بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله


9 دی روز شکوه میثاق مردم با ولایت
نهم دی ماه سال 1388، یکی از زیباترین روزهای تاریخ حیات بشر است. حماسه‌ای که ملت بزرگوار ایران در این روز به‌طور خودجوش خلق کرد، هرگز از حافظه تاریخ پاک نخواهد شد. خالق حماسه ماندگار 9 دی، ملت ایران است که با الهام از هدایت‌های الهی، موفق شد با حضوری بهنگام در صحنه و با شوری متکی بر شعور و بصیرت انقلابی، بزرگ‌ترین، پیچیده‌ترین و شکننده‌ترین فتنه تاریخ علیه نظام دینی و ولایی را در هم شکسته و فتنه‌گران و حامیان داخلی و خارجی آنها را، انگشت به دهان کند.
تحلیل حماسه 9 دی، به نگاهی فراتر از نگاه مادی نیاز دارد. برای تحلیل این رویداد بزرگ تاریخی و سرنوشت‌ساز، به دو نکته مهم باید توجه داشت. نکته اول، نگاه دشمنان خارجی به فرجام فتنه 88 است. با پدیدآمدن فتنه در ایران به دنبال انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری و شکل‌گیری اغتشاشات خیابانی، دشمنان خارجی و در رأس آنان آمریکایی‌ها، با اطمینان خاطر و بر اساس محاسبات و برآوردهای خود، بر این نکته تأکید داشتند که سال 1388، سال پایان عمر جمهوری اسلامی خواهد بود و نظام اسلامی در ایران، پایان سال 1388 را تجربه نخواهد کرد! آری، آنان با اطمینان در این باب سخن می‌گفتند، زیرا از پشت صحنه، زد و بندها و هزینه‌های سنگینی که برای شکل‌دهی به فتنه در ایران، بر اساس الگوی انقلاب‌های رنگی صورت پذیرفته بود، به خوبی آگاه بودند، اما نکته دوم، نگاه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، به حماسه 9 دی است. ایشان معتقدند که در حادثه عظیم و سرنوشت‌ساز 9 دی، روح حسین‌بن‌علی(ع) در کار بود و این حماسه جاوید، با عنایت الهی پدید می‌آمد؛ حماسه‌ای که باطل‌السحر توطئه فتنه‌گران و حامیان‌شان بود. فتنه 88، آن‌قدر عمیق و پیچیده بود که فقط با حماسه‌ای چون حماسه 9 دی یا مواردی مشابه و در تراز آن، امکان خنثی‌سازی و شکستش میسر بود.
حماسه 9 دی را باید روز شکوه میثاق مردم با ولایت و تجدید پیوند امت با امام و روز یأس و ناامیدی دشمنان در به ثمر رساندن توطئه علیه سنگر ولایت دانست.
در فتنه 88، طراحان اصلی و خارج‌نشین فتنه، بازیگران آگاه و ناآگاه داخلی، بر اساس یک الگوی پیچیده، گسستن رشته‌های اتصال امت با امام و مردم با ولایت را نشانه‌گیری کرده بودند. دشمنان خارجی و سردمداران نظام سلطه طی سه دهه توطئه علیه انقلاب اسلامی و ملت ایران، رمز و راز شکست تمام سیاست‌ها، طرح‌ها و برنامه‌های خود علیه جمهوری اسلامی ایران را، در همین پیوند و اتصال توده‌های میلیونی مردم با کانون نظام اسلامی، یعنی ولی‌فقیه می‌دیدند. آنها به خوبی، درستی کلام نورانی حضرت امام(قدس‌الله نفسه‌الزکیه) را مبنی بر «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت‌تان آسیبی نرسد»، در عمل تجربه کرده بودند. بر همین اساس بود که دشمنان پس از 30 سال توطئه‌های رنگارنگ، این‌بار بر اساس یک برنامه‌ریزی با مقدمات از سال‌های پیش فراهم شده، در سال 1388 با تمام توان به صحنه آمدند تا رشته‌های اتصال مردم با ولایت را فرو ریخته و به زعم خود، با فروریختن این پیوند و اتصال، فروپاشی نظام جمهوری اسلامی و پایان انقلاب اسلامی را به نظاره نشسته و جشن پیروزی بگیرند.
بَدا به حال بازیگران داخلی که آگاهانه و یا ناآگاهانه و به هر دلیلی از جمله؛ حب ریاست، غرور و لجاجت، حسادت و کینه‌های درونی، پذیرای نقش‌هایی شدند که نقشه‌هایش را شیطان بزرگ کشیده بود.
بدا به حال کسانی که از سال 87، برای زمینه‌سازی ذهنی در مردم برای پذیرش «دروغ بزرگ تقلب»، با صحبت‌ها و نوشته‌های خود، سلامت انتخابات در نظام ولایی و دینی را با تردید و علامت سؤال مواجه کردند.
بدا به حال کسانی که در پایان سال 87 و چند ماه مانده به انتخابات، با راه انداختن «کمیته صیانت از آرا»، درصدد برآمدند تا به مردم و هواداران خود، این پیام را منتقل کنند که نظام اسلامی با محوریت ولایت فقیه و سازوکارهایی چون شورای نگهبان، برای حفظ امانت مردم در صندوق‌های رأی، صلاحیت لازم را نداشته و این خود مردم و نامزدها هستند که باید از رأی خودشان به هر نحو ممکن،‌ حتی با آمدن کف خیابان‌ها، صیانت کنند! آری، نقطه هدف و اساس توطئه در فتنه 88، فروریختن اعتماد عمومی نسبت به سلامت نظام، دستگاه‌ها و نهادهای نظارتی در انتخابات مانند شورای نگهبان و در نهایت، شخص ولی‌فقیه بود. دشمنان خارجی برای رسیدن به این هدف، سال‌های سال تلاش کرده بودند و در نهایت، در بستر انتخابات 88، با بازیگرانی چون؛ موسوی، کروبی، خاتمی و دیگرانی در تراز آنها، ‌امید داشتند تا هزینه‌ها و سرمایه‌گذاری‌های‌شان به ثمر بنشیند. دشمنان خارجی طی سالیان دراز از طریق عوامل داخلی و منطقه‌ای و ضدانقلاب خارج‌نشین، طلحه‌ها و زبیرهای انقلاب اسلامی را شناسایی کرده و با وعده سیراب کردن کام قدرت‌طلبی و دنیاگرایی آنها به سراغ‌شان رفتند.
آری اگر بخواهیم عظمت حماسه مردم در 9 دی را درک کنیم، باید با بزرگی، پیچیدگی و اعماق فتنه 88 از یک طرف و بازیگران پنهان و پیدای داخلی و خارجی آنها از طرف دیگر، آشنا شویم. این آشنایی و شناخت، همان بصیرت است که با عنایات الهی و درایت و تدابیر حکیمانه رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) پدید آمد و مردم ایران در پرتو چنین بصیرتی و بر پایه احساس تکلیف دینی، خالق حماسه 9 دی شدند. مردم ایران با خلق حماسه 9 دی، صدق و صفا و خلوص خودشان را، بر اساس شعار «ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند»، به اثبات رساندند. در 9 دی مردم نه‌تنها دست رد به سینه فتنه‌گران و حامیان‌شان زدند، بلکه آنان را که جرم‌شان محرز بود، محاکمه کرده و خواهان مجازات‌شان شدند.
یدالله جوانی


یادداشت
مهدی سعیدی

فتنه‌گران در روياي بازگشت به قدرت
فتنه 88 که در افق نهايي خود، براندازي نظام جمهوري اسلامي را تعريف کرده بود، محصول همگرايي جريان اصلاحات با ضدانقلاب و بيگانگان بود که خيلي زود ناتواني خود را از دستيابي به اغزاض ‌براندازانه‌اش نشان داد و سخنراني رهبر معظم انقلاب اسلامي در 29 خردادماه حکايت از آن داشت که نظام مقتدر جمهوري اسلامي تسليم زياده‌خواهي و مطالبات غيرقانوني فتنه‌گران نخواهد شد.
در همان روز، آنهايي که اندک هوشياري لازم و شناخت کافي از نظام اسلامي داشتند، فهميدند که تداوم آشوب‌ها دستاوردي را براي فتنه‌گران ندارد و سناريوي کودتاي مخملين با شکست مواجه شده است. اين افراد در حالي که سران فتنه بر طبل توخالي بيانيه‌نويسي و آشوب‌هاي خياباني مي‌کوبيدند، به‌تدريج خود را از ميانه ميدان به حاشيه راندند و تلاش کردند تا با نگاهي به فردا، آينده سياسي خود را بيش از اين تخريب نکنند و راهي براي بازگشت به سياست و حفظ حيات سياسي خود باز گشايند!
انتخابات خردادماه سال 1392 و به روي کارآمدن دولت يازدهم را بايد سرآغازي براي عملياتي‌کردن سناريوي بازگشت به قدرت کساني دانست که دامن آنان هنوز هم از اتهام فتنه‌گري پاک نشده بود. فتنه‌گران که از ناکامي نامزدهاي اصولگرا به وجد آمده بودند، پس از خردادماه برنامه گام‌به‌گام خود را چنين تعريف کردند:
1ـ سهم‌خواهي از دولت و نفوذ در بدنه اجرايي کشور: اين جريان که نامزد مستقلي در انتخابات نداشت، با نزديک کردن خود به پيروز انتخابات، تلاش کرد تا نتيجه انتخابات را مصادره به مطلوب نمايد و از فرداي 24 خردادماه، رئيس‌جمهور منتخب را وا‌مدار خود معرفي کند. سناريوي بازگشت به قدرت، با مطالبات سهم‌خواهانه در شکل‌گيري کابينه شدت يافت و اين جريان تلاش همه‌جانبه‌اي را آغاز کرد تا بيشترين سهم از کابينه را به خود اختصاص دهد. در اين مسير بيش از هر جاي ديگر چشم طمع به وزارتخانه‌هاي فرهنگي چون وزارت آموزش‌وپرورش و علوم‌وفناوري بود. حتي برخي شواهد از تشکيل کميته‌اي براي در اختيار گرفتن قطعي وزارتخانه کليدي علوم و فناوري حکايت داشت، چراکه در سناريوي بازگشت به قدرت، مديريت فضاي دانشگاه نقش کليدي داشته و سهم قابل ملاحظه‌اي براي فعاليت جنبش دانشجويي در نظر گرفته شده است.
اين سناريو متأسفانه همچنان با تلاش براي نفوذ افراد وابسته به اين جريان در سطوح مياني مديران وزارتخانه‌هاي مختلف در حال دنبال شدن است که بايد به اين حرکت خزنده حساس بود.
2ـ تلاش براي تطهير فتنه‌گران و سران فتنه: يکي از موانع جدي پيش روي بازگشت فتنه‌گران به ميدان سياست، سوابق سياهي بود که در کارنامه آنان ثبت شده بود. اين وضعيت نوعي بي‌اعتمادي جامعه را براي آنان به همراه دارد که مانعي جدي براي حضور اين جريان در فعاليت‌هايي چون انتخابات خواهد بود، از این رو ضروري مي‌نمود تا در اولين گام براي تطهير فتنه‌گران به‌ویژه سران فتنه در افکار عمومي اقدام شود.
در همين راستا به عنوان نمونه به اظهارات آقاي رسول منتجب‌نيا، قائم‌مقام دبيرکل حزب اعتماد ملي اشاره می‌شود که وي در ديدار با برخي جوانان اين حزب در مورد مهدي کروبي می‌گوید: «دبيرکل حزب اعتماد ملي شخصيتي است که در ديانت، تقوا و اعتقادش به تفکر امام و انقلابي بودن و خدمت به مردم کم‌نظير است.
حزب اعتماد ملي هم درون نظام و انقلاب بوده و هست و مصالح نظام را ناديده نگرفته و نمي‌گيرد؛ کاري به اتهاماتي که مي‌زنند نداريم.»
منتجب‌نيا در ادامه تأکيد کرد: «يک تار موي کروبي در خيلي از مدعيان انقلاب و انقلابي‌گري وجود ندارد. ايشان تمام وجودش در انقلاب و نظام و مردم خلاصه مي‌شود. اين‌طور نيست که بگويد به من ظلم کردند پس من ساختار را بشکنم؛ خير.»!
اين اظهارات سفسطه‌گونه در حالي ايراد مي‌‌شود که جمله معروف بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني(ره) که می‌فرمایند: «ميزان در هر كس حال فعلي او است» مي‌تواند گشاينده مغالطاتي اينچنيني باشد.
با همين معيار و شاخصه کليدي حضرت امام(ره) خطاب به هواداران سران فتنه بايد گفت که حال فعلي موسوي و کروبي، ايستادن در برابر نظام اسلامي و ملت بزرگ ايران و قرار گرفتن در اردوگاه ضدانقلاب است و در اين اوضاع، يادآوري پيشينه آنان چندان گره‌گشاي بازگشت اعتماد ملت و نظام به آنان نخواهد بود!
در همين راستا داستان تحريف حقايق و حوادث اتفاق افتاده در سال 88 نيز در دستور کار اصحاب فتنه قرار گرفته است و اين در حالي است که هنوز بيش از پنج سال از آن نگذشته و اذهان عمومي حوادث تلخ آن روزها و ساختارشکنی آنان علیه نظام را به یاد دارند.
3ـ انسجام بدنه اجتماعي: اقدام فتنه‌گرانه سال 88، آسيب‌هاي جدي بر بدنه اجتماعي اين جريان وارد ساخته و موجب ريزش‌ها و از هم‌گسيختگي‌هايي شده است. فتنه‌گران به‌خوبي مي‌دانند که بدون ساماندهي و همراهي و حمايت هواداران و بدنه اجتماعي، بازگشت به قدرت هموار نخواهد شد. از این رو تلاش‌هاي فراواني براي ساماندهي و نظم بخشيدن ايشان آغاز شده است که اغلب از طريق پایگاه‌ها و شبکه‌هاي اجتماعي پيگيري مي‌شود. اقدامات انجام شده در حوزه دانشگاه و جنبش دانشجويي را نيز بايد در ذيل همين اقدام تعريف کرد.
4ـ فعال‌سازي احزاب: يکي از عوارض پر هزينه فتنه‌گري درسال 88، انحلال و انفعال احزاب و گروه‌هاي سياسي و دستگيري بخشي از فعالان سياسي اين جريان است که عملاً ساختار تشکيلاتي و مراکز تصميم‌گيري اين اردوگاه را با مشکل همراه ساخته است. اين جريان براي بازگشت به قدرت به‌شدت نيازمند بازسازي تشکيلاتي است، از این رو فعال‌سازي احزاب منفعل و راه‌اندازي تشکيلات جديد و پوست‌اندازي حزبي را در دستور کار خود قرار داده است که در همين راستا، مي‌توان به فعال شدن حزب اعتماد ملي، مجمع روحانيون مبارز، حزب کارگزاران سازندگي و ... و آغاز به کار حزب نداي ايرانيان اشاره کرد.
همه این اقدامات فتنه‌گران با هدف فتح مجلس دهم و خبرگان پنجم و تحقق «روياي بازگشت به قدرت» در اين ايام دنبال شده است. موفقيتي که اگر در اسفندماه 94 محقق شود، آنگاه مرحله نهايي «عبور از روحاني» نيز در انتخابات رياست‌جمهوري دوازدهم کليد خواهد خورد.
اما نکته قابل ملاحظه در اين مسير آن است که طي اين مرحله با موانع عديده‌اي مواجه است.
اول آنکه فتنه‌گران بايد بدانند در قبال جرائمي که انجام داده‌اند، بايد پاسخگو باشند و تاوان پس دهند. کساني که در روزگاري نه چندان دور قانون کشور را زير پا گذاشته‌اند و تسليم خواست ملت نشده‌اند، حال چگونه بدون ابراز ندامت خواهند توانست در رقابت انتخاباتي شرکت کنند؟ چه تضميني وجود دارد که بار ديگر دست به بلوا و فتنه‌گري نزنند و تسليم قانون و رأي ملت شوند؟
دومين نکته آنکه آنچه موجب شکل‌گيري اين انحراف جدي در اردوگاه اصلاح‌طلبان شد، عدم شفاف‌سازي و تلاش براي حفظ مرزبندي بين اين جريان و جريان ضدانقلاب و بيگانگان بود. امروز اين اردوگاه بخش چشمگیری از فعالان سياسي خود را در اردوگاه ضدانقلاب مي‌بيند، بدون آنکه در مورد چنين ريزش‌هاي گسترده‌ای بينديشد و بدون آنکه تلاش کند تا ضمن شفافيت، مرزهاي خود را با دشمنان ملت به‌طور روشن تعريف کند. از این رو همين عدم شفافيت به‌شدت اين جريان را در معرض تهديد نفوذ و استحاله قرار داده است که ادامه کار اين جريان سياسي در عرصه قدرت را ناممکن می‌سازد.


 

صفحه 2
سياسي

 

 

فتنه 88 در بیان امام خامنه‌ای
در این شماره سعی شده به بهانه سالگرد ۹ دی بخشی از سخنان مقام معظم رهبری درباره فتنه ۸۸ را برای یادآوری و تذکر بازپخش کنیم.

بیانات در دیدار اعضای مجمع عالی بسیج مستضعفین(۶/۹/۹۳)
در همه‌ میدان‌ها با یک سلاح نمی‌شود رفت. کدام سلاح را به کار بیندازیم؟ دشمن کجا است؟ بارها من عرض کرده‌ام اینهایى که بصیرت ندارند ـ مثل این بیچاره‌هایى که در فتنه گرفتار شدند ـ مثل کسانى‌اند که در تاریکى شب، در مه غلیظ، در غبار می‌خواهند مخالفى را، دشمنى را بزنند؛ خب نمی‌داند دشمن کجا است؛ یکى از اولین شرایط جنگ‌هاى نظامى، اطلاعات است؛ بروید اطلاع کسب کنید و ببینید دشمن کجا است.

بیانات در دیدار اعضای مجمع عالی بسیج مستضعفین(۶/۹/۹۳)
حالا ما چند سال پیش در قضیه‌ فتنه گفتیم بصیرت؛ بعضى دهن‌کجى کردند که بصیرت! بله، بصیرت؛ بصیرت که نبود، هرچه که مسئولیت و انگیزه بیشتر باشد، احساس بیشتر باشد، خطر بیشتر است؛ اطمینانى دیگر نیست به این آدم بى‌بصیرت و بدون روشن‌بینى که دوست را نمى‌شناسد، دشمن را نمى‌شناسد و نمی‌فهمد کجا باید این احساس را، این نیرو را، این انگیزه را خرج کند.

بیانات در دیدار مردم آذربایجان(۲۸/۱۱/۹۲)
رئیس‌جمهور آمریكا با كمال وقاحت ایستاد و از فتنه‌گران در تهران حمایت كرد؛ حالا هم اخیراًً دارند حمایت می‌كنند. فهرست بدكاری‌های این دولت اینها است. امروز هم خیلی از نیت‌های شومی كه اینها پشت پرده داشتند و مكتوم نگه می‌داشتند، دارد به‌تدریج آشكار می‌شود.

بیانات در دیدار دانشجویان(۶/۵/۹۲)
اگر مسائل سال ۸۸ را مطرح می‌كنید، مسئله‌ اصلی و عمده را در این قضایا مورد نظر و در مد نگاه‌تان قرار دهید؛ آن مسئله‌ اصلی این است كه یك جماعتی در مقابل جریان قانونی كشور، به شكل غیر قانونی و به شكل غیر نجیبانه ایستادگی كردند و به كشور لطمه و ضربه وارد كردند؛ این را چرا فراموش می‌كنید؟

بیانات در دیدار مسئولان نظام(۳۰/۴/۹۲)
در این سال‌های متوالی از اول انقلاب ـ منهای همان برهه‌ كوتاه سال ۸۸ ـ همیشه این دست‌به‌دست شدن قدرت و مسئولیت در كشور، با آسایش، با خوشی و با شادكامی همراه بوده است؛ این خیلی فرصت مهمی است.

بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم(۲۵/۲/۹۲)
سال 88 اشكالاتی كه وارد شد، خسارتی كه به كشور وارد كردند و نگذاشتند كشور و ملت طعم آرای چهل میلیونی را درست بچشد، به خاطر تخلف از قانون بود. یك عده‌ای یا برای خاطر اغراض نفسانی، یا هدف‌های خلاف سیاسی، یا هرچه از قانون تخلف كردند، خطا كردند، از راه غیر قانونی وارد شدند؛ هم به خودشان صدمه زدند، هم به ملت صدمه زدند، هم به كشور صدمه زدند. راه درست، راه قانون است.

بیانات در دیدار مسئولان و کارکنان حفاظت اطلاعات نیروهای مسلح (۲۷/۱۰/۹۱)
در قضایای سال 88 كه دشمن تصور می‌كرد طراحی ده‌ساله‌ او بر ضد جمهوری اسلامی به نتیجه رسیده است، ملت ایران باقدرت در صحنه حاضر شد و بر دهان مخالفان و معارضان بین‌المللی زد؛ چه برسد به مزدوران داخلی آنها كه در مقابل عظمت ملت ایران به حساب نمی‌آیند.

بیانات در دیدار بسیجیان استان خراسان شمالی(۲۴/۷/۹۱)
همه مراقب باشند که انتخابات مایه‌ بی‌آبرویی برای کشور نشود؛ آن‌طوری که در سال 88 یک عده‌ای سعی کردند انتخابات را مظهر اختلافات وانمود کنند، جنجال سیاسیِ طبیعیِ انتخابات را تبدیل کنند به یک فتنه؛ که البته ملت ایران در مقابلش ایستاد و هر وقت هم شبیه آن اتفاق بیفتد، ملت در مقابل آن خواهد ایستاد.

بیانات در اجتماع مردم شیروان(۲۴/۷/۹۱)
هم در سال 78، هم در سال 88 ـ با فاصله‌ ده سال ـ نقشه و توطئه‌ دشمن یک جور بود. در هر دو مورد سعی‌شان این بود که بتوانند ثبات سیاسی را در کشور به هم بزنند؛ سعی‌شان این بود که تلاطم ایجاد کنند؛ این آرامش عمومی را، این ثبات را از این ملت بگیرند.

بیانات در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز ۱۹ دی(۱۹/۱۰/۹۰)
مردم ما و کشور ما از انتخابات سال 88 بهترین خاطره‌ها و بدترین خاطره‌ها را دارند. بهترین خاطره‌ها حاصل حضور عظیم چهل میلیونی مردم پای صندوق‌های رأی بود که دنیا را خیره کرد؛ بدترین خاطره‌ها مربوط به جرزنی‌های سیاسی یک عده آدم نادان، ناباب و بعضاً معاند در قضیه‌ انتخابات بود.

بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت ۹ دی(۲۱/۹/۹۰)
فتنه‌ 88 تنها آن چیزی نبود که توی خیابان به وسیله‌ تعدادی آدم دیده شد؛ این یک چیز ریشه‌داری بود، یک بیماری عمیقی درست کرده بودند، اهدافی داشتند، زمینه‌ها و مقدمات فراوانی برایش چیده شده بود، کارهای بزرگی شده بود و هدف‌های بسیار خطرناکی دنبال این کار بود که با این برخوردهای گوناگون سیاسی و امنیتی و اینها حل نمی‌شد؛ یک حرکت عظیم مردمی لازم داشت؛ که این حرکت، حرکت 9 دی بود؛ آمدند بساط فتنه و فتنه‌گران را در هم پیچیدند.

بیانات در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه(۲۰/۷/۹۰)
گناه آتش‌افروزان فتنه‌ 88 همین بود که به قانون تمکین نکردند، به رأی مردم تمکین نکردند. ممکن است کسی بعد از انتخابات اعتراض داشته باشد؛ خیلی خوب، این اعتراض ایرادی ندارد؛ اما راهِ قانونی دارد که چگونه باید این اعتراض را بیان و دنبال کرد.

بیانات در دیدار نمایندگان مجلس شورای اسلامی(۸/۳/۹۰)
اختلاف سلیقه، اختلاف نظر، اختلاف عقیده در مسائل سیاسی، نباید به چالش میان جناح‌های کشور، میان عناصر کشور منتهی شود. گناه بزرگ فتنه‌گران در سال ۸۸ این بود که اگر خوش‌بینانه نگاه کنیم و بگوییم اینها یک شبهه‌ای، خدشه‌ای در ذهن‌شان بود، این خدشه را به صورت ایجاد چالش برای نظام اسلامی مطرح کردند.

خطبه‌های نمازجمعه تهران(۱۵/۱۱/۸۹)
هدف‌هایی که آنها دنبال می‌کردند، در درجه‌ اول، سقوط انقلاب و سقوط نظام جمهوری اسلامی بود. هدف بعدی این بود که اگر براندازی نظام جمهوری اسلامی تحقق پیدا نکند، انقلاب را استحاله کنند؛ یعنی صورت انقلاب باقی بماند، اما باطن انقلاب، سیرت انقلاب، روح انقلاب از بین برود.

بیانات در دیدار مردم قم در سالروز قیام ۱۹ دی(۱۹/۱۰/۸۹)
این کسانی که شما بهشان می‌گویید سران فتنه، کسانی بودند که دشمن اینها را هل داد وسط صحنه. البته گناه کردند. نبایستی انسان بازیچه‌ دشمن شود؛ باید فوراًً قضیه را بفهمد. اگر اول غفلتی کرده است، وسط کار وقتی فهمید، بلافاصله بایستی راه را عوض کند. خُب، نکردند.

بیانات در دیدار جمعی از مردم استان گیلان(۸/۱۰/۸۹)
فتنه یعنی کسانی شعارهای حق را با محتوای صد درصد باطل مطرح کنند، بیاورند برای فریب دادن مردم. اما ناکام شدند. هدف از ایجاد فتنه، گمراه کردن مردم است. شما ملاحظه کنید؛ مردم ما در مقابله‌ با فتنه، خودشان به‌پا خاستند.

بیانات در دیدار دانش‌آموزان در آستانه ۱۳ آبان(۱۲/۸/۸۹)
چند سالی که بگذرد، آن وقت قلم‌های بسته شده‌ آگاهان بین‌المللی روان خواهد شد، باز خواهد شد، خواهند نوشت. ممکن است من آن روز نباشم، اما شماها هستید؛ خواهید شنید، خواهید خواند که چه توطئه‌ بزرگی پشت فتنه‌ سال 88 بود.

بیانات در اجتماع بزرگ مردم قم(۲۷/۷/۸۹)
فتنه‌ سال 88 کشور را واکسینه کرد؛ مردم را بر ضد میکروب‌های سیاسی و اجتماعی‌ای که می‌تواند اثر بگذارد، مجهز کرد؛ بصیرت مردم را بیشتر کرد.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری(۲۵/۶/۸۹)
فتنه‌ سال 88 هم برای ما یک زنگ بود، یک زنگ بیدارباش بود. بعد از آنی که در یک انتخاباتی، 40میلیون شرکت می‌کنند و همه‌ ما تا آخر شب، خوشحال، خرسند که پای صندوق‌های رأی مردم جمع شدند و تا آخر شب رأی دادند ـ و البته هنوز عدد گفته نشده بود، همه هم لذت می‌بردند ـ ناگهان از یک گوشه‌ای، فتنه‌ای شروع می‌شود؛ ما را بیدار می‌کند؛ می‌گوید: به خواب نروید، غفلت نکنید، خطرهایی در مقابل شما وجود دارد و آن خطرها اینهاست.

بیانات در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت(۸/۶/۸۹)
کسانی که فتنه‌ سال 88 را شروع کردند به کار کشور ضربه‌ سختی زدند. اگر این فتنه نبود، بلاشک کارهای گوناگون کشور بهتر پیش می‌رفت. اینها دشمنان را امیدوار کردند و روحیه دادند به کسانی که علیه نظام اسلامی جبهه‌بندی کرده‌اند و یک جبهه‌ای تشکیل داده‌اند.

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری(۶/۱۲/۸۸)
در این فتنه‌های بعد از انتخابات، آن چیزی که اساس قضیه است، این است که رأی مردم و حضور مردم از نظر یک عده‌ای نفی شد، مورد خدشه قرار گرفت، نظام تکذیب شد، مورد تهمت قرار گرفت...

بیانات در دیدار اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی(۲۹/۱۰/۸۸)
این‌جور نباشد که باطل، خودش را در لابه‌لای گرد و غبارِ برخاسته‌ در میدان مخفی کند، ضربه بزند و جبهه‌ حق نداند از کجا دارد ضربه می‌خورد. این است که حرف دو پهلو زدن، از خواص، مطلوب نیست. خواص باید حرف را روشن بزنند و مطلب را واضح بیان کنند.

بیانات در دیدار جمع کثیری از بسیجیان کشور(۴/۹/۸۸)
در اوایل همین حوادث بعد از انتخابات ـ این فتنه‌ بعد از انتخابات ـ اولین کاری که شد، تردیدافکنی در کار مسئولین رسمی کشور بود؛ در کار شورای نگهبان، در کار وزارت کشور. این تردیدافکنی‌ها خیلی مضر است؛ دشمن این را می‌خواهد. جوانان بسیجی باید ایمان را، بصیرت را، انگیزه را، رعایت موازین و معیارها را، اینها همه را با هم ملاحظه کنند.


یادداشت
دکتر عبدالله گنجي

چرا بايد همچنان از فتنه گفت؟
فتنه 1388 از پيچيده‌ترين و عميق‌ترين توطئه‌هايي بود كه بر انقلاب اسلامي ايران حادث شد. اين فتنه مبتني بر طراحي عميق و حساب‌شده بود كه چگونگي آن در اين مختصر قابل تبيين نيست؛ اما بر سر حذف يا زنده نگه داشتن آن در افكار عمومي دو نگاه در كشور وجود دارد. برخي معتقدند كه اتفاقي بود كه گذشت و نبايد اختلافات را زنده نگه داشت. بايد در مقابل همديگر گذشت كرد و به فكر آينده بود. گروه دوم كه اصل نظام و جريان مؤمن به آن است نيز با اصل اين پيشنهاد موافقند، اما از غائله‌آفرينان مطالباتي دارند كه هنوز محقق نشده است؛ بنابراين همچنان بر يادآوري فتنه اصرار دارند. مقام معظم رهبري نيز هر از گاهي فتنه را يادآوري مي‌کنند. برای نمونه در شهريورماه امسال در جمع هيئت دولت تأكيد كردند كه وزرا به قولي كه هنگام رأي اعتماد داده‌اند كه با فتنه مرزبندي داشته باشند مقيد باشند و يا در هفته بسيج، اهل فتنه 1388 را افرادي خواندند كه فاقد بصيرت لازم بودند. اما عمده دلايلي كه بايد همچنان از فتنه گفت، عبارتند از:
1ـ فتنه‌گران در ازاي هزينه‌هايي كه بر نظام و انقلاب و مردم تحميل كردند، هزينه‌اي را پرداخت نكرده و تاكنون حاضر به پرداخت آن نشده‌اند. لطمات اقتصادي بخشي از اين هزينه است كه علاوه بر خسارت مادي به كشور، باعث افزايش تحريم‌ها شدند. قدرت دفع فتنه توسط نظام موجب تشديد تحريم‌ها شد كه حكايت از همسويي اصحاب فتنه و غرب داشته و دارد.
2ـ دشمن در رسيدن به اهداف خود بسيار اميدوار و به صورت عريان وارد عرصه شد از به‌كارگيري توئیتر تا حمايت همه‌جانبه رسانه‌اي تا نام بردن اوباما از يكي از سران فتنه و... بخشي از اين اميدواري است، بنابراين كساني كه نظام را به سمتي بردند كه موجب اميدواري دشمن شد، نبايد در افكار عمومي به فراموشي سپرده شده و از نظرها محو شوند.
3ـ نسل‌‌هاي بعدي انقلاب نبايد از فتنه بي‌خبر بمانند. رويش‌‌‌هاي انقلاب بايد بدانند بر نظام مظلوم ما چه گذشته است. بايد بدانند كه نظام جمهوري اسلامي ايران در مقطعي از تاريخ خود با وجود مشاركت 85 درصدي مردم نتوانست در مقابل چشم ملت‌‌هاي اسلامي سر بلند كند (اين سخن مقام معظم رهبري است) بايد نسل‌‌هاي آينده خائنان به انقلاب و مدعيان دروغين جمهوريت و امام را بشناسند و...
4ـ يادآوري مكرر فتنه براي پيشگيري از بازگشت اين جماعت به پست‌‌هاي كليدي و غيركليدي نظام لازم است. اگر فتنه‌گران و عملكردشان به فراموشي سپرده شوند، خطر بازگشت بی‌هزینه‌شان به نظام بسیار جدی است.
5ـ پيشگيري از تكرار فتنه از ديگر عوامل تأكيد بر آن است. طراحان فتنه بايد هميشه در معرض پاسخگويي و اتهام باشند. نبايد مجال طراحي مجدد فتنه به آنان داده شود. اگر با غائله‌آفرينان 1378 برخورد مناسب مي‌شد، فتنه 1388 به‌وقوع نمی‌پیوست. اين تجربه ارزشمند اكنون در مقابل ما است. بنابراين يادآوري خاطرات تلخ از تكرار آن خاطرات جلوگيري خواهد کرد.
6ـ يادآوري فتنه از انسجام و سازماندهي مجدد آن نيز جلوگيري خواهد کرد. برخورد و مواجهه امام با نهضت آزادي مثال خوبي است. اگر امام(ره) در سال 1366 آن نامه محكم و تأثيرگذار را به وزير وقت كشور درباره نهضت آزادي نمي‌نوشت و اگر اكنون آن سند در تاريخ انقلاب ثبت نشده بود، معلوم نبود نهضت آزادي اكنون در كجاي جورچین انقلاب قرار داشت. اگر اصحاب فتنه رها شوند و بدون پرداخت هزينه به فعاليت عادي خود بپردازند مجدد به سازمان‌دهي روي خواهند آورند و چه‌بسا خود را صاحب و مالك حقيقي انقلاب بدانند.
7 ـ اصحاب فتنه هنوز با اپوزيسيون خارج از كشور و دوستان فراري خود مرزبندي نكرده‌اند و حاضر نيستند از آنان ابراز برائت كنند. بنابراين تا زماني كه آنان بدون عذرخواهي و بدون توضيح درباره چرايي طراحي آن فتنه به بازگشت اصرار مي‌ورزند بايد پشت دروازه‌‌هاي نظام معطل بمانند.
۸ ـ از همه مهم‌تر مگر مي‌شود قيام نهم دي‌ماه 1388 را از تاريخ ايران و انقلاب محو كرد. بنابراين تا اين روز گرامي داشته مي‌شود و نام آن روي خيابان‌ها، ميدان‌ها و كوچه‌‌هاي شهرها و روستاهاي ايران مي‌درخشد. ننگ فتنه نيز باقي است. اين ننگ ابدي با هيچ تدبيري پاك نخواهد شد.  


نكته و نظر

قانع نبودن، چه‌ها که بر سر انسان نمی‌آورد!
نکته: گفته شده روزی شبلی، یکی از عارفان وارسته، با مریدان خود وارد مکتبخانه‌ای شد. به شاگردان نگاه کرد، دید هنگام چاشت است و ملای مکتب به آنها اجازه داده تا غذایی که با خود آورده‌اند، بخورند. در این میان دو کودک کنار هم نشسته‌ بودند. از وضع لباس و غذای آنها پیدا بود که یکی فقیرزاده و دیگری از خانواده مرفهی است. دید کودک فقیر به نان روغنی و حلوای ثروتمندزاده نگاه می‌کند. در این وقت کودک فقیر رو به کودک ثروتمند کرد و گفت: کمی از نان و حلوای خود به من بده. کودک ثروتمند پاسخ داد: اگر سگ من شوی و مثل سگ عوعو کنی! به تو می‌دهم.
فقیرزاده پیشنهاد او را پذیرفت و عوعو ‌کرد و ثروتمندزاده هم کم‌کم نان و حلوا به او می‌‌داد! شبلی رو به مریدان خود کرد و گفت: ببینید اگر آن کودک فقیر قناعت داشت، خود را شبیه سگ نمی‌کرد تا کمی حلوا بگیرد...!
نظر: شاید بسیاری از ما با شنیدن این داستانک، این کار کودک فقیر را قبیح بشماریم و آن را رد کنیم، اما فکر کرده‌ایم که در زندگی روزمره‌مان و به دلیل قناعت نداشتن، به چه کارهایی که دست نمی‌زنیم؟! و جلوی چه کسانی که گردن کج نمی‌کنیم؟! کارهایی که چیزی کمتر از کار این کودک فقیر ندارد. فقط کافی است گاهی در رفتار و گفتار خود نظری بیندازیم تا ببینیم برای گرفتن یک امتیاز کاری، اضافه‌کار، درآمد بیشتر، مسئولیت بیشتر و... چه کارهای زشت و ناپسندی که انجام نمی‌دهیم؟! باید باور کنیم که به هر قیمتی، نباید امتیاز گرفت و هیچ‌گاه شأن و شخصیت و دین و ایمان خود را به دلیل نداشتن قناعت خراب نکنیم.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

آیت‌الله جوادی آملی: چرا بعضی‌ها به بی‌بی‌سی خبر می‌دهند؟!
آیت‌الله عبدالله جوادی آملی، مفسر برجسته قرآن کریم، با اشاره به آیات قرآن به بیان امراض مختلف پرداخت و گفت: نظام ما اسلامی است و اگر مشکلی نیز باشد باید آن را در درون حل‌وفصل کرد؛ در حالی که برخی از افراد حتی وقتی حادثه جزئی پیش می‌آید، آن را به رسانه‌های بیگانه همانند بی‌بی‌سی خبر می‌دهند.
مفسر برجسته قرآن کریم تأکید کرد: دلیل کار افرادی که مطالب را به بیگانگان می‌گویند این است که اینها مرض سیاسی و اجتماعی دارند، اینها می‌خواهند با بیگانگان ارتباط داشته باشند و آن را حفظ کنند؛ چراکه خیال می‌کنند شاید روزی نظام اسلامی شکست بخورد، پس می‌خواهند با آنها ارتباط داشته باشند تا روزی بتوانند به جایگاهی برسند. آیت‌الله جوادی آملی اختلاس و دریافت رشوه را نیز نوعی مرض دانست و خاطرنشان کرد: شنیدن خبرهایی درباره اختلاس و تخلف، جامعه را نگران، متزلزل و ناامید می‌کند. برخی خیال می‌کنند که با اختلاس می‌توانند مشکلات خود را حل کنند؛ اینها بیمار هستند. وی افزود: دریافت رومیزی و زیرمیزی نیز بیماری است؛ در حالی که عاقبت کار این افراد بی‌آبرویی است، چراکه در نهایت یا گرفتار زندان می‌شوند یا فرار می‌کنند؛ به سبب خودخواهی و خواسته‌های نفسانی است که افراد گرفتار این مسائل می‌شوند. استاد درس اخلاق حوزه علمیه قم با بیان اینکه دشمن بیرونی را همانند موجودات درنده می‌توان کنترل کرد، بیان داشت: مگر می‌شود با نفس اماره کنار آمد؟ فرد باید به فکر دشمن درونی خود باشد و با آن مقابله کند. آیت‌الله جوادی آملی در ادامه سخنان خود با اشاره به اینکه از گذشته تاکنون برده‌داری وجود داشته است، گفت: امروز نظام برده‌داری به صورت مدرن و پست‌مدرن وجود دارد، کشورهای تحت سلطه آمریکا برده هستند، برخی از کشورهای منطقه و حاشیه خلیج‌فارس تحت سلطه آمریکا هستند. وی ادامه داد: آمریکا وقتی به اینها دستور می‌دهد، مردم بی‌گناه بحرین را می‌کشند، حسنی مبارک را آزاد می‌کنند؛ این برده‌داری است، هر چند اسم برده‌داری را نداشته باشد. وی تأکید کرد: بدن سالم باید برای انجام فرامین الهی باشد، مرگ چاله و گودال نیست بلکه پلی برای رسیدن به دنیای دیگر است؛ اگر مرگ نابود شدن و نظام، نظام پوسیدنی بود که در این صورت قوانین هیچ معنایی نداشت و همه جا هرج‌ومرج به وجود می‌آمد.



حمایت ارکان تصمیم‌گیری و اجرایی کشور از اقدامات قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص)

همایش دو روزه فرماندهان و مدیران قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء(ص) با حضور رئیس مجلس شورای، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهور، وزرای نفت، نیرو و همچنین رئیس کل بانک مرکزی و نمایندگانی از بخش خصوصی و سازندگی کشور روزهای 26و27 آذرماه در سالن اجتماعات کوثر ولایت در تهران برگزار شد.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق در این همایش که با شعار «الگوآفرینی جهادی، کسب شایستگی‌های پایدار و تعالی سازمانی» برگزار شد، با حضور فرمانده کل سپاه، نماینده ولی‌فقیه در سپاه و دیگر مسئولان ارشد سپاه و قرارگاه سازندگی، آخرین وضعیت پروژه‌های عمرانی و مباحث اقتصاد کلان کشور در حوزه‌های عمرانی، سازندگی و... بررسی شد.
دکتر علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی در دومین روز از این همایش ضمن تقدیر از خدمات قرارگاه خاتم‌الانبیاء(ص) برای فعال کردن بخش‌های خصوصی کشور در حوزه عمران و سازندگی گفت: بسیار خوشحالم که بخش‌های خصوصی و پیمانکاران را به خدمت گرفته‌اید. با آنها رقابت نکردید، بلکه با شراکت پیش رفتید و در این راستا به توفیقات ارزنده‌ای نیز دست پیدا کردید که این مهم موجبات سامان‌بخشی بسیاری از پروژه‌های سخت را فراهم آورد.
بنا بر همین گزارش، در این همایش بیش از 400 نفر از فرماندهان و مدیران قرارگاه‌های فرعی، مؤسسات و پروژه‌های عمرانی حضور داشتند که در پایان از 40 مدیر برتر حوزه سازندگی و جشنواره مالک اشتر تجلیل شد. از نکات قابل توجه این همایش حضور کوتاه‌مدت سردار سرلشکر قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه، به‌منظور قدردانی از مجاهدت‌های پاسداران سازندگی در عرصه عمران و آبادانی میهن اسلامی بود.
گفتنی است این همایش مورد توجه گسترده رسانه داخلی و خارجی قرار گرفت، به گونه‌ای که اکثر خبرگزاری‌ها و مطبوعات کشور و شبکه‌های تلویزیونی در روزهای برگزاری همایش اخبار آن را صدر اخبار خویش قرار دادند. مشروح مباحث و موضوعات مطرح شده در این همایش را در قالب یک ویژه‌نامه در شماره آینده صبح‌صادق بخوانید.







براندازی با استفاده از «موسیقی رپ»!

برخی خبرگزاری‌های غربی مدعی شدند دولت ‌آمریکا در آخرین دخالت غیرمستقیم در میان کشورهای آمریکای لاتین با استفاده از موسیقی رپ به دنبال براندازی در کشور کوبا بوده است.
خبرگزاری آسوشیتدپرس اعلام کرده به اسنادی دست پیدا کرده است که مطابق با آن، دولت آمریکا برای مدت دوسال، خوانندگان زیرزمینی را برای مخالفت با دولت کوبا تحریک کرده است. در این اسناد آمده است: «دولت آمریکا با این کار به دنبال ایجاد شبکه‌ای از جوانان بوده که خواهان تغییرات اجتماعی هستند.» آسوشیتدپرس مدعی است: «با این حال این عملیات دولت آمریکا بسیار آماتور بوده و سرانجام هم ناموفق بوده است.»
گفتنی است تاکنون شش نفر از افراد مرتبط با این پروژه توسط دولت کوبا دستگیر شده‌اند و صدها سند، ایمیل، دفتر تلفن، تصویر و گذرنامه مربوط به این پروژه کشف و ضبط شده است. این عملیات براندازی نرم در حالی رخ داده است که فاکس‌نیوز از رسانه‌های جریان تندرو جمهوری‌خواه با تأیید این ادعا می‌نویسد: «USAID یا آژانس توسعه‌ بین‌المللی آمریکا مسئولیت اجرای این پروژه را بر عهده داشته است.» اقدامات آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا (USAID) در آمریکای لاتین در واقع ابزاری برای ارتقای منافع آمریکا از طریق قدرت نرم محسوب می‌شوند. این اقدامات تحت نظارت آنچه به «دفتر نوآوری‌های تحولی» معروف است انجام می‌گیرند. سازمان آمریکایی موسوم به آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا پس از آنکه به دلیل دست زدن به فعالیت‌های مشکوک، از بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین اخراج شد به سازمانی معروف شد که در حین ارائه کمک در شماری از کشورهای این قاره به دنبال راه‌هایی جهت تضعیف دولت‌های این کشورها نیز است.
در وب‌گاه این سازمان آمده است که رسالت آژانس توسعه بین‌المللی آمریکا «پیشبرد اهداف آمریکا و در عین حال، ارتقای سطح زندگی در کشورهای در حال ‌توسعه است.» با این حال، این سازمان در عمل شاید به پیشبرد منافع آمریکا دست بزند، اما این کار را نه از طریق ارتقای سطح زندگی در کشورهای در حال ‌توسعه بلکه از طریق حمایت از فعالیت‌های گروه‌های مخالف دولت‌های دموکراتیک و انتخابی انجام می‌دهد. USAID در ظاهر با هدف گسترش توسعه‌ دموکراسی‌ها و تقویت امنیت و بهبود وضعیت آمریکا عمل می‌کند، اما برنامه‌هایی مانند نفوذ با رپ، یا کمک به ایجاد «توئیتر کوبایی» عملاًً نشان داده است که هدف و برنامه‌ این سازمان چیست. افراد ایرانی‌ای را که از USAID کمک می‌گیرند پیدا کنید، چرا که فهرست جالبی خواهد بود.









آیت‌الله‌سازی رسانه‌های استرالیایی، کار دست‌شان داد!

یکی از شگردهای ضداسلامی غرب، پروژه آیت‌الله‌سازی برای کسانی است که کمترین آشنایی با مفاهیم اسلامی ندارند.
چند سال پیش از اینکه «هارون مونس» به گروگانگیر سیدنی تبدیل شود، یک شبکه استرالیایی او را این‌گونه معرفی می‌کرد: «او یک روحانی ایرانی است که دیدگاه‌های بسیار لیبرالی دارد. او چهار سال است خانواده‌اش را ندیده و رژیم ایران خانواده‌اش را به گروگان گرفته است.»
«تونی کارتالوچی» در پایگاه «لند دسترویر» در مورد این پروژه می‌نویسد: سال ۲۰۰۱ نیز شبکه «ای‌بی‌سی» استرالیا در گزارشی مذهبی، مونس را این‌گونه معرفی کرد: «آیت‌الله منطقی‌بروجردی، یک روحانی ایرانی است که دیدگاه‌های بسیار لیبرالی دارد، به‌طوری که این دیدگاه‌ها سبب شده همسر و دو دخترش در ایران به گروگان گرفته شوند»! این مصاحبه برای تبلیغات غرب علیه ایران، ابزار خوبی بود که در واقع مدعی می‌شد خانواده بروجردی در ایران و در خطر وحشتناکی هستند و خود مونس اگر به ایران باز گردد، احتمال قتل وی وجود دارد. وی در این مصاحبه گفت: به مدت بیش از چهار سال خانواده‌اش را ندیده و رژیم ایران به خانواده‌اش اجازه خروج از ایران را نمی‌دهد. این فرد ادامه داد که خانواده‌اش به دست رژیم ایران به گروگان گرفته شدند، چرا که وی اطلاعات مخفی از دولت ایران و عملیات‌های تروریستی‌اش در جنگ داشته و ایران با این گروگان‌گیری می‌خواهد وی را مجبور به سکوت کند. همچنین وی گفت: نامه‌ای به دبیر کل سازمان ملل فرستاده و کسی از طرف کوفی‌عنان پاسخی برای وی آورده بود. وی همچنین از دعا به درگاه خدا برای برطرف شدن مشکلاتش گفته بود. مونس در مصاحبه‌اش گفته است: هرگاه در خیابان قدم می‌زنم و در استرالیا بیرون می‌روم و مقایسه می‌کنم، اگر استرالیا را با ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه مقایسه کنیم، متوجه می‌شویم که اینجا بهشت است. در واقع این رسانه‌های خود استرالیا بودند که در ذهن مخاطبان این را جا انداختند که مونس یک آیت‌الله است و دولت استرالیا بود که پناهندگی سیاسی به وی داد و این سازمان ملل بود که برای گسترش احساسات ضدایرانی در استرالیا با وی در ارتباط بود، اما اکنون همین رسانه‌های استرالیا و دولت استرالیا چنان رفتار می‌کنند که گویا نمی‌دانستند واقعاً او که بوده و از کجا آمده بوده است. جالب اینکه هارون مونس، قتل همسرش و چهل مورد تجاوز را در پرونده خود دارد! 


خط خبر

سخن صهیونیست‌ها از زبان اصلاحاتچی‌ها!
به‌تازگی از سوی انجمن اسلامی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، نشستی برگزار شده است که درصدد توجیه‌سازی قفل بر صنعت هسته‌ای است. در این نشست، احمد شیرزاد، از اعضای حزب منحله مشارکت گفته است: «کشور ما منابع اورانیوم ناچیزی دارد، ۲۰ هزار مگاوات برقی که مدعی تولید آن هستیم چیزی جز وابستگی مطلق ما به روسیه نیست. پرسش ما این است که اگر ما به جای ۱۰ هزار سانتریفیوژ، یک عدد داشته باشیم، چه فرقی می‌کند»؟! صادق زیباکلام هم گفته است: «هیچ نوآوری علمی در رابطه با انرژی هسته‌ای وجود ندارد. می‌گویند انرژی هسته‌ای ۲۵۰ صنعت به وجود می‌آورد، یکی از آنها را به من بگویند. اشغال سفارت آمریکا، همچنان از منافع ملی، قربانی می‌گیرد»! این گروه‌ها و افراد معتقدند که این دولت باید به‌طور کامل از صنعت هسته‌ای صرف‌نظر کند. پیش از این، برخی اعضای این جریان مأمور به جمع‌آوری اطلاعاتی شده بودند که ثابت کند ضرر تداوم برنامه هسته‌ای در ایران بیش از سود آن است.

علت عصبانیت عربستان از حماس
روزنامه «الاخبار» لبنان در مطلبی تحت عنوان «پیشنهاد معیوب: رفح در مقابل ایران»، به نارضایتی و خشم عربستان سعودی از تقدیر و تشکر اخیر سخنگوی گردان‌های شهید عزالدین قسام، شاخه نظامی جنبش حماس از نقش ایران در حمایت از غزه و پیشنهاد مقامات سعودی به این جنبش پرداخت. در این مطلب آمده است: جنبش حماس از نوار غزه با صدای بلند درهای تهران را زد؛ امری که سبب ناراحتی و نارضایتی عربستان شد. با توجه به اینکه جنبش حماس به‌شدت به‌دنبال برداشته شدن حلقه محاصره نوار غزه است، عربستان از طریق شبکه‌های امنیتی خود، پیشنهاد دلگرم‌کننده‌ای را از نظر خودش به حماس داد، یعنی بازگشایی گذرگاه رفح و رفع محاصره غزه درمقابل خودداری حماس از نزدیکی روابط خود با ایران. برخی منابع نیز اعلام كردند كه عربستان‌ سعودی از سیاست حماس در قبال ایران خشمگین است و از این جنبش خواسته است هر نوع ارتباط با تهران را قطع كند، در مقابل، عربستان برای لغو محاصره نوار غزه تلاش كند.

اقدامات ضدشیعی داعش در غزه
گروه «انصارالشریعه بیت‌المقدس» از گروه‌های وابسته به داعش، اقدام به چاپ کتاب «جنگ با شیعیان برای مسلمانان واجب عینی است» به نوشته ابی‌المنذرالشنقیطی کرده که در غزه توزیع شده است. همچنین چاپ ۱۰ هزار برچسب با نام و لوگوی داعش، توزیع پرچم‌های متعدد و ساخت فیلم‌های آموزش عقاید داعش، از دیگر اقدامات این گروهک تروریستی در غزه بوده است.

در ایام فتنه کجا بودی؟!

نماینده ولی‌فقیه در گیلان به علی مطهری گفت: «ایام فتنه، نامه ۴۳ نفری را که برای بنده فرستاده بودند، امضا نکردم و در قم با دو نفر از بزرگانی که آن نامه را امضا کردند ملاقاتی داشتم تا پشتیبانی از ولایت‌فقیه را به آنها هشدار دهم، پسرجان! سن یا عقل تو اجازه نمی‌دهد و ندیدی در ایام فتنه چه کردند و تمام رسانه‌های خارجی بسیج شده بودند تا راه‌پیمایی و سخنرانی آنها را برای کوبیدن جمهوری اسلامی نشان دهند.» آیت‌الله قربانی با این پرسش که آیا ایام فتنه را ندیدی و اکنون پیشنهاد می‌کنی حصر از آنها برداشته شود، یادآور شد: شیطان‌ها اطراف خانه سران فتنه جمع شدند و این موضوع سبب شده بود عده‌ای روز عاشورا در خیابان‌ها رقص کنند و شعار مرگ بر اصل ولایت‌فقیه سر دهند.

آیا آمریکا از برج عاج پایین آمده است
رسانه‌های اصلاح‌طلب درصددند به تطهیر چهره آمریکا بپردازند و این‌گونه وانمود می‌کنند که آمریکا از خوی استکباری خود عقب‌نشینی کرده است. پایگاه «عصر ایران» وابسته به گروه اصلاح‌طلب، در مطلبی نوشته است: سیاست خارجی آمریکا با وجودی که در دولت اوباما به بهانه‌های مختلف قابل نقد و اشکال است، اما دست‌کم این حسن را داشته است که کمی از برج عاج عافیت‌طلبی و برتری‌جویی پایین آمده است و برای دست دادن و مصالحه با رقیبان و دشمنان از جایگاهی پایین‌تر و واقعی‌تر (با توجه به جهان متکثر کنونی) آماده‌تر می‌نماید. این در حالی است که از زمان توافق هسته‌ای از طرف غرب تحریم‌ها به تعداد 100 مورد علیه ایران افزایش داشته است.

آیا پاکستان به حلقه امنیتی وفادار می‌ماند

دولت پاکستان نسبت به حوادث تروریستی پیش آمده، اظهار تأسف کرده و به همین سبب، مقامات دو کشور تلاش کردند با تصویب موافقت‌نامه‌ همکاری امنیتی بین ایران و پاکستان و با اقدامات نظامی کارآمد، مرزهای ایران و پاکستان را از اشرار خالی کنند. دولت پاکستان در این توافقنامه یک‌سری تعهدات امنیتی را برعهده می‌گیرد که باید به آنها پایبند باشد، ایران و پاکستان یک توافقنامه راهبردی را با هدف افزایش همکاری‌های ضدتروریستی امضا کرده‌اند. ایران و پاکستان قصد دارند برای اجرای این توافقنامه، یک حلقه امنیتی مستحکم تشکیل دهند. دو طرف علاوه بر آن، توافق کردند که با یک تاکتیک راهبردی‌ـ امنیتی برای از بین بردن گروهک‌های تروریستی در مرز مشترک ایران و پاکستان وارد عمل شوند. پاکستان در چند سال گذشته همواره اعلام کرده است در مبارزه با تروریسم جدی است، اما عملکرد متفاوتی در این زمینه داشته و امنیت مرزهای ما را تأمین نکرده است.

صفار هرندی: هزینه حق ملی ادعایی فتنه‌گران را اوباما پرداخت

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: ما در فتنه 88 دیدیم آدم‌هایی که تصویر خوبی از آنها داشتیم و زمانی برای ما اسطوره بودند، امروز باید در جایگاه متهم خیانت به کشور قرار گیرند که البته استحقاق محاکمه شدن را نیز دارند و بنده نمی‌خواهم جنایات آنها را تخفیف دهم. صفار هرندی با ابراز تأسف از اقدامات سران فتنه گفت: تأسف از این بابت است که سران فتنه خیال می‌کنند که از حق ملی سخن می‌گویند، آخر این چه حق ملی است که هزینه آن را اوباما می‌پردازد. وی افزود: ما مشاهده کردیم که چند ماه پس از پایان فتنه کنگره آمریکا اوباما را احضار کرد که پاسخ دهد 70 میلیون دلاری که برای آشوب در ایران تخصیص داده بود چگونه خرج شد.

سفیدپوستان آمریکا در خطر انقراض

برآوردهای جدید جمعیتی دفتر آمار آمریکا نشان می‌دهد، جمعیت سفیدپوستان در آمریکا تا سال 2044 از مجموع جمعیت گروه‌هایی که هم‌اکنون اقلیت محسوب می‌شوند، کمتر خواهد شد. علت این تغییر ساختار جمعیتی بی‌سابقه، کاهش شدید زاد و ولد در میان سفیدپوستان و در مقابل، افزایش چشمگیر زاد و ولد در میان اقلیت‌های فعلی آمریکا است. دفتر آمار آمریکا پیش‌بینی کرده جمعیت سفیدپوستان این کشور با روند کاهنده طی دهه‌های آتی، در سال 2044 به زیر 50 درصد کل جمعیت این کشور سقوط کند. علت کاهش جمعیت سفیدپوستان در رشد طلاق میان این اقشار، روی‌آوردن به همجنس‌بازی و در نتیجه، کاهش شدید زاد و ولد در میان آنها اعلام شده است.

بانک انصار رتبه نخست مدیریت سلامت اداری کشور را به دست آورد

بانک انصار برای چهارمین سال پیاپی عالی‌ترین جایزه مدیریت سلامت اداری کشور را از سوی دبیرخانه جایزه مدیریت سلامت اداری به دست آورد تا با بالاترین امتیاز در زمینه مبارزه با فساد اداری، به‌ویژه در حوزه نظام‌ها و ساختارهای مدیریت سلامت اداری، همچنان رکورددار مدیریت سلامت اداری کشور باشد.
به گزارش صبح‌صادق، در آیین اهدای جوایز چهارمین دوره مدیریت سلامت اداری کشور، آیت‌الله ابراهیمی مدیرعامل بانک انصار طی سخنانی تحلیل سیستمی، طراحی و اثربخشی نظام کنترل‌های داخلی را عمده‌ترین عامل موفقیت این بانک در ارتقای سلامت اداری و کسب جوایز مدیریت در این‌خصوص طی چهارسال دانست.  
به گزارش اداره کل بازاریابی و تبلیغات بانک انصار، مدیرعامل بانک انصار ضمن اشاره به رویکرد سیستمی در مدیریت فرایندهای نظارت و کنترل گفت: فساد در سازمان‌ها عوامل متعددی نظیر عوامل اداری ـ مدیریتی، فرهنگی ـ اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دارد و با شناخت دقیق اجزای این عوامل و اثرات آنها بر روی یکدیگر می‌توان نسبت به انتخاب و اجرای راهکارهای مهار فساد اقدام کرد
 


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

مانور قدرت شیعه در محاق سانسور حامیان فتنه
حسین عبداللهی فر

تنوع و تعدد موضوعی از الزامات کار رسانه‌ای است، اما آنچه سبب می‌شود موضوع یا پدیده‌ای در کانون توجه رسانه یا مطبوعه‌ای قرار گیرد که در همان حال، جریده‌ای دیگر به آن بی‌توجه یا کم‌توجه است، سیاست‌ها و خط‌مشی فکری یک رسانه‌ است. در هفته‌ای که گذشت و همانند روال قبلی، رسانه‌های کشورمان به‌ویژه بسیاری از رسانه‌های منسوب به اصلاحات به‌گونه‌ای متفاوت و از زاویه نگاه جناحی و سیاسی خودشان، به موضوع «راه‌پیمایی حماسی اربعین حسینی در کربلا» پرداختند.
فردای اربعین حسینی اغلب روزنامه‌های داخلی که بیشتر صبغه ارزشی دارند، در عناوین، تیترها و عکس‌های یک خود، رویداد بزرگ راه‌پیمایی و اجتماع اربعین را گنجانده بودند. روزنامه «جوان» عکس و تیتر یک خود را به این رویداد اختصاص داد و «مشق ۲۰ میلیونی آزادی قدس در کربلا» را بر تارک این نشریه نشاند. «جام‌جم» تیتر «اربعینی که شگفتی‌ساز شد» را انتخاب کرد و روزنامه «رسالت» اربعین حسینی را صحنه قدرت‌نمایی اسلام ناب محمدی(ص) توصیف کرد. «جهانی در حیرت حماسه بی‌نظیر اربعین» را «همشهری» تیتر اول خود کرد و «وطن امروز» هم تیتر «ارتش بیست‌ میلیونی» را برگزید. روزنامه «خراسان»؛ «مانور عشق و اقتدار»، «کار و کارگر»؛ «همایش ۲۰ میلیونی شیعیان در کربلای حسینی»، «اطلاعات»؛ «کربلا میعادگاه میلیون‌ها جان‌شیفته»، «مردم‌سالاری»؛ «تجمع بزرگ کربلا؛ پاسخ کوبنده به داعش» و «کیهان» با تیتر «راه قدس از کربلا آغاز شد» به استقبال این رخداد عظیم رفته بودند. اما با وجود استقبال اغلب روزنامه‌ها، پایگاه‌ها و خبرگزاری‌های داخلی از اجتماع ۲۰ میلیونی اربعین حسینی(ع)، بسیاری از روزنامه‌های زنجیره‌ای متعلق به اردوگاه دوم خرداد و برخی روزنامه‌هایی که در سابقه خود، حمایت از فتنه و فتنه‌گران سال ۸۸ را نیز یدک می‌کشند، ترجیح دادند، یا این رویداد مهم را از صفحات اول خود حذف کرده و با سکوت از کنار ماجرایی به این بزرگی و با ارزش خبری ویژه بگذرند و یا حداکثر با اختصاص عکس و یادداشت‌هایی در صفحات داخلی روزنامه‌های‌شان به کوچک‌نمایی آن بپردازند. روزنامه «شرق» که مدعی روزنامه‌نگاری حرفه‌ای است، هیچ تصویر و تیتری را به اربعین ۲۰ میلیونی کربلا اختصاص نداد و تنها در گوشه‌ای از صفحه‌ اول خود، تیتر عزاداری اربعین حسینی در حضور مقام معظم رهبری را کار کرد. روزنامه «فرهیختگان» منسوب به دانشگاه آزاد نیز اقدامی منطبق با اقدام شرق انجام داد و موضوعاتی به مراتب دارای ارزش خبری کمتر را تیتر اول و دوم خود کرد. دیگر روزنامه‌های اصلاح‌طلب «آفتاب یزد» و «آرمان» نیز عکس اول خود را به سیدحسن خمینی اختصاص دادند. البته روزنامه «اعتماد» تیتر بزرگ خود را به «قدرت‌نمایی شیعه در اربعین» اختصاص داد، اما در گزینش عکس بزرگ به نشریات همفکر وهم جناح خود تأسی کرد. روزنامه دولتی «ایران» با اختصاص عکس اول خود به آقای روحانی، رئیس‌جمهور را زیر آن چنین تیتر زد؛ «تور اربعین از تهران تا کربلا».
اقدام هدایت شده نشریات زنجیره‌ای در قبال یک تحول اجتماعی و سیاسی متعلق به جهان تشیع در حالی بیشتر عجیب می‌نماید که در یک نگاه تحلیل محتوایی تطبیقی با برخی نشریات و خبرگزاری‌های بزرگ غربی مقایسه شوند. اگر از برخی رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب نظیر صدای آمریکا، بی‌بی‌سی، رادیو فردا، دویچه وله، گویانیوز در کنار دو پایگاه متعلق به فتنه (جرس و کلمه) که اقدام به سانسور این پیاده‌روی عظیم کردند، بگذریم، اغلب رسانه‌های غربی، راه‌پیمایی بزرگ اربعین از نجف اشرف تا کربلای معلا را «نمایش مانور قدرت شیعه» و حتی برخی‌شان نمایش قدرت و نفوذ ایران در عراق نامیدند، اما رسانه‌های زنجیره‌ای داخلی به جز روزنامه اعتماد به این امر در اوضاع خاص منطقه که گروهک‌های افراطی و تکفیری به مصاف اسلام ناب محمدی(ص) و تشیع قد علم کرده‌اند به هیچ عنوان اشاره‌ای به آن نکردند و حتی گاه با حذف و سانسور پیام‌ها و دستاوردهای چنین رخداد عظیمی ثابت کردند که مشکل اصلی جریان‌های سیاسی افراطی داخلی و حامیان رسانه‌ای فتنه، اسلام و نهضت امام حسین(ع) است و از طرفی این نشریات همان راه و روش رسانه‌های مغرض غربی و صهیونیستی را در پوشش اخبار اینچنینی طی می‌کنند.  


مرورى بر يك رخداد
علی تتماج

مروري بر سفر رئيس مجلس عراق، نخست‌وزير سوريه و وزير خارجه تركيه به ايران
تهران محور همگرايي منطقه‌اي

تهران در طول روزهای اخیر کانون رايزني‌هاي ديپلماتيک متعددي بوده که بيانگر نقش و جايگاه مهم و تأثيرگذار جمهوري اسلامي ايران در معادلات منطقه‌اي و جهاني است. چنانکه «موگيريني» مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا نيز سه‌شنبه(25/9/93) در بروکسل رسماً بر جايگاه ايران در معادلات جهاني تأکيد کرد و خواستار بهره‌مندي اروپا از اين ظرفيت‌ها شد.
در باب تحولات ديپلماتيک، تهران از يک سو ميزبان سلیم عبدالله الجبوری، رئيس پارلمان عراق بود. همزمان «وائل الحلقي» نخست‌وزير سوريه به تهران سفر کرد و با استقبال مقامات ايران مواجه شد. در نهايت، مولود چاووش اوغلو، وزير امور خارجه ترکيه نيز در رأس هيئتي بلندپايه سياسي و اقتصادي چهارشنبه وارد تهران شده و با مقامات ايراني ديدار و گفت‌وگو کرد. اين رايزني‌ها در حالي صورت گرفت که بسياري از ناظران سياسي براساس شرايط منطقه، اين سفرها را داراي ابعاد مهم و تأثيرگذاري دانسته‌اند که نشأت گرفته از جايگاه ايران در معادلات منطقه‌اي است.
بخشي از اين سفرها، در قالب روابط دوجانبه تهران با اين کشورها تعريف مي‌شود. سفر وزير مجلس عراق براي بررسي ابعاد تعاملات پارلماني دو کشور و نيز تصويب هرچه سريع‌تر لوايح و طراح‌هاي توسعه روابط ايران و عراق در پارلمان‌هاي دو کشور عنوان شده است.
سفر نخست‌وزير سوريه نيز به عنوان ارشد‌ترين مسئول سوري پس از رئيس‌جمهور سوريه، استمرار روابط راهبردی دو کشور است که در چارچوب تقويت همگرايي جبهه مقاومت صورت گرفته است. دو كشور به‌عنوان اركان اصلي مقاومت منطقه، بر لزوم رايزني‌ها و هماهنگي‌هاي مستمر تأكيد دارند، به‌ويژه اينكه اكنون منطقه با تهديدات تروريستي، صهيونيستي و آمريكايي مواجه است. مقامات كشورمان پس از دیدار با نخست‌وزیر سوریه، تأكيد كردند: مراودات و همکاری ایران و سوریه از زمان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و رئیس‌جمهور فقید سوریه حافظ اسد در جریان بوده است و امروز نیز این مسیر ادامه دارد. کشور سوریه در مواقع حساسی نظیر جنگ تحمیلی، حمایت‌های مناسبی از جمهوری اسلامی ایران به عمل آورد و امروز نیز این ارتباط و حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران از این کشور، ادامه‌دهنده همین مسیر است.
در نهايت نيز ايران و ترکيه همواره روابط گسترده و همه‌جانبه‌اي در حوزه‌هاي سياسي، اقتصادي و امنيتي داشته‌اند، چنانکه تراز تجاري میان دو کشور به 30 ميليارد دلار نزديک مي‌شود. هر چند مواضع دو کشور در باب برخي تحولات منطقه از جمله نوع رفتار و ديدگاه ترکيه در قبال سوريه تفاوت دارد، اما اين به معناي تقابل و دوري دو کشور نيست، چنانکه ايران از بهبود روابط ترکيه با عراق استقبال و بر کمک به تحکيم اين روابط تأکيد کرده است. استقبال ایران از رفع سوءتفاهم بین ترکیه و عراق و آغاز دوره جدیدی در روابط دو کشور با انجام سفر مقامات بغداد ـ آنکارا، موضوع فلسطین ـ که مسئله اصلی جهان اسلام است ـ که هر دو کشور ایران و ترکیه بر احقاق حقوق مردم فلسطین تأکید داشته و اقدامات توسعه‌طلبانه رژیم صهیونیستی را محکوم می‌کنند و در نهايت، آنكه ایران و ترکیه دو کشور با سابقه همکاری کهن که برای اولین بار در جریان سفر جناب آقای روحانی به ترکیه، شورای عالی همکاری راهبردی (کابینه مشترک) تشکیل دادند، از عوامل تأثيرگذار در نزديكي دو كشور به توسعه روابط است.
اگرچه روابط تهران و آنکارا از قدمتی چند صد ساله برخوردار است، اما در دهه اخیر و پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه، دو کشور توانسته‌اند فصل جدیدی از روابط را به‌عنوان دو کشور مهم جهان اسلام آغاز کنند.
این سفر، اولین سفر مولود چاووش اوغلو به تهران پس از عهده‌گیری وزارت امور خارجه ترکیه در دوران نخست‌وزیری احمد داوود اوغلو است.
در کنار روابط دوجانبه ميان ايران با اين کشورها تحولات منطقه نيز از نکات بسيار مهم در اين رايزني‌ها است که لزوم همگرايي همسايگان را قوت مي‌بخشد. اکنون منطقه با چند خطر مهم و اساسي همراه است که غفلت از آنها زمينه‌ساز چالش‌هاي منطقه‌اي براي هر چهار کشور و سراسر منطقه مي‌شود. محور اول، مسئله تروريسم وارداتي به منطقه است. تروريست‌هايي که به گفته خود مقامات آمريکايي، دست‌پرورده آنان بوده تا تأمين‌كننده منافع غرب در منطقه باشند. دوم، تهديدات رژيم صهيونيستي است كه دامنه آن از مسئله فلسطين به منطقه گسترش يافته است، چنانكه اين رژيم چندي پيش سوريه را هدف بمباران هوايي قرار داد. سوم آنكه، آمريكا كه به دليل چالش‌هاي داخلي و بيداري ملت‌ها، حضورش در منطقه كم‌رنگ‌تر شده، با ايجاد بحران‌هاي امنيتي و به‌ويژه ايجاد شكاف ميان شيعه و سني به دنبال احياي سلطه خود بر منطقه است و در اين راه نيز از هيچ جنايتي فروگذار نيست.
مجموع اين چالش‌ها در حالي منطقه را در بر گرفته است كه نتيجه آن بر هر چهار كشور همسايه تأثيرگذار خواهد بود. بر اين اساس، همگرايي و نزديكي ميان اين كشورها براي مقابله با اين تهديدات امري ضروري است. در اين ميان، جمهوري اسلامي ايران از يك سو نقش ميانجي براي حل اختلافات ميان اين كشورها را به‌خوبي ايفا مي‌كند و از سوي ديگر، زمينه‌ساز هماهنگي ميان چهار كشور براي مقابله با چالش‌ها و تقويت فرصت‌ها است. سفر مقامات ارشد سه كشور مذكور به تهران، نشانگر اراده همسايگان براي بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي ميانجي‌گرايانه ايران براي حل اختلافات منطقه‌اي و در نهايت، گام برداشتن هماهنگ در مقابله با چالش‌هاي منطقه از جمله در حوزه مبارزه با تروريسم و تهديدات آمريكا و رژيم صهيونيستي است.   


ديپلماسى
فرامرز پارسا

تحريم‌هاي پنهان
مذاکرات ميان ايران و گروه 1+5 در حالي براي يک دوره هفت ماهه تمديد شد که يک جمله در ادبيات گفتاري سران آمريکا مشاهده مي‌شود و آن، تأکيد بر عدم افزايش تحريم‌ها است. افرادي مانند جان ‌کري، وزير امور خارجه؛ جو بايدن، معاون اوباما؛ رايس، مشاور امنيت ملي آمريکا و شرمن، مسئول تيم هسته‌اي آمريکا در مذاکرات در سخنان متعددي ادعا کرده‌اند که نيازي به تحريم‌هاي بيشتر نيست و حتي با تحريم‌هاي جديد مقابله مي‌کنند.
برخي از اين افراد ادعا کرده‌اند که اعمال تحريم‌هاي جديد ديوانگي است و دستاوردهاي مذاکرات را نابود خواهد کرد. سران آمريکا سعي دارند تا چهره‌اي مثبت و پيروز از ديپلماسي خود به نمايش گذارند تا به گمان خود ضمن بزرگ کردن چهره خودشان نزد ملت ايران، اجماع جهاني عليه ايران ايجاد کنند که بررسي رفتارهاي آمريکا نشانگر واهي بودن ادعاهاي ديپلماتيک آنان است.
همزمان با ادعاهاي ديپلماتيک در رفتار آمريکايي‌ها چند مؤلفه مشاهده مي‌شود. نخست آنکه دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي آمريکا در گزارش‌هاي متعددي ادعاي حمله سايبري ايران به شرکت‌هاي آمريکايي و اروپايي را مطرح کرده‌اند و مدعي هستند ايران به تهديدي براي شرکت‌هاي غربي مبدل شده و آنها را مورد هدف حملات سايبري قرار مي‌دهد.
دوم آنکه پنتاگون در حالي استقرار سامانه موشکي و ناوگان دريايي خود در اسپانيا را اجرا کرد که همزمان اين حضور را اقدامي براي حمايت از اروپا در برابر تهديدات موشکي ايران عنوان کرد. پنتاگون ادعا دارد که موشک‌هاي ايران تهديدي براي امنيت اروپا هستند و آمريکا با حضور در اين قاره به دنبال مقابله با اين تهديدات است. همزمان انگليس نيز ناوگان دريايي خود را در بحرين فعال ساخته و کشورهاي عربي عضو شوراي همکاري خليج‌فارس نيز ادعاي تشکيل نيروي واحد نظامي براي مقابله با ايران عنوان کرده‌اند. مجموع اين رفتارها در يک حوزه صورت گرفته و آن، تهديد نشان دادن توان دفاعي ايران براي منطقه و جهان است.
سوم آنکه عربستان در اقدامي که تهديد عليه اقتصاد بسياري از کشورهاي اسلامي است و صرفاً براي خدمت به آمريکا، با افزايش بي‌رويه توليد نفت، زمينه‌ساز کاهش بهاي نفت به زیر 60 دلار شد و البته اين اقدام هم به بهانه مقابله با ايران انجام شده است. بررسي آنچه در ادعاهاي تهديدات سايبري و موشکي ايران از سوي آمريکا و برخي کشورهاي اروپايي و عربي مطرح شده و نيز کاهش بهاي نفت يک نکته واحد را نشان مي‌دهد و آن، جهت‌گيري براي اجراي پروژه ايران‌هراسي در جهان است.
بانيان اين طرح‌ها برآنند تا با تهدید امنیتی دانستن ايران برای جهان، فضاي ضدايراني را به‌گونه‌ای رقم زنند که کشورها را به عدم روابط اقتصادي با ايران سوق دهند. به عبارتي آنان برآنند تا مانع از رويکرد جهاني از جمله کشورهاي اروپايي به روابط اقتصادي با ايران گردند. اقدامي که عملاً اجراي تحريم‌هاي جديد عليه ايران است که مغاير با تعهدات گروه 1+5 در توافقنامه ژنو است. از سوي ديگر با برجسته‌سازي هراس جهان از توان موشکي و دفاعي ايران سعي دارند تا مذاکرات را از مسير هسته‌اي به امور حاشيه‌اي نظير توان موشکي ايران و حمايت ايران از مقاومت سوق دهند. رفتار غرب نشان مي‌دهد که آنها همچنان سياست افزايش تحريم عليه ايران را در حال اجرا دارند که با ايجاد ايران‌هراسي اجرا مي‌شود در حالي که در ظاهر ادعاي مخالفت با تحريم‌هاي جديد را سر مي‌دهند. آنها بر اين تصورند که با اجراي تحريم‌هاي پنهاني، مي‌توانند مقاومت ايران را در حوزه هسته‌اي و حتي موشکي درهم شکنند و ايران را به امتياز‌دهي در طول هفت ماه مذاکرات آتي سوق دهند.


پرونده

به دستیابی توافق کامل و جامع هسته‌ای با ایران امیدواریم
«جین کانگ» سخنگوی وزارت امور خارجه با اشاره به دور جدید مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه 1+5 در ژنو، گفت: پکن امیدوار است طرف‌های شرکت‌کننده در این دور از مذاکرات با کنار گذاشتن اختلافات، به توافقنامه کاملی دست یابند. وی همچنین یادآور شد: این دور از مذاکرات نشان می‌دهد تمام زمینه‌ها برای دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران مهیا است، به شرط آنکه طرفین از فرصت‌های پیش‌رو نهایت استفاده را ببرند. بر این اساس روزنامه پرشمارگان مردم به نقل از تحلیلگران مسائل سیاسی نوشت: تحلیلگران معتقدند که سیاستمداران دوطرف، توافق نهایی را امضا خواهند کرد، چرا که فضای کنونی از هر حیث آماده از بین‌بردن تنش‌ها است. مذاکرات هسته‌ای بین دو طرف با وجود اختلاف‌نظرهای موجود میان تهران واشنگتن از جمله ظرفیت غنی‌سازی اورانیوم و برداشته شدن تحریم‌های اقتصادی ایران، نشان‌دهنده وضعیت خوبی است و طرفین اعتقاد دارند که گفت‌وگوهای آنها در یک فضای خوبی انجام شده است.
اختلافات هسته‌ای از زبان «ریابکوف»

«سرگئی ریابکوف» معاون وزیر امور خارجه روسیه، نماینده روسیه در مذاکرات هسته‌ای با ایران گفت: نحوه فعالیت رآکتور آب سنگین اراک و نحوه لغو تحریم‌های وضع‌شده علیه ایران، از جمله موضوعات حل‌نشده در مذاکرات هسته‌ای تهران و گروه موسوم به 1+5 است. به نوشته پایگاه خبری «اسپوتنیک»، نماینده ارشد روسیه در مذاکرات هسته‌ای با بیان اینکه گمانه‌زنی در مورد اینکه چه موضوعی در مذاکرات مهم‌تر از دیگر موارد است و می‌تواند به نتیجه مثبت مذاکرات آسیب بزند، گفت: «متأسفانه، تمامی این موارد، هنوز جزو موضوعات حل‌نشده هستند.»
قرارداد هسته‌ای ایران و روسیه خلاف توافق نیست

«کمالوندی» سخنگوی سازمان انرژی اتمی با اشاره به اینکه جمهوری اسلامی ایران به صورت موقت و داوطلبانه غنی‌سازی ۲۰ درصدی را اجرا کرده است، یادآور شد: گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به خوبی نشان داده که ایران به تعهدات خود پایبند بوده و منصفانه این است که بگوییم طرف مقابل هم تا امروز تعهدات خود را انجام داده است. وی درباره توافق امضا شده بین ایران و روسیه گفت: قرارداد امضاشده بین روسیه و ایران، خلاف توافق نیست و طرف توافق نمی‌تواند اعتراض کند و ما قطعنامه‌های صادر شده را قبول نداریم و محدودیتی در کارمان ایجاد نکرده و همواره واضح گفته‌ایم که در کار تولید نیروگاه‌های‌مان از همه کشورها کمک می‌گیریم و همکاری خواهیم کرد؛ از این‌رو، روسیه سابقه خوبی در این زمینه دارد و با وجود نیاز فراوان ما به رآکتورها این قرارداد امضا شد. کمالوندی توضیح داد: ما مطمئن هستیم و به احتمال زیاد به توافق خواهیم رسید، اما با فرض بدبینانه و نرسیدن به توافق فعالیت توسعه و تکنولوژی هسته‌ای متوقف نخواهد شد و ما همچنان به راه‌مان ادامه خواهیم داد و اتفاقات جدیدی به وجود نخواهد آمد.
ادامه کارشکنی‌‌ها در روند مذاکرات هسته‌‌ای ایران

پایگاه اینترنتی «نشنال‌اینترست» در گزارشی به قلم «پل پیلار» نوشت: مذاکره‌کنندگان ایران و آمریکا در ژنو در حال از سرگیری تلاش‌ها برای دستیابی به توافق هستند. به گزارش باشگاه خبرنگاران، رئوس کلی این توافقنامه که به خواسته‌ها و اهداف دو طرف پاسخ می‌‌دهد، مدتی است که مشخص شده است و بخش اعظم توافقنامه اولیه را که سال گذشته حاصل شد تشکیل می‌‌دهد، اما آنها که خواهان دستیابی به توافق نیستند در این مسیر مانع‌تراشی می‌‌کنند. تلاش‌های مخالفان برای کارشکنی در این مسیر در چند جبهه همچنان ادامه دارد، از جمله اینکه با تبلیغات منفی علیه ایران در انتظار نتیجه آن هستند. در این گزارش آمده است: دولت آمریکا نه‌تنها باید به دنبال توافق با ایرانی‌ها باشد، بلکه باید از این توافق در مقابل مخالفان دفاع کند. تأکید اینکه آمریکا نیازی به اعطای امتیازات بیشتر ندارد، نشانه دیگری از عادت ناشایست آمریکایی‌هاست. این عادت آمریکایی‌ها در مذاکرات مربوط با ایران چندان هم خوشایند به نظر نمی‌‌رسد.


اقتصادى
سعید مهدوی

ادعاي تقلب از انتخابات 84 کليد خورد
داستان طرح ادعاي تخلف بيش از آنکه در انتخابات رياست‌جمهوري مطرح باشد، در انتخابات مجلس و انتخابات شوراها مطرح بود. علت اين مسئله را بايد در سطح گسترده رقابت انتخاباتي و فاصله نزديک آرای انتخاباتي دانست که واقعاً کار نظارت و مراقبت در انتخابات محلي را دشوار مي‌کند. در آن انتخابات معمولاً شکاياتي مبني بر وجود تخلفات و احياناً تقلب در حوزه‌هاي مختلف در سراسر کشور به دستگاه نظارتي شوراي نگهبان ارسال مي‌شد و حاصل آن اغلب تأیيد نتايج انتخابات و گاه جابه‌جايي در ترتيب منتخبان برخي مراکز و حتي ابطال انتخابات بود. اما هيچ کدام از اين مناقشات و اختلاف‌نظرات در طول اين سال‌ها، درگيري و بحراني را در کشور به همراه نداشته است.
در انتخابات رياست‌جمهوري اما داستان متفاوت است و ادعاي تقلب هيچ‌گاه تا پیش از سال 1384 مطرح نبوده است. اولين ادعاي تقلب در انتخابات رياست‌جمهوري از سوی اصلاح‌طلبان در جريان انتخابات رياست جمهوري نهم در سال 1384 از سوی کروبی کليد خورد. اين ادعا در حالي مطرح شد که برگزارکننده انتخابات، وزارت کشور دولت خاتمي بود.
مهدي کروبي پس از اعلام نتايج دور اول انتخابات که حاکي از راهيابي هاشمي رفسنجاني و محمود احمدي‌نژاد به دور دوم بود، طي مصاحبه‌اي مدعي شد «آرا توسط شوراي نگهبان دستکاري شده ‌است»! وي با انتشار نامه‌اي سرگشاده، شوراي نگهبان را به «تقلب در انتخابات» متهم ساخت و چنين نوشت: «ساعت پنج بامداد که اينجانب به استراحت پرداختم، رأي بنده حدود ۲۵ درصد و رأي ساير کانديداها کمتر از ۲۰ درصد بود. در همان ساعات بعضي از دوستان با توجه به آراي ۶۷ درصدي در بعضي استان‌ها، معدل ۲۵ درصدي ثبت شده به نام اينجانب را مشکوک مي‌دانستند، اما پس از حدود دو ساعت که از خواب بيدار شدم، مانند بيداري از خواب اصحاب کهف، دريافتم که همه چيز تغيير کرده‌است.»!
جالب آنکه سال‌ها بعد حسين کروبي، فرزند مهدي کروبي، با انتشار نامه‌اي سرگشاده مدعي تقلب سازمان‌يافته توسط اصلاح‌طلبان و به نفع هاشمي رفسنجاني شد.
هاشمي رفسنجانی نيز پس از پيروزي احمدي‌نژاد در تيرماه 1384 طي مصاحبه‌اي با القاي ترديد درباره نتيجه انتخابات و دستکاري آراي مردم! مدعي شد: «هرچه خواستند، در صندوق ريختند و هر چه خواستند، خواندند»!
مصطفي معين، دیگر نامزد انتخابات نيز در بيانيه‌ای خود نوشت: در روزهاي پاياني انتخابات، «اراده‌اي قاهر» براي پيروزي «يک کانديداي خاص» و حذف نامزدهاي ديگر به ميدان آمد و «باب سازماندهي برخي نهادهاي نظامي و حمايت دستگاه نظارتي انتخابات را گشود.»
الهه کولايي، سخنگوي مصطفي معين هم گفت: «يک فرايند نظامي و شبه‌نظامي» در نتيجه انتخابات تأثيرگذار بوده است!
در آن انتخابات، سازمان مجاهدين انقلاب نيز در بيانيه‌اش، تقلب در انتخابات را القا کرد و چنين نوشت: «با كمال تأسف ورود آشكار و سازمان‌يافته برخي نهادهاي نظامي و داراي تشكيلاتي سراسري در سطحي وسيع‌تر و فراگير از گذشته با صرف بودجه هنگفت از بيت‌المال طي چند روز منتهي به انتخابات، به نفع افراطي‌ترين بخش‌هاي ضداصلاحات، سرنوشت انتخابات را به‌گونه‌اي ديگر رقم زد.»!
عصرنو، ارگان سازمان مجاهدین انقلاب نيز با درج مقاله‌اي با عنوان «بداخلاقي انتخاباتي يا تقلب ساختاري» براي تحت‌الشعاع قرار دادن عدم اقبaال مردم به اين جريان، همان ادعاي بي‌پشتوانه سازمان و جريان دوم خرداد مبني بر وجود «تقلب ساختاري» در انتخابات کشور را تکرار کرد.
جالب آنکه «مهدي کلهر» از فعالان جريان انحرافي، نيز بعدها مدعي تقلب در انتخابات سال 84 شد تا جورچین «افراطيون و ادعاي تقلب در انتخابات 84» را کامل کند! وي در گفت‌وگويي چنين ادعا کرد: «آراي آقاي احمدي‌نژاد 17 ميليون نبود، 21 ميليون بود. حدود سه چهار ميليون آراي آقاي احمدي‌نژاد را رد كردند... نزديك به 18 ميليون رأي ايشان خوانده و قبول شد، اما اين آراي واقعي نبود. آراي واقعي خيلي بالاتر از اين بود.»!  


نداى قدس

خروج «حماس» از لیست سیاه اتحادیه اروپا
به گزارش پایگاه خبری «فلسطین‌الیوم» دادگاه حقوق بشر اتحادیه اروپا به طور رسمی، جنبش مقاومت اسلامی «حماس» را از لیست سیاه خود خارج کرد. «موسی ابومرزوق» عضو دفتر سیاسی جنبش حماس، ضمن تشکر از اقدام دادگاه اروپا مبنی بر تصمیم‌گیری در مورد حذف جنبش حماس از لیست سیاه اتحادیه اروپا تصریح کرد: این اقدام برای مقاومت و همچنین برای تمام آزادیخواهان از بند استعمار و اشغالگری، به مثابه یک پیروزی است. ابومرزوق تأکید کرد: قرار دادن مقاومت فلسطینی در لیست سیاه دادگاه اتحادیه اروپا و معرفی کردن آن به عنوان گروه تروریستی، اقدامی ظالمانه در حق ملت فلسطین است.
تبعیض حتی علیه خاخام‌های آفریقایی‌تبار

روزنامه عبری‌زبان «یدیعوت آحارونوت» نوشت: در جامعه صهیونیستی، حتی خاخام‌های سیاه‌پوست در معرض تبعیض‌نژادی هستند. شبکه خبری «المیادین» به نقل از این روزنامه گفت: خاخام‌های اتیوپی در رژیم صهیونیستی به سبب رنگ پوست، مورد تبعیض‌نژادی قرار می‌گیرند. «یشبیت یلاو» یکی از خاخام‌های اتیوپی ساکن در رژیم صهیونیستی می‌گوید: در اتیوپی خاخام مهمی بودم، اما امروز در اسرائیل[سرزمین‌های اشغالی] به سبب رنگ پوست از پایین‌ترین احترام و حقوق برخوردارم. برای اسرائیلی‌ها سخت است که ما را به عنوان یهودی در ابتدا و سپس به عنوان خاخام بپذیرند و دلیل آن چیزی جز نژادپرستی نیست. وی افزود: تبعیض‌نژادی به حدی رسیده است که خاخام‌های اسرائیلی، خوردن گوشت حیوانی را که ذبح می‌کنیم، حرام اعلام کرده‌اند.
نتانیاهو مقصر فقر شدید صهیونیست‌ها است

به گزارش پایگاه صهیونیستی «عاروتص شوا» در پی علنی‌شدن گزارش شرایط بحرانی فقر از سوی مؤسسه بیمه رژیم صهیونیستی، «شلی‌یحیی موویچ» از نمایندگان پارلمان رژیم صهیونیستی، در واکنش به این گزارش، وضعیت موجود را ناشی از سیاست‌های نادرست بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی دانست. این گزارش حاکی از این است که 66/1 میلیون صهیونیست در سرزمین‌های اشغالی همچنان زیر خط فقر زندگی می‌کنند که از این تعداد حدود 757 هزار نفر از آنها کودک هستند. یحیی موویچ در مصاحبه با شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی تأکید کرد: فقر، نتیجه سرنوشت و یا یک بلای طبیعی نیست، فقر، نتیجه مستقیم سیاست‌های کابینه نتانیاهو است که ما را به دوره‌ای تاریک و بحرانی کشانده است. وی افزود: زمانی که کابینه نتانیاهو به جای کمک به حل تحولات بحرانی اقتصادی می‌خواهد میلیاردها دلار به بودجه نظامی بیفزاید، اوضاع بدتر از این نیز خواهد شد.
پیگیری خزنده تغییر بافت جمعیتی کرانه باختری

به گزارش پایگاه خبری «فلسطین آن‌لاین» اداره آمار رژیم صهیونیستی از رشد جمعیت صهیونیست‌های شهرک‌نشین در کرانه باختری در 10 سال گذشته (سال‌های 2003 تا 2013) خبر داد. طبق این گزارش، جمعیت شهرک‌نشینان صهیونیستی در کرانه باختری در سال 2003، 221 هزار و 898 نفر بود که در سال 2008 به 311 هزار و 290 نفر رسید. این میزان در سال 2013 به 355 هزار و 993 نفر رسید. این اداره درباره آمار فلسطینی‌های کرانه باختری نیز گزارش داد و گفت: در سال 2003 جمعیت فلسطینی‌ها در کرانه باختری 09/2 میلیون نفر بود که در سال 2008 به 39/2 میلیون و در سال 2013 به 72/2 میلیون رسیده است. بر این اساس، رشد جمعیت فلسطینی‌های کرانه باختری در 10 سال گذشته 14 درصد بوده است.


 

صفحه 5
شکوه بصیرت

 

 

سخن یک

از فتنه تا ۹ دی
حوادث، رخدادها و وقایع به میزان اهمیت و تأثیرگذاری‌شان بازخوانی و پاس داشته می‌شوند. چگونگی بازخوانی و پاسداشت آنها نیز در گرو همین اهمیت است. در بین حوادث، رخدادها و وقایع نمونه‌های بسیار خاص و ویژه‌ای یافت می‌شوند که باید پاسداشت آنها هم ویژه باشد. مهم‌ترین مؤلفه ویژه بودن یک قضیه نیز دامنه و عمق تأثیرگذاری آن است.
هفته دفاع مقدس به این سبب بزرگ داشته می‌شود که دفاع مقدس مسئله‌ای با محوریت بود و نبود انقلاب اسلامی و نظام اسلامی محسوب می‌شد. پاسداشت سالگرد رحلت حضرت امام(ره) از این‌رو است که ایشان رکن اصلی قیام در راه خدا و سرنگونی حکومت طاغوت و تأسیس نظام اسلامی و تثبیت آن بودند.
یکی از وقایع بسیار مهم و ویژه پس از انقلاب، حماسه عظیم و باشکوهی است که مردم ایران در نهم دی‌ماه سال ۱۳۸۸ آفریدند. این واقعه بسیار مهم و ویژه با اینکه شباهت‌هایی به وقایع ویژه و مشابه دارد، از یک حیث با تمام آنها متفاوت است که باید در بزرگداشت سالروز این واقعه به این تفاوت که آن را در میان وقایع ویژه هم، ویژه می‌کند، توجه کامل داشت. این تفاوت اساسی، خطر عظیمی بود که دشمنان داخلی و خارجی از درون برای نظام ایجاد کردند؛ امری که پس از انقلاب، مشابه آن وجود نداشت و اگر برخی مدعی موارد مشابه در اوایل انقلاب هستند، کاملاً اشتباه می‌کنند؛ زیرا هیچ‌یک از آنها در حد و اندازه توطئه پیچیده‌ای نبود که در نهایت به «۹ دی» منجر شد. «۹ دی» نقطه پایان فرایندی است که آغاز آن «فتنه» بود؛ فتنه‌ای که شعله‌های آتش آن حدود هشت ماه شعله‌ور بود و دشمن لجوجانه آن را مدیریت می‌کرد و تمام قدرت و امکاناتش را به میدان آورده بود تا اجازه ندهد این شعله‌ها فرو نشیند و این آتش سرد شود. دشمن، «فتنه» را آغاز کرد و لحظه‌ای عنان آن را رها نکرد و حدود هشت ماه با دست زدن به اعمالی بسیار خطرناک که قتل و آشوبگری نمایی از آن بود، این فتنه را بی‌وقفه ادامه داد تا نظام را به زیر کشد و سرنگون کند. در این بازه زمانی هشت ماهه به غیر از برهه‌هایی که نیروهای انتظامی و امنیتی بر حسب وظیفه و مأموریت با فتنه‌گران آشوبگر و برانداز مقابله می‌کردند، مردم ایران به مفهوم حقیقی مردم تنها در یک مرحله یکپارچه و مردمی به صحنه آمدند و در مقابل فتنه‌گران ایستادند و به غائله هشت ماهه آنها خاتمه دادند و آن روز «۹ دی ۸۸» بود، یعنی حدود ۲۴۰ روز فتنه‌گری و یک روز حماسه‌آفرینی. همین مقایسه برای نشان دادن عظمت حماسه «۹ دی» کافی است؛ اما برای درک حقیقی این حماسه و آگاهی تاریخی از اینکه فتنه‌گران چه بر سر نظام آوردند و قصد داشتند چه بلاهای دیگری بر سر نظام آورند، باید در پاسداشت «۹ دی» هم از فتنه گفت؛ زیرا یاد از «۹ دی» و غفلت از «فتنه»، «فتنه» را از یادها می‌برد، اما بازگویی هوشمندانه و هنرمندانه «فتنه» الزاماً به تکریم حقیقی و عالمانه از «۹ دی» منجر می‌شود. ویژه‌نامه حاضر بر این اساس تدوین شده است./سردبیر


سخن دو
ابراهيم بهروزي

فراموشي فتنه، خيانت يا ساده‌لوحي؟!
معروف است که از بزرگي پرسيدند چرا اين همه براي عاشورا شور و شيون مي‌کنيد و سر و صدا راه مي‌اندازيد؟! پاسخ داد: به سبب تجربه غدير. ما ديديم موضوعي چنان واضح و آشکار را که همه به آن اعتراف داشتند، برخي به راحتي منکر شدند، چون برايش سر و صدا نکرديم. براي همين، محرم را با شور و شيون مي‌گذرانيم تا کسي نتواند انکارش کند. در پس اين پاسخ، نکته‌اي ظريف نهفته است و آن هم اينکه، جنود شيطان مي‌توانند هر حقيقتي را انکار و یا تحریف کنند، حتي اگر آن حقیقت به بزرگي حقيقتی چون غدير باشد!
برخي مي‌گويند؛ مگر نمي‌گوييد فتنه به پايان رسيده و مرده است، پس چرا آنقدر «فتنه، فتنه» مي‌کنيد؟ پاسخ همان نکته فوق است. در چنين دنياي بي‌در و پيکري که غدير را هم انکار مي‌کنند، تکليف ماجرايي مانند فتنه 88 ديگر روشن است. در حالي که تنها پنج سال از اين واقعه مي‌گذرد، سرخوردگان از اين ماجراي عبرت‌انگيز با شدت و حدت دست به‌کار شده‌اند تا تصوير ديگر و وارونه‌ای از ماجرا بسازند و حتی کار را به جایی رسانده‌اند که طلبکار نظام و انقلاب شده‌اند!
بله؛ فتنه 88 تيري زهرآگين بود که به سنگ خورد، اما آيا اين آخرين تير دشمنان جمهوري اسلامي بود؟ به نظر مي‌رسد رسالتي که امروز جريان حزب‌الله و وفادار به نظام و انقلاب بر دوش دارند از دوران هشت ماهه فتنه 88 بسي سنگين‌تر است. آن روز با آشوب‌طلبان و جانياني روبه‌رو بوديم که شيشه مي‌شکستند و آتش مي‌افروختند و به جان و مال مردم مي‌تاختند، اما امروز بايد به مصاف جماعتي برويم که اغلب رداي دروغين انديشه و تفکر بر دوش داشته و با انواع و اقسام روش‌ها در پي آنند که ماجرا را تحريف و جاي مجرم و شاکي را عوض کنند!
البته در تاريخ 35 ساله انقلاب اسلامي چنين نمونه‌هايي کم نيستند. هنوز اغلب ياران و نزديکان حضرت امام(ره) در قيد حيات هستند که فرزند منتظري با گستاخي تمام، میهمان بي‌بي‌سي فارسی و صداي آمريکا و... مي‌شود و برخورد امام راحل با پدر خطاکار خويش را انکار می‌کند(!) و حتی طلبکارانه، جمهوري اسلامي را به ظلم و ستم متهم مي‌کند، اما مردم با حضور ده‌ها ميليوني خود در راه‌پيمايي 9 دي نشان دادند که در اين بزنگاه، سربلند و روسفيد هستند. اين خواصند که بايد تکليف خود را با اين شاخص و تراز روشن کنند. خواصی که برخی‌شان هنوز هم متنبه نشده و همچنان بر طبل بی‌بصیرتی و جهالت می‌کوبند!
در کربلا دو جبهه بيشتر وجود نداشت و عرصه سومي در کار نبود. براي يزيدي بودن حتماً نبايد لباس سرخ به تن داشت و به سوي حسين(ع) تير انداخت. آنان که سکوت کرده و جبهه حق را ياري نکردند نيز در اين جنايت عظيم به سهم خود شريکند. از اين‌روست که در زيارت عاشورا تنها آناني که مقابل حضرت اباعبدالله(ع) صف‌آرايي کردند را لعن نمي‌کنند. نباید فتنه 88 را به فراموشی سپرد، چرا که تأمل و دقت در آن جلوی بسیاری از فتنه‌ها را در آینده خواهد گرفت. خاموشی گزیدن در برابر این فتنه عظیم و پیچیده با هدف حفظ آرامش و وحدت، اگر نگوييم خيانتکارانه است، قطعاً بسيار ساده‌لوحانه خواهد بود.


نگاه یک
دکتر یدالله جوانی

آیا بازخوانی فتنه ۸۸ ضرورت دارد؟
با گذشت بیش از پنج سال از فتنه ۸۸، یکی از موضوعاتی که در فضای سیاسی کشور، بسیاری از مسائل را تحت‌الشعاع قرار داده، موضوع فتنه است. برای نمونه، مجلس شورای اسلامی در موضوع بررسی صلاحیت‌ها و شایستگی‌های اعضای کابینه دولت یازدهم، فتنه را خط قرمز خود اعلام کرد و با ایستادگی بر سر موضع خود، چند نامزد معرفی شده از طرف دولت برای تصدی وزارت علوم را نپذیرفت و اولین وزیری که از کابینه آقای روحانی استیضاح شد، به‌دلیل مواضع وزیر معزول درخصوص فتنه و اصحاب فتنه بود. از آنجا که تأکید بر موضوع فتنه و خط قرمز اعلام کردن آن، عمدتاً از سوی نیروهای ارزشی صورت می‌پذیرد، این سوال به ذهن خطور می‌کند که آیا بازخوانی فتنه ۸۸ ضرورت دارد؟ آیا باید بر روی یک حادثه‌ای که مربوط به گذشته است، این میزان پای فشرد؟ آیا بهتر نیست با فراموش کردن آن حوادث، در مسیر وحدت و همدلی قدم برداشت؟!
اهمیت پاسخ دادن به این پرسش‌ها، به‌ویژه برای نسل جوان، بسیار بالا است. این اهمیت، موقعی بهتر درک می‌شود که به این نکته توجه کنیم، افرادی که به فتنه بودن حوادث سال ۸۸ اعتقادی ندارند، به نوعی تلاش می‌کنند با طرح این قبیل سوالات، پرداختن به فتنه و تبیین و تشریح کردن آن و اصرار بر خط قرمز بودنش در مسائل سیاسی و ... را یک نوع رفتار کاسب‌کارانه معرفی کنند. به‌نظر می‌رسد، به دلایل گوناگون، باید مرتب فتنه را بازخوانی کرد و زوایا و ابعاد آن را روشن ساخت.
یکی از دلایل این ضرورت، همین تلاشی است که از سوی اصحاب فتنه و هواداران آنها، برای به فراموشی سپردنش صورت می‌گیرد. تلاش‌هایی در حال انجام است، تا این بخش از تاریخ انقلاب، تحریف شود و به‌گونه‌ای دیگر نوشته شود. اکنون عده‌ای، اولویت خود را تلاش برای رفع حصر از آقایان موسوی و کروبی از یک طرف و آزادی فتنه‌گران از زندان از طرف دیگر، گذاشته‌اند. وقتی به دلایل این افراد توجه کنیم، اساساً در تحلیل آنها از حوادث ۸۸، چیزی به نام فتنه دیده نمی‌شود و آنان در تحلیل خود از آنچه در سال ۸۸ رخ داد، به یک سوءتفاهم پیش آمده بسنده می‌کنند و می‌گویند در آن حوادث، هر دو طرف (فتنه‌گران و نظام)، اشتباه کردند و بهتر است اکنون، هر دو طرف از یکدیگر گذشت کنند. عده‌ای فتنه را به دعوای بین موسوی و احمدی‌نژاد و بداخلاقی‌های انتخاباتی در مناظره‌ها خلاصه می‌کنند و لذا عبور از این دعوای بین دو نفر را ضروری می‌دانند. این افراد با چنین تحلیلی، بر این نکته پافشاری دارند که اگر روزی قرار شد آقایان موسوی و کروبی محاکمه شوند، آقای احمدی‌نژاد نیز باید محاکمه شود. به نظر می‌رسد همین تحلیل‌های متفاوت در جامعه نسبت به حوادث سال ۸۸، نشان می‌دهد که باید نسبت به تحلیل آن حوادث، کارهای بهتر و بیشتری صورت گیرد. این تحلیل‌های متفاوت، نشان می‌دهد که فتنه بسیار عمیق بوده و همچنان آثارش در فضای ذهنی جامعه و رفتار بخشی از مردم ملاحظه می‌شود. در بازخوانی فتنه، مهم‌ترین هدف راهبردی، باید بصیرت‌افزایی، روشنگری و بالا بردن قدرت تحلیل و فهم مسائل سیاسی باشد. بر حسب تجربه مشخص شده که گذشته چراغ راه آینده است. از گذشته، باید درس‌ها و عبرت‌ها گرفته شود. موقعی می‌توانیم از گذشته و حوادث تاریخی به شکل صحیح و مطلوب درس بگیریم و عبرت بیاموزیم که آن حوادث را آنگونه که بوده، ببینیم و تحلیل کنیم.
فلسفه نقل حوادث تاریخی در قرآن چیست؟ چرا خداوند در کتابی که برای هدایت انسان‌ها فرستاده، این گونه حوادث گوناگون را روایت می‌کند؟ این موضوع به فلسفه تاریخ برمی‌گردد. حضرت علی(ع) در وصیت به فرزندان‌شان می‌فرمایند: «تاریخ زندگی گذشتگان را طوری بیاموزید و با آن آشنا شوید که گویا دارید با آنها زندگی می‌کنید.» اگر تاریخ و گذشته، چراغ راه آینده است که هست، پس باید تاریخ را درست نوشت و از تحریف آن جلوگیری کرد. در سال ۸۸، یک توطئه بزرگ و یک فتنه عمیق با طراحی و سیاست‌گذاری دشمنان خارجی و با بازیگری قدرت‌طلبان داخلی، علیه بزرگ‌ترین انقلاب تاریخ معاصر رخ داد. فتنه‌ای که خسارت‌های سنگینی را به کشور، انقلاب و نظام اسلامی وارد ساخت. خسارات فتنه ۸۸، از خسارت جنگ تحمیلی بیشتر است و به‌راحتی نمی‌توان این خسارت‌ها را جبران کرد. بنابراین باید این مقطع تاریخ را برای درس‌آموزی و عبرت‌آموزی، درست روایت کرد و این بازخوانی‌ها، به‌ویژه در سالگرد حادثه عظیم ۹ دی، یک ضرورت است.
 


نگاه دو
علی اسماعیلی

جرائم مرد متوهم و شیخ ساده‌لوح فتنه؟!
فتنه پیچیده، عظیم و سهمگین ۸۸ بازیگران بسیاری داشت که از بازیگران آشکار و پنهان تا بازیگران خارجی و ضدانقلاب و... را شامل می‌شد و البته هر کدام، نقش جداگانه‌ خود را در فتنه ایفا می‌کردند. در این میان، نقش سران آشکار فتنه یعنی موسوی و کروبی به‌عنوان بازیگران میدانی بسیار ویژه است. چرا که این دو، تا پیش از فتنه، مناصب و مسئولیت‌های متعددی در نظام داشته که همین موضوع، تأثیر زیادی در ایجاد و تداوم فتنه داشت. جرم‌های موسوی و کروبی نسبت به نظام و مردم در فتنه۸۸، بسیار سنگین‌تر از دیگر عوامل فتنه است. جرائمی که هنوز نیز نظام و مردم گرفتار تبعات آنند، چرا که تصویب برخی تحریم‌های ظالمانه و همچنین ارائه برخی گزارش‌های گاه‌وبی‌گاه حقوق‌بشری علیه ایران، به بهانه همین فتنه انجام پذیرفت. از سویی، اقدامات ساختارشکنانه موسوی و کروبی به کمک هواداران میدانی‌شان تا جایی پیش‌رفت که حالت براندازانه به خود گرفت. شاید در ابتدای فتنه این دو بر اثر اشتباه و ساده‌لوحی وارد آن شدند، اما لجاجت، اصرار و ابرام ایشان بر ادامه فتنه، نشان داد که آنان دیگر، آگاهانه درصدد ضربه‌زدن به نظام هستند. در این نوشتار به برخی از اقدامات خائنانه و جنایتکارانه سران میدانی فتنه که مؤید این ادعا بوده و جرم نیز محسوب می‌شود، می‌پردازیم.
۱ ـ جرائم موسوی (مرد متوهم فتنه)
میرحسین موسوی نقش زیادی در ایجاد فتنه ۸۸ و تداوم آن داشت. وی که پیشینه نخست‌وزیری دوران حضرت امام(ره) را در کارنامه خود دارد، وجود همین کارنامه، در ابتدا، سبب ایجاد تردید و شبهه در اذهان بسیاری از هواداران و برخی خواص شد و ‌آنان دروغ بزرگ تقلب را باور کردند. هر چند که به مرور و با خوابیدن غبار فتنه، بسیاری از ایشان، به واقعیت امر آگاه شدند و خود را از فتنه کنار کشیدند. اولین و مهم‌ترین اقدام خطرناک و خیانتکارانه موسوی در همان شب رأی‌گیری اتفاق افتاد، یعنی در حالی که هنوز در بسیاری از حوزه‌ها، مردم در حال رأی‌ دادن بودند، او خود را پیروز انتخابات نامید! و پس از شکست نیز، با کوبیدن بر طبل دروغ تقلب، فتنه‌ای در انتخابات را کلید زد که به فتنه ۸۸ مشهور است. جرم‌ دیگر موسوی، انجام اقدامات تحریک‌آمیز و خائنانه‌اش پس از شکستش در انتخابات بود. وی به جای تمکین به قانون و استفاده از روش‌های قانونی برای اعتراض خود، راه قانون‌گریزی را پیش گرفت و دست به اردوکشی خیابانی زد. او با انتشار ۱۸ بیانیه و همچنین نامه‌نگاری‌های تحریک‌آمیز در مناسبت‌های مختلف، بر آتش فتنه ‌دمید. این لجاجت و عدم تمکین به قانون از سوی موسوی تا جایی بود که وی حتی در برابر هنجارشکنی و توهین‌ها و آشوب‌ فتنه‌گران نه‌تنها هیچ برائتی نمی‌کرد که حتی از آنان حمایت نیز می‌نمود! به‌طوری که حتی هتاکان عاشورا را نیز مردان خداجو نامید!
۲ ـ جرائم کروبی(شیخ ساده‌لوح فتنه)
مهدی کروبی از دیگر سران فتنه است. وی نقش مکمل و پشتیبان اقدامات تحریک‌آمیز موسوی را داشت و حتی بیش از موسوی در میان فتنه‌گران حضور می‌یافت. او نیز به مانند موسوی با القای بحث تقلب و با اقدامات و گفتار تحریک‌آمیز خود به آتش فتنه دامن می‌زد. شرکت او در مراسم ختم کشتگانی که البته بعدها زنده می‌شدند! و ادعای تجاوز به زندانیان فتنه! از دیگر ادعاهای سخیفی بود که حتی تا به امروز نیز ثابت نشده است!‌ نامه‌نگاری شیطنت‌آمیز کروبی به هاشمی رفسنجانی در تاریخ ۷/۵/۸۸ درباره کهریزک، بدون آنکه سندی ارائه دهد یکی دیگر از خیانت‌های کروبی برای تحریک‌ فتنه‌گران بود. یکی دیگر از اقدامات نابخردانه کروبی نام بردن از فردی به‌نام «ترانه موسوی» است که مدعی می‌شود دستگیر و کشته شده است! اما پس از بررسی‌های قوه قضائیه مشخص شد اصلاً چنین کسی بازداشت نشده و وجود ندارد. واقعیت این است که خسارات گسترده مادی و معنوی وارده بر نظام، هتک حرمت عاشورا و ارزش‌ها و مقدسات نظام، زیر سوال بردن مشروعیت نظام در بین افکار عمومی جهان، تحریم‌های ظالمانه اعمالی، امیدوار ساختن دشمن به ضربه‌زدن از داخل و ده‌ها اقدام جنایتکارانه دیگر که به بهانه ادعای تقلب و تحریک موسوی و کروبی در تهران انجام شد، چیزی نیست که حتی با عذرخواهی امروز آنان و یا محاکمه‌شان جبران شود، بلکه این دو باید روزی در دادگاه ایزدمنان و در حضور پیرفرزانه انقلاب و صدها هزار شهیدی که جان‌شان را برای حفظ این نظام تقدیم کرده‌اند پاسخگوی این جرائم و جنایت‌های پلید‌شان باشند. هر چند که این دو تنها نیستند و سران پشت پرده فتنه نیز باید پاسخگو باشند.


نگاه سه
احمد امامي

رمزگشايي از رفتارشناسي ملت ايران در رويارويي با فتنه‌ها
انقلاب اسلامي ايران يکي از تحولات بزرگ تاريخ بشر و انقلابي بي‌بديل در دوران معاصر است که به تعبير معمار بزرگ آن؛ «هم در پيدايش و هم در كيفيت مبارزه و هم در انگيزه انقلاب و قيام» از همه انقلاب‌ها جدا است. يکي از وجوهي که اين انقلاب و نظام سياسي برآمده از آن را از ساير انقلاب‌ها و رژيم‌هاي سياسي متعارف در جهان متمايز مي‌کند، مشخصه‌هاي منحصر به فرد ملت ايران و نقش و جايگاه آنها در قبال انقلاب و نظام مردم‌سالار ديني است. عزت‌طلبي و روحيه سلحشوري، تکريم و دفاع از حق و عدالت و تنفر از ظلم و ايستادگي در برابر ستم و ستمکاران از ويژگي‌هاي مردم ايران است. مروري بر تاريخ ايران و ماهيت قيام‌ها و نهضت‌هاي مردمي، نشان مي‌دهد که روحيه همبستگي، ظلم‌ستيزي و عدالت‌خواهي، وجه بارز فرهنگ مردم ايران بوده است. اسلام‌خواهي و تلاش براي پياده‌سازي آموزه‌هاي اسلام ناب در تمامي زواياي حكومت و جامعه، روح کلي حاکم بر اغلب اين قيام‌ها و انگيزه اصلي ملت ايران را تشکيل مي‌دهد. قيام حسن‌بن‌زيد در طبرستان، در سال 250 هجري که به دولت انقلابي علوي در طبرستان و ديلم منجر شد، قيام علي‌بن‌بابويه عليه حکام ساماني که شالوده يک دولت مردمي را در شيراز بنا نهاد، نهضت سربداران به رهبري شيخ‌خليفه در سال 737 در خراسان که پس از وي از سوی شاگردش شيخ‌حسن جوري در نيشابور تا هرات گسترش يافت، قيام سادات مرعشي در مازندران با تکيه بر جنبه‌هاي انقلابي مکتب اهل بيت در سال 760، قيام فرزندان شيخ‌صفي‌الدين اردبيلي که به تشکيل دولت صفويه منجر شد، جنبش تنباکو، نهضت مشروطه، نهضت سردار جنگل در گيلان، قيام شيخ‌محمد خياباني در تبريز، قيام تنگستاني‌ها، نهضت ملي‌شدن صنعت نفت، نهضت پانزده خرداد 42 و بالاخره انقلاب شکوهمند اسلامي ايران در سال 1357، نمونه‌هايي از هنرنمايي و نقش‌آفريني ملت بزرگ ايران در تحولات سياسي- اجتماعي است.
اما مشخصه ممتاز ملت ايران، معرفت بالاي ديني و بصيرت عميق انقلابي- سياسي آنها و کمال‌يابي اين معرفت و بصيرت در دوران معاصر است، البته راز مهم اين معرفت و عنصر اصلي اين بصيرت در پيوند عميق ملت ايران با سيره نبوي، مکتب علوي و فرهنگ عاشورايي نهفته است. همين ويژگي منحصربه‌فرد سبب شد که ملت ايران، آسيب‌ها و تهديدات را درست تشخيص دهد و بهنگام در صحنه حاضر شود و با صلابت از گردنه‌هاي سخت عبور کند. ايستادگي در برابر تحرکات تجزيه‌طلبانه در سال‌هاي اول پس از پيروزي، مقاومت دليرانه در هشت سال دفاع مقدس، تشخيص درست غائله‌ها و فتنه‌هایي که براي براندازي و يا تغيير ماهيت انقلاب و نظام در طول سه دهه پس از پيروزی انقلاب رخ دادند نظير؛ غائله ليبرال‌ها و بني‌صدر و همچنين غائله خلق مسلمان در دهه 60، غائله شيخ ساده‌لوح در سال 67، غائله 18 تير سال 78 و عبور عزتمندانه از همه آنها، نمونه‌هاي درخشانی از کارنامه افتخارات ملت ايران است.
مهم‌ترين آزموني که ملت ايران پشت سر گذاشت، فتنه سال 88 است. اين فتنه از حيث ماهيت، پيچيدگي، گستره و عمق، کميت و کيفيت صف‌آرايي عناصر و بازيگران داخلي و خارجي، روند و شرايط حاکم بر محيط ملي و فراملي و همچنين آثار و پيامدها، منحصر به فرد بود.
يکي از نکات مهم در تحليل فتنه 88 و رفتارشناسي ملت ايران در رویارویی با آن، اين است که با همه تجربه‌اي که ملت ايران پشت‌ سر گذاشته بود، اما در فتنه 88 حماسه حضور مردم براي پايان دادن به فتنه نزديک به هشت ماه طول کشيد و با حماسه ماندگار «نهم دي و 22 بهمن» اين فتنه نيز خنثي شد. اين موضوع از يک‌سو نشان از پيچيدگي و عمق اين فتنه نسبت به حوادث و موارد مشابه پیش دارد، از سوي ديگر، اين واقعيت را نشان می‌دهد که هر فتنه‌اي با هر عمق و پيچيدگي در برابر معرفت ديني، بصيرت نافذ سياسي مردم و عزم ملي آنها شکستني است. همين ویژگی است که معمار بزرگ انقلاب اسلامي در توصيف ملت ايران مي‌فرمايد: «من با جرئت مدعي هستم كه ملت ايران و توده ميليوني آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز در عهد رسول‌الله- صلي‌الله عليه‌وآله- و كوفه و عراق در عهد اميرالمؤمنين و حسين‌بن‌علي- صلوات‌الله و سلامه عليهما- مي‌باشند.»


 

صفحه 6
شکوه بصیرت

 

 

دیدگاه‌ تحلیلی صبح‌صادق
فتنه زمینه حصر بود نه علت و دلیل آن
سعید رضایی

اشاره
جبهه مقابل نظام، در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1388 از دو گروه تشکیل شده بود، گروهی که سودای ریاست‌جمهوری و دستیابی به قدرت را در سر می‌پروراند و گروهی که برای سرنگونی نظام برنامه داشت و در انتظار فرصت بود. گروه اول داخلی‌هایی بودند که از گروه دوم هم در بین‌شان نفوذ کرده بودند و گروه دوم هم دشمنان خارجی و خارج‌نشینانی بودند که نشان برجسته دشمنی درازمدت با انقلاب اسلامی بر جبین‌شان نقش بسته بود. روند حوادث انتخابات نشان داد که گروه اول نیز خیلی سریع در مسیر طراحی شده گروه دوم قرار گرفت و با برنامه آنها نقش‌آفرینی کرد. بازیگران شاخص و نمایان گروه اول تا زمانی که در مسیر گروه دوم قرار نگرفته و صاحب اراده بودند با وانمایی‌های حساب‌شده‌ای که برای‌شان شده بود در توهم رئیس‌جمهور شدن به سر می‌بردند؛ سرمستی این توهم خلسه‌آور و پوشاننده حقایق به آنها اجازه نمی‌داد تا زمانی که صاحب اختیار و اراده بودند به عواقب رفتارشان بیندیشند و زمانی هم که حوادث و برنامه‌های حساب شده نفوذی‌های دشمن آنها را به مسیر دشمن سوق داد و اراده و اختیارشان سلب شد به جای آینده‌نگری صادقانه، عملاً تابع برنامه ‌براندازانه دشمن شدند و با دشمن هم‌آوایی و همکاری کردند. پس از آنکه مردم و نظام هوشمندانه فتنه را سرکوب کردند و سران آن را در حصر قرار دادند و آنها دریافتند گرفتار پیامدهای عملکردشان شدند، عده‌ای که برخی‌شان در گرفتار ساختن آنها در این ورطه سهیم بودند با طرح مسائل مختلف برای غیرقانونی نشان دادن حصر و نجات آنها از حصر سازهایی را کوک کردند. نوشتار حاضر، بررسی این مسئله و پاسخ به این افراد است.
بررسی رویدادهای پس از اعلام نتایج انتخابات که سرشار از رفتار مجرمانه، از ایجاد آشوب و ناامنی گرفته تا قتل است، همگی حاکی از آن است که نظام می‌توانست سران فتنه را به اتهام این اقدامات مجرمانه دستگیر کند، چنانچه افراد بسیاری را نیز با همین اتهامات دستگیر و برخی از آنها را محاکمه و مجازات کرد. حتی یکی از خواسته‌های اصلی مردم در راه‌پیمایی ۹ دی ۸۸ که کمر فتنه، فتنه‌گران و حامیان آن را شکست، محاکمه و مجازات سران فتنه بود. با این حال، نظام، سران فتنه را محاکمه نکرد و دقیق‌تر اینکه با آنها کاری نداشت. این رفتار نظام پرسش‌های زیادی ایجاد کرد مانند اینکه آیا قدرت محاکمه آنها را نداشت، از پیامد آن می‌ترسید، ادله کافی در اختیار نداشت و...؟ پاسخ همه این پرسش‌ها در آن زمان، این بود که وضعیت سران فتنه با سایر افرادی که دستگیر و محاکمه شده بودند، فرق داشت. نظام، خدمات گذشته آنان را در نظر داشت و با اینکه هر کدام در دوره مسئولیت خود نیز خبط و خطاهایی داشتند، نظام نمی‌خواست همه خدمات آنها به یکباره نابود شود. از این‌رو با وجود آنکه تعلل در برخورد با آنها برای نظام هزینه داشت، در برخورد با آنها مماشات می‌کرد تا شاید به خود آیند و با اصلاح رفتارشان از ورطه فتنه خودساخته به سلامت بیرون شوند، اما پیوند محکم ایجاد شده بین آنها و دشمنان دیرینه نظام که در همین چند ماه فتنه ایجاد شده بود، راه را بر آنها بست و نگذاشت از فرصتی که نظام به آنها داده استفاده کنند. این رفتار مماشات‌آمیز نظام تا آخر بهمن سال ۸۹ ادامه داشت که به‌ناگاه نظام در حرکتی که پرسش مهم‌تری از پرسش‌های پیش‌گفته را ایجاد کرد، سران فتنه را در حصر قرار داد. بررسی دقیق مسائل چند هفته پیش از آغاز حصر سران فتنه این حقیقت مهم را آشکار می‌سازد که «فتنه زمینه حصر بود نه علت و دلیل آن.» اگر نظام درصدد آن بود که فتنه‌گران را به سبب فتنه‌گری که تا چند هفته مانده به حصر خسارات زیادی به نظام زده بودند، در حصر قرار دهد، بسیار پیشتر می‌توانست این کار را انجام دهد؛ اما حصر سران فتنه در تاریخ اشاره شده خبر از مسئله جدیدی می‌داد که قاعدتاً باید فراتر از فتنه می‌بود که اجازه ادامه مماشات را نمی‌داد.
مسئله جدید از این قرار بود که در سال ۸۹، حرکت بیداری اسلامی در شمال آفریقا به‌ویژه در تونس و مصر شروع شده بود و این حرکت در آستانه ۲۲ بهمن سال ۸۹ در مصر به اوج رسیده بود و در حالی که مردم ایران آماده برگزاری مراسم بزرگداشت سالگرد پیروزی انقلاب و حمایت از قیام مردم مصر بودند سران فتنه(موسوی و کروبی) با درخواست مشترکی در ۱۶ بهمن خواستار راه‌پیمایی در ۲۵ بهمن شدند تا به زعم خود «روز خشم ملت ایران» علیه نظام شود. رسانه‌های داخلی و خارجی حامی فتنه با اعلام این خبر به اشکال مختلف آن را پردازش می‌کردند و بر اهمیت این روز کذایی می‌افزودند. بهانه موجهی هم که برای این راه‌پیمایی تراشیده بودند، حمایت از قیام مردم مصر علیه دیکتاتوری مبارک بود. این اقدام فتنه‌گران نشانه روشن و قطعی بود که فتنه کاملاً تغییر روش و هدف داده و در حال برنامه‌ریزی برای براندازی از طریق آشوب اجتماعی و به پشتوانه فضایی است که حرکت بیداری اسلامی ایجاد کرده بود. اگر در تونس و مصر شمشیر حق و عدالت بر سر مزدوران و دیکتاتوران فرود آمده و آنها را سرنگون ساخته بود فتنه‌گران و حامیان‌شان قصد داشتند در حرکتی وارونه در ایران، شمشیر مزدوری آمریکا را بر سر حق و عدالت فرود آورند. اسناد آشکار موجود از آن زمان، به خوبی ابعاد این حرکت خائنانه را آشکار می‌سازد. گزارش کمیسیون اصل ۹۰ قانون اساسی که چند روز پس از غائله ۲۵ بهمن ۸۹ منتشر شد به بخشی از این موضوع اشاره دارد: «اسناد اطلاعاتی نشان می‌دهد که آمریکا و انگلیس و رژیم صهیونیستی جهت پشتیبانی از اطلاعیه میرحسین موسوی و کروبی همه گروهک‌های ضدانقلاب اعم از منافقین، سلطنت‌طلب‌ها، بهائیان و قوم‌گرایان را در ۲۵ بهمن به صحنه آوردند. دستگیری تعدادی از عناصر منافقین در روز ۲۵ بهمن نشانگر این واقعیت است. برای انجام این مأموریت ده‌ها شبکه اینترنتی، ده‌ها هزار ایمیل و بیش از یک میلیون و دویست هزار پیامک به داخل کشور ارسال شد. سردمداران هیئت حاکمه آمریکا و رژیم اشغالگر قدس و انگلیس با هماهنگی منافقین و سلطنت‌طلبان و... از فراخوان موسوی و کروبی حمایت کردند.»
تغییر حرکت فتنه و ورود علنی و بی‌محابا به حوزه امنیت ملی نظام که با توجه به وضعیت آن روزهای منطقه نیازمند اقدام فوری بود، ایجاب می‌کرد که شورای عالی امنیت ملی برای بررسی زوایای تهدید ایجاد شده و راه مقابله با آن و اتخاذ تصمیم لازم وارد میدان شود. طبیعی است که شورای عالی امنیت ملی بر حسب وظایفی که اصل ۱۷۶ قانون اساسی به آن محول کرده است، وظیفه محاکمه قضایی ندارد. یکی از وظایف مهم این شورا تشخیص است و تشخیص این شورا در زمینه وظایف محوله عین «قانون» است، آن هم قانونی بالاتر از هر قانونی که در جایگاه‌های دیگر قرار دارد. علت آن، هم جایگاه این شورا است و هم ترکیب اعضای آن. اینجا در این شورا و به تشخیص این شورا برای سران فتنه حصر مقرر شد و تا زمانی که شورای عالی امنیت ملی بر این تشخیص باقی بماند حصر کاملاً قانونی و باقی است. سعید جلیلی، دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی در تاریخ (۱۱/۸/۹۳) در دانشگاه فردوسی مشهد درباره رابطه حصر و فتنه گفت: «حصر ربطی به فتنه ندارد. فتنه در سال ۸۸ اتفاق افتاد اما حصر پس از آن بود، کسانی که از آنها به عنوان سران فتنه یاد می‌شود، افرادی هستند که یک سال بعد حصر شدند، چون دیدیم که این افراد در حال شکل‌دهی فتنه جدیدی هستند.» ناآرامی‌های سوریه نیز تقریباً از همان ایام آغاز شد ناآرامی‌هایی که شروعش اعتراضاتی به ظاهر عادی بود که دشمن در پشت آن حضور داشت و خیلی زود توانست این ناآرامی‌های به‌ظاهر عادی را به نفع آمریکا، رژیم صهیونیستی، انگلیس و حکومت‌های مرتجع عربی به جنگ داخلی و خانمان‌سوز تبدیل کند. یقیناً خوابی را که دشمن از طریق فراخوانی ۲۵ بهمن ۸۹ و اتفاقات بعد از آن برای ایران دیده بود گسترده‌تر و وحشتناک‌تر از آنی است که گوشه‌هایی از آن در سوریه مشاهده می‌شود.
با توضیحات پیش‌گفته، حال به نظر می‌رسد راحت‌تر می‌توان این مهم را درک کرد و پذیرفت که فتنه بستری بود که سران فتنه با حرکت نسنجیده و شتاب‌زده در آن، که حمایت لحظه‌به‌لحظه دشمنان نظام را به همراه داشت، خیلی زود به مرحله براندازی نظام رسیدند و رسیدن به این مرحله علت و دلیل روشن حصر آنان شد. شاید با ارائه این توضیحات هنوز هم افراد لجوجی خواستار رفع حصر باشند، اما بدانند که از این به بعد صحبت تکلیفی با نظام برای رفع حصر سران فتنه به معنای حمایت از براندازان است!


نگاه یک
قاسم غفوری

وقتي سران غرب تسليم حماسه 9 دي مي‌شوند
حماسه 9 دي 1388حماسه‌اي جاودان و تاريخي است كه نمادي از بصيرت، ولايت‌مداري و تكليف‌محوري ملت ايران بود كه درس‌هاي بسياري براي خواص و البته پيام‌هاي گسترده‌اي براي حاميان خارجي فتنه داشت. حماسه‌اي كه ملت بزرگ ايران با خلق آن بار ديگر قدرت وحدت و يكپارچگي ملي و ديني و اتحاد ملت و نظام و اصل عدم جدايي دين از سياست را به رخ دشمنان كشيد.
آنچه در باب 9 دي به چشم مي‌آيد، نوع واكنش كشورهاي حامي فتنه است كه نشانگر عجز و ناتواني آنان در برابر اراده و ايستادگي ملت ايران در حفظ نظام و ارزش‌هاي ديني است. براي آگاهي از تأثيرات حضور گسترده مردم در 9 دي در رفتار كشورهاي غربي و حاميان فتنه، اشاره‌اي مختصر به مواضع آنان در طول دوران فتنه امري قابل توجه است.
گوردون براون، نخست‌وزیر انگليس در حمایت از فتنه می‌گوید: «دولت ایران باید به «پرسش‌های جدی» درباره انتخابات مناقشه‌برانگیز ریاست‌جمهوری این کشور پاسخ دهد.»
‌جوزف بایدن، معاون اوباما رئيس‌جمهور آمريكا (‌24 خرداد ۸۸) با اعتراف به دخالت‌های آشکار آمریکا در امور داخلی ایران می‌گوید: «حکومت ایران مردم را سرکوب کرده است. آرای قوی احمدی‌نژاد براساس تحلیل‌های پیش از انتخابات غیرمحتمل است. آیا این خواسته مردم ایران است؟» اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا نیز فردای آن روز (25خرداد) با اتخاذ موضعی دوپهلو می‌گوید: «من از وضعیت فعلی ایران که در تلویزیون می‌بینم رنجیده‌خاطر هستم. ارزش‌هایی مثل آزادی عقیده و... ارزش‌های جهانی هستند که باید مورد احترام قرار گیرند.» رئیس‌جمهور آمریکا در مصاحبه‌ای دیگر در حمایت از فتنه گفت: «ما از آنان (‌اغتشاشگران) حمایت می‌کنیم. آنها در حال شکل دادن تاریخ ایران هستند و خود را در معرض خطر قرار داده‌اند.» در همان زمان وزرای خارجه بیست‌و‌هفت کشور عضو اتحادیه اروپا با صدور بیانیه‌ای اعلام کردند که این کشورها نتایج اعلام شده ستاد انتخابات ایران و اعتراض تعدادی از نامزدهای انتخاباتی در این زمینه را با نگرانی جدی دنبال می‌کنند!
آنجلا مرکل، صدراعظم آلمان نیز در واکنش به انتخابات ریاست‌جمهوری ایران با اشاره به اینکه نشانه‌هایی از تخلف در این انتخابات وجود دارد! آنچه را که موج بازداشت‌ها در ایران خواند، محکوم کرد. وزیر خارجه فرانسه نيز در این زمینه گفت: «‌ما بسیار نگران هستیم. چرا که روند گفت‌وگو در ایران در حال شکل‌گیری بود. فرانسه از این بابت متأسف است که این روند گفت‌وگو واکنشی بسیار خشونت‌آمیز را در پی داشته است.» لورنس کنن، وزیر امور خارجه کانادا نیز مراتب نگرانی شدید کشورش را از روند برگزاری انتخابات در ایران اعلام کرد و اظهار اشت: «گزارش‌های مربوط به حمله نیروهای امنیتی به مخالفان و ایجاد محدودیت برای آنها ما را به شدت نگران کرده است.» سنای آمریكا طرحی را تصویب كرد كه به موجب آن «55 میلیون دلار برای مقابله با سانسور اینترنت و گسترش فضای اطلاع‌رسانی در ایران هزینه شود.»
غربي‌ها با اين مواضع در حالي به دخالت و فتنه‌انگيزي در ايران پرداختند كه پس از حماسه عظیم 9 دي از پرداختن به اين حماسه بزرگ خودداري كردند و محور امور را به دست رسانه‌ها سپردند! و رسانه‌هاي غربي نیز با حاشيه‌سازي سعي در كم‌رنگ‌سازي شكست سران كشورهاي‌شان در برابر اراده ملت ايران داشتند. برای نمونه؛ خبرگزاری رویترز سعی کرد حضور میلیونی مردم ایران در ۹ دی را فقط در حد ده‌ها هزار نفر مخابره کند. در این میان صدای آمریکا و بی‌بی‌سی انگلیس که در طول فتنه سردمدار حمایت از آن بودند این بار در برخورد با حماسه ۹ دی تا ساعت‌ها سکوت اختیار کرده و سپس مدعی شدند: «ده‌ها هزار نفر»! در تظاهرات دولتی(!) (۹دی) شرکت کرده‌اند. البته بی‌بی‌سی در خبر دوم به جای تعبیر «ده‌ها هزار تظاهرکننده»، عبارت «تظاهرکنندگان» را جای داد. شبکه آمریکایی «ای‌بی‌اس» هم بیکار ننشست و با فرافکنی خبری تلاش کرد تا این حضور گسترده مردمی را تظاهرات هواداران دولت بخواند. اما موضع‌گیری شبکه فرانس ۲۴ فرانسه جالب‌تر بود. این شبکه فرانسوی در موضعی بسیار تند نسبت به ایران در برنامه تحلیلی خود درباره راه‌پیمایی ۹ دی، مدعی شد که در بین راه‌پیمایان ۹ دی، ساندیس رایگان توزیع شده است!
سرخوردگي سران غرب از شكست طرح‌هاي‌شان در قالب فتنه 88 در برابر اراده ملت ايران زماني آشكارتر مي‌شود كه پس از اين حماسه بزرگ، سران گروه 1+5 بار ديگر خواستار آغاز مذاكرات هسته‌اي شدند! حال آنكه تا پيش از اين با اميد به نتيجه‌بخش بودن فتنه از مذاكرات خودداري مي‌كردند!


نگاه دو
فتح الله پریشان

محوریت رهبری در برخورد با فتنه
خنثی‌سازی فتنه‌ای به بزرگی و عمق فتنه 88 که با برنامه‌ریزی مدون و پشتیبانی رسانه‌ای و اطلاعاتی و حمایت مالی و میدانی دشمنان اصلی انقلاب اسلامی، از فتنه‌گران در کف خیابان‌های تهران روی داد به مدد عواملی بزرگ‌تر از مؤلفه‌ها و مقوم‌های فتنه‌گری و فتنه‌گران میسر شد، والا چنین فتنه‌ای از ظرفیت‌ها و مایه‌های لازم برای به چالش کشیدن قدرتمندترین واحد سیاسی دنیا نیز برخوردار بود.
بدون شک، توان مدیریتی و اقتدار نظام اسلامی در برخورد با فتنه در کنار حضور ميليوني و زمان‌شناسانه مردم مسلمان ايران در تظاهرات نهم دي سال 1388 که در طول سه دهه تاريخ انقلاب بي‌نظير بود، پس از تأییدات غیبی و نصرت الهی از عوامل اصلی خنثی‌سازی فتنه 88 بوده‌اند، اما آنچه تحت عنوان اقتدار نظام اسلامی از آن یاد می‌شود،‌ محصول انسجام و هماهنگی عناصر و ارکان نظام از رهبری گرفته تا قاعده هرم قدرت، یعنی توده مردم بود. فتنه 88 سبب شد ترکیب بدیعی از نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی، به‌علاوه نیروهای بسیجی و مردمی که برای دفاع از کیان نظام مانند همیشه به صحنه آمده بودند، به‌وجود آید. این الگو امروز در کشورهای منطقه که به بحران گروهک‌های تکفیری و تروریستی مبتلا هستند، قابلیت خود را به خوبی نشان می‌دهد.
بدون شک آنچه فتنه 88 را از سطح یک تهدید ملی خارج کرد و آن را در یک مهندسی معکوس به ابزار تأمین امنیت کشور تبدیل کرد، بیانات روشنگرانه مقام معظم رهبری بود که به‌دنبال خود، بسیج ملی را برای دفاع از آرمان‌های نظام برانگیخت. رهبر معظم انقلاب از روزهای آغاز فتنه 88 تاکنون در سخنرانیهای متعددی به روشنگری در این زمینه پرداخته‌اند و با وجود گذشت پنج‌سال از این موضوع، همچنان ابعاد و زوایای فتنه 88 را بازخوانی کرده و درسهای آن را به مخاطبان یادآور میشوند.
البته این واقعيت که يكي از اهداف مهم «طرح براندازي و فروپاشي از درون» دشمنان کینه‌توز انقلاب اسلامی، تضعيف و حذف رهبري از معادلات حاكميتي جمهوري اسلامي است، بر کسی پوشیده نیست؛ زيرا در قانون اساسي و مباني اعتقادي مردم، «ولايت فقيه» و «رهبري انقلاب و نظام» از جايگاه ويژه‌اي برخوردار است که هم از این منظر و هم به لحاظ قابلیت‌هایی که دارد، همواره مورد طمع دشمنان بوده است؛ لذا دشمني با اصل ولايت فقيه و ايجاد فاصله بين رهبري و مردم از اهداف راهبردی معارضان و دشمنان است. اين مطلب در حوادث فتنه 88 به‌وضوح قابل رصد بود، زيرا به سرعت اختلافي كه ادعا مي‌شد در اثر بداخلاقي‌هاي انتخاباتي به‌وجود آمده است، خود را از سطح دعوای شخصی انتخاباتی به سطوح عالی نظام و زير سؤال‌بردن اركان ارزشي و اصلي نظام اسلامي از جمله جايگاه ولايت فقيه و شخص رهبري رساند و تمام معاندان و مخالفان زیر این چتر مشترک تجمع کردند.
نقش رهبری تنها در بررسی صرف نقش داهیانه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) که اقدامات مختلفی از روشنگری دائمی درباره فتنه تا برگزاری جلسات ارشادی برای سران فتنه و دستور به ایستادگی نهادهای انقلابی در مقابل باج‌خواهی و قانون‌شکنی آنها را شامل می‌شود، خلاصه نمی‌شود، بلکه نقش جایگاه بلند رهبری نظام اسلامی به‌عنوان رأس هرم اقتدار نظام اسلامی در مهیاسازی مردم برای دفاع از انقلاب نیز نقش ویژه‌ای بوده است که می‌تواند همانند اقدامات دیگر نظام برای کشورهایی که مقابل استکبار می‌خواهند بایستند، الهام‌بخش باشد؛ چرا که اگر مردم به نظام و رهبری‌شان اعتماد و اعتقاد نداشتند و مانند همیشه پای کار نظام نمی‌آمدند، جمهوری اسلامی به این راحتی قادر به خنثی‌سازی فتنه عمیق 88 نبود.
غربی‌ها با برآوردهای نادرست دشمنان و خائنانی چون منافقین، به‌زعم باطل خودشان می‌خواستند چالشی‌ترین بحران را برای ایران اسلامی طراحی و عملیاتی کنند که با مشت محکم رهبری،‌ مردم و نیروهای دفاعی کشور که از سر غیرت دینی و با هماهنگی کامل بود، مواجه شدند و به پیوند نظام اسلامی با مردم و اقتدار حاصل از آن پی بردند.


نگاه سه
علی حیدری

فتنه و توهین به ارزش‌های انقلاب، امام و رهبری
حماسه بزرگ ۹ دی نتیجه بی‌حرمتی به ساحت مقدس امام حسین(ع) و عاشورای حسینی بود، اما در کنار آن، موضوعی که دل علاقه‌مندان به انقلاب اسلامی را از مدت‌ها پیش به درد آورده بود، اهانت‌ها و بی‌حرمتی‌هایی بود که در مقاطعی از هشت ماه فتنه پس از انتخابات، به ساحت امام خمینی(ره) بنیانگذار انقلاب اسلامی، مقام معظم رهبری و ارزش‌ها و آرمان‌های انقلاب مقدس اسلامی صورت گرفت. دلیل آن هم این بود که شرکت‌کنندگان در راه‌پیمایی بی‌نظیر 9 دی در کنار علم‌ها و بیرق‌های اباعبدالله الحسین(ع)، تنها تصاویر امام(ره) و مقام معظم رهبری و شعارها و نوشته‌هایی با مضمون حمایت از انقلاب اسلامی و ولایت فقیه را حمل می‌کردند.
نکته مهم این است که سران فتنه و گردانندگان آن در سطوح بالا کسانی بودند که در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی و به‌ویژه پس از ارتحال امام خمینی(ره) و دوران زعامت امام خامنه‌ای، همواره از امام(ره)، خط امام(ره) و اندیشه‌های آن رهبر سفرکرده دم می‌زدند و خود را نزدیک‌تر از همه به رهبر کبیر انقلاب می‌دانستند.
اولین بار پس از دوم خرداد 76 و روی کار آمدن دولت اصلاحات بود که به بهانه فضای باز سیاسی در جامعه و مطبوعات آن دوره، نظریه‌پردازان دولت اصلاحات به صراحت از پایان دوران امام خمینی(ره) و کهنه شدن تفکر امام(ره) سخن راندند، اما حدود یک دهه بعد و در جریان وقایع پس از انتخابات88 حوادثی رخ داد که ماهیت پنهان فتنه‌گران را به خوبی هویدا کرد. یکی از این اتفاقات تلخ که قلب ملت انقلابی ایران را به درد آورد، توهین به تمثال مبارک امام راحل(ره) بود. این رویداد تلخ در حاشیه مراسم 16 آذر سال88 روی داد و طی آن تعدادی از فتنه‌گران تصویر مبارک امام خمینی(ره) را پاره کردند. رسانه‌های ضد انقلاب و برخی شبکه‌های غربی که انگار از چنین حادثه‌ای به وجد آمده بودند به کرات اقدام به انتشار این اهانت کردند. انتشار خبر این حادثه تلخ، موجی از تنفر و انزجار را در بین مردم ایجاد کرد و متعاقب آن راه‌پیمایی‌هایی در شهرهای مختلف کشور برگزار شد.
آتش زدن تصویر مبارک مقام معظم رهبری و قرار دادن تصاویر آن در شبکه‌های اجتماعی نیز از مصادیق اهانت به ساحت رهبر فرزانه انقلاب بود. جالب اینجا بود که مسببان بزدل این عمل وقیحانه در گوشه‌ای خلوت اقدام به این کار کرده و هدف‌شان فقط ضبط تصویر و انتشار آن در شبکه‌های معاند بود.
در نمونه‌ای دیگر، هواداران خیابانی فتنه که وظیفه آشوب و اغتشاش را بر عهده داشتند، شعارهایی را علیه رهبری انقلاب و اصل ولایت فقیه سر دادند که در این مورد نیز تصاویر این اقدام مورد استقبال حامیان رسانه‌ای فتنه‌گران در آن سوی مرزها واقع شد. حرکت‌های دیگری از این دست در جریان وقایع گوناگون سال88 روی داد که در آنها بی‌حرمتی به ارزش‌های انقلابی ملت ایران مشاهده می‌شد.
این حرکت‌های توهین‌آمیز از سوی حامیان نامزدهای شکست‌خورده انتخابات همچون موسوی و کروبی روی داد و متأسفانه از سوی سران فتنه هیچ موضعی در نفی این حرکت‌ها اتخاذ نشد. در حالی که آنها تا پیش از برگزاری انتخابات در شعارهای خود همواره از امام خمینی(ره) و تداوم راه ایشان دم می‌زدند! همین سکوت مرموز بود که توهین‌کنندگان را در ادامه حرکت‌شان جسورتر می‌کرد.
در یک کلام می‌توان گفت فتنه 88 با همه آثار زیانباری که متوجه کشور و ملت ایران کرد، ماهیت واقعی برخی خواص و افرادی را که داعیه انقلابی‌گری و اطاعت از امام‌شان گوش فلک را کر کرده بود، بر همگان روشن کرد و ملت بزرگ ایران با خلق حماسه بی‌بدیل 9 دی، پاسخی از جنس خود به همه فتنه‌گری‌ها و فتنه‌گران دادند.


 

صفحه 7
شکوه بصیرت

 

 

حصر خانگی سران فتنه از دیدگاه حقوق و قانون
حامد محمودشاهی

اشاره
جوامع از حیث رفتاری، معمولاً زمانی با مشکل مواجه می‌شوند که گرفتار ناهنجاری شوند و شتاب خطرآفرینی آن بخش از ناهنجاری زیاد است که با نادیده گرفتن قانون و به عبارت دقیق‌تر، زیر پا گذاشتن قانون،‌ ایجاد شود. در رویداد بزرگی مانند انتخابات، در عادی‌ترین وضعیت زمینه و بهانه برای رفتار هنجارشکنانه به‌وفور یافت می‌شود تا چه رسد به انتخابات ریاست‌جمهوری سال 88 که نشانه‌های مقدماتی آن از چند روز پیش از انتخابات، از انتخاباتی بسیار پرشور و متفاوت با انتخابات‌های گذشته خبر می‌داد. رفتار هنجارشکنانه طرفداران برخی از نامزدهای انتخابات چند روز پیش از زمان برگزاری انتخابات شروع شده بود و با اینکه انتظار بود این نامزدها درباره چنین رفتاری به هواداران‌شان تذکر دهند، چنین نشد و این رفتار که رفته‌رفته از هنجارشکنی کوچک و ساده در حال تبدیل شدن به قانون‌شکنی بود فزونی یافت؛ اما همچنان بیشتر مسئولان، امید داشتند که با آغاز رأی‌گیری و تخلیه هیجانات رقابت انتخاباتی، موضوع در همین سطح خاتمه یابد، غافل از آنکه قانون‌شکنی اصلی در راه است و موسوی قصد دارد با اعلام پیروزی توهمی پیش از اتمام رأی‌گیری و زیر پا گذاشتن تمام قوانین معتبر و محترم، نظام را وادار به پذیرش پیروزی مزورانه‌اش کند یا آتش فتنه را شعله‌ور سازد که با ایستادگی نظام، راه دوم را برگزید و به همراه افراد مشخصی در این راه گام نهاد. این قانون‌شکنی عریان و وقیحانه مقدمه و زمینه‌ای برای سایر قانون‌شکنی‌ها شد. نوشتار حاضر گذری کوتاه بر قوانینی است که حصر سران فتنه را تأیید و تجویز می‌کند.
در ابتدای این نوشتار چند پرسشی را که ممکن است در ذهن اقشار جامعه وجود داشته باشد، مطرح کرده و سپس به بررسی آنها و یافتن پاسخ مناسب می‌پردازیم.

1- حصر خانگی از لحاظ حقوقی به چه معناست؟ 2- جایگاه حصر در متون حقوقی و قانونی چگونه است؟ 3- آیا حصر خانگی یک اقدام کیفری است یا تأمینی؟ 4- آیا حصر خانگی سران فتنه، عملی قانونی بوده است؟
حصر خانگی نوعی محرومیت از حقوق اجتماعی است. در تعاریف حقوقی و مواد قانونی، عنوانی صراحتاً به این نام نیامده است، اما بر اساس ماده 23 قانون مجازات اسلامی، مصوب سال 1392 و تفسیر موسعی که از این ماده قانونی می‌توان به دست آورد، مقام قضایی؛ یعنی حاکم شرع حق دارد کسی را در خانه‌اش حصر کند.
ماده 23 قانون مجازات اسلامی می‌گوید: «دادگاه می‌تواند فردی را که به حد، قصاص یا مجازات تعزیری از درجه شش تا درجه یک محکوم کرده است، با رعایت شرایط مقرر در این قانون، متناسب با جرم ارتکابی و خصوصیات وی به یک یا چند مجازات از مجازات‌های تکمیلی زیر محکوم کند:
الف- اقامت اجباری در محل معین، ب- منع از اقامت در محل یا محل‌های معین، ج- منع از اشتغال به شغل، حرفه یا کار معین، ت- انفصال از خدمات دولتی، عمومی و...»
بر اساس این ماده قانونی که موارد محرومیت‌های اجتماعی را برشمرده است، از جمله این محرومیت‌ها «اقامت اجباری در محل معین» و «منع از اقامت در محل یا محله‌ای معین» است، بنابراین می‌توان حصر را از مصادیق این‌گونه محرومیت‌های اجتماعی دانست، زیرا در حصر خانگی هم، همچون موارد اشاره شده در ماده قانونی فوق‌الذکر، فرد یا افراد محصور از یک سری حقوق اجتماعی مانند؛ رفت‌وآمد، محل اقامت و... محروم می‌شوند. به عبارت دیگر، حصر خانگی، محدودیت آزادی برای شخص یا اشخاص از سوی حکومت ایجاد می‌کند، لذا رفت‌وآمدها، ایجاد ارتباطات عمومی با افراد و ابراز عقیده برای اشخاص در حصر بسیار محدود می‌شود.
اما نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که حصر خانگی چه زمانی از سوی حکومت اعمال می‌شود؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت: حصر که به‌عنوان یک «اقدام تأمین موقت» یا به عبارت دیگر یک «اقدم تنبیهی موقت» محسوب می‌شود، به‌منظور حفظ امنیت است. از این‌رو، افرادی که موجبات ناامنی و مخاطرات عمومی را بر اساس گفتار، افعال و تقریرات خود فراهم می‌کنند و سبب ایجاد ناهنجاری‌های اجتماعی اعم از اغتشاشات، بی‌نظمی، تخریب اموال عمومی و به‌طور کلی خروج از دایره قانونمندی می‌شوند، ناگزیر با این‌گونه اقدامات امنیتی روبه‌رو می‌شوند که در بسیاری از کشورها از آن، به‌عنوان یک اقدام تأمین، بازدارنده و یا مجازات استفاده می‌کنند و حتی در جهت کنترل رفتار و اعمال فرد خاطی در محل اسکان از سامانه‌های الکترونیکی نظارتی بهره می‌برند.
در نظام بین‌الملل حقوق بشر نیز امنیت یک جامعه بسیار مورد توجه قرار گرفته است تا آنجا که حق امنیت به‌عنوان پیش‌شرط استفاده از بسیاری از حق‌ها نظیر؛ آزادی بیان، آزادی فردی، اجتماعی و... محسوب می‌شود و این امر سبب شده تا مسئله تزاحم حق امنیت با سایر آزادی‌ها مورد توجه نظام بین‌الملل حقوق بشر قرار گیرد.
بند (ب) ماده 29 اعلامیه جهانی حقوق بشر و مواد 12، 14، 18 و 19 میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، امنیت و نظم عمومی را در مقام تعارض با سایر حقوق ارجح دانسته است،‌ بنابراین بر اساس اسناد بین‌المللی حقوق بشر، حق‌ها با قیود محدودیت‌آور روبه‌رو و حق‌های بشری در صورت تزاحم با هم و یا با امنیت افراد و امنیت ملی می‌تواند مشمول محدودیت‌های متعدد شود.
یکی از مصادیق مهم اخلال در جامعه و به خطر انداختن امنیت کشور وقایعی بود که پس از انتخابات سال 1388 از سوی اشخاصی با اهداف معین در داخل کشور اسلامی ایران رقم خورد. انتخاباتی که با حضور حداکثری ملت شریف ایران انجام گرفت و مظهر باشکوهی از همراهی مردم با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود، اما اقدامات نابهنجار برخی از نامزدها، شیرینی این حماسه را به کام ملت تلخ کرد. آنجا که بعدها با عنوان سران فتنه شناخته شدند،‌ پیش از اعلام نتایج نهایی انتخابات از عباراتی همچون؛ «تقلب در انتخابات» در سطح جامعه استفاده کرده و بر این اساس، خود را پیروز این میدان معرفی کردند و با زیر پا گذاشتن قانون و قانونمداری به اردوکشی‌های خیابانی دست زدند و با انتشار بیانیه و اعلامیه‌ها، آتش درگیری و اغتشاش را در جامعه روشن کرده و با سکوت نابجای خود، مهر تأییدی بر توهین به مقدسات دینی، بی‌نظمی در جامعه و به‌طور کلی برهم زدن امنیت ملی زدند، علاوه بر آثار مخربی که این اقدامات برای اوضاع داخلی کشور داشت، زمینه مناسبی را هم برای شیطنت عوامل خارجی فراهم کرد؛ لذا برای جلوگیری از این فتنه و برگشتن آرامش به جامعه، محصور کردن عوامل فتنه، اقدامی ضروری بود.
بر اساس اصل 176 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، شورای عالی امنیت ملی به‌منظور تأمین منافع ملی، پاسداری از انقلاب اسلامی، حاکمیت ملی و... تشکیل شده است. از این‌رو، برحسب وظیفه و صلاحیتی که در قانون اساسی برای شورای عالی امنیت ملی در نظر گرفته شده، در آن زمان، مسئولان امنیتی کشور به‌عنوان یک اقدام پیشگیرانه، تصمیم به حصر خانگی سران فتنه گرفتند، زیرا در آن زمان که کشور اسلامی در بحران امنیتی به سر می‌برد و محاکمه مستقیم قضایی فتنه‌گران میسر نبود، برای حفظ کیان نظام اسلامی، این اقدام (حصر خانگی) از سوی مقامات امنیتی کشور از ضروریات محسوب می‌شد که عملی صحیح و قانونی بوده است. البته همان‌طور که در مطالب گذشته ذکر کردیم،‌ این‌گونه اقدامات موقتی بوده و افراد خاطی باید در فرصتی مناسب و طبق مصالح نظام اسلامی در محاکم قضایی بازخواست شوند تا با توجه به خسارت‌های عظیمی که بر اساس اقدامات غیرقانونی آنها به جامعه وارد شده است، مجازات‌های کیفری مناسب در نظر گرفته شود.


نگاه شش
محمد گنجي

نقش‌آفريني‌هاي خاتمي در فتنه 88
بدون شک سيدمحمدخاتمي، رئيس‌جمهور دولت هفتم و هشتم،‌ يکي از مؤثرترين شخصیت‌هايي است که از نقش وی در انتخابات سال 88 و حوادث پس از آن نمي‌توان به‌سادگي گذشت. خاتمي که در آن انتخابات، گزينه اصلي اصلاح‌طلبان براي رياست‌جمهوري بود، خيلي زود فهميد که توان رقابت با رئيس‌جمهور دولت نهم را ندارد، از این رو در اولين فرصت به بهانه ورود موسوي به عرصه انتخابات، خود را کنار کشيد و در صف حاميان موسوي برآمد.
خاتمي روز جمعه 22 خرداد 88 در پاي صندوق رأي و هنگام انداختن رأي خود در حالي که هنوز چند ساعت بيشتر از آغاز رأي‌گيري نمي‌گذشت، گفت: «همه شواهد امر حاکي است موسوي انتخابات را برده است. اما من پيشگو نيستم.»(پايگاه خبري آفتاب، 22/3/88) رسانه‌هاي خبري حامي موسوي اين سخنان را در ابعاد گسترده پوشش دادند و تکميل‌کننده جورچین دوستان وي بود که همگي هنگام رأي دادن به‌طور ضمني از تقلب در انتخابات سخن گفته بودند!
او صبح روز پس از انتخابات يعني زماني که آرا هنوز در حال شمارش بود، با هاشمي رفسنجاني تماس گرفت و گفت که به همراه «ميرحسين موسوي» و «سيدحسن خميني» قصد ديدار وي را دارد. به گفته هاشمي، خواسته اين سه تن در ديدار ظهر 23 خرداد «ابطال انتخابات بود و راه‌هاي قانوني را نيز قبول نداشتند.»
خاتمي همچنين روز 25 خرداد، با صدور بيانيه‌اي به مناسبت تظاهراتي که بنا بود حاميان موسوي در تهران برپا کنند، با جملات کليشه‌اي و سر دادن شعارهاي مردم‌فريب نوشت: «آنچه در جريان انتخابات اخير رياست‌جمهوري اتفاق افتاد باعث خدشه‌دار شدن اعتماد عمومي و منجر به واکنش‌هاي طبيعي و پراحساس مردم عزيز ما در سراسر کشور شده است.»
وي در ادامه، مطالبات موسوي را روشن دانست و نوشت که اين مطالبات «خواست همه ماست.»(25/3/88)
خاتمي پس از آشوب روز 30 خردادماه که باعث و باني آن، خود وی و دوستان نزديکش يعني اعضاي مجمع روحانيون مبارز بودند، با صدور بيانيه‌اي مشابه بيانيه‌ سران فتنه که حکايت از تدوين همه آنها توسط مرکزي واحد داشت، به دفاع از اغتشاشات پرداخت و چنين نوشت: «موجي از دستگيري از زنان و مردان و نخبگان سياسي و فرهنگي کشور از اولين ساعات اعلام نتايج تاکنون و ممانعت از اجتماعات آرام و باوقار مردم که از نشانه‌هاي فرهنگ بالاي هموطنان است، مشکلات را افزون مي‌کند.»(31/3/88)
سردمدار توسعه سياسي، با نفي صريح قانون اساسي، شوراي نگهبان را مرجع صاحب صلاحيت ندانست و نوشت: «ارجاع امر به مرجع يا مراجعي که بايد حافظ حقوق مردم و مجري انتخابات سالم و آزاد و ناظر بر آن باشند، ولي خود مورد انتقاد و شکايتند راه‌حل مسئله نيست.»
خاتمی در دیدار با هيئت منتخب کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس(8/4/88) نیز بر همان مسیر انحرافی خود باقی ماند و راهکاري که براي حل اين مسئله ارائه داد، تشکيل يک «هيئت بي‌طرف» بود. (8/4/88) هدف خاتمي از ارائه پيشنهاد تشکيل «هيئت بي‌طرف»، در حقيقت دور زدن قانون اساسي و رهبري و بي‌اعتبار کردن نهادهاي قانوني از جمله شوراي نگهبان و وزارت کشور بود.
رئيس دولت اصلاحات همچنين در تيرماه 88 در سناريوي «شهيدسازي» نقش‌آفرين شد و ديدارهايي هم با خانواده‌هاي دستگيرشدگان و کشته‌شدگان در ناآرامي‌هاي پس از انتخابات داشت. وي در يکي از اين ملاقات‌ها گفت: «متأسفم از اينکه اعلام کنم جرم شما و عزيزان‌تان اين است که در ايران مانديد و براي تقويت نظام و تأمين حقوق مسلم مردم تلاش کرديد.» (10/4/88)
اواسط تيرماه بود که رسانه‌ها خبر از پخش اعترافات برخي از فتنه‌گران دادند. اما خاتمي و همفکرانش با علم به اينکه در اعترافات احتمالي بازداشت‌شدگان چه حقايق تکان‌دهنده‌اي عليه آنها و ماهيت اصلاح‌طلبان فاش خواهد شد، دست به قلم بردند و نامه‌اي خطاب به مراجع نوشتند. در این نامه آمده بود: «دستگاه‌هاي تبليغاتي دولتي و به‌ويژه صداوسيما... با پخش اعتراف‌هاي نمايشي، سعي در اثبات اينگونه اتهامات واهي به حرکتي مردمي دارد.»(15/4/88)
در پايان ‌نامه مذکور، از مراجع تقليد خواسته شده بود روند رسيدگي به اتهامات به مجاري قانوني بازگردد! و توضيح داده نشده بود که مگر رسيدگي به اتهامات در مراجع قانوني و با استناد به اسناد غيرقابل انکار صورت نگرفته است؟! اين نامه هدف ديگري را نيز دنبال مي‌کرد و آن، تلاش براي ايجاد شکاف ميان مرجعيت و نظام بود.
نکته پاياني آنکه، هر چند وي بعد از اين، موضع تندي عليه نظام نگرفت، اما با سکوت خود، همراهي‌اش را با فتنه‌گران ادامه داد و حتي در برابر اظهارات تندي که گاه به وي منسوب مي‌شد نيز در مقام تکذيب بر نيامد.


نگاه چهار
مصطفی قربانی

انتخابات 92 مهر تأییدی بر سلامت انتخابات 88
مردم‌سالاری دینی، در واقع حکومتی است که بر دو پایه اصلی آموزه‌های اسلامی و مردم شکل گرفته است. بنابراین مشخص است که در چنین حکومتی، مردم نقش بی‌بدیلی دارند. این اعتقاد راسخ به نقش و جایگاه مردم در نظام اسلامی سبب شد که طراحان قانون اساسی، درصدد ایجاد سازوکاری برآیند که تضمین‌کننده نقش و جایگاه مردم در نظام برآمده از انقلاب اسلامی باشد. از این رو، آنان با تعیین عنوان جمهوری اسلامی برای نظام جدید، به این دغدغه و اعتقاد خود جامه عمل پوشاندند. حضور مداوم و مستمر مردم در صحنه‌های گوناگون مانند انتخابات، راه‌پیمایی و... و اهمیتی که مسئولان و به‌ویژه رهبر معظم انقلاب برای این امر قائل هستند، گویای این واقعیت بسیار مهم است که در نظام مردم‌سالاری دینی، مردم از نقشی واقعی و تعیین‌کننده برخوردارند، نه نقشی که صرفاً صوری و ظاهری باشد.
با توجه به آنچه گفته شد، انتخابات و مشارکت سیاسی، مهم‌ترین عرصه‌ای است که این نقش مردمی در آن متجلی می‌شود. این مشارکت از جنبه‌های مختلف می‌تواند یاریگر نظام اسلامی در تحقق اهدافش باشد؛ در بعد امنیتی، ضریب امنیت کشور را بالا می‌برد، در بعد سیاسی موجب مشروعیت‌بخشی به نظام می‌شود و در بعد اقتصادی، پشتوانه محکمی برای افزایش سرمایه اجتماعی دولت است که این خود می‌تواند در پیشرفت اقتصادی نقش مهمی را ایفا کند.
با این وجود، سلسله وقایعی را که پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در قالب هشت ماه فتنه و با بهانه واهی تقلب صورت گرفت باید از جمله ظلم‌های بزرگی دانست که نسبت به نظام اسلامی و مردم صورت گرفته است، زیرا در اوضاعی که نظام اسلامی می‌توانست از ثمره‌های مشارکت حدود هشتادوپنج درصدی مردم در حوزه سیاست داخلی و خارجی بهره ببرد، عده‌ای با فتنه‌گری و قد علم کردن در مقابل رأی مردم و انجام اقدامات خلاف قانون، کوشیدند شیرینی این حضور حماسی را به تلخی و ثمره‌های آن را به هزینه‌های گزاف تبدیل کنند. هر چند اصحاب فتنه در این هشت ماه توانستند با غبارآلود کردن صحنه، عده‌ای را دور خود جمع کنند و هرچند به مرور زمان از شمار هواداران آنان کاسته شد، اما حضور گسترده مردمی در روز بصیرت(9 دی 1388) که پس از توهین اصحاب فتنه به ساحت مقدس سیدالشهداء(ع) صورت گرفت، بساط فتنه و فتنه‌گران را برچید، اما با این وجود، هر چه زمان بیشتر می‌گذرد پوچ و واهی بودن ادعاهای اصحاب فتنه و حقانیت نظام اسلامی بیشتر نمایان می‌شود که از جمله آنها می‌توان به یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال 92 و نتیجه آن اشاره کرد. به عبارت دیگر، با گذر زمان و در جریان یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مشخص شد که نظام جمهوری اسلامی ایران نه تنها راه تقلب را در هر انتخاباتی مسدود می‌کند، بلکه امین و حافظ رأی مردم است و به نظر و رأی آنان به طور کامل احترام می‌گذارد، چرا که اگر این‌گونه نبود و ادعای تقلب اصحاب فتنه در سال 88 صحت داشت، جابه‌جا کردن حدود 250 هزار رأی کاری به مراتب آسان‌تر از جابه‌جا کردن و تقلب حدود 11 میلیون رأی در سال 88 بود؟!
حاصل اینکه؛ گذر زمان نه تنها مهر باطل بر ادعاهای واهی اصحاب فتنه زد، بلکه امانتداری، صداقت، دقت‌نظر و حساسیت نظام اسلامی را نسبت به آرای ملت به اثبات رساند با اینکه پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲ فتنه‌گران از پرداختن به این مبحث مهم ابا داشتند و از آن می‌گریختند، اما حسن امانت‌داری مسئولان برگزارکننده انتخابات سال ۹۲ و تمکین همه رقبای انتخاباتی به نتیجه اعلام شده و پذیرش عمومی مردم به جهانیان اثبات کرد که در ایران حرف آخر در انتخابات را قانون می‌زند و این چیزی است که فتنه‌گران به آن گردن ننهادند.


نگاه پنج
مهدی عامری

فتنه‌ در تهران، حماسه در ایران
فتنه سال 88 را باید فتنه پیچیده‌ای دانست که اگرچه عاملان فتنه با نظریه عجیب «داماد لرستان و پسر آذربایجان» سعی کردند دامنه فتنه‌گری خود را در شهرهای دیگر هم بگسترانند، اما آنچه مشاهده شد، اعتراضاتی بود که تنها در تهران نمود پیدا کرد که اوج آن در روزهای اواخر خرداد سال 88 بود که البته روزبه‌روز به افول گرایید.
آرای آقای موسوی در شهر تهران حدود سیصد هزار رأی بیشتر از رئیس‌جمهور منتخب بود. ادعای دروغین تقلب در انتخابات که از ماه‌ها پیش از انتخابات از سوی اصلاح‌طلبان مطرح می‌شد سبب گردید بخشی از حامیان موسوی در تهران به خیابان‌ها بیایند تا به‌اصطلاح، حق خود را مطالبه کنند، اما این ادعای دروغین در دیگر نقاط کشور با هیچ واکنشی از سوی مردم مواجه نشد و با وجود تبلیغات گسترده فتنه‌گران و شبکه‌های ماهواره‌ای ضد انقلاب برای تشویق مردم به حضور اعتراض‌آمیز در خیابان‌ها، مردم دیگر استان‌ها تنها با نگرانی به نظاره وقایع پایتخت نشستند. رسانه‌های معاند نظام که معمولاً کوچک‌ترین اجتماعات و اعتصابات صنفی در ایران را با آب‌ و تاب فراوان منعکس می‌کنند، هیچ‌گاه نتوانستند در طول هشت ماه فتنه‌گری در کشور خبر قابل توجهی از اعتراضات مردم در غیر از شهر تهران را پوشش دهند! باوجود تلاش آشوب‌طلبان، مرز فتنه از بخش‌های محدودی از تهران هم فراتر نرفت.
شعارهای ساختارشکنانه و ضدانقلابی و توحش و خرابکاری فتنه‌گران که ربطی به مسئله انتخابات نداشت، سبب می‌شد تا در اجتماعات بعدی تعداد افراد از دفعه گذشته کمتر شود.
تاسوعا و عاشورای حسینی سال ۸۸ اوج نقطه ‌امید فتنه‌گران و دشمنان بود تا به زعم خود با استفاده از حضور پررنگ مردم در عزاداری‌ها بتوانند با تکیه بر توپخانه‌های رسانه‌ای داخلی و خارجی مردم را به اعتراض و فریاد علیه نظام اسلامی در عاشورا فراخوانند. اما این بار هم در تهران آن‌گونه که دشمنان توقع داشتند، کسی با اینان همراه نشد و فقط جمعی از اراذل آشوبگر و عده‌ای از ورشکستگان سیاسی به خیابان آمدند که با حماقت در هتک‌حرمت این روز، این پروژه شکست خورد و مردم علیه حرمت‌شکنان به خروش آمدند.
مردم بابصیرت برخی شهرها که تحرکات موذیانه فتنه‌گران در پایتخت را رصد می‌کردند، در اعتراض به هشت ماه فتنه‌گری و آشوب و اهانت به مقدسات آنان، در روزهای پس از عاشورا به خیابان‌ها آمدند. اما در روز نهم دی بسیاری از شهرها به‌ویژه تهران با حماسه‌ای فراگیر، تومار فتنه را در هم پیچیدند و اعتراضاتی که در ابتدا علیه فتنه‌گران از شهرهای رشت و تبریز به گوش رسید، در نهم دی ماه سال 1388 به سرتاسر ایران و در لوای حمایت از ولایت و نظامی اسلامی بلند شد. خروش میلیونی مردم ایران که هشت ماه پیش از آن در انتخاباتی با 85 درصد مشارکت ضمن حمایت از نظام و انقلاب، به پویش و سرزندگی کشور مهر تأیید زده بودند، نشان داد با رویارویی یک فتنه پیچیده که یک سر در داخل کشور و یک سر در خارج از این مرز و بوم دارد دست از حمایت از نظام دینی خود بر نمی‌دارند و تقریباً همان چهل میلیونی که در 22 خرداد 88 با آرای خود ابتدا به جمهوری اسلامی بله گفتند و سپس رأی خود را به صندوق انداختند، این بار با گام‌های خود به طرفداری از انقلاب اسلامی به میدان آمدند و از دشمنان ملت برائت کردند.
در تهران نیز خیل عظیم چند میلیونی جمعیت در خیابان انقلاب و خیابان‌های اطراف نشان از این داشت که حتی برخی رأی‌دهندگان به سران فتنه نیز از فتنه‌گری او بیزارند و دیگر به ادعاهای دروغین‌شان وقعی نمی‌نهند. این‌گونه بود که فتنه‌ای که در تهران و البته با همدستی برخی کشورهای خارجی صورت گرفت، با جواب دندان‌شکن همه مردم ایران در نهم دی روبه‌رو و مضمحل شد.


 

صفحه 8
شکوه بصیرت

 

 

از بازسازی تا تاریخ‌سازی برای فتنه
کمیته مشترک سینمای اصلاحات و لابی‌های صهیونیستی

سعید رضایی

با وجودی که پنج سال از کودتای فتنه 88 می‌گذرد، اما تبلیغات رسانه‌ای برای این کودتا در عرصه رسانه‌ای همچنان به قوت خود باقی است. به‌جز صدها پایگاه اینترنتی و شبکه ماهواره‌ای و رادیویی که به‌طور مستمر سعی در «بازسازی فتنه» دارند، عرصه سینما نیز به محلی برای «تاریخ‌سازی فتنه» تبدیل شده است.
در داخل کشور، علاوه بر اینکه طی پنج سال گذشته تعدادی فیلم در حمایت از فتنه 88 ساخته شده، هم‌اکنون نیز سه فیلم توقیف شده که به‌طور آشکار و مستقیم به «تطهیر فتنه» می‌پردازند، با ستایش رسانه‌های اصلاح‌طلب همراه شده‌اند. ضمن اینکه زمزمه‌هایی مبنی بر احتمال حضور یک فیلم دیگر در همین راستا در جشنواره فجر آتی شنیده می‌شود. در خارج نیز در حال حاضر سه فیلم ضدایرانی در دفاع از فتنه در حال نمایش است. به همین دلیل، دستورالعمل تبلیغ برای فتنه سال 88 را می‌توان، کمیته مشترک سینمای جریان اصلاحات و لابی‌های صهیونیستی سینمای غرب دانست.
جعل تاریخ از سوی سینمای اصلاحات
فیلمسازان اصلاح‌طلب در سال‌های اخیر، همواره در تلاش بوده‌اند تا در آثار خود به تحریف وقایع سال 88 به نفع فتنه بپردازند. فیلم‌هایی چون «پل چوبی» به کارگردانی مهدی کرم‌پور و «خیابان‌های آرام» ساخته کمال تبریزی گرفته تا فیلم غیرقانونی «تهران من حراج» و فیلم توقیف‌شده «یک خانواده محترم». حتی فیلم «محاکمه در خیابان» مسعود کیمیایی نیز در تیتراژ پایانی خود با نمایش اغتشاشات خیابانی سال 88 به این قضیه، ادای دین می‌کند. در بخشی از فیلم مستند «چنارستان» ساخته هادی آفریده نیز اشاره‌ای آمیخته با حمایت به فتنه می‌شود، اما بحث برانگیزترین فیلم‌های این گروه، آثاری چون «آشغال‌های دوست‌داشتنی»، «عصبانی نیستم» و «قصه‌ها»، هستند. هر سه فیلم، به نحوی از انحا، به تحریف واقعیت‌های فتنه 88 می‌پردازند.
فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» ساخته محسن امیریوسفی در قالب یک روایت سوررئال و فانتزیک، به اشاره‌هایی به سرکوب اعتراضات مردمی در سال 88 می‌شود! مشکل اصلی این فیلم این است که هیچ اشاره‌ای به دلیل اصلی درگرفتن این اعتراضات- یعنی دروغ بزرگ تقلب در انتخابات- و همچنین رویگردانی اکثریت مردم از جریان فتنه نمی‌کند. البته فیلم «آشغال‌های دوست داشتنی» از سوی خود دولت حسن روحانی به‌طور رسمی توقیف و غیرقابل نمایش اعلام شد. اما فیلم «عصبانی نیستم» نیز داستان یک دانشجو است که به سبب شرکت در آشوب‌های سال 88 به اصطلاح ستاره‌دار شده و امکان اشتغال و پیدا کردن کار را نمی‌یابد! این فیلم به کارگردانی رضا درمیشیان، هیچ اشاره‌ای به هدف اصلی درگرفتن وقایع سال 88 که همان کودتا در رأی مردم بود، نمی‌کند. همچنان که در فیلم «قصه‌ها» به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد، ادعا می‌شود که فتنه سال 88 اعتراض طبقات رنج کشیده و محروم به نظام بود! یعنی واقعیت آن دوره را کاملاً معکوس نشان می‌دهد.
فیلم‌های «قصه‌ها» و «عصبانی نیستم» که به تحریف و سانسور واقعیت‌های سال 88 می‌پردازند، با حمایت رسانه‌های مدعی اصلاحات مواجه شده‌اند. این دو فیلم نیز به درخواست وزیر ارشاد دولت یازدهم، فعلاً امکان نمایش عمومی ندارند.
همراهی سینمای صهیونیستی با فتنه
اما در یک‌سال اخیر، سینمای صهیونیستی فعال در غرب نیز به‌طور متراکم به تبلیغ و تاریخ‌سازی برای فتنه مشغول شده است، به‌طوری که در ماه‌های اخیر، سه فیلم با این مضمون در سینماها و جشنواره‌های غربی حضور یافته‌اند.
«گلاب» نخستین فیلم هالیوودی با موضوع وقایع سال 88 ایران است که به تازگی در سینماهای آمریکا به نمایش عمومی درآمده است. البته این فیلم، به سبب ضعف هنری و تکنیکی حتی در رسانه‌های غربی نیز چندان جدی گرفته نشده است. با این حال، برگزیدن این فیلم برای حضور در جشنواره تورنتو نشان‌دهنده اهمیت قائل‌شدن محافل غربی برای این نوع از فیلم‌هاست. فیلم «گلاب» بر اساس خاطرات مازیار بهاری، جاسوس انگلیس در تهران به کارگردانی جان استوارت ساخته شده است.
فیلم دیگری به نام «رز سرخ» نیز به کارگردانی یک فیلمساز غیرحرفه‌ای ایرانی به نام سپیده فارسی در فرانسه و به سفارش لابی صهیونیستی آن کشور ساخته شده است. این فیلم داستان تعدادی دختر و پسر جوان است که در جریان درگیری‌های خیابانی در تهران در سال 88 به آپارتمان یک مرد میانسال پناه می‌برند. پس از بازگشت آرامش به شهر و زمانی که جوانان به خانه‌های خود باز می‌گردند، یکی از آنها که دختری جوان است، می‌فهمد، تلفن همراه خود را در آن خانه جا گذاشته، بازگشته و ماجراهای دیگری پیش می‌آید. فیلم «رز سرخ» یک اثر ضدایرانی در راستای نمایش تصویری منفی از مردم متدین ایران است.
فیلم «رقاص در بیابان» نیز از دیگر آثار سینمای غرب درباره فتنه سال 88 است. «رقاص در بیابان» ساخته‌ ریچارد ریموند، فیلمساز انگلیسی، یکی از جدیدترین تولیدات حامی فتنه‌ این‌بار در اروپاست. در خلاصه داستان فیلم چنین آمده است: «انتخابات دوره دهم ریاست‌جمهوری برگزار شده و فضای سیاسی و اجتماعی ایران ملتهب و متشنج است. گروهی از طرفداران نامزد شکست‌خورده به خیابان‌ها می‌ریزند. در چنین فضایی، تعدادی از جوانان معترض علاقه‌مند به رقص معرفی می‌شوند! آنها امکان رقص در انظار عمومی را نمی‌یابند، به همین دلیل تصمیم می‌گیرند سر به بیابان بگذارند و در آنجا برقصند!
نکته قابل توجه این است که دو فیلم اخیر- رز سرخ و رقاص در بیابان- بیشتر سعی دارند جریان فتنه سال 88 را نوعی انقلاب جنسی در ایران معرفی کنند! ترویج فساد اخلاقی و سبک زندگی غربی، یکی از اهداف این‌گونه فیلم‌ها برای بازسازی فتنه در ایران است.


تأثیر فتنه 88 بر عرصه فرهنگ و هنر
نهضت ظهور هنرمندان جوان انقلابی

حسین کارگر

حوادث سال 88 در ایران نیز مانند هر واقعه سیاسی و اجتماعی دیگری بر عرصه فرهنگ و هنر کشورمان تأثیرگذار بوده است، به‌طوری‌که مقاومت در برابر فتنه 88، جریان‌ها و امواجی را در این عرصه به وجود آورده است. در این میان، حرکت‌های خودجوش، بیشتر قابل بحث هستند. تأثیر بحث فتنه در عرصه ادبیات بیشتر و در تئاتر کمتر بوده است. در سینما نیز برخلاف تولید تعداد انگشت‌شماری فیلم و تله‌فیلم از سوی هنرمندان متعهد، تعداد قابل‌توجهی فیلم کوتاه و مستند ـ اغلب به‌طور خودجوش ـ نیز ساخته شده است. در این گزارش به برخی از این فعالیت‌ها می‌پردازیم.

پیشتازی ادبیات
از ابتدای پیروزی انقلاب 57، همگام و همراه‌ترین عرصه با نهضت اسلامی ملت ایران، ادبیات بوده است. نخستین نمودهای این همراهی را می‌توان در خلق شعرها و سرودهای انقلابی دید. از آغاز دوران جنگ تحمیلی تاکنون نیز هزاران شعر دفاع مقدسی سروده شده است. این وضعیت درباره فتنه نیز صادق است. یعنی به محض اعلام تقلب در انتخابات از سوی سران فتنه، شاعرانی چون علیرضا قزوه، مرتضی امیری‌اسفندقه، علی‌محمد مودب، محمدمهدی سیار، مرحوم خلیل عمرانی و... به خلق آثاری درباره عواقب این اتفاق پرداختند.
اما نویسندگان نیز برای رسوا ساختن فتنه و دفاع از حقانیت و مظلومیت جمهوری اسلامی وارد میدان شدند. سال 88 را باید مبدئی برای پوست‌اندازی و ورود نسل جدیدی از نویسندگان متعهد به عرصه ادبیات فارسی دانست. برخی از نویسندگان، مانند مرحوم امیرحسین فردی، حسین قدیانی، رحیم مخدومی و... با سلاح قلم به مقاومت در برابر جریان فتنه برخاستند. راه‌اندازی جایزه ادبی «رسول آفتاب» با محوریت داستان‌نویسی ضدفتنه هم فرصتی برای شناسایی و عرض‌اندام استعدادهای ادبی در ایران شد.
مهم‌ترین دلیل همراهی بیشتر ادبیات با انقلاب اسلامی، در مقایسه با سایر عرصه‌های هنری در بزنگاه‌های مختلف نظیر فتنه را باید در بومی بودن ادبیات دانست. برخلاف هنرهای دیگری چون سینما و تئاتر که از غرب وارد کشور ما شده و به همین دلیل هم افرادی با گرایش‌های غربی در این هنرها بیشتر فعال شده‌اند.
حضور هنرهای تجسمی
البته نمی‌توان فعالیت هنرمندان در عرصه‌های دیگری چون کاریکاتور، هنرهای تجسمی، موسیقی، نقاشی و... در این زمینه را نادیده گرفت. برای نمونه در زمینه کاریکاتور، هنرمندهایی چون مازیار بیژنی و محمدحسین نیرومند آثاری را برای روشنگری درباره فتنه خلق کردند. در حوزه موسیقی هم حامد زمانی با اجرای ترانه‌هایی چون «قلاده‌های طلا» و تیتراژ برنامه «دیروز، امروز، فردا» به‌طور غیرمستقیم به قضیه فتنه اشاره کرد. در زمینه گرافیک نیز می‌توان به آثار میثم محمدحسنی درباره فتنه اشاره کرد که در کتابی با نام «دوئل» منتشر شده‌‌اند.
خیزش عمارهای سینما
مهم‌ترین تأثیر فتنه سال 88 در سینمای کشور را می‌توان شکل‌گیری جشنواره مردمی فیلم عمار دانست؛ جشنواره‌ای که از یک رویداد یک هفته‌ای برای نمایش تعدادی فیلم فراتر رفته و به یک جریان فراگیر در سطح کشور تبدیل شده است، به‌طوری‌که جشنواره عمار در قالب برگزاری اکران‌های مردمی در تمام طول سال و در نقاط مختلف کشور میهمان میلیون‌ها ایرانی می‌شود.
نخستین دوره جشنواره عمار که در اولین سالگرد حماسه 9 دی، در سال 89 برگزار شد، کمتر از 20 فیلم مستند و کوتاه که به طور خودجوش ساخته شده بودند را در بر می‌گرفت. اما این جشنواره، در آستانه پنجمین دوره خودش در سال 93 صدها فیلم در موضوعات مختلف را نمایش خواهد داد، به طوری که جشنواره عمار، امروز دیگر به یک رویداد هنری مختص ماجرای فتنه محدود نیست، بلکه به جایی برای خودآزمایی و شناسایی استعدادهای جوان سینمای انقلاب تبدیل شده است؛ جشنواره‌ای که می‌توان آن را افقی برای سینمای ایران دانست، چراکه بسیاری از هنرمندان جوانی که آثاری در این جشنواره دارند، در آینده نه چندان دور، به فیلمسازان حرفه‌ای کشورمان تبدیل خواهند شد.
در عرصه سینما همچنین تا به حال چهار فیلم علیه فتنه ساخته شده است. «قلاده‌های طلا» به کارگردانی ابوالقاسم طالبی «اخراجی‌ها 3» و «پایان‌نامه» هم از آثار جنجال‌برانگیزی بودند که هر یک، ابعادی از ناگفته‌های فتنه را به تصویر کشیدند. البته «اخراجی‌ها3» به کارگردانی مسعود ده‌نمکی در قالبی کمدی به زمینه‌های درگیری‌های سال 88 پرداخته و «پایان‌نامه» در شکل و شمایل یک فیلم جوان‌پسند و دانشجویی.
در این میان، فیلم دیگری به نام «لکه» به کارگردانی محمدباقر مفیدی‌کیا نیز به عنوان یک فیلم نیمه‌بلند داستانی توانست توجه علاقه‌مندان به هنر انقلاب را جلب کند. این فیلم به دلیل کنایه‌هایی که به دولت یازدهم می‌زند، با طرد محافل و جشنواره‌های دولتی مواجه شد، اما در چهارمین دوره جشنواره عمار و همچنین یازدهمین دوره جشنواره فیلم مقاومت، جوایزی را دریافت کرد. همچنین در صداوسیما نیز تعدادی تله‌فیلم با موضوع فتنه و حماسه 9دی ساخته شده است. ازجمله این آثار می‌توان به «سایبان»، «ذهن خاموش»، «مهتاب روی‌سکو» و «ابابیل» و نیز مینی‌سریال «خواب بلند» اشاره کرد.
بدون تردید، موضوع فتنه سال 88 ابعاد گوناگونی دارد که می‌توان براساس آنها، آثار هنری جریان‌ساز و پرجاذبه‌ای را تولید کرد. با این حال، هنوز هم حتی یک درصد از حقایق آشکار و نهان سال 88 در سینما بازگو نشده است. برای فعالیت در این زمینه، به دو شاخص مهم نیاز است؛ اول بهره‌مندی از تحلیل و پژوهش عمیق و دقیق برای شناخت فتنه و دوم بهره‌گیری از تکنیک‌های هنری قوی برای جذب مخاطب. طبیعتاً ساخته شدن آثار ضعیف نمی‌تواند در این زمینه مفید واقع شود.


رهیافت یک

فتنه 88 در آثار مستندسازان
توليدات هنري هر کشوري درباره هر اتفاق سياسي، اجتماعي، فرهنگي و... سندهايي هستند براي نسل‌هاي آينده آن مملکت و نشانه‌هايي براي شناخت دوران سپري شده تاريخ معاصر آن کشور و در اين ميان، سينما داراي تأثيرگذارترين سندها است.
در طول چند سالي که از ماجراها و اتفاقات فتنه88 گذشت، هشت فيلم در سينماي ايران توليد شد که يا به‌طور مستقيم به انتخابات و وقايع پس از آن ‌پرداخت يا پس‌زمينه‌اي از آن اتفاقات در آثار مشاهده مي‌شد. اين آثار عبارت بود از: «خيابان‌هاي آرام» (کمال تبريزي)، «پل‌چوبي» (مهدي کرم‌پور)، «تلفن همراه رئيس‌جمهور» (علي عطشاني)، «گزارش يک جشن» (ابراهيم حاتمي‌کيا)، «يک خانواده محترم» (مسعود بخشي)، «اخراجي‌ها3» (مسعود ده‌نمکي)، «پايان‌نامه» (حامد کلاهداري) و «قلاده‌هاي طلا» (ابوالقاسم طالبي).
از ميان فيلم‌هاي برشمرده، دو فيلم «اخراجي‌ها3» و «قلاده‌هاي طلا» که نگاه و تصويري از درون نظام به ماجراي فتنه 88 داشتند، با استقبال خوب تماشاگران نيز مواجه شدند و از نظر گيشه نيز جزو موفق‌ترين آثار سينمايي سال‌هاي اخير به‌شمار مي‌آيند.
در بخش سينماي مستند با توجه به جهش بزرگ نيروهاي با استعداد و جوان، جبهه انقلاب اسلامي در اين حوزه دست پري داشت و آثار متعدد و ماندگاري در تبيين ابعاد فتنه 88 توليد شد. در اين ميان «دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب» نيز علاوه بر برپايي «جشنواره مردمي فيلم عمار» نقش فعالي در توليد مستند درباره فتنه داشت.

مستند نگهبان آرا کاري از: مهدي نقويان تهيه‌کننده: صداوسيما

اين مستند که به سفارش صداوسيما ساخته شده بود و دربردارنده تصاوير ناب و ديده‌نشده‌اي از فتنه88 و حضور نامزدهاي معترض در شوراي نگهبان و روند بازشماري آرا و نظر علما و مراجع تقليد درباره فتنه بود، به دلايل نامعلومي از فهرست پخش خارج شد. گرچه اين مستند بعدها در دومين دوره جشنواره‌ مردمي فيلم عمار اکران و موفق به دريافت جايزه نخست در بخش مستندهاي «فتنه 88» شد.
نگهبان آرا با تاريخ‌نگاري و بيان حوادث روزهاي پس از انتخابات و جلسات ويژه شوراي نگهبان با نماينده نامزدهاي رياست جمهوري سال۱۳۸۸ به شکل بسيار ساده، با استناد به اوراق کتبي موجود و نامه‌هاي اداري ميان شوراي نگهبان و نامزدها به نوع دغدغه‌ها و فعاليت‌هاي شوراي نگهبان در آن دوران سخت و نفس‌گير پرداخته است.
نقطه قوت و متمايز‌کننده اين فيلم از ساير فيلم‌ها در جشنواره را مي‌توان تصاوير پخش نشده از اين جلسات دانست که همچون نخ تسبيح، بار کل فيلم را بر دوش مي‌کشيد. دوران حساس و سختي که اين بار شوراي نگهبان به روايتگري آن پرداخته است. اين فيلم همچون سندي در دست شوراي نگهبان و حتي جمهوري اسلامي قرار دارد تا در طول تاريخ بيان کند که ادعاي تقلب از جانب سران فتنه و نمايندگان آنان جز ادعايي بي‌پايه و اساس چيز ديگري نيست.

مستند دختر لر کاري از: محمدرضا دهشيري تهيه‌کننده: گروه مستند‌سازي ديده‌بان

اين مستند به بررسي ادعاهاي موسوي و رهنورد درباره دلايل آنان براي وجود تقلب در انتخابات مي‌پردازد. ايده ساخت اين مستند از آن‌جايي شکل مي‌گيرد که زهرا رهنورد، همسر موسوی در مصاحبه‌اي که پس از اعلام نتايج انتخابات با شبکه‌ بي‌بي‌سي انجام داد، اعلام کرد، موسوي داماد لرستان و فرزند آذربايجان است! و همين ادعا دستمايه تهيه اين مستند مي‌شود.
محمدرضا دهشيري با سفر به استان‌هاي مورد اشاره با مردم عادي گفت‌وگو مي‌‌کند و نظر آنها را درباره اين ادعا جويا مي‌شود.

مستند ترور حقيقت کاري از: قاسم بخشي تهيه‌کننده: مرکز گسترش سينماي مستند و تجربي

مستند ترور حقيقت که در چهار قسمت تهيه شده است، مستندي جالب است که با تحليل نامه هاشمي رفسنجاني به مقام معظم رهبري شروع مي‌شود و با روزشماري ايام پيش و پس از انتخابات، پشت‌پرده‌اي از اين وقايع را به تصوير مي‌کشد. اين مستند اتفاقات پس از انتخابات 22 خرداد تا 22 بهمن‌ماه را روايت مي‌كند، با اين پيش‌زمينه كه چرا اين اتفاقات افتاد و چرا انقلاب به وجود آمد؟
نويسنده اين اثر «خسرو زينال‌پور» است و کارهاي ويدئوگرافيک آن را جواد اشرفيان انجام داده است. 


رهیافت دو
مهدي سعيدي

فتنه 88 در اشعار شاعران
حقيقت آنگاه که با زبان هنر درآميزد، تا مرز جاودانگي بالا مي‌رود و در اين ميان زبان شعر و ادبيات فارسي ماندگارترين کلام براي ثبت حقايق براي همه نسل‌هاست.
در مکتب حضرت امام(ره) تنها هنري مورد قبول قرآن است كه اسلام ناب محمدي(ص)، اسلام ائمه هدي(عليهم‌السلام)، اسلام فقراي دردمند، اسلام پابرهنگان و اسلام تازيانه‌خوردگانِ تاريخ تلخ و شرم‏آور محروميت‌ها را تبيين و ترويج کند. در نگاه ايشان «به هنري بايد پرداخت كه راه ستيز با جهانخواران شرق و غرب و در رأس آنان آمريكا و شوروي را بياموزد.» و در لبيک به همين کلام بنيانگذار انقلاب اسلامي بود که شاعران انقلابي وارد ميدان مقابله با فتنه شدند. در فضاي غبارآلود فتنه سال 88،‌ شاعران متعهد و انقلابي، احساس تکليف کردند و در راستاي پاسداري از ولايت به ميدان آمدند و به روشنگري و پرده‌برداري از چهره فتنه‌گران و ترسيم فضاي غبارآلود فتنه پرداختند.
اشعار بسياري از شاعران ارزشي در اين فضا سروده شده است. در اينجا تنها چند نمونه از اشعار شاعران را مرور مي‌کنيم؛ اشعاري که هر يک با الهام از آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي سروده شدند و در بصيرت‌افزايي و پرده‌برداري از حقيقت فتنه نقش‌آفرين بودند.

هجوم گرازها

از حلقه‌هاي‌مان به در افتاد رازها
با قيل‌وقال بي‌ثمر عشق‌بازها
دوشيد فتنه شتران دو ساله را
بر دوش‌شان نهاد به بازي جهازها
شوخي شده است و عشوه نماز شيوخ شهر
رحمت به بي‌نمازي ما بي‌نمازها
خيل پياده‌ايم، كجا بازگو كنيم؟
رنجي كه برده‌ايم ز شطرنج‌بازها
ماييم و زخم خنجر و دست برادران
ماييم و ميزباني اين ترك‌تازها...
قرآن به نيزه رفت، خدايا مخواه باز
بر نيزه‌ها طلوع سر سرفرازها...
ما را چه غم ز هرزه گياهي كه سبز شد
بر خاك‌مان مباد هجوم گرازها
محمدمهدي سيار


سياسي‌کاري

... در داستان، گلعنبر نُه بار بچّه زاييد
نُه تا همه پسر شد گفتند اين سياسي‌ست
دل مي‌خورند و قلوه خوبان شهر با هم
تا شام ما جگر شد گفتند اين سياسي‌ست
هنگام آب خوردن دستم به مانعي خورد
ليوان ما دمر شد گفتند اين سياسي‌ست
يارو قمر قمر گفت، گفتند بي‌خيالش
تا ماه ما قمر شد گفتند اين سياسي‌ست
دانشجويي ز کرمان از بخت بد هنر خواند
يک روز باهنر شد گفتند اين سياسي‌ست
يک چشم عمه چپ بود گفتند اجتماعي‌ست
بابا بزرگ کر شد گفتند اين سياسي‌ست
اشتر جمل چه زاييد گفتند اين عجيب‌ست
گاو حسن بقر شد گفتند اين سياسي‌ست...
در فوتبال روزي دروازه‌بان زمين خورد
دردش که بيشتر شد گفتند اين سياسي‌ست
عطّار نسخه‌اي بست، گفتند شبهه‌ناک‌ست
خيام کوزه‌گر شد، گفتند اين سياسي‌ست
شاعر به فکر افتاد، مردن چه چيز خوبي‌ست
آماده سفر شد، گفتند اين سياسي‌ست
علیرضا قزوه


توفان عشق

طي شد شب غم و قدمي در فنا گذاشت
رسوا شد آنکه پايه کين را بنا گذاشت
غربت چکيد از سر ديوار ديده‌ها
آخر چرا عدو به دل شيعه پا گذاشت؟
ياران به جوشش از همه سو جلوه‌گر شدند
فريادشان شکوه بصيرت به جا گذاشت
امت به عصري از نهمين روز ماه دي
بر لوح کوفيان، همه مشق وفا گذاشت
از بعد آن غروب، دگر اين موج حق‌طلب
اين فتنه را به عهده اهل قضا گذاشت
بهمن رسيد و سبزترين موج فتنه هم
بر دوش خود ز زردي دنيا قبا گذاشت
توفان عشق ساحل خون را کنار زد
ننگين بتان خوار و زبون را کنار زد
احسان جاودان‌پناه


رهیافت سه

فتنه 88 در آثار کاريکاتوريست‌ها
يکي از عرصه‌هايي که جوانان هنرمند و متعهد ايران به آن وارد شدند تا در جبهه مقابله با فتنه‌گران نقش‌آفرين باشند، عرصه گرافيک و کاريکاتور بود. در روزگار فتنه، گرافيک‌کارها خط‌شکن بودند.
گرافيست متعهد در اين مواقع بر اساس احساس وظيفه و جوشش دروني و مبتني بر دايره اطلاعات و بينش خود نسبت به آن موقعيت، آزاد و بدون وابستگي به هيچ کس طي چند ساعت اثري را خلق مي‌کند و آن را يا با اسباب نشر حقيقي و يا با لوازم نشر الکترونيک تکثير مي‌کند و در مقابل چشم مخاطب قرار مي‌دهد. در آوردگاه فتنه نيز اينچنين شد و طراحان متعهد انقلابي، بلافاصله ميدان‌دار شدند و با آثار خود، فتنه‌گران را رسوا کردند. 


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

ارتقای جایگاه یا تنزل جایگاه؟!
قاسم غفوري 

قطر کشوري کوچک در حاشيه جنوبي خليج‌فارس است که صرفاً به دليل منابع گاز و نفت و پول‌هاي بادآورده از اين منابع سعي کرده تا در قامت بازيگري منطقه‌اي ظاهر شود. ديدگاهي که بعضاً در چارچوب مثبت نبوده و بيشتر مورد سوء‌استفاده کشورهاي غربي قرار گرفته که نتيجه آن نيز حمايت قطر از گروه‌هاي تروريستي و ايفاي نقش دوحه در بحران‌هاي منطقه‌اي بوده است.
در حالي که در ماه‌هاي اخير قطر در رقابت منطقه‌اي با عربستان با چالش‌هايي همچون تحريم از سوي شوراي همکاري خليج‌فارس و نيز جايگزين شدن امارات به جاي اين کشور در معادلات منطقه‌اي آمريکا و انگليس مواجه شد، در هفته‌هاي اخير رفتارهاي قابل‌توجهي از اين کشور مشاهده مي‌شود.
نخست، نشست سران شوراي همکاري خليج‌فارس در قطر برگزار مي‌شود، در حالي که با وجود مخالفت‌هاي گذشته قطر با پدرخواندگي نظامي عربستان به شورا، با طرح تشکيل نيروي واحد نظامي شوراي همکاري خليج‌فارس به ميزباني عربستان و بحرين موافقت مي‌کند. اقدامي که عملاً حذف استقلال نظامي قطر و سلطه عربستان بر اين کشور است. قطر در حالي به‌عنوان ميانجي‌ ميان گروه تروريستي النصره و دولت لبنان براي آزادي سربازان و گروگان‌هاي لبناني نقش ایفا مي‌کرد که به ناگاه از اين عرصه فاصله گرفت و بر پايان ميانجي‌گري تأکيد کرد. اقدامي که بسياري از ناظران سياسي و نظامي آن را زمينه‌سازي براي مشروعيت بخشيدن به النصره و کسب امتياز از دولت لبنان براي سلطه اين گروه تروريستي بر بخشي از لبنان عنوان مي‌کنند. رفتاري که در نهايت، تحقق‌بخش طرح عربستان و آمريکا براي تخريب چهره قطر و لبنان و نيز استفاده از اين کشور براي تسلط تروريست‌ها بر لبنان براي حفظ بحران در منطقه است.
در رفتاري ديگر در حالي که رژيم بحرين و دولت مصر و امارات در حال سرکوب مردم خود هستند. قطر از مواضع انتقادي خود فاصله گرفته و بر توسعه روابط با اين کشورها تأکيد کرده، اقدامي که مشروعيت بخشيدن به اين سرکوب‌گري‌ها است. در حوزه فلسطين نيز منابع خبري از اقدامات غيرمسئولانه قطر خبر داده‌اند و تأکيد دارند که قطر به‌دنبال خروج مقامات حماس از اين کشور است. در اقدامي ديگر، گزارش‌ها نشان مي‌دهد در حالي که قطر ادعاي مخالفت با اقدامات عربستان در منطقه را سر مي‌داد، اجلاس مشترک ميان قطر، اردن، عربستان و انگليس در اردن برگزار شده که محور آن را حمايت از گروه‌هاي تروريستي در منطقه از جمله در عراق و سوريه تشکيل مي‌دهد. قطر چندي پيش با ادعاي برائت از گروه‌هاي تروريستي، رويکرد تعاملي با عراق و سوريه را مطرح کرده بود تا بيش از اين با انزواي منطقه به دليل حمايت از تروريسم مواجه نشود.
طراحي غرب با استفاده از ذخاير نفتي عربستان براي کاهش فروش نفت در حالي اجرا شد که قطر با وجود ضررهاي گسترده از اين طرح، در برابر آن قرار نگرفت و با سکوت خود به حمايت از آن پرداخت.
در اقدامي ديگر منابع خبري از برگزاري اجلاس ناتو در قطر خبر دادند. اجلاسي که 10 سال پيش با نام استانبول 2004 در ترکيه براي توسعه حضور نظامي ناتو در خليج‌فارس برگزار شد، اکنون در قطر تکرار شد در حالي که هدف از آنها زمينه‌سازي براي نظامي‌گري ناتو در منطقه بوده است.
مجموع اين تحرکات در حالي از سوي قطر صورت گرفته که مقامات اين کشور، برآنند تا با اين اقدامات و نرمش نشان دادن در برابر عربستان و آمريکا به جايگاه منطقه‌اي دست يافته و از وضعيت حاشيه‌نشيني خارج شوند. برخي ناظران سياسي معتقدند که امير جوان قطر براي تحکيم حکومت و مقابله با کودتاي ارتش و گروه‌هاي مخالف به اين همگرايي روي آورده است. به دليل عدم حمايت مردم از خاندان آل‌ثاني سران قطر همواره از کودتاي نزديکان و ارتش در هراس بوده‌اند که زمينه‌ساز تمکين آنها در برابر عربستان و آمريکا و حتي روابط با صهيونيست‌ها شده است.
در همين حال قطر به دنبال آن است تا جايگاه خود را از امارات بازپس گيرد، چرا که ماه‌هاي اخير آمريکا و عربستان براي اعمال فشار بر قطر، رويکرد به امارات را در پيش گرفته و حتي اجازه فعاليت به آن در ليبي و مصر را دادند.
امير جوان قطر در حالي به دنبال تحقق اين طرح‌ها است که بررسي رفتارهاي عربستان و آمريکا در منطقه بيانگر حقيقتي ديگر است که محور آن را بازيچه شدن قطر تشکيل مي‌دهد. قطر در حالي دلارهاي نفتي خود را براي احياي جايگاهش به کار گرفته که نتيجه تمام اين اقدامات در يک محور خلاصه مي‌شود و آن تأمين اهداف عربستان و آمريکا در تقويت گروه‌هاي تروريستي در منطقه، عدم برقراري و ثبات در منطقه از جمله در لبنان، سوريه و عراق و پنهان شدن اين کشورها پشت نقاب قطر است.
اين کشورها در حالي با بحران‌سازي به دنبال منافع خود هستند که تابلوي تحرکات آنها، اقدامات قطر در منطقه است، به‌گونه‌اي که افکار عمومي و ملت‌هاي منطقه قطر را عامل بحران‌هاي منطقه مي‌دانند و چهره عربستان و آمريکا به عنوان عاملان بحران پنهان مي‌ماند. اين در حالي است که همزمان قطر براي رسيدن به اصطلاح جايگاه منطقه‌اي، بسياري از منافع خود را قرباني اين کشورها ساخته، به‌گونه‌اي که خسا‌رت‌هاي اين کشور بسيار فراتر از دستاوردهاي آن خواهد بود.
با توجه به اين اوضاع مي‌توان گفت که تحرکات قطر در منطقه نه تنها تأمين‌کننده منافع اين کشور نخواهد بود، بلکه زمينه‌ساز انزواي بيشتر آن است، چرا که نتيجه نهايي اين اقدامات وابستگي و تابعيت از عربستان است که حقارتي بزرگ براي قطر است که خود را از قطب‌هاي منطقه مي‌داند و براي اثبات آن همواره در تقابل با عربستان و امارات بوده است، کشورهايي که نشان داده‌اند هرگز پذيرنده نقش قطر نبوده و از هر ابزاري براي تضعيف و به زانو درآوردن قطر استفاده کرده‌اند. 


روسيه به دنبال ائتلاف‌هاي جديد عليه ديكتاتوري آمريكا
رضا اشرفي

بحران سوريه و اوكراين اين بهانه را به دست روسيه و آمريكا داده است كه بر خلاف گذشته، اختلافات خود را كاملاً علني كنند. پيش از اين، تعارفات سياسي ايجاد شده در عرصه بين‌المللي، اين امكان را از آنها مي‌گرفت كه به طور مستقيم عليه يكديگر مواضع تند و واكنشي اتخاذ كنند. در حالي كه چنين مواضعي از سوي چين در قبال آمريكا اعلام مي‌شد. در پي ايجاد جنگ داخلي در اوكراين كه عامل اصلي را بايد در نهادهاي تصميم‌ساز و اطلاعاتي آمريكا جست‌وجو كرد، واشنگتن در اقدامي واكنشي به سمت تحريم عليه روسيه گرايش پيدا كرده است.
آخرين تحريم‌هاي تصويب‌شده كنگره عليه مسكو به هفته گذشته باز مي‌گردد كه همزمان زمينه‌هاي ارسال سلاح به اوكراين را نيز فراهم مي‌كند. اين در حالي است كه هر كشوري تصميم داشته باشد به كشورهاي مخالف آمريكا كه در بحران به سر مي‌برد،‌ سلاح ارسال کند،‌ با واكنش تند واشنگتن مواجه شده و مقاماتش آن كشور را به حمايت از تروريسم متهم مي‌كنند. برای نمونه، در حال حاضر هر كشوري سلاح در اختيار دولت سوريه قرار دهد، از سوي آمريكا متهم است كه از تروريسم حمايت مي‌كند و این در حالي است كه آمريكا و ديگر متحدان به راحتي مي‌توانند به اوكرايني سلاح صادر كنند كه در حال كشتار مردم خود در مناطق شرقي این کشور است!
حال این سؤال مطرح می‌شود که در چنين شرايطي كه آمريكا از چنين رويكردي حمايت مي‌كند و به طور مداوم در حال تشديد تحريم‌ها عليه روسيه است، مسكو از كدام رويكرد استفاده کرده و چه سياستي را در پيش گرفته است؟ مسكو در اولين گام‌هاي خود به تحريم عليه برخي از كشورهاي غربي دست زده است و مهم‌ترين ابزاري كه مي‌تواند از آن بهره‌مند شود، به حوزه انرژي باز مي‌گردد، به‌خصوص كه صداي سرماي زمستان نيز به گوش مي‌رسد، اما روس‌ها تاكنون به شكل جدي به اين سمت گرايش نداشته و از اين ابزار راهبردي در اين زمينه استفاده نكرده‌اند. اين در حالی است كه بر اساس سابقه عملكردي روس‌ها در سال‌هاي گذشته،‌ اين انتظار شكل گرفته كه روسیه به عنوان اولين گزينه، از ابزار گاز استفاده كند.
در حالي كه روسيه از اين ابزار قدرتمند استفاده نمي‌كند، پس كدام راهبرد را پيش‌روي خود مي‌بيند؟ به هر شكل نمي‌توان گفت كه ولاديمير پوتين نسبت به اين مسئله حساس نبوده و برنامه‌اي ندارد. نيم‌نگاهي به رفتارهاي سياسي رئيس‌جمهور روسيه در ماه‌هاي گذشته و به‌خصوص چند روز اخير نشان مي‌دهد كه روسيه در پي آن است تا از ابزارهاي كارآمد و بلندمدت در قبال تحريم‌ها و تحريك‌هاي واشنگتن استفاده كند.
در اين زمينه، اولين گام مهم و تأثيرگذار را بايد در قرارداد گازي روسيه و چين مشاهده كرد كه در سفر پوتين به پكن و ديدار با شي‌جي‌پينگ شكل گرفت. قرارداد گازي پكن- مسكو با بيش از 400 ميليارد دلار نشان داد كه روسيه به دنبال كاهش تمركز صادرات انرژي خود به سمت غرب است. اين موضوع از سوي ديگر، اتحاد راهبردی غيرقابل انكاري را بين دو كشور قدرتمند ايجاد مي‌كند كه تحكيم آن مي‌تواند قدرت غرب را با چالش‌هاي جدي مواجه كند. به‌ويژه كه هر دو كشور داراي رويكردهاي بسيار جدي ضدهژمون هستند. چنين اتحادي، وقتي با تركيب اقتصاد شرقي همراه باشد، مي‌تواند بنياد غربي اقتصاد بين‌الملل را آشفته كند تا اينكه پس از آن قادر نباشد، كشورهاي مخالف را با تحريم مواجه كند. در اين زمينه، افتتاح بانك شرقي از سوي چين كه روسيه نيز در مركز آن قرار دارد، از اهميت قابل توجهي برخوردار است.
رفتارها و سفرهاي روزهاي اخير پوتين به كشورهايي چون ازبكستان و هند و همچنين حمايت از پاكستان در همين زمينه انجام مي‌شود. مجموع اين مسائل نشان مي‌دهد كه روسيه در حال ايجاد اتحادها و ائتلاف‌هايي است كه بوي شرقي مي‌دهد. معناي شرقي اين‌بار آن است كه كشورهاي مخالف آمريكا عليه امپراتوري سرمايه‌داري متحد شوند. رئيس‌جمهور آمريكا به همين مناسبت وارد هند شده و در ديدار با نخست‌وزير آن تأكيد كرده است كه دهلي نو در مركز سياست‌هاي روسيه قرار دارد.
هند و پاكستان از اعضاي ناظر سازمان همكاري شانگهاي هستند و چين و روسيه از عضويت دائم آنها حمايت مي‌كنند. از اين‌رو با توجه به اينكه هند در عرصه بين‌المللي گرايش‌های تمركزگريز دارد و اين موضوع را طي سال‌هاي گذشته به نمايش گذاشته است و همچنين پاكستان پس از فروپاشي شوروي سابق با آمريكا دچار اختلافات بنيادي شده است، حمايت سياست شرقي از اين دو كشور مي‌تواند به پيماني منطقه‌اي منجر شود و حتي از اختلافات دوجانبه دهلي‌نو و اسلام‌آباد بكاهد. نبايد فراموش كرد كه سازمان همكاري شانگهاي به‌تنهايي بيش از نيمي از جمعيت جهان را در اختيار دارد و پيوند مسئله انرژي، بازار، اقتصاد، امنيت در اين حوزه مي‌تواند مركزيت اقتصادي غرب را به حاشيه براند. از اين منظر، روسيه تمام‌قد از اين سياست ائتلاف و اتحاد شرقي حمايت مي‌كند. به‌خصوص كه در حوزه‌هاي ديگر از جمله خاورميانه، آفريقا و آمريكاي‌لاتين از حمايت‌هاي فراواني برخوردار است. روسيه حتي در رويكردي جديد به خاورميانه و نزديك‌شدن بيشتر به گروه مقاومت در پيامي به دبير كل حزب‌الله تأكيد كرده است كه سلاح‌هاي روسيه در خدمت حزب‌الله و رويكردهاي منطقه‌اي آن است. با اين سياست، روسيه خواهان گسترش و تقويت حوزه‌هاي اتحادي عليه آمريكا و متحدانش است. 


از نگاه دیگران

نکبت دوم
آيا اين درست است که کشورهاي عربي به واشنگتن اطلاع داده‌اند حاضرند روابط خود را با رژيم صهيونيستي به حالت عادي درآورند تا با حماس و داعش بجنگند؟ اين پرسش از تيتر اخير روزنامه الشروق گرفته شده و منبع خبر نيز سخنان جان‌ کري، وزير امور خارجه آمريکا طي صحبت‌هاي وي در مورد روابط آمريکا و رژيم صهيونيستي بوده است. پرسش من در اين زمينه براي کسب اطلاع نيست، بلکه جنبه تقبيح دارد؛ زيرا من به آنچه کري گفت ايمان دارم و آن را بعيد نمي‌دانم نه به اين دلیل که وي به مخاطبان آمريکايي خود چنين خبری داد و خواستار بهره‌برداري از اين تحول مثبت(!) شد، بلکه ما قرائن و شواهدي در دست داريم که گفته او را تأييد مي‌کند.
بدون شک، فضاي پس از بهار عربي، اغلب کشورهاي عربي را به تمرکز بر وضعيت واقعي خود سوق داد؛ امري که سبب شد توجه آنها به مسئله فلسطين کم شود. به علاوه، ارتباط تاريخي بين جنبش حماس و جماعت اخوان‌المسلمين سبب شد که درگيري و اعلام جنگ با اخواني‌ها به درگيري خودکار با جنبش حماس ختم شود و از آنجا که حماس، همراه با ديگر گروه‌هاي فلسطيني خود با رژيم صهيونيستي درگير است، کشورهاي عربي که با اخوان دشمنند، خود را دشمن حماس يافتند و اين همان چيزي است که رژيم صهيونيستي طي جنگ 50 روزه عليه نوار غزه از آن بهره‌برداري و اعلام کرد که در جنگ با حماس تنها نيست و اين تجاوز را در چارچوب يک ائتلاف عربي انجام مي‌دهد.
در همين حال، زماني که اراده برخي طرف‌هاي فلسطيني و عربي و صهيونيستي باوجود تفاوت در انگيزه‌ها و اهداف، در نقطه مشترکي براي حذف حماس به هم گره خورد، سازمان داعش ظهور يافت و به خطري تبديل شد که بسياري را ترساند. اين سازمان سبب شد که منحرف شدن از قضيه فلسطين عمق بيشتري بيابد و پل‌هاي اعلام نشده ميان رژيم صهيونيستي و برخي از کشورهاي عربي محکم‌تر شود. در مقابل، بعضي از روزنامه‌هاي عبري هم از مشارکت در جمع‌آوري اطلاعات طي جنگ با داعش خبر دادند.
نابينايي راهبردی بر تصور و برداشت عرب‌ها از تحولات، سايه‌ افکنده است، زيرا به جاي آنکه رژيم صهيونيستي را در رأس اولويت‌هاي جنگ عربي عليه تروريسم بنشاند، آن را مستثني کرده و پذيرفته است که در راهبرد عربي وارد اين جنگ شود! اين مسئله‌اي شگفت‌آور است که بر بيهوشي و فراموشي دلالت دارد زيرا هر آنچه که داعش اکنون با مخالفان به اصطلاح خلافت انجام مي‌دهد، همان چيزي است که گروهک‌هاي صهيونيست با فلسطيني‌ها در دهه 1940 انجام دادند و هم‌اکنون هم حکومت صهيونيستي عليه فلسطيني‌ها البته به صورتي مدرن‌تر و خبيثانه‌تر انجام مي‌‌دهد. اگر هم شيوه‌هاي عمل، ارتقا يافته باشد، باز هم هدف نهايي، همان حذف و ريشه‌کن کردن است که بالاترين درجات و مراحل تروريسم به شمار مي‌رود.
مسئله هر چه باشد، مواضع نظام‌هاي عربي در قبال مسئله فلسطين، آن را در معرض نکبت دوم قرار مي‌دهد؛ امري که در شانه خالي کردن کشورهاي عربي از مسئله فلسطين نمود مي‌يابد. کسي که در اين چند سال اخير، تحولات مربوط به قضيه فلسطين را پيگيري کرده است مي‌تواند پيش‌بيني کند که چنين امري نيز بعيد نيست.
نسل ما به خوبي به خاطر دارد که روزي قضيه فلسطين در کانون توجه و صدر اولويت‌ها قرار داشت، اما رفته‌رفته به ویژه پس از صلح انور ‌سادات و سپس سازش اردن و پيمان وادي عربي، کار به جايي رسيد که سعود ‌فيصل، وزير امور خارجه عربستان طي ديدار خود از مسکو در ماه نوامبر از عبارت «نزاع فلسطين اسرائيل» استفاده کرد و ديگران هم مانند برخي از روزنامه‌هاي مصري، از او تقليد کردند.
نشانه‌هاي نکبت دوم پديدار شده است، اما اين بار قرباني آن، تنها قضيه و ملت فلسطين نيست، زيرا اين زلزله گريبانگير تمام جهان عرب خواهد شد و امت، بهاي آن را خواهد پرداخت.
منبع: الشروق
نويسنده: فهمي الهويدي
مترجم: سحر دولتيان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا649

ایران کشوری توانمند با قدرتی بالاست
خبرگزاری فارس: سفیر سابق آمریکا در عراق و افغانستان، ایران را کشوری توانمند با توانایی‌های بالا دانست که می‌تواند به حل مشکلات منطقه کمک کند، اما مدعی شد حملات آمریکا «اربیل» را از داعش نجات داد نه کمک ایران. «زلمای خلیل‌زاد» مشاور مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی در آمریکا و رئیس «مرکز مشاوره‌های بین‌الملل خلیل‌زاد اسوشی‌ایتس»، که سفیر سابق این کشور در عراق و افغانستان بوده است، ایران را کشوری با توانمندی بالا می‌داند و معتقد است که آمریکا در موضوع سوریه «بخشی از مشکل» است و تأکید می‌کند که «مهم است که با ایران» در مسئله هسته‌ای توافق حاصل شود. درخصوص موضوع هسته‌ای، خلیل‌زاد معتقد است که «رسیدن به توافق با ایران مهم است.»
نظر «بلینکن» در مورد مذاکرات هسته‌ای
باشگاه خبرنگاران: «تونی بلینکن» معاون مشاور امنیت ملی کاخ سفید، در جمع قانونگذاران آمریکایی گفته بود: به نظر من در حال حاضر گفتن اینکه ما به کجا می‌رویم در حال سخت‌تر شدن است، اما توافق جامع هسته‌ای غیر ممکن نیست. بلینکن در ادامه مدعی شده بود که مسئولیت اصلی در دستیابی به توافق هسته‌ای بیشتر از آمریکا، بر دوش خود ایران است. وی ادعا کرده بود: توافق نهایی بستگی کامل به این موضوع دارد که آیا ایران خواست و تمایل به برداشتن گام‌هایی دارد که به آمریکا و شرکایش اطمینان دهد که برنامه هسته‌ای‌اش کاملاً صلح‌آمیز خواهد بود یا نه؟
توهم سناتور آمریکایی براي حمله به ایران
خبرگزاری مهر: یک سناتور جمهوریخواه آمریکایی در جشن کریسمس به اوباما پیشنهاد بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران را داد که وی آن را رد کرد. «میشله بچمان» نماینده جمهوریخواه ایالت «مینسوتا»، طی جشن کریسمس در کاخ سفید، به باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا پیشنهاد داد: ایران را بمباران کنید. نماینده مینسوتا گفت: من به سمت رئیس‌جمهور چرخیدم و به او گفتم شما باید تأسیسات هسته‌ای ایران را بمباران کنید برای اینکه اگر این کار را نکنید، ایران در دوره شما به سلاح هسته‌ای دست پیدا کرده و مسیر تاریخ جهان تغییر خواهد کرد. این نماینده کنگره که در سال 2012 به دنبال نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری از سوی جمهوریخواهان بود گفت: اوباما با مهربانی به من لبخند زد و گفت: میشله، این کار به این سادگی‌ها هم نیست.
آمريكا فقط اهرم تحريم را دارد
باشگاه خبرنگاران: واشنگتن‌پست به نقل از مقامات آمريكايي آورده است؛ خنده‌دار است که تصور کنیم تهران به این دلیل اکنون به میز مذاکره با غرب آمده که فشارهای اقتصادی تحریم‌ها بر دولت و ملت آن چنین وضعیتی را برای آنان به‌وجود آورده است. تشدید این تحریم‌ها از سوی کنگره قویاً مورد درخواست قرار گرفته و این در حالی است که کاخ سفید و شخص باراک اوباما اصلی‌ترین مخالف آن است. واقعیت این است که اوباما و هیئت مذاکره‌کننده هسته‌ای آمریکا جز تحریم هیچ اهرم دیگری برای اعمال فشار بر ایران ندارند. این سیاست نیز به اذعان شخص اوباما نتوانسته اهداف مورد نظر آمریکا را محقق کند. اوباما ترجیح می‌دهد تا جایی که ممکن است در مسیر دیپلماسی با ایران راه برود چراکه اطمینان دارد چنانچه با اسرائیل همراه شود و علیه تهران جنگ نظامی به راه بیندازد نه تنها مشکلاتش رفع نخواهد شد، بلکه منطقه و کل جهان را درگیر آتش جنگی بی‌پایان خواهد کرد.
ادعاي اف‌بی‌آی درباره حملات سایبری ایران
خبرگزاری فارس: اداره تحقیقات فدرال آمریکا طی هشداری به دستگاه‌های دولتی آمریکا مدعی احتمال حملات گسترده هکرهای ایرانی علیه بخش‌های مختلف انرژی، دفاعی و آموزشی این کشور شد. داده‌های شرکت آمریکایی «سیلانس» جزئیات فنی بیشتری از بدافزار و شیوه‌های حملات منتسب به هکرهای ایرانی را علیه بیش از 50 هدف در آمریکا و بیش از 16 کشور جهان منتشر ساخته است. اف‌بی‌آی (اداره تحقیقات فدرال آمریکا) هشدار داده است که احتمال دارد حملات هکرهای ایرانی بسیار گسترده‌تر از موارد اشاره شده باشد. شرکت آمریکایی سیلانس در گزارش خود مدعی شد که «دولت ایران» مسئول این حملات هکری است. یک مقام ارشد شرکت آمریکایی سیلانس در این باره افزود: «ایرانی‌ها استعداد فراوانی در امر هک دارند و آنها تهدید جدی محسوب می‌شوند.»


هویت 389

فرانسه: سیاست يک بام و دو هوا در برخوردهای نژادپرستانه
دولت فرانسه در برخورد با اقدامات تبعیض‌آمیز و نژادپرستانه سیاست یک بام ‌و دو هوا را اعمال می‌کند، به این صورت که زمانی که اقدامی حاکی از یهودستیزی در کشور انجام می‌گیرد موضوع را در بوق و کرنا می‌کند، اما هنگامی که اسلام‌ستیزی در میان باشد، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است. نتایج تحقیقی که در فرانسه انجام گرفته است نشان می‌دهد از میزان اقداماتی که علیه یهودیان انجام می‌گیرد به‌طور قابل توجهی کاسته شده و برعکس بر میزان اقداماتی که علیه مسلمانان انجام می‌گیرد به‌طور چشمگیری افزوده شده است. هنگامی که اقدامی دال بر یهودستیزی در فرانسه انجام می‌گیرد همه نهادهای دولتی و حتی جامعه مدنی فرانسه موضوع را بزرگ‌نمایی و این گونه اقدامات را محکوم می‌کنند، اما هنگامی که اسلام‌ستیزی و اقداماتی علیه مسلمانان انجام می‌گیرد همه از نهادهای دولتی گرفته تا جامعه مدنی این کشور سکوت اختیار می‌کنند.
آلمان: نقض حقوق شهروندان براي خدمت به آمريكا

بر اساس گزارش سازمان اطلاعات امنیت آلمان (BND) ظاهراً انتقال داده‌ها به آژانس امنیت ملی آمریکا که در قالب عملیاتی موسوم به «ایکونال» انجام می‌گرفته است با کمک دفتر صدر اعظم آلمان محقق می‌شده است. در قالب این عملیات سازمان اطلاعات امنیت آلمان از سال 2004 تا 2008 اطلاعاتی را از یک مرکز مهم اینترنتی در فرانکفورت به آژانس امنیت ملی آمریکا منتقل می‌کرده است. به عبارتي دولتمردان انگليس براي خوش‌خدمتي به آمريكا حقوق شهروندان را نقض مي‌كنند.
انگلیس: سركوب به بهانه مقابله با تروريسم

دولتمردان انگليس در حالي ادعاي مبارزه با تروريسم را سر مي‌دهند كه نهادهاي حقوق بشر در باب سوءاستفاده اين كشور از اين ادعاها براي سركوب مردم ابراز نگراني كرده‌‌اند، به‌ويژه اينكه در هفته‌هاي اخیر اعتراضات مردمي به نژادپرستي حاكم بر ساختار انگليس و تشديد بحران اقتصادي شدت گرفته است.
لایحه پیشنهادی دولت انگلیس به پارلمان برای سخت‌تر کردن سیاست مقابله با تروریسم، انتقاد و هشدار دیده‌بان حقوق بشر را به دنبال داشته است. در بخشی از این طرح به دولت اجازه داده می‌شود گذرنامه‌های افراد مظنون به خروج از کشور و فعال در زمینه اقدامات تروریستی را ضبط کند و نیز اجازه اخراج دو ساله از کشور را به دولت داده است. دیده‌بان حقوق بشر ضمن ابراز نگرانی از این لایحه، تصویب آن را سبب تضییع‌ حقوق بشر و حقوق شهروندان انگلیسی دانسته است.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکا ـ 12
لایه‌های رسمی تصمیم‌گیری سیاست خارجی‌آمریکا(2)

حسن خدادادی

پس از بررسی دو مقاله پیشین به این نتیجه رسیدیم که نظام تصمیم‌گیری سیاست خارجی آمریکا، تحت تأثیر همزمان نهادها و لایه‌های «رسمی» و «غیررسمی» قرار دارد و نمی‌توان فقط با تکیه و تمرکز صرف بر فرایندهای رسمی تصمیم‌گیری دولت آمریکا به کنه فرایندهای تصمیمات سیاست خارجی آن پی برد، لذا ناچاریم به تشریح نمایی کامل از تأثیر و تأثر بازیگران فردی و نهادی، رسمی و غیررسمی مؤثر بر سیاست خارجی آمریکا در فرایندی دینامیک بپردازیم. در مقاله شماره گذشته به بررسی نهادها و لایه‌های رسمی تأثیرگذار بر نظام تصمیم‌گیری خارجی آمریکا که شامل قوه مجریه، کنگره و بوروکراسی است، پرداختیم. در مقاله پیش‌رو قصد بررسی موشکافانه نهادها و لایه‌های «غیررسمی» مؤثر و تعیین‌کننده بر تصمیم‌گیری خارجی آمریکا داریم.

عوامل غیررسمی مؤثر بر سیاست خارجی ایالات متحده
نهادهای غیررسمی که اغلب با عنوان گروه‌های ذی‌نفوذ شناخته می‌شوند نیز بر روند تصمیم‌گیری اثر می‌گذارند. پس از جنگ سرد و با تضعیف بیشتر دولت نسبت به جامعه، بر اهمیت گروه‌های ذی‌نفوذ افزوده شده است. عده‌ای عقیده دارند این افزایش بسیار شدید بوده و نتایج منفی داشته است، زیرا گروه‌های ذی‌نفوذ منابع تحقیق را فراهم می‌کنند، به افکار شکل می‌دهند و سیاست‌های خود را جلو می‌برند و گاهی مواقع سیاست ملی را قالب‌ریزی کرده و منافع خود را جایگزین منافع ملی می‌کنند.
همان‌گونه که می‌دانیم، خانواده‌های ثروتمند و شرکت‌های بزرگ اقتصادی، نهادها و دانشگاه‌ها را از نظر مالی حمایت و کنترل می‌کنند. هدایت سیاست‌ها از سوی گروه‌های برنامه‌ریز سیاسی و ذی‌نفوذ در روند عمومی تصمیم‌گیری ایالات متحده به‌طور رسمی پذیرفته شده است. گروه‌های برنامه‌ریز سیاسی، نقش عمده‌ای را در فراهم‌آوردن منابع مالی تحقیقات، تصمیم‌گیری بر مبنای آنها، کمک به مردم در راه پذیرش تصمیمات از راه رسانه‌ها و در نهایت تصویب آنها در کنگره به کمک لابی‌ها و کمیته‌ها ایفا می‌کنند. به عقیده دمهاف، حدود نیم‌درصد جمعیت ایالات متحده حدود ۲۵ درصد ثروت این کشور را کنترل می‌کنند و قادرند در چهار سطح بر کشور تأثیر بگذارند؛ روند تصمیم‌گیری یکی از این سطوح است. نیروهای متعددی، گروه‌های ذی‌نفوذ را تشکیل می‌دهند: انجمن‌های تجاری و مالی، قومیت‌ها، گروه‌های مذهبی، شرکت‌ها و دولت‌های خارجی و مجتمع‌های نظامی‌ـ صنعتی از این جمله‌اند. آنها از طریق لابی‌ها، کالج‌ها و دانشگاه‌ها، اتاق‌های فکر، کلیسا و رسانه‌ها، منافع خود را پیش می‌برند. هر یک از این عوامل به صورت جداگانه بررسی خواهد شد.
الف‌ـ عناصر و واسطه‌های تأثیرگذار
۱ـ بنگاه‌های اقتصادی تجارت و سرمایه
نتایج مطالعات مقطعی و تأخر زمانی نشان می‌دهد سیاست خارجی ایالات متحده، دائماً و به‌شدت تحت تأثیر رهبران تجاری که رویکرد بین‌المللی داشته‌اند، بوده و از سوی متخصصانی هدایت شده که ممکن است خود تحت تأثیر امور تجاری باشند. اتاق‌های فکر و بنیادها به کمک افراد ثروتمندی شکل می‌گیرند که به‌دنبال برخی منافع در سیاست‌ها هستند. برای نمونه شورای روابط خارجی از سوی گروهی از حقوقدانان ثروتمند نیویورک، بانکداران، دانشگاهیان و رؤسای شرکت‌ها تشکیل شد که در حال حاضر بیش از ۱۵۰۰ نفر از آنها در شوراها هستند. نهادهای دولتی و خصوصی آموزش عالی در آمریکا از سوی متولیانی مدیریت می‌شوند که عمدتاً از طبقه برتر هستند.
متولیان این نهادها، بسیاری از رهبران اصلی در امور تجاری و دولتی هستند که همزمان مناصب کلیدی را نیز در اختیار دارند. علاوه بر این، دانشگاه‌های معتبر، مکان‌هایی هستند که اغلب رهبران آینده در آنجا تربیت می‌شوند.
سیاست‌گذاری در آمریکا با ثروت و تجارت در هم آمیخته است. در زمینه امور خارجه، گروه‌های تجاری منابع اقتصادی و فکری را که سیاستمداران برای اجرای سیاست‌های اقتصادی خارجی به آنها نیاز دارند در اختیار دارند. مقامات عالی‌رتبه سیاست خارجی در وزارتخانه‌های امور خارجه، بازرگانی، دفاع و خزانه‌داری، معمولاً پیش از ایجاد یک سیاست و در طول اجرای آن، حمایت قشر تاجر را به صورت مالی و سیاسی دریافت می‌کنند. تجارت و ثروت از طریق هدیه‌های مالی و مدیریت متحد به اهداف گروه‌های ذی‌نفوذ کمک می‌کند. همه مراکزی که از طریق تجارت و ثروت، کمک دریافت می‌کنند به پیشبرد منافع گروه‌های ذی‌نفوذ کمک می‌کنند.
۲ـ افکار عمومی
عامل مهمی که می‌تواند تأثیر بسزایی بر روند تصمیم‌گیری سیاست خارجی داشته باشد، افکار عمومی است. این عامل در کشورهای دموکراتیک که مسئولان می‌دانند رأی مجدد مردم به آنها تنها راه بر سر قدرت باقی‌ماندن است و تمام تلاش‌شان باید معطوف به جلب‌نظر مردم باشد، از اهمیت بیشتری برخوردار است. در این میان می‌توان گفت، رسانه‌ها نقش رابط را ایفا می‌کنند؛ به این معنا که از سویی با انعکاس خواسته‌ها و دغدغه‌های مردم، تصمیم‌گیرندگان را با افکار عمومی آشنا می‌کنند و از سوی دیگر، با پخش سخنرانی‌ها و اخبار مربوط به سیاستمداران، مردم را از عملکرد آنها مطلع می‌سازند. وجه دیگر رابطه آن است که رسانه‌ها خود می‌توانند شکل‌دهنده افکار عمومی باشند و از این طریق بر تصمیم‌گیری مسئولان تأثیر گذارند. ودرفورد و پخت در مقاله‌ای که در آن تأثیر افکار عمومی بر تصمیم‌گیری سیاست خارجی ریاست‌جمهوری را بررسی کرده‌اند، معتقدند میزان این تأثیر به دقت و حساسیت افکار عمومی روی موضوع مورد بحث بستگی دارد. دو نظر مهم که در مورد رابطه میان افکار عمومی و سیاست خارجی مطرح شده‌اند عبارتند از: مدل نخبه‌محور که معتقد است مردم اطلاعات کافی درباره سیاست خارجی نداشته و نظرات‌شان در این مورد متغیر است، پس سیاستمداران نباید اهمیت چندانی به افکار عمومی داده و باید در هنگام تصمیم‌گیری منافع ملی را مدنظر قرار دهند، اما گروهی دیگر از محققان معتقدند افکار عمومی قضاوت‌هایی «عاقلانه» در مورد وقایع جهانی دارند. «ودروفورد» و «پخت»، روند تصمیم‌گیری سیاست خارجی رئیس‌جمهور را به پنج مرحله ارائه مسئله، تولید گزینه‌ها، انتخاب سیاست، اجرا و بازبینی سیاست تقسیم‌بندی می‌کنند و نشان می‌دهند که میزان حساسیت افکار عمومی به مسئله مورد بحث در هر یک از این مراحل متفاوت است و همچنین حساسیت افکار عمومی نسبت به مسائلی که جنبه بحرانی دارند (مانند مسائلی که نیاز به مداخله نظامی دارند) بسیار بیشتر از مسائل عادی بین‌المللی است.
ب‌ـ نهادهای غیررسمی و بانفوذ
۱ـ بنگاه‌های لابی
لابی‌ها، گروه‌های فعال سیاسی هستند که از منافع خاصی دفاع می‌کنند. این واژه در دهه ۱۸۳۰ به وجود آمد و به جمعیتی از گروه‌های خاص اطلاق می‌شد که در لابی‌های کنگره، کاخ سفید و دفاتر قوه مجریه تجمع می‌کردند. لابیست‌ها که در زمینه موضوعات مربوط به خود مطلع هستند، می‌توانند در شکل‌دادن به سیاست بسیار مؤثر باشند. آنها برای دفاع از منافع گروه‌های ذی‌نفوذ استخدام می‌شوند و با کاخ سفید، کارکنان کنگره و نیز قانونگذاران ارتباط دارند.
بو بیان می‌کند که لابیست‌هایی که برای منافع خاص فعالند، بیش از شهروندان معمولی بر سیاست خارجی تأثیرگذارند، زیرا در صحنه واشنگتن حاضر و از امور کاملاً مطلعند. لابی‌ها با داشتن تخصص خاص در زمینه نحوه برخورد با موضوعات مورد نظر، از وضعیت قوانین و مقررات مربوطه اطلاعات دقیقی دارند. آنها با قانونگذاران و مسئولان ذی‌ربط ارتباط شخصی می‌یابند و از اطلاعات دقیقه به دقیقه و ارتباطات سریع برخوردارند. لابی‌های «یهودی آمریکا» همچون کمیته روابط عمومی آمریکاـ اسرائیل معروف به ایپک، لابی «کوباـ آمریکا» مانند دموکراسی یک آمریکاـ کوبا و «لابی ایرلندـ آمریکا»، جزء مشهورترین لابی‌هایی هستند که در زمینه سیاست خارجی فعالیت می‌کنند. در حالی که در آمریکا بیش از ۱۰۰ هزار لابی رسمی وجود دارد، در سال ۲۰۰۸، ۱۴۸۳۸ لابی برای فعالیت‌های خود ۳/۳ میلیارد دلار هزینه کردند. در همان سال حدود ۴۰۰ هزار موکل در ارتباط با امور خارجی کشور، لابی کردند. در جریان انتخابات سال ۲۰۰۸، گروه‌های مدافع رژیم صهیونیستی رسماً ۱۱ میلیون و ۵۰۷ هزار و ۵۲۶ دلار برای نامزدها و احزاب هزینه کردند.
۲ـ اتاق‌های فکر
تینک‌تنک‌ها یا اتاق‌های فکر، سازمان‌هایی هستند که هدف اصلی‌شان تحلیل سیاسی است. آنها به دنبال اطلاع‌رسانی به شهروندان و مقامات دولتی نیز هستند. آنها سعی می‌کنند پول جمع کنند و به واسطه تحقیقات‌شان کمک‌های پژوهشی به دست آورند. تینک‌تنک‌ها حلقه اتصال میان دولت و مردم هستند و ترکیبی از ویژگی‌های گروه‌های ذی‌نفوذ و احزاب سیاسی را دارند. برخی تینک‌تنک‌ها مانند مؤسسه موقوفه کارنگی برای صلح بین‌المللی شورای روابط خارجی یا مؤسسه دیده‌بان جهان، با موضوعات سیاست خارجی مرتبط هستند. سایر اتاق‌های فکر ممکن است در زمینه موضوعات خارجی و داخلی و یا موضوعات صرفاً داخلی فعالیت کنند.
در دوران پس از جنگ جهانی دوم، شورای روابط خارجی، اصلی‌ترین سازمان خصوصی بود که در زمینه سیاست خارجی فعالیت می‌کرد. پایگاه این شورا در نیویورک مستقر بود و کاملاً یک اتاق فکر نبود، بلکه شورایی متشکل از نیویورکی‌های ثروتمند به شمار می‌رفت که منافع‌شان در گرو سیاست خارجی بود. هدف این شورا «گرد هم آوردن شخصیت‌های برجسته حوزه مالی و صنعتی آمریکا برای بحث درباره مسائل جهان و سیاست‌های خارجی جایگزین بود» تا به اجماعی برسند که قابل گزارش به دولت باشد. در این اثنا از شورای روابط خارجی مستقر در نیویورک، به تینک‌تنک‌های مستقر در واشنگتن یک نقل مکان صورت پذیرفت. برخی از تینک‌تنک‌ها به دانشگاه‌ها مرتبطند و برخی از آنها مستقل می‌باشند. برخی از آنها با دولت ارتباط دارند، در حالی‌که برخی از آن جدا می‌مانند. کارکنان اتاق‌های فکر از محققان عالی‌رتبه‌ای هستند که می‌توانند از درها عبور و افرادی را ملاقات کنند که افراد معمولی امکانش را ندارند. آنها معمولاً کارکنان کنگره را می‌شناسند. هرگاه کمیته‌ای به دنبال مدرکی در زمینه‌ای خاص باشد، معمولاً به نمایندگان تینک‌تنک‌ها رجوع می‌کند. محققان تینک‌تنک‌ها شبکه ارتباطی گسترده‌ای با شخصیت‌های دانشگاهی، مقامات دولتی، روزنامه‌نگاران، تجار، نمایندگان کشورهای خارجی و... دارند. اغلب محققان اتاق‌های فکر معمولاً مورد توجه مراکز قوه مجریه و تصمیم‌گیرنده قرار می‌گیرند و از سوی آنها برای تصمیم‌گیری در سیاست خارجی مورد پرسش واقع می‌شوند.
گفته شده پیش از حمله اخیر ایالات متحده به عراق، تینک‌تنک‌های نومحافظه‌کار، دولت را وادار به حمله این کشور کردند. برخی با ابراز نگرانی بیان می‌کنند که پروژه قرن جدید آمریکایی که از سوی تینک‌تنک اینترپرایز تهیه شد، بر تصمیم بوش برای حمله به عراق تأثیر گذاشت. آنها پس از حملات یازدهم سپتامبر، مقالات متعددی در حمایت از حمله به عراق و سرنگونی صدام منتشر کردند.
۳ـ رسانه‌های جمعی
رسانه‌ها که شامل روزنامه‌ها، مجلات، رادیو، تلویزیون و اینترنت هستند، اخبار، تفاسیر و نظرات را منعکس می‌کنند. رسانه‌ها قادرند افکار مردم را به سمت موضوعات سوق دهند و در نتیجه در سیاست خارجی نقش مستقیم و غیرمستقیم دارند. برنارد کوهن در تحقیقی در سال ۱۹۶۳ به این نتیجه رسید که سازمان‌های خبری در سیاست خارجی تا حد بالایی خدمتگزار مخلص دولت هستند. رسانه می‌تواند به سه صورت بر تصمیم‌گیری‌های خارجی اثر بگذارد: ۱ـ از طریق سمت‌ و سو دادن به افکار مردم در ارتباط با مسائل خارجی (با توجه به اینکه بخش عمده مردم آمریکا از موضوعات سیاست خارجی کاملاً بی‌اطلاعند) ۲ـ از طریق آماده‌کردن جو دلخواه آنها، بر سیاستمداران فشار وارد می‌کند تا از تصمیمات سیاسی خاصی پیروی کنند. ۳ـ مثلاً در مورد یک پدیده اخیر، به کمک گزارش‌های زنده خبرنگاران همراه موضوعات سیاسی تازه را (مانند جنگ در عراق) به میان می‌آورد و در نتیجه مردم را وادار می‌کند در متن سیاست‌های خارجی حضور فعال داشته باشند.
از سوی دیگر، اکثر رسانه‌ها تحت مالکیت عده محدودی از ثروتمندان قرار دارند که تینک‌تنک‌ها و دانشگاه‌ها را نیز از نظر مالی تغذیه می‌کنند. رسانه‌ها به شرکت‌های اقتصادی مبدل شده‌اند. تنها سه شبکه تلویزیونی اخبار را تقریباً به تمام ایستگاه‌های تلویزیونی کشور مخابره می‌کنند و تنها دو خبرگزاری اخبارشان را به هزاران ایستگاه رادیویی و روزنامه می‌فرستند. چنین بنگاه‌های رسانه‌ای که در اختیار افراد ثروتمند قرار دارند، مالک اجزای متعدد دیگر سیستم رسانه‌ای هستند. در سال‌های اخیر، تمرکز مالکیت رسانه‌ها که خود نتیجه ادغام رسانه‌هاست، توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. شرکت والت دیزنی، بنگاه خبر، ویاکام و تایم وارنر، بزرگ‌ترین ادغام‌کنندگان به شمار می‌روند. تمرکز روزنامه‌های اصلی، ایستگاه‌های پخش، مراکز انتشاراتی و استودیوهای تولید فیلم، در دستان تنها یک مالک، به این معناست که این شخص بر جریان اطلاعات در کشور (و در جهان) تسلط دارد و مردم به منابع متعدد خبری و اطلاعاتی دسترسی ندارند. تا حدی به همین دلیل، عده‌ای عقیده دارند امروزه غول‌های رسانه‌ای حتی قدرتمندتر از سیاستمداران هستند. این موضوع سبب شده است که بسیاری درباره آینده آزادی بیان و دموکراسی ابراز نگرانی کنند.
ج‌ـ روندهای غیررسمی و تأثیرگذار
۱ـ هزینه‌های انتخاباتی
چنانکه الیزابت درو می‌گوید: «دیگر موفق‌ترین سیاستمداران، بهترین کارمندان قوه مجریه یا بهترین قانونگذاران نیستند، بلکه بهترین پول‌جمع‌کن‌ها هستند.» تبلیغات تلویزیونی و اهمیت رو به رشد آن، معمولاً تماشاچیان بی‌توجه به انتخابات را به سمت رأی دادن جلب می‌کند و این خود سبب افزایش هزینه‌های انتخاباتی شده است.
حجم پولی که نامزدهای انتخاباتی در مبارزات انتخاباتی خود هزینه می‌کنند، بسیار بالاست و معمولاً پیروز کسی است که توانسته به بهترین نحو کمک‌های مالی بیشتری را از گروه‌های ذی‌نفوذ و اشخاص جذب کند. برای سیاستمداران، کمک‌های مالی که برای مبارزات، هزینه‌های معرفی (در مورد رئیس‌جمهور)، سفرهای نمایندگان مجلس، از تجار و اشخاص دریافت می‌کنند، بسیار اهمیت دارد. برای نمونه جان کونیرز پسر، طی سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۸ با داشتن ۷۶ سفر با هزینه ۹۴۳۹۱ دلار، پرمسافرت‌ترین نماینده مجلس بود. ان.ای.ای.سی.پی و اتحاد برای اصلاح بهداشت از جمله گروه‌هایی بودند که این هزینه‌ها را پرداختند. اوباما ۲۰۳۳ مورد کمک مالی (با مبلغی بالغ‌بر بیش از ۵۳ میلیون دلار) و دست‌کم ۴۵۸ مورد کمک مالی از سوی مردم که به ۵۰۰۰۰ دلار رسید را برای مراسم نخستین نطق ریاست‌جمهوری خود پذیرفت. انجمن‌های دریم ورکس، شرکت مایکروسافت و بنیاد سوروس از بزرگ‌ترین کمک‌کنندگان بودند. این در حالی است که مبارزه انتخاباتی سال ۲۰۰۸ وی بیش از یک میلیارد دلار هزینه داشت.
کمک مالی به مبارزات انتخاباتی نامزدهای ریاست‌جمهوری و مجلس نه‌تنها از سوی بنگاه‌های اقتصادی و گروه‌های رسمی ذی‌نفوذ، بلکه حتی از سوی دیگر اقوام برای رسیدن به هدف مورد نظرشان یعنی نفوذ بر سیاست‌های دولت صورت می‌گیرد. با این حال میزان تأثیرگذاری این کمک‌ها مشخص نیست. برای نمونه یهودیان آمریکا، بزرگ‌ترین کمک‌کنندگان قومی هستند که مهم‌ترین هدف‌شان حمایت از رژیم صهیونیستی است.
۲ـ اقوام و لابی‌های قومیتی
«ایالات متحده که کشوری متشکل از جمعیت مهاجر است، همیشه گروه‌های قومی داشته که با موطن و سایر هم‌قومان خود در سراسر جهان ارتباط عاطفی و سیاسی ویژه‌ای داشته‌اند.» اقوام مختلف همچون یهودیان، ایرلندی‌های آمریکا، اسپانیایی‌ها، کوبایی‌ها، یونانی‌ها و... در این کشور زندگی می‌کنند. لابی‌های قومیتی، سازمان‌های سیاسی هستند که بر مبنای مواضع فرهنگی، قومی، دینی یا نژادی شکل گرفته و در پی تأثیرگذاری بر سیاست خارجی آمریکا، در حمایت از موطن یا اقوام‌شان در خارج از کشور هستند. برای نمونه جمعیت ایرلندی که از ایرلند شمالی حمایت می‌کردند، در جریان انتخابات از کلینتون حمایت کردند تا دولت او طی مذاکرات بریتانیا و ایرلند از آنها پشتیبانی کند. گروه‌های نژادی، همچون سایر گروه‌های ذی‌نفوذ، به سه شکل بر نهاد سیاسی فشار وارد می‌کنند: از طریق رأی، تأمین مالی انتخابات و لابی‌گری. قومیت‌ها با وجود جمعیت اندک‌شان بر سیاست خارجی اثر می‌گذارند، قادرند انتخاب نامزدهای ایالتی را تغییر دهند و بر انتخابات ریاست‌جمهوری تأثیر بگذارند. برای نمونه اغلب جمعیت هیسپنیک (اسپانیایی) در طول چند انتخابات اخیر به حزب دموکرات رأی دادند. احزاب سیاسی که به نیروی بالقوه رأی قومیت‌ها پی برده‌اند، تلاش می‌کنند آن را به دست آورند. یهودیان آمریکا سه درصد جمعیت را تشکیل می‌دهند، لیکن با رأی خود، صرفاً در ایالت نیویورک، در سیاست خارجی دارای جایگاه هستند. به عقیده اسمیت، نگرانی یهودیان آمریکا درباره خاورمیانه واقعی است و سیاستمداران بر مبنای آن عمل می‌کنند. فشار بر کنگره از طریق آرا، راه مؤثری برای تأثیرگذاری بر روند تصمیم‌گیری است که لابی‌های اقوام از آن استفاده می‌کنند.
کوبایی‌های مقیم آمریکا از دیگر گروه‌های ذی‌نفوذ هستند که سیاست خارجی آمریکا را تحت تأثیر قرار می‌دهند. برای نمونه، تصمیم کلینتون در سال ۱۹۹۴ برای توقف ورود مهاجران کوبایی به آمریکا و اعلام حمایت از قانون توریسلی را نتیجه فشار بنیاد ملی کوبایی‌ـ آمریکایی و رهبر آن جورج ماس‌کانوسا دانسته‌اند. در حقیقت هنگامی که کلینتون از احتمال بالای باخت خود در ایالت فلوریدا اطمینان یافت، به همکاری با بنیاد مذکور پرداخت و در عوض از حمایت سیاسی کانوسا (که جمهوریخواهی محافظه‌کار بود) و همچنین حمایت مالی گسترده کوبایی‌های مقیم این ایالت برخوردار شد، به‌طوری‌که نیمی از کمک‌های اهدایی این ایالت به کلینتون برای انتخابات ۱۹۹۲ از جانب کوبایی‌ها بود.
در برخی از موارد مسئله از حد قومیت‌ها و مهاجران ساکن آمریکا فراتر رفته و دولت‌های خارجی برای تغییر سیاست خارجی آمریکا به نفع خود، وارد عمل شده و از روش‌های غیررسمی بهره می‌جویند. فعالیت‌های این دولت‌ها اغلب شامل استفاده از مشاوران و شرکت‌های لابی‌کننده در آمریکا برای تأثیرگذاری بر کنگره و قوه مجریه می‌شود، اما پس از مدتی این دولت‌ها سفرهای مسئولان خود به آمریکا و بازدید از کنگره را از مراسمی صرفاً رسمی به جلسات کاری برای بررسی همکاری پیرامون منافع‌شان تبدیل کردند. برای نمونه، دولت کانادا حدود ۴۰ میلیون دلار برای حمایت از توافقنامه تجارت آزاد آمریکاـ کانادا و دولت مکزیک، همین مبلغ را برای پیشبرد نفت خرج کرده‌اند. همچنین در فهرست رده‌بندی لابی‌کننده‌های فعال در عرصه سیاست خارجی، دولت قطر در رتبه نخست قرار دارد.
گروه‌های قومی با ایجاد سازمان‌هایی میان یکدیگر اتحاد ایجاد می‌کنند تا بتوانند جوامع‌شان را راحت‌تر هدایت کنند؛ زیرا با اتحاد سازمانی می‌توان اهداف سیاسی را تعیین کرد. به دنبال هم‌پیمان بود و فشار سیاسی وارد آورد. آنها برای فعالیت مناسب اتحاد ایجاد می‌کنند و مواضع سیاسی اتخاذ می‌کنند و حتی مورد حمایت دولت‌های خارجی قرار می‌گیرند، برای نمونه ایپک که یک لابی بانفوذ یهودی است از سوی رژیم صهیونیستی حمایت می‌شود.
۳ـ کلیسا و گروه‌های مذهبی
در گذشته مبلّغان آمریکایی نقش فعالی در اجرای سیاست‌های خارجی کشورشان بازی می‌کردند. سرزمین اقوام سرخ‌پوست در آمریکا، هاوایی، فیلیپین، برمه، تایلند، هند و آفریقا جزء خشکی‌هایی هستند که مبلّغان بر روی آنها پا گذارده‌اند. مبلّغان می‌خواستند با بردن مسیحیت و فرهنگ غربی کافران را متمدن کنند، اما در نهایت کافران، سرزمین، منابع طبیعی و دولت‌های خود را تحت تملک مبلّغان می‌یافتند. در پی فعالیت‌های مبلّغان، هر جا مقاومت مردمی مشاهده می‌شد، پای قدرت نظامی به میان می‌آمد. چنانکه کشیش ویلیام الدهام اشاره می‌کند: «فروش توپ‌ها (آمریکایی)، بانگ پروردگار قادر بود که اعلام می‌کرد (جزایر فیلیپین) آزاد خواهد شد.»
امروزه نقش گروه‌های مذهبی در شکل‌دادن به سیاست خارجی بیشتر غیرمستقیم بوده و نسبتاً کم شده است. با توجه به اینکه مردم آمریکا مذهبی هستند، گروه‌های دینی بیشتر نقش شکل دادن به افکار را بازی می‌کنند تا عملکرد مستقیم. آنها با آموزش به اعضای خود، افکار و آرای آنها را در قالب اخلاق بیان می‌کنند. گروه‌های مذهبی در ادراک منافع ملی و صورت‌بندی اهداف سیاست خارجی مشارکت دارند. برای نمونه طی سه دهه اخیر، جنبش راست مسیحی در زمینه شکل‌گیری اهداف سیاست خارجی ایالات متحده در خاورمیانه، به صورت کلی و منازعات رژیم صهیونیستی و فلسطین به صورت خاص تأثیرگذار بوده است. آنها با آموزش کشیشان و اعضای کلیسای‌شان برای حمایت از رژیم صهیونیستی، مشارکت در گروه‌های مرتبط و سمینارها و کمک مالی برای این منظور به این هدف دست می‌یابند. گروه‌های مذهبی با خدمات اجتماعی خود در کشورهای فقیر و برآوردن نیازهای آنها دوستانه برای کاهش گرسنگی و فقر به پیشبرد منافع ملی آمریکا کمک می‌کنند. این کار اغلب از سوی کلیساها و سازمان‌های مسیحی که از راه کمک‌های امدادی در آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا، برای گسترش مسیحیت و ارزش‌های غربی فعالیت می‌کنند، صورت می‌گیرد. سازمان‌هایی مانند خدمات امدادرسانی کاتولیک و جامعه ملی مسیحیان آوانجلیک کمک‌های انسان‌دوستانه چشمگیری در مواقع اورژانسی در کشورهای خارجی فراهم می‌کنند. سالیانه حدود ۵۰ هزار آمریکایی در خارج از کشور به مدت طولانی و ۱۰۰ هزار نفر به صورت کوتاه‌مدت خدمت می‌کنند. هزینه‌های سالیانه سازمان‌های تبلیغی سنتی به بیش از ۵/۱ میلیارد دلار می‌رسد.


بی‌غیرتی مردان به بی‌حجابی و بی‌حیایی زنان می‌انجامد!
غیرت از فضیلت­‌های الهی و انسانی است که همواره حافظ و نگهبان دین و آیین خداوند و ناموس انسان و جامعه در برابر ضد ارزش‌­ها و عوامل انحراف­زا است که نتیجه‌ آن تأمین و استمرار شرف انسانی و امنیت اجتماعی و نسل پاک بوده و منشأ آسمانی دارد. غیرت از سجایای اخلاقی است و باید همچون دیگر فضایل و ارزش­ها شکوفا شود و پرورش یابد، که تنها عامل شکوفایی آن، دین و ایمان است. رابطه‌ ایمان و غیرت آنگاه روشن می‌­شود که بدانیم ایمان پایه­ فضایل اخلاقی است و هر اندازه ایمان و معرفت توحیدی افزایش یابد، میزان این نور الهی در شخصیت انسان بیشتر می‌­شود، چنان ­که وجود مقدس پیامبر اسلام(صلی‌الله علیه وآله وسلم) می‌­فرمایند: «اِنَّ الغِیرَةَ مِنَ الاِیمَانِ؛ غیرت از ایمان ناشی می‌شود.» بنابراین غیرت از میوه‌­های شیرین ایمان محکم و ناگسستنی و نشانه­ بزرگی و شجاعت روح بوده و سستی غیرت یا بی­‌ غیرتی، محصول تلخ ضعف ایمان یا بی­‌ایمانی و نشانه­ حقارت و آلودگی روح است.

رابطه بدحجابی و بی­‌حجابی با فقدان یا ضعف غیرت
به نظر می­‌رسد در قضیه حجاب زنان جامعه ما، غیرت حلقه گمشده‌­ای است که کمتر مورد توجه بوده است و همه تلاش مجریان طرح حجاب و عفاف، اصلاح میوه تلخ بی­‌حجابی است که نتیجه ریشه فاسد بی‌­غیرتی مردان است، حال هر بار یک میوه فاسد را بکنی، دوباره بیرون خواهد آمد، در حالی که ریشه فاسد است و کسی به فکر آن نیست. متأسفانه این روزها در جامعه، غیرت خیلی کمرنگ شده همان‌طور که حیای زنان به یغما رفته است. این بی­‌غیرتی و بی­‌توجهی به ارزش‌های اخلاقی و اسلامی عواقب شومی دارد که داریم آنها را با چشم می‌بینیم: افزایش وحشتناک آمار طلاق، بالا رفتن سن ازدواج، افزایش روابط نامشروع در بین مردم، از هم‌پاشیدگی بنیان خانواده‌ها در اثر بی‌بندوباری اجتماعی و ....
آیا دشمن فقط حیا و حجاب را نشانه گرفته است که بتوان با دفاع در برابر آن، شیوع بی‌­حجابی را درمان کرد؟ آیا وقت آن نرسیده است که بفهمیم غیرت، هدف اولی بود که نشانه گرفتند تا در گام بعدی، حجاب را هدف قرار دهند؟! و آیا همچنان باید به بحث غیرت‌افزایی بی‌توجه بمانیم؟!
بدحجابی و بی‌­حجابی با فقدان یا ضعف غیرت رابطه و تأثیر متقابل دارد، یعنی از یک طرف، دوری زنان از لباس حیا، به غیرت مردان به ویژه نوخاسته ضربه می­زند و از طرف دیگر، از علت­ها و ریشه­های عمده­ آن، ضعف غیرت پدران یا شوهران است که در پیشگاه خداوند مسئول خواهند بود و در گناهانی که دختران و همسرانِ خودنمایِ آنها در این‌باره مرتکب می­شوند و فاجعه­هایی که از این طریق در جامعه و جوانان آنها ایجاد می­کنند، شریک خواهند بود و عاقبت نتیجه­ وخیم آن را خواهند دید. آنان بزرگ‌ترین دشمنی را در حق خود و خانواده‌ خویش در لباس دوستی می­کنند و وظیفه­ قرآنی خود را در برابر آنان انجام نمی­دهند. پیامبر(صلی‌الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «كانَ إِبراهیمُ أَبى غَیورا و َأَنَا أَغیَرُ مِنهُ وَ أَرغَمَ اللّه أَنفَ مَن لا یَغارُ مِنَ المُومِنینَ؛ پدرم ابراهیم باغیرت بود و من باغیرت‌تر از اویم. خداوند بینى مؤمنى را كه غیرت ندارد، به خاك مى‌مالد.»
پرداختن به مسئله حجاب بدون توجه به بحث غیرت، امکان­‌پذیر نیست. آنچه خانواده‌­هایی که زنان و دختران‌شان بی­‌حجابند، به ما می‌فهماند، این است که در چنین خانواده‌هایی، غیرت به همان اندازه­ حجاب و حتی بیش از آن مغفول مانده است. در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه‌السلام) آمده است که ضمن نکوهش از بعضى مردم عراق که زنان‌شان در بیرون منزل به صورت زننده‌­اى با مردان اختلاط داشتند، فرمود: «لَعَنَ اللّهُ مَنْ لایغارُ؛ خدا لعنت کند کسى را که غیرت ندارد.» همچنین در حدیث دیگرى فرمودند: «أَلَم يَبلُغنى عَن نِسائِكُم أَنَّهُنَّ يُزاحِمنَ العُلوجَ فِى السواقِ أَلا تَغارونَ؟! مَن لَم يَغِر فَلا خَيرَ فيهِ؛ به من خبر رسيده كه زنان‌تان در بازار تنه‌شان به تنه مردان بى‌ايمان و لاابالى مى‌خورد، آيا غيرت نداريد؟! كسى كه غيرت ندارد خيرى در او نيست.» از این‌رو چگونه می‌توان فرض کرد در حالی که همسر یا دختر بالغی بدون حجاب مناسب و با لباس‌­های زننده، تنگ، نازک، محرک و نیمه‌عریان به خیابان و یا میان نامحرمان می‌آید، شوهر و یا پدر خانواده را باغیرت و غیور دانست؟! چگونه ممکن است در خانه‌ای که مردانش غیرتمندند، زنان و دختران‌شان بتوانند هرگونه که بخواهند در جامعه حاضر شوند؟!
زمانی که برخی تذکرات مرد خانواده درباره پوشش زن و فرزندانش سخت‌گیری زیادی شمرده می‌­شود، قطعاً نه تنها غیرت زیبا جلوه نمی‌­کند، بلکه قبیح شمرده خواهد شد! و این همان نتیجه­‌ای است که بی­‌غیرت بودن را از شاخص­ه‌ای ترقی یک جامعه تلقی می­کند و غیوران را انسان­‌های خودخواه و متعصب می­‌شناساند. در حالی که رسول اكرم(صلی‌الله علیه وآله وسلم) می­‌فرمایند: «اَلغَیرَةُ مِنَ الایمانِ و َالمِذاءُ مِنَ النِّفاقِ؛ غیرت از ایمان است و بى‌بندوبارى از نفاق.» و همچنین در روایتی دیگر فرمودند: «زنی که خود را زینت و خوشبو کند و از خانه‌­اش خارج شود و شوهرش به این کار راضی باشد، هر قدمی که این زن بر می‌­دارد، برای شوهرش در جهنم خانه‌­ای بنا می‌شود.» این­گونه است که امری فطری چون غیرت که حتی در ذات حیوانات ارزش تلقی می‌­شود، نماد حیوانیت تلقی می‌گردد، در حالی که خوردن، خوابیدن و شهوترانی خلقیات حیوانی تلقی نمی‌­شوند و روزبه‌روز به‌عنوان نماد پیشرفت و رفاه در یک جامعه تبلیغ می‌شوند. دشمن امروز بی­‌حجابی را به عنوان شاخصی برای پیشرفت زنان و دختران جا انداخته تا جایی که هم‌اکنون، اکثریت قریب به اتفاق کشورهای دنیا، مسابقات زنان و یا دختران زیبا و به اصطلاح شایسته را به صورت سالیانه برگزار می‌کنند.
نهادینه شدن غیرت در خانواده ­ها
از دلایل اولویت بحث غیرت بر دیگر عوامل در جلوگیری از معضل بدحجابی این است که خاستگاه سیاسی بی­‌حجابی در جامعه، از شعار بی­‌حجابی به وجود نیامد، بلکه از تسامح و تساهل جاری شد، آنجا که در گذشته(در دوران اصلاحات)، تسامح و تساهل را ابزاری برای تقبیح غیرت و خنثی‌سازی بی­‌حجابی قرار دادند و به تدریج همزمان با نشستن گَرد بی‌­غیرتی در چهره برخی مردان، معروف‌سازی بی­‌حجابی و بی‌بندوباری در روابط اجتماعی در دستور کار قرار گرفت تا بی­غیرتی و بی­حجابی همانند شاخص­ه‌ای اصلی کشورهای سکولار، یکی از مهم‌ترین مشخصه‌­های لازم برای آماده‌سازی برپایی یک حکومت سکولار و غیردینی در کشور فراهم شود.
اما آیا منظور از غیرتمند بودن این است که از فردا مردان با برخورد قهری، در برابر بی­‌حجابی‌­ها و یا بی‌بندوباری‌های اعضای خانواده بایستند و یا باید مراتب و مراحلی برای آن تعریف کرد:
۱ـ از اولین نیازهای این بحث، حساس‌سازی خانواده است؛ یعنی اینکه در خانواده، بی­‌حجابی و بی‌بندوباری تقبیح شود تا در گام اول، از شکسته شدن قبح آن پیشگیری گردد.
۲ـ ابزارها، رسانه‌ها و معاشرت­‌هایی که غیرت و حیای خانواده را هدف­گیری می­‌کنند، باید از حریم خانواده‌ها پاک شوند. پدر و مادری که نتوانند خود را از دام این تله‌های فرهنگی نجات دهند، هرگز نباید توقع تربیت فرزندان باحیا، باحجاب، چشم‌پاک و باغیرت را داشته باشند.
۳ـ این مهم که والدین و حتی فرزندان باید به مسائل اخلاقی و مذهبی یکدیگر حساس باشند، باید در خانواده نهادینه شود، آنچنان که یکدیگر را به کارهای خیر و نیکو تشویق ­کنند و پدر و مادر امر به معروف و نهی از منکر و روش‌های آن را اجرا کنند و بپذیرند. همانطور که همه خانواده نسبت به نزدیکی یکی از اعضای آن به مواد مخدر حساسند، باید نسبت به ترک نماز، بی‌حجابی، بی‌حیایی، کسب غیرحلال و... نیز واکنش نشان دهند و این واکنش‌ها در صورت فرهنگ‌سازی صحیح والدین، نه تنها دخالت تلقی نمی­‌شوند، بلکه به نوعی ابراز محبت و علاقه نیز تعبیر خواهند شد.
۴ـ معاشرت با اهل دین، اهل حیا، اهل غیرت، رفت‌وآمد به مسجد و...
۵ـ تقویت غیرت در خانواده آنقدر مهم و کارگشا است که می‌تواند تقصیرهای ناظران، حاکمان، قانونگذاران و مبلغان را بپوشاند که امید است چون گذشته مغفول نیفتد؛ چون در صورت غفلت در این‌ زمینه نه تنها بحث حجاب به هیچ جای خوبی نخواهد رسید، بلکه به یک بن­‌بست حساسیت‌­زا مبدل خواهد شد.
آنچه که در اینجا بیشتر مورد نظر است، غیرت است که به تشکیل یک دولت­‌خانگی در خانواده منجر می‌شود تا:
اولاًـ موجب نوعی خودداری والدین در برابر هر گونه خلاف اخلاقی شود و بهانه‌­ای برای آلوده شدن فرزندان فراهم نگردد.
ثانیاًـ موجب احساس مسئولیت والدین نسبت به رفت و آمدها، معاشرت‌­ها و رعایت مسائل مذهبی از قبیل نماز، حجاب و... خواهد شد.
ثالثاًـ موجب تبلیغ دینی و فرهنگ‌سازی مذهبی از طریق معاشرت با خانواده‌های مقید و حضور در مساجد و مناسک مذهبی شود.
رابعاًـ مانع ورود آنتن ماهواره، فیلم‌ها و محصولات مستهجن و مبتذل فرهنگی شود.
در نتیجه همانطور که در خانواده‌­ای که همگی از مصرف موادمخدر تنفر دارند و پدر و مادر پیشتازان مبارزه با سیگارند، احتمال آلوده­ شدن فرزندان به این مواد به صفر می‌­رسد، در هر خانواده­‌ای که والدین مباحث حجاب، غیرت و پایبندی به دین­ و اخلاق و فرار از آماج تیرهای غیر فرهنگی را مهم تلقی کنند، احتمال بی­‌حجابی و بی­‌بندوباری فرزندان در چنین خانواده‌هایی بسیار تقلیل خواهد یافت.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

وقتی حوزه علمیه قم باز هم در برابر دشمنان اسلام ایستاد
بررسی واکنش مراجع عظام تقلید به فتنه 88

احسان آیتی

«خواص اگر در هنگام لازم کاری را که متوجه آنهاست درست تشخیص دادند و عمل کردند، تاریخ نجات پیدا می‌کند، حسین‌بن‌علی‌ها به کربلاها کشانده نمی‌شوند. اگر خواص بد فهمیدند، دیر فهمیدند، فهمیدند و اختلاف کردند، کربلاها در تاریخ تکرار خواهد شد.» مقام معظم رهبری، 20 خردادماه 1375
در میان همه افرادی که به نتیجه انتخابات سال 88 معترض بودند، معاندان و مغرضان را که کنار بگذاریم، افرادی نیز بودند که قابل راهنمایی و هدایت بودند. عده‌ای که شاید با مشاهده موضع‌گیری خواص، اعم از علما و سیاسیون برجسته، نظرشان عوض می‌شد؛ خصوصاً که در ناآرامی‌های سال 88، عده‌ای سکوت خواص را به تأیید ایشان تفسیر می‌کردند. از همین رو بود که مقام معظم رهبری تأکید ویژه بر موضع‌گیری سریع و صریح خواص داشتند. از جمله خواص هر جامعه‌ای به ویژه جوامع دینی، علمای دینی طراز اول آن هستند. به خصوص آنها که در کسوت مرجعیت، هدایت مقلدان خود در امور را برعهده دارند.
این نوشتار، نگاهی دارد به موضع‌گیری مراجع عظام تقلید به فتنه سال 88؛ بزرگانی که حق را به موقع تشخیص دادند، اختلاف نکردند و به یاری آن شتافتند.

آیت‌الله حسین نوری همدانی
این مرجع بزرگوار را بدون شک می‌توان یکی از سردمداران و پیشگامان دفاع از نظام در حوادث فتنه 88 دانست. آیت‌الله نوری همدانی با شروع ناآرامی‌ها، روزی نبود که علیه فتنه‌انگیزان صحبت نکند. دفاع ایشان از انقلاب تا جایی پیش رفت که با منتشر شدن خبر حضور مقام معظم رهبری در نماز جمعه 29 خرداد (چند روز پس از انتخابات) دفتر آیت‌الله نوری همدانی اعلام کرد: این مرجع بزرگوار قصد دارد در نماز جمعه رهبری حاضر شود. البته گفته می‌شود رهبر انقلاب از این اقدام ایشان جلوگیری کرده و فرموده بودند: هنوز کار به جایی نرسیده که مراجع بزرگوار تقلید را به صحنه بیاوریم.
این مرجع انقلابی همچنین در یکی از جلسات درس خود، شعاری کوبنده سر داد و طلاب را دعوت کرد آن را تکرار کنند. ایشان شعار دادند: «خامنه‌ای کوثر است/ دشمن او ابتر است» کاری که شاید افرادی به مراتب پایین‌تر از یک مرجع تقلید هم حاضر به انجام آن نباشند و آن را پایین‌تر از شأن خود بدانند.
اصلاح‌‌طلبان در برابر روشنگری‌های آیت‌الله نوری همدانی، در ابتدا سعی کردند برخی از وابستگان خود را نزد ایشان بفرستند و وی را از مواضع خود منصرف سازند، شگردی که در آن توفیق نیافتند و ناچار شدند راهبرد تبلیغات منفی و گسترده علیه این مرجع تقلید را در دستور کار قرار دهند.
آیت‌الله نوری در دیدار با جمعی از فرماندهان و پرسنل ناجا در دی‌ماه 88، چهار پرسش از میرحسین موسوی داشت:
پرسش اول) شما که خودتان را پیرو و دنباله‌رو خط امام راحل(ره) و آرمان‌های بلند انقلاب اسلامی معرفی می‌کنید، چرا در مقابل شعار «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» هواداران‌تان در راه‌پیمایی روز قدس، هیچ عکس‌العملی نشان ندادید؟
پرسش دوم) چرا باید رهبران و گردانندگان این گروه در مقابل شعار «استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی» سکوت کنند؟ شعار جمهوری ایرانی شعاری است که رضاخان و پسرش مرتباًً سر می‌دادند.
پرسش سوم) طرفداران شما در شهر مقدس قم و همچنین تهران و شهرهای دیگر، شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه سر دادند. اگر شما واقعاًً پیرو خط امام(ره) و در زمره دوستداران ایشان هستید، چرا آنان را متوجه اشتباه و غفلت‌شان نمی‌کنید؟
پرسش چهارم) شما می‌گویید هیچ رابطه‌ای با بیگانگان ندارید، اما همگان می‌دانند که آنها چقدر از شما در رسانه‌های خود تعریف و تمجید می‌کنند، پس چرا راه خود را از آنان جدا نمی‌کنید؟
آیت‌الله نوری همدانی با کارنامه‌ای که از خود در فتنه 88 به‌جا گذاشت، تعریف تازه‌ای از انقلابی‌گری یک عالم تراز اول را در عصر حاضر ارائه کرد.

آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی
آیت‌الله مکارم شیرازی در ۵ شهریور 88 درباره محاکمه سران فتنه اظهار داشتند: «با سخنان اخیر مقام معظم رهبری دیگر دستگاه قضایی عذری ندارد که در برخورد با کسانی که در جریان اغتشاشات نقش داشته‌اند، مماشات کند.»
ایشان افزودند: «برای اینکه اعتماد مردم جلب شود باید هرکس که در این جریان نقش داشته به مجازات برسد و امیدوارم دستگاه‌های قضایی به مسائل اخیر به صورت کامل رسیدگی کند.»

آیت‌الله عبدالله جوادی آملی
آیت‌الله جوادی آملی در خطبه نماز جمعه 3 مهر 88 قم به فتنه رخ داده اشاره داشتند: «اگر دشمن به فكر فتنه، آشوب، اغتشاش و درگيري در داخل كشور است، بايد بداند كه ملت ايران مقاوم بوده و در برابر هيچ فتنه‌اي سر تسليم فرود نمي‌آورد. دشمن بايد اين خيال‌هاي باطل را از ذهن خود بيرون كند و بداند با شكستن چند شيشه، اختلاف و درگيري و فتنه در ايران رخ نخواهد داد.»

آیت‌الله مجتبی تهرانی
پایگاه رسمی آیت‌الله تهرانی در تاریخ ۱۸ بهمن‌ماه سال ۱۳۸۸، سلسله مباحث ایشان در محرم و صفر سال 1368 با موضوع فتنه را منتشر کرد. با شروع انتشار این مطالب، عده‌ای که دوست نداشتند حاج‌آقا مجتبی در مقابل‌شان قرار بگیرد، عنوان داشتند که این مباحث، ارتباطی با مسائل اخیر ندارد و مربوط به همان زمان سال 1368 است. در پی این ادعاها و در پاسخ به شبهات مطرح شده، پایگاه رسمی آیت‌الله تهرانی ضمن پیامی عنوان داشت: «سلسله مباحث «فتنه» در سال 1368، ذیل عنوان «آزمایش الهی» در جلسات درس اخلاق و معارف اسلامی حضرت آیت‌الله‌العظمی حاج‌شیخ مجتبی تهرانی مطرح شده است که با توجه به فضای فتنه‌گون اخیر جامعه، بنا به توصیه معظم‌له جهت استفاده تشنگان معارف ناب اسلامی منتشر می‌شود.»
گفتنی است برخی شنیده‌ها حاکی از آن است که عنوان «فتنه» بر حوادث سال 1388 را آیت‌الله تهرانی، با توجه بر اوضاع و احوال حاکم در آن زمان پیشنهاد کردند و این عنوان با استفاده مقام معظم رهبری در سخنان‌شان بر حوادث آن سال، وضع شد.

آیت‌الله جعفر سبحانی
آیت‌الله سبحانی طی سخنانی در جمع نمایندگان مجلس شورای اسلامی درباره فتنه سال 88 و ضرورت اجتناب از فتنه‌ها اعلام داشتند: «باید از ایجاد هر گونه فتنه در کشور چه از نوع سیاسی و چه از نوع اقتصادی پرهیز کرد؛ شاید کسانی که فتنه ۸۸ را بر پا کردند، بگویند ما به دنبال فتنه تا این حد نبودیم، ولی کاری را آغاز کردند که سرانجامش آن شد؛ امروز هم باید مراقب باشیم که فتنه‌ای دیگر ایجاد نشود.»

آیت‌الله سیدجعفر شبیری زنجانی
پس از حوادثی که در سال 88 رخ داد، آیت‌الله شبیری زنجانی، با اشاره به پیچیدگی جریانات عنوان داشتند: «این قضیه همه را نگران کرده بود و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به بهترین وجه، مملکت را اداره کردند. این را دیگر همه علمای اعلام هم تصدیق می‌کنند که هیچ کدام نمی‌توانستند به این شکل بحران را اداره کنند.»
گفتنی است در سال 89 و در سفری که مقام معظم رهبری به قم داشتند، استقبال گرم آیت‌الله شبیری زنجانی از ایشان سبب شد تا پایگاه مهدی کروبی، آیت‌الله زنجانی را مورد تمسخر قرار دهد و به دلیل عدم تقابل این مرجع عالی‌قدر با نظام، ایشان را به باد انتقاد بگیرد که البته مطلب مذکور به دلیل اعتراضات فراوان از این پایگاه هتاک برداشته شد.


آیینه خواص

میثم تمار- 11
عالم به منایا

بیان کردیم یکی از خصوصیت‌های جناب تمار، تحصیل برخی علوم خاص از محضر حضرت امیر(ع) بود. یکی از این علوم، منایا بوده است. منايا؛ جمع‌ مَنيّه‌ است‌ به‌ معناى مرگ‌ و ارتحال‌ انسان‌ از دنيا‌ و كسى كه‌ داراى اين‌ علم‌ باشد از زمان‌ اجل‌ها و وقت مردن‌ مردم‌ خبر دارد و مي‌داند كه‌ هر فرد از افراد در كجا و در چه‌ زمان‌ مي‌ميرد‌.
میثم تمار این علم را داشت، برای نمونه؛ پس از شهادت مسلم‌بن‌عقیل، میثم‌تمار و مختاربن ابی‌عبید را با گروهی از شیعیان دستگیر کردند و به زندان ابن‌زیاد بردند. میثم در زندان به مختار خبر داد که به‌زودی از زندان ابن‌زیاد ملعون رها گشته و به خونخواهی سیدالشهداء اباعبدالله‌الحسین(ع) خروج کرده و همین ملعون جبار را که در زندانش هستیم به قتل می‌رسانی و سر بریده‌اش در پیش پای تو قرار می‌گیرد.
زمانی که عبیدالله‌بن‌زیاد خواست مختار را بکشد، پیکی از طرف یزید آمد که مختار را رها کن. ابن‌زیاد نیز وی را آزاد ساخت، اما روزگاری نگذشت که تمام آنچه میثم گفته بود به واقعیت پیوست و ابن‌زیاد به دست یاران مختار به هلاکت رسید.
از صالح‌بن میثم‌تمار روایت شده که می‌گوید: ابوخالد تمار مرا آگاه ساخت و گفت: روز جمعه با پدرت میثم با کشتی در رود فرات بودی، بادی وزید. پدرت بیرون آمد، به باد نظری افکند و گفت: این باد سخت و توفانی است، کشتی خود را محکم ببندید، در این ساعت، معاویه مرده است! ابوخالد می‌گوید: جمعه آینده‌اش مردی که از شام آمده بود را دیدم و از او اخبار شام را پرسیدم، گفت: معاویه مرده و مردم با یزید بیعت کرده‌اند، گفتم: چه روزی مرد گفت: روز جمعه!
آری! پس از آنکه امثال این اخبار و مطالب را از میثم تمار شنیدیم و واقف گشتیم که او خزانه‌دار و امانتدار اسرار و علوم غامض مولی‌الموحدین حیدر کرار(ع) بود، هرگز چنین اخبار و اعمالی از وی غریب و بعید نیست.
این تنها نمونه و گوشه‌ای از علوم منایایی است که بر زبان میثم آمده و به ما رسیده وگرنه تنها خدا می‌داند که چقدر او از این اخبار و وقایع خبر داده و چقدر سینه او محفظه این اخبار بوده است.
بدون شک، هر علمی نیازمند و محتاج ظرفی وسیع و دارای گنجایش است. هرگاه ظرفی وسیع و حجیم باشد هر علمی را بیابد آن را حفظ و نگهداری می‌کند و به این واسطه، شأن و ارزش صاحب ظرف نیز رفیع و بلند می‌گردد، اما هرگاه علم دامنه‌دارتر و وسیع‌تر از ظرف باشد، یا بالعکس، ظرف حجیم‌تر از علم باشد، در این صورت هرگز نمی‌توان به درجات عالی نائل گشت، بلکه چه بسا در صورت اول که علم وسیع‌تر از ظرف خود باشد، وبالی در گردن شخص و موجب گمراهی و ضلالت او گردد.
آنچه میثم تمار را سوق داد و به درجات و مقامات عالی رساند، همان بصیرت، وسعت و گنجایش ظرف وجودی‌اش و نیکی فطرت و مرغوبیت معدنش بود.


گزارش صبح‌صادق از میزگرد تخصصی بازیگران آینده در خلیج‌فارس
ایران بازی‌ساز و بازیگردان اصلی خلیج‌فارس است

حسن ابراهیمی

در تقسیم مأموریت میان نیروهای مسلح، مسئولیت صیانت از آب‌ها و سواحل خلیج همیشه فارس بر عهده نیروی دریایی سپاه قرار گرفته است. مسلماً شناخت منطقه مأموریت و بررسی وضعیت آن در گذشته، حال و آینده یکی از ابعاد اجرایی این مأموریت است. در همین راستا میزگردی با شرکت کارشناسان نیروی دریایی سپاه برگزار شد که در ادامه گزارشی از برخی مطالب مطرح شده در این میزگرد می‌خوانید.

اهمیت خلیج‌فارس در چهار حوزه راهبردی
ناوسالار یکم، نقی پور رضایی دبیر این میزگرد و اولین سخنران جلسه گفت: اهمیت خلیج‌فارس در چهار حوزه ژئواکونومیک، ژئوکالچرال، ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک است. آمریکایی‌ها به‌عنوان اصلی‌ترین دشمن حاضر در منطقه از منظر خود هشت هدف را در خلیج‌فارس دنبال می‌کنند که عبارتند از: تسلط بر منابع انرژی، تأمین امنیت رژیم غاصب صهیونیستی، حفظ حکومت‌های عرب مرتجع منطقه، مبارزه با تفکر اسلام ناب، تقویت روند دموکراتیزه کردن حکومت‌ها، مبارزه با تهدیدات تروریستی، جلوگیری از شکل‌گیری هژمون جدید، مهار جمهوری اسلامی ایران با ایران‌هراسی و شیعه‌هراسی است.
اهداف و برنامه‌های آمریکا در خلیج‌فارس
وی در ادامه با بیان اینکه آمریکا برای دستیابی به اهداف مورد نظر 16 برنامه در دست اقدام دارد، این برنامه‌ها را چنین برشمرد: اجرای طرح صلح خاورمیانه، طرح خاورمیانه بزرگ، تشویق دولت‌ها به رابطه با رژیم صهیونیستی، تشکیل دولت‌های وابسته، حمایت از دولت‌های متمایل به غرب، تشدید موضوع شیعه‌هراسی و ایران‌هراسی در منطقه، فروش تسلیحات در منطقه، توسعه رژیم‌های سکولار یا اسلام میانه‌رو، تسلط بر مناطق راهبردی و نفت‌خیز، استفاده ابزاری از دولت‌ها، تزریق فرهنگ غرب در منطقه، حمایت از رژیم صهیونیستی، تشکیل کمربند طلایی، طرح اختلاف بین شیعه و سنی، طرح ایجاد امنیت انرژی و دسترسی به بازارهای منطقه که هر یک نیاز به توضیح دارد.
دبیر این میزگرد اهداف آمریکا در حوزه نفت را نیز با تأمین امنیت و ثبات کشورهای تولیدکننده نفت، تأمین تأسیسات نفتی، پایانه‌های نفتی و پاسداری از ارتباطات دریایی دانست و در رابطه با شکل‌گیری خلیج‌فارس با بازیگران جدید گفت: دلایل توافقات ژنو بین ایران و گروه ۵+۱ مهم‌ترین نگرانی کشورهای عرب منطقه بود که آنان می‌پنداشتند که ایران در حال شکل‌گیری یک امپراتوری پارسی در منطقه است و دنیا پذیرفته است که ایران یک قدرت بزرگ منطقه‌ای است و به علاوه، ایران در بعد نظامی از توانمندی‌های فراوانی در منطقه برخوردار است؛ از جمله وجود شناورهای تندرو، موشک‌های دریایی و مین که توانایی ایران را در خلیج‌فارس افزایش داده است.
پیروزی انقلاب اسلامی تعاریف قدرت را دچار تحول کرد
در ادامه این توضیحات سردار دریادار خراتیان وارد بحث شد و گفت: با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، تعریف قدرت در عالم عوض شد. در حقیقت تعاریف کلاسیک دیگر معنا و مفهومش را از دست داد. با انقلاب اسلامی ادبیات قدرت به قدرت نرم، معنویت و دین تبدیل شد. می‌توان اذعان داشت باوجود اینکه جمهوری اسلامی ایران از لحاظ قدرت فیزیکی در سطح اول نیست، اما از لحاظ نرم‌افزاری در طول چهار دهه از انقلاب اسلامی توانسته اثرات خودش را در منطقه و سطح جهان بگذارد. چین، هند و پاکستان از لحاظ نظامی و اقتصادی از ما جلوترند، اما اثرگذاری معنوی و نرم‌افزاری ما را ندارند.
دشمن آخرین توانش را در منطقه به کار گرفته است
در حال حاضر نیز تمام اقدامات‌شان علیه ما از روی عجز و ناتوانی صورت می‌گیرد. ما اگر هم روزی تمام مولفه‌های قدرت سخت را در خلیج‌فارس از دست بدهیم، باز هم از آنان برتریم، چراکه آنان زور آخرشان را هم می‌زنند، اما نتیجه نمی‌گیرند. می‌توان به مصداق آیه «انتم الاعلون ان کنتم مومنین» اشاره کرد. لذا بازی‌ساز و بازیگردان آینده خلیج‌فارس جمهوری اسلامی ایران است.
اقتصاد مقاومتی اصلی‌ترین ابزار مقاومت
در برابر فشار دشمن
در ادامه کارشناسان و پژوهشگران به اعلام نظرات خود پرداختند و در این ارتباط سردار دریادار دوم پاسدار، علی ناصیه‌نکو گفت: آفند حمله آمریکا به ایران به دلیل هراس و بیم آنان از قدرت جمهوری اسلامی بوده است. در حال حاضر شیوه‌ بازی عوض شده و آنان به‌دنبال پدافند علیه قدرت روزافزون جمهوری اسلامی ایران هستند. لذا برای تداوم قدرت باید ابزار فشار را از آنان بگیریم. برای نمونه اقتصاد مقاومتی که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید کردند، یکی از راه‌های قدرت افزونی در حوزه اقتصاد است. به‌طوری که تهدیدات آمریکا و متحدان آن را بی‌اثر و بی‌اهمیت می‌کند. همزمان با رفع و دفع تهدیدات باید قدرت نرم خود را در منطقه افزایش دهیم. لذا آمریکا نیز به این نتیجه رسیده است که نمی‌تواند در خلیج‌فارس بماند.
آینده از آن کشوری است
که قدرت نرمش فراتر از منطقه باشد
در پایان سردار دریادار خراتیان افزود: آینده خلیج‌فارس از آن کسی خواهد بود که قدرت نرمش از حوزه خلیج‌فارس فراتر رفته و در حوزه‌های دیگر دنیا فعال عمل کند. اگر ما مؤلفه‌های انقلاب اسلامی را بشناسیم، خواهیم فهمید که آینده از آن ایران خواهد بود.  ‎


یادداشت
علیرضا جلالیان

دفاع مقدس و راه‌پیمایی اربعین
شاید در نگاه اول نتوان ارتباط دفاع مقدس با راه‌پیمایی اربعین را به خوبی درک کرد. البته در ته ذهن‌ها می‌شود ارتباطی یافت، اما باید کمی دقت کرد. امسال توفیق نبود تا همپای 20 میلیون شیعه از سراسر جهان پای در مسیر بنهم و زائر کربلا در اربعین حسینی باشم، اما اخبار این بزرگ‌ترین راه‌پیمایی روی زمین را رصد می‌کردم و همواره خاطرات سال گذشته برایم تداعی می‌شد. به‌ویژه آنچه که به دفاع مقدس مرتبط بود. عبور از پایانه مرزی مهران و پیش از آن عبور از شهر مهران و مناطق عملیاتی دفاع مقدس برایم تداعی‌گر آن بخش از خاطرات راویان دفاع مقدس از عملیات‌های کربلای ۱ و والفجر3 بود که می‌گفتند پایانه مرزی امروز، درست جایی است که در آنجا، آنقدر شهید روی زمین بود که برای ادامه عملیات مجبور بودیم از روی ابدان مطهرشان عبور کنیم. این را باید به تمام پایانه‌های مرزی دیگر همچون چزابه و شلمچه هم تسری داد. روزی در مسیر نجف تا کربلا صدامیان کافر حاکم بودند و علما و مراجع یا تبعید و یا شهید می‌شدند و شیعیان هم همین طور، خیلی از پدران، برادران، همسران و فرزندان همین‌هایی که دارند از زائران پذیرایی می‌کنند، روزگاری مجبور بودند برای حفظ جان خود و خانواده‌های‌شان یا به جنگ با برادران ایرانی خود بروند و یا بگریزند، حال به ایران بیاند در سپاه بدر و مجلس اعلا یا جاهای دیگر در کشورهای دیگر، اما امروز در کنار هم، همه یک هدف دارند. امام خمینی(ره) دیگر امروز رهبر همه است و همه به روح پرفتوح ایشان درود می‌فرستند و تصاویر ایشان، امام خامنه‌ای و دیگر علمای شیعه در جای جای مسیر نصب شده است. شعار «کربلا می‌آییم» آن روز رزمندگان شعار «کربلا آمدیم» امروزشان شده است. اینها همه استکبارستیز و شهادت‌طلبند و جالب اینکه اینجا خیلی از ایرانی‌ها تصاویر شهدای‌شان را هم همراه دارند. به‌علاوه تصویر شیرمردِ میدان رزم حاج قاسم سلیمانی. شماره عمودها هم یادآور خیلی چیزهاست. مثلاً عمود 1357، یا عمود 1365 در خیابان‌های شهر کربلا که مرا به یاد کربلای 4 و 5 می‌انداخت. در کنار حرم و یا در مسیر هم برخی مجروحان جنگی عراقی را دیدم، خیلی تحویل می‌گرفتند، 25 سال پیش یا بیشتر همین‌ها در جنگ تحمیلی با ما مجروح شده بودند و تعجب‌برانگیز بود که شرمنده بودند. یکی از آنها که در «تنومه» مجروح شده بود از صدام ابراز انزجار می‌کرد و بر امامان انقلاب اسلامی درود می‌فرستاد.
مگر نه اینکه دفاع مقدس هشت ساله ما در تداوم نهضت عاشورا بود. پس از شهادت امام حسین(ع) خانواده‌اش به اسارت رفتند، اما امروز عزیزترین‌های عالمند. روزی اینجا صحنه عملیات‌های فتح‌المبین، کربلای 4 و 5، والفجر مقدماتی و یک و صحنه مقابله حق و باطل و امروز اینجا ادامه نهضت حسینی است. حال که کربلا آمدیم، قدس هم می‌رویم، پس «الی‌بیت‌المقدس». 


دفاعی

نقش هموطنان مسیحی در دفاع مقدس
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اقليت‌هاي ديني همگام با عامه مردم براي حفظ و حراست دستاوردهاي انقلاب كوشش بسیار كردند. با شروع جنگ تحميلي رژيم صدام عليه ايران، از سوي نمايندگان اقليت‌هاي ديني در مجلس شوراي اسلامي و همچنين نهادها، نشريات، انجمن‌ها و مؤسسات وابسته به آنان بيانيه‌ها و اعلاميه‌هايي صادر شد كه در همه آنها به آمادگي مسیحیان ايران براي كمك به رزمندگان و پاسداري از استقلال كشور اشاره شده بود. براي دفاع از استقلال و تماميت ارضي ايران، جوانان اقليت‌هاي ديني با به تن كردن لباس سربازي و همچنين حضور داوطلبانه در عرصه‌هاي جنگ، از خط مقدم تا پشتيباني و تداركات و تقديم صدها شهيد، مفقود‌الاثر، جانباز و آزاده، كارنامه سرافرازي و رشادت‌هاي خود را در اين سرزمين ثبت كردند. تعداد زیادی نیز داوطلبانه در تمام عرصه‌های جنگ از خط مقدم تا پشتیبانی و تدارکات حضور یافتند. تنها در یک مورد ۴۰۰ ایرانی ارمنی که پیشتر خدمت زیر پرچم خود را انجام داده بودند، به‌طور داوطلبانه به جبهه‌ها اعزام شدند. براساس اعلام بنیاد شهید و امور ایثارگران، ۸۸ تن از شهدای جنگ تحمیلی مسیحی هستند. این عده که غالباً تکنیسین‌های ماشین‌آلات سنگین و سبک، نظامی، تدارکاتی، راه‌سازی، برق، مخابرات، سردخانه‌سازی و... بودند، در طول انجام خدمات، ماشین‌آلات اسقاطی یا نیازمند تعمیر اساسی را که باید به شهرها و تعمیرگاه‌های مجهز منتقل می‌شدند، در همان منطقه تعمیر می‌کردند و در اختیار رزمندگان اسلام قرار می‌دادند. گروه دیگری از صنعتگران نیز در کارگاه‌های خود، به‌ویژه در تهران و اراک اقدام به ساخت بیمارستان‌های سیار، حمام‌ها، سرویس‌های بهداشتی سیار و سایر تجهیزات مورد نیاز نموده و به جبهه‌ها اهدا می‌کردند. گروه ۲۲ نفری مهندسان و متخصصان ارمنی توانست طی دو هفته کار شبانه‌روزی در مناطق پشت جبهه، بیش از ۱۴۰ خودروی نظامی و خدماتی را کاملاًً تعمیر و برای استفاده مجدد به جبهه ارسال کند.
اهدای خون اقلیت‌های دینی و اعزام پزشکان و پرستاران به جبهه‌های نبرد، از دیگر فعالیت‌های مهم ستادهای پشتیبانی جبهه‌های جنگ تحمیلی در میان اقلیت‌های دینی ایران محسوب می‌شود.


قبیله آفتاب

شهیدی با سه دهه و سه مقطع زندگی!
هر انسانی سه مقطع بزرگ و مهم تولد، ازدواج و فوت را در طول حیاتش دارد. برای ابوذر هر سه مورد در دهمین روز از ماه‌های اسفند، مرداد و اردیبهشت اتفاق افتاد. 10 اسفند به دنیا آمد، 10 مرداد ازدواج کرد و در نهایت 10 اردیبهشت به شهادت رسید.
پس از اینکه روی مین رفت و شهید شد، برادرم با من تماس گرفت و گفت بعضی از بچه‌هایی که با ابوذر در شرکت مین‌روبی کار می‌کردند زخمی شده‌اند. با عجله خودمان را به بیمارستان شهدا رساندیم تا اگر ابوذر مجروح شده باشد، آنجا باشیم. مدیر روابط عمومی همان شرکت، مقابل بیمارستان ایستاده بود و زمانی که مرا دید، با اشاره به یکی از دوستانش گفت ایشان پدر ابوذر است. از همانجا فهمیدم که ابوذر هم در قافله مجروحان است. تا آن زمان نمی‌دانستم که قضیه حادتر از این حرف‌ها است و فکر می‌کردم که ابوذر در همان سطح مجروحیت، آسیب دیده است تا اینکه دوستانش گفتند ابوذر شهید شده است.
به نقل از پدر شهید ابوذر محمدی
ابوذر 10 اسفند 1360 در مهران به دنیا آمد. خانواده‌اش سال‌ها خانه به دوشی را تحمل کردند و کودکی‌ ابوذر در بیم و هراس جنگ گذشت. همان موقع پدرش در مهران دامدار و جزو عشایر دهلران بود و سال 61 در آموزش‌وپرورش استخدام شد. ابوذر یک سال در روستا دبستان رفت. خانواده‌اش در سال 70 به دهلران مهاجرت کردند و کاملاً در شهر ساکن شدند. تحصیلات راهنمایی‌ را در  دهلران گذراند و در هنرستان فنی سیداحمد خمینی دهلران ادامه تحصیل داد، سپس در دانشسرای شهید چمران اهواز پذیرفته شد و مدرک کاردانی‌اش را گرفت. 10 مرداد 88 ازدواج کرد، همسرش فرزند شهید علیمراد مهدوی بود. فقط 9 ماه بود که ازدواج کرده بود و هنوز بچه‌دار نشده بودند که وارد شرکت‌ پاک‌سازی مین شد. حدود هفت سال در شرکت‌های زیادی در مهران، اهواز و بندر امام کار کرد. بار آخری که به شهادت ایشان انجامید، به عنوان یکی از تکنیسین‌های راه‌سازی برای این شرکت‌ها کار می‌کرد. این شهید عزیز در 10 اردیبهشت 89 و در اثر انفجار مین در هنگام خنثی‌سازی به شهادت رسید.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی دیگر به سریال «پرده‌نشین»
سفر از تاریکی به روشنی

مهدی امیدی

بدون شک مجموعه تلویزیونی «پرده‌نشین» را باید مهم‌ترین سریال سیما در نیمه دوم سال جاری دانست. سریالی که در ابتدا وضعیتی بیمناک داشت؛ چون قسمت‌های نخست آن، بیش از هر چیزی بر محور تنش و کینه‌جویی آدم‌ها با اطرافیان خود شکل می‌گرفت؛ اما رفته‌رفته، داستان آن، شکل و شمایل یک اثر هنری دینی با ساختار و فضایی ایرانی یافت.
نکته مهم این است که کارگردانی این سریال برعهده فیلمساز جوانی به نام بهروز شعیبی است که نخستین تجربه کارگردانی یک سریال تلویزیونی را رقم زده است. شعیبی پیش از این بازیگر بود. او در فیلم‌هایی چون؛ «آژانس شیشه‌ای» (در نقش ابوذر، پسر حاج کاظم) و «طلا و مس» و چند فیلم دیگر بازی کرده بود. او پس از کارگردانی نخستین فیلم خود «دهلیز»، سریال «پرده‌نشین» را برای شبکه یک سیما ساخت.
نخستین شاخصه‌ای که در این سریال به چشم می‌آید، روحانیت است؛ سوژه‌ای جذاب، اما پر خطر که به تصویر کشیدن آن در سینما و تلویزیون، همواره با چالش‌ها و حاشیه‌هایی مواجه بوده است. این بار نیز این موضوع، هدف آسیب‌شناسی قرار گرفته و برخی خطراتی که از ناحیه اطرافیان، بزرگان عرصه فقه و حوزه را تهدید می‌کند، ترسیم شده است. هدف سریال، به‌اضافه انتخاب بازیگرانی با صبغه و چهره کمدی، حساسیت و نگرانی درباره این سریال را مضاعف کرد. با این حال، رعایت انصاف و عدالت در محتوا و اجرای خوب نقش شخصیت‌های معمم از سوی بازیگرانی چون فرهاد آئیش و هومن برق‌نورد، موجب قبولی این سریال شده است.
ایده اولیه در تولید سریال «پرده‌نشین»، وقف و الزامات شرعی و قانونی آن بوده است. معمولاً تولید اثر هنری درباره چنین موضوعاتی دشوار و پیچیده است. موضوع وقف، یک مفهوم انتزاعی و فقهی است و ساخت فیلم درباره چنین مفهومی به سمت بیانیه‌نویسی و شعارزدگی سوق پیدا می‌کند، اما آنچه در این سریال به تصویر در آمده، یک درام پر از کشمکش و جاذبه است. هر چند که شاخ و برگ‌های داستان آن زیاد است و گاهی به ورطه حاشیه و زیاده‌گویی می‌افتد، اما همه عوامل مؤثر در ایجاد جذابیت هنری در این سریال گرد هم آمده است. از مضمون ملتهب و مبتلابه جامعه گرفته تا کشش دراماتیک و صحنه‌های چشم‌نواز و مملو از قاب‌های خیره‌کننده و در عین حال، حرفی تازه و ناگفته.
ایده اولیه این سریال درباره «وقف» در موقعیت زندگی خصوصی یک روحانی مشهور پرورش یافته و حول این موقعیت، ماجرایی درباره «آقازادگی» به نمایش درآمده است؛ ماجرایی که اتفاقاً در صدر مسائل سیاسی و اجتماعی و البته اقتصادی سال‌های اخیر کشور ما قرار داشته است. طرح این مسئله، می‌توانست برای این سریال به یک تهدید تبدیل شود. از یک طرف، خطر تطهیر و تبرئه آقازاده‌ها می‌رفت. از طرفی هم این بیم وجود داشت که ترسیم این ماجرا، موجب وهن روحانیت شود، اما رعایت انصاف در داستان سریال و جسارت در بازگویی این مسئله، «پرده‌نشین» را از هر دو خطر در امان نگه داشته است. به این معنی که در این سریال، از یک طرف نسبت به امکان سوءاستفاده برخی از اطرافیان شخصیت‌های بزرگ هشدار داده می‌شود، اما راه نجات، بازگشت به متن دین و روش‌های اقتصاد اسلامی معرفی می‌شود.
محور درام در سریال «پرده‌نشین»، شخصیت‌پردازی قوی «حاج‌آقا شهیدی» است. او مردی بزرگ و نیک‌رفتار است که منشی نزدیک به انسان کامل دارد؛ اما سهل‌انگاری وی در حفاظت از زندگی فرزندش، وی را درگیر یک بحران می‌کند. نقطه عطف محتوایی سریال، آنجایی است که شهیدی، فرزند متهم خود را تشویق می‌کند خود را به قانون تسلیم ‌کند. او حاضر نمی‌شود «حق‌الناس» را به بهانه حمایت از فرزندان و خویشاوندان خود زیر پا بگذارد. نمایش این رفتار، مهم‌تر از بازنمایی اتهامات اقتصادی است. در واقع، این سریال قصد اعلان این مفهوم را دارد که نزد روحانیت مسلمان شیعه، حق و عدالت از هر چیزی برتر است، حتی از فرزندان. بحرانی که طی داستان برای حاج‌آقا شهیدی پیش می‌آید، روایتی از یک نوع سلوک عرفانی است. حقیقت نزد عارف، نه در بستر راحتی و آسایش که در کشاکش بلا و سختی تجلی پیدا می‌کند. روایت این سریال، حکایتی است درباره سفر از سیاهی به سپیدی و مبارزه برای عبور از تاریکی به روشنایی.
از محتوای غنی این اثر که بگذریم، باید گفت که سریال «پرده‌نشین» تجربه‌ای در ایجاد جذابیت بومی است. گریز از خنثی بودن، کلیشه‌شکنی، پرهیز از هنجارشکنی، خودداری از نفی ارزش‌های فرهنگی و اخلاقی، عبور از کلیشه‌های رایج و از همه مهم‌تر، در هم آمیختن اعتلای هنری و تکنیکی با ارزش‌های ملی، آیینی و دینی، موجب پدیدار شدن جذابیت استاندارد و مطابق با فرهنگ بومی کشور ما شده است؛ سریال «پرده‌نشین» هم در ساختار و هم در محتوا، به الگوی «سریال کلاسیک ایرانی» نزدیک شده است. یعنی آدم‌ها، فضاها، موقعیت‌ها، روابط انسانی و حتی بی‌اخلاقی‌ها و تباهی‌های نقش‌بسته در این سریال، ملهم از آرمان‌ها، واقعیت‌ها و نیازهای امروز جامعه ایران است.


سینمای عدالتخواه در مقابل سیاه‌نمایی
حسین کارگر

طی ماه‌های اخیر و با طرح انتقادات رسانه‌ها به تعداد معدودی از فیلم‌های سیاه‌نما، سازندگان این گونه فیلم‌ها مدعی شده‌اند که منتقدان سیاه‌نمایی، مخالف سینمای اجتماعی هستند! این سخن همان قدر اشتباه است که بخواهیم سیاه‌نمایی و نقد اجتماعی را یکسان بدانیم. در حالی که این گونه نیست و تجربه نشان داده که تمایل جریان رسانه‌های انقلاب اسلامی همواره به فیلم‌های اجتماعی و انتقادی نزدیک‌تر بوده است. واقعیت این است که يكي از نيازهاي اساسي سينماي ايران در اين مقطع زماني، فيلم‌هايي با رويكرد عدالتخواهانه و آرمان‌گرايانه است. آثاري كه مخاطبان خود را نسبت به مسائل پيدا و پنهان اجتماعي آگاه‌تر سازند و فضا را براي افراد و جرياناتي كه منافع ملي و اجتماعي را قرباني منافع فردي و باندي خود مي‌كنند، ناامن کنند. با اين حال، طي سال‌هاي اخير جرياني در سينماي ايران قدرت يافته كه با تظاهر به چنين رويكردي، تأثيري معكوس را در پي دارد؛ فيلم‌هايي كه از آنها به‌عنوان آثار «سياه‌نما» ياد مي‌شود. همان فيلم‌هايي كه طعمه اصلي جشنواره‌هاي خارجي براي تبليغ عليه كشورمان هستند. اتفاقاً اين نوع فيلم‌ها در جشنواره امسال نيز حضور پررنگي دارند.
نكته مهم اين است كه اساساً بايد حساب فيلم‌هاي چرك‌نما را از آثار اجتماعي جدا كرد. واقعيت مسلم اين است كه همه فيلم‌هايي كه به ترسيم كاستي‌ها و مشكلات اجتماعي مي‌پردازند، در يك رده قرار نمي‌گيرند. به این معنی که فيلم‌هاي اجتماعي، مايه بيداري و آگاهي هستند و فيلم‌هاي چرك‌نما عامل انحطاط و غفلت. تفاوت بزرگ يك فيلم اجتماعي واقعي با فيلم سياه‌نما در هويتمندي يكي و بي‌هويتي ديگري است. مقصد و مقصود فيلم آرمان‌گرا، مدينه فاضله و آرمان‌شهر است و هدف آثار چرك‌نما، وطن‌فروشي و گدايي جايزه از جشنواره‌هاي خارجي! به بیان بهتر، سیاه‌نمایی، شکل جعلی و دروغین فیلم اجتماعی است. سیاه‌نمایی، بازنمایی سیاه‌های اجتماعی منهای عدالتخواهی و آرمان‌گرایی است.
منبع الهام سينماي اجتماعي هويتمند و عدالتخواه، پيام سال 67 امام خميني(ره) به هنرمندان است؛ همان پيامي كه هنرمندان را به دفاع از پابرهنگان و محرومان و مقابله با زورگويان و رفاه‌زدگان مي‌خواند. اما پشتوانه فيلم‌هاي چرك‌نما، نظريات جورج سوروس و جين شارپ براي نااميد كردن مردم ايران از استقلال و آزادي و تشويق به سمت وابستگي و خودفروشي است. به همين دليل است كه فيلم‌هاي اجتماعي انتقادي را همواره از نمونه‌هاي شاخص سينماي جمهوري اسلامي مي‌دانستيم و خواهيم دانست. فيلم‌هايي چون «آژانس شيشه‌اي»، «بچه‌هاي آسمان»، «نفوذي»، «نياز» و... همه فيلم‌هايي معترض نسبت به بي‌عدالتي‌ها هستند و در عين حال، الگوهايي براي فيلمسازي براي انقلاب اسلامي. سينماي اجتماعي و انتقادي حقيقي مدافع جمهوري اسلامي با سرمايه‌داري مبارزه مي‌كند و اتفاقاً با بيشترين بي‌محلي مديران دولتي هم مواجه ‌شده است، اما سينماي سياه‌نما، حمال سرمايه‌داري ضدانساني است و زالويي است چسبيده بر بودجه دولتي سينما. بهترين راهكار مديريت سينمايي براي مقابله با سياه‌نمايي در سينما، تقويت سينماي اجتماعي آرمان‌گرا است.


 خبرها

لوح تقدیر امام خامنه‌ای برای انوشیروان ارجمند
انوشیروان ارجمند، بازیگر سینما، تلویزیون و تئاتر به دلیل ایست قلبی روز یکشنبه 23 آذر ‌دار فانی را وداع گفت. نقش‌آفرینی در سریال‌های «امام علی(ع)» و «مختارنامه» و فیلم‌های «محیا»، «دوئل»، «قاعده بازی» و... از جمله سوابق هنری انوشیروان ارجمند است. در سال 1366 که حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای مقام ریاست‌جمهوری را برعهده داشتند، به تماشای نمایش «شگرد آخر» به کارگردانی انوشیروان ارجمند نشستند و پس از آن، لوح تقدیری را به وی تقدیم کردند که در آن نوشته شده است: «تئاتر، هنر چندین‌زبانه و زبان ‌رسا و بلیغ در نمایاندن ظریف‌ترین اندیشه‌ها و عواطف بشری در میان ما قدر ناشناخته مانده و در خور توانایی آن، به خدمت آرمان‌های والا و زیبایی‌های انقلاب گرفته نشده است. «شگرد آخر» تجربه موفق و نمایشگر تلاش صمیمانه شما، از نمونه‌های نادری است که راه تازه تئاتر فارسی را روشن می‌کند و آینده مطلوبی را برای آن نوید می‌دهد. مضمون شیوا و تکنیک قوی و ارائه بلیغ، مجموعه کاملاً هنرمندانه‌ای را از این اثر فراموش‌نشدنی پدید آورده است.»

دولت، صداوسیما را به آنتن‌فروشی تشویق کرد!

دولت، رسانه ملی را موظف کرده است از طریق پخش آگهی بازرگانی، درآمدزایی داشته باشد! مدیرکل روابط عمومی رسانه ملی، رشد شش درصدی بودجه امسال صداوسیما در لایحه ابلاغی دولت را ناچیز و ناکافی دانست و تصریح کرد: با وجود نیاز سازمان صداوسیما به بودجه‌ای معادل حداقل سه هزار میلیارد تومان در سال مالی پیش‌رو، بودجه این سازمان در مقایسه با سال گذشته تغییر محسوسی نداشته و دولت، رسانه ملی را موظف کرده است از طریق پخش آگهی بازرگانی، 1200 میلیارد تومان درآمدزایی داشته باشد این در حالی است که مردم از پخش همین مقدار آگهی بر اساس درآمد 890 میلیارد تومانی هم ناراضی هستند و رسانه ملی نیز مجبور به آنتن‌فروشی خواهد شد. گفتنی است پخش آگهی‌های بازرگانی از عوامل ترویج مصرف‌گرایی و از موانع تبلیغ سبک زندگی اسلامی و ایرانی در صداوسیماست.


به جای گزیده مطالب

جایگاه پژوهش در جمهوری اسلامی ایران
مطالعه آگاهانه، هوشمندانه و برنامه‌ریزی شده در جهت حل مسئله و یا چالشی در یک سازمان، کشور و یک نظام با روش‌های مستند و علمی، پژوهش نام دارد. مقوله پژوهش امروزه در واقع مهم‌ترین و اصولی‌ترین روش تولید علم و دانش است.
در جهان امروز برای نمره دادن و امتیاز علمی به یک کشور، به تعداد مقالات علمی آن بها می‌دهند؛ مقالاتی که پژوهشگران آن کشور طی یک فرایند علمی تهیه، بررسی و ارزیابی و به عنوان ملاک تولید علم طرح می‌‌‌کنند. اجرای یک اقدام پژوهی فرایندی است که سبب تولید یک پژوهش می‌شود.
طبق بررسی‌هایی که در کشور ما صورت گرفته ما در اقدام پژوهی و تولید مقالات علمی در جهان رتبه 16 را داریم، یعنی در مقایسه با تولید علم در دنیا 58/1 درصد را به خود اختصاص داده‌ایم که در نوع خود چالش‌هایی را به همراه دارد. این چالش‌ها عبارتند از:
1ـ جایگاه علم در نزد مدیران از اهمیت کمی برخوردار است و با وجود اینکه مقام معظم رهبری بارها بر اهمیت علم تأکید کرده‌اند تا علم‌پژوهی در جامعه به یک فرهنگ تبدیل شود، اما خروجی کار کند بوده است و با توجه به رشد تکنولوژی و علم در جهان این خروجی کامل نیست.
2ـ در جوامع علمی توسعه‌یافته، اغلب پژوهشگران که نخبه‌های علمی آن کشورها محسوب می‌شوند، حاصل کار و تلاش‌شان به عنوان یک نظریه در جامعه مورد استفاده قرار می‌گیرد که وظیفه مراکز مطالعاتی و اندیشه‌ورزی همین است که ایده‌ها و نظریه‌های علمی را احصا کنند و در جامعه و حکومت به کار برند. این وضعیت نیز در کشور ما روند توسعه‌یافته‌ای ندارد و باید این روند سرعت بیشتری بگیرد.
برای اقدام‌پژوهی مراکز مطالعاتی، مزایایی نیز وجود دارد که عبارتند از:
1ـ این مراکز به عنوان یک مخزن فکری و اطلاعاتی می‌توانند نظرات نخبگان را ذخیره و آن را به جامعه تزریق کنند.
2ـ وجود مراکز مطالعاتی می‌تواند سبب تقویت روحیه علاقه و پشتکار نخبگان فکری و تولیدکنندگان علم شود.
3ـ به ایجاد حس رقابت کمک می‌کند؛ رقابتی که سبب پیشرفت خواهد شد.
4ـ وجود مراکز مطالعاتی سبب می‌شود که نخبگان فکری به صورت نهادینه از طریق این مراکز ایده‌ها و نظرات خود را بیان کنند و مانند بازوان مشورتی و آگاه‌بخشی به مدیران عمل کنند.
برای توسعه ابعاد نظری و باور مدیران ارشد اجرایی نظام به تولید علم، سه راهکار پیشنهاد می‌شود:
1ـ اصلاح زیرساخت‌ها و عوامل فیزیکی مراکز مطالعاتی
2ـ توسعه منابع علمی و اطلاعاتی
3ـ تربیت نیروی انسانی نخبه
در کشور ما این سه مولفه با چالش‌هایی مواجه است. یعنی ما هنوز باید در باور تشکیل زیرساخت‌ها، عوامل فیزیکی و تشکیل مراکز مطالعاتی تلاش کنیم. باید در سطح بودجه، بیشتری به امر پژوهش و تحقیقات اختصاص داده شود. در این ارتباط باید یک نظام پژوهشی کامل در کشور داشته باشیم. یعنی پژوهش در کشور باید نظام‌مند عمل کند تا چرخه تولید علم، پویا و روان شود تا محققان و پژوهشگران در این نظام بتوانند فعال عمل کنند و نخبگان و نیروی انسانی خلاق کشف و شکوفا شوند.
امید است برای نظام‌مند شدن دانش و پژوهش در کشور، سازمان دانش و پژوهش در دولت داشته باشیم تا این نظام‌مندی به سازمان‌های دیگر تسری یافته و کار دانش و پژوهش در کشور، صاحب متولیان با زیرساخت‌های اساسی شود تا در این سازمان نخبگان فکری و اندیشمندان با فراغ بال و اطمینان بیشتری به امر پژوهش بپردازند.
سخن را با بیانی از رهبر معظم انقلاب به پایان می‌بریم که راجع به اهمیت دانش و تحقیقات فرموده‌اند: «بدون تحقیق، نوآوری، بدون ژرف‌یابی در هیچ مقوله‌ای، انسان نمی‌تواند به اهداف والا دست پیدا کند. اگر ژرف‌یابی و پژوهش نباشد، نتیجه‌اش یک جا ایستادن، درجا زدن و با دنیای پیرامون خود به‌تدریج بیگانه‌تر شدن است.»

ناوسالاریکم مهندس نقی پور رضایی
معاون دانش و پژوهش نیروی دریایی سپاه


روی خط

استخدام فرزندان پاسدار/ وضعیت بسیجیان ویژه/ حق ایثارگری و...
...989012436/ چرا سپاه اولویت جذب برای فرزندان بازنشسته خود با اعمال تسهیلات استخدامى رو قرار نداده است. این حرف بیشتر بازنشستگان سپاه می‌باشد.
...989019523/ جناب روحاني گفتند اگر قبح رشوه، دزدي و.. از بين رفت بايد به خدا پناه برد. ضمن تأييد، بايد گفت، دولت بايد راهکار عملي و نه شعار براي اين موضوع داشته باشد و به آن عمل کند. اگر با اقدامات نابجا(!) دشمني با شيطان بزرگ تقبیح شد، آن وقت بايد به چه کسي پناه برد؟!
...989100735/ من يك شعر درباره امام زمان(عج) گفته‌ام، كه مي‌خوام چاپ شود.
صبح صادق: به شماره 33221997 نمابر کنید.
...989108060/ دلیل تأخیر پرداخت حق ایثارگری چیست؟/ باتشکر از اراک
...989115607/ مزار چهار شهید گمنام شهرستان لنگرود پس از یک‌سال و نیم از دفن این شهدا بدون هیچ کار عمرانی به حال خود رها شده است.
...989123327/ در ورود حضرت آيت‌الله نوري‌همداني به شهرستان گرمسار، افتخار حضور داشتم. اگر همه مسئولان مانند اين بزرگوار در دسترس مردم باشند، ديگه ما نه دادگستري مي‌خواهيم، نه قاضي./ وحيدي از گرمسار
...989123723/ مطالبات بازنشسته‌ها که اول سال جاری بازنشسته شدند کی پرداخت می‌شود؟
...989133405/ من یک بازنشسته و پدر شهید هستم، آیا انصاف است سه فرزند بیکار داشته باشم؟
...989133409/ حاج قاسم سلیمانی از فرماندهانی بود که در خط مقدم نبرد حضور داشت، ذهن من بعد از جنگ به این پرسش مشغول بود چرا شهید نشد؟ امروز حکمت کار خدا معلوم شده./ از رزمندگان لشکر41 ثارالله
...989137475/ سخن‌های آن‌گونه آقای روحانی در دانشگاه برایم یادآور دوران سیاه اصلاحات بود.
...989146238/ تکلیف نیروهای بسیج تمام‌وقت را مشخص کنید.
...989149160/ چگونه می‌توان طرح‌های رزمی و عملیاتی جدید و ابداعی را به حضور فرمانده محترم سپاه رساند.
صبح صادق: لطفاً با دفتر نشریه تماس بگیرید.
...989149351 لطفاً شماره تلفن یکی از رده‌های مربوط به موضوع استخدام بسیجیان تمام‌وقت را چاپ کنید تا خود پیگیر این مسئله باشیم.
...989159607/ نشانی دفتر سردار فرماندهی کل سپاه را می‌خواستم؟
صبح صادق: دفتر ایشان در ستاد فرماندهی کل سپاه است. شما می‌توانید از طریق دفتر ارتباطات مردمی ایشان اقدام کنید.
...989166100/ درود بر پاسداران و بسیجیان حریم ولایت! دشمنان ایران‌زمین بدانند اینجا عراق نیست، اینجا سوریه یا موصل نیست، اینجا ایران است؛ سرزمینی که جوانانش خواب را بر دشمنان حرام و مرگ را آرزوی‌شان خواهند کرد. لبیک یا حسین(ع)
...989169001/ بنده یک طرح بسیار مهمی دارم که سبب اشتغال‌زایی برای صدها و یا هزاران ایرانی خواهد شد، اما کو گوش شنوا؟!
صبح صادق: لطفاً با دفتر نشریه تماس بگیرید.
...989169929/ خیلی از پاسداران در دانشگاه پیام‌نور مشغول ادامه تحصیل هستند، اما دستورالعمل زدند که مدارک دانشگاه پیام‌نور قابل قبول نیست.
...989175176/ فرزند پاسدار بازنشسته هستم. هفت فرزند هستیم كه همه زجر كشیده جنگيم، همه لیسانس داریم و بی‌کاریم.
...989177767/ لطفاً در مورد حق مأموریت بسیجیان که ناچیز است برای رده‌های بالا، گزارشی تهیه کنید./ از طرف جمعی از بسیجیان ندسا
...989178723/ امروز، سردار قادسيه بلند شو ببين كه قاسم سليماني فرمانده شد/ «حسين كامل» كجا است كه ببيند عشق حسين‌بن‌علي بر قلب‌ها حكومت مي‌كند.
...989182497/ از شما تمنا و خواهش می‌کنم پیگیر وضعیت تبدیل عضویت بسیجیان ویژه باشید./ جمعی از بسیجیان کردستان.
...989185826/ اینجانب تمایل دارم در خصوص مقاله با صبح صادق همکاری کنم، در صورت نیاز راهنمایی‌ام کنید از چه طریقی می‌شود با هفته‌نامه ارتباط برقرار کرد.
صبح صادق: نحوه ارتباط در پایین صفحه دو نشریه (سمت راست) درج شده است.
...989187051/ با وجود توصیه‌های حضرت آقا بر جهاد علمی، نخبه علمی کارشناسی هستم. با معدل 19و20صدم، اما نمی‌توانم ادامه تحصیل دهم.
...989187738/ خواهش می‌کنم مستندی از ارتفاعات شمال غرب از ارتفاعات شاهو مریوان تا کامیاران تهیه کرده و به مسئولان محترم کشور نشان دهید تا بدانند که سپاه در کشور چه خدماتی را ارائه می‌دهد.
صبح صادق: لطفاً جهت هماهنگی گزارش با دفتر نشریه تماس بگیرید.
...989192852/ دل ما پاسداران اباعبدلله‌الحسین(ع) برای پیاده‌روی اربعین چه عاشقانه می‌تپد. ان‌شاءالله هرچه زودتر موانع این پیاده‌روی برطرف شود.
...989369491/ لطفاً اگر خبری درباره تبدیل وضعیت بسیجیان تمام‌وقت دارای کد(89) دارید، در هفته‌نامه چاپ کنید.
...989380649/ میشه از استخدام خانم‌ها در سپاه اطلاعاتی بدهید، خیلی دلم می‌خواد به رهبرم خدمت کنم و جزء بسیجیان رهبر عزیز باشم.


کتیبه سبز

تن و جان تو می‌سوخت...
کار تو، همه مهر و وفا بود، رضاجان!
پاداش تو، کی زهر جفا بود، رضاجان!
آن لحظه که پرپر زدی و آه کشیدی
معصومه مظلومه، کجا بود، رضاجان!
بر دیدنت آمد چو جوادت ز مدینه
سوز جگرش، یا ابتا بود، رضاجان!
تنها نه جگر، شمع‌صفت شد بدنت آب
کی قتل تو این‌گونه روا بود، رضاجان!
تو ناله زدی، در وسط حجره و زهرا
بالای سرت نوحه‌سرا بود، رضاجان!
یک چشم تو در راه، به دیدار جوادت
چشم دگرت کرب‌وبلا بود، رضاجان!
جان دادی و راحت شدی از زخم زبان‌ها
این زهر، برای تو شفا بود، رضاجان!
از آتش این زهر، تن و جان تو می‌سوخت
اما به لبت، ذکر خدا بود، رضاجان!
روزی که نبودیم در این عالم خاکی
در سینه ما، سوز شما بود، رضاجان!
از خویش مران «میثم» افتاده ز پا را
عمری درِ این خانه گدا بود، رضاجان!
غلامرضا سازگار

جگری پاره، پاره‌تر می‌شد

رحلت مصطفاست، دل غمناک
دل شوریده‌ام شده صد چاک
بیست‌و‌هشت صفر، غم‌انگیز است
دل زهرا(س) ز درد لبریز است
غم نشسته به دامن افلاک
ماتم و درد روید از دل خاک
***
صحبتی، لحظه‌لحظه، می‌افروخت
جگری گُر گرفته و می‌سوخت
درد هر لحظه بیشتر می‌شد
جگری پاره، پاره‌تر می‌شد
همسرش زهر جام او می‌ریخت
خائنانه، به کام او می‌ریخت
***
آخرین روز تلخ ماه صفر
شیعه شد داغدار و خاک به سر
چون امام رئوف گشت شهید
رنگ از روی آفتاب پرید
قبله دل مشهدالرضا گردید
ماه، هر شب، ضریح او بوسید
عبدالمجید فرائی


حسن ختام

باز هم نیامدی...
یا بقیه‌الله!
خورشید جمعه‌ای دیگر دارد به غروب ماتم می‌نشیند و انگار، داغ هجران تو همچنان بر دل ما می‌ماند.
یا بقیه‌الله!
چشمان اشکبارم را ببین که به راه آمدنت سفید شد و تو باز هم نیامدی...
یا بقیه‌الله!
شاید خدایت، نیامدنت را فرصتی دیگر برای من قرار داده است تا وقتی که تو می‌آیی «خروش»، پاک پاک باشد.
یا بقیه‌الله!
تو که خود فرموده‌ای که به احوال شیعیانت آگاهی، پس لابد خوب می‌دانی که میان ما و اذان ظهر و آسمان، چه رابطه‌ای است!
یا بقیه‌الله!
تو که خود خوب می‌دانی بر «خروش» چه دارد می‌گذرد! پس جان مادرت فاطمه(س)، هق‌هق غروب جمعه ما را در دفتر عشق‌بازی‌های عشاقت ثبت کن.
یا بقیه‌الله!
این منتظر را کمک نما تا از نگاه پنهانش، غریبی سیراب شود.
یا بقیه‌الله!
در غروب جمعه‌ای دیگر، ضجه غریبانه منتظرانت و نگاه خیس‌شان را که به پیشگاه باشکوهت تقدیم می‌کنند، بپذیر...
کنعان دل، بدون تو شادی‌پذیر نیست
یوسف! ظهور کن که پریشان شدن بس است
گریه، فراق، گریه، فراق این چه رسمی است؟!
دیگر بس است، این همه گریان شدن بس است
تا کی گناه پشت گناه ایّهاالعزیز؟!
تا کی اسیر لذت عصیان شدن؟! بس است
خسته شدم از این همه بازی روزگار
مغلوب نفس خاطی و شیطان شدن بس است
سرگرم زندگی شدنم را نگاه کن
بر سفره‌های غیر تو مهمان شدن بس است...