بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

22 بهمن روز نمایش اقتدار و دستان باز ایران در مذاکرات
اگر گوش‌های شنوا و چشمان بینایی در غرب و خصوصاً در میان آمریکایی‌ها باشد،‌ حتماً پیام ملت ایران در حماسه حضور یوم‌الله 22 بهمن را دریافت می‌کند. البته تجربه 36 سال گذشته نشان می‌دهد چنین گوش‌ها و چشمانی، حداقل در میان دولتمردان کشورهای سلطه‌گر و ضد بشری غرب مشاهده نمی‌شود. دشمنان غربی ملت ایران را کفار،‌ مشرکان و صهیونیست‌ها تشکیل می‌دهند و این جماعت از منظر قرآن کریم از ویژگی‌هایی چون؛ جاهل و گمراه، بی‌منطق و هوچی‌گر، منحرف، جنگ‌افروز و شبهه‌افکن، یار شیطان،‌ کور و کر برخوردار می‌باشند. آری، همین ویژگی‌های دشمنان انقلاب اسلامی و ملت بزرگ ایران سبب شده تا آنان طی 36 سال گذشته قادر به درک و فهم حقایق نگردند. سال‌ها قبل‌، ‌وزیر امور خارجه وقت آمریکا طی مصاحبه‌ای اعلام داشت، آمریکا باید بررسی کند که چرا طی 25 سال گذشته تمام سیاست‌هایش در قبال ایران با شکست مواجه شده است. به اعتقاد نگارنده، دلیل این ناکامی‌ها و شکست‌ها را حضرت امام (ره) در یک جمله کوتاه بیان داشته است. در زمان حیات پر برکت حضرت امام خمینی(ره) هر گاه توطئه آمریکایی‌ها و متحدان‌شان علیه ملت با شکست مفتضحانه‌ای روبه‌رو می‌شد،‌ آن عزیز سفر کرده می‌فرمودند: «شما ملت ایران را نشناخته‌اید.»
آمریکایی‌ها باید بدانند دلیل اصلی تمامی شکست‌های‌شان در قبال ملت بزرگ ایران از مقطع پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز، در همین جمله کوتاه رهبر کبیر انقلاب خلاصه می‌شود.
جالب است که آمریکایی‌ها با وجود این تجربه طولانی، هنوز هم به اشتباهات راهبردی خود در شناخت ملت ایران ادامه می‌دهند و براساس برآوردها و محاسبات غلط، سخن گفته و تصمیم می‌گیرند. از آخرین نمونه‌های این نوع برآوردهای غلط و اشتباهات راهبردی، سخنان «دیوید کوهن» معاون وزارت خزانه‌داری آمریکا درخصوص تحریم‌ها و مذاکرات هسته‌ای است. آقای کوهن که از وی به عنوان «معمار تحریم‌های ایران» یاد می‌شود، چند روز پیش در گفت‌وگویی با روزنامه «وال‌استریت ژورنال» با این ادعا که بهبود اقتصاد ایران بدون سازش این کشور با غرب بر سر برنامه هسته‌ای امکان‌پذیر نیست، گفت: «این موضوع اهرم فشار آمریکا در مذاکرات نهایی را افزایش می‌دهد.» کوهن در این مصاحبه گفت: «آنها (ایرانی‌ها) گیر افتاده‌اند. آنها بدون کاهش تحریم‌ها نمی‌توانند این اقتصاد را ترمیم کنند. فکر می‌کنم آنها با دست‌های بسته به مذاکرات آمده‌اند.»
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی نیز همانند حضرت امام خمینی(ره) دلیل اصلی شکست‌های پی‌درپی آمریکایی‌ها در قبال ملت ایران را در شناخت نادرست آنان از مردم ایران می‌دانند. مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش در روز نوزدهم بهمن‌ماه، با یادآوری سخنان برخی از سیاستمداران آمریکایی در سال‌های اخیر که بغض و کینه خود را با ملت ایران، صراحتاً بیان کردند، گفتند: «آنها از ایستادگی ملت ایران عصبانی هستند و هدف اصلی آمریکا و همراهانش به زانو درآوردن و تحقیر ملت ایران است که البته دچار خطا و اشتباه در تحلیل هستند.»
در این دیدار حضرت امام خامنه‌ای، علت ناکامی‌های پی‌درپی آمریکایی‌ها در مسائل منطقه و به‌ویژه مسائل ایران را، همین خطای محاسباتی و اشتباهات راهبردی دانستند و افزودند: «یک نمونه از این خطاها، اظهارات چند روز پیش یک مقام آمریکایی است که گفته بود، ایرانی‌ها در مذاکرات هسته‌ای، دست بسته هستند و گیر افتاده‌اند.»
رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به چنین اظهارات نابخردانه و به دور از واقعیت‌ها، تأکید کردند: ‌«در روز ۲۲ بهمن شما خواهید دید که ملت ایران چه حضوری خواهد داشت و آن موقع معلوم خواهد شد که آیا ملت ایران دست بسته است؟»
مقام معظم رهبری در ادامه سخنان خود با پیش‌بینی حماسه‌ای بزرگ از حضور ملت ایران در راه‌پیمایی یوم‌الله ۲۲ بهمن، خاطرنشان کردند: «دست ملت و مسئولان ایران هیچ‌گاه بسته نبوده و این موضوع را در عمل نشان داده‌اند و از این پس با ابتکارات و شجاعت خود، آن را نشان خواهند داد.» رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در ادامه، واقعیت موجود را این‌گونه بیان داشتند: «آن طرفی که فعلاً گیر افتاده و دچار مشکل است، آمریکا است و همه واقعیات این منطقه و در خارج منطقه، اثبات‌کننده این حقیقت است.»
در این راستا دو نکته اساسی و قابل تأمل وجود دارد:
الف ـ ابتکار و شجاعت رهبر معظم انقلاب اسلامی در بر هم زدن محاسبات و نقشه‌های آمریکا برای فرسایشی کردن مذاکرات با هدف تحقیر ملت ایران، پس از انتشار سخنان مقام معظم رهبری در دیدار با کارکنان و فرماندهان نیروی هوایی، آمریکایی‌ها به شدت عصبانی شده و به هم ریختند. عصبانیت آمریکایی‌ها از این سخنان را در اظهارات جان کری، وزیر امور خارجه این کشور می‌توان ملاحظه کرد. آمریکایی‌ها براساس همان اشتباه محاسباتی از شرایط ایران فکر می‌کردند می‌توانند با دو مرحله‌ای کردن توافقات به توافق سیاسی بر روی کلیات و توافق بر روی جزئیات، ایران را در دام یک مذاکرات فرسایشی طولانی‌مدت و بی‌فایده برای منافع‌شان گرفتار سازند. تصور دولتمردان آمریکایی بر مبنای تحلیل‌های غلط مانند آنچه آقای «دیوید کوهن» بیان داشت، ‌این بود که ایرانیان دست بسته در پای میز مذاکره، چاره‌ای جز پذیرش سناریوی دو مرحله‌ای توافق ندارند. اما آمریکایی‌ها به‌ناگاه این تصورشان مانند تصورات پیشین فرو ریخت، هنگامی که از سخنان حکیمانه، داهیانه و مدبرانه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با خبر شدند که معظم‌له در دیدار با کارکنان و فرماندهان نیروی هوایی، با اشاره به برخی مباحث مطرح شده درخصوص توافق دو مرحله‌ای که ابتدا توافق بر اصول کلی و پس از مدتی، توافق بر جزئیات باشد، فرمودند: «چنین توافقی پسندیده نیست، زیرا با تجربه‌ای که از رفتار طرف مقابل داریم، توافق صرف در کلیات، وسیله‌ای خواهد شد برای بهانه‌گیری‌های پی‌درپی در جزئیات. اگر توافقی انجام شود، باید در یک مرحله و در برابر دارنده کلیات و جزئیات، با یکدیگر باشد. مفاد این قرارداد نیز باید روشن، واضح و غیرقابل تفسیر و تأویل باشد و مفاد توافق نباید به‌گونه‌ای باشد که طرف مقابل که عادت به چانه‌زنی دارد، در قضایای مختلف بهانه‌جویی کند.»
ب ـ پیام صریح ملت ایران در راه‌پیمایی حماسی و غرورانگیز یوم‌الله ۲۲ بهمن مبنی بر ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی آمریکایی‌ها و ذلت‌ناپذیری. مردم ایران با حضوری وصف‌ناپذیر پس از گذشت ۳۶ سال از زمان پیروزی انقلاب اسلامی به دشمنان اثبات کردند که در برابر هیچ قدرتی دستان‌شان بسته نیست و با تمام وجود از انقلاب اسلامی، از حقوق ملی، از استقلال، از عزت، از ولایت و رهبری و از برنامه هسته‌ای دفاع خواهند کرد و تسلیم باج‌خواهی و زورگویی هیچ قلدر و زورگویی نخواهند شد. آری یوم‌الله ۲۲ بهمن، روز نمایش اقتدار و روز نمایش باز بودن دستان ایران در مذاکرات هسته‌ای و مقابله با دشمنان بود. مردم ایران در ۲۲ بهمن نشان دادند که تحریم‌ها و تهدیدها، هیچ خللی در عزم و اراده آنان در پیمودن راه انقلاب ایجاد نکرده است.
دکتر یدالله جوانی


بازتاب راه‌پیمایی ده‌ها میلیونی ۲۲ بهمن
ایرانیان یک بار دیگر جهانیان را شگفت‌زده کردند

در حالی که رسانه‌های فارسی‌زبان ضدانقلاب در شوک حضور حماسی مردم در راه‌پیمایی روز 22 بهمن هستند و تلاش می‌کنند چشم خود را بر خواست مردم ایران ببندند، حضور میلیونی مردم و شعار‌های مردم در جشن پیروزی سالگرد انقلاب اسلامی، نگاه رسانه‌های جهان را به کشورمان معطوف کرد به‌طوری‌که حضور بی‌نظیر مردم، بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های غربی‌ و عربی پیدا کرد.
خبرگزاری شینهوا، با اشاره به جشن پیروزی انقلاب در سرخط اخبار خود این‌چنین نوشت: صدها هزار ایرانی در شهرهای بزرگ و کوچک این کشور با در دست داشتن پرچم ایران و پارچه‌های بزرگ با تصاویر امام خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی و آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، به خیابان‌ها آمدند.
خبرگزاری واشنگتن‌پست آمریکا نیز در این‌باره نوشت: در سال‌های اخیر ایران از سالگرد انقلاب اسلامی برای تظاهرات علیه تحریم‌های غرب استفاده کرده است. این تحریم‌ها به دلیل فعالیت‌های هسته‌ای ایران اعمال شده است.
آسوشیتدپرس نیز این مراسم عظیم را در سرتیتر خبری خود داشت و نوشت: مردم ایران با شرکت در یک راه‌پیمایی عظیم، سالگرد انقلاب اسلامی سال 1979(57) را برگزار کردند. در این راه‌پیمایی مردم علیه آمریکا و اسرائیل، شعارهای زیادی سر دادند. این خبرگزاری در ادامه افزود: مراسم روز چهارشنبه به مناسبت یادبود 22 بهمن سال 57 برگزار می‌شد که در آن روز پیروان آیت‌الله خمینی، رژیم پهلوی را که تحت حمایت آمریکا بود، سرنگون ساختند. آمریکا در سال 1953 در کودتایی به سرنگونی دولت مصدق که منتخب ملت بود، کمک کرد؛ این اتفاق سبب شد که حکومت پهلوی احیا شده و دهه‌های متمادی بی‌اعتمادی بین دو کشور ایران و آمریکا حکمفرما شود.
الیوم السابع چاپ مصر نیز نوشت: ایران روز چهارشنبه در حالی که به مذاکراتش با قدرت‌های جهانی بر سر برنامه هسته‌ای‌اش ادامه می‌دهد، سی‌وششمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران را که در سال 1979 به پیروزی رسید، گرامی داشت.
خبرگزاری فرانسه هم در گزارشی با تأکید بر حضور جمعیت پرشمار را‌ه‌پیمایان در مراسم 22 بهمن در تهران به اظهارات رئیس‌جمهور در این مراسم پرداخت. در این گزارش آمده است: حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران تأکید کرد جهان برای باثبات کردن منطقه پردردسر خاورمیانه به ایران نیاز دارد.
شبکه خبری راشا تودی روسیه نیز همزمان با برپایی سی‌وششمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی به پخش مستقیم این مراسم باشکوه و سخنرانی دکتر حسن روحانی رئیس‌جمهور کشورمان پرداخت. این شبکه خبری روسی در گزارش خود آورد: میلیون‌ها ایرانی سی‌وششمین سال انقلاب اسلامی را جشن گرفتند؛ انقلابی که به سلطنت رژیم پهلوی مورد حمایت آمریکا پایان داد.
خبرگزاری رسمی ترکیه (آناتولی) نیز در گزارشی از تهران تأکید کرد مردم هزاران ایرانی سی‌وششمین سالگرد انقلاب در کشورشان را جشن گرفتند.
همچنین پایگاه سیهان ترکیه در گزارشی به راه‌پیمایی پرشور امروز ایران اشاره کرد و نوشت: در حالی امروز ایران سالگرد سی‌وششمین انقلاب خود را جشن گرفت که مردم زیادی در راه‌پیمایی امروز شرکت کردند و این در حالی است که ایران و غرب در تلاش هستند تا در مورد برنامه هسته‌ای ایران به توافق نهایی برسند. این پایگاه ترکی در ادامه نوشت: صدها هزار نفر از مردم ایران در شهر‌های ایران به خیابان‌ها آمدند و با در دست داشتن پرچم ایران و بنرهایی از تصاویر آیت‌الله خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر عالی ایران، امروز را جشن گرفتند. در تهران نیز مردم علاوه بر تصاویر رهبران ایران، بنرهایی با شعارهای ضد آمریکایی و ضد اسرائیلی در دست داشتند و دائماً شعار «انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست» را تکرار می‌کردند.
تایمز اسرائیل نیز نوشت: مردم ایران امروز شعار مرگ بر اسرائیل سردادند.


یادداشت
علی رئوفی

جنایت چپل‌هیل پیامد آموزه‌های شیطانی
جنایت هولناک شامگاه سه‌شنبه گذشته در آمریکا نشان داد آموزه‌های آمریکایی برای تأمین منافع این کشور و تضمین سلطه آن بر دیگران، افراد را به قتل و جنایت سوق می‌دهد و موذیانه همه امکانات را در خدمت آن به کار می‌گیرد. این جنایت وحشیانه در حالی صورت گرفت که دو خواهر فلسطینی‌الاصل به نام‌های روزان(۱۹ ساله) و یسر(۲۱ ساله) و ضیاء برکات(۲۳ ساله) اهل سوریه همسر یسر، پس از خروج از منزل در منطقه‌ای به نام «چپل هیل» واقع در شهر دانشگاهی کارولینای‌شمالی با شلیک گلوله به سرشان کشته شدند. قاتل فردی ۴۶ ساله به نام «کریگ استفن هیکس» است که مدام در صفحه فیس‌بوکش مطالب ضداسلام و ضدمسلمانان به اشتراک می‌گذاشته و عقاید ضد اسلام و نژادپرستانه داشته و پس از این جنایت دهشتناک نیز با ابراز خرسندی از جنایتش در کمال خونسردی خود را به پلیس معرفی کرد. به دنبال این جنایت، سه حرکت مهم و قابل تأمل بروز یافت:
۱ـ واکنش رسانه‌های جهانی به‌ویژه رسانه‌های معتبر و مشهور؛ با اینکه این جنایت از بعد اهمیت و ارزش خبری در تراز بالایی قرار داشت که باید رسانه‌ها با وسواس و دقیق آن به آن می‌پرداختند؛ اما چنین نشد.
۲ـ واکنش وجدان عمومی؛ مردم واشنگتن پس از آگاهی از این قتل‌عام خونین، برای ابراز همدردی با خانواده این سه دانشجوی جوان مسلمان و اعتراض به این جنایت، تجمع صدها نفری برگزار کردند و با روشن کردن شمع یاد کشته‌شدگان را گرامی داشتند و این جنایت را محکوم کردند. در دست‌نوشته‌های آنان عباراتی نقش بسته بود از جمله: «اسلام دشمن نیست»، «علیه توهین به اسلام بایستید»، «قلب ما برای شما شکست، روح شما شاد باشد» و «من تقاضا دارم تمام سفیدپوستان این عمل تروریستی را محکوم کنند» عصر پنج‌شنبه نیز عده‌ای از مردم انگلیس نیز در اعتراض به نحوه پوشش خبری شبکه بی‌بی‌سی درباره این جنایت دردناک و هول‌آور، مقابل دفتر آن تجمع کردند. صبح جمعه نیز صدها فلسطینی در برابر دفتر سازمان ملل متحد در غزه تحصن و این قتل را محکوم کردند و محاکمه قاتل را خواستار شدند.
۳ـ واکنش اوباما و بان‌کی‌مون؛ در پی اعتراضات فوق بود که اوباما با صدور بیانیه‌ای به این جنایت مسئله‌ساز پرداخت و در بیانیه‌اش آورد: «هیچ کس نباید در آمریکا به خاطر اینکه چه کسی است، چه شکلی دارد، یا چگونه عبادت می‌کند، هدف حمله قرار گیرد.» بان‌کی‌مون، دبیر کل سازمان ملل نیز با صدور بیانیه‌ای در محکومیت این جنایت خوفناک اعلام کرد: «در دورانی از تنش‌های دردسرساز که حاصل تلاش عده‌ای برای انحراف در آموزه‌های مذهب و پاشیدن بذر اختلاف است، این سه جوان مظهر ارزش‌های شهروندی جهانی و عطوفت فعال جهت ساختن جهانی بهتر برای همگان بودند.» از بین سه محور فوق محور یکم و سوم اهمیت بیشتری دارند؛ زیرا بازتاب‌دهنده امر بسیار مهمی هستند که این حادثه وحشت‌انگیز و مشابه آن باید در بستر آن امر مهم تحلیل شوند.
غرب، اسلام را تهدید بسیار جدی برای خودش می‌داند و خود را نیز مبدع و حافظ ارزش‌هایی معرفی می‌کند که به ارزش‌های جهانی شهرت یافته‌اند؛ مانند: آزادی، برابری انسان‌ها (نقطه مقابل نژادپرستی) و... این ادعای فریبکارانه به غرب اجازه نمی‌دهد مقابل اسلام بایستد و رودررو با اسلام و مسلمانان مقابله کند؛ از این‌رو با طرح نقشه‌ای حساب‌شده و با دامن زدن به اسلام‌هراسی، غیرمستقیم به جنگ اسلام و مسلمانان آمده و در این نبرد شیطانی روش‌های گوناگونی را آزموده که یکی از آنها تنفر‌آفرینی علیه اسلام و مسلمانان و تحریک دیگران برای هجمه به اسلام و مسلمان است.
غرب و به‌ویژه آمریکا با این روش دو هدف را دنبال می‌کنند، یکی القا مصون ماندن افراد متجاسر به اسلام حتی اگر مرتکب قتل شوند و دیگری تحقیر و تخفیف اسلام و مسلمانان است. برنامه‌های اسلام‌هراسی به‌گونه‌ای تنظیم شده‌اند که با سیاه‌نمایی کامل و مخوف نشان دادن چهره اسلام، دیگران را از اسلام متنفر و در نهایت دشمن اسلام می‌کند که در واقع و به شکل همزمان، دیگران و افراد جاهل و مغرض را نیز تحریک می‌کند و به دشمنی با اسلام وا می‌دارد. سکوت بیشتر رسانه‌های غربی و خودداری از بازتاب دادن این خبر و نیز صدور بیانیه اوباما و بان کی‌مون در تقبیح ضمنی این جنایت، هر دو مبحث پیش‌گفته را دنبال و تقویت می‌کند. به‌زعم و شاید هم به تجربه اوباما و سایر رجال سیاسی آمریکا، تحقیر مسلمانان در آمریکا و اروپا می‌تواند انزوا و درون‌گرا شدن آنها را در پی داشته باشد که در این صورت خطر(!) آنها از سر جامعه آمریکا رخت برمی‌بندد. اگر این تصور درست باشد، آیا در عالم واقع هم چنین امری رخ می‌دهد و آیا وجه دیگری برای نتیجه این کار متصور نیست؟ یعنی آیا امکان ندارد جامعه مسلمانان در غرب را به فکر چاره‌جویی و در نتیجه رویارویی صریح‌تر و دقیق‌تر با غرب سوق دهد؟ اگر پاسخ مثبت باشد که احتمالاً پاسخ بخشی از اهل نظر به این پرسش مثبت است، آن‌گاه باید با برگرفتن نگاه از برخی رویدادهای زودگذر، به افق قضیه نگریست تا به اقتضای آن عمل کرد. بر اساس پاسخ‌های مثبت به پرسش پیش‌گفته، باید گفت: غرب و به‌ویژه آمریکایی‌ها برای در امان ماندن از پیامدهای ترویج تنفر‌آفرینی که پس از فوران قابل مهار و مدیریت نیست، لازم است از کوشش برای تحمیل ارزش‌های بی‌ارزش‌شان به دیگران که مردم غرب و سایران و از جمله مسلمانان را دربر می‌گیرد، دست بردارند و به شکل جدی در آن بازنگری کنند. آموزه‌های بیانیه اوباما و بان کی‌مون برای انسان غربی و به‌ویژه انسان آمریکایی رفتارسازی نمی‌کند؛ زیرا عامل قوی‌تر در رفتارسازی که از رسانه‌های چندگانه غرب منتشر می‌شود، آنها را از میدان به‌در می‌کند و خود جای آن می‌نشیند و با شلیک گلوله به سر سه جوان مسلمان دانشجو و جاری ساختن خون آنها بر سنگ‌فرش‌های خیابان‌های آمریکا، اثر عینی خود را به نمایش می‌گذارد و این ثمره آموزه‌های اسلام‌ستیزانه آمریکا است که مدعی حمایت از ارزش‌های انسانی است؟!
جنایت چپل‌هیل پیامد آموزه‌های شیطانی
ادامه از صفحه اول
غرب و به‌ویژه آمریکا با این روش دو هدف را دنبال می‌کنند، یکی القا مصون ماندن افراد متجاسر به اسلام حتی اگر مرتکب قتل شوند و دیگری تحقیر و تخفیف اسلام و مسلمانان است. برنامه‌های اسلام‌هراسی به‌گونه‌ای تنظیم شده‌اند که با سیاه‌نمایی کامل و مخوف نشان دادن چهره اسلام، دیگران را از اسلام متنفر و در نهایت دشمن اسلام می‌کند که در واقع و به شکل همزمان، دیگران و افراد جاهل و مغرض را نیز تحریک می‌کند و به دشمنی با اسلام وا می‌دارد. سکوت بیشتر رسانه‌های غربی و خودداری از بازتاب دادن این خبر و نیز صدور بیانیه اوباما و بان کی‌مون در تقبیح ضمنی این جنایت، هر دو مبحث پیش‌گفته را دنبال و تقویت می‌کند. به‌زعم و شاید هم به تجربه اوباما و سایر رجال سیاسی آمریکا، تحقیر مسلمانان در آمریکا و اروپا می‌تواند انزوا و درون‌گرا شدن آنها را در پی داشته باشد که در این صورت خطر(!) آنها از سر جامعه آمریکا رخت برمی‌بندد. اگر این تصور درست باشد، آیا در عالم واقع هم چنین امری رخ می‌دهد و آیا وجه دیگری برای نتیجه این کار متصور نیست؟ یعنی آیا امکان ندارد جامعه مسلمانان در غرب را به فکر چاره‌جویی و در نتیجه رویارویی صریح‌تر و دقیق‌تر با غرب سوق دهد؟ اگر پاسخ مثبت باشد که احتمالاً پاسخ بخشی از اهل نظر به این پرسش مثبت است، آن‌گاه باید با برگرفتن نگاه از برخی رویدادهای زودگذر، به افق قضیه نگریست تا به اقتضای آن عمل کرد. بر اساس پاسخ‌های مثبت به پرسش پیش‌گفته، باید گفت: غرب و به‌ویژه آمریکایی‌ها برای در امان ماندن از پیامدهای ترویج تنفر‌آفرینی که پس از فوران قابل مهار و مدیریت نیست، لازم است از کوشش برای تحمیل ارزش‌های بی‌ارزش‌شان به دیگران که مردم غرب و سایران و از جمله مسلمانان را دربر می‌گیرد، دست بردارند و به شکل جدی در آن بازنگری کنند. آموزه‌های بیانیه اوباما و بان کی‌مون برای انسان غربی و به‌ویژه انسان آمریکایی رفتارسازی نمی‌کند؛ زیرا عامل قوی‌تر در رفتارسازی که از رسانه‌های چندگانه غرب منتشر می‌شود، آنها را از میدان به‌در می‌کند و خود جای آن می‌نشیند و با شلیک گلوله به سر سه جوان مسلمان دانشجو و جاری ساختن خون آنها بر سنگ‌فرش‌های خیابان‌های آمریکا، اثر عینی خود را به نمایش می‌گذارد و این ثمره آموزه‌های اسلام‌ستیزانه آمریکا است که مدعی حمایت از ارزش‌های انسانی است؟!


 

صفحه 2
سياسي

 

 

فرمانده کل قوا در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش
توافق بر کلیات و جزئیات باید در یک مرحله و با مفاد واضح و غیرقابل تأویل باشد

امام خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش و پدافند هوایی، با تبیین علت و هدف اصلی دشمنی ۳۶ ساله و ادامه‌دار دولت آمریکا و خطای محاسباتی آنها برای به زانو درآوردن و تحقیر ملت ایران، به رفتار و عملکرد منطقی و مستدل ایران در مذاکرات هسته‌ای و رفتار غیرمنطقی و باج‌خواهانه طرف مقابل اشاره و تأکید کردند: ملت ایران در روز ۲۲ بهمن نشان خواهد داد که زیر بار حرف زور نمی‌رود و پاسخ هر تحقیرکننده‌ای را نیز با ضربه متقابل خواهد داد.
در این دیدار که همزمان با سالروز بیعت تاریخی جمعی از همافران و کارکنان نیروی هوایی ارتش با امام خمینی(ره) در نوزدهم بهمن سال ۱۳۵۷ برگزار شد، حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای آن حادثه مهم را در بردارنده یک مضمون پرمغز و ماندگار دانستند و گفتند: اقدام شجاعانه فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی در ۱۹ بهمن ۵۷، نشان‌دهنده سخن حق و پرجاذبه انقلاب اسلامی است که توانسته بود حتی به اعماق دل‌های نیروی هوایی ارتش پادشاهی آن زمان که نور چشمی آمریکا نیز بود، نفوذ کند.
ایشان با تأکید بر لزوم شناخت و حفظ این حقیقت مهم، به برخی واقعیات صحنه از جمله نفوذ فراگیر انقلاب اسلامی اشاره کردند و افزودند: با پیروزی انقلاب اسلامی، ملت‌ها با دیدن شجاعت و دلیری ملت ایران که علناًً در مقابل زورگویی‌های آمریکا ایستاد، به هیجان آمدند و جذب پیام انقلاب شدند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: در طرف مقابل نیز، قدرت‌های زورگو و در رأس آنها آمریکا، از همان روز اول انقلاب، از هیچ اقدام و فشاری برای خاموش کردن این حرکت عظیم و رو به گسترش، فروگذار نکردند و این دشمنی تا امروز هم ادامه دارد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای افزودند: دشمنی آمریکا و قدرت‌های استکباری با اشخاص نیست، آنها با اصل حرکت و جهت‌گیری توأم با ایستادگی و استقلال‌طلبی و عزت‌خواهی ملت ایران دشمن هستند.
ایشان با یادآوری سخنان برخی سیاستمداران آمریکایی در سال‌های اخیر که بغض و کینه خود را با ملت ایران، صراحتاًً بیان کردند، گفتند: آنها از ایستادگی ملت ایران عصبانی هستند و هدف اصلی آمریکا و همراهانش، به زانو درآوردن و تحقیر ملت ایران است که البته دچار خطا و اشتباه در تحلیل هستند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، علت ناکامی‌های پی‌درپی آمریکایی‌ها در مسائل منطقه و به‌ویژه مسائل ایران را، همین خطای محاسباتی و اشتباهات راهبردی دانستند و افزودند: یک نمونه از این خطاها، اظهارات چند روز پیش یک مقام آمریکایی است که گفته بود، ایرانی‌ها در مذاکرات هسته‌ای، دست بسته هستند و گیر افتاده‌اند.
ایشان تأکید کردند: در روز ۲۲ بهمن شما خواهید دید که ملت ایران چه حضوری خواهد داشت و آن موقع معلوم خواهد شد که آیا ملت ایران دست بسته است؟
معظم‌له خاطرنشان کردند: دست ملت و مسئولان ایران هیچ‌گاه بسته نبوده و این موضوع را در عمل نشان داده‌اند و از این پس نیز با ابتکارات و شجاعت خود، آن را نشان خواهند داد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: آن طرفی که فعلاًً گیر افتاده و دچار مشکل است، آمریکا است و همه واقعیات این منطقه و خارجِ منطقه، اثبات‌کننده این حقیقت است.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به شکست سیاست‌های آمریکا در سوریه، عراق، لبنان، فلسطین، غزه، افغانستان و پاکستان و همچنین اوکراین، خطاب به آمریکایی‌ها تأکید کردند: این، شما هستید که سال‌های متمادی، پی‌درپی شکست خورده‌اید، اما جمهوری اسلامی ایران پیش رفته و به هیچ‌وجه با سی‌وچند سال گذشته قابل مقایسه نیست.

رسوخ مبانی انقلاب
در دل‌های جوانان
ایشان با اشاره به پیشرفت‌های گسترده جمهوری اسلامی در علم و فناوری، در مسائل گوناگون اجتماعی و در مسائل بین‌المللی و همچنین نفوذ عظیم منطقه‌ای و رسوخ مبانی انقلاب در دل‌های جوانان افزودند: جمهوری اسلامی ایران با این ذخیره ارزشمند از تجربیات، با قدرت، در حال پیشرفت است و آمریکایی‌ها که نتوانستند این ریشه را قلع‌وقمع کنند اکنون به تحمل نظام جمهوری اسلامی مجبور هستند و طراحی‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی آنها مانع از این پیشرفت نخواهد شد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی به مذاکرات هسته‌ای و تلاش بدخواهان و معاندان برای القای درماندگی ایران در این موضوع اشاره کردند و چند نکته مهم را درباره مذاکرات هسته‌ای متذکر شدند.
اولین نکته‌ای که حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای به آن اشاره کردند موافقت با اصل توافق بود که گفتند: من با توافقی که بتواند انجام شود موافقم اما با توافق «بد» موافق نیستم.
ایشان با اشاره به اظهارات مکرر آمریکایی‌ها که می‌گویند «توافق نکردن بهتر از توافق بد است»، افزودند: ما هم همین عقیده را داریم! و معتقدیم توافق نکردن بهتر از توافقی است که به ضرر منافع ملی و زمینه‌ساز تحقیر ملت بزرگ ایران شود.
تلاش بی‌وقفه مسئولان و هیئت مذاکره‌کننده برای خارج کردن حربه تحریم از دست دشمن، دومین نکته‌ای بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی به آن اشاره کردند و گفتند: اگر این اتفاق رخ دهد و با توافق، حربه تحریم از دست دشمن خارج شود، بسیار خوب است، اما اگر این اتفاق نیفتاد، همه بدانند که راهکارهای فراوانی در داخل کشور برای کُند کردن حربه تحریم وجود دارد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأکید کردند: اگر با همت و تلاش، به داشته‌های خود، به صورت مناسب توجه کنیم، حتی اگر نتوانیم حربه تحریم را از دست دشمن خارج کنیم، می‌توانیم آن را کُند کنیم.

رفتار منطقی جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته‌ای
نکته سوم رهبر معظم انقلاب اسلامی، درخصوص رفتار منطقی جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات هسته‌ای و رفتار غیرمنطقی و زورگویانه طرف مقابل بود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با اشاره به سخنان چندی پیش رئیس‌جمهور مبنی بر اینکه مذاکره به معنای رسیدن دو طرف به نقطه مشترک است، گفتند: بر همین اساس، نباید در مذاکره، یک طرف با رفتار غیرمنطقی تلاش داشته باشد که هر آنچه مورد توقع او است، محقق شود.
ایشان خاطرنشان کردند: رفتار آمریکایی‌ها و چند کشور اروپایی دنباله‌رو آنها، در مذاکرات، غیر منطقی است و با پرتوقعی انتظار دارند همه خواسته‌های آنها تحقق یابد، در حالی که این، روشِ مذاکره نیست.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، ایستادگی مسئولان در مقابل زیاده‌خواهی طرف مقابل را کاملاًً صحیح دانستند و با اشاره به عملکرد مستدل و منطقی جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف از جمله دوران دفاع مقدس و پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و همچنین مسائل گوناگون پس از جنگ، خاطرنشان کردند: نظام اسلامی در مذاکرات هسته‌ای نیز براساس منطق عمل می‌کند، اما طرف مقابل هیچ منطقی ندارد و به دنبال بی‌منطقی، با تکیه بر زور است.
ایشان تأکید کردند: ملت ایران زیر بار زورگویی و زیاده‌خواهی و رفتارهای غیر منطقی نخواهد رفت.
رهبر معظم انقلاب اسلامی یک بار دیگر فرمودند: من با ادامه و پیشرفت مذاکرات و رسیدن به توافق خوب موافقم و قطعاًً ملت ایران هم با هر توافقی که در بر دارنده عزت و احترام او باشد، مخالفتی ندارد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأکید کردند: باید در مذاکرات، تکریم، حرمت و پیشرفت ملت ایران محفوظ بماند، زیرا این ملت عادت به پذیرش زورگوییِ طرف مقابل اعم از آمریکا و دیگران ندارد.
ایشان همچنین با اشاره به برخی مباحث مطرح شده درخصوص توافق دو مرحله‌ای که ابتدا توافق بر اصول کلی و پس از مدتی توافق بر جزئیات باشد، خاطرنشان کردند: چنین توافقی پسندیده نیست، زیرا با تجربه‌ای که از رفتار طرف مقابل داریم، توافقِ صِرف در کلیات، وسیله‌ای خواهد شد برای بهانه‌گیری‌های پی‌درپی در جزئیات.
معظم‌له تأکید کردند: اگر توافقی انجام شود، باید در یک مرحله و در بردارنده کلیات و جزئیات، با یکدیگر باشد.
امام خامنه‌ای افزودند: مفاد این قرارداد نیز باید روشن، واضح و غیرقابل تفسیر و تأویل باشد و مفاد توافق نباید به گونه‌ای باشد که طرف مقابل که عادت به چانه‌زنی دارد، در قضایای مختلف بهانه‌جویی کند. رهبر فرزانه انقلاب تأکید کردند: تحریم‌ها نیز باید به معنی واقعی کلمه برداشته شوند.


یادداشت
مهدي سعیدي

مردم در صحنه و پيام‌هاي يک حماسه
مراسم بزرگداشت سي‌وششمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و در اوج آن، راه‌پيمايي 22 بهمن ماه در سراسر کشور با حضور ده‌ها ميليوني ملت ايران بار ديگر برگزار شد و چشمان ناظران را در سرتاسر عالم مبهوت خود کرد. در حالي که فشارهاي دشمنان انقلاب اسلامي روزبه‌روز بيشتر شده و همه تلاش‌هاي بيگانگان با هدف فاصله انداختن بين ملت و نظام اسلامي دنبال مي‌شود، گردهمایی بزرگ هر ساله ملت ايران و رأي آري به نظام اسلامي در 22 بهمن ماه، مهر بطلاني بر همه اين ترفندها است. اين حرکت بي‌نظير که در هيچ کجاي جهان مشابهي براي آن نمي‌توان يافت، پيام‌هايي دارد که بايد براي فهم آن تلاش کرد.
اولين مخاطب اين پيام، دشمنان انقلاب اسلامي هستند که نزدیک به چهار دهه در وضعيت دشمني با ملت ايران به‌سر مي‌برند و در طول اين سال‌ها، سيلي‌هاي متعددي از اين ملت خورده‌اند. يکي از مهم‌ترين پيام‌هاي چنين حضور باشکوهي را بايد آشکار شدن بصيرت بالاي ملت ايران در قبال ترفندهاي دشمنان انقلاب دانست؛ ملتي که به‌خوبي، صحنه منازعه کشورش را با دشمنانش تشخيص مي‌دهد و به‌خوبي مي‌داند، آن‌گاه که بايد در برابر بيگانگان خودنمايي کند، چگونه به صحنه آيد. در اين موقعيت حساس که استکبار جهاني همه توان خود را براي به زانو درآوردن ملت ايران با حربه تحريم‌ها به‌کار برده است، آرزوي آنان اين بود که اين فشارها آثار خود را در کم‌رنگ شدن راه‌پيمايي 22 بهمن عيان سازد! اما حضور پررنگ و خيره‌کننده ملت، آب سردي بر پيکر استکبار جهاني بود و همه نقشه‌هاي آنان را نقش بر آب کرد.
پيام ديگر اين حماسه بزرگ به اعضاي گروه مذاکره‌کننده هسته‌اي جمهوري اسلامي است. با اين مضمون که ملت ايران بر سر عزت و آرمان‌هايش ايستاده است و از نمايندگان و مذاکره‌کنندگان خود نيز انتظار دارد که با مستظهر بودن به حمايت ملت، استوار بر سر منافع کشور ايستادگي کند و لحظه‌اي در موضع انفعال در برابر دشمنان قرار نگيرد. بدون شک ديپلماتي که پشتوانه ده‌ها ميليوني ملتش را در کف خيابان‌ها به نمايش گذاشته است، استوارتر از آن است که در برابر تهديدات توخالي بيگانگان به خود ترسي راه دهد!
همچنين اين حماسه بزرگ پاسخي به ياوه‌گويان داخلي بود که هر از گاهي، از سرخوردگي ملت و عدم ايستادگي ايشان پاي آرمان‌ها دم مي‌زنند؛ همان‌هايي که هرگاه در توجيه و تبيين ادعاها‌شان کم مي‌آورند، از برگزاري همه‌پرسی و سپردن انتخاب نهايي به ملت سخن مي‌گويند و خود را زبان ملت معرفي مي‌کنند! منفعلاني که از ادامه راه انقلاب خسته شده و واداده‌اند و ملت را نيز چون خود تصور مي‌کنند. بدون شک، حماسه بزرگي چون راه‌پيمايي ميليوني ملت ايران در راه‌پيمايي 22 بهمن ماه، برترين رفراندومي است که مي‌توان پيوند و ايستادگي ملت را با جمهوري اسلامي و آرمان‌هاي انقلاب بهمن 57 ارزيابي کرد.
پيام بزرگ ديگر اين حضور بي‌نظير آن است که با وجود همه فشارها، سختي‌ها، کمبودها و کاستي‌ها که حاصل آن اعتراضات و گاه سرخوردگي‌هايي است که در ملت ايجاد مي‌شود، اما آنها اين مشکلات را پاي اصل انقلاب و نظام اسلامي نمي‌گذارند. ملت به‌خوبي مي‌داند که اين ضعف‌ها را بايد به پاي سوءمديريت‌ها، ضعف عملکردي نظام‌ها و سنگ‌اندازي دشمنان گذاشت. مردم خود براي حل اين مشکلات نيز چاره انديشيده‌اند و اعتراض خود را به ناکارآمدي‌ها از طريق مسالمت‌آميز و در انتخاب‌هاي‌شان پاي صندوق‌هاي رأي به منصه ظهور مي‌رسانند. نظامي مردم‌سالار که به معناي حقيقي کلمه، تجلي خواست مردم است و سلامت آن براي همه ملت آشکار است. اين اعتماد را مي‌توان از مشارکت حداکثري ايشان در ادوار انتخابات با وجود جوسازي‌هاي رسانه‌اي دشمنان مشاهده کرد. اين بلوغ سياسي، رمز ماندگاري نظام اسلامي است، چرا که ملت ضمن ايستادگي پاي اصل انقلاب، به تحول، پويايي و تعالي آن مي‌انديشد و گردش نخبگان را در فضايي آرام و پرشور به نمايش گذاشته است.
اين حضور باشکوه، پيام‌هايي را نيز براي مسئولان کشور به همراه دارد. مهم‌ترين نکته و درسي که مسئولان باید از اين پيام دريافت کنند، آن است که با همه وجود، قدردان اين ملت باشند و خدمت به ايشان را در رأس همه امور قرار دهند. ملتي که با وجود همه مشکلات در 36 سال اخير اين‌چنين پاي انقلاب ايستاده است، بدون‌شک لايق بيشترين احترام‌هاست و مسئولان انقلاب بايد به معناي حقيقي کلمه خود را خادم ملت بدانند. در اين شرايط است که تعبير امام خامنه‌اي بيش‌ازپيش قابل فهم خواهد بود: «فلسفه وجود بنده و امثال بنده و ديگر مسئولان، خدمت است. ما نوكر و خدمتگزار مردم هستيم. اعتبار و آبروي ما به اين است. اسلام اين را براي ما معين كرده است. ما حقي به گردن مردم نداريم؛ مردم به گردن ما حق دارند.» (15/11/1382)


نكته و نظر

انسان‌های ارزشمند در همه صورت با ارزشند‌!
نکته: یک سخنران معروف غربی در مجلسی که عده زیادی در آن حضور داشتند، یک صد دلاری را از جیبش بیرون آورد و پرسید: چه کسی مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ دست همه حاضران بالا رفت. سخنران گفت: بسیار خُب، من این اسکناس را به یکی از شما خواهم داد، اما پیش از آن می‌خواهم کاری کنم و سپس در برابر نگاه‌های متعجب، اسکناس را مچاله کرد و پرسید: چه کسی هنوز مایل است این اسکناس را داشته باشد؟ باز هم دست‌های حاضران بالا رفت. این‌بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمین انداخت و چندبار آن را لگدمال کرد و با کفش خود آن را روی زمین کشید. بعد اسکناس را برداشت و پرسید: خُب، حالا چه کسی حاضر است صاحب این اسکناس شود؟ و باز دست همه بالا رفت. در این هنگام سخنران گفت: دوستان، با این بلاهایی که من سر اسکناس درآوردم، چون از ارزش اسکناس چیزی کم نشد، لذا همه شما همچنان خواهان آن هستید.
نظر: در زندگی واقعی هم همین‌طور است. ما در بسیاری موارد، با مشکلاتی روبه‌رو می‌شویم، خم می‌شویم، مچاله می‌شویم، خاک‌آلود می‌شویم و احساس می‌کنیم که دیگر ارزشی نداریم، اما این‌گونه نیست و صرف‌نظر از اینکه چه بلایی سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نمی‌دهیم و هنوز هم برای افرادی که دوست‌مان دارند، آدم باارزشی هستیم. چون انسان‌های ارزشمند در همه صورت باارزشند و ارزش در ذات وجودی آنها است.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

احیای مجدد ستادی که نعمت‌زاده منحل کرده بود!
اگرچه نعمت‌زاده در روزهای ابتدایی وزارت خود، برخی ستادهای تولیدی را که دولت دهم تشکیل داده بود، منحل کرد، اما اکنون برخی از این ستادها از جمله «ستاد تسهیل تولید» در آستانه احیای مجدد است.
با تشدید تحریم‌ها و البته با تلاش وزیر صنعت، معدن و تجارت دولت دهم، ستادهایی در بخش‌های مختلف صنعت و معدن کشور تشکیل شد تا بتواند به‌دور از بوروکراسی‌های زاید اداری، برخی تسهیلات را برای بخش تولید کسب کند و برخی از آنها نیز البته، مصوبات‌شان به دلیل حضور نماینده رئیس‌جمهور که عمدتاً معاون اول بود، حکم هیئت دولت را داشت و بنابراین این ستادها که با حضور نمایندگان بخش خصوصی و فعالان اقتصادی در رسته‌های مختلف، تشکیل جلسه می‌داد، توانسته بود تا حدودی رضایت صنعتگران و تولیدکنندگان را جلب کند. البته پیشینه تشکیل ستاد تسهیل به پنجم اردیبهشت‌ماه سال ۸۹ و به‌منظور حمایت از واحدهای تولیدی به ریاست وزیر صنایع و معادن برمی‌گردد. اعضای این ستاد را نمایندگان وزارتخانه‌های امور اقتصادی و دارایی، رفاه سابق، بانک مرکزی، کار و امور اجتماعی سابق، نیرو، بانک مرکزی و، بانک‌های عامل تشکیل می‌دادند، ضمن اینکه این ستاد شامل هشت کمیته تخصصی بود، اما با روی کار آمدن دولت یازدهم، وزیر صنعت، معدن و تجارت جدید ترجیح داد که برخی از این کارگروه‌ها و ستادها را منحل کند و این کار را هم کرد که یکی از آنها، کارگروه حمایت از تولید بود که به‌گفته بسیاری از اعضای آن، با دستور نعمت‌زاده یا با مصوبه دولت، این کارگروه لغو شد. آرمان خالقی، مدیرعامل خانه صنعت، سال گذشته و همزمان با روی کار آمدن نعمت‌زاده به‌عنوان وزیر صنعت، در گفت‌وگویی اعلام کرد که دولت مصوبه‌ هیئت دولت پیشین را مبنی بر تشکیل برخی کارگروه‌ها، ابطال کرده است. او به این نکته اشاره کرد که بر این اساس، کارگروه حمایت از تولید نیز منحل شد، اما ما پیشنهاد جدیدی برای احیای دوباره آن داریم. حال اما محمدرضا نعمت‌زاده، در سفر اخیر استانی خود به کرمان، خبر از پیشنهادش به دولت برای راه‌اندازی ستاد تسهیل تولید داده است. او گفت: جزئیات ستاد تسهیل تولید در دولت تصویب شده و قرار است هفته آینده در کمیسیون مربوط مطرح شود. وی اظهار داشت: در قالب این طرح، اختیارات را به استان می‌دهیم که از برنامه پنجم متوقف بوده و استاندار و معاونان وی می‌توانند بسیاری از مشکلات را حل‌وفصل کنند.





رضایت عربستان هم جزو شروط هسته‌ای شد!

در حالی که جمهوری اسلامی ایران گام‌های متعددی برای رفع ادعای طرف‌های غربی انجام داده است، اما گزارش‌های رسانه‌های غربی حکایت از آن دارد که غرب به گام‌های مثبت ایران هیچ توجهی نداشته و صرفاً به‌دنبال اهداف سیاسی خود است.
طرف غربی بدون توجه به حسن نیت ایران ۴ هدف را دنبال می‌کند؛ اول اینکه؛ تأسیسات هسته‌ای ایران را کاملاً ناکارآمد کند، دوم اینکه؛ به دنیا پیام بدهد که الگوی مقابله با استکبار عملاً فاقد کارآیی شده است. سوم اینکه؛ به داخل ایران پیام بدهد زیرساخت‌های هسته‌ای جز هزینه، صرفه دیگری برای آنها ندارد و چهارم اینکه، عرب‌ها را در مقابل ایران قرار دهد و به همین سبب در ماه‌های جاری، شرط رضایت عربستان به سایر شروط افزوده شده است! در همین راستا غرب در صدد است با عنوان طرح «چهار مسیر» مقابله روانی خود را علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران افزایش دهد. آنها در مسیر اول و دوم به‌دنبال کاهش سانتریفیوژهای تأسیسات غنی‌سازی اورانیوم در نطنز و فردو هستند و سومین مسیر مربوط به رآکتور آب سنگین اراک است که پیشنهاد طراحی مجدد این رآکتور را ارائه کرده‌اند. چهارمین مسیر، افزایش بازرسی از تأسیسات هسته‌ای ایران است. البته آمریکا به‌تازگی یک شرط جدید نیز برای مذاکرات به‌نام «رضایت عربستان» قائل شده است! طرف آمریکایی معتقد است که با خارج کردن ایران از انزوای اقتصادی و سیاسی و ایجاد هراس در کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس، یک گشایش سیاسی برای محدودکردن برنامه هسته‌ای ایران می‌تواند به همان اندازه که تنش‌زدایی می‌کند، تنش‌آفرین باشد. «فلورانس اید» مدیر اجرایی یک مرکز مشاوره در امور کشورهای عربی در لندن می‌گوید: خطر این است که یک توافق با ایران خیلی زود شکل بگیرد، چرا که عربستان به‌عنوان رهبر شورای همکاری و رقیب اصلی ایران، اقدامات لازم برای رسیدن(همسطح شدن) به ایران را به شیوه‌ای که آنها نیاز دارند، انجام نداده است. در همین حال، روزنامه‌ها‌ی منطقه نیز اعلام کردند که واشنگتن گزارش‌های خود از پرونده هسته‌ای ایران را به اطلاع هم‌پیمانان خود در ریاض و تل‌آویو می‌رساند! عربستانی‌ها برای تأثیرگذاری بر پرونده هسته‌ای ایران، با کاهش قیمت نفت، یک بار دیگر به‌نوعی کارشکنی خود علیه ایران را نشان داده‌اند و در صددند که نفت را در بازارهای آسیایی و آمریکای شمالی به قیمت ۵۰ تا ۶۰ دلار به ازای هر بشکه به فروش برسانند.




ویژگی‌ها و مطالبات انقلاب مردم بحرین

با وجود گذشت چهار سال از آغاز انتفاضه مردمی در بحرین علیه حاکمیت آل‌خلیفه و تشدید موج سرکوب، شکنجه و خفقان، قطار انقلاب بدون وقفه و با وجود تشدید موج سرکوبگری و خفقان و ظلم همچنان به حرکت خود ادامه می‌دهد.
انقلاب بحرین در حالی وارد پنجمین سال متوالی خود می‌شود که این اعتراضات مردمی در بحرین، یک میلیارد و چهارصد میلیون دلار به اقتصاد به‌شدت وابسته بحرین زیان وارد کرده است. رهبری انقلاب مسالمت‌آمیز مردم بحرین را رهبرانی به‌عهده داشته‌اند که خواهان اصلاحات سیاسی و اقتصادی و مساوات در حقوق شده‌اند و در هر حال، برخی از آنها به‌ویژه شیخ‌علی سلمان به جرم همراهی و همبستگی با مطالبات مردم بحرین در زندان‌های آل‌خلیفه زندانی شده‌اند. مطالبات مردم بحرین عبارتند از: آزادی فوری تمام زندانیان سیاسی و پرداخت غرامت به آنها، پایان فوری فضای امنیتی حاکم بر کشور، توقف اعطای تابعیت سیاسی و آغاز تحقیق فوری درباره اعطای تابعیت‌های سیاسی، افزایش حقوق متناسب با اوضاع معیشتی دشوار، جلوگیری از میگساری، فحشا و روسپی‌گری و بستن عشرتکده‌ها و مراکز فساد در هتل‌ها (رسانه‌ها گزارش داده بودند که شاه بحرین در پی ادامه اعتراضات گسترده مردمی، به‌تازگی دستور بستن برخی مراکز عیاشی و لهو و لعب را در هتل‌های چهارستاره صادر کرده بود)، توقف شکنجه و نقض حقوق بشر و بازخواست و محاکمه فوری جلادان، برکناری نخست‌وزیری که بیش از چهل سال است همچنان در قدرت است (از جمله خواسته‌های مهم مردم بحرین است)، درخواست برای اصلاح قانون اساسی به‌گونه‌ای که تضمین‌کننده مشارکت واقعی و تأثیرگذار ملت باشد، انحلال پارلمان و اصلاح دایره حوزه‌های انتخاباتی به‌گونه‌ای که تضمین‌کننده مساوات و عدالت باشد؛ برای نمونه در هلند، انتخابات پارلمانی در تمام کشور به‌عنوان یک واحد بدون تعیین حوزه‌های انتخاباتی برگزار می‌شود، حل مشکل بیکاری، استخدام شهروندان اصلی در بخش دولتی بدون هرگونه تبعیض (نه مهاجران و کسانی که برای تغییر بافت جمعیتی به‌نفع رژیم آل‌خلیفه به بحرین آورده شده‌اند) لغو اختیارات قانون‌گذاری مجلس مشورتی، اصلاح دستگاه قضایی و سیاسی نشدن آن. مهم‌ترین ویژگی انقلاب مردم بحرین از چهار سال پیش تاکنون، حفظ ماهیت مسالمت‌آمیز و صلح‌جو بودن آن با وجود تشدید اقدامات سرکوب‌گرانه و بی‌رحمانه آل‌خلیفه است که از حمایت‌های گسترده آل‌سعود و مدعیان غربی دفاع از حقوق بشر برخوردار بوده است.





تفاوت‌های رسانه‌ای در قتل انسان‌ها از نظر غرب

خانواده‌ای متشکل از سه جوان مسلمان فلسطینی‌تبار در خانه‌شان در کارولینای شمالی به قتل رسیده‌اند و پلیس آمریکا یک مرد 46 ساله به‌نام «کریگ استفان‌هیکس» را به اتهام ارتکاب این سه فقره قتل دستگیر کرده است.
چند هفته پیش، سه افراط‌گرا طی عملیاتی به دفتر مجله شارلی‌ابدو حمله کردند و تعدادی از افرادی را که در دفتر مجله حضور داشتند، کشتند. پس از این حادثه، رسانه‌های غربی نوک پیکان حملات خود را متوجه اسلام و مسلمانان کردند و دین این سه فرد را مقصر اصلی این رویداد جلوه دادند، بدون آنکه به افراط‌گرایی حاصل از ترویج عقاید داعشی و القاعده اشاره کنند. دیری نپایید که چند روز پیش یک شهروند آمریکایی سه دانشجوی جوان مسلمان را به قتل رساند، اما رسانه‌های غربی و آمریکایی بدون هیچ‌گونه واکنش قابل توجهی از کنار این جنایت عبور کردند. البته این جنایت و نحوه واکنش رسانه‌های غربی با انتقاد شدیدی در میان افکار عمومی جهان مواجه شد. فاکس‌نیوز، در پوشش خبر حادثه «چپل‌هیل» از قاتل این سه مسلمان به‌عنوان «مردی که متهم به شلیک تا حد مرگ به سه مسلمان بود» یاد کرد، اما همین رسانه چندی پیش واکنش «باراک اوباما» رئیس‌جمهور آمریکا به حادثه شارلی‌ابدو را به صورت کامل پوشش داد و نوشت که اوباما همدردی خود را با فرانسه به دلیل «حمله تروریستی وحشتناک» ابراز داشت. سی‌ان‌ان، دیگر رسانه آمریکایی است که از قاتل سه مسلمان به‌عنوان فرد متهم یاد کرد. این در حالی است که این رسانه نیز حادثه شارلی‌ابدو را تروریستی توصیف کرده بود. کاربران شبکه اجتماعی توئیتر در یکی از مطالبی که منتشر کرده بودند به مقایسه عامل کشتار سه مسلمان و یکی از عوامل حادثه شارلی‌ابدو پرداختند. کاربران نوشتند که «سعید کواشی» متهم به کشتار تعدادی «طنزنویس» فرانسوی بوده است و «کریگ هیکز» سه دانشجوی مسلمان را به قتل رسانده است. رسانه‌ها، دوهفته به‌طور مداوم حادثه شارلی‌ابدو را پوشش دادند، اما حادثه «چپل‌هیل» با پوشش چندانی همراه نبود. سران اکثر کشورهای جهان، حادثه شارلی‌ابدو را محکوم کردند، اما هیچ‌کدام از مقامات کشورها، اشاره‌ای به جنایت چپل‌هیل نکرده و آن را محکوم نکردند. پس از حادثه شارلی‌ابدو، ارتش برای حمایت از یهودیان فرانسه مستقر شد، اما پس از حادثه چپل‌هیل هیچ برنامه‌ای برای محافظت از مسلمانان اتخاذ نشد. رسانه‌ها و شخصیت‌های متعددی پس از حادثه شارلی‌ابدو از مسلمانان خواستند که به دلیل این حادثه، عذرخواهی و این رویداد را محکوم کنند، اما چنین درخواستی برای جنایت چپل‌هیل مطرح نشد!


خط خبر

آدم‌های نگران فتنه؟!
چندی پیش بود که فردی با نام مهدیه گلرو از فعالان فتنه88 دستگیر شد، بلافاصله رسانه‌های ضدانقلاب به دروغ‌پراکنی درباره این فرد و حمایت از وی مبادرت کردند، حال آنکه واقعیت موجود درباره گلرو با آنچه رسانه‌های ضدانقلاب نقل می‌کردند، کاملاً تفاوت داشت. مهدیه گلرو درباره فعالیت ضدانقلاب در پوشش سازمان‌های حقوق بشری چنین اعتراف ‌کرد: «اعضای سازمان مجاهدین خلق [منافقان] در پوشش فعالین حقوق بشر، خود را مدافعان دموکراسی، طرفداران برابری و حقوق زنان و افرادی نگران حال و اوضاع دانشجویان محروم از تحصیل و ستاره‌دار معرفی می‌کنند و با فعالان این زمینه‌ها، مرتبط می‌شوند، بدون اینکه خود را معرفی کرده و منش و مرام خود را باز گویند.»

مواظب این جاسوس محبوب باشید!

تلویزیون که یکی از وسایل محبوب زندگی ماست، اکنون به یک ابزار جاسوسی از منازل تبدیل شده است تا جایی که شرکت سامسونگ به دارندگان تلویزیون‌های هوشمند ساخت این شرکت هشدار داده است بهتر است در مقابل این تلویزیون، حرف‌های خصوصی نزنند و اطلاعات حساس و مهم خود را بیان نکنند. به گزارش روزنامه دیلی‌تلگراف بریتانیا این هشدار به دلیل سیستم تشخیص صدای به‌کار رفته روی تلویزیون‌های هوشمند است که قادر است صدای افراد را ضبط کرده و ذخیره کند. سامسونگ هشدار داده است قابلیت ضبط و ذخیره صدای تلویزیون‌های هوشمند ممکن است از سوی طرف‌های ثالث به‌عنوان یک ابزار جاسوسی مورد استفاده قرار گیرد. شرکت سامسونگ در بخشی از دستورالعمل حفظ حریم خصوصی کاربران تلویزیون‌های هوشمند آورده است: «لطفاً هوشیار باشید که اگر در مورد مسائل شخصی و یا حساس خودتان صحبت می‌کنید، این اطلاعات به‌صورت دیتا ضبط می‌شود و به بخش سوم که قابلیت تشخیص صدای شما را دارند منتقل خواهند شد.»

تحمل سخنگوی اعتدال!

دفتر آقای سخنگوی دولت پس از گذشت بیش از یک سال، از رسانه‌ها خواسته تا از سیدرضا اکرمی، رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست‌جمهوری به‌عنوان مقام دولتی یاد نکنند! ظاهراً چون وی به‌تازگی در مصاحبه‌ای با برخی از موضع‌گیری‌های رئیس‌جمهور مخالفت کرده دفتر سخنگو چنین درخواستی کرده است! تصویر نامه سخنگوی دولت مبنی بر برکناری این روحانی، نشان از عدم تحمل منتقد از میان دوستان نزدیک رئیس‌جمهور است! در اطلاعیه دفتر سخنگوی دولت آمده است: «نظر به اینکه در روزهای اخیر برخی از رسانه‌ها از عناوینی همچون مشاور رئیس‌جمهور، رئیس شورای فرهنگی ریاست‌جمهوری، مقام دولتی برای حجت‌الاسلام سیدرضا اکرمی استفاده نموده‌اند، لازم به اطلاع‌رسانی است که جناب آقای اکرمی، رئیس شورای فرهنگی و امام جماعت مسجد سلمان فارسی است و هرچند که این مسجد در محوطه نهاد ریاست‌جمهوری واقع است، لیکن عناوین استفاده‌شده در مورد ایشان نادرست است، بنابراین نظرات ارائه‌شده توسط جناب آقای اکرمی شخصی بوده و منعکس‌کننده دیدگاه نهاد ریاست‌جمهوری و هیچ‌یک از ارگان‌های دولتی نیست.»

پروژه احیای مغز اصلاح‌طلبان

«احمد نقیب‌زاده» نظریه‌پرداز اصلاح‌طلبان که اکنون عضو حزب ندا شده است، پیشنهادهایی برای احیای اصلاح‌طلبی داده است. وی گفت: حوادث سال ۸۴ و برخی یک‌سونگری‌ها در سال‌های بعد، گویای همه چیز است. انگار که اصلاحات، مغزش را از دست داده بود، اما امروز ما نیازمند نیروهای عملگرای جوان‌تر در کنار باتجربه‌ها هستیم. باید درب جریان اصلاحات را بر روی همه باز نگه داریم. اصلاح‌طلبان باید چهار کار را انجام دهند؛ کار اول اینکه، از حاشیه‌های سیاسی بپرهیزند. کار دوم اینکه، نظم و انسجام داشته باشند. کار سوم اینکه، مرزهای خودی و غیرخودی را بردارند. اصلاحات، گفتمان گسترده‌ای است، حزب سیاسی نیست که ورود به آن اجازه بخواهد، به یک معنا از طرف مقابل نیرو بگیرند، نه اینکه اصلاح‌طلبی را در انحصارطلبی سیاسی خلاصه کنند و کار چهارم اینکه، تشکل‌سازی و پرورش نیرو داشته باشند، تا آینده داشته باشد. ما نباید تمام اشتباهات خود را گردن رقیب بیندازیم؛ آنچه اتفاق افتاد این بود که اصلاح‌طلبان مرتب روضه تلاش اصولگرایان برای حذف خود را می‌گرفتند، بدون آنکه راه حلی ارائه دهند.

ما می‌کشیم، اما مسلمان‌ها تروریستند!

«بن افلک» کارگردان و بازیگر آمریکایی هالیوود، در یک گفت‌وگوی تلویزیونی به‌شدت از اسلام دفاع کرد و گفت: «ما مسلمانان را به تروریسم متهم می‌کنیم، در حالی که بیشتر از آن چیزی که آنها از ما کشتند، ما از آنها کشتیم و کشورهای‌شان را اشغال کردیم. درست است که برخی از آنها بد و تروریست هستند، اما نباید همه دین را با قلم‎موی پهن‌مان رنگ بزنیم.»

آمریکا پاسخ ایران را منتشر نمی‌کند!

روزنامه آمریکایی وال‌استریت‌ژورنال مدعی شد حضرت آیت‌الله امام خامنه‌ای «با ارسال نامه‌ای محرمانه به تماس‌های باراک اوباما که خواهان روابط بهتری [با ایران] بود، پاسخ داده است.» این روزنامه می‌نویسد: پاسخ رهبر معظم انقلاب «محترمانه» بود، اما تعهدی در بر نداشت. یک مقام ارشد کاخ سفید از تأیید وجود چنین نامه‌ای خودداری کرد، اما تأیید کرد رهبر معظم انقلاب در سال 2009 و در ابتدای ریاست‌جمهوری باراک اوباما نامه‌ای به وی نوشته است، اما از بیان جزئیات آن نامه نیز خودداری کرد. به نوشته وال‌استریت‌ژورنال برخی مقامات فعلی و قبلی کاخ سفید که این نامه را مشاهده کرده‌اند، می‌گویند: «این نامه [2009] شامل مجموعه کارهای آمریکا در نقض حقوق ایرانی‌ها در 60 ساله گذشته بوده است.»

چرا جزئیات آری، کلیات خیر؟

برآیندی که تا به امروز مذاکرات هسته‌ای دارد، حداکثری ـ حداقلی است، یعنی ما به‌طور کامل در حال انجام تکالیف خود هستیم، اما دریافت حقوق مسلم ما به آینده مبهم موکول می‌شود. این روند همان روشی است که در دوره اصلاحات اتفاق افتاد و سبب شد تکالیفی بالاتر از حدود قانونی را از ایران مطالبه کنند. مطالبات گروه ۵+۱ در جزئیات مطرح می‌شود و به نتیجه می‌رسد، اما به مطالبات ایران که می‌رسد به موضوعات کلی می‌رود. اگر این روند معکوس نشود و مذاکرات هسته‌ای را به صورت جزئی جلو نبریم، دچار اشتباه راهبردی و تاریخی می‌شویم.

غفلت از بازار سلامت در عراق

در عراق پس از وزارتخانه‌های دفاع و کشور؛ بیشترین بودجه برای وزارت بهداشت‌شان است. عراقی‌ها نیز به صورت یک‌جا، بودجه سلامت‌شان را به ویژه در امر دارو که بالغ بر ۵/۲ میلیارد دلار است را می‌بندند. تاکنون نیز این بازار بکر در دست یکی از کشورهای منطقه بود که سعی بر آن است تا ایران از این بازار مناسب استفاده کند. اکنون جمعیت بیش از ۳۰ میلیونی عراق مشتاق و پذیرای دانش پزشکی، دندانپزشکی و داروسازی ایران هستند. در گذشته برای ورود دارو به عراق سختگیری‌ها و استانداردهای زیادی صورت می‌گرفت که سبب کم‌انگیزگی در شرکت‌های داروسازی ایران شده بود، ولی هم‌اکنون با توجه به مذاکراتی که با طرف عراقی صورت پذیرفته است، در این‌باره خبرهای خوشی برای سال ۹۴ در راه است.

فتنه‌ها پیچیده‌تر از 88 می‌شوند

وزیر اطلاعات دولت دهم به تازگی در مصاحبه‌ای گفته است: اگر کسی فکر کند فتنه ۸۸ به پایان رسیده است، مرتکب اشتباهی بزرگ ‌شده است. حیدر مصلحی افزوده است: ۹ دی فقط فتنه را به هم ‌ریخت. ما در آینده قطعاً با فتنه‌ای پیچیده‌تر از فتنه ۸۸ روبه‌رو خواهیم شد. فتنه‌گران گفتند ما دیگر نباید اشتباهات سال ۸۸ را تکرار کنیم. در فتنه آینده دیگر خبری از اهانت به امام و رهبری نیست و نفاق در آن فتنه‌ها جایگاه بسیار بالایی دارد.

علی‌مطهری: تشخیص دادم جبهه رفتن واجب نیست!

ماجرای نرفتن علی مطهری به جبهه هم این روزها مورد توجه برخی رسانه‌ها قرار گرفته است. تریبون مستضعفین گفت‌وگویی را در این‌باره با علی مطهری انجام داده که از او می‌پرسد: شما اخیراً در یکی از نوشته‌های خود اعلام کرده‌اید که حضور در جبهه‌ها واجب نبوده و شما هم به همین علت جبهه نرفته‌اید. این در حالی است که در سال‌های جنگ، فرماندهان جنگ هیچ‌گاه اعلام نکرده‌اند که در جبهه به اندازه کافی نیرو وجود دارد، بلکه برعکس، خلافش را گفته‌اند. علی مطهری پاسخ می‌دهد: شرکت در دفاع مقدس واجب کفایی بوده، نه واجب عینی. تریبون مستضعفین می‌گوید: معنی واجب کفایی این است که تا زمانی که فرماندهان نگفته‌اند، نیرو به اندازه کافی وجود دارد بر همه شرکت در جهاد واجب است و مطهری می‌گوید:‌ ولی فرماندهان هیچ وقت نگفته‌اند که نیرو کافی نیست. تشخیص من این بود که جمع‌آوری کتب شهید مطهری واجب‌تر است.

صهیونیست‌ها: ایران شش جبهه علیه ما گشوده‌‌ است!

رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی مدعی شده ایران شش جبهه را در مناطق مختلف علیه این رژیم گشوده است. وی گفته است چهار جبهه این شش جبهه عبارتند از لبنان، سوریه، غزه و صحرای سینا. علاوه بر آن، آنچه وی «فعالیت‌های تروریستی در کشورهای خارجی» خوانده و همچنین «تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای»، دو اقدام دیگری هستند که ایران از طریق آنها این رژیم را تهدید می‌کند!

یمن و ایران نگاه مشترکی دارند

اکنون جنبش انصارالله تا حد زیادی بر اوضاع یمن مسلط شده است. پرسش این است که آیا تحولات اخیر در یمن به معنای کنترل ایران بر یمن است. المانیتور در پاسخ به پرسش فوق نوشته است: باوجود تفاوت‌های مذهبی، سیاست خارجی شیعیان زیدی یمن شباهت زیادی با سیاست خارجی شیعیان دوازده‌امامی ایران دارد. در تبلیغات سیاسی آنها شعارهای مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل وجود دارد که آنها را بسیار شبیه انقلابیون ایران می‌سازد. عده‌ای یمن کنونی را بخشی از محور مقاومت می‌دانند که ایران رهبر آن است و شامل سوریه، حزب‌الله و گروه‌هایی در عراق می‌شود و در خاورمیانه در برابر غرب و اسرائیل قرار گرفته است. علی‌رغم برخی ادعاها درباره حمایت مادی و آموزشی ایران از مبارزان حوثی، آنها به طور پیوسته این ادعا را رد کرده‌اند ولی پذیرفته‌اند که حمایت ایران از آنها ناشی از این است که نگاه مشترکی به برنامه‌های منطقه‌ای آمریکا دارند. گقتنی است ارتباط ایران و انصارالله یمن به ایران جایگاه روانی برتری خواهد داد، به نیروهای مردمی حامی ایران اعتمادبه‌نفس خواهد داد و مخالفان ایران را به عقب‌نشینی و اتخاذ رویکرد دفاعی واخواهد داشت.


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

حماسه حضور میلیونی در قاب‌ عینک جناحی
حسین عبداللهی فر

«ملت آرزوهای آمریکا را لگدمال کرد»؛ این تیتر بزرگی بود که «کیهان» روی تصویر بسیاری بزرگی از راه‌پیمایی میلیونی مردم در 22 بهمن‌ماه قرار داد. «جوان»؛ «ضربه متقابل ملت» را تیتر اول خود کرد و آن را روی نمای زیبایی از میدان آزادی قرار داد.
«وطن امروز» هم نیم‌تای اول خود را به تصویری از جمعیت میلیونی مردم تهران اختصاص داد و «مشت ملت روی میز» را تیتر کرد.
«هیچ خیانتی بالاتر از خیانت پشت جبهه نیست»؛ این جمله‌ای بود که روزنامه‌هایی مانند «آفتاب یزد»، «شرق» و «آرمان» به نقل از رئیس‌جمهور تیتر اول خود قرار دادند.
«شهروند» فراز تندتری از سخنان رئیس‌جمهور را تیتر اول خود در روز آخر هفته قرار داد و نوشت: «فقط صهیونیست‌ها مخالف مذاکرات هستند.»
«اعتماد» متفاوت از دیگران، حضور گسترده مردم را به‌نفع مذاکرات مصادره کرد و «پشتیبانی هسته‌ای ملت» را روی تصویری از میدان آزادی در روز 22 بهمن‌ماه قرار داد.
در خصوص اینکه چرا برخی روزنامه‌ها، لبه تیز حضور چشمگیر و میلیونی مردم در راه‌پیمایی 22 بهمن را متوجه دشمنان انقلاب اسلامی کرده و برخی دیگر، سطح آن را به مسائل داخلی و مصادره کردن آن در راستای اهداف خود تنزل دادند، یک برنامه و با هدف قبلی صورت گرفته است، چنانچه روزنامه «مردم‌سالاری» دو روز پیش از آن در تیتر اول خود به‌نقل از قطعنامه حزب مردم‌سالاری می‌نویسد: «حضور گسترده در 22 بهمن برای حمایت از تیم هسته‌ای و لغو تحریم‌ها».
نگاهی به تیترهای درشت روزنامه‌ها یک روز پیش از راه‌پیمایی 22 بهمن نیز، مؤید نگاه متفاوت برخی از اصحاب مطبوعه است.
«اعتماد» در حالی که تیتر اول خود را به «روز ملت» اختصاص داده و در تیتر دوم خود از قول رئیس‌جمهور می‌نویسد: «شعار جناحی شایسته 22 بهمن نیست»، در سرمقاله همین روزش با عنوان «دندان روی جگر بگذارید» نوشت: «فردا سالروز انقلاب اسلامی است، ولی چه نگرش یا رفتاری از سوی ما می‌تواند بروز یابد تا یادآور خاطره 22 بهمن 1357 باشد؟ البته که حضور در راه‌پیمایی یک رفتار مهم است که همه خواهند آمد، ولی این ساده‌ترین کاری است که می‌توان انجام داد. رفتار کلیدی اتحاد و انسجامی است که در مهم‌ترین چالش پیش روی کشور، یعنی مذاکرات ایران و 1+5 باید از خود نشان دهیم. واقعیت راه‌پیمایی در کنار چنین اتحادی باید منعکس و معنا شود، والاّ اگر در این موضوع متفرق باشیم، حتی اگر در کنار هم راه برویم چه اهمیتی دارد؟»
«شرق» هم سرمقاله این روزش را به «شعار محوری انقلاب» اختصاص داد و نوشت: «این سه شعار، عصاره اهداف و آمال انقلابیون به‌شمار می‌رفت که مردم با مشت‌های گره کرده، آن را اعلام می‌کردند. حال در اواسط دهه چهارم انقلاب می‌توان به تبیین امروزی این شعارها پرداخت. استقلال به مفهوم نداشتن وابستگی و دخالت سایر کشورها در امور داخلی ماست. این واژه با اهمیت هرگز به مفهوم قطع ارتباط با سایر کشورها و عدم حضور در معاملات و تعاملات جهانی نبوده و نیست. مردم از یک‌سو خواهان به‌دست گرفتن ابتکار عمل و از سوی دیگر، علاقه‌مند به مبادلات فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بر اساس عزت، منافع، سربلندی ملت و کشور با همه ملت‌ها به جز رژیم اسرائیل هستند.» این در حالی است که «جوان» در تیتر اول خود پیش‌بینی کرد: «ملت فردا دست آمریکا را می‌بندد» و در سرمقاله خود نوشت: «در میان راه‌پیمایی‌ها و حضور مردم در عرصه‌های انقلاب، حضور امسال مفهومی متفاوت دارد، چرا که این حضور در شرایطی صورت می‌گیرد که دشمنان از استراتژی‌های براندازی نظام ناامید شده و مبتنی بر استراتژی تغییر محاسبات، تغییر باور مسئولان و مردم، کارآمدی و قابلیت نظام را دنبال می‌کنند و به‌همین دلیل است که در ماه‌های اخیر، دشمنان در این حوزه متمرکز شده و با سرمایه‌گذاری روی شبکه‌های رسانه‌ای و مجازی، ایجاد تردید در قابلیت‌های نظام در عرصه‌هایی نظیر هسته‌ای، توان دفاعی و... را دنبال کرده و می‌کنند.»
«وطن امروز» هم در سرمقاله این روزش با عنوان «نه، پس نمی‌آییم!» نوشت: «نه، پس نمی‌آییم، نه، پس اهل کوفه می‌شویم و تنها می‌گذاریم علی(ع) را. نه، پس فراموش می‌کنیم عهدی را که با خون شهیدان بسته‌ایم. نه، پس از شعار مرگ بر آمریکا آن‌هم در جهانی‌ترین هنگامه‌اش کوتاه می‌آییم. نه، پس از یاد می‌بریم الله‌اکبر آغشته به خون شهیدی را که شب 22 بهمن 64 به جای بام خانه، در همان اروند خروشان سر داد. نه، پس اجازه می‌دهیم آمریکا فکر کند به‌جای یک ملت شکست‌ناپذیر، انقلابی و همیشه در صحنه، تنها و تنها با چهار دیپلمات طرف است.»
«کیهان» هم در سرمقاله خود به پیش‌بینی حضور میلیونی و باشکوه مردم در خیابان‌ها پرداخت و زیر عنوان «فردا همه می‌آیند» نوشت: «فردا سی‌وششمین فجر انقلاب شکوهمند اسلامی از سپیده‌دم بیکران ایران اسلامی خواهد دمید. جوی‌های کوچک امت عاشق از کوچه پس‌کوچه‌های شهرها به هم می‌پیوندند تا دریای خروشان و مواج بیداری ایرانیان عاشق اسلام و انقلاب را پس از سی‌وششمین سال دیگر بار و پرشکوه‌تر از همیشه به رخ جهانیان بکشد و ثابت کند که نهضت اسلامی ما زنده و پویاست و گذر ایام نه‌تنها از اوج و بلندی آن نکاسته، که بلوغ و بالندگی آن را در پی داشته و نویدبخش فرداهایی روشن‌تر و امیدبخش‌تر شده است.»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروری بر چهارمین سالگرد قیام مردم بحرین علیه آل‌خلیفه
منامه سرزمین سركوب و ایستادگی

25 بهمن مردم بحرین در سراسر كشور و در سومین روز اعتصاب سراسری که با چهارمین سالروز شعله‌ور شدن انقلاب 14 فوریه مصادف شد، با حضور گسترده در خیابان‌ها و برگزاری تظاهرات گسترده، بر تداوم انقلاب تا تحقق کامل خواسته‌های‌شان تأکید کردند.
همزمان با آغاز روند بیداری اسلامی در شمال آفریقا و غرب آسیا در 14 فوریه سال 2011 ملت بحرین قیامی سراسری را برای احقاق حقوق خود آغاز كردند. نكته بسیار مهم در قیام بحرینی‌ها، ماهیت مسالمت‌آمیز آن است به‌گونه‌ای كه در طول این چهار سال، هیچ گونه اقدام مسلحانه‌ای صورت نداده و گزارش‌ها و اسناد نیز نشان می‌دهد انفجار خودروهای بمب‌گذاری شده در مقاطع مختلف زمانی نیز اقدام خود سران بحرین برای توجیه سركوب مردم این کشور بوده است. قیام بحرینی‌ها دارای دو شاخصه مهم بود كه آن را از سایر قیام‌ها در كشورهایی نظیر مصر، لیبی، تونس، یمن، اردن و... مجزا می‌کند و آن، وحدت و یكپارچگی مردم از شیعه و سنی و نیز نقش فعال و مؤثر مرجعیت دینی و سیاسی با محوریت شیخ‌عیسی قاسم، مرجع عالی‌قدر بحرینی‌ها و شیخ‌علی سلمان است كه زمینه‌ساز شكست طرح‌های ضد مردمی آل‌خلیفه و متحدان عربی و غربی آنها شده است.
آنچه مردم بحرین باوجود سركوب‌های گسترده مطالبه می‌كنند، سرنگونی نظام آل‌خلیفه و تشكیل حكومتی مردمی با پارلمانی واقعی و بدون وابستگی به ساختار حاكم است. در همین چارچوب و در چهارمین سالگرد قیام مردم بحرین، جنبش یاران 14 فوریه بحرین با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد؛ مردم همچنان خواستار سرنگونی رژیم آل‌خلیفه و «حمد بن‌عیسی» پادشاه این کشور هستند. این بیانیه با تأکید بر اینکه «موفقیت مردم در همه‌پرسی، مقدمه سرنگونی طاغوت و درستی راه انقلاب است»، تأکید کرد: «پس از گذشت چهار سال از عمر انقلاب، می‌توانیم بگوییم که پیروزی را با عزم و اراده‌ای قوی‌تر حس می‌کنیم.» جنبش یاران 14 فوریه بحرین تأکید کرد: «آل‌خلیفه کوچک‌تر از آن است که ملتی را که الگویش حضرت «اباعبدالله‌الحسین(ع)» است، شکست دهد.»
نكته قابل توجه آنكه، آل‌خلیفه در طول چهار سال گذشته با حمایت‌های عربی و غربی به جای توجه به مطالبات مردم، صرفاً سیاست سركوب را اجرا كرده است. وجود هزاران زندانی در سیاه‌چال‌های این رژیم، اجرای سیاست مبارزه با نمادهای دینی و اسلامی نظیر تخریب مساجد و حسینیه‌‌ها، اجرای سیاست سلب تابعیت برای تغییر ساختار جمعیتی بحرین ـ به‌گونه‌ای که ده‌ها هزار نفر از این كشور اخراج شده و گروه‌هایی از سایر كشورها از جمله پاكستان تابعیت بحرینی گرفته‌‌اند ـ و نیز استفاده از نیروهای نظامی كشورهای منطقه از جمله نیروهای سپر جزیره با محوریت عربستان، اردن و امارات و در نهایت، باج‌دهی به غرب برای همراهی با سركوب مردم نظیر استقرار ناوگان دریایی انگلیس در این كشور و... تنها بخش‌های كوچكی از جنایات آل‌خلیفه علیه مردم مظلوم بحرین است. جالب توجه آنكه، آل‌خلیفه كه در برابر قیام مردم ناكام مانده، با اتهام‌زنی به حزب‌الله و جمهوری اسلامی ایران، طرح توجیه سركوب مردم این کشور را در پیش گرفت كه ایستادگی مردم در مطالبه حقوق‌شان و تأكید آنها بر وابسته نبودن به خارج، این طرح را نیز با ناكامی همراه ساخت.
نكته مهم دیگر در تحولات بحرین، سكوت محافل رسانه‌ای و سیاسی غرب است. آنهایی كه در برابر حوادثی مانند شارلی ابدو در فرانسه چنان هوچی‌گری به راه انداختند، چهار سال است كه در برابر سركوب مردم بحرین به دست رژیم دست‌نشانده غرب، سكوت كرده‌اند، حال آنكه نهادهای بین‌المللی نیز بارها بر اقدامات ضد بشری این رژیم اذعان كرده‌اند.
در همین چارچوب و در سالگرد انتفاضه چهاردهم فوریه علیه رژیم آل‌خلیفه در بحرین، سازمان عفو بین‌الملل آورده است: «پس از گذشته چهار سال، محدودیت‌ها و نقض آزادی‌های اساسی در بحرین بیشتر شده است، مقامات بحرینی مانع برپایی تظاهرات و تجمعات می‌شوند، از فعالیت برخی از نهادهای مدنی و سیاسی جلوگیری می‌کنند، حق آزادی بیان سرکوب می‌شود و به‌تازگی نیز مقامات بحرینی آنانی را که خواستار اصلاحات واقعی در کشور شده‌اند، تحت پیگرد قرار داده‌اند و آنان را با اتهام اهانت به پادشاه، به پای میز محاکمه کشانده‌اند.»
این اعتراف‌ها در حالی صورت گرفته كه كشورهای غربی همچنان به حمایت از سركوب‌گری آل‌خلیفه ادامه می‌دهند كه واهی بودن ادعاهای حقوق بشری آنان را بیش از پیش آشكار می‌سازد.
با تمام این تفاسیر، جهانیان اذعان دارند كه قیام مردم بحرین متوقف نخواهد شد و آنها به راه خود ادامه می‌دهند كه استمرار خروش ملت بحرین برای آزادی شیخ‌علی سلمان پس از گذشت نزدیك به دو ماه از بازداشت او شاهدی بر این امر است. دستاوردهای ملت یمن در ماه‌های اخیر انگیزه‌ای مضاعف برای مردم بحرین شده، چنانكه بسیاری از ناظران سیاسی تأكید دارند، در آینده‌ای نه چندان دور، بحرین با تحولاتی مهم همراه خواهد شد كه محور آن را دستاوردهای جدید این ملت و تزلزل بیشتر رژیم آل‌خلیفه و متحدان عربی و غربی آن تشکیل خواهد داد. ان‌شاءالله


ديپلماسى
فرامرز پارسا

کری از چه رو ضمانت می‌دهد؟
نشست امنیتی مونیخ در حالی نیمه دوم بهمن‌ماه برگزار شد که در حاشیه آن دیدارهای جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 مورد توجه بسیاری قرار گرفت. به‌ویژه اینکه غرب که در معادلات جهانی با شکست‌های سنگینی مواجه شده، با برجسته‌سازی مذاکرات هسته‌ای، سعی در پنهان‌سازی شکست‌های خود داشت. در کنار این تحولات، منابع خبری از دیدار جان‌کری، وزیر امور خارجه آمریکا با مقامات شورای همکاری خلیج‌فارس (عمان، عربستان، کویت، قطر، امارات و بحرین) خبر دادند. آنچه در این مذاکرات مطرح شد، ضمانت‌های کری به کشورهای عربی درباره رفتارهای منطقه‌ای و فعالیت‌های هسته‌ای ایران بود.
حال این پرسش مطرح می‌شود که ریشه تضمین‌های آمریکا به کشورهای عربی چه بوده است و چه عواملی زمینه‌ساز آن شده تا آمریکا درباره عملکردهای منطقه‌ای و عدم دخالت ایران در امور کشورهای منطقه و نیز فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران به کشورهای عربی اطمینان دهد؟
آنچه محافل رسانه‌ای و سیاسی غربی سعی در القای آن دارند، آن است که آمریکا در روند مذاکرات هسته‌ای توانسته، ضمن متوقف‌سازی حرکت ایران در مسیر دستیابی به بمب هسته‌ای، مدیریت فعالیت‌های منطقه‌ای ایران را نیز اجرایی کند و بر همین اساس، آمریکا از عدم تهدید بودن ایران برای کشورهای منطقه اطمینان دارد. آمریکایی‌ها با چنین ادعایی از یک‌سو به‌دنبال امتیاز‌گیری از کشورهای عربی هستند و از سوی دیگر، با ادعای آرام‌سازی کشورهای مذکور در قبال ایران، خواستار امتیازات از جمهوری اسلامی ایران می‌شوند. این بازی دوجانبه آمریکا در قبال ایران، در حالی صورت می‌گیرد که چند نکته اساسی باید در این زمینه، درنظر گرفته شود.
درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران، جهانیان از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گرفته تا دستگاه اطلاعاتی آمریکا و اروپا و تمام ساختارهای بین‌المللی از جمله جنبش عدم تعهد با 130 عضو به صلح‌آمیز بودن ماهیت فعالیت‌های هسته‌ای ایران معترفند. جهانیان اذعان دارند که فتوای رهبر معظم انقلاب مبنی بر حرام بودن تسلیحات هسته‌ای، بالاترین ضمانت درباره صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای ایران است. با توجه به این شرایط به صراحت می‌توان گفت که غرب نیز بر عدم انحراف هسته‌ای ایران یقین دارد و تحرکات و خصومت‌ورزی‌های آن صرفاً برگرفته از زیاده‌خواهی سیاسی است. درباره رفتارهای منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران نیز کارنامه نظام اسلامی از ابتدای انقلاب تاکنون نشان می‌دهد که ایران هرگز دخالتی در امور همسایگان نداشته و حتی هشت سال اجماع منطقه علیه خود (در جنگ تحمیلی) را نیز در روابط خود ملاک قرار نداده و بر همگرایی دوستانه با تمام همسایگان تأکید کرده است. درباره نگاه ایران به چالش‌های منطقه نیز، جمهوری اسلامی همواره نگاه منطقه‌ای و فراملی داشته است.
برای نمونه، جمهوری اسلامی ایران به حمایت از مقاومت منطقه (شیعه و سنی) در برابر رژیم صهیونیستی به‌عنوان تهدید بزرگ امنیت منطقه پرداخته که دستاوردهای بسیاری برای کل منطقه به‌همراه داشته است. هر شکست رژیم صهیونیستی، پیروزی برای کل منطقه و جهان اسلام است، در حالی که دو دیدگاه در قبال آن مشاهده می‌شود. یکی ائتلاف آمریکایی ضدداعش است که نتیجه آن گسترش تروریسم در منطقه بوده و دیگر، جمهوری اسلامی ایران و مقاومت منطقه است که به اذعان جهانیان پیشگام مبارزه با تروریسم است. حمایت‌های گسترده مستشاری ایران از عراق و سوریه و یکپارچه‌سازی جبهه مقاومت علیه تروریسم، امنیت را به منطقه هدیه کرده است.
با توجه به این شرایط می‌توان گفت که آمریکا به‌خوبی از نقش مثبت ایران در منطقه آگاه است، لذا ضمانت آن به کشورهای عربی درباره نقش ایران امری بدیهی است، چرا که ایران همواره محور ثبات منطقه بوده و است و این حقیقتی است که آمریکا سعی دارد آن را به‌عنوان یک امتیاز به کشورهای عربی بفروشد و چنان وانمود می‌کند که سیاست‌هایش زمینه‌ساز مهار ایران بوده است.


پرونده

بازگشت شرکت ملی نفتکش به فهرست تحریم‌ها
در حالی که لغو یکباره تحریم‌ها یکی از اصلی‌ترین خواسته‌های طرف ایرانی در مذاکرات هسته‌ای است و مذاکرات بر سر آن ادامه دارد، کشورهای غربی همچنان استفاده از حربه تحریم را در دستور کار خود دارند. در تازه‌ترین اقدام، اتحادیه اروپا شركت ملی نفتكش ایران را كه یك ‌بار از گزند تحریم‌ها گریخته بود، بار دیگر به فهرست تحریم‌ها اضافه كرد. دادگاهی در انگلیس درخواست وكلای شركت ملی نفتكش ایران برای جلوگیری از ورود مجدد این شركت به فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا را نپذیرفت تا بار دیگر شركت ملی نفتكش مورد تحریم اروپا قرار گیرد.
ادعای جدید وال‌استریت‌ژورنال
روزنامه «وال‌استریت‌ژورنال» در گزارشی ادعا کرد تهران به نامه چندی پیش دولت آمریکا پاسخ داده است. آن طور که رسانه‌ها گزارش داده‌اند، باراک اوباما در نامه‌ای که در ماه اکتبر به رهبر ایران ارسال کرده، خواستار کمک ایران در مبارزه با داعش در منطقه شده است. وال‌استریت‌ژورنال در گزارش خود نوشته است ایران در هفته‌های اخیر به این نامه پاسخ داده، اما در این نامه «محترمانه» تعهدی را برای همکاری با واشنگتن در مبارزه با داعش، نپذیرفته است. مقامات کاخ سفید نیز از تأیید وجود چنین نامه‌ای، خودداری کرده‌اند.
سخنرانی ضدایرانی نتانیاهو عامل شکاف در آمریکا
در حالی که نتانیاهو برای سخنرانی در کنگره آماده می‌شود، موج اختلافات میان مقامات موافق و مخالف این سخنرانی در آمریکا گسترش یافته است. روزنامه تایمز اسرائیل چاپ فلسطین اشغالی نوشت: بیشتر نمایندگان سیاه‌پوست در جلسه سخنرانی نخست‌وزیر اسرائیل شرکت نخواهند کرد. بروز دیدگاه‌های مخالف در میان سیاه‌پوستان و یهودیان نشان می‌دهد این سفر تا چه حد باعث شکل‌گیری جناح‌بندی‌های مختلف در کنگره شده است به گونه‌ای که جمهوریخواهان از سفر نتانیاهو استقبال می‌کنند و دموکرات‌ها این سفر را اشتباه می‌خوانند. از سوی دیگر، هافینگتون‌پست نوشت: مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه سابق آمریکا، در مصاحبه‌ای تلویزیونی سخنرانی نخست‌وزیر اسرائیل را در کنگره آمریکا دخالت در امور داخلی واشنگتن دانست و با آن مخالفت کرد. جان بینر، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا، بدون اطلاع کاخ سفید از نتانیاهو برای سخنرانی در نشست مشترک کنگره، دعوت کرده است.
نیروگاه بوشهر پروژه برتر هسته‌ای ۲۰۱۴
بر اساس نوشته مجله مهندسی برق آمریکا، دو نیروگاه هسته‌ای بوشهر ایران و کودانکولام هند پروژه‌های برتر سال 2014 در بخش انرژی هسته‌ای نام گرفتند. سردبیر این مجله نوشت: این پروژه‌ها گرایش هسته‌ای جهانی را به فناوری‌های نوین نشان می‌دهد که آنها به دنبال استفاده از منابع انرژی پاک‌تر و مؤثرتر هستند. ساخت نیروگاه بوشهر را نخست شرکت آلمانی «کرافت‌ورک» انجام داد که به دلیل تحریم‌های آمریکا علیه ایران با تأخیرهایی مواجه شد. زمانی که آلمان از ادامه کار بر روی این نیروگاه امتناع کرد، در آگوست 1992، روسیه و ایران قرارداد ساخت نیروگاه اتمی را امضا کردند و در ژانویه 1995 دو کشور قرارداد تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر را نهایی کردند.


اقتصادى
سعید مهدوی

در صدور گاز باید به کجا برسیم؟
ایران با در اختیار داشتن حدود ۳۴ تریلیون مترمکعب گاز به‌عنوان بزرگ‌ترین دارنده این حامل انرژی پاک محسوب می‌شود. صادرات گاز طبیعی به کشورهای زیر صورت می‌پذیرد:
1ـ در حال حاضر، خریدار ثابت گاز ایران، ترکیه است، به‌طوری که براساس قرارداد 25 ساله، سالیانه 10 میلیارد مترمکعب گاز ایران به ترکیه صادر می‌شود.
2ـ صادرات گاز ایران به عمان برای ٢٥ سال برنامه‌ریزی شده و ارزش گاز صادراتی در این مدت با توجه به قیمت‌های روز ٦٠ میلیارد دلار برآورد می‌شود.
3ـ ایران، در قالب طرح سواپ، به نخجوان گاز صادر کرده و در مقابل، از جمهوری آذربایجان گاز دریافت می‌کند.
4ـ علاوه بر مورد فوق، مذاکرات اولیه‌ای نیز برای صادرات گاز به هند، چین و کشورهای اروپایی انجام شده که البته هیچ یک از آنها تاکنون نهایی نشده‌ است.
از نظر سند چشم‌انداز ١٤٠٤ ایران باید سومین تولیدکننده گاز جهان با ٨ تا ١٠ درصد صادرات گاز باشد، اما اکنون سهم صادرات ما در دنیا ۵/۱ درصد است، در حالی که برای رسیدن به ٨ تا ١٠ درصد نیاز به سرمایه‌گذاری هرچه بیشتر در زمینه دانش و فناوری روز در این حوزه داریم.
ایران در طرح بلندمدت قصد دارد تا در سال 1400 خورشیدی با در اختیار گرفتن بخش عمده بازار گاز، سالیانه 80 میلیارد متر مکعب به کشورهای اروپایی و آسیایی صادرات گاز داشته باشد.
براساس آمارها، با بهره‌برداری کامل از فازهای پارس جنوبی و توسعه میادین گازی مشترک و مستقل، ظرفیت تولید گاز تا پایان سال 1397 به یک‌هزار میلیون متر مکعب در روز خواهد رسید.
در حال حاضر و در مهم‌ترین قراردادهای صادرات و واردات گاز طبیعی ایران، جمهوری اسلامی ایران از ترکمنستان و جمهوری آذربایجان گاز وارد و به ترکیه، ارمنستان و جمهوری نخجوان صادر می‌کند. حجم صادرات سالیانه گاز طبیعی ایران به ترکیه ۱۰ میلیارد متر مکعب است. مهم‌تر از همه، آغاز صدور گاز به عراق در اول سال آینده است و برنامه زمان‌بندی به این شرح است که با عملیاتی شدن قرارداد، در سه سال اول ۴ تا ۷ میلیون مترمکعب در روز، در دو سال بعد آن حدود ۱۵ میلیون مترمکعب در روز و از سه سال پس از آن، روزانه ۲۵ میلیون مترمکعب گاز به عراق صادر می‌شود. پس از نهایی شدن اولین قرارداد صادرات گاز ایران به عراق (نیروگاه‌های بغداد و المنصوره) در اردیبهشت ماه سال 94، طرح احداث دومین خط لوله صادرات گاز ایران به عراق (نیروگاه‌های بصره) نیز قرار است از طریق مناقصه واگذار شود.
موقعیت جغرافیایی بسیار مناسب ایران به همراه منابع سرشار گازی، وجود میادین مشترک گازی، پیدایش بازارهای مصرف جدید چون؛ عراق، اعلام آمادگی بسیاری از شرکت‌های بزرگ بخش خصوصی و همچنین نیروی کار متخصص و جوان در کشور، برخی از مزیت‌های صادرات گاز ایران به شمار می‌آید.
یکی دیگر از مزیت‌های راه‌اندازی فازهای مختلف پارس جنوبی و افزایش تولید از سایر میادین گازی کشور، حضور پررنگ ایران در بازار صادرات گاز است. با بهره‌برداری از فازهای 12، 15، 16، 17 و 18 پارس جنوبی، روزانه 80 تا 100 میلیون مترمکعب به ظرفیت تولید گاز کشور افزوده می‌شود.


نداى قدس

فرار 50 درصدی صهیونیست‌ها از خدمت سربازی
50 درصد از صهیونیست‌ها از خدمت در زیر پرچم کشور کذایی و موهوم‌شان فراری هستند. این موضوعی است که رئیس بخش نیروی انسانی ارتش اشغالگر قدس از آن پرده برداشته است. ژنرال حجای توبولنسکی با حضور در یک نشست اقتصادی در تل‌آویو تصریح کرد: «برآوردهای ما نشان می‌دهد که 50 درصد از اسرائیلی‌ها حاضر به انجام خدمت سربازی نیستند که یک‌دوم آنها تحصیل علوم دینی را بهانه می‌کنند.» در ادامه اظهارات ژنرال صهیونیستی آمده است: «حدود 600 هزار نفر در ارتش خدمت می‌کنند که 400 هزار نفر آنان را نیروهای ذخیره تشکیل می‌دهند.»
20 هزار منزل عرب‌های ساکن اراضی 48 در فهرست تخریب
رژیم اشغالگر قدس در ادامه سیاست تخریب منازل فلسطینیان در اراضی اشغالی سال 48، منازل 20 هزار خانواده عرب ساکن اراضی 48 فلسطین را به بهانه ساخت‌وساز بدون مجوز در فهرست تخریب قرار داده است. به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، «زیاد حموری» مدیر مرکز حقوق اجتماعی و اقتصادی «قدس» خاطرنشان کرد که رژیم صهیونیستی با استفاده از قانون عدم صدور مجوز برای ساخت‌وساز عرب‌های 48 سعی در ادامه سیاست تخریب منازل فلسطینیان در این منطقه و در نهایت پایان دادن به حضور فلسطینیان در اراضی مذکور را دارد.
بلوکه شدن درآمدهای مالیاتی فلسطین
به گزارش خبرگزاری قدس بانک بین‌المللی پول برای بررسی آثار مالی بلوکه شدن درآمدهای مالیاتی تشکیلات رام‌الله از سوی رژیم صهیونیستی بر روی درآمدها و بودجه فلسطین، همایشی را با حضور نمایندگان کشورهای حامی مالی فلسطین برگزار کرد. شکری بشاره، وزیر دارایی فلسطین که در این همایش حضور داشت، به تشریح وضعیت مالی تشکیلات خودگردان فلسطین پرداخت و تصریح کرد: بلوکه شدن درآمدهای مالیاتی تشکیلات از سوی رژیم صهیونیستی، عملاً سبب از دست رفتن 70 درصد از درآمدهای مالیاتی آن شده است و این مسئله می‌تواند تبعات سنگینی بر روی اقتصاد فلسطین داشته باشد. گفتنی است رژیم صهیونیستی در واکنش به درخواست عضویت تشکیلات رام‌الله در نهادها و معاهدات بین‌المللی که از جمله آنها می‌توان به عضویت در دیوان کیفری بین‌المللی «لاهه» اشاره کرد، درآمدهای مالیاتی طرف فلسطینی را بلوکه کرده است که این مسئله باج‌گیری و اعمال فشار آشکار به‌منظور کسب امتیازات سیاسی است.
نتانیاهو نماینده من نیست

شبکه دهم تلویزیون رژیم صهیونیستی از تصمیم شماری از یهودیان آمریکایی برای امضای عریضه‌ای با محتوای «نتانیاهو نماینده من نیست» خبر داد. شماری از یهودیان آمریکایی تصمیم دارند تا در اعتراض به تصمیم نتانیاهو برای سخنرانی در کنگره که البته بدون موافقت دولت آمریکا صورت می‌گیرد، عریضه‌ای را امضا و به سفارت رژیم صهیونیستی در ایالات متحده ارائه کنند که بر روی آن نوشته شده است: «نتانیاهو نماینده من نیست.» شبکه دهم تلویزیون رژیم اشغالگر قدس نیز در تحلیل این اقدام، آن را واکنش یهودیان آمریکایی نسبت به تصمیم نتانیاهو برای حضور ناخوانده در ایالات متحده دانست.
بیکاری 337 هزار فلسطینی نتیجه سیاست‌های اشغالگران

سازمان مرکزی آمار فلسطین اعلام کرد نرخ بیکاری در فلسطین در سه ماهه آخر سال 2014 به رقم ۵/۲۶ درصد رسیده است. سازمان مرکزی آمار فلسطین با صدور بیانیه‌ای تصریح کرد: «در سرشماری که از نیروی کار انجام گرفت، مشخص شد که تعداد بیکاران فلسطینی در سه ماهه آخر سال 2014 به رقم ۹۰۰/۳۳۶ نفر رسیده است. ۷۰۰/۱۹۴ تن از این افراد را اهالی نوار غزه و ۲۰۰/۱۴۲ نفر دیگر را نیز اهالی کرانه باختری تشکیل می‌دهند.» در بخشی دیگر از بیانیه یاد شده آمده است: «مردان ۸/۲۳ درصد و زنان ۵/۳۶ درصد بیکاران فلسطینی را تشکیل می‌دهند.»


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

از ادعای حمایت تا گشودن جبهه جدید
قاسم غفوری

راهبرد امنیت ملی آمریكا با چارچوب به اصطلاح مبارزه با تروریسم و نیز درخواست بودجه 8/8 میلیارد دلاری برای مبارزه با تروریسم در بودجه سال 2015 در این کشور، در حالی صورت گرفت كه پس از انتشار خبر قتل تبعه ژاپنی و نیز سوزاندن خلبان اردنی به دست داعش محافل رسانه‌ای و سیاسی آمریکا اظهارات بسیاری مبنی بر تشدید حملات علیه داعش داشته و حتی سخن از اقدام نظامی ‌و اعزام نیرو به اردن به میان آمده است. در همین چارچوب اوباما، رئیس‌جمهور آمریكا در دیدار با پادشاه اردن از همكاری گسترده با این كشور برای مبارزه با داعش خبر داد. كری، وزیر امور خارجه آمریكا نیز در نشست امنیتی مونیخ بار دیگر محوریت آمریكا در مبارزه با تروریسم و لزوم همگرایی جهانی با آمریكا برای تحقق این امر را مطرح كرد!
با توجه به اینکه در طول ماه‌های اخیر ائتلاف ضد داعش با محوریت آمریکا اقدامی ‌جدی در مبارزه با تروریسم صورت نداده، این سؤال مطرح می‌شود که چرا آمریکا چنین رویکردی را در پیش گرفته و اهداف نهایی آن چیست؟
بخشی از پاسخ به این پرسش را در نشست امنیتی مونیخ می‌توان مشاهده کرد. آمریکا با برجسته‌سازی مسائل جهان از جمله مسئله اوکراین، داعش و برنامه هسته‌ای ایران، خود را محور تحولات جهانی و ناجی بشریت معرفی می‌‌کند که سایر کشورها نیز پیرو آن هستند. تحرکات صورت گرفته پس از جنایات اخیر داعش با محوریت سوزاندن سرباز اردنی و چندین عراقی و سوری را می‌توان اقدامی ‌از سوی آمریکا برای فضاسازی در نشست مونیخ دانست که سناریوی ساختگی بودن جنایات داعش برای اجرایی شدن طرح آمریکا در نشست مونیخ را بیش از پیش تقویت می‌کند. این امر زمانی آشكارتر می‌شود كه محور سخنان نمایندگان آمریكا از جمله كری، وزیر امور خارجه در مونیخ حول محور داعش و نظامی‌گری در منطقه بود.
نکته دیگر آنکه، سربریدن و سوزاندن اتباع ژاپنی و اردنی به‌عنوان متحد آمریکا بازتاب منفی در میان متحدان آمریکا داشته است، از این رو آمریکا با برجسته‌سازی طرح‌های مبارزه با داعش سعی اطمینان‌دهی به متحدان خود در تأمین امنیت آنها دارد تا همچنان آنها را در کنار خود حفظ کرده و مانع جدایی آنان شود. در تحولات منطقه دو نکته مهم مشاهده می‌شود.
نخست؛ دستاوردهای گسترده ارتش و بسیج مردمی ‌عراق و سوریه در مبارزه با تروریسم است که جایگاهی جهانی برای آنان و مقاومت رقم زده است. دوم؛ شکست‌های سنگین داعش و النصره به عنوان مهره‌های آمریکا در منطقه است که تهدیدی برای سلطه‌گری آمریکا است. هر دو این تحولات، تهدیدی برای هژمونی و اهداف بحران‌ساز آمریکا در منطقه قلمداد می‌شود.
آمریکا با تشدید فضای ادعایی درباره مقابله با داعش و حتی اعزام تعدادی نیرو به اردن در کنار مصادره دستاوردهای عراق و سوریه به دنبال ایجاد محیطی امن برای تروریست‌ها در مرزهای اردن است. آمریکا با ادعای مقابله با داعش مانع ورود ارتش عراق و سوریه به مرزهای اردن می‌شود که نتیجه آن ایجاد شدن محیطی امن برای تروریست‌ها است. در حوزه عراق و سوریه و حتی مرزهای تركیه، ارتش عراق و سوریه و نیروهای مردمی ‌توانسته‌اند شكست‌های سنگینی به تروریست‌ها وارد کنند و عملاً حلقه محاصره را تنگ‌تر سازند.
در لبنان و مرزهای این كشور با سوریه نیز حزب‌الله مقابل تروریست‌ها ایستاده است. صرفاً مرزهای جولان برای حمایت صهیونیست‌ها از تروریست‌های داعش و النصره باقی مانده بود كه عملیات حزب‌الله در قنیطره و شبعا این منطقه را نیز از حوزه تروریست‌ها خارج کرد. اكنون تنها یك حوزه برای حمایت غرب از تروریست‌ها وجود دارد و آن، منطقه مرزهای اردن با سوریه و عراق است. اكنون اردن خواسته یا ناخواسته گرفتار بازی آمریكا شده است، به‌گونه‌ای كه آمریكایی‌ها به بهانه انتقام خون خلبان اردنی و تبعه ژاپنی، حضور نظامی‌ در این كشور را اجرایی می‌سازد، در حالی كه این حضور ایجاد‌كننده منطقه امن برای تروریست‌ها در مرزهای اردن با سوریه و عراق می‌‌شود. طرحی كه‌ آمریكا در منطقه‌ای مانند كوبانی، جولان و قلمون و عرسال به‌دنبال آن بود، اكنون در مرزهای اردن پیگیری می‌شود. این سناریو زمانی تقویت می‌شود كه منابع خبری ماه‌ها پیش از حضور نیروهای آمریكایی و انگلیسی و به‌تازگی ژاپنی در این منطقه خبر دادند. آمریكایی‌ها با ادعای آموزش مخالفان سوریه و مقاله با داعش در مرزهای اردن به ایجاد فتنه‌ای جدید در منطقه می‌پردازند، چرا كه اگر آنها واقعاً به‌دنبال مقابله با قاتلان خلبان اردنی بودند به حمایت از ارتش عراق و سوریه می‌پرداختند نه آنكه به آموزش معارضان سوری بپردازند كه در جمع تروریست‌ها قرار دارند و از عوامل كشتارها در منطقه و تأمین‌كننده منافع صهیونیست‌ها هستند.
نكته قابل توجه آنكه، آمریكا در ادامه رفتارهای تبلیغاتی 18 فوریه را زمان میزبانی نشست مبارزه با تروریسم اعلام كرد. در باب این نشست، چند نكته قابل توجه است اولاً؛ میزبان این نشست آمریکایی است که از یک‌سو ایجاد‌کننده گروه‌های تروریستی است، چنانکه هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه سابق آمریکا رسماً به تشکیل القاعده و داعش اذعان کرده است.
از سوی دیگر آمریکا این روزها نیز که ادعای تشکیل ائتلاف ضد داعش را مطرح کرده، همچنان به ارسال سلاح برای آنان می‌پردازد که نمونه آن را در کوبانی سوریه و نیز فلوجه و الرمادی عراق می‌توان مشاهده کرد. بر این اساس، آمریکا رسماً صلاحیت برگزاری چنین نشستی را نداشته و حتی خود به عنوان محور تروریسم باید مورد بازخواست قرار گیرد. آمریکا برای تقویت تروریسم با اعمال فشار بر کشورهای عربی، آنها را به تأمین منابع مالی و تسلیحاتی تروریست‌ها سوق می‌دهد.
ثانیاً؛ از دعوت‌شدگان به این نشست، رژیم صهیونیستی عنوان شد؛ رژیمی که از یک‌سو خود، محور تروریسم دولتی است و از سوی دیگر، حامی اصلی تروریست‌ها است، چنانکه زخمی‌های النصره و داعش در بیمارستان‌های این رژیم مداوا می‌شوند. صهیونیست‌ها برای حمایت از تروریست‌ها چندین نوبت سوریه را بمباران کرده‌اند. حضور چنین رژیم جنایتکاری در این نشست، گواهی بر عدم صداقت آمریکا در مبارزه با تروریسم و حتی طراحی آن برای پاک‌سازی چهره رژیم کودک‌کش صهیونیستی است. جالب و قابل توجه آنکه، آمریکا با قرار دادن کشورهای عربی و صهیونیست‌ها در کنار یکدیگر، به دنبال ایجاد سازش امنیتی عرب‌ها با صهیونیست‌ها است که خیانتی دیگر به فلسطین و رهایی صهیونیست‌ها از مجازات جهانی به جرم کشتار ملت فلسطین است. آمریكا با این نشست به دنبال ابعاد جدیدی از سیاست‌های سلطه‌گرایانه است، در حالی كه در ظاهر، ادعای تلاش برای امنیت جهانی را سر می‌دهد.
به هر تقدیر، آنچه در اردن روی داد، بهانه‌ای شد برای آغاز دور جدید تحركات آمریكا در منطقه كه حلقه تكمیلی آن نیز انتشار راهبرد امنیت ملی آمریكا برای سال 2015 بود كه بهانه‌ای برای نظامی‌گری‌های جدید آمریكا است.


آمریكا در بازی اوكراین و نفت قربانی می‌شود
رضا اشرفی

اوكراین هنوز یكی از مهم‌ترین كشورهای بحرانی در دنیاست كه سطح بحرانش به حوزه‌های مختلف بین‌المللی نیز سرایت كرده است. حوزه‌هایی كه روسیه، اروپا و آمریكا را به‌همراه دارد و این سه، حداقل مناطقی هستند كه در این بحران قرار دارند كه البته هر سه با آسیب‌های متفاوتی مواجه هستند؛ اگرچه در این میان، برخی خواهان پیشگیری آن هستند. درجه‌بندی‌ها نشان می‌دهد كه اروپا بیش از همه آسیب‌پذیر است و پس از آن به‌دلایل مختلف، روسیه و آمریكا قرار دارند كه آمریكا سعی می‌كند همانند شرایط جغرافیایی، خود را از نتایج بحران دور سازد؛ هرچند نمی‌تواند به‌طور كامل از آن رها شود.
یكی از دلایلی كه اروپا با فراخواندن روسیه به‌دنبال آن است كه این بحران عمیق را به پایان ببرد، به همین دلیل است كه سطح آسیب‌پذیری آن، بسیار بیشتر است. شكی در این نیست كه حوزه امنیت و سیاست اروپا، كاملاً به حواشی مرزهای روسیه و شرق اروپا گره خورده است. شاهد آن نیز، وقوع دو جنگ جهانی است كه از همین محدوده مرزی آغاز شد.
در چنین بحرانی، مسائل و موضوعات مختلف و چندلایه‌ای نهفته است كه پرداختن به آنها می‌تواند در بخش‌هایی قابل توجه باشد.
1- بی‌شك در اوكراین، غرب و به‌ویژه آمریكا آغازگر بحران بودند. واشنگتن با توجه به تحولات غرب آسیا و شمال آفریقا و شكست‌های متناوب در این حوزه كه بخشی از آن، محصول فعالیت‌های روسیه بوده است، سعی كرد تا سطح بحران را به مرزهای حساس روسیه نزدیك كند. در این میان اوكراین به‌لحاظ تاریخی، جغرافیایی و موقعیت سیاسی و اقتصادی بهترین گزینه بود، زیرا می‌توانست با بحران‌سازی در این كشور، همزمان اروپا و روسیه را متأثر سازد، بنابراین آنچه كه در 300 روز پیش، انقلاب نامیده شد، در اوكراین كلید خورد. آمریكا همزمان درصدد برآمد تا اروپا را علیه روسیه، با خود همگام كند كه تا حدودی این اتفاق رخ داد و این اتحادیه در بسیاری از مواقع از سیاست‌های واشنگتن پیروی كرد، اما گذر زمان نشان داد كه چنین سیاستی با مشكلات فراوان اروپا به‌خصوص در زمینه امنیتی همراه خواهد بود. اگرچه روسیه نیز در این میان با مشكلات اقتصادی همراه شده است.
2- بسیاری معتقدند كه روسیه در واكنش به بحرانی كه در حواشی مرزهای آن ساخته شده، از سلاح گاز استفاده خواهد كرد. به همین دلیل برخی از كشورهای اروپایی همچون آلمان اگرچه با ترس كمبود انرژی در زمستان مواجه بودند، اما خود را تا حدودی برای این وضعیت آماده كرده و به ذخیره‌سازی گاز پرداختند و در چند نوبت نیز آن را اعلام كردند. این در حالی است كه گذر زمان نشان داد چنین اتفاقی رخ نخواهد داد. برخی از تحلیلگران معتقدند سیاست نفتی آمریكا و عربستان برای پایین آوردن قیمت نفت سبب شد تا روسیه نتواند دست به چنین سلاحی ببرد؛ اما همزمان، دیگران معتقدند كه روسیه از ابتدا نیز نیازی برای این كار نمی‌دید، زیرا با اتخاذ سیاست صبر و انتظار،‌ یارگیری بین‌المللی و ارتباط‌گیری با كشورهای ضعیف‌شده اروپا به‌دنبال جذب آنها بودند. مسئله یونان نشان داد كه روسیه در این كار كاملاً موفق عمل كرده است. به این دلیل كه نه‌تنها رئیس كنونی یونان پیش از انتخابات به روسیه سفر كرده و از حمایت‌های مسكو مطمئن شده بود، بلكه پس از پیروزی نیز به‌صراحت اعلام كرد كه در آینده، تحریم‌ها علیه روسیه را در اتحادیه اروپا وتو خواهد كرد. با توجه به اوضاع كنونی اروپا، كشورهای اسپانیا و پرتغال نیز با چنین وضعیتی مواجه هستند و این احتمال بسیار قوی است كه در انتخابات سال آینده، چپ‌گرایانی در آنها پیروز میدان باشند. یكی از مهم‌ترین دلایلی كه اتحادیه اروپا به رهبری فعلی آلمان، خواهان شكست سیاست‌های چپ‌گرایانه اروپا است، به همین مسئله باز می‌گردد. در حال حاضر اروپا با موجی از طرفداران چپ‌گرایی و راست‌گرایی افراطی برخورد كرده است كه در صورت تداوم، می‌تواند‌ مشكلات بنیادی برای آن ایجاد كند.
3- مسئله سوم به سیاست‌های فشار اقتصادی آمریكا علیه روسیه مربوط می‌شود. آمریكا سعی دارد از همان سلاح انرژی روسیه علیه آن استفاده كند. به همین دلیل در همدستی با عربستان سعودی، قیمت نفت را به حداقل ممكن رسانده است. این در حالی است كه سیاست شرقی در حال حاضر چند ستونی در حال پیشروی است و اكنون دو ستون آن در محور (روسیه و چین) سیاست اقتصادی قرار گرفته‌اند. به همان اندازه كه روسیه ممكن است از سیاست نفتی كنونی واشنگتن- ریاض آسیب ببیند،‌ چین از قدرت مضاعف برخوردار خواهد شد، زیرا به‌عنوان یكی از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین واردكنندگان نفت، به تقویت اقتصاد خود خواهد پرداخت و این همان مشكلی، ساختاری است كه آمریكا با آن مواجه است. در چنین شرایطی، بی‌شك اتحاد منسجم بین این سیاست شرقی،‌ مبانی غرب را به لرزه در خواهد آورد. آنچه در نشست امنیتی مونیخ روی داد، مجموعه جدیدی از چالش‌ها میان روسیه و غرب بود، چنانكه هر كدام تلاش كرده تا دیگری را مسئول بحران اوكراین معرفی کند. سران اروپا و آمریكا مجموعه گسترده‌ای از اتهامات را به روسیه وارد کردند، چنانكه «فرانک والتر اشتاین‌مایر» وزیر امور خارجه آلمان نیز در سخنان خود در نشست امنیتی مونیخ اظهار داشت: ما از یک راه حل سیاسی بسیار دور شده‌ایم.
بسیاری معتقدند كه رویكرد روسیه به یونان جدا شده از اروپا و نیز سفر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه به مصر (21 بهمن) پاسخ‌های عملی مسكو به طرف‌های غربی بوده است كه بیانگر استمرار تنش‌ها میان دوطرف در ماه‌های آینده است.


از نگاه دیگران

نگرانی از عدالت‌گریزی مجدد صهیونیست‌ها
استعفای پروفسور «ویلیام شاباس» رئیس كمیته حقیقت‌یاب سازمان ملل درباره جرائم جنگی صهیونیست‌ها طی جنگ 51 روزه اخیر آنها علیه غزه با انتشار تصاویری ویدیوئی از سوزاندن معاذ الكسابیه، خلبان اردنی به‌دست سازمان تروریستی داعش همزمان شده است؛ تصاویری كه هدف از آن، انتشار موجی از وحشت و هراس در دل سایران است. این اقدامات داعش علاوه بر اینكه چهره اسلام را مخدوش می‌كند، با عملیات تروریستی صهیونیست‌ها علیه فلسطینی‌ها هم‌راستا شده است.
نگراتی از عدالت‌گریزی صهیونیست‌ها كه خود را بخشی از ائتلاف ضدداعش می‌دانند، بالا گرفته است. این نگرانی وجود دارد كه چنین جنایتی از جانب داعش، بر تروریسم چند ده ساله و روشمند صهیونیست‌ها علیه فلسطینی‌ها سرپوش بگذارد. رژیم صهیونیستی تلاش می‌كند هیچ تصویری درباره جنایت‌هایش منتشر نشود و هیچ مسئولیتی متوجه آن نباشد تا به راحتی بتواند از محدودیت‌ها و مجازات‌هایی كه در انتظار آن است، فرار كند. شاباس یك روز پس از استعفا از ریاست كمیته حقیقت‌یاب در مصاحبه با روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت گفت: احترام زیادی برای رهبران صهیونیست قائل است!
استعفای شاباس در اوضاع كنونی می‌تواند طرف‌های بین‌المللی را به ماهیت نامتوازن گزارش‌ و جانبداری آن از رژیم صهیونیستی متقاعد کند. این درست همان چیزی است كه صهیونیست‌ها با اعمال فشار بر كمیته شاباس و شورای حقوق بشر به‌دنبال آن بودند.
همچنین صهیونیست‌ها تلاش می‌كنند هر تلاشی را برای بازپرسی از آنها و مجازات مجرمان صهیونیست‌ به شكست بكشانند. حمله به شاباس و استعفای وی در حالی صورت گرفت كه یك ماه بیشتر تا پایان كار این كمیته حقیقت‌یاب باقی نمانده بود، خصوصاً اینكه فلسطین هم‌اكنون درخواست عضویت در دادگاه لاهه را امضا كرده است و دادستان، بررسی مقدماتی وضعیت فلسطین اشغالی را آغاز كرده است.
سازمان ملل باید موضعی شفاف و روشن درباره فشارهای صهیونیست‌ها بر این كمیته اتخاذ و رژیم صهیونیستی را مجبور به همكاری با آن کند. سازمان ملل به‌ویژه آقای بان كی‌مون، دبیر كل سازمان، باید از اختیارات خود استفاده كرده و كمیته‌های حقیقت‌یاب را برای انجام مأموریت‌های‌شان یاری كند. در این میان، رژیم صهیونیستی تنها طرفی است كه از همكاری با این كمیته تحقیق امتناع كرده و چندین‌بار بدون موضع جدی سازمان ملل، نهادهای آن را بمباران كرده است. جامعه بین‌الملل و كشورهای عربی هم باید برای تلاش‌های صهیونیست‌ها در جهت عدالت‌گریزی و سرپوش نهادن بر جنایت‌هایش، آگاه و بیدار باشند. رژیم صهیونیستی منبع تروریسم روشمند است و می‌تواند این‌بار هم از چنگ عدالت فرار كند. در این میان، بهره‌برداری از اقدامات گروه‌های تروریستی مدعی اسلام نیز می‌تواند كمكی برای صهیونیست‌ها باشد.
منبع: عرب 48
مترجم: سحر دولتیان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا657

اوباما: ایران حامی تروریسم دولتی است
خبرگزاری مهر(20/11/1393): باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا گفته است: «ما می‌خواستیم از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای جلوگیری کنیم و دیپلماسی را نیز در وهله اول ترجیح می‌دادیم.» اوباما در بخش دیگری از این مصاحبه بار دیگر اتهامات خود علیه ایران را تکرار کرد، اما به دفاع از سیاست خارجی‌اش در قبال تهران پرداخت. وی در این رابطه گفت: «به‌درستی درباره ایران سوءظن وجود دارد. ایران از تروریسم دولتی حمایت کرده است. این کشور به‌طور مداوم، در عالی‌ترین سطوح، اظهارات ضداسرائیلی رقت‌آوری مطرح کرده است.» وی افزود: «این کشور مردم خود را سرکوب کرده و مدارک روشن و غیرقابل‌انکاری است که نشان می‌دهد آنها در گذشته برای ایجاد یک برنامه تسلیحاتی و مخفی کردن آن، تلاش کرده‌اند. خوب این جزو معلومات است.»
واشنگتن: هدف رسیدن به چارچوب توافق است
باشگاه خبرنگاران(21/11/1393): سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بار دیگر گفت: هدف مذاکره‌کنندگان، رسیدن به چارچوب و کلیات توافق هسته‌ای تا پایان ماه مارس (اوایل فروردین) است. «جن ساکی» که در جمع خبرنگاران صحبت می‌کرد، گفت هرچند در تمدید برنامه اقدام مشترک اشاره‌ای به تاریخ 30 مارس نشده، اما «رئیس‌جمهور و وزیر خارجه» آمریکا بارها از این تاریخ صحبت کرده‌اند و به همین واسطه اکنون این تاریخ، «هدف» رسیدن به چارچوب توافق هسته‌ای با ایران است.»
واکنش «تد کروز» به اظهارات اوباما
باشگاه خبرنگاران(22/11/1393): سناتور ارشد آمریکایی به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا که گفت عجله‌ای برای تحریم ایران وجود ندارد، واکنش نشان داد. «تد کروز» نماینده ایالت تگزاس در مجلس «سنا» به اظهارات باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا که گفت «چه عجله‌ای برای تحریم ایران وجود دارد؟» واکنش نشان داد. تد کروز همچنین با ادعای اینکه ایران در خلال یک‌سال پس از توافق ژنو برنامه هسته‌ای خود را توسعه داده، این موضوع را دلیل دیگری برای «عجله» جهت وضع تحریم‌های بیشتر علیه ایران دانست. تد کروز در پایان، خطاب به رئیس‌جمهور آمریکا نوشت: «عجله به دلیل این است که تمام فرضیه‌هایی که دولت شما تا اینجا مطرح کرده از داعش گرفته تا روسیه، اشتباه بوده است.»
کری: مذاکرات هسته‌ای تمدید نخواهد شد
خبرگزاری ایرنا(19/11/1393): جان كری، وزیر خارجه آمریکا گفت که مذاکرات با ایران تمدید نخواهد شد، مگر اینکه چارچوب کلی توافق دقیقاً تعیین و مشخص شود. وی با تأکید بر ضرب‌الاجل تعیین‌شده برای مذاکرات ایران و گروه 1+5 افزود: تنها شانسی که من برای تمدید مذاکرات متصور هستم این است که چارچوب توافق مشخص باشد. وی تأكید كرد كه مذاكرات دیگر تمدید نخواهد شد.
ایرانی‌ها ضمانت می‌خواهند
خبرگزاری فارس(22/11/1393): نماینده اسبق کنگره که به‌تازگی به تهران سفر کرده بود، می‌گوید ایرانی‌ها به‌دنبال ضمانت هستند که دولت اوباما توافق هسته‌ای را اجرا می‌کند. جیم اسلاتری، نماینده اسبق کنگره آمریکا در نشست اندیشکده آتلانتیک گفت: «ایرانی‌ها به‌شدت دغدغه احترام دارند؛ چیزی که آنها مشتاق آن هستند، احترام است.» وی با اشاره به نگرانی‌های ایرانی‌ها از لغو توافق هسته‌ای با گروه 1+5 در کنگره آمریکا گفت: «بنابراین آنها به ضمانت‌هایی نیاز دارند که اگر توافقی حاصل می‌شود، آن توافق توسط دولت اوباما تأیید و اجرا می‌شود.»
مک‌کین: ایران چالش ژئوپلیتیکی است
خبرگزاری تسنیم(20/11/1393): سناتور جمهوریخواه و تندرو سنای آمریکا در نشست امنیتی مونیخ اظهارات ضدایرانی خود را تکرار کرد. جان مک‌کین بار دیگر مدعی شد ایران در منطقه حامی تروریسم است. این سناتور آمریکایی همچنین از عدم اراده غرب در مقابله با بحران سوریه و اوکراین انتقاد کرد. مك‌كین تأكید كرد كه ایران چالش ژئوپلیتیکی برای آمریكا است.


هویت 398

اروپا: بدرفتاری با پناه‌جویان و زندانیان در بازداشتگاه‌ها
گزارش شورای کمیته پیشگیری از شکنجه در اروپا شامل جزئیات بدرفتاری با زندانیان، به‌ویژه پناه‌جویان و نوجوانان در برخی از بازداشتگاه‌های اروپاست. هر یک از زندانیانی که درباره بدرفتاری نگهبانان به شورای کمیته پیشگیری از شکنجه در اروپا گزارش می‌دهند، با اقدامات تلافی‌جویانه این نگهبانان روبه‌رو می‎شوند. مأموران تحقیق شورای کمیته پیشگیری از شکنجه در اروپا به منظور بررسی وضعیت نگهداری پناه‌جویان و نحوه رفتار با آنان، از مراکز نگهداری در 25 کشور از 47 کشور عضو شورای اروپا بازدید کردند. این مراکز شامل زندان‌ها، پاسگاه‌های پلیس، مراکز نگهداری مهاجران، بیمارستان‌های روان‌پزشکی و خانه‌هایی بود که برای ارائه خدمات اجتماعی در نظر گرفته شده است. این شورا با معطوف کردن توجه به بدرفتاری با پناه‌جویان اعلام کرد این افراد به‌ویژه در اسپانیا، ایتالیا و یونان ـ که بیشترین شمار پناه‌جویان را دارند ـ در وضعیتی غیرانسانی و تحقیرکننده نگهداری می‌شوند.
انگلیس: افزایش اختیارات سركوب‌گرایانه پلیس

در اقدامی كه بسیاری آن را تحرك برای تشدید اختیارات سركوب‌گرایانه پلیس می‌دانند، استیو وایت، رئیس فدراسیون پلیس انگلیس بر لزوم مسلح شدن افسران خط مقدم در انگلیس و ولز به شوکر الکتریکی برای مقابله با آنچه وی تهدید فزاینده تروریستی خواند، تأکید کرد. وایت افزود: شوکرهای الکتریکی می‌تواند به حفاظت در مقابل «افراد خطرناک»ی که برای حمله علیه افسران پلیس آماده می‌شوند، کمک کند. شوکر الکتریکی در سال 2003 میلادی یک سلاح غیر مرگبار برای مقابله با مظنونان خطرناک به اداره پلیس انگلیس معرفی شد. این در حالی است که تاکنون موارد بیشماری از مرگ‌های مرتبط با استفاده از شوکر الکتریکی گزارش شده است.
آمریكا: تخصیص بودجه برای جاسوسی بیشتر

نادیده گرفتن آزادی‌های فردی و جاسوسی‌های گسترده از زندگی شخصی افراد، به امری عادی برای دولتمردان آمریكا مبدل شده است، چنانكه در پیشنهاد بودجه 2016 رئیس‌جمهوری آمریکا مبلغ 54 میلیارد دلار برای پشتیبانی مالی برنامه ملی اطلاعات شامل سرمایه‌گذاری در تقویت ظرفیت‌های جمع‌آوری اطلاعات مطرح شده است. در مدرک ارائه شده از سوی برنامه ملی اطلاعات آمریکا آمده است: 9/53 میلیارد دلار در این بودجه برای برنامه ملی اطلاعات و با هدف حمایت از اهداف امنیت ملی گنجانده شده که شامل تثبیت سرمایه‌گذاری‌های اصلی برای تقویت جمع‌آوری اطلاعات و ظرفیت‌های حساس عملیاتی است. این در حالی است که نگرانی‌ها بر سر نقض حریم خصوصی در پی افشای برنامه‌های گسترده آژانس امنیت ملی آمریکا از سوی ادوارد اسنودن، مقاطعه‌کار سابق همین آژانس شدت گرفته است.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح‌صادق واکاوی می‌کند
چرا
توافق یک مرحله‌ای آری، توافق دو مرحله‌ای نه
رضا گرمابدری

فراز و فرودهای بسیار زیاد یک دهه‌ای مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه 1+5 که بیشتر به یک زورآزمایی برای نبرد نهایی شباهت داشت با روی کار آمدن دولت یازدهم و مجوز امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) به دولت جدید برای ورود به مرحله نهایی مذاکرات که با ارائه راهبرد جدید امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) برای این امر همراه بود، مذاکرات عملاً وارد مسیر اصلی و تعیین‌کننده شد. در میانه این مسیر توافق ژنو انجام گرفت که در اجرا با مشکلاتی مواجه شد و همین امر مانع حصول به توافق جامع و در نتیجه تمدید هفت ماهه مذاکرات شد. مذاکرات پس از تمدید زمان گفت‌وگوها و اتفاقات پیرامونی آن به وضعیتی دچار شد که در نهایت امام خامنه‌ای (مدظلله‌العالی) در دیدارکارکنان نیروی هوایی در ۱۹ بهمن درباره اصل مذاکرات و چگونگی به پایان رساندن آن به نکات بسیار مهمی اشاره کردند که واکنش رئیس‌جمهور و وزیر خارجه آمریکا را درپی داشت. مهم‌ترین نکته‌ای که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در دیدار مذکور به آن پرداختند، تأکید بر توافق جامع در یک مرحله بود. نوشتار حاضر به چرایی تأکید معظم له درباره توافق جامع در یک مرحله پرداخته است.
اعمال فشار بر فضای مذاکرات
پس از امضای توافق‌نامه ژنو، اولین فشارهای آمریکا بر ایران با تفسیر به رأی آنها از پذیرفتن و نپذیرفتن «حق غنی‌سازی» ایران در متن توافق‌نامه بود که آمریکایی‌ها ادعا می‌کردند، در متن توافق‌نامه چنین حقی برای ایران به رسمیت شناخته نشده و با چنین دیدگاهی موضوع مهم «حق غنی‌سازی» را تفسیر و بر محروم بودن ایران از این حق، استدلال می‌کردند. پس از آن هم فشارها با کارشکنی در پرداخت پول‌های بلوکه شده ایران که در توافق‌نامه متعهد شده بودند، ادامه یافته و به موضوع بعدی یعنی وضع تحریم‌های جدید نیز کشیده شد. اگر چه طرف ایرانی با موضع‌گیری‌های اعتراضی گاه و بی‌گاه با خویشتن‌داری این وضعیت را تحمل می‌کرد و همچنان در مسیر مذاکرات ثابت‌قدم بود، اما پس از تمدید زمان گفت‌وگوها تا تیرماه سال آینده، وضعیت فشار بر ایران شکل جدیدی به خود گرفت و از سه مسیر شدت یافت:
۱ـ صهیونیست‌ها؛ صهیونیست‌ها و به‌ویژه شخص نتانیاهوی کودک‌کش، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی که از ابتدای ورود اوباما به کاخ سفید درباره مسائلی از جمله فعالیت‌های هسته‌ای ایران و قضیه فلسطین با وی اختلافات جدی داشت و ریشه این اختلافات به زمان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و حمایت نتانیاهو از رقیب اوباما باز می‌گشت، پیوسته در تلاش بود تا با زیرفشار قرار دادن اوباما وی را وادار کند درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران تصمیمات سخت و نابودکننده اتخاذ کند و این درحالی بود که سیاست‌ها و مصالح دولت اوباما به وی چنین اجازه‌ای را نمی‌داد و اوباما نمی‌خواست منافع حزبی و ملی را هزینه درخواست نتانیاهو کند. نتانیاهو فشار آوردن بر اوباما را که در واقع مضاعف کردن فشار بر ایران بود ادامه داد و پس از تمدید زمان مذاکرات آن را تشدید کرد. تا آنجا که روزنامه‌ گاردین در۶ بهمن در این باره نوشت: «نخست‌وزیر اسرائيل [رژیم صهیونیستی] از برنامه سخنرانی در کنگره آمریکا [که قرار است در اسفند انجام دهد] در مورد ایران دفاع کرد و گفت احساس الزام اخلاقی دارد که از هر فرصتی برای صحبت در مورد خطرات و تمهیدات وجودی و نابودکننده برنامه هسته‌ای ایران استفاده کند. نتانیاهو درباره محتوای سخنرانی آینده خود در نشست مشترک با کنگره گفت اولویتش این است که از آمریکا و سایر قدرت‌ها مصرانه بخواهد به توافقی با ایران تن ندهند که اسرائيل [رژيم صهیونیستی] را به خطر اندازد. وی گفت در هفته‌های آتی، قدرت‌ها احتمالاً با ایران در مورد چارچوب یک توافق‌نامه به توافق می‌رسند، این توافق احتمالاً ایران را به کشوری در آستانه هسته‌ای تبدیل می‌کند. به عنوان نخست‌وزیر متعهد هستم به منظور جلوگیری از دستیابی ایران به تسلیحات هسته‌ای که هدفش اسرائیل است، تمام تلاش خود را به کار گیرم. این تلاش جهانی است و در تمام جاهایی که دعوت می‌شوم، دغدغه اسرائیل و حق آن برای دفاع از خود و موجودیتش را بیان می‌کنم.» این اظهارات و نیز تصمیم وی برای سفر به آمریکا و سخنرانی در کنگره در حالی است که به سبب دعوت «جان بوهنر» سخنگوی جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان از نتانیاهو بدون آگاه ساختن دولت، از نظر کاخ سفید نقض پروتکل تلقی می‌شود و اوباما از این سفر به‌شدت عصبانی است تا آنجا که اعلام کرده با نتانیاهو در این سفر دیدار نمی‌کند. در راستای این فشارها روزنامه صهیونیستی جروزالم پست در ۱۵ بهمن به نقل از رادیو ارتش رژیم صهیونیستی نوشت: «دیپلمات‌های اتحادیه اروپا به مقامات اتحادیه اروپا گفته‌اند آمریکا و ایران به توافق هسته‌ای نزدیک شده‌اند. این توافق احتمالی در برگیرنده این است که به ایران اجازه داده خواهد شد سانتریفیوژهای خود را در ازای حفظ ثبات منطقه‌ای در عراق، افغانستان و سوریه حفظ کند. مقامات اروپایی گفته‌اند آمریکا در هفته‌های اخیر امتیازهای مهمی به ایران داده است به‌طوری که قرار است به ایران اجازه دهد ۶۵۰۰ سانتریفیوژ را حفظ کند و در عین حال، تحریم‌هایی که به اقتصاد ایران طی دهه اخیر آسیب‌زده برداشته شود.» باز در همین زمینه در همان روزها تلویزیون رژیم صهیونیستی اعلام کرد، آمریکا با ۸۰ درصد درخواست‌های ایران موافقت کرده که مقامات دولت آمریکا آن را تکذیب کردند.
۲ ـ کنگره و سنای آمریکا؛ در بحبوحه مذاکرات هسته‌ای، اوباما در رقابت انتخابات میان‌دوره‌ای با رقیب جمهوریخواه، اکثریت در سنا و کنگره را از دست داد و این دو نهاد آمریکایی‌ به یکی از ارکان فشار بر روند مذاکرات و به‌ویژه فشار بر ایران تبدیل شدند. آنها در گام اول اعلام کردند، قصد دارند به‌زودی قانون تشدید تحریم‌های ایران را مطرح و تصویب کنند. با وجود آنکه اوباما تهدید کرده چنین قانونی را وتو می‌کند و آنها نیز فعلاً پذیرفته‌اند دست نگه‌دارند، اما فشار آنها همچنان ادامه دارد که دعوت از نتانیاهو به روشی خلاف پروتکل‌های دیپلماتیک که پیشتر اشاره شد نمونه آن است. آنها به این هم بسنده نکرده‌اند و به روش‌های دیگری اعمال فشار را دنبال می‌کنند. کمااینکه پایگاه اینترنتی «وال استریت ژورنال» در ۲۱ بهمن به اظهارات کیسینجر، وزیر امور خارجه اسبق جمهوری‌خواه آمریکا اشاره کرد که با حضور در کمیته سرویس‌های مسلح سنا گفت: «گفت‌وگوهای هسته‌ای با ایران باعث آغاز تلاش بین‌المللی شد... تأثیر رویکرد دولت اوباما در گفت‌وگوهای هسته‌ای تغییر رویکرد از منع تکثیر به مدیریت تکثیر خواهد بود، اما بر مسئله تکثیر تأکید می‌کنم. فرض کنیم بازرسی‌ها از سوی ایران پذیرفته شود... پرسش این است که سایر کشورهای منطقه‌ چه اقدامی انجام می‌دهند؟ اگر سایر کشورهای منطقه نتیجه‌گیری کنند که آمریکا توسعه غنی‌سازی را پذیرفته، آنها نیز بر ایجاد چنین توانمندی پافشاری خواهند کرد و ما شاهد تکثیر هسته‌ای در جهان خواهیم بود.» این سخنان آتش انتقاد جمهوری‌خواهان حاکم بر سنا و کنگره از اوباما را شعله‌ورتر می‌کند، اما یقیناً دامن ایران را بیشتر می گیرد که از یک نظر برای اوباما نیز در برابر ایران امتیاز محسوب می‌شود.
۳ ـ دولت آمریکا: در بین دولتمردان آمریکا اوباما و جان کری بیشترین فشارها را بر روند مذاکرات وارد می‌کنند. کری پایان هر دور از مذاکره هسته‌ای را زمان اعمال فشار قرار داده و اوباما نیز از هر فرصتی برای آن استفاده کرده است. اوباما چندی پیش در ششمین سخنرانی سالانه‌اش در کنگره گفت: «هیچ ضمانتی وجود ندارد که مذاکرات موفق شوند و من تمامی گزینه‌ها را برای جلوگیری از یک ایران هسته‌ای روی میز نگه‌ می‌دارم... مردم آمریکا از ما انتظار دارند تنها به‌عنوان گزینه آخر، به سراغ جنگ برویم و من قصد دارم به این خرد وفادار بمانم.» به گزارش روزنامه وال‌استریت ژورنال دولت‌های اتحادیه اروپا نیز سه‌شنبه هفته گذشته در تبعیت از مشی آمریکا یک اصلاحیه قانونی را تصویب کردند که می‌تواند نظام تحریم‌ها علیه سوریه، ایران و روسیه را تقویت کند. به نوشته این روزنامه، مقدمات این کار از زمانی آغاز شد که دادگاه‌های عالی این اتحادیه تصمیماتی برخلاف نظر دولت‌های اروپایی اتخاذ می‌کردند. وال استریت ژورنال تأکید کرده است که مقامات آمریکایی، اتحادیه اروپا را برای اتخاذ تصمیماتی جهت تقویت نظام تحریم‌های این اتحادیه تحت فشار قرار داده بودند.
سه‌گانه دشمنانه، واکنش هوشمندانه
در ظاهر سه‌گانه پیش‌گفته دارای تعارضات درونی است. یعنی رژیم صهیونیستی و سنا و کنگره با دولت اوباما درباره مذاکرات هسته‌ای با ایران درگیر هستند. این ظاهر نمودی از حقیقی بودن این درگیری است، اما معنایش این است که هر سه گروه خواهان نابودی و یا تزیینی شدن فعالیت‌های هسته‌ای ایران هستند و تنها در روش اختلاف دارند. علت اصلی این اختلاف نیز قرار داشتن دولت اوباما در متن واقعیتی به نام مذاکرات است که صهیونیست‌ها و کنگره و سنا از آن محرومند. به عبارت دیگر دولت اوباما به سبب مواجهه بی‌واسطه با مذاکرات هسته‌ای مجبور است واقع‌بینانه عمل کند، حال آنکه برخورد دو گروه دیگر با موضوع کاملاً انتزاعی و ذهنی است. از طرفی هم اوباما برای رسیدن به هدفی که با دو گروه دیگر در آن مشترک است؛ یعنی نابودی و یا تزیینی شدن فعالیت‌های هسته‌ای ایران، انگیزه بیشتری دارد و می‌خواهد آن را به نام خود ثبت کند؛ از این رو مایل نیست کسی در روند برنامه‌اش اخلال ایجاد کند. روشی را که اوباما انتخاب کرده هم‌افزا کردن این سه‌گانه به نفع خود است. بزرگ‌ترین خطر این سه‌گانه این است که دیپلماسی هسته‌ای ایران فریب بخورد و خود را در محاصره سه‌گانه فوق که هر کدام یک گزینه برای انتخاب و رویکرد به آن محسوب می‌شود، ببیند و متأثر از جنبه تهاجمی‌تر دو گروه دیگر خواسته و یا ناخواسته به گروه سوم یعنی دولت آمریکا نزدیک شود و آن گزینه‌ را انتخاب کند. در این وضعیت حساس و تعیین‌کننده است که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) واکنش نشان دادند.

اضافه شدن موضوع جدید به مذاکرات
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در ۱۹ بهمن ماه به دو موضوع کلیدی اشاره کردند:
۱ ـ توافق یک مرحله‌ای؛ «این حرفی هم که حالا انسان می‌شنود که می‌گویند در یک برهه‌ای درباره اصول کلی توافق کنیم، بعد درباره جزئیات، این را هم بنده نمی‌پسندم. با تجربه‌ای که از رفتارهای طرف مقابل داریم، احساس می‌کنم که این وسیله‌ای خواهد شد برای بهانه‌گیری‌های پی‌درپی بر سر جزئیات. اگر توافق می‌کنند، جزئیات و کلیات و همه را در یک جلسه واحد تمام بکنند، امضا کنند. اینکه کلیات را جداگانه توافق کنند و بعد بر اساس آن کلیات ـ که یک چیزهای مبهمی است، تفسیرپذیر است، تحلیل‌پذیر است ـ بروند سراغ جزئیات، نه، این منطقی نیست.»
۲ ـ عدم توافق و راه‌های مقابله با تحریم؛ «همه آنچه هم قرارداد بسته می‌شود بین مسئولان ما و بین طرف مقابل، باید روشن، واضح، غیرقابل تفسیر و تأویل باشد. این جور نباشد که طرف مقابل ـ که با دبه کردن و چک‌وچانه زدن، کار خود را پیش می‌بردـ بتواند باز سر قضایای گوناگون، بهانه‌گیری کند، دبه در بیاورد، کارها را مشکل بکند؛ نه، همه اینها برای این است که سلاح و حربه‌ تحریم از دست دشمن خارج بشود. اگر بتوانند این کار را بکنند خوب است. البته باید به معنای واقعی کلمه تحریم از دست دشمن خارج بشود، تحریم برداشته بشود؛ توافق به این صورت [بشود]؛ والا اگر چنانچه در این زمینه به توفیق نرسیدند، ملت ایران و مسئولان و دولت محترم و دیگران، راه‌های فراوانی دارند و یقیناً باید آن راه‌ها را طی کنند. برای اینکه بتوانند حربه تحریم‌ را بی‌تأثیر کنند و کُند کنند.»
پس از این بیانات مهم و آگاهی‌بخش امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) جان‌کری، وزیر امور خارجه و باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا در مخالفت با آن موضع‌گیری کردند. جان کری تهدید کرد که در این صورت آمریکا میز مذاکره را ترک می‌کند و اوباما نیز گفت خواهان توافق دومرحله‌ای است. با بیانات امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) که بر توافق یک مرحله‌ای تأکید کردند، موضوع جدید و بسیاری مهمی به مذاکرات هسته‌ای اضافه شد که ضمن جلوگیری از فرو غلتیدن مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ایران در ورطه خطرناک و برنامه‌ریزی شده دشمن، کار را برای طرف مقابل بسیار سخت کرده است.

چرا توافق یک مرحله‌ای؟
بارزترین دلیل آمریکا در دفاع از توافق دومرحله‌ای، استفاده این کشور از گریزگاه‌های پیش‌بینی شده در مرحله دوم، برای شانه خالی کردن از تعهدات مرحله اول و اسیر کردن مذاکرات مرحله دوم در «بی انتهایی زمان» و پیچیده‌ کردن آن است. به نحوی که حق مسلم و معتبری از حقوق هسته‌ای ایران به رسمیت شناخته نشود. مخالفت ایران با توافق دو مرحله‌ای و دفاع و اصرار بر توافق یک مرحله‌ای برای مسدود کردن این گریزگاه‌ها است که برای محروم ساختن ایران از حقوق هسته‌ای‌اش طراحی شده‌اند. رهبر معظم انقلاب (مدظله‌العالی) بر توافق خوب تأکید دارند. «توافق خوب» نشانه‌هایی دارد از جمله اینکه بین دو طرفی باشد که به یکدیگر «اعتماد» دارند؛ اگر این «اعتماد» وجود نداشته باشد، باید چیز دیگری جایگزین آن شود که نتیجه «اعتماد» را در پی داشته باشد و آن چیزی نیست مگر تضمین‌‌های قطعی و خلل‌ناپذیر در متن توافق‌نامه. «توافق بد» توافقی است که در آن عناصر لازم برای مقید کردن طرف بی‌منطق و زورگو و ناقض تعهدات وجود نداشته باشد. با توجه به شناختی که از شیطان بزرگ است و نیز فرصت‌سازی توافق دومرحله‌ای برای شکل‌گیری «توافق بد» و نیز امکان بیشتر حصول «توافق خوب» در توافق یک مرحله‌ای، ایران بر توافق یک مرحله‌ای اصرار دارد و از عدم هرگونه توافقی و شکست احتمالی مذاکرات نیز بیم ندارد؛ چرا که کم‌و‌بیش راه‌های مقابله با تحریم‌ها را یافته و به لطف الهی به‌زودی زود مابقی آن را نیز پیدا می‌کند و این همه متکی به وعده الهی و ملتی است که با حضور شگفتی‌ آفرینش در روز ۲۲ بهمن به دنیا نشان داد تا تحصیل آخرین حقوق هسته‌ای‌اش از پا نمی‌نشیند و تطمیع و مرعوب وعده و وعیده‌های شیطان بزرگ نمی‌گردد. ان‌شاء‌الله تعالی و بعونه


نگاه یک
علی اسماعیلی

نگاه ملی به هرگونه توافق هسته‌ای
رهبر معظم انقلاب اسلامی در حالی در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش به مناسبت 19 بهمن بر رسیدن به توافق خوب (نه بد) در مذاکرات هسته‌ای بین ایران و 1+5 تأکید کردند که انتشار نظرسنجی یک نهاد دانشگاهی وابسته به دولت در دی‌ماه امسال نیز- که در سطح کشور انجام شده است- حکایت از خواست عمومی ملت ایران به انجام توافق خوب در مذاکرات است و اینکه ایرانیان هر توافقی را به رسمیت نخواهند شناخت. این نظرسنجی که در 48 شهر بزرگ و مهم کشور انجام شده، نتایج قابل تأملی به‌دست آمده که به این شرح است؛
1- 76 درصد مردم بر عدم انجام توافق بد و اینکه «توافق نکردن بهتر از توافق بد است» تأکید داشته‌اند.
2- فقط 24 درصد پاسخگویان در این نظرسنجی به آینده مذاکرات اظهار خوشبینی کرده‌اند! این در حالی است که بنابر نظرسنجی سال گذشته همین مرکز که پس از توافق ژنو انجام گرفت، خوشبینی به مذاکرات در آن زمان 61 درصد بوده است!
3- 83 درصد پاسخگویان در این نظرسنجی به ضرورت «دفاع از دستاوردهای هسته‌ای» تأکید کرده‌اند.
4- 85 درصد پاسخگویان همچنین با تأکید بر حق ایران در استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای، بهانه‌جویی‌های غرب و آمریکا در مذاکرات را تأیید کردند.
5- 74 درصد مردم نیز اظهار داشته‌‌اند: «در صورت عدم موفقیت مذاکرات هسته‌ای، تمرکز بر ظرفیت‌ها و نیروهای داخلی باید بیشتر شود.»
نتایج این نظرسنجی به خوبی، نگاه و خواست ملی درباره مذاکرات هسته‌ای را آشکار می‌سازد و نشان می‌دهد که ملت ایران تحت هیچ شرایطی عقب‌نشینی از حق هسته‌ای‌اش را برنمی‌تابد و همچون رهبر فرزانه انقلاب معتقدند که هر توافقی را به صرف توافق نمی‌پذیرند و تنها با توافقی موافق خواهند بود که حق قانونی و واقعی ایران را در مباحث هسته‌ای به رسمیت بشناسد و در کل، به‌دنبال توافق خوب است، نه توافق بد. از طرفی، این نظرسنجی نشان می‌دهد که مردم، بازی زرگری غرب به سرکردگی آمریکا و به‌ویژه، در القای اختلاف بین کنگره و دولتمردان آمریکا را به‌خوبی فهمیده‌اند و لذا تحت تأثیر این بازی‌گری مکارانه سران آمریکایی قرار نمی‌گیرند. بازی‌ای که برای فشار بیشتر به ایران و گرفتن امتیازات بیشتر از کشورمان راه افتاده است. بازی‌ای که البته بلد هم نیستند آن را به‌خوبی اجرا کنند! و هر از گاه برخی دولتمردان آمریکایی، بخشی از آن و ساختگی بودن اختلافات‌شان را لو می‌دهند. تمام این بازیگری‌ها، فقط یک مقصود را دنبال می‌کند و آن، رسیدن به هدف محروم ساختن ایران از حق هسته‌ای‌اش است. اما نکته مهم و قابل تأمل در این میان وجود دارد و آن، همراهی برخی رسانه‌ها و نشریات زنجیره‌ای اصلاح‌طلب با این بازی آمریکایی‌هاست. کافی است شما برخی اخبار و گزارش‌ها این رسانه‌ها را درباره مذاکرات هسته‌ای، به‌ویژه سخنان دولتمردان و کنگره آمریکا را رصد کنید تا کاملاً مشخص شود، آنها به عمد، دست به بزرگ‌نمایی و واقعی نشان دادن اختلاف بین کنگره و اوباما می‌زنند و به‌نوعی، در زمین دشمن بازی می‌کنند و همواره نیز در تمام تحلیل‌ها و گزارش‌ها و اخبار خود، خط رسیدن به توافق با 1+5 را در هر صورت القا می‌کنند و این نکته که، مشکلات کشور با رسیدن به توافق به پایان خواهد رسید، اما مشخص نمی‌کنند که رسیدن به چه توافقی؟! و اینکه اگر این توافق بر ضد منافع ملی باشد هم باید پذیرفت. جالب است وقتی رسانه‌های زنجیره‌ای سخنان اوباما درباره مذاکرات را منتشر می‌کنند، فقط آن بخش‌هایی را پوشش می‌دهند که در زمره نکات چندپهلو و مثبت سخنان ایشان درباره مذاکرات است، نه تهدیدها و حملات اوباما علیه ایران. کاش نشریات اصلاح‌طلب به مانند رسانه‌های غربی و احزاب آمریکایی، منافع ملی‌شان را بر منافع جناحی و حزبی خود ترجیح می‌دادند و البته در این میان و متأسفانه، برخی رسانه‌های دولتی و دولتمردان نیز همین راه نشریات و جریان اصلاح‌طلب را پیش گرفته‌اند و ظاهراً رسیدن به توافق در هر صورت را به عدم توافق، ارجح می‌پندارند؛ توافقی که اگر بد بسته شود، منافع ملی کشور را به خطر خواهد انداخت.


نگاه دو
علی حیدری

هوای این روزهای اهواز و چند برداشت!
برداشت اول: هجوم ریزگردها به شهرهای مختلف کشورمان به ویژه مناطق غربی در سال‌های اخیر مسبوق به سابقه بوده و در مقاطعی حتی هوای شهرهای مرکزی و پایتخت را نیز تحت‌تأثیر قرار داده است، اما آلودگی هوای اهواز یکی از موضوعاتی است که از یکی دو هفته پیش مردم این شهر و برخی شهرهای اطراف آن را دچار مشکلات عدیده‌ای کرده است. یکی از مسئولان هوا‌شناسی استان خوزستان منشأ آلودگی را داخلی دانسته و گفته بود که غلظت آلودگی هوای اهواز بیش از ۲۵ برابر حد مجاز است! این قضیه در روزهای اخیر در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به صورت پررنگی مطرح شد. تصاویری که از آلودگی هوای اهواز منتشر می‌شد نشان می‌‌داد واقعاً نفس کشیدن در این شهر مشکل شده است. در برخی از این تصاویر، پیام‌ها و نوشته‌ها، ابراز نارضایتی از عملکرد برخی مسئولان در حوزه محیط زیست و ... هم به چشم می‌‌خورد که جای تأمل داشت.
برداشت دوم: با اوج گرفتن آلودگی در این شهر و برخی مناطق غرب کشور و متأسفانه عدم اقدام جدی مسئولان اجرایی، هفته گذشته رهبر معظم انقلاب به صورت ویژه به دولت دستور دادند و تأکید کردند جلسه‌‌ای با حضور تمام مسئولان مرتبط با موضوع در خصوص معضل ریزگردها و غبار شدید ناشی از آنها در مناطق و استان‌های غربی کشور تشکیل شود و تدابیر اجرایی و تصمیمات عاجل برای رفع این مشکل اتخاذ گردد. این جلسه شکل گرفت و مسئولان مرتبط با موضوع از وزیر بهداشت و درمان گرفته تا وزرای نفت و نیرو و از رؤسای سازمان‌های حفاظت محیط زیست و هواشناسی تا رئیس ستاد مدیریت بحران کشور و استاندار خوزستان دور هم جمع شدند و راهکارهای رفع این مشکل را بررسی کردند و تصمیماتی هم اتخاذ شد.
برداشت سوم: آلودگی و غبار همچنان میهمان ناخوانده اهوازی‌ها بود تا اینکه روز 22 بهمن از راه رسید و با وجود هوای نامساعد، مردم انقلابی این شهر با حضور پرشور در راه‌پیمایی و در حالی که بیشتر آنها ماسک بر صورت داشتند، از قافله ملت بزرگ ایران جا نماندند و سی‌وششمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را گرامی داشتند. حضور زنان و مردان، جوانان و نوجوانان و کودکان براساس تصاویر منتشر شده قابل توجه بود. چیزی که بیشتر از اینها به چشم می‌‌خورد، شعارها و پلاکاردهای دست‌نوشته مردم نجیب اهواز بود که حکایت از ایستادگی مردم این شهر در راه حفاظت از آرمان‌های امام و انقلاب در هر شرایطی داشت. جوانان اهوازی در اقدامی ابتکاری با هر آنچه که در دست داشتند، پیام‌هایی خطاب به مقام معظم رهبری نوشته بودند و از پیگیری ایشان در خصوص مشکلات هوای اهواز تشکر کرده بودند.
برداشت آخر: اینکه امروز آلودگی هوا و هجوم ریزگردها نمی‌تواند مانع حضور مردم خونگرم و انقلابی اهواز در صحنه‌ای چون راه‌پیمایی ملی ۲۲ بهمن شود، ریشه در ایستادگی و مقاومت هشت ساله این مردم در برابر تجاوز دشمنان ملت ایران به سرزمین اسلامی ایران دارد. مردم شجاع و غیور خوزستان در دوران دفاع مقدس در کنار نیروهای مسلح و بسیجیانی که از سراسر کشور به یاری‌شان شتافته بودند، مردانه ایستادند و با نثار جان و مال خود و تحمل رنج‌های فراوان پس از هشت سال، دشمنان ملت ایران را با خواری و زبونی به شکست وادار کردند و امروز نماد مقاومت یک ملت به شمار می‌‌روند. مردم این خطه حق بزرگی بر گردن ملت ایران و مسئولان کشور دارند. از این رو متولیان امر باید وظیفه خود بدانند که با جدیت تمام پیگیر حل این مشکل شوند. شاید این هجوم آلودگی مقطعی بوده و فروکش کند، اما مسئولان نباید دست روی دست بگذارند تا شاهد تکرار چنین وضعیتی در آینده باشند. شکی نیست که مقابله با چنین پدیده‌هایی پیچیدگی و سختی خاص خود را دارد، اما مطالعه دقیق و علمی و پس از آن، اقدام عملی قطعاً می‌‌تواند در کاهش این آلودگی‌ها مؤثر واقع شود.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

چرایی پاسداشت ارزش‌ها و نمادهای دفاع مقدس
فرهنگ ایستادگی سوغات سفر به سرزمین‌های خون و حماسه

سید فخرالدین موسوی

جنگ، برایم واژه غریبی است. مرا می‌برد به سال‌هایی که نبوده‌ام. به هشت سال تحمیل آتش بر کشورم. واژه عجیبی که تصاویر آرشیوی را که تمام این سال‌ها در قاب تلویزیون ملی نشسته‌اند، در برابر چشمانم قرار می‌دهد. واژه‌ای که صدای پای رزمندگان، هنگامی که در دل شب، به‌سوی مواضع دشمن در حرکتند، صدای خش‌خش بی‌سیم و صدای مهیب انفجار را برایم تداعی می‌کند. نام چند عملیات، نام چند کتاب و نام چند فیلم سینمایی را در ذهنم ردیف می‌کند. نام حسین فهمیده، نام همت و باکری و جهان‌آرا را در گوشم زمزمه می‌کند. مرا می‌برد به هفته اول مهر سال‌هایی که دانش‌آموز بوده‌ام. یاد نمایش‌ مین و نارنجک در حیاط مدرسه‌ را در ذهنم زنده می‌کند. مرا به سوم خرداد می‌برد، وقتی سال‌ها پس از آزادسازی خرمشهر برای اولین بار از رادیو شنیدم که «خرمشهر، شهر خون و قیام آزاد شد.» مرا یاد جانبازی می‌اندازد که سال‌هاست روی ویلچر می‌نشیند.
کلمه جنگ، تصویری از گلزار شهدای بهشت‌زهرا(س) را در ذهنم نقش می‌زند، تصویر هزاران مرد میدان جنگ که به چشم ظاهربین ما در دل خاک آرمیده‌اند. واژه نامقدس جنگ، مرا به یاد سال‌های مقدس دفاع و جهاد می‌اندازد و کنار اینها همه، هزاران پرسش نیز به ذهنم هجوم می‌آورد.
به‌راستی این جنگ برای امروز و فردای این سرزمین چه ره‌آورد فرهنگی، امنیتی و... داشته است؟ نسبت آنهایی که پس از امضای قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل متحد متولد شدند با دوران دفاع چیست؟ میراث جنگ تحمیلی برای نسل‌هایی که در دوران صلح و سازندگی به دنیا آمده‌اند، چیست؟

تاریخ یا فرهنگ؟
چرایی آغاز جنگ، تصمیمات فرماندهان در طی هشت سال دفاع مقدس، مکان، زمان و چگونگی عملیات‌های نظامی، تعداد جنگ‌افزارها و سربازها، شیوه‌های جنگی، تعداد اسرا و جان‌باختگان تسلیحات جنگی اروپایی و پول‌های عربی در اختیار دیکتاتور عراق، سخت‌دلی درجه‌داران ارتش بعث، قطعنامه ۵۹۸ و دلیل امضا شدن آن، عملیات مرصاد و منافقین، تاریخ جنگ هشت‌ساله تحمیلی به ملت ایران را می‌سازد. گروهی معتقدند که این مشخصات تاریخی باید موبه‌مو به نسل‌هایی که جنگ را به یاد ندارند، آموزش داده شود تا دفاع مقدس برای همیشه در اذهان عمومی کشور حک شود تا به واسطه این حک شدن، همه بدانند در تاریخ کهن ایران تنها جنگی که سانتی‌متری از خاک کشور از دست نرفت، جنگی است که صدام با حمایت جبهه تحجر منطقه‌ای و استکبار جهانی به این سرزمین تحمیل کرد، اما به‌گمان نگارنده، آنچه مهم‌تر است، فرهنگ برآمده از جنگ هشت‌ساله است. رشادت و مردانگی رزمندگان اسلام و ایران، ایستادگی و حق‌طلبی مردم ما، پیروی ملت ایران از ولی‌فقیه زمان، تفکر و مشیی که موجب شد جوانان این سرزمین با تبعیت از فرمان امام خمینی(ره) در دفاع از کیان اسلام و خاک وطن در برابر دشمن تا بن‌دندان مسلح قد علم کنند، بسط و گسترش دادن این روحیه و فرهنگ باید در صدر اهداف کشور قرار گیرد.
چنانچه اگر مقام معزز رهبری در سخنان خود می‌فرمایند: زنده نگه‌داشتن یاد شهیدان کمتر از شهادت نیست، بزرگ داشتن شهید به‌عنوان یک شخصیت تاریخی نیست. آن زنده نگه‌داشتنی مدنظر حضرت امام خامنه‌ای است که به تربیت انسان‌هایی ختم شود که شیفته جهاد در راه خداوند تبارک و تعالی باشند، انسان‌هایی که از نثار جان خویش در این خط و مسیر ابا نداشته باشند و چشم‌پوشی نکنند. زنده نگه‌داشتنی که نسل‌هایی را تقدیم جامعه کند که پاک‌دست، مقتدر، مستقل، آزاد و مقاوم باشند. مردان فرزانه‌ای که قدم برنمی‌دارند مگر در مسیر حق. اگر زنده نگه‌داشتن یاد شهیدان و دفاع مقدس چنین نتایجی را به‌بار نیاورد، در حق آرمان شهیدان کوتاهی کرده‌ایم و وظیفه بزرگداشت آنها را به نگهبانی قبرستان‌ها تقلیل داده‌ایم. البته ناگفته پیداست، ارجحیت فرهنگ دفاع مقدس بر تاریخ جنگ تحمیلی هشت‌ساله، به این مفهوم نیست که از تاریخ جنگ غافل شویم، بلکه این معنا را در بردارد که هدف اصلی از گرامی داشتن دفاع مقدس، توسعه و ترویج فرهنگ برآمده از آن سال‌هاست. فرهنگی که میراث جنگ هشت‌ساله است و در حقیقت نقطه پیوند مردان میدان جنگ تحمیلی با جوانان امروز و فردای کشور است. در کنار احساس غرور و عزت از مطالعه تاریخ دفاع مقدس، در کنار شگفتی از عملیات‌های نظامی سربازان حضرت ولی‌عصر(عج) در نبرد با نماینده تحجر و کفر و استکبار، باید دانست روحیه جهاد، ایستادگی و مقاومت و پیروی از ولی‌فقیه، تحفه حقیقی دوران دفاع مقدس برای ماست. الگویی که باید به معنای واقعی کلمه و آنچنان که شایسته است، سرلوحه امروز ما قرار بگیرد.

زنده نگه‌داشتن یاد شهیدان
در همه کشورهایی که در تاریخ خود جنگ را تجربه کرده‌اند، تلاش‌هایی برای بزرگداشت یاد نظامیانی که جان خود را در راه کشورشان از دست داده‌اند، صورت گرفته است. در این زمینه، مهم‌ترین میدان پایتخت فرانسه به یادمان سربازان گمنام این کشور که در جنگ جهانی اول کشته شده‌اند، اختصاص یافته است. احترام به سربازان گمنام جنگ آن‌قدر برای فرانسوی‌ها حائز اهمیت است که مراسم بازدید و ادای احترام به این جان‌باختگان را در برنامه تمام مقامات و رهبرانی که به این کشور سفر می‌کنند، قرار می‌دهند. در روسیه نیز دیوار به دیوار کاخ کرملین، سربازانی که در هجوم آلمان نازی به شوری سابق در جریان جنگ جهانی دوم، کشته شده‌اند، دفن شده‌اند. دانشگاه‌های ایالات متحده آمریکا نیز حکایتی مشابه دارند، به‌طوری که ده‌ها تن از سربازان جان‌باخته در جنگ در جایگاه سربازان گمنام دانشگاه «می‌سی‌سی‌پی» دفن شده‌اند. اقدامی که در انگلستان، بلاروس، قرقیزستان، ارمنستان، سوریه و بسیاری دیگر از کشورهای دیگر هم صورت پذیرفته است.
درباره ایران نیز باید گفت: قیاس شهدای انقلاب بزرگ اسلامی مردم ایران با کشته‌شدگان در جنگ‌های جهانی غلط است، اما پاسداشت شهدا و نمادهای دفاع مقدس برای نسل‌های آتی، امری ضروری و لازم است، هرچند که برخی با ژست‌های روشنفکرمآبانه و ضدجنگ و برخی با این مدعا که جنگ تمام شده است، تلاش داشته‌اند باب سخن گفتن از شهیدان و مسیر ایستادگی را ببندند، اما با عنایت حضرت حق و هوشیاری مردم، اقدامات مبارک و شایسته‌ای در این‌باره صورت گرفته است. تدفین پیکر پاک شهیدان گمنام در دانشگاه‌ها و شهرها، راه‌اندازی خبرگزاری دفاع مقدس و پایگاه‌های اطلاع‌رسانی در فضای مجازی با موضوع دفاع مقدس، چاپ کتاب خاطرات فرماندهان و رزمندگان دوران جنگ تحمیلی، ساخت فیلم‌های مستند و سینمایی در این‌باره و اردوهای راهیان نور، از جمله اقداماتی است که در راستای حفظ و ترویج ارزش‌های دفاع مقدس انجام شده است. ما در گزارش این شماره هفته‌نامه به بهانه آغاز دور تازه اردوهای راهیان نور، تلاش کرده‌ایم نگاهی کوتاه به این اقدام مبارک داشته باشیم.

تاریخچه اردوهای راهیان نور
مرحوم «سیدعلی‌اکبر ابوترابی» را باید بنیانگذار اردوهای راهیان نور دانست. روز عرفه در سال ۱۳۷۲ تعدادی از آزادگان سرافراز با هدایت سیدعلی‌اکبر ابوترابی برای قرائت دعای عرفه امام حسین(ع) راهی مرز خسروی می‌شوند، اقدامی که بازتاب گسترده‌ای پیدا می‌کند و موجب می‌شود گروه‌های مختلف مردم به شکل خودجوش برای بازدید از مناطق جنگی راهی استان‌های غربی کشور شوند، حرکتی که سال به سال با استقبال بیشتر مردم روبه‌رو شد تا آنجا که روز عرفه سال ۱۳۷۹ ده‌ها هزار نفر دعای عرفه حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) را در مرز خسروی زمزمه کردند. این استقبال کم‌نظیر و علاقه وصف‌ناپذیر مردم از یک سو و از سوی دیگر، تأثیرات مثبت و قابل توجه فرهنگی این بازدیدها، مسئولان فرهنگی کشور را مجاب کرد تا مقدمات برگزاری اردوهایی برای بازدید منظم و مستمر از مناطق جنگی را فراهم کنند به‌طوری که امروز میلیون‌ها نفر از هموطنان ما هر ساله از این مناطق بازدید می‌کنند. امروز دیگر مانند سال‌های ابتدایی آغاز این سفرها نیست که تعداد معدودی از مردم آن هم دانشجویان یا رزمندگان دوران جنگ به این مناطق سفر کنند. امروز مناطق جنگی یکی از اصلی‌ترین مقاصد سفرهای نوروزی خانواده‌های ایرانی است. موضوعی که دو مسئله را پیش روی ما قرار می‌دهد.
۱ـ چگونگی اجرای اردوهای راهیان نور
ضرورت هر سفر زیارتی و سیاحتی برای اردوهای راهیان نور نیز صادق است که در این‌باره باید به چند موضوع اصلی توجه داشت.
الف- حمل و نقل: ایجاد یک ناوگان حمل‌ونقل سریع و مطمئن که امکان جابه‌جایی حجم بالایی از مسافر را داشته باشد، از ضروری‌ترین و ابتدایی‌ترین اقداماتی است که باید در راستای اجرای اردوهای راهیان نور صورت گیرد، چرا که از یک‌سو وقتی برای سفر به مناطق جنگی تبلیغ می‌شود، باید امکان اعزام به مناطق جنگی نیز فراهم شود. از سوی دیگر نیز وقتی سیاست‌های فرهنگی ایجاب می‌کند گروه‌هایی از دانش‌آموزان و دانشجویان را راهی اردوهای راهیان نور کنیم، این ضرورت وجود دارد که والدین و خانواده‌های دانش‌آموزان و دانشجویان از امنیت وسایل حمل‌ونقل اطمینان داشته باشند چرا که، برخی فرصت‌طلبی و جریانات ضدفرهنگی در صدد تخریب اردوهایی از این دست هستند، همانند آنچه در جریان واژگونی اتوبوس دانش‌آموزان راهیان نور در مسیر مناطق جنگی رخ داد تا این سفرها را به این بهانه‌ها به تعطیلی بکشانند.
ب- اسکان و بهداشت: حتماً شما هم شنیده‌اید که عده‌ای معتقدند که سفری از جنس سفر به مناطق جنگی، سفر متفاوتی است و سختی و رنج، جزئی از ذات این سفرهاست. این گروه معتقدند مسافران مناطق جنگی باید ذره‌ای از سختی‌هایی را که رزمندگان تجربه کرده‌اند، بچشند. اما آیا مسافران نیز تمایلی به این مسئله دارند؟ فرم‌های ثبت‌نام اردوهای راهیان نور هیچ نشانی از سختی‌های سفر نمی‌دهد. همچنین وقتی از خانواده‌ها همراه با فرزندان‌شان دعوت می‌شود که به مناطق جنگی بیایند، چطور می‌توان انتظار تحمل سختی‌ها را داشت؟! البته این سخن به معنای این نیست که قرار است امکانات خاص و ویژه در این اردوها ارائه شود، بلکه راحتی و رفاه متوسطی که خانواده‌ها را با خیالی راحت از بهداشت و اسکان یافتن در طول سفر راهی مناطق جنگی کند، باید ایجاد شود؛ این کوچک‌ترین خدمات چنین سفرهایی است که باید داده شود.
ج- تغذیه: در سال گذشته، راه و رسم تأمین مواد غذایی مسافران راهیان نور به این صورت بوده که حجم زیادی مواد غذایی، با مدیریت اردوهای راهیان نور از تهران و استان‌های همجوار به مناطق جنگی منتقل و توزیع می‌شد، شیوه‌ای که گاه با اسراف و گاه با نقص‌ها و کمبودهایی همراه بوده است. اگر به‌جای این شیوه، تأمین غذای مسافران راهیان نور برعهده مردم بومی مناطق جنگی گذاشته شود، هم کیفیت و تنوع غذایی که به مسافران ارائه می‌شود، افزایش می‌یابد و هم درآمدزایی و فرصت‌های شغلی برای مردم این مناطق که عموماً از لحاظ مالی ضعیف هستند ایجاد می‌شود. البته مدیریت اجرایی اردوهای راهیان نور نیز باید با تسهیل تأمین مواد اولیه غذایی برای مردم منطقه و همچنین تعدیل قیمت مواد غذایی به‌منظور کاهش هزینه مسافران، نقش خود را ایفا کنند.
۲ـ سیاست‌های فرهنگی اردوهای راهیان نور
«اگرچه جنگ تمام شده است، اما مبارزه همچنان باقی است.» این جمله شهید مرتضی آوینی، شاه‌بیتی است که تمام اهداف اردوهای راهیان نور و پاسداشت شهدا در آن جمعند. جمله‌ای که ما را دوباره به بحث ابتدایی گزارش بازمی‌گرداند. به این پرسش که یادآوری دفاع مقدس، بازخوانی تاریخ است یا کلاس درس مبارزه و مقاومت؟
در این اردوها مردم ما به میان سرزمین‌هایی می‌آیند که روزی، میدان جنگ نظامی ما با تمام پلیدها و پلیدی‌ها بود، مردمی به یادمان شهدای هشت سال دفاع جانانه می‌آیند که خود امروز در میدانی فراخ‌تر در حال مبارزه با پلیدها و پلیدی‌هاست، سفر به این یادمان‌ها در حقیقت، آماده‌سازی و آبدیده شدن برای مقاومت و پیشرفت در میدان مبارزه امروز است که برای تحقق هر چه بیشتر این هدف می‌توان چند پیشنهاد را به مجریان این حرکت عظیم فرهنگی داد:
الف- الگوسازی: شهید حسین فهمیده، شهید حاج‌ابراهیم همت، شهید مهدی باکری، شهید حسین علم‌الهدی، شهید حسن باقری و صدها نام دیگر، مردانی هستند با صفت‌های یک انسان سلحشور، مؤمن و اهل مبارزه که هر یک از آنها می‌توانند یک ستاره و نمونه‌ای ممتاز برای جوانان امروز ما باشند. دستگاه فرهنگی ما باید منش و رفتار این شهیدان را به معیار عمل جامعه تبدیل کند که اگر این‌گونه شود، پیروزی در جنگ فرهنگی نیز قطعی و حتمی خواهد بود.
ب- دشمن‌شناسی: یکی از آفت‌هایی که به‌ویژه در سال‌های اخیر و گسترش رسانه‌ها با آن روبه‌رو هستیم، گم شدن چهره واقعی دشمن پشت دروغ‌های رسانه‌ای است. متأسفانه برخی جبهه دشمن را گم کرده و با خودی اشتباه گرفته‌اند. این اردوها فرصت مناسبی است تا با بیان آنچه دشمنان بر ملت ما روا داشتند، نقاب از چهره آنها برداریم.
ج- تبیین عوامل پیروزی: یکی دیگر از اهداف راهیان نور می‌تواند تبیین و تشریح عواملی باشد که موجب پیروزی رزمندگان ما در جنگ شد، رموز پیروزی که امروز نیز می‌تواند برای جامعه ما راهگشا و سرنوشت‌ساز باشد. به عبارت بهتر می‌توان گفت اردوهای راهیان نور همان فرصت طلایی است که باید با سود جستن از آن، فرهنگ برآمده از دفاع مقدس را به نسل آینده آموخت و جامعه را در برابر هجمه‌ها و دشمنی‌ها واکسینه کرد و روح ایثار و خودباوری و مقاومت را در میان مردم و به‌ویژه جوانان تقویت کرد.


نیم نگاه
فتح الله پريشان

افشای اسناد دخالت‌های آمریکا و ترکیه در سوریه
هفته گذشته، پایگاه خبری عربی پرس از قول بخش سایبری ارتش سوریه، اسناد جدیدی را از دخالت‌های آمریکا و ترکیه برای براندازی نظام سیاسی سوریه و حمایت از گروه‌های تروریستی فعال در این کشور منتشر کرد که در بردارنده گفت‌وگوهای مسئولان آمریکایی با مسئولان کشور ترکیه به صورت ایمیل بوده و اطلاعاتی درباره حمایت مستمر دوطرف از گروه‌های مسلح فعال در سوریه ارائه می‌دهد. این اسناد اگرچه اطلاعات جدیدی درباره این همکاری‌ها و حمایت‌ها که همگان از آن مطلع هستند، ارائه نمی‌دهد، اما دلیل متقن دیگری بر وجود این همکاری‌ها و حمایت‌ها محسوب می‌شود.
آمریکایی‌ها به‌عنوان طراحان اصلی انقلاب کاریکاتوری سوریه علیه حاکمیت بشار اسد توانستند با کلید زدن تحولات سوریه به‌عنوان حلقه واسط زنجیره مقاومت منطقه علیه صهیونیسم و استکبار، هم روند بیداری اسلامی منطقه را منحرف سازند و هم سرعت تحولات و پیوستن سایر ملت‌های مسلمان به این روند را کند کنند و حتی از بین ببرند، اما با وجود سرمایه‌گذاری حدود چهارساله نتوانستند به تمام اهداف طراحی‌شده خود در سوریه دست پیدا کنند. وجود اسناد جدیدی از جنس اسناد فوق نشان می‌دهد که دشمنان بیداری اسلامی و نظام مقاومت محور سوریه با وجود شکست‌های پی‌درپی در این سال‌ها، هنوز از تحولات سوریه منصرف نشده‌اند و در عین حال سوریه به‌عنوان کشوری انقلابی و از حامیان اصلی و کلید مقاومت و همچنین رابط محوری گروه‌های انقلابی جهادی علیه صهیونیست‌ها و نظام سلطه و همچنین شریک راهبردی ایران اسلامی و روسیه همچنان از جایگاه ویژه‌ای در محاسبات منطقه‌ای آمریکا و غرب و رژیم صهیونیستی و برخی کشورهای عربی و ترکیه برخوردار است. این نکته خود روشنگر دو موضوع خواهد بود؛ یکی اینکه، نظام سوریه و مردم این کشور و هم‌پیمانان منطقه‌ای دمشق، بر شدت مراقبت‌ها و افزایش مزیت‌ها و توانمندی‌های دفاعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی خود برای تداوم خط مقاومت بیفزایند، دوم اینکه، از موقعیت استثنایی فراهم‌شده در تغییر توازن قوا در مبارزه با گروه‌های مسلح معارض مورد حمایت مربع غربی، عربی، ترکی و عبری به‌نفع خود در کسب پیروزی‌های بیشتر و اخراج گروه‌های تروریستی از چند شهر باقیمانده در اشغال آنها، بهره لازم را ببرند.
نکته بعد به کشورهای هم‌پیمان سوریه، همچون ایران و روسیه برمی‌گردد که باید با تداوم کمک‌های سیاسی، اقتصادی، راهبردی مستشاری به نظام سوریه، مانع از تضییع حقوق انسانی و بین‌المللی مردم سوریه توسط مدعیان حقوق بشر گردند و بدانند اگر نظام سلطه و ارتجاع عربی و کسانی که در ذهن خود به احیای امپراتوری شکست‌خورده عثمانی می‌اندیشند،‌ بتوانند این منطقه راهبردی را در اختیار تفکر اسلام سکولار یا اسلام تکفیری قرار دهند، به معنای تصاعد بحران‌ها و فتنه‌های رنگارنگ برای آنها خواهد بود.
کمک‌های ایران و روسیه و دیگر هم‌پیمانان سوریه در این مقطع زمانی و با استفاده از چنین اسنادی، طیفی از کمک‌های رسانه‌ای در افشای دخالت‌های ظالمانه در امور داخلی سوریه تا کمک‌های مستشاری در حوزه امنیتی و دفاعی را می‌تواند شامل شود. جمهوری اسلامی درباره محکومیت مداخله در امور سوریه می‌تواند از ظرفیت مجامع بین‌المللی و کشورهای عضو پیمان غیرمتعهدها در سازمان ملل بهره ببرد. تحولات سوریه از جنگ انفرادی دمشق با گروه‌های مسلح تروریستی از ملل مختلف با محوریت آمریکا و رژیم صهیونیستی و حمایت لجستیکی ترکیه و عربستان و سایر کشورهای حوزه خلیج‌فارس به حوزه جنگ دو جبهه و اردوگاه سلطه‌گران و سلطه‌ستیزان عزیمت کرده است که شکست و پیروزی هر طرف از این منازعه ناعادلانه، به معنای پیروزی آن اردوگاه تعبیر و تفسیر خواهد شد.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(58)

قتل‌عام مردم سلماس
در ادامه کسروی از تعداد نفرات و ادوات جلوها سخن به میان می‌آورد و می‌گوید: «نزدیک به 12 هزار خانواده جلوها بودند که با مارشیمون از خاک عثمانی آمدند. نزدیک به 20 هزار خانوار ارمنیان و آسوریان خود ارومیه و سلماس و سلدوز و آن پیرامون‌ها بودند که به آنان پیوستند. پنج یا شش هزار تن ارمنی از ایروان و وان و نخجوان گریخته و به اینان پیوسته بودند. این اندازه انبوهی ایشان است و همه با هم یکی شده و برای آرزوهایی می‌کوشیدند. از اینان بیست هزار تن سپاهیان ورزیده بودند و هشتصد تن سرکردگان روسی به روسستان نرفته و با اینان مانده و به همدستی 72 تن سرکردگان فرانسه‌ای آنان راه می‌بردند. افزارهای‌شان 25 توپ و 100 شصت تیر بود. نییتین کنسول روس، وشت کنسول آمریکا، وگوزل، رئیس بیمارستان فرانسه‌ای رشته سیاست و راهنمایی را در دست می‌داشتند. البته این تا موقعی بود که انقلاب 1917 در شوروی روی نداده بود. پس از وقوع انقلاب و خروج اکثر نیروهای روسی از سرزمین ایران، انگلیس حامی اصلی آسوریان در منطقه شد.»
سلماس در آتش و خون
کسروی نحوه حمله جلوها به شهر سلماس و دهات اطراف و جنایات این طائفه وابسته به اجانب روسی، انگلیسی، فرانسوی و آمریکایی را این‌گونه شرح می‌دهد: «الی ده روز از اطراف خوی و تبریز اتصالاً امداد می‌رسید تا به دو هزار بالغ گردیدند و جلوها هم هر روز به قوه خودشان افزوده هر روز به طرف شهر هجوم می‌آوردند. دروازه‌ها مسدود و شهر از اهالی دهات مملو و بیوت از اسیران و بیچارگان پر بود، گوش‌ها از صدای توپ و تفنگ در زحمت بود، از سرداران لشکر، اسعد همایون با اردوی خود دهات لکستان را مرکز قرار داده، مشغول محاربات جزئی بود و سالار همایون و حاجی‌موسی‌خان با سپاه خودشان در شهر اقامت داشتند و یک فرقه اردوی خوی هم در مغانجوق مشغول محاربه بودند. در این ایام اردوی میرزا پتروس از ارومیه به سلماس وارد شده قوه جلوها زیاد گشته روزبه‌روز جری و جسور گردیده، غلبه خودشان را بسط می‌دادند و محاربات جزئی به کلی مبدل شده و شدت یافت. دو روز متوالی از هر دو طرف نایره حرب مشتعل بود. بالاخره اردوی اسعد همایون شکست‌خورده و یک عراده توپ بزرگ به تصرف جلوها درآمد. از این واقعه اردوی خوی به خوف افتاده از مغانجوق به عقب نشستند و جمیع دهات را به تصرف جلوها گذاشتند. جلوها از هر طرف راه امداد را مسدود ساخته رو به سوی شهر نهادند و توپ بزرگ را که تصرف کرده بودند به شهر می‌انداختند و در هر دفعه عمارتی را خراب می‌نمودند.
آن روز 12 شهر (ماه) رجب بود که ساعت به ساعت سپاه جلو را جرئت و جسارت و سپاه بقیه ما را خوف و هراس بیشتر می‌شد و اهالی و سپاهیان عازم فرار بودند، ولی چون اطراف شهر و دهات از سپاه جلوها مملو بود راه گریز نیافته، منتظر تاریکی شب بودند. ناچار در بروج مشغول دفاع بوده در محافظت شهر می‌کوشیدند. طرف عصر اهالی بیچاره عموماً درهای خانه‌های خود را بسته، مختصر آذوقه از دست عیال و فرزندان خود گرفته در قرب دروازه صدقیان جمع شده منتظر تاریکی شب و عازم فرار بودند. چندین هزار اطفال و زنان در قرب دروازه جمع و نالان و گریان بودند و اتصالاً گلوله‌های توپ و تفنگ به شهر می‌بارید.
به قدر صد نفر از زنان در آن اجتماع اولاد خود را گم کردند، هر کسی وانفساگویان مدهوش و حیران، راه فرار و نجات خود را می‌جست. نیم‌ساعت از غروب گذشته بود که سپاه جلوها با قهر و غلبه از دروازه اهرنجان داخل شهر شده اهالی را مقتول و خانه‌ها را می‌سوزانیدند. از دروازه پیه‌جک لشکر هم محاربه‌کنان خارج می‌شدند و بعضی هم از بروج خود را به زیر انداخته و می‌گریختند. سپاه جلو از هر طرف فراریان را تیرباران می‌نمودند، اطراف شهر از جنازه‌ها مملو گردید. خندق‌ها از نعش‌ها پر گردید. بسیاری از زنان، کودکان شیرخوار خود را به رود انداخته، می‌گریختند...


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران284
تأليف :عبدالله شمسی

تحلیل گفتمانی نتایج انتخابات دهم ریاست جمهوری
انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری

انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری در 22 خرداد 1388، برگزار شد. در روز انتخابات مهدی کروبی هنگام انداختن رأی در صندوق، در پاسخ به این پرسش كه توصیه شما به نامزدها، گروه‌ها و احزاب پس از اعلام نتایج انتخابات چیست؟ گفت: «همه ما تلاش‌مان این بود و بارها می‌گفتم كه انتخابات پرشور و با نشاط باید باشد و به لطف خدا و همت مردم این انتخابات كاملاً پرشور است. كارها تا به حال به‌خوبی انجام شده و اگر جاهایی گره‌ای بوده تماس گرفتیم و آن هم حل شد و الحمدلله اوضاع خوب است.»(۱)
كروبی در ادامه تصریح كرد: «ما باید بعد از اعلام نتایج انتخابات، مردم به هر كسی رأی داد از او دفاع و حمایت کنیم ... وقتی نتایج اعلام می‌شود همه ما باید قبول كنیم و از تخریب دیگران بپرهیزیم.»(۲)
کروبی خیلی زود این سخنان خود را فراموش کرد و همراه با میرحسین موسوی حماسه فرصت حضور حدود 85 درصدی مردم در پای صندوق‌های رأی را با قرار گرفتن در رأس فتنه، به تهدید و هزینه برای جمهوری اسلامی تبدیل کردند. این در حالی بود که کروبی با کسب
۳۳۳۶۳۵ تعداد رأی، یعنی اندکی کمتر از یک درصد کل آراء(9/0) در آخر فهرست چهار نفره نامزدها قرار گرفته بود.
نتایج انتخابات حکایت از افت شدید پایگاه اجتماعی کروبی نسبت به دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری که وی توانسته بود 24/17 درصد آرا را کسب کند، داشت. البته این افت از عواملی همچون دوقطبی شدن رقابت بین موسوی و احمدی‌نژاد، دور شدن کروبی از توده‌های مردم نسبت به انتخابات پیش و تکیه بیش از حد به نخبگان، حضور کرباسچی به‌عنوان نماد اشرافی‌گری و تجمل در کنار او، برنامه‌های نامأنوس و نامناسب تبلیغاتی و... ناشی می‌شد، اما مهم‌ترین عامل شکست میرحسین موسوی، آرای اندک رضایی و به‌ویژه کروبی را می‌توان از درون تحلیل گفتمانی انتخابات جست‌وجو کرد. در ادامه به برش‌هایی از این نوع تحلیل که در کتاب «شورش اشرافیت بر جمهوریت» آمده است، اشاره خواهیم کرد.

تحلیل گفتمانی انتخابات
گفتمان در قالب مطرح ساختن برخی موضوعات، مسئله‌ها و پرسش‌ها، رهیافت و رویكرد عمومی به انتخابات و سیاست را مشخص می‌كند. عرصه تبلیغات انتخاباتی بیش و پیش از هر چیز عرصه منازعات گفتمانی است. بر این اساس، هر جریانی كه بتواند گفتمان خود را غلبه دهد، پیروز میدان رقابت خواهد بود.
یک گفتمان برای برتری بر گفتمان‌های دیگر، باید بتواند پرسش‌ها و نیازهای اصلی یك جامعه را بیابد و پاسخی در حد انتظار آنها ارائه كند. گرچه برای دست یافتن به برتری گفتمانی، «رسانه» و «تشكیلات» دو عامل مهم به شمار می‌آیند، اما محتوای تبلیغات نیز اهمیت دارد.
هر چه رابطه یك گفتمان سیاسی با فرهنگ سیاسی كلیت جامعه بیشتر باشد ضریب موفقیت آن گفتمان را افزایش می‌دهد و هر چه یك گفتمان متناسب با خواست‌ها و مطالبات مورد انتظار یك جامعه پیش برود امكان موفقیت را بیشتر می‌‌کند.
در تاریخ معاصر ایران، به‌‌ویژه پس از مشروطه همواره و در تمام دوره‌ها دو جریان عمده با یکدیگر به رقابت پرداخته‌اند. گرچه اسم احزاب، گروه‌ها و نام‌ها و موضوعات مقطعی تفاوت کرده، اما اصل رقابت دو جریان اصلی پابرجا بوده است. یکی از این جریان‌ها ریشه در سنت‌های ایرانی و اسلامی دارد و دیگری کم و بیش گرایش‌های غرب‌مدارانه دارد. در این انتخابات نیز گرچه چهار نامزد به رقابت پرداختند، اما در واقع رقابت میان آن دو جریان تاریخی با دو گفتمان متفاوت بود، از این رو از پیش نیز مشخص بود که رقابت انتخابات دهم ریاست جمهوری با وجود حضور چهار نامزد، رقابتی دو قطبی خواهد بود، از این رو نیروهای اجتماعی ایران، نامزد متعلق به گفتمان خود را حتی پیش از ثبت‌نام رسمی انتخابات ریاست جمهور در اردیبهشت ماه برگزیده بودند، زیرا تجربه تاریخی گذشته نشان می‌داد با اعلام حضور آقایان احمدی‌نژاد و موسوی نامزدهای دیگر از شانس بسیار کمی برخوردارند. بنابراین موفقیت هر یک از دو گفتمان اصلی در گرو پیروزی یکی از این دو نامزد بود. در این میان احمدی‌نژاد نماینده گفتمان اصولگرایی و موسوی نماینده گفتمان اصلاح‌طلب شناخته می‌شدند. از این پس نیروهای اجتماعی مؤثر در قالب تشکیلات رسمی و غیررسمی برای پیروزی یکی از این دو گفتمان به رقابت پرداختند. در واقع دیگر در این عرصه نقدهای «درون‌گفتمانی» جای خود را به حمایت از اصل گفتمان داد.
با این اوضاع، نامزدهای دیگر از گفتمان مستقلی برخوردار نبودند، از این رو آنچه که در این انتخابات پدیدار شد رقابت میان دو گفتمان در ورای نام‌ها و اشخاص بود و دقیقاًً به همین دلیل است که همانند انتخابات سال 1376 که در آن نیز چهار نامزد شرکت داشتند، عملاًً رقابت میان دو نفر از آنان بود و دو نفر دیگر با آرایی بسیار اندک در حاشیه قرار داشتند. به عبارت دیگر، رضایی و کروبی همانند ری‌شهری و زوارهای چون از گفتمان مشخص و مستقلی برخوردار نبودند و رهبری هر یک از دو گفتمان اصلی بر عهده دو نامزد دیگر بود، نامزدهای حاشیه‌ای به‌شمار می‌آمدند و نتوانستند آرای مناسبی کسب کنند.
در حالی که در انتخاباتی مانند مرحله نخست انتخابات نهم ریاست جمهوری که تکثر و تنوع نامزدها بیشتر بود و به‌طور مشخص معلوم نبود که رهبری هر یک از دو گفتمان با کدام نامزد است، نیروهای اجتماعی متعلق به هر دو گفتمان نیز دچار تفرق شدند و در نتیجه، آرا میان نامزدهای متفاوت با اختلاف نه چندان زیاد توزیع شد. در نتیجه، گفتمان و نمایندگی یک گفتمان را بر عهده داشتن در فرایند انتخاباتی ایران از اهمیت بالایی برخوردار است که انتخابات دهم ریاست جمهوری نیز از آن مستثنا نیست. نتیجه نهایی رقابت‌های انتخاباتی زمانی تعیین می‌شود که یکی از گفتمان‌ها بتواند در روزهای تبلیغاتی بر گفتمان دیگر پیروز شود.
از این رو با دلایلی که پیشتر نیز آمد و در بیان و تبیین هر یک از گفتمان‌ها ذکر شد، سزاوار دیدیم نام گفتمان احمدی‌نژاد را «عدالت، معنویت» و نام گفتمان موسوی را «عدالت، اصلاحات» بنامیم. این دو گفتمان در واقع روایتی از دو جریان اصلی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه ایران بود که این بار از سوی احمدی‌نژاد و موسوی نمایندگی می‌شد.
اگر محمود احمدی‌نژاد توانست در رقابت انتخابات دهم ریاست جمهوری پیروز سیاسی این رقابت باشد، این موفقیت پیش از هر چیز در عرصه گفتمانی به دست آمده است. او ابتدا توانست در منازعه گفتمانی پیروز شود، به این معنا که گفتمان خود را بر رقبا برتری دهد و سپس توانست رقابت انتخاباتی را نیز از آن خود کند.
برای فهم چرایی و چگونگی غلبه یافتن گفتمان غالب این دوره نمی‌توان علت‌های آن را تنها به ۲۰ روز تبلیغات انتخاباتی یا حتی سه ماه منتهی به انتخابات محدود کنیم. گفتمان احمدی‌نژاد با ویژگی‌هایی نظیر تمرکززدایی از تهران، عدالت‌محوری، فسادستیزی، توجه به مناطق محروم، دورافتاده و روستاها، ایستادگی در برابر فشارهای نظام سلطه به‌ویژه در مسئله هسته‌ای، اهتمام به تلاش بیشتر، ساده‌زیستی ، عمران متناسب با حجم بالا در سراسر کشور، ایستادگی در برابر طبقه اشراف و در مجموع توجه به طبقات پایین جامعه در طول چهار سال گذشته تقویت و به روش‌های مختلف بازتولید شد و به نمادهایی نیز در این عرصه دست یافت.(۳)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


آفاق
محمدرضا اسکندری

تئیسم؛ رویکردی به دین وحیانی از منظر اومانیسم (2)
در مقاله هفته گذشته به بررسی رویکرد تئیسمی اومانیسم به دین با تشریح نظر شلایرماخر پرداختیم. در نوشتار پیش رو به بررسی نظرات تئیسمی سایر متفکران اومانیسم غربی خواهیم پرداخت.
تعریف دین وحیانی (تئیسم)
در دایره‌المعارف بریتانیکا در تعریف واژه تئیسم آمده است: «تئیسم عبارت است از وجه اشتراک مؤمنان به ادیان بزرگ الهی؛ کلیمی، مسیحی و اسلام. تئیست‌ها معتقدند خدای یگانه‌ای که عالم را از عدم آفریده تسلط مطلقی بر همه مخلوقاتش دارد و به‌وسیله پیامبرانش از طریق وحی، انسان‌ها را به طریق سعادت راهنمایی می‌کند و سرانجام انسان‌ها را به پاداش اعمال نیک و بدشان در جهان دیگر خواهد رساند.(1)
ب) سورن کی‌یرکگارد (1855- 1813)
کی‌یرکگارد معتقد بود مشکل اساسی مسیحیت آن است که با غفلت از ذات دین پدید آمده است، ذات دین نه با روش‌های استحسانی قابل بیان است و نه با منطق و فلسفه. اولین و روشن‌ترین دلیل این دریافت آن است که خود مسیح نه یک فیلسوف یا متکلم بود و نه متفکر رمانتیک. بنابراین ایمان از نوع عمل و تصمیم من نیست، بلکه آن را خداوند عطا می‌کند. ایمان هدیه خداوند به انسان است و تنها راه رسیدن به ایمان، رفتن به سوی انسان‌های بزرگ است. بنابراین به دلیل آنکه کی‌یرکگارد اگزیستانس را عین صیروریت و انتخاب می‌دانست، پس باید مراحل مختلفی را که اگزیستانس در آنها سیر می‌کند نیز تبیین کند. وی به‌طور کلی سه مرحله از سیر انسان را هم جدا کرد که شامل: الف) مرحله استحسانی، ب) مرحله اخلاقی و وظیفه‌شناسی و ج) مرحله ایمانی و مطلق‌جویی می‌شود. وی در بیان مرحله اول، یعنی مرحله استحسانی یا لذت‌جویی معتقد بود هر انسانی به‌طور طبیعی در مرحله اول عمر خود در همین مرحله متولد می‌شود. انسان در این مرحله فقط به‌دنبال لذت‌جویی است و خود را کانون عالم می‌داند و فقط خواسته‌های جزئی دارد و همچنان در زمان «حال» است. انسان با احساس تأسف، ریشخندی و تأثری که برایش حاصل می‌شود از این مرحله دل کنده و وارد مرحله اخلاقی می‌شود که دیگر به خویش نمی‌اندیشد، بلکه به جمع، نظم، غایت و اصول و خواسته‌های کلی در زندگی می‌اندیشد. در این مرحله انسان به‌دنبال تکلیف و انجام وظایف است، اما این مرحله هم به معنای حقیقی انسان را سعادتمند نمی‌کند. بنابراین انسان وارد مرحله ایمانی می‌شود که نمونه بارز آن ابراهیم(ع) است. در این مرحله انسان مکلف به تکلیف در مرحله پیشین به سرچشمه اصلی تکلیف دست می‌یابد. مرحله ایمانی، بالاترین مرحله اگزیستانس است که از شور و شوق ایمان برمی‌خیزد و سبب پذیرش خلاف عقل و خلاف عرف می‌شود مانند ابراهیم(ع) که یک‌بار شاهد امر محال بوده، یعنی فرزندی خلاف عادت به او عطا شده و اکنون خود را ملزم به قربانی کردن فرزندش می‌یابد و این خلاف اخلاق زمانه است، اما اساس دین قبول محال است.
ج) رودلف بولتمان (1974- 1884)
بولتمان، ظرف بیش از پنجاه سال گذشته تأثیری بسیار بر مطالعات عهد جدید به‌ویژه در اروپا داشته است. او اگزیستانسیالیست بود. به‌نظر وی روایات شفاهی کلیسای اولیه به ما آگاهی نمی‌دهند که عیسی واقعاً چه کرد و چه گفت، بلکه بیانگر آن است که کلیسای اولیه چه نوع ایمانی به عیسی داشت. به نظر وی، موضوع مهم این نیست که عیسی به‌طور عینی در خارج از ما و برای ما چه کاری انجام داد. افزون بر این، چیزی به‌نام کلام عینی خداوند وجود ندارد. عیسی واعظی است که مردم را به تصمیم‌گیری می‌خواند و به این طریق ما را توانا می‌سازد که «وجود خود را تفسیر کنیم» در این پاسخ غیردینی یا شخصی حقیقت ظاهر می‌شود. بولتمان اعتقاد داشت: اعتقاداتی از قبیل رستاخیز و صعود عیسی اسطوره است و ممکن نیست این اعتقادات مورد قبول انسان متجدد باشد، چرا که هدف واقعی اسطوره این نیست که تصویری عینی از جهان ترسیم کند، بلکه می‌خواهد فهم انسان را از خودش در جهانی که زندگی می‌کند، بیان دارد. آنچه لازم است، «اسطوره‌زدایی» پیام مسیحی یعنی اصلاح و تفسیر مجدد اسطوره‌های متناقض است. هبوط به‌عقیده بولتمان هیچ ربطی به حضرت آدم ندارد، بلکه تصویری از تحقق یافتن انسان است.(2) در واقع مراد بولتمان از اسطوره‌زدایی حذف اساطیر نیست، بلکه «تأویل» آنها به‌طور «وجودی» است، یعنی بر حسب فهم انسان از وجود خود و امکان‌هایش... بولتمان، یولس رسول را ردکننده اساطیر آیین کنونی نمی‌بیند؛ بلکه او را تأویل‌کننده آنها به‌طور وجودی می‌بیند. در تأویل و تفسیر بولتمان آنچه ایمان مسیحی باید به من بدهد، فهم تازه‌ای از وجود خودم است. به‌عقیده بولتمان، ما خدا را در وجود خودمان می‌یابیم. ما او را در معجزات به‌معنای کلمه نمی‌یابیم. به گفته او، فعل خدا میان وقایع جریان ندارد، بلکه درون آن‌ها جریان دارد. مفاهیمی چون جهان، تاریخ و زمان، اساساً همه مفاهیم وجودی‌اند، یعنی صورت‌های اساسی وجود انسان به‌شمار می‌روند.
در تفکر بولتمان، انسان می‌تواند «حضور واقعی» در کلمه «الله» داشته باشد. اومانیسم بولتمان اقتضا می‌کرد ک در تأویل اسطوره، امکان‌ها و تصمیم‌های انسان را اصل قرار دهد، به این سبب می‌کوشید تا از کتاب مقدس اسطوره‌زدایی و آن را بر اساس امکان‌ها و تصمیم‌های انسان تأویل کند. بولتمان مرگ مادی را مقدمه حیات معنوی و بهره‌مندی بیشتر از لطف و مهربانی خداوند می‌داند و نگرشش تعالی‌گرایانه است، اما اعتقاد دارد، همان‌گونه که هبوط آدم اسطوره است، معاد جسمانی نیز حقیقت ندارد. به‌عقیده بولتمان، انسان می‌تواند دریافت‌کننده خداوند در وجود خویش باشد و به معجزات نیازی نیست و این نشانه‌ای از تلقی اومانیستی‌اش در انسان‌گرایی خدامرکز او است.
د) پل تیلیش (1965- 1886)
تیلیش معتقد است: خدا «عمق و پایه نامحدود و پایان‌ناپذیر تمام وجود و هستی» است و سفارش می‌کند که خدا را غایت‌الغایات خودمان یا آنچه که واقعاً جدی است، بدانیم. وقتی درباره خدا سخن می‌گوییم، درباره خود سخن گفته‌ایم. او اصطلاحات خود وجود، قدرت وجود و بن وجود را برای خدا به‌کار می‌برد و معتقد است که خدا در ماورای محدودیت‌های وجود و ماورای افکار محدود ما قرار دارد،‌ زیرا هم وجود و هم افکار محدود ما به عالم محدود تعلق دارند و به زمان و مکان محدودند. از طرف دیگر، هر «وجود محدودی» در «خود وجود» شرکت دارد؛ زیرا در غیر این‌صورت قدرت وجود داشتن نمی‌یافت، بلکه با نیستی بلعیده می‌شد و از نیستی به هستی نمی‌آمد. او تلاش برای اثبات وجود خدا را کاری اشتباه می‌داند؛ زیرا هستی با تمام محدودیت‌های خود در زمان و مکان به وجود اشیا مربوط می‌شود نه به خود وجود. با توجه به این امر، او ادله سنتی اثبات وجود خدا را رد می‌کند. به‌عقیده تیلیش، عیسی تا زمان مرگ، ذات الهی را منکر می‌ساخت و مرگ او عالی‌ترین مرحله انعکاس ذات است. به این ترتیب عیسی نه خدا بود و نه «خود وجود» جدید؛ بلکه «حاصل وجود» بود.(3) او می‌گوید: انکشاف الهی در هیئت تألیفی رخ می‌دهد که پیشتر وجود نداشت. اصلی‌ترین وصف‌های رمزی تیلیش درباره خدا عبارتند از اینکه او «زنده» و «شخصی» است و سرچشمه خلاقه و بیکران هستی و روح یا عشق است.(4) تیلیش هرگونه فهم دئیستی را از حفظ جهان رد می‌کند و دیدگاه اگوستینی را می‌پذیرد که فقط جهان را خلق مدام می‌داند.(5) از نظر وی، خداوند را نباید در کنار سایر موجودات و جزئی از عالم تصور کرد. خدا خود وجود است که در همه اشیا وجود دارد و حضور وی حضوری دائمی است. تیلیش در مسئله گناه، بحث را با توجه به «بیگانگی از وجود» و عدم بیگانگی از وجود پیش می‌برد. انسان با وجود ارتباط دارد، اما با تمرکز بر خود و روی‌گرداندن از محوریت خداوند گناهکار می‌شود. انسان با انصراف از خویش، قابلیت حضور در وحدت متعالی الهی را پیدا می‌کند و خداسالاری را درمان اضطرار‌های ناشی از تمرکز انسان بر خود معرفی می‌کند و دین را راهی جهت‌گریز از بی‌معنایی وجود می‌داند. «انسان‌گرایی خدامرکز» تیلیش در نظریه «انسانِ کامل‌بودن» مسیح نیز نمود می‌یابد. وی ضمن انکار الوهیت عیسی، مسیح را انسان کاملی می‌داند که آینه ذات الهی است و رابطه انسان با خداوند، رابطه‌ای عاشقانه است.
و) کارل بارت (1968- 1886)
به‌نظر کارل بارت، معرفت یا شناسایی خدا با مکشوف شدن کلام او به‌وسیله روح‌القدس حاصل می‌شود و ضرورت ایمان و اطاعت از آن در واقعیت تحقق می‌یابد. باید خدا را بیشتر از هر چیز دوست بداریم؛ او که برای ما همیشه اسرار‌آمیز است، اما خود را با قطعیت و روشنی بر ما مکشوف فرموده است. طبق عهد جدید، بدون کار روشنگرانه روح‌القدس امکان شناسایی خدا وجود ندارد. پیشرفت در معرفت خدا، موضوعی نیست که به استعداد عقلی مربوط باشد. موضوع مهم عبارت از ایمان و محبت و فروتنی و دعا است. به هر روی این شناسایی خدا به‌طوری که بارت بحق تذکر می‌دهد یک شناسایی مطلق و کامل نیست. نمی‌شود ادعا کرد که خدا را واقعاً آن‌طور که هست می‌شناسیم. از این نظر خداوند همچون سرّی است که به تجربیات ما نور می‌افکند، اگرچه تمامیت اسرار بر ما روشن نیست. مکاشفه‌ای که خدا از خودش به‌عمل می‌آورد، یگانه راه ممکن برای آغاز تفکر درباره خدا است. غیر از رؤیت مشهودی کلام خدا، دلیل خارجی عینی نمی‌تواند وجود داشته باشد. به نظر کارل بارت با توجه به ماهیت امر وقتی به موضوع شناخت خدا می‌رسیم باید از مهم‌ترین پایه ایمان مسیحی آغاز کنیم که عبارت از مکشوف شدن خدا در کلام او است. کارل بارت معتقد است که اومانیسم بدون انجیل وجود ندارد.(6) وی برخلاف دکارت معتقد است که آغاز تفکر درباره خدا از درون انسان به‌صورت خاستگاه شناخت نتیجه‌ای ندارد، بلکه معرفت الهی مکاشفه‌ای است که خدا از خودش به عمل آورد، بنابراین اومانیسم کارل بارت از نوع اومانیسم خدامرکز مسیحی است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 284
فتح الله پریشان

تبیین الگوی اصلاح در اندیشه سیاسی سبزواری
در چند شماره گذشته به بررسی اجمالی اندیشه سیاسی محمدباقر سبزواری، مشهور به محقق سبزواری از حکما، مجتهدان و فقهای بزرگ شیعه در قرن یازدهم هجری قمری پرداختیم. وی که صاحب تألیفات زیادی در زمینه فقه، فلسفه، اخلاق و سیاست بود؛ علاوه بر دو کتاب مشهور فقهی «کفایه‌الاحکام» و «ذخیره‌المعاد فی شرح‌الارشاد»، کتاب سترگ «روضه‌الانوار عباسی» را که در بردارنده اندیشه سیاسی مستقل وی بود، در تقاضای شاه‌عباس دوم به رشته تحریر درآورد و در آنها به معضلات و نابسامانی‌های موجود در نظام سیاسی زمانه خویش پرداخت که علاوه بر ارزش تاریخ‌نگاری سیاسی به لحاظ روشمندی در استفاده از آن در راستای پاسخگویی به پاره‌ای مشکلات روز نیز می‌تواند راهنمای عمل سیاسی حاکمان و دولتمردان باشد.
اگر در طبقه‌بندی اندیشه‌های سیاسی متفکران مسلمان به غایت و هدف آنها توجه کنیم، می‌توانیم الگوی مناسبی را برای تبیین آن اندیشه عرضه بداریم. اندیشه سیاسی متفکران اسلامی از سه حالت خارج نیست؛ اندیشه برخی نظریه‌پردازان متوجه حفظ سلطنت و نظام سیاسی متغلبانه و غیره فاضله بوده است که می‌توان این نوع اندیشه‌ها را اندیشه‌های سیاسی «تغلبی» نامید. برخی دیگر از متفکران درصدد اصلاح نظام سیاسی بوده‌اند که اینها اندیشه‌های سیاسی «اصلاحی» نامیده می‌شوند و شق سوم نظریاتی هستند که اجرا و اعمال آنها در گرو انقلابی اجتماعی و سیاسی همه‌جانبه است که به آنها اندیشه‌های سیاسی «انقلابی» گفته می‌شود.(1) مطابق با این الگو به‌نظر می‌رسد تفکر سیاسی سبزواری از نوع اصلاحی است، هم به مفهوم دینی و هم به معنایی که در جامعه‌شناسی سیاسی لحاظ می‌شود.
بررسی مبانی تصوری و تصدیقی اندیشه سیاسی سبزواری، اعم از فلسفی، کلامی، فقهی و اخلاقی نشان می‌دهد که وی اعتقاد به حاکمیت الله بر انسان و هستی دارد. در هستی‌شناسی الهی سبزواری نظام خلقت سلسله مراتبی از خداوند خالق تا حکیم و مجتهد در طول ولایت و حاکمیت قرار می‌گیرند. در واقع در نظام سیاسی مدنظر سبزواری، حکیم و مجتهد در عصر غیبت امام معصوم (علیه‌السلام) در رأس هرم قدرت سیاسی قرار دارد. همه موظفند از مجتهد زنده تقلید کنند. علما در امر به معروف و نهی از منکر از کسی اجازه نمی‌گیرند، برعکس، این پادشاهان و امرا هستند که باید در امور دینی و به‌ویژه در امر به معروف و نهی از منکر طبق فتوای علما عمل کنند.(2)
از منظر اندیشه سیاسی محقق سبزواری، شاه در صورتی حاکم عادل به حساب می‌آید که عملکرد عادلانه داشته باشد. البته وی برای تبیین عملکرد عادلانه به ارائه شاخصه‌هایی چون؛ زندگی به عدل، پیروی از سنت و سیرت امام اصل، کوشش در جهت دفع شر ظالمان و... که می‌توان زندگی با معیار رفتار دینی نامید، می‌پردازد. از این‌رو، تأکید بر حقوق مردم، در جنب تأکید بر تکلیف دینی افراد، به‌ویژه در مباحثی نظیر مشورت، امر به معروف و نهی از منکر و حتی باز کردن یک باب مستقل در ذکر حقوق طبقات و اصناف مختلف جامعه در جای‌جای اندیشه سیاسی محقق سبزواری و بسیاری از هم‌قطاران اصلاح‌گر وی در عصر صفویه قابل ملاحظه است. به‌نظر می‌رسد عاملی که به سبزواری امکان داد تا به‌خوبی از عهده ارائه اندیشه‌های خویش برآید، علاوه بر نگرش فلسفی و عقلی وی، توانایی استثنایی او در استفاده از متون و منابع مختلف یونانی، ایران‌شهری، متفکران مسلمان، به‌ویژه سخنان گهربار امام علی(ع) در پندنامه مالک اشتر می‌باشد. وی از همه این منابع به‌عنوان مواد خام برای ساختمان اندیشه‌ سیاسی خویش در قالب طرح و نقشه‌ای که خود آن را طراحی کرده، بهره کافی برده است. تسلط محقق سبزواری به اوضاع زمان و مکان از یک‌سو و شناخت لازم علمی از سوی دیگر سبب این سنخ اندیشه‌پردازی شده است. از شماره آتی به بررسی اندیشه سیاسی یکی دیگر از اندیشمندان و علمای دوران تأثیرگذار صفویه در اندیشه سیاسی مسلمانان خواهیم پرداخت.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

بی‌طرفی ارزشی در رویکرد انتقادی
در اثبات‌گرایی فرض بر وجود حقایق بی‌طرفی است که تمامی افراد عاقل درباره آن اتفاق‌نظر دارند. حقایق اجتماعی مانند اشیا هستند و مستقل از نظریه‌ها یا ارزش‌ها وجود دارند. رویکرد تفسیری دنیای اجتماعی را متشکل از معانی خلق شده از سوی انسان‌ها می‌داند. مردم معانی را خلق و میان خود حل و فصل می‌کنند و سرانجام آنها را به عنوان حقایق اجتماعی می‌پذیرند. در این رویکرد، حقایق اجتماعی جدا از افراد نیستند، بنابراین تأکید بر ذهن شناسنده است. شواهد در پژوهش‌های تفسیری در فهم ذهنی افراد درگیر در یک واقعه یا کنش اجتماعی جا دارد. رویکرد انتقادی می‌کوشد تا شکاف میان واقعیت عینی و ذهنی را پرکند. طرفداران این رویکرد مدعی هستند که اوضاع مادی مستقل از ادراکات ذهنی به مثابه حقایقی وجود دارند، اما این حقایق رها از نظریه نیستند.
فهم آن حقایق به تفسیری در چارچوب ارزش‌ها، نظریه‌ و معناهای معینی نیاز دارد. نظریه به مثابه نقشه راه به پژوهشگر نشان می‌دهد که در کجا به دنبال حقایق بگردد و آنها را چگونه پس از یافتن تفسیر کند. از نظر انتقادیون، نظریه در علوم طبیعی نیز کم و بیش چنین نقشی را برعهده دارد.
البته در استفاده از نظریات و الگوها باید مراقب آسیب «نظریه‌زدگی» بود، زیرا تمامی نظریه‌ها به طور یکسان برای یافتن و فهمیدن حقایق کلیدی سودمند نیستند.
نظریه‌ها بر باورها و مفروضاتی درباره جهان و نیز بر مجموعه‌ای از ارزش‌های اخلاقی و سیاسی استوارند. پژوهشگر انتقادی با گزینش نظریه درست در واقع آن مفروضات و ارزش‌هایی را پذیرفته که موردنیاز نظریه مذکور است. او به پشتوانه نظریه مذکور می‌تواند حقایق یا شواهد را بیابد و آنها را به طور صحیح تفسیر کند.
البته رهایی از ارزش‌ها در عمل پژوهش در رویکرد انتقادی افسانه‌ای است که عملاً بر جهت‌دار بودن پژوهش‌های اجتماعی و سیاسی سرپوش می‌گذارد. آدورنو به صراحت اعلام کرده که در جامعه‌شناسی بی‌طرفی ارزشی ناممکن است، زیرا اندیشیدن به موضوع جامعه‌شناسی، یعنی جامعه، تنها بر محور تصوری از جامعه عادلانه ممکن می‌شود. پژوهشگر در بررسی جامعه نمی‌تواند نسبت به تضادهای درون آن و اختلافات ارزشی بی‌تفاوت باشد. دانش برگرفته از فعالیت‌های پژوهشی در رویکرد انتقادی باید در خدمت توانمندی گروه‌های تحت ستم قرار گیرد و راه رهایی از مشکلات و بهبود وضع زندگی آنان را به این افراد نشان دهد.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر تلاش‌های ناکام دشمنان علیه انقلاب اسلامی- ۱
ایجاد غائله‌‌، آشوب و اختلاف‌افکنی علیه انقلاب نوپا
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی با درایت و هوشیاری سیاسی که داشتند با سرعت برنامه‌های انقلاب را در سال ۱۳۵۸ پیش بردند. پس از پیروزی در اولین فرصت تمام تلاش خود را به‌کار گرفتند تا نهادهای امنیتی و نظامی سامان یابد و امنیت در کشور حاکم شود. به این منظور پیام‌های پی‌درپی در حمایت از نیروهای مسلح؛ ارتش، ژندارمری، شهربانی و کمیته‌های انقلاب را در دستور کار خود قرار دادند و علاوه بر آن پیش از هر موضوع دیگر برگزاری رفراندوم «جمهوری اسلامی»، نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد بود. این موضع انقلابی امام، دشمن و گروهک‌های سیاسی مسلح وابسته به استکبار جهانی را دچار وحشت کرده بود، آنها تمام امکانات خود را به کار گرفتند تا دستاوردهای انقلاب به ثمر نرسد، استکبار جهانی و در رأس آنها آمریکا، با طراحی و اجرای توطئه‌های ریز و درشت و ایجاد بحران در استان‌های کشور، به‌خصوص مناطق مرزی ایران را برای مهار، کنترل و از میان بردن جریان انقلاب اسلامی به رهبری امام(ره) و روحانیت در دستور کار خود قرار دادند. از روزهای اول پیروزی انقلاب توطئه‌ها، آشوب‌ها و غائله‌های متعددی به جریان انداختند تا این پیروزی و شادی را به کام ملت ایران تلخ کنند؛ اما در مقابل، انقلابیون هوشمندانه و با تیزبینی، حرکات مرموز دشمنان را رصد و شناسایی کردند و با مقاومت، جهاد و شهادت موقعیت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی را تثبیت کردند. تأملی کوتاه و گذرا در فهرست توطئه‌ها، فتنه‌ها و جنایت‌ها در بحران‌های سال ۱۳۵۸ و در مقابل آن‌ها هدایت، مدیریت و رهبری امام خمینی(ره) از کم‌نظیرترین مدیریت بحران در جهان معاصر حکایت می‌کند. چون تمامی عوامل استکبار جهانی با محوریت آمریکایی‌ها تلاش کردند از تمام ظرفیت‌ها، بسترها و سناریوها علیه انقلاب استفاده کنند، اما ناکام شدند. در این مختصر به برخی از ظرفیت‌های به کارگرفته شده از سوی دشمنان انقلاب اسلامی به اختصار اشاره می‌شود.

موقعیت سرزمینی ایران
موقعیت جغرافیایی و سرزمینی ایران با وجود چند کشور بزرگ و کوچک همسایه با مرزهای مختلف خاکی، کوهستانی، آبی و ساحلی اوضاع پیچیده‌ای را با خود دارد. حکومت‌های مختلف سیاسی وابسته به غرب و شرق مانند عراق و ترکیه و همسایه‌ای مانند شوروی که به منزله قطب شرق مطرح بود و با چندین کشور دیگر جهان هم‌پیمان بود، مرز بسیار طولانی خاکی و آبی با ایران داشت و همواره نیز حامی گروهک‌ها و جریان‌های سیاسی مسلح بود از این رو به لحاظ تاریخی، ایرانی‌ها از آن سوابق بدی به‌ خاطر داشتند، حزب توده در ابتدای انقلاب وابسته به شوروی بود و سیاست‌های آن را پیاده می‌کرد. از طرفی، همسایگی کشورهای ساحلی و حاشیه‌نشین خلیج‌فارس و مسئله تجارت و صدور نفت فضای دیگری در رابطه با ایران فراهم کرده بود. آنها همواره به‌عنوان هم‌پیمان آمریکا و اروپا عمل می‌کردند. پاکستان و افغانستان در شرق ایران با وجود اختلافات بین آنها ظرفیت ویژه‌ای را برای استکبار جهانی فراهم کرده بود. شهرهای مرزی با کشورهای نامبرده پس از پیروزی‌ انقلاب جملگی بستر مناسبی برای ایجاد توطئه‌‌ها و دسیسه‌ها علیه انقلاب فراهم کرده بودند. در واقع مناطق کوهستانی، آبی، جنگلی که در مرزهای این کشورها وجود داشت، زمینه حضور عناصر ضدانقلاب از قبیل جاسوس، قاچاقچی، دزد دریایی را برای سرقت اموال عمومی مردم، رفت‌وآمد عوامل وابسته، سازمان دادن برای هرگونه اقدام خرابکارانه فراهم کرده بود.

احزاب غائله‌آفرین
در مراکز استان‌ها
به وضعیت کلی مرزهای ایران در شهرها و اطراف ایران اشاره شد که از یک تنوع جمعیتی با مناطق ویژه سرزمینی برخوردار بود و در هر مرکز استان سازمان و تشکیلات در قالب گروه‌های مسلح سامان گرفته بود. کشورهای استعمارگر در شهرهای بندری ایران و مناطق کوهستانی به گونه‌ای حضور داشتند که عوامل استکبار از طریق آنها به موقع وارد عمل می‌شدند. شاخص‌ترین مجموعه‌های سازماندهی شده در استان‌ها و در قالب حزب، دسته، فرقه، محفل، مجلس، کانون، جمعیت، اجتماعات، میتینگ، انجمن، گروه، صنف، طایفه، قوم و سازمان و ... که هر یک با کاربردی و اهدافی در طول زمان تاریخی در هر استان فعالیت داشتند. پس از پیروزی انقلاب جریان ضدانقلاب از همین ظرفیت و بستر استفاده کرد و در هر استان و شهر با راه‌اندازی دفتر و تشکیلات و به‌کارگیری عده‌ای اقدام به غائله‌آفرینی کردند. برای نمونه در استان کردستان یک تشکیلات باسابقه‌ به نام حزب دموکرات در رأس همه جریان‌ها قرار گرفت و شروع به تخریب افکار عمومی نسبت به مواضع انقلابی امام(ره) کرد. رهبر احزاب دموکرات که سال‌ها در کشورهای اروپایی بود در سال ۵۷ از طریق مرز عراق وارد کردستان ایران شد و شمال کردستان ایران، یعنی مهاباد را که برای تحرکات نظامی و سیاسی مناسب دیده شده بود و دارای یک بستر و پیشینه تاریخی بود برای استقرار حزب در نظر گرفت. پیشتر اشاره کردیم که اولین تهاجمی که به پادگان‌های ارتش صورت گرفت، در مهاباد بود. در سال‌های ۵۷ و ۵۸ حدود ۲۰۰ گروه به نام‌های مختلف در سراسر ایران اعلام موجودیت کردند و هر یک ادعایی داشتند و در پایگاه روانی دشمن عمل می‌کردند. به عبارتی این احزاب و گروه‌ها با نام‌های مختلف بازیگر توطئه‌گری و غائله‌‌آفرینی دشمنان انقلاب بودند.

اختلاف‌افکنی
یکی دیگر از اهرم‌های به‌کارگرفته در ایجاد غائله و آشوب در استان‌های ایران پس از پیروزی انقلاب استفاده از سیاست اختلاف‌افکنی بود. دامن زدن به موضوعات و مسائل قومی و قبیله‌ای برای ناامن ساختن کشور، به‌ویژه در مرزهای مشترک سایر کشورهای همسایه برای مقابله با انقلاب اسلامی از همان اوایل انقلاب در دستور کار دشمنان انقلاب بود. در اکثر استان‌ها به اختلافات قومی و طایفه‌ای دامن زده می‌شد، سر اندک مسئله‌ای غائله خونینی برپا می‌شد و در نهایت پس از بررسی دخالت عناصر سیاسی محرز شد.
اختلاف‌افکنی بین شیعه و سنی باسابقه‌ای دیرینه از اوایل انقلاب مطرح شد و روزبه‌روز، در اکثر شهرها به آن دامن زده شد.
در برخی از شهرها روحیه و استعداد تحریک‌پذیری بسیار بالا و از حساسیت خاصی برخوردار است. دشمن برای غائله‌آفرینی از همه ظرفیت‌های اینچنینی استفاده کرده بود.
حس ناسیونالیستی، تعصب قومی، عنصر نژادی از قبیل عرب، ترک و فارس و کرد و بلوچ و ترکمن در ایجاد آشوب کارآیی بسیاری داشت و در اوایل انقلاب از این حربه کاملاً استفاه شد. دشمنان در هر استانی با استفاده از موقعیت اجتماعی‌شان احزاب و گروه‌های متعددی به‌وجود آوردند و بر سر دستیابی به قدرت به کشمکش افتادند و از این طریق از هرگونه اقدام خرابکارانه دریغ نکردند که در مباحث آتی ارائه خواهد داشت.

طرح اغتشاش در استان‌ها
در یکی از اسناد منتشر شده که دارای طبقه‌بندی سری است و در تاریخ (۱۵/۵/۱۳۵۸) درج شده است در واقع طرح توطئه اختلاف‌افکنی و تحریک اقوام و نژادها به صراحت ذکر شده و آورده است: «اگر چنانچه نفرات کافی از طبقه بی‌بضاعت‌تر و محافظه‌کار مذهبی ایران به اندازه کافی از [امام] خمینی و عدم توانایی او در برآوردن انتظارات رو به تزاید آنها که در انقلاب پرورده شده است مأیوس و ناراحت بشوند و اگر این گروه در یک سازمان قدرتمند در مقابل حکومت مشوش و رو به سقوط [امام] خمینی وضع دیگری را ارائه دهد. آن‌گاه ما شاهد یک انقلاب پس‌زننده و یا حداقل بر سرکار آمدن یک حکومت جدید غیر [امام] خمینی خواهیم بود. اگر چنانچه اقتصاد سست و لرزان بماند و توده‌ها یک رهبری جدید بخواهند، امکان بر سر کار آمدن چپی‌ها و در نتیجه یک رژیم سوسیالیست وجود دارد. کردها ممکن است از قدرت کافی برای تضمین خودمختاری بیشتر برای خود در غرب ایران برخوردار باشند. اما در حال حاضر فکر می‌کنیم که آنها قادر به بسط قدرت نفوذ خود در جهت براندازی دولت نیستند. اگر کردها، آذربایجانی‌ها، اعراب و سایر گروه‌های قومی تلاش‌های خود را هماهنگ کنند (اغتشاش همزمان) و در جهت مشترک سرنگونی دولت کنونی [منظور دولت موقت است] با یکدیگر همکاری و از یکدیگر حمایت کنند، به عقیده ما آنها امکان موفقیت دارند.» این سند از طرح ایجاد اغتشاش همزمان باعنوان گروه‌های تجزیه‌طلب، حکایت دارد و نشان می‌دهد که حتی به دولت موقت ایران ‌هم رضایت ندارند. از ۲۵ استان در آن ایام، ۱۵ استان اغتشاش، ناآرامی و جنایت کردند و فاجعه آفریدند. در مباحث آینده مباحث اغتشاش مربوط به هر استان به‌صورت جداگانه بحث خواهد شد.

ضعف دولت موقت
دولت موقت انقلاب با نخست‌وزیری مهندس مهدی بازرگان از ضعف انقلابی برخوردار بود و طیف همراهش که بعضی از اعضای آن جاسوس آمریکا درآمدند، ظرفیت و فرصت دیگری برای آمریکایی‌ها بود. اعضای دولت موقت جملگی از اعضای حزب نهضت آزادی و جبهه ملی بودند که دغدغه انقلاب و مبارزه با آمریکا را نداشتند و از ضعف آنچنانی برخوردار بودند که مرتب تهدید به استعفا می‌کرد و اختیارات بیشتری می‌خواست تا با غرب و آمریکایی سرمیز مذاکره حافظ منافع آنها باشد. امام خامنه‌ای، نماینده امام در ارتش و عضو شورای انقلاب در آن ایام در این رابطه می‌فرماید: «آمریکایی‌ها بعد از انقلاب امیدوار بودند که شاید بتوانند به یک کیفیتی، دست‌کم بخشی از منافع از دست رفته قبلی خودشان را در ایران تجدید کنند و این امید برای آنها بی‌جا هم نبود. چون در دولت موقت آن روز عناصری بودند که آشکارا از منافع آمریکا در ایران دفاع می‌کردند و بعضی هم بودند که شاید خیلی آشکارا دفاع نمی‌کردند، اما آنچه که قطعیت دارد این است که دولت موقت هیچ‌گونه حساسیت منفی در آمریکایی‌ها نداشت و از اینکه آمریکایی‌ها باز هم بساط‌شان را در ایران پهن کنند، نگران نبود...» کشورهای استعمارگر انگلیس، آمریکا، شوروی در همان روزهای اول پیروزی قصد نابودی انقلاب اسلامی و شکست جمهوری اسلامی را داشتند. اشاره شد که در هر استان ایران با استفاده از بازیگران توطئه و ظرفیت‌های جمعیتی و قومی که داشتند اغتشاش ایجاد کردند و بسیاری از مردم محروم و مظلوم قربانی شدند که توضیح آن را در ادامه این مبحث در شماره آینده پی خواهیم گرفت.


حكایت زمانه

تبریز در خون
روز 29 بهمن 1356 كه مصادف با چهلم فاجعه قم در 19 دی بود، در بسیاری از شهرها و نقاط كشور به یاد و خاطره شهدای آن فاجعه، مجالس ختم و سوگواری برگزار شد.
در تبریز نیز قرار بود به دعوت آیت‌الله قاضی و ده تن دیگر از علمای تبریز ساعت 10 صبح مردم در مسجد قزللی (میرزا آقایوسف مجتهد) تجمع کنند.
همچنین در 25 بهمن آیات عظام گلپایگانی و شریعتمداری نیز به همین مناسبت اعلامیه‌هایی صادر و این روز را عزای عمومی اعلام كرده بودند. در روز 29 بهمن مردم در حالی كه جمع می‌شدند، در مقابل مسجد، اعلامیه‌ها را نیز مطالعه می‌كردند.
سرگرد مقصود حق‌شناس، رئیس كلانتری بازار به همراه عده‌ای مأمور سر می‌رسد و به مردم اعلام می‌كند كه متفرق شوند، اما مردم توجهی به اخطارهای او نمی‌كنند. خادم مسجد كه قصد باز کردن درِ مسجد را بنا به دستور آیت‌الله قاضی طباطبایی داشت، توسط مأموران از این كار منع می‌شود. تعدادی از جوانان به طرف سرگرد حق‌شناس حركت می‌كنند و از او می‌خواهند تا درِ مسجد برای برگزاری مراسم باز شود و او با لحن تند و زشتی خطاب به جوانان می‌گوید: «نمی‌شود. درِ این طویله باید بسته بماند!»
جوانی از غیرتمندان تبریز به‌نام محمد تجلاّ كه از پاره كردن اعلامیه و سخنان توهین‌آمیز او به هیجان آمده بود، با وی گلاویز می‌شود. حق‌شناس اسلحه كمری را می‌كشد و سینه محمد را نشانه می‌گیرد و این جوان 22 ساله را به شهادت می‌رساند. مردم جنازه خون‌آلود جوان قهرمان را برداشته و به طرف خیابان‌ها به‌راه می‌افتند. كم‌كم در طول راه، مردم به صف راه‌پیمایان می‌پیوندند و قیام مردم آغاز می‌شود.
یحیی لیقوانی، رئیس ساواك تبریز كه متوجه عادی نبودن اوضاع شهر شده و به گستردگی قیام واقف شده بود، بلافاصله با تهران تماس می‌گیرد و كسب تكلیف می‌كند. شاه كه خبر قیام به او رسیده بود، در تماس با جمشید آموزگار دستور حفاظت از پمپ‌بنزین‌ها، كارخانه‌ها، ادارات دولتی و سركوب شدید را می‌دهد و می‌گوید كه هرگونه مقاومتی سركوب شود. شورای امنیتی استان تشكیل جلسه می‌دهد و تصمیم می‌گیرند از نیروهای ارتش و ژاندارمری استفاده كنند و یگان‌های نظامی در سطح شهر مستقر شوند و برای اینكه نشان بدهند در سركوب جدیت دارند، دستور استقرار دو دستگاه تانك چیفتن، دو دستگاه نفربر و یك دستگاه تانك اسكورپین را در سطح شهر می‌دهند. همچنین تصمیم گرفته می‌شود استاندار، سپهبد آزموده با آیت‌الله قاضی تماس بگیرد و بگوید كه مراسمی كه صبح بر پا نشد، می‌شود بعدازظهر در مساجد مختلف برگزار شود، به شرطی كه مردم به رعایت نظم و آرامش دعوت شوند. در شهر جمعیت خشمگین، ساختمان حزب رستاخیز تبریز را تصرف می‌كنند و خودروها و ساختمان‌های دولتی را به آتش می‌كشند و بانك‌ها را تصرف می‌کنند و پول‌های آنها را می‌سوزانند. دانشجویان دانشگاه نیز به همراه مردم در این قیام حضور پیدا می‌كنند.
تبریز در چهلم شهدای قم به صورت شهر جنگ‌زده درآمد. خیابان‌ها از خون جوانان، بازاریان، دانشجویان و مردان و زنان رنگین شد و به این‌ترتیب پس از فاجعه خونین قم، جنایت دیگری بر جنایت‌های رژیم افزوده شد.
سرانجام ساعت پنج بعدازظهر، نیروهای نظامی بر شهر مسلط شدند. در آماری كه برای رئیس ساواك تبریز تهیه كردند، این‌طور نوشته شده بود: «581 نفر دستگیر، 9 نفر كشته، 118 نفر زخمی، 3 دستگاه تانك، 2 سینما، یك هتل، كاخ جوانان، حزب رستاخیز و تعدادی اتومبیل شخصی و دولتی به آتش كشیده شدند.»
چند روز بعد، تعداد كشته‌شدگان تبریز به 13 نفر رسید، كنسول آمریكا در تبریز در واپسین ساعت‌های روز، این یادداشت را به سفارت آمریكا در تهران مخابره كرد: «بیشتر تظاهركنندگان را مردان جوان تشكیل می‌دهند و اهداف‌شان مظاهر جامعه غیرمذهبی از قبیل سینماها و كلوپ‌هاست. نیروهای اجتماعی و مذهبی به حالتی در آمده‌اند كه كنترل‌شان آسان نیست. شاه (شاید) با تعویض استاندار آذربایجان و تحت انضباط درآوردن ساواك و مقامات پلیس این استان به شورش‌های تبریز واكنش نشان دهد. با این حال چهل روز بعد، بازهم در شهرهای مختلف ایران تظاهرات و خشونت‌هایی به وقوع خواهد پیوست.»
كشتار مردم تبریز، شاه را غافلگیر كرد، چون او كه به نظر خود توانسته بود پرده‌ای ضخیم بر روی فاجعه قم بكشد و حتی اقدام دبیر كل سازمان ملل را به سود خود تمام كند و افكار خارجیان را از درك واقعیت منحرف سازد، در قیام مردم تبریز دست و پای خود را گم كرد. به همین مناسبت حضرت امام خمینی (قدس‌سره) پیامی به مردم آذربایجان صادر کرد که در آن آمده بود:
«بسم‌الله الرحمن‌الرحیم/ سلام بر اهالی شجاع و متدین آذربایجان عزیز. درود بر مردان برومند و جوانان غیرتمند تبریز. درود بر مردانی كه در مقابل دودمان بسیار خطرناك پهلوی قیام كردند و با فریاد «مرگ بر شاه» خط بطلان بر گزافه‌گویی‌های او كشیدند. زنده باشند مردم مجاهد عزیز تبریز كه با نهضت عظیم خود، مشت محكم بر دهان یاوه‌گویانی زدند كه با بوق‌های تبلیغاتی، انقلاب خونین استعمار را كه ملت شریف ایران با آن صد درصد مخالف است، انقلاب سفید شاه و ملت می‌نامند و این نوكر اجانب و خودباخته مستعمرین را نجات‌دهنده ملت می‌شمارند.
مردكی نجات‌دهنده كشور است كه مخازن بزرگ ثروت این ملت مظلوم را دودستی تقدیم اجانب نموده و آن پول ناچیز را كه می‌گیرد، تقدیم می‌كند و در مقابل آهن‌پاره‌هایی می‌گیرد كه هیچ دردی از ملت دوا نمی‌كند! آن شخصی نجات‌دهنده است كه با مصونیت دادن اتباع اجانب، كشور را از حیثیت ساقط و به شكل مستعمره عقب‌افتاده در آورده است!
مردكی حافظ آزادی ملت است كه در سرتاسر كشور، احدی را حق یك كلمه حقگویی و انتقاد نمی‌دهد و پلیس ننگینش بر سر این ملت مظلوم سایه افكنده! شاهی عدالت‌گستر است كه در هرچند گاهی با قتل‌عام، ملتی را به عزا می‌نشاند!
من نمی‌دانم با چه زبانی به اهالی محترم تبریز و به مادران داغدیده و پدران مصیبت‌كشیده تسلیت بگویم، با چه بیان این قتل‌عام‌های پی‌درپی را محكوم كنم. من از مقدار جنایات و عدد مقتولین و مجروحین اطلاع صحیح ندارم، ولی از بوق‌های تبلیغاتی معلوم می‌شود كه جنایت‌های بیش از تصور ماست. با این وصف، شاه افراد پلیس را كه به قتل‌عام به دلخواه او دست نزده‌اند، به محاكمه می‌خواهد بكشد.
خاطره بسیار اسف‌انگیز قم هنوز ما را در رنج داشت كه فاجعه بسیار ناگوار تبریز پیش آمد كه هر مسلمی را رنج داد و ما را به سوگ نشاند. من به شما اهالی معظم آذربایجان نوید می‌دهم، نوید پیروزی نهایی. شما آذربایجانیان غیور بودید كه در صدر مشروطیت برای كوبیدن استبداد و خاتمه دادن به خودكامگی و خودسری سلاطین جور به‌پا خاستید و فداكاری كردید. تاریخ ایران به یاد ندارد این‌چنین سفاكی و قتل‌عام پی‌درپی را كه به دست این یاغی سفاك انجام می‌گیرد.
تاریخ مشروطیت به یاد ندارد این‌چنین مجلس سنا و شورا را كه اهالی محترم متدین آذربایجان را مشتی اوباش و بی‌دین معرفی كند. از مجلسی كه دست‌نشانده شاه است، بیش از این توقع نیست. اكنون بعد از آن‌همه كشتار و جنایات تبریز و آن‌همه خونخواری‌های شاه، مشتی سازمانی را با كارگران مجبور با سرنیزه در گوشه‌كنار كشور به راه انداخته و با عربده كشیدن و به نفع دستگاه جنایت و خیانت، تظاهرات به راه انداختن می‌خواهند لكه‌های ننگ را از سر و صورت این مستبد خونخوار شست‌وشو كنند، غافل از آنكه با آب زمزم و كوثر هم محو نخواهد شد. تاریخ، رنج‌های ملت و ستمكاری و جنایات این پدر و پسر را ضبط كرده و در فرصتی منتشر خواهد كرد.
من اكنون كه مشغول نوشتن این «غمنامه» هستم، نمی‌دانم كه به برادران عزیز تبریزی ما چه می‌گذرد. آیا شاه به جنایات خود ولو موقتاً خاتمه داده است یا نه؟ و یا می‌خواهد پس از آن قتل‌عام، بازماندگان را چنان سركوبی كند كه نفس‌ها قطع شود؟ لكن باید بداند كه دیر شده، ملت ایران راه خود را یافته و از پای نمی‌نشیند تا جنایتكاران را به‌جای خود بنشاند و انتقام خود و پدران خود را از این دودمان سفاك بگیرد.
با خواست خداوند قهار، اكنون در تمام كشور صداهای ضدِشاهی و ضدِرژیمی بلند است و بلندتر خواهد شد و پرچم اسلام بر دوش روحانیون ارجمند برای انتقام از این ضحاك زمان به اهتزاز خواهد در آمد و ملت اسلام یك‌دل و یك‌جهت به‌پاس از مكتب حیات‌بخش قرآن، آثار این رژیم ضدِاسلامی و مروج زردشتی را محو خواهد كرد.
«اَلَیسَ الصُبّح بقریبٍ»
اهالی معظم و عزیز آذربایجان- ایدهم‌الله‌تعالی- بدانند كه در این راه حق و استقلال و آزادی‌طلبی و در حمایت از قرآن كریم تنها نیستند، شهرهای بزرگ چون شیراز، اصفهان، اهواز و دیگر شهرها و مقدم از همه قم مركز روحانیت و پایگاه حضرت صادق- سلام‌الله‌علیه- و تهران بزرگ با آنها هم‌صدا و هم‌مقصد و همه و همه در بیزاری از دودمان پلید پهلوی شریك شمایند. امروز شعارها در كوچه برزن هر شهر و هر ده «مرگ بر شاه» است و هر چه عمال كثیف كوشش می‌كنند كه جنایات را از مركز اصلی كه شاه است منحرف و به دولت یا مأموران متوجه كنند، كسی نیست كه باور كند.
عجب آنكه از قرار مسموع هیئتی از دستگاه به آذربایجان آمده است كه بی‌خبری شاه را از این جنایات اعلام كند و آن‌كس كه احتمال آن را بدهد، كی است جز سازمان‌ها و اعضای مجلسین كه آنها هم احتمال نمی‌دهند و تظاهر به خلاف می‌كنند.»


امام خامنه ای در گذر زمان 33

همراه نهضت و آماده شهادت
در مبحث پیش با یادآوری ماجرای نهضت امام خمینی(ره) به قضیه مدرسه فیضیه در فروردین ۱۳۴۲ اشاره شد. گفته شد که در این حوادث امام خامنه‌ای با تمام وجود همراه نهضت و آماده مبارزه با عوامل رژیم شاه بودند. ایشان در این ایام هرگز از امام فاصله نگرفتند و آماده شهادت و فداکاری بودند، تا جایی که وصیت‌نامه خود را در شب بعد از حادثه فیضیه نوشته و از همه دوستان، علما، مراجع تقلید، طلاب، پدر و مادر حلالیت طلبیده بودند. سند وصیت‌نامه معظم‌له نشان می‌دهد که ایشان در آن ایام خود را برای مبارزه تا پای شهادت آماده کرده بودند. در بخشی از وصیت‌نامه ایشان آمده است: «دارایی مالی من در حد هیچ است، ولی کفاف قرض‌های مرا می‌دهد. تفصیل قروض خود را در صفحه جداگانه یادداشت می‌کنم که از فروش کتب مختصر و ناچیز من ادا شود. هر کسی هم که مدعی طلبی از من شود هر چند اسمش در آن صفحه نباشد قبول کنند و ادا نمایند...»
با وجود اینکه با حادثه فیضیه فضای رعب و وحشت حوزه علمیه قم را فرا گرفته بود و برخی احتمال نابودی حوزه به‌دست رژیم شاه را می‌دادند، در چنین اوضاعی امام خمینی(ره) که در حلقه طلاب جوان قرار داشتند سعی کردند فضای رعب و وحشت را بشکنند و در اولین اقدام نامه‌ای تند و کوبنده به علمای تهران نوشتند، که همین اقدام موجب شد عده‌ای از طلاب و جوانان تشجیع شوند. در بخشی از این نامه نوشتند: «شاه‌دوستی یعنی غارتگری، شاه‌دوستی یعنی آدم‌کشی، شاه‌دوستی یعنی هدم آثار رسالت...» و این نامه فوراً تکثیر و در سطح وسیعی پخش شد.
از دیگر اقدامات امام خامنه‌ای حضور ایشان با سایر طلاب در مدرسه فیضیه بود. در همه این قضایا امام خامنه‌ای همراه امام است و حوادث را با تمام وجود لمس می‌کند معظم‌له در مصاحبه‌ای از وقایع آن روز ضمن بیان خاطره‌ای چنین یاد می‌کنند: «آن روز [روز بعد از حادثه فیضیه] در خدمت امام حرکت کردیم، وارد مدرسه فیضیه شدیم، به سمت چپ پیچیدیم و دم غرفه اول یا دوم (درست یادم نیست) امام نشستند، طلبه‌ها هم اطراف ایشان حلقه زدند. هاله‌ای از غم صورت امام را گرفته بود. شدیداً‌ غمگین بودند... یک سیدی آنجا بلند شد روضه خواند و پس از روضه، امام از مدرسه بیرون آمدند، این حرکت نیز در شکستن رعب طلاب قم خیلی تأثیر داشت. پای طلبه‌ها به مدرسه باز شد.»
در آن زمان امام خامنه‌ای علاوه بر اینکه دروس علوم دینی را فرا می‌گرفتند، در گذر این ایام و با وقوع این حوادث و مبارزات، درس مجاهدت و مقاومت از امام خمینی(ره) می‌آموختند و به عنوان یک یار ثابت‌قدم نهضت امام خمینی را همراهی می‌کردند.


از لابه لاي تاریخ

اقلام اهدایی به خارجی‌ها ـ 2
مسكوكات، ظروف زرین و سیمین و سنگ‌های‌ قیمتی‌: همان‌گونه كه گفته شد، «انبار تشریفات شاهنشاهی»‌ مختص به هدایای‌ دربار بود. از جمله اقلام این انبار باید به سكه‌ها، مدال‌ها و ظروف طلایی و نقره‌ای اشاره كرد. این ظروف كه منقوش به آرم «شیر و خورشید» بودند، برای‌ اهدا به خارجی‌‌ها تهیه می‌شدند. سكه‌ها و مدال‌ها‌ی طلا به فراوانی ضرب و به هر مناسبتی برای تقدیم به خارجی‌ها به سراسر جهان ارسال می‌‌شدند، این سكه‌ها كه منقّش به تصاویری از خانواده‌ سلطنتی بودند، خصوصاًً از سوی فرح با گشاده‌دستی خاصی به نزدیكان رژیم تقدیم می‌شدند.
در كنار این مسکوكات و ظروف زرین باید به جواهراتی از قبیل گردنبند و سایر زیورآلات اشاره كرد كه برای خارجی‌هایی كه جایگاه بالاتری داشتند تهیه می‌شدند. هزینه‌ خرید این جواهرات بسیار بالا بود و چندین طلافروشی وظیفه‌ تهیه‌ سفارشات انبار شاهی را در داخل و خارج از كشور بر عهده داشتند.
قالی : از جمله افتخارات هنرمندان ایرانی، تولید فرش‌های نفیس و چشم‌نواز در طول تاریخ بوده است. این هنر ملی از روزگاران كهن به دست هنرمندانی گمنام كه غالباًً زنان و دختران تهیدست بودند، تولید [شدند] و به‌تدریج به بخشی از هویت ملی ما كه انعكاسی از اقلیم، فرهنگ و هویت‌مان بودند، تبدیل شدند. «فرش پازیریك» مكشوفه از سیبری به عنوان كهن‌ترین فرش جهان از جمله این افتخارات است. متأسفانه در دوره‌ پهلوی به جای تفقد و رسیدگی به وضعیت هنرمندان قالی‌باف و پاسداشت هنر آنها و كمك به بهبود وضعیت معیشتی و درمانی‌شان، بسیاری از آنها در پستوهای تنگ و تاریك به بیماری‌های ریوی و سل دچار و در انزوا و خاموشی به مرگی تدریجی محكوم می‌شدند؛ این درحالی بود كه دربار فاسد پهلوی حاصل تاروپود هستی این هنرمندان را به ثمن بخس به خارجی‌ها تقدیم می‌کرد. انبار شاهی همان‌گونه كه در متن آمده است، بارها از این فرش‌های نفیس پر و خالی می‌شد و موجودی آن به سراسر جهان به‌عنوان هدیه ارسال و یا به میهمان‌های خارجی تقدیم می‌‌شد.
عتیقه‌جات: در میان انواع و اقسام هدایایی كه پهلوی‌ها به بیگانگان می‌دادند، اقلامی دیده می‌شود كه بسیار تأسف‌انگیز و حیرت‌آور هستند. در دوره‌ پهلوی با وجود همه‌ شعارهای ملی‌گرایانه‌ای كه داده می‌شد، هرگز اثری از عِرق ملی دیده نمی‌شود. این رژیم بیگانه‌‌پرست برخلاف تمام اصول فرهنگی و ملی به جای صیانت از آثار فرهنگی و تمدنی و حفظ آنها، در هر مناسبتی بخشی از این میراث با ارزش را به بیگانگان اهدا می‌كرد. در سند زیر به این حاتم‌بخشی یا به عبارت صحیح‌تر غارتگری ملی اشاره شده است: «تیمسار ارتشبد جم، سفیر محترم شاهنشاه آریامهر در مادرید / حسب‌الامر مطاع مبارك اعلی‌حضرت همایون شاهنشاه آریامهر به مناسبت هشتادمین سالروز تولد حضرت ژنرال فرانكو، رئیس كشور اسپانیا روز چهاردهم دسامبر یك قبضه شمشیر دوره صفویه به معظم‌له اهدا شده است كه با اولین وسیله به سفارت شاهنشاهی ارسال می‌شود.»
در سند دیگری در این مورد آمده است: «پیرو تلگراف مورخه هشتم شهریور به استحضار می‌رساند كه یك قطعه شمشیر آنتیك هدیه اهدایی اعلی‌حضرت همایون شاهنشاه آریامهر به اعلی‌حضرت امپراتور اتیوپی به مناسبت سالگرد هشتادمین سالروز تولد معظم‌له ارسالی وزارت دربار شاهنشاهی به این نمایندگی رسید و چون طبق تلگراف جناب آقای علم، وزیر محترم دربار شاهنشاهی مقرر بود به حضور اعلی‌حضرت امپراتور تقدیم دارد روز 7 شهریور ساعت۴:۳۰ بعدازظهر ساعت شرفیابی از طرف وزیر دربار معظم‌له تعیین شد. اینجانب در ساعت مقرر در كاخ جوبیلی همراه آقای وزیر دربار به حضور اعلی‌حضرت شرفیاب و پس از تقدیم شمشیر، درودهای ذات مقدس ملوكانه را تبلیغ کردم. اعلی‌حضرت امپراتور ضمن بیاناتی بدواً از اهدای شمشیر بسیار تشكر کرده و سپس از اینجانب خواستند كه صمیمی‌ترین سلام‌ها‌ی برادرانه را به پیشگاه مبارك ملوكانه معروض دارد. پس از این مراسم اینجانب شمه‌ای درباره شمشیر اهدایی و قدمت آن و اینكه متعلق به دوره صفی‌علیشاه پادشاه صفویه در قرن 17 میلادی بوده بیان داشتم ... »


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکاـ 17
عناصر سازنده و حیات‌بخش ایدئولوژی استثناگرایی آمریکایی
حسن خدادی

همان‌طور که در مقالات شماره‌های پیشین بررسی کردیم دو مؤلفه «عظمت ملی» و «استثناگرایی» به عنوان کانون‌محوری ایدئولوژی آمریکایی در سیاست خارجی مطرح هستند که در مقاله شماره پیشین به بررس مقدماتی مؤلفه «استثناگرایی جاه‌طلبانه» آمریکایی پرداختیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که درک مردم آمریکا نسبت به سیاست خارجی کشورشان بیش از آنکه ناشی از کنش‌های خاص دستگاه دیپلماسی این کشور باشد، ریشه در ویژگی‌های فرهنگ آمریکا دارد. مردم آمریکا معتقدند آمریکا کشوری «خوب» و با ارزش‌های «استثناگرایی» است، لذا طبیعی است که سیاست‌های این کشور نیز «خوب» باشد. آمریکا به عنوان یک کشور «خوب» ممکن است در برهه‌هایی از تاریخ به دلیل سیاست‌های اشتباه یا ناآگاهانه، دچار خطا و لغزش شود، اما به‌صورت ذاتی این ظرفیت را دارد که در صورت بروز انحراف از مسیر سنتی درستش، خطای خود را اصلاح کند. همچنین به این نتایج رسیدیم که از نقطه‌نظر تاریخ سیاسی، استثناگرایی از طریق سه مولفه خود را نشان می‌دهد:
1ـ نخست آمریکا می‌کوشد تصویری از خود به عنوان «ملت برگزیده خدا» برخوردار از یک سرزمین، فرهنگ و سیستم سیاسی منحصربه‌فرد ارائه دهد. این نگرش در ابتدا موجب کناره‌گیری از سیاست‌های اروپا و سایر تعهدات خارجی و تقویت انزواگرایی شد.
2ـ استثناگرایی سبب پررنگ‌تر شدن «مأموریت آمریکایی» و «دعوت» به ایجاد تحول در جهان است. این امر در اعلامیه ویلسون در سال 1912 خود را نشان می‌دهد.
3ـ و در نهایت سومین مؤلفه در ارتباط با مأموریت آمریکا را، به‌کارگیری نیروی خوب علیه نیروی بد می‌داند که این ایده خوب و بد ریشه در تفکر قرن هفدهمی پیوریتنیسم در چشم‌انداز آخرالزمانی‌اش دارد.
در ادامه در نوشتار پیش رو به بررسی و واکاوی عناصر سازنده و حیات‌بخش ایدئولوژی استثناگرایی جاه‌طلبانه آمریکا در سیاست خارجی می‌پردازیم.

1- ایده‌آل‌ها
همه جوامع تحت تأثیر اصول اساسی نیرومندی هستند که به رفتار جمعی آن جوامع، شکل داده و به آن سمت‌وسو می‌بخشد. این اصول به شکلی عمیق در درون ساختارهای اجتماعی و روانشناسی جمعی یک جامعه نهادینه شده‌اند و اغلب رهبران سیاسی و فرهنگی برای انگیزه دادن و توجیه کردن رفتار جمعی بدان‌ها اشاره می‌کنند. از آنجا که آمریکا ملتی جدید است که به وسیله برخی از افراد در زمان و مکان خاصی با هدف دستیابی به اهداف مشخصی به‌وجود آمده، ایده‌آل‌ها و آرمان‌های آن شفاف و در ارتباط نزدیک با ویژگی‌های ساکنان آن است. اعلامیه استقلال این ایده‌آل‌ها را با روشنی تمام اعلام می‌دارد. سیمور مارتین لیپست این اصول آمریکایی را در پنج واژه خلاصه می‌کند: آزادی، برابری، فردگرایی، پوپولیسم و اقتصاد آزاد. برای لیپست، این اصول ویژگی‌های ساختاری آمریکایی بودن است. به عقیده لیپست: «در اروپا ملیت مربوط به جامعه است و بدین ترتیب شخص نمی‌تواند غیرانگلیسی یا غیر سوئدی باشد. اما آمریکایی بودن یک تعهد ایدئولوژیک است. این موضوع مربوط به تولد نیست. آنهایی که ارزش‌های آمریکایی را رد می‌کنند غیر آمریکایی هستند.» البته یک تنش ذاتی و بالقوه انفجارآمیز در درون این گروه از ایده‌آل‌های آمریکایی وجود دارد، یعنی تنشی میان آزادی و برابری. آمریکایی‌ها معتقدند نه‌تنها جامعه خودشان، بلکه باید دیگر جوامع را نیز بر مبنای همین دو اصل(آزادی و برابری) پایه‌ریزی کنند. اکثر رؤسای جمهور آمریکا به‌ویژه رؤسای جمهور این کشور در قرن بیستم ادعا کرده‌اند که آمریکا این وظیفه و حق را دارد که از این اصول دوگانه به نحوی از انحا به عنوان حق خدادادی و جهانی بشر دفاع کند.

2ـ نهادهای سیاسی
آمریکایی‌ها به شکلی باشکوه به میراث قانون اساسی خود افتخار می‌کنند، اما تعداد کمی از آنها اصول اولیه آن را درک می‌کنند. اغلب تصور بر این است که انتخابات مردمی هسته اصلی حاکمیت دموکراتیک ایالات متحده را تشکیل می‌دهد، اما حق انتخاب به‌هیچ‌وجه اصلی‌ترین ویژگی میراث سیاسی منحصربه‌فرد آمریکا نیست. به بیان دیگر قانون اساسی آمریکا هیچ‌گاه بر آن نبوده که حکومتی را تضمین کند که مطابق با ایده‌آل‌های آمریکایی درباره دموکراسی باشد. بنیانگذاران آمریکا هیچ‌گاه بر آرای مستقیم مردم به عنوان وسیله‌ای برای کنترل قدرت حکومتی تکیه نکرده‌اند. در عوض، آنها اصول و ویژگی‌هایی چون «تفکیک قوا» و در «اصول موازنه قدرت»، «اختیارات محدود دولت فدرال» و «حقوق ایالتی» را به عنوان سدی در برابر استبداد نهادینه کرده‌اند. همان‌گونه که مدیسون می‌نویسد: «در جمهوری پیچیده آمریکا، قدرت تفویض شده از طرف مردم ابتدا میان دو حکومت فدرال و ایالتی تقسیم می‌شود و سپس هر یک از دو دولت سهم خود را میان ادارات مختلف و مشخص دوباره تقسیم می‌کنند، بنابراین در این ساختار دو دولتی، حفاظت از حقوق مردم از دو منبع اعمال می‌شود. دو دولت یکدیگر را کنترل می‌کنند و همزمان نیز هر دولت به وسیله خودش کنترل شده و جلوی سوءاستفاده از قدرت گرفته می‌شود.»
به بیان دیگر چینش ساختار حاکمیتی آمریکا به‌گونه‌ای صورت گرفته است که نهادهای سیاسی در سطح فدرال و ایالتی نظارت و توازنی دوسویه نسبت به یکدیگر دارند؛ امری که باعث شده تا جایگاه و حقوق دولت‌های ایالتی و فدرال حفظ شود.
«تفکیک قوا» و «فدرالیسم» ویژگی‌‌های بنیادینی برای تضمین آزادی در چارچوب قانون اساسی تنظیم شده از سوی بنیانگذاران قانون اساسی آمریکا بوده است؛ ویژگی‌هایی که امروزه پس از گذشت بیش از دو قرن همچنان مشخصه حاکمیت و دولت در آمریکاست. این در حالی است که در بهترین شرایط فقط تعداد اندکی از کشورهای دنیا تا این حد بر این‌گونه خط‌کشی‌های ساختاری قدرت برای تضمین آزادی فردی تکیه می‌کنند. با این حال، فرهنگ مبتنی بر حقوق قانونی که از پشتوانه دقیق قضایی برخوردار است و آمریکایی‌ها امروزه بر آن به عنوان ابزار اولیه محدود ساختن قدرت دولت تکیه می‌کنند در طرح اولیه قانون اساسی آمریکا از اهمیت زیادی برخوردار نبوده است، زیرا تدوین‌کنندگان قانون اساسی در کنوانسیون فیلادلفیا دولت فدرال را دولتی کوچک، دارای اختیارات مجزا، محدود و معدود می‌دانستند که مشروعیت خود را از حقوق اعطا شده به آن از سوی مردم و ایالت‌ها برای اهداف خاص می‌گیرد. از همین‌رو همان‌گونه که همیلتون بیان کرده بود منشور حقوق، در «قانون اساسی پیشنهادی نه‌تنها غیر ضروری بلکه خطرناک» بود. منظور تلویحی او این بود که حقوقی که در این لایحه گنجانده نشده بود مورد حمایت قرار نمی‌گرفت. انتقادهای آنتی‌فدرالیست‌ها در کنار دیگر بیم و هراس‌های موجود نسبت به حقوق افراد، سرانجام به تصویب منشور حقوق از سوی کنگره انجامید؛ منشوری که به گفته جفرسون و مدیسون می‌توانست همچون یک تضمین دیگر در اختیار دستگاه قضایی برای حمایت از آزادی‌های فردی مورد استفاده قرار گیرد. با این حال این تضمین برای حدود 150 سال تقریباً بدون استفاده ماند، اما در دوره پس از جنگ داخلی، دادگاه عالی ایالات متحده به‌طور وسیع دامنه و اهمیت حقوق فدرال مورد تأیید قانون اساسی را گسترش داد و اجرای قضایی آن را در بالاترین حد اهمیت تعیین کرد، یعنی فراتر از یک لایحه عادی یا یک امر سیاسی و در واقع فراتر از آنچه که نسل بنیانگذاران آمریکا ممکن بود تصور کنند. منحصربه‌فرد بودن این تحول نه‌تنها ریشه در وسعت آگاهی از حقوق قانونی در آمریکا دارد، بلکه به این واقعیت نیز مربوط است که چنین حقوقی در عمل پذیرفته شده و در سطح وسیعی از سوی مردم آمریکا در به چالش کشیدن اعتبار فعالیت‌های دولت به کار گرفته می‌شود؛ چالش‌هایی که به‌طور عمده از راه‌های حقوقی و قضایی دنبال می‌شود و نه از طریق راهکارهای سیاسی. این ایده که اختلافات سیاسی در آمریکا به‌طور اجتناب‌ناپذیر به اختلافات قانونی تبدیل می‌شود متعلق به توکویل است، اما این ادعا که منشور حقوق ایالات متحده می‌تواند و باید به عنوان یک سلاح سیاسی متعارف مورد استفاده قرار گیرد و همچنین این اعتقاد که دادگاه‌ها آوردگاه اولیه برای استفاده از آن هستند تا حد زیادی یک اختراع قرن بیست‌ویکمی دادگاه عالی است. یکی از ویژگی‌های برجسته تاریخ قانون اساسی آمریکا که تا دهه 1960 نیز تداوم داشت، تنش مهمی بود که میان نقش دستگاه قضایی این کشور در تعیین اصول اساسی دولت از یک سو و تصمیم‌سازی دموکراتیک از طریق مقامات منتخب از سوی دیگر وجود داشت. از آن زمان یک توافق نظر به وجود آمده است که طبق آن دستگاه قضایی در نهایت، معنای اصلی قانون اساسی را تعیین می‌کند و برای همه قوا و حتی خود مردم الزام‌آور است.
در مقابل در بریتانیا، نظارت قضایی بر قوانین مجلس به هیچ وجه به جامعیت آمریکا نمی‌رسد و این نظارت به‌طور تاریخی در نقاط دیگر اروپا نیز به صورت گسترده رد شده است. هم قانون اساسی انگلستان و هم قوانین مدنی کشورهای دیگر قاره اروپا به مجلس به عنوان تنها منبع مشروع قانونگذاری می‌نگرند. رد پای تجربه قانون اساسی آمریکا در قرن بیستم به‌طور قطعی در ظهر دادگاه‌های قانون اساسی که به‌تازگی در اروپا شکل گرفته و همچنین در توسعه قوانین حمایت از حقوق بشر در سطح بین‌المللی که به لحاظ قضایی قابل دادخواهی در دادگاه حقوق بشر اروپا هستند دیده می‌شود. در کنار این ویژگی‌ها(یعنی تفکیک قوا، عوامل مهارکننده و متوازن‌کننده، فدرالیسم و ساختار قانونی حقوق فردی که دستگاه قضایی مدیریت می‌کند) فرصت‌های فراوانی نیز وجود دارد که مردم آمریکا می‌توانند با بهره‌گیری از آن به انتخاب سیاستمداران و نمایندگان بپردازند؛ بهره‌گیری از آرای عمومی نقش جدی در نزدیک کردن دولت آمریکا به مردم دارد. فرصت‌های رأی دادن شامل انتخابات مقدماتی، یک سیستم منحصراً آمریکایی است برای انتخاب نامزدهای حزبی مورد نظر به منظور رقابت در سطح ایالتی و فدرال، همه‌پرسی‌های گسترده برای تغییرات پیشنهادی در قانون اساسی و یا پیشنهادهای جدید در سطح ملی و ایالتی، رأی‌گیری برای انتخاب دادستان‌های ایالتی و محلی، قضات و هزاران مسئول اجرایی دیگر که در کشورهای دیگر معمولاً به دستور مقامات حزبی یا مسئولان دولتی انتخاب می‌شوند. آمریکا بیشتر از هر کشور دیگری انتخابات دارد. همراه با استفاده منحصربه‌فرد و ماندگار از هیئت‌منصفه‌های بزرگ و کوچک در موضوعات مدنی و جنایی این تمهیدات در آمریکا نمایانگر یک گرایش پوپولیستی استثنایی است. در یک جمع‌بندی کلی می‌توان ادعا کرد، نهادهای سیاسی آمریکا حداقل سه ویژگی استثنایی دارند: عدم انباشت قدرت در دولت و توزیع آن در ساختارهای مختلف رسمی؛ یک فرهنگ قانونی حقوق‌محور که توسط دستگاه قضایی تعریف و مدیریت می‌شود و فراوانی فرصت‌ها برای مشارکت سیاسی و حقوقی مردم از طریق انتخابات عمومی.

3ـ اقتصاد
عده‌ای از عوامل تاریخی ایمان آمریکایی‌ها به مفید بودن کلی اقتصاد آزاد را تقویت کرده‌اند. اول آنکه بخش گسترده‌ای از تاریخ آمریکا شامل توسعه سرزمینی و گسترش «سرزمین آزاد» در شرایط آب‌وهوایی مساعد بوده است. زمین‌هایی که به طور نسبی برای بازار قابل دسترسی بوده‌اند. عامل دوم قدرت اقتصادی نسبتاً محدود زمین‌داران بزرگ به‌ویژه پس از جنگ داخلی بوده است که توزیع وسیع فرصت اقتصادی را برای بسیاری ممکن ساخت. سوم مهاجرت وسیع به ایالات متحده که تا حدی به وسیله این دو عامل موجب شد در مقابل یک نرخ رشد جمعیت فوق‌العاده را به‌وجود آورد. ایالات متحده همواره خود را یک فرصت استثنایی اقتصادی می‌بیند؛ تصوری که میلیون‌ها مهاجر را به سوی خود فرا می‌خواند و سرانجام اینکه دولت تنها نقش محدودی در وضع مقررات برای سرمایه‌داری بازار ایفا کرده است. حتی با وجود افزایش محدودیت‌های قانونی فدرال در دوره رکود بزرگ اقتصادی، اقتصاد آمریکا به دلیل درجه اتکایش به رقابت بازار و توانایی‌های فردی از اقتصادهای دیگر متمایز است. اقتصاد آمریکا یک موتورخانه جهانی است. با وجود آنکه آمریکا تنها پنج درصد جمعیت دنیا را تشکیل می‌دهد، برونداد اقتصادی 10 کلان‌شهر بزرگ این کشور، به تنهایی بیشتر از هر کشور دیگری جز ژاپن (و خود ایالات متحده) است و شرکت‌های آمریکایی چهارپنجم 15 شرکت معتبر دنیا را تشکیل می‌دهند.
در طول قرن بیستم، آمریکا همواره کشوری پیشگام در درآمد حقیقی سرانه و ایجاد شغل بوده است. از سویی یک ویژگی دیگر و مهم انباشت ثروت در میان آمریکایی‌ها از نظر مارک.ب.روتنبرگ «انسان‌دوستی» است. به اندازه‌ای که به عقیده وی در هیچ جای دیگر دنیا همتا ندارد. آمریکایی‌ها تشویق می‌شوند نه فقط ثروت تولید کنند، بلکه از آن به‌صورت داوطلبانه جدا شوند. این مسئله تا حدودی ریشه در صرفه‌جویی و سختکوشی پیوریتنی دارد. آرمان‌هایی که به صورت تاریخی نفوذ قدرتمندی بر رفتارهای آمریکایی‌ها در زمینه‌های مالی و نیز علاقه دیرینه آنها به فعالیت‌های داوطلبانه داشته است. صرف نظر از منشأ این رفتار، میل بسیاری از آمریکایی‌های ثروتمند به استفاده از پول خود برای آرمان‌های اجتماعی یک وجه مهم از استثناگرایی آمریکایی است. سنت انسان‌دوستی آمریکایی که در روزگار اندروکارنگی پا به عرصه ظهور گذاشت(کسی که معتقد بود افراد بسیار ثروتمند باید دارایی‌های خود را در طول حیات به‌صورت عام‌المنفعه اداره کنند) هنوز شکوفاست. تمایل اغنیای آمریکایی به قرار دادن ثروت‌های عظیم خود در اختیار هیئت مدیره‌های خصوصی یا افرادی با اهداف نیکوکارانه، نشان‌دهنده یکی دیگر از ویژگی‌های آمریکایی‌هاست که تصمیم‌سازی‌های متکثر خصوصی را بر روش‌های متمرکز دولتی به‌عنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف مشترک ترجیح می‌دهند.

4ـ مذهب
از زمان ادموند برک و توکویل، مطالب بی‌شماری درباره ویژگی مذهبی آمریکا و رابطه آن با سرمایه‌داری کارآفرین، نرم‌های دموکراتیک و مساوات‌طلبی، فردگرایی و ارزش‌های پوپولیستی نوشته شده است. تمایل آمریکایی‌ها به تشکیل انجمن‌های داوطلبانه از هر نوع همیشه با گرایش‌های مذهبی همراه بوده است. آمریکا اولین کشوری است که در آن هویت مذهبی شخص نوع فعالیت داوطلبانه وی را مشخص می‌کند. برخلاف اروپا که در آن جدایی دین از دولت با احساسات ضد مذهبی دامن زده شد، در ایالات متحده آمریکا این جدایی صرفاً برای بی‌طرف نگه داشتن دولت در میان فرقه‌های مذهبی رقیب بود. برخلاف خصومت ریشه‌دار اروپاییان با تعهدات مذهبی در آمریکا آزادی مذهب تنها به معنای آن بود که فرد آزاد است مذهبی باشد، ولی طبق معیارهای خود، نه طبق معیارهای دولت. آمریکایی‌ها به واقع مذهبی هستند. اطلاعات موجود از نظرسنجی‌های اخیر ظاهراً ارزیابی توکویل در اوایل قرن نوزدهم را تأیید می‌کنند که هیچ کشوری در دنیای غرب وجود ندارد که در آن مذهب بیشتر از آمریکا بر روح مردمان نفوذی عمیق داشته باشد. دست‌کم این موضوع در مقایسه با دیگر جوامع دارای اقتصاد پیشرفته صادق است. اما آنچه مهم‌تر از گستردگی مذهب در آمریکاست، شکل عجیب مذهبی بودن افراد در این کشور است. در آمریکا شرایط مذهب شخص به شکل متداول از وجدان شخص ناشی می‌شود، نه از دولت یا سلسله‌مراتب کلیسا. سنت‌های اولیه جدایی‌طلبانه پروتستانیسم یک تأثیر پاک‌نشدنی بر دیدگاه‌های مذهبی آمریکا گذاشت و از آمریکایی‌ها می‌خواهد تا اخلاق‌مدار باشند و از وجدان خود پیروی کنند. با تأکید روشنی که در کشورهای دیگر که در آن ارزش‌های غالب از کلیساهای دولتی ناشی می‌شود وجود ندارد. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها میل بارزی به اخلاق‌گرایی آرمانی، به نهادینه کردن فضیلت و وضع قانون علیه شیطان‌صفتی دارند. لیپست می‌گوید: آمریکایی‌ها تمایل دارند ماجراهای سیاسی و اجتماعی را به صورت ماجراهای اخلاقی ببینند، به‌صورت نبردهایی بین خداوند و شیطان، به شکلی که مصالحه میان این دو به هیچ وجه قابل تصور نیست. البته این تلقی‌ها تأثیر عمیقی بر سیاست خارجی آمریکا دارد؛ موضوعی که آمریکایی‌ها عموماً با آن آشنایی دقیقی ندارند و بنابراین نسبت به آن بیشتر بر اساس اعتقادات و اصول خود واکنش نشان می‌دهند تا بر اساس ملاحظات عمل‌گرایانه. این اخلاق‌گرایی به‌ویژه در مورد پرسش‌های مربوط به جنگ و صلح بارز و برجسته است. تعداد زیادی از آمریکایی‌ها با جنگ سال 1812، جنگ مکزیک، جنگ داخلی، جنگ جهانی اول، جنگ کره و البته جنگ ویتنام بر اساس اصول اخلاقی خود مخالف بودند. آنهایی که از این جنگ‌ها حمایت کردند نیز به همان شکل این درگیری‌ها را نوعی جنگ‌های صلیبی اخلاقی می‌دیدند که بایستی در صورت لزوم حتی تا فرجامی تلخ و غم‌انگیز دنبال می‌شدند.

5ـ برده‌داری و تبعیض نژادی
هیچ پدیده اجتماعی و اقتصادی دیگری مثل به بردگی کشیدن آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار و نژادپرستی بر قوانین، ارزش‌ها و رفتارهای آمریکا تأثیر نداشته است. این دو پدیده چیزی را به وجود آوردند که «نهاد عجیب» توصیف شده و به زندگی روزمره امروز آمریکایی‌ها نیز تسری یافته است. تأثیر ماندگار این تاریخ بر آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار و تلاش سفیدپوستان آمریکایی‌ها برای پرداختن به این مسئله بخش دردناک استثناگرایی آمریکایی را شکل می‌دهد. همان‌گونه که مایکل ایگناتیف می‌گوید: غیرممکن است که بتوان تضادهای موجود در آزادی آمریکا را حل کرد بدون توجه به این واقعیت که همزمان با نگارش این جمله که «همه انسان‌ها به صورت برابر خلق شده‌اند» در ابتدای قانون اساسی آمریکا توسط توماس جفرسون، او بردگانی داشت که جزء دارایی‌هایش محسوب می‌شدند، با آنها آمیزش می‌کرد، اما آنها را انسان و شهروند آمریکا نمی‌دانست. آزادی آمریکایی بسیار تلاش می‌کند جهانی شود، اما همواره یک امر استثنایی باقی مانده است، زیرا آمریکا تنها تجربه دموکراتیک مدرن است که از برده‌داری شروع شد.
شاید تنها نتیجه مفید برده‌داری و تبعیض نژادی، جهشی باشد که این میراث غم‌انگیز طی سالیان دراز برای تعالی خود این کشور به وجود آورد. امروزه، بچه مدرسه‌ای‌های سراسر آمریکا درک بهتری از مارتین لوترکینگ جونیور و هدف او نسبت به توماس جفرسون و هدفش دارند، چرا که رؤیاها و آرزوهای کینگ با آنها روشن‌تر از رؤیاها و آرزوهای مدیسون یا آدامز یا واشنگتن صحبت می‌کند. اصلاً اغراق نیست اگر بگوییم که فرهنگ قانونی مبتنی بر حقوق بشر آمریکا که دستگاه قضایی اجرا می‌کند مستقیماً ناشی از مواجهه تراژیک آن با برده‌داری و نژادپرستی است.

نتیجه‌گیری
اغلب گفته می‌شود که آمریکایی‌ها نمی‌توانند دیگر ملت‌ها، جوامع و فرهنگ‌هایی را که با آنها تعامل می‌کنند درک کنند. ایالات متحده به اندازه کافی بر مطالعه زبان‌های غیر انگلیسی در مدارس خود تأکید نمی‌کند و یا اهتمام جدی نسبت به مطالعه روش‌های متعددی که مردم جوامع دیگر برای ساماندهی اوضاع سیاسی، اقتصادی و مذهبی خود به کار می‌گیرند، ندارد. چنانچه بخواهیم این ادعاها را بپذیریم باید همچنین پذیرفت که دیگران نیز تلاش کمی انجام داده‌اند یا اصلاً هیچ تلاشی نکرده‌اند تا ایالات متحده را آن‌گونه که هست همراه با خصوصیات ویژه‌ای که دارد درک کنند. بیشتر وقت‌ها تلاش‌ها برای تحلیل رفتار فعلی آمریکا، چه در داخل و چه در سطح بین‌المللی تحت تأثیر منفی سوءتفاهمات و درک کاریکاتورگونه‌ای قرار می‌گیرد که ناشی از عدم آگاهی نسبت به گذشته و شخصیت منحصربه‌فرد آمریکا است. حتی دوستان ظاهری آمریکا نیز وسوسه می‌شوند که تصور کنند آمریکا را درک می‌کنند چون روزنامه‌های آمریکایی می‌خوانند، تلویزیون و فیلم‌های آمریکایی می‌بینند و کالاهای آمریکایی مصرف می‌کنند.
پنج دسته از ویژگی‌های آمریکا که درباره آنها بحث شد (ایده‌آل‌ها، نهادهای سیاسی، اقتصاد، مذهب و میراث برده‌داری و تبعیض نژادی) ویژگی‌های کلیدی استثناگرایی آمریکا را مشخص می‌کند. تأکید بر اینکه ایالات متحده باید با توجه به این ویژگی‌های پنج‌گانه و به‌صورت متفاوتی درک شود و یا این ادعا که این کشور دارای چنین ویژگی‌های استثنایی مهم است به معنای تأیید ادعاهای غیر علمی در رابطه با تافته جدابافته بودن آمریکا نیست. این ادعا یک جاه‌طلبی صرف در لباس آکادمیک نیست، بلکه می‌گوید: درک این ویژگی‌های استثنایی آمریکا روش مفیدی برای درک خود آمریکاست، به‌ویژه اینکه چرا ایالات متحده این‌گونه در جهان رفتار می‌کند و این موضوع نسبتاً مهم است نه فقط برای آمریکایی‌ها بلکه برای هر کسی که نگران است ببیند قرن بیست‌ویکم به کدام سمت می‌رود. در نهایت اگر هم استثنا بودن آمریکا یک توهم هم باشد که یقیناً هست، اما این تفکر یک توهم آمریکایی ماندگار است که باید به‌درستی آن را به منظور تحلیل رفتار آمریکا شناخت.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

آیت‌الله سیدمحمود شاهرودی
انتشار و گسترش اسلام در منطقش بوده نه لشکرش
احسان آیتی

یكى از مهم‌ترین دستورات دین مبین اسلام تخلق به اخلاق كریمه پیامبر(ص) بوده و از واجبات مهم دینى ما حرمت گذاشتن و احترام به انبیای الهى است تا حدى كه اسائه ادب و سب انبیا مستلزم هدر دم سبّ‌كننده است، فتواى ارزنده امام راحل(ره) در رابطه با سلمان رشدى این حقیقت را براى دنیای غرب هم آشكار كرد. امام (ره) در آن فتوا به حرمت انبیا هم اشاره كردند و پس از آن برخى از كشورها قوانینى تصویب كردند و دستورات اجرایى و قضایى صادر كردند كه هرگونه فیلمى یا نمایشى یا بیانى كه دال بر اسائه به انبیا باشد ممنوع است، ولیكن امروز مى‌بینیم با كمال وقاحت به ساحت مقدس پیامبر(ص) كه پیامبر رحمت و صلح و دوستى و انسانیت است جسارت مى‌شود.
ولى مشخص است كه پشت صحنه این گونه اعمال دشمنان اسلام هستند، مخصوصاً صهیونیست‌ها كه دشمنان دیرین اسلام هستند و كمر به ضربه به اسلام بسته‌اند، با این تفكر كه آنها غیر خودشان را بشر حساب نمى‌كنند و دیگران نزد آنها مانند برده‌اند و این مبناى تفكر جریان صهیونیستى است و همین اتفاق‌ها و كارهاى شیطنت‌آمیز آنها بود كه در سابق مسیحیت را علیه اسلام شورانید و جنگ‌هاى ویرانگر صلیبى راه انداخته شد و امروز هم اصل تشكیل گروه‌هاى تكفیرى خارج از اسلام با توطئه و برنامه‌ریزى آنها ایجاد شده است و هم از این راه خواستند چهره اسلام را در جهان تضعیف كنند و هم خواستند مقاومت اسلامى را در مقابل اسرائیل[رژیم صهیونیستی] غاصب تخریب و تضعیف كنند و هم بیدارى اسلامى را تحریف كردند و جایگاهى كه اسلام با پیروزى انقلاب اسلامى در كل جهان و منطقه ایجاد كرده بود را مخدوش كنند و بهترین راه ضربه زدن به این جریانات ایجاد گروه‌هاى تكفیر و حمایت از آنها بود، البته زمینه هم در داخل از قبل وجود داشت چون تكیه‌گاه این جریانات انحرافى از غیر مجراى ناب دستورات اسلامى و معصومین(علیهم‌السلام) است و بدین ترتیب چهره اسلام را مشوش كردند و آن را خشن و ظالمانه و مجرمانه به جهانیان نشان دادند و در این قضیه جسارت به ساحت رسول‌الله(ص)، خودشان سبب آن را ایجاد كردند تا این عكس‌العمل را شاهد باشند و دلیل زنده بر دست داشتن صهیونیسم در این جنایات حضور نتانیاهو خبیث در تظاهرات فرانسه بود كه به این كاریكاتور موهن منجر شد و به دنبال آن منشأ اسلام‌هراسى و ایجاد فتنه و مشكل عظیمى براى مسلمانان مغرب‌زمین و یا مهاجران زیادى كه امروزه اهل آن مملكت هستند، شد و فتنه عظیمی ایجاد كردند مبنى بر اینكه مسلمانان همگى این گونه بودند و هستند. اسلامى كه انتشارش و قدرتش در منطقش بوده، نه در خشونت و انتشار اسلام در ملت‌ها و تاریخ به وسیله منطق زیباى اسلام بوده است و با افكار ناب اسلام و آیات سراسر حكمت و معرفت قرآن كه هر شنونده‌اى را جذب مى‌كند بوده است و تمام مناطق اسلامى شرق كشور ما مثل اندونزى، مالزى، هند و پاكستان و بنگلادش و چین بر اثر رفت‌وآمد تجار و انتقال فرهنگ غنى اسلام بوده است، نه لشكركشى و جنگ.
این كارهاى صهیونیست‌ها همیشه از براى مخدوش كردن چهره اسلام بوده است، چون پس از انقلاب اسلامى حس كردند كه اسلام احیا شده است، اندیشه و فكر اسلام و عدالتخواهى و استكبارستیزى و ظلم‌ستیزى اسلام و دشمنى با دشمنان اسلام در سراسر جهان اسلام احیا شده است كه اینها بر اثر پیاده شدن اسلام از خلال حكومت اسلامى در دنیا جلوه مى‌كند و آرمان‌هاى اسلامى از قبل حمایت از مظلومان و پیروزى بر ظالمان خیلى در دل و جان مردم اثر دارد و اقبال به اسلام در سراسر جهان پس از پیروزى انقلاب و برپایى جمهورى اسلامى و صدور پیام‌ها و آرمان‌هاى امام(ره) و انقلاب فزونى گرفت و تشدید شد و محور مقاومت در مقابل اسرائیل و استكبار جهانى در منطقه به رهبرى جمهورى اسلامى ایجاد شد؛ لهذا از روز اول صهیونیست‌ها احساس خطر كرده شروع كردند به ایجاد جریانات صلیبى در مسیحیت و مسیحیت صلیبى را در آمریكا ایجاد كردند كه مبنایش بر دشمنى با اسلام است نه یهودیت كه ضد مسیحیت بود و همه این تحریكات صهیونیستى و جریان امروز نیز همین است.
امروز بر دوش علماى اسلام و جهان اسلام و حوزه‌هاى علمیه تكالیف سنگینى است و بر علماى اسلام است كه به مسائلى كه مقاصد اصلى اسلام است كه از آن به روح قرآن و اسلام تعبیر مى‌كنیم توجه كنند و نباید از نظر دور بماند و یا فراموش شود، چراكه آنها تكالیف مهم‌تر و اولویت‌دارتر است از بسیارى تكالیف فردى دیگر.
ائمه(علیهم‌السلام) ما چون توجه به این نكته اصلى مى‌دادند كه حكومت آنها [حاکمان اموی و عباسی] حكومت جور است و اسلام را تحریف مى‌كند و لذا علماى مذاهب دیگر اسلامى در آن زمان چون كارى با سیاست نداشتند مورد توجه بودند و از تعرض دیگران هم مصون بودند و به مجرد اینكه توجه به این مقاصد اصلى پیدا مى‌كردند مورد تعرض قرار مى‌گرفتند. بنى‌امیه، ابوحنیفه را شلاق زدند چون كه فتواى خلاف مشى آنها داده بود و در جریان قیام زید وقتى زید علیه حكومت ظالم و فاسق بنى‌امیه قیام كرد، ابوحنیفه هم در كوفه فتوا داده بود كه دادن زكات به اتباع و جریان زید جایز است و مجزی است براى همین شلاق خورد. بنى‌امیه و بنى‌عباس و سایر حكومت‌هاى جور در تاریخ ائمه(علیهم‌السلام) و علماى بزرگوار ما را شهید مى‌كردند چون به این مسائل توجه مى‌دادند، اینها اصل و روح اسلام است.
امروز طلاب و دانشجویان ما علاوه بر لزوم تحصیل علم و تهذیب نفس و سلوك كه همه لازم است یك امر دیگر مهم‌ترى را نیز لازم دارند كه بنده از آن تعبیر مى‌كنم به درك و تشخیص و فهم روح و مقاصد اصلى اسلام كه امثال شهید صدرها(ره) و مطهرى‌ها و در رأس آنها امام(ره) آن را خوب فهمیدند و در همین نقطه و همین محور است كه شیطان‌هاى انس و جن متمركز شده‌اند و دشمنى مى‌كنند، زیرا كه آنها اهمیت آن را مى‌دانند. آنها مى‌دانند كه در حكومت و حاكمیت جامعه همه چیز شكل مى‌گیرد و این محورها وقتى در اختیار حكومت جور قرار مى‌گیرد به اهداف شوم خود و ظلم‌ها و فسادها و ثروت‌اندوزى‌ها مى‌رسند و بر عكس اگر در اختیار اسلام و حكومت اسلامى قرار بگیرد، شیاطین انس و جن محروم مى‌شوند و این مقاصد اصلى و روح اسلام خیلى مهم و اساسى است.
بعد از رحلت پیامبر اكرم(ص) جریان‌هاى بنى‌امیه كه ریشه‌اش كفر و فساد و انحراف بود منافقانه وارد اسلام شدند و ضربه به اسلام و رهبران اصلى آن زدند و صد سال جهان اسلام را در دست گرفتند و چه جنایت‌هایى در تاریخ اسلام ایجاد كردند و دست به تحریف اسلام زدند، آنها مى‌دانستند كجا را هدف قرار دهند و سراغ محور قدرت رفتند تا اهداف سوء و فاسد خودشان دست‌یافتنى باشد و اگر صلح امام حسن(ع) و قیام امام حسین(ع) نبود كه آنها را رسوا كرد و به ذلت كشاند اسلام را كاملاً منحرف مى‌كردند و اسلام همچون مسیحیت و یهودیت در تاریخ مى‌شد و سال‌ها حكومت مى‌كردند و باقى مى‌ماندند. عزیزان فهم این مسائل و فهم مقاصد اصلى اسلام و نقش ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و سیره آنها در حفظ آن مقاصد در تاریخ اسلام بسیار مهم است و اشراف بر آنها كمك مى‌كند در روند رشد و احیاى اسلام كه وظیفه اصلى عالمان دینى كه پیرو ائمه اطهار(علیهم‌السلام) هستند همین است در این رابطه سیره بزرگان خودمان را باید الگو قرار بدهیم. خصوصاً امام(ره) و این مخصوص زمان ما نیست فقهاى بزرگوار سابق هم این چنین بودند، مثلاً مرحوم شیرازى(ره) كه به تحریم تنباكو فتوا داد، همین مطلب را تشخیص داده بود كه قرارداد انگلیسى قرارداد تسلط بر امت اسلامى است، فلذا این فتوا را دادند و مرحوم میرزا محمدتقى شیرازى(ره) نیز كه فتوا به جهاد با انگلیس را داد پس از جنگ جهانى اول كه عراق را اشتغال كردند و بر آن حاكم شدند و والى گذاشتند از همین باب بود، لذا مرحوم میرزامحمدتقى شیرازى(ره) فتوا به جهاد داد و علماى شیعه و مردم شیعه عراق در جنگ علیه انگلیس شركت كردند و افراد زیادى شهید شدند تا توانستند انگلیسی‌ها را از عراق بیرون كنند و قبل از این تاریخ هم جریان صفویه را نگاه كنید كه چگونه تمام علما بسیج شدند و محقق كركى(رحمه‌الله علیه) و علماى جبل‌عامل آمدند و علماى ایران را جمع كردند و تحولى در ایران... ایجاد كردند و اگر آن نهضت علمى و فكرى و تبلیغى و سیاسى نبود، نه مردم شیعه مى‌شدند و نه حكومت شیعى پا مى‌گرفت و در همان زمان هم دشمن احساس شكست كرد و برخى علماى دربار عثمانى حكم به كفر شیعه را به عنوان رافضى صادر كردند و اصطلاح رافضى از آن تاریخ است و علماى بزرگ شیعه به رهبرى محقق كركى(ره) جمع شدند و حوزه علمیه قزوین، اصفهان، شیراز و... را تأسیس كردند و با برنامه‌ریزى دقیق كار كردند و فعالیت‌هاى فكرى و تبلیغى و اجتماعى عظیمى كه اگر نبود خسارات فراوانى به شیعه از هر نظر مى‌رسید، بنابراین درك درست و دقیق مقاصد و روح اسلام و اولویت قرار دادن آنها راهى است كه خود ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و  علما و فقهاى بزرگ ما در تاریخ، همین راه را رفته‌اند و ما باید همان را دنبال كنیم تا امام زمان(عج) ظهور كنند و كل جهان را پر از عدل و قسط كرده و حكومت جهانى اسلامى را برپا كنند.


آینه خواص

میثم تمار- 19
جامعیت میثم

گفته شد جناب میثم از رویش‌های اسلام پس از دوران حضرت رسول(ص) بود که از بسیاری از صحابه حضرت که وجود ایشان را از نزدیک درک کرده بودند، در مقام و منزلت پیشی گرفت و به دلیل ارادت و محبت همراه با بصیرت و معرفت خود به جانشین حضرت رسول(ص)، یعنی امام علی(ع) از جمله والامقامان بهشت شد.
حضرت حیدر کرار(ع) در وصف وی می‌فرماید: کجا همچون میثم تمار پیدا می‌شود؟ اگر در میان مردم امثال میثم تمار بسیار بودند، نور معنویت و سعادت تمام عالم را فرا می‌گرفت. خصوصیت مهم میثم این بود که جمع میان ظاهر و باطن بود و این خصوصیت را از مولایش گرفته بود. او با وجود علم به اسرار، انسان عابد و اهل وظیفه‌ای بود و از سوی دیگر این اعمال او را از حضور در اجتماع و دفاع از ولایت باز نمی‌داشت. او جمع میان علم و ایمان، محبت و معرفت و جهاد و عبادت بود. از طبع بلند روحی میثم همین بس که امیرالمؤمنین(ع) گاهی اوقات هنگام مناجات در خلوت‌گاه‌ها و هنگامی که در دل شب به بیابان‌ها می‌رفت، میثم تمار را به‌همراه خود می‌برد و با او مصاحبت می‌کرد، از همین‌رو میثم مناجات‌ها و دعاهایی از ایشان شنیده بود.
به روایت صالح، فرزند میثم، وی دارای کتاب‌های بسیاری بوده که متأسفانه بزرگان هرگز آن کتب را ذکر نکرده‌اند، اما کتب وی در چه زمینه‌ای بوده است؟ قبلاً دانستیم که وی عالم به تفسیر و علم منایا و بلایا و عالم به علم کائنات و فتنه‌ها بوده است. آیا ما در علم، ماورای این مطالب، به‌دنبال چیز دیگری هستیم؟ او که دارای آن‌چنان مقام و منزلتی بود، شایستگی مستفیض شدن از کلیه علوم را ندارد؟ پرتو و روشنایی چنین کتب پربها و ارزشمندی، سبب درخشش فضایل اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم‌الصلاه‌والسلام) است. این مقدار ناچیز از فضایل اهل‌بیت نیز که به‌دست ما رسیده، از همان کتب میثم روایت شده است، اما متأسفانه سهل‌انگاری و عدم اهتمام مردم آن روزگار، مانع تابش این احادیث شد، وگرنه میثم نه‌تنها دارای روایت اندک نیست، بلکه راویانی که از او نقل می‌کنند نیز کم نیستند، اما آنچه از ایشان روایت شده، اندک است. برخی از این روایات درباره این موضوعات است: حب و بغض نسبت به اهل‌بیت‌(علیهم‌السلام)، برتری مسجد کوفه بر بیت‌المقدس، بغض و کینه منافق و فاسق به علی(ع) و بغض علی(ع) نسبت به آنان و اینکه حضرت علی(ع)، قاتل جوانی اعرابی را برای بازماندگان او معلوم کرد.
میثم یکی از بزرگ‌ترین مفسران جهان اسلام بود که این علم را از علی(ع) آموخت. میثم به حدی در تنزیل، تفسیر و تأویل قرآن متبحر بود که ابن‌عباس، مفسر و شاگرد علی(ع) که تفسیرش اعجاب همگان را برمی‌انگیخت، وقتی پای تفسیر و تأویل قرآن میثم نشست، دستور داد قلم و کاغذ برایش بیاورند تا سخنان میثم را درباره قرآن بنویسد!


در نشست علمی «هوافضا؛ دیروز، امروز، فردا» مطرح شد
جنگ امروز جنگ علم، فناوری و بومی‌سازی است
حسن ابراهیمی

نشست علمی «هوافضا؛ دیروز، امروز، فردا» با حضور سردار «امیرعلی حاجی‌زاده» فرمانده نیروی هوافضای سپاه، سردار «سیدمهدی فرحی» معاون صنعتی و امور تحقیقاتی وزارت دفاع و جمعی از استادان، مدیران گروه‌ها و دانشجویان دانشگاه صنعتی‌شریف برگزار شد. آنچه در ادامه می‌آید، خلاصه‌ای از مباحث مطرح‌شده در این همایش است.

فناوری پنهان‌کاری پهپادها را پیش از شکار آرکیو۱۷۰ در اختیار داشتیم
فرمانده نیروی هوافضای سپاه، جنگ امروز را جنگ علم، فناوری و بومی‌سازی خواند و گفت: دستیابی به خودکفایی، خط مقدم امروز ما است و جامعه دانشگاهی و نخبگان در این عرصه می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای را ایفا کنند.
سردار امیرعلی حاجی‌زاده، تغییر نام نیروی هوایی سپاه به نیروی هوافضا را مبنای توسعه فعالیت‌ها در حوزه هوافضا دانست و اظهار داشت: انجام این تغییر که با تدبیر فرمانده معظم کل قوا صورت گرفت، گرایش نیرو را از فعالیت‌های صرفاً هوایی به بخش هوافضا سوق داد.
وی فعالیت‌های حوزه هوافضا را پیچیده و هزینه‌بر توصیف کرد و گفت: هرچند بیش از پنج سال از ورود سپاه به عرصه فضایی نمی‌گذرد، اما در بخش‌هایی مانند ساخت و به‌کارگیری ماهواره‌بر‌ها توانسته‌ایم توفیقات ارزنده‌ای کسب کنیم و امیدواریم با همکاری جامعه دانشگاهی بتوانیم این روند را توسعه دهیم.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه با اشاره به پرواز پهپاد آرکیو ۱۷۰ ایرانی و مقایسه آن با نمونه آمریکایی گفت: ما برخلاف آمریکایی‌ها بابت ساخت پهپاد ۳۰ میلیون دلار هزینه نمی‌کنیم، بلکه با تکیه بر توانمندی و دانش بومی خودمان پهپادهایی به پرواز درآوردیم که در عرصه میدانی کارایی آنها کمتر از آرکیو ۱۷۰ آمریکایی نیست.
وی تأکید کرد: سپاه در زمینه ساخت و به‌کارگیری تجهیزات، هیچ‌گاه مطابق با الگوی غربی‌ها عمل نکرده و متناسب با تهدیدات، نیاز‌ها و مأموریت‌های ابلاغی به طراحی و ساخت این تجهیزات می‌پردازد.
سردار حاجی‌زاده در خصوص تعامل سپاه با جامعه دانشگاهی در انجام پروژه‌ها نیز گفت: نیروی هوافضای سپاه از طریق ایجاد پژوهشکده‌هایی همچون پژوهشکده شهید کاظمی، همواره با نخبگان دانشگاهی در ارتباط بوده و از دانش بومی جوانان ایرانی برای ارتقای توان دفاعی و بازدارنده نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران استفاده می‌کند.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه تصریح کرد: انقلاب شکوهمند اسلامی ایران با گذشت ۳۶ سال در مقطع کنونی با درنوردیدن مرز‌ها به چشم امید آزادی‌خواهان عالم تبدیل شده است و در این وضعیت نخبگان و جامعه دانشگاهی می‌توانند نقش تعیین‌کننده‌ای را در عرصه تولید علم ایفا کنند.
فرمانده نیروی هوافضای سپاه در پایان با اشاره به اینکه با وجود برخی موارد که دانشجویان برای ارتقای توانمندی‌های تخصصی خود به مهاجرت و ادامه تحصیل در خارج از کشور می‌اندیشند، در داخل کشور فرصت‌ها و بسترهای مطلوبی برای ارتقای تحصیلی و حرفه‌ای و خدمت‌رسانی به میهن اسلامی فراهم شده است، خطاب به دانشجویان گفت: در مقطع حساس کنونی، شما جوانان نخبه رسالت خطیری را بر دوش دارید. همان‌طور که در سال‌های دفاع مقدس، رزمندگان با چشم بستن بر روی مادیات و لذت‌های دنیوی از جان خود گذشتند تا شما امروز در آرامش و امنیت به‌سر ببرید. شما نیز باید با ایستادگی، همت و عزم بالای خود سختی‌ها را تحمل کرده و آینده درخشان ایران اسلامی را بسازید.

پیشرفت‌ حوزه هوافضا؛ از پهپاد، جنگنده و بالگرد
تا موشک‌های کروز و بالستیک
سردار «سیدمهدی فرحی» معاون وزیر دفاع، با اشاره به دستاوردهای کشور در حوزه هوافضا گفت: عزم ملی و بهره‌گیری از تمامی ظرفیت‌های کشور دستاوردهای امروز، صنعت هوافضا را در جایگاه رفیعی قرار داده است.
وی با بیان اینکه هر چند تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی تنها بهره‌بردار و مصرف‌کننده بودیم، اما امروز در چندین حوزه هوافضا به توفیقات ارزنده‌ای دست یافته‌ایم، اظهار داشت: در حوزه پهپاد، بالگرد، جنگنده و هواپیماهای مسافربری، موشک‌های کروز، بالستیک و پدافند و به‌طور کل حوزه فناوری‌های هوافضایی توسعه چشمگیری داشته‌ایم و نیاز امروز در این حوزه به خارج کشور به حداقل رسیده است. سردار فرحی از پرتاب چهار ماهواره در چهار سال به‌عنوان برگ زرینی در صنعت هوافضا یاد کرد و اظهار داشت: این دستاورد‌ها در بستر یک هسته دانا و شبکه توانا متشکل از صنعتگران، پژوهشگران، دانشگاهیان و حتی بهره‌برداران به‌دست آمده است. وی با بیان اینکه تلاش کردیم فاصله میان خلق ایده تا محصول را به حداقل برسانیم، گفت: تعاملات گسترده‌ای با دانشگاه‌ها در حوزه هوافضا داشته‌ایم و با راه‌اندازی ۱۱ پژوهشکده مشترک در دانشگاه‌ها درصدد توسعه این فرایند هستیم.
معاون صنعتی وزارت دفاع تصریح کرد: امروز بیش از ۱۲۰۰ شرکت دانش‌بنیان تأسیس شده که ۳۰ درصد آنها در حوزه راهبردی هوافضا در چرخش چرخه هوایی فضایی کشور و طی کردن مسیر رشد و تکامل، ما را یاری می‌کنند و بحمدالله امروز دستاوردهایی داشته‌ایم که معادل خارجی ندارد.


یادداشت
رضا پورحسین

روحانیت؛ جبهه دیروز و جبهه امروز!
جای‌جای سرزمین پهناور ایران اسلامی، از قله‌های سرد و برف‌پوش تا صحراهای گرم و تفتیده خوزستان، هنوز یادآور رستاخیز خروشی جاوید و تلاشی سراسر امید و نوید از امتی سروقامت و مؤمن بر ضد طغیان و تجاوز است. امت واحده‌ای که زير پرچم جمهوری اسلامی که در طول هشت سال دفاع مقدس، پاره‌های تن خود را در راه آرمان‌های مقدس اسلام تقدیم کرد تا هماره سربلند و سرافراز باشد.
سخن از سرافرازان عالم مجاهدی است که وقتی پرده‌های حجاب را کنار بزنیم و چشم دل به کاروان گلگون‌کفنان جاوید تاریخ بگشاییم، مشعل‌های فروزانی را می‌بینیم که انوار پر فروغ‌شان بر چهره‌های نورانی شهیدان می‌درخشد. این خورشیدهای جهان‌افروز عالم ابدیت، عالمان مجاهدی هستند که علم و عمل را درآمیختند و در نبرد حق و باطل و چکاچک شمشیرها، خطبه شهادت زمزمه کردند و با سینه سرشار از عشق و معرفت به لقای حق شتافتند.
مردان مجاهدی که نام آنها در کوه‌ها، دشت‌ها، دریاها و پهنه آسمان آبی این سرزمین پراکنده و ارتفاع ایمان‌شان به دست متبرک امام(ره) رسم شده است؛ همان سوارانی که خورشید، بارقه چشمان‌شان را تلاوت می‌کرد و ردای پیامبر بر دوش، در اوج پرواز حکایت خاکساری بشر و تفسیر تعالی اندیشه و بی‌پایانی اخلاص بودند. مبارزه این بزرگمردان روحانی در جبهه‌های هشت‌ساله یکرنگ و مردانه بود؛ به رنگ آبی دریا که سواحل صبحگاهی دریای ایمان را به تماشای تکلم دریا و خروش امواج قنوت فرو می‌خواند و بدین‌سان، این عمامه‌پوشان سپیددل، هدیه‌ای برای نسل‌های دیگر در امتداد تلألؤ آیینه‌های خاطره به جاری زمان سپردند. آنها مجاهدان روحانی بودند که در طول هشت سال دفاع مقدس هم سنگر علم در فيضيه را زنده نگه داشتند و هم فرمان رهبر کبير انقلاب را لبيک گفته و با حضور خود در جبهه‌های حق عليه باطل همدوش با همسنگران مبارز خود به دفاع پرداختند.
نقش روحانیان پیرو خط ولایت در طول هشت سال دفاع مقدس بر هیچ‌کس پوشیده نیست. گواه این مدعا، خِیل شهدای آنان است که در مقایسه با دیگر اقشار، بیشترین تعداد را دارد. این بزرگمردان با نهادن جان خود در طبق اخلاص، نام‌شان را بر تارک شهدای هشت سال دفاع مقدس حک کردند.
واقعیت این است که جنگ با استکبار جهانی و جبهه صهیونیسم پایان نیافته، بلکه شیوه‌اش تغییر کرده است. زمانی جنگ نظامی بود و پس از آن به جنگ فرهنگی و جنگ اقتصادی و... تغییر شکل داده است. روحانیت شیعه به عنوان عنصر قوام‌بخش جامعه اسلامی در کوران حوادث تاریخی در کنار ملت بوده و همواره به عنوان راهبر و هادی بیدار عمل کرده است. امروز و در اوضاع پیچیده جنگ فرهنگی و اقتصادی با غرب نیز حضور این قشر برای روشنگری و بصیرت‌افزایی مردم به‌ویژه جوانان در عرصه‌های گوناگون از مسجد و مدرسه گرفته تا دانشگاه و مراکز دولتی و حتی کوچه و بازار ضرورتی انکارناپذیر است و با توجه به تأکیدات رهبر معظم انقلاب باید با شناخت شرایط و ابعاد توطئه‌های دشمن برای آگاه‌سازی جوانان و نوجوانان اقدام کنند. البته که چنین بوده، اما هرچه جلوتر می‌رویم با پیچیدگی توطئه‌ها، نیازمند حضور فعال‌تر و تلاش بیشتر روحانیان در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی هستیم.


دفاعی

عملیات خیبر و تحولات پس از آن
پس از یک دوره رکود که خالی از ابتکار بود، انجام عملیات خیبر بازتاب وسیعی در سطح منطقه و جهان ایجاد کرد. حامیان عراق پس از آرامشی که در پی توفان سلسله عملیات‌های طرح کربلا (که آخرین آن رمضان بود) برای‌شان ایجاد شده بود، یکباره مشاهده کردند که تاکتیک ویژه ایران، بار دیگر بر تدبیر خط دفاعی پر مانع عراق غلبه کرده است. از این‌رو شدیداًً نگران پیروزی احتمالی ایران در جنگ شدند. تشکیل اجلاس‌ها، اظهارات مقامات سیاسی، مصوبات سازمان‌ها، تحریم تسلیحاتی ایران و... الگوهای این تحلیل هستند. آمریکا در اولین اقدام خود که در واکنش به وضعیت جدید جنگ نشان داد، «مورفی» معاون وزارت خارجه را به منظور بررسی اوضاع جنگ تحمیلی به خاورمیانه فرستاد. روزنامه «وال‌استریت ژورنال» نیز نوشت: «تهیه طرح‌های جدید، چاره‌اندیشی در مورد جلوگیری از سقوط صدام است.» «ترنر»، رئیس سازمان سیا نیز اظهار داشت: «عراق از لحاظ اقتصادی و نفرات در وضع وخیمی قرار دارد.» همچنین معاون وزیر امور خارجه آمریکا در یک واکنش انفعالی گفت: «آمریکا انجام یک حمله گسترده به جزیره خارک را ناممکن نمی‌داند.» در واقع، این اظهارات را می‌توان خط جدید اقدام نظامی برای عراق دانست، زیرا عراق پس از پیروزی خیبر، مرحله جدیدی را در جنگ آغاز کرد که همان جنگ نفتکش‌ها و حمله به پایانه‌های نفتی، تأسیسات نفتی خارک و... بود. این اقدام با چند هدف عمده صورت می‌گرفت: اول؛ تحت‌الشعاع قرار دادن پیروزی و ابتکار نظامی ایران در عملیات خیبر، دوم؛ محدود کردن درآمدهای ارزی ایران از طریق فروش نفت و سوم؛ بین‌المللی کردن جنگ. اقدام دیگر عراق، اعلام برقراری ارتباط با آمریکا بود. واکنش بین‌المللی دیگری که پس از عملیات خیبر انجام گرفت، تصویب قطعنامه552 شورای امنیت سازمان ملل بود که در تاریخ اول ژوئن 1984 (11 خرداد 1363) صورت گرفت. در سطح منطقه، شورای همکاری خلیج‌فارس دوباره تشکیل جلسه داد. موضوع جلسه اتخاذ راهبرد نظامی و چگونگی پایان دادن به جنگ ایران و عراق بود. وزرای کشورهای عضو اتحادیه عرب نیز در همین جهت در بغداد جلسه تشکیل دادند و به بررسی جنگ و موضع خود در برابر آن پرداختند. از جمله تحولات دیگری که پس از عملیات خیبر روی داد، فشار اقتصادی و تحریم (رسمی) تسلیحاتی کشورهای غربی برای ایران بود.


علمداران

«نبرد مخصوص» نظریه جدید شهید حاجی‌حاتم!
سردار شهید حاج «مجید حاجی‌حاتم» از جمله شخصیت‌هایی بود که از ابتدای ورود به شمال‌غرب و رویارویی با ضد انقلاب به مطالعه در زمینه‌های امنیتی و نظامی به بررسی نظریه‌های مختلف رایج در دنیا در حوزه‌های متنوع پدافند و توسعه داخلی و پارتیزانی و چریکی پرداخت و راهکارهای علمی و عملی مبارزه همه‌جانبه با ضد انقلاب را در حالی که کمتر رزمنده‌ای به این‌گونه نظریه‌ها و مکاتب توجه داشت، مطرح کرد.
ضد انقلاب و گروه‌های وابسته به غرب و شرق که عملاً به‌عنوان مزدوران آمریکا و رژیم صهیونیستی و عوامل منطقه‌ای آنان مانند صدام در مناطق کردنشین کشور ظاهر شده بودند، بلافاصله پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مبارزه علیه نظام اسلامی روی آورده بودند. آنان می‌خواستند با اقتباس کورکورانه از شیوه مبارزاتی احزاب کمونیستی و جنبش‌های آزادی‌بخش که با پشتوانه اتحاد جماهیر شوروی علیه دولت‌های وابسته به امپریالیسم آمریکا مورد استفاده قرار می‌دادند، به مبارزه با نظام اسلامی بپردازند.
حاجی‌حاتم با تدوین کتابی به نام «نبرد مخصوص» نظریه جدیدی را ارائه کرد که بدون شک قریب به اتفاق فرماندهان نظامی و غیرنظامی کشور به آن نیاز داشتند. وی با اقتباس از تعالیم الهی، سنت و سیره ائمه اطهار(علیهم‌السلام) و با جمع‌آوری، بررسی و تدوین افکار و اعمال بزرگانی چون شهید بروجردی شیوه جدیدی را در مبارزه با ضد انقلاب و آرام‌سازی مناطق آلوده ارائه کرد که خود می‌توانست سند و الگویی محکم و مستدل و تجربه شده برای همه ملت‌ها و حکومت‌ها در تعامل منطقی با مردم و مقابله با انواع فتنه‌ها، اغتشاشات و بحران‌هایی باشد که از سوی جریانات وابسته به آن سوی مرزها برای تضعیف اقتدار، وحدت ملی ـ مذهبی و قومی و همچنین تجزیه کشور دنبال می‌شد و می‌توانست نقش مهمی در کنترل ضد انقلاب و کاهش حجم تلفات و خسارات وارده از سوی ضد انقلاب به مجموعه مردم و نظام در مناطق کردنشین ایفا کند.
سردار حاج‌مجید حاجی‌حاتم در اول اسفند1381 همزمان با عید غدیرخم در حادثه سقوط هواپیمای ایلوشین سپاه در ارتفاعات کرمان به همراه جمعی از پاسداران لشکر ۴۱ ثارالله به شهادت رسیدند و «شهدای غدیر» نام گرفتند.
به نقل از سردار علیرضا تنهایی


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

گزارشی از سی‌وسومین جشنواره فیلم فجر
سینمای ایران در مرداب کلیشه‌های روشنفکرزده
مهدی امیدی

جشنواره فیلم فجر، اگرچه محل نمایش دستاوردهای سینمای ایران در طول یک سال است، اما این گردهمایی فرهنگی طی 16 سال اخیر، کارکرد اصلی خود را از دست داده و به کارزاری برای تبلیغ و حمایت از سینمای شبه‌روشنفکرانه تبدیل شده است، به طوری که سایر جریان‌های سینمایی ما ـ به ویژه سینمای انقلاب و دفاع مقدس ـ در این جشنواره، منزوی هستند. امسال درحالی به استقبال سی‌وسومین جشنواره فیلم فجر رفتیم که از چند روز پیش، حاشیه‌هایی به مهم‌ترین رویداد سینمایی ایران هجوم آوردند. عدم پذیرش آثار برخی از کارگردان‌ها در جشنواره، اعتراض آنها را برانگیخت. کارگردان‌هایی چون بهمن فرمان‌آرا، عبدالرضا کاهانی، سامان مقدم و... که برخی معتقد بودند فیلم‌های آنها می‌تواند جزو آثار مهم جشنواره فجر امسال باشد، اما این آثار حتی به بخش خارج از مسابقه جشنواره هم راه نیافتند. اعضای هیئت انتخاب این دوره از جشنواره فیلم فجر به طور صریح اعلام کردند که فیلم‌های این فیلمسازان در مقایسه با فیلم‌های بخش مسابقه، ضعیف‌تر هستند. اما برخی نیز معتقدند با توجه به اینکه حضور فیلم‌های حامی فتنه در جشنواره گذشته، اعتراضات زیادی را در پی داشت و حتی موجب توقیف آنها شد، سیاست مسئولان این دوره از جشنواره فجر، پرهیز از حواشی مشابه بوده و به همین دلیل از ورود برخی فیلم‌ها به جشنواره جلوگیری شد. با این حال، در سی‌وسومین جشنواره فجر نیز فیلم‌هایی با محتوای آلوده حضور داشت که در ادامه این گزارش به آنها پرداخته شده است.
اتفاق دیگری که این دوره از جشنواره فیلم فجر را با دوره‌های قبل متمایز کرد، جدا کردن بخش بین‌الملل با بخش داخلی بود. به این ترتیب که در این دوره، هیچ فیلم خارجی حضور نداشت و قرار است، بخش بین‌الملل جشنواره فیلم فجر اردیبهشت سال آینده(۱۳۹۴) به‌طور مستقل برگزار شود.
همچنین بنا بود فیلم «محمد رسول‌الله(ص)» به کارگردانی مجیدمجیدی به عنوان فاخرترین فیلم تاریخ ایران، به جشنواره فجر 93 اعتبار افزون‌تری ببخشد، اما با طولانی شدن مراحل آماده‌سازی، این فیلم هم از نمایش در جشنواره بازماند.

غروب زودهنگام یک جشنواره
مراسم افتتاحیه و اختتامیه هر جشنواره‌ای، علاوه بر کارکرد اعلام آغاز و پایان آن رویداد، نموداری از هویت، شخصیت و خط‌مشی جشنواره‌هاست. به این معنا که می‌توان با دیدن برگزاری مراسم گشایش جشنواره فجر، فضای کلی این جشنواره در هر دوره‌ای را حدس زد. این مسئله درباره سی‌وسومین جشنواره فیلم فجر به عینه اتفاق افتاد. مراسمی که به عنوان افتتاحیه جشنواره فجر سال 93 در تاریخ 11 بهمن در تالار همایش‌های برج میلاد برگزار شد، بسیار کشدار، فاقد خلاقیت و نوآوری و بدون نظم بود. بی‌نظمی سی‌وسومین جشنواره فیلم فجر تنها به مراسم افتتاحیه محدود نشد و نخستین روز جشنواره نیز دچار چنین وضعیتی بود، به‌طوری که ساعت نمایش فیلم‌ها در این مرکز بلافاصله پس از آغاز جشنواره تغییر کرد! همچنین نمایش فیلم‌ها در اغلب سانس‌ها با تأخیر چند دقیقه‌ای انجام می‌شد.

درخشش دوباره سینمای انقلاب
طبق روال معمول در جشنواره فیلم فجر، اکثر قریب به اتفاق فیلم‌های به نمایش درآمده در این جشنواره، از ارزش‌های هنری و محتوایی خالی بودند. با این حال، استثنائاتی نیز در این گردهمایی به چشم خورد. اشاره به معدود فیلم‌های خوب جشنواره فجر 93، خالی از لطف نیست؛ فیلم‌هایی که نشان دادند، هنوز هم این فیلم‌های انقلابی هستند که اعتبار و آبروی جشنواره فجر را حفظ می‌کنند.
فیلم «روباه» به کارگردانی بهروز افخمی، با وجود ساختار شتاب‌زده و برخی ضعف‌های جزئی، اما از فیلم‌های مهم این دوره از جشنواره فیلم فجر است. این فیلم در ژانر جاسوسی-پلیسی قرار می‌گیرد و در یک درام مهیج و با تصاویری خوش‌ساخت و قابل توجه، به ترور دانشمندان هسته‌ای ایران از سوی عوامل رژیم صهیونیستی و آمریکا می‌پردازد. لحن فیلم، تا حدودی طنزآمیز است و تکه‌های مطایبه‌آمیز، به همراهی مخاطب با فیلم کمک می‌کند. نوع پرداخت مسائل در این فیلم، جسورانه است. توجه به یک مضمون راهبردی، ترسیم موضوعی درباره امنیت ملی، روایت واقعیت‌هایی چون حمایت اوباما از ترور دانشمندان هسته‌ای ایران، ایستادگی سرلشکر قاسم سلیمانی در برابر داعش و نمایش تصویری قهرمانانه از مأموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، «روباه» را به فیلم قابل تأملی تبدیل کرده است. به تصویر کشیدن این‌گونه موضوعات در فضای روشنفکرزده سینمای ایران شجاعت خاصی را می‌طلبد. همچنان که افخمی در نشست پرسش و پاسخ این فیلم در جشنواره هم گفت که بازیگران فیلم به دلیل نقش‌آفرینی در این اثر، بارها تهدید شدند.
«شاهزاده روم» هم یک کارتون تماشایی و خلاقانه و محصول نسل جوان متخصص در زمینه پویانمایی است. انیمیشنی که در جشنواره فیلم فجر با رضایت و استقبال اهالی سینما و رسانه مواجه شد. این فیلم سینمایی انیمیشن به کارگردانی حامد محمدیان، به زندگی مادر مکرم حضرت امام زمان(عج) می‌پردازد. با وجودی که طبق مقررات، آثار انیمیشن امکان حضور در بخش اصلی جشنواره فجر را ندارند، اما کیفیت «شاهزاده روم» در سطحی بالاتر از انیمیشن‌های ایرانی بود و این موضوع، برگزارکننده‌های جشنواره فجر را مجاب کرد که این اثر را در بخش خارج از مسابقه جشنواره بپذیرند. بدون تردید، این فیلم را باید باکیفیت‌ترین انیمیشن ایرانی تا زمان کنونی دانست؛ اثری که هم برای کودکان و نوجوانان جذابیت دارد و هم بزرگسالان می‌توانند از تماشای آن لذت ببرند. این کارتون همچنین قابلیت رقابت با نمونه‌های خارجی در بازارهای بین‌المللی را دارد. «شاهزاده روم» یک پیشرفت فنی و هنری در زمینه هنرهای دیجیتال در سینمای ایران محسوب می‌شود.
فیلم «ایران برگر» گرچه یک کمدی هجوآمیز با ساختار نه چندان مستحکم و قوی است، اما محتوای مهمی دارد. تازه‌ترین ساخته مسعود جعفری‌جوزانی به طور غیرمستقیم و در قالبی نمادین به فتنه 88 می‌پردازد. این فیلم، داستان یک رقابت انتخاباتی در روستایی تخیلی است. مردم روستا قصد دارند تا نماینده‌ای برای خود انتخاب کنند. البته معلوم نمی‌شود که نماینده روستا قرار است به کجا برود؟ فیلم سعی می‌کند برخی از مناسبات سیاسی جاری در کشور را نقد کند. هدف اصلی انتقاد فیلم به سمت آنهایی است که در اصل، اهل چوب و چماق هستند، اما برای عوام‌فریبی، کتاب «دموکراسی» در دست می‌گیرند. جسارت فیلم «ایران برگر» در جایی است که نتیجه انتخابات برخلاف میل عده‌ای می‌شود و با ادعای دروغین تقلب، روستا را به آشوب می‌کشند. اما در این میان پدر معنوی مردم روستا که همه او را «آقا نورالله» می‌دانند، به دعوا پایان می‌دهد و موجب نزدیکی دل‌های مردم آبادی می‌شود.
فیلم «شرفناز»، هم به دلیل موضوع راهبردی و به روز آن و هم به دلیل برخورداری از ساختاری قابل توجه و استاندارد، یکی از آثار خوب سی‌وسومین جشنواره فیلم فجر محسوب می‌شود. این فیلم، به کارگردانی حسن نجفی در قالب یک درام عاطفی و مادرانه، به فعالیت‌های گروه‌های وهابی در پاکستان می‌پردازد. استفاده از جذابیت‌های طبیعی، بازنمایی آداب و رسوم منطقه‌ای و بازی خوب بازیگرانی چون حمیرا ریاضی و علی اوسیوند از نقاط قوت این فیلم است، اما ضعف داستان‌پردازی، بزرگ‌ترین نقطه ضعف «شرفناز» به نظر می‌آید. این فیلم هم از جمله آثار سینمای ماست که علاوه بر مخاطب داخلی، می‌تواند توجه تماشاگران خارجی را نیز جلب کند.
«مزار شریف» به کارگردانی عبدالحسن برزیده نیز یک فیلم راهبردی است که علاوه بر بازنمایی هویت ملی و دینی ما، تصویرگر رویکرد نظام جمهوری اسلامی در عرصه بین‌الملل است. این فیلم به بهانه بازخوانی ماجراهای مربوط به شهادت دیپلمات‌ها و خبرنگار ایرانی در زمان هجوم طالبان به شهر مزار شریف در افغانستان -16 سال پیش بازتاب‌دهنده بسیاری از مسائل امروز است. این روزها جنایت‌های جریان‌های شبه‌نظامی وهابی ـ ازجمله گروه داعش ـ در صدر اخبار جهان قرار دارد. اما هنوز فراموش نکرده‌ایم که مشابه جنایت‌های امروز داعش در عراق و سوریه، پیش از این از سوی جریان موسوم به طالبان در افغانستان رخ داده بود. فیلم «مزار شریف» به کارگردانی عبدالحسن برزیده با یک تیر دو نشان زده است؛ هم واقعیت‌های بخشی از تاریخ جنایات وهابی‌ها را بازگو می‌کند، هم به طور غیرمستقیم به واکاوی دراماتیک داعش وگروه‌های مشابه آن در قالب این نمایش تاریخی می‌پردازد. در فیلم، بارها و به بهانه‌های مختلف تصریح می‌شود که طالبان ابزار دست آمریکا و انگلیس است که به جان مردم افغانستان افتاده است.
فیلم «تا آمدن احمد» نماینده سرفراز جریان سینمای دفاع مقدس در سی‌وسومین جشنوار فیلم فجر است. این فیلم با الهام از یک ماجرای واقعی که در سال 1364 در جزیره خارک روی داده بود، خلق شده است. موضوع کلی فیلم «تا آمدن احمد» درباره 2800 روز جنگ در جزیره خارک و 2840 مرتبه بمباران این جزیره است. اما مضمون کلی فیلم فراتر از این محدوده زمانی و مکانی بوده و راوی مقاومت و صلح‌طلبی مردم ایران در دنیای پرخشونت امروز جهان است؛ مقاومتی سرشار از انسانیت و نوع‌دوستی. مضمون فیلم، بر لبه تیغ حرکت می‌کند، اما به دلیل پایبندی به حقایق دوران دفاع مقدس، از سقوط در پرتگاه «ضدجنگ‌نمایی» در امان می‌ماند.

مرداب سینمای روشنفکری
همان‌طور که گفته شد، به جز فیلم‌های مذکور، بخش اعظم جشنواره امسال را فیلم‌های شبه‌روشنفکرانه تشکیل داده بود. یکی از نگره‌های غالب در آثار این دوره از جشنواره فجر، فمینیسم بود. فیلم «خانه دختر» به کارگردانی شهرام شاه‌حسینی هم ضمن ترور تصویری خانواده‌های متدین و سنتی، از زاویه مسئله عفاف، رویکردی فمینیستی یافته است. این فیلم به روایت مرگ مشکوک یک زن در روز ازدواج وی می‌پردازد. فیلم از طرفی به محدودیت‌های دخترها و فقدان امنیت روانی آنها در قشر متدین جامعه تأکید می‌کند و از طرف دیگر، حساسیت افکار عمومی نسبت به اهمیت عفت را اهرم ستم بر زن می‌داند. فیلم «خانه دختر» به‌طور مکرر و موکد، تصویری منزجرکننده و نژادپرستانه‌ای از قشر مؤمن و مذهبی جامعه امروز ایران نمایش می‌دهد.
فیلم «شیفت شب» به کارگردانی نیکی کریمی انواع و اقسام شاخصه‌های فمینیستی رایج در سینمای ایران را بازتاب می‌دهد. برای نمونه عنوان می‌شود که مرد، مانع اشتغال همسر خود شده است. تحقیر خانه‌داری و مانور افراطی بر اشتغال زنان، یکی از موضوعات مورد علاقه فمینیست‌هاست. «بتي فريدن» یکی از نظریه‌پردازهای فمینیست است که در این‌باره حتی کتاب نوشته است. از دیگر رویکردهای محتوایی فیلم «شیفت شب» ضرب و جرح زنان به دست شوهرانشان است. در خانواده مذکور، شوهر همواره با همسر خودش نامهربان و بدخلق است و در یکی از سکانس‌های فیلم، او را به شدت کتک می‌زند. ناامنی و تنهایی زنان در جامعه نیز از دیگر محورهای این فیلم است. در بخشی از فیلم، مرد طلبکار، با هتاکی و رفتار توهین‌آمیز به زور وارد حریم شخصی زن می‌شود، اما هیچ دفاع یا حمایتی از زن صورت نمی‌گیرد.
«چهارشنبه 19 اردیبهشت» به کارگردانی وحید جلیلوند، نیز یک فیلم اجتماعی است که به نمایش برخی از معضلات معیشتی در سطح جامعه می‌پردازد. با اینکه فیلم از نظر ساختاری قابل قبول است و سعی کرده تا از سیاه‌نمایی در امان بماند، اما موضوعی به شدت فانتزی و غیرواقعی را دستمایه قرار داده است. این فیل داستان مردی است که تصمیم می‌گیرد 30 میلیون تومان به افراد نیازمند کمک کند و برای نیل به هدف خود، یک آگهی در روزنامه منتشر می‌کند! داستان فیلم در قالب سه اپیزود(فصل) ترسیم می‌شود و شخصیت محوری هر فصل فیلم، یک زن است. اپیزود (فصل) دوم فیلم، رویکردی کاملاً فمینیستی دارد. این بخش فیلم درباره دختر جوانی است که پدر و مادر خود را از دست داده و تحت تکفل خانواده عمه‌اش زندگی می‌کند. به دلیل مخالفت خانواده عمه، او مجبور می‌شود که به طور پنهانی با مرد مورد علاقه خود ازدواج کند. با این وجود، خانواده عمه مانع از دیدار او با شوهرش می‌شوند و حتی به دلیل این مسئله، دختر بینوا را کتک می‌زنند و زندانی می‌کنند. برخلاف تصریح قانون خانواده در کشور ما که هیچ کس حق ممانعت در معاشرت و همزیستی زن و شوهر را ندارد، اما فصل دوم فیلم «چهارشنبه 19 اردیبهشت» قشر سنتی و جنوب شهرنشین را عامل مسائلی چون مخدوش‌سازی امنیت عاطفی زنان، ازدواج اجباری، ضرب و جرح و اسارت زنان و مانع مراودات معمول زن و شوهر معرفی می‌کند!
فیلم «دوران عاشقی» به کارگردانی علیرضا رئیسیان، نمایشی لیبرالیستی از فمینیسم را دستمایه درام قرار داده است. محور اصلی روایت فیلم، خیانت است؛ داستان تکراری زن‌هایی که به شوهرشان مشکوک هستند و مردهایی که برای تنوع، زن دوم می‌گیرند! شخصیت اصلی فیلم، وکیلی به نام بیتا تمدن (با بازی لیلا حاتمی) است. زن ثروتمندی که مظهر ایثار، انسانیت و «تمدن» است.
تضاد شخصیت موقر و تحسین‌برانگیز او با تصویر تحقیرآمیزی که فیلم از مردم جنوب تهران نشان می‌دهد، زننده است. حضور چند دقیقه‌ای خانم وکیل ثروتمند و باکلاس در یکی از محله‌های فقیرنشین پایین شهر، با سرقت ماشین او همراه می‌شود. البته او آن‌قدر بزرگ‌منش است که دزد ماشین خود را می‌بخشد! یکی از موکل‌های او، دختر فقیری است که همسر موقت مردی شده که به وی ظلم کرده است. وقتی خانم تمدن در دادگاه به سود او به پیروزی می‌رسد، همین دختر فقیر به دلیل مشتی پول همه چیز را به هم می‌ریزد و موجب باخت خانم وکیل می‌شود. «دوران عاشقی» با برجسته‌سازی «ازدواج موقت» آن را عاملی برای سیطره و ظلم مردها به زنان معرفی می‌کند. نکته قابل توجه اینکه در این فیلم، همه مردها ـ بدون حتی یک استثنا ـ به همسران خود خیانت می‌کنند و دارای همسر دوم هستند! البته کارگردان فیلم با تمهید پایان بازی و واگذاری نتیجه‌گیری به مخاطب، سعی کرده تا خود را از هر اتهامی مبرا کند.
فیلم «ناهید» به کارگردانی «آیدا پناهنده» نیز از دیگر آثار این دوره از جشنواره فیلم فجر است که رگه‌هایی از نگاه فمینیستی در آن دیده می‌شود. این فیلم داستان کلیشه‌ای درگیر شدن زنی تنها و مطلقه با قانون حضانت فرزند را روایت می‌کند. ناهید(با بازی ساره بیات) تصمیم دارد تا دوباره ازدواج کند، اما طبق شرط مقرر میان وی و همسر سابقش، در صورت ازدواج زن، سرپرستی فرزند برعهده پدر قرار می‌گیرد. به این ترتیب این زن از حق زندگی با فرزندش محروم می‌ماند و قانون نیز مدافع مرد است.
بخشی از فیلم «احتمال باران اسیدی» به کارگردانی بهتاش صناعی‌ها، به روایت ماجراهای دختری می‌پردازد که از همه طرف تحت ستم است. از یک‌سو، با طرح قضیه گشت ارشاد و بازداشت دختر به جرم بدحجابی، تنگنای زنان در جامعه ایرانی مطرح شده است. از طرف دیگر، با تأکید بر عدم پرداخت دستمزد دختر توسط کارفرمایش، موضوع عدم رعایت حقوق اقتصادی زن به تصویر درآمده است.
فیلم «دو» به کارگردانی سهیلا گلستانی نیز روایت زنانی است که در اجتماعی پر از خشونت و نامهربانی زندگی می‌کنند. این فیلم داستان زن کهنسالی است که در منزل یک مرد به خدمتکاری مشغول است و روزگار آزگاری را می‌گذراند. حتی به دلیل اینکه مدتی با مرد دیگری ازدواج کرده بود، با فحاشی و نفرت پسرش مواجه می‌شود. همچنین دختر جوان او نیز وقتی برای گرفتن حق و حقوق مادرش، به صاحبخانه‌ای که زن در آن خدمت کرده می‌رود، مورد هتاکی و ضرب و شتم مرد قرار می‌گیرد.
«عصر یخبندان» گرچه فیلم سرگرم‌کننده و مهیجی است، اما موضوع، ساختار روایی، مضمون و نوع پرداختن به آدم‌ها در این فیلم، همه تکرار مکررات هستند و ماجراهای فیلم را بارها و بارها در آثار دیگری هم دیده بودیم. این فیلم، مخاطب را وارد یک دنیای ملتهب و طغیانگر می‌کند. باز هم شک و تردید زن و شوهر به یکدیگر، یک فیلم دیگر درباره خیانت در سینمای ایران و دوباره اعتیاد؛ محورهای تماتیک چهارمین فیلم سینمایی مصطفی کیایی را تشکیل می‌دهند. با این حال، وجه برتری «عصر یخبندان» در مقایسه با فیلم‌هایی با این مضامین، مصون ماندن از ابتذال است. ما با یک فیلم اجتماعی مواجه هستیم که به جای تبلیغ آسیب، تصویری نفرت‌آلود از سیاهی‌ها نشان می‌دهد. با این حال «عصر یخبندان» با یک فیلم اجتماعی برتر و کامل فاصله دارد. اگر از مضامین تکراری فیلم که به آن اشاره شد، بگذریم، بی‌هویتی آدم‌ها و عدم شخصیت‌پردازی آنها کار دست فیلم داده است. این بار هم جای یک قهرمان فعال و محرک در فیلم خالی است.
فیلم «رخ دیوانه» را باید مانیفیست سینمای شبه‌روشنفکرانه علیه طبقه محروم و مستضعف جامعه دانست. جوانان فیلم، همان تصویر صدها بار تکرار شده در سینمای سال‌های اخیر ایران را دارند، بدون اندکی نوآوری و تازگی. جوانانی که یا آس و پاس و طغیانگر هستند، یا مشتی بچه پولدار! محور اصلی مضمون فیلم «رخ دیوانه» قرار گرفتن تعدادی جوان  از دو قشر متفاوت اقتصادی در یک موقعیت خاص است. البته نگاه فیلم به این موقعیت اصلاً بی‌طرفانه نیست. این فیلم به طور آشکار، به حمایت از «بچه پولدارها» پرداخته است. به گمان فیلم، فشارهای جاری بر قشر فرودست جامعه نه به دلیل مناسبات نادرست اقتصادی، بلکه ناشی از بدرفتاری این آدم‌هاست. با فیلمی روبه‌رو هستیم که می‌گوید فرزندان کاخ‌نشین‌ها، آن گونه که همه فکر می‌کنند نیستند و حتی در جوانمردی از سایر مردم هم سبقت می‌گیرند و بچه‌های پایین شهری، نامرد و ریاکار هستند و برای پول دست به هر کاری می‌زنند! در نهایت نیز این پولدارهای فیلم هستند که باقی می‌مانند و راه خود را می‌روند و محروم‌های فیلم، به دست همدیگر کشته می‌شوند. تصور بیمار «ایرانیان به طور ژنتیک دروغگو» هستند که اول بار در «جدایی نادر از سیمین» مطرح شده بود و به برخی دیگر از فیلم‌ها سرایت کرد، در «رخ دیوانه» هم به نمایش درآمده است. چون همه فیلم بر پایه دروغ و فریبکاری آدم‌ها به یکدیگر شکل گرفته است.
فیلم «بوفالو» به کارگردانی کاوه سجادحسینی برمبنای کلیشه‌های متداول در سینمای شبه‌روشنفکرانه سال‌های اخیر ایران شکل گرفته است؛ دنیایی غبارآلود و گرفته که هیچ نوری در آن وجود ندارد، باز هم زنان تک افتاده‌ای که در میان گرگ‌ها پرسه می‌زنند و هر دم هراس طعمه شدن دارند، جوانانی در اوج بلاهت و حماقت، هجوم رنگ‌های تیره و خاکستری که حتی یک لحظه دست از سر فیلم بر نمی‌دارند، آهنگ کند، قصه‌ای که هیچ آدم خوبی در آن وجود ندارد، روایتی که هیچ داستانی ندارد، تحمیل پایان باز و... مخاطبی که نمی‌تواند تماشای فیلم را تا آخر تحمل کند!
سیمای ناامیدکننده سینما در جشنواره 93
در مجموع، سی‌وسومین جشنواره فیلم فجر تصویر و تصور ناامیدکننده‌ای را درباره وضعیت کنونی سینمای ایران ظاهر کرد. سال گذشته، اغلب فیلم‌های جشنواره فجر محصول دولت دهم بودند و به همین دلیل مطابق با آن نمی‌شد حکمی درباره مدیریت فرهنگی و سینمایی دولت یازدهم صادر کرد. اما جشنواره فجر 93 به طور کامل محصول مدیریت فرهنگی کنونی است. آنچه مشهود است، نزول کیفیت فیلم‌های جشنواره نسبت به دوره‌های گذشته این جشنواره است. در وضعیتی که جشنواره‌هایی چون «مقاومت» و «عمار» در حال پیشرفت و حرکت رو به ترقی هستند، جشنواره فجر، پسرفت مشهودی دارد. سینمای ایران برای دستیابی به روزهای بهتر، نیازمند پوست‌اندازی است. ادامه مسیر کنونی بن‌بست است.


 کتیبه سبز

موجیم پُرتلاطم و…
خونِ قلم حماسه جاوید را نوشت
با انقلاب، واژه توحید را نوشت
حتی اگر تمامِ جهان تیرگی شود
در انتظار، حضرتِ خورشید را نوشت
تا یک تن از قبیله ما زنده ماندنی است
در چشمِ خصم، حسرت تهدید را نوشت
اندر نیام خفته ولی انتقام ما
آن برقِ ذوالفقار که تابید را نوشت
در خاطراتِ نهضت‌مان زینبی شدیم
بهرِ امام هجرت و تبعید را نوشت
**
در این مسیر، حادثه‌هایی که دیده‌ایم
با صدهزار خونِ گلو ره بریده‌ایم
تا انتهای صخره شدن‌های دشمنان
توفان شدیم تا که به ساحل رسیده‌ایم
تا زخم‌های کهنه دل بغض واکند
بر اشک چشم، دستِ تحمل کشیده‌ایم
موجیم پرتلاطم و بغضیم در گلو
تا آفتابِ حُسن، مُرید سپیده‌ایم
گر یک اشارتی کند آن حیدری‌ترین
گرگانِ خصم را به نهیبی دریده‌ایم
حسن اسماعیلی






قاب عکس کودکی‌ات ...

عشقش کشیده پیرهنت را اتو کند
یک نامه را به خاطر عطر تو بو کند
در بین روزنامه و آمار و لیست‌ها
با اضطراب نام تو را جست‌وجو کند
وقتی که نیستی بنشیند کنار در
با قاب عکس کودکی‌ات گفت‌وگو کند
تا کی به انتظار تو چشمش به سمت در...
تا کی لباس خاطره‌ها را رفو کند؟
او سال‌ها به خاطر تو گریه کرده است
حقّش نبوده است به این حال خو کند
مادر چقدر پیر شده کاش یک نفر
راضی شود که راز تو را بازگو کند
ساجده جبارپور


 گزیده مطالب

سی‌و‌ششمین جشن وحدت و عزت
وضو گرفتم،‌ چادرمو سر کردم و با یه حال خوش راهی شدم... بارون نم‌نم می‌بارید. فضا از قطرات ریز بارون مترنم شده بود. نزدیک ایستگاه اتوبوس منتظر تاکسی شدم،‌ اما یه اتوبوس از راه رسید. تعداد مسافراش کم نبود،‌ سوار شدم. از توی جمعیت یکی گفت: «برای شادی روح شهدای فجر 57 صلوات» جمعیت هم‌صدا صلوات فرستادند.
مردم انقلابی و همیشه در صحنه هنوز به مسیرهای تعیین شده راه‌پیمایی نرسیده اقتدارشون رو به نمایش گذاشته بودند. همه همدل و هم‌صدا با هم برای رسیدن به میعادگاه طی مسیر می‌کردند. جنب‌و‌جوش رو از توی همین فضای کوچک درون اتوبوس می‌شد توی اونها دید. یه خانمی گفت: خدا این حضور رو از همه قبول کنه، یکی دیگه در جوابش گفت: چی میگی خانم؟! این همه اومدیم، ولی مشکلات اقتصادی کشور حل نشده، بعضی‌ها هم که راحت اختلاس می‌کنن و...
یکی دیگه از خانم‌ها گفت: این‌طور مشکلات همه جا هست، اما من کشورم رو به واسطه داشتن امنیت و آرامش با هیچ جای دنیا عوض نمی‌کنم.
وارد مترو شدم... خیلی شلوغ بود. همه با هم هم‌مسیر بودیم. بازار صلوات توی واگن‌ها داغ‌داغ بود، همه ایستگاه‌ها انبوه از جمعیت بودند، به‌طوری که مأموران مترو با بلندگوهای دستی، جمعیت رو هدایت می‌کردند.
هر کس یه چیزی می‌گفت. خوب که نگاه کردم متوجه شدم که مردم اطلاعات سیاسی نسبتاً خوبی دارند. یکی از گروه داعش و جنایات قبیحش می‌گفت، یکی از وضعیت عراق، یکی از مذاکرات بی‌ثمر هسته‌ای با دشمن دیرینه انقلاب، یکی از تحریم‌ها و یکی ... اما تو جواب همه اینها یه خانم کهنسال گفت: اما من میگم دست خدا بلندتر از همه دست‌هاست...
کلامش به دلم نشست، مصداق آیه «یدالله فوق ایدیهم» بود. احساس کردم بهترین جواب و بهترین تحلیل رو تو یه جمله از زبان همین خانم شنیدم. از سر رضایت لبخندی گوشه لبم نشست.
ایستگاه توحید پیاده شدم...
طنین شگفتی‌ساز شعار «الله اکبر»، نمایش پرچم‌های سه رنگ جمهوری اسلامی، بوی خوش اسپند، تابلونوشته‌ها، پرواز بالگرد بالای سر جمعیت و به‌ویژه پخش سرودهای روح‌نواز انقلابی از غرفه‌های تعبیه شده در مسیر شور ویژه‌ای در جمعیت حاضر در مراسم سالگرد حماسه پیروزی انقلاب به وجود آورده بود. این لحظه‌های ناب درست یادآور خروش ملت در بهمن ۵۷ بود.
***
دیگه بارون شدت گرفته بود، ولی حتی ذره‌ای روی حرکت این موج عظیم تأثیر نمی‌گذاشت. این ملت همیشه نشون داده که در راه عزت هیچ چیزی مانع حضورش نمی‌شه.
نعمت بارون همراه با نعمت حضور یکپارچه ملت این روز رو با شکوه‌تر کرده بود. همه با هم، هم‌قدم و هم‌مسیر شده بودند که به این کلام گهربار حضرت امام(رضوان‌الله تعالی‌علیه) که فرمودند: «بیدار باشید که حفظ پیروزی و نهضت بسیار مشکل‌تر از اصل آن است.» جامه عمل بپوشند. همه آمده بودند که بگویند یاد امام و شهدا همیشه در قلب ملت ایران زنده و جاوید است.
در حقیقت تجلی وحدت و عزت در سی‌وششمین مشارکت سیاسی ـ اجتماعی ملت کوبنده‌ترین پاسخ به سال‌ها دشمنی استکبار و رساترین پیام به مردم دنیا برای دستیابی به استقلال و آزادی بود.
لیلی زهدی


حسن ختام

چشم به راه سحرگاهانیم...
آقای خوبان!
ما مردمان از تو امان می‌خواهیم چرا که یتیمیم؛ یتیمان آل محمد(ص).
ما را به یتیمی‌مان ببخش، به بی‌نوایی و جاهلی‌مان عفو کن، ای کسی که در بیان مقام رفیع و شوکت عظیم و شکوه سطوتت در کتاب انجیل برنا با حضرت عیسی(ع) که روح‌اللهی را مقام است، می‌فرمایند: «من افتخار می‌کنم که بند نعلین حضرت ﺑﻘﯿﻪ‌الله(عج) را در زمان ظهور می‌بندم.»
باز مشتاق و چشم به‌راه سحرگاهانیم برای زمزمه و ترنم دعای عهد؛ عهد و میثاقی دوباره با امام و سرورمان. ششمین گل مسند امامت و هشتمین گلبرگ اریکه عصمت می‌فرمایند: «هر کس چهل صباح این دعا را بخواند از یاوران قائم ما باشد و اگر پیش از ظهور آن حضرت بمیرد، خداوند وی را از قبر بیرون آورد و در خدمت حضرتش باشد و حق‌تعالی به هر کلمه، هزار حسنه او را عنایت فرماید و هزار ﺳﯿئه از وی محو کند.»
ای خدای عزّوجل و ای محبوب ازلی و ابدی! بر ما منّت نهادی و آن یاقوت درخشنده و یوسف آل‌محمد(ص) یعنی حجت کبرای مطلق حضرت مهدی(ارواحنا فداه) را چونان قرار دادی تا بتوانیم با او ارتباط برقرار کنیم؛ از تو خواستاریم، منّتی دیگر بر روسیاهان درگاه الوهیت و شرمساران آستان کبریایی‌ات نهی و چشم‌های تار و غمبار و اشک‌آلودمان را به یک دیدن جمال عظیمش سرمه کشی.
ای آقا و سپهدار نیکی‌ها! ای سیّد خوبی‌ها! ای سرور ابرار و ای سالار اخیار! همان‌گونه که اذن و رخصت فرمودی، بگذار در این زمانه مصائب و دوره شداید با چشم‌هایی بارانی و دست‌هایی آسمانی و انتظارهایی جهانی و دل‌هایی آکنده از سرود فرج، صدا زنیمت: یا اباصالح‌المهدی ادرکنی...