بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله


روز سنجش!
آیین‌های بزرگداشت روز دانشجو (۱۶ آذر) امسال نیز مانند سال‌های گذشته در بسیاری از دانشگاه‌های کشور برگزار شد و از قضا مانند آن سال‌ها، حواشی‌هایی نیز داشت. روند چگونگی برگزاری این روز در سال‌های پیش، بیانگر آن است که این روند تا حد زیادی تابع متغیری به نام دولت است. در بیشتر این سال‌ها خط سیاسی و نگرش دولت‌ها در نحوه برگزاری این آیین‌ها تأثیر جدی داشته است. در همین حال و به همین مناسبت آیین‌هایی هم به موازات آیین‌های همسو با دولت‌ها برگزار شده که با آیین‌های دولتی تفاوت‌هایی با نسبت کم و زیاد داشته است. در مواردی هم، در حالی که از مذمت وابستگی دانشجو و دانشگاه به گروه‌ها و احزاب سیاسی سخن گفته می‌شد، خود این اظهارات به نوعی شائبه چیزی پیدا می‌کرد که منع از آن در کلام گوینده جاری بوده است. نکات کوتاهی که گفته شد، برخی از ویژگی‌های کلی آیین‌های این مناسبت در سال‌های گذشته بود و چنانچه این روند، دلسوزانه و آگاهانه نقد نشود و تجربیات سال‌های گذشته به کار گرفته نیاید این وضعیت ناخوشایند تا «نازمانی» ادامه می‌یابد. یکی از ارکان اصلی و شاید هم اصلی‌ترین رکن برگزاری روز دانشجو که با فلسفه و شأن نزول آن هم ارتباط ماهوی دارد و باید همیشه و هر ساله به شکل مشروح به آن پرداخته شود، موضوع استکبارستیزی است که این مهم نیز به نسبت تفکر و خط مشی دولت‌ها دچار فراز و فرود می‌شود، حال آنکه نباید این‌طور شود. از حسن اتفاق، یکی از نقاط اشتراک حرکت بیداری دانشجویی با ماهیت انقلاب اسلامی همین مقوله «استکبارستیزی» است که باید در حرکت بیداری دانشجویی نهادینه شود تا آنجا که در روز دانشجو نباید سخنرانی‌ای خالی از این اصل باشد تا چه رسد به اینکه به موضوعاتی مغایر با آن پرداخته شود. بالاتر از صحبت درباره «استکبارستیزی» در روز دانشجو، رفتارهایی است که در این روز بروز پیدا می‌کند که شاخصه اصلی آن به طریق اولی باید ضداستکباری باشد و نه همسو با خواست و میل استکبار و یا احیاناً برنامه خوداستکبار و در خدمت آن باشد. اگر از این منظر به آیین‌های امسال روز دانشجو نگریسته شود و رسمی‌ترین آن یعنی مراسمی که در دانشگاه علوم پزشکی ایران و با سخنرانی دکتر روحانی برگزار شد و حاشیه‌هایی نیز داشت، به همراه مواردی مدنظر قرار گیرد، موضوع ملموس‌تر می‌شود. با اینکه رئیس‌جمهور در سخنانش اعلام کرد: «دانشجویی فراتر از خط و جناح سیاسی است و اگرچه برخی می‌خواهند جنبش دانشجویی را به فضای خاصی منحصر کنند، اما این جنبش یک حرکت مستمر است که وجود داشته و خواهد داشت.» عده‌ای از مسئولان دانشگاهی با لغو سخنرانی افرادی مانند: حسین شریعتمداری و منصوره کرمی، همسر علیمحمدی از شهدای هسته‌ای و... و نیز میدان دادن به افرادی مانند: معین، جلایی‌پور و... نشان دادند به سخنان دکتر روحانی اعتقاد ندارند و سخت پایبند گره زدن افکار دانشجویان با دیدگاه افراد شاخص و جریان‌های سیاسی هستند. در موقعیت خطیری که مسئولان دولتی در حال مذاکره هسته‌ای با گروه ۵+۱ هستند و نمایندگان شیطان بزرگ به سبب خوی استکباری و افزون‌طلبی با مانع‌تراشی و زورگویی مانع توافق و رسیدن ایران به حقوق هسته‌ای‌اش است
روز سنجش!
ادامه از صفحه اول
و سراسر جغرافیای آمریکا را خشم و اعتراض علیه رفتار حکومت‌گران آمریکایی با سیاه‌پوستان فرا گرفته و صحبت از شکنجه‌های مأموران سازمان سیا علیه دستگیرشدگان است و مردم دنیا و دانشجویان ایرانی برای شنیدن سخنان ضداستکباری آمادگی کامل دارند، دکتر روحانی اشاره درخوری به این بحث مهم نداشت. همراه این غفلت و فرصتی که از دست رفت، دکتر روحانی در خلال سخنانش که فرازهایی از آن هوشمندانه منطبق بر فضای جهانی و نیاز دانشجویی و از جنس ادبیات انقلاب بود به ناگاه از زاویه‌ای به مبحث دانشگاه و روند انتخاب وزیر علوم پرداخت که ناامیدکننده بود و امتیاز منفی تلقی می‌شود؛ زیرا «نبود» بحث جدی درباره «استکبارستیزی» در سخنان دکتر روحانی و «بود» سخنانی درباره دانشگاه و روند انتخاب وزیر علوم که در ادامه به آن اشاره می‌شود، هر دو مسئله‌ای است که دشمن به آن حساس است. دکتر روحانی گفت: «دولت نسبت به دانشگاه‌ها خط و راهی داشته که یکی است و از آن راه بازگشت نخواهد کرد.» وی همچنین تأکید کرد: «وزیر علوم جدید، ادامه‌دهنده راه و مسیر عزیزان پیشین در دولت یازدهم است، همان راهی که بنا بود دکتر میلی‌منفرد طی کند و نگذاشتند، بنا بود دکتر توفیقی ادامه دهد، نگذاشتند، ادامه راه برای دکتر فرجی‌دانا ممکن نشد، اما همان راه را دکتر نجفی ادامه داد و همان راه را قرار بود نیلی‌احمدآبادی و دکتر احمدی‌دانش‌آشتیانی ادامه دهند و امروز نیز دکتر فرهادی همان راه را ادامه خواهد داد.»
دانشجو که می‌داند آنهایی که نگذاشتند افرادی را که دکتر روحانی نام برد، وزیر شوند و یا از وزارت خلع کردند به این علت بود که متهم به طرفداری از فتنه و همکاری با آنها بودند، با شنیدن سخنان فوق از زبان رئیس‌جمهور چه نتیجه‌ای می‌گیرد؟! و یا وزیر علوم که در این جلسه حاضر است و پیش از گرفتن رأی اعتماد از مجلس نسبت به فتنه و فتنه‌گران اعلام برائت کرد با شنیدن این سخنان و فرمان ضمنی که در آن است، چگونه می‌تواند این وزارتخانه را اداره کند؟! آیا اگر کسی با شنیدن این سخنان نتیجه بگیرد که نزاع زیر پوستی با مجلس ادامه دارد و هرگاه فرصت فراهم آید، آشکار می‌شود، باید ملامت و متهمش کرد؟ یا با استناد کردن به این سخنان باید به ادعایش گردن نهاد و پذیرفت که در پس این ظواهر که سعی می‌شود زیبا جلوه کند، ترشرویی و ناسازگاری‌های نهفته که با تمام تلاش‌ها برای پنهان نگه داشته شدن، گاهی با فوران بیرون ریخته می‌شود!
بنابر نقل رسانه‌ها در ابتدای سخنرانی رئیس‌جمهور عده‌ای در حمایت از فتنه‌گران، شعارهایی دادند و در میان صحبت‌های رئیس‌جمهور هم پس از شعار عده‌ای در حمایت از سران فتنه، فردی با صدای بلند فریاد زد: آقای رئیس‌جمهور، شما برای شکستن حصر قول دادید و دکتر روحانی هم گفت: «راه ما همان است که به شما وعده دادیم و وعده ما با شما شکستنی نیست.» و در ادامه هنگامی که دانشجویان فریاد روحانی، روحانی، حمایتت می‌کنیم، سر دادند، روحانی گفت: خواسته من همین است که شما می‌فرمایید. همچنین نماینده طیف اصلاح‌طلب خطاب به دکتر روحانی گفت: طبق روال همه ساله در این برنامه باید پیام خاتمی پخش می‌شد؛ اما امروز به ما گفته‌اند که طبق حکمی حق پخش پیام خاتمی را ندارید که در ادامه دانشجویان شعار «سلام بر روحانی، درود بر خاتمی» سر دادند. در برخی از مراسم‌ها هم شعارهایی علیه نظام داده شد.
برخی از رسانه‌ها این مسائل را بزرگ‌تر از آنچه است، بازتاب دادند، حال آنکه به عقیده نگارنده، خود این موارد در حد و اندازه‌ای نیستند که نگرانی ایجاد کنند. اگر ده، بیست، صد، سیصد، هزار و... دانشجو علیه نظام شعار دهند یا از فتنه حمایت کنند، خراشی بر پیکر تنومند نظام نمی‌افتد و این ادعا در زمانی که حقد و کینه همه دشمنان خارجی و داخلی نظام به یک‌باره در سال ۸۸، در خیابان‌های سطح شهر تهران به شکل شعله‌های آتش زبانه کشید، اثبات شد. از این‌رو این موارد و بسیار بیشتر از آن، برای نظام اسلامی، مسئله و نگرانی نیست، آنچه نگران‌کننده است و به عرصه حکومتی ربط دارد، حضور افراد و حرکت خزنده جریان با برنامه‌ای است که از این جوانان استفاده ابزاری می‌کنند. این مسئله خطرناکی است که باید جلوی آن را گرفت. در فتنه ۸۸ هم صدها تن در درگیری‌های شدید خیابانی دستگیر شدند و چون نظام و مسئولانی که مأموریت مقابله با فتنه را داشتند، می‌دانستند اینها ابزار هستند و واقف بودند باید چه کسانی را دستگیر کنند و نگه دارند، نیروهای ابزاری را خیلی سریع آزاد می‌کردند و پس از فرونشستن غبار فتنه، معلوم شد که مسئولان درست تشخیص دادند و دقیق عمل کردند؛ بنابراین، نظام هیچ‌گاه از ناحیه دانشجویی که شعار مخالف می‌دهد و بد عمل می‌کند، نگران نیست و او را متعلق به جناح دشمن نمی‌داند، نهایت اینکه ناآگاهی است که می‌توان آگاهش کرد، اما در این میان کسانی هم هستند که برنامه‌ریزند و قصد دارند دانشگاه را جولانگاه خود کنند و با فریب دانشجو او را به ابزار مبدل سازند که از این موضوع نمی‌توان گذشت. آیین‌های روز دانشجو یکی از زمان‌های سنجش این وضعیت است که در آن طرح و برنامه‌ها بیشتر سنجیده می‌شود.
رضا گرمابدری



سردار سلامی جانشین فرمانده کل سپاه
اراده آمریکا در هیچ جای منطقه جاری نیست

جانشین فرمانده کل سپاه نبرد جمهوری اسلامی ایران با آمریکا را راهبردی با مقیاس جهانی عنوان کرد و گفت: امروز ایران در حال صعود به ترازهای اقتدار جهانی است و این حاصل خون شهدای انقلاب اسلامی است.
سردار حسین سلامی در نخستین کنگره شهدای دانشجوی آذربایجان‌شرقی در تالار وحدت دانشگاه تبریز اظهار داشت: شهیدان، شرافت و کرامت ملت ایران و اسلام هستند و درود می‌فرستیم بر شهیدان دفاع مقدس ایران که در حفظ، توسعه و ترویج اسلام از حیات و هستی خویش مایه گذاشتند.
جانشین فرمانده کل سپاه در ادامه، پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) را نجات ملت ایران از بردگی استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا توصیف کرد و افزود: حضرت امام راحل(ره) با حرکت انقلابی خود، عزت و آبرو به مسلمانان جهان بخشیدند و حریت و عظمت برای ایرانی اسلامی به ارمغان آوردند.
وی تصریح کرد: شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، تندیس زنده فضیلت در متن جامعه اسلامی ما هستند که به برکت خون آنها، تمدن بزرگ اسلامی در جهان پی‌ریزی شد و با تأسی از سالار شهیدان، عظمت قیام عاشورا برای ما باورپذیر گردید.
سردار سلامی افزود: خون شهدای ایران اسلامی، منطقه امن جهانی را به منصه ظهور رساند، در حقیقت، اقتدار جهانی و صعود به مراتب بالای آن را باید برکت خون شهیدانی دانست که از جان و مال خود گذشتند و چراغ هدایت شدند.
وی دانشجویان را نقش‌آفرین در حرکت‌های ضد‌استکباری خواند و گفت: دانشجویان ایران اسلامی همواره الهام‌بخش قیام علیه جور و ستم بودند و به خوبی می‌توان نقش آنان را در دفاع مقدس مشاهده کرد.
سردار سلامی افزود: پس از جنگ تحمیلی نیز جوانان ایران اسلامی به عنوان دانشمند و نخبه توانستند انحصار علمی را شکسته و با عزم و اراده قوی به تولید محصولاتی بپردازند که در عرصه‌‌‌های‌ دفاعی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد.
سردار سلامی با بیان اینکه امروز انهدام ناو‌های‌ دریایی دشمنان ایران اسلامی دیگر افسانه و رؤیا نیست، اظهار کرد: شهدایی چون طهرانی‌مقدم و یارانش با دستیابی به ساخت موشک‌های بالستیک این رؤیای ما را تحقق عینی بخشیدند و به‌واسطه آن، دشمن به خوبی می‌داند، نمی‌تواند در عرصه نظامی به ما زور بگوید.
وی در ادامه به ‌تحریم‌ها اشاره کرد و افزود: با تکیه به تفکر بسیجی می‌توان بر تحریم‌ها غلبه کرد‌.
سردار سلامی قول و فعل استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا را سراپا تناقض خواند و گفت: حرف زدن از حقوق بشر و دفاع از آن با تولید ابزار و آلات شکنجه و به‌کارگیری آن در تناقض است و این چیزی است که امروز در آمریکا در حال رخ دادن است.
سردار سلامی خاطرنشان کرد: انقلاب در باورها، اندیشه‌ها و با تحول در اذهان عمومی صورت گرفت و امام خمینی(ره) منظومه‌ عظیم از یک تفکر نوین را به بشریت عرضه کرد تا بتوان به پشتوانه آن در برابر زور قد علم کرد.
جانشین فرمانده کل سپاه اظهار داشت: قدرت‌های بزرگ درصدد برآمدند تا نظم و قاعده جهان را بسازند و بر ‌اساس آن جهان را اداره کنند.
وی گفت: آنان می‌خواستند نقش‌های سیاسی، موقعیت‌های اقتصادی و وضعیت ما در روابط بین‌الملل و ‌در‌ نظام موازی قوای ژئوپلیتیک جهانی، میزان رشد اقتصادی، ارزش فرهنگی، سقف پیشرفت علمی را تعیین و مشخص کنند که با چه کسانی باید ارتباط داشته باشیم.
سردار سلامی گفت: انقلاب اسلامی شکل گرفت و در ادامه آن، نظم کهن فرو پاشید و به ما شخصیت مستقل ملی ارزانی داشت تا خود بر سرنوشت‌ خویش مسلط باشیم و مسیر رشد و توسعه علمی را تعیین کنیم.
سردار سلامی تأکید کرد: فتح‌المبین‌های ما در عراق، سوریه و فلسطین نشان داد که تحولات میدانی و سیاسی عراق را ایران تعیین می‌کند.
وی گفت: کشور ما در مرحله‌ای از پیشرفت است که نشان ‌داد اراده آمریکا در هیچ جای منطقه جاری نیست.
سردار سلامی افزود: در شرایط کنونی تأمین امنیت رژیم صهیونیستی به کابوسی وحشتناک تبدیل شده و نشان می‌دهد آمریکا نتوانسته این رژیم را از معمای امنیت خارج کند، چرا که هم‌اکنون در تقاطع ارتش حزب‌الله و گروه‌های فلسطینی قرار گرفته است.
وی در ادامه، خواستار هوشیاری جوانان ایران اسلامی در خصوص توطئه‌ها و برنامه‌های فریبکارانه دشمن شد و تأکید کرد: دشمن امروز دیگر حتی به ظاهر جوانان ما هم رحم نمی‌کند، از این‌رو باید خیلی با دقت حرکت دشمن را رصد کرد.
 


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

قتل به اضافه شکنجه!
اعتراضات گسترده و سراسری مردم آمریکا علیه رفتار پلیس این کشور با سیاه‌پوستان که از مرز تبعیض‌نژادی فراتر رفته و بسیار عادی و بدون واهمه از برخورد و محاکمه سیاه‌پوستان را با گلوله‌ می‌کشند، دو ضربه سنگین به نظام استکباری آمریکا وارد ساخته است. نتیجه این دو ضربه که در محیط داخلی و خارجی به آمریکا وارد شده یکی است و آن «بی‌اعتبار» شدن نظام آمریکا است. «کشتن و محاکمه نشدن» آزاردهنده‌ترین اقدام برای به خشم‌آوردن دیگران است که در حال حاضر اصلی حاکم و غیرانسانی در آمریکا است که مردم آمریکا را علیه حکومت شورانده و مردم جهان را از این حکومت خودسر پر مدعا بیزار و متنفر کرده است. دولت و نظام سلطه‌گر آمریکا هنوز از ضربات سنگین ناشی از این رفتار غیرانسانی بیرون نیامده‌اند که به ناگاه خبر انتشار گزارش کمیته اطلاعات سنا اعلام شد. این گزارش ۴۹۹ صفحه‌ای خلاصه‌ای است از ۶۷۰۰ صفحه که پس از بررسی بیش از شش میلیون سند سازمان سیا، تهیه و تدوین شده است. اگر چه ضربه انتشار این گزارش سبک‌تر از ضربه اعتراضات فوق نیست، اما محل فرود آن با ضربه پیش گفته تفاوت دارد. ضربه پیش گفته هم دولت اوباما و هم نظام آمریکا را در برگرفت، حال آنکه انتشار این گزارش نظام آمریکا و دولت جمهوریخواهان یعنی جرج‌بوش پسر را زیر سوال برد؛ از این رو اوباما از انتشار آن استقبال کرد. جاش ارنست، سخنگوی دفتر رئيس‌جمهوری آمریکا در این باره گفت: «روش‌های خشونت‌آمیز مأموران سازمان اطلاعات مرکزی این کشور در بازجویی از مظنونان تروریسم، اعتبار اخلاقی دولت آمریکا را در سراسر جهان مخدوش کرده است.» وی همچنین افزود: «باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا وارد این بحث نخواهد شد که آیا به کارگرفتن این روش‌ها باعث به دست آمدن اطلاعات مفید برای حفظ امنیت ملی آمریکا شده است یا نه، چون عقیده دارد، حتی اگر چنین باشد، نمی‌بایست از چنین روش‌هایی استفاده می‌شد.» این گزارش به شکنجه‌های وحشیانه‌ای اختصاص دارد که مأموران سیا علیه تعدادی از زندانیان به اتهام تروریست بودن و مداخله در انفجار برج‌های دوقلو اعمال می‌کردند. در حالی که تعدادی از مقامات سیا عقیده دارند. اطلاعات به‌دست آمده با استفاده از خشونت (بخوانید شکنجه) برای حفظ امنیت آمریکا مفید بوده است، در گزارش سنا، تأکید شده که شکنجه‌های سیا به کشف اطلاعات مفید و حیاتی منجر نشده است. اگر چه انتشار این گزارش به تسویه‌حساب‌های سیاسی دو حزب جمهوریخواه و دموکرات آمریکا مربوط است، اما روی دیگری از چهره شیطانی آمریکا را آشکار می‌سازد. با آنچه که این روزها در آمریکا می‌گذرد، یعنی پلیس آمریکا با اطمینان از حمایت قضایی و حقوقی به‌سوی سیاه‌پوستان شلیک می‌کند و آنها را می‌کشد و به صرف بیان احساس خطر از ناحیه آن سیاه‌پوست مفلوک، از مجازات معاف می‌شود و یا اینکه با ادعای حفظ امنیت ملی، انسان‌ها را به فجیع‌ترین شکل شکنجه‌ می‌کنند و بعد هم به بهانه باقی‌ماندن امنیت آمریکا مضحکانه خواستار تقدیر از شکنجه‌گران می‌شوند، کسانی که مبلغ آمریکای رویایی هستند و با تبلیغ و دروغ آن را بهشت زمینیان معرفی می‌کنند تا مردم دنیا مشتاقانه و داوطلبانه در زمره بندگان و بردگان خدایان این بهشت که سرمایه‌داران آمریکایی هستند، درآیند، با افکار جهانی مواجه می‌شوند که با دیدن این اتفاقات و پیوند آن با سایر رفتار سویی که در گوشه و کنار جهان به آمریکا نسبت می‌دهند، بیدار شده‌اند و به ماهیت پلید آمریکا پی‌برده‌اند.
و دیگر فریب آن را نمی‌خورند و حاضرند بسیاری از محرومیت‌ها را که آمریکا به‌نوعی در آن دست دارد، تحمل کنند، اما زیر بار سلطه نامحسوس و نامریی چنین نظامی خونخوار و دغلباز نروند. شاید چنین موضع‌گیری نسبت به آمریکا در آغاز چندان مهم جلوه نکند، اما باگذشت زمان این موضع‌گیری می‌تواند تبدیل به دوری و دوری می‌تواند تبدیل به دشمنی و در نهایت مقابله جدی با آمریکا شود. اگر امتیاز و سرمایه بزرگ استعمارگری نوین آمریکا در وابستگی فرهنگی مردم دنیا به آن دانسته شود که اینگونه هم است، دوری و بریدن مردم جهان از آمریکا و دشمنی با آن یعنی نزول سریع آمریکا از ابرقدرتی و تبدیل شدن به کشوری عادی که تداوم آن سرنوشت سیاهی را برای آمریکا رقم خواهد زد.


 

صفحه 2
سياسي

 

 

فرمانده معظم کل قوا در دیدار فرماندهان و مسئولان نیروی دریایی ارتش
نیروهای مسلح بدون در نظر گرفتن محاسبات سیاسی آمادگی‌های خود را دائماً افزایش دهند

امام خامنه‌ای در دیدار جمعی از فرماندهان و مسئولان نیروی دریایی ارتش، روحیه مقاومت و ایستادگی را مایه آبرو و اعتبار نیروهای مسلح خواندند و خاطرنشان کردند: نیروی دریایی باید با افزایش روزآمد آمادگی‌ها و توانایی‌های نظامی و همچنین تقویت انگیزه‌های ایمانی و روحیه فداکاری، نقش بزرگ و مهم خود را در حفظ امنیت ملی و دفاع عمومی و حفاظت از حصار مستحکم کشور استمرار دهد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی، تقویت روزافزون روحیه عزم و آمادگی برای فداکاری را ضروری برشمردند و گفتند: درس قرآن کریم به ما این است که اگر ایمان قوی و روحیه ایستادگی وجود داشته باشد، حتی با امکانات و تجهیزات محدود نیز امکان غلبه و پیروزی بر دشمن وجود دارد.
ایشان با اشاره به مرزهای گسترده آبی کشور و سرمایه‌گذاری وسیع دشمن در این منطقه، تأکید کردند: نیروهای مسلح ما باید بدون در نظر گرفتن محاسبات سیاسی، آمادگی‌های خود را دائماً افزایش داده و با شناسایی خلأهای خود و همچنین بررسی امکانات و نقاط ضعف دشمن، برنامه‌ریزی‌های راهبردی انجام دهند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، دوران صلح را فرصت مغتنمی برای خدمت نیروهای مسلح در بخش‌های علمی، سازندگی و افزایش بازدارندگی خواندند و گفتند: مسئله آبادسازی سواحل مکران نیز جزء همین کارهای اساسی است که باید با همکاری دولت، برنامه‌های مورد نظر در این منطقه با سرعت بیشتری دنبال شود.
فرمانده کل قوا در پایان سخنان خود با اشاره به فداکاری‌های نیروی دریایی در مقاطع مختلف، به‌خصوص در دوران دفاع مقدس، افزودند: نیروی دریایی، هم برای نیروهای مسلح و هم برای کشور مایه آبرو و عزت بوده و یاد شهدای این نیرو از جمله شهدای فداکار ناوچه پیکان همواره در تاریخ این کشور ماندگار خواهد بود.


پاسخ امام خامنه‌ای به چند پرسش دانشجویان با موضوع استکبارستیزی
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به‌مناسبت روز دانشجو پاسخ رهبر معظم انقلاب به چند پرسش دانشجویان درباره مسئله استکبار و نظام سلطه را منتشر کرد. این سؤالات در جلسات پرسش و پاسخ دانشجویان با حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای مطرح شده است که سه پرسش و پاسخ معظم‌‌له
در ادامه آمده است.

جمهوری اسلامی درباره رابطه با دولت آمریکا حساس است
نه ارتباطات علمی و اقتصادی با آمریکا
پرسش دانشجو:
نظر شما درباره ارتباط محدود علمی و اقتصادی با امریکا ـ به‌غیر از تسلیم و زیر سلطه رفتن ـ چیست؟
پاسخ رهبر معظم انقلاب:
به نظر ما ارتباط علمی با هر جامعه‌ای از جوامع علمی دنیا خوب است؛ البته در صورتی که مستلزم حاشیه‌های مضرّی نباشد. تماس علمی، فی‌نفسه بسیار خوب است و ارتباط اقتصادی هم همین‌طور است. شرکت‌های گوناگونی در مراکز نفتی ما و در جاهای دیگر می‌‌آمدند و می‌رفتند؛ حتّی شرکت‌های اقتصادی آمریکایی هم تا چند سال پیش می‌آمدند نفت می‌خریدند و یا کار می‌کردند، تا اینکه خودشان این تحریم‌ها را شش، هفت سال پیش گذاشتند. از نظر ما ارتباط با شرکت‌ها و دستگاه‌های علمی ایرادی ندارد. آنچه روی آن حسّاسیت داریم، دولت آمریکاست که این هم کاملاًً یک منطق مستحکم و قوی دارد که مایلم در زمان دیگری در جمعی مطرح شود؛ الآن وقت آن نیست.

توجه دادن مردم به دشمن سلطه‌گر کمین گرفته
از وظایف مهم مسئولان است
پرسش دانشجو:
مسئله مطرح شده از سوی یکی از دانشجویان: همه مشکلات را به گردن نیروهای خارجی (آمریکای بیچاره!) نیندازید. رهبر کشور، خود باید پاسخگوی مشکلات کشورش باشد، نه یک کشور بیگانه.
پاسخ رهبر معظم انقلاب:
کاملاً درست است. اوّلاً آمریکا خیلی هم بیچاره نیست؛ آن‌چنان هم که بعضی خیال می‌کنند، باچاره نیست! یک چیز میانه‌ای است. ما همه مشکلات را به گردن آمریکا نمی‌اندازیم ـ مشکلات ما از خودمان است ـ منتها دشمن می‌خواهد از این مشکلات حداکثر استفاده را بکند و پدر کشور و ملت را در بیاورد؛ این را هم نگوییم؟! ما نمی‌گوییم اگر تورم هست، تقصیر آمریکاست؛ نه، اگر تورم و کاهش قدرت خرید و کمبود اشتغال هست، چه کسی گفته تقصیر آمریکاست؟ این تقصیر خود ماست، تقصیر مسئولان است؛ اما اگر اسم آمریکا را می‌آوریم، می‌خواهیم بگوییم گرگی کمین گرفته و پشت خم کرده تا به شما حمله کند؛ از این غافل نباشید. به مسئولان می‌گوییم ضعف‌ها را برطرف کنید؛ به شما می‌گوییم متوجّه این دشمن باشید تا به شما حمله نکند. وقتی دزدی کمین کرده است، وقتی حیوان وحشی‌ای در کمین انسان است، وقتی دشمن سلطه‌گری در کمین یک ملت است، یکی از وظایف اساسی و مهم مسئولان و رهبری کشور این است که به مردم بگویند توجّه کنید و نیز کارهایی که می‌دانند جلوِ آسیب دشمن را می‌گیرد، به مردم بگویند و از آنها بخواهند؛ والّا نخیر، ما مشکلات داخلی کشور را به گردن آمریکا نمی‌اندازیم.
اما اینکه رهبر باید پاسخگوی مشکلات کشور باشد، البته همین‌طور است و شکّی در این نیست؛ قانون هم موازین پاسخگویی را مشخّص کرده است. هر کس به هر اندازه که حوزه اختیارات اوست، باید پاسخگو باشد.

قدرت‌های سلطه‌گر به هیچ حدی قانع نیستند
پرسش دانشجو:
به نظر شما اگر ماجرایی مثل عراق برای ایران پیش بیاید، واکنش مردم چگونه خواهد بود؟
پاسخ رهبر معظم انقلاب:
به هیچ وجه واکنش مردم ما، مثل واکنش مردم عراق نخواهد بود. مردم عراق بیزار بودند از صدام و صدامیان. مردم ما دلبسته نظام اسلامی هستند. نمی‌گویم ما مخالف نداریم؛ چرا، یک عده هم مخالفند، خب باشند، عیبی هم ندارد، اما بدنه مردم به نظام و مسئولان نظام علاقه‌مندند و همه می‌دانند، یعنی این آگاهی هم در ملت ایران است، در خیلی جاها این آگاهی نیست. می‌دانند که قدرت‌های مهاجم و سلطه‌گر دنبال سلطه‌اند، دنبال تصرفند، دنبال کشیدن رُس کشورهایی هستند که بر آنجاها مسلطند؛ به حدی قانع نیستند. حالا بعضی‌ها ساده‌لوحانه می‌گویند که خب فلان چیز را می‌خواهند، خب قبول کنیم. فرض کنید حالا جنجال راه انداخته‌اند روی تکنولوژی هسته‌ای که ایران چرا باید تکنولوژی هسته‌ای به دست بیاورد؟ خب این گناه یک ملت است؟ یک ملت بدون اینکه هیچ‌کس در دنیا کمکش کند، واقعاً این را شما بدانید، همین دانش هسته‌ای که بحمدالله در کشور پیدا شد و به تحقق هم رسید، یعنی توانستند. همین که اعلان کردند رسماً مسئولان کشور، هیچ کس کمک نکرده به ما در این زمینه و این واقعیت دارد، این اتفاق افتاده. البته آنکه محصول این کار است کاری است که تا حالا در زمینه هسته‌ای انجام گرفته، نقص‌هایی هم البته دارد که دارد تکمیل می‌شود، آن نقص‌ها خیلی مهم نیست. این به هیچ وجه به معنای بمب اتم و سلاح اتمی نیست، این را من در یک سخنرانی دیگر هم گفته‌ام، این معنایش این است که ما می‌توانیم خوراک نیروگاه بوشهر را خودمان تهیه کنیم، مجبور نباشیم برای سوخت نیروگاه اتمی بوشهر برویم سراغ این دولت و آن دولت؛ یعنی وابستگی را قطع می‌کنیم. عصبانیت دشمنان جمهوری اسلامی این است که پیچ‌های دستگاه‌های مربوط به اینکار را هم خود ایرانی‌ها درست کرده‌اند. همه دستگاه‌هایش را سرتا پا خودشان درست کرده‌اند. اینکه یک ملتی بتواند خودش این دانش را به دست بیاورد و تمام ابزارهایش را هم بدون احتیاج به خارج خودش درست کند، برای اینها سنگین است. حالا همین را جنجال می‌کنند، یک عده می‌گویند آقا درش را ببندید، رها کنید؛ این منطقی است؟ اگر در این را بستیم بهانه دشمن تمام خواهد شد؟ اصلاً دشمن دنبال بهانه است؟ این را توجه داشته باشید، مدام می‌گویند بهانه دست دشمن ندهید. دشمن دنبال بهانه نیست، دشمن دنبال زمینه است، اگر زمینه پیدا کند بی‌بهانه هم حمله می‌کند، اگر زمینه نداشته باشد بهانه هم به کارش نمی‌آید؛ این است. بنابراین، نه خیر، وضع ایران و ملت ایران با وضع این کشورهای دیگری که تا حالا هدف قرار گرفته‌اند و بعداً ممکن است هدف قرار بگیرند به کلی متفاوت است، این را همه بدانند.
بیانات در جلسه پرسش و پاسخ دانشجویان
دانشگاه شهید بهشتی (۲۲/۲/۱۳۸۲)


یادداشت
مهدی سعیدی

ادعای تحمل مخالفان و فاصله ميان حرف و عمل
يکي از معضلات کليدي در مسائل سياسي داخلي کشور، فاصله‌اي است که معمولاً بين ادعاها و رفتارهاي افراد، مسئولان و جريان‌هاي سياسي ديده مي‌شود. افراد در مقام سخن و کلام، به‌گونه‌اي سخن مي‌گويند وليکن در عمل، به نحو ديگري عمل مي‌‌کنند. اين دوگانگي گاه به دليل فراهم نیامدن همه شرايط بيروني براي عملي کردن مدعاهاست که گوينده سخن در ابتداي کار نسبت به آن اشراف نداشته است، اما گاه شاهد آن هستيم که منافع و تعلقات و حب و بغض‌ها مانع از آن مي‌شود که افراد در عمل به ادعاهاي خود پايبند بمانند!
بزرگ‌ترين آسيب و آثار نامطلوب اين تعارض رفتار و سخن، القای بي‌اعتمادي به ناظراني است که ممکن است سخن افراد و جريان‌هاي سياسي را مبنايي براي تصميمات و برنامه‌ريزي خود قرار داده و به عبارتي، روي سخن و وعده‌هاي این افراد حساب باز کرده باشند. اين بي‌اعتمادي، آفتي است که اساس و بنيان يک جامعه را متزلزل کرده و ريشه‌هاي تلاش و همگرايي را خشک مي‌کند و اين گمانه را در اذهان عمومي شکل مي‌دهد که همه آن اظهارات و ادعاها، فريبي بيش نبوده است!
حوادث اتفاق افتاده در دانشگاه‌هاي کشور در هفته گذشته و به‌مناسبت مراسم «روز دانشجو»، نمونه‌اي از اين بداخلاقي سياسي بود که باز هم فاصله فاحش ميان شعارها و رفتارها را عيان ساخت. در حالي که يک جريان سياسي که همواره خود را طرفدار آزادي بيان و پايبندي به قانون و تحمل و مدارا با منتقدان معرفي مي‌کند و شعار «زنده باد مخالف من» سر می‌دهد، آنچنان فضاي روز دانشجو را در دانشگاه‌هاي کشور تنگ کرد که جز صدايي واحد، آن هم در دفاع از يک جريان سياسي خاص به گوش نرسيد!
سنت جاري در دانشگاه و جريان دانشجويي در اين ايام، دعوت از گرايش‌ها و سلایق مختلف سياسي کشور و ايراد سخن در باب مسائل جنبش دانشجويي و مباحث مختلف سياسي کشور است که امسال با تنگ‌نظري‌هاي اعمال شده، به فضايي تک‌صدايي ختم شد که با روح و گوهر دانشگاه سازگار نبود! اغلب برنامه‌هاي سخنراني منتقدان و مخالفان سياست‌هاي دولت و جريان اصلاح‌طلب و اعتدال، به بهانه‌هاي واهي حذف شد و تريبون در اختيار آنهايي که سخناني متفاوت براي گفتن داشتند، قرار نگرفت!
البته اين نقد بدان معنا نيست که به بهانه آزادي بيان هر کس و هر جرياني که حتي نظام سياسي و قانون اساسي را قبول نداشته و به ارزش‌هاي اين ملت اعتقاد ندارد، حق دارد که در دانشگاه، تريبون در اختيار داشته باشد! بلکه سخن از افرادي است که اغلب آنها، جزو نيروهاي انقلاب به حساب می‌آیند و حتي نمايندگي مردم را به دوش مي‌کشند.
اين دوگانگي در رفتار و سخن در دولتي که پرچم اعتدال در دست گرفته است، بدون شک زمينه‌هاي بي‌اعتمادي نزد افکار عمومي و بالاخص، جوانان و بدنه دانشجويي کشور را فراهم مي‌آورد که به‌نظر مي‌رسد بايد در اين رويه و مرام تجديدنظر صورت بگيرد.
اين وضعيت حکايت بدبينانه‌اي را نيز در اذهان تداعي مي‌کند و آن، نفوذ برخي افراطيون در بدنه دولت و پنهان کردن خود در لواي شعارهايي چون اعتدال است. اين فرضيه وقتي تقويت مي‌‌شود که در طول يک‌سال‌ونيم گذشته شاهد تلاش همه‌جانبه جرياني خاص براي تسخير وزارت علوم و فناوري بوديم. اين تلاش‌ها که حاصل آن، چيزي جز چندين ماه سردرگمي در اين وزارتخانه کليدي و اعلام رأي عدم اعتماد مجلسيان به چند وزير پيشنهادي و ايجاد القای تقابل بين مجلس و دولت نبود، نشان مي‌داد که آن جريان سياسي، برنامه‌ طرح‌ريزي شده‌اي را براي در اختيار گرفتن مديريت دانشگاه‌ها در دستور کار خود دارد و در اين مسير، از فشار همه‌جانبه بر دولت نيز دريغ نخواهد کرد.
اين ماجرا، اين تعبير را که داستان روز دانشجوي امسال، پوست موزي بود که افراطيون زير پاي دولت اعتدال رها کرده بودند، تقويت مي‌کند. اين اقدامات ناشيانه حتي صداي اعتراض بخشي از بدنه دولت را هم در‌آورد، به نحوي که آن را اقدامي خلاف شعارها و وعده‌هاي دولت اعتدال خواندند.
اما نکته‌ای‌ که نمي‌توان در بررسي اين مسئله از آن گذر کرد، تعبيري بود که سخنران رسمي روز دانشجو بر زبان راند. وي در حالي که در جمع دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي ايران سخن مي‌گفت در تحقير منتقدان سياست‌هاي هسته‌اي دولت چنين گفت: «يک عده تازه به دوران رسيده که به آنها احترام هم مي‌گذاريم، نمي‌خواهد نسبت به آينده و ارزش‌هاي انقلاب و اسلام دل‌نگران باشند.»!
اين در حالي است که وي دقايقي پیش مدعي شده بود: «دولت به انتقاد دلسوزانه و شرافتمندانه افتخار مي‌کند و ما بدون نقد نمي‌توانيم پيشرفت کنيم، چرا که انتقاد و پژوهش و علم، دو روي يک سکه هستند.»
چنين اظهارات متناقض‌گونه‌ای جز آنکه از اعتبار شعارها و ادعاها بکاهد، دستاوردي براي گوينده سخن به همراه نخواهد داشت و خطاب به ايشان بايد يادآوري کرد که اولاً؛ چنين بياناتي هيچ‌گاه در محيط دانشگاه و جنبش دانشجويي خريداري نداشته و نخواهد داشت،‌ ثانياً؛ مشاوراني که ايراد چنين سخناني را به وي توصيه مي‌کنند، بدون شک خيرخواه‌شان نيستند و نخواهند بود. 


نكته و نظر

هر بلایی هم بلا نیست؟!
نکته: یکی از شاگردان مرحوم شیخ رجبعلی خیاط نقل کرده است که پس از فوت مرحوم شیخ رجبعلی، ایشان را خواب دیدم. از او سؤال کردم که در چه حالی است؟ گفت: فلانی، من ضرر کردم! با تعجب به ایشان گفتم: شما ضرر کردی، چرا؟! شیخ رجبعلی‌ جواب داد: زیرا خیلی از بلاهایی که بر من نازل می‌شد، با توسل، آنها را دفع می‌کردم، اما ای کاش حرفی نمی‌زدم و چنین نمی‌کردم، چون الآن می‌بینم برای آنهایی که در دنیا، بلاها را تاب آورده‌اند و صبر پیشه کرده بودند، اینجا چه پاداشی می‌دهند!
نظر: انسان با صبر در برابر سختی‌ها و ناملایمات و پذیرفتن قضا و قدر الهی و پذیرفتن آنچه که خداوند برای او مقدر کرده است، می‌تواند به چنان کمالات و مقاماتی برسد که یکی از آنها، مقام رضا و قرب الهی است. یعنی مقامی که امام حسین(ع) با صبر و تحمل در برابر آن همه سختی‌ و ناملایمات در روز عاشورا به آن دست یافت. به طوری که تا به امروز نیز با آنکه نزدیک به ۱۴ قرن از آن حادثه بزرگ می‌گذرد، هنوز هم میلیون‌ها نفر عاشق ایشان، پای پیاده به سوی حرمش می‌شتابند و این غم جانسوز هنوز هم تازه است. پس هر بلایی هم بلا نیست، بلکه گاهی انسان را به کمال می‌رساند.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

ایجاد زندان ابوغریب و صحبت از دموکراسی
به گزارش خبرگزاری فارس از سمنان، آیت‌الله حسین نوری همدانی در سومین همایش مهدویت و انتظار در سمنان اظهار داشت: کشور ما امروز دارای هزاران جوان معتقد و همیشه در میدان همچون سردار سلیمانی است و این ناشی از فرهنگ جهاد و شهادت بوده که امام در ما نهادینه کرده است.
آیت الله نوری همدانی افزود: آمریکایی‌ها با کلماتی نظیر حقوق بشر، لیبرال‌ دموکراسی، اومانیسم و سکولاریسم در حال دروغ‌گویی و فریب جهانیان هستند و امروز مشاهده می‌شود که چگونه سیاه‌پوستان را دستگیر، سرکوب و کشتار می‌کنند. در برهه کنونی کسانی که زندان ابوغریب را ایجاد کرده‌اند، از دموکراسی حرف می‌زنند.
آیت الله نوری همدانی با بیان اینکه احیای فرهنگ ایثار و شهادت از دستاوردهای مهم انقلاب اسلامی بود، گفت: این فرهنگ امروز بسیار کارایی دارد و میلیون‌ها عاشق شهادت در کشور دیده می‌شوند.
این مرجع تقلید جهان تشیع افزود: جمهوری اسلامی ایران هزاران قاسم سلیمانی دارد که در موقع جنگ، فرزند عاشورا و در زمان تحریم، فرزند رمضان هستند و در کشور ما، میلیون‌ها انسان بسیجی در هر قشری وجود دارد که ناشی از دستاوردهای انقلاب اسلامی است.
وی گفت:‌ در اربعین امسال بیش از ۲۰ میلیون نفر در کربلای معلی حاضر شده‌اند و این اجتماع باشکوه در هیچ جای دنیا به وجود نخواهد آمد. وجود این تعداد زائر که شعار اصلی آنها هیهات منا الذله بوده، نشان‌دهنده قدرت اسلام، ایمان و انقلاب است.
این مرجع عالیقدر جهان تشیع با بیان اینکه امنیت خوبی امروز در کشور وجود دارد که در هیچ جای جهان دیده نمی‌شود، افزود: امام خمینی(ره) امنیت را در کشور ما احیا کردند.
وی افزود: پس از امام خمینی(ره)، رهبر فرزانه انقلاب به‌خوبی کشتی انقلاب اسلامی را به سمت ساحل عزت حرکت دادند و مستضعفان جهان در برهه کنونی به انقلاب اسلامی ایران چشم دوخته‌اند و علاقه زیادی به آن دارند و با وجود نظام اسلامی، افق روشنی را پیش چشم خود می‌بینند.
آیت الله نوری همدانی با بیان اینکه رژیم صهیونیستی بنابه فرموده امام راحل غده‌ای سرطانی است که باید محو شود و تا آنها وجود داشته باشند، مردم مسلمان راحتی نخواهند داشت، گفت: رژیم صهیونیستی پایگاه آمریکا و انگلیس است و به جز قتل و کشتار و تخریب به چیز دیگری اعتقاد ندارد.








آدرس غلط در مبارزه با فساد !

پایگاه تابناک در مطلبی با نقد بخشی از سخنان رئیس‌جمهور در همایش مبارزه با فساد نوشت: در همایشی که در روزهای اخیر با حضور سران قوا در باب مبارزه با مفاسد اقتصادی برگزار شد، رئیس‌جمهور فصل مفصلی درباره منشأ فساد سخنرانی کرد، اما به‌نظر می‌رسد در بخشی از سخنرانی خود،‌ آدرس غلطی داد که نگرانی از این است که متولیان امر به‌دنبال این آدرس غلط بروند و مبانی اساسی فساد را فراموش کنند.
بر اساس این گزارش، حسن روحانی در سخنرانی خود در همایش مذکور، در بخشی برای ریشه‌کن کردن فساد گفت: «باید ارتباط مردم با کارمند‌ها را به حداقل برسانیم»... اکنون در مورد درستی یا نادرستی‌ این مطلب بحثی نیست. بحث این است که آیا ریشه‌کن کردن فساد اولویت این مسئله است؟ آیا در فساد‌های میلیاردی اخیر واقعاً یک سر این فساد‌ها، مردم و یک سر آن، کارمندان دولت بوده‌اند؟ آقای رئیس‌جمهور فراموش کرده‌اند ‌در ماجرای اختلاس سه هزار میلیاردی و امثال آن، امضا‌ها و توصیه‌نامه‌های مقامات ارشد دولتی و غیردولتی بودند که زمینه‌ فساد را فراهم کردند؟
در اختلاس سه هزار میلیاردی، توصیه‌نامه‌های ارشد‌ترین مقامات دولت، مقامات ارشد پولی و بانکی‌ وجود داشت. مردم و کارمندان در کجای این فساد قرار داشتند؟ در مسئله پرداخت حق‌الوکاله ۳۲ میلیارد تومانی که در یکی از وزارتخانه‌های همین دولت آقای روحانی اتفاق افتاد، آیا کارمندان و یا مردم دخیل بودند یا مدیران آن وزارتخانه؟ آقای رئیس‌جمهور از خود پرسیده‌اند چرا مدیران یکی از وزارتخانه‌های دولت ایشان برای یک رأی قضایی، ‌این میزان حق‌الوکاله ‌پرداخت کرده‌اند؟... اکنون بحث این نیست که همه کارمندان پاک و منزه‌ هستند، بلکه بحث این است که آدرس غلط برای پیگیری فساد داده می‌شود. آقای رئیس‌جمهور! ارتباط مردم و کارمندان را قطع کنید؛ در کنارش توصیه‌نامه‌های مقامات را نیز ممنوع کنید.





هراس از فاتح 110 یا بهانه برای تجاوز و یاری تروریست‌ها

روزنامه صهیونیستی «یدیعوت آحارونوت» در گزارشی با موضوع تجاوز اخیر جنگنده‌های رژیم صهیونیستی به حریم هوایی سوریه و حمله به مناطقی داخل خاک این کشور، نوشته است که این اقدام احتمالاً از بیم رسیدن موشک‌های دقیق و قدرتمند ایرانی به حزب‌الله لبنان صورت گرفته است.
هرچند رژیم‌صهیونیستی مطابق معمول، سیاست سکوت در پیش گرفته، اما رسانه‌های این رژیم با تأیید ضمنی انجام این حمله، دلایل مختلفی از جمله؛ زدن سامانه ضدهوایی اس300 یا موشک‌های «یاخونت» را به‌ عنوان انگیزه تل‌آویو از انجام این حمله اعلام کردند.
با این حال یدیعوت آحارونوت در گزارشی که در نسخه عبری این روزنامه منتشر شده، جلوگیری از ارسال موشک‌های «فاتح 110» ایرانی به لبنان را انگیزه اصلی این حمله دانسته است.
در بخشی از گزارش این روزنامه آمده است: «حملات، احتمالاً با هدف جلوگیری از انتقال تسلیحات پیشرفته از ایران به حزب‌الله لبنان صورت گرفته است. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران به بازی با آتش ادامه داده و همچنان در حال تجهیز حزب‌الله به تسلیحاتی است که می‌توانند تلفات و ویرانی‌های زیادی به اسرائیل [رژیم صهیونیستی] تحمیل کنند.»
این گزارش می‌افزاید: «این تحلیل بر اساس این واقعیت است که دو منطقه‌ای که هدف قرار گرفته‌اند، تقریباً از یکدیگر دور هستند؛ یکی در فرودگاه بین‌المللی دمشق است و دیگری در نزدیکی منطقه «دیماس» واقع در غرب دمشق است که تنها چند کیلومتر با مرز لبنان فاصله دارد. در موارد شناخته شده انتقال تسلیحات از ایران به حزب‌الله، محموله‌ها معمولاً ابتدا در فرودگاه دمشق تخلیه شده و سپس به مراکز نگهداری متعلق به ارتش سوریه در چند مایلی مرز لبنان منتقل شده و از آنجا به لبنان انتقال پیدا می‌کرد.» البته در جریان این حمله، رسانه‌های سوریه خبر سرنگونی یک جنگنده اسرائیلی را تایید کرده است. گفتنی است این گمانه‌زنی‌ها که رسانه‌های این رژیم به آن اذعان دارند، دلیلی برای توجیه حملات و تجاوزهای خود به خاک کشور سوریه و همچنین نشان‌دهنده کمک به تروریست‌هایی است که در این کشور مستقر هستند.




ایران دشمن کسی نیست و ترس از ایران واقعیت بیرونی ندارد

نماینده محافظه‌کار انگلیس در گفت‌وگو با فارس گفت: دخالت‌های نظامی غرب در منطقه و حملات هوایی و ساخت پایگاه دریایی،‌ کمکی به حل بحران داعش نخواهد کرد.
ریچارد بیکن،‌ نماینده محافظه کار منطقه جنوب «نورفولک» در پارلمان انگلیس که برای شرکت در «کنفرانس بین‌المللی جهان علیه خشونت و افراطی‌گری»‌ به ایران سفر کرده است، گفت:‌ بعید است دخالت قدرت‌های غربی در خلیج‌فارس مشکل داعش را در عراق و سوریه حل کند. به نظر من، حملات هوایی مشکل داعش را حل نخواهد کرد و این اقدامات نظامی در مقابله با داعش تأثیرگذار نخواهد بود.
وی افزود: حل مسئله داعش ضروری است و از آنجایی که داعش در واقع علیه جهان اسلام قد علم کرده است، ابتدا باید مسلمانان با یکدیگر علیه داعش متحد شوند.
آقای بیکن حضور نیروی دریایی انگلیس در منطقه برای مبارزه با داعش را عجیب عنوان کرد و افزود: همان طور که پیش از این اشاره کردم، برای مبارزه با داعش، نیروی دریایی و هوایی کاری به پیش نخواهند برد و عملیات زمینی نیاز است.
وی درباره این نظر وزیر دفاع انگلیس که دلیل ساخت پایگاه نظامی دائمی در بحرین را خطر داعش و ترس از ایران عنوان کرده است، گفت: «در مورد ترس از ایران،‌ به نظر من، ترس از ایران به هیچ وجه دلیل قانع کننده‌ای نیست؛‌ من به وزیر دفاع توصیه می‌کنم و همچنین به جمهوریخواهان کنگره توصیه می‌کنم به ایران سفر کنند که قطعاً در این صورت نظرشان تغییر خواهد کرد. به عقیده من، ایران دشمن کسی نیست و ترس از ایران واقعیت بیرونی ندارد.»
وی در ادامه گفت وگو، درباره نقش کشورهای منطقه در رابطه با گروهک تروریستی داعش هم گفت: مشکل منطقه این است که بعضی کشورهای منطقه‌ای مانند عربستان سعودی و قطعاً برخی دیگر از کشورهای حاشیه خلیج‌فارس‌ و حتی ترکیه در تجهیز و تسلیح داعش نقش دارند.
وی افزود: در واقع مشکل بزرگ این است که عربستان سعودی و کشورهای خلیج‌فارس و ترکیه از داعش حمایت می‌کنند و همین حل مسئله نابودی داعش را سخت‌تر می‌کند.


خط خبر

اصلاح‌طلبان لیست ۳۰۰ نفره بدهند!
محمدرضا عارف، طی سخنانی به مناسبت مراسم روز دانشجو و ۱۶ آذر در دانشگاه شهید بهشتی گفت: از ماه‌ها پیش اعلام کردیم اصلاح‌طلبان در مجلس شرکت کنند و ما اصلاً نگران بعضی رد صلاحیت‌ها که امکان دارد درباره انتخابات مجلس سال آینده انجام شود، نیستیم، زیرا اصلاح‌طلبان آنقدر نیرو دارند که جای نگرانی نیست. وی با اشاره به اینکه باید اصلاح‌طلبان به دنبال مشارکت حداکثری و همچنین جذب طیف خاکستری جامعه برای رأی دادن باشند گفت: معتقدم طیف اصلاحات باید با یک لیست ۳۰۰ نفره در کشور شرکت کند و همچنین این شرکت نیز باید براساس خرد جمعی باشد.
وی درباره شرکت خود در انتخابات گفت: نظر من، تابع نظر جمع است و اگر جمع خردورزان اصلاح‌طلبان تأیید کنند که من باید در انتخابات شرکت کنم حتی اگر خودم علاقه نداشته باشم باز هم به‌نظر جمع اهمیت می‌دهم.
عارف در پاسخ به پرسشی پیرامون نظرش در رابطه با آمریکا گفت: نظر من در رابطه با آمریکا، همان نظر قانون اساسی و تصمیم مقام معظم رهبری است و هر چه تصمیم ایشان باشد دولت عمل می‌کند.

موج جديد NGOسازی اصلاحات

بر اساس تصمیم اتاق فکر شورای مشورتی اصلاحات، موج دوم NGOسازی کلید خورد و در این زمینه معصومه ابتکار، رئیس سازمان محیط زیست و شهیندخت ملاوردی، معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده، مأموریت ویژه‌ای یافته‌اند.
به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از پایگاه خبری تحلیلی «پارس» جبهه اصلاحات همچنان امیدوار است بتواند عناصر فتنه را در سطح دانشگاه‌ها فعال کند که البته به دلیل نظارت جدی مجلس، با ناکامی‌هایی مواجه شده است، بر همین اساس، NGOسازی در جبهه اصلاحات، برای جذب رأی بانوان و فعالان محیط زیست، فعالیت جدی را آغاز کرده است.
بر اساس هماهنگی ابتکار، خانم شهلا فارسی‌منفرد، تأسیس NGOهای محیط زیستی را بر عهده خواهد داشت. وی در حال حاضر مدیر عامل انجمن زنان طرفدار توسعه پایدار محیط زیست است که در وقایع سال ۸۸ نیز نقش محوری در ساماندهی فعالان محیط زیستی داشت.

۲۵ هزار نیرو امنیت مراسم اربعین حسینی را تأمین کردند

استاندار کربلا اعلام کرد: در راستای اجرای طرح امنیتی ویژه مراسم اربعین حسینی ۲۵ هزار نیروی امنیتی اعم از پلیس، ارتش و بسیج مردمی از روزها پیش به‌منظور تأمین امنیت کربلا حضور پیدا کردند. «عقیل الطریحی» در اظهاراتی اعلام کرد: از این میان، ۱۵ هزار نیروی امنیتی از استان کربلا، حدود سه هزار تن از خارج از استان، دو هزار تن هم از نیروهای پلیس دولت فدرال و حدود پنج هزار تن هم نیروهای بسیج مردمی هستند که در این طرح ویژه امنیتی مشارکت دارند.

ماجرای فساد ۱۲ هزار میلیاردی

محسنی اژه‌ای، معاون اول قوه قضائیه در رابطه با موضوع فساد ۱۲ هزار میلیاردی گفت: گرفتن و پس دادن این ۱۲ هزار میلیارد با تأخیر بوده است.
وی اظهار داشت: این موضوع، بین دو بانک بوده است و چک، بین دو بانک رد و بدل می‌شده و وجهی نداشته است و بانک مقابل هم حق پرداخت نداشته است. وی افزود: با تخلف می‌آمدند و وجه چک را پرداخت می‌کردند و بعد از چند روز پول را بر می‌گردانده است و البته این جرم است.
اژه‌ای گفت: همه خسارت‌ها و پول‌ها پرداخت شده است، البته جرم انجام شده است، اما ماهیت قضیه گرفتن ۱۲ هزار میلیارد تومان و بردنش نیست، بلکه پولی است که با چند روز تأخیر جابه‌جا می‌شده است.
وی در پایان افزود: پرسش ما این است که حراست‌ها کجا بودند که متوجه نشدند این اتفاق دارد می‌افتد، باید می‌رفتند و برخورد می‌کردند!

بستر رشد گروهك داعش

مدیر یک شبکه تلویزیونی سعودی با بیان اینکه برخی کشورها در سایه عدم رعایت حقوق بشر و بی‌توجهی به حقوق شهروندان‌شان،‌ محیط مناسبی برای رشد و توسعه گروهک داعش مهیا کرده‌اند، تأکید کرد: گروهک داعش داستانی است که با ناکامی دولت‌های عربی تغذیه می‌شود.
«جمال قاشقچی» روزنامه‌نگار سعودی و مدیر شبکه تلویزیونی «العرب» طی سخنانی در نشست امنیتی منامه گفت: سال‌ها پیش از پرونده هسته‌ای (ایران) و تحولات عراق نگران بودیم و همه بحث و توجه ما به این پرونده‌ها معطوف بود. این در حالی است که همان زمان داعش در سوریه در حال گسترش بود. قاشقچی افزود: آنچه در شهر موصل عراق درد ما را بیشتر کرد، استقبال (بخشی از) مردم (اهل سنت) از این گروهک است.

درخواست جان كري از ايران

وزیر امور خارجه آمریکا گفت: دولت آمریکا از گزارش‌های منتشر شده درباره متهم شناختن خبرنگار واشنگتن‌پست، از سوی قوه قضائیه ایران ناامید و نگران شده است.
پایگاه اینترنتی وزارت امور خارجه ‌آمریکا در توئیت خود نوشت: کری اعلام کرده از دولت ایران می‌خواهیم «جیسون رضائیان» را آزاد کند. برخی منابع مدعی شده‌‌اند جیسون رضائیان خبرنگار واشنگتن‌پست که چهار ماه پیش در ایران بازداشت شد، اکنون رسماً متهم شده است. هنوز معلوم نیست چه اتهاماتی علیه جیسون رضائیان مطرح شده است.

شانس توافق هسته‌اي كمتر از ۵۰ درصد است!
جو بايدن، معاون رئیس‌جمهور آمريکا گفت که شانس رسيدن به توافق هسته‌اي کمتر از ۵۰ درصد است، اما هنوز مذاکرات ارزش پيگيري دارد. بايدن که در انديشکده بروکينگز سخن مي‌گفت، تشديد تحريم‌ها عليه تهران را رد کرد. معاون رئیس‌جمهور آمريكا همچنين اظهار داشت: راه‌حل ديپلماتيکي که محدوديت‌هاي مهم و قابل راستي‌آزمايي بر برنامه هسته‌اي ايران اعمال کند، بهترين فرصت است که به آمريکا، اسرائيل [رژیم صهیونیستی] و تمامي خاورميانه اطمينان مي‌دهد که ايران مجهز به سلاح هسته‌اي نخواهد شد.

پاداش سکوت لندن در قبال قلع و قمع شیعیان بحرین

ایجاد پایگاه نظامی در بحرین، پاداش سکوت حکومت انگلیس در برابر شکنجه، تعرض و بازداشت‌های گسترده‌ای بود که در خصوص تظاهرات‌کنندگان بحرینی صورت گرفت. روزنامه انگلیسی «ایندیپندنت» در تحلیل این موضوع نوشت: فعالان حقوق بشری در سطح گسترده‌ای، حمایت مستمر انگلیس از نظام سرکوبگر منامه را محکوم کرده‌اند. از زمان اتفاقات موسوم به «بهار عربی» در سال ۲۰۱۱ آمریکا و انگلیس از اقدامات آل‌خلیفه در قلع و قمع تظاهرات‌کنندگان پشتیبانی کردند و سعودی نیز با آنها همراه شد.
وزارت دفاع انگلیس اعلام کرد: توافقنامه‌ای را به منظور گسترش و تقویت حضور نیروی دریایی خود در بحرین امضا کرده است و بر اساس آن، امکانات موجود در بندر «سلمان» بحرین که محل استقرار دائمی چهار کشتی جنگی انگلیس است، تقویت خواهد شد.

قرائت قرآن در مراسم تاج‌گذاری پادشاه انگلیس!

اسقف ارشد سابق آکسفورد، خواستار قرائت قرآن کریم در مراسم تاج‌گذاری پادشاه بعدی انگلستان شد. روزنامه انگلیسی دیلی‌میل نوشت که لرد هریس، در سخنرانی خود در مجلس اعیان گفت، در صورت مرگ یا کناره‌گیری ملکه الیزابت دوم، در مراسم تاج‌گذاری ریچارد، باید قرآن کریم تلاوت شود.
اسقف لرد هریس که پیشتر اسقف آکسفورد بوده و هم‌اکنون یکی از شخصیت‌های اصلی کلیسای انگلستان به شمار می‌رود، پیشنهاد داده در این مراسم سلطنتی آیاتی هم از قرآن کریم تلاوت شود تا به این وسیله بتوان اعتماد و اطمینان مسلمانان انگلیس را هم جلب کرد و به آنها نشان داد که انگلیسی‌ها آنها را در کنار خود حس می‌کنند.

قانون حجاب در واتیکان

با وجود آنکه رم، یک شهر توریستی بوده و افراد با فرهنگ‌ها و پوشش‌های متفاوت و گاه زننده در آن حضور دارند، شرط ورود به واتیکان، رعایت حجاب است.
واتیکان به عنوان کانونی‌ترین مرکز مسیحیت کاتولیک، در شهر رم، پایتخت ایتالیا، واقع شده است و به عنوان یک دولت ـ شهر مستقل فعالیت می‌کند. واتیکان، مقر پاپ است و با ۴۴ هکتار مساحت، کوچک‌ترین کشور دنیا محسوب می‌شود، اما کلیسای سن‌پیتر که در ورودی واتیکان قرار گرفته و موزه آن، سالیانه جمع قابل توجهی از گردشگران را برای بازدید به این مکان می‌کشاند.
از نکات جالب و قابل توجه هنگام ورود به واتیکان، رعایت قانون حجاب است؛ مسئولان امر در واتیکان از طریق نصب تابلوهایی که در جاهای مختلف دیده می‌شود، اعلام کرده‌اند که شرط ورود به واتیکان، رعایت پوشش مناسب است.
 


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

۱۶ آذر نه‌چندان متفاوت
حسین عبداللهی فر

«ایجاد تنش و فضای دوقطبی در دانشگاه‌ها، خیانت است.» این تیتر اول روزنامه «رسالت» در اولین روز هفته‌ای است که به مناسبت گرامیداشت ۱۶ آذر قرار است دانشجویان با حضور چهره‌های سیاسی با رسالت خویش آشنا شوند و راه شهیدان این روز را ادامه دهند، اما با وجود توصیه حجت‌الاسلام والمسلمین صدیقی، امام جمعه موقت نماز جمعه تهران که از سوی رسالت به عنوان تیتر اول برگزیده شد، آنچه به عنوان بازتاب مراسم ۱۶ آذر در دانشگاه‌ها بر صفحات اول روزنامه‌های دوشنبه (۱۷/۹) انعکاس یافت، حکایت دیگری است.
همین روزنامه «لغو سخنرانی منتقدان با اعتدال و قانون نمی‌خواند» را از قول احمدی‌توکلی، تیتر یک خود قرار داد و در سرمقاله‌اش با عنوان «به بهانه ۱۶ آذر» نوشت: «امروز در دانشگاه هنوز عده‌ای در سر راه اسلامی شدن علوم انسانی سنگ‌اندازی می‌کنند، چون سر در آخور بنیادهای فرهنگی آمریکایی و انگلیسی دارند.»
«آفتاب یزد» هم با اختصاص تصویر و تیتر اول خود به این موضوع، زیر تیتر درشت «جنبش دانشجویی جان گرفت»، به بهره‌برداری تبلیغاتی برخی از احزاب و گروه‌های سیاسی از این روز پرداخت و از قول عارف نوشت: «ما اصلاً نگران بعضی رد صلاحیت‌ها که امکان دارد درباره انتخابات مجلس سال آینده انجام شود، نیستیم؛ زیرا اصلاح‌طلبان آنقدر نیرو دارند که جای نگرانی نیست... معتقدم طیف اصلاحات باید با یک لیست سیصد نفره در کشور شرکت کند و همچنین این شرکت نیز باید بر اساس خرد جمعی باشد.»
«شهروند» با درج تصویر بزرگی از حضور روحانی در جمع دانشجویان، جمله «عهد ما شکستنی نیست» را از قول وی تیتر کرد و نوشت: «فرهادی، ادامه‌دهنده راه وزرای پیشین است.»
«شرق» هم با همین رویه، روی تصویری از دانشجویان «۱۶ آذر از جنسی دیگر» را قرار داد و به نقل از روحانی در تیتر یک خود نوشت: «دل‌نگران‌ها؛ تازه به دوران رسیده هستند.»
این روزنامه در سرمقاله‌ای با موضوع «۱۶ آذر متفاوت» در بیان این تفاوت نوشت: «این روزها فرزندان‌مان در دانشگاه‌های کشور نه نگرانی از احضار شدن از سوی کمیته انضباطی دارند و نه نگران این هستند که به‌واسطه فعالیت‌های سیاسی و صنفی، پس فردا که در کارشناسی‌ارشد یا دکتری قبول شوند، گزینش وزارت علوم مانع ثبت‌نام آنها شود. در بسیاری انجمن‌های اسلامی و دیگر تشکل‌های مستقل دانشجویی که تا قبل از روی کار آمدن دولت روحانی سه قفله شده بودند، باز شده و دانشجویان مثل گذشته و با خیال راحت فعالیت‌های خود را در آنها از سر گرفته‌اند. البته تا فضای مطلوب و برگزاری انتخابات سراسری تشکل‌های دانشجویی منتقد، فاصله بسیاری مانده است که باید با سرعت طی شود.»
«آرمان» هم «تازه به دوران رسیده‌ها نگران نباشند» را روی تصویر بزرگی از روحانی قرار داد و در تیتر اول خود به اعتراض منتقدان دولت به لغو برخی از سخنرانی‌ها در دانشگاه‌ها پرداخت و زیر تیتر «موج لغو جعلی!» نوشت: «آنان که حرفی برای گفتن و متاعی فکری و نظری برای عرضه به دانشجویان ندارند و در پروپاگاندایی قلابی و به تمامی پوچ، نعل وارونه می‌زنند و می‌خواهند این نقطه ضعف خود را با فرافکنی تمام‌عیار دیگرگونه جلوه داده و با یک تیر، دو نشان بزنند، هم خود را از معرض پرسشگری و مطالبه‌گری دانشجویان دور کنند و هم دولت را به انسداد فضا متهم ساخته و برای فقدان حضور خود به داستان‌سرایی و سناریونویسی متوسل شده‌اند.»
«مردم‌سالاری» این جمله روحانی که گفته بود: «وزیر علوم جدید ادامه‌دهنده راه فرجی‌دانا است» را تیتر اول خود برگزید و به نقل از وی نوشت: «رئیس‌جمهور با بیان اینکه امروز روزی نیست که با صاحبان نفوذ، سر و سرّی داشته باشیم و از آنها رأی اعتماد بگیریم، تأکید کرد دولت از خط و راه خود نسبت به دانشگاه‌ها بازگشت نخواهد داشت.»
«اعتماد» تنها روزنامه‌ای بود که همه نیم‌تای اول خود را به این موضوع اختصاص داد. این روزنامه در حالی «عهد من شکستنی نیست» را از قول روحانی در تیتر اول خود قرار داده بود که با درج تصویر بزرگی از حضور معین در دانشگاه‌ها از قول وی نوشت: «دانشجو به مسائل جامعه حساس باشد.»
این روزنامه با اختصاص پنج یادداشت خود به رویدادهای ۱۶ آذر، در یکی از آنها با عنوان «جنبش دانشجویی می‌تواند جنبش اصلاح‌طلبی را احیا کند» نوشت: «در حال حاضر اصلاح‌طلبان و دانشجویان هوادار این جریان فکری و سیاسی مدافع دولت هستند و معتقدند باید به دولت کمک کرد تا دولت قدرتمند باشد. اگر دولت قدرتمند باشد، می‌تواند در جامعه رفرم ایجاد کند.»
روزنامه «جوان» در این روز «غایبان مراسم روز دانشجو» را تیتر اول خود قرار داد و در یادداشتی با عنوان «۱۶ آذری که انتظار نمی‌رفت»، نوشت: «حتماً جناب آقای روحانی نیز به نیکی می‌دانند که «تازه به دوران رسیده»، «کم‌سواد» و... خواندن ناقد، چیزی از ارزش مصداق نقد نکاسته، بلکه عیاری برای سنجش سعه صدر در پیشگاه افکار عمومی ارائه می‌دهد.»
«کیهان» هم با اشاره به تعبیر «تازه به دوران‌رسیده‌ها» از آن به عنوان جدیدترین لقب دولت به منتقدان یاد کرد و زیر تیتر درشت «دولت تدبیر از خجالت منتقدان درآمد!» نوشت: «مراسم روز دانشجو در حالی برگزار شد که سخنرانی برخی منتقدان دولت از جمله شریعتمداری، رسایی و نبویان در دانشگاه‌ها لغو شد.» 


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروري بر گزارش سناي ايالات متحده درباره شكنجه‌گري سازمان سيا
دولتمردان آمريكا به جنايات خود افتخار مي‌كنند

کمیته اطلاعات سنای آمریکا پس از چهار سال کش‌وقوس و پس از حذف بخش‌های زیادی از مستندات شکنجه مظنونان و اقدامات تروریستی سازمان مرکزی اطلاعات این کشور(سیا)، گزارشی 499 صفحه‌ای در این رابطه منتشر کرد. خلاصه آن عقبه‌ای ۶۷۰۰ صفحه‌ای دارد که هنوز محرمانه است! در گزارش اصلی ۳۸ هزار پاورقی وجود دارد. کمیته اطلاعات سنا گفته است در صورتی که ضرورت ایجاب کند، گزارش کامل و اصلی شش هزار و هفتصد صفحه‌ای در آینده، منتشر خواهد شد!

دلايل انتشار اين گزارش
با توجه به پيامدهاي سنگين انتشار اين گزارش كه نمودي از وضعيت اسفناك حقوق بشر در آمريكا و نقض آشكار حقوق انساني از سوي دولتمردان آمريكا است، اين سؤال مطرح مي‌شود كه چرا آمريكا در مقطع كنوني اين گزارش را منتشر كرده است و لايه‌هاي پنهان اين اقدام چه بوده است؟
آمريكايي‌ها در حالي سعي دارند تا انتشار اين گزارش را همزمان با روز حقوق بشر (10 دسامبر) نشانه‌اي از حقوق بشر خود بنامند و با اين ادعا فشارهاي حقوق بشري خود بر ساير كشورها را گسترش دهند كه مواضع سران آمريكا در برابر اين گزارش، نكات قابل توجهي را آشكار مي‌سازد. نوع رفتار جمهوريخواهان و دموكرات‌ها و به‌ويژه جهت‌دار بودن گزارش به سمت دوران بوش نشان مي‌دهد، انتشار اين گزارش براي فشار اوباما بر جمهوريخواهان بوده است. به عبارتي، جنگ قدرتي كه درون آمريكا پس از اعلام نتايج انتخابات ميان‌دوره‌اي كنگره و برتري جمهوريخواهان ايجاد شده، در انتشار اين گزارش بي‌تأثير نبوده است و مي‌توان گفت كه اوباما با اين گزارش، به دنبال تضعيف موقعيت جمهوريخواهان است. در همين حال آمريكايي‌ها كه از بازگشايي پرونده حقوق بشري خود در نهادهاي جهاني در هراس هستند، با انتشار بخشي از اين جنايات كه نامي نيز از فردي در آن برده نشده، با ادعاي نقد دروني(!) به طور رسمی از تحقيق جهاني در باب حقوق بشر اين كشور جلوگيري مي‌كنند، در حالي كه با انحراف افكار عمومي به مسائل ديگر، سركوب سياه‌پوستان و تحولات اخير آمريكا را پنهان مي‌سازند. انتشار گزارش مذكور، جهان را به حاشيه‌ها كشانده تا سركوب معترضان در ابعاد گسترده‌تري صورت گيرد كه خود، بعد ديگري از نبود حقوق بشر در آمريكا است.

رسوايي بزرگ آمريكايي‌ها
مجموع اين رفتارها در حالي صورت مي‌گيرد كه با وجود تمام تدابير اتخاذ شده، يك رسوايي بزرگ براي سران آمريكا رقم خورده و آن، نوع واكنش آنها به درخواست جهاني براي محاكمه شكنجه‌گران بوده است. دستگاه قضايي، كاخ سفيد و كنگره آمريكا با محاكمه اين افراد، به طور رسمی مخالفت كرده و حتي از افتخار به اين افراد سخن گفته‌اند! امري كه نشانگر نهادينه بودن رفتارهاي ضدبشري در ميان ساختار سياسي، امنيتي و قضایي آمريكاست كه نتيجه آن نيز، سركوب مردم، جنگ‌افروزي در جهان و حمايت از رژيم‌هاي سركوبگر و ديكتاتور مانند ارتجاع عربي و رژيم صهيونيستي است.
در حالي‌که نهادهاي حقوق بشر و بسياري از كشورها خواستار پاسخگويي و حتي مجازات و محاكمه عاملان اين جنايت از جمله دولتمردان آمريكا (بوش و اوباما) به دليل عدم رسيدگي به اين جنايات بود، اما واكنش سران آمريكا به اين مطالبات، رويه‌اي ديگر داشته است. دادگستری آمریکا در واکنش به درخواست‌های مکرر از این نهاد برای تحت تعقیب قرار دادن عاملان شکنجه‌هاي سازمان سیا، اعلام کرد که این افراد را تحت پیگرد قرار نمی‌دهد.
سناتور «فاین اشتاین» رئیس کمیته اطلاعاتی سنای آمریکا، با دلجویی از کارکنان سیا، هدف از انتشار گزارش مربوط به شکنجه در سیا را برای حفظ ارزش‌هایی همچون قانونمداری و منع شکنجه در آمریکا دانست. «جیمز اینهوف» سناتور جمهوریخواه آمریکایی نيز اعلام کرد؛ گزارش اطلاعاتی سنا که تکنیک‌های سازمان سیا را فاش می‌کند، تلاشی برای بی‌اعتبار کردن روش‌هاي مهم جمع‌آوری اطلاعات است. اینهوف در بیانیه‌ای اعلام کرد: «این گزارش بیش از ۴۰ میلیون دلاری (گزارش کمیته اطلاعات سنای آمریکا) چیزی بیش از تلاشی جناحی برای بی‌اعتبار کردن روش‌هاي مهم جمع‌آوری اطلاعات نیست؛ روش‌هایی که جان تعداد بیشماری را نجات داده است.»!
اوباما، رئيس‌جمهور آمريكا نيز در اين زمينه مي‌گويد: متأسفانه همان‌طور که گزارش مجلس سنا نشان مي‌دهد ما در بعضی اقدامات خشن پس از حوادث یازدهم سپتامبر مشارکت داشتیم. مهم برای ما آن است که درک کنیم بخشی از برجستگی‌هاي ما آن است که هر زمان اقدامی اشتباه انجام می‌‌دهیم به آن اذعان می‌‌کنیم. وي از محكوم‌كردن شكنجه نيز خودداري كرد و سخني از محاكمه عاملان به ميان نياورد.
مجموع اين رفتارها نشان مي‌دهد كه دولتمردان آمريكا با ادعاي بي‌اطلاعي از شكنجه‌گري سيا، سعي در تبرئه‌سازي خود دارند، اما تأكيد آنها بر عدم محاكمه مجرمان نشان مي‌دهد كه از يك‌سو آنها، از اين شكنجه‌ها و جنایت‌ها آگاه بوده‌اند و با ضمانت آنها اين جنایت‌ها صورت گرفته است و از سوي ديگر، اين سكوت و حمايت، زمينه‌ساز استمرار اين روند در زندان‌هاي داخل آمريكا و زندان‌هاي آمريكا در ساير كشورها مي‌شود که خود، ابعاد ديگري از جنايت عليه بشريت است و بيانگر اين حقيقت است كه آمريكا هرگز ناجي بشريت نبوده و نخواهد بود و براي تحقق امنيت و عدالت، پيش از هرچيز بايد سران آمريكا محاكمه و بازخواست جهاني شوند.  


ديپلماسى
فرامرز پارسا

اوباما از چه مي‌ترسد؟!
نشست وين در بازه زماني چهار ماهه، در حالي در سوم آذرماه به پايان رسيد که نتيجه نهايي مذاکرات، تمديد آن براي هفت ماه آينده بود. برخي ناظران سياسي معتقدند که آمريکايي‌ها و شخص اوباما که در برابر ايستادگي ايران ناتوان شده بودند و از سوي ديگر، اعلام شکست مذاکرات را رسوايي بزرگ براي خود مي‌دانستند، بهترين گزينه را تمديد دانسته تا شايد در ماه‌هاي آتي با استفاده از ابزارهاي فشار به‌ويژه در حوزه اقتصادي و منطقه‌اي، ايران را به امتياز‌دهي وادار کنند.
به عبارتي، طراحي آمريکايی‌ها براي ماه‌هاي آتي، دور ساختن ايران از خطوط قرمز و کوتاه آمدن در برابر زياده‌خواهي آمريکا است؛ مطالباتي که صرفاً در قالب هسته‌اي نبوده، بلکه حذف جايگاه منطقه‌اي ايران و پذيرش مطالبات ضدايراني آمريکا از محورهاي آن است، چنانکه آمريکايي‌ها به کرات از واژه همه يا هيچ در قبال مذاکرات سخن گفته‌اند.
اوباما بارها ادعا کرده، در صورت توافق هسته‌اي مسائلي مانند حقوق بشر، حمايت ايران از تروريسم و مسائل مربوط به منطقه باقي می‌ماند که ايران بايد پاسخگوي آنها باشد. در کنار آنچه در رفتارهاي آمريکايي مشاهده مي‌شود يک كليدواژه مهم مطرح است و آن عدم لزوم افزايش تحريم‌ها است.
با توجه به اينکه مقامات آمريکايي سخني از لغو تحريم‌ها نمي‌گويند و حتي جان کري، وزير امور خارجه اوباما، تأکيد دارد که بنيان تحريم‌ها هرگز لغو نخواهد شد، اين پرسش مطرح مي‌شود که چرا آمريکايي‌ها از افزايش تحريم‌ها ابراز نارضايتي مي‌کنند؟ آيا به دليل رويکرد تعاملي با ايران است و يا اينکه نکات ديگري در ورای آن نهفته است؟
در باب محور نخست، نوع رفتار آمريکا در طول شش سال رياست‌جمهوري اوباما و از جمله در طول يک‌سال اخير نشان مي‌دهد که تغييري در باب رفتار آمريکا در قبال ايران ايجاد نشده و همچنان همان رويه تحريم‌ها و اتهام‌زني‌هاي هسته‌اي، حقوق بشري و تروريسم ادامه دارد.
بر اين اساس به صراحت مي‌توان گفت که ادعاي سران کاخ سفيد در باب نگراني از افزايش تحريم‌ها در چارچوب نگاه تعاملي نیست و بايد امور ديگري را در وراي آن جست‌وجو کرد.
در اين باب چند نکته مطرح است؛ اول آنکه افزايش تحريم‌ها از طريق کنگره به منزله ناتواني اوباما و دموکرات‌ها در برابر جمهوريخواهان است که به عنوان ابزار قدرت انتخاباتي مي‌تواند بهره‌برداري شود. در حالي که افزايش تحريم‌ها به منزله ناتواني اوباما در اجراي وعده‌هايش است که زمينه‌ساز تزلزل بيشتر جايگاه وي در جهان مي‌شود.
نکته مهم، آنکه اوباما سعي دارد تا از خود چهره يک قهرمان به نمايش گذارد که تسليم خواسته‌هاي ديگران نمي‌شود. افزايش تحريم‌ها در حالي اين ادعاي خودپسندانه اوباما را با چالش روبه‌رو می‌کند که تضعيف بيشتر جايگاه مردمي وي را نيز به همراه دارد، چرا که نظرسنجي‌ها نشان مي‌دهد 75 درصد مردم آمريکا خواستار ديپلماسي و پايان دشمني و بي‌منطقي دولتمردان‌شان در قبال ايران هستند. ناتواني در تحقق اين مطالبه مردم هزينه‌هاي بسياري براي اوباما به همراه دارد.
نکته بسيار مهم ديگر آنکه ايران همواره بر بي‌اعتمادي به آمريکا و عدم صداقت واشنگتن تأکيد داشته، در حالي که آمريکا با ادعاي ديپلماسي و نيز عدم افزايش تحريم‌ها در طول يک‌سال اخير سعي کرده تا اين حقيقت را کتمان و به‌گمان خود، ايران را عامل شکست مذاکرات معرفي کند و چهره ضدديپلماتيک و زياده‌خواهانه خود را پنهان سازد. افزايشa تحريم‌ها عملاً اثباتگر حقانيت مواضع ايران و واهي‌بودن ادعاهاي ديپلماتيک آمريکا است که نقاب از چهره زياده‌خواه آمريکا برمي‌دارد.
نکته آخر آنکه در طراحي آمريکا در قبال ايران تلاش شده تا با برجسته‌سازي تأثير مذاکرات و لغو تحريم‌ها بر اقتصاد ايران مانع از حرکت سريع ايران به سمت اقتصاد مقاومتي شوند. آمريکايي‌ها افزايش تحريم‌ها و آشکارشدن عدم تأثير مذاکرات بر بهبود اقتصاد ايران را مؤلفه‌اي منفي براي اهداف خود عليه اقتصاد ايران و زمينه‌ساز حرکت سريع ايران به سمت اقتصاد مقاومتي مي‌دانند؛ لذا سعي دارند تا از ادعاي عدم افزايش تحريم‌ها براي معلق نگاه داشتن اقتصاد ايران بهره گيرند تا شايد به اقتصاد مقاومتي ايران ضربه وارد کنند و مانع از تحقق آن شوند.


پرونده

در توافق هسته‌ای با ایران نباید تحریم‌های زیادی لغو شوند!
به گزارش پایگاه خبری یهودیان «جی.تی.اِی»، رئیس سابق سازمان سیا گفته است که در هر توافق هسته‌ای با جمهوری اسلامی ایران، نباید از میزان تحریم‌های این کشور به میزان زیادی کاسته شود. وی تأکید کرده است که عدم توافق، بهتر از توافق بد است. رئیس سابق سیا که به دلیل رسوایی اخلاقی از سمت خود استعفا داد، در اظهاراتی مضحک مدعی شده است توان موشکی حزب‌الله لبنان، از طریق سامانه گنبدآهنین(!) رژیم غاصب قدس مهار شده است.
آمریکا در مورد برنامه هسته‌ای ایران عوام‌فریبی می‌کند

پروفسور سدلار، استاد دانشگاه بلگراد با اشاره به مسائل جهانی و نقض حقوق بشر در جهان بر حقانیت ایران در مذاکرات با گروه 1+5 تأکید کرد و گفت: آمریکا با استفاده از رسانه‌های خبری که در اختیار خود دارد در مورد برنامه صلح آمیز هسته‌ای ایران عوام‌فریبی می‌کند. سدلار در مقایسه با سیاست‌های حکومت سرمایه‌داری آمریکا و نظام جمهوری اسلامی ایران گفت: ایران در روند صلح جهانی و رفع مشکلات و مسائل، سیاست مذاکرات را در پیش گرفته و فعالیت و تحقیقات هسته‌ای این کشور صد درصد صلح‌آمیز و در چارچوب پیمان ان. پی. تی انجام می‌شود. در طرف دیگر حکومت آمریکا را مشاهده می‌کنیم که خود در فکر گسترش سلاح‌های کشتار جمعی و مانع استفاده دیگر کشورها از فناوری هسته‌ای برای مصارف صلح‌آمیز است.
دور بعدی مذاکرات هسته‌ای

به گزارش پرس‌تی‌وی، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در اظهاراتی اعلام کرد که دور بعدی مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5 در سطح معاونان برگزار می‌شود. ظریف گفت: «ما در حال کار بر روی تعیین زمانی در ماه دسامبر به منظور از سرگیری مذاکرات بر سر برنامه هسته‌ای کشورمان هستیم.» وی افزود: سپس گفت‌وگوها ادامه خواهد یافت، بنابراین دو طرف می‌توانند به یک توافق دست یابند. وزیر امور خارجه کشورمان تأکید کرد: «ما بارها گفته‌ایم که اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد و زیاده‌خواهی وجود نداشته باشد، ما آماده هستیم که یک راه‌حل منطقی، منصفانه و عقلانی را همان‌گونه که مورد تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی است، بپذیریم.»
ادعای جدید آسوشیتدپرس درباره برنامه هسته‌ای ایران

آسوشیتدپرس در گزارشی اعلام کرد که تعدادی از دیپلمات‌های سازمان ملل ادعا کرده‌اند که ایران به افزایش خریدهای غیرقانونی خود برای رآکتور آب سنگین اراک، اقدام کرده است. رآکتوری که بنا به این ادعا، در صورت کامل شدن می‌تواند پلوتونیوم کافی برای ساخت چندین سلاح هسته‌ای طی یک سال را تولید کند. به نوشته آسوشیتدپرس در این اتهامات ضدایرانی که از سوی یک کشور که نامی از آن به میان نیامده است تهیه شده است، آمده است که تهران در حال رد کردن توافقات صورت گرفته با آمریکا برای تغییر این تأسیسات به یک رآکتور آب سبک است. طبق گفته دو دیپلمات سازمان ملل، این اتهامات در ادامه یک گزارش ارائه شده به کمیته تحریم‌های شورای امنیت که از سوی کارشناسان نظارت بر تحریم‌های ایران تهیه شده است، گنجانده شده است.
سیاستمدار اسپانیایی: غرب مجبور به پذیرش می‌شود

رافائل ریپل، سیاستمدار و رهبر حزب اسپانیا 2000 در گفت‌وگو با خبرگزاری ایرنا گفت: ایران در مذاکرات هسته‌ای اراده و حسن‌نیت خود را نشان داده است و این امر طرف مقابل را به پذیرش واقعیات وادار می‌کند. وی افزود: ایران با وجود بدرفتاری بسیار غرب با این کشور، نشان داده است که برای برداشتن گام‌های مناسب در راه دستیابی به حق مسلم خود یعنی استفاده صلح‌آمیز از فناوری هسته‌ای اراده و حسن‌نیت دارد.


اقتصادى
سعید مهدوی

امان از نانِ گران
آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد میزان مصرف نان در میان خانوارهای ایرانی به دلیل افزایش قیمت، کاهش یافته است. بر این اساس طی چهار سال گذشته، ۱۲ درصد از مصرف نان مردم کاسته شده است. طی ۲۲ سال گذشته نیز میزان مصرف نان ۵۰ درصد کاهش داشته است. سرانه مصرف نان در ایران، به ازای هر نفر ۱۶۵ کیلوگرم است. در واقع سرانه مصرف نان در کشور ما در مقایسه با کشورهای اروپایی، سه برابر است، در حالی‌که کارشناسان غذا و سلامت معتقدند که بی‌کیفیت‌ترین نان، در ایران خورده می‌شود.
دو عنصر اساسی سبد غذایی خانوارهای ایرانی برنج و نان هستند، پس اين دو كالا از جمله كالاهاي اساسي و راهبردی محسوب مي‌شوند. كالاهاي اساسي به سبب حساسيتي كه در سبد مصرفي خانوار دارند، باید حاشيه امنيت مطلوبي داشته باشند تا تغيير در مقدار‏، قيمت و كلاً سياست آنها، موجب به خطر انداختن امنيت غذايي اقشار كم‌درآمد و دهك‌هاي پايين جامعه نشود. یکی از اثرات نامطلوب افزایش قیمت نان، فشاری است که به قشر کم‌درآمد جامعه وارد می‌شود. هر چند که می‌گوییم این افزایش قیمت تأثیری در لایه‌های میانی خانوارها ندارد، اما وقتی به سمت دهک‌های پایین حرکت می‌کنیم، می‌بینیم که فشار مضاعفی از این بابت به آنها وارد شده است. دولت نمی‌تواند نسبت به رفاه این اقشار کم‌درآمد بی‌تفاوت باشد و تنها راهکار این است که دریافتی یارانه‌ها ناموزون باشد و عده‌ای نیز از دریافت یارانه حذف شوند، اما متأسفانه دولت راهکاری برای این موضوع ندارد.
مصوبه گرانی نان، ۱۴ آبان ۱۳۹۳ به تصویب هیئت وزیران رسیده بود و در آن مصوبه تأکید شده بود نان از اول آذر گران شود، اما تا پنجم آذر ماه هیچ خبری در این باره منتشر نشد و با پیگیری خبرنگاران اقتصادی، جزئیات این مصوبه منتشر شد، اما باز هم اجرای آن به تعویق افتاد، تا اینکه هشتم آذر ماه مشاور معاون اجرایی رئیس‌جمهور شبانه در پاسخ به یک خبرنگار، زمان دقیق گرانی نان را اعلام کرد. پس از آن محمدباقر نوبخت، سخنگوي دولت گفت: «دولت هیچ تصمیمی برای افزایش قیمت نان ندارد و یارانه خرید گندم را همانند سابق پرداخت خواهد کرد...، اما این اجازه را به نانواها‌ در استان‌های مختلف نیز خواهد داد تا بر اساس اقتضائات هر استان، به منظور جبران مابه‌التفاوت افزایش هزینه‌های جانبی، قیمت نان را حداکثر تا ۳۰ درصد افزایش دهند.»
در واقع سناريوي گران شدن نان با شيب ۳۰ درصد بر اين اساس است كه دولت اقدام به افزایش همزمان نرخ گندم، آرد و نان کرد، به‌طوری ‌که نرخ هر کیلوگرم گندم که تا پیش از این با قیمت ٤٦٥ تومان در اختیار کارخانه‌های آرد قرار می‌گرفت، به ٦٦٥ تومان رسیده است و متعاقب آن، نرخ آرد مصرفی برای نانوایان نیز افزایش داشته است. محمدباقر نوبخت، معاون برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی رئیس‌جمهوري با بیان اینکه دولت هر کیلوگرم گندم را با نرخ ١٠٥٠‌ تومان از کشاورزان خریداری می‌کند، اعلام کرده است: این گندم را با قیمت یارانه‌ای در اختیار کارخانه‌های آرد قرار می‌دهد و با وجود مخالفت با افزایش قیمت نان، به دلیل افزایش هزینه نانوایان، ناچار به تصویب افزایش ٣٠‌ درصدی قیمت نان شده است.
با اين همه، پس از گران شدن نان كه در بسياري از جاها بيشتر از ۳۰ درصد بوده است، ابهامات زيادي وجود دارد. از يك طرف كشاورزان، قيمت خريد تضميني گندم را نسبت به هزينه‌ها و قيمت خريد آن توسط دلالان پايين مي‌دانند، از سوي ديگر، نانواها درخواست افزايش قيمت بيش از ۳۰ درصد را داشتند و از همه مهم‌تر اقشاري كه در بالا به آنها اشاره شد نيز به اين نوع افزايش قيمت (با شيب تند) معترضند. در نتيجه همان‌گونه كه در اين چند روز پس از گران شدن نان مشاهده شده، كيفيت نان نيز در سفره ايراني همچنان نازل باقي مي‌ماند. 


نداى قدس

تخریب 60 تونل فلسطینیان به دست ارتش مصر
تونل‌های غزه به رفح تنها مسیر ارتباطی منطقه محاصره شده غزه با جهان خارج محسوب می‌شوند و فلسطینی‌ها از این تونل‌ها برای انتقال مواد غذایی، دارو و کالاهای مورد نیاز خود استفاده می‌کنند. یک مقام مسئول امنیتی مصر در شبه‌جزیره سینا اعلام کرد که نیروهای محافظ مرزبانی ارتش مصر از 28 اکتبر (6 آبان) تاکنون، بیش از 60 تونل زیرزمینی در مرز با نوار غزه را منهدم کرده‌اند. این مقام مصری همچنین اعلام کرد که در بین تونل‌های تخریب شده چند تونل به طول دو کیلومتر، 1750 متر و 1500 متر نیز وجود داشته است.
80 هزار دلار هزینه هر موشک گنبد آهنین!

به گزارش پایگاه خبری فلسطین الیوم، «یدیدیا یعاری» افسر ذخیره ارتش رژیم صهیونیستی و مدیر کل شرکت صنایع نظامی رافائل در کنفرانسی باعنوان امنیت عمومی گفت: اگرچه سامانه‌های موشکی سبب کاهش خسارت‌های اقتصادی اسرائیل می‌شوند، اما هزینه این موشک‌ها واقعاً زیاد است. هزینه هر فروند موشک گنبد آهنین حدود 80 هزار دلار است. در درگیری‌های آینده این سامانه دیگر کارآمد نخواهد بود و اسرائیل باید به دنبال ساخت سامانه عصای جادویی باشد. پیشتر نیز بارها مقامات رژیم صهیونیستی به ناکارآمدی سامانه گنبد آهنین اذعان کردند. روزنامه صهیونیستی هاآرتص با تأکید بر اینکه سامانه دفاع موشکی گنبد آهنین این رژیم در ردیابی و انهدام صدها موشک پرتاب شده از سوی مقاومت فلسطین در جنگ 51 روزه غزه ناکام ماند، نوشت: سامانه گنبد آهنین از مجموع 3245 موشک شلیک شده از سوی مقاومت فلسطین، تنها توانست 558 موشک را هدف قرار دهد.
محاکمه غیابی فرماندهان نظامی رژیم صهیونیستی در ترکیه

دادگاهی در ترکیه محاکمه غیابی چهار تن از فرماندهان نظامی سابق ارتش رژیم صهیونیستی به دلیل دست داشتن در حمله به کشتی مرمره در سال 2010 را که به شهادت 10 فعال ترک‌تبار منجر شد، انجام داد. دادستان کل ترکیه چهار فرمانده نظامی ارتش رژیم صهیونیستی که هم اکنون در اراضی اشغالی هستند را به حبس ابد محکوم کرد. نیروهای کماندوی ارتش رژیم صهیونیستی سال 2010 به کشتی ماوی مرمره ترکیه که همراه با ناوگان آزادی قصد شکستن محاصره نوار غزه را داشت، حمله کرده و 10 فعال ترک‌تبار را به شهادت رسانده بودند.
نبرد آتی در شهر قدس

جنبش مقاومت اسلامی فلسطین حماس در بیست‌وهفتمین سالروز تأسیس خود با صدور بیانیه‌ای تأکید کرد که شهر قدس عنوان نبرد آتی خواهد بود، شکل‌گیری انتفاضه سوم فلسطین امری قطعی است و با وجود محاصره پیروزی‌های ملت و مقاومت فلسطین بر دشمن ادامه خواهد داشت. حماس تأکید کرد که جنبشی که طی 27 سال گذشته در راه دفاع از این سرزمین جانفشانی کرده، هرگز در برابر جنایت‌های زندانبانان صهیونیست علیه اسرای فلسطینی ساکت نمی‌نشیند و به‌زودی اسرای فلسطینی را از زندان‌ها آزاد خواهد کرد.
308 هزار مورد بازداشت فلسطینیان از انتفاضه نخست

مرکز مطالعات اسرای فلسطین با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد که 210 هزار فلسطینی از آغاز انتفاضه نخست تا زمان تأسیس تشکیلات خودگردان در اواسط سال 1994، 100 هزار نفر از سال 1994 تا شکل‌گیری انتفاضه الاقصی در 28 سپتامبر سال 2000 و 88 هزار نفر هم طی سال‌های انتفاضه الاقصی به اسارت نظامیان رژیم صهیونیستی درآمده‌اند. این مرکز اشاره کرد که هنوز هم 30 اسیر فلسطینی که از زمان انتفاضه نخست و حتی پیش از آن بازداشت شده‌اند، در زندان‌های این رژیم محبوس هستند و آنها اسرای قدیمی هستند که رژیم صهیونیستی با آزادی آنها در چارچوب احیای مذاکرات سازش با تشکیلات خودگردان مخالفت کرد. همچنین جنبش اسیر فلسطین در جریان انتفاضه نخست، 43 شهید داد که 23 نفر از آنها زیر شکنجه، 11 نفر در نتیجه سیاست سازمان‌های صهیونیستی مبنی بر عدم ارائه خدمات مناسب پزشکی به اسرا، دو نفر در نتیجه تیراندازی مستقیم نظامیان رژیم صهیونیستی و هفت نفر هم پس از بازداشت در زندان‌های صهیونیستی به شهادت رسیدند.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

آمريكاي لاتين همچنان در جاده ضدامپرياليسم
علی تتماج

آمريكاي لاتين از مناطقي است كه در سال‌هاي اخير، رويكرد استقلال‌طلبانه را در پيش گرفته كه مقابله با نظام سلطه، محور آن را تشكيل مي‌دهد. اكنون مردم اين منطقه خود را از اركان جبهه ضدامپرياليسم آمريكا مي‌دانند كه دامنه فعاليت‌شان از حوزه منطقه‌اي به صحنه جهاني رسيده است.
مواضع قاطع و همه‌جانبه اكثر كشورهاي آمريكاي لاتين در حمايت از فلسطين و محكوميت رژيم صهيونيستي در طول جنگ 51 روزه غزه و نيز سخنان ضدآمريكايي مقامات اين قاره در نشست سازمان ملل متحد، گواهي بر اين رويكرد است.
كشورهايي مانند ونزوئلا، كوبا، اكوادور، بوليوي، نيكاراگوئه، آرژانتين، برزيل، اروگوئه، شيلي و... در كنار يكديگر قرار گرفته و راه تحقق اهداف ملت‌هاي خود را در مقابله با نظام سلطه مي‌دانند. هرچند پس از مرگ مشكوك چاوز، رئيس‌جمهور فقيد ونزوئلا كه نقش مهمی در وحدت آمريكاي لاتين داشت، غرب ابهاماتي در باب آينده اين منطقه مطرح و سعي كرد تا با ايجاد شكاف و چنددستگي و حتي بحران‌‌سازي اجتماعي نظير آنچه در ونزوئلا روي داد، گسست وحدت را در آمريكاي لاتين رقم زند، اما روند تحولات نشانگر حقيقتي ديگر است و آن، استمرار راه جبهه ضدامپرياليسم و تأكيد كشورها بر گسترش آن به ابعاد ديگر است كه شكست سناريوهاي آمريكا در اين منطقه را بيش‌ازپيش آشكار مي‌کند.
در يكي از اين اقدامات، مقر دائمی اتحادیه ملت‌های آمریکای جنوبی (اوناسور) با حضور بسیاری از رؤسای جمهور کشورهای عضو این سازمان در «کیتو» پایتخت اکوادور افتتاح شد و به‌طور رسمی کار خود را آغاز کرد. «ریکاردو پاتینیو» وزیر امور خارجه اکوادور، طی این مراسم اعلام کرد: ما امروز در این مکان مقر دائمی «اوناسور» و به تعبیری دیگر، خانه تمامی مردم آمریکای جنوبی را افتتاح کردیم، همگی ما احداث این اتحادیه را مدیون سه اسطوره این منطقه یعنی «نستور کرشنر»، «هوگو چاوز» رهبر فقید ونزوئلا و «ایناسیو لولا داسیلوا» رئیس‌جمهور سابق برزیل و رهبر حزب کارگران این کشور هستیم و همواره یاد آنها را در این مکان گرامی داشته و برای تمام زحمات‌شان سپاسگزاریم. «ارنستو سمپر» دبیر کل اتحادیه «اوناسور» نیز در این مراسم در اشاره به موفقیت‌های این سازمان طی سال‌های اخیر تأکید کرد که «اوناسور» تاکنون توانسته شکاف نابرابری‌های جنسیتی بین زنان و مردان موجود در منطقه را از بین برده و در شرایط گوناگون از قوانین حقوق بشر و جبهه عدالت دفاع کرده است. «کریستینا فرناندز» رئیس‌جمهور آرژانتین نيز تصریح کرد: این اتحادیه به پاس اقدامات سازنده رؤسای‌جمهور کشورهای عضو «اوناسور» در پی ترویج سوسیالیسم در آمریکای لاتین، امروز در چنین جایگاهی قرار گرفته است. اتحادیه ملت‌های آمریکای لاتین (اوناسور) از طریق امضای پیمانی طی سومین اجلاس شورای سران حکومت و دولت‌های آمریکای لاتین در سال 2008 تشکیل شد و میزبان کشورهایی چون آرژانتین، بولیوی، برزیل، کلمبیا، شیلی، گویانا، پاراگوئه، پرو، سورینام، اروگوئه، ونزوئلا، پاناما و مکزیک می‌باشد.
در اقدامي ديگر براي تقويت وحدت آمريكاي لاتين «ریکاردو پاتینیو» وزیر امور خارجه اکوادور، طی مصاحبه‌ای مطبوعاتی در «گوآیاکیل» شهر برگزاری نشست «اوناسور» ضمن تأکید بر تأسیس فوری بانک «جنوب» در منطقه اعلام کرد که این امر قطعاً به ایجاد استقلال اقتصادی بین کشورهای آمریکای لاتین کمک زیادی می‌کند. «پاتینیو» در ادامه خاطرنشان کرد که با وجود مخالفت برخی از کشورها در ساخت این بانک در حال حاضر پنج کشور منطقه، عضو رسمی احداث آن هستند. وزیر امور خارجه اکوادور همچنین به مسئله صدور روادید ویژه برای کشورهای آمریکای لاتین اشاره و اعلام کرد که این مسئله بدون شک سبب همگرایی و نزدیکی بیشتری بین کشورهای منطقه می‌شود.
بر اساس گزارش جدید منتشر شده «سپال» انتظار می‌رود رشد اقتصادی کشورهای آمریکای لاتین و حوزه کارائیب در سال ۲۰۱۵ با نرخ 2/2 درصد بهبود یابد، در حالی که در سال جاری رشد متوسط منطقه‌ای در این حوزه 1/1 درصد برآورد شده است.
از سوي ديگر، آمريكاي لاتين در كنار رسيدن به اقتصاد و سياست واحد، به دنبال وحدت رويه قضايي نيز مي‌باشد كه مي‌تواند نقش مهمی در تحقق مطالبات وحدت‌گرايانه داشته باشد. در اين چارچوب «لوئیس‌ایناسیو لولاداسیلوا» رئیس‌جمهور سابق برزیل، طی سخنرانی در کنفرانس برگزار شده «اوناسور» (اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی) در شهر «گوآیاکیل» واقع در جنوب اکوادور، تأکید کرد که تمامی مشکلات کشورهای منطقه آمریکای لاتین باید در دادگاهی اختصاصی برای همین منطقه بررسی شده و دیگر برای حل‌وفصل به دادگاه لاهه یا کمیسیون کشورهای آمریکایی فرستاده نشود. «داسیلوا» در ادامه افزود که رسیدگی به مشکلات کشورهای آمریکای جنوبی در دادگاه‌های مذکور هیچ معنایی ندارد.
بسياري از ناظران سياسي تأكيد دارند كه محور ديگر اتحاد آمريكاي لاتين در حوزه نظامي مي‌تواند شكل گيرد و اين كشورها مي‌توانند به‌دنبال ايجاد ساختاري منطقه‌اي، همچون ناتو باشند؛ روندي كه مي‌تواند زمينه‌ساز مقابله واحد با كودتاها و مداخلات آمريكا در اين منطقه به بهانه مقابله با تروريسم، مهاجرت غيرقانوني و قاچاق مواد مخدر باشد.
آنچه در فرايند رفتاري كشورهاي آمريكاي لاتين مشاهده مي‌شود، آن است كه اين منطقه در حال گسترش وحدت سياسي به حوزه‌هاي اقتصادي و دفاعي است كه مي‌تواند زمينه‌ساز توسعه واحد اين كشورها و حضور فعال‌تر آنان در معادلات جهاني با محوريت مقابله با نظام سلطه باشد، چنانكه در طول جنگ غزه، اين منطقه نشان داد كه مقابله با امپرياليسم و سلطه‌گري، صرفاً معطوف به آمريكا نیست و آمريكايي لاتين توان مقابله با تمام نمادهاي سلطه‌گري را دارد و در راه تحقق آن گام برمي‌دارد. 


انگليس به جايگاه آمريكا چشم دوخته است
رضا اشرفي

غرب آسيا(خاورمیانه)، در حالي با دو تحول مهم يعني استمرار جنايات و اشغالگري صهيونيست‌ها و نيز تروريسم وارداتي غرب به منطقه روبه‌رو است كه رفتارهاي انگليس در منطقه از نكات قابل تأمل است.
ارزيابي رفتاري انگليس در منطقه نشان مي‌دهد كه سران لندن، رؤياهاي جديدي را براي منطقه در سر دارند كه محور آن را حضور نظامي تشكيل مي‌دهد.
گزارش‌هاي منتشر شده نشان مي‌دهد؛ دولت انگلیس با رژیم بحرین درباره ایجاد پایگاه نظامی در این کشور به توافق رسیده است که در این‌صورت، انگلیس پس از خروج از منطقه در سال 1971 اولین پایگاه نظامی دریایی را در منطقه خلیج فارس ایجاد خواهد کرد. مایکل فالون، وزیر دفاع انگلیس، ادعا کرد: بار دیگر ما برای درازمدت در منطقه خلیج فارس متمرکز خواهیم شد. وزارت دفاع انگلیس نیز اعلام کرد، به سبب این توافقنامه، تأسیسات موجود در بندر سلمان در بحرین که چهار کشتی جنگی مین‌روب انگلیس در آن است، ترمیم خواهد شد. این توافقنامه درحالی امضا شده است که ناوگان پنجم نیروی دریایی ارتش آمریکا نیز در بحرین مستقر است.
طراحي انگليس براي حضور نظامي گسترده‌تر در منطقه، زماني آشكارتر مي‌شود كه وزارت دفاع انگلیس قصد دارد با انتشار گزارش بررسی‌های خود، به‌طور رسمی به زنان اجازه دهد تا به عنوان جنگجو در واحدهای رزمی ارتش این کشور در خطوط مقدم حاضر شوند. انگليس پس از جنگ افغانستان و عراق با كمبود نيروي نظامي مواجه شده است، چرا كه جوانان از ورود به ارتش خودداري مي‌كنند، در نتيجه، ساختار نظامي اين كشور سعي در جذب زنان در ارتش دارد. بسياري اين رويه را زمينه‌ساز بحران‌هاي جديد در ارتش انگليس مي‌دانند، چنانكه اكنون آمار وحشتناكي از تجاوز و بحران‌هاي روحي و رواني زنان در ارتش آمريكا حكايت دارد.
در باب حضور نظامي انگليس در منطقه، سخنان كامرون، نخست‌وزير انگليس، قابل توجه است. نخست‌وزیر انگلیس پیش از سفر به عمان از افزایش حضور نظامی این کشور در کشورهای حوزه خلیج فارس پس از خروج این نیروها از افغانستان خبر داد. کامرون در عمان قراردادی به ارزش دو میلیارد و 500 میلیون پوند با دولت این کشور برای معامله جت‌های جنگنده‌های «تیفون» امضا کرد.
در همين چارچوب، اندیشکده‌ای در انگلیس با نام مؤسسه سلطنتی خدمات متحده (RVSI) گزارشی با عنوان «بازگشت به شرق سوئز، استقرار نظامی انگلیس در خلیج فارس» منتشر کرد و در آن، تغییرات در سیاست انگلیس را بررسی کرد که ناشی از «هراس از آنچه که در خاورمیانه اتفاق می‌افتد» است. در این گزارش آمده است: مقاصد ارتش انگلیس برای ایجاد حضور سایه‌وار در اطراف خلیج فارس در واقع حضوری هوشمندانه با تجهیزات، توافقنامه‌های دفاعی، آموزش و حمل‌ونقل است. انگلیس نیروهایش را در سال ۱۹۷۱ از منطقه خلیج فارس خارج کرد که این اقدام در پی تصمیم شرق سوئز بود.
در همين زمينه در ماه‌هاي اخير، نیروهای نظامی انگلیس پس از سه سال از آخرین حضور خود در عراق، بار دیگر به خاک این کشور بازگشتند. اين نيروها بيشتر در اربيل مستقر شده و احتمال تأسيس پايگاه انگليسي در اين منطقه نيز وجود دارد.
لبنان مقصد ديگر نيروهاي نظامي انگليس است، چنانكه سخنگوی وزارت خارجه انگلیس اعلام کرد که بیش از سه هزار و پانصد سرباز لبنانی در پادگان‌های آموزشی انگلیس، آموزش نظامی دیده‌اند. روزنامه تلگراف انگلیس پیشتر از حضور محرمانه نیروهای انگلیسی در مرز لبنان و سوریه خبر داده بود. از سوي ديگر، تعدادی از نیروهای ویژه ارتش انگلیس در مرز سوریه و اردن مستقر شدند. گفتنی است چندي پيش رزمايش «سپر جزیره» در خاک امارات با حضور نظاميان انگليسي برگزار شد.
مجموع اين رفتارها نشان مي‌دهد كه انگليس به دنبال ايجاد پايگاه‌هاي نظامي جديد در منطقه است كه ابعاد ديگر آن را حضور در قطر، افغانستان و پاكستان تشكيل مي‌دهد.
حال اين پرسش مطرح است كه هدف انگليس از بازگشت نظامي گسترده به منطقه پس از 43 سال چيست؟
برخي از ناظران سياسي، محور رويكرد انگليس به منطقه را برگرفته از رفتارهاي آمريكا مي‌دانند. آمريكا در حالي در مسير زوال نظامي قرار گرفته و ديگر آن توان گسترده براي حضور فراگير در سراسر جهان را ندارد كه رقابتي سنگين ميان كشورهاي غربي براي حضور گسترده‌تر در غرب آسيا (خاورميانه) آغاز شده است. طراحي انگليس، فرانسه و آلمان براي فروش تسليحات به كشورهاي عربي و وابسته‌سازي آنها به خود و حضور نظامي در منطقه به بهانه مقابله با داعش، از جمله اين رفتارها است.
در اين ميان آمريكا كه سعي دارد حضور خود را در قالب مستشاران نظامي كاهش داده و امور را براي مدتي به متحدان خود واگذار کند، بهترين گزينه را انگليس مي‌داند، چرا كه از يك‌سو روابطي گسترده با اين كشور دارد و از سوي ديگر، این کشور آشنايي كاملي با شرايط منطقه دارد و مي‌‌تواند حافظ منافع نظامي آمريكا نيز باشد. نكته قابل توجه آنكه، اكنون بسياري از سران عرب متحد آمريكا ديگر اعتمادي به اين كشور ندارند، در حالي‌كه بهترين گزينه براي آمريكا جهت واگذاري امور نظامي اين كشورها، انگليس است كه در مهار اين كشورها سابقه‌اي طولاني دارد. نكته ديگري كه در باب رفتارهاي نظامي انگليس مطرح است، آگاهي انگليس از شرايط نابسامان اقتصادي خود و نيز اوج‌گيري قيام مردمي در كشورهاي عربي و گرايش به بيداري اسلامي است. اتاق فكرهاي انگليس به اين نتيجه رسيده‌اند كه براي مقابله با اين روند و تأمين منافع خود و صهيونيست‌ها و نيز مقابله با حركت‌هاي ضداستعماري در منطقه، گزينه‌اي جز حضور نظامي مستقيم در منطقه ندارند، لذا طرح ايجاد پايگاه‌هاي نظامي جديد در منطقه را در دستور كار قرار داده‌اند.
به هر تقدير مي‌توان گفت كه رويكرد انگليس به منطقه، بازگشت اين كشور به دوران استعماري گذشته است كه بخشي از آن برگرفته از ناتواني آمريكا در حفظ منافع نظام سلطه در منطقه است كه زمينه‌ساز اجبار انگليس براي حضور در منطقه شده است كه حلقه تكميلي اين روند را نيز حضور گسترده آلمان و انگليس در منطقه براي حفظ نظام‌هاي پادشاهي عربي و مقابله با تهديدات مغاير با منافع نظام سلطه تشكيل مي‌دهد.


از نگاه دیگران

چه کسی خواهان تضعیف ارتش لبنان است؟!
با وجود آرامش محتاطانه‌ای که بر عملیات نظامی در لبنان علیه گروهک‌های تکفیری سایه انداخته است، اما گروه‌های تروریست با تکیه بر حامیان خود در میان جریان‌های لبنانی تأثیرگذار در سطح حکومتی و پارلمانی، با انجام عملیات‌های آدم‌ربایی یا قتل، ارتش لبنان را هدف قرار می‌دهند. برخی از این حامیان به جریان‌هایی وابسته هستند که از گذشته تا امروز خواهان خلع سلاح حزب‌الله و انحصار سلاح مشروع در دست ارتش بودند، اما همان‌ها همه قطعنامه‌ها و تصمیماتی را که برای حمایت از ارتش گرفته می‌شود، ناکام می‌گذارند.
وضعیت امروز ایجاب می‌کند که همه لبنان در برابر تروریسم متعهد شده و با نشان دادن چراغ سبز به ارتش برای مبارزه با تروریسم از آن حمایت کنند. اکنون محیط مساعدی که برخی از لبنانی‌ها آن را برای منافع هم‌پیمانان منطقه‌ای خود به وجود آورده‌اند، تأثیر مستقیم خود را بر ارتش لبنان گذاشته است. سخنان بعضی از سیاستمداران درباره اینکه جبهه النصره تروریست نیست، خود یک تروریسم فکری و اندیشه‌ای به تمام معناست که می‌خواهد لبنان را به افراط‌گرایی جاهلانه بکشاند.
در این زمینه، اقداماتی که برخی افراد برای جلوگیری از همکاری رسمی و علنی حکومت لبنان با حکومت سوریه در مبارزه با تروریسم انجام می‌دهند، جنایتی علیه ارتش و اصرار آنها برای فرسایش و تضعیف آن است. این در حالی است که آنها مدعی حمایت از ارتش به عنوان تنها دارنده سلاح مشروع هستند، اما در شرایطی که برخی حتی ترکیه و آمریکا هم از شعار سرنگونی نظام اسد کوتاه آمده‌اند، هنوز هم برخی از جریان‌های لبنانی همان شعار را سر می‌دهند و این نشان‌دهنده عمق سرسپردگی آنان به عربستان سعودی و قطر است. آنها به هر موجودیت نظامی، حتی موجودیت تروریستی مانند النصره و داعش دل می‌بندند تا موازی حزب‌الله باشد، اما نکته متفاوت این دو، آنجاست که گروه‌های تروریستی تکفیری ارتش را نشانه می‌گیرند، اما حزب‌الله پشت سر ارتش می‌ایستد و از آن حمایت می‌کند. در همین جاست که این دو از نظر اخلاقی و سیاسی قابل مقایسه نیستند، با وجود فعالیت نیروهای امنیتی در پیگرد و تعقیب و دستگیری مظنونان، اما با این حال، اراده‌ای سیاسی برای رهایی این دستگیرشدگان و یا تخفیف مجازات‌های آنها وجود دارد که خود نشان‌دهنده بسط و امتداد تروریسم در پوشش سیاسی است.
مبارزه با منابع تروریسم و خشکاندن ریشه آنها نباید به القلمون منحصر شود، بلکه باید در بیروت هم این مسئله پی گرفته شود؛ زیرا بیروت جایی است که دفاتر احزاب و نیروهای سیاسی برای نهادینه‌سازی مفاهیم سعودی در سیاست تلاش می‌کنند.
با وجود کشته شدن افرادی از ارتش لبنان، نیروهای سیاسی لبنان چه زمانی تصمیم خواهند گرفت برای حمایت از میهن بدون پیش‌شرط‌های ناممکن به مذاکره بنشینند؟ بهانه مکرر و مداوم آنها برای فرار از چنین کاری، شرکت حزب‌الله در جنگ سوریه است، اما در همین رابطه یک پرسش مطرح می‌شود که طی چهار سال گذشته چه کسی یا کسانی این گروه‌های تروریستی را از نظر مالی و تسلیحاتی حمایت کرده‌اند؟ چرا تا امروز ارتش لبنان به تجهیزات لازم مسلح نشده است و چرا حمایت از ارتش به موضوع بحث و جدل تبدیل شده و حتی این موضوع مسکوت گذاشته می‌شود؟
برخی از سیاستمداران در لبنان، زبان سخنرانی را خوب می‌دانند، اما در عرصه عمل ضعف دارند. کشورهایی که ادعای خیرخواهی لبنان را دارند باید در وهله اول منافع مذهبی خود را کنار گذاشته و از این اندیشه که امنیت رژیم صهیونیستی برای آنها حرف اول را می‌زند خارج شوند، زیرا آنچه که رژیم صهیونیستی نامیده می‌شود پس از ناکام ماندن طرح تسلط بر دمشق به صورت جدی مداخله مستقیم در جنگ برای غلبه بر مقاومت را در پیش گرفته، اما پیامدهای چنین امری برای این رژیم به مراتب وخیم‌تر از جنگ 33 روزه خواهد بود.
منبع: روزنامه المنار/
چاپ قدس اشغالی
مترجم: سحر دولتیان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا648

توهمات وزارت دفاع آمريكا براي توجيه اشغال اسپانيا
خبرگزاری تسنیم(19/9/1393): سخنگوی وزارت دفاع آمریکا تأکید کرد که دو برابر کردن ناوگان دریایی این کشور در پایگاه نظامی «روتا» در اسپانیا با هدف حمایت از اروپا در برابر حملات موشکی احتمالی ایران بوده است.
سخنگوی وزارت دفاع آمریکا در مصاحبه با اسپاتنیک تصریح کرد که کشتی‌های مستقر شده در پایگاه دریایی روتای اسپانیا برای نشان دادن پایبندی آمریکا به تعهدات خود در دفاع موشکی از اروپا استفاده خواهد شد تا با هرگونه تهدید ناشی از حملات موشک‌های بالستیک ایران مقابله کند. وی در ادامه گفت: این کشتی‌ها انعطاف‌پذیری عملیاتی آمریکا و ناتو را برای اجرای مأموریت‌ها در آتلانتیک و مدیترانه افزایش خواهد داد.
سناتور خواستار ادامه دیپلماسی در قبال ایران شد
باشگاه خبرنگاران(19/9/1393): «کریس مورفی» سناتور دموکرات از ایالت کنتیکت آمریکا با تنظیم طوماری که قرار است تقدیم مجلس سنا شود، خواستار ادامه یافتن مسیر دیپلماسی با ایران برای دستیابی به یک توافق جامع بر سر برنامه هسته‌ای این کشور شد. وی درباره این طومار گفت: «آمریکا و متحدان ما با تمدید مذاکرات با ایران بر سر آینده برنامه هسته‌ای این کشور موافقت کرده‌اند. هرچند من از اینکه ما به یک موافقت‌نامه جامع نرسیدیم احساس نومیدی می‌کنم، اما پیشرفت نیز به دست آمد و تصمیم برای تمدید مذاکرات به مراتب از یک توافق بد یا عدم حصول توافق بهتر است. من قصد دارم به هدایت تلاش‌ها در سنا برای حمایت از مذاکرات ادامه دهم و از همکارانم بخواهم در برابر تلاش‌ها برای به تصویب رساندن تحریم‌های جدید مقاومت کنند.»
پترائوس: تحریم‌های ایران را برندارید
خبرگزاری فارس(19/9/1393): رئیس سابق سازمان سیا تأکید کرد که هرگونه توافق هسته‌ای با ایران نباید دربردارنده کاهش قابل توجه تحریم‌های این کشور باشد. پترائوس در سخنانی در جمع یهودیان در نیویورک ابراز داشت که عدم توافق، از توافق بد بهتر است. وی با اشاره به اینکه افزایش فشارها بر ایران بهترین راه‌حل است، گفت: محکم کردن پیچ تحریم‌های ایران بهتر از متوقف کردن تحریم‌هاست.
سوزان رایس: تشدید تحریم‌‌های ایران سازنده نیست
باشگاه خبرنگاران(19/9/1393): «سوزان رایس» مشاور امنیت ملی آمریکا در مصاحبه با روزنامه وال‌استریت ژورنال در مورد برخی از مهم‌ترین چالش‌های نظامی و دیپلماتیکی که واشنگتن اکنون با آنها مواجه است صحبت کرد. رایس در خصوص احتمال اعمال تحریم‌های جدید گفت: این اقدام در این برهه سازنده نخواهد بود. مذاکرات پیشرفت کرده است. ایرانی‌ها فراتر از پنج درصد غنی‌سازی نمی‌کنند در حالی که قبلاً هیچ محدودیتی وجود نداشت. احمقانه است جلوی این پیشرفت گرفته شود آن هم زمانی که احتمال دستیابی به توافق جامع اگر قریب‌الوقوع نباشد، محتمل است. اگر آمریکا بخواهد به‌طور یکجانبه تحریم‌های بیشتری تصویب کند، این مذاکرات از بین می‌‌رود.
بایدن: سخت‌ترین تحریم‌ها را علیه ایران اعمال کردیم
خبرگزاری فارس(16/9/1393): بايدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا با حضور در مجمع «سابان»، با بیان اینکه واشنگتن سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ را علیه ایران اعمال کرده، گفت در حال حاضر زمان تصویب تحریم‌های تازه نیست، چراکه این امر به فروپاشی اجماع جهانی منجر می‌شود.
وی ادامه داد: «ما با دیپلماسی سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ را بر ایران اعمال کرده‌ایم. در اثر مذاکرات‌مان، ایران برنامه هسته‌ای خود را تا حد زیادی محدود کرده و در مقابل، تعلیق تحریم‌های حداقلی دریافت کرده است؛ اما اگر توافق نبود، افزایش ذخایر اورانیوم بی‌وقفه ادامه می‌یافت، ولی اکنون این ذخایر افزایش نمی‌یابد.»
مک‌کین: بهبود رابطه با ایران ممکن ولی مشروط است
خبرگزاری تسنيم (17/9/1393): سناتور جان مک‌کین، از اعضای ارشد سنای آمریکا که به اتخاذ مواضع تند علیه ایران شهرت دارد بهبود روابط دیپلماتیک با دولت ایران را ممکن ولی مشروط خواند. سناتور مک‌کین همچنین در مورد راه پایان دادن به جنگ‌های داخلی سوریه، اظهارنظر کرد. سناتور مک‌کین در پاسخ به پرسش رادیو فردا مبنی بر چشم‌انداز بهبود روابط دیپلماتیک آمریکا و ایران با توجه به احتمال حصول موافقت‌نامه هسته‌ای، این امر را مشروط قلمداد کرد، ولی شرایطی را که برشمرد در واقع اتهاماتی است که پیش از این نیز علیه جمهوری اسلامی وارد شده ‌است.


هویت 389

اروپا: گردآوری اطلاعات شخصي افراد
مقابله با تروريسم بهانه‌اي براي سران اروپا شده تا به جمع‌آوري اطلاعات شخصي افراد بپردازند، در حالي كه نهادهاي حقوق بشر در باب نقض آزادي‌ها و حقوق فردي هشدار داده‌اند! بسیاری از گروه‌های طرفدار حقوق و آزادی‌های مدنی معتقدند نباید اطلاعات شخصی افراد نگهداری شود. آمارهایی که اخیراً منتشر شده است، نشان می‌دهد هشتصد و چهل‌ودو میلیون مسافر هر سال از طریق هوایی در اتحادیه اروپا جابه‌جا می‌شوند. فعالان آزادی‌های مدنی می‌گویند اگر مقامات، این طرح را عملی کنند و اطلاعات شخصی مسافران را گردآوری و نگهداری کنند، احتمال زیادی وجود دارد این اطلاعات به دست کشورهایی نظیر آمریکا و شرکت‌های غربی بیفتد که از آن در بازاریابی غیرمستقیم استفاده می‌کنند. وزرای دادگستری اتحادیه اروپا می‌گویند در هرگونه قانون ضدتروریسم از اطلاعات شخصی افراد محافظت خواهد شد، اما کارشناسان معتقدند اساساً نمی‌توان جلوی جاسوسی را گرفت.
آمریکا: جاسوسی از شبکه‌های تلفن‌های همراه در جهان
بر اساس گزارشی که اخیراً منتشر شده است، آژانس امنیت ملی آمریکا در حال تلاش برای سوءاستفاده از تمامی شبکه‌های تلفن همراه در سراسر جهان است. مدارک محرمانه‌ای که از ادوارد اسنودن، پیمانکار سابق آژانس امنیت ملی آمریکا، به دست آمده است، حاکی از آن است که این سازمان آمریکایی در حال تخریب استانداردهای رمزگذاری است که در تلفن‌های همراه و شبکه‌ها استفاده می‌شود و این تنها بخشی از فعالیت‌های این سازمان برای جمع‌آوری اطلاعات ارتباطاتی در سراسر جهان به منظور اهداف موسوم به امنیت ملی(!) است. سازمان امنیت ملی آمریکا دست‌کم از سال 2010 دست به عملیات‌های گسترده‌ای زده است که بر اساس آن به‌طور مرتب ارتباطات تمامی شرکت‌ها و سازمان‌ها در سراسر جهان که مرتبط با صنعت فناوری تلفن همراه هستند را شنود می‌کند. هدف از این اقدامات تضعیف رمزگذاری در تلفن‌های همراه از سوی جاسوس‌های آمریکایی است.
آلمان: افزايش شکاف میان فقیر و غنی
بر اساس بررسی مؤسسه تحقیقات اقتصادی در آلمان، شکاف میان فقیر و غنی در جامعه آلمان به شدت در حال افزایش است، به گونه‌ای که نابرابری‌های درآمدی در میان جوانان آلمانی دو برابر نسبت به سالمندان بیشتر شده است. شکاف میان افراد با درآمد بالا و پایین، امروز در آلمان بسیار بیشتر از چند دهه پیش است. نهادهاي حقوق بشر، عدم شكاف طبقاتي را يكي از معيارهاي برابري اجتماعي مي‌دانند و تأكيد دارند كه عملكردهاي نادرست دولتمردان آلمان و بي‌توجهي آنها به اقشار ضعيف جامعه اين شكاف طبقاتي را ايجاد كرده كه تأثير منفي بر جسم و روان شهروندان دارد.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح‌صادق بررسی می‌کند
چرایی به نتیجه مطلوب نرسیدن مبارزه با فساد

دكتریدالله جوانی

مقدمه
وجود فساد در کشور به ویژه در نظام اداری برای همگان امری ملموس بوده و به‌شدت مردم از این وضعیت ناراضی و در رنجند. مطالبه‌گری قاطع، مستمر و همه‌جانبه مقام معظم رهبری از قوای سه‌گانه برای یک مبارزه جدی با فساد طی سالیان گذشته نیز، برای مسئولان و مردم روشن‌ است. زمانی که فرمان هشت‌ماده‌ای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در تاریخ دهم اردیبهشت سال ۱۳۸۰ درباره مبارزه با فساد اقتصادی خطاب به رؤسای سه‌قوه صادر شد، موجی از امید سراسر کشور را فراگرفت و انتظار می‌رفت با اهتمام جدی همه مسئولان و در پرتو حمایت همه‌جانبه و قاطع رهبری، فساد در کشور ریشه‌کن شود، اما متأسفانه نه‌تنها فساد ریشه‌کن نشد، بلکه روزبه‌روز گسترش یافت و این روند نامطلوب و مغایر با اهداف و ارزش‌های انقلاب اسلامی، بر عمق نارضایتی مردم و رهبری افزود. کم‌وکیف نارضایتی مردم از روند ضعیف مبارزه با فساد اقتصادی را، می‌توان در پیام حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی)، در آخرین همایش در این خصوص ملاحظه کرد. پیام معظم‌له به این همایش، پیامی بود کاملاً متفاوت از تمامی پیام‌های ایشان در طول ۲۵ سال گذشته و این تفاوت معنادار را، هم مردم و هم مسئولان متوجه شدند. این پیام، در بردارنده گلایه صریح و قاطع معظم‌له نسبت به روند ضعیف و ناکارآمد مبارزه با فساد است. گلایه رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دو سوال صدر این پیام به شکل صریح، خطاب به رؤسای سه‌قوه این گونه طرح شده است: ۱ ـ این سمینار و امثال آن بناست چه معجزه‌ای بکند؟ ۲ ـ مگر وضعیت برای شما مسئولان سه‌قوه روشن نیست؟
با توجه به پیام مقام معظم رهبری به همایش ملی ارتقای سلامت اداری، این نوشتار به‌دنبال پاسخ به این پرسش است که: «چرا مبارزه با فساد در کشور به نتیجه مطلوب نمی‌رسد؟»

تعریف فساد اقتصادی
واژه «فساد» در لغت به معنای تباهی است. فساد یک انحراف از ارزش‌ها، ایده‌آل‌ها و مطلوب‌ها است. فساد را می‌توان به فساد کوچک یا بزرگ، دولتی یا غیردولتی، اداری یا مالی، فردی یا سیستمی تقسیم کرد. رشوه، اختلاس، حیف‌ومیل بیت‌المال از نمونه‌های برجسته فساد اقتصادی است. فساد اداری، سیستمی یا دولتی، زمانی اتفاق می‌افتد که فرد یا افرادی به صورت سازمان‌یافته و در قالب یک باند، از ظرفیت‌های رسمی و قدرت عمومی در راستای منافع شخصی استفاده کنند. در جامعه‌ای که فساد رواج یابد، حقوق عمومی تباه می‌شود، فاصله طبقاتی پدید می‌‌آید، نارضایتی مردم بالا می‌گیرد و مسئولان در نظر مردم از اعتبارشان کاسته می‌شود. فساد روزافزون در هر جامعه‌ای، اگر مهار نشود، انحطاط آن جامعه را رقم می‌زند. فساد فاصله مردم و دولت را افزایش داده و هر نظام سیاسی با از دست دادن حمایت‌های مردمی، قدرت دفاعی خود در برابر انواع فشارها را، از دست می‌دهد. فساد را می‌توان ظلم به عموم مردم دانست؛ زیرا با فساد، حقوق مردم ضایع می‌شود.

انقلاب اسلامی در برابر نظام فاسد پهلوی
انقلاب اسلامی، یک انقلاب دینی و مردم به رهبری حضرت امام خمینی(ره)، انقلابی علیه نظام فاسد پهلوی بود. نظام طاغوتی پهلوی از هر نظر فاسد و یکی از مظاهر فساد پهلوی، فساد اقتصادی و اداری بود. فساد اداری و اقتصادی در کشور، دارای بعضی از ریشه‌های به جا مانده از دوران طاغوت است. متأسفانه در دوران پس از انقلاب اسلامی، نه‌تنها با این ریشه‌ها مبارزه جدی نشد، بلکه این ریشه‌ها بودند که به مرور زمان و با حیاتی دوباره، برخی از نیروهای انقلابی را هم، آلوده و فاسد کردند. با انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی در کشور مستقر شد، نظامی که فلسفه وجودی‌اش را رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در متن فرمان هشت ماده‌ای به رؤسای قوا در سال ۱۳۸۰ برای مبارزه با فساد اقتصادی، این‌گونه بیان می‌دارند: «جمهوری اسلامی که جز خدمت به مردم و افراشتن پرچم عدالت اسلامی، هدف و فلسفه‌ای ندارد، نباید در این راه (مبارزه با فساد اقتصادی)، دچار غفلت شود.»

دنیاگرایی برخی از مسئولان در برابر عدالتخواهی نظام اسلامی
در دوران پس از انقلاب و خصوصاً از دوران سازندگی پس از جنگ، آفت دنیاگرایی گریبان برخی از مسئولان کشور و آقازاده‌ها و خویشاوندان آنان را گرفت و نتیجه این دنیاگرایی، پدید آمدن یک طبقه نوکیسه و زراندوز، در میان کسانی بود که امید بود به دست آنان، با فساد اداری، مالی و ... مبارزه شود و روزبه‌روز پرچم عدالت اسلامی در کشور ما، برافراشته‌تر شود و مردم ما طعم زندگی زیر پرچم حکومت علوی را بچشند. روند رو به رشد پدیده نامبارک نوکیسه‌ها و خاصه‌خواران، تا جایی که پیش‌رفت موجب نگرانی نیروهای انقلاب اسلامی و مسئولان عالی نظام شد که رهبر معظم انقلاب اسلامی در هر سخنرانی و صحبتی با مردم و مسئولان، بر اصل عدالت و رعایت آن به‌عنوان یک اصل حاکم در همه امور تأکید کرده و نسبت و به عواقب آن هشدار می‌دادند. برای نمونه؛ معظم‌له در دیدار فرماندهان و مسئولان نیروی انتظامی در تاریخ (۲۵/۴/۱۳۷۶) درباره رعایت عدالت در همه جهت‌گیری‌ها می‌فرمایند: «اهتمام به مسئله عدالت اجتماعی در کشور، نباید یک لحظه کاستی بگیرد. البته این قضیه، قضیه شعاری نیست، با گفتن هم، مسئله تمام نمی‌شود؛ همه دستگاه‌ها باید تلاش کنند. همین کارهایی که امروز در کشور انجام می‌گیرد، همه لازم است و باید انجام گیرد، منتها باید جهت اینها، جهت تأمین عدالت اجتماعی باشد. از مسئولان اجرایی، تا مسئولان قضایی، تا قانونگذاران، تا روحانیان، تا گویندگان، تا روزنامه‌نگاران، تا روشنفکران و دیگران همه باید این را وظیفه خودشان بدانند. اگر جهت‌گیری‌ عدالت اجتماعی در کشور ضعیف شود، هر کاری در کشور انجام شود، به ‌ضرر طبقات ضعیف و عامه مردم و به سود یک عده معدود زرنگ‌ها و گردن‌کلفت‌ها و دست‌وپادارها و قانوندان‌های قانون‌شکن که راه‌های قانون را بلدند و قانون‌شکنی را هم می‌دانند، تمام خواهد شد. مجموعه‌ای از این کارها به عهده همه است.»

فساد اقتصادی و کژراهه‌ اصلاحات
دوران دولت سازندگی سپری شد و تصور می‌رفت که در دولت بعدی، عدالت اجتماعی و اقتصادی فراموش شده در آن دوره، مورد توجه جدی قرار گیرد. وقتی در دوران موسوم به دوم خرداد، شعار اصلاحات سر داده شد، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با صراحت فرمودند: «ما هم خواهان اصلاحات هستیم و اصلاحات واقعی مبارزه با فقر، فساد، تبعیض‌ و بی‌عدالتی است.» متأسفانه مدعیان اصلاحات، مهم‌ترین کاری را که باید باعنوان اصلاحات انجام می‌دادند(یعنی مبارزه با فساد، تبعیض و بی‌عدالتی)، را فراموش کرده و در کژراهه‌ای حرکت کردند که از یک طرف این کژراهه، راه را برای مفسدان اقتصادی هموارتر کرد و از طرف دیگر، زمینه‌های فسادهای دیگر و سرگرم ساختن نیروهای انقلاب به امور دیگر را پدیدآورد. یکی از پیامدهای کژراهه اصلاحات فتنه سال ۸۸ بود.

فرمان هشت‌ماده‌ای نقشه راه مبارزه با فساد
در سال ۱۳۸۰ و به دنبال تذکرات پی‌درپی مقام معظم رهبری درخصوص ضرورت مبارزه جدی با فساد اقتصادی، به همت دو قوه قضائیه و مجریه، ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی تشکیل شد. در آن سال رهبر فرزانه انقلاب اسلامی با صدور فرمانی به رؤسای سه‌قوه، نقشه راهی را برای مبارزه جدی با فساد اقتصادی ترسیم فرمودند و این پیام که از یک جامعیت برخوردار است، به «فرمان هشت‌ماده‌ای برای مبارزه با فساد اقتصادی» معروف شد. در این فرمان و در قالب هشت بند، ضرورت‌ها، راهبردها، سیاست‌ها و شیوه‌های مبارزه با فساد اقتصادی مورد توجه قرار گرفته است. این فرمان، امیدهای فراوانی را در جامعه پدید آورد و راه هر نوع عذر و بهانه‌ای را برای مسئولان در سه قوه، در راستای امر مبارزه با مفسدان اقتصادی بست. اولین ماده از این فرمان هشت ماده‌‌ای که نشان از عزم و اراده جدی و قاطع نظام اسلامی و رهبری عزیز آن در امر مبارزه با فساد اقتصادی دارد، عبارت است از: «با آغاز مبارزه جدی با فساد اقتصادی و مالی، یقیناً زمزمه‌ها و به‌تدریج، فریادها و نعره‌های مخالفت با آن بلند خواهد شد. این مخالفت‌ها عمدتاً از سوی کسانی خواهد بود که از این اقدام بزرگ متضرر می‌شوند و طبیعی است، بددلانی که با سعادت ملت و کشور مخالفند، یا ساده‌دلانی که از القائات آنان تأثیرپذیرفته‌اند با آنان هم‌صدا شوند. این مخالفت‌ها نباید در عزم راسخ شما تردید بیفکند. به مسئولان خیرخواه در قوای سه‌گانه بیاموزید که تسامح در مبارزه با فساد، به ‌نوعی همدستی با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومی به دستگاه‌های دولتی و قضایی، در گرو آن است که این دستگاه‌ها در برخورد با مجرم و متخلف، قاطعیت و عدم تزلزل را از خود نشان دهند.»

سیزده سال پس از فرمان هشت‌ماده‌ای
پس از گذشت ۱۳ سال از صدور فرمان هشت‌ماده‌ای مبارزه با فساد اقتصادی، دولت یازدهم همایشی را، در راستا و در ادامه همایش‌های مشابه در این ۱۳ سال، با عنوان «همایش ملی ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد» برگزار کرد. معاون رئیس‌جمهور برای این همایش، طی نامه‌ای از رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، درخواست پیام کرده بودند. معظم‌له به جای صدور پیامی با مختصات پیام‌های مشابه و پیشین، مرقومه‌ای را در پاسخ نامه آقای جهانگیری به این شرح صادر کردند: «بسم‌الله الرحمن الرحیم. نفس اهتمام آقایان به امر مبارزه با فساد را تحسین می‌کنم، لکن این سمینار و امثال آن بناست چه معجزه‌ای بکند؟ مگر وضعیت برای شما مسئولان سه‌قوه روشن نیست؟ با توجه به شرایط مناسب و امیدبخشی که از لحاظ همدلی و هماهنگی و همفکری بین مسئولان امر وجود دارد، چرا اقدام قاطع و اساسی انجام نمی‌گیرد که نتیجه را همه به‌طور ملموس مشاهده کنند. توقع من از آقایان محترم این است که چه با سمینار و چه بدون آن، تصمیمات قاطع و عملی بدون هرگونه ملاحظه‌ای بگیرند و اجرا کنند. موفق باشید.» (۱۷/۹/۱۳۹۳)

چرا مبارزه با فساد به نتیجه مطلوب نمی‌رسد؟
وقتی در دولت پیشین، فساد سه هزار میلیاردی آشکار شد، این سوال پیش آمد که دلیل پدیدآمدن فسادی در این سطح و اندازه چیست؟ رهبر معظم انقلاب اسلامی در این باره فرمودند: اگر توصیه‌های گذشته در امر مبارزه با فساد جدی گرفته می‌شد، کار به اینجا کشیده نمی‌شد. در واقع می‌توان گفت دلیل اصلی گسترش فساد در کشور، جدی گرفته نشدن امر مبارزه با فساد بر اساس رهنمودهای مقام معظم‌رهبری است. این امر طی سالیان گذشته از سوی سه‌قوه و خصوصاً قوه مجریه جدی گرفته نشده است. قوه قضائیه در سال‌های اخیر و به ویژه در موضوع پرونده فساد سه هزار میلیاردی، نشان داد که در سطح بالای این قوه، عزم جدی برای مبارزه با فساد وجود دارد، لکن برای ریشه‌کنی فساد، باید همه سه‌قوه با تمام توان بسیج شوند. مشکل اصلی در شکل نگرفتن یک عزم و اراده ملی برای مبارزه با فساد اقتصادی براساس خواست و رهنمودهای مقام معظم رهبری و مطالبه عمومی، برخورد سیاسی با این مقوله از سوی برخی مسئولان، احزاب و گروه‌های سیاسی و همچنین رسانه‌ها است. تا زمانی که نگاه‌ها به موضوع فساد اقتصادی، برمبنای منافع سیاسی جریان‌ها و گروه‌های سیاسی باشد، این امر به نتیجه مطلوب نمی‌رسد. به مبارزه با مفاسد اقتصادی و مفسدان اقتصادی، نباید نگاهی ابزاری داشت. زمانی مبارزه با فساد اقتصادی به صورت مطلوب به نتیجه می‌رسد که هر مسئول، حزب و گروه سیاسی، رسانه و شخصیت دارای موقعیت و نفوذ در این کشور، بدون ملاحظات سیاسی و سبک و سنگین کردن مبارزه با فساد از نظر منافع فردی و گروهی، فساد را «بد»، «خانمانسوز»، «مغایر با منافع مردم»، «ضد عدالت» و «...» بداند و مبارزه با آن را برای خود واجب شمرد.  


نگاه یک
علی اسماعیلی

جنگ نفتی آل‌سعود از سر ضعف است!
عربستان سعودی را می‌توان دشمن‌ترین و خبیث‌ترین دولت منطقه در برابر ایران دانست. کشوری که هیچ‌گاه و در هیچ شرایطی ـ حتی آن موقع که ارتباطات آن با ایران حسنه نیز محسوب می‌شدـ دست از دشمنی با جمهوری اسلامی ایران برنداشته است. البته این عناد و دشمنی آل‌سعود تا این اواخر به صورت پنهان بود، اما چند وقتی است که به‌طور علنی و آشکار، اقدامات ضدایرانی خود را انجام داده و به قولی، شمشیر را از رو بسته است! جنگ نفتی اخیر آل‌سعود با ایران، روسیه و ونزوئلا که با دستور اربابان آمریکایی این رژیم انجام شده است، جدیدترین و آشکارترین شکل دشمنی است که این روزها از آل‌سعود می‌بینیم. در این زمینه، تحلیل‌های قابل تأمل زیادی وجود دارد که در این نوشتار به برخی از مهم‌ترین آنها می‌‌پردازیم.
اول اینکه؛ جنگ جدید نفتی عربستان علیه ایران بار دیگر ثابت کرد تا زمانی که اتکای بودجه کشور به نفت باشد، دشمن قادر خواهد بود از این حربه برای فشار بر ایران استفاده ابزاری کند، پس ضمن اینکه باید کاری کرد که اتکا به نفت برای همیشه کنار گذاشته شود، در عین حال باید اقتصاد مقاومتی که سال‌هاست رهبر معظم بر آن تأکید می‌کند، بیش از پیش مورد توجه جدی دست‌اندرکاران اقتصادی ـ سیاسی کشور قرار گیرد تا بتوان چنین حربه‌هایی را خنثی کرد. جالب این است که اخیراً هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه سابق آمریکا هم در سخنرانی‌اش در مرکز سابان این کشور هم چنین می‌گوید: «کاهش قیمت نفت می‌تواند در مذاکرات هسته‌ای به سود آمریکا تمام شود.»! این گفته به این معناست که دشمن، با این حربه، فقط به دنبال فشار اقتصادی علیه ایران نیست، بلکه به دنبال فشار در تمام زمینه‌ها و ابعاد سیاسی، نظامی، فرهنگی و... کشور است.
نکته دوم هم اینکه؛ حال که آل‌سعود به طور علنی و از تمام ظرفیت‌های خود برای ضربه زدن به ایران استفاده کرده و می‌کند، جمهوری اسلامی ایران نیز از تمام اهرم‌هایی که در دست دارد، برای فشار بر این رژیم فرتوت و رو به زوال استفاده کند. جمهوری اسلامی ایران، گزینه‌‌های زیادی برای برخورد با آل‌سعود دارد و از آنجا که این خاندان مستبد و قرون وسطایی، این روزها در بدترین شرایط عمر خود به سر می‌برند، پس کافی است تا یکی از این اهرم‌ها، از سوی ایران استفاده شود تا دیگر چیزی به نام حاکمیت آل‌سعود بر عربستان باقی نماند! افزایش اعتراضات مردمی به‌ویژه در مناطق شرقی و نفت‌خیز عربستان مشروعیت آل‌سعود را در جهان زیر سؤال برده است. البته این اعتراض‌ها به آل‌سعود، محدود به این بخش عربستان نیست و در بسیاری از مناطق دیگر این کشور نیز وجود دارد. از طرفی، الحوثی‌ها به عنوان دشمنان خونی آل‌سعود، پشت دروازه‌های عربستان قرار دارند(!) و فقط تلنگری از سوی آنان بر پیکره فرسوده آل‌سعود، آن را فرو خواهد ریخت.
از طرفی آل‌سعود حتی در بین کشورهای عرب همسایه‌اش، آن ابهت گذشته را ندارد و با برخی از آنان، مشکلات جدی‌ای دارد. از دیگر سو، حمایت و راه‌اندازی گروهک تروریستی داعش، این کشور را در نزد افکار عمومی منطقه و جهان به شدت منفور ساخته است، ضمن اینکه بخشی از داعش دست‌پرورده آل‌سعود، امروز دشمن خونی آل‌سعود نیز شده است! به نظر می‌رسد، پول مفت نفت دیگر نمی‌تواند ضعف‌های روبه تزاید آل‌سعود را کم کند. اما در این میان، سکوت دستگاه دیپلماسی و از طرفی، وزارت نفت و به‌ویژه شخص آقای زنگنه، رئیس آن، در برابر این دشمنی آشکار آل‌سعود، قابل تأمل است. این در حالی است که این خیانت آل‌سعود، حتی صدای رئیس‌جمهور را نیز درآورده است. پس از آنجا که بر این باوریم این اقدامات آل‌سعود، نه‌تنها از روی قدرت و توانایی‌شان نیست، بلکه نشان‌دهنده ضعف روزافزون آنان است. لذا فقط باید نگاه این دو دستگاه مهم ، به آل‌سعود اصلاح شود!


نگاه دو
علی حیدری

هوشیاری رسانه‌ای در برابر قاتلان «جان» و «ایمان» مسلمانان
گروه داعش که خود را دولت اسلامی عراق و شام می‌داند، به دلیل تفسیر خشن و غلطی که از دین مبین اسلام دارد، به خشونت وحشیانه علیه ادیان دیگر و شیعیان معروف است. جنایات وحشیانه این گروه در شهرهای مختلف عراق و سوریه و در برخورد با مسلمانان و غیرمسلمانان بر کسی پوشیده نیست. قتل و کشتار زنان و کودکان و غیرنظامیان جزء امور روزمره داعش به حساب می‌آید. این گروه‌ تروریستی به استناد فتاوای عجیب برخی مفتی‌های وابسته به زر و زور، دست به اعمال منافی عفت در قالب عناوینی چون «جهاد نکاح» در این مناطق می‌زند و متأسفانه تعدادی از زنان و دختران مسلمان از کشورهای مختلف اسلامی و غیراسلامی نیز با‌ همین اغواها، خانه و کاشانه خود را رها کرده و به‌گمان خود برای جهاد در راه خدا، خود را در اختیار این گروه جنایتکار قرار داده‌اند!
در کنار این اقدامات و برای اثبات داعیه خود مبنی بر برقراری حکومت اسلامی و عمل به احکام دین مبین اسلام، در شهرهایی که در برهه‌های مختلف در سوریه و عراق تحت تسلط خود درآوردند، دست به جنایاتی می‌زنند که جز وهن این دین رحمانی نیست! و جز به مثابه آب در آسیاب دشمن ریختن نمی‌باشد.
جالب اینجاست که برخی‌ها دلیل جذب افراد از مناطق مختلف جهان به این گروه را همین جذابیت‌های ایدئولوژیکی داعش می‌دانند! و این گروه را به دلیل اقداماتی از این دست، عملگرا و جهادی می‌نامند!
اما نکته مهمی که باید به آن توجه داشت این است که برخی اوقات شاهد تحلیل‌های اشتباه در برخی رسانه‌های داخلی هستیم که شاید خطرناک‌تر از جنایت‌های داعش در قتل و کشتار انسان‌های بی‌گناه باشد. این نوع نگاه برگرفته از تحلیل‌های غرب در خصوص داعش است و با کمی تأمل درخواهیم یافت که این رسانه‌ها ناآگانه در زمین دشمن بازی می‌کنند.
عشق به شهادت و شهادت‌طلبی ریشه در فرهنگ غنی اسلام دارد. از این رو آیا نشان دادن نوجوانی که با اغواهای گروه تندروی داعش برای عملیات انتحاری اعلام آمادگی می‌کند تا به‌گمان خود به بهشت خداوند داخل شود، فرهنگ و تفکر شهادت‌طلبی را زیر سؤال نمی‌برد؟! مگر نه این است که رمز موفقیت و پیروزی رزمندگان اسلام در هشت سال دفاع مقدس، روحیه ایستادگی و جانفشانی آن‌ها برای پاسداری از میهن اسلامی و ارزش‌های انقلاب و اسلام بود؟! بدون شک حفظ استقلال کشور در برابر هر نوع دست طمعی که به سوی آن دراز شود، در پرتو حفظ و تقویت چنین روحیه‌هایی خواهد بود.
نکته ظریف اینجاست که با توجه به خوی و خصلتی که از داعشی‌ها در اذهان و افکار عمومی وجود دارد، انجام برخی جنایات به نام اسلام آن هم در انظار عمومی، تصویری از دین اسلام و احکام آن در اذهان مسلمانان و غیرمسلمانان برجای خواهد گذاشت که ممکن است رفته‌رفته نگرش عمومی به این دین جهانی را دچار خدشه ‌کند.
به نظر می‌رسد همان‌طور که دشمنان اسلام چنین گروه‌هایی را برای ایجاد تفرقه و برادرکشی در بین مسلمانان به‌وجود آورده‌اند، موضوع تضعیف باورها و اعتقادات مسلمانان را هم در دستور کار خود قرار داده‌اند و زمینه‌ای را فراهم کرده‌اند که عملکرد عده‌ای تندرو را به نام اسلام به جوامع مختلف معرفی کنند که در نتیجه، غیرمسلمانان را به این دین الهی که دین رحمت و مهربانی است، بدبین و اعتقادات مسلمانان را هم که احکام الهی را ضامن دوام و بقای جامعه اسلامی می‌دانند، دچار خدشه کنند.
این اشتباه فاحش رسانه‌ای زمانی رواج بیشتری می‌یابد که عده‌ای ندانسته، در شبکه‌هایی که به‌واسطه تلفن همراه و برنامه‌های رایانه‌ای عضو آن هستند، به تکثیر چنین تصاویری کمک می‌کنند. هوشیاری رسانه‌ای در برابر توطئه شوم دشمنان به خنثی شدن آنها کمک می‌کند، اما در این میان، تک‌تک افراد جامعه هم باید مواظب باشند تا ناآگاهانه رسانه دشمن نشوند.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

گزارشی درباره حضور فیلم‌های ایرانی در جشنواره‌های غربی
تجارت سیاه با سینمای سفارشی

سید فخرالدین موسوی

جهانی شدن سینمای ایران، یکی از آرمان‌های فرهنگی ما در سال‌های پس از انقلاب بوده است. چه، انتشار محصولات فرهنگی ـ ازجمله فیلم‌های سینمایی ـ ابزاری برای معرفی یک کشور به مردم سرزمین‌های دیگر است. همچنان که دیگر کشورهای دارای صنعت سینما نیز از این طریق، هم خود را به دنیا شناسانده‌اند و هم به وسیله آن تجارت می‌کنند. برای نمونه ژاپن با فیلم‌های «کوروساوا» و سوئد با فیلم‌های «اینگمار برگمان» به دنیا معرفی شدند. این مسئله درباره هالیوود و بالیوود حائز اهمیت‌تر هستند. چراکه اساساً بخشی از قدرت این کشورها در عرصه بین‌الملل از طریق سینما تثبیت شده است. با این حال، سینمای کشور ما با وجودی که یک پای ثابت اغلب جشنواره‌های مشهور سینمایی جهان است، اما هنوز نتوانسته مایه «قدرت نرم» ایران در حوزه بین‌الملل شود. در ویترین افتخارات سینمایی ما انواع جوایز دیده می‌شود؛ اسکار، کن، ونیز، برلین و ... اما برای خیلی‌ جای سوال است که چرا با وجودی که فیلم‌های ایرانی حضور پررنگی در جشنواره‌های جهانی دارند و ما انواع جوایز این جشنواره‌ها را کسب کرده‌ایم، اما همچنان فاقد یک سینمای جهانی هستیم؟

انتخاب یک مسیر اشتباه
گرچه معرفی فیلم از ایران برای حضور در جشنواره‌های غربی به پیش از انقلاب برمی‌گردد، اما تکامل و همچنین اوج‌گیری جریان سینمای جشنواره‌ای در سال‌های پس از انقلاب رخ داد. در دوران طاغوت، جریان غالب در سینمای ایران، «فیلمفارسی» بود. سینمایی که با هدف تخدیر و فریب طبقات محروم جامعه نضج گرفته بود. با این حال، نوع دیگری از سینما به تقلید از سینمای اروپا هم با تظاهرات روشنفکرانه و نخبه‌پسند به وجود آمد. سینمای روشنفکری پیش از انقلاب که با عنوان موج نو شناخته می‌شد، محصول سیاست‌های فرهنگی فرح دیبا بود. این نوع سینما از آنجایی که در داخل کشور مشتری چندانی نداشت، جشنواره‌های خارجی را هدف قرار داد. نخستین حضور جدی سینمای ایران در جشنواره‌های خارجی با فیلم «گاو» به کارگردانی داریوش مهرجویی کلید خورد. البته در آن دوران و به دلیل ضعف کلی فیلم‌های ایرانی، در عرصه بین‌الملل موفقیت چندانی نصیب سینمای ایران نشد.
با پیروزی انقلاب اسلامی و پیشرفت سینما در ایران، به طور طبیعی مخاطبان خارجی نیز به سینمای ما علاقه‌مند شدند. حتی برخی از آثار سینمای ما نظیر فیلم «بچه‌های آسمان» ساخته مجید مجیدی به کتاب‌های درسی مدارس راه یافتند و با اقتباس از آنها، فیلم‌های دیگری هم تولید شد و یا برخی از فیلم‌های نخست سیدرضا میرکریمی توانستند نمایندگان مناسبی برای سینمای ایران در خارج باشند. فیلم‌هایی چون «زیر نور ماه» و «خیلی دور، خیلی نزدیک» در عین بازنمایی نزدیک به واقع جامعه، فرهنگ و مردم ایران، با ذائقه سینمادوستان در دیگر نقاط جهان نیز تناسب داشتند.
با این حال و با سیاست‌گذاری‌های خاص مدیران فرهنگی، این سینمای گلخانه‌ای شبه‌روشنفکری بود که خودش را به‌عنوان انتخاب اصلی برای صدور به فرامرزها غالب کرد. متأسفانه رویکرد مدیران سینمایی در دهه 60 به گونه‌ای بود که به تقویت این نوع فیلم‌ها می‌انجامید. نکته قابل توجه این است که سردمداران اصلی جریان سینمای روشنفکری در همان ابتدای انقلاب نامه سرگشاده تند و تیزی را علیه سیاست‌های فرهنگی نظام تازه مستقر اسلامی منتشر کردند. آنها در این نامه، نظام را به سانسوری شدیدتر از دوره پیش از انقلاب متهم کردند. اتفاق عجیب این بود که همان افرادی که نامه مذکور علیه نظام را امضا کرده بودند، بعداً به فیلمسازهای نورچشمی مدیران دولتی تبدیل شدند! با حمایت‌ها و بودجه‌های دولتی به مسافرت می‌رفتند و فیلم‌هایی می‌ساختند که برای مخاطب ایرانی، کمترین جذابیت ممکن را داشت و بیگانه‌پسند بودند. سردمدار این جریان، عباس کیارستمی بود. او با فیلم‌هایی چون «خانه دوست کجاست» و «زندگی و دیگر هیچ» خودش را به عنوان کارگردانی با زبان و لحنی در تعارض با مخاطب عام سینما مطرح کرد. کیارستمی با فیلم «طعم‌گیلاس» که تصویری پوچ‌گرایانه، مخوف و دهشتناک از زندگی مردم در ایران نمایش می‌دهد! توانست جایزه بهترین فیلم جشنواره کن را بگیرد. این اولین و تنها فیلم ایرانی بوده که تاکنون چنین جایزه‌ای را دریافت کرده است.

انحطاط سینمای ملی
از اواسط دهه 70 و با روی کارآمدن دولت موسوم به اصلاحات، انحطاط سینمای ملی در ایران نیز آغاز شد. تضعیف سینمای دفاع مقدس و فیلم‌های مردم‌پسند از یک طرف و فضاسازی برای رشد دوباره فیلمفارسی و خودنمایی بیشتر سینمای شبه‌روشنفکری سبب شد که در این دوره، سینمای ایران با کاهش روزافزون تماشگر و فقر اقتصادی مواجه شود. با وجودی که در سال‌های پس از انقلاب، سینما با رونق نسبی اقتصادی همراه بود، از سال 76 تا 84 ، هنر هفتم به طور تدریجی از سبد فرهنگی خانواده‌های ایرانی خارج شد. تا آنجا که از این دوره، مخاطبان سینما به قشر خاصی محدود و معدود شد.
همگام با افول سینما در دوران دوم خرداد، سینمای جشنواره‌ای اوج گرفت. برخی از فیلمسازان که از مخاطب وطنی ناامید شده بودند، راه نجات از ورشکستگی اقتصادی را در ساخت فیلم برای جشنواره‌ها یافتند. از این دوران بود که عباس کیارستمی دیگر فیلم هایش را در داخل ایران نمایش نداد و آثار خود را به طور اختصاصی برای محافل غربی می‌ساخت. محسن مخملباف هم که دیگر کاملاً دچار دگردیسی شده بود، ایران را ترک کرد و به فیلمسازی برای شرکت‌های غربی و صهیونیستی مشغول شد. فیلمسازهای تازه واردتری مانند بهمن قبادی و جعفر‌پناهی هم راه کیارستمی و مخملباف را در پیش گرفتند. بعدها برخی از سینماگران دست‌پرورده دولت و صداوسیما نیز جشنواره‌های غربی را هدف گرفتند. نمونه شاخص این گروه، اصغر فرهادی بود. فرهادی که در صداوسیما و با سریال‌هایی چون «روزگار جوانی» (به عنوان فیلمنامه‌نویس) و «داستان یک شهر» (به عنوان کارگردان) کار را آموخته بود، رفته‌رفته به گروه فیلمسازهای جشنواره‌ای پیوست. البته اصغر فرهادی برخلاف کسانی چون مخملباف و قبادی، سعی کرد تا پایگاه خود را در داخل کشور نیز حفظ کند. با این حال، فیلم‌های او، هم مطابق سیاست‌های جشنواره‌های غربی، تصویری منفی از کشور ایران و نظام اسلامی نمایش می‌دهند و هم، به عنوان نماینده رسمی نظام جمهوری اسلامی به جشنواره‌های خارجی معرفی می‌شوند! ویژگی مشترک همه فیلم‌های ایرانی که به جشنواره‌های غربی راه می‌یابند، «چرک‌نمایی» جامعه امروز ایران و عقب‌افتاده نشان دادن مردم و فرهنگ سرزمین ماست. این موضوع در فیلم‌های اصغر فرهادی کمی خفیف‌تر و در لایه‌های پنهان است، اما در فیلم‌های دیگران، به طور آشکار و زننده به تصویر کشیده می‌شود.

سینمای سفارشی؛ سفارش از راه دور
دولت‌های غربی به وسیله جوایز جشنواره‌های خود، نوعی مدیریت از راه دور را بر سینمای ایران اعمال می‌کنند. به این صورت که این جشنواره‌ها با انتخاب فیلم‌هایی با مضامین خاص و دادن جایزه به آنها، فیلمسازها را به ساخت آثاری با همان مضامین تشویق و ترغیب می‌کنند. هنوز فراموش نکرده‌ایم که دست‌اندرکاران جشنواره کن، برای کارگردان فیلم «زیر نور ماه» شرط تعیین کردند که فقط در صورتی به این فیلم جایزه می‌دهند که سکانس مربوط به معرفی یک روحانی مسلمان شیعه در نقش منجی را حذف کند!
با جایزه‌های جشنواره‌های غربی در این سال‌ها، جریان موسوم به «سیاه‌نمایی» به یک جریان غالب و حاکم بر سینمای ما تبدیل شده است. این موضوع پس از اهدای جوایز متعدد به فیلم «جدایی نادر از سیمین» بیشتر به چشم آمد. چرا که پس از این اتفاق، ناگهان حجم فیلم‌های تلخ و سیاه در سینمای ایران چند برابر شد! حتی برخی از فیلم‌ها با کپی‌برداری مستقیم از آثار اصغر فرهادی ساخته شدند. به همین دلیل هم در ادبیات سینمایی ما برای این گونه فیلم‌ها، گاه از لفظ «سینمای سفارشی» استفاده می‌شود. یعنی این فیلم‌ها با سفارش خارجی‌ها از طریق شرطی‌سازی برخی از فیلمسازان به وسیله هدایای جشنواره‌ها ساخته می‌شوند.
متأسفانه نهادهای دولتی و حاکمیتی در ایران، به خصوص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تسلیم این جشنواره‌ها شده‌اند. تا جایی که حتی دیگر قادر به کنترل فیلم‌ها برای حضور در خارج از کشور نیستند. حتی جعفر پناهی با وجودی که با حکم قوه قضائیه از ساخت فیلم ممنوع شده بود، اما در همه سال‌های محکومیت خود، فیلم می‌ساخت و حتی فیلم‌های خود را به جشنواره‌های خارجی نیز ارسال می‌کرد! فیلم‌هایی چون «قصه‌ها» و «عصبانی نیستم» به‌دلیل اغراق در نمایش معضلات اجتماعی و حمایت از فتنه سال 88 در داخل کشور ممنوع از نمایش هستند، اما به جشنواره‌های خارجی رفته و جایزه هم می‌گیرند. شوربختانه، رسانه‌های خارجی نیز براساس این فیلم‌ها، اهانت‌های بی‌شرمانه‌ای را به کشور ما روا داشته‌اند. برای نمونه پس از نمایش فیلم «قصه‌ها» به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد در جشنواره فیلم ابوظبی، روزنامه ضد ایرانی «النهار» نوشت: «این فیلم، برملاکننده زشتی‌های جامعه ایرانی است»!

نقش منفی رایزنی‌های فرهنگی
یکی از منافذ راه‌یابی فیلم‌های سیاه‌نما به خارج از کشور، رایزنی‌های فرهنگی هستند. رایزنی‌های فرهنگی ایران در کشورهای مختلف، هر ساله برنامه‌هایی را با عنوان «هفته فیلم ایران» برگزار می‌کنند. اما اغلب فیلم‌هایی که در این برنامه‌ها نمایش داده می‌شود، آثاری هستند که تصویری چرکین و زشت از کشور ایران نشان می‌دهند. هر چند که با انتقادات مطرح شده در رسانه‌ها، اخیراً یکی از مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی که رایزنی‌های فرهنگی ایران زیر نظر وی اداره می‌شود گفت که نمایش فیلم‌های سیاه‌نمایانه در هفته‌های فیلم ایران در کشورهای خارجی ممنوع شده است.

جهانی یا جشنواره‌ای؟
برخلاف سینمای ما که جشنواره‌ها و جایزه‌هایی چون؛ اسکار، کن، ونیز و برلین را برای راه یافتن به عرصه‌های جهانی برگزیده است، کشورهای غربی ورود به بازارها و سینماها را هدف قرار داده‌اند. فیلم‌های کارگردان‌هایی چون آلفرد هیچکاک، جان فورد، اورسن ولز و ... هیچ جایزه مهمی را از جشنواره‌های جهان ـ و حتی اسکار- نگرفته‌اند، اما به دلیل به نمایش در آمدن در سالن‌های سینما میان سینمادوستان در سرتاسر جهان محبوبیت یافته‌اند. این فیلم‌ها، بیش و پیش از آنکه با «سیاه‌نمایی» و طرح مسائل سیاسی خلاف منافع ملی خود بخواهند دل شرکت‌های توزیع فیلم در سایر کشورها را به دست بیاورند، با غنای هنری و تکنیکی ملهم از فرهنگ بومی خود به چنین جایگاهی دست یافتند. اگر امروز فیلم‌های هالیوود و بالیوود توانسته‌اند بازارهای دنیا را فتح کنند، به دلیل پرهیز از سیاه‌نمایی علیه کشور خودشان بوده است. اگر دقت کنید، فیلم‌های سینمای آمریکا و هند به عنوان پرمخاطب‌ترین فیلم‌ها در سطح جهان، نه تنها هیچ اثری از اغراق در زشتی‌ها و کاستی‌های سرزمین خود ندارند که برعکس، به جلوه‌ها و زیبایی‌های فرهنگی و سبک زندگی کشور خود می‌پردازند. برای نمونه کمتر فیلمی از کشور فرانسه را می‌توان یافت که أثری از برج ایفل در آن نمایان نباشد. چون برج ایفل، نمادی از کشور فرانسه است و در جذب توریست نیز موثر است. در فیلم‌های هالیوودی هم به این ترتیب است. یعنی حتی در انتقادی‌ترین فیلم‌های اجتماعی سینمای آمریکا، می‌توان جلوه‌ای از زیبایی‌های ظاهری آن کشور را دید. حتی در فیلم‌های وسترن که عمدتاً در فضایی دور از تمدن رخ می‌دهند نیز، عنصری به نام «گاوچرانی» به عنوان فرهنگ اصیل ایالات متحده می‌درخشد.
اما این وضعیت درباره سینمای ایران کاملاً معکوس است، یعنی آنچه از سینمای ایران به عنوان سفیر فرهنگی به اقصی نقاط جهان می‌رود، عمدتاً نمایانگر تصویری چرک و زننده و زشت از این سرزمین بزرگ با تمدن پیشرفته اسلامی ـ ایرانی است. به همین دلیل هم سینمای ما هنوز هم با یک سینمای جهانی فاصله دارد و عنوان سینمای جشنواره‌ای برای آن شایسته‌تر است!


نیم نگاه
فتح الله پريشان

حمله برای تغییر روند پیروزی‌های مقاومت
محافل صهیونیستی و غربی از روند فراگیری گفتمان مقاومت در منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا در سه چهار سال اخیر که به برکت بیداری اسلامی در ملل مسلمان منطقه رخ داد، به‌شدت احساس ترس و تهدید کردند و طبعاً برای مصون‌سازی و حفظ منافع سرشار خود با همراهی کشورهای مرتجع عرب منطقه که فریب تهدیدسازی تصنعی رسانه‌های غربی را خورده بودند، به طراحی راهبردها و سناریوهایی برای برهم‌زدن روند آغاز شده پرداختند، لذا آنها ابتدا با برنامه به سراغ سوریه رفتند؛ چون رویکرد و عملکرد نظام سیاسی دمشق را به مثابه حلقه واسط و تعیین‌کننده زنجیره مقاومت برای دفاع منطقه‌ای از آرمان فلسطین و مقابله با رژیم اشغالگر صهیونیستی می‌دانستند که به همراه کشورهای دیگری چون جمهوری اسلامی ایران، عراق و لبنان و گروه‌های جهادی منطقه، توانایی خنثی‌سازی نقشه‌ها و ترفندهای دشمنان بیگانه و فرامنطقه‌ای را داشتند. هجمه‌ها، خشونت‌ها، ارعاب‌ها، حمایت‌ها و اشغالگری‌ها در سوریه به بهانه اعتراض به نظام سیاسی بشار اسد شروع شد و دامنه اقدامات سبعانه گروهک‌های اجاره‌ای مانند جبهه النصره، داعش و... به عراق هم گسترش یافت، اما سوریه سه سال و عراق بیش از یک‌سال‌ونیم ایستاد و بهای همین ایستادگی را امروز دمشق در قالب بمباران‌های مقطعی هوایی رژیم می‌بیند.
هفتمین حمله هوایی رژیم صهیونیستی به ریف دمشق که بخشی از فرودگاه دمشق و یک انبار مهمات نظامی را بمباران کردند، در همین راستا انجام می‌شود؛ زیرا که در روزهای اخیر، پیروزی‌های زیادی در جبهه سوریه به‌ویژه مناطق رقه (شمال شرق)، شمال و جنوب این کشور کسب شده است. حمله صهیونیست‌ها همزمان با افزایش نقش نیروی هوایی سوریه در مهار تروریست‌های داعش در این مناطق و همچنین موفقیت ارتش سوریه در درگیری‌های «دیر الزور» (شرق) و فرودگاه آن در برابر داعش صورت می‌گیرد تا فضای تنفسی برای آنها حاصل شود.
از سوی دیگر، قرائن، شواهد و دلالت‌های بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد تجاوز رژیم صهیونیستی به سوریه با امور و قضایای داخلی و شرایط و اوضاع حاکم بر داخل سرزمین‌های اشغالی ارتباط پیدا می‌کند، از جمله اینکه «بنیامین نتانیاهو»، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی تلاش می‌کند با برگه‌های خطرناک‌تری در منطقه بازی کند و خود و کابینه‌اش را از بحرانی که در آن گرفتار آمده‌اند، نجات دهد و از جمله این برگه‌ها سوریه است. شاید به این روش، افکار عمومی رژیم صهیونیستی را به سمت موفقیت‌های موهوم نخست‌وزیرش و ضرورت ابقای وی به عنوان شخصیتی که توان گرفتن تصمیمات نظامی برای محافظت از موجودیت رژیم صهیونیستی را دارد، جلب کند.
این حمله، حامل پیام‌های سیاسی و نظامی مهم دیگری نیز است، از جمله؛ روحیه تروریست‌های مخالف را تقویت می‌کند و به حزب‌الله و سایر اعضای بلوک مقاومت در منطقه خاورمیانه، پیام‌های مهمی را می‌رساند، به‌ویژه اینکه این حمله زمانی صورت گرفت که موشک «فاتح 110» در اختیار حزب‌الله قرار گرفته است. همچنین با این حمله، صهیونیست‌ها قصد دارند نظر رسانه‌ها را بیش از آنکه به موفقیت‌ها و پیروزی‌های اخیر ارتش سوریه جلب شود، بر تجاوز جنگنده‌های خود به سوریه جلب کنند. ناکامی و شکست سنگین داعش در نزدیک فرودگاه نظامی دیر الزور و عملیات نظامی گسترده جنگنده‌های ارتش سوریه در رقه که مواضع این گروهک تروریستی تکفیری را هدف قرار داده، به‌شدت رژیم صهیونیستی را نگران کرده است؛ رژیمی که با هدف براندازی نظام در سوریه، خود در شکل‌گیری داعش دست داشته است، اما به فضل الهی، محور مقاومت هوشمندانه به راه خود ادامه می‌دهد و هیچ تفاوتی میان حمله رژیم صهیونیستی و تکفیری‌های فعال در سوریه و عراق قائل نیست و هیچ تغییری در اولویت‌های محور مقاومت ایجاد نخواهد شد، چون می‌دانند در حال مبارزه و نبرد تمام‌عیار با بازوهای دشمن صهیونیستی در عراق و سوریه هستند.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(48)

ایجاد آشوب به‌نفع انگلیس!
کالدول درباره اعلام حکومت نظامی می‌نویسد: «اگرچه مأموران نظمیه چند نفری را دستگیر کرده‌اند، ولی به نظر می‌رسد که از زمان اعلام حکومت نظامی قادر به کنترل اوضاع نبوده‌اند.»(در واقع کاری با آشوبگران ضددولتی نداشتند و تنها هدف‌شان جلوگیری از اعتراضات مردمی علیه اقدامات انگلیسی‌ها بوده است)!
ساوئرد جزئیات بیشتری درباره منبع کمک‌های مالی ارائه می‌دهد که پس از انتصاب صمصام‌السلطنه توسط وثوق‌الدوله و حامیانش با پول سفارت انگلیس در تهران شروع شد. شکی نیست که مبالغ هنگفتی جهت اجیر کردن مردم برای راه‌پیمایی و پخش مواد غذایی و تنقلات و... بین آنها خرج می‌شد و برخی از عوامل که پول کلانی داشتند این هزینه‌ها را متحمل می‌شدند. از آنجایی که سفارت انگلیس احتمالاً تنها و بدون شک قوی‌ترین سفارتخانه‌ای است که مستقیماً از سقوط کابینه فعلی نفع می‌برد، می‌توان نتیجه‌گیری نسبتاً مطمئنی درباره منبع این پول‌ها داشت.
ساوئرد در تلگرام ۱۰ جولای ۱۹۱۸ خود خبر می‌دهد: «آشوب‌های زیادی به تحریک رئیس‌الوزرای سابق وثوق‌الدوله به پا می‌شود، زیرا او می‌خواهد یک بار دیگر ریاست کابینه را به دست گیرد. مشهور است که او عامل انگلیسی‌هاست و پیش‌بینی می‌شود در صورت انتصاب مجددش، کابینه‌ای بر سر کار آورد که تماماً دوست متفقین باشند. طرفداران این مرد با راه انداختن راه‌پیمایی‌های اعتراض‌آمیزی که ژاندارم‌ها و بازاری‌ها در آن حضور دارند، فعالانه بر ضد کابینه کنونی تلاش می‌کنند. ادعا می‌شود پول و موادغذایی که طرفداران وثوق‌الدوله بین آشوبگران پخش کرده‌اند از طرف انگلیس بوده است... بسیاری از مردم جداً معتقدند که وثوق‌الدوله خیلی زود کابینه فعلی را ساقط می‌کند و خودش رئیس کابینه خواهد شد که در آن صورت علاوه بر اوضاع نظامی، اوضاع سیاسی ایران نیز کاملاً در کنترل انگلیسی‌ها خواهد بود.»
کالدول در ۴ آگوست(۱۵ مرداد ۱۲۹۷ هـ .ش) از فشارهای انگلیس بر احمدشاه چنین خبر داد: «شنیده‌ام که شاه، تحت فشار انگلیس، از دولت ایران خواسته است تا استعفا بدهد ولی دولت تن به استعفا نمی‌دهد.» بالاخره در ۶ آگوست ۱۹۱۸ وثوق‌الدوله به ریاست کابینه منصوب شد. انتصاب وثوق‌الدوله مصادف بود با سه ماه پیش از اتمام جنگ جهانی اول و قریب‌الوقوع بودن اتمام جنگ از ابتدای سال ۱۹۱۸ م نیز مشخص بود، لیکن تلاش همه‌جانبه انگلیسی‌ها در به قدرت رساندن فردی معلوم‌الحال و با سوابق کاری مشخص که همگی حکایت از وابسته بودن بی‌چون و چرای این فرد به دستگاه حاکمه انگلستان داشت، یک دلیل بیشتر نمی‌توانست داشته باشد و آن برنامه‌ریزی انگلستان برای مستعمره و یا تحت‌الحمایه کردن ایران بود. هدفی که با قرارداد ۱۹۱۹ (قرارداد کاس ـ وثوق‌الدوله) می‌رفت که جنبه عینی به خود گیرد، لکن با افشاگری‌های علمای دینی و اعتراض‌های عمومی تعدیل شد و با به روی کار آوردن وابستگان مطیع برای پیشبرد اهداف منفعت‌طلبانه بریتانیا تغییر یافت که در صدر این وابستگان رضاخان قلدر بود.
کالدول انتصاب وثوق‌الدوله را این‌گونه توصیف می‌کند: «در طول سال گذشته و در اواخر بهار و اوایل تابستان امسال(۱۹۱۸ م) اعمال تروریستی زیادی صورت گرفت که به ترورهای سیاسی، بمب‌گذاری و به همراه آنها اعتراضات عمومی بر ضد کابینه صمصام‌السلطنه که آن موقع بر سر کار بود، منتهی شد. جماعت زیادی که گفته می‌شد از مخالفان کابینه صمصام‌السلطنه هستند و از طرفداران انگلیس پول می‌گیرند، در مسجد شاه بست نشستند. در این هنگامه به منظور مقابله موثرتر(البته به ظاهر) با این آشوب‌ها در تاریخ ششم جولای در تهران حکومت نظامی اعلام شد. با وجود این، برای مدتی اوضاع به همان حالت سابق باقی ماند و هیچ اقدام موثری بر ضد معترضان صورت نگرفت.(فرمایشی بودن کودتا از این مطلب اثبات می‌شود.) پس از آن بود که وثوق‌الدوله به ریاست کابینه منصوب شد.»


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران277
تأليف :عبدالله شمسی

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب اعتماد ملی (29)
حزب اعتماد ملی و انتخابات شوراهای سوم


انتخابات شوراها
انتخابات سومين دوره شوراهاي اسلامي شهر و روستا، همزمان با انتخابات چهارمين دوره خبرگان رهبري برگزار مي‌شد، به جهت ويژگی خاص انتخابات خبرگان رهبري و حضور مجتهدان و افراد موجهي که در تور بازي‌هاي سياسي و رقابت‌هاي جناحي و حزبي نمي‌گنجيدند، فعاليت احزاب و گروه‌هاي سياسي و به خصوص دوم‌خردادي‌ها، بيشتر معطوف به کسب کرسي شوراها بود.
دوم‌خردادي‌ها که دومين دوره انتخابات شوراها را نقطه شکست خود و پيروزي‌هاي پي‌درپي اصولگرايان مي‌دانستند، سعي داشتند اين نماد شکست را به نماد پيروزي برای بازگشت به قدرت تبديل کنند.
انگيزه آنها هنگامي بيشتر مي‌شد که مشاهده کردند اصولگرايان از معبر شوراي دوم به دليل عملكرد مثبت خود و شهرداران منتخب توانستند اعتماد مردم را جلب كنند، به‌گونه‌ای كه اولين شهردار منتخب آنها در شهر تهران توانست، اعتماد عمومي را براي رياست‌جمهوري كسب كند و حتي نتيجه انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم هم متأثر از همين كارنامه تفسير مي‌شد. از اين‌رو حضور نيم‌بند اصلاح‌طلبان در انتخابات خبرگان نيز به منظور ايجاد زمينه براي هماهنگي و همكاري براي انتخابات شوراها و حصول پيروزي در آن بود.(1)
بر اين اساس، مسئله ائتلاف‌هاي انتخاباتي و ارائه ليست واحد از سوي هر دو جناح عمده سياسي، به عنوان محورهاي اصلي رقابت براي شوراها از خبرسازترين موضوعات مطبوعات و رسانه‌هاي كشور محسوب مي‌شد.
البته رقابت‌هاي انتخاباتي از سطح رقابت ميان دو جناح فراتر رفته و به تشكل‌ها و فراكسيون‌هاي درون‌جناحي نيز كشيده شده بود. تعدد فهرست‌هاي انتخاباتي در هر دو جناح، نشانگر اين امر بود.
تعدد فهرست‌های انتخاباتي در جريان اصولگرا، قابل توجه بود و با وجود تلاش شخصيت‌ها و جريانات تأثيرگذار، به ليست واحدي دست نيافتند. در اين طيف حدود شش ليست عمده انتخاباتي به چشم مي‌خورد.
جناح اصلاح‌طلب سه ليست، با عنوان‌های «ستاد اصلاحات» به رياست مهندس بيطرف و سخنگويي مرتضي حاجي، «جنبش مردمي اصلاحات» به رياست سيدهادي خامنه‌اي و «حزب اعتماد ملي» به دبير كلي مهدي كروبي ارائه دادند.
بزرگان دوم خرداد طعم انشقاق و شكاف را در انتخابات گذشته چشيده بودند و مي‌دانستند كه با وحدت مي‌توانند به حداقلي از قدرت براي ايفای نقش سياسي دست يافته و از اين طريق از حذف كامل خود از صحنه سياسي جلوگيري نمايند، لذا براي نزديک‌سازي نظرها و ارائه يك يا حداكثر دو ليست كه تعداد زيادي از نامزدهاي اصلاح‌طلب به‌ويژه در تهران را دربر مي‌گرفت، تلاش‌هاي زيادي انجام دادند که در مقايسه با احزاب و گروههاي اصولگرا موفق‌تر بودند.(2)
حزب اعتماد ملي ضمن اصرار به استقلال حزب و ليست انتخاباتي جداگانه، بر تفاهم نيز تأکيد مي‌ورزيد(3) مهدي کروبي در این‌باره گفت: «ما يك حزب اصلاح‌طلب هستيم و ديگران هم اصلاح‌طلب، اما ما مي‌خواهيم خودمان كار كنيم. اين چه ايرادي دارد؟ ما از اصلاح‌طلبان در ليست خودمان قرار مي‌دهيم، اما با آرم اعتماد ملي كار مي‌كنيم.»(4)
با تلاش دبير کل حزب و جلسه‌اي که او باني آن بود با سيدمحمد خاتمي و هاشمي‌رفسنجاني هماهنگي لازم صورت گرفت که نتيجه آن، تفاهم گروه‌هاي كوچك و بزرگ دوم‌خردادي در ارائه فهرستي واحد در شهر تهران بود.(5)
اين فهرست مشترك، متشكل از 15 شخصیت اجرايي بود که شامل افراد زير مي‌شد: محمدعلي نجفي (معاون رئيس‌جمهور اسبق و رئيس سابق سازمان مديريت و برنامه‌ريزي)، احمد مسجدجامعي (وزير اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامي)، معصومه ابتكار (معاون رئيس‌جمهور و رئيس اسبق سازمان محيط زيست)، اسماعيل دوستي (استاندار اسبق كهگيلويه‌وبويراحمد)، سيدكامل تقوي‌نژاد (معاون اسبق وزير اقتصاد و وزير تعاون)، علي نوذرپور (مدير كل اسبق دفتر برنامه‌ريزي عمراني وزير كشور)، عباس ميرزاابوطالبي (معاون اسبق وزارت مسكن)، پيروز حناچي (معاون اسبق وزير مسكن)، هادي ساعي (ورزشكار و جوان نمونه كشور)، حسن كريمي (معاون اسبق استانداري تهران و چند استان ديگر)، قاسم تقي‌زاده خامسي (معاون شهردار اسبق و مديرعامل و رئيس هيئت مديره سازمان آب تهران)، زهرا صدراعظم نوري (نخستين شهردار زن ايران)، افشين حبيب‌زاده (رئيس دانشگاه كار واحد تهران)، شهاب‌الدين طباطبايي (مشاور يونسكو در تهران) و الهه راستگو (مدير كل اسبق اشتغال زنان وزارت كار).
ترکيب و تخصص فهرست، که متشکل از معاون رئيس‌جمهور، وزير، معاون وزير، استاندار و... بود، حکايت از عزم جزم دوم‌خردادي‌ها براي تصاحب کرسي‌هاي شوراي شهر تهران داشت.
در عين حال، حزب اعتماد ملي ضمن اين تفاهم، شعارها و برنامه‌هاي خاص خود را براي انتخابات و مديريت شهر تهران اعلام نمود. شعار کلي اين حزب «تهران، به تو مي‌انديشم» بود.(6)
احزاب دوم‌خردادي در کنار شعارها و تبليغات ايجابي، رأی تأثيرگذاري بيشتر بر فرايند انتخابات، مشابه با گذشته (حتي آن زماني‌که خود در قدرت بودند)، با رويکردي سلبي، سياست تبليغاتي و عمليات رواني‌شان را با هدف گسترش انشقاق در صفوف رقيب، تأثيرگذاري بر ناظران و مجريان انتخابات و جلب افکار عمومي و آرای مردم، پيگيري مي‌کردند. حزب اعتماد ملي نيز با شدت کمتر، چنين رويکردي را دنبال مي‌نمود.(7)
انتخابات 24 آذر سال 1385 شوراها و خبرگان رهبري با مشاركت بيش از 61 درصد مردم انجام پذيرفت، اما احزاب اصلاح‌طلب از جمله حزب اعتماد ملي، از همان عصر انتخابات با راه‌اندازي جنگ رواني، خود را پيروز انتخابات خواندند.(8) به مرور و با اعلام نتايج صندوق‌ها، ادعاي پيروزي اصلاح‌طلبان که به‌زعم خود مورد اقبال بي‌ نظير مردم قرار گرفته بودند، رنگ مي‌باخت، لذا تاکتيکي جديد را پيش‌رو قرار دادند که آن ادعاي مخدوش‌بودن روند شمارش آرا بود. آنها مجبور بودند براي سرپوش گذاشتن بر شکست و همچنين ادعاي زودهنگام پيروزي، افكار عمومي را توجيه کنند.
برخي از ادعاهاي آنها شامل موارد زير مي‌شد:
«طولاني‌شدن روند شمارش آرا توجيه‌ناپذير است»، «وجود صندوق‌هاي رأي بدون پلمب، جابه‌جايي صندوق‌هاي رأي در سايت‌هاي شمارش آرا و ورود صندوق‌هاي جديد»، «نگراني اصلاح‌طلبان از اقدامات مجريان و ناظران در اخراج نمايندگان نامزدهای اصلاح‌طلب از سايت‌هاي شمارش آرا»(9)، «مقامات عالي جلوي بدعت خطرناك در انتخابات را بگيرند.»(10)، «نگراني از دخل و تصرف در آراي مردم».(11)
اين در حالي بود که تنها، چهار نفر از فهرست مشترک دوم‌خردادي‌ها و حزب اعتماد ملي در تهران موفق به کسب آرای لازم شدند.(12) اين نتايج با وجود ائتلاف دوم‌خردادي‌ها بر يک فهرست و ادعاي پيروزي بي‌نظيرشان، شکستي بزرگ محسوب مي‌شد. در مقام مقايسه با انتخابات دوره نهم رياست‌جمهوري که در آن مجموع آرای آقايان كروبي، معين و مهرعليزاده حدود 35 درصد بود،‌ اصلاح‌طلبان در انتخابات شوراي تهران تنها 26 درصد آرا را به خود اختصاص دادند. اين موضوع مؤيد افت پايگاه اجتماعي و شکست اين طيف، در انتخابات شوراها بود.(13)
البته، حزب در بيانيه‌اي بعد از انتخابات مدعي شد که همراه با ديگر اصلاح‌طلبان در سراسر کشور توانسته 40 درصد از نامزدهای خود را راهي شوراها کند. در اين بيانيه و ديگر اطلاعيه‌ها و خبررساني‌هاي بدون ارائه آمار و مستندات، بيشتر سعي شده بود که اولاً انتخابات را پيروزي بزرگي براي خود و ديگر دوم‌خردادي‌ها جلوه دهند و ثانياً با نسبت‌دادن 30 درصد آرا به افراد مستقل، پيروزي اصولگرايان را کم‌رنگ نمايند.(14)
متناقض با اين ادعاها، کروبي چند روز بعد از انتخابات از دوم‌خردادي‌ها خواست در رابطه با نتايج انتخابات مبالغه نکنند، وي گفت: «متأسفانه برخي از دوستان ما به‌نحوي سخن مي‌گويند كه گويي فتح خيبر كرديم... چهره‌هاي سياسي نبايد درمورد انتخابات 24 آذر، با ارائه تحليل‌هاي سطحي مبالغه كنند.»(15)
در عين حال او، صرف شرکت در انتخابات را با توجه به عمر کوتاه حزب اعتماد ملي، مهم ارزيابي نمود. از نظر کروبي حزب در انتخابات خبرگان رهبري موفق عمل کرده بود.(16)
* منابع در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
محمدرضا اسکندری

وجوه اومانیستی اندیشه کارل یاسپرس
بخش عمده‌ای از فلسفه اگزیستانسیالیسم درون‌مایه‌ای اومانیسمی دارند، بنابراین در اغلب روایت‌ها از این مکتب، بحث با بیان معنای «اگزیستانس» شروع می‌شود. شاید مطلب نهایی در تمامی چنین مدخل‌هایی آن باشد که این فلسفه با انسان شروع می‌شود. در واقع «با انسان است که عالم و وجود شناخته می‌شوند.» پرسش اصلی در این فلسفه‌ها پرسش از «چیستی آدمی» است، البته نه پرسشی مفهومی و متافیزیکی. انسان تنها موجودی ناطق و متفکر نیست. آدم با «تمام شئونش» آدم می‌شود، باید اندیشه درباره آدم با تأمل در احوال همین آدم «ملموس و عینی» با تمام وجوه و صفاتش آغاز شود. در فلسفه اگزیستانسیالیسم، آنچه آدم را آدم می‌کند، آزادی اوست، اراده، اختیار، تصمیم، ترس و احساسش نسبت به دیگران، احساسش نسبت به مرگ و آینده، اضطرابش نسبت به گذشت زمان و از دست دادن فرصت و میل به تعالی و امید و... است. پس به نظر اندیشمندان،‌ این مکتب فلسفه اگر می‌خواهد فلسفه باشد، باید آینه‌ای برای «احوال آدمی» باشد. تفکر باید با تأمل بر عینی‌ترین مسائل فرد آدمی شروع شود. آنچه که در مابعدالطبیعه مورد غفلت قرار گرفته، خود آدم است. یکی از اندیشمندان مطرح در این مکتب «یاسپرس» است. یاسپرس در فلسفه خود از احوال انسانی شروع می‌کند.

وجه اومانیستی اندیشه یاسپرس
مرکز ثقل اندیشه یاسپرس، «انسان» است. درباره هر چیزی که می‌اندیشد، بالاخره به انسان باز می‌گردد و نسبت آن را با انسان به عنوان اگزیستانس بررسی می‌کند. اندیشه یاسپرس را در هر یک از آثارش شروع کنیم، هرگز از اصل دور نمی‌شویم، چون برای او اصل انسان است. همه مباحث او حتی مفهوم «امر متعالی» او را می‌توان، به نحوی به نسبتی از نسبت‌های انسان برگرداند. انسان به عنوان موجودی در جهان دازین (Dasein) است و به عنوان موجودی انتخاب‌کننده و آزاد، اگزیستانس است و به همین عنوان با لحاظی دیگر قوام‌یافته از امر متعالی و متوجه آن و بالاخره موجودی در نسبت با دیگران به سوی حقیقت است.

شناخت علمی
مهم‌ترین کوشش یاسپرس در تأمل، در شناخت علمی نشان دادن شأن و حد آن است. «در علوم هر موجودی به وجود عینی (ابژکتیو) تحویل می‌یابد، یعنی به امر قابل تحقیق خارجی» اشتغال یاسپرس به روانپزشکی و روش‌های رایج در زمان وی در این علم، زمینه دریافت او مبنی‌بر عدم کفایت علم برای شناخت انحای موجود بود. وقتی به عدم کفایت شناخت بیشتر واقف می‌شویم که در دو عالم متفاوتی که موجب پیدایش این نحوه شناخت می‌شوند، تأمل کنیم. «عالم انسان‌مدرک» عالمی شخصی است و تابع منظر خاص اوست، «عالم خارج عینی و واقعی» است. این دو عالم متفاوت پیوستگی و وابستگی به یکدیگر دارند. نمی‌توانیم عالم خویش را جدای از عالم خارج تصور کنیم و نمی‌توان آن را در ردیف موجودات خارجی قرار داد. هر شناختی بالاخره مبتنی بر منظری است؛ یعنی از یک عالم شخصی و نفسانی ظهور کرده است. این خواست و تلقی ناصوابی است که انسان فکر کند، می‌تواند به منظری حقیقی و یگانه، فارغ از منظر شخصی و فردی نائل آید. اصطلاح «جهان‌بینی» یاسپرس با همین زمینه است. جهان‌بینی، بینش و نظر فرد نسبت به جهان است. در جهان‌بینی مقصود، تعیین سلسله مراتب موجودات و بیان میزان اهمیت و ارزش موجودات و تعیین جهت زندگی است. پس منشأ این تعیین و تنظیم خود فرد است، ممکن است این بینش و نحوه تنظیم برای دیگران اهمیت و ارزشی نداشته باشد.

دازین و اگزیستانس در اندیشه یاسپرس
منظور از دازین، وجود خاص انسان است. این وجود رابطه‌ای با موجودات عینی دارد که مبتنی‌بر رفع نیازهای طبیعی و زیستی است. این نحوه ارتباط جزئی و انضمامی است. به‌طور خلاصه، دازین حیات من در جهانی است که من را فرا گرفته است. فضای تجربه‌ای که همه در آن وارد می‌شوند، پس انسان در اولین مراحل آگاهی به خویش، خود را به عنوان موجودی (دازین) در بین دیگر موجودات می‌یابد، یعنی در شرایطی که خود او فراهم ساخته است؛ شرایط فرهنگی، طبیعی و تاریخی، اما زمانی که باید «عمل» کند و «انتخاب» نماید از مرحله دازین به سمت مرحله اگزیستانس فراتر می‌رود. بالاخره اوست که باید تصمیم بگیرد که واقعاً چیست. پس اگزیستانس به خصوص در وضعیت «تصمیم‌گیری» است که خود را می‌یابد و خود را نامشروط و آزاد تلقی می‌کند، اما از سوی دیگر بدون توجه به شرایط دازین نمی‌تواند خود را تحقق بخشد. با فهم «تاریخمندی» انسان، نکات مهمی از خصوصیات اگزیستانس آشکار می‌شود. تاریخمندی انسان، به دازینِ محدود و متعین و اگزیستانس نامحدود و نامشروط وحدت می‌بخشد. یعنی وحدتِ ضرورت و آزادی یا وحدت زمان و جاودانگی، بنابراین اگزیستانس از سویی در سلسله قوانین و نسبت‌هایی ضروری (دازین) به‌سر می‌برد و از سویی ذاتاً آزاد و انتخاب‌گراست (اگزیستانس)، پس در نتیجه اگزیستانس، همان «من» است تا وقتی که به صورت موجودی عینی همچون یک شیء تلقی نشده باشد. اگزیستانس را با تجربه‌های عادی نمی‌توان تجربه کرد، باید با آزادی و انتخاب آن را متحقق ساخت.

تجربه نهایت یا موقعیت مرزی
همان‌طور که گفته شد، اگزیستانس که همواره در «موقعیت» به‌سر می‌برد، وقتی با «موقعیت‌های مرزی» روبه‌رو شود، شکست را تجربه می‌کند. در واقع موقعیت‌هایی در زندگی انسان به وجود می‌آید که او را متوجه مرزها و محدودیت‌ها و مقدورات خویش می‌سازد. این تجربه را «تجربه نهایت Limit» و موقعیت‌ها را «موقعیت‌های مرزی» می‌گویند. انسان در موقعیت‌های عادی می‌تواند آنها را تغییر دهد و مطابق خواست خود از آنها استفاده کند، اما به‌طور خاص، در «چهار موقعیت» احساس می‌کند که نمی‌تواند آنها را تغییر دهد و با اموری گریزناپذیر روبه‌روست.
موقعیت‌های مرزی عبارت از مرگ، رنج، پیکار و گناه است. واکنش اگزیستانس در مقابل این موقعیت‌های گریزناپذیر می‌تواند به تحقق اگزیستانس در کلیت آن منجر شود و با تداوم این تجربه و دریافت، احساس وابستگی و ارتباط با امر متعالی حاصل می‌شود و اگزیستانس در چنین احوالی، رو به تعالی بودن وجود خویش را تجربه می‌کند.

امر متعالی
وجود حقیقی «امر متعالی» است. امر متعالی ابژکتیو و عیان نیست. همواره در اسطوره، الهیات و فلسفه سعی در معرفی او شده است، اما همه آنها که خواسته‌اند وی را چون امری عینی و قابل توصیف معرفی کنند، بیان‌شان نادرست و نارساست. امر متعالی، منشأ و مصدر ما و همه موجودات است و خود همواره در حجاب باقی می‌ماند. البته بدون تردید امر متعالی یاسپرس همان خداست، اما نه خدای ادیان و شرایع با لوازم و تبعات آن. جهت‌گیری یاسپرس در سراسر فلسفه‌اش تعالی‌جویانه است، اما به سبب داشتن خصوصیاتی چون کی‌یرکه‌گور و به منظور حفظ مداوم فاصله با خدای دینی و ایمانی به معنای مرسوم، در آثار اصلی خود از اصطلاح «تراسندنس» به جای خدا استفاده کرده است. امر متعالی یاسپرس، جوهر عالم نیست، فردی یگانه آنگونه که در دین مورد خطاب و پرسش قرار می‌گیرد، نیست. موجد عالم آنگونه که در متافیزیک اثبات می‌شود، نیست. اصلاً خدایی که با اصول عقلی قابل اثبات و استدلال باشد، نیست. امر متعالی در دایره شناخت انسان قرار نمی‌گیرد، پس چگونه ممکن است اصل و اساس و قوام‌بخش آن به شناخت ما درآید؟ در اینجا شباهتی به کانت دارد که در نظر وی نیز تنها با ایمان و اعتقاد خالص است که می‌توان به خدا پی برد، نه با شناخت حصولی و علوم اکتسابی.
یاسپرس در توصیف ایمان و نحوه سیر در مراحل ایمان، شباهت به کی‌یرکه‌گور دارد. در سیر ایمانی هرگز نباید اختیار و مسئولیت اگزیستانس نفی شود. آنکه ایمان و امر متعالی را در قالب‌های مفهومی و در حوزه تفکر و شناخت درآورد و آن را ایمان انگاشت، در واقع از حوزه ایمان خارج شده است. قلمرو ایمان و امر متعالی و مسئولیت و اختیار کاملاً از قلمرو شناخت و اندیشه و مفهوم جداست. هر آنچه به عنوان خدا مانع درک آزادی و انتخاب و ایفای مسئولیت شود، امر متعالی نیست. ایمان، تجربه‌ای است که در آن هیچ‌کس نمی‌تواند جای دیگری را بگیرد. تجربه‌ای است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را به دیگری منتقل کند، بنابراین در اندیشه یاسپرس، امر متعالی تنها با اگزیستانس و آن هم با واسطه «رمز» قابل تجربه است. از جمله مقارنه‌هایی که یاسپرس بر آن بسیار تأکید کرده است، مقارنه تعالی و آزادی است. شرط تعالی از نظر یاسپرس،‌ آزادی انسان است. به نظر او آزادی دالانی است که آدمی را به سطح اگزیستانس و سپس امر متعالی منتقل می‌سازد. پس در نتیجه ندای امر متعالی از سرچشمه جان انسان برمی‌آید. انسان در صورت آمادگی، یعنی آزاد بودن، می‌تواند این ندا را بشنود. ندای امر متعالی به گوش هرکس که به مرحله اگزیستانس رسیده باشد، می‌رسد.


اندیشه سیاسی مسلمانان 277
فتح الله پریشان

فواید و شیوه مشورت سياسى از منظر محقق سبزواری
در شماره گذشته به اهمیت و ضرورت مشورت در امور سیاسی و حکومتی از منظر اندیشه سیاسی محقق سبزواری اشاره شد. وی در ادامه به اینکه این مشورت چه فوایدی برای پادشاه و مردم و مملکت می‌تواند داشته باشد و طرف مشاوران حاکم باید چه کسانی باشند و چه وضعیتی داشته باشند و با کدام شیوه به مشورت بپردازند نیز پرداخته است. بازگویی این موضوعات و مقایسه آن با ادعای مردمی بودن حکومتها به ویژه در غرب در دنیای امروز نه تنها خالی از لطف نیست، بلکه در عمق‌بخشی باورهای دینی اسلامی به عنوان مبنای مردم‌سالاری دینی کمک می‌کند.
مطابق با دیدگاه محقق سبزواری که برگرفته و برساخته از اندیشه غنی دین اسلام است، مشورت، به مفهوم شراکت در قوه عقل و فهم دیگرانی است که طرف مشورت قرار می‌گیرند و دارای فواید حائز اهمیتی است که می‌توان به بخشی از آنها به شرح زیر اشاره کرد:
1 ـ اطلاع بر منهج صواب و طريق مصلحت؛ 2 ـ احاطه و اطلاع بر وجوه تدبيرات و تجارب گروههاى مختلف؛ 3 ـ حصول مودت و محبت در قلوب رؤسا و زعما و اعيان سپاه و ... ؛ زيرا وقتى پادشاه با امرا و خواص خود مشاورت کند، الفت و انس ايشان بيشتر مى‏شود؛ 4 ـ «آراى خواص و امرا، هرگاه با پادشاه در امرى موافق باشد و مصلحت كار را در وجهى معين دانند، سعى و اهتمام ايشان در آن كار بيشتر خواهد بود و در اتمام آن امر، جد زياده خواهند كرد.»(۱)؛ 5 ـ اطلاع بر اندازه عقل و اندازه تجربه و دانش هر يك از نزديكان ظاهر مى‏شود؛ 6 ـ دشمنان چون دانستند كه حاكم و فرمانروا در مهمات، شرايط تفكر و تدبر و استشاره بجا مى‏آورد، اعتقاد و اعتماد ايشان بر عقل و خرد وى زياد مى‏شود؛ 7 ـ چون خواص ببينند كه فرمانروا در امور، با ايشان مشورت مى‏‌کند، در تحقيق و تفتيش امور و اطلاع بر مخفيات و شناخت تجربه‏هاى مختلف، سعى بيشتر خواهند كرد و بدين وسيله اطلاع بر چيزهاى مخفى و خصوصيات اوضاع و احوال دوست و دشمن بيشتر حاصل خواهد شد.(۲)
اما در پاسخ به این پرسش مهم که باید با چه کسانی مشورت کرد، ویژگیها و اوضاع مشاوران را چنین برمی‌شمارد: 1 ـ در هر كار با اهل وقوف آن كار مشورت کنند؛ «اهل وقوف‏» در اصطلاح سبزوارى، كسانى هستند كه امروزه با عنوان متخصص از آنها ياد مى‏شود. مثالهايى كه سبزوارى آورده است، اين مطالب را تأييد مى‏كند: «مثلاً اگر مشاورت در امور حرب و صلح و سرانجام لشکر باشد، بايد كه مستشار كسى باشد كه بر قواعد و قوانين حروب اطلاع داشته باشد و كميت و كيفيت لشكر خود و لشكر بيگانه را بداند و ...» 2 ـ بايد كه مستشار صاحب رأى و عقل صحيح باشد؛ 3 ـ روزگارديده و محنت‏كشيده و باتجربه باشد؛ 4 ـ فرد اكمل در رشته خود باشد. اين ويژگى با جايگاهى كه سبزوارى براى «اعلم‏» در هر دانشى قائل است، تطابق دارد. به نظر سبزوارى «علم، شرط تفويض امور است.»؛ 5 ـ پرهيز از مشورت با افراد جاهل، دشمن، حسود، رياكننده، ترسو و تابعان هوی و هوس.(۳)؛ 6 ـ مشاوران فرمانروا نبايد منحصر در گروه يا جمع خاصى باشند؛ بلكه هر كس كه از عقل و تجربه و تدبير و جودت رأى برخوردار باشد، بايد مورد مشورت قرار گيرد، هرچند در شهرهاى دور از مركز باشد.
نکته مهم دیگری که توجه سبزواری در این خصوص را به خود جلب کرده، شيوه مشورت است. از منظر وی، فرمانروا «بايد كه با اهل مشورت، با يكان يكان، در خلوت و تنهايى مشورت نمايد و حجت هر يك را بر آنچه رأى او تقاضا كند، طلب نمايد و در آن با او مناظره كند.» سبزوارى در تأييد شيوه مذكور، به سيره يونانيان و فارسيان اشاره كرده است كه آنان نيز چنين مى‏كرده‏اند. همچنین سبزواری به نکته مهمی اشاره می‌کند که امروز روانشناسان و جامعه‌شناسان در حوزه مشاوره فکری به شیوه‌های نوین از جمله به کارگیری ابزارهای سنجش روانی تلاش می‌کنند، به آن دست پیدا کنند. «بهتر آن است كه پادشاه، خود را در نظر اهل مشورت مخلى بالطبع باز نمايد.» تا اهل مشورت واقعاً نظر خود را و نه آنچه را پادشاه تمايل دارد. وی معتقد است در صورت مصلحت، بهتر است كه پس از مشورت در خلوت و به صورت يكان يكان، پادشاه همه را يكجا جمع كند و مسئله را در اجتماع آنان نيز به بحث ‏بگذارد، تا هر يك رأى خود را بگويند و استدلال‏هاى خود را ذكر كنند و با همديگر در حضور پادشاه مناظره كنند. البته وی توصیه می‌کند که لازم است پادشاه فرصت تفكر و تدبر به اهل مشورت بدهد و سپس، نظر آنان را جويا شود(۴) همان طور كه ملاحظه مى‏شود، سبزوارى تا آنجا پيش رفته است كه مى‏توان تأسيس نهاد مشورتى را از كلام او استنباط كرد. بندهای سوم و چهارم از موارد مذكور، در تشكيل محفل و مجلس دائمى براى مشورت در مسائل حكومتى صراحت دارد.
* منابع در دفتر نشریه موجود است. 


اصطلاحات

رویکرد انتقادی
سومین رویکرد مطرح در مباحث روش‌شناختی، رویکرد انتقادی است که به لحاظ تاریخی پس از رویکرد اثباتی و رویکرد تفسیری قرار می‌گیرد. رویکرد انتقادی در نقد رویکرد اثباتی تا حدود زیادی با رویکرد تفسیری هم عقیده است و روش‌های تجربی را برای بررسی موضوعات اجتماعی ناکارآمد می‌داند. متفکران رویکرد انتقادی معتقدند که رویکرد اثباتی در ارائه تفسیرهای فردی از پدیده‌های اجتماعی ناتوان است؛ زیرا پدیده‌های اجتماعی را همانند امور طبیعی تابع یک سری قوانین محض می‌داند.
رویکرد انتقادی بر خلاف رویکرد اثباتی و تفسیری حرکت می‌کند و در مسیر خود روابط و مناسبات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را نیز وارد معادله می‌کند؛ زیرا معتقد است دو رویکرد پیشین با بی‌توجهی به این زمینه‌ها بخش‌های مهم و تأثیرگذاری را کنار گذاشته‌اند. همانطور که گفته شد رویکرد انتقادی در بسیاری از موارد نقد خود درباره رویکرد اثباتی با رویکرد تفسیری هم‌داستان است، از همین رو در جریان بررسی این رویکرد بیشترین مخالفت با نظریات رویکرد اثباتی مشاهده می‌شود.
متفکران رویکرد انتقادی معتقدند رویکرد اثباتی (پوزیتیویستی) مبتنی بر یک تعلق و منفعت(Interest) بنا نهاده شده است که نوعی منفعت سلطه‌طلبانه است، به عبارت دیگر این رویکرد زاییده تعلق به سلطه و مهار است و آن دسته از افرادی که به دنبال سلطه بر انسان و طبیعت هستند، تفکر اثباتی را انتخاب می‌کنند.
 یکی از کلیدی‌ترین مفاهیمی که رویکرد انتقادی مطرح می‌کند، مفهوم آگاهی کاذب (False consciousness) است. این رویکرد معتقد است که مردم در مواردی از یک نظام معنایی که بر خلاف منافع آنان استوار است، پیروی می‌کنند که این پیروی نتیجه آگاهی کاذب مردم درباره مصالح آنان است، به بیان دیگر مردم از مصالح خود با خبر نیستند، اما به‌طور کاذب فکر می‌کنند که می‌دانند منفعت‌شان در چیست.
شاید یادآوری این نکته بد نباشد که متفکران رویکرد اثباتی بر وجود نظام معنایی مشترک در میان همه افراد جامعه معتقد بودند و متفکران رویکرد اثباتی هم این نظر را داشتند که به دلیل تجربه‌های زیست متفاوت افراد، درک آنها از جهان متفاوت است و نظام معنایی مشترکی میان افراد جامعه به معنای نظام معنایی مسلط وجود ندارد. نگاه متفکران مکتب انتقادی به موضوع آگاهی کاذب برآمده از آرای مارکس است و مفهومی که در این رابطه مطرح می‌کنند نیز به‌نوعی تداوم سخنان مارکس درباره آگاهی طبقاتی است. مارکس ایدئولوژی را آگاهی کاذب می‌نامد و معتقد است ایدئولوژی نه دلیل عقلانی و نه دلیل تجربی دارد.
نکته دیگر، قضاوت و نقد درباره اوضاع جامعه است که نقطه اصلی جدال رویکرد انتقادی با دو رویکرد پیشین است؛ زیرا متفکران مکاتب انتقادی به‌گمان خود با وارد کردن مناسبات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به دنبال تغییر در جامعه و سوق دادن آن به سمت اوضاع مطلوب‌تر هستند.
یکی از مفاهیمی که به تبع این قضاوت مطرح می‌شود، مفهوم «رهایی‌بخشی» است که به معنای رهایی جامعه از آگاهی کاذب است، به‌عبارت دیگر متفکران رویکرد انتقادی به دنبال این هستند که مبنا و معیاری برای درست یا نادرست بودن تعریف کنند و پس از آن در مطالعات خود مشخص کنند که جامعه تا چه حد با این معیار فاصله دارد و برای رسیدن به این معیارهای هنجاری چقدر باید تغییر کند. بدیهی است هر نقدی نسبت به وضعیت موجود نیازمند یک مبنا و معیار مشخص است تا نشان دهد وضع فعلی با وضع مطلوب که همان معیار است چقدر فاصله دارد؛ متفکران رویکرد انتقادی معتقدند این معیار از تعهد و مسئولیت منتقد و متفکر اجتماعی استخراج می‌شود. 


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر توطئه‌ها، فتنه‌ها و جنایت‌های پنجاه سال حکومت پهلوی- 28
همزمانی چند توطئه در نیمه آبان 1357

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

در مبحث پیش به موضوع توطئه ربوده شدن امام از مرز کویت اشاره شد. پس این ماجرا، حضرت امام بعد از مشورت با مرحوم حاج سیداحمدآقا خمینی، پاریس را برای رساندن صدای انقلاب به گوش جهانیان، به عنوان اقامتگاه موقت انتخاب کرد. پاریس بهترین شرایط را برای ادامه فعالیت‌های سیاسی داشت. امام در مصاحبه‌ای با روزنامه اندونزی «تمپو»، قصد خود از آمدن به فرانسه را ادامه فعالیت‌های سیاسی ذکر کردند، فرمودند: «هرگاه در مدت اقامت موقتی خودم در فرانسه احساس محدودیت در انجام وظایفم بکنم، خاک فرانسه را ترک خواهم کرد و مهم نیست که کجا باشم، زمین خدا وسیع است.» امام در گفت‌وگوی دیگر با شدت و قاطعیت، مسئله پناهندگی سیاسی از سوی فرانسه را رد کردند و با صراحت فرمودند: «من از هیچ دولتی تقاضای پناهندگی نخواهم کرد.»، اما ورود امام به پاریس، منبع خیر و برکت برای انقلابیون در داخل و خارج از کشور شده بود و حضور ایشان، نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی بود، چون پیام‌ها و اعلامیه‌ها به راحتی و با سرعت به ایران ارسال می‌شد و همچنین خبرگزاری‌های جهان در صدر اخبار خود، اندیشه‌های انقلابی و دیدگاه‌های امام را مطرح می‌کردند و از امام به فرماندهی انقلاب یاد می‌کردند. جریان‌های سیاسی، احزاب، گروه‌ها و شخصیت‌های سیاسی، مهم‌ترین رمز ماندگاری‌شان را حضور در صحنه مبارزه با رژیم شاه و ماندن در کنار امام می‌دانستند. بحث درباره دسیسه‌ها در پاریس و جلسات و کنفرانس‌های کشورهای اروپایی فرصت دیگری می‌طلبد، اما نکته اساسی اینجاست که تحولات در ایران به سرعت رقم می‌خورد و رژیم شاه را در بن‌بست قرار می‌دهد. برای عنوان نمونه در روزهای سیزده تا پانزده آبان، همزمان شاهد نقشه‌های متعدد هستیم.

به خاک و خون کشیدن تظاهرات دانشجویان و دانش‌آموزان
در روز 13 آبان 1357 تظاهرات دانشجویان و دانش‌آموزان با تیراندازی مستقیم نیروهای نظامی شروع می‌گردد که به زخمی شدن و به شهادت رسیدن بیش از شصت نفر منجر می‌شود. دانش‌آموزان و دانشجویان دختر و پسر با تعطیلی کلاس‌های خود به سوی دانشگاه تهران حرکت می‌کنند و مردم نیز در طول مسیر به آنان ملحق می‌شوند. روزنامه رستاخیز، ارگان حزب رژیم شاه در گزارش خود از این روز خروج دانشجویان از دانشگاه را آغاز درگیری بیان کرده و آورده است: با روبه‌روشدن دانشجویان با سربازان، جنگ و گریز بین آنها شروع شد که در نهایت به تیراندازی و شلیک گاز اشک‌آور به سوی تظاهرات‌کنندگان منجر شد و در پی آن تعدادی از تظاهرات‌کنندگان تیر خوردند. در مورد شهدا و کسانی که در این روز زخمی شدند، نقل‌قول‌های بسیاری است. بعضی از روزنامه‌ها تعداد شهدا را 65 نفر اعلام کردند. چند روز قبل، فرماندار نظامی به رئیس دانشگاه گفته بود که اگر دست به ترکیب مجسمه شاه در دانشگاه بخورد، ارتش دخالت خواهد کرد. شبکه اول تلویزیون به پشتیبانی از آزادی مصلحتی یا به هر علت صحنه دانشگاه را در اخبار ساعت 8:30 نشان داد که دانشجویانی که در محوطه دانشگاه نشسته‌اند و به سخنان یکی از دانشجویان گوش می‌دهند، ناگهان مورد اصابت گلوله سربازان مستقر در دانشگاه قرار می‌گیرند. این صحنه‌ها نشان از توطئه و نقشه تازه‌ای داشت، بسیار رعب‌آور و وحشت‌زا بود. این عمل وحشیانه به خاک و خون کشیدن نوجوانان بی‌سلاح نمی‌توانست بی‌برنامه و بدون طراحی قبلی باشد، بسیاری از خانواده‌ها که این صحنه‌ها را دیده بودند تا صبح سر بر بالین نگذاشته بودند.

همدستی شاه و دولت‌های مستکبر
با نگاهی به خاطرات سفیران آمریکا و انگلیس در ایران درمی‌یابیم این اقدامات زمینه‌ساز اقدامات دیگری بوده است. برای نمونه در کتاب «مأموریت در ایران»، سولیوان درباره ۱۳ آبان آورده است: «گروهی مجهز به وسایل آتش‌زا در خیابان‌های اصلی شهر به راه افتادند و با برنامه از پیش تدوین‌شده ساختمان‌هایی را که قبلاً نشان کرده بودند، ‌آتش زدند. بسیاری از بناهایی که طعمه حریق شد، ساختمان بانک‌ها، سینماها و مغازه‌های مشروب‌فروشی بود. چند شرکت و هتل،‌ طعمه حریق شدند و در عرض دو ساعت آتش و دود سراسر شهر را فرا گرفت، گویی تمام شهر در آتش می‌سوخت. روزی که حریق تهران آغاز شد، پارسونز، سفیر انگلیس برای مذاکره درباره اوضاع جاری و احتمالی تشکیل یک دولت نظامی به دفتر من آمده بود. من به پارسونز گفتم که قبلاً دستورالعمل صریحی در این مورد از واشنگتن دریافت داشته‌ام، اما هنوز دستوری از لندن دریافت نکرده‌ام... در همین موقع‌ها بود که از دفتر شاه به من تلفن شد، شاه می‌خواست هرچه زودتر با من ملاقات کند و من هم پاسخ دادم که اگر راه باز باشد،‌ هرچه زودتر خودم را به کاخ خواهم رساند... برخلاف انتظار، شاه را در آن لحظه خیلی آرام یافتم. او گفت عصر امروز با هلی‌کوپتر بر فراز شهر پرواز کرده و خرابی‌های پایتخت را نظاره کرده است. شاه افزود که صدها ساختمان، ویران شده و بسیاری از آنها هنوز در حال سوختن هستند و سپس گفت که برای او چاره‌ای جز استقرار یک دولت نظامی باقی نمانده است. بعد از این مقدمه، شاه از من پرسید آیا می‌توانم به فوریت با واشنگتن تماس گرفته و از حمایت آمریکا از این تصمیم او اطمینان حاصل کنم؟ من پاسخ دادم که چون پیش‌بینی این وضع را می‌کردم، قبلاً نظر واشنگتن را در این مورد جویا شده‌ام و رئیس‌جمهور دولت آمریکا از این اقدام پشتیبانی خواهند کرد و شاه از این موضوع خوشحال شد و آسوده‌خاطر شد و سفارش ویسکی برای من داد...»

نطق شاه در معرفی دولت نظامی
پس از پایان آتش‌سوزی‌ها، با برنامه از پیش تعیین‌شده از سوی عوامل ساواک و گشت‌وگذار شاه در تهران به وسیله هلی‌کوپتر، وی خطاب به ملت ایران از دسیسه دیگری سخن می‌گوید: «وقایع اسفباری که پایتخت را دیروز [15 آبان] به آتش کشید، برای مردم و مملکت دیگر قابل تحمل و ادامه نیست. در پی استعفای دولت [شریف‌امامی] و برای جلوگیری از اضمحلال مملکت و از بین رفتن وحدت ملی، برای جلوگیری از سقوط در هرج‌ومرج، آشوب و کشتار و به منظور برقراری حکومت قانون و ایجاد نظم و آرامش، تمام کوشش خود را در تشکیل یک دولت ائتلافی مبذول داشتم، فقط هنگامی که معلوم شد که امکان انجام این ائتلاف نیست به ناچار یک دولت موقت را تعیین کردیم. من آگاهم که به نام جلوگیری از آشوب و هرج‌ومرج این امکان وجود دارد که اشتباه‌های گذشته و فشار و اختناق تکرار شود. من آگاهم که ممکن است بعضی احساس کنند که به نام مصالح ملی و پیشرفت مملکت و با ایجاد فشار، این خطر وجود دارد که سازش نامقدس فساد مالی و فساد سیاسی تکرار شود، اما من به نام پادشاه شما که سوگند خورده‌ام که تمامیت ارضی مملکت، وحدت ملی و مذهب شیعه اثنی‌عشری را حفظ کنم، بار دیگر در برابر ملت ایران سوگند خود را تکرار می‌کنم و متعهد می‌شوم که خطاهای گذشته، بی‌قانونی و ظلم و فساد دیگر تکرار نشده، بلکه خطاها از هر جهت نیز جبران گردد. متعهد می‌شوم که پس از برقراری نظم و آرامش در اسرع وقت، یک دولت ملی برای برقراری آزادی‌های اساسی و اجرای انتخابات آزاد تعیین شود تا قانون اساسی که خونبهای انقلاب مشروطه است به اجرا درآید. من نیز پیام انقلاب شما ملت ایران را شنیدم. من حافظ سلطنت مشروطه که موهبتی است که از سمت ملت به شاه تفویض شده است، هستم...، تضمین می‌کنم که حکومت ایران در آینده براساس قانون اساسی، عدالت اجتماعی و اراده ملی و به دور از استبداد و ظلم و فساد خواهد بود...»

اقدامات دولت نظامی
اشاره شد که سفیر آمریکا در ایران، پیامی را که از شورای امنیت ملی آمریکا دریافت کرده بود، به شاه ابلاغ کرد. به این وسیله آمریکا چراغ سبزی برای روی کار آمدن دولت نظامی به شاه نشان داد. از اولین اقدامات دولت نظامی با نخست‌وزیری ازهاری، تصرف ساختمان رادیو و تلویزیون بود و همچنین چند ساختمان مطبوعات کثیرالانتشار که ازهاری با این کار سعی داشت سانسور کامل مطبوعات را در رسانه‌ها ایجاد کند.
تقریباً تمام شهر را نظامی‌ها پرکرده و در نقاط پررفت‌وآمد تهران مستقر شده بودند و چنگ و دندانی به ملت نشان می‌دادند. از طرف دیگر عده‌ای از مقامات عالی‌رتبه رژیم شاه که در چند سال اخیر، پست‌های حساسی داشتند، طبق ماده پنج حکومت نظامی بازداشت شدند که در میان آنها افرادی مانند ارتشبد نعمت‌الله نصیری، رئیس ساواک، امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر 13 ساله شاه، غلامرضا نیک‌پی، داریوش همایون و منوچهر آزمون و سایر چهره‌های سرشناس رژیم از سوی فرماندار نظامی تهران دستگیر شدند. ازهاری به عنوان نخست‌وزیر نظامی با یک سری اقدامات ظاهری سعی داشت تا وعده‌های شاه را مبنی‌بر پایان دادن فساد، عملی سازد. ملت به وضوح می‌فهمیدند که این کارها فقط جنبه روانی دارد تا از احساس بدبینی آنها به رژیم کاسته شود. جالب است که اعضای کابینه ازهاری 9 تن بودند، علت تعداد کم آن از این جهت بود که در آن شرایط، هیچ‌کس حاضر به قبول مسئولیت نبود و در حقیقت تشکیل دولت نظامی، آخرین تیر در ترکش بود که آمریکا رسماً و با قدرت از آن پشتیبانی کرد.

طرح قانون اساسی
در روز 13 آبان سال 57، روزنامه اطلاعات ملاقات علی امینی با کاظم شریعتمداری را درج کرده بود و محور این گفت‌وگو، تکیه روی قانون اساسی بود. به نظر می‌آید این هم دسیسه دیگری بود که جریان نطق شاه و دولت نظامی ازهاری را کامل می‌کرد. شریعتمداری در این گفت‌وگو ضمن تشریح خواسته‌های روحانیت که جدا از خواست ملت نیست، گفت: «آنچه ما می‌خواهیم اجرای صحیح و کامل قانون اساسی است. ما نه در جست‌وجوی مقام هستیم و نه اصولاً روحانیت شیعه قصد دارد در رأس حکومت قرار گیرد. اینکه می‌گوییم حکومت اسلامی باید برقرار شود، به این معناست که شما سیاستمداران رعایت همه اصول اسلام را بنمایید. یک دولت مؤتلفه از نیروهای مترقی مسلمان و ملی تشکیل شود و زمینه انتخابات صددرصد آزاد فراهم شود. روحانیت نمی‌تواند نسبت به سرنوشت 35 میلیون مسلمان بی‌تفاوت باشد. وقتی مجلس ملی تشکیل شد، روحانیت باید طبق قانون اساسی بر تدوین و تصویب لوایح و قوانین نظارت داشته باشد. از آنجا که مجلس فعلی قابل اعتماد نیست و اکثریت نمایندگان منتخب مردم نیستند، به همین دلیل وقتی از ما خواستند آن پنج ناظر را انتخاب کنیم، گفتیم هر وقت انتخابات آزاد انجام گرفت ما نیز وظیفه خود را انجام می‌دهیم.»
این موضع، مغایر نظرات امام بود و چون امام خواستار تغییر نظام شاه بود نه حفظ آن، رژیم سعی داشت که شریعتمداری را در برابر امام قرار دهد و این دسیسه دیگری بود.


حكایت زمانه

خون بر زمين ريخته دانشکده الهيات
شهيد آيت‌الله دکتر محمد مفتح در سال 1307، در خانواده‌اي روحاني در همدان متولد شد. پس از فراگيري مقدمات، راهي قم شد و از محضر بزرگاني چون امام خميني، علامه طباطبايي و... استفاده کرد و خود مدرسي بزرگ در حوزه شد. ايشان در حالي که استادي بزرگ در قم بودند، پا به عرصه دانشگاه گذاشته و تا درجه دکترا ادامه تحصيل دادند. شهيد مفتح که توطئه استعمار در جدا نگه داشتن دو قشر دانشگاهي و روحاني، از هم را با تمام وجود احساس کرده بود، ايجاد وحدت ميان اين دو قشر مهم جامعه را وجهه همت خود قرار داد و در کنار آموزش و تدريس و تربيت نيروهاي جوان به مبارزه با رژيم پهلوي پرداخت. در سال‌هاي 1340 تا ۱۳۴۲، سخنراني‌هاي او در شهرهاي مختلف در روشن کردن مواضع نهضت اسلامي و افشاي چهره رژيم پهلوي بسيار مؤثر بود که با آگاهي ساواک اين جلسات تعطيل و ايشان دستگير و مورد آزار و اذيت ساواک قرار گرفت. محبوبيت و مقبوليت شهيد مفتح در ميان طلاب و دانش‌آموزان موجب شد که او را از آموزش ‌و پرورش اخراج و در سال 1347، به نواحي بدآب و هواي جنوبي ايران تبعيد کنند و پس از سپري شدن مدت تبعيد نيز از ورود ايشان به قم جلوگيري به عمل آمد و ايشان با اقامت در تهران به تدريس از دانشکده الهيات مشغول شد.
ايشان به دعوت انجمن اسلامي دانشجويان امامت جماعت مسجد دانشگاه را عهده‌دار شد. سخنراني‌هاي ايشان در مسجد دانشگاه در ترغيب نسل روشنفکر و تحصيل‌کرده به اسلام اثر بسزايي داشت. شهيد مفتح همچنين در حسينيه ارشاد نيز به فعاليت‌هاي تبليغي و علمي مي‌پرداخت و پس از تعطيلي اين حسينيه به‌وسيله ساواک، ايشان امامت مسجد جاويد را قبول کرد.

مسجد جاويد؛ سنگر مبارزه با ظلم و الحاد
شهيد آيت‌الله دكتر مفتح با قبول امامت مسجد جاويد در سال ۱۳۵۲ هسته‌اي ديگر را در جهت تجمع نيروهاي مسلمان مبارز و سنگري براي ارائه اسلام راستين و جبهه‌اي براي مبارزه با رژيم پهلوي ايجاد كرد. وي ابتدا اقدام به تشكيل كتابخانه‌اي در مسجد كرد و سپس با تشكيل كلاس‌هاي مختلف از جمله اصول عقايد، فلسفه، اقتصاد، تفسير قرآن، نهج‌البلاغه، عربي، تاريخ اديان، جامعه‌شناسي و... براي دانشجويان و نيز كلاس‌هاي ديگري در سطح دانش‌آموزان، اقدامي مؤثر براي بالابردن سطح آگاهي‌هاي مذهبي به صورتي منظم و نظام‌مند و همچنين ايجاد زمينه براي آشنايي در جهت پيشبرد انقلاب اسلامي کرد تا اينكه در سوم آذر ماه ۱۳۵۳ با دستگيري شهيد آيت‌الله مفتح و آيت‌الله‌العظمي سيدعلي خامنه‌اي مسجد جاويد تعطيل شد. شهيد مفتح حدود دو ماه در زندان رژيم زير شديدترين شكنجه‌ها به سر برد.

مسجد قبا؛ قلب تپنده انقلاب
حدود دو سال پس از آزادي از زندان، شهيد آيت‌الله دكتر مفتح امامت مسجدي در نزديكي حسينيه ارشاد را پذيرفت و آن مسجد را «قبا» ناميد و به اين صورت مسجد قباي ديگري در راستاي مسجد قبا در صدر اسلام بنياد نهاده شد تا سنت‌هاي اصيل رسول خدا(ص) و خاندان پاكش(علیهم‌السلام) را احيا كند.
وي اين مسجد را به‌ بزرگ‌ترين سنگر در جريان مبارزات انقلاب اسلامي تبدیل کرد. جمعيت‌هاي چندين صدهزار نفري كه در سال‌هاي ۵۶ و ۵۷ در سخنراني‌هاي ماه مبارك رمضان در مسجد گرد مي‌آمدند، تا آن زمان بي‌سابقه بود و رعب و وحشت زيادي در دل رژيم منفور پهلوي ايجاد مي‌كرد.
فعاليت در لبنان؛ اقدامي عملي در تعميق و گسترش انقلاب اسلامي
در جريان جنگ‌هاي داخلي لبنان كه رژيم صهيونيستي اشغالگر با همكاري رژيم‌هاي مرتجع منطقه براي سركوبي شيعيان و فلسطيني‌هاي مسلمان به پا خاسته مقيم لبنان برپا كرده بود، شهيد آيت‌الله دكتر مفتح اقدام به جمع‌آوري اعانه به مقدار زياد كرد و آنها را به لبنان فرستاد. او معتقد بود اساسي‌ترين كار براي پيشرفت هرچه بيشتر شيعيان لبنان، بالاتر بودن سطح آموزش و فرهنگ آنان است، بر این اساس براي جنگ‌زدگان لبنان دو برنامه كوتاه‌مدت و درازمدت داشت. در برنامه كوتاه‌مدت سعي داشت تا مخارج تحصيلي كودكان شهداي لبنان را تأمين كند و در اين راه موفق شد عده زيادي از بازماندگان شيعيان جنگ‌زده را با تأمين مخارج تحصيل و پوشاك و غذا راهي مدارس كند. هدف وي از اجراي برنامه درازمدت اين بود كه يك مركز و مجتمع آموزشي شيعي در لبنان ايجاد كند و با اين اقدام به اساسي‌ترين كار در جهت از بين بردن عقب‌افتادگي شيعيان لبنان دست زد.

نماز عيد فطر؛ نقطه عطفي در حركت انقلاب
شهيد مفتح در رمضان سال ۱۳۵۶ اقدام به تشكيل جلسات سخنراني در مسجد قبا کرد و از كساني كه رژيم، آنها را از انجام سخنراني منع كرده بود دعوت كرد و با اين عمل قدم مؤثري را در جهت رسوا كردن رژيم برداشت. پس از روزهاي سازندگي ماه رمضان ۵۶ شهيد آيت‌الله دكتر مفتح اعلام كرد كه نماز عيد فطر را در زمين‌هاي قيطريه خواهد خواند. ساعت ۸ صبح پنج‌شنبه ۱۶ شهريور دكتر مفتح به زمين‌هاي قيطريه آمد و مشاهده كرد كه سر تا سر زمين از سوی نيروهاي مسلح ارتش شاهنشاهي اشغال شده است.
در اوایل راه، ارتش شروع به شليك تير هوايي و گاز اشك‌آور به سوي جمعيت مؤمن و مبارز كرد؛ اما مردم با روشن كردن آتش و سوزاندن مقوا در اطراف شهيد مفتح مانع از آسيب‌رساني گاز به ايشان شدند.
نظاميان شاه به كمي پایين‌تر (خيابان دكتر شريعتي، سر راه شهيد كلاهدوز) حمله كردند و دكتر مفتح را با سرنيزه و قنداق تفنگ به سختي مجروح و مضروب كردند، به طوري كه امكان حركت از وي سلب شد.
شهيد مفتح كه صبح جمعه ۱۷ شهريور براي مداوا و پانسمان زخم‌هاي ناشي از تظاهرات ديروز به بيمارستان رفته بود، موقع بازگشت به منزل به وسيله ساواك دستگير شد. بدين ترتيب در اولين ساعات حكومت نظامي وي با تن و بدني مجروح دستگير و روانه زندان كميته ضد خرابكاري شاه شد.
پس از دو ماه كه رژيم سابق در اثر اوج‌گيري انقلاب ناچار به گشودن در زندان‌ها شد، شهيد آيت‌الله دكتر مفتح از زندان آزاد شد.

پس از انقلاب
كوشش‌هاي شبانه‌روزي استاد مفتح، پس از انقلاب با شدتي بيشتر دنبال شد، لياقت و جديت و كارداني ايشان ناشي از ايمان و اعتقاد عميق‌شان به انقلاب اسلامي بود.
وي علاوه بر عضويت در شوراي انقلاب، با درخواست دانشجويان دانشكده الهيات و پس از مشورت با استاد مطهري، سرپرست دانشكده الهيات شد و علاوه بر اين سرپرستي كميته منطقه ۴ تهران نيز برعهده وي بود.
دكتر مفتح در ادامه ساليان دراز كوشش و تلاش براي وحدت فيضيه و دانشگاه كه اسلام بر جامعه حاكم و كشور تحت رهبري‌هاي حضرت امام به پيش مي‌رفت به كوشش خود در اين زمينه افزود. در سالگرد شهادت آيت‌الله حاج سيدمصطفي خميني اقدام به تشكيل سمينار وحدت حوزه و دانشگاه در دانشكده الهيات کرد كه اين اولين سميناري بود كه با اين عنوان برگزار مي‌شد.

پرواز تا آسمان
در صبح روز 27 آذر 1358 ش. روبه‌روی دانشگاه الهيات تهران مارقين انقلاب يعني گروه منحرف فرقان آن متفکر وارسته را هدف چندين گلوله قرار دادند. آري جهاد آن شهيد در عرصه انديشه، آن جاهلان از خدا بي‌خبر را از ميدان به در کرده بود و راهي جز اين نديدند که قلم‌هاي شکسته و فرسوده خود را بر زمين نهاده و گلوله برگيرند و مقر آن انديشمند افشاگر را نشانه ‌گيرند. آنان بزرگمردي را ترور کردند که اسلحه‌اي جز قلم و سخن نداشت و کسي را به شهادت رساندند که کشتنش جز موج خشم‌آگين و نفرت و انزجار امت مسلمان نتيجه‌اي نداشت و اگر بدن پاکش در خاک و خون تپيد، فکرش بيشتر تجلي کرد و از برکت خونش تحرک تازه‌ای در انديشه و باورهاي امت اسلام به وجود آمد.
اين روز به مناسبت فعاليت و مجاهدت اين شهيد بزرگوار در راه تحقق وحدت ميان حوزه و دانشگاه، روز «وحدت روحاني و دانشجو» ناميده شده است.
حضرت امام خميني(ره) به مناسبت شهادت دكتر مفتح پيامي صادر کردند که متن آن چنين است:
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
آنگاه كه منطق قرآن آن است كه ما از خداييم و به سوي او مي‌رويم و مسير اسلام بر شهادت در راه هدف است و اولياي خدا ـ عليهم‌السلام ـ شهادت را يكي از ديگري به ارث مي‌بردند و جوانان متعهد ما، براي نيل شهادت در راه خدا درخواست دعا مي‌كرده و مي‌كنند، بدخواهان ما كه از همه جا وامانده، دست به ترور وحشيانه مي‌زنند، ما را از چه مي‌ترسانند؟ آمريكا خود را دلخوش مي‌كند كه با ايجاد رعب در دل ملت كه سربازان قرآنند، مي‌تواند وقفه‌اي در مسير حق و عقب‌گردي از جهاد مقدس در راه خدا ايجاد كند، غافل از اينكه ترس از مرگ براي كساني است كه دنيا را مقر خود قرار داده و از قرارگاه ابدي و جوار رحمت ايزدي بي‌خبرند. اينان از كوردلي، صحنه‌هاي شورانگيز ملت عزيز و شجاع ما را در هر شهادتي، پس از شهادتي كه در پيش چشمان خيره آنان منعكس است، نمي‌بينند. «صُمٌّ بُكمٌ عُميٌ فَهُم˚لا يَعقِلُون» اينان مي‌بينند كه هزار و سيصد سال بيشتر از صحنه حماسه‌آفرين كربلا مي‌گذرد و هنوز خون شهيدان ما در جوش و ملت عزيز ما در حماسه و خروش است.
جناب حجت‌الاسلام دانشمند محترم آقاي مفتح و دو نفر [از] پاسداران عزيز اسلام (رحمه‌الله‌عليهم) به فيض شهادت رسيدند و به بارگاه ابديت بار يافتند و در دل ملت و جوانان آگاه ما حماسه آفريدند و آتش نهضت اسلامي را افروخته‌تر و جنبش قيام ملت را متحرك‌تر كردند. خداي‌شان در جوار رحمت واسعه خود بپذيرد و از نور عظمت خود بهره دهد. اميد بود از دانش استاد محترم و از زبان علم او بهره‌ها براي اسلام و پيشرفت نهضت برداشته شود و اميد است از شهادت امثال ايشان بهره‌ها برداريم. من شهادت را بر اين مردان برومند اسلام تبريك[می‌گویم] و به بازماندگان آنان و ملت اسلام تسليت مي‌دهم.
سلام بر شهيدان راه حق
روح‌الله الموسوي الخميني  


امام خامنه ای در گذر زمان 26

تحصیل در قم با رضایت پدر
در مبحث پیش به هجرت امام خامنه‌ای به نجف و حضور ایشان پای درس و بحث علما اشاره کردیم. گفتیم که به علت عدم رضایت پدر از اقامت در نجف، امام خامنه‌ای تصمیم به بازگشت به ایران می‌گیرند و راهی مشهد مقدس می‌شوند، اما در جست‌وجوی مجامع علوم دینی قوی‌تر از مشهد هستند.
بنابراین با رایزنی‌ها و ارزیابی‌های علمی، حوزه علمیه قم را برای تکمیل تحصیلات خود مناسب می‌بینند و موضوع را با پدر در میان می‌گذارند، اما ایشان با ترک مشهد و رفتن به قم موافقت نمی‌کنند. به جز پدر کسان دیگری همچون آیت‌الله میلانی هم با هجرت تحصیلی ایشان مخالف هستند. به نظر می‌آید که تا نیمه سال ۱۳۳۷، اصرار ایشان برای رفتن به قم و همچنان نداشتن رضایت پدر و دوستان ایشان به قوت خود باقی است تا اینکه در آستانه سال تحصیلی ۱۳۳۷ آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای با مسافرت ایشان موافقت می‌کنند.
امام خامنه‌ای طی سخنانی به این موضوع چنین اشاره می‌فرمایند: «بعد از مدتی راهی قم شدم و در قم تصمیم گرفتم همه درس‌ها را ببینم تا هر کدام را پسندیدم به همان درس بروم. که همین کار را هم کردم و از میان همه آن درس‌ها، یکی درس امام و بعد آن درس آیت‌الله آقامرتضی حاج‌شیخ[فرزند شیخ‌عبدالکریم حائری بزرگ] و دیگری درس آیت‌الله‌العظمی بروجردی را می‌رفتم.» آری ایشان ابتدا به درس همه علمایی که درس خارج می‌دادند سر می‌زند و تا حدودی با هر یک آشنا می‌شود.
در این بین درس آیت‌الله بروجردی جنبه همگانی داشت و از پیر و جوان و فاضل و... اشتیاق نشان می‌دادند و در آن شرکت می‌کردند و به پای تدریس او می‌نشستند و امام خامنه‌ای تا هنگام درگذشت آیت‌الله بروجردی مرتب در آن درس حضور می‌یافت و در درس و بحث استادان دیگر نیز شرکت می‌کرد. درس حاج‌شیخ مرتضی حائری هر چند کوچک و محدود و خصوصی بود، اما بیشتر فایده علمی می‌رساند.
امام خامنه‌ای در این‌باره فرموده‌اند: «ایشان [شیخ مرتضی] خیلی خوش‌بیان نبود، اما من می‌پسندیدم. همان که بود من خوشم می‌آمد. شاگردهای ایشان تدریجاً کم شدند و دو نفر ماندند.» فقط استاد حائری بود و شاگردش امام خامنه‌ای.
شاید در این دوره تحصیلی امام خامنه‌ای بیشترین استفاده علمی را از ایشان برده است که در این‌باره با ذکر خاطره‌ای فرموده‌اند: «درس پر استفاده‌ای بود برای من، حواشی را نگاه می‌کردم، حرف می‌زدم، اشکال می‌کردم، ایشان هم جواب می‌داد، می‌نوشتم. گاهی نوشته‌های آقامرتضی را می‌گرفتم.
ایشان هم خودش درسش را می‌نوشت، من نوشته‌های ایشان را می‌گرفتم و نوشته‌های خودم را تکمیل می‌کردم. برای من درس خیلی مفیدی بود.» این درس پر برکت و پرفایده هم چندی بعد تعطیل می‌شود و سپس ایشان ادامه مباحث فقه را نزد امام خمینی(ره) پی می‌گیرند.


از لابه لاي تاریخ

هداياي پهلوي به بيگانگان
تا پيش از روي كار آمدن پهلوي‌ها، هدايا غالباً به شخصيت‌هاي حقوقي خارجي و آنهايي كه نماينده‌ رسمي كشورهاي ديگر بودند داده مي‌شد؛ اما در دوره پهلوي در كنار هدايايي كه به اين اشخاص داده مي‌شد، ساير خارجي‌ها نيز صرفاًً به‌دلیل ارتباط با دربار، مشمول عنايات ملوكانه مي‌شدند و از خوان گسترده‌اي كه رژيم از كيسه‌ مردم گستر‌انده بود، استفاده مي‌كردند. اين افراد؛ شعرا، هنرمندان، دوزندگان، آشپزها و حتي راننده‌ها و مأموران كشورهاي ديگر را نيز شامل مي‌شد.
در سفرهاي شخصي شاه يا خانواده‌ سلطنتي به خارج از كشور، كيفيت و كميت هدايا بسيار بيشتر بوده است. نگاهي به فهرست كادوهاي ارسالي فرح پهلوي هنگام مسافرت به كشور بلژيك در سال 1356 براي آشنايي بيشتر با حاتم‌بخشي‌هاي رژيم پهلوي سودمند خواهد بود؛ اين در حالي است كه فرح پهلوي در خاطراتش با بياني ساده و عوام‌فريبانه خود را شخصيتي مقتصد و ساده‌زيست و مخالف ريخت‌‌وپاش‌ معرفي كرده است.
تا پیش از سلطنت پهلوي، معمولاً هدايا از اقلامي انتخاب مي‌شدند كه در كشور توليد شده و شهرتي جهاني داشتند. اين اقدام علاوه بر معرفي آن کالا نوعي تقدير از سازندگان و توليدكنندگان آن محصولات نيز به حساب مي‌آمد. متأسفانه در دوره‌ پهلوي، شاهد پديده‌اي به نام خريد اجناس لوكس خارجي با قيمت‌هاي گزاف و دادن آنها به صورت هديه به خارجي‌ها هستيم. اين اقدام نه تنها در دراز مدت تأثيري منفي‌‌ بر هنرهاي ظريف ايراني گذاشت، كه باعث خروج ميليون‌ها دلار ارز از كشور نيز شد و ايران را به بازاري براي خريد اين كالاها تبديل ‌كرد. درباره دور شدن پهلوي‌ها از فرهنگ و تمدن ايراني بسيار گفته شده است؛ اما كافي است كه بدانيم آنها حتي ابتدايي‌ترين مواد مصرفي خود اعم از لبنيات، گوشت و ... را نيز از خارج وارد مي‌كردند. با چنين تفكري كه بر تمام شئون رژيم سابق حكمفرما شده بود، اين اقدام آنها در خريد كالاهاي تزئيني و گران‌قيمت چندان عجيب و دور از ذهن نيست. از جمله اين كالاها مي‌توان به ساعت‌هاي سوئيسي و ظروف طلا و نقره‌اي كه در خارج توليد مي‌شدند، اشاره كرد. در سندي درباره خريد اين ساعت‌ها آمده است: «حسب‌الامر مطاع مبارك اعلي‌حضرت همايون شاهنشاه آريامهر مقرر است كه تعدادي ساعت و دگمه سردست با مشخصات مختلف تهيه شود كه در موقع لزوم و مقتضي بر حسب اراده اعلي‌حضرت همايون شاهنشاه آريامهر و عليا‌حضرت شهبانو به مقامات اهدا شود. پس از تماس با نمايندگي انيورسال در تهران و خواستن نمونه لازم مراتب به شرف عرض اعليحضرت رسيد و چند نمونه مورد تصويب واقع گرديد... مستدعي است امر و مقرر فرمایيد فعلاًً نصف بهاي مورد سفارش يعني مبلغ ۹۸۵/ ۱۶۶ فرانك سوئيس در وجه كارخانه اونيورسال حواله شود...»
اين اقدام رژيم پهلوي در بخشيدن كالاهاي لوكس، ضمن زيان‌هاي اقتصادي كه به كشور وارد مي‌كرد، تبليغي نيز براي آن محصولات به حساب مي‌آمد. متأسفانه رژيم پهلوي اين نگاه متواضعانه و از روي ضعف به غرب را در همه‌ سطوح اعم از مادي و معنوي تسري بخشيده و در راستاي همين نگاه بود كه اقلام مصرفي دربار نيز از خارج تهيه مي‌شد.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکا ـ 12
لایه‌های رسمی تصمیم‌گیری سیاست خارجی‌آمریکا(۱)

حسن خدادادی

در مقاله شماره گذشته با ارائه الگویی متفاوت از الگوهای رایج نشان دادیم که نظام تصمیم‌گیری سیاست خارجی آمریکا چگونه تحت تأثیر همزمان نهادهای «رسمی» و «غیر رسمی» قرار دارد. فرضیه نگارنده این است که نظام تصمیم‌گیری سیاسی آمریکا به دلیل فراوانی بازیگران در دو لایه رسمی و غیررسمی، پیچیده بوده و نمی‌توان با تکیه و تمرکز صرف بر فرایندهای رسمی تصمیم‌گیری دولت آمریکا، به کنه فرایند تصمیمات سیاست خارجی آمریکا پی برد. بر این اساس، در این نوشتار و مقاله هفته آینده بر مبنای یک الگوی نوینی که در مقاله شماره پیش طراحی و ارائه شد، ضمن بررسی عناصر و لایه‌های رسمی و گروه‌های غیررسمی تأثیرگذار بر سیاست خارجی آمریکا، نمایی کامل از تأثیر و تأثر بازیگران فردی و نهادی، رسمی و غیررسمی موثر بر سیاست خارجی آمریکا در فرآیند دینامیک به تصویر کشیده می‌شود. گفتنی است منظور از سیاستگذاران غیررسمی، بازیگران غیرقانونی نیستند، بلکه منظور، آن دسته از بازیگرانی است که وجود و فعالیت‌شان در قانون اساسی ذکر نشده، اما طبق قوانین ایالات متحده فعالیت می‌کنند. در این مقاله، نهادها و لایه‌های «رسمی» تأثیرگذار بر نظام تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا بررسی می‌شود و در مقاله شماره آینده به نهادها و لایه‌های «غیررسمی» تعیین‌کننده مؤثر بر سیاست خارجی آمریکا خواهیم پرداخت.

الگو و عوامل رسمی موثر
بر سیاست خارجی ایالات متحده
سیاست‌گذاری، روندی رسمی دارد که برای رسیدن به بهترین نتیجه تنظیم شده است. در ایالات متحده آمریکا، این مسئولیت برعهده قوه مجریه و کنگره قرار گرفته است، اما اینها صرفاً عناوین کلی هستند؛ بازیگران متعددی در این فرآیند دخیلند. ترسیم یک الگوی مدور از این بازیگران، نفوذ نسبی آنها را در شکل‌دهی به سیاست خارجی ایالات متحده نشان می‌دهد. قوه مجریه و قوه مقننه دو نهاد رسمی هستند که قانون اساسی ایالات متحده تعیین سیاست‌های خارجی را به عهده آنها قرار داده است، اما این بخش از قانون اساسی از ویژگی کلی‌اش که داشتن ابهامات زیاد و واضح نبودن برخی بخش‌ها است، مستثنا نیست. نویسندگان قانون اساسی برای جلوگیری از به‌وجود آمدن یک دولت مرکزی بیش از حد قدرتمند(که آن را پیش‌زمینه استبداد می‌دانستند) به تقسیم قدرت میان قوای مختلف پرداختند و همچنین بسیاری از بخش‌ها را به‌گونه‌ای نوشتند که محدودکننده نباشد تا نسل‌های بعد بتوانند با تفسیرهای جدید آن را مطابق نیازهای زمان به کار بندند.
به همین دلیل رئیس‌جمهور و کنگره یا به عبارت دیگر قوای مجریه و مقننه، دو عامل مهم در تعیین تصمیم‌های سیاست خارجی آمریکا هستند و هر کدام می‌توانند در صورت مخالف بودن با روند جاری، از ابزارهایی که در اختیار دارد برای تغییر آن استفاده کند. این هم‌پوشانی اختیارات در بسیاری از مواقع به نوعی کشمکش میان دو قوه و بروز اختلاف در مورد زدن حرف آخر شده است.

۱ـ رئیس‌جمهور و قوه مجریه
بسیاری از محققان، قوه مجریه را مهم‌ترین عامل شکل‌دهی به سیاست خارجی آمریکا می‌دانند. به عقیده اسمیت، سیاست خارجی بیشتر از سوی ریاست‌جمهوری کنترل می‌شود تا قوه مقننه یا قضائیه. رئیس قوه مجریه یا همان رئیس‌جمهور، به عنوان رئیس ‌کشور و نیز دولت در نظر گرفته می‌شود. وی فرمانده کل نیروهای مسلح آمریکا نیز هست. رئیس‌جمهور ایالات متحده می‌تواند از طریق واکنش به وقایع خارجی، پیشنهاد طرح، مذاکره معاهدات بین‌المللی، اجرای سیاست‌ها و اعمال مستقلانه، سیاست خارجی کشور را شکل دهد. اصل دوم قانون اساسی ایالات متحده به تشریح وظایف و اختیارات قوه مجریه می‌پردازد. بخش دوم این اصل، رئیس‌جمهور را به عنوان فرمانده کل نیروهای مسلح معرفی کرده و اختیار امضای معاهدات و تعیین سفرا را به او داده است. رئیس‌جمهور همچنین در مورد به رسمیت ‌شناختن یا نشناختن کشورها، حضور در کنفرانس‌های بین‌المللی و ایجاد پایگاه‌های نظامی در سیاست خارجی تصمیم‌گیری می‌کند.
اگرچه در تصویب معاهدات مورد نظر رئیس‌جمهور لازم است دوسوم نمایندگان سنا رأی موافق دهند، اما وی می‌تواند بدون نیاز به موافقت سنا با کشورهای خارجی توافقات رسمی داشته باشد. رئیس‌جمهور طبق قانون اساسی نمی‌تواند به صورت مستقیم قانون وضع کند، اما می‌تواند بر روند وضع قوانین تأثیر بگذارد. او می‌تواند با ارائه لوایح پیشنهادی خود به کنگره، آغازگر این روند باشد و در کنگره از حمایت حزب سیاسی خود برخوردار است تا بتواند قوانین مورد نظرش را تصویب کند.
به‌جز شخص رئیس‌جمهور، سایر نهادهای مهم زیرمجموعه قوه مجریه که بر تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی موثرند عبارتند از: وزارت امور خارجه، وزارت دفاع و شورای امنیت ملی. در حقیقت وزارت امور خارجه مهم‌ترین نهاد قوه مجریه در زمینه سیاست خارجی است و در رأس آن وزیر امور خارجه قرار دارد که از سوی رئیس‌جمهور منصوب می‌شود.
شورای امنیت ملی آمریکا نیز نهادی است به ریاست شخص رئیس‌جمهور که فضایی را برای به بحث گذاشتن و هماهنگی سیاست‌های مربوط به امنیت ملی و امور خارجه فراهم می‌آورد. سایر اعضای این شورا عبارتند از: معاون رئیس‌جمهور، وزیر امور خارجه، وزیر دارایی، وزیر دفاع و معاون رئیس‌جمهور در امور امنیت ملی.
بخش زیادی از چگونگی تصمیم‌گیری در نهادهای دولتی، علاوه بر مسائل ساختاری، به شخصیت فرد تصمیم‌گیرنده بازمی‌گردد. در نظام سیاسی آمریکا با توجه به شورایی بودن سایر ساختارهای سیاسی، رئیس‌جمهور تنها شخصی است که می‌تواند نقش رهبر را در جامعه ایفا کند. در نتیجه اینکه این فرد چه شخصیتی دارد، چگونه با مسائل و چالش‌ها برخورد می‌کند، کدام مشاوران را برمی‌گزیند و چگونه با آنها تعامل می‌کند و چه روشی برای رسیدن به تصمیم نهایی دارد، همگی بر روند تصمیم‌گیری سیاست خارجی آمریکا موثرند.
محققان، تحقیقات زیادی درباره تأثیر شخصیت و جهان‌بینی روسای جمهور بر تصمیم‌گیری آنها انجام داده‌اند و در نتیجه، روسای جمهوری آمریکا را به تیپ‌شناسی چون جنگجوها (مجاهدان)، مصلحت‌گرایان یا ملاحظه‌گران قیود و چالش‌کنندگان قیود تقسیم‌بندی کرده‌اند. البته کلر معترف است که این تقسیم‌بندی‌ها مطلق نبوده و عموم افراد در جایی بینابین دو انتهای طیف قرار دارند. کلر تقسیم‌بندی خود را در زمینه قیود و فشارهای داخلی مطرح می‌کند و معتقد است که شخصیت‌های ملاحظه‌گر، سعی در جلب رضایت بازیگران داخلی(همچون کنگره، افراد ذی‌نفوذ و...) پیش از اتخاذ تصمیمات مهم سیاست خارجی دارند (او تصمیم‌گیری کندی درباره ویتنام در سال ۱۹۶۱ را برای نمونه مطرح می‌کند) و در عوض چالش‌کنندگان، بهای چندانی به نظرات بازیگران داخلی نداده و سعی در اجرای سیاست‌های خود که ناشی از عقاید و جهان‌بینی آنهاست، دارند. (مداخله ریگان در گرانادا در سال 1983) برخی از محققان معتقدند که در آمریکا «دو ریاست‌جمهوری» وجود دارد، به این معنا که رئیس‌جمهور صاحب نفوذ و تأثیر بیشتری در حیطه سیاست خارجی در مقایسه با امور داخلی است.
2ـ کنگره
علاوه بر قوه مجریه، کنگره نیز در سیاست‌گذاری خارجی نقش‌هایی دارد. اگرچه با گذشت زمان وظایف بین‌المللی رئیس‌جمهور افزایش یافته، اما وظایف کنگره نسبت به آنچه در قانون اساسی به امضا رسیده، تفاوت نکرده است. طبق بند 8 اصل یکم قانون اساسی آمریکا، تنظیم روابط تجاری با کشورهای خارجی، اعلان جنگ، فراخوان و تأمین مالی ارتش از جمله اختیاراتی است که به کنگره تفویض شده است، کنگره همچنین می‌تواند از طریق تصویب قوانین و بیانیه‌ها، رهنمودهای قانونی، فشار قانونی، اعمال محدودیت‌های قانونی، ارائه مشاوره‌های غیررسمی و نظارت بر روند تصمیم‌گیری سیاست خارجی تأثیرگذار باشد.
اغلب لوایح از مجرای کمیته‌هایی که در کنگره فعالیت می‌کنند، می‌گذرند. همان‌گونه که واضح است کمیته‌هایی که نقش عمده را در سیاست خارجی دارند، عبارتند از: کمیته‌های نیروهای مسلح در مجلس نمایندگان و سنا، کمیته امور خارجه در مجلس نمایندگان و کمیته روابط ‌عمومی در سنا. اغلب فعالیت‌های پشت پرده در میان کارکنان، بوروکرات‌های فدرال و لابیست‌ها انجام می‌شود. کنگره حق تنفیذ دارد و طراحان قانون اساسی، روند تنفیذ را نوعی بازرسی قدرت قوه مجریه تلقی می‌کردند. مجلس سنا همچنین وظیفه تصویب معاهدات و نیز تأیید مقامات رسمی چون سفرا، وزرا، مشاوران و قضات دیوان عالی را برعهده دارد.
3ـ تعامل میان دو قوه
همان‌گونه که اشاره شد، قانون اساسی آمریکا، اختیارات هر قوه را مشخص کرده است، اما پاسخگوی این پرسش که تصمیم‌گیرنده نهایی در زمینه سیاست خارجی چه کسی است، نمی‌باشد. همین مسئله سبب به‌وجود آمدن اختلاف‌نظرها و در برخی موارد کشمکش‌هایی میان دو قوه شده است.
میزان قدرت و نفوذ دو قوه بر روند تصمیم‌گیری در دوره‌های مختلف تاریخ آمریکا متفاوت بوده است و محققان، تقسیم‌بندی‌های متعددی را برای روشن کردن اینکه کدام قوه مسلط بوده، انجام داده‌اند. بر اساس یکی از این تقسیم‌بندی‌ها، از سال 1899 تا پس از جنگ جهانی دوم، نفوذ رئیس‌جمهور، روند رو به رشدی داشته است، اما پس از جنگ ویتنام، قدرت کنگره افزایش یافته و در دهه‌های 1980 و 1990 قدرت به ریاست‌جمهوری بازگشته است. کنگره در سال 1973 قانون اختیارات جنگی را برای محدود کردن قدرت رئیس‌جمهور در حوزه سیاست خارجی به تصویب رساند. این قانون که به دنبال شکست سیاست‌ها و مداخلات آمریکا در ویتنام مطرح شد، رئیس‌جمهور را ملزم به مشورت با کنگره پیش از هر گونه اقدام نظامی می‌کند، اما در عمل این قانون نتوانست نیات طراحانش را برآورده کند و رؤسای جمهور همواره راهی برای دور زدن آن پیدا کرده‌اند. در عمل قدرت مالی کنگره و کنترل بودجه، راه بهتری برای محدود کردن قوه مجریه و اعمال نظر کنگره در زمینه سیاست خارجی بوده است. نمونه بارز این مسئله، رسوایی ایران ـ کنترا بود که عدم اجازه کنگره برای صرف بودجه به منظور حمایت از گروه کنترا در نیکاراگوئه و تلاش دولت برای دور زدن کنگره و یافتن منابع مالی دیگر برای حمایت سرّی از این گروه، به رسوایی بزرگی برای دولت ریگان منجر شد.
بر اساس تحقیقی که سیاست خارجی آمریکا درباره سه دولت خاورمیانه‌ (رژیم صهیونیستی، عراق، عربستان سعودی) طی سال‌های 2004 ـ 1981 داشت به این نتیجه رسید که در اغلب موارد، قوه مجریه شکل‌دهنده اصلی این سیاست‌ها بوده است.
4ـ بوروکراسی
بوروکراسی، با اندازه و پیچیدگی، سلسله مراتب، تخصصی و مقررات شناخته می‌شود. نظام بوروکراتیک در سطوح ملی، ایالتی و استانی وجود دارد و در طول تاریخ آمریکا به معنای مداوم رشد کرده است. بوروکرات‌ها، برخلاف رئیس‌جمهور، سفرا و اعضای کنگره که برای احراز مناصب خود برای مدت محدودی انتخاب یا منصوب می‌شوند، از طریق نظام شایسته‌سالاری که به معنی موفقیت در امتحان یا داشتن صلاحیت است، انتخاب می‌شوند (با این حال، درصدی از بوروکرات‌های فدرال از سوی رئیس‌جمهور منصوب می‌شوند) بنابراین می‌توان بوروکراسی را یکی از عوامل تداوم در دولت آمریکا قلمداد کرد، زیرا در بر دارنده متخصصانی است که معمولاً سال‌ها خدمت می‌کنند و با وجود تغییر دولت شغل‌شان تغییر نمی‌کند.
قوه مجریه، خود بوروکراسی عظیمی شامل افراد و گروه‌ها است که فعالیت‌های سیاسی می‌کنند. در این شاخه عواملی دخیلند که به‌طور مستقیم با امور خارجی در ارتباطند. آنها عبارتند از: وزارت امور خارجه، دفاع، بازرگانی و خزانه‌داری. علاوه ‌بر این، مراکز اطلاعاتی از جمله آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا در زمینه سیاست خارجی ایالات متحده فعال است. وزارت امور خارجه فعالیت‌های دیپلماتیک را هدایت می‌کند، وزارت دفاع فعالیت‌های نظامی را طرح‌ریزی و هدایت می‌کند، وزارتخانه‌های بازرگانی و خزانه‌داری به سیاست‌های اقتصادی و بازرگانی خارجی می‌پردازند و آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا مسئول جمع‌آوری هر نوع اطلاعات و فعالیت بر مبنای سیاست‌ها در خارج از کشور است. شورای امنیت ملی در همه موضوعات سیاست خارجی به رئیس‌جمهور مشورت می‌دهد.


حجاب و عفّت در آیین مسیحیت
پوشش و عفاف از آن جهت که امری فطری و برای حیات اجتماعی انسان ضروری است، در ادیان و مذاهب الهی دارای جایگاه خاصی است. همه ادیان آسمانی، حجاب و پوشش را بر زن واجب و لازم شمرده‏اند و جامعه بشری را به سوی آن فراخوانده‏اند و رعایت عفت و پوشش، در تمام ادیان توحیدی، به‌عنوان یک امر ضروری مورد
توجه است.

دوری از نگاه حرام
در انجیل «متی» که از همه انجیل‌ها مفصل‌تر است در مورد عفّت نگاه و چشم‌پوشی از نامحرم می‌نویسد: گفته شده است که زنا مکن! ولی من می‌گویم که: اگر حتی با نظر شهوت‌آلود به زنی نگاه کنی، همان لحظه در دل خود با او زنا کرده‌ای. پس اگر چشمی که برایت این قدر عزیز است، باعث می‌شود که گناه کنی، آن را از حدقه درآور و به دور افکن. بهتر است بدنت ناقص باشد تا اینکه تمام وجودت به جهنم بیفتد.» (۱)

دوری از آرایش ظاهری
پطرس رسول، بزرگ‌ترین حواری حضرت عیسی(ع)، خطاب به زنان می‌نویسد: برای زیبایی به آرایش ظاهری نظیر جواهرات و لباس‌های زیبا و آرایش گیسوان توسل نجویید؛ بلکه بگذارید باطن و سیرت شما زیبا باشد. باطن خود را با زیبایی پایدار؛ یعنی با روحیه آرام و ملایم زینت دهید که مورد پسند خداست. این‌گونه خصایل، در گذشته در زنان مقدس دیده می‌شد. ایشان به خدا ایمان داشتند و مطیع شوهران خود بودند.» (۲)
وقار و پاکدامنی
تیطوس جوانی مؤمن، فداکار و مورد اعتماد پولس بود؛ به طوری که پولس اغلب مسئولیت‌های سنگین را به عهده او می‌گذاشت و بعد از آنکه رهبر کلیسای «کریت» شد، پولس نامه‌ای به او می‌نویسد تا وظیفه یک رهبر خوب مسیحی را برای او شرح دهد و از او بخواهد تا مردم «کریت» را از کارهای فاسد و کثیف دور کند و در این میان در مورد زنان می‌نویسد: «به زنان سالخورده بیاموز که در زندگی و رفتار خود موقّر و سنگین باشند، غیبت نکنند، اسیر شراب نشوند و در اعمال نیک نمونه باشند تا بتوانند به زنان جوان‌تر یاد دهند که چطور شوهر و فرزندان خود را دوست بدارند، عاقل و پاکدامن باشند و کدبانویی شایسته و همسری شریف.» (۳)
در تصاویر مذهبی مسیحیان نیز زنان قدّیسه همواره دارای حجاب هستند. از نظر تاریخی نیز تردیدی در این نیست که مسیحیان قرون اولیه حجاب داشته‌اند. محجبه بودن راهبه‌های مسیحی نیز یک سنّت دیرینه است که از قرون اولیه مسیحیت باقی مانده است.

لباس مناسب، آرایش نکردن
و همچنین در نامه اول خود به «تیموتائوس» که به دست او ایمان آورده می‌نویسد: «زنان نیز باید در طرز پوشاک و آرایش خود باوقار باشند. زنان مسیحی باید برای نیکوکاری و اخلاق خوب خود مورد توجه قرار گیرند؛ نه برای آرایش مو و یا آراستن خود به زیورآلات و لباس‌های پر زرق و برق. زنان باید در سکوت و با اطاعت کامل به فراگیری مسائل روحانی بپردازند...» (۴)
سخنان حضرت عیسی(ع) در روایات
در روایات اسلامی نیز سخنانی از حضرت عیسی(ع) نقل شده که از آنها می‌توان وجوب حجاب در دین آن بزرگوار را استفاده کرد. «عیسى‌بن‌مریم(ع) به یاران خود فرمودند: ... زنهار! از نگاه [به نامحرم حتى یک بار] پرهیز کنید! زیرا در دل تخم شهوت مى‏کارد و همان [یک نگاه‏] براى فساد و تباهى نگاه‏کننده کافى است. خوشا ‌به حال کسى که دیده‏اش در دل است؛ نه در چشم ...»(۵)
قال عیسى‌بن‌مریم(ع)للحواریّین: «ایّاکم و النّظر إلى المخدورات فانّها بذر الشّهوة و نبات القسوة. ‏ حضرت عیسى(ع) به حواریّین فرمودند: بپرهیزید از نظر کردن به زنان پوشیده که همانا آن، تخم شهوت و گیاه قساوت است.»(6)
به نقل از بعضی نویسندگان، برخی از علمای فعلی مسیحیّت نیز گویا حجاب را واجب دانسته‌اند. دکتر «حکیم الهی» استاد دانشگاه لندن در کتاب «زن و آزادی» پس از تشریح وضعیت زنان در نزد اروپائیان، در مورد حکم پوشش و حجاب زنان در مسیحیت، عقاید «کلمنت» و «ترتولیان» (دو مرجع مسیحیت و دو اسقف بزرگ) را درباره حجاب چنین بازگو می‏کند: «زن باید کاملاًً در حجاب و پوشیده باشد، مگر آنکه در خانه خود باشد، زیرا فقط لباسی که او را می‏پوشاند، می‏تواند از خیره شدن چشم‏ها به‏سوی او مانع شود. زن نباید صورت خود را عریان ارائه دهد تا دیگری را با نگاه کردن به صورتش وادار به گناه کند. برای زن مؤمن عیسوی، در نظر خداوند، پسندیده نیست که نزد بیگانگان به زیور آراسته شود و حتّی زیبایی طبیعی آن نیز باید مخفی گردد؛ زیرا برای بینندگان خطرناک است.» (7)
در تصاویر مذهبی مسیحیان نیز زنان قدّیسه همواره دارای حجاب هستند. از نظر تاریخی نیز تردیدی در این نیست که مسیحیان قرون اوّلیّه حجاب داشته‌اند. محجبه بودن راهبه‌های مسیحی نیز یک سنّت دیرینه است که از قرون اوّلیّه مسیحیّت باقی مانده است.
پطرس، بزرگ‌ترین حواری حضرت عیسی(ع)، خطاب به زنان می‌نویسد: برای زیبایی به آرایش ظاهری نظیر جواهرات و لباس‌های زیبا و آرایش گیسوان توسل نجویید؛ بلکه بگذارید باطن و سیرت شما زیبا باشد. باطن خود را با زیبایی پایدار؛ یعنی با روحیه آرام و ملایم زینت دهید که مورد پسند خداست. این گونه خصایل، در گذشته در زنان مقدس دیده می‌شد. ایشان به خدا ایمان داشتند و مطیع شوهران خود بودند».

گونه‌های حجاب در مسیحیت
۱ ـ حجاب پوششی: مسیحیت با دستور تجرد و زندگی رهبانی‌، بر لزوم حجاب پوششی و رعایت عفت تاکید فراوان دارد. نه‌تنها پوشاندن صورت را الزامی کرد، بلکه تزئین موی سر و آرایش آن و تنظیم آنها در آیینه و سوراخ کردن گوش‏ها و آویختن گلوبند، خلخال، طلا و دستبند قیمتی، رنگ کردن مو و تغییر صورت ظاهری را نیز ممنوع کرد. صریحاًً بیان می‌کند که «شما را زینت ظاهری نباشد از بافتن موی و متحلی شدن به طلا و پوشیدن لباس....» (۸)
۲- حجاب رفتاری: «... اگر حتی با نظر شهوت‌آلود به زنی نگاه کنی، همان لحظه در دل خود با او زنا کرده‌ای. پس اگر چشمی که برایت اینقدر عزیز است، باعث می‌شود که گناه کنی، آن را از حدقه درآور و به دور افکن...»(9)
۳ـ حجاب گفتاری: پوشش زن در مسیحیت آن‌قدر شدید بود که بیشتر ترجیح می‌داد زنان، خانه‌نشین و نیکو و مطیع شوهران خود باشند و کمتر وارد اجتماع می‌شوند. از طرفی، مردان را نیز ملزم به رعایت شدید چشم می‌‌کرد. از زن محترم انتظار نمی‌رفت که با هر کس که در راه بر می‌خورد وارد صحبت شود.(۱۰)

کلام آخر
ادیان، هماهنگ با فطرت آدمی، گرایش به پوشش و عفاف را به‌عنوان یک اصل پسندیده مطرح کردند. در ادیان، صرفاًً به حجاب ظاهری تأکید و بسنده نشده؛ بلکه حجاب باطنی به‌عنوان آراستگی درونی و تلاش در جهت تأدیب نفس برای هر مرد و زنِ متدین توصیه شده است. ادیان در عرصه اصیل خود انسان را به ارزش‌های والای انسانی سوق می‌دهند و از چهره زن، مریم، آسیه، خدیجه و در اوج، فاطمه(سلام‌الله‌علیها) می‌سازند.
* ‌پی نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

حجت‌الاسلام محمد واحدپرست*
جایگاه شب در سبک زندگی اسلامی

احسان آیتی

تاریکی و سکوت را می‌توان دو خصوصیت اصلی شب بیان کرد. پس هرکس به مقداری که از این دو ویژگی در شب بهره‌مند باشد، به همان میزان از فواید شب استفاده کرده است.
در قرآن خداوند در چندین آیه می‌فرمایند که ما آرامش و سکونت را در شب قرار دادیم: «وَ جَعَلَ اللَّیلَ سَكَناً» (أنعام/ 96) و اصلاً سِرّ اصلی ایجاد شب در نظام تکوینی آفرینش که برای انسان خلق شده است، رسیدن به آرامش است، البته این امر، دو مکمل اصلی و مکمل‌های فرعی دیگری نیز دارد.
همسر و خانه نیز دو مکمل اصلی هستند که در قرآن به عنوان آرامش‌بخش‌ها معرفی شده‌اند: «وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا» (روم/ 21)
اگر شب در خانه و کنار همسر باشیم و از سکوت و تاریکی مناسب بهره‌مند باشیم به اوج آرامش و سکونت دست خواهیم یافت.
پزشکان مدام در پی ساختن آرامش‌بخش‌هایی هستند که جوابگوی انسان مدرن تکنولوژی‌زده مضطرب بوده و تسکینی برای فشارهای روانی و عصبی او باشد، ولی زنی که رحمت و مودتش برقرار است و خانه‌ای هرچند کوچک که رونقش به صفای موجود در آن است و مردمی که می‌دانند برای چه به خانه می‌آیند و از نعمت الهی شب چگونه استفاده کنند، فشارهای درونی انسان را از وجودشان خارج می‌کنند و بدین ترتیب، روح آدمی می‌تواند تحمل فشارهای فردا را داشته باشد.
کفران نعمت الهی شب و استفاده نکردن و اسراف کردن این نعمت بزرگ الهی که از الطاف الهی به بندگانش است، از جمله مواردی است که در سبک زندگی اسلامی باید جایگاه ویژه‌ای داشته باشد و جامعه و شهروندان باید با برنامه‌ریزی برای بهره‌مندی مادی و معنوی این نعمت خدادادی تلاش کنند.
برای استفاده درست از این نعمت در گذشته، جامعه اسلامی ساعات کارش با نماز سامان می‌گرفت و قوانین و مقررات اجتماعی و فرهنگی و برنامه‌های رسانه‌هایش به نحوی برنامه‌ریزی می‌شد که شهروندان بتوانند بیشترین استفاده را از شب ببرند.
متأسفانه گاهی دیده می‌شود برنامه‌ریزان جامعه، برنامه‌هایی که برای مردم جامعه اسلامی در نظر می‌گیرند همانند و بلکه بعضاً بدتر از جوامع غیر اسلامی است.
هر مقدار که مردمان جامعه از شب، کمتر برخوردار باشند، بهره‌وری روزانه‌شان کمتر و کمتر می‌شود.
در آموزه‌های دینی جز تعداد اندکی از کارها و وظایف که انجام‌شان در شب جایز شمرده شده است، مانند عبادت، تحصیل علم، مرزداری و... بقیه فعالیت‌ها برای روز در نظر گرفته شده‌اند.
حتی پیشنهاد برقراری رابطه زناشویی نیز هرچه به سحر نزدیک‌تر توصیه شده است تا زوجین پس از خالی شدن از تنش‌های روزانه و بهره بردن از شب، با برقراری رابطه زناشویی و دریافت آرامش از یکدیگر و انجام عبادت‌های سحر بتوانند روزی پر از نشاط و خلاقیت را در پیش داشته باشند.
حتی بهترین زمان برای عبادت‌های شبانه هم نزدیک به سحر قرار داده شده است که روح خالی شده از تنش و فشار، آماده ارتباط با خالقش باشد و پس از آن بتواند بهترین رابطه را با مخلوقات برقرار کند.
در جوامع غربی نیز شهرها در شب تاریک‌تر و خانه‌ها از نور متناسب و مفیدتر و شهر از لحاظ آلودگی صوتی در هنجاری بسیار بهتر از اینجاست و برای کسانی که خودشان نمی‌خواهند از شب و بهره حقیقی آن استفاده کنند، جایگاه‌های مخصوصی در نظر گرفته شده، ولی سیاست‌های کلی اجتماعی و فرهنگی کاملاً در جهت بهره‌مندی شهروندان است. البته به انگیزه آن جوامع کاری نداریم و بحث مستقلی را می‌طلبد.
اگر برای مردم اهمیت استفاده از شب و استراحت و کسب آرامش در آن را بیان کنیم، با دقتی سطحی می‌بینیم چه اعمالی تغییر می‌کند و نظم و تقوایی که خواسته شرع است، حاصل می‌شود.
توجه به این مطلب که افراد باید به استراحت حداکثری برسند، چه زمانی غذا بخورند، چه موقع بخوابند، چند ساعت بخوابند، کی بیدار شوند. مراقب باشند نماز صبح قضا نشود، مهمانی‌ها چگونه برنامه‌ریزی شود، نور خانه‌ها چگونه باشد، رنگ خانه و اتاق خواب چطور باشد، محل خواب به چه نحوی باشد، اهل خانه چگونه و در چه شرایطی بخوابند، برنامه‌های خانوادگی تلویزیون در چه زمانی پخش بشوند و...
پس برای داشتن روزی پر از آرامش و نشاط و شهروندانی آرام و مهربان و جامعه‌ای تمیز و پر شور باید بیشتر درباره شب صحبت کرد.
نشانه اصلی و فرق حقیقی جامعه اسلامی از جوامع غیر اسلامی نیز با فرق و اختلاف‌شان در نحوه و چگونگی طی کردن شب از سوی مردم آن جوامع ارتباط مستقیم دارد. آنچنان که اختلاف و تمایز در بین افراد جامعه هم در حقیقت به نحوه شب آنها ارتباط دارد.
پیامبر(ص) می‌فرماید: در روز در گرماگرم تلاش روزانه، با اینکه نیتت الهی است و رضای حق را می‌طلبی و از عبادت غافل نیستی، اما باید شبت با همه فرق کند. سوره مبارکه مزمل با دستور شب‌زنده‌داری شروع می‌شود و در آیه هفتم می‌فرماید: ای پیامبر(ص) تو در روز تلاش وسیعی داری؛ «إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَويلا» یعنی برای اینکه از پس تلاش روزانه بر بیایی، به عبادت شبانه نیاز داری.
نتیجه اینکه بازنگری در نحوه اداره و مدیریت شب برای کسانی که می‌خواهند زندگی دینی داشته باشند، امری لازم و ضروری است.
برای اینکه توجه کامل به این مطلب بشود، باید تلاش کرد به حداکثر استفاده ممکن از شب دست یافت، اینجاست که برنامه‌ریزی شخصی و در کنارش، برنامه‌ریزی مسئولان برای کمک به شهروندان در اجرای این برنامه صورت می‌گیرد.
وقتی قرار است شخص به بدن و روحش، پس از یک روز کاری، استراحت بدهد و می‌داند، فرصت کمی تا فردا باقی مانده است، اولین مورد در برنامه‌ریزی، مقدار خواب و استراحت شبانه است که خواب هفت ساعته، بهترین مقدار ممکن است.
حال برای اینکه بتواند به این مقدار استراحت دست یابد، متوجه است که باید وعده غذای شام زودتر صرف شود تا خوابی راحت‌تر داشته باشد. پس بهتر است شام در اولین فرصت تاریکی تناول شود. برای اینکه شام به موقع خورده شود لازم است زودتر به منزل بیاید. چون قرار است زود بخوابد، نماز را زودتر و در حد امکان سر وقت می‌خواند.
هنگامی که به میهمانی دعوت می‌شود، بدون رو در بایستی اطلاع می‌دهد که باید ساعت ده شب به منزل بازگردد. ساعت ده که بهترین ساعت برای خوابیدن است. ایامی که شب‌ها کوتاه است پیش از نماز صبح بیدار می‌شود و می‌تواند به عبادت و نافله شب بپردازد. بین‌الطلوعین بیدار بوده و با خانواده صحبت و گفت‌وگو داشته باشد و برنامه‌های روز پیش رو را منظم کند.
چون قرار است بهترین خواب را داشته باشد، در طراحی‌های منزل، سعی می‌شود اتاق خواب در محلی قرار بگیرد که کمترین نور و صدا به آنجا برسد. در انتخاب تشک مناسب دقت می‌کند. رو به قبله می‌خوابد.
از میهمان‌ها درخواست می‌کند زودتر بیایند و پذیرایی از آنان را زودتر شروع می‌کند.
در چنین جامعه‌ای، مسئولان صداوسیما برنامه‌ریزی می‌کند سریال‌های خانوادگی را پیش از ساعت ۱۰ پخش کنند و...
البته این یک قاعده عمومی و کلی است و و طبیعتاً همیشه استثنائاتی هست، اما اگر هدف‌گذاری جامعه به این سمت رفت که باید برنامه شبانه منظم داشته باشند در آن صورت، تفریحات و کارهای آزاد آخر هفته رونق بیشتری می‌گیرد و می‌توان پس از گذراندن یک هفته کم‌تنش و پر بار، آن را با یک آخر هفته کاملاً لذت‌بخش، تکمیل کرد. نه اینکه روز تعطیل به جبران خستگی ناشی از استرس و استراحت نکردن کامل در طول هفته صرف شود.
در این بین، مهم‌ترین کار در فرهنگ‌سازی برای داشتن و ایجاد شدن یک شب عالی و در نتیجه، یک هفته عالی برای مردم را رسانه ملی به عهده دارد.
برنامه‌ریزی برای پخش و حتی بازپخش برنامه‌ها نقش کلیدی اجرا می‌کند و در آن صورت است که دولت با دیدن نشاط و برنامه منظم و دقیق شهروندان به این نتیجه می‌رسد که آیا حق دارد ساعت طبیعی‌ای که مردم با آن خو گرفته‌اند و ساعت طبیعی بدن‌شان را با آن سامان داده‌اند، متناسب با جامعه، جلو یا عقب بکشد.
البته این یک امر دوطرفه است، در جامعه‌ای که مردم خودشان برنامه‌ریزی زندگی را رها کرده و به دست دیگران سپرده‌اند و به اختیار ظاهری بسنده کرده‌اند، دولتمردان نیز برنامه نامنظم و نامتناسب با اقتضای طبیعت و فیزیولوژی بدن آنان برای‌شان طرح‌ریزی می‌کنند.
با توجه به آنچه بیان شد، هنگامی که یک جهت‌گیری کوچک و هدف‌گذاری فردی در درازمدت می‌تواند این‌چنین همه اطراف زندگی را تحت‌الشعاع قرار دهد، چرا در این‌باره کاری صورت نمی‌گیرد؟
* کارشناس و مشاور روانشناسی


آیینه خواص

میثم تمارـ10
گفت‌وگویی از جنس نور!

بیان شد جناب میثم تمار از رویش‌های اسلام بود که به مفاد آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منکُم» عمل کرد و تا پای جان حامی امام خویش بود با آنکه مشهور است پیامبر(ص) را زیارت نکرده بود.
به همین دلیل تبعیت و اطاعت از امیرالمومنین(ع)، صاحب اسرار و علوم خاصی از جانب ایشان شد که همین امر برای عده‌ای گران می‌آمد و از این رو با بهانه‌های مختلف به او هجمه می‌کردند و او را تازه به دوران رسیده‌ای می‌خواندند که اسلام نمی‌داند و علی‌پرست است!
مشهور است روزی میثم تمار (رضی‌الله‌عنه) سوار بر اسبی بود، در کنار مجلس بنی‌اسد به حبیب‌بن‌مظاهر اسدی برخورد و به گفت‌وگو با هم پرداختند و از آینده یکدیگر به هم خبر دادند! بخشی از گفت‌وگوهای‌شان این است: حبیب‌بن‌مظاهر گفت: من پیرمردی را می‌شناسم که جلوی سرش مو ندارد، شکمش بزرگ است و در دارالرزق خربزه می‌فروشد(چنانچه گذشت میثم قبل از کوفه که خرما فروش بوده پیشه‌اش خربزه‌فروشی نیز بود) و در راه دوستی خاندان پیغمبر(ص) او را به دار آویزان کرده و روی چوبه‌دار شکمش را می‌درند!
میثم نیز گفت: من نیز به خوبی مرد سرخرویی را می‌شناسم که دو گیسوی بلند دارد و برای یاری پسر دختر پیامبرش به میدان جنگ رفته و کشته می‌شود و سر بریده‌اش را در کوفه می‌گردانند و سپس از هم جدا می‌شوند.
حاضران در آن مجلس که قدرت درک و هضم این مسائل و اسرار آن را نداشتند، آن دو را به سخره و استهزا گرفته و گفتند: ما فردی دروغگوتر از این دو ندیده‌ایم! هنوز حاضران آن مجلس متفرق نگشته بودند که جناب رشید هجری آمد و سراغ حبیب‌بن‌‌مظاهر و میثم تمار را گرفت، مردم نیز آنچه دیده و شنیده بودند را بیان کردند.
رشید گفت: «خداوند میثم را رحمت کند! فراموش کرد این مطلب را اضافه کند، به آنکه سر بریده حبیب را به کوفه می‌آورد صد درهم جایزه عطا می‌شود.»
و سپس برگشت. حاضران گفتند: به خدا سوگند این مرد از آن دو دروغگوتر است! اما مدتی نگذشت که همه این وقایع اتفاق افتاد. میثم در زمان ابن زیاد بر بالای دار رفت و سر حبیب‌بن‌مظاهر که در کربلا در رکاب امام حسین(ع) به شهادت رسیده بود، در کوچه‌های کوفه چرخید و به حامل سر او همان مقدار که رشید بیان کرده بود، صله دادند!
در روایات آمده است: «العلم نورٌ یقذفه الله فی قلب من یشاء»؛ علم نوری است که خداوند سبحان آن را در سینه هر کس بخواهد، می‌اندازد. روشن است تنها زمانی از علم با عنوان نور تعبیر می‌‌شود که «علم دین» باشد. پس هرگاه آدمی در ایمان به مرتبه امتحان الهی رسیده باشد و از محضر استاد و مربی لایقی چون مولی‌الموحدین حیدر کرار(ع) مستفیض شود، خداوند آن علم را در سینه‌اش گذاشته و نور آن را پراکنده می‌گرداند. یقیناً علم عمار، حبیب و رشید از این جنس بوده است. از این رو مشخص می‌‌شود که چگونه میثم با آنکه زمان کوتاهی در مصاحبت با امیرالمومنین(ع) بود، توانست به درجه کمال علمی برسد.


جانباز دفاع مقدس در گفت‌وگو با صبح صادق مطرح کرد
لحظاتی را که زیر بمباران دشمن خاکریز می‌زدم با تمام دنیا عوض نمی‌کنم

حسن ابراهیمی

جانبازان دفاع مقدس از جمله یادگاران و به عبارتی، شهدای زنده آن دوران هستند که هر کدام‌شان کوله‌باری از خاطرات را با خود دارند. سیدفضل‌الله محمدی مشهور به سیدسقا برای‌مان از یکی از بچه‌محل‌هایش گفت که جانباز است و تمام خانواده‌اش جزو ایثارگران هستند و این فرد به سبب تخصص‌هایی هم که دارد، چند بار برای اجرای چند پروژه و عملیات نظامی پس از دفاع مقدس دعوت شده است. در ادامه بخشی از مصاحبه ما با جانباز سرافراز غلامحسین آبادی را می‌خوانید.

* در رابطه با سابقه خود در دفاع مقدس بگویید؟
آبادی: من در دوران دفاع مقدس در اداره خدمات موتوری شهرداری تهران مشغول بودم. پدرم هم کارمند شهرداری بود. در دفاع مقدس به سبب تخصصی که در هدایت لودر داشتم زمانی که خواستم به جبهه بروم به لشکر 27 حضرت محمدرسول‌الله(ص) که آن زمان تیپ بود، معرفی شدم و کارهای مهندسی را انجام می‌دادم. من را از سپاه یکم اعزام کردند و هرجا که نیاز بود می‌فرستادند، آنجا در خدمت سردار انگشت‌باف بودم. پس از آن به لشکر 10 و تیپ رمضان هم رفتم. مدت کوتاهی هم در اختیار ارتش بودم. در ادامه کارهایم هم باتوجه به اینکه مقدمات تشکیل نیروی هوایی سپاه را حسین کربلایی انجام می‌داد با آنها همکاری کردم. در جنوب و غرب و خیلی از عملیات‌ها هم حضور داشتم و عمدتاً هم کار رانندگی لودر و مهندسی انجام می‌دادم، چرا که این‌کار، تخصص من است. حتی به بسیجی‌ها هم این را آموزش می‌دادم.
* از خانواده‌تان و سابقه ایثارگری‌تان بگویید؟
آبادی: ما هفت برادر بودیم. همه ما به جبهه رفتیم. دو تا از برادرهایم شهید شدند، مجید در عملیات بیت‌المقدس شهید شد و جمشید که پس از عملیات در کردستان به تهران آمده بود در خیابان شهرستانی ترور شد. غلامرضا برادر دیگرم است که او هم با شهید چمران در ستاد جنگ‌های نامنظم بود که در دهلاویه جانباز می‌شود. عباس و امیر هم برادران دیگر من هستند که در جبهه حضور داشتند. پدرم هم حامی ما برای حضور در جبهه بود. مادرم هم بعد از شهادت اولین پسرش فوت کرد. همسرم، همسر و خواهر شهید است. شهید یحیی‌زاده از پاسداران گرمسار و از اولین پاسداران این شهر، همسر اولش بود و برادرش هم شهید بلوچی است. دامادم هم فرزند شهید چاوشی است.
* در چه عملیات‌هایی شرکت داشتید؟
عمده عملیات‌هایی که تا اوایل سال 65 انجام شد و لشکر ۲۷ حضور داشتم.
* الآن چکار می‌کنید؟
آبادی: یک تاکسی دارم و گذران زندگی می‌کنم. الحمدلله. دنبال کار جمع‌کردن سابقه جبهه‌ام هم رفتم، گفتند که شما فقط یازده ماه جبهه دارید. اسناد و حکم‌هایی که دارم خیلی بیشتر از این حرف‌هاست. البته مهم نیست، ما برای این چیزها که نرفتیم. حتی آن زمان حج واجب برایم جور شد، اما به سبب عملیاتی که پیش‌رو بود، نرفتم، هرچند که امروز دیگر توان مالی رفتن به حج را ندارم و یا خیلی از موقعیت‌های دیگری که برایم وجود داشت، اما تمام این‌ها را و تمام عمرم را با یک لحظه از آن زمانی که زیر بمباران دشمن خاکریز می‌زدم عوض نمی‌کنم.
* حال و هوای آن روزها چطور بود؟
آبادی: شب‌های دوکوهه برایم با تمام شب‌های عمرم فرق می‌کرد. آنجا دنیا طور دیگری بود. در منطقه مشغول فعالیت بودیم که حاج‌همت که فرمانده لشکر بود، آمد دست به صورت ما کشید و ما را بوسید و تشکر کرد و رفت. در یکی از عملیات‌ها، نقشه عملیات لو رفته بود و عملیات لغو شده بود، اما ما دیر مطلع شدیم و به مقر لشکر رسیدیم. چند نفر بیشتر در مقر لشکر نبودند. یک نفر ما را خیلی تحویل گرفت، برای‌مان غذا درست کرد، چایی داد و خوابیدیم. صبح متوجه شدیم که «اکبر زجاجی» از فرماندهان لشکر است که ما را شرمنده خود کرده است.
در «کانی‌مانگا» برای اجرای کارهای مهندسی و ساخت انبار، بعدازظهر سوار بر لودر حرکت کردیم، برادر مصطفوی، مسئول تأسیسات لشکر بود و می‌خواست برای تأسیسات انبار بزند، خودش با موتور جلو رفت و من پشت سرش با لودر. یک دفعه به من گفت حرکت نکن، رفتی وسط میدان مین، من لودر را خاموش کردم و او رفت تا بچه‌های تخریب را بیاورد. دو ساعت روی لودر نشستم، کم‌کم داشت غروب می‌شد. او هم نیامد، دیگر اعصابم خرد شد، چون اگر تاریک می‌شد، دیگر نمی‌شد کاری کرد. لودر را روشن کردم، دنده عقب زدم و از میدان مین بیرون آمدم. البته این خطرناک‌ترین کار ممکن بود. مصطفوی با تخریبچی‌ها چند دقیقه بعد رسید. پس از بررسی بچه‌های تخریب فهمیدم که امداد غیبی بوده که من و این لودر الآن سالم اینجا هستیم، چرا که اطرفم و زیر چرخ‌های لودر، مین‌های والمر و ضدخودرو و تانک بود که هیچ‌کدام عمل نکرده بود. بچه‌های رادیو پس از این قضیه در همان کانی‌مانگا با من مصاحبه کردند و من به عنوان امداد غیبی، این ماجرا را تعریف کردم.
*در آخر اگر صحبت دیگری دارید، بفرمایید؟
آبادی: نمی‌دانم چرا اینجا آمدم و این حرف‌ها را زدم؟! فقط این را باید بگویم که همه چیز در گمنامی است. ‎


یادداشت
علیرضا جلالیان

اتحادیه سرویس‌های اطلاعاتی محور مقاومت
هفته گذشته حجت‌الاسلام والمسلمین «سیدمحمود علوی» وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، در همایش بزرگ طلاب و روحانیون قم با اشاره به شکل‌گیری نوع جدیدی از همکاری‌های امنیتی و اطلاعاتی در کشورهای محور مقاومت، تلویحاً به شکل‌گیری اتحادیه‌ای از سرویس‌های اطلاعاتی در میان این کشورها اشاره کرد. موضوعی که می‌تواند در برقراری امنیت در منطقه نقش بسزایی داشته باشد. بر اساس آموزه‌های علمی و تجربی، اطلاعات، مبنای اصلی تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری است. در این میان، سرویس‌های اطلاعاتی با هوشمندی و بررسی موشکافانه و دقیق در حوزه‌های مختلف مرتبط با امنیت، تصمیم‌گیری و اقدام لازم برای رسیدن به هدف مورد نظر را تسهیل می‌کنند. در این زمینه هم وزیر اطلاعات اشاره‌ای به همکاری سرویس‌های اطلاعاتی مورد نظر با حزب‌الله در رابطه با پس‌زدن و نابود کردن پایگاه‌های داعش در لبنان داشت. در حال حاضر از این دست همکاری‌ها وجود دارد و با تحولات اخیر به‌خصوص با شکل‌گیری جریانات تروریستی تکفیری در منطقه و تهدیدات و جنگ‌های تحمیلی از سوی رژیم صهیونیستی علیه لبنان، نوار غزه و کرانه باختری، این همکاری‌ها رو به فزونی است و عملاً مقدمات تشکیل چنین اتحادیه‌ای چیده شده است. البته در این میان نباید نقش بی‌بدیل سربازان گمنام امام زمان(عج) در نیروی قدس سپاه را نادیده گرفت. فعالیت‌هایی که با رسمیت‌یافتن این نیرو در سال 1368 به صورت منسجم آغاز شد و امروز با شدت گرفتن تقابل جبهه استکبار و ارتجاع با انقلاب اسلامی و با روی کار آمدن دوستان انقلاب اسلامی در کشورهای محور مقاومت نتیجه داده است و لزوم پیمان‌های دفاعی- امنیتی و نیز اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی میان آنها را فزونی بخشیده است.
به نظر می‌آید با توجه به بالا بودن هزینه‌های جنگ نظامی و وجود دشمنی با دو جبهه تکفیر و استکبار در مقابل جریان انقلاب اسلامی و مقاومت، یکی از بهترین گزینه‌ها، تشکیل چنین اتحاد اطلاعاتی بین محور مقاومت است. با در نظر گرفتن یک اتحاد عظیم از دستگاه‌های اطلاعاتی دشمنان در مقابل جبهه مقاومت و اقدامات گسترده و هماهنگ آنها، شاید بتوان چنین قضاوت کرد که فرصت چنین اقدام راهبردی و اساسی در بین کشورهای جبهه مقاومت بسیار محدود است و تعلل در این کار می‌تواند دستیابی به اهداف پیش‌بینی شده را دچار اخلال کند.
برای نمونه؛ جریان تکفیری در منطقه که حاصل همکاری سرویس‌های اطلاعاتی دشمن در منطقه و فرامنطقه است، یک تهدید اساسی برای کل دنیا است. بر همین اساس، با یک همکاری دقیق و درست از سوی چنین اتحادی در محور مقاومت می‌توان جهت حرکت را به‌گونه‌ای تنظیم کرد که خود حامیان این گروه‌های تروریستی مجبور به نابود کردن این غده‌های سرطانی شوند و خطر آن برای حامیان‌شان کمتر از دیگران نباشد. 


گلی از باغ

«درد» روایت کدام درد است؟
شروع ماجرا از سه ماشین سیاه و دودی تشریفات است که با ورود ناخودآگاه‌شان به خیابان دزاشیب، شهید حسینیِ ویلچرنشین را روی پل آهنین، روبه‌روی دفتر انتشارات، کنار جدول گیر می‌اندازند. یکی از چرخ‌های ویلچر در فاصله دو میله پل بر روی جوی آب گیر می‌کند و شهید حسینی که درست مقابل دفتر انتشارات به سختی می‌ماند و عملاً قادر به حرکت نیست.
...در همین حین، ماجراهای شناسایی‌اش برای عملیات آبی را مرور می‌کند و در این میان، نویسنده با رفت و برگشت‌هایش (فلاش‌بک و فلاش‌فوروارد) در عین حال، داستان را از زبان این روزهای شهید حسینی و روزهای جنگش تعریف می‌کند.
شهید حسینی اسم شخصیت اصلی داستان است که در جبهه او را با پیشوند «شهید» صدا می‌کردند. اسمش علی بود. این داستان مقدمات عملیات عاشورا و شناسایی‌های آبی‌اش را شرح می‌دهد. «صادق کرمیار» نویسنده این رمان است. به‌گفته او این رمان در ابتدا قرار بود فیلمنامه برای یک سریال ۲۶ قسمتی شود. برای اینکه این فیلمنامه به‌طور کل از بین نرود، آن را به یک رمان تبدیل کردند. مخاطب در طول مسیر داستان و روایت زندگی شهید حسینی، با چند جای اساسی روبه‌رو می‌شود که به وضوح از «درد» صحبت شده؛ دردهایی که بعضی‌شان جسمی است و بعضی روحی، لذا نام رمان، «درد» گذاشته شده است.
یکی از نکات جالب و شاید منحصربه‌فرد این کتاب، استفاده از اطلاعات نیروهای استخبارات (شناسایی و اطلاعات و عملیات عراق) در آن است. شهید حسینی در حین جمع‌آوری اخبار و اطلاعات برای نوشتن کتاب با فرمانده استخبارات عراق در همان زمان روبه‌رو می‌شود، از قضا او هم یادداشت‌های روزانه از وقایع همان دوران دارد. این جذابیت‌ها طوری است که می‌شود رمان ۴۲۰ صفحه درد را راحت و باعلاقه خواند.
رمان درد را انتشارات عصر داستان در آبان ماه سال ۱۳۹۲ در دو هزار و پانصد نسخه برای اولین‌بار چاپ و روانه بازار کتاب کرد.


قبیله آفتاب

یک لیوان آب هم نمی‌توانم به دست کسی بدهم...
در منطقه حاج‌عمران بودیم، ابوالقاسم، فرماندهی گروهان را بر عهده داشت و بی‌محابا به قلب دشمن می‌زد، اما ناگهان گلوله‌ای به زمین اصابت کرد و ترکشی داغ در ریه ابوالقاسم فرو رفت؛ خون سرخش چون رودی زلال از گلویش جاری شد، بچه‌ها سعی داشتند او را به عقب انتقال دهند، اما ما را به جان فاطمه‌الزهرا(س) قسم داد تا بگذاریم بر روی خاک جان بدهد. بچه‌ها به ناچار او را رها کردند و بعد از شکستن محاصره، پیکرش را به عقب انتقال دادند. وقتی پیکر او را به شهر بازگرداندیم، هیچ‌کس نمی‌دانست او فرمانده گروهان و رادمرد عرصه جنگ است، چرا که همیشه به خانواده می‌گفت: «من در جبهه حتی یک لیوان آب هم نمی‌توانم به دست کسی بدهم...»
به نقل از همرزمان شهید ابوالقاسم چوپان
شهر تاریخی استهبان (فارس) در سال 1341 میزبان ستاره‌ای درخشان به نام ابوالقاسم بود. ابوالقاسم در کنار پدر و در سایه تربیت عالمانه‌اش پرورش یافت. در سن شانزده سالگی، در اوج قیام ملت صبور ایران، درس و مدرسه را در سال اول دبیرستان رها و به شیراز مهاجرت کرد. او تا دو سال بعد در مغازه‌ای مشغول به کار و آماده خدمت سربازی شد، اما به دلیل مشکل انگشتان دستش از خدمت معاف و راهی میادین نبرد حق علیه باطل شد. او مردانه با سمت فرمانده گروهان لشکر 33 المهدی(عج) به جنگ پرداخت و هر سه ماه یک بار به خانه بازگشت. در عملیات رمضان در بیمارستان شماره 2 شهید فیاض‌بخش تهران بستری و پس از چند روز از بیمارستان مرخص شد و به استهبان بازگشت. خانواده اصرار داشتند او در شهر بماند، اما ابوالقاسم پس از سه روز راهی جبهه شد و گفت: «می‌روم یا خوب می‌شوم و برمی‌گردم و یا شهید می‌شوم.» در راه، پولی که برادرش برای کمک به جبهه داده بود آبلیمو، کفش و جوراب برای رزمندگان خرید. عملیات والفجر2 یادمان پرواز آسمانی غیورمردی صبور بود که در سوم مرداد ماه سال 1362 در سن 21 سالگی در منطقه حاج‌عمران بر اثر اصابت ترکش به ریه، به شهادت رسید.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

به بهانه برگزاری هشتمین جشنواره فیلم مستند
تراژدی حقیقت در جشنواره سینماحقیقت!
مهدی امیدی

هشتمین دوره جشنواره فیلم مستند «سینما حقیقت» از نهم تا شانزدهم آذرماه از سوی مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی وزارت ارشاد برگزار شد. در این جشنواره، فیلم‌های مستند برگزیده یک سال اخیر به نمایش درآمد. برخی از آثار حاضر در این جشنواره، خوش درخشیدند. ازجمله مستند «ابرها در راهند» به کارگردانی محمدعلی فارسی با موضوع افرادی که در کشورهای غربی به دین اسلام می‌گروند. یا مستند «چه کسی ما را کشت؟» به کارگردانی محمدحسین جعفریان که به شهادت دیپلمات‌های ایرانی در افغانستان می‌پردازد. مستند «اتاق جنگ» به کارگردانی مصطفی حریری نیز با مضمون پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران، از دیگر آثار قابل‌توجه این دوره از جشنواره سینماحقیقت بود.
اما با وجود این آثار خوب، هشتمین دوره جشنواره سینماحقیقت به‌دلیل برخی حواشی، عاقبت‌به‌خیر نشد! حاشیه‌هایی که مانند سرطان، تنها در یک یا چند نقطه از کالبد این جشنواره روییدند؛ اما کل این کالبد را فلج کرده و به کام مرگ بردند! این حواشی، با نام و هدف این جشنواره ـ یعنی حقیقت ـ در تعارض بودند.
شروع همه مشکلات این جشنواره با قرار گرفتن نام فیلم‌سازان بدسابقه در فهرست هیئت انتخاب و هیئت داوری جشنواره آغاز شد. وقتی نام فیلمسازی که در داخل و خارج از کشور به ساخت آثار غیراخلاقی مشهور است و اسم برخی از فیلم‌هایش به قدری شنیع است که نمی‌توان ذکر کرد در هیئت انتخاب هشتمین جشنواره سینماحقیقت قرار گرفت، می‌شد حدس زد که باید منتظر ورود فیلم‌هایی با محتوای ناجور باشیم و همین طور هم شد! وقتی نام کارگردان یک فیلم تمام ضدایرانی که در توهین به مردم ایران و ارزش‌های اعتقادی و میهنی این سرزمین، روی فیلم‌های ضدایرانی هالیوود را سفید کرده بود، در میان داوران جشنواره دیده شد، لاجرم باید نام فیلم‌های حامی طاغوت را هم در میان برگزیدگان این جشنواره می‌دیدیم.
تراژدی فرهنگی جشنواره سینماحقیقت وقتی اتفاق افتاد که یک مستند در ستایش از استبداد پهلوی، موسوم به «چنارستان» در آن به نمایش درآمد و چند جایزه هم گرفت! البته این فیلم از سوی ایادی رژیم منحوس پهلوی ساخته نشده است، بلکه در شناسنامه آن، نام «مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی»(وابسته به سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) به عنوان تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار این فیلم ثبت شده است! فیلمی که به بهانه پرداختن به تاریخچه خیابان ولی‌عصر(عج) به تقدیس دیکتاتوری پهلوی پرداخته است! ظاهر فیلم، مرثیه‌سرایی برای چنارهایی است که در این خیابان بوده‌اند و حالا نیستند، اما باطن فیلم، سوگواری برای طاغوت است! شگفت‌آور است! در دورانی به‌سر می‌بریم که در جای جای جهان، قیام ملت‌ها علیه دیکتاتورها، خواب آرام نظام سلطه را بر هم زده است. از بحرین و مصر گرفته تا آمریکای لاتین و حتی در خود آمریکا که این روزها صحنه اعتراض به نژادپرست‌هاست، اما در سرزمین ما که خودش مبدأ مبارزه با استبداد در تاریخ معاصر جهان بوده، مدعیان روشنفکری، ده‌ها سال به عقب برگشته‌اند و تازه به یاد ستایش از دیکتاتورها و نژادپرستان افتاده‌اند! آنقدر هم آزادگی و شرافت ندارند که با پول خودشان این کار را کنند، بلکه با پول نظام اسلامی به بازنمایی انگاره‌های ارتجاعی و عقب‌افتاده خود می‌پردازند.
کارگردان فیلم چنارستان، «هادی آفریده» است. او پیشتر به‌دلیل ارتباط مشکوک با شبکه بی‌بی‌سی انگلیس از سوی نهادهای امنیتی بازداشت شده بود. وی همچنین پیش از این مستندی به نام «خاطرات نی‌آوران» ساخته بود. مستندی که با پول دولت و به نام اثری به مناسبت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ساخته شده بود، اما همان فیلم هم به تملق‌گویی دیکتاتوری پرداخته بود که به زباله‌دان تاریخ افتاده است. خلاصه داستان مستند جدید آفریده نیز ستایش از چنارهای کاشته شده از سوی رژیم پهلوی در یک خیابان است! فیلمی در ستایش از چنارهای پهلوی و در تخاصم با سروهای انقلاب اسلامی. این فیلم به تحریف تاریخ می‌پردازد. از یک طرف همه جنایت‌ها و خیانت‌های رژیم ستمشاهی در ایران را نادیده می‌گیرد و در مقابل، آنچه از انقلاب اسلامی نمایش می‌دهد به جز بدی نیست! از طرف دیگر هر آنچه به دوران پیش از انقلاب ارجاع می‌دهد، نیکی و سپیدی و زیبایی است و هر چه زیبایی و خدمت و حماسه در نظام اسلامی بوده است را بی‌رحمانه «سانسور» می‌کند!
اما مشکل هشتمین جشنواره سینماحقیقت، فقط به محتوای آن محدود نمی‌شود. طی روزهای برگزاری جشنواره، بارها هنرمندانی به انتقاد از بی‌نظمی در برگزاری این جشنواره پرداختند. برای نمونه، «توفیق‌جو» کارگردان مستند «زار خاک» با گلایه از وضعیت نمایش فیلمش در هشتمین جشنواره سینماحقیقت در نامه‌ای سرگشاده خطاب به سید‌مهدی طباطبایی‌نژاد، دبیر این جشنواره نوشت: «جشنواره‌ای که شما دبیری آن را به عهده دارید فیلم ـ سابق من ـ را با نازل‌ترین کیفیت بازسازی کرد... چطور توانستید هنر را که ذاتش زیبایی است، زشت به تصویر بکشید؟ سخت نبود؟» همچنین سپهری، دیگر کارگردان شرکت‌کننده در این جشنواره نیز در مصاحبه‌ای با روزنامه بانی‌فیلم گفته است: «برنامه‌ریزی‌های جشنواره حقیقت در حد و اندازه نام آن نیست. متعجبم از اینکه جشنواره معتبری مانند جشنواره فیلم حقیقت کیفیت را فدای اهمال‌کاری کرده است.»


هالیوود؛ تبلیغاتچی نژادپرستی
حسین کارگر

خیزش‌های اعتراضی اخیر رنگین‌پوست‌ها در آمریکا که با حمایت برخی سفیدپوست‌های آگاه نیز همراه شده است، گویای آن است که خون نژادپرستی همچنان در رگ‌های نظام حاکم بر آمریکا جریان دارد. بازتاب این جریان را در سینمای آمریکا نیز می‌توان دید.
نژادپرستي، در تاريخ سينمای غرب ریشه دارد، به طوری که بانیان اصلی توسعه هنرهفتم در غرب، همه زرسالار و استعمارگر بودند. سينما به دست برادران لومير در فرانسه متولد شد، اما جادوي اين اختراع خيلي سريع توجه سرمايه‌دارهاي يهودي مقيم آمريکا را به خود جلب کرد. اين بود که نهال سينما به سرزمين گاوچران‌ها تبعيد شد و در آنجا نشو و نما يافت و شد آنچه امروز به نام «هاليوود» سرتاسر جهان را در بر گرفته است.
سينما در سلطه همان کساني بزرگ شد که قاره آمريکا را اشغال کردند و ميليون‌ها نفر از ساکنان بومي آنجا را به جرم سرخ‌پوست بودن به خاک و خون کشيدند. سينما طي يک قرن به دست دزدان دريايي افتاد؛ همان‌ها که با استثمار و به بردگي گرفتن سياه‌پوستان و غارت ثروت سرزمين‌هاي ديگر به زندگي خود ادامه دادند. همانان که فرزند نامشروعي را در جوار کشورهاي اسلامي زاييده‌اند و 70 سال است با تفکراتي صهيونيستي، کاري جز قتل‌عام مردم بي‌گناه و زنان و کودکان نمي‌کند. بانيان هاليوود کساني هستند که امروز هم تنها با قاچاق انسان و تجارت اسلحه و جنگ و مکيدن خون انسان‌ها، زنده مانده‌اند.
چنين سينمايي، طبيعتاً همرنگ مالکان و والدينش بار مي‌آيد. اين است که سينماي آمريکا همواره شکل و شمايلي نژادپرستانه داشته و عليه انسان‌هاي ديگر با مليت‌ها و مذاهب مختلف نفرت‌پراکني مي‌کرده است. در فيلم‌هاي هاليوودي، مردم ساير ملت‌ها و نژادها، به‌ويژه مسلمانان، ايراني‌ها، آسيايي‌ها و سياه‌پوستان يا در مقامي پست قرار دارند يا در بهترين حالت، انسان درجه دو محسوب مي‌شوند. نگرش نژادپرستانه سينماي غرب از همان نخستين سال‌هاي آغاز به کار سينما رايج بود. مانند فيلم «تولد يک ملت» ساخته پدر سينماي داستانگوي جهان «ديويد وارک گريفيث» که در آن سياه‌پوستان موجوداتي پليد هستند و حتي قتل‌عام آن‌ها، امر مقدسي جلوه پيدا مي‌کند!
همچنان است، نگاه ضداسلامي سينماي آمريکا که باز هم به همان اولين فيلم‌هاي تاريخ سينما برمي‌گردد. مانند فيلم «رقص هفت زن محجبه» که اديسون در سال 1897 آن را ساخت و يا فيلم «عرب مسخره» به کارگرداني «ژرژ ملي يس» نگاهي را ارائه دادند که پس از واقعه 11 سپتامبر سال 2001 به يکي از محورهاي اصلي هاليوود تبديل شد. اقدامي که از سوي برژينسکي، سیاستمدار آمريکايي با تبليغات ضديهودي نازي‌ها قابل مقايسه است. او در بخشي از مقاله‌اي که در سال 2007 در روزنامه واشنگتن‌پست منتشر کرد، نوشت: «صنعت فيلم‌سازي نيز در اين خصوص اقدام کرده است. در سريال‌هاي تلويزيوني و فيلم‌ها، شخصيت‌هاي اهريمني با قيافه و چهره‌هاي عربي(اسلامي) که گاهي با وضعيت ظاهري مذهبي، برجسته مي‌گردند، نشان داده مي‌شوند که از اضطراب و نگراني افکار عمومي بهره‌برداري کرده و ترس از اسلام را بر‌مي‌انگيزند. کليشه صورت‌هاي اعراب(مسلمان‌ها) به ويژه در کاريکاتورهاي روزنامه‌ها، به نحو غم‌انگيزي يادآور تبليغات ضديهودي نازي‌هاست. به‌تازگی حتي برخي سازمان‌ها و تشکل‌هاي دانشجويي دانشگاه‌ها درگير چنين تبليغي شده‌اند که ظاهراًً از خطرات ارتباط ميان برانگيختن نژادپرستي و انزجار مذهبي و برانگيختن جنايات بي‌سابقه هولوکاست بي‌خبرند.»


 خبرها

درخواست حاتمی‌کیا از خانواده شهدا
ابراهیم حاتمی‌کیا در یادواره 44 شهید دانشگاه شهید منتظری مشهد اظهار داشت: ما نیازمند کمک خانواده شهدا هستیم، چراکه کمک آنها سبب می‌شود تا داستان‌های متفاوت با موضوعات مختلف در ارتباط با زندگی شهدا ساخته شود. وی ادامه داد: از خانواده شهدا می‌خواهم، نویسندگانی را پیدا کنند تا خاطرات عزیزان‌شان را بنویسند، چراکه خاطرات شهدا آن طور که باید هنوز به نگارش درنیامده است و به همین دلیل ساختن فیلم در زمینه دفاع مقدس سخت است.

بزرگ‌ترین آرزوی شهاب حسینی

شهاب حسینی گفت: بزرگ‌ترین آرزویم پیش از مردن ساختن یک اثر درباره امام حسین(ع) است. این بازیگر سینما و تلویزیون در بخشی از گفت‌وگوی خود با خبرگزاری فارس اظهار داشت: جدای از عشقی که با تولد ما مسلمان‌ها در وجودمان متجلی می‌شود، کتابی است که از مادرم یادگاری گرفتم به نام «آنکه هرگز تسلیم نشد» نوشته آقای محمد رشاد در گروه سنی نوجوان، سال نشر 1345... من در این ایام با خلوت خودم و فکر به فلسفه وجودی امام حسین(ع) راه و مرام ایشان را سپری می‌کنم. بزرگ‌ترین آرزویم پیش از مردن ساختن یک اثر از روی کتاب آقای رشاد است به دلیل اینکه حظی که از کتاب گرفتم انتقال بدهم، دنبال این هستم که با سرمایه خصوصی این کار را انجام دهم. به لطف خدا یک آدم اهل دل پیدا خواهم کرد که این کار را بسازم.

​ آهنگران، دبیر اکران‌های مردمی جشنواره عمار شد

حاج‌صادق آهنگران، خالق نواهای حماسی دوران دفاع مقدس، خود وظیفه دبیری اکران‌های مردمی پنجمین جشنواره مردمی فیلم عمار را بر عهده گرفت. آهنگران در این باره گفت: همان طور که در دوران دفاع مقدس، مردم سراسر کشور با تمام قوا و امکانات‌شان به حمایت و پشتیبانی از رزمندگان اسلام پرداختند، شایسته است که امروز نیز با مهیا کردن شرایط اکران و دیده شدن این آثار در جشنواره عمار، موجبات دلگرمی فیلمسازان و هنرمندان جوان انقلاب را فراهم آورند. گفتنی است پنجمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار از نهم دی، همزمان در تهران و سراسر کشور برگزار می‌شود و علاقه‌مندان برای مشارکت در اکران‌های مردمی می‌توانند از همین امروز به عنوان اکران‌کننده، برای ثبت‌نام به وبگاه ammarportal.ir مراجعه کنند و یا نام شهر خود را به همراه عبارت «درخواست اکران» به سامانه 30001801 ارسال نمایند.


گزیده مطالب

جلوه‌هایی از حقیقت وجودی پیامبر اعظم(ص) در قرآن کریم
اگر قرآن کریم، کلام تشریعی حضرت حق است، پیامبر اکرم(ص) کلمه‌الله‌الاعظم و کلام تکوینی خدا است. اگر قرآن کتابی است با حقایق جاودانه و همیشگی، پیامبر اکرم(ص) نیز حقیقتی عینی و جاودانه است. اگر قرآن بطون و لایه‌های معنایی و مصداقی عمیق و گسترده‌ای دارد که تلاش برای کشف آن حقایق باید استمرار داشته باشد، پیامبر اکرم(ص) نیز ذخیره‌ای تمام‌نشدنی و حقیقتی است عینی و انسانی که شناخت ابعاد مختلف شخصیت ایشان و دستیابی به عمق سیره، سلوک و سنت آن حضرت به جهاد و اجتهادی مستمر نیازمند است. اگر نیاز بشریت به قرآن هرگز پایان نمی‌یابد و تکامل علمی و اجتماعی انسان، نیاز او را به حقایق قرآن کریم نه تنها کاهش نمی‌دهد که روزافزون می‌سازد، نیاز انسان امروز و فردا به پیامبر اکرم(ص) و درس‌ها و آموزه‌های ایشان پایان‌ناپذیر است و اگر اسلام خاتم ادیان و قرآن خاتم کتب آسمانی است، پیامبر اکرم(ص) خاتم‌الانبیاء و قله رفیع کمال انسانی است. او خلیفه‌الله‌الاعظم و واسطه ابدی نزول فیض‌الهی است که: «و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین». قرآن کریم نسخه مکتوب حقیقت نور محمدی(ص) و پیامبر اکرم(ص) آینه تمام‌نمای صفات حسنای حق و نور مطلق خداوند متعال بر عالم و آدم است.
او «عبدخدا» معرفی شده است که با عبودیت و بندگی ذات حق، به عالی‌ترین درجه عبودیت دست یافته و از همه تعلقات و وابستگی‌ها رها شده است. گستره فیض و لطف نبی‌اکرم(ص) نه تنها همه مردمان و آدمیان که عالمیان را شامل شده و آن حضرت به عنوان «رحمه للعالمین» معرفی شده است.... این توصیف‌ها گوشه‌ای از معرفی پیامبر(ص) در قرآن است که مروری همراه با تأمل و درنگ در این آیات و دیگر آیات، می‌تواند آفاق و ابعاد شخصیت الهی نبی اکرم(ص) را برای ما روشن سازد.
علاوه بر این، برخی سوره‌های قرآن کریم اساساً در شأن پیامبر اکرم(ص) است و این غیر از سوره‌هایی است که به وجود مبارک آن حضرت تأویل شده است. «یس» که قلب قرآن کریم است و سرچشمه‌هایی از معرفت و حکمت از آن جاری است، به پیامبر اکرم(ص) منسوب است. سوره ۴۷ قرآن کریم به نام نامی آن بزرگوار: «محمد» نهاده شده است، علاوه بر این سوره فتح، سوره حجرات، سوره نجم، سوره مجادله، سوره تحریم، سوره قلم، سوره مزمل، سوره مدثر، سوره بلد، سوره ضحی، سوره شرح (انشراح)، سوره تین، سوره علق، سوره قدر، سوره کوثر برخی از سوره‌هایی است که ناظر به شأن و جایگاه عظیم و مرتبه رفیع آن حضرت در پیشگاه خداوند متعال است. هر یک از این سوره‌ها و آیات نورانی آن، مالامال از حرمت و لطفی است که خالق متعال برای این برترین بنده مقرب خود قائل است.
پیامبر اکرم(ص) نه تنها مبلغ دین الهی و معلم آیات حکمت که مربی و اسوه انسان‌ها است: «لقدکان لکم فی رسول الله اسوه حسنه». بنابراین پیوند پیروان آن حضرت با این وجود مقدس، هنگامی معنا‌دار و مؤثر است که آن بزرگوار را به عنوان مقتدا، امام، الگو و پیشوای حقیقی بشناسند و در مسلک و سلوک، از ایشان پیروی کنند. آیات فراوانی از قرآن کریم احکام و دستور‌هایی را خطاب به پیامبر اکرم(ص) بیان می‌کند که خطوط روشن الگو بودن آن حضرت را ترسیم و سرمشق‌هایی را که پیروان آن بزرگوار باید برای خود «اصل» قرار دهند، مشخص می‌‌کند. نگاهی گذرا به این سرمشق‌ها، جامعیت دین و عرصه‌های گوناگونی را که باید یک مسلمان واقعی بدان توجه داشته باشد، تبیین می‌‌کند.
اکنون می‌توان با درنگ و تأملی عمیق در این آیات صریح الهی، به ریشه اصلی گمراهی و حیرت و تباهی که امت اسلام بدان دچار آمده است، پی برد. اگر فاصله امت با پیامبرش این چنین ژرف و عمیق نبود، هرگز امت پیامبر(ص) به چنین روزگاری گرفتار نمی‌آمد. تفرقه و اختلاف به جای وحدت و اتفاق، جهل و نگرانی به جای علم و آگاهی، ظلم و بی‌انصافی به جای عدل و داد، رفاه‌زدگی و اسراف به جای دستگیری و انفاق، دشمنی و خصومت به جای مهربانی و گذشت، انفعال و تسلیم در برابر بیگانگان به جای مقاومت و جهاد و بالاخره پذیرفتن ولایت و حاکمیت کافران به جای ولایت و حاکمیت رسول خدا(ص) و جانشینان او... حقایق تلخی است که امروز در جهان اسلام شاهد آن هستیم و نشان می‌دهد فاصله‌ای ژرف بین امت و پیامبر(ص) وجود دارد که جز با بازگشت به قرآن و خطوط روشن آن ـ که در گرو پیروی و تأسی به تجسم عینی و انسانی آن است ـ این فاصله ژرف پیموده نخواهد شد.
باشد که به مدد جلوه‌ای از فیض «رحمه للعالمین»، امت او از غفلت و جهالت رهایی یابند. ان‌شاءالله
حسین استادولی


تریبون

جمع‌بندی تریبون‌ـ ۱۸
راهکار شما برای حل مسئله اشتغال جوانان چیست؟

هجدهمین هم‌اندیشی پیامکی تریبون سال ۹۳ را با بررسی و واکاوی نظرات شما همراهان عزیز در رابطه با یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های ذهنی نسل جوان و خانواده آنها یعنی اشتغال، جمع‌بندی می‌کنیم.
اقتصاد مقاومتی
در همین راستا «معصومه آقایی» از علی‌آبادکتول معتقد است که دولت باید جوانان را به سمت اقتصاد مقاومتی سوق دهد و در ادامه با اشاره به ظرفیت‌های بسیج سازندگی، دولت را بر استفاده از این ظرفیت عظیم توصیه کرده است. عملی کردن اقتصاد مقاومتی نکته مهمی بوده که «فاطمه رحیم‌پور» از خرم‌آباد آن را مطرح کرده است و «علی دهقانی» از یاسوج هم با تأکید بر دستور رهبر معظم انقلاب مبنی بر اقتصاد مقاومتی گفته است می‌توان با تکیه بر امکانات داخلی، جوانان را مشغول به کار کرد.
آموزش حرفه‌ها به جوانان
«ستار ظریف‌احمدی» از گنبد، مسئله اشتغال را یک مسئله جهانی دانسته و معتقد است که آموزش حرفه‌های مورد نیاز جامعه در مراکزی مخصوص این امر و حمایت‌های دولتی با اعطای وام‌های قرض‌الحسنه و نیز نظارت شدید بر مصرف این وام‌ها در محل خود می‌تواند در امر اشتغال مؤثر باشد و از طرفی، نوسازی و بازسازی صنایع هم در این امر مؤثر است، چرا که کارخانه‌ها با این کار تعطیل نمی‌شوند.
تحصیل در رشته شغل‌هایی که در جامعه وجود دارد، هماهنگی و ارتباط کارخانه‌ها با دانشگاه‌ها و مراکز آموزشی، تعدیل کردن توقعات جوانان، پشتیبانی و حمایت دولت به صورت یک حرکت جهادی، از جمله نظراتی بوده است که «فخراله رمضانیان‌کلیشمی» از کرج در این زمینه دارد.
«مهدی میرزازاده» از آذرشهر، مقابله با قاچاق کالا به کشور، حمایت دولت از تولیدکننده داخلی و متکی‌نبودن به ذخایر زیرزمینی را بهترین اشتغال‌زایی برای جوانان دانسته است و بها به کشاورزی و استفاده مناسب از اراضی غیرقابل استفاده، شناسایی کالاهای وارداتی و تمرکز بر تولید آن در داخل را هم، «اکبر سیاهی» از مرند، مطرح کرده است.
خروج بازنشسته‌ها از چرخه اشتغال
«رؤیا قهرمان‌زاده» از ارومیه، با بیان اینکه در بسیاری از ادارات، افراد را پس از بازنشستگی دوباره با حقوق جداگانه نگه می‌دارند، این امر را موجب نبود سمت برای افراد دیگر در سازمان و در نهایت، عدم اشتغال جوانان کشور می‌داند و «مجید محقق» از ایلام هم در نظری مشابه گفته است، با عنایت به اینکه عده‌ای از مسئولان پس از بازنشستگی همچنان در همان جایگاه قبلی خودشان با حقوقی مضاعف باقی می‌مانند، مسلم است که جایی برای جذب نیروی جدید باقی نمی‌ماند. پس، اولین کار این است که بازنشستگان جای خود را به نیروهای جدید بدهند.
اعتماد به جوانان و واگذاری مسئولیت‌ها
«ابوذر دانشور» از سروستان فارس «سپردن مسیر توسعه و اشتغال‌زایی به جوانان و دانشگاهیان متعهد به‌جای در حاشیه قراردادن آنها و اعتماد طولانی و مداوم به جوانان متعهد و بسیجی» را راهکار اشتغال می‌داند.
«سیداکبر ایمانی» از چرام هم گفته است که باید جوانان را در کارگاه‌ها آموزش بدهند و بعد از آنها حمایت کنند و مرتب به آنها گوشزد کنند که آینده متعلق به شماست تا اعتماد به نفس خوبی به دست آورند.
اصلاح قوانین
از بین بردن کاغذبازی، اعتماد به جوان‌ها، اصلاح قوانین کار، اشتغال به تحصیل متناسب با نیاز روز را هم «عرب‌پور» از همدان بیان کرده است.
«سجاد قادری» از کرمانشاه بر استفاده از توان بخش خصوصی برای ایجاد کارخانه‌ها و مراکز تولیدی مورد نیاز در مناطقی از کشور که آمار بیکاری جوانان در آنجا بیشتر است، تأکید دارد و «حبيب رضائي» از شال، استفاده حداکثري از ظرفيت‌هاي موجود کشور، از جمله بسيج را براي آموزش، نظارت، مديريت امور اشتغال و کارآفريني بسيار موثر می‌داند.
«محسن نورعلی‌پور» از هرسین گفته است: افزایش رشته‌های تحصیلی فنی و مهندسی در هنرستان‌ها، دانشگاه‌ها و مشاغل به نسبت نیازمندی‌های کشور و حمایت مالی مطلوب دولت از این مشاغل برای تشویق افراد جهت فعالیت مؤثر در امر تولید ملی و حفظ سرمایه ملی در این امر مؤثر است.
مقابله جدی با مفاسد اقتصادی
«زينب‌سادات موسوي‌فرد» از هرسين با تأکید بر اثر مخرب مفاسد اقتصادی و به هم‌ریختن توازن تقسیم ثروت گفته است با مديران خادم و دلسوز در جاهاي حساس و نظام آموزشي بر اساس نياز جامعه، مشکل اشتغال حل مي‌شود.
«آیت رستمی» از جوانرود، کاهش سن بازنشستگی و ایجاد بنگاه‌های اقتصادی را بیان کرده و «مجید سیفی» از دولت‌آباد مرند، سرمایه‌گذاری در بخش صنعت و تولید داخلی با محوریت جوان‌گرایی و بر اساس شایسته‌سالاری، پرهیز از استخدام خارج از برنامه مقررات قانون کار و استخدام کشور و شناسایی و عدم جذب افراد چند شغله، بهره‌برداری بهینه از منابع و ذخایر ملی و جلوگیری از قاچاق کالا، کیفی‌سازی و هدفمندسازی بنگاه‌ها و مراکز جویای کار را بهترین راهکارهای مقابله با بیکاری جوانان دانسته است.
برندگان تریبون ۱۸
فاطمه رحیم‌پور از خرم آباد/ ابوذر دانشور از سروستان فارس
مهدی میرزازاده از آذرشهر
سؤال تریبون ۱۹
عظمت ۹ دی در چیست؟


کتیبه سبز

مباد این صدا خموش
پیغمبری که دید ستم‌های بی‌شمار
از کس نخواست اجر رسالت به روزگار
چون ارتحال یافت خلایق شدند جمع
تا هدیه‌ای دهند به زهرای داغدار
گویا نداشت شهر مدینه درخت و گل
کان را کنند در قدم فاطمه نثار
بر دوش بار هیزم‌شان جای دسته گل
رنگ شرارت از رخ‌شان بود آشکار
بابی که بود زائر آن سید رسل
آتش زدند عاقبت آن قوم نابکار
بر روی دست و سینة آن بضعه الرسول
تقدیم شد سه لوحه به عنوان افتخار
سیلی و تازیانه و ضرب غلاف تیغ
ای دل بگیر آتش و ای دیده خون ببار!
آید صدای فاطمه از پشت در به گوش
تا صبح روز حشر مباد این صدا خموش...

حاج‌غلامرضا سازگار




زهرای تو تنهاست...

حرف از وصیت‌های آخر می‌زنی بابا
از پیش زهرایت کجا پر می‌زنی بابا
این لحظه‌ها یاد گذشته کرده‌ای انگار
حرف از وصیت‌های مادر می‌زنی بابا
دلشوره داری، از نگاهت خوب می‌فهمم
داری گریزی به غمِ در می‌زنی بابا
زهرای تو پشت و پناه حیدر تنهاست
هرچند حرف از زخم بستر می‌زنی بابا
یک روز می‌بینی مرا بین در و دیوار
یک روز می‌آیی به من سر می‌زنی بابا
گفتی که خیلی زود می‌آیم کنار تو
پس لحظه‌ها را می‌شمارد یادگار تو...
محمد بختیاری


حسن ختام

به نام مهدي به اجابت مي‌رسي...
مولای من
اين جمله‌ها را به نيابت از فرزندانت، يا نه، به نيابت از عاشقانت برايت مي‌نويسم كه شديداً دلتنگ حضور تو در لحظه‌هاي زندگي‌شان در زمين هستند، اما به هزار بهانه از تو دور مانده‌اند...
از من‌هايي مي‌نويسم كه براي من شدن بايد به مهدي برسند، از من‌هايي كه بايد غرق در لذت با تو بودن باشند و اين روزها در حسرت با تو بودن جا مانده‌اند...
نمي‌دانم اين همه بهانه هست براي با مهدي بودن و من به نبودن‌هايت و نشدن‌هايم دل خوش كرده‌ام، براي جا ماندن در غيبت...
بايد از اين مني كه مرا در غيبت جا گذاشته بگذرم.
بايد به دنبال مني باشم كه تو را مي‌خواهد، برايت از مني بگويم كه تو را عاشق است.
من، منِ خوب با مهدي را دوست دارم كه با تمام وجود تو را عاشقي مي‌كند.
با تو بودن سخت نيست در زمين، فقط بايد جاهاي خالي زندگي‌ام را با نام تو و حضور تو پُر كنم.
جاي خالي بسيار دارم در قلبم و نگاهم، حتي در جمله‌سازي‌هايم.
پس به خودم مي‌گويم؛ برخيز و مهدي‌طلب باش، نه آن آقايي كه قرار است بيايد و با معجزه‌اي تو را از غيبت درونت رها كند.
مهدي‌طلب باش به نام آن آقايي كه قرار است تو به او برسي براي انسان شدن...
پس قدم بردار از برزخ من در غيبت مانده‌ات با من در حضور سرگشته‌ات؛ بگذر
حتماً در حضور به مولايت مي‌رسي و باور كن كه به نام مهدي به اجابت مي‌رسي...