهان خدایند
در رحمت، به روی خود گشایند
خوشا آنانکه، با دلدار باشند
انیس و همنشین یار باشند
خوشا آنانکه، در ماه خدایی
کنند از کار دل، عقده‌گشایی
خوشا آنانکه، فرمانش شنیدند
حجاب ما و من، یکجا دریدند
خوشا آنانکه، با دلبر نشستند
در آن یک لحظه، بار خویش بستند
عبدالمجید فرائی





علی گویم...

تا نفس می‌کشم، علی گویم
شیعه‌ام، دلخوشم علی گویم
قوّت قلب من، جناب علی است
ناز او می‌کشم، علی گویم
علی آیینه خدابین است
عاشق دانشم، علی گویم
فکر و ذکر همیشه‌ام، این است
در همه کوششم، علی گویم
گاه در مستیِ سپیده‌‌دمان
گرچه من خامشم، علی گویم
در عروج شبانه، در دلِ شب
بعد از پالشم، علی گویم
تو گمان می‌کنی، به شادی‌ها؟
بلکه در نالشم، علی گویم
گاهِ لغزیدنم، به دامِ گناه
درپی پوزشم، علی گویم
همه لحظه‌ها، برایِ دلم
بهرِ آرامشم، علی گویم
با غدیرخمِ علی مستم
ساده و بی‌غشم، علی گویم
عبدالمجید فرائی


حسن ختام

برای آقای‌مان دعا کنیم...
كمی تأمل كن! وقتی فكر می‌كنی بر داشته‌ها و نداشته‌هایت، برای كدام یك بیشتر حسرت می‌خوری؟ برای آنكه (و آنچه) داشته‌ای و از دستش داده‌ای یا برای آنكه (و آنچه) نداشته‌ای و فقط وصفش را شنیده‌ای؟
بدون شك، احساس حسرت ما بر فقدان آنان ‌كه داشته‌ایم قوی‌تر خواهد بود. فقدان هر عزیز ‌‌برای ما حسرت‌بار بوده و هست. وقتی نعمت وجود و حضور هر یك از اینان را چشیده باشیم وسایه محبت و علم و تجربه‌شان بر سر ما بوده باشد، فقدان آنان حسرت‌بارتر است و چقدر فرق است میان احساس بی‌پدری كسی كه سال‌ها زیر سایه پدر، بزرگ شده با او كه از دوران كودكی و طفولیت از این نعمت محروم بوده است. ما لذت حضور هیچ‌یك از امامان معصوم(علیهم‌السلام) را نچشیده‌ایم. سالیان سال است كه كسی درك این حضور را نداشته است و همه ما در حسرت دیدار و درك حضور ایشان می‌سوزیم. حال اگر امام زمان(عج) ما چند صباحی حاضر بودند (به‌معنای غایب‌نبودن) و بعد دوران غیبت پیش می‌آمد، آیا وضع و حال ما همین بود كه هست؟
اگر لذت بودن با امام و زیر سایه لطف، محبت و حكومت عدل ایشان بودن را می‌چشیدیم و پس از این وصل، جدایی دست می‌داد، آیا حسرتی كه بر دل‌های‌مان می‌ماند، دو صد چندان نبود؟ مطمئناً دعای ما رنگ و بوی دیگری داشت، خواهش و طلب نبود، اصرار بود. التماس بود. دعا از سر نیاز، درد و احتیاج بود. زندگی ما متفاوت و دغدغه‌مان نیز می‌شد. بیش از آنكه در روزمرگی‌های زندگی گم شویم و روزبه‌روز بیشتر از این حسّ فراق فاصله بگیریم، از قافله حسرت‌به‌دلان و سوختگان وصالش جا نمی‌ماندیم.
خوشا به حال آنان‌كه حسرت به دل‌ترند در فراق امام زمان‌شان...
دعا كنیم كه از اینان باشیم و دعا كنیم از ته دل برای آقای‌مان، برای درك حضورش و التماس كنیم تعجیل در ظهور ایشان را و تلاش كنیم برای كسب معرفتش كه از جمله وظایف منتظران در عصر غیبت درخواست معرفت امام عصر(عج) از خداوند است.
معصومه نجفی‌مطیعی