بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

رنگین‌کمان جلوه‌های رزمایش دریایی سپاه
رزمایش بزرگ پیامبر اعظم(ص)ـ ۹ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که اواخر هفته گذشته، با رمز «محمد رسول‌الله(ص)» در منطقه تنگه هرمز در خلیج‌فارس برگزار شد، بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای یافت. مهم‌ترین محورهای بازتاب یافته در رسانه‌های جهانی که در ذیل به اهمیت هر یک به اختصار پرداخته می‌شود، عبارتند از:
۱ـ تنگه هرمز؛ برخی از تحولات آغاز شده از سال‌های گذشته در حوزه انتقال انرژي‌ منطقه (نفت و گاز) که به کاهش شدید قیمت این دو منبع مهم انرژي منتهی شده، این تصور را ایجاد کرده بود که به تناسب این تحولات که برخی نیز مربوط به مسیرهای جایگزین انتقال انرژي منطقه است از اهمیت گذشته «تنگه هرمز» کاسته شده و این تنگه ارزش بازدارندگی‌اش را برای ایران از دست داده است؛ اما توجه رسانه‌ها در این رزمایش به «تنگه هرمز» و بیان اینکه با عبور حدود یک‌پنجم از انرژي جهان از این منطقه همچنان از مهم‌ترین آبراه‌های جهان است، نشان داد که چشم بخش مهمی از جهان همچنان به تنگه هرمز دوخته شده و جمهوری اسلامی ایران به اتکای نیروی دریایی قدرتمندش نبض پرطپش این آبراه حیاتی را در اختیار دارد.
۲ـ ناو هواپیمابر آمریکا؛ در میان بخش‌های مختلف این رزمایش، یکی از برنامه‌هایی که بیشتر از هر چیز نظر رسانه‌های بیگانه را به خود جلب کرده استفاده از ماکت ناو هواپیمابر آمریکایی و حمله موشکی نیروهای ایرانی به این ناو و غرق کردن آن بود. این بخش از رزمایش به وضوح یکی از اهداف اصلی رزمایش را به نمایش گذاشت. پیام این بخش از رزمایش آنچنان صریح، آشکار و تأثیرگذار بود که روزنامه‌ گاردین برای کاستن از پیامد سنگین آن برای دشمنان ایران، ضمن درج گزارشی از رزمایش نوشت: با این وجود نیروهای آمریکایی معتقدند آنها از سپاه پاسداران ترسی به دل ندارند و از قول سخنگوی ناوگان پنجم دریایی آمریکا نیز آورد: آمریکا به توان نیروی دریایی این کشور برای دفاع از خودش اعتماد دارد.
۳ـ توان نظامی ایران؛ رزمایش‌های چند سال اخیر نیروهای مسلح ایران بر خلاف رزمایش‌های بسیاری از کشورهای دنیا که بیشتر تابع قالب‌های کلیشه‌ای و تکراری است، همگام با شناسایی تهدیدهای جدید و اجرای برنامه‌های نوین در برخورد با این تهدیدها و نیز به‌کارگیری تسلیحات و تجهیزات به‌روز و بعضاًْ تازه اختراع و ساخته شده، انجام می‌گیرد که بخش دیگری از ارتقای توان نظامی ایران را بازتاب می‌دهد.
۴ـ پاسخ به تهدیدات؛ تعبیر برخی از رسانه‌های جهانی از این رزمایش «پاسخ به تهدیدات» بود که با برخی از اتفاقات و نیز برنامه‌های گنجانده شده در رزمایش همخوانی داشت تا آنجا که رئيس دفتر شبکه الجزیره در تهران گفت: «هر بار که تهدیدها علیه ایران به‌ویژه از سوی آمریکا افزایش یافته، واکنش عملی از سوی نیروهای ایران صورت گرفته است.» «عبدالقادر فایز» در گزارشش آورد: «امروز پاسخ روشنی از سوی ایران داده شد مبنی بر اینکه هر گونه فکر کردن به مسائل نظامی در تعامل با ایران در مرحله آینده چه پیامدهای سنگینی می‌تواند داشته باشد.» و این در حالی است که دریادار فدوی فرمانده نیروی دریایی سپاه چند هفته پیش به‌صراحت اعلام کرد: اصول دریایی سپاه بر مبنای مقابله با تهدیدات آمریکا و پیروزی در صحنه نبرد استوار است.
۵ـ توسعه نفوذ و عرصه منافع؛ رزمایش مذکور همانند رزمایش‌های گذشته از دو ویژگی پیام صلح و دوستی به کشورهای منطقه و احراز اطمینان از آمادگی کامل نظامی دریایی نیروهای ایرانی برخوردار بود و اما وجه اختصاصی این رزمایش در مقایسه با رزمایش‌های گذشته که بیشتر احساس می‌شد و نشانه‌های بارزی هم داشت «توسعه نفوذ و عرصه منافع» جمهوری اسلامی ایران بود که از پیامدهای تحولات اخیر در منطقه است که برخی از کشورهای منطقه و فرامنطقه در آن دخیل بودند
رنگین‌کمان جلوه‌های رزمایش دریایی سپاه
ادامه از صفحه اول
و در حالی که اهداف شومی را دنبال می‌کردند، ناخواسته و با اکراه به موقعیتی رسیدند که دست برتر ایران را در آن مشاهده کردند. شبکه العربیه با اشاره به اظهارات سردار جعفری، فرمانده کل سپاه، اعلام کرد: «ایران قصد دارد نفوذ خود را در منطقه خاورمیانه [غرب آسیا و شمال آفریقا] به رخ آمریکایی‌ها بکشاند.» این شبکه در توضیح مطلب پیش، گفت: «پیام ایران به‌طور مستقیم به کشورهای منطقه خلیج‌فارس این است که اکنون بازی ایران دیگر در سطح منطقه نیست، بلکه از آن فراتر رفته و به سطح بین‌المللی رسیده است. ایرانی‌ها به‌دنبال ارسال این پیام هستند و به‌نظر من در چگونگی ارسال آن بسیار هوشمندانه عمل می‌کنند.»
۶ـ زائد بودن حضور نیروهای خارجی در منطقه؛ توانمندی‌های مختلف ایران برای حفظ و ثبات منطقه خلیج‌فارس که از طرق مختلف و از جمله رزمایش‌هایی که در خلیج‌فارس انجام شده و به‌ویژه رزمایش اخیر، اثبات شده، همگی گویای آن است که نیروهای بیگانه حاضر در منطقه دیگر نمی‌توانند به بهانه حفظ ثبات و امنیت، در منطقه باقی بمانند و باید هرچه زودتر منطقه را ترک کنند. دکتر لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز این مهم را چنین گوشزد کرد: هیچ نیازی به عناصر خارجی و نیروهای بیگانه در منطقه نیست و این ایران است که امنیت تنگه هرمز را که شریان حیاتی انرژی در جهان است، تأمین و حفظ می‌کند. شبکه تلویزیونی روسیا الیوم نیز به این پیام مهم رزمایش توجه کرد و اعلام داشت: ایران با برگزاری این رزمایش، به دشمنان منطقه‌ای و بین‌المللی خود اعلام کرد بدون مداخله بیگانگان توان تأمین امنیت آب‌های خلیج‌فارس را دارد.
۷ـ نمایش یک سلاح راهبردی؛ آنچه که مطالب پیش‌گفته را باورپذیر می‌کند و احتمالاً بعدها باعث رجوع مکرر به این رزمایش می‌شود، شلیک موشک راهبردی است که نمایش تک‌تصویری آن مجاز و صبحت درباره چندوچون آن غیرمجاز است. پایان این رزمایش با پرسش همگانی درباره این موشک بر شکوه آن می‌افزاید. رابطه این رزمایش با مذاکرات هسته‌ای نیز نیازمند یادداشتی جداگانه است.
رضا گرمابدری


بازتاب‌های رزمایش پیامبر اعظم- 9
پیام روشن ایران از تنگه هرمز به واشنگتن

رزمایش بزرگ پیامبر اعظم ـ 9 سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که هفته گذشته با رمز یا محمد رسول الله(ص) آغاز شد، پیام روشنی را به غرب رساند.
به گزارش پایگاه بصیرت، فرمانده کل سپاه پاسداران در این رزمایش با تأکید بر این موضوع که هدف ما برقراری امنیت برای شناورها در منطقه خلیج‌فارس و تنگه هرمز است، گفت: پیام این همایش به کشورهای منطقه و متحدان ما، پیام اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران و پیام امنیت و صلح منطقه خلیج‌فارس و تنگه هرمز است.
همچنین این رزمایش دارای بازتاب‌های متعددی بود؛ عمر هواش، گزارشگر شبکه تلویزیونی روسیا الیوم گزارش داد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران با اجرای این رزمایش قصد دارد بگوید ایران بدون مداخله بیگانگان توان تأمین امنیت آب‌های خلیج‌فارس را دارد. مسئولان ایرانی می‌گویند ایران دست دوستی به سوی همگان دراز کرده است، اما برای همه احتمال‌ها نیز آماده است. ایران به خوبی می‌داند که تنگه هرمز و منطقه خلیج‌فارس برای دشمنان سنتی‌اش حساس است. ایران از طریق تنگه هرمز، منافع سیاسی و اقتصادی دشمنانش را مورد تهدید قرار می‌دهد. ایران از این طریق به تهدیدهای دشمنانش پاسخ می‌دهد.
خبرنگار الجزیره در تهران نیز گفت: پیام روشنی به‌طور مستقیم از تنگه هرمز تا واشنگتن، پایتخت آمریکا وجود دارد. ما امروز چه بسا از مانوری سخن می‌گوییم که در چند روز گذشته به‌طور رسمی اعلام نشده بود و صبح امروز ما غافلگیر شدیم. ما به‌عنوان رسانه خارجی از آغاز چنین مانوری از سوی سپاه پاسداران در تنگه هرمز و آب‌های خلیج‌فارس سخن می‌گوییم. همچنین می‌توان گفت معادله می‌گوید هر بار که تهدیدات علیه ایران به‌ویژه از سوی آمریکا به خصوص در میز مذاکرات افزایش یافته، واکنش عملی از سوی سپاه پاسداران ایران صورت گرفته است. دو روز پیش حرف سنگینی از جان کری، وزیر امور خارجه و همچنین شب گذشته از باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا شنیدیم و امروز پاسخ روشنی از سوی ایران داده شد مبنی بر اینکه هر گونه فکر کردن به مسائل نظامی در تعامل با ایران در مرحله آینده چه بسا پیامدهای سنگینی داشته باشد. امروز شاهد بودیم که سپاه پاسداران و نیروهای دریایی سپاه پاسداران به سرعت ماکت ناو هواپیمابر آمریکایی را در خلیج‌فارس منهدم کردند و این کار زمان زیادی طول نکشید، بلکه در چند دقیقه صورت گرفت و ناو غرق شد. این چیزی است که در تلویزیون شاهد آن بودیم و سپاه پاسداران می‌گوید قادر است این کار را انجام دهد. خبرنگار الجزیره گفت: سیاست، گام‌های بسیار کندی برمی‌دارد، اما هر بار سپاه پاسداران احساس کرد که مذاکره‌کننده ایرانی که در میز مذاکره حضور دارد با تهدید آمریکا مواجه است، چه بسا به‌طور عملی واکنش نشان می‌دهد.
تحلیل‌گرشبکه تلویزیونی العربیه نیز با اشاره به اظهارات سردار محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران گفت: ایران قصد دارد نفوذ خود را در منطقه خاورمیانه به رخ آمریکایی‌ها بکشد.
این تحلیل‌گر افزود: پیام ایران به‌طور مستقیم به کشورهای منطقه خلیج‌فارس این است که اکنون بازی ایران دیگر در سطح منطقه نیست، بلکه از آن فراتر رفته و به سطح بین‌المللی رسیده است. ایرانی‌ها به‌دنبال ارسال این پیام هستند و به‌نظر من در چگونگی ارسال آن بسیار هوشمندانه عمل می‌کنند.
ابراهیم النحاس افزود : کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس خود را از رقابت‌های ایران به‌طور کامل دور نگه داشته‌اند، در حالی که ایران به‌دنبال کشاندن کشورهای خلیج‌فارس در این رقابت‌ها است، اما به‌نظر می‌رسد کشورهای خلیج‌فارس نیز نمی‌خواهند به این‌سو کشیده شوند و اگر بخواهند وارد این رقابت بشوند، از ابتدا، گوی مسابقه را از دست خواهند داد.


همایش سالانه آماد و پشتیبانی نمایندگی ولی فقیه در سپاه برگزار شد
همایش سالانه مسئولان آماد و پشتیبانی نمایندگی ولی فقیه در سپاه در تالار همایش‌های معاونت آماد و پشتیبانی سپاه برگزار شد.
به گزارش خبرنگار صبح صادق، در این همایش که با حضور مسئولان و رابطان آماد و پشتیبانی نمایندگی ولی فقیه در رده‌ها و سپاه‌های استانی برگزار شد، سردار «محمدحسین سپهر» معاون هماهنگ‌کننده نمایندگی ولی فقیه در سپاه طی سخنانی به تشریح اهمیت موضوع آماد و پشتیبانی در مأموریت‌های نیروهای مسلح، سپاه و به‌ویژه نمایندگی پرداخت.
وی در ادامه با اشاره به مسئله اقتصاد مقاومتی، بر نقش مسئولان آماد و پشتیبانی رده‌ها در این‌باره و رعایت هر آنچه به آن مربوط است تأکید کرد.
سرهنگ «محبوب زمینی» معاون آماد و پشتیبانی نمایندگی ولی فقیه در سپاه نیز طی سخنانی نکات ویژه ماموریتی حوزه آماد نمایندگی ولی فقیه را تشریح کرد.
در ادامه این همایش سرهنگ مرادخانی، مسئول دبیرخانه اشراف نمایندگی ولی فقیه در سپاه به تشریح مأموریت‌های اشراف در نیروهای مسلح و اهمیت آن بر اساس تأکیدات فرمانده معظم کل قوا پرداخت.
سردار «رسول سنایی‌راد» معاون سیاسی سپاه نیز آخرین سخنران این همایش بود که به تشریح مسائل داخلی و منطقه‌ای پرداخت.
وی مسئله دو انتخابات پیش رو را مهم دانست و در تحلیلی گفت: جناح‌های سیاسی در این دو انتخابات تلاش می کنند که نمایندگان خود را به مجلسین وارد کنند. برای نمونه جریان اصلاح‌طلب حضور حداکثر نیروهای خود را در انتخابات مجلس شورای اسلامی خواهان هستند و در خبرگان تنها به یک حداقل قوی و قدرتمند راضی‌اند.
ارائه تحلیل کوتاه از وضعیت منطقه غرب آسیا بخش دیگر سخنرانی معاون سیاسی سپاه بود.


یادداشت
علی رئوفی

رسالت فراموش‌شده مؤسسه نشر آثار امام
مرحوم حاج‌احمد خمینی در اول شهریور ۱۳۶۷ طی نامه‌ای به حضرت امام خمینی(ره)، طرح تشکیل مؤسسه‌ای با رسالت تنظیم و نشر آثار رهبر کبیر انقلاب اسلامی و جلوگیری از تحریف این آثار را ارائه کرد. بر اساس طرح «تشکیلات و شرح وظایف مؤسسه» که توسط آقایان محمدعلی و حمید انصاری تدوین و کلیات آن مورد موافقت حضرت امام و رؤسای سه قوه قرار گرفته بود، مؤسسه‌ای با عنوان «مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی تشکیل و به مدت شش سال با هدایت و نظارت حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد خمینی یادگار گرانقدر حضرت امام(ره)، خدمات بسیار ارزشمندی را ارائه کرد. پس از رحلت یادگار امام(ره)، این مؤسسه تاکنون با مسئولیت و نظارت حجت‌الاسلام والمسلمین حاج‌سیدحسن خمینی به فعالیت خود ادامه داده است. به استناد نامه مرحوم حاج‌احمد خمینی به حضرت امام، صیانت از آرا و اندیشه‌های سیاسی و غیرسیاسی رهبر کبیر انقلاب اسلامی را می‌توان به‌عنوان رسالت اصلی مؤسسه قلمداد کرد و از این منظر عملکرد مؤسسه در ربع قرن اخیر را مورد سنجش قرار داد. گرچه مؤسسه در طول عمر خود، به‌ویژه در دوران حیات یادگار حضرت امام(ره)، خدمات بسیار ارزشمندی را در راستای صیانت از آثار امام(ره) داشته، لکن در سال‌های اخیر، گویا این رسالت به فراموشی سپرده شده و مؤسسه به‌عنوان یک ابزار و امکان در خدمت یک جریان سیاسی خاص درآمده است. از آنجا که حضرت امام(ره)، نه‌تنها متعلق به ملت ایران و مسلمانان جهان، بلکه متعلق به تمامی آزادیخواهان و عدالت‌پیشگان و حق‌طلبان عالم هستند، بدیهی است که چنین رویکردی از مؤسسه، موجبات نگرانی عمومی و علاقه‌مندان حضرت امام را فراهم سازد. اکنون یک سؤال بسیار مهم، ذهن فرزندان معنوی امام و دلسوزان انقلاب اسلامی در داخل و خارج کشور را به‌شدت مشغول کرده و آن اینکه، چرا مؤسسه به‌جای صیانت از امام(ره)، به ابزاری برای تحریف امام از سوی یک جریان سیاسی تبدیل شده است؟ برای اثبات این دیدگاه نسبت به مؤسسه، دلایل گوناگونی وجود دارد و عملکرد پایگاه اطلاع‌رسانی جماران به‌عنوان ارکان مؤسسه طی سالیان اخیر، یکی از این دلایل است. بر اساس اخبار خبرگزاری‌ها در روزهای اخیر، این پایگاه اطلاع‌رسانی به دستور مقامات قضایی فیلترشده و احتمالاً یکی از دلایل این اقدام، فاصله گرفتن این پایگاه از رسالت اصلی خود و عمل بر خلاف این رسالت می‌باشد.
حضرت امام(ره) در پاسخ به نامه مرحوم حاج‌احمد خمینی درباره پیشنهاد تشکیل مؤسسه می‌نویسند: «فرزند عزیزم احمد، حفظه‌الله تعالی و ایده. از آنجا که شما را در مسائل سیاسی و اجتماعی صاحب نظر می‌دانم و در تمامی فراز و نشیب‌ها در کنار من بوده‌ای و هستی و با صداقت و کیاست امور سیاسی و اجتماعی اینجانب را متصدی هستی، لهذا شما را برای تنظیم و تدوین کلیه مسائل مربوط به خود -که بسا در رسانه‌های گروهی اختلافات و اشتباهاتی رخ داده است- انتخاب می‌نمایم و از خداوند متعال که حاضر و ناظر است توفیقات شما را خواستارم. امید است با صرف وقت و دقت‌نظر، این امر را به پایان برسانی.»
یادگار حضرت امام(ره) در زمان حیاتش بر اساس سفارش حضرت امام(ره) به درستی وظیفه‌اش را در این راستا انجام داد، لکن امروز متولیان و دست‌اندرکاران مؤسسه، در مسیری دیگر حرکت می‌کنند و همین امر دغدغه‌آفرین شده است. انتظار مردم علاقه‌مند به حضرت امام(ره) در شرایط کنونی از مسئولان مؤسسه و شخص سیدحسن خمینی، این است که بر اساس رسالت و فلسفه وجودی این مؤسسه (که با پول بیت‌المال مسلمین اداره می‌شود)، با هر نوع تحریفی در آرای حضرت امام برخورد کرده و بالاتر از این، اجازه ندهند مؤسسه و یا بخش‌هایی از آن، در خدمت جریانی که قصد تحریف امام را دارد، قرار گیرد.
برای نمونه، انتظار این است که مسئولان مؤسسه و شخص سیدحسن به‌عنوان متولی اصلی مؤسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره)، نسبت به قرائتی که آقای محمدرضا خاتمی طی مصاحبه‌ای با پایگاه اطلاع‌رسانی جماران از امام(ره) و آرا و اندیشه‌های آن عزیز سفرکرده ارائه می‌دهد، اعلام موضع کنند. عدم اعلام موضع و سکوت مؤسسه در قبال موضوعاتی از این دست، یعنی قبول و پذیرش تحریف آرا و اندیشه‌های حضرت امام(ره)، آن هم از سوی مجموعه‌ای که رسالتش صیانت از امام است.
آقای محمدرضا خاتمی به‌عنوان دبیر کل پیشین حزب منحله مشارکت که با رأی دادگاه به خاطر فتنه ۸۸ منحل گردید، از سوی پایگاه اطلاع‌رسانی جماران به‌عنوان یکی از برجسته‌ترین شخصیت‌های جریان اصلاح‌طلب معرفی می‌شود. محمدرضا خاتمی در مصاحبه با این پایگاه، ضمن بیان این ادعا که مردم امروز قرائت اصلاح‌طلبان از امام(ره) را بیشتر می‌پسندند، می‌گوید: «حکومت دینی در منطق امام خمینی، حکومت فقیهان نیست، حکومت فقه هم نیست.»
اکنون باید مؤسسه نسبت به این نوع نگاه از سوی اصلاح‌طلبان درباره نگرش حضرت امام(ره) به حکومت دینی، اعلام موضع کند. آیا با مراجعه به آثار قلمی و بیانی متعدد حضرت امام(ره) در خصوص ماهیت حکومت دینی، می‌توان چنین گزاره‌ای را استنتاج نمود.
از منظر حضرت امام(ره)، اگر حکومت دینی، نه حکومت فقیهان است؛ نه حکومت فقه، پس حکومت کیست؟ آیا این گزاره با محکمات حضرت امام(ره) درباره ولایت مطلقه فقیه، قابل جمع است؟ آیا دیدگاه‌ها و آرا و اندیشه‌های حضرت امام(ره) در خصوص حکومت اسلامی و ولایت فقیه، مبهم و دوپهلو می‌باشد و به همین دلیل امروز قرائت‌های مختلف مانند قرائت محمدرضا خاتمی ارائه می‌شود؟ یا اینکه بر عکس، دیدگاه‌های حضرت امام در موضوع ولایت فقیه بسیار محکم و شفاف است و بعضاً قرائت‌های مختلف با هدف تحریف اندیشه امام ارائه می‌شود؟ آیا دیدگاه ارائه شده درباره ماهیت حکومت دینی در منطق امام(ره) از سوی مسئولان مؤسسه و شخص سیدحسن خمینی مورد تأیید است؟ اگر آنان این دیدگاه را تأیید نمی‌کنند، پس چرا با صراحت اعلام موضع نمی‌کنند و زنگ خطر برای تحریف اندیشه امام را به صدا در نمی‌آورند؛ و اگر تأیید می‌کنند، مواضع صریح و نظرات قاطع امام در این خصوص را چگونه تفسیر می‌کنند. برای نمونه حضرت امام(ره) درباره حکومت دینی در کتاب ولایت فقیه صفحه ۳۲ می‌گویند: «حکومت اسلامی، نه استبدادی است و نه مطلقه، بلکه مشروطه است؛ البته نه مشروطه به معنای متعارف فعلی آن که تصویب قوانین تابع آرای اشخاص و اکثریت باشد مشروطه از این جهت که حکومت کنندگان در اجرا و اداره مقید به یک مجموعه شرایط همان احکام و قوانین اسلام است که باید رعایت گردد. از این جهت حکومت اسلامی، حکومت قانون الهی بر مردم است.»
آیا این عبارت صریح حضرت امام(ره) که می‌فرمایند، حکومت اسلامی حکومت قانون الهی بر مردم است، با جمله محمدرضا خاتمی که می‌گوید در منطق امام حکومت دینی، حکومت فقه هم نیست، قابل جمع است؟ اسناد فراوانی از حضرت امام درباره حکومت دینی وجود دارد که از آن برخلاف ادعای محمدرضا خاتمی استفاده می‌شود که در منطق حضرت امام(ره)، حکومت دینی، حکومت فقه است.
اما در خصوص بخش اول گزارش تحریفی محمدرضا خاتمی که می‌گوید، در منطق حضرت امام خمینی، حکومت دینی، حکومت فقیهان نیست، دیدگاه امام روشن است. برای نمونه حضرت امام(ره) در صفحه ۳۳ کتاب البیع آورده‌اند: «بنابر آنچه گذشت، امر ولایت و سرپرستی امت به «فقیه عادل» راجع است و اوست که شایسته رهبری مسلمانان است؛ چه حاکم اسلامی باید متصف به «فقه» و «عدالت» باشد. پس اقامه حکومت اسلامی و تشکیل دولت اسلامی بر فقیهان عادل، واجب کفایی است.»
آیا این جمله و نگاه امام(ره)، با جمله محمدرضا خاتمی که می‌گوید، حکومت دینی نزد امام، حکومت فقیهان نیست، قابل جمع است؟ از دیدگاه امام، حکومت دینی، هم حکومت فقیهان است و هم حکومت فقه است و ولایت فقیه، ولایتش همان ولایت رسول‌الله(ص) و ولایت امیرالمؤمنین(ع) است که در سلسله مراتب ولایت الهی قرار دارد. وقتی دیدگاه‌های امام(ره) اینچنین روشن است، چرا مؤسسه نشر آثار امام اجازه تحریف اندیشه امام را می‌دهد و خود بسترساز چنین تحریف‌هایی می‌شود؟ البته گزاره تحریفی نقد شده یکی از چندین گزاره تحریفی حضرت امام از سوی محمدرضا خاتمی در مصاحبه با پایگاه اطلاع‌رسانی جماران است و لازم است تمامی این گزاره‌های تحریفی در جای خود نقد گردد و از امام واقعی در برابر آفت تحریف صیانت شود.


 

صفحه 2
سياسي

 

 

بيانات امام خامنه‌ای در دیدار اعضاي ستادهای «کنگره شهدای امور تربیتی، دانشجو و هنرمند
جامعه‌ مأنوس با فرهنگ ایثار و شهادت توقف و عقب‌گرد نخواهد داشت

بسیار جلسه نورانى و معطر و پرمغز و پرمعنایى است. كسانى كه به عنوان شهید در این جلسه معرفى شدند، جزو قشرهاى برتر و نخبه جامعه‌اند؛ دانشجویانند، هنرمندانند، معلمانند، دانش‌آموزانند؛ این نشان‌دهنده این است كه انگیزه فداكارى در راه خدا و شهادت در این راه، در سطوح گوناگون در جامعه ما رواج و گسترش داشته؛ این خیلى مطلب مهمى است. استاد دانشگاه می‌رود شهید می‌شود، هنرمند می‌رود شهید می‌شود، دانشجو می‌رود شهید می‌شود. بسیارى از این نام‌آوران عرصه دفاع مقدس ما ـ كه نام‌های‌شان زینت‌بخش خیابان‌هاى ما و مراكز ما و عكس‌های‌شان زینت‌بخش محیط‌هاى زندگى ما است ـ یا اغلب‌شان، دانشجویانى بودند؛ بعضى از اینها حقیقتاًً نوابغ بودند؛ هنرمندانى بودند، معلمانى بودند، اساتیدى بودند؛ رفتند و جان خودشان و عمر خودشان را ـ ارزشمندترین چیزى كه انسان از امور مادى در اختیار دارد یعنى زندگى خودشان را ـ در راه خدا، در راه اهداف، هدیه كردند، تقدیم كردند؛ این بسیار مهم است.

بزرگداشت نام شهیدان ادامه حركت جهادى و شهادت
جلسات بزرگداشت، ادامه حركت جهادى و ادامه شهادت است. اگر نام شهیدان ما تكرار نمی‌شد، تجلیل نمی‌شدند و احترام به آنها و خانواده‌هاى آنها در جامعه ما به صورت یك فرهنگ درنمى‌آمد ـ كه خوشبختانه به صورت فرهنگ درآمده‌ ـ امروز بسیارى از این یادهاى ارزشمند و گرانبها فراموش شده بود؛ این ارزش‌گذارى عظیمى كه با حركت شهادت در یك جامعه به وجود مى‌آید، به فراموشى سپرده شده بود. نباید بگذارید این اتفاق بعد از این هم بیفتد؛ روز به روز باید یاد شهدا و تكرار نام شهدا و نكته‌یابى و نكته‌سنجى زندگى شهدا در جامعه ما رواج پیدا كند و اگر این شد، آن وقت مسئله شهادت كه به معناى مجاهدت تمام‌عیار در راه خدا است، در جامعه ماندگار خواهد شد و اگر این شد، براى این جامعه دیگر شكست وجود نخواهد داشت و شكست معنا نخواهد داشت؛ پیش خواهد رفت. عیناًً مثل ماجراى حسین‌بن‌على(علیه‌السلام)؛ امروز ۱۳۰۰ سال یا بیشتر از شهادت حضرت اباعبدالله(علیه‌السلام) می‌گذرد و روز به روز این داستان برجسته‌تر و زنده‌تر شده. این داستان در بطن خود داراى یك مضامینى است كه این مضامین براى حیات اسلامىِ جامعه ضرورى است. اگر این مضامین گسترش پیدا نمی‌كرد، از اسلام و از قرآن و از حقایق معارف اسلامى هم امروز خبرى نبود. اینجا هم همین جور است؛ نگذارید نام شهدا و یاد شهدا فراموش بشود یا در جامعه ما كهنه بشود و البته با ابتكارات؛ این جلسات بزرگداشتى كه آقایان به وجود مى‌آورید ـ كه خیلى باارزش است ـ صرفاًً یك جلسه ترحیم باشكوه نیست؛ این جلسات، داراى مضامین ویژه خودش است؛ بایستى شهادت را معنا كند، شهید را معرفى كند، فرهنگ شهادت را در جامعه ماندگار كند.
در مورد شهید خداى متعال می‌فرماید كه اینها زنده‌اند: «وَ لا تَقولوا لِمَن یُقتَلُ فى سَبیلِ‌اللهِ اَموات»(۱) «وَ لا تَحسَبَنَ الَذینَ قُتِلوا فى سَبیلِ اللهِ اَمواتًا بَل اَحیآءٌ عِندَ رَبِهِم یُرزَقون* فَرِحینَ بِمآ ءاتهُمُ اللَهُ مِن فَضلِه»(۲) اینها آیات قرآن است؛ اینها صریحِ در یك معارفى است كه از این معارف هیچ مسلمانى نمی‌تواند چشم بپوشد. هر كسى به اسلام و به قرآن اعتقاد دارد، این معارف بایستى جلوى چشمش باشد. این آیه شریفه قرآن می‌گوید اینها زنده‌اند؛ حیات اینها یك حیات واقعى است، یك حیات معنوى است و نزد خداى متعال مرزوقند؛ یعنى دائم تفضلات الهى دارد به اینها می‌رسد؛ «فَرِحینَ بِمآ ءاتهُمُ اللَهُ مِن فَضلِه» آن طرف مرز زندگى و مرگ چه خبر است؟ انسان‌ها از آن عالم و نشئه مجهول چه می‌دانند؟ در مورد شهدا می‌دانیم كه اینها خرسندند، خوشحالند، مسرورند؛ «فَرِحینَ بِمآ ءاتهُمُ اللَهُ مِن فَضلِه» بعد از این بالاتر: «وَ یَستَبشرونَ بِالَذینَ لَم یَلحَقوا بِهِم»(۳) یعنى با ما دارند حرف می‌زنند، خطاب می‌كنند به ما: «اَلا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون»(۴) خیلى مهم است؛ این گوشى كه بتواند نداى ملكوتى شهدا را بشنود، این گوش را باید در خودمان به وجود بیاوریم. آنها دارند به ما بشارت می‌دهند، مژده می‌دهند، خوف و حزن را نفى می‌كنند: «اَلا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنون» ما بر اثر ضعف‌هاى خودمان دچار خوف می‌شویم، دچار حزن می‌شویم؛ اینها به ما می‌گویند كه شما خوف ندارید، حزن ندارید یا در مورد خودشان می‌گویند یا در مورد ما ـ بنا بر اختلافى كه حالا در تفسیر این آیه شریفه ممكن است مطرح بشود ـ خوف و حزن را برمی‌دارند؛ چه در این نشئه، چه در آن نشئه. براى یك ملت چقدر مهم است كه در حركت خود، در پیشرفت خود حقیقتاً داراى خوف نباشد، داراى حزن نباشد، با امید حركت كند؛ این پیام شهدا است به ما؛ كه باید این پیام را شنید. شماها با این جلسات، با این اجتماعاتى كه تشكیل می‌دهید، موظفید این پیام را به گوش‌ها برسانید.

ابزارهاى نوین نظام سلطه
نكته خوبى را برادرمان(۵) گفتند كه وقتى جلسه‌اى تشكیل می‌شود در بزرگداشت شهیدان، آنهایى كه شركت می‌كنند در این جلسه، هرچه داراى ارج و مقام باشند، بیش از آنچه آنها به آن جلسه بركت و فایده و عظمت بدهند، آن جلسه است كه به آنها خیر و بركت و هدایت و معرفت می‌دهد؛ واقع قضیه این است. كارى كنید كه این جلسات، این بركات را داشته باشد؛ اینها را گسترش بدهد، این فرهنگ را در جامعه گسترش بدهد. ملت ایران كار بزرگى انجام داد؛ كار عظیمى انجام داد. در دنیایى كه مبتنى بر مدار زور و زورگویى و چپاولگرى قدرتمندان و زورمندان است و ملت‌هاى مستضعف در مناطق فراوانى از عالم دائماً در زیر فشار این زورمندان قرار دارند، در این دنیا یك موجودى، یك هویتى سر بلند كرد كه صریحاً، بدون ملاحظه، با شجاعت كامل این حركت غلط عالم را ـ كه حركت سلطه‌گرى است و ما از آن تعبیر می‌كنیم به نظام سلطه ـ نفى كرد؛ این كار ملت ایران است. ملت ایران نظام سلطه را كه مبتنى بر سلطه‌گر و سلطه‌پذیر است، نفى كرد. مبناى دنیاى قدرتمندِ چپاولگر، بر تقسیم دنیا به سلطه‌گر و سلطه‌پذیر است؛ امروز هم همین جور است، در دورانى كه انقلاب اسلامى به وجود آمد هم همین جور بود و در طول تاریخ هم همین جور بوده است؛ البته امروز شدیدتر از دوران‌هاى گذشته است؛ چون امروز ابزارهاى سلطه، قابل مقایسه با صد سال پیش و هزار سال پیش و پنج هزار سال پیش نیست؛ لذا سلطه‌گران امكان تسلط بیشترى بر مظلومان و بر مستضعفان دارند و از این امكان دارند به طور كامل استفاده می‌كنند؛ منابع را می‌برند، فرهنگ‌ها را نابود می‌كنند، انسان‌ها را تذلیل می‌كنند، در بین ملت‌هاى مظلوم و محروم گرسنگى را گسترش می‌دهند و فجایع فراوان دیگر. در مقابل این حركت، یك هویتى به وجود آمد به نام انقلاب اسلامى كه متكى بود به مبانى وحى، مبانى الهى، اخلاق الهى، حركت الهى و آنچه قرآن با صراحت دارد آن را بیان می‌كند؛ این حركت ملت ایران است. این حركت بحمدالله روزبه‌روز هم توسعه پیدا كرده؛ این حركت پیش رفته.

حیاتى و ضرورى بودن یاد شهدا
من عقیده راسخ دارم بر اینكه یكى از نیازهاى اساسى كشور، زنده نگه داشتن نام شهدا است؛ این یك نیازى است كه ما چه آدم‌هاى مقدس‌مآب و متدینى باشیم؛ چه آدم‌هایى باشیم كه خیلى هم مقدس‌مآب نیستیم، اما به سرنوشت این كشور و به سرنوشت این مردم علاقه‌مندیم، هر جور كه فكر بكنید، بزرگداشت شهدا براى آینده این كشور، حیاتى و ضرورى است. فرهنگ شهادت یعنى فرهنگ تلاش كردن با سرمایه‌گذارى از خود براى اهداف بلندمدت مشترك بین همه مردم؛ كه البته در مورد ما آن اهداف، مخصوص ملت ایران هم نیست، براى دنیاى اسلام، بلكه براى جهان بشریت است. این فرهنگ در جامعه‌اى اگر جا افتاد، درست نقطه مقابل فرهنگ فردگرایى غربىِ امروز [است] كه همه چیز را براى خود و با محاسبه شخصى مى‌سنجند؛ براى همه چیز یك قیمت اسكناسى و پولى قائلند و آن، به دست آوردن آن پول است؛ این درست نقطه مقابل آن فرهنگ است؛ یعنى «وَ یُؤثِرونَ عَلى اَنفُسِهِم»(۶) اینها كسانى هستند كه ایثار می‌كنند؛ فرهنگ ایثار، فرهنگ گذشت، فرهنگ مایه گذاشتن از خود براى سرنوشت جامعه و براى سرنوشت مردم. این فرهنگ اگر عمومى شد، این كشور و هر جامعه‌اى كه این فرهنگ را داشته باشد، هرگز متوقف نخواهد شد؛ به عقب بر نخواهد گشت و پیش خواهد رفت. این كار شما این فرهنگ را زنده می‌كند. بنابراین من از همه برادران و خواهرانى كه در این كار نیك مشغول همكارى و شركت در این كار هستند تشكر می‌كنم و امیدوارم كه همه موفق باشید. این سه مجموعه‌اى كه امروز اینجا حضور دارید ـ مجموعه ستاد بزرگداشت شهداى هنرمند، ستاد بزرگداشت شهداى دانشجو، ستاد بزرگداشت شهداى معلمان امور تربیتى ـ هركدام از اینها در نوبه خود یك كار باارزش و پرمغز و پرمضمونى است كه ان‌شاءالله آثار آن را هم در جامعه مشاهده خواهیم كرد.


یادداشت
مهدي سعیدي

شبکه افق؛ نویدبخش تحول در رسانه ملی
بدون تردید می‌توان گفت امروز رسانه‌ها به یکی از مهم ترین ابزار قدرت در نظام بین الملل تبدیل شده‌اند. هر اندیشه‌ای برای تبیین و ترویج خود نیازمند رسانه است و بدون رسانه، اندیشه‌ها در پیله مانده و بسط و گسترش و حیات نیافته و ماندگار نخواهد شد.
در این بین، انقلاب اسلامی که پیام‌آور سبکی متفاوت برای زیستن بشریت مبتنی بر آموزه وحیانی آخرین حجت خداوند است، بیش از هر اندیشه دیگری، مستحق داشتن رسانه است تا پیام خود را عالم‌گیر کند.
از سوی دیگر، انقلاب اسلامی به‌ویژه در دو دهه اخیر با هجمه سنگینی از سوی فرهنگ غرب مواجه شده که تلاش دارد تا هویت ایرانی ـ اسلامی جوانان سرزمین‌مان را که با آرمان‌های انقلاب اسلامی عجین شده است، به چالش بکشاند. در این بین، مهم‌ترین وظیفه بر دوش «رسانه ملی» است که بیشترین امکانات و تأثیرگذاری را نسبت به دیگر رسانه‌ها در اختیار دارد. انتظاری که علی‌رغم تلاش فراوان مسئولان رسانه ملی، به‌طور کامل برآورده نشده است. ملاحظه‌ قابل تأمل در این بین آن است که جنبه سرگرمی و اطلاع‌رسانی رسانه ملی به ابعاد تبیینی و گفتمان‌سازی آن غلبه داشته است و این مسئله تا حدودی این مجموعه را از رسالت اصلی خود دور ساخته است.
با این توضیح بود که از مدت‌ها پیش، ضرورت شکل‌گیری شبکه‌ای مستقل با جهت‌گیری توجه به مبانی و ابعاد گفتمان انقلاب اسلامی و تلاش برای تبیین و بسط آن در قالب برنامه‌‌ها و مستنداتی تصویری احساس می‌شد. همین مسئله ایده شکل‌گیری شبکه‌ای به نام «افق» را فراهم آورد که سرانجام پس از چندماه پخش آزمایشی، روز جمعه گذشته، هشتم اسفندماه به‌صورت رسمی آغاز به کار کرد.
شبکه افق به گفته محمد سرافراز «برای مخاطب بزرگ ایرانی طراحی شده، زیرا وقتی نگاه مخاطبان عمق بیشتری پیدا كند، در داخل كشور باقی نمی‌ماند، بلكه تأثیرات خود را در سطح منطقه و بین‌الملل هم خواهد داشت؛ گفتمان انقلاب اسلامی موضوع بسیار مهمی است به این ترتیب كه حفظ انقلاب و دستاوردهای آن و آسیب‌شناسی‌های موردنیاز در قالب‌های گوناگون از سوی شبكه افق پیگیری شود.»
با چنین هدف‌گذاری است که انتظار مخاطبان از دست‌اندرکاران این شبکه دوچندان خواهد بود. یکی از مهم‌ترین انتظارات، تبیین شاخصه‌ها و مؤلفه‌های گفتمان انقلاب اسلامی، عاری از هرگونه برداشت انحرافی و افراطی است. به‌واقع ارائه تصویری زلال و صحیح از اسلام ناب محمدی(ص) در دنیایی که همه تلاش‌ها برای ارائه چهره‌ دروغین و تحریف شده از آن توسط رسانه‌ای صهیونیستی دنبال می‌شود، اولین واجبی است که باید مورد توجه برنامه‌ریزان این شبکه قرار گیرد. البته لازمه این کار، اتصال و ارتباط مستمر و سازماندهی‌شده بخش کارشناسی این شبکه با متفکران و صاحب‌نظران اسلامی و انقلابی است تا از هرگونه تفسیر و برداشت گزینشی و انحرافی در این زمینه جلوگیری شود.
یکی از اولویت‌های کاری این شبکه باید توجه به رهنمودهایی باشد که نظریه‌پردازان و رهبران انقلاب اسلامی در طول قریب به چهار دهه گذشته بیان داشته‌اند. این بیانات، مؤلفه‌های بنیادینی هستند که ضروری است ابعاد آن در جامعه تبیین و ترویج شوند تا به گفتمان فراگیری در جامعه بدل شوند؛ از کلام بزرگانی چون مطهری و بهشتی گرفته تا بنیانگذار جمهوری اسلامی و تا به امروز که رهبر معظم انقلاب اسلامی مطالباتی محوری را در طول سال‌های اخیر مطرح ساخته‌اند. از جنبش نرم‌افزاری تا اقتصاد مقاومتی و از عدالت‌خواهی تا سبک زندگی اسلامی، موضوعات نابی هستند که در ذیل گفتمان انقلاب اسلامی قابل طرح هستند و شبکه افق باید به آنها، عنایت ویژه داشته باشد.
یکی از ملاحظات کلیدی که حتماً باید مورد توجه دست‌اندرکاران این شبکه قرار گیرد، توجه به مخاطبان است. ابعاد گفتمان انقلاب اسلامی در این شبکه قرار نیست برای نسل اول انقلاب که خود جزو انقلابیون و خالقان انقلاب بوده‌اند شرح شود، بلکه مخاطب، نسل سوم و چهارمی هستند که انقلاب را تجربه نکرده‌اند و مسائل را از زاویه‌ای متفاوت از پدران‌شان به نظاره نشسته‌اند. نسل امروز، نسل پرسش‌گری است که به انقلاب اعتماد دارد، اما این اعتماد موجب آن نیست که نپرسد و به چالش نکشد! این نسل در معرض هجمه همه‌جانبه رسانه‌های معاند انقلاب قرار گرفته که با شبهات متعدد تلاش دارد تا ایمان وی به انقلاب و ارزش‌های آن را بر باد دهد. لذا برای رویین‌تن کردن این نسل در برابر هجمه‌ها باید صبوری کرد و پرسش‌گری‌شان را به رسمیت شناخت و به پرسش‌های‌شان پاسخی درخور و قانع‌کننده داد.
بخشی از این رسالت عظیم امروز بر دوش دست‌اندرکاران شبکه افق است که راهی طولانی و مسئولیتی خطیر را بر عهده گرفته‌اند. باشد که این مجاهدان عرصه فرهنگ، با توکل و تدبیر و درایت، سربلندان این میدان پرتلاطم باشند.


نكته و نظر

خیلی هم ضرر نکرده‌ای...؟!
نکته: می‌گویند روزگار قدیم شخص کم‌فروشی را به پنجاه ضربه شلاق محکوم کردند. هنگامی که مأمور شلاق زدن آماده انجام وظیفه شد، آن مرد هزار درهم به او رشوه داد تا شلاق‌ها را بر زمین بزند. مأمور چهل‌ونه ضربه را بر زمین زد، اما آخرین ضربه را خیلی محکم بر بدن محکوم نواخت، به‌طوری که از همان یک ضربه، مثل مار بر خود پیچید و آن‌گاه رو به او کرد و گفت: می‌خواستم به تو ثابت کنم که در این معامله خیلی هم ضرر نکرده‌ای...!
نظر: شاید اگر چنین حدهای شرعی، امروز نیز برای کم‌فروشان و گران‌فروشان جاری می‌شد، شاید کمتر شاهد این حجم گسترده گرانی و کم‌فروشی در جامعه بودیم. اجرا نشدن برخی حدود الهی عامل بسیاری از بدبختی‌هایی است که امروزه در جامعه شاهدیم و خود نیز از آنها می‌نالیم!


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

رئیس‌جمهور
می‌خواهم به صراحت اعلام کنم که دولت به قم نیاز دارد

رئیس‌جمهور در سفر به قم با اشاره به اینکه دولت به قم نیاز دارد، گفت: امروز دولت اگر می‌خواهد به عنوان یک سرمایه بزرگ اعتماد مردم مطرح باشد نیاز به حوزه علمیه و فضلا و علمای حوزه دارد.
حجت‌الاسلام والمسلمین روحانی با اشاره به نقش مردم قم در هشت سال دفاع مقدس گفت: قم در تمام مقاطع در خط مقدم مبارزه با استبداد و استعمار است. رئیس‌جمهور افزود: قم برای دولت یک شهر نیست، بلکه یک نماد دینی و ملی و همواره پناهگاه فکری و معنوی ملت ایران و سایر مسلمانان بوده است. روحانی ابراز داشت: می‌خواهم به صراحت اعلام کنم که دولت به قم نیاز دارد، ما به نظریه‌پردازی‌های دینی و فقهی عالمان دین نیاز داریم. ما نیاز داریم که همپای دانشگاهیان و فرهیختگان از اجتهاد مجتهدان قم بهره ببریم. وی با اشاره به اینکه قم زمانی اجتهادش در زمینه لزوم تأسیس حکومت اسلامی بوده است، گفت: امروز هم برای رفع مشکلات اقتصادی و سیاسی به قم نیاز داریم. رئیس دولت یازدهم با اشاره به اینکه به تمام وعده‌های انتخاباتی خود وفادار است، ادامه داد: شعار دولت نجات اقتصاد، احیای اخلاق و تعامل سازنده با جهان بوده است. وی با اشاره به عملکرد اقتصادی دولت، کنترل تورم و رشد اقتصادی اضافه کرد: در این مدت هفت هزار واحد صنعتی نیمه‌تمام راه‌اندازی شده و در بیش از ۲۰۰ هزار هکتار زمین زراعت سیستم آبیاری مدرن و قطره‌ای فقط در سه استان مستقر شده است و سهولت کسب وکار ۲۲ رتبه نسبت به سال قبل تغییر پیدا کرده است. رئیس‌جمهور با اشاره به اضافه شدن ۱۰۰ میلیون متر مکعب تولید گاز در روز اظهار داشت: ما در طول یک سال ظرفیت تولید نفت روزانه را ۲۰۰ هزار بشکه اضافه کردیم. رئیس دولت یازدهم با اشاره به برداشته شدن بخشی از تحریم‌ها گفت: تحریم ظلم به مردم ایران است و ما با منطق، مذاکرات را ادامه می‌دهیم. وی افزود: طرف مذاکره ما بداند ملت ایران هرگز از مسیر توسعه علمی خود دست برنخواهد داشت. طرف مذاکره ما بداند باید پایان مذاکرات و نتیجه توافق، برداشتن تمام تحریم‌های ظالمانه و غیرقانونی باشد. وی ادامه داد: ما برای استان قم در این سفر ۳۰ پروژه مهم مد نظر قرار داده‌ایم که کل اعتبار این پروژه‌ها ۳۷۹ میلیارد تومان است، بخشی از این پروژه‌ها در سال ۹۴ و بخشی در سال بعد تکمیل می‌شود. حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی در دیدار با علما، فضلا و طلاب حوزه‌های علمیه با تأکید بر اینکه دولت دو تقاضا از علما و حوزه دارد، اظهار کرد: اولین مسئله نظریه‌پردازی در مسائل مهم دینی ـ اجتماعی، دینی ـ‌ سیاسی، دینی ـ اقتصادی و... در حوزه قم است. دولت نه به دنبال نظریه‌پردازی دینی است و نه کارش این است. امروز دولت اگر می‌خواهد به عنوان یک سرمایه بزرگ اعتماد مردم مطرح باشد نیاز به حوزه علمیه و فضلا و علمای حوزه دارد. رئیس‌جمهور گفت: در این شرایط سخت دولت انتظار ویژه‌ای از حوزه علمیه، علما، اساتید و مخصوصاً جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دارد تا بتوانیم هدف واحدی را که سربلندی نظام و خدمت به مردم است، محقق سازیم. وی در دیدار اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم هم اظهار داشت: دولت به دنبال بهبود زندگی مردم در کنار ارتقای ارزش‌های معنوی جامعه است و بر این باور هستیم که اگر فرهنگ رشد نکند، نمی‌توانیم در سایر بخش‌ها به رشد پایدار دست پیدا کنیم و بی‌تردید بدون توجه به مسائل فرهنگی، مسیر تحول اقتصادی نیز پایدار نمی‌ماند. روحانی تصریح کرد: فرهنگ برای دولت از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است و البته در این مسیر نیازمند حمایت حوزه و نهادهایی مانند جامعه مدرسین هستیم. وی با بیان اینکه دولت از انتقاد استقبال می‌کند، اظهار داشت: ما از انتقادهای دلسوزانه و ناصحانه استقبال می‌کنیم، منتها تخریب و توهین از مصادیق منکر است و کسی که تهمت می‌زند و با دروغ‌پراکنی به دنبال تشویش اذهان عمومی است، بی‌تردید مرتکب منکر شده است که باید به او تذکر داد.






نماینده ولی‌فقیه در سپاه
خیل عظیم شهدای روحانی نشان‌دهنده نقش محوری روحانیت است

نماینده ولی‌فقیه در سپاه گفت: خیل عظیم شهدای روحانی نشان‌دهنده نقش محوری روحانیت است، روحانیت هیچ‌گاه از مسیر حق دور نشده و همه وجود خود را برای طی این طریق نثار می‌کند.
حجت‌الاسلام والمسلمین علی سعیدی در مراسم یادبود شهید حجت‌الاسلام والمسلمین محلاتی که در مدرسه فیضیه برگزار شد، اظهار داشت: پیامبران الهی(علیهم‌السلام) عهده‌دار تبیین دین خداوند و ابلاغ پیام خدا به بندگان بودند و این وظیفه پس از انبیا به ائمه اطهار(علیهم‌السلام) رسید. وی افزود: پس از غیبت آخرین امام نیز این رسالت به روحانیون واگذار شد که در رده‌های مختلف به تبیین مسیر نورانی الهی بپردازند. نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران خاطرنشان کرد: روحانیت در واقع میراث‌دار انبیا و معصومین(علیهم‌السلام) هستند و در این راه نیز از هیچ جهاد و کوشش و بذل جانی دریغ نکرده‌اند. وی خاطرنشان کرد: رسالت روحانیت، رسالتی الهی است که برای به ثمر رساندن این رسالت‌ بذل جان و مال و جهاد اکبر و اصغر در کنار هم لازم است. حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی بیان کرد: ابلاغ پیام خداوند که این نسخه پنج‏گانه سعادت بشر در دنیا و آخرت است، اولین رسالت روحانیت و به طور کلی همه رهبران الهی است. وی گفت: عملیاتی‌سازی این نسخه الهی و ساختارسازی برای عمل به نسخه از دیگر وظایف رهبران الهی است که همیشه این بستر و ساختارسازی به اشکال مختلف توسط پیامبران و ائمه(علیهم‌السلام) و بزرگان دین انجام شده است. حجت‌الاسلام والمسلمین سعیدی یادآور شد: در ادامه، بحث ساختارسازی، سازمان‌سازی و دولت‌سازی است که در این زمینه باید گفت که در واقع پاسداری از دین و حکومت اسلامی مهم‌ترین رسالت رهبران الهی است. نماینده ولی فقیه در سپاه خاطرنشان کرد: نقش روحانیت در این رابطه نقشی محوری است و این نقش در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز نقشی بی‌بدیل بوده است؛ این خیل عظیم شهدای روحانی نشان‌دهنده این نقش محوری است و نشانگر این مسئله نیز می‌باشد که روحانیت هیچ‌گاه از مسیر حق دور نشده و همه وجود خود را برای طی این طریق نثار می‌کند.




نهادهای آمریکایی
ایران رقیب قدرتمندی در جنگ سایبری است

بر اساس تازه‌ترین سند فاش شده آژانس امنیت ملی آمریکا، حمله سایبری آمریکا و ایران علیه یکدیگر به شدت افزایش یافته است. «مایکل راجرز» مدیر جدید آژانس امنیت ملی آمریکا نیز تأکید کرد که نخستین مأموریت وی جلوگیری از حملات سایبری کشورهایی چون روسیه، چین و ایران از طریق افزایش هزینه‌های جنگ سایبری است.
این سند، که در سال 2013 میلادی ژنرال «کیت آلکساندر» مدیر سابق آژانس امنیت ملی آمریکا آن را نوشت نشان می‌دهد که آمریکا و انگلیس چگونه برای جلوگیری از آسیب احتمالی از ابزارهای خرابکارانه شبکه‌های رایانه‌ای ایران، با یکدیگر همکاری کرده‌اند. این در حالی است که بیش از دو سال از حمله سایبری ویروس استاکس‌نت آمریکا و رژیم صهیونیستی به شبکه‌های رایانه‌ای کارخانه غنی‌سازی اورانیوم تهران گذشته است. جفری کار، متخصص جنگ سایبری و مشاور وزارت دفاع آمریکا ادعا کرد که ایران منابع و توانایی لازم به عنوان یک رقیب قدرتمند برای درگیری در یک جنگ سایبری را دارد. تحریم‌های آمریکا علیه ایران به قدری شدید است که در واقع می‌توان از آن به یک جنگ اقتصادی نام برد. به همراه این تحریم‌ها، تهدیدات رژیم صهیونیستی درباره اقدام نظامی علیه تأسیسات هسته‌ای ایران، می‌تواند ایرانیان را وسوسه کند تا حمله سایبری علیه آمریکا را در نظر بگیرند. این گزارش ادامه می‌دهد: نگرانی‌ها در این باره زیاد است. «جیمز کلپر»، رئیس سازمان اطلاعات ملی در اوایل سال جاری طی گزارشی به کنگره مدعی شد که ایران در حال حاضر بیش از هر زمان دیگر خواهان حمله به آمریکا بوده و توانایی سایبری آنها به طرز چشمگیری در سال‌های اخیر افزایش یافته است. برای نمونه، ایرانیان توانایی قابل توجهی از خود در نظارت بر ارتباطات آنلاین مخالفان نشان داده‌اند. آنها ارتش سایبری ایران را سازماندهی کرده، سایت توئیتر را از کار انداخته، سایت‌های دیگر را بلوکه کرده‌اند و حملات سایبری پیچیده در داخل ایران انجام دهند.


خط خبر

آدرس اشتباه یک آژانس
آژانس بین‌المللی انرژی اتمی سه سال پیش مدعی شد که ایران احتمالاً در منطقه مریوان در نزدیکی مرز عراق، به آزمایش انفجارهای بزرگ دست زده است. با این حال و با وجود اینکه تهران بازدید از این منطقه را به عنوان پیشنهادی برای اجرای گام بعدی توافق دوجانبه مطرح کرده، اما آژانس همچنان از اعزام بازرسان خودداری می‌کند. «رابرت کلی» مدیر سابق آژانس در این رابطه می‌گوید: «مریوان یک نمونه کلاسیک از عملکرد تحلیلگران بی‌تجربه‌ای است که هر آنچه به آنها گفته می‌شود را بی‌چون و چرا می‌پذیرند. بی‌میلی آژانس به رفتن به محل مربوط به یکی از دو موضوعی که لاینحل اعلام شده‌اند، نشان می‌دهد که آنها اکنون به اشتباه خود پی برده‌اند.» به نوشته پایگاه بلومبرگ، اطلاعات مربوط به منطقه مریوان را نیز یک آژانس اطلاعاتی از یکی از کشورهای عضو، به سازمان ملل ارائه کرده است. آژانس مدعی بود که تهران در این منطقه چاشنی‌های مخصوصی را آزمایش کرده که می‌تواند برای انفجارهای هسته‌ای به کار گرفته شود. خودداری دیده‌بان هسته‌ای سازمان ملل از اعزام بازرسان به این منطقه با وجود پیشنهاد ایران، نشان می‌دهد که این نهاد احتمالاً به اشتباه اطلاعاتی خود پی برده است.

فتنه سعودی‌ها در ایران

شبکه‌های سعودی طی سال‌های اخیر اقدامات شیطنت‌آمیز بسیاری را برای ایجاد ناامنی و فتنه‌انگیزی در جنوب کشورمان در دستور کار خود قرار داده‌اند. یکی از استان‌های مدنظر آنها برای فتنه، استان خوزستان است. روزنامه «الشرق» چاپ عربستان به نقل از یک کارشناس سعودی به نام «عاید عوید» مدعی شده است که: «ایران کاری با عرب‌های اهواز انجام داد که اسرائیل با مردم فلسطین انجام نداده است.»! این جنگ روانی اکنون درباره آلودگی هوا نیز دنبال می‌شود. پیش از این شبکه العربیه وابسته به دربار سعودی بارها با انتشار فیلم‌ها و تصاویری اختصاصی از اقدامات تروریستی گروهک «ریگی»، تلاش کرد تا آن را به عنوان یک «جنبش اعتراضی» و «جیش‌الاسلام» معرفی کند!

آغاز همایش‌های حزبی دولتی‌ها!

شاخه جوانان حزب اعتدال و توسعه، همایشی را با حضور چهره‌های دولتی همچون «علی جنتی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، «محمود واعظی» وزیر ارتباطات و همچنین «محمدباقر نوبخت» سخنگوی دولت، رئیس سازمان برنامه و بودجه و البته دبیرکل حزب اعتدال و توسعه در دانشگاه امیرکبیر برگزار کرد. همایشی که برای بالا کشیده‌شدن فتیله انتقادات منتقدان کافی بود؛ انتقاداتی که ترجیع‌بند آن بر استفاده دولتی‌ها از امکانات پاستور در جهت تبلیغات انتخاباتی متمرکز شد. «محمدنبی حبیبی» دبیرکل حزب مؤتلفه اسلامی در اشاره‌ای تلویحی، «نوبخت» را نشانه انتقادات خود قرار داد و در همین‌باره گفت: اينکه شخصی هم معاون رئيس‌جمهور باشد و هم کار حزبی انجام دهد وضعيت را حساس می‌کند، بنابراين هرگونه استفاده از امکانات دولتی برای مقاصد حزبی و جناحی خلاف قانون و تخلف محسوب می‌شود.

آغاز دوباره تکلیف‌های شب انتخابات

در حالی که نزدیک به یک سال به انتخابات خبرگان مانده است، فعالیت‌های رسانه‌ای برای احساس تکلیف و کسب تکلیف در انتخابات آغاز شده است تا به این طریق، فضای مطبوعات و رسانه‌ها را در انحصار آمدن یا نیامدن خود قرار دهند. سرپرست دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی موضع برادر خود اکبر هاشمی رفسنجانی را در رابطه با انتخابات ریاست مجلس خبرگان اعلام کرد. محمد هاشمی در این‌باره اظهار داشت: رفسنجانی تاکنون برای کسب این مقام اعلام آمادگی نکرده، اما تأکید کرده است که به تکلیف عمل می‌کند. محمد هاشمی افزود: باید منتظر بمانیم و ببینیم که تکلیف ایشان در روز انتخابات ریاست مجلس خبرگان چیست.
یک کلام تمامی کسانی که در ایران برای ایده‌های خود مبارزه می‌کنند.

راهبرد داعش در اشغال شهرهای بزرگ

درک راهبرد هجومی داعش نشان می‌دهد، این گروه معتقد است که حفظ روستاهایی که تراکم جمعیتی اندک و مساحت زیادی دارد، نیازمند نیروهای زیادی است، در حالی که با توجه به ماهیت نبرد در شهرهای بزرگ، حفظ شهرهای پرجمعیت و آباد به نیروی کمتری نیاز دارد، زیرا در آنجا جنگ‌های خیابانی رخ می‌دهد که برخلاف مناطق باز به نیروی زیادی نیاز ندارد. به این ترتیب در اصل، شهرهای بزرگ به مثابه دژ و خط دفاعی برای مناطق باز پشت سر خود به شمار می‌آید. با توجه به این توضیحات می‌توان دلیل فروپاشی گسترده در بین نیروهای داعش و موفقیت نیروهای دفاع مردمی کُرد در آزادسازی تعداد زیادی از روستاهای اطراف عین‌العرب را درک کرد.

دلایل نیاز آمریکا به مذاکره

آمریکایی‌ها به خوبی می‌دانند که چاره‌ای جز مذاکره و امتیازدهی به ایران ندارند، چرا که این آمریکا است که به مذاکره نیاز دارد، نه ایران، زیرا: ۱ـ شکست مذاکرات هسته‌ای، تمام انتقادات جمهوریخواهان علیه دولت دموکرات اوباما را صحیح می‌نمایاند. به عبارت دیگر، کاخ سفید در سال ۲۰۱۶ دیگر نمی‌تواند میزبان یک دموکرات باشد، زیرا اوباما نمی‌تواند ادعا کند که مسئله هسته‌ای ایران را حل کرده است. ۲ـ آمریکا به خوبی می‌داند که شدت بخشیدن به تحریم‌ها در اوضاع کنونی جهان، دیگر کارایی ندارد. آمریکا نمی‌تواند از طریق شورای امنیت، مطامع خود را پیش ببرد؛ زیرا در این وضعیت، دیگر روسیه و چین به قطعنامه‌های غربی رأی مثبت نمی‌دهند. ۳ـ آمریکا به دلیل جغرافیای راهبردی در عرصه جهانی نیاز دارد تا با چین مقابله کند. رشد چین، این فرضیه را در ذهن مقامات آمریکایی ایجاد کرده است که قرن ۲۱، قرن آسیا خواهد بود. به همین دلیل آمریکا باید تعهداتش را در غرب آسیا کاهش دهد تا با فراغ بال و حداکثر امکانات به سراغ «مهار» چین برود. ۴ـ این دولت آمریکا است که به ایران نامه می‌نویسد و خواهان همکاری تهران در مقابله با داعش می‌شود. این موضوع نشان می‌دهد که ایران در مسائل منطقه‌ای بازیگری محسوب می‌شود که اگر حضور نداشته باشد، مشکلات حل نمی‌شود.

برای این عرصه رهبری نیز مایه گذاشتند

«در سال ۷۵ با آقای «سرهنگی» در دفتر ادبیات حوزه هنری حرف می‌زدیم، آن زمان کتاب‌های جنگ با شمارگان هزار نسخه منتشر می‌شد و ما افسوس می‌خوردیم که ای‌ کاش این کتاب‌ها را کسی می‌خرید.‌ بارها جلسه گذاشتیم تا برای این کتاب‌ها کاری بکنیم. رهبر انقلاب از سال ۶۹ بر این کتاب‌ها تقریظ می‌زد، ولی اجازه انتشار آنها را نمی‌داد تا اینکه وقتی تعداد این تقریظ‌ها از ۲۰ گذشت، نمایی از آنها را در روزنامه جمهوری اسلامی معرفی کردیم. از آن سال‌هایی که کتاب‌های دفاع مقدس وارد بازار نشر شد، مشوق اصلی آنها رهبری بوده‌اند و اگر حمایت رهبر انقلاب نبود آقای سرهنگی نمی‌توانست پشت دفتر ادبیات را بگیرد تا امروز شاهد باشیم که پرشمارگان‌ترین کتاب‌ها در حوزه دفاع مقدس قرار دارد.» گوینده این جملات «حجت‌الاسلام علی شیرازی» نماینده‌‌ ولی‌فقیه در نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که با طرح‌های ابتکاری خود در نیروی قدس، خانواده‌های کارکنان این نیرو را با جنبه‌های دفاع مقدس آشنا کرده است. وی افزود: «به نظرم باید بزرگ‌ترین مدال را به رهبر انقلاب داد که اگر تلاش ایشان نبود این فرهنگ امروز در جامعه پررنگ نبود.»


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

هراس‌های انتخاباتی
حسین عبداللهی فر

دو حزب «اراده ملت ایران» و «اعتدال و توسعه» از دو جریان اصلاحات و اعتدال یکی دیگر از همایش‌های انتخاباتی اصلاح‌طلبان در روزهای پایانی هفته پیش را برگزار کردند که در روزنامه‌های این هفته انعکاس یافت.
«روزنامه اعتماد» در نخستین روز هفته (۲/۱۲/) «حلقه‌های اصلاحات گعده‌های اعتدال» را تیتر کرد و در گزارشی از این همایش نوشت: «اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان امروز حامیان دولتی هستند که در خرداد 92 توانستند با اتکا بر آرای مردمی آن را بر مسند قدرت بنشانند. فصل مشترک سیاست‌ورزی برای هر دو گروه جلوگیری از گسترش نفوذ و در مرحله بعد کاهش قدرت نیروهای تندرو است. از این رو، برای انتخابات آتی مجلس هم یک هدف مشترک و روشن دارند.»
این روزنامه همچنین با اختصاص ستون یادداشت حرف روز خود به «اصولگرایان + تندروها» با اشاره به اظهارات یکی از چهره‌های شاخص اصولگرایان در خصوص احتمال ائتلاف اصولگرایان با گروه‌هایی از این جریان که تندرو نامیده می‌شوند، نوشت: «اصولگرایان معتدل و متعهد نمی‌توانند دوباره در راهی گام بردارند که هزینه بسیاری را بر مملکت تحمیل کرد. اگر برخی از اصلاح‌طلبان هم از ائتلاف با این گروه سخن گفته‌اند، نه از بابت رأی نداشتن خودشان است، بلکه به دلیل ترس از افتادن اصولگرایان معتدل به دامن تندروهایی است که جز هزینه برای کشور، دستاورد دیگری از وجودشان شاهد نخواهیم بود.»
«مردم‌سالاری» هم در این روز گزارشی از هفتمین کنگره سراسری حزب اراده ملت ایران را برجسته کرد و از شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به‌عنوان اصلی‌ترین نهاد برای فعالیت سیاسی اصلاح‌طلبان یاد کرد.
این روزنامه همچنین در یادداشتی با عنوان «فرصت‌ها و تهدیدهای انتخابات» نوشت: «در حقیقت نامنعطف نمودن سیستم سیاسی و ارزش‌گذاری‌های غیرواقعی هزینه‌های برد یا باخت در یک بازی انتخاباتی است که تصور ناصحیح حذف کامل را به بازیگران این عرصه منتقل می‌کند و عامل تبدیل فرصت بهره‌گیری از یک انتخابات برای کاهش فاصله ملت ـ دولت به چالش امنیتی می‌گردد.»
همین نگاه را اصولگرایان به اصلاح‌طلبان دارند. چنانچه «روزنامه جوان» در سرمقاله روز اول هفته (۲/۱۲/) خود با عنوان «اصلاحات در نظام یا بر نظام» می‌نویسد: «ذکر این نکته ضروری است که اصرار به یکپارچگی جریان اصلاحات از دوران آن، موجب سوختن نیروهایی از آن خواهد شد که واقعاً به نظام و انقلاب پایبند هستند، اما چون بر یکپارچگی و وحدت تأکید می‌کنند در پیوستاری دیده می‌شود که از سازگارا و اکبر گنجی تا عارف را در بر می‌گیرد، لذا نه می‌شود اکبر گنجی را در نظام تعریف کرد و نه می‌توان امثال عارف را ضدانقلاب معرفی کرد. بنابراین مصلح بخشی از اصلاح‌طلبان که معتقد به نظام هستند در جدایی از ضدانقلاب و مرزبندی است.»
یک‌شنبه (۳/۱۲/) که «تزریق پول کثیف به انتخابات» از قول وزیر کشور تیتر بسیاری از روزنامه‌ها بود، «مردم‌سالاری» تیتر اول خود را به «تشکیل کمیسیون مرکزی انتخابات با ترکیب نمایندگان سه قوه و معتمدان ملی» اختصاص داد و نوشت: «اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام در جلسه دیروز خود، بررسی و تدوین ادامه سیاست‌های کلی انتخابات را با تصویب چهار بند دیگر پیگیری کردند.»
با همین نگاه صرفاً جناحی تیترهایی نیز به تخریب رقبای انتخاباتی اختصاص داشت. «آرمان» از همان روز شنبه به مراسم ختم مادر احمدی‌نژاد اشاره کرد و نوشت: «میتینگ سیاسی احمدی‌نژادی‌ها در نارمک.»
«آفتاب یزد» هم در همین روز در سرمقاله خود با عنوان «چشم‌ها را باید شست...» نوشت: «رفتارهای مجلس بیش از پیش انتخابات پیش رو را حساس و سرنوشت‌ساز می‌کند. اکنون ما با مجلسی روبه‌رو هستیم که گاهی سیاست‌بازی را در رأس اقدامات خود قرار داده و برای آنکه این رویکرد چندان به چشم نیاید کاوری بر روی آن می‌پوشاند.»
«شرق» دوشنبه (۴/۱۲/) تیتر اول خود را در این راستا تنظیم کرد و زیر تیتر «رأفت زنجانی در ستاد انتخاباتی احمدی‌نژادی‌ها» از قول یک عضو کمیسیون امنیت ملی نوشت: «در دوره احمدی‌نژاد رانت و تخلفات مالی کم گزارش نشده و هر آدم عاقلی می‌داند در سیاست فرصت خوبی برای خرج کردن این پول‌هاست.»
این روزنامه در سرمقاله خود به سبب این تخریب‌ها اشاره کرد و نوشت: «شعار طرفداران رئیس دولت سابق که هفته گذشته به مناسبت فوت مادر ایشان به دیدار او رفته بودند با صدای بلند سر داده می‌شد: به جان هر چی مرده/ احمدی بر می‌گرده! به‌نظر نمی‌رسد کسانی که این شعار را سر می‌دادند، شناخت خیلی درستی از مناسبات عالم سیاست در ایران داشته باشند.»
بر همین اساس، چهارشنبه (۶/۱۲/) «آفتاب یزد» ضمن تخریب احمدی‌نژاد و انتساب مشکلات دولت به وی می‌نویسد: «احمدی‌نژاد رفته است، اما میراث او ول‌کن دولت حسن روحانی نیست. این میراث به‌شدت تدبیر و امید دولت را هدف گرفته و به‌نوعی طرح‌ریزی شده تا خود او بازگردد! اما زهی خیال باطل!»
«آرمان» ادامه این روند را به روز آخر هفته (۷/۱۲/) کشاند و در یادداشتی با عنوان «آقای احمدی‌نژاد نوبت سفر شما رسید»، نوشت: «گویا آن‌طور که از خبر سای حامیان رئیس‌جمهور قبلی بر می‌آید، آقای احمدی‌نژاد هم قصد سفر به کشور ترکیه را دارد. هرچند این سفر به معنی سفر نماینده رسمی دولت نیست و مقامات ترک هم آقای احمدی‌نژاد را به هیچ عنوان یک شخصیت رسمی تلقی نمی‌کنند. اما موضوع مهم و قابل بحث این است که آقای احمدی‌نژاد قصد سفر به ترکیه را دارند و مانعی برای این سفر نمی‌بینند ولی نباید فراموش کرد که آقای احمدی‌نژاد زمانی که رئیس‌جمهور بود و آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی به‌عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام قصد داشتند از یک نقطه‌ای به نقطه دیگر سفر کنند، به استانداران و مسئولان محلی دستور داده می‌شد که هیچ‌گونه هماهنگی و استقبالی از آیت‌الله هاشمی صورت نگیرد.»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروری بر سفر هیئت‌های دیپلماتیك غربی و عربی به سوریه
جهان نیازمند تعامل با دمشق

سوریه در طول چهار سال اخیر از محورهای اصلی تحولات منطقه و جهان بوده است. تروریسم و حمایت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای از تروریست‌ها برای نابودی این كشور، اساس این معادلات بوده است. آنچه در تحولات اخیر سوریه مشاهده می‌شود ابعاد نوینی است كه می‌تواند نشانگر دیدگاه‌های جدید در قبال این كشور باشد كه بسیاری آن را برگرفته از نیاز جهانی به همراهی با دمشق می‌دانند.
هنوز مدت زیادی از بازگشایی سفارت كویت درسوریه و اعلام آمادگی برخی كشورهای عربی نظیر مصر و تونس بر روابط با دمشق نمی‌گذرد كه در عملكرد كشورهای غربی نیز تحركات قابل توجهی در این زمینه مشاهده می‌شود.
هیئتی چهار نفره از نمایندگان پارلمان فرانسه 6 اسفندماه راهی سوریه شد. این هیئت پارلمانی با بشار اسد رئیس‌جمهور سوریه نیز دیدار و طی این دیدار تأکید کرد که همکاری دولت پاریس با دمشق برای مبارزه با تروریسم، به نفع فرانسه است. سفر اخیر هیئت پارلمانی فرانسه به سوریه توجه رسانه‌ها را به خود جلب کرد و بسیاری، آن را آغاز مرحله عادی‌سازی روابط پاریس ـ دمشق عنوان کردند. روزنامه «رأی الیوم» با اشاره به این رخداد، نوشت: وزارت خارجه فرانسه خود را از این سفر کنار کشیده و «الکساندر ژرژین» سخنگوی آن مدعی شده است که سفر هیئت پارلمانی، هیچ پیام رسمی در خود نداشته است؛ بلکه فقط طرح نمایندگان پارلمان بود که درباره آن با وزارت خارجه مشورت نشده بود. اظهارات وزارت خارجه فرانسه «قانع کننده» نیست؛ افزون بر اینکه نوعی مغلطه است که پوششی از اصل استقلال قواها نیز بر آن کشیده شده است. از این روی سفر این هیئت به دمشق به خودی خود در بردارنده مهم‌ترین پیام رسمی است؛ زیرا اگر دولت فرانسه خواهان این مسئله نبود، هزاران راه دیپلماسی و غیر دیپلماسی را برای ممانعت در نظر می‌گرفت.
بسیاری معتقدند كه فرانسه کشوری است که خاطره‌ای ناخوشایند و دردناک از تروریسم دارد و آنچه در حمله به نشریه «شارلی ابدو» و تبعات این حمله رخ داد، فرانسوی‌ها را به شدت نگران می‌کند و در محاسبات انتخاباتی اروپایی‌ها، راضی کردن افکار عمومی داخلی، موضوع بسیار مهمی است که حزب سوسیالیست حاکم بر فرانسه نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد، به‌ویژه اگر این حزب قصد ادامه بقا بر مسند قدرت را داشته باشد. به همین دلیل باید حزب حاکم بر فرانسه درهای دمشق را بکوبد و هماهنگی‌های لازم برای مبارزه با تروریسم را که امروزه به آن نیاز مبرم دارد، با سوریه انجام دهد.
نكته قابل توجه آنكه همزمان با سفر یک هیئت پارلمانی فرانسه به دمشق، یک هیئت آمریکایی نیز به ریاست وزیر سابق دادگستری این کشور در سوریه به سر می‌برد. شبکه تلویزیونی فرانس24 خبر داد که هیئت پارلمانی این کشور که برای دیدار با بشار اسد راهی دمشق شده بود در این شهر با «رمزی کلارک» وزیر دادگستری سابق آمریکا که در رأس هیئتی در سوریه به سر می‌برد، مواجه شد. کلارک در پاسخ به نمایندگان فرانسوی درباره علت حضورش در دمشق گفته که سوریه جایی است که باید در آن حاضر باشد زیرا تشدید بحران در این کشور بر امنیت جهانی اثرگذار است. همزمان گروهی از پاكستان نیز در دمشق با مقامات سوری دیدار كردند و سودان نیز نمایندگانی به سوریه اعزام كرده است. جالب توجه آنكه منابع رسانه‌ای از سفر روز یکشنبه (10/12/1393) یک هیئت سیاسی ترکیه به سوریه نیز خبر داده‌اند.
مجموع این تحولات در حالی صورت می‌گیرد كه ناظران سیاسی، آگاهی جهانی از تهدید بودن تروریسم و نیاز به همراهی با سوریه به عنوان پیشگام مبارزه با تروریسم را زمینه‌ساز این رویكردها می‌دانند. آنانی كه به نام حمایت از معارضان سوری به حمایت از تروریست‌ها می‌پرداختند اكنون خود گرفتار تروریسم شده‌اند لذا با رویكرد به سوریه برآنند تا ضمن سهیم شدن در دستاوردهای سوریه در مبارزه با تروریسم جهت كسب پرستیژ جهانی، مانع از تشدید بحرا‌ن‌های تروریستی در غرب گردند. این امر زمانی آشكارتر می‌شود كه در دی‌ماه 1393 روزنامه «الاخبار» لبنان، با انتشار بخش‌هایی از این سخنان بشار اسد در جمع اعضای حزب بعث سوریه، نوشت: اسد فاش کرد که بر اساس شکست متوالی غربی‌ها و عرب‌ها در براندازی سوریه، چرخش سیاست غربی و آمریکایی در قبال دمشق آغاز شده اما «روند آن بسیار کُند است» و زمان می‌برد تا به نقطه اول خود بازگردد. بشار اسد می‌گوید که با همه این کُندی، «غربی‌ها تماس با ما را آغاز کرده‌اند و دیدارها(ی دوجانبه) قطع نمی‌شود. این دیدارها با نظارت بالاترین سطوح (سیاسی در کشورهای غربی) انجام می‌شود؛ (یعنی) رئیس‌جمهورها، وزرا و مدیران سرویس‌های اطلاعاتی...» در این دیدارها برای ما روشن شده است که آنها «درباره بحران سوریه دچار اختلاف هستند. جریان‌هایی که خواستار سیاست باز مقابل ما هستند، همان‌هایی هستند که زیر نظر سطوح عالی سیاسی خود، با ما تماس دارند.»
در این میان، یك اصل مهم مطرح است و آن اینكه، غرب نمی‌تواند از سیاست چماق و هویج یعنی رویكرد دیپلماتیك همزمان با حمایت از تروریست‌های سوری و اعمال تحریم‌ها علیه سوریه، به مطالبات خود از دمشق دست یابد و چنانكه مقامات سوریه تأكید دارند، پایان دادن به حمایت از دشمنان سوریه و كنار نهادن تمام سیاست‌های خصمانه، اصلی كلیدی برای برخورداری غرب از ظرفیت‌های سوریه در مبارزه با تروریسم است چرا كه در غیر این صورت، تروریسمی كه علیه سوریه به كار گرفته شده، در نهایت گریبان غرب را خواهد گرفت چنانكه منابع اطلاعاتی غربی اذعان كرده‌اند كه هزاران تروریست از اروپا و آمریكا به سوریه رفته‌اند كه بازگشت آنها تهدیدات امنیتی بسیاری برای غرب به همراه خواهد داشت.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

ترک میز مذاکره
مذاکرات میان جمهوری اسلامی ایران و گروه ۵+۱ در دوره اول، یعنی ماه مارس در حالی ادامه دارد که احتمال ادامه مذاکرات تا تیر ماه مطرح است.
براساس آخرین توافقات، دوره مذاکرات هفت‌ماهه بوده به‌گونه‌ای که در صورت به نتیجه نرسیدن در ماه مارس تا تیر ماه ادامه می‌یابد. دور جدید مذاکرات با افزوده شدن دكتر صالحی رئیس سازمان انرژی اتمی جمهوری اسلامی ایران و وزیر انرژی آمریکا در حالی وارد مراحل حساس شده که یک اصل مهم و اساسی مطرح است و آن حق ایران برای ترک مذاکره است.
به‌عبارتی، این حق برای جمهوری اسلامی وجود دارد که هر زمان رفتاری مغایر با اصول و چارچوب‌های مذاکره مشاهده کند، اقدام به خروج از مذاکرات نماید و مسئولیت شکست گفت‌وگوها نیز با طرف غربی است.
در تشریح این اصل چند نکته درباره عوامل به ‌هم خوردن مذاکرات قابل توجه است.
نخست آنکه، براساس توافق ژنو سال گذشته دوطرف تعهدات و تکالیفی را پذیرا شده‌اند. براساس اذعان خود مقامات گروه ۵+۱ و نیز آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، تهران به تمام تعهدات خود پایبند بوده و اقداماتی مخالف با توافق ژنو صورت نداده است.
بر این اساس این طرف مقابل است که باید پایبندی خود را به توافق ژنو نشان دهد که براساس گزارش‌های منتشر شده چنین اقدامی صورت نگرفته که اعمال تحریم‌های جدید در طول یک سال گذشته تنها بخش کوچکی از این رفتار است.
دوم آنکه، به کار بردن ادبیات زورگویی و تحمیل مغایر با اصل مذاکره در سراسر جهان است. براساس عرف بین‌المللی، مذاکره یعنی تعامل برابر، برای رسیدن به نقطه اشتراک، بدون به کار بردن ادبیات تهدیدآمیز و زورمدارانه.
وقتی طرفی در یک مذاکره از این اصول خارج می‌شود، عملاً اصول مذاکره را رعایت نکرده و نگاه آن به مذاکره، تحمیل خواسته‌ها و حذف حقوق و خواسته‌های طرف مقابل است. این رویکرد بیشتر به قانون جنگل شباهت دارد که در دنیای امروز جایگاهی ندارد و جهانیان به مقابله با آن می‌پردازند.
رویکرد کشورهای غربی به بهره‌گیری از سلاح زور و تحمیل در روند مذاکرات برای تحمیل خواسته‌های خود، یعنی رویکرد به اصل تحقیر و زیر پا گذاشتن عزت ملت ایران که مسلماً هیچ ساختار و نهاد بین‌المللی و هیچ کشور مستقلی آن را نمی‌پذیرد. در این اوضاع جمهوری اسلامی ایران حق دارد که از مذاکرات خارج شود و مسئولیتی در قبال آن ندارد.
سوم آنکه، مذاکرات ایران و گروه ۵+۱ صرفاً در چارچوب هسته‌ای است و هیچ موضوع دیگری در آن قابل بررسی نیست. چنانکه تیم هسته‌ای بارها تأکید کرده از ابتدای مذاکرات توافق برای امور هسته‌ای بوده و اجازه باز شدن هیچ موضوع دیگری داده نمی‌شود.
رویکرد غرب به بازگشایی پرونده‌‌های حاشیه‌ای نظیر حقوق بشر، توان موشکی و دفاعی ایران و یا ظرفیت‌ها و جایگاه منطقه‌ای ایران در مذاکرات عملاً مغایر با اصول مذاکره بوده و در صورت اصرار غرب بر بررسی آنها، ایران حق لغو مذاکرات را دارد. چارچوب مذاکرات اصلی مشخص است و طرف مقابل حق سوءاستفاده از مذاکرات برای رسیدن به اهداف دیگر را ندارد.
پنجم آنکه هدف از مذاکرات در کنار راستی‌آزمایی ایران که به اذعان خود اعضای ۵+۱ و آژانس محقق شده، لغو تمام تحریم‌ها است. حقوق هسته‌ای ایران براساس ان‌پی‌تی تعریف شده و مشخص است و غرب نمی‌تواند درباره آن نظری داشته باشد.
در جمع‌بندی کلی از آنچه ذکر شد می‌توان گفت که ایران در صورت بروز هر یک از این رفتارها از سوی طرف مقابل حق خروج از مذاکرات را دارد و مسئولیت شکست مذاکرات صرفاً با طرف غربی است که اصول مذاکره را رعایت نکرده و در مسیر زیاده‌خواهی گام برداشته است.


پرونده

تناقض اظهارات نتانیاهو و گزارش موساد درباره برنامه هسته‌ای ایران
روزنامه انگلیسی گاردین اعلام کرد: «نتانیاهو در سال 2012، فاصله ایران تا بمب اتمی را یک سال دانست و حال آنکه این اظهارات، با اطلاعات درز کرده از سازمان اطلاعات اسرائیل در تناقض است.» گاردین در صفحه نخست خود تصریح کرد: «موساد یک سند مخفی را در اختیار سازمان اطلاعات آفریقای جنوبی گذارده و در آن اعلام کرده است که ایران هیچ فعالیت هسته‌ای که به تولید سلاح منجر شود، ندارد و غنی‌سازی این کشور نیز به آن میزانی نیست که برای تولید بمب کافی باشد.» به گزارش گاردین، سند مذکور تنها چند هفته پس از اظهارات سپتامبر 2012 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد صادر شده است که وی در آن جلسه، از جامعه بین‌الملل خواسته بود برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب هسته‌ای وارد عمل شوند.
هشدار کری به منتقدان توافق هسته‌ای

جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در نشست کمیته روابط خارجی آمریکا در پاسخ به اظهارات یکی از نمایندگان آمریکا گفت: من به دیگران درباره مشارکت در مبارزه علیه توافقی که هنوز حاصل نشده است هشدار می‌دهم. کری در ادامه اظهاراتش گفت: ایران در زمان ریاست‌جمهوری جرج بوش در زمینه چرخه سوخت هسته‌ای به مهارت رسید و این در حالی است که سیاست وی در آن زمان غنی‌سازی صفر در ایران بود. وزیر امور خارجه آمریکا افزود: دولت دیگری در آمریکا فرصت متوقف کردن پیشرفت‌های ایران را داشت، اما آنها از این فرصت استفاده نکردند. وی ادامه داد: هیچ اقدامی صورت نمی‌گیرد که در نتیجه آن به ایران اجازه ساخت بمب هسته‌ای داده شود. عضویت در معاهده منع اشاعه هسته‌ای (ان‌پی‌تی) است که آنها بمب نسازند.
خبرسازی منافقین با گاف ناشیانه ناکام ماند

تلاش گروهک تروریستی منافقین برای خبرسازی درخصوص برنامه هسته‌ای ایران با یک گاف ناشیانه ناکام ماند. تلاش گروهک تروریستی منافقین برای خبرسازی درباره برنامه هسته‌ای ایران هر چند از ابتدا خام و ناپخته به نظر می‌رسید، اما با انتشار تصاویری درباره یک گاف غیرحرفه‌‌ای این گروهک بیش از پیش ناکام ماند. وبگاه خبری «واشنگتن فری‌بیکن» گزارش داده بود شورای به‌اصطلاح مقاومت وابسته به عناصر منافقین سه‌شنبه اعلام کرد مدارک مستندی را یافته که بر اساس آن مکان فوق سری هسته‌ای تحقیقاتی ایران با سانتریفیوژهای پیشرفته در آنجا قرار گرفته است. پایگاه جدید کشف شده بنا به ادعای منافقین «لویزان ۳» نام دارد که در شمال شرقی تهران و در اطراف این شهر واقع است و ادعا شده عکسی مربوط به در‌های ضدانفجاری در پایگاه ادعایی «لویزان ۳» وجود دارد، اما پایگاه «دیلی‌کاس» می‌نویسد، این عکس مربوط به یک شرکت تولیدکننده در‌های نسوز در ایران است!
برنامه هسته‌ای ایران از شفافیت کامل برخوردار است

رضا نجفی، سفیر و نماینده ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی پس از پایان نشست توجیهی ـ فنی آژانس گفت: جلسه مفیدی بود و حکایت از این داشت که برنامه هسته‌ای ایران از شفافیت کامل برخوردار است. وی بار دیگر با تأکید بر اینکه «بحث‌های مطروحه در این جلسه کاملاً فنی بود»، گفت: در این جلسه کل برنامه‌های هسته‌ای، تأسیسات، تجهیزات و همچنین مواد تا حد گرم، تحت نظارت آژانس قرار دارد و این نشانه شفافیت کامل برنامه هسته‌ای ایران است. نماینده ایران در آژانس گفت: به هرحال انتظار این است که هفته آینده و پس از گزارشی که منتشر شده و پس از این جلسه فنی، این موضوع در جلسه شورای حکام بحث شود.


اقتصادى
سعید مهدوی

سال 93 سال بورس نبود
بازار سرمایه که حجم قابل توجهی از منابع مالی در آن مورد معامله قرار می‌گیرد، همواره به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌ها و ارکان اصلی اقتصاد محسوب می‌شود. ارزش جاری بازار در سال 92 از 167 هزار میلیارد تومان به 380 هزار میلیارد تومان رسید که با رشدی 127 درصدی همراه بود. شاخص بازار بورس از نیمه دی‌ماه سال 92 تاکنون که در آخرین ماه سال 93 هستیم روند نزولی را در پیش گرفته و زیان این بازار از ابتدای سال93 به‌دلایلی که در ادامه ذکر می‌شود به 18 درصد رسیده و موجبات نگرانی بیش از 7 میلیون سهام‌دار را فراهم کرده است.
شروع رشد شتابان شاخص بورس در سال 92 و پس از روی کار آمدن دولت یازدهم و همچنین وعده‌هایی که دولت برای حمایت از بازار منتشر کرد، رشد چشمگیر و یا به تعبیر بسیاری از کارشناسان، رشد حبابی را تجربه کرد و بخش قابل توجهی از نقدینگی بازار را جذب کرد، اما یکباره از ۱۵ دی ۹۲ سراشیبی باور نکردنی در بازار سرمایه ایجاد شد و تاکنون اقدامات و تمهیدات دولت و مجلس نتوانسته این بازار را به مسیر رشد و مثبت سوق دهد.
1ـ کاهش قیمت نفت، تغییرات نرخ سنگ آهن و خوراک پتروشیمی‌ها موجب تشدید سیر نزولی در بازار بورس شده است.
۲ـ کمبود نقدینگی بازار سرمایه در کنار بازنشدن نماد شرکت‌های پالایشگاهی، ابهامات صنعت پتروشیمی و همچنین حق انتفاع 25 درصدی معادن سنگ آهن موجب سردرگمی و تردید سهام‌داران شد و رکود بورس را عمیق کرد.
۳ـ نرخ بهره بالا با توجه به شرایط رکودی در اقتصاد کشور از دیگر عوامل است. وقتی سپرده‌گذاران بدون ریسک ۲۲ درصد سود دریافت کنند، نقدینگی جذب شبکه بانکی می‌شود و به سمت سرمایه‌گذاری در بخش‌هایی که همراه با ریسک است راه نمی‌یابد.
دولت یازدهم از همان ابتدا، مستقیم و غیرمستقیم راه بهبود و رشد اقتصادی را به مذاکرات هسته‌ای و روابط بین‌المللی گره زد و پس از آنکه توافق اولیه ژنو نتوانست انتظار ایجاد روابط مورد نظر و همچنین برداشته شدن تحریم‌ها را برآورده کند، سقوط آزاد شاخص بورس آغاز شد و با عدم توافق در مورد مقرر و تمدید مذاکرات این روند همچنان ادامه دارد، اما با اینهمه، آمارهای اقتصادی دولت رشد اقتصادی را نشان می‌دهد که با این سقوط 14ماهه در شاخص بازار بورس در تناقض است.
در پایان یادآور می‌شود که علاج وضعیت اقتصادی حال حاضر، توجه به عوامل درونی اقتصاد (از مؤلفه‌های اصلی اقتصاد مقاومتی) است. در واقع باید از قابلیت‌ها و مزیت‌هایی که در درون اقتصاد است با توجه به شرایط از آنها بهره گرفت و از عوامل خارجی تنها برای تکمیل زنجیره تولید استفاده کرد.


نداى قدس


ادامه سیاست جنگ‌افروزی نتانیاهو در آستانه انتخابات پارلمانی

نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی که تلاش دارد با جنگ‌افروزی و اظهارات تند خود، آرای صهیونیست‌ها در انتخابات پارلمانی آتی را به نفع خود رقم بزند، خواستار آمادگی ارتش صهیونیستی برای جنگ جدید با جنبش مقاومت اسلامی «حماس» و جنبش جهاد اسلامی فلسطین در غزه شد. نتانیاهو در جریان بازدید از مقر فرماندهی منطقه جنوبی ارتش صهیونیستی از ارتش خواست که آمادگی خود را برای مقابله با هر گونه حادثه پیش‌بینی نشده حفظ کند. گفتنی است این اظهارات نتانیاهو در راستای تبلیغات انتخاباتی وی بیان می‌شود و او سعی دارد با طرح تهدیدات و ادعاهای دروغین آرای صهیونیست‌ها را به‌نفع خود رقم بزند.
شکست آزمایش‌های موشکی تل‌آویو

وزارت امنیت رژیم صهیونیستی اعتراف کرد که آزمایش موشک‌های «حیتس 2 و 3» در پنج ماهه اخیر با شکست همراه بوده و هیچ موفقیتی به دست نیاورده است. به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین به نقل از عرب 48، این موشک‌ها که برای مقابله با موشک‌های بالستیک طراحی شده‌اند، در پرتاب‌های آزمایشی خود هیچ موفقیتی به دست نیاورده‌اند. روزنامه‌های صهیونیستی یدیعوت آحارانوت و هاآرتص با اشاره به شکست آزمایش‌های موشکی رژیم اشغالگر قدس، تأکید کردند که حتی ترکش‌های این موشک نیز به هدف برخورد نکرده است. به گفته منابع صهیونیستی، بیم از حمله موشکی حزب‌الله سبب شده است رژیم اشغالگر قدس به دنبال آن باشد تا سامانه‌ای را برای مقابله با موشک‌ها طراحی کند.
جان باختن 2663 آواره فلسطینی در سوریه

گروه موسوم به «تلاش برای حمایت از فلسطینیان مقیم سوریه» با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که از زمان آغاز حوادث دردناک سوریه تاکنون، 2663 آواره فلسطینی مقیم این کشور عربی جان باخته‌اند، همچنین اوضاع معیشتی افراد در اردوگاه آوارگان فلسطینی یرموک در دمشق همچنان در حال وخامت بیشتر است. این گروه تصریح کرد: « 167 روز است که آب این اردوگاه قطع شده است. ضمن اینکه از آغاز قطعی برق این منطقه 677 روز می‌گذرد. کمبود شدید مواد غذایی و بهداشتی نیز از دیگر مشکلاتی است که گریبانگیر فلسطینیان است. تاکنون 167 آواره نیز در نتیجه گرسنگی و نبود امکانات پزشکی جان سپرده‌اند.» در بیانیه یادشده می‌خوانید: «دست‌کم 27933 آواره فلسطینی مقیم سوریه در طول چهار سال گذشته به اروپا رفته‌اند. 80 هزار نفر دیگر نیز از سوریه گریخته‌اند که از این تعداد، 10687 نفر آنها به اردن، 51300 نفر آنها به لبنان و 6000 نفر آنان نیز به مصر پناه آورده‌اند.»
آتش زدن مسجد و کلیسا به دست صهیونیست‌های تندرو

گروهک یهودی «پرداخت بها» به صورت پی‌درپی و سازمان‌یافته حرمت مقدسات اسلامی و مسیحی شهر قدس را زیر پا می‌گذارد. در همین راستا تعدادی از شهرک‌نشینان صهیونیست مسجد روستای الجبعه در جنوب غربی شهر بیت لحم را به آتش کشیدند، همچنین صهیونیست‌های تندرو کلیسای «نورمتسیون» در شهر قدس را آتش زدند که در پی این جنایت خسارت‌های سنگینی به بخش‌هایی از آن وارد شد. این متجاوزان پس از ارتکاب این جنایت وحشیانه بر روی دیوارهای این کلیسا شعارهایی علیه مسیحیت و حضرت عیسی(ع) نوشتند.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

شورایی كه هرگز به اتحادیه نخواهد رسید
قاسم غفوری

غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه) همچنان از كانون‌های اصلی تحولات جهانی است، به‌گونه‌ای كه تمام قدرت‌های جهان به‌نحوی در آن درگیر هستند. به‌گفته محافل سیاسی، تحولات این منطقه می‌تواند بر كل ساختار بین‌الملل تأثیرگذار باشد، چنانكه قدرت‌های بزرگ از شرق گرفته تا غرب، برای مدیریت و بهره‌گیری از این شرایط وارد میدان شده‌اند. در این میان، نوع رفتارهای شورای همكاری خلیج‌فارس، امری قابل توجه است. در این عرصه بیان چند نكته مهم است.
زنده‌زنده سوزاندن خلبان اردنی به‌دست داعش، زمینه‌ساز ورود اردن به عملیات به‌اصطلاح مقابله با داعش شد. اردنی که با آمریکا، انگلیس و عربستان اتاق حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی در سوریه را تشکیل داده بود، خود گرفتار تروریسم شده که هزینه‌های بسیاری برای آن به همراه داشته است.
اردن در حالی وارد این عرصه شد که بحرین از اعزام نیروی نظامی برای حمایت از اردن خبر داد. عربستان و امارات نیز مواضع مشابهی داشته‌اند. در نهایت شورای همکاری خلیج‌فارس نیز با صدور بیانیه‌ای بر حمایت از اردن در آنچه مبارزه با تروریسم نامیده، تأکید کرد. امارات از خاك اردن، زیرساخت‌های سوریه را نیز به بهانه مقابله با داعش بمباران كرده است.
مصر در حالی در سینا با گروه‌های تروریستی درگیر بوده که خبر سر بریدن 21 مصری به‌دست داعش در لیبی، ابعاد جدیدی از نظامی‌گری مصر را به‌همراه داشت. السیسی، رئیس‌جمهور مصر، رسماً از اقدام نظامی در مبارزه با داعش در لیبی خبر داد و همزمان نیروی هوایی مصر اقدام به بمباران مواضعی در لیبی کرد. همزمان اردن و اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس بر حمایت از مصر تأکید و آمادگی خود را برای اعزام نیرو در کنار مصر اعلام کردند.
مجموع این تحولات در اردن و مصر در حالی روی داده که یک نکته کلیدی در آنها مشاهده می‌شود و آن، اعلام حمایت گسترده اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس از این کشورها است، در حالی كه همزمان شورا برای تقویت حوزه داخلی نیز اقداماتی صورت داده كه استقبال سلمان، پادشاه عربستان از تمیم امیر قطر در فرودگاه، در حالی كه دو كشور ماه‌هاست در تقابل با یكدیگر هستند، نمودی از آن است.
حال این پرسش مطرح می‌شود که دلیل این اقدامات چیست و چه اهدافی در ورای آن نهفته است؟ پاسخ به این پرسش را در دو حوزه می‌توان جست.
اولاً؛ شورای همکاری خلیج‌فارس در طول سال‌های اخیر، طرحی را با عنوان تبدیل شورا به اتحادیه مطرح کرده که براساس آن کشورهای مصر، اردن و مراکش به آن افزوده می‌شوند. به‌عبارتی، عربستان با عنوان محور این طرح به‌دنبال حذف اتحادیه عرب و تشکیل ساختاری جدید بر اساس معادلات خود می‌باشد، این امر زمانی بیشتر نمود می‌یابد که کشورهای عربی از تشکیل اتحادیه‌های نظامی و اقتصادی خبر داده‌ و چنان عنوان کرده‌اند که در قالبی واحد قرار دارند. ثانیا؛ً آمریکا براساس راهبرد جدید خود در منطقه تأکید دارد که توان حضور نظامی گسترده را ندارد و به‌دنبال ایجاد ساختارهای کوچک در قالب مستشاران نظامی و دسته‌های کوچک از یگان‌های ویژه است.
واگذاری امور به کشورهای منطقه از جمله ابعاد این طرح است. براساس راهبرد مذکور، آمریکا با آموزش و تسلیح متحدان منطقه‌ای به اجرای سیاست‌های خود می‌پردازد. در این عرصه، ایجاد وحدت و یکپارچگی نظامی میان کشورهای عربی منطقه و البته بهره‌گیری از ترکیه و در نهایت، پیوند این ائتلاف با رژیم صهیونیستی، از طرح‌های آمریکا است. بر اساس این دو مؤلفه می‌توان دریافت که چرا شورای همکاری خلیج‌فارس از اردن و مصر حمایت کرده و بر همکاری با آن تأکید داشته‌اند.
حال این پرسش مطرح است که هدف کنونی آمریکا از ایجاد چنین ائتلافی چیست و چه اهدافی را پیگیری می‌کند؟
هرچند که در ظاهر، ادعای مبارزه با تروریسم مطرح است، اما بررسی حوزه عملیاتی اردن و مصر حقایق دیگری را نشان می‌دهد. درباره اردن، آمریکا همچنان به‌دنبال نفوذ و سلطه بر سوریه و اردن است. آمریکا در حالی خود به حمایت تسلیحاتی از تروریست‌ها در قالب ارسال تسلیحات برای آنان می‌پردازد که حوزه پشتیبانی و حمایتی از آنان را به شورای همکاری خلیج‌فارس با محوریت ادعای حمایت از اردن واگذار کرده است که احتمال گسترش دامنه آن به یمن نیز وجود دارد. درباره مصر نیز، هدف آمریکا ایجاد ساختار جدید در لیبی با محوریت ژنرال خلیفه حفتر است. غربی‌ها که اوضاع نابسامان لیبی را دیگر در چارچوب منافع خود نمی‌بینند، برآنند تا از ارتش‌های عربی برای تغییر ساختار در لیبی بهره گرفته و فردی مانند حفتر را که همراه غرب است، به قدرت برساند. نکته بسیار مهم در تشکیل ارتش عربی همراهی آنها با مواضع آمریکا است.
چنانکه هیچ‌یک از این کشورها سخنی از مبارزه با رژیم صهیونیستی و حمایت از فلسطین به میان نیاورده‌اند و حتی بر همکاری اطلاعاتی با صهیونیست‌ها و مقابله با مقاومت منطقه تأکید دارند. با توجه به این حقایق، می‌توان گفت که عملکردهای اردن و مصر عملاً در چارچوب اهداف سلطه‌گرایانه غرب است که در لوای مبارزه با تروریسم صورت می‌گیرد.
سوءاستفاده غرب از ارتش عربی مذکور، زمانی آشکارتر می‌شود که کارنامه شورای همکاری خلیج‌فارس نشانگر اختلافات گسترده میان اعضا است. اختلافات مرزی و سیاسی میان قطر، عربستان، کویت، بحرین، عمان عملاً مانع از وحدت آنها می‌شود.
شورایی که 40 سال است نتوانسته پول واحد تشکیل دهد، مسلماً نمی‌تواند در کنار یکدیگر قرار گیرد و لذا تحرکات اخیر آنها صرفاً یک نمایش ظاهری برای فریب افکار عمومی با مدیریت آمریکاست. غرب می‌خواهد چهره فاتح از این ائتلاف نشان دهد تا از میزان محبوبیت مقاومت بکاهد و حتی دستاوردهای مقاومت را به نام آنها ثبت کند، در حالی که همزمان از آنها و تروریسم برای ضربه زدن به مقاومت بهره می‌گیرد. آمریکا سایش این ارتش عربی را نیز در دستور کار دارد تا در نهایت خود تنها عنصر باقی‌مانده در منطقه باشد. عدم حمایت شورا از فلسطین و عدم مشاركت آن در مبارزه با تروریسم در كنار مبارزان واقعی با تروریسم، یعنی جبهه مقاومت، خود سندی بر عدم صداقت شورا است، در حالی كه به دلیل اختلافات داخلی و رقابت آنها برای جلب رضایت غرب، عدم تحقق ادعای اتحاد واحد این كشورها را به‌همراه خواهد داشت.


آمریكا به دستاوردهای عراق چشم دوخته است
رضا اشرفی

امروز مردم و ارتش عراق و سوریه در جهان به عنوان یكی از محورهای اصلی مبارزه با تروریسم شناخته می‌شوند كه اگر حمایت‌های خارجی از تروریست‌ها نبود تاكنون كار تروریست‌ها را یكسره كرده بودند.
گروه‌های تروریستی با محوریت داعش در حالی جنایات گسترده‌ای را در عراق رقم زدند كه آمریكایی‌ها بار دیگر ژست ناجی ملت‌ها بودن را گرفتند و بر اقدام نظامی علیه تروریسم تأكید كردند. البته آنها هرگز به این امر اشاره‌ای نكردند كه 13 سال حضور در افغانستان چه ثمری برای امنیت این سرزمین و نجات مردم از تروریسم داشته چنانكه نهادهای بین‌المللی رسماً اعلام كرده‌اند نه‌تنها از جنایات تروریست‌ها در افغانستان كاسته نشده، بلكه آمارها افزایش چشمگیری داشته است.
همچنین آمریكایی‌ها اعلام نكرده‌اند كه چرا چهار سال در برابر جنایات تروریست‌ها علیه مردم سوریه سكوت كرده و حتی اقدام آنها را مورد تأیید قرار داده‌اند. ابهام در باب صداقت رفتاری آمریكایی‌ها در حالی اذهان عمومی را به خود مشغول داشته كه سران این كشور، ادعای تشكیل ائتلافی از 60 كشور برای مقابله با داعش را مطرح و با این ادعا نیز بر حضور نظامی در منطقه تأكید كردند.
پس از گذشت ماه‌ها و در حالی كه آمریكا همچنان شعار ناجی بودن را سر می‌داد و خواستار تبعیت جهانیان از آن بود، اسناد و مدارك افشا شده، حقیقتی دیگر را آشكار ساخت. این حقیقت آن بود كه آمریكا به جای مقابله با داعش برای آنان سلاح ارسال کرده است.
ارتش عراق رسماً گزارش‌ها و مدارك مستندی را مبنی بر بارریزی سلاح برای داعش در محاصره ارتش عراق توسط هواپیماهای آمریكایی منتشر كرد. جالب توجه آنكه در حملات آمریكا به عراق و سوریه، غیر نظامیان بودند كه هدف قرار گرفتند. در كنار این رسوایی، دستاوردهای ارتش و مردم عراق و سوریه در مبارزه با تروریسم و به‌ویژه نقش مرجعیت دینی در تحقق این مهم، ضربه‌ای سنگین برای آمریكایی بود كه از یك‌سو به دنبال دین‌زدایی در منطقه بود و از سوی دیگر ناكارآمدی ارتش‌های منطقه را سر می‌داد و چنان وانمود می‌كرد كه جز آمریكا هیچ ارتشی توان برقراری امنیت را ندارد.
مجموع این شرایط یك رسوایی را برای آمریكا رقم زد كه هیمنه آن را تحت‌الشعاع قرار می‌داد. در این شرایط، آمریكا راهبرد جدیدی را در پیش گرفت و آن، راهكار آمارسازی و انتشار گسترده آن در محافل رسانه‌ای است.
در این میان چند رفتار رسانه‌ای مقامات سیاسی و نظامی آمریكا قابل توجه است.
«ژنرال جیمز تری» از فرماندهان ائتلاف مقابله با داعش در سخنانی تأکید کرد حرکت داعش متوقف شده و این گروه در موضعی دفاعی قرار گرفته است.
دمپسی، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا گفت دستاوردهای راهبردی ائتلاف در مبارزه با تروریست‌های داعش تغییرات زیادی در اوضاع منطقه به وجود آورده است و هم‌اکنون این گروه تروریستی در وضعیت دشواری به سر می‌برد.
وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) اعلام کرد که حدود 10 هزار قبضه تفنگ از نوع ام 16 و تجهیزات نظامی دیگری به ارزش ۹/۱۷ میلیون دلار هفته جاری به عراق رسیده است و نیروهای آمریکایی آموزش‌های نظامی خود و کمک به نیروهای عراقی را برای شکست داعش تقویت می‌کنند. استیو وارن، سخنگوی پنتاگون اعلام کرد که حدود 10 هزار دوربین و 100 هزار گلوله نیز در چارچوب توافقنامه فوری نظامی به عراق ارسال شده است.
ژنرال دیگر آمریكایی از كشته شدن 8500 عضو داعش در حملات ائتلاف به عراق می‌گوید. گروه‌های معارض سوریه از كشته شدن 1600 نفر در حملات ائتلاف به سوریه می‌گویند.
ژنرال آمریكایی دیگری زمان حمله به موصل را در بهار و نیروهای آماده عراقی را 20 الی 25 هزار نفر و داعش را دو هزار نفر عنوان می‌كند. منابع خبری از حضور 4500 نیروی جدید آمریكایی در كویت خبر داده‌اند كه ادعای حضور آنها مقابله با داعش است.
نكته قابل توجه آن است كه در طول هفته‌های اخیر، تروریست‌ها محور جنایات خود را به كشتار مسیحیان هدایت كرده‌اند كه از آن جمله سر بریدن 21 مسیحی مصری در لیبی، ربایش 60 مسیحی سوری و در مرحله‌ای دیگر 150 مسیحی سوری و ربایش و كشتار چندین مسیحی در عراق نمودی از آنها است.
این اخبار در كنار یكدیگر یك مفهوم را به مخاطب می‌دهد و آن، نمایش كارنامه‌ای موفق از آمریكا در مبارزه با داعش است. آمریكا خود را قهرمان و ناجی معرفی می‌كند كه سوریه و عراق را نجات داده است. این اقدام برای تحقیر ارتش و مردم این كشورها و حتی كم‌رنگ‌سازی كاركرد مقاومت و ایران در مبارزه با داعش است. آمریكایی‌ها تلاش می‌كنند تا چنان وانمود سازند كه بدون حضور آنها هیچ دستاوردی در حوزه تروریسم محقق نمی‌شود و جهان در نهایت نیازمند قدرت نظامی آمریكا است.
این رفتار در حالی صورت می‌گیرد كه در قبال آن چند نكته قابل توجه است:
الف) آمریكا ایجادكننده و حامی تروریسم است. ارسال سلاح برای آنها و انهدام چند هواپیمای آمریكایی هنگام ارسال تسلیحات برای داعش، نمودی از این رفتار است.
ب) دستاوردهای مردمی و ارتش عراق و سوریه موجب شكست تروریست‌ها بوده و نه اقدامات آمریكا و متحدانش چنانكه عملیات‌های بزرگ را مردم و ارتش عراق و سوریه انجام دادند. آزادی آمرلی و كوبانی نمودی از آن است.
ج) عملیات‌هایی كه آمریكا در آن مشاركت كرده به ناكامی انجامیده، چراكه آمریكا مانع عملیات ارتش عراق شده و زمینه فرار تروریست‌ها را فراهم كرده است. گزارش‌ها نشان می‌دهد ارتش عراق در مناطقی مانند الانبار هر بار اقدام نظامی صورت داده، مداخله آمریكا مانع تحقق این عملیات‌ها شده و حتی نیروهای عراقی به دست آمریكا بمباران شده‌اند.
د) اعلام زمان عملیات موصل از سوی آمریكا نوعی پیام دادن رسانه‌ای به تروریست‌ها برای تحكیم استحكامات و یا فرار از موصل برای كشته نشدن است. انتشار خبر محرمانه حمله، خدمت به تروریست‌ها است.
هـ) مردم عراق پذیرنده اشغال كشورشان نیستند و آمریكا با این پرونده‌سازی‌ها و آمارسازی نمی‌تواند نظر مردم را تغییر دهد.
با توجه به آنچه ذكر شد می‌توان گفت آمارسازی آمریكا در باب مبارزه با تروریسم صرفاً یك بلوف و فضاسازی رسانه‌ای است كه برای فریب افكار عمومی و توجیه نظامی‌گری در منطقه صورت می‌گیرد، چراكه رفتارهای عملی آمریكا نشان می‌دهد این كشور نه‌تنها مبارزه‌كننده با تروریسم نبوده، بلكه همراه و ناجی تروریست‌ها بوده و زمینه‌ساز بحران‌های گسترده در منطقه شده است. رفتارهای آمریكا نشان می‌دهد كه این كشور پرونده عراق را خود در دست گرفته و سایر امور منطقه را به متحدان منطقه‌ای سپرده است. هدف آمریكا آن است كه در مرحله نخست، دستاوردهای مردم و ارتش عراق را بدون آنكه هزینه‌های مالی و انسانی آن را بپردازد به نام خود ثبت کند.


از نگاه دیگران

جامعه جنگ‌طلب با رؤسای جنگجو
چندی پیش، رژیم صهیونیستی با ادعای اینكه حماس برای جنگی جدید علیه آن آماده می‌شود از این جنبش به شورای امنیت شكایت كرد، اما در همین حال، هیچ دلیلی برای اثبات این ادعای خود ارائه نكرد. این اقدام صهیونیست‌ها از نظر ما فلسطینی‌ها رویكرد جدیدی برای از سرگیری جنگی جدید علیه غزه است، زیرا آنها در حال ایجاد بستری مناسب برای مشروع جلوه دادن این امرند. بهترین گواه برای این امر نیز تصریحات لیبرمن و جالینت است. آنها گفته‌اند كه اگر عهده‌دار وزارت جنگ شوند، بار دیگر جنگ علیه غزه به‌راه خواهند انداخت.
جنگ با غزه به بخش محوری از نزاع انتخاباتی رژیم صهیونیستی تبدیل شده است و همه طرف‌ها از شكست نتانیاهو در جنگ صخره سخت سخن می‌گویند، چرا كه او هنگام اتخاذ تصمیم‌های سخت می‌هراسد! آیا 2200 شهید و بیش از 11 هزار مجروح كافی نیست؟!
این جمله لیبرمن و جمعی از راستگرایان افراطی بود، اما مسئله، فراتر از آنهاست و بیشتر احزاب به اصطلاح میانه‌رو هم از جمله ائتلاف هرتزوگ و لیونی هم به آن گرفتار شده‌اند. این دو نفر كه عاموس یادلین، نامزد ریاست وزارت امنیت و عمیر پرتس، وزیر سابق امنیت داخلی هم آنها را همراهی می‌كردند، طی بازدید از شهرك‌های مجاور نوار غزه گفتند كه ارتش باید به شهرك‌های اطراف نوار غزه بازگردانده شود و ضمن بازدارندگی ضربه‌های قوی به حماس زده شود و اسرایی كه در قتل صهیونیست‌ها مشاركت داشته‌اند، نباید آزاد شوند.
بر اساس این اظهارات می‌توان گفت كه رژیم صهیونیستی طی تبلیغات انتخاباتی بار دیگر بر طبل جنگ علیه نوار غزه می‌كوبد و تمام مؤلفه‌های جامعه صهیونیستی از جمله راستگرایان و چپگرایان و افراد و احزاب میانه، حامی كسانی‌ هستند كه غزه را به جنگ تهدید می‌كند. اگر ملت فلسطین از یك رهبری واقعی برخوردار بود، با ارائه شكایتی به شورای امنیت، خواستار ممانعت از آغاز جنگ جدید رژیم صهیونیستی می‌شد و اجازه نمی‌داد كه رقابت بر سر جنگ به ابزار تبلیغاتی بدل شود.
برای بیشتر شدن آگاهی مخاطبان، برخی از اندیشه‌های عاموس یادلین كه در كتاب صخره سخت آورده شده مطرح می‌شود: تل‌آویو باید علل ناكامی خود را در ممانعت از مسلح شدن حماس در گذشته بررسی كند. تصمیم‌گیرندگان باید به تهاجم زمینی علیه مناطقی كه قلب حماس به‌شمار می‌روند، اقدام کنند و بدون اشغال نوار غزه، علیه آن عملیات انجام دهند كه در این میان، قتل و دستگیری فرماندهان آن جایگاهی ممتاز دارد.
رژیم صهیونیستی برای جنگ در جبهه‌های مختلف آماده می‌شود، اما ما فلسطینی‌ها به بركت محمود عباس در اداره حكومت وفاق ملی و حل مشكلات غزه شكست خورده‌ایم! جالب آنكه صهیونیست‌ها تشكیلات خودگردان را بخش اصلی از ائتلاف منطقه‌ای علیه مقاومت می‌دانند.
منبع: فلسطین آنلاین
مترجم: سحر دولتیان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا658

کری: نمی‌توان نتیجه مذاکرات را پیش‌بینی کرد
خبرگزاری فارس(6/12/1393): جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا گفت هنوز نمی‌تواند نتیجه مذاکرات هسته‌ای با ایران را پیش‌بینی کند.کری که برای دفاع از بودجه درخواستی وزارت خارجه آمریکا برای سال مالی 2016 در جلسه استماع کمیته روابط خارجی سنا حضور یافته بود، در پاسخ به انتقادات برخی از نمایندگان درباره روند مذاکرات هسته‌ای، گفت: «واقعیت این است که مسئله ایران قطعاً جنجال‌برانگیز است و ممکن است خطر‌هایی داشته باشد، اما ما این جرئت را به خودمان داده‌ایم که بپذیریم که به جای جنگ یا اینکه از ابتدا تهدیداتی انجام دهیم که به تقابل منجر شود، با دیپلماسی ایران را از شر گزینه دستیابی به سلاح هسته‌ای خلاص کنیم.» وزیر امور خارجه آمریکا در بخش دیگری از این نشست، به انتقاد از رویکرد جورج بوش، رئیس‌جمهور سابق آمریکا در قبال ایران پرداخت و گفت: سیاست دولت قبلی برای برچیدن برنامه غنی‌سازی ایران شکست خورد.
رایس: اثبات توقف غنی‌سازی ایران یک شبه امکان‌پذیر نیست
خبرگزاری ایرنا(6/12/1393): «سوزان رایس» مشاور امنیت ملی «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا در خصوص مذاکرات هسته‌ای گفت ایران نمی‌تواند در همان روز اول کسی را متقاعد کند که برنامه غنی‌سازی را متوقف کرده است و گفت: ایران باید در طول زمان از طریق اقدامات خود این مسئله را اثبات کند که واقعاًً به تعهداتش پایبند بوده است، بنابراین این یک فرایند مرحله‌ای است که شما آن را به چند بخش تقسیم کرده‌اید.
ایران به دنبال تسلیحات هسته‌ای نیست
خبرگزاری فارس(4/12/1393): یک مقام ارشد سابق در کاخ سفید اذعان کرد که ایران به دنبال تولید سلاح هسته‌ای نیست. پت بوچانا، مدیر سابق روابط عمومی کاخ سفید تأکید کرد: ایران به دنبال تولید سلاح هسته‌ای و ساخت موشک‌های قاره‌پیما نیست. مدیر روابط عمومی سابق کاخ سفید در گفت‌وگو با پایگاه بریت بارت گفت: ما تلاش می‌کنیم تا ایران به بمب هسته‌ای دست پیدا نکند.
ادعای مقام وزارت خارجه آمریکا
باشگاه خبرنگاران (4/12/1393): یک مقام وزارت خارجه آمریکا می‌گوید باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا توافق هسته‌ای با ایران را تنها به دلیل جلوگیری از توان تولید سلاح هسته‌ای مهم نمی‌داند، بلکه آن را راهی برای آشتی‌جویی با تهران در بلندمدت می‌داند. این مقام آمریکایی این اظهارات را برای توصیف عمق اختلافات موجود بین دولت اوباما با رژیم صهیونیستی بیان کرد. وی به پایگاه خبری المانیتور گفت: اختلافاتی که بین دو طرف وجود دارد فراتر از ملاحظات تاکتیکی در مدیریت مذاکرات هستند. این مقام آمریکایی که اشاره‌ای به نامش نشده در توضیحات بیشتر افزود: اختلافات اوباما و نتانیاهو در موضوع ایران به فهم ایدئولوژیکی آنها از موضوع مربوط می‌شود.
واشنگتن: دائماًً اسرائیل را در جریان رایزنی‌ها قرار می‌دهیم
خبرگزاری تسنیم(5/12/1393): جن ساكی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با بیان اینکه مذاکرات هسته‌ای ایران محرمانه است، گفت واشنگتن دائماًً تل‌آویو را در جریان اخبار این گفت‌وگوها قرار می‌دهد.ساکی با اشاره به گزارش‌هایی پیشتر منتشر شده در رسانه‌ها گفت: پیشرفت‌هایی در رایزنی‌های چهار روزه ژنو حاصل شده است. وی این گفت‌وگوها را «سازنده» خواند و افزود: اما هنوز باید کارهای بیشتری انجام شوند. ساکی در ادامه خاطرنشان کرد: قصد ندارد ارزیابی‌های بیشتری از روند مذاکرات ارائه دهد و در پاسخ به پرسشی درباره دلیل این تصمیم گفت: «چون همان‌طور که می‌دانید می‌خواهیم این رایزنی‌ها را محرمانه نگه داریم تا به پیشرفت‌ها ادامه دهیم.»
کورکر: توافق ۱۰ ساله با ایران نگران‌‌کننده است
خبرگزاری ایسنا (5/12/1393): سناتور باک کورکر در مصاحبه‌ای که روزنامه وال‌استریت ژورنال آن را انعکاس داده چارچوب زمانی ده ساله را غیرقابل قبول دانست و گفت که این زمان برای جلوگیری از برنامه‌های هسته‌ای تهران کافی نیست. کورکر که در حال حاضر رئیس کمیته روابط خارجی مجلس سنا است، گفت: «اگر قرار است شما همه این کارها را بکنید و در نهایت به یک توافق ده ساله برسید، به چیزی که امید مردم بوده حتی نزدیک هم نشده‌اید.» «باب کورکر» چارچوب زمانی مورد ادعای رسانه‌های غربی را «بسیار نگران‌کننده» خواند و افزود: «درست نزدیک به همان زمانی که آنها باید کاری که دنبال آن هستند را انجام دهند، از این رژیم (توافق) خارج می‌شوند.»


هویت 399

آمریکا: حبس منجر به مرگ، تنبیه رایج مدارس
سازمان دفاع از حقوق کودکان ایالت «کانکتیکات» آمریکا طی گزارشی اعلام کرد مدارس این ایالت به قرنطینه و جداسازی دانش‌آموزان می‌پردازند؛ به‌طوری که این اقدامات تاکنون به مرگ ۲۰ دانش‌آموز و زخمی شدن صدها تن دیگر منجر شده است. گزارش این پایگاه با ذکر این مطلب که طی سه سال گذشته ایالت کانکتیکات بیش از 90 هزار مورد کنترل شدید و در انزوا قرار دادن دانش‌آموزان مدارس دولتی را که به زخمی شدن 1300 دانش‌آموز منجر شده در پرونده خود دارد، ‌افزود: حبس کردن بیش از حد و در انزوا قرار دادن دانش‌آموزان تنها مختص ایالت کانکتیکات آمریکا نیست، بلکه این رویه در کل کشور تنها درطول یک‌سال 267 هزار بار کاربرد داشته است. لازم به ذكر است دولتمردان آمریكا اقدامی برای پایان این وضعیت اسفناك صورت نداده‌اند.
کانادا: دولت علیه حجاب

اسلام‌ستیزی سران كانادا هر روز ابعاد جدیدتری می‌گیرد، چنانكه در ادامه اقدامات علیه حجاب استفان هارپر، نخست‌وزیر کانادا، اعلام کرد دولت او به حکم دادگاه فدرال اعتراض کرد که به زنان اجازه می‌دهد هنگام ادای سوگند وفاداری در زمان کسب تابعیت کانادا، حجاب به چهره داشته باشند. دادگاه فدرال کانادا براساس شکایت یک زن پاکستانی مقیم کانادا، ماده‌ای قانونی را لغو کرد که زنان را مجبور می‌کرد هنگام ادای سوگند برای کسب تابعیت کانادا در مراسمی رسمی، صورت‌شان دیده شود. گزارش‌های منتشر شده نشان می‌دهد كه دولتمردان كانادا از حامیان اسلام‌ستیزی می‌باشند، چنان كه در سال‌های اخیر وضعیت مسلمانان در كانادا به مراتب بدتر از گذشته شده و آنها از بسیاری از حقوق اجتماعی و آزادی‌های فردی محروم شده‌اند.
انگلیس: همكاری با آمریكا علیه تلفن‌های همراه

جاسوس‌های آمریکا و انگلیس با هک کردن سامانه‌های بزرگ‌ترین تولیدکننده سیم‌کارت جهان موفق به دسترسی نامحدود به میلیاردها دستگاه تلفن همراه در سراسر جهان شدند. براساس افشاگری جدید «ادوارد اسنودن»، سازمان‌های امنیتی و اطلاعاتی انگلیس و آمریکا با رمزگشایی کدهای امنیتی سیم‌کارت‌های تلفن‌همراه یکی از شرکت‌های سازنده بزرگ دنیا، توانسته‌اند به اطلاعات آنها دست پیدا کنند؛ مسئله‌ای که جنجال بین‌المللی دیگر را درباره تخطی آژانس‌های جاسوسی از محدوده وظایف‌شان موجب خواهد شد. سازمان امنیت ملی آمریکا و ستاد ارتباطات انگلیس (جی‌سی‌اچ‌کیو) طی اقدام مشترکی توانسته‌اند، کدهای رمزگذاری‌شده در سیم‌کارت تلفن‌های همراه یکی از شرکت‌های سازنده مطرح دنیا که سبب مخفی ماندن مکالمات و اطلاعات ردوبدل شده مشتریان می‌شود را هک کنند.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح‌صادق واکاوی می‌کند
توطئه‌های جدید علیه انقلاب مردم یمن

علی تتماج

مقدمه
مردم یمن كه از انقلاب سال 2011 خود دستاورد چندانی نداشتند، در سپتامبر 2014 قیام جدیدی را آغاز كردند و برای جلوگیری از شكست‌های گذشته، حمایت از رهبری انصارالله به‌عنوان مردمی‌ترین جریان حاضر در یمن را كه بارها توان خود در تحقق مطالبات ملی مردم را به اثبات رسانده بود، محور برنامه‌های خود قرار دادند که در نتیجه آن، توافقنامه صلح و مشاركت میان تمام جریان‌های یمنی با ابتكار انصارالله به امضا رسید. در حالی که تحولات سیاسی كشور در راستای تحقق مطالبات مردم پیش می‌رفت به ناگاه منصور هادی با مطرح کردن قانون اساسی جدید كه كشور را به شش پاره تقسیم می‌كرد اعتراض همگانی را برانگیخت و در نهایت مجبور به استعفا شد. پس از آن بود که نیروهای سیاسی یمن گفت‌وگوها درباره تشکیل شورای ریاست‌جمهوری را برای اداره کشور در دوره انتقالی و خروج از بحران آغاز کردند. کمیته عالی انقلاب یمن همچنین برنامه کاری مرحله آینده را تصویب و بر عزم خود برای تکمیل روند عضویت در شورای ملی تأکید کرد. این تأکید پس از پایان دیدارهای کمیته عالی انقلاب یمن با اعضای پارلمان منحل شده در کاخ ریاست‌جمهوری صورت گرفت که تمایل به پیوستن به مجلس شورای ملی را دارند. اعلامیه قانون اساسی، مجلس نمایندگان را منحل و شورای ملی را جایگزین آن کرد که شمار اعضای آن 551 نفر خواهد بود. ‌این روند در حالی به خوبی پیش می‌رفت كه منابع خبری از فرار منصور‌ هادی به عدن خبر دادند، اما به ناگاه یک روز پس از فرار منصور‌ هادی از صنعا، وی به پارلمان اطلاع داد از استعفای خود منصرف شده است و همچنین حمایت پارلمان از وی برای اجرای دستاوردهای گفت‌وگوهای ملی را خواستار شد. منصور‌ هادی خواهان حمایت از خود شد و جنبش انصارالله یمن را به یورش به صنعا با زور سلاح در 21 سپتامبر گذشته و تخریب دستاوردهای سیاسی و قانون اساسی متهم کرد.
این ادعا در حالی مطرح شده که جهانیان اذعان دارند انصارالله به‌عنوان نماینده شیعیان (حوثی‌ها) كه 42 درصد جمعیت این كشور را تشكیل می‌دهند بر آن است تا با تغییر ساختار قدرت، از ستم‌های پیشین به این ملت جلوگیری كند. ‌این امر زمینه‌ساز حمایت‌های گسترده مردمی ‌از انصارالله گردیده چنانکه با هر فراخوان انصارالله، میلیون‌ها یمنی به خیابان‌ها آمده و بر حمایت از اهداف انقلابی انصارالله تأکید کرده‌اند.
الیمن الان نوشته است: عربستان هفته گذشته مذاکراتی با برخی شخصیت‌های یمنی در خصوص چگونگی خروج منصور هادی از صنعا انجام داد. عربستان در مذاکرات خود با نماینده علی عبدالله صالح، رئیس‌جمهور سابق یمن، تسهیل خروج امن عبدربه منصور ‌هادی از صنعا‌ و ورود وی به عدن و هماهنگی با حزب الاصلاح را شرط هرگونه حمایت مالی و منطقه‌ای و بین‌المللی از یمن اعلام کرد.
منصور ‌هادی همچنین از فعالیت مجدد خود در قامت رئیس‌جمهور و بررسی تشکیل دولت کوچک خبر داده و از مسئولان و کارکنان نهادهای دولتی در صنعا خواسته است به عدن بروند و از آنجا اداره امور کشور را به پیش ببرند. نکته قابل توجه آنکه بر اساس قانون شماره 3 مصوب 2014 در خصوص هیئت دولت و نیز مصوبه کمیته عالی انقلاب در 22 فوریه 2015 کمیته انقلاب اداره امور را در دست گرفت و ادعای هادی مبنی بر کودتا و یک‌جانبه‌گرایی کمیته مذکور کاملاً واهی است. قابل توجه آنكه پس از فرار منصور‌ هادی كمیته‌های مردمی ‌از دولت مستعفی نخست‌وزیر خواستند تا امور را در دست بگیرد كه با رد ‌این خواسته، اجباراً امور را كمیته مردمی ‌با محوریت انصارالله در دست گرفت.
1) سناریوی یارگیری برای باج‌خواهی
با توجه به شرایط جاری در یمن و ‌این حقیقت که منصور‌هادی عملاً ظرفیت‌های یک رهبر مقتدر را ندارد برخی ناظران سیاسی معتقدند که هدف از طراحی خروج وی از صنعا می‌تواند نوعی باج‌خواهی از ملت یمن و جریان‌های سیاسی از جمله انصارالله باشد. درخواست وی برای ادامه مذاکرات ملی در عدن، بازپس‌گیری استعفا از مقام ریاست‌جمهوری، تأکیدات وی بر پایبندی طرح شورای همکاری خلیج‌فارس و نیز درخواست‌هایش برای دخالت سازمان ملل در امور یمن و نیز هراس عربستان از تشکیل دولت به‌دست انصارالله، ناتوانی منصور ‌هادی برای تشکیل دولت گسترده و فراگیر به دلیل نداشتن پایگاه مردمی‌ و... نشانگر طراحی وی و حامیانش از بحران‌های جاری برای باج‌خواهی از ملت یمن است. بسته شدن پرونده فساد‌های وی و نزدیکانش، بازگشت وی به قدرت با اختیارات گسترده و کم‌رنگ شدن دامنه فعالیت ساختارهای نظامی و کمیته‌های مردمی، حذف و یا به حاشیه راندن انصارالله به‌عنوان مردمی‌ترین جریان حاضر در یمن با هدف تحقق مطالبات و خواسته‌های عربستان و آمریکا می‌تواند از جمله خواسته‌های اصلی منصور ‌هادی و حامیانش باشد. به‌عبارتی وی و حامیانش سیاست باج‌گیری را به بهانه بحرانی بودن شرایط کشور در پیش گرفته‌اند.
نكته مهم در این عرصه سناریوی یارگیری وی برای نمایش قدرت خود به سایر جریان‌های یمنی از جمله کمیته‌های مردمی است.
تلویزیون العربیه خبر داد: سفرای کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس در نظر دارند فعالیت خود را در شهر عدن از سر بگیرند. کشورهای شورای همکاری خلیج‌فارس، مصر و ترکیه به همراه کشورهای غربی از جمله آمریکا، انگلیس، فرانسه و‌ ایتالیا سفارت‌های خود در صنعا را تعطیل کردند تا فشار دیپلماتیک بر انصارالله را تشدید کنند. «عبدالطیف الزیانی» دبیرکل شورای همکاری خلیج‌فارس، در عدن با «عبدربه منصور‌ هادی» دیدار کرد. شورای همکاری خلیج‌فارس هم در بیانیه‌ای از خروج عبدربه منصور‌ هادی از صنعا استقبال کردند.
ترکی بن‌محمد، معاون وزارت خارجه عربستان، جنبش انقلاب در یمن را به زیان رژیم‌های عربی حاشیه خلیج‌فارس از جمله عربستان دانست و مدعی شد آنچه در یمن می‌گذرد،‌ کشورهای جهان و همسایه را تهدید می‌کند.
محسن الاحمر، ژنرال فراری با یک هواپیمای خصوصی سعودی به همراه برخی مقامات سازمان اطلاعات و نظامیان ارشد سعودی وارد عدن شده است.
در حوزه رسانه‌ای نیز متحدان خارجی هادی طرح حمایت رسانه‌ای از وی را اجرا کردند. روزنامه‌های الوطن،‌ عکاظ، الریاض سعودی، الخلیج امارات و الرایه قطر و دیگر رسانه‌های عربی و غربی در مطالب جنجالی و تنش‌آمیز خود همگی از خروج منصور ‌هادی و ورود وی به عدن استقبال کردند و از ‌اینکه وی با‌ این کار خود به طرح‌ها و سیاست‌های شورای همکاری خلیج‌فارس پایبند بوده، تمجید کردند.
در همین حال منابع خبری اعلام کردند ترکیه برای انتقال تکفیری‌ها به یمن، پروازهای خود از آنکارا به عدن و حضرموت را به دو پرواز در هفته افزایش داده و بیشتر مسافران بدون بازرسی، عازم یمن هستند و مقامات ترکیه از ‌این موضوع مطلعند.
نکته قابل توجه، مواضع جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در نشست کنگره بود که ادعا کرد: حمایت‌های ایران از انصارالله زمینه‌ساز بحران یمن شده است. ادعایی که پیش از ‌این منصور‌ هادی برای کم‌رنگ‌سازی ماهیت مردمی‌ انصارالله مطرح کرده بود.
نکته جالب خروج ماتئو تویلر، سفیر آمریکا و دیپلمات‌های سفارت آمریکا از صنعا با کمک عمانی‌ها بود به‌طوری که یک هواپیمای عمانی آنها را به عمان منتقل کرد و از آنجا آمریکایی‌ها رهسپار کشورشان شدند. آمریکایی‌ها، هزاران سند و صدها سلاح را نابود کردند تا به‌گمان آنها به‌دست انصارالله نیفتد.
مجموع این تحركات برای قدرت‌نمایی منصور هادی در حالی صورت گرفت كه دو چالش در برابر اهداف آنها وجود دارد:
نخست کارکرد گروه‌های یمنی با محوریت انصارالله در اداره امور کشور است. استمرار گفت‌وگوهای ملی و نیز تدوین راهکارهای اجرایی برای خروج یمن از شرایط بحرانی در چارچوب حفظ وحدت و یکپارچگی کشور زمینه‌ساز ابهامات بسیاری در تحقق طراحی منصور ‌هادی برای باج‌گیری از یمنی‌ها گردیده است. انصارالله و سایر جریان‌های مردمی، خروج عبدربه منصور ‌هادی از صنعا و پشت کردن وی به توافقات گذشته و تحرکات تنش‌آمیز وی در عدن را دلیلی برای سلب مشروعیت از وی دانسته‌اند. خروج سؤال‌برانگیز عبدربه منصور ‌هادی از پایتخت یمن در حالی صورت گرفت که روند مذاکرات گروه‌های سیاسی در صنعا با میانجی‌گری جمال بن‌عمر، نماینده سازمان ملل متحد به‌خوبی پیش می‌رفت و شرکت‌کنندگان در ‌این گفت‌وگوها به توافقی درباره باقی ماندن پارلمان و تشکیل مجلس الشعب دست یافته بودند.
دوم ناتوانی منصور ‌هادی در یارگیری درون یمن است. هرچند وی توانست در حوزه منطقه‌ای و جهانی دستاوردهایی داشته باشد، اما در حوزه درونی موفقیت چندانی نداشته است. نداشتن پایگاه مردمی زمینه‌ساز تزلزل متحدان خارجی برای حمایت از وی می‌شود چرا که تا ظرفیت‌های درونی همراه خواسته‌های غربی نباشد آنها حاضر نیستند برای نگه داشتن فردی در قدرت هزینه کنند چنانکه این امر را در قبال مبارک در مصر، بن‌علی در تونس، علی عبدالله صالح در یمن و... می‌توان مشاهده کرد.
رئیس‌جمهور یمن که استعفای خود را از پارلمان پس گرفته، نتوانست موافقت فرماندهان جنوبی ارتش را برای همکاری به‌دست آورد. در ‌این میان، علی محسن الاحمر و حمید الاحمر از فرماندهان ارتش نیز علیرغم اختلافات قبیله‌ای با منصور ‌هادی، برای پیوستن فرماندهان جنوب به رئیس‌جمهور مستعفی اقدام کردند اما تلاش آنها نتیجه‌ای نداشته است. منصور ‌هادی همچنین در تماس‌های مکرر از «علی سالم البیض» دبیرکل حزب سوسیالیست جنوب یمن و رئیس‌جمهور پیشین یمن در سال‌های 1986 تا 1990، درخواست کرد که از تصمیمات اتخاذی او در عدن، حمایت کند اما وی با صدور بیانیه‌ای همکاری با عبدربه در عدن را رد کرد و گفت ما قبول نداریم که عدن به پایتخت شمالی‌ها تبدیل شود. او در بیانیه خود از جنوبی‌ها خواست از ورود به نفع یکی از دو طرف معادله صنعا ـ عدن خودداری کنند. نکته قابل توجه در ناکامی ‌منصور‌ هادی مخالفت‌های مردمی با طرح وی بوده است. مردم عدن و بسیاری از شهرهای جنوبی یمن، با برپایی تظاهرات و لگدمال کردن تصاویر منصور ‌هادی و حامیان خارجی وی، مخالفت خود را با بحران‌سازی‌های آنها اعلام کردند.
در حوزه جهانی نیز منصور‌ هادی نتوانسته حمایت‌های کاملی را کسب کند چنانکه منابع خبری اعلام کردند هیئتی از نمایندگان انصارالله راهی روسیه شد تا با مسئولان این کشور برای گسترش همکاری‌ها رایزنی داشته باشد. گفتنی است در نشست شورای امنیت نیز روسیه از پذیرش قطعنامه انگلیس مبنی بر اقدام نظامی علیه یمن و انصارالله خودداری کرد و آن را وتو نمود. برخی ناظران سیاسی معتقدند که تقابل‌ها میان روسیه و غرب به حوزه یمن نیز می‌رسد و ‌این امر، شرایط را برای باج‌خواهی منصور‌ هادی از سایر گروه‌های یمنی سخت خواهد کرد.

2 ) سناریوی بحران‌سازی
با توجه به ناتوانی منصور‌ هادی برای باج‌گیری و تحقق اهداف عربستان و غرب، گزینه دومی‌ با عنوان سناریوی بحران‌سازی قوت می‌گیرد که محور آن را گرفتارسازی یمن در بحران‌های امنیتی برای حذف انقلابی‌ها تشکیل می‌دهد. بحران‌هایی که می‌تواند تکرار شرایط سوریه، لیبی و عراق به کشورهای گرفتار تروریسم وارداتی را به همراه داشته باشد. اشتباهی که غرب و عربستان گویا به‌دنبال تکرار آن هستند که گسترش‌دهنده ابعاد جدیدی از تروریسم در منطقه است.
با توجه به مرزهای گسترده یمن با عربستان و نزدیکی انصار‌الله در ‌این مناطق، تشکیل کشوری با محوریت آنها یعنی تهدید گسترده برای عربستان در حالی که استمرار بحران در یمن نیز برای امنیت عربستان منفی خواهد بود لذا سناریوی تجزیه رسمی یمن دور از ذهن می‌نماید مگر در صورت حذف جریان انصا‌ر‌الله که به دلیل پایگاه گسترده مردمی آن، تحقق این امر غیرقابل انجام به نظر می‌رسد. بر این اساس این پرسش مطرح است که جریان‌های وابسته به خارج نظیر منصور‌ هادی و حتی علی‌ عبد‌الله صالح دیکتاتور سابق یمن و حامیان غربی و عربی آن به‌دنبال چه گزینه‌ای هستند؟
پاسخ به این پرسش را در مجموع تحولات یمن در ماه‌های اخیر می‌توان مشاهده کرد که در سه حوزه دسته‌بندی می‌شود:
الف) در حوزه سیاسی در حالی که تمام گروه‌های سیاسی از شمال تا جنوب در کنار یکدیگر قرار داشته و توافقنامه مشارکت و صلح را در سپتامبر 2014 امضا کردند، تحرکات مشکوک جدایی‌طلبی در جنوب یمن مشاهده می‌شود که هواداران منصور ‌هادی و علی‌عبد‌الله صالح و جریان‌هایی مانند «الاحمر» با ‌آن همراه شده‌اند. فضای سیاسی یمن با نابسامانی همراه است هر چند که جایگاه مردمی ‌انصار‌الله زمینه‌ساز برتری آن در برابر سایر جریان‌های سیاسی است.
ب) در حوزه اقتصادی نیز به دلیل بحران‌های امنیتی عملاً اقتصاد یمن فلج بوده و فقر در آن بیداد می‌کند. یمن در جمع 10 کشور فقیر اول دنیاست. نکته مهم آنکه منطقه جنوبی از امکانات اقتصادی بیشتری برخوردار است و به آب‌های بین‌المللی راه دارد. حمایت‌های کشورهای عربی و غربی نیز از آنها به‌شدت زیاد است که می‌تواند زمینه‌ساز منطقه‌‌ای با اقتصاد به نسبت مطلوب را رقم زند. ‌این در حالی است که مناطق شمالی با محوریت صنعا در تحریم شورای همکاری خلیج‌فارس قرار دارد. چندی پیش نیز شورای امنیت به بهانه مقابله با تروریسم و حمایت از راهکار سیاسی، انصار‌الله را در فهرست تحریم‌ها قرار داد تا اعمال فشار اقتصادی بر ‌این مناطق را قانونی جلوه دهد.

ج) در حوزه امنیتی نیز چند نکته مهم مشاهده می‌شود. گروه‌های تروریستی با محوریت القاعده در مناطق شمالی فعالیت‌های گسترده‌ای دارند و به‌نوعی می‌توان شرایط یمن را با سوریه، عراق و لیبی مشابه دانست. جالب توجه آنکه آمریکا و کشورهای عربی در ماه‌های اخیر چندین تن از سران القاعده را از زندان آزاد کرده‌اند که گزارش‌ها از حضور آنان در یمن حکایت دارد. کمیته‌های مردمی یمن چندی پیش فاش کردند دولت به ریاست‌جمهوری منصور‌ هادی، صدها میلیون دلار تسلیحات وارد کرده اما به انبارهای ارتش تحویل نگردیده و به انبارهایی در جنوب یمن انتقال یافته است؛ مناطقی که اکنون تحت‌نظر منصور‌هادی فراری و الاحمر است. عربستان در مرزهای شمالی آرایش جنگی گرفته و برخی منابع نیز از حضور نیروهای مصری در مرزها به بهانه رزمایش مشترک با عربستان خبر داده‌اند. شورای همکاری خلیج‌فارس به بهانه مقابله با کودتای انصار‌الله آرایش نظامی گرفته و ارتش آمریکا و فرانسه و انگلیس نیز با ادعای مقابله با القاعده نیروی نظامی به آب‌های یمن اعزام کرده‌اند و عملاً هدایت جنوب یمن را در اختیار دارند. با توجه به این شرایط می‌توان گفت که در حوزه امنیتی در حالی که القاعده به‌عنوان پیاده‌نظام مستقیم در جنگ با کمیته‌های مردمی ‌و انصار‌الله است كشورهای عربی و غربی نیز از این تروریست‌ها پشتیبانی می‌کنند.
منابع خبری از دست داشتن تعدادی از عناصر ارتش یمن در حمایت‌های نظامی از القاعده خبر داده و تصریح کرده‌اند که این عناصر اجازه تسلط القاعده در مراکز ارتش و سرقت سلاح‌های آنها و انتقال آن به مناطق تحت نفوذ خود را می‌دهند. القاعده سه بار به‌صورت پی‌‌درپی بر برخی مراکز نظامی مسلط شده و سلاح‌های آن را غارت کرده است. در تازه‌ترین این اقدامات که آخرین آن نخواهد بود، القاعده یک پادگان ارتش در استان مأرب را تحت تسلط گرفت و 30 تانک و 50 توپ علاوه بر تعداد زیادی از تسلیحات سنگین را غارت کرد.
همچنین یک منبع قبیله‌ای در استان مأرب یمن، عربستان را به ‌دست داشتن در تجهیز و آماده‌سازی و مقدمه‌چینی برای جنگ در استان مأرب متهم کرد و گفت که عربستان ماهیانه بالغ بر 120 میلیون ریال در یمن به‌نفع جریان‌های تروریستی الاصلاح و القاعده هزینه می‌کند و آنها را در اردوگاه‌های نخلا و السحیل و البنات در ‌این استان گرد آورده است.
تروریست‌ها در حالی به كشتار می‌پردازند كه در گام دوم کشورهای عربی، غربی و حتی نیروهای منصور ‌هادی به بهانه مبارزه با تروریسم به اعمال فشار بر شمال یمن می‌پردازند. طرح نهایی آن است که کمیته‌های مردمی و انصار‌الله حذف شوند و در نهایت، ساختاری هم‌سو با عربستان و آمریکا تشکیل گردد. هر چند در مرحله مقدماتی یمن به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم می‌شود، اما در نهایت سناریوی یمن واحد دست‌نشانده هدف طراحان بحران در ‌این کشور است. چنانکه اکنون در لیبی با نام مقابله با داعش تقویت «خلیفه حفتر» برای تسلط کامل بر لیبی پیگیری می‌شود که تأمین‌‌کننده منافع غرب باشد. القاعده و ارتش‌های عربی پیاده‌نظام غرب در منطقه شده‌اند.
عربستان و آمریكا به همراه تمامی متحدان خود، ‌برآنند به سمتی گام برندارند كه یك دولت شیعی دیگر در منطقه روی كار بیاید و حلقه دیگر به زنجیره مقاومت افزوده شود. بر‌ این اساس سعی دارند تا با سوری‌سازی یمن به تزریق تروریسم،‌ داعش و همچنین تقویت القاعده در ‌این كشور بپردازند. ‌این سناریویی است كه در حال حاضر بیش از همه،‌ منطقه را تهدید می‌كند و در صورتی كه اجرایی شود مشكلات فراوانی را ‌ایجاد خواهد كرد كه البته دامن مجریان آن را خواهد گرفت.
به هر شكل یمن از موقعیت ژئوپلیتیكی بسیار حساسی برخوردار است كه قرار گرفتن در حوزه خلیج عدن و تنگه باب‌المندب،‌ تنها یكی از آنها است. ‌این موقعیت ارتباط بین شرق و غرب را تكمیل می‌كند. در حال حاضر اروپا به تنهایی ۵/۳ میلیون بشكه نفت از ‌این تنگه وارد می‌كند كه در صورت تشدید بحران و بسته شدن باب‌المندب، موقعیت خطرناكی را ‌ایجاد خواهد كرد. نباید فراموش كرد كه اروپا به لحاظ رویارویی كنونی با روسیه در زمینه انرژی از موقعیت بسیار لرزانی برخوردار است.


نگاه یک
علی اسماعیلی

نشریات زنجیره‌ای و توهین چند باره به مقدسات!
توهین به مقدسات و ارزش‌های دینی و انقلابی از مشخصه‌های بارز برخی اصلاح‌طلبان، ‌و رسانه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب است و ما توهین به مقدسات را از دوران دوم خرداد و روی کار آمدن دولت اصلاحات به عینه دیده‌ایم. توهین به پیامبر اعظم(ص) و خشونت‌طلب نامیدن پیامبر رحمت(ص) و... و یا جمله ماندگار اصغرزاده، رئیس اصلاح‌طلب شورای شهر تهران در دوران دوم خرداد، آنجا که گفت: «حتی علیه خدا هم می‌شود تظاهرات کرد»! نمونه‌هایی از هتاکی رسانه‌ها و برخی اصلاح‌طلبان علیه مقدسات و ارزش‌ها در مقاطع مختلف بوده و البته این روند، کماکان نیز ادامه دارد. نشریات زنجیره‌ای با سوءاستفاده از روی کار آمدن دولت یازدهم و تسامح و تساهل زیادی وزارت ارشاد این دولت، هر از گاهی به نوعی، به مقدسات و ارزش‌های دینی مردم اهانت می‌کنند. پس از زیر سؤال بردن حکم الهی قصاص از سوی روزنامه زنجیره‌ای آسمان و اختصاص عکس و تیتر اول روزنامه اصلاح‌طلب «مردم امروز» به کاریکاتوریست شارلی ابدو ـ که مجله‌ای هتاک به مقدسات اسلامی است ـ به‌تازگی روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد نیز در مصاحبه با آقای اصغرزاده از رنگ‌باختگی سیدالشهداء(ع) به عنوان اسطوره و الگو برای جوانان امروز نام می‌‌برد! خبرنگار اعتماد در این مصاحبه به اصغرزاده می‌گوید: «اما این اسطوره‌ها[امام حسین(ع)] هم به نظر می‌رسد رنگ باخته‌اند و برای نسل امروز آنقدر که شما می‌گویید اهمیتی ندارند...» اما اصغرزاده اینجا زیرکانه پاسخ می‌دهد که «ما به دنبال این سؤال نیستیم...» و از آن می‌گذرد، چراکه نمی‌خواهد خود را به حاشیه‌سازی و دردسر جدیدی بیندازد. هر چند الیاس حضرتی، مدیرمسئول روزنامه اصلاح‌طلب تحت فشار افکار عمومی مجبور به پاسخگویی شده و سعی کرد این اقدام هتاکانه خبرنگار این روزنامه را توجیه نماید، اما با توجه به سابقه‌ای که همگان از نشریات زنجیره‌ای دارند، لذا بسیاری، توجیهات او را قابل قبول ندانسته و این توجیهات را صرفاً جهت فرار از فشار افکار عمومی می‌دانند. حال با توجه به هتاکی اخیر روزنامه اصلاح‌طلب اعتماد و اصولاً نشریات و برخی سیاسیون اصلاح‌طلب چند پرسش اساسی مطرح می‌شود که پاسخ درست به آنها، سبب جلوگیری از این‌گونه هتاکی‌ها در آینده خواهد شد.
اول اینکه، آیا صرف بستن یک نشریه هتاک، مسئله توهین نشریات اصلاح‌طلب را حل می‌کند؟ سؤال دوم اینکه چرا وقتی نشریه‌ای به هر دلیلی بسته می‌شود، باز دست‌اندرکاران آن نشریه مجدداً درخواست انتشار نشریه جدیدی با نام جدید می‌دهند و متأسفانه همان راه گذشته و روند قبلی را پیش می‌گیرند و...؟
سوم اینکه، هدف این نشریات از تابوشکنی و حرمت‌شکنی مقدسات چیست؟ دیگر اینکه، آیا مشکل این نشریات، سابقه گردانندگان آن نیست؟ و اصولاً چرا مسئولان وزارت ارشاد به این نشریات که بعضاً گردانندگان آنان سابقه سیاهی دارند، ادامه فعالیت مطبوعاتی می‌دهند؟!
واقعیت این است که نشریات زنجیره‌ای اصلاح‌طلب بارها و بارها با توهین به مقدسات و ارزش‌های اسلامی نشان داده‌اند که هیچ حرمتی برای ارزش‌ها و مقدسات دینی مردم قائل نیستند و چنانچه شرایط را (همانند امروز) مساعد بدانند، واقعیات وجودی خود را بیرون ریخته و سیاست‌های مخرب و ضددینی خود را ادامه می‌دهند. اگرچه اعتقاد داریم در میان اصلاح طلبان و برخی نشریات آنان کسانی هم هستند که مخالف این روند و سیاست‌های ضد دینی نشریات وابسته به اصلاحات هستند، اما در مجموع، نمره اصلاح‌طلبان و رسانه‌های آنان در این خصوص، نمره‌ای منفی است و پرونده نشریات زنجیره‌ای اصلاح طلب در توهین به ارزش‌ها پرونده‌ای بسیار سیاه است. از این رو به نظر می‌رسد، جدا از بستن این نوع نشریات هتاک، اقدامات بازدارنده دیگری نیز باید وجود داشته باشد که متأسفانه تا امروز وجود نداشته و ندارد!


نگاه دو
علی حیدری

همراهی با عناصر بی‌دین برای ضدیت با نظام دینی!
رشد و توسعه روزافزون رسانه‌ها در سال‌های اخیر سبب شده است تا هر روز و هر ساعت شاهد ظهور و بروز رسانه‌های جدیدی در عرصه‌های گوناگون فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، سبک زندگی و حتی حوزه‌های اعتقادی و مذهبی در جوامع مختلف باشیم. در این میان دشمنان انقلاب اسلامی هم از بستر ایجادشده نهایت بهره‌برداری را کرده و می‌کنند. راه‌اندازی پایگاه‌های اینترنتی و شبکه‌های تلویزیونی برای ایجاد تغییر در باورهای ملت ایران، به‌ویژه جوانان و مقابله با نظام اسلامی مسئله تازه‌ای نیست و شبکه‌های مختلف فارسی‌زبان ماهواره‌ای این مأموریت را از سوی دشمنان انقلاب اسلامی بر عهده گرفته‌اند؛ شبکه‌هایی که عموماً با ظاهری غیردینی و مروج فساد و بی‌اخلاقی به میدان تضعیف باورهای دینی مردم ایران آمده‌اند.
اما در کنار اینها، شبکه‌هایی با حمایت آمریکا و کمک‌های مالی آل‌سعود راه‌اندازی شده‌اند که با عناوین دینی و مذهبی فعالیت می‌کنند. در این شبکه‌ها نشانی از بی‌اخلاقی و فساد و فحشا به چشم نمی‌خورد و هرآنچه به نمایش درمی‌آید ظاهر و قالبی دینی دارد؛ گروه اول حتی در شعار هم ضدشیعی هستند و نه‌تنها به اهل‌سنت اعتقادی ندارند، بلکه در مسیر فرقه منحرف وهابیت تکفیری حرکت می‌کنند و از بیان باورهای خود هم هیچ ابایی ندارند. آنها با زیر سؤال بردن بنیان‌های اعتقادی شیعیان مانند امامت، ولایت و انتظار، به‌طور صریح به جنگ با شیعه برخاسته‌اند. گروه دیگر که متأسفانه به نام شیعه وارد میدان رسانه‌ها شده‌اند با عملکرد خود نه‌تنها در مسیر وحدت مسلمین حرکت نمی‌کنند، بلکه در صددند چهره‌ای زشت از پیروان شیعه نشان دهند که به‌نظر می‌رسد عملکرد این گروه از گروه قبلی که رسماً مخالف شیعه هستند، به مراتب خطرناک‌تر است. هر بیننده عاقلی می‌تواند دست‌های پشت پرده را در راه‌اندازی این شبکه‌ها ببیند، چرا که معمولاً هدف از راه‌اندازی رسانه و شبکه‌های تلویزیونی، جذب افکار و اذهان است، نه طرد آنان که در برخی از این شبکه‌ها به وضوح حرکت در چنین مسیری مشخص است.
در اینجا سخن بر سر شبکه‌های وهابی و مورد حمایت آشکار سعودی‌هاست که با شعار عمل به اسلام و مبانی دینی فعالیت می‌کنند و ظاهراً خود را به مبانی دین اسلام ملتزم می‌دانند، اما در موارد بسیاری، عملکردشان نشان می‌دهد که مهم‌تر از اهداف دینی و عمل به آنها که باید استکبارستیزی و مبارزه با ظلم و ستم و جنایت علیه بشریت باشد، آماده مبارزه با جمهوری اسلامی هستند و حاضرند برای رسیدن به این هدف خود، پا بر روی اصول و مبانی اعلامی خود بگذارند.
شبکه وهابی «کلمه» از جمله این رسانه‌هاست که از هر بهانه‌ای برای مقابله با نظام اسلامی ایران استفاده می‌کند. این شبکه تا آنجا پیش رفته که اخیراً با ضدانقلاب خارج کشور برای مبارزه با جمهوری اسلامی ایران همصدا می‌شود و می‌کوشد تا برای مقابله با نظام اسلامی ایران از نظرات مخالفان نظام و طردشدگان خارج‌نشین استفاده کند.
نکته جالب اینجاست افرادی که با این شبکه در مخالفت با جمهوری اسلامی هم‌صدا می‌شوند، در بسیاری از موارد با اصول و مبانی اسلام مشکل جدی دارند! برخی از این افراد مسلمات و اصول دینی همچون؛ توحید، نبوت و... را انکار می‌کنند. زیر سؤال بردن و توهین و گاه تمسخر مبانی دینی و اعتقادی مورد اجماع مسلمین، از مواردی است که در مواضع این افراد به وضوح دیده می‌شود.
مسئله مهم و قابل تأمل هم اینجاست که شبکه‌های دست‌نشانده وهابیت با همه اینها کنار آمده‌اند و حاضر شده‌اند با هر جریانی همراه شوند تا به خیال خام خودشان بتوانند از طریق آن، به جمهوری اسلامی ایران ضربه وارد کنند.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

به بهانه آغاز سال نو خورشیدی
در بهار طبیعت دل‌های‌یمان را هم بهاری کنیم
سید فخرالدین موسوی

«حول حالنا الی احسن الحال» دعایی که همه‌ساله، تک‌تک ما ایرانیان در اولین لحظات سال زمزمه می‌کنیم و از خدای مبارک و متعال تقاضا می‌کنیم که دلی آرام، حالی خوش و ایمانی مستحکم، به ما، در سالی که پیش روی‌مان است، عنایت فرماید. ما، تقاضا می‌کنیم که زندگی‌ای بهتر، در مسیر آخرتی آباد، شامل حال‌ ما شود. اما برای متحول شدن قلب‌ها و چشم‌های‌مان، برای تبدیل حال دل‌مان به حالی نیکو، تنها، قرائت ادعیه وارده کافی نیست، بلکه طبق آنچه در کلام حضرات معصومین(علیهم‌السلام) و متون دینی ما، بیان شده است، در کنار دست نیاز به سوی خدای بی‌نیاز دراز کردن و در کنار استغاثه و تضرع به درگاه احدیت، استجابت هر دعایی نیازمند مجموعه‌ای از اسباب و شرایط است. در متن پیش رو، بر آنیم، تا مواردی را ذکر کنیم که رضایت خدای عزّوجل و رحمت حضرت حق را شامل حال جامعه ما خواهد کرد و همه ما با حال خوب و قلب‌هایی لبالب از رضایت سال 1394 را آغاز کنیم.

بهار دل‌ها
اسفندماه که فرا می‌رسد، در منابر، در صداوسیما، در مجلات و روزنامه‌ها، از زبان دلسوزان و خیر‌اندیشان، سخن از کمک به همنوعان، بسیار شنیده می‌شود. به درستی بیان می‌شود که با قرار گرفتن در آستانه زنده شدن دوباره زمین، دل‌های‌مان را نیز زنده کنیم، مشکل اقوام و نزدیکان را مشکل خود نیز بدانیم، نگرانی همسایگان‌مان را نیز نگرانی خود فرض کنیم. در واقع جامعه‌ای را می‌توان سرزنده دانست که بتوان در آن خوب زندگی کرد و حال همه خوب باشد. وقتی می‌توان خوب زیست که همه اطرافیان ما، از بند غم آزاد باشند و بر سخن پیامبر اعظم اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نیز تأکید شود که ایشان فرمودند: به یکدیگر رحم کنید تا خداوند به شما رحم کند. گفتارهایی که به‌طور معمول در میان ما، کمک به تهیدستان تعبیر می‌شود. برداشتی که اگرچه نادرست نیست و باید حتماً، همه ما نسبت به محدودیت‌ها و تنگدستی‌های دیگران، به‌خصوص اقوام و آشنایان خود، حساس بوده و احساس مسئولیت کنیم. اما نسبت آن، خاص من وجه است، نسبت به آنچه مقصود این سخنان است، چرا که این نکات و نگاه، ابعاد گسترده‌تری نیز دارد.

مدارا و انصاف
نقل شده است، که حضرت محمد(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‌‌فرمایند: «رفق و مدارا در چیزی قرار داده نمی‌شود مگر آن را زینت می‌دهد و خشونت و تندی بر چیزی قرار داده نمی‌شود، مگر آن را زشت می‌کند. پس اگر به کسی رفق و مدارا عطا شود، خیر دنیا و آخرت به او داده شده و کسی که از مدارا محروم باشد، از خیر دنیا و آخرت محروم خواهد بود.» اگر به این سخن پیامبر اعظم اسلام(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) نیک بنگریم، وجهی از آنچه در این زمان از سال، بر آن بیشتر تأکید می‌‌شود، برای‌مان روشن خواهد شد، که آن فضیلت اخلاقیِ مدارا با خلق در رفتار و رعایت حدود انصاف در برخورد با دیگران است.
از دیرباز و بر طبق رسوم ایرانیان، مردم ایران آغاز سال خورشیدی را عید نوروز می‌نامند و جشن می‌گیرند، رخت و لباس نو بر تن می‌کنند و مقدمات پذیرفتن میهمان را در خانه‌های‌شان، فراهم می‌آورند، تا در عیدی که تقارنی زیبا، با بهار طبیعت دارد، دیداری با خویشانِ خویش، تازه کنند و سنت حسنه صله‌ارحام را که اسلام نیز تأکید ویژه‌ای بر آن دارد، پاس دارند.
انجام این امور در روزهای پایانی هر سال، موجب می‌شود تا تعداد زیادی از مردم جهت تأمین آنچه برای برگزاری آیین عید نوروز نیاز دارند، به بازار مراجعه کنند و همین جاست که، فضیلت مدارا با یکدیگر، کمک به دیگران و مروت، جایگاهی والا پیدا می‌کند. انصاف در تعیین قیمت‌ها و انصاف در برخورد با مردم شاید بارزترین وجه این مسئله باشد. البته صد افسوس که برخی از ما، درست برخلاف آنچه مرضی خداوند متعال است، عمل می‌کنیم و بازار شب عید را به مثابه بزنگاه کسب درآمدهای فوق‌العاده تصور می‌کنیم. اگرچه انصاف و منطق حکم می‌کند، بازاری و کاسب، سود معقول خود را در ازای کار و زحمتی که متحمل می‌شود، کسب کند، اما افرادی در میان همین قشر محترم، به سود موجه و معقول، قانع نیستند و از تمایلی که مردم برای انجام خریدهای شبِ عید دارند، تمایلی که حتی گاه رنگ و بوی جبر نیز به خود می‌گیرد، سوءاستفاده کرده و نرخ‌های بی‌حسابی را به مردم تحمیل می‌کنند!
اینجاست، که در جامعه‌ای که افراد آن به پیامبری ایمان آورده‌اند که درباره مدارا آن بیان را دارند، وقتی این بی‌انصافی‌ها را مشاهده می‌کنیم، باید از خودمان بپرسیم که با این روش و منش که فرسنگ‌ها از سیره نبوی دور است، می‌شود به سال نویی خوش و به عیدی دلپذیر گام گذاشت؟!
باید از خود بپرسیم، آیا می‌توان با بی‌انصافی، با خلق خدا برخورد کرد و انتظار داشت که با تکرار صرفاً لسانی دعای لحظه تحویل سال، در قلب و ذهن و نگاه ما، انقلاب ایجاد شود و حال ما به احسن حال مبدل گردد؟ سوال‌هایی که مطمئناً پاسخ آنها منفی است.
مدارا به معنای آن نیست که فرد از حق خود بگذرد، بدین معناست که در کنار سود منطقی خود، فشار اقتصادی که بر روی خانواده‌ها وجود دارد را درک کند، به این معناست که اگر پدری همراه فرزندش برای خرید تن‌پوشی نو، مراجعه کرد و مغازه‌دار متوجه تنگدستی پدر شد، از سود منطقی خود نیز بکاهد. انصاف به این معناست که کارفرمای ایرانی، حواسش به دخل‌وخرج، حقوق بگیرانش باشد، انصافی را می‌توان این‌گونه معنا کرد که اگر بدهکاری، توان پرداخت طلب‌هایش را دارد، پرداخت طلبش را به تأخیر نیندازد و اگر طلبکاری می‌داند بستانکار توان پرداخت بدهی‌اش را ندارد، با او مدارا کند. انصاف این است که کم‌فروشی از بازار ما رخت بربندد و ده‌ها مثال دیگر، که همه ما به‌خوبی بر آنها واقفیم.
البته اینکه مدارا و انصاف را تنها در بعد مادی آن، محصور کنیم، اجحاف در حق این فضیلت‌های مهم اخلاقی است. باید مدارا و انصاف، خوش‌اخلاقی و روی‌گشاده را به تمام ابعاد زندگی‌مان، در خانه، در روابط کاری، در رفت‌وآمدهایی که در شهر داریم، گسترش دهیم. این فضایل اخلاقی را باید به تمام برخوردهایی که با برادر، خواهر، دوست و همکارمان داریم. تعمیم دهیم؛ همچنین به رانندگی‌مان در این روزهای شلوغ نزدیک به سال نو. یا به برخورد با ارباب رجوع. حتی در کوچک‌ترین برخوردمان با دیگران نیز باید، مدارا و مهربانی را سرلوحه قرار دهیم. اتفاقی که گرچه به حسب ظاهر، کوچک به‌نظر می‌رسد، اما در مسیر ساختن جامعه‌ای اسلامی و مهربان‌تر بسیار تأثیرگذار خواهد بود. جامعه‌ای که اولین ثمره آن، بازگشت این مهربانی و رأفت به سوی خود ما خواهد بود.
در حقیقت می‌توان گفت، ورود به عیدی همگانی و حقیقی منوط به شیوه رفتار ما است وگرنه صرف تکرار آداب و رسوم سنتی، نه فقط دستاوردی برای جامعه ما ندارد، بلکه اعضای جامعه ما را نیز در چارچوب‌‌‌‌های نادرست اجتماعی و ظاهرپرستانه قرار خواهد داد و از عید نوروز، تنها رنج انجام برخی رسومات برای ما باقی خواهد ماند.

جشن پیشرفت ملی
خیراندیشی و انصاف می‌تواند بعد برجسته دیگری نیز در روزهای پایانی سال پیدا کند. اگرچه همه آنچه پیش از این گفته شد، بسیار حائز اهمیت است، ولی توجه داشتن به یک مسئله، می‌تواند عید سال 1394 را به یک مبدأ و سرفصل تازه در کشور تبدیل کند. نگارنده این سطور معتقد است که اکنون جامعه ایرانی نیاز به یک تصمیم دارد و چه زمانی نیکوتر و مناسب‌‌تر از این ایام برای اتخاذ این تصمیم؛ تصمیمی که اگر گرفته نشود، نسل کنونی کشور در برابر قضاوت آیندگان سرافکنده خواهد بود.
نوروز امسال نیز، بی‌تردید دیدار مردم با یکدیگر تازه خواهد شد، بسیاری از کینه‌ها از بین خواهد رفت، سفرهای مردم به شهرهای مختلف، وحدت و همدلی میان مردم را بیشتر و بیشتر و همبستگی ملی را مستحکم‌تر خواهد کرد. اما چقدر شایسته است که پیش از آغاز سال نو و پیش از رخ‌ دادن این اتفاقات مبارک و در میان خرید‌ها و آماده شدن‌ها برای فرا رسیدن فروردین‌ماه، ملت بزرگ ایران هم، تصمیمی هم‌شأن بگیرند.
تصمیم بگیرند، کالایی که نام ایران روی آن حک شده است را بر کالایی که نام کشوری بیگانه را بر روی خود دارد، ترجیح دهند. یک تصمیم دسته‌جمعی، براساس آینده‌نگری و خرد جمعی.
البته هیچ‌یک از ما نباید این‌گونه فکر کنیم که، برای حصول این خواسته، باید اتفاق عجیبی بیفتد. باید یک انقلاب صنعتی و تفکری آنی به وقوع بپیوندد. نه، این‌چنین نیست. بلکه، کافی است منتظر اتفاق دفعی و خلق‌الساعه نباشیم و هر یک از ما به نوبه خود کالای ایرانی را، حتی اگر کیفیت پایین‌تری از مشابه خارجی‌اش دارد، برگزینیم. کافی است هر یک از ما در همین میهمانی و دورهمی‌های خانوادگی و دوستانه که در سال نو خواهیم داشت، از اقوام و دوستان‌مان بخواهیم که کالای ایرانی را برگزینند و ضرورت خرید کالای ایرانی را گوشزد کنیم. همین تصمیمات فردی و گفت‌وشنود در جمع‌های خانوادگی، فراگیر خواهد شد و به تولیدکننده ایرانی کمک خواهد کرد که اگر به تولیدکننده ایرانی کمک شود، فرصت‌های شغلی هم افزایش پیدا خواهد کرد، و زنجیروار رخداد‌های خوش اقتصادی رخ خواهد داد که سرانجام به رونق اقتصادی ختم خواهد شد؛ رونق و پیشرفتی که سود و بهره نهایی‌اش را همه ایرانیان خواهند برد. از سوی دیگر نیز خرید کالای داخلی، بدون هیچ شکی مصداق مدارا و رفق محسوب می‌شود، که به‌علاوه تأثیرات اقتصادی که از آن گفته شد، مطمئناًً رحمت و عنایت حضرت حق را نیز متوجه جامعه ما خواهد کرد.

نتیجه‌گیری
آنچه ما را مجاب و مکلف کرد که درباره مدارا و مروت، در آستانه سال نو بنویسیم، مشاهده برخی ناملایمتی‌ها، مشاهده از میان رفتن احترام‌ها، مشاهده نشانه‌هایی از خودمحوری و منفعت‌طلبی و مشاهده تزلزل اعتماد‌ها در میان بخش کوچکی از مردم است. اگرچه در میان انبوه پاکی و مهربانی ملت ایران، این سیاهی‌ها و زشتی‌ها ناچیز است، اما همان کم نیز برای تحقق جامعه مطلوب اسلامی و ایرانی مدنظر ملت ایران، زیاد به حساب می‌آید. مواردی که شاید در این گزارش نیز، نشد به آنها اشاره کنیم، یا جای طرح آنها در این گزارش نبود، اما ارتباط مستقیم و تنگاتنگ با کم‌رنگ شدن فضایل اخلاقی در میان بخشی از مردم دارد.
خواستیم بنویسیم که جشن و سرور، تنها با لباس نو و تعطیلات و تنقلاتش خلاصه نمی‌شود، بلکه جشن زمانی معنا خواهد داشت که جامعه‌ای متحد، پاک و اخلاقگرا شکل بگیرد؛ جامعه‌ای که به سمت پیشرفت در حرکت باشد.
خواستیم که این تذکر را اول به خودمان و سپس به مخاطبان بدهیم که دغدغه همه ما باید این باشد که، به سهم خود به مسائل اخلاقی جامعه حساس باشیم، دیگران را نیز متوجه آسیب‌های ناشی از کم‌رنگ شدن اخلاق در جامعه کنیم. بنویسیم که عید نوروز یا هر مناسبت دیگر که در تقویم آمده است، بهانه‌هایی است که در رفتار و کردار خود نگاهی دوباره بیندازیم. دوباره به حال خود نگاه کنیم و به حساب خودمان برسیم، پیش از آنکه حساب‌مان به یوم‌الحساب بیفتد. خود را در بوته نقد قرار دهیم. از خود بپرسیم چقدر به اطرافیان‌مان توجه داریم، چقدر به سرنوشت کشورمان اعتنا داریم؟ آیا از فضایل اخلاقی دور نیفتاده‌ایم؟
که در سایه همین مراقبه‌ها، توجهات و بازنگری‌هاست که جامعه ما را به سمت جامعه مطلوب سوق خواهد داد، جامعه‌ای که ان‌شاءالله زمینه‌ساز نوروز حقیقی، که همان سپیده‌دم ظهور حضرت حجت(عج) است، خواهد بود.


نیم نگاه
فتح الله پریشان

ناکامی از رفع ریزگرد تا رفع حصر!
اگر به فهرست اقدامات و نظرات خانم ابتکار در طول دو دوره ریاست سازمان حفاظت از محیط زیست در هشت سال دولت اصلاحات و دوره دولت کنونی و همچنین ریاست کمیسیون محیط زیست شورای شهر تهران نظری بیافکنیم، بیش از اینکه به‌طور طبیعی شاهد سخنرانی‌های کاری و تخصصی از وی درباره امر بسیار مهم محیط زیست باشیم ـ‌که به‌قول خودش به همراه جنگ دو مسئله محوری امروز دنیاست ـ بیشتر صحبت‌های سیاسی و جناحی را از وی ملاحظه خواهیم کرد. برای نمونه در مقاطع تصدی وی بر سازمان محیط زیست، بیش از اظهار نظرهای تخصصی به‌عنوان رئیس سازمان محیط زیست، دیدار با قربانیان اسیدپاشی، بیشترین تحرک پنهان در همسویی با جریان فتنه ازجمله ملاقات با شیخ حامی فتنه، شرکت در همایش‌های اصلاحات، موضع‌گیری درباره پارازیت‌ها و پشیمانی از اشغال سفارت آمریکا و... است که سبب شده سازمان محیط زیست بیشتر از هر زمانی، رنگ و بوی سیاسی به خود بگیرد. برخی معتقدند که این سیاسی‌کاری سبب شده تا وضعیت محیط زیست کشور وخیم‌تر شود.
شاهد مثال جدیدتر، موضع وی در جشن افتتاح دفتر انجمن اسلامی دانشگاه شریف در هفته گذشته است که باز به‌جای پیگیری معضل و مشکلات مردم در حوزه زیست محیطی، صحبت از ایجاد فضای باز سیاسی و گشودن گره از تمام محدودیتها و حصرها می‌کند و می‌گوید: «دولت تلاش خود را برای رفع تمام حصرها و ایجاد فضای باز سیاسی می‌کند، ولی این در اختیار روحانی نیست و قوای مختلف باید همکاری کنند.»
البته اشکالی ندارد که وی اظهارنظر سیاسی کند، اما این حق را نیز باید به مردم داد که از یک مسئول با این سابقه در حوزه کار محیط زیست انتظار داشته باشند اولاً؛ بیشترین دغدغه و مسئولیت‌پذیری را در حوزه تخصصی خودش داشته باشد، ثانیاً به دلیل تمرکز مدیریتی در طول سال‌های گذشته، بسیاری از معضلات در این حوزه جامه گشایش بر تن کرده باشند یا حداقل اسناد بالادستی حاوی ارائه راه حل‌های اساسی برای تمام مشکلات زیست محیطی کشور داشته باشند. این در حالی است که خانم ابتکار آخرین مسئولی بود که در مسئله مهم هجوم ریزگردها به خوزستان سفر کرد و در آنجا با فرافکنی از مسئولیت خود، به صورتی عوام‌فریبانه مجلس را مخاطب قرار داد که وقتی مجلس با رفتار سیاسی خود بودجه 60 میلیاردی حمایت از سازمان‌های مردم‌نهاد محیط زیست برای سال 94 را لغو می‌کند، وضعیت بهتر از این نمی‌شود. طرفه آنکه؛ طبق استدلال خانم سیاسی دولت، این بودجه برای سال آتی است و طبق بیان نمایندگان مجلس، وی برای مسئله ریزگردها باید از بودجه 1100 میلیاردی سال جاری استفاده کند، اما چون خانم ابتکار اساساً فردی سیاسی ـ بهتر است بخوانیم سیاسی‌کارـ است، دوست دارد از کمترین مسئله، بهره سیاسی به‌نفع جناح و سلیقه سیاسی مطبوع خود ببرد. تحقیقاً همین مطلب است که خشم و ناراحتی مردم و دانشجویان را فراهم می‌کند که چرا مسئولان کشور با اولویت چندم و تنها زمانی که از انجام علایق دیگر خود فراغتی پیدا کردند، به مسئولیت اصلی خود به صورت کج‌دار و مریز می‌پردازند؟ اگر معصومه دولت را «ابتکار»ی در حوزه سیاست است، خوب است به قسمت سیاسی دولت منتقل شود. اتفاقاً یکی از انتقادهای هم‌گروه‌های سیاسی خانم ابتکار در دولت گذشته، سیاست‌زدگی برخی از مسئولان در دفتر رئیس‌جمهور سابق بود که امروز خود به آن مبتلا شده‌اند، اما دولت نیز باید در برابر مواضع خانم ابتکار به‌ویژه در مسئله فتنه و حصر پاسخگو باشد؛ زیرا مواضع وی با دیدگاه کلی نظام و تشخیص شورای عالی امنیت ملی مغایر است.
البته دولت قطعاً طبق قانون و نظر شورای عالی امنیت ملی، حصر فتنه‌گران را به‌نفع کشور می‌داند و آن را قبول دارد و لذا باید تذکر لازم به خانم ابتکار داده شود که در فضایی که دولت با گرفتاری‌های بزرگ کاری مواجه است و بارها دکتر روحانی به ضرورت حفظ فضای آرام سیاسی در جامعه برای انجام مأموریت‌های مهم دولت تأکید کرده، باید جلوی بسیاری از حاشیه‌سازی‌های این‌چنینی گرفته شود و خانم محیط زیست بیشتر به فکر رفع ریزگردها باشد تا رفع حصر سران فتنه!


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(60)

افزایش قحطی در آذربایجان
با وقوع انقلاب در شوروی، ارتش این کشور قوای نظامی خود را از ایران فراخواند. این اقدام که انتظار می‌رفت به بهبود اوضاع معیشت و کسب‌وکار در منطقه شمال کشور، به‌ویژه آذربایجان منجر شود؛ اتفاقاتی خلاف انتظار عمومی را رقم زد. منطقه آذربایجان که مقر اصلی قوای روس در ایران بود با خروج این نیروها به دست عمال انگلیس افتاد و سیاست‌های کثیف انگلیس در این منطقه موجب قحطی بیش از پیش و کشتار انبوه مردم، به‌ویژه زنان و کودکان گردید.
کنسول آمریکا در تبریز، گوردون پادوک، در تلگرامی به تاریخ ۱۹ ژانویه ۱۹۱۷ از افزایش قحطی در ارومیه خبر می‌دهد. او در گزارش خود می‌آورد: «کمیته امداد از من خواسته که اطلاع دهم تعداد بینوایان در ارومیه افزایش و کمک‌های ارسالی از دیگر کشورها کاهش یافته است. کمک‌های فوری بیشتری مورد نیاز است.»
در ژوئن ۱۹۱۷ پادوک گزارش می‌دهد: «کمیته امداد از وجود ۴۰ هزار پناه‌جو، قیمت‌های بالا و نرخ برابری اندک ارزی خبر داده است. برای دوازده ماه آینده ۸۰۰ هزار دلار مورد نیاز است. همه پول‌ها خرج شده و اقلام غذایی مورد نیاز باید در تابستان خریداری شود.» در اوت ۱۹۱۷، پادوک مجدداً اعلام می‌کند که تعداد پناه‌جویان افزایش یافته و پول بیشتری مورد نیاز است: «کمیته امداد درخواست کرده به کمیته آمریکا گزارش شود که برای ماه ژوئن ۵۰۰ هزار دلار دیگر نیاز است تا به سی‌هزار تن از پناه‌جویان فقیر کرد کمک‌رسانی شود تا بتوانند به ساوجبلاغ بازگردند. از این تعداد هفتادوپنج درصد بیوه و یتیم هستند. محصول آذربایجان ناکافی است. قحطی تهدید می‌کند. قیمت‌ها رو به افزایش است.»

فرافکنی از نوع انگلیسی و تاریخ‌نگاری دروغین
همان‌طور که در شماره‌های گذشته اشاره شد؛ با وقوع انقلاب بلشویکی در شوروی که زمزمه‌‌های آن از چند ماه پیش از وقوع وجود داشت؛ در این میان جبهه شوروی در سرزمین ایران کاملاً متزلزل بود و گاهاً فرماندهان روسی خودمختار و بدون کسب اجازه از مرکز دست به جنایت و غارت اموال مردمان ایرانی می‌زدند. با وقوع انقلاب، نیروهای روسی فراخوانده شدند و بدین‌ترتیب اکثر قوای روس از ایران خارج شدند، لیکن انگلستان با چند هدف راهبردی عده‌ای از قوای روسی باقی مانده در ایران را به خدمت گرفت، اولاً اینکه این نیروها با وقوع انقلاب در کشورشان فراغ بال بیشتری یافته بودند تا با دست‌اندازی به ته‌مانده دارایی ایرانیان به آلاف‌والوف چند روزه دنیا برسند و در این بین انگلستان می‌توانست با خدمت گرفتن این نیروها اهداف خود را در منطقه شمال و شمال‌غربی ایران با کمترین هزینه سیاسی، نیرویی و اجتماعی پیش برد. ثانیاً انگلستان به‌دلیل نداشتن بنیه قوی نیرویی در این منطقه(شمال غربی بر ایران) به اجبار هم که شده موقتاً نیازمند توان نیرویی و سازمانی قوای روسی باقی‌مانده بود تا بتواند حضور خود را در شمال ایران تثبیت کند.
اما در این بین مکر و حیله‌ای که روباه پیر به کار برد از همه مهم‌تر است و آن منتسب کردن اقدامات قوای روسی وابسته به خود به دولت بلشویکی روسیه بود تا از این طریق تأثیرات احتمالی ناشی از انقلاب وقوع یافته در تحرکات اجتماعی ایرانیان را از بین ببرد و با منفور جلوه‌دادن روسیه جدید، خود را به عنوان منجی به ایرانی‌ها تحمیل کند.
در شماره بعد به گوشه‌ای از این جنایات که افسران و فرماندهان انگلیسی صحنه‌گردان آن بودند و در ظاهر عملکرد قوای روسی گزارش می‌شد، آورده می‌شود.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران286
تأليف :عبدالله شمسی

گسست درون‌تشکیلاتی در حزب پس از فتنه88
همان‌گونه که در شماره پیش گفته شد، حزب اعتماد ملی در مقابل رفتارهای فتنه‌گرانه هیچ جلسه‌ای تشکیل نداد تا موضع حزبی خود را شفاف بیان کند و بین اجزا و بدنه حزب با رأس آن موضع یکسان و هماهنگی وجود نداشت. مجموع مواضعی که از سوی اعضای حزب اعتماد ملی در قبال فتنه پس از انتخابات 88 و رفتارهای کروبی در این چارچوب، منتشر شده است گویای این است که هسته مرکزی حزب اعتماد ملی در قبال این حوادث سکوت اختیار کرد و هیچ موضع حزبی برجسته‌ای دال بر تأیید یا ردّ فتنه‌گران از سوی آنها مشاهده نشد.
سكوت و بی‌تحرکی هسته مركزی اعتماد ملی در حوادث پس از انتخابات و نیز در قبال رفتارهای كروبی و در مقابل مخالفت اعضای میانی این حزب با كروبی سبب شد تا این حزب تعطیل شود و دفتر آن در اواسط شهریور ماه 88 پلمپ شود.(۱)
در این راستا مجید نصیرپور، عضو شاخص حزب اعتماد ملی و نماینده مردم سراب در مجلس، اعتراضات كروبی، دبیر كل حزب اعتماد ملی به نتایج انتخابات را موضع شخصی وی دانست، نه موضع حزب اعتماد ملی و گفت: «مواضعی كه كروبی در مورد نتایج انتخابات اتخاذ می‌كرد، اصلاً در حزب مطرح نشده بود كه موضع حزب باشد یا نباشد... از این‌رو مواضع وی موضع حزب اعتماد ملی نبوده و كروبی از موضع یك كاندیدا سخن گفته است.»(۲)
محمود رئوفی، عضو شورای مركزی حزب اعتماد ملی نیز در مقابل رفتارهای کروبی و موسوی موضع گرفت و جنبش هوادار آنها را خطری برای اصلاحات دانست.(۳)
با آشوب‌طلبی کروبی، باب استعفاها و بیانیه‌های انتقادی از سوی بدنه حزب اعتماد ملی باز شد. از جمله اینکه اعضای دفتر حزب اعتماد ملی خراسان جنوبی طی نامه‌ای به مهدی كروبی، دبیر كل این حزب به دلیل «بی‌توجهی به خردجمعی» و «فقدان تفكر چندصدایی» در دفتر استانی این حزب، استعفای خود را اعلام كردند.(۴)
حرمت‌شکنی روز عاشورا و موضع کروبی که عامل آن را نظام می‌دانست سبب شد اعضای استانی حزب اعتماد ملی بیش از گذشته از وی فاصله بگیرند. در همین ایام حزب اعتماد ملی قزوین با صدور بیانیه‌ای تصریح کرد: «گروه‌هایی كه سال‌ها بود جسارت و شهامت حضور و فعالیت را در خود نمی‌دیدند متأسفانه فضای پیش آمده را مغتنم شمرده و به كمك ایادی ضدانقلاب خود در تهران و برخی از نقاط كشور دست به اغتشاش و آشوب ‌زده و حتی حرمت ایام تاسوعا و عاشورای امام حسین(ع) را نیز نگه نداشته و بسیار وقیحانه رفتار كرده‌اند.»
در ادامه این بیانیه آمده است: «همراه با مردم انقلابی ایران عزیز، حزب اعتماد ملی منطقه قزوین ضمن محكوم كردن حركت‌های مذبوحانه‌ای كه این روزها اصول انقلاب و جایگاه رهبری را نشانه گرفته‌اند، از شورای مركزی حزب به‌خصوص شخص دبیركل آن آقای كروبی انتظار دارد كه به طور شفاف مرز خود را از این افراد جدا كرده و شائبه به وجود آمده در میان طرفداران حزب اعتماد ملی را برطرف كند و با صدور اطلاعیه‌ای در این زمینه تكلیف خود و دوستان هم‌حزبی را با عناصر آشوبگر و ساختارشكن مشخص فرماید... در صورت عدم موضع‌گیری دبیركل محترم در این زمینه، قطع یقین اعضای شورای مركزی حزب اعتماد ملی قزوین، در زمینه ادامه فعالیت حزب اعتماد ملی تصمیم دیگری اتخاذ می‌كنند.(۵)
تنها صدای اعتراض اعضای حزب اعتماد ملی قزوین نبود که بلند شد. در همین زمان جمعی از اعضای این حزب در کردستان نیز به صورت دسته‌جمعی استعفا دادند. در ادامه این وضعیت عملاً دفاتر حزب اعتماد ملی در بسیاری از استان‌ها به حالت غیرفعال درآمد.
آنچه گذشت وضعیت غالب حزب اعتماد ملی در فتنه 88 بود. با این حال به سبب وجود عناصر مختلف سیاسی در رأس این حزب و همراهی عده‌ای از عوامل ساختارشکن با دبیر کل اعتماد ملی، یک یا دو بیانیه بدون امضا، اما به نام حزب اعتماد ملی در دفاع از فتنه‌گران در ماههای بعد از انتخابات صادر شد، اما بلافاصله طی یک موضع رسمی از سوی اعضای سرشناس اعتماد ملی این بیانیه‌های مبهم رد شد.(۶)
برای نمونه به هنگام فرا رسیدن سالروز راه‌پیمایی 22 بهمن سال 89 ، فتنه‌گران تصمیم گرفتند در راه‌پیمایی 22 بهمن شرکت نکنند و به‌جای آن روز 25 بهمن را برای راه‌پیمایی با شعار اصلی حمایت از قیامهای اسلامی منطقه انتخاب کردند. این اقدام در واقع پوشش و بهانه‌ای برای نافرمانی در مقابل جمهوری اسلامی و فراهم کردن زمینه از سرگیری فتنه‌گری علیه نظام بود. سران خارج‌نشین فتنه با تبلیغ گسترده این برنامه در فضای مجازی خواهان حضور هواداران خود در 25 بهمن در خیابانها شدند.
در این راستا اعلام شد که فراخوانی به نام حزب اعتماد ملی از سوی اسماعیل گرامی‌مقدم، سخنگوی این حزب، برای حضور در راه‌پیمایی 25 بهمن صادر شده است. در واکنش به این فراخوان رسول منتجب‌نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی با بیان اینكه حضور در راه‌پیمایی بیست‌ودوم بهمن ماه اصل است، گفت: «حزب اعتماد ملی هیچ نقشی در فراخوان راه‌پیمایی فردا (بیست‌وپنجم بهمن) نداشته و من آن را رد می‌كنم.» وی تصریح کرد: «پس از پلمپ شدن دفتر مركزی این حزب هیچ‌گونه فعالیت رسمی نداشته و ساختار آن به‌هم ریخته است. شورای مركزی كه مركب از 61 نفر است جلسه‌ای برگزار نكرده و طبعاً مصوبه‌ای نیز نداشته[است].»
منتجب‌نیا افزود: «سخنگوی حزب تا زمانی سخنگوست كه مصوبات شورای حزب را اعلام كند، نه نظر شخصی خود یا فرد دیگری. اگر بپذیریم كه گرامی‌مقدم، سخنگوی اعتماد ملی است در زمانی باید اظهارنظر كند كه شورای حزب جلسه برگزار كرده باشد... من اعلام میكنم كه حزب اعتماد ملی در این مورد نظری ندارد و آقایان نظر شخصی خود را اعلام كرده‌اند، نه نظر حزب. نه سخنگو و نه قائم‌مقام حق ندارند از زبان یك تشكیلات گسترده و فراگیر بدون طی كردن مراحل اظهارنظر كنند.»(۷)
این موضعگیری منتجب‌نیا به خوبی نشان میدهد که وضعیت غالب بر حزب اعتماد ملی پس از فتنه 88 همان است که در بالا توصیف شد؛ وضعیتی با ویژگیهای عدم مدیریت واحد، رکود، عدم داشتن برنامه، گسست پیوندهای حزبی و سکوت و موضعگیری نسبی علیه فتنه‌گران.(۸)
حاصل اینکه بخش مطبوعاتی و رسانه‌ای اعتماد ملی (روزنامه اعتمادملی و سایت سحام‌نیوز) نقش فعالی در دامن زدن به فتنه 88 داشت، در عوض مواضع حزبی اعتمادملی که برآمده از ساختار تصمیم‌گیری حزبی است، هرچند فتنه‌گران را آشکارا محکوم نمیکند، اما همراهی با فتنه را نیز نشان نمیدهد. البته اعضای حزب در برخی از استان‌ها مخالفت خود را با فتنه‌گران اعلام کردند.(۹)
پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
محمدرضا اسکندری

درآمدی بر مواضع اومانیسم محض، مسیحیان اومانیست و اومانیسم مسیحی
همان‌طور که در مقاله شماره گذشته بیان کردیم در برابر موج رو به گسترش اومانیسم، مسیحیت در قیاس با سایر ادیان از همه بیشتر متضرر شده است، چون از سویی این موج درست در عرصه نفوذ مسیحیت سر برداشته و از سویی دیگر مسیحیت به دلیل ضعف‌های درونی در قیاس با بسیاری از ادیان دیگر، بیشتر در معرض نقد قرار گرفته است. پس طبیعی است که مسیحیت در برابر اومانیسم واکنش نشان دهد. مسیحیت سنتی همگام با برخی از یهودیان، اومانیسم را طرد و تخطئه کرده، آن را تفکری الحادی می‌نامند. از دید مسیحیت سنتی، انسان میراث‌بر گناه اولیه و گناه‌آلود است. محور قرار دادن انسان و تکیه بر ارزش‌های انسانی، مخالف دین است. به عقیده مسیحیت سنتی، مسیحیت مدرن نه در اعتقاد و نه در پرستش یک دین توحیدی نیست. چون در برابر خدای جدیدش سر خم کرده و پرستنده انسان شده است. وی دین آمیخته به اومانیسم را بدعت و انحراف می‌داند و علت همه مصائب انسان را رویگردانی بشر از میثاقی که میان انسان با خدا بسته شده و طغیان و نافرمانی در برابر شریعت الهی می‌شمرد و تا آنجا پیش می‌رود که زیان مسیحیت تحریف شده را که به دست «مردان خدا» از منابر و تریبون‌های دینی وعظ می‌شود، بیش از زیانی می‌داند که تمامی ملحدان، کفار و مشرکان متوجه دین ساخته‌اند. این نحوه برخورد مسیحیت سنتی با اومانیسم شاید ناشیانه‌ترین برخورد با تفکر اومانیستی بوده است و در دنیای مدرن که در سلطه علوم و جهان‌بینی جدید است این گونه برخوردها و طرد و تکفیرها تنها به سود تفکر سکولار تمام شده است.
همچنین در مقاله شماره پیش اومانیسم را به اومانیسم دینی شامل(اومانیسم مسیحی و مسیحیت اومانیست) و اومانیسم سکولار شامل (اومانیسم سکولار غیر الحادی و اومانیسم سکولار الحادی) تقسیم‌بندی کردیم و در سطور آتی برآنیم که این تقسیم‌بندی چهارگانه را در سه جبهه بررسی کنیم.

اومانیسم در سه جبهه
اومانیسم را باید در سه جبهه مطالعه کرد:
۱ـ اومانیسم محض و خالص(اومانیسم سکولار الحادی و غیرالحادی)؛ که بر محوریت و اصالت انسان تکیه می‌کند و آزادی و اختیار انسان را به مرحله‌ای می‌رساند که او را از امر متعالی بی‌نیاز می‌شناسد.
۲ـ مسیحیت اومانیستی؛ که مطابق نظر برخی از متکلمان مسیحی است. آنها معتقد بودند که انسان‌گرایی منافاتی با ایمان دینی ندارد.
۳ـ اومانیسم مسیحی؛ که درصدد «اصلاح مسیحیت» است تا منافاتی با اومانیسم نداشته باشد.

مواضع اومانیسم خالص و محض
۱ـ انکار خدا
۲ـ اصالت انسان
۳ـ آزادی مطلق
۴ـ ذهن و خرد انسان، خاستگاه معرفت است نه جایگاه معرفت
۵ـ بی‌اعتنایی به همه ادیان یا نگاهی ابزاری و روبنایی به همه آنها، هر چند زمینی و ساخته بشر باشد مانند «دین انسانیت» آگوست کنت فرانسوی
۶ـ اصالت لذت و نفی هر گونه ریاضت جسمانی
۷ـ نفی اخلاق و تهی کردن سیاست از معنویت، هر چند به راه و رسم ماکیاولیسم ـ که در راه رسیدن به اهداف سیاسی، هر وسیله‌ای را تجویز می‌کند ـ یا توماس هابز ـ که انسان را گرگ انسان می‌داند ـ منتهی شود.
۸ـ انسان محصول محیط خویش نیست، بلکه خالق محیط خودش است.
۹ـ تکثر و تعدد ادیان با توجه به ابزاری بودن آنها واقعیت نیست، بلکه همه آنها می‌توانند در ارزش‌های فردی و اجتماعی مفید واقع شوند.
۱۰ـ اگر کمونیسم گرایش بیشتری به مردم‌سالاری نشان داده و اگر پراگماتیسم بر اصالت عمل تکیه دارد و اگر پرسونالیسم برای روح آدمی بیشترین تأثیر را قائل است و اگر اگزیستانسیالیسم بر وجود بالفعل انسان تکیه دارد، ‌همه و همه ریشه‌ای در اومانیسم دارند. گویی مادربزرگ همه آنها اومانیسم است و اگر این نبود، آنها هم نبودند.
۱۱ـ مدارا و تساهل که تمام ادیان و مکاتب فلسفی را با هم آشتی می‌دهد.
۱۲ـ انسان میزان و معیار همه چیز است.

مواضع مسیحیت اومانیستی
۱ـ از نظر مسیحیت، انسان مخلوقی بی‌مانند است.
۲ـ مسیحیت به آزادی و اختیار انسان ارزش می‌دهد.
۳ـ سعادت انسان در هر دو جهان، خواست قطعی مسیحیت است.
۴ـ تعالیم دینی قدرت ابتکار را از انسان سلب نکرده است.
۵ـ از نظر دین، عمل انسان ارزش دارد و در عالم دیگر به عمل، پاداش داده می‌شود.
۶ـ دین میدان فعالیت سیاسی و اجتماعی را به روی انسان باز گذاشته است.
۷ـ مسیحیت با هیچ یک از ارزش‌های فرهنگی قدیم و جدید مخالفتی ندارد.
۸ـ کلمه‌ای که در مسیحیت مطرح شده، همان خرد انسان است.
آنچه در این مواضع مسیحیت اومانیستی آمده، در حقیقت به معنای کم‌رنگ کردن اومانیسم است.
اگر اومانیسم از نفی دین و نفی خدا و نفی ریاضات جسمانی عقب‌نشینی کند و اصالت را به فرد ندهد و قضا و قدر الهی را منکر نشود، می‌تواند هم با مسیحیت و هم با سایر ادیان سازش کند، ولی این، آن اومانیستی نیست که مبنای نهضت رنسانس بود.

مواضع اومانیسم مسیحی
۱ـ نفی واسطه‌گری ارباب کلیسا در میان انسان و خدا
۲ـ نفی جزمیت تفسیرهای کلیسایی از کتاب مقدس
۳ـ ارزش دادن به هر گونه تعلیمی که از فطرت انسان برخیزد. اعم از اینکه از مسیحیت باشد یا از غیر آن
۴ـ حقانیت مسیحیت و غیر آن و نفی تقسیم ادیان به حق و باطل
۵ـ تساهل و مدارا در میان پیروان همه ادیان
۶ـ سکولاریزه کردن همه ادیان و نفی اخروی بودن آنها
در حقیقت از اومانیسم مسیحی، جز برای کم‌رنگ کردن مسیحیت و سقوط دادن آن از کاخ اقتدار استفاده نمی‌شود.
کلیسایی که خود را حق محض و مطلق می‌انگاشت و به کسی اجازه نمی‌داد که در برابرش اظهارنظری کند، اکنون باید از کرسی اقتدار و استبداد فرود آید و با سایر ادیان و مذاهب و مکاتب مدارا کند و آسمانی بودن خود را از یاد ببرد و در برابر پروتستانیسم و پلورالیزم و سکولاریزم سر تسلیم فرود آورد و انتظار تسلیم و اطاعت از هیچ کس نداشته باشد.
در اومانیسم مسیحی، اومانیسم، مسیحیت را در قبضه گرفته و می‌خواهد چیزی از آن بسازد که با مبانی و اهداف خودش سازگار باشد.
به عکس در مسیحیت اومانیستی، این مسیحیت است که می‌خواهد اومانیسم را در قبضه اقتدار خود قرار دهد و آن را به صورتی درآورد که بتواند در هاضمه خود جذب کند.
پرواضح است که اومانیسم، تسلیم هیچ نهادی نیست و جز تهاجم و ناسازگاری و تخریب وظیفه‌ای برای خود نمی‌شناسد. اومانیست‌ها می‌گویند هر که با ما نیست، بر ماست. اومانیسم حاضر است مسیحیت را به رنگ خود درآورد و هر چه غیر اومانیستی است از آن بگیرد و به عنوان اصلاحات دینی قلم سرخ بر بسیاری از عقاید کلیسایی بکشد، ولی حاضر نیست از مواضع خود عقب‌نشینی کند.


اندیشه سیاسی مسلمانان 286
فتح الله پریشان

تعریف سیاست در اندیشه فیض کاشانی
ملامحسن فیض کاشانى از عالمان بزرگ عهد صفوى و از معاصران شاه‌صفى بوده است. همان‌گونه که از نوشته‌هایش برمى‌آید، سخت مورد توجه شاهان صفوى بوده است و از سوى آنها به ماندن در دربار و همكارى با آنها فراخوانده می‌شود كه فیض از پذیرفتن این امر، خوددارى می‌کند.
البته این امر جزء اصول سیاست‌های صفویه بوده که از طریق علما سعی می‌کردند سلطنت خود را مشروع جلوه دهند. از سوی دیگر علما و فقهای شیعه نیز با علم به این موضوع از فرصت قدرت سیاسی که در اختیارشان قرار می‌گرفت، برای نضج، تقویت، ترویج و گسترش شیعه استفاده می‌کردند و لذا از پذیرفتن منصب شیخ‌الاسلامی دربار صفوی ابایی نداشتند. چه‌بسا همین تعامل و همکاری دوطرفه بود که توانست زمینه‌های تبیین و گسترش مفاهیم و معارف ناب اسلامی و شیعی در اطراف و اکناف مملکت ایران را فراهم آورد و این کشور را بر دشمنانش در دو حوزه داخلی و خارجی غلبه دهد.
بدون تردید علما و فقها در پرتو آرا و اندیشه‌های بزرگ سیاسی و اجتماعی ویژه خود بود که توانستند چنین آثار اصلاحی و انقلابی بزرگی را ایجاد کنند. برای نمونه نوع نگاه فیض کاشانی به سیاست و جایگاه سیاست در منظومه فکری وی سهم زیادی در شکوفایی تاریخ فکر مسلمانان آن عصر و همچنین آثار و بازتاب‌های زیادی نیز در رویکرد حاکمان صفویه داشته است.
فیض كاشانى مانند دیگر متفكران اسلامى، مفهوم سیاست را بیشتر در قالب معناى لغوى آن، مورد توجه قرار داده و آن را با توجه به مبانى هستى‌شناسى و انسان‌شناسى خود تعریف کرده است. بنابراین، وى با توجه به نگرش خود درباره انسان، سیاست را عبارت از: «تسویس و تربیت انسانها در جهت رسیدن به صلاحیت كمالى آنها» و«تدبیر و كشاندن آنها به طریق خیر و سعادت» دانسته و معتقد است كه انسان، به تأیید آیات الهى در ابتداى آفرینش خود، خالى از كمالى است كه براى رسیدن به آن خلق شده و از غایتى كه براى او قرار داده شده، به‌دور است؛ درحالى كه اگر اسباب و شرایط فراهم باشد، فطرتاً قابلیت رسیدن به آن را داراست، اما انسان به مقتضاى جبلت خود، از رسیدن به كمال و غایت مزبور بازداشته شده است؛ چرا كه غالباً پیرو قوا، طینت و هواهایى است كه مزاج و طبیعتش اقتضا مى‌كند. از این‌رو، واجب است كه براى انسان، سیاستى باشد كه او را تسویس کرده و او را براى رسیدن به صلاحیت كمالى‌اش تربیت کند و او را تدبیر کرده و در طریق خیر و سعادت قرار دهد، وگرنه در همان مرتبه حیوانى باقى مانده و از نعیم دائمى محروم خواهد بود.
وى همچنین با تأكید بر ضرورت زندگى اجتماعى انسانها، معتقد است كه «انسانها محتاج به تمدن، اجتماع و تعاون مى‌باشند؛ زیرا كه نمى‌توانند به‌تنهایى زندگى كرده و تدبیرات مختلف زندگى را بدون همكارى دیگر همنوعان خود متولى شوند؛ بلكه نیازمند همكارى و یارى دیگران هستند. از این‌رو است كه تعدد و تحزّب در میان آنها پدید مى‌آید و زندگى مدنى شكل مى‌گیرد و در این زندگى اجتماعى آنان، در معاملات، مناكحات و جنایات، نیازمند قانونى مى‌شوند كه محل رجوع همگان باشد و عدل را در میان همه آنها حكمفرما سازد.» و این قانون از نظر وى، همان شرع و عرف است كه در صورتى كه مشتمل بر سلطنت و قدرت باشد، «سیاست» نامیده مى‌شود. بنابراین، سیاست از نظر فیض كاشانى، عبارت است از:
۱ـ تسویس و تربیت انسان در جهت رسیدن به صلاحیت كمالى وجودش؛
۲ـ قرار دادن انسان در طریق خیر و سعادت؛
۳ـ اهتمام بر تدبیر معاش و معاد انسانها؛
۴ـ تجمیع افراد بشرى در نظامى شایسته جماعات بشرى؛
۵ـ و بالاخره استعمال عقل عملى و تهذیب اخلاق؛ چه سائس از خارج باشد، مانند سلطان، چه از داخل باشد، مانند حسن تدابیر نفس.
فیض بر اساس آنچه از تعریف سیاست می‌آورد به انواع و گونه‌هایی از سیاست می‌رسد که در شماره آتی به آنها خواهیم پرداخت.
بنابراین از منظر فیض سیاست، آن فعلى است كه به تسویس و تربیت انسان مى‌پردازد تا او را به صلاحیت كمالی‌اش رسانده و زندگى او را تدبیر نموده و او را به سوى خیر و سعادت رهنمون شود. به همین دلیل، سیاست آنچنان كه فیض از قول غزالى نقل كرده است، از اشراف افعال انسانى در تنظیم زندگى اجتماعى اوست و به واسطه آن است كه تألیف و استصلاح خلق و ارشاد آنها به سوى خیر و سعادت دنیوى و اخروى، حاصل مى‌شود.


اصطلاحات

پیمایش
پیش از آنکه پیمایش (survey) از دهه 1930 میلادی کم‌وبیش معنای امروزی‌اش را بیابد، به‌نوعی پژوهش میدانی اطلاق می‌شد که در آن پیمایشگران اجتماعی به مناطق فقیرنشین شهرهای بزرگ انگلستان و آمریکای‌شمالی می‌رفتند تا «وضعیت» شهروندان نیازمند این مناطق را شناسایی کنند. آنان مشاهدات خویش را در قالب جدول‌های آماری ساده درباره نوع تغذیه، مسکن، پوشش، بیماری‌های شایع، جرم و جنایت، نوع اشتغال و میزان درآمد و... گزارش می‌کردند. هدف از گردآوری این اطلاعات توصیفی، آگاه کردن مسئولان دولتی یا شهری و نیز افکار عمومی از وضعیت این گروه از شهروندان محروم بود تا بلکه درباره تغییر آن تدابیری اندیشیده شود. بعدها با گسترش روش‌های کمی، واژه «پیمایش» در معنای نوینی به‌کار رفت و به مطالعه انواع باورها، نگرش‌ها و نظرات مردم، اعم از سیاسی و غیر آن،‌ از جمله ترجیحات مصرفی مردم که با مصاحبه یا پاسخ به مجموعه‌ای از پرسش‌های کتبی از پیش تنظیم‌شده به دست می‌آمد، اطلاق شد. این اطلاعات معمولاً در سطح جمعیت نسبتاً گسترده‌ای مورد نظر بود و پیمایشگران به‌گونه‌ای پاسخگویان خود را برمی‌گزیدند که از نظر آماری معرّف جمعیت مذکور باشند. امروزه پیمایش یکی از متداول‌ترین روش‌های گردآوری انواع اطلاعات از خود مردم یا افراد موردنظر برای بررسی محسوب می‌شود. هزاران مؤسسه تخصصی برای انجام پیمایش، از جمله برای انجام نوع خاصی از پیمایش، یعنی نظرسنجی در سطح جهان به فعالیت اشتغال دارند. کمتر دانشجوی علوم سیاسی را امروزه می‌توان یافت که نام مؤسسات مشهوری چون گالوپ، هریس و روپر را نشنیده باشد. در معنای تخصصی جدید، پیمایش روشی است که به‌وسیله ابزاری به دقت طراحی شده، مانند پرسشنامه یا فرم پرسشگری، امکان گردآوری پاسخ‌های گروه نسبتاً بزرگی از افراد را که از جمعیتی گسترده‌تر انتخاب شده‌اند، فراهم می‌آورد. فرض بر آن است که پاسخگویان به پرسش‌های استاندارد و مشابه پاسخ گفته‌اند، بنابراین می‌توان انواع تحلیل‌های آماری و مقایسه‌ها را با اتکا به پاسخ‌های افراد که پیش از تحلیل کدگذاری می‌شوند به‌عمل آورد.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی- 3
غائله‌‌ و آشوب‌ در آذربایجان غربی

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

مقدمه
استان آذربایجان غربی تنها استان کشور ایران است که با سه کشور روسیه(شوروی سابق)، ترکیه و عراق مرز مشترک دارد و همسایه است. مرکز این استان شهر ارومیه است که در کنار آن بزرگ‌ترین دریاچه ایران، یعنی دریاچه ارومیه قرار دارد. شهرهای تابعه این استان عبارتند از: پیرانشهر، نقده، بوکان، سردشت، میاندوآب، صائین‌دژ، تکاب، مهاباد، سلماس، خوی، ماکو. این استان به دلیل همسایه بودن و داشتن مرز مشترک با سه کشور نام برده موقعیت حساس و راهبردی دارد.
به‌طور کلی جمعیت مردم این استان از لحاظ زبان و نژاد به دو دسته شهرهای کردنشین و شهرهای ترک‌نشین تقسیم می‌شود. در این بین شهر نقده، هم ترک‌نشین و هم کردنشین دارد. مردم کرد این استان سنی‌مذهب و اهالی ترک‌زبان آن شیعه هستند. سرزمین این منطقه، حاصل‌خیز و مستعد کشاورزی است و به همین دلیل بیشتر ساکنان شهرها و روستاهای آن به دامداری و کشاورزی اشتغال دارند. این استان آب‌وهوای خیلی خوب، رودخانه‌های متعدد و کوه‌های بلند و سربه‌فلک کشیده‌ دارد، اما به دلیل همسایگی با کشورهای همجوار همواره دچار مشکلات عدیده‌ای مانند مهاجرت‌ها و رفت‌وآمدها بوده است. به عبارتی، یکی از دروازه‌های مهم ایران تلقی می‌شود معمولاً در این استان اردوگاه مهاجران وجود دارد. همچنین در هنگام بحران و ناآرامی‌ها، بسیاری از این مسیر گریخته‌اند.

بستر تاریخی
موقعیت سرزمینی و جغرافیایی استان یک بستر تاریخی خاص خودش را ایجاد کرده که بعضاً با دخالت بیگانه و کشورهای همسایه اوضاع بحرانی شده و روند زندگی مردم و کشور به‌گونه‌ای دیگر رقم خورده است. ماجرای جنگ چالدران بین صفویه و امپراتور عثمانی در همین استان رخ داد. این استان در طول سده‌های اخیر همواره محل تاخت‌وتاز اشرار و خوانین و زورگویان مسلح بوده است، به‌خصوص در زمان اشغال آذربایجان از سوی قوای متجاوز شوروی. اوایل دهه ۲۰ آذربایجان غربی در تصرف حزب دموکرات و حزب توده به رهبری پیشه‌وری و کردستان در اشغال حزب دیگری به رهبری قاضی‌محمد قرار داشت.
جریان‌های مختلف مسلح در بستر تاریخی ایران برای این استان مزاحمت‌های فراوانی داشته‌اند، از جمله قضیه اسماعیل‌آقا سیمیتیقو از اتفاقات مشهور منطقه به شمار می‌آید. در برخی منابع تاریخی ذکر شده که او به مدت هفت سال در ارومیه حاکمیت داشته است و هر ظلم و تجاوزی که از دستش برآمده به مردم منطقه وارد کرده است. هر روز اسب‌سواران او مسلحانه برای غارت اموال و احشام مردم هجوم می‌آوردند و آنها را غارت می‌کردند. جریان‌های این‌چنینی در بستر تاریخی استان آذربایجان غربی وجود داشته و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی گروهک‌های مسلح با حمایت و برنامه از پیش تعیین شده اقدام به توطئه‌ها، آشوب‌ها و بلواهایی در این استان کردند.

ناکامی در اشغال لشکر ۶۴ ارومیه
حزب منحله دموکرات و کومله و سایر گروهک‌های مسلح ضدانقلاب در تجزیه کردن استان کردستان به شدت نیازمند بودند که آذربایجان غربی را خلع سلاح کنند تا به مرز مشترک ترکیه، شوروی سابق و عراق مرتبط شوند و به عنوان یک حیاط خلوت در اختیارشان باشد. به همین منظور در ابتدا تصمیم گرفتند که در شهر نقده، دفتر و تشکیلات خودشان را مستقر کنند. در آنجا غائله‌ای برپا کردند که اشاره خواهد شد. اما آنهایی که پادگان مهاباد را خلع سلاح کرده بودند و سپس به پادگان سنندج هجوم بردند و ناکام شدند، طرح هجوم برای تسخیر لشکر ۶۴ ارومیه را دنبال می‌کردند که با هوشیاری مردم ارومیه به شکست منجر شد. حجت‌الاسلام حسنی، امام جمعه ارومیه در خاطراتش به این موضوع اشاره می‌کند و می‌آورد: «تعداد اینها [مهاجمین] را دو هزار و پانصد الی سه هزار نفر تخمین زده بودند. به علاوه دارای تجهیزات کامل از قبیل بیل، کلنگ، ماشین‌های ده‌تنی، تراکتور، تریلی، همراه انواع و اقسام سلاح‌های کمری، تیربار، مسلسل، آرپی‌جی ۷ بودند... اشرار و دموکرات‌ها از شب تا نزدیک صبح به‌تدریج وارد شهر شده بودند و هنگام طلوع آفتاب، تقریباً مقداری از ساختمان‌های مردم در شمال و جنوب پادگان و تمام محله‌ها و ساختمان‌های غرب آن را به اشغال خود درآورده بودند و ما در پاگان محاصره شده بودیم، ولی به داخل پادگان وارد نشده بودند... به دستور من، راننده تانک از در غربی پادگان خارج شد و ما به طرف قلب دشمن حمله‌ور شدیم. هر چه در این قسمت به چشم می‌خورد، مزدوران قاسملو و حزب دموکرات بود. من مسلسل سنگین را به کار گرفتم... با شلیک چند توپ، آنها فوری خود را باختند و به یک سمت و انتهای کوچه عقب‌نشینی کردند. از سوی دیگر صدای غرش توپ شور عجیبی در مردم شهر به پا کرد و مردم دسته‌دسته همراه مسلحین خودی به صف ما پیوستند...» با این اوصاف نیروهای مردمی موفق شدند پادگان را از لوث دشمن پاک‌سازی کنند.
ماجرای خونین نقده
دیگر توطئه از پیش طراحی شده از سوی عوامل بیگانه غائله‌آفرینی در شهر نقده در اواخر فروردین ۵۸ بود. ابتدا با به میان کشیدن اختلاف ترک و کرد، کمیته‌های جداگانه‌ای را تشکیل می‌دهند و افراد ناصالح و یا نفوذی‌شان در کمیته‌ها به کار می‌گیرند. مسلمانان ترک و کرد دچار اختلاف می‌شوند و عوامل حزب دموکرات برای به وحشت انداختن مردم و پراکنده کردن مناطق ترک‌نشین اقدام به تیراندازی می‌کنند. در روز رفراندوم جمهوری اسلامی در روز ۱۲ فروردین سعی در آتش زدن صندوق‌ها می‌کنند و حتی چرخ ماشین‌های حامل صندوق‌های سیار را در مناطق مختلف می‌دزدند و یا از گذاشتن صندوق در مناطق تحت نفوذ خودشان مانع می‌شوند و زمینه را برای اجرای نقشه‌های شوم مساعد می‌کنند، حزب دموکرات در همین روزها تصمیم می‌گیرد در این شهر که اکثر مردم آن ترک و شیعه بودند، میتینگ اجرا کند و در آنجا دفتر تشکیل دهد و برای این برنامه نیروهای مسلح خود را از ماکو، پیرانشهر، اشنویه و مهاباد، بانه، بوکان، مریوان و سردشت، حتی از عراق و ترکیه به آنجا دعوت ‌کند و لشکرکشی عظیمی را به راه ‌اندازد و با شعارهایی چون «حماسه ویتنام تکرار باید گردد، تشکل توده‌ها ایجاد باید گردد» مردم را تحریک کند. جمعیتی حدود ۱۲ تا ۱۵ هزار نفر وارد استادیوم و در پشت‌بام‌های اطراف نیز متمرکز می‌شوند. ابتدا صدای شلیک یک تیر بلند می‌شود و معلوم نمی‌شود از کجاست. به دنبال آن نگهبانان در خیابان استادیوم که از انتظامات حزب دموکرات بودند تیر هوایی شلیک می‌کنند و ناگهان هزاران تیر به هوا شلیک می‌شود و افراد مسلح حزب در شهر پراکنده می‌شوند و تیراندازی‌ها ادامه پیدا می‌کند. افراد مسلح کرد از شهر خارج می‌شوند و در اطراف شهر سنگر می‌گیرند و شهر را محاصره می‌کنند، ناگهان شهر هدف گلوله‌های افراد حزب قرار می‌گیرد. به میدان «دواب» نزدیکی ده کمل حمله می‌برند و ضمن کشتن چند نفر، اهالی آنجا را به اسارت می‌گیرند و خانه‌های دهات را غارت کرده و آتش می‌زنند و ساکنان ده وحشت‌زده می‌خواهند از طریق رودخانه «گدار» خود را به منطقه ترک‌نشین برسانند که آب رودخانه پنج، شش نفر از بچه‌ها را با خود می‌برد. بالاخره افراد مسلح حزب دموکرات راه‌های ارتباطی نقده با مهاباد، اشنویه، پیرانشهر و ارومیه را قطع می‌کنند و سه جاده به فاصله چند لحظه بسته می‌شود. در منطقه کردنشین، ترک‌ها را از خانه‌های‌شان بیرون می‌کشند و به گروگان می‌گیرند و به دفتر حزب می‌برند و بعد از چند ساعت چهل نفر از این گروگان‌ها را در کنار قبرستان ده «پالخچی» به رگبار می‌بندند که ۱۲ نفر از آنها کشته و تعدادی زخمی می‌شوند و بالاخره فاجعه خونینی را به بار می‌آورند و از هیچ ظلم و جنایتی دریغ نمی‌کنند.

فاجعه‌آفرینی با شعار دموکراسی
حجت‌الاسلام حسنی معتقد است که غائله نقده یک توطئه بین‌المللی بود که در پشت پرده از سوی شیطان بزرگ آمریکا سازماندهی و هدایت می‌شد. آنها به همه گروهک‌ها وعده داده و آنها را با یک ترفندی به این منطقه آورده بودند. ایشان در بخشی از خاطراتش می‌گوید: «ما در میان کشته‌شدگان مهاجم، افرادی را پیدا کردیم که اینها از اعضای سازمان پ.ک.ک در ترکیه بودند، چنانکه بعداً از اهالی دشت بل آمدند و برای من نقل کردند و گفتند: تعداد زیادی از جنازه‌های اعضای این گروه را که در جنگ نقده کشته شده بودند، در چندین وانت ‌بار زدند و از طریق نوار مرزی به ترکیه انتقال دادند.» حجت‌الاسلام حسنی در ادامه خاطراتش به جنایت‌های بی‌نظیر حزب دموکرات در نقده اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «این جنایتکارها که به نام دموکرات و با شعار دموکراسی و خدمت به خلق وارد شهر شده بودند، حدود ۲۲ نفر از جوانان ۱۰-۱۸ ساله را در حیاط همین منزل[منزل امام جمعه نقده] سر بریده بودند. در منزل دیگری که باز خودم بالای سرشان حاضر شدم، تعداد یازده نفر زن و مرد هفتاد، هشتاد ساله را گرفته و سر از تن آنها جدا کرده بودند. در مورد سوم یک زن ۲۲ ساله به همراه دختر سه ساله‌اش را سر بریده بودند... صحنه دیگر که وحشتناک‌تر از همه بود، پیکر یک نوجوان ۱۲ ساله را با تبر قطعه‌قطعه نموده که بزرگ‌ترین قطعه‌اش به اندازه یک لیوان بود. سرش را به صورت به علاوه با تبر به چهار قسمت شکافته بودند. الله‌اکبر! وقتی این صحنه را دیدم نتوانستم روی پای خود بایستم. به زور از اتاق بیرون آمدم و دیگر هیچ چیز نفهمیدم. از حال رفته بودم، چشم‌هایم را باز کردم دیدم آب به صورتم می‌پاشند...»
وحشی‌گری‌ها جزو واقعیت‌های انکارناپذیر غائله نقده است و به عنوان لکه ننگی برای همیشه در کارنامه سیاه سردمداران حزب دموکرات و کومله باقی خواهد ماند، اینها فقط گوشه‌ای از جنایت‌های این مدافعان به‌اصطلاح دموکراسی و خدمت به خلق‌شان در شهر نقده بود که به حمایت کشورهای بیگانه در رأس آنها آمریکا انجام گرفت، به امید اینکه کردستان بزرگ به مرکزیت ارومیه را به شهر نقده آورند و اگر موفق می‌شدند کردستان و آذربایجان غربی دیگر باقی نمی‌ماند و این توطئه‌ها علیه انقلاب با همت مردم، مبارزین، انقلابیون با محوریت حضرت امام خمینی(ره) در نطفه خفه شد، اگرچه سال‌ها در برخی از شهرهای این استان ناآرامی‌ وجود داشت و این استان مرکز فرماندهی ارتش جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران در دوران هشت سال جنگ تحمیلی و مبارزه با ضدانقلاب در مرزها بود که با درایت فرماندهان هوشیاری همچون شهید محمد بروجردی امنیت به این منطقه بازگشت و مردم و دولت با آرامش به زندگی و اداره امور جامعه پرداختند.


حكایت زمانه
مهدی سعادت

پاسخ امام به سیدصادق طباطبایی مبنی بر عدم نیاز به برگزاری رفراندوم جمهوری اسلامی
حتماً باید رأی‌گیری شود و تعداد موافق و مخالف دقیقاً معلوم شود

دکتر «سیدصادق طباطبایی» از فعالان نهضت امام خمینی(ره)، فرزند آیت‌الله سلطانی‌طباطبایی(ره)، خواهر‌زاده امام موسی‌صدر و برادر سرکار خانم دکتر فاطمه طباطبایی همسر مرحوم حاج سیداحمد خمینی دار فانی را وداع گفت.
وی صبح روز دوم اسفند ۱۳۹۳، پس از تحمل دوران طولانی بیماری سرطان ریه، در شهر «دوسلدورف» آلمان درگذشت.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی درگذشت آقای دکتر سیدصادق طباطبایی را تسلیت گفتند. متن پیام رهبر انقلاب به این شرح است:
بسم‌الله الرحمن‌الرحیم/ سرکار خانم دکتر فاطمه طباطبایی (دامت توفیقاتها)
درگذشت تأسف‌بار برادر گرامی جناب‌عالی و دوست دیرین اینجانب مرحوم دکتر سیدصادق طباطبائی(رحمه‌الله‌علیه) را تسلیت می‌گویم و از خداوند متعال برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای همه بازماندگان و خانواده‌های مصاب صبر و اجر مسئلت می‌نمایم./ سیدعلی خامنه‌ای (۳/ اسفند/ ۱۳۹۳)
سیدصادق در سال ۱۳۲۲ در شهر قم متولد شد. پدر او «آیت‌الله سیدمحمدباقر سلطانی‌طباطبایی بروجردی(ره)» از مدرسان بنام فقه و اصول در حوزه علمیه قم به‌شمار می‌آمد.
وی تحصیلات دبستان و دبیرستان را در شهر قم گذراند و پس از اقامت کوتاهی نزد «امام موسی صدر» در لبنان، برای ادامه تحصیل راهی آلمان شد.
سیدصادق، رشته شیمی را با درجه تخصص در شیمی آلی در «دانشگاه آخن» به پایان رساند و سپس در «دانشگاه بوخوم» به تحصیل در مقطع دکترای رشته بیوشیمی پرداخت و موفق به دریافت این درجه در شاخه آنزیمولوژی و ژنتیک گردید و در سن ۳۲ سالگی استاد دانشگاه بوخوم شد.
وی همچنین در سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) به عضویت جامعه پژوهشگران آلمان DFG درآمد و نتایج پژوهش‌های او در مجله علمی FEBC، ارگان فدراسیون اروپایی بیوشیمیست‌ها منتشر می‌شد.
همانند جوانان انقلابی شاغل به تحصیل در غرب، صادق طباطبایی نیز در کنار تحصیل و رشد علمی، همگام با سیاسیون مذهبی و سایر اقشار مردم و پیروان حضرت امام خمینی(ره) به کارهای اجتماعی و سیاسی و مبارزه علیه استبداد داخلی و استیلای خارجی می‌پرداخت؛ از مبارزه در سازمان کنفدراسیون دانشجویان و محصلان ایرانی گرفته تا بنیان‌گذاری و عضویت در اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، آمریکا و کانادا.
او چند دوره دبیر روابط بین‌الملل آن سازمان و نیز عضو کادر سردبیری فصلنامه عقیدتی و سیاسی «اسلام؛ مکتب مبارز» (ارگان انتشاراتی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا، آمریکا و کانادا) بود و بالاخره وی در سال ۱۳۴۴ با دخترخاله خود «فاطمه صدرعاملی» (فارغ‌التحصیل روان‌شناسی و نیز جامعه‌شناسی تعلیم‌وتربیت) ازدواج کرد که ثمره این ازدواج یک دختر و پسر به نام‌های غزاله (پزشک و متخصص مغز و اعصاب، متولد ۱۳۵۲) و عدنان (دانشجوی حقوق و اقتصاد سیاسی، متولد ۱۳۵۷) است.
فعالیت‌های ایشان در ایران، لبنان و اروپا و تلاش‌های ایشان در پایه‌گذاری مبارزات دانشجویی خارج از کشور علیه حکومت پهلوی و عضویت در شورای مرکزی اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان ایرانی خارج از کشور و همچنین پیوند با امام خمینی و همکاری با شخصیت‌های برجستۀ انقلاب اسلامی و ارتباط با نیروهای انقلابی و مسلمان و روشنفکر در سایر کشور‌ها، از دیگر شاخصه‌های زندگی ایشان بوده است.
مرحوم سیدصادق طباطبایی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در دولت موقت به نخست‌وزیری مهندس «مهدی بازرگان»، به‌عنوان معاون سیاسی نخست‌وزیر و سخنگوی دولت به خدمت پرداخت. او برخلاف بعضی از اعضای دولت موقت، پس از استعفای آن نیز در خط انقلاب اسلامی باقی ماند.
فرا‌تر از نسبت خانوادگی، همنشینی و مؤانست نزدیک و طولانی‌مدت سیدصادق طباطبایی با امام موسی‌صدر و دغدغه‌های آن بزرگوار، ایشان را به یکی از چهره‌های فعال در نشر و ترویج افکار و اندیشه‌های امام موسی‌صدر در سال‌های اخیر بدل کرده بود و همواره تا آخرین لحظه، دغدغه‌مند این مسئله و مشوق و محرک دیگران در این‌باره بود.
امام موسی‌صدر در پیامی به دکتر طباطبایی گفته بودند: «تو را به خدا می‌سپارم و با این جمله از تو خداحافظی می‌کنم، امیدوارم که همیشه خوش و موفق باشی و ما را فراموش نکنی!... «إِنَّ الَّذِی فَرَضَ عَلَیکَ الْقُرْآنَ لَرَادُّکَ إِلَى مَعَاد ٍوالله خیر حافظاً و هو أرحم الراحمین» این آیه خطاب به پیغمبر(ص) است به او بشارت می‌دهد، خدایی که قرآن را بر تو نازل و واجب کرده است، به‌طور حتم تو را به سرانجام مقصود می‌رساند. او بهترین پناه‌دهنده و مهربان‌ترین مهربانان است. آری، راهی که پیغمبر می‌رود، راهی که در راه حق و خیر و عدل باشد، قدم‌هایی که با تدبیر و با علم توأم باشد، حتماً به سرانجام خواهند رسید. این آیه برای ما تفألی است از وضع آینده تو. خداحافظ و نگهدار تو».
دکتر طباطبایی همچنین کتاب‌هایی را نگاشته و ترجمه کرده که از میان آنها می‌توان به «طلوع ماهواره و افول فرهنگ»، «تکنوپولی»، «زندگی در عیش مردن در خوشی» و «زوال دوران کودکی» اشاره کرد.
خاطرات سیاسی ـ اجتماعی صادق طباطبایی که در پنج جلد تدوین شده و تاکنون سه جلد آن با نام‌های «جنبش دانشجویی ایران»، «لبنان، امام صدر و انقلاب فلسطین» و «شکل‌گیری انقلاب اسلامی ایران» به همت نشر عروج منتشر شده است شاید بهترین میراث معنوی او باشد.
سه جلد خاطرات سیاسی ـ اجتماعی صادق طباطبایی، دربرگیرنده بیش از 400 عکس شخصی و خانوادگی، تصاویر منتشرنشده از امام خمینی(ره)، مرحوم حاج‌احمد خمینی و تظاهرات دانشجویان مقیم خارج از کشور ضدرژیم پهلوی است. جلد چهارم این خاطرات نیز از رفراندوم سال 1358 شروع می‌شود و تا آغاز جنگ تحمیلی ادامه دارد و در جلد پنجم نیز که جنگ تحمیلی را دربرمی‌گیرد او تا سال 1368 و رحلت امام‌خمینی(ره) پیش می‌رود.
1600 صفحه از خاطرات سه‌جلدی خواهرزاده امام موسی‌صدر، در سال‌های اخیر همواره با استقبال مردم و اهالی فرهنگ و سیاست روبه‌رو بود و بارها محل استناد محققان قرار گرفت و گاهی نیز محل بحث و جنجال نیز شده بود.
جلد اول این مجموعه با عنوان «جنبش دانشجویی ایران» و با محوریت زندگی‌نامه و جایگاه خانوادگی صادق طباطبایی در حوزه‌ دین، اجتماع و سیاست، سیر تحصیلات او در آلمان، جنبش‌ سیاسی ـ اجتماعی انجمن‌های اسلامی دانشجویان فارسی‌زبان در خارج از کشور و نقش مرحوم سیداحمد خمینی در شکل‌گیری انقلاب اسلامی تدوین شده است. این کتاب در شش فصل با عناوین سابقه خانوادگی و تحصیلات، فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و دانشجویی، کنفدراسیون دانشجویان و محصلان ایرانی، پس از 15 خرداد در ایران، اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان در اروپا و نقش فراموش شده، تنظیم شده است.
در بخشی از این کتاب چنین می‌خوانیم: «در یکی از سفرها که خدمت امام رسیدم و شرح فعالیت‌های انجمن‌های اسلامی دانشجویان را دادم، گفتم ما شدیداً در مضیقه مالی قرار داریم و هزینه‌های ما خیلی زیاد است و بیشتر مخارج ما مربوط به چاپ کتاب و جزوه می‌شود، امام گفتند که من تأمین می‌کنم. در این زمینه با آقای دعایی صحبت کردم و از طریق بیروت پول برای ما حواله شد و با مساعدت امام توانستیم چاپخانه‌ای تهیه کنیم.»
بنا بر این گزارش، دومین جلد از این مجموعه با عنوان «لبنان، امام صدر و انقلاب فلسطین»، در چهار فصل با عناوین سفر به لبنان، در لبنان، گفت‌و‌گو و نامه‌های دکتر چمران و اسناد و مدارک، تدوین شده است. این کتاب، دربرگیرنده خاطرات صادق طباطبایی از لبنان و امام موسی‌صدر، دکتر مصطفی چمران، انقلاب فلسطین و رابطه آنها با امام‌خمینی(ره) و انقلاب سال 1357 است. در این کتاب، اسناد به‌جای‌مانده از ساواک درباره امام موسی‌صدر و رابطه او با امام خمینی(ره) و فعالیت‌های انقلابی وی در لبنان منعکس شده است.
در آغاز این کتاب، مطلبی با عنوان «سفارش ماندگار» منتشر شده که شامل نصایح امام موسی‌صدر به صادق طباطبایی هنگام عزیمتش به آلمان برای ادامه تحصیل است.
در بخشی از این مطلب می‌خوانیم: «درس باید خواند؛ مرد اجتماع باید بود؛ در عین حال مرد دیندار هم می‌توان بود‍‍! همه اینها با هم جمع می‌شوند، بلکه همه اینها یک راه است. آرامشی که در نتیجه نماز و رضایتی که در نتیجه روزه برای انسان حاصل می‌آید، نه‌تنها زحمت مختصری که در راه به پا داشتن این عبادات می‌کشد جبران می‌کند، بلکه آرامش، آسایش و نوری در قلب انسان پدید می‌آورد که توفیق وی را در هدف‌های تحصیلی نیز تأمین می‌کند.»
همچنین زنده‌یاد صادق طباطبایی، در جلد سوم خاطرات خود با نام «شکل‌گیری انقلاب اسلامی ایران» به بازگویی وقایع مربوط به روزهای آغازین پیروزی انقلاب و رفراندوم جمهوری اسلامی ایران در سال 1358 پرداخته است. این کتاب، در دو فصل و با عناوین قلب ایران در قلب اروپا(امام در پاریس) و از پرواز انقلاب تا استقرار جمهوری اسلامی تنظیم شده است.
در بخش‌هایی از این مجلد نیز می‌خوانیم: «هنگامی که رادیو تهران، خبر خروج شاه را پخش کرد، جشن‌های عمومی در سرتاسر تهران دامن گسترد. گروه‌های انقلابی بدون مانع از طرف نیروهای امنیتی و ارتش به خیابان‌ها ریختند. مردم از رانندگان دعوت می‌کردند تا چراغ اتومبیل‌ها را برای شرکت در شادی روشن کنند. [حتی]مینی‌بوس‌های سفارت آمریکا که کارکنان سفارت را به خانه می‌بردند، قبلاً با عکس‌های امام خمینی(ره) مجهز شده بودند.»
«به امام گفتم حالا که دنیا شما و رهبری شما و این انقلاب به این عظمت را پذیرفته و به رسمیت شناخته است چه نیازی به رفراندوم داریم؟ من مطمئن هستم اگر شما جمهوری اسلامی را به‌عنوان نظام سیاسی کشور اعلام کنید، هم مردم و هم دنیا آن را به رسمیت خواهند پذیرفت. ایشان در جواب فرمودند: شما الآن نمی‌فهمید پنجاه سال دیگر خواهند گفت با سوءاستفاده از احساسات مردم نظام مورد نظر خود را بر مردم تحمیل کردند، نه حتما باید رأی‌گیری شود و تعداد موافق و مخالف دقیقاً معلوم شود.»


امام خامنه ای در گذر زمان 36

دستگیری و بازداشت پس از سخنرانی در بیرجند
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) پس از انتقال پیام امام خمینی(ره) به علمای مشهد، راهی بیرجند می‌شوند و در اوایل خرداد ۱۳۴۲ برای دهه اول ماه محرم در این شهر برنامه سخنرانی داشتند. ایشان در سخنرانی‌هایش ضمن اشاره به جنایات شاه در قم فرمودند: «علت فقر و بیچارگی مردم این است که حتی رادیو و تبلیغات و جراید و مطبوعات در اختیار عده‌ای است که حقوق مردم را خورده و آنان را برای باربری عادت داده‌اند. اگر می‌ترسید، بگویید. من که از خیلی آرزوها گذشته‌ام می‌گویم و بحث من دنبال دارد...» سخنرانی‌های ایشان در شهر بیرجند بازتاب فراوانی داشت. سخنرانی ایشان در مسجد مصلا، در خانه سادسی در حسینیه راغبی ایراد می‌شد. امام خامنه‌ای در مصاحبه‌ای ضمن تعریف خاطره‌ای از آن ایام، فرمودند: «شب تاسوعا در حسینیه‌ای به‌نام راغبی که نوچه‌های [اسدالله] عَلَم نیز در آن حضور داشتند منبر رفتم. حضار این حسینیه هشتاد درصد از کسانی بودند که وقتی می‌نشستند باید پاهای‌شان را دراز می‌کردند تا [خط] اتوی شلوارشان نشکند. شهر بیرجند شهر اعیان و اشرافی است [در عین حال] فقیرترین مردم منطقه ما نیز در شهر بیرجند[هستند] منطقه خراسان شاید از منطقه بیرجند فقیرتر نداشته باشد و شاید اشرافی‌ترین شهرها هم در منطقه پس از مشهد، بیرجند باشد. در منبری در این حسینیه رفتم، بار دیگر درباره فیضیه مفصل صحبت کردم. البته حاضران به همان علت که گفتم خیلی تحت تأثیر قرار نمی‌گرفتند، لیکن از صحبت‌های من مانند آدم برق‌گرفته، بهت‌زده شده بودند و با تعجب گوش می‌دادند.» در اسناد ساواک گزارش شهربانی بیرجند به‌نقل از پاسبان‌های شهربانی درباره این جلسه از قول ایشان (امام خامنه‌ای) آمده است: «علت فقر و بیچارگی مردم این است که من و شما روحانیون نمی‌توانیم سخنان حق را بگوییم و در دل ما حبس است...»
شهربانی بیرجند سخنرانی‌های امام خامنه‌ای را تحریک‌آمیز تلقی می‌کند و آن را موجب اختلال در نظم و اتفاقات سوءاحتمالی ذکر می‌کند و طبق مقررات باید ایشان را دستگیر کند و تحویل ساواک دهد. با وجود اینکه در روزهای تاسوعا و عاشورا معمولاً ‌روحانیان و مبلّغان را دستگیر نمی‌کردند ولی ایشان همان روز دستگیر می‌شوند و با خشونت و اذیت و آزار، ایشان را به کلانتری برده و بازداشت می‌کنند و امام خامنه‌ای در حالی که چند پاسبان مراقب ایشان بودند شب عاشورا را در حیاط شهربانی می‌گذرانند.


از لابه لاي تاریخ

اعتراض به نمایش مسخره
به دستور شاه در جشن‌های 2500 ساله، ۶۲ چادر در یك محوطه لم‌یزرع برافراشته شد و درون هر كدام را نیز با پرده‌های مخمل بنفش، چلچراغ‌های برنز مطلا و میز سنگ مرمر صورتی، تزئین كردند تا مورد استفاده مدعوین قرار گیرد. برای تأسیسات مورد نظر جشن‌های ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی از یك سال پیش كاروان كامیون‌ها وسایل مورد نیاز را به محل برگزاری آن حمل كردند و چون همه سران كشورها به جشن دعوت شده بودند، برای پذیرایی از آنها ۱۶۵ سرآشپز و پیشخدمت و گارسن را مستقیماً‌ از رستوران «ماكسیم» پاریس با هواپیما به ایران آوردند و ۲۵۰۰ بطری شراب درجه یك نیز به فرانسه سفارش دادند كه قیمت هر بطری آن سر به یكصد دلار می‌زد.
سوئیس در پاسخ به دعوت شاه از سران كشورها برای شركت در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی، فقط به اعزام یك عضو بازنشسته شورای حكومت فدرال اكتفا كرد، ولی همین اقدام دولت سوئیس نیز بحث‌های بسیار تندی را در پارلمان برانگیخت.
نمایندگان پارلمان سوئیس كه اصولاً با اعزام هر نوع نماینده‌ای به جشن‌های تخت‌جمشید مخالف بودند، از دولت می‌پرسیدند: چرا سوئیس باید نماینده‌ای برای شركت در یك نمایش مسخره بفرستد؟ و یا اگر سوئیس در جشن شاه شركت نكند، چه چیزی از دست می‌دهد؟... آنها به خصوص تأكید می‌كردند: وقتی مردم ایران از فقر رنج می‌برند، نماینده سوئیس نباید در جشنی حضور یابد كه خوراك شاه و میهمانان ثروتمندش را خاویار تشكیل می‌دهد.
رئیس پارلمان سوئیس نیز ضمن بحث، در جواب نماینده دولتش كه ایران را كشوری ثروتمند توصیف می‌كرد، مثالی آورد كه هنوز در خاطرم مانده است. او گفت: «یك عرب بدوی در صحرایی بی‌آب و علف در جست‌وجوی تكه نانی بود تا سد جوع كند. موقعی كه دیگر كاملاً ناامید شده بود، یك‌مرتبه چشمش به كیسه‌ای در زیر یك بوته خار افتاد و مشتاقانه دوید و آن را برداشت و گشود، ولی چون در كیسه چیزی جز چند رشته مروارید قیمتی نیافت، همه را به‌دور افكند. چرا كه مروارید قیمتی در صحرا هرگز نمی‌توانست درد شكم گرسنه‌اش را تسكین دهد.»
وزارت خارجه ایران با آگاهی از بدنامی خانوادة سلطنتی در سوئیس، به من مأموریت داده بود هر مقاله و گزارشی در مطبوعات سوئیس راجع به ایران و سفرهای شاه به سوئیس انتشار می‌یابد، همه را به فارسی ترجمه كنم تا از سوی سفارتخانه برای اطلاع مقامات وزارتخانه به تهران ارسال شود و البته در جهت هرچه بیشتر كاستن از درج مقالات ناخوشایند راجع به شاه نیز وزارت خارجة ایران همه‌ساله پیش از كریسمس هدایای گران‌قیمتی از قبیل: فرش‌های ابریشمی، مقادیر معتنابه خاویار و قوطی سیگارهای طلا یا نقره با آرم دربار شاهنشاهی، به سفارتخانه می‌فرستاد تا از طریق من به روزنامه‌نگاران سوئیسی داده شود. گفتنی است كه مطبوعات سوئیس علی‌رغم دریافت هدایای ارزشمند، نه‌تنها دست از رویة خود برنمی‌داشتند كه حتی بر دامنة انتقاد از اعمال شاه و درباریان می‌افزودند.


 

صفحه 10
جلوه خاتم2

(ویژه بهره برداری از فاز اول پروژه حرم تا حرم )

 

رئیس‌جمهور
نام قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) همچون دفاع مقدس مایه عزت و سربلندی است

حجت‌الاسلام روحانی با تأکید بر اینکه قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) همچون دفاع مقدس در عرصه سازندگی کشور افتخارآفرینی کرده است، گفت: قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) متشکل از مردانی است که در عرصه جنگ با سلاح خود در مقابل دشمنان ایستادگی کردند و امروز با تفکر و تخصص خود در عرصه سازندگی در راه اعتلای نظام گام‌های ارزنده‌ای را برمی‌دارند.
رئیس‌جمهور در مراسم بهره‌برداری از قطعه اول آزادراه حرم تا حرم گفت: ارزشمندی نام قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) برای من نه فقط به این خاطر است که در دوران دفاع مقدس رئیس ستاد قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) بودم، بلکه به این علت است که رزمندگان دیروز و افتخارآفرینان امروز این قرارگاه در عرصه سازندگی برای کشور عزت و افتخار آفریدند.
وی تصریح کرد: ما موظف هستیم کشور را به سمت توسعه ببریم؛ اگر در این کشور استقلال، رفاه، اشتغال و رونق اقتصادی بخواهیم راهی به جز توسعه وجود ندارد. روشن است که در کنار توسعه اقتصادی توسعه ‌بخش‌های فرهنگی سیاسی و اجتماعی ضرورت دارد و ما در دولت به دنبال یک توسعه جامع و پایدار هستیم.
حجت‌الاسلام روحانی با اشاره به اینکه قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) توانست با اجرای قطعه اول آزادراه حرم تا حرم در کمتر از دوسال به یک رکورد مطلوب دست پیدا کند، افزود: بسیار مفتخرم که امروز در جمع مهندسانی حضور پیدا کردم که توانسته‌اند در شرایط سخت و در زمان کوتاه پروژه عظیم آزادراه حرم تا حرم را در قطعه نخست به بهره‌برداری برسانند.
رئیس‌جمهور در پایان ضمن تشکر از فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) و دست‌اندرکاران این پروژه خاطرنشان کرد: امروز در دوران صلح، قرارگاه خاتم برای آسایش مردم و اعتلای نظام، فرصت‌ها را مغتنم می‌شمارد تا ما بتوانیم لبخند را به لبان مردم بنشانیم و در رأس همه این توفیقات رضایت خداوند جلب شود که این بزرگ‌ترین هدف جمهوری اسلامی است.





فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص)
حوزه‌های حساس و سرنوشت‌ساز صنعتی و مهندسی کشور را مجدانه پیگیری می‌کنیم

سردار عبداللهی در مراسم افتتاحیه قطعه نخست آزادراه حرم تا حرم گفت: قرارگاه به عنوان یکی از بازوان قدرتمند سازندگی در همه دولت‌ها حضور داشته و دارد و مهندسان ما بدون هیچ چشمداشتی به مسائل حاشیه‌ای با تکیه بر ظرفیتی بسیار عظیم از نیروی انسانی به راه خود برای یک جهاد در این عرصه ادامه می‌دهد.
فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) با بیان اینکه یادم نمی‌رود که رئیس‌جمهور کشورمان در دوران دفاع مقدس مسئولیت مرکز کنترل عملیات‌های جنوب کشور را در قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) به عهده داشتند، گفت: همگان می‌دانند که بعد از سپری شدن دوران دفاع مقدس، پتانسیل و قابلیت‌های ویژه‌ای، چه از حیث تجهیزات و مهندسی و چه وجود نیروهای انسانی فعال و متخصص راه قرارگاه را به تلاش در عرصه سازندگی سوق داد.
وی با بیان اینکه با وجود 150 هزار نیروی انسانی فعال، متخصص و کارآمد قرارگاه سازندگی در حوزه صنعتی و مهندسی کشور به خودکفایی رسیده‌ایم، خاطرنشان کرد: خوشبختانه با وجود نیروهای ارزشمند قرارگاه می‌توانیم به جرئت اعلام کنیم که کشور ما نیاز به مهندسین خارج از کشور ندارد، چراکه در هر پروژه‌ای با اتکا به تفکر و تخصص مهندسان‌مان به موفقیت‌های ارزشمندی دست یافته‌ایم.
فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) در بخش دیگری از صحبت‌های خود به سخنرانی رئیس‌جمهور در همایش مهندسی اشاره کرد و گفت: رئیس‌جمهور محترم در همایش مهندسی که اخیراً شاهد آن بودیم مسائلی را دغدغه خود دانسته‌اند که قرارگاه سازندگی آنها را مجدانه پیگیری می‌کند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: با جایگزین شدن دستاورد معدن به جای نفت، پیشرفت زیرساخت‌های ریلی و جاده‌ای، افتتاح فازهای 15 و 16 پارس جنوبی و آب‌رسانی به وسعت قابل توجهی از زمین‌های کشاورزی در غرب کشور، پیش‌بینی ما این است که کشور در مسیر پیشرفت و نیل به اهداف عالیه حرکت خواهد کرد.





وزیر راه و شهرسازی
قرارگاه خاتم در اجرای قطعه اول آزادراه حرم تا حرم جهادی عمل کرد

دکتر عباس آخوندی گفت: شاهد بودم که مهندسان قرارگاه خاتم در هوای بسیار سرد زمستان تمام تلاش خود را به کار بستند تا از مهم‌ترین پروژه شریانی کشور بهره‌برداری شود.
وزیر راه و شهرسازی ضمن سپاسگزاری از پشتکار و اراده قوی قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) برای بهره‌برداری قطعه اول آزادراه حرم تا حرم در کوتاه‌ترین زمان ممکن تصریح کرد: شاهد بودم که مهندسان قرارگاه خاتم در هوای بسیار سرد زمستان تمام تلاش خود را به کار بستند تا پروژه مهم و عظیم شریانی کشور که ارتباط میان مرکز تا شمال و شرق کشور را ایجاد می‌کند به مرحله بهره‌برداری برسد.
وی تأکید کرد: به دنبال عملیاتی کردن قطعه بعدی آزادراه حرم تا حرم، حد فاصل مشهد ـ نیشابور هستیم که امیدوارم قرارگاه در این بخش نیز ما را یاری کند.
وزیر راه و شهرسازی با بیان اینکه امروز شاهد راه‌اندازی قطار سریع‌السیر قم ـ تهران ـ اصفهان که تبلور دیگری از تحقق سیاست اقتصاد مقاومتی است، بودیم، افزود: قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) این افتخار را دارد که در راستای اجرای سیاست اقتصاد مقاومتی یک تکنولوژی غنی دیگر را در عرصه شریان‌های ارتباطی کشور عرضه کند؛ این پروژه 410 کیلومتر پایه‌گذاری شده که به‌عنوان قطار ریلی و سریع‌السیر نقطه عطفی در عرصه سازندگی محسوب می‌شود.



فرمانده کل سپاه
عرصه فعالیت برای همه مردان میدان سازندگی در کشور فراهم است

سردار جعفری گفت: رعایت کیفیت و توجه به معنویت از شاخص‌های اصلی قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) در اجرای پروژه‌هاست.
فرمانده کل سپاه در جمع مدیران پروژه حرم تا حرم ضمن قدردانی از خدمات صورت گرفته در اجرای آن بیان داشت: جنبه‌های ارزشی انقلاب اسلامی از دلایل اصلی ورود سپاه به عرصه سازندگی بوده است. وی گفت: قرارگاه به اقرار همگان توانسته است در حین کار، ارزش‌های دینی و انقلابی را به پیمانکاران، کارگران و تأمین‌کنندگان کالا منتقل نماید.
فرمانده کل سپاه افزود: پاسداری از ارزش‌های دینی و ملّی و خدامحوری باید در همه حال در کارهای سازندگی رعایت شود.
سردار جعفری با اشاره به برخی جوسازی‌ها درباره فعالیت‌های سازندگی قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) بیان داشت: آن قدر کشور ما نیاز به کار و فعالیت دارد که اگر همه شرکت‌های خصوصی مرد میدان باشند کار برای‌شان هست و اولویت اول سپاه هم توجه به بخش خصوصی است.




جانشین قرارگاه سازندگی کربلا
آزادراه‌ها از اساسی‌ترین زیرساخت‌های توسعه پایدار هستند

سردار محسن کریمی با تأکید بر اهمیت پروژه «حرم تا حرم» گفت: اشتغال‌زایی، پایین آمدن تلفات جاده‌ای و حفظ ثروت ملی جزء شاخصه‌ها و مزیت‌های آزادراه حرم تا حرم است که مرحله اول آن فردا به بهره‌برداری می‌رسد.
جانشین قرارگاه سازندگی کربلا تصریح کرد: با توجه به اینکه آزادراه‌ها جزء شاخصه‌های اصلی توسعه کشور به شمار می‌روند و امروز هم بسیاری دغدغه توسعه اقتصادی پایدار را دارند، یکی از اساسی‌ترین زیرساخت‌های توسعه اقتصادی پایدار همین آزادراه‌ها و شریان‌های ارتباطی هستند. سردار کریمی به هدف مهم ساخت این پروژه اشاره کرد و گفت: شرایط زیست‌محیطی، مصرف سوخت بالا، تصادفات و تلفات جاده‌ای از موضوعاتی بوده‌اند که برای قرب کربلا و در رأس آن قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) بسیار حائز اهمیت بود، چراکه با راه‌اندازی این آزادراه مسافت کلیه مسافرینی که از جنوب و جنوب غرب کشور به مشهد مقدس سفر می‌کنند تا بیش از 85 کیلومتر کم می‌شود.
وی درخصوص مرحله‌های بعدی این آزادراه نیز گفت: بنابر توافقات انجام گرفته این توفیق را داریم که مابقی فازهای این آزادراه 970 کیلومتری را نیز اجرا کنیم، چراکه کلیه طرح پروژه حرم تا حرم در قرارگاه سازندگی کربلا آماده شده و در قدم اول فاز اولیه را توانستیم در زمان خوب و استانداردهای معین شده به سرانجام برسانیم.



با حضور رئیس جمهور انجام شد
آغاز عملیات اجرایی پروژه قطار سریع السیرتهران- قم- اصفهان

عملیات اجرایی پروژه قطار سریع السیر تهران- قم- اصفهان در جریان سفر رئیس جمهور به قم توسط قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا(ص)آغاز شد.
این قطار سریع السیر از تهران شروع و به اصفهان ختم می شود و طول محور آن 410 کیلومتر و سرعت آن براساس مشخصات فنی 300 کیلومتر در ساعت تخمین زده شده است. هدف از اجرای این طرح، کاهش طول مسیر تهران، قم و اصفهان است و در کنار آن، صرفه جویی در زمان و جلوگیری از سوانح و حوادث از جمله عوامل اهمیت این پروژه به شمار میرود. البته دو موضوع تکمیل خطوط ریلی کشور و ارتقاء سطح دانش فنی صنعت حمل و نقل ریلی نیز مدنظر است. راه اندازی این قطار در شرایطی که مقام معظم رهبری بر اقتصاد مقاومتی تأکید دارند، گام مهمی در جهت توسعه زیربنایی کشور به حساب می آید.
شایان ذکر است، قرارگاه سازندگی کربلا به عنوان متولی اجرای پروژه قطار سریع السیر تهران، قم و اصفهان می باشد و پیش بینی می شود که در آینده ای نزدیک همچون پروژه های دیگر که دو ساله و یا حداکثر سه ساله توانسته به مرحله بهره برداری برساند این قطار سریع السیر نیز به بهره برداری برسد.



مدیرعامل آزادراه حرم تا حرم
سرعت و کیفیت ساخت این آزادراه کم‌نظیر و بی‌نظیر است

مهندس بابک لارتی هدف از اجرای این پروژه را تحقق کیفیت و سرعت مناسب نسبت به بسیاری از پروژه‌های شریانی کشور دانست و تصریح کرد: با وجود حجم بالای عملیات اجرایی آزادراه حرم تا حرم، سرعت و کیفیت این آزادراه کاملاً مشهود و حتی به زعم کارشناسان کم‌نظیر و یا حتی بی‌نظیر است، چراکه عملیات اجرایی این پروژه رسماً از نیمه دوم سال ۹۱ آغاز شد و قطعه نخست آن در کمتر از دو سال به بهره‌برداری رسید.
مدیرعامل شرکت احداث، بهره‌برداری و نگهداری آزادراه حرم تا حرم پیش از افتتاح رسمی قطعه اول این آزادراه در نشست خبری اصحاب رسانه اظهار داشت: در این پروژه سعی کردیم از سیستم کنترل کیفیت استفاده کنیم؛ همزمان با سرعت مناسب در مشخصات فنی، رعایت کیفیت مطلوب نیز مد نظر قرار گرفت تا در نهایت هزینه تمام شده طرح برای اقتصاد کشور هزینه حداقلی باشد.
وی در پایان افزود: پیش از شروع عملیات اجرایی در سال 90 موضوع زیست‌محیطی را جزو مطالعات پروژه قرار دادیم، چراکه در طول مسیر آلودگی‌های زیست‌محیطی بسیار ملموس است؛ به همین خاطر20 کیلومتر مسیر را در محدوده استان قم تغییر دادیم تا این پروژه به لحاظ زیست‌محیطی نیز جزو آزادراه‌های موفق کشور باشد.





استاندار قم
نقش قرارگاه امروز از هر زمان دیگری مهم‌تر و تعیین‌کننده‌تر است

حجت‌الاسلام صالحی‌منش قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص)را نمادی از موفقیت جوانان متخصص و متعهد ایرانی در عرصه سازندگی دانست و اظهار داشت: خوشبختانه این قرارگاه برای ورود به عرصه‌های مورد نیاز نظام از جمله اقتصاد، اهداف متعالی انقلاب اسلامی را در مسیر پیشبرد مؤثر قرار داده است.
حجت‌الاسلام محمدصادق صالحی‌منش، استاندار قم درخصوص ضرورت راه‌اندازی آزادراه «حرم تا حرم» تصریح کرد: آزاد راه قم ـ گرمسار به عنوان محور مواصلاتی غرب و جنوب كشور به شمال و شمال شرقی كشور به اهتمام دولت یازدهم و پس از ماه‌ها كار و تلاش جدی به بهره‌برداری رسید.
وی گفت: قرارگاه سازندگی خاتم به عنوان نمادی از موفقیت جوانان و متخصصان مؤمن و متعهد ایرانی در عرصه سازندگی است كه با مشاركت بخش‌های دولتی و خصوصی توانسته است گام‌های بلندی را در انجام طرح‌های عمرانی بزرگ و توسعه كشور بردارد.




رئیس کمیسیون عمران مجلس
بهره‌برداری از پروژه حرم تا حرم یکی از آرزوهای دیرینه مردم را محقق ‌کرد

سیدمهدی هاشمی درخصوص افتتاح پروژه عظیم 970 کیلومتری «حرم تا حرم»، گفت: کوتاه کردن مسیر، بالا بردن ایمنی تردد، احقاق مطالبه مردمی و صرفه‌جویی اقتصادی از دستاوردهای اصلی این پروژه است.
رئیس کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه بهره‌برداری اولیه این پروژه بسیاری از انگیزه‌های مردمی را دو چندان می‌کند، تصریح کرد: بحمدالله این پروژه کلنگ خورد و کار آن آغاز شد؛ اما اتفاق مهمی که افتاده است ایجاد یک امیدواری وسیع در میان مردمی است که تحولات این پروژه را لحظه به لحظه رصد می‌کردند تا این پروژه به مرحله بهره‌برداری برسد. سیدمهدی هاشمی در خصوص پیشگامی قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) در اوضاعی که کشور مشکلات اقتصادی و بودجه‌ای بسیار سختی را می‌گذراند و طرح‌هایی که می‌تواند در جاده‌های پرترافیک یک سهولت ارتباط مواسلاتی ایجاد کند، افزود: این قابلیت و این توانمندی، هم موجب زنده نگه داشتن این ظرفیت و توانمندی شده و هم موجبات رشد، ارتقا و اعتلای آن را فراهم آورده است.





عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس
قرارگاه خاتم با یک مدیریت قوی از ثروت ملی مردم محافظت می‌کند

موسی‌الرضا ثروتی با اشاره به اینکه پروژه «حرم تا حرم» می‌تواند موجبات کاهش تصادفات و صرفه‌جویی در ثروت ملی را فراهم آورد،‌ گفت: قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) با هدف محافظت از ثروت ملی و پاسخگویی به اعتقادات سنتی و مذهبی مردم با بهره‌برداری از مرحله اول حرم تا حرم موجبات کاهش تصادفات و صرفه‌جویی در سوخت و منابع انسانی را به ارمغان می‌آورد.
موسی‌الرضا ثروتی، عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با تجلیل از مهندسین ارزشی قرارگاه خاتم برای ایجاد سهولت تردد میان حرمین شرفین حضرت فاطمه معصومه(س) و امام رضا(ع) ‌تصریح کرد: قرارگاه خاتم برای پاسخگویی به مطالبات جدّی مردم در جهت پیشبرد اهداف سازندگی نظام از اقدامات جهادی بهره می‌برد، چراکه ما تاکنون شاهد تلفات زیادی به واسطه تصادف در جاده قم به مشهد بوده‌ایم. خوشبختانه این آزادراه از یک طرف این موضوع را سامان می‌بخشد و از طرف دیگر نیز از مصرف زیاد سوخت و اتلاف وقت منابع انسانی که میلیاردها ارزش دارد،‌ جلوگیری می‌کند.




جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه
قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) از میدان اقتصادی یک سازندگی دفاع مقدسی ساخته است

حجت‌الاسلام حاجی‌صادقی با بیان اینکه دشمن از سازماندهی اقتصادی، آبادانی و پیشرفت نیروهای ارزشی هراس دارد، گفت: استکبار جهانی دوست ندارد ما به رونق اقتصادی، آبادانی و پیشرفت سازندگی دست یابیم، به همین دلیل میدان هجمه‌ها را کارگردانی می‌کند و عده‌ای هم خودشان را به تریبون دشمن تبدیل کرده‌اند.
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالله حاجی‌صادقی، جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه با اشاره به اینکه هرچه به مردم خدمت کنیم سبب تحکیم نظام خواهد شد، تصریح کرد: باید خداوند متعال را شکر کرد که انقلاب اسلامی تشکیل شد تا اسلام ناب یک بار دیگر احیا شود و توسعه یابد. در این راستا گام‌هایی که در جهت خدمت به مردم برداشته می‌شود، علی‌رغم انگیزه‌افزایی، موجبات تحکیم نظام را فراهم می‌آورد، زیرا اقتدار و اعتلای نظام در گرو حضور فعالانه و مؤثر مردم در همه صحنه‌هاست.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

حجت‌الاسلام مهدی ماندگاری
سه برکت تربیتی خون شهدا
احسان آیتی

شهدا، ولی‌نعمتان انقلاب
اولین ولی‌نعمتان انقلاب به تعبیر امام بزرگوار ما، شهدای عزیز ما بودند. اولین اقدامی که امام بزرگوار ما در ورود به ایران اسلامی پس از پانزده سال تبعید انجام دادند، حضورشان در بهشت زهرا(س) بود و اعلام اینکه شهدا شرمنده‌ایم، خانواده‌های شهدا شرمنده‌ایم. مسئولان این نظام مقدس و مردم بدانند که بر سر سفره شهدا نشسته‌اند.
یاد شهدا سه برکت تربیتی دارد. ما اعتقادمان این است که شهدا بُرد کردند، برندگان مسابقه عالم هستی، شهدا هستند. شهدا همان‌هایی هستند که چون اینجا پرواز کردند، روز قیامت هم پروازی به بهشت می‌روند.
هر وقت یاد شهدا می‌کنم، عکس شهدا را می‌بینم، وصیت‌نامه‌ شهیدی را مطالعه می‌کنم، مجلسی به یاد شهدا برگزار می‌شود، ایام راهیان نور، باید این سه برکت همراه من باشد.

اول ـ حسرت
انسان موجودی است که خیلی حسرت می‌خورد. خانه‌ آنچنانی می‌بیند و حسرت می‌خورد و می‌گوید: ای کاش ما هم از این خانه‌ها داشتیم! لباس آنچنانی می‌بیند، پست آنچنانی، وضعیت آنچنانی می‌بیند، آه می‌کشد، اما وقتی یاد شهدا می‌آید، باید این به حسرت‌های ما تبدیل بشود؛ به این معنا که آقا دارایی‌های دنیا که وفادار نیست و با ما نمی‌ماند، ولی شهدا همه‌ دارایی‌های‌شان را با خودشان بردند، چون دارایی‌های‌شان را معنوی کرده بودند. لذا تا به شهدا رسیدیم باید ناخودآگاه این جمله را بگوییم: «یا لَیتَنا كُنّا مَعَکُمْ فَنَفُوزَ فَوْزًا عَظِیمًا»
باید حسرت مقام شهدا را بخوریم. عجب! اینها در کوچه‌پس‌کوچه‌های زندگی با ما بودند، همکلاس ما بودند، هم‌خویش ما بودند، هم‌محله‌ ما بودند، اما الآن به جایی رسیدند که ما باید مقابل قبر و حَرَمِ‌شان بایستیم و بگوییم: «اَلسَّلامُ عَلَیکمْ‏ یا اَوْلِیآءَ اللَّهِ وَ اَحِبَّائَهُ»
مقام شهدا مقام ساده‌ای نیست! مقام شهید، یعنی حیات جاودان. مقام شهید، یعنی «عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ»، مقام شهید، یعنی مغفرت همه گناهان؛ یعنی شفاعت. آدم وقتی مقام شهید یادش می‌آید باید حسرت بخورد. زود دست به دعا بردارد و بگوید: «اَللهُمَّ ارزُقنَا تُوفِیقَ الشَهادَه فِی سَبیلِك»
آیت‌الله شهید ثانی از علمای بزرگ، یک سال، هر شب احیا‌داری می‌کرد. چرا؟ چون شب قدر یکی از 365 روز سال است. برای یک دعا، می‌خواهد شب قدر را درک کند تا یک دعای او مستجاب شود. دعای او شهادت بود و خدا هم شهادت را نصیب شهید ثانی می‌فرماید. حسرت به این معناست.
امام بزرگواری که ابرقدرت‌ها در مقابل ایشان مثل موش می‌شدند، ولی این امام بزرگ ما شاهد بودیم وقتی بچه‌ها از جبهه بر‌می‌گشتند، در مقابل بسیجی‌هایی که در آستانه شهادت بودند امام خودش را کوچک می‌کرد. آرزو می‌کرد که ای کاش خدا مرا با بسیجیانم محشور کند. آرزو می‌کنم خدا مرا با شهدایم محشور کند.
یک موقعی بچه‌ها از جبهه آمدند و به دیدار آیت‌الله مشکینی این عالم ربانی و معلم اخلاق رفتند، یکی از بچه‌ها من یادم هست، بلند شد و گفت: ما در عملیات‌ها نماز می‌خوانیم، ولی لباس‌های‌مان خونی و خاکی است. حضرت آیت‌الله مشکینی با گریه فرمودند، ـ این معنی حسرت است ـ من حاضرم بیست سال نماز در سجاده و با لباس‌های تمیز خود را بدهم، شما دو رکعت از نمازهای شب عملیات خود را به من بده. این معنی حسرت است.
آیت‌الله میرزا جواد‌آقا تهرانی، آن معلم اخلاق که قبر ایشان در بهشت زهرا(س) مشهد کنار شهدا است، فرمود مرا کنار شهدا دفن کنید. می‌خواستند ایشان را در حرم امام رضا(ع) دفن کنند، چون ایشان وصیت فرموده بودند، کنار شهدا دفن شدند و سنگ قبر هم اجازه ندادند که نصب کنند. آیت‌الله میرزا جوادآقا تهرانی پشتش خمیده بود، در زمان جنگ نود سال عمر داشت که به جبهه آمدند. من این صحنه را دیدم.
بچه‌هایی که آمدند و گفتند: حضرت آیت‌الله اجازه بدهید ما یک عکس یادگاری با شما بگیریم. گفت: یک قول به من بدهید، من می‌گذارم با من عکس بگیرید. ـ این معنای حسرت است ـ یک فقیه، یک عالم و یک پیرمرد معلم اخلاق ۹۰ ساله به این بچه‌های پانزده، شانزده ساله می‌رسد که دارند به شهادت می‌رسند، این‌گونه التماس می‌کند. فرمود: به شرط اینکه هر کدام‌تان که شهید شُدید قول بدهید که مرا هم شفاعت کنید؛ این معنی حسرت مقام شهادت است.
آیت‌الله میرزا جواد‌آقا تبریزی پشت جنازه شهدا، این پیرمرد می‌دوید. مرجع تقلید بود، وقتی شهدا را می‌آوردند قم، دنبال جنازه شهدا می‌دوید. بچه‌ها می‌آمدند دست مرجع تقلید را ببوسند، مرجع تقلید می‌خواهد تابوت شهید را ببوسد.
صیاد شیرازی یک سرباز ولایت بود. ولی رهبر فرزانه انقلاب می‌آید و زانو می‌زند به تابوت صیاد شیرازی بوسه می‌زند؛ این یعنی حسرت.
اینکه شما در شعرهای‌تان بعضی وقت‌ها می‌گویید کجایید ای شهیدان خدایی، بلاجویان دشت کربلایی، این یعنی حسرت مقام شهدا. این شعار برای انقلاب و جنگ ما نیست. این شعار را امام علی(ع) هم می‌فرمود. هر وقت تنها می‌شد، می‌فرمود: أین عمار؟ کجایید ای شهیدان خدایی؛ این یعنی حسرت.
در روایت داریم به ارواح مؤمنین و مؤمنات در عالم برزخ گفته می‌شود دوست دارید به عالم دنیا برگردید؟ می‌گویند: نه! به آنها گفته می‌شود، چرا؟ می‌گویند که در اینجا وضع ما خیلی بهتر است. مؤمنین و مؤمنات دوست ندارند به دنیا برگردند. یک گروه می‌گویند ما دوست داریم برگردیم به دنیا! آنها چه کسانی هستند؟ آنها شهدا هستند. آنها می‌گویند که می‌خواهیم برگردیم به دنیا یک‌بار دیگر جان خود را فدای دین اسلام بکنیم و لذت شهادت را دوباره بچشیم.

دوم ـ غصه
در یاد شهدا باید غصه بخوریم. چرا؟ چون این سرمایه‌ها را از دست دادیم. همچنان که به یاد امام حسین(ع) می‌افتیم و غصه می‌خوریم، باید وقتی به یاد شهدا هم می‌افتیم، غصه بخوریم.
من احساس می‌کنم شاید بهترین روضه امام حسین(ع) این‌طور(است که) بگویم که دستان عباس بوسیدنی بود، بریدنی نبود. شما دست یک عالم را می‌گیرید و می‌بوسید، دستان عباس(ع) را امام حسین(ع) بوسید. امیرالمؤمنین(ع) هم بوسید. انسان غصه می‌خورد. چرا یک عده‌ای این دستان نازنین را بریدند؟ درِ خانه‌ فاطمه(س) بوسیدنی بود، آتش‌زدنی نبود. این صورت‌های نورانی شهدا بوسیدنی بود، حیف بود، اینها زیر شنی‌های تانک بروند. الآن هم حیف است این مسائل از یاد بعضی‌ها برود.
شهدای ما چون به مدینه و کربلا و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) پیوند خوردند، هر وقت به یاد آنها می‌افتیم باید غصه بخوریم. جوانان امروز ما خیلی دوست دارند داستان و رمان بخوانند، چرا داستان‌های خیالی و افسانه می‌خوانیم. بیایید زندگی شهدا را بخوانید که واقعی واقعی است. آدم غصه می‌خورد. جوانان امروز ما دنبال الگو می‌گردند، چرا دنبال الگوهای بی‌ربط می‌گردید، بیایید دنبال الگوهایی بگردید که در زمین و آسمان زیباترین بودند. آدم غصه می‌خورد. ما 36 هزار شهید دانش‌آموز داریم که هر دانش‌آموزی در هر مدرسه‌ای دنبال آن بگردد، می‌تواند الگوی خودش را پیدا بکند. باز می‌بینیم که به دنبال کسی دیگر برای الگو رفته‌اند.
آدم غصه می‌خورد. بعضی از مسئولان به برکت خون شهدا به پست رسیدند ولی الان دارند با خون شهدا بازی می‌کنند. شهدا ولی‌نعمتان شما بودند و شما را به اینجا رساندند. دارید سر خون شهدا معامله می‌کنید، بازی می‌کنید، غفلت می‌کنید. بارها من دیدم که منبری‌های عزیز می‌گویند: آهای مردم! از غصه‌های حضرت زینب(س) و دختر امام حسین(ع) این بود بر سر پیکر بابا آمد و گفت: «اُنظُر رُوؤسَکُم مَکشُوفه» چادر از سر اهل‌بیت کشیدند. غصه‌ اهل‌بیت این بود که چادرشان را کشیدند، بعضی بی‌چادر می‌آیند برای امام حسین(ع) عزاداری کنند. مردم غصه بخورید در مجلس اهل‌بیت. امام زمان(عج) هم دارند غصه می‌خورند. امام زمان(عج) روزی دوبار به‌جای اشک، خون گریه می‌کنند. «بَدَلَ الدُمُوعِ دَمَاً»
شهید بهشتی فرمود، انقلاب ما دو گروه نیاز دارد؛ گروهی که خون بدهد و گروهی که خون دل و غصه بخورند. غصه بخورید، کوچه به نام شهید است، مغازه به نام شهید است. خیابان به نام شهید است. عزیزی منتسب به شهید است، اما می‌بینیم آن چیزی که کم‌رنگ است، رسم شهداست. اسم شهدا هست، اما رسم‌شان کم‌رنگ شده است.

سوم ـ اتمام حجت
شهدا اتمام حجت برای ما و شما هستند. اتمام حجت برای چه؟ خیلی‌ها می‌گویند که نمی‌شود درست و خوب بود و با دین زندگی کنیم، شهدا نشان دادند که می‌شود این‌طور بود.
شهید مهدی باکری شهردار بود، ای همه‌ شهرداران جمهوری اسلامی! شهید مهدی باکری شهردار بود. فقط پشت میز ننشسته بود. گاهی اگر لازم بود، پاچه‌ را بالا می‌زد و در خیابان به همراه یک بیل، کیسه‌ شن پر می‌کرد تا جلوی سیل ارومیه را بگیرد.
اینها برای ما اتمام حجت هستند. شهید رجایی برای رئیس‌جمهورهای ما اتمام حجت است. شهید باهنر برای نخست‌وزیران و کسانی که در منصب نخست‌وزیری هستند، اتمام حجت هستند. شهید بهشتی برای قوه‌قضائیه ما اتمام حجت است. نمایندگان شهید ما برای نمایندگان مجلس اتمام حجت هستند. ما ورزشکار شهید داشتیم که 14 رشته ورزشی ورزشکارانش شهید شدند. اینان برای ورزشکاران ما اتمام حجت هستند. ورزشکار نگوید که من نمی‌توانم نماز اول وقت بخوانم. اینها ورزشکار بودند، به مقام قهرمانی هم رسیدند و نماز اول وقت هم خواندند. شهدای بازار ما برای کسبه ما اتمام حجتند. شهدای روحانیت ما برای روحانیت ما اتمام حجتند. ۶۵۰۰ شهید زن داریم، برای زنان ما اتمام حجتند. از همه اقشار شهید داریم، همه اتمام حجتند.
هیچ‌کس نمی‌تواند در روز قیامت بهانه بیاورد و بگوید که چرا من نتوانستم به تکلیفم عمل کنم. وقتی خدا برای من که طلبه هستم کسی را به عنوان اتمام حجت بیاورد، من دهنم بسته می‌شود. شهدا اتمام حجتند.
* نشست شهید پژوهی ـ تاریخ (22/11/1391)
حرم حضرت معصومه(س)


نقطه نظر
آیت‌الله شیخ‌حسین مظاهری

قانون مواسات
به فکر دیگران بودن یکی از راه‌های خودسازی است. باید به هر اندازه که می‌توانی به فکر دیگران باشی، آن کسانی که می‌توانند دختران را شوهر دهند و پسرها را زن دهند و خانه برای بی‌خانمان‌ها درست کنند و بالاخره مردم را از نظر خوراک و پوشاک و مسکن و ازدواج در رفاه قرار دهند و کسانی که نمی‌توانند، به هر اندازه که می‌توانند و اگر هیچ نمی‌توانند، دلسوز برای اجتماع و دیگران باشند، با دعا و راز و نیاز با خدا و کمک گرفتن از دیگران برای مستمندان.
انسان می‌تواند خدا را معلم اخلاق خود کند، یکی با اقامۀ نماز و دوم با «وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ»‌، هرچه را خدا به او داده است، دیگران در آن شریک شوند، اگر مالی دارد، در مالش و اگر علم دارد، در علمش و اگر وجاهت شخصیت دارد، در وجاهت و اگر قلم دارد، در قلمش و بالاخره هر نعمتی که دارد، خودخور و خودخواه نباشد و به هر اندازه که می‌شود به دیگران بدهد: «وَ الَّذِینَ فِی أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ» و این حقّ معلوم، یعنی قانون مواسات.
قانون مواسات یک تکلیف خیلی جدّی است، در همان اول قرآن می‌فرماید: اگر متّقی هستی باید این دو بال را داشته باشی، یکی بال رابطه با خدا و یکی بال رابطه با مردم: «یُقِیمُونَ الصَّلاَه وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُون»َ‌ و این کم‌کم به جاهای بالایی می‌رساند، به‌اندازه‌ای که اگر این تکلیف را ادا نکند، گناه بزرگ است و برای او جهنّم است.
وقتی حضرت ولی‌عصر(عج) بیایند، با خرق عادت و معجزه به یک شبانه‌روز بر دنیا مسلّط می‌شوند و شش شبانه‌روز در دنیا مستقر می‌شوند، اما بعد حساب خرق عادت نیست و حساب معجزه نیست، بلکه حساب پیاده شدن قرآن و احکام اسلام است و اگر قرآن در میان مردم پیاده شود، همه مردم از نظر خوراک، پوشاک، مسکن و ازدواج در رفاه می‌شوند.
اسلام که مدعی است، من می‌توانم جهان را اداره کنم، باید چنین باشد، یعنی باید قوانینی در قرآن باشد که آن قوانین بتواند جهان را اداره کند و اول چیزی که باید در جهان اداره شود، این است که باید فقر نباشد. اول عدالت باشد و پس از آن، نه اینکه فقر نباشد، بلکه رفاه باشد.
امام صادق(ع) فرمودند: «ای شیعیان ما! اینقدر دل ما را خون نکنید. یک فضولی در وسط منبر گفت: یابن رسول‌الله! ما مرید شما هستیم و شما را امام می‌دانیم، کجا دل شما را خون کرده‌ایم؟ امام صادق فرمودند: تو، دو سه روز قبل به منا می‌آمدی و پیاده‌ای، خسته کنار جاده ایستاده بود و به تو گفت: مرا سوار کن و تو می‌توانستی او را سوار کنی، اما سوار نکردی و با بی‌اعتنایی گذشتی و دل ما را خون کردی.» دل امام زمان را کسی خون می‌کند که به قانون مواسات عمل نکند، کسی که تجمل‌گرا باشد، اما مردم در مضیقه مالی و در مضیقه ازدواج و خانه باشند، دو دو تا چهار تا است که اگر مردم به قانون مواسات عمل کنند، فقر از جامعه برداشته می‌شود و همه از نظر خوراک و پوشاک و مسکن و ازدواج در رفاه می‌شوند.


در سومین دوره اعطای جایزه ملی شهید دکتر رهنمون مطرح شد
اعتلای جامعه پزشکی کشور با ترویج فرهنگ ایثارگری دوران دفاع مقدس
حسن ابراهیمی

سومین دوره اعطای جایزه ملی شهید دکتر رهنمون روز پنج‌شنبه هفتم اسفند در بیمارستان صحرایی امام حسین(ع) دارخوین برگزار شد.
سردار دکتر حسن عراقی‌زاده در خصوص این کنگره با اشاره به اینکه نیاز به ترویج فرهنگ ایثارگری پزشکان در دوران دفاع مقدس وجود دارد، گفت: آنچه اکنون در فضای جامعه پزشکی کشور عنوان می‌شود درس‌هایی مانند گرفتن زیرمیزی، دریافت‌های گزاف و غیرمتعارف و تخلفات پزشکان در تحول نظام سلامت است، اما چنانچه به 30 سال قبل بازگردیم و بخواهیم جامعه پزشکی آن مقطع زمانی را بررسی کنیم، می‌بینیم پزشکان همانند سایر اقشار جامعه به صورت داوطلبانه در مناطق جنگی حضور پیدا می‌کردند و در این راه، بعضاً به شهادت می‌رسیدند و یا مجروح می‌شدند.

حضور ایثارگرانه جامعه پزشکی در دفاع مقدس
دکتر عراقی‌زاده افزود: در دوران دفاع مقدس هزاران نفر از پزشکان، پرستاران و امدادگران به دلیل نبود پزشکان مجرب در خطوط مختلف جبهه‌ها حضور می‌یافتند و به صورتی داوطلبانه در طول 1400 کیلومتر مرز مشترک کشورمان با عراق و پست‌های امدادی، اورژانس‌های بیمارستانی، پست‌های اورژانس در مناطق جنگی و بیمارستان‌های صحرایی حضور می‌یافتند و ایثارگرانه در خدمت عموم رزمندگان قرار داشتند.
وی ادامه داد: البته پس از پایان جنگ همان روحیه ایثارگری دوران دفاع مقدس نزد اغلب پزشکان وجود دارد که نمونه‌های آن را ما در حضور داوطلبانه اعضای جامعه پزشکی در بحران‌ها و حوادث غیر مترقبه مانند زلزله بم، رودبار و آذربایجان می‌بینیم که اینها همگی از دستاوردهای دفاع مقدس محسوب می‌شود.
وی در خصوص دیگر دستاوردهای بهداری دوران دفاع مقدس بیان داشت: در طول دوران دفاع مقدس 500 هزار جانباز و مجروح از جبهه‌ها به منازل خود بازگشتند که هیچ‌دانشی در دانشگاه‌های علوم پزشکی برای درمان این عزیزان وجود نداشت ولی به واسطه روحیه حماسه و ایثارگری که نزد پزشکان دوران دفاع مقدس وجود داشت، توانستند بسیاری از این جانبازان را تحت درمان قرار دهند.
معاون بهداشت، درمان و آموزش پزشکی سپاه ادامه داد: اکنون پزشکان کشورمان به واسطه تجربیاتی که از دوران دفاع مقدس کسب کرده‌اند توانایی بسیاری در درمان اغلب جانبازان کشورمان دارند؛ علاوه بر این، به دلیل همان روحیه، تعداد زیادی از اعضای جامعه پزشکی کشورمان به ما مراجعه می‌کنند تا برای درمان مجروحان به عراق و سوریه اعزام شوند. اما چون در حال حاضر نیازی به اعزام وجود ندارد در این رابطه اقدامی انجام نداده‌ایم.

معرفی الگوهای اخلاق پزشکی با اهدای جایزه شهید رهنمون
دبیر سومین دوره اهدای جایزه شهید رهنمون درباره اهداف اعطای این جایزه اظهار داشت: گسترش ارزش‌های دینی و انقلابی در نظام سلامت کشور، معرفی الگوهای اخلاق پزشکی، تجلیل از مقام شامخ شهدا، تجلیل و تکریم از جایگاه ایثار و شهادت، پاسداشت تلاش‌های ایثارگرانه در ارائه خدمات بهداشتی ـ درمانی به مردم مستضعف و نهضت‌های بیداری اسلامی و پاسداشت اقدامات تحول‌آفرین در جنبش نرم‌افزاری و جهاد علمی اهدافی هستند که برای این موضوع پیش‌بینی شده است.
این یادگار دفاع مقدس با اشاره به اینکه حدود چهار هزار شهید جامعه پزشکی دوران دفاع مقدس شناسایی شده‌اند بیان داشت: در سال 91 این جایزه به چهار شهید جامعه پزشکی اهدا شد و در سال 92 به 10 خانواده شهید و ایثارگر دفاع مقدس تقدیم شد و امسال به 14 خانواده تعلق گرفت.

هیئت امنای جایزه شهید دکتر رهنمون
دبیر سومین دوره اعطای جایزه شهید دکتر رهنمون یادآور شد: این جایزه به کسانی تعلق می‌گیرد که توسط هیئت امنای جایزه ملی شهید رهنمون، با حضور رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، رئیس فرهنگسرای علوم، نمایندگان مجلس، وزیر بهداشت و برخی از معاونان این وزارتخانه، رئیس اداره بهداشت و درمان ستاد کل نیروهای مسلح و رئیس سازمان بسیج جامعه پزشکی به دبیری بهداری کل سپاه تعیین و معرفی شود.

ساماندهی یکصد تیم از پزشکان بسیجی
برای حوادث و بحران‌ها
وی در ادامه با اشاره به اینکه هشتم اسفند سالروز بمباران شیمیایی بیمارستان حضرت زهرا(س) (تنها بیمارستان شیمیایی شده در طول تاریخ) است، بیان داشت: اکنون پزشکان بسیجی برای حضور داوطلبانه در حوادث و بحران‌های غیر مترقبه در یکصد تیم سازماندهی شده‌اند.

تجلیل از 11 شهید و سه ایثارگر
جایزه ملی این دوره به خانواد‌ه‌های شهیدان ابراهیم تلان، سیداسماعیل عیسی‌نژاد، فوزیه شیردل (پرستار)، احمدرضا احدی، حسن خوراکیان، سیدعلی کرباسی، علی احمدی، حمید رخشانی، علی‌اکبر حکیم‌پور، محمدابراهیم فقیهی و دکتر فتحی‌شقاقی با حضور وزیر بهداشت، وزیر دفاع و معاون بهداشت و درمان سپاه اعطا شد.
همچنین در این دوره جایزه شهید دکتر رهنمون به محمدعلی ابوترابی، سیدعباس پاک‌نژاد و عباس فروتن، ایثارگران جامعه پزشکی در دوران دفاع مقدس تقدیم شد و هدیه ویژه نیز به خانواده شهید دکتر محمدعلی‌ رهنمون اعطا شد.


یادداشت
علیرضا جلالیان

نیروهای مسلح و منابع طبیعی
شاید اولین چیزی که از آموزشگاه‌های نظامی به ذهن هر فردی بیاید، صدای انفجار، تیراندازی، میدان تیر، رزم‌های شبانه و... باشد. چیزهایی که ممکن است به واسطه آن‌ها آلودگی‌هایی وارد محیط زیست شود. سرب گلوله‌ها، باقی مانده فوگازها، دود و آلودگی ناشی از انفجارها و آتش‌‌سوزی ناشی از انفجار و شلیک گلوله بخشی از این مخاطرات است. اما در وجه دیگر باید این را در نظر داشت که پادگان‌های در اختیار نیروهای مسلح تنها پادگان‌های آموزشی نیست و به علاوه اینکه در پادگان‌های آموزشی هم تنها بخش‌های کوچک و معینی اختصاص به فعالیت‌های آلوده‌کننده دارد و در دستورالعمل‌های وارده نیز باید آلودگی‌های ناشی از این فعالیت‌ها به حداقل رسیده و پس از فعالیت جمع‌آوری شود. اما اصل ماجرا اینجاست که بسیاری از عرصه‌های منابع طبیعی در اختیار نیروهای مسلح است. از جهتی، محفوظ بودن پادگان‌ها از تجاوز شکارچیان و آسیب‌رسانان به محیط زیست و در اختیار بودن نیروهای وظیفه می‌تواند فرصتی باشد تا در پادگان‌ها بهترین فضا برای صیانت و بهبود منابع طبیعی ایجاد شود.
پانزدهم اسفند ماه روز درختکاری است و در این میان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از فعال‌ترین مجموعه‌های کشور در این روز و در عرصه درختکاری است. مطابق برنامه و طرح‌های مهندسی در سپاه، موضوع درختکاری و صیانت از منابع طبیعی موجود در پادگان‌های سپاه در اولویت‌های کاری واحدهای مهندسی قرار دارد. طرح‌های ایجاد تصفیه‌خانه‌های فاضلاب، طرح‌های وسیع درختکاری و آبیاری قطره‌ای، ایجاد فضای سبز وسیع در پادگان‌ها و... همه و همه در دستور کار قرار گرفته و پاسداران توانسته‌اند در این عرصه با تمام توان نقش خوبی ایفا کنند. ایجاد باغ‌های وسیع از درختان مفید، طرح‌های آبیاری قطره‌ای و تأمین آب، طرح‌های نگهداری و داشت و... در اکثر پادگان‌هایی که امکان کاشت درخت داشته‌اند انجام گرفته، از سویی، توان بدنه مردمی سپاه، یعنی بسیج نیز برای گسترش فضای سبز و درختکاری در پادگان‌ها و سایر عرصه‌های منابع طبیعی به‌کار گرفته شده که توانسته است برنامه‌های کشور در این زمینه را تا حد خوبی بر اساس برنامه‌های تدوین‌شده پیش ببرد. برای نمونه می‌توان از کاشت ده‌ها هزار اصله نهال گردو در پادگان‌های سپاه در کوهپایه‌های زاگرس، کاشت 10 هزار اصله نهال در پادگان‌های سپاه در حاشیه کلان‌شهر تهران و کوهپایه‌های البرز و... نام برد. البته این را هم باید گفت که انجام چنین کارهایی، بودجه و امکانات خاصی را می‌طلبد از جمله؛ نهال‌های باکیفیت، زیرساخت‌های آبیاری و نگهداری و... تا بتوان نتیجه مطلوب را از آن حاصل کرد. در این میان همکاری‌های خوبی میان شهرداری‌ها، سازمان جنگل‌ها مراتع و آبخیزداری با نیروهای مسلح به‌ویژه سپاه صورت گرفته و انتظار می‌رود با بالفعل کردن همین ظرفیت‌های بالقوه می‌توان عمده نیاز کشور را در این موضوع حل کرد.


گلی از باغ

روایت پدافند گردان حمزه‌ در «خاکریز پیشانی»
لشکر27 محمد رسول‌الله(ص) از یگان‌های عمل‌کننده‌ عملیات والفجر8، در جاده‌ فاوـ ام‌القصر وارد کارزار شد و پدافند این جناح از عملیات را به عهده گرفت. گردان حمزه در مرحله اول عملیات، جنگ بسیار سختی کرده و توان خود را از دست داده بود، اما با بهره‌گیری از باقی‌مانده‌ نیروهای گردان‌های شهادت و سلمان، سازمان رزم خودش را تکمیل کرد و اسفند 1364 به مدت پنج روز در خط پدافندی جاده فاوـ ام‌القصر مستقر شد. با اینکه یک ماه از عملیات گذشته بود، دشمن تقریباً هر شب تلاش می‌کرد به هر شکلی که شده منطقه را دوباره پس بگیرد، اما با مقاومت رزمندگان اسلام نمی‌توانست با پاتک‌های مدامش این کار را انجام دهد. در آن پنج روز، پدافندِ پیشانی جاده‌ فاوـ ام‌القصر به عهده‌ گردان حمزه بود و چهار، پنج کیلومتر خط در اختیار داشت. دسته‌ اول گروهان سوم گردان حمزه در این چند روز پدافند، در «خاکریز پیشانی» مستقر بود و این کتاب، روایت یکی از آدم‌های این دسته از اتفاق‌های آن پنج روز است.
در این کتاب می‌خوانیم: «کمتر از یک دقیقه بعد از انفجار، صدای پِرپِر چند تا ترکش پیچید توی آسمان. ترکش‌ها می‌چرخیدند و صدای‌شان نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد بی‌آنکه بشود دیدشان. یک‌دفعه دوتا ترکش تقریباً با هم خوردند به پشتم. درست بین فرورفتگی بین دو کتفم، وسطِ وسط و قشنگ روی ستون فقرات. سرد بودند. هیچ کاری نکردند. خدا را شکر کردم که کسی ندید. حتی آن‌قدر قدرت و سرعت نداشتند که بادگیر را پاره کنند. خوردند پشتم و افتادند کف سنگر. برشان داشتم. ترکش باید داغ باشد آن‌قدر داغ که سرخِ سرخ باشد، اما اینها حتی دستم را هم گرم نمی‌کردند، دو تا ترکش چدنی، هر کدام به اندازه‌ دو بند انگشت؛ تمیز و نقره‌ای و سرد. گرفتم‌شان جلوی صورتم. آن لحظه دوست داشتم که می‌شد با همین دوتا ترکش تا ابد همانجا می‌ماندم یا حتی می‌رسیدم به دوستانی که توی این دو سه روزه ازشان جا مانده بودم. اگر می‌رفتند تو، حتماً قطع نخاع می‌شدم. یک کم با ترکش‌ها بازی کردم. مثل دو تا سنگریزه که کف دست بچرخانی؛ بعد هم گذاشتم‌شان توی جیب بادگیرم؛ یادگاری.» «خاکریز پیشانی» به قلم آقای «علیرضا اشتری» در 348 صفحه، در قطع رقعی با شمارگان 3000 نسخه و بهای 14 هزار تومان از سوی نشر27 روانه‌ بازار نشر شده است.


علمداران

سخت‌ترین جای اروند نصیب گردان حاج‌احمد شد
یکی از ویژگی‌های حاج‌احمد، انتخاب نیروهای خاص بود. همه معاونت‌های لشکر را جست‌وجو می‌کرد و نیروهایش را بر می‌گزید. می‌دیدی یک نیرو از مخابرات می‌گرفت، یک نیرو از پرسنلی، یکی از تدارکات و... حتی سه چهار نفر از بچه‌های اصفهان را جذب کرد کسانی مثل صغیرا و مؤذن‌زاده و قضاوی. اینها عصاره بچه‌های اصفهان در شرق کشور بودند. صغیرا و مؤذن‌زاده دو تا از فرماندهان گروهان حاج‌احمد شدند. یا کسی مثل قضاوی نیروی تدارکات لشکر بود و همه نیروها دارای روح معنوی بالا و شجاعت ویژه‌ای بودند. گردان حاج‌احمد مرکز شجاعان لشکر (41 ثارالله) شده بود. خصوصیت ویژه نیروهایش این بود که اهل گریه بودند؛ در کنار شجاعت، اهل استغاثه و دعا بودند. در عملیات والفجر هشت، این نیروها غوغا کردند، چه در ابعاد معنوی و چه در شجاعت. به قیافه‌های‌شان هم که نگاه می‌کردی، می‌دیدی که عموماً جوان و نوجوان هستند. بچه‌های پر التهابی که سرشار از معنویت و شجاعت بودند. حاج‌احمد 180 نفر را به‌عنوان غواص انتخاب کرد که در سرچشمه رفسنجان، بندرعباس و سد دز شنا و غواصی را آموزش دیدند. بخشی از تمرینات‌شان سخت و خطرناک بود. در دهانه خلیج‌فارس، شدت جزر و مد زیاد بود و بچه‌ها را به هر سمتی می‌برد. آنچه در هنگام کار مهم بود، رسیدن به نقطه مورد نظر در ساحل دشمن بود. باید همه نیروها یک‌جا در نقطه مورد نظر پیاده می‌شدند و اگر یکی‌یکی می‌رسیدند؛ هیچ کاربردی نداشتند. ضمن اینکه همه‌شان به شهادت می‌رسیدند. حاج‌احمد شیوه‌های مختلفی را در نظر گرفته بود. او طی دو مرحله به اتفاق صغیرا، مؤذن‌زاده، قنبری و بچه‌های اطلاعات و عملیات از اروند عبور کردند. رفت توی ساحل دشمن و موانع و خط آنها را از نزدیک بررسی کرد و برگشت. این بررسی‌ها به کارش ظرافت بخشید و او را مطمئن‌تر کرد. او نمونه‌ هزاران فرماندهی است که وجودش می‌سوخت برای اینکه نیروهایش را حفظ کند. آنها را سالم به خط دشمن برساند و اهدافی را که در واقع اهداف اسلام بود، تصرف کند. به همین دلیل، هـمیشه خطر، زحمت و فشارها را روی گـردن خود می‌گذاشت تا بتواند به ساده‌ترین و آسان‌ترین وجه عملیات را به سرانجام برساند.
روایت سرلشکر قاسم سلیمانی از سردار شهید احمد امینی


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به فیلم «تک‌تیرانداز آمریکایی»
نژادپرستی هالیوود به روایت ایستوود
مهدی امیدی

فیلم «تک‌تیرانداز آمریکایی»(American Sniper) به کارگردانی کلینت ایستوود، یکی از سیاسی‌ترین و ایدئولوژیک‌ترین فیلم‌های سال‌های اخیر هالیوود است که به جنگ عراق می‌پردازد. آنچه به این فیلم وجهه‌ای سیاسی بخشیده، هم توجیه جنگ است و هم تبلیغ علیه مسلمانان، آن هم در زمان و زمانه‌ای که جبهه صلیبی-صهیونی، شمشیر خود علیه مسلمانان را از رو بسته است؛ عاملی که سبب واکنش ولی‌امر مسلمانان جهان، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای شد.
این نخستین فیلم خارجی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی در یکی از سخنرانی‌های خود به‌طور مستقیم به آن اشاره کرده‌اند. در دیدار جمعی از اقلیت‌های دینی کشور، ایشان فرمودند: «همین فیلم «تک‌تیرانداز» که حالا سروصدایش بلند شده و هالیوود آن را درست کرده، تشویق می‌کند یک جوانِ مثلاً فرض کنید مسیحی یا غیرمسلمان را که تا آنجایی که می‌تواند و از دستش برمی‌آید، مسلمانان را اذیت بکند، اصلاً تشویق می‌کند این معنا را.»
نکته قابل توجه این است که با وجود اتمام اکران، فیلم «تک‌تیرانداز آمریکایی» در اوج فضاسازی‌های غرب علیه اسلام، دوباره روی پرده سینماهای آمریکای‌شمالی رفت و درست، همزمان با نمایش همین فیلم بود که مسلمانان ساکن در آمریکا دوباره مورد حملات نژادپرستانه قرار گرفتند و در این حملات، پنج نفر از آنها به قتل رسیدند. البته این نخستین فیلم نژادپرستانه و ضداسلامی در غرب نیست. نژادپرستی یکی از قدیمی‌ترین مضامین فیلم‌های هالیوودی است؛ به‌طوری که کمتر فیلمی در آمریکا را می‌توان یافت که فاقد رگه‌های نگاه ضدنژادی باشد. جریانی که بنیانگذار آن را پدر سینمای داستانگوی جهان، یعنی دیوید گریفیث و فیلم «تولد یک ملتِ» او می‌دانند. پندار نفرت به دیگری یا دیگران در هالیوود، امروز بر ایرانی‌ها و مسلمانان تمرکز یافته است.
«تک‌تیرانداز آمریکایی» براساس زندگی یک شخصیت واقعی ساخته شده است. داستان این فیلم درباره کریس کایل(با بازی بردلی کوپر) است که توانایی بالای او در تیراندازی، وی را راهی ارتش آمریکا می‌کند. البته کریس کایل، در دنیای واقعی، یک جنایتکار وحشی و گاوچران بود، اما این فیلم، در تحریفی آشکار، از وی یک قهرمان ملی ساخته است. قهرمان‌سازی ایدئولوژیک، یکی از ترفندهای هالیوود است. سال گذشته و در مراسم اسکار ۲۰۱۴ نیز اغلب فیلم‌ها، به بازسازی شبه‌قهرمانان آمریکایی پرداخته بودند. این‌بار نیز فیلم اسکاری «تک‌تیرانداز آمریکایی» به تکرار این کلیشه هالیوودی پرداخته است. همچون بسیاری از فیلم‌های هالیوودی، قهرمان فیلم، یک کابوی(گاوچران) است. گاوچرانی، فرهنگ اصیل آمریکایی‌ها و به‌نوعی میراث قومی آنها محسوب می‌شود و به همین دلیل هم در بسیاری از فیلم‌های ایدئولوژیک هالیوود، خاستگاه قهرمانان، گاوچرانی است. او همچنین دارای همه ویژگی‌های فرهنگی، نژادی و سبک زندگی آمریکایی است؛ مردی با رنگ سفید، موهای طلایی و چشمان آبی که در ضمن، اهل خوشگذرانی هم هست. او نیز مانند همه قهرمانان فیلم‌های هالیوودی، یک فرد باهوش و قوی است که به جنگ دشمنان می‌رود و با وجود همه سختی‌ها و دشواری‌هایی که بر سرش می‌آید، اما دست از مبارزه نمی‌کشد. آنقدر ازخودگذشتگی می‌کند تا در نهایت دشمن را شکست می‌دهد و موجب برافراشته‌شدن پرچم آمریکا می‌شود.
در مقابل، مسلمانان در این فیلم، همسان حیوانات وحشی معرفی می‌شوند که سربازهای آمریکایی حق دارند برای نجات جهان، آنها را هدف گلوله قرار دهند، به‌طوری که در صحنه آغاز فیلم، درست پیش از شلیک به بچه مسلمان عراقی، تصویر به شکار یک گوزن در جنگل وصل می‌شود. توهین پی‌درپی به سرزمین و خاک کشور عراق و نمایش تصویری متوحشانه از فرهنگ و مردم این سرزمین مسلمان، از دیگر رویکردهای محتوایی این فیلم است.
در فیلم، همان ادعای دروغین حمله به عراق، با هدف مبارزه با تروریسم تکرار می‌شود، به‌طوری که شخصیت محوری فیلم، پس از تماشای اخباری درباره فعالیت‌های تروریستی، مانند انفجار در اماکن عمومی یا حمله ۱۱ سپتامبر، به ارتش ایالات متحده و جنگ عراق می‌پیوندد. البته در فیلم، حرف‌های مخالفان جنگ نیز گفته می‌شود، اما این نظرات را قهرمان فیلم می‌دهد؛ «می‌بینید که اینجا پر از شیطان است. می‌خواهید آنها به «سن دیگو» و «نیویورک» بیایند؟!» و پس از این شعار، تصاویر یورش سربازهای آمریکایی به خانه‌های مردم بی‌دفاع در عراق به نمایش در می‌آید.
«تک‌تیرانداز آمریکایی» دوربین خود را روی تک‌تک مردم عراق و مسلمانان زوم می‌کند و هر یک از آنها را یک تروریست بالقوه و اغلب بالفعل معرفی می‌کند. زن و پیرمرد و حتی کودک؛ هیچ تفاوتی نمی‌کنند. از نگاه «تک‌تیرانداز آمریکایی» همه آنها خطرناک هستند و نباید به هیچ کدام‌شان رحم کرد!
یکی از شخصیت‌هایی که به‌گمان این فیلم تک‌تیرانداز تروریست‌هاست، «مصطفی» نام دارد. همزمان شدن انتخاب این نام با جریان یافتن توهین به پیامبراعظم(ص) نمی‌تواند یک حادثه باشد. همچنین در بخشی از فیلم گفته می‌شود که مصطفی، عراقی نیست و اهل سوریه است و به این ترتیب پای کشور سوریه هم به‌عنوان یکی از اهداف راهبردی آمریکا در فیلم باز شده است.


نگاهی به فیلم «لامپ ۱۰۰»
روشنایی سینمای اجتماعی
حسین کارگر

«لامپ ۱۰۰» نخستین فیلم سینمایی سعید آقاخانی، از معدود فیلم‌های جریان موسوم به سینمای اجتماعی محسوب می‌شود که برای مردم ایران ساخته شده و می‌توان تماشای آن را به مخاطب ایرانی توصیه کرد، فیلمی که علاوه بر مضمون خوب درباره اعتیاد ساختاری شسته‌ورفته و با تکنیک قابل قبول است؛ فیلمی که چراغ سینمای ایران را پس از فضای سرد جشنواره فجر، دوباره روشن کرده است.
سعید آقاخانی را همه به‌عنوان کارگردان و بازیگر سریال‌های کمدی تلویزیونی می‌شناسند، اما فیلم او با سریال‌هایش متفاوت است. این فیلم، تلفیقی از تراژدی و کمدی است. یعنی موضوع فیلم، به‌شدت تلخ و پراضطراب است، اما گاهی نیز موقعیت طنزآمیز پیش می‌آید. محسن تنابنده نیز یکی از نقش‌های متفاوت خود را بازی کرده است.
اعتیاد به مواد مخدر جدید و صنعتی، یک معضل مهم و کم‌وبیش رایج در جامعه‌ کنونی ماست که محور این فیلم قرار گرفته است. البته هم در سینما و هم تلویزیون، به موضوع اعتیاد خیلی پرداخته شده است، اما فیلم «لامپ ۱۰۰» این معضل را مطابق با شرایط امروزین جامعه بازنمایی می‌کند. مهم‌ترین تفاوت این بازنمایی، هشداردهنده بودن فیلم بدون افتادن در وادی شعارزدگی است. چون در خیلی از فیلم‌هایی که محور موضوعی آنها اعتیاد است، تصویری سطحی و کلیشه‌ای به تصویر کشیده شده است. حتی در برخی از این‌گونه آثار، از معتاد‌ها استفاده ابزاری در جهت ایجاد جذابیت کاذب شده است. مصداق بارز چنین تصویری در فیلم «سنتوری» به کارگردانی «داریوش مهرجویی» دیده می‌شود که فیلم برای ایجاد فضای خلسه و خماری، به مصرف مواد مخدر پرداخته است، بدون اینکه به آسیب‌شناسی آن بپردازد. جالب‌تر اینکه گفته می‌شود، پس از نمایش فیلم «گوزن‌ها» به کارگردانی «مسعود کیمیایی»، آمار مصرف مواد مخدر در جامعه ما افزایش یافت! چون در این فیلم‌ها اعتیاد و مواد مخدر و معتادان در نقش قهرمان فیلم ظاهر می‌شوند، اما در «لامپ ۱۰۰» مصرف مواد مخدر، به مثابه ضدقهرمان نفرت‌انگیز و در تقابل با شخصیت محوری فیلم، یک درام نفس‌گیر و بی‌وقفه را پدید آورده است.
با این حال، فیلم «لامپ ۱۰۰» از تحلیل زمینه‌های اجتماعی اعتیاد کمی باز مانده است. اعتیاد، بلایی است که از جامعه به فرد تحمیل می‌شود، اما نجات یافتن از آن، محصول اراده فردی است. اتفاقات فیلم، در فضا‌ها و مکان‌های کلیشه‌ای و رایج در سینمای بدنه می‌گذرند و این سبب شده که «لامپ ۱۰۰» نیز مانند خیلی دیگر از آثار سینمای ما گرایش به طبقات بالا داشته باشد و نه قاعده جامعه. نحوه ترک اعتیاد شخصیت محوری فیلم نیز، بسیار کهنه و کلیشه‌ای است و یادآور فیلم‌هایی است که در آن، فرد معتاد را چند روزی به تخت می‌بستند تا به‌اصطلاح پاک شود. این درحالی است که این روش فقط در یک فیلم قابل استفاده است و در عالم واقع، تنها موجب شکنجه دادن فرد معتاد می‌شود که پس از آزاد شدن، برای کاستن از دردهای شکنجه، باز هم سراغ مصرف مواد خواهد رفت!


اخبار

حاتمی‌کیا: سردار قاسم سلیمانی از جنس چمران است
ابراهیم حاتمی‌کیا، کارگردان سینمای ایران در گفت‌وگو با یک شبکه تلویزیونی فرمانده سپاه قدس را ستایش کرد. وی در بخشی از مصاحبه با شبکه المیادین، درباره نگارش نامه تشکر سرلشکر قاسم سلیمانی گفت: وقتی که به من خبر دادند که این‌چنین نامه‌ای نوشته‌اند و برای من ارسال کرده‌اند خیلی جا خوردم. چون برای من آقای قاسم سلیمانی یک فرد ایده‌آل است. یک کسی است که در خاطره‌هایم و رؤیاهایم جا می‌گیرد، به‌عنوان کسی که از جنس و نسل چمران است. کسی که در جغرافیا محدود نمی‌شود، بلکه وسعت نظر دارد و می‌شود همه جا سایه‌اش را دید؛ طبیعتاً وقتی ایشان از «چ» تعریف می‌کنند و «چ» را پسندیده بودند، برای من مایه مباهات است و احساس می‌کنم به نوعی قاسم سلیمانی در ادامه امثال چمران‌ها هستند که این اتفاق برای‌شان ارزش دارد و برای‌شان مهم است که از آن حرف زدند.

عصبانیت رژیم صهیونیستی از برگزاری مسابقه کاریکاتور هولوکاست

نماینده رژیم صهیونیستی در سازمان ملل خواستار محکومیت برگزاری مسابقه کاریکاتور هولوکاست در ایران از سوی این سازمان شد. به گزارش خبرگزاری مهر، طرح موضوع هولوکاست در یک مسابقه کاریکاتور در ایران خشم صهیونیست‌ها را برانگیخته است. به‌نوشته جروزالم‌پست «رون پروزور» نماینده رژیم صهیونیستی در سازمان ملل با ارسال نامه‌ای به دبیرکل این سازمان خواستار برخورد با این اقدام شده است. نماینده تل‌آویو در این نامه از «بان‌کی‌مون» خواسته است اقدام دولت ایران در برگزاری چنین مسابقه‌ای را محکوم کند.

فیلم‌های جشنواره عمار به دانشگاه‌ها می‌روند

اکران همزمان فیلم‌های جشنواره مردمی عمار در نیمه اول اسفند در دانشگاه‌های سراسر کشور آغاز می‌شود. دبیرخانه جشنواره عمار ضمن پیشنهاد اکران تعدادی از فیلم‌های جشنواره، تعدادی از فیلم‌ها را در روزهای آتی با عنوان بسته دانشجویی و مناسب اکران در دانشگاه‌ها و برنامه‌ها، اجتماعات و فضاهای دانشجویی در شبکه اکران مردمی توزیع می‌کند. فیلم‌های این بسته متناسب با مقتضیات دانشگاه و نیازهای دانشجویی تهیه شده است و دانشجویان می‌توانند به صورت تخصصی و در نشست‌های علمی، فرهنگی و سیاسی این فیلم‌ها را اکران و در مورد موضوعات فیلم‌ها بحث کنند. اکران‌کنندگان جشنواره عمار برای تهیه بسته دانشجویی می‌توانند به رابطان اکران مردمی در استان خود مراجعه کنند. همچنین متقاضیانی که پیش از این در سامانه اکران مردمی جشنواره عمار نام‌نویسی نکرده‌اند، می‌توانند با مراجعه به پایگاه اطلاع‌رسانی ammarportal.ir برای نام‌نویسی اقدام کنند.


 گزیده مطالب

جمع‌بندی تریبون 22
به نظر شما پاسخ جبهه مقاومت به شهادت فرماندهان حزب‌الله و سردار الله‌دادی باید چگونه باشد؟

پیش از ورود به بحث جمع‌بندی ضمن عذرخواهی از همراهان تریبونی و روی خط، لازم به توضیح است که شرکت وبگاه پیمانکار سامانه پیامکی تحت قرارداد صبح‌صادق از تاریخ 15 بهمن‌ماه دچار مشکل زیرساختی شد و دسترسی به پیامک‌ها و ارسال پیامک در این مدت وجود نداشت، لذا با تمدید مهلت شرکت در مسابقه و نیز طرح پرسش جدید سعی بر این بود که مشکل به وجود آمده مدیریت شود.
پاسخی کوبنده و قاطعانه
عده‌ای از همرهان تریبونی بر کیفیت این پاسخ تأکید دارند. آنها معتقدند که جبهه مقاومت و حزب‌الله باید پاسخی کوبنده، قاطعانه و دندان‌شکن به رژیم کودک‌کش صهیونیستی بدهند تا سر جایش بنشیند که «خيرالنساء قرباني» از املش، «اصغر واصفیان» از اصفهان، «مصطفی اکبری» از داران، «مریم وفایی» از زرین‌شهر، «حسینعلی‌پور پیرعلی» از نجف‌آباد، «محمد كريم‌زاده» و «نظمی» از اردبیل بر این نکته اشاره دارند.
«راعی» از تبریز بر محوکنندگی علاوه بر موارد اشاره شده تأکید دارد. «مهدی شیرخانی» از مازندران هم گفته است: من به صحبت‌های سیدحسن ایمان دارم و مطمئنم پاسخی سخت و کوبنده خواهند داد.
پاسخ مقاومت باید به‌گونه‌ای باشد که کاملاً متفاوت‌تر و کوبنده‌تر از پیش باشد را «حامد رحیم‌پور» از یزد مطرح کرده و «جهانبخش عطایی» از خلخال گفته است مقاومت باید با تمام قوا جواب صهیونیست‌ها را بدهد. «مهدی رضایی» از ملکان معتقد است که پاسخ جبهه مقاومت باید طوری باشد که دشمن را سردرگم کند. «مجید سیفی» از دولت‌آباد مرند و «ولی شمس‌ناتری» از چالوس هم نظراتی مشابه دارند.
خون در برابر خون
«صفری» از مشکین‌شهر گفته است در قرآن اشاره شده است چشم در برابر چشم، خون در برابر خون، پس انتقام ما نیز کشتن آنها باید باشد...
بازپس‌گیری جولان و شبعا
«سیاوش صادقی» از تبریز بر بازپس‌گیری شبعا و «منوچهر احمدى» از دورود بر برنامه‌ريزى براى گرفتن بلندى‌هاى جولان تأکید داشته‌اند.
پناهگاه‌های‌تان را آماده کنید
«علی مجیدی» از آذرشهر هم معتقد است جواب صهیونیست‌ها را سیدحسن نصرالله با جمله پناهگاه‌های‌تان را آماده کنید، داده است که البته پاسخ قاطعی هم دادند.
سرعت بخشیدن به تسلیح کرانه باختری
«محمد زارعی‌برآبادی» از خواف بر ایجاد ظرفیت‌ها و زیرساخت‌های جدید دفاعی برای مسلمانان جوار مرزهای رژیم صهیونیسم و فلسطین اشغالی تأکید دارد. تسریع در مسلح کردن کرانه باختری را «جواد صادقی‌سطری» از سنقر طرح کرده است.
«علی اشکبوس» از رشت به همه‌جانبه و از تمام جبهه‌ها بودن آن تأکید دارد و «سیدیان» از کاشان معتقد است
همین‌که صهیونیست‌ها شب و روز خواب ندارند و وحشت کرده‌اند و کابوس می‌بینند، بهترین انتقام است. «سیده‌صفیه عباسپور» از خلخال هم گفته است به نام هر شهید یک موشک به شبعا شلیک کنند.
«اکبر سیاهی» از مرند هم معتقد است: تنها با هلاکت صهیونیست‌ها و مقابله به مثل بایستی جواب رژیم کودک‌کش را داد تا دیگر به خود جرئت ماجراجویی را ندهد.
هدف قرار دادن فرماندهان رژیم صهیونیستی
«علی دهقانی» از یاسوج تأکید دارد که جبهه مقاومت هم باید فرماندهان ارتش صهیونیست را هدف قرار دهد و گوش به‌فرمان ولایت فقیه بودن را «صادق غیاثی» از سنقر مطرح کرده است.
«محمد فرهنكيان» معتقد است باید از جایی باشد که دشمن فکرش را نکند.
«شادی قنبری‌کرمانشاهی» هم معتقد است که رژیم غاصب و کودک‌کش صهیونیست مدت‌هاست که به دریوزگی و اضمحلال رسیده و از وحشت به متحدان جمهوری اسلامی پناهنده شده است. باید همچنان در استرس و وحشت باشد و به‌موقع ضربه قاطع و کوبنده را از رزمندگان همیشه پیروز مقاومت دریافت کند.
«محمدرضا قنبری» از کرمانشاه نیز نظری مشابه دارد.
«علیرضا رحمتی» از کنگاور هم گفته است پاسخ باید به‌گونه‌ای باشد که حاکمان رژیم صهیونیستی صدای شکستن استخوان‌هایش را بشنود.
«زارعی» از مریوان هم که پس از اولین اقدام حزب‌الله پیام داده است، بهترین پاسخ را همانی که در شبعا اتفاق افتاد می‌داند. «محمدصادق مستقیمی» از نایین بر شدت پاسخ تأکید دارد.
«نیما شعبانی» از نکا نیز با تأکید بر اتحاد مسلمانان و اجرای فرامین امام خامنه‌ای بهترین پاسخ را همین مسئله می‌داند.
دیگر مخاطبان
«محمدولى رستگار» از اسفراين، «بختیار خدایاری» و «رؤیا قهرمانزاده» از ارومیه، «الهام عباسقلي‌پور» و «عرفان عباسقلي‌پور» از املش، «احمد محمدی» از آبیک، «فاطمه زنگویی» از بیرجند، «م.زمانی» از اهواز، «ولي عالي‌خانى» و «محمودیان» از ایلام و... همگی از دیگر مخاطبانی بودند که در این هم‌اندیشی شرکت داشتند.
برندگان تریبون 22
محمد فرهنكيان/ ولي عالي‌خانى از ايلام/ سیاوش صادقی از تبریز
سؤال تریبون 23
به‌نظر شما در مذاکرات هسته‌ای توافق خوب چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟
 


 گزیده مطالب

ایستاده است...
چادر به‌سر مقابل در ایستاده است
چون کوه در کنار پدر ایستاده است
هرچند می‌شود پدر از پا فتاده‌تر
مادر به‌پای خاسته‌تر ایستاده است
اینجا خزان گلوی گلی را گرفته سخت
اینجا بهار خون به جگر ایستاده است
خورشید در غروب غریبی نشسته باز
مهتاب تا طلوع سحر ایستاده است
این تخت‌خواب قلب پسر را شکسته، آه!
حالا پسر بدون پدر ایستاده است...

اصفهان‌ـ آزاده سالمی




سرافرازان عشق

ما شجاعت‌پیشه و جنگاوریم
یاوران با وفای رهبریم
آشنای جبهه و کوی بسیج
پاسدار مکتب پیغمبریم
در سیاست، همچو عماری بصیر
در رشادت، نامی و نام‌آوریم
جملگی، ما چون شهیدان وطن
درس ایثار و شجاعت از بریم
رهرو راه امام و لاله‌ها
حافظانِ این نظام و کشوریم
عزمِ ما شیرازه دشمن گسست
وارثانِ میرِ بدر و خیبریم
جان‌به‌کف بگرفته‌ایم و منتظر
دیده بر راهِ امیر لشکریم
ما هماره با سرافرازان عشق
همره و همرزم و در یک سنگریم

حسن بیکی(سرونامی)






جدال قلب و گنه

و قلب من به گناهی دوباره درگیر است
كه جنگ وسوسه بدتر ز گرز و شمشیر است
جدال قلب و گنه... آخرش كه می‌بازد؟
گمان كنم كه دلم عاقبت زمین‌گیر است
سیه بشد دل پاكم ز فُرقت طاعت
كه از جدایی خورشید، شب چونان قیر است
نگو كه پیر می‌شوم و توبه می‌كنم فردا
دلا بكوش كه اكنون، بلی كنون دیر است
نرو دل رمیده من آهوی گرانبارم
هلا! رهی كه روی، آخرش به نخجیر است
من از گناه پرم، توبه هم زمن خسته
كه این حكایت دلبستگی به زنجیر است...
تهران‌ـ حسین صفری


حسن ختام

بیا و ما را پیدا کن...
اذان مغرب جمعه این هفته را که گفتند، صبر کردم تا کاملاً ناامید شوم بعد صدایت کنم. می‌دانی منظورم از ناامیدی کامل کجاست؟
از صبح جمعه منتظر بودم. می‌گویم، می‌شنوم، اما منتظرم. وقتی صبح‌های جمعه درس می‌خوانم به خود می‌گویم گوشت را تیز کن شاید بانگ «اناالمهدی» بیاید...
صبر می‌کنم. صبر می‌کنم. صبر می‌کنم تا غروب. غروب که می‌شود به خودم می‌گویم آل‌یس را بخوان. آقا نیامد... ولی از طرفی می‌گویم صبر کن شاید بیاید...
حالا اذان را گفته‌اند و من آل‌یس می‌خوانم...
آقایم بیا و آرامش را برقرار کن. آقا! دیگر خسته شده‌ایم، زمین خسته است.
یادت هست آن زمان که از استاد تاریخم پرسیدم یعنی چه که موقع آمدن امام زمان ظلم و ستم رواج دارد؟ یعنی ما هرچه زودتر بساط ظلم را بر پا کنیم تا آقا هم زودتر بیاید؟!
استاد گفت: آن موقع همه تلاش می‌کنند ظلم نشود، ولی می‌شود. همه بر جان هم می‌افتند برخلاف خواست قلبی‌شان.
آقا! باور کن امروز همان روزهاست. آقا باور کن خسته‌ایم.
شده‌ایم آن بچه گمشده در بازار و شما مادر. از اولش هم از اینکه ما را گرگ‌ها بدرند گریه کردی و تلاش کردی ما تو را پیدا کنیم. آری تو را پیدا کنیم چون شما گم نشده‌اید، ما گم شده‌ایم.
ما در این بازار شلوغ روزگار حواس‌مان پرت شد و به دنبال شما راه راست را نیامدیم.
آقا ما شده‌ایم همان بچه. مدت‌ها با نگاه کردن به رنگ‌های بازار مکاره سرگرم شدیم و الآن غروب است و دیگر فهمیده‌ایم باید برگردیم خانه. باید برگردیم وگرنه شب در این تاریکی چه خواهیم کرد؟
آقا داریم گریه می‌کنیم گوشه بازار، بیا و ما را نجات بده...