بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

انقلاب اسلامی در معرض خطر تحریف
هیچ پدیده‌ای به اندازه انقلاب اسلامی طی ۳۶ سال گذشته، مسائل اساسی جهان و به‌ویژه منطقه راهبردی غرب آسیا را تحت تأثیر قرار نداده است. در عظمت انقلاب اسلامی و حرکت بزرگ ملت تاریخ‌ساز ایران همین بس که پس از پیروزی انقلاب و استقرار نظام دینی با ماهیتی متفاوت از حکومت‌های عرفی و سکولار در ایران، تمامی قدرت‌های شیطانی و سلطه‌گر غربی و شرقی به همراه دیگر دولت‌های دیکتاتور و مرتجع، در برابرش صف‌آرایی کردند.
طی ۳۶ سال گذشته، لحظه‌ای را نمی‌توان به یاد آورد که ملت ایران فارغ از فشارها، توطئه‌ها و تهدیدهای نظام سلطه و متحدانش به سر برده باشد. اما با وجود همه این دشمنی‌ها، اکنون انقلاب اسلامی جهانی شده، جمهوری اسلامی به‌بزرگ‌ترین قدرت منطقه تبدیل شده و تحولات در منطقه و جهان به نفع جریان انقلاب اسلامی در حال رقم خوردن است. دشمنان ناکام در صحنه‌های گوناگون رویارویی با ملت ایران، به امید مؤثر واقع شدن نقشه‌های‌شان از توطئه و فتنه‌انگیزی دست بر نداشته و هر از چندی به یک نقشه شیطانی روی می‌آورند. در چنین اوضاعی باید مردم انقلابی ایران هوشیار بوده و مدافعان انقلاب اسلامی با تشخیص بهنگام این نقشه‌های شیطانی، به خنثی‌سازی آنها همت گمارند. بررسی‌ها نشان می‌دهد مدتی است که دشمنان و عوامل داخلی آنان، به تحریف انقلاب اسلامی روی آورده و از رهگذر تحریف بزرگ‌ترین انقلاب معاصر، درصدد هستند نسل جوان کشورمان را نسبت به اصل و اساس انقلاب بدبین ساخته، تا درستی حرکت پدران‌شان در پدید آوردن انقلاب را با پرسش‌های متعدد روبه‌رو سازند!
بنابراین باید هوشیار بود و توجه داشت که دست‌هایی ناپاک فعال شده و انقلاب اسلامی را در معرض خطر تحریف قرار داده است. نقطه هدف در سناریوی تحریف انقلاب اسلامی، تطهیر رژیم منحوس پهلوی از تمامی زشتی‌هایی است که زمینه‌ساز پدید آمدن انقلاب شد. در این سناریو و نقشه شیطانی، سناریونویسان در تلاش هستند تا بر قامت رژیم خائن پهلوی (اعم از پدر و پسر) لباس خدمت پوشانیده، اینگونه القا کنند که اگر در ایران انقلابی رخ نمی‌داد، اکنون ایران در ردیف ۱۰ کشور پیشرفته و صنعتی جهان قرار داشت!
«مستند انقلاب ۵۷» که در پنج قسمت از تاریخ ۲۹ شهریور تا ۲ مهرماه سال جاری و پس از تبلیغات گسترده یک ماهه، از شبکه ماهواره‌ای فارسی‌زبان «من و تو» پخش شد، نمونه‌ای برجسته از این حرکت شیطانی در راستای تحریف انقلاب اسلامی است. پخش مستندهای مشابه از سوی این شبکه در گذشته مانند: «رضا شاه»، «محمدرضا پهلوی»، «شاپور بختیار» و «از تهران تا قاهره» نشان می‌دهد که تطهیر رژیم فاسد، دیکتاتور و وابسته پهلوی، از مأموریت‌های اصلی این شبکه ماهواره‌ای فارسی‌زبان است.
در این مستند پنج قسمتی که مستندسازان قریب ۹ ساعت مخاطبان را با استفاده از تصاویر آرشیوی به تاریخ گذشته و دوران پیش از انقلاب و سال‌های اول انقلاب می‌برند، بیش از ۱۰۰ جعل تاریخی با هدف تحریف انقلاب اسلامی صورت گرفته است. دروغ‌پردازی‌ها در این مستند، با تکنیک‌ها و روش‌هایی صورت پذیرفته که مخاطب جوان و غیرمطلع از تاریخ انقلاب، به‌راحتی متوجه این دروغ‌ها نمی‌شود، نمونه‌هایی از این گزاره‌های دروغ و مغایر با واقعیت عبارت است از:
انقلاب اسلامی در معرض خطر تحریف
ادامه از صفحه اول
۱ـ مردم در پیش از انقلاب، در رفاه کامل زندگی می‌کردند!
۲ـ شاه قدرت را به راحتی به مخالفان واگذار کرد!
۳ـ محمدرضا پهلوی، یک ایرانی اصیل تحصیل کرده است که قصد دارد طی ۱۰ سال ایران را به یکی از ۱۰ قدرت بزرگ دنیا تبدیل کند!
۴ـ شاه فردی صلح‌جو و طرفدار آزادی‌های مدنی بود و مخالف سرکوب مردم و خون‌ریزی بود!
۵ـ شاه مقتدرانه در برابر غرب و آمریکا ایستاده بود و نفت را در راستای منافع کشور گران کرد!
۶ـ شاه فردی مذهبی است، به حج می‌رود و به زیارت امام رضا(ع) رفته و خود را تنها دولت شیعی می‌‌داند!
۷ـ شاه ارتش ایران را به یکی از ارتش‌های قدرتمند و مستقل تبدیل کرده و این ارتش موجب عزت ملی است!
۸ـ شاه عراق را مقهور قدرت و اراده خود کرده و ایران را به قدرت مسلط منطقه تبدیل کرده است!
۹ـ انقلاب ایران، نتیجه مداخله بیگانگان در امور ایران است!
۱۰ـ شاه با انقلابیون و مخالفان خود دارای رویکردی مداراکننده است!
ساخت چنین مستندهایی با هدف تحریف واقعیت‌های تاریخ انقلاب اسلامی، وظیفه رسانه ملی و تمامی نهادهای فرهنگی و انقلابی را برای صیانت از حرکت اصیل و انقلابی ملت ایران سنگین‌تر از پیش می‌کند. در چنین وضعیتی بار سنگین خنثی‌سازی توطئه‌هایی از این دست علیه انقلاب اسلامی بر دوش رسانه ملی است. رسانه ملی باید با تولید مستندات قوی و بهره‌گیری از فیلم‌های آرشیوی، علاوه بر آشنا نمودن جوانان با واقعیت‌های تلخ دوران پهلوی، دروغ‌های مستندهایی چون مستند«انقلاب ۵۷» را افشا کرده و دروغ‌پردازان شبکه‌های ماهواره‌ای استکباری و صهیونیستی را رسوا کند.
به‌طور قطع اگر رسانه ملی و دیگر مجموعه‌های متولی امور آموزشی و تبلیغی، با استفاده از شیوه‌های نوین رسانه‌ای و تبلیغی، بتوانند واقعیت‌های دردناک دوران پهلوی را برای جوانان در دهه چهارم انقلاب اسلامی ترسیم کنند، آنان به یک قضاوت خواهند رسید و آن اینکه: «اگر ما هم به جای پدران‌مان بودیم، علیه آن رژیم فاسد دیکتاتور و وابسته، انقلاب می‌کردیم و ایران عزیز را از شر آن رژیم منحوس و اربابانش رها می‌ساختیم.»
یدالله جوانی


با بهره‌برداری از فاز دوم کارخانه تغلیظ مس سونگون
اراده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) سپاه بر بلندای ارسباران تجلی یافت

پروژه احداث فاز دوم تغليظ مجتمع مس سونگون در استان آذربایجان‌شرقی با هدف توليد سالانه 150 هزار تن كنسانتره 26 درصد با حضور معاون اول رئيس‌جمهوري، وزير صنعت، معدن و تجارت، رئيس كمیسيون صنايع و معادن مجلس و فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبياء(ص) سپاه افتتاح شد.
به گزارش صبح صادق، مهندس «پرویز سرمدی» مدیر پروژه فاز دوم کارخانه تغلیظ مس سونگون با بیان اینکه اين پروژه در 100 كيلومتري شمال‌شرقي تبريز و 25 كيلومتري شهرستان ورزقان واقع شده است، اظهار داشت: پيمانكار اين پروژه، مؤسسه امين قرارگاه خاتم‌الانبياء(ص) است و ارزش سرمايه‌‌گذاري اين پروژه 95 ميليون يورو و 2472 ميليارد تومان بوده و اشتغال‌زايي پروژه نيز 100 نفر بوده و قرار است محصول آن، كنسانتره مس با عيار 26 درصد باشد.
وی افزود: معدن مس سونگون در میان کوه‌های ارسباران و در فاصله 25 کیلومتری از رودخانه ارس واقع شده است و در خصوص میزان اهمیت آن باید دانست که میزان ذخایر مس خالص دنیا 630 میلیون تن برآورد شده است که ایران با داشتن بالغ بر 20 میلیون تن مس، بیش از سه درصد این ذخایر را به خود اختصاص داده است. به این ترتیب، ایران رتبه دوازدهم دنیا و چهارم آسیا را دارد که در این میان، سهم مس سونگون با ذخیره قطعی 470 میلیون تن سنگ معدن با عیار شش درصد و ذخیره احتمالی یک میلیارد تن سنگ مس، 40 درصد مس کشور را داراست. 
مدیر پروژه فاز دوم کارخانه تغلیظ مس سونگون در ادامه افزود: با اعتماد مسئولان به جوانان کشور و همزمان با وضع تحریم‌های ظالمانه این کار انجام شد، اما آنچه که حائز اهمیت است اینکه، تحریم‌ها نتوانست مانع پیشرفت و انجام پروژه شود، چرا که این تحریم‌ها سبب شد جوانان و مهندسان ایرانی برخی از تجهیزات مورد نیاز را با عالی‌ترین کیفیت بسازند و در کنار آن، همین ساخت در داخل، سبب صرفه‌جویی 5/9 میلیارد تومانی در احداث پروژه شد.
وی در ادامه گفت: بعضی روزها بود که مهندسان ایرانی روزانه بین 18 تا 20 ساعت کار می‌کردند، همین تحریم‌ها سبب شد دانش فنی پروژه ارتقا یابد و در کنار آن از جوانان برای احداث آن استفاده شود.
معاون روابط عمومی قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) نیز در این خصوص با بیان اینکه معدن مس سونگون یک پروژه ملی است، اظهار داشت: آنچه که در انجام فاز دوم این پروژه اهمیت خاصی دارد، به اتمام رساندن آن در وضعیت تحریم‌های ناحق دشمنان علیه ایران اسلامی است، ولی جوانان ایرانی نشان دادند که با پشتکار و مقاومت می‌توان تحریم‌ها را دور زد و با اتکا به توانمندی‌های داخلی، علاوه بر اتمام سریع پروژه، دستاوردهای دیگری را نیز در کنار آن کسب کرد که از جمله‌ آنها می‌توان به افزایش دانش فنی و ساخت داخلی برخی تجهیزات اشاره کرد.
یونس فتحی اضافه کرد: قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) در جهت آبادانی میهن اسلامی ایران تا کنون بالغ بر 1500 مورد پروژه‌ مهم را به انجام رسانده است که از میان آنها می‌توان ساخت پالایشگاه‌های فاز 15 و 16 پارس جنوبی، ساخت مجتمع‌های پتروشیمی، خطوط انتقال نفت، آب و گاز، تونل‌های راه، مترو، سد و... را نام برد.
وی در ادامه گفت: این قرارگاه علاوه بر اشتغال‌زایی برای جوانان توانسته بسیاری از تجهیزات را از داخل و خارج تأمین و در برخی موارد، آنها را بومی‌سازی کند. یکی دیگر از ویژگی‌های قرارگاه، استفاده از نیروهای متخصص بومی و جوان است.
بر اساس گزارش‌های رسیده در حالی فاز اول این پروژه ظرف مدت 14 سال و با توان مشترک متخصصین داخلی و خارجی انجام شد که جوانان متخصص قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) توانستند فاز دوم این پروژه را در مدت شش سال انجام دهند.


یادداشت
جواد رضایی

سیاسی‌کاری با نام معلم؟!
چهارمین کنگره سراسری انجمن اسلامی معلمان ایران نهم بهمن‌ماه برگزار شد و هاشمی‌رفسنجانی و سیدمحمد خاتمی نیز برای این کنگره پیام ارسال کردند. گذشته از حضور برخی چهره‌های سیاسی در این نشست؛ وجود ۲ نکته در این همایش پرسش برانگیز است:
1- قطعنامه پایانی؛ در بخش‌های آغازین قطعنامه (بند اول) آمده است: «انجمن در چهارمین دهه فعالیت، همچنان پایبندی خود را بر آرمان‌های والای انقلاب اسلامی اعلام می‌دارد. تقویت نظام جمهوری اسلامی و اجرای بی‌تنازل قانون اساسی (خصوصاً حقوق ملت) حاصل بیش از یک قرن مجاهدت ملت بزرگ ایران که همواره مدافع اسلام رحمانی و عقلانی، کرامت انسانی، آزادی‌های قانونی و حقوق ملت بوده است، به‌عنوان مهم‌ترین اولویت است.»
در بند دوم قطعنامه از رئیس‌جمهور درخواست شده است: «از جناب آقای دکتر حسن روحانی مصراً می‌خواهیم در جهت رفع حصر غیرقانونی از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی، نخست‌وزیر امام و ملت در حساس‌ترین سال‌ها و جناب حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی کروبی، رئیس اسبق مجلس شورای اسلامی با اندوخته‌ای از سوابق درخشان و پایداری و مجاهدات ایشان و سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد،‌ چهره فرهیخته و فداکار انقلاب و سایر بزرگان دربند با توجه به تذکار موارد زیر اقدام عاجل و مؤثر به‌عمل آورند.» در ادامه این بند به مواردی از قانون اساسی که بر حقوق افراد دلالت دارد، اشاره شده است.
در بند چهارم آمده است: «... فضای امنیتی بر فضای فرهنگی مسلط است. استقلال آموزش و پرورش از سوی نهادهای غیرمسئول تهدید می‌شود. بسیاری از بخش‌ها ناهمسو با سیاست‌های دولت جدید در حال فعالیتند و در یک کلام آموزش و پرورش در اولویت نیست.»
بند پنجم، دغدغه گفتمان اصلاحات و سیدمحمد خاتمی را دارد: «گفتمان اصلاحات همچنان یکی از ضروری‌ترین نیازهای جامعه عصر ماست، زیرا باعث انسجام ملی، کاهش تنش‌ها، تقویت وحدت اجتماعی و تعالی جامعه می‌شود و مانعی در برابر جریان اسلام‌هراسی در خارج و مردم‌هراسی در داخل است. در این راستا ضمن تکریم جایگاه جناب آقای سیدمحمد خاتمی انتظار داریم ایشان همچنان جامعه را در این مسیر راهنمایی کنند.»
بند ششم قطعنامه به علی مطهری و مواضع وی اختصاص دارد: «مواضع حق‌طلبانه نماینده بر حق مردم تهران، فرزند خلف شهید مطهری، جناب آقای دکتر علی مطهری که یادآور حریت شهید مدرس بوده را می‌ستاییم و انتظار داریم الهام‌بخش هر مدافع حریم حقوقی انسان‌ها و قانون اساسی قرار گیرد. نحوه برخورد قانونی و توأم با کرامت ایشان و دفاع از مظلومان در حافظه تاریخی مردم ما باقی خواهند ماند و امیدواریم چراغی فرا راه انتخاب نمایندگان آینده قرار گیرد.»
نام، پیشینه اولیه انجمن، مرامنامه انجمن و مسائل جاری فرهنگی و مسائل امروز آموزش و پرورش،‌ همگی دلالت بر آن دارد که انتظار از این کنگره، پرداختن به مسائلی متناسب با فلسفه شکل‌گیری آن و ضرورت‌های فرهنگی و آموزشی باشد نه اینکه با استفاده از نام مقدس «معلم» و با سوءاستفاده از انجمن و کنگره‌ای که با نام «معلم» شکل گرفته، آن را محمل بیان دیدگاه‌های سیاسی قرار دهند که ضمن بی‌اساس بودن، برای افکار عمومی تنش‌آفرین هم باشد. چرا بیشتر بندهای قطعنامه دوازده‌بندی به جای ابراز دغدغه‌هایی که با مرامنامه و وضعیت فعلی آموزش و پرورش سازگار است، به مسائل سیاسی مناقشه‌برانگیز اختصاص پیدا کرده است. دست‌اندرکاران این کنگره با چه مجوز و چه جرئتی با نام مکرم «معلم» سیاسی کاری کرده‌اند؟!
آنها با آگاهی کامل از آنچه که فتنه‌گران بر سر نظام آوردند، با زیر پا گذاشتن قانون اساسی که در بند یک قطعنامه خواستار اجرای آن شدند از آزادی کسانی سخن می‌گویند که بر مبنای اصل 176 (شورای عالی امنیت ملی) مستوجب حصر تشخیص داده شده‌اند. گزیده‌های آنها از قانون اساسی که در دفاع از رفع حصر سران فتنه در قطعنامه آمده چیزی بیش از آنچه که علی مطهری پیشتر ادعا کرده بود ندارد و پاسخ ادعای قطعنامه‌نویسان همان پاسخ به علی مطهری است،‌ یعنی شورای عالی امنیت ملی درباره حصر سران فتنه تصمیم گرفته و تصمیم مبتنی بر تشخیص آنها که ریشه در اصل مذکور دارد،‌ عین قانون است و قانون دیگری نمی‌تواند آن را نقض کند؛ زیرا موضوع فتنه و به‌تبع آن حصر مرتبط با امنیت ملی است.
سخن از امنیتی بودن فضای فرهنگی و تهدید استقلال آموزش و پرورش از سوی نهادهای غیرمسئول هم نه اینکه خیرخواهانه نیست که ادعایی بی‌اساس و شرجویانه و پاشیدن بذر بیم و نگرانی در ذهن جامعه است. متأسفانه چندی است برخی این ادبیات معنادار را با هدف تشکیک در باورهای مردم به کار می‌برند تا با ابهام نهفته در آن، اما بیانگر نقاط مشخص، هم خود را مبرا کنند و هم به هدف‌شان برسند که هوشیاری مردم، هم مانع تبرئه و پنهان شدن آنها پشت این عبارات ابهام‌آمیز می‌شود و هم اجازه نمی‌دهد آنها به هدف‌شان برسند.
در قطعنامه، ادعا شده گفتمان اصلاحات از ضروری‌ترین نیازهای جامعه عصر ما است و به‌دنبال آن به پیامدهای مثبتی اشاره کرده که در حافظه مردم در دوران دوم خرداد عکس آن نقش بسته است. اما جالب‌تر اینکه در اینجا از «مردم‌هراسی در داخل» صحبت کرده‌اند.
منظور از «مردم‌هراسی در داخل» چیست؟ اگر این ادعای مشکوک درست باشد، ‌چه کسانی و برای چه مردم را می‌ترسانند؟ این عبارت نیز از جنس عبارت پیش گفته است که خود با ابهامش، مردم را به هراس می‌اندازد، حال کسانی که چنین مردم را دچار هراس می‌کنند، باید پاسخ دهند هدف‌شان از این هراس‌افکنی چیست و در جست‌وجوی چه هستند؟! نویسندگان قطعنامه در ادامه این هراس‌افکنی به قصد مطرح ساختن خاتمی اعلام می‌کنند، انتظار دارند خاتمی همچنان جامعه را در مسیر گفتمان اصلاحات(!) راهنمایی کند. این مقدمه‌چینی پرهراس برای مطرح کردن خاتمی کارساز نیست؛ چرا که نقش خاتمی در دامن زدن به فتنه برای مردم اثبات شده است.
2- حضور و سخنرانی وزیر آموزش و پرورش در کنگره؛ در بادی امر حضور دکتر فانی در کنگره‌ای که به نام «معلم» برگزار می‌شود، توجیه‌پذیر و حتی ضروری می‌نماید. حال باید پرسید اگر وزیر بداند در بیانیه پایانی این کنگره مطالب سیاسی است که بدون هر گونه استناد و منطق روشن و قوی برخی از اقدامات بسیار مهم نظام را مخدوش می‌کند و با بعضی دیگر از مندرجاتش ابهام‌گونه، اما معنادار و با جوهر هدایت‌کنندگی انگشت اتهام را به‌سوی برخی از نهادهای نظام دراز می‌کند و با عباراتی هم جامعه را مضطرب می‌کند و با وارونه‌سازی سال‌های گذشته به‌دنبال خدشه‌زدایی از چهره یکی از عوامل گسترش فتنه است،‌باید در چنین کنگره‌ای شرکت کند حتی اگر در ظاهر منطبق بر جوهره وزارتخانه متبوعش باشد؟! اگر پاسخ این باشد که وزیر از محتوای قطعنامه اطلاع نداشت؛ بیشتر شبیه «عذر بدتر از گناه» است، چرا که وزیر در متن سخنرانیش در همین کنگره از سابقه حضورش در مناصب مختلف آموزش و پرورش سخن گفته، پس چگونه است با خط مشی انجمن موصوف آشنا نیست؟! از این گذشته حضور در چنین نشستی در وضعیت حساس سیاسی اجتماعی کشور که بهانه برای برخوردهای سیاسی و تسویه حساب و اتهام‌زنی به وفور یافت می‌شود و هستند افراد و گروه‌هایی که با زیر پا گذاشتن تقوای سیاسی و نادیده گرفتن مصالح نظام، مرتکب (در حالت خوشبینانه) خطاهای فاحش سیاسی می‌شوند، اقتضا دارد که شخص وزیر از کم‌وکیف همه مسائل نشست مطلع شود؛ از اینها گذشته آقای وزیر برای سخنرانی بر روی سنی رفت که درتصویر پشت آن جملاتی از خاتمی نقش بسته است. آیا آقای فانی با دیدن این نوشته نمی‌توانست متوجه چیزهای دیگر شود و آیا حداقل جای درنگ و احتیاط نبود؟! گذشته از تمام این موارد؛ چرا آقای فانی که در چنین نشستی شرکت و در آن سخنرانی کرد و در حین حضور و پس از آن از مسائلی از جمله محتوای قطعنامه مطلع شد، هیچ‌گونه موضع روشن و مشخصی نگرفت؟! آقای فانی وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران است که یکی از نهادهای قانونی آن (شورای عالی امنیت ملی) تشخیص می‌دهد فتنه‌گران باید در حصر باشند، اما در نشستی که آقای فانی شرکت می‌کند این حصر قانونی را غیرقانونی اعلام می‌کنند؛ یعنی بر خلاف ادعایشان قانون اساسی را برنمی‌تابند. آقای فانی که دیده رئیس‌جمهور چگونه به این ادعاها و درخواست‌های واهی (برای نمونه نامه تهدیدآمیز علی مطهری به رئیس‌جمهور) بی‌اعتنایی کرده و با این بی‌اعتنایی نظرش را درباره این موضوع اعلام کرده، چگونه در این‌باره در راستای سیاست‌های نظام و دولت واکنش نشان نداده است؟! آیا آقای فانی با مندرجات قطعنامه صادره موافق است یا خیر، اگر پاسخ منفی است به طریقی آن را به جامعه اعلام کند. جامعه در انتظار است.


 

صفحه 2
سياسي

 

 

بیانات امام خامنه‌ای درباره صدور انقلاب اسلامی
مفاهیم انقلاب مثل عطر گل‌هاى بهاریست

این تفکّر که تفکّر بسیجى است و امام بزرگوار ما این را در ایران اسلامى خلق کرد، این صادر شده. بارها گفتیم، مفاهیم انقلاب و مفاهیم اسلام، مثل عطر گل‌هاى بهارى است؛ هیچ کسى نمی‌تواند جلوى آن را بگیرد؛ پخش می‌شود، همه‌جا می‌رود؛ نسیم روح‌افزا و روان‌بخشى است که همه‌جا را به خودى خود می‌گیرد؛ حالا جنجال کنند، دادوبیداد کنند؛ رفته، صادر شده و الآن شما در کشورهاى گوناگونى ملاحظه کنید؛ این تفکّر در لبنان دارد فعّالیت می‌کند، در عراق دارد فعّالیت می‌کند؛ جوان‌هاى عراقى حرکت کردند همراه ارتش‌شان شدند توانستند این پیروزى‌ها را به دست بیاورند؛ در سوریه همین‌جور، در غزّه همین‌جور، در فلسطین همین‌جور، در یمن همین‌جور، ان‌شاءالله در قدس شریف و براى نجاتِ الاقصى هم همین‌جور.

مسئله‌ جمهوری اسلامی، مسئله‌ بازتولید معارف والای اسلامی
هدف این نیست که ما انقلاب را به شکل متعارف در عرف سیاسی و قاموس سیاسی به این کشور و آن کشور صادر کنیم؛ انقلاب چیزی نیست که با ابزارهای سیاسی بشود آن را صادر کرد یا با ابزارهای نظامی و امنیتی بشود آن را پیش برد؛ این غلط است؛ ما از اول، این راه را بستیم. مسئله‌ جمهوری اسلامی، مسئله‌ بازتولید معارف والای اسلامی است، تا مسلمان‌ها احساس هویت کنند، احساس شخصیت اسلامی کنند، با تعالیم اسلام که نجاتبخش بشریت است، آشنا شوند؛ بدانند این معنایش چیست که خداوند متعال می‌فرماید: پیغمبر را فرستادیم «و یضع عنهم اصرهم و الأغلال الّتی کانت علیهم»؛ این غل‌ها و زنجیرهایی که در محیط شرک‌آلود به پای انسان‌ها بسته است و اسلام می‌خواهد اینها را بگشاید، چیست؟ امت اسلامی بر اثر غفلت، مدت‌های طولانی این حقایق را از یاد برده بود. امت اسلامی می‌تواند آزاد باشد، پیشرفته باشد، عالم باشد، عزیز باشد، مقتدر باشد؛ اینها به برکت تعالیم اسلامی به‌دست‌آمدنی است. استکبار و دستگاه‌های استعماری در طول دویست سال سعی کردند این مفاهیم را از یاد مسلمان‌ها ببرند؛ آنها را از هویت خودشان غافل کنند تا بتوانند دست تجاوز را به محیط سیاسی آنها، به محیط اقتصادی آنها، به فرهنگ بومی آنها دراز کنند و تطاول کنند. انقلاب اینها را به یاد امت اسلامی آورد.

جهانی بودن نهضت امام خمینی
یک نقطه‌ دیگر از نقاط روشن خط امام، جهانی بودن نهضت است. امام نهضت را جهانی می‌دانست و این انقلاب را متعلق به همه ملت‌های مسلمان، بلکه غیرمسلمان معرفی می‌کرد. امام از این ابایی نداشت. این غیر از دخالت در امور کشورهاست، که ما نمی‌کنیم؛ این غیر از صادر کردن انقلاب به سبک استعمارگران دیروز است، که ما این کار را نمی‌کنیم، اهلش نیستیم؛ این معنایش این است که بوی خوش این پدیده‌ رحمانی باید در دنیا پراکنده شود، ملت‌ها بفهمند که وظیفه‌شان چیست، ملت‌های مسلمان بدانند که هویت‌شان چگونه است و کجاست.

علاقه‌مندی طبیعی ملت‌های مسلمان از انقلاب اسلامی
ملت ما این‌طور پُرنشاط و پُرانگیزه شعارهای انقلاب را بر سر دست گرفته و به پیش می‌تازد؛ این یک تصادف است؟! این یک اتفاق است؟! نه، این یک روند است؛ این یک فرایند منطقی و معقول است و ادامه هم خواهد داشت. هم ادامه خواهد داشت، هم بر روی ملت‌های دیگر تأثیر خواهد گذاشت. اینها خیال می‌کردند که ما برای صدور انقلاب لشکرکشی خواهیم کرد؛ یا لشکر نظامی یا لشکر امنیتی و اطلاعاتی؛ مثل خودشان که برای مقاصدشان لشکرهای امنیتی می‌فرستند؛ اما غافل از اینکه نه، ما نه لشکر اطلاعاتی می‌خواهیم و نه لشکر نظامی، بلکه حرف ملت ایران و آن طرحی که ملت ما برای اداره‌ ملت‌ها و جوامع به میان آورده، در دل ملت‌های مسلمان می‌نشیند و ملت‌های مسلمان به طور طبیعی علاقه‌مند و طرفدار ملت ما می‌شوند که هستند و شدند و روزبه‌روز هم بیشتر می‌شوند.

موج عظیم نهضت و بیداری اسلامی پس از انقلاب
سرجنبانان رژیم آمریکا و انگلیس هی نیایند پشت بلندگوها بگویند ایران تحریک می‌کند. نه، ایران هیچ کس را تحریک نمی‌کند. آن جوان عراقی که در خیابان و خانه‌ خود، تانک و چکمه‌ چکمه‌پوشان بیگانه را می‌بیند، احتیاج به تحریک ندارد. کجای دنیا جوانان و مردان غیور و زنان شجاعِ یک جامعه حضور اشغالگران را تحمّل کردند که اینها تحمّل کنند؟ هیچ جا تحمل نکردند، اینها هم تحمّل نخواهند کرد؛ بنابراین محرّک نمی‌خواهد. عامل اصلی، بیداری اسلامی است؛ این را هم خودشان خوب فهمیده‌اند. این، مخصوص عراق هم نیست؛ امروز در هر جای دنیای اسلام، آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها و امثال اینها حضور یابند و خود را با مردم مواجه کنند، موج عظیم نهضت و بیداری اسلامی را لمس خواهند کرد. امّت اسلامی نسیم بیداری را حس کرده و عطر بازگشت به معارف اسلام را بوییده است. همه‌ اینها از آن نهضت عظیمی که شما مردم به راه انداختید و از آن مرد بزرگ و آسمانی که توانست این اقیانوس را متلاطم و این دل‌ها را آگاه کند ـ امام راحل عظیم‌الشّأن ـ سرچشمه می‌گیرد؛ آنها هم فهمیده‌اند. دشمنی آنها با شما و امام و انقلاب اسلامی و نظام اسلامی به خاطر این است که می‌دانند چشمه‌ای از این‌جا جوشش کرده و به همه‌ دنیای اسلام سرریز شده است. گفتند انقلاب را صادر نکنید؛ ما گفتیم انقلاب مگر کالاست که انسان آن را صادر کند؟! انقلاب مثل بوی خوش گل‌هاست؛ خودش صادر می‌شود. انقلاب مثل باد بهاری است؛ خودش فضاهای گرفته و متعفّن را عوض و جابه‌جا می‌کند. انقلاب را کسی نباید صادر کند؛ انقلاب خودش صادر می‌شود.

پیام انقلاب پیام آزادی و بیداری
برادران و خواهران! دشمن که می‌گوید «انقلاب به وسیله انقلابیّون صادر می‌شود»، اشتباه و غلط مضاعف می‌کند. دوبار غلط می‌کنند. اشتباه اوّل آنها این‌جاست که نظام جمهوری اسلامی، در صدد صادر کردن هیچ چیز نیست. نظام جمهوری اسلامی دارای حقیقتی است که همان انقلاب است. این ملت، حقیقتِ انقلاب را به وجود آورد و نظام جمهوری اسلامی، تجسّم انقلاب است. اشتباه دوم این است که تفکّر انقلاب و پیام انقلاب که پیام آزادی و بیداری است، احتیاج به صادر کردن ندارد. مگر لازم است کسی این مفاهیم را صادر کند؟! خوب؛ یک حرف و حقیقتی است که ملت‌ها از آن بی‌خبرند. وقتی مواجه شدند و تجربه‌ موفّق جمهوری اسلامی را دیدند، قهراً درس می‌گیرند. لازم نیست به ملت‌ها گفته شود که «شما هم بیایید این‌طور عمل کنید.» ملت‌ها، نظام جمهوری اسلامی، انقلاب، موفّقیت‌های این ملت و عزّت ایران و اسلام را می‌بینند و درس می‌گیرند. امروز بیداری اسلامی در کشورهای گوناگون و بیداری روح معنویّت در سرتاسر جهان، مرهون انقلاب اسلامی است.

احساس خطر روزافزون استکبار از انقلاب اسلامی
نکته‌ای که مایلم همه‌ برادران و خواهران به آن توجّه کنند، این است که عزیزان من! امروز استکبار جهانی و در رأس آن رژیم ایالات متحده‌ آمریکا و به دنبال آن همه‌ آدم‌های بدِ عالم، همه‌ تبعیض‌خواه‌ها، ستمگرها، مستبدها و همه‌ انسان‌هایی که با حق و عدالت مخالفند، به یک نتیجه رسیده‌اند که شما باید به آن توجّه کنید. آنها به این نتیجه رسیده‌اند که «انقلاب اسلامی، امروز با نفس داشتن و سرِپا بودن نظام جمهوری اسلامی، تبلیغ می‌شود.» تا وقتی که این نظام قائم است؛ تا وقتی که جمهوری اسلامی محکم و استوار ایستاده است و تا وقتی که کشور جمهوری اسلامی ایران روزبه‌روز آبادتر و قوی‌تر می‌شود، آنها احساس خطر می‌کنند. چیزی که آنها دنبال می‌کنند این است که اگر بتوانند، نظام جمهوری اسلامی را از بین ببرند و مضمحل کنند. البته از این مأیوسند و می‌دانند که دیگر این کار، عملی نیست؛ اما در درجه دوم، همه‌ همّت آنها این است که نگذارند نظام جمهوری اسلامی و ایرانی که با این نظام اداره می‌شود، در دنیا به عنوان یک نظام و کشور مستقّل و آباد مطرح شود. آنها می‌خواهند در استقلال ایران خدشه وارد کنند و از طُرق مختلف به آن دست‌اندازی و در آن دخالت کنند. آنها می‌خواهند به دروغ وانمود کنند که «اگر ما با شما نباشیم، نمی‌توانید کاری انجام دهید»؛ بلکه به این وسیله بتوانند استقلال و عدم وابستگی این ملت را به نحوی خدشه‌دار کنند و اگر نتوانستند این کار را بکنند، سعی کنند که نگذارند این ملت، کشور خود را بسازد؛ ایران را آباد کند و زندگی را در این کشور، مایه‌ رشک ملت‌های دیگر کند. بیدار باشید!


یادداشت
مهدي سعیدي

اراده‌های بلند، لازمه تداوم انقلاب
با گذشت بیش از 36 سال، انقلاب اسلامی ملت ایران به شجره طیبه‌ای بدل شده که در برابر توفان‌های مختلف ایستادگی کرده و از حوادث روزگار، سربلند بیرون آمده است. اما همانطور که نظریه‌پردازان انقلاب درباره شرایط پیدایش انقلاب چنین گفته‌اند که انقلاب حرکتی دفعی نیست، تداوم و استقرار انقلاب نیز طبیعی است که فرایندی تدریجی و گام به گام خواهد بود. در این مسیر، حداقل چهار اصل اساسی وجود دارد که باید به آن توجه کرد: 1 ـ شناخت اهداف، 2 ـ شناخت موانع، 3 ـ برنامه‌ریزی برای دستیابی به اهداف، 4 ـ اراده معطوف به هدف.
الف ـ اولین گام در تداوم انقلاب، بازخوانی و یادآوری مستمر و مداوم آرمان‌هاست. طبیعی است که گذر زمان آفتی چون فراموشی و غفلت از آرمان‌ها را به همراه داشته باشد و یا تأخیر در دستیابی به برخی آرمان‌ها، موجب کم اهمیت شدن آرمان‌ها و انتزاعی و رؤیایی خواندن آنها شود و یا تغییرات نسلی، شناخت جوانان سرزمین‌مان را نسبت به آرمان‌ها پر ابهام سازد.
از این رو اینجاست که مسئله یادآوری و بازخوانی اهمیت خود را پیدا می‌کند و همچنین ضرورت وجود گلو‌هایی رسا و صاحب‌نظر و معتقد برای آنکه آرمان‌ها در اذهان عمومی به فراموشی سپرده نشود.
در ذیل این اصل است که اقدامات اغواگرایانه دشمنان برای به فراموشی سپردن آرمان‌های انقلاب را باید فهم کرد و نسبت به تقابل با آن احساس مسئولیت داشت.
ب ـ اصل دوم، شناخت و آگاهی از وجود موانعی است که در مسیر تحقق آرمان‌ها بدون شک وجود داشته و برای دستیابی به قله باید از آنها عبور کرد. بخشی از این موانع، کمبودها و موانعی مادی است که در پیش‌روی ما وجود دارد و مانع بزرگ‌تر، اراده‌های انسانی است که سد راه تحقق آرمان‌ها شده و خواهد شد. این اراده‌ها محصول اقدامات آگاهانه و یا ناآگاهانه کسانی است که به نحوی اهداف خود را مغایر با اهداف یک ملت برگزیده‌اند و تلاش می‌کنند تا نگذارند اهداف انقلاب محقق شود. در رأس این دشمنان، جریان صهیونیسم جهانی قرار دارد که با طرح‌ریزی نظام بین‌المللی مبتنی بر محوریت سلطه‌گری، تلاش دارد تا هرگونه حرکت استقلال‌طلبانه و آزادی‌خواهانه ملت‌ها را در نطفه خفه کند.
با همین توجه است که باید دشمن‌شناسی را روی دیگر سکه خودشناسی دانست که بدون آن شناخت حقیقی از چگونگی تحقق فرایند انقلاب ممکن نخواهد بود و به همین دلیل است که یکی از سناریوهای دشمن تلاش برای «توهم خواندن دشمن» است که متأسفانه از سوی ایادی داخلی آنان نیز تکرار می‌‌شود تا مقاومت و حساسیت‌ها نسبت به دشمن کم شود و در نتیجه بدنه انقلاب از این ناحیه آسیب‌پذیر گردد.
ج ـ با داشتن این شناخت‌هاست که مسئله برنامه‌ریزی برای حرکت به سوی اهداف و آرمان‌ها کلید می‌خورد. در ذیل این اصل نیز از یک‌سو باید بضاعت‌ها و امکانات و توانمندی‌ها را شناخت و از سوی دیگر باید به فقدان‌ها و کمبود‌ها توجه کرد، چرا که مهم‌ترین اصل در برنامه‌ریزی آن است که الگوی ارائه شده اجرایی شده و امکان تحقق عملی را داشته باشد.
در ذیل همین اصل است که فرایند پنج مرحله تحقق آرمان‌های انقلاب اسلامی از سوی رهبری معظم انقلاب اسلامی اینچنین طرح‌ریزی شده است: 1 ـ پیروزی انقلاب اسلامی، 2 ـ تشکیل نظام اسلامی، 3 ـ تشکیل دولت اسلامی، 4 ـ تشکیل کشور اسلامی، 5 ـ تشکیل دنیای اسلامی. اگر برنامه‌ریزی صحیح باشد باید برای تحقق هر یک از این مراحل نیز برنامه جامع و تفصیلی برای همه اقشار و نهادها و سازمان‌ها داشته باشد.
در همین جا می‌توان از راهبرد دشمن برای ایجاد «خطای محاسباتی» سخن گفت که تلاش دارد رکن برنامه‌ریزی نظام را ناکارآمد کند.
د ـ اما مهم‌ترین رکن برای تحقق انقلاب، وجود اراده‌هایی است که همه اصول سه‌گانه برشمرده در خدمت آنها است که معنا می‌یابد. انقلاب حرکتی است از جنس اراده‌های آدمی، خیزش و جوشش و تبلور همت‌هایی بلند که تحقق اهداف را ممکن می‌دانند و همه توان خود را برای رسیدن به قله رفیع عزت و سعادت جمع کرده‌اند. با سست عنصری و تزلزل و تنبلی و غفلت، نه‌تنها هیچ حرکتی به ثمر نخواهد رسید که اصلاً آغاز نخواهد شد و این بزرگ‌ترین آفتی است که دشمن از ابلیس رجیم گرفته تا جرثومه‌های فساد زمانه‌ ما همچون استکبار جهانی و صهیونیسم بین‌الملل، همه خود بر آن تمرکز کرده‌اند تا اراده‌ها را سست کنند و اهداف را دست نایافتنی جلوه‌دهند.
حیات طیبه انقلاب اسلامی تا به امروز با پشتوانه همین اراده‌های بلند و همت‌های استوار تداوم یافته است و امروز نیز انقلاب بیش از هر چیزی به همین شادابی و طراوت و بلندهمتی نیازمند است.
نباید فراموش کرد که هیچ‌کس ادعا نکرده است که انقلاب به پایان راه خود رسیده و همه اهداف خود را محقق یافته است و هیچ‌کس نمی‌تواند مدعی شود که انقلاب دیگر نیازمند فداکاری و ایستادگی نیست. امروز بزرگ‌ترین وظیفه انقلابیون تقویت اراده و خودباوری و همت نسل جوان انقلاب اسلامی است تا بتوانند با گام‌هایی استوار انقلاب را در مسیر تحقق فرایند پنج‌گانه خود، یک گام به جلو ببرند و آرمان‌ نهایی را دست یافتنی کنند.


نكته و نظر

برای یوسفم گریه نکردم تو هم...؟!
نکته: سید سقا از بسیجیان و رزمندگان سرشناس تهران تعریف می‌کرد با خانواده شهید یوسف دهقان آشنا بودیم و رفت‌و‌آمد داشتیم. پس از برگشتن از مسافرت شنیدم که یوسف شهید شده، به خانه‌شان رفته و با توجه به شناختی که از این شهید داشتم پس از دیدن پدر یوسف شروع به گریه کردم. پدر یوسف رو به من کرد و گفت: برای یوسف گریه می‌کنی؟ من برای یوسفم گریه نکردم! تو هم گریه نکن... سپس گفت یک آمبولانس خریدم دادم به آن منطقه‌ای که یوسف شهید شده است.
نظر: همین روحیه بالا، ایثار و از خودگذشتگی خانواده شهدا بود که همواره بسیاری از دوستان و دشمنان نظام را متعجب می‌‌کرد و سبب می‌شد کرسی‌های شیعه‌شناسی بر پا کنند و رفتار شیعه و پیروان اهل‌بیت (علیهم‌السلام) را رصد کنند. قدر خانواده شهدا را بدانیم و هر از گاه به آنها سر بزنیم تا کمی از دین خود را به شهدا و خانواده‌های معززشان ادا کرده باشیم.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

انتقاد مراجع و علما به عملکرد وزیر ارشاد
حضرت آیت‌الله نوری همدانی در درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم برگزار شد، با بیان اینکه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به زن اجازه داده که به آوازه‌خوانی در بین مردم بپردازد، گفت: حرف و صحبت متعارف زنان با رعایت موازین اسلامی اشکالی ندارد، ولی آوازه‌خوانی با هیچ وسیله‌ای نمی‌تواند معمول شود و جلوی آن را می‌گیریم. وی یادآور شد: خواندن زن و موسیقی زن در برابر مردان بر اساس قرآن کریم، حرام است و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حق ندارد چنین کاری کند و مردم ساکت نمی‌مانند. این استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: هر فیلم، جشنواره، کتاب و موسیقی که متضمن ارزش‌های انقلابی نباشد، جلوی آن را می‌گیریم. وی عنوان کرد: حوزه علمیه قم از ابتدا زیر پرچم انقلاب همراه امام بوده و امروز نایب امام خمینی(ره) یعنی آیت‌الله خامنه‌ای همراه و مؤید نظام است، حوزه، بیدار و هوشیار است و هر فیلم، کتاب و موسیقی از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خلاف اسلام باشد، جلوی آن را می‌گیریم.
حضرت آیت‌الله جعفر سبحانی نیز از عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد به شدت انتقاد کرده و گفته است: «بنده بسیار گلایه‌مند هستم که فرزند یک روحانی، فتوایی درباره تک‌خوانی بانوان می‌دهد؛ یعنی تمام مشکلات ما حل شده و تنها این مشکل باقی مانده است که دختری بیاید و تک‌خوانی بکند؟ چقدر برای ما زننده است؛ این فتوا به کشورهایی همانند امارات و دیگر کشورهای عربی می‌رود و (آنها) بر می‌گردند می‌گویند که این‌ها دروغ می‌گویند و ادعا می‌کنند که اسلامی هستند، ولی نمی‌‌دانند که این حرف یک نفر است، حرف نظام نیست.» حضرت آیت‌الله ناصر مکارم‌شیرازی نیز در درس خارج فقه خود با اشاره به اقدامات اخیر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: اخیراً دیده می‌شود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارزش‌های انقلاب را زیر پا می‌گذارد و شکایت پشت سر هم از وزارت ارشاد اسلامی مطرح می‌شود. وی یادآور شد: مردم را ناراضی نکنید، زیرا مردم، انقلابی هستند و انقلاب کردند و نارضایتی آنها نتیجه خوبی برای کشور ندارد؛ بنابراین باید در کار خود تجدیدنظر کنند تا مردم راضی باشند. آیت‌الله علم‌الهدی، امام جمعه مشهد نیز اظهار داشت: اینکه مجوزی را صادر کنید و بعد بگویید به مراجع، اخبار غلط می‌دهند، چگونه است؟ مراجع تا موضوع مشخص نشود، فتوا نمی‌دهند، شما مراجع را زیر سؤال می‌برید؟!



صهیونیست‌ها سخنان دبیرکل حزب‌الله را باور دارند

روزنامه صهیونیستی «تایمز اسرائیل» در گزارشی از موفقیت‌های حزب‌الله در شبعا نوشت: قاسم سلیمانی تقریباًً در همان زمان حمله حزب‌الله به نظامیان اسرائیلی(صهیونیست) بر سر مزار جهاد مغنیه زانو زده بود و قرآن می‌خواند. او به جهاد و پدرش، عماد مغنیه که در فوریه سال ۲۰۰۸ میلادی (بهمن‌ماه ۱۳۸۶) کشته شد، بسیار نزدیک بود. این حرکت، در میان تنش‌های منطقه‌ای جاری، همچنین این موضوع را برجسته می‌سازد که چگونه گرایش‌های مذهبی و قومی به جای گرایش‌های ناسیونالیستی، پیوندهای منطقه‌ای را شکل می‌دهند. نویسنده مقاله تایمز اسرائیل، گروه حزب‌الله لبنان را یک عامل نفوذ ایران در آن منطقه دانست و افزود: آیت‌الله علی خامنه‌ای در سال ۱۹۹۰ گفته بود که نیروی قدس مأموریت دارد سلول‌های حزب‌الله را در سراسر جهان ایجاد کند.
نویسنده مقاله خاطرنشان کرد: در حالی که نفوذ ایران در منطقه افزایش می‌یابد، نگرانی اصلی از تجدید مناسبات بین حزب‌الله و سازمان‌های فلسطینی است. تلاش اخیر ایران برای ترغیب حماس به پشتیبانی از حزب‌الله، با وجود درگیری بین شیعیان و سنی‌ها، اسرائیلی‌ها را بیش از همیشه به خطر می‌اندازد.
روزنامه عبری‌زبان «هاآرتص» رژیم صهیونیستی هم تأکید کرد که سران این رژیم طی سال‌های اخیر در سطح سیاسی و امنیتی به سخنرانی سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، با جدیت تمام و اهمیت بسیار بالایی توجه دارند و به تحلیل سیاست‌های حزب‌الله نگاه می‌کنند.
«عاموس هارئیل» تحلیلگر نظامی روزنامه هاآرتص به نقل از مجامع و مراکز سیاسی و امنیتی مهم رژیم صهیونیستی به پایان دوره ریاست «بنی گانتز» در ستاد مشترک ارتش این رژیم اشاره کرد و نوشت: از سخنرانی‌های نصرالله چنین بر می‌آید که اگر حزب‌الله در لبنان، سوریه یا خارج آن هدف قرار گیرد، بی‌گمان پاسخ نشان خواهد داد، زیرا دارای توان بازدارندگی است و ارتش اسرائیل توان دفاعی در همه جبهه‌ها را ندارد زیرا گروهی مانند حزب‌الله همیشه راهی برای نفوذ از استحکامات اسرائیل پیدا می‌کند. از این رو، سخنان اخیر سیدحسن نصرالله با وجود تمام آمادگی‌های ارتش اسرائیل قابل درک است و عملیات اخیر شبعا نشان داد که حزب‌الله در همه سطوح و ارزیابی‌ها گروهی بلندپرواز، کارآمد و حرفه‌ای است.




آمریکا: نباید خود را در دیگر کشورها درگیر کنیم

دولت آمریکا در جدیدترین گزارش امنیت ملی خود برای سال 2015 تأکید کرده است که برای مقابله با ایران و برنامه هسته‌ای آن، همه گزینه‌ها روی میز رئیس‌جمهور آمریکا است. راهبرد امنیت ملی آمریکا، سندی است که دولت این کشور در آن، تهدیدات علیه آمریکا در خارج و داخل را شناسایی کرده و اهم راهکارهای خود برای مقابله با این خطرات را به کنگره گزارش می‌دهد. کاخ سفید در این گزارش مشروح تأکید کرده است که در حال حاضر می‌خواهد امکان رسیدن به یک توافق جامع با ایران در مورد پرونده هسته‌ای را آزمایش کند. باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا، راهبرد خود برای امنیت ملی آمریکا در دو سال آینده را ارائه کرده و در آن هشدار داده که آمریکا نباید خود را «بیش از حد» در کشورهای دیگر درگیر کند.
این سند ۲۹ صفحه‌ای که سوزان رایس، مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا رسماً آن را در مؤسسه بروکینگز واشنگتن عمومی کرد، نقشه راه دولت باراک اوباما در مواجهه کاخ سفید تحت ریاست او با چالش‌های پیش روی جهان در دو سال آینده است. در این سند آمده است: راهبرد امنیت ملی جدید رئیس‌جمهور، دیدگاه و راهبردی به‌منظور پیشبرد منافع ملی، ارزش‌های جهانی و قوانینی بر اساس نظم بین‌المللی از طریق رهبری پایدار و قوی آمریکا فراهم می‌کند. این راهبرد، اصول و اولویت‌هایی دارد که نشان می‌دهد آمریکا چطور می‌تواند دنیا را به سمت صلح و کامیابی بیشتر هدایت کند. ما با هدف و با توجه به منافع و ارزش‌های ملی پیش خواهیم رفت. ما با قدرت، درحالی که اوضاع اقتصادی را کنترل می‌کنیم و امنیت انرژی را افزایش می‌دهیم و ارتشی بی‌نظیر خواهیم داشت به پیشرفت ادامه خواهیم داد. ما از ارزش‌های‌مان در کشور و تعهدات‌مان در خارج حمایت خواهیم کرد. ما همراه با شرکای توانمند خود می‌توانیم به حل چالش‌های جهانی بپردازیم. ما با تمام ابزارهای قدرتمند آمریکا از مزایای راهبردی در دیپلماسی، توسعه، امور دفاعی، اطلاعاتی، علوم و تکنولوژی استفاده خواهیم کرد. ما با دورنمای درازمدت بر مسیر تغییرات عمده در حیطه امنیتی برای حفظ منافع ملی در آینده پیشرو خواهیم بود. در این گزارش آمده است: «آمریکا به همکاری با متحدان و شرکایش برای دستیابی به یک توافق جامع با ایران که نگرانی‌های جهانی درباره برنامه هسته‌ای ایران را برطرف می‌سازد، ادامه می‌دهد.»


یک درآمد و چند خزانه!

یک کارشناس مسائل اقتصادی به شیوه‌های اداره اشتباه کشور از سوی دولت پرداخت و برخی از رویه‌های غلط را به شرح ذیل بیان کرد:
۱ـ در صفحه 77 بودجه 94 آمده رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی می‌تواند هفت میلیارد تومان به هر شخص حقیقی و حقوقی بدهد که این رقم پارسال پنج میلیارد و800 میلیون تومان بود. همچنین آقای انصاری معاون پارلمانی رئیس‌جمهور سه میلیارد و 500 میلیون تومان در اختیار دارد. لازم به ذکر است برای این مبالغ هیچ کاربرد مشخصی تعریف نشده و صرف آن به اراده مسئول مورد نظر است. این رسم در دولت‌ها و سال‌های پیش نیز وجود داشته است. نمایندگان مجلس وظیفه دارند به این مسائل اعتراض کنند و جلوی قوانین غلط و بی‌قانونی‌ها بایستند.
۲ـ هیئت وزیران در تاریخ 7/3/93 مصوبه‌ای داشته است که بر اساس آن، شرکت‌های زیر پوشش وزارت صنعت و معدن و تجارت از پرداخت مالیات و ریختن سود شرکت به خزانه معاف می‌شوند، پس از چنین مصوبه‌ای باید به‌سرعت رسانه‌ها شروع به افشاگری و اعتراض می‌کردند که متأسفانه این اتفاق نیفتاد. شمار این شرکت‌ها به 200 می‌رسد که از شرکت‌های برجسته هستند و سود قابل‌توجهی دارند. این، یکی از مصادیق جیب‌بری قانونی است.
3 ـ در تبصره ۲ بودجه 94 به مواردی اشاره می‌کند که شرکت ملی نفت باید در خزانه بریزد، نفت خام و میعانات گازی در این تبصره ذکر شده است، اما گاز طبیعی در این تبصره وجود ندارد! و این به منزله یک جیب‌بری بسیار بزرگ قانونی است.
۴ـ ما امسال مقام اول تولید گاز طبیعی جهان را داریم، اما یک ریال از درآمد حاصل از آن به خزانه وارد نمی‌شود. در اینجا قانون به جای پر کردن خزانه، خزانه را خالی می‌کند. ما در کشور سه خزانه داریم: «خزانه شرکت نفت»، «صندوق توسعه ملی (صندوق ذخیره ارزی)»، «خزانه‌داری کل». و اشکالی که به این موضوع وارد است، مغایرت داشتن سه خزانه با اصل 53 قانون اساسی است؛ همه منابع دولت باید یک جا جمع شوند.
5 ـ دولت فعلی برای اینکه توجیهی برای وارد کردن بنزین داشته باشد، تمایلی به افتتاح پالایشگاه خلیج‌فارس ندارد. این درحالی است که ما سالیانه هشت میلیارد لیتر بنزین صادر می‌کنیم. چرا ما این پالایشگاه را درحالی که 90 درصد آن تکمیل شده است، راه‌اندازی نمی‌کنیم؟


خط خبر

خط‌ونشان فتنه‌گران برای انتخابات آینده!
وزیر سابق اطلاعات گفت: راهبرد فتنه موسوی پیش از انتخابات و برای دو سال پس از آن طراحی شده بود. مصلحی راهبرد نخست را شبهه برای ایجاد فتنه، راهبرد دوم را برپایی فتنه برای ایجاد بدعت و راهبرد سوم را نیز بدعت برای ایجاد انحراف در مسیر انقلاب عنوان کرد و یادآور شد: جزوه‌ای که از دفتر میرحسین موسوی بیرون آوردیم تمام راهبردها از یک سال پیش از انتخابات تا دو سال پس از انتخابات مطرح شده بود. وی با اشاره به انتخابات سال آینده خاطرنشان کرد: انتخابات سال آینده سرنوشت‌ساز بوده و از اکنون القای شبهه برای صیانت از آرا و کم‌رنگ نشان دادن فتنه مطرح است و ملت باید هوشیار باشند، به‌ویژه نیروهای حزب‌الله که باید بیدار باشند تا بتوانند وظیفه خود را به خوبی انجام دهند.

شما هم برای مصرف داخلی حرفی بزنید!

اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های کشور طی نامه‌ای به محمدجواد ظریف اعلام کرد: نتیجه دیپلماسی لبخندتان چه بوده است؟! آیا چیزی جز توطئه نفتی آمریکایی ـ سعودی عاید ملت کرده است، که هم ترمزی است برای چرخیدن سانتریفیوژها و هم اقتصاد و معیشت مردم؟ می‌خواستیم بپرسیم، چرا در مقابل تمام هجمه‌هایی که کشورهای غربی علیه ملت ایران انجام دادند از فریبکار خواندن ملت ایران که شما نیز جزئی از آن هستید گرفته تا ملاقات با عاملان فتنه تا توهین به مقدسات اسلامی، سکوت کردید؟ البته وقتی از شما پرسیده شد، چرا واکنشی درخور انجام نمی‌دهید؟ پاسخ دادید که این صحبت‌ها برای مصرف داخلی‌شان است. پس چرا شما حداقل برای مصرف داخلی در کشور موضع محکم و قوی‌ای نمی گیرید؟!

گاهی باید قمار کرد!

رسانه آمریکایی نشنال‌اینترست با چاپ مطلبی تحت عنوان «الآن مذاکرات با ایران را غرق نکنید» از سناتورهای کنگره این کشور خواست تا از تصویب تحریم‌های جدید علیه ایران خودداری کنند. در این مطلب آمده است: اگر از هر دیپلماتی بپرسید که هدف از مذاکرات چیست به شما خواهند گفت که «هدف» گرفتن چیزی از طرف مقابل است، بدون اینکه چیز زیادی در قبالش بدهی.
نویسنده در بخشی از این مطلب می‌نویسد: دیپلماسی کار سختی است نه فقط به این علت که اوضاع سیاسی داخل کشورها با هم متفاوت است و منافع کشورها با هم فرق دارد، بلکه گاهی به این علت است که کشورها در مقابل همدیگر سنگربندی کرده‌اند، لذا باید بعضی وقت‌ها برای اطمینان از نتیجه‌بخش بودن مذاکرات قمار کرد.

ماهواره‌ای که زمین را برای آمریکا تنگ کرد

پرتاب ماهواره فجر به فضا سبب عصبانیت دولتمردان آمریکایی شد. «مایک راجرز»، رئیس یکی از کمیته‌‌های تخصصی کمیسیون نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا با صدور بیانیه‌ای درباره پرتاب ماهواره بومی «فجر» به فضا واکنش نشان داد و گفت: 1ـ پیشرفت‌های موشکی ایران سبب تهدید اسرائیل می‌شود. 2ـ در حالی که ارتش ایران در حال قدرت گرفتن است، دولت اوباما ارتش آمریکا را تضعیف کرده است. 3ـ در حالی ایران به توسعه سامانه‌های موشکی پیشرفته و برنامه‌های فضایی خود ادامه می‌دهد که آمریکا فاقد هرگونه راهبرد بلندمدت برای ارتش و دفاع ملی آمریکا است.

چه کسی می‌خواهد عملکرد انقلاب را نقد کند؟!

یکی از متهمان پرونده فساد که دارای سابقه کیفری و ممنوعیت مشاغل دولتی است، شهر به شهر کشور را عرصه تک‌تازی خود کرده است که به آسیب‌شناسی انقلاب بپردازد! «غلامحسین کرباسچی» در مراسم معارفه اعضای جدید شورای مرکزی حزب کارگزاران اردبیل اظهار کرد: ما باید عملکرد 36 سال گذشته نظام اسلامی را در این ایام پرفروغ مورد ارزیابی قرار دهیم تا نقاط ضعف و قوت مشخص شده و به آنچه که در این 36 سال نتوانستیم دست پیدا کنیم، به راحتی دسترسی داشته باشیم. وی گفت: با مشاهده وضعیت کنونی در نرسیدن به برخی اهداف، دچار سرخوردگی شدیم و به رغم دستورات اخلاقی و ارزشی دین اسلام نتوانسته‌ایم در صحنه عمل به واقعیت‌های مد نظر دست پیدا کنیم.

اثرات توافق ژنو بر وضعیت اقتصادی

عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی گفت: توافق اصلی وین که در امتداد ژنو بود بین ایران و گروه ۵+۱ نبود، بلکه بین جان کری و سعود الفیصل، وزیر امور خارجه عربستان انجام گرفت و قیمت نفت را به زیر ۵۰ دلار رساندند. پس اگر تیم مذاکره‌کننده همه تحریم‌ها را بر می‌داشت تازه به سال ۸۸ بر می‌گشتیم. بذرپاش یکی از اثرات داخلی توافق ژنو را اثر شیب ملایم در بورس عنوان کرد و افزود: پس از توافق ژنو شاخص بورس از ۸۹ هزار و ۵۰۰ به ۶۵ هزار و ۵۰۰ رسیده است و نزدیک به ۲۸ درصد کاهش داشته است که به معنای از بین رفتن ۱۱۰ هزار میلیارد تومان از سرمایه جامعه است.

دوست و دشمن جابه‌جا شده است!

قوه قضائیه در حالی نسبت به ورود گروه‌های ضدحقوق بشر که با عناوین مختلف به کشور سفر می‌کنند به وزارت خارجه هشدار داده است، که وزارت خارجه نه‌تنها کاری در این زمینه نکرده که راه را برای حامیان فتنه باز گذاشته است و از طرف دیگر راه را برای دوستان انقلاب بسته است. «نادر طالب‌زاده» دبیر همایش افق نو در این‌باره گفت: تعجب می‌کنم در اوج زمانی که ضرورت دارد در صحنه بین‌الملل حضور داشته باشیم به دوستان جمهوری اسلامی اجازه ورود به کشور داده نمی‌شود. وی گفت: قصد داشتیم دهه فجر امسال چند نفر از میهمانان اروپایی و آمریکایی را برای شرکت در مراسم دهه فجر به ایران دعوت کنیم. از حدود یک ماه پیش اقدامات لازم برای تهیه ویزای این مهمانان انجام و قول مساعد داده شد که در زمان مقرر ویزای میهمانان اعطا شود، اما متأسفانه اعطای ویزا به میهمانان هر روز به فردا موکول شد تا اینکه ما اصلی‌ترین میهمان خود یعنی پروفسور «مایکل جونز» را از دست دادیم!

وزارت کشور در جست‌وجوی زیر پوست شهر

قائم مقام وزیر کشور در امور اجتماعی گفت: نتیجه تحقیقات تأثیرات اجتماعی مرگ مرتضی پاشایی، خواننده موسیقی پاپ در قالب بسته‌ای به دستگاه‌های مرتبط ارائه شده است. به گفته وی «تغییر و تحول در فضای فکری، روحی و روانی نسل جوان» یکی از نتایج این تحقیقات است. میرباقری افزود: در شورای اجتماعی وزارت کشور مطرح شده که «زیر پوست جامعه، مجموعه تحولاتی رخ می‌دهد که سیاست‌گذاران کشور باید برنامه‌های خود را متناسب با این‌گونه تحولات برنامه‌ریزی کنند.»

اطرافیان رئیس‌جمهور به ایشان چه می‌گویند؟!

عضو مجمع تشخیص مصلحت گفت: عده‌ای هستند که بیخ گوش رئیس‌جمهور و مقامات بلندمرتبه می‌گویند: 1ـ از تک پریدن، نفعی عاید شما نمی‌شود باید به آیین جهانی بپیوندید. 2ـ ما به‌عنوان یک مهره از این جهان باید تقاضاهای خودمان را با مقدورات عالم تنظیم کنیم، زیرا چاره‌ای نداریم و باید تحمل کنیم. 3ـ ایستادن روی اصول اعتقادی برای ما نفعی ندارد، بنابراین باید کوتاه بیایم. صفار هرندی افزود: قاطعانه می‌گویم که این، یعنی مرخص کردن نظام اسلامی و عقبگرد از همان مسیری که بیش از ۳۵ سال طی کرده‌ایم.

مبارزان شیعه حاضر در سوریه

واشنگتن‌پست به نقل از تحقیقات «فیلیپ اسمایت» از مؤسسه واشنگتن، حضور پررنگ مبارزان شیعه را عامل تغییر توازن نظامی در سوریه به نفع دولت این کشور دانسته است. طبق برآورد وی، حدود پنج تا هفت هزار رزمنده حزب‌الله، پنج تا ده هزار نیروی عراقی، چند صد رزمنده افغان و چند صد مشاور نظامی ایران، سرنوشت جنگ داخلی در سوریه را تغییر داده‌اند.

دولت در جایگاه رفع حصر نیست

«پورمحمدی» وزیر دادگستری گفت: «در دولت بحثی و نظری در مورد شکستن حصر صورت نگرفته است و اگر عده‌ای خواهان شکستن حصر هستند، از روی دلسوزی است و هیچ‌گاه در دولت و شورای امنیت ملی این موضوع مطرح نشده است و دولت در جایگاهی نیست که در این موضوع تصمیم‌گیری کند.» متأسفانه دولت در موضوع حصر سران فتنه به گونه‌ای رفتار می‌کند که گویا یکی از مشکلات و معضلات جامعه، حصر سران فتنه است و با وجود اینکه قوه قضائیه و شورای عالی امنیت ملی در مورد این موضوع صلاحیت تصمیم‌گیری دارند برخی از عناصر نزدیک به دولت با رسانه‌ای کردن تلاش‌های ناکام دولت برای رفع حصر به دنبال آن هستند که فضای ذهنی مردم را هنوز نگران فتنه‌گران نشان دهند!


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

اهداف انتخاباتی از مقابله با مفاسد اقتصادی
حسین عبداللهی فر

در امتداد روند سوءاستفاده از برخورد قاطعانه دستگاه قضایی با فساد اقتصادی که در پرونده محمدرضا رحیمی وارد مرحله جدیدی شده بود، این هفته، اهداف انتخاباتی و تسویه‌حساب با رقبای آینده از سوی یک جریان سیاسی در این ماجرا آشکار شد. مروری بر صفحه اول روزنامه‌ها در این هفته اهداف انتخاباتی از این بازی سیاسی را عیان می‌کند.
«آرمان»؛ «این بار لیست در جبهه رحیمی است» را به عنوان تیتر اول روز اول هفته(۱۱/۱۱/) خود برگزید و در روتیتر آن نوشت: «همه دنبال 170 گیرنده پول انتخاباتی».
«اعتماد» هم در این روز به بررسی «پوست‌اندازی یاران احمدی‌نژاد» پرداخت و زیر تیتر «مرد حلقه‌ها» اهداف پشت پرده هیاهوی رسانه‌ای پیرامون حکم قضایی رحیمی را آشکار کرد و نوشت: «احمدی‌نژاد اگر یک روز حلقه وزرای کشور را شکست و جمع کثیری را به عنوان کارگزاران ارشد نظام معرفی کرد، حالا می‌تواند در قالبی جدید حلقه نمایندگان مجلس را بشکند؛ حلقه‌ای که در سال‌های گذشته در اختیار اصولگرایان بوده و ضریب قابل قبولی شاکله اصلی مجلس را در دوره‌های هفتم، هشتم و نهم حفظ کرده است... احمدی‌نژاد با حلقه ارومیه شروع کرد. به حلقه نزدیکان در دولت نهم رسیده، حلقه انحرافی در دولت دهم را تشکیل داد و حالا شاید به دنبال حلقه‌ای تازه برای مجلس است.»
«آفتاب یزد» یک روز بعد(۱۲/۱۱/) «رحیمی قربانی بازگشت احمدی‌نژاد؟» را تیتر اول خود قرار داد و نوشت: «احمدی‌نژاد برای بازگشت به قدرت نیازمند چانه‌زنی و لابی با لایه‌های قدرتمند اصولگراهاست. او برای کنار آمدن با قدرتمندان حاکمیت نیازمند است وزنه‌هایی که او را پایین می‌کشند، از خود جدا کند.»
دوشنبه(۱۳/۱۱/) «آرمان» درخواست 20 نماینده برای اعلام لیست 170 نفره را تیتر کرد و با حروف درشتی نوشت: «باید دلواپس بند به بند نامه رحیمی شد.»
«شرق» این خبر را به تیتر اول خود برد و زیر تیتر درشت «افشای اسامی گیرندگان پول از معاون احمدی‌نژاد» نوشت: «نامه رحیمی و افشاگری اصفهانی، موج جدیدی در بهارستان به راه انداخته؛ موجی تازه در مسیر افشای خلافکاران و سیاسیونی که از پول‌های ناصواب به قدرت رسیده‌اند.»
«اعتماد» در همین روز مستقیم به سراغ ریشه این برخوردها رفت و در تیتر اول خود نوشت: «به زودی می‌آییم. این جمله‌ای است که در تنها صفحه قابل دسترس سایت رسمی احمدی‌نژاد دیده می‌شود. از همین جمله سه کلمه‌ای آن قدر سؤال و ابهام می‌توان استخراج کرد که کارشناسان و تحلیلگران سیاسی در پایگاه‌های خبری و روزنامه‌ها به آن بپردازند.»
«شهروند» هم تیتر اول خود را به «برگ تازه در ماجرای رحیمی» اختصاص داد و نوشت: «سخنگوی شورای نگهبان و تعدادی از نمایندگان خواستار بررسی ادعای رحیمی درباره پرداخت پول به نمایندگان شدند.»
«آفتاب یزد» در همین روز (دوشنبه) با اختصاص سرمقاله، تیتر و تصویر اول خود به این موضوع از پیشگویی اصلاح‌طلبان درباره مفاسد اقتصادی دولت نهم و دهم سخن گفت و نوشت: «تمام پیش‌بینیها و هشدارهای اصلاح‌طلبان درخصوص دولت احمدی‌نژاد را مطرح و سپس بررسی نموده که چقدر از این مطالب امروز محقق شده است.»
یک روز بعد(۱۴/۱۱/) هم این روزنامه، تیتر، تصویر و سرمقاله خود را به همین ماجرا اختصاص داد و با اشاره به سخنان اخیر احمدی‌نژاد، از قول وی نوشت: «احمدی‌نژاد در اظهارات خود هیچ اشاره‌ای به رحیمی نکرد، اما در عوض تلویحاً گفت که می‌آید و کنایه‌هایی را به دولت فعلی زد!»
سه‌شنبه(۱۴/۱۱/) «شرق»؛ «بزرگ‌ترین فساد قرن در دولت گذشته رخ داد» را تیتر اول خود برگزید و با زدن این تیر خلاص به دولت نهم و دهم از قول معاون اول رئیس‌جمهور نوشت: «اگر قرار بود با شعار، مشکلات حل شود، بیشترین شعار در مورد مبارزه با فساد اقتصادی در دوره گذشته داده شد، اما بیشترین و بزرگ‌ترین فسادها اتفاق افتاد.»
«آرمان» هم روی تصویری از احمدی‌نژاد، «جا خالی وی برای رحیمی» را برجسته کرد و آن را از پس‌لرزه‌های نامه معاون اول دولت دهم توصیف کرد. «مردم‌سالاری» ابعاد دیگری از این ماجرا را در تیتر اول خود مطرح ساخت و با حروف درشتی نوشت: «باهنر دریافت پول از رحیمی را تکذیب نکرد.»
«اعتماد» با حروف کوچک‌تری به واکنش باهنر به این جنجال رسانه‌ای پرداخت و نوشت: «اگر پول گرفتم و خرج کردم پاسخگویم.»
چهارشنبه(۱۵/۱۱/) «آرمان» پیرامون همین موضوع با یک حقوقدان به گفت‌وگو نشست و به نقل از وی نوشت: «علیه لیست 170 نفره می‌توان اعلام جرم کرد.»
«جوان» در همین روز به تحلیل روند سوءاستفاده سیاسی از این ماجرا پرداخت و زیر تیتر «استرس احمدی‌نژاد روی دماغ اصلاح‌طلبان» نوشت: «این همه پرداختن اصلاح‌طلبان به احمدی‌نژاد در جلا و خفا به خاطر چیست و چرا آنان تا به این حد در گفتار و رفتارهای‌شان نمی‌توانند استرس احمدی‌نژاد را مخفی کنند؟ با اینکه احمدی‌نژاد ساکت است، چرا اصلاح‌طلبان درباره او این قدر شلوغ می‌کنند؟»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروری بر تشكیل شورای ریاستی و قانون موقت
گام‌های جدید مردم یمن برای تحقق مطالبات انقلابی‌شان

مردم یمن در حالی 16 فوریه سال 2011 قیام سراسری علیه سه دهه دیكتاتور علی عبدالله صالح را آغاز كردند كه به دلیل فقدان رهبری واحد و نیز دخالت‌های غربی و عربی نتوانستند مطالبات خود را محقق کنند، چنانكه در نهایت «منصور هادی» معاون صالح به ریاست‌جمهوری رسید كه ادامه‌دهنده راه وی بود. ماه سپتامبر 2014 دورانی نوین در تاریخ یمن بود، چرا كه مردم این‌بار با تكیه بر هدایت‌های انصارالله كه از پایگاه بالای مردمی برخوردار بود، تحصن‌های خیابانی را آغاز كردند كه در نتیجه، به امضای توافقنامه صلح و مشاركت میان تمام گروه‌های یمنی و دولت منجر شد. با این وجود، دولت منصور هادی از حركت در مسیر مطالبات مردم خودداری كرد، چنانكه در نهایت، قانون اساسی جدیدی را مطرح کرد كه كشور را به شش منطقه تجزیه می‌كرد. این امر با مخالفت مردم و گروه‌های مردم‌نهاد مانند انصارالله مواجه شد. منصور هادی از سمت ریاست‌جمهوری استعفا داد و سرانجام نیز، گروه‌های سیاسی با محوریت انصارالله و با حمایت گسترده مردم روند جدید سیاسی را بر كشور حاكم ساختند و آن، تشكیل شورای ریاستی برای اداره كشور تا زمان برگزاری انتخابات بود. جمعه 17بهمن‌ماه، قانون اساسی جدید یمن اعلام شد که بر اساس آن، یک شورای پنج‌نفره به‌عنوان شورای ریاستی، وظایف رئیس‌جمهور این کشور را برعهده خواهد گرفت.
مراسم اعلام بیانیه قانون اساسی جدید یمن، روز جمعه (17 بهمن)، در کاخ ریاست‌جمهوری در صنعا پایتخت یمن با حضور شخصیت‌های سیاسی این کشور از جناح‌‌های مختلف یمنی برگزار شد.
بر اساس قانون اساسی جدید یمن در دوره انتقالی، شورای پنج‌نفره، مسئولیت‌های رئیس‌جمهور را بر عهده خواهد گرفت. همچنین مجلس انتقالی جای مجلس نمایندگان منحل‌شده را خواهد گرفت و شورای ریاستی، دولتی برای پیشبرد امور تشکیل می‌دهد. این مجلس متشکل از بیش از 500 عضو خواهد بود.
بر اساس این بیانیه، دولت انتقالی، ملزم به رعایت حقوق و آزادی‌ها در مرحله انتقالی است و روابط خارجی نیز بر اساس حُسن همجواری و عدم دخالت در امور داخلی دیگر کشورهاست. همچنین کمیته‌های انقلابی، نمایندگان انقلاب یمن هستند و در شهرهای مختلف، زیرشاخه‌های آن فعالیت خواهند کرد. قانون اساسی جدید یمن تصریح می‌کند که کمیته عالی انقلاب این کشور تصمیم گرفته که یک شورای ملی انتقالی 551‌ نفره را به‌جای پارلمان سابق تشکیل دهد که در آن علاوه بر حق حضور نمایندگان مجلس سابق، گروه‌های سیاسی که در مجلس پیشین یمن حضور نداشته‌اند، حضور خواهند داشت.
دلیل اعلام بیانیه قانون اساسی، پایان یافتن مهلت تعیین‌شده از سوی کمیته‌های مردمی برای حل بحران ناشی از استعفای رئیس‌جمهور یمن بوده كه برای جلوگیری از هرج‌ومرج و سوءاستفاده خارجی صورت گرفته است. نكته قابل توجه آنكه، برخی افراد كه همگرایی زیادی با عربستان و غرب دارند، ساز مخالف كوك كرده‌اند، چنانكه «عبدالعزیز بن‌حبتور» استاندار یمن به شبکه اسکای‌نیوز عربی که رویکرد منفی در قبال انقلاب مردم یمن اتخاذ کرده است، گفت: بیانیه انحلال پارلمان و تشکیل شورای ریاست‌جمهوری، کودتا است و بیانیه‌ای را برای توضیح نحوه تعامل با آن صادر خواهد کرد. «فؤاد واکد» رئیس فراکسیون جنوب در پارلمان یمن هم، بیانیه قانون اساسی را به‌زعم خود، کودتا خوانده و در توانمندی کمیته‌های مردمی برای اداره کشور ابراز تردید کرده است. این در حالی است كه مردم و بسیاری از جریان‌های سیاسی یمن با برپایی جشن خیابانی، از تغییرات صورت‌گرفته در ساختار سیاسی این کشور حمایت كرده‌اند.
اعلام بیانیه قانون اساسی در یمن، واکنش فوری آمریکا را نیز به‌دنبال داشت و وزارت امور خارجه این کشور در موضعی مداخله‌جویانه، مخالفت خود را با انحلال پارلمان یمن اعلام کرده و بر حمایت خود از «عبد ربه منصور هادی» رئیس‌جمهور مستعفی یمن تأکید کرد. جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، تحرکات مداخله‌جویانه را از طریق تماس و گفت‌وگو با مقامات کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس ادامه داد.
روزنامه العرب نزدیک به عربستان سعودی نوشت که کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس در نشست آتی خود درباره یمن در پایتخت عربستان، تصمیم به فراخوانی سفرای خود از یمن خواهند گرفت.
العرب، همچنین در ادامه مطلب خود نوشت: این کشورها (اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس) از تمامی طرف‌های یمن خواهند خواست تا برای حل بحران یمن به نقشه راه موسوم به «ابتکار کشورهای خلیج‌فارس» بازگردند. این ادعا در حالی مطرح شده كه طرح شورای همكاری خلیج‌فارس ضمن ایجاد مجدد بحران‌های سال‌های اخیر، یمن را به‌سمت تجزیه سوق داده كه مخالفت شدید مردم را به همراه داشته است.
نكته قابل توجه آنكه، یک منبع مسئول در اتحادیه اروپا، در سخنانی مطبوعاتی گفت: اتحادیه اروپا با نگرانی شدید، تحولات جاری در یمن را دنبال و ابعاد، پیامدها و نتایج وضعیت کنونی را بررسی می‌کند. جالب آنكه، اتحادیه اروپا در طول چهار سال اخیر برای رسیدگی به اوضاع سخت مردمی بحرین و عربستان تشكیل جلسه نداده است! از این‌رو، رویكرد آنها به مسئله یمن، دورویی حقوق بشری و منفعت‌طلبی آنان را آشكار می‌سازد.
به هر تقدیر، تغییرات صورت‌گرفته در یمن، ابتكاری در چارچوب مطالبات مردمی بوده است كه در صورت عدم دخالت دُوَل مرتجع منطقه و غرب می‌تواند دستاوردهای بسیاری برای مردم این کشور به همراه داشته باشد، چنانكه پس از اعلام این تغییرات، خیابان‌های یمن سرشار از شادمانی و جشن مردم بود.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

اوباما و بازی ساختگی
پنهان‌سازی چهره واقعی و نمایش چهره مثبت در معادلات بین‌المللی و عرصه دیپلماسی، امری متداول برای نظام سلطه است. رفتارهای آمریکا در طول سال‌های متمادی نشان می‌دهد که به کرات این سیاست از سوی آنان پیگیری شده و نمود عینی آن را در قبال جمهوری اسلامی و ملت ایران می‌توان مشاهده کرد. مذاکرات میان‌ جمهوری اسلامی ایران و گروه 1+5 در حالی ادامه دارد که در رفتارهای آمریکا چند موازنه قابل توجه مشاهده می‌شود. اولاً؛ در ساختار درونی آمریکا دو محور در جریان است. نخست، اقداماتی است که اعضای کنگره با رویکرد پررنگ‌تر جمهوریخواهان و کم‌رنگ‌تر دموکرات‌ها برای تصویب طرح تحریم‌های جدید علیه ایران صورت می‌دهند. آنها مدعی هستند که در صورت شکست مذاکرات در پایان دوره هفت ماهه (تیرماه) تحریم‌های سنگین‌تری علیه ایران وضع خواهند کرد.
در مقابل، اوباما رئیس‌جمهور آمریکا ادعای وتوی طرح مذکور را مطرح می‌‌کند و سعی دارد تا چنان وانمود سازد که مخالف هرگونه وضع تحریم جدید در قبال ایران است و دیپلماسی را تنها گزینه معرفی می‌کند.
دوم آنکه، سناتورها از سخنرانی نتانیاهو نخست‌وزیر صهیونیست‌ها در کنگره (12 اسفند) سخن گفته که محور آن را نیز موضع‌گیری علیه فعالیت هسته‌ای ایران تشکیل می‌دهد. در فضای رسانه‌ای چنان القا می‌شود که نتانیاهو تأثیرگذارترین فرد بر روند مذاکرات است که سخنرانی او می‌تواند چارچوب مذاکرات را تغییر دهد. به عبارتی، اراده صهیونیست‌ها و شخص نتانیاهو ورای اراده شش کشور بزرگ جهان (1+5) عنوان می‌‌شود. نکته مهم واکنش کاخ سفید است که ادعا دارد اوباما برای حفظ روند مذاکرات، مخالف این سخنرانی است و حتی با نتانیاهو دیدار نخواهد کرد.
ثانیاً در حوزه منطقه‌ای نیز دو مؤلفه مشاهده می‌شود. نخست، برجسته‌سازی تهدیدات داعش علیه منطقه و رویکرد آمریکا به جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با آن است، چنانکه محافل رسانه‌ای و سیاسی این کشور، ادعای موافقت آمریکا با اقدامات ایران در مبارزه با داعش در عراق را مطرح می‌‌کنند.
دوم آنکه، رسانه‌های غربی در کنار پرداختن به تغییرات در ساختار سیاسی عربستان، ادعای اقدام عربستان برای کاهش بهای نفت برای مقابله با ایران را مطرح می‌سازند. این ادعاها در حالی مطرح شده که همزمان، این ادعا مطرح می‌شود که توافق هسته‌ای می‌تواند به قدرتی منطقه‌ای مبدل شود که نتیجه آن، مقابله با اقدامات عربستان خواهد بود.
مجموع هر چهار فرایند در حالی صورت می‌گیرد که یک نقطه مشترک در آن مشاهده می‌شود و آن، تلاش سران کاخ سفید برای نمایش چهره‌ای مثبت از اوباما نزد ملت و مسئولان ایران است. آنها در چهار محور اقدامات ضد ایرانی کنگره، نتانیاهو، داعش و عربستان، چنان وانمود می‌کنند که شخص اوباما در کنار ایران قرار دارد و پذیرش خواسته‌های وی در مذاکرات، راهکاری برای مقابله ایران با هر چهار چالش مذکور است! این القا‌سازی‌ها در حالی صورت می‌گیرد که چند نکته بسیار مهم مطرح است.
اولاً؛ اوباما رئیس‌جمهور آمریکاست که جایگاه حقوقی دارد، نه فردی. هر توافقی با آن، یعنی توافق با دولت و کنگره آمریکا، از این رو آنچه در نهایت وی در مذاکرات طلب خواهد کرد، همان خواست و نظر ساختار سیاسی آمریکا از جمله کنگره است. ثانیاً؛ اوباما همواره از مخالفت با تحریم‌های جدید کنگره سخن می‌گوید، حال آنکه وی هرگز سخنی از لغو تحریم‌های گذشته کنگره و شورای امنیت به میان نمی‌آورد. ثالثاً؛ در باب صهیونیست‌ها نیز اوباما همواره خود را دوست آنها دانسته و دلیل مخالفت وی با سخنرانی نتانیاهو نیز نه برای مذاکرات، بلکه به دلیل تقابل دموکرات‌ها و جمهوریخواهان است. اوباما از اینکه جمهوریخواهان دست پیش را در حمایت از لابی صهیونیستی دارند، ناراضی است، نه از اصل سخنرانی. رابعا؛ً در باب داعش نیز جهانیان می‌دانند آمریکا ایجادکننده و حامی اصلی آن است، چنانکه در ماه‌های اخیر نیز چندین محموله تسلیحات برای داعش ارسال کرده است. خامسا؛ً در باب عربستان نیز سفر اوباما به عربستان در رأس هیئتی عالی‌رتبه نشان داد که پیوندی عمیق میان طرفین است و جالب‌تر از آن، سخنان «بایدن» معاون اوباما بود که تأکید می‌کند، قیمت بهای نفت در سال‌های آینده افزایش نمی‌یابد، که نشانگر نقش محوری آمریکا در کاهش بهای نفت، با هدف ضربه زدن به اقتصاد ایران است.
با توجه به این اوضاع می‌توان گفت که چهار دشمن ساختگی آمریکا برای ایران، صرفاً فریبی برای نمایش چهره مثبت از اوباما در افکار عمومی ایرانیان و سوق دادن ایران به پذیرش خواسته‌های آمریکا در حوزه هسته‌ای و منطقه‌ای است، در حالی که بررسی ریشه‌ لایه‌های پنهان این معادلات آمریکا، نشانگر طراحی سناریوهای جدید علیه ایران است که در قالب بزک کردن چهره اوباما صورت می‌گیرد.


پرونده

تصمیم گستاخانه نتانیاهو و رئیس کنگره!
«توماس فریدمن» تحلیلگر معروف آمریکایی، طی یادداشتی در روزنامه «نیویورک‌تایمز» با عنوان «اشتباه بد» با اشاره به سفر آتی «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی به آمریکا برای اثرگذاری در مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه 1+5 نوشت: «تصمیم نتانیاهو و جان بینر، رئیس مجلس آمریکا جهت سخنرانی در کنگره آمریکا مبنی بر «اتخاذ مواضع سخت‌تر از سوی واشنگتن علیه تهران» گستاخانه، بی‌حساب و کتاب و البته برای آینده روابط آمریکا و اسرائیل، نسبتاً خطرناک است.» فریدمن در یادداشت خود نوشت: اگر نتانیاهو خواهان نصایح اطلاعاتی است، بهتر است به مشاوره‌های سفیر سابق خود در واشنگتن گوش کند که از او خواسته بود تا سخنرانی خود را لغو کند.
افزایش سانتریفیوژها در صورت تصویب تحریم‌های جدید

«حمید بعیدی‌نژاد» عضو ارشد تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران، طی نشست خبری سفارتخانه ایران در مسکو در زمینه آینده مذاکرات ایران و گروه 1+ 5 گفت: در صورت تحمیل تحریم‌های جدید، ایران تعداد سانتریفیوژهایش را افزایش خواهد داد. به گزارش خبرگزاری روسی «تاس» بعیدی‌نژاد در این زمینه گفت: «به‌طور طبیعی این مسئله مایه نگرانی همه است. این مسئله بازگشت به وضعیتی است که هیچ‌کس مایل نیست به آن برسد و نفعی برای هیچ طرف ندارد.» وی در ادامه اظهار داشت: «در صورت تحریم‌های جدید آمریکا، ایران به‌یقین برنامه‌های هسته‌ای خود را پیش خواهد برد و سانتریفیوژهای بیشتری نصب خواهد کرد.»
برآورد تازه کاخ‎سفید از احتمال توافق هسته‌ای

«جاش ارنست» سخنگوی کاخ سفید می‌گوید که با وجود موانع بسیار بر سر راه رسیدن به توافق هسته‌ای، در یک‌سال اخیر پیشرفت‌های خوبی در این زمینه صورت گرفته، اما باز هم احتمال رسیدن به توافق ۵۰ درصد است. آقای سخنگو گفت: «هنوز موانع زیادی بر سر راه رسیدن به توافق مانده است و در عین حال، پیشرفت‌های قابل‌توجهی هم حاصل شده؛ البته شانس رسیدن به توافق همچنان ۵۰-۵۰ است.»
میلیاردرهای آمریکایی خواستار تشدید تحریم‌های ایران هستند

هرچند سناتورهای دموکرات آمریکایی به‌تازگی با ارسال نامه‌ای برای رئیس‌جمهور این کشور، اعلام کردند فعلاً از طرح وضع تحریم‌های جدید علیه ایران حمایت نمی‌کنند، اما بحث تحریم‌ها همچنان به‌طور جدی در محافل آمریکایی جریان دارد. پایگاه خبری آمریکایی «نیشن» در مطلبی به معرفی یکی از مهم‌ترین گروه‌ها پرداخته که برای وضع تحریم‌های بیشتر علیه ایران به نمایندگان کنگره فشار وارد می‌کنند و در همین راستا، به هویت دو تن از میلیاردرهایی که کار تأمین منابع مالی مورد نیاز برای گروه مذکور را بر عهده دارند نیز اشاره کرده است. دو میلیاردر یکی، پل سینگر، از حامیان اصلی حزب جمهوریخواه و دیگری، ریچارد پری، از نزدیکان به ستاد تبلیغاتی هیلاری کلینتون است. پل سینگر، که از اعضای فعال کمپین جمهوریخواهان به‌شمار می‌رود، عضو ارشد «ائتلاف یهودیان جمهوریخواه» است و مبلغ 6/3 میلیون دلار نیز به «بنیاد دفاع ازدموکراسی‌ها» (گروه تندرویی که اعضای آن از تحریم‌های فلج‌کننده علیه ایران و اقدام نظامی علیه این کشور حمایت می‌کنند) کمک مالی کرده است.


اقتصادى
سعید مهدوی

عدم راهکار دولت برای یارانه نقدی
موضوع هدفمندی یارانه‌ها برای بودجه سال 94 هفته گذشته از سوی کمیسیون تلفیق مجلس تصویب شد. بر این اساس، درآمد حاصل از اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها 48 هزار میلیارد تومان در سال 94 تصویب شد که از این مبلغ در بخش هزینه‌ها، پنج هزار میلیارد تومان در موضوع ماده 8 قانون بودجه سال 94، برای کمک به بخش تولید، بهبود حمل‌ونقل عمومی و بهینه‌سازی در واحدهای تولیدی، ۸/۴ هزار میلیارد تومان، یعنی 10 درصد از درآمد هدفمندی یارانه‌ها به بخش بهداشت و درمان، ۲/۱ میلیارد تومان برای یارانه تسهیلات مسکن و 37 هزار میلیارد تومان به پرداخت نقدی یارانه اختصاص یافت.
همچنین در کمیسیون تلفیق مجلس، مقرر شد که کلیه خانوارهایی که درآمد ماهیانه‌شان کمتر از ۵/۲ میلیون تومان برای سازمان هدفمندی یارانه‌ها احراز شده باشد، می‌توانند یارانه نقدی دریافت کنند و مبلغ حاصل از صرفه‌جویی حذف خانوارهای پردرآمد در هر استان، به بنگاه‌های تولیدی و ایجاد اشتغال در همان استان اختصاص می‌یابد. در این جلسه که به همت كمیسیون تلفیق مجلس تشكیل شد، محمدباقر نوبخت، سخنگوی دولت و رئیس سازمان مدیریت هم حضور داشت و با این مصوبه موافقت کرد.
اما مشکلات و ابهاماتی که در خصوص مصوبه فوق و در کل، اقدامات دولت برای ساماندهی و یا ادامه قانون هدفمندی یارانه‌ها وجود دارد؛ به شرح زیر است؛
صرف داشتن درآمد بالای ۵/۲ میلیون تومان برای هر خانوار بدون محاسبه هزینه خانوارها و بدون توجه به تعداد افراد خانوار و مکان زندگی و بسیاری شاخص‌های دیگر، ملاك دقیقی برای شناسایی اقشار پردرآمد نیست. دولت باید یارانه‌بگیران را با استفاده از پایگاه‌های اطلاعاتی کشور بر اساس معیارهای درست و منطقی تفکیک کند و در نهایت، نحوه بهره‌مندی هرسطح یا دهک را از یارانه نقدی و یا کالایی مشخص و اطلاع‌رسانی کند.
تردید دولت در ادامه قانون هدفمندی کاملاًً مشهود است. نماینده دولت ابتدا با کلیات مصوبه فوق موافق بوده، ولی پس از چند روز عقب‌نشینی کرده است و مبلغ ۵/۲ میلیون در ماه را عدد درستی برای حذف یارانه نقدی خانوارها نمی‌داند. پیشتر نیز خبر داده بود که اطلاعات 10 میلیون نفر از اقشار مرفه را جمع‌آوری کرده است ولی به دلایل بسیار، از اجرایی کردن آن منصرف شد!
دولت پس از اجرای راهکارهایی چون انصراف داوطلبانه، پر کردن فرم‌های خوداظهاری، ‌نام‌نویسی مجدد که اولین گام دولت برای حذف اقشار مرفه بود و با درخواست 97 درصدی مردم، عملاًً با شکست مواجه شد، تاکنون هیچ برنامه‌ای برای این مهم ارائه نکرده است. در حالی که یکی از وعده‌های رئیس‌جمهور، اصلاح اجرای همین قانون هدفمندسازی یارانه‌ها بوده است.
دکتر حسن روحانی در نشست اخیر درباره اقتصاد ایران، در زمینه اصلاح نحوه پرداخت یارانه نقدی اظهار داشت: «به راحتی می‌شود 50 درصد کسانی را که نیازمند نیستند، کشف کرد یا اینکه بخشی از کسانی که نیازمند هستند را شناسایی کرد، ولی بخش دیگری از آنها قابل شناسایی نیستند و این سبب می‌شود مشکلاتی پیش آید، متأسفانه یک سیستم جامع در این بخش وجود ندارد.» ولی با این حال پس از گذشت حدود نیمی از عمر دولت یازدهم اقدامی برای ساماندهی و ایجاد یک برنامه یکپارچه جهت اطلاعات خانوارها انجام نداده است. گفتنی است با توجه به عدم تغییر میزان یارانه نقدی در مرحله دوم هدفمندی و پرداخت 45 هزار و 500 تومان با عنوان یارانه نقدی، از ابتدای مرحله دوم هدفمندی یارانه‌ها تاکنون دولت به هر ایرانی 409 هزار و 500 تومان یارانه نقدی و از ابتدای اجرای این قانون در سال 89 به هر ایرانی رقم دو میلیون و 138 هزار و 500 تومان یارانه نقدی پرداخت کرده است.


نداى قدس

هشدار نسبت به تقسیم مسجدالاقصی
هیئت اسلامی- مسیحی حمایت از قدس و مقدسات فلسطین، اظهارات «اوری آریئل» وزیر مسکن رژیم صهیونیستی درباره تقسیم مسجد مبارک الاقصی طی سال جاری میلادی و یهودی‌سازی آن را نشانه موضع رسمی این رژیم در زمینه تقسیم و یهودی‌سازی مسجدالاقصی دانست. این هیئت، نسبت به پیشنهاد تعدادی از سیاستمداران و خاخام‌های یهودی برای احداث معبد یهودی در مسجدالاقصی به‌منظور فراهم شدن زمینه برگزاری آیین‌های یهودی در این مکان مقدس و استفاده از آن به‌عنوان زمینه‌ای برای احداث معبد کذایی بر روی ویرانه‌های این مسجد هشدار داد.
نقض حقوق کودکان از سوی رژیم صهیونیستی

کمیته امور اسرا و آزادگان فلسطین اعلام کرد: دشمن صهیونیستی در چارچوب یک اقدام سرکوبگرانه دست به بازداشت بیش از 1500 کودک فلسطینی ساکن قدس زد. این کمیته با انتشار گزارشی تأکید کرد: این بازداشت‌ها طی چند سال گذشته بی‌سابقه بوده و احکام ظالمانه‌ای را علیه این کودکان صادر کرده‌اند که از جمله آنها حبس خانگی یا تبعید از مناطق مسکونی‌شان می‌باشد. همچنین دادگاه‌های نظامی اسرائیلی از والدین کودکان تعهد گرفته است که حکم صادره نقض نگردد. مؤمن‌نعیم محمد الطویل، اسیر 15 ساله فلسطینی در همین رابطه گفته است: بازجویان در جریان بازجویی با آهن مورد ضرب و شتم قرار می‌دهند، وضعیت سلول‌های انفرادی این زندان بسیار طاقت‌فرساست؛ به‌نحوی که حتی برای زندگی جانوران مساعد نیست، وضعیت غذا بسیار بد است، سلول‌های انفرادی بسیار کثیف و تنگ است.
دستگیری خطرناک‌ترین مزدور صهیونیستی در غزه

منابع امنیتی فلسطین از دستگیری خطرناک‌ترین مزدور رژیم صهیونیستی در باریکه غزه به‌دست مبارزان مقاومت خبر دادند. «شاباک» از این مزدور صهیونیستی به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین عناصر خود در غزه یاد کرده است. وی بیش از 15 سال با این سازمان در ارتباط بوده است. وی همچنین نقش زیادی برای نفوذ در میان رهبران مقاومت طی جنگ‌های اخیر، شناسایی سکوهای شلیک موشک‌های مقاومت و نیز معرفی ده‌ها منزل فلسطینی به ارتش صهیونیستی برای بمباران آنها داشت.
کشف تونل بزرگ در داخل یک زندان صهیونیستی

منابع صهیونیستی از کشف تونلی بزرگ در داخل زندان عوفر واقع در نزدیکی شهر رام‌الله در کرانه باختری خبر دادند. به گزارش پایگاه خبری صهیونیستی «روتر»، افراد ناشناسی با حفر تونل از بیرون به داخل زندان عوفر، حفره بزرگی در دیوار این زندان ایجاد کرده‌اند. در پی انتشار این خبر، اداره زندان‌های رژیم صهیونیستی، عناصر خود را به حالت آماده‌باش درآورد و ارتش صهیونیستی از احتمال فرار برخی اسرای فلسطینی از این زندان خبر داده و اعلام کرده بود که نظامیان ارتش در جست‌وجوی اسرای متواری احتمالی در کوه‌های غرب رام‌الله هستند.
توطئه ثبت‌نام حماس در لیست «سازمان‌های تروریستی»!

پس از صدور حکم جنجالی دادگاه رسیدگی به پرونده‌های فوری در مصر که نام گردان‌های شهید عزالدین قسام شاخه نظامی جنبش مقاومت اسلامی «حماس» را در لیست «سازمان‌های تروریستی» قرار داد، این دادگاه قصد دارد اقدام مشابهی علیه حماس انجام دهد. در این دادخواست ادعا شده است که حماس شاخه نظامی جماعت اخوان‌المسلمین است که مصر در سال 2013 آن را «سازمان تروریستی» اعلام کرد.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

بودجه 2015 عراق و پیام‌های آن
علی تتماج

عراق به عنوان یکی از محورهای اصلی تحولات منطقه و تأثیرگذار بر امنیت بین‌الملل شناخته می‌شود. مبارزه با گروه‌های تروریستی بعثی ـ تکفیری از مهم‌ترین مؤلفه‌های اهمیت‌یابی نقش عراق است. نکته قابل توجه آنکه بحران‌های امنیتی عراق بهانه‌ای شده تا آمریکا با ادعای مقابله با داعش، ائتلافی جهانی را تحت فرماندهی خود ایجاد کند؛ ائتلافی که البته به یک رسوایی برای آمریکا تبدیل شد، چنانکه در نشست اول ائتلاف 60 کشور و در نشست بعدی آن فقط ۲۰ کشور حضور داشتند. جالب و قابل توجه آنکه برخلاف ائتلاف‌های قدیمی آمریکا، اکنون کشورها نه تحت فرماندهی آمریکا، بلکه به‌صورت مستقل اقدام به اعزام نیرو و تسلیحات به عراق کرده و وارد عرصه شده‌اند.
در کنار تحولات امنیتی، تصویب بودجه سال 2015 عراق در پارلمان به نکته‌ای مهم در تحولات این کشور تبدیل شده است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده، بودجه سال 2015 عراق 424 هزار میلیارد دینار است که در کنار آن بودجه 411 میلیارد و 837 میلیون و 537 هزار دیناری شورای عالی قضایی عراق و نیز بودجه 20 میلیارد و 600 میلیون دیناری کمیسیون حقوق بشر عراق به تصویب پارلمان رسیده است. نکته بسیار مهم در بودجه مذکور، فرایند تصویب آن در پارلمان است. این نخستین بودجه از سال 2003 است که در طول کمتر از یک ماه به تصویب رسیده است.
با توجه به این اوضاع، تصویب و اجرایی شدن بودجه سال 2015 عراق دارای پیام‌های قابل توجهی است که بیانگر حقایق جاری در این کشور و آینده‌ای روشن‌تر برای آن است.
نخست آنکه، عراق اکنون درگیر مسائل امنیتی و مبارزه با تروریسم است، لذا طبیعتاً دیگر امور در حاشیه قرار می‌گیرد. تصویب بودجه به عنوان رکن اقتصادی یک کشور بیانگر دستاوردهای عظیم امنیتی عراق و فراغ خاطر مسئولان عراقی برای توجه به امور اقتصادی و عمرانی است.
دولتمردان عراق با ارائه و پارلمان با تصویب بودجه نشان دادند که در کنار مسائل امنیتی، امور رفاهی و اقتصادی مردم را نیز در نظر دارند که نشانه‌ای بر جایگاه و دید ملی و مردمی مسئولان عراق است که پاسخی به رشادت‌های مردم در مبارزه با تروریسم و نیز حضور گسترده آنان در زمان برگزاری انتخابات پارلمانی است.
دوم آنکه، تصویب بودجه آن هم ظرف کمتر از یک ماه بیانگر همدلی و هماهنگی میان دو قوه مجریه و مقننه است. آنچه محافل رسانه‌ای و سیاسی غرب ترویج می‌کردند، اختلاف میان گروه‌های عراقی (شیعه، سنی و کرد) بود و حتی با این ادعا خواستار تجزیه عراق بودند، چنانکه بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا بارها تنها گزینه عراق را اجرای طرح تجزیه آن عنوان می‌کند! تصویب بودجه نشان داد که اتحاد عراقی‌ها صرفاًً در مبارزه با تروریسم نیست بلکه در امور دیگر نیز به یک بلوغ سیاسی و انسجام ملی دست یافته‌اند.
سومین نکته مهم در قالب بودجه عراق، سهم اقلیم کردستان در بودجه است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده در کنار سهم 17 درصدی این منطقه از بودجه سالیانه، بودجه اضافی برای نیروهای پیشمرگه که در حال مبارزه با تروریسم هستند و نیز منطقه حلبچه در نظر گرفته شده است. آنچه محافل رسانه‌ای غرب به دنبال القای آن هستند، این است که دولت مرکزی عراق برای کاهش تنش‌ها و نیز مهار اقلیم کردستان از مسیر جدایی‌طلبی، به افزایش بودجه این منطقه پرداخته است، اما این فضای رسانه‌ای در حالی پیگیری می‌شود که بررسی ردیف بودجه‌های اختصاص داده شده به اقلیم کردستان عراق حقایق دیگری را آشکار می‌کند.
بخشی از این بودجه در قالب وزارت دفاع عراق برای حمایت از نیروهای پیشمرگه علیه داعش است که در کنار ارتش و نیروهای مردمی برای تأمین امنیت کشورشان مبارزه می‌کنند. بخش دیگری از آن نیز بودجه مناطقی مانند حلبچه است که در قالب طرح‌های جدید استانی و تقسیم‌بندی کشوری صورت می‌گیرد. در همین حال، مناطق کردنشین اکنون در جمع میزبانان آواره‌های مناطق تحت حمله تروریست‌ها هستند که نیازمند حمایت‌های مالی است.
با توجه به این اوضاع، اختصاص بودجه بیشتر به مناطق کردی، امری طبیعی است و نگاه ملی‌گرایانه مسئولان و دولت مرکزی عراق را نشان می‌دهد. غرب تلاش بسیار دارد تا دولت عراق به رهبری حیدر العبادی و جریان‌های شیعه را جریان انحصار‌طلب معرفی کند تا طرح شیطانی تجزیه عراق را با بهانه تنها راهکار برقراری مساوات و عدالت عنوان کند.
این در حالی است که توجهات دولت مرکزی به مناطق کردنشین در بودجه و نیز تأکید بر لزوم آزاد‌سازی مناطق اهل سنت از حضور تروریست‌ها، نشانه نگاه فراجناحی و ملی‌گرایانه دولتمردان عراق است.
دولت و پارلمان عراق که اکثر آنها را جریان شیعه تشکیل می‌دهد نه‌تنها در تقسیم ساختار سیاسی، بلکه در تمام امور از جمله در حوزه اقتصادی و عمرانی نگاه وحدت‌گرایانه و ملی‌گرایانه دارد که بیانگر بلوغ سیاسی و کارکردهای ملی آن می‌باشد که نمودی از دموکراسی واقعی است.
با توجه به آنچه ذکر شد به صراحت می‌توان گفت، تصویب بودجه سال 2015 عراق كاركردی بزرگ برای این کشور در وضعیت حساس کنونی است که می‌تواند دستاوردهای بسیاری برای این کشور به همراه داشته باشد. عراقی‌ها با این اقدام این پیام را به کشورهای غربی و عربی مخابره می‌کنند که در کنار حوزه مبارزه با تروریسم، در قالب سیاسی و اقتصادی نیز توان وفاق ملی و مقابله با چالش‌ها را دارند و نیازی به دخالت‌های خارجی ندارند. دستاوردهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی عراق که در چارچوب وفاق ملی و رهنمودهای مرجعیت دینی، زمینه‌ساز الگو شدن عراق برای کشورهای عربی منطقه شده است، اصلی است که غرب و مهره‌های منطقه‌ای آن به‌شدت از آن هراس داشته و با سیاست تفرقه‌افکنی و حمایت از تروریسم به دنبال مقابله با آن هستند.


روزهای پرالتهاب مصر در سالگرد انقلاب ناکام
رضا اشرفی

مصر این روزها یکی از دوران حساس خود را سپری می‌کند. بهمن‌ماه در حالی سالگرد قیام مردم در سال 2011 و سرنگون‌سازی دیکتاتوری رژیم مبارک است که دو نکته مهم در این کشور مشاهده می‌شود. نخست، از سرگیری تظاهرات مردمی در قالب جنبش‌های 25 ژانویه و جریان‌های مخالف نظام حاکم است که با واکنش تند نیروهای امنیتی همراه شده که روزهای خونینی را رقم زده است.
دوم آنکه، حملات تروریستی در صحرای سینا به ارتش مصر، فضایی امنیتی را بر این کشور حاکم ساخته است. گزارش‌های منتشر شده نشان می‌دهد که جریان تروریستی انصار بیت‌المقدس که ارتباط نزدیکی با رژیم صهیونیستی دارد، عامل کشتارها در سینا است.
مجموع این تحولات در حالی روی می‌دهد که دو رفتار قابل تأمل از سوی دولتمردان قاهره مشاهده می‌شود. اولاً؛ دستگاه قضایی مصر، احکام سنگین اعدام و حبس ابد را برای صدها عضو اخوان‌المسلمین صادر و فضایی از رعب و وحشت را در جامعه به‌پا کرده‌اند. این در حالی است که چندی پیش همین دستگاه قضایی حکم آزادی مبارک و فرزندانش را صادر کرد. دولت مصر به ریاست‌جمهوری السیسی ادعای عدم دخالت در امور دستگاه قضا را مطرح کرد و ادعا دارد که ساختار قضایی مصر کاملاً مستقل است.
ثانیاً؛ در اقدامی دیگر، دستگاه قضایی مصر، گردان‌های قسام شاخه نظامی حماس را در لیست گروه‌های تروریستی قرار داده است! بر اساس رأی این دادگاه، حماس گروه تروریستی بوده و نه‌تنها مصر ارتباطی با آنها نخواهد داشت، بلکه به مبارزه با آنها نیز خواهد پرداخت. درباره دلایل رویکردهای مصر به اتخاذ چنین سیاست‌هایی، دیدگاه‌های متعددی مطرح است. برخی معتقدند که السیسی به‌دنبال تکرار دوران مبارک در ساختاری جدید است؛ ساختاری که در آن، حکومت مطلق در دستان وی باشد و منتقدان از صحنه حذف شوند. حذف اخوان با ظرفیت500 هزار عضو، مؤلفه‌ای مهم برای کنار زدن مخالفان السیسی است. خیز اول سران قاهره، پیروزی در انتخابات پارلمان و تشکیل پارلمانی یکدست و هماهنگ با سیاست‌های السیسی است.
به‌عبارتی، وی از طریق سیاست پارلمان‌تاریستی به‌دنبال اجرای سیاست‌های خود است، درحالی که ظاهر امر، اجرای طرح‌های پارلمان می‌باشد. سیاستی كه كشورهای غربی نیز از آن حمایت می‌كنند و تلاش دارند تا به‌عنوان نمادی از دموكراسی غربی برای كشورهای منطقه تجویز کنند.
برخی دیگر از ناظران سیاسی با اشاره به عدم جایگاه مردمی السیسی معتقدند که وی با اجرای خواسته‌های خارجی، به‌دنبال کسب حمایت‌های بیرونی برای رسیدن به انحصار قدرت است. خواست کشورهای عربی، به‌ویژه عربستان و امارات بر اصل مقابله با اخوان‌المسلمین استوار است. در حاشیه قرار دادن حماس و در نهایت، مقابله با جبهه مقاومت نیز از خواسته‌های مشترک غرب، عربستان و رژیم صهیونیستی است. السیسی با رویارویی با اخوان‌ و حماس، به‌دنبال جلب حمایت‌های خارجی برای حفظ قدرت است. این امر زمانی آشکارتر می‌شود که مصر از بازگشایی رفح خودداری می‌کند. هر چند كه مصر دارای سابقه انقلابی و مبارزه با رژیم صهیونیستی است، اما رفتار دولتمردان این كشور عملاً مغایر با سابقه تاریخی و مطالبات مردمی، یعنی مبارزه با رژیم صهیونیستی پیش می‌رود؛ روندی كه پس از مبارك در دوران مرسی و السیسی مشاهده می‌شود.
برخی دیگر از ناظران سیاسی نیز معتقدند که مصر به‌دنبال احیای جایگاه خود در معادلات منطقه است. در طول سال‌های اخیر، مصر به دلیل چالش‌های داخلی نقش محوری در روند سازش را از دست داده، به‌گونه‌ای که اردن محور روند سازش و سیاست‌های آمریکا در قبال فلسطین شده است.
این سناریو مطرح است که مصر به‌دنبال آن است که از دو مؤلفه روند آشتی ملی میان حماس و فتح و نیز مذاکرات آتش‌بس میان فلسطینی‌ها و رژیم صهیونیستی برای احیای جایگاه خود برخوردار شود. با توجه به نقش حماس در این دو معادله، این اصل وجود دارد که قاهره با قرار دادن قسام- شاخه نظامی حماس- در لیست گروه‌های تروریستی به‌دنبال وادار ساختن حماس برای پذیرش مطالبات تشکیلات خودگردان در روند آشتی ملی و نیز خواسته‌های رژیم صهیونیستی در مذاکرات آتش‌بس است. بستن گذرگاه غزه و تخریب تونل‌ها، حلقه‌های تکمیلی این سیاست قاهره می‌باشد.
مجموع این تحرکات در حالی صورت می‌گیرد که یک مؤلفه اساسی در آنها مطرح است و آن اینکه، مجموع این تحرکات، مغایر با مطالبات مردم انقلابی مصر است که تشدید اعتراضات مردمی را رقم خواهد زد. به هر تقدیر، سابقه رژیم صهیونیستی، کشورهای عربی و غربی نشان می‌دهد که صرفاً به‌دنبال منافع خود هستند و هرگز به تعهدات خود پایبند نمی‌باشند. چنانکه نمود آن را باید در قبال مرسی مشاهده کرد و السیسی با تكرار مسیر مرسی، گزینه‌ای جز تكرار سرنوشت آنها پیش رو نخواهد داشت.


از نگاه دیگران

حراج تاریخ مصر
دیگر كسی در جهان به دستگاه قضایی مصر اعتماد ندارد. این دستگاه چه در داخل و چه در خارج مصر، آماج حملات و انتقادات فراوان قرار گرفته است. در مقدمه این منتقدان، انقلابی‌های 25 ژانویه قرار دارند كه احكام آن را صددرصد سیاسی می‌دانند، زیرا این دستگاه انقلابی‌ها را محكوم، اما مبارك و پسرانش را تبرئه كرده است!
بیشتر سازمان‌های حقوق بشر (به استثنای سازمان‌های صهیونیستی) همین انتقادات را از دستگاه قضایی به عمل آورده‌اند و بر امكان ضربه زدن به دشمنان سیاسی آن از این طریق تمركز كرده‌اند.
دستگاه قضایی مصر تازیانه نظام حاكم است و ابزاری برای انتقام از دشمنان، تحت پوشش فریبنده‌ای به نام قانون. در حقیقت نه قانونی وجود دارد و نه قضایی. رسانه‌های گروهی و رسانه‌های بازرگانان مبارك در حقیقت زبان نظام و زبان دستگاه قضایی هستند. آنها هستند كه فرش قرمز برای احكام قضایی مصر پهن می‌كنند و وظیفه مخدوش كردن حقیقت و آرای مردم را به عهده دارند.
یكی از تازه‌ترین افتراهای دستگاه قضایی مصر، مداخله آشكار و محكوم در امور فلسطین است، به‌گونه‌ای كه دادگاه مصری، گردان‌های قسام را یك جنبش تروریستی و اعضای آن را تروریست قلمداد كرد. به این ترتیب موضع مصر با موضع رژیم صهیونیستی یكی شده و با موضع سیاسی آمریكا سازگاری پیدا می‌كند. به این ترتیب مصر عزت پیدا می‌كند و محور اتحادیه عرب می‌شود! و گردان‌های قسام نیز به صورت یك سازمان تروریستی معرفی می‌شود.
فلسطین، قدس و غزه از سال 1948 تا سال 2015 مدت‌هاست كه در آرزوی اقدام مصر برای آزادسازی آن نشسته و خواسته است مقاومت علیه اشغالگری را به آن متكی کند؛ اما همین افراد كه روزی امید فلسطینی‌ها بودند، امروز در جهت عكس، برای صهیونیست‌ها فعالیت كرده‌اند.
دستگاه قضایی مصر دشنه‌ای را پشت مقاومت فلسطین فرو كرد؛ زیرا برایش تفاوتی میان مقاومت و قسام وجود ندارد. این دستگاهی كه برای خشنودی صهیونیست‌ها به مقاومت دشنه زد، همان دستگاه قضایی است كه دشنه‌اش را در قلب قدس فرو كرد.
دستگاه قضایی مصر هیچ‌یك از سازمان‌های صهیونیستی را در فهرست ترور قرار نداد، هر چند كه نیروهای امنیتی مصر چندین جاسوس صهیونیست‌ را در مقاطع مختلف دستگیر كرده بودند.
مصر با این اقدام خود نه‌تنها در مسائل داخلی فلسطین دخالت كرد، بلكه در كنار نتانیاهو و در برابر مقاومت ایستاد. دستگاه قضایی مصر و نه ملت این كشور، تاریخ مصر را آماج افترا قرار داد. در این امر قسام در مسیر مبارزه با اشغالگران شایسته سرزنش نیست؛ زیرا مصر از زمان كمپ دیوید تاكنون حتی یك گلوله هم برای مبارزه با صهیونیست‌ها به قسام نداده است.
منبع: فلسطین اون لاین
مترجم: سحر دولتیان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا656

کارتر: ایران از تهدیدات اصلی پیش روی آمریکاست
فارس(15/11/1393): کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا طبق برنامه برای بررسی صلاحیت «اشتون کارتر» که از سوی رئیس‌جمهور آمریکا به‌عنوان گزینه نامزدی وزارت دفاع این کشور معرفی شده، تشکیل جلسه داد. وی در بخشی از این جوابیه مکتوب در رابطه با ایران نوشته بود: «من نگرانی‌هایی در مورد ماهیت فرقه‌گرایانه فعالیت‌های ایران در عراق دارم.» وی در رابطه با راهبرد آمریکا در منطقه، گفت: «همانطور که در ابتدا اشاره کردم، در تمام منطقه... ایران یک پیچیدگی جدی است.» وی همچنین اظهارات یکی از سناتورها را مبنی بر اینکه نفوذ ایران در دوره نخست‌وزیری نوری المالکی در عراق افزایش یافته و باید برای مهار این نفوذ تلاش کرد، تأیید کرد.
ژنرال آمریکایی: متحدان ما از تحریم بیشتر ایران حمایت نمی‌کنند
باشگاه خبرنگاران (15/11/1393): ژنرال پاول ایتون، مقام بلندپایه سابق ارتش آمریکا، در یک پیام ویدئویی درباره مذاکرات هسته‌ای ایران تأکید کرد متحدان کشورش از تحریم بیشتر ایران حمایت نمی‌کنند. ژنرال بازنشسته آمریکایی در ادامه با اشاره به تصمیم برخی نمایندگان کنگره آمریکا برای تشدید تحریم‌ها علیه ایران، آن را اقدامی «کوته‌بینانه و غیرسازنده» توصیف کرد و گفت: «متحدان ما از تحریم بیشتر ایران حمایت نمی‌کنند.»
آمریکا نگران پیشرفت‌های موشکی ایران باشد
تسنیم(15/11/1393): یکی از اعضای ارشد کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا به خبر پرتاب ماهواره ایرانی «فجر» به فضا واکنش نشان داد.
به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری فارس، «مایک راجرز»، رئیس یکی از کمیته‌‌های تخصصی کمیسیون نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریکا، با صدور بیانیه‌ای به خبر پرتاب ماهواره بومی «فجر» به فضا واکنش نشان داد. به گفته این نماینده ارشد کنگره، در حالی که کشورهایی مانند ایران به توسعه سامانه‌های موشکی پیشرفته و برنامه‌های فضایی خود ادامه می‌دهند اوباما همچنان فاقد هر گونه راهبرد بلندمدت برای ارتش و دفاع ملی آمریکا است.
ساکی: برنامه موشکی ایران یک تهدید جدی است
ایسنا (14/11/1393): جنیفر ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در واکنش به اعلام ایران مبنی بر پرتاب موفق ماهواره فجر، مدعی شد برنامه موشکی ایران یک تهدید جدی علیه منطقه غرب آسیا است. جنیفر ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در واکنش به اعلام ایران مبنی بر پرتاب موفق ماهواره فجر، مدعی شد برنامه موشکی ایران یک تهدید جدی علیه منطقه غرب آسیا است. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بدون اشاره به ماهیت علمی ماهواره‌های ایرانی، اعلام کرد که در مذاکرات هسته‌ای همواره در مورد موشک‌های ایرانی و توانایی حمل کلاهک هسته‌ای با طرف مقابل صحبت شده است و از این پس هم توانایی موشکی ایران، در مذاکرات مورد بحث قرار خواهد گرفت.
ایران با موانع فنی برای تولید سلاح هسته‌ای روبه‌رو نیست
باشگاه خبرنگارن (14/11/1393): دریادار «استیون استیوارت» فرمانده آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا با طرح ادعای تلاش ایران برای ساخت سلاح هسته‌ای گفت: ایران با موانع نفوذناپذیری برای تولید سلاح هسته‌ای روبه‌رو نیست. استیوارت در بیانیه‌ای نوشت: در رابطه با ایران، آمریکا و دیگر قدرت‌های جهانی در تلاشند که با ایران با هدف محدود کردن برنامه اتمی این کشور به توافق برسند. ایران با موانع فنی غیرقابل نفوذی برای تولید سلاح اتمی روبه‌رو نیست.
ادعای سناتور آمریکایی درباره نگرانی‌های کنگره و نتانیاهو
فارس (13/11/1393): سناتور «کلی آیوت»، نماینده جمهوریخواه ایالت نیوهمپشایر روز یکشنبه در مصاحبه‌ای با شبکه خبری فاکس‌نیوز گفت کنگره آمریکا نگرانی‌های مشابهی با اسرائیل درباره مذاکرات هسته‌ای ایران دارد. وی در مصاحبه با فاکس‌نیوز گفت: «فکر می‌کنم نمایندگان هر دو حزب کنگره نگرانی‌های مشابهی با نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی درباره مذاکرات جاری با ایران دارند.» سناتور آیوت این بیانات را در پاسخ به پرسشی درباره تنش‌های اخیر دولت آمریکا و جمهوریخواهان مطرح کرد. این تنش‌ها در روزهای گذشته پس از آنکه جان بینر، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا بدون هماهنگی با کاخ سفید، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی را برای سخنرانی در کنگره دعوت کرد، شدت گرفت.


هویت 397

آمریکا: جاسوسی از صدها میلیون راننده
ساختار حاكم بر آمریكا نقض حقوق شهروندی و آزادی‌های فردی را به امری روزمره مبدل کرده است، چنانكه وزارت دادگستری آمریکا به صورت محرمانه از صدها میلیون راننده وسایل نقلیه جاسوسی و مکالمات آنها را شنود و ضبط کرده است. روزنامه آمریکایی وال‌استریت‌ژورنال از جاسوسی، شنود و ضبط مکالمات صدها میلیون راننده وسایل نقلیه از سوی وزارت دادگستری این کشور خبر داد. این روزنامه نوشت که وزارت دادگستری این کشور به صورت محرمانه از صدها میلیون راننده وسایل نقلیه جاسوسی و مکالمات آنها را شنود و ضبط کرده است. آمریكا با بهانه‌های امنیتی به نقض حقوق شهروندان و آزادی‌های فردی پرداخته است.
اروپا: كنترل اطلاعات بانکی مسافران هوایی

در اقدامی كه ناقض آزادی‌های فردی است، بر اساس طرح تازه کمیسیون اروپا، اطلاعات کلیه مسافران خطوط هوایی شامل جزئیات اطلاعات بانکی آنان در اختیار پلیس کشورهای عضو قرار خواهد گرفت. کمیسیون اروپا طی طرح تازه‌ای اطلاعات کلیه مسافرانی که از خارج مرزهای اروپا به این قاره یا از این قاره به خارج مرزهای آن سفر می‌کنند، شامل جزئیات اطلاعات بانکی این افراد را در پایگاه اطلاعات پلیس ذخیره خواهد کرد. اتحادیه اروپا با ادعای اجرای طرح ضدتروریستی، اطلاعات کلیه افراد من جمله جزئیات اطلاعات حساب‌های بانکی آنان را ذخیره خواهد کرد. این حرکت کمیسیون اروپا در واقع به معنای جمع‌آوری اطلاعات مسافران در گیت‌های مسافری و دادن آن به نیروهای امنیتی است. مبارزان آزادی‌های مدنی این حرکت شورای اروپا را تجاوز به حریم خصوصی هزاران مسافر خطوط هوایی اروپا دانستند و خواستار لغو این طرح شدند. سرویس‌های امنیتی انگلیس به بهانه مقابله با موارد مشکوک به تروریست پیش از این از خطوط هوایی درخواست دسترسی به اطلاعات مسافران را کرده بودند.
آلمان: شنود تماس‌های تلفنی

آژانس اطلاعات برون‌مرزی آلمان (BND)روزانه 220 میلیون مکالمه تلفنی خارجی و پیام‌های متنی را رصد و گردآوری می‌کند. آژانس اطلاعاتی آلمان برخی مواقع اطلاعات و داده‌های گردآوری شده را به نهادهای جاسوسی آمریکایی همچون آژانس جنجال‌برانگیز امنیت ملی آمریکا (NSA) و سازمان اطلاعات (CIA) ارائه می‌کرد. این خبر را هفته‌نامه آلمانی زیت (Zeit ) منتشر کرد و نوشت: اکثر اطلاعات گردآوری شده توسط BND پس از یک هفته نگهداری حذف می‌شود، اما درصد اندکی از تماس‌های خارجی رصد شده، برای تحلیل و بررسی‌های بیشتر نگهداری و بایگانی می‌شوند. آژانس اطلاعاتی آلمان قادر به تشخیص تحرکات افراد تماس گیرنده و همچنین پیش‌بینی رفتار افرادی که تحت مراقبت قرار دارند، می‌شود. 


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح‌صادق مصوبه مجلس شورای اسلامی ‌در برابر ادعاهای کنگره را واکاوی می‌کند
قوه مقننه بازوی تیم هسته‌ای
علي تتماج

نمایندگان مجلس شورای اسلامی ‌در جلسه علنی هفته گذشته یک فوریت طرح الزام دولت به حفظ دستاوردهای هسته‌ای را با ۱۷۳ رأی موافق از مجموع ۲۰۵ نماینده حاضر در مجلس تصویب کردند.
بر اساس ‌این طرح دولت موظف می‌شود در صورتی که کنگره آمریکا اقدام به افزایش تحریم‌های ‌ایران بکند، توافقنامه ژنو لغو می‌شود و اقدامات ‌ایران در راستای فناوری هسته‌ای به نقطه پیش از ‌این توافقنامه باز خواهد گشت. در صورت تصویب و یا اعمال هرگونه تحریم جدید و یا افزایش تحریم‌ها از سوی آمریکا، توافقنامه ژنو کان لم یکن تلقی می‌شود و در چارچوب NPT جمهوری اسلامی‌ایران اقداماتی را به عمل می‌آورد.‌ این اقدامات شامل فعال‌سازی کامل مراکز غنی‌سازی بدون هرگونه محدودیت در میزان غنی‎سازی اورانیوم حتی تا مقادیر بالا و در چارچوب ماده (4) معاهده NPT و همچنین تکمیل و از سرگیری فعالیت رآکتور اراک طبق طراحی اولیه، از سرگیری غنی‎سازی 20 درصد در فردو، منع بازرسی فراپادمانی و منع خروج مواد غنی شده از کشور خواهد بود. افزایش سطح غنی‌سازی به 60 درصد از دیگر چارچوب‌های مطرح در مجلس شورای اسلامی‌است.
این رویکرد قوه مقننه در حالی صورت گرفته که محافل رسانه‌ای غربی تلاش بسیاری کرده‌اند تا آن را اقدامی ‌مغایر با روند مذاکرات معرفی کنند. ‌این ادعاها در حالی مطرح می‌شود که اولاً در ساختار نظام اسلامی ‌هر چند که تفکیک قوا میان سه قوه قضائیه، مقننه و مجریه رعایت می‌گردد، اما همگان در مسیر منافع ملی در چارچوبی واحد قرار دارند و به عنوان مکمل‌های تقویت‌کننده یکدیگر هستند. دیپلماسی پارلمانی نه در موازات بلکه در چارچوب قوه مجریه و دستگاه دیپلماسی کشور قرار دارد که دستاوردهای بسیاری به همراه داشته است. ثانیاً، اقدام مجلس شورای اسلامی ‌در واکنش به تهدیدات و رفتارهای اخیر کنگره آمریکا بوده است که با رویکرد به ابزار قانون‌گذاری به دنبال اعمال فشار بر ‌ایران بوده‌اند. در این رابطه مجلس شورای اسلامی ‌بهترین نهادی است که می‌تواند از ابزار قانون برای پاسخ به تهدیدات قانون کنگره بهره گیرد. آنچه ‌این روزها در کنگره مطرح است ادعای افزایش تحریم‌های جدید علیه ‌ایران و سخنرانی ضد‌ایرانی نتانیاهو، نخست‌وزیر صهیونیست‌ها در کنگره است. حال ‌این پرسش مطرح است که در ورای‌ این اقدامات کنگره به‌ویژه ادعای مخالفت اوباما با تحریم‌های جدید و سخنرانی نتانیاهو چه نهفته است و اقدام مجلس شورای اسلامی‌ چه تأثیری در مقابله با ‌این روند می‌تواند داشته باشد؟

اوبامایی که از وتو می‌گوید
باراک اوباما در سخنرانی خود در کنگره در اویال سال 2015 و سپس در مصاحبه‌های متعددی به موضع‌گیری در قبال جمهوری اسلامی ‌ایران پرداخت. سخنانی که از یک‌سو نیاز شدید آمریکا به توافق را نشان می‌داد و از سوی دیگر استمرار نگاه سلطه‌گرایانه آمریکایی را آشکار می‌ساخت؛ چنانکه اوباما بار دیگر بر وجود همه گزینه‌ها از جمله نظامی روی میز تأکید کرد.
شاید سخنان اوباما خط‌مشی کاخ سفید در قبال ایران در مذاکرات هسته‌ای را نشان دهد، اما از سخنان او مهم‌تر، واکنش سناتورهای کنگره به این سخنان بود. واکنش‌هایی که بسیاری آن را واکنش به کلید واژه اصلی سخنان اوباما یعنی استفاده وی از وتو در قبال تصویب قطعنامه جدید تحریم‌ها درباره ایران تشکیل می‌داد. چند نمونه از واکنش‌های سناتورها به شرح زیر است.
- سناتور «اد رویس»، رئیس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا خواستار همراهی اوباما با کنگره برای افزایش فشارهای اقتصادی علیه ایران شد.
ـ سناتور «دیان فاینشتاین» از سخنان اوباما مبنی بر وتوی تحریم‌ها استقبال کرده و تحریم‌های جدید را عامل اخلال در مذاکرات دانسته است.
ـ سناتور «چاک‌شامر» نگاهی به نسبت میانه داشته، اما وی نیز عدم افزایش تحریم را مطلوب دانسته است.
ـ سناتور «شرود براون» عضو ارشد کمیته امور بانکی سنای آمریکا نیز تعویق طرح کنگره برای افزایش تحریم‌ها را خواستار شده و تحریم‌های جدید را زمینه‌ساز ایجاد چالش در مذاکرات دانسته است.
ـ نشریه هیل که نگاه سناتورهای كنگره را مطرح می‌سازد نیز از اختلافات شدید میان سناتورها در باب تحریم‌های جدید در قبال ایران خبر داده است.
-پایگاه خبری المانیتور نوشت برخی از نمایندگان دموکرات مجلس سنا که جزو امضاکنندگان نامه سناتور باب منندز به باراک اوباما بوده‌اند می‌گویند دولت اوباما از آنها خواسته تا پایان ماه مارس برای پیشبرد تحریم‌های ضد‌ایرانی صبر کنند.
آنچه مجموع این اظهارات نشان می‌دهد، اختلافات شدید درون کنگره و عدم اجماع برای اعمال تحریم‌های جدید است. با توجه به اختلافات شدید کنگره اقدام آنها مبنی بر تعویق بررسی طرح تحریم جدید علیه ایران نه به دلیل سیاست‌ها و تهدیدات اوباما بلکه به دلیل عدم اجماع درونی است. کنگره به دلیل اختلافات درونی از مطرح شدن طرح مذکور و عدم رأی بالا به آن هراس داشته لذا برای جلوگیری از افشای رسوایی اختلافات درونی کنگره، از تعویق این طرح سخن گفته است. لذا ادعای تأثیر مواضع اوباما در تصمیم کنگره ادعایی کاملاً بی‌منطق و فریبکارانه است.
نکته دیگر، وضعیت اوباما برای مقابله با عملکرد کنگره است. در هفته‌های اخیر کاخ سفید تلاش کرده تا اوباما را ناجی مذاکرات و تنها فردی معرفی کند که توان اجرای توافق هسته‌ای را دارد و ایران باید این فرصت را غنیمت شمرده و با پذیرش خواسته‌های آمریکا توافق را نهایی کند.
این فضاسازی در حالی صورت می‌گیرد که به دلیل اختلافات گسترده در کنگره، اوباما کار سختی در برابر طرح احتمالی کنگره ندارد، چراکه اجماع دوسوم ایجاد نخواهد شد و وی به راحتی می‌تواند به اصطلاح طرح را وتو کند.
از جمع ۱۰۰ عضو سنا، ۵۴ کرسی برای جمهوریخواهان است و برای تصویب قطعنامه قاطع ۶۷ رأی، یعنی دوسوم اعضا نیاز است كه عملاً تحقق این امر با ابهامات بسیاری همراه است.
نکته قابل توجه آنکه پایگاه خبری المانیتور نوشت برخی از نمایندگان دموکرات مجلس سنا که جزو امضاکنندگان نامه سناتور باب منندز به باراک اوباما بوده‌اند می‌گویند دولت اوباما از آنها خواسته تا پایان ماه مارس برای پیشبرد تحریم‌های ضد‌ایرانی صبر کنند.
این مسئله در حالی مطرح می‌شود که زمان تعیین شده تمدید مذاكرات تا تیر ماه است، نه فروردین. ‌آیا پس از ماه مارس اوباما توافق را با اجازه به تصویب تحریم‌های بیشتر نقض خواهد کرد؟ ‌این اخبار ابهامات بسیاری را در صداقت آمریکا در باب مذاکرات ‌ایجاد می‌کند. در همین حال اوباما در مصاحبه با سی‌ان‌ان مواضع قابل تأملی داشته است.
عدم وجود واژه لغو تحریم‌ها در سخنان اوباما نکته قابل توجهی است که عدم صداقت آمریكا بر اساس تعهد به اجرای برنامه اقدام مشترک را نشان می‌دهد. یعنی آمریکا مذاکره را صرفاً در وادارسازی طرف مقابل به پذیرش زیاده‌خواهی می‌داند که عملاً مغایر با اصل اقدام مشترک است.
با توجه به این حقایق این پرسش اساسی مطرح می‌شود که هدف آمریکایی‌ها از برجسته‌‌سازی ادعای اراده اوباما برای گرفتن تصمیم سخت ـ به ادعای آنها و وتوی تحریم احتمالی و نیز مخالفت با سخنرانی نتانیاهو در کنگره ـ چیست؟ و چرا باوجود عدم شرایط لازم درون کنگره برای تحریم‌های جدید، به برجسته‌سازی وتوی اوباما پرداخته می‌شود؟
پاسخ به این پرسش را در بندهای بالایی سخنان اوباما می‌توان مشاهده کرد. اوباما تأکید می‌کند که آمریکا با اعمال تحریم‌های اقتصادی و دیپلماسی جهانی توانسته علیه ایران اجماع ایجاد کند و تهران را پای میز مذاکره آورد. وی تأکید می‌کند آمریکا برای اولین بار توانسته فعالیت‌های هسته‌ای ایران را متوقف سازد و به امنیت رژیم صهیونیستی کمک کند. اوباما تأکید می‌کند که در برابر طرح جدید تحریم‌ها از وتو استفاده می‌کند، چراکه مخالف دستاوردهایی است که آمریکا از مذاکرات داشته حال آنکه واشنگتن مصمم به حفظ و استمرار دستاوردهایش است.
نکته قابل توجه آنکه دیوید کوهن، معاون وزارت خزانه‌داری آمریکا در امور مبارزه با تروریسم و اطلاعات مالی (در گفت‌وگویی با روزنامه وال‌استریت ‌ژورنال) ادعا می‌کند تحریم‌های ضد‌ایرانی سبب شده مذاکره‌کنندگان هسته‌ای ‌این کشور با دست‌های بسته قدم به مذاکرات بگذارند. «آنها گیر افتاده‌اند. آنها بدون کاهش تحریم‌ها نمی‌توانند ‌این اقتصاد را ترمیم کنند. فکر می‌کنم آنها با دست‌های بسته به مذاکرات آمده‌اند.» به عبارتی وی چنان عنوان می‌کند که تحریم اساس مذاکرات است و آمریکا با آن به اهداف خود می‌رسد. مجموع ‌این سخنان همچنان نشان می‌دهد که آمریكا سعی دارد تا خود را ناجی اقتصاد ایران معرفی کند و مردم را به سمت طغیان برای توافق هسته‌ای سوق دهد. در حالی که هم‌پیمانان دیرینه اقتصادی آمریکا مانند بسیاری از کشورهای منطقه و کشورهای اروپایی با بحران‌های مالی و عقب‌ماندگی مواجه شده‌اند.

اوباما و نتانیاهو
محور دیگری که در مباحث مربوط به کنگره و اوباما مطرح است سخنرانی نتانیاهو، نخست‌وزیر صهیونیست‌ها در كنگره و همزمان ادعای كاخ سفید مبنی بر عدم دیدار اوباما با وی است. محافل رسانه‌ای و سیاسی صهیونیستی ـ آمریكایی تلاش دارند تا چنان وانمود سازند كه نتانیاهو در حال اقدامی موثر در قبال ایران در كنگره است و به عبارتی سخنرانی وی می‌تواند تأثیر بسیاری بر روند مذاكرات ایران و گروه 1+5 داشته باشد.
عملكردهای كنگره نشان می‌دهد سعی دارد تأثیر سخنان نتانیاهو بر مذاكرات را بیش از اراده شش كشور (1+5) نشان دهد.
صهیونیست‌ها همواره سیاست هوچی‌گری را اجرا كرده‌اند و اقدام كنونی نتانیاهو نیز تكرار همان سیاست‌های سوخته مانند همان نقاشی وی در سازمان ملل است. ایران دلیلی نمی‌بیند كه تسلیم سخنان و ادعاهای واهی شود كه هیچ پشتوانه جهانی ندارد.
نكته قابل توجه آنكه بخشی از سناتورهای آمریكایی از سخنرانی نتانیاهو حمایت نكرده‌اند و کاخ سفید اعلام نموده اوباما برای حفظ روند مذاکرات، مخالف این سخنرانی است. این امر نشان می‌دهد كه حتی متحدان دیرینه رژیم صهیونیستی نیز خریدار سخنان وی نیستند.
نكته بسیار مهم واكنش جهانی به این سخنرانی است. بسیاری از محافل رسانه‌ای و سیاسی جهان تأكید دارند كه سخنان نتانیاهو ارزش پرداختن ندارد و صرفاً یك بلوف تبلیغاتی است كه برای رؤیاپردازی‌های وی صورت می‌گیرد. چنانكه نقاشی نتانیاهو در سازمان ملل مورد تمسخر همگان قرار گرفت. ادعاهای وی در باب سخنرانی در كنگره نیز به همین سرنوشت دچار شده است. این روند نشانگر تزلزل شدید صهیونیست‌ها و توجه جهانی به حقانیت ایران است. به عبارتی واكنش‌های جهانی نشان می‌دهد كه جهان اعتماد گسترده‌ای به حقانیت مواضع ایران مبنی بر صلح‌آمیز بودن فعالیت‌های هسته‌ای‌اش دارد در حالی كه به ادعاهای ضد ایرانی صهیونیست‌ها و البته آمریكایی‌ها كه تلاش دارند تا از برگه نتانیاهو برای اعمال فشار بر ایران بهره گیرند هیچ توجهی ندارند. در همین رابطه پایگاه آمریکایی «لیوینگستن دیلی» در گزارشی دعوت از بنیامین نتانیاهو را نقض اصل تفکیک قوا بین کنگره و رئیس‌جمهور مندرج در قانون اساسی آمریکا توصیف کرد. در گزارش‌ این پایگاه آمده است: «جان بینر رئیس مجلس نمایندگان وقتی از بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل برای صحبت درباره‌ ایران در نشست کنگره دعوت کرد، کاری بیش از نقض پروتکل‌های قانونی انجام داد او اصل تفکیک قوا بین کنگره و دولت را در مسائل خارجی نقض کرد.»
نکته قابل توجه آنکه مسئله سخنرانی نتانیاهو در کنگره بیش از هر چیز برگرفته از جنگ درونی میان جمهوریخواهان و دموکرات‌ها است، چنانکه «پولیتکو» در گزارشی خبر داد بسیاری از دموکرات‌ها به صورت خصوصی تهدید کرده‌اند در سخنرانی سوم مارس نتانیاهو در کنگره حضور نمی‌یابند. ‌این امر زمانی بیشتر آشکار می‌شود که دموکرات‌ها در سخنان خود در باب تهدیدات نتانیاهو در قبال ‌ایران سخنی نمی‌گویند و صرفاً از دعوت جمهوریخواهان از نتانیاهو انتقاد می‌کنند.

آمریکا به دنبال چیست؟
جمع این جملات و سایر مواضعی که مقامات آمریکایی در قبال ‌ایران اتخاذ کرده‌اند هدف آمریکا از ادامه مذاکرات را چنین نشان می‌دهد: «عدم لغو تحریم‌ها و جابه‌جا کردن آن با ادعای عدم افزایش تحریم‌ها، توقف فعالیت‌های هسته‌ای ایران و پیوند زدن مذاکرات به امنیت رژیم صهیونیستی که اساس آن را نیز حذف برنامه‌های موشکی جمهوری اسلامی و تبدیل ایران به کشوری خنثی در منطقه با دور ساختن آن از مقاومت تشکیل می‌دهد.» این حقایق زمانی آشکارتر می‌شود که اوباما تصمیم سخت را مقابله با تحریم‌های جدید کنگره با وتو عنوان می‌کند، کنگره‌ای که به دلیل اختلافات گسترده عملاً تهدیدی برای مواضع اوباما در مذاکرات نیست. ادعای اوباما برای واقعی نشان دادن تقابلش با کنگره اگر از روی حسن‌نیت و گامی برای اعتماد‌سازی باشد، به جای استفاده از واژه وتوی تحریم‌های جدید باید اصل وتوی تحریم‌های گذشته و لغو یک‌جانبه تحریم‌ها به عنوان اقدامی اعتماد‌ساز را مطرح سازد، حال آنکه اوباما نه تنها اکنون، بلکه در طول شش سال ریاست‌جمهوری خود هرگز از چنین واژه‌ای استفاده نکرده است.
رویکرد ضد‌ایرانی آمریکا زمانی آشکارتر می‌شود که جنیفر ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در واکنش به اعلام ‌ایران مبنی بر پرتاب موفق ماهواره فجر، مدعی شد برنامه موشکی ‌ایران یک تهدید جدی علیه منطقه غرب آسیا است. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا بدون اشاره به ماهیت علمی‌ ماهواره‌های ‌ایرانی، اعلام کرد در مذاکرات هسته‌ای همواره در مورد موشک‌های ‌ایرانی و توانایی حمل کلاهک هسته‌ای با طرف مقابل صحبت شده است و از‌ این پس هم توانایی موشکی ‌ایران، در مذاکرات مورد بحث قرار خواهد گرفت.
البته‌ این ادعای ساکی چندان دوامی ‌نیاورد و دکتر عباس عراقچی، عضو ارشد گروه هسته‌ای ‌ایران، مردود بودن زیاده‌خواهی آمریکا را برملا ساخت، وی با تأکید بر‌اینکه برنامه موشکی ‌ایران ماهیت کاملاًً دفاعی دارد، تصریح کرد: جمهوری اسلامی ‌به هیچ عنوان مسائل دفاعی کشور را قابل مذاکره نمی‌داند و در مورد آن حاضر به گفت‌وگو با هیچ طرف خارجی نیست.
ابهام در صداقت رفتاری آمریکا در مذاکرات و ابهام در تقابل ادعایی میان کنگره و کاخ سفید زمانی آشکارتر می‌شود که آمریکایی‌ها همچنان به‌دنبال فضاسازی منفی در قبال مذاکرات و رفتارهای مغایر با خطوط قرمز ‌ایران است. اقداماتی که بیشتر برای ‌ایجاد فضای دوقطبی در ‌ایران در قبال مذاکرات و فشار بر گروه هسته‌ای صورت می‌گیرد.
برای نمونه خبرگزاری آسوشیتدپرس از قول برخی کارشناسان می‌نویسد: منتقدان گفت‌وگوهای هسته‌ای در کنگره احتمال دارد با ‌این طرح به‌شدت مخالفت کنند، چراکه آنها کاهش کارایی سانتریفیوژها را اقدامی ‌با امکان «بازگشت‌پذیری سریع‌تر» نسبت به کاهش تعداد ‌این دستگاه‌ها می‌دانند. منابع مورد استناد آسوشیتدپرس ادعا کرده‌اند در طرح جدید بخش اعظم سانتریفیوژهای ‌ایران فعال باقی خواهند ماند، اما آرایش آنها برای کاستن از میزان اورانیوم غنی‌شده تولیدی آنها تغییر خواهد کرد. ممکن است به علاوه از ‌ایران خواسته شود بخش زیادی از اورانیوم غنی‌شده خود را به کشوری دیگر منتقل کند. در نمودی دیگر یک شبکه رادیویی صهیونیستی مدعی شد ‌ایران و آمریکا به توافقی نزدیک شده‌اند که بر اساس آن تهران در ازای تضمین ثبات منطقه‌ای از تعداد زیادی سانتریفیوژ برخوردار خواهد بود. به گفته رادیو رژیم صهیونیستی مقامات اروپایی در روزهای اخیر به مقام‌های رژیم صهیونیستی اعلام کرده‌اند که ‌ایران و آمریکا به توافقی نزدیک شده‌اند که به تهران اجازه خواهد داد تعداد زیادی از سانتریفیوژها را در ازای تضمین ثبات منطقه‌ای حفظ کند.
مجموع ‌این خبرسازی‌ها در حالی صورت می‌گیرد که موارد ادعایی، از خطوط قرمز ‌ایران بوده و گروه هسته‌ای همواره بر پایبندی به آنها تأکید داشته و دارد. با توجه به رفتارهای آمریکا می‌توان گفت واژه وتو در جملات اوباما ادعاهایی بدون پشتوانه و صرفاً سیگنال‌های انحرافی برای فریب افکار عمومی یا به عبارتی همان بزک کردن چهره آمریكا نزد ملت و مسئولان جمهوری اسلامی ایران بوده است که هدف نهایی آن دور ساختن ایران از خطوط قرمز و امتیاز‌دهی به آمریکا بدون گرفتن امتیاز است. در حالی که گام اول اوباما برای اعتماد‌سازی و نشان دادن صداقت آمریکا در مذاکرات، لغو تمام تحریم‌ها پیش از توافق نهایی است، نه ادعای عدم افزایش تحریم‌ها. نکته بسیار مهم آنکه در تحریم‌های اخیر مصوب کمیته بانکداری سنا، دموکرات‌ها نیز جزو رأی‌دهندگان بودند که صداقت کاخ سفید در مقابله با تحریم‌های کنگره را با تردید مواجه می‌سازد.
بر ‌این اساس اقدام مجلس شورای اسلامی‌در تصویب مصوبه‌‌ای در برابر اقدام احتمالی آمریکا در باب تحریم‌ها گامی ‌مثبت در حمایت از گروه هسته‌ای است که پاسخی به بهره‌برداری دولت آمریکا از کنگره برای رسیدن به اهداف خود در مذاکرات است. اقدام مجلس در برابر کنگره نشانگر یک اصل مهم است و آن، ‌اینکه برخلاف آمریکایی‌ها که درگیر بازی‌های سیاسی و حزبی هستند و حتی می‌توان تحرکات اخیر آنها را بر گرفته از درگیری‌های حزبی دانست، درون ‌ایران اتحاد واحدی میان تمام ارکان نظام و جامعه در حفظ حقوق هسته‌ای و حمایت از گروه هسته‌ای در برابر فشارها وجود دارد. اتفاق‌نظری که دست برتر ‌ایران در مذاکرات را به همراه دارد حمایت دستگاه قانونگذاری از قوه مجریه در روند مذاکرات با تصویب قانون پیش‌گفته است که مؤلفه‌ای مهم است که دستاوردهای آن در مذاکرات آتی نمود بیشتری خواهد داشت، چرا که ‌این پیام را برای طرف‌های مقابل دارد که وحدت و یکپارچگی سراسری در موضوع هسته‌ای وجود دارد و همگان در کنار گروه هسته‌ای برای مقابله با زیاده‌خواهی‌ها قرار دارند و سیاست تهدید و تحریم سیاستی سوخته است كه هرگز به نتیجه نخواهد رسید.


نگاه یک
علی اسماعیلی

حمایت از منفورترین گروهک تروریستی!
شبکه خبری راشاتودی روسیه به‌تازگی از تأسیس دفتر گروهک منافقین در کنار کاخ سفید خبر داد! و گفت: «دولت آمریکا برخلاف ادعاهای دروغین خود در مبارزه با سازمان‌های تروریستی، اجازه تأسیس دفتر سازمان مجاهدین خلق(منافقین) را در مجاورت کاخ سفید صادر کرد.» و در آخر، مجری این شبکه با تعجب می‌پرسد: «چگونه می‌شود که این گروه نه‌تنها در لیست سازمان‌های تروریستی قرار نگیرد، بلکه اجازه تأسیس دفتر در مجاورت با کاخ سفید به آن داده شود؟»!
هر چند برای کسانی که به خوی تروریست‌پروری آمریکا آشنا هستند، این حرکت آمریکا در حمایت از گروهک تروریستی منافقین، امری طبیعی و عادی است، اما در عین حال، چند پرسش قابل تأمل در این خصوص برای اذهان عمومی مطرح است و آن اینکه، چرا آمریکا با وجودی که می‌داند سازمان منافقین گروهکی تروریستی است ـ و در برهه‌ای به همین دلیل آن را در لیست گروه‌های تروریستی خود قرار داده بود ـ باز هم از آن حمایت می‌کند؟! پرسش دیگر اینکه، آمریکا با این اقدام یک بام و دو هوای خود چگونه می‌تواند شعار مبارزه با تروریست را در افکار عمومی جهان توجیه نماید؟
همان‌گونه که گفتیم سازمان تروریستی منافقین به دلیل به شهادت رساندن هفده هزار ایرانی و هزاران کرد و شیعه عراقی و... گروهکی منفور در جهان است! و پرونده‌ آن‌چنان سنگین و سیاه است که حتی خوش‌بین‌ترین افراد نیز در تروریستی بودن آن شبهه‌ای ندارند. جالب اینکه وزارت خارجه آمریکا نیز در تحقیقی میدانی و نظرسنجی از ایرانیان خارج از کشور در سال ۲۰۱۱ از منفور بودن منافقین در نزد ایرانیان به دلیل تروریست بودن آنان خبر می‌دهد! اما اینکه چرا با این وجود، آمریکایی‌ها حیثیت خود را خرج این سازمان تروریستی می‌کنند، به دلایلی چند برمی‌گردد که در ادامه به آن می‌پردازیم.
۱ـ نگاه ابزاری آمریکا به تروریسم
واقعیت این است که آمریکایی‌ها و غربی‌ها به پدیده تروریسم نگاهی ابزاری دارند و یعنی اگر گروهی، حتی تروریستی، منافع و اهداف آنان را تأمین کنند، مورد حمایت‌شان قرار گرفته و مبارز و جنگجو و مخالف و... نامیده می‌شوند و بالعکس اگر مخالف منافع آنان باشند، تروریست نامیده می‌شوند و این را ما به عینه در برخورد خصمانه غرب با گروه‌های مبارز و مقاوم لبنان و فلسطین و یمن و... در عوض اقدامات حمایت‌گونه آنان از تروریست‌های وحشی داعش و النصره و... در سوریه و عراق شاهدیم و همین موضوع است که صدای حتی «نوام چامسکی» تحلیلگر بزرگ سیاسی آمریکا را نیز در آورده، آنجا که او در همین زمینه می‌گوید: «ترور زیر نفوذ ایالات متحده در جهان سوم و ده کشور آمریکای لاتین متمرکز شده است.»
۲ـ منبع بزرگ گزارش‌های ضدایرانی غرب!
از آنجا که منافقین بزرگ‌ترین منبع گزارش‌های ضدحقوق بشری و هسته‌ای علیه ایران برای غرب هستند، لذا برای آمریکا اهمیتی خاص و ویژه‌ای دارند و از همین روست که غرب به سرکردگی آمریکا حاضر است، حیثیت خود را حراج کرده و از طرفی، آشکار شدن تناقض و دوگانگی رفتارش در بحث تروریسم را به جان بخرد، اما در عین حال، از این گروهک آدمکش و ضدبشری و جنایتکار حمایت نماید. به همین دلیل است که امروز دیگر کسی به دروغ‌های کاخ سفید درباره مبارزه با تروریسم باور ندارد و بسیاری از کشورها، خود جداگانه و مستقل از آمریکا، وارد مبارزه با گروه‌های تروریستی چون داعش و... شده‌اند. مؤید این ادعا هم شکست نشست به‌اصطلاح ائتلاف ضد داعش بود که با وجود ادعای قبلی آنها که ۶۰ کشور در اولین نشست این ائتلاف حضور داشتند، اما در نشست اخیر این ائتلاف، فقط ۲۰ کشور حضور یافتند! چراکه حنای غرب و آمریکا در مبارزه با تروریسم حتی در بین هم‌پیمانان آمریکا نیز دیگر رنگی ندارد. حال به برخی ساده‌لوحان داخلی که سنگ آمریکا را به سینه می‌زنند و حل مشکل ایران با آمریکا را حلال مشکلات کشور می‌دانند، باید گفت آمریکا هیچ‌گاه قابل اعتماد نبوده و همین حمایت علنی امروز آن از منفورترین گروهک تروریستی یعنی منافقین، مؤید این ادعاست.


نگاه دو
علی حیدری

داعش نقش اول فیلم اسلام‌هراسی غرب!
چندی پیش بود که گروه تروریستی داعش یک جنگنده اردنی را در نزدیکی شهر «رقه» در شمال سوریه سرنگون کرد و خلبان آن را به اسارت گرفت و عکس‌ها و تصاویر این خلبان را هم منتشر کرد. اما هفته گذشته فیلم و تصاویر فجیع زنده‌زنده سوزاندن این خلبان به دست تروریست‌های داعش در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی منتشر و به سرعت پخش شد. این فیلم همچون فیلم‌های اعدام چندین تبعه خارجی اسیر شده به دست داعش با فضاسازی و صحنه‌پردازی هنری همراه بود و با یک سناریوی مشخص و تصویربرداری هنری تولید شده بود.
جالب است که مشاهده این تصاویر دردناک پیش از هر چیزی، احساسات بیننده را نسبت به شیوه اعدام خلبان جوان تحریک می‌‌‌‌‌‌‌‌کند و نوع پوشش و آرایش نظامی نیروهای داعش در این فیلم نشان از دست برتر نظامی آنها داشته و به نظر نمی‌رسد که خروجی این تصاویر نگاه مثبتی نسبت به گروه داعش در پی داشته باشد. موضوعی که تقریباً در صحنه‌های اعدام‌های قبلی که به صورت هنری طراحی شده بود نیز مصداق داشت!
اما اینکه تروریست‌های تکفیری با چه اهدافی اقدام به انتشار این تصاویر می‌‌‌‌‌‌‌‌کنند، جای بحث دارد. داعش تقریباً از اوایل فعالیت خود در سوریه و عراق اقدام به راه‌اندازی شبکه تلویزیونی، پایگاه و حضور فعال در عرصه رسانه کرد. همان موقع خبرهایی منتشر می‌‌‌‌‌‌‌‌شد که نشان می‌داد گروه رسانه‌ای زبده‌ای که برخی از اعضای آن از کشورهای غربی و اروپایی به داعش پیوسته بودند، مأموریت جنگ روانی و رسانه‌ای تروریست‌ها را عهده‌دار شده‌اند. بررسی عملکرد این گروه در برهه‌های گوناگون به‌ویژه در دوره تجاوز به عراق و اشغال تعدادی از شهرهای این کشور نشان‌دهنده این بود که نوع پوشش خبری و تصویری تحرکات داعش از پخش جنایات سبوعانه خود به منظور ایجاد فضای رعب و وحشت گرفته تا پخش شیرینی بین مردم شهرهای اشغال شده همه و همه، بیانگر سناریوی تبلیغاتی و رسانه‌ای است که حساب شده و هدفمند در حال اجرا است.
اما آنچه که باید مورد توجه جدی قرار گیرد این است که سوای ائتلافی که امروزه با عنوان ضد داعش شکل گرفته و اراده جدی هم برای از بین بردن این گروه تروریستی ندارد، وقتی غربی‌ها در ابتدای کار، بزرگ‌ترین حامیان و موافقان ایجاد داعش بودند و از آن حمایت کردند، مقوله فعالیت رسانه‌ای این گروه هم که بخشی از پازل غرب است از سوی خود آنها و برخی عوامل و کارگردانان حرفه‌ای‌شان مدیریت می‌‌‌‌‌‌‌‌شود و نتیجه‌ای جز تشدید فضای اسلام‌هراسی ندارد. چرا که به تصویر کشیدن صحنه‌های سربریدن پی در پی انسان‌هایی از قومیت‌ها و ملیت‌های مختلف به دست کسانی که داعیه اسلام دارند و بر روی پرچم‌های‌شان نام پیامبر اعظم(ص) به چشم می‌‌‌‌‌‌‌‌خورد، نمی‌تواند تنها ساخته و پرداخته داعش برای ایجاد وحشت و یا حتی زورآزمایی با دولت‌های به اصطلاح مخالف خود باشد. غرب همانطور که داعش را در ادامه جریان‌هایی چون القاعده ایجاد کرده، در تلاش است تا نهایت بهره‌ خود را از کوردلی و جهالت این عناصر ذلیل و فریب‌خورده که با دلارهای نفتی برخی حکام عرب ادامه حیات می‌‌‌‌‌‌‌‌دهند، ببرد و امثال داعش هم ملعبه دست دشمنان اسلام و مسلمانان شده‌اند تا آنان را در رسیدن به اهداف پلیدشان یاری کنند.
اگر بخواهیم درباره آثار این سیاست غرب مطالعه کنیم، نیاز نیست راه دوری برویم، بلکه وقایع اخیر فرانسه را می‌‌‌‌‌‌‌‌توان بخشی از نتایج سیاست اسلام‌هراسی دانست. به‌نظر می‌‌‌‌‌‌‌‌رسد ماجرای توهین به ساحت مقدس حضرت محمد(ص) در مجله فرانسوی هم نتیجه تحرکات شدیدی است که برای تخریب چهره اسلام ناب در حال انجام است و به اشکال مختلفی چون حمله به مسلمانان، ایجاد محدودیت برای آنها و ... در کشورهای غربی بروز و ظهور پیدا می‌‌‌‌‌‌‌‌کند.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

مطالبه ضروری و عمومی و عقلانی
اقدام قاطع و مشترک علیه فساد
سید فخرالدین موسوی

باید بی‌پرده سخن گفت. مدتی است که تیتر روزنامه‌ها و عناوین خبرگزاری‌ها، بر فسادهای اقتصادی متمرکز شده است. نام پدیده‌هایی چون؛ محمد‌رضا رحیمی، بابک زنجانی، محمد‌رضا خاوری، «م ـ ه» آقازاده معروف و دیگران، سیاهه‌ای از متخلفان اقتصادی را پیش روی مردم و مسئولان قرار داده است. اخباری که میان مردم نیز، سخن از آن‌ها بسیار است. بسیاری، حرف‌های مردم در واکنش به این اخبار را در اتوبوس و تاکسی شنیده‌اند. پیام‌هایی را نیز که در این باره میان مردم رد و بدل می‌شود، بر روی گوشی تلفن همراه‌مان دریافت کرده‌ایم‌. باید بی‌پرده سخن گفت، این گفت و شنودهای مردم، از یک تهدید مهم خبر می‌دهد و آن، خطر خدشه‌دار شدن اعتماد مردم به نظام است. اعتمادی که ارزشمندترین ثروت کشور است، چرا که جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر همین اعتماد و پشتیبانی مردم توانسته است تا امروز، از گردنه‌های صعب‌العبور جنگ، تحریم‌ و فتنه‌ عبور کند. اگر به هر دلیل مردم اعتماد خود را به نظام از دست بدهند، بی‌‌هیچ شکی، در برابر دشمن، آسیب‌پذیر خواهیم شد. اگر بدون اغماض با فساد برخورد نشود، دشمن که تلاش خود را برای تعمیم دادن فساد افراد به تمامیت نظام به قصد بدبین کردن مردم به نظام آغاز کرده است، به نیت شوم خود خواهد رسید.
با توجه به حساسیت و اهمیت مسئله برخورد با فساد اقتصادی در کشور، در گزارش پیش‌رو سعی کرده‌ایم به ابعاد مختلف موضوع فساد اقتصادی و چگونگی مبارزه با آن نگاهی کوتاه داشته باشیم.

ضرورت ایجاد احساس ناامنی برای متخلفان
طی سال‌های گذشته احساسِ امنیت متخلفان اقتصادی، از اساسی‌ترین دلایل رشد مفاسد اقتصادی در کشور بوده است. پاره‌ای سهل‌انگاری‌ها و مدارا با برخی از متخلفان، این ذهنیت اشتباه را برای برخی آقازاده‌ها و صاحبان پست و مقام ایجاد کرد که از مصونیت قضایی برخوردارند. ذهنیتی که از یک طرف زمینه کاهش ‌اعتماد مردم را فراهم کرد و از طرف دیگر منجر به رشد تخلفات اقتصادی شد. واضح است که اگر با رئیس قوه‌ای که 300 میلیون تومان از شهرام جزایری دریافت کرده بود، برخورد می‌شد، اگر با آقازاده متهم به پول‌شویی و تخلف در عقد قراردادهای خارجی و... برخورد می‌شد، اگر با محمدرضا رحیمی، آن وقت که عضو کابینه دولت دهم بود، برخورد می‌شد، امروز با میزان محدودتری از فساد اقتصادی مواجه بودیم.
حکم «پنج سال و 91 روز حبس و پرداخت سه میلیارد و 850 میلیون تومان» برای محمدرضا رحیمی را که دستگاه قضا چند روز پیش اعلام کرد، باید نقطه آغازی برای پایان دادن به این ذهنیت غلط دانست. حکمی که به‌درستی این معنا را برای مردم تداعی خواهد کرد که نظام جمهوری اسلامی ایران از فساد بری است و با مفسد فارغ از سابقه، وابستگی سیاسی و نام خانوادگی‌اش برخورد می‌کند، چرا که نام، سابقه و تعلق مفسدان اقتصادی به هر جریان‌ سیاسی و افراد خاص، مصونیت‌زا نبوده و نیست. حکمی که نشان داد قوه قضائیه عزمی راسخ برای برخورد با مفسدان اقتصادی دارد.
شکل‌گیری این احساس که در صورت تخلف، تفاوتی میان شهروندان عادی با دولتیان، سیاسیون و آقازاده‌ها نیست، بی‌اندازه ضروری است، چرا که اگر مردم احساس کنند بی‌عدالتی و تبعیض در جامعه حاکم است، نسبت به آینده دلسرد می‌شوند و اعتمادشان به نظام خدشه‌دار خواهد شد.
البته ناگفته مشخص است که جریان برخورد با مفسدان اقتصادی، نیازمند روندی مستمر و پویا است. در واقع قوه قضائیه باید به‌گونه‌ای عمل کند که در جامعه این احساس شکل بگیرد که هیچ متخلفی در امان نیست.
برای به وجود آوردن این احساس میان مردم، پرونده‌های مطرح کنونی، به‌ویژه پرونده آقازاده معروف، از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. فکر کنید پس از مدت‌ها جار و جنجال و اعلام اتهام‌های گوناگون، حکم صادره تناسبی با این اتهامات نداشته باشد، در آن صورت، بر سر اعتماد مردم به قوه قضائیه و نظام چه می‌آید؟ آیا آن وقت می‌توان از مردم انتظار داشت که همچنان همراه باشند و چشم‌شان را بر روی این اتفاقات مهم ببندند؟
آنچه تا این سطر به رشته تحریر درآمد، نگاهی ویژه است بر رفتار، عملکرد و برخورد دستگاه قضایی با فساد اقتصادی با تأکید بر لزوم برخورد قضایی با مفسدان اقتصادی، ولی آیا خشکاندن ریشه‌های فساد اقتصادی در کشور، تنها با برخورد قضایی امکان‌پذیر است؟
برای یافتن پاسخ این پرسش، باید به فرمان هشت ماده‌ای مقام معظم رهبری درباره مبارزه با فساد اقتصادی در کشور رجوع کنیم ایشان در پیام خود که در سال 1380 خطاب به مسئولان وقت صادر کردند ـ پیامی که اگر از آن زمان تاکنون، به آن توجه و در این سال‌ها به مفادش عمل می‌شد، دیگر امروز کشور درگیر با فساد‌های اقتصای نبود ـ مرقوم داشتند: «خشکانیدن ریشه‌ فساد مالی و اقتصادی و عمل قاطع و گره‌گشا در این باره، مستلزم اقدام همه‌جانبه به‌وسیله‌ قوای سه‌گانه مخصوصاً دو قوه‌ مجریه و قضائیه است. قوه‌ مجریه با نظارتی سازمان‌یافته و دقیق و بی‌اغماض، از بروز و رشد فساد مالی در دستگاه‌ها پیشگیری کند و قوه‌ قضائیه با استفاده از کارشناسان و قضات قاطع و پاکدامن، مجرم و خائن و عناصر آلوده را از سر راه تعالی کشور بردارد. بدیهی است که نقش قوه‌ مقننه در وضع قوانین که موجب تسهیل راهکارهای قانونی است و نیز در ایفای وظیفه‌ نظارت، بسیار مهم و کارساز است.»

آنچه باید قوه مجریه انجام دهد
بوروکراسی پیچیده، وابستگی به درآمدهای نفتی، بنگاه‌داری اقتصادی و شفاف نبودن گردش‌های پولی از جمله مسائلی است که باید دولت در مسیر ریشه‌کن کردن فساد اقتصادی به آن توجه کند. دولت تا زمانی که به درآمد هنگفت حاصل از فروش نفت خام متصل است و تا زمانی که خود به‌عنوان یک بنگاه بزرگ اقتصادی فعالیت می‌کند، نمی‌تواند گامی مؤثر در مبارزه با فساد بردارد. دولت برای نیل به این هدف، باید با سرعت و البته دقت فراوان، اصل 44 قانون اساسی را اجرا و بنگاه‌های اقتصادی دولتی را به بخش خصوصی واگذار کند تا از این حجم گسترده فعالیت که نظارت دقیق بر آن، از توان هر دولتی خارج است، بکاهد.
دولت برای جلوگیری از تکرار فسادهای اقتصادی باید بنگاه‌داری را رها کند و به ناظر و تنظیم‌کننده اقتصاد کشور تبدیل شود. همچنین قوه مجریه در این مسیر، تا حد توان باید از حجم بوروکراسی در کشور بکاهد و بر شفافیت مسائل اداری و مالی بیفزاید تا امکان سوء‌استفاده متخلفان از خلأ نظارت و پیچیدگی‌های بوروکراسی برای همیشه از بین برود.

آنچه باید قوه مقننه انجام دهد
نظارت و قانون‌گذاری، دو وظیفه اساسی مجلس شورای اسلامی است؛ دو مسئله که می‌تواند نقشی کار‌گشا در مبارزه با فساد داشته باشد. قوه مقننه موظف است از یک سو با رصد و نظارت مداوم فعالیت‌های مسئولان در رده‌های مختلف نسبت به هر اقدام شبهه‌برانگیز حساس باشد و به آن رسیدگی کند و همین‌طور با وضع قوانین کارآمد امکان وقوع فساد اقتصادی را از بین ببرد.
البته مبارزه با فساد تنها منحصر به قوای سه‌گانه و مسئولان نیست، همه ما مسئولیت داریم که در این مسیر تلاش کنیم، حال هر کدام به فراخور شرایط و امکاناتی که در اختیار داریم.

آنچه مردم باید انجام دهند
نقش مردم در راه مبارزه با فساد، بسیار پر رنگ است، چرا که نمی‌توان این واقعیت را کتمان کرد که مسئولان بدون حمایت و همراهی مردم، کاری از پیش نخواهند برد. البته گفتنی است که ملت شریف و بزرگ ایران در مقاطع مختلف و در تمام بزنگاه‌ها، به بهترین شکل ممکن آنچه که بر عهده‌شان بوده ‌است، انجام داده‌اند.
مردم همواره جلوتر از مسئولان، خطرات را درک و برای رفع آن تلاش کرده‌اند. این هوشیاری و موقعیت‌شناسی ملت ایران، درباره مسئله فساد اقتصادی نیز صادق است. مردم با مطالبه‌گری مدوام از مسئولان و حمایت از اقدامات صورت گرفته در این راه، نقش خود را در راه ریشه‌کن کردن فساد اقتصادی به نحو احسن انجام داده‌اند؛ موضوعی که همچنان امتداد دارد.

اقدام قاطع و مشترک
مجلس، دولت و دستگاه قضایی همراه با مردم باید دست به دست هم بدهند تا ریشه‌های فساد اقتصادی در کشور خشکانده شود. هیچ‌کدام از این اجزا تنها و بدون کمک بخش‌های دیگر توان حصول به نتیجه مطلوب را ندارند. البته نکته بسیار مهم‌تر از اقدام مشترک در این میان، اراده قوی برای مبارزه با فساد اقتصادی است. متأسفانه در سال‌های اخیر اگر چه شعارهای پرطمطراقی برای مبارزه با فساد سر داده شد، اما در عمل، اراده‌ای جدی وجود نداشت. سردادن شعار بدون عمل، خسارت‌زا است؛ هر چند ممکن است در ابتدا خلافکارها کمی احساس خطر کنند، اما پس از مدتی که اقدام عملی در برخورد با تخلفات ندیدند، جسورتر از پیش به تخلف ادامه می‌دهند و اگر این وضعیت در چند مرحله تکرار شود، در نزد متخلفان، امنیت کاملی برای چپاول تلقی می‌شود و دیگر کسی جلودار آنها در تخلف نخواهد بود؛ بر عکس اگر بدون شعار و یا همراه شعار، اراده جدی برای برخورد با تخلفات وجود داشته باشد، مردم با دیدن نمونه‌هایی که با آن برخورد می‌شود، به صداقت برخوردکنندگان پی می‌برند و متخلفان نیز با مشاهده اراده معطوف به عمل مجریان، دست و پای خود را جمع می‌کنند. چنانچه مقوله مبارزه جدی با مفاسد اقتصادی تداوم یابد و متخلفان پی ببرند که این موضوع در نظام نهادینه شده است، میزان تخلفات و ارزش مالی آن به حداقل خواهد رسید. مسئله اهتمام جدی و عملی در برخورد با فساد از چنان اهمیتی برخوردار است که پیش از برگزاری «همایش ملی ارتقای سلامت اداری و مبارزه با فساد» که چندی پیش برگزار شد، امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در حاشیه نامه‌ای که دکتر جهانگیری، معاون اول رئیس‌جمهور، در آن، پیامی برای همایش تقاضا کرد، مرقوم فرمودند: «نفس اهتمام آقایان به امر مبارزه با فساد را تحسین می‌کنم، لکن این سمینار و امثال آن بناست چه معجزه‌ای بکند؟ مگر وضعیت برای شما مسئولان سه ‌قوه روشن نیست؟ با توجه به شرایط مناسب و امیدبخشی که از لحاظ همدلی و هماهنگی و همفکری بین مسئولان امر وجود دارد، چرا اقدام قاطع و اساسی انجام نمی‌گیرد که نتیجه را همه‌ به‌طور ملموس مشاهده کنند. توقع من از آقایان محترم این است که چه با سمینار و چه بدون آن، تصمیمات قاطع و عملی بدون هرگونه ملاحظه‌ای بگیرند و اجرا کنند. موفق باشید.»
همانطور که از مرقومه امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) هم برداشت می‌شود، در امر مبارزه با فساد از جمله فساد اقتصادی عوامل اصلی موجودند الا اراده جدی که آن را به اقدام قاطع و عملی تبدیل کند. چنانچه این عنصر مفقود در زنجیره عوامل برخورد با مفاسد عینیت پیدا کند، ضریب امنیت جمعی نظام به شکل مضاعف و حتی بیش از آن افزایش می‌یابد. ان‌شاء‌الله


نیم نگاه
فتح الله پريشان

پنهان‌سازی جنایت با ابزار حقوق بشر!
هفته گذشته، رئیس کمیته شورای حقوق بشر جنگ غزه که پیشتر از طرف رژیم صهیونیستی برای استعفا تحت فشار قرار گرفته بود، از سمتش کناره‌گیری کرد. «ویلیام شاباس» از اوت سال گذشته میلادی از سوی شورای حقوق بشر سازمان ملل، مسئول تحقیق درباره جرایم جنگی رخ‌داده در خلال جنگ 51 روزه رژیم صهیونیستی به غزه، مأموریت پیگیری این پرونده را پیدا کرده بود که با استعفایش این پرونده وارد مراحل جدیدی شد. درباره این کناره‌گیری، دو نظریه جدی وجود دارد؛ یکی، کناره‌گیری شاباس را به دلیل افزایش فشارهای رژیم صهیونیستی به وی برای کناره‌گیری می‌داند که از شهریور سال جاری این روند بیشتر هم شده بود، اما در این مقطع آقای شاباس گفته بود با وجود تزاید فشارهای صهیونیستی و آمریکایی، استعفا نخواهد داد و دیدگاه دوم، استعفای شاباس را به استناد نظر خودش می‌داند که به دلیل ادعای رژیم صهیونیستی مبنی بر اینکه وی مدتی خدمات مشاوره‌ای به سازمان آزادی‌بخش فلسطین داده، نمی‌تواند اصل بی‌طرفی را در تحقیقات رعایت کند، لذا آقای شاباس دلیل استعفای خود را این موضوع اعلام کرده که نمی‌خواهد این بهانه رژیم صهیونیستی، بر آماده‌سازی گزارش جنگ غزه و یافته‌های آن، سایه بیفکند.
در حالی رژیم صهیونیستی با توسل به اصل «بی‌طرفی» خواستار برکناری شاباس است که اساساً این موضوع، مضحک به‌نظر می‌رسد، زیرا رژیم صهیونیستی آغازگر جنگ و تجاوز 51 روزه به باریکه غزه بوده و با زیر پا گذاشتن تمام قوانین انسانی و معاهدات حقوق بین‌المللی مانند همیشه به این منطقه یورش برده که حاصل آن نیز شهادت بیش از 2140 فلسطینی بود که بیش از 570 نفر آنها کودک بی‌گناه بودند که مطابق با هر اصل جنگی، در ستیزهای دولتی، بی‌طرف و بی‌گناه شناخته می‌شوند. در این نبرد همچنین بیش از 11 هزار نفر زخمی شدند و به‌شدت به زیرساخت‌های باریکه غزه آسیب وارد شد.
رفتار دوگانه غربی‌ها، آمریکایی‌ها و دنباله نامشروع آن، رژیم صهیونیستی، با مقررات و حقوق بین‌المللی و ارزش‌های انسانی و نیز در بحث حقوق بشر- که همواره هر جا که به نفع‌شان است، ادعا می‌کنند از ابداعات و موفقیت‌های خودشان است- به‌گونه‌ای تناقض‌گونه است که اشمئزاز انسان را برمی‌انگیزد، ‌آنها با دور شدن از عواطف و احساسات و تعقل بشری، تنها به سود مادی و انباشت سرمایه خود می‌اندیشند و در این راه حاضرند هر ارزش و هنجاری را قربانی کنند و حتی به حقوق بشر ابزاری خود نیز احترام نگذارند و گزارش فردی از مسلک و آیین خود را نیز تحمل نکنند و در حالی که گفته می‌شود شاباس در همین پرونده، طرف فلسطینی را نیز به دلیل حمله به سرزمین‌های اشغالی مورد شماتت قرار داده، اما باز هم حاضر به پذیرفتن وی نمی‌شوند!
اما سخن بعد با ویلیام شاباس و شورای حقوق بشر سازمان ملل است که اگر به نکته‌ای رسیده‌اند، باید بر سر آن ایستادگی کنند؛ اینکه با جنجال و تبلیغات روانی غربی‌ها و رژیم صهیونیستی و اتهام‌زنی آن مبنی‌بر عدم بی‌طرفی بخواهند عقب‌نشینی کنند، مفهومش خیانت به آرمان‌ها و اهداف انسانی و اصل حقوق بشر و آزادی‌های انسانی است. از نوع موضع‌گیری و فشارهای غربی و صهیونیستی برمی‌آید که گزارش شاباس مایه‌هایی از حقیقت و واقعیت عریان خشونت علیه فلسطینی‌ها را دارد است که آنها تلاش می‌کنند گزارشگر را تغییر و تعویض کنند تا جنایت‌ها‌ی‌شان را پنهان سازند، لذا باید در مقابل فشار و لابی آنها ایستادگی کرد و از سایر نمایندگی‌های مردم‌نهاد حقوق بشری فعال در کشورهای مختلف به‌ویژه کشورهای اسلامی و حقوق بشر اسلامی خواست که اعتراض خود را به گوش مجامع جهانی و افکار عمومی دنیا برسانند.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(57)

قحطی و ناامنی در آذربایجان
منطقه آذربایجان ایران در دوران جنگ جهانی اول برای طرفین درگیری از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بود. از یک طرف برای انگلستان گذرگاهی بود تا به منطقه قفقاز و منابع سرشار نفتی آن دست یابد و همین‌طور به همراه متحد نظامی خود (روسیه) به مناطق ترک‌نشین عثمانی دست‌اندازی کرده و راحت‌تر پایتخت عثمانی را تصرف کند و از طرف دیگر، برای دولت عثمانی پاشنه آشیلی بود که اگر متفقین آن منطقه را تصرف می‌کردند، قطعاً امنیت نوار طولانی مرزی خود با ایران را از دست می‌داد. به همین دلیل منطقه آذربایجان در طول جنگ شش ساله جهانی عرصه درگیری و تخاصم قوای دو جبهه متفق و متحد بود و از این حیث آسیب‌ها و تلفات جبران‌ناپذیری را متحمل شد. تا انقلاب 1917 میلادی (انقلاب بلشویک‌ها در روسیه) روسیه بزرگ‌ترین متجاوز از لحاظ حجم قوای نظامی حاضر در منطقه آذربایجان بود، اما پس از انقلاب بلشویکی، اکثر قوای روسی به سرزمین مادری فراخوانده شدند و مابقی نیروهای مانده در ایران، تحت لوای انگلستان خبیث و به فرماندهی این جرثومه فساد و ترور به مأموریت خود ادامه دادند. البته باید این را هم خاطرنشان کرد که علاوه بر قوای روسی- انگلیسی حاضر در منطقه، آمریکا نیز نیروهایی را به بهانه و حمایت‌های بشردوستانه به منطقه اعزام کرده بود. مأموریت این نیروها به ظاهر ایجاد کمپ‌های بشردوستانه برای حمایت از قحطی‌زدگان بوده است، لیکن بر اساس بررسی اسناد تاریخی این دوره، آمریکا در عمل ضمن حمایت از مسیحیان ساکن آذربایجان (به لحاظ غذایی و دارویی)، درصدد مسیحی‌سازی منطقه به‌وسیله تبلیغ و نشر آیین مسیحیت بوده است. به همین منظور، رویکرد این کشور در دوران جنگ جهانی اول در ایران خلاصه می‌شد به بی‌تفاوتی به کشتار ایرانیان و قحطی گسترده در کشور، تلاش برای نفوذ در دستگاه حاکمه ایران و پیگیری و پی‌جویی برای گسترش آیین مسیحیت و خودمختار نمودن منطقه آذربایجان تحت حکومت شبه‌مسیحیان آسوری.
آمریکا در دوره جنگ جهانی اول ضمن حمایت گسترده از شبه‌نظامیان مسیحی و عملکرد آنها، در مواقع ممکن به حمایت از آنها و پاپوش گذاشتن بر اقدامات ضدبشری این اقلیت وارداتی (همان‌گونه که در شماره‌های پیشین اشاره شد، شبه‌نظامیان آسوری گروهی از طایفه جلو بودند که پس از جنایات مکرر علیه مسلمانان عثمانی از این سرزمین به منطقه آذربایجان ایران فراری شده و در ارومیه و اطراف آن جایگیر شده بودند) و نمایش چهره مظلومانه از این گروه مشغول بودند. تنها در مواقع نادری قلم از دست نویسندگان آمریکایی خارج شده و در گزارش‌های خود گوشه‌ای از جنایات طایفه جلو در ایران را به تصویر کشیده‌اند که به گوشه‌ای از این جنایات در شماره‌های گذشته اشاره شد.
در ادامه گوشه‌ای دیگر از جنایت‌های این شبه‌نظامیان مسیحی در حق مسلمانان آذر‌بایجان ایران را از قول احمد کسروی (مرتد) (در کتاب تاریخ هجده‌ساله آذربایجان) آورده می‌شود: «... در تبریز چنانکه گفتیم هنگام سخت گرسنگی و دیگر گرفتاری‌ها انبوه مردم به خود سرگرم بودند و هر کسی درگیر گرفتاری‌های خود بود؛ با این همه همین که آگهی پراکنده شد و روزنامه‌های تجدد و طلیعه سعادت گفتارهایی نوشتند (از قریب‌الوقوع بودن حمله آسوری‌ها و احتمال کشت و کشتار و تصرف شهر) مردم به تکان آمدند و به اندیشه کوشش و چاره افتادند. نخست رو به والی و محمدحسن میرزا آوردند و درخواست چاره کردند، ولی از آنها جز بی‌پروایی ندیدند، بسیاری از مردم ارومیه تاب نیاورده و دسته‌دسته به سرای والی می‌رفتند و به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسیدند و چون داستان شرفخانه هم در میان بود و سخت بیم می‌رفت که آسوریان به آنجا بیایند که هم افزار و اندوخته فراوانی به دست گیرند (ظاهراً شرفخانه محل نگهداری تجهیزات و ادوات نظامی نیز بوده است) و هم بندر را استوار گردانیده دریاچه را در دست دارند، این بود دموکرات‌ها ناگزیر گردیده و خود به کار برخاستند و چنانکه گفتیم دسته‌ای را به آنجا فرستادند... و افزارها را به تبریز فرستادند و هم در برابر آسوریان تا چهرگان پیش رفتند و سنگر بستند...»
کوشش‌هایی به‌کار رفت، ولی خواهیم دید که جز گزینه و آسیب برای مردم بیچاره سلماس نتیجه نداد. این کوشش‌ها در برابر نیرومندی بسیجیان به جایی نرسید.»


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران282
تأليف :عبدالله شمسی

از تخریب دولت نهم تا نقد اصلاح­‌طلبان
آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب اعتماد ملی (۶۳)

عملکرد تبلیغاتی حزب اعتماد ملی در انتخابات ریاست‌جمهوری
انتخابات دهمین دوره ریاست
‌جمهوری برای حزب اعتماد ملی و دبیرکل آن از اهمیت ویژه­ای به مثابه تداوم حیات یا ممات سیاسی برخوردار بود. به همین دلیل سیاست تبلیغاتی ویژه­ای نیز برنامه­ریزی شد که شامل طیفی از انتقاد و تخریب دولت دهم تا نقد هم­‌جناحی­‌های اصلاح‌­طلب را در بر می­‌گرفت. به بخشی از این سیاست‌­ها اشاره می‌شود.
1ـ انتقاد و تخریب دولت
محور سیاست تبلیغاتی حزب اعتماد ملی که دیگر اصلاح‌طلبان نیز آن را به شیوه‌های افراطی دنبال می‌کردند، انتقاد و تخریب تصاعدی دولت نهم و نفی رئیس‌جمهور بود. انتخابات دهم ریاست‌جمهوری به لحاظ نوع، شیوه و حجم تبلیغات، در مقایسه با تمامی انتخابات گذشته نادر و منحصربه‌فرد بود. در این دوره تخریب دولت نهم و نفی کامل خدمات آن، به عنوان پاشنه آشیل، مورد هدف اصلاح‌طلبان و حامیان خارج‌نشین آنان قرار گرفته بود؛ آنان در یک ائتلاف بزرگ، بی‌سابقه‌ترین تبلیغات را از طریق به کارگیری تمامی امکانات داخلی و خارجی برای عدم تکرار دولت نهم به کار بردند.
در داخل کشور تمامی رسانه‌ها، اعم از روزنامه‌ها و سایت‌های موجود به کار گرفته شد و صدها وبلاگ و سایت جدید نیز ایجاد شد. در خارج نیز با استفاده از عناصر فراری اصلاح‌طلب نظیر: مهاجرانی، گنجی، سازگارا، کدیور، سروش، فاطمه حقیقت‌جو، نوری‌زاده و تعداد زیادی از عناصر سکولار و ضد انقلاب، پلی ایجاد شد که وظیفه آنها هجوم آزادانه به خط قرمزهای انقلاب و ارتباط بین اصلاح‌طلبان داخل و کشورهای معاند غربی و اپوزیسیون خارج‌نشین بود.(۱)
با به اوج رسیدن تبلیغات انتخاباتی، علاوه بر روزنامه‌­ها و با احتساب فضای مجازی، آمار انتقاد، تخریب و سیاه‌نمایی بسیار فراتر رفت. مخالفان از هر موضوع کوچک و بزرگی، سوژه­ای علیه دولت می‌آفریدند؛(۲) سوژه‌هایی مانند پایین آمدن قیمت نفت و ناتوانی دولت در اجرای پرداخت نقدی یارانه‌ها، تبلیغاتی خواندن طرح تحول اقتصادی، برداشت غیرقانونی از حساب ذخیره ارزی، سخنان رحیم ‌مشائی، توزیع شام و ناهار و سیب‌زمینی در سفرهای استانی رئیس‌جمهور، مطرح ساختن عدم اعتنای دولت به مراجع تقلید، در نظر گرفتن صندلی خالی برای امام زمان در هیئت دولت و...(۳)
در این بین انتقاداتی همچون برخی تخلفات دولت از قانون، سخنان رحیم‌ مشائی و برخی موارد دیگر وارد بود، اما هدف اصلی دستگاه تبلیغاتی اصلاح‌طلبان نه نقد دلسوزانه و سازنده، بلکه سیاه‌نمایی و تخریب، برای رأی‌آوری بود. حزب اعتماد ملی نیز این سیاست تبلیغی را با شدت کمتری دنبال می‌کرد. از جمله تیترها و سوژه‌­های انتقادی و یا تخریبی مطرح شده از سوی این حزب عبارت بودند از:
ـ مردم به رئیس دولت نهم رأی نمی‌دهند.(۴)
ـ سیاست‌های اقتصادی دولت تورم را به مردم هدیه كرده است و همچنین تنش‌های بین‌المللی كه به‌دنبال سیاست‌های نادرست دولت نهم ایجاد شده است.(۵)
ـ دولت شتابزده و غیركارشناسی تصمیم می‌گیرد.
ـ دولت در برنامه‌های اقتصادی توفیق چندانی نداشته، بلكه مشكلات هم جدی‌تر از گذشته شده است.(۶)
ـ جدایی حامیان احمدی­‌نژاد از اصولگرایان مجلس.(۷)
ـ ما ایرانی می‌خواهیم که وزیرخارجه ایتالیا دعوتش را رد نکند.(۸)
ـ اگر در کشور پرافتخار ما دروغ عامل رأی آوردن یک فرد شود، آیندگان چه قضاوتی در مورد ما خواهند داشت؟(۹)
ـ اصولگرایان چگونه از احمدی‌نژاد عبور می‌كنند؟(۱۰)
ـ مردم باید روز جمعه مارگیرهای شیاد را رسوا کنند.(۱۱)
2ـ انتقاد از اصلاح‌طلبان
اصرار حزب اعتماد ملی بر نامزدی کروبی طی فرایند انتخابات و مخالفت گروه‌های عمده اصلاحاتی با این تصمیم، موجب انتقادات زیادی بین دو طرف شده بود. البته این تنازع با چینش افرادی همچون کرباسچی و... در اطراف کروبی به مقدار زیادی فروکش کرد، اما هر از چند گاهی این اختلافات سر باز می‌کرد و در رسانه‌های دو طرف انعکاس می‌یافت. نمونه‌ای از این سوژه‌ها، به‌ویژه در ایام نزدیک به انتخابات اینگونه بود:
ـ منتجب‌نیا: «اگر كروبی از همسر موسوی دفاع نكرده بود، موسوی از همسرش نیز دفاع نمی‌كرد، كسی كه یك تشر بزنند صدایش لرزان می‌شود چگونه می‌تواند از حق ملت، زنان و جوانان دفاع كند.»(۱۲)
ـ تریبون(سایت کروبی): «منبع مالی تأمین اقلام انتخاباتی و بخشی از هزینه‌های ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی خامنه از محل دریافت رشوه 15 میلیون دلاری مهدی هاشمی، فرزند اکبر هاشمی رفسنجانی از شرکت استات اویل تأمین می‌شود.»(۱۳)
ـ سخنگوی حزب اعتماد ملی: «سایت مهدی هاشمی، فرزند هاشمی رفسنجانی و بخشی به سركردگی سازمان مجاهدین و مشاركت و شخص عبدالله ناصری كه البته پشت او بهزاد نبوی است در حمایت از موسوی دائماً شایعه‌پراكنی می‌كنند كه كروبی كنار می‌رود.»(۱۴)
ـ كروبی: «اگر طرفداران موسوی به شایعات ادامه دهند، حرف‌هایم را خواهم زد.»(۱۵)
3‌ـ فیلم‌ها
فیلم‌های تهیه‌شده از سوی نامزدها که سینماگران کشور آن را کارگردانی می‌کردند، از ابزار مؤثر تبلیغاتی بود که در آن سعی می‌شد به‌وسیله هنر ضمن معرفی خود، بر احساسات مخاطب نیز اثر بگذارند، با این هدف اکثر فیلم‌ها تلفیقی از مستند و درام بودند.
در فیلم انتخاباتی کروبی، به کارگردانی بهروز افخمی، حضور کرباسچی، عبدی و ابطحی پررنگ بود، گویی این فیلم تبلیغاتی کرباسچی و ابطحی است، نه کروبی. در این فیلم کرباسچی با حالتی ناراحت و بغض­آلود از فشار بر قشر فقیر جامعه ابراز تأسف کرد و گفت: «فقر فقط برای حاکمان پسندیده است.» گریه کرباسچی برای سختی معیشت فقرا در این فیلم، برای بسیاری که به شیوه مدیریتی و عملکرد ایشان در شهرداری تهران آشنا بودند تعجب‌برانگیز بود؛ او در زمان مسئولیت جزو کسانی بود که از مانور تجمل دولت سازندگی دفاع می‌کرد، محل زندگی او در ویلایی در شمالی‌ترین نقطه تهران بود، اشرافی‌گری در زمان حاکمیت او و حزبش بر دولت سایه افکنده بود، وی می‌گفت خانواده‌هایی با درآمد کم از حدی مشخص نباید در تهران زندگی کنند...(۱۶)
در واقع كرباسچی با هدف بازسازی چهره خود در جامعه، با گریه كردن و سخن گفتن در فیلم تبلیغاتی كروبی، آن را به فیلم تبلیغاتی خویش تبدیل كرد.
علاوه بر مورد فوق نکات قابل توجهی در این فیلم جلب توجه می‌کرد که عبارت بودند از:
ـ طرح پرسش تعدد زوجات توسط جمیله کدیور که همسرش (عطاءالله مهاجرانی) دارای زوجات متعدد بود.
ـ در جلوی کروبی و بر روی تریبون با خط درشت سه بار لفظ انگلیسی«change» بدون معادل فارسی آن نوشته شده بود.
ـ انعکاس حمایت سروش(که دارای انحرافات فکری و عقیدتی بود) از کروبی.(۱۷)
۴ـ مناظرات تلویزیونی
مناظره­‌های مستقیم تلویزیونی که از ابتکارات صداوسیما در این دوره بود، جذاب‌ترین و پرهیجان‌ترین بخش تبلیغات نامزدهای ریاست‌جمهوری محسوب می‌شد. در این بین مناظره 13 خرداد احمدی‌نژاد و موسوی از حساسیت و جذابیت بالایی برخوردار بود، غلبه احمدی‌نژاد بر موسوی در این مناظره، سیاهی تخریب‌های صورت گرفته از سوی رسانه‌های داخلی و خارجی طی چند ماه گذشته را تا حدود زیادی زدود و اقبال اکثریت مردم را به سوی او سوق داد.
این مناظره شکست سنگینی را به جبهه اصلاحات، در جذب آرای قشر خاکستری تحمیل کرد، لذا اصلاح‌طلبان سخت منتظر مناظره شب 16 خرداد مهدی کروبی و احمدی‌نژاد بودند، آنها امیدوار به بی‌پروایی و رک بودن شیخ اصلاحات، انتظار داشتند وی مسائل و اتهاماتی را مطرح کند که دیگران در تریبون رسمی و در مقابل تسلط احمدی‌نژاد بر محیط مناظره توان و جرئت گفتن آنها را نداشتند.
در این مناظره کروبی با تسلط بیشتری نسبت به میرحسین موسوی (که با منطقی ضعیف‌تر، صدای لرزان و جملات منقطع قافیه را به رقیب باخته بود) ظاهر شد. در بخش‌هایی از مناظره نیز پرسش‌هایی را مطرح کرد که پاسخ مناسبی از سوی احمدی‌نژاد دریافت نکرد، ولی در مجموع کروبی مغلوب این مناظره لقب گرفت.
لذا کروبی و موسوی که تلاش‌های چندین ماهه خود را با این مناظرات بر باد رفته می‌دیدند، با وجود اختلافات، مناظره بین خود در 17 خرداد را به جلسه درد دل با یکدیگر تبدیل کردند و محیط مناظره به صحنه محاکمه احمدی‌نژاد(که غایب بود) تبدیل شد، در ابتدا کروبی نامه‌ای را در جواب اظهارات شب گذشته احمدی‌نژاد قرائت کرد، سپس میرحسین موسوی ضمن ایراد اتهاماتی، احمدی‌نژاد را دروغگو خواند.(۱۸)
* پی‌نوشت‌ها در دفترهفته‌نامه موجود است.


آفاق
محمدرضا اسکندری

تئیسم؛ رویکردی به دین وحیانی از منظر اومانیسم (1)
در مقالات شماره‌های پیشین بیان کردیم که بین اومانیسم و دین، سه رویکرد و رابطه متفاوت وجود دارد که شامل: ۱ـ رویکرد الحادی اومانیسم به دین ۲ـ رویکرد به دین طبیعی یا دئیسم و ۳ـ رویکرد اومانیسم به دین وحیانی که از آن با عنوان تئیسم یاد می‌شود. در این مقاله و مقاله هفته آتی به بررسی رویکرد سوم می‌پردازیم.

تعریف دین وحیانی (تئیسم)
در دایره‌المعارف بریتانیکا در تعریف واژه تئیسم آمده است: «تئیسم عبارت است از وجه اشتراک مؤمنان به ادیان بزرگ الهی، کلیمی، مسیحی و اسلام. تئیست‌ها معتقدند خدای یگانه‌ای که عالم را از عدم آفریده، تسلط مطلقی بر همه مخلوقاتش دارد و به‌وسیله پیامبرانش از طریق وحی، انسان‌ها را به طریق سعادت راهنمایی می‌کند و سرانجام انسان‌ها را به پاداش اعمال نیک و بدشان در جهان دیگر خواهد رساند.»(۱)
۱ـ فردریک شلایرماخر (۱۸۳۴ـ ۱۷۶۸ م)
شلایرماخر عقیده داشت که دین، بدون قربانی کردن و محبوس کردن عقل، فقط مبنایی برای اتحاد یک دیدگاه کامل به انسان و جهان فراهم می‌کند. وی مایل است در ورای احکام معمول درباره خدا و افعالش و اینکه او عشق است، خالق جهان است، قدیر است و قضایایی از این دست، وجود خدا را تجربه کند؛ تجربه‌ای که زیربنای این احکام است. او این تجربه را «دین» می‌نامد و معتقد است بین آن احکام و این تجربه تفاوتی کیفی قرار دارد که نظیر تفاوت سرما و گرما است.
تجربه کردن خدا، مستلزم و متضمن شور و شوق، خودجوشی و سعی و جهد شخصی است، در حالی که الهیات روشنگری «ترفند عقل حسابگر» است؛... زیرا همه چیز در استدلال‌های خشک و سرد ساقط می‌شود و حتی عالی‌ترین موضوع، اسباب نزاع میان حوزه‌های متخاصم فکری می‌شود.(۲)
به‌عقیده شلایرماخر مفهوم متداول خدا در جایگاه وجودی منفرد در خارج و ورای جهان، تمام روایت دین نیست. این فقط یکی از راه‌های بیان این مطلب است که خدا چیست؛ راهی که اغلب مغشوش و همیشه ناقص است.(۳) او نشان می‌دهد که می‌خواهد معنای متداول خدا را به چیزی تبدیل کند که در تجربه‌های روزمره انسان، مرکزیت بیشتری دارد... شلایرماخر به هیچ‌وجه موقعیت خود را در مقام متکلمی که از دیدگاه وحدت‌بخش مسیحیت سخن می‌گوید، ترک نکرد. گواه این ادعا، نقش چشمگیر مفهوم «وساطت» (شفاعت) در مباحث کلامی او است. وی معتقد است برای بحث درباره خداوند باید کسانی باشند که کارشان تفسیر طرق الی‌الله برای بشر است. بخشی از کار آنها این است که به جهان نظم و وحدت بدهند. قانونگذاران، مخترعان، قهرمانان و چیره‌شوندگان بر طبیعت از این گروهند. همچنین افراد روحانی‌تری هستند که می‌کوشند «بذر خفته» انسانیت بهتری را پرورش دهند، عشق به امور متعالی‌تر را شعله‌ور کنند، زندگی روزمره را به زندگی شریف‌تری تبدیل کنند، فرزندان زمین را با آسمان آشتی دهند و دلبستگی عصر ما را به ارزش‌های خشک و بی‌روح متعادل کنند. چنین کسانی پیامبران و مبلّغان انسانیت هستند که مأموریت آنها وساطت بین موجود متناهی و موجود نامتناهی است. در نظر شلایرماخر گواه هستی خدا را اساساً به «نظر و تأمل» می‌توان یافت. «دین ذاتاً امری تأملی است.»(۴) او فرایند کشف دین را «سیر آگاهی یافتن باطنی به طریق از درون منفعل شدن شخصی» نامیده است(۵)، اما به نظر او، یکی دانستن دین با تأمل درونی، به‌جز یکی دانستن خدا با شعور دینی انسان نیست، اما در هر حال از منظر او، تفکر عرفانی در نقش بهترین راه برای کشف ذات دین است و او افلاطون «الهی» و پیروان او را به‌سبب این جنبه از نوشته‌های آنها می‌ستاید.(۶) شلایرماخر می‌گوید: «اولاً دین را به هیچ‌وجه نباید به اخلاق تبدیل کرد، دوماً در وهله اول به معنای مجموعه احکام ظاهراً واقعی که انسان درباره خداوند می‌سازد نیز نیست، زیرا خدا اصلاً همچون متعلق یک علم به چنگ نمی‌آید. به آن معنا که علوم طبیعی یا فلسفه نظری می‌توانند به متعلق خود دست یابند. باید به آنات بیشتر توجه کنیم؛ آناتی که در آن انسان متوجه می‌شود خداوند دارد او را به حرکت وامی‌دارد، زیرا این آگاهی عبارت است از «درک بی‌واسطه» هستی کلی تمام موجودات محدود به واسطه و به موجود نامحدود و درک موجودات زمانمند از طریق و به مدد موجود بی‌زمان.»
برای آنکه انسان خود برخوردار از حیات جان جهان باشد و از این‌رو دین داشته باشد، باید اول انسانیت را کشف کرده باشد و فقط در عشق و به مدد عشق می‌تواند چنین کند.(۷) به این دلیل است که انسانیت و دین، صمیمانه و به‌طور جدایی‌ناپذیری به هم متصلند. نخستین مرحله یافتن خداوند در جایگاه وحدت‌بخش جهان، تجربه‌های ما از کشف انسانیت است. شلایرماخر می‌گوید: «خدا در آگاهی انسان از قرار گرفتن در اینجا و اکنون، در تمام روابط‌مان حضور دارد، بدون اینکه آن را خواسته باشیم... خدا بنیاد یا مبدأ همه چیز است...»(۸) در خداشناسی شلایرماخر، هیچ شائبه‌ای از تعالیم همه خداانگارانه یکی دانستن عالم و خدا وجود ندارد. وی از مخالفان دین طبیعی است.(۹) شلایرماخر، دین را عامل وحدت انسان و جهان می‌داند و خدای او خدایی زنده و مصداقی است که تعالی دارد و پرستش و عبادت و راز و نیاز بندگانش را برمی‌انگیزد. الهیات شلایرماخر پس از طی یک دوره اومانیسم انسان‌مرکز، بار دیگر به‌سوی اومانیسم خدامرکز سوق می‌یابد. او با الهیات خشک نظری مخالف بود و همچنین با الهیات طبیعی کانت نیز که وسیله استحکام فعل اخلاقی بود، مخالفت می‌کرد. به‌عقیده شلایرماخر، معاصرانش چیزی از انکشاف ذات خداوند نفهمیده‌اند. هم آنهایی که به این اشتباه افتادند که آن را با نظام خشک الهیات ساخته متکلمان روشنگری یکی گرفتند و هم آنهایی که آن را به ضامنی ضرور برای استحکام قوانین اخلاقی (کانت) تقلیل می‌دادند. شلایرماخر، به‌ویژه تقلیل دوم را اهانت‌آمیز می‌دانست.(۱۰) او در تمام خطابه‌ها نگران این خطر بزرگ است که دین را به‌صورت پشتوانه حیات اخلاقی و یا به‌صورت وسیله‌ای به کار گیرند که از طریق آن، وجدان انسان کمتر می‌تواند نافذ برّا باشد و بیشتر منتظر و گوش به زنگ می‌ماند. او می‌گوید: «آیا دین از آسمان برای چنین هدف ناچیزی نازل شده است؟ ابداً» و همان‌طور که در سطور پیشین گفتیم به‌عقیده شلایرماخر گواه هستی خدا را اساساً به «نظر و تأمل» می‌توان دریافت، یعنی «دین ذاتاً تأملی است.» بنابراین شلایرماخر دین را نازل شده از آسمان می‌دانست و اومانیسم او، به این معناست که تأکید فراوانی بر نقش مضر فردی و شخصی در گزاره‌های دینی می‌کرد و دین را امری ذاتاً «تأملی» می‌دانست؛ به این سبب خدا را با «شعور دینی» یکی تلقی می‌کرد و «تفکر عرفانی نفس» را بهترین راه برای کشف ذات دین می‌دانست. با این وصف معتقد بود که خدا را هرگز نمی‌توان به «منزله متعلق به علم» به چنگ آورد. او عقیده داشت که برای دستیابی به دین، ابتدا باید انسانیت را کشف کرد، بعد عشق ورزید؛ سپس حیات جان جهان را دریافت؛ بنابراین در تفکر شلایرماخر، انسانیت و دین به‌طوری جدایی‌ناپذیر به یکدیگر متصلند. به‌نظر او «کشف انسانیت» به یافتن خداوند در جایگاه وحدت‌بخش تجربه‌های ما می‌انجامد و انسان فقط در ارتباط با کل هستی می‌تواند تفردی حقیقی داشته باشد. او مخالف دینی طبیعی یا دئیسم بود و عقیده داشت که حیات انسانی باید با دین وحیانی همنوا باشد. اومانیسم شلایرماخر، خدابنیاد است. او مبدأ همه چیز را خدا می‌دانست و در تفکر عرفانی خود، اراده آدمی را مستهلک در اراده خدا می‌دید، بنابراین «وحدت وجود» او با وحدت وجود اسپینوزا متفاوت است؛ زیرا او خدا را متعالی از عالم می‌داند. اومانیسم وی بیشتر از نوع اومانیسم مسیحی است؛ چرا که مسیح را واسطه حضور خدا در جهان می‌داند، با این وصف، وی تثلیث مسیحی را نفی می‌کند و مسیح را انسانی خداآگاه می‌داند که قدرت انتقال این خداآگاهی را به دیگران دارد.(۱۱) در مقاله‌های هفته‌های آتی به بررسی سایر اندیشمندان معتقد به رویکرد تئیسمی به دین می‌پردازیم.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 283
فتح الله پریشان

اقدامات اصلاحی شیخ‌علی‌خان زنگنه
در ادامه بررسی اندیشه اصلاحی اندیشمندان معاصر محقق سبزواری، مطالعه اقدامات اصلاحی شیخ‌علی‌خان زنگنه حائز اهمیت است. وی از وزرای مصلح قرن یازدهم در دوران صفویه است. از جزئیات زندگی‌اش، به‌ویژه پیش از دوره وزارت، اطلاع دقیقی در دست نیست و درباره شیخ‌علی‌خان زنگنه تاکنون پژوهش مستقلی صورت نگرفته است. او در سال 1064ق از سوی شاه‌عباس دوم به‌عنوان حاکم کرمانشاه منصوب شد که البته همزمان به‌عنوان یک فرمانده نظامی موفق نیز شهرت پیدا کرد. علت انتخاب شیخ‌علی‌خان به وزارت (که در سال آن از بین 1079 تا 1080 و حتی 1084 قمری اختلاف‌نظر وجود دارد) آشفتگی اوضاع و ناامنی در همه جای مملکت بود. این ناامنی و خرابی اوضاع به‌قدری شدت داشت که منجّمان به هنگام انتصاب شیخ‌علی‌خان به وزارت عظما، دوره وزارت وی را یک سال بیشتر پیش‌بینی نکردند.(1)
شیخ‌علی‌خان پس از رسیدن به وزارت، تمام مساعی و کوشش خود را صرف اصلاح و انتظام امور مملکتی کرد، اما پس از دو سال وزارت، از سوی شاه‌سلیمان معزول و خانه‌نشین شد. درباره علت عزل وی از وزارت، اقوال مختلفی ذکر شده است که در یکی از منابع مخالفت وی با شرابخواری شاه یا حداقل عدم همراهی با شاه در نوشیدن شراب علت عزل وی ذکر شده است. در نقلی دیگر، نماینده کمپانی انگلیس آورده است که شاه‌سلیمان در حالت مستی به کور کردن یکی از برادرانش فرمان داد که مورد مخالفت ملکه مادر قرار می‌گیرد و خشم شاه را برمی‌انگیزد، به‌گونه‌ای که شاه شمشیر کشیده، مادرش را زخمی می‌کند و دستور می‌دهد که کسی او را درمان نکند. مادر شاه نیز با پرت کردن خود از بالای بام اقدام به خودکشی می‌کند. شیخ‌علی‌خان به رفتار شاه اعتراض می‌کند، شاه خشمگین شده، وی را از وزارت عزل می‌کند.(2)
به هر حال، پس از مدتی در سال 1083 قمری مجدداً به وزارت منصوب می‌شود، ‌بدون اینکه در دوره فترت کسی به وزارت نصب شده باشد. در مجموع شیخ‌علی‌خان ۲۰ سال وزارت کرد که یکی از طولانی‌ترین ادوار وزارت در دوره صفویه است. درباره ویژگی‌های شیخ‌علی‌خان زنگنه گفته شده که وی شخصیتی بسیار عاقل، باهوش و مدبر بود؛ مردی دیندار و خداترس، پرهیزکار و فسادناپذیر بود؛ زیر بار هیچ‌گونه توصیه، تحفه، هدیه و رشوه‌ای نمی‌رفت. از ویژگی‌های دیگر وی که همه منابع بر آن تأکید کرده‌اند، خودداری شدید او از نوشیدن شراب بود. مهم‌ترین اقدامات اصلاحی زنگنه را می‌توان چنین برشمرد:
1- در نظام اداری ایران تمرکز قوا و سلسله مراتب ایجاد کرد و با تقویت آن، فساد اداری نظیر ارتشا را از آن پاک کرد.
2- در نظام اقتصادی ایران اصلاحاتی به‌عمل آورد و دخل و خرج کشور را کنترل کرد. به سبب تلاش وی کشور از یک بحران اقتصادی که گرفتار آن شده بود نجات یافت، خزانه سلطنتی مجدداً انباشته گردید، کیفیت پول اصلاح شد، درآمد کشور از مخارج آن فزونی گرفت و تولید برخی کالاها نظیر محصولات کشاورزی افزایش یافت.
3- اصلاحات بعدی وی در نظام سپاه بود که پرداخت مواجب سپاهیان شکل بهتری پیدا کرد و شمار افراد نظامی فزونی یافت. توپخانه احیا و تقویت شد و سرانجام با همین ارتش اصلاح شده توانست آشوب‌ها و حملات متعدد اقوام ساکن و مجاور ایران را سرکوب کرده، سقوط صفویه را به تأخیر اندازد.(3)
4- توانست خط‌مشی بسیار عاقلانه و دوراندیشانه‌ای را در سیاست خارجی ایران به‌ویژه در برابر کشورهای اروپایی و سپس کشورهای آسیایی اتخاذ کند.
با توجه به اینکه ده سال از وزارت شیخ‌علی‌خان زنگنه در زمان حیات محقق سبزواری است، به‌نظر می‌رسد غالب اقدامات اصلاحی وی به نوعی عمل به نظریات اصلاح‌طلبانه سبزواری است که در شماره‌های گذشته بیان شد. بنابراین اندیشه اصلاحی سبزواری با اندیشه و عملکرد برخی از علما و سیاستمداران معاصرش مشترکاتی دارد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اصطلاحات

معیار ارزشیابی نظریه‌ها
یکی دیگر از سؤالات مهمی که می‌توان در پرتو رویکرد انتقادی به آن پرداخت، چگونگی تعیین درستی یا نادرستی یک تبیین است. اساساً یکی از ویژگی‌های اثبات‌گرایی تلاش برای یافتن نوعی قطعیت در دانش است. این جست‌وجو بر این ادعا استوار است که می‌توان مبنایی معرفت‌شناختی برای شناخت یافت. کاوش برای یافتن چنین مبنایی در اندیشه فلسفی همواره حائز اهمیت بوده است. افلاطون چنین مبنایی را در عالم مُثُل یافت و دکارت آن را در خردگرایی، منطق و ریاضیات دنبال می‌کرد. قدیس آکویناس فرض مسلم قوانین طبیعی خدادادی را پیش کشید، هیوم رجوع تجربی به داده‌های حسی را مبنا قرار داد و کانت به مقوله‌های استعلایی ذهن تکیه کرد.
در علوم اجتماعی کنونی، اثبات‌گرایان برای آزمون نظریه‌ها نخست فرضیه‌هایی را از آن به‌طور قیاسی استخراج می‌کنند، سپس این فرضیه‌ها را به‌وسیله مشاهدات تکرارپذیری می‌‌آزمایند و در آخر نتایج را برای تصدیق قوانین مطرح شده در نظریه تلفیق می‌کنند، اما تفسیرگرایان چنین مبنایی را بیرون از تأویل نمی‌پذیرند و در نهایت به دور هرمنوتیکی متوسل می‌شوند. درباره نظریه‌پردازان انتقادی می‌توان گفت که آنها ضمن اینکه روش اثبات‌گرایان برای ارزشیابی فرضیه‌ها را مردود می‌دانند، به‌دنبال یافتن مبنا یا معیاری برای تفکیک فهم درست از بدفهمی هستند. هابرماس در نقد پوپر می‌گوید: او به‌درستی تشخیص داده که داده‌ها یا مشاهدات تجربی بار نظری دارند، بنابراین نمی‌توان مستقل از نظریه دست به مشاهده زد، اما هنگامی که می‌خواهد نظریه‌ها را بسنجد دوباره به همان داده‌ها یا مشاهدات تجربی متوسل می‌شود. در واقع، پوپر با «تأکید و توسل به آزمون به‌عنوان روش ابطال به پیشداوری اثبات‌گرایانه عمیقی وفادار می‌ماند که استقلال تجربه از وضعیت آزمایش را مفروض می‌دارد. از دیدگاه پوپر آزمون‌ها نظریه‌ها را در مقابل واقعیات مستقل می‌سنجند.» حال آنکه چنین واقعیاتی را وی از ابتدا متأثر از نظریه وصف کرده است. با وجود این، هابرماس همچنان تأکید دارد که باید در پی معیاری برای تمیز شناخت درست از نادرست بود. از این رو، به گادامر معترض است که هیچ معیاری برای تشخیص فهم و بدفهمی از یکدیگر ارائه نمی‌دهد. اما روش انتقادیون برای ارزشیابی نظریه‌ها چندان روشن نیست. مفهوم کلیدی در ارزشیابی نظریه‌ها عمل (پراکسیس) است. برای محک زدن نظریه‌ انتقادی باید آن را در عمل برای تغییر جهان به کار برد و بدین شیوه برد آن را سنجید. نظریه انتقادی مطلوب تجربه مردم را به‌گونه‌ای که مشوق تغییر باشد فرموله می‌کند.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر توطئه‌ها، فتنه‌ها و جنایت‌های پنجاه سال حکومت پهلوی ـ 33
دسیسه‌ها و توطئه‌های آمریکا علیه انقلاب اسلامی
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

مقدمه
در مباحث پیشین به حوادث و رویدادهای دی‌ماه سال 57 اشاره کردیم، یادآور شدیم که پس از کنفرانس گوآدلوپ قطب مقابله با انقلاب اسلامی ایران فقط رژیم شاه نبود، بلکه آمریکا و سایر کشورهای اروپایی به میدان مبارزه با انقلاب اسلامی آمدند. به‌عبارتی آمریکایی‌ها ابتکار عمل را به دست گرفتند و دستگاه‌های اطلاعاتی، جاسوسی، امنیتی، نظامی، سیاسی، رسانه‌ای سرمایه‌داران آمریکایی و اروپایی با تمام امکانات و با جدیت تمام وارد عمل شدند که انقلاب اسلامی به پیروزی نرسد، اما با همه تلاش‌ها، توطئه‌ها و دسیسه‌های گوناگونی که به‌کار گرفتند، انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و مهم‌ترین تحول در قرن بیستم رخ داد و دستگاه استبداد داخلی و رژیم شاهنشاهی متکی به سلطه خارجی را در هم شکست و آثار منطقه‌ای و بین‌المللی عظیمی در پی داشت و توازن و تعادل قوای ابرقدرت‌های شرق و غرب را به‌هم زد، به‌طوری که کشورهای استعمارگر و دستگاه‌های استکبار جهانی پیش‌بینی چنین تحول عظیمی را نکرده بودند و برای مقابله با آن برنامه مشخصی نداشتند.
آمریکایی به‌عنوان مهم‌ترین و قوی‌ترین کشور حمایت از رژیم شاه بزرگ‌ترین بازنده تحولات داخلی ایران شد و به سلطه آمریکا در ایران پایان داده شد و مجموعه روابط نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی که ایران را به آمریکا پیوند می‌داد از هم گسسته شد. به قول سایروس ونس، وزیر خارجه در دولت کارتر؛ «انقلاب ایران بزرگ‌ترین شکست کارتر بود... و سقوط شاه از نظر استراتژیک نتایج مصیبت‌باری به بار آورد و از نظر سیاسی برای خود کارتر فاجعه‌آمیز بود.» به همین سبب آمریکا برای اعاده نفوذ خود در ایران به هر کاری که می‌توانست دست زد و از هیچ اقدامی علیه ایران کوتاهی نکرد.

دنبال راه نفوذ
طبق اسناد منتشر شده پس از پیروزی انقلاب، سفارت آمریکا در تهران سیاست آمریکا در دو بخش کوتاه‌مدت و بلندمدت را دنبال می‌کرد. «لینگن» کاردار سفارت آمریکا در نامه‌ای که برای وزارت امور خارجه آمریکا فرستاد، آورده است: «سیاست کوتاه‌مدت؛ تا قبل از تشکیل یک دولت جدید، ما می‌خواهیم تمام مسائل گذشته حل شود و از بیان هرگونه بحث و مجادله دوری شود، در طول این ماه‌ها، اساس معامله با دولت جدیدی که امیدواریم دارای قدرت مؤثری باشد، طرح‌ریزی می‌کنیم و اما سیاست بلندمدت؛ بر این اساس قرار گرفت که «میانه‌روها» بر سر کار باشند و ناسیونالیست‌های مخالف مذهب تسلط بیشتری در اداره مملکت داشته باشند. در ضمن تا قبل از استقرار دولت جدید ما می‌توانیم راه‌های نفوذ در ایران را امتحان کنیم. بایستی یک موقعیت توأم با اطمینان و احترام را در ایران بیازماییم و آن را رواج دهیم.» بنابراین آمریکایی‌ها برای مقابله با انقلاب در پی به دست آوردن راه‌های نفوذ بودند.
اسناد فراوان منتشر شده به خصوص پس از تصرف لانه جاسوسی آمریکا و آنهایی که در خاطرات سران آمریکا چاپ شد، جملگی حکایت از پیگیری مجدانه این سیاست بوده است، به خصوص در ماه‌های اولیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ارتباطات مقامات آمریکایی با جمع افرادی که به دولت موقت پیوسته بودند و با سردمداران دولت آمریکا رابطه مخفیانه‌ای برقرار کردند و از نفوذشان به‌نفع آمریکا بهره بردند که بسیاری از آنها از اعضای جبهه ملی و گروه نهضت آزادی بودند.

طرح مقابله با خط امام
در مکالمات و آثار منتشر شده از کلمه «میانه‌روها» خیلی استفاده شده و این عنوان طیف گسترده‌ای از اشخاص دانشگاهی، روحانی، مذهبی‌ها،‌ سران احزاب، سلطنت‌طلب‌ها و... را شامل می‌شود و همین‌طور کسانی که دارای این دو خصوصیت باشند؛ یکی در حفاظت از منافع آمریکا و غرب کوشا باشند و دیگر اینکه با انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی مقابله کنند و با یکدیگر متفق‌القول باشند. در اسناد از تماس‌ها و ملاقات‌های فراوانی در این‌باره گفته شده و روی عناصر «خط میانه» تکیه گردیده که بیشتر مبتنی‌بر تشویق و ترغیب برای اتخاذ یک موضع واحد و تشکیل جناحی منسجم علیه خط امام و همگام با منافع غرب بود. به تعبیر یکی از نویسندگان شناختی که آمریکا در طی این مدت از جریانات انقلاب و خط اسلامی نهضت به‌دست آورده بود،‌ او را ملزم می‌کرد که بیشتر بر جناحی از خط میانه تکیه کند که ظاهراً وجهه اسلامی داشته باشد و بتواند از احساس مذهبی مردم در جهت اعمال سیاست‌های سوء خود استفاده کند.
به این دلیل توجه بیشتر آمریکا بر روی عناصر نهضت آزادی، آیت‌الله شریعتمداری و حامیانش و جبهه ملی متمرکز می‌شود. دولت موقت که ترکیبی از اعضای نهضت آزادی، جبهه ملی و مریدان شریعتمداری بود، با وجود اختلافات ظاهری در درون خودشان در مقابله با خط امام و حمایت از حضور آمریکا در ابعاد نظامی، فرهنگی و اقتصادی، دارای وجوه اشتراک فراوان بودند.
«کارتر» رئیس جمهور وقت آمریکا در کتاب خاطرات خود نوشته است: «بازرگان و اعضای کابینه‌اش که اکثراً تحصیل‌کرده غرب بودند، با ما همکاری داشتند. آنها از سفارت ما محافظت می‌کردند و از ژنرال فیلیپ گاست که جای ژنرال هایزر را گرفته بود مراقبت می‌کردند تا بدون خطر رفت‌وآمد کند و برای ما پیام‌های دوستانه‌ای می‌فرستادند.»

فعالیت‌های جاسوسی
در ایام انقلاب و روزهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی چهره‌هایی با نقاب «ملی‌گرایی» یا با عنوان اعضای دولت موقت سعی می‌کردند با عناوین یاران نزدیک به امام(ره) خودشان را جا بزنند، یا به‌عنوان چهره‌های میانه‌رو، مخفی شوند که در واقع از مهره‌های اصلی و سرسپرده‌های غرب و جاسوس دستگاه‌های اطلاعاتی غربی بودند که در اسناد لانه جاسوسی آمریکا از آنها با اسم مستعار و کد رمز یاد شده است. جیمز بیل نیز در این‌باره آورده است: «با وجود آنکه پس از انقلاب، نمونه‌های فراوانی از فعالیت‌های جاسوسی در ایران وجود دارد، دو مقطع از آنها به‌ویژه در ساختار روابط بعدی ایران و آمریکا نقش اساسی یافت؛‌ یکی نقشه سازمان «سیا» برای برقراری رابطه با «ابوالحسن بنی‌صدر» بود و دیگری که جنبه کلی‌تر داشت، آنکه «سیا» درصدد بود با گروه میانه‌روها که در نهادی انقلابی نقش داشتند، رابطه نزدیک برقرار سازد. هر دو نقشه بسیار ناشیانه و عاری از ظرافت طرح و اجرا گردید و هر دو به شکست تأسف‌بار میانه‌روها و سرانجام بر باد رفتن آخرین اعتبار آمریکا در ایران منتهی گشت.»
از این طریق دولت آمریکا می‌کوشید تا مهره‌های سرسپرده خود را در بالاترین مقامات حکومتی ایران نفوذ دهد و از طریق آنها دوباره سلطه خود را بر ایران حاکم کند و در این رابطه از فنون و سیاست‌ها و نیرنگ‌های گوناگونی بهره گرفت و هزینه‌های زیادی داد تا به نقشه شوم خود برسد.

چهره‌سازی در برابر امام
سیدکاظم شریعتمداری به‌عنوان یکی از مراجع تقلید در پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و پس از انقلاب مطرح بود و از چهره‌هایی بود که از پیش از پیروزی انقلاب مطبوعات داخلی ایران و رسانه‌های خارجی با او گفت‌وگو می‌کردند و در مواردی از وی به‌عنوان شخصیت مذهبی، بانفوذ و برجسته یاد می‌کردند و به انحای مختلف سعی داشتند از وی چهره‌ای آزاداندیش، ملایم، دموکرات، آشنا به مسائل روز که سخت طرفدار دموکراسی است، ارائه دهند و در مقابل، امام(ره) را دارای صفاتی ضدویژگی‌های آقای شریعتمداری قلمداد می‌کردند. نگاهی گذرا به جراید و مطبوعات کشور در خلال سال‌های 1357 و 1358 نشان می‌دهد که اغلب خبرنگاران و تحلیلگران رسانه‌های خارجی با وی گفت‌وگو می‌کردند و سعی در تبلیغ نظرات او داشتند و او را با تبلیغات فراوان همراه با حواشی و اظهار نظرات دامنه‌دار مطرح می‌کردند. او در مرداد یا شهریور ماه سال 57 در مصاحبه‌ای بر حفظ سلطنت شاه با رعایت قانون اساسی مشروطه تأکید ‌کرد، در حالی که فاجعه سینما رکس آبادان و 17 شهریور به وقوع می‌پیوست و در طول روند انقلاب سعی داشت در برابر امام موضع بگیرد. با وجود همه دسیسه‌هایی که دنبال کرد. پس از پیروزی انقلاب هم اقدام به تضعیف امام(ره) می‌کرد. در تیر ماه سال 1358 در مصاحبه‌ای با خبرنگار مجله لوموند، تلویحاً نقش سیاسی منحصربه‌فرد امام خمینی(ره) را در رأس هرم قدرت و حاکمیت در کشور مورد انتقاد قرار داد و گفت: «به‌نظر ما اگر مراجع تقلید در مقام ارشد و راهنمایی باقی بمانند و هر جا لازم باشد، مداخله کنند، بهتر است.» این چهره مذهبی با جایگاه مرجعیت بعدها دستش در کودتا و سایر توطئه‌ها علیه انقلاب رو شد. آنچه برای آمریکایی مهم بود و اینکه او را در مقابل امام(ره) قرار دهند و سعی می‌کردند چهره‌سازی کنند، شخصیت‌پروری کنند و در کنار هر غائله‌آفرینی که انجام می‌دادند یک چهره شاخص مذهبی در کنار آن قرار داده می‌شد.

سناریوسازی تجزیه‌طلبی و اختلاف
برای شکست انقلاب اسلامی، آمریکایی‌ها از همان سال‌های 1357 و 1358 توطئه‌ها، دسیسه‌ها، نقشه‌ها و سناریوهای گوناگونی طراحی کردند. شاید یکی از کارآمدترین آنها تکیه بر نقاط آسیب‌پذیری‌های انقلاب بود، چون در یکی از اسناد «خیلی محرمانه» لانه جاسوسی از زبان یکی از دیپلمات‌های آمریکایی به‌نام «جان گریوز» آمده است: «هیچ‌یک از گروه‌ها اعم از رهبران سنتی نیروهای مسلح، مدیران و تکنیسین‌های غرب‌زده،‌ سیاستمداران لیبرال‌دموکرات، آرمان‌گرایان شبه‌نظامی و بالاخره افراطیون چپ‌گرا که شامل کمونیست‌ها نیز می‌شوند، نمی‌توانند به نحو آشکار برای به‌دست گرفتن قدرت اقدام کنند،‌ چون همیشه این خطر هست که بنیادگرایان اسلامی که از حمایت بی‌دریغ توده‌ها برخوردارند، آنها را نیست و نابود کنند،‌ مع‌ذلک بنیادگرایان اسلامی نیز آسیب‌پذیر هستند. به‌نظر من حداقل دو سناریو وجود دارد که می‌توان آشوب به‌پا کرد و باعث سقوط نهایی آنان شد.» او دو سناریوی خود را چنین برمی‌شمرد؛ یکی سناریوی تقویت تفکر تجزیه‌طلبی در ایران و حمایت از گروه‌های تجزیه‌طلب و دیگری سناریوی ایجاد اختلاف که هر یک ابعاد گسترده‌ای دارد و در مباحث بعدی پیگیری خواهد شد.


حكایت زمانه

سه روز پایانی رژیم پهلوی
وقایعی که در سه روز پایانی عمر رژیم ستمشاهی از تاریخ انقلاب اسلامی روی داد، سبب گردید که خون‌های شهدا و تلاش مردم ایران به رهبری امام خمینی به نتیجه برسد و انقلاب در روز 22 بهمن 57 پیروز شد. در زیر به اتفاقاتی که از 20 تا 22 بهمن 57 اتفاق افتاد، می‌پردازیم.

20 بهمن
روز جمعه بیستم بهمن‌ماه 57، تلویزیون سراسری اعلام كرد كه فیلم بازگشت امام خمینی به كشور در دوازدهم بهمن‌ماه (باز) پخش خواهد شد. از دیگر وقایع در این روز، عزیمت مردم تهران به دانشگاه تهران برای شنیدن اولین سخنرانی نخست‌وزیر دولت موقت بود. دانشگاه تهران پس از كودتای 28 مرداد در معرفی تهاجم و سركوب رژیم شاه قرار داشت و بازرگان نیز در سخنرانی خود به این وظیفه خطیر دانشگاه در آن سال‌ها اشاره كرد: «دانشگاه چنین افتخار و حق بزرگی دارد كه هیچ‌گاه بعد از 28 مرداد ساكت نبوده، در آن دوران‌های اختناق بعد از 28 مرداد و جبهه ملی، در اختناق شدیدی كه بر سراسر ایران حكمفرما بود، تنها مكانی كه در آن اجتماع و اعتراض علی‌رغم مزاحمت، زندان، شكنجه و... تعطیل نشد و هر چند ماه، اگر نگوییم هر چند هفته، فریاد مرگ بر شاه‌ بلند می‌شد، دانشگاه بود كه چشم و چراغ ایران بود.» بازرگان در این سخنرانی از بختیار خواست كه برای جلوگیری از خونریزی و اتلاف سرمایه‌های كشور از قدرت كناره‌گیری كند. در آن سوی جبهه انقلاب، مخالفان، به‌نام هواداران از قانون اساسی بار دیگر در ورزشگاه امجدیه گرد آمدند. این‌بار اجتماع‌كنندگان از فضای ورزشگاه خارج شدند و در خیابان روزولت (شهید مفتح) تظاهرات كردند كه این تظاهرات منجر به درگیری شد. از سوی دیگر در خوی، عده‌ای به‌نام روستاییان طرفدار قانون اساسی، مردم را مورد ضرب و شتم قرار دادند و چند نقطه از شهر را به آتش كشیدند.
ساعت 21 شب، تلویزیون دولتی ایران فیلم بازگشت امام خمینی را به نمایش گذاشت. پادگان دوشان‌تپه مركز آموزش هوایی ارتش بود و دانشجویان و همافران هوایی هوادار امام در این مركز آموزش می‌دیدند و دارای خوابگاه بودند. با پخش تصاویر امام، موج احساسات صدها همافر و دانشجو كه برای دیدن این فیلم در سالن اجتماعات تجمع كرده بودند، با تكبیر و صلوات فضای پادگان را به لرزه انداخت. از آنجا كه بیعت همافران و افسران نیروی هوایی با امام و شركت آنان در تظاهرات موجب نگرانی فرماندهان نظامی شده بود، برای كنترل هواداران امام، یك واحد تانك از لشكر گارد در پادگان مستقر شده بود، پرسنل گارد كه تحمل ابراز احساسات همافران و دانشجویان را تحمل نداشتند سالن اجتماعات را به محاصره درآوردند و با آنها درگیر شدند. با صدای تیراندازی، مردم از درگیری مطلع شدند و با سرعت در اطراف پادگان اجتماع کردند و به نفع نیروی هوایی شعار دادند، در این میان، عده‌ای از مردم توانستند به داخل پادگان نفوذ كنند و با غنیمت گرفتن ده‌ها قبضه اسلحه به سنگربندی در خیابان‌های پادگان پرداختند.

21 بهمن
بختیار در صبح روز 21 بهمن به سپهبد رحیمی، فرماندار نظامی تهران، دستور داد تا ساعت عبور و مرور را محدود كند. به‌دنبال انتشار اطلاعیه حكومت نظامی در ساعت 14 از رادیو تهران، در همه‌جا شایعه كودتا شد. یاران امام كه از قبل توسط سرهنگ محمدرضا رحیمی از تصمیم حكومت نظامی مطلع شده بودند، به اصرار از امام خواستند تا به‌جای امنی منتقل شوند، اما امام با این اقدام مخالفت ورزیدند و فرمودند مردم در خیابان‌ها بمانند. جواد مقصودی از اعضای كمیته استقبال از امام در این‌باره می‌گوید: «امام فرمودند به خیابان‌ها بروید و به مردم بگویید كه در خیابان‌ها بمانند و به حكومت نظامی اعتنایی نكنند. ما هم هر مقدار مینی‌بوس در اختیارمان بود و می‌توانستیم تهیه كنیم، تهیه كردیم و یك روحانی روی هر مینی‌بوس با بلندگو گذاشتیم كه در خیابان‌ها اعلام كنند حكومت نظامی توسط حضرت امام لغو است و این كار را هم كردیم. مردم به خیابان‌ها ریختند و زن و مرد و بچه و بزرگ و كوچك به قیام برخاستند.» با شكسته شدن مقررات منع عبور و مرور، تظاهرات در تمام نقاط تهران به اوج رسید. مردم سربازان گارد را خلع سلاح می‌كردند و اسلحه آنها را به همافران می‌رساندند. عده‌ای از سربازان نیز خود را تسلیم مردم می‌كردند و سلاح خود را تحویل آنان می‌دادند. ساعت سه بعدازظهر، مردم با كوكتل‌مولوتف و تیراندازی به كلانتری تهران‌نو حمله كردند و پس از زد و خورد شدید، كلانتری را به تصرف خود درآوردند و سلاح‌های به غنمیت گرفته‌شده بین مردم تقسیم شد. در ساعات بعد، كلانتری‌های 20، 23، 4، 9، 14، 17، 6 و 10 واقع در مجیدیه، سلیمانیه، بهارستان، میدان مجسمه، میدان خراسان، نازی‌‌آباد، خیابان گرگان و ایران‌مهر با كوكتل‌مولوتف و سلاح گرم مورد حمله قرار گرفتند و به تصرف مردم درآمدند. از جمله حوادث این روز، گشوده شدن درهای زندان اوین توسط مردم به روی زندانیان رژیم پس از سال‌ها بود. این تحولات در حالی رخ می‌داد كه بختیار خود را هنوز نخست‌وزیر قانونی می‌دانست و در سخنرانی خود در مجلس سنا از آمادگیش برای مذاكره با مخالفان خبر داد.
تانك‌ها در خیابان‌ها با موانع و كوكتل‌مولوتف‌های دست‌ساز روبه‌رو می‌شدند. تانك فرمانده سرلشكر ریاحی در ساعت 3:20 بامداد در زیر پل فوزیه به آتش كشیده شد و ریاحی مجروح شد. وی در حالی كه به شاه ناسزا می‌گفت، خود را تسلیم مردم كرد و مردم او را به اقامتگاه امام منتقل كردند.
ساعت شش بعدازظهر جلسه شورای امنیت در حضور بختیار تشكیل شد. فرماندهان نظامی، وضعیت امنیتی را تشریح كردند. سپهبد رحیمی گزارش داد كه تظاهركنندگان به اعلان تغییر ساعت حكومت نظامی اعتنا نكرده‌اند. پس از مذاكرات فرماندهان، بختیار آخرین دستورها را صادر كرد و گفت تا به‌حال من صبر كردم، بیش از این نمی‌شود تحمل كرد، سپهبد رحیمی موظف است از این ساعت، مقررات حكومت نظامی را در تهران به‌موقع به اجرا گذارد، تظاهركنندگان را متفرق و از اجتماعات جلوگیری کند.
هر لحظه مردم بیشتر احساس نیاز به اسلحه می‌كردند. پس از تسخیر كلانتری‌ها، ساعت 21 نیروهای مردمی مسلح به كوكتل‌مولوتف و سلاح‌های به غنیمت گرفته‌شده، به تسلیحات ارتش كه حاوی چندین كارخانه مسلسل‌سازی بود حمله کردند و آنجا را به محاصره خود درآوردند. سقوط كارخانجات اسلحه‌سازی به‌معنای سقوط رژیم بود. سرانجام ساعت 8 صبح 22 بهمن این مركز به دست مردم افتاد.

22 بهمن
صبح 22 بهمن 1357 فرماندهان ارتش آماده می‌شوند تا در جلسه شورای عالی ارتش در ستاد كل بزرگ ارتش‌داران حاضر شوند. در ساعت 30/1 تعدادی از فرماندهان،‌ معاونان، رؤسا و مسئولان سازمان‌های ارتش در این جلسه حضور پیدا كردند. مهم‌ترین این افراد عبارت بودند از: عباس قره‌باغی، جعفر شفقت، حسین فردوست، هوشنگ حاتم، ناصر مقدم، احمدعلی محققی، امیرحسین ربیعی، كمال حبیب‌اللهی و عبدالعلی بدره‌ای. جلسه با سخنان ارتشبد قره‌باغی آغاز شد كه طی آن به تشریح وضعیت نیروهای ارتش و مشكلات آنها پرداخت. عبدالعلی بدره‌ای، فرمانده نیروی زمینی، از كمبود نیروهای تحت امرش برای كمك به فرمانداری نظامی و جلوگیری از ورود گردان پیاده لشگر قزوین پرده برداشت. آنچه در این جلسه گفته شد، همه از ناتوانی ارتش در برابر موج خروشان انقلاب حكایت می‌کرد. سپهبد حاتم خطاب به فرماندهان ارتش گفت: به‌طوری كه تیمساران ملاحظه می‌كنید، با توجه به آخرین وضعیت خصوصی یگان‌ها كه فرماندهان نیرو تشریح كردند، ‌به عللی كه همه می‌دانیم، ارتش در موقعیت خاصی قرار گرفته است كه نیروها بنا به اظهار فرماندهان‌شان قادر به انجام عملی نیستند. از طرف دیگر، اعلی‌حضرت رفته‌اند و بنا به اظهار نخست‌وزیر، مراجعه نمی‌كنند. ماه‌ها است كه امور كشور تعطیل است. آیت‌الله خمینی خواهان جمهوری اسلامی است. تمام ملت ایران هم عملاً در این مدت نشان داده‌اند كه پشتیبان و خواستار جمهوری اسلامی هستند. بختیار هم با توجه به اظهاراتش در مجلس و همچنین در مصاحبه‌هایش می‌خواهد جمهوری اعلان كند، ولی طرفدار در بین مردم ندارد، پیشنهاد من این است كه در این مناقشه سیاسی، ارتش خود را كنار بکشد و مداخله نکند. در ساعت یك بعدازظهر اعلامیه ارتش مبنی بر بی‌طرفی از رادیو پخش شد. شورای عالی ارتش در این اعلامیه از سربازان خواست تا به پادگان‌ها بازگردند. امام خمینی (ره) نیز در پیامی خطاب به ملت ایران از آنان خواست در عین هوشیاری و مراقبت و آمادگی برای در هم كوبیدن هر نوع حمله تازه‌ای از سوی ارتش، از حمله، آزار و درگیری با آنها در پادگان‌های‌شان خودداری شود. از سوی دیگر، در آن روز، نمایندگان مجلس شورای ملی به سفارش جواد سعید، رئیس مجلس، به‌طور دسته‌جمعی استعفا دادند.
مراكز حساس دولتی یكی‌یكی به تصرف انقلابیون در‌آمد. رادیو تهران كه از ساعت 11 ظهر 22 بهمن در محاصره نیروهای مردمی قرار داشت، ‌در ساعت دو بعدازظهر كاملاً در اختیار آنان قرار گرفت. اولین كلامی كه از رادیو پخش شد و به گوش مردم رسید، نوید فتح این مركز را می‌داد: «توجه بفرمایید، توجه بفرمایید. اینجا تهران صدای راستین ملت ایران، صدای انقلاب است.»
پادگان عشرت‌آباد از همان صبح به محاصره نیروهای انقلاب درآمد تا اینكه حدود ظهر مردم، آن را تصرف کردند. به‌دنبال سقوط پادگان عشرت‌آباد، پادگان‌های حشمتیه، عباس‌آباد، جی، مهرآباد و باغ‌شاه و دبیرستان نظام به تصرف مردم درآمدند.
كمی از ساعت 14 گذشته بود كه صفیر گلوله و سر و صدای مردم در نخست‌وزیری، بختیار را به وحشت انداخت. بختیار بلافاصله از دفتر خارج شد و به دانشكده افسری روبه‌روی نخست‌وزیری رفت و هلی‌كوپتری كه آماده بود وی را به مقصد نامعلومی پرواز داد و نخست‌وزیری نیز به دست نیروهای انقلاب افتاد. بختیار به كجا رفت؟ هلی‌كوپتر وی در محوطه باشگاه گارد شاهنشاهی (اقدسیه) به زمین نشست و بختیار در همان نزدیكی منزل آقای جفرودی مخفی شد.
در ساعت 5:45 پیام امام خمینی از رادیو پخش شد و امام در این پیام، مردم را از اعمال غیرقانونی برحذر داشت. بعدازظهر 22 بهمن، روزی دیگر بود. سپهبد رحیمی، فرماندار نظامی تهران و معاونش اولین افرادی بودند كه توسط مردم دستگیر و به مدرسه رفاه آورده شدند. پس از سقوط پادگان جمشیدیه در ساعت 7 بعدازظهر، نیك‌پی، منصور روحانی و نصیری، رئیس سازمان اطلاعات و امنیت كشور (ساواك) كه در آنجا تحت نظر قرار داشتند، توسط مردم دستگیر شدند. طبق آنچه كه در روزنامه‌ها نوشتند، در حوادث روزهای 21 و 22 بهمن 654 نفر شهید و هزاران نفر مجروح شدند. با غروب آفتاب 22 بهمن، پیروزی تقریباً قطعی شد. تمام پادگان‌های ارتش، شهربانی، ژاندارمری، كلانتری‌ها و مراكز فرهنگی و سیاسی دولتی یا به تصرف مردم درآمدند یا با مردم اعلام همبستگی كردند. اینك وقت ساختن، آرامش و نظم لازمه پیروزی انقلاب اسلامی بود.


امام خامنه ای در گذر زمان 32

ماجرای پیراهن‌های مشکی
در بهمن‌ماه سال ۱۳۴۱ و در آستانه سال ۱۳۴۲ حوادث پرماجرایی رخ می‌دهد و امام خامنه‌ای در متن این حوادث قرار می‌گیرند. امام خمینی پیش از تحویل سال در یک موضع‌گیری قاطع با صدور پیامی کوتاه خطاب به علما اعلام می‌دارند: «اعظم‌الله‌تعالی اجورکم. چنانچه اطلاع دارید دستگاه حاکمه می‌خواهد با تمام کوشش به هدم احکام ضروریه اسلام قیام و به‌دنبال آن مطالبی است که اسلام را به خطر می‌اندازد، لذا اینجانب عید نوروز را به عنوان عزا و تسلیت به امام عصر(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه) جلوس می‌کنم و به مردم اعلام خطر می‌نمایم...»
به‌دنبال اعلام عزای عمومی از طرف امام خمینی، امام خامنه‌ای به همراه جمعی اقدام به پوشیدن لباس مشکی به نشانه عزا می‌کنند. معظم‌له در این رابطه ضمن بیان خاطراتی فرموده‌اند: «به دنبال اعلام عزای عمومی از طرف امام... من خودم پیراهن مشکی تهیه کردم. پول که نداشتیم تا قبای مشکی درست کنیم، ناچار برای آن روز یک پیراهن مشکی خریدم. طولی نکشید که تهیه لباس مشکی در میان طلاب رواج پیدا کرد. از روز عید نوروز یا یک روز پیش از آن، هر روحانی و هر طلبه‌ای را که در قم می‌دیدید لباس مشکی بر تن داشت. ما آن روزها اصلاً آرام نداشتیم، اصلاً نمی‌فهمیدیم که کی ناهار و شام می‌خوریم. دائماً در حرکت و فعالیت بودیم تا روز اول فروردین که زوار از سراسر کشور و به‌خصوص از تهران می‌آمدند، بتوانیم حداکثر استفاده را بکنیم. تعداد زیادی تراکت تهیه کردیم، تراکت‌های فراوانی مبنی بر اینکه ما عید نداریم، پلی‌کپی کردیم و هنگام تحویل سال میان مردمی که در صحن مطهر بودند ریخته شد...»
ایشان در ادامه سخنان خود با ذکر خاطره‌ای از منابر و پخش قرائت‌ها در روزهای اول فروردین به حادثه روز دوم فروردین ۴۲ اشاره می‌کنند و می‌فرمایند: «در روز دوم فروردین امام در منزل خود و برخی از علما در مسجد و یا در مدرسه‌ای به مناسبت شهادت امام صادق مراسمی برپا کردند. کماندوهایی که عصر روز دوم فروردین در مدرسه فیضیه شلوغ کردند، صبح همان روز به منزل امام رفته بودند تا آنجا را به هم بریزند، لیکن موفق نشدند.»
امام خامنه‌ای هم در منزل امام در برابر مهاجمان ایستادگی می‌کنند و شاهد هر گونه اخبار و حادثه و گزارشی که از مدرسه فیضیه می‌آمد و به امام داده می‌شد، هستند و نقطه‌نظرات امام را به طلاب و اهالی مردم قم می‌رسانند و در این زمینه بسیار فعالانه و امام را یاری می‌دهند.


از لابه لاي تاریخ

اقلام اهدایی به خارجی‌ها- 1
در میان انواع و اقسام هدایایی كه به خارجی‌ها داده می‌شد، چند قلم بیش از سایر موارد به چشم می‌خورد كه در ادامه به آنها خواهیم پرداخت.
خاویار: یكی از اقلام گرانبهای صادراتی ایران خاویار است كه به دلیل هزینه بالا و مقدار كم آن از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد. این محصول ارزشمند در دوره پهلوی به‌صورت كاملاً انحصاری در اختیار «هوشنگ دولو» رئیس شیلات ایران كه از دوستان گرمابه و گلستان شاه بود، قرار داشت. از آنجایی كه منافع شخصی در رژیم پهلوی همواره بر منافع ملی اولویت داشت، لذا این كالای گرانقیمت به ابزاری برای دلجویی و تفقد از دوستان خارجی شاه تبدیل شده بود و به هر مناسبتی شاه و فرح مقداری از آن را برای دوستان خصوصی‌شان ارسال می‌كردند. در میان كسانی كه مرتب برای آنها خاویار ارسال می‌شد می‌توان به خانواده‌های سلطنتی‌، رؤسای‌‌جمهور و دوستان شخصی شاه اشاره كرد. سند زیر نمونه‌ای از صدها سندی است كه به این موضوع اشاره دارد:
«یك بسته محتوای‌ چهار كیلو خاویار كه از طرف قرین‌الشرف، اعلی‌حضرت همایون شاهنشاه آریا‌مهر و علیاحضرت، شهبانو‌ی ایران به‌مناسبت سال نو میلادی‌ به‌عنوان اعلی‌حضرت پادشاه و علیاحضرت، ملكه اسپانیا اهدا گردیده با كوریه سیاسی‌ وزارت امور خارجه ارسال گردید...»
ساعت: از دیگر اقلامی كه انبار شاهنشاهی به فراوانی خریداری و به خارجی‌ها اهدا می‌كرد، ساعت‌های گرانقیمت سوئیسی بودند. این ساعت‌ها كه اكثراً جنس طلا داشتند، از كمپانی‌‌های معتبر خارجی به‌صورت سفارشی خریداری می‌شدند. در سندی كه به خرید ساعت اشاره دارد، آمده است: «... محترماً پیرو مذاكرات حضوری و عطف به نامه 24 فوریه 1969 كارخانه ساعت‌سازی انیورسال و نمونه‌های تقدیمی كه پنج مدل آن را به شماره‌های صورت پیوست انتخاب فرموده‌اید طبق دستور مقام ریاست بهای واحد پول عدد كه 125 عدد آن، بند طلا و 125 عدد دیگر با بند چرمی می‌باشد، به شرح صورت پیوست اعلام می‌دارد و همچنین در مورد دكمه سردست‌ها كه بهای هر یك از صد عدد اولی 250 فرانك و صد عدد دومی 265 فرانك بوده و طبق دستور آن مقام، علامات تاج كمی كوچك‌تر از نمونه خواهد بود به همراه این نامه با فتوكپی تلگراف (قیمت ساعت با بند چرمی) تقدیم می‌گردد، خواهشمند است امر مقرر فرمایید نسبت به پرداخت وجه آن که بالغ بر 970/333 فرانك می‌باشد در وجه كارخانه انیورسال اقدام مقتضی معمول دارند تا هر چه زودتر سفارش آن آماده گردد...»
اتومبیل‌های گرانقیمت: در میان هدایایی كه در دوره پهلوی‌ها به خارجی‌ها تقدیم می‌شد، ماشین‌های آخرین مدل از نمونه‌های جالب توجه می‌باشند. این خودروهای گرانقیمت معمولاً به كسانی داده می‌شد كه ارتباط نزدیكی با خانواده‌های سلطنتی داشتند. در سندی راجع به اهدای یكی از این اتومبیل‌ها به «انورعلی‌اف» آمده است: «موضوع یك دستگاه ماشین رامبلی اهدایی به آقای انور علی‌اف، حسب‌الامر جهان مطاع شاهنشاه آریامهر ماشین یادشده بالا از طریق بندر پهلوی به كشور شوروی ارسال گردید. بدین‌وسیله در چهار برگ بارنامه و بیمه‌نامه ماشین فوق‌الذكر كه بایستی برای تحویل ماشین در اختیار گیرنده باشد، به پیوست ارسال [می‌شود] تا به هر نحو كه حضرت‌عالی صلاح می‌دانند اسناد مزبور را برای آقای انور علی‌اف ارسال فرموده و از نتیجه این سازمان كل را آگاه فرمایید...»


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکاـ 16
استثناگرایی جاه‌طلبانه؛ قلب تپنده ایدئولوژی سیاست خارجی آمریکا
حسن خدادی

همان‌طور که در مقاله شماره پیش بررسی کردیم دو مؤلفه «عظمت ملی» و «استثناگرایی» به عنوان دو محور اصلی و کلیدی ایدئولوژی آمریکایی در سیاست خارجی مطرح هستند. از سوی دیگر نقش برجسته آمریکا در جهان امروز در ذهن همگان نقش بسته است، به‌طوری که شما نمی‌توانید روزنامه‌ای را بردارید یا تلویزیون تماشا کنید بی‌آنکه مطلبی بخوانید یا بشنوید درباره بحران‌های بین‌المللی که به دست آمریکا ایجاد شده یا باید به دست ایالات متحده حل‌وفصل شود. آگاهی از این پدیده‌ها به بروز این اندیشه در ذهن مردم آمریکا منجر شده است که آمریکا یک کشور «استثنایی» است. چنانکه درک مردم آمریکا نسبت به سیاست خارجی کشورشان بیش از آنکه ناشی از کنش‌های خاص دستگاه دیپلماسی این کشور باشد، ریشه در ویژگی‌های فرهنگ آمریکا دارد. مردم آمریکا معتقدند ‌آمریکا کشوری «خوب» و با ارزش‌های استثنایی است. لذا طبیعی است که سیاست‌های این کشور نیز «خوب» باشد، آمریکا به‌عنوان یک کشور «خوب» ممکن است در برهه‌هایی از تاریخ به دلیل سیاست‌های اشتباه یا ناآگاهانه، دچار خطا و لغزش شود، اما به‌طور ذاتی این ظرفیت را دارد که در صورت بروز انحراف از مسیر سنتی درستش، خطای خود را اصلاح کند.

تاریخچه ابداع واژه استثناگرایی
ابداع واژه استثناگرایی آمریکایی به «الکسی دوتوکویل» نسبت داده شده است. اثر دو جلدی او یعنی «دموکراسی در آمریکا» می‌تواند به طور منصفانه اولین بررسی و مطالعه جامع درباره این موضوع خاص قلمداد شود. او دو کلمه «آمریکایی» و «استثناگرایی» را به هم وصل کرد؛ اما این دو واژه از آن زمان تاکنون به همدیگر چسبیده‌اند. تمرکز توکویل بر ویژه بودن ایالات متحده از تمایل وی برای درک این موضوع ناشی می‌شد که چگونه آمریکا یک دموکراسی با ثبات را تا دهه ۱۸۳۰ ایجاد کرده بود، حال آنکه تلاش‌ها در کشور وی یعنی فرانسه در این جهت ناکام مانده بود. او مشاهده کرد که به استثنای انگلستان ـ آن هم تا حدی ـ هیچ کشوری در آن زمان نتوانسته بود به طور کامل مانند ایالات متحده به توسعه اصول حاکمیت مردمی و برابری همراه با اشکال سیاسی دموکراتیک و ساختارهای سیاسی غیرمتمرکز بپردازد. با این حال، تصورات توکویل از تفاوت آمریکا محدود به سیاست نبود. مشاهدات او درباره گرایش‌های مذهبی منحصربه‌فرد آمریکا، سازمان‌های داوطلبانه بی‌شمار، فرصت‌های اقتصادی فراوان، نفی روشن حقوق موروثی و نبود سلسله‌مراتب اجتماعی و ویژگی‌های نخبه‌گرایانه به عنوان بستر تقریباً تمامی تحلیل‌های شخصیت آمریکا عمل کرده‌اند.
البته توکویل اولین نفری نبود که اعتقاد داشت تجربه آمریکایی دارای ویژگی خاصی بوده است. این مفهوم حتی پیش از آنکه اولین مهاجران اروپایی از قایق‌های خود پیاده شوند شکل گرفت. در سال ۱۶۳۰ میلادی هنگامی که مهاجران اروپایی آماده می‌شدند تا کشتی «آربلا» را در پلیموت راک ترک کنند، «جان وینتروپ» با جمله‌ای مشهور، گروه قدیسان خود را این‌گونه تهییج کرد: «ما همچون شهری بر روی یک تپه خواهیم بود.» او همچنین گفت سرنوشت و مأموریت آنها به‌طور ویژه بنا نهادن یک جامعه جدید خواهد بود؛ جامعه‌ای که با خدا پیمان می‌بندند تا به مجموعه‌ای از آرمان‌های متعالی، متعهد و مؤمن باشد. تهییج‌هایی از این دست تأثیر عمیقی بر درک مهاجران اروپایی از زندگی‌شان در دنیای جدید داشت؛ زندگی‌ای که تجربه ایشان از جوامع اروپایی که اسیر شبکه‌هایی از رسومات نامعقول و سلسله‌مراتب‌های پوسیده بودند در تعارض شدید بود.
در جریان انقلاب آمریکا بنجامین فرانکلین از واژگان استثناگرایی برای ارائه یک نسخه سکولار از هدف اساسی آمریکا استفاده کرد. هدف مزبور، مأموریتی مذهبی از جانب مؤمنان در مناطق وحشی نبود، بلکه حرکت افرادی بود که به دنبال ایجاد یک جامعه جدید بودند که به وسیله عقل سلیم و منطق از هر نوع فساد سیاست اروپایی و ساختار طبقاتی پاک شده باشد. وی مانند پیشگویان پیوریتن با این حال قویاً معتقد بود که آمریکا باید یک الگو و معیار برای ملت‌های جهان باشد. به بیان دیگر همانطور که ریچارد هافستاتر می‌گوید، آمریکا بر پایه ایدئولوژی‌های خاصی بنا نشد، بلکه خود یک ایدئولوژی شد.
این درک خودستایانه، ریشه‌های تاریخی نیز دارد. تامس جفرسون در یادداشت‌هایش در سال ۱۷۸۱ درباره ایالت ویرجینیا با توصیف مبسوط منابع طبیعی و زندگی کشاورزی در آمریکا، این کشور را یک استثنا می‌نامد. او معتقد است منظره طبیعی شگفت‌انگیز آمریکا زمین حاصلخیزی را برای بار آوردن افراد استثنایی فراهم خواهد کرد. جفرسون در سال ۱۸۶۲ می‌نویسد: «نه تنها آن تجربه بزرگی که وی و نسل او به عنوان بنیانگذاران آمریکا، آغاز نموده‌اند موفق بوده، بلکه این تجربه در سراسر جهان نیز گسترش خواهد یافت، به برخی نقاط زودتر و به برخی دیگر دیرتر، اما در نهایت تمام دنیا را فراخواهد گرفت.» او درست پیش از مرگش می‌نویسد: «تجربه به کارگیری عقلانیت بی‌حد و مرز و آزادی اندیشه در آمریکا همه انسان‌ها را متقاعد خواهد کرد که آنها زاده نشده‌اند تا تحت حاکمیت دیگران قرار بگیرند، بلکه زاده شده‌اند تا موهبت حکومت بر خود را اختیار نمایند.»
در عصر طلایی تاریخ آمریکا(Giled Aye) و پس از آن، این حس استثناگرایی اغلب لحن و حالت نژادپرستانه و ملی‌گرایانه افراطی به خود گرفت. برای نمونه تئودور روزولت رئیس‌جمهور وقت آمریکا در یکی از سخنرانی‌هایش ستایش سخاوتمندانه‌ای را نثار «نژاد سفید» کرد که به گفته او زندگی مردمان بومی آمریکای شمالی، آمریکای جنوبی و هندوستان را بهتر کرده بودند. روزولت درباره اقدام آمریکا در فیلیپین تأکید داشت: «ما داریم تلاش می‌کنیم نژادهای بومی را تحت حاکمیت آمریکا در فیلیپین آموزش دهیم... با این حال ما مدام سهم فیلیپینی‌ها را در حکومت افزایش می‌دهیم، ما به آنها این فرصت را می‌دهیم که به صورت عملی هنر سخت و مشکل خودگردانی را تمرین کرده و یاد بگیرند... ما آنها را به‌طور مستمر در مسیر صحیح پیش می‌بریم... رفتار و سلوک آمریکا با مردم فیلیپین در مسیر رفتار عاقلانه و درست با طرف ضعیف‌تر از سوی نژادهای قوی‌تر است.»
سال‌ها بعد آمریکا دوباره شاهد همین‌گونه بهره‌گیری از ایده استثناگرایی بود. توجیهاتی که جورج دابلیو بوش، رئیس‌جمهور سابق آمریکا، برای جنگ در عراق و نیز برای سیاست خارجی خود در خاورمیانه می‌تراشید برخاسته از دیدگاهی متمایز اما به همان اندازه حق به جانب از «مأموریت آمریکا» بود. در مراسم سوگند کارن هیوز، بوش اعلام کرد: «گسترش پیام آزادی نیازمند یک تلاش تهاجمی جهت انتقال و به اشتراک‌گذاری ارزش‌های اساسی آمریکاست... با کمک هم ما به میلیون‌ها نفر کمک خواهیم کرد تا به خواسته‌های غیرقابل مذاکره شرافت انسانی دست یابند و بتوانند زندگی بهتری برای فرزندان خود بسازند، به‌گونه‌ای که ما بتوانیم صلح را برای فرزندان و فرزندان فرزندان‌مان پایه‌گذاری کنیم.»

منتقدان تفکر استثناگرایی
منتقدان بی‌شماری در برابر این تفکرات استثناگرایانه ایستاده‌اند. می‌توان منتقدان را به سه گروه بزرگ تقسیم کرد.
۱ـ در گروه اول کسانی وجود دارند که به‌طور صریح بر ویژگی‌های خاص آمریکا اذعان می‌کنند، اما معتقد نیستند که ایالات متحده به هیچ‌وجه یک استثنا است. این گروه از منتقدان معتقدند آمریکا به انحای مختلف شبیه دیگر جوامع است، هر چند از جهاتی هم ممکن است به واقع منحصربه‌فرد باشد. اما این حرف در مورد هر جامعه‌ای می‌تواند صادق باشد، زیرا هر کشوری به وسیله‌ نیروهای فیزیکی و محیطی خاصی و نیز الگوهای مشخص توسعه شکل می‌گیرد. تمرکز بر ویژگی‌های مشخص آمریکا ممکن است به لحاظ عاطفی برای آمریکایی‌ها ارضاکننده باشد و به اهداف سیاسی و ملی آنها کمک کند، اما ثابت نمی‌کند که آمریکا به نوعی یک الگوی نمونه برای جهان است یا از انحطاط و زوالی که دیگر قدرت‌های غالب تاریخ گرفتارش شدند معاف است یا به‌طور منحصربه‌فرد می‌تواند مسیر تاریخی خود را تعیین کند.
۲ـ منتقدان گروه دوم با اینکه بر استثناگرایی آمریکایی تأکید کرده و آن را می‌پذیرند، اما این تافته جدا بافته بودن را از لحاظ اصولی «امری منفی» می‌دانند. در دیدگاه این گروه از منتقدان، ایالات متحده آمریکا از نظر نفاق و دورویی سیاسی خیره‌کننده خود، منحصربه‌فرد است، چراکه اعلام می‌کند، بر پایه اصول برابری بنا شده است، حال آنکه برده‌داری را در نژادپرستی دائمی، خشونت داخلی و نابرابری‌های وسیع اقتصادی و نیز در سیاست خارجی امپریالیستی خود نهادینه کرده است، سیاست خارجی که با گزافه‌گویی و ادعای گسترش آزادی و بازارهای آزاد، چهره واقعی خود را پوشانده است. انتقادهای این گروه از استثناگرایی آمریکایی معمولاً با درخواستی تلویحی برای اصلاح و ترمیم «ویژگی‌های بد» آمریکا همراه است. این انتقادها از منظر روایت‌های متعدد تاریخی صورت می‌گیرد که جوامع خاص و منحصربه‌فرد را جوامعی غیر مطلوب و دردسرساز می‌بیند.
۳ـ گروه سوم منتقدان که در بر گیرنده تعداد روزافزونی از مورخان آمریکایی است، معتقدند مفهوم استثناگرایی، مفهومی است که تاریخ مصرف آن به اتمام رسیده و جایگاهی در ادبیات روشنفکرانه ندارد. ایشان معتقدند تفسیر هویت آمریکایی بر مبنای چنین مفاهیمی بیش از آنکه تبیین‌کننده تجربه آمریکا باشد، گمراه‌کننده خواهد بود. آنها معتقدند تاریخ‌نگاری جدید مرزهای سنتی میان «اینجا» و «جای دیگر» را پاک کرده است؛ امری که طبقه‌بندی تمایزات را به عنوان هسته مرکزی روایت استثناگرایی ناممکن می‌سازد. نگاهی به تحولات تاریخی اخیر ایالات متحده نشان می‌دهد روند این تحولات به‌گونه‌ای است که روایت‌های ملی‌گرایانه از این کشور را به حاشیه رانده و تمرکز را از ویژگی‌های به‌اصطلاح منحصربه‌فرد آمریکا به سمت پدیده‌ها و نیروهای بین‌المللی سوق می‌دهد. از این منظر است که مورخان معتقدند متمایز بودن یک ملت، امروزه، بسیار کم‌اهمیت‌تر از وابستگی آن به دیگر ملت‌ها است.
انتقادهایی که این سه گروه از محققان به مفهوم استثناگرایی داشته‌اند تا حد زیادی وارد است. این ادعا که ایالات متحده دارای ویژگی‌های مشترک فراوانی با دیگر ملت‌های جهان است و یا اینکه این ویژگی‌های مشترک همزمان با توسعه و پیشروی جهانی‌سازی در حال برجسته‌تر شدن هستند، غیرقابل کتمان است. اما این مطلب نفی‌کننده ویژگی منحصربه‌فرد ایالات متحده که این کشور براساس آن توسعه یافته است و همچنان بر همین اساس در سطح جهانی رفتار می‌کند، نیست. بنابراین در نهایت می‌توان گفت تمرکز بر استثناگرایی آمریکایی نباید ویژگی‌های قبلی و فعلی آمریکا را که تصویری زشت از آن ارائه می‌دهند یا نمایانگر نیاز به اصلاحات است، بپوشاند.
در مقابل، پژوهشگران حوزه سیاست خارجی آمریکا معتقدند از نقطه‌نظر تاریخ سیاسی، استثناگرایی از طریق سه مؤلفه خود را نشان می‌دهد:
۱ـ نخست آمریکا می‌کوشد تصویری از خود به عنوان «ملت برگزیده خدا» و برخوردار از یک سرزمین پهناور و حاصلخیز، فرهنگ و نظام سیاسی منحصربه‌فرد ارائه دهد. این نگرش در ابتدا موجب کناره‌گیری از سیاست‌های اروپایی و سایر تعهدات خارجی شده و انزواگرایی را تقویت کرد.
۲ـ دوم استثناگرایی سبب پررنگ شدن «مأموریت» آمریکایی و «دعوت» به ایجاد تحول در جهان است. این امر در اعلامیه ویلسون سال ۱۹۱۲ خود را نشان می‌دهد. در این اعلامیه آمده است که «خداوند در ماهیت ما به عنوان یک ملت منتخب (برمبنای مشیت الهی) آزادی را قرار داده است و ما موظف هستیم به ملت‌های دیگر جهان نشان دهیم که چگونه باید به سمت آزادی حرکت کنند.» رئیس‌جمهورهای بعدی از فرانکلین روزولت تا جورج دبلیو بوش دیدگاه‌های مشابهی داشته‌اند و از «میراث الهی» (۱۹۴۲) تا «تعهد به کمک جهت گسترش آزادی»(۲۰۰۴) سخن گفته‌اند. فورث این مفهوم را چنین بسط می‌دهد که «از زمان شکل‌گیری جمهوری آمریکا، نگرش غالب بر وجود یک ملت خوب و بزرگ همراه با مشیت الهی برای هدایت جهان (اعم از هدایت در داخل و یا حضور در خارج) به سمت آزادی فردی بیشتر بوده است. لذا قانون اساسی ایالات متحده و لوایح حقوقی‌اش مظهر این تعهد برتر است. در نتیجه قانون ایالات متحده به واسطه هر نوع حقوق بین‌الملل مخالفش، قابل نقض نیست.» چنین نگرشی مستقیماً وارد دیدگاه آمریکایی می‌شود و در ارتباط با این بحث است که چگونه آمریکایی‌ها می‌توانند و باید با بقیه جهان تعامل کنند. فورث این تعهد آمریکایی را مبتنی بر «ملی‌گرایی خاص و نسبی‌گرایی فرهنگی» می‌داند. نگرش غالب در واشنگتن این است که حقوق بشر واقعی از تجربه آمریکایی نشئت گرفته و سپس به بقیه جهان تسری یافته است. از آنجایی که آمریکا حق انحصاری عقلانیت و حقیقت را دارد، سایر کشورها امکان کمی برای دادن آموزه به ایالات متحده دارند و این امر صرفاً زمانی ممکن است که آنان خود را به سیاست‌های روشنفکرانه محدود کنند.
۳ـ در نهایت سومین مؤلفه در ارتباط با مأموریت آمریکا، به‌کارگیری نیروی خوب علیه نیروی بد است. ایده خوب و بد ریشه در تفکر قرن هفدهمی پیوریتنیسم در چشم‌انداز آخرالزمانی‌اش دارد که مناقشات جهانی نشئت گرفته از نبرد میان بهشت و دوزخ، خدا و شیطان، خوب و بد است. چنین نگرشی ما را معطوف به نگاه مانوی‌گرایی می‌کند که در آن جهان میان بازیگران خوب و بد تقسیم شده است و آمریکا به عنوان الگوی اساساً خوب و مطلوب، به دنبال صلح و ثبات است.

سخن آخر
طی چند دهه گذشته این ایده که ایالات متحده استثنایی است به میزان قابل توجهی قدرت خود را از دست داده بود. با این حال پاسخ دولت بوش پسر به حملات ۱۱ سپتامبر استثناگرایی را به عنوان یک مضمون پیشرو البته با تفسیری هولوکاستی و صهیونیستی از حادثه ۱۱ سپتامبر، برای سیاستمداران آمریکایی، نظریه‌پردازان و به همان شکل منتقدان بین‌المللی احیا کرده است. همان‌گونه که مورخ دانشگاه آکسفورد، گادفری هاجسون به‌تازگی نوشته است: «استثناگرایی آمریکایی نه تنها به پایان نرسیده است، بلکه برای انتقام برگشته است.»
ادعاها درباره استثناگرایی آمریکایی در مباحث مربوط به سیاست، دولت، روابط بین‌المللی، اقتصاد، دین، آموزش و پرورش و فرهنگ ایالات متحده فراوان است. کشف آنچه که سبب می‌شود تا آمریکا ویژه، نمونه یا منحصربه‌فرد باشد به شکلی تاریخی ذهن جامعه‌شناسان آمریکایی و ناظران خارجی بی‌شماری را به خود مشغول کرده است. رشته دانشگاهی «مطالعات آمریکا» به اشکال مختلف ریشه در پرسش اصلی «ویژه بودن آمریکا» دارد و هنوز هم بر آن متمرکز است.
بنا بر آنچه گذشت، در این مقاله تاریخچه ابداع مفهوم استثناگرایی به‌عنوان یکی از پایه‌های اصلی ایدئولوژی سیاست خارجی آمریکا و همچنین نظرات منتقدان و طرفداران ایده استثناگرایی بررسی شد. در مقاله شماره آتی پنج دسته از ویژگی‌های بنیادین و عناصر سازنده و حیات‌بخش ایدئولوژی استثناگرایی آمریکایی شامل: ایده‌آل‌ها، نهادهای سیاسی، اقتصاد، مذهب و میراث برده‌داری و تبعیض نژادی بررسی خواهد شد.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

حضرت آیت‌الله شیخ حسین نوری همدانی
حکومت و ولایت خدا بر جامعه توسط ولی‌فقیه از بدیهی‌ترین معارف اسلامی است

خداوند این عالم را آفریده تا انسان‌ها در آن به کمال برسند. نخستین اصل خودسازی بر مبنای اسلام، علم است؛ کسی که بی‌سواد و جاهل باشد نمی‌تواند در راه کمال گام بردارد؛ قرآن در هشتاد آیه در مورد اهمیت تعلیم، تعلم و تکریم علما سخن به میان آورده است و پیامبر(ص) نیز فرمودند، فراگیری علم بر هر مرد و زن مسلمانی لازم است. زن و مرد در خلقت خود کاملند و هیچ‌کدام ناقص نیستند، پیامبر(ص) زمانی را ویژه خانم‌ها قرار داده بود تا نزد ایشان بیایند و پرسش‌ها و مسائل خود را مطرح کنند و از این طریق حضرت زمینه را برای آنها در کسب علم و دانش فراهم کرد. روزی یکی از زنان فاضله خدمت رسول خدا(ص) آمد و پرسید ما خانم‌ها به دلیل محدودیت‌هایی که داریم نمی‌توانیم از فضایلی همچون جهاد بهره‌مند شویم، بنابراین چه باید کنیم؟ حضرت فرمودند اگر شما کارهایی که به عهده دارید را به خوبی انجام دهید، اجر جهاد را خواهید داشت؛ پس از این جریان، آیه 35 سوره احزاب نازل شد.
خداوند ده مورد را برمی‌شمارند و می‌فرمایند که به لحاظ اسلام، ایمان، مطیع خدا بودن، راستگویی، صبر و استقامت، خاشع بودن، روزه گرفتن و عفت پیشه کردن میان زن و مرد تفاوتی نیست و خداوند مغفرت و بخشایش گناهان و اجر عظیمی را قرار داده است.

ساختن درون
پیامبران با قلب درون انسان‌ها کار دارند؛ اگر انسان از درون ساخته شود، اعمالش همه تابع قلب او خواهند بود؛ ایمان به توحید، معاد، نبوت، ولایت و اعتقاد به ارزش‌های اسلامی باید در قلب نهادینه شود؛ 750 آیه قرآن در مورد ایمان و اعتقاد است. اخلاق نیکو یکی از سرمایه‌های مهم مبلّغان دین است؛ اخلاق خوب موجب گرایش مردم خواهد شد، قرآن خطاب به پیامبر(ص) می‌فرماید، اینکه اگر درشت‌خوی بودی، مردم این چنین گرد تو جمع نمی‌شدند.
«عقل» به عنوان سومین اصل خودسازی است، عقل با علم متفاوت است؛ ممکن است کسی عالم باشد، اما عاقل نباشد، علم یعنی دانستنی‌ها که با مطالعه و تحصیل به دست می‌آید، اما افزون‌بر آن باید عاقل نیز باشیم، یعنی حق را از باطل و صحیح را از ناصحیح تشخیص دهیم.

شب اهل تقوا
اخلاق چهارمین اصل انسان‌سازی است، اخلاق یعنی روحیات و ملکات روح انسان. باید تلاش کنیم به صفات نیکو متخلق، و از صفات زشت دور شویم و روح خود را با اخلاق نیکو مزین کنیم؛ در این راه می‌توان از کتاب‌هایی همچون معراج‌السعاده و جامع‌السعادات استفاده کرد. اهل عمل بودن، آخرین اصل خودسازی است. ممکن است انسان خیلی چیزها را بداند، عقلش درک کند، اما متناسب با آن عمل نکند؛ این اصل در اسلام معروف به تقوا است. حضرت علی(ع) در خطبه 184 نهج‌البلاغه در تشریح اوصاف متقین می‌فرماید: اینها شب‌ها را به خواندن قرآن و عبادت پروردگار مشغول هستند؛ وقتی به آیات مربوط به بهشت می‌رسند، دل‌شان پرواز می‌کند، به نحوی که گویا بهشت در مقابل دیدگان آنها است.
حضرت(ع) می‌فرماید: متقین زمانی که به آیات جهنم گوش جان می‌سپارند، حالت‌شان به گونه‌ای می‌شود که گویا صدای شعله‌های آتش آن را می‌شنوند؛ اینها در سلک علما هستند، یعنی شب‌ها را به مطالعه، تحقیق و تهجد می‌پردازند و روزها به هدایت مردم مشغولند و در کنار آنها هستند.
پیامبراعظم(ص) می‌فرماید: اولیای الهی دنیا را به دیده عبرت می‌نگرند و از نگاه‌های سطحی و ظاهری دور هستند. نگاه باطنی داشتن یعنی به ملکوت، ریشه و اساس خلقت توجه داشته باشیم.

مسئولیت هدایت جامعه
 پس از خودسازی باید به سراغ جامعه رفت، ما در زمینه هدایت و راهنمایی دیگران مسئول هستیم و ابتدا باید خود را بسازیم و سپس تلاش کنیم تا جامعه‌ای اسلامی را بسازیم. حکومت و ولایت خداوند بر جامعه توسط ولی‌فقیه، از بدیهی‌ترین و ابتدایی‌ترین معارف اسلامی است و امام خمینی(ره) شناخت مسائل سیاسی اسلام را مانند مسائل عبادی آن برای همه مردم لازم می‏دانست. بنده توفیق داشتم چندین سال شاگرد امام(ره) بودم و در طول نهضت از ایشان حمایت کردم، امروز نیز همراه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب هستم و این مسئله را افتخاری بزرگ برای خود می‌دانم. قرآن در سه جا عبارت «خُذُواْ مَا آتَیْنَاکُم بِقُوَّهٍ» را به کار برده است، بنابراین هر آنچه را که خداوند به ما عطا فرموده را باید با قدرت نگه‌ داریم.

نعمت ولایت 
آیه 26 سوره انفال با وضعیت پیش و پس از انقلاب ما تطابق دارد. خداوند می‌فرماید: «وَاذْکُرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِی الأَرْضِ» به یاد آورید زمانی را که کم بودید و طرفدار نداشتید، استضعاف فرهنگی، علمی، سیاسی و اقتصادی داشتید؛ پیش از انقلاب کسانی بر ما حکومت می‌کردند که سرسپردگان غرب بودند و سرنوشت کشور ما در زمینه‌های مختلف به دست بیگانگان ورق می‌خورد. بخشی از آیه می‌فرماید: «تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ» در آن مردم همواره در حالت ترس و هراس بودند؛ اگر به غرب میل پیدا می‌کردند از شرق می‌ترسیدند و اگر به شرق میل می‌کردند از غرب می‌ترسیدند؛ حاکمان گاهی در برابر غرب گردن کج کرده و گاهی در برابر شرق کمر خم می‌کردند.
خداوند در آیه «لَئِن شَکَرْ‌تُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْ‌تُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ» می‌فرماید که اگر انسان‌ها بابت نعمت‌ها شکرگزاری کنند، بر نعمت‌های آنان اضافه می‌کنم؛ در قرآن بر توجه به نعمت‌ها و شکرگزار بودن تأکید بسیار شده است.
 بزرگترین نعمت‌ها، ولایت است، در اسلام، حکومت با ولایت توأم است، رسول اکرم(ص) و امام علی(ع) افزون بر تأسیس حکومت، ولایت هم داشتند، حکومت از نظر اسلام جنبه الهی دارد؛ بنابراین افراد منتخب خداوند باید در حکومت باشند.
از نظر اسلام، سکولار بودن مورد قبول نیست، در رأس حکومت باید پیامبر(ص)، ائمه طاهرین(علیهم‌السلام) یا قائم مقام امام معصوم باشد، نایب امام باید اسلام‌شناس، فقیه، با تقوا، عادل، مدیر و مدبر و شجاع باشد که بتواند در برابر دشمنان اسلام مقاومت و مبارزه کند.
در اسلام همواره حکومت توأم با ولایت است؛ غدیر به وجود آمد تا خط ولایت را به مسلمانان بشناساند، اما گروهی این جریان را کنار زدند؛ علامه طباطبایی در کتاب شیعه در اسلام آورده است نخستین کسی که ولایت را از حکومت جدا کرد، معاویه بود. انقلاب اسلامی به مردم خودباروی و شجاعت داد؛ همه در برابر غرب، استکبار و استبداد دچار خود کم‌بینی شده بودند. امام(ره) نقاب از چهره آنها کنار زد و نشان داد که اینها جنایتکارانی هستند که منابع کشورهای اسلامی را چپاول می‌کنند.


آینه خواص

میثم تمارـ 18
سلام بر میثم

مرقد مطهر میثم تمار زیارتگاه شیعیان و عارفان است و این بارگاه شریف در جنوب غربی مسجد کوفه است. از سمت چپ به نجف اشرف راه دارد و از سمت راست بازگشت از نجف به سمت کوفه است. همین مکان و موقعیت مزار شریف او راهنمایی است بر مقام و منزلتش. مردم نیز کرامات مخصوص اولیا و صالحان را اینگونه مشاهده می‌‌کنند. بر سنگ مزارش نام میثم به عنوان یار و مصاحب على(ع) نوشته شده است.
میثم در سخت‌ترین امتحانات الهی با ایمان و بصیرت کم‌نظیر خود سرافراز بیرون آمد، به مقامی رسید که به فرموده حضرت امیر(ع) در بهشت در رتبه‌ای در کنار ایشان قرار خواهد گرفت. این امر نشان از این دارد که اگر شخصی مطیع امر الهی و رسول خدا(ص) و عاشق اهل بیت(علیهم‌السلام) باشد و در این مسیر استقامت و مقاومت داشته باشد به لطف خداوند به مقامی نزدیک معصومین خواهد رسید، چنانچه میثم تمار این گونه بود و چنانچه در زیارت‌نامه ایشان آمده است، او نیز حوایج مردم را برطرف می‌کند و در زمره اهل بیت (علیهم‌السلام) به حساب می‌آید.
زیارت‌نامه میثم تمار (رضی‌الله‌عنه)
«الله اکبرُ... الله اکبرُ أشهدُ أن لااله الا اللهُ وحدَهُ لا شَریکَ له وَ اَشهَدُ أنَّ محمَّداً عبدُهُ و رَسولُه جاءَ بالحقِّ مِن عندهِ و صدَّق المرسلین. السّلامُ علی رسول اللهِ صَلی اللهُ علیهِ وَآله سیّدالمرسلین السَّلامُ علی علیٍّ امیرالمؤمنین علیه السلام سیّدالوصیین. السلام علی فاطمه الزهراءِ سیِّده نساءِ العالمین. السَّلامُ عَلَی الحَسَن وَ الحُسَین علیهِمُ السَّلام وَ رَحمَة اللهِ وَ برَکاتُه.
السَّلامُ عَلیکَ أیُّها العَبدُ الصالِحُ یا میثمَ‌بنَ‌یحیی التّمار المطیعُ لِله و لرسوله و لأمیرالمؤمنین و فاطمه و الحَسَن و الحُسین. أشهدُ أنّکَ قَد أقَمتَ الصَّلاهَ وَ آتَیتَ الزَّکاهَ وَ أمَرتَ بالمَعروفِ وَ نَهَیتَ عن المُنکر و جاهَدتَ فی‌اللهِ حَقَّ جهادِه»؛ شهادت می‌دهم تو نماز را بر پا داشتی و زکات را ادا کردی و امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را انجام دادی و در راه خدا حق جهاد را بجا آوردی.
«و عملتَ بکتابه مقتدیاً بالصالحین وَ مُتّبعاً للنبیین»؛ تو به کتاب خدا عمل کردی، در حالی که به صالحان اقتدا نمودی و از انبیا پیروی کردی «وَ أشهدُ أنَّکَ قِتُلتَ مظلوماً شهیداً»؛ شهادت می‌دهم تو مظلوم و شهید از دنیا رفتی «فَلعنَ اللهُ مَن ظلمَکَ وَ مَن افترَی عَلَیک وَ لَعَن اللهُ مَن نَصَبَ لَکَ العداوَه و البغضاءَ إلی یوم القیام»؛ تا روز قیامت لعنت بر آنکه بر تو ظلم کرد و به تو افترا بست و دشمنی و کینه را علیه تو روا داشت ... «جئتُکَ أیُّها العبدُ الصالحُ زائراً قَبرکَ مُقرّاً بحقکَ مُعترفاً بِفضلِکَ أسئلُ اللهُ بَالشأن الذی لَکَ عندَهُ أن یُصلیَ علی مُحمَّدٍ وآل مُحمَدٍ وَ أن‌یَقضیَ حَوائِجَنا فِی الدنیا و الآخرهِ وَ یَجمعَنا و ایاکُم فی زمره الفائزینَ معَ مُحمَدٍ و آلِه الطاهرین و السَّلام عَلَیکَ أیُّها الشَّهیدُ و رحمَة اللهِ وَ بَرَکاتُه«؛ ای عبد صالح آمده‌ام در حالی که زائر تو هستم و به حقیقت مقام و فضل تو معترف هستم. از خدا می‌خواهم برای شأن و مقامی که نزد او داری بر محمد و آلش درود فرستد و حوایج ما را در دنیا و آخرت برطرف کند و ما و شما را در زمره فائزین همراه محمد و آلش قرار دهد.


نكته و نظر
آیت‌الله سیدموسی شبیری زنجانی

تزکیه شرط معرفت
درک مقام و جایگاه اهل بیت(علیهم‌السلام) برای نوع افراد مشکل است و رسیدن به این مقام بدون تزکیه نفس و رعایت اصول اخلاقی مقدور نیست.
مراد از روایت شریف «إِنَّ حَدِیثَنَا صَعْبٌ‏ مُسْتَصْعَبٌ‏ لَا یَحْتَمِلُهُ إِلَّا صُدُورٌ مُنِیرَةٌ أَوْ قُلُوبٌ سَلِیمَةٌ وَ أَخْلَاقٌ حَسَنَةٌ» مقام و جایگاه ائمه(علیهم‌السلام) است. حدیث در اینجا یعنی مقامات و اموری که مربوط به ائمه(علیهم‌السلام) است، مراد سخن نیست. درک امر ولایت سنگین است و هر کسی نمی‌تواند به این معنا که ولیّ چه کسی است و چه مقامی دارد و چه کارهایی را می‌تواند انجام دهد، برسد. بسیاری از کرامات و معجزات هم قابل درک افهام عمومی نیست.
اینکه امام صادق(ع) می‌فرمایند: «ان حدیثنا صعب مستصعب» یعنی تحمّل رسیدن به مقام ما خیلی سخت است و هر کسی به راحتی نمی‌تواند به عمق منزلت و مقامات ما برسد. درک ولایت مراتب دارد. معرفت خداوند هم مراتب دارد، اینکه می‌فرماید؛ «ما عرفناک حق معرفتک» یعنی رسیدن به آن مرتبه بالای معرفت. در اینجا هم حضرت(ع) می‌فرمایند هر کسی نمی‌تواند به امور ما برسد و معرفت ما را کسب کند.
اگر ائمه(علیهم‌السلام) نبودند، معرفت درستی نسبت به خدا پیدا نمی‌شد و هدایت نسبت به مسیر صحیح وجود نداشت. الآن عده‌ای در دنیا به وجود خداوند متعال قائل نیستند و برخی هم قائل به جسم بودن خداوند هستند و عده‌ای هم سخن از خالق خیر و خالق شر می‌کنند، اینها مطالب باطلی است که به دلیل انحراف از مسیر ولایت ایجاد شده است.
در پاسخ به این اشکال که با وجود مسیر هدایت پیش از حضور ائمه(علیهم‌السلام)، سپس چگونه روایات می‌فرماید اگر ما نبودیم خدا هم پرستش نمی‌شد، از روایات مربوط به عالم ذرّ و عباراتی مانند «من اصلاب الشامخة و ارحام‌المطهره» می‌توان برداشت کرد که وجود این حضرات در عالم ذرّ هم منشأ هدایت بوده است و درک این مسائل برای نوع افراد مشکل است که چطور می‌شود که پیش از به وجود آمدن این عالم، این نورها منشأ اثر بوده‌اند، لذا حضرت می‌فرماید «حدیثنا صعب مستصعب».
رسیدن به عمق مقام و امور مربوط به این حضرات به تزکیه نفس نیاز دارد. قلوب بیمار نمی‌توانند مصداق درک‌کنندگان «حدیثنا» باشند؛ لذا انسان برای درک «حدیثنا» باید مسائل اخلاقی را رعایت کند، قلبش را به گناه سیاه نکند، نور ایمان را در وجودش تقویت کند. اینگونه می‌تواند به رسیدن به این نوع کمال امید داشته باشد.
کسی که منتظر امام زمان(عج)  است با عمل به دستورهای شریعت، رضایت آن حضرت را به دست می‌آورد. رضایت امام زمان(عج) در رضایت خداوند است و رضایت خداوند هم در عمل به دستورهای اوست که از طریق پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) به ما رسیده است. ما باید خودمان را با آنچه که مطلوب حضرت است، تطبیق دهیم و به گونه‌ای عمل کنیم که مورد رضایت آن حضرت باشد، تا بتوانیم مورد عنایت حضرت قرار بگیریم و الطاف امام عصر(عج) شامل حال ما شود. مشکل‌گشای حقیقی پیامبر(ص) و اهل‌بیت(علیهم‌السلام) هستند و بر اساس روایات، نعمت‌هایی هم که به ما داده می‌شود به واسطه این بزرگواران است.


راوی دفاع مقدس و بازمانده گردان کمیل در گفت‌وگو با صبح‌صادق
گردان کمیلی‌ها گمنامی را دوست دارند...

حسن ابراهیمی

پیش از این، او را در کسوت استاد در کلاس‌های تربیت راوی می‌شناختم. یکی از مسلط‌ترین استادان بود. آشنایی بیشترم با او در اردوی عملی روایت‌گری بود. «مهدی رمضانی» عضو هیئت علمی دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع)، پژوهشگر نظامی و راوی دفاع مقدس است. او از مریدان و نیروهای شهید ابراهیم هادی است و از بازماندگان گردان کمیل به فرماندهی او در عملیات والفجر مقدماتی است. هرچند گمنامی بچه‌های کمیل را بسیار دوست دارد و می‌خواهد خودش هم گمنام باشد، اما ما به بهانه 22 بهمن‌ماه سالگرد حماسه گردان کمیل به سراغ او رفتیم تا هم از فعالیت‌هایش در دانشگاه امام حسین(ع) و هم کمی از ماجرای گردان کمیل بپرسیم که البته او ترجیح داد، بیشتر از روایت‌گری و کارهایش در دانشگاه بگوید تا گردان کمیل. ماحصل گفت‌وگوی ما را در ادامه می‌خوانید.

* چه شد که وارد بحث روایت‌گری دفاع مقدس شدید؟
حدود 10 سال پیش در منطقه فکه داشتم قدم می‌زدم، تعدادی از خانواده شهدا هم آمده بودند آنجا، یک صحنه عجیب دیدم. دختر جوانی داشت با صدای بلند با پدرش که در فکه شهید شده بود، صحبت می‌کرد و از او می‌پرسید که تو کجا و چگونه شهید شدی؟ بیا و به من بگو! همین جرقه‌ای شد که من بیایم و به بحث روایت‌گری دفاع مقدس بپردازم.
من محقق و پژوهشگر نظامی هستم و حدود 48 مقاله علمی نوشته‌ام که بیشتر در حوزه نظامی است. سال 89 هم به‌عنوان پژوهشگر نمونه از دستان مبارک امام خامنه‌ای توفیق دریافت لوح داشتم. خیلی خودم را مشغول این کارها کرده بودم. پس از این واقعه سر خودم را خلوت کردم و برای روایت‌گری و تربیت راوی زمان گذاشتم. پس از این مسائل به مرکز معارف دفاع مقدس دانشگاه رفتم و در حوزه پژوهش و تربیت راوی دفاع مقدس فعالیت کردم. برای ادای دین به بچه‌های لشکر 27 هم در زمینه تربیت راویان دفاع مقدس در سپاه محمد رسول‌الله(ص) با این عزیزان همکاری کردم.
* شما جا مانده گردان کمیل هستید، کمی از این گردان و حماسه رزمندگانش بگویید.
گردان کمیل در عملیات والفجر مقدماتی در کانال‌های منطقه فکه زمین‌گیر می‌شود و عمده بچه‌های آن شهید می‌شوند. فرمانده گردان شهید ابراهیم هادی که من ارادت ویژه به او دارم هم مفقود می‌شود. اصولاً شهدای گردان هم دوست ندارند که مطرح شوند، ولی خیلی مظلومند. من کتابی در رابطه با گردان کمیل نوشتم و اعتقاد دارم هر موقع که خود شهدای گردان بخواهند این کتاب چاپ خواهد شد. درخصوص کانال کمیل دو کتاب قتلگاه فکه و راز کانال کمیل را نوشته‌ام. که کتاب اول را دانشگاه امام حسین(ع) به دلیل مطابقت با دروس نظامی و تدریس آن منتشر کرده و کتاب دوم هم همان کتابی است که باید خود شهدای فکه بخواهند چاپ شود.
* امروز در دانشگاه به چه امری مشغول هستید؟
من بازنشسته شده‌ام، اما فرمانده دانشکده علوم جهادی دانشگاه بنده را به‌عنوان هیئت علمی دوباره فراخواند و امور فرهنگی و تربیت دانشکده را به بنده سپرد و (امروز) موضوع واحد درسی دفاع مقدس و برگزاری دوره عملی آن را بر عهده دارم.
الآن هم حدود اواسط بهمن‌ماه پس از برگزاری دوره عملی راهیان نور دانشجویان دانشگاه امام حسین(ع) عمدتاً همراه با کاروان‌های دانشجویی عازم مناطق عملیاتی دفاع مقدس می‌شوم و صحنه‌های بسیاری را در این اردوها دیده‌ام که همگی برایم با اهمیت است. شاید مناطق برای من و خیلی‌ها که چندین بار به آنجا رفته‌ایم تکراری به نظر برسد، ولی خیلی جاها خیلی از دانشجویانی را دیده‌ام که برای بار اول می‌آیند و شاید هم برخی‌شان هدفی به جز تفریح و تفرج نداشته‌اند، اما وقتی در منطقه حاضر می‌شوند انگار با شهدا ارتباط برقرار می‌کنند و متحول می‌شوند.
* درباره تدریس واحد درسی دفاع مقدس در دانشگاه هم توضیح دهید.
یک کار خوبی که در برنامه‌های درسی دانشگاه برای دانشجویان دوره‌های افسری لحاظ شده برگزاری واحد درسی دفاع مقدس است که دو واحد است. دانشجویان در طول ترم با حضور فرماندهان و یادگاران دفاع مقدس نسبت به مسائل نظامی و معرفتی دفاع مقدس به‌صورت نظری توجیه می‌شوند و در ادامه یک هفته دوره عملی در مناطق عملیاتی جنوب برگزار می‌شود. بازخورد خوبی که ما از گنجاندن دوره عملی درسی داشتیم این بود که دانشجویان ابراز علاقه زیادی به برگزاری این دوره در سه مرحله داشتند، به علاوه اینکه برخی از آنها پشیمان بودند که چرا از روز اول، در کلاس‌های تئوری خوب شرکت نکردند و به مباحث توجه لازم را نداشتند. که البته سعی ما این است که یک دوره عملی در ابتدای ترم بگذاریم تا این مشکل حل شود. خیلی‌ها هم سمت‌وسوی راوی شدن را گرفته‌اند و بعضاً از شهرها و محله‌های خود کاروان می‌برند و به روایت‌گری دفاع مقدس می‌پردازند.


یادداشت
علیرضا جلالیان

صدور انقلاب اسلامی با تبلیغ چهره‌به‌چهره
وقتی کنار هر یک از زائران پیاده‌روی اربعین مسیر نجف تا کربلا می‌نشینی و او از خاطراتش تعریف می‌کند، به این اشاره دارد که مثلاً با چند نفر عراقی، لبنانی، کویتی و... همنشین شدیم، ولی نتوانستیم صحبت کنیم و دست و پا شکسته به هم مفهوم را رساندیم ـ این را به‌‌ویژه بیشتر از اهل علم و سخنوری و قلم می‌شنوی. از طرفی با توجه به نامه‌ای که از طرف امام خامنه‌ای(مدظله العالی) خطاب به جوانان اروپایی و آمریکایی منتشر شده و خیلی‌ها دوست دارند متن و محتوای این نامه را به مردم سایر ملل برسانند و پیام دوستی و صلح اسلام ناب را به گوش مردم اقصی نقاط دنیا برسانند، بحث تبلیغ و رساندن پیام انقلاب اسلامی به زبان‌های دنیا اهمیت بسزایی پیدا می‌کند.
همه این‌ها به کنار، در سال‌های گذشته شاید لزوم آموختن زبان‌های خارجی به‌ویژه زبان انگلیسی برای ترجمه متون و تولیدات غربی بود؛ یعنی آموختن زبان انگلیسی صرفاً برای ترجمه متون انگلیسی به فارسی استفاده می‌شد و بسیاری از دانش‌های تدریسی در کشور بر پایه همین ترجمه‌ها صورت می‌گرفت و کسی که در دانشگاه مدرک دکتری می‌گرفت، در واقع دکتری ترجمه انگلیسی در علم تخصصی خود را دریافت می‌کرد که امروز با تدابیر و تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی، این امر کم‌رنگ شده و حجم انبوهی از علم در حال تولید است. در عین حال، خواندن زبان‌های خارجی، دیگر کارکرد کمتری در رابطه با ترجمه متون به فارسی دارد و ترجمه متون فارسی به زبان‌های دیگر در حال گسترش است. امروز بسیاری از کشورهای جهان در پی پاسخگو نبودن الگوهای غربی و شرقی به مسائل و مشکلات فردی و اجتماعی، به دنبال الگوهای جدید هستند و شاید بتوان گفت بسیاری امروز تشنه دریافت تولیدات و اندیشه ناب اسلامی هستند.
در این میان هم بسترهایی وجود دارد که می‌توان در آن بسترهای زمانی و مکانی، به تبلیغ چهره‌به‌چهره که مؤثرترین و بانفوذترین نوع تبلیغ است، دست زد؛ به‌ویژه در موسوم حج و یا در ایام اربعین که بزرگ‌ترین تجمع بشری در روی زمین است.
بزرگ‌ترین رسالت بر دوش بسیجیان و آنهایی که انتظار ظهور حضرت حجت(عج) را دارند هم این است که پیام اسلام ناب را به‌درستی برای جهانیان مخابره کنند. باز کردن مفهوم استکبارستیزی برای عموم مردم کشورهای جهان و نیز ابلاغ درست پیام قرآن و عترت در رسوا ساختن اسلام‌های ساختگی سرویس‌های جاسوسی آمریکا و انگلستان، شاید جزئی‌ترین کاری است که از عهده ما برمی‌آید.
خیلی از مردم جهان امروز به زبان‌های عربی، انگلیسی، فرانسه و اسپانیایی سخن می‌گویند و چه خوب است هر نیروی صاحب بیان و صاحب قلمی بتواند به یکی یا دوتا از این زبان‌ها مسلط باشد تا در برنامه‌هایی چون؛ اربعین و حج چهره‌به‌چهره بتواند پیام انقلاب را به علاقه‌مندان انقلاب در دیگر نقاط جهان برساند. البته ترجمه تولیدات ما نیز در این مسیر، امری حیاتی است؛ چرا که می‌تواند گره از بسیاری از مشکلات بگشاید.


گلی از باغ

شهید لبافی‌نژاد در «رستگار تا نقطه رهایی»
کتاب «رستگار تا نقطه رهایی» مروری بر زندگی شهید دکتر مرتضی لبافی‌نژاد از انتشارات سپیدجامگان است که ‏به همت سازمان بسیج جامعه پزشکی منتشر شد‎ه و حاصل چندین سال تحقیقات و ‏انجام مصاحبه با خانواده، دوستان و همکاران این شهید بزرگوار بوده است. نویسنده این کتاب، خانم «نفیسه ثبات» است. کتاب با پیشگفتار آغاز می‌شود و دو بخش اصلی دارد که با متنی روان و داستان تاریخی کمک می‌کند تا خلاصه‌ای از زندگی دکتر مرتضی لبافی‌نژاد از ‏زمان تولد تا شهادتش را به خواننده ارائه دهد. شهید لبافی‌نژاد 14 آذر 1323 در شب عید غدیر متولد می‌شود و سال 1351 با خانم پروین سلیحی ازدواج می‌کند. دوره تخصصی جراحی را می‌گذراند، در مبارزات انقلابی شرکت می‌کند و به سازمان مجاهدین خلق (منافقین) در پیش از انقلاب با توجه به اینکه هنوز ذات واقعی گردانندگان آن آشکار نشده بود، می‌پیوندد؛ اما پس از تغییر مشی سازمان و تسویه نیروهای متدین و مذهبی، از آن جدا می‌شود. وی و همسرش در سال  1354  توسط ساواک دستگیر می‌شوند تا ‏اینکه خبر شهادتش در چهارم بهمن 1354 به همسرش در حالی که او نیز در زندان به‌سر می‌برد- داده می‌شود.
فصل دوم که تقریباً فصل پر تلاطم کتاب است، از صفحه 93 شروع می‌شود. خاطرات مرتضی از عضویت در سازمان مجاهدین خلق (منافقین) و هنگام دستگیری توسط ساواک، عمده مطالب این بخش است. ‏سازمان از او می‌خواهد که جراح عمومی شود و در عملیات‌ها به‌عنوان پزشک تیم فعالیت کند. او هم دوره تخصص ‏چشم را رها کرده و جراحی را پیش می‌گیرد، اما سازمان دچار دگردیسی شده و مرتضی از آنها جدا می‌شود. در ادامه‌ کتاب در بخش پایانی آن، وصیت‌نامه شهید دکتر مرتضی لبافی‌نژاد آورده شده است. به‌علاوه بخشی از کتاب هم تصاویر تک‌فرزند این ‏شهید ‏بزرگوار را که یاسر نام دارد در خود جای داده است. کتاب «رستگار تا نقطه رهایی» دهمین شماره از سری کتاب‌های طبیبان قدسی است و در شمارگان چهار هزار جلد با ‏قیمت ‏‏چهار هزار تومان در قطع پالتویی به چاپ رسیده است.‎


علمداران
سردار فتح‌الله جعفری*

سردارِ سامرا همرزم شهیدان باقری و زین‌الدین بود...
حمید سال 1338 در «ابودبس»، روستایی در منطقه «کوت عبدالله»‌ اهواز متولد شد و در این شهر دیپلم گرفت. شهریور 1358 به‌ عضویت سپاه درآمد. وقتی نیروهای متجاوز بعث به روستای «ام‌الطمیر» رسیدند، گلوله‌های توپ آنها در این روستا فرود می‌آمد. حمید که از اعضای مؤثر اطلاعات سپاه خوزستان بود،‌ مسئولیت هماهنگی اطلاعات‌ سپاه‌های حمیدیه و سوسنگرد با «حسن باقری» را بر عهده داشت. او در این دوران با دقت، پیشروی نیروهای دشمن را کنترل کرده و لحظه‌به‌لحظه به حسن باقری گزارش می‌کرد تا برای مقابله چاره‌ای بیندیشند. سوسنگرد هفتم مهر 1359 سقوط کرد. «طالع خلیل الدوری» فرمانده لشکر 9 زرهی رژیم بعث عراق، «رعد شرهانی» یکی از بازماندگان ساواک را به عنوان فرماندار سوسنگرد معرفی کرد، اما این مسئولیت زیاد دوام نیاورد و با حمله یک گروه از نیروهای سپاه اهواز به فرماندهی «علی غیور اصلی»، سوسنگرد آزاد شد. «علی شمخانی» فرماندهی سپاه سوسنگرد را به «محمدرضا پورکیان» واگذار کرد و حمید مسئولیت اطلاعات سپاه سوسنگرد را به عهده گرفت، شبانه با جرئت به مواضع دشمن می‌رفت و شناسایی دقیق انجام می‌داد. او طی مدت دو ماه توانست اطلاعات دقیق جبهه سوسنگرد را در اختیار حسن باقری قرار دهد. بسیاری از شناسایی‌ها را به همراه حسن باقری انجام می‌داد و تا عمق مواضع دشمن پیش می‌رفت. مهدی زین‌الدین حسن باقری را به عنوان جانشین حمید تقوی معرفی کرد. مهدی زین‌الدین مدتی در کنار حمید تقوی به شناسایی رفت تا به منطقه سوسنگرد تسلط پیدا کرد. حمید تقوی در اطلاعات اهواز به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه در سال 1361 به‌عنوان فرمانده سپاه حمیدیه منصوب شد. از سال 1362 به‌مدت یک‌سال فرماندهی سپاه شادگان را برعهده گرفت... پدرش که از بسیجیان داوطلب بود در عملیات خیبر به شهادت رسید. خبر شهادت برادرش را در عملیات والفجر 8 در فاو شنید. فعالیت او در اطلاعات تا پایان جنگ و پس از آن در قرارگاه رمضان همین بود. سال 1375 فرماندهی قرارگاه فجر رمضان را عهده‌دار شد. از سال 1379 در قرارگاه مرکزی رمضان در تهران انجام وظیفه کرد. سردار سرتیپ حمید تقوی ششم دی 1393 در سامراء عراق به دست تروریست‌های تکفیری داعش به شهادت رسید و «سردارِ سامرا» لقب گرفت.
* رئیس هیئت‌مدیره مؤسسه شهید باقری 


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به سی‌وسومین جشنواره تئاتر فجر
تئاتر همچنان در اغماء!
مهدی امیدی

برگزاری سی‌وسومین جشنواره تئاتر فجر بار دیگر نشان داد که تئاتر ایران، بدترین دوران خود را در سال‌های پس از انقلاب می‌گذراند. جشنواره‌ای که قرار بوده و است که مهم‌ترین رویداد هنرهای نمایشی کشور باشد، اکنون به یک جشن و به عبارت بهتر، به یک دور همی تبدیل شده است! جشنواره‌ای که سال‌هاست با شعار «تئاتر برای همه» برگزار می‌شود، اما در عمل آنچه در حال وقوع است، بیشتر به تئاتر برای هیچ شباهت دارد.
جشنواره تئاتر فجر را می‌توان نموداری از وضعیت کلی هنرهای نمایشی در اوضاع کنونی دانست، به طوری که طی دو، سه سال اخیر با روند رو به افول تئاتر، جشنواره فجر هم عقبگرد داشته است. ضعف مدیریت هنری دولت و رفت و آمد یک به یک مدیران کم توان به این وضعیت دامن زده است. باقی ماندن عرصه اصلی تئاتر کشور در انحصار چند گروه و شخصیت خاص و عدم گردش نخبگان در این حوزه، منجر به رکودی سرد و ملال‌آور در هنرهای نمایشی شده که اوج آن را در جشنواره تئاتر فجر امسال دیدم.
واقعیت این است که متن جشنواره لاغر و ضعیف بود، اما حاشیه‌هایش زیاد بودند. حتی پوستر جشنواره نیز که شباهت زیادی به تابلوهای تبلیغاتی رستوران‌های بین راهی دارد نیز مشمول این حواشی شد و مدتی مایه مضحکه و شوخی اهالی تئاتر در فضای مجازی شده بود. البته مسئولان جشنواره بیکار ننشستند و در واکنش به این قضایا، یک پوستر جدید طراحی کردند. اما بعداً معلوم شد که پوستر جایگزین هم کپی پوستر یک اثر خارجی است! همچنین نشست خبری «اردشیر صالح‌پور» دبیر این دوره از جشنواره تئاتر فجر بیشتر به مجلس فاتحه‌خوانی بر تئاتر شبیه بود تا جلسه مطبوعاتی! نشستی طولانی و کلافه‌کننده، که در نهایت هم فقط گلایه‌های آقای دبیر از وضعیت تئاتر در رسانه‌ها بولد(تیره) شد.
اما از این گونه حواشی که بگذریم، امسال در جشنواره تئاتر فجر 118 اثر شرکت داشت که از این میان 106 نمایش داخلی و 12 نمایش خارجی بودند. از نمایش‌های ایرانی، 29 نمایش خیابانی و 77 نمایش صحنه‌ای اجرا شد. 61 نمایش کار هنرمندان شهرستانی و 45 نمایش تهرانی بود.
از نمونه‌های انگشت‌شمار و استثنایی که بگذریم، اغلب آثاری که در سی‌وسومین جشنواره تئاتر فجر اجرا شد مضامینی سطحی با کیفیتی نازل داشتند. نمایش‌هایی که برخی شعارهای شبه‌سیاسی می‌دادند؛ اما از فکر و نگره سیاسی خالی بودند. آثار طنزآمیز را هم باید لودگی بدانیم و بنامیم. نمایش‌های تجربی نیز آثار متفرعنانه؛ اما درون‌تهی و بی‌مغزی از آب درآمده بودند که با متلک‌های سیاسی قصد کسب رضایت مخاطب را داشتند.
مشکل بزرگ بسیاری از گروه‌های تئاتری ما، عدم درک و دریافت درست فرازونشیب‌های اجتماعی و فرهنگی است. وقتی گروهی که مدعی روشنفکری و سوادمداری هستند همه چیز را با متر و معیار قالب‌ها و نگره‌های غربی، آن هم در واپس‌گراترین و تاریخ مصرف گذشته‌ترین شکل ممکن می‌بینند، نتیجه‌ای جز آنچه در جشنواره تئاتر فجر امسال گذشت در پی ندارد. دوری روزافزون اهالی تئاتر ما از منابع غنی بومی فرهنگی و ناتوانی در شناخت صحیح مردم و جامعه ایرانی و همچنین کهنگی شیوه‌های علمی و دانشگاهی، به بروز تورم ابتذال اندیشه در تئاتر ایران منجر شده است.
نکته قابل‌تأمل، ضعف شدید تکنیکی خیلی از آثار شبه‌روشنفکرانه حاضر در جشنواره تئاتر فجر است، به طوری که دیگر باید کار تئاتر روشنفکری را در ایران، پایان یافته بدانیم. شبه‌روشنفکران تئاتر، گویی در یک دایره بسته گیر افتاده‌اند و دائم دور خودشان می‌چرخند. هر بار و در هر نمایشی، یک سری حرف‌ها و دیدگاه‌های تکراری دیده و شنیده می‌شود.
مشکل بزرگ این است که همین طیف انگشت‌شمار و پرادعای تئاتر که عامل اصلی رخوت هنرهای نمایشی در ایران هم هستند، همواره از بیشترین امکانات تئاتری برخوردار و همیشه ژست طلبکاری و اعتراض دارند! چند ماه پیش، وقتی برخی از نورچشمی‌های روشنفکر، به طور همزمان دو نمایش را در بهترین تالارهای نمایشی روی صحنه می‌بردند، مقدمه‌ای بود بر فرو رفتن تئاتر در اغماء! و حالا یک تئاتر نیمه‌جان روی دست مدیران و هنرمندان این عرصه باقی مانده است که البته قابل درمان است و هنوز هم برای احیای دوباره آن دیر نشده است. به شرط آنکه، روش‌های قدیمی و امتحان پس داده تغییر یابند و افراد جدید و تازه‌نفس‌تری به این میدان وارد شوند. باید نسل جدید و نگاه‌های به‌روزتری به تئاتر ما تزریق شود. مدیران تئاتری ما چاره‌ای ندارند جز دست کشیدن از حاتم‌بخشی به روشنفکران متکبر، متفرعن و فعال ساختن هنرمندان متعهد و متخصص با دیدگاه‌های متفاوت.
با این حال، خالی از لطف نیست که بیان شود، برخلاف نمایش‌های صحنه‌ای که بیشترشان حرفی برای گفتن نداشت، نمایش‌های خیابانی، وضعیت بهتری داشتند. حداقل اینکه برخی از مسائل اجتماعی یا آرمان‌های ملی ملموس‌تر و نزدیک به واقع‌تری را می‌شد در این نوع از آثار جشنواره دید. حضور پررنگ گروه‌های نمایشی شهرستانی که امسال حدود 60 درصد نمایش‌ها را در بر می‌گرفت، از دیگر ویژگی‌های مثبت و قابل‌تأمل سی‌و‌سومین دوره جشنواره تئاتر فجر بود.


جشنواره فیلم فجر و سینمای انقلاب چیست؟
حسین کارگر

جشنواره فیلم فجر درحالی به سی‌وسومین دوره خودش رسیده که هنوز هم نقش چندانی در بازتولید سینمای انقلاب ندارد. جشنواره‌ای که بیش از گفتمان انقلاب، به نگره‌های شبه‌روشنفکرانه گرایش یافته است؛ اما مهم‌ترین معضل جشنواره فجر، عدم دستیابی به یک چارچوب نظری برای سینمای انقلاب است. بدون تردید بنا کردن چنین چارچوبی برعهده متفکران و نظریه‌پردازان است. همچنان که شهید سیدمرتضی آوینی در مدت کوتاه پیش از شهادت تلاش‌هایی در این راستا انجام داد که خلاصه این تلاش‌ها را می‌توان در مجموعه کتاب سه جلدی «آینه جادو» مطالعه کرد؛ اما می‌توان شاخص‌هایی را برای سینمای تراز انقلاب طرح کرد.
برای نمونه فیلم‌های انقلابی مسئله‌محور هستند. به این معنا كه نمی‌توانند از کنار ابتلائات تحمیل شده بر افراد و جامعه به‌سادگی عبور کنند. طرح کاستی‌ها، بی‌عدالتی‌ها و مشکلات اجتماعی و فرهنگی در این گونه آثار، نه مستمسكی برای روشنفكرنمایی و جلب توجه جشنواره‌های خارجی كه راهی برای كاهش مصائب و نزدیک شدن به جامعه آرمانی است. معنویت جاری در این آثار، رهبانی و انزواطلبانه نیست. معنویت و عرفان جاری در سینمای مطلوب انقلاب، به تبعیت از روح عدالت‌خواه اسلام و شیعه، اجتماعی و سیاسی است. به این معنا كه از یك طرف، معنویت این فیلم‌ها، مطالبه‌گر و آرمانگراست و از طرف دیگر، رستگاری مورد نظر فیلم برای جامعه است و نه فقط فرد. سینمای انقلاب نمی‌تواند خنثی و بی‌طرف باشد. فیلم انقلابی باید منافع سوداگران، غربگرایان و مخالفان انقلاب و نظام را تهدید کند. فیلم‌های انقلابی الزاماً باید جریان‌های ناسالم و ضدمردمی و همچنین بدخواهان نظام را دچار هراس و تشویش کنند. در سینمای انقلاب ـ برخلاف فیلم‌های تجارتی و جشنواره‌ای ـ به جای غرایز، فطرت انسانی اصل است. به همین دلیل هم روابط عاشقانه و كشمكش‌های جنسی كه در تمام فیلم‌ها متداول است در این آثار دیده نمی‌شود. البته فیلم‌های انقلابی هم به انگاره‌های عاشقانه می‌پردازند، اما در این نوع فیلم‌ها، عشق استعاره‌ای از حقیقت و از خود گذشتگی انسان تلقی می‌شود. یا به عنوان یك امر منفی و غیراخلاقی معرفی می‌شود. این نگاه نیز در همان حال كه برآمده از تفكر اسلامی است، می‌تواند بر ذهن و دل انسان‌ها با خاستگاه‌های متمایز اثر بگذارد، چرا كه اساساً فطرت، شاخصی انسانی است و هر اثر هنری هم كه فطرت انسانی را مخاطب قرار دهد، قادر به برقراری ارتباط با همه بشریت است. این روند به «رهایی از حدیث نفسانی» در این آثار انجامیده است. متعاقب نگاه فوق، فقرا و محرومان در فیلم‌های انقلابی دارای عزت و كرامت هستند. این درونمایه برخلاف نگاه مرسوم در فیلم‌های شبه‌روشنفكرانه و جشنواره‌ای به طبقه فرودست جامعه است. در فیلم‌های جریان مذكور عمدتاً فقرا تصویری تحقیرآمیز و توام با رذالت دارند، اما در فیلم‌های منسوب به گفتمان انقلاب اسلامی، مستضعفان سربلندند و در عین حال شرایط موجود را نمی‌پذیرند و برای تغییر آن مبارزه می‌كنند.
جشنواره فیلم فجر نیز زمانی می‌تواند به کارزاری برای سینمای انقلاب تبدیل شود که در سیاست‌ها و جوایز خود، به آثاری با این گونه شاخص‌ها توجه کند..


 خبرها

کاریکاتور حامیان داعش طراحی می‌شود
نمایشگاه منتخب آثار مسابقه بین‌المللی کارتون و کاریکاتور داعش در دو کشور عراق و سوریه برگزار می‌شود.
مسعود شجاعی طباطبایی، دبیر مسابقه داعش از استقبال گسترده هنرمندان جهان از این مسابقه خبر داد و گفت: استقبال از این مسابقه به قدری است که در حال حاضر 80 اثر از شش کشور دنیا به دبیرخانه رسیده است.
وی به دو بخش مسابقه با عنوان‌های «داعش و کارتون» اشاره کرد و گفت: در بخش کاریکاتور، شش چهره (ابوبکر البغدادی، حمدبن‌خلیفه آل‌ثانی (امیر قطر)، بنیامین نتانیاهو، فرانسوا اولاند، باراک اوباما، دیوید کامرون) به عنوان حامیان این گروهک مدنظر قرار گرفته‌اند که با اعلام اسامی آنها نگاه‌مان را برای کاریکاتوریست‌ها مشخص کرده‌‌ایم.
گفتنی است، مهلت ارسال آثار دهم اردیبهشت ماه سال 94 و اختتامیه مسابقه بین‌المللی کارتون و کاریکاتور داعش سوم خرداد ماه سال 94 برگزار می‌شود.

نمایش آثار هنر انقلاب در جشنواره هنرهای تجسمی فجر

دبیر هفتمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر از نمایش آثاری از هنر انقلاب در هفتمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر خبر داد.
مجتبی آقایی گفت: در این دوره از جشنواره، نمایشگاهی از آثار هنر انقلاب، دفاع مقدس و ایثار و شهادت در موزه فلسطین برگزار می‌شود و نمایشگاه دیگری با عنوان «پیامبر مهربانی» شامل آثاری از هنرمندان مختلف برگزار می‌شود که آثار خوشنویسی، گرافیک، کاریکاتور و تصویرسازی به همراه ورک‌شاپ(کارگاه آموزشی) عملی با موضوع پیامبر گرامی اسلام(ص) و در مقابله با افراطی‌گری و خشونت‌طلبی علیه اسلام در سطح جهانی و همچنین دفاع از ساحت قدسی پیامبر گرامی اسلام(ص) برپا می‌شود.

شبکه «افق» چهار ساعته شد

پخش چهار ساعته برنامه‌ها از شبکه افق همزمان با آغاز دهه مبارک فجر آغاز شد.
این شبکه که همچنان در پخش آزمایشی به سر می‌برد، ابتدا فقط در تهران قابل دریافت بود، اما چندی پیش با تغییر فرکانس در سایر استان‌ها هم به روی آنتن رفت. بینندگان شبکه افق می‌توانند از این پس از ساعت 17 تا 21 شاهد پخش برنامه‌های این شبکه بوده و در سایر ساعات، بازپخش این برنامه‌ها را مشاهده کنند.