بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

سپاه در دو جلوه کلان
سردار جعفری، فرمانده کل سپاه در خلال سخنانش در جمع اعضای مجلس خبرگان رهبری با اشاره به بیانات مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان و پاسداران انقلاب اسلامی، گفت: «مقام معظم رهبری در دیداری که محضرشان بودیم، فرمودند: حفظ انقلاب یعنی حفظ پیش‌روندگی انقلاب و همین مأموریت اصلی سپاه پاسداران است. تنها نیرویی که باید بتواند انقلاب را حفظ کند سپاه است.»
پیش‌روندگی انقلاب از جمله مسائل اساسی نظام است که کمتر به آن پرداخته شده و شاید به اینکه این مهم مأموریت اصلی سپاه است از مورد پیش هم کمتر پرداخته شده باشد؛ اما در هر صورت این موضوع آنقدر اهمیت دارد که به شکل ویژه و دقیق بررسی و به برنامه جامع تبدیل شود.
«پیش‌روندگی» در بادی امر بیانگر حیات و زنده بودن است و در مفهوم عینی و کارکردی یعنی امری که دستاوردهای نوین پی‌درپی معطوف به اصول و آرمان‌ها دارد. «پیش‌روندگی» دو جلوه کلی دارد؛ یکی کنش و دیگری واکنش است. در جلوه کنش، اقدامات پیش‌رونده دارای جوشش درونی است. یعنی مجموعه‌ای که در این عرصه مأموریت دارد، به این مسئله می‌اندیشد که با خلق چه امری می‌تواند «پیش‌روندگی» را حفظ کند. عرصه و ظرفیت این جلوه بسیار فراخ است، از این‌رو برای تحقق بیشتر «پیش‌روندگی» در این جلوه باید به مجموعه‌ای که مسئولیت آن را به عهده دارد امکانات قانونی همتراز این نوع «پیش‌روندگی» داده شود. در توضیح به دو نمونه روشن و متفاوت اشاره می‌شود. نمونه اول توسعه و پیشرفت فناوری نظامی است که سردار جعفری نیز در جلسه مذکور به آن اشاره کرد و درباره‌اش گفت: «اقتدار نظامی و دفاعی ما با تکیه بر پشتوانه مردمی، مرهون فناوری‌های روزافزون سپاه و خودکفایی در این عرصه‌ها می‌باشد که دشمنان علی‌رغم میل باطنی‌شان به آن اذعان دارند.» همه مسائل نمونه مذکور در تشکیلات سپاه به نتیجه می‌رسد؛ زیرا به شکل مستقیم در ذیل مأموریت‌ها و وظایف سپاه قرار دارد؛ اما در مواردی وضعیت به‌گونه دیگری است که در کلان قضیه به سپاه مربوط است، اما در سطوح بخشی، در ظاهر در نقطه‌ای دور از دسترس سپاه قرار دارد که لازم است با اقداماتی به سپاه پیوند بخورد. یکی از نمونه‌های بارز این مورد فعالیت‌های قرارگاه سازندگی است که سردار جعفری به آن هم پرداخت و گزارشی از اقدامات سپاه در عرصه سازندگی به‌ویژه در مناطق محروم و در راستای محرومیت‌زدایی ارائه داد. وضعیت جلوه «واکنش» با جلوه «کنش» تفاوت بسیاری دارد. در جلوه «واکنش» سپاه باید کاملاً مترصد و هوشیار باشد تا با پدید آمدن هر پدیده جدید «واکنش» لازم که در سرشت آن «پیش‌روندگی» باشد از خود نشان دهد. کار در جلوه «واکنش» بسیار سخت و پیچیده است و خطا در آن نیز پرهزینه است، اما به لطف الهی سپاه تاکنون نشان داده که در این عرصه نیز کاملاً موفق بوده تا آنجا که بخش زیادی از بار اجرایی صدور و تعمیق انقلاب در ورای مرزهای ایران بر دوش این عملکرد سپاه بوده است. یکی از نمونه‌های بسیار برجسته و موفق و دیرپای این جلوه شکل گیری حزب‌الله در لبنان است و دیگری شکل‌گیری گروه‌های مقاومت فلسطینی و پیش گرفتن مشی مبارزه با صهیونیست‌ها است؛ اما نمونه جدیدتر و امروزی آن «واکنش» هوشمندانه و بهنگام به فتنه تکفیری ـ تروریستی داعش در جهان اسلام است که با هدف نابودی محور مقاومت و آسیب به انقلاب اسلامی شکل گرفت. سردار جعفری این موضوع را این‌گونه شرح داد: «امروز نه‌تنها فلسطین و لبنان بلکه مردم عراق و سوریه نیز به نقش اثرگذار انقلاب اسلامی اذعان دارند و در این زمینه قدردان ملت ایران هستند و علی‌رغم تبلیغات دشمن و راه انداختن بحث عرب و عجم آنچه شاهد هستیم نزدیکی بیش از پیش دو ملت است.»
اگر از این منظر برای کشف علت سپاه‌هراسی نگاه دوباره‌ای به این موضوع شود، معلوم می‌گردد، دشمن نیز از این دو جلوه عملکرد سپاه مطلع است و اتفاقاً این اطلاع سبب وحشتش شده است. دشمن با تداوم سپاه‌هراسی تلاش می‌کند جلوه‌گری‌‌های سپاه را کم‌رونق گرداند؛ زیرا پرفروغ شدن این جلوه‌گری‌ها به معنای دور ساختن تهدیداتی است که دشمن با هزینه‌های گزاف متوجه نظام و انقلاب می‌کند. سپاه تاکنون با اتکا به شناختی که از این مسئله داشته، ضمن حفظ عرصه جلوه‌گری‌هایش، با مجموعه‌هایی که در داخل فریب تبلیغات دشمن را خورده‌اند و یا با اقدامات ارزشمند سپاه غرض‌ورزانه برخورد داشته‌اند، مدبرانه مواجه شده و اجازه نداده آنها گامی به پیش گذارند، در این میان آنچه در وضعیت‌های حساس به کمک سپاه آمده و با یاری رساندن خالصانه، سپاه را در ادامه انجام وظایف خطیر مشتاق‌تر و مصمم‌تر کرده، اعتماد مردم به سپاه و حمایت همه‌جانبه از آن در همه صحنه‌ها بوده است. تداوم این خدمات بی‌شائبه و همراهی مردم با سپاه روزبه‌روز بر موفقیت‌های سپاه که قطعاً بخش مهمی از موفقیت‌های نظام است و نیز پرفروغ‌تر شدن جلوه‌هایش می‌افزاید. ان‌شاءالله
رضا گرمابدری


سرلشکر جعفری در اجلاس خبرگان مطرح کرد
پاک‌سازی مناطق عراق از تروریست‌ها با کمک فرماندهان سپاه پاسداران

فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پاک‌سازی مناطق عراق از گروه‌های تروریستی و داعش با کمک و مشاوره فرماندهان نظامی سپاه پاسداران را از جمله دستاوردهای انقلاب اسلامی خواند.
سردار سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری در دومین روز از هفدهمین اجلاس مجلس خبرگان رهبری، با اشاره به مأموریت‌های سپاه پاسداران در عرصه‌های نظامی، امنیتی، فرهنگی و حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی به عنوان مأموریت اصلی، بیانات مقام معظم رهبری در جمع فرماندهان و پاسداران انقلاب اسلامی را یادآور شد و اظهار داشت: مقام معظم رهبری در دیداری که در محضرشان بودیم، فرمودند: حفظ انقلاب، یعنی حفظ پیش‌روندگی انقلاب و همین مأموریت اصلی سپاه پاسداران است. تنها نیرویی که باید بتواند انقلاب را حفظ کند سپاه است. وی گفت: با توجه به این مأموریت سپاه پاسداران، باید درباره دستاوردهای انقلاب اسلامی سخن بگوییم. انقلاب اسلامی با سرعت خوبی در حال پیشرفت است و نمونه آن صدور روزافزون انقلاب اسلامی است. مرحله صدور انقلاب اسلامی، امروز وارد فصل جدیدی شده است و یکی از مصداق‌های آن همین نامه مقام معظم رهبری به جوانان اروپا و آمریکا است که می‌بینیم با استقبال خوبی در خارج از کشور مواجه بوده است.
فرمانده کل سپاه در بخش دیگری از سخنان خود به فتنه ۸۸ و پیامدهای آن برای کشور پرداخت و افزود: فتنه ۸۸ تهدیداتی را برای انقلاب اسلامی و کشور پدید می‌آورد که بحمدالله با قیام یکپارچه مردم در ۹ دی توطئه معاندان نظام اسلامی خنثی شد.
سردار جعفری همچنین بر ابعاد منطقه‌ای و جهانی جمهوری اسلامی و نقش تأثیرگذار انقلاب اسلامی تأکید کرد و اظهار داشت: حزب‌الله لبنان و مقاومت آن در برابر یکی از ارتش‌های مدعی جهان یعنی ارتش رژیم صهیونیستی، از معجزات انقلاب اسلامی است و نشانه نفوذ قدرتمندانه نظام اسلامی به عنوان سکاندار در منطقه است.
وی معرفی شدن ملت ایران، محبوبیت جمهوری اسلامی و عزت آن را یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی ارزیابی و تأکید کرد: این امر، در سایه لطف الهی روزبه‌روز در حال گسترش است. فرمانده کل سپاه، در ادامه از نقش مستشاری جمهوری اسلامی در عراق و سوریه یاد کرد و پاک‌سازی مناطق عراق از گروه‌های تروریستی و داعش با کمک و مشاوره فرماندهان نظامی سپاه پاسداران را نیز یکی از دستاوردهای انقلاب اسلامی تحلیل کرد و افزود: امروز نه تنها فلسطین و لبنان، بلکه مردم عراق و سوریه نیز به نقش اثرگذار انقلاب اسلامی اذعان دارند و در این زمینه قدردان ملت ایران هستند و با وجود تبلیغات دشمن و راه انداختن بحث عرب و عجم، آنچه شاهد هستیم نزدیکی بیش از پیش این دو ملت است.
سردار جعفری بر تفکر انقلابی برای مقابله با توطئه دشمنان داخلی و خارجی تأکید کرد و گفت: شعار «نه غزه، نه لبنان» در واقع دشمنی با اهداف بنیادین جمهوری اسلامی است، اما آزادی سیاسی که امروز در ایران اسلامی هست و در خیلی از کشورهای مدعی دموکراسی نیز وجود ندارد، نباید موجب شود افراد در قالب‌های مختلف و توطئه‌های گوناگون، دستاوردهای انقلاب اسلامی را زیر سؤال برده و به آن خدشه وارد کنند.
وی همچنین از نقش عمیق بسیج در خنثی‌سازی فتنه‌ها یاد کرد و با اشاره به اقتدار دفاعی کشور گفت: اقتدار نظامی و دفاعی ما با تکیه بر پشتوانه مردمی، مرهون فناوری‌های روزافزون سپاه و خودکفایی در این عرصه‌هاست که دشمنان همه برخلاف میل باطنی‌شان به آن اذعان دارند.
فرمانده کل سپاه همچنین از اقدامات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عرصه سازندگی به ویژه در مناطق محروم در راستای محرومیت‌زدایی گزارشی ارائه داد و آن را در راستای مأموریت‌های این نهاد ارزشمند و انقلابی ارزیابی کرد.
سردار سرلشکر جعفری، از بروز برخی ناهنجاری‌های فرهنگی و اقتصادی و وجود فسادهای اقتصادی انتقاد کرد و گفت: برای فائق آمدن بر مشکلات فرهنگی و اقتصادی، نیازمند عزم جدی و استفاده از مدیران کارآمد هستیم که بتوانند در لحظه بحران، با مدیریت بحران از عهده عبور از مشکلات به خوبی برآیند.
وی با استناد به بیانات رهبر معظم انقلاب، از جمله مسئولیت‌های انقلاب اسلامی را اسلامی کردن جامعه در همه عرصه‌ها دانست و افزود: اسلامی کردن جامعه از اهداف انقلاب اسلامی است که باید برای تحقق آن بکوشیم و این امر، مستلزم تلاش مستمر همه مردم و مسئولان نظام است که باید تحقق پیدا کند.


یادداشت
دکتریدالله جوانی

کدخدای غیرقابل اعتماد
در دولت یازدهم، مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه ۵+۱ با سابقه نزدیک به یک دهه، عملاً به مذاکره ایران با آمریکا تبدیل شد. این رویداد عجیب و غیرمتعارف، از تفکر و باوری سرچشمه گرفت که آمریکا را کدخدای ده می‌دانست و می‌پنداشت با کدخدا بستن راحت‌تر است.
در گرماگرم رقابت‌‌های انتخاباتی ریاست جمهوری در سال ۹۲، یکی از نامزدهای احتمالی در آن مقطع زمانی، گشودن گره‌ها از موضوع هسته‌ای و عبور از بن‌بست ایجاد شده در مسیر مذاکره را، مشروط به رفتن دولت بعدی به سمت مذاکره با آمریکا اعلام کرد و گفت: «بنده معتقدم مذاکره با آمریکا راحت‌تر از مذاکره با اروپاست، چرا که اروپایی‌ها به دنبال آقا اجازه از آمریکا هستند. از این‌رو، دولت بعدی باید بتواند رابطه ایران و آمریکا را از حالت تخاصم به مرحله تنش که یک مرحله پایین‌تر است، برساند.»
آقای دکتر حسن روحانی که در آن زمان به عنوان نامزد احتمالی انتخابات ریاست‌جمهوری در تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۹۲ در دانشگاه صنعتی‌شریف با دانشجویان سخن می‌گفت، دلیل راحتی مذاکره با آمریکا را، اینچنین بیان می‌دارد: «آمریکایی‌ها کدخدای ده هستند، با کدخدا بستن راحت‌تراست.»
مبتنی بر چنین نگاهی و پس از شکل‌گیری دولت یازدهم به ریاست آقای روحانی، اولویت سیاست خارجی جمهوری اسلامی رفتن به سمت کدخدا شد. در آن ایام، اینگونه تصور می‌شد که این مسیر ما را در کوتاه‌ترین زمان به نتیجه می‌رساند و حتی در کمتر از شش ماه هم می‌توان به توافقی جامع دست یافت و در پرتو این توافق، با برداشتن فشارها از اقتصاد ایران، به شکوفایی اقتصادی رسید و مشکلات معیشتی و رفاهی مردم را حل کرد. در آن فضای پرهیجان و ذوق‌زدگی که طبیعی شرایط پس از هر انتخابات در کشور است، عده‌ای گمان کردند، در پرتو دیپلماسی نوین، می‌توان بن‌بست مذاکرات را شکست و کاری را که دیگران در یک دوره طولانی هشت ساله نتوانستند انجام دهند، می‌توان در پرتو عقلانیت و تدبیر، طی چندماه به سرانجام رساند. اما در همان فضای پراحساس، رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی، همواره همگان و از جمله دولتمردان در دولت یازدهم را، به واقع‌بینی دعوت کرده و در سخنرانی‌های متعدد با ذکر استدلال، غیرقابل اعتماد بودن آمریکایی‌ها را گوشزد کرده و هشدار می‌دادند که مسئولان مراقب باشند فریب لبخندهای آنان را نخورند. برای نمونه، مقام معظم رهبری در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان ارتش در دانشگاه شهید ستاری در تاریخ ۱۳/۷/۱۳۹۲ می‌فرمایند: «ما دولت ایالات متحده آمریکا را دولتی غیرقابل اعتماد می‌دانیم؛ دولتی خودبرتربین، دولتی غیرمنطقی و عهدشکن ... به دولت آمریکا اعتماد نداریم؛ به مسئولین خود اعتماد داریم، خوشبین هستیم، از آنها می‌خواهیم که با دقت، با ملاحظه‌ همه جوانب گام‌ها را درست بردارند، محکم بردارند، منافع ملی را یک لحظه به فراموشی نسپرند.» معظم‌له در آبان‌ماه همان سال در دیدار با دانش‌آموزان و دانشجویان، با تشریح خصوصیات دولت استکباری ایالات متحده می‌فرمایند: «هر ملتی به آمریکا اعتماد کرد، ضربه خورد؛ حتی آن کسانی که دوست آمریکا بودند.»
تحلیل محتوای برخی از سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها چهره‌های سیاسی دولتی و غیردولتی همسو با دولت از یک طرف و مروری بر صدها یادداشت و سرمقاله در مطبوعات طرفدار دولت از طرف دیگر طی یک‌سال و نیم گذشته، نشان می‌دهد، آنان هشدارهای رهبری در خصوص غیرقابل اعتماد بودن آمریکا را نه تنها جدی نگرفتند، بلکه معتقدند که می‌توان حتی بر روی گفته‌های شفاهی و وعده‌های مقامات آمریکا به صورت لفظی هم حساب باز کرد!
کدخدای غیرقابل اعتماد
ادامه از صفحه اول
در چنین هنگامه‌ای است که پس از تمدیدهای چهارماهه و هفت‌ماهه مذاکرات به دلیل نرسیدن به توافق در دوره شش ماهه اول پس از توافق ژنو و در حالی که برخی از مقامات ایرانی از نزدیک بودن زمان رسیدن به توافق سخن می‌گویند، ۴۷ سناتور آمریکایی در یک اقدام عجیب و غیرمتعارف، با ارسال نامه هشدارآمیز به مقامات ایرانی به صورت سرگشاده از واقعیت غیرقابل اعتماد بودن کدخدای ده، با قلم خود رونمایی می‌کنند.
این ۴۷ سناتور جمهوریخواه در نامه خود به صورت صریح و قاطع به مقامات ایران اخطار می‌دهند که هیچ توافق هسته‌ای با دولت باراک اوباما، بعداز اتمام ریاست‌جمهوری وی در سال۲۰۱۶ میلادی پایدار نخواهد بود. در بخشی از این نامه سرگشاده آمده است: «با مشاهده مذاکرات هسته‌ای شما با دولت‌مان دریافتیم که شاید برداشت درستی از سیستم قانونی ما ندارید. هر آنچه که به تأیید کنگره نرسد، فقط توافق اجرایی است. رئيس‌جمهور بعدی می‌تواند این توافق را صرفاً با یک امضا لغو کند و یا کنگره‌های آتی می‌توانند مفاد این توافق را در هر زمانی که بخواهند تغییر دهند»!
نکته قابل توجه اینکه، اغلب رهبران جمهوریخواه کنگره مانند «تد کروز»، «راند پال» و «مارکو روبیو» این نامه را امضا کرده‌اند.
وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی روز سه‌شنبه (۱۹/۱۲/۹۳) در جمع نمایندگان مجلس خبرگان رهبری، ضمن ارائه گزارشی از روند مذاکرات هسته‌ای، با اشاره به نامه ۴۷ سناتور آمریکایی گفت: «در این نوع نامه‌نگاری که کاری بی‌سابقه و غیر دیپلماتیک است، در واقع به ما گفته می‌شود که ایالات متحده غیرقابل اعتماد است.»
اکنون که فریادهای غیرقابل اعتماد بودن کدخدای ده، از درون هیئت حاکمه خود این کدخدا به گوش می‌رسد، باید منتظر ماند و دید، آیا نگاه کسانی که به آمریکا چشم امید بسته بودند، تغییر می‌کند یا نه. البته نگارنده معتقد است، پذیرش عنوان کدخدایی برای دولت آمریکا از همان اول یک اشتباه راهبردی بود. ایالات متحده گرچه روزی یک ابرقدرت از دو قدرت حاکم بر جهان بود، لکن هم‌اکنون آمریکا، یک امپراتوری در حال فرو ریختن است.


 

صفحه 2
سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار با فعالان محیط زیست
مسئله محیط زیست یک مسئله ملی است

فعالان محیط زیست به مناسبت هفته منابع طبیعی با رهبر معظم انقلاب دیدار کردند. فرازهایی از بیانات معظم‌له که نشانه‌ اهتمام ویژه عالی‌ترین مقام نظام اسلامی به حوزه‌ مغفول مانده‌ محیط زیست و عمق نگاه راهبردی ایشان به موضوع محیط زیست است، در ادامه می‌آید.

زمین گهواره انسان
خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ الاَرضَ وَضَعَها لِلاَنام»؛ زمین را برای انسان‌ها ما آفریدیم؛ مال همه است. متعلق به بعضی نیست؛ بعضی حق بیشتری از بعض دیگری ندارند؛ متعلق به نسلی دونِ نسلی نیست؛ امروز متعلق به شما است؛ فردا متعلق به فرزندان شما، به نوه‌های شما و به دودمان شما تا آخر و در همه‌جای سطح کره‌ زمین این‌جوری است. خلقت زمین مال انسان‌ها است؛ متعلق به آنها است. در یک آیه‌ دیگر می‌فرماید: «خَلَقَ لَکُم ما فِی الاَرضِ جَمیعاً»؛ همه‌ آنچه در زمین است و متعلق به زمین است، برای شما انسان‌ها آفریده شده؛ بنابراین چون مال خودتان است، به نفع شما است، متعلق به شما است، باید تخریبش نکنید.
در آیه‌ دیگر می‌فرماید: «وَ استَعمَرَکُم فیها»؛ خداوند متعال که خالق این زمین و خالق شما است، شما را موظف کرده است که این زمین را آباد کنید؛ یعنی ظرفیت‌های موجود در این مجموعه‌ کره‌ ارضی را به فعلیت برسانید. خیلی از ظرفیت‌ها هست که ناشناخته است، بعد شناخته می‌شود و بعد اهمیت آنها و ارزش آنها فهمیده می‌شود؛ این کار، کار شما است.
یک آیه دیگر درباره الدالخصام است؛ یعنی لجوج‌ترین، خبیث‌ترین، سرسخت‌ترین دشمنان که خصوصیاتی برایش ذکر می‌شود؛ یکی از خصوصیات این است: »اِذا تَوَلی‌ سَعی‌ فِی الاَرضِ لِیُفسِدَ فیها وَ یُهلِکَ الحَرثَ و النَسل»؛ حرث و نسل را از بین می‌برد، فاسد می‌کند؛ کشت را نابود می‌کند و از بین می‌برد.
امروز اگر شما نگاه کنید در سیاست‌های دنیا می‌توانید پیدا کنید کسانی را که همین کار را بالفعل با همه ملت‌ها و یا با بسیاری از ملت‌ها دارند انجام می‌دهند؛ اِهلاک حرث و اِهلاک نسل؛ این را خدای متعال فساد می‌داند، بعد هم می‌فرماید: «وَ اللهُ لا یُحِبُ الفَساد.» حالا این چند آیه بود که من خواندم؛ ده‌ها روایت با مضامین عالی در اسلام، در متون دینی ما درباره‌ زمین، درباره‌ محیط زیست ما هست.

چالش‌های زیست‌محیطی علاج شدنی است
مسئله آلودگی هوا. جزو مسائل مهم زیست محیطیِ امروز ما در کشور، مسئله آلودگی هوا در شهرهای بزرگ کشور است؛ در تهران و کلان‌شهرهای کشور؛ خب، مسئله مهمی است، این را می‌شود پیشگیری کرد، می‌شود هم علاج کرد. اگر ما حقیقتاًً با هم همدل، همزبان، هم‌نیت نیروهای‌مان را روی هم بگذاریم، این کار را می‌شود حل کرد. فلان کشور یک‌پنجم خاک ما وسعت دارد، دو برابر ما جمعیت دارد، مشکل آلودگی هوا را حل کرده؛ پس می‌شود [حل] کرد. بنابراین این کار ممکن است؛ ما هم می‌توانیم حل کنیم. مسئله غبار را می‌شود حل کرد؛ اینها قابل حل است، البته صبر، حوصله، تدبیر، دنبال‌گیری و این چیزها لازم است. مسئله محیط زیست، مسئله این دولت و آن دولت نیست؛ مسئله طولانی‌مدت است؛ مسئله زید و عمرو نیست؛ مسئله این جریان و آن جریان نیست؛ مسئله همه کشور است؛ همه باید دست‌به‌دست هم بدهند و این مشکل را حل کنند.

امروز پیگیر نبودن از مشکلات کشور است
یکی از مشکلات عمده ما در کشور پیگیری‌نکردن است؛ کار را خوب شروع می‌کنیم [اما] پیگیری لازم همیشه وجود ندارد؛ در بعضی از موارد چرا؛ هرجا خوب پیگیری کردیم، به نتایج خیلی خوب رسیدیم، در بسیاری از جاها هم کار، وسط کار متوقف می‌شود، پیگیری نمی‌شود؛ این یکی از مشکلات اساسی است. هرکدام از شماها در بخش‌های مختلف، مدیریتی دارید؛ مدیران کشور باید به این مسئله توجه کنند که پیگیری بسیار مهم است.

اهمیت برخورد با پدیده زمین‌خواری
یک مسئله پدیده زمین‌خواری است. البته پدیده زمین‌خواری پدیده جدیدی نیست؛ قدیمی است؛ ما از دوره‌ نوجوانی و جوانی مکرر می‌شنفتیم زمین‌خواران، زمین‌خواران! خب، توقع این بوده است که در نظام اسلامی و جمهوری اسلامی این پدیده متوقف بشود؛ اجازه ندهیم کسانی بیایند با دست‌اندازی به زمین‌های گوناگون اطراف شهر و حومه‌های شهر و مناطق خوب، ثروت عمومی را به‌نوبه خود تبدیل کنند به ثروت شخصی. این بوستان عظیمی که فرض کنید در فلان نقطه شهر واقع است، یک ثروت عمومی است؛ [اینکه] کسانی بیایند با زرنگی، با دست‌کاری کردن قانون، با احیاناً خریدنِ یکی دو نفر آدم سست‌عنصر در فلان دستگاه، این ثروت عمومی را تبدیل کنند به ثروت شخصی خودشان، رنج‌آور است!
حالا بحث زمین‌خواری، یواش‌یواش شده کوه‌خواری! بنده گاهی که می‌روم ارتفاعات شمال تهران و نگاه می‌کنم، انسان واقعاً خیلی متأسف می‌شود. بارها من در دیدار با مسئولین شهری و مسئولین دولتی و مانند اینها این مسائل را در میان گذاشته‌ام. خب تلاش هم کرده‌اند لکن قاطع باید برخورد کنند. مسئولین باید در مقابلِ این سوءاستفاده‌کننده قاطعیت به‌خرج بدهند؛ نگذارند فلان آدمِ سوءاستفاده‌چی با شیوه‌های مشخص [سوءاستفاده کند]. انسان از آن بالا که نگاه می‌کند، می‌فهمد و می‌بیند که چکار دارند می‌کنند. اول می‌روند اجازه می‌گیرند، یک تأسیساتی در انتهای یک زمین درست می‌کنند؛ بعد که انتهای زمین مال آنها شد، همه سطح زمین به‌طور طبیعی قابل نقل‌وانتقال خواهد شد؛ از این کارها می‌کنند. این شمال تهران و غرب تهران، در واقع مجاری تنفسی شهر تهران است؛ ارتفاعات شمال تهران را یک‌جور، طرف زمین‌های غرب تهران را یک جور. اینها غلط است؛ جرم بدانید اینها را. یکی از کارهای اساسی «جرم‌انگاری» در قانون است؛ اینها را باید جرم دانست در قانون و این کسانی که این کارها را می‌کنند [باید] تعقیب قضایی کرد.
حفظ محیط زیست و رعایت محیط زیست، یک وظیفه حاکمیتی است؛ البته مردم هم نقش دارند؛ مردم می‌توانند نقش‌های خوبی ایفا کنند، همکاری کنند؛ شرطش این است که دستگاه‌های حاکمیتی به‌طور جدی دنبال قضیه باشند. اگر جدیت به‌خرج بدهند، مردم هم به اینها کمک خواهند کرد.
این را من اینجا بگویم یک جاهایی هم هست در اطراف تهران، یک بوستان بزرگی است، یک منطقه خیلی وسیعی است بین بزرگراه بابایی تا ارتفاعات قوچک. بنده گاهی اوقات در این مسیرهای صبحگاهی در بعضی از روزها از آنجا می‌رویم و ارتفاعات را حرکت می‌کنیم، راه می‌رویم؛ من هروقت آنجا می‌روم، دلم می‌لرزد! چون می‌دانم ده‌ها چشم طمعکار متوجه اینجا است. کارهایی هم شروع کردند، ما جلویش را گرفتیم، یک تشری زدیم، دعوایی کردیم؛ می‌دانم موقتاً دست برداشتند، اما منتظرند یک غفلتی صورت بگیرد؛ یا این حقیر نباشم، یا غفلتی پیش بیاید، بالاخره بروند اینجا را تصرف کنند؛ واقعاً انسان دلش می‌لرزد؛ یک بوستان بزرگِ شاید چند صد هکتاری که مال مردم است؛ باید به‌صورت یک گردشگاه عمومی مردمی دربیاید. مکرر هم من این را پیغام دادم به مسئولین گوناگون، شهرداری باید برود اینجا را تصرف کند، در اختیار مردم بگذارد. آنجا هم مثل بعضی جاهای دیگر [خواهد شد] که متأسفانه کوتاهی شد و یک‌وقت دیدیم که ساختمان‌ها آنجا سر بلند کردند و مدعی پیدا شد.

آنچه باید در کشور صورت بگیرد
تهیه سند ملی برای مسائل محیط زیست؛ همکاری دستگاه‌ها و پیوستِ محیط زیستی برای همه برنامه‌های سازندگی باید انجام شود. همه برنامه‌های سازندگی از شهری و صحرایی و صنعتی و بقیه‌ طرح‌ها، حتماً یک پیوست محیط زیستی باید داشته باشد؛ جاده می‌خواهید بکشید، مشخص باشد که تأثیرش در محیط زیست چیست؟ کارخانه می‌خواهد نصب بشود، باید معلوم باشد که تأثیرش در محیط زیست چیست؟ بعضی از مسائل تجاری، بعضی از نقل‌وانتقال‌ها و کارهای بازرگانی؛ اینها بایستی پیوست محیط زیست داشته باشد.

لزوم اهتمام به فرهنگ‌سازی
از همه مهم‌تر، فرهنگ‌سازی است. مردم بدانند که اهمیت حفظ محیط زیست چقدر است. این را از دبستان باید شروع کنیم، در کتاب‌های درسی؛ باید بچه‌های ما اهمیت مرتع و جنگل و هوا و آب و خاک و دریا و مانند اینها را از کودکی بفهمند و روی آن حساس باشند. حفظ حریم محیط زیست باید جزئی از فرهنگ عمومی بشود. البته نقش رسانه ملی را هم نباید نادیده گرفت، بایستی حتماً رسانه ملی نقش ایفا کند.


یادداشت
مهدي سعیدي

افراطیون و پول‌های کثیف
هر تفکری اگر شاخصه‌هایی برای ارزیابی و معیاری برای سنجش نداشته باشد، خیلی زود می‌تواند آلوده به انحرافاتی شود که گوهر مرزی آن را نیز مورد تهدید قرار می‌دهد تا بدانجا که حتی اندیشه‌ را به ضد خود تبدیل نماید. لذا یکی از الزامات مراقبت از هر مجموعه‌ای فکری گفتمانی، تبیین این شاخصه‌ها به‌طور کیفی و حتی کمّی است. این مسئله امروز به معضلی برای جریان اعتدال که تلاش داشت خود را در قالب گفتمانی برتر ارائه دهد، تبدیل شده است.
آخرین نمونه در این زمینه، داستان «پول‌های کثیف» است که مدتی است فضای سیاسی کشور را به خود مشغول کرده است. اظهارات یکی از اعضای کابینه، سرآغاز این ماجرا بود. در ابتدای کار، وزیر کشور در «یازدهمین جشنواره سراسری معرفی و انتخاب آثار مکتوب در حوزه موادمخدر و روانگردان‌ها و پیش‌سازها» درباره ورود «پول کثیف» به حوزه سیاست و قدرت هشدار داده و گفته بود که با حضور و ورود این پول‌ها به حوزه سیاست نیز روبه‌رو هستیم.
این اظهارات زمینه‌ای شد تا اکبر ترکان که سمت مشاور ارشد رئیس‌جمهور را برعهده دارد، وارد میدان شده و با لحنی تند و با ادبیاتی افراطی مدعی شود: «بخشی از جریان حامی دولت سابق هر اسمی روی خودشان بگذارند و هر ائتلافی برای انتخابات‌ انجام دهند، نمی‌توانند از پول‌های کثیف تبری جویند... دولت اگر بخواهد اسامی آنان را فاش می‌کند، نمی‌گذاریم عده‌ای با پول‌های کثیف در سال ۹۴ به پیروزی برسند و هر جا نیاز به افشا باشد، این کار را می‌کنیم.»
جالب آنکه عنصری کم وزن‌تر در این جریان که ظاهراً سمتی نیز در دستگاه اجرایی دارد نیز فرصت را مغتنم شمرده و مدعی شده که؛ «پول‌های کثیف فقط و فقط مربوط به دولت نهم و دهم بوده و ما (اصلاح‌طلبان و دولت یازدهم) هرچه می‌کشیم از دولت احمدی‌نژاد است، چرا که قبل از دولت محمود احمدی‌نژاد اصلاً این مسائل مطرح نبود.» حجت‌الاسلام اشرفی اصفهانی با ادبیاتی سخیف در این باره گفت: «در اسفندماه سال آینده (۹۴) انتخابات خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی برگزار خواهد شد، بنابراین اگر آقایان بخواهند این طرف سال (۹۳) افشاگری کنند، ممکن است مطالب کهنه شود.»! وی در پاسخ به این پرسش که یعنی دولت می‌خواهد افشاگری کند تا نگذارد برخی جریانات وارد انتخابات شوند،‌ گفت: «بله؛ دولت می‌خواهد دیرتر معرفی کند تا مردم حضور ذهن داشته باشند و بدانند چه کسانی این کارها را انجام داده‌اند.»
این اظهارات به خوبی آشکار می‌سازد که طرح موضوع «پول‌های کثیف» نه با دغدغه مقابله با فساد، بلکه با اغراضی سیاسی و با هدف بهره‌برداری جناحی در دستور کار رسانه‌ای یک جریان سیاسی خاص قرار گرفته است. لذا مصرفی کوتاه‌مدت داشته و بردی در افکار عمومی نخواهد داشت و بدون شک تنها از اعتبار جریان اعتدال خواهد کاست. به هر حال، چنین افرادی با گرایش‌های افراطی و ادبیات جناحی نه تنها منفعتی برای فرایند تبدیل اعتدال به گفتمانی فراگیر ندارند، بلکه موجب اضمحلال و کم رنگی آن نیز خواهند شد، چرا که افکار عمومی با این سؤال روبه‌روست که این افراد چگونه ادعای اعتدال‌گرایی دارند، در حالی که بی‌محابا و افراطی به تخریب رقیب و مخالفان مشغولند؟!
نباید فراموش کرد که رهبر معظم انقلاب اسلامی از سال 1380 و در زمان حاکمیت دولت اصلاحات به‌صورت رسمی فرمان مبارزه با فساد را صادر کرده‌اند. هشدارهای معظم‌له درباره خطر شکل‌گیری فساد اقتصادی از همان آغاز دوران سازندگی در اذهان ملت به یادگار مانده است، لذا تلاش برای مقابله با فساد حال با هر تعبیری از جمله؛ «پول‌های کثیف»، نه تنها مطالبه عمومی همه ملت، بلکه مطالبه بر زمین مانده سال‌های سال رهبری است.
اما نکته اساسی در این میان آن است که مقابله با فساد، راه و رسمی دارد که اگر مطابق با آن عمل نشود، شعار مبارزه با فساد تنها در حد ادعا باقی می‌ماند. برای نمونه، یکی از اولین شاخص‌ها آن است که عامل مبارزه با فساد خود باید صالح و پاک باشد. شاخص دیگر آنکه برای مبارزه با فساد، اول باید از نزدیکان و اطرافیان آغاز کرد. از این‌رو هر جریان سیاسی که مدعی مبارزه با فساد است، چه خوب است که اول، ریشه‌های فساد و آنچه تحت عنوان پول‌های کثیف مطرح شده است را از هم‌طیفی‌های خود بزداید و آنگاه دیگران را به محاکمه بکشاند.
در این بین، انتظار دیگری نیز به‌طور اختصاصی از قوه مجریه می‌‌توان داشت و آن اینکه، تلاش شود تا قوانینی که با تلاش و زحمات فراوان کارشناسان و نمایندگان مردم در مجلس برای جلوگیری از فساد مصوب گردیده، عملیاتی شود. به واقع راه‌های جلوگیری از فساد نیز باید همزمان بسته شود تا از بازتولید آن در آینده جلوگیری گردد.
توجه به ملاحظات فوق موجب اعتمادسازی در افکار عمومی شده و هرگونه شائبه بهره‌برداری سیاسی و جناحی از مقوله مهم مبارزه با فساد را رفع می‌کند، لذا مادامی که به موارد برشمرده توجه نشود، نباید انتظار داشت که ادعاهایی چون «برخورد با پول‌های کثیف در سیاست»، جدی گرفته شود.


نكته و نظر

از مکافات عمل غافل مشو؟!
نکته: می‌گویند فرزندی پدر پیرش را کول کرد و به کوهستان برد. وقتی به بالای کوه رسید، پسر غاری پیدا کرد و پدر را آن جا گذاشت. هنگامی که می‌خواست بر‌گردد، با خنده‌های پدر پیرش مواجه شد. پسر با تعجب به او نگاه کرد و گفت: «به چه می‌خندی پدر؟!»
پدر نگاهی به پسر جوانش کرد و گفت: «من هم چون تو، روزی پدر پیر و ناتوانم را همین‌جا رها کردم و رفتم و حالا تو مرا این جا آوردی. روزی هم پسرت تو را به این جا خواهد آورد!»
پسر لحظه‌ای به حرف‌های پدرش اندیشید و آن‌گاه از ترس آنکه مبادا روزی پسرش هم با او چنین کند، پدر را برداشت و به خانه آورد.
نظر: احترام به پدر و مادر از تأکیدات بسیار اسلام و بزرگان دینی است. ضمن اینکه بنابر اعتقادات دینی‌مان از هر دست که بدهیم از همان دست خواهیم گرفت. پس با احترام به والدین، احترام فرزندان‌مان را در آینده به دست آوریم.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

تحرکات معنا‌دار وزارت علوم در دانشگاه‌ها
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس با محکوم کردن اقدام برخی از مسئولان برای ایجاد تشکل‌های دانشجویی دولت‌ساز اعلام کرد: مسیر وزارت علوم از پیش تعیین شده است و افرادی که سکان این وزارتخانه مهم و کلیدی را به عهده دارند، «کلیدداری» بیش برای صحنه‌گردانان اصلی فضای کنونی دانشگاه‌ها نیستند.
این تشکل دانشجویی در ابتدای بیانیه خود آورده است: عملکرد جناب فرهادی به همگان ثابت کرد که مسیر وزارت علوم از پیش تعیین شده است و...
از انتخاب رؤسای دانشگاه‌های کلیدی کشور گرفته تا ظهور و تأسیس تشکل‌های در ظاهر دانشجویی، اما در باطن «دولت‌ساز»، همه و همه حاکی از آن است که دولت تدبیر و امید، حساب ویژه‌ای روی جامعه دانشگاهی باز کرده بود تا شاید بتواند با استفاده ابزاری از این قشر تأثیرگذار جامعه به اهداف و مقاصد از پیش تعیین شده خود دست یابد.
برای نمونه در بسیاری از دانشگاه‌های سراسر کشور از جمله دانشگاه تربیت مدرس، از همان ابتدای سال تحصیلی جاری، شاهد تحرکات معنا‌داری از سوی مسئولان دانشگاه برای ایجاد تشکلی «دولت‌پسند» با عناوین قابل تأمل «انجمن اسلامی» با پیشوند و پسوند‌های متنوع بودیم، آن هم در دانشگاه‌هایی که سالیان سال است انجمن‌های اسلامی برآمده از متن و بطن دانشجویان دارند و این پرسش‌های متعددی در ذهن استادان و دانشجویان این دانشگاه به‌وجود می‌آورد.» در ادامه این بیانیه آمده است: «پسوند اصلاح‌طلب در عنوان یک تشکل دانشجویی چه معنایی دارد جز نمایندگی صریح و شفاف جریان اصلاحات در دانشگاه‌ها و زیر سؤال بردن حریت و استقلال جنبش دانشجویی؟ حال آنکه مبتنی بر منطق عقلانی و بر طبق سند گفتمان جنبش دانشجویی مسلمان که به تأیید رهبر انقلاب نیز رسیده است، این جریان «نه اصلاح‌طلب است، نه اصولگرا» و قرار گرفتن در دسته‌جات سیاسی را آغاز زوال خود می‌داند.» انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تربیت مدرس تهران در خاتمه آورده است: «متذکر می‌شود که هیچ حزب و جریان و جناح سیاسی حق سوءاستفاده از قدرت و نفود خود در راستای ایجاد شعب و دفاتر خود در دانشگاه‌ها نداشته، ندارد و نخواهد داشت.»





توصیه‌های کلیدی امام خامنه‌ای به آقای قالیباف

دکتر قالیباف گفت: من چند نمونه از تأکیدات رهبر انقلاب می‌گویم تا توضیح دهم که در نظام اسلامی، چه نگاهی به این موضوع وجود دارد. وی افزود: من روزهای اول که توفیق خدمت در اداره‌ پلیس را پیدا کردم، خدمت آقا رسیدم و ایشان توصیه‌ مهمی به من کردند.
زمانی هم که به شهرداری آمدم، توصیه‌ مهمی به من کردند. وقتی که در نیروی انتظامی بودم، ایشان اشاره کردند که امنیت و آبروی مردم در دست شماست. در نظام اسلامی، شما به‌عنوان کسی که می‌خواهید امنیت عمومی را برقرار کنید، حق ندارید نگاه کنید که سلیقه‌ مردم چیست؛ یعنی نباید برای‌تان مهم باشد که چه کسی شب تا صبح عبادت خدا را کرده و چه کسی شب تا صبح معصیت خدا را کرده است. من روزی که در شهرداری توفیق خدمت پیدا کردم، ایشان بر دو موضوع مهم تأکید کردند و بدون استثنا در هر ملاقاتی آن را تکرار کردند که عبارت است از توجه به محیط ‌زیست و حفظ فضای سبز و جلوگیری از گسترش شهر تهران و انسداد ساخت‌وساز در ارتفاعات البرز. واقعاًً تهران به این کوه تکیه داده است و محیط ‌زیست این شهر همان ارتفاع پشت سر ماست. همه‌ شهرهای بزرگ دنیا یا نقطه‌های جمعیتی بدون شک باید به یک عنصر طبیعی تکیه کنند. من خاطرم هست که در بخش غربی ارتفاعات البرز، گروهی مشغول راه‌سازی بودند و خاک‌ها را از بالا ریخته بودند و به بخشی از درخت‌های کف دره آسیب زده بود. آقا فرمودند وقتی دیدم خاک، تنه‌ها و شاخه‌های درخت را گرفته است احساس خفگی به من هم دست داد، چرا این موجود زنده را زیر خاک دفن می‌کنیم؟ به هر قیمتی باید جلوی این کار گرفته شود. همچنین در ارتفاعات شرق تهران حدود هفتاد هکتار زمین وجود داشت که کاربری آنجا براساس طرح تفصیلی پهنه‌ آر (R) بود. این پروژه به یکی از نهادها و ارگان‌های مرتبط با رهبری منسوب می‌شد. ایشان مستقیم و بدون هیچ ملاحظه‌ای دستور دادند که همه‌ آن یکجا به فضای سبز تبدیل شود. الآن هم پارکی در آنجا احداث شده است. خاطره‌ دیگر اینکه ایشان فرمودند وقتی این درخت‌ها را می‌زنند، انگار اعضا و جوارح من را می‌زنند، دقت کنید این کار انجام نشود. وقتی باغبان‌ها می‌خواهند در محیط دفتر ایشان درخت‌ها را هرس کنند، ایشان با حساسیت دنبال می‌کنند که شاخه‌ اضافی قطع نشود. واقعاًً این حساسیت وجود دارد و ما هم وظیفه داریم این کار را پیش ببریم.





نامه محرمانه نمایندگان به رئیس‌جمهور

چندی پیش هفت نفر از نمایندگان مجلس طی نامه محرمانه‌ای به آقای روحانی، رئیس‌جمهور، اعتراض خود را به امتیاز رانتی به دو سه شرکت دولتی وابسته به وزارت جهاد کشاورزی به اطلاع ایشان رساندند.
احمد توکلی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در این زمینه گفت: در این نامه محرمانه برای توقف این قانون‌شکنی و در عین حال، تأمین مصلحت مورد نظر دولت، پیشنهادهایی از سوی نمایندگان ارائه شد ولی متأسفانه دولت بدون توجه به این خیرخواهی به روش رانتی خود ادامه می‌داد. توکلی با اشاره به مذاکراتش با معاون پارلمانی رئیس‌جمهور برای پیگیری این فساد گفت: در مراسم ختم مرحوم دکتر صادق طباطبایی به آقای مجید انصاری عرض کردم که ما دوست نداریم این مسائل به رسانه‌ها کشیده شود و بهتر است دولت کار اشتباه خویش را متوقف کند و به پیشنهاد ما در همان نامه عمل کند تا بدون نقض قانون به هدفش برسد. وی در تشریح این رانت گفت: این اقدام وزارت جهاد کشاورزی مشابه اهدای رانت ۶۵۰ میلیون یورویی به یک تاجر خاص به شکل انحصاری است با این تفاوت که این بار این رانت به دو سه شرکت دولتی وزارت جهاد کشاورزی داده شده است. احمد توکلی اظهار داشت: به آقای انصاری گفتم اگر دولت توضیح یا دفاعی دارد به ما بدهد در غیر این صورت طبق وظیفه نمایندگی، موضوع را با مردم در میان می‌گذاریم و از طریق نهادهای نظارتی، کار دولت را متوقف می‌کنیم که البته این مسیر پرهزینه‌ای است و ما مایل بدان نیستیم. نماینده مردم تهران افزود: امیدوارم جناب دکتر روحانی یا آقای مهندس جهانگیری که رونوشت نامه برای ایشان نیز ارسال شده است دخالت کنند و کار غلط را که اجرای آن ادامه دارد متوقف و اصلاح کنند. امضاکنندگان این نامه عبارتند از: بحرینی، دهقان، امیرآبادی، نادران، توکلی، نجابت و کوثری، نمایندگان مردم تهران سال گذشته نمایندگان از رانت ۶۵۰ میلیون یورویی دولت به یک تاجر خاص پرده برداشتند. در جریان بررسی این موضوع توکلی دو ماه و نیم با نامه‌نگاری با رئیس‌جمهور، معاون اول رئیس‌جمهور، رئیس کل بانک مرکزی و وزیر صنعت، معدن، تجارت سعی کرد بدون رسانه‌ای شدن موضوع را حل کند، اما وزارتخانه‌های متبوع و مقامات عالی دولت به وعده‌های خود عمل نکردند و بانک مرکزی و وزارت صنعت، اقدامی برای جلوگیری از اعطای این رانت نکردند.



حمله به انتخابات با واژه پول‌های کثیف

سخنان وزیر کشور درباره احتمال استفاده از پول‌های کثیف در انتخابات ایران سبب شد که رسانه‌های بیگانه و جریان‌های مغرض و فتنه‌گر یکی از نمادهای مردم‌سالاری انقلاب اسلامی را مورد هجمه قرار دهند.
حرف و حدیث‌ها در رابطه با «ورود پول کثیف در سیاست» از حرف‌های عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور بود وقتی که وی در همایش تخصصی رؤسای پلیس مبارزه با مواد مخدر می‌گوید: «بخشی از پول‌های به دست‌آمده از طریق موادمخدر و... در حوزه سیاست وارد می‌شود و افراد در قالب انتخابات و... به آن ورود می‌کنند، از این‌رو حوزه قدرت آلوده می‌شود و مردم در قالب دموکراسی، اختیار خود را به حاکمیتی تحت عنوان مجلس یا دولت می‌دهند.» البته رحمانی فضلی پس از واکنش‌هایی که به اظهاراتش صورت گرفت گفت حرف‌هایش را تحریف کرده‌اند و فقط «هشدار» داده است که باید مواظب باشیم پول‌های کثیف وارد سیاست نشود. وزیر کشور دولت یازدهم در این رابطه گفت: «من به همه تذکر دادم که با توجه به اهمیت حوزه قدرت، باید مواظب باشیم تا دارندگان پول کثیف که به دنبال ساخت حاشیه امنی برای خود هستند، موفق نشوند.» «لطف‌الله فروزنده» سخنگوی جمعیت ایثارگران می‌گوید: «به نظر می‌رسد این آقایان هدف انتخاباتی دارند و می‌خواهند به هر روشی شده رقبای خود را تخریب کنند. مسلماً این اقدامات یک راهبرد تخریبی برای دخالت و مهندسی در انتخابات سال آتی است.» پرویز سروری، قائم مقام جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی نیز با اشاره به اظهارات اخیر اکبر ترکان، مشاور ارشد رئیس‌جمهور، مبنی بر اینکه نمی‌گذاریم عده‌ای با پول‌های کثیف در سال ۹۴ به پیروزی برسند و هر جا نیاز به افشا باشد، این کار را می‌کنیم اظهار داشت: ما از آقای ترکان این سؤال را داریم چرا سال آینده؟ همین حالا بگویید. چرا می‌خواهید در زمان انتخابات این سخنان مطرح شود؟ از این‌رو این حرف‌ها سیاسی بوده و شائبه ورود دولت در انتخابات را دامن می‌زند. البته سابقه ورود پول‌های کثیف به عرصه انتخابات را نیز می‌توان در دوران انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ مشاهده کرد، وقتی که درآمدهای حاصل از دانشگاه آزاد در ستاد یکی از نامزدهای انتخابات خرج می‌شد، مسئله‌ای که عباس سلیمی‌نمین، از منتقدان دانشگاه آزاد بارها بر آن تأکید کرد و در برنامه‌ای تلویزیونی نیز گفت: «جاسبی یکی از متخلفان فتنه ۸۸ بود که از پول دانشجویان برای کمک به افرادی خاص استفاده می‌کرد.»


خط خبر

به‌دنبال پیام اسکناسی دولت!
پایگاه خبری ایلاف در گزارشی به مذاکرات هسته‌ای ایران و غرب پرداخت و با اشاره به حذف شعار هسته‌ای از اسکناس جدید 50 هزار ریالی در ایران، این اقدام را تلاش برای آماده کردن افکار عمومی جهت پذیرش توافق هسته‌ای تعبیر کرد. در این گزارش آمده است: «تهران در پی آماده‌سازی افکار عمومی ایران جهت توقف 10 ساله فعالیت هسته‌ای است، زیرا در مذاکرات هسته‌ای با غرب و در میان شدت انتقاد راستگرایان، به توافق نهایی نزدیک شده است، به همین منظور، شعار هسته‌ای را از اسکناس جدیدی که چاپ کرده است، حذف کرد»!

روش تعیین نامزدهای اصلاح‌طلبان

اختلافات و تعدد نامزدهای اصلاح‌طلبان در سراسر کشور موجب شده تا شورای مشورتی جبهه اصلاحات، تدبیر جدیدی برای رفع این معضل بیندیشد. بر اساس پیشنهاد جدید در هر استان، شورایی بین ۱۵۰ تا ۳۰۰ نفر تشکیل می‌شود که این شورای از بین خود ۱۱ تا ۱۵ نفر را به عنوان شورای مرکزی اصلاحات هر استان می‌پذیرد. این شورا که شورای مرکزی جبهه اصلاحات در هر استان نام دارد از میان چهار گروه؛ ۱ـ نمایندگان اصلاح‌طلب ادوار مجلس ۲ـ مسئولان استانی دولت اصلاحات در استان ۳ـ احزاب و تشکل‌ها ۴ـ چهره‌های صاحب نفوذ در استان انتخاب می‌شود.

فرزندان ناخلف

«محمدرضا باقری»، سفیر اسبق جمهوری اسلامی ایران در ترکیه و معاون بین‌الملل بعثه مقام معظم رهبری در «نشست بررسی اندیشه‌های مرحوم نجم‌الدین اربکان» با اشاره به اینکه اربکان حق استادی برگردن بسیاری از سیاستمداران امروز ترکیه دارد، گفت: «در دوره سفارت ما، عبدالله گل پیام‌رسان آقای اربکان به سفارت بود و همچنین آقای اردوغان نیز از شاگردان‌شان بودند. متأسفانه چنین می‌توان گفت که شاگردان اربکان راهی را که ایشان داشتند را نتوانستند ادامه دهند و از آنها انتظاری جز این داشتیم. ایشان بعد‌ها از این شاگردان خود ناراحت شد و از آنان به عنوان دانه‌های انگوری که تبدیل به شراب شدند، نام برد.»

۱۷ سرویس‌ اطلاعاتی در یک منطقه مهم

در روزهای اخیر فعالیت‌های تفرقه‌افکنانه در خوزستان افزایش یافته است. در این زمینه سردار صفوی مشاور عالی مقام معظم رهبری با اشاره به فعالیت سرویس‌های اطلاعاتی در استان خوزستان گفت: فعالیت‌های ۱۷ سرویس اطلاعاتی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای کشورهای عربی و غربی با هدف حمایت از گروهک‌های تجزیه‌طلب قومی در استان خوزستان و ایجاد تفرقه بین مردم و فعالیت گروه‌های تجزیه‌طلب قومی که از سوی سرویس‌های بعضی کشورهای اروپایی و عربی منطقه پشتیبانی مالی و سیاسی می‌شوند را می‌توان از جمله چالش‌های این استان دانست. وی افزود: ناامنی و بحران در محیط پیرامونی استان (عراق و سوریه) و احتمال بازتاب و سرریزی مسائل آن به کشور و استان خوزستان را می‌توان از آسیب‌پذیری سیاسی و امنیتی این استان و کشور دانست.

قاچاق کتب ضدفرهنگی از افغانستان به ایران

سال‌هاست که ایران اولین و نزدیک‌ترین هدف سوداگران مرگ برای قاچاق مواد مخدر است، اما در ماه‌های اخیر شاهدیم که نوعی دیگر از قاچاق در حال شکل‌گیری است و آن هم قاچاق کتاب‌های ضد فرهنگی از افغانستان است و کتبی که در ایران مجوز دریافت نمی‌کنند، در کشورهای همسایه و به‌طور خاص افغانستان و آذربایجان چاپ شده و وارد بازار ایران می‌شوند؛ یکی از کتاب‌هایی که این روزها در ویترین کتاب‌فروشی‌ها عرضه شده و در کشور افغانستان چاپ شده است؛ کتاب ... نوشته ولادیمیر... است که اولین بار در سال ۱۹۵۵ به چاپ رسید و به دلیل ادبیات مستهجن ورای تصور و تحمل آن تا سال‌ها در کشورهایی چون انگلیس هم اجازه توزیع نداشت، اما به تازگی با ترجمه فارسی در افغانستان منتشر شده و به راحتی در کشورمان توزیع می‌شود.

آمریکا هدف بعدی داعش را نشان داد

مجله«فارن افیرز» در مطلبی نوشت: تنها دلیلی که مانع حمله داعش به لبنان شده، این است که هنوز فرمانده این حمله انتخاب نشده است. ارتش لبنان از ضعیف‌ترین ارتش‌های عربی است و این در حالی است که ارتش‌های قدرتمندتر سوریه و عراق ضربه‌های سختی را در حمایت از حاکمیت ارضی کشورشان از داعش خورده‌اند. تروریست‌های داعش در هر گوشه‌ای از لبنان پیشروی کنند، زمانی که با شمار زیاد مردمانی که با آنها کاملاً متفاوت هستند روبه‌رو شوند، وحشی‌گری خود را نشان خواهند داد. این نشریه آمریکا در نهایت هدف چراغ سبز حمله داعش به لبنان را مهیا شدن زمینه برای دخالت غرب در لبنان دانست و نوشت: [در چنین شرایطی] احتمال دخالت جدی‌تر غرب در جنگ مدیترانه بسیار زیاد خواهد بود.

من نمی‌خواهم دخالت کنم اما...

اخیراً از آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در مورد رایزنی‌هایش برای تبرئه مهدی هاشمی سؤال شده و وی گفته است: من نمی‌خواهم دخالت کنم. من از اول به رهبری و رئیس قوه‌قضائیه و همه گفته‌ام. قاضی را نمی‌شناسم و هیچ وقت ندیده‌ام. به اینها گفتم اگر مهدی جرمی کرده باشد، ترجیح من این است در دنیا جزایش را ببیند و به آخرت نیفتد. چون آخرت خیلی سخت است و اگر جرمی نکرده، این در شأن جمهوری اسلامی نیست که انسانی را که جرم ندارد، به دلیل مسائل سیاسی، متهم یا محکومش کنند. من باید از جمهوری اسلامی دفاع کنم. نظر من این است. بنابراین در دادگاه هیچ دخالتی نکردم. با اینکه قاضی روحانی است، من اصلاً ندیده‌ام و نخواسته‌ام ببینم. الان دادگاه تمام شده و مهدی و وکلایش آخرین دفاع‌شان را به‌صورت لایحه نوشتند که نزدیک دوهزار صفحه و خیلی‌خواندنی است و بعدها می‌تواند یک کتاب شود. ما هم نمی‌خواهیم در کار قوه‌قضائیه دخالت کنیم. حرف من با همه اینها این است که از بالا دستور ندهید و اگر از بالا دستور دادید، خلاف موازین قضایی و شرع است. ‌وی افزود: (در صورت محکومیت مهدی هاشمی) اعتراض می‌کنم، دعوا نمی‌کنم(!) اگر قاضی به حکم برسد، هیچ حرفی ندارم، چون قانون است و اگر قاضی نرسد و دستور بدهند، طبعاً هرکس هم باشد، اعتراض می‌کند.

پرچمی که الان در زیر آن هستیم

پیکر پاک شهید علیرضا توسلی، فرمانده تیپ فاطمیون (افاغنه جهادگر در سوریه) 14 اسفند در مشهد مقدس تشییع و به خاک سپرده شد. یکی از همرزمان وی می‌گوید: در بیشتر اوقات ایشان می‌گفتند و تکرار می‌کردند: پرچمی که الآن ما در زیر آن جمع هستیم، قبلاً در صدر اسلام دست پیامبر گرامی(ص) و پرچم مخالف دست ابوسفیان بوده است و از آن به بعد پرچم اسلام دست حضرت امیرالمؤمنین، علی(ع) بود و پرچم مخالف دست معاویه است، از آن به بعد پرچم اسلام دست امام حسن و امام حسین(ع) و بچه‌ها و نوادگان آن بزرگواران بود و پرچم مخالف دست یزید و معاویه و نوادگان آن‌ها قرار گرفته است. در زمان حاضر پرچم مخالف دست آمریکا و رژیم صهیونیستی و وهابیت است، ولی پرچم اسلام در وقت حاضر، در دست ما و در رأس آن ولی‌فقیه، مقام معظم رهبری و امامی که حکم معصوم را برای ما دارد، است.

بودجه عظیم عمرانی برای خارجی‌ها!

بودجه عظیم عمرانی دولت در بخش‌هایی چون؛ راه، راه‌آهن، فرودگاه و توسعه شبکه برق و گاز صرف می‌شود، غافل از اینکه، این طرح‌های ملی، زمانی کارآمد خواهند بود که تولید داخلی از آن‌ها برای کم کردن هزینه‌ها از جمله بازاریابی بهره‌مند شود. دکتر ابراهیم رزاقی با بیان نکته فوق گفت: جای تأسف است که از این طرح‌های زیربنایی به علت غفلت از فاصله‌گیری از درآمدهای نفتی، شرکت‌ها و محصولات خارجی و اروپایی استفاده می‌کنند. بدین ترتیب امکانات و هزینه‌های کشور با هدف سودرسانی به کشورهای خارجی و تولیدکنندگان آنها به هدر می‌رود و تولیدات داخلی، کمترین بهره را از این هزینه‌های کلان می‌برند. در حالی که تمام همّت استعمار بر این قرار گرفته است که ما درآمدی نداشته باشیم و رگ حیات اقتصاد ما به‌دست آنان باشد، هیچ حساسیتی در بودجه نسبت به این توطئه بزرگ دیده نمی‌شود. در وضعیت شدّت تهاجم اقتصادی و جنگ نرم که کشور ما در آن قرار دارد، ساده‌ترین راه آن است که مایحتاج خود را در داخل تولید کنیم که این دغدغه نیز در بودجه دیده نمی‌شود. پول ارزشمند کشورمان به جای اینکه صرف توانمندسازی صنایع داخلی و پرداخت یارانه به تولید داخلی شود، صرف واردات غیرضروری و تجمّلی می‌گردد.


آیت‌الله یزدی رئیس مجلس خبرگان شد
اعضای مجلس خبرگان رهبری در هفدهمین اجلاسیه مجلس خبرگان (دوره چهارم) با اکثریت آرا، آیت‌الله محمد یزدی را به عنوان رئیس مجلس خبرگان انتخاب کردند.
پس از درگذشت آیت‌الله مهدوی‌کنی که مسئولیت مجلس خبرگان رهبری را برعهده داشت صندلی ریاست این مجلس خالی مانده بود، به همین دلیل نمایندگان این مجلس در روز آغازین برگزاری چهارمین دور از اجلاسیه مجلس خبرگان، انتخاباتی را به منظور تعیین ریاست مجلس خبرگان برگزار کردند.
در این انتخابات آقایان محمد یزدی، محمد مومن، هاشمی رفسنجانی و هاشمی شاهرودی نامزد شدند. اما پیش از آغاز رأی‌گیری آیت‌الله هاشمی شاهرودی به دلیل تعدد نامزدها از حضور در انتخابات انصراف داد؛ تعددی که موجب شد در دور اول انتخابات، هیچ یک از این اعضای محترم که برای ریاست مجلس خبرگان نامزد شده بودند حائز اکثریت لازم آرا نشوند.
در این دور، محمد یزدی35 رأی، هاشمی رفسنجانی 25 رأی و مؤمن 13 رأی را کسب کردند، که بر این اساس آیت‌الله مومن از انتخابات کنار رفت. تا نهایتاً در رأی‌گیری مجدد آیت‌الله محمد یزدی با کسب 47 رای (اکثریت آرا) در مقابل 27 رای آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان شد.
آیت‌الله یزدی، که ریاست جامعه مدرسین حوزه علمیه قم را نیز بر عهده دارد پس از برگزیده شدن به عنوان رئیس مجلس خبرگان در مصاحبه‌ای گفت: «به صراحت اعلام می‌کنم رقابت‌هایی که در جاهای دیگر متداول است در این مجلس متداول نبوده و نیست. چرا که صفا، ایمان، پاکی و خلوص مجلس خبرگان ایجاب می‌کند که برخی کارهایی که در انتخابات جاهای دیگر رواج دارد و کسانی انجام می‌دهند در این جا وجود نداشته باشد» گفتنی است آیت‌الله یزدی سابقه حضور در مجلس شورای اسلامی و ریاست دستگاه قضائیه را نیز در سوابق خود دارد. همچنین اعضای مجلس خبرگان رهبری در جلسه بعد از ظهر اولین روز از اجلاسیه این مجلس، اعضای هیئت رئیسه مجلس خبرگان را انتخاب کردند که بر اساس رای خبرگان ملت، آیت‌الله شاهرودی به عنوان نائب‌رئیس اول و آیت‌الله موحدی کرمانی به عنوان نائب‌رئیس دوم برگزیده شدند. همچنین آیت‌الله دری نجف‌آبادی در این انتخابات به عنوان منشی اول هیئت رئیسه و آیت‌الله سیداحمد خاتمی به عنوان منشی دوم هیئت رئیسه انتخاب شدند.


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

پول کثیف و بازی کثیف‌تر
حسین عبداللهی فر

در حالی که برخورد قاطع با ورود پول کثیف به انتخابات، وظیفه کارگزاران و مجریان انتخابات است، فضاسازی رسانه‌ای بر سر این ماجرا نشان می‌دهد برخی از گروه‌ها و جریانات سیاسی تلاش می‌کنند تا با سوژه «پول کثیف» بازی کثیف‌تری را انجام دهند و از آن در راستای تخریب رقبای سیاسی خود سوءاستفاده کنند.
نگاهی به صفحه اول روزنامه‌ها بیانگر این فضاسازی در راستای تخریب یک جریان سیاسی و بهره‌برداری از موضوعی با عنوان «پول کثیف» در انتخابات آینده است.
روزنامه «آرمان» در نخستین روز هفته(۱۶/۱۲/) «ماجرای دنباله‌دار پول‌های کثیف در انتخابات» را تیتر کرد و زیر آن نوشت: «با اینکه حقوق نمایندگان مجلس از نظر ریالی خیلی بیشتر از کارمندان ارشد ادارات نیست، اما مردم شاهد هزینه‌های چندصد میلیونی و گاه میلیاردی برای تصاحب کرسی مجلس یا شورای اسلامی شهر و یا حتی ریاست‌جمهوری هستند و بر اساس اصلی ساده در اقتصاد، اینها باید برای برندگان انتخابات، بازگشت سرمایه داشته باشد. به همین سبب وقتی وزیر کشور پرده از کثیف بودن احتمالی این پول‌ها بر می‌دارد و این گمانه را که ممکن است بخشی از گردش مالی 20 هزار میلیارد تومانی قاچاق مواد مخدر در ایران سر از ستاد‌های انتخاباتی در آورد را رد نمی‌کند، این صحبت با واکنش مثبت افکار عمومی مواجه می‌شود.»
«مردم‌سالاری» این موضوع را به تیتر اول روز نخست هفته(۱۶/۱۲/) کشاند و زیر «تیتر آمادگی تشریح جریان پول کثیف در سیاست» از قول وزیر کشور نوشت: «ما این هشدار را به کسانی دادیم که در قدرت هستند و اگر دقت نکنیم ممکن است این پول کثیف در حوزه سیاست و قدرت ورود پیدا نکند. به معنای آن است که باید روزنه‌ها را ببندیم تا مسیر ورود این پول به قدرت بسته شود.»
«شرق» هم تیتر اول همین روزش(۱۶/۱۲/) را به این موضوع اختصاص داد و «جلسه علنی درباره پول‌های کثیف» را برجسته کرد.
این روزنامه یک روز بعد هم(۱۷/۱۲/) «94 سال افشاگری است» را تیتر اول خود ساخت و از قول مشاور رئیس‌جمهور نوشت: «دولت حاضر نیست از ماجرای پول‌های کثیف عقب‌نشینی کند. ماجرا را وزیر کشور کلید زد و حالا اکبر ترکان، مشاور رئیس‌جمهور نشانی این پول‌های کثیف را داده است، نشانه‌ای که به گفته ترکان به دولت احمدی‌نژاد می‌رسد، اما به آن ختم نمی‌شود و آنها بنا دارند با استفاده از آن پول‌های کثیف و با تشکیل ائتلاف‌های انتخاباتی وارد آوردگاه سیاسی 94 شوند.»
«آفتاب یزد» هم در همین روز(۱۷/۱۲/) از قول ترکان تیتر زد: «نمی‌گذاریم عده‌ای با پول کثیف به پیروزی برسند!»
این روزنامه همچنین عنوان گفت‌وگوی خود با عماد افروغ را «پول کثیف» قرار داد و از قول وی نوشت: «باید با متخلفان بی‌رحمانه برخورد کرد.»
دوشنبه(۱۸/۱۲/) «آرمان» تصویر اول خود را به این موضوع اختصاص داد و درباره درخواست توضیح علنی مجلس از وزیر کشور نوشت: «وقتی وزیر کشور با قاطعیت اعلام کرد که آمادگی حضور در مجلس و توضیح درباره پول‌های کثیف را دارد، سخنگوی هیئت‌رئیسه مجلس دیروز برگی دیگر از این پرونده را ورق زد و ارائه توضیحات وزیر کشور درباره پول‌های کثیف در انتخابات در جلسه علنی مجلس را خواستار شد.»
این روزنامه همچنین در سرمقاله این روز خود(۱۸/۱۲/) با عنوان «مبارزه با پول کثیف» نوشت: «مشکل اصلی در مورد فساد‌های اقتصادی است که امثال بابک زنجانی و مه‌آفرید انجام دادند، خود این افراد نبودند، در واقع فرآیند‌هایی وجود داشته از محیط این کار را فراهم کرد.»
«حالا نوبت بگم‌بگم ماست» این تیتری بود که روزنامه «شرق» در شماره (19/12/) از قول رئیس هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات نهاد ریاست‌جمهوری تیتر کرد و نوشت: «کلیدواژه این روزهای سیاست کشور ورود پول‌های کثیف به سیاست است؛ پول‌هایی که مقامات دولتی طی هفته‌های اخیر درباره استفاده صاحبان آن برای ورود به انتخابات و تحت تأثیر قرار دادن قدرت هشدار داده‌اند. ماجرایی که رئیس هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات نهاد ریاست‌جمهوری در تشریح آن گفته است: پول‌های کثیف، پول‌های غیر شرعی و نامشروعی هستند که از طریق رانت، قاچاق، فروش مواد مخدر و زیرمیزی‌های برخی افراد برای ابقا در قدرت و مقام، به رئیس بالادستی داده می‌شود.»
«کیهان» هم در همین روز(۱۹/۱۲/) «بگم‌بگم‌ها را برای انتخابات 94 نگه داشته‌ایم» را از قول رئیس هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات نهاد ریاست‌جمهوری تیتر کرد و نوشت: «سال 94 به دلیل انتخابات آتی مهم است، اگر دولت این طرف سال افشاگری کند، مطالب برای سال 94 کهنه خواهد شد؛ حالا نوبت ماست که بگم‌بگم‌ها را شروع بکنیم.»
این روزنامه همچنین در گزارشی با عنوان «ردپای پول‌های کثیف در اردوگاه مدعیان اصلاحات» نوشته بود: «استقبال افراطیون مدعی اصلاح‌طلبی و اعتدالگرایی از اظهارات فاقد سند رحمانی فضلی درباره ورود پول‌های کثیف به انتخابات در حالی است که این طیف سابقه سیاهی در بهره‌گیری از پول‌های کثیف دارند.»
«کیهان» این فضاسازی رسانه‌ای و تبلیغاتی را فرار به جلوی جریان اصلاحات خواند و نوشت: «فرار به جلوی مدعیان اصلاحات در حالی است که آنان باید درباره پرونده‌های مهمی مانند شرکت نفتی پتروپارس، پولشویی دانشگاه آزاد، قرارداد آلوده کرسنت، زد و بند گسترده با مفسدانی مانند شهرام جزایری، رانت 650 میلیون یورویی و... به مردم توضیح دهند.»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروری بر سفر رئیس‌جمهوری اسلامی ایران به تركمنستان
روابط تهران عشق‌آباد در مسیر توسعه

جمهوری اسلامی ایران همواره بر اصل روابط دوستانه با همسایگان تأكید داشته و آن را از اصول سیاست خارجی خود قرار داده است. با توجه به شرایط ویژه آسیای مركزی و قفقاز به‌ویژه در حوزه خزر و تحركات بیگانگان برای نفوذ در این منطقه، جمهوری اسلامی ایران همواره بر همگرایی همسایگان برای تأمین نیازهای یكدیگر و مقابله با دخالت‌های خارجی تأكید کرده است. در ادامه همین سیاست، دكتر حسن روحانی رئیس‌جمهوری اسلامی ایران به منظور انجام یک سفر رسمی به عشق‌آباد سفر كرد.
سفر «حسن روحانی» رئیس‌جمهور ایران به دعوت همتای ترکمن خود «قربان قلی‌بردی محمد‌اف» صورت گرفت. روابط و همکاری‌های دوجانبه میان ترکمنستان و جمهوری اسلامی ایران بر اصول احترام و اعتماد متقابل و تعاملات برابر استوار هستند. البته این روابط، بخشی از روابط تهران با سایر همسایگان در مرزهای شمالی است و جمهوری اسلامی بر اساس همگرایی و روابط گسترده با همسایگان تلاش کرده تا همه كشورهای منطقه را در چتر سیاست خارجی و تعاملات بیرونی خود داشته باشد.
روابط دیپلماتیک میان ترکمنستان و جمهوری اسلامی ایران در تاریخ 18 فوریه سال 1992 میلادی برقرار شد. در طی سال‏های متمادی میان دو کشور روابط و همکاری‌های فعالی شکل گرفته است. تاکنون میان دو کشور بیش از 200 سند همکاری در عرصه‏‌های مختلف امضا شده و بنیه حقوقی روابط دو کشور همسایه تکمیل گردیده‏ است.
ترکمنستان و ایران روابط و همکاری‏های سیاسی، اقتصادی، تجاری، فرهنگی و انسان‌دوستانه را مبتنی بر اصول حقوق برابر و تعاملات بلندمدت به اجرا می‏‌گذارند و برای توسعه و تقویت مناسبات همه‌جانبه میان دو کشور، اهمیت خاصی قائل هستند. عرصه‌‏های سوخت و انرژی، ارتباطات، اقتصاد آب، بازرگانی، اقتصادی، صنایع نساجی، صنایع مواد غذایی و فناوری نوین از جمله‏ بخش‏هایی هستند که در روابط دو کشور بخش‏های اولویت‏دار محسوب می‌‏شوند.
علاوه بر این، در حاشیه روابط دوجانبه اقتصادی، همه ساله به صورت مستمر نمایشگاه اختصاصی کالاهای جمهوری اسلامی ایران در ترکمنستان برگزار می‌‏شود.
راه‏‌اندازی خط راه‌آهن جدید قزاقستان ـ ترکمنستان ـ ایران فرصت و تسهیلاتی را ایجاد خواهد کرد که می‏‌توان فراورده‏‌های نفتی را از حوزه دریای خزر به کشورهای خاورمیانه از طریق کوتاه‏‌ترین مسیر منتقل کرد و از طریق این خط آهن، مسیرهای قبلی در این زمینه 600 کیلومتر و زمان برای حمل‌ونقل نیز دو شبانه روز کاهش خواهد یافت، لذا توانمندی‏‌های صادراتی دو کشور آسیای مرکزی را که از محصولات و کالاهای صادراتی غنی برخوردار هستند، ارتقا خواهد داد.
به این ترتیب، بهره‌برداری از این خط آهن بین‏‌المللی، ترکمنستان را به تقاطع مهم حمل‌و‌نقل و ترانزینی در منطقه تبدیل خواهد کرد. پروژه خط راهآهن بین‌‏المللی قزاقستان ـ ترکمنستان ـ ایران یکی از مهم‌ترین و پراهمیت‌ترین طرح‌ها در سال‏‌های اخیر است. این خط‌آهن قرار است به حلقه طلایی اتصال کریدور بین‏‌المللی «شمال ـ جنوب» تبدیل شود.
گفتنی است حسن روحانی در دیدار قربانقلی بردی محمداف رئیس‌جمهور ترکمنستان، از دعوت وی برای شرکت در همایش صلح، دوستی و بی‌طرفی که در پایان سال میلادی جاری در ترکمنستان برگزار خواهد شد، استقبال کرد.
روحانی تصریح کرد: مقام‌های دو کشور به‌خوبی بر اهمیت روابط بسیار خوب دوجانبه واقف هستند و معتقدیم باید از همه ظرفیت‌های موجود برای توسعه این روابط استفاده کنیم.
قربانقلی بردی محمداف رئیس‌جمهور ترکمنستان نیز در این دیدار، به روابط خوب و حسنه دو کشور اشاره کرد و گفت: دو ملت ایران و ترکمنستان همواره روابط حسنه خود را حفظ کردند و در سال‌های اخیر نیز با توجه به افزایش همکاری‌ها در عرصه‌های مختلف، روابط دوجانبه تهران ـ عشق‌آباد مفهوم جدیدی پیدا کرده است.
وی با بیان اینکه ایران و ترکمنستان در عرصه سیاسی نیز نظریات و ایده‌های همخوان و نزدیک به یکدیگر دارند، افزود: دو دولت ایران و ترکمنستان، همواره برای آبادانی کشورهای خود، رفاه دو ملت و حفظ و گسترش صلح و امنیت در جهان تلاش کرده‌اند.
به هر تقدیر می‌توان گفت؛ سفر دكتر روحانی به تركمنستان نقطه عطفی در روابط دو كشور است كه با امضای چندین قرارداد و تفاهم‌نامه همكاری همراه بوده است. چنانکه مقامات ارشد دو كشور تأكید كرده‌اند، روابط میان تهران ـ-عشق‌آباد به عنوان دو همسایه خزر اهمیت بسیاری دارد. همگرایی و نزدیكی دیدگاه طرفین در باب رژیم حقوقی دریای خزر از یك‌سو موجب تسریع در روند تدوین رژیم حقوقی این دریا می‌شود و از سوی دیگر، مانع از سوءاستفاده كشورهای غربی برای نظامی كردن و در نهایت، غارت ثروت‌های خزر می‌گردد.
دو كشور همسایه از ظرفیت‌های بسیاری برای توسعه مناسبات برخوردارند و می‌توانند به عنوان مكملی برای توسعه و پیشرفت یكدیگر ایفای نقش کنند كه سفر دكتر روحانی به تركمنستان، گامی مهم در تحقق این امر است.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

بازی آمریكا برای عدم لغو تحریم‌ها
بر اساس توافقات میان جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5، یك دوره هفت ماهه برای به نتیجه رسیدن مذاكرات تعیین شد، در حالی كه در گام نخست، یك دوره چهار ماهه در نظر گرفته شده بود كه تا ماه مارس (فروردین ماه) می‌باشد.
این مذاكرات در حالی ادامه دارد كه نوع رفتارهای كشورهای غربی، نشانگر یك نكته مهم است و آن اینكه، آنها به‌دنبال استمرار تحریم‌ها و عدم لغو آنها هستند.
به گزارش بلومبرگ، 47 سناتور جمهوریخواه طی نامه‌ای سرگشاده به رهبران ایران اعلام کرده‌اند هرگونه توافق هسته‌ای با ایران پس از پایان دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما معتبر نخواهد بود. در بخشی از این نامه خطاب به مقامات ایران آمده است: «با مشاهده مذاکره هسته‌ای شما با دولت ما، احساس کردیم که شاید شما سازوکار قانون‌گذاری ما را کاملاً درک نکرده‌اید... هر چیزی که توسط کنگره تصویب نشود، تنها یک توافق اجرایی است. رئیس‌جمهور بعدی می‌تواند چنین توافقی را با حرکت یک خودکار لغو کند و کنگره‌های بعدی می‌تواند مفاد توافق را در هر زمانی تغییر دهد.»
اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا در مصاحبه با شبکه سی‌بی‌اس گفت که اگر به توافق قابل قبول با ایران نرسیم، واشنگتن مذاکرات را رها خواهد کرد.
رسانه‌های فرانسوی نیز ادعا كرده‌اند اولاند به دلیل بد بودن توافق آن را امضا نخواهد كرد.
مجموع این تحركات در حالی صورت می‌گیرد كه یك كلیدواژه در مواضع سران غرب مشاهده می‌شود و آن اینكه، ایران باید برای طولانی‌مدت برنامه هسته‌ای خود را بر اساس آنچه آنها راستی‌آزمایی می‌نامند، كنار نهد، در حالی كه طرف مقابل اقدامی برای لغو تحریم‌ها صورت نمی‌دهد، چنانكه در سخنان سران غرب هیچ واژه‌ای به‌نام لغو تحریم‌ها وجود ندارد.
این اقدامات و تحركات غرب در حالی صورت می‌گیرد كه مهم‌ترین دلالت حقوق بین‌الملل به‌ویژه حقوق بشر در زمینه تحریم‌ها این است که حق تحمیل تحریم‌ها نامحدود نیست. بر اساس ماده ۱ و 55 منشور ملل متحد و ماده 24 شورای امنیت و علاوه بر آن، بر اساس قوانین حقوق بشر، محدودیت‌ها بر اساس اعلامیه جهانی حقوق بشر، محدودیت‌ها بر اساس کنوانسیون‌های بین‌المللی حقوق بشر، کنوانسیون لاهه در سال 1907، کنوانسیون 1949 ژنو و قطعنامه‌های بشردوستانه مجمع عمومی سازمان ملل، هر تحریمی که ویژگی‌های زیر را نداشته باشد، غیرقانونی است:
۱ـ نامعتبر بودن دلایل تحریم، هدف‌گذاری نادرست گروه‌های هدف، هدف‌گذاری نامناسب کالاها و اهداف، اعمال زمان نامناسب تحریم‌ها و ناکارآمد بودن آن و عدم توجه به اعتراضات ناشی از اصول بشردوستانه.
۲ـ چنانچه رژیم تحریمی نتواند به این پرسش‌ها پاسخ دهد، نباید تحمیل شود و یا در صورتی که پیشتر اعمال شده، باید تعدیل شود. نكته بسیار مهم آنكه، تمام موارد شش‌گانه در تحریم‌ها علیه ایران نقض شده است که شامل فشار اقتصادی به غیرنظامیان است.
با توجه به این حقایق، غرب نه‌تنها به‌عنوان نتیجه توافق، بلكه به‌عنوان پیش‌زمینه توافق و بر اساس قوانین بین‌المللی باید تحریم‌ها را لغو کند، در حالی كه بر اساس پیمان ان‌پی‌تی نیز باید از دشمنی با حقوق هسته‌ای ایران به‌عنوان عضوی از ان‌پی‌تی دست بردارد.
آنچه اكنون غرب در حوزه تحریم‌ها انجام می‌دهد، به‌طور کامل با قوانین بین‌المللی متناقض است و اقدامات تهدیدآمیز آن برای توجیه ادامه تحریم‌ها و ترساندن ایران از تعطیلی احتمالی مذاكرات فقط برگرفته از زیاده‌خواهی و منطق‌ناپذیری این كشورها است كه با هیچ‌یک از قوانین و اصول جهانی همخوانی ندارد.


پرونده

الحیات: کلید در تهران است نه واشنگتن
روزنامه عربستانی الحیات در سرمقاله خود به نزدیک شدن به دور حساسی از مذاکرات هسته‌ای ایران با قدرت‌های جهانی، اشاره ‌کرد و نوشت: فارغ از همه تحولات خاورمیانه، روزهای منطقه «ایرانی» است. در ادامه این مقاله آمده با وجود سخنرانی انتقادی «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی از سیاست‌های «باراک ‌اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا، واشنگتن تلاشی برای بازنگری در سیاست‌های خود نداشته و همین رویکرد نیز نسبت به نگرانی‌های دوستان و ملاحظات هم‌پیمانان این کشور [نگرانی‌های عربستان در صدر کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس از توافق هسته‌ای با ایران] اعمال شده و ایالات متحده نشان داده که بیشترین کاری که می‌تواند بکند، تلاش برای «توافقی قابل دفاع» و «قانع‌کننده» برای جهان است. می‌گویند که تحریم‌ها اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده، اما به نظر می‌رسد این فشار نتوانسته از پیشرفت برنامه هسته‌ای این کشور جلوگیری کند. الحیات مدعی شد، برخی معتقدند که غرب سال‌هاست به دام ایران افتاده، زیرا به پرونده برنامه هسته‌ای این کشور رضایت و آن را در اولویت قرار داده، در حالی که از بخش مهم‌تر پرونده ایران که نقش این کشور در خاورمیانه است چشم پوشیده است.
كنگره آمریكا برای وقت اضافه مذاكرات آماده می‌شود
نشریه پولیتیکو نوشت: مذاکره‌کنند‌گان هسته‌ای ایران و کشورهای ۵+۱ در تلاشند تا به چارچوب یک توافق تا ۲۴ مارس(۴ فروردین) برسند، پیش از آنکه کنگره آمریکا بتواند گفت‌وگوها را بر هم زند. با این حال گفت‌وگوهای هسته‌ای می‌تواند چند هفته بیشتر از این تاریخ ادامه یابد. گروهی از سناتورهای دموکرات اعلام کرده‌اند که از لایحه تحریم‌های جدید علیه ایران در صورتی که تا ۲۴ مارس کلیات یک توافق کسب نشود حمایت می‌کنند. مقامات ایرانی نیز تهدید کرده‌اند که در صورت تصویب تحریم‌های جدید از مذاکرات خارج خواهند شد. سناتورها گفته‌اند که مقامات کاخ سفید قول داده‌اند به چارچوب سیاسی یک توافق دست پیدا کنند. هر چند رهبران جمهوریخواه می‌توانند به سرعت لایحه تحریم‌ها را به صحن مجلس بیاورند، اما احتمالاً دموکرات‌ها تعلل می‌کنند و از آنجا که جمهوریخواهان نیازمند جمع‌آوری ۶۰ رأی هستند، این روند طی چند روز باقی‌مانده ممکن نیست.
نامه 47 سناتور آمریکایی به مقامات ایران

۴۷ سناتور جمهوریخواه طی نامه‌ای به اصطلاح سرگشاده به مقامات ایران اعلام کرده‌اند هرگونه توافق هسته‌ای با ایران پس از پایان دوره ریاست‌جمهوری باراک اوباما معتبر نخواهد بود. پایگاه خبری بلومبرگ نوشت: این نامه نه‌تنها برای این است که حکومت ایران را از امضای توافق دلسرد کند، بلکه برای اعمال فشار بر کاخ سفید است تا به کنگره در روند مذاکرات قدرت و اعتبار دهد. این نامه آخرین حرکت قانونگذاران کنگره آمریکا برای تأثیر گذاشتن بر روند مذاکرات هسته‌ای است.
گری سیک: مذاکرات نباید مانند دوران بوش شکست بخورد

گری سیک پژوهشگر مسائل سیاست امنیت ملی در دانشگاه کلمبیا با ذکر اینکه ایران در دهه گذشته باوجود داشتن توانایی، هیچ بمبی نساخته است، گفت: مذاکره‌کنندگان غربی نباید اشتباه مذاکرات هسته‌ای نخست را با ایران در دوران جرج بوش که وی مانع توفیق آن شد، تکرار کنند. وی که عضو شورای امنیت ملی آمریکا در زمان سه رئیس‌جمهوری این کشور بوده است، در تفسیری در پایگاه اطلاع‌رسانی پولیتیکو نوشت: همواره باید درباره اهداف محتاط بود. سیاست‌هایی با اهداف کوتاه‌مدت معمولاً تبعات ناخوشایند درازمدتی را به بار می‌آورد. این همان اتفاقی است که اکنون در کنگره آمریکا در حال وقوع است؛ در حالی‌که سیاستمداران علیه توافق هسته‌ای با ایران متحد شده‌اند.


اقتصادى
سعید مهدوی

نوروز در سایه گرانی
در آستانه روزهای پایانی سال جاری، گرانی در کالاهای پرتقاضا احساس می‌شود و نگرانی مردم از وضعیت تأمین کالاها در این ایام سبب التهاب بازار شده است. این در حالی است که مسئولان دولتی به مردم وعده تنظیم و کنترل بازار داده بودند و تا به الآن عملی نشده است. در ادامه، به برخی از حوزه‌ها که نیاز به نظارت و تأمین کالا دارند، اشاره می‌شود؛
1ـ تنظیم بازار محصولات کشاورزی از جمله وظایفی است که اردیبهشت‌ماه امسال با ابلاغ قانون انتزاع وظایف تنظیم بازار این محصولات از وزارت صنعت به وزارت جهاد کشاورزی واگذار شد؛ اما اقدام دیرهنگام این وزارتخانه در خرید و ذخیره‌سازی‌ سیب و پرتقال شب عید از سازمان تعاون روستایی زمینه افزایش زودهنگام قیمت انواع مرکبات در بازار، سودجویی برخی محتکران سیب و پرتقال و عرضه نارنگی قاچاق پاکستانی در میادین میوه و تره‌بار را فراهم کرده است. از سوی دیگر، مسئولان وزارت جهاد کشاورزی با سکوت در برابر گرانی‌های اخیر میوه معتقدند این وزارتخانه وظیفه تولید، تأمین و ذخیره‌سازی‌ سیب و پرتقال را داشته و ابزاری اجرایی برای برخورد با تخلفات قیمت و عرضه این اقلام را ندارد. این وضعیت موجب شده تا طی چند هفته گذشته کاهش عرضه برخی انواع میوه زمینه رشد دو برابری قیمت سیب، پرتقال و نارنگی و گرانی دو هزار تومانی نرخ موز را فراهم کند.
2ـ قیمت گوشت مرغ نیز در این روزها، گوی افزایش قیمت را از دیگر اقلام، ربوده و قصد پر کشیدن از سفره‌های نوروزی دارد. حتی قیمت هر کیلو گوشت مرغ تا 8800 تومان نیز بالا رفت، در حالی که دولت قیمت آن را هفت هزار تومان اعلام کرده بود و مرغ منجمد را با قیمت 5900 تومان وارد بازار کرد.
3ـ در این ایام تقاضا برای خرید آجیل نیز بسیار افزایش می‌یابد. علاوه بر افزایش قیمت در این محصولات، خصوصاً قیمت فندق، معضل دیگری که احساس می‌شود، ورود آجیل خارجی (بخوانید چینی) به بازار است که به دلیل عدم مرغوبیت، قیمت پایین‌تری نسبت به نمونه‌های ایرانی دارد و همین‌طور مشتریان بیشتری دارند و نتیجه‌اش این می‌شود که هم مردم از محصولات نامرغوب خارجی استفاده می‌کنند و هم محصولات کشاورزی کشورمان در بازار خریداری ندارند.
4ـ افزایش قیمت در حوزه حمل‌ونقل، خصوصاً بلیت هواپیما نیز در این ایام طبق روال هر سال از سوی آژانس‌های مسافرتی و دفاتر فروش بلیت انجام می‌گیرد. در سال جاری تاکنون این افزایش قیمت بی‌رویه رخ داده و دولت و نهادهای نظارتی نتوانسته‌اند راهکاری برای نابسامانی‌های به‌وجود آمده در صنعت حمل‌ونقل هوایی بیابند و هرچه به روزهای پایانی سال نزدیک می‌شویم، تهیه کردن بلیت سخت و قیمت‌ها نجومی می‌شود.
5ـ با نزدیک شدن به عید و ایام مسافرت‌های نوروزی، بسیاری از مردم به بازار خودرو مراجعه می‌کنند. در این میان برخی شایعات مبنی بر گرانی خودرو در سال ۹۴ و از سوی دیگر، بالا رفتن نرخ مالیات بر ارزش افزوده و عوارض سالیانه خودرو نیز به این مراجعه و افزایش تقاضا در بازار دامن زده است. بازار نیز به این افزایش تقاضا واکنش نشان داده و قیمت بر روی برخی از انواع خودروهای داخلی افزایش ۳۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومانی و در بازار خودروهای خارجی افزایش چند میلیونی را داشته است.
به یقین دولت می‌تواند، برنامه‌هایی برای تنظیم بازار شب عید در نظر بگیرد تا در کنترل قیمت‌ها در روزهای پایانی سال و حتی پس از آن مؤثر باشد. دولت نیز می‌تواند نظارت کافی را بر بازار انجام دهد و با رصد بازار و قیمت‌ها و همچنین عرضه به موقع کالا، هم از مردم در مقابل سودجویان حمایت کند و هم به فرصت‌طلبان اجازه ندهد با بهره‌برداری سودجویانه از بازار شب عید، کالاها را با قیمت‌های چند برابری به مردم بفروشند. از طرف دیگر، مردم نیز باید از ملتهب کردن بازار و خرید بیش از حد نیاز خودداری کنند.


نداى قدس

30 هزار صهیونیست در صف ورود به پارلمان مصر!
دادگاه قانون اساسی مصر با صدور حکمی از ماجرای دو تابعیتی پرده برداشت. به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین به نقل از منابع مصری، به موجب این حکم افراد دو تابعیتی اجازه شرکت در انتخابات آتی پارلمان مصر را دارند و شرکت در این انتخابات به دارندگان تابعیت مصری محدود نمی‌شود که این اقدام بستر را برای دارندگان تابعیت‌های دیگر و در رأس آن تابعیت صهیونیستی برای حضور در مجلس مصر و نقش‌آفرینی در قانونگذاری‌های آن فراهم می‌سازد. گزارش‌های رسمی حکایت از آن دارد که میانگین مصری‌های دارای تابعیت صهیونیستی بین 30 تا 35 هزار نفر است.
یهودیان انگل یس حامی تشکیل کشور فلسطین
روزنامه صهیونیستی معاریو در گزارشی نوشت: اقلیت یهودی انگلیس با انتشار سندی از رهبران ارشد یهودیان انگلیس خواست تا اعضای یهودی مجلس عوام بریتانیا را در آستانه انتخابات شوراهای محلی این کشور به حمایت از تشکیل کشور فلسطین ترغیب کنند. براساس گزارش معاریو، این سند یک نظرسنجی را شامل می‌شود که نشان می‌دهد 78 درصد اقلیت یهودی انگلیس از تشکیل کشور فلسطین حمایت می‌کنند.
لیبرمن: باید فلسطینیان را گردن زد
به گزارش پایگاه خبری آروتز شوآ، وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی که همانند دیگر مقامات صهیونیست به نژادپرستی و جنایت شهره است در اظهاراتی گفت: اعراب ساکن سرزمین‌های اشغالی به دو دسته تقسیم می‌شوند؛ یکی موافقان ما که می‌توانند امکانات داشته باشند و زندگی کنند و دسته دوم اعرابی که مخالف ما هستند و علیه ما اقدام می‌کنند که باید همه آنها را گردن زد. وی در اظهاراتی که برگرفته از خوی ددمنشی وی بود، گفت: اگر ما فلسطینی‌ها مخالف خود را از بین نبریم، نمی‌توانیم در این سرزمین باقی بمانیم و آنها ما را از بین می‌برند.
جنایات جنگی رژیم صهیونیستی علیه زنان غزه
مرکز حقوق بشر المیزان فلسطین گفت در جریان جنگ رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه، ۶۷۹/۳۴ زن فلسطینی در نوار غزه آواره شدند و 791 زن دیگر همسر خود را از دست دادند. مرکز المیزان در بیانیه خود یادآور شد: طبق آمار و مستنداتی که نهادهای حقوقی جمع‌آوری کرده‌اند، 239 زن در جنگ اخیر رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه به شهادت رسیدند، ۶۷۹/۳۴ زن به دلیل تخریب منازل‌شان به صورت کلی و یا جزئی آواره شدند و نظامیان صهیونیست 2604 منزلی را که مالکیت آن با زنان بود تخریب کردند. این بیانیه می‌افزاید: همچنین 600 زن فلسطینی در جریان جنگ اخیر دچار سقط جنین شدند.
اسارت بیش از 15 هزار بانوی فلسطینی از سال 1967

رژیم صهیونیستی از سال 1967 تاکنون بیش از 15 هزار بانوی فلسطینی را اسیر کرده است که در میان آنان تعدادی مادر، دختر، دانشجو و نماینده پارلمان دیده می‌شوند. آمارهای رسمی نشان می‌دهد که ارتش صهیونیستی از آغاز انتفاضه الاقصی در سپتامبر سال 2000 تاکنون نزدیک به 1200 بانوی فلسطینی را اسیر کرده است. بر پایه این آمارها، دشمن صهیونیستی همچنان 20 زن فلسطینی را در زندان هشارون حبس کرده است و به آنان اجازه ملاقات با خانواده‌ها و بستگان‌شان را نمی‌دهد. گفتنی است که زندانبانان صهیونیست زنان اسیر فلسطینی را آماج اقدامات سرکوبگرانه قرار می‌دهند و آنان را از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم می‌کنند.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

نگاه دوگانه آمریكا به ارتش‌های واحد
قاسم غفوری

تشکیل ائتلاف‌های نظامی از جمله مسائلی است که به‌کرات در صحنه سیاسی و امنیتی جهان به‌کار برده می‌شود به‌گونه‌ای که برخی ناظران سیاسی اوج روابط کشورها را گسترش مناسبات در حوزه امنیتی و نظامی می‌دانند؛ پیمان‌های راهبردی که میان دو یا چند کشور منعقد می‌گردد و هدف آن، حمایت از یکدیگر در برابر تهدیدات خارجی اعلام می‌گردد. این سیاست در طول تاریخ مشاهده می‌شود چنانکه نمود عینی آن را در جنگ‌های جهانی اول و دوم و صف‌بندی نظامی کشورها می‌توان شاهد بود. در عصر حاضر نیز چنین ائتلاف‌هایی به‌کرات مشاهده می‌شود و کشورهای بسیاری با یکدیگر توافق‌نامه‌ امنیتی و دفاعی دارند و حتی رزمایش‌های مشترک نظامی برگزار می‌کنند.
درباره اتحادیه‌های نظامی و تشکیل ارتش‌های واحد، دو محور قابل توجه در دنیای امروز مشاهده می‌شود. نخست؛ کشورهای عربی در قالب اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج‌فارس هستند كه چندین دهه است ادعای تشکیل ارتش واحد عربی را سر می‌دهند. سران عرب این امر را اکنون و نیز به کرات مطرح می‌کنند، چنانکه السیسی، رئیس‌جمهور مصر بارها بر توان مصر برای رهبری این ارتش تأکید کرده است.
در همین حال عربستان نیز با طرح افزودن مصر، اردن و مراکش به شورای همکاری خلیج‌فارس (بحرین، عربستان، امارات، قطر، کویت و عمان) و تبدیل آن به اتحادیه همکاری خلیج‌فارس تشکیل ارتش واحد عربی را مطرح کرده است. تبدیل سپر جزیره به‌عنوان نیروی نظامی شورا به ارتش سراسری عربی از ابعاد این طرح بوده است.
اکنون بخش عمده‌ای از رایزنی‌های عربی، حول محور تشکیل ارتش واحد عربی صورت می‌گیرد و تلاش می‌کنند چنان وانمود سازند که توان تحقق آن را در آینده نزدیک دارند.
دوم آنكه، نمونه دیگر تشکیل‌دهندگان ارتش واحد را در میان کشورهای اروپایی می‌توان مشاهده کرد.
اتحادیه اروپای 28 عضوی از همان ابتدای تأسیس در دهه 1990 یکی از اهداف خود را تشکیل ارتش واحد اروپا اعلام کرده و حتی برخی کشورها مانند اسپانیا و هلند نیز اقداماتی نمادین در این عرصه صورت داده و بر توسعه همکاری امنیتی و نظامی تأکید کرده‌اند. به‌تازگی نیز «یونکر» رئیس کمیسیون اروپا خواستار احیای طرح مذکور و همگرایی کشورهای اروپایی برای رسیدن به ارتش واحد و مقتدر شده است. شاید بتوان گفت که اتحادیه عرب و اتحادیه اروپا از قدیمی‌ترین اتحادیه‌هایی هستند که طرح ارتش واحد را مطرح کرده‌اند، اما تاکنون به نتیجه‌ای دست نیافته‌اند.
حال این سؤال مطرح می‌شود که چرا اروپای واحد و اتحادیه عرب، تاکنون در تحقق این امر ناتوان بوده‌اند و آیا اکنون می‌توانند این رؤیا را محقق سازند یا اینکه طرح‌های اخیر این کشورها نیز با ناکامی همراه خواهد شد؟
آنچه در مرحله نخست در ذهن می‌آید، آن است که اختلاف‌های درونی عملاً از اتحادیه اروپا و اتحادیه عرب جز نامی باقی نگذاشته است. در کنار اختلافات مرزی و عقیدتی که میان هر کدام از کشورها وجود دارد، برخی عناصر قدرت با خودبزرگ‌بینی به سایر اعضا می‌نگرند که زمینه‌ساز هراسی همگانی از تشکیل ارتش‌های واحد شده است. برای نمونه، در اروپا؛ آلمان، فرانسه، انگلیس و ایتالیا، سعی دارند خود را محور اصلی تصمیم‌گیرندگان اتحادیه معرفی کنند و رقابتی سخت میان آنان وجود دارد.
این رقابت در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی به‌خوبی مشاهده می‌شود.
بسیاری از کشورهای اروپایی تشکیل ارتش واحد را برابر با سلطه یکی از این کشورها بر اروپا می‌دانند که می‌تواند زمینه‌ساز بحران در این قاره باشد. در حوزه عربی نیز کشورهایی مانند قطر، امارات، عربستان و مصر، خود را داعیه‌دار نظامی‌گری می‌دانند و پذیرنده طیف‌های دیگر هستند. رقابتی سخت میان این کشورها برای رهبری جهان عرب وجود دارد و اکنون نیز به بهانه حمایت از دیگران در برابر خطر تروریسم به‌دنبال تحمیل سلطه خود بر دیگران هستند. اختلافات کشورهای عربی چنان گسترده است که حتی در تشکیل پول واحد ناکام بوده‌اند و جلسات آنان، صرفاً به گرفتن عکس یادگاری ختم می‌شود.

بازی دوگانه آمریکا
هرچند اختلافات درونی در میان اروپایی‌ها و کشورهای عربی مانع از آن شده که هرکدام بتوانند اتحادیه مورد نظر خود را در حوزه نظامی تشکیل دهند اما یک نكته مهم مشاهده می‌شود و آن، نگاه دوگانه آمریكا به تشكیل این دو اتحادیه است. آمریکایی‌ها در ظاهر ادعا دارند که برای وحدت اروپا و نیز کشورهای عربی از هیچ اقدامی فروگذار نمی‌کنند و طرح‌های متعددی را نیز ارائه کرده‌اند. این ادعاها در حالی مطرح می‌شود که بررسی ریشه‌ای تحولات، نشانگر حقیقتی مغایر با ادعاهای رفتاری آمریکا است.
آمریكا از یك‌سو به مقابله با تشكیل ارتش واحد اروپایی می‌پردازد و از سوی دیگر تمام برنامه‌های خود را بر اساس تشكیل ارتش واحد عربی قرار داده است.
رقابت تسلیحاتی به‌ویژه در میان کشورهای عربی، زمینه‌ساز منافع اقتصادی بسیاری برای آمریکا است. آمارها نشان می‌دهد که آمریکا سالیانه، میلیاردها دلار تسلیحات به کشورهای عربی می‌فروشد، در حالی که با نام یکپارچه‌سازی و تقویت ناتو، فروش تسلیحات و استقرار تجهیزات نظامی و حتی هسته‌ای خود را در همه جا را توجیه می‌کند. تشکیل ارتش واحد برای کشورهای عربی یعنی فروش تسلیحات و نفوذ نظامی بیشتر آمریکا که مسلماً مطلوب واشنگتن است.
نکته مهم دیگر آنکه، بدنه جامعه اروپا نگاه ضدآمریکایی داشته و استقلال از این کشور از مطالبات آنها است. آمریکا تشکیل ارتش واحد برای اروپا را تهدیدی برای سلطه خود بر این کشور می‌داند و از تشکیل ارتش‌های ضدآمریکایی به‌شدت نگران است.
بخشی از سیاست آمریکا در قبال اروپا را اختلاف‌افکنی میان کشورها تشکیل می‌دهد. سیاست تفرقه‌بینداز و حکومت‌کن انگلیسی‌ها را سران آمریکا نیز اجرا می‌کنند. آمریكا با ایجاد اختلاف و چنددستگی میان اروپایی‌ها سعی دارد تا نفوذ خود را حفظ کند.
دشمن‌سازی واحد از دیگر حربه‌های آمریکاست. در قبال اروپا، آمریکا از روسیه بهره می‌گیرد.
مسئله تروریسم و مبارزه با بحران‌های امنیتی، دشمن‌ دیگری است که آمریکا از آن برای سلطه بر کشورهای غربی بهره می‌گیرد. آمریکایی‌ها با درگیر‌سازی این کشورها در امور امنیتی و محور قرار دادن خود، عملاً مانع از تشکیل اتحادیه‌های نظامی در میان کشورهای اروپایی می‌شوند.
ناتو ابزار دیگر آمریکا برای مقابله با اتحاد نظامی بر اروپایی‌ها است. هرچند ناتو با محوریت آمریکا و اروپا تشکیل شد، اما پس از فروپاشی شوروی در دهه 1990 آمریکا به حیات ناتو ادامه داد. آمریکا با بهره‌گیری از ناتو، اروپا را زیر چتر نظامی خود حفظ کرده در حالی که با سوق دادن کشورهای عربی به همگرایی و اتحاد با ناتو عملاً آنها را نیز زیر چتر خود گرفته است. آمریکا با به‌کارگیری ناتو مانع تشکیل عملاً ارتش واحد اروپا شده و سلطه خود را حفظ کرده است.
در نقطه مقابل، آمریكا نگاهی دیگر به تشكیل ارتش واحد عربی دارد. با وجود اختلافات گسترده در میان این كشورها، آمریكا تلاش دارد تا با ابزارهای مختلف، آنها را كنار هم قرار دهد. آمریكا با این اقدام به‌دنبال تشكیل نیروی جایگزین خود در منطقه است كه تأمین‌كننده منافع آن باشد چنانكه مقابله با مقاومت و نیز عدم تقابل با رژیم صهیونیستی، محور آن است، چنانكه در طرح‌های مطرح درباره ارتش عربی سخنی از مقابله با رژیم صهیونیستی است.
به‌عبارتی می‌توان گفت آمریكا رفتاری دوگانه را در پیش گرفته است که از یك‌سو با ارتش واحد اروپایی كه ظرفیت‌های بسیاری برای تشكیل آن وجود دارد مخالفت و در مسیر آن كارشکنی می‌كند و از سوی دیگر، به‌دنبال تشكیل ارتش عربی است كه هیچ مؤلفه‌ای برای تشكیل آن وجود ندارد. آمریكا عملاً در حال خیانت به اروپایی‌ها است در حالی كه همزمان برای منافع خود تحمیل ارتش واحد به كشورهای عربی را مطرح می‌کند تا با این بازی دوجانبه ضمن مقابله با استقلال نظامی اروپا، سلطه بر كشورهای عربی را تشدید کند.


عبور مسكو از سناریوی آشوب‌سازی در روسیه
رضا اشرفی

از زمان آغاز بحران در اوكراین، طرح‌ها و سناریوهای زیادی از طرف‌های مختلف علیه یكدیگر پیاده شده است كه هر یک سعی در دفع آن داشته‌اند. در این میان، بیش از هر چیز باید غرب را از هم تفكیك كرد. همان‌گونه كه در بسیاری از موارد، خرد و كلان اروپا و آمریكا با یكدیگر اختلاف‌نظرهای بنیادی اما پنهانی دارند، در زمینه بحران اوكراین نیز این اختلاف‌نظر دیده می‌شود، اگرچه تلاش می‌شود تا این تفاوت رویكردی نیز مخفی بماند.
البته نباید فراموش كرد هر دو گروه در غرب نگاهی امنیتی به مسئله بحران و شرق اروپا دارند، اما مسئله این است كه نگاه اروپا تنش‌زدایانه است به این سبب كه از این موضوع مطلع است كه هرگونه ناامنی در این حوزه حساس، امنیت كل اروپا را با خطرات قابل توجهی مواجه خواهد كرد. این موضوع در اوضاع كنونی از حساسیت زیادی برخوردار است، زیرا در عصر كنونی و زمانی كه اروپا با بحران مالی و اقتصادی مواجه شده است، خیز جنبش‌ها و احزاب چپ‌گرا و راست افراطی در آن بسیار افزایش پیدا كرده است. این رویكرد در كشورهای یونان،‌ اسپانیا،‌ پرتغال، حتی آلمان و فرانسه به‌شدت قابل مشاهده است. به همین دلیل اروپا بیش از همه، خواهان كاهش تنش در اوكراین و حوزه شرق جغرافیایی خود است. نشانه آن را نیز می‌توان در ناچاری دولت‌های فرانسه و آلمان در طرح توافق آتش‌بس در اوكراین دید كه ماه گذشته میلادی با روسیه به توافق رسید. حال نیز به‌شدت به‌دنبال آن است تا این توافق، با موفقیت به نتیجه لازم برسد.
این در حالی است كه تنش‌افزایی در حوزه شرق اروپا و به‌طور كل در حواشی امنیتی روسیه، كاملاً منافع اروپا را تأمین می‌كند. آمریكا در صدد است تا همان طرح ناامن‌ساز را كه در خاورمیانه پیاده می‌كند و از نتیجه آن منافع لازم را به دست می‌آورد،‌ در شرق اروپا نیز انجام دهد، اما در این طرح، اروپا كاملاً آسیب‌پذیر است و در بلندمدت نمی‌تواند با آن موافق باشد، چون تجربه آغاز جنگ‌های خانمانسوز جهانی از این منطقه را دارد.
از زمان آغاز كردن بحران در اوكراین،‌ آمریكا دست‌كم سه سناریوی از پیش تعیین‌شده را پیاده كرده است كه در حال حاضر در هر سه طرح با مشكل مواجه شده است. طرح اول آمریكا این بود كه ایجاد بحران در اوكراین زمینه عصبانیت مسكو را فراهم كند و آن را وارد جنگ مستقیم در اوكراین كند تا از این طریق، هم زمینه‌های ساخت پایگاه نظامی را در این منطقه فراهم كند و هم اینكه بستر گسترش ناتو به شرق را به بهانه حمایت از مردم اوكراین بیش از این فراهم آورد. در حالی كه روسیه با اشراف به این موضوع، به هیچ عنوان وارد جنگی رو در رو نشد، چون كه روس‌تباران همچون سال‌های گذشته می‌دانند كه چگونه باید از خود دفاع كنند. با توجه به تمام تبلیغاتی كه غرب برای روی كار بودن غرب‌گرایان اوكراین و رشد اقتصادی این كشور دارد، اما رشد اقتصادی این كشور در زمان‌هایی وجود داشته که قدرت همواره در دست شرق‌گرایان بوده است و اتفاقاً زمان‌هایی كه غرب‌گرایان بر سر قدرت بوده‌اند، تمامی تلاش‌های اقتصادی شرق‌گرایان در رشد اقتصادی را بر باد داده‌اند.
اما سناریوی دوم آمریكا علیه روسیه در اوكراین، به تحریم‌های اقتصادی بازمی‌گردد. اولین دور تحریم‌ها یك روز پس از همه‌پرسی بازگشت كریمه به روسیه باز می‌گردد كه پس از آن طی هر ماه از سوی متحدان آمریكایی افزایش پیدا كرد و تبلیغات آن نیز بسیار گسترده شده است. این روند با كاهش قیمت نفت و همچنین كاهش ارزش روبل تندتر شد، در حالی كه تداوم تحریم‌ها بیش از همه به اقتصاد اروپا در سطح منطقه‌ای و اقتصاد غرب و آمریكا در سطح كلان آسیب می‌زند، به این دلیل كه كاهش بالای قیمت نفت بیش از آنكه به ضرر روسیه باشد، به نفع چین است. آمارها نشان می‌دهد كه در ماه گذشته میلادی نسبت به یك سال گذشته، میزان صادرات چین به كل جهان 49 درصد افزایش پیدا كرده است. بنابراین، غرب ناچار است از این سیاست دست بردارد، به‌ویژه اینكه اروپا بار دیگر بازنده اصلی این بحران تحریمی است.
سناریوی سوم آمریكا در روسیه، با طرح آشوب‌سازی در داخل روسیه كلید خورد. ترور بوریس نمتسف روی پل روبه‌روی كاخ كرملین به‌سرعت از سوی رسانه‌های غربی مورد پوشش قرار گرفت كه بزرگ‌ترین مخالف سیاسی ولادیمیر پوتین به قتل رسیده است. همه این رسانه‌ها و همچنین مقامات غربی بر این عقیده و علاقه‌مند بودند كه افكار عمومی را متقاعد كنند رئیس‌جمهور روسیه دست به چنین كاری زده است تا از این طریق، دست به آشوب‌ در روسیه بزنند. در حالی كه مسكو از همان ابتدا موضع خود را مشخص كرد و تعهد كرد كه قاتلان را دستگیر كند و از این طریق، سناریوی سوم كه همان طرح آشوب‌سازی بود با ناكامی مواجه شد. آخرین خبرها نیز حكایت از آن دارد كه قاتلان نمتسف دستگیر شده و از میان پنج نفر،‌ دو تن از آنها به این قتل اعتراف كرده‌اند.


از نگاه دیگران

عادی‌سازی روابط اردن و رژیم صهیونیستی
نظام اردن علناً و رسماً روابط خود را با رژیم صهیونیستی عادی كرد و به امضای توافق‌نامه‌هایی درباره احداث كانال آبی میان دریای سرخ و بحرالمیت و كشاورزی پرداخت كه البته یك توافق‌نامه گازی نیز در آینده نزدیك میان دوطرف امضا خواهد شد.
همین امر سبب شد كه روزگار دشواری برای مردم اردن ایجاد شود و بحث و جدل‌های بسیاری زندگی آنها را تحت‌الشعاع قرار دهد. در این میان بسیاری از این مردم آزاده و فهمیده به این امر اعتراض كردند و در مقابل، برخی از نخبگان سیاسی و اقتصادی كه از این عادی‌سازی منفعت می‌برند از آن حمایت كردند. البته باید به این مسئله نیز اشاره كرد كه برخی از افرادی كه خود با صهیونیست‌ها در یك جبهه قرار دارند از این موضوع برای كسب محبوبیت استفاده كردند. آنها همان كسانی بودند كه مشوق‌ و حامی امضای پیمان وادی عربی و سازش با این رژیم مجعول بودند.
گفتنی است در این راستا باید حساب نظام اردن را از ملت این كشور جدا كرد. این نظام و حكومت‌های اردن، تاریخی دیرینه در سازش و عادی‌سازی روابط اقتصادی، فرهنگی، سیاحتی، اطلاعاتی و امنیتی و نظامی دارند. این چیزی است كه همه از آن آگاهند، ولی گاه رسانه‌های گروهی اردن بر آنها سرپوش می‌گذارند و درباره آنها سخن نمی‌گویند. این رسانه‌ها چه خصوصی و چه دولتی، صداقت و جرئت چندانی ندارند و نگفته‌ها و زوایای پنهان عادی‌سازی روابط و دستاوردهای برخی از نخبگان اقتصادی و سیاسی از آن را افشا نمی‌كنند.
موضوع نامطلوب در این زمینه رفتار پارلمان و مجلس نمایندگان اردن است، زیرا نمایندگان پارلمان نیز در خصوص عادی‌سازی، دو دسته شده‌اند. در حالی كه برخی به‌صراحت مخالف آن هستند، برخی دیگر در نهان، با عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی موافقند و متأسفانه تعداد آنها بسیار زیاد است. آنچه تنفر مردم اردن را برمی‌انگیزد، این است كه نمایندگان، بحث و بررسی طرح‌های قانونی در این راستا را به كناری نهاده و وارد جر و بحث‌های مناقشه‌ای شده‌اند كه به نمایشنامه‌ای تمسخرآمیز و بی‌محتوا شبیه است و فقط به‌دنبال كسب محبوبیت در جامعه هستند.
این رفتار قابل قبول نیست، اگر اكثریت نمایندگان ادعا می‌كنند كه مخالف این تواف‌قنامه ننگین هستند پس باید عملاً كاری انجام دهند و با سلب اعتماد از دولت، این مسئله را همین‌جا خاتمه دهند و اگر نمی‌توانند دولت سازشكار با صهیونیست‌ها را ساقط كنند پس باید استعفا دهند.
همه می‌دانند كه این مقطع زمانی بسیار مهم و سرنوشت‌ساز است. عرب‌ها امروز درگیر خیزش‌هایی شده‌اند كه آمریكا و صهیونیست‌ها و متوحشان عرب بر امواج آن سوار شده‌اند و می‌خواهند آن را از مسیر خود منحرف سازند. هدف اصلی، خارج‌سازی قضیه فلسطین و حذف آن از برنامه و شناسایی هویت یهودی رژیم صهیونیستی و سازش با آن است تا این رژیم به‌تنهایی بتواند بر منطقه سیطره یابد. در این میان آمریكایی‌ها، فرانسوی‌ها و صهیونیست‌ها تلاش می‌كنند تا با تجزیه منطقه، محدوده‌های كوچک و فرقه‌گرا در عراق و سوریه و لبنان پدید آورند. آنها در مصر نیز سعی می‌كنند با بهره‌گیری از رسانه‌های گروهی این كشور، ایده یك نظام جدید را گسترش دهند كه در صدد است مردم را به یك موجودیت یهودی هم‌كار و هم‌پیمان با مصر را در میان مردم این كشور متقاعد سازد.
در این میان، اردن نیز كشوری است كه همچنان به‌عنوان وطن جایگزین، نشانه رفته شده و در صورت شناسایی هویت یهودی رژیم صهیونیستی، این امر جنبه اجرایی‌تری به خود می‌گیرد و به‌عنوان یك واقعیت با آن رفتار می‌شود. به همین سبب باید هوشیاری بیشتری نسبت به طرح‌های صهیونیست‌ها و مزدوران اردنی آنها داشته باشیم و تحت یك كلمه واحد با یكدیگر متحد شویم. هر كسی كه با صهیونیست‌ها در یك جبهه است، از میان ما خارج شود؛ در آن هنگام است كه ستمكاران به سزای خود خواهند رسید.
منبع: روزنامه المنار
مترجم: سحر دولتیان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا661

تحریم و تهدید جلودار برنامه هسته‌ای ایران نیست
خبرگزاری فارس:گری‌سیک، مشاور اسبق کاخ سفید در امور خاورمیانه درباره تبعات شکست مذاکرات هسته‌ای با ایران هشدار داد و تأكید کرد که عدم توافق، برنامه هسته‌ای ایران را به وضعیت پیش از توافق ژنو باز می‌گرداند. سیک با بیان اینکه در سیاست باید اهداف بلندمدت را در نظر داشت، آن‌ها را فدای خواسته‌های کوتاه‌مدت نکرد، به تلاش‌های برخی اعضای کنگره آمریکا و بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم‌صهیونیستی علیه مذاکرات، اشاره کرده و نوشته است: «قطعاً بازگرداندن زمان به عقب و نابود کردن تمامی ابعاد دانش هسته‌ای ایران، امری مطلوب است.
آمریکا برای ثبات در خاورمیانه به ایران نیاز دارد
باشگاه خبرنگاران: عضو ارشد و رئیس سابق کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا تأکید کرد که آمریکا برای ثبات در خاورمیانه به ایران نیاز دارد. دایانا فاین‌اشتاین، عضو ارشد و رئیس سابق کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا تأکید کرد که توافق هسته‌ای با ایران که بتواند برنامه هسته‌ای این کشور را محدود کند، تحول بزرگی در منطقه خواهد بود. وی با اشاره به اینکه نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی نباید امکان توافق هسته‌ای با ایران را پیش از مرحله نهایی رد کند، تصریح کرد که آمریکا برای ثبات در منطقه به ایران نیاز دارد.
لیندسی گراهام: ایران منطقه را به هم ریخته
خبرگزاری فارس: سناتور لیندسی گراهام در حملاتی شدیداللحن به ایران، آن را بدتر از داعش دانست و مدعی شد که ایران عامل بی‌ثباتی منطقه است. این سناتور آمریکایی که از نامزدهای احتمالی انتخابات ریاست‌جمهوری آینده این کشور نیز برشمرده می‌شود، گفت بیش از آنکه از داعش در هراس باشد، از ایران می‌ترسد. این سناتور جمهوریخواه همچنین تأکید کرد که دست نیافتن به توافق با ایران، بهتر از آن است که توافقی بد با این کشور امضا شود.
کری: اوباما بر موفقیت مذاکرات اصرار دارد
خبرگزاری تسنیم: كری، وزیر خارجه آمریکا در دیدار با اسقف مارونی‌های لبنان گفت: «باراک اوباما» بر رسیدن به توافق هسته‌ای با ایران و موفقیت آن اصرار می‌ورزد و آن را در راستای منافع آمریکا و خاورمیانه می‌داند. وزیر امور خارجه آمریکا در این دیدار به «پطرس الراعی» اسقف مارونی‌های لبنان با ادعای پیوند میان برنامه هسته‌ای ایران و خلأ ریاست‌جمهوری در لبنان اطمینان داد که به انتخاب رئیس‌جمهور لبنان دو ماه پس از امضای توافق هسته‌ای با ایران خوشبین است. این منابع افزودند: «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا بر رسیدن به توافق هسته‌ای با ایران و موفقیت آن اصرار می‌ورزد و آن را در راستای منافع آمریکا و خاورمیانه می‌داند.
اوباما: شروط توافق «بسیار معقول» است
خبرگزاری ایرنا: رئیس‌جمهور آمریکا با بیان اینکه اختلافات با ایران در گفت‌وگوهای هسته‌ای کاهش یافته است، گفت: شروط توافق احتمالی با ایران «بسیار معقول» است و در حدود یک ماه آینده مشخص می‌شود آیا می‌توانیم به توافق برسیم یا نه. اوباما همچنین گفت: «اگر شفافیت لازم را از آنان مشاهده کنیم و بتوانیم این مسئله را راستی‌آزمایی کنیم که قصد ساخت سامانه‌های تسلیحاتی را ندارند، در آن صورت، توافق قابل دستیابی است؛ اما این امر، مستلزم آن است که آنان نوعی از محدودیت و راستی‌آزمایی را بر برنامه خود بپذیرند که تاکنون تمایلی برای پذیرش آن نداشته‌اند.»
مذاکرات شکست بخورد، آمریکا سرزنش می‌شود
خبرگزاری فارس: معاون رئیس‌جمهور آمریکا در واکنش به نامه 47 سناتور کنگره یادآور شد اکثر تعهدات بین‌المللی آمریکا بدون کنگره اجرایی شده‌اند. «جو بایدن»، معاون رئیس‌جمهور آمریکا روز دوشنبه با انتشار بیانیه‌ای به‌تندی از 47 سناتور امضاکننده نامه‌ای که مدعی شده بودند توافق هسته‌ای احتمالی با ایران تنها تا پایان ریاست‌جمهوری «باراک اوباما» معتبر خواهد بود، انتقاد کرد. معاون رئیس‌جمهور آمریکا نوشت: «نامه‌ای که روز 9 مارس 47 سناتور آمریکایی به جمهوری اسلامی ایران ارسال کردند که آشکارا برای تضعیف رئیس‌جمهور رسمی آمریکا در بحبوجه مذاکرات بین‌المللی حساس طراحی شده است، دون شأن نهادی است که من برای آن احترام قائلم.»
اوباما: در صورت توافق قادر به اجرای آن خواهیم بود
واحد مركزی خبر: «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا گفت واشنگتن در صورت توافق هسته‌ای قادر به اجرای آن هم خواهد بود. رئیس‌جمهور آمریکا گفت: «چیزی که ما فعلاً بر روی آن تمرکز داریم، این است که آیا می‌توانیم به توافق برسیم یا نه.» رئیس‌جمهور آمریکا خاطرنشان کرد: «هنگامی که به توافق برسیم، ‌اگر برسیم،‌ خواهیم توانست دلایل آن را هم برای مردم آمریکا توضیح دهیم و من مطمئنم که قادر به اجرای آن هم خواهیم بود.»


هویت 402

انگلیس: وضعیت اسفناك اشتغال زنان
رعایت حقوق زنان از جمله ادعاهای دولتمردان انگلیس است، به‌گونه‌ای كه با این ادعا دخالت در امور سایر كشورها را حق خود می‌دانند. در حالی که شرایط درونی این كشور از گرفتار بودن زنان این كشور در مشكلات گسترده اجتماعی و اقتصادی حكایت دارد ودولتمردان و پارلمان این كشور اقدامی برای مقابله با این وضعیت صورت نداده‌اند. روزنامه ایندیپندنت در این‌باره نوشت:‌ زنان شاغل در انگلیس افزایش بی‌سابقه‌ای داشته‌اند، اما بسیاری از آنها مستمری‌بگیرانی‌اند که از فرط فقر مجبورند کار کنند و یا افرادی که با خوداشتغالی کارهایی با درآمد پایین انجام می‌دهند و بسیاری دیگر تلاش می‌کنند برای تأمین نیازهای اساسی‌شان ساعات بیشتری کار کنند. هم‌اکنون بیش از 14 میلیون کارگر زن در انگلیس وجود دارد.

فرانسه: انتقاد سازمان عفو بین‌الملل از وضعیت مهاجران

سازمان عفو بین‌الملل، دولت فرانسه را به دلیل رفتار نامناسب با مهاجران و کولی‌ها و نیز خشونت نیروهای پلیس نسبت به آنان مورد انتقاد قرار داد. سلیل شتی، دبیرکل سازمان عفو بین‌الملل در گزارش سال 2014 میلادی خود، این سال را سالی دهشتناک خواند. در این گزارش همچنین از عملکرد فرانسه در قبال کولی‌ها و رفتار نامناسب با متقاضیان پناهندگی، انتقاد شده است. ژان فرانسوآ دوبوس، مسئول بخش فرانسوی سازمان عفو بین‌الملل، با اظهار تأسف از رویکرد فرانسه در قبال پناهندگان و به‌ویژه آوارگان سوری، گفت: در فرانسه وضعیتی متناقض وجود دارد. از سویی مسئولان سیاسی در کلام از مهاجران استقبال می‌کنند و از سویی در عمل تسهیلی در روند آن صورت نمی‌گیرد.

آمریكا: استمرار یك‌شنبه خونین سیاه‌پوستان

آمریکا همواره خود را كانون حقوق بشر و به‌ویژه حامی اقلیت‌ها معرفی می‌كند. این ادعا در حالی مطرح می‌شود كه تحولات درونی این كشور نهادینه بودن نژادپرستی در ساختار سیاسی، قضایی و امنیتی آن را نشان می‌دهد. پس از گذشت 50 سال از یك‌شنبه خونین سیاه‌پوستان آمریكا همچنان نقض حقوق آنها ادامه دارد، چنانكه پلیس‌های قاتل سیاه‌پوستان هرگز مجازات نشده و تبرئه می‌شوند. در هفتم مارس سال 1965 نیروهای امنیتی آمریکا به تظاهرات‌کنندگان سیاه‌پوست شهر «سلما» در ایالت «آلاباما» که خواستار حق رأی برابر بودند، حمله کردند و این روز «یک‌شنبه خونین» نام گرفت. مأموران پلیس آمریکا، سیاه‌پوستانی را که خواهان حق رأی برابر بودند، مورد ضرب‌وشتم قرار دادند و به سمت آنها گاز اشک‌آور پرتاب کردند.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح صادق واکاوی می‌کند
تغییر نقشه سیاسی منطقه با شکست داعش در عراق
هادی محمدی

پس از هجوم داعش در تابستان گذشته به برخی استان‌های عراق در یک برنامه استعماری ـ استخباراتی و تصرف بخش‌هایی از آن عملیات‌های زیادی برای آزادسازی مناطق اشغال شده به اجرا درآمده است، ولی شاید هیچ‌یک از آنها به اندازه عملیات در استان صلاح‌الدین از اهمیت و ویژگی‌های خاص برخوردار نبودند. دلیل این امر آن است که اساساً جریان تکفیری داعش با تکیه بر جریان بعثی قوام و استحکام پیدا کرده و از توان رزمی، اطلاعاتی و پایگاه عشایری و جریان حزبی ـ سیاسی بهره‌مند شده است و چنانچه واقعیت پیوند جریان تکفیری داعش با بعثی‌ها را بپذیریم، عملیات در استان صلاح‌الدین و تکریت و شهرستان‌های کوچک این استان، عملیات نظامی در خاستگاه اصلی جریان بعثی در عراق خواهد بود که سرنوشت و قوام و ماندگاری جریان داعش تکفیری را هم رقم خواهد زد.
به همین دلیل باید عملیات نظامی در این استان را متمایز از عملیات‌های آزادسازی پیشین بدانیم، چراکه پیامدهای آن به جز عرصه نظامی و بنیه عملیاتی داعش در عراق، مؤلفه‌های سیاسی ـ حزبی و روندهای سیاسی پس از نابودی و اخراج داعش از عراق را نیز تحت تأثیر جدی قرار می‌دهد.
عملیات دو هفته گذشته در صلاح‌الدین که آزادسازی حمرین، الدور، البوعجیل، مناطق شمال سامراء و شرق آن تا تکریت را در برداشت و سبب آزادی العظم و زرکه در شمال تکریت شد، گام‌های اصلی و پایانی خود را به آرامی برمی‌دارد.
همه عراقی‌ها به‌خوبی به یاد دارند که در تابستان گذشته ۱۸۰۰ سرباز پایگاه اسپایکر که عمدتاً از شیعیان جنوب عراق بودند، چگونه به دست جنایتکاران داعشی ـ بعثی که از عشایر البوعجیل و البوناصر بودند، قتل‌عام شدند. به همین دلیل در این عملیات تعیین‌کننده به جز به‌کارگیری تمامی تجارب جنگی در مناطق عراق و نمونه‌های وسیع‌تر آن در سوریه که از درگیری با تروریست‌های تکفیری و مزدوران و پیاده‌نظام سرویس‌های اطلاعاتی غربی و عربی به دست آمده، از حضور قابل توجه عشایر سنی عراق در یگان‌های عمل‌کننده در استان صلاح‌الدین هم استفاده شده و یک تیپ از بستگان و اقوام شهدای پایگاه اسپایکر هم در بین یگان‌های داوطلب بسیجی عراق در کنار واحدهای نظامی ارتش عراق حضور دارند.
این بدان معناست که یگان‌های عملیاتی، به‌جز شاخص‌های نظامی و عملیاتی، از انگیزه و اراده جدی نیز برای رهایی از تروریسم بعثی ـ داعشی هم برخوردار است.
اگرچه جریان بعثی ـ تکفیری در شهرها و شهرستان‌ها و مناطق اشغال‌شده اقدامات پدافندی وسیعی به اجرا درآورده تا روند عملیات آزادسازی را کند نماید و فرصت فرار و یا دفاع را برای آنها فراهم کند ولی با همه این اقدامات ایذایی، نیروهای عمل‌کننده تاکتیک و شاخص‌های عملیاتی مهمی به کار گرفته‌اند و با سرعت از خطوط اولیه دفاعی تروریست‌ها عبور کرده و مناطق شهری و روستایی و جغرافیایی اشغالی را در روزهای اخیر آزاد و پاک‌سازی کرده‌اند. آتش‌باری سنگین، استفاده از هوانیروز و نیروی هوایی به شکل وسیع و قدرتمند، همزمانی گسترش عملیاتی در تمام مناطق استان برای جلوگیری از فرصت‌طلبی تروریست‌ها و جابه‌جایی سریع آنان، استفاده از تک‌تیراندازهای حرفه‌ای برای باز کردن برخی راه‌ها و یا شکار تک‌تیراندازهای دشمن، فرماندهی مشترک ارتش و بسیج، استفاده از پهپادهای شناسایی و عملیاتی و حمایت سیاسی کامل داخلی و کسب تأیید و حمایت خارجی و بین‌المللی در مقابله با تروریست‌ها و عدم تکیه بر امکانات نیروهای آمریکایی و ائتلاف غربی که هم‌اکنون در عراق به سر می‌برند، از ویژگی‌های عملیات اخیر در استان صلاح‌الدین است.
با اینکه برخی گزارش‌ها از اقدامات مشکوک هوایی هواپیماهای آمریکایی در پرتاب سلاح و مهمات برای تروریست‌ها و حتی جابه‌جایی آنها به پشت خطوط نیروهای آفندکننده ارتش و بسیج حکایت دارد، ولی سیر عملیات در دو هفته گذشته با گام‌های مطمئن و مستحکم به جلو رفته و با کمترین هزینه‌های عملیاتی و تلفات، آمار کشته‌های داعش را از مرز هزار نفر فراتر برده است.
اسیرشده‌های دشمن و یا سلاح و تجهیزات غنیمتی به‌خوبی از نقش اساسی غربی ـ اسرائیلی و عربی در ناامنی و بی‌ثباتی و فعال‌سازی داعش در عراق پرده برمی‌دارد. مراکز استراق‌سمع و جنگ الکترونیک که در شمال تکریت به دست نیروهای حکومتی افتاده است، از حضور فعال بعثی‌ها و تجارب گذشته آنها در دوره صدام و تجهیزات غربی که در اختیار آنها قرار گرفته، در این نبرد بزرگ حکایت دارد. این عملیات نظامی و پیامدهای آن برای بسیاری از طرف‌های داخلی و خارجی مهم است و به جز داعش، بازیگران دیگر را نیز به تحرک واداشته است. تأثیر شکست در استان صلاح‌الدین بر بنیه عملیاتی داعش و متزلزل شدن داعش در موصل و استان نینوا، موجب شده تا داعش بخشی از کادرهای خود را از سوریه به عراق وارد کند و محورهای استان الانبار را فعال کرده تا از فشار عملیاتی بر روی بعثی‌ها در صلاح‌الدین بکاهد. با این حال نیروهای داعش در استان الانبار نیز خسارت‌های جدیدی را متحمل شده و برخی مناطق اطراف فلوجه و یا هیث و یا حدیث را از دست داده‌اند.
ترکیه که تا به حال منافع خود را با تکیه بر داعش و تروریسم افسارگسیخته در سوریه و عراق تأمین می‌کرد و سیاست‌های خود را در این راستا تنظیم کرده بود، با اعزام وزیر دفاع خود به بغداد، برای مشارکت در عملیات آزادسازی موصل در کنار نیروهای عراقی اعلام آمادگی کرد که با مخالفت مقامات رسمی عراق روبه‌رو شد.
نکته جالب اینکه پس از مخالفت مقامات عراقی، نخست‌وزیر ترکیه مجدداً اعلام کرد که مرزهای طولانی ترکیه در کنار عراق و سوریه باز خواهند بود که حکایت از استمرار سیاست‌های گذشته برای عبور تروریست‌ها از این مرزهاست. به‌ویژه اینکه وزیر خارجه فرانسه، آقای فابیوس هم از افزایش آمار حضور تکفیری‌ها و داعشی‌های اروپایی تا پایان سال و تا مرز ده هزار نفر سخن می‌گوید که در حال حاضر آمار آنها بنا به اعتراف خودشان نزدیک به سه هزار نفر است. در واقع این بی‌تحرکی غربی در قبال انتقال تروریست‌های اروپایی به عراق و سوریه و باز نگه‌داشتن مرزهای ترکیه برای ورود بدون دغدغه تروریست‌ها، جای تأمل و سؤال دارد و به‌جز کشورهای غربی، مؤسسات بین‌المللی نیز باید درباره چرایی سکوت و بی‌تحرکی پاسخگو باشند. دلیل این است که روندهای فعلی در عراق و یا سوریه، منافع غربی و استعماری را تأمین نمی‌کند و هر اقدامی که بتواند در مسیر فعلی تحولات نظامی‌ـ امنیتی در عراق و سوریه اختلال ایجاد کند، برای غربی‌ها مفید خواهد بود. به همین دلیل است که برای جبران ناتوانی در معرفی یک جریان معتدل در سوریه (تا مورد حمایت علنی‌تر غربی‌ها قرار گیرد)، شاهد رایزنی و هماهنگی و اقدامات عملیاتی برای تبدیل جبهه ‌النصره به یک تشکل جدید و به‌اصطلاح معتدل هستیم. حال آنکه النصره شاخه رسمی القاعده در سوریه و لبنان است و ابومحمد جولانی رسماً با ظواهری بیعت کرده است. این به آن معناست که از سوی کشورهای حامی تروریسم در عراق و سوریه، هر اقدامی برای متأثر کردن روندهای جاری به‌عمل می‌آید و حاضرند برای گروه‌های رسماً تروریست، نقش‌های جدید هم تعریف کنند. ناراحتی و نگرانی آمریکا و غرب از عملیات اخیر در صلاح‌الدین به حدی است که با کمک سفیر آمریکا و سفیر انگلیس و برخی طرف‌های سیاسی در عراق برای نجات سران سیاسی بعثی در عراق تلاش‌هایی را آغاز کرده‌اند و به‌خوبی می‌دانند با نابودی و شکست بعثی‌ها در صلاح‌الدین، آینده سیاسی عراق نیز از اثرگذاری آنها به دور خواهد بود و بسیاری از مؤلفه‌های مدیریت کلان در تحولات عراق را از دست خواهند داد. شاید بتوان این‌گونه ارزیابی کرد که یکی از دلایل انگیزه‌های سفر وزیر خارجه اردن به تهران، تحت تأثیر پیامدهای احتمالی از روندهای عملیاتی در عراق و سوریه باشد. ارتجاع عرب از نقش تخریبی خود در عراق و سوریه، به‌خوبی آگاهند و روندهای فعلی در عراق و سوریه و تحولات محیط کلان منطقه‌ای که با توافق احتمالی هسته‌ای بین ایران و گروه ۵+۱ بی‌ارتباط نیست، بسیاری از این طرف‌های عربی را هوشیار کرده تا شرایط خود را با متغیرهای جدید هماهنگ کنند.
نقش بی‌بدیل ایران در عملیات صلاح‌الدین که با رمز لبیک یا رسول‌الله و با هوشمندی دقیقی به اجرا درآمد، مقامات آمریکایی را وادار کرده تا از آن ارزیابی مثبتی ارائه دهند که همین موضوع آمریکایی آثار خاصی در نگاه کشورهای ارتجاع عرب به‌جای گذاشته و تردید و تزلزل در مواضع آنها را تشدید کرده و گفته می‌شود برخی از همین کشورها، پس از اردن، به‌دنبال سفر به تهران و اعلام دوستی با ایران هستند تا کارنامه سیاه آنها در منطقه موجب مجازات آنها نشود.
روندهای کلی در عملیات صلاح‌الدین به شکلی است که در گام‌های حساب‌شده و پیشروی هماهنگ در تمامی محورها، با محاصره‌سازی مناطق آلوده و حضور تروریست‌ها، از ایجاد ارتباط و دریافت کمک از دیگر مناطق با تروریست‌های محاصره‌شده، جلوگیری به‌عمل می‌آید و از فرار آنها به مناطق استان الانبار نیز به‌شدت ممانعت به‌عمل می‌آید. به همین دلیل فراریان بعثی‌ـ داعشی عمدتاً به سمت مناطق کوهستانی و یا شمال در استان نینوا گریخته‌اند و برخی از آنها نیز در پوشش عشایر منطقه، ممکن است خود را با نیروهای حکومت مرکزی هماهنگ نشان دهند تا از سرکوب در امان بمانند، و در فضایی به‌دور از رسانه‌ها، با عشایر سنی منطقه و یا عشایری که از همان ابتدا با داعش اعلام هم‌پیمانی کرده‌اند، برخی مذاکرات در جریان است.
آنچه بدیهی است اینکه سران بعثی و عناصر مؤثر استخباراتی، نظامی و سیاسی با همه تلاش‌ها در امان نخواهند بود. میزان پیروزی و یکسره‌سازی در عملیات صلاح‌الدین، بر کیفیت و کم‌هزینه‌تر شدن عملیات پاکسازی نهایی در استان نینوا و الانبار کمک جدی خواهد کرد و مهم‌تر از ابعاد نظامی، در روندهای سیاسی و بنیه جناح‌های چالش‌گر و وابسته به آمریکا و غرب و ترکیه و ارتجاع عرب آثار خود را بر‌ جای می‌گذارد که به معنای محدودتر شدن سطح و میزان قدرت مداخله‌گری آنان در عراق خواهد بود. ان‌شاءالله


نگاه یک
علی اسماعیلی

حمله‌ای مشکوک و قابل تأمل...؟!
حمله عده‌ای موتورسوار به ماشین علی مطهری، نماینده تهران در شیراز که برای سخنرانی به این شهر سفر کرده بود، بهانه‌ای شد تا رسانه‌های غربی و صهیونیستی و برخی رسانه‌های داخلی وابسته به فتنه، به مانند حادثه اسیدپاشی اصفهان ـ که آن را به مردم حزب‌الله و بسیجی این شهر ربط دادند هر چند که بعداً دروغ آن آشکار شد ـ این اتفاق مشکوک را نیز به صورت مستقیم و غیرمستقیم به دلسوزان نظام و انقلاب ربط دهند، چراکه برخی موضع‌گیری‌های آقای مطهری درباره فتنه 88 به‌ویژه تأکید وی بر رفع حصر سران فتنه ـ که از قضا هماهنگ با همین درخواست سران غرب و رژیم صهیونیستی است(!) ـ سبب شده تا باورپذیری آن برای عده‌ای آسان‌تر باشد. ضمن رد چنین حرکات سخیفی و با تأکید بر مشکوک بودن این حادثه، چند نکته قابل تأمل در این زمینه وجود دارد که به آن‌ می‌پردازیم.
اول اینکه بسیاری از رسانه‌ها و سیاسیون دلسوز نظام بارها به برخی موضع‌گیری‌های ساده‌لوحانه آقای مطهری درباره سران فتنه و درخواست رفع حصر آنان، پاسخ مستدل و منطقی داده‌اند که برخی از این پاسخ‌ها در هفته‌نامه صبح‌صادق و اخبار و تحلیل‌ها و پایگاه بصیرت و... نیز داده شده که موجود است. این بدین معناست که دلسوزان و حامیان نظام همواره پاسخ‌شان به سخنان و ادعاهای حتی غیرمنطقی، منطقی و مستدل است، نه پرتاب آجر و...
نکته دوم در این زمینه، پوشش خبری رسانه‌های خاص از این حادثه داخلی است که همه آنان در راستای القای مظلوم‌نمایی از او و فتنه‌گران انجام می‌گیرد که با توجه به پیش‌ رو بودن انتخابات مجلس به نظر می‌رسد بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و بارها نیز در گذشته از این ترفند استفاده شده است!
نکته سوم اینکه باید هوشیار باشیم، چراکه دشمن برای انتخابات سال آتی برنامه‌ها و توطئه‌های زیادی چیده است و با توجه به آزادی عمل امروز برخی رسانه‌ها و سیاسیون فتنه 88، امید بسیاری به ایشان دارد و در این راستا اولاً؛ به‌دنبال تبلیغ روی کسانی است که علقه بسیاری به غرب داشته و اصولاً نگاهی سکولاری و غیر ارزشی به انقلاب دارند، حتی اگر ادعای انقلابی داشته باشند! ثانیاً؛ در صورت تحقق نیافتن این مسئله نیز سناریوی ایجاد غائله و فتنه‌ای دیگر در طرح‌های‌شان دارند؛ از این‌رو احتمال ترور، حمله به برخی نامزدها و دفاتر تبلیغاتی‌ آن‌ها، طرح مسائل قومیتی و مذهبی و... را نباید از نظر دور داشت که این مسئله، نیازمند نگاه تیزبین و دقیق مراکز امنیتی و اطلاعاتی است. نکته قابل تأمل دیگر اینکه، اگر ادعای محاصره کلانتری از سوی حمله‌کنندگان به مطهری درست باشد، این خود نیز اقدامی مشکوک است که نیاز به بررسی خاص دارد. دوستداران نظام هیچ‌گاه به مراکز امنیتی خود تعدی نمی‌کنند. در مجموع، ضمن رد مجدد این اقدام غیرعقلانی، این گونه حرکات را مشکوک می‌دانیم، چراکه به نفع نظام و انقلاب نبوده و فقط خوراک تبلیغاتی دشمنان را فراهم می‌آورد.
در عین حال نکته‌ای را نیز دلسوزانه به آقای علی مطهری یادآور می‌شویم که سوت و کف و تشویق امروز دشمنان قسم‌خورده نظام برای شما موضوع قابل تأملی است که انتظار می‌رود، حضرت‌عالی یک بار در خلوت نسبت به این مسئله با دقت تأمل نمایید و علت این حمایت‌های دشمنان از خود را با دیده تردید بنگرید. نکته آخر اینکه شما چه بخواهید یا نخواهید امروز در جورچین دشمن بازی می‌کنید و این موضوعی غیرقابل تردید است. پس کمی به خود آیید...


نگاه دو
علی حیدری

رسانه‌ها و جبهه مقاومت در سالی که گذشت!
تحولات سیاسی جهان به‌ویژه منطقه آسیای غربی و کشورهای محور مقاومت نشان‌ می‌دهد که موازنه قدرت در جهان دچار تغییرات اساسی شده و در حال عبور از جهان تک‌قطبی به جهان چندقطبی هستیم. در چنین اوضاعی به جرئت می‌توان گفت یکی از قطب‌های تأثیرگذار در منطقه و جهان، جمهوری اسلامی ایران است.
با توجه به این مهم در سالی که گذشت، سیر تحولات و چالش‌هایی که کشورهای محور مقاومت را درگیر خود کرده بود به نحوی پیش رفت که جمهوری اسلامی ایران ناگزیر از ورود و ایفای نقش در عرصه تحولات نظامی و امنیتی منطقه شد، چراکه پدیده افراطی تکفیری با حمایت برخی حکام عرب و غیرعرب منطقه و قدرت‌های فرامنطقه‌ای در حال رشد و توسعه خود بود و با جنایت‌های کم‌سابقه و بی‌سابقه‌ای که در عراق و سوریه و برخی از کشورهای منطقه انجام می‌داد، در کنار کشتار و ظلم و تعدی به مردم مظلوم این کشورها، چهره‌ای زشت و خشن از اسلام را در برابر دیدگان افکار عمومی دنیا به نمایش می‌گذاشت. کشورهای غربی هم با نمایش مضحک مبارزه با داعش نه تنها کاری برای مقابله با این پدیده شوم نکردند، بلکه با اعمال سیاست‌های خاصی به تقویت آن نیز پرداختند.
این تحولات در حالی اتفاق می‌افتد که رسانه‌ها بیش از هر زمان دیگری در عرصه‌های مختلف نقش‌آفرین شده‌اند و حتی خطوط مقابله نظامی و امنیتی هم متأثر از فعالیت‌های رسانه‌ای است و داعش هم به عنوان یک گروه تروریستی از ظرفیت رسانه غافل نشده و البته بر اساس شواهد موجود با هدایت پشتیبانان غربی‌اش بخشی از اهداف خود را با شگردهای رسانه‌ای پیش می‌برد.
در چنین اوضاعی که موضوع مقاومت، موضوع اصلی منطقه است و رویارویی مستقیم با تکفیری‌ها در کنار رزمندگان عراق، سوریه و لبنان با کمک‌های مستشاری جمهوری اسلامی ایران به‌طور علنی دنبال می‌شود و در سال جاری تاکنون ده‌ها تن از فرزندان مجاهد ملت ایران از گمنامان مدافع حرم اهل‌بیت(علیهم‌السلام) در سوریه و عراق تا سرداران رشیدی چون الله‌دادی و تقوی در همین جبهه به شهادت رسیده‌اند، متأسفانه برخی رسانه‌ها در داخل کشور توجهی به این واقعیت منطقه‌ای ندارند و نهایت کاری که می‌کنند اخبار تحولات را در کنار دیگر اخبارشان منتشر می‌کنند. ظاهراً این مطبوعات و پایگاه‌ها که عموماً متعلق به یک جریان خاص سیاسی هستند، باور نکرده‌اند که به تعبیر دبیر شورای‌عالی امنیت ملی اگر امروز در عراق و سوریه شهید ندهیم باید در مرزها و حتی داخل کشور برای مقابله با چنین جریان‌هایی مهیا باشیم! سهم این رسانه‌ها در تقویت جبهه مقاومت اسلامی در برابر دست‌نشانده‌های اجیر شده استکبار و صهیونیزم در منطقه چیست؟ اگر از نگاه دیگری به این موضوع بپردازیم، باید گفت: آیا الگوسازی و قهرمان‌پردازی‌هایی که رسانه‌های غربی در غائله‌های بسیار کوچک به آن دست می‌زنند، تنها برای سرگرمی و پر کردن صفحات مجلات و روزنامه‌های‌شان است یا یک راهبرد عملیات روانی و رسانه‌ای در پشت این اقدامات وجود دارد؟ بی‌شک نقش رسانه‌ها در پیشبرد اهداف جبهه مقاومت بسیار مهم است و در مقاطعی شاید از تکنیک‌ها و تاکتیک‌های میدان جنگ هم مؤثرتر باشد.
پس با هوشیاری و درک صحیح و عمل به موقع از قافله شتابان مقاومت عقب نمانیم، چراکه مقاومت شکل گرفته و در حال تبدیل شدن به یک جریان مؤثر در منطقه و جهان است و دیر نیست که پیروزی بزرگی برای انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت در منطقه و جهان رقم خواهد خورد.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

بهترین راه برای عبور از اقتصاد تک‌محصولی نفت
نقش درآمدهای مالیاتی در توسعه کشور
سید فخرالدین موسوی

تحریم‌های نفتی، به بهانه برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای کشورمان و توطئه غربی ـ عربی کاهش قیمت نفت، دو حربه‌ای بودند که دشمنان ملت بزرگ ایران و آرمان‌های بلندمرتبه آن، در سال‌های گذشته، با هدف کاستن از سرعت پیشرفت جمهوری اسلامی ایران، به کار بستند؛ اقداماتی که این بار، بیش از همیشه، آسیب‌پذیری اقتصاد نفت‌زده ایران را آشکار ساخت تا آنجا که، حتی تکنوکرات‌های دهه 70 که اقتصاد منهای نفت را غیر ممکن می‌دانستند، نیز نسبت به اتکای اقتصاد کشور به منابع درآمدی حاصل از فروش نفت خام، احساس خطر کردند و درباره املای بودجه‌های آغشته به نفت هشدار دادند. سخنانی که رهبر والامقام انقلاب اسلامی پیش از این، بارها و بارها بر آن تأکید کرده‌اند. ایشان مکرراًً در سال‌های زعامت حکیمانه خویش، درباره شکننده بودن ساختارهای اقتصاد استوار بر فروش نفت سخن گفته‌اند و اصلاح این موضوع را یک فوریت برای کشور و انقلاب دانسته‌اند. رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، بنا شدن اقتصاد کشور بر روی چاه‌های نفت را مانعی جدی بر سر راه اعتلای ایران اسلامی دانسته و از مسئولان کشور در مقاطع مختلف خواسته‌اند تا زمینه کنار گذاشتن نفت را از سبد درآمدی کشور فراهم کنند. مطالبه‌ای که متأسفانه تا امروز به آن جامه عمل پوشیده نشده است تا بار دیگر معظم‌له، در قالب ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی بر آن تأکید کنند و خواستار اصلاح ساختار درآمدی دولت شوند. چارچوب‌ اقتصاد مقاومتی که از سوی معظم‌له در سی‌ام بهمن‌ماه سال 1392 ابلاغ شد را می‌توان سند چشم‌انداز اقتصادی کشور و نقشه راه اقتصاد ایران دانست؛ نقشه‌ای که نشان می‌دهد برای رسیدن به اقتصادی رونق یافته و خوداتکا، باید راه‌هایی به غیر از فروش طلای سیاه برای تأمین هزینه‌های دولت یافت. در بند هفدهم این سند، اخذ مالیات یکی از این منابع جایگزین معرفی می‌شود؛ منبع درآمدی که در گزارش پیش رو تلاش کرده‌ایم نگاهی گذرا به ابعاد مختلف آن داشته باشیم.
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD) پرداخت الزامی و بلاعوض اشخاص و فعالان اقتصادی به دولت را مالیات می‌نامد، اما در یک تعریف روشن‌تر و جامع‌تر باید گفت: مالیات در واقع یک سرمایه‌گذاری همگانی است، برای توسعه یافتن یک کشور و بهره‌برداری از امکانات و منابع آن.
امروزه در بسیاری از کشور‌های توسعه‌یافته جهان، مردم این مسئله را پذیرفته‌اند و با این رویکرد که پرداخت مالیات مساوی است با توسعه کشورشان، حجم بالایی از بودجه دولت‌های خود را به منظور ارائه خدمات و آبادانی کشورشان تأمین می‌کنند.
اما حکایت در کشور ما به گونه دیگری است. قریب به اتفاق ما ایرانی‌ها اولین مفهومی که پس از شنیدن واژه مالیات به ذهن‌مان می‌رسد، فرار مالیاتی تعداد زیادی از فعالان اقتصادی کشورمان است. آیا تاکنون از خودمان پرسیده‌ایم که چرا فعالان اقتصادی در ایران تا این حد نسبت به پرداخت مالیات بی‌تفاوت هستند! چرا حجم بالایی از فرار مالیاتی در کشور وجود دارد؟
بی‌تردید باید پاسخ این پرسش‌ها را در بی‌اطلاعی مردم از چرایی اخذ مالیات دانست. مردم ما نمی‌‌دانند چرا باید در کشور مالیات اخذ شود. نمی‌دانند دریافت مالیات از سوی قوه مجریه به طور مستقیم با میزان رفاه خود مردم در ارتباط است. مردم نمی‌دانند که اگر دولت منابع درآمدی خود از مالیات را به دست نیاورد، آسیب آن بلافاصله به جامعه بازخواهد گشت. نمی‌دانند که اگر مردم مالیات نپردازند جاده، راه‌آهن، نیروگاه، سد، بیمارستان و... ساخته نخواهد شد. به مردم ما گفته نشده است که توسعه زیرساخت‌های کشور در گرو پرداخت مالیات آنها است. این بی‌اطلاعی عمومی، در حقیقت نتیجه بلافصل نبود یک راهبرد مشخص فرهنگی و اطلاع‌رسانی است. متأسفانه شاهد آن هستیم که در بحث مالیات نیز مانند بسیاری از امور دیگر، راهبرد فرهنگی جامعی طراحی و اجرا نشده است. برنامه‌ای که بتواند مردم را به موضوع مالیات و آثار پرداخت آن، آگاه سازد و برنامه‌ای که فعالان اقتصادی را به پرداخت مالیات تشویق کند. با کمال تأسف در کتاب‌های درسی، در کانون‌های مختلف اجتماعی، در سینما، در فیلم‌های تلویزیونی و برنامه‌های رادیویی کشور تقریباً نشانی از توجه به مسئله مالیات که از حیاتی‌ترین مؤلفه‌های اقتصاد سالم در کشور ماست، به چشم نمی‌آید و تنها تبلیغ پرداخت مالیات، به نصب تعدادی تابلو که فاقد هرگونه خلاقیت هستند در معابر شهر خلاصه می‌شود. در صورتی که در جهان امروز، آگاه‌سازی، تبلیغات و توجیه افکار عمومی برای نیل به اهداف مورد نظر از اصلی‌ترین راهکارهایی است که می‌تواند شرایط را به طور کامل دگرگون سازد.
در کشور ما، کی و کجا دستگاه‌های دولتی و تبلیغاتی از افراد خوش‌حساب مالیاتی تقدیر کرده‌اند؟ کی و کجا از ظرفیت تبلیغی افراد محبوب و موجه در میان مردم، برای گسترش فرهنگ پرداخت به‌موقع مالیات بهره‌برداری شده است؟
البته ناگفته مشخص است که آگاهی‌رسانی به تنهایی نمی‌تواند ثمربخش باشد، بلکه برای رسیدن به وضعیت مطلوب مالیاتی و پایان یافتن فرارهای مالیاتی در کشور، کارهای دیگری لازم است. از جمله اقداماتی که می‌شود ذکر کرد، این است که باید مردم به طور روشن و مستقیم از اثرات پرداخت مالیات باخبر باشند. باید برای مردم نتیجه پرداخت مالیات، ملموس باشد و آن را در زندگی خود ببینند. باید دستگاه‌های اجرایی کشور به طور دقیق محل خرج مالیات‌های دریافت شده از مردم را گزارش دهند. مردم باید در جریان قرار بگیرند که دولت درآمد مالیاتی خود را کی، کجا و چگونه هزینه کرده است.
اگر ما مردم بدانیم که پرداخت مالیات به معنای کاهش سرمایه‌های‌مان نیست، بلکه سرمایه ما، در کنار سرمایه دیگر هموطنان‌مان، رفاه، امنیت و بهداشت بیشتر را برای همه به ارمغان خواهد آورد، هرگز به فکر سرباز زدن از پرداخت مالیات نخواهیم افتاد.
بنابراین اصلاح نگاه مردم به مسئله مالیات بسیار ضروری است. در این راستا دولت هرگاه با درآمدهای حاصل از مالیات، پروژه‌ای را احداث می‌کند، باید به طور شفاف برای مردم توضیح دهد که آن پروژه، با اتکا به مالیات پرداخت شده مردم ساخته شده است، مردم نیز متوجه این موضوع باشند که اگر مالیات نپردازند، پروژه‌های عمرانی کشور متوقف خواهد شد و هرگز به بهره‌برداری نخواهد رسید. باید دستگاه‌های مربوطه مردم را توجیه کند که اگر شهروندان، سرمایه‌داران و کارخانه‌داران ایرانی مالیات نپردازد پروژه‌های عمرانی و خدمات عمومی دولت مختل خواهند شد. باید اعضای جامعه به این احساس دست پیدا کنند که در تمام پروژه‌های عمرانی و اقتصادی و... سهیم هستند و نسبت به آنها مالکیت دارند. وقتی این نگاه در میان مردم جا افتاد، آن وقت نه تنها دولت برای وصول مالیات به قوانین سفت و سخت نیاز ندارد، بلکه مردم خود تلاش می‌کنند با پرداخت به موقع مالیات، روند آبادانی و افزایش رفاه عمومی را تسهیل و تسریع کنند که البته متأسفانه امروز اینچنین نیست. به گمان نگارنده برای رسیدن به نقطه مطلوب در کشور، نیازمند سلسله‌ای از اصلاحات و اقدامات در کشور هستیم که در ادامه به آنها اشاره خواهم کرد.

اصلاح نگاه دولت
نگاه کوتاه‌مدت دولت‌های مختلف در سال‌های اخیر، از مهم‌ترین دلایلی است که مانع تحقق نرخ واقعی مالیات در کشور شده است. دولت‌‌ها به واسطه تمایل نداشتن مردم به پرداخت مالیات که تابع سیاست‌های غلط و فقدان اقدامات فرهنگ‌ساز همین دولت‌هاست، چندان مایل نیستند که به موضوع دریافت مالیات ورود کنند چراکه معتقدند ورود به این حوزه می‌تواند سبب کاهش محبوبیت دولتمردان نزد مردم شود و به سبد آرای آن دولت لطمه وارد می‌کند. ترس از کاهش اقبال مردم به دولت در کنار درآمدهای سرشار حاصل از خام‌فروشی، دست به دست هم داده است تا عزمی در دولت‌های‌ مختلف برای اصلاح ساختارهای درآمدی کشور و اتکا به دریافت مالیات شکل نگیرد. در صورتی که اگر دولت‌ها به شکل بلندمدت به مسئله می‌نگریستند شاید اکنون موضوع مالیات در کشور ما حل شده بود و حربه‌هایی چون؛ تحریم‌های نفتی و کاهش قیمت نفت نمی‌توانست اقتصاد ما را تحت تأثیر قرار دهد.

اصلاح قوانین
بسیاری از کارشناسان، قوانین حاکم برای اخذ مالیات را از جمله عوامل مؤثر در عدم تحقق درآمدهای مالیاتی دولت می‌دانند. کارشناسان معتقدند قوانین مالیاتی جاری در کشور، عموماً قوانین پیچیده، پرتکرار، متناقض و گاه نامشخص است که چفت و بست‌های لازم را نیز برای جلوگیری از فرار مالیاتی در خود ندارد. این متخصصان، بازبینی در قوانین موجود را بسیار ضروری می‌دانند و تأکید می‌کنند که باید قوانینی شفاف و ساده جایگزین قوانین کنونی شود که البته بررسی ابعاد این موضوع بسیار گسترده است و خود یادداشتی جداگانه می‌طلبد.

عدالت
«ما امروز از ضعفا مالیات می‌گیریم، از کارمند مالیات می‌گیریم، از کارگر مالیات می‌گیریم، از کاسب جزء مالیات می‌گیریم، امّا از فلان کلانْ‌سرمایه‌دار، فلان درآمددارِ بی‌حساب‌وکتاب مالیات نمی‌گیریم؛ اینها فرار مالیاتی دارند» این جملات، بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب است که به‌تازگی مطرح شد و تأکیدی صریح بر یکی از دلایل مهم ناخشنودی بخش عمده‌ای از مردم در مورد پرداخت مالیات دارد و نشان می‌دهد که چرا صاحبان کارگاه‌های کوچک و مغازه‌داران زیر بار پرداخت مالیات نمی‌روند. و این دلیل، موضوعی نیست جز عدم رعایت عدالت در اخذ مالیات . امروز متأسفانه دولت مالیات را به راحتی از درآمد، حقوق‌بگیران خود کم می‌کند، در حالی که سرمایه‌داران و واردکنندگان کالا که سود‌های کلان می‌برند، به راحتی از پرداخت مالیات سرباز می‌زنند.
و تا زمانی این رفتار دوگانه در اخذ مالیات امتداد داشته باشد، عملاً دولت دستش از درآمدهای واقعی مالیات کوتاه خواهد ماند، چراکه انگیزه‌های لازم برای اخذ مالیات شکل نخواهد گرفت، وقتی صاحب یک کارگاه کوچک می‌بیند، کارخانه داران بزرگ، واردکنندگان انبوه کالا به کشور زیر بار پرداخت مالیات نمی‌روند چه انگیزه‌ای و الزامی برای پرداخت مالیات خواهد داشت؟ هیچ.
که در نتیجه این همه، هر روز فرار مالیاتی در جامعه بیش از پیش تسری پیدا می‌کند.

فساد اقتصادی
دو عامل اساسی دیگر نیز وجود دارد که می‌تواند نقش بسیار ویژه‌ای را در تمایل یا عدم تمایل شهروندان یک جامعه برای پرداخت مالیات ایفا کند.
1ـ فساد اقتصادی: وقتی اخبار اختلاس‌های میلیاردی در کشور زیاد به گوش برسند و وقتی اعضای یک جامعه با تعداد زیادی ازپرونده‌های فساد اقتصادی روبه‌رو باشد. وقتی بعضی سیاستمداران برای تطهیر خود و تخریب دیگران مدام اتهامات اقتصادی را از هر تریبونی مطرح کنند، وقتی یک دولت برای جبران ناکارآمدی خود مدام از فساد اقتصادی و پول‌های کثیف حرف به میان آورد، ناخودآگاه، اعتماد عمومی به دستگاه‌های اجرایی کاهش می‌یابد. خردجمعی با این پرسش روبه‌رو می‌شود که چرا باید بخشی از درآمدهایی که برای آن تلاش کرده است را در اختیار دستگاه‌هایی قرار دهد که احتمال اختلاس و فساد مالی در آن می‌رود. پرسشی که نتیجه آن کاهش اعتماد به دولت و رویگردان شدن مردم از پرداخت مالیات است، چراکه تیتر‌های مکرر درباره فساد در رسانه‌ها این شائبه را برای مردم به وجود می‌آورد که هیچ تضمینی وجود ندارد که مالیات پرداختی از سوی آنها در مسیر آبادانی کشور خرج شود.
۲ـ فساد اداری: این نوع از فساد نیز از جمله دلایل دیگری است که کاهش در آمدهای مالیاتی دولت را در پی‌خواهد داشت. فسادی که به عده‌ای، این فرصت را می‌دهد، تا با پرداخت رشوه به افراد سست عنصر، یا با سود جستن از روابط و نفوذ خود در ادرات دولتی، رقم حقیقی و واقعی مالیات خود را نپردازند. پدیده‌ای که دلسردی دیگران را در پرداخت مالیات به همراه دارد و در نتیجه، به کاهش درآمدهای مالیاتی دولت ختم می‌شود.
دو نوع فسادی که شاید بتوان از آنها به عنوان اصلی‌ترین عامل‌های فرار مالیاتی در کشور نام‌ برد که امیدواریم عزمی جدی برای مبارزه با آنها در کشور شکل بگیرد.


نیم نگاه
فتح الله پریشان

زبان نتانیاهو در کام 47 سناتور جمهوریخواه!
هفته گذشته 47 سناتور جمهوریخواه آمریکایی، نامهای سرگشاده خطاب به مقامات جمهوری اسلامی ایران نوشتند که به گفته بسیاری از تحلیلگران روی دیگر سخنان نتانیاهو، نخست‌وزیر کودک‌کش رژیم صهیونیستی در کنگره آمریکا در مورد مانع‌سازی بر سر مذاکرات هسته‌ای است. نکته محوری نامه، این است که قرار توافق احتمالی در حوزه هسته‌ای بین ایران و آمریکا که به تصویب کنگره نرسد تنها در زمان اوباما دارای اعتبار است و رئیس‌جمهور بعدی آمریکا می‌تواند آن را لغو کند. این نامه در اوضاع کنونی که مذاکرات هسته‌ای به ایستگاه آخر و بسیار حساس خود رسیده، تحلیلها و بازتابهای زیادی در رسانه‌های دنیا پیدا کرده است.
در بررسی نامه سناتورهای آمریکایی از دو منظر حقوقی و سیاسی نکات قابل تاملی وجود دارد که می‌تواند در تبیین زوایای بحث مؤثر باشد. اساساُ اظهارات و اقدامات مخالفتآمیز کنگره آمریکا پس از تغییر اکثریت آن به جمهوریخواهان به‌ویژه در مسئله مذاکرات هسته‌ای روند فزاینده‌ای را طی می‌کند که به نوبه خود هم به تحلیل‌های زیادی در خصوص چرایی این قبیل رفتارها دامن زده و هم بازتاب‌ها و نظرات مختلفی را درباره اینکه چگونه می‌توان آن را تفسیر کرد به وجود آورده است که هر کدام وجهی از حقیقت سیاست‌های آمریکایی را تبیین می‌کند.
نامه سناتورها نه از حیث حقوقی درست است و نه زمینه عملی برای طرح دارد؛ چرا که تغییر دولتها در هیچ کشوری به معنای منتفی شدن تعهدات بین‌المللی آن کشور نیست که اگر این گونه باشد، حقوق بین‌الملل دچار چالش بزرگی خواهد شد. حضور پنج کشور قدرتمند دیگر که چهار تا از آنها جزو اعضای دائم شورای امنیت هستند در مذاکرات هسته‌ای شرایط ویژه‌تری نیز به آن داده که به این راحتی نمی‌توان آن را نادیده گرفت. بنابراین این نامه به دلیل نادیده گرفتن ابتدایی‌ترین مقررات و اختیارات قانونی حتی رئیس‌جمهور آمریکا نه تنها ارزش حقوقی ندارد بلکه صرفاً به دنبال تأثیرگذاری تبلیغاتی است.
اما آنچه در تبیین و تحلیل این نامه مهم‌تر می‌نماید، رویکرد سیاسی حاکم بر تهیه کنندگان آن است. این موضوع با دقت کمی در روند تغییر ترکیب کنگره و نوع مناسباتی که بین جمهوریخواهان با گونههای مختلف لابی‌گر در کنگره به‌ویژّه لابی قدرتمند صهیونیستی وجود دارد و به شدت نگرانی خود از دستیابی ایران به فناوری هسته‌ای را به جهانیان حقنه و تولید ناامنی می‌کند، قابل درک و تفسیر است. جمهوریخواهان هم به دلیل وابستگی سنتی افزون‌تر از دموکرات‌ها به لابی رژیم غاصب صهیونیستی و هم به دلیل نیازمندی به حمایت آنها در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری در راستای به کرسی نشاندن خواسته‌های نتانیاهو در کنگره تلاش می‌کنند و در واقع زبان نتانیاهو این بار در کام جمهوریخواهان کنگره می‌چرخد و همزمان دو هدف بسیار مهم را پیگیری می‌کند؛ ابتدا ناامیدسازی ایران از مذاکره برای دستیابی به توافق هسته‌ای و زمینه‌سازی برای ترک میز مذاکره توسط ایران است و دومین هدف آنها، تحت فشار گذاشتن اوباما برای به دست آوردن اختیارات بیشتر از جمله دخالت در روند مذاکرات است.
بازی جدید سناتورها اگرچه صبغه و کارکرد داخلی و انتخاباتی دارد و اساساً برای ما اهمیتی ندارد، اما باید به دولتمردان آمریکا متذکر شد که این قبیل مانعتراشی‌ها اولاً؛ مغایر با روح توافق ژنو است و ثانیاُ؛ می‌تواند موجب بیاعتبارسازی حیثیت حقوقی آمریکا در دنیا گردد و آخر اینکه اگر زمینه‌ساز شکست مذاکرات شود که واشنگتن نیاز فوری به آن دارد، پيامدهاي سنگيني براي آمريکا در پي خواهد داشت.
اما ایران نیز باید این پیام را به دنیا و تمام آمریکایی‌ها مخابره کند که ما در میز مذاکره صرفاً با تمامیتی به نام آمریکا که اختیار همه جوانب مذاکره را دارد در منظر و مرئای مردم و دولت‌های جهانی مذاکره می‌کنیم و به تناسب قوانین و بازی‌های داخلی کاخ سفید، ایران نیز می‌تواند روند مذاکرات را در پیچ و خم پارلمانی داخلی به گونه‌ای دیگر تعریف کند.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(62)

قحطی و گرسنگی مردم در نامه کشیش فردریک جساپ
نویسنده، سپس به شرح فاجعه‌ای که در راه بود، می‌پردازد. با رسیدن زمستان، جمعیت مردم گرسنه که در میدان شهر جمع می‌شوند انبوه‌تر می‌شود. زمستان سختی در پیش است. قیمت غله پیوسته از این برداشت به آن برداشت افزایش می‌یابد. قیمت غله در آغاز بالا بود و اکنون به قیمت‌های زمان قحطی رسیده است... اکنون قیمت‌ها پنجاه درصد بالاتر از قیمت‌های همین فصل در سال قبل است. قیمت گندم پنج تا شش دلار برای هر بوشل است و روشن است که بیشتر هم خواهد شد. اگر کمک نرسد، قحطی تنها اتفاق پیش‌روی پناهندگان، کردها و مسیحیان است. بسیاری از مسیحیان و مسلمانان ساکن این شهر(ارومیه) نیز تنها با کمک دوستان و همسایگان‌شان تأمین می‌شوند.
الیس در تلگرامی به تاریخ ۹ اکتبر ۱۹۱۷ خطاب به کمیته کمک‌رسانی آمریکا در نیویورک چنین می‌نویسد: «اگر می‌شد آن صحنه‌هایی را که من امروز در مسجد اهل سنت در ارومیه دیدم، فقط برای ده ساعت عیناً به میدان مدیسون انتقال داد، هر روزنامه‌ای در آمریکا می‌توانست، فجیع‌ترین صحنه جنگ را در جهان گزارش کند. آن‌گاه بلافاصله میلیون‌ها نفر مستقیماً برای کمک‌رسانی روانه می‌شدند. یک مشت کرد آواره شده از روستاهای کوهستانی، با ژنده‌پاره‌هایی وصف‌نشدنی به عنوان لباس بر تن، غوطه‌ور در گند و کثافت و قحطی و بیماری، مثل سگ‌های ولگرد بر سر لاشه مرداری با هم مبارزه می‌کنند.
کشیش فردریک و. جساپ از تبریز در نامه‌ای به تاریخ ۲۶ اکتبر ۱۹۱۷، چنین نوشته است: «شرایط در اینجا بد است و بدتر هم خواهد شد. فعلاً که مشکل نان بسیار جدی است... کسی نمی‌داند مردم زمستان را چگونه باید سر کنند، از این‌رو این نگرانی هست که پیش از رسیدن بهار، اوضاع بدتر شود. از ارومیه و ساوجبلاغ هم همین گزارش‌ها را دریافت کرده‌ایم. شنیده‌ایم که در آنجا حدود ۴۰ هزار زن و کودک کرد در وحشتناک‌ترین شرایط به سر می‌برند و از قحطی رو به مرگند... به غیر از مشکل غذا و آذوقه، اوضاع داخلی این منطقه نیز بد است. احزاب سیاسی به قتل و ترور پناه آورده‌اند و گه‌گاه یکی کشته می‌شود.
نامه کشیش جساپ در ۳۱ اکتبر ۱۹۱۷ از تبریز حاوی اطلاعات باارزشی است: «روحیه جنبش و ناآرامی در تمام جامعه قابل مشاهده است. با افزایش پیوسته قیمت‌ها، اوضاع نیز پیوسته در حال بدتر شدن است... تا سپتامبر، قیمت گندم بیش از دو برابر شد و اکنون هم تقریباً چهار برابر شده است. هفته‌هاست نانوایی‌ها مملو از زنان گرسنه است که برای نوبت خرید نان با هم جنگ و دعوا می‌کنند و دست آخر هم باید گرسنه آنجا را ترک کنند. از آنجا که نان غذای اصلی توده مردم است، قحطی نان به معنای فاجعه‌ای هولناک است. چشم‌انداز بدی پیش روی ماست و می‌ترسیم که پیش از بهار، در تبریز و اطراف آن به عملیات امدادی وسیعی نیاز باشد، البته نه فقط برای آوارگان، بلکه برای مردم فقیر و گرسنه کل منطقه.»
داناهو درباره خریدهای غله از سوی انگلیسی‌ها در آذربایجان اطلاعاتی را به دست می‌دهد و از روی همین داده‌های او در می‌یابیم که در آذربایجان قحطی تا تابستان ۱۹۱۹، یعنی تا دو سال پس از خروج روس‌ها که در آن دو سال انگلستان همه‌کاره ایران شده بود، ادامه یافته است. در ۲۱ می ۱۹۱۸ (اردیبهشت‌ماه سال ۱۲۹۷ هـ . ش) نزدیک به پنج ماه مانده به پایان جنگ جهانی نیروهای انگلیسی همدان را به مقصد شمال غرب ایران ترک می‌کنند. پس از شش روز نیروها به املاک و اراضی ایل افشار در آذربایجان می‌رسند.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران288
تأليف :عبدالله شمسی

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب اعتماد ملی (بخش آخر)
از فراز استقلال حزبی تا فرود در محاق فتنه


طی مباحث گذشته از ظهور، فعالیت و افول حزبی گفته شد که از گسست و تضاد جبهه اصلاحات سر برآورد. فردی آن را بنیان گذاشت که خود یکی از بنیانگذاران مهم‌ترین تشکل نیروهای به‌اصطلاح چپ، یعنی مجمع روحانیون مبارز با نظر مساعد امام خمینی(ره) محسوب می‌شد. کروبی که شیخ اصلاحات خوانده می‌شد، در شکل‌گیری جبهه دوم خرداد، نقش انکارناپذیری داشت. در دوران اصلاحات، آن‌گاه که احزاب منحله مشارکت و مجاهدین انقلاب یکه‌تازی می‌کردند، وی در مقاطعی به تقابل با آنها برخاست که در بزنگاه‌هایی نیز مؤثر واقع شد.
آنها اعتقاد داشتند کروبی نمی‌تواند در قامت یک رئیس‌جمهور اصلاحطلب به برآورده شدن خواسته‌ها و مطالبات آنها جامه عمل بپوشاند؛ زیرا به گمان بسیاری از نواندیشان افراطی در جناح اصلاحات وی نه از محبوبیت کاندیدای ایام دوم خرداد ۷۶ برخوردار بود و نه می‌توانست در جایگاه یک نظریه‌پرداز اصلاحات ظاهر شود. ضمن اینکه بسیاری از افراطی‌های دوم خرداد، کروبی را فردی ساده‌اندیش می‌دانستند که اساساً در جرگه اصلاحاتی که آنها سیاست‌گذاری و تعریف می‌کردند، نمی‌گنجید. سابقه عملکرد وی در زمان ریاست مجلس ششم که به دفاع از اصول قانون اساسی به‌ویژه اصل ولایت فقیه پرداخت شاهد مثال آنها بود.
بر این اساس، کروبی که از خودسری‌ها، تندروی‌ها و به شکست کشاندن اصلاحات از سوی عدهای از اصلاح‌طلبان ناراضی بود، در صدد برآمد خود کاندیدای دوره نهم ریاست‌جمهوری شود، اما با کمال ناباوری، یارانش در مجمع روحانیون مبارز وی را تنها گذاشتند. او با تعدادی از همفکرانش، در پرتو ارائه یک‌سری برنامه‌های اقتصادمحور و همچنین ارتباط با توده‌های مردم، با رأیی قابل توجه، از کاندیدای اصلی اصلاح‌طلبان، یعنی دکتر مصطفی معین پیشی گرفت و در جایگاه سوم قرار گرفت و چه‌بسا اگر اصلاح‌طلبان بر او اجماع کرده بودند، به دور دوم انتخابات راه می‌یافت.

از شکلگیری تا محاق فتنه
به هر حال همراهی نکردن یاران دیروز، انتقاد از برخی افکار، عملکردها و افراد در جبهه اصلاحات و رأی قابل توجه، مشوق کروبی در کناره‌گیری از تمام سمت‌های رسمی حاکمیتی و حزبی بود تا ایده تشکیل حزبی فراگیر را که از چندسال پیش در فکر آن بود به سرانجام برساند و حزب اعتماد ملی را پس از انتخابات پایه‌گذاری کند.
حزب اعتماد ملی، در طول فعالیت خود از سال ۸۴ تا ۸۸، آن‌گاه که در مدار کارویژه‌های حزبی حرکت میکرد با توجه به نوپا بودن در مقایسه با سایر احزاب جبهه اصلاح‌طلب موفقتر عمل کرد. اما با شروع فعالیت‌های انتخاباتی دوره دهم ریاست‌جمهوری، با عملکرد نامناسب دبیرکل و عدول از اصول حزبی و همراهی با فتنه‌گران، این حزب نیز به محاق رفت. کروبی با لجبازی و اشتباه در تحلیل و همچنین تحت القائات و هدایتهای پیدا و پنهان ضدانقلاب و سرویس‌های جاسوسی بیگانه، تمام گذشته خویش را زیر سؤال برد. از سوی دیگر با این رفتار دبیرکل، حزب نیز به نوعی فلج سیاسی دچار شد و نتوانست عملکرد و موضع مناسبی در قبال حوادث داشته باشد و در واقع، به بی‌عملی و سکوت کشندهای دچار شد که ادامه فعالیت را برای آن بسیار سخت کرد.
نتیجه اقدامات موسوی و کروبی به‌عنوان کسانی که خود را پیروان واقعی خط امام می‌نامیدند، زیر سؤال رفتن تمامی آرمان‌های امام‌خمینی(ره) و ایجاد فرصت برای بهره‌برداری سوء سیاسی دشمنان قسم‌خورده انقلاب اسلامی بود. دشمنان نظام اسلامی که همواره از بدو انقلاب تلاش می‌کردند در صفوف طرفداران و دلسوزان انقلاب اسلامی اختلاف و شکاف ایجاد کنند، حوادث و آشوبهای فتنه ۸۸ را تجلی این آرزوها و سرمایهگذاریهای خود میدانستند.

عوامل همبستگی حزبی
با توجه به مجموعه مباحث گفته شده در سلسله مقالات مربوط به حزب اعتماد ملی، در این شماره به‌عنوان آخرین مقاله از مطالب مربوط به بررسی دیدگاههای حزب اعتماد ملی میتوان گفت امتیاز حزب اعتماد ملی نسبت به سایر احزاب و گروههای عمده و فراگیری که طی دو دهه گذشته به وجود آمده بودند، دولت‌ساز نبودن آن است، مؤسسان حزب با توجه به تجربه احزاب دولت‌سازی مانند مشارکت و کارگزاران و اشکالات عمدهای که بر این نوع تحزب وارد بود، تشکل جدید خود را با دور هم جمع کردن تعدادی از فعالان و نخبگان سیاسی فارغ از مسئولیت‌های دولتی و اجرایی، تأسیس کردند.
عوامل همبستگی حزب اعتماد ملی که اعضای آن را گرد هم آورده بود شامل موارد زیر می‌شد:
1. اکثریت اعضا، به‌خصوص کروبی جزو اصلاح‌طلبانی محسوب می‌شدند که دل در گرو اندیشه‌های امام خمینی داشتند. ولی عمیق نبودن مسائل نظری در حزب و اعضای آن سبب شده بود اصولی از تفکر سکولاریسم اسلامی نیز به اصول اندیشه‌ای امام اضافه شود و در جاهایی دچار التقاط شوند. از این رو، هرچند حزب در بیانیه‌ها، مرامنامه و اسناد، اصول و مبانی یک حزب اسلامی را به نمایش می‌گذاشت، ولی آنجا که از مردمسالاری، اسلام رحمانی و غیرقدسی کردن قدرت سخن می‌گفت در دام التقاط گیر میکرد.
2. ایدئولوژی حزبی که برگرفته از اصول اندیشه‌ای و جهان‌بینی است نیز بین اعضای این حزب پیوند برقرار کرده بود، ولی آشفتگی در مبانی فکری حزب اعتماد ملی مانند بسیاری از احزاب دیگر، که از نقایصی همچون، کم‌کاری در حوزه نظریه‌پردازی، عدم بازتعریف نظام حزبی، عدم تدوین الگوی پیشرفت، و... حکایت دارد، بر ایدئولوژی حزب سنگینی می‌کرد. از این رو، در بایدها و نبایدها و عمل سیاسی حزب نیز این آشفتگی وجود داشت؛ به همین سبب، حزب در مقاطعی همراه با اهداف و خطوط ترسیمی انقلاب حرکت میکرد و گاهی متأثر از گفتمان اصلاح‌طلبی سکولار عمل کرده، این خطوط و اهداف را در می‌نوردید.
3. حزب اعتماد ملی با جمع کردن تعدادی از نخبگان سیاسی سعی داشت در میان اقشار و طبقات مختلف، حتی دراویش و اهل سنت جای پایی باز کند، حال چگونه این نگرش‌های متفاوت دور هم انسجام می‌یافتند، فرصتی دست نداد که در عرصه عمل، عینی و مصداقی شود. حزب اعتماد ملی، حزبی دولت‌ساز شناخته نمی‌شد، اما بر طبقه خاص اجتماعی که در آن ریشه دوانده باشد نیز استوار نبود.
4. طول عمر سازمان احزاب کارآمد و واقعی از طول عمر رهبران آن‌ها بیشتر است، تعطیل شدن حزب اعتماد ملی بعد از رفتارهای غیرقانونی دبیرکل و برخی از اعضا در فتنه 88 و ناتوانی سازمان حزب در تصمیم‌گیری و چگونگی برخورد با مسائل جدید، بیانگر این موضوع است که حزب اعتماد ملی بیش از اینکه قائم به سازمان، ایدئولوژی و طبقه باشد، قائم به شخص کروبی بود و با فاصله گرفتن او، حزب نیز فرو پاشید.

جمع‌بندی
با نقص و ضعف مؤلفه‌های اساسی فوق که ارکان و اجزای یک حزب را به هم پیوند میزند، این تشکل در آینده در مسیر انحلال و یا تعطیلی طولانی‌مدت گام برخواهد داشت و با توجه به اینکه هنوز به‌عنوان یک حزب قانونی رسمیت دارد، در صورت احیای مجدد، با تغییرات فراوانی روبه‌رو خواهد بود.
البته شروع مجدد فعالیت حزب می‌تواند با آسیبها و فرصتهایی همراه باشد. در صورتی که احیاکنندگان، افراد معتقد به انقلاب باشند و طبق مرامنامه و اساسنامه عمل کنند، حزب اعتماد ملی می‌تواند به‌عنوان نمایندهای شاخص در طیف اصلاح‌طلب جدید نقشی مثبت ایفا کند و با توجه به اینکه اصلاح‌طلبان در جامعه پایگاهی دارند، بهتر است احزابی مانند حزب اعتماد ملی با بازتعریف خود، نمایندگی این گفتمان را بر عهده گیرند تا احزاب تندرو و تکنوکرات. از سوی دیگر احیای مجدد حزب به‌وسیله افراد و عناصر تندرو نیز آسیبزا خواهد بود، مانند آنچه که در سازمان مجاهدین انقلاب(دوم) رخ داد، البته با شدت کمتر.
در پایان لازم است به اطلاع مخاطبان علاقه‌مند به ستون جریان‌شناسی سیاسی و شناخت احزاب که حدود شش سال پیگیر این مطالب بودند برسانیم که اولاً سلسله مقالات مربوط به این موضوع در اینجا به پایان میرسد، ثانیاً علاقه‌مندان به مطالعه این مطالب، هم می‌توانند به آرشیو الکترونیکی هفته‌نامه و هم کتابهایی که در مورد شناخت احزاب ایران در پژوهشگاه علوم اسلامی امام صادق(ع) قم و توسط انتشارات زمزم هدایت به چاپ رسیده، مراجعه کنند. همچنین متذکر می‌شویم که از ابتدای سال جدید با گونه‌شناسی و جریانشناسی اپوزیسیون انقلاب اسلامی در این ستون در خدمت عزیران خواهیم بود. هیئت تحریریه نشریه از انتقادات و پیشنهادهای شما برای بهبود انجام رسالت خطیر خود حتماً استقبال می‌کند. سال نوی خوبی را در پرتو توسل به عنایات بانوی دو سرا، صدیقه طاهره(س) برای همگان آرزومندیم.


آفاق
محمدرضا اسکندری

سنت اگوستین؛ پیشتاز اومانیسم مسیحی
اومانیسم مسیحی (umanismh christian) فلسفه‌ای است که از خودشکوفایی انسان در چارچوب اصول مسیحی جانبداری می‌کند. به‌لحاظ تاریخی چنانچه اشاره شد، خاستگاه اومانیسم مسیحی به‌نام دوره رنسانس رقم خورده است؛ اما با توجه به تأثیرپذیری زیاد متفکران دوره رنسانس از آرا و اندیشه‌های سنت اگوستین، ریشه‌های فکری اومانیسم مسیحی را باید در نظریه‌های این متفکر و عارف بزرگ مسیحی جست‌وجو کرد. در اینجا به طرح اندیشه‌های اگوستین خواهیم پرداخت که الهام‌بخش بسیاری از تفکرات اومانیسم مسیحی بوده است.

اومانیسم مسیحی در اندیشه‌های سنت اگوستین
هرچند برخی نویسندگان دوره باستان رنسانس تلاش کرده‌اند دوره قرون وسطی را دوره‌ای فاقد گرایش‌های انسان‌گرایانه معرفی کنند؛ اما با نگاهی از سر تأمل و انصاف می‌توان دریافت که نظام‌های فکری قرون وسطی در چارچوب فکری خود دغدغه‌ها و رویکردهای انسان‌گرایانه بسیاری داشته‌اند. در این میان، نوع تفکرات اگوستین درباره انسان بسیار مهم است. مهم‌ترین رویکردهای اومانیستی اگوستین در خلال مباحث زیر به چشم می‌خورد:
۱ـ قابلیت عقل انسانی برای کشف حقایق دینی و درک آموزه‌های دینی
۲ـ محدودیت عقل انسانی و تکمیل آن به کمک ایمان دینی
۳ـ واگذاشتن نفس انسانی به لطف خداوند برای رسیدن به سعادت
۴ـ تحلیل ابعاد وجودی انسان به عناصری همچون آگاهی، خیر و اراده
۵ـ رابطه عاشقانه و محبت‌آمیز روح انسان با خداوند
۶ـ معنایابی زندگی از طریق دستیابی به حقیقت و رسیدن به وحدت(۱)

قابلیت عقل انسانی برای کشف حقایق دینی و درک آموزه‌های دینی
اولین رویکرد اومانیستی اگوستین در رویارویی با نگرش افراطی «آباء کلیسا» شکل می‌گیرد که هرگونه به‌کارگیری عقل را در مقوله‌های دینی، مطرود و مردود اعلام می‌کند. از نظر اگوستین، دین الهی و خداوند برای عقل انسانی قابل کشف شدن است و با تأملات عقلی می‌توان باورهای دینی را تقویت کرد. همچنین می‌توان میان آموزه‌های فلسفی و ایمان دینی آشتی برقرار کرد؛ البته شرط درک حقایق دینی، ایمان آوردن به خداوند و تسلیم شدن در برابر اوست. عقل انسانی در آن هنگام که هنوز ایمان نیاورده است در معرض خطا قرار دارد، اما با ایمان آوردن عقل، در مسیر هدایت می‌افتد و با نور ایمان می‌تواند به درک درست حقیقت دین دست یابد. قاعده مهم فلسفی که اصل هرگونه تفکر فلسفی به‌شمار می‌آمد، این بود که «ایمان» عقل را به سوی خود فرا می‌خواند.

محدودیت عقل انسانی و رفع آن با ایمان دینی
عقل در عین اهمیت، محدودیت‌هایی دارد که انسان باید به آن واقف باشد. درک محدودیت عقل و رفع آن با ایمان دینی تنها راه رستگاری دینی است. اگوستین حقیقت دین را در جست‌وجوی دائمی روح سرگشته انسانی از خداوند می‌داند. برای این منظور، تعامل عمیق و صمیمانه عقل و دین ضروری است. نتیجه ضروری هر نوع فعالیت عقلی باور است؛ اما این باور، خود از طریق ایمان حاصل می‌شود؛ از این‌رو، باور دینی و فهم مکمل یکدیگرند. باور دینی که به کمک فهم روشن شده باشد یک ایمان معقول را نتیجه می‌دهد. اگر مطالعه نظام‌های فلسفی در تقویت فهم انسان و تقویت باورهای دینی انسان مؤثر باشد، پس باید به چنین نظام‌هایی روی آورد و در محدوده‌ای مرکب از فلسفه و دین به تأمل درباره آنها پرداخت.(۲)

واگذاشتن نفس انسانی به لطف خداوند برای رسیدن به سعادت
اگوستین با دقت در زندگی خود و با بهره‌گیری از تجربه‌های دینی شخصی خود و نیز با استفاده از نظریات پولس قدیس، نجات انسان را در سایه لطف پروردگار میسر می‌داند. طبق نظر پولس برای «عشق ورزیدن به خداوند، افاضه لطف از سوی خداوند ضروری است.»(۳)
به نظر اگوستین، بزرگ‌ترین کشفی که انسان در طول زندگی خود تجربه می‌کند، کشف ناتوانی او برای رسیدن به سعادت است و اینکه باید لطف خداوند نصیبش شود: «انسان زمانی که خودش می‌کوشد تا زندگی صادقانه‌ای را آغاز کند و بر قدرت خویش تکیه کرده، خود را مستقل از خداوند و بی‌نیاز از لطف او احساس کند، ناگهان خود را در برابر سنگینی گناه احساس می‌کند؛ گناهی که توان او را برای دستیابی به سعادت سلب می‌کند، اما در این هنگام، این آزادی و قدرت عمل را دارد که خود را به خداوند و لطف او واگذار کند.»(۴)

تحلیل ابعاد وجودی انسان به عناصر آگاهی، اراده و خیر
در وجود انسان، عناصری چون: آگاهی، اراده و خیر از سوی خداوند به ودیعه نهاده شده است. انسان از طریق این عناصر در جست‌وجوی حقیقت و سعادت برمی‌آید.
*عنصر آگاهی: از نظر اگوستین: «فلسفه‌های انسانی برای دستیابی به آگاهی و تحصیل سعادت به حکمت عشق می‌ورزند.» گویا روح بیقرار آدمی برای رسیدن به حقیقت به کسب دانش از طریق فلسفه عشق می‌ورزد. این عشق‌ورزی برای رسیدن به حقیقتی بزرگ‌تر و ازلی به‌نام خداوند است. انسان اگر تنها بر خود تکیه و بر ادراک‌های ظاهری خویش بسنده کند، دائماً با امور متغیر و زودگذر مواجه می‌شود که همه نشأت‌گرفته از حواس ظاهری است که خطاپذیر و گذرایند، پس چه بهتر که انسان به آن جنبه از حیات معقول بپردازد که در آن می‌تواند امور نامتغیر، ازلی و ضروری، یعنی حقیقت خداوند را بیابد. روح انسان از این طریق به سکون و آرامش می‌رسد.
*عنصر اراده: آگاهی انسان، عزم و اراده‌ای را می‌طلبد که به‌دنبال شناخت و دستیابی به حقیقت، حکمت و سعادت باشد؛ البته انسان‌ها نوعاً دچار سستی شده، از جست‌وجوی خیری که باید به‌دنبالش باشند سرباز می‌زنند و به امور گذرا می‌پردازند و حتی به رذایل اخلاقی روی می‌آورند؛ اما انسان دینی آزادانه در پی کسب فضایل اخلاقی است و از سر اختیار، فضایل اخلاقی را برمی‌گزیند.
*عنصر خیر: تمام حقایق اخلاقی مانند: «زندگی توأم با فضیلت» یا «زندگی طبق دستورهای الهی» همه به خیر منتهی می‌شوند و آن یک حقیقت بیش نیست؛ عشق‌ورزی خداوند. خیر انسان عبارت است از: سهیم شدن در یک عشق‌ورزی غیرقابل تغییر و همیشگی به خداوند.

رابطه عاشقانه و محبت‌آمیز
روح انسان با خداوند
عقل انسانی حکم می‌کند انسان دل را در گرو امور زودگذر نگذارد و به یک حقیقت ازلی دلبستگی پیدا کند و عاشقانه او را بپرستد. رابطه انسان با خداوند (رابطه من ـ تو) بر پایه رابطه‌ای عاشقانه و محبت‌آمیز است. محبت سبب حرکت روح می‌شود: «محبت و عشق است که می‌پرسد، کنجکاوی و جست‌وجو می‌کند، به انسان ضربه می‌زند، رمزها را به روی انسان می‌گشاید و کشف می‌کند و نهایتاً به انسان، اطمینان و پشتگرمی می‌دهد.»(۵)
نوع توجه اگوستین به عشق و عقل و تعامل این‌دو، حاکی از نظریات افلاطونی است که برای رسیدن به خیر باید دو عنصر عشق (eros) و حکمت (phronesis) را با یکدیگر همگام کرد. به نظر وی دین مسیح، دینی انسانی است، زیرا این انسان است که در مقام کامل‌ترین موجود، درباره خدا می‌اندیشد و به او عشق می‌ورزد و متقابلاً خداوند نیز به انسان محبت و عشق می‌ورزد؛ زیرا خداوند، خود را تنها برای کسی می‌نمایاند که زاهدانه و خالصانه و با سعی و کوشش در جست‌وجوی او برآمده باشد.

معنای زندگیاز طریق دستیابی به وحدت
دستیابی به وحدت، مرحله دیگری است که انسان با عبور از اندیشه و عشق به آن دست می‌یابد. انسان با اندیشه و عشق نسبت به خداوند علاوه بر اینکه روح ناآرام و سرگشته خود آرامش می‌بخشد، درمی‌یابد به جای آنکه بیشتر به تجزیه و تحلیل مفاهیم و نظریه‌پردازی درباره موجودات این جهان بپردازد؛ بهتر است توجهش به وحدت بخشی به حقایق موجود در عالم، تحت وجود واحدی به نام خدا باشد؛ خداوندی که محور تمام حقایق است و همه باید به سمت این حقیقت توجه کنند. انسان باید بر حسب نزدیکی و دوری خود از خداوند، به حقیقت خویش آگاهی یابد و با همه وجود او را دنبال کند. زندگی به این وسیله، معنای خاص خود را می‌یابد. انسان دینی، انسانی است که در چارچوب و محدوده دین، هیچ‌گاه آرام و قرار ندارد و همواره در ذهن خود به فکر خداوند و رسیدن به اوست. معنایابی زندگی انسان در ربط و نسبت او با خداوند و نحوه این ارتباط است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 288
فتح الله پریشان

جایگاه سیاست از منظر فیض کاشانی
در شماره‌های گذشته ضمن مفهومشناسی سیاست از دیدگاه ملامحسن فیض‌کاشانی، متذکر این نکته شدیم که وی سیاست را از چند منظر دسته‌بندی کرده است که با انواع سیاست شرعى و عرفى و سیاست بر حسب اصلاح امور دنیا و آخرت آشنا شدیم. در این مطلب ضمن بررسی شق سوم سیاست و تقسیم آن از دیدگاه فیض به سیاست داخلی و خارجی، با جایگاه کلی سیاست در منظومه فکری وی نیز آشنا خواهیم شد.
فیض در تعریف عبارت «حسن‌السیاسه» كه در روایت امام صادق(ع) وارد شده، سیاست را به دو نوع، سیاست از خارج و سیاست از داخل تقسیم كرده است و مى‌گوید: «حسن‌السیاسه»، یعنى «استعمال عقل عملى و تهذیب اخلاق؛ چه سائس از خارج باشد، مثل سلطان و چه از داخل باشد، مثل حسن تدابیر نفس.» همه این تقسیمات فیض را مى‌توان در همان تقسیم ابتدایى وى جمع كرد. به این معنا كه سیاست از منظر وى، یا سیاست شرعى است كه از سوى پیامبر(ص) و جانشینان معصوم وى(علیهم‌السلام) و یا علمایى كه عالم به ظاهر و باطن هستند، اعمال مى‌شود و یا سیاست غیرشرعى كه از سوى غیرمعصومین اعمال مى‌شود؛ اگرچه صلاحیت آن را نداشته باشند و تنها از راه تغلب و زور صاحب آن شده باشند. فیض از این نوع سیاست، به سیاست دنیویه یا عرضیه و ضروریه یاد می‌کند كه به اعتقاد وى، به هر حال در صورت عدم امكان سیاست شرعى، از این نوع سیاست لابد و گریزى نیست.
براساس آنچه از تعریف و انواع سیاست از منظر فیض آورده شد، چنین مى‌توان نتیجه گرفت كه سیاست از نظر وى، آن فعلى است كه به تسویس و تربیت انسان مى‌پردازد تا او را به صلاحیت كمالى‌اش رسانده و زندگى او را تدبیر نموده و او را به سوى خیر و سعادت رهنمون شود. بنابراین، سیاست آنچنان كه فیض از قول غزالى نقل كرده است، از اشراف افعال انسانى در تنظیم زندگى اجتماعى اوست و به واسطه آن است كه تألیف و استصلاح خلق و ارشاد آنها به سوى خیر و سعادت دنیوى و اخروى، حاصل مىشود.
از این‌رو، فیض نیز سیاست را یكى از حكام پنج‌گانه حاكم بر انسان (عقل، شرع، طبع و عادت) دانسته و معتقد است؛ سیاست اگرچه در میان این حكام پنج‌گانه پایینتر از همه قرار دارد، ولیكن بر همه آنها حكم مى‌راند و بر همه آنها غالب و مستولى است. به اعتقاد وى، از میان حكام پنج‌گانه فوق، جایگاه عقل از همه بالاتر است و هرگاه كامل باشد، مقدم است بر سایر حكام. تا او باشد، دیگرى را حكم نمى‌رسد، پس اگر دیگرى به خلاف او حكم كند، نباید شنید؛ چراكه او اشرف و افضل است از همه و با شرع موافق است و همیشه، سایر حكام تابع وى هستند، همچنین عقل، احتیاج به ترجیح و تمییز ندارد؛ چراكه تعارض و اشتباه نزد او نمى‌باشد، لیكن این عقل، مختص به انبیا و اولیاست و كسى را كه این عقل نباشد، باید كه شرع بر همه مقدم دارد، چراكه شرع قائم‌مقام عقل كامل است براى كسى كه عقل كامل ندارد. سپس صاحب عقل ناقص را باید تابع شرع شود؛ یعنى كسى كه شرع را مخالف عقل خود یابد، باید كه عقل خود را به خطا منسوب دارد و طعن در شرع نكند و بعد از عقل و شرع، طبع و عادت است و چون این هر دو را در بدن آدمى براى آن گذاشته‌اند كه آن را مدتى به پاى دارد تا روح در آن كسب كمال كند و به منتهاى كمالى كه لایق اوست برسد، پس هرگاه حكم ایشان با یكدیگر مختلف شود، حكم هر كدام كه در این غرض بیشتر مدخلیت دارد، مقدم باید داشت؛ چراكه در این هنگام، بیشتر اطاعت خالق خود كرده و به مصلحتى كه از براى آن مخلوق شده، بیشتر اقدام نموده اگر هر دو مساوى باشند در این غرض، یا هیچ‌یک را مدخلى نباشد، هر یک را خواهد، مقدم دارد. چه، در این هنگام، اطاعت و عصیان ایشان یكسان است و سیاست هرگاه مدد عقل و شرع بیشتر كند از طبع و عادت، مقدم است بر طبع و عادت.
بنابراین، سیاست اگرچه از نظر وى اخس و پایینتر از حكام دیگر است؛ ولى در عین حال بر همه آنها حكم مى‌كند و حكام دیگر نیز مادامى كه سیاست با قوانین عقل و شرع مخالفت نكند، امر به متابعت او مى‌كنند؛ چراكه در زندگى اجتماعى لابدى از چنین سیاستى نیست.


اصطلاحات

مزایای روش پیمایش
پژوهش‌های پیمایشی همانند پژوهش‌هایی که برای سایر روش‌های علمی، تفسیری یا انتقادی انجام می‌شود، مزایا و معایبی دارد که پژوهشگر باید با محاسبه‌گری و اقتضائات کار تحقیقی خود از آنها بهره بگیرد. برخی از مهم‌ترین مزایای روش پیمایش به شرح زیر است:
۱ـ پیمایش امکان گردآوری اطلاعات مشخص درباره انواع موضوعات از جمعیتی بزرگ را فراهم می‌کند. به کمک روش نمونه‌گیری می‌توان با دقت نسبتاً زیاد اطلاعات را گردآوری کرد و سپس به اتکای قوانین آماری به کل جمعیتی که نمونه از آن گرفته شده است، تعمیم داد.
۲ـ زمان لازم برای گردآوری اطلاعات در روش پیمایش بسیار کوتاه است، به‌طوری که در پیمایش‌های تلفنی پرسشگران تلفنی داده‌ها را به‌طور مستقیم وارد رایانه می‌کنند و می‌توان دو تا سه روزه نظرسنجی را به اتمام رساند.
۳ـ این روش در پژوهش‌های کاربردی بسیار کارآمد است و می‌توان طیف گسترده‌ای از موضوعات پژوهشی را با اتکا به اطلاعاتی که از افراد مورد بررسی به‌دست می‌آید به کمک این روش به سهولت بررسی کرد.
۴ـ با توجه به حجم گسترده اطلاعاتی که می‌توان به کمک این روش از جمعیت بزرگی از مردم به‌دست آورد، هزینه‌های پژوهش نیز کم‌وبیش محدود و قابل توجیه است.
۵ـ با انجام نظرسنجی می‌توان اطلاعات روزآمد درباره نظرها، ترجیحات، سبک‌های زندگی، انگیزه‌ها و ارزیابی‌های مردم درباره موضوعات گوناگون را به‌دست آورد. بسیاری از اطلاعات موجود ممکن است با توجه به گذشت زمان کهنه شده باشند یا مردم نظر خود را راجع به برخی موضوعات تغییر داده باشند، بنابراین پیمایش یکی از سریع‌ترین و مفیدترین روش‌ها برای دستیابی به دیدگاه‌های روز مردم است.
۶ـ در مقایسه با روش‌های آزمایشی، پاسخگویان یک پیمایش در محیط طبیعی خود قرار دارند و در وضعیتی آزمایشگاهی که احیاناً به تغییر رفتار و گفتار آنان منجر شود، نیستند. بنابراین به شرط برخورداری از پرسشنامه‌ای خوب، امکان بیشتری برای دریافت پاسخ‌های «طبیعی» وجود دارد. از این‌رو، در روش پیمایش، محیط پژوهش را محیطی «نیمه‌طبیعی» می‌نامند.
۷ـ شاید مهم‌ترین مزیت این روش امکان آزمون نظریه‌ها یا فرضیه‌هاست، زیرا می‌توان برخی متغیرها را کنترل آماری کرد و تأثیر برخی متغیرها بر متغیر وابسته را سنجید، اگرچه کنترل کامل همه متغیرهای تأثیرگذار غیرممکن است. از این نظر روش پیمایش برای تعیین روابط عِلّی از توانمندی‌های روش آزمایشی برخوردار نیست. در شماره آتی که اولین شماره در سال جدید خواهد بود معایب پیمایش را بررسی خواهیم کرد.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی- 5
توطئه‌ها و غائله‌آفرینی در خوزستان

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

مقدمه
استان خوزستان واقع در جنوب غربی ایران با استان‌های ایلام، لرستان، چهارمحال‌وبختیاری، بوشهر و کهگیلویه و بویراحمد همسایه است و همچنین از سمت غرب با کشور عراق مرز مشترک دارد و از جنوب در خلیج‌فارس ساحل انداخته است، این استان رودهای متعددی دارد و تنها رودخانه قابل کشتیرانی در ایران، یعنی رود کارون در این استان قرار دارد. سایر رودخانه‌ها مانند کرخه و دز نیز رودهای پرآب آن هستند.
شهر اهواز مرکز استان خوزستان است و شهرهای مهم آن عبارتند از: آبادان، خرمشهر، رامهرمز، شوش، شوشتر، اندیمشک، دزفول، بندر امام‌خمینی، ایذه، بهبهان و مسجدسلیمان. استان خوزستان یکی از سرزمین‌های کهن در تاریخ تمدن بشری است و قرن‌ها در دوره ایران باستان و پیش از آن با مرکز دولت عیلام و شوش همچنان یکی از مناطق مهم ایران بوده است.
دانشگاه جندی‌شاپور یادگاران دوران استو پس از ورود اسلام به ایران فتح شد و مردم این منطقه مانند سایر نقاط ایران دین اسلام را پذیرفتند و بعد به سبب نزدیکی به مرکز خلافت عباسی در بغداد زیرنظر خلفای عباسی اداره می‌شد. در زمان صفویه و پس از آن در رابطه با نیروی دریایی مورد توجه قرار گرفت. در دوره قاجار و طی جنگ‌های جهانی بارها خوزستان به‌وسیله نیروهای انگلیسی اشغال شد و انگلیسی‌ها تا سال ۱۳۳۱ شمسی بر منابع نفتی این منطقه تسلط داشتند. این استان به دلیل نفت‌خیز بودن نقطه اتکای اقتصاد ایران بوده است. به‌جز نفت، محصولات کشاورزی این استان یکی از پردرآمدترین منابع درآمد ایران است.

بستر تاریخی خوزستان
در بستر تاریخی استان خوزستان جریان‌های سیاسی‌، فرهنگی و اقتصادی وابسته به استعمار انگلیس اقدام به توطئه و دسیسه‌ها کردند. همچنین مورد دخالت رژیم بعث عراق بود که با ترویج اندیشه‌های تفرقه‌افکنی بین شیعه و سنی، عرب و عجم حیله‌های‌شان آشکارتر می‌شد. مردم ایران سالیان طولانی بدون توجه به قومیت و ملیت انسان‌ها در کمال آسایش در کنار هم با مذاهب و نژادهای مختلف زندگی می‌کردند و هیچ‌گاه از جریان‌های حزبی، گروهی، قومی مانند حزب بعث عراق اثرپذیر نبودند، اما دشمنان اسلام با دامن زدن به شایعات اختلافات قومی و نژادی، توطئه‌ها و دسیسه‌ها کرده‌اند، به‌طوری که پس از پیروزی انقلاب اسلامی طرح مسئله خودمختاری، اختلاف عرب و عجم را به‌صورت موضع‌گیری‌های نظامی و سیاسی درآوردند. رژیم بعث عراق برنامه‌های خود را مخفیانه طراحی و اجرا می‌کرد. او علاوه بر تحرکات مرزی، اقدامات گسترده‌ای در داخل خوزستان در پشتیبانی از جریان ضدانقلاب داخلی انجام می‌داد و عرب‌زبان بودن بخشی از مردم خوزستان دستاویز مناسبی برای طرح جدایی خوزستان از ایران شده بود و با طرق مختلف؛ با فرستادن پول و اسلحه موجب نگرانی مسلمانان دو کشور ایران و عراق شده بود. برای نمونه هنگامی که وزیر خارجه وقت ایران با وزیر خارجه عراق وارد مذاکره شدند، سفیر رژیم بعث عراق درباره مسائل مرزهای ایران زیرکانه آن را سوءتفاهم تلقی کرد و گفت: «ایران و عراق مرزهای طولانی دارند و ممکن است گاهی پیشامدهایی رخ دهد و در این موارد با توجه به کلیه قراردادهای بین دو کشور به بررسی مسئله می‌پردازیم و در رفع آن می‌کوشیم... اجازه نمی‌دهیم کشوری در امور داخلی ما دخالت کند، در امور داخلی کشورهای دیگر به‌ویژه کشور همسایه‌ای چون ایران دخالت نخواهیم کرد... ما قاچاق اسلحه از عراق به ایران را شدیداً محکوم می‌کنیم...»

طرح توطئه در خوزستان
با دخالت‌های رژیم بعث عراق، توطئه‌ها و جنایت‌هایی در استان خوزستان رقم می‌خورد. نویسنده کتاب «گام‌به‌گام با انقلاب» که خود شاهد ماجرا بوده در صفحه ۲۱۷ کتاب آورده است: «روز پانزدهم تیرماه ۵۸ در محله‌ای به‌نام «بریم» چندین سرقت مسلحانه انجام می‌پذیرد و پشت سر آن محله‌های کوچک آبادان و خرمشهر مورد هجوم نقاب‌پوشان مسلح قرار می‌گیرد، پلیس هیچ حرکتی از خود نشان نمی‌دهد و هر جا که پاسداران می‌خواهند دخالت کنند، مورد شماتت قرار می‌گیرند و درست روز دوازدهم تیرماه ۵۸ مردم فقیر و کپرنشین عرب و فارس‌زبان‌ها و اصناف و بازاری‌های مؤمن طی چند تلگراف و جمع‌آوری تومار راه‌پیمایی، حمایت خود را از انقلاب و امام اعلام می‌کنند و در پی آن ضدانقلاب در پی تخریب و انفجار برمی‌آید و در چندین نقطه خوزستان لوله‌های نفت خام را منفجر می‌کند، در تاریخ ۱۹ تیرماه ۵۸ چندین لوله نفت خام اهواز به آبادان و دارخوین به اهواز منفجر می‌شود. از طرفی جنگنده‌های عراقی روستاهای خوزستان را بمباران می‌کنند و از طرفی دیگر گروهی به‌نام «چهارشنبه سیاه» همه انفجارها و آتش‌سوزی‌های اخیر آبادان و خرمشهر را برعهده می‌گیرد و ادعا می‌کند که استاندار خوزستان به‌سبب کشتن تعدادی عرب باید محاکمه شود و در پی آن عده‌ای به هواخواهی این گروه راه‌پیمایی می‌کنند. به‌طور کلی غیر از گروهک‌های مختلف، دو جناح به‌طور آشکار با هم در نزاع هستند؛ یکی طرفدار گروه «چهارشنبه سیاه» و دیگری طرفدار شیخ‌شبیرخاقانی از روحانیون خرمشهر...»

تحریک تعصبات قومی
جمعی از عناصر سیاسی با استفاده از تعصبات قومی به اسم خلق عرب سازمانی تشکیلاتی به‌نام «دفتر سیاسی خلق عرب» را سامان می‌دهند که در واقع شاخه‌ای از جریان جبهه التحریر از عوامل انگلیس بوده‌اند و به ظاهر ریاست آن را به عهده «شیخ‌شبیرخاقانی» روحانی سابقه‌دار و پرنفوذ اما ساده‌اندیش و فریب‌خورده می‌گذارند که «شیخ‌عیسی» آن را مدیریت می‌کرده است. این مجموعه در یکی از اعلامیه‌هایش آورده است: «دشمنان خلق عرب بدانند اگر ما فاقد اسلحه ‌اتشین باشیم به اسلحه قاطع ایمان به خداوند مسلح هستیم، ما جزئی از خلق‌های ایران به شما می‌آییم. هرگز اسلحه خود را بر زمین نمی‌گذاریم، مگر تا تحقق دست آوردن حقوق شرعی و قانونی خود و همچنین ساختمان سازمان سیاسی خلق عرب که توسط رژیم شاه غصب شده بود تنها یک بنای تاریخی است و این خانه ماست...» علاوه بر اعلامیه‌های اینچنینی در مصاحبه‌ای با تشدید امید ایران، در پاسخ به این پرسش که آیا فکر می‌کنید دادن خودمختاری به خلق عرب موجب از بین رفتن مشکلات موجود و چرخش چرخ‌های اقتصادی این منطقه می‌شود؟ می‌گوید: «ما علمای تشیع همیشه خواهان عدالت بر طبق ضوابط اسلامی هستیم و به نظر من چنانچه به تمام خلق‌ها و گروه‌ها حقوق شرعی و قانونی آنها داده شود، ان‌شاءالله مشکلی در پیش نخواهند داشت.» وی همچنین در پاسخ به پرسش دیگری که «نظرتان در مورد متن پیش‌نویس قانون اساسی چیست؟ می‌گوید: «تنها چیزی که در مورد متن پیش‌نویس قانون اساسی می‌توانم ذکر کنم این است که متأسفانه علی‌رغم مذاکراتی که با آقای بازرگان داشتیم، هیچ حقی برای خلق عرب منظور نشده است.» در پی این موضع‌گیری‌ها که عمدتاً حول محور خلق عرب، حقوق خلق عرب، خودمختاری و در نهایت اندیشه تجزیه‌طلبی صورت می‌گرفت توطئه‌ای بود که از طرف دشمنان انقلاب اسلامی مدیریت می‌شد تا اینکه آشوب منطقه خوزستان را فرا گرفت و در خرمشهر فاجعه‌ای رخ داد و تعداد زیادی کشته و مجروح بر جای گذاشت.»

ادامه غائله‌آفرینی
پس از پیروزی انقلاب، با طرح توطئه و با دخالت‌های رژیم بعث عراق، سامان دادن تشکل‌های سیاسی با مشی مسلحانه، انفجارات مسیر راه‌آهن و لوله‌های نفت، غائله‌ای در خوزستان ایجاد شده بود، اما بیشترین حجم آن در خرمشهر در نزدیکی مرز عراق رقم می‌خورد. فجیع‌ترین جنایت‌ها تهاجم به بندر گمرک، بازار و مغازه‌ها و آتش زدن مراکز دولتی و هجوم به کلانتری شهر بود که هر یک ماجرایی دارد. در یکی از این روزها فرمانده پاسداران نیروهای اعزامی از خرم‌آباد لرستان به‌نام «انوشیروان رضایی‌فر» ترور می‌شود و به شهادت می‌رسد، با انتشار این خبر، خرمشهر به حالت تعطیلی درمی‌آید و مردم در مسجد جامع جمع می‌شوند و مراسم تشییع باشکوهی برای او برگزار می‌کنند و در روزهای بعد در مراسم ختم و سوگواری در مسجد جامع، ناگهان در بین انبوه مردم عزادار نارنجک منفجر می‌شود و هفت نفر از پاسداران به شهادت می‌رسند و حدود هفتاد نفر از اهالی مجروح می‌شوند. آن روز، روز غم‌انگیزی بود، اما همگان به حقانیت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و پاسداران واقف می‌شوند. پس از چندی با کمک مردم، عده‌ای دستگیر و محاکمه می‌شوند و نیروهای هوادار انقلاب به‌خصوص پاسداران اعزامی در تهران به اوضاع شهر مسلط می‌شوند، حوادث دیگری واقع می‌شود که به‌دنبال آن در همان ایام چند خانه مجاور مسجد جامع مورد بررسی قرار می‌گیرد و چندین سلاح سنگین و دینار عراق به‌دست می‌آید. منزل شیخ‌شبیر خاقانی هم محاصره می‌شود و پس از بازرسی از منزل او تعدادی سلاح به‌دست می‌آید. بالاخره در تاریخ ۲۸ تیرماه ۵۸ شیخ‌شبیر دستگیر و از خرمشهر به قم فرستاده می‌شود. ضدانقلاب دنبال غائله دیگری بودند که یکی پس از دیگری خنثی می‌شود.

تجاوز رژیم بعث عراق و آغاز جنگ تحمیلی
ماجرای ترور، انفجار لوله‌های نفتی و مسیر خط آهن، حمله به پاسگاه با آرپی‌جی۷ و شایعات گسترده، تجاوز مرزی عراق، جذب جوانان خوزستانی و آموزش آنها در عراق و موارد اینچنینی تا شهریور سال ۱۳۵۹ ادامه داشت، عراق در این مدت هجده ماه روزبه‌روز تحرکاتش را در مرزهای ایران بیشتر می‌کرد که جملگی جهت آمادگی برای جنگی گسترده و جداسازی خوزستان در ایران بود. طبق اسناد منتشر شده عراق با گردآوری گروه‌های منحل‌شده به‌نام‌های خلق عرب، با برقراری تماس‌های مکرر با آنها همواره بر جدایی‌طلبی تحریک می‌کرد و مهم‌ترین هدفی که رژیم بعث عراق دنبال می‌کرد تجزیه خوزستان و الحاق آن به خاک عراق بود. رژیم صدام تصور می‌کرد به محض تجاوز و ورود به خوزستان، اعراب ساکن آنجا از آنها حمایت خواهند کرد و علیه دولت و نظام جمهوری اسلامی با رژیم بعث همکاری می‌کنند. در طول جنگ استان خوزستان، به‌ویژه شهرهای مرزی آن مانند آبادان، خرمشهر، سوسنگرد و... خسارات فراوانی دیدند و برخی از شهرهای خوزستان مانند دزفول، هویزه را به اشغال درآوردند و ویران کردند. در طول جنگ تعداد زیادی از مردم جنگ‌زده مناطق اشغال‌شده خوزستان به سایر مناطق در داخل کشور انتقال داده شدند. مردم خوزستان در طول جنگ با تقدیم ده‌ها شهید، سهم بسزایی در دفاع از مرزهای کشورـ داشتند که ماجراهای آن در کتاب‌های مستقل به‌طور مبسوط بحث شده است.


حكایت زمانه
داوود امینی

فدائیان اسلام، اعدام انقلابی رزم آرا، ملی شدن صنعت نفت
تلاش سرسختانه رزم‌آرا برای فریب دادن مجلس و مخالفانش، با قصد حل مسئله‌ نفت به شیوه دلخواه خودش سبب شد جبهه ملی، فدائیان اسلام و آیت‌الله كاشانی بیش از پیش به هم نزدیك شوند. با انتشار اعلامیه‌ آیت‌الله كاشانی در روز هفتم دی‌ماه 1329 تظاهراتی عظیم در تهران برپا شد. در این گردهم‌آیی، دكتر فاطمی، بقایی و دیگران به نكوهش موضع دولت درباره نفت و انتقاد از اظهارات توهین‌آمیز رزم‌آرا در مجلس پرداختند.
در واقع مبارزات پارلمانتاریستی و حزبی كه در آن آیت‌الله كاشانی و جبهه ملی نقش اساسی داشتند، نتوانسته بود از پیشروی جناح دربار، انگلستان و آمریكا جلوگیری كند و آنان حل مشكل نفت و خروج از این بحران را تقریباً غیر ممكن می‌دانستند. بنابراین طرح قتل رزم‌آرا در دستور كار قرار گرفت.
عده‌ای از اعضای جبهه ملی در ملاقات‌هایی با نواب صفوی در منزل حاج محمود آقایی اظهار داشتند: «رزم‌آرا خار نهضت است. شما اگر بتوانید رزم‌آرا را از سر راه بردارید، ما حكومت اسلامی اعلام كرده و نفت را ملی خواهیم كرد.»
در این جلسه، نواب صفوی با دلیل و برهان، اعضای جبهه ملی را متقاعد كرد كه برای پیشرفت در مبارزه با اجانب به‌ویژه انگلیس چاره‌ای جز نبرد قهرآمیز با آنها از طریق مبانی و اصول اسلامی نیست و «اگر از این راه پیش برویم، پیروزیم و در غیر این صورت، شكست خواهیم خورد.»
تنها شرط نواب برای برداشتن رزم‌آرا از سر راه، عمل به اوامر و نواهی دینی بود. وی در این ملاقات به افراد جبهه ملی گفت: «آقا جون، فرض رزم‌آرا رفت. فردا دومرتبه مسئله‌ای پیش نیاید كه حالا بگذار باشد برای بعد. مسئله فرهنگ رأس همه اینهاست. بعد از مسئله نفت، فرهنگ را باید خیلی در آن دقت كنید. چون این فرهنگ، یك فرهنگ اصیلی نیست، فرهنگ استعماری است. از اینجا حداقل باید شروع كنیم.»
این شرط نواب، مورد پذیرش اعضای جبهه ملی حاضر در جلسه قرار گرفت و آیت‌الله كاشانی هم بعداً با آن موافقت كرد. بر مبنای چنین قول و قرارهایی بود كه فدائیان اسلام، با هدف برقراری حكومت دینی و بسترسازی برپایی جامعه‌ اسلامی، زمینه از بین بردن رزم‌آرا را فراهم كردند و با چنین توافقی نقشه اعدام انقلابی رزم‌آرا را اجرا کردند و رزم‌آرا در مجلس ترحیم آیت‌الله فیض، در مسجد شاه كشته شد.

مواضع آیت‌الله كاشانی در اعدام انقلابی رزم‌آرا
با كشته شدن نخست‌وزیر، خلیل طهماسبی ـ عامل قتل رزم‌آرا ـ بازداشت شد. بلافاصله پس از بازداشت طهماسبی، شب‌نامه‌ای از طرف فدائیان اسلام منتشر و توزیع گردید که در آن نوشته شده بود: «درود بر این برادر شجاع ما كه یك خائن را نابود كرد» و در آخر آن هم هشدار داده شده بود: «وكلای خیانت‌كار مجلس بدانند كه اگر در رد قرارداد نفت ایران و انگلیس سستی نشان بدهند، با چند مثقال سرب داغ، مانند رزم‌آرا به زندگی ننگین آنان خاتمه داده و به عمق جهنم روانه خواهند شد.»
بعدها نواب صفوی در برگ بازجویی خود درباره معاونان و تجویزكنندگان قتل رزم‌آرا و اینكه رزم‌آرا دست‌نشانده انگلیس بوده است، چنین نوشت: «رأی و تجویز كردن آقای كاشانی و آقای دكتر مصدق‌السلطنه، علنی و صریح بود. نسبت به اینكه تیمسار سپهبد رزم‌آرا را بایستی از بین برد و او دست انگلیسی‌هاست، مثل اینكه آقای دكتر مصدق‌السلطنه صراحتاً در مجلس بیان كردند؛ در پشت تریبون مجلس و به اضافه رأی ایشان با جبهه ملی و آقای كاشانی در این خصوص یكی بود و آقای دكتر بقایی و آقای حسین مكی در ملاقاتی كه در منزل حاج محمود آقایی با بنده از زمان نخست‌وزیری و حیات آقای تیمسار رزم‌آرا با بنده كردند صراحتاً این رأی را بیان نمودند و نیز سایر آقایان مذكور جبهه ملی و همچنین آقای شمس قنات‌آبادی و آقای نصرت‌الله كریمی و آقای كریم‌آبادی این رأی مذكور یعنی تجویز از بین بردن تیمسار رزم‌آرا را صریحاً و كراراً بیان می‌كردند و به طور كلی، آرای افراد جبهه ملی در این خصوص یكی بود و آقای كاشانی هم در منزل حاج ابوالقاسم رفیعی صراحتاً این رأی را پیش روی بنده و آقای حاج‌سیدهاشم حسینی بیان كردند و سایر آقایان مذكور هم به شرحی كه عرض شده بود كمك می‌كردند و تجویز می‌نمودند.»
آیت‌الله كاشانی حتی در هنگام دستگیری هم از این عمل قتل رزم‌آرا دفاع كرد. كشته شدن رزم‌آرا راه ملی‌شدن صنعت نفت ایران را هموار ساخت. از این روی پس از قتل رزم‌آرا، آیت‌الله كاشانی در مصاحبه‌ای در رابطه با قتل او چنین اظهارنظر كرد: «این عمل هلاكت رزم‌آرا به نفع ملت ایران بود و آن گلوله و ضربه، عالی‌ترین و مفیدترین ضربه‌ای بود كه به پیكر استعمار و دشمنان ملت ایران وارد آمد.»
همچنین آیت‌الله كاشانی در مصاحبه‌ای دیگر، ممانعت رزم‌آرا از ملی شدن نفت ایران را وابستگی و حمایتش از استعمارگری انگلیس در ایران دانست و همین را موجب قتل وی شمرد و اظهار داشت: «نخست‌وزیر مقتول در زمان حیات خود از منافع شركت نفت جنوب و سیاست استعماری انگلستان به شدت حمایت می‌كرد. چون عموم طبقات مردم ایران با تصمیم قطعی و خلل‌ناپذیری برای كوتاه كردن دست طمع سیاست استعماری نفت جنوب قیام كرده بودند، پافشاری رزم‌آرا برای مقاومت در مقابل افكار عمومی ملت ایران و حمایت از شركت نفت باعث خشم شدید و عمومی مرم ایران گردید و جوانی غیور، وطن‌پرست و متدین از میان مردم ایران برخاست و نخست‌وزیر بیگانه‌پرست را به جزای اعمال خود رسانید...»
یك هفته پس از ترور رزم‌آرا مجلس به ملی شدن صنعت نفت ایران رأی داد. پس از ترور رزم‌آرا، «حسین‌علا» نخست‌وزیر شد و در تهران حكومت نظامی برقرار گردید. علا برای تعقیب و بازداشت فدائیان اسلام اقدام كرد. اندكی بعد در اوایل سال 1330 دكتر مصدق به نخست‌وزیری رسید. با روی كار آمدن مصدق، نواب صفوی هم دستگیر و زندانی شد.
بازتاب‌های خارجی اعدام انقلابی رزم‌آرا و ملی شدن نفت
قتل رزم‌آرا و تصویب قانون ملی شدن نفت در مجلس شورای ملی انعكاس وسیعی در سطح جهانی پیدا كرد. آمریكا، انگلیس، اتحاد شوروی و كشورهای اروپایی و آسیایی هر یك تفسیری خاص از این وقایع ارائه دادند. رادیو بی‌بی‌سی بلافاصله، قتل رزم‌آرا را حادثه‌ای حیرت‌انگیز خواند و بوین، وزیر خارجه انگلیس، به وزیر خارجه ایران تسلیت گفت. رادیو بی‌بی‌سی نگرانی دولت انگلیس از قتل رزم‌آرا را كتمان نكرد و او را مخالف ملی شدن نفت دانست و گفت كه رزم‌آرا این امر را عملی نمی‌دانست و اعتقادی به منفعت ملت ایران از این كار نداشت.
بلافاصله پس از ترور رزم‌آرا بهای سهام شركت نفت به‌شدت كاهش یافت و شركت‌های نفتی انگلیسی دچار ضرر شدند. روزنامه فرانسوی تریبون دوناسیون اعلام كرد كه بهای سهام شركت نفت بسیار تنزل كرد، چنان كه دریاداری انگلستان و اینتلیجنت سرویس در اثر این حادثه میلیون‌ها دلار متضرر شدند. سهام شركت نفت به یك‌چهارم قیمت تنزل یافت و دولت بریتانیا قسمت اعظم این سهام را دارا بود. روزنامه نیویورك تایمز هم طی مقاله‌ای نوشت: «انگلیسی‌ها مدعی هستند كه تعطیلی بهره‌برداری از چاه‌های آبادان، برای آنها روزانه یك میلیون خسارت در بر دارد.»
اتحاد جماهیر شوروی هم راه تعریف و تمجید از رزم‌آرا را پیش گرفت. رادیو مسكو با نقل مقاله‌ای از كراسنایا آرمیا، ارگان ارتش سرخ، نظر دولت این كشور را چنین بیان داشت: «رزم‌آرا افسر باكفایتی بود؛ چون به هر نقطه ایران سفر كرده و به موقعیت جغرافیایی آن كاملاً آشنا بود و این یكی از خصوصیات افسران هر كشور مترقی است.»
روزنامه‌های تركیه هم حساسیت زیادی نسبت به قتل رزم‌آرا نشان دادند و مسئله مبارزه ملت ایران با انگلستان و ملی كردن صنعت نفت را بازتاب گسترده‌ای دادند. چنانكه روزنامه آقشام تركیه، درباره مبارزات ضدانگلیسی فدائیان اسلام نوشت: «این اولین بار نیست كه افراد جمعیت فدائیان اسلام برای رفاه مردم مسلمان ایران و گسستن زنجیرهای استعمار انگلیس، زندگی خود را به خطر انداخته‌[اند] و مبارزه سرسختانه می‌نمایند.»
روزنامه «ینی صباح» چاپ استانبول هم در همین‌باره نوشت: «وقتی از چند ماه پیش زمزمه ملی شدن صنعت نفت در ایران بلند شد و دسته‌های مختلف ملی و مذهبی گفتند كه باید صنعت نفت ملی شود، انگلیسی‌ها خیال می‌كردند كه ملت ایران شوخی می‌كند؛ ولی وقتی كمیسیون مخصوص نفت آن را تصویب و مجلس شورای ملی ایران نیز آن را با 105 رأی تأیید كرد، انگلیسی‌ها از خواب بیدار شدند. بعد از ملی شدن صنعت نفت، انگلیس دو یادداشت، یكی ملایم و یكی تهدیدآمیز به دولت ایران داد...»
همچنین روزنامه حریت استانبول، درباره ترس انگلیسی‌ها از اقدامات فدائیان اسلام چنین نگاشت: «انگلیسی‌ها از ترس نفوذ فدائیان اسلام، زن و بچه‌های خود را از آبادان مركز كمپانی نفت خارج كرده و به بصره و عراق منتقل نمودند.»
روزنامه «سون پوستا» چاپ تركیه، در مورد عملكرد ضدانگلیسی فدائیان اسلام در ایران چنین توضیح داد: «آنهایی كه فعالیت این گونه جمعیت‌های مذهبی را نادیده گرفته و اثر وجودی آنها را ناچیز می‌شمارند، خوب است به تاریخ یك‌ساله‌ ایران مراجعه كنند. از چند سال قبل به این طرف، یعنی زمانی كه مبارزه انگلیسی‌ها بر ضد ملت مسلمان ایران شدت یافت، همراه با شدت عمل انگلستان، نطفه جمعیت سری فدائیان اسلام نیز بسته شد. تا روزی كه رزم‌آرا بر سر كار بود، آنقدرها از اهمیت این گونه مجامع باخبر نبودند. ولی ترور ژنرال رزم‌آرا توسط یك فدائی اسلام، به نام خلیل طهماسبی، اندازه قدرت این جمعیت را آشكار كرد.»
روزنامه جمهوریت هم به دنبال این واقعه، به تشریح فعالیت‌های فدائیان اسلام در ایران پرداخت و نوشت: «همان‌طور كه در گذشته دیدیم، چند تن از جان گذشته می‌توانند كاخ امپراتوری انگلستان را واژگون كنند.»
این روزنامه سپس اضافه كرد: «با اینكه تجدید انتخابات انگلیس و پیروزی احتمالی محافظه‌كاران ممكن است نتیجه محسوسی در سیاست بین‌المللی به وجود بیاورد، ولی آنچه مسلم می‌باشد این است كه این تغییر در وضع فعلی ایران و موضوع نفت هیچ تأثیری نخواهد كرد، زیرا اولاً كار از كار گذشته و امپریالیسم انگلیس خیلی دیر به فكر چاره‌جویی افتاده و ثانیاً از نظر موقعیت داخلی ایران، مردم این كشور به قدری آماده مبارزه با انگلیسی‌ها شده‌اند كه حدی برای آن متصور نیست. اكنون صحنه مبارزه نفت ایران به جبهه جنگی شبیه است كه ابتكار عملیات آن از دست دولت انگلیس خارج شده و این مردم مسلمان و وطن‌پرست و رشید، به قدری از سیاست انگلیس زجر دیده‌اند كه به پیروی از دستورات دین مبین اسلام، ناچارند خود را از این مهلكه برهانند. اگر موفق شدند كه پیروزی با آنها خواهد بود و اگر كشته شدند كه در راه اعتلای دین اسلام و مسلك خود، شهید محسوب خواهند شد. در ایران، احساسات مردم باایمان به قدری تهییج شده كه اگر این احساسات در راه صحیحی هدایت شود، تا قیامت هم انگلیسی‌ها موفق نخواهند شد مجدداً به منابع ایران دست یابند.»
این روزنامه در ادامه نوشت: «شما از فعالیت‌های یك جمعیت مذهبی به نام فدائیان اسلام كه شاید اعضای پیوسته آن از هزار نفر تجاوز نكند، غافل نباشید. زیرا در دنبال این عده از جان گذشته، میلیون‌ها مردم متدین ایستاده‌اند و بدون اغراق می‌توان گفت بدون استفاده از این عده هم فقط چند تن از جان گذشته، می‌تواند كاخ امپراتوری انگلیس را در ایران واژگون كند. تاریخ مبارزات مردم و همین جمعیت را در ایران دیدیم كه چگونه بزرگ‌ترین حامی انگلیسی‌ها یعنی ژنرال رزم‌آرا را از بین برد. نكته مهم این است كه در ایران صرف‌نظر از مجامع مذهبی، كلیه طبقات در این مورد به‌خصوص یعنی راندن انگلیسی‌ها از ایران اتحاد كامل دارند تا آنجا كه اگر دولت فعلی هم از افكار عمومی سرپیچی نماید، سرنوشتش همچون دولت قبلی خواهد بود.»


امام خامنه ای در گذر زمان 38

اولین تجربه زندان در لشکر ۷۷ خراسان
در مبحث گذشته امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در گذر زمان به مسافرت به بیرجند و سخنرانی در دهه اول محرم سال ۴۲ رسیدیم که ایشان پس از سخنرانی دستگیر و بازداشت و سپس به مشهد منتقل می‌شوند. یک شبانه‌روز معظم‌له را در شهربانی مشهد نگهداری و بعد راهی زندان لشکر ۷۷ خراسان می‌کنند. امام خامنه‌ای در مصاحبه‌ای درباره برخوردهای زشت و سختگیرانه و چگونگی ورود به زندان، فرموده‌اند: «اول وارد اتاقکی شدم که یک افسر جوان بداخلاق و ترشرویی در آنجا نشسته بود، همه وسایل جیب مرا گرفتند، درخواست کردم که قرآن نزد من باشد، قبول کردند. عمامه‌ام را نیز از من گرفتند. از این اتاقک مرا به راهرویی راهنمایی کردند که خیلی بلند بود. دم در راهرو، دو سرباز با دو سر نیزه ایستاده بودند. آن افسر جوان دستور داد سرنیزه را کنار بردند. وارد راهرو زندان شدم، هیچ‌کس جز زندانی و مأمور زندان، حتی نماینده دادستانی قدرت ورود به آنجا را نداشت. از آن راهرو مرا به اتاقی وارد کردند و در اتاق را بستند و رفتند. من ماندم و تنهایی. اولین باری بود که زندان را تجربه و از نزدیک لمس می‌کردم.... محطی آکنده از خصم و شرایط نامناسب وحشت‌زا.» این زندان در اثر بارندگی در فصل بهار از سقف آن آب سرریز شده بود، به‌طوری که ریزش آب زمین را مرطوب کرده بود و فرش و پتو و زیرانداز هم نداشت و محل برای استراحت و نشستن نبود. نقطه قوتی این اتاق داشت؛ اینکه پنجره آن به محوطه پادگان مشرف بوده که امام خامنه‌ای از آن به تماشای محوطه پادگان می‌پرداخته و اتاق بزرگی هم بوده است. در واقع این اتاق سلول زندان نبود، یک انباری بود که به‌طور موقت از آن به عنوان زندان استفاده می‌شد. امام خامنه‌ای در مصاحبه‌ای خاطره تراشیده شدن محاسن‌شان در زندان را این‌چنین بیان کرده‌اند: «ناگهان در زندان باز شد و یک مأمور همراه با سلمانی وارد شدند، مأمور یک گروهبان بود. این گروهبان برای این آمده بود که اگر من بخواهم در برابر سلمانی که می‌خواهد ریش مرا بزند، مقاومت کنم مرا به تسلیم وادارد. درست به خاطر دارم که گروهبان به طرف من آمد و مرا در همان درگاهی که جلوی پنجره بود نشاند تا سر و صورت مرا به اصطلاح اصلاح کند. می‌دانستم که مقاومت فایده‌ای ندارد، دست و پای مرا می‌بندند و کتک مفصلی هم می‌زنند و سرانجام هم آن کاری که نباید بشود و نمی‌خواهم بشود، خواهد شد. بنابراین جای مقاومت نبود و من قدرت مقاومت در آنجا نداشتم. ناچار تسلیم شدم. سر و صورتم را زدند و رفتند. بیش از ساعتی نگذشته بود که آمدند مرا از این اتاق به اتاق دیگری منتقل کردند؛ اتاقی که از آن اتاق اولی روشن‌تر، بزرگ‌تر و خشک‌تر بود و هیچ یک از جنبه‌های غم‌انگیز آن اتاق اول را نداشت. دو دست پتو هم دادند. با فرا رسیدن شب، اتاق در تاریکی فرو رفت، چون چراغی در کار نبود... آن شب شام درستی نخوردم و خوابیدم.»


از لابه لاي تاریخ

روزی که خاک بر سر «ازهاری» شد!
دولت شریف امامی كه در سال 1357 آمده بود مملكت را آرام كند اوضاع را بد و بدتر از پیش كرد و آن حركت‌ها و تشنج‌‌های گاه و بی‌گاه دوره آموزگار به تشنج و اعتصاب و تظاهرات سازمان‌یافته‌ای تبدیل گردید كه دیگر مقاومت در برابر آن ناممكن می‌نمود و البته جریان سفر آیت‌الله خمینی از نجف به پاریس پیش آمده بود و قرار گرفتن ایشان در مركز توجه وسایل ارتباط جمعی دنیا و اعلامیه‌های پی‌درپی و نوار سخنان ایشان كه با تیراژ وسیع و از شبكه مساجد و تشكیلاتی كه روحانیت به وجود آورده بود در سطح مملكت پخش می‌شد و فلجی كه اعتصاب‌ها به‌وجود آورده بود و بالاخره هم شریف امامی در چنبره این حوادث، تاب ماندن را از دست داد و سقوط كرد.
وقتی مسئله درماندگی و بن‌‌بست دولت شریف امامی مطرح شد، تنها راه باقی‌مانده كه در دربار به آن فكر می‌شد، روی كارآمدن یك دولت نظامی بود و طبعاً اسم تیمسار اویسی بیشتر از هر كس به گوش می‌رسید. اویسی فرماندار نظامی بود و همه شواهد نشان می‌داد كه عوامل مختلف و مخصوصاً شخص شریف امامی در دولت و شهبانو و یارانش در دربار، كه در آن زمان دربارمدار بودند، مانع از آن شده بودند كه حكومت نظامی در چارچوب وظایف و مسئولیتی كه به عهده داشت عمل كند و در حقیقت نیروهای فرماندار نظامی را كه ارتشی بودند به صورت شیر بی‌یال و دم و اشكم درآورده بودند. به همین سبب هم اویسی ناگزیر كنار رفته بود، اما وقتی صحبت از یك دولت واقعی نظامی می‌شد، اسم اویسی باز مطرح شد كه بیاید و غائله را خاتمه دهد، اما شهبانو و عوامل و یارانش كه در ‌آن زمان در دربار تصمیم‌گیرنده اصلی بودند، (كه در این‌باره مفصل صحبت خواهم كرد) مانع از نخست‌‌وزیری اویسی شدند. در نتیجه قرعه فال به نام ارتشبد ازهاری زده شد كه نه سیاست را می‌شناخت و نه شرایط را و نه اساساًً برای روزهای بحرانی تربیت شده بود، زیرا ارتشیان در زمان شاه حق دخالت در هیچ امر سیاسی را نداشتند و به‌طور كلی به‌شدت از سیاست كنار گذاشته می‌شدند، لذا دولت نظامی و طبعاً ارتشیان قادر به اداره مملكت در چنان شرایط بحرانی نبودند و نشدند و حتی خود ارتشبد ازهاری نیز مرد آن میدان نبود و به زودی معلوم شد كه دولت او، نه یك دولت نظامی كه در حقیقت یك شوخی سیاسی است.
در اینجا برای آنكه ماهیت این دولت و ذهنیت رئیس آن را روشن كنم به نقل از یكی از دوستان درباری‌ام ماجرایی را شرح می‌دهم كه همه چیز را روشن می‌كند: «روزی كه قرار بود ازهاری به نخست‌وزیری منصوب شود و به همین علت هم به دربار احضار شده بود، در سرسرای كاخ سعد‌آباد با یكی از مقامات دربار رو در رو می‌شود و به سابقه آشنایی قبلی، پس از احوال‌پرسی می‌گوید: فلانی دیدی چه خاكی بر سرم شد! و وقتی كه آن مقام درباری با تعجب از ارتشبد جویا می‌شود كه ماجرا چیست؟ ازهاری با نگرانی و آشفتگی جواب می‌دهد كه: اعلی‌حضرت احضار فرموده‌اند كه فرمان نخست‌وزیری را به من بدهند! و می‌بینید كه وقتی رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران با این ذهنیت كه پست نخست‌وزیری او یك نوع خاك بر سری است با مسئله برخورد می‌كند، طبیعی است كه حاصل كار چنین دولتی چه خواهد شد! مزید بر همه آنكه ارتشبد ازهاری به یك سكته ناقص هم دچار شد و این سبب شد تا حتی اگر كورسوی امیدی در پیشانی این دولت باشد، یكسره از میان برود و حوادث راه طبیعی خود را طی كند و به آن سرانجامی برسد كه نتیجه محتوم آن بود.»


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکاـ 20
مبانی تئوریک قدرت نرم سیاست خارجی آمریکا(۱)
حسن خدادی

مقدمه
قدرت یکی از عناصر پایه و بنیادین در سیاست بین‌الملل است. از این‌رو عرصه تحلیل قدرت یکی از مهم‌ترین حیطه‌های پژوهشی مطالعات روابط بین‌الملل و سیاست خارجی می‌باشد که بر اساس اتکا به روش‌شناسی‌های گوناگون به بحث در جهت تبیین رفتارهای خارجی دولت‌ها می‌پردازد. بر این اساس بررسی تحول در ساختار سیاسی و الگوهای رفتاری کشورها نشان می‌دهد که هرگونه تغییر و جابه‌جایی، ناشی از دگرگونی در رهیافت‌های مبتنی بر قدرت است. تحول در مفهوم قدرت که از آن به‌ «قدرت نرم» یاد می‌شود، به‌عنوان یک روش بحث در حیطه سیاست بین‌الملل و ابزاری جهت بهینه کردن سیاست خارجی کشورها، الگویی به نسبت جوان محسوب می‌شود که به‌نوعی بر مفاهیم مترادف آن چون نفوذ، اقتدار و حتی مشروعیت دلالت دارد. این قدرت، قدرت هدایت کردن، جذب کردن و سرمشق بودن است.(۱) در مقاله پیش رو، پیش از پرداختن به رابطه و تأثیر قدرت نرم بر سیاست خارجی آمریکا ضروری است به شناخت دست اول و دقیق مفهوم قدرت نرم از زبان واضع اصلی آن یعنی «جوزف نای» بپردازیم.

تاریخچه قدرت نرم
اصطلاح قدرت نرم «power soft» از زمانی وارد گفتمان سیاسی رایج شد که «جوزف نای» استاد دانشگاه هاروارد آن را در سال ۱۹۹۰ در کتاب «ناگزیر از رهبری: سرشت متحول قدرت آمریکا» سکه زد.(۲) در واقع طی دو دهه گذشته، نای در برخی انتشارات دانشگاهی و غیردانشگاهی، مفهوم قدرت نرم را بسط داده و از کاربرد آن طرفداری کرده است. به عبارت کلی‌تر، تلاش‌های وی به موفقیت بزرگی رسیده، زیرا قدرت نرم به یکی از مفاهیم بسیار شناخته شده در متون روابط بین‌الملل و جزء آن تبدیل شده است. برای مرور این روند، نگاه خودمان را روی سه برهه مشخص از صورت‌بندی مفهوم قدرت نرم متمرکز می‌سازیم؛ یعنی سه کتابی که نای منتشر ساخته و در آنها تا حدودی به این مفهوم پرداخته است: ۱ـ ناگزیر از رهبری، چاپ ۱۹۹۰، ۲ـ تناقض نمای قدرت آمریکا، چاپ ۲۰۰۲ و ۳ـ قدرت نرم، چاپ ۲۰۰۴.

تحولات بین‌الملل و قدرت نرم
همه چیز از دهه ۱۹۸۰ شروع شد، یعنی زمانی که نظریه‌های قائل به افول ایالات متحده در بحث و جدل‌های جریان اصلی رشته روابط بین‌الملل از قوت و محبوبیت برخوردار بودند. ادعای اصلی نویسندگان قائل به افول آمریکا این بود که در دوران جنگ سرد، سیاست‌های ایالات متحده بار بیش از حدی بر دوش این کشور گذاشته و هزینه‌های آن شروع به تضعیف قدرت آن کشور کرده است. در پایان، این ‌بار بیش از اندازه در تلفیق با مخالفت‌های داخلی با سیاست‌های خارجی و هزینه‌های دولت در خارج سبب تضعیف جایگاه ایالات متحده در نظام بین‌الملل می‌شد. نای یکی از نویسندگانی بود که در این بحث شرکت داشت و عمدتاً از نظریه‌های افول باور خرده می‌گرفت. در جریان همین انتقادات بود که وی نخستین‌بار از مفهوم «قدرت نرم» سخن به میان آورد.(۳) از سوی دیگر، بالا گرفتن موج گسترده آمریکاستیزی‌ـ یا دست‌کم نگرش‌های منفی به سیاست خارجی ایالات متحده به‌ویژه در پی جنگ تجاوزکارانه علیه عراق و افغانستان و سپس اشغال نظامی آن دو کشورـ از نو نای را متوجه معنای قدرت نرم و ابزارهای آن کرد. قدرت نرم به‌ویژه در چشم منتقدان قدرت نظامی جذابیت بیشتری دارد و به‌صورت یکی از حربه‌های اصلی مخالفان سیاست خارجی جورج بوش پسر در حزب دموکرات آمریکا درآمده است؛ در واقع جوزف نای به مبارزه انتخاباتی سناتور باراک اوباما که بیشتر به قدرت نرم چشم داشت نزدیک بود و پس از انتخابات سال ۲۰۰۸ هم از او به‌عنوان سفیر احتمالی متحده در ژاپن یاد می‌شد. از این گذشته، نای یکی از اعضای «طرح اصلاح امنیت ملی» بود. کمیته بلندپایه‌ای که کنگره آمریکا از جمله برای بررسی نحوه یکپارچه‌سازی بهتر قدرت سخت و نرم آمریکا تشکیل داده بود.(۴)

جوزف نای و قدرت نرم
در ادامه مقاله و در سطور زیرین به ترتیب به بررسی منظومه فکری جوزف نای درباره مفهوم قدرت نرم از زبان و بیان این اندیشمند می‌پردازیم.
۱ـ آینده قدرت نرم در سیاست خارجی ایالات متحده
ایالات متحده طی هشت سال گذشته تا اندازه زیادی قدرت نرم خود را از دست داده است. گرچه این گفته در تمامی زمینه‌ها درست نیست، نظرسنجی‌های عمومی افت جدی جذابیت آمریکا را در اروپا، آمریکای لاتین و بارزتر از همه، در کل جهان اسلام نشان می‌دهد. وقتی می‌پرسیم چرا قائل به چنین افتی هستید؟ پاسخ‌دهندگان بیش از فرهنگ یا ارزش‌های آمریکایی روی سیاست‌های آمریکا انگشت می‌گذارند. برخلاف ادعاهای جورج بوش پسر، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، بیزاری آنها بیشتر به دلیل کرده‌های ماست تا به دلیل هویت‌مان.(۵)
سرچشمه‌های زاینده قدرت نرم برای هر کشور شامل: ۱ـ فرهنگ آن ۲ـ ارزش‌هایش ۳ـ سیاست‌های آن است.
از آنجا که برای هر کشور تغییر سیاست‌هایش راحت‌تر از دگرگون ساختن فرهنگش است، این امکان وجود دارد که رئیس‌جمهور آینده ایالات متحده (اوباما) بتواند سیاست‌هایی در پیش گیرد که به بازیابی بخشی از قدرت نرمی که دولت بوش طی هشت سال گذشته به باد داده است، کمک کند. به یقین، بوش قبول ندارد که قدرت نرم آمریکا را نادیده گرفته است. او می‌تواند به سخن‌پردازی ویلسون وارش درباره ارزش‌های جهانشمول آزادی و مردم‌سالاری که محور سخنرانی آغاز دومین دوره ریاست‌جمهوری‌اش را تشکیل می‌داد یا سخنرانی اخیرش اشاره کند که در آن رهبران عرب را به پیروی از چنین اصولی ترغیب کرده است. از این گذشته می‌تواند به تلاش‌هایش برای افزایش کمک‌های توسعه و مبارزه با ایدز در آفریقا استناد کند، اما کاستی اصلی این دفاعیه ناتوانی از شناخت این حقیقت است که قدرت نرم، نوعی رابطه «جذب و جلب‌نظر» است که بستگی به دید ناظران دارد. چون بوش پسر لزوماً مشروعیت داشتن ائتلافی گسترده را (مانند ائتلافی که پدرش گرد آورد) نمی‌فهمید، با استفاده‌ای که در عراق از قدرت سخت به‌عمل آورد، قدرت نرم آمریکا را تضعیف کرد. عدم شناخت وی از بافت فرهنگی جهان اسلام سبب شد وی نتواند با توسل به آزادی و مردم‌سالاری جذابیتی ایجاد کند. وانگهی، دولت بوش پسر با رویه‌های سرکشانه‌ای که در جریان مبارزه با تروریسم در قبال آزادی‌های مدنی در پیش گرفت، سبب شد ادعایش درباره ارزش‌های جهانشمول مزورانه به نظر رسد.
سیاست خارجی آمریکا در دوران دولت بوش پسر حول همان چیزی می‌چرخید که خود وی «جنگ جهانگیر با تروریسم» می‌خواند. ولی اندیشه جنگ با تروریسم دچار مشکلاتی جدی است که آن را برای اینکه مضمون سیاست خارجی قرار گیرد، بسیار نامناسب می‌سازد.
دانلد رامسفلد، معاون پیشین وزیر دفاع ایالات متحده، این پرسش را مطرح کرد که برای اندازه‌گیری میزان موفقیت در «جنگ با تروریسم» باید چه سنجه‌ای به‌کار برد؟ بنا بر نتیجه‌گیری او، موفقیت بستگی به این دارد که تعداد تروریست‌هایی که می‌کشیم یا از تروریسم بازشان می‌داریم بیش از تعداد افرادی باشد که دشمن جذب می‌کند. بر اساس سنجه او، برآوردهای سازمان‌های اطلاعاتی انگلستان و آمریکا دلگرم‌کننده نیست. اشغال عراق نه‌تنها جلوی القاعده را برای جذب نیرو نگرفت، بلکه به آن کمک کرد.
۲ـ میراث بوش
برخی از فرهیختگان معتقدند که جدای از اینکه چه کسی در انتخابات سال ۲۰۰۸ ایالات متحده به پیروزی رسد، وی چاره‌ای جز پیگیری خطوط کلی راهبرد بوش ندارد. ریچارد چنی، معاون رئیس‌جمهور گفته است «وقتی ۱۰ سال دیگر پشت سرمان را نگاه کنیم و به این دوره از زمان بنگریم، آشکارا می‌بینیم آزاد کردن ۵۰ میلیون نفر از انسان‌ها در افغانستان و عراق به‌راستی تغییری عمده و اساسی در خط مشی ایالات متحده از نظر نحوه برخورد ما با تهدید بالقوه تروریسم بوده است و ما در بخشی از جهان اوضاع و احوال را از اساس دگرگون ساخته‌ایم.» خود بوش رئیس‌جمهور ایالات متحده، یادآور شد که هری ترومن هم به دلیل جنگ کره در سال پایانی دوره ریاست‌جمهوری‌اش در نظرسنجی‌ها محبوبیت کمی داشت ولی امروزه برای او اعتبار چشمگیری قائلند و کره‌جنوبی هم رژیمی مردم‌سالار دارد که زیر چتر حمایت سربازان آمریکاست ولی این چیزی جز ساده‌انگاری بیش از حد تاریخ نیست. ترومن در آن مرحله از دوران ریاست‌جمهوری‌اش نهادهای بزرگی مانند طرح مارشال و ناتو را برای همکاری پی ریخته بود.
بحران ۱۱ سپتامبر فرصتی در اختیار بوش پسر گذاشت تا نگرش تازه و جسورانه‌ای را به سیاست خارجی مطرح سازد ولی درباره هر نگرشی باید بر این اساس داوری کرد که آیا آرمان‌هایش با توانایی‌ها متوازن است یا نه. هرکس می‌تواند فهرست بلندبالایی از آرزوها را ردیف کند ولی نگرش‌های اثرگذار، آنهایی هستند که امکان‌پذیری را با آرزوها در هم می‌آمیزند. در میان رؤسای جمهور گذشته ایالات متحده، فرانکلین روزولت از این نظر کارنامه موفقی داشت و وودرو ویلسون نه. دیوید گرین، مدیر مرکز رهبری عمومی مدرسه کندی، تفاوت میان جسارت فرانکلین روزولت و جورج بوش پسر را چنین تشریح کرده است: «فرانکلین روزولت در عین حال به مراتب بیش از بوش نقش آموزگار مردم را بازی می‌کرد، به‌دقت با استناد به چالش‌ها و انتخاب‌هایی که ملت پیش رو داشت با مردم سخن می‌گفت، افکار عمومی را تربیت می‌کرد و پیش از آنکه دست به کار شود، پایگاه حمایت استواری ایجاد می‌کرد. همان‌گونه که پیش نمی‌افتاد» بوش خلق‌وخویی کمتر شکیبا دارد. او خودش را رهبری دگرگون‌ساز می‌دانست. به گفته یکی از روزنامه‌نگاران «او دوست دارد امور را زیر و رو کند. علت اصلی مداخله در عراق همین بود.» ولی چون بوش «بافت فرهنگی» را نمی‌شناخت تغییری که پدید آورد به بدتر شدن اوضاع انجامید، نه بهتر شدن آن.
۳ـ هوش بافت‌نگر
رئیس‌جمهور بعدی ایالات متحده به چیزی نیاز خواهد داشت که من (نای) در کتاب تازه خود اختیارات رهبری آن را «هوش بافت‌نگر» خوانده‌ام. در سیاست خارجی، هوش بافت‌نگر همان مهارت شهودی تشخیص است که به شما کمک می‌کند در موقعیت‌های مختلف برای پرداختن به راهبردهای هوشمندانه تاکتیک‌هایی مناسب اهداف انتخاب کنید.
از میان رؤسای جمهور اخیر ایالات متحده، رونالد ریگان و جورج بوش پدر از هوش بافت‌نگر چشمگیری برخوردار بودند ولی جورج بوش پسر از آن بهره‌ای نداشت. هوش بافت‌نگر از شناخت روشن بستر موجود سیاست خارجی آمریکا چه در داخل و چه در خارج آغاز می‌شود. دانشوران، اهل نظر و رایزنان، اغلب درباره جایگاه آمریکا در جهان به خطا رفته‌اند. برای نمونه، دو دهه پیش، حکم عامه‌پسند این بود که ایالات متحده رو به افول می‌رود و «بار امپریالیستی بیش از حدی بر دوش دارد.» طی همین دوره بود که من (جوزف نای) اصطلاح «قدرت نرم» را سکه زدم. پس از چکیده‌سازی منابع سخت نظامی و اقتصادی ایالات متحده دریافتم که هنوز چیزی را از قلم انداخته‌ام، به‌ویژه با افزایش مقبولیت نو واقع‌گرایی ساختاری، نظریه روابط بین‌الملل دچار نوعی جانبداری ماده‌گرایانه بود که برداشت‌های‌مان را درباره قدرت ابتر می‌ساخت و عوامل غیرمادی را که می‌توانند از طریق جلب‌نظر بر رفتارها تأثیر گذارند از قلم می‌انداخت. من با طرح اندیشه قدرت نرم سعی در بازیافتن همین عوامل داشتم. یک دهه بعد، با پایان یافتن جنگ سرد، حکم عامه‌پسند تازه‌ای رواج یافت که بر اساس آن جهان، تحت سیطره تک‌قطبی آمریکا قرار داشت. برخی از خبرگان نومحافظه‌کار نتیجه می‌گرفتند که ایالات متحده چنان قدرتمند است که می‌تواند هر آنچه را درست می‌داند به اجرا گذارد و دیگران چاره‌ای جز پیروی از آن ندارند. چارلز کراتامر این نگرش را به مثابه «یک‌جانبه‌گرایی جدید» گرامی می‌داشت. نگرش یادشده حتی پیش از آنکه تکان حملات ۱۱ سپتامبر «آموزه جدید بوش» دایر بر جنگ پیشگیرانه و گسترش قهرآمیز مردم‌سالاری را پدید آورد، نفوذ سنگینی بر دولت بوش داشت. اساس این یک‌جانبه‌گرایی جدید را بدفهمی عمیق سرشت قدرت در سیاست جهان تشکیل می‌داد. قدرت یعنی توانایی تأثیرگذاری بر دیگران برای به دست آوردن نتایجی که مطلوب ماست. اینکه آیا منابع تحت اختیار ما چنین نتایجی را به بار می‌آورند یا نه بستگی به بافت و بستر موجود دارد. در گذشته فرض بر آن بود که قدرت نظامی در بیشتر مسائل دست بالا را دارد ولی در جهان امروز، بافت و بستر قدرت در مسائل نظامی، اقتصادی و فرامرزی تفاوت چشمگیری با آن زمان دارد.
هوش بافت‌نگر لزوماً از شناخت توانمندی و محدودیت‌های قدرت آمریکا آغاز می‌شود. ایالات متحده ابرقدرت یگانه است ولی برتری با امپراتوری یا چیرگی فرق دارد. آمریکا می‌تواند بر دیگر بخش‌های جهان اعمال نفوذ کند ولی قادر به کنترل آنها نیست. قدرت همواره بستگی به بافت و بستر به‌کارگیری آن دارد و امروزه بستر سیاست جهان شبیه بازی شطرنجی سه‌بعدی است. در یک بعد این شطرنج که مربوط به قدرت نظامی است، تک‌قطبی است، در بعد دیگر در صفحه شطرنج روابط اقتصادی جهان چندقطبی است. بعد سوم هم که مربوط به مناسبات فرامرزی (مانند تغییرات آب‌وهوایی، قاچاق مواد مخدر، بیماری‌های همه‌گیر و تروریسم) است قدرت به شکل درهم و برهمی توزیع شده است. ما شاهد پراکنش قدرت به بازیگران غیردولتی هستیم که رابرت کئین و من، سه‌دهه پیش آن را تشریح کردیم. برای پاسخگویی به این تهدیدهای تازه، قدرت نظامی بخش کوچکی از راه‌حل است. برطرف شدن آنها نیازمند همکاری میان دولت‌ها و نهادهای بین‌المللی است. در این شطرنج سه‌بعدی ارتش آمریکا در هوا، دریا و فضا برتری دارد، ولی توانایی آن برای کنترل جمعیت‌های ملت‌گرا در مناطق اشغالی به مراتب محدودتر است.
دوم رئیس‌جمهور آینده ایالات متحده باید اهمیت بسط راهبرد کلان یکپارچه‌ای را که قدرت سخت نظامی را با قدرت نرم جذابیت و جلب‌نظر در هم آمیزد درک کند. در مبارزه با تروریسم باید از قدرت سخت علیه تروریست‌های سخت‌تر استفاده کرد ولی جز در صورت جلب قلوب و اذهان میانه‌روها نمی‌توان امیدی به موفقیت داشت. اگر استفاده نادرست از قدرت سخت (مانند آنچه در ابوغریب یا گوانتانامو شاهدیم) سبب شود تروریست‌های بیشتری از آنچه می‌کشیم یا از تروریسم بازشان می‌داریم جذب صنوف سازمان‌های تروریستی شوند این مبارزه را خواهیم باخت. دقیقاً همین حالا فاقد راهبرد یکپارچه‌ای برای تلفیق قدرت سخت و نرم هستیم. بسیاری از ابزارهای رسمی قدرت نرم‌ـ دیپلماسی عمومی، سخن‌پراکنی، برنامه‌های مبادله، کمک توسعه، امداد در زمان بروز بلایا، تماس ارتش‌های کشورهاـ گرد محور حکومت پراکنده‌اند و هیچ‌گونه راهبرد یا بودجه فراگیری وجود ندارد که برای یکپارچه‌سازی آنها با قدرت سخت در قالب راهبرد فراگیری در زمینه امنیت ملی حتی بکوشد. ما ۵۰۰ برابر بیش از آنچه صرف سخن‌پراکنی و برنامه‌های مبادله می‌کنیم به پای ارتش می‌ریزیم. آیا این نسبت درست و به‌جایی است؟ از کجا می‌دانیم؟ چگونه بین این حوزه‌ها بده‌بستان برقرار می‌کنیم؟ افق‌های زمانی مناسب کدام است؟ و حکومت چگونه باید با تولیدکنندگان غیررسمی قدرت نرم‌ـ از هالیوود گرفته تا هاروارد و بنیاد بیل و ملیندا گیتس‌ـ که از جامعه مدنی ریشه می‌گیرند، ارتباط برقرار کرد؟ دولت آینده ایالات متحده باید متوجه باشد که نمی‌تواند این بازیگرانی را که گاه تولیدکننده و گاه مصرف‌کننده قدرت نرم هستند کنترل کند. این دولت باید دیپلماسی عمومی را فراتر از صرف پراکندن ارزش‌ها و سیاست‌هایی بداند که شاید در فرهنگ‌های دیگر تعبیر متفاوتی داشته باشند و باید آن را متضمن تماس گرفتن و گوش سپردن به دیگران بشناسد. همان‌گونه که ادوارد مارو زمانی گفته است مهم‌ترین بخش دیپلماسی عمومی سه‌گام آخری است که برای تعاملات چهره به چهره برمی‌داریم یا همان‌طور که در استعاره‌ای امروزی‌تر آمده است دیپلماسی عمومی باید بیشتر شبیه سایت 2.0 web باشد که بخش اعظم محتوای آن حاصل تعاملات همگنان با یکدیگر است.


نقدی بر مقالات خلاف واقع سروش محلاتی درباره فرمانده مقتدر علی(ع)
امین‌ترین، موثق‌ترین، دلسوزترین، خوش‌فکرترین و عاقل‌ترین یار امام(ع)ـ۲
مجتبی صادق

یکی دیگر از نکات برجسته در سیره و زندگانی مالک اشتر آن است که هرگاه امام شخصی را به امارت جایی منصوب می‌ساخت، افرادی را نیز برای پست‌های مختلف اداری یا نظامی آنجا تعیین می‌فرمود تا همراه والی به اداره امور بپردازند، ولی وقتی مالک اشتر به امارت جایی نصب می‌شد، هیچ‌کس وی را همراهی نمی‌کرد و این به این معنا بود که مالک به‌تنهایی از پس تمام پست‌های مهم نظامی، قضایی، سیاسی و اقتصادی برمی‌آمد و به صلاح‌دید خویش در صورت نیاز افراد موثق و مطمئنی را جایگزین خود می‌کرد. (قائد القوات العلویه مالک الاشتر النخعی، ص۱۳) و این امر حکایت از عمق اعتماد امام(ع) به مالک اشتر داشت.
وثوق و اعتماد امام(ع) به مالک اشتر، تحلیل و برداشت ما از وقایع تاریخی و اسناد موجود نیست، بلکه در این‌باره نصی از امام رسیده که هرگونه پرده ابهامی را از هم می‌درد. روزی امام علی(ع) سر درد دل را نزد مالک اشتر گشوده و از بی‌وفایی یاران نزدش گلایه می‌کند. مالک اشتر در کمال ادب و احترام پیشنهادهایی را به امام(ع) می‌دهد. این پیشنهادها از باب نصیحت و خیرخواهی است و منافاتی با عقیده عصمت امامان شیعه ندارد. مالک اشتر خود به‌خوبی می‌داند که امام(ع)، از مقام عصمت برخوردار است، ولی این باور مانع نمی‌شود تا از ابراز خیرخواهی در حق امام کوتاهی کند. برخی ممکن است از سر اشتباه و استعمال واژه نصیحت در زبان عربی و فارسی، معنای فارسی آن را که موعظه و پند و نصیحت را در ردیف هم قرار می‌دهد، به استعمال آن در لغت عرب نیز سریان دهند و چنین بپندارند که وقتی مالک اشتر، امام(ع) را نصیحت می‌کرد، یعنی امام را پند و موعظه می‌داد. این تصور کاملاً اشتباه است. نصیحت به معنای خیرخواهی است و مالک از سر عشق و ارادت به مولای خویش، وظیفه دارد آنچه به نظرش برای امامش و استحکام حکومت امامش، خیر و نیکو می‌آید با او در میان بگذارد. امام پس از شنیدن سخنان مالک و رد کردن برخی از پیشنهادهای او، مالک را چنین توصیف می‌کند: «...تو از امین‌ترین و موثق‌ترین یارانم و دلسوزترین‌شان و خوش‌فکرترین و عاقل‌ترین‌شان نزد من هستی. انت من آمن اصحابی و اوثقهم فی نفسی و انصحهم و أراهم عندی» (الغارات، ج۱، ص۷۳)
به نظر نمی‌رسد هیچ‌یک از صفاتی که نویسنده محترم از مالک اشتر برمی‌شمرد، با این صفاتی که امیرالمؤمنین(ع) از شاگرد و سپهسالارش بیان می‌دارد، تطابق داشته باشد. نه تندروی، درشت‌گویی، تندخویی و پرخاشگری با عقل و خردورزی در تصمیمات قابل جمع است و نه افراطی‌گری و روحیه نظامی‌گری با دلسوزی و کمال ادبی که مالک در سخن گفتن با مولای خویش به‌کار می‌برد، همخوانی دارد.
نویسنده محترم درشت‌گویی و تندخویی را یکی از صفات مالک اشتر می‌داند و برای نمونه به مشاجره مالک اشتر و اشعث‌بن‌قیس، در جریان حکمیت اشاره می‌کند و مخالفت مالک اشتر را از سر تندخویی و افراطی‌گری می‌داند و امام را مخالف این برخورد تند مالک معرفی می‌کند.
ولی ای کاش نویسنده محترم این سند تاریخی را تا به آخر می‌خواند و یا در نوشته خود به آن اشاره‌ای می‌کرد تا مشخص شود آیا امام و مالک در جریان حکمیت، نظری متفاوت داشتند، یا رأی امام و مالک یکی بود. البته اگر نویسنده این واقعه را که دربردارنده توصیفاتی از مالک اشتر از زبان امام عادل و اعتدال‌پیشه است، به‌طور کامل نقل می‌کرد، مسلماً نمی‌توانست، چنین برداشتی از آن داشته باشد و چنین نتیجه‌ای بگیرد. پس بهتر بود با رعایت قواعد علمی، روایت را به‌تمامی نقل می‌کرد و دست به تقطیع آن نمی‌برد! امام(ع) پس از شنیدن خبر مشاجره مالک اشتر و اشعث‌بن‌قیس که بر سر امضای حکم‌نامه پیش آمد و مالک از امضای آن امتناع ورزید، فرمود: «مالک اشتر وقتی به حکم‌نامه راضی می‌شود که من رضایت دهم و من نیز رضایت دادم و شما هم رضایت دادید... اما آنچه درباره مالک اشتر گفتید که فرمان مرا ترک گفته است، مالک آن‌گونه که شما گفتید، نیست و من بیمی از ناحیه او ندارم. ‌ای کاش در بین شما، دو نفر مانند او بود، بلکه ای کاش یک نفر مثل او بود که در باب دشمن، نظرش نظر مالک اشتر بود. اگر چنین می‌شد، سنگینی بارتان بر دوشم سبک می‌آمد و امید داشتم پاره‌ای از کجی‌های‌تان اصلاح و راست گردد.» (وقعه صفین، ص۵۲۱)
در این فرازها نکات قابل تأملی نهفته که باید به آنها اشاره داشت نخست آنکه، گروهی می‌خواستند با تبلیغات بین امام و مهم‌ترین فرمانده‌اش شکاف ایجاد کنند و چنین بنمایانند که نه‌تنها در میان سپاه امام اختلافاتی نظیر اختلاف خوارج و یاران امام وجود دارد، بلکه در رده‌های بالاتر و در جمع شرطه‌الخمیس امام که پیمان مرگ و شهادت با امام بسته‌اند نیز در قبول و عدم قبول حکمیت اختلافاتی اساسی وجود دارد. امام در مقابل چنین تبلیغات تفرقه‌افکنانه‌ای مقابله می‌کند.
نکته دوم آنکه، امام صراحتاً می‌گوید؛ هیچ بیمی از ناحیه مالک اشتر در این‌باره ندارد. نباید فراموش کرد که فاصله مالک اشتر با خیمه معاویه تنها یک پرش اسب بود و مالک از چنین موقعیتی عقب‌نشینی می‌کند و عصبانیت و خشم او کاملاً بجاست، ولی این خشم هیچ‌گاه او را از مسیر اعتدال علوی منحرف نمی‌سازد و امام از او آسوده‌خاطر است. اگر چنانچه نویسنده محترم ادعا دارد، مالک اشتر تندرو و افراطی بود، جا داشت با همان عده قلیلی که ایشان با کنایه آنها را شهادت‌طلب می‌خواند! به‌طور خودجوش حمله را از سر بگیرد و کار معاویه را یکسره سازد.
نکته سوم آنکه، امام(ع) آرزو می‌کند ‌ای کاش در میان سپاهش تنها یک‌تن دیگر وجود داشت تا نظرش درباره معاویه و شامیان با نظر مالک یکی بود. آیا نویسنده محترم با افراطی و تندرو خواندن مالک اشتر به آثار و تبعات چنین نسبتی توجه دارد؟ همان‌طور که در ابتدای این مقال گفته شد، نقطه اشتراک ما و نویسنده، پذیرفتن اعتدال، عدل‌گرایی و عدالت‌گستری امیرالمؤمنین(ع) است. آیا منطقی است که فردی عادل آرزو داشته باشد تا در میان سپاهش، افرادی تندور و افراطی حضور داشته باشند؟! آیا اگر چرخه حکومت علوی به‌دست تندروهایی چون مالک اشتر بیفتد، این نظام به‌سوی عدالت پیش می‌رود، یا به دره زوال و نابودی فرو خواهد افتاد؟ حال چه توجیهی دارد که امام(ع) آرزو می‌کند که ای کاش آن‌قدر از این افراد افراطی! در سپاهم بودند که زمام کار را از دست محافظه‌کاران و معتدلانی چون اشعث! می‌ربودند و حکومت علوی را با اقدامات تند و خشونت‌آمیز خود به کام زوال می‌افکندند.
آیا نویسنده محترم نباید دست از تحلیل نادرست خود بردارد و به‌جای تندرو خواندن مالک اشتر، با دید دیگر و بررسی کامل‌تری به مطالعه متون تاریخی و اسناد آنها بپردازد؟
نکته چهارم آنکه، وجود تفکر مالک اشتر در میان یاران امام، نه‌تنها بر امام گرانبار نخواهد بود، بلکه به اصلاح انحرافات موجود در سپاه امام می‌انجامد. پس مالک به‌خودی خود، منظور نظر امام نیست، آنچه مالک را از نزدیک‌ترین مقرّبان درگاه امام کرده است، دیدگاه، باورها و اندیشه‌های او است. حال نویسنده نام این اندیشه را افراط‌گرایی، تندروی و... هر چه می‌خواهد بگذارد. امام عدالت‌گستران که مظهر عدل الهی است، آرزو می‌داشت که چنین اندیشه‌ای در سپاهش غلبه می‌یافت، آیا بجاست چنین اندیشه‌ای را تندروی بخوانیم؟!


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین سید‌حسن عاملی*
خضوع در برابر خدا صفت انبیاست
احسان آیتی

تقوا یک قدرت روحی در انسان است که انسان را در برابر شیرینی دنیا و شیرینی گناه و عمل حرام حفظ می‌نماید. اگر در مواجهه با شیرینی‌های دنیای مادی و هنگامی که دنیا به انسان چشمک می‌زند و در هنگامی که زمینه تعدی به حقوق و ناموس دیگران برای انسان فراهم می‌شود و می‌تواند میلیاردها پول را بدون سند تصاحب کند، در انسان قدرتی وجود داشته باشد که مانع آن خیانت شود به آن قدرت روحی، «تقوا» گفته می‌شود. اگر تقوا وجود نداشته باشد، هر کاری را که انسان انجام بدهد، بی‌فایده و ابتر است. خداوند می‌فرماید که عاقبت برای متقین است. اگر کسی می‌خواهد تشکیل خانواده بدهد و انتظار دارد که در آینده از آن خانواده، انسان‌هایی بزرگ به جامعه عرضه شود، این امر فقط زمانی ممکن است که اساس آن خانواده بر پایه تقوا بنا نهاده شود. اگر یک بازاری به فکر معاش خانواده است، باید تقوا داشته باشد، در غیر این صورت با ورود مال حرام، در آن خانه و در آن نسل برکتی وجود نخواهد داشت. اگر کسی می‌خواهد مدیریت موفق داشته باشد و بلکه در مدیریت خود عصمت داشته باشد، راه آن، تقوا است. در روایت است که «اذا علم الله حسن نیه من احد اکتنفه بالعصمه» (بحار‌الانوار۷۵: ۱۸۸) اگر خداوند بداند نیت بنده‌اش خیر است، او را در کارهایش معصوم و مصون از خطا می‌کند.

صداقت در معامله، عامل برکت
یک مرد عرب یک کیسه گندم را به یک زنی از قبیله قریش فروخت، آن زن پس از آنکه گندم را خرید و با خود برد متوجه شد که گندم‌ها فاسد است و قابل مصرف نیست و آن مرد گندم خراب را به او فروخته، آن زن و برادرش با عصبانیت نزد مرد عرب آمدند و با او درگیر شدند، یکی از صحابه رسول‌الله(ص) آنها را به محضر حضرت(ص) برد، حضرت به مرد گندم‌فروش گفت به من بگو آیا می‌دانستی که گندم خراب است و قابل مصرف نیست؟، مرد عرب پاسخ داد بله یا رسول‌الله می‌دانستم ولی به پول آن احتیاج داشتم و مجبور بودم جنس فاسد را به آن زن تحویل بدهم، حضرت فرمود بگو ببینم آیا این پولی که از فروش گندم‌های فاسد به دست آوردی برای تو برکت داشت؟ گفت نه یا رسول الله، فردای آن روز فرزند من مریض شد و مقدار زیادی از پول دریافتی را خرج بیماری فرزندم کردم، صحبت که به اینجا رسید آقا رسول‌الله(ص) رو به اصحاب نموده و فرمودند؛ اگر فروشنده و خریدار در معامله صداقت داشته باشند، خداوند متعال به هر دوی آنها برکت عطا خواهد کرد، اما اگر دروغ بگویند و عیب کالای مورد معامله را پنهان کنند، خداوند متعال برکت را از هر دو طرف آنها دریغ خواهد کرد.

برکت در دست خداوند
برکت در ثروت و معامله نیست، بلکه در دست خداوند است. سببیت در دست خداوند است. اهل بازار و کسانی که صبح جهت تأمین معاش از خانه بیرون می‌روند دست‌های‌شان را به درگاه خداوند رو به بالا بگیرند و بگویند: «اللهم وفر ملکتی بالبرکه فیه» یعنی خدایا با برکت خودت به مال من وسعت عطا بفرما!
بدانید که در دروغ گفتن، رشوه دادن، خیانت، خدعه و فریب دیگران خداوند متعال برکت و سببیت برای گشایش قرار نداده است. کسانی هستند که دیگران را فریب می‌دهند و از اینکه زرنگی کرده‌اند خوشحال هم می‌شوند ولی نمی‌دانند که وبال این کار گریبانگیرشان خواهد شد و هیچ زیرکی بالاتر از صداقت نیست.
اگر قدرت روحی تقوا در جامعه وجود نداشته باشد، چهره جامعه زشت خواهد شد. آن چیزی که روزگار و جامعه را آلوده و زشت می‌نمایند، انسان‌ها هستند وگرنه روزگار زشت نیست، خداوند چیزی را زشت خلق نکرده است.

ایستادن ذره در برابر نامنتهی
انسان در نماز در دو محور سیر خواهد کرد؛ اول سیر در کائنات چون خداوند متعال در کائنات خودش تجلی یافته است و انسان هم در نماز می‌خواهد در برابر خداوند قرار گیرد و دوم سیر در اسماء و صفات خداوند و اسماء و صفات خداوند هم در این کائنات تجلی یافته است؛ «اللهم انی اسئلک باسمائک التی ملات ارکان کل شیء» وقتی انسان در نماز در محاذات[مقابل] خداوند و در برابر عظمت خداوند متعال ایستاد و مقایسه و سیر شروع شد، در همان ابتدای سیر انسان متوجه می‌شود که باید برگردد و جلو رفتنی نیست، چون دو طرف هیچ سنخیتی ندارند، ذره با لایتناهی تناسبی ندارد و اینکه ذره بیاید در برابر لایتناهی بایستد، اهانت به لایتناهی است و اینجاست که انسان متوجه می‌شود که چرا امام سجاد(علیه‌السلام) فرموده است: «الهی لولا الواجب من قبول امرک لنزهتک من ذکری ایاک»(مناجات‌الذاکرین) یعنی خدایا! اینکه من در برابر تو بایستم اهانت به توست. اگر واجب‌الطاعه نبودی تو را منزه می‌دانستم که من ذره در برابر تو بایستم و چه کرامت بزرگی است اینکه خداوند متعال به ذره، اذن ایستادن در برابر لایتناهی را داده است. طبعاً انسان باید با وسع ناچیز خودش شروع کند و در جمال و جلال خداوند غرق شود، ذره مگر می‌تواند در لایتناهی سیر کند و بر جمال و جلال لایتناهی احاطه یابد، این جاست که پیامبر(ص) می‌فرماید: «الهی لانحصی ثناء علیک» خدایا! ما نمی‌توانیم ثنای تو را احصا کنیم؛ «انت کما اثنیت علی نفسک» پروردگارا! اگر کسی بخواهد لایتناهی را ثنا بگوید، آن خود لایتناهی است که باید خودش را ثنا گوید. خدایا تو خودت باید ثناگوی خودت باشی. به همین دلیل است که در علم کلام می‌گویند که اسماء‌الله توقیفی است و کسی نمی‌تواند از خودش اسم در بیاورد و به خداوند نسبت دهد.

سرمایه عظیم تربیتی
آن چیزی که در این سیر فوق‌العاده مهم است، مخصوصاً از جهت تربیتی، این است که انسان همین که وارد این سیر می‌شود در خودش احساس نقص و کوچکی می‌کند و این یک سرمایه تربیتی بزرگی است که برای انسان صیانت و اصلاح و تهذیب‌نفس به ارمغان می‌آورد و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) و پیامبر(ص) در اوج این احساس کوچکی ایستاده‌اند، آن‌چنانکه امام سجاد(ع) این‌‌گونه می‌فرماید: «انا بعد اقل الاقلین و اذل الاذلین و مثل الذره او دونها»: (پروردگارا) و اینک من (در برابر تو) کوچک‌تر از همه کوچکان و ذلیل‌تر از همه ذلیلان هستم، همچون ذره‌ای و بلکه کمتر از آن. فقط خداوند می‌داند که در این کلام چه حقیقتی نهفته است. حضرت «انا» را تعریف کرده است.
حضرت می‌فرماید اقل الاقلین؛ کمترین کمترین‌ها، ولی می‌بیند نشد عرض می‌کند، و اذل الاذلین؛ ذلیل‌ترین ذلیل‌ها و باز ملاحظه می‌نماید که در برابر خداوند این هم زیاد است، و مثل ذره، حضرت خودش را به ذره تشبیه می‌کند، این قابل توجه انسان‌های متکبر و اهل تفاخر و چشم و هم‌چشمی است و کسانی که با منیت دارایی مادی، خودشان را به رخ دیگران می‌کشند و قلب آنها را می‌شکنند، انسان اگر معرفت پیدا کند این‌گونه خواهد بود که خودش را مثل ذره می‌بیند. ذره یعنی چه همان که هزاران هزار از آن نمی‌تواند کفه ترازو را تکان دهد و وقتی حضرت می‌بیند که این تعبیر هم زیاد است یک جمله می‌فرماید و همه چیز را در این یک جمله تمام می‌کند، «او دونها»، که در این «دونها» مراتب زیادی نهفته است. یعنی از ذره هم کوچک‌تر، از ذره کوچک‌تر دیگر چه می‌شود؟! و پیامبر(ص) در این باب بیش از همه پیش رفته و در جایگاهی ایستاده است که همه باید به تماشای آن بیایند، به احساس نقص پیامبر(ص) توجه کنید، همین که خداوند پیامبر(ص) را به عالم ملکوت برد که ما در مورد اینکه کجاست چیزی نمی‌دانیم، و به مقام «ثمُ‌َّ دَنَا فَتَدَلیَ‌ فَکاَنَ قَابَ قَوْسَینْ‌ِ أَوْ أَدْنیَ‌« (نجم/آیات ۸ و۹) که ما آن را درک نمی‌کنیم، خداوند، پیامبر(ص) را به آنجا برد، اما چه موقع برد؟ آیا در عالم ذر برده یا زمان دیگر ما نمی‌دانیم، ولی روایت می‌گوید خداوند پیامبر(ص) را برد تا جایی که آن دستگاه عظیم لایتناهی را از نزدیک مشاهده کند و اینکه چطور از نزدیک مشاهده کرده است را هم نمی‌دانیم. اما یک جمله گفته‌اند که غوغا است و آن اینکه پیامبر(ص) در آن مقام یک نگاه به خود و یک نگاه به عظمت خداوند انداخت و عرق ریخت، این عرق ریختن خیلی ارزش دارد، چون این عرق انفعال یافتن در برابر عظمت خداوند است و بسیار ارزش دارد که انسان در برابر عظمت خداوند منفعل و خاضع و ذوب شود. پیامبر(ص) دائماً عرق می‌ریخت و خداوند قدر آن عرق ریختن را می‌دانست و شایسته بود حق آن عرق ریختن را ادا نماید، اما چطور؟، خداوند از آن قطرات، پیامبران دیگر را خلق کرد و از هر یک قطره، یک پیامبر خلق شد به همین دلیل است که پیامبران بیش از هر انسان دیگری در برابر عظمت خداوند متعال خاضع، منفعل و محو هستند.
*امام جمعه اردبیل


نقطه نظر
آیت‌الله سید‌احمد علم‌الهدی

اسلام امروز از حضرت زهرا(س) است
هنگامی که حق خلافت امیرالمؤمنان(ع) پس از رحلت نبی مکرم اسلام(ص) پایمال شد، ایشان برای گرفتن این حق خود از فتنه‌گران دست به شمشیر نبردند، زیرا اگر جنگ و خونریزی به راه می‌افتاد مردم می‌گفتند این رسالت پیامبری و مکتب اسلام نیست، بلکه تز قدرت و امپراتوری بوده است که دین و مکتب خداوند را بهانه کرده‌اند و چون امام علی(ع) از همه قوی‌تر و توانمندتر بوده، اساس این قدرت را به او سپرده‌اند. اگر حضرت علی(ع) برای این پارگی که بین رسالت و امامت به وجود آمده بود، دست به شمشیر می‌شدند، نه تنها اساس مکتب از بین می‌رفت، بلکه قرآن نیز از میان برداشته می‌شد، اما وجود صدیقه طاهره(س) پلی برای اتصال امامت به رسالت شدند.
اگر آن روز حضرت فاطمه زهرا(س) نبودند، امروز ما دکترینی به نام اسلام نداشتیم که دنیا را در مسیر نو و تازه قرار دهد؛ تز اتصال امامت در تداوم رسالت است. دکترین سیاسی که تا امروز بشر نداشته است؛ اگر آن روز شش یا هفت نفر آن را پذیرفتند، امروز میلیون‌ها نفر در دنیا می‌گویند: «اشهد انّ لا اله الا الله»
بشر برای تشکیل حکومت همه نظام‌ها را تجربه کرده است، بشر از تجربه همه این نظام‌هایی که تاکنون داشته است؛ مستأصل و خسته شده است؛ نظام‌هایی که جز خونریزی، دزدی، شهوت‌رانی، ضعیف‌کشی، سفاکی چیزی نداشته و هر که آمده، لگد به گرده مردم زده و آنها را در استخدام خواسته‌ها و تمایلات خویش در‌آورده است.
امروز ما می‌خواهیم یک دکترین سیاسی به جهان نشان دهیم که نتیجه اتصال رسالت به امامت است و امروز رهبر آسمانی آن، زنده و در پس پرده غیبت است. اگر آن روز حلقه اتصال به وسیله فاطمه زهرا(س) صورت نمی‌گرفت، امروز اسلام چیزی نداشت که به دنیا ارائه کند؛ بحث شیعه و سنّی مطرح نیست، اگر این جمعیت چند صد میلیونی اسلام نیاورده بودند، اسلام حرفی برای گفتن نداشت که همه اینها ماحصل مظلومیت‌ها، هدایت و اشک‌های فاطمه زهرا(س) است.
ایشان تا جایی که رمق داشتند، خطبه خواندند، انتقاد کردند، نتیجه که نمی‌داد با گریه مبارزه می‌کردند؛ اشک‌های زهرای مرضیه(س) به دلیل از دست دادن پدر یا همسرش علی(ع) نبود؛ گریه ایشان برای به خطر افتادن اساس اسلام و نابودی بخشی از پیغمبری پیغمبر(ص) بود.
مردمی که از آینده و سرنوشت اسلام خبری نداشتند، ولی سخنان حضرت فاطمه(س) را نمی‌شنیدند. حضرت در نهایت برای انحراف رهبری گریه می‌کردند؛ برای تداوم رهبری رسالت پیغمبری باید مبارزه کرد.
صدیقه اطهر(س) امامتی که از رسالت منقطع شده بود را وصل به رسالت کرد، اما به چه قیمتی! امروز اگر یکی یکی حوادثی که حضرت زهرا(س) متحمل شدند را تحلیل کنیم، می‌بینیم اگر مظلومیت ایشان به آن شکل صورت نمی‌گرفت، اگر محسنش قربانی نمی‌شد، اگر خطبه فدکیه را نمی‌خواند، امروز ما این اسلام را نداشتیم.
اگر هر کدام را از قاموس اسلام حذف کنیم، امروز این اسلام نبود و تنها یک نفر درک می‌کرد که حضرت فاطمه زهرا(س) چه کرد؛ آن هم امیرالمؤمنان علی(ع) بود.


با شعار «سپاه دوستدار و محافظ محیط‌زیست» در همایش روز درختکاری مطرح شد
سپاه و بسیج ظرفیت عظیم مردمی حفظ منابع طبیعی
حسن ابراهیمی

همایش روز درختکاری با شعار «سپاه دوستدار و محافظ محیط‌زیست» در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) برگزار شد.
به گزارش خبرنگار صبح صادق همزمان با فرارسیدن هفته منابع طبیعی و روز «بسیج، همیار طبیعت» (18اسفند) همایش روز درختکاری در سپاه با حضور مهندس باهنر نایب‌رئیس مجلس شورای اسلامی، مهندس حجتی وزیر جهاد و کشاورزی، دکتر جلالی رئیس سازمان جنگل‌ها و مراتع، سردار اصلانی معاون اجرایی سپاه، سردار صفاری فرمانده دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع)، مهندس عزیزی رئیس سازمان بسیج سازندگی و جمعی از مدیران و دست‌اندرکاران حوزه منابع طبیعی در تالار همایش‌های اندیشه دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) برگزار شد.

*گزارش‌های سالیانه و دقیق از وضعیت منابع طبیعی به مردم ارائه شود
نائب‌رئیس مجلس در این مراسم با اشاره به اهمیت آمار و و اطلاعات از وضعیت منابع طبیعی گفت: از دست‌اندرکاران منابع طبیعی و جنگلداری درخواست می‌کنیم که هر ساله در هفته درختکاری گزارشی از ریزش‌ها و رویش‌های منابع طبیعی ارائه و برنامه‌ها و تدابیر درازمدت با شاخص‌های کمّی در این حوزه را برای اطلاع و درک دقیق مردم از وضعیت ارائه کنند.
وی با اشاره با بهره‌وری بسیار پایین در بخش کشاورزی افزود: در مقطع کنونی، با وجود اقدامات موثری که صورت گرفته، نیازمند بسیج ملی در موضوع آب، منابع طبیعی و مباحث زیست‌محیطی هستیم.

*معاونت مهندسی سپاه به شکل تخصصی در حوزه فضای سبز فعال است
دریادار مرتضی صفاری، فرمانده دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) هم در این مراسم با بیان اینکه ارزش‌ها، ریشه در اعتقادات دینی ما دارند، گفت: توسعه فضای سبز یکی از ارزش‌هایی است که همواره در احادیث و روایات مورد تأکید قرار گرفته است.
دریادار صفاری با بیان اینکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ساختار و سازمان خود در معاونت مهندسی، توسعه فضای سبز را در دستور کار قرار داده است، خاطرنشان کرد: سال گذشته در مجموعه دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) بیش از دو هکتار را تحت پوشش فضای سبز قرار دادیم که امیدواریم امسال بتوانیم این فضا را به پنج هکتار برسانیم.
*بسیج بهترین ظرفیت در حوزه صیانت و گسترش منابع طبیعی است
رئیس سازمان بسیج سازندگی هم که دیگر سخنران این مراسم بود با بیان اینکه امروز اگر توسعه جنگل‌ها را یک امر می‌دانیم باید نقش مردم را درست تعریف کنیم، گفت: بسیج با جمعیت 22 میلیون نفری بهترین ظرفیت را برای حفظ، مراقبت و گسترش منابع طبیعی دارد.
وی افزود: منابع طبیعی بر اساس برداشت ما دو مأموریت مهم دارد؛ یکی از آنها حفظ و صیانت از جنگل‌ها و منابع طبیعی است و دوم گسترش منابع طبیعی.
عزیزی با اشاره به اینکه سند منابع طبیعی و آبخیزداری در افق 1404 نسبت به مشارکت‌پذیری مردم در حفاظت از منابع طبیعی از شاخص‌های اصلی ذکر شده است، اظهار داشت: امروز 288 هزار هکتار از مناطق خوزستان در معرض ریزگردها قرار دارد و بهترین کار در این منطقه، کشت گونه‌های گیاهی منطبق بر اقلیم آنجا است. بسیج آماده است در این بخش نیز وارد عمل شده و با آموزش و فرهنگ‌سازی و نیز به‌صورت میدانی در این راستا گام بردارد.
وی در ادامه با اشاره به اقدامات و عملکرد بسیجیان این سازمان در حوزه منابع طبیعی گفت: از ابتدای سال جاری تاکنون بسیج سازندگی 5 میلیون و 40 هزار و 841 اصله نهال غرس، 791 هزار و 423 هکتار از مراتع اصلاح و 4 هزار و 132 هکتار بیابان‌زدایی و نیز 3 میلیون و 120 هزار هکتار مراقبت از جنگل‌ها را انجام داده است.

*وضعیت منابع طبیعی در ایران و جهان مناسب نیست
دکتر خداکرم جلالی، رئیس سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری هم در این مراسم گزارشی از وضعیت منابع طبیعی ایران و جهان و راهکارهای مقابله با بحران‌های این حوزه داد. وی در ادامه به نقش مؤثر مردم به ویژه بسیجیان در راستای اجرای طرح‌های آبخیزداری و حفاظت از منابع طبیعی تأکید کرد.
همچنین در این مراسم که از طریق سامانه ارتباط تصویری، به‌صورت کشوری در تمام استان‌های کشور برگزار شد، فرماندهان سپاه‌های استانی اصفهان، بوشهر، زنجان، کرمانشاه و بندرعباس گزارشی از اقدامات سپاه در حوزه منابع طبیعی و فضای سبز را ارائه کردند.

*بوستانی در دانشگاه و کمربند سبز تهران
در پایان این مراسم با حضور مهندس حجتی، وزیر جهاد کشاورزی، بوستان سیدجمال‌الدین اسدآبادی با کاشت 1436 اصله نهال در این بوستان که در ارتفاعات دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) قرار دارد، افتتاح شد.
این بوستان که با مساحت 36 هکتار در کمربند سبز تهران واقع است، به مناسبت روز بزرگداشت سیدجمال‌الدین اسدآبادی به نام وی نام‌گذاری شده است.


یادداشت
علیرضا جلالیان

پهپادها و ارتقای نیروی هوایی
نیروی هوایی یکی از ارکان یک ارتش مقتدر و قدرتمند است. تمامی ارتش‌های مقتدر دنیا در مسیر تداوم و افزایش قدرت و اقتدار خود نیروی هوایی را مد نظر ویژه دارند. اما این نیرو در میان سایر نیروها هزینه‌برتر از سایرین بوده و تخصصی‌ترین تجهیزات و سلاح‌ها را داراست. همین سبب شده تا خیلی از کشورها به سمت گسترش کمّی و حتی کیفی نیروی هوایی خود نروند و به یک نیروی کوچک بسنده کنند. از طرفی تجهیزات استفاده شده در این یگان‌ها به‌خصوص هواپیماها تا حدود پنجاه سال در چرخه فعالیت حضور دارند و تأمین و نگهداری آنها هزینه بالایی دارد. خود به کارگیرندگان این تجهیزات از تکنیسین‌های روی زمین تا خلبانان هم به دلیل سختی و تخصصی بودن کارشان به لحاظ آموزش و تداوم هزینه‌های قابل توجهی دارند. حقوق بالای خلبانان و هزینه بسیار زیادی که صرف آموزش آنها می‌شود یکی از مهم‌ترین منابع مصرف مالی در این نیرو است.
در سال‌های اخیر موضوعی که در زمینه سلاح‌های هوایی مطرح شده که برگرفته از یکی از روش‌های جمع‌آوری اخبار بوده موضوع پهپادها است؛ پرندگان هدایت‌پذیر از راه دور. به این معنا که پهپادها علاوه بر مأموریت‌های اطلاعاتی در برخی از ارتش‌های پیشرفته جهان به عنوان جنگنده و بمب‌افکن هم استفاده می‌شوند و این امکان در سطح اکثر ارتش‌های مهم دنیا در حال گسترش است. در صحنه عملی اصلی‌ترین به کار برنده این نوع پهپادها ایالات متحده است که در بمباران مناطق مختلف پاکستان از این پرنده‌ها بهره می‌برد. جمهوری اسلامی ایران نیز با سال‌ها تجربه و تمرین در حوزه پهپادها و نیز تجربه به دست آمده از بررسی پهپادهای دشمن همچون RQ -170 توانسته چند نمونه بومی از پهپادهای جنگنده و بمب‌افکن را تولید کند.
این نوع جنگنده و بمب‌افکن به لحاظ اینکه در بدنه خود جایی برای خلبان انسان ندارد، حجم کمتری داشته، رادارگریزترند و از طرفی احتمال خطر و حوادث انسانی در آن به صفر می‌رسد. با پیشرفت بیشتر فناوری‌ها در جمهوری اسلامی ایران نیز فناوری پهپاد به سرعت رشد کرده و ایران را در زمره کشور‌های پیشروی این حوزه قرار داده است.
نکته مهم اینکه در صنعت دفاعی کشور تولید جنگنده و بمب‌افکن‌های بومی خلبان‌دار از اولویت‌های بالا نیست، چراکه با چنین فناوری‌هایی در حوزه پهپاد عمده نیاز کشور در حوزه پرنده‌ها با همین پهپادها رفع می‌شود و فقط در مواردی خاص نیاز به پرنده‌ای با خلبان است. کشور در حوزه طراحی و تولید پهپادها پیشرفت‌های فاخری داشته است. نداشتن تلفات در نبردهای هوایی، کوچک و رادارگریزتر بودن پهپادها و امکان تولید پهپادهای بزرگ با قابلیت‌های مختلف یکی از مزیت‌های صنعت دفاعی هوایی کشور است که کمک شایانی به شکوفایی صنعت غیر نظامی نیز خواهد کرد.


علمداران

گچ‌ها را خودش برید و رفت
تصادف کرده بود و مُهره‌های گردنش شکسته بود. از کمر تا سرش را گچ گرفته بودند و فقط گردی صورتش دیده می‌شد. دوستانش که می‌آمدند به عیادتش، خبر نزدیک بودن عملیات را داده بودند. مطمئن بودم با این وضع به جبهه نمی‌رود. رفتم توی خانه و دیدم نیست. کلّی گچ هم گوشه‌ حیاط بود. بچّه‌ها می‌گفتند: گچ‌ها رو بریده و آماده شده بره منطقه. رفت منطقه و چند بار تلفنی با من صحبت کرد.
به نقل از همرزم شهید محمدرضا مرادی
محمدرضا در هشتم بهمن سال 1341 در کرمان به دنیا آمد. در چهار ماهگی به واسطه بیماری سختی در بستر افتاد، اما زنده ماند. در سن پنج سالگی پا به دبستان گذاشت. پس از اتمام کلاس پنجم دبستان، دوران راهنمایی را در مدرسه شهاب گذراند و سپس در هنرستان اقبال به تحصیل خود ادامه داد. در این دوران هم درس می‌خواند و هم کار می‌کرد. سال‌های دوم و سوم تحصیل هنرستان مصادف با شروع انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی بود. وی در حالی که درس می‌خواند در همه جریانات انقلاب شرکت فعال داشت و از پا نمی‌نشست. پس از پیروزی انقلاب که همزمان با سال آخر تحصیل وی در هنرستان بود به فعالیت‌های چشمگیری پرداخت و در انجمن اسلامی به‌طور فعال و مستمر کار کرد تا اینکه در سال 1359 موفق به دریافت دیپلم شد. پس از آن به عضویت سپاه درآمد. با شروع جنگ تحمیلی پس از اتمام دوره اول آموزش به کرمان بازگشت و در زمستان 1359 به مهاباد اعزام شد. در عملیات‌های فتح‌المبین، الی‌بیت‌المقدس، رمضان، محرم، والفجر مقدماتی و والفجر یک و منطقه سومار و عملیات خیبر به انجام وظیفه اطلاعات و شناسایی پرداخت. مدتی هم در ستاد مبارزه با قاچاق مواد مخدر کرمان مسئولیت گرفت. سرانجام فرمانده دلیر واحد اطلاعات عملیات لشکر 41 ثارالله هشتم اسفند ماه 1362 در عملیات خیبر شیمیایی شد و ده روز بعد به شهادت رسید.


یک حماسه

نقش«دایی همت» در عملیات امام مهدی(عج)
جهاد، جهاد مردمی بود و همه دست به کار شده بودند تا خوب دفاع کنند؛ یکی از کسانی که در دفاع مقدس نقش‌آفرینی کرد، «فتح‌الله همتی» معروف به «دایی همت» بود که پل چوبی جاده سوسنگرد ـ بستان را ساخت. این پل اولین راه بین رودخانه در جبهه‌های حق علیه باطل بود.
«کاظم پدیدار» از رزمندگان و حماسه‌سازان سوسنگرد نحوه ساختن پل «دایی همت» را این‌طور روایت می‌کند: عراقی‌ها در ماه‌های ابتدایی جنگ تحمیلی دور تا دور سوسنگرد، موضع گرفته بودند. ما پشت رودخانه در پدافند بودیم و عراقی‌ها مقابل ما بودند؛ برای انجام برخی مأموریت‌ها باید با قایق به آن طرف رودخانه می‌رفتیم؛ پیش از اجرای عملیات «امام مهدی(عج)» در 26 اسفند 1359 و حضور گسترده نیروها در منطقه، امکان عبور از رودخانه با قایق وجود نداشت و باید برای جابه‌جایی گسترده نیروها کاری می‌کردیم.
دایی همت که نجار هم بود، از خرم‌آباد به منطقه اعزام شده بود او گفت: «باید یک پل روی رودخانه بزنیم»؛ عرض رودخانه تقریباً 85 متر بود؛ او برای ساخت پل، سیم بکسل آورد و از این طرف رودخانه به آن طرف کشید و شروع کرد به ریختن بتن روی زمین تا سیم بکسل را محکم در زمین نگه دارد. آب رودخانه هم زیاد بود و با قایق می‌رفتیم و سیم بکسل را جابه‌جا می‌کردیم.
هنگامی که دایی همت کار می‌کرد، دشمن بمب و گلوله به طرف ما می‌ریخت؛ هنوز سیم بکسل به‌طور کامل وصل نشده بود که خمپاره‌ای در اطراف ما به زمین خورد و تعدادی از ما مجروح شدیم؛ یک سرباز هم از ناحیه دستش مجروح شد، اما در هر صورت این سیم به دو طرف وصل شد.
برای ساختن پل، تخته‌های سه متری درست کردیم و دایی همت و بچه‌ها این تخته‌ها را با سیم به هم وصل کردند؛ بالاخره این پل 85 متری ساخته شد و برای اینکه روی آب خیلی تکان نخورد، غواص‌هایی داخل رودخانه رفتند و این پل را از پایین با سیم بکسل به کف رودخانه وصل کردند. این پل در عملیات‌های متعددی از جمله «امام مهدی(عج)» مورد استفاده قرار گرفت؛ بعدها هم که صدامی‌ها از ما فاصله گرفتند، یک پل خاکی در آنجا ساخته شد.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به فیلم ضدایرانی «گلاب»
هذیان‌گویی هالیوود علیه ایران
مهدی امیدی

فیلم «گلاب»(rose water) به کارگردانی «جان استوارت» جدیدترین فیلم ضدایرانی تولید شده در هالیوود است. این فیلم با وجود رویکرد تبلیغاتی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی، به دلیل ضعف مفرط در روایت و ساختار، حتی در خود غرب نیز چندان جدی گرفته نشد. در داخل کشور نیز رسانه‌های جریان موسوم به اصلاحات، سعی کردند تا این فیلم را نادیده بگیرند؛ چراکه فیلم «گلاب» نشانه‌ای است از حمایت غرب و به‌ویژه آمریکا از فتنه سال 88. زیرا این فیلم به‌طور صریح اعلام می‌کند که قدرت گرفتن نیروهای لیبرال و معتدل در ایران، به سود دولت‌های غربی است. بیان صریح و مستقیم چنین واقعیتی به طور طبیعی در تضاد با منافع و مقاصد گروه به اصطلاح اصلاح‌طلب است. این فیلم براساس خاطرات «مازیار بهاری» ساخته شده است. بهاری به اتهام جاسوسی برای دولت انگلیس در پوشش خبرنگاری در جریان حوادث پیش و پس از دهمین انتخابات ریاست‌جمهوری ایران بازداشت شده بود. در این فیلم همچنین بازیگرانی چون گلشیفته فراهانی و شهره آغداشلو بازی می‌کنند.
داستان فیلم «گلاب» درباره روزهای پیش و پس از انتخابات سال 88 است. خبرنگاری به نام مازیار که در یکی از رسانه‌های خارجی کار می‌کند، برای پوشش وقایع این انتخابات به ایران می‌آید. او نظرات طرفداران نامزدهای مختلف را ضبط می‌کند. انتخابات برگزار می‌شود و نامزدی که این خبرنگار هم طرفدار او بود، شکست می‌خورد. برخی از طرفداران نامزد شکست‌خورده آشوب به پا می‌کنند. خبرنگار هم در آشوب‌ها حضور دارد. روزی، مأموران امنیتی به خانه او می‌روند و وی را بازداشت می‌کنند و به ندامتگاه اوین می‌برند. فیلم ادعا می‌کند که افرادی که در جریان فتنه سال 88 بازداشت شدند، همه بیگناه هستند و تحت شکنجه مجبور به اعتراف و عذرخواهی می‌شوند! در این فیلم بازسازی فضا و وضعیت تهران در آن مقطع زمانی، خیلی خام‌دستانه و ناشیانه صورت گرفته است؛ اما مشکل اصلی فیلم، تحریف واقعیت‌های ایران در آن زمان است. برای نمونه، ادعای فیلم درباره گرایش مردم کم‌درآمد و جنوب‌شهری به نامزدها در سال 88 کاملاً برعکس واقعیت است.
ساخت فیلم «گلاب» درست بعد از اهدای جایزه اسکار به فیلم «آرگو» کلید خورد. در کشورهای غربی اهداف جوایز، ترغیب فیلمسازان به یک موضوع خاص است. وقتی دو جایزه اسکار و گلدن گلوب در سال 2013 به فیلمی ضدایرانی داده شد، بازتابی جز ادامه ساخت این نوع فیلم‌ها نداشت. کافی است به فهرست آثار تولیدی در هالیوود طی دو سال اخیر نگاهی بیندازیم؛ ساخت این همه فیلم در یک مقطع زمانی علیه ایران کم‌نظیر است. به‌طوری‌که پس از جایزه اسکار به «آرگو» علاوه بر پخش سریال «هوملند»(میهن) در تلویزیون آمریکا که بخش‌هایی از آن به ایران اختصاص داشت، فیلم‌های «حمله به کاخ سفید» (با اشاراتی محدود به ایران) و «300؛ خیزش یک امپراطوری» نیز اکران شدند. از آغاز سال 2014 نیز فیلم «پلیس آهنی» روی پرده سینماهای آمریکای شمالی رفت که آن هم یک فیلم ضدایرانی محسوب می‌شود. چندی پیش نیز در فیلم «ترانفورمرز3» درباره لزوم نابودی تأسیسات هسته‌ای ایران توسط ربات‌ها صحبت می‌شد! فیلم «طبیب» درباره ابن‌سینا را هم به عنوان یک فیلم ضدایرانی دیگر نیز باید به این فهرست اضافه کرد. «دختری که شب تنها به خانه می‌رود» دیگر فیلم به نمایش درآمده در آمریکا علیه زنان ایرانی بود. چند ماه پیش هم فیلمی با عنوان «رقاص بیابان» درباره ایران ساخته شد. این روند، فعلاً به «گلاب» رسیده است، اما بدون تردید در ماه‌ها و سال‌های آینده باز هم شاهد ساخت فیلم‌های ضدایرانی در غرب خواهیم بود.
اتفاقاً فیلم «گلاب» شباهت زیادی به «آرگو» دارد. هر دو فیلم، به تلاش غرب برای کودتا در ایران می‌پردازند؛ «آرگو» روایتگر لانه جاسوسی آمریکاست که قرار بود در پوشش سفارتخانه، به مرکزی برای کودتا علیه انقلاب اسلامی تبدیل شود. فیلم «گلاب» هم درباره کودتای ضدانتخاباتی سال 88 در ایران است. کودتایی که یکی از اضلاع حمایت از آن، آمریکا بود و به درستی «فتنه» نام گرفت. فیلم «آرگو» به یکی از شکست‌های آمریکا در مقابل ایران می‌پردازد، اما سعی می‌کند در قالب یک درام، از این شکست، یک حماسه و پیروزی بسازد. سقوط سفارتخانه آمریکا در تهران به دست دانشجوهای انقلابی، یک شکست بزرگ و نقطه‌ای تاریک در کارنامه ایالات متحده محسوب می‌شود که در فیلم «آرگو» بیشتر روی فرار شش نفر از اعضای لانه جاسوسی مانور داده شده و یک موفقیت برای آن کشور معرفی می‌شود. فیلم «گلاب» هم درباره شکست دولت‌های غربی از ملت ایران در جریان فتنه 88 است، اما این فیلم هم با نمایش تصویری مخوف و ترسناک از زندان‌های ایران و تمرکز روی مقاومت یکی از جاسوس‌های غرب در این زندان‌ها و در نهایت آزادی او، وجهی حماسی و توأم با پیروزی برای آمریکا یافته است، اما مهم‌ترین شباهت این دو فیلم، احساس حقارت سیاستمداران آمریکایی در مقابل ایران است. نکته مهم این است که فیلم‌ها بازتاب‌دهنده نیات درونی و ضمیر ناخودآگاه سازندگان‌شان هستند. به‌خصوص در هالیوود که فیلم‌ها نتیجه کار یک گروه بسیار وسیع و پردامنه‌اند و محتوای آنها نیز برآمده از خواست‌ها و منافع حاکمان آمریکاست. به همین دلیل هم فیلم «گلاب» را می‌توان همچون «آرگو» بازتاب هذیان‌های حاکمیت آمریکا نسبت به ایران دانست. 


نگاهی به فیلم «رخ دیوانه»
شطرنج فریب و دروغ
حسین کارگر

فیلم «رخ دیوانه» به کارگردانی ابوالحسن داوودی مجموعه‌ای از کلیشه‌هایی است که در ظاهری فریبنده و اغواگر، محتوایی کهنه و فاقد خلاقیت را نمایش می‌دهد؛ گروهی از جوانان در یک موقعیت خاص گرفتار می‌شوند و به‌طور مکرر و سلسله‌وار به هم دروغ می‌گویند. تصویر فیلم از نسل جوان، همان تصور بارها تکرار شده در سینمای ایران است؛ جوانانی که یا خلافکار هستند، یا مرفه و غربزده! محور اصلی مضمون فیلم «رخ دیوانه» قرار گرفتن تعدادی جوان از دو قشر متفاوت اقتصادی در یک موقعیت خاص است. البته نگاه فیلم به این موقعیت اصلاً بی‌طرفانه نیست. این فیلم به‌طور آشکار، به حمایت از «بچه پولدارها» پرداخته است. به گمان فیلم، فشارهای جاری بر قشر فرودست جامعه نه به دلیل مناسبات نادرست اقتصادی، بلکه ناشی از بدرفتاری این آدم‌هاست. با فیلمی روبه‌رو هستیم که می‌گوید فرزندان کاخ‌نشین‌ها، آن گونه که همه فکر می‌کنند نیستند و حتی در جوانمردی از سایر مردم هم سبقت می‌گیرند و بچه‌های پایین‌شهری، نامرد و ریاکار هستند و برای پول دست به هر کاری می‌زنند! در نهایت نیز پولدارهای فیلم هستند که باقی می‌مانند و راه خود را می‌روند و محروم‌های فیلم، به دست همدیگر کشته می‌شوند.
مضامین اخلاقی و اجتماعی «رخ دیوانه» نیز از شدت کهنگی بوی نا می‌دهند! معمولاً در این جور فیلم‌ها انواع و اقسام جرائم و رفتارهای بزه‌کارانه به خورد مخاطب داده می‌شود و سرانجام همه چیز با یک پیام سطحی و شعاری جمع می‌شود. پیام‌هایی از این دست که دروغ و کلاه‌برداری کار بدی است، یک‌روزه نمی‌توان میلیاردر شد، فقیرها باید دست از حسادت به پولدارها بردارند و... به همین پیش‌پاافتادگی! تصور بیمارگونه اینکه «ایرانیان به طور ژنتیک دروغگو» هستند که اولین بار در «جدایی نادر از سیمین» مطرح شده بود و به برخی دیگر از فیلم‌ها سرایت کرد، در «رخ دیوانه» هم به نمایش درآمده است. چون همه فیلم بر پایه دروغ و فریبکاری آدم‌ها شکل گرفته است.
نقش‌آفرینی بازیگران فیلم نیز همه تکراری است؛ طناز طباطبایی عین نقش خود در فیلم «مرهم» را تکرار می‌کند، ساعد سهیلی مشابه «کلاشینکف» است، امیرمحمد زند مانند سریال «مثل شیشه» پلیس شده است، بیژن امکانیان همان پدر شیک و ثروتمند اما مستأصل و درمانده «تقاطع» است و صابر ابر هم همان صابر ابر همیشگی است.
نمی‌توان «رخ دیوانه» را فیلمی درباره شبکه‌های اجتماعی دانست. این سوژه در فیلم محو است و فرازونشیب‌های روایی فیلم هیچ ربطی به فیس‌بوک ندارد. وقتی می‌توانیم بگوییم یک فیلم به آسیب‌شناسی یا تحلیل شبکه‌های اجتماعی پرداخته که این موضوع، نقشی محوری و عامل را در فیلم بازی کند که در این فیلم این‌گونه نیست.


اخبار

جنگ ایران و آمریکا در یک انیمیشن
سینمای ایران در سال 94 شاهد نمایش انیمیشن سینمایی «نبرد خلیج‌فارس 2» در سراسر کشور خواهد بود. به گزارش قاصدنیوز، پویانمایی سینمایی «نبرد خلیج‌فارس2» (تنگه برمودا) اولین انیمیشن رئال (واقع‌گرایانه) سینمای ایران است که کارگردانی آن را فرهاد عظیما بر عهده دارد و محصول سه سال تلاش گروه انیمیشن‌سازی فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) در شهر مقدس مشهد است. «نبرد خلیج‌فارس2» ورود به مقوله جلوه‌های ویژه در سطح نزدیک به آثار جهانی است و البته این اثر جدای از این عرصه، در محتوا نیز نشان می‌دهد که اگر دشمنان اسلام قصد تعدی به ایران اسلامی را داشته باشند چگونه نیروی ایمان و قدرت سلاح‌های ایرانی کار دشمن را یکسره می‌کند. در این انیمیشن همچنین قسمتی از سلاح‌های جدید سپاه به تصویر کشیده شده است.

رسوایی اخلاقی شوالیه هنری انگلیس

نقاشی که به دلیل طراحی پرتره ملکه انگلیس جایزه «شوالیه» گرفته بود، به جنایت جنسی علیه کودکان متهم شد! رولف هاریس، نقاش مشهور استرالیایی که در سال 2006 از دست ملکه الیزابت انگلیس جایزه شوالیه را گرفته بود، رسوایی تازه‌ای را برای جهان غرب به ارمغان آورد. سایت فرانس24 عربی نوشت: هاریس این جایزه را به دلیل طراحی تابلوی چهره ملکه الیزابت گرفته بود. اما حالا به اتهام تعرض به دختران کم‌سن‌وسال در طی چندین سال، به شش سال زندان محکوم شده است. این اتفاق سبب شد که ملکه الیزابت هم جایزه اهدایی خود را از وی پس بگیرد.

هیئت‌مدیره جدید خانه سینما مشکل‌دار بودن اساسنامه را پذیرفت

هیئت‌مدیره جدید خانه سینما وعده داد که اساسنامه این تشکیلات را اصلاح خواهد کرد. وعده‌ای که گویای پذیرفتن مشکل‌دار بودن این اساسنامه از سوی هیئت‌مدیره خانه سینماست. هیئت‌مدیره دوره سیزدهم خانه سینما در آغاز فعالیت خودش بیانیه‌ای را صادر کرد. این بیانیه گویای ایرادات اساسنامه کنونی خانه سینماست. ایرادهایی که پیش از این توسط منتقدان عملکرد این تشکیلات مطرح شده بود. چنان که هیئت‌مدیره کنونی خانه سینما اعلام کرده که آماده است در تعاملی سازنده با سازمان سینمایی و هم‌اندیشی با کمیسیون فرهنگی مجلس پس از رفع خلأهای قانونی موجود در حوزه فرهنگ و هنر به اصلاح اساسنامه خانه سینما بپردازد. گفتنی است یکی از دلایل انحلال خانه سینما، تغییر غیرقانونی اساسنامه این تشکیلات و حذف شاخص‌هایی چون تقید به قانون اساسی و نظام جمهوری اسلامی بود.


گزیده مطالب

حضور، مقاومت و جهاد سه شاخص حقانیت
در جبهه نبرد ایدئولوژیکی حق و باطل یکی از کارهای ضروری، استخراج و تبیین شاخص‌هایی است که حق و باطل و مصداق‌های آنها را از هم جدا می‌کند. مقاومت، استکبارستیزی و حضور سیاسی عزتمندانه سه نمونه از این شاخص‌ها است. هر تفکر، نحله، مسلک و مکتب چه در حوزه سیاست و چه دین که به مردم عرضه و تبلیغ می‌شود، اگر فاقد این سه شاخص باشد، باید یقین حاصل کرد که باطل بوده و دست صهیونیست‌ها در اجرای آن فعال است.
غربی‌ها در اجرای طرح جهانی مقاومت‌زدایی از سه روش استفاده کرده‌اند.
حمایت از بنیانگذاران مکاتب و تفکرات فاقد شاخص‌ها
هر فردی در هر جای جهان، خودخوانده یا دعوت شده از سوی استکبار که داعیه‌ای باطل بر زبان آورد، در جلسات محرمانه یا تریبون‌های رسمی مورد تأیید و حمایت غربی‌ها قرار گرفت. چه مخالف سیاسی و طرفدار تغییرات رفرمیستی و چه طرفدار الگو‌های حکومتی مقابل حکومت اسلامی، چه بنیانگذار عرفان (اصطلاحاًً) همگی، خواسته یا ناخواسته، یار و یاور آمریکا تلقی و تحت‌الحمایه آنها به سازمان و تشکیلات بین‌المللی تبدیل شدند. کشف هدف دشمنان، مبنی بر شکستن مقاومت برای شیعه مهم است، اما مسئله مهم‌تر شناخت ابزارها و روش‌ها و نوع افراد با گرایش‌های خاصی است که نیاز به بررسی و دقت فراوان دارد.
توصیه جاسوس انگلیسی «مستر همفر» به سیاستمداران بریتانیا این است که «کتاب‌ها تکثیر کنید، دیرها، کنیسه‌ها و خانقاه‌ها را برای گوشه‌گیر کردن و دور ساختن مردم از مبارزه علیه استکبار گسترش دهید.»
آنان شخصیت‌هایی را بر جامعه مسلمانان تحمیل کرده و از طریق آنها تفکرات سازشکارانه را در قالب مکتب به وجود آوردند و با گذشت زمان و تغییر شرایط و مقتضیات زمان و مکان و محاسبه شکاف‌های جامعه دینی، شخصیت‌های کاملاً بیگانه از اسلام را نفوذ دادند و در سرزمین اسلام عملیات خطرناکی را به اجرا گذاشتند و امروز با کمال تأسف بخشی از وقت پژوهشگران دین، صرف بیان شیطان‌پرستی می‌شود كه به شکل زیرزمینی به شکار جوانان ایرانی می‌پردازد.
تحریف و ایجاد اسلام ناقص و تبعیض ایمان اسلامی
سران استکباری با موجه‌سازی شخصیت‌های مورد نظر خود، تفسیر متون اسلامی را به دست آنها سپردند و هر زمان از شخصیت‌های ناقص و تک‌بعدی که با جسارت به تفسیر به رأی اعتقاد دارند حمایت کردند.
هر حزب، گروه یا فرقه اسلامی که از مدار مبارزه و دشمن‌شناسی به دور بوده مورد دلجویی و تأیید آنها واقع شده است.
فارغ از سیاست‌گذاری و هدایت دشمنان خارجی اسلام، حرکت و جهت‌گیری گروه‌های مغرض و احیاناًً ناقص و تک‌بعدی مورد انتقاد علمای متسنن به سنت نبوی و علوی قرار گرفته‌اند که حتی در بین برخی از عرفا نیز چنین رفتارهایی دیده می‌شود که اگر رفتار عرفای بزرگ شیعه چون مرحوم قاضی طباطبایی، حضرت امام(ره)، آیت‌الله بهجت و... نبود تشخیص آنها بسیار سخت بود.
علت ضعف یا تعطیل دو واجب امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در جامعه اسلامی که در طول تاریخ تسلط دشمنان را در پی داشته متأثر از این‌گونه تفکرات است. این گروه‌ها و یا تفکرات مغایر با حضور عزتمندانه سیاسی است که بر علمای دین لازم است اصلاح و برخوردها و نقدهای مقتضی را انجام دهند. اما زمانی که این تهدیدات محتوایی به فرصت در دست دشمنان قسم‌خورده قرار می‌گیرد، اوضاع حادتر و پیچیده‌تر خواهد شد.
اشاعه ابتذال و برهنگی در راستای تضعیف مقاومت و جهاد
سرگرم کردن جوانان با ابتذال و هیجانات جنسی به شدت روح مقاومت را در هم می‌شکند. صهیونیست‌ها سکس را به صنعتی پول‌آور تبدیل کرده‌اند. از داستان و رمان شروع کردند تا اینکه همزمان با رونق سینما، تبلیغ و نمایش محسوسات بصری مستهجن را شروع و به کل جهان صادر کردند تا ضمن کسب درآمد بالای اقتصادی، اهداف سیاسی خود را تعقیب کنند. امروز تمام جهان از طریق اینترنت و ماهواره امکان استفاده از این محصولات مخرب را دارند. هدفی که از طریق عرفان‌های اوشو و سایر عرفان‌های هندی، آمریکایی، سرخ‌پوستی و... با برچسب معنوی دنبال می‌شد، زیر نظر روانشناسان و جامعه‌شناسان با فناوری روز ادامه یافت تا تحت تأثیر مسائل منافی عفت تمام امیدهای حیات را از بین ببرند.
تجربه تلخ تخدیر جوانان از طریق جنس مخالف و برهنگی، قدمتی به طول حضور شیطان و جنگ‌های بشری دارد و تلخ‌ترین حادثه از دست رفتن جامعه اسلامی اندلس بود.
چهارمحال‌وبختیاری ـ علی‌اکبر دلدار


کتیبه سبز

سروده‌های عبدالمجید فرائی به‌مناسبت بهار زهرایی
بیمه‌کرده زهرا...
عنایتی ز محمد(ص) به ملک ایران است
اساسنامه ما، آیه‌های قرآن است
تمام فتنه‌گران، شعله‌ور در آتش خویش
خلیل آمده، ایران‌زمین گلستان است
بگو ز آتش نمرودیان، هراسی نیست
از آن زمان که، امام رئوف سلطان است
بدان که کشور ما، بیمه‌کرده زهراست(س)
جهان فتنه، گرفتار سخت بحران است
مقدمات ظهور است، این نشیب و فراز
در آزمایشِ پیوسته، هر مسلمان است
امام عصر، در این سال نو عزادار است
لبالب است ز غم، قلب او پریشان است
اگر امام زمان(عج)، لنگر زمانه ماست
ز شادمانی شیعه، ملول و گریان است
«فرائی» از لب لعل امام خامنه‌ای
نیوش راز نهان، در کلام پنهان است
بغض ماتم زهرا
سؤال می‌کنم از خویشتن، اگر روزی
عزیز و پاره‌تنم مرد، شادمان باشم؟
اگر مصادف عیدی شود، چنین ماتم
عجیب نیست اگر غرق در فغان باشم
میان آن در و دیوار و میخ، گل چه کند
من از تصوّر آن نیز، ناتوان باشم
ز گل لطیف‌تر اندام او شود پرپر
شبانه‌روز، عزادار و نوحه‌خوان باشم
چه آزمایش سختی است، از برای همه
حضور حضرت زهرا(س) در امتحان باشم
فشرده راه گلو، بغض ماتم زهرا(س)
رواست غمزده، از دیده خون‌فشان باشم
«فرائیا» نفسم می‌رود، نمی‌آید
چگونه منتظر یار مهربان باشم
****
عید نوروز، گرانمایه‌تر از زهرا(س) نیست
عید در فصل عزا، خوب نگر، زیبا نیست
سوگوار است محمد، علی و عترت او
ذره‌ای رنگ طرب، در دل ما پیدا نیست


حسن ختام

برای ما هم دعا کن آقاجان!
امام زمان! شکوه ظهور تو هنوز پرچم توفیق برنیفراشته است و خورشید جمالت هنوز دیباى زرین خود را بر زمستان جان ما نگسترده است، اما مهتاب انتظار در شب‌هاى غیبت سوسوزنان چراغ دل‌هاى ماست.
نام تو حلاوت هر صبح جمعه است و حدیث تو ندبه آدینه‌ها.
دیگر از خشم روزگار به مادر نمى‌گریزم و در نامهربانی‌هاى دوران، پدر را فریاد نمى‌کشم.
دیگر رنج خار مرا به رنگ گل نمى‌کشاند.
دیگر باغ خیالم آبستن غنچه‌هاى آرزو نیستند.
دیگر هر کسى را محرم گریستن‌هاى کودکانه‌ام نمى‌کنم.
حکایت حضور، براى من یادآور صبحى است که از خواب سیاهى برخاستم و بهانه پدر گرفتم.
من همیشه سرماى غم را میان گرمى دست‌هاى پدرم گم مى‌کردم.
کاشکى کلمات من بى‌صدا بودند!
کاشکى نوشتن نمى‌دانستم و فقط با تو حرف مى‌زدم!
کاشکى تیغ غیرت، عروس نام تو را از میان لشکر نامحرمان الفاظ باز مى‌گرفت و در سراپرده دل مى‌نشاند!
کاشکى دلدادگان تو مرا هم با خود مى‌بردند!
کاشکى من جز هجر و وصال، غم و شادى نداشتم!
مى‌گویند چشم‌هایى هست که تو را مى‌بینند، دل‌هایى هست که تو را مى‌پرستند، پاهایى هست که با یاد تو دست‌افشانند، دست‌هایى هست که بر مهر تو پاى مى‌فشارند.
مى‌گویند تو از همه پدرها مهربان‌ترى...
مى‌گویند هر اشکى از چشم یتیمى جدا مى‌شود بر دامان مهر تو مى‌ریزد.
مى‌گویند... مى‌گویند تو نیز گریانى...
مى‌دانم که تو نیز با گریه عقد برادرى بسته‌اى و حرمت آن را نیکو پاس می‌داری...
پس برای من و برای ما هم دعا کن آقاجان!