بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

فرجام مذاکرات هسته‌ای
در حالی‌که کسانی امیدوار بودند تا قبل از سوم آذر 93، بین ایران و کشورهای عضو گروه 1+5 در موضوع هسته‌ای توافق جامع و نهایی حاصل گردد، اعلام خبر تمدید هفت ماهه مذاکرات بر اساس توافق ژنو، نشان داد که اختلافات طرفین بسیار جدی و اساسی بوده و به همین دلیل مذاکرات یک‌سال گذشته به نتیجه منتهی نشد. اگر به مذاکرات دولت یازدهم با گروه 1+5، مذاکرات دولت‌های قبلی را هم اضافه کنیم، سابقه این مذاکرات به بیش از یک دهه برمی‌گردد. مذاکراتی که نقطه شروعش آبان 1382 در سعدآباد تهران بود و از آن زمان تا به امروز، با فراز و فرودهای فراوان ادامه یافت و در سه آذر سال جاری برای یک دوره هفت ماهه دیگر تمدید شد. اکنون سؤال این است که این مذاکرات چه فرجامی خواهد داشت و با چه منطقی از سوی طرفین دنبال می‌شود و چرا تا کنون طرفین به توافق نهایی دست نیافته‌اند؟
برای پیش‌بینی و دست‌یافتن به تصویری از سرانجام این مذاکرات، توجه به سه مطلب اساسی ضروری است:
1- موضوع مذاکرات
موضوع این مذاکرات، ماهیت فعالیت‌های هسته‌ای ایران است. در اواخر سال 1381، اخباری در رسانه‌ها مبنی بر فعالیت‌های جمهوری اسلامی در راستای دستیابی به دانش و فناوری هسته‌ای انتشار یافت.
کشورهای غربی با محوریت آمریکا و با تکیه بر قدرت رسانه‌ای خود، مدعی تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای شدند و در نهایت با استفاده ابزاری از آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، قطعنامه‌ای شدیداللحن را علیه فعالیت هسته‌ای کشورمان صادر کردند. جمهوری اسلامی در مقابل اعلام کرد، تمامی فعالیت‌های هسته‌ای ایران ماهیتی صلح‌آمیز داشته و سلاح هسته‌ای نه‌تنها در دکترین دفاعی ملت ایران جایی ندارد، بلکه اساساً تولید، نگهداری و به‌کارگیری سلاح‌های هسته‌ای را شرعاً حرام می‌داند.
ادعای غربی‌ها از یک طرف و تأکید ایران مبنی بر صلح‌آمیزبودن فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی، از طرف دیگر، طرفین را برای روشن‌شدن ماهیت موضوع در مسیر مذاکره قرار داد و این مذاکرات همچنان ادامه دارد.
2- منطق و سیاست ایران در مذاکرات
با صدور قطعنامه شورای حکام علیه فعالیت‌های هسته‌ای ایران، جمهوری اسلامی گزینه‌هایی را از جمله خارج شدن از NPT و شدت بخشیدن به فعالیت‌های خود با بی‌اعتنایی به هیاهوهای غرب در پیش رو داشت، اما جمهوری اسلامی با وجود این‌گونه گزینه‌ها، از آنجا که ماهیت فعالیت‌های هسته‌ای‌اش صلح‌آمیز است، گزینه باقی‌ماندن در NPT و در پیش گرفتن منطق گفت‌وگو و شفاف‌سازی برای رفع هر نوع ابهامی در خصوص فعالیت‌هایش را اتخاذ کرد. جمهوری اسلامی به دلیل اعتقاد به ضرورت خلع سلاح هسته‌ای در جهان، از یک طرف و ضرورت برخورداری همه ملت‌ها و از جمله ملت ایران از دانش و فناوری هسته‌ای از طرف دیگر، برای اثبات صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران برای افکار عمومی جهان و دولت‌های مستقل، راه مذاکره را در پیش گرفت. بر همین اساس، در طول یک دهه گذشته با وجود رفتارهای زورگویانه و کارشکنانه برخی از دولت‌های غربی و به‌ویژه آمریکایی‌ها، جمهوری اسلامی همواره بر تداوم مذاکره تأکید داشته و در پرتو همین منطق، بر حفظ حقوق هسته‌ای ملت ایران تأکید کرده است. رهبر معظم انقلاب اسلامی در این خصوص می‌فرمایند: «بنده با تمدید مذاکرات مخالف نیستم، به همان دلیل که با اصل مذاکره مخالف نبودم.»
3- سیاست و راهبرد غرب در مذاکرات
کشورهای غربی و به‌ویژه دولت آمریکا، در طول مذاکرات نشان دادند که به دنبال اطمینان حاصل کردن از صلح‌آمیز بودن ماهیت فعالیت‌های هسته‌ای ایران نبوده و اساساً به دنبال آن هستند که از طریق راهبرد فشار- مذاکره، جمهوری اسلامی را وادار به توقف برنامه هسته‌ای نموده و با تحمیل اراده خود به ایرانیان، با تداوم این قبیل فشارها در حوزه‌های دیگر، راه را بر پیشرفت کشورمان ببندند. غربی‌ها تصور می‌کنند فشارهای اقتصادی بر ایران، در نهایت جمهوری اسلامی را به عقب‌نشینی وادار می‌سازد. صحبت‌های مقامات اروپایی و آمریکایی در سال‌های اخیر، نشان می‌دهد که آنان، فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان را پوشش و بهانه‌ای برای تحمیل اراده خود به ایرانیان قرار داده و با اساس برنامه هسته‌ای ایران به عنوان یکی از عوامل پیشرفت و اقتدار جمهوری اسلامی مخالفت می‌کنند. غربی‌ها پیشرفت و اقتدار روزافزون جمهوری اسلامی به عنوان یک نظام دینی و ماهیتاً متفاوت از نظام‌های سیاسی رایج در دنیا را، با اهداف و منافع راهبردی خود، در تعارض می‌بینند. بر همین اساس است که حتی در مذاکرات یک‌سال اخیر، پس از برگزاری نشست‌های متعدد دوجانبه با آمریکا در کنار نشست‌ها با اعضای 1+5، در نهایت آمریکایی‌ها در مذاکرات مسقط بر محورهایی تأکید کردند که نشان داد:
الف- آمریکایی‌ها یک تأسیسات هسته‌ای نمایشی و کاریکاتوری را برای ایران می‌خواهند.
ب- با وجود پایبندی ایران به تمامی تعهداتش بر اساس توافق ژنو، آمریکایی‌ها حاضر به لغو تمامی تحریم‌ها نبوده و می‌خواهند برای یک دوره زمانی طولانی، فشار تحریم‌ها بر ایران را حفظ کنند!
از گفته‌های صریح مقامات آمریکایی، هدف آنان از حفظ تحریم‌ها مشخص است. آنان می‌خواهند در پرتو همین فشارها به‌زعم خود، پس از بی‌خاصیت کردن برنامه هسته‌ای ایران و تنزل این فعالیت‌ها به سطح کاریکاتوری، خواست خود در حوزه‌های دیگر مانند برنامه موشکی ایران و یا مسائل در حوزه‌های تروریسم و حقوق بشر را به جمهوری اسلامی تحمیل کنند!
بنابراین، بر اساس آنچه گفته شد، می‌توان دریافت که اهداف ایران و غرب در این مذاکرات کاملاً با هم متفاوت است و به همین دلیل تا کنون با گذشت بیش از یک دهه از این مذاکرات، هنوز طرفین به یک توافق نهایی دست نیافته‌اند. اکنون کشورهای غربی تصور می‌کنند، توافق ژنو به‌گونه‌ای تنظیم شده که تأمین کننده منافع آنها بوده و روند رو به جلوی برنامه هسته‌ای ایران را گرفته و بر اساس این توافقنامه، می‌توانند اراده خود را بر ملت ایران تحمیل کنند. آیا این‌چنین خواهد شد؟
نگارنده معتقد است غربی‌ها و خصوصاً آمریکایی‌ها، یک بار دیگر همانند گذشته، دچار اشتباه محاسباتی در خصوص ملت و نظام ایران شده و بر اساس همین برآورد نادرست، حاضر به پذیرش حقوق ایرانیان و رفع تحریم‌های ظالمانه نیستند. غربی‌ها و خصوصاً آمریکایی‌ها باید با تأمل در نکات زیر، در محاسبات خود تجدیدنظر کنند. نکاتی که می‌تواند به نوعی فرجام مذاکرات با روندهای کنونی را نیز ترسیم کند.
1- دولت‌ها و تیم‌های مذاکره‌کننده ایرانی، بر مبنای سیاست‌ها و خطوط قرمز نظام، پای میز مذاکرات حضور پیدا می‌کنند و هدف آنان چیزی جز دفاع از حقوق ملت ایران از موضع عزت و اقتدار نیست، بر این اساس، تفاوتی بین تیم‌های مذاکره‌کننده ایرانی در دولت‌های خاتمی، احمدی‌نژاد و روحانی، به‌صورت مبنایی وجود ندارد. بر همین مبنا، ملاحظه می‌شود که حضرت امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در روز پنج‌شنبه، ششم آذر ماه در دیدار با بسیجیان با اشاره به موضوع مذاکرات، ‌در خصوص تیم مذاکره‌کننده کنونی می‌فرمایند: «هیئت مذاکره‌کننده ایران حقاً و انصافاً پرتلاش و جدی هستند، ایستادگی می‌کنند و زیر بار حرف زور نمی‌روند و با جدیت منطق و دلسوزی کار می‌کنند.»
2- آمریکایی‌ها به همراه چند کشور اروپایی، طی سالیان طولانی خود را جامعه جهانی معرفی کرده و بر همین اساس از ایستادگی ایران در برابر زورگویی‌های‌شان، به مخالفت با جامعه جهانی تعبیر می‌کردند. اکنون و پس از یک دهه مذاکرات بر اساس منطق قوی ایران،‌ بسیاری از کشورها و ملت‌های جهان از برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای جمهوری اسلامی دفاع می‌کنند و ادعای مقابله ایران با جامعه جهانی رنگ باخته است.
مقام معظم رهبری در این خصوص در دیدار با بسیجیان فرمودند: «می‌گویند ایران باید اعتماد جهانی را جلب کند. جامعه جهانی یعنی چند کشور آمریکا، انگلیس و فرانسه که ارتباط رؤسای‌شان با ملت‌شان قطع است؟... آیا 150 کشور غیر متعهد جامعه جهانی نیست؟»
3- غربی‌ها تصور می‌کنند با متوقف کردن فعالیت‌های هسته‌ای ایران در یک توافق نهایی، می‌توانند امنیت رژیم صهیونیستی را تأمین کنند. نادرست بودن این پنداشت، با توجه به روند تحولات در دو حوزه مقاومت و بیداری اسلامی آشکار می‌شود. جنگ‌های 33 روزه، 22 روزه، 8 روزه و 51 روزه از یک طرف و پدید آمدن زمینه‌های شکل‌گیری انتفاضه سوم و تسلیح فلسطینی‌های کرانه باختری همانند غزه از طرف دیگر، از آینده امنیت این رژیم غاصب و کودک‌کُش خبر می‌دهد. این واقعیت پیش رو را، رهبر فرزانه انقلاب اسلامی این‌گونه بیان می‌دارند: «می‌گویند امنیت اسرائیل[رژیم صهیونیستی] باید حفظ شود؛ بدانید چه توافق بشود و چه توافق نشود، اسرائیل روزبه‌روز ناامن‌تر خواهد شد.»
4- غربی‌ها می‌پندارند که ایران به دلیل فشار تحریم‌ها، چاره‌ای جز عقب‌نشینی ندارد و به ناچار با قبول خواست آنان،‌ به توافق نهایی تن می‌دهد. این پنداشت غربی‌ها، ریشه در دروغ بزرگ آنان دارد که مرتب تکرار می‌کنند؛ جمهوری اسلامی تحت فشار تحریم‌ها پای میز مذاکره آمد. این دروغ در حالی گفته می‌شود که منطق مذاکره ایران، همان است که گفته شد و جمهوری اسلامی هرگز تسلیم زورگویی‌های آنان نمی‌شود. رهبر عزیزمان در این خصوص می‌فرمایند: «کسانی که نظام اسلامی را تهدید می‌کنند، بدانند جمهوری اسلامی به برکت تفکر بسیجی شکست‌ناپذیر است... اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، بیش از همه آمریکا ضرر می‌کند نه ما... اگر به توافق نرسیم، ضرر نمی‌کنیم... راه حل ما اقتصاد مقاومتی است.»
5- غربی‌ها فکر می‌کنند بر مبنای توافق ژنو، برای یک دوره طولانی می‌توانند از پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران جلوگیری کنند. غربی‌ها برای اینکه متوجه اشتباه خود گردند، بهتر است به سال‌های 83 و 84 برگردند و مروری بر آن دوران داشته باشند. غربی‌ها با توافقنامه پاریس موفق به تعلیق تمامی فعالیت‌های هسته‌ای کشورمان شدند و پس از این تعلیق خواستار برچیده شدن آن شدند. نتیجه آن زیاده‌خواهی مبتنی بر زورگویی چه شد؟ اکنون باید بدانند که اگر بر اساس توافقنامه ژنو، بخواهند باز هم زورگویی کنند و حقوق ملت ایران را نپذیرند و دست از تحریم‌ها بر ندارند، روزی را شاهد خواهند بود که برنامه صلح‌آمیز هسته‌ای ایران پرشتاب‌تر به جلو می‌رود.ان‌شاءالله

یدالله جوانی


طی مراسمی در جزیره بوموسی
برگزیدگان چهارمین کنگره شعر پاسدار معرفی شدند

اختتامیه چهارمین کنگره شعر پاسدار، همزمان با سالروز تشکیل بسیج مستضعفین به میزبانی نیروی دریایی سپاه در جزیره بوموسی برگزار شد و طی آن برگزیدگان کنگره معرفی و از آنان تقدیر شد.
به گزارش صبح‌صادق، سردار آسودی معاون فرهنگی و تبلیغات سپاه در این کنگره از راه‌اندازی کانون‌های شعر پاسدار در استان‌ها و برگزاری جلسات شعرخوانی در شهرهای مختلف کشور خبر داد.
بنا بر همین گزارش، در چهارمین کنگره شعر پاسدار، در گروه فرهنگ اسلامی و انقلابی «محسن کاویانی» از قم (فرزند پاسدار)، «فائزه دارابی» از بروجرد و «فاروق صفی‌زاده» از تهران مقام اول تا سوم را کسب کردند. همچنین در گروه عزم ملی و مدیریت جهادی نیز مقام‌های اول تا سوم به «ایوب پرندآور» از جهرم، «هاشم رضازاده» و «مصطفی توفیقی» از مشهد اختصاص یافت. در گروه وحدت مسلمین و دفاع از مظلوم، کسی حائز رتبه نخست نشد و «حسین طاهری» از زنجان (از سربازان وظیفه سپاه) و «مریم مایلی‌زرین» از قم (فرزنده پاسدار) توانستند رتبه‌‌های دوم و سوم را کسب کنند و «احمد مسرور» در این بخش شایسته تقدیر شناخته شد.
در گروه مقاومت و پایداری نیز هیچ‌کس حائز رتبه نخست نشد و «وجیهه نوزادی» از بیرجند(فرزند پاسدار) و «جواد چراغی» از زنجان (سرباز وظیفه) رتبه‌های دوم و سوم را کسب کردند و در گروه مظلومیت و حماسه مردم غزه «احسان محمدی» از اردبیل (سرباز وظیفه)، «فریدون هاشمی‌نیا» از یاسوج و «انسیه‌سادات هاشمی» از قم صاحب مقام‌های اول تا سوم شدند و در گروه سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی نیز «محمدحسین انصاری‌نژاد» از نیروی دریایی سپاه استان فارس، «آزاده سالمی» از اصفهان و «قاسم اردکانی» از یزد حائز رتبه‌های اول تا سوم شدند.
رونمایی از کتاب گلچین اشعار چهارمین کنگره شعر پاسدار با نام «دریادلان عاشق» از دیگر برنامه‌های این کنگره بود.


سرلشکر محمدعلی جعفری در مجمع عالی بسیج
بدون روحیه جهادی نمی‌توان به اهداف انقلاب رسید

فرمانده کل سپاه با اشاره به اینکه اجرای یکسان تدابیر رهبر معظم انقلاب موضوع مهمی است که در اقشار مختلف بسیج دنبال می‌شود، گفت: باید بیشتر به دنبال این باشیم ظرفیت‌های بسیج را بشناسیم و آن را به فعلیت برسانیم.
به گزارش خبرنگار بسیج‌پرس نخستین مجمع عالی بسیج به همت سازمان بسیج مستضعفین در سالروز تأسیس بسیج مستضعفین و به‌منظور بررسی مسائل گوناگون داخلی و خارجی در عرصه‌های مختلف و ارائه راهکارهای تخصصی پیشرفت همه‌جانبه کشور برگزار شد. در این مجمع بیش از 2500 نفر از ائمه‌جمعه، استادان دانشگاه، پزشکان، مهندسان، دانشجویان، اصناف، کارگران، هنرمندان، ورزشکاران و مداحان حضور یافتند.
سردار سرلشکر پاسدار محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه طی سخنانی در این مجمع گفت: امروز روز بزرگی است، زیرا در سال 58 امام این روز را به نام بسیج و ارتش 20 میلیونی نام نهاد. وی افزود: پس از خطری که به‌واسطه دشمنان انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران احساس شد، چند روز بعد از اشغال لانه جاسوسی آمریکا فرمان تاریخی و سرنوشت‌ساز امام(ره) مبنی بر تشکیل بسیج 20 میلیونی از سوی امام خمینی صادر شد. فرمانده کل سپاه با بیان اینکه این روز بسیار تعیین‌کننده و برای انقلاب سرنوشت‌ساز بود، اظهار داشت: مجمع به‌دنبال آن است که مواضع انقلابی بسیج تبیین شود و جهت‌گیری اساسی بسیجیان در اقشار مختلف و ابعاد تخصصی و کلان مشخص شود. وی با بیان اینکه ویژگی بسیج پیروی از ولایت است، اظهار داشت: باید همت لازم برای پیاده‌سازی تدابیر نورانی فرمانده معظم کل قوا وجود داشته باشد، زیرا برخی‌ با بی‌توجهی یا بدفهمی یا نبود همت این تدابیر را اجرا نمی‌کنند. بنابراین وظیفه اولیه بسیج این است که تدابیر مختلف رهبری را در عرصه‌های مختلف پیاده و عملی سازد. فرمانده کل سپاه با اشاره به اینکه اجرای یکسان تدابیر رهبر معظم انقلاب موضوع مهمی است که در اقشار مختلف بسیج دنبال می‌شود، خاطرنشان کرد: باید بیشتر به دنبال این باشیم ظرفیت‌های بسیج را بشناسیم و آن را به فعلیت برسانیم. سرلشکر جعفری خاطرنشان کرد: نقشی که بسیج ده‌ها میلیونی در این مقطع حساس انقلاب اسلامی برعهده دارد بر اساس انتظارات رهبر معظم انقلاب، نقش مهم و حساسی است؛ بنابراین تا این حرکت گسترده، موثرتر از گذشته تحقق نیابد، نمی‌توانیم شاهد تحقق یافتن اهداف انقلاب باشیم. وی ادامه داد: رهبر معظم انقلاب پنج مرحله را برای انقلاب اسلامی کشورمان ترسیم کرده‌اند که ما اکنون با گذراندن دو مرحله از آن در مرحله سوم قرار گرفته‌ایم. فرمانده کل سپاه یادآور شد: برای عبور از مراحل سوم و چهارم و رسیدن به پنجمین مرحله که همان تحقق جامعه جهانی اسلام است، برنامه‌های متعددی را در پیش‌رو داریم که باید برای محقق ساختن اهداف انقلاب تلاش‌های بسیاری از سوی بسیجیان صورت گیرد.


یادداشت
جواد رضایی

پایه‌های تفکر بسیجی
امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) فرمانده معظم کل‌قوا در پایان هفته بسیج در دیدار با اعضای مجمع عالی بسیج و نمایندگان اقشار مختلف بسیج به دو ویژگی‌ مهم بسیجی اشاره کردند و فرمودند: «اولین و اصلی‌ترین پایه تفکر بسیجی که برگرفته از مبانی مستحکم دینی است، احساس مسئولیت انسانی و الهی در قبال خود و خانواده و جامعه و بشریت است.» با این بیان روشن امتداد و دامنه مسئولیت بسیجی مشخص می‌شود. انسانی که مراتب مسئولیتش، خود، خانواده، جامعه و بشریت باشد و آن را از منظر انسانی و الهی ببیند و به آن معتقد باشد، موجودی جهانی است که خود را ملزم می‌داند در حوزه اندیشه و عمل به خود، خانواده، جامعه و بشریت بپردازد.
چنین انسانی نمی‌تواند به هیچ رخدادی در جهان بی‌اعتنا باشد و خود را ملزم می‌بیند برای انجام چنین مسئولیت خطیری مقدمات و ملزومات آن را کسب کند. انسان‌ها خود به خود و بدون آموزش و بدون قرار گرفتن در سایه اندیشه‌های ژرف و ناب مرتبط با خالق یکتا در مسیر رسیدن به چنین احساس مسئولیتی قرار نمی‌گیرند. اگر ادعا شود گذرگاه ورود به این مسیر، بسیج است، حرف خلافی گفته نشده است و چنانچه ادعا شود چنین ویژگی‌هایی در جای دیگری هم یافت می‌شود، شعبه‌ای از بسیج بدون این نام مقدس است و یا ادعایی واهی است. بسیجی‌های کوچک و بزرگی که همه آنها در اوج بودند با رفتار و خون‌شان این خصلت‌های نایاب را اثبات کرده‌اند و جای هیچ شک و شبهه‌ای باقی نگذاشته‌اند. فرمانده معظم کل‌قوا، دومین ویژگی بسیج را چنین برشمردند: «دومین پایه تفکر بسیجی که تکمیل‌کننده پایه اول و شرط لازم آن است، بصیرت و روشن‌بینی به معنای شناخت زمان و اولویت‌ها، شناخت دوست و دشمن و شناخت ابزار مقابله با دشمن است.» با این بیان مشخص می‌شود فایده‌مندی ویژگی اول در گرو وجود بصیرتی است که دشمن را از میان همه پوشش‌هایی که برای خودش ایجاد می‌کند، شناسایی و راه مقابله با آن را پیدا می‌کند. اگر بصیرت، مراتبی فرض شود، مهم‌ترین مرتبه از آن، بصیرتی است که در هر فتنه‌ای هر چند پیچیده‌ و چند لایه بتواند حقیقت و جبهه خودی و دشمن را به خوبی تشخیص دهد. در نبود بصیرت، وضعیت تزلزل و بیم و هراس بر جبهه خودی حاکم می‌شود و اعتمادبه‌نفس و امید به آینده و عزم مقابله با دشمن از بین می‌رود. آنچه که در وضعیت‌های مختلف، به‌ویژه زمانی که دشمن علناً دست به انواع تهاجمات زده و زهر هرج و مرج و آشفتگی را بر پیکر جامعه پاشیده و ترس و وحشت وجود افراد را تسخیر کرده و همه به شکست و ناکامی می‌اندیشند، می‌تواند ورق را برگرداند و با تاباندن نور حقیقت، میدان واقعی نبرد را روشن سازد و به خودی‌ها جرئت و شجاعت بخشد و دشمن را به هزیمت وادارد عنصر گرانسنگ بصیرت است که سهم ذاتی همگان نیست و برای کسب آن باید کوشید و آموزش دید. چنین است که امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) با یادآوری فتنه ۸۸ درباره طرح بحث بصیرت در آن زمان اظهار داشتند: «در همان ایام برخی از تکرار موضوع بصیرت، ناراحت شدند؛ اما من باز هم بر بصیرت تأکید می‌کنم، زیرا هر چه انگیزه و مسئولیت انسان بیشتر باشد ولی بصیرت نباشد، خطر بیشتر است و به این چنین فردی هیچ اطمینانی نیست.»

یکی از راه‌های شناخت ارزش و اهمیت بصیرت، رفتار دشمن است. دشمن به میزان کارآمدی بصیرت و توجه نظام اسلامی به آن پی‌برده از این رو همواره کوشیده تا با تنوع‌بخشی به روش‌ها و ترفندهایش بصیرت صاحبان بصیرت را کور کند و متأسفانه توانسته کسانی را که از بصیرت کمتری برخوردار بوده‌اند از میدان به در کند، اما همین دشمن، همیشه در برابر کسانی که دارای مراتب بالای بصیرت هستند به زانو درآمده، اما همچنان به تلاشش ادامه می‌دهد. امروز بسیجی مسئولیت‌شناس و دارای بصیرت، قدرتمندترین دشمن استکبار است که با سردادن نوای نابودی استکبار و با مستولی کردن ترس و وحشت بر وجود آن، نوید دنیای متفاوت و زیباتری را به جهانیان می‌دهد. ان‌شاء‌الله


 

صفحه 2
سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار اعضای مجمع عالی بسیج
کسانی که بصیرت ندارند همانند بیچارگانی که در فتنه ۸۸ گرفتار شدند حرکت و عمل می‌کنند

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای مجمع عالی بسیج و نمایندگان اقشار مختلف بسیج، احساس مسئولیت انسانی و الهی و بصیرت را دو پایه اصلی تفکر منطقی بسیج دانستند و ضمن تحسین تلاش، جدیت و ایستادگی هیئت مذاکره‌کننده ایرانی، به بی‌نیازی ملت ایران به جلب اعتماد آمریکا اشاره کردند و فرمودند: به همان دلیلی که با اصل مذاکرات مخالف نبودیم با تمدید مذاکرات هم مخالف نیستیم؛ البته هر قرار عادلانه و عاقلانه را قبول می‌کنیم، اما می‌دانیم که این دولت آمریکا است که نیازمند توافق است و از هرگونه عدم توافق ضرر خواهد کرد و اگر این مذاکرات در نهایت نیز به نتیجه نرسد، جمهوری اسلامی ایران ضرر نخواهد کرد.

مبانی مستحکم دینی اصلی‌ترین پایه تفکر بسیجی
رهبر معظم انقلاب اسلامی، همراه شدن فکر و علم و منطق را با عشق و انگیزه‌های درونی، رمز حضور موفق بسیج در میدان‌های متنوع و گسترده عمل خواندند و افزودند: اولین و اصلی‌ترین پایه تفکر بسیجی که برگرفته از مبانی مستحکم دینی است، احساس مسئولیت انسانی و الهی در قبال خود و خانواده و جامعه و بشریت است.
ایشان گفتند: دومین پایه تفکر بسیجی که تکمیل‌کننده پایه اول و شرط لازم آن است، بصیرت و روشن‌بینی به معنای شناخت زمان و اولویت‌ها، شناخت دوست و دشمن و شناخت ابزار مقابله با دشمن است.
معظم‌له نبود بصیرت را زمینه‌ساز گرفتار شدن در شبهات، نادانی‌ها و کج‌فهمی‌ها دانستند و خاطرنشان کردند: کسانی که بصیرت ندارند، همانند بیچارگانی که در فتنه 88 گرفتار شدند، در فضایی غبارآلود حرکت و عمل می‌کنند و به همین علت چه بسا به دشمن کمک کنند و دوست را هدف حمله قرار دهند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای با تأکید بر اینکه احساس مسئولیت بدون داشتن بصیرت، بسیار خطرناک است، گفتند: برخی افراد، در دوران مبارزات قبل از انقلاب و در سه دهه اخیر با احساس مسئولیت، اما بدون بصیرت اقداماتی کردند که در نهایت به ضرر نهضت امام و انقلاب و کشور تمام شد.
ایشان با اشاره به تأکید‌های مکرر خود در جریان فتنه سال 88 بر موضوع بصیرت، در همان ایام برخی از تکرار موضوع بصیرت، ناراحت شدند، اما من باز هم بر بصیرت تأکید می‌کنم، زیرا هرچه انگیزه و مسئولیت انسان بیشتر باشد، ولی بصیرت نباشد، خطر بیشتر است و به این چنین فردی هیچ اطمینانی نیست.
معظم‌له با اشاره به تیزبینی و روشن‌بینی امام(ره) که در مقاطع مختلف همه مسائل مورد نیاز را بیان و جهت‌گیری‌ها را مشخص می‌کرد، گفتند: امام بزرگوار(ره)، هم فرمان تشکیل بسیج را صادر کرد و هم جهت‌گیری و هدف اصلی را نشان داد و گفت: «هرچه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید.»
ایشان با اشاره به سخن معروف امام (ره) که فرمودند: «حفظ نظام از اوجب واجبات است»، افزودند: افرادی که سخنان امام (ره) را درک نکردند، در برخی مقاطع خطاهایی فاحش مرتکب شدند.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در جمع‌بندی این بخش از سخنان خود افزودند: حتی برای یک لحظه هم نباید از «احساس مسئولیت» به‌عنوان پایه اصلی تفکر بسیجی و «بصیرت» به‌عنوان شرط لازم آن، غفلت کرد.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای عرصه فعالیت بسیج را نامحدود و بی‌پایان خواندند و افزودند: عرصه‌های دفاع، سازندگی، سیاست، اقتصاد، هنر، علم و فناوری، تشکل‌های مذهبی و در واقع همه عرصه‌ها، میدان حضور بسیج است.
ایشان خاطرنشان کردند: نسیم روح‌افزا و روان‌بخش تفکر بسیجی را اکنون در عراق، سوریه، لبنان، و غزه شاهد هستیم و به لطف خداوند در آینده نه چندان دور، در قدس شریف و برای نجات مسجدالاقصی هم شاهد آن خواهیم بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند: براساس همین واقعیت‌ها و به برکت تفکر بسیجی، جمهوری اسلامی ایران شکست‌ناپذیر است.

با تمدید مذاکرات مخالف نیستیم
رهبر معظم انقلاب اسلامی درباره تمدید مذاکرات با گروه ۵+۱ نیز فرمودند: به همان دلیلی که با اصل مذاکره مخالفت نکردیم، با تمدید هم مخالف نیستیم، اما باید به چند نکته نیز توجه کرد.
ایشان هیئت مذاکره‌کننده ایران را پرتلاش، جدی، دلسوز، مستحکم و منطقی خواندند و افزودند: هیئت ایرانی حقاًً و انصافاًً در مقابل حرف زور ایستادگی می‌کند و برخلاف طرف مقابل، حرفش را هر روز عوض نمی‌کند.
معظم‌له با اشاره به برخورد‌های دوگانه آمریکایی‌ها افزودند: آنها در مجالس خصوصی و در نامه‌پراکنی یک جور حرف می‌زنند و در سخنان عمومی یک جور دیگر!
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای، با یادآوری عقبه‌های مختلف «دیپلماتیک، سیاسی و رسانه‌ای طرف‌های مقابلِ ایران» گفتند: پشت سر هر کدام از مذاکره‌کنندگان با ما یک لشکر قرار دارد و در میان آنها، آمریکا از همه بداخلاق‌تر و انگلیسی‌ها از همه موذی‌ترند. ایشان خاطرنشان کردند: هم ملت ایران و هم طرف‌های مذاکره‌کننده بدانند که اگر مذاکرات به نتیجه نرسد آنکه بیش از همه ضرر می‌کند آمریکایی‌ها هستند، نه ما.
رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید کردند: با قاطعیت و استدلال محکم معتقدیم که قصد واقعی استکبار، جلوگیری از رشد و عزت و اقتدار روزافزون ملت ایران است.
ایشان، مسئله هسته‌ای را فقط یک بهانه خواندند و بیان داشتند: البته آنها بهانه‌های دیگری هم دارند، اما هدف واقعیِ تحریم و فشار اقتصادی به عنوان عاملی مهم، متوقف کردن پیشرفت ایران است.
رهبر معظم انقلاب افزودند: اما برخلاف آمریکا، اگر مذاکرات به توافق نرسد برای ما آسمان به زمین نمی‌آید چون راه‌حلی داریم به نام اقتصاد مقاومتی.

اقتصاد مقاومتی در کوتاه‌مدت سبب کاهش ضربات دشمن می‌شود
ایشان اقتصاد مقاومتی را در کوتاه‌مدت سبب کاهش ضربات دشمن برشمردند و فرمودند: همان‌گونه که صاحب‌نظران نیز معتقدند این نگاه در میان‌مدت و بلندمدت به حرکت عظیم ملت ایران، اوج خواهد داد.
رهبر معظم انقلاب با انتقاد از سخنان برخی مقامات آمریکا پس از تمدید مذاکرات خاطرنشان کردند: آنها می‌گویند ایران باید اعتماد جامعه جهانی را جلب کند که در این حرف دو نکته کاملاًً غلط وجود دارد؛ اولین نکته این است که این چند کشور معدود، نام خودشان را جامعه جهانی گذاشته‌اند و برای اثبات این حرف حدود 150 کشور عضو غیرمتعهدها و میلیاردها نفر از جامعه بشری را عملاًً از جامعه جهانی حذف می‌کنند. نکته دوم این است که ما اصلاًً به اعتماد کردن آمریکا هیچ احتیاجی نداریم و نمی‌خواهیم اعتماد او را جلب کنیم؛ چراکه برای ما اهمیتی ندارد.
ایشان تأکید کردند: اینها مستکبرند و ما آب‌مان با مستکبران در یک جوی نمی‌رود.
ایشان با اشاره به یک نکته دیگر از سخنان مقامات آمریکایی درباره ضرورت حفظ امنیت رژیم صهیونیستی در سایه مذاکرات هسته‌ای تأکید کردند: این را بدانید که چه توافق هسته‌ای بشود و چه نشود، اسرائیل روزبه‌روز ناامن‌تر خواهد شد.

راضی نگاه داشتن سرمایه‌داران صهیونیست هدف اصلی آمریکایی‌هاست
ایشان فرمودند: هدف اصلی مقامات آمریکایی، راضی نگاه داشتن شبکه جهانی سرمایه‌داران صهیونیست است، چراکه این شبکه هم به آنها رشوه و پول و مقام می‌دهد، هم در صورت مخالفت، آنها را تهدید، رسوا و یا حتی ترور می‌کند.
ایشان با اشاره به صداقت مسئولان ایرانی با ملت، به ایستادگی ملی ایرانیان در مقابل حرف زور اشاره کردند و افزودند: اگر در مذاکرات حرف منطقی زده و قرارهای عادلانه و عاقلانه گذاشته شود قبول می‌کنیم، اما ایران، از صدر تا ذیل از آحاد مردمش تا همه مسئولانش در مقابل زیاده‌خواهی می‌ایستند.
رهبر معظم انقلاب در پایان سخنان‌شان خطاب به بسیجیان به چند نکته اشاره کردند. توصیه به حلم و بردباری، صدق و صفا و پاکدامنی، شجاعت و فداکاری، دوری از تکبر، جلوگیری از «سایش اعتقادی، ایمانی و عملی در مواجهه با وسوسه‌های مختلف»، توجه به ساماندهی همه اقشار در بسیج و ضرورت ارتباط این اقشار از جمله این نکات و توصیه‌ها بود.


یادداشت
مهدی سعیدی

تلازم مسئوليت و بصيرت در زندگي
در بررسي بيانات و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي، معمولاً آن بخش که ارزش رسانه‌اي بيشتري دارد و معطوف به تحولات و رخدادهاي سياسي روز است، بيشتر مورد توجه قرار مي‌گيرد. همين رويکرد موجب آن شده که ناخودآگاه مباحث مبنايي که حکايت از مفاهيم بنيادين گفتمان معظم‌له دارند، کمتر مورد مداقه و توجه قرار گيرد و طبيعي است که تا ريشه‌ها فهم نشود و پايه‌ها مبتني بر الگوي صحيح استوار نشود، شاخه‌ها و میوه‌های اندیشه نیز هم‌تراز با زاویه دید صاحب گفتمان رشد نخواهد کرد.
اگر عبارات فوق مورد توافق باشد، بايد سخنان رهبري را از زاويه ديد ديگري نگريست و بنيان‌ها و مبناي تفکري را فداي صورت‌بندي‌هاي ظاهري نکرد. از همين منظر مي‌توان به رهنمودهاي حکيم فرزانه انقلاب اسلامي در ديدار اعضاي مجمع عالي بسيج مستضعفين به مناسبت هفته‌ بسيج توجه کرد. معظم‌له در این دیدار از دو مولفه بنيادين در تفکر بسيجي ياد کردند که تعريف بسيجي و انسان تراز انقلاب اسلامي مبتني بر آن شکل مي‌گيرد. اين دو شاخصه عبارتند از: مسئوليت الهي قائل شدن براي انسان و داشتن بصيرت.
در اين نگاه، انسان موجود صاحب‌اختياري است که در مسير زندگي خود با دغدغه‌مندي و پذيرش مسئوليت‌ها و قرار گرفتن در آزمون‌ها و امتحان، آبديده مي‌شود و اوج مي‌گيرد. اين مسئوليت نه فقط در برابر خود و در برابر خانواده‌ خود و نزديکان خود، بلکه مسئوليت در قبال حوادث زندگي، در قبال سرنوشت جهان، سرنوشت کشور و سرنوشت جامعه، چه مسلمان، چه غير مسلمان را نيز شامل مي‌شود. اين دغدغه‌مندي نه فقط نسبت به انسان‌هاي هم‌عقيده و مسلِم و مؤمن، بلکه حتّي نسبت به غيرمسلمين و غيرمؤمنين نيز احساس تعلق صورت مي‌گيرد و انسان مسئول را به تصميم‌گيري و اقدام وامي‌دارد.
نقطه‌ مقابل اين تفکر نيز به تعبير رهبري، «حالت احساس بي‌مسئوليتي»، «ولش کن»، «برو خوش باش»، «به خودت بپرداز» و... دَم‌غنيمتي است که آدمي را به سستي و تنبلي و بي‌تفاوتي مي‌کشاند.
انسان مسئول، انساني است که از رنج‌ها و محروميت‌ها و بي‌عدالتي‌ها و نابرابري‌ها رنج مي‌برد و همين احساس و دغدغه اوست که وي را به وادي امر به معروف و نهي از منکر و در مرحله بالاتر به جهاد في‌سبيل‌الله با ظالمان و زياده‌خواهان عالم مي‌کشاند. به واقع، بسياري از مفاهيم متعالي اسلام در تداوم و تعين اين صفت الهي در وجود مومن است که معنا يافته و ظهور و بروز اجتماعي و سياسي مي‌يابد.
در نگاه امام خامنه‌اي اين صفت و ويژگي متعالي، دغدغه‌مندي و احساس مسئوليت وقتي مي‌تواند در کمال خود تجلي يابد که مزين به صفت ديگري شود که از آن، با عنوان بصيرت و روشن‌بيني ياد مي‌کنند. در اين نگاه، بصيرت يعني شناخت زمان، شناخت نياز، شناخت اولويت، شناخت دشمن، شناخت دوست، شناخت وسيله‌اي که در مقابل دشمن بايد به کار برد و...
بصيرت، چراغ راهنمايي است که در مسير مسئوليت‌پذيري، هم نوع مسئوليت و هم کيفيت آن و چگونگي تحقق آن را مشخص مي‌کند و رسيدن به هدف را در مسير تکليف‌گرايي تضمين مي‌کند.
بدون بصيرت، دغدغه‌مندي و مسئوليت‌پذيري، همچون انداختن تيري در تاريکي و يا حرکت در مسيري تاريک است که حاصلي جز سردرگمي و سرخوردگي و اتلاف وقت و گاه حتي انحراف به همراه نخواهد داشت. خطر بي‌بصيرتي، حتي ممکن است روح‌هاي مسئول را تا آنجا به پيش برد که ناخواسته در جورچین دشمن بازي کنند و به‌اشتباه جبهه خودي را نشانه روند.
با اين توضيحات آشکار مي‌‌شود که انسان تراز انقلاب اسلامي، آن جوان مومني است که موتور محرک خود را روحيه دغدغه‌مندي و مسئوليت‌پذيري الهي قرار داده است که از فطرت پاک او برخاسته و وي را به ميدان مبارزه کشانده است و در عرصه مجاهدت، آنچنان مجهز به چراغ عقل و تدبير و درايت و بصيرت است که راه را از بي‌راه تشخيص داده و در شناخت اردوگاه خودي و غيرخودي و جبهه حق و باطل دچار ترديد نمي‌شود.
امروز نظام اسلامي نيازمند تربيت چنين فرزنداني است و نهادها و دستگاه‌هاي فرهنگ‌ساز کشور وظيفه خطير فرهنگ‌سازي در اين زمينه دارند. به واقع بايد خروجي مجموعه‌هايي چون آموزش‌وپرورش، دانشگاه‌ها و مؤسسات عالي، حوزه‌هاي علميه، مراکز آموزشي، فرهنگسراها، مساجد و هيئات مذهبي و ديگر مجموعه‌هاي فرهنگي و هنري، تربيت «جوان مسئول و بابصيرت» باشد، تا بدين شکل، سلامت آينده کشور تضمين شود.


نكته و نظر

همنشینی با شما ما را چنین روسیاه کرده است؟!
نکته: شیخ ابوسعید ابوالخیر از عرفای بزرگ خراسان روزی با جمعی از اصحابش از کنار روستایی نزدیک نیشابور عبور می‌کرد. مرد کناسی مشغول خالی کردن چاه مستراح بود. اصحاب از بوی تعفن کثافات دماغ خود را گرفتند و به‌سرعت از آن محل گذشتند، ولی دیدند شیخ نیامد. چون نظر کردند، دیدند شیخ متفکرانه کنار کثافات ایستاده است. چون شیخ به نزد اصحاب رسید، عرضه داشتند: استاد! برای چه کنار کثافات ایستادی؟ ابوسعید گفت: چون شما دماغ خود را گرفتید و به‌سرعت رد شدید، آوازی از کثافات و فضولات برخاست که؛ هان ای روندگان! دیروز ما با حالتی پاکیزه و رنگ و بویی بسیار عالی بر سر بازار به‌صورت سبزیجات و میوه‌جات و حبوبات و ... قرار داشتیم و شما بنی‌آدم برای به دست آوردن ما بر سر و بار یکدیگر می‌زدید و به انواع حیله‌ها متوسل می‌شدید و از هیچ تقلب و زوری خودداری نمی‌کردید، چون ما را به دست آوردید، خوردید و ما بر اثر چند ساعت همنشینی با شما، تبدیل به این حال گشته و به این سیه‌روزی افتادیم، به جای اینکه ما از شما فرار کنیم، شما از ما فرار می‌کنید؟! ای اف بر شما!
نظر: در مراودات اجتماعی گاهی همنشینی با افرادی که در مجالست با آنان خیری نیست و جز دور کردن انسان از خدا!‌ هیچ دستاوردی ندارد، سبب می‌شود که انسان همرنگ آنان شود و جالب اینکه در روز حساب و پس از آنکه این افراد، شیطان و دیگران را مسبب ضلالت خود معرفی می‌کنند، هم ایشان و هم شیطان در تبرئه خود می‌گویند: ما که شما را به زور گمراه نکردیم و سبب سیه‌روزی شما نشدیم، بلکه این شما بودید که از سخنان و رفتار ما خشنود بودید و ما را همراهی می‌کردید...!


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

روزی که هواپیمای سردار سلیمانی در بغداد فرود آمد
هر گام که داعش به نابودی نزدیک‌تر می‌شود، قدرت جمهوری اسلامی در مقابله با این گروه تکفیری که با پول عربی و سلاح غربی می‌جنگد، بیشتر نمود پیدا می‌کند. سردار سلیمانی، کلیدواژه مقابله با داعش و پیروز میدان مبارزه با آن از سوریه تا عراق است و رسانه‌های جهانی به پوشش لحظه‌به‌لحظه اخبار و گزارش‌ها درباره سردار سلیمانی می‌پردازند.
نشریه نیوزویک، یکی از معتبرترین نشریات آمریکایی، جدیدترین شماره خود را با تصویری بزرگ از سردار قاسم سلیمانی بر روی جلد منتشر کرده است که این عبارت نیز بر روی آن دیده می‌شود: «ابتدا با آمریکا جنگید، اکنون در حال له‌کردن داعش است.» در توضیح این خبر آمده است: مرد در سایه ایران، در حال آموزش شیعیان عراق است. در این مطلب اشاره شده است که حاج‌قاسم سلیمانی که تا پیش از این با آمریکایی‌ها می‌جنگید، اکنون در حال از بین بردن داعش است. این رسانه آمریکایی با بیان اینکه عراقی‌‌ها بر این باورند که نباید از حضور ایران در عراق نگران بود، به نقل از «موفق‌الربیعی» از نمایندگان پارلمان عراق و مشاور سابق امنیت ملی، نوشت: چه کسی تنها سه روز پس از سقوط موصل به عراقی‌ها کمک کرد؟ در بخش دیگری از این گزارش آمده است: ایرانیان، فرمانده‌ای را به عراق اعزام کردند که بسیاری از رهبران نظامی، او را فرمانده‌ای عالی و راهبردی می‌دانند. یک مجله مصری تصاویر جدیدی از قاسم سلیمانی منتشر کرده و به توصیف شخصیت این سردار بزرگ اسلام پرداخته است.
به گزارش خبرگزاری مهر، پایگاه الیوم‌السابع در گزارشی درباره سردار قاسم سلیمانی آورده است: رسانه‌ها تصاویر جدیدی از قاسم سلیمانی، از فرماندهان نیروی قدس منتشر کرده‌اند. قاسم سلیمانی نقش مشورتی برجسته‌ای در حمایت از نیروهای مردمی در عراق ضدداعش دارد. سلیمانی از احترام ویژه‌ای نزد نیروهای مردمی در عراق و حتی دشمنانش به سبب شخصیت و عملکردش برخوردار است. عراقی‌ها وی را مردی باهوش و شخصیتی راهبردی و فهیم و شخصیتی جذاب و باجرئت می‌دانند. گفته می‌شود که وی توان زیادی در گفت‌وگوها دارد و از قدرت خود سوءاستفاده نمی‌کند. الیوم‌السابع می‌نویسد: جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، از جواد ظریف، همتای ایرانی‌اش خواسته است که دیداری با سلیمانی برای وی ترتیب دهد.
شبکه المنار وابسته به حزب‌الله لبنان نیز در گزارشی نوشت: سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس ایران، شخصاً فرماندهی نبرد علیه داعش در عراق را برعهده گرفت و به گزارش تسنیم به‌نقل از تلویزیون المنار، سردار قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس، به همراه تعدادی از کارشناسان نظامی ایرانی و لبنانی، نبردها علیه داعش در عراق را شخصاً فرماندهی کرد. این شبکه در گزارشی تحت عنوان «بغداد... روزی که هواپیمای سلیمانی فرود آمد»، اعلام کرد: این سردار چند ساعت پس از سقوط موصل به دست تروریست‌های داعش در ژوئن گذشته، با یک هواپیمای ویژه وارد بغداد شد و تعدادی کارشناس نظامی ایرانی و لبنانی نیز همراه او بودند.»
المنار به‌نقل از منابع آگاه در گزارش خود افزود: سردار سلیمانی با مسئولان عراقی، نقشه مقابله با خطر داعش را تهیه کردند و بر اساس آن ابتدا باید امنیت بغداد تأمین می‌شد، زیرا بیم آن می‌رفت تروریست‌ها که مساحت زیادی از شمال عراق را به اشغال در آورده بودند، به سمت پایتخت پیشروی کنند.
این شبکه به‌نقل از مبارزان عراقی افزود: سردار سلیمانی بود که دستور آزادی جاده ارتباطی سامرا- بغداد را در ژوئن گذشته صادر کرد و خود شخصاً به نیروهایی که عازم آزادسازی این جاده شدند، پیوست.
همچنین وی در مهم‌ترین نبردها علیه داعش در کنار مبارزان عراقی بود و با بی‌سیم با آنان ارتباط برقرار می‌کرد و تحرکات آنان را مدیریت کرده و دستور پیشروی به سمت خطوط دشمن را صادر می‌کرد.
در این میان تهران اعلام کرد که از آغاز حمله داعش به عراق، علاوه بر ارسال مقادیری سلاح به عراق، تعدادی مشاور نظامی نیز به منظور کمک به نیروهای عراقی و مبارزان کُرد، عازم این کشور شدند.
بر اساس جزئیات کمتر فاش شده از زندگی سردار سلیمانی، وی در سال 1980 و در آغاز جنگ تحمیلی عراق با ایران به ارتش (سپاه) پیوست و سپس برای مبارزه با مواد مخدر عازم مرزهای مشترک ایران با افغانستان شد.









سکوت سینه‌چاکان خط امام درباره سخنان ضدامامی «سحرخیز»!

در حالی‌که مدیر کل مطبوعاتی وزارت ارشاد دولت دوم خرداد، طی اظهاراتی اعلام کرده است که «اصلاح‌طلبان دیگر علاقه‌ای به آقای (امام) خمینی ندارند‌ و حذف نهاد ولایت فقیه، جزئی از اصلاحات بوده است»، هیچ‌کدام از شخصیت‌ها و رسانه‌های مدعی خط امام در این مورد موضع‌گیری نکرده‌اند.
«عیسی سحرخیز» از فعالان شاخص اصلاح‌طلب گفته بود: «خیلی از اصلاح‌طلبان هم بر‌خلاف اول انقلاب، دیگر علاقه‌ای به آقای خمینی ندارند.» وی همچنین در مصاحبه اخیر خود با یادآوری نحوه آشنایی‌اش با سیدمحمد خاتمی و همکاری‌هایش با وی، گریزی هم به ماجرای «خروج از حاکمیت» که تعدادی از اصلاح‌طلبان در دوران دولت دوم‌خرداد مطرح کردند، زده و یادآور شده است: «بحث‌هایی مانند خروج از حاکمیت، مباحث داخلی اصلاح‌طلبان بود. از لحاظ تئوریک هم روی آنها کار می‌شد، دیدگاه‌ها هم بسیار متفاوت بود. اصلاً تعبیر «جبهه» اصلاحات به همین دلیل بود.» اما این بازداشتی فتنه 88 در بخش دیگری از این مصاحبه با تصریح بر «نگاه منتقدانه»! خود به امام خمینی(ره) اظهار داشت: «من نگاه منتقدانه‌ای به ایشان دارم و فکر می‌کنم خیلی از کار‌ها خطا بود.» سحرخیز همچنین «تغییر قانون اساسی»، «تغییر ساختاری قوه قضائیه» و «حذف نهاد ولایت فقیه» را جزئی از اصلاحات دانست و افزود: «ما در اول انقلاب اشتباه کردیم که با خوش‌بینی بسیار و اولیه به آیت‌الله خمینی، به ولایت فقیه هم باور داشتیم.» میزان قرابت و نزدیکی اصلاح‌طلبان و شخص محمد خاتمی به این عنصر فتنه‌گر که نقشه‌های براندازانه آنها را لو داده است، به‌گونه‌ای است که خاتمی قبلاً در نامه‌ای به سحرخیز چنین نوشته است: «بسیار متأسفم که با وجود بیماری و مخالفت پزشکان، مجدداً، به زندان اعزام شده‌اید و این کم‌توجهی مسئولان به هیچ‌وجه قابل قبول نیست.» وی همچنین ادعای اعتصاب غذا توسط سحرخیز را مایه نگرانی دانسته و تأکید کرده بود: «ادامه(اعتصاب غذا) خطرات جسمی و جانی جبران‌ناپذیری در پی داشته باشد و آنچه مهم است، سلامت و شادابی شماست.» با انتخاب محمد خاتمی به‌عنوان رئیس‌جمهور در سال 1376 سحرخیز به‌عنوان مدیر کل مطبوعات داخلی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مشغول شد. مدتی نیز مدیر مسئول نشریات آفتاب و اخبار اقتصاد بود که هر دو به‌دلیل تخلفات عدیده تعطیل شدند. چند سالی هم به‌عنوان مدیر عامل انتشارات قلم به فعالیت پرداخت. در جریان فتنه 88 او نیز به‌دلیل حضور فعال در آن و همکاری نزدیک با سران فتنه در 12 تیرماه 1388 دستگیر و راهی زندان شد.











تناقض‌های آمریکا در سوریه از حرف تا عمل

اکنون غرب از هر زمان دیگری در سوریه ناکارآمدتر است. از یک‌سو به مخالفان و تروریست‌ها در سوریه کمک می‌کند و از سوی دیگر از هرگونه استیلای داعش و النصره در سوریه هراس دارد.
رئیس مرکز پژوهش‌های خاورمیانه دانشگاه اوکلاهامای آمریکا گفت: برای حل بحران سوریه، این کشور باید تقسیم شود. «جاشوا لاندز» بخش‌هایی از تعارض‌های آمریکا در سوریه را چنین برشمرد: 1- آن گروه‌هایی که به عنوان گروه‌های مخالف میانه‌رو شناخته می‌شوند و آمریکا آنها را آموزش داده و مورد حمایت مالی و تسلیحاتی قرار داده است تنها بر یک یا دو درصد خاک سوریه مسلط هستند. بر اساس اطلاعاتی که سازمان سیا داده است، بیش از هزار گروه مسلح در سوریه حضور دارند. 2- ائتلاف ملی مخالفان سوری، کنترل هیچ گروه مسلحی را در دست ندارد و این مسئله مشکل‌آفرین شده است. در نتیجه آمریکا ارسال کمک مالی به گروه‌های مسلح از طریق ائتلاف ملی مخالفان سوری را متوقف کرد و هم‌اکنون سازمان سیا به‌صورت مستقیم با گروه‌های مسلح همکاری می‌کند. علت این امر این است که «سالم ادریس» رئیس شورای نظامی ارتش آزاد سوریه، یک‌سال پیش مجبور به خروج از سوریه شد و تمامی تسلیحاتی که از آمریکا دریافت کرده بود، به‌وسیله جبهه اسلامی سرقت شد. از این‌رو آمریکا دیگر کمک‌های مالی و تسلیحاتی خود را از طریق ائتلاف ملی مخالفان سوری برای گروه‌های مسلح نمی‌فرستد، بلکه خود به‌صورت مستقیم با این گروه‌ها همکاری می‌کند. 3- عربستانی‌ها نیز به‌صورت مستقیم به گروه‌های مسلح سوری کمک مالی می‌کنند، زیرا ائتلاف مخالفان سوری که در ترکیه حضور دارد، در عرصه میدانی هیچ تأثیری ندارد. 4- واشنگتن تندروها را تهدیدی برای امنیت خود می‌داند و به مبارزه با تندروها برخاسته است. برخی از گروه‌های مسلح سوری معتقدند نبرد واشنگتن علیه تندروها به سود نظام (سوریه) است. 5- آمریکا مبارزه با تروریسم را اولویت خود می‌داند و باراک اوباما تأکید کرده است که واشنگتن برای کنار زدن بشار اسد از قدرت اقدامی نمی‌کند. علاوه بر این، دولتی که بتواند جایگزین دولت اسد شود، سراغ ندارد و از آن بیم دارد که سوریه به سرنوشت سومالی دچار شود. بر این اساس، آمریکا در حال حاضر طرحی برای سرنگونی بشار اسد ندارد. 6- بسیاری از فرماندهان نظامی آمریکا گفته‌اند، نمی‌توان با حملات هوایی، داعش را از بین برد.


خط خبر

برنامه جریان لیبرالیسم برای انتخابات آینده
«حسین مرعشی»، عضو حزب کارگزاران که خود را یک لیبرال دموکرات می‌دانست از طراحی نقشه راه اصلاح‌طلبان برای انتخابات مجلس دهم خبر داد؛ وی همچنین به طرز آشکاری از لیبرال‌بودن خود و طیف متبوعش سخن گفت و افزود: هر چه شفاف‌تر مواضع خود را بگویند(مواضع برخی گروه‌ها در مخالفت با مذاکرات هسته‌ای)، برای آگاهی ملت و بیمه شدن ایران بهتر است. من نگران نیستم؛ ما به عنوان لیبرال دموکرات از این مسائل نمی‌رنجیم. وی با بیان اینکه تحت نظر خاتمی فعالیت می‌کند، گفت: مسئله انتخابات جدا از فرآیند کلی فعالیت سیاسی اصلاح‌طلبان نیست و همین الان که اصلاح‌طلبان فعال هستند و جلسه دارند، اثراتش را بر انتخابات می‌گذارد، اما اینکه ستادها چه زمانی شکل می‌گیرد، ما حتماً با هماهنگی با حامیان رئیس‌جمهور در قالب جبهه متحدی که به پیروزی سال 92 منجر شد، تحت رهبری سیاسی آقای خاتمی فعالیت می‌کنیم. عضو حزب کارگزاران گفت: شعار ما برای مجلس آینده «حمایت از دولت، همراهی با مردم» است. مجلسی می‌خواهیم که هم حامی دولت و هم همراه مردم باشد.

بزرگ‌ترین بدهکاران نفتی به ایران
اخیراً وزیر نفت ایران با مدیران ارشد دو شرکت بریتیش پترولیوم و شل انگلیس که عنوان بدهکارترین شرکت‌های خارجی به شرکت ملی نفت ایران را یدک می‌کشند، مذاکره کرد تا بدهی‌های خود را به کشورمان بپردازند، شرکت شل دو میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار به شرکت ملی نفت ایران بدهکار است و یکی از بدهکاران دانه درشت نفتی ایران لقب گرفته است و شرکت بریتیش پترولیوم انگلیس هم در جایگاه دومین بدهکار گازی ایران قرار دارد!

هدف از جنگ نفتی عربستان

اقدام عربستان و چند کشور حاشیه خلیج‌فارس در مخالفت با کاهش تولید اوپک، اقدامی غیراقتصادی است و صرفاً با اهداف سیاسی صورت می‌گیرد. هرچند پایین‌آمدن بهای نفت خام، میلیاردها دلار برای کشور عربستان سعودی هزینه دارد، اما شیخ‌نشین سعودی حاضر است برای تحت تأثیر قرار دادن ایران، این زیان را متحمل شود. عربستان با رو آوردن به تاکتیک زیرقیمت‌فروشی، نه‌تنها به خود آسیب رسانده که صهیونیست‌های بین‌المللی را نیز از این جنگ نفتی، شادمان کرده است. به نظر می‌رسد اقدام اخیر عربستان سعودی و سه کشور عربی دیگر، در راستای هماهنگی‌های از پیش تعیین شده برای ضربه زدن به اقتصاد ایران طراحی شده است.

تدابیر رهبری در مسائل هسته‌ای
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار فرماندهان و مسئولان بسیج، تحلیل‌های مختلفی از سوی رسانه‌های بیگانه به‌دنبال داشت. این رسانه‌ها نتیجه‌گیری می‌کنند در پی تمدید مذاکرات هسته‌ای در وین، آن دسته از افرادی که در ایران قصد داشتند دامنه انتقادات خود را علیه دولت حسن روحانی افزایش دهند، رهبر انقلاب ایران آنها را به تعدیل مواضع خود در قبال دولت ملزم کرد. از نظر آنها، شکست مذاکرات موجب جسارت بیشتر منتقدان در ایران شده بود.
از نظر تلویزیون‌های خارجی، هدف دیگر رهبر معظم انقلاب در حمایت از تمدید مذاکرات هسته‌ای، دادن امید و اطمینان به مردم ایران نسبت به مذاکرات هسته‌ای است. از نظر رسانه‌های خارجی، حمایت رهبری از تمدید مذاکرات هسته‌ای نشانه ادامه سیاست نرمش قهرمانانه است.
این رسانه‌ها مطرح می‌کنند که تاکنون نقش آیت‌الله خامنه‌ای تعیین شرایط سخت برای هرگونه توافق هسته‌ای بوده است.

آنچه آمریکایی‌ها در سفر به ایران یافتند
دو استاد آمریکایی نویسنده کتاب «سفر به تهران» معتقدند که در مذاکرات، ایرانی‌ها تسلیم آمریکا نخواهند شد. پروفسور لورت می‌گوید: آنچه مقامات آمریکایی می‌خواهند، تسلیم ایران و کاهش تعداد سانتریفیوژها است. خانم دکتر لورت نیز در این‌باره ادامه داد: در واقع اگر ایران حتی یک عدد سانتریفیوژ داشته باشد، آمریکایی‌ها خواستار تسلیم ایران و کاهش همان یک عدد هستند. به عقیده این دو استاد، اختلاف‌نظرها در مذاکرات هسته‌ای ایران مربوط به مسائل تاکتیکی و تکنیکی نیست، بلکه تفاوت طرفین بر سر اصول و اعتقادات‌شان است. «آنچه ما در سفر به ایران دریافتیم این است که جمهوری اسلامی ایران خواهان استقلال و حفظ تمامیت ارضی و سیاسی خود است. پس ایرانیان تسلیم خواسته آمریکا نخواهند شد و از آنجایی که این در تضاد با خواسته آمریکاست، دستیابی به توافق هسته‌ای بعید به نظر می‌رسد.»

تلاش جبهه مشارکت برای انحراف در فرهنگ عاشورا

دو تن از اعضای حزب منحله جبهه مشارکت با سخن گفتن در مورد عاشورا به الگوسازی انحرافی از ائمه‌اطهار(علیهم‌السلام) روی آورده‌اند. محسن رهامی در بخشی از صحبت‌های خود و در اشاره به این موضوع که چندی پیش نیز از سوی سعید حجاریان و با تأکید بر عقلانی‌تر شدن عملکرد ائمه پس از عاشورا! بیان شده بود؛ می‌گوید: اما ائمه(علیهم‌السلام) در هیچ‌کدام از این مبارزات و جنگ‌ها نیستند و در این جهادهای مسلحانه (پس از عاشورا) نقش ندارند. ائمه ما اما، قائل به تقسیم‌بندی میان مسلمانان و مدام تقسیم‌کردن آنان با سازشکاران و جهادکنندگان نیستند. ائمه ما این تقسیم‌بندی‌های سیاه و سفید از مسلمانان را قبول نداشتند و معتقد بودند که مسلمانان معتقد، در دنیای اسلام بسیارند. جامعه مسلمانان ایمان دارند، اما چون هزینه دینداری با توجه به نوع سرکوب حکومت‌های بنی‌امیه و بنی‌عباس بسیار بالا رفته، سکوت آنان را موجب شده است، از این‌رو معتقد بودند به جای گذاشتن تمام توان خود بر مبارزه مسلحانه با حاکمیت؛ باید کار ریشه‌ای کرد. باید دینداری مسلمانان را تقویت نمود و آنان را توانمند ساخت. این‌گونه توجیهات، برای پذیرش سلطه ظالمان است. تلاش برای رسوخ دادن این باور به جامعه که جهاد منجر به فنا می‌شود و برای همین ائمه(علیهم‌السلام) پس از عاشورا درس گرفته‌اند و دیگر کسی دست به جهاد نزد (و نباید بزند!) نظریه نادرستی است که بیان‌کنندگان آن خواسته یا ناخواسته در مسیر سازشگری و تقبیح مقاومت قرار می‌گیرند.
مرد سرگشته و گمگشته اصلاح‌طلبان کیست؟!

رسانه‌های اصلاح‌طلب از نقش‌ها و بازی‌های علی مطهری در مجلس شورای اسلامی شوکه شده‌اند و ضمن تجلیل از اقدامات ایذایی وی، او را فردی سرگشته و گمگشته معرفی کرده‌اند.
یکی از پایگاه‌های اینترنتی دوم خردادی با عنوان «پدیدارشناسی علی مطهری» نوشته است: پدیدارشناسی زیست جهان فکری علی مطهری اگر چه در ظاهر در چنبره‌ دو نیروی معارض قرار گرفته و چالش‌های تقابلی جدی در رفتار و مواضع او دیده می‌شود، اما شک نکنید علی مطهری سوژه درحال گذر است.
او با تحلیل غیرخطی واقعیت‌های اجتماعی در تلاش است بین خودی و غیرخودی بر اساس قرارداد اجتماعی مونتسکیو، چارچوب همزیستی همه‌ افراد جامعه را به رسمیت بشناسد، او فهم پلورالیستی از سیاست‌ورزی را در اداره‌ جامعه دنبال می‌کند. علی مطهری به جریان دموکراسی در کشور خوش‌بینی و اعتماد دارد و آن را، راهی به‌سوی توسعه‌یافتگی می‌داند. پس علی مطهری نه‌تنها التقاطی نیست، بلکه سوژه‌ هدفمند برای سامان‌بخشیدن به خود، منطبق با ذهنیت جامعه‌ متوسط ایران است. اگر چه هنوز در جانمایی سرگشته و گمگشته به‌نظر می‌رسد. 


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

مسموم‌سازی فضا با اهداف انتخاباتی
حسین عبداللهی فر

برخلاف اظهارنظر یک چهره سرشناس اصلاح‌طلب مبنی بر عدم تمایل این جریان به آشکار ساختن فعالیت‌های انتخاباتی که به موارد نقض آن در شماره پیش اشاره شد، در این هفته شاهد تلاش علنی این جریان برای مسموم کردن فضای سیاسی کشور جهت پیشبرد برخی اهداف انتخاباتی بودیم.
«آرمان» در نخستین روز هفته(۱/۹/) زیرتیتر «چراغ سبز اصلاح‌طلبان به بازگشت پر قدرت»ُ، از پیشروی کارگزاران با چراغ خاموش خبر داد و نوشت: «انتخابات مجلس دهم قرار است سال آینده برگزار شود. تا پیش از این فعالیت‌های انتخاباتی در چنین فاصله‌هایی تا برگزاری آن، به صورت محرمانه و درون‌گروهی صورت می‌گرفت، چرا که تمایلی برای اطلاع رقیب از این اقدامات نبود، اما ظاهراًً همانطور که فضای کشور پس از حماسه 24 خرداد ماه سال 92 تغییر کرده، فضای فعالیت‌های سیاسی هم دچار دگرگونی‌هایی شده است و آنها بدون پروا از اطلاع رقیب به بازگویی فعالیت‌ها و برنامه‌های خود می‌پردازند.»
همین روزنامه «خواهش می‌کنیم اصلاح‌طلبان بیایند» را روی تصویر بزرگی از باهنر قرار داد و از قول وی نوشت: «ستادهای انتخاباتی روحانی در استان فعال شدند شاید خودش خبر ندارد.»
«آفتاب یزد» هم در این روز «دغدغه نیروهای اصلاح تهیه لیست نیست» را به نقل از محسن رهامی، عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تیتر کرد و نوشت: «باید در نظر گرفت که در برخی مسائل باید مشورت‌هایی صورت گیرد و به نتیجه رسید و بعد اعلام رسمی کرد. من معتقدم، مردم نامحرم نیستند و باید مردم در چارچوب کلان فعالیت ما قرار گیرند. بنابراین تلاش می‌کنیم تا مردم را در جریان امور خود قرار دهیم.»
یک روز بعد «آرمان» در گزارشی از اجلاس فصلی شورای هماهنگی جوانان حزب اعتدال و توسعه با عنوان «کلید فعالیت حامیان رئیس‌جمهور زده شد»، آورده است: «برگزاری چنین اجلاسی را می‌توان از دو زاویه تحلیل کرد؛ یکی اینکه فعالیت انتخاباتی حامیان دولت آغاز شده است... به نظر می‌رسد میانه‌روهای تمام گروه‌ها از تداوم مسیر 24 خرداد 92 خرسند باشند. گمانه دیگری که می‌توان در مورد پر رنگ شدن اجلاس شورای هماهنگی جوانان حزب اعتدال و توسعه مطرح کرد، فرمان امید به خود است... می‌توان اینگونه تحلیل کرد که برگزاری نشست از سوی آنها طی فرمانی بوده... و گمانه آخر هم این است که اجلاس فصلی شورای هماهنگی جوانان حزب اعتدال و توسعه طبق روال هر ساله در موعد مقرر برگزار شده ... به هر حال استارت فعالیت سیاسی احزاب میانه‌رو با برگزاری اجلاس فصلی شورای هماهنگی جوانان حزب اعتدال و توسعه زده شد.»
«اعتماد» در شماره سه‌شنبه(۳/۹/) با اختصاص یک صفحه خود به اخبار احزاب، به مقایسه وضعیت دو جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب پرداخت و نوشت: «راه پیش روی اصولگرایان مسیر صعب دارد که اگر بخواهند با شیوه‌های پیشین به استقبالش بروند تنها با امدادهای غیبی شیخ سالخورده در شورای نگهبان ممکن است امکان توفیق یابند. این در شرایطی است که رقیب اصلاح‌طلب هر روز به مدل اجرایی وحدت موجود نزدیک‌تر می‌شود و اتفاقاً بر خلاف اصولگرایان از اتحاد رقیب استقبال می‌کند.»
«آرمان» در همین روز در حالی «رویکرد 92 اصلاح‌طلبان در انتخابات 94» را از قول رهامی تیتر کرد که زیرتیتر «پروژه اصولگرایان در کوچه بن‌بست» نوشت: «احمد حکیمی‌پور، رئیس شورای هماهنگی جبهه اصلاحات درباره جلسه آخر این جبهه توضیح داد؛ در جهت نیل به انسجام و وحدت هر چه بیشتر اصلاح‌طلبان در انتخابات پیش‌رو، در این جلسه آقایان موسوی لاری، مرعشی و مبلّغ نیز از شورای مشورتی آقای خاتمی شرکت کردند که مباحثی حول محور چگونگی ورود اصلاح‌طلبان به انتخابات صورت گرفت.»
این روزنامه همچنین بار دیگر لزوم «تشکیل پارلمان اصلاحات» را از قول مرتضی الویری تیتر کرد و در‌خصوص اهداف این پارلمان نوشت: «کارکرد اصلی پارلمان اصلاحات تصویب منشور اصلاح‌طلبی و مشخص کردن سیاست‌های کلی اصلاح‌طلبان در قبال مسائل روز از جمله انتخابات است. در بسیاری از حوزه‌های انتخابیه در دوره انتخابات تعدادی دوستان اصلاح‌طلب کاندیدا می‌شوند و به جای آنکه مدد و کمک‌کننده یکدیگر باشند، در مقابل هم قرار می‌گیرند. یکی از اهدافی که می‌توان از پارلمان اصلاحات یا کنگره بزرگ اصلاح‌طلبان انتظار داشت آن است که مکانیزمی قرار دهد برای آنکه اگر در حوزه‌ای چند کاندیدای اصلاح‌طلب حضور پیدا کردند، با چه روشی باید این کاندیداهای متعدد به اتحاد برسند و فردی را برگزینند که بیشترین احتمال را برای پیروزی دارد یا حتی به یک اصولگرا رأی دهند تا مانع ورود یک تندرو به مجلس شوند.»
«اعتماد» و «آرمان» در روز آخر هفته(۶/۹/) هر دو یک جمله از خاتمی را تیتر کردند که گفته بود: «همه باید در انتخابات مجلس شرکت کنیم.»
«شرق» اما با برجسته کردن این جمله از خاتمی که؛ «معدل مجلس آینده نماینده اکثریت جامعه باشد»، نوشت: «در آن انتخابات (92) یک رأی 51 درصدی داشتیم و چند رأی که مجموعاً چهل‌وهفت، هشت درصد می‌شد، اما این تفکری که امروز در پاره‌ای از دستگاه‌های کشور وجود دارد، کدام بخش جامعه را نمایندگی می‌کند؟ آیا رواست که نمایندگان هفت تا ده درصد خواسته‌های خود را به نام مردم به جامعه و دولت تحمیل کنند و جلوی خواست مردم که حداقل به صورت 51 درصد تجلی پیدا کرده است را بگیرند؟ بر این اساس علاقه ما این است که معدل مجلس که سرکار می‌آید، نماینده اکثریت جامعه ما باشد و خواست اول ما این است که فضا به گونه‌ای نباشد که فقط اقلیتی که در جای خود هم محترم است بتواند محور و مدار باشد و جا را برای دیگران تنگ کند.» 


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

تصویب قانون نژادپرستانه در سایه سکوت جهانی
در هفته گذشته رژیم صهیونیستی در سایه رخدادهای مهم منطقه‌ای و بین‌المللی، دست به سوءاستفاده بزرگی زد. هنگامی که غربی‌ها در وین با ایران مشغول مذاکرات هسته‌ای بودند و امکان فشار جدی به دولت صهیونیستی نداشتند و کشورهای عربی و اسلامی نیز که عده‌ای مشغول فتنه‌های داخلی و عده‌ای نیز در حال علنی‌تر کردن وابستگی به رژیم صهیونیستی هستند، این رژیم قانون، یهودی بودن نظام سیاسی صهیونیستی را به تصویب رساند. اگرچه این قانون باید در کنیست یا پارلمان رژیم هم به تصویب برسد، ولی این مصوبه در دستگاه اجرایی رژیم صهیونیستی را باید سرآغاز پیامدهای گسترده و بزرگ حقوقی و اجرایی بدانیم که نقض حقوق بشر، نقض حقوق ملت تحت اشغال، اخراج دسته‌جمعی و ترانسفر فلسطینی‌ها از سرزمین فلسطین و جلوگیری از حق بازگشت فلسطینی‌ها به سرزمین مادری خود در اراضی ۱۹۴۸ و یا ۱۹۶۷ و یا ممانعت از عبادت و مراسم مذهبی و یا تخریب مسجدالاقصی و یا محرومیت‌های وسیع در حقوق اجتماعی و مدنی و... بخشی از آن خواهد بود.
نتانیاهو بلافاصله به تشریح این پیامدها پرداخته است تا جریان‌های افراطی صهیونیستی را خوشحال کند. وی معتقد است کمترین فایده این قانون نژادپرستانه، جلوگیری از حق بازگشت فلسطینی‌هاست که یکی از محورهای اصلی و مطالبات چند میلیون فلسطینی آواره در کشورهای منطقه و جهان است. اگر تا به حال که این قانون نژادپرستانه وجود نداشت، همه‌گونه اقدام و سیاست‌های محروم‌سازی و نژادپرستانه از سوی رژیم صهیونیستی در حق فلسطینی‌ها به اجرا درآمده، اکنون با این قانون، که در اساس غیرقانونی و ضدبشری است، باید فهرست نامحدودی از سرکوب و جنایت و اقدامات ضدبشری و جنایت علیه بشریت را شاهد باشیم. برای نمونه فلسطینی‌های ساکن در اراضی اشغالی ۴۸ و ۶۷ در اعتراضات خود، از تنها وسیله ممکن، یعنی پرتاب سنگ استفاده می‌کنند که دولت صهیونیستی اعلام کرده، پرتاب‌کنندگان سنگ را از فلسطین اخراج می‌کند! باید از این پس شاهد باشیم که مسجدالاقصی برای مسلمانان و عبادت و نماز آنان ممنوع و برای صهیونیست‌ها آزاد شود که مقدمه‌ای برای تخریب قبله اول مسلمانان است. نکته جالب این است که از سوی کشورهای عربی و اسلامی مدعی امور فلسطین، هیچ واکنشی در قبال این اقدام جدید صهیونیست‌ها دیده نمی‌شود و سازمان‌های عربی و اسلامی و بین‌المللی هم در مقابل این قانون نژادپرستانه ساکت هستند.
رسوایی و فضاحت به جایی رسیده که ژنرال السیسی اعلام کرده که آماده است برای سرکوب اعتراضات فلسطینی، اقدام به اعزام نیروهای امنیتی و نظامی کند و این مسئله را با محمود عباس و مقامات رژیم صهیونیستی نیز در میان گذاشته است! یعنی دولت‌های عربی که تا به‌حال ماهیت وابسته خود را پنهان می‌کردند، در اوضاع فعلی، خود را به جای سربازان و دستگاه‌های امنیتی و نظامی صهیونیستی آماده نابودی و سرکوب آرمان فلسطین و فلسطینی‌ها کرده‌اند و حاضرند از نگرانی‌های مقامات رژیم صهیونیستی بکاهند! همان‌گونه که در جریان جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه، ۸ روزه و ۵۱ روزه، علمای وهابی و مقامات سعودی، نه‌تنها حمایت و دعا نسبت به مقاومت را حرام اعلام کردند، بلکه براساس گزارش‌های موجود، بخشی از هزینه‌های جنگ را نیز به صهیونیست‌ها پرداختند تا مقاومت لبنانی و فلسطینی را سرکوب و نابود کنند.
آنچه تا به حال صهیونیست‌ها را از طمع‌ورزی و اشغال هر چه بیشتر اراضی کشورهای اسلامی بازداشته و رویای از نیل تا فرات را برای آنها به خواب آشفته تبدیل کرده است، مقاومت مردمی و همه‌جانبه و نامحدود است که تنها با تکیه بر اراده ذاتی و بدون توجه به سیاست‌های فاسد کشورهای عربی و اسلامی وابسته به نتیجه و پیروزی رسیده و تضمین آینده آن نیز در همین رویکرد خواهد بود. تصویب این قانون نژادپرستانه، آزمونی جدید برای سازمان‌های رسوای بین‌المللی و حقوق بشری است تا بار دیگر، صداقت و شرافت خود را به آزمون بگذارند. هر چند که این آزمون و ‌نتیجه آن، از هم‌اکنون معلوم است و هیچ اقدام موثری به‌دنبال نخواهد داشت. 


ديپلماسى
فرامرز پارسا

بازيچه‌هايي كه احساس بازيگري مي‌كنند
مذاكرات ميان جمهوري اسلامي ايران و گروه 1+5 به يكي از مهم‌ترين تحولات جهاني مبدل گرديده است، چرا كه با وجود حضور شش قدرت جهاني (چين، روسيه، آمريكا، انگليس، فرانسه و آلمان) در يك طرف ترازو، در طرف مقابل، كشوري به نام جمهوري اسلامي ايران قرار دارد كه تسليم فشارها نشده و بر حقانيت هسته‌اي خود تأكيد می‌کند و خواستار پايان زياده‌خواهي گروه مقابل شده است. اصولي كه در قالب پايان خصومت با حقوق هسته‌اي ملت ايران و نيز لغو كامل تحريم‌ها تعريف شده است. البته بايد در نظر داشت كه شش كشور مذكور داراي اجماع واحد نیستند و اختلافات بسياري ميان آنها وجود دارد، اما به هر حال در يك قالب طرف مذاكره با ايران قرار گرفته‌اند.
آنچه در مذاكرات ميان ايران و گروه 1+5 مشهود است، رفتارهاي كشورهاي عربي است. هر چند كه جمهوري اسلامي ايران همواره بر اصل صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاي هسته‌اي خود تأكيد دارد و جهانيان نيز اذعان دارند ايران نه‌تنها تهديدي براي همسايگان نیست، بلكه زمينه‌ساز امنيت آنان است، اما برخي از اين كشورها نظير امارات، بحرين و عربستان به موضع‌گيري ضدايراني می‌پردازند، چنانكه در دور جديد مذاكرات آمريكا با ادعاي رايزني كري، وزير امور خارجه آمريكا، با آنان، از آنها به عنوان ابزاري براي اعمال فشار بر مذاكرات استفاده كرد.
آنچه در مرحله نخست به ذهن مي‌آيد اين حقيقت است که برخي از اين كشورها مانند صهيونيست‌ها تحقق حقوق هسته‌اي ايران را شکستي سنگين براي خود در منطقه مي‌دانند، چرا که اين مسئله به ملت‌هاي منطقه نشان مي‌دهد که همگرايي با غرب دستاوردي ندارد، حال آنکه مقاومت در نهايت، تسليم‌سازي غرب را رقم مي‌زند و به ثمر مي‌رسد. نكته بسيار مهمي كه در اين مذاكرات به چشم مي‌آيد اين است كه ايران تسليم قدرت‌ها نشده و دليل رويكرد جمعي آنها به مذاكره با ايران نيز ناشی از همين قدرت جمهوري اسلامي است حال آنكه سران برخي كشورهاي عربي به دليل مطيع غرب بودن، هيچ جايگاهي در معادلات ندارند و در حسرت يك مذاكره برابر با طرف‌هاي مقابل هستند. مسئله‌ای كه هم حقارت سران اين كشورها و هم نارضايتي ملت‌هاي‌شان را رقم زده، لذا آنان با بازي منفي در مذاكرات، به زعم خود سعي در پنهان‌سازي اين شكست‌ها را دارند.
در كنار اين مسئله، يك نكته مهم مطرح است و آن اينكه اين كشورها در عرصه داخلي با اعتراضات مردمي مواجه هستند و در عرصه منطقه‌اي نيز جايگاه چنداني ندارند و حمايت‌شان از تروريسم، نگاه منفي ملت‌ها به آنان را در پي داشته است.
آنها با ايفاي نقش آمريكايي در مذاكرات مي‌خواهند ضمن پنهان‌سازي ناكامي‌هاي داخلي و خارجي و البته حمايت خود از تروريسم، چهره يك فاتح براي خود ترسيم کنند.
در كنار اين حقايق، يك اصل مهم مطرح است و آن اينكه خود‌شيفتگي و البته تقلاي برخي از اين كشورها، براي نمايش قدرت پوشالي خويش، زمينه‌ساز استفاده آمريكا از آنها گرديده است كه نه‌تنها عليه جمهوري اسلامي ايران، بلكه عليه كل منطقه و جهان اسلام است.
غرب با برجسته‌سازي قدرت عربستان و صهيونيست‌ها به عنوان عناصر تأثيرگذار در مذاکرات، به دنبال کم‌رنگ‌سازي جايگاه ايران در منطقه و ايجاد قدرت ظاهري براي مهره‌هاي منطقه خود است.
غرب سعي دارد تا چنان القا سازد که مشکل مذاکرات هسته‌اي با ايران نه تحريم‌ها و دشمني‌هاي غرب، بلکه جنگ داخلي ميان شيعه و سني است. به عبارتي غرب با به‌کارگيري كشورهاي عربي سعي دارد تا چنان القا کند که همچون تروريسم جاري در منطقه که برگرفته از رقابت شيعه و سني است موضوع هسته‌اي ايران نيز درگيري شيعه (ايران) و سني (عربستان) است. غرب با اين حربه سعي دارد تا سياست تخريب چهره اسلام را اجرايي سازد که متأسفانه عربستان نيز گرفتار اين بازي شده است.
اكنون به‌صراحت مي‌توان گفت كه ادعاهاي نگراني آنها و نقش آنان در روند مذاكرات صرفاً يك بلوف توخالي است و آنها بازيچه‌هايي هستند كه احساس بازيگري دارند. 


پرونده

راز توقف مذاکرات هسته‌ای در مسقط و وین
به گزارش پایگاه خبری- تحلیلی الوقت، منابع آگاه از مذاکرات هسته‌ای بین ایران و گروهک 1+5 گفتند: دستور کار «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا در مذاکرات عمان، به بحث درباره توانایی‌های موشکی ایران منحصر شد و وی از پرداختن به موضوع هسته‌ای و تحریم‌های تحمیل شده علیه ایران خود‌داری کرد. این منابع به پایگاه الوقت گفتند: جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا، در مذاکرات مسقط از محمدجواد ظریف خواست که موضوع توانایی‌های موشکی ایران در میز گفت‌وگوها مطرح شود، اما وزیر امور خارجه ایران ضمن مخالفت با این درخواست آمریکا گفت: این مذاکرات به موضوع هسته‌ای و تحریم‌های تحمیلی علیه ایران اختصاص دارد.
روند زمانی مذاکرات آینده

وزرای خارجه گروه 1+5 در نهایت تصمیم گرفتند با توجه به آنچه «پیشرفت در مذاکرات» خوانده می‌شود، توافق «برنامه مشترک اقدام» را برای چندین‌ماه دیگر تمدید کنند تا امیدها برای دستیابی به توافقی جامع زنده باقی بماند. بر اساس این توافق که تمدید توافقنامه موقت ژنو محسوب می‌شود، طرفین باید چارچوب کلی توافق را تا دهم اسفند ماه سال جاری (1 مارس 2015) و توافق نهایی را تا دهم تیر سال آتی (1 جولای 2015) منعقد کنند. در این بین ماهیانه 700 میلیون دلار از دارایی‌های مسدود شده ایران، یعنی در مجموع 4/2 میلیارد دلار از آن آزاد شود.
برای نظارت بر برنامه هسته‌ای ایران پول بیشتری می‌خواهیم!

آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای می‌گوید برای نظارت بر برنامه هسته‌ای ایران و بازرسی‌های منظم بازرسان آژانس از ایران نسبت به گذشته، منابع مالی بیشتری لازم دارد. به گزارش خبرگزاری رویترز، در پی توافق هسته‌ای ژنو بین ایران و گروه 1+5 در نوامبر سال 2013، ایران و گروه 1+5 توافق کردند بازرسی‌های آژانس از روند برنامه‌های هسته‌ای ایران افزایش یابد. با تمدید هفت ماهه توافق ژنو در مذاکرات اخیر وین، آژانس می‌گوید منابع مالی بازرسی‌ها باید از سوی کشورهای عضو تأمین شود. بر اساس اعلام آژانس بیشتر بازرسی‌ها از پایگاه‌های هسته‌ای نطنز و فردو ایران به صورت هفتگی بود، اما اکنون این بازرسی‌ها روزانه شده است. آژانس رقم دقیق نیاز مالی خود را اعلام نکرده است، اما در اوایل سال جاری میلادی و پس از توافق ژنو، اعلام کرده بود 5/6 میلیون یورو برای بازرسی‌های ویژه در قالب توافق ژنو از تأسیسات هسته‌ای ایران نیاز دارد. یوکیا آمانو، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای اعلام کرد بازرسی‌های آژانس از برنامه هسته‌ای ایران برای تأیید ماهیت برنامه هسته‌ای این کشور، دو برابر شده است.
تحلیل رویترز از سرنوشت مذاکرات هسته‌ای

پیش از آنکه جوهر توافق‌نامه تمدید مهلت مذاکرات در وین خشک شود، شکاکان در واشنگتن خواستار وضع تحریم‌های جدید برای اعمال فشار بر حاکمان ایران شدند. کمیته روابط عمومی آمریکا و اسرائیل[رژیم صهیونیستی]، که از دیرباز یکی از گروه‌های لابی مؤثر در واشنگتن محسوب می‌شود، از کنگره خواست تا تحریم‌هایی علیه ایران وضع شود و گفته شده «اکنون باید کنگره وارد عمل شده تا این پیام روشن را به ایران بدهد که صبر ایالات متحده بی‌حد و حصر نیست و نباید به ایران اجازه دستیابی به قابلیت داشتن سلاح‌های هسته‌ای داده شود.»


اقتصادى
سعید مهدوی

کدام راهکار است، توافق یا اقتصاد مقاومتی؟
دولت یازدهم شاه‌کلید حل بسیاری از مشکلات اقتصادی کشور را در گرو روابط خارجی به‌ویژه توافق هسته‌ای با کشورهای 1+5 می‌داند. چشم دوختن به نتیجه مذاکرات راهکاری است که بسیاری کارشناسان و مدیران درباره آن اتفاق نظر دارند. عدم بازدهی بازار بورس، مشکلات واحدهای صنعتی و تولیدی، نرخ بالای بیکاری، نرخ پایین رشد اقتصادی، معضل رکود تورمی، کسری بودجه، واردات بی‌رویه و بی‌کیفیت، تورم و گرانی و بسیاری دیگر از دردهای اقتصادی که علاج و داروی شفابخش آنها ربط و بی­ربط به موضوع مذاکرات گره خورده‌اند!
* توافق شرط کافی برای حل مشکلات نیست
البته ذکر این نکته ضروری است که نتیجه مذاکرات در برخی از مشکلاتی که ذکر شد به هیچ وجه بی‌تأثیر نیست، ولی از سوی دیگر، لزوم توافق هم شرط کافی برای حل این مشکلات نمی‌باشد. لذا با توجه به اینکه در این توافق همچنان که از نتایج آن پیداست و همانطور که مقام معظم رهبری بحق فرمودند به نتایج این مذاکرات خوش‌بین نیستند، باید قطار اقتصادی دولت محترم، هم در حرف و هم در عمل، از این راهکار موقتی و نامطمئن گذر کرده و در ایستگاه «اقتصاد مقاومتی» که همان راهکار اصلی و مطمئن برای حل مشکلات اقتصادی است، توقف کند.
* اقتصاد مقاومتی مختص ایران نیست
با وجود بحران‌ها و اوضاع سخت اقتصادی که برای بسیاری از کشورهای جهان حادث شده و همچنین کشورهایی که برنامه جامع برای توسعه و پیشرفت دارند، استفاده از سیاست‌هایی نظیر اقتصاد مقاومتی متناسب با وضعیت‌شان را در دستور کار خود قرار داده‌اند، اما در اقتصاد ایران با گذشت حدود یک سال از مطرح کردن مقوله اقتصاد مقاومتی و سپس ابلاغ سیاست‌های آن از سوی مقام معظم رهبری، هنوز دولت، کار قابل توجهی که بتوان از طریق آمار و ارقام آن را بررسی کرد، انجام نداده است.
* معنای درون‌زا و برون‌گرا بودن در اقتصاد مقاومتی
از جمله ویژگی‌هایی که در سیاست‌های اقتصاد مقاومتی بر آن تأکید شده، درون‌زا و برون‌گرا بودن آن است. اقتصاد مقاومتی درون‌زا است به این معناست که باید با تکیه بر توانمندی‌های داخلی، چرخ اقتصاد را چرخاند و از این طریق بر مشکلات فائق آمد و همان‌گونه که ابتدای مطلب ذکر شد بر روابط خارجی، به‌ویژه موضوع توافق هسته‌ای چشم نبندیم. اقتصاد مقاومتی برون‌گرا است نیز بدین معناست که این سیاست‌ها، به هیچ عنوان اقتصاد کشور را محصور و محدود نمی‌کند، بلکه لازمه اجرای این سیاست‌ها، تعامل و تبادل با کشورهای دیگر به‌ویژه کشورهای منطقه است.
* چشم انتظار مذاکرات هفت ماه دیگر نباشیم
در پایان به دولت محترم به‌ویژه تیم اقتصادی این نکته از فرموده‌های اخیر رهبری معظم انقلاب در جمع بسیجیان را تذکر می‌دهم که فرمودند: «اگر مذاکرات به توافق نرسد، برای ما آسمان به زمین نمی‌آید، چون راه‌حلی داریم به نام اقتصاد مقاومتی.» بله به درستی از همان ابتدا هم راهکار این بود و اکنون هم دیر نشده، نباید چشم امید به مذاکرات هفت ماه دیگر ببندیم و همه چیز را در توافق مذاکرات خلاصه کنیم، بلکه باید با به‌کار بستن واقعی سیاست‌های راهبردی اقتصاد مقاومتی، در صدد حل موانع و مشکلات اقتصادی کشور برآییم.   


نداى قدس

پروژه صهیونیسم رو به‌زوال و فروپاشی است
به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، رئیس سابق موساد، خاطرنشان کرد: «اسرائیل» [رژیم صهیونیستی] با چالش‌های راهبردی پیش رو کورکورانه و با کوته‌فکری برخورد می‌کند، به‌گونه‌ای که به هیچ‌وجه نمی‌توان نسبت به‌ آینده پروژه صهیونیسم خوش‌بین بود. شفطای شفیط، مسئول سابق موساد، تأکید کرد: به‌دلیل سیاست‌های نادرست رژیم صهیونیستی، تنفر از یهودیان در میان جهانیان روزبه‌روز در حال افزایش است، به‌گونه‌ای که از جنگ جهانی دوم تا به امروز بی‌سابقه بوده است و دستگاه تبلیغاتی و دیپلماسی این رژیم هر روز شکست تازه‌ای را متحمل می‌شود، حال آنکه فلسطینیان در‌این زمینه نیز دستاوردهای بزرگ و زیادی را کسب کرده‌اند. شفطای شفیط اظهار داشت: «اسرائیل» حمایت دانشگاه‌ها و مراکز آکادمیک غربی به‌ویژه آمریکا را از دست داده است، تا جایی که دانشجویان یهودی در آمریکا دیگر حاضر به دفاع از سیاست‌های «اسرائیل» نیستند. شفیط تصریح کرد: دامنه کمپین بین‌المللی تحریم اسرائیل نیز روز‌به‌روز در حال گسترش است و اخیراً بسیاری از نخبگان فرهنگی یهودی نیز به ‌این کمپین‌ها پیوسته‌اند.
تجهیز رژیم صهیونیستی به سه هزار موشک هوشمند
نیروی هوایی رژیم صهیونیستی اعلام کرد که به‌زودی سه هزار موشک هوشمند که بر اساس نظام «جی دام» و با سامانه GPS ویژه جنگنده‌ها کار می‌کند، از آمریکا خواهد خرید. ارزش‌ این موشک‌های هوشمند 82 میلیون دلار است. وزارت جنگ آمریکا اعلام کرد که شرکت «بیونگ» قرار است سه هزار موشک هوشمند در اختیار رژیم صهیونیستی قرار دهد. لازم به ذکر است که رژیم صهیونیستی هزاران نمونه از موشک‌هایی را که از آمریکا و کشورهایی چون انگلیس خرید، در جنگ اخیر در غزه به‌کار برد و با آن هزاران فلسطینی بی‌گناه را به خاک و خون کشید.
مقاومت و انتفاضه، تنها راه مقابله با شهرک‌سازی است

مسئول کمیته‌های مقاومت مردمی فلسطین تأکید کرد که تنها راه مقابله با شهرک‌سازی رژیم صهیونیستی در اراضی فلسطینی، فعال‌سازی مقاومت در کرانه باختری، توقف همکاری امنیتی با دشمن، بازگذاشتن دستان مقاومت و سد راه نشدن انتفاضه گسترده فلسطینیان است. وی اظهار داشت: مقاومت، دشمن صهیونیستی را وادار به ترک شهرک‌های صهیونیست‌نشین مجاور باریکه غزه کرده و ضربات سنگینی به آن وارد ساخته است و اگر دستان آن در کرانه باختری نیز باز گذاشته شود، به‌همین شکل می‌تواند صهیونیست‌های ساکن ‌این منطقه را نیز فراری دهد. لازم به ذکر است بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، تصمیم گرفته 70 میلیون شیکل را برای جابه‌جایی یکی از پایگاه‌های ارتش عبری در رام‌الله به‌منظور ساخت 300 واحد مسکونی جدید برای صهیونیست‌ها در شهرک بیت‌ایل واقع در شمال شرق رام‌الله اختصاص دهد.
سلب تابعیت از هر عربی که پرچم فلسطین را به دست گیرد!

عضو کنست صهیونیستی از حزب تندرو لیکود با ارائه پیش‌نویس قانونی جدید به نخست‌وزیر ‌این رژیم، خواستار سلب تابعیت از هر فرد عربی شده که در عملیات‌های مقاومت دست داشته باشد یا پرچم فلسطین را به‌دست گیرد. به گزارش شبکه دوم تلویزیون رژیم صهیونیستی، پیش‌نویس قانون پیشنهادی «یاریو لویان» پس از تأیید نهایی از سوی دولت عبری به کنست ارائه می‌شود. تلویزیون رژیم صهیونیستی تأکید کرد که سلب تابعیت شامل تمامی اعضای خانواده فرد و حتی نزدیکان درجه یک وی می‌شود تا این‌گونه اراضی اشغالی از وجود فلسطینیان خالی شود و هرگونه عملیات و یا انتفاضه علیه ‌این رژیم به شدت سرکوب شود.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

ورود قيام مردم بحرين به مرحله سياسي
قاسم
غفوری

بحرین از جمله كشورهاي منطقه است كه شاهد تحولات جدید و قابل تأملی بوده که نه تنها بر سرنوشت این کشور، بلکه می‌تواند بر کل منطقه تأثیرگذار باشد. محور این تحولات را زورآزمایی ملت و رژیم آل‌خلیفه در بسیج مردمی در حوزه سیاسی تشکیل می‌دهد. از سال 2011 که قیام مردم بحرین آغاز شد، محور اعتراضات مردمی در قالب تظاهرات خیابانی و نافرمانی مدنی تعریف می‌شد، به‌گونه‌ای که مردم با حضور گسترده در تجمعات اعتراضی، مخالفت خود را با ساختار حاکم بر کشورشان نشان می‌دادند.
در نقطه مقابل نیز، آل‌خلیفه با سرکوب و بازداشت و حتی کشتار معترضان به دنبال مقابله با حرکت‌های مردمی بود که به اذعان نهادهای حقوق بشر، هزاران انسان بی‌گناه، قربانی این رفتارهای آل‌خلیفه شدند. نکته بسیار مهم در تحولات اخیر بحرین، آن است که از یک‌سو آل‌خلیفه با توصیه کشورهای غربی به سمت برگزاری انتخابات پارلمانی گام برداشت تا چنان وانمود کند که دموکراسی بر کشور حاکم است و هم مردم و هم مخالفان در ساختار کشور حضور دارند. این تصمیم در حالی گرفته شد که مردم بحرین با اشاره به عدم وجود جریان‌های سیاسی مستقل و مردمی و نیز فضای خفقان حاکم بر کشور این انتخابات را غیردموکراتیک و صرفاً یک نمایش ظاهری دانستند و با آن مخالفت کردند. نتیجه این رویکرد نیز تحریم انتخابات بود. در نقطه مقابل، مردم و جریان‌های انقلابی در وزن‌کشی سیاسی در برابر آل‌خلیفه، بر لزوم برگزاری یک همه‌پرسی آری یا نه به انتخابات تأکید کردند. این همه‌پرسی طی دو روز برگزار شد. آنچه در ورای انتخابات آل‌خلیفه و همه‌پرسی مردم به دست آمد، حضور گسترده مردم در همه‌پرسی و عدم مشارکت در انتخابات بود. بر اساس گزارش‌های منتشر شده تنها 30 درصد مشارکت در انتخابات آل‌خلیفه بود که نیمی از آن را هم نظامیان و کارمندان دولت تشکیل می‌دادند که به‌اجبار باید در انتخابات حضور می‌یافتند. بخش دیگری را نیز اتباع سایر کشورها تشکیل داده بودند که بر اساس طرح صهیونیستی تغییر ساختار جمعیتی، تابعیت بحرینی گرفته‌ بودند. بخش معدودی نیز شهروندان عادی بحرین بوده‌اند. این امر در حالی صورت گرفته که آل‌خلیفه با سندسازی تلاش کرده تا میزان مشارکت پایین مردم را کم‌رنگ کند و چنان وانمود سازد که از یک‌سو همه جریان‌های سیاسی در انتخابات حضور داشته‌اند و از سوی دیگر، مردم پذیرنده سیاست‌های آل‌خلیفه بوده‌اند.
در نقطه مقابل، در قالب همه‌پرسی مردمی، نشستی متفاوت از حاضران در انتخابات رقم خورد، به‌گونه‌ای که اکثر قاطع مردم بحرین بدون آنکه زور و تحمیلی بر آنها حاکم باشد، در همه‌پرسی حضور یافتند و به آری رأی دادند.
هیئت ملی و مستقل همه‌پرسی مردمی در بحرین تأکید کرد: کسانی که دارای تابعیت سیاسی هستند، حق مشارکت در این همه‌پرسی را ندارند. در برگه همه‌پرسی پرسشی به این مضمون آمده بود که «آیا حق تعیین سرنوشت خود با انتخاب یک نظام سیاسی جدید در بحرین تحت نظارت سازمان ملل را تأیید می‌کنید؟» که رأی‌کنندگان باید پاسخ آری یا خیر می‌دادند.
آری به عدم برگزاری انتخابات آل‌خلیفه و تأكيد بر برگزاری انتخاباتی با محوریت نهادهای بین‌المللی که در آن مردم واقعاً حق حضور و تعیین سرنوشت خود را داشته باشند.
مجموع نتایج همه‌پرسی مردم بحرین و انتخابات آل‌خلیفه، گواه این حقیقت مهم است که پس از گذشت نزدیک به چهار سال از قیام مردم بحرین، باوجود تمام ترفندها و سرکوبگری‌های آل‌خلیفه، مردم این کشور از مسیر قیام منحرف نشده‌اند و همچنان به راه انقلابی خود ادامه می‌دهند در حالی که همچنان مقابله مسالمت‌آمیز محور برنامه‌های آنها است. نکته مهم در این عرصه، نقش و جایگاه مرجعیت دینی است که با هدایت آگاهانه و مدبرانه، زمینه‌ساز نهادینه شدن ابعاد قیام در میان مردم شده است.
نکته مهمی که باید به آن توجه داشت، افزایش ظرفیت‌های سیاسی و اجتماعی جریان‌های مخالف استبداد آل‌خلیفه همچون جمعیت الوفاق است که توانست در کوتاه‌ترین زمان، مردم را برای حضور در همه‌پرسی بسیج کند. این توانایی و نیز لبیک مردم به تحقق این طرح، نشانه‌ای بر تغییر در ساختار اجتماعی مردم بحرین و حرکت آنها در مسیرهای نوین مقابله با رژیم استبدادی است. به عبارتی می‌توان گفت مردم بحرین عرصه‌ای جدید از قیام را آغاز کرده‌اند که در آینده، مرحله‌های جدیدی از تحولات را در بحرین اجرایی خواهد ساخت. در طول سال‌های اخیر مردم صرفاً در قالب تظاهرات و شعارهای انقلابی به مقابله با آل‌خلیفه می‌پرداختند، اما اکنون وارد عرصه عمل شده‌اند و رأساً با برگزاری همه‌پرسی آن هم در روز انتخابات آل‌خلیفه، قدرت خویش را در عرصه سیاسی به نمایش می‌گذارند.


آمريكا در گرداب بي‌اخلاقي اجتماعي
رضا اشرفي

يكي از نتايج بحران مالي نظام سرمايه‌داري كه دوره سوم خود را از سال 2008 آغاز كرد، اين است كه شهروندان غربي از آمريكا تا اروپا به خيابان‌ها ريختند و عليه سياست‌هاي اقتصادي دولتمردان خود دست به اعتراض و تظاهرات زدند. مسئله مهم در اين ميان اين است كه نيروهاي پليس و امنيت كشورهاي غربي با شديدترين حالت به سركوب مخالفان پرداختند. بررسي اوليه اين موضوع دست‌كم حكايت از دو مسئله دارد؛ ابتدا اينكه در غرب، آرامش نسبي ايجاد شده، حاصل رفاهي است كه شكل گرفته است و اگر مقداري از دارایي دولت‌ها و ملت‌ها كم شود، عليه يكديگر اقدام خواهند كرد، بنابراين بحث تمدني در مقابل پول و سرمايه رنگ مي‌بازد، مسئله دوم هم اين است كه دولت‌هايي كه مدعي حقوق شهروندي و سياسي و اجراي دموكراسي هستند، در زماني كه قدرت و منافع سياسي آنها با پرسش‌هاي اعتراض‌آميز مواجه شود، در اولين فرصت ممكن، دست به سلاح مي‌برند. اين موضوع بيش از همه در آمريكا خود را نشان داده است كه شروع اين دوره با جنبش وال‌استريت همراه بود كه كم‌كم، ديگر نقاط دنياي غرب را نیز فرا گرفت.
مقامات آمريكا با استفاده از انواع سلاح‌ها توانسته‌اند به‌طور موقت اين جنبش اعتراضي را سركوب كنند، اما در آينده بايد منتظر سر باز كردن اين زخم باشند به اين علت كه آمريكا طي سال‌هاي گذشته نشان داده است كه دچار بحران اخلاق در حوزه‌هاي مختلف اجتماعي و فرهنگي شده است. حال اگر اين بحران‌ها با مشكلات اقتصادي و سياسي همراه باشد، بيش از گذشته نمايان خواهد شد.
در حال حاضر به راحتي مي‌توان به سه سطح از بحران اخلاق در آمريكا توجه کرد. ابتدا بحران سياسي ايجاد شده كه در نوع رویارویی دولتمردان (نيروهاي امنيتي و نظامي) با شهروندان به‌ویژه سیاه‌پوستان در مواقعي كه تظاهرات مي‌كنند، که نمونه‌اش را در سرکوب وحشیانه تظاهرات مردم فرگوسن شاهدیم، قابل بررسي است. بحران اخلاقي دوم كه بيشتر به سطوح اجتماعي و فرهنگي مربوط است، كشتارها و قتل‌هاي شهروندان (در بين خود) است و بحران سوم اخلاقي كه وارد منازل شهروندان شده است، به بحران خانوادگي فرزندكشي يا كشتن والدين و ديگر اقوام مربوط است.
مردادماه سال جاري در ايالت ميسوري و در شهر فرگوسن، پليس با شليك گلوله جوان 18 ساله‌اي را كه دست‌هايش را به علامت تسليم بالا برده بود، از پاي درآورد. اين موضوع زماني به بحران تبديل شد كه سياه‌پوستان آمريكايي مخصوصاً در حوزه ايالت ميسوري در اعتراض به كشته شدن يك جوان سياه‌پوست دست به اعتراض زدند، اما نوع برخورد پليس شهر براي كنترل و سركوب سبب شد تا سياه‌پوست ديگري نيز جان خود را از دست بدهد و همزمان تعداد ديگري دستگير و بازداشت شوند.
مجموعه فعل و انفعالات ايجاد شده، شرايطي را فراهم كرده است كه تيم امنيتي ايالت ميسوري در منطقه فرگوسن «حالت فوق‌العاده» اعلام كرده و مردم را در سخت‌ترين شرايط قرار داده تا نسبت به قتل يك جوان سياه‌پوست، حق اعتراض نداشته باشند.
پرده دوم بحران اخلاقي آمريكا كه هر روز در حال افزايش است، به كشتارهاي فردي و جمعي شهروندان عليه يكديگر باز مي‌گردد. اين موضوع را تنها با پيگیري سطحي اخبار آمريكا مي‌توان ديد كه به‌طور مكرر در حال انجام است و بر اساس اخباري كه از کنار سانسورهاي ايالتي خارج مي‌شود، دانش‌آموزان،‌ دانشجويان، شهروندان عادي و... هر چند وقت يك‌بار به استفاده از سلاح‌هاي مدرن به قتل‌هاي دسته جمعي مي‌پردازند. قتل عام ويرجينياتک در دانشکده پلی‌تکنیک ایالت ویرجینیا در سال 2007 با 32 كشته، حادثه خونين در ایالت کلورادو (دبيرستان كلمباين)، كشتار در مدرسه‌اي در شهرک محل زندگي سرخ‌پوستان، قتل‌ عام در دانشگاه ايالتي کاليفرنيا، کشتار در مدرسه ابتدايي کليولند، كشتار در دانشگاه ايلينويز شمالي، جنایت در مدرسه معادن نيکل در ايالت پنسيلوانيا و... كه همواره در حال تكرار است، نمونه‌هايي از عمق اين بحران است. اين كشتارها و قتل‌عام‌ها كه برآمده از بحران اجتماعي و فرهنگي در حوزه آموزشي است، جداي از قتل‌هايي است كه به شكل روزانه و به‌طور فردي در آمريكا انجام مي‌شود. چنين حوادث و پديده‌هايي كمتر در ديگر نقاط جهان رخ مي‌دهد كه نشان‌دهنده عمق مشكلاتي است كه اخلاق را در اين كشور زير سؤال برده است.
در پرده سوم مي‌توان به كشتارهاي خانوادگي، به‌خصوص فرزندكشي اشاره كرد. پديده‌اي كه هر روز در حال افزايش است. برای نمونه يك مادر در ايالت نيوجرسي با هدف قراردادن سه فرزندش، دو فرزند 8 و 15 را با فجيع‌ترين شكل ممكن به قتل رساند و نفر سوم نيز كه 11 سال سن داشت با خوش‌شانسي جان سالم به‌در برد. طي سال‌هاي اخير قتل‌هاي خانوادگي در سراسر آمريكا به‌شدت افزايش پيدا كرده است.
مجموع بحران‌هاي اجتماعي سبب شده تا آمريكا در مقاطعی ولو كوتاه‌مدت با تظاهرات و اعتراضاتي روبه‌رو شود كه البته هر روز در حال افزايش است و مقامات آمريكايي چاره‌اي ندارند جز اينكه مديريت و سركوب آن را به نيروهاي امنيتي بسپارند. در حالي كه خود نسبت به كوچك‌ترين اعتراضات در ديگر كشورهاي دنيا به‌خصوص طيف ضدهژمون دست به اعتراض زده و از ابزار حقوق بشر عليه آنها استفاده مي‌كنند. 


از نگاه دیگران

قانونمندسازی نژادپرستی
دیگر اوضاع قدس و فلسطین اشغالی برای عرب‌هاُ، چه در بیت‌المقدس و چه در اراضی اشغالی 48 قابل تحمل نیست. تبعیض چه در سطح نژادی و چه در سطح دینی، از مرزهای سنتی خود فراتر رفته و به بخشی از سیاست رژیم صهیونیستی و احزاب آن تبدیل شده است. این در حالی است که تا پیش از این، تندروهای مذهبی و شهرک‌نشینان طلایه‌دار آن بودند. چنین امری، یک جهش بزرگ و کم‌سابقه طی چند سال گذشته به‌شمار می‌رود.
با دقت در تحولات سال 2014 و قراردادن رخدادها در کنار یکدیگر، می‌توان ابعاد یک برنامه بزرگ و خطرناک برای حضور عربی اسلامی در فلسطین اشغالی، درون قدس و الاقصی را بهتر درک کرد. از این جمله می‌توان به امور زیر اشاره کرد:
۱ـ طرح نتانیاهو درباره هویت یهودی رژیم صهیونیستی
این طرح که به عنوان پیش‌نویس و طرح قانون به کنست ارائه شد، آنچه را که اصطلاحاً به دموکراسی صهیونیستی معروف شده از میان می‌برد و هویت یهودی را نسبت به دموکراسی در اولویت قرار می‌دهد. طرح مذکور، مساوات در حقوق شهروندی فلسطینی‌های درون اراضی 48 را به رویایی دست‌نیافتنی و ماجرایی در تاریخ تبدیل می‌کند. این طرح هم‌اکنون از حمایت بیشتر احزاب راست‌گرا و میانه‌رو صهیونیست برخوردار است. «لیونی» نیز وعده حمایت از آن هنگام مطرح‌شدن در کنست را داده است.
انگیزه نتانیاهو از تهیه چنین قانونی، تنها جلب حمایت راستگرایان برای باقی‌ماندن در حکومت نبوده، بلکه محرک اصلی وی در این زمینه، باور محکم به اصل خالی بودن سرزمین‌های اشغالی از فلسطینی‌ها بوده است، زیرا حضور آنان خطری برای این رژیم و آفتی مهلک برای پاک‌بودن جامعه صهیونیستی! محسوب می‌شود. به همین علت، نتانیاهو از ایده ترانسفر و مجازات گروهی فلسطینی‌ها حمایت می‌کند.
۲ـ تصمیم نتانیاهو برای تخریب مجدد منازل فلسطینی‌ها در قدس
نتانیاهو تصمیم گرفته است که مجدداً سیاست تخریب منازل را علیه فلسطینی‌های حامی الاقصی و مسببان مرگ یهودی‌ها در پیش بگیرد. این در حالی است که چهار سال پیش رژیم صهیونیستی به دلیل فشارهای بین‌المللی ناچار شد اجرای این سیاست را متوقف کند.
۳ـ تصمیم اخیر شهردار عسقلان برای جداساختن کارگران عرب فعال در ساخت‌وساز مدارس این شهر
این شهردار اشتغال و به‌کارگیری کارگران عرب را در پروژه‌هایی که شهرداری بر اجرای آنها نظارت می‌کند، ممنوع کرده است. جالب است که این تصمیم نژادپرستانه با حمایت 60 درصدی صهیونیست‌ها روبه‌رو شده است. شایان ذکر است که سایر شهرداری‌های صهیونیست نیز اقداماتی نژادپرستانه در پیش گرفته‌اند. برای نمونه مانع اجاره منازل به عرب‌ها یا ساخت‌وساز در برخی محله‌های یهودی یا حتی مناطق نزدیک به آنها می‌شوند. همچنین صهیونیست‌ها در قدس، پروانه ساخت‌وساز یا بازسازی منازلی را که پیشتر ساخته شده به عرب‌ها نمی‌دهند.
این سه نکته، تنها بخشی از تمام ماجرای نژادپرستی علیه فلسطینی‌هاست و عامل اصلی روی‌آوردن فلسطینی‌ها به این موج از جهاد فردی برای دفاع از خود و سرزمین‌شان به‌شمار می‌رود. این نوع از جهاد، نیازمند اجازه گرفتن از هیچ سازمانی نیست و بهتر است که سازمان‌ها در آن حضور مستقیم نداشته باشند و حضورشان فقط در سطح معنوی باقی بماند. آغاز جهاد فردی به صورت قوی در واقع، راه را برای مداخله جامعه صهیونیستی پیش از آنکه جنگی دینی نژادی آغاز شود، باز می‌کند.
منبع: روزنامه فلسطین
نويسنده: یوسف رزقه
مترجم: سحر دولتيان  
 


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا646

دنيس راس: آمریکایی‌ها عقب‌نشینی کرده‌اند
واحد مركزي خبر(5/9/1393): «دنیس راس» مشاور سابق اوباما مدعی شد: آمریکا در جریان گفت‌وگوهای هسته‌ای انعطاف‌پذیری از خود نشان داده است که از جمله آن تمایل برای عقب‌نشینی از خواسته‌ها درباره تأسیسات آب سنگین اراک بود. مشاور سابق اوباما گفت: ایران برنامه‌های سانتریفیوژ خود برای غنی‌سازی اورانیوم را به سطحی که اعضای پنج به علاوه یک امیدوارند، باز نخواهد گرداند و از خواسته‌های خود برای رفع فوری تحریم‌ها برای رسیدن به راه‌حل جامع عدول نخواهد کرد. «راس» گفت: کنگره در ماه‌های اخیر نقش سازنده‌ای دارد و نمایندگان ممکن است با دولت اوباما کار کنند تا به ایرانی‌ها فشار آورند.
کاخ سفید: در مذاکرات هسته‌ای پیشرفت‌هایی حاصل شد
باشگاه خبرنگاران(5/9/1393): جف راتکه مدیر مطبوعاتی وزارت‌خارجه آمریکا گفت که آمریکا و متحدانش اعتقاد دارند در وین مذاکرات رو به جلو بوده است. در کنفرانس خبری خود خاطرنشان کرد: برای آمریکا مسلم است که مذاکرات وین رو به جلو بوده و در آن پیشرفت‌هایی حاصل شده است. راتکه تأکید کرد: برای متحدان ما نیز روشن شده است که در مذاکرات هسته‌ای با ایران در وین پیشرفت‌های خوبی به دست آمده است. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا همچنین در مورد بحران قره‌باغ؛ طرفین را دعوت به آرامش و پیگیری موضوع از طریق مذاکرات و حسن‌نیت کرد.
ريچارد هاس: موانع توافق بسيار زيادند
خبرگزاری ايرنا(5/9/1393): «ریچارد هاس» رئیس شورای روابط خارجی آمریکا با اشاره به تمدید مذاکرات، نوشت: موانع اصلی، بسیار هستند و تمدید مذاکرات به هیچ وجه به آن معنا نیست که وقت اضافه دیپلمات‌ها را قادر می‌سازد تا موفق شوند. رئیس شورای روابط خارجی آمریکا با بیان اینکه توافق جامع می‌تواند فعالیت‌های هسته‌ای ایران را محدود کرده و اجازه بازرسی‌های گسترده بین‌المللی را می‌دهد، افزود: این هدف محدود، اما در عین حال آرمان‌گرایانه ارزش آن را دارد که هفت ماه دیگر دنبال شود. به گفته وی، پایین آمدن قیمت نفت انگیزه ایران برای تلاش در راستای کاهش تحریم‌ها و بهبود اوضاع اقتصاد را افزایش می‌دهد. از طرف دیگر آمریکا هم به اندازه کافی در منطقه مشکل دارد.
دیپلماسی با ایران حفظ شود
خبرگزاری فارس(4/9/1393): معاون سابق وزیر امور خارجه آمریکا در امور سیاسی و یکی از اعضای سابق گروه مذاکره‌کننده آمریکا ضمن استقبال از تمدید مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه ۵+۱ خواستار حفظ دیپلماسی با ایران شد. «نیکلاس برنز»، معاون سابق وزیر امور خارجه آمریکا در امور سیاسی و یکی از اعضای سابق تیم مذاکره‌کننده آمریکا در گروه 1+5 در یک پیام توئیتری در واکنش به تمدید مذاکرات هسته‌ای گفت که اوباما در تمدید مذاکرات هسته‌ای با ایران اقدام صحیحی را انجام داده است. این مقام آمریکایی ادامه داد که با فریز شدن برنامه هسته‌ای ایران اوضاع از این بدتر نمی‌شود و توصیه کرد که دیپلماسی با ایران را حفظ کنید.
تمدید مذاکرات همراه با افزایش تحریم‌ها
خبرگزاری تسنيم (4/9/1393): برخی از سناتورهای سر‌شناس جمهوریخواه گفتند که کنگره آمریکا باید جنبه‌های توافق نهایی هسته‌ای با ایران را بررسی کند و تمدید مذاکرات باید با افزایش تحریم‌ها همراه باشد.
جان مک کین، لیندسی گراهام و کلی آیوت، از تصمیم‌گیران سیاست خارجی حزب جمهوریخواه، مدعی شدند که یک «توافق بد» با ایران موجب آغاز مسابقه هسته‌ای در منطقه می‌شود. آنها طی بیانیه‌ای گفته‌اند: ما معتقدیم تمدید مذاکرات باید با اعمال تحریم‌های بیشتر و تأیید هر نوع توافق نهایی بین ایران و ایالات متحده از سوی کنگره همراه شود. سناتور جمهوریخواه باب کروکر از اعضای ارشد کمیته روابط خارجی سنا نیز گفت نگران است که تکرار تمدید (توافق موقت) از اهرم فشار آمریکا در این مذاکرات بکاهد.
ایران امتیازات زیادی از ما گرفته است!
باشگاه خبرنگاران (4/9/1393): «مایکل لدین»، مشاور سابق وزارت امور خارجه آمریکا، وزارت دفاع و شورای امنیت ملی آمریکا در دوره ریاست‌جمهوری جرج دبلیو بوش گفت آمریکا در مذاکرات امتیازات بسیار زیادی به ایرانی‌ها داده است. وی اعلام کرد: آنها (ایرانی‌ها) در واقع هر چیزی که خواسته‌اند از ما گرفته‌اند، بدون اینکه در ازای آن به ما چیزی بدهند. مشاور سابق دولت بوش گفت: این واقعیت که آمریکا به مذاکرات با ایران در شش سال گذشته تحت ریاست‌جمهوری باراک اوباما ادامه داده است، نشانه ضعف است.


هویت 387

ايتاليا: رواج برده‌داری نوین
36 میلیون نفر در اقصی‌نقاط جهان درگیر برده‌داری نوین هستند. در این بین برخی مجبور به انجام کار‌های سخت و برخی مجبور به ازدواج هستند. طبق بررسی‌های صورت‌گرفته به‌تازگی یک سازمان فعال حقوق بشر این نوع برده‌داری نوین را «جنایت مخفی» و «تجارت بزرگ» نام نهاده است. از نکات قابل توجه در این گزارش، استفاده از زنان پناه‌جوی نیجریه‌ای و اتیوپیایی است که برای اعمال خلاف منافی عفت در ایتالیا در دستان برده‌داران نوین اسیر هستند. زنان شاغل در این امور در ایتالیا چنان دچار بدهی می‌شوند که امید کمی برای تسویه حساب‌های 65000 تا 67000 هزار دلاری خود با سوداگران مسائل جنسی دارند. ايتاليا از جمله كشورهاي اروپايي است كه نقض حقوق مهاجران به شدت در آن رواج دارد و اتحاديه اروپا نيز تاكنون اقدامي براي مقابله با آن صورت نداده است.
استرالیا: ضرب‌وشتم معلولان از سوی پلیس

استراليا از جمله كشورهايي است كه در ظاهر ادعاي حقوق بشر سر داده است، اما در عمل مخالف اين روند حركت مي‌كند. برای نمونه، پلیس استرالیا در پی انتشار تصاویری از ضرب‌وشتم یک فرد معلول به دست نیروهای پلیس مورد انتقاد قرار گرفته است. این تصاویر که در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، نشان می‌دهد یک مأمور پلیس این فرد معلول را در یک مرکز خرید در شهر بریز بین در شرق استرالیا روی زمین نگه داشته و مأمور دیگری نیز دست‌کم چهار بار به صورت وی مشت می‌زند. علاوه بر این، این تصویر پرستار این مرد را نشان می‌دهد که در حال جیغ زدن است. پلیس به این زن نیز دست‌بند می‌زند. گزارش‌هاي منتشر شده از وضعيت اسفناك مهاجران در استراليا حكايت دارد، چنانكه نهادهاي حقوق بشر بارها در اين زمينه هشدار داده‌اند.
آمریکا: افزایش کودکان بی‌خانمان

بررسی‌های اخیر ایالات مختلف آمریکا نشان داده است، تعداد کودکان بی‌خانمان در این کشور به بالاترین سطح خود یعنی یک نفر در هر 30 کودک رسیده است. این گزارش گسترش فقر، کمبود نوانخانه و فراگیری خشونت داخلی را عامل این افزایش می‌داند. براساس این گزارش که از سوی مرکز ملی خانواده بی‌خانمان‌ها منتشر شده است، حدود ۵/۲ میلیون کودک آمریکا در طول سال 2013 بی‌خانمان بوده‌اند. بر اساس اطلاعات اداره آموزش نیز آخرین رقم کودکان بی‌خانمانی که در مدارس دولتی تحصیل می‌کردند، ۳/۱ میلیون بوده است، اما در این آمارها رقم کودکان پیش از مدرسه حساب نشده است. براساس این گزارش همچنین رقم کودکان بی‌خانمان در سطح ملی از سال 2012 تا 2013، هشت درصد افزایش یافته است.  


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

برش تحلیلی صبح‌صادق بر بیانات اخیر امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی)
نگاه فرامذهبی ایران به جهان اسلام

رضا گرمابدری

اشاره
چندی است گروهک تکفیری ـ صهیونیستی داعش به شکل حساب‌شده، محور تحولات منطقه قرار گرفته است. این گروهک جنایتکار تکفیری با در دست گرفتن پرچم دین و دست زدن به فجیعانه‌ترین اقدامات، نشان داده که از خطرناک‌ترین دشمنان امروز اسلام و مسلمانان است. تظاهر به اسلام‌گرایی و بهانه قرار دادن رفتارهای بدعت‌آمیز به نام احکام اسلام که در اصل هیچ نسبتی با اسلام عزیز ندارد و مخوف‌ترین چهره را به نام اسلام ارائه می‌دهد و سبب انزجار جهانیان از اسلام می‌شود و با هزینه گزاف مادی و معنوی مسلمانان، راه را برای سلطه بیشتر دشمنان اسلام باز می‌کند، انواع مقابله با این گروهک منحرف و دشمن‌ساخته را ضروری ساخت. در این میان دو تن از مراجع تقلید معظم و هوشیار قم، حضرات آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی و آیت‌الله جعفر سبحانی در حرکتی آگاهی‌بخش هفته گذشته «کنگره جهانی جریان‌های تکفیری از دیدگاه علمای اسلامی» را در قم برگزار کردند.
هدف این نشست، افشا کردن ماهیت اعتقادات منحرف این گروهک و نفی ادعای نسبت آنها به اسلام عزیز بود. حدود هفتصد مقاله به این نشست ارسال شد و علما و کارشناسان دینی از حدود هشتاد کشور در آن شرکت داشتند. شرکت‌کنندگان در پایان این نشست دو روزه با امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) رهبر معظم انقلاب دیدار کردند و معظم‌له در این دیدار با تمجید از برگزاری این نشست لازم و بهنگام، درباره موضوع نشست بیانات مهمی ایراد کردند. نوشتار حاضر با برش تحلیلی بر بیانات ایشان به این موضوع می‌پردازد که: «داعش با تأثیرگذاری بر عرصه‌های اعتقادی، جغرافیایی و سیاسی دنیای اسلامی در حال خدمت خائنانه به دشمنان اسلام است و در این میان عالمان دین باید با شناخت و عمل عاجل به وظیفه، این موجود خبیث، خطرناک و دست‌پرورده اجانب را دچار زوال و نابودی کنند.» برای تشریح و تبیین موضوع فوق از محورهای مختلفی استفاده شده و به سبب توجه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در این بیانات به قضیه فلسطین در پایان اشاره ویژه‌ای نیز به این مهم شده است.

خاستگاه نظری بحث
دین، اصلی‌ترین و قوی‌ترین عامل تحول در زندگی انسان بوده است. علت این امر، حقیقت دین است که از طریق «فراترگویی» و «ماوراگویی» آشکار می‌شود. انسان به اقتضای انسانی و زندگی در کره خاکی، اسیر و دربند مادیات است و برحسب ضرورت، در زندگی خود پیوسته با مسائل مادی تکراری درگیر است که بخشی از آن مسائل تکراری به جای ملال‌آور بودن، شوق‌آفرین و تطمیع‌کننده نیز هستند؛ از این‌رو «فراترگویی» جذابیت دارد، حتی جذابیتی فراتر از مطالب شوق‌آفرین و تطمیع‌کننده انسان. جذابیت و افسونگری «ماوراگویی» از «فراترگویی» هم بسیار بیشتر است. این دو ویژگی در مقایسه با دین پیش از خود نیز محبوب‌تر و پرجاذبه‌تر هستند و به همین دلیل است که با آمدن دین جدید کسانی که به دین گذشته گردن گذاشته بودند، دین جدید را می‌پذیرند. این دو ویژگی که تبلور روشی حقیقت ادیان هستند، می‌توانند ابزاری برای سوءاستفاده و منحرف ساختن دیگران شوند. این استفاده ابزاری هم کارکرد تنازع‌آمیز بین ادیانی دارد و هم کارکرد تنازع‌آمیز بین مذهبی. استفاده مثبت و منفی از این دو ویژگی در وضعیت عادی و آرام با وضعیت غیرعادی و پر از هیاهو و فضای پرغائله تفاوت دارد. در وضعیت عادی استفاده موثر از این دو ویژگی زمان‌بر است، اما در وضعیت غیرعادی این زمان به حداقل می‌رسد و با شور و هیجان زیاد و گرایش و اقبال گسترده افراد همراه است. کسانی هم که درصدد استفاده از سیاست خطرناک «دین علیه دین» و «مذهب علیه مذهب» هستند، می‌دانند که باید در وضعیت‌های خاص از این سیاست استفاده کنند. در حال حاضر در منطقه زمینه و عوامل لازم برای استفاده از سیاست «مذهب علیه مذهب» آماده است؛ از این‌رو دشمن با ایجاد گروهک تکفیری داعش درحال بهره‌برداری خونین و خسارت‌بار از این سیاست کاملاً شیطانی است.

وضعیت منطقه از حیث تنوع مذهب و زمینه‌های اختلاف
منطقه مهم و راهبردی غرب آسیا که دارای تنوع مذهبی قابل توجهی است به سبب برخورداری از جایگاه ژئوپلیتیک ویژه، از گذشته گرفتار اختلافات عدیده‌ای بود که اجانب و دولت‌های خارج از منطقه سبب آن بودند. تلاش‌های فراوان برای ریشه‌کن کردن این اختلافات به سبب دخالت همان کسانی که عامل این اختلافات هستند به نتیجه نرسیده و این اختلافات بلای جان مردم این منطقه شده است.
این منطقه طی نیم قرن گذشته، سه تغییر مهم درون‌منطقه‌ای را تجربه کرده که هر یک به نوبه خود بر شدت اختلافات بعدی افزوده است. پیش از انقلاب وابستگی شدید ایران به آمریکا و رژیم صهیونیستی و ایفای نقش ژاندارمی منطقه، از عوامل اصلی اختلاف بود. پس از انقلاب، جدایی ایران از آمریکا و رژیم صهیونیستی و مقابله با آنها مبنای اختلافات جدید شد و با سقوط صدام و آغاز برخی تحولات جدید در منطقه، اختلافات جدید شدت گرفت. در هر سه دوره، نوع رابطه با آمریکا و رژیم صهیونیستی، مذهب و جایگاه منطقه‌ای از عوامل اصلی اختلاف بود که کماکان ادامه دارد و با پیدآیش گروهک تکفیری ـ صهیونیستی داعش شدت بیشتری پیدا کرده است.

رابطه داعش با دشمنان اسلام
تحولات جدید منطقه که سرآغازش، بیداری اسلامی بود، با سه عامل اختلاف‌برانگیز پیش‌گفته یعنی نوع رابطه با آمریکا و رژیم صهیونیستی، مذهب و جایگاه منطقه‌ای ارتباط تنگاتنگ دارد. ادامه بیداری اسلامی که می‌توانست به سقوط برخی از حکومت‌های مستبد منطقه منجر شود و یا حداقل یک جابه‌جایی قدرت تحمیلی در برخی از این کشورها ایجاد کند، ابتدا تهدیدی برای خود این حکومت‌ها بود که نه‌تنها جایگاه منطقه‌ای آنها رو به تضعیف می‌گذاشت، که موجودیت‌شان نیز در معرض نابودی قرار می‌گرفت و سپس منافع آمریکا و غرب و رژیم صهیونیستی را دستخوش تغییر بنیادی قرار می‌داد و نیز به سبب تأثیرپذیری آن از انقلاب اسلامی، تفکر سیاسی و عمومی تشیع پر رنگ‌تر و نافذتر می‌شد. در این اثنا داعش نسخه شفابخش تمامی دشمنان اسلام شد؛ زیرا زمینه فعال‌سازی سیاست «مذهب علیه مذهب» و نیز وضعیت غیر عادی که گرایش‌های پرشتاب و گروهی را سبب می‌شود، کاملاً فراهم بود. رابطه داعش با دشمنان اسلام این چنین شکل گرفت و خدمات مهمی به آنها کرد که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) برخی از آن را چنین برشمردند: «جریان تکفیر و حکومت‌های پشتیبان آن کاملاً در جهت اهداف استکباری یعنی آمریکا و دولت‌های استعماری اروپایی و رژیم صهیونیستی حرکت می‌کنند و با ظاهری اسلامی، عملاً در خدمت آنها هستند. بیداری اسلامی حرکتی ضد آمریکایی، ضداستبداد و ضد دست‌نشاندگان آمریکا بود، اما جریان تکفیر این حرکت عظیم ضداستکباری را به جنگ خانگی و برادرکشی میان مسلمانان تبدیل کرد... پشتیبانان جریان تکفیر، در مقابل رژیم صهیونیستی یک اخم هم نمی‌کنند و حتی با این رژیم برای مقابله با مسلمانان همکاری می‌کنند... یکی دیگر از اقدامات بسیار خبیثانه جریان تکفیر مخدوش کردن چهره اسلام رحمت و تعقل و منطق، با نشان دادن تصاویر جنایاتی همچون زیر شمشیر نشاندن انسان‌های بی‌گناه و یا در آوردن قلب یک مسلمان و به دندان گرفتن آن در مقابل دوربین و به نام اسلام است...»

داعش شاخه است نه تنه
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با نگاهی نافذ و کاوشگر به مسئله داعش، آن را فرع دانستند و نه اصل و فرمودند: «در بررسی این جریان خطرناک باید به این نکته توجه شود که موضوع اصلی، مقابله همه‌جانبه با جریان احیاشده تکفیری است که فراتر از گروه موسوم به داعش است و در واقع داعش یکی از فروع شجره خبیثه است.» این بیان ذهن‌ها را به اساس و ریشه بحث توجه می‌دهد؛ یعنی هم ظرفیت‌هایی که می‌توانند داعش و ده‌ها امثال داعش را ایجاد کنند و هم کسانی که با علم به این ظرفیت‌ها از آن چنین استفاده می‌کنند. برای سوزاندن ریشه این قضیه لازم است با شناسایی ظرفیت‌ها، آنها را از بین برد و یا از حیز انتفاع خارج کرد تا امکان رویش نماند و افرادی برای استفاده از آن طمع نکنند.

راه‌های مقابله با داعش
در حال حاضر، داعش با تمام توان، در خدمت دشمنان اسلام است؛ از این‌رو مقابله با آن بر هر امر دیگری تقدم دارد. راه‌های مقابله با داعش متعددند که سه راه مهم و اصلی آن عبارتند از: ۱ـ مقابله نظامی؛ در حال حاضر در سوریه، عراق و تا حدودی لبنان مقابله نظامی با این گروه منحرف سفاک در جریان است که مقابله‌کنندگان به دستاوردهای ارزشمندی نائل شده‌اند و با برگشتن بخت از داعشی‌ها پی‌درپی در مناطق مختلف متحمل ضربات و تلفات سنگینی می‌شوند. چنانچه این روند به دور از هر حادثه جدیدی ادامه پیدا کند، عمر نظامی داعشی‌ها به سرعت به پایان نزدیک می‌شود. ۲ـ مقابله افشاگرانه؛ در این روش باید دست پدیدآورندگان و حامیان داعش را که در تمام جنایات آنها شریکند رو شود تا رسوایی آنها جهانی شود. با اینکه چندی است این روش به کار گرفته شده و گام‌های رو به جلویی برداشته شده، اما همچنان فرصت‌های زیادی پیش رو دارد. ۳ـ مقابله علمی؛ این روش خاص عالمان و کارشناسان دین است که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به شکل مجزا از آن صحبت کردند.

وظایف علمای اسلام
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره وظایف خطیر علمای جهان اسلام به سه نکته اساسی اشاره کردند که دوتای آن مستقیماً به داعش مربوط است و سومی با بحث داعش ارتباط غیرمستقیم دارد:
۱ـ ایجاد نهضتی علمی و منطقی و فراگیر از جانب علمای مذاهب اسلامی؛ ایشان در این‌باره فرمودند: «این جریان با شعار دروغین سلف صالح وارد شده است و باید با زبان دین، علم و منطق، بیزاری سلف صالح را از این اقدامات نشان داد. باید با این نهضت علمی و منطقی، جوانان بی‌گناهی را که گرفتار این جریان خبیث شده‌اند، نجات داد و این وظیفه به عهده علما است.» به غیر از تعداد بسیار اندکی که خود را عالم دینی می‌نامند و از اقدامات جنایتکارانه داعش در راستای مطامع شخصی و دنیوی خود دفاع و برای آنها فتوا صادر می‌کنند، هیچ عالم مسلمانی مدافع آنها نیست و برعکس اعتقادات و رفتار وحشیانه آنها را ضداسلام می‌دانند. این وضعیت و نیز رفتار ضدانسانی داعش که افکار جهانی را از خود متنفر ساخته فرصت طلایی و بی‌نظیری برای تشریح اعتقادات فاسد و ضددینی آنها است.
۲ـ روشنگری درباره نقش سیاست‌های آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی در احیای جریان تکفیری؛ امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) از آن رو پرداختن به این محور را از وظایف علمای اسلام برشمردند که آنها نقش اصلی ایجادی و حمایتی را داشته‌اند و رو شدن دست آنها که خوشبختانه به سبب اسناد و شواهد متعدد این این روزها کار سختی نیست، ضربه کوبنده‌ای را به دو طرف وارد می‌سازد و بسیار زودتر از تصور، داعش آسیب‌دیده را از نفس می‌اندازد.
۳ـ اهتمام جدی به قضیه فلسطین؛ امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره قضیه فلسطین فرمودند: «رژیم صهیونیستی به دنبال تصرف قدس و مسجدالاقصی وتضعیف هرچه بیشتر فلسطینی‌ها است. همه ملت‌های اسلامی و همچنین علما باید از دولت‌های خود مسئله فلسطین را مطالبه و پیگیری کنند.»
یکی از دلایل اصلی نقش‌آفرینی رژیم صهیونیستی در ایجاد و حمایت از گروهک تکفیری داعش به حاشیه راندن مسئله اصلی جهان اسلام یعنی قضیه فلسطین رد زیر سایه غائله‌آفرین‌های داعش بود، هر چند جنگ ۵۰ روزه اجازه این کار را نداد و دست خیلی‌ها در رابطه با داعش و ارتباط آن با رژیم صهیونیستی و قضیه فلسطین و حامیانش را رو کرد؛ اما رژیم صهیونیستی هنوز ناامید نشده و در برابر سکوت وقیحانه بسیاری از کشورهای غربی و عربی همچنان به سیاست نابودی فلسطین و تصرف مسجدالاقصی ادامه می‌دهد؛ از این‌رو تلاش علمای جهان اسلام برای تبدیل کردن قضیه فلسطین به مسئله اول جهان اسلام ضربه سنگین به داعش و رژیم صهیونیستی و خنثی کردن برنامه و تکاپوی آنها است.

ایران و فلسطین
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) درباره رابطه ملت ایران با قضیه فلسطین که بازتاب‌دهنده باور ایران به مسائل جهان اسلام است، فرمودند: «جمهوری اسلامی ایران به لطف و فضل الهی اسیر محدودیت‌ها و اختلاف‌های مذهبی نشده است و همانگونه که به حزب‌الله شیعه در لبنان کمک می‌کند به حماس و جهاد اسلامی و دیگر گروه‌های اهل سنت در فلسطین نیز کمک می‌کند و به این کمک‌ها ادامه خواهد داد... همانگونه که قبلاً هم اعلام شد، کرانه باختری باید مسلح و آماده دفاع شود و این کار قطعاً انجام خواهد شد.» فلسطین شاهد و سند صداقت ایران در دفاع از کلیت اسلام در برابر دشمنان آن است. از پیش از انقلاب که امام راحل(ره) بر قضیه فلسطین مظلوم انگشت گذاشتند و نشان دادند فلسطین مسئله اول جهان اسلام است و تا به امروز که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با صدای رسا حمایت عملی از نیروهای مقاومت فلسطین را اعلام می‌کنند و وعده مسلح شدن مردم کرانه باختری را می‌دهند، عشق به فلسطین و آزادی آن از چنگال کودک‌کشان صهیونیست، در قلب ایرانیان در تپش بوده و این نشان می‌دهد که نگاه ایران به جهان اسلام فرامذهبی است و برای ایران حزب‌الله و حماس و جهاد اسلامی تفاوتی ندارد، چنانکه داعش را خطر می‌داند و در برابر آن و حامیانش می‌ایستد شیعه‌های افراطی که بازیچه اجانبی هستند که داعش را خلق و از آن حمایت کردند، نیز خطر می‌داند و اینجا هم در برابر آنها می‌ایستد. این صداقت و شجاعت رمز اقتدار و محبوبیت ایران اسلامی در نزد جهانیان و به‌ویژه مسلمانان است که علف‌های هرزی مانند داعش و اربابانش از درک و مقابله با آن عاجزند. جهان اسلام برای یکپارچه شدن و پیوستن به چنین صداقت و شجاعتی حاضر است ایثارگرانه همه موانع را با هر هزینه‌ای کنار بزند و این اتفاق مبارک آغاز شده و ادامه می‌یابد. ان‌شاءالله


نگاه یک
علی اسماعیلی

نژادپرستی نهادینه شده در آمریکا!
تبعیض‌نژادی، نابرابری و بی‌عدالتی در آمریکا قدمتی به تاریخ تأسیس این کشور دارد و این روند کماکان نیز ادامه دارد، از این‌‌رو، همواره شاهد حرکات و اقدامات تبعیض‌آمیز و بی‌عدالتی از سوی دادگاه‌ها و نیروهای پلیس این کشور علیه اقلیت‌ها به‌ویژه اقلیت سیاه‌پوست هستیم. با اینکه سیاه‌پوستان 12 درصد جهت آمریکا را تشکیل می‌دهند، اما برابر مراکز آمار این کشور، بیشترین تعداد زندانیان و فقیران آن را شامل می‌شوند. تا آنجا که خود اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا نیز در نشست خبری اخیر خود، مجبور به اعتراف به تبعیض‌نژادی در این کشور شده و می‌گوید: «هیچ سیاه‌پوستی نیست که در آمریکا به چشم گناهکار به او نگاه نشده باشد. من هم 35 سال پیش می‌توانستم جای «تریون مارتین» (نوجوان سیاه‌پوست کشته شده به‌دست پلیس) باشم.»! در عین حال اوباما معترضان فرگوسن را به دلیل حمله به مراکز دولتی و خودروهای پلیس، مجرم دانسته و خواستار برخورد با آنان می‌شود. (این در حالی است که اوباما در فتنه 88، فتنه‌گران ایرانی که ادارات دولتی و مغازه‌ها و فروشگاه‌ها و اموال عمومی و مردم را به آتش می‌کشیدند را آزادیخواه می‌نامید!)
مقامات آمریکایی همواره تلاش می‌کنند تا چهره تبعیض‌آمیز آمریکا را از دید همگان پنهان سازند به همین خاطر است که شما می‌بینید، حتی در بسیاری از فیلم‌های هالیوودی سعی می‌شود تا بازیگران در نقش رؤسا و مسئولان مراکز امنیتی، اطلاعاتی، دادگاه‌ها و... را سیاه‌پوست نشان دهند که از قضا، چند نفر سفیدپوست تحت فرمان آنها هستند! حال آنکه در دنیای واقعیت، چنین چیزی در آمریکا، یا اصلاً وجود نداشته و یا بسیار نادر است.
بنابر آمار خود آمریکایی‌ها، بیشترین قتل‌های پلیس از بین سیاه‌پوستان است و اگر چه نمی‌گویند، اما سیاه‌پوستان شهروند درجه 2 محسوب می‌شوند!
حوادث فرگوسن و کشته شدن یک نوجوان سیاه‌پوست به دست یک پلیس سفیدپوست و تبرئه آن توسط دادگاه، برخلاف اعتراضات قبلی که محدود بود و سرکوب شد، این‌بار مردم 35 ایالت و 120 شهر این کشور را به خیابان‌ها کشاند تا نشان دهد که مردم آمریکا با وجود سانسورهای موجود، چقدر از بی‌عدالتی‌ها و تبعیض‌نژادی‌ها در این کشور ناراضی‌اند. از نکات جالب در این اعتراضات، آتش‌زدن پرچم آمریکا از سوی معترضان آمریکایی بود. همچنین در این اعتراضات، مراکز و خودروهای دولتی و پلیس نیز به آتش کشیده شد،‌ اما این حجم اعتراضات گسترده مردمی علیه بی‌عدالتی و تبعیض‌نژادی، نشان از واقعیت‌های دیگری نیز دارد و آن اینکه، آمریکا در حال فروپاشی از درون است، نکته‌ای که پیشتر نیز برخی خبرها و گزارش‌ها حکایت از این موضوع و افزایش موج تجزیه‌طلبی در این کشور به این دلیل و دیگر دلایل داشت. چندی پیش یکی از مراکز آماری معتبر آمریکا گفته بود، از هر چهار آمریکایی، یکی خواهان تجزیه این کشور است، اما نکته قابل‌تأمل در اعتراضات این روزهای آمریکا این است که بسیاری از سازمان‌های حقوق بشر جهانی و برخی کشورها از کنار این حوادث-که تا کنون گفته می‌شود صد‌ها کشته و زخمی و دستگیری به‌همراه داشته- به‌راحتی عبور می‌کنند و اصلاً احمد شهیدی (گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل درباره ایران) نیست! که علیه این تبعیض‌نژادی‌ها، نابرابری‌ها و بی‌عدالتی در آمریکا اعتراض کرده و گزارش تهیه کند! و این در حالی است که، چهار مورد اسیدپاشی در ایران،‌ بسیاری از مقامات غربی و رسانه‌های آنان را به واکنش تند علیه جمهوری اسلامی واداشت!؟ نکته جالب‌تر و البته قابل تأمل‌تر،‌ سکوت و کم‌تحرکی دستگاه دیپلماسی کشور و از طرفی، رسانه‌های زنجیره‌ای در برابر این تبعیض آشکار در آمریکاست. دستگاه دیپلماسی کشور بایستی بدون تعارف و با قاطعیت از این فرصت خوب استفاده کرده و سرکوب و تبعیض‌نژادی علیه سیاه‌پوستان در آمریکا را محکوم کند و آمریکا را در سازمان‌های حقوق بشری و بین‌المللی به چالش بکشاند، همان کاری که آمریکایی‌ها و غربی‌ها به کوچک‌ترین بهانه‌ای، علیه ایران انجام می‌دهند. واقعیت این است که نژادپرستی در آمریکا نهادینه شده است و با وجود مخفی‌کاری مقامات آمریکا این تفکر نژادپرستانه همواره در آن وجود دارد، نکته آخر اینکه؛ کاش عاشقان سینه‌چاک آمریکا در داخل نیز این بی‌عدالتی‌ها را به‌درستی می‌دیدند و نسبت به آن واکنش نشان می‌دادند!


نگاه دو
علی حيدری

دیپلماسی رسانه‌ای در مذاکرات هسته‌ای!
نشست کشورهای۵+۱ در وین برای دستیابی به توافق جامع درخصوص موضوع فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، یکی از خبرسازترین رویدادهایی بود که افکار عمومی جهانی را معطوف به خود کرده بود. این نشست که در واپسین روزهای باقی‌مانده برای توافق جامع هسته‌ای انجام شد، در صدر اخبار رسانه‌های مختلف دنیا قرار داشت، به‌طوری که هر چه به پایان مهلت تعیین شده و اتمام مذاکرات نزدیک می‌شدیم از تب و تاب بیشتری برخوردار می‌شد و شاید بتوان گفت هتل «کوبورگ» در وین که محل آمد و شد وزرای خارجه کشورهای ۵+۱ و جمهوری اسلامی ایران بود، خبرسازترین نقطه در جهان بود.
در کنار آنچه که تلاش‌های دیپلماتیک برای حل‌وفصل اختلافات بر سر مسئله هسته‌ای کشورمان خوانده می‌شود، مدیریت فضای رسانه‌ای جهان در چنین مواقعی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‌شود. تا جایی که اگر از این مواجهه رسانه‌ای به نبردی برای پیروزی طرفین یاد کنیم، سخن به گزاف نگفته‌ایم، چرا که طرف غربی درصدد بود در صورت شکست مذاکرات، مسئولیت عدم توافق را به گردن جمهوری اسلامی ایران بیندازد. این در حالی بود که رسانه‌های غربی در طول یک‌سال گذشته و به‌ویژه در ماه‌های اخیر، به‌دنبال فضاسازی‌های هدفدار و مسموم علیه کشورمان بودند و جالب‌تر این بود که برخی سیاسیون و رسانه‌های داخلی نیز ناآگاهانه در مسیر حرکت غربی‌ها قرار می‌گرفتند و اقداماتی انجام می‌دادند که نه‌تنها کمکی به گروه مذاکره‌کننده کشورمان نمی‌کرد، بلکه به بالعکس به عدم توافق کمک می‌کرد!
بررسی محتوایی رسانه‌های داخلی در روزها و هفته‌های منتهی به نشست وین هم نشان می‌دهد که رسانه‌های داخلی آن طور که باید در عمل به مسئولیت رسانه‌ای خود در حوزه برنامه هسته‌ای کشورمان موفق نبودند و اگر کارکرد آنها را در مقایسه با رسانه‌های غربی بسنجیم، خواهیم دید که تأثیر به مراتب کمتری بر افکارعمومی منطقه‌ای و جهانی داشته‌اند.
در بررسی فضای رسانه‌ای حاکم بر مذاکرات چند نکته مهم وجود دارد؛
1ـ هرچه به زمان مذاکرات نهایی گروه ۵+۱ و کشورمان برای دستیابی به توافق جامع نزدیک می‌شدیم، رسانه‌های غربی تلاش می‌کردند با القائات خودساخته‌شان، پیشاپیش جمهوری اسلامی ایران را عامل هرگونه شکست‌ احتمالی در مذاکرات معرفی کنند. آنها به شیوه‌های مختلف درصدد بودند تا اینطور وانمود کنند که شکست یا عدم توافق، به علت عدم تمکین و زیاده‌خواهی‌های ایران است، نه کارشکنی و زیاده‌طلبی‌های طرف‌ غربی.
2ـ با توجه به اینکه بیش از 10 سال از مذاکرات هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران با طرف‌های غربی در‌خصوص موضوع فعالیت‌های هسته‌ای می‌گذرد و در طول این مدت نشست‌ها، توافقات و نتایجی در این باره حاصل شده، اما رسانه‌های غربی بدون توجه به سیر تاریخی مذاکرات و توافقات کشورهای غربی با ایران در مورد برنامه هسته‌ای و بدون پرداختن به مباحث حقوقی مرتبط با این موضوع، همه تلاش‌شان را صرف طرح مناقشات کنونی بر سر مسئله هسته‌ای می‌کردند.
3 ـ در طی سال‌های گذشته، این جمله را که؛ «ایران باید اعتمادسازی کند» بارها و بارها از مقامات غربی شنیده بودیم و در اوضاع فعلی که دولت جمهوری اسلامی ایران تلاش خود را مصروف به حل مسئله هسته‌ای کرده و در مقاطعی هم برای اعتمادسازی، گام‌های مهمی برداشته است، رسانه‌های غربی می‌کوشند تا همراهی‌های ایران را نتیجه فشارها و تحریم‌ها بدانند؛ موضوعی که رئیس‌جمهور آمریکا هم چند بار به‌طور علنی آن را مطرح کرد و کوشید تا سیاست شکست‌خورده تحریم‌ها علیه ایران را موثر و مفید قلمداد کند.
واقعیت این است که طرف‌های غربی در برهه‌های گوناگون مذاکرات هسته‌ای از ظرفیت رسانه‌ای خود استفاده کرده‌اند. نکته مهم اینجاست که ما چقدر به این موضوع اهتمام داشته‌ایم و اصلاً دیپلماسی رسانه‌ای چه جایگاهی در جبهه هسته‌ای امروز ما دارد؟!


 

صفحه 7
گزارش

 

 

اربعین حسینی در راه است
نمایشی بی همتا از شور و شعور اسلامی
سید فخرالدین موسوی

باز اربعین شهادت سالار شهیدان از راه رسیده است و عاشقان بیقرار ِحضرت حسین(ع) بی‌تاب قدم‌نهادن در راه کربلا و شتافتن به مسیر آن ابرمرد تاریخند؛ مسیری که به‌واقع مسیر حق است، مسیر ستیز با جهل و نفاق، مسیر مبارزه با مظاهر کفر و بی‌دینی، مسیر مبارز با افراط و تفریط و مسیر اصحاب حق در طول تاریخ انسانیت از سال 61 هجری تاکنون است. باز اربعین را داریم و نشانه‌ها و شنیده‌ها نشان می‌دهد امسال هم جاده منتهی به دشت نینوا، اقیانوسی خواهد شد از عاشقان بیشمار خون خدا. ما نیز در متن پیش‌رو، برای ادای دین به این مسیر و مرام، بر آن هستیم، تا گوشه‌ای از این رخداد بی‌نظیر را بیان کنیم. هرچند نیک می‌دانیم واژه‌ها و قلم نگارنده، ابتر است و بی‌شک نمی‌تواند آن‌طور که شایسته این رخداد بی‌بدیل است، حقیقت ماجرا را بیان کند.

اهمیت اربعین حسینی
«و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله ‌و حیره الضلاله و قد توازر علیه من غرته الدنیا و باع حظه بالارذل الادنی»، «خدایا، امام حسین(ع‌) همه چیزش را براى نجات بندگانت از نابخردى و سرگشتگى و ضلالت در راه تو داده در حالى که مشتى فریب خورده که انسانیت‌ خود را به دنیاى پست فروخته‌اند بر ضد وى شوریدند و آن حضرت را به‌ شهادت رساندند.» این عبارات، بخشی از جملاتی است که حضرت امام صادق(ع) بر زبان مبارک خویش جاری می‌سازند و به زیارت روز اربعین امام حسین(ع) مشهور است. امام ششم شیعیان در این زیارت اشاره می‌کنند به آنچه که جدشان در راه خدا و برای سعادت بشریت انجام دادند. اما چرا امام صادق(ع) این جملات را در روز اربعین بیان می‌کنند و همگان را در این روز به ‌دلیل و معنای قیام حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) توجه می‌دهند؟ و چرا به خواندن این زیارت تا این حد توصیه می‌شود تا آنجا که نشانه ایمان قرار می‌گیرد و چرا اینهمه، بر زیارت مرقد مبارک حضرت اباعبدالله(ع) در روز اربعین تأکید می‌شود و خیل عاشقان از جای‌جای دنیا خود را به کربلا می‌رسانند؟
برای یافتن پاسخ صحیح این پرسش‌ها، باید به حدیثی از پیامبر اکرم(ص) بازگشت که ایشان فرموند: «من از حسینم و حسین از من است.» با این تعبیر و تفسیر که اگر قیام حضرت اباعبدالله‌ الحسین(ع) نبود، اگر ایشان از همه وجود خود و اهل‌بیت‌شان نمی‌گذشتند، امروز اثری از آثار اسلام ناب محمدی باقی نمانده بود. با علم بر این مسئله، این سؤال مطرح می‌شود که آیا قیام کربلا به‌تنهایی می‌توانست این اثربخشی را داشته باشد؟ اگر حادثه عظیم کربلا در سال 61 می‌ماند و اگر ما امروز از چگونگی آن اطلاع نداشتیم، این غلبه خون بر شمشیر می‌توانست امروز کارکرد مؤثر خود را داشته باشد؟
واقعه کربلا نیز مانند هر موضوع مهم دیگر، زمانی در ذهن‌ها و جامعه زنده مانده و می‌تواند کارکرد اصلی خود را داشته باشد که نشر یابد و درباره آن روشنگری شده و گرامی داشته شود.
با این روش و منطق، آنچه حسین‌بن‌علی(ع) به سبب آن برخاست، حیات می‌یابد و در جامعه بسط پیدا می‌کند و اگر چنین نباشد، دیگربار، یزیدیان و فرهنگ طاغوت غلبه پیدا خواهند کرد.
اربعین حسینی اهمیت و ارج خود را از این منظر می‌گیرد که فرصتی است برای زنده نگه داشتن حقیقت عاشورا و تکثیر گفتمان سیدالشهدا(ع). این نگاه به اربعین شهادت امام حسین(ع) است که به بیستم ماه صفر اصالت می‌دهد و اربعین را در راستای روشنگری‌های حضرت زینب(س) در مجلس یزید و افشاگری‌های امام سجاد(ع) قرار می‌دهد و بزرگداشت آن، همان عمل زینبی است و تکلیف آنانی است که پس از عاشورا زندگی می‌کنند و به تعبیر دقیق‌تر می‌توان گفت تا زمانی که اربعین این‌چنین پرشور، گرامی داشته می‌شود، نهضت عاشورا نیز امتداد خواهد داشت و در سایه آن، اسلام زنده است. همان‌طور که امام خمینی(ره) فرمودند: «همین محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است.»

سیل خروشان جمعیت
قرار سالانه عاشقان راه حضرت اباعبدالله‌الحسین(ع) این است که از جای‌جای جهان، خود را به نجف برسانند و از کنار مضجع شریف حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) و با پای پیاده، راهی دیار کربلا شوند، به‌طوری که اگر ما در این متن بخواهیم نام تک‌تک کشورهایی را که افرادی از آنها، برای پیاده‌روی به‌سوی حرم حضرت سیدالشهدا(ع) خود را به نجف می‌رسانند بنویسیم، بدون مبالغه باید نام تمام کشورهای جهان را سیاهه کنیم. از قلب اروپا تا آمریکا، از آفریقا تا شرق دور و صد البته از کشورهای منطقه، انبوه مردمان دلداده به حسین(ع)، خود را به راه‌پیمایی اربعین می‌رسانند آن‌چنان‌که گفته می‌شود، در سال گذشته نزدیک به بیست میلیون نفر این راه‌پیمایی را با شکوه هرچه تمام‌تر برگزار کردند. امسال نیز گمان می‌رود که بیش از 25 میلیون نفر انسان عاشق پا در این مسیر بگذارند.
خیل جمعیتی که از هر قشری و از هر سن و سالی، میان‌شان هست. حتی افرادی هستند که نشسته بر ویلچر و یا عصا به دست، خود را به قافله عاشقان حسین(ع) می‌رسانند. در کشور ما نیز در روزهای باقی‌مانده تا اربعین، تب‌وتاب خاصی جریان یافته، اگر این روزها از میدان ولی‌عصر(عج) تهران بگذرید، انبوه افرادی را مشاهده خواهید کرد که با تیپ‌های متفاوت، از جوان و پیر، از زن و مرد برای دریافت مجوز حضور در عراق صف کشیده‌اند. اخبار دریافتی نشان می‌دهد شهرهای دیگر کشورمان نیز حکایتی مشابه دارند آن‌چنان که مراکز صدور ویزای عراق توان پاسخگویی به این انبوه جمعیت را ندارند. این اخبار و صحنه‌هایی که این روزها در شهرهای مختلف کشورمان مشاهده می‌شود، شاید برای غریبه‌هایی که از سرّ عظمت عاشورا و قیام امام حسین(ع) بی‌خبر هستند، تعجب‌برانگیز باشد. این افراد از خود خواهند پرسید ایرانیان چرا این‌چنین، مشتاق سفر به کربلای معلی هستند؟ آنجا چه خبر است که این مردم، سختی و خطر راه را در این سفر به جان می‌خرند و پیاده عازم سرزمین نینوا می‌شوند. این مردم مگر در امام حسین(ع) چه یافته‌اند که راضی به سفری سخت به دیاری می‌شوند که امنیت نیز ندارد! و احتمال عملیات‌های تروریستی، انفجار و شهادت در آن بسیار بالاست!
اینها بدون شک نمی‌دانند عشق به حسین(ع) چه معنا می‌دهد و بی‌تردید مردم ما و سلوک‌شان را نمی‌شناسند. اینها نمی‌دانند خیل عظیم جمعیتی که از ایران عازم کربلا می‌شود، تنها قطره‌ای است از دریای عاشقان این سفرند و نمی‌دانند این مردم برای زنده نگه‌داشتن راه اسلام و دین خداوند، با اقتدا به مولای‌شان از هیچ چیز فروگذار نمی‌کنند. مردمی که انقلاب اسلامی‌شان در سال 57 و دفاع جانانه‌شان از آن در موسم‌های جنگ و تحریم و فتنه به‌وضوح نشان داد مرید همان امامی هستند که از همه تعلقات خود برای زنده نگه داشتن اسلام ناب محمدی(ص) گذشت. اینان تا قدم در این راه نگذارند، نخواهند دانست این مردم از مرام و آیین امام حسین(ع) چه دریافته‌اند و چگونه از چشمه کرامت بی‌انتهای آن حضرت سیراب شده‌اند.
مردم پیشرو
نگاهی به بزرگداشت محرم و صفر در جامعه ایران و نگاه به عطشی که مردم ما برای سفر به کربلای معلی در روز اربعین از خود نشان می‌دهند، بار دیگر بر این مسئله صحه می‌گذارد که مردم، پیشرو و پیشتاز هستند و مسئولان عقب‌تر و کندتر از آنها حرکت می‌کنند. مردم به بهترین وجه، بزرگداشت قیام حضرت اباعبدالله(ع) را دو ماه برگزار می‌کنند و در برگزاری مراسم اربعین حسینی نیز دستگاه‌های ذی‌ربط را مجبور به همراهی می‌کنند. دستگاه‌هایی که نه نقش سازماندهی‌کننده برای سفر، که مأموریت تسهیل‌کننده سفر مردم را پیدا کرده‌اند. این پیشروی و پیشتازی مردم در بزرگداشت ایام احترام و عزاداری برای سید شهیدان، نکته بسیار مهم و مبارکی است که حامل پیام‌های متعددی است که مهم‌ترین آنها این است که دغدغه مردم برای زنده نگه داشتن اسلام و مسیر حسین‌بن‌علی(ع) بی‌اندازه پررنگ است. توجه مردم به فرهنگ عاشورا حامل این پیام است که مردم جلو‌تر از برخی مسئولان و دستگاه‌ها فرهنگی کشور بر ضرورت توجه به اسلام و شعائر آن رسیده و برای تحقق آن اقدام کرده‌اند و اکنون نوبت این دستگاه‌های است که به ‌خواست مردم و به‌کارگیری ظرفیت عظیم مردمی، برای تحقق هرچه بیشتر معارف اسلامی، باطن و ظاهر دین تلاش کنند که این خواسته بحق مردم است و غفلت از آن، نابخشودنی.

نماد وحدت و عظمت
بزرگ‌ترین راه‌پیمایی جهان در کربلای معلی و در روز اربعین حسینی اتفاق می‌افتد. جمع کثیری از سراسر جهان گرد هم می‌آیند و مسافتی حدود 70 کیلومتر را پیاده طی می‌کنند و ویترینی از وحدت، همبستگی و بزرگی مسلمانان و عظمت جامعه اسلامی را به تصویر می‌کشند. تجمعی که در واقع، تولیدکننده یک قدرت بی‌نظیر برای جهان اسلام است، قدرتی که می‌تواند گره بسیاری از مسائل را در جهان اسلام بگشاید، قدرتی که می‌توان با در اختیار داشتن آن، راه را بر افراطی‌گری و گروه‌های مدعی اسلام بست.
البته به‌شرط آنکه این قدرت در کانون توجه بزرگان و علمای اسلامی قرار گیرد و برای افزودن بر آن، برنامه‌های مشخص طرح‌ریزی شود. این همایش بزرگ اگر مورد توجه بزرگان، علما و رؤسای کشورهای اسلامی قرار گیرد، می‌تواند ابزاری کارگشا در نیل به اهداف اسلامی باشد، چرا که این اجتماع بزرگ می‌تواند زمینه‌ساز قدرت روزافزون مسلمانان و مرهمی بر دردهای پیکره جهان اسلام شود. البته با رعایت دو پیش‌شرط اساسی؛ اول اینکه، ما نیز به‌عنوان افراد جامعه اسلامی با حضور هرچه بیشتر در این همایش و باشکوه‌تر برگزار کردن این گردهمایی جهانی بر تأثیرگذاری آن بیفزاییم و دوم آنکه، راه انحراف این گردهمایی برای آنان که چنین قصد و طمع دارند، بسته شود.

نتیجه‌گیری
اربعین حسینی و آیین‌هایی که در آن روز برگزار می‌شود، نمایشی بی‌همتا از شور و شعوری اسلامی است که می‌تواند علاوه بر درمان دردهای جهان اسلام، بهترین و مؤثرترین عامل برای معرفی اسلام حقیقی در جهان باشد. انعکاس گسترده رسانه‌ای آنچه در بیستم ماه صفر در عراق روی خواهد داد، حتماً مردم سراسر جهان را متوجه اسلام خواهد کرد! آنان کنجکاو می‌شوند که بدانند این جمعیت عظیم از چه روی در کربلا گرد آمده است؟ آنان بی‌شک از خود خواهند پرسید که حسین‌بن‌علی(ع) کیست که این مردمان، این‌چنین مشتاقانه برای زیارت مقبره او می‌شتابند؟!
البته تحقق این مسئله، نیازمند هوشیاری رسانه‌ای در جهان اسلام و پوشش گسترده و صحیح از مراسم باشکوه اربعین حسینی است. هوشیاری که بی‌تردید زمینه‌ساز گسترش‌یافتن سلوک امام حسین(ع) و اسلام ناب محمدی در جهان خواهد شد و رویکرد رسانه‌های استکبار را که مدت‌هاست پروژه اسلام‌هراسی و تعریف واژگون از اسلام را دنبال می‌کنند، بی‌اثر خواهد کرد. ان‌شاءلله


نیم نگاه
فتح الله پريشان

نمایشگاه بازسازی سوریه، یعنی...؟!
در بین اخبار مربوط به تحولات سوریه که چند سالی است خشونت، خونریزی و ددمنشی آدمخواران داعش به موازات آوارگی و مظلومیت تحریض‌کننده مردم سوریه در سرخط اخبار آن قرار دارد، خبری منتشر شد که در زمینه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سوریه بسیار زیبا و امیدوارکننده بود و آن، خبر بازگشایی نمایشگاهی از بازسازی سوریه بود. این نمایشگاه تنها واجد الگوها و طرح‌هایی برای مهندسی و معماری بازسازی مخروبه‌های حاصل از حدود چهار سال خرابکاری ائتلاف دشمنان سوریه علیه این کشور نبود، بلکه تجلی‌گاه هنرمندی و مهندسی روحیه مقاومت اسلامی سوری بود و پیام‌های بی‌شماری در سایر حوزه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و هنری با خود داشت و دارد.
۱ ـ دایر کردن نمایشگاهی با این عنوان در بحبوحه جنگ و خونریزی تحمیلی علیه سوریه، مانوری از اقتدار سیاسی و مقاومت قهرمانانه دولت و ملت سوریه است که نشان داد دولت این کشور به کمک حمایت‌های بی‌شائبه و همه‌جانبه مردم سوریه به رغم اینکه چهار سال نفس‌گیر را پشت‌سر گذاشته، توانسته است نظام سیاسی خود را بر پایه‌های مشروعیت سیاسی، مقبولیت اجتماعی و محبت قلبی مردم تثبیت کند و تحکیم بخشد. نمایشگاه بازسازی سوریه، یعنی دولت و ملت سوریه به موقعیت پساداعش، پساخشونت و پساخیانت ائتلاف به‌اصطلاح جهانی علیه داعش و زندگی ققنوس‌وار فکر می‌کنند.
۲ ـ اساساً زندگی انسان‌ها و طبع بشر با ساختن بیشتر مأنوس است تا تخریب، جنگ و خونریزی که تنها از حیوان‌های انسان‌نمایی مثل اعضای گروهک تروریستی ـ تکفیری داعش برمی‌آید. نمایشگاه بازسازی، یعنی اینکه، روح حیات در کالبد تخریب‌شده سوری‌ها ساری است و شریان‌های اقتصادی و اجتماعی سوریه با وجود تلاش‌های مجدانه دشمنانش همچنان از خون همت و اهتمام و غیرت سوری، پر نبض در جریان است.
۳ـ نمایشگاه بازسازی سوریه، آینه‌ای از زیبایی‌ها، دوست داشتن‌ها و اراده‌های فولادین مردم سوریه است که علاوه بر آنها، می‌توان در آن، حقارت دشمنان زندگی، انسانیت، فرهنگ و دین را هم ملاحظه کرد که با دیدن این اراده‌ها می‌فهمند که دیر یا زود، باید بساط عصیان‌شان را از این سرزمین جمع کنند و بیرون بروند.
۴ ـ نمایشگاه بازسازی سوریه، یعنی؛ ملت و دولت مقاوم سوریه با وجود بدخواهی‌های منطقه‌ای و جهانی، همچنان استوار و مستحکم بر سر اعتقادات خود ایستاده‌اند و این‌همه مصائب، مشکلات و جنگ و خونریزی‌ها نتوانسته‌اند گرهی هر چند کوچک بر پیشانی بلند اراده مسلمانی و انسانی آنها بیندازند.
۵ ـ نمایشگاه بازسازی یعنی؛ تداوم کابوس برای تکفیری‌ها و صهیونیست‌ها که به نیابت از اربابان فرامنطقه‌ای‌‌شان می‌خواستند حلقه تعیین‌کننده زنجیره مقاومت انسانی و اسلامی منطقه در برابر زور، تردید و خشونت و قدرت را بشکنند، اما خود شکستند.
۶ ـ نمایشگاه بازسازی سوریه، یعنی تزویر، روح بزرگ انسجام ملی برای ساختن. همان‌طور که در دفاع در مقابل داعش، با تمسک به الگوی بسیج مستضعفین امام(ره) توانستند «قوات‌الوطنی و جیش‌الشعبی» را از بین نیروهای مردمی منسجم سازند و خواب و رویاهای تکفیری را به کابوسی از وحشت تبدیل کنند.
بالاخره نمایشگاه بازسازی، یعنی به‌کوری دشمنان غربی، عبری و عربی تکفیری، آتشکده زندگی سوری همچنان شعله‌هایش از هر کران پیدا است.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(47)

فشار انگلیس به شاه برای تغییر صمصام‌السلطنه
انگلیسی‌ها از همان ابتدا با این کابینه مخالف بودند و سعی می‌کردند وثوق‌الدوله را بر سر کار بیاورند. آنها فشار زیادی بر شاه که در ابتدا با انتصاب وثوق‌الدوله موافقت کرده بود، وارد می‌کردند.
تصمیم شاه ایران در روی کار آوردن فردی که ضد انگلیسی گفته می‌شد نشان می‌دهد که خود شاه نیز به دلیل اعتراضات شدید داخلی نسبت به اقدامات انگلیسی‌ها، از رفتارهای آنان دل‌چرکین بوده است ولی به دلیل کم‌تجربه بودن و نداشتن قدرت لازم برای به نتیجه رساندن دستوراتش، مجبور به عقب‌نشینی از خواسته‌ها و پذیرش امر و نهی‌های این کشور اشغالگر می‌شده است. در خصوص کابینه صمصام‌السلطنه نیز احمدشاه ابتدا دستور تشکیل این کابینه را به وی داد. صمصام‌السلطنه که فردی ضدانگلیسی بود طبعاً کابینه خود را با افراد هم‌عقیده خود تشکیل داد و سعی کرد از پاشنه آشیل انگلستان که آذوقه نیروهایش بود برای فشار آوردن به آن استفاده کند، به همین منظور به تمام والیان محلی دستور داد که کسی حق فروش آذوقه به انگلیسی‌ها را ندارد و اگر کسی به این کار مبادرت کرد، با او برخورد شدیدی بشود. این رویکرد صمصام‌السلطنه که در زمستان ۱۲۹۶ خورشیدی و در حساس‌ترین زمان ممکن برای انگلستان در تهیه نیازهای غذایی اتخاذ شده بود موجب فشار و اعتراض انگلیسی‌ها به احمدشاه شد.
شاه که توان غلبه بر فشارهای انگلیسی‌ها را نداشت، ابتدا صمصام‌السلطنه را از نخست‌وزیری برکنار کرد، ولی مجدداً به دلیل مواجه شدن با اعتراضات شدید داخلی، تصمیم به حفظ صمصام‌السلطنه با کابینه‌ای تعدیل شده گرفت.
«ساوئرد» در این باره می‌نویسد: شاه به وحشت افتاد و حداقل عجالتاً از انتصاب وثوق‌الدوله منصرف شد و صمصام‌السلطنه را که یکی از روسای ایل بختیاری بود و احساساتی کلاً بیگانه‌ستیز داشت به ریاست کابینه منصوب کرد. صمصام‌السلطنه هم کابینه‌ای انتخاب کرد که وزرای آن بیشتر دموکرات‌های تندرو و عموماً بیگانه‌ستیز به ویژه ضد روس و انگلیس بودند.
ساوئرد درباره حزب دموکرات این را هم اضافه می‌کند که عمده‌ترین فعالیت دموکرات‌ها اعتراض به اشغالگری انگلیسی‌ها و مبارزه با نفوذ سیاسی رو به رشد انگلیس در ایران است که نتیجه آن تغییر مدام کابینه‌ها بوده است. ساوئرد درباره کابینه جدید صمصام‌السلطنه که در ۱۸ ژوئن ۱۹۱۸ (خردادماه ۱۲۹۷ ش) به شاه معرفی شد، می‌نویسد: کابینه شدیداً دموکرات است. او همچنین معتقد است: «انگلیسی‌ها کنترلی بر کابینه جدید ندارند، ولی این کابینه برای مداخله موثر و موفق در اوضاع حاکم فاقد قدرت به نظر می‌رسد. انگلیسی‌ها کابینه‌ای می‌خواهند که فعالانه طرفدار سیاست‌های انگلیس باشد و برای رسیدن به هدف‌شان کارهایی هم انجام داده‌اند که احتمالاً در آینده نزدیک نتیجه‌اش را خواهیم دید (انگلستان به شدت دنبال روی کار آوردن عامل خود، وثوق‌الدوله به قدرت بود که نهایتاً نیز به آن رسید و در زمان این فرد قرارداد ننگین ۱۹۱۹ را که عملاً ایران را تحت‌الحمایه می‌کرد، به این کشور تحمیل کرد)... به جرئت می‌توان گفت امور سیاسی ایران در دست انگلیسی‌ها است؛ بعید است هیچ کابینه جدیدی توان مقابله جدی با سیاست‌های انگلیس یا قدرت‌های متفق را داشته باشد؛ هدف حتی مخلص‌ترین وطن‌پرستان ایرانی پرهیز از قطع روابط با طرفین جنگ و منتظرماندن برای تشکیل کنفرانس صلح است؛ تا در آنجا به کمک ایالات متحده بتوانند غرامت مصائب عظیمی را که ملت ایران به دلیل تهاجم بیگانگان به کشورشان متحمل شده‌اند، دریافت کنند. به رغم تغییر مدام کابینه تا زمانی که انگلیسی‌ها خاک ایران را در اشغال دارند، بروز ناآرامی‌های سیاسی مهم قطعاً بعید است.» (ساوئرد درست می‌گوید زیرا در واقع انگلستان حاکم اصلی ایران شده بود و به دلیل اینکه ناامنی‌های گسترده مانع از پیشبرد برنامه‌های انگلیس در کشور می‌شد از طرف این کشور جلوی آن گرفته می‌شود.)


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران275
تأليف :عبدالله شمسی

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب اعتماد ملی (28)
راهبردهاي انتخاباتي حزب اعتماد ملی 

تحولات سياسي، اجتماعي و بين‌المللي در آستانه چهارمين انتخابات خبرگان و سومين انتخابات شوراها وضعيتي پديد آورده بود که جناح‌ها و احزاب سياسي کشور را مجبور مي‌کرد در فضاي جديد، راهبردها و برنامه‌هاي جديد و متفاوتي را متناسب با وضعیت موجود طراحي و اجرا کنند. تحولات اساسي که در عرصه داخلي و منطقه‌اي در اتخاذ راهبردهاي جديد مؤثر بودند شامل موارد زير است:
1ـ تشكيل دولت نهم با شعارهاي عدالت‌خواهانه معطوف به مباني انقلاب اسلامي؛
2ـ بازتعريف راهبردهاي منطقه‌اي و بين‌المللي نظام اسلامي و اعمال آنها كه جايگاهي برجسته و متفاوت نسبت به گذشته براي نظام جمهوري اسلامي پديد آورده بود؛
3ـ تحول رويكرد ديپلماتيك نظام جمهوري اسلامي در جهت تحرك و پويايي آن؛
4ـ دستيابي ايران به فناوري صلح‌آميز هسته‌اي كه نتيجه آن ارتقاي توانمندي­هاي جمهوري اسلامي ايران بود؛
5 ـ ارتقاي جايگاه منطقه‌اي و بين‌المللي نظام جمهوري اسلامي با وجود تحركات و تهديدات گسترده دشمن؛
6 ـ افزايش توانمندي نظامي و تثبيت قدرت بازدارندگي ايران در برابر تهديدات؛
7ـ پيروزي حزب‌الله لبنان بر قوي‌ترين ارتش منطقه‌اي كه سبب ارتقای جايگاه تفكر اصولگرايي در سطح منطقه و جهان شده بود.
۸ ـ شكست سياست‌­هاي نظامي آمريكا در اشغال سرزمين عراق و افغانستان.(۱)
اين تحولات علاوه بر ارتقای‌ روحيه ملي و افزايش اعتماد عمومي نسبت به نظام، موجب افزايش انگيزه مشاركت سياسي و حضور فعال‌تر مردم در عرصه‌هاي سياسي و اجتماعي مي‌شد. از سوي ديگر رأي و پذيرش عمومي شامل گروه‌ها و جناح‌هايي مي‌شد که از ديد اکثر مردم با اين ارزش‌ها هماهنگ‌تر بودند. در اين فضا راهبردي موفق بود که اين علاقه و گرايش عمومي را در معادلات خود لحاظ مي‌کرد. بر اين اساس جناح‌ها، احزاب و گروه‌ها، راهبردهايي را براي دو انتخابات پيش ‌رو ترسيم کردند که در ادامه به آن اشاره مي‌شود.
الف ـ راهبرد اصولگرايان
تجربه تلخ هشت سال ساختارشکني گروه‌ها و افراد تندروي اصلاح‌طلب در ارکان قدرت، اعم از دولت، مجلس و شوراهاي شهر و روستا و همچنين عبور موفقيت‌آميز از آن دوران که با اتحاد و ائتلاف اصولگرايان ميسر شد، آنان را به اين نتيجه رسانده بود که تداوم و تثبيت پيروزي و حضور در اركان مختلف نظام و همچنين جلوگيري از حضور مجدد ساختارشکنان تجديدنظرطلب، تنها با اتحاد و ائتلاف ميسر است.
با اين وصف، برخي از محورهاي عمده راهبرد اصولگرایان در انتخابات خبرگان و شوراها شامل موارد زير بود:
1ـ حفظ فضاي اصولگرايي؛
2ـ حفظ «وحدت ملي» و وحدت طيفي ميان گروه­هاي اصولگرا؛
3ـ حفظ «اكثريت» مجلس خبرگان چهارم و شوراهاي سوم؛
4 ـ پذيرش محوريت جامعتين در انتخابات خبرگان؛
5 ـ تلاش براي جلوگيري از جدايي، تفرقه و انتشار چند ليست در انتخابات شوراهاي اسلامي.(۲)

ب ـ راهبرد اصلاح‌طلبان
شكست‌هاي متوالي جبهه اصلاحات در سه انتخابات مجلس هفتم، شوراهاي دوم و انتخابات نهم رياست‌جمهوري موجب کاهش شديد وزن سياسي، گسترش گسست‌هاي جناحي همچون جدايي کروبي از مجمع روحانيون مبارز و تشکيل حزبي جديد، در نتيجه کاهش پايگاه اجتماعي و تضعيف شديد موقعيت در بين هواداران اين جبهه شد.
بنابراين سران اصلاح‌طلب براي جلوگيري از حذف تدريجي از صحنه سياسي، راهبردهايي را با هدف خروج از اين وضعيت و حضور فعال در انتخابات پيش رو ترسيم کردند که عبارتند از:
1ـ شكل‌گيري وحدت، همگرايي و همدلي ميان گروه­هاي طيف اصلاح‌طلب؛
۲ـ پذيرش محوريت مجمعين (مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم و مجمع روحانيون مبارز) در انتخابات چهارم خبرگان؛
3ـ تلاش براي به حداقل رساندن ليست‌هاي انتخاباتي در انتخابات شوراهاي اسلامي؛
4ـ عدول از مطالبات افراطي خارج از چارچوب نظام و حزبي با هدف ايجاد همدلي در گروه‌­هاي اصلاح‌طلب و نيز جست‌وجوي پايگاه اجتماعي جديد در كشور؛
5 ـ به رسميت شناختن ديگران و پذيرش اجماع بر اساس وزن اجتماعي تشكل‌ها؛
6 ـ تلاش براي كسب اكثريت در انتخابات شوراها؛
7 ـ حركت به سمت ايجاد فراكسيون فعال در انتخابات خبرگان؛
8 ـ ايجاد واگرايي در طيف اصولگرايان؛(۳)

ج ـ راهبرد حزب اعتماد ملي
حزب اعتماد ملي عضو جبهه اصلاحات معتقد بود براي متوقف کردن دومينوي شکست که در سه انتخابات متوالي پیش از سال1385 رخ داده بود، باید چاره­‌ای انديشید. اولين گام آسيب‌شناسي جريان اصلاحات بود که کروبي و برخي ديگر مرتب آن را گوشزد مي‌کردند و معتقد بودند ابتدا بايد اشتباهات گذشته را پذيرفت، افراد و گروه‌هاي تندرو که اصلاحات را به شکست کشاندند، کنار گذاشت و سپس به تدوين راهبرد جديد براي حضور موثر در انتخابات پيش ‌رو پرداخت و همين عدم وجود راهبردی واحد بين اصلاح‌طلبان، سلسله شکست‌ها را رقم زده است.(۴)
از ديد حزب اعتماد ملي، با پذيرش موارد فوق، اصلاح‌طلبان بايد از بزرگان اين جريان درخواست كنند با ايجاد محوريتي واحد از پراكندگي رأي­شان جلوگيري کنند تا مجدد به قدرت بازگردند و براي رهبري اين محوريت واحد، کروبي را که در پيروزي دوم خرداد نقش کليدي داشت، پيشنهاد مي‌داد.
جريان اصلاحات در انتخابات‌هاي گذشته دچار اشتباهات راهبردی شده بود كه قابل ترميم نبود، از این رو ناچار از تغيير راهبرد بايد سازوكار جديدي را نيز طراحي مي‌کردند و سپس وارد عرصه انتخابات مي‌شدند، زيرا شعارهاي گذشته مناسب نبود و برخي از احزاب 18گانه اصلاح‌طلبان مهره‌هاي سوخته­‌اي­ بودند كه شعارهاي‌شان با توده مردم مأنوس نبود. از ديد حزب، بزرگ‌ترين اشتباهات آنها فاصله گرفتن از توده مردم و روي آوردن به نخبه‌گرايي صرف بود.(۵)
برخلاف اعلام راهبردهايي از سوي اصلاح‌طلبان، حزب اعتماد ملي چون اختلافات را ريشه‌­اي مي‌دانست و اميدي براي تحقق راهبرد جبهه اصلاحات نداشت، راهبرد خود را بر محور برنامه‌ها و اهداف حزب قرار داد، نه ائتلاف با ديگر گروه‌ها. گرچه آنها همکاری با ساير گروه­ها را نفي نمي‌کردند؛ اما اين همکاري را در صورتي پذيرا بودند که شعارهاي حزب اعتماد ملي را بپذيرند و از اهداف و برنامه‌هاي آن عدول نشود.(۶)
محمود زماني قمي، رئيس ستاد انتخابات حزب اعتماد ملي در اين باره گفت: «مبناي حركت اعتماد ملي در انتخابات تكروي نيست، بلكه ما ميداندار تفاهم هستيم و سياست حزب ما تفاهم و نزديك شدن ليست‌ها به هم با حفظ مواضع كامل و دقيق حزب اعتماد ملي است.»(۷)
در همين راستا مهدي کروبي در نشست نمايندگان اصلاح‌طلب با وي اين­گونه اظهار داشت: «يكي ديگر از نگراني‌هاي اعضاي گروه‌هاي اصلاح‌طلب وجود تفرقه در ليست‌هاي انتخاباتي بود كه به ايشان گفتم ما تصميم قطعي داريم با تابلوي حزب اعتماد ملي وارد انتخابات شويم و ليست انتخاباتي ما به نام همين حزب خواهد بود، اما احتمال زيادي مي‌دهيم تا حدود 90 درصد ليست‌هاي ما با ليست ساير گروه‌هاي اصلاح‌طلب مشترك باشد.»(۸)
دبيركل حزب اعتماد ملي معتقد بود از طريق ائتلاف بدون برنامه مشخص، دستاورد قابل‌توجهي نصيب نخواهد شد، از این رو درخواست او از اصلاح‌طلبان اين بود که آنها نيز به دنبال تقويت احزاب خود يا ادغام با برخي ديگر و تشكيل احزابي با برنامه مشخص باشند، برنامه‌هاي خود را ارائه کنند و بر اساس همان برنامه‌­ها كانديداهايي را كه توانايي پيگيري و اجراي آن برنامه‌ها را دارند، شناسايي و آنها را به مردم معرفي كنند.(۹)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


آفاق
محمدرضا اسکندری

«ابرانسان»؛ وجه اومانیستی اندیشه نیچه
در مقاله هفته گذشته در مورد اندیشه نیچه گفته شد که وی معتقد بود مردم غرب، ایمان خود را به دین و وجود هرگونه جهانی غیر از این دنیا، از دست داده‌اند. اعتقاد به وجود خدا امری باورنکردنی شده است و مفهوم خدا، قدرت پیشین خود را از دست داده است و دیگر نمی‌تواند برای ما ارزش و هنجار وضع کند. نیچه در ادامه توصیف وضعیت زمانه خود از تعبیر «خدا مرده است» استفاده می‌کند. به‌عقیده نیچه، حاصل «مرگ خدا» از دست رفتن معنای زندگی به‌طور کلی یا زندگی برای نوع بشر است، اما در عین حال امکان فراهم آوردن معنا برای زندگی من فردی وجود دارد. حال که معنای وراانسانی و فرااین‌جهانی برای این زندگی وجود ندارد، انسان خود می‌تواند معنای این جهانی برای آن فراهم آورد. وی دو راه برای فائق آمدن بر نیهیلیسم(پوچ‌گرایی) و بدبینی همراه آن و کنار آمدن با سرشت هولناک زندگی ارائه می‌کند که عبارتند از؛ ۱ـ هنر به مثابه راه حل ۲ـ باز ارزش‌گذاری ارزش‌ها به مثابه راه حل نیست‌انگاری.
الف ـ هنر به مثابه راه حل
نیچه موضع خود را آنتی‌تز موضع شوپنهاور می‌داند. وی همچون شوپنهاور از هولناکی سرشت جهان و زندگی بشری آگاه و همچون او بدبین است، اما همچون شوپنهاور منش نه گویانه نسبت به زندگی پیش نمی‌گیرد، بلکه به آن آری می‌گوید. به‌واقع وی چاره کار را در روی گرداندن از واقعیت و نه گفتن به آن نمی‌داند، بلکه در روی آوردن و آری گفتن به آن می‌داند و در نظر او این کار از طریق «هنر» انجام‌پذیر است. در نظر نیچه، برای این کار از شیوه دو گونه هنر می‌توان بهره گرفت که نیچه آنها را هنر آپولونی و هنر دیونوسوسی می‌نامد.
۱ـ هنر آپولونی
در رویارویی واقعیت که در ذات خود دهشتناک و هولناک است، راهی که در هنر آپولونی پی گرفته می‌شود، کشیدن پرده‌ای زیبا بر این چهره زشت است. هنر آپولونی، جهانی آرمانی و زیبا را برای ما تصویر می‌کند. ما با خلق زیبایی بر رنج موجود پیروز می‌شویم. هنر آپولونی (که نمود بارز آن در حماسه‌سرایی، پیکرتراشی است) در ذات خود «عنصر فریب» را نهفته دارد. حال که ذات جهان زشت است، ما برای خود تصویری دروغین، اما زیبا از جهان می‌آفرینیم تا زشتی واقعیت را با آن بپوشانیم. آنچه مایه رستگاری ما را فراهم می‌آورد، توهم زیباست. به این ترتیب خودفریبی در ذات، چاره‌ای آپولونی برای بدبینی است.
۲ـ هنر دیونوسوسی
اما شیوه دیونوسوسی متفاوت است. هنر دیونوسوسی، آغوش خود را می‌گشاید و به زندگی با تمامی تاریکی و هولناکی آن آری می‌گوید. هنر دیونوسوسی، پرده‌ای به روی واقعیت نمی‌کشد، بلکه آن را آنچنان که هست می‌پذیرد و زیبا می‌بیند. در چنین هنری انسان زندگی را دهشتناک اما باشکوه می‌بیند. نمود بارز این هنر در تراژدی و موسیقی است. در نظر نیچه، هنر دیونوسوسی نیز در بطن خود فریب است. ما در عین حال که می‌دانیم سرشت زندگی و جهان ارزشی ندارد، آن را ارزشمند تلقی می‌کنیم. هنر دیونوسوسی نیز در نهایت توهم است، هرچند «توهمی صادقانه». در توهم صادقانه ما هر چند می‌دانیم که ارزش‌های‌مان توهمی‌اند، اما این شناخت را در حاشیه و نه مرکز آگاهی خود قرار می‌دهیم. این چیزی است که نیچه از آن به «سطحی‌نگری از روی ژرفا» تعبیر می‌کند. هنر دیونوسوسی همچون هنر آپولونی جایی است که ما در آن توانسته‌ایم خواست حقیقت را مهار کنیم. این خواست جز با دانستن مهار نمی‌شود. ما می‌دانیم که ارزش‌های آفریده ما توهمی هستند، اما این شناخت را در حاشیه آگاهی خود قرار می‌دهیم. به این ترتیب، هم خواست حقیقت را مهار می‌کنیم و هم کارایی توهم را حفظ می‌کنیم و ارزش‌ها را برای خود نگه می‌داریم. شوپنهاور در عین اینکه به نشان دادن نقش توهم و فریب در زندگی انسان می‌پردازد، همواره موضعی نکوهش‌گرانه نسبت به آن دارد. برای شوپنهاور هنوز حقیقت یک دغدغه است، اما نیچه دغدغه‌ای نسبت به حقیقت ندارد. برای وی، زندگی بر حقیقت اولویت دارد و توهم و فریب در شکل هنر مقدس‌تر از حقیقت است. او معتقد است که چون ما برای زندگی کردن به دروغ نیازمندیم، پس بگذار همه‌چیز آلوده به دروغ باشد.
در نظر نیچه، هنر دیونوسوسی جهان‌بینی عمیق‌تری نسبت به هنر آپولونی به دست ما می‌دهد، اما در کل تأکید نیچه بر هنر به مثابه راه‌گذار از نیست‌انگاری بیشتر در آثار اولیه وی است. در آثار متأخر وی بیشتر بر راه حل دوم، یعنی «بازارزش‌گذاری ارزش‌ها» تکیه می‌کند.
ب ـ بازارزش‌گذاری ارزش‌ها به مثابه راه حل نیهیلیسم
گفتیم که نیچه نیست‌انگاری را تنها پیامد ممکن مرگ خدا نمی‌داند. فرهنگ غرب به نیست‌انگاری رسیده است، اما امکان گذر از نیست‌انگاری نیز وجود دارد. مرگ خدا گرچه به معنای آن است که خورشیدی غروب کرده است، اما می‌تواند زمینه سپیده‌دمی نو باشد. در نظر نیچه تا کنون ارزش‌های ما به‌گونه‌ای بوده‌اند که صرفاً در جهان حقیقی قابلیت تحقق داشته‌اند. این ارزش‌ها اساساً نافی زندگی این جهانی هستند و ریشه آنها درخواست نفی زندگی است. پس ارزش‌های اخلاقی، هم به آن جهت که مبتنی بر نفی زندگی این جهانی و سودای جهان حقیقی هستند و هم به آن جهت که پیروی از آنها به تباهی و از بین رفتن خود زندگی می‌انجامد، در ستیز با زندگی هستند و قابلیت تحقق در این جهان را ندارند. به عقیده نیچه اگر ما این ارزش‌ها را یگانه ارزش‌های ممکن بدانیم، فرجام ما چیزی جز نیست‌انگاری نخواهد بود، اما اگر ارزش‌هایی از نوع دیگر را ممکن بدانیم، راهی برای گذار از نیست‌انگاری برای ما خواهد بود، بنابراین گذر از نیست‌انگاری با وضع ارزش‌های جدید ممکن می‌شود؛ ارزش‌هایی که برخلاف ارزش‌های پیشین زندگی‌ستیز نباشند، بلکه شور زندگی بیافرینند.
معیار ارزش‌های جدید نباید نفی زندگی این جهانی، بلکه تأیید و آری‌گویی به زندگی این‌جهانی باشد بنابراین مبنای آن نه خواست حقیقت، بلکه خواست قدرت و زندگی خواهد بود. خواست قدرت در نیچه به معنای خواست به «چیرگی بر مقاومت» است و به این ترتیب این خواست به هیچ وجه در پی ثبات و ماندگاری نیست و همواره چیزی نو می‌طلبد و سعادت از منظر این خواست نه در آرامش یافتن، بلکه در فعالیت و در حرکت بودن بی‌پایان است. به عقیده نیچه، چیره شدن بر مقاومت‌ها و آفریدن و رسیدن به ارزش‌های اخلاق قدرت از عهده توده میان مایه حاصل از اخلاق بردگان برنمی‌آید. تنها انسان والاست که قادر به چنین کاری است. توده انسان‌ها باید پلی شوند برای ظهور آن انسان‌هایی که از عهده این چیرگی برمی‌آیند. نیچه درباره چنین انسان یا انسان‌هایی تعبیر «ابرانسان» را به کار می‌برد. انسانیت در نظر نیچه هدف نیست، بلکه ابزاری برای ظهور ابرانسان است. یعنی کسی که همه ارزش‌های پیشین را واژگون می‌کند و خود ارزش‌های جدید وضع می‌کند. ابرانسان کسی است که به فراسوی خیر و شرها می‌رود و اراده اوست که خیر و شرها را وضع می‌کند. هر ابرمردی قانون خودش را دارد. ابرمرد به موقعیت مرگ خدا همچون سپیده‌دم می‌نگرد. وی دریافته است که هیچ بنیاد محکم و استواری که جهان ثابت بر آن قوام یافته باشد یا بتوان آن را چنین قوام داد، یا از آن بتوان به چشم‌اندازی ثابت و همیشگی برای داوری در خصوص جهان دست یافت، وجود ندارد. در نظر نیچه، اینکه هیچ ملکوت یا جهان حقیقی‌ای وجود ندارد که به این جهان و انسان، معنا و رستگاری بخشد، دلیلی علیه این جهان یا مایه‌ای برای خوارشمردن این جهان فراهم نمی‌آورد، بلکه دلیلی بر بزرگ‌داشتن آن به دست می‌دهد.
جهان حقیقی برای آن ابداع شد که این جهان بی‌ارزش شمرده شود و اکنون که جهان حقیقی کنار رفته است، این جهان ارزش خود را باز می‌یابد. این امر به این معناست که رستگاری و نجات در این جهان، نه از طریق قطع علاقه و دوری‌گزیدن از آن، یا در جهان خارج از آن، از طریق فرستاده‌ای آن جهانی، بلکه باید درون همین جهان و از رهگذر انسان‌هایی که در آن زندگی می‌کنند تحقق پیدا کند. با مرگ خدا انسان باید خود به خدای نجات‌دهنده خویش بدل گردد. خود باید در جای خدا بنشیند.
به نظر نیچه، جهان حقیقی‌ای که فیلسوفان پیشین و اخلاق مسیحی تصویر می‌کنند، جهانی نیست که ما در ساختن آن دخالتی داشته باشیم. ساختار آن جهان مستقل از وجود و اراده ماست، در نهایت، تنها این انتخاب با ماست که آیا به سمت آن جهان حقیقی برویم یا نرویم. آن جهانی است که حتی ماهیت آن کاملاً بر ما مشخص نیست. مرگ خدا به این معنا، معادل با از دست رفتن معنای زندگی نیست، بلکه به این معناست که دیگر، خلق معنای زندگی در اختیار ماست و ماییم که برای زندگی خود معنا وضع می‌کنیم و ما خود به قهرمان داستان بدل می‌شویم.
نتیجه‌گیری
عقاید نیچه نشان می‌دهد که برای نیچه، انسان صبغه الهی و معنوی ندارد. عقل انسان و بعد معنوی انسان که کمال او کمال انسان نیست، بلکه عقل «جنبه زیستی» دارد. در واقع عقل وسیله‌ای است که انسان در طبیعت زندگی کند، اما در فرهنگ قرآنی و اسلامی، انسان از روح الهی برخوردار است که می‌تواند تا مقام «قاب قوسین او ادنی» عروج کند و این انسان خلیفه خداوند در زمین است. در نهایت آنکه برای نیچه انسان «این‌جهانی» است، در صورتی که برای اسلام انسان «آن‌جهانی» است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 275
فتح الله پریشان

رابطه فرد و دولت در انديشه سياسى محقق سبزوارى
از جمله پرسش‌های جدی که در علوم و اندیشه سیاسی مطالعه می‌شود و نوع پاسخ به آن تعیین‌کننده گونه و ابعاد مختلف نظام سیاسی مطلوب در منظومه تفکری یک اندیشمند است، پرسش از چگونگی رابطه دولت با مردم است. به‌گمان بسیاری از پژوهشگران حوزه اندیشه «پرسش از ميزان حدود، اختيارات، حقوق، وظايف و تكاليف متقابل حاكمان، دولتها و مردم، پرسشى است كه عمر آن به قدمت زندگى مدنى و تفكر سياسى انسان است» و پاسخ به اين پرسش، در واقع، «تعيين‏كننده ديدگاه هر متفكر درباره نظام سياسى مطلوب» است.(۱) متفكرانى كه تمامى حقوق و اختيارات را از آن دولت‌ها و حاكمان و تمامى وظايف و تكاليف را بر عهده مردم دانسته‏اند، به تعبير معلم ثانى ابونصر فارابى، طرفدار نظام سياسى غيرفاضله هستند. نظام سياسى غيرفاضله شقوق متعدد و متنوعى دارد. از اشكال مهم آن مى‏توان به نظام سياسى جاهله (بيراه)، فاسقه (كجراه) و ضاله (گمراه) اشاره كرد.(۲) آنان كه براى هر كدام از دولت، حاكمان و مردم حقوق و وظايف متقابل قائل هستند، از زمره طرفداران نظام سياسى فاضله هستند. البته نظام سياسى فاضله نيز مراتبى دارد. نظام سياسى فاضله از آنجا كه به دنبال تأمين خيرات مشترك، سعادت قصوى، ترويج فضايل و دفع شرور، ناامنى و اوصاف رذيله است، نظامى غايت‏گرا و هدف‏محور است.
متفكران سياسى شيعه پيوسته سعى كرده‏اند نظامهاى سياسى موجود در عصر خود را به قدر مقدور، به سمت صلاح و سعادت جهت دهند. در پرتو این نگاه همواره بر حقوق متقابل دولت و مردم بر یکدیگر توجه خاصی کرده‌اند. محمدباقر سبزوارى، مشهور به محقق سبزوارى فقيه، حكيم و متأله قرن يازدهم از زمره اين متفكران است.
از ويژگيهاى تفكر سياسى وی درباره حقوق مردم بر دولت، این است که تأكيد ویژه‌ای بر حقوق مردم و دفاع از آن در مقابل دولت و تشويق و توصيه دولت‏ به مراعات آن دارد. سبزوارى در جاى جاى آثار خود، به‌ويژه در روضة‌الانور، بارها و بارها بر رعايت‏حقوق مردم و رعيت تأكيد كرده است. فصل ششم از باب ششم روضة‌الانور با عنوان «حقوق رعايا بر سلاطين و مراعات حقوق زيردستان‏» مؤيد اين ادعا است. ضمن اينكه در فصول ديگرى نيز بر اين مطلب تأكيد شده است.
از نظر سبزوارى، مردم حقوقى دارند كه دولت‌ها موظف به رعايت و انجام آنها هستند. اهم اين موارد از اين قرار است:
1 ـ رعايت عدالت 2ـ مهربانى نسبت‏ به رعيت 3 ـ عدم تعجيل در عقوبت 4 ـ احترام به بزرگان 5 ـ رحم بر مردمان ضعيف 6 ـ رفع فقر و محروميت 7 ـ «در خود بر روى ايشان نبندد.» 8 ـ «ايشان را يكدفعه به حرب نفرستد.» 9 ـ «دست ظالمان را از رعايا و زيردستان كوتاه كردن‏» 10 ـ تعظيم و توقير علما 11 ـ عفو و گذشت 12ـ سخاوت نسبت‏به خلق.(۳)
برخى از استنادات سبزوارى درباره اثبات اين حقوق براى مردم، احاديث منقول از معصومين(ع) است. از جمله، وى از امام سجاد(ع) نقل كرده است كه آن حضرت فرموده‏اند: «حق رعايا آن است كه بدانى ايشان رعيت تو شده‏اند به جهت ضعف ايشان و قوت تو، پس واجب است كه عدل كنى در ميان ايشان و از جهت ايشان چون والد مهربان باشى و جهالت ايشان را ببخشايى و معاجلت ‏به عقوبت ايشان نكنى و شكر خداى عزوجل بجاى آورى بر آنچه به تو داده از قوت و توانايى بر ايشان.» (۴)
سبزوارى از غزالى نقل كرده است كه: حضرت [على (ع)] از مال بيت‏المال چيزى نمى‏گرفت تا آنكه محتاج مى‏شد كه شمشير خود بفروشد و به غير از يك پيراهن نداشت كه در وقت‏ شستن غير آن نداشت. سبزوارى به تفصيل به ساده‏زيستى و عدالت‏طلبى امام على(ع) پرداخته و موارد متعددى از كمك آن حضرت به بينوايان را يادآور شده است تا شايد پادشاه صفوى اندكى به اين امور تشويق شود. وى در همين زمينه ساده‏زيستى حاكمان را يك وظيفه، نتيجه گرفته و به آن چنین تصريح كرده است: بر امامان لازم است كه هرگاه متصدى امر خلافت و سلطنت‏ خلق بوده باشند و به امر امارت و حكومت قيام کنند، مأكول و ملبوس ايشان به اندازه كمترين فقيرى از رعايا باشد و ذكر اين معنى در احاديث ‏شريفه است.(۵) البته سبزوارى متفكر جامع‏نگر، فراموش نمى‏كند اين نكته را نيز يادآور شود كه در شرايط وفور ماديات، احق به آنها بندگان خوب خدايند، بنابراين نبايد از عمران و آبادانى و تحصيل نعمت دست كشيد.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است. 


اصطلاحات

پارادایم واقعیت اجتماعی
در علوم اجتماعی به‌طور کلی و علوم سیاسی به‌طور خاص، مسئله معنا، همواره مورد توجه متفکران بوده و برخوردهای متفاوتی با آن شده است. سرلوحه جامعه‌شناسان انگاره واقعیت اجتماعی، کار امیل دورکیم، به‌ویژه قواعد روش جامعه‌شناسی و خودکشی است. دورکیم پس از نگارش کتاب درباره تقسیم کار اجتماعی، به تنظیم مانیفست علم جامعه‌شناسی و قواعد روش جامعه‌شناسی پرداخت. وی هر چند در این کتاب و همچنین سایر آثارش، به صراحت خود را از هرگونه فلسفه‌ای آزاد می‌دانست، اما آن‌گاه که درصدد برآمد تا وجود حقیقی جامعه و «اصالت فلسفی» آن را اثبات کند، ناخودآگاه در حوزه «فلسفه جامعه‌شناسی» قدم می‌زد. وی کوشید تا اثبات کند جامعه گرچه در نتیجه ترکیب افراد و تعاملات آنها شکل گرفته است، اما وجودی مستقل از آنها دارد، همچنان که مفرغ (برنز) وجودی مستقل از اجزای سازنده‌اش دارد، بنابراین جامعه‌شناسی می‌تواند به موضوعی مستقل از موضوعات روان‌شناسی و زیست‌شناسی بپردازد. موضوع جامعه‌شناسی افراد منفرد نیست، بلکه «واقعیت اجتماعی» است که با ویژگی‌های «اجباری‌بودن»، «بیرونی‌بودن» و «عینی‌بودن» مشخص می‌شود. در نظر وی افراد طفیلی ساختارهای اجتماعی‌اند و در تفسیری یک‌جانبه و افراطی همچون عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی، به بازی گرفته می‌شوند، بنابراین تحلیل دقیق و عمیق جامعه‌شناختی آن نیست که با رویکرد روان‌شناسانه به بررسی این عروسک‌ها بپردازد، بلکه باید پرده را به کناری زده و واقعیات اجتماعی شکل‌دهنده را بازیابد. در افراطی‌ترین تفسیر، در این انگاره اساساً «انسان»، «وجود» ندارد که جامعه‌شناسی بخواهد به آن و معنای ذهنی آن بپردازد، آنچه وجود داشته، دارد و خواهد داشت جامعه است و بس، لذا بررسی معنای ذهنی کنش‌گران نیز هیچ جایگاهی ندارد.
در این نگاه تحلیل‌های «علت‌کاوانه»، آن هم در سطح کلان (ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) جایگزین تحلیل‌های «معناکاوانه» و «دلیل‌کاوانه» می‌شوند و معانی تنها تا آنجا به حساب می‌آیند که در قالب ساختارهای اجتماعی تبلور می‌یابند. همچنان که کرایب می‌گوید دورکیم و حتی مارکس، از اینکه میان «زبان نظریه اجتماعی» و «زبان روزمره»ای که مردم بر اساس آن درباره اعمال خود سخن می‌گویند شکافی عمیق وجود داشته باشد، هیچ ابایی ندارند. این پارادایم در ناب‌ترین شکل خود نه از معنا می‌آغازد و نه از آن می‌گذرد و نه به آن ختم می‌کند.
این در حالی است که برای فهم پدیده‌های اجتماعی باید به دنیای ذهنی، ارزشی و در یک کلام نیات کنش‌گران دست یافت. این کار مستلزم «معناکاوی» است و نه «علت‌کاوی» و «همدلی» می‌طلبد، نه « نظاره از برون». شاید به همین دلیل باشد که ماکس وبر جامعه‌شناسی را علم تفهمی کنش اجتماعی می‌داند و می‌گوید: «جامعه‌شناسی تفسیری، فرد و کنش او را به عنوان واحد اساسی و «اتم» خود در نظر می‌گیرد... فرد بالاترین حد و تنها حامل رفتار معنادار است... مفاهیمی چون «دولت»، «تجمع»، «فئودالیسم» و نظایر آن، مقولات خاصی از کنش متقابل انسانی را مشخص می‌سازند. از همین رو، وظیفه جامعه‌شناسی، تقلیل این مفاهیم به کنش «قابل فهم» است که بدون استثنا در مورد کنش‌های یکایک افراد بشر صادق است.»
اصالت تحلیل وبر در این است که ساخت‌ها و نهادهای اجتماعی را از کنش انسان که معناساز و معناپرور است، جدا نمی‌کند. کوشش وی فهم هر چه عینی‌تر این موضوع است که روابط و پدیده‌های اجتماعی چگونه ایجاد، تخریب و یا احیا می‌شوند. البته، وی شناخت تفسیری را مقدمه‌ای برای شناخت علمی می‌داند و بر همین اساس جامعه‌شناسی را چنین تعریف می‌کند: «علمی که می‌کوشد از کنش اجتماعی تفهمی تفسیری به دست دهد تا از این راه به تبیین علّی جریان کنش و نتایج آن پی ببرد.» بدین ترتیب وی سعی دارد با تلفیق «روش علت‌کاوانه» و «روش معناکاوانه» و «مطالعه از درون» و «نظاره از برون»، به تلفیق آیین اثبات‌گرایانه و آیین تاریخ‌گرایانه آلمانی بپردازد. 


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر توطئه‌ها، فتنه‌ها و جنایت‌های پنجاه سال حکومت پهلوی ـ 26
توطئه ربودن امام(ره) در مرز کویت
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

در مباحث پیش به ماجرای محاصره منزل امام(ره) و به‌کارگیری اهرم‌های فشار، سخت‌گیری‌های رژیم شاه و رژیم بعث عراق و مذاکرات با امام اشاره شد. آنها تلاش کردند به‌گونه‌ای امام را به سکوت بکشانند و حضرت امام در پاسخ با صراحت اعلام کرد برایم نجف و جاهای دیگر مطرح نیست، مهم این است که ندای اسلام و انقلاب اسلامی را به ملت مظلوم ایران برسانم. مواضع امام نشان ‌داد که دغدغه ایشان بیش از هر موضوع، پیشگیری از خاموش شدن جریان انقلاب است و وظیفه و تکلیف شرعی خود را در این می‌بیند که با ملت مظلوم و تحت ستم رژیم شاه هم‌صدایی داشته باشد. به همین علت هیچ سر سازش نشان نداد و از مواضع انقلابی‌اش هرگز کوتاه نیامد. رژیم بعث عراق سعی کرد حلقه محاصره را تنگ‌تر کند. حضرت امام یاران و همراهان خود را به جلسه‌ای محرمانه فرا خواند و موضوع هجرت از نجف را با آنها در میان گذاشت. مرحوم حاج‌سیداحمد خمینی سر حلقه متصل به امام و یاران و فعالان شد و اشخاص همراه هر یک در حوزه‌ای مأمور انجام کاری شدند. با تقسیم کار و برنامه‌ریزی‌ها بر اساس رهنمودهای امام ترتیب هجرت امام خمینی از نجف به کویت داده شد، به‌گونه‌ای که دولت عراق بی‌خبر بود و نمی‌دانست چه روز و چه ساعتی امام حرکت خواهند کرد.

چگونگی حرکت از نجف
طبق برنامه‌ریزی، اسماعیل فردوسی‌پور مسئولیت تهیه گذرنامه امام را عهده‌دار می‌شود. او در خاطراتش در این باره آورده است: «بعد از اذان صبح با کویت تماس گرفتم و به برادر محترم آقای حاج سیداحمد مهری فرزند مرحوم آیت‌الله حاج سیدعباس مهری، نماینده حضرت امام در کویت تلفن کردم و گفتم: اول وقت می‌روید اداره جوازات (گذرنامه) و دو دعوت‌نامه به این اسامی می‌گیرید: ۱ـ روح‌الله فرزند مصطفی، نام خانوادگی مصطفوی، شماره شناسنامه .... محل صدور .... ۲ـ احمد فرزند روح‌الله مصطفوی، تاریخ تولد .... شماره شناسنامه .... محل صدور ....
ایشان پرسید اینها کی هستند که می‌خواهند کویت بیایند؟ گفتم: نشناختی؟! گفت: نه من نمی‌دانم روح‌الله مصطفوی و احمد مصطفوی کیست؟
گفتم حضرت امام و فرزند بزرگوارشان. تعجب کرد. گفت: چرا کویت؟! گفتم این بحث تمام شده و تصمیم گرفته‌اند. شما این زحمت را بکشید و به هیچ کس حتی به پدرتان هم نگویید. قبول کرد، لیکن اجازه گرفت که به شهید محمد منتظری که در آن ایام کویت بود اطلاع دهد و از ایشان کمک بگیرد... ساعت یک بعد از ظهر تماس گرفتم، دعوت‌نامه‌ها حاضر و آماده بود. گفتم: با مسافری مطمئن بفرستید. ایشان گفت: خودم بیایم چطور است؟ گفتم بهتر است. بین‌الطلوعین بود که دق‌الباب کردند، وقتی در را گشودم، دیدم آقای سیداحمد مهری است که دعوت‌نامه‌ها را آورده است. تشکر کردم.»

هجرت از نجف
امام خمینی(ره) پس از سال‌ها سکونت در نجف همانند گذشته، شب به زیارت مرقد مطهر حضرت علی(ع) می‌روند و شروع به خواندن زیارت و وداع با آن حضرت می‌کنند. کسی جز خدا از دل پر درد ایشان خبر نداشت. پس از مراجعت از حرم فرمودند: نماز صبح را می‌خوانیم و حرکت می‌کنیم. اصرار و تأکید امام بر اختفای هجرت بود و دولت عراق کاملاً بی‌خبر بود. اما اجازه دادند که آخر شب به اداره امنیت نجف اطلاع داده شود. کیفیت هجرت امام از نجف بسیار سازماندهی شده و اطلاعاتی انجام شد. حضرت امام هم نمی‌خواست با احدی از علما و مراجعی که در طول مدت محاصره‌اش حتی یک بار هم با تلفن یا پیغام احوالش را نپرسیده بودند، خداحافظی کند و آنان را در جریان بگذارد. دو ماشین یکی عقب و یکی از جلو ماشین حامل امام را همراهی و مراقبت می‌کردند. حدود ۲۰ نفر از یاران امام تا مرز عراق ایشان را بدرقه می‌کردند. آقای فردوسی‌پور در خاطراتش درباره آن لحظه می‌گوید: «در مرز عراق نماز جماعت اقامه گردید و کار گذرنامه‌ها انجام شد. خروج از عراق مشکلی نداشت، هنگام وداع و جدایی، برادران حال عجیبی داشتند، اشک می‌ریختند و دست امام عزیز را می‌بوسیدند و تودیع می‌کردند... در اینجا بود که امام عالیقدر فرمودند: «عزیزانم، نگران نباشید، من به خاطر انجام وظیفه از نجف می‌روم، شما هم مشغول انجام وظیفه باشید، من از طرف دولت عراق مخیر شدم بین اینکه در نجف بمانم و به درس و بحث مشغول باشم و کار سیاسی نکنم. یا از نجف اشرف بروم و کار سیاسی بکنم، من شق دوم را انتخاب کردم. از نجف می‌روم برای فعالیت سیاسی و انجام وظیفه برای اینکه فریاد مظلومیت ملت را، ملتی که همه چیزش را حتی فرزندان‌شان را در راه اسلام داده است به دنیا برسانم. شما هم وظیفه خودتان را انجام بدهید و نگران نباشید، هر جا مستقر شدیم شما هم می‌آیید.»

امام شناسایی می‌گردد
پس از این ماجرا دو ماشین با هفت سرنشین به سمت مرز عبدلی کویت حرکت می‌کنند و پنج ماشین دیگر که امام را همراهی می‌کردند به نجف برمی‌گردند. در این فرصت امام و همراهانش موفق به میل ناهار نمی‌شوند. چون غذا در صندوق عقب ماشین‌هایی که برای بدرقه آمده بودند، جا می‌ماند. وارد مرز عبدلی کویت می‌شوند. گذرنامه‌ها مهر می‌خورد و تأیید می‌شود، تا این ساعت ایران، عراق و کویت غافلگیر شده بودند. آقای فردوسی‌پور می‌گوید: «امام فرمودند: اینجا جایی نیست که من تجدید وضو کنم؟ عرض کردیم کویت نزدیک است. فرمودند: من محصورم، امام پیاده شدند و مأمورین قیافه نورانی و با ابهت امام را ارزیابی کردند و گفتند: روحانی سید زیاد دیدیم اما ایشان غیر از دیگران است. با هم مشورت کردند و شاید با عراق تماس گرفتند.» بالاخره توی اتاق با یکدیگر مشورت کردند، بعد امام و همراهان را به سالن راهنمایی می‌کنند، وضع به هم می‌خورد. امام مطلع می‌گردد، مأمورین برای امام و همراهان چای می‌آورند. امام میل نمی‌کنند، امام آب هم نخوردند همه خیلی ناراحت و نگران، احمد مهری را خواستند و اعتراض کردند که چرا دعوت‌نامه گرفتی، معرفی نکردی ایشان چه کسی است؟ مهری پاسخ می‌دهد: «شما به فرم دعوت‌نامه نگاه کنید اگر ناقص پر کردم به من اعتراض کنید.» پس از مشاهده فرم دیدند اشکال به خودشان وارد است. بعد آمدند عذرخواهی کردند و گفتند: «ما از ورود شما به کویت خوشحالیم، اما از پذیرفتن شما معذوریم.» مسئولان کویتی اجازه ندادند که حتی امام و همراهان‌شان به فرودگاه کویت بروند و از آنجا به سوریه پرواز کنند، کویتی‌ها گفتند: ما نمی‌توانیم اجازه بدهیم، با گفت‌وگوها کار به تندی کشیده شد که حضرت امام و همراهان به مرز عراق مراجعت کردند. در حالی که خانواده حاج‌آقا مهری آن روز برای پانصد نفر غذا تهیه دیده بود، همه منتظر و نگران دیر کردن امام به کویت در منزل آقای مهری مضطرب و دلواپس بودند. معلوم نبود که چه آینده‌ای در انتظار هست...»

بازگشت به مرز عراق
و بازداشت موقت
پس از جلوگیری از ورود به کویت امام و همراهان ایشان دوباره به شهر صفوان عراق مراجعت می‌کنند. مأموران امنیتی عراقی گویا منتظر بودند. آقای املایی و فردوسی‌پور با سرعت گذرنامه‌ها را ابطال می‌کنند تا از آنجا به بصره بروند تا اینکه به چنگال نیروهای امنیتی عراق گرفتار نشوند. اما مأموران، حضرت امام را از ماشین پیاده می‌کنند و به سمت ساختمان گمرک می‌برند و دستور چایی می‌دهند، اما تا ساعتی در انتظار بودند و از چایی خبری نبود. حضرت امام خطاب به همراهانش می‌فرمایند: «چرا اینجا نشستید؟!» مأموران دوباره می‌گویند: «الآن چای می‌آورند.» مرتبه سوم... خبری نشد. حضرت امام از جا بلند می‌شوند و می‌فرمایند: «اینها دروغ می‌گویند. چای کجا بود؟ آقای فردوسی‌پور در خاطراتش در این باره آورده است: «وقتی امام جدی بلند شدند مأمور امن عراق گفت: «نخیر باید اینجا بمانید» معلوم شد که بازداشت شده‌ایم... از امام پرسش‌هایی می‌کنند که شما کجا می‌خواهید بروید؟ امام در پاسخ به آنها می‌گوید: «معلوم نیست، من الآن نمی‌توانم تصمیم بگیرم.» مأمور امن عراق هم می‌گوید: «بغداد به ما می‌گوید ایشان تعیین کند که کجا می‌خواهد برود تا ما دستورات لازم را صادر کنیم و تا شما مشخص نکنید ما نمی‌توانیم برنامه بعدی شما را تعیین کنیم.» امام در پاسخ می‌فرمایند: من الآن نمی‌توانم مشخص کنم. همین‌طور بحث ادامه پیدا می‌کند. سه تا چهار ساعت طول می‌کشد. هوا رو به تاریکی می‌رود، وقت نماز مغرب و عشا می‌رسد. بار دیگر امام همراهان را به ساختمان امن دیگری منتقل می‌کنند، پس از اقامه نماز مغرب و عشا چای و بیسکویت می‌آورند. امام دو قطعه از بیسکویت‌ها را میل می‌کنند و بعد روی نیمکتی استراحت می‌کنند تا ساعت ۱۰ شب دو نفر از همراهان در هنگام بازگشت از مرز کویت به بصره می‌روند تا هم به نجف اطلاع بدهند و هم شام و امکانات لازم هم تهیه کنند. زمان برگشت آنها ساعت ۱۱ شب بود. آقای فردوسی‌پور در خاطراتش می‌گوید: «ما ایستادیم تا حضرت امام جلو بروند، راننده‌های ماشین هم بیرون ایستاده بودند، امام دست‌شان را گرفتند به در اولین ماشین، رو کردند به مأمورین امن با صدای بلند فریاد زدند که: «من به شما اعتماد ندارم به شما اطمینان نمی‌کنم، چطور به ماشین شما اعتماد کنم. من هیچ وقت توی این ماشین سوار نمی‌شوم.» وقتی امام بر سر آنها چنین فریاد زدند. آنها خیلی جا خوردند، ترسیدند، حدود ۱۰ متر فاصله گرفتند شاید حدود بیست نفر بودند، جمع شدند گفتند: چه کنیم؟ سید عصبانی شده بالاخره رئیس آنها آمد به بهانه اینکه من به مسئولیت خودم اجازه می‌دهم که به ماشین خودشان سوار شوند...» بالاخره امام سوار ماشین همراهانش می‌شوند و در بصره در هتل شرق‌الاوسط مستقر می‌شوند.

توطئه ربودن امام از سوی ساواک
در همین فرصت ساواک در تدارک نقشه‌های دیگری بود و بعدها فاش شد که نقشه‌هایی برای ربودن و زندانی کردن امام داشته‌اند. سرگرد لهراسبی فرمانده وقت هوانیروز کرمانشاه در افشای مدارک سرّی می‌گوید: «قرار بود امام خمینی(ره) را ربوده و در جزیره کیش زندانی کنند. هنگامی که امام از عراق خارج می‌شدند و به کویت می‌رفتند پس از آنکه دولت کویت اجازه ورود به ایشان نداد در همان زمان به دستور تلفنی دست‌نشانده‌های «خسروداد» فرمانده سابق هوانیروز که از فرماندهان حساس پایگاه هوانیروز کرمانشاه بود با چند فروند هلی‌کوپتر ۲۱۴ و کبری به قصد ربودن امام خمینی(ره) در لحظات توقف امام در بصره به سوی نفت‌شهر و مرز خسروی پرواز کردند.» وی می‌افزاید: «همزمان با این پروازها یک فروند هواپیمای جت فالکس در فرودگاه کرمانشاه آماده گردید تا به محض ربودن امام و رسیدن هلی‌کوپترها به فرودگاه بلافاصله امام را با این هواپیما به جزیره کیش برده و در آنجا زندانی کنند. همچنین یک هلی‌کوپتر مجهز شنوک از اصفهان به سوی جزیره کیش پرواز کرد تا امام را به محل نامعلوم و کاملاً سری انتقال دهد. عوامل انقلاب متوجه این جریان شدند و از ارسال سوخت هلی‌کوپترها جلوگیری کردند. توطئه با شکست مواجه شد.»


حكایت زمانه

نهضت جنگل و خيانت روس
ميرزايونس، معروف به «ميرزاكوچك‌» در سال 1298 هـ در رشت متولد شد. در نوجواني براي تحصيل علوم ديني قدم به مدارس مذهبي گذاشت و مدارج علمي را طي كرد. در سال 1326 هـ در گيلان به صفوف آزاديخواهان پيوست و براي مقابله با محمدعلي‌شاه روانه تهران شد. در ماجراي اولتيماتوم روسيه كه به تعطيلي مجلس منجر شد (17ارديبهشت 1290) ميرزا در شمار مخالفان پذيرش اولتيماتوم بود و مدتي نيز بازداشت شد. در جريان جنگ جهاني اول و در هنگامي كه دسته‌اي از نمايندگان و رجال سياسي به ‌دلیل وضع بحراني كشور و حضور نيروهاي بيگانه دست به مهاجرت زدند، كوچك‌خان با گرويدن به انديشه «اتحاد اسلام‌» درصدد برآمد تا با راه انداختن تشكيلات نظامي به مبارزه عليه استبداد رضاخاني و سرسپردگي‌ها، پيمان‌هاي ننگين و تحميلي بيگانگان و مداخلات آنان در امور داخلي كشور بپردازد. ميرزا در تهران انديشه خود را با رجال دين و سياست در ميان نهاد و به نظرخواهي از آنان پرداخت‌. گروهي بر ضرورت مبارزه مسالمت‌آميز تأكيد مي‌كردند و مبارزه مسلحانه را نادرست مي‌خواندند و گروهي ديگر نظر ميرزا كوچك‌خان را تأييد مي‌كردند. سرانجام پس از يك سلسله بحث و گفت‌وگو قرار شد تا در گوشه‌اي از ايران، كانوني ثابت‌، براي مبارزه ايجاد شود.
ميرزاكوچك‌خان پس از اين توافق عازم گيلان شد و شروع به تهيه مقدمات قيام كرد، اما چون روس‌ها قبلاً او را از منطقه تبعيد كرده بودند، مجبور بود مخفيانه به فعاليت بپردازد. با اين حال ميرزا در اندك مدتي توانست همفكراني در كنار خود جمع كند و قيام را علني سازد. او در سال‌هاي قبل از به‌قدرت‌رسيدن رضاخان، موفق شد هسته‌هاي تشكيل نهضت مسلحانه را پي‌ريزي كند. نيروهاي اشغالگر روس كه در سال‌هاي قبل از انقلاب اكتبر، در سركوبي اين نهضت توفيق چنداني نيافتند، با وقوع انقلاب اكتبر از مناطق شمالي ايران بيرون رفتند و انگليسي‌ها يكه‌تاز ميدان شده و تقريباً تمامي ايران را زير سلطه خود درآوردند. آنان ميرزاحسن‌خان وثوق‌الدوله را به رياست دولت ايران گماشتند. دولت انگليس با انعقاد قرارداد معروف 1919 با وثوق‌الدوله، سعی داشت ايران را تحت حمایت خود درآورد و کليه امور مالي‌، گمركي و نظامي كشور را به دست بگیرد که به‌دلیل اعتراضات داخلی و جامعه ملل البته خیلی زود لغو شد. انگليسي‌ها از طريق وثوق‌الدوله تلاش كردند قيام جنگل را با مذاكره و بدون خشونت حل‌وفصل كنند، اما اين تلاش‌ها سودي نبخشيد.

اعلام جمهوري ميرزاكوچك‌خان در رشت
روز 16 خرداد 1299 ميرزاكوچك‌خان جنگلي در ادامه مبارزات خود در راه اعاده استقلال و حاكميت ملي ايران، در شهر رشت، حكومت جمهوري اعلام كرد. اين اعلام در پي يك رشته تماس‌ها و گفت‌وگوها با مقامات روسيه و كسب اطمينان از اينكه نيروهاي مداخله‌گر آنان در شمال ايران در كار حكومت انقلابي ميرزا، كارشكني نخواهند كرد، صورت گرفت‌. درست سه هفته پيش از اين اعلام‌، در سپيده‌دم روز 28 ارديبهشت 1299 نيروهاي ارتش سرخ به بهانه «سركوبي ضدانقلاب كه در شمال ايران كمين كرده بود» به بندرانزلي يورش برد و اين شهر را اشغال كرد. مقصود روسيه از «ضدانقلاب‌» افراد مسلحي بودند كه با حمايت انگليسي‌ها عليه بلشويسم نوظهور در شوروي مي‌جنگيدند و از اراضي شمال ايران نيز به عنوان يكي از پايگاه‌هاي خود استفاده مي‌كردند. جنگلي‌ها كه مبارزات مسلحانه با رژيم استبدادي و سرسپرده قاجار را آغاز كرده و جنگل‌هاي شمال را مقر خود قرار داده بودند، در آغاز پيروزي انقلاب روسيه روابط حسنه‌اي با بلشويك‌ها برقرار كرده بودند، اما چندي نگذشت كه روس‌ها سياست دوستانه خود را تغيير دادند و قدم‌به‌قدم به سبب حفظ منافع خود در ايران از حمايت نهضت جنگل دست كشيدند و سرانجام به آن خيانت كردند.
بیست‌وهشتم ارديبهشت ماه، نيروهاي ارتش سرخ به نام سركوبي ضدانقلابي كه در شمال ايران كمين كرده بود، وارد انزلي شدند. نهضت ميرزاكوچك‌خان كه حضور نيروهاي كشوري ديگر را در خاك ايران مخالف با اصول سياست خود و به زيان استقلال و تماميت ارضي كشور مي‌دانست، به مخالفت برخاست‌. در آن زمان هم روس‌ها و هم ميرزاكوچك‌خان در شرايطي بودند كه رويارويي با يكديگر را به صلاح خود نمي‌ديدند. هريك با اقدامات نظامي، اهداف خاص خود را دنبال مي‌كردند و ديدگاه متعرضانه به يكديگر نداشتند؛ در نتيجة تماس‌هاي بعدي ميرزاكوچك‌خان با نيروهاي نظامي و سياسي روسيه‌، ميان طرفين توافق‌هايي حاصل شد.
اجمال اين توافقنامه عدم دخالت روس‌ها در امور داخلي ايران، در عين حفظ حداقل دو هزار نظامي آنان در شمال ايران بود؛ حضوري كه خود به منزله دخالت در امور داخلي ايران بود.
ميرزاكوچك‌خان جنگلي با استناد به همين توافقنامه بود كه سه هفته پس از مداخله نظامي آنان در انزلي‌، موجوديت حكومت خود را در رشت اعلام كرد.
سران نهضت جنگل پس از اعلام حكومت، ضمن انتشار اعلاميه‌اي با عنوان «فرياد ملت مظلوم ايران از حلقوم فدائيان جنگل‌»، به مفاسد دستگاه حاكمه ايران و جنايات انگليسي‌ها اشاره كردند و در پايان نظريات خود را به شرح زير اعلام داشتند:
1ـ جمعيت انقلاب سرخ ايران اصول سلطنت را ملغي كرده، جمهوري را رسماً اعلام مي‌نمايد.
2ـ حكومت موقت جمهوري حفاظت از جان‌ومال عموم اهالي را برعهده مي‌گيرد.
3ـ هر نوع معاهده و قراردادي كه به ضرر ايران با هر دولتي منعقد شده است، لغو و باطل مي‌شناسد.
4ـ حكومت موقت جمهوري همه اقوام بشر را يكي دانسته‌، تساوي حقوق را درباره آنان قائل است و حفظ شعائر اسلامي را فريضه مي‌داند.

مسكو و نهضت جنگل‌
سران نهضت در شهر رشت سرگرم تحكيم مباني جمهوري بودند كه به‌تدريج اختلافاتي در ميان‌شان پديد آمد و همين امر نهضت را به انحطاط و نابودي كشاند. پس از ورود ارتش سرخ به ايران، چند نفر از اعضاي «حزب كمونيست عدالت باكو» از روسيه وارد گيلان شدند. اين افراد در رشت حزبي به نام عدالت تشكيل دادند و رفته‌رفته ضمن برگزاري میتينگ‌ها و سخنراني‌ها، عملاً مواد توافق‌شده ميان سران نهضت جنگل و روس‌ها را زير پا گذاشتند و تبليغاتي نيز عليه ميرزاكوچك‌خان آغاز كردند. ميرزا دو نفر از اعضاي نهضت را به قفقاز فرستاد تا با نريمانف، صدر شوراي جمهوري قفقاز، ملاقات كنند و او را وادارند تا اعضاي حزب را از ادامه كارشكني‌ها و اقدامات نفاق‌افكنانه باز دارد، اما نريمانف اقدامي جدي به عمل نياورد. ميرزا كه اوضاع را چنين ديد، روز 18 تير 1299 معترضانه رشت را ترك گفت و اعلام كرد تا زماني كه حزب عدالت از كارهاي خلاف و حمله به اسلام و تبليغ كمونيسم دست برندارد به رشت باز نخواهد گشت‌. روس‌ها كه هدف‌شان از تأسيس حزب، اشاعه كمونيسم و رخنه به تشكل اسلامي ميرزاكوچك‌خان جنگلي و از بين بردن آن بود، شديداً فعاليت مي‌كردند.
سياست خارجي شوروي كه قبلاً پيش از اين داعيه حمايت از انقلاب جهاني را داشت، حداقل پس از هشتمين كنگره حزب كمونيست اتحاد شوروي‌، تغيير كرد. استالين در اين كنگره دو اصل اساسي را مبناي سياست خارجي شوروي قلمداد كرد. وي گفت‌: «سياست خارجي ما واضح و روشن است‌. هدف آن صلح و توسعه دايره روابط تجاري با تمام كشورهاست‌.»
اعلام چنين روشي در سياست خارجي‌، چيزي جز اعلام عدم حمايت از نهضت‌هاي رهايي‌بخش نمي‌توانست باشد. در پي خروج قهرآميز ميرزاكوچك‌خان از رشت‌، اعضاي حزب عدالت كه بعضي از آنها همچون احسان‌الله‌خان و خالوقربان قبلاً از دوستان نزديك ميرزا بودند و اكنون با گرويدن به سوسياليسم‌، ميرزا را مرتجع مي‌دانستند، درصدد اجراي كودتايي برآمدند كه طرح آن پيشتر ريخته شده بود. نقشه اين بود كه ميرزا يا بايد كشته شود و يا دستگير گردد و از رهبري انقلاب كنار رود. كوچك‌خان كه تا حدي از هدف اعضاي حزب و نقشه آنان مطلع شده بود، به جنگل رفت‌. در اين گيرودار، بسياري از جنگلي‌ها دستگير و يا كشته شدند و سلاح و مهمات و اموال آنان به غارت رفت‌. پس از اين كودتا، اعضاي حزب به كمك نيروهاي بلشويك سعي كردند تا با تعقيب جنگلي‌ها طرفداران ميرزا را نابود كنند، اما با وجود درگيري‌هايي كه در جنگل ميان دو طرف ايجاد شد، آنان از شكست‌دادن ميرزا و يارانش ناتوان شدند. مدتي بعد، مخالفان ميرزا مجدداً از در دوستي وارد شدند و با حسن نيتي كه ميرزا داشت و نمي‌خواست اختلافات داخلي باعث نابودي نهضت شود، پيشنهاد اتحاد با آنان را پذيرفت و طرفين موقتاً وحدت يافتند. پس از اين توافق، كميته انقلابي جديدي تشكيل شد. از آنجا كه در اين كميته احسان‌الله‌خان داراي هيچ سمتي نبود، جاه‌طلبي، وي را واداشت تا در رأس نيروهاي تحت فرمان خود عازم فتح تهران شود. وي در رأس سه هزار سرباز روسي و ايراني به سوي تهران حركت كرد، اما در محل «پل زغال‌» از نيروهاي قزاق كه تحت فرماندهي ساعدالدوله بودند، شكست خورد. البته يكي از دلايل اين شكست تغيير سياست شوروي نسبت به جنگلي‌ها بود. به هنگام عزيمت نيروهاي احسان‌الله‌خان، «روتشتين‌» سفير شوروي در ايران افرادي را محرمانه نزد فرماندهان روسي قواي احسان‌الله‌خان فرستاد و به آنان دستور داد كه فوراً خود را از جنگ كنار بكشند. به اين ترتيب سفير روسيه حتي به كسي كه ادعاي همفكري عقيدتي با او داشت و قبلاً كوشيده بود تا ميرزا را قرباني انديشه‌هاي خود كند، پشت كرد. با اين حال بعدها در جريان حمله نيروهاي دولتي به جنگل‌، احسان‌الله‌خان فرار كرد و با كشتي به شوروي گريخت‌. خالو‌قربان نيز كه به هنگام قيام ميرزا به او پيوست و تحت رهبري ميرزا خدمات قابل توجهي به نهضت كرد، پس از تأسيس حزب عدالت در گيلان فريب سوسياليست‌هاي حزب را خورد و آلت دست سياست ضدانقلابي شوروي شد و در كودتاي رشت با نيروهاي تحت فرمان خود در مقابل ميرزا قرار گرفت‌. پس از توافقي كه ميان دولت ايران و سفير روسيه انجام گرفت‌، روس‌ها از حمايت جنگل دست كشيدند و آنان را قرباني منافع خود كردند.

تباني روس، انگليس، رضاخان و كمونيست‌هاي داخلي
عليه نهضت جنگل‌
در آستانه كودتاي رضاخان، شرايط سياسي ايران شديداً عليه ميرزاكوچك‌خان جنگلي بود. روس‌ها او را تنها گذارده بودند و صرفاً به منافع خود در ايران مي‌انديشيدند. آنان به‌ويژه تلاش داشتند تا روابط صميمانه‌اي را با سردار سپه كه با قدرت اسلحه و سركوب نارضایتي‌ها توانسته بود ثبات نيم‌بندي را در كشور به وجود آورد، برقرار كنند. آنان مصلحت خود را در آزادگذاردن دست رضاخان براي سركوب نهضت جنگل كه به‌ويژه اعتقادي هم به هويت اسلامي آن نداشتند، مي‌دانستند. حتي حضور رضاخان در اتومبيل كنسول شوروي در رشت‌، زماني كه براي سركوب جنگل به آن شهر رفته بود، نشان از هم‌پيماني روس‌ها با سردار سپه در اين تصميم داشت‌.
در چنين شرايطي، سران نهضت جنگل چند راه بيشتر نداشتند يا بايد تسليم مي‌شدند و اسلحه را زمين مي‌گذاشتند، يا به روسيه پناه مي‌بردند و يا اينكه تا آخرين قطره خون به مبارزه ادامه مي‌دادند. در اين ميان فقط ميرزاكوچك‌خان بود كه نه حاضر به ترك ايران شد و نه ننگ تسليم را پذيرفت و سرانجام نيز به مبارزه ادامه داد تا در 11 آذر 1300 به شهادت رسيد. 


امام خامنه ای در گذر زمان 24

فعالیت‌های ادبی تفریح دوران طلبگی
امام خامنه‌ای(مدظله‌‌العالی) در زمینه سرودن شعر و فعالیت در عرصه ادبیات از سابقه طولانی برخوردارند. اشاره کردیم که ایشان در انجمن‌های ادبی و شعر، حضور فعال داشته‌اند. در سال‌های 34 و 35 بعضاً سروده‌هایی از ایشان به یادگار مانده است. نقطه آغاز انس امام خامنه‌ای با شعر در ایام کودکی ایشان بوده است. معظم‌له چون در آن ایام گلستان سعدی و اشعار حافظ را از مادر بزرگوارشان می‌آموزند و با ذکر آنها لذت معنوی می‌برند، تا اینکه کم‌کم در دوره دبستان با تراوشات ذهنی و به‌کار بردن کلمه‌ها و ترکیب‌های موزون در انجمن‌های ادبی همراه دوستان‌شان حاضر می‌شوند و با طبع لطیف خود و نام مستعار «امین» سروده‌هایی را به یادگار میگذارند. در مباحث گذشته از حضور امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) در انجمن‌های ادبی و از اشخاص نامداری که همراه ایشان بودند، یاد کردیم و شیوه نقد اشعار دیگران از سوی ایشان را یادآور شدیم. در آن ایام «امین» تلخص شعری ایشان بود. رسم بود طلبه‌های آن دوره، لقب یا کنیه‌ای را برای خود انتخاب می‌کردند. ایشان هم لقب «ضیاءالدین» را برای خود برگزیدند. با این لقب، آثاری از ایشان به یادگار مانده است. در این رابطه آقای سیدهادی خسروشاهی، در مصاحبه‌ با مجله پاسدار اسلام، گفت‌وگویی دارد. وی یک عکس یادگاری با خط خوش به تاریخ سال 1335 از امام خامنه‌ای نشان می‌دهد که در پشت آن چنین آمده است: «هوالعزیز، این عکس ناقابل را به رفیق مکرم و برادر معظم جناب آقای سیدهادی خسروشاهی تقدیم می‌نمایم تا از خاطر عاطر محو نشوم. احقر ضیاءالدین حسینی خامنه‌ای.» نظیر آثار این‌چنینی در دفاتر دوستان آن زمان ایشان فراوان وجود دارد. چون ایشان در گفت‌وگویی فرمودند: «تفریح عمده بنده در دوران طلبگی شعر بود» و ماجرای «امین» عالم دیگری داشته که در این فرصت می‌توان در لابه‌لای دفاتر یادگاری آقایان و دوستان آن دوران آن را جست. همان‌طور که نویسنده کتاب شرح‌ اسم از یک عکس در مجله لبنانی سخن گفته و آورده است: «عکسی هست که در یکی از مجلات معتبر لبنان به چاپ رسید. در آن زمان روزنامه‌نگاری لبنانی که به مشهد سفر کرده بود، در این انجمن [انجمن ادبی فرخ] حاضر شد و پس از بازگشت، گزارشی در مجله العرفان منتشر نمود که همراه عکس یاد شده بود. او نوشته بود که استاد سیدعلی خامنه‌ای سخن را در بحث حرف روی قافیه [و در تفاوت] بین یاء خطاب و یاء مصدری، آغاز کرد که می‌توان یکی از این دو یاء را در صدر مطلع و دیگری را در عجز، آورد.» به احتمال از این موارد بسیار فراوان می‌باشد که لازم به جست‌وجو است. مجالست چند ساله او با شاعران انجمن موجب شد که بیشترین دوستان خراسانی او ادیبان و شعرای این خطه باشند:
هرچند «امین» بسته دنیایی‌ام اما
دلبسته یاران خراسانی خویشم
امام خامنه‌ای، تا اوایل سال‌های دهه چهل فعالیت‌های ادبی داشته‌اند، اما پس از آن تلاش‌های سیاسی ایشان غلبه پیدا می‌کند.


از لابه لاي تاریخ

اموال و دارايي‌هاي شاه
ابعاد فساد اقتصادي سرمايه‌داران و کارگزاران نظام پهلوي به قدري گسترده است که ذکر آن در اين مختصر نمي‌گنجد. بر اساس اسناد به دست آمده از منزل مهندس محسن فروغي، سناتور شاه و عضو فراماسون و فرزند محمدعلي فروغي با شرکت فرانسوي ژانسن قراردادي به مبلغ۰۰۰/۵۰۰/۱۱ فرانک براي تهيه مبلمان، اثاثيه و تزيينات کاخ اشرف پهلوي منعقد کرده بود. در گزارش ديگري آمده است: شاه با پرداخت 300 ميليون دلار، 31 کاخ و ويلا در نقاط مختلف جهان خريداري کرده و اسناد مالکيت آنها را نيز به همراه دارد. تعدادي از اين قصرها در پاريس در جاده مونتين، در جاده فوش، در سن موريس، در ژنو، در جزيره ماژورکا در جالارتشا، در آلمان، در تونس، در يورلي هيلز، در نيويورک، در تگزاس و در نيوجرسي است. مجله نيوزويک در سال 1358 در گزارشي ميزان ثروت شاه و دارايي او را 22 ميليارد دلار اعلام کرده است.
پروفسور رواساني، استاد دانشگاه اولدنبورگ آلمان در کتاب «ايران» فهرستي از کارخانه‌هاي متعلق به خاندان پهلوي و خانواده‌هاي وابسته به آن را منتشر کرده است که بالغ بر 527 کارخانه و موسسه مالي در ايران را شامل مي‌شود. مؤسسات مالي و کارخانه‌هاي متعلق به شاه و منسوبان نزديک وي 137 واحد، فرمانفرماييان 74 واحد، خسروشاهي 67 واحد، لاجوردي 61 واحد، خاندان ثابت پاسال 33 واحد، رضايي 38 واحد، فولادي 31 واحد، اخوان 22 واحد، القانيان 17 واحد، تيمورتاش 16 واحد، خيامي 10 واحد و...
در يک مقاله که در مجله آمريکايي نيشن انتشار يافت، فاش شد که محمدرضا پهلوي ميليون‌ها دلار کمک مالي آمريکا به ايران را به جاي اينکه صرف هزينه‌هاي عمران و آباداني کند، بين چند تن از اعضاي خانواده و اطرافيان نزديک خود تقسيم کرده و در اين ريخت‌وپاش بي‌حساب و کتاب، حتي چند شخصيت سياسي خارجي را به منظور استفاده‌هاي بعدي از آنان، بي‌نصيب نگذاشته است. کميته‌اي که وظيفه رسيدگي به عمليات دولت در مجلس ملي (کنگره) آمريکا را برعهده داشت، کوشيد تا تعيين کند 950 ميليون دلاري که به صورت کمک اقتصادي آمريکا در عرض پنج سال به ايران داده شد، به کجا رفته است. سرانجام کميته دريافت که بيشتر آن به باد رفته است!
در بخش ديگري از گزارش کميته کنگره آمريکا، فهرست تعدادي از افرادي که بودجه مربوط به کمک اقتصادي آمريکا به ايران را به يغما برده‌اند، قيد شده است. در ميان اين افراد به اسامي زیر اشاره شده است: خانم لوي هندرسون، همسر سفير آمريکا در تهران يک ميليون دلار، شمس پهلوي يک ميليون ‌دلار، اف‌ميشل نيم ميليون دلار، آلن دالس، رئيس سازمان سياي آمريکا يک ميليون دلار، هنري. اد. لاس، ناشر مجله‌هاي تايم، لايف و فورچون نيم ميليون دلار، جرج. وي. آلن، سفير سابق آمريکا در ايران يک ميليون دلار، شهناز پهلوي، دختر شاه دو ميليون دلار، حميدرضا پهلوي نيم ميليون دلار، سلدين چاپلين، سفير پيشين آمريکا در تهران يک ميليون دلار، احمد شفيق، شوهر سابق اشرف يک ميليون دلار، ژنرال محمد خاتمي، شوهر فاطمه پهلوي يک ميليون دلار، فرح پهلوي پانزده ميليون دلار، فاطمه پهلوي دو ميليون دلار، عبدالرضا پهلوي دو ميليون دلار، غلامرضا پهلوي يک ميليون دلار، اردشير زاهدي سه ميليون دلار، اشرف پهلوي سه ميليون دلار، اسدالله علم يک ميليون دلار، حسن علا يک ميليون دلار و ...


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در نشست پیشکسوتان سیاسی تأکید کرد
ضرورت احیای واجب فراموش شده

اشاره
امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر از واجبات دینی است که به سبب آثار اصلاحی بسیار ارزشمند اجتماعی و حکومتی در آموزه‌های دینی بر آن تأکید جدی شده است؛ با وجود چنین اهمیت و تأکیدی پس از گذشت حدود ۳۶ سال از انقلاب اسلامی، این رکن رکین در وضعیت نامشخص و بلاتکلیفی قرار داشت و به سبب این بلاتکلیفی خسارات سنگینی بر نظام و کسانی که با احساس مسئولیت دینی به آن همت گماردند، وارد ساخت که در کل آسیب به این واجب الهی نیز محسوب می‌شود. اقدامات مقطعی هم که تاکنون با محوریت این واجب قدرناشناخته انجام گرفته، راه به جایی نبرده و نتوانسته ارزش‌ها و دستاوردهای عظیم عمل به آن را عینیت بخشد. مجلس شورای اسلامی در این اواخر با ارائه طرحی، کمر همت بست تا با سر و سامان بخشیدن به مسائلی این واجب اعجازآفرین امور آشفته را سر و سامان دهد. حجت‌الاسلام والمسلمین احمد سالک، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس در هشتمین نشست پیشکسوتان سیاسی درباره اهمیت امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر و تلاش کمیسیون فرهنگی مجلس نهم برای جاری ساختن این مهم به شکل قانونی در پیکره جامعه با ارائه طرحی فراگیر و جامع، صحبت کرد که در ادامه متن تلخیص شده آن تقدیم می‌شود.
***
امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر از فرائض واجب اسلام است و به تعبیر مقام معظم رهبری، قانون امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر از واجباتی است که فراموش شده و باید احیا شود. در این رابطه آیات زیادی داریم، آیه‌ 104 سوره آل‌عمران را عرض می‌کنم که اصل 8 قانون اساسی بر آن تکیه دارد؛ «امه یدعون الی‌الخیر و یامرون بالمعروف و ینهون عن‌المنکر و اولئک هم‌المفلحون» است. برای رسیدن به وحدت باید از میان شما جمعی جامعه را به نیکی دعوت و از منکر نهی کنند و این انسان‌ها رستگاران هستند. باز آل‌عمران آیات 110 و 114، توبه آیه 71 و... آیات زیادی است. «کنتم خیر امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن‌المنکر»؛ شما بهترین امتی بودید که باید به امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر قیام کنید و ایمان به خدا بیاورید، بنابراین در قرآن آیات متعددی برای این واجب الهی وجود دارد که قابل توجه است.
این امت چه کسانی هستند؛ به‌طور قطع کسانی هستند که معروف و منکر را خوب می‌شناسند و قدرت دعوت به خیر را دارند. محور دعوت به خیر هم سوره یوسف آیه 108 است؛ «قل هذه سبیلی ادعوا الی‌الله علی بصیره انا و من اتبعنی و سبحان‌الله و ما انا من‌المشرکین» خط سیر پیامبر اکرم(ص) ادعو الی‌الله آن هم نه کورکورانه، بلکه با بصیرت است. در قرآن حدود 165 کلیدواژه «بصره» وجود دارد. مشتقات کلمه بصره در نهج‌البلاغه حدود 110 مورد است که واقعاً عالی است. من این کتاب‌هایی که راجع به بصیرت نوشته شده، مطالعه کردم غیر از دو یا سه مورد، کمتر دیدم کسی از متن و عمق اسلام، مطلب بیرون بکشد. تمام اهل‌بیت(علیهم‌السلام) از پیامبر(ص) تا مهدی(عج) این موضوع را اصل قرار داده‌اند.
شما اگر از امام کاظم(ع) آدرس کلید بصیرت را جست‌وجو کنید، این جواب را به شما می‌دهد که تفقه در دین خدا و کلید بصیرت ژرف‌نگری در معارف دین است. اینجاست که باید کاری کرد. مقام رهبری در اسفند ماه سال ۱۳۸۹ در جمعی درباره بصیرت فرمودند: ما باید (به درد شما سیاسیون می‌خورد) جبهه عظیم فرهنگی به‌منظور تعمیق معارف دین و ارتقای فهم سیاسی را با هدف حاکم کردن دین در جامعه تشکیل دهیم؛ یعنی یک دست صدا ندارد و یک نفره نمی‌توان کاری را انجام داد؛ بعد فرمودند: این جبهه باید در مقابل جبهه عظیم استکباری بایستد؛ یعنی آقا دستور تشکیل یک جبهه عظیم با رویکرد فرهنگی و عملیات تعمیق در معارف دینی را دادند که همان بیان امام کاظم(ع) است که فرمودند: «تفقهوا فی دین‌الله فان الفقه مفتاح البصیره» اینجا لغت فقه مطرح است. نکته قابل توجه اینجاست که آقا ارتقای فهم سیاسی را بلافاصله به‌دنبال این موضوع آوردند. حال باید ارتقای فهم سیاسی واکاوی شود که ارتقای فهم سیاسی یعنی چه؟ بعد هم بحث بصیرت را داشتند که قابل توجه است.
فاطمه زهرا(س) یک خطبه 12 قسمتی دارند که قسمت آخر آن بحث علل سقوط جامعه اسلامی است که چرا جامعه اسلامی سقوط می‌کند؟ امیرمومنان(ع) نیز در نهج‌البلاغه در چند جا علل سقوط جامعه اسلامی را بیان می‌کند. حضرت زهرا(س) دو نکته اساسی و شش موضوع را عامل سقوط جامعه اسلامی می‌دانند و آن دو نکته خطاب به زنان آنجا (مدینه) بوده که می‌فرمایند: شما و مردان‌تان قرآن را پشت سر انداختید و دیگر اینکه رهبر در بین شما بود و به او توجه نکردید.
من جمله‌ای از پیامبر اکرم، حضرت محمدبن‌عبدالله(ص) نقل می‌کنم که می‌فرمایند: مثل امام و رهبری، مثل خانه خدا است؛ مردم باید دور خانه خدا طواف کنند، کعبه که نباید دور مردم طواف کند. رهبر دور مردم طواف نمی‌کند. رمز موفقیت ملت ما در طول این 35 سال همین یک کلمه و عمل کردن به همین کلام حضرت زهرا(س) است. رمز سقوط جامعه اسلامی در کشورهای همجوار عدم توجه به محور حاکمیت دینی است والله بالله و تالله حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) گوهر بی‌بدیلی در قرن حاضر است که دومی ندارد و بی‌تردید دست عنایات حضرت مهدی(عج) پشتیبان این بزرگوار است. این بزرگوار می‌فرمایند امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر فراموش شده است. در جامعه امیرمومنان(ع) در نهج‌البلاغه در چندین مورد و حضرت زهرا(س) در چندین مورد درباره این موضوع بحث می‌کنند. در این معارف می‌شود غور کرد، برای نمونه در کلمه حکمت 373 و 374 نهج‌البلاغه مفصل است که من از وسط این کلام تکه‌ای را انتخاب کردم. حضرت می‌فرماید: همه اعمال چون جهاد در راه خدا با آن همه فضایلی که در قرآن، روایات و تاریخ درباره آن آمده را جمع کن، در مقابل امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر قطره‌ای از دریا بوده و چیزی نیست.
در ادامه می‌فرمایند: امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر مرگ را نزدیک نمی‌کند، رزق تو را کم نمی‌کند؛ اما افضل از همه اینها بیان کلمه عدل در نزد پادشاه جائر است، قدرت انقلاب اسلامی ما در همین یک جمله است؛ جایی که امام راحل فرمودند: آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند و زمانی که امام در سخنرانی‌های خود سه بار با شاه صحبت کرد، دفعه اول با احترام گفت آقای شاه، دفعه دوم به او گفت مردک، دفعه سوم گفت می‌گویم از مملکت بیرونت کنند. با قدرت حرف می‌زد، می‌گفت: اسرائیل باید محو شود. درباره بیان کلمه عدل در نزد امام جائر روایات زیادی در کتاب‌هایی چون میزان‌الحکمه وجود دارد که بحث عظیمی است.
در خطبه 129 قسمت هشتم، خطبه 156 قسمت هفتم و نامه 31 قسمت15 بحث کرده، در هر کدام نیز موضوعی را دنبال کرده است مثلاً در خطبه 129 قسمت هشتم حضرت علی(ع) می‌فرمایند: خدا لعنت کند کسی که امربه‌معروف کند و خود انجام ندهد، نهی‌ازمنکر کند، اما خود مرتکب شود. زمانی ما در قم اساتید فن قرآن کم داشتیم، مرحوم آیت‌الله مشکینی و آیت‌الله خزعلی دو قطب قم بودند که آیت‌الله مشکینی در مسجد امام حسن عسگری(ع) تفسیر فنی و علمی قرآن می‌کرد و آیت‌الله خزعلی در جای دیگری، آیت‌الله مشکینی روزی در حالی که گرفته بود آمد مجلس و پله اول منبر نشست. بسم‌الله و والسلام گفت و رفت، بعد از ظهر خدمت رسیدیم و قضیه را جویا شدیم، ایشان فرمودند: چون دیدم آیه‌ای را که به آن عمل نکردم را می‌خواهم تفسیر کنم، آن را ترک کردم که اگر فردا موفق شدم، عمل کنم تفسیر خواهم کرد.
خطبه 156 قسمت هفتم را از رو می‌خوانم که قابل توجه است. امیرمومنان(ع) صحنه قیامت را تعریف می‌کنند، و ان‌الامر بالمعروف و النهی عن‌المنکر لخلقان من خلق‌الله سبحانه و انهما لایقربان من اجل و لا ینقصان من زرق و علیکم بکتاب الله فانه الجمل المتعین والنور المبین والشفاء النافع و الری الناقع والعصمه للمتسمک والنجاه للمتعلق حضرت می‌فرمایند: گویا می‌بینیم که همه از قبرها خارج شدند و به سوی منزلگاه‌های آخرتی خود می‌روند. هر کسی هم در بهشت یک خانه شخصی دارد و کس دیگری را به آنجا راه نمی‌دهد. آنجا دیگر تعلق فردی دارد و به دیگری نمی‌دهد از آنجا به جای دیگری هم انتقال پیدا نمی‌کند. بعد حضرت می‌فرمایند: امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر دو صفت از اوصاف پروردگار است که نه مرگ را نزدیک می‌کند و نه روزی را کاهش می‌دهد.
قانون امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر 35 سال است مانند توپ فوتبال میان دولت و مجلس ردوبدل شده است که نکته قابل توجه و عجیبی است. امام راحل یک حکم قوی درباره امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در روزهای اول انقلاب دارند که می‌فرمایند: یک سازمان یا وزارتخانه‌ای باید بالای سر سه قوه تشکیل شود که به هر سه قوه امر کند و همه باید اطاعت کنند، آن سازمان تشکیل نشد.
در زمان دولت موقت با این امر بازی و بعد رها شد. از آن زمان تا امروز هم یک بازی بود. در سال 89 در دوره هشتم مجلس، طرح امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در مجلس اعلام وصول شد. با توجه به حساسیت‌هایی که پیرامون این مسئله بود مورد مذاکره قرار نگرفت، فقط اعلام وصول شد، این طرح در تاریخ (20/4/۱۳۹۱) اعلام وصول مجدد می‌شود، یعنی در سال ۱۳۸۹ و ۱۳۹۱ یک بار در مجلس هشتم و بار دیگر در مجلس نهم اعلام وصول می‌شود، بعد از رفت‌وآمد دولت‌ها.
در مجلس نهم آقای رحماندوست، طرح حمایت از آمران‌به‌معروف و ناهیان‌ازمنکر را اعلام کرد، چون خلیلی و دو سه مورد شهید شده بودند و در سال 81 جوان مومنی در اهواز به خانمی سه بار تذکر داد که دفعه سوم خانم به صورت او اسید پاشید و او را از ناحیه دو چشم کور کرد. این جوان با دادن دو چشمش، پای امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر ایستاد.
ما در ابتدای کمیسیون فرهنگی مجلس نهم چهار سیاست را مصوب کردیم
احیای مطالبات فرهنگی مقام معظم رهبری که بیش از 22 مورد است و تا الآن 10 مورد آن را به قانون تبدیل کردیم، چهار تا در صحن علنی است که یکی از آنها امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر است که تا الآن بیستمین ماده آن مصوب شده و در این قضیه بیست‌وچهار ماده هم بیشتر نیست که یکی از آنها طرح جامع جمعیت و تعالی خانواده است که درباره جمعیت و مقابله با پیرسالاری است، دیگری طرح صداوسیما است که قانون نداشته و قانونمند کردیم، دیگری طرح تجهیز مسجد است.
سیاست دوم، تقویت زیرساخت‌های فرهنگی کشور مانند حوزه علمیه و دارالقرآن‌ها است که فهرست مفصلی دارد.
نکته سوم، حمایت از تحقیق و پژوهش‌های دینی است که در کشور کم داریم. در این موضوعات اگر کسی وارد شد، حمایت می‌کنیم.
نکته چهارم، جدول حمایتی است که واقعاً جالب است با فرموده‌های اخیر آقا، یک میدان جدیدی برای ما باز شده، یعنی توجه به عملکرد جوانان مومن انقلابی و فعالان خودجوش فرهنگی که یک دنیای عجیبی دارد.
طرح امربه‌معروف ویژگی‌هایی دارد؛ از جمله اینکه صریح و روشن مسئله امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را معرفی کردیم، یعنی همان بحثی را که امیرمومنان(ع) به لسانی و قلبی تقسیم می‌کنند و همه را می‌شمارند. در واقع سعی کردیم روایات را به قانون تبدیل کنیم، این کار را بیشتر انجام دادیم.
نکته دوم، تضمین مردم در برابر رفتارهای خودسرانه و جلوگیری یا ممنوعیت از تعرض به جان و مال مردم که در این طرح پیش‌بینی شده است.
موضوع دیگر این طرح، حمایت بسیار قاطع از ناهیان از منکر و آمران‌به‌معروف است، حتی اگر به شهادت برسند طبق نظر یک کمیته اگر تشخیص داده شود که جزو شهدا است باید همه امتیازات شهدا را داشته باشد، جانبازان و دیگر مسائل آن نیز به همین ترتیب است.
قوه قضائیه را در این جهت مطرح کردیم. مسئله دیگر، دعوت به خیر، بحث نصیحت، نقد علنی، نقد غیرعلنی، مسائلی از این مقوله را در این طرح قرار دادیم.
در طول این مدت تلاش کردیم تا باوجود فشارهای سنگینی که روی ما بود این قانون به تصویب برسد. اسیدپاشی اصفهان، سوژه‌ای برای موج‌سواران شد که دانشجویان در دانشگاه تهران، دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه خواجه‌نصیر روبه‌روی مجلس بایستند که در میان آنها یکی از هفت نفر کسانی که در فتنه نیز حاضر بودند، تابلویی را تحت عنوان «مجلسی‌ها امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را قطع کنید» را در دست داشت. سوژه، محکوم کردن اسیدپاشی بود، اما اصل قضیه برخورد با قانون امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بود. حالا تعابیری داشتند که مجلسی‌ها امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر را رها کنید. اینها در دانشگاه تهران، دانشگاه خواجه‌نصیر و دانشگاه امیرکبیر روزی را اعلام کردند که دانشجویان سراسر ایران کلاس‌ها را تعطیل کرده و سر کلاس نروند که البته هیچ‌کس قبول نکرد، اما عده‌ای آمدند وسط دانشگاه شعارهایی را داده و مسائلی را مطرح کردند.
نکته دیگر درباره این قانون، این است که اصل 8 قانون اساسی که دعوت به خیر است را ما پیاده کردیم.
کلید قضیه، ماده 21 است. این ماده 21 تشکیلات امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر است که اینجا بحث مفصلی درطول ماه‌ها داشتیم. اینجا باید مشخص شود که این تشکیلات به کجا وصل است که بحث در این‌باره ادامه دارد.


امر به معروف و نهي از منكر دعوت به اسلام است
مرحوم آيت‌الله مجتبي تهراني با اشاره به اينكه امر به معروف و نهي از منكر يعني اعمال ولايت خدا، می‌گویند: خدا در سوره توبه صفات مؤمنين و مؤمنات را مي‌شمارد؛ خداوند آن صفاتي را كه ارزش‌شان بيشتر است، مقدم مي‌كند. روال طبيعي ما هم همين است كه وقتي مي‌خواهيم كسي را تعريف كنيم، سراغ لباس‌هايش نمي‌رويم، بلكه سراغ صفات مهمش، مثل اعتقادات، اخلاقيات و رفتار او مي‌رويم، آن هم رفتاري كه چشمگير است. خدا در اين آيه براي توصيف مؤمنين و مؤمنات، با امر به معروف و نهي از منكر شروع كرده و پس از آن مي‌گويد: «وَ يُقيمُونَ الصَّلاه وَ يُؤْتُونَ الزَّكاه» اينها نماز هم مي‌خوانند، زكات هم مي‌دهند. «وَ يُطيعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ» آنها اهل اطاعت هم هستند. امام حسین(ع) در این باره می‌فرمایند: خدا براي اين از امر به معروف و نهي از منكر شروع كرد كه اين كار دعوت به اسلام است. امر به معروف، همان چيزي است كه خود حضرت دنبالش بودند.

آثار و فوايد عمل به «امر به معروف و نهي از منكر»
پنج اثر «امر به معروف و نهي از منكر» را امام حسین(ع) این‌چنین بیان کردند:
يك؛ امر به معروف و نهي از منكر دعوت به اسلام است.
دو؛ بلافاصله بعد مي‌گويد: «مَعَ رَدِّ الْمَظَالِمِ» بازگرداندن حقوق ستمديدگان به آنان است. اينها مال ستمديدگان را گرفته‌اند و خورده‌اند، ما با امر به معروف و نهي از منكر اين اموال را از حلقوم‌شان در مي‌آوريم و به صاحبان‌شان برمي‌گردانيم.
سه؛ «وَ مُخَالَفَه الظَّالِمِ» امر به معروف و نهي از منكر، مخالفت و مبارزه با ستمگران است. آن ردّ مظالم بود و اين مخالفت با ظالم است.
چهار؛ «وَ قِسْمَه الْفَيْ‌ءِ وَ الْغَنَائِمِ»، كوشش براي توزيع ثروت‌هاي عمومي و غنايم جنگي طبق قانون اسلامي است. آيا يادتان است كه معاويه دستور داد چه كار كنند؟ دستور داد هر كه متّهم به دوستي علي شد، حقوقش را از بيت‌المال قطع كنند و از آن طرف، اگر كسي از خلفا تعريف كرد، به او پاداش دهند. اين بخشنامه‌هاي معاويه در ذهن‌تان باشد و بعد اين حرف‌هاي امام را در كنارش بگذاريد. ببينيد كه امام حسين(ع) دارد با چه كسي مقابله مي‌كند.
پنجم؛ «وَ أَخْذِ الصَّدَقَاتِ مِنْ مَوَاضِعِهَا وَ وَضْعِهَا فِي حَقِّهَا.»(بحارالأنوار، ج97، ص7) گرفتن صدقات و بذل و صرف به‌حقّ آن است. ما يك صدقات واجبه داريم و يك مستحبه؛ صدقات واجب مثل زكات است كه بايد از موارد صحيحش گرفته شده و جمع‌آوري شود و بايد در موارد صحيح شرعي‌اش نيز مصرف شود. يعني هم اخذ و هم مصرفش بايد به صورت صحيح شرعي باشد. بدون وجه شرعي و به زور پولي را به عنوان زكات گرفتن يا واقعاً زكات شرعي را گرفتن، امّا در هر راهي ديگر خرج كردن، اشتباه است. مثلاًً چون فلاني در باند و گروه آنها است، به او پول مي‌دادند، امّا به ديگري كه در باندشان نبود، چيزي نمي‌دادند.
نگاه كنيد! تمام اين اموري كه امام حسين(ع) مي‌گويد، متعرض به این بخشنامه‌هاي معاويه است. حضرت همه آنها را هدف‌گيري كرده است. وقتي حضرت مي‌گويد: من مي‌خواهم در جامعه امر به معروف و نهي از منكر زنده شود، براي اين است كه اگر اين تكليف الهي زنده شود، «اسلام» زنده مي‌شود. حرف حضرت اين است كه اينها دارند با اين كارهاي‌شان اسلام را می‌کشند و ‌از بين مي‌برند، ما هم به دنبال زنده شدن اسلام هستيم، پس بايد امر به معروف و نهي از منكر را زنده كنيم.

آثار منفي ترك
«امر به معروف و نهي از منكر»
حالا من سراغ  اثر منفي ترك امر به معروف و نهي از منكر مي‌روم، بحث ما اين بود كه اگر اين واجب ترك شود، اسلام از بين خواهد رفت. امام صادق(ع) از پيغمبر اكرم(ص) روايت مي‌كند كه حضرت فرمودند: «إِنَّ الْمَعْصِيَه إِذَا عَمِلَ بِهَا الْعَبْدُ سِرّاً لَمْ تُضِرَّ إِلَّا عَامِلَهَا» گناه پنهان جز به انجام دهنده‌اش آسيب نمي‌رساند. گناه، يعني سرپيچي از اطاعت خداوند. نماز نخواندن و روزه نگرفتن معصيت است. چه يك عمل واجب را ترك كني و چه شرب خمر كني، فرق نمي‌كند، معصيت كردهاي. حالا اگر اين معصيت پنهاني باشد، زيانش براي شخصي است كه معصيت كرده است. مثلاًً كسي در خانه‌اش در ماه رمضان، روزه‌اش را خورده است يا نماز نخوانده است، ضرر اين گناه به خود شخص است.
امر به معروف و نهي از منكر نكردن هم، معصيت و گناه كبيره است. «وَ إِذَا عَمِلَ بِهَا عَلَانِيَه وَ لَمْ يُغَيَّرْ عَلَيْهِ» اگر بنا شود كسي علناًً معصيت كند و هيچ‌كس هم او را نكوهش نكند، يعني نهي از منكر نكند، «أَضَرَّتِ الْعَامَّه» اينجا ديگر صحبت ضرر به خود شخص نيست، اينجا ضرر به اجتماع است. اگر كسي علناًً معصيت كرد و تو هم متعرّضش نشدي و هيچ چيز نگفتي، اينجا به اجتماع ضرر وارد ميشود.
بعد در ذيل روايت دارد: «قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ عليهالسلام» امام صادق(ع) خودشان در ذيل فرمايش پيغمبر(ص) فرمودند: «وَ ذَلِكَ أَنَّهُ يُذِلُّ بِعَمَلِهِ دِينَ اللَّهِ» چرا به عامه مردم و اجتماع ضرر مي‌زند؟ چون او با ترك امر به معروف و نهي از منكر، دين خدا را خوار مي‌كند. حالا هر معصيتي مي‌خواهد باشد، اگر امر به معروف و نهي از منكر نكردي، اينجا دين خدا را خوار مي‌كني. «وَ يَقْتَدِي بِهِ أَهْلُ عَدَاوَه اللَّهِ.»(بحارالأنوار، ج97، ص78) و به بي‌دينها جرأت مي‌دهي كه بيايند و غلبه كنند.
اين روايت همان چيزي است كه امام حسين(ع) مي‌گويد، ترك اين واجب موجب مي‌شود كه آرام‌آرام بايد فاتحه اسلام را خواند. معاويه داشت همين كار را مي‌كرد و امام حسين(ع) عاقبت كار را مي‌دانست، همه پشت صحنه را مي‌دانست، اينها را هم مي‌شناخت. قيام امام، يك بحث شخصي نبود، كساني كه مي‌آيند اين مسائل را مي‌گويند، يا واقعاًً نمي‌فهمند، يا نعوذ بالله مغرضند. اين حرفها يعني چه؟ امام حسين(ع) مي‌گفت: اسلام دارد از بين مي‌رود، من مي‌خواهم اسلام را  نگه دارم، صحبت رياست بنده و شما نيست.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

آیت الله ناصری
آثار خیر نماز از دنیا تا عقبی

احسان آیتی

اطاعت‌هاي ما بر دو قسم است؛ يک قسمي از اطاعت‌ها، امر وجودي است و يک قسمي، امر عدمي است. واجبات را که انجام مي‌دهيم، امر وجودي هستند؛ مثلاً نماز بخوان، روزه بگير، حج برو، جهاد برو، اما مُحرمات را که ترک بکنيم، امر عدمي هستند؛ مثلاً نگاه به نامحرم نکن، دروغ نگو، ربا نخور، ريا نکن، چشم‌چراني نکن و... به هر دو، اطاعت مي‌گويند. حضرت امير(ع) مي‌فرمايد: حضرت حق، عالم وجود را خلق کرد؛ در حالي که بي‌نياز است از اطاعت اين‌ها. اطاعت اينها به قدر سر سوزني در عظمت حق، در قدرت حق و درعلم او اثر ندارد و چيزي به او اضافه نمي‌كند.
يکي از اطاعت‌هاي ما كه حالا گل سرسبد آنها هم هست، اين نماز است. نبي اكرم(ص) مي‌فرمايد: خداوند، براي ما تشخيص داده است كه روزي پنج بار نماز بخوانيم؛ اين به نفع ما است، نه به نفع خدا. حضرت حق که فرمود اين نماز را پنج وقت بخوان، معلوم مي‌شود يک آثار وجودي براي خود من دارد؛ هم براي دنياي من، هم براي آخرتم.

آثار نماز
افزايش رزق
يکي از آثار نماز، اين است که رزق انسان را زياد مي‌کند. اين، اثر وضعي آن است. شما که مرتب اين نمازها را در پنج موقع، در شبانه‌روز خواندي، رزقت اضافه مي‌شود.

سلامتي
اثر وضعي نماز در بدن تو، اين است که صحت بدن تو را تضمين مي‌کند. گاهي انسان به‌واسطه گناهاني كه انجام داده است مريض مي‌شود. ممکن است من اشتباهاتي کرده‌ام و حالا آن اشتباهات پاگيرم شده و مريض شده‌ام؛ همان‌طور كه در قرآن مي‌فرمايد: «وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثير» (شوري/ 30) هر مصيبتى به شما رسد، به سبب اعمالى است كه انجام داده‏ايد و بسيارى را نيز عفو مى‏كند.
صريح آيه شريفه است كه بعضي از ابتلات دنيوي ما به واسطة آثار گناهان ما است و نماز باعث مي‌شود اين گناهان پاك شود. حضرت امير مي‌فرمايند: «الصَّلواتُ الخَمسُ كفّارةٌ لِما بينَهُنَّ ما اجتَنَبتَ مِن الكبائرِ، و هِي التي قالَ اللّه: إنَّ الحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ»؛ نمازهاى پنج‌گانه، گناهانى را كه در فاصله بين آنها مرتكب شوى، تا زماني كه از گناهان كبيره دورى كنى، مى‌پوشاند و اين معناي فرمايش خداوند است كه فرمود: «به درستي كه خوبي‌ها، بدي‌ها را از بين مى‌برد.»
در نتيجه وقتي گناهان پاك شد، ديگر دچار بلاها از جمله مريضي نمي‌شويم. يا اگر به سبب گناهان‌مان مريض شده‌ايم، عافيت و سلامتي به ما بر مي‌گردد.
البته مريضي‌ها برچند قسم است؛ يک قسم از مريضي به سبب گناهان است و باعث پاك شدن گناهان مي‌شود. خدا وقتي مي‌خواهد گناهان تو را ببخشد؛ تو را مريض مي‌کند، تا بگويي: «يا الله! من توبه کردم، نفهميدم.» تا او تو را ببخشد، اما يك قسم ديگر مريضي و گرفتاري‌ها به واسطه اين است كه خدا مي‌خواهد اجر و مقام به من بدهد. اگر صبر و تحمل نمودم، مقام و درجه‌ام بالا مي‌رود.

انیس قبر و توشه قيامت
اين مسافرت به اين طولاني که مي‌خواهي بروي، يک زاد و توشه‌اي مي‌خواهي و زاد و توشه تو، همين نماز است.
نماز، انيس و مونس تو در عالم قبر است. در روايت معتبري كه همه بزرگان نقل كرده‌اند، هست كه يک شخصي به نام قيس به محضر نبي‌اکرم(ص) عرض کرد که: «يا رسول الله! موعظه‌ام کن.» حضرت فرمودند: اي قيس! ناچار همراهي با تو در قبر دفن مي‌شود كه تو مرده‌اي و او زنده است. اگر آن همراه، كريم باشد، تو را اكرام مي‌كند و اگر پست باشد، تو را رها مي‌كند. تو محشور نمي‌شوي، مگر با او و سؤال نمي‌كنند، مگر از او؛ پس او را صالح قرار بده كه اگر او صالح بود، تو با او انس مي‌گيري و اگر فاسد بود، نمي‌ترسي، مگر از او و آن همراه، همانا عمل تو در دنيا است. (بحارالأنوار 7/ 229)
يعني تجسم اعمال مي‌شود. فحش‌هايي که دادم، غيبت‌هايي که کردم، مال مردم را که خوردم، همه آن، به شکل سگ هاري مي‌شود؛ آقا! اين، عمل تو است؛ خودت اين کارها را كردي. حضرت به قيس مي‌فرمايند: اين با تو دفن مي‌شود و از تو جدا نيست. نمازت هم همين‌طور است؛ با شما هست و اگر نيكو بود، تو را كمك مي‌كند. از امام صادق(ع) نقل شده است كه فرمودند: پنج صورت زيبا با مؤمن داخل در قبر او مي‌شوند. زيباترين آنها روبه‌روي مؤمن است؛ اگر بلايي از طرف راست به مؤمن نزديك شود، صورت نماز، او را دفع مي‌كند و اگر از طرف چپ نزديك شود، صورت زكات آن را دفع مي‌كند. اگر بلا از بالاي سر نزديك شد، صورت حج او را عقب مي‌راند و اگر از طرف پاها نزديك شد، صورت روزه‌ها او را منع مي‌كند. آن صورتي كه از همه زيباتر است، از بقيه مي‌پرسد: «شما که هستيد؟» آنگاه يكي از آنها مي‌گويد: «من، نماز تو» و ديگري مي‌گويد: «من، زكات تو» و ديگري مي‌گويد: «من، حج تو» و ديگري مي‌گويد: «من، روزه تو» هستم. آنگاه آن چهار صورت مي‌پرسند: «تو كه هستي كه از همة ما زيباتري؟» جواب مي‌دهد: «من ولايت اين مؤمن نسبت به آل محمد(ص) هستم.»

اصلاح‌كننده انسان
اگر که نماز را مواظبت بکني، خيلي کارها از آن بر مي‌آيد. اگر انسان، نمازخوان شد، متشرع، متقي و خداترس مي‌شود؛ مثلاً در شرع گفته است: اگر يک لقمه حرام بخوري، چهل روز، نمازت قبول نمي‌شود. خب من که مي‌خواهم نماز بخوانم، در نتيجه ديگر لقمه حرام را نمي‌خورم. شرع گفته است: اگر جاي غصبي ايستادي و نماز خواندي، نماز تو قبول نيست»؛ در نتيجه من که مي‌خواهم نماز بخوانم، در مکان غصبي نمي‌ايستم و همين‌طور، كم‌كم آدم به خود مي‌آيد و خودش را مي‌سازد. نمازخوان، گناه نمي‌کند. اثر وضعي نماز، اين است. نماز، جلوي من را مي‌گيرد. خود خدا فرمود: «إِنَّ الصَّلاه تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر» (عنكبوت/ 45) نماز که مي‌خوانم، يک پليس باطني براي من پيدا مي‌شود که نمي‌گذارد گناه بکنم. به اين ترتيب، كم‌كم يک شخص صالح در اجتماع پرورش پيدا مي‌کند.

چشم بصيرت
اگر نماز انسان، نماز باشد، چشم بصيرت انسان باز مي‌شود و پشت ديوار‌ها را هم مي‌بيند. انساني كه گناه نکرد، مصداق همان حديث شريف قدسي مي‌شود که؛ «عبدي اطعني حتي اجعلک مثلي»؛ اي بنده من! اطاعت من را بکن، تا مثل من بشوي. من به هر چه بگويم باش، مي‌باشد. تو هم به هر چه بگويي باش، مي‌باشد.

ديگر آثار نماز
تاجي است كه در محشر بر سر او مي‌گذارند؛ بين انسان و آتش جهنم، سپر مي‌شود؛ انسان را از صراط عبور مي‌دهد؛ معراج مؤمن است؛ کليد بهشت است؛ مهريه حورالعين است.


آیینه خواص

شجره طیبه یک خرمافروش-4
سخن در نسل میثم تمار بود که پس از بیان زندگی پسران او به بررسی زندگی برخی نوادگان ایشان رسیدیم، اینک ادامه بحث. علی‌بن اسماعیل‌بن شعیب‌بن میثم تمار؛ اهل کوفه، ساکن بصره و از متکلمان برجسته شیعه در عصر مأمون و معتصم است. ابن‌ندیم در کتاب الفهرست خود نام او را آورده، از جمله کتب با ارزش وی کتاب‌الإمامه، کتاب‌الطلاق، کتاب مجالس‌بن‌الحکم، کتاب‌المتعه و... است.
وی از اصحاب حضرت موسی‌کاظم(ع) و از راویان موثق حدیث ایشان و شاگرد هشام‌بن‌حکم می‌باشد. مناظراتی با ابوالهذیل علاف- استاد معتزلیان بصره- اهل سنت و نصرانی‌ها داشته است که در کتاب العیون و المحاسن شیخ مفید برخی آنها ذکر شده است.
از جمله؛ ابوالحسن علی‌بن‌میثم(رحمه‌الله‌علیه) از فردی نصرانی می‌پرسد: چرا به گردنت گردنبند صلیب آویزان کرده‌ای؟ نصرانی می‌گوید: چون شبیه صلیبی است که عیسی(ع) را به آن بستند. ابوالحسن می‌پرسد: آیا حضرت عیسی می‌پسندد که آن صلیب را به گردن آویزان کند. نصرانی گفت: نه هرگز، ابوالحسن می‌گوید: از عیسی(ع) برایم بگو. آیا او سوار بر الاغ می‌شد تا با او به دنبال حوائج و نیازهای خود برود؟ گفت آری، فرمود: آیا عیسی دوست داشت که آن الاغ باقی ماند تا او را به هدف و حاجت خود برساند؟ گفت آری، فرمود: با این حساب آنچه را عیسی دوست داشت باقی بماند و سوارش می‌شد به دلیل محبت به عیسی رها کرده‌ای ولی صلیبی را که از آن اکراه داشت و نمی‌پسندید به دلیل دشمنی با عیسی به گردنت آویخته‌ای...!
همچنین؛ روزی نزد حسن‌بن‌سهل- وزیر مامون- رفت، دید مردی ملحد و منکر خدا در کنار وی نشسته، حسن به او احترام شایانی می‌کرد و مردم در مقامی پایین‌تر از او نشسته بودند. علی‌بن‌میثم با دیدن این منظره به حسن‌بن‌سهل می‌گوید: امروز دم خانه تو چیزی عجیب دیدم. پرسید؟ چه چیز عجیبی دیدی؟ فرمود: کشتی‌ای دیدم که بدون وجود ناخدا از یک طرف رود به طرف دیگر رود می‌رود. آن فرد ملحد به حسن‌بن‌سهل می‌گوید: این فرد دیوانه است. چگونه چنین چیزی ممکن است؟ ابوالحسن در پاسخ می‌گوید: کدام یک عجیب‌تر و ناممکن است؟ آن کشتی که من دیدم؟ یا این دریای بزرگ که بدون خالق و رهبر و بدون عقل و جان و اندیشه در تلاطم است؟ و این گیاهان و درختانی که از زمین خارج می‌شوند و این بارانی که از آسمان نازل می‌شود و می‌پنداری همه اینها بدون آفریننده است؟ آن ملحد بهت‌زده شد و در فکر فرو رفت.
او به راستی نوه میثم تمار(رض) و آراسته به کمال بود. وی از برازنده‌ترین و برجسته‌ترین متکلمان شیعه و جزء اولین کسانی بود که در باب امامت دست به تألیف کتاب زد. او در این کار ابداع خاصی داشت و به همین دلیل لقب اولین مصنف به او داده شده است. باکمال تأسف امروز از کتاب‌های او اثری نیست.


آیینه خواص
حجت‌الاسلام سیدمهدی میرباقری

قیام بندگی- 7
برنامه‌ریزی هدفمند استکبار، برای تحریف

مستکبران جهان که معتقد به فرهنگ مذهب نیستند، با یک برنامه‌‌ریزی حساب‌شده، فرهنگ مذهب را حذف می‌کنند. شبهاتی که در دنیا علیه دین طرح می‌شود، این‌طور نیست که ناشی از حقیقت‌جویی باشد؛ بلکه ناشی از شبهه‌انگیزی سران کفر است؛ مدیریت می‌کنند که فرهنگ مذهب از بین برود، نه اینکه یک عده‌ای حس کاوشگری دارند و می‌آیند سؤال طرح می‌کنند تا شما هم جواب بدهید!
در دوره بنی‌امیه هم واقعاً قصه این نبود که حس کاوش در دنیای اسلام پیدا شده باشد؛ ده‌ها مکتب کلامی شکل گرفت. بله، یک مکتب کلامی هم هست که ریشه‌اش در تحقیق و علم و جست‌وجوست، اما بیشتر مکاتب، مکاتب ساختگی است و برای مبارزه با حقیقت است، لذا همین که مکتب صادقین رواج پیدا می‌کند، اینها قدرت مقابله ندارند و لذا بیت‌الحکمه می‌زنند؛ به اصطلاح، کتب دیگران را ترجمه و وارد دنیای اسلام کردند. اگرچه اهل بیت با اینها مقابله و فرهنگ آنها را در فرهنگ خودشان منحل می‌کردند.
این تحریف متأسفانه آن‌قدر عمیق بود که اهل ‌بیت(علیهم‌السلام) آمدند، واقعاً در دوره امام صادق و امام باقر(علیهما‌السلام) تدارک کردند. این مسئله تصادفی نبوده که مکتب‌های کلامی در زمان بنی‌امیه و بیت‌الحکمه در زمان بنی‌عباس رواج پیدا می‌کند. اصلاً برچیدن فرهنگ اسلام و نه فرهنگ، بلکه برچیدن اصل توحید هدف بوده است؛ با حرف‌هایی که در باب توحید زده می‌شده، مقابله می‌کردند. حرف‌هایی که در خود باب توحید در باب تجسیم و تشبیه می‌زدند، گاهی بدتر از حرف‌های یهود در باب خدای متعال است. یهود سیمایی از خدا در تورات را نشان دادند.
گرچه آیت‌الله بروجردی فرموده بودند که فقه ما به‌منزله حاشیه بر کتب فقه اهل سنت است، یعنی آنجاهایی که آنها خلاف رفتند، ائمه(علیهم‌السلام) حاشیه زدند، اما تلقی من این است که ما باید یک تحقیقی کنیم که فقه اهل بیت چه تأثیری روی فقه اهل سنت و روی کلام و عرفان‌شان گذاشت. اگر این تتبع بشود، معلوم می‌شود که فاصله پیش از صادقین و بعد از صادقین، زمین تا آسمان است. پیش از صادقین، محبان اهل بیت و شیعیان برای مسئله فقهی‌شان به اهل سنت رجوع می‌کردند؛ مرحوم علامه طباطبایی می‌گویند: «من تتبع کردم روایات فقهی‌ای که از امام حسین(ع) نقل شده، کمتر از انگشتان دست است (البته کمی بیشتر است)، یعنی بنی‌امیه کاری کرده بودند که مردم از امام حسین(ع) مسئله فقهی هم نمی‌پرسیدند و مرجع مسئله مردم هم نبودند؛ اما در دوره صادقین و پس از آن، اهل سنت در فقه و کلام و عرفان‌شان به امام صادق(ع) رجوع می‌کنند؛ تحریف در دین در حدی بود که مفهوم توحید هم تحریف شد. خدایی که بعضی از مکاتب آنها، معرفی می‌کند مثلاً «جاء ربک» در این آیه: «وَ جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا»(فجر/ 22) که سوره الحسین(ع) هست و قصه امام حسین را این سوره می‌گوید، این‌گونه معنا کردند که روز قیامت خدای متعال می‌آید در محشر؛ آقا از منبرش آمد پایین گفت همین‌طوری که من از منبرم آمدم پایین، خدا می‌آید پایین؛ اینگونه تحریف، تجسیم و تشبیه خدای متعال شد؛ از توحید بگیرید تا بقیه معارف. این یک مسئله مدیریت شده است.


معاون فناوری اطلاعات سپاه سلمان استان سیستان‌وبلوچستان در گفت‌وگو با صبح صادق
رتبه اول گسترش و آماده‌سازی پایگاه‌های شباب در بین رده‌های بسیج را کسب کردیم

حسن ابراهیمی

فناوری اطلاعات از حوزه‌های زیرساختی در تمام مجموعه‌هاست. در سپاه نیز با توجه به ذات مأموریت آن در حفظ و صیانت و گسترش انقلاب اسلامی و گستردگی آن در تمام سطوح جامعه و اقشار، موضوع ارتباطات و فناوری‌های این حوزه، اهمیتی بیش از سایر دستگاه‌ها پیدا می‌کند. اگرچه امروز با گسترش اینترنت، عمده شبکه‌های ارتباطی تحت این شبکه جهانی تحت تسلط ایالات متحده درآمده، اما در عین حال، سپاه و بسیج هم برای رفع این معضل، از سال‌های گذشته تدابیر و برنامه‌هایی در دست اجرا داشته که از جمله آنها؛ شبکه داخلی ارتباطی(شباب)، سامانه مذاکرات تصویری(سمت) و سامانه پیامکی بوده است. در این راستا، سپاه‌های استانی هم فعالیت‌های خوبی داشته‌اند. در همین زمینه گفت‌وگویی با سرهنگ پاسدار «علی خورسند»، معاون فناوری اطلاعات و ارتباطات سپاه سلمان استان سیستان‌وبلوچستان، انجام داده‌ایم. این معاونت در سطح سپاه‌های استانی در انجام مأموریت‌های فاوا از موفق‌ترین‌ها بوده که در ادامه، در جریان این مسائل قرارخواهید گرفت.
* ضمن عرض سلام، لطفاً پیرامون شبکه شباب توضیح اجمالی بدهید.
«شباب» در واقع اینترانت یا شبکه کشوری بسیج است که در بستر آن، علاوه بر پایگاه‌های شبکه اینترانت ملی، پایگاه‌های اختصاصی هم دارد که مختص پایگاه‌ها، حوزه‌ها و نواحی بسیج است و در تمام پایگاه‌های بسیج نیز قابل دسترسی بوده و از سویی، مکاتبات و بخشی از ارتباطات در بسیج، روی این شبکه تعریف شده است. امکاناتی از قبیل تالار گفت‌وگو، شبکه اجتماعی و... در این شبکه پیش‌بینی شده و به‌صورت رایگان برای بسیجیان در پایگاه‌ها قابل استفاده است. با این اوصاف، در همه پایگاه‌ها خدمات اینترانت وجود دارد و برای تمام بسیجیان قابل استفاده است. از طرفی، با همین کار، ظرفیت‌هایی چون سامانه‌های پیامکی و رایانامه هم در این شبکه قابل استفاده است و هر پایگاه، حوزه و رده در سامانه پیامکی اختصاصی بسیج دارای یک شماره مختص خود است که می‌تواند برای فراخوانی‌ها و پیام‌رسانی‌ها از آن استفاده کند. این ظرفیت بیشتر به‌دلیل ایجاد امنیت در فضای تبادل اطلاعات بسیج پیگیری شده است و علاوه بر پیشرفت‌های خوبی که داشته، استقبال زیادی هم تا کنون از آن شده است.
* وضعیت سپاه سلمان در این حوزه‌ها که توضیح دادید، چگونه است؟
ما امسال توانستیم به حول و قوه الهی در سطح کشور در زمینه گسترش و آماده‌سازی پایگاه‌های شباب و نیز واگذاری اشتراک به پایگاه‌ها، حوزه‌ها، نواحی و رده‌های اقشار در کشور اول شویم که این را باید در کنار این دید که استان سیستان‌وبلوچستان از نظر وسعت سرزمینی و مسافت بین شهرها، استانی با جغرافیایی بسیار بزرگ است و این کار‌ ما را سخت می‌کند. البته این موفقیت، مدیون تلاش بسیار زیاد همکاران من است که با توجه به اینکه گستردگی جغرافیایی بالا و مسافت زیادی بین شهرها و پایگاه‌ها وجود داشت، توانستند از برنامه پیش‌بینی شده نیز پیشی گرفته و در رتبه‌های بالا در سطح سپاه‌های استانی در این زمینه قرار بگیرند.
* حوزه‌های دیگری که معاونت فاوا در آنها فعالیت می‌کند، کدامند؟
بخشی از این فعالیت‌ها و برنامه‌ها به علت اینکه در فضای نظامی- امنیتی است، به‌طور حتم محرمانه بوده و قابلیت رسانه‌ای شدن ندارد، اما مواردی که در رابطه با بسیج است، طبقه‌بندی ندارد، مثلاً سامانه مذاکرات تصویری با نام اختصاری سمت و یا سامانه پیامکی بسیج که اینها، ظرفیت‌هایی است که متناسب با نیاز سپاه و بسیج تهیه و تنظیم شده است. در سطح سپاه نیز پروژه شبکه داخلی محرم (پایگاه پاسدار) را توانسته‌ایم تا سطح تمام نواحی توسعه دهیم که این توسعه صددرصدی این سامانه است. در این سامانه که به‌صورت مستقل از شبکه اینترانت ملی و شبکه اینترنت است، فضای امن تبادل اطلاعات در سطح تمام رده‌های سپاه پیش‌بینی شده است.
* در پایان اگر نکته‌ای دارید، بفرمایید؟
من یک نکته هم در انتهای عرایضم بگویم. در خصوص یادواره شهدای مخابرات و بی‌سیم‌چی استان که اخیراً برگزار شد. این اولین یادواره شهدای مخابراتی و بی‌سیم‌چی سپاه سلمان استان سیستان‌وبلوچستان بود که با حضور پیشکسوتان فناوری اطلاعات و ارتباطات در مرکز آموزش شهید عالی زاهدان برگزار گردید. در واقع با این کار سعی ما این بود که مجاهدت‌های این رزمندگان را بازگو کنیم و آنچه که تا کنون از آنها باقی‌مانده را جمع‌آوری و ماندگار کنیم. در این مراسم از تمبر یادبود شهدای مخابرات و بی‌سیم‌چی استان نیز رونمایی شد و از 25 خانواده شهید مخابراتی و 35 پیشکسوت این عرصه تجلیل به‌عمل آمد.


یادداشت
علیرضا جلالیان

وجه تمایز نیروهای مسلح ما با سایر کشورها
حضور فرمانده کل قوا در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش و سخنرانی ایشان فرصت مغتنمی شد تا به بازخوانی تعریف نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بپردازیم؛ تعریفی متفاوت از تمام تعاریف مرسوم دنیا. ایشان با بیان اینکه «نیروهای مسلح در هر کشوری یکی از پایه‌های اقتدار آن کشورند. یقیناًً پایه‌ اقتدار نظامی هر کشور، می‌تواند نمایشگر توانایی‌های عمومی و بین‌المللی آن کشور باشد»، تأکید کردند: «ولی معنای اقتدار در خود نیروهای مسلّح، نباید با سهل‌انگاری و ساده‌اندیشی نگریسته بشود. نیروهای مسلّح توانمند، آن نیروهایی هستند که انگیزه و معنویّت و عزم راسخ در آنان بتواند روش‌های آنها، رفتارهای آنها و حرکت آنها را در عرصه‌های مسئولیّت شکل بدهد، جهت بدهد و هدایت کند.» ایشان ایمان، بصیرت، عزم راسخ و نگاه بلندمدّت به انتهای صفوف دشمن را مهم‌تر از تعداد جمعیّت یا کثرت عِدّه و عُدّه‌ نظامی و تجهیزات، سرنوشت‌ساز دانستند و تصریح کردند: «جمعیّت زیاد در نیروهای مسلّح یا حتّی تجهیزات پیشرفته یا حتی آموزش‌های روزآمد به‌تنهایی کافی نیستند که نیروهای مسلّح متعلّق به یک کشور و ملّت را موجب توانایی و اقتدار آن ملت قرار بدهند.
ایشان با تکیه بر فهم حقیقتِ مسئولیّت نیروهای مسلح افزودند: «اینها است که می‌تواند نیروهای مسلّح را به‌معنای واقعی کلمه رکن اقتدار یک ملّت قرار بدهد. نیروهای مسلّح نظام جمهوری اسلامی در طول سالیان دراز قابلیّت‌های خودشان را به اثبات رساندند؛ قابلیّت‌های معنوی خود، توانایی‌های علمی خود، قدرت ابتکار خود، عزم راسخ خود را عملاًً نشان دادند.»
امام خامنه‌ای با تأکید بر اینکه «دنیا بر روی نیروهای مسلّح ما حساب می‌کند، آن را جدّی می‌گیرد»، تأکید کردند: «دشمن می‌داند آنجایی که میدان مسئولیت و عرصه‌ رزم‌آوری است در نظام جمهوری اسلامی ایران، نیروهای مسلّح در آنجا سنگ تمام می‌گذارند.»
با اندکی تأمل در سخنان فرمانده معظم کل قوا می‌توان دریافت که در اندیشه دفاعی ایشان، اولویت قابلیت‌های معنوی، بصیرت، قدرت ابتکار و عزم راسخ برای انجام مأموریت است و جنبه‌های تجهیزاتی و تعداد نیرو و امکانات در اولویت‌های بعدی قرار دارد. با مداقه در این امر می‌توان مبنای قرآنی این نظر ایشان را هم به‌راحتی جست؛ تأکید بر اینکه عده قلیل شما مومنان بر عده کثیر دشمنان پیروز خواهند شد و علل و عوامل این پیروزی در آیات کلام‌الله تأکید شده است.
آنچه که در اینجا مدنظر است، وجه تمایزی است که رهبر فرزانه انقلاب آن را در مقایسه با نیروهای مسلح سایر کشورها بیان کردند. اینکه در کشور ما بدون اغراق و بی‌شک این نیروهای مسلح بوده و هستند که همواره میدان‌دار حرکت انقلابی و پیشبرد اهداف دفاعی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی انقلاب اسلامی هستند و این، بخشی ناشی از تجربیات و معنویت دفاع مقدس و بخشی نیز برگرفته از ولایت‌مداری و حرکت در مسیر عاشورا و انتظار است. البته در این میان، سپاه به‌عنوان صیانت‌کننده انقلاب و بسیج به‌عنوان بدنه مردمی حافظ انقلاب و دستاوردهای آن، به دلیل ماهیت انقلابی خود جلوتر هستند و ارتش جمهوری اسلامی هم توانسته با تلاش فراوان، چنین ماهیتی را در خود ایجاد کند.
البته نکات مهم دیگری در بیانات فرمانده معظم کل قوا وجود دارد که در اینجا مجالی برای بیان آنها نیست و باید به هر یک از آنها، به‌صورت جداگانه پرداخت. 


دفاعی

قدرت‌نمایی فناوری ایرانی با نشاندن جانور قندهار!
13 آذر سال 90 سیاسیون و نظامیان ایالات متحده پیشرفته‌ترین پرنده بدون سرنشین خود را از دست رفته و نابود شده دیدند. پهپاد(پرنده هدایت‌پذیر از راه دور) فوق پیشرفته RQ-170 آمریکایی دیگر سیگنالی ارسال نمی‌کرد. تصور آنها این بود که این پهپاد در هنگام مأموریت خود در فضای بین ایران و افغانستان دچار نقص فنی شده و سقوط کرده است، اما آنها زمانی بهت‌زده شدند که فهمیدند پیچیده‌ترین فناوری هوایی آنها مشهور به جانور قندهار، با فناوری ایرانی و هوش و ذکاوت فرزندان این سرزمین رام شد و این بار ایرانیان توانستند این پهپاد را در آسمان قاپیده و سالم به زمین بنشانند. همان زمان برخی از مسئولان دولت ایالات متحده زبان به تمسخر این ادعا دراز کردند، اما زمانی که چشم جهانیان بر روی این پرنده وحشی قندهار در کنار فرمانده نیروی هوافضای سپاه گشوده شد، صدای درخواست‌های آمریکایی‌ها مبنی بر باز پس‌گیری این پهپاد بلند شد. این غنیمت ارزشمند طی دو سال بررسی و واکاوی شد، با رمزگشایی اطلاعات و نیز بررسی بدنه و فناوری‌ آن در آستانه سومین سالگرد مهار جانور قندهار، سپاه پاسداران از نمونه مهندسی معکوس این پهپاد رونمایی کرد. البته این نمونه با تغییراتی همراه بود، به‌صورتی که امکانات جنگی هم به آن افزوده شده و توانایی انجام درگیری‌های هوابه‌هوا و هوا به سطح را هم دارا شده بود؛ امکاناتی که انتظار می‌رود پنتاگون هم آنها را داشته باشد.
این حادثه و وقایع پس از آن، یک تحقیر بزرگ برای بزرگ‌ترین و قدرتمندترین ارتش دنیا بود که امروز با گذشت تنها سه سال بخشی از بزرگی این حادثه عیان شده و باید در سال‌های آینده منتظر عیان شدن بخش‌های دیگری از این واقعه مهم باشیم. 


قبیله آفتاب

امثال من باید پرچم اسلام را سرافراز نگه دارند
در فصل زمستان، همراه دوستان برای برف‌روبي پشت‌بام خانه‌هاي مناطق محروم اقدام مي‌کرد تا کمک‌حال‌شان شود. پدرش بهترين و زيباترين لباس‌ها را تهيه مي‌کرد؛ اما هيچ‌وقت نمي‌پوشيد، مي‌گفت: چون دوستان و همکلاسي‌هاي من ندارند، حسرت مي‌خورند و ناراحت مي‌شوند. حتي يک‌بار در دوران آموزش نظامي در يکي از پادگان‌ها يک بادگير و کاپشن خارجي برايش خریدیم، اما هيچ‌وقت از آنها استفاده نکرد که پس از مفقود شدن ايشان، به خانواده‌هاي بي‌بضاعت هديه کرديم. هميشه سعي داشت خانواده خود را در مورد ارزش و دستاوردهاي انقلاب توجيه کند. مي‌گفت مادرم! من و امثال من بايد در بسيج و جبهه‌ها فعاليت داشته باشيم تا صداي تکبير و لا اله الا الله در مملکت ما هميشه بلند باشد و بايد وجب‌به‌وجب خاک ميهن عزيز اسلامي حفظ شود.
به روایت از خانواده شهید سعيد اميرحسیني
سعيد اميرحسیني، فرزند محمدعلي در نهم شهريور ماه سال 1347 در تهران متولد شد. اولين فرزند خانواده بود و دوران کودکي را در تهران گذراند. يک سال در اماميه جامعه تعليمات اسلامي، تحت تعليم بود. تحصيلات ابتدايي را در مدرسه جامعه تعليمات اسلامي قدس گذراند. دوران راهنمايي او مصادف با ايام شکوهمند انقلاب اسلامي بود. شب‌ها همراه پدرش برای پاسداري و تثبيت انقلاب اسلامي نگهبانی مي‌داد. در ایام‌الله نيمه‌شعبان و دیگر مناسبت‌ها برای چراغاني محافل با تمام وجود شرکت مي‌کرد.
اين فعاليت‌ها به عناوين مختلف ادامه داشت تا اینکه پس از گذراندن دوران آموزش فنون نظامي، در پانزدهم بهمن‌ماه سال 1362 عازم جبهه حق عليه باطل شد و در صف خط‌شکن گردان حبيب در عمليات خيبر شرکت کرد.
وی در تاريخ 3 اسفند ماه سال 1362 در سن 15 سالگی به شهادت رسید و پیکرش مفقود شد. خانواده‌اش 13 سال چشم به راهش بودند تا اينکه بالاخره انتظار به سر رسيد و در پانزدهم بهمن ماه سال 1375 پیکرش همراه پيکر چند شهید عزيز به ميهن اسلامي بازگشت و در بهشت زهرا(س) آرام گرفت.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به فیلم «اردوگاه اشعه ایکس» با بازی پیمان معادی
تطهیر گوانتانامو به سبک هالیوود
مهدی امیدی

«اردوگاه اشعه ایکس» (Camp X-Ray) یک فیلم آمریکایی به کارگردانی پیتر ستلر است، اما برای ما بیشتر از آمریکایی‌ها اهمیت دارد، به دو دلیل؛ نخست اینکه، محور اصلی آن مسلمانان هستند و دوم و مهم‌تر اینکه، یکی از هموطنان ما در آن نقش‌آفرینی کرده است.
حدود یک سال‌ونیم پیش بود که رسانه‌ها از حضور بازیگر فیلم «جدایی نادر از سیمین» که اتفاقاً در حین اهدای جایزه به این فیلم نیز در مراسم اسکار حضور داشت، در یک فیلم هالیوودی خبر می‌دادند. این رسانه‌ها، با ذوق‌زدگی خاصی، این فیلم را اثری مهم، روشنفکرانه، ضدنظام حاکم بر ایالات متحده و در اعتراض به شرایط زندان گوانتانامو معرفی می‌کردند، اما وقتی که فیلم به نمایش درآمد، همه چیز برعکس شد! چون نتیجه کار، یک فیلم به‌شدت ضعیف و درجه سه از آب درآمد که با برخورد سرد منتقدان و مردم در آمریکا روبه‌رو شد. از طرف دیگر نیز، «اردوگاه اشعه ایکس» نه‌تنها فیلمی در مخالفت با جنگ و حاکمیت آمریکا نیست که به‌طور غیرمستقیم به تبلیغ برای حکومت ایالات متحده و تطهیرنمودن خوی جنگ‌طلبی و نظامی آن می‌پردازد.
یکی از ترفندهای کهنه هالیوود برای جهانی شدن و سیطره بر سینمای کل دنیا، استثمار هنرمندانی از سایر کشورهاست، به‌طوری که از همان ابتدای تاریخ سینما، استودیوهای تولید فیلم آمریکا به دلیل قدرت مالی خود، سعی می‌کردند هنرمندان کشورهای دیگر را به خدمت بگیرند؛ از افرادی چون فریتز لانگ، ژان رنوار، ماکس فون سیدو، فرناندو ری و میشل سیمون، بازیگران قدیمی سینمای کلاسیک اروپا گرفته تا کارگردان‌های معاصرتری چون آلخاندرو آمنابار، آنگ لی و... که با کوچیدن از سرزمین خود، مقیم آمریکا شده و در هالیوود به فعالیت خود ادامه دادند. این سیاست درباره سینمای ایران نیز در پیش گرفته شده است و کمپانی‌های هالیوودی درصدد هستند که از بازیگران چهره کشور ما نیز در آثار خودشان بهره ببرند، اما نکته قابل تأمل این است که سینماگران ایرانی فقط در ضعیف‌ترین فیلم‌های هالیوودی به کار گرفته می‌شوند. نمونه بارز چنین مسئله‌ای را می‌توان درباره «پیمان معادی» و بازی او در فیلم «اردوگاه اشعه ایکس» به وضوح مشاهده کرد.
داستان فیلم «اردوگاه اشعه ایکس» درباره اسارت یک مرد عرب با نام علی (با بازی پیمان معادی) در زندان گوانتانامو آمریکاست. او در گوانتانامو، رفته‌رفته با یک زندانبان زن (با بازی کریستین اتوارت) دوست می‌شود و از هر فرصتی برای گفت‌وگو با وی استفاده می‌کند، اما سرانجام مأموریت زندانبان به اتمام می‌رسد.
فیلم «اردوگاه اشعه ایکس» فاقد فیلمنامه پرکشش و شخصیت‌پردازی متناسبی است. اغلب صحنه‌های آن کشدار و اضافه بر نیاز فیلم هستند. به‌طوری که به نظر می‌رسد، یک فیلم کوتاه است که بی‌خودی به آن آب بسته شده است. این فیلم، از همراه ساختن مخاطب و ترغیب او برای دنبال کردن داستان فیلم ناتوان است، اما از ضعف ساختاری فیلم که بگذریم، مضمون فیلم «اردوگاه اشعه ایکس» مانند بیشتر آثار سینمای آمریکا، ضمن داشتن ژستی روشنفکرانه و منتقدانه، اما در نهایت، در خدمت حاکمان این کشور است. شاید تنها توفیق فیلم، ظرافت و برندگی خاص آن در توهین و تحقیر مسلمان‌ها باشد، چون این فیلم هم همچون هم‌قطاران هالیوودی خود نگاهی نژادپرستانه و تحقیرآمیز به مردم ساکن در خاورمیانه دارد. در این فیلم، حتی شخصیت علی با بازی معادی هم با اینکه یک مسلمان عرب تحصیل‌کرده معرفی می‌شود هم از رفتارهای جنون‌آمیز و غیرانسانی دور نیست و هر از گاهی کارهایی می‌کند که تأکید بر توحش اوست. کنتراست (تضاد) شخصیت آرام و مهربان سربازان آمریکایی با روحیه تخاصم‌جو و خشن زندانیان مسلمان در این فیلم، بدجوری توی ذوق می‌زند. نتیجه‌گیری نهایی فیلم از این تضاد این است که افراد اسیر در گوانتانامو، موجودات خطرناکی هستند که مستحقند در زندان نگهداری شوند.
تصویر فیلم از درون زندان گوانتانامو نیز کاملاً تحریف‌آمیز و کاریکاتوری است. آنچه در فیلم «اردوگاه اشعه ایکس» از این زندان به نمایش درآمده، با حکایت‌ها، عکس‌ها و تصاویر مستند مخوف و هراس‌انگیزی که پیش از این دیده بودیم، کاملاً در تعارض و تناقض است. در فیلم نشان داده می‌شود که اگر برخی از زندانیان گوانتانامو شکنجه می‌شوند، به‌دلیل بدرفتاری‌های خود آنها بوده، وگرنه آمریکا همه نوع وسایل رفاهی را برای این زندانیان فراهم می‌کند!
در فیلم، تأکید زیادی به علاقه مسلمان تحصیل‌کرده زندان به کتاب‌های هری پاتر می‌شود. نکته‌ای که سعی در القای قدرت فرهنگی و رسانه‌ای آمریکا دارد. هری پاتر یکی از نمادها و نمودهای فرهنگی و ایدئولوژیکی آمریکاست و اینکه در فیلم، یک مسلمان تحصیل‌کرده این همه به این کتاب علاقه دارد، تأکیدی بر قدرت فرهنگی ایالات متحده حتی در میان دشمنانش دارد.
در این فیلم می‌بینیم که همه سربازان آمریکایی آدم‌های بدی نیستند و در میان آنها نیز انسان‌های با وجدان پیدا می‌شود. با این حال سربازی که به‌دلیل دیدن برخی بدرفتاری‌ها، دچار ناراحتی شده هم حاضر نمی‌شود ارتش را ترک کند و حتی او نیز به ارتش وفادار می‌ماند.


سفارتخانه‌هایی که وزارتخانه می‌شوند
حسین کارگر

اعطای پی‌درپی نشان شوالیه از سوی سفارت فرانسه به برخی از هنرمندان ایرانی، بار دیگر مسئله دخالت غرب در فضای فرهنگی ایران را برجسته کرد. البته دست‌اندازی سفارتخانه‌های اروپایی در عرصه فرهنگی ایران، اتفاق تازه‌ای نیست. پیش از این نیز برخی از سفارتخانه‌ها، به‌ویژه سفارت‌های فرانسه و انگلیس، برنامه‌ها و طرح‌هایی در این زمینه برگزار کرده بودند. برای نمونه، در سال 86 سفارت انگليس در تهران، عده زيادي از هنرمندان كشورمان را براي جشن و ضيافت شام سالگرد سلطنت ملكه اليزابت به همراه خانواده و بستگان‌شان دعوت كرده بود. ابوالقاسم طالبی، کارگردان فیلم «قلاده‌های طلا» نیز بارها بر نقش‌آفرینی این سفارتخانه‌ها در جهت‌دهی به سینمای ایران تأکید کرده بود، اما اهدای نشان شوالیه فرانسه به دولت‌آبادی در شرایط و موقعیت خاصی اتفاق افتاد. به این ترتیب که دولت‌آبادی بلافاصله پس از فحاشی علیه نظام جمهوری اسلامی، از سفارت فرانسه در تهران نشان شوالیه جایزه گرفت!
وی اخیراً به دلیل عدم دریافت مجوز نشر یکی از کتاب‌هایش که از سوی رادیو رژیم صهیونیستی مورد تقدیر قرار گرفت، با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز بر سر این مسئله دچار چالش شده است، اما مهم‌تر اینکه او در مراسمی رسمی که با بودجه نظام جمهوری اسلامی برگزار می‌شود، سخنرانی کرد و انتقادات تندی را متوجه نظام جمهوری اسلامی کرد. در این مراسم که با عنوان «باشگاه پرفروش‌ها» در بنیاد ادبیات داستانی خانه کتاب (وابسته به معاونت فرهنگی وزارت ارشاد) برگزار شد، از دولت‌آبادی هم دعوت شده بود. آن‌طور که در خبرگزاری‌ها آمده، دولت‌آبادی در این مراسم چنین اظهاراتی را بر زبان آورده است: «بهترین حکومت‌ها حکومتی است که هیچ کسی با آنها بیگانه نباشد و من ۳۰ سال است که بیگانه زندگی می‌کنم و کار می‌کنم... مسئله من مهم‌تر از حکومت‌هایی است که نهایتاً ۵۰ سال حکومت می‌کنند... در تمام مدتی که جمهوری اسلامی من را به خانه‌ام تبعید کرد با سه نفر گفت‌وگو کردم... ۳۰ سال است حقوق مدنی من زیر پا له شده است. حق کار، حق بازنشستگی، حق پیگیری سرقت آثارم و بسیاری از حقوقم له شده و...»
نکته قابل توجه این است که اغلب هنرمندان ایرانی، این جایزه را در اوج دوران انحطاط فعالیت خود دریافت کرده‌اند. برای نمونه، داریوش مهرجویی، کامبیز درمبخش، محمدرضا شجریان، محسن مخملباف که بدون خلق اثر هنری چنین جایزه‌ای را دریافت کردند.
فعالیت پرحجم سفارتخانه‌های دولت‌های اروپایی در ایران و تلاش آنها برای جهت‌دهی به فضای فرهنگ و هنر کشورمان در حالی روی می‌دهد که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ما در یک انفعال و خواب پاییزی به سر می‌برد! نتیجه انفعال مدیریت فرهنگی دولت، سوءاستفاده دولت‌های غربی برای استعمار فرهنگی ایران است. سفارت فرانسه در تهران نیز با ترفند اهدای پی‌درپی نشان شوالیه به فعالان فرهنگی غربگرا نقشی همچون وزارتخانه را ایفا می‌کند.


خبرها

بیش از ۱۳۰۰ اثر در جشنواره فیلم عمار
بنا به گفته مسئول روابط عمومی جشنواره عمار، آخرین مهلت ارسال آثار به دبیرخانه این جشنواره تا دهم آذر است و تاکنون بیش از ۱۳۰۰ اثر به دبیرخانه جشنواره فیلم عمار ارسال شده است. در فاصله شش روز مانده به آخرین موعد دریافت آثار پنجمین جشنواره مردمی فیلم عمار، باطنی، مسئول روابط عمومی جشنواره گفت: تا‌کنون بیش از ۱۳۰۰ اثر در قالب‌های مختلف مستند، داستانی و انیمیشن در این دوره از جشنواره ثبت‌نام کرده‌اند که از لحاظ کمی و کیفی رشد چشمگیری داشته است. همچنین صاحبان آثار در قالب‌های مقاله، نقد و پژوهش، فیلمنامه، کلیپ و لوح‌نگار (پاورپوینت) نیز در حال ارسال آثار به جشنواره هستند. وی ضمن اشاره به اینکه بخش «فیلم ما» مانند سال گذشته در بخش رقابتی جشنواره قرار دارد، افزود: امسال در کنار آثار مستند، داستانی، انیمیشن، نماهنگ و فیلمنامه؛ بخش نقد، مقالات و پژوهش‌های سینمایی هم در بخش رقابتی قرار دارد و صاحبان متون پژوهشی و تحلیلی سینمایی می‌توانند آثار خود را در سامانه عمارفیلم ثبت کنند.
دومین جایزه بزرگ «مرگ بر آمریکا» برگزار می‌شود

دومین دوره جایزه بزرگ «مرگ بر آمریکا» در دو بخش اصلی (عکس، پوستر، کاریکاتور) و جانبی (مستند و کلیپ، سرود، مقاله، وبلاگ، نرم‌افزار و اپلیکیشن موبایل) همزمان با پایان مذاکرات هسته‌ای و فرا رسیدن 16 آذر روز دانشجو برگزار می‌شود.موضوعات برگزاری این دوره از جایزه بزرگ «مرگ بر آمریکا» شامل؛ چرا مرگ بر آمریکا؟، چرا آمریکا غیرقابل اعتماد است؟، آمریکا و عهدشکنی، آمریکا و خودبرتربینی، آمریکا و حقوق بشر، آمریکا و ظلم، آمریکا و اسلام‌هراسی، آمریکا و ایران‌هراسی، آمریکا در چنبره صهیونیسم جهانی، آمریکا و استعمار فرانو، دموکراسی دروغین در آمریکا، آمریکا و دیکتاتوری، آمریکا و جنبش 99 درصد، آمریکا و تروریسم‌پروری می‌شود.
دعوت وزیر ارشاد به مناظره از سوی شمقدری

برگزاری مناظره میان وزیر ارشاد و رئیس سابق سازمان سینمایی می‌تواند به روشنگری درباره برخی مسائل در حوزه هنر هفتم کمک کند. پس از اظهارات علی جنتی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نزد آیت‌الله جوادی‌آملی، جواد شمقدری، رئیس سابق سازمان سینمایی، وی را به مناظره دعوت کرد. جنتی در دیدار مذکور عنوان کرده بود که مسئولیت ساخت فیلم‌های مشکل‌دار متوجه دولت سابق است، چون مجوز تولید آنها در دولت قبلی صادر شده است. شمقدری هم در پاسخ گفته بود که مجوز نمایش این فیلم‌ها در دولت کنونی صادر شده است. شمقدری همچنین در مصاحبه با پایگاه اینترنتی سینماپرس، جنتی را به مناظره فراخواند.


تریبون

جمع‌بندی تریبون 17
چگونه می‌توان از تهدیدهای شبکه‌های اجتماعی مصون ماند؟

هفدهمین سوال تریبون در سال جاری به مسئله معضلات شبکه‌های اجتماعی مجازی پرداخته است. در ادامه به جمع‌بندی نظرات شما خوانندگان محترم می‌پردازیم.
آگاه‌سازی درباره آثار
تقویت و رشد فرهنگ دینی، آگاه‌سازی خانواده‌ها و توجیه کامل درباره اثرات این شبکه‌ها نظر همراهانی همچون؛ خيرالنساء قربانى از املش، فخراله رمضانیان کلیشمی از کرج، مریم وفایی از زرین‌شهر، رضا قاسمی اردالی از اصفهان، محبوبه علي‌بابايي و اصغر واصفیان از اصفهان، سمانه حامدیان از بوشهر، صياديان از آذرشهر، محمودرضا خزیمه از فردوس، علی‌اکبر پرتو از ارومیه و محمدصادق مستقیمی از نایین است.
شبکه بومی و داخلی
حجت‌اله عبدی از بروجرد، اکبر معتمدی از لرستان، محمود خالدی از یاسوج، جلال‌الدین حیدرپور، رضا فرهادی از قم، یاسین از تهران و فاطمه محمدی‌نسب از نایین معتقدند که با استفاده از شبکه بومی و ساخت برنامه‌های مورد نیاز برای مقابله با تهدیدهای شبکه‌های اجتماعی و استفاده نکردن از ماهواره، بخش مهمی از معضلات حل می‌شود.
شناخت کامل
مهدوى از قصرشيرين، اکبر نظری از ملایر و محمد كريم‌زاده از اصفهان، شناخت کامل را لازمه حل معضلات آن دانسته‌اند.
حمایت از سازمان‌های مردم‌نهاد برای مقابله و فرهنگ‌سازی
حمایت از کانون‌ها و تشکل‌های مذهبی و فرهنگی همگرا در جامعه برای مقابله و فرهنگ‌سازی را محسن نورعلی‌پور از هرسین، صادق کارگر و امیدی از کرمانشاه مطرح کرده‌اند.
ارتقای سواد رسانه‌ای مردم
غلامرضا غدیری از گیلان و ايمان عمويي از ساري، ارتقای سواد رسانه‌ای در بین مردم را طرح کرده‌اند.
تربیت و کنترل صحیح فرزندان
ابوتراب رمضانپور از تهران و آيت رستمي از جوانرود بر كنترل و تربيت صحيح فرزندان تأکید دارند.
اطلاع‌رسانی با فیلم
اطلاع‌رسانى با ساخت فيلم‌ها و مستندهاى هشداردهنده را نادرى و ستار از يزد بیان کرده‌اند.
نهادینه کردن بصیرت و معنویت
مهناز پیری و اسماعیل قهرمانزاده از ارومیه معتقدند که باید ریشه بصیرت و اعتقاد و معنویت و نشاط و تفریح اسلامی را نهادینه کرد و بصیرت‌آموزی و کنترل و هدایت فرزندان و فرهنگ‌سازی صحیح رسانه‌ها در استفاده از این شبکه‌ها و فیلترینگ هوشمند از سوی دولت را مجتبی منتشلو از مریوان و منصور منصوری از اراک طرح کرده‌اند. ارجمندپور از بهمئی و موسوی‌فرد از هرسین معتقد به تقویت بصیرت دینی و سیاسی و اجرای دستورات الهی و منویات مقام معظم رهبری هستند.
پایبندی به ارزش‌های اسلامی را علی رحمتی از لنگرود، دوری از دوستان ناباب را علی مجیدی از آذرشهر، شناخت منبع انتشار را محمدرضا محی‌آبادی از کرمان و تبیین اهداف دشمن را شهبازی از پاوه مطرح کرده‌اند.
احمد محمدی از آبیک معتقد است که شورای فضای مجازی کشور باید این تهدید را به فرصت تبدیل کند.
سیدمحمد خدایی از یزد، بر فرهنگ‌سازی تأکید دارد و قربان امینی از میانه گفته است: چون از طرف دشمن هدایت می‌شود، پس مصون ماندن مشکل است. عفت شیردل از خراسان شمالی بیان کرده که تقویت روحیه ایمان و معرفی اهداف دشمن مهم است.
خودت را به امور درست مشغول کن
مصطفى عاشورى از دامغان هم یادآور شده که اميرمومنان(ع) مى‌فرمايد: اگر نفس خود را به کارى مشغول نکنى، او تو را مشغول مى‌کند. وقت خودمان را بايد با تفريحات و کارهاى سالم و مناسب و آينده‌دار پر کنیم تا فرصتى براى رفتن به سمت‌هاى ديگر نباشد.
امر به معروف و کار فرهنگی در راستای استفاده درست را خانم امیدی از اسلام‌آباد غرب مطرح کرده و در یک نگاه منفی، رسول خانلري كرمانشاهي معتقد است در اين جنگل بي‌صاحب که بي‌تعارف خطرناك است، نباید وارد شد و مهدی امیری سردهلقی از صحنه هم گفته است: فسادها و انحرافات اخلاقی، فرهنگی و مذهبی شبکه‌های اجتماعی نامشروع قابل جبران نیست. هادی امامی از بجنورد بر روشنگری و هوشیاری و اجرای برنامه‌های فرهنگی و عملیات روانی تأکید دارد.
مجید سیفی از دولت‌آباد مرند بر پرهیز از اشرافی‌گری، اصالت بخشیدن به ساختارهای زیربنایی مراکز فرهنگی اجتماعی براساس باورهای دینی و معرفتی اشاره کرده است، سيدحسين سيدى، لیلا امیرمحمدی از کرمان، علی محرمی از چالدران، سیده صفیه عباسپور از خلخال، محمد زارعی برآبادی از خواف، علی نصرتی از کرمانشاه، سمیه رستمی از جوانرود و قابل قبادی از رشت هم دیگر همراهان این شماره از تریبون بوده‌اند.
برندگان تریبون 17
شهبازی از پاوه / محسن نورعلی‌پور از هرسین / جلال‌الدین حیدرپور
سوال تریبون 17
راهکار شما برای حل مسئله اشتغال جوانان چیست؟


حسن ختام

آقای قصه‌های مادربزرگ...
ای همیشه مهربان!
خواهش ما را اجابت نیست
گریه تا کدامین سحر؟
هنوز هم شربت تلخ انتظار
و هنوز تو در آن سوی پرده غیبت
از مادر، گمنام زاده شدیم؛ با پدر از تو بسیار گفتیم
به تشییع هر شهید که رفتیم، با داغ برادر برگشتیم
چه قصه‌ها که مادربزرگ از تو می‌گفت
چه مهربانی‌ها که شیارهای پیشانی پدربزرگ از تو حکایت می‌کرد!
همه را یک‌به‌یک به سرانگشت دلواپسی ورق زدیم تا نام تو را میان آنها بیابیم.
تو از ما گمنام‌تری؛ شگفتا!
ما از تو غایب‌تریم؛ حسرتا!
تا دیدار، راهی بیش از آنچه پیموده‌ایم، مانده است آیا؟
غبار راه خستگی بر سر و روی‌مان ریخت و با اشک درآمیخت.
از آن خاک و این آب، گلی ساختیم و کلبه‌ای و پنجره و ایوانی پر از قناری‌های آزاد
روز، آن‌گاه که به بدرقه خورشید، نیلگون می‌شد، من بودم و یک ایوان قناری و یک جام پر از خالی.
می‌نشستی، نگاهی به آسمان می‌انداختی؛ نگاه تو برنمی‌گشت که با خود رودخانه‌ای از افق می‌آورد؛ رودخانه‌ای شتابان چون تیر آرش و خندان همچو جام می‌آمد و ابریق خالی مرا از پر سرشار می‌کرد.
من از آن جام، در کام قناری‌ها می‌ریختم و تو در نیلگون روزی دیگر، افقی و رودخانه‌ای دیگر هدیه می‌کردی...