بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

حیثیت آژانس هزینه زورگویی قدرت‌ها؟!
یوکیا آمانو، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تازه‌ترین گزارش آژانس درباره فعالیت‌های هسته‌ای ایران را منتشر کرد. مهم‌ترین وجه مشترک این گزارش با گزارش‌های پیشین تناقض‌آلود بودن آن است. آژانس در این گزارش مانند گزارش‌های گذشته از یک طرف نبود انحراف در فعالیت‌های ایران را که تحت نظارت پادمان‌ها قرار دارد، تأیید می‌کند و از طرف دیگر عامدانه جزئی‌تر اعلام می‌کند: «آژانس همچنان نگران وجود احتمالی فعالیت‌های اعلام نشده در زمینه هسته‌ای توسط سازمان‌های مرتبط نظامی از جمله فعالیت‌های مربوط به تولید کلاهک هسته‌ای با قابلیت‌ نصب بر روی موشک است. لازم است تا ایران همکاری کاملی را با آژانس در زمینه تمام مسائل برجسته، به ویژه مسائلی که سبب افزایش نگرانی‌ها درباره ابعاد احتمالی نظامی برنامه هسته‌ای ایران می‌شود، داشته باشد؛ همکاری‌هایی شامل فراهم کردن دسترسی بدون وقفه به تمامی پایگاه‌های هسته‌ای، تجهیزات و افراد و نیز اسناد درخواست شده توسط آژانس ... آژانس در شرایطی قرار ندارد که اطمینان موثقی درباره فقدان فعالیت‌ها و مواد هسته‌ای اعلام نشده در ایران ارائه دهد و بنابراین نمی‌تواند نتیجه‌گیری کند که تمام مواد هسته‌ای موجود در ایران برای فعالیت‌های صلح‌آمیز مورد استفاده قرار می‌گیرد...آژانس آماده است تا روند رفع تمامی مسائل برجسته تحت چهارچوب همکاری را تسریع بخشد. این امر زمانی محقق خواهد شد که ایران همکاری بیشتری با آژانس داشته و دسترسی به‌موقع به تمامی اطلاعات، اسناد، پایگاه‌ها، مواد و پرسنل مرتبط با فعالیت‌های هسته‌ای در ایران بنا به درخواست آژانس فراهم گردد.» همانطور که از عبارت‌های فوق یعنی فرازهایی از گزارش تازه آمانو برمی‌آید، وی با القای نگرانی شدید به مخاطبان تناقض بزرگی را ایجاد می‌کند که به سبب پرداخت جزئي‌تر به موارد نگران‌کننده، نتیجه آن به نفع القای نگرانی تمام می‌شود و مخاطب تصور می‌کند که ایران خارج از قوانین آژانس در حال فعالیت است و ناخواسته به دیدگاه آژانس متمایل می‌شود؛ حال آنکه مدیرکل آژانس به دور از هرگونه جانبداری وظیفه دارد واقعیت‌ها را با انتخاب دقیق‌ترین واژگان منتقل کند. آمانو بدون توجه به این اصل مهم که ناشی از قرار گرفتن در سیطره قدرت‌های افزون‌خواه است، گزارش‌های خود و از جمله گزارش اخیر را به گونه‌ای تنظیم کرده تا ادعاها و رفتار و روش نامشروع کشورهایی که به دروغ ایران را به فعالیت‌های هسته‌ای غیرقانونی متهم می‌کنند، مشروع جلوه دهد. آمانو در سخنرانی در اندیشکده آمریکایی بروکینگز درباره مباحث هسته‌ای ایران مطالبی مشابه آنچه در گزارشش آمده با لحنی تندتر بیان کرد و گفت: «در آن گزارش (سال ۲۰۱۱) اعلام کردم که اطلاعات نشان می‌دهند، ایران فعالیت‌هایی را در ارتباط با توسعه با تجهیزات انفجار هسته‌ای انجام داده است. اطلاعات همچنین نشان می‌دادند که این فعالیت‌ها پیش از پایان سال ۲۰۰۳ انجام می‌گرفتند و اینکه برخی از این فعالیت‌ها شاید ادامه داشته باشند.» وی در ادامه این سخنرانی مدعی شد که بررسی ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته‌ای ایران وابسته به همکاری این کشور است.» رضا نجفی، سفیر و نماینده دائم ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به این گزارش‌ واکنش نشان داد و درباره مهم‌ترین بخش آن یعنی مبحث ادعایی نظامی گفت: «ایران قبلاً بخش مربوط به اتهامات به اصطلاح «ابعاد احتمالی نظامی» را رد کرده و این بخش تکراری است و آژانس تا به حال سند متقنی ارائه نداده است تا ایران آنها را بررسی کند.» در مناقشاتی در سطح آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و کشوری مانند ایران اولین چیزی که باید مدنظر قرار گیرد «اعتبار ادعاها» است؛ در غیر این صورت زنجیره تمام نشدنی «ادعاهای واهی» می‌تواند دستاویز قرار گیرد، کاری که متأسفانه آژانس آن را پیش گرفته و در حال هزینه کردن حیثیتش برای کشورهای چپاولگر است.
آمانو زمانی مجاز است در گزارش به حل نشده ماندن مباحث ادعایی نظامی بپردازد که پیش از آن اسناد معتبری که آن ادعاها را تأیید می‌کند به ایران ارائه کند؛ حال آنکه آمانو هیچ‌گاه چنین اسنادی را ارائه نکرده ـ چون وجود خارجی نداشته ـ و تنها در سخنرانی‌اش در اندیشکده بروکینگز چنین مسئله‌ای را به بررسی‌های چندساله کارشناسان آژانس نسبت داده که چنین نسبتی هم معتبر نیست؛ زیرا یک‌سوی قضیه ایران است که باید به دلیل نیاز به وجود اسناد قطعی، ادعاها را بپذیرد که تاکنون چنین نشده است. یکی دیگر از مطالبات آمانو دریافت اطلاعات درباره بخش‌های سری فعالیت‌های هسته‌ای ایران مانند: پایگاه‌ها، تجهیزات، اسناد، مواد و افراد است که بر فرض اگر تا چندی پیش با تسامح و فقط برای ابراز حسن‌ظن پذیرفتنی بود، پس از برخی اتفاقات و از جمله مهم‌ترین آنها یعنی ترور و شهادت چند تن از دانشمندان هسته‌ای ایران در خواستی وقیحانه است؛ چرا که قطعاً شناسایی و ترور این دانشمندان متدین، کوشا، جوان، انقلابی و دل‌بسته به اسلام و نظام در ارتباط مستقیم با بازرسی‌های آژانس و همکاری ایران با آنها بوده است. به عبارت روشن‌تر اطلاعات شهدای هسته‌ای از درون آژانس به دولت‌هایی که در ظاهر به تروریسم حمله می‌کنند و در باطن ابزار اصلی آنها است، درز نمود. اگر آنها آن را انکار می‌کنند این مسئله برای ایران قطعی و مسلم است؛ پس چرا باید به آژانس بدبین نباشد و اتفاقاً اصرار آژانس بر دریافت این دست از اطلاعات مشکوک بودن آن را تقویت می‌کند.
یکی دیگر از درخواست‌های نابه‌جای آمانو مربوط به پروتکل الحاقی است که در گزارش درباره آن آورده است: برخالف قطعنامه‌های مربوط به شورای حکام و شورای امنیت، ایران پروتکل الحاقی را اجرا نمی‌کند. آژانس در شرایطی نیست که بتواند تضمینی معتبر درباره فقدان مواد و فعالیت‌های هسته‌ای اعلام نشده در ایران ارائه دهد مگر اینکه ایران همکاری لازم را با آژانس از جمله اجرای پروتکل الحاقی به عمل آورد.» آمانو در بروکینگز هم به این موضوع پرداخت و گفت: «ایران اکنون پروتکل الحاقی را اجرا نمی‌کند که برخلاف قطعنامه‌های شورای حکام و شورای امنیت است. اجرای پروتکل الحاقی از جانب ایران برای اینکه آژانس اطمینان معتبر درباره عدم وجود مواد و فعالیت‌های هسته‌ای اعلام نشده در کشور ارائه کند، ضروری است.» نجفی در پاسخ به این درخواست ناصواب و زیاده‌خواهانه آمانو گفت: «اینکه آژانس نمی‌تواند به دلیل عدم اجرای پروتکل الحاقی نسبت به عدم وجود فعالیت‌های اعلام نشده اطمینان بدهد تنها مختص ایران نیست و همه اعضایی که پروتکل الحاقی را اجرا نمی‌کنند. همین وضعیت را دارند.» نجفی در ادامه به نکته اساسی اشاره کرد و افزود: در واقع ما قبلاً برای حدود سه سال پروتکل الحاقی را اجرا می‌کردیم که به دلیل ارجاع موضوع ایران به شورای امنیت و تحمیل تحریم‌های غیرقانونی آن را متوقف کردیم.» همانطور که نجفی به درستی به آن اشاره داشته ایران با پذیرش اجرای پروتکل الحاقی به مدت حدود سه سال، پیشتر حسن‌نیت خود را نشان داده، اما این طرف مقابل بود که با لجاجت و اتکا به قلدری،‌ فرصت‌سوزی کرد و باعث شد ایران اجرای آن پروتکل را متوقف کند. الآن آمانو در برابر این پرسش اعتراضی ایران قرار دارد که چرا ایران باید دوباره اجرای آن را بپذیرد در حالی که اجرای آن به هیچ وجه الزام‌آور نیست و حتی خواست شورای حکام و شورای امنیت که در پشت آن قرار دارد، نمی‌تواند آن را الزام‌آور کند و ایران پیشتر این فرصت را به طرف مقابل داد و آژانس در آن زمان با استفاده از این فرصت هم نتوانست در فعالیت‌های ایران عمل خلافی را مشاهده کند. تا زمانی که آژانس وابسته و ابزار قدرت‌های بزرگ است و مسائل فنی را در ذیل میل و دیدگاه سیاسی آنها تفسیر می‌کند و بدون توجه به موقعیتش در حالت اضافه به آن پنج کشور عمل می‌کند، قابل اعتماد نیست و نباید به خواسته‌هایش وقعی گذاشته شود. آژانس زمانی اعتبار می‌یابد که آژانس باشد نه مرید و تابع محض چپاولگران!
جواد رضایی


خاطره دیدار جرداق با رهبر انقلاب و نظر وی درباره امام موسی صدر
جورج جرداق متفکر و ادیب مسیحی لبنانی نویسنده کتاب «امام علی، صدای عدالت انسانی» چهاردهم آبان ۱۳۹۳ درگذشت، وی از متفکران برجستۀ عرب بود که سال‌های بسیاری از عمرش را صرف پژوهش و نوشتن دربارۀ امام علی(ع) کرد.
جورج جرداق در مقاطع مختلف تاریخی در مورد شخصیت‌های معاصری چون امام خامنه‌ای و امام موسی صدر گفتارهایی را داشته است که بیان بخشی از آن قابل توجه است. او در سفری که در سال 1997 به ایران آمدم با امام خامنه‌ای دیدار کرده که بخشی از آن دیدار از قول ایشان آمده است که می‌خوانیم: در آن دیدار در مورد امام علی(ع) و انگیزه‌هایی صحبت کردیم که موجب شده بود در مورد امام علی(ع) کتاب بنویسم.
ایشان کتابم را خوانده و بسیار پسندیده بود و من نیز به این خاطر از ایشان تشکر و به ایشان عرض کردم که بحق، نام شما باید امام باشد و ما از شاگردان شما هستیم. جرج جرداق درباره برداشت خود از شخصیت رهبر انقلاب گفت: ایشان یک انسان متفکر، فرهیخته، دانا، بزرگوار، وارسته و متواضع بود، همان گونه که شایسته یک رهبر است.
در مورد ایشان باید بگویم که او پیرو امام خمینی(ره) است و امام خمینی(ره) هم پیرو امام علی(ع) بود.
آیت‌الله خامنه‌ای، مردی بزرگ است و اگر این‌گونه نبود، به این مرتبه نمی‌رسید... من می‌دانم هر کس بخواهد شخصیت ایشان را تعریف کند، او را شخصیتی در منتهای انسانیت و بر قله اخلاق و عدالت معرفی خواهد کرد. ایشان انسانی بزرگ است و ایران به خاطر وجود چنین شخصی باارزش است.
من از همین جا آرزو می‌کنم که ایران در این زمان همان‌گونه که شایسته چنین مردی است، همراه با عدالت و اخلاق و همه خوبی‌ها باشد. به صورت کلی می‌توانم بگویم که امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای بر راه و روش امام علی(ع) حرکت کرده‌اند.


به همت پژوهشگاه امام صادق(ع)
جشنواره پژوهش‌های علوم اسلامی و انسانی در سپاه برگزار می‌شود

اولین جشنواره پژوهش‌های علوم اسلامی و انسانی در سپاه با عنوان «سلمان فارسی» به همت پژوهشگاه امام صادق(ع) 27 آذرماه سال جاری برگزار می‌شود.
به گزارش صبح صادق، در این جشنواره، آثار هشت گروه علمی علوم قرآنی و حدیث، فقه و حقوق اسلامی، کلام، ادیان و مذاهب، فلسفه و عرفان، اخلاق و تربیت اسلامی، تاریخ اسلام و سیره معصومین، مطالعات انقلاب اسلامی، اندیشه سیاسی و جریان‌شناسی و چهار گروه مرتبط با حوزه دین همچون مدیریت و علوم اجتماعی دفاعی و امنیتی، اقتصاد و روانشناسی ارزیابی و داوری خواهد شد.
بنا بر این گزارش، مراکز پژوهشی و انجمن‌های علمی وابسته به سپاه می‌توانند برای شرکت در جشنواره، با مراجعه به پایگاه اینترنتی به نشانی
salmanfarsi.netنسبت به دریافت و تکمیل کاربرگ‌های مربوط اقدام و اثر خود را حداکثر تا بیستم آبان ماه به همراه سایر مدارک به نشانی دبیرخانه جشنواره پست کنند.


یادداشت
علی اسماعیلی

خوشامد و سپاس
رادیو و تلویزیون ملی یک کشور نقش مهمی در پیشبرد اهداف مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... آن دارد. این نقش به‌ویژه در عصر حاضر که با پدیده طغیان رسانه‌های دیداری و شنیداری مواجهیم بیشتر از پیش احساس می‌شود. بسیاری از دولت‌ها از رسانه‌های ملی، برای توجیه اقدامات خود در نزد افکار عمومی و افکارسازی داخلی و خارجی بهره می‌برند. در کشوری مثل آمریکا، دولتمردان و سیاسیون آن از سینما نیز به‌عنوان اهرمی مؤثر در پیشبرد سیاست‌های داخلی و خارجی خود استفاده می‌کنند. همین اهمیت و نقش رسانه ملی است که سبب شده تا کسانی در رأس آن گماشته شوند که از مدیریت بالایی در هدایت و راهبری آن برخوردار باشند. در کشوری مانند جمهوری اسلامی که دشمنان غدر و پرتوانی در این عرصه داشته و هر روز نیز با توطئه‌ها و دشمنی‌ّهای جدیدی روبه‌روست، نقش رسانه ملی و سکان‌دار آن بسیار حائز اهمیت و مورد توجه است و می‌طلبد تا کسانی بر این مسئولیت تکیه زنند که جدا از بحث توان بالای مدیریتی، درک بالایی از حساسیت‌ها و شرایط و اوضاع داخلی و خارجی داشته باشند. همچنین از سیاست‌های دغل‌کارانه و مرموز رسانه‌های دشمن غافل نباشند. همین اهمیت بالای مسئولیت در صداوسیما سبب شده تا تغییر و تحولات، به‌ویژه تغییر مدیران آن با حساسیت‌های ویژه‌ای همراه باشد. پایان ریاست آقای ضرغامی بر رسانه ملی با حکم مقام معظم رهبری و انتصاب آقای محمد سرافراز به این مسئولیت، بهانه‌ای شد تا کمی به دوران ریاست آقای ضرغامی بپردازیم. از آنجا که دوران مسئولیت آقای ضرغامی با حوادث مهمی همراه بود و از آنجا که این رسانه با اقتدار و سلامت از آن عبور کرد، دوره سکان‌داری ایشان بر رسانه ملی را می‌توان موفق‌ترین دوران این سازمان پس از انقلاب نام برد. فتنه ۸۸ یکی از پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین فتنه‌ها در این دوره بود، اما اقدامات خوب و افشاگرانه و روشنگرانه رسانه ملی در آن دوره، سبب خنثی شدن توطئه‌های دشمنان و فتنه‌گران شد و بسیاری از برنامه‌ها و طراحی‌های آنها را افشا کرد که این اقدام یکی از بهترین کارکردهای رسانه ملی به ریاست آقای ضرغامی محسوب می‌شود. وفور قارچ‌گونه شبکه‌های ماهواره‌ای از دیگر مواردی است که نقش رسانه ملی و ریاست حاکم بر آن را بیش از پیش نشان می‌دهد. با وجود برخی کاستی‌ها در صداو‌سیما اما راه‌اندازی برخی شبکه‌های جدید و ساخت برنامه‌های روشنگرانه و خوب که سبب جلب مخطبان زیادی شد، نشان از توانمندی آن دارد. از طرفی برخی نظرسنجی‌های انجام گرفته در سال‌های اخیر درباره رسانه ملی، همچنان حکایت از اعتماد مردم به رسانه ملی دارد. هجمه گسترده رسانه‌های غربی و صهیونیستی و برخی جریانات خاص به صداوسیما نیز نشان‌دهنده عملکرد درست رسانه ملی در دوران ریاست آقای ضرغامی است که مقام معظم رهبری در همین حکم انتصاب آقای سرافراز به آن اشاره کرده و فرمودند: «از جناب آقای مهندس ضرغامی و همکاران ایشان که توانستند رسانه ملی را در دوره مسئولیت خود به پیشرفت چشمگیر برسانند که بتواند در عرصه‌های گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نقش مؤثر ایفا کند، صمیمانه تشکر می‌کنم.» از طرفی با توجه به سابقه طولانی و مدیریت سالم آقای سرافراز در رسانه ملی و آشنایی خوب ایشان با صداوسیما و تعهد و تخصصی که از ایشان نیز سراغ داریم، براین باوریم که ایشان بیشتر از گذشته در پیشرفت و اعتلای رسانه ملی خواهند کوشید. ضمن عرض خسته نباشید به آقای ضرغامی و خوشامدگویی به آقای سرافراز، مدیر جدید رسانه ملی، ایشان را به این گفته مقام معظم رهبری در حکم‌شان توجه می‌دهیم که «حفظ و ارتقای استقلال فرهنگی و هویت انقلاب اسلامی» را به عنوان «مسئولیت تاریخی رسانه ملی» به سرانجام رسانند. ان‌شاءالله


 

صفحه 2
سياسي

 

 

امروز مسئله‌ فلسطين شاخص ميان پايبندى به اصول انسانى و ضديت با اصول انسانى است
فلسطين متعلق به فلسطيني‌هاست

سرزمين فلسطين قلب جغرافيايي جهان اسلام است و دنياي استكباري قصد دارد تا از آنجا اسلام را بكوبد، ملت‌هاي مسلمان را تحت فشار قرار دهد و از حركت‌هاي اسلامي ممانعت كند. رژيم صهيونيستي قائم‌مقام حضور استكبار و تأمين‌كننده منافع آمريكا در اين نقطه از جهان اسلام است و تبليغات دروغين و خباثت‌آميز آنها قادر به فريب ملت‌ها نخواهد بود.
ما سازماني را نماينده واقعي مردم فلسطين مي‌دانيم كه در راه آرمان فلسطين مبارزه كند. عناصر سازشكاري كه نگران منافع شخصي خود هستند و بر سر آرمان فلسطين با دشمن معامله مي‌كنند از حمايت‌ها و كمك‌هاي مسلمانان محرومند و ملت‌هاي مسلمان بايد ارائه انواع كمك به انتفاضه و قيام اسلامي مردم مبارز در داخل فلسطين اشغالي را براي خود يك تكليف شرعي، الهي و انساني بدانند.
توطئه‌ بزرگ اين است كه در قضيه فلسطين، حقيقت را واژگونه جلوه دادند. آن كسى كه براى مسئله‌ فلسطين ـ يعنى براى خانه‌ خود، براى حق انسانى و حق ملى خود ـ اقدامى مى‌كند، در عرف مطبوعات استكبارى دنيا و دستگاه تبليغاتى وابسته به استكبار و صهيونيسم، تروريست معرفى مى‌شود! مصيبت بزرگ آن است كه اين مصايب را، با قبول و تأييد دنياى متمدن، بر سر يك ملت مى‌آورند! دنياى به اصطلاح متمدن، دنياى به اصطلاح طرفدار حقوق بشر، در طرف آن كسانى ايستاده است كه اين همه حقوق انسانى و الهی‌ و مشروع يك ملت را نديده گرفته‌اند.
فلسطين متعلق به فلسطيني‌هاست. اگر مردم سرزمين فلسطين در داخل فلسطين ـ يعنى در همه‌ فلسطين، بدون تجزيه ـ دولتى تشكيل بدهند، صلح خواهد شد. اگر شما راست مى‌گوييد و اگر توطئه‌ای عليه ملت فلسطين و ملت‌هاى اسلامى و عليه اسلام در نظر نداريد، راه‌حل اين است، اما اگر نخواهيد اين راه‌حل را عمل كنيد، اردوگاه استكبار بداند كه با اين نشست ‌و برخاست‌هايى كه ترتيب مى‌دهند و با اين تصميم‌گيري‌ها، مسئله‌ فلسطين حل نخواهد شد؛ مبارزات فلسطين خاموش نخواهد شد و نبايد بشود.
امروز يك عده مسلمان، فداكار، برگزيدگان ملت فلسطين، از پير و جوان و مرد و زن، در سرزمين‌هاى مقدس فلسطين دارند مبارزه مى‌كنند؛ به آنها كمك كنيد؛ راه اين است. كمك به فلسطين، يعنى كمك به عناصرى كه دارند مبارزه مى‌كنند. كمك به فلسطين، معنايش اين نيست كه به عناصر سازشكارى كه دل‌شان براى فلسطين نسوخته، بلكه دل‌شان براى منافع شخصى خودشان سوخته، كمك كنند. آن سازمانى مورد قبول است و نماينده‌ واقعى مردم فلسطين است كه در راه آرمان فلسطين مبارزه بكند؛ نه آن سازمانى كه برود آرمان فلسطين را به دشمن بفروشد و بر سر آن معامله بكند!
مسئله‌ غزه مسئله‌ بشريت، انسانيت است
مسئله‌ غزه مسئله‌ يك تكه سرزمين نيست؛ مسئله‌ فلسطين فقط مسئله‌ جغرافيا نيست؛ مسئله‌ بشريت است؛ مسئله‌ انسانيت است. امروز مسئله‌ فلسطين شاخص ميان پايبندى به اصول انسانى و ضديت با اصول انسانى است. مسئله اين قدر اهميت دارد. آمريكا هم از اين معامله زيان خواهد ديد بلاشك. اين چيزهاى تاريخى، ده سال و بيست سال و سى سال در تحولات تاريخى مثل يك لحظه است؛ به‌زودى خواهد گذشت. قطعاًً تاريخ آمريكا و آينده آمريكا مغلوب اين حركتى خواهد شد كه در اين پنجاه، شصت سال اخير آمريكایى‌ها در رابطه‌ با مسئله‌ فلسطين انجام دادند. مسئله‌ فلسطين مايه‌ بدنامى آمريكا در طول قرن‌هاى متمادى در آينده خواهد بود. فلسطين آزاد خواهد شد؛ در اين هيچ شبهه‌اى نداشته باشيد. فلسطين قطعاًً آزاد خواهد شد و به مردم برخواهد گشت و در آنجا دولت فلسطينى تشكيل خواهد شد؛ در اينها هيچ ترديدى نيست؛ اما بدنامى آمريكا و بدنامى غرب برطرف نخواهد شد. اينها همچنان بدنام خواهند بود. شكى نيست كه بر اساس حقايقى كه خداى متعال تقدير كرده است، خاورميانه‌ جديد شكل خواهد گرفت. اين خاورميانه، خاورميانه اسلام خواهد بود؛ كما اينكه مسئله‌ فلسطين يك مسئله‌ اسلامى است. همه‌ ملت‌ها در مقابل فلسطين مسئولند. همه‌ دولت‌ها در مقابل فلسطين مسئول هستند؛ چه دولت‌هاى مسلمان، چه دولت‌هاى غيرمسلمان. هر دولتى كه ادعاى طرفدارى از انسانيت را دارد، مسئول است؛ منتهی وظيفه مسلمان‌ها وظيفه‌ سنگين‌ترى است. دولت‌هاى اسلامى موظفند و بايد به اين وظيفه عمل بكنند و هر دولتى كه به وظيفه‌ خود در قضيه‌ فلسطين عمل نكند، لطمه‌ آن را خواهد ديد؛ چون ملت‌ها بيدار شدند و از دولت‌ها مطالبه مي‌كنند و دولت‌ها مجبورند نسبت به اين قضيه تن بدهند و تسليم بشوند.
تاکتیکی نبودن فلسطین
برای جمهوری اسلامی ایران
ما در جمهورى اسلامى مسئله‌ فلسطين براي‌مان يك مسئله‌ تاكتيكى نيست، يك استراتژى سياسى هم نيست، مسئله‌ عقيده است، مسئله‌ دل است، مسئله‌ ايمان است. لذاست كه بين ما و بين مردم‌مان در اين زمينه هيچ‌گونه فاصله‌اى وجود ندارد؛ همان قدر كه ما براى مسئله‌ فلسطين اهتمام قائليم، مردم ما هم ـ آنهایى كه مي‌دانند مسئله‌ فلسطين چيست كه اكثريت عظيم ملت ما، بلكه قاطبه ملت ما هستند ـ همان انگيزه را دارند و شما مشاهده مي‌كنيد در روز قدس و در جمعه‌ آخر ماه رمضان هر سال، كه امام آن را به عنوان روز قدس معين كردند، مردم مى‌آيند در شهرهاى بزرگ، در شهرهاى كوچك، حتّى در روستاها، مثل راه‌پيمایی 22 بهمن ـ 22 بهمن يادآور و سالگرد پيروزى انقلاب ماست كه يك مسئله‌ مربوط به خود ملت و داخل كشور است ـ همان احساسات را به خرج مي‌دهند؛ همان حضورى را نشان مي‌دهند كه در روز 22 بهمن نشان مي‌دهند. در روز قدس هم مردم در همه‌ شهرهاى كشور، در همه‌ شهرهاى بزرگ و كوچك و روستاها، مى‌آيند در خيابان‌ها؛ هوا گرم باشد، هوا سرد باشد و حضور خودشان و انگيزه‌ خودشان را نشان مي‌دهند. بدانيد اگر ما ـ ما كه مسئولان كشور هستيم ـ جلو مردم را نمي‌گرفتيم، بسيارى از جوان‌هاى ما راه مى‌افتادند براى اينكه با جسم خودشان و با تن خودشان هم در عرصه‌ فلسطين حضور داشته باشند. در قضيه‌ غزه جوان‌هاى ما به فرودگاه رفتند، هر كار هم مي‌كردند، نمى‌آمدند؛ با پيغام من برگشتند. اگر من پيغام نمي‌دادم، از فرودگاه برنمي‌گشتند. مي‌گفتند ما را ببريد كه ما برويم غزه؛ خيال مي‌كردند كه مي‌توانند خودشان را به غزه برسانند. اين، انگيزه‌ جوان‌هاى ماست. مسئله‌ غزه و مسئله‌ فلسطين، مسئله‌ ماست؛ مسئله‌ اسلامى ماست؛ مسئله‌ همه‌ مسلمين است و وظيفه‌ ماست. آنچه كه انجام هم مي‌دهيم، وظيفه‌ ماست؛ بر كسى هم منت نداريم؛ وظایف‌مان را انجام داديم. از خداى متعال هم مي‌خواهيم كه كمك كند، بتوانيم وظایف را انجام بدهيم.


طی حکمی از سوی رهبر معظم انقلاب
دکتر محمد سرافراز رئیس رسانه ملی شد

امام خامنه‌ای طی حکمی با تقدیر از تلاش‌های خستگی‌ناپذیر و دلسوزانه‌ مهندس عزت‌الله ضرغامی، دکتر محمّد سرافراز را برای یک دوره پنج‌ساله به ریاست سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران منصوب کردند.
به گزارش هفته‌نامه صبح صادق، رهبر معظم انقلاب اسلامی در این حکم با اشاره به مسئولیت تاریخی رسانه ملی در حفظ و ارتقای استقلال فرهنگی و هویت انقلاب ایران اسلامی تأکید کردند: سازمان صداوسیما با مأموریت خطیر «هدایت و مدیریت فرهنگ و افکار عمومی جامعه» به مثابه دانشگاه عمومی، وظیفه گسترش دین، اخلاق، امید و آگاهی و ترویج سبک زندگی اسلامی-ایرانی در میان آحاد ملّت را برعهده داشته و به عنوان موتور محرک و مشوق پیشرفت کشور، وظیفه پشتیبانی رسانه‌ای همه‌جانبه و مبتکرانه در امر بسیج عمومی ملّت و نیز کمک به مدیریت‌های اجرایی در جهت تأمین اهداف و اجرای سیاست‌های کلان نظام و تحقق سند چشم‌انداز کشور را بر دوش دارد.
متن حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
جناب آقای محمد سرافراز (دام توفیقه)
با پایان یافتن دوره مسئولیت جناب آقای مهندس سید عزت‌الله ضرغامی که با تلاش و کوششی خستگی‌ناپذیر و دلسوزانه و مبتکرانه همراه بود، جنابعالی را با توجه به صلاحیت‌هایی که بحمدالله از آن برخوردارید و با آگاهی از تجربه‌ طولانی مدیریتی‌تان در رسانه ملّی و آشنایی‌های گسترده‌تان با این مجموعه‌ بزرگ و مهم برای یک دوره‌ پنج‌ساله به ریاست سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌کنم.
سازمان صداوسیما با مأموریت خطیر «هدایت و مدیریت فرهنگ و افکار عمومی جامعه» به مثابه دانشگاه عمومی، با تکیه بر فعالیت‌ها و برنامه‌های حرفه‌ای پیشرفته و عمیق رسانه‌ای، وظیفه گسترش دین، اخلاق، امید، آگاهی و ترویج سبک زندگی اسلامی-ایرانی در میان آحاد ملّت را برعهده دارد. مسئولیت تاریخی رسانه ملّی در مقطع کنونی، حفظ و ارتقای استقلال فرهنگی و هویت انقلاب ایران اسلامی است. «عزم ملی و ابتهاج معنوی و نشاط انقلابی» آحاد جامعه در مسیر اهداف بلند نظام اسلامی، در گرو آگاهی و معرفت عمیق و گسترده‌ عمومی و نیازمند پیوند با سرچشمه‌های تولید فکر ناب دینی و خیل دلبستگان فرهیخته و پرانگیزه‌ انقلاب اسلامی است. سازمان صداوسیما همچنین به عنوان موتور محرک و مشوق پیشرفت کشور، وظیفه پشتیبانی رسانه‌ای همه‌جانبه و مبتکرانه در امر بسیج عمومی ملت و نیز کمک به مدیریت‌های اجرایی در جهت تأمین اهداف و اجرای سیاست‌های کلان نظام و تحقق سند چشم‌انداز کشور را بر دوش دارد. اهم راهبردهایی که ان‌شاء‌الله خواهد توانست رسانه ملی را در اجرای این مسئولیت بزرگ یاری رساند، به پیوست ابلاغ می‌شود.
در پایان لازم می‌دانم از جناب آقای مهندس ضرغامی و همکاران ایشان که توانستند رسانه‌ ملی را در دوره‌ مسئولیت خود به پیشرفتی چشمگیر برسانند که بتواند در عرصه‌های گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نقشی مؤثر ایفا کند، صمیمانه تشکر کنم.
از درگاه خداوند منان توفیق جنابعالی را که مفتخر به انتساب به خانواده‌ شهیدان معزز انقلاب اسلامی می‌باشید در انجام این مأموریت خطیر و حساس با تکیه بر عنایات الهی خواستارم و برای شما و همکاران محترم‌تان دعا می‌کنم.
سیدعلی خامنه‌ای- ۱۵ آبان ۱۳۹۳


یادداشت
مهدی سعیدی

تبعيت از رهبري در جايگاه پاسدار شعائر ديني
يکي از عوامل مؤثر در حيات و گسترش اديان، داشتن مناسک و شعائر مختلف ديني است. ديني را نمي‌شناسيم که شعائري براي معتقدان و پيروان خود نداشته باشد. شعائر ديني با هدف و کارکردي خاص براي انتقال معنا و بروز احساسات و اثربخشي بر روح و روان مومنان و ... طرح‌ريزي شده است که در صورت توجه به آن، اهداف مفروض محقق خواهد شد.
در اين ميان، شعائر ديني نيز همچون همه مفاهيم و مقولات ديگر در معرض تحريف و قلب معنا قرار دارند، به نحوي که مي‌توانند به پوسته‌اي فاقد معنا تبديل شوند که کاربرد و فلسفه خود را ازدست داده و حتي گاه به ضد خود نيز بدل می‌شوند. اين مسئله يکي از تهديداتي است که جوهر و گوهر دين و دينداري را تهديد مي‌کند که براي مقابله با آن نيازمند پاسدارانی هستيم که با آگاهي از دين و اوضاع زمانه بتوانند اين وضعيت را رصد کرده و به موقع، مانع از غلتيدن دين و شعائر آن در فرماليستي کاذب و درون‌تهي شوند.
اين وظيفه خطير در دوران غيبت امام معصوم(ع) بر عهده علما و فقهاي زمان‌شناس و مراجع عظامي سپرده شده است که با هوشياري و تدبير و فهم مقتضيات زمانه حافظان حدود الهي و مرزداران بيدار دين و دينداري هستند.
در اين بين، کار وقتي دشوارتر خواهد شد که نظام سياسي مبتني بر دين نيز شکل گرفته شده باشد و دشمنان نظام اسلامي که با اصل و اساس دين مخالفند، از هر فرصتي براي تضعيف حکومت ديني و تخريب دين استفاده کنند و سناريوهاي مختلف تبليغاتي و رسانه‌اي براي هجمه عليه دين و نظام اسلامي طرح‌ريزي کنند.
اين اوضاع هوشياري و تدبير بيشتر پاسبانان دين را مي‌طلبد که ضمن آشنايي با آن، با اين نقشه‌ها نيز آشنا بوده و مبتني بر آن جامعه دينداران را راهنمايي و هدايت کنند. طبيعي است که در اين وضعيت نسبت مستقيمي بين تصميم‌گيري صحيح و داشتن آگاهي و اطلاع از جامعه و اردوگاه دشمن و ترفندهاي آن وجود دارد.
با اين مقدمه است که مي‌توان پذيرفت، بهترين جايگاه براي حفظ دين و شعائر ديني جايگاه ولايت و رهبري نظام اسلامي است. همو که به واسطه فقاهت و عدالت و درايت بر اين مسند تکيه زده و با توجه به پذيرش مسئوليت خطير زعامت جامعه اسلامي مورد توجه خاص امام زمان(عج) قرار دارد و از ديگر سو از بازوان توانمند فرهنگي، سياسي و امنيتي برخوردار است که وي را در جايگاه فقيهي مبسوط‌اليد و صاحب بصيرت براي فهم مسائل قرار مي‌دهد.
در اين بين يکي از شعائر مهم دين، مراسم عزاداري حسيني است که شايد بتوان آن را مهم‌ترين منبع الهام‌بخش شيعه در طول تاريخ معرفي کرد که به فرموده بزرگاني چون حضرت امام(ره) رمز ماندگاري تشيع نيز در تمسک به همين عزاداري حسيني است. بي‌شک چنين موتور محرکه‌اي، بيش از هر مقوله و موضوع ديگري هم در معرض آسيب و تهديد قرار دارد و در اين بين دشمنان تشيع و نظام اسلامي نيز پرونده‌ خاصي براي مقابله با آن گشوده‌اند. تبليغات سوء سال‌هاي اخير عليه مراسم عزاداري حسيني در روز عاشورا و انتشار تصاويري جهت‌دار و مشمئزکننده که با هدف تخريب چهره اسلام و القای خشونت‌گرايي و غيرانساني بودن رفتار شيعيان در سانه‌هاي غرب در سطحي گسترده بازنشر مي‌‌شود، حکايت از سناريويي طرح‌ريزي شده دارد که متأسفانه هنوز بخشي از جامعه اسلامي نسبت به آن هوشيار نشده‌اند.
در اين وضعیت، توصيه‌ها و رهنمودها‌ي اخير رهبر معظم انقلاب اسلامي در مورد شيوه عزاداري در هيئات مذهبي و برهنه نشدن در هنگام سينه‌زني را نيز بايد از جمله رهنمودهايي دانست که معظم‌له به عنوان پاسبان تيزبين مرزهاي تشيع به ان تأکيد دارند. موضوعی که ظرفيت‌هايي براي بهره‌برداري دشمنان در آن نهفته است و بايد نسبت به آن دقت لازم را داشت. در اين بين واکنش بخش عمده‌اي از محافل مذهبي و هيئات و دسته‌هاي عزاداري حسيني و مداحان و ذاکران اهل بيت(علیهم‌السلام) در لبيک‌گويي به نداي رهبر معظم انقلاب اسلامي نشان دادند که به لطف خدا سطح فهم و آگاهي محافل مذهبي ما آنقدر بالاست که در افق فهم کلام رهبري قرار گرفته و با اشارتي پذيراي آن مي‌شوند؛ اقدامي که جاي تقدير و تشکر داشته و بايد شاکر چنين بينش و منشي بود.
سخن آخر آنکه، اين حرکت مي‌تواند سرآغاز مقابله با برخي انحرافات و تحريفاتي باشد که متأسفانه خواسته يا ناخواسته وارد حوزه شعائر ديني شده و فرصت را براي بهره‌برداري دشمنان اسلام و نظام اسلامي فراهم آورده است. تداوم اين مسير در حالي اهميت مي‌يابد که با فعال شدن تکفيري‌ها، متأسفانه شاهد خدشه‌دار شدن چهره اسلام عزيز در سطح جهان هستيم. در اين اوضاع، بهترين راه مقابله، ترسيم چهره حقيقي اسلام ناب محمدي(ص) است تا رسواکننده نقاب‌هاي دروغين و چهره‌هاي باطل در لباس حق باشد.


نكته و نظر

راز طول عمر فقرا!
نکته: یکی از خلفای سفاک بنی‌عباس در عمارت راه می‌رفت. پیرمردی را دید که با قد خمیده جارو می‌کند. پرسید سبب چه چیز است که شما طویل‌العمر می‌شوید و ما خلفا عمرمان کوتاه است.
پیرمرد گفت: از آنجا که روزی ما به‌تدریج می‌رسد. تا تمام شود، طول می‌کشد و به همین‌دلیل عمرمان بلند است اما شماها یک‌دفعه رزق می‌گیرید. این است که زود می‌میرید! خلیفه خندید و صد اشرفی به او داد.
روز دیگر خلیفه دید جوانی در عمارت جارو می‌کند. پرسید این کیست؟ گفتند پیرمرد فراش این عمارت دیشب مرد. پسر او است که جایش جارو می‌کند. خلیفه گفت: پیرمرد خوب فهمیده بود. صد اشرفی از رزقش باقی مانده بود. یک‌دفعه به او رسید و روزیش تمام شد.
نظر: البته یک نکته اساسی در طول عمر انسان است که ظاهراً پیرمرد جرئت بیان آن را نداشت. در روایات و احادیث بسیار زیاد اشاره شده که گناه نکردن سبب عمر طولانی می‌شود، یعنی کسانی که پرهیزکارتر و باتقواترند و گناه کمتری می‌کنند، عمر طولانی‌تری دارند.


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

پاسخ فلسفی ـ منطقی آیت‌الله حائری به حمایت‌های علی مطهری از فتنه‌گران
آیت‌الله حائری شیرازی در پاسخ به دفاعیات مطهری از سران فتنه، نامه‌ای را برای وی نوشته است که به صورت فلسفی و عقلانی به ادعاهای علی مطهری پاسخ داده است. عضو خبرگان رهبری در این نامه می‌نویسد:
چون دیدم شما از دعوت مردم به خیابان در سال ۸۸ دفاع می‌کنید، به دلیل حسن ظنی که باید به مؤمنان داشته باشیم، نظر شما را به یک مطلب عقلانی که امام راحل (ره) به آن تأکید داشته، جلب می‌نمایم.
امام راحل بین مزایای علمی، تقوی و عقل اجتماعی، محور اصلی را عقل اجتماعی می‌دانست و می‌فرمود کاستی‌های علم و تقوی را می‌توان با عقل اجتماعی جبران نمود، اما کاستی عقل اجتماعی به وسیله علم و تقوی جبران‌پذیر نیست و به همین دلیل، افراد شاخص در عقل اجتماعی را ستون کارها قرار می‌داد و در دفاع از استوانه‌های عقل اجتماعی، خود سنگ‌تمام می‌گذاشت و برای امنیت آنها از برخورد با نزدیک‌ترین دوستان خود کوتاه نمی‌آمد.
عقل اجتماعی، یعنی التفات به عواقب و لوازم یک تصمیم. دعوت مردم به راه‌پیمایی آرام در پاریس و لندن با عقل اجتماعی سازگار است؛ چون آنجا خاورمیانه نیست و مردم قرن‌هاست با حقوق اجتماعی خود زندگی می‌کنند.
سابقه آزادی در کشور ما بهمن ۵۷ است. در کشوری که با نفوذ در یک تجمع حزبی، بیش از هفتاد تن از سران جامعه که از سرمایه‌های اساسی انقلابند از میان می‌روند، چه توقع دارید که با فاصله ۳۱ سال در یک راه‌پیمایی میلیونی، به‌وسیله عوامل نفوذی خسارت‌های جانی و مالی پیش نیاید؟ عقل اجتماعی می‌گوید این کار درست نیست.
بحث در علم و تقوای آقایان نیست. بحث در عقل اجتماعی ایشان است. اگر اعمال بدون صبر، صفر محسوب شوند، عقل اجتماعی، علامت مثبت است و نبود آن، به عمل امتیاز منفی می‌دهد.
عقل اجتماعی حکم می‌کند دعوت‌کننده مردم به راه‌پیمایی سالم میلیونی مسئولیت تمام اتفاقات غیرقابل اجتناب آن را بپذیرد.
در واگذاری مسئولیت‌ها نیز باید جانب عقل اجتماعی را از علم و تقوی بالاتر نگاه داشت به همین دلیل استاد بزرگ، بوعلی‌سینا گفته است: «اذا دار الامر بین الاعقل و الاعلم، الاولی هو الاعقل و یعاونه الاعلم» آنکه عواقب را واضح‌تر می‌بیند امور باید به او سپرده شود و آنان که علم و تقوی دارند، معاونان او باشند.
عقل اجتماعی می‌گوید آیا در انگلستان و یا فرانسه و آلمان اتفاق افتاده که سران حزبی در تالاری جمع شوند و نفوذی‌های حزب دیگر، تالار را با همه ساکنان آن منفجر کنند که در کشور ما بعد از پیروزی انقلاب اتفاق افتاد؟ اگر نیروی انتظامی، شروران و عربده‌کشان و قمه‌کشان را به حال خود رها کند و یا آنان یک ساعت احساس کنند بی‌آنکه شناسایی شوند، می‌توانند از مردم زهر چشم بگیرند، چه خواهند کرد؟! وقتی نفوذی می‌فرستند که یکی را در راه‌پیمایی آرام بکشند تا بتوانند مأموران را متهم کنند، شما چطور مجوز راه‌پیمایی آرام میلیونی می‌دهید؟ اگر شما تصمیم‌گیرنده در چنین موردی بودید مسئولیت عواقب آن را به عهده می‌گرفتید؟ از دعوت مردم به تظاهراتِ اعتراض به تقلب دفاع نکنید. درست نیست فقط به دلیل اینکه ناظر نهایی انتخابات تمایل خود را به یک طرف در جایی ابراز کرده باشد، راه‌های قانونی کشف خلاف را مسدود بدانیم و برای گشایش مدار بسته، پای مردم را به میان بکشیم.
مسئله‌ای که باید با حضور کارشناسان حل شود وقتی به مردم واگذار شود، مصیبت‌بار خواهد بود. مگر غیر از این است که اختلاف شیعه و سنی که می‌بایست در جلسه علما مطرح شود، وقتی به مردم سپرده شد، کشتار بی‌رحمانه تکفیری‌ها را به‌دنبال دارد؟ از روز اول که اعتصام به حبل‌الله که نص قرآن است جدی گرفته نشد، اختلاف‌ها حل نشد، تفرقه روزبه‌روز سخت‌تر شد و تا زمانی که اعتصام به حبل‌الله عملیاتی نشود، تفرقه، دردی بی‌درمان است. ما شیعیان که خود را متمسک و معتصم به ‌حبل‌الله می‌دانیم، چرا متفرقیم؟ یا تفرق‌مان تفرق نیست و یا اعتصام‌مان، اعتصام حقیقی نیست. وقتی دیدم امام صادق (ع) می‌گوید انتظار دارم از دوست مظلومم که به دوست ظالمم بگوید: «یا اخی، انا الظالم حتی یقطع التهاجر» برایم سنگین بود؛ اما وقتی دیدم ماشینی در خط ما می‌آمد و راننده حق خود را به او داد و راه را به او واگذار کرد تا تصادف نشود، معنای مطلب آن حضرت را فهمیدم. آیا همین عقل اجتماعی که رانندگان خبر دارند و راه را به ناحق می‌دهند تا تصادف نشود، نباید الگوی ما در رفتار با طرف ما در میدان سیاست باشد؟ هارون(ع) تجمل پیش‌ روی سامری و اصحابش را بهتر از جدایی بین بنی‌اسرائیل می‌دانست و علی(ع) هم راه هارون(ع) را شیوه خود قرار داد و می‌دانیم با آنکه هر دو مورد تفاوت حق و باطل بوده، تفریق و جدا کردن ممنوع بوده است. چگونه ممکن است تفاوتی که از نوع تفاوت حق و باطل نیست، مجوز تفرق و جدایی باشد؟ آیا دعوت به راه‌پیمایی آرام اعتراض‌آمیز و استمرار اعتراض، نوعی پذیرش تفریق نیست.


یادداشت یک دیپلمات درباره سردار قاسم سلیمانی

صادق خرازی، سفیر پیشین ایران در لندن و سازمان ملل در مطلبی که در صفحه فیس‌بوک منتشر کرده، نقل قولی از اوباما و جان کری، رئیس‌جمهور و وزیر خارجه آمریکا درباره قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه قدس آورده است .
خواستم امروز در مورد وجودی عزیز و دُرِّ یگانه‌ای بنویسم. با خود گفتم او را با عنوان «سردار» خطاب کنم، دیدم سپاهیان «قدرتمند» و باصلابت و شایسته برخوردار از این عنوان کم نیستند. خواستم برایش از پیشوند «آقا» استفاده کنم، دودل شدم چرا که بازهم هستند فرزانگانی که زیبنده آنند. عنوان دیگری جستم. با خود گفتم او کسی است که بسیاری از «سیاست‌پیشگان» و«سیاست‌سازان» در حوزه پیرامونی‌مان از او در اندیشه و لرزانند. امروزه او بسیاری از مرزهای عالم اسلام یعنی از یمن گرفته تا دشت قبچاق و سرزمین اویغورها، از مدیترانه و دجله و فرات، هلال خصیب تا رود سند و کشمیر، با عشق به ایران و ایرانیت، اسلام و ائمه‌اطهار سلیمان‌وار بر قالیچه باور و شهادت و جهاد سوار، هفت اقلیم را در می‌نوردد. او همان كسي است كه اوباما، رئيس‌جمهور ايالات متحده درباره او به العبادي، نخست‌وزير جديد عراق گفته است: «او دشمن من است، ولي من براي او احترام ويژه‌اي قائل هستم.» یا اینکه جان کری، وزیر خارجه آمریکا به دکتر جواد ظریف، وزیر امور خارجه ایران اسلامی گفته است که برای یک‌بارهم شده، مایل است او را ببیند. با اینکه عنوان رسمی او «سردار سرلشگر قاسم سلیمانی» است و موجب عزت جمهوري اسلامي ایران نیز هست، ولی مردم کوچه و بازار و همرزمانش او را به نام «حاج قاسم» می‌شناسند، چرا که او انسان «مخلص» و «مردمی» است، ولی خوب، در این دور و زمانه تعداد «حاجیان» هم کم نیستند. آری قاسم، قاسم است و به‌ عنوان و لقب و صفت نیاز ندارد. قاسم انسانی مستقل و هوشمند و کامل است. چون او در سایه خانواده دهقانی پرورش یافته، به‌خوبی رمز و راز پیوند و قلمه‌زدن و تکثیر نهال و درخت را می‌داند. اکنون او خود را تکثیر کرده است به آن معنی که هزاران هزار نهال قاسم سربدار در زیر دست او به درختان تنومندی بدل گشته‌اند که امروزه در جهان اسلام آماده جانفشانی هستند... نام او در كانون سياست و قدرت و در جهان اسلام، آميخته با رشادت و آزادي‌بخشي و رهايي‌بخشي است. قاسم سرمايه جاودانه جهان اسلام و هديه بي‌نظير خداوند به همه ایرانیان و محرومان جهان اسلام است.







مردی که به هر جا قدم می‌گذارد، آتش جنگ‌های داخلی شروع می‌شود

«برنار هنری لوی» که به «شیطان آشوب» معروف است، فرانسوی یهودی‌تباری است که به‌عنوان یک نظریه‌پرداز تمام‌عیار برای صهیونیست‌ها شناخته می‌شود.
او در بسیاری از بحران‌های جاری منطقه دیده می‌شود، در برنامه‌ریزی انحراف انقلاب‌های عربی از مسیر خود، مشارکت فعالی دارد و ناامنی‌های سوریه و لیبی محصول نظریه و دستور کارهای او برای تندروها و گروه‌هایی است که خواسته یا ناخواسته آب آشوب و کشتار را به آسیاب رژیم صهیونیستی می‌ریزند. گفته می‌شود برنار هنری لوی، پاسبان منافع صهیونیست‌ها نه‌تنها در منطقه، بلکه در تمامی تحولات امنیتی بین‌المللی است و سفرهای او با هدف تبیین دستور کارهای جدید برای گروه‌هایی است که مجری طرح تجزیه کشورهای خاورمیانه با هدف خدمت به پروژه خاورمیانه جدید در راستای منافع رژیم صهیونیستی است. لوی، اولاً به نقاط بحران‌خیز جهان سر می‌زند و در ثانی یک معیار اصلی برای تأیید اعتراضات و ناآرامی‌ها در کشورها دارد و آن، این است که تحولات امنیتی به ضرر اسرائیل نباشد؛ در غیر این صورت باید از مسیر خود منحرف شود حتی اگر به قیمت جان ده‌ها و صدها هزار سوری و لیبیایی تمام شود. سفر اخیر لوی به تونس بلافاصله پس از شکست اخوانی‌ها در انتخابات پارلمانی و در صدر قرار گرفتن حزب رقیب اخوان‌المسلمین صورت می‌گیرد. تقریباً در هر جای منطقه پیش از بروز بحران‌های امنیتی شدید، برنار لوی حضوری پررنگ دارد، از سودان گرفته تا قلب قاهره (میدان التحریر) و جمع معارضان بشار اسد و تندروهای لیبی و حتی شرق اروپا و افغانستان. روزنامه فرانسوی فیگارو درباره او می‌نویسد: برنار هنری لوی به‌صراحت در کنفرانس سالانه شورای نمایندگی مؤسسات یهودی در فرانسه گفت: در انقلاب لیبی مشارکت کردم و انگیزه یهودی من باعث این اقدام شد، زیرا باید پرچم وفاداری خود به صهیونیسم و اسرائیل را در این کشور بر می‌افراشتم. در سال ۲۰۰۶ به همراه برخی از شناخته‌شده‌ترین دشمنان جهان اسلام در حمایت از کارتونیست دانمارکی که طرح‌هایی کارتونی از مقدس‌ترین شخصیت جهان اسلام را چاپ کرده بود، نهضتی تبلیغاتی به راه انداخت. جالب است که سلمان رشدی هم به همراه لوی از امضاکنندگان و حامیان کارتونیست دانمارکی بود. لوی نظرات توهین‌آمیزی هم درباره حجاب دارد و آن را تحریک‌آمیز می‌داند.
 


خط خبر

دو عزاداری متفاوت شیعیان در مصر و یمن
همزمان با آغاز مراسم عاشوراي حسيني و فراخوان مسئولان شيعه مصر براي برگزاري مراسم عزاداري در مقام‌الحسين، موجي از حملات رسانه‌ای از سوی سلفي‌هاي مصر ايجاد شد. به گزارش الدستور، وزارت كشور مصر به بهانه تأمين امنيت منطقه الحسين و جلوگيري از وقوع هر نوع درگيري ميان شيعيان و افراطي‌هاي سلفي، درب مقام‌الحسين را بست و تمام افراد از آن خارج شدند. بنا بر اين گزارش تعداد زيادي از شهروندان شيعه در اطراف مقام‌الحسين تجمع كرده و منتظر باز شدن در آن شدند. در همین حال جنبش انصارالله یمن برای اولین بار مراسم عزاداری امام حسین(ع) را در صنعا برگزار کرد و پرچم‌های سیاه خیابان‌های پایتخت یمن را سیاه‌پوش کردند.

موجودیت رژیم صهیونیستی در خطر است

وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی از اتحادیه اروپا به دلیل مخالفتش با سیاست‌های شهرک‌سازی این رژیم به شدت انتقاد کرد. «آویگدور لیبرمن»، وزیر امور خارجه رژیم صهیونیستی در نشست خبری مشترک با وزیر خارجه دانمارک تصریح کرد: «ما با چالش‌های زیادی مواجه هستیم و شرایط سختی را تجربه می‌کنیم، موجودیت ما در اسرائیل به خطر افتاده است.» وی خطاب به مقامات اتحادیه اروپا گفت: شما به جای حمایت از اسرائیل، هر روز آن را متهم می‌‌کنید»! وی خاطرنشان کرد: «با توجه به اوضاع پیچیده منطقه و وضعیت ناآرام عراق، سوریه، یمن و لیبی باید اروپا نسبت به بحران امنیتی اسرائیل حساس‌تر باشد.» لیبرمن یادآور شد: «اسرائیل هر روز با فشارهای جدیدی مواجه می‌شود.»

از سلیمانی آموخته‌ایم که مرگ آغاز زندگی است

آسوشیتدپرس در گزارشی به قلم قاسم عبدالزهرا و ویوین سلامه می‌نویسد: زمانی که «داعش» هفته گذشته از شهر جرف‌الصخر عقب‌نشینی کرد، بلافاصله تصاویری روی پایگاه‌های خبری مستقل عراقی قرار گرفت، تصاویری از قاسم سلیمانی از فرماندهان قدرتمند سپاه پاسداران ایران؛ کسی که نامش مترادف شماری از پیروزی‌های نیروهای زمینی عراق است. فرماندهان نظامی می‌گویند ده‌ها مشاور از ایران و حزب‌الله لبنان در خطوط مقدم جرف‌الصخر حضور داشتند و به آموزش حدود هفت هزار سرباز و نیز هماهنگی با فرماندهان نظامی در آستانه عملیات جرف‌الصخر پرداختند. یکی از این فرماندهان که خود را ابوزینب معرفی می‌کند، می‌گوید: قاسم سلیمانی برنامه‌ریزی عملیات جرف‌الصخر را سه ماه قبل آغاز کرد. فرماندهان عراقی می‌گویند مشاوران ایران تحت فرمان سلیمانی در ماه ژوئن به عراقی‌ها مشاوره دادند. سلیمانی همچنین نقش مهمی را در آزادسازی شهر تحت محاصره ترکمن‌های شیعه آمرلی ایفا کرده است و سلیمانی حتی به مبارزان کرد برای دفاع از اربیل پایتخت منطقه‌ای آنها کمک کرده است. فرماندهان عراقی سلیمانی را فردی «شجاع» توصیف و تصریح کردند این مقام ايرانی هرگز در خطوط مقدم جليقه ضدگلوله به تن نمی‌کند. یکی از این فرماندهان می‌گوید ما از سلیمانی آموخته‌ایم که مرگ آغاز زندگی است، نه پایان زندگی.

بهشت‌فروشی ماهواره‌ها!

مدیر نمایندگی یک شبکه ماهواره‌ای با وعده وارد شدن یک زن به بهشت، اقدام به کلاهبرداری 300 میلیون ریالی از او کرد. مرد مالباخته درباره جزئیات کلاهبرداری از همسرش گفت: برای بیماری‌های روانی همسرم، با یک شبکه ماهواره‌ای تماس گرفتم و چندین بار در کلاس‌های عرفانی که برگزار کرده بودند شرکت کردم و برای هر بار شرکت مبلغی را پرداخت می‌کردم. آنها سپس ادعا کردند از طریق بحث‌های عرفانی و معنوی قادرند برای همسرم بعد از مرگ شفاعت کرده و او را مستقیم روانه بهشت کنند. با این صحبت‌های اغوا‌کننده بود که همسرم را فریب داده و او را تشویق کردند تا 300 میلیون ریال به حساب آنها واریز کند. این در حالی بود که من از این اتفاق بی‌اطلاع بودم. مدیر دفتر نمایندگی این شبکه ماهواره‌ای هم در اعترافات خود گفت: وقتی توانستیم اعتماد کامل او را جلب کنیم و فهمیدیم او در خانه نیست با همسرش تماس گرفته و با سوء‌استفاده از وضعیت روحی و روانی او ادعا کردیم قسمتی از بهشت را در اختیارش قرار می‌دهیم و او دیگر بعد از مرگش نباید نگران عذاب و برزخ باشد. او هم در ازای این کارمان پول درخواستی ما را که 300 میلیون ریال بود به حساب ما واریز کرد.

سازمان‌های جاسوسی از ایران چه می‌خواهند؟

وزارت اطلاعات با اشاره به شگردهای سازمان‌های جاسوسی، مهم‌ترین اهداف این سازمان‌ها را علیه کشورمان اعلام کرد و نوشت: خطر سازمان‌های اطلاعاتی فقط عملیات جاسوسی و جمع‌آوری اخبار و اطلاعات نیست، بلکه نفوذ و تأثیرگذاری در فرایند تصمیم‌گیری و مسائل اجرایی کشور از دیگر برنامه‌ها و نیازمندی آنها می‌باشد. سازمان‌های جاسوسی می‌خواهند: الف ـ-اطلاعات و اخبار مورد نیاز خود را جمع‌آوری کنند. ب ـ نقاط ضعف کشور را شناسایی و آنها را تشدید نمایند. ج ـ نقاط قوت کشور را شناسایی و آنها را تضعیف نمایند. د ـ در توانایی‌ها و مقدورات ما نفوذ و آنها را مورد تهاجم قرار دهند. هـ ـ انگیزه‌های ملی، میهنی و ارزشی ما را تخریب کنند.

سیلاب هندی فرصتی برای اسلام‌زدایی!
از فاجعه سیل در ایالت کشمیر بیش از یک ماه می‌گذرد، اما به گفته شاهدان، هنوز به برخی از روستاها نتوانسته‌اند ورود کنند و هیچ آماری از خسارات و تلفات جانی در دست نیست. متأسفانه دولت هند اخبار درستی از این فاجعه انتشار نمی‌دهد و خود نیز کمک زیادی نمی‌کند. به عقیده برخی تحلیلگران، دولت هند می‌خواهد از این فرصت استفاده کند و تا جایی که ممکن است بودیسم‌ها را وارد کشمیر کرده و جمعیت 98 درصد مسلمان این ایالت را برهم بزند.

ایران بر سر راهبردهای خود ایستاده است

روزنامه وال‌استریت‌ژورنال نوشت: برخی گزارش‌ها از تنش‌زدایی میان ایران و آمریکا حکایت می‌کند، اما ایران بر سر راهبردهای خود ایستاده است. هدف اصلی سیاست آمریکا در قبال ایران در سال‌های اخیر متقاعد کردن تهران به ایجاد تغییری راهبردی یا همان کنار گذاشتن راهبرد قدرت‌نمایی و بازداشتن دشمنان با شیوه‌های نامتقارن و به‌کارگیری راهبرد قبول رویه‌ها و هنجارهای بین‌المللی بود، اما به نظر نمی‌رسد ایران به انجام چنین تغییری مبادرت کرده باشد.

علت عصبانیت برخی دولت‌ها از صداوسیما

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: عادتی که بیشتر دولت‌ها معمولاً دارند این است که صداوسیمایی اختصاصی می‌خواهند؛ یعنی می‌خواهند که صداوسیما در اختیار آنها باشد، زیرا می‌خواهند دستاوردهای‌شان انعکاس پیدا کند. صفار هرندی افزود: اما باید توجه داشت که اگر این تمنا و تقاضا به آنجا برسد که دولت‌ها مدعی شوند که صداوسیما باید ملک ما باشد، هر چه ما می‌خواهیم در آن به نمایش درآید، هر زاویه‌ای که ما برای نگاه به مسائل انتخاب می‌کنیم صداوسیما باید در آن چارچوب حرکت کند، هر کس که ما می‌گوییم باید با او صحبت شود، هر کسی که ما می‌گوییم باید مجری باشد و... هر مقدار هم که این خواسته‌ها و خرده‌فرمایشات زیاد و زیاد ‌شود، صداوسیما نمی‌تواند و نباید به چنین چیزی تن دهد، زیرا در قانون پیش‌بینی شده که صداوسیما زیر نظر قوه خاصی نیست و به همین منظور هم هیئت نظارتی که بالای سر آن است، مرکب است از عناصر و نمایندگان سه قوه است و مدیر آن را هم هیچ‌یک از سه قوه تعیین نمی‌کنند. حال اگر دولتی اعلام کند که صداوسیما بر وفق مراد من عمل نکرده است و من هم پول نمی‌دهم، این نگرش بسیار اشتباه است، زیرا صداوسیما که اجیر شده دولت‌ها نیست.

«اندروید» وارد آشوب‌های اجتماعی شد

در حالی که اعتراضات خیابانی در هنگ‌کنگ همچنان ادامه دارد، انتشار یک بازی اندرویدی در حمایت از معترضان، از طراحی‌های پشت صحنه برای تبدیل این جریان به یک موج اجتماعی علیه چین، حکایت دارد. در این بازی که «چتر زرد» نام دارد، کاربر در نقش یکی از معترضان خیابانی حاضر می‌شود و باید با پلیس و رئیس دولت محلی هنگ‌کنگ که در این بازی پوششی شبیه گرگ دارد، مقابله کند. کشورهای غربی به‌ویژه آمریکا و انگلیس در هفته‌های اخیر با استفاده از شبکه گسترده رسانه‌ای، اظهارات و اقدامات مداخله‌جویانه‌ای را در ناآرامی‌های هنگ‌کنگ به بهانه حمایت از معترضان داشته‌اند. گفتنی است اخیراً کنگره ملی خلق چین با اتخاذ تصمیمی اعلام کرد، رئیس منطقه هنگ‌کنگ از سال 2017 میلادی با آرای مردم انتخاب می‌شود و نامزدهای انتخابات باید مورد تأیید دولت چین باشند


یادداشت
رضا صارمی

چالش جدید اوباما!
پرهزینه‌ترین انتخابات تاریخ آمریکا طی روزهای گذشته برگزار شد که منجر به پیروزی جمهوریخواهان و استیلای این حزب بر کنگره ایالات متحده شد، البته در نگاهی دقیق‌تر باید گفت فقط جابه‌جایی قدرت بین دو حزب انحصاری دموکرات و جمهوریخواه انجام شد! بنابر برآورد نهادهای مستقل، هزینه این انتخابات بیش از ۶۷/۳ میلیارد دلار بوده است.
این اولین بار از سال ۲۰۰۶ است که جمهوریخواهان اکثریت را در دو مجلس نمایندگان و سنا به‌دست آورده‌اند. در نتیجه، در مجلس سنا از مجموع ۱۰۰ کرسی، ۵۲ کرسی در اختیار جمهوریخواهان قرار گرفت و در مجلس نمایندگان، از مجموع ۴۳۸ کرسی، ۲۴۳ کرسی به جمهوریخواهان رسید. همزمان انتخابات فرمانداری‌های ایالت‌ها هم برگزار گردید که از مجموع ۵۱ ایالت، در ۲۶ ایالت فرمانداری به جمهوریخواهان رسید. از مجموع اتفاقات بالا می‌توان نتیجه گرفت که اوباما در دو سال پایان دوران ریاست‌جمهوری با مشکلات عدیده‌ای روبه‌رو خواهد شد. این را در سخنان بعضی از سران مؤثر حزب جمهوریخواه می‌توان دید، از جمله «تد کروز»، سناتور ایالت تگزاس که یکی از نامزدهای احتمالی انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ است که، می‌گوید: «عصر بی‌قانونی اوباما به پایان رسیده است.»
مهم‌ترین چالش‌های اوباما با کنگره، در بحث سیاست داخلی قانون تأمین اجتماعی یا همان «اوباما کر» (Obama care) است که جمهوریخواهان شدیداً مخالف اجرای آن هستند. در سیاست خارجی، اصلی‌ترین موضوع، مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا است که جمهوریخواهان نظارت کامل بر مذاکرات را خواستارند. آنها معتقدند که در جریان مذاکرات، دولت سختگیری لازم را نسبت به ایران اعمال نمی‌کند. البته با توجه به اینکه مجالس آمریکا فعالیت خود را از ژانویه آغاز می‌کنند، دولتمردان این کشور هنوز وقت دارند تا مذاکرات را به نتیجه برسانند و با توجه به اینکه اوباما در دوران ریاست‌جمهوری خود هیچ دستاورد قابل توجه در زمینه سیاست خارجی به‌دست نیاورده و تقریباً به هیچ‌کدام از وعده‌های انتخاباتی خود جامه عمل نپوشانده است، می‌توان گفت اوباما فرصت زیادی برای به نتیجه رساندن مذاکرات هسته‌ای با ایران ندارد و به همین دلیل هم هست که چندان مایل نیست که در صورت موفق نبودن مذاکرات تا پایان ضرب‌الاجل سوم آذر، مذاکرات تمدید شود.
نکته جالب توجه انتخابات اخیر آمریکا، به وجودآمدن این دیدگاه در بین مردم آمریکا است که هیچ‌کدام از این دو حزب، قادر به تغییر و بهبود وضعیت فعلی آمریکا نیستند. این موضوع در سال‌های آینده می‌تواند به تهدیدی برای نظام دوحزبی آمریکا تبدیل شود و زمینه‌ساز ظهور یک ضلع سوم در نظام حکومتی ایالات متحده شود.


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

ذوق‌زدگی جناحی از انتخابات آمریکا
حسین عبداللهی فر

در هفته‌ای که مردم مسلمان ایران در سوگ مولای استکبارستیزشان عزادار بودند و در روز عاشورا به مناسبت روز مبارزه ملی با استکبار، فریاد «هیهات من الذله» را در قالب «مرگ بر آمریکا» سر می‌دادند، برخی از اصحاب جراید به استقبال توافق بزرگ با نماد استکبار «آمریکای سلطه‌جو» در عصر حاضر رفته و ذوق‌زدگی خود را با تیترها و تصاویر اول‌شان خود بروز دادند.
در ادامه این روند را با مرور تیترهای درشت چند روزنامه بررسی می‌کنیم:
شنبه(۱۰/۸) «آرمان»؛ «سه هفته طلایی تا توافق نهایی» را تیتر یک خود برگزید و از حرکت روان در شیب حساس مذاکرات سخن گفت.
«اعتماد» هم در همین روز «آخرین چانه‌زنی در پایتخت میانجی» را تیتر اول خود قرار داد و از قول ولایتی نوشت: «عمان همواره برای کمک به ایران حسن‌نیت داشته است.»
«مردم‌سالاری» با اختصاص تیتر اول خود به اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا از قول وی نوشت: «در حال مذاکره مستقیم با ظریف هستم.»
این روزنامه یک روز بعد(۱۱/۸) هم زیر تصویر بزرگی از کری و ظریف، مذاکره آن دو در عمان را برجسته کرد و در تیتر اول خود به «تکذیب خبر واشنگتن‌پست درباره تعداد سانتریفیوژها» به نقل از وزارت خارجه آمریکا اشاره کرد.
«آرمان» هم در این روز، تیتر اول خود را به شعار تغییر اوباما اختصاص داد و با درشت‌ترین حروف از «عیار تغییر در پیچ توافق بزرگ» سخن راند.
این روزنامه همچنین روی تصویر بزرگی از ولایتی نوشت: «مذاکرات باید تا سوم آذر به نتیجه برسد.»
«شرق» نیز با اختصاص تیتر یک خود به تقویم مذاکرات هسته‌ای نوشت: «ظریف، کری و اشتون شنبه آینده در عمان رایزنی می‌کنند.»
«شهروند» در همین روز «ادامه مذاکرات هسته‌ای در حاشیه خلیج‌فارس» را تیتر کرد و نوشت: «عمان تا یک هفته دیگر میزبان وزرای خارجه ایران و آمریکا است.»
این روند پس از تعطیلات تاسوعا و عاشورایی که با روز مبارزه با استکبار جهانی همزمان شده بود، ادامه داشت.
چهارشنبه (۱۴/۸/) «اعتماد»؛ «صدای واحد ایران» را تیتر اول خود انتخاب کرد و نوشت: «پاییز است اما مسئولان رده بالای کشور به بهار مذاکرات هسته‌ای امید دارند. حالا زمان چیدن میوه‌هایی است که مذاکره‌کنندگان هسته‌ای یک سال برای رشد آن تلاش کرده بودند، توافقی که بسیاری معتقدند ایران در چند قدمی آن قرار دارد و تنها کمی اراده جدی طرف‌های مذاکره را می‌طلبد. روزهای اخیر پر بود از ابراز امیدواری مقامات کشور نسبت به همین توافقی که بسیاری به حصول آن دل بسته‌اند، نگاه‌ها به یکدیگر نزدیک شده و حالا نوبت آن سوی طرف‌های مذاکره است.»
در آن سوی مذاکره، اما وضعیت متفاوت است. چنین اشتیاقی نه در مسئولان و نه در مردم، مشاهده نمی‌شود. مقامات آمریکایی در حالی معتقدند که توافق بد، بدتر از توافق نکردن است که مردم آمریکا هم با انتخاب جمهوریخواهان در مجلس و سنای این کشور، مانع بزرگی بر سر راه توافق بزرگ ایجاد کردند.
«آفتاب یزد» در همین رابطه این سؤال را با حروف بسیار درشتی روی تصویری از اوباما مطرح کرد که «آیا کنگره آمریکا جان توافق هسته‌ای را می‌گیرد؟»
«اعتماد» هم «دو سال کابوس برای اوباما» را روی تصویری از رئیس‌جمهور آمریکا قرار داد و نوشت: «جمهوریخواهان سنا، مجلس نمایندگان و فرمانداری‌ها را از آن خود کردند.»
«آرمان» نیز «دو سال بحرانی در انتظار اوباما» را با حروف درشتی روی تصویر اوباما قرار داد و نوشت: «دموکرات‌ها در انتخابات مجلس نمایندگان و سنا شکست خوردند.»
«شرق»؛ «سایه فیل‌ها روی میخ مذاکره» را روی تصویر بزرگی از رئیس‌جمهور آمریکا قرار داد و در سرمقاله خود به قلم صادق زیباکلام نوشت: «ساده‌ترین و در عین حال درست‌ترین جمع‌بندی‌ای که از انتخابات کنگره و سنای آمریکا و پیروزی جمهوریخواهان می‌توان داشت، آن است که تصور کنیم در انتخابات 24 خرداد سال گذشته، به جای آقای روحانی و ائتلاف اعتدالیون و اصلاح‌طلبان، تندروها به پاستور راه پیدا می‌کردند. یقیناًً چشم‌انداز هر نوع مصالحه و توافق بسیار تنگ‌تر می‌شد. نتایج انتخابات قوه مقننه در ایالات متحده نیز کمابیش چنین وضعیتی را برای مذاکرات هسته‌ای ایجاد کرده و رسیدن به یک توافق نهایی را تا حدود زیادی پیچیده‌تر کرده است.»
«وطن امروز» با نگاهی متفاوت، «تغییر» را روی تصویر بزرگی از رئیس‌جمهور آمریکا قرار داد و در سرمقاله همین روزش آن را فرصتی تاریخی برای دولت روحانی ذکر کرد و نوشت: «تأثیر پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات اخیر آمریکا و تسلط آنها بر کنگره را نمی‌توان به تحولات سوریه و عراق محدود کرد. موضوع مذاکرات هسته‌ای با ایران هم در زمره اتفاقاتی است که تغییر موازنه قدرت در آمریکا اثر مستقیمی بر آن خواهد داشت.»
این روزنامه با اشاره به دیدگاه‌های متفاوتی که در این رابطه وجود دارد، افزود: «اکنون اما جمهوریخواهان، سنا را در اختیار گرفتند، قدرت آنها در کنگره افزایش یافته و قاعدتاًً دیدگاه آنها درباره موضوع تحریم‌ها و نحوه مقابله با ایران در آمریکا تقویت شده است، به همین دلیل مناسبات اوباما در درون هیئت حاکمه تغییر کرده است و قاعدتاًً جمهوریخواهان در موضوع مذاکرات هسته‌ای اعمال نظر بیشتری خواهند داشت... بر همین اساس توافق هسته‌ای بسیار دشوار شده است و همانگونه که هیلاری کلینتون وعده‌اش را داده بود، توافق جامع در دوران اوباما محقق نخواهد شد... به نظر می‌رسد انتخابات اخیر در آمریکا برخلاف دیدگاه رایج، یک شانس ویژه برای دولت روحانی است. نیاز دموکرات‌ها به اوباما به توافق جامع هسته‌ای با ایران امروز از هر زمان دیگری آشکارتر شده است. مذاکرات آتی هسته‌ای در مسقط می‌تواند صحنه امتیازگیری ایران از آمریکایی‌ها باشد.»


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروري بر مقاومت گسترده فلسطيني‌ها در حمايت از مسجد‌الاقصي
آتش انتفاضه قدس در حال شعله‌ور شدن است

جهان در حالي معطوف به تحولات عراق و سوريه و اوكراين و اخيراً نيز نتايج انتخابات آمريكا شده است كه فلسطين شاهد تحولاتي تأمل‌برانگيز است كه حمايت‌های جهان اسلام از آن را طلب مي‌كند.
اين روزها مسئله فلسطين حول محور قدس و در يك كلام، مسجدالاقصي در گردش است. سران رژيم صهيونيستي كه از پيامدهاي شكست در جنگ غزه در هراس هستند، محور اشغالگري و حملات خود را به قدس معطوف ساخته‌اند، چنانكه در كنار ساخت صدها واحد مسكوني در قدس، طرح سلطه بر مسجدالاقصي را تشديد كرده‌اند. آنها با پشتيباني از افراط‌گراياني همچون خاخام گليك سعي در اجراي طرح تقسيم مسجدالاقصي ميان يهوديان و مسلمانان را داشته تا در نهايت مانند حرم ابراهيمي كه مسلمانان را از حضور در اين مكان مقدس حذف کردند، مسجدالاقصي را نيز به زير سلطه خويش درآورند. واكنش فلسطينيان به اين اقدامات حضور گسترده در مسجدالاقصي و برپايي تظاهرات در قدس، كرانه باختري و غزه بود. پس از اين، صهيونيست‌ها با بهانه قرار دادن ترور خاخام گليك، اقدام به بستن مسجدالاقصي كردند تا به‌زعم خود از يك سو به شهرك‌نشينان صهيونيست درباره ايجاد امنيت براي آنان اطمينان دهند تا مانع از كوچ معكوس آنها شوند و از سوي ديگر، با بالابردن هزينه مقاومت براي فلسطينيان به باج‌خواهي از آنان بپردازند.
صهيونيست‌ها اين‌بار نيز محاسبات‌شان اشتباه بود، چرا كه واكنش فلسطينيان خانه‌نشيني نبود، بلكه اوج‌گيري قيام مردمي بود. هزاران فلسطینی در رام‌الله و بخش شرقی قدس با نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی درگیر شدند، در حالي كه همزمان در اردوگاه «شعفاط» نیز درگیری‌های شدیدی به وقوع پيوست تا نشانه‌اي ديگر بر تحقق انتفاضه جديد فلسطين باشد. شبکه خبری انگلیسی «اسکای‌نیوز» طی گزارشی نوشت: در خیابان‌های بیت‌المقدس انبوهی از نیروهای امنیتی مشاهده می‌شوند و مشخص نیست که این نیروها چه مدت در معابر عمومی باقی خواهند ماند.
در بخش عرب‌نشین قدس، نیروهای امنیتی در خیابان‌ها در حال استقرار موانع هستند و پست‌های بازرسی خودرو را ایجاد کرده‌اند. صهیونیست‌ها هزاران نفر از یگان‌های ویژه و محافظان مرزی خود را در خیابان‌ها و محورهای منتهی به بخش قدیمی قدس و مسجدالاقصی مستقر کرده‌اند و بخش قدیمی قدس را بسته‌اند.
همزمان در كرانه باختري نيز حالت فوق‌العاده اعلام شده است، در حالي كه تدابير امنيتي در مناطق اشغالي 1948 نيز تشديد شده است.
بعد ديگر حركت‌هاي فلسطينيان را استفاده از خودرو براي مقابله با صهيونيست‌ها تشكيل مي‌دهد.
پس از آنکه طی چند هفته سه عملیات شهادت‌طلبانه در قدس اشغالی با استفاده از خودرو و زیرگرفتن صهیونیست انجام شد، برخی رسانه‌های صهیونیستی نام خیزش جدید مردم قدس را «انتفاضه خودرو» گذاشته‌اند. بنا به گزارش پایگاه خبری «وطن»، اولین عملیات مربوط به ماه گذشته (اکتبر) بود. حدود دو هفته پیش «عبدالرحمن الشلودی» شهید فلسطینی در عملیاتی شهادت‌طلبانه چند صهیونیست را با خودروی خود زیر گرفت. در این عملیات یک صهیونیست به هلاکت رسید و 9 نفر دیگر زخمی شدند.
دو عملیات شهادت‌طلبانه دیگر در روزهاي اخير رخ داد. در یکی از آنها «ابراهیم عکاری» ساکن الخلیل با خودروی خود چند صهیونیست را در ایستگاه اتوبوس زیر گرفت. در این عملیات نیز یک صهیونیست به هلاکت رسید و 14 نفر دیگر زخمی شدند. در دومین عملیات نیز جوان فلسطینی دیگری با خودروی خود چند نظامی صهیونیست را در اردوگاه «العروب» زیر گرفت و آنها را زخمی كرد. مجموع اين تحولات يك اصل را در اذهان ايجاد كرده و بسياري از شخصيت‌ها و رسانه‌هاي صهيونيستي نيز به آن، اشاره كرده‌اند و آن آغاز دوباره انتفاضه است.
اوضاع این روزهای صهيونيست‌ها چنان شده كه موگريني، مسئول جديد سياست خارجي اتحاديه اروپا در سفر به سرزمين‌هاي اشغالي مي‌گويد: «اسرائيل در خطرناك‌ترين وضعیت قرار دارد.»
انتفاضه واژه‌اي است كه هر زمان فلسطينيان به زبان آورده‌اند هراس سنگين ارتش و حاكمان رژيم صهيونيستي را به همراه داشته است، چرا كه انتفاضه به معناي حركتي برگرفته از انسجام و وحدت است كه محور آن را مقاومت و شهادت تشكيل مي‌دهد.
بر اين اساس نيز صهيونيست‌ها همه ابزارهاي داخلي و خارجي را به كار مي‌گيرند تا مانع از آغاز انتفاضه فلسطينيان شوند. جنگ غزه زمينه‌ساز آن شد تا ملت فلسطين بار ديگر انتفاضه را راهبرد نهايي براي رسيدن به حقوق خود بداند، چرا كه از يك سو، تزلزل بيشتر صهيونيست‌ها بر همگان آشكارتر شد و از سوي ديگر، اين امر مورد تأكيد قرار گرفت كه جامعه جهاني و روند سازش نمي‌تواند دستاوردي براي فلسطينيان داشته باشد و انتفاضه تنها گزينه باقي مانده است.
جنگ ۵۱ روزه غزه هر چند در حوزه عمليات نظامي معطوف به حملات صهيونيست‌ها به غزه و مقاومت و ايستادگي ساكنان اين سرزمين بوده، اما كارنامه ساير مناطق فلسطين، بيانگر نكات مهم ديگري است و آن، آغاز حركت‌هاي فلسطينيان در حمايت از مقاومت غزه بود.
در کرانه باختري فلسطينيان اعتراضات گسترده‌اي را عليه صهيونيست‌ها برپا کردند که 40 شهيد به همراه داشت. در اعتراضات اخیر در قدس نيز فلسطينيان حرکت‌هاي اعتراضي گسترده‌اي صورت دادند که تاکنون ده‌ها بازداشتي داشته است. نکته مهم اعتصابات و اعتراضات مردمي در اراضي اشغالي 1948 بوده که چالش‌هاي بسياري براي صهيونيست‌ها به همراه داشته است. بررسي تحولات فلسطين از غزه تا کرانه باختري، قدس و اراضي اشغالي 1948 بيانگر يک اصل مسلم و نهايي است و آن اينکه، ملت فلسطين حرکتي يکپارچه را عليه رژيم صهيونيستي آغاز کرده و جنگ با اين رژيم، صرفاً معطوف به غزه نیست. حركتي كه مي‌توان آن را حلقه‌هاي انتفاضه ناميد که در حال تکمیل شدن و اتصال به هم است.
نكته مهم آن است كه ملت فلسطين دريافته است كه نه روند سازش، نه كشورهاي عربي و غربي و نه سازمان ملل و... هيچ یک، اقدامي براي فلسطين صورت نخواهند داد، چنانكه در طول هفته‌هاي اخیر، در برابر سركوب فلسطينيان در قدس و كرانه باختري سكوت كرده‌اند. بر اين اساس است كه بسياري تأكيد دارند، فلسطينيان در مسير انتفاضه قرار گرفته‌اند كه تسليح كرانه باختري مي‌تواند آتش نهايي اين انتفاضه را شعله‌ور سازد.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

باج‌گيري صهيونيست‌ها از آمريکا
انتشار اخباري مبني بر ابله خطاب کردن نتانياهو از سوي سران کاخ سفيد و اين مسئله که آمريکايي‌ها اعلام کرده‌اند نتانياهو جرئت حمله به ايران ندارد و سپس اعلام خبر لغو خريد تسليحاتي رژيم صهيونيستي از آمريکا (جنگنده‌هاي اف 22) زمينه‌ساز آن شد تا رسانه‌هاي خبري از پايان شش دهه اتحاد ميان آمريکا و رژيم صهيونيستي خبر دهند. رسانه‌هايي مانند المانيتور اعلام کرده‌اند دوستي و نزديکي رژيم صهيونيستي و آمريکا رو به پايان است و دو طرف در مسير متفاوت منافع قرار گرفته‌اند! اين خط رسانه‌‌اي از سوي رسانه‌هايي همچون رويترز، واشنگتن‌پست و ... نيز تکرار شده است.
اين فضاي رسانه‌اي در حالي مطرح شده که چند نکته حاشيه‌اي در باب آن قابل توجه است. اولاً مواضع مقامات آمريکايي است، چنانکه جان‌ساکي، سخنگوي وزارت خارجه آمريکا بر اين امر تأکيد کرد که عبارات عليه نتانياهو موضع وزارت خارجه آمريکا نيست و کري وزير خارجه حتماً به آن پاسخ مي‌دهد. سوزان رايس، مشاور امنيت ملي اوباما نيز تأکيد مي‌کند روابط تل‌آويو ـ واشنگتن در عالي‌ترين سطوح است.
سخنگوي وي نيز تأکيد مي‌کند آمريکا در باب مذاکرات هسته‌اي با ايران همه امور را با تل‌آويو هماهنگ مي‌کند. همزمان با اين اظهارات، منابع خبري از فشارهاي گسترده جمهوريخواهان و نمايندگان کنگره براي همگرايي و عذرخواهي کاخ سفيد از رژيم صهيونيستي خبر داده‌‌اند. ثانياً اين حقيقت غيرقابل انکار است که با بحران دروني گسترده در رژيم صهيونيستي و تزلزل شديد جايگاه جهاني آن پس از شکست در جنگ غزه، نياز صهيونيست‌ها به حمايت‌هاي آمريکا گسترده‌تر شده، چنانکه پس از مطرح شدن اظهاراتي عليه جان‌کري، يعلون، معاون نخست‌وزير صهيونيست‌ها راهي واشنگتن شد تا از سران کاخ سفيد عذرخواهي کند.
با توجه به اين وضعیت به صراحت مي‌توان دريافت که از يک‌سو سران کاخ سفيد به دنبال تقابل با رژيم صهيونيستي نيستند و از سوي ديگر سران صهيونيست‌ها نيز نياز بسياري به حمايت‌هاي آمريکا دارند.
بر اين اساس مي‌توان گفت، نتانياهو، نخست‌وزير رژيم صهيونيستي به شدت در عرصه داخلي گرفتار بحران است به گونه‌اي که زمزمه برکناري وي بلندتر شده است. نتانياهو براي قدرت‌نمايي و نمايش اقتدار خود و نيز انحراف افکار عمومي به حاشيه‌ها، سياست اشغالگري در قدس و کرانه باختري و حتي بستن مسجد‌الاقصي به روي فلسطيني‌ها و در حوزه سياست خارجي بحران‌سازي در منطقه و حتي تقابل با اروپا آمريکا را در پيش گرفته است، چنانکه در اين عرصه رسماً با خواست اروپا و آمريکا براي توقف شهرک‌سازي مخالفت کرده و در باب اهانت مقامات آمريکايي به وي، عذرخواهي کرده است.
اما نکته بسيار مهمي که غيرقابل انکار است، نقش لابي صهيونيستي در ساختار سياسي و به قدرت رسيدن سناتورهاي کنگره و نيز روساي‌جمهور و مقامات ارشد آمريکايي است. سابقه رفتاري صهيونيست‌ها نشان مي‌دهد که همزمان با برگزاري انتخابات در آمريکا، لابي صهيونيستي براي کسب حداکثر امتيازات فعال مي‌شود، در حالي که بازي دوجانبه‌اي را ميان جمهوريخواهان و دموکرات‌ها به راه مي‌اندازند. در حوزه اجرايي کاخ سفيد و در حوزه تصويب قوانين، کنگره نقش اساسي ايفا مي‌کند و صهيونيست‌ها با به کارگيري هر دو طيف، به دنبال منافع بيشتر هستند.
اين سناريو مطرح است که صهيونيست‌ها با ادعاي رويکرد تقابلي با کاخ سفيد و نشان دادن چراغ سبز به جمهوريخواهان برآنند تا از يک سو، جمهوريخواهان را به همگرايي بيشتر ضد ايراني خود متقاعد سازند و از سوي ديگر دموکرات‌ها را که نمي‌خواهند از کمک‌هاي لابي صهيونيستي محروم شوند به همراهي با خود وادار کنند. بر اين اساس مي‌توان گفت، تقابل ادعايي ميان آمريکا و صهيونيست‌ها بيشتر برگرفته از سوءاستفاده صهيونيست‌ها از شرايط انتخاباتي آمريکا است، تا برگرفته از حقيقت. بر اين اساس اين تصور که اين تقابل برگرفته از مذاکرات ايران و آمريکا است تصوري باطل است، چراکه رفتار جمهوريخواهان و دموکرات‌ها نشان مي‌دهد که آنها به دنبال جلب نظر لابي صهيونيستي هستند و در کنار ايران قرار نمي‌گيرند.


پرونده

نقش کنگره در توافق هسته‎ای با ایران
پس از آنکه جمهوریخواهان آمریکایی توانستند اکثر کرسی‌های هر دو مجلس نمایندگان و مجلس سنای آمریکا را تصاحب کنند، گمانه‌زنی‌های زیادی درباره نقش کنگره و این قانونگذاران در توافق هسته‌ای با ایران مطرح شده است. در این میان برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که نهاد قانونگذار آمریکایی پس از سیطره جمهوریخواهان بر آن راه تخریب توافق هسته‌ای بین ایران و گروه 1+5 را پیش خواهد گرفت، اما روزنامه واشنگتن‌تایمز از قول منابعی در کنگره گزارش داده رأی جمهوریخواهان برای رد کردن توافق هسته‌ای احتمالی با ایران کافی نیست. یک دستیار ارشد کنگره می‌گوید: «کنگره‌ تحت کنترل جمهوریخواهان آزادی عمل بیشتری برای تصمیم‌گیری درباره رأی‌گیری در موضوعاتی نظیر حفظ یا عدم حفظ فشار تحریم‌ها بر ایران خواهد داشت، اما رئیس‌جمهور هنوز توانایی وتوی مصوبه‌ها و توان معاف کردن از آن تحریم‌ها را در اختیار ندارد.» مطابق قانون‌های فعلی آمریکا، رئیس‌جمهوری این کشور اختیارات لازم برای رفع دائمی تحریم‌ها را بدون مصوبه کنگره ندارد، اما وی می‌تواند اکثر آنها را بدون نیاز به مصوبه کنگره تعلیق کند.
دیپلمات‌های اروپایی: اکنون زمان توافق هسته‌ای با ایران است

جمعی از دیپلمات‌های ارشد سابق اروپایی در یادداشتی با عنوان «اکنون زمان رسیدن به توافق هسته‌ای با ایران است» در روزنامه انگلیسی گاردین، تأکید کردند: 3+3 (سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان و سه کشور غیر اروپایی چین، روسیه و آمریکا) باید فرصت ایجاد شده را غنیمت بشمارد. نویسندگان این مقاله تأکید دارند به تأخیر انداختن زمان توافق تصمیم‌گیری را دشوارتر می‌کند و فرصت بیشتری به مخالفان برای تخریب روند دیپلماتیک مربوط برای توافق می‌دهد و از دو طرف خواسته‌اند به توافقی دست یابند که ضمن پاسخگویی به نگرانی‌های صلح‌آمیز و موثر از تکثیر اتمی به آرمان‌های منطقی و حاکمیت ملی ایران احترام بگذارد. «خاویرسولانا» وزیر امور خارجه سابق اسپانیا، وزیر خارجه سابق سوئد، وزیر خارجه سابق ایتالیا، از جمله نویسندگان این یادداشت بوده‌اند.
۸۴ درصد یهودیان آمریکا موافق توافق هسته‌ای ایران هستند

نظرسنجی یک مؤسسه یهودی در آمریکا نشان می‌دهد که ۸۴ درصد یهودیان این کشور خواهان توافق هسته‌ای بین تهران و شش قدرت هسته‌ای و رفع تحریم‌های ایران هستند. نظرسنجی یک مؤسسه غیردولتی یهودی در آمریکا «جی‌استریت» نشان می‌دهد که بخش اعظمی از یهودیان این کشور از توافقی هسته‌ای که تضمین کند برنامه هسته‌‌ای ایران در ازای لغو تحریم‌ها، صلح‌آمیز باقی می‌ماند حمایت می‌کنند. یهودیانی که در این نظرسنجی شرکت کرده بودند وضعیت اقتصادی آمریکا و نیز برنامه خدمات درمانی باراک اوباما را مهم‌ترین عوامل تأثیرگذار در آرای انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره دانسته بودند و هیچ‌ یک از آنها اشاره‌ای به ایران به عنوان عامل تأثیرگذاری در ر‌أی‌شان نکردند. این نظرسنجی در حالی انجام می‌گیرد که لابی صهیونیستی آیپک به نیابت از یهودیان تمام سعی خود را برای عدم توافق هسته‌‌ای بین ایران و شش قدرت جهانی به کار گرفته است.


اقتصادى
سعید مهدوی

فضای کسب و کار در ایران
بخش مهمی از عوامل مؤثر در رشد اقتصادي هر كشوری در گرو فضاي كسب‌وكار مناسب است و فضای کسب‌وکار شامل آن دسته از عوامل و مولفه‌هایی می‌شود که ما (به عنوان صاحب کسب‌وکار) تسلطی بر آن نداریم، اما آن عوامل بر عملکرد ما مؤثر هستند، به عبارت دیگر، فضای کسب‌وکار به آن دسته از عوامل مؤثر بر عملکرد بنگاه‌های اقتصادی گفته می‌شود که مدیران بنگاه‌ها نمی‌توانند آنها را تغییر داده یا بهبود بخشند.
فضاي كسب‌وكار سرمايه‌گذاري را مي‌توان از حوزه‌هاي راهبردی توسعه صنعتي ايران تلقي كرد كه عمدتاً ناشي از كليه عوامل بيروني بوده و عواملي چون بهره‌وري و اشتغال نيروي كار، سرمايه‌گذاري و ظرفيت‌هاي توليدي را تحت‌تأثير خود قرار مي‌دهد. از سوي ديگر، توسعه اقتصادي بر پايه رقابت‌پذيري كشورها استوار است و سلامت محيط كسب‌وكار از عوامل مؤثر بر رقابت‌پذيري است.
محيط كسب‌وكار شفاف و سالم كه منتج از سلامت اقتصاد و سياست درست كشورها بوده و به نتيجه‌هاي مثبت اقتصادي از قبيل صادرات مفيد، رشد اقتصادي و توسعه صنعتي منجر مي‌شود، از مواردي است كه به طور حتم بايد در فهرست سياست‌هاي اقتصادي دولت قرار بگيرد. فضاي كسب‌وكار متأثر از حوزه‌هاي مختلفي است كه مهم‌ترين آنها عبارتند از: درجه باز بودن اقتصاد، حاكميت و كارايي دولت، كارآمدي بازارها، محيط اجتماعي ـ سياسي، مسائل بين‌المللي، انعطاف‌پذيري بازار كار، مديريت و محيط مستعد برای توسعه فناوري و باز بودن اقتصاد كشورها.
به دلیل ظرفیت‌های عظیم ایران از نظر منابع زیرزمینی و روزمینی، موقعیت جغرافیایی و همچنین در حال توسعه بودن کشور، فضای کسب‌وکار به‌گونه‌ای باید مناسب و مستعد باشد که سرمایه فعالان اقتصادی را از کشورهای دیگر جذب کند، نه اینکه، این محیط به‌گونه‌ای مدیریت شود که نه تنها موجب بی‌میلی سرمایه‌گذاران خارجی شود، بلکه سرمایه‌گذاران و فعالان اقتصادی داخل کشور را نیز به سوی کشورهای مستعد از جمله برخی از کشورهای همسایه روانه کند. از راهکارهای دیگر در بهبود فضای کسب‌وکار، حمایت‌های جدی دولت از تولیدکنندگان داخلی، سهولت در امر پرداخت تسهیلات بانکی به تولیدکنندگان و کاهش تصدی‌گری دولت در اقتصاد، وضع محدودیت‌ها و مشوق‌های لازم برای واردات و صادارات (متناسب با بازار داخل) و افزایش مشارکت مردم و بخش خصوصی در این زمینه است.
البته بانك جهاني هر ساله گزارشي از فضاي كسب‌وكار كشورها منتشر مي‌‌کند. در گزارش جدید بانک جهانی برای سال 2014 فضای کسب‌وکار ایران از بین 189 کشور با دو پله صعود در رده ۱۳۰ قرار گرفته است.
این شاخص بانک جهانی تغییرات موثر بر 10 حوزه چرخه عمر كسب‌و‌كار را رديابي و مورد سنجش قرار مي‌دهد که شامل بررسی مراحل مختلف شروع کسب‌وکار، دریافت مجوزهای لازم ساخت، به‌کارگیری نیروی کار، ثبت مالکیت، دریافت اعتبارات، حمایت از سرمایه‌گذاران (سهامداران)، پرداخت مالیات، تجارت فرامرزی، لازم‌الاجرا شدن قراردادها و نیز چگونگی پایان یک کسب‌وکار هستند. گفتنی است که روش‌شناسی کسب‌و‌کار از این طریق، با محدودیت‌هایی روبه‌رو است و برخی عوامل مهم و مؤثر بر کسب‌وکار همچون وضعیت اقتصاد کلان یا توانایی زیربنایی نهادهای مختلف کشور، به صورت مستقیم از طریق پروژه کسب‌و‌کار مطالعه نمی‌شوند.


نداى قدس

مخالفت 60 درصد ‌صهیونیست‌ها با نخست‌وزیری مجدد نتانیاهو
نتایج نظرسنجی شبکه 10 تلویزیون رژیم صهیونیستی و شبکه «پنل» که متعلق به کنیست (پارلمان رژیم صهیونیستی) است، نشان‌دهنده کاهش شدید محبوبیت «بنیامین نتانیاهو» است. به گزارش روزنامه «المانتیور»، بر اساس نظرسنجی‌های انجام گرفته، بیش از 60 درصد صهیونیست‌ها مایل نیستند نتانیاهو برای یک دوره دیگر نخست‌وزیر باشد. پس از پایان جنگ غزه و به دنبال پذیرش آتش‌بس با حماس، محبوبیت نتانیاهو کاهش یافته است.
گروه‌های اروپایی خواستار لغو توافقنامه با رژیم صهیونیستی

به گزارش خبرگزاری فلسطینی وفا، 309 گروه از 19 کشور عضو اتحادیه اروپا، اخیراً با ارسال بیانیه‌ای به «فردریکا موگرینی» مسئول جدید سیاست خارجی اتحادیه اروپا در آستانه نخستین سفر او به فلسطین اشغالی و کرانه باختری، از وی خواستند که توافقنامه انجمن اتحادیه اروپا ـ اسرائیل را ملغی اعلام کند. به موجب توافقنامه انجمن اتحادیه اروپا-ـ اسرائیل، رژیم صهیونیستی به بازارهای اروپایی دسترسی داشته و امکان مشارکت در برنامه‌های اتحادیه اروپا برایش فراهم شده است. این گروه‌ها در این بیانیه جنایات عامدانه رژیم صهیونیستی علیه غیرنظامیان طی جنگ اخیر در غزه را محکوم کردند.
تقسیم‌بندی زمانی شگرد جدید برای یهودی‌سازی قدس

به گزارش خبرگزاری قدس، کمیته حمایت از انقلاب اسلامی مردم فلسطین در بیانیه‌ای پیرامون تجاوزگری اخیر رژیم صهیونیستی به ساحت مبارک مسجدالاقصی اعلام کرد: هنوز دیر زمانی از ددمنشی صهیونیست‌ها در غزه نگذشته است که پرونده‌ای دیگر از تجاوزگری صهیونیست‌ها در قدس باز شده و گویی قرار نیست که این قوم لجوج و عنود و پیمان‌شکن رفتار نفرت‌آلود خود را مهار کند. در ادامه این بیانیه آمده است: داستان تقسیم‌بندی زمانی حضور فلسطین‌ها در مسجد الاقصی که ظاهراًً با شگردی جدید در پی ضربه زدن به ساحت و جایگاه قبله اول مسلمین است، نشان از یک توطئه آشکار دارد که یهودیان افراطی بازی‌خورده، مجری آن و سران صهیونیستی کارگردان پشت صحنه این بازی خطرناک هستند.
هزینه‌های میلیونی صهیونیست‌ها برای نمایندگان ضد ایرانی

لابی صهیونیستی در آمریکا برای راهیابی یک نماینده ضدایرانی به مجلس سنای آمریکا میلیون‌ها دلار هزینه کرد. به گزارش پایگاه خبری لو بلاگ، کمیته اضطراری اسرائیل که از جمله لابی‌های نافذ صهیونیستی در آمریکا است، برای پیروزی و راه یافتن تام کتن، نماینده جمهوریخواه به مجلس سنای آمریکا بیش از یک میلیون دلار هزینه کرده است. تام کتن از اعضای حزب جمهوریخواه در آمریکا است که به دارا بودن تفکرات ضدایرانی مشهور است و پیشتر اظهارات تندی را علیه ایران داشته است.
تهدید رژیم صهیونیستی به جنگ سایبری

گروه هکرهای «عرب‌های ناشناس» در پاسخ به بی‌حرمتی شهرک‌نشینان و خاخام‌های تندرو به مسجد مبارک الاقصی به شبکه اینترنت رژیم صهیونیستی حمله سایبری خواهد کرد. این گروه رژیم صهیونیستی را تهدید به حملات گسترده سایبری در واکنش به ادامه تجاوزات علیه مسجد الاقصی کرده است. گروه مذکور عملیات خود را «دفاع از مسجد الاقصی» نام‌گذاری کرده است.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

افزایش زاويه «السيسي» با مردم مصر
قاسم
غفوری

مصر به‌عنوان يكي از اصلي‌ترين كانون‌هاي تحولات عربي و آفريقايي همچنان با رخدادهاي قابل تأملي همراه شده كه مجموع آنها، بيانگر يك اصل است و آن، فاصله‌گرفتن بيشتر السيسي، رئيس‌جمهور اين كشور از وعده‌هاي انتخاباتي خود و مطالبات مردمي است.
منشأ اين مسائل را مي‌توان در ناآرامي‌هاي صحراي سينا جست‌وجو كرد. در انفجار خودروی بمب‌گذاری شده در منطقه «الشیخ زوید» صحرای سینا در شمال مصر بیش از 30 سرباز مصری کشته و ده‌ها تن دیگر زخمی شده‌اند. قاهره براي اين مناطق، سه ماه حالت فوق‌العاده اعلام کرده است.
«عبدالفتاح السیسی» رئيس‌جمهور مصر، اعلام کرد که طرف‌های خارجی در انفجار صحرای سینا دست داشته‌اند. در پی رخدادهای امنیتی در شبه‌جزیره سینا، جنبش مقاومت اسلامی فلسطین (حماس) اعلام کرد که مصر رسماً به این جنبش ابلاغ کرده است که مذاکرات غیرمستقیم با رژیم صهیونیستی را به تعویق انداخته است.
هر چند از زمان به‌قدرت‌رسيدن مرسي تاکنون، بحران در مرزهاي مصر با اراضي اشغالي ادامه داشته، اما تحولات اخير داراي ابعاد گسترده‌تري است که واکنش تند مصر را به همراه داشته است. حال اين پرسش مطرح است که ريشه اين تحولات در چيست و چه اهدافی در وراي آن پيگيري مي‌شود؟ اين ناآرامي‌ها چه تأثيري بر سياست‌هاي دولتمردان مصر دارد؟
همزمان با اقدامات داعش در سوريه، لبنان و عراق، در شمال آفريقا نيز جرياني تكفيري با عنوان دولت اسلامي مغرب اسلامي (دامس) اعلام موجوديت كرده است. حوزه فعاليت اين گروه‌هاي تكفيري را مراكش، ليبي، الجزاير، تونس، سودان و مصر تشكيل مي‌دهد. اين گروه مدعي است كه به دنبال ايجاد خلافت اسلامي در شمال آفريقا است كه احتمالاً دامنه آن به ساير نقاط آفريقا نيز گسترش مي‌يابد. وجود بوكوحرام در نيجريه و الشباب در سومالي مي‌تواند زمينه‌ساز اجراي اين طرح باشد.
حركت گروه‌هاي تكفيري در غرب آسیا و شمال آفريقا كه اساساً كشورهاي اسلامي هستند، به سمتي در حركت است كه در نهايت مسئله فلسطين به يك امر حاشيه‌اي براي كشورهاي اسلامي مبدل گردد تا رژیم صهیونیستی بتواند به اهداف بازتعريف شده خود، يعني ايجاد ابعاد گسترده‌تري از اشغال كرانه باختري و قدس و استمرار محاصره غزه دست يابد. تكفيري‌هاي شمال آفريقا مانند تكفيري‌هاي غرب آسیا از رويارويي با رژیم صهیونیستی و توجه به مسئله فلسطين خودداري مي‌كنند؛ مسئله‌اي كه نقش صهيونيست‌ها در ايجاد و تقويت اين گروه‌ها را بيش از پيش تقويت مي‌كند.
هر چند که ايجاد گروه‌هاي تروريستي در فضاي پرآشوب، امري طبيعي است که مصر نيز از آن به دور نیست، اما تحولات اخير سيناي مصر مي‌تواند حاوي نکات قابل توجه ديگري باشد که به هر تقدير، نقش عوامل داخلي و خارجي مصر در آن را در ذهن ايجاد کند.
نخست آنکه؛ دولتمردان مصر به رياست‌جمهوري السيسي تلاش بسياري دارند تا تمام مخالفان را از صحنه حذف کنند، چنانکه قوانين سنگيني براي معترضان وضع و بسياري از سران اخوان و مخالفان را به بهانه‌‌هاي مختلف راهي زندان کرده‌اند. اين امر براي پايان دادن به اعتراض‌هاي خياباني و نيز زمينه‌سازي براي پيروزي نزديکان السيسي در انتخابات پارلمان امري مهم است. بحران سينا اکنون بهانه‌اي براي بازداشت‌هاي جديد با محوريت اخوان است، چنانکه براساس مصوبات جديد، رسيدگي به پرونده سينا و مسائل حاشيه‌اي آن به دادگاه نظامي واگذار شده است؛ رويکردي که دستگاه قضايي مصر را در حاشيه قرار داده و راه را براي سرکوب مخالفان دولت هموارتر مي‌سازد. دستگاه قضايي مصر 9 آبان رسماً فعاليت حاميان مرسي را ممنوع اعلام كرد تا گامي مهم براي سركوب مخالفان برداشته باشد.
دوم آنکه؛ سران مصر برخي سياست‌هایی اتخاذ کرده‌اند که چندان مورد تأييد متحدان آن در کشورهاي عربي و آمريکا نیست. رويکرد به خريدهاي تسليحاتي از روسيه بیش از سه ميليارد دلار، عدم ورود به ائتلاف آمريکايي مبارزه با داعش، عدم تقابل مصر با سوريه، رويکرد به همگرايي و نزديکي با سودان و... از جمله اين رفتارها است. رفتارهايي که عربستان، امارات و آمريکا چندان رضايتي از آن نداشته‌اند و تغيير مواضع السيسي را خواستارند. اين سناريو مطرح است که اين کشورها با بحران‌سازي در سينا بر آنند تا چند اصل را اجرايي سازند: اولاً؛ توافقات به عمل‌آمده ميان سودان و مصر براي حل اختلافات را به حاشيه برانند. ثانياً؛ مصر را از روسيه جدا کنند و اين کشور را به خريد تسليحاتي و اتحاد با آمريکا متقاعد سازند.
بسياري از ناظران سياسي معتقدند که کشورهاي عربي و غربي براي تحقق اين اهداف، هداياي اقتصادي بسياري به مصر ارائه کرده‌اند که بیش از ميلياردها دلار مي‌شود. سوم آنکه؛ رژيم صهيونيستي نيز مطالباتي از مصر دارد. در حالي اين روزها خبر انعقاد قرارداد گازي ميان مصر و رژيم صهيونيستي جنجال‌هاي بسياري ایجاد کرده که صهيونيست‌ها دو خواسته مهم ديگر از مصر دارند. بخشي از اين خواسته را عرصه بازگشايي مرز رفح ميان مصر و غزه تشکيل مي‌دهد. در حالي که در نشست قاهره براي بازسازي غزه بر لزوم بازگشايي رفح و ارسال تجهيزات و وسايل براي بازسازي تأکيد شده، اما در عمل اقدامي صورت نگرفته است.
مسائل امنيتي بهانه‌اي است براي آنکه مصر رفح را بازگشايي نکند و از سوي ديگر صهيونيست‌ها به بهانه به نتيجه‌نرسيدن مذاکرات آتش‌بس، از بازگشايي گذرگاه‌هاي غزه به اراضي اشغالي خودداري می‌کنند. اين امر براي استمرار محاصره غزه است که مصر خواسته يا ناخواسته در آن مشارکت دارد. پس از آنکه شماری از سران و رسانه‌های صهیونیستی اعلام کردند که همکاری امنیتی مصر با رژیم صهیونیستی در زمان ریاست‌جمهوری عبدالفتاح السیسی به اوج خود رسیده است، حمله عناصر مسلح به ارتش مصر در سینا، بهانه خوبی شد تا مصر فشار بر گروه‌های فلسطینی به‌خصوص حماس در غزه را افزایش دهد.
در همین راستا مصر چهارم آبان اعلام کرد که در مرز غزه منطقه حائل ایجاد می‌کند. چهار روز پس از انتشار این خبر، ارتش مصر تخلیه نوار مرزی منطقه سینا را آغاز کرد تا طرح ایجاد منطقه حائل با نوار غزه را عملی کند. به گفته منابع مصری، کوچ اجباری ساکنان این منطقه دست‌کم 880 خانه را در این منطقه شامل می‌شود.
بر اساس این طرح، نیروهای مسلح مصر تونل‌هایی را که گفته می‌شود در این منطقه وجود دارند، نابود خواهند کرد. تونل‌هایی که ارتش صهیونیستی در جنگ ۵۰ روزه تلاش کرد نابود کند، اما در این امر چندان موفق نبود! منطقه حائل 13 کیلومتر طول خواهد داشت و 500 تا 1500 متر از عرض مناطق مرزی سینا با نوار غزه را شامل خواهد شد.
بخش ديگر مطالبه صهيونيست‌ها را عدم برگزاري مذاکرات آتش‌بس ميان اين رژيم و فلسطيني‌ها در قاهره تشکيل مي‌دهد. نتيجه اين مذاکرات بايد به لغو محاصره غزه، بازسازي فرودگاه‌ها و بنادر غزه و آزادي اسراي دربند صهيونيست‌ها منجر شود.
اصولي که شکست بزرگي براي اين تروريسم دولتي رژیم صهیونیستی است. تعويق در اين مذاکرات از يک سو مانع از اين شکست مي‌شود و از سوي ديگر، صهيونيست‌ها به بهانه تعويق، به محاصره غزه ادامه مي‌دهند تا در آينده با بهبود شرايط خود در برابر مقاومت، امتيازات بيشتري کسب کنند. حلقه تكميلي سياست باج‌گيرانه صهيونيست‌ها را در حملات اين رژيم به مسجدالاقصي مي‌توان مشاهده كرد كه با هدف هزينه‌تراشي براي فلسطيني‌ها و اجبار آنها به امتيازدهي به اين رژيم صورت مي‌گيرد. بر اين اساس است که مي‌توان گفت؛ بحران سيناي مصر بيش از هر چيز تأمين‌کننده اهداف آمريکا و صهيونيست‌ها است که بحران‌هاي جديدي را پيش‌روي اين کشور قرار خواهد داد.


نگاه اقتصادي و امنيتي چين به افغانستان
رضا اشرفي

روز پنجم آبان اشرف غني‌زي، رئيس‌جمهور جديد افغانستان، طي سفري چهار روزه راهي پكن، پايتخت چين شد تا نه‌تنها با مقامات اين كشور ملاقات داشته باشد، بلكه با شرکت در نشستي كه درباره مسائل افغانستان شكل گرفته و 14 كشور از جمله روسيه، هند و تركيه حضور دارند، با دولتمردان اين كشورها نيز ديدار كند. رسانه‌هاي افغاني اين نشست را كه با آخرين روز حضور اشرف غني‌زي در چين همراه بود «پروسه استانبول» ناميده‌اند كه طي آن، مباحث مختلفي درباره افغانستان از امنيت تا توسعه، شكل گرفت.
از اين منظر اولين سفر رئيس‌جمهور افغانستان به پكن بسيار مهم است. البته پیش از هر چيز بايد به اين مسئله پرداخت كه هر تغيير و تحولي در هر كشوري با نگاه ويژه‌اي همراه است. به اين دليل كه هم دولت جديد با رفتارهاي خود به دنبال اين است كه بگويد در آينده چگونه عمل خواهد كرد، ميزان و تعامل يا تقابل آن با ديگران چقدر است و هم اينكه ديگر كشورها به‌ویژه همسايگان در پي سنجش دولت جديد هستند تا راه‌هاي نفوذ و تأثيرگذاري خود را به آزمايش بگذارند، بنابراين سفر اشرف غني‌زي گوياي مسائل و رويكردهاي قابل توجهي است كه در آينده بيشتر نمايان خواهد شد.
بخش عمده‌اي از آنچه كه دولت جديد افغانستان با آن درگير است، به مسائل امنيتي بازمي‌گردد و بخشي نيز به مسائل اقتصادي؛ بنابراين از نظر كابل اين دو موضوع در حال حاضر و در آينده سياسي افغانستان از اهميت قابل توجهی برخوردار است به‌گونه‌اي که هر دو موضوع با چين گره خورده است.
مسئله ديگر درباره سفر اشرف غني‌زي به نوع نگاه آن به آمريكا باز مي‌گردد. اگرچه نمي‌توان به‌راحتي از تأثيرپذيري دولت‌هاي افغانستان از آمريكا پس از سال 2001 گذشت، اما انتخابات پيشين و اتفاقات رخ داده حكايت از آن دارد كه اشرف غني‌زي، رئيس شش‌دانگي براي آمريكا نيست، بنابراين واشنگتن، سفر وي به چين را به‌جد دنبال مي‌كند. به‌خصوص كه طي سال‌هاي گذشته چين نشان داده است كه مي‌تواند نگاه برتری‌طلب آمريكا را با چالش‌هاي جدي مواجه كند، اما از منظري ديگر بايد به تمايلات چين نسبت به افغانستان پرداخت. چرا شي‌جين‌پينگ، رئيس‌جمهور چين به طور رسمي از اشرف غني‌زي دعوت كرده است كه طي چهار روز به پكن سفر كند و همراه خود هيئتي بلندپايه را داشته باشد تا با مقامات سياسي،‌ اقتصادي، سرمايه‌داران، سرمايه‌گذاران و تاجران ديدار كند و قرارداد ببندد.
همانگونه كه درباره افغانستان صحبت شد، چين نيز در اين باره به دو موضوع بيش از همه دقت دارد: ابتدا مسائل اقتصادي و سپس امنيتي. ناگفته پيداست كه نگاه كلان چين به مسائل بين‌المللي و به‌ويژه در آسيا و در بين همسايگان، اقتصادي است و معمولاً سعي دارد از اين دروازه وارد روابط دو يا چندجانبه شود. چين در افغانستان منابع قابل توجهی دارد كه حوزه معادن، يكي از آنها است. افغانستان داراي معادن دست‌نخورده و قابل توجهی است كه گذشته پربحران اين كشور اجازه نداده آنگونه كه بايد و شايد، از آنها بهره‌مند شود. از طرفي چين در اين زمينه بسيار فعال است. چين حتي در سال 2007 قرارداد استخراج معدن مس عینک در ولایت لوگر را با دولت حامد كرزاي امضا كرد، اما مسائل امنيتي اجازه نداد كه اين پروژه به راحتي پيش برود. پكن در حال حاضر به‌دنبال جبران مشكلات پيش‌آمده است، به همين منظور حتي نگاهي به وضعيت نفتي افغانستان دارد. شركت چيني «سی‌ان‌پی‌سی» به دنبال افزايش و گسترش فعاليت در نفت حوزه آمودريا است كه در مرز تركمنستان قرار دارد.
مسئله ديگر درباره حضور نظامي چين در كشور همسايه است. از سال 2012 كه نيروهاي ناتو گام‌به‌گام به سمت خروج از افغانستان پيش رفتند، پكن فعاليت‌هاي خود را افزايش داد. در اين سال «ژویانگ‌ کانگ»، رئیس پیشین امنیت داخلی چین با سفري كه به كابل داشت، توافقي را براي آموزش 300 نيروي پليس افغانستان انجام داد. پس از آن نيز توافقات آموزشي بين دو كشور صورت گرفت كه با همكاري آمريكا انجام شده است. اين موضوع حكايت از آن دارد كه چين حتي نگاهي نظامي نيز به كشور همسايه‌اش دارد، اما بيش از هر چيز نسبت به مسائل داخلي آن كه مي‌تواند تأثيرات و تبعاتي براي پكن داشته باشد، حساس است.
از اين زاويه، چين حتي به لحاظ امنيتي به كشور همسايه خود نگاه ويژه دارد. در اين زمينه مي‌توان به مشكلاتي اشاره كرد كه چين در شمال غرب خود و در منطقه سين‌كيانگ دارد. اين محدوده كه مورد دقت و نظر چين است، با افغانستان و پاكستان هم‌مرز است. چين نگران تحركات جدايي‌طلبي در اين حوزه است و مثل هميشه تجزيه را براي كشورش همانند طاعون ياد مي‌كند كه نبايد صورت بگيرد، در غير اين صورت به ديگر مناطق نيز سرايت خواهد كرد. با توجه به اينكه سين‌كيانگ هم‌مرز دو كشور شرقي چين است، نگراني ارتباط‌هاي امنيتي خطرآفرين زياد است. مجموع اين مسائل باعث مي‌شود تا چين نگاه كاملاً ويژه‌اي به افغانستان داشته باشد و بخواهد اين كشور همسايه را به لحاظ رويكردهاي منطقه‌اي و حتي فرامنطقه‌اي با خود همراه كند. 


از نگاه دیگران

بستن مسجدالاقصي
رژيم صهيونيستي در پاسخ به تلاش براي ترور «يهودا گليك» يكي از راست‌گرايان افراطي، لابي افراطي كه خواستار ساخت معبد شده و تأثير فراواني در ميان رهبران ارشد اين حزب دارد، به سیاست بستن، سياست جديدي براي اعمال مجازات وی آورده است و به نظر مي‌رسد كه رژيم صهيونيستي براي سركوب مسلمانان قدس و كل فلسطين اشغالي و همه مسلمانان موحد در جهان به آن متوسل شود. اين امر، معاني خطرناكي دارد كه از جمله آنها مي‌توان به تكرار موضع برتري‌طلبي و منطق تحقير ديگران و نيز بي‌توجهي به اعتراضات و صداهاي مخالف اشاره كرد.
بوق‌هاي رسانه‌اي و تبليغاتي رژيم صهيونيستي در عين اينكه تمركز زيادي بر ترور نافرجام كردند و اظهارات آتشين سران راست‌گرا را منتقل كرده و به سرعت به عمل دستگاه‌هاي اطلاعاتي اين رژيم در قتل «‌معتز ابراهيم حجازي» به بهانه دست داشتن در اين ترور، مباهات مي‌كنند، هشدار داده‌اند كه احتمال حمله به رهبران اسلام‌گرا و ملي‌گراي قدس و مسجدالاقصي وجود دارد، به ويژه اينكه رژيم صهيونيستي حالت امنيتي را تا درجه سه ارتقا داده است. اين ميزان درجه با وضعیت اضطراري تفاوت دارد و به آن معناست كه ما در برابر وضعيت خطرناك و حادي قرار داريم. اعلام بسته شدن مسجدالاقصي در برابر نمازگزاران نيازمند اتخاذ موضعي شفاف و قاطع از سوي اردني‌ها و تشكيلات خودگردان است.
ممكن است صهيونيست‌ها از اين فرصت براي تقسيم مسجدالاقصي استفاده كنند و آن را همانند مسجد ابراهيمي کنند. همچنين نمي‌توانيم در تحليل‌هاي‌مان اين نكته را از ياد ببريم كه در وراي تيراندازي به اين شهرك‌نشين افراطي طرف‌هايي قرار دارند كه مي‌خواهند هر چه سريع‌تر پرونده مسجدالاقصي را آنگونه كه خود مي‌خواهند ببندند و سياست‌هاي راست‌گرايانه افراطي را در مورد آن اجرا كنند تا از اين طريق فشار منطقه‌اي و بين‌المللي درباره نوع رفتار رژيم صهيونيستي در قدس و مسجدالاقصي را كاهش دهند. راست‌گرايان افراطي خواستار گشوده شدن درهاي مسجدالاقصي به روي آنها و تقسيم فوري آن هستند. در همين راستا يكي از نمایندگان حزب خانه يهودي صراحتاً خواستار تبديل الاقصي به معبد و ممانعت از اقامه نماز در آن شده است. اين به آن معنا است كه الاقصي در آستانه انفجار در برابر صهيونيست‌ها و تمام عرب‌ها و فلسطيني‌ها قرار دارد. تلاش براي ترور گليك در اين فضاي سركوب و فشار بر قدس كاملاً طبيعي است. اقدامات متعدد و بي‌حساب و كتاب شهردار قدس عليه ساكنان اين شهر، بشكه‌اي ديگر در كنار مجموعه‌اي از مهماتي است كه لحظه انفجار آن نزديك است.
منبع: فلسطين 48
مترجم: سحر دولتيان 
 


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا643

کری: به تمدید مذاکرات فکر نمی‌کنیم
خبرگزاری ايرنا (14/8/1393): جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا با حضور در نشست خبری در پاریس گفت: طرفین در مذاکرات هسته‌ای به تمدید ضرب‌الاجل فکر نمی‌کنند و صحبتی در این رابطه صورت نگرفته است. «جان کری»، در پاسخ به پرسشی در مورد احتمال تمدید مذاکرات، گفت: «ما برای تاریخ 24 نوامبر آماده می‌شویم و هدف‌مان این تاریخ است. نه بحثی در مورد رفتن فراتر از این تاریخ وجود دارد و نه به آن فکر می‌کنیم.» کری هم با بیان اینکه همچنان اختلاف‌نظرهای «زیاد» و «اساسی» بین ایران و گروه 1+5 وجود دارد، گفت: «در صورتی که این اختلاف‌ها تا ضرب‌الاجل 24 نوامبر (سوم آذر) ادامه داشته باشد، می‌تواند مذاکرات را با مشکل مواجه کند.» وی افزود: «معتقدیم که به دلایل متعدد، ضروری است که این کار (توافق) انجام شود.»
ادعاهاي اوباما براي متهم‌سازي ايران
خبرگزاری ايسنا (15/8/1393): باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا در مورد مذاکرات هسته‌ای با اشاره به روند اجرای توافق هسته‌ای گفت: «مذاکرات سازنده و جامعه بین‌الملل در این رابطه متحد بوده و شکاف چندانی در این مورد میان ما نبوده است.» وی افزود: «می‌خواهیم اطمینان یابیم که ایران به سلاح هسته‌ای دست نمی‌یابد، چرا که این تهدیدی است که دوستان ما نظیر اسرائیل را تهدید می‌کند و در بلندمدت با ایجاد رقابت تسلیحاتی، منطقه و جهان را تهدید خواهد کرد.» رئیس‌جمهور آمریکا ادامه داد: «ما به آن‌ها چارچوبی ارائه کرده‌ایم که نیازهای صلح‌آمیز آن‌ها را تأمین می‌کند و اگر آن‌طور که رهبر آن‌ها گفت به دنبال تأمین نیازهای صلح‌آمیز خود باشند، این می‌تواند نیازهای آن‌ها را تأمین کند و در روندی گام‌به‌گام آن‌ها را از زیر تحریم‌ها خارج کند.»
ادعاهاي هسته‌اي وزارت خارجه آمريكا
خبرگزاری فارس (14/8/1393): جن ساکی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در پاسخ به پرسشی در مورد مراسم سیزده آبان در تهران گفت: فارغ از این رخدادها، مذاکرات هسته‌ای از دید واشنگتن «مهم و با ارزش» است.وی در بخش دیگری از این نشست به گزارش روزنامه نیویورک‌تایمز مبنی‌بر پذیرش اولیه طرح انتقال اورانیوم به روسیه واکنش نشان داد و گفت: «ما توافقی را که نتوانیم آن را راستی‌آزمایی کنیم، نمی‌پذیریم.» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با این حال گفت واشنگتن از «طرح‌های خلاقانه و معقول» برای حل مسئله هسته‌ای استقبال می‌کند.
ایرانی‌ها آمریکا را طبل توخالی می‌بینند
خبرگزاری تسنیم (14/8/1393): یک نماینده ارشد کنگره که از تهیه‌کنندگان اصلی مصوبات تحریم ایران بوده در واکنش به خبر درخواست پنتاگون از ایران برای کمک به اقتصاد افغانستان گفت که ایرانی‌ها، آمریکا را طبل توخالی می‌بینند. سناتور مارک کرک، یکی از تهیه‌کنندگان اصلی مصوبات تحریم ایران در واکنش به خبر روز چهارشنبه یک روزنامه آمریکایی که گزارش داده بود پنتاگون از ایران برای همکاری در بازسازی اقتصاد افغانستان دعوت به‌عمل آورده، گفت که ایران به دلیل همین اقدامات، آمریکا را شبیه «ببر کاغذی» می‌بیند. اصطلاح «ببر کاغذی» در زبان انگلیسی نزدیک‌ترین مفهوم به ضرب‌المثل «طبل توخالی» در زبان فارسی است.
استمرار تكيه بر ابزار تحريم
باشگاه خبرنگاران (11/8/1393): منابع آگاه اعلام کردند مقامات آمریکایی از بانک انگلیسی « استاندارد چارترد» برای نقض احتمالی قوانین تحریم این کشور مرتبط با فعالیت‌های بانکی برای مؤسساتی مرتبط با ایران، تحقیق می‌کنند. این تازه‌ترین تحقیق علیه این بانک است که بخشی از آن بر مؤلفه‌هایی مبتنی است که در تحقیقات در مورد بانک «ب‌ان‌پ‌پاریبا» آشکار شدند. منبع آگاه مورد نظر مدعی شد در ماجرای «ب‌ان‌پ‌پاریبا»، بازرسان آمریکایی ادله و شواهدی دریافت کردند مبنی‌بر اینکه این بانک عملیاتی با یک شرکت صوری که در دبی به ثبت رسیده بود و برای یک مؤسسه ایرانی کار می کرد، انجام داده است.
مذاکرات هسته‌ای و لغو تحریم‌های ایران اقدامی وحشتناک است
خبرگزاری فارس (13/8/1393): نامزد جمهوریخواه ایالت مینه‌سوتا که برای کسب کرسی سنا در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا تلاش می‌کند، در اظهاراتی مذاکرات هسته‌ای با ایران و لغو تحریم‌های این کشور را وحشتناک خواند. «مایک مک‌فادن»، نامزد جمهوریخواه ایالت مینه‌سوتا آمریکا که توانست چهار رقیب جمهوریخواه خود را در انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان برای سنای آمریکا از این ایالت شکست دهد در یک مناظره با فرانکن درباره برنامه هسته‌ای ایران موضع سرسختانه‌ای را اتخاذ کرد و گفت: من فکر می‌کنم تصمیم رئیس‌جمهور آمریکا و دولت وی برای مذاکره با ایران و لغو تحریم‌های تجاری این کشور، یک ایده وحشتناک است.»


هویت 385

پرتغال: کودکان در فقر
صندوق کودکان سازمان ملل اعلام کرد کودکان از بحران اقتصادی پرتغال به شدت لطمه دیده‌اند، در حالي كه اتحاديه اروپا براي رفع اين مسئله اقدامي نکرده است. پرتغال در سال 2011 از ورشکستگی نجات یافت. براساس تحقیق یونیسف، در سال 2012، تقریباً 24 درصد کودکان پرتغالی در خانه‌هایی زندگی می‌کردند که مجبور بودند از خیر اقلامی همچون ماشین لباس‌شویی و خودرو بگذرند. 31 درصد خانواده‌های بزرگ و 41 درصد خانواده‌های تک‌سرپرست با درآمد ماهیانه کمتر از 416 یورو (528 دلار) برای هر نفر، زیر سطح فقر زندگی می‌کردند. بیش از 546 هزار کودک بین سال‌های 2009 و 2012 تحت تأثیر کاهش مقرری خانواده‌ها قرار گرفتند که 30 درصد کل دریافت‌کنندگان مقرری‌ها را شامل می‌شود.
استرالیا: وضعیت اسفبار پناه‌جویان

به گزارش رسانه‌های استرالیایی تعدادی از پناه‌جویان در اردوگاه پناهندگی« نارو» به روزنامه فایرفکس و همچنین سناتور سارا هنسون یانگ از حزب سبزهای استرالیا گفته‌اند که مأموران حفاظتی آنان را بارها به تجاوز و سوءاستفاده جنسی تهدید کرده‌اند. این مأموران به تعدادی از زنان پناه‌جو گفته‌اند پس از رسیدگی به درخواست پناهندگی و آزاد شدن آنان برای زندگی در جامعه نارو، آنها و همچنین نوجوانان مورد تجاوز جنسی قرار خواهند گرفت. در مواردی نیز این مأموران تلاش کرده‌اند که نوجوانان پناه‌جوی مستقر در اردوگاه را مورد تجاوز جنسی قرار دهند. سناتور سارا هنسون یانگ، در رابطه با این اظهارات کتباًً مطالبی را برای وزیر مهاجرت استرالیا اسکار موریسیون ارسال داشته و از وی خواسته که یک کمیسیون مستقل مسئول رسیدگی به ادعای پناه‌جویان از جمله فروش مواد مخدر در برابر سوءاستفاده جنسی از آنان و همچنین مزاحمت‌های فراوان به هنگام استحمام آنان تشکیل شود. در حال حاضر 1233 پناه‌جو در اردوگاه پناهندگان در نارو اسکان داده شده‌اند که تعدادی از آنان را نوجوانان و کودکان خردسال تشکیل می‌دهند.
آلمان: هشدار درباره افزایش فقر

سازمان‌های اجتماعی در آلمان با توجه به اطلاعات اداره آمار فدرال آلمان در ویسبادن که از حدود ۱۳ میلیون آلمانی در معرض خطر فقر خبر داده درباره چنین اوضاعی هشدار دادند. تقریباً از هر شش آلمانی یک نفر در معرض خطر فقر قرار دارد که تعداد آنها حدود 13 میلیون نفر است. به این ترتیب با ۱/۱۶ درصد، آمار افرادی که در معرض خطر فقر قرار دارند مانند سال 2012 بالا است. بر اساس این گزارش زنان در همه گروه‌ها بیش از مردان در معرض خطر فقر قرار دارند و این مسئله بیشتر به زنان در سن بازنشستگی مربوط می‌شود. خطر فقر در زنان این سن با حدود 17 درصد بسیار بیشتر از مردان در همین سن (۷/۱۲) است.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

صبح صادق انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا را بررسی می‌کند
تیغ تیز انتقادات بر روی اوباما

رضا گرمابدری

اشاره
برگزاری انتخابات در کشورهایی که دارای نظام انتخاباتی هستند، فرصتی برای مردم است تا با تطبیق خواسته‌های‌شان با آنچه که نامزدهای حاضر در صحنه رقابت بیان می‌کنند، فرد و یا افراد نزدیک به دیدگاه‌های‌شان را برای حضور در قدرت انتخاب کنند. ساختار نظام انتخاباتی آمریکا با دارا بودن مرحله‌ای به نام انتخابات میان‌دوره‌ای که مفهوم خاصی دارد فرصتی برای مردم در نظر گرفته تا در میانه راه بتوانند با سنجش عملکرد دو حزب دموکرات و جمهوریخواه دیدگاه و برآورد جدیدشان را با رأی دادن به نامزدهای این دو حزب نشان دهند. انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا که دو سال پس از انتخابات ریاست‌جمهوری و در اواسط آبان برگزار می‌شود، سه‌شنبه هفته گذشته برگزار شد و با نتایج به‌دست آمده معلوم گردید، نظر مردم آمریکا به عملکرد حزب حاکم (دموکرات) تغییر یافته است. با توجه به برخی وضعیت‌های خاص در مناطقی که آمریکا طمع‌ورزانه به آنها نظر دارد و به‌ویژه وضعیت گفت‌وگوهای هسته‌ای جاری بین ایران و گروه 1+5 نتیجه این انتخابات اهمیت مضاعفی پیدا می‌کند. نوشتار حاضر گزارش تحلیلی است از این انتخابات و مسائل پیرامونی آن و تأثیر احتمالی آن بر روند گفت‌وگوهای هسته‌ای ایران و گروه 1+5.

اهمیت انتخابات
حزب دموکرات با در اختیار داشتن قوه مجریه سکان قدرت در آمریکا را در دست داشت و اکثریت آنها در سنا (55 دموکرات و 45 جمهوریخواه) حاشیه امنی برای رئیس‌جمهور و تصمیم‌های وی ایجاد کرده بود و با وجود اکثریت جمهوریخواهان در کنگره، اوباما فارغ‌البال‌تر می‌توانست تصمیم‌های خود را اعمال کند. برهمین اساس اوباما طی چند سال گذشته هر آنچه را تشخیص می‌داد و از حمایت اکثری حزب متبوعش برخوردار بود حتی با وجود مخالفت‌های حزب رقیب انجام می‌داد و از انتقادات بعضاً تند رقبای غیر هم‌حزبی‌اش باکی نداشت،‌ هرچند که تلاش می‌کرد با تعامل و گفت‌وگو با حزب مقابل از وزن چالش‌ها بکاهد. این رفتار اوباما مانند هر رئیس‌جمهور دیگری بیشتر ناشی از دلگرم بودن به حمایت سنا بود و این دلگرمی مانع از آن می‌شد که اوباما به سمت اختیارات ویژه ریاست‌جمهوری خیز بردارد. از این‌رو برهم خوردن سازمان این معادله بسیار حائز اهمیت است و می‌تواند در موارد احتمالی رئیس‌جمهور و حزب متبوعش را با چالش مواجه سازد. سنای آمریکا دارای صد کرسی است که از هر ایالت به‌طور مساوی دو سناتور در آن حضور دارند. ریاست سنا با معاون رئیس‌جمهور آمریکا است، اما وی حق رأی ندارد مگر زمانی که آرای نمایندگان به طرح و یا لایحه‌ای برابر باشد که در این صورت رئیس سنا رأی می‌دهد و رأیش تعیین‌کننده است.

تغییرات انتخاباتی
در این انتخابات میان‌دوره‌ای، جمهوریخواهان برای برهم زدن وضع و نسبت موجود، در سنا به شش رأی نیاز داشتند که با کسب هفت کرسی، کرسی‌های خود را به پنجاه‌ودو رساندند و پیروز این انتخابات شدند. با این پیروزی آنها پس از سال 2006 برای اولین‌بار است که در هر دو مجلس نمایندگان و سنا اکثریت را در اختیار گرفته‌اند. جمهوریخواهان در همین انتخابات موفق شدند 243 کرسی مجلس نمایندگان را به دست آورند و سهم دموکرات‌ها تنها 175 کرسی بود افزون‌ بر آنکه تعداد فرمانداری‌های در اختیار جمهوریخواهان نیز از کل پنجاه فرمانداری آمریکا به سی فرمانداری رسید. جمهوریخواهان در این رقابت توانستند در ایالت‌های آرکانزاس، کلرادو، آیوا، مونتانا، کارولینای شمالی، داکوتای جنوبی و ویرجینای غربی کرسی‌ها را از اختیار حزب دموکرات خارج کنند و از این به بعد «میچ مک‌‌کانل» سناتور جمهوریخواه به جای «هری دید» دموکرات رهبری سنا را به عهده خواهد داشت.

علل شکست حزب دموکرات از زبان دموکرات‌ها
نشریه «هیل» چاپ کنگره آمریکا درباره شکست دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای نوشت: «دموکرات‌ها که از باخت خود دلسرد شده‌اند، باراک اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا را مقصر مستقیم این باخت می‌دانند.» این نشریه برای اثبات نظرش بدون نام آوردن از برخی چهره‌های فکری دموکرات دیدگاه آنها را در این باره منعکس کرد و نوشت: «یکی از دستیاران قانون‌گذار دموکرات آمریکایی در سنا گفت: این رئیس‌جمهور بود که نامزدهای دموکرات را در سراسر کشور به زمین زد آن هم در شرایطی که می‌دانست در بیشتر ایالت‌هایی که عرصه رقابت در انتخابات کنگره هستند، نامحبوب است، اما با این حال، در اولین سخنرانی خود در حمایت از دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، گفت که اگرچه نام او در فهرست نامزدهای انتخاباتی نیست، اما این رأی‌گیری درباره سیاست‌های دولت او است.»
به نوشته این نشریه، یک استراتژیست برجسته حزب دموکرات گفت: حقیقت غیرقابل انکار این است که این انتخابات حول محور اوباما و سرخوردگی از ریاست وی انجام شد تا هر عامل دیگر،‌ وی افزود: «در برخی از موارد می‌توان وجود یک استراتژی بد و یا نامزد و تبلیغات بد انتخاباتی را مقصر شکست در انتخابات توصیف کرد، اما حلقه‌ای که تمام این عوامل را به یکدیگر وصل کرد، خشم و ناامیدی از سیاست‌های اوباما بود.»
این نشریه از قول یکی دیگر از چهره‌های برجسته حزب دموکرات آورده که وی براین باور است که استراتژی اوباما و تکیه وی بر صدور دستورهای اجرایی این فرصت را به جمهوریخواهان داد تا از مسئولیت اختلال در عملکرد دولت واشنگتن فرار کنند و با اینکه این فرمان‌های اجرایی به منزله تمایل کاخ سفید برای اقدام بوده، اما انتقاداتی را نیز در پی داشته است. این نشریه در همین خصوص نظر یک استراتژیست دیگر حزب دموکرات را آورد که با اشاره به فرمان‌های اجرایی اوباما تأکید کرد: «استراتژی قلم و تلفن اوباما کوته‌بینانه و خام بود و این فرمان‌های اجرایی، فشار را از روی قانون‌گذاران کنگره برای انجام مسئولیت‌شان برداشت.»

علل دیگر شکست حزب دموکرات
1- کاهش محبوبیت اوباما؛ محبوبیت باراک اوباما، رئیس‌جمهور دموکرات آمریکا با کاهش به حدود 40 درصد و به پایین‌ترین سطح خود از ابتدای دوره ریاست‌جمهوری رسیده است.
2- هدایت تبلیغات منفی به سوی اوباما؛ جمهوریخواهان با آگاهی از کاهش محبوبیت اوباما از آن نهایت استفاده را کردند و در تبلیغات انتخاباتی به نارضایتی از آقای اوباما و سیاست‌هایش پرداختند و اعلام کردند این انتخابات، همه‌پرسی برای مقبولیت آقای اوباماست. این عبارت با ادعای اشتباه شخص اوباما که پیشتر انتخابات را رأی‌گیری درباره سیاست‌های دولتش بیان کرده بود پیوند خورد و ضربه سنگینی به حزب دموکرات وارد ساخت.
3- مشکلات دوره دوم ریاست‌جمهوری؛ اوباما در دوره دوم ریاست‌جمهوری در عمل فاقد مقصود و مقصد بوده و همواره از بحرانی به بحران دیگری منتقل می‌شده است. عامل بسیاری از این بحران‌ها، خود دموکرات‌ها بودند، مانند مسائل مربوط به آژانس امنیت ملی آمریکا و سرویس امنیتی کاخ سفید. در لایحه کنترل تسلیحات هم که پس از واقعه تیراندازی در نیوتاون، ایالت کنتیکت تدوین شد اوباما نتوانست قوه مقننه را با خود همراه سازد و با اینکه نظرسنجی‌ها حاکی از آن است که افکار عمومی در مسائل مهمی چون لایحه خدمات درمانی، اصلاح قانون مهاجرت، افزایش حداقل دستمزدها و برخی موضوعات دیگر، بیشتر به مواضع اوباما تمایل دارد، تنها شمار اندکی از آمریکایی‌ها باور دارند اوباما بتواند واقعاً این مسائل را به سرانجام برساند.
4- حمله به اوباما؛ بسیاری از جمهوریخواهان، مبارزات انتخاباتی خود را بر حمله به اوباما و سیاست‌های وی نظیر اصلاحات در نظام‌درمانی کشور متمرکز کردند و با وجود بهبود اوضاع اقتصادی از سال 2008 به بعد، فضای عمومی کشور سیال و متزلزل باقی ماند.
5- ناسازگاری رسانه‌ها؛ بسیاری از رسانه‌ها به‌ویژه در هفته‌های نزدیک به انتخابات فعالیت‌های اثرگذار خود را به مسائلی مانند بیماری خطرناک و بحث‌برانگیز ابولا و پیشروی‌های گروهک تکفیری صهیونیستی داعش در سوریه و عراق معطوف کردند و این در حالی است که نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد افکار عمومی آمریکا از مدت‌ها پیش تصمیم خود را گرفته بود.
6- اقناع افکار عمومی؛ جمهوریخواهان از کاهش محبوبیت اوباما هوشمندانه و موفقیت‌آمیز استفاده کردند. آنها این امر مهم را به سرمایه کلان تبلیغاتی تبدیل و رأی‌دهندگان را به لزوم تغییر در کنگره قانع کردند. دقت در برنامه‌ریزی و فروباریدن تمام معایب و کاستی‌ها بر سر اوباما آنها را به هدف‌شان رساند. نشانه این برنامه‌ریزی دقیق در سخنان سناتور «میچ مک‌کانل» آشکار است که پس از پیروزی بر رقیب دموکرات خود با سخنان تندی علیه دولت اوباما تیر خلاص را به دموکرات‌ها زد. وی گفت: «موضوع نه منم، نه رقیب من، بلکه دولتی است که مردم دیگر به آن در انجام اساسی‌ترین وظایفش اعتمادی ندارند؛ اعتماد به محافظت از آنها، از مرزها. دولتی که در تأمین یک زندگی محترمانه برای کهنه سربازان ما بازمانده است، دولتی که اعتمادی به آن نیست، چرا که بر روی چیزهایی تمرکز می‌کند که اصلاً نباید بکند.»

دستاورد اجرایی پیروزی
شخصیت‌ها و رسانه به‌ویژه در آمریکا و غرب در اهمیت و ارزش پیروزی جمهوریخواهان مطالب زیادی بیان کرده‌اند، اما در توضیح و تعیین دستاوردهای اجرایی و عینی آن حرف زیادی نداشته‌اند و تنها گفته‌اند که با حاکمیت جمهوریخواهان بر کنگره این حزب می‌تواند در دو سال پایانی ریاست‌جمهوری باراک اوباما نقش بزرگ‌تری ایفا کند. آنها (جمهوریخواهان) با پیروزی‌های به دست آمده می‌توانند سیاست‌های خود را در لوایح بودجه اعمال کنند. آنها همچنین می‌توانند مانعی بر سر تأیید افراد پیشنهادی اوباما برای مسئولیت‌های قضایی و اجرایی ایجاد کنند. با اینکه چنین اتفاقاتی متصور است، به سبب اختیارات گسترده و ویژه رئیس‌جمهور این پیروزی در وضعیت حاضر به اندازه سر و صدایی که ایجاد کرده برای جمهوریخواهان آورده ندارد و به نظر می‌رسد خود آنها هم به چیز دیگری می‌اندیشند یعنی پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری دو سال بعد که البته تاریخ انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نشان می‌دهد معمولاً در این انتخابات حزبی که ریاست قوه مجریه را در اختیار دارد شکست می‌خورد، معنای این برآورد تاریخی این است که نباید انتظار داشت پیروزی در انتخابات میان‌دوره‌ای به پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری منتهی شود مگر آنکه پیشتر اسباب آن فراهم شده باشد.

دیدگاه متفاوت
بیشتر حرکت‌های موج‌آفرین پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا با جمهوریخواهان که پیروز انتخابات بودند، همراهی داشت. در بین رسانه‌های اندکی که در این موج‌آفرینی حضور نداشتند و به نوعی در طرف مقابل آن قرار داشتند، روزنامه گاردین از ویژگی برتری برخوردار است.
روزنامه گاردین با رویکردی کاملاً متفاوت به این انتخابات و پیروزی جمهوریخواهان، استدلال می‌کند، هرچند جمهوریخواهان توانستند اکثریت کرسی‌های این مجلس را به دست آورند، اما این موضوع آنقدرها هم که به نظر می‌رسد پیروزی بزرگی برای آنها به‌شمار نمی‌رود و از سوی دیگر به معنای شکست رئیس‌جمهور آمریکا نیست. این روزنامه می‌افزاید: «اکثریتی که جمهوریخواهان به دست آوردند اکثریت قاطعی نیست و اگر بخواهیم تجربه تسلط آنها بر مجلس نمایندگان را ملاک قرار دهیم، نمی‌تواند برای آنها کارآمد باشد. از سوی دیگر اگر جمهوریخواهان بر موضوعی که برای دموکرات‌ها ناخوشایند است اصرار بورزند، رئیس‌جمهور هنوز از حق وتو برخوردار است و می‌تواند از آن استفاده کند. اوباما تاکنون خود را فردی منعطف در مذاکرات نشان داده، اما تا زمانی که وی این انعطاف را نشان ندهد، اتفاق خاصی از سوی جمهوریخواهان قابلیت رخ دادن نخواهد داشت.»

تأثیر انتخابات بر مذاکرات هسته‌ای
بلافاصله پس از قطعی شدن پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، برای بسیاری این پرسش مطرح شد که نتیجه این انتخابات چه تأثیری بر روند گفت‌وگوهای هسته‌ای با ایران خواهد گذاشت. با توجه به مواضع تند برخی از جمهوریخواهان در قبال مذاکرات هسته‌ای که خود را منتقد سیاست‌های هسته‌ای اوباما در قبال ایران نشان می‌دادند، انتظار می‌رود این بحث با شدت وحدت بیشتری در عرصه تبلیغات و عملیات روانی ادامه پیدا کند و چه بسا فراتر از آن به سمت تصویب قوانین جدیدی علیه ایران نیز بروند و حتی متصور است اوباما نیز به نحوی از چنین اقدامی علیه ایران استفاده کند و خودش را ملزم به مراعات دیدگاه نمایندگان کنگره نشان دهد؛ اما واقعیت این است که اوباما در هر صورت از آنها شکست خورده و مایل نیست این شکست به انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2016 که بسیار مهم‌تر از انتخابات میان‌دوره‌ای است، کشیده شود. افزون‌بر آنکه از مدت‌ها پیش از برگزاری این انتخابات اوباما و دستیارانش برای مذاکرات هسته‌ای برنامه مشخصی داشته‌اند و به صلاح آنها نیست که با برخی تحولات داخلی برنامه خود را که ترکیبی از تمایلات حزبی با منافع ملی آمریکا است به نحوی تغییر دهند که نه گرایش‌های حزبی آنها تأمین شود و نه منافع ملی آمریکا؛ بنابراین به نظر می‌رسد با وجود احتمال برخی تحرکات منجر به افزایش فشار بیشتر بر ایران، باید در برابر آن مقاومت کرد و بر مواضع هسته‌ای به حق پای فشرد؛ زیرا اگر مطالبات زورگویانه و افزون‌خواهانه آنها ادامه یابد و بر آن اصرار شود و مذاکرات به شکست بینجامد که باید هم به شکست بینجامد، ‌اوباما باید شکست دوم را که سنگین‌تر از شکست اول و احتمالاً مقدمه شکست سوم حزبش در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده است، تحمل کند که به نظر می‌رسد تحقق توالی شکست‌ها در وضعیت حاضر، خارج از توان اوباما و حزب متبوعش است؛ از این رو چنانچه طرف ایرانی پس از این تحول داخلی آمریکا چند بار دیگر و با زبان‌های مختلف موضعش را درباره این تحول و مواضع ثابت هسته‌ای بازگو کند بازی که قرار است براساس این تحول شکل بگیرد یا شکل نمی‌گیرد و خنثی می‌شود و یا شروع و بدون نتیجه به پایان می‌رسد. ان‌شاءالله


نگاه یک
علی اسماعیلی

هژمونی غرب پایان یافته است
«انقلاب اسلامی ایران پایان یافته است» تیتر درشت آخرین شماره هفته‌نامه اکونومیست بود. این نشریه که بلندگوی جریان راست غربی به حساب می‌آید، با استناد به ادله‌ای چون افزایش تعداد تحصیل‌کردگان، بی تفاوتی نسل جدید به مراسم‌های مذهبی‌، رشد شهرنشینی و وجود المان‌های غربی، مدعی شده است که انقلاب اسلامی در ایران، خاموش شده است! ایرانی که همین چند روز پیش مردمش در عاشورای حسینی و سالگرد پیروزی انقلاب دوم‌، نشان دادند همچنان بر صراط انقلاب اسلامی 57 طی طریق می‌کنند. جهان دید که عاشورای حسینی به عنوان یک آیین مذهبی با چه شکوه و عظمتی در ایران اسلامی برگزار شد. جهان دید که مراسم روز سیزده آبان که نماد امتداد حرکت ضداستکباری ملت ایران از آغاز انقلاب تا امروز است، با حضور میلیون‌ها نفر از مردم برگزار شد. ملت ایران در سیزده آبان امسال که همزمان با عاشورای حسینی شده بود نشان داد که نه اسلام و نه اهداف انقلاب خود را که ملهم از قیام حضرت اباعبدالله(ع) است، فراموش نکرده و نمی‌کند.
نویسند این متن بیش از آنکه بر اساس واقعیات، کلمات را کنار یکدیگر بگذارد‌، ذهنیات و آرزوهای خود را در متن گنجانده است. اما چرا؟ چرا نشریاتی مانند اکونومیست سعی دارند این طور القا کنند که انقلاب اسلامی پایان یافته است؟
به‌گمان نگارنده این نشریات از ارائه چنین دیدگاهی دو هدف دارند:
۱ـ پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و ظهور نظامی متکی بر اسلوب اسلام سیاسی‌، سردمداران اندیشه لیبرالیستی احساس خطر کردند و به درستی این موضوع را دریافتند که اگر این الگو موفق شود بزرگ‌ترین خطر برای اندیشه سکولار خواهد بود. از این رو به شیوه‌های مختلف از جمله جنگ تحمیلی‌، تحریم‌های اقتصادی، تفرقه‌افکنی و فتنه‌انگیزی سعی کردند تا مانع از موفقیت انقلاب اسلامی ایران به عنوان الگوی اسلام سیاسی شوند، اما نیاز به گفتن و نوشتن نیست که نتوانسته‌اند جمهوری اسلامی ایران را متوقف کنند.
پس از عدم توفیق در این مهم است که، نشریاتی چون اکونومیست وارد میدان می‌شوند تا از یک سو‌، انقلاب متکی بر اسلام سیاسی را در جهان ناکارآمد معرفی کنند و از سوی دیگر در دل مردم ایران تردید و شبهه به وجود آورند که انقلاب اسلامی و آرمان‌هایش از بین رفته است. تا به این شیوه ملت ایران را نسبت به ادامه راه دلسرد کنند. همچنین سعی می‌کنند با ارائه این متن‌های به اصطلاح تحلیلی به مردم سرزمین‌های اسلامی و حتی غیراسلامی که با الهام از انقلاب 1357مردم ایران به پا خاسته‌اند‌، بگویند که خود جمهوری اسلامی که خاستگاه ایستادگی، مقاومت و ظلم‌ستیزی است، شکست خورده و به غرب گرایش پیدا کرده است. تا با این دستاویز آبی بر آتش خشم ملت‌های به پا خاسته بریزند.
2ـ تأثیرگذاری و تعیین‌کنندگی ویژه جمهوری اسلامی ایران در معادلات جهان و به‌خصوص منطقه مهم و راهبردی غرب آسیا‌، جبهه مقابل اسلام سیاسی، جبهه مقابل تفکر مقاومت و ایستادگی را واداشته است تا این قدرت را بپذیرد و در بسیاری از موارد از آن کمک بخواهد. همکاری که انتشار خبر آن در میان جوامع غربی مطمئناًً با این سوال همراه خواهد شد که مگر ایران همان کشوری نیست که تبلیغات دولت‌های غربی بیش از 36 سال است آن را منزوی و ناتوان نشان می‌دهند؟ چطور حال امروز دول غربی با آن همه ادعا از ایران استمداد می‌کنند! افکار عمومی غرب از خود خواهد پرسید مگر تفکر اسلام سیاسی تفکر شکست‌خورده نیست! پس چگونه امروز تعیین‌کننده معادلات منطقه‌ای است که قدرت‌های غربی خود در کار آن وامانده‌اند؟ در این زمان است که نشریاتی مانند اکونومیست نقش خود را بازی می‌کنند و با انتشار چنین مقالاتی سعی می‌کنند بگویند اگر ایران قدرتمند شده است، به دلیل آن است که انقلابش خاموش شده!
اما آیا جهان این ادعا را خواهد پذیرفت؟! 


نگاه دو
علی حيدری

از «تهاجم فرهنگی» تا «دشمن خیالی» خانم کارگردان!
رسانه ملی به‌عنوان پژواک عمومی جامعه بستر امن و مناسبی برای طرح نظرات و دیدگاه‌های قشرهای مختلف مردم به‌ویژه صاحب‌نظران و نخبگان فکری ـ فرهنگی در جامعه است و باید با حفظ اصول و ارزش‌های دینی و ملی به بیان آنها بپردازد. برنامه‌ریزی و مدیریت چنین فضایی می‌تواند به رشد فکری و ارتقای بینش جامعه نسبت به مسائل مختلف کمک کند و زمینه رشد اندیشه و تعاطی افکار در حوزه‌های مختلف را فراهم آورد.
اما متأسفانه در برهه‌هایی خلاف این مشاهده می‌شود. در آخرین نمونه «تهمینه میلانی» یکی از کارگردانان سینمای ایران هفته گذشته با حضور در برنامه «هفت» تلویزیون، اظهاراتی عجیب و وقیحانه داشت. وی در این برنامه در ژستی روشنفکرمآبانه و در مقایسه‌ای عجیب، گم شده ذهنی خود را که امروز در جوامع غربی رایج است در داخل جست‌وجو می‌کند و به این بهانه با تحقیر حجب و حیای زنان مسلمان ایرانی و زیر سوال بردن عدم اختلاط زنان در جمع مردان نامحرم، رفتار متدینان را یک جمود در برابر مدرنیته می‌داند. میلانی در صحبت‌هایش در این برنامه، تهاجم فرهنگی دشمنان را افسانه می‌خواند و آن را ساخته و پرداخته در داخل کشور معرفی می‌کند که واقعیت بیرونی ندارد!
او تلاش می‌کند تا با بیان شواهدی از تاریخ، فلسفه پوشیده ماندن زنان را در حد مواظبت از آنان در برابر حمله مغولان و تاتارها تنزل دهد و بدون توجه به شایستگی‌ها و حجاب زن مسلمان در سیره ائمه اطهار(ع) به‌ویژه بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س)، به بیان دیدگاه‌های انحرافی خود از این مقوله بپردازد.
این کارگردان که پیش از این نیز چنین نظراتی را کمابیش مطرح کرده است، بدون در نظر گرفتن موقعیت اجتماعی امروز زنان در جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های مختلف از فرهنگی و علمی گرفته تا سیاسی و اقتصادی و حتی عرصه‌های مدیریتی با حفظ حریم‌های مورد نظر دین، به نوعی به تکرار مواضع کسانی پرداخته که به بهانه حقوق بشر از تضییع حقوق زنان در کشورمان سخن می‌گویند، در حالی که تبدیل شدن زن به یک کالا و ابزار جنسی در غرب به هیچ‌وجه با اصول حقوق بشری که خودشان شعارش را می‌دهند، تطابق ندارد.
نکته دیگری که این کارگردان در برنامه زنده رسانه ملی مطرح کرد و مجری برنامه هم توان کافی برای به چالش کشیدن آن را نداشت، زیر سوال بردن مقوله تهاجم فرهنگی بوده است. او با به‌کار بردن واژه «دشمن خیالی» معتقد است که عده‌ای در داخل کشور تصور می‌کنند که مقوله‌ای به نام دشمن وجود دارد، در حالی که چنین چیزی واقعیت خارجی ندارد! از این سخنان این‌طور بر می‌آید که کارگردانی که باید فرهنگ‌‌ساز باشد و از توان و هنرش برای تقویت فرهنگ ملی و دینی استفاده کند و در برابر نفوذ فرهنگ‌های مسموم تلاش نماید، هیچ اعتقادی به وجود تهاجم فرهنگی ندارد. در کنار هشدارهای حکیمانه مقام معظم رهبری از سال‌ها پیش درباره تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی و بالاخره جنگ نرم دشمنان ملت ایران، امروز مصادیق این جنگ تمام‌عیار را در کوچه‌ها و خیابان‌ها می‌توان به وضوح مشاهده کرد.
با این اوصاف به نظر می‌رسد متأسفانه برخی‌ها دچار یک کج‌فهمی از مسائل شده‌اند و به همین دلیل توان تشخیص توطئه‌های دشمن را ندارند و بدتر از آن اصرار دارند نگاه خود را به عموم جامعه تعمیم دهند، اما در این میان این مطلب را هم نباید از نظر دور داشت که رسانه ملی چرا و با چه هدفی فرصت و تریبون زنده خود را در اختیار این افراد قرار می‌دهد تا بتوانند در برابر مردمی که اکثر قریب به اتفاق آنها به اصول و ارزش‌های دینی پایبند هستند، با جسارت و گستاخی حرف بزنند؟! آیا بهانه جذابیت‌بخشی به یک برنامه این اجازه را به ما می‌دهد که به اعتقادات و باورهای میلیون‌ها نفر بی‌احترامی شود؟!


 

صفحه 7
گزارش

 

 

به بهانه شیوع عنان‌گسیخته قلیان‌کشی در همه جا
دودی که هوسبازانه به هوا می‌رود نه دردمندانه

سید فخرالدین موسوی

«اقتدار و پیشرفت یک جامعه در گرو سلامت افراد آن جامعه است»، جامعه ما نیز از این قاعده کلی مستثنا نیست. ما هم اگر می‌خواهیم به آرمان‌ها و آرزوهای دیرینه ملت ایران دست یابیم، ابتدا باید جامعه‌ای سالم داشته باشیم تا در سایه جامعه‌ سالم و سرزنده بتوانیم، برای تحقق اهداف والای خود کوشش کنیم.
سلامتی که به انحای مختلف در جامعه امروز ما، مورد هجمه قرار دارد، ماهواره‌ها سلامت اخلاقی جامعه را تهدید می‌کنند، دشمن اراده و مقاومت مردم را هدف می‌گیرد و مواد مخدری که سلامت جسمانی جامعه را تخریب می‌کند. در گزارش این شماره، با توجه به آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیر گسترش استعمال دخانیات در کشور سعی می‌کنیم تا حدودی به ابعاد موضوع مصرف دخانیات و هنجارشکنی‌های نوظهور آن در جامعه ایران بپردازیم، چرا که آمارهای اعلام شده در سال‌های اخیر از رشد چشمگیر استعمال دخانیات در بین اقشار جامعه خبر می‌دهد. شاخصی که بالارفتن آن دلسوزان کشور و انقلاب را نگران کرده است. البته این به معنای فراگیر شدن این مسئله در جامعه نیست، اما شواهد از به صدا درآمدن زنگ هشدار درباره این موضوع خبر می‌دهد.

سابقه مصرف تنباکو در ایران
توتون و تنباکو را باید سوغات فرنگ برای مردم ایران دانست. در سال913 هجری قمری همزمان با ورود پرتغالی‌ها به ایران، پای دخانیات نیز به کشورمان باز شد و آرام‌آرام در جامعه ایران استفاده از آن گسترش یافت تا آنجا که مورخان می‌گویند در عصر قاجار قلیان آنقدر اهمیت پیدا می‌کند که مردم در مجالس و میهمانی‌های خود اعم از روضه‌خوانی، مجلس عزا، مجالس عقد و عروسی، شب‌نشینی و... قلیان می‌گذاشتند. قلیان در دربار قاجار نیز چنان اهمیتی یافت که حتی دستور داده شد عکس شاهان قاجار بر روی کوزه‌های قلیان حک شود.
ورود تنباکو به ایران، در کنار افتتاح دکانی که در آن قهوه و قلیان عرضه می‌شد، توسط دو نظامی آلمانی که به عنوان مستشار به ایران آمده بودند، مبدأ شکل‌گیری قهوه‌خانه‌های امروزی و گسترش هر چه بیشتر استعمال قلیان در میان مردم کوچه و بازار شد.
قهوه‌خانه‌ها اگر چه ابتدا محل تجمع مردان سپیدموی بود، اما به مرور، به مکانی برای دور هم‌نشینی جوانان کم سن‌وسال تبدیل شد. این روزها افراد با سن پایین در قهوه‌خانه جمع می‌شوند و قلیان می‌کشند. مکان‌هایی که به فراخور فضای خاص‌شان، معمولاً به پاتوقی برای افراد بزهکار نیز تبدیل شده‌اند. در کنار قهوه‌خانه‌ها که تنها مختص به مردان هستند، به‌تدریج شاهد ایجاد مکان‌های شبیه قهوه‌خانه، به نام سفره‌خانه‌های سنتی بودیم که امکان کشیدن قلیان را برای بانوان نیز فراهم کرد؛ موضوعی که زمینه گرایش دختران جوان را به قلیان فراهم ساخت.
اما متأسفانه در چند سال اخیر شاهد رشد عجیب استفاده از قلیان هستیم. این روزها قلیان‌ها نه تنها در قهوه‌خانه‌ها، که در بسیاری از خانه‌ها، جمع‌های خانوادگی، تفریحگاه‌ها، پارک‌ها و... به چشم می‌خورد. موضوعی که ادامه آن در کنار آمار رشد مصرف سیگار و دیگر مواد مخدر بسیار نگران‌کننده است، چرا که این آمارها و اطلاعات از یک سو نشان می‌دهد که انگار استعمال دخانیات دیگر موضوع تقبیح شده‌ای نیست. از سوی دیگر نیز با ورود تنباکوها و موادر مخدر خاص که آسیب‌های وحشتناکی دارند ما را جامعه را در معرض تهدیدهای فرهنگی و بهداشتی بسیاری قرار داده است.
این تهدیدات موجب شد تا در سال‌های مختلف، تلاش‌هایی برای کنترل استعمال دخانیات و محیط قهوه‌خانه‌ها صورت پذیرد، در سال 1371 جمعیت مبارزه با استعمال دخانیات، ممنوعیت استعمال قلیان را به هیئت وزیران، ریاست‌جمهوری و مجلس ارائه داد و از این سال تا سال 76 بر اساس مصوبه مجموعه هیئت دولت و مجمع تشخیص مصلحت نظام استعمال سیگار و مواد دخانی در اماکن عمومی ممنوع اعلام شد. با این حال، ورق چندبار برگشت و قلیان دوباره بر میزهای قهوه‌خانه‌ها جاخوش کرد. در سال ۱۳۸۳ بار دیگر مصرف قلیان در اماکن عمومی کشور ممنوع شد، اما این ممنوعیت ادامه نداشت و در سال ۱۳۸۴ با اصلاح تبصره ماده ۱ آیین‌نامه ممنوعیت استعمال و عرضه سیگار و سایر مواد دخانی در اماکن عمومی، قهوه‌خانه‌ها و رستوران‌های سنتی مجاز به عرضه سیگار و مواد دخانی شدند. تسلسلی که در سال‌های بعد نیز ادامه یافت و همچنان در کش‌وقوس قرار دارد. حتی یک‌ بار صاحبان قهوه‌خانه‌ها به سبب ممنوعیت قلیان به دیوان عدالت اداری شکایت کردند و قلیان بر روی میز قهوه‌خانه نشست و سریال این رفتار متناقض همچنان ادامه دارد تا آنجا که محمدعلی نجفی، رئیس سازمان گردشگری در ابتدای دولت یازدهم در یک برنامه زنده تلویزیونی از عرضه قلیان حمایت کرد! و این روزها نیز نحوه برخورد با آن در بلاتکلیفی به‌سر می‌برد که روشن می‌کند تدبیر و عزم جدی برای کاهش مصرف قلیان وجود ندارد.

آثار سوء استعمال دخانیات
چهار هزار نفر از ‏چهره‌های سرشناس حوزه سلامت کشور در تابستان امسال با احساس خطر از شیوع استعمال دخانیات، طی نامه‌ای به رئیس‌جمهوری با ابراز ‏نگرانی از مصرف بی‌رویه قلیان و سونامی سرطان ناشی از آن درخواست کردند تا بر اساس قوانین، ‏جلوی گسترش روزافزون این پدیده خانمان‌سوز گرفته شود، این پزشکان در نامه خود می‌نویسند: «سرعت رشد ابتلا به سرطان در کشور به شکل قابل توجهی افزایش یافته است و کشور ما ‏بالاترین ‏روند رشد ابتلا به سرطان را در ‏دنیا داراست که 30 درصد مرگ‌های ناشی از سرطان مستقیماً با ‏دخانیات در ارتباط است. هر چند مبارزه ‏با دخانیات به یک ‏خواست جهانی بدل گشته و حتی قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات در کشور تصویب و ‏ابلاغ ‏شده است، اما متأسفانه ‏گام‌های عملی و متقنی که توانسته باشد مانعی برای توسعه مصرف سیگار و قلیان در کشور ‏به‌ویژه در بین جوانان باشد، هنوز مورد ‏انتظار خیر‏خواهان عرصه سلامت کشور است.» پزشکان در این نامه قلیان را ابزاری که جامعه را به فلاکت می‌کشاند وصف می‌کنند!
آثار سوء استعمال قلیان چیست که آثار این‌چنین، هولناکی دارد؟
50 نوع ماده سمی موجود در دود برخاسته از سوختن تنباکوهای با طعم متفاوت سرآغاز بیماری‌های فراوان در بدن افراد خواهد بود. تحقیقات پزشکان در مورد قلیان نشان می‌دهد که مرطوب بودن مجرای خروج دود از قلیان عامل مهمی در رشد میکروب و قارچ است. کشت انجام شده بر روی مواد داخل لوله قلیان نشان داده است که این مجرا حاوی صدها نوع قارچ و میکروب است که به راحتی با دود، وارد دستگاه تنفس شده و ایجاد عفونت‌های مزمن می‌کند. در این‌باره گفته می‌شود ابتدا شخص متوجه بیماری خود نمی‌شود، اما سال‌های بعد به دلیل نفوذ این قارچ و میکروب در لایه‌های مختلف ریه، بیماری‌هایی مانند برونشیت، آمفیزم ریه و سرانجام آسم ایجاد می‌شود، این در حالی است که شخص هنگامی به بیماری خود پی می‌برد که متأسفانه چاره‌ای جز تحمل بیماری تا آخر عمر نخواهد داشت.
بر اساس این بررسی علمی، ایجاد زخم‌های گوارشی، تشدید برگشت اسید معده به مری، اختلال در جذب کلسیم و ساخت استخوان تنها برخی از مضراتی است که گریبان کسانی را که قلیان می‌کشند می‌گیرد.
این تحقیقات نشان می‌دهد که باورهایی مانند تصفیه شدن دود قلیان به‌دلیل وجود آب، اعتیادآور نبودن قلیان و موضوعاتی از این دست، تصوراتی از اساس غلط است، چرا که دود قلیان علاوه بر اعتیادآور بودن، سرمنشأ بیماری‌های قلبی، ریوی و انواع سرطان‌ها است؛ بیماری‌هایی که درمان آنها هزینه‌های گزافی را به خانواده و کشور تحمیل می‌کند.

افزایش هزینه‌های کشور
«امروزه شاهد کسب و کاری هستیم که موجب شده قلیان‌ها علاوه بر قهوه‌خانه‌ها در منازل هم عرضه ‌شود که این وحشتناک است.» این جملات علیرضا مرندی، وزیر سابق بهداشت و نماینده مردم تهران است که نسبت به سوداگری عده‌ای با جان مردم و سلامت جامعه برای سود بیشتر هشدار می‌دهد؛ موضوعی که آمارهای منتشر شده نیز آن را تأیید می‌کند. وزارت بهداشت اخیراً آماری را اعلام کرده است که نشان می‌دهد ‏‏15 درصد جوانان 13 تا 15 سال، در کشور مصرف‌‏کننده قلیان هستند و سالیانه در مجموع 35 هزار ‏تن تنباکو در کشور دود می‌شود. این آمار نشان می‌دهد 37 درصد از زنان جامعه حداقل یک‌بار قلیان کشیده‌اند!
مصرف این حجم از این دخانیات مطمئناً بیماری‌های ناشی از آن را نیز بسیار افزایش خواهد داد. دور نیست که با رشد فزاینده مصرف دخانیات شاهد سونامی سرطان در کشور باشیم. افزایش افراد بیمار کشور موجب خواهد شد که بخش هنگفتی از بیت‌المال به سمت بخش درمان سوق پیدا کند. افزایش تخت‌های بیمارستانی، تأمین دارو، تهیه دستگاه‌های پزشکی، صرف شدن بخش زیادی از توان کشور برای مهیا کردن این امکانات و از بین رفتن نیروی انسانی جامعه که مهم‌ترین سرمایه هر جامعه است، از جمله این هزینه‌هاست. مطمئناً این درگیری‌ها و افزایش هزینه‌ها سبب خواهد شد که کشور نتواند آن‌طور که باید در مسیر توسعه و پیشرفت گام بر دارد.

تغییر سبک زندگی
امروزه شاهدیم که بسیاری از پدیده‌هایی که در فرهنگ جامعه اسلامی و ایرانی ما قبیح محسوب می‌شده، در حال تبدیل شدن به امور عادی است که یکی از آنها افزایش استعمال دخانیات زنان است. استعمالی که به محفل‌های خصوصی محدود نمانده و متأسفانه در مکان‌های عمومی نیز مشاهده می‌شود.
این روزها اگر در خیابان‌های شمالی تهران دوری بزنید زنانی را می‌بیند که پشت فرمان ماشین‌ها، کافه‌ها، پارک‌ها، سالن‌های سینما و... سیگار دود می‌کنند. اگر به سفره‌خانه‌های به اصطلاح سنتی در حوالی تهران سری بزنید زنان و دختران جوانی را می‌بینید که در حال کشیدن قلیان هستند. دخترانی که شاید تعدادشان اندک باشد، اما مسبب قبح‌زدایی از این مسئله و عادی شدن استعمال دخانیات در خیابان‌ها و کوچه توسط زنان می‌شود که می‌تواند آثار سوء زیادی را همراه خود داشته باشد، چرا که علاوه بر آسیب زدن به سلامت این افراد ، پرده‌های حیا را نیز در جامعه از بین خواهد برد.
این نشانه، در کنار موضوع بدپوششی، زندگی مصرف‌گرایانه، افزایش مصرف مشروبات الکلی، نگهداری حیوانات خانگی و مواردی دیگر، نشان می‌دهد که موضوع تغییر سبک زندگی مردم ایران نیازمند توجه ویژه است.
ماهواره‌ها و دستگاه‌های تبلیغی فرهنگ‌های مهاجم، در موضوع ترویج سبک زندگی مطلوب خود با قدرت، عمل می‌کنند، اما در دستگاه‌های تبلیغی کشور با کمال تأسف، انفعال وجود دارد. اشتباه نیست اگر بگوییم تبلیغ، ترویج و بسط دادن سبک زندگی اسلامی و ایرانی امروز مهم‌ترین و حیاتی‌ترین مسئله کشور است، چرا که نمی‌توان با جامعه‌ای که غربی زندگی می‌کند به اهداف انقلاب اسلامی رسید.
نتیجه‌گیری
جامعه ایران که قصد دارد با گزاره‌های اسلامی و بومی مسیر توسعه را طی کند، برای نیل به پیشرفت و تبدیل شدن به کشوری مقتدر و خوداتکا باید همواره هوشیار و مواظب باشد تا اسیر موانعی نشود که حرکتش را به تأخیر می‌اندازد، نباید اسیر سستی‌ها شود. این کشور به‌طور مداوم باید مسیر پیش روی خود را رصد کند و برای هر عامل مخل پیشرفت، چاره‌ای بیندیشد. چه این مانع، مانند تحریم‌های اقتصادی، جنگ تحمیلی و... با حضور مستقیم دشمن ایجاد شود، چه به واسطه تحریک و زمینه‌سازی بیگانگان مانند آنچه در فتنه 88 رخ داد و آنچه در تلاش برای تغییر سبک زندگی ایرانیان شاهد آن هستیم.
البته این گفته به معنای آن نیست که تمام مصیبت‌هایی که بر کشور می‌رود عامل خارجی دارد، ریشه بسیاری از این موانع را باید در داخل جست. دشمن، دشمنی خود را به درستی انجام می‌دهد. اما زمانی این اقدام او با نتیجه قرین می‌شود که در داخل شاهد انفعال و حتی همراهی با عامل بیگانه باشیم. در فتنه 88 دیدیم که همراهی نخبگان بی‌بصیرت جورچین دشمن را جور کرد و کشور و انقلاب را تا لبه پرتگاه برد. درباره بدحجابی و بدپوششی هم در کنار تلاش دشمن برای ترویج فرهنگ نادرست، شاهدیم که نه فقط انفعال وجود داشته و دارد، بلکه در برخی موارد برخی منصب‌داران و بلندگوداران، بعضی تولیدات سینمایی و... موازی با دشمن عمل کرده و می‌کنند. درباره مسئله استعمال دخانیات نیز روایت متفاوتی وجود ندارد. کم‌کاری مسئولان، مشکلات اجتماعی، ضعف آموزش و پرورش، بیکاری و... در کنار تحریک و تلاش خارجی‌ها موجب شده است آمارها، رشد گرایش به دخانیات را نشان دهد.
هر یک از این مسائل و مسائلی که در این گزارش ذکر آنها نرفته و همه ما به آنها آگاهیم، مطمئناً مسیر پیشرفت کشور را به تأخیر خواهند انداخت. مطمئناً ما را از سند چشم‌انداز کشور و آرمان‌های انقلاب دور خواهد کرد. بین یکی از مسئولان وزارت بهداشت به‌تازگی اعلام کرده است که هزینه درمان بیماری‌های ناشی از رواج دخانیات هشت برابر هزینه آگاه‌سازی و جلوگیری از شیوع استعمال دخانیات است. این جملات به این معناست که اگر روند حاکم ادامه پیدا کند بخش عمده‌ای از سرمایه مالی قابل محاسبه و سرمایه انسانی غیرقابل محاسبه کشور دود شده و از انرژی کشور برای توسعه و پیشرفت کاسته خواهد شد.
تا دیر نشده است باید فکری کرد تا این منابع چون گذشته در خدمت اهداف عالیه کشور باشند تا ایران هم چنان توجه جهان را به پیشرفت خیره‌کننده خود معطوف کند. همان‌طور که احمدی روشن‌ها، رضایی‌ها، شهریاری‌ها و.... محاسبات دشمن را برهم زدند.
مسئولان باید به این باور برسند که اگر می‌خواهیم همچنان با شتاب در مسیر صحیح گام برداریم باید رخت انفعال از تن برون کنند و با رصد مسیر پیش‌رو موانع را کنار بزنند که اگر با عزم، بدون چشمداشت و فارغ از دغدغه‌های سیاسی در این مسیر گام بردارند، لطف و رحمت خداوند هم شامل آنها خواهد بود. ان‌شاءالله


نیم نگاه
فتح الله پريشان

عاشورای خونین الاحساء و مسئولیت عربستان؟!
عاشورای امسال منطقه شیعه‌نشین عربستان رنگ خون گرفت و ساعت 11:30 شب عاشورا در اثر حمله گروهی ناشناس مسلسل به دست به حسینیه المصطفی روستای الدالوه در استان شیعه‌نشین الاحساء واقع در شرق عربستان و حمله به حسینیه‌های دو روستای القاره و القرین در همین استان، هفت تن شهید و بیش از 30 تن دیگر که بیشترشان زن و کودک بودند زخمی شدند. روزنامه عکاظ، از قول سخنگوی امنیتی وزارت کشور عربستان نقل کرد که طی چند عملیات نیروهای اطلاعاتی و امنیتی این کشور نزدیک به 15 مظنون تروریستی دستگیر شده‌اند، اما پرسش مهمی که می‌توان طرح کرد این است که عامل یا عاملان این حادثه تروریستی چه کسی یا چه کسانی هستند؟ و در اوضاع کنونی که دنیای اسلام از عملکرد عربستان در تأسیس، تقویت و تجهیز داعش به شدت عصبانی است، چه پیامد امنیتی و سیاسی برای سعودی‌ها دارد؟
درخصوص عامل یا عاملان این حادثه ناگوار، گمانه‌زنی‌هایی مطرح است؛ برخی از تحلیلگران با توجه به فضای حاکم بر عربستان سعودی درخصوص صدور حکم اعدام برای یکی از رهبران شیعه منطقه الشرقیه، آیت‌الله نمر باقرالنمر و همچنین کمک این کشور به پلیس بحرین برای برخورد با شیعیان و جمع‌آوری علائم عزاداری حسینی در شهرهای این کشور، انگشت اشاره تحلیل و اتهامشان به سمت حاکمان سعودی و نیروهای امنیتی افراطی وهابی و تکفیری برای طراحی و اجرای این اقدام تروریستی است. حدس تحلیلی دیگر، داعش را صحنه‌گردان این عمل تروریستی می‌داند که همزمان چند هدف را برای‌شان برآورده می‌سازد؛ اولاً تسویه‌حسابی با عربستان و ناامن‌سازی این کشور به دلیل تغییر حداقل وجه آشکار سیاست‌های این کشور در خصوص پیوستن به ائتلاف به اصطلاح جهانی علیه داعش به شمار می‌آید. این در حالی است که عربستان سهامدار اصلی شکل‌گیری و ایجاد داعش برای اهداف چند منظوره در منطقه است. ثانیاً، داعش به دلیل شکست در عراق و سوریه به دنبال تغییر فضای تنفسی و گرفتن انتقام از شیعیان است که این بار شیعیان عربستان را برگزیده است.
البته درخصوص تحلیل این اقدام توحش‌آمیز تروریستی می‌توان به گمانه‌ها و علت‌کاویهای دیگری نیز اشاره کرد، اما آنچه مهم می‌نماید نقش دولتمردان سعودی در چنین قضایا و وظیفه دولت عربستان در محافظت از چنین مراسمات آیینی است که سالهاست در اقصی‌نقاط جهان اسلام به صورت رسمی و قانونی برگزار می‌شود و همواره دولت‌های اسلامی هرچند با مذهبی غیرتشیع تلاش کرده‌اند این مراسمها در کمال آرامش برگزار شود و غالباً به ایام بزرگداشت نهضت امام حسین(ع) و انقلاب بزرگ ایشان در احیای اسلام احترام می‌گذارند.
در هر صورت، به فرض اگر عربستان مستقیم هم در چنین اقداماتی نقش نداشته باشد، با سیاست‌گذاری کلان غیر اسلامی که در طول سالهای اخیر در روند تحولات و در مسیر ترسیم جغرافیای سیاسی مطلوب نظام سلطه داشته و به همین دلیل هم در تکوین و شکل‌گیری گروه‌های تکفیری از جمله داعش نقش اصلی را داشته است، در چنین حوادثی متهم است. در واقع، به گفته کارشناسان ناامنی‌های اخیر عربستان نتیجه حمایت این کشور‌ از تروریست‌های داعش در سوریه و عراق است. زمانی که این کشور به صورت آشکار تروریست‌های داعش را مجهز می‌کرد، طبیعی بود این افراد روزی فعالیت خود را متوجه عربستان خواهند کرد. در همین ارتباط سخنگوی امنیتی وزارت کشور عربستان اعلام کرد دست‌کم 1500 عربستانی در سوریه می‌جنگند. حمایت سعودی‌ها از حاکمان بحرین در نقض آشکار حقوق شهروندی بحرینی‌ها در برگزاری آزادانه عزاداری برای امام حسین(ع) از دیگر حماقت‌های سعودیها در قبال عالم شیعه است که مسلماً از چشم تیزبین دنیای اسلام دور نخواهد بود. عربستان باید بداند با آتشی بازی می‌کند که می‌تواند بیشتر از این دامن فرسوده و ساختار بیمار حاکمیتی این کشور را بگیرد.   


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(45)

مظلوم‌نمایی انگلیسی‌ها از زبان داناهو
با بررسی روند شکل‌گیری و حمایت‌های انگلستان از شبه‌نظامیان آسوری و سپس ورود آنان به همدان، پس از کشتار و غارت اموال مردم در مسیر حرکت‌شان، وابسته‌بودن این گروه به انگلستان از زبان آمریکایی‌های حاضر در منطقه و برخی از مطبوعات کشور بیان شد، لیکن با وجود همه این اسناد تاریخی، داناهو؛(خبرنگار انگلیسی حاضر در حوادث ایران) که به همراه نیروهای دنستر فورس در همدان حضور داشت، در گزارش‌های خود، با مظلوم نشان دادن انگلیسی‌ها، مسیحیان آسوری را دشمنان انگلیس معرفی می‌کند! و عامل قحطی در همدان را به دموکرات‌های طرفدار حکومت عثمانی (که واقعیت خارجی نداشت) و تجار همدانی نسبت می‌دهد و با این شیوه، قصد فرافکنی نسبت به اقدامات انگلیسی‌ها در این شهر را دارد. «در همدان ستاد دنستر ویل در میان جماعتی کمابیش دشمن قرار داشت که حدود هفتاد هزار نفر می‌شد. یک‌چهارم آنها (اهالی همدان و مسیحیان مهاجر آسوری) ترک بودند یا ریشه و یا تمایلات ترکی داشتند، بقیه هم فارس بودند و اندکی هم یهودی و ارمنی... روزگاری همدان لابی‌ جاسوسی عثمانی‌ها و دسیسه‌چینی ایرانی‌ها بود. کوچک‌خان انجمن رو به مرگ دموکرات‌ها، بازاریان و غله‌کاران را تا حد زیادی به فعالیت‌های ضدانگلیسی واداشته بود... دموکرات‌های همدان (داناهو مردم معترض به حضور انگلیسی‌ها را دموکرات می‌نامد) میهن‌پرستان خالصی بودند که خوش‌خیالانه در برخی قهوه‌خانه‌های محلی که در آنها آزادی سیاسی وجود داشت سخن می‌گفتند و انگلیسی‌ها را لعن و نفرین می‌کردند و آنها را مزاحم‌های اهریمنی و شیطان‌صفت می‌خواندند و از خدا می‌خواستند که خواسته‌های‌شان را برآورده سازد و از ظلم انگلیسی‌ها رهایی‌ بخشد. ضمناً آنها در جلساتی پنهانی گرد هم می‌آمدند و برای افزایش بهای غله تصمیم می‌گرفتند؛ که به معنای درآمد قابل توجه برای آنها بود. ارزاق به انگلیسی‌ها داده نمی‌شد مگر به نرخی بسیار گزاف(؟!) اوضاع به نفع سودجویان بود و آنها هم بیرحم‌تر شدند و بنا بود فقرای همدان از گرسنگی بمیرند و قربانی آزمندی و بی‌تفاوتی ایرانیان شوند.»
در این هنگام جزواتی که ادعا می‌شد از سوی دموکرات‌ها پخش می‌شود با لحنی آتشین و تهدیدگونه در خیابان‌ها توزیع می‌شد، ولی قربانیان قحطی پیش از مرگ خود از همه چیز خبردار بودند که این انگلیسی‌ها هستند که آنها را تعمداً تا حد مرگ گرسنگی می‌دهند تا بتوانند آسان‌تر تمام خاک ایران را به دست گیرند. به گفته داناهو در این هنگامه میرزاکوچک‌خان حکمی داده بود و با گلایه از وقت‌کشی عده‌ای گفته بود «دنستر ویل باید بدون تأخیر به جهنم واصل شود... آنها (مبارزان مردمی که داناهو عنوان دموکرات روی آنها می‌گذارد) دائماً جماعت را به قیام و تمام کردن کار ما تحریک می‌کردند، اما مردم گرسنه اشتیاق چندانی برای مبارزه نداشتند (بخوانید رمقی برای‌شان باقی نمانده بود که مبارزه کنند) و با وجود آنکه به دلیل کمبود غذا زنده ماندن برای اهالی همدان بسیار سخت بود، اما آنها عجله‌ای نداشتند تا روزگار غمبار خود را با سپردن خود به سرنیزه‌های انگلیسی‌ها کوتاه‌تر کنند.»
کمک‌برای قحطی به سبک انگلیسی
انگلیسی‌ها با اقامت یک‌ساله خود در همدان و ویران کردن باغات و مزارع همدانی‌ها از اهالی رو به موت آن برده‌هایی کارگر ساخته بودند که در ساختن جاده شمال به کار گرفته شدند. داناهو با چشم‌پوشی از این عمل انگلیسی‌ها و آمار کشته‌های همین کارگران جاده که جنازه‌های آنها به دلیل سنگینی کار و تغذیه ناکافی در طول این جاده ریخته شده بود که اسناد تاریخی شاهد مثال عینی این جنایت است، این عمل انگلیسی‌ها را خدمت به ایرانی‌ها و کاهش قحطی عنوان می‌کند: «.... به هر کارگر در ازای کار روزانه چهار قران می‌دادند. در آغاز سه هزار نفر به کار گرفته شدند. به این منطقه یک بودجه روزانه چهارصد پوندی از سوی انگلیسی‌ها اختصاص یافته بود که این مبلغ به شکلی محسوس تنگنای حاکم را برطرف می‌کرد.»


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران272
تأليف :عبدالله شمسی

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب اعتماد ملی (25)
سیاست‌های اقتصادی حزب اعتماد ملی 

پس از تحقیق بر روی سیاستهای داخلی حزب اعتماد ملی به ویژه در بعد سیاسی، در این شماره سیاستهای اقتصادی این حزب بررسی می‌شود.

سياست های اقتصادي
بر اساس ديدگاه حزب اعتماد ملي، اقتصاد، سياست و فرهنگ، منفک از يکديگر نيستند، بلکه نيازمند پيوستگي درون‌ساختي هستند که بدون توجه به يکي از وجوه، وجه ديگري نيز به صورت ارگانيک سامان نمي‌يابد و تجربه توسعه در کشورهاي مختلف بيانگر اين واقعيت است که رشد اقتصادي بدون رشد سياسي و فرهنگي شکننده، نامتوازن و ناپايدار است.
با اين وصف، رويکرد آنها در حوزه اقتصاد، دموکراتيک کردن آن است که با همگاني شدن اقتصادي و مشارکت عامه مردم در طرح‌هاي زيربنايي و توليدي و تسهيم و تقسيم سود حاصله از آن ضمن توزيع عادلانه ثروت، رونق و پويايي اقتصاد را نيز به همراه خواهد داشت. مسئولان حزب معتقدند که تشکل متبوع‌شان در ابعاد مختلف از جمله در بعد اقتصادي بر اساس انديشه‌هاي امام عمل مي‌كند:
«حضرت امام بحث پيشرفت اقتصادي جامعه را مطرح مي‌كرد و معتقد بود جامعه بايد در مسير تكامل خود قرار بگيرد. از جمله اهدافي كه امام مطرح مي‌كرد، پيشرفت اقتصادي، رشد كشاورزي، رفاه اجتماعي، رشد توليد، افزايش صادرات و صنعتي شدن بود. اگر با همين ديدگاه به مباحث توسعه نگاه كنيم، مي‌بينيم آخرين تعاريفي كه از توسعه اقتصادي در جوامع پيشرفته وجود دارد، با همين ديدگاه مطابق است.
... بر اساس ديدگاه امام در مقدمه قانون اساسي، اقتصاد اسلامي به عنوان وسيله‌اي براي رشد انسان در نظر گرفته شد و اصل 44 قانون اساسي شرايطي را براي فعاليت بخش خصوصي در اقتصاد به وجود آورد.»(۱)

نقد سياست‌هاي اقتصادي گذشته و دولت نهم
باچنين رويکردي، حزب اعتماد ملي، برخي سياست‌ها و برنامه‌هاي اقتصادي گذشته و دولت نهم را مورد نقد قرار مي‌دهد که عبارتند از:
۱ـ دولتي شدن اقتصاد طي سال‌هاي پس از انقلاب؛
۲ـ کنار گذاشته شدن برنامه چهارم توسعه اقتصادي کشور و جايگزين نشدن برنامه جديدي از سوی دولت نهم؛
۳ـ تحقق نيافتن شعار مبارزه با رانت‌هاي نفتي؛
۴ـ تعطيل شدن خصوصي‌سازي و مطرح شدن سهام عدالت به جاي آن؛ بر اين اساس، سهام عدالت كاغذي است كه به صورت شتابزده در اختيار مردم قرار گرفته و برخي اقتصاددانان معتقدند كه تا 200 سال ديگر دولت نمي‌تواند اين سهام را پرداخت كند.
۵ـ در سفرهاي استاني قول و قرارهايي گذاشته مي‌شود كه مشخص نيست اجرا شود.(۲)
۶ـ تعطيل شدن کارخانه‌ها و شرکت‌ها، افزايش بيکاري، رشد سريع نرخ تورم، فرار سرمايه‌ها و کساد اقتصادي؛(۳)
رویکرد اقتصادی حزب
با توجه به رويکرد اقتصادي و آسيب‌شناسي که حزب اعتماد ملي از اقتصاد کشور ارائه کرد، مي‌توان سياست‌هاي مالي، پولي و درآمدي و... را چنين برشمرد:
۱ـ تأکيد بر اجراي سياست‌هاي بند ج اصل44؛ حزب اعتماد ملي در بيانيه‌اي با اشاره به کاستي‌هاي روند خصوصي‌سازي، معتقد است تلاش مجمع تشخيص مصلحت نظام به فرمان مقام معظم رهبري با همكاري مجلس ششم و هفتم و دولت‌ها خصوصاً دولت هشتم بستر مناسبي را براي بازگشت به اصول اقتصادي قانون اساسي و تعيين حدود و اختيارات و قلمرو بخش‌هاي سه‌گانه دولتي، تعاوني و خصوصي فراهم كرد.(۴)
۲ـ ساماندهي شرکت‌هاي دولتي با هدف کوچک‌سازي و افزايش کارايي؛
۳ـ اصلاح ساختار اداري و مديريت اقتصادي؛
۴ـ رقابتي کردن فعاليت‌ها اقتصادي؛
۵ ـ رفع موانع و توسعه امنيت سرمايه‌گذاري؛(۵)
۶ـ ترويج فرهنگ کار؛
۷ـ ارتقای صنعت جهانگردي؛
۸ـ هدفمند کردن يارانه‌ها، همراه با نگاه به اقشار آسيب‌پذير و توجه ويژه به زنان، جوانان، فرهنگيان، دانشگاهيان، کارگران و کشاورزان؛
۹ـ تعامل مثبت و سازنده با اقتصاد جهاني و حضور فعال در سازمان‌ها، نهادها و مجامع بين‌المللي اقتصادي؛
۱۰ـ جلب و جذب سرمايه‌هاي خارجي؛(۶)
و ...
از موارد قابل ذکر و پر حاشيه‌اي که مهدي کروبي در انتخابات رياست جمهوري سال 1384 به صورت طرح اختصاصي و در انتخابات سال1388 در قالب سياست‌هاي اقتصادي حزب اعتماد ملي و شعارهاي انتخاباتي خود مطرح کرد، طرح پرداخت نقدي پول به مردم بود. به‌گمان حزب، هدف اساسي اين طرح گام برداشتن در جهت مردمي کردن اداره، توليد و توزيع درآمدهاي نفتي و خارج کردن آن از بودجه دولت است.
در گام اول اين طرح، سهام شرکت‌هاي گاز و پخش فرآورده‌هاي نفتي بدون حق انتقال و خريد و فروش، مطابق قانون موجود به طور مساوي ميان همه افراد کشور از 18 سال به بالا توزيع مي‌‌شد. در اين راستا دولت موظف بود که نفت و گاز مصرفي کشور را به قيمت توليدي آن، تحويل اين شرکت دهد و شرکت مذکور، نفت و گاز را پالايش می‌کرد و در اختيار مردم قرار مي‌داد و هر قيمتي که تعيين مي‌شد طبعاً به همان نسبت سود به دنبال داشت و سود ناشي از آن، ميان سهامداران به صورت مساوي تقسيم مي‌‌شد. سهامداران نيز در بلندمدت مي‌توانستند اعضاي هيئت مديره شرکت را خود و خارج از اراده دولت انتخاب کرده و کليه منافع حاصل از نفت را در اختيار بگيرند. در اينجا دولت تنها مي‌توانست بر اين درآمدها ماليات وضع کرده و سهم مالياتي خود را دریافت کند. از ديد حزب اجراي چنين طرحي دارای پيامد‌هاي مثبت زير بود:
۱ـ خارج کردن بخشي از نفت از بودجه دولت و اتکاي حکومت به منابع مالياتي و ديگر منابع؛
۲ـ ايجاد توازن ميان ملت و دولت، افزايش استقلال، اتکا به نفس ميان مردم و افزايش حرمت و کرامت انساني آنان؛
3 ـ کوچک کردن دولت و حذف بسياري از بخش‌هاي غير مرتبط و زايد با وظيفه دولت؛
4 ـ سرازير شدن بخش مهمي از اين درآمدها به سوي سرمايه‌گذاري و بازار سرمايه؛
5 ـ ايجاد بستر مناسب براي خصوصي‌سازي و اجراي اصل 44 قانون اساسي؛
6 ـ کم تأثير بودن اجراي اين سياست در افزايش تورم و جهش قيمت‌ها، زيرا از اين طريق افزايش نقدينگي عملی نخواهد شد؛
7 ـ تقويت هويت و وحدت ملي از طريق دريافت برابر مردم از ثروت مشاع آنان که کمک مهمي به امنيت کشور مي‌کند.(۷)
اين طرح تقريباً شبيه طرح سهام عدالت و هدفمند کردن يارانه‌ها در دولت نهم و دهم بود که کروبي آن را در دو انتخابات نهم و دهم رياست جمهوري به عنوان شعاري محوري مطرح کرد و درصد بالايي از آرای ايشان در انتخابات نهم رياست جمهوري ناشي از طرح اين شعار بود.
مطلوب و مناسب بودن طرح تنها شرط لازم و نه کافي براي تحقق طرح بود و کروبي و همکارانش در صورت تکيه بر مصدر قوه مجريه مي‌بايست بسياري از مقدمات را فراهم و موانع را رفع کنند که مي‌توان به مواردي همچون هماهنگي تمام قوا و نهادهاي نظام، آمادگي اجتماعي، رفع موانع بوروکراتيک، حل موانع اقتصادي، ... و از همه مهم‌تر توان اجرايي و مديريتي کروبي و تيمش بود که بيشتر از ساير موارد مورد ترديد واقع مي‌شد. تمامي مشکلات و موانعي که براي طرح هدفمند کردن يارانه‌ها رخ داد براي اين طرح نيز متصور بود.
در مجموع حزب مدعي است، در سايه چنين سياست‌ها و برنامه‌هايي وضعيت اقتصادي کشور متعادل، تورم و بيکاري کاهش، توليد و توزيع عادلانه محقق و رانت‌خواري، ويژه‌خواري به طور طبيعي از چرخه اقتصاد کشور حذف خواهد شد.(۸)
با توجه به توضيحات فوق، سياست‌هاي اقتصادي حزب همان سياست‌هايي است که دولت‌ها و احزاب ديگر نيز با اندکي تفاوت آن را اعلام و با کم و کاستیهایی اجرا کرده‌اند، علاوه بر اين، وجه مشترک همه، غفلت و يا ناتواني در تدوين الگوي اقتصاد اسلامي بوده است و حزب اعتماد ملي نيز از آن مستثني نيست.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق
محمدرضا اسکندری

مضامین مشترک میان اندیشمندان اگزیستانسیالیست
چنانچه در مقاله هفته گذشته گفته شد، تنها عاملی که چه بسا بتواند همه فلاسفه و اندیشمندان اگزیستانسیالیست را با وجود اختلافات بسیاری که از جهات مختلف با هم دارند، زیر عنوان اگزیستانسیالیست جمع کند، مضامین و مطالبی است که آنان به گونه‌ای در سخنان‌شان آورده‌اند؛ گرچه در تفسیر، تحلیل و توضیح آن مضامین، هنوز هم اختلاف نظر دارند. این مضامین مشترک در میان اگزیستانسیالیست‌ها عبارتند از:
۱ـ تفرد انسانی (فردیت)
اگزیستانسیالیست‌ها معتقدند نظام‌‌های فلسفی، همه امور، از جمله انسان را در چارچوب و مقولات خاصی می‌گنجانند. به تعبیر دیگر، همه امور را با دیدی «کلی» و «ماهوی» می‌نگرند. این نوع نگرش از این جهت، دچار اشکال است که در آن، فرد خدا می‌شود؛ یعنی از فرد، حتی به منزله فردی از یک ماهیت کلی بحث نمی‌شود.(۱) در نظر فلاسفه اگزیستانسیالیست‌، نباید فردانیت‌شان در هیچ امری مضمحل شود. اینان برای تفرد انسانی اهمیت ویژه‌ای قائلند.
حفظ تفرد انسانی، افزون بر جنبه نظری و فلسفی‌اش، جنبه عملی نیز دارد. اگر انسان فردیت خود را کنار بگذارد و آنگونه رفتار کند که دیگران می‌کنند یا صنف و طبقه او اقتضا دارد، در حقیقت شخص و شخصیت انسانی خود را در وجود دیگران مضمحل کرده است. براساس جنبه نظری، مشکل مسئله فردیت این بود که با نادیده گرفتن فردیت هر انسانی، شناخت واقعی او از دست می‌رود، لکن براساس جنبه عملی، مشکل این است که انسان، توده‌ای و فردی از جمع می‌شود.(۲) توده‌ای‌ شدن انسان، صرافت طبع او را کنار می‌زند. آنچه فلاسفه اگزیستانسیالیست به آن سفارش می‌کنند، این است که انسان باید تا حد ممکن به‌گونه‌ای عمل کند که مقتضای طبع اوست، نه اینکه کارهای ما به‌گونه‌ای باشد که توقع و انتظار دیگران برآورده شود. خلاصه اینکه تأکید اگزیستانسیالیست‌ها بر فردیت، هم برای نفی نظام‌های سنتی فلسفی در بعد نظری است و هم برای نفی توده‌ای شدن انسان در بعد عملی است. بنابراین شعار اگزیستانسیالیست‌ها این است که «خودت باش» یعنی آنگونه باش که مقتضای طبع خودت است، نه اینکه آنگونه باشی که دیگران انتظار دارند و می‌‌خواهند.(۳) این امر، به مثابه نفی توده‌ای شدن فرد است.
۲ـ درون‌ماندگاری
اگزیستانسیالیست‌ها معتقدند هر فردی انسانی درون ماندگار است؛ یعنی در خود می‌ماند و هیچ‌گاه بر دیگران ظاهر نمی‌شود. هیچ‌کس نمی‌تواند فرد دیگری را برملا کند. دیگران به «نمود» شخص دیگر واقف می‌شوند ولی از «بود» او کاملاً بی‌خبرند. در اینجا، اگزیستانسیالیسم به پدیدارشناسی نزدیک می‌شود.(۴) در پدیدارشناسی می‌گویند اگر در کنارتان تکه نخی باشد و شما گمان کنید آن مار است، حتماً می‌ترسید؛ در صورتی که اگر ماری در کنار شما باشد و شما گمان کنید ریسمان سیاه و سفید است، از آن نمی‌ترسید؛ این به آن معناست که انسان از مار واقعی نمی‌ترسد؛ بلکه از نمود مار می‌ترسد، بنابراین سایر حالات نفسانی انسان نسبت به اشیای دیگر نیز چنین است. خلاصه، اراده، حب و بغض و امور نفسانی انسانی به پدیداری اشیا تعلق دارد نه به امور واقعی. پس، از این جهت نیز انسان از نمود اشیا که در درون خودش محقق است، فراتر نمی‌رود و در درون خویش باقی می‌ماند.
۳ـ گزاف‌بودن جهان
این پرسش که چه علتی برای وجود جهان می‌توان قائل شد، یا به تعبیر دیگر، چرا وجود جهان بر عدم آن رجحان یافته، برای فلاسفه سنتی و اگزیستانسیالیست مطرح بوده است. در میان فلاسفه سنتی، آنان که الهی بوده‌اند، وجود جهان را به فیض الهی منتسب دانسته، برای وجود خود واجب‌الوجود نیز دلیلی جز واجب‌الوجودی بودن ذاتش قائل نبوده‌اند. پس جهان در نظر آنان گزاف نبوده است، اما در مقابل، اگزیستانسیالیست‌ها معتقدند هیچ دلیلی برای «بودن» جهان وجود ندارد. جهان هست، چون هست.(۵) همچنین برای چگونگی جهان نیز اقامه دلیل لازم نیست البته این گزاف‌بودن جهان در نظر اگزیستانسیالیست‌ها مطلوب است؛ زیرا معتقدند اگر برای «بودن» و «اینگونه بودن» جهان علتی در کار می‌بود، اختیار از انسان گرفته می‌شد و از آنجا که اختیار بالاترین ارزش را دارد، این پوچی و گزاف‌بودن مطلوب خواهد بود، هرچند همین پوچی برای انسان‌ها حیرت‌آور و اضطراب‌آفرین است؛ زیرا ما نمی‌دانیم چه چیز ضامن بقای این جهان است و در نتیجه هر لحظه احتمال می‌دهیم جهان به پایان برسد و همین امر موجب «دلهره وجود» می‌شود.
۴ـ آزادی و انتخاب
یکی از موضوعاتی که به طور فراوان در آثار فلاسفه اگزیستانسیالیست درباره آن بحث و بررسی شده، مسئله آزادی است.(۶) هر قدر انسان آزادانه‌تر عمل کند، تفردش محفوظ‌‌تر است. آزادی‌ای که فلاسفه اگزیستانسیالیست بیشترین ارزش را برایش قائلند، غیر از مفهوم سیاسی و عرفی آن است. اینان معتقدند انسان هر آنچه را بخواهد، می‌تواند. خلاقیت، راز آزادی است. انسان در حقیقت می‌تواند چیزی دیوسیرت یا خیر و زیبا و مفید بیافریند.(۷)
در نظر اگزیستانسیالیست‌ها، سه نکته اساسی و مرتبط با هم درباره آزادی و گزینش انسان وجود دارد:
الف‌ـ از انتخاب و گزینش گریزی نیست.
ب‌ـ در گزینش مبنای عقلی وجود ندارد.
ج‌ـ علیت بر رفتار انسان‌ها حاکم نیست.
۵ـ موقعیت‌های مرزی
اگزیستانسیالیست‌ها معتقدند، ما انسان‌ها، در حالت عادی و یکنواخت زندگی، بعضی زوایا و ویژگی‌های خود را نمی‌شناسیم یا بد می‌شناسیم. برای نمونه اگر از خیلی‌ها پرسیده شود که آیا حسود هستید یا نه، پاسخ آنها منفی است، یا اگر از آنها بپرسیم شجاع هستید یا نه، پاسخ آنها مثبت است. همین اشخاص وقتی در موقعیت خاصی قرار می‌گیرند، برای خودشان معلوم می‌شود که حسودند یا شجاع نیستند.
در زندگی روزمره، بسیاری از انسان‌ها، یا شاید همه آنها، یکسان به نظر می‌آیند. درست است که انسان‌ها از نظر حالت مو، رنگ چهره، قد و بالا، چاقی و لاغری و... متفاوتند، ولی اینها تفاوت‌های انسانی نیستند. از لحاظ حالات و ویژگی‌های انسانی، در نظر اول، بیشتر مردم شبیه یکدیگرند؛ از این رو، از یکدیگر متمایز شمرده نمی‌شوند، اما همین که، مثلاً زلزله‌ای رخ داد، چون زلزله موقعیتی استثنایی است، روشن می‌شود چه کسی یا کسانی ترسو و چه کسی یا کسانی دارای صبر و تحمل هستند.(۸)
در زندگی روزمره، معمولاً انسان‌ها هم‌رنگ جماعت می‌شوند و از این هم‌رنگی، برای‌شان رضایت‌مندی حاصل می‌شود، زیرا شخص، در مخالفت با جماعت و شنا کردن خلاف جریان عادی زندگی دچار ترس و عدم امنیت می‌شود. همین هم‌رنگی با جماعت موجب می‌شود که انسان برای خودش نیز ناشناخته بماند.
در موقعیت‌های استثنایی است که گوهر انسان و واقعیت درونی‌اش آشکار می‌شود، البته همه فلاسفه اگزیستانسیالیست، در تعیین حدود و اوضاع مرزی‌ای که مورد بحث ماست، اتفاق‌ نظر ندارند. برای نمونه یاسپرس به اموری اشاره می‌کند و دیگران به اموری دیگر.
۶ـ ارتباط با انسان‌ها
از امور کانون توجه عموم فلاسفه اگزیستانسیالیست، مسئله ارتباط انسان با انسان‌های دیگر است. آنان معتقدند هر فرد انسانی، در کنار سایر انسان‌ها هویت می‌یابد. یعنی چنین نیست که یک انسان بتواند به‌صورت انفرادی عمل کند، تا انسان درجامعه نباشد، «فرد» نیست و «فردیت» ندارد. مشخصات فردی هرکس از درون جامعه برمی‌خیزد. برای شناخت خود هم، باید با دیگران ارتباط داشت. گویا دیگران آینه‌اند و هر کسی خود را در آن آینه می‌بیند.(۹) اگر از اجتماع بیرون باشیم، حتی ضعف‌ها و قوت‌های خودمان برای‌مان نامعلوم می‌ماند.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 272
فتح الله پریشان

نگاهی به مبانی اخلاقی اندیشه محقق سبزواری
در شماره گذشته در مورد عدالت و شرایط تحقق آن از منظر اندیشه سیاسی ملامحمدباقر سبزواری مطالبی ذکر شد. در ادامه مولفه‌های دیگری از مبانی اخلاقی اندیشه این عالم نامی نامن سبزوار بررسی می‌شود. شکر، صبر، توکل و حسن‌خلق از مبانی اخلاقی است که علاوه بر عدالت، محور توصیه‌های سبزواری در کتاب روضه به شاه عباس دوم صفوی را تشکیل می‌دهند. به نظر سبزواری قوام «شکر» به سه چیز است: شناخت منعم حقیقی، یعنی خداوند متعال؛ شادمانی به وصول نعمت و تلاش در جهت تحصیل رضایت خداوند متعال که از دو طریق روحانی و جسمانی باید انجام شود.(1)
سبزواری از بحث شکر استنباط‌های سیاسی و اجتماعی مهمی دارد؛ برای نمونه از نعمت زبان لازم است در جهت امر به معروف و نهی از منکر نیز استفاده شود یا شکر نعمت گوش سبب ایجاد نهاد قضاوت می‌شود، یعنی باید عده‌ای برای شنیدن شکوه‌های مردم منصوب شوند، چنانکه عده‌ای نیز باید به تعلیمات عقلی و تعریفات شرعی بپردازند تا از گوش‌شان در جهت درست استفاده کرده باشند.
از زیباترین و مهم‌ترین بحث‌ها در موضوع شکر توجهی است که سبزواری به تعبیر امروزی‌ها، به حفظ محیط زیست کرده است. وی پس از ذکر این قواعد که شکر هر نعمت، صرف کردن آن نعمت در مصلحتی است که برای آن پدید آمده، می‌نویسد: پس اگر کسی دست دراز کند و شاخ درختی، هر چند ملک او باشد، بی‌موقع و بی‌غرضی صحیح به کاردی ببرد، هم کفران نعمت دست کرده، چه دست نه جهت این کار مخلوق شده و هم کفران نعمت درخت کرده، چه هر نهال درختی که به وجود آید، جهت آن موجود شده که... انسان و حیوان از حاصل و ثمرات آن منتفع شوند.(2)
از آنجا که شکر نعمت به میزان نعمتی که به افراد داده شده تفاوت می‌کند، شکر پادشاهان، چون خداوند نعمت‌های زیادی به آنان داده، از سایر بندگان بیشتر است. شکر قدرت آن است که پادشاه ضعیفان را تقویت کند و دست تعدی و ظلم اقویا را از ضعفا کوتاه گرداند و دادرسی مظلومان بکند و نیز شکر قدرت آن است که در تقویت دین حق بکوشد و «بدعت و مذهب‌های باطل را نابود سازد» و «اهل عدل و انصاف را قوت دهد و اهل جور و ستم را ذلیل سازد و رسوم بد را براندازد و تأسیس اساس خیر نماید» و از همه مهم‌تر اینکه «در برابر خداوند متعال خاشع و متواضع باشد». همان گونه که ملاحظه شد، از بحث شکر، بخش‌های مهمی از اندیشه سیاسی سبزواری قابل استنباط است و این نکته مؤید آن است که در نظر متفکران پیشین رابطه وثیقی میان اخلاق و سیاست وجود داشته است که باید به درستی به آن توجه شود. پادشاهان باید بر دشواری‌هایی که در راه دستیابی به سعادت دنیوی و اخروی است صبر پیشه کنند؛ چرا که کار عالم منوط به تدبیر است و تدبیر با صبر، قرینِ ظفر خواهد بود.(3)
صبر، کلید نجاح، مقدمه فلاح، سبب خشنودی معبود و علامت حصول مقصود است. صبر بر گناه، صبر بر بلاها و صبر در مقابل دشمنان تماماًً به معنای پایداری در راه رسیدن به رستگاری و سعادت دنیوی و اخروی است و نه به معنای تسلیم شدن. صبر بر گناه، مقاومت کردن در مقابل گناه و در نتیجه گناه نکردن است؛ صبر بر حوادث و مشقّت‌ها، مقاومت کردن در برابر آنها و تدبیر برای حل آنهاست؛ صبر در برابر دشمنان، یافتن تدبیری برای موفقیت و پیروزی بر دشمن است.(4)
بحث دیگری که سبزواری دیدگاه خود را درباره آن بیان کرده، مقوله توکل است. محقق سبزواری با رهیافتی سلبی تلاش می‌کند تصورات نادرستی را که از بحث توکل در ذهن عده‌ای به‌ویژه متصوّفه وجود داشته، نفی کند: «توکل آن نباشد که دست از تدبیر و وسایل اسباب بردارد و بگوید کار خود را به خدا گذاشتم؛ چه آن موافق قانون عقل نیست و بنده به آن مکلف نیست و آن مذموم و نامستحسن است، بلکه می‌باید دانست که خدای عزوجل که عالم آفریده، هر امری را مرتبط به امری ساخته و وسایط و اسباب قرار داده و سلسله علل و معلولات مترتب داشته» است، اما از دیدگاه وی مفهوم درست توکل آن است که «هر چند اسباب و وسایل در هر کار موجود باشد، اعتماد او در منافع و مصالح خود بر خدای باشد، نه بر آن آلات و وسایط».(5) بر پادشاه هم لازم است که بنای کار خود را بر توکل گذارد و «اعتماد او بر عون و عنایت ربّانی باشد، نه بر شوکت و سپاه و دولت و جاه».
* پی‌نوشت‌ها در دفتر هفته‌نامه موجود است. 


اصطلاحات

هرمنوتیک و اثرپذیری از پدیدارشناسی
در راستای آشنایی با تبارشناسی رویکرد تفسیری و پدیدارشناسی به عنوان روش‌های نقاد روش علمی باید به این نکته اشاره کرد که آنها بر سایر رهیافت‌ها و روش‌ها به‌ویژه در حوزه جامعه‌شناسی و علوم فلسفی و به تبع سایر علوم انسانی تأثیرگذار بودند. هرمنوتیک معاصر و نیز برخی رویکردهای جامعه‌شناختی که جهان اجتماعی را «برساخته‌ای» (Construct) می‌دانند که انسان‌ها به طور مشترک آن را خلق می‌کنند، مستقیماً از پدیدارشناسی هوسرل، شوتز و دیگران اثر پذیرفته‌اند. هرمنوتیک با مارتین هایدگر، شاگرد هوسرل و اثر مشهور وی «هستی و زمان» وارد مرحله جدیدی می‌شود. او بر مکان‌مندی تمام و کمال ما در تاریخ و زبان تأکید دارد. مسئله فهم در اندیشه‌ هایدگر به کلی از تلاش برای یافتن نیات مولف و جست‌وجو در ذهن افراد گسسته می‌شود. ما در جهان زبانی زندگی می‌کنیم که معنای آن مسبوق بر ماست، همان چیزی که هوسرل آن را «زیست جهان» می‌نامد. ما از جهان زبانی خودفهمی پیشین داریم و آن را در گفتار، رفتار و تصمیم‌گیری‌های خود درست مانند هر گونه اثر ادبی یا هنری یا «متنی» که از خود بر جا می‌گذاریم، بازتاب می‌دهیم. بنابراین هدف تأویل متن نه نیات مولف، یعنی حالات ذهنی و مقاصد خاص او، بلکه دستیابی به فهمی از خود متن است. هرمنوتیک به وسیله هایدگر به فلسفه عام فهم انسان تبدیل شد و در هر حوزه‌ای از علوم انسانی که با تأویل زبان، کنش یا آثار به جا مانده از انسان سر و کار داشت، کاربرد خاص خود را یافت. کتاب هستی و زمان او تلاشی است برای حل مسئله بنیادین نسبت زبان با هستی. البته مقصود هایدگر از زبان مجموعه و ترکیب واژگانی که انسان‌ها ساخته‌اند و به کار می‌برند، نیست. زبان مورد نظر او تمامی آنچه را که معنا با آن روشن می‌شود در برمی‌گیرد. کلامی یا جمله‌ای در یک گفت‌وگو همان قدر روشنگر معناست یا می‌تواند باشد که قطعه‌ای موسیقی با نهادی اجتماعی می‌تواند باشد. انسان در زبان زندگی می‌کند و هستی «زبان‌گونه» است. در هرمنوتیک هایدگر تفکیک اثبات‌گرایانه میان «سوژه و ابژه» به کلی از میان می‌رود و این دو در هم می‌آمیزند. دور یا حلقه هرمنوتیکی در نظریه‌های هرمنوتیکی مختلف شکل‌های گوناگون یافته، ولیکن در مجموع به آن معناست که در فرایند فهم و تفسیر، جزء و کل به‌طور متقابل به یکدیگر مربوط هستند. فهم اجزا برای فهم کل ضروری است، در حالی که برای فهم اجزا بنا به ضرورت باید کل را درک کرد. فلسفه هرمنوتیکی هایدگر و شاگردش گادامر، این حلقه را به اصل بنیادین فهم بشر از ماهیت و وضعیت خود بدل می‌کنند. گادامر «علوم روح» یعنی علوم انسانی را در بر گیرنده نوع خاص و متفاوتی از شناخت می‌داند و برخلاف هایدگر، طالب ارائه هستی‌شناسی‌ای بنیادین برای این علوم است و پرسش دیلتای در مورد روش خاص علوم اجتماعی را جدی می‌گیرد.


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر توطئه‌ها، فتنه‌ها و جنایت‌های پنجاه سال حکومت پهلوی ـ 23
فاجعه سینما رکس آبادان

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

در مباحث گذشته به‌طور فشرده و فهرست‌وار به وقایع، فجایع و توطئه‌های سال 1356 اشاره شد. این فجایع در سال 1357 ابعاد وسیع و عمیق‌تری دارد، ‌هیچ سالی در تاریخ ایران با این سال قابل مقایسه نیست. ملت ایران در سال 57 به یک وحدت و همبستگی رسیدند که در نوع خود بی‌سابقه بود. از خصوصیات این انقلاب و حرکت و انگیزه‌های مردم به شرکت در مبارزه نیروی قوی معنوی و روحانی و دینی بود که خواست و تمایلات مادی در آن دیده نمی‌شد و به‌همین دلیل از همه طبقات در آن شرکت می‌کردند و پیروزی را از آن خود می‌دانستند، علاوه بر آن رهبری این حرکت مردمی استثنایی بود که در طول تاریخ 1400 ساله تشیع ‌نظیر نداشت. امام ‌خمینی(ره) از مبارزان صدر اسلام مایه گرفته بود، فریادها، شعارها و مطالبات همه از رهنمودها و بیانات ایشان الهام گرفته بود. امام با صلابتی بی‌نظیر حکومت رژیم شاهنشاهی با ادعای تاریخی 2500 ساله را به زانو درآورد. در این تحولات بیگانه دخالت نداشت، ایشان حتی نفوذ ابرقدرت‌های استعماری را در جهان متزلزل کرد و آنها هم به ارزیابی مجدد شیوه‌های خود پرداختند و از کمک‌رسانی به رژیم منحط پهلوی هیچ دریغ نکردند. این اراده آزاد و مستقل مردمی هیچ‌گاه این‌چنین تبلور پیدا نکرده بود. سرعت تحولات و شتاب مطالبات مردم و پیروزی‌ها در برابر توطئه‌ها و فجایعی که رخ می‌داد بسیار عجیب بود. در سال 1357 نقشه‌ها، توطئه‌ها، جنایت‌ها و خیانت‌ها ابعاد بسیار وسیع و پیچیده‌ای دارد که یکی از غم‌انگیزترین آنها فاجعه سینما رکس آبادان است. این واقعه فاجعه‌آمیز در طول تاریخ ایران بی‌نظیر است.
* شرح واقعه
اسناد واقعه را چنین بیان کرده‌اند: «در حدود ساعت 21:30 الی 21:45 شب 28 مرداد ماه 1357، سینما رکس آبادان با حضور صدها نفر تماشاچی در حال نمایش فیلم «گوزن‌ها» بود. چهار نفر جوان تحت رهبری و راهنمایی یکی از آنان به نام «فرج برزکار» در ردیف وسط سالن نشسته بودند. یکی از آنان به نام «حسین تکبعلی‌زاده» که تنها فردی است که از بین چهار نفر زنده مانده، تعریف می‌کند دو نفر از رفقایش به نام «فرج» و «یدالله» هر کدام شیشه‌ای محتوای مخلوطی از روغن ماشین و تینر را که در اختیار داشته‌اند، در داخل سالن مقابل درب بزرگ پخش کردند و به سالن نمایش برگشتند. به‌دنبال آن «حسین» و «فلاح» دو نفر دیگر نیز قسمت عقب سینما را تینر پاشیدند. حسن کبریت می‌کشد و یکباره متوجه می‌شود که تقریباً دورتادور سینما را آتش فرا گرفته است، وحشت‌زده به سالن برمی‌گردد. در همین حین یکی از تماشاچیان با دیدن دود و آتش که از درهای ورودی به داخل سینما راه یافته،‌ فریاد می‌زند: «سینما آتش گرفته!» تماشاچیان متوجه حریق می‌شوند. دود و آتش به‌تدریج از زیر درهای ورودی به داخل سینما راه می‌یابد و باعث می‌شود تا نمایش فیلم قطع شود. چراغ‌های سینما روشن می‌شود و مردم که هراسان و دستپاچه شده‌اند به درهای ورودی و خروجی حمله می‌کنند ولی با درهای بسته روبه‌رو می‌شوند و همگی در محاصره آتش قرار می‌گیرند. در همین موقع چراغ‌های سینما خاموش می‌شود و دود و ظلمت همه جا را فرا می‌گیرد و فاجعه‌ای هولناک رخ می‌دهد.
* فاجعه‌ای هولناک
در این زمان فقط صدای ضجه و ناله و فریاد زنان و کودکان در این فضای بسته به گوش‌ها می‌رسید، چون ارتباط تماشاچیان با بیرون سینما کاملاً قطع شده و فشار به قدری زیاد بوده که عده‌ای موفق می‌شوند با فشار در را باز کنند و از در بزرگ خروجی خود را نجات دهند از جمله حسین تکبعلی‌زاده که خود از همین راه نجات یافت، ولی سه نفر همدست او با سایر تماشاچیان در داخل سینما از بین می‌روند. عده بیشتری از تماشاچیان وقتی خود را جلوی در ورودی و خروجی غافلگیر می‌بینند،‌ سعی می‌کنند دیوار مجاور خیابان امیری را با مشت و لگد خراب کنند که موفق نمی‌شوند. اکثر تماشاچیان بر اثر دود و حرارت ناشی از آتش‌سوزی بالاخص اکوستیک سقف و دیوارهای سینما که تولید گاز کربنیک می‌کند، ابتدا خفه می‌شوند و سپس می‌سوزند. پس از اینکه درها باز و آتش مهار می‌شود، مشاهده می‌گردد که عده بسیاری موفق شده بودند خود را به پشت درهای بسته برسانند و چنانچه درها به موقع باز می‌شد عده زیادی نجات پیدا می‌کردند. به این ترتیب صدها تن از زنان و مردان در میان زبانه‌های آتش گرفتار می‌شوند و نمی‌توانند خود را از فضای مشتعل سینما نجات دهند. فاجعه به حدی بود که فقط تعداد 106 جسد شناخته می‌شوند و 80 نفر نیز در گورستان به محل سکونت‌شان انتقال می‌یابند و 120 جسد دیگر به علت شدت سوختگی شناسایی نمی‌شوند که تقریباً به‌طور دسته‌جمعی در کنار یکدیگر دفن می‌شوند.
درباره آمار و ارقام افراد اختلاف وجود دارد، چون جمعی موفق به فرار و جمعی مجروح می‌شوند. تعداد شرکت‌کنندگان را از 400 تا 700 نفر ذکر کرده‌اند.
* برنامه از پیش طراحی‌شده
بنابر شواهد و آثار موجود و همچنین گفته‌های شاهدان عینی که جان سالم به در برده بودند، این فاجعه از سوی رژیم با برنامه و طراحی قبلی صورت گرفته بود. یکی از دلایل، واکنش سریع رژیم در رادیو و تلویزیون است. بنابه قول «جواد منصوری» رژیم مخالف روال معمول خود چنانچه حادثه‌ای اتفاق می‌افتاد، سعی می‌کرد آن را فقط در چند روزنامه اعلام کند و به‌هیچ عنوان در رادیو و تلویزیون مطرح نمی‌کرد. ولی در این حادثه در تلویزیون برنامه عادی خود را قطع کرد و به‌طور کاملاً غیرعادی گفت: «هم‌اکنون این خبر به دست ما رسید.»
علیمحمد بشارتی در خاطراتش درباره این فاجعه آورده است: «خودم چند روز بعد از واقعه به آبادان رفتم و عمق فاجعه را از نزدیک دیدم... اولاً درهای سینما برخلاف روزهای همیشگی از داخل بسته بوده است، ثانیاً ماشین آتش‌نشانی که برای خاموش کردن آتش آمده بود، آب نداشت، ثالثاً مردمی که به شکل‌های مختلف با بیل و کلنگ برای شکستن درهای سینما آمده بودند تا مجروحان را نجات دهند، از طرف پلیس منع گردیده و از محل حادثه دور نگه داشته شدند تا اینکه افراد داخل سینما در آتش سوختند. این جنایت، اعلام موجودیت جدید شاه بود و با این اقدام شاه می‌خواست بگوید که ما این هستیم. اگر بنا باشد که من با مخالفان برخورد کنم این‌گونه برخورد می‌کنم. به‌عبارت دیگر می‌خواست با این اقدام دشمنانش را بترساند و آنان را وادار به سکوت کند، اما این برنامه شاه نتیجه معکوس داد.» مشخص است که رژیم شاه از هیچ عمل فاجعه‌آمیزی روگردان نبود.
* توطئه علیه نهضت اسلامی
عوامل رژیم شاه قصد داشتند این حرکت برنامه‌ریزی شده را به گروه‌های مذهبی نسبت دهند و آنها را افراد ضدمردمی، بیرحم و مخالف فیلم و سینما معرفی کنند، اما واقعیت‌ها نشان داد که این توطئه‌ از سوی رژیم برای بر هم ریختن صفوف متحد مردم بوده است، چون هر روز بر اتحاد و همبستگی مردم با رهبری دینی افزوده می‌شد. رژیم با راه‌انداختن این فاجعه توطئه کرده بود اتحاد میان ملت را سست کند تا در فرصتی مناسب بتواند از آنان انتقام بگیرد. در واقع توطئه و نقشه‌ای علیه نهضت اسلامی بود، ولی مردم هوشیارانه آن را به رژیم نسبت دادند و در همان شب در مساجد از این فاجعه ابراز تنفر کردند و عاملان آن را محکوم نمودند و این حربه رژیم را خنثی کردند و امام خمینی همانند گذشته با هوشیاری در پیام خود ضمن تسلیت به مردم آبادان متذکر شدند که تبلیغات سوء علیه نهضت اسلامی، ترفندی بیش نیست و مردم را به تداوم نهضت اسلامی فرا خواندند و پیکان مبارزه را بدون هراس متوجه شخص شاه کردند و او و اطرافیانش را عاملان فاجعه دانستند. امام خمینی(ره) در قسمتی از پیام گوهربارشان چنین آوردند: «قضیه دلخراش آبادان چون کشتار سایر شهرهای ایران از یک منشأ به‌وجود آمده است. آیا از این جنایت کسی جز شاه و بستگانش امید نفعی داشته‌اند؟! آیا تاکنون غیر از شاه که هر چند وقت یک بار دست به کشتار وحشیانه مردم می‌زند، این قبیل صحنه‌ها را به‌وجود آورده است و یا خواهد آورد؟... من به ملت ایران اعلام خطر می‌کنم. خطر اینکه دستگاه اینگونه اعمال وحشیانه و ضداسلامی را در سایر شهرهای ایران انجام دهد تا تظاهرات پاک مردم شجاع ایران را که با خون خود ریشه درخت اسلام را آبیاری می‌کنند لوث نمایند...»
* فشار فزاینده
فشار فزاینده‌ای که از سوی جناح‌های مختلف داخلی و خارجی از حاکمیت به دولت آموزگار وارد می‌شد و حوادث و فجایعی که در طول این چند ماه در سال 57 برای دولت آموزگار [نخست‌وزیر وقت بعد از هویدا] رخ داده بود او را کاملاً ناتوان کرده بود. او از سویی می‌بایست پاسخ مردم و پدران و مادران داغدیده را که در این حوادث فرزندان خود را از دست داده بودند، می‌داد و به نوعی آنان را آرام می‌کرد و از سویی دیگر در داخل حاکمیت، از جانب شاه،‌ ساواک و نیروهای پلیسی و امنیتی تحت فشار بود. دخالت خودسرانه ساواک، آموزگار را به شدت آزار می‌داد. آنگونه که اشاره شد دخالت بی‌قید و شرط ساواک در امور داخلی به‌خصوص در فاجعه سینما رکس آبادان محسوس بود که در محتوای کل پرونده مشخص شد ساواک با نقشه‌ای کاملاً هماهنگ سعی داشت تا به شیوه‌ای بزدلانه به انتقام، همراه با بدنام کردن نهضت اسلامی دست بزند، ولی نتوانست نتیجه‌ای بهتر از استعفای دولت آموزگار را به بار بیاورد. جمشید آموزگار در اولین روز شهریور، دقیقاً چهار روز پس از فاجعه سینما رکس آبادان، استعفای خود را به شاه نیز ارائه کرد و شاه نیز در روز پنجم شهریور استعفای او را پذیرفت و شریف امامی را به تشکیل کابینه موظف کرد و شاید این اولین پیامد بارز فاجعه آبادان بود که به سرعت دولت را به سقوط کشاند.


حكایت زمانه

خاطرات مرحوم آيت‌الله مهدوي کني(ره) ـ قسمت پایانی
از زندان ساواک تا مديريت جامعه روحانيت

* از چگونگي شکنجه‌هاي ساواک بگوييد و اينکه چطور توانستيد در برابر آنها مقاومت کنيد؟
آيت‌الله مهدوي‌کني: عرض کردم به‌خاطر آن پرونده و گرفتن اقرار خيلي شکنجه شدم. از جمله شکنجه‌هايي که مي‌کردند و بسيار دردناک و کشنده بود، آويزان کردن از سقف بود. چشم‌هايم را بسته بودند و از دو دست، از سقف آويزانم کرده بودند. با کابل مي‌زدند و مي‌چرخاندند. خون از پاهايم زياد آمده بود. گاهي که پاهايم به زمين مي‌رسيد، احساس مي‌کردم، زير پاهايم نرم است و پاهايم، با چيز نرمي تماس مي‌گيرد. بعدها فهميدم، آن چيز نرمی که پاهايم به آن مي‌خورده، خون بوده که از ديگر شکنجه‌شده‌ها آنجا ريخته و روي هم انباشته شده و بسته است.
در حالي‌که از سقف آويزان شده بودم و بازجو مرا مي‌چرخاند و مي‌زد، شمارش معکوس مي‌داد و مي‌گفت: «چرا خودت را به کشتن مي‌دهي. به‌زودي قلبت را از کار مي‌اندازم. هرچه زودتر اقرار کن و خودت را از اين گرفتاري نجات بده.» ولي من در آن حال، اين آيه شريفه را مي‌خواندم: «ربنا افرغ علينا صبراً و ثبت اقدامنا وانصر نا علي القوم الکافرين» واقعاً اين آيه به من آرامش مي‌داد. به ياد دارم، هنگامي که اين آيه شريفه را تلاوت مي‌کردم، فردي به‌نام اسدي، که بازجوي من بود، مي‌گفت: «چي چي مي‌گويي؟ ربنا! ربنا!» گفتم: «با خداي خودم هم حق ندارم صحبت کنم؟» اين احساس آرامش را، هم در سلول و زير شکنجه داشتم و هم در تبعيد. خوشحال بودم از اينکه براي خدا، سختي مي‌بينم.
به ياد دارم، در همان اوان دستگيري، پاهايم بر اثر شکنجه، به شدت مجروح شده بود و درد مي‌کرد. وارد سلول که شدم، جواني را ديدم که در سلول نشسته است، او وقتي که حالت مرا ديد، اين آيه را خواند: «و لا يستخفنک الذين لايوقنون» اين آيه، چنان آرامشي در من ايجاد کرد که همه آن دردها را از ياد بردم. البته خود اين شخص، حالش خيلي از من وخيم‌تر بود. از بس که شکنجه شده بود، گوشت ساق هر دو پايش، ريخته بود و به استخوان رسيده بود. از پوست رانش براي ترميم پوست پاهايش برداشته بودند و به روي و کف پايش وصله کرده بودند. با اين حال، از روحيه بسيار بالايي برخوردار بود. البته بچه مسلمان‌ها، نوعاً اين چنين روحيه‌اي داشتند. در مقابل، کمونيست‌ها، خيلي ضعيف بودند و نمي‌توانستند در برابر شکنجه‌ها تاب بياورند.
به ياد دارم يکي از اين کمونيست‌ها را که معلمي بود از شهر بابل، به سلول من آوردند. خودش را خيلي باخته بود، آرام و قرار نداشت. رو کرد به من و گفت: «حاج آقا، تا دو تا سيلي خوردم، همه‌چيز را گفتم.» شب، خوابش نمي‌برد و تا صبح اعداد را مي‌شمرد که آرامشي پيدا کند. گفتم: «جناب! به جاي شمارش اعداد، ذکر خدا بگوي.» گفت: «من از ارتباط يک طرفه خوشم نمي‌آيد!» به او گفتم: «اين ارتباط از طرف خدا بيشتر است.»
ولي بيچاره خدا را گم کرده بود و خودش را نيز گم کرده بود: «نسوا الله فانسيهم انفسهم» و لذا شخصيت و کرامت خود را از دست داده بود.
* از مبارزات روحانيان در تهران، پيش از انقلاب اسلامي که در نهايت به تشکيل جامعه روحانيت و سپس انشعاب آن به دو جناح روحانيت و روحانيون مبارز منتهي شد توضيحاتي بفرماييد.
آيت‌الله مهدوي‌کني: شمار زيادي از شاگردان حضرت امام ـ شاگردان دور اول و دور دوم ـ به تهران آمده بودند و بيشتر هم، جوان بودند. هر کدام، به‌گونه‌اي به کارهاي فرهنگي تبليغي مي‌پرداختند. وجود اين تعداد از شاگردان حضرت امام و پيرو خط مشي سياسي ايشان و هم‌فکر و هم‌عقيده، خود به خود، آنان را به دور هم جمع مي‌کرد.
پس از پانزده خرداد، روحانيان تهران، سه دسته شدند:
1ـ گروهي که بيشتر از مشايخ بودند، در همان ابتدا همراهي کردند و بعد ادامه ندادند.
2ـ گروهي مقدار بيشتري پيش آمدند، ولي آنگاه که عرصه تنگ شد و فشارها و بگير و ببندها زيادتر، ادامه ندادند.
3ـ گروهي، که بيشتر شاگردان و علاقه‌مندان امام بودند، با همه سختي‌ها و دربه‌دري‌ها و شکنجه‌ها، به راه ادامه دادند. البته حرکت، تُند و کُند مي‌شد، ولي ادامه داشت.
اين گروه، جلسه‌هاي هفتگي داشتند که در منازل افراد گروه تشکيل مي‌شد، تحت‌پوشش ميهماني! در اين جلسه‌ها، در حد توان درباره مسائل سياسي تصميم‌گيري مي‌شد و براي مراسم‌ها و مناسبت‌ها، برنامه‌هايي ريخته مي‌شد و اينکه در منبرها، چه مطالبي گفته شود و بيشتر اينان، بارها بازداشت شدند و ماه‌ها در سلول‌هاي مخوف به‌سر بردند و شکنجه شدند.
اين پيوند و رفت‌وآمدهاي طبيعي و دوستانه ادامه داشت. هرچه به پيروزي انقلاب اسلامي نزديک‌تر مي‌شد، تلاش‌ها و حرکت، شتاب بيشتري مي‌گرفت. تا اينکه يک‌سال پيش از پيروزي انقلاب اسلامي اين ارتباط روحاني، نام جامعه روحانيت مبارز گرفت و بر شمار اعضا نيز افزوده مي‌شد که تا حدود شش‌ماه پيش از پيروزي انقلاب اسلامي، شمار آنان نزديک به هفتاد تن مي‌رسيد. اينان، همان کساني بودند که پاي اعلاميه‌ها را امضا مي‌کردند و ما هم، ملاک عضويت را همين امضاهاي شش‌ماه پيش از پيروزي قرار داديم وگرنه بعدها، شمار روحانيان پيوسته به جامعه، تا يکصدوهشتاد تن رسيد.
از ميان آن هفتاد تن، بيست‌ويک تن، به‌عنوان شوراي مرکزي جامعه روحانيت برگزيده شدند و با همين نام، در صحنه‌هاي گوناگون پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز حضور داشتند، افزون بر مسئوليت‌هايي که هر يک از اعضا، به مقتضاي نياز انقلاب اسلامي، بر عهده گرفتند.
همان‌گونه که مي‌دانيد، چند سال پيش، اين جامعه، به دو دسته تقسيم شد: روحانيت و روحانيون. البته مؤسسين مجمع روحانيون، شمار کمي از سران جامعه روحانيت بودند که انشعاب کردند. همانند همين فعاليت‌ها را شاگردان ديگر حضرت امام، از همان پانزده خرداد به بعد، در قم داشتند و همين ارتباط‌ها نيز وجود داشت که بعدها جامعه مدرسين نام گرفت. به‌نظر من، استقامت و دورانديشي شاگردان امام، چه در تهران و چه در قم و چه در ديگر شهرستان‌ها بود که حرکت و نهضت عظيم امام خميني را ادامه داد و در نهايت، تمامي آنان بازوان امام و ياران وفادار انقلاب اسلامي شدند.
* اعضاي اصلي جامعه روحانيت چه کساني بودند؟ به‌ويژه از آنان که در جلسه‌هاي دوران خفقان و حاکميت جور، گرد هم مي‌آمدند و درباره مسائل سياسي و چگونگي ادامه راه و دفاع از کيان اسلام، برنامه‌ريزي مي‌کردند، لطفاً نام ببريد.
آيت‌الله مهدوي‌کني: شهداي روحانيت؛ شهيد بهشتي، شهيد محلاتي، شهيد باهنر، شهيد مفتح و شهيد شاه‌آبادي.
ديگر آقايان؛ امامي کاشاني، موسوي‌اردبيلي، انواري، موحدي‌کرماني، ناطق، خسروشاهي، مرحوم ايرواني، مرحوم ملکي، جلالي خميني، کروبي، خوئيني‌ها، غيوري، عميد زنجاني، مرحوم سيديونس عرفاني و محمدرضا مهدوي‌کني.
* از فعاليت‌هاي فرهنگي خود، پيش از انقلاب اسلامي سخن بگوييد و اينکه بيشتر روي چه مسائلي کار مي‌کرديد و حساسيت داشتيد؟
از همان ابتدا که از قم به تهران آمدم، اين عقيده را داشتم که بايد براي جوانان کار فرهنگي بکنم و جوانان را با اسلام آشنا سازم. بر همين اساس، مسجد جليلي را پايگاهي قرار دادم براي جوانان، برنامه‌هاي آنجا مورد توجه جوانان قرار گرفت. براي هرچه قوي‌تر کردن بنيه‌هاي فکري جوانان، از اساتيدي چون: شهيد مطهري دعوت مي‌کردم براي سخنراني. خود من هم، علاوه بر منبر، جلسه‌هايي داشتم که در آنها در مسائل مورد نياز به‌ويژه اقتصاد اسلامي به بحث مي‌پرداختم که مسئله روز بود و نيز کلاس‌هاي عربي، که به بهانه آن، معارف اسلامي تدريس مي‌کردم.
افزون بر مسجد جليلي، مرکزي داشتيم به نام صادقيه. اين مرکز، منزل آقاي سيدحسين اتابکي بود که در اختيار ما گذاشته بود. در اين مرکز، جوان‌ها و نوجوان‌ها، از دختر و پسر، حضور مي‌‌يافتند و با معارف اسلامي آشنا مي‌شدند. اين مرکز، بسيار فعال بود، به‌ويژه در تابستان‌ها. در اينجا، افراد بسيار خوبي تربيت شدند. بسياری از کساني ‌که اکنون مسئوليتي دارند و در تربيت نسل جوان تلاش مي‌ورزند، برخاسته از آن محيط فرهنگي هستند و در آنجا افکارشان شکل گرفته است.
از جمله کارهاي فرهنگي ما پيش از انقلاب کار مطالعه دسته‌جمعي بود درباره علوم قرآني. اعضاي اين گروه، عبارت بودند از: شهيد بهشتي، شهيد مفتح، آقاي موسوي‌اردبيلي، آقاي هاشمي و بنده. اصل طرح و فهرست موضوعات را شهيد بهشتي آماده کرده بود. جلسه‌ها در مکتب اميرالمؤمنين(ع) که مؤسس آن آقاي موسوي‌اردبيلي بود، تشکيل مي‌شد. مطالعات خوبي دوستان انجام داده بودند، هر چند کار به پايان نرسيد.
بنده فيش‌هاي زيادي داشتم که در جريان تبعيد به بوکان، همراه خودم آنها را بردم، تا کامل کنم که متأسفانه به هنگام انتقال من از بوکان به تهران، ساواک آنها را با خود برد و ديگر معلوم نشد که چه شدند. مي‌توان گفت دارالعلم مفيد در قم، از ثمره‌ها و دستاوردهاي همان جلسه‌هاي پر برکت قرآني است.
اين همفکري‌ها و همکاري‌هاي مستمر، برکت‌هاي ديگري هم داشته، از جمله در شوراي انقلاب، اين افراد هم‌انديشه و هم‌عقيده توانستند نقش فعالي داشته باشند و جلوي بسياري از انحراف‌ها را بگيرند.
* در بين دوستان همفکر و همراه، چه کسي از همه بيشتر به کار فرهنگي مي‌پرداخت و به آن اولويت مي‌داد؟
آيت‌الله مهدوي‌کني: به‌نظر من، شهيد مطهري از کساني بود که به کارهاي فرهنگي، بيش از همه، بها مي‌داد. شاهد آن، نوشته‌هايي بود که ارائه مي‌داد و منبرهايي بود که مي‌رفت. به‌همين خاطر، گاه مورد انتقاد دوستاني قرار مي‌گرفت که معتقد به مشي سياسي، آن هم از نوع تُند آن بودند. به ياد دارم، از مرحوم شهيد مطهري دعوت کرده بودم که در مسجد جليلي، چند شب، منبر داشته باشد. ايشان هم، موضوع بحث خود را «عوامل گريز از ايمان» قرار داده بود و به نقد انديشه الحادي و کمونيستي مي‌پرداخت.
در اين بين، يک شب آقاي لاهوتي پاي منبر ايشان آمده بود، پس از منبر به ايشان اعتراض کرد که: «ما الآن، دشمن مشترک داريم، نبايد يکديگر را تضعيف کنيم.» شهيد مطهري در پاسخ گفت: «شما اشتباه مي‌کنيد. ما با اينان، هيچ وجه مشترکي نداريم. اينان، هم الآن و هم اگر انقلاب به پيروزي برسد، دشمن ما هستند. الآن، بيشترين فعاليت‌ها و زحمت‌ها از آنِ مسلمانان است، ولي اگر انقلاب پيروز بشود، خواهيد ديد که اينان، خود را شريک بدانند.»
عجيب است. اين سخن را، شهيد مطهري، پيش از انقلاب مي‌گفت. ديري نگذشت که اين سخن تحقق پيدا کرد و گروه‌هاي چپ ماهيت خود را نشان دادند و همگان فهميدند که هيچ وجه مشترکي بين ما و آنان نيست. شهيد مطهري، خيلي ديد تيزي داشت. پس از انقلاب هم، ايشان بر همين عقيده بود و کار فرهنگي را در اولويت قرار مي‌داد.
*چه شد که حضرت‌عالي در جريان تشکيل حزب جمهوري اسلامي از ديگر دوستان، جدا شديد و به عضويت آن در نيامديد؟
آيت‌الله مهدوي‌کني: بنده، از نظر روحي، به تحزب و تشکيلات از نوع حزب‌گرايي عقيده نداشتم و اصولاً براي روحانيت، اين شکلِ کار را نمي‌پسندم و نيازي هم نمي‌بينم. من روحانيت را پدر مي‌دانم و تشکيلات حزبي از نوع امروزي، روحانيت را در برابر مردم قرار مي‌دهد. من به مرابطه مردمي، از طريق مساجد و محافل و مراکز ديني معتقدم. روحانيت بايد با هم رابطه داشته باشند و از طريق مساجد و مراکز با مردم در ارتباط باشند، اين ارتباط متقابل بهترين وسيله براي کار جمعي و ديني است.
ما، پيش از پيروزي انقلاب، بدون اين تحزب‌ها، صرفاً با همان رابطه‌‌ها و پيوندهاي مردمي که داشتيم، بزرگ‌ترين حرکت را آفريديم و هرگاه نياز بود، مردم را به صحنه‌هاي گوناگون انقلاب کشانديم و مردم هم مخلصانه از ما پيروي کردند. ما، بايد اين رابطه را حفظ کنيم و اين، نه تنها نياز به تحزب و تشکل ندارد که چه بسا تحزب، ايجاد فاصله کند.
به همين خاطر، در جريان تشکيل حزب، من عضويت در حزب را نپذيرفتم وگرنه با دوستان، در مسائل اجرايي و سياسي، همکاري و هم‌فکري داشتم. اتفاقاً اساسنامه اوليه حزب، در منزل ما نوشته شد. ولي من با آن موافق نبودم.
آقايان مرحوم شهيد بهشتي، مشکيني، باهنر، جنتي و... در منزل ما، جلسه‌اي گرفتند و اساسنامه حزب را نگاشتند و بنا شد که بعداً در جلسه ديگري که شمار بيشتري شرکت دارند، خوانده شود. خاطره‌اي از آن جلسه دارم که بد نيست در اين جا نقل کنم:
پس از نوشتن اساسنامه، به اتفاق، با ماشين من، که رانندگي آن را خود به عهده داشتم، از منزل خارج شديم، به سمت جلسه بعدي که قرار بود در خيابان هفده شهريور برگزار شود، به راه افتاديم. به ميدان امام حسين(ع) که رسيديم، متوجه شديم پليس ما را تعقيب مي‌کند. ايست داد. ايستاديم. افسري داخل ماشين ما شد و گفت: «بايد شما را به کلانتري شش ببريم.»
از قضا، اساسنامه حزب، در داخل داشبورد ماشين من بود، درآورد که بخواند. گفتم: «چيزي نيست، فوراً از او گرفتم.» کلانتري که رفتيم، وارد اتاق رئيس شديم، کسي نبود. به دوستان گفتم: «اساسنامه همراه من است، چه بايد کرد؟» به ذهن ما آمد که آن را همان‌جا، پشت قاب عکس شاه، مخفي کنيم! فوراً اين کار را کرديم و من پا شدم اساسنامه را پشت قاب عکس شاه گذاشتم! پس از چند ساعت معطلي و زنگ‌زدن‌هاي فراوان، به اين طرف و آن طرف، چون چيزي دستگيرشان نشد، ما را رها کردند.
با اين حال، من عضويت در حزب جمهوري را نپذيرفتم، با اينکه شهيد بهشتي، در همان ابتدا، گفت: ما، براي اعضاي مرکزي حزب، شش تن را در نظر گرفته‌ايم، يکي از آنان شما هستيد. در جامعه روحانيت هم که بودم بر همين عقيده بودم که روحانيت بايد مستقل باشد و چون بسياري از دوستان عضو حزب هم بودند، هميشه سفارش مي‌کردم که جامعه روحانيت را در موضع‌گيري‌هاي حزب، دخالت ندهند و بگذارند روحانيت مستقل باشد.
کناره‌گيري من الآن از دبيري جامعه روحانيت، به همين خاطر بود، زيرا مي‌ديدم که دارد شکل حزب به خود مي‌گيرد، نمونه آن، کاري بود که در انتخابات اتفاق افتاد و من با اين‌گونه کارها مخالف بودم.
اينگونه تشکل‌ها و تحزب‌ها، معتقدم ما را از مردم دور مي‌کند و آن جنبه مردمي بودن و مقبوليت شرعي روحانيت را از روحانيت مي‌گيرد و بين روحانيت و مردم فاصله مي‌اندازد؛ زيرا ما هم يک حزب سياسي شده‌ايم، مانند ديگر احزاب و سخن ما هم، براي مردم، به همان اندازه ارزش دارد و نه بيشتر و حال آنکه روحاني بايد براي مردم حجت باشد. افزون بر اين، اين تشکل‌ها، محدوديت‌هايي را نيز به دنبال دارد.
به نظر من، روحانيت متعهد، بازوان رهبري است و تا هنگامي‌که بازوي رهبري است، بايد استقلال داشته باشد. بر همين اساس، هرگونه وابستگي به دولت را نيز بنده معتقد نيستم. امام هم همين عقيده را داشتند. ايشان، به من مي‌فرمودند: «روحانيون مساجد تهران را نگذاريد به اوقاف بروند و سر و کارشان با اوقاف باشد، هرچند اوقاف مال ماست، ولي روحانيت را وابسته نکنيد.»


امام خامنه ای در گذر زمان 21

خواندن بیش از هزار رمان
در مباحث پیشین به موضوعی در رابطه با مطالعات و کتابخوانی‌های امام‌ خامنه‌ای اشاره کردیم و توصیه‌های ایشان را در این‌باره یادآور شدیم. نکته‌ دیگر شخصیت برجسته هنری و فرهنگی امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دوران جوانی و ورود ایشان به مطالعه کتاب‌های رمان است.
امام خامنه‌ای به‌خصوص در مدتی که دوره سطح علوم دینی را می‌گذرانده، فرصتی برای مطالعه رمان‌های منتشر شده خارجی داشته و با زوایای نگاه نویسندگان خارجی آشنا ‌شده است. اگرچه در ابتدا به خواندن رمان‌ها را بی‌هدف ذکر کرده‌اند، اما همین مطالعه بی‌هدف ایشان را در مسیری دقیق‌تر قرار داده و با انسان‌ها، تمدن‌ها، فرهنگ‌ها و مناسبات نهفته در این رمان‌ها و داستان‌ها یا دنیای دیگری آشنا می‌کند، به‌خصوص در موضوع تاریخ مطالعه درباره برخی از سرزمین‌ها برای‌شان کشش و جاذبه‌ای داشته و ایشان را در هدفمند کردن مطالعات‌شان کمک کرده است و اعتقاد پیدا کردند که رمان‌ها یکی از منابع غنی و قوی برای آشنا شدن با دنیای دیگران است که در بخشی از سخنان‌شان به این موضوع اشاره کرده‌اند و فرموده‌اند: «هیچ بیانی نمی‌تواند تاریخ را مثل داستان و قصه بیان کند. وقتی درباره تاریخ با زبان غیر هنری حرف می‌زنیم، مثل این است که از فاصله ده هزار پایی زمین از شهری عکس برمی‌داریم. طبیعتاً ابعاد شهر و خیابان‌های اصلی شهر هم پیداست. اما در آنجا آدم‌ها چه کار می‌کنند؟ خوبند؟ بدند؟ فقیرند؟ غنی‌اند؟ راحتند؟ خوابند؟ دعوا می‌کنند؟... اصلاً هیچ چیزی معلوم نیست. تاریخ از آن بالا از ده‌هزار پایی شهر را عکسبرداری می‌کند و به ما نشان می‌دهد. یک وقت هست شما وارد شهر می‌شوید، البته همه کوچه‌های شهر را نمی‌توانید ببینید. اما دو سه کوچه شهر یا خیابان شهر را می‌روید با افرادش حرف می‌زنید و از خانه عکس برمی‌دارید، از اتاق‌ها، از اسباب‌بازی بچه‌ها، از بوسیدن یک فرزند توسط مادرش... همه اینها را ترسیم می‌کنید و در یک عکس جلوی ما می‌گذارید. البته یک کوچه است، خیابان است، همه شهر نیست، اما می‌شود آن را تعمیم داد... این زبان هنر از تاریخ است، قصه این است.»
مقام معظم رهبری در بین کتاب‌های فراوانی که از قصه و رمان خوانده‌اند از کتاب بینوایان ویکتور هوگو یاد کرده و درباره آن فرموده‌اند: «بینوایان یک معجزه است در عالم رمان‌نویسی... کتاب جامعه‌شناسی است. کتاب تاریخی است. کتاب انتقادی است. کتاب الهی است. کتاب محبت و عاطفه و عشق است...»
امام خامنه‌ای تعداد کتاب‌های رمانی را که در زمان اقامت‌شان در مشهد خوانده‌اند، بیش از هزار عنوان ذکر کرده‌اند و درباره دوره‌ای که به دروس مقدمات و سطح حوزه مشغول بودند، فرموده‌اند: «کمتر رمانی بود که آن وقت‌ها اسم آورده بشود و من نخوانده باشم.» آری ایشان در این زمینه ید طولایی دارند.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

تاریخ سیاست خارجی آمریکا ـ 8
ارزش‌های پایدار بنیادگرایی مسیحی صهیونیستی
حسن خدادادی

بنیادگرایی مسیحی یا صهیونیسم مسیحی پدیده‌ای نو و محصول دوران مدرن است. این جنبش بین سال‌های ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۵ و پس از انتشار سلسله مقالاتی از سوی رهبران محافظه‌کار کلیسا پدید آمد. این حرکت درصدد بود تا مسیحیت را در مقابل تهدیداتی که از سوی مطالعات انتقادی بر انجیل و همچنین نظریه‌های داروین و در مجموع مشکلاتی که علوم جدید برای مسیحیت ایجاد کرده بود، حفظ کند. بنابراین بنیادگرایی مسیحی واکنشی به مدرنیسم و آموزه‌های اصلی آن است. اگرچه بنیادگرایان مسیحی بر آنند که این جریان کاملاً مبتنی بر نص(کتاب مقدس) است، اما پیدایش آن را به عنوان جنبشی دینی باید در نهضت دین پیرایی رصد کرد. نهضت دین پیرایی سبب احیای گرایش به عهد عتیق شد. حق تفسیر کتاب مقدس از انحصار مقامات کلیسا خارج شد و در دست عموم قرار گرفت. این جریان کمک فراوانی به رشد بنیادگرایی مسیحی کرد. مقصود از بنیادگرایی جریانی است که به خطاناپذیری کتاب مقدس معتقد است؛ یعنی تمسک به الفاظ انجیل و تورات. به همین دلیل بنیادگرایی مسیحی را به بنیادگرایی صهیونیستی نیز تعبیر می‌کنند که به مفاهیم تحت‌اللفظی کتاب مقدس و پیشگویی‌های تورات در مورد بازگشت یهود به فلسطین اعتقاد دارد. این جریان را در دهه هفتاد قرن نوزدهم «جریان تدبیرگرا» نیز می‌نامیدند.
ارنست.آر.ساندین، مورخ غربی معتقد است که احیای بنیادگرایی نشان‌دهنده درگیری جامعه نوین با نظام اعتقادی مبتنی بر تدبیرگرایی و هزاره‌گرایی است؛ به این معنا که پروردگار بدون آگاهی انسان‌ها تاریخ را به سمت بازگشت دوباره مسیح سوق داده تا بر هزار سال خوشبختی بر جهان حکومت کند. ساندین و متکلم ایرلندی جان نلسون داربی معتقدند که در پایان قرن نوزدهم جریان تدبیرگرا تاریخ را به چند مرحله تقسیم کرد که آخرین مرحله آن بازگشت مسیح برای نجات مسیحیان به سوی بهشت پیش از پایان تاریخ(قیامت) است. در آن موقع جنگی در هرمجدون بین نیروهای خیر و شیطان رخ خواهد داد تا بدین گونه مسیح و پیروانش هزار سال بر جهان حکومت کنند. بنیادگرایان مسیحی در یک تقسیم‌بندی برگرفته از انگاره‌های اعتقادی خود، جهان را به دو دنیای کاملاً رو در روی هم؛ «ما» و «آنها» دسته‌بندی می‌کنند. دقیقاً بر همین اساس است که جرج بوش پسر در سخنرانی معروف خود و در تبیین تروریست‌های بین‌المللی و تقسیم‌بندی کشورها، عنوان می‌دارد کشورهای جهان یا با «ما» هستند یا بر «ما». این گروه از صهیونیسم مسیحی بخش اعظم جهان را «آنها» تعریف می‌کنند. در این میان «ما» ملتی تعریف می‌شود که به نمایندگی از نیروهای الهی در مبارزه با «آنها» یعنی نیروهای اهریمنی برای پیشبرد منویات و دستورهای الهی در حال مبارزه‌اند. از همین روست که نومحافظه‌کاران رسالت تاریخی آمریکا را «سیطره خیر» و نابودی تمامی ویژگی‌های شر و بد می‌دانند. این مفاهیم در سخنرانی‌های جرج بوش بارها تکرار شده بود و اصطلاح محور شرارت نیز از این آبشخور فکری ریشه می‌گیرد.
در زمان جان وینتراپ، رسالت و مأموریت این گروه محافظه‌کار از مسیحیان، دعوت به دین مسیح با آموزه‌های مسیحیت پیوریتن بود. در طول قرن نوزدهم این مأموریت تا حدی سکولاریزه شد و متمدن ساختن مردم جهان را در کنار دعوت به مسیحیت در برمی‌گرفت. امروزه متأثر از انگاره‌های دینی فوق، آمریکا به عنوان «شهری بر فراز بلندی» مأموریت دارد تا دموکراتیزه کردن ملت‌ها را بر عهده بگیرد. این مأموریت همان گسترش روز‌افزون ارزش‌های دموکراسی و سرمایه‌داری آمریکایی‌ است. مبارزه و سرکوب نیروهای شیطانی، آن چیزی است که آمریکا به واسطه آن به خود اجازه می‌دهد به مثابه نیروهای امیدبخش و با به‌کارگیری تمام استعدادهای نظامی خود به لشکرکشی به اقصی‌نقاط جهان بپردازد. نقش دشمنی یا به عبارتی «آنها» در تواتر زمان، نابودی بومیان آمریکا، پایان بخشیدن به قدرت‌های امپریالیستی اروپایی، مغلوب ساختن آلمان نازی و هم‌پیمانانش، فروپاشیدن اتحاد جماهیر شوروی و اقمار آن در چارچوب نظریه کمونیسم‌ستیزی و امروزه تروریسم است. طرح محور شرارت از سوی جرج بوش و حمله متجاوزانه به عراق خود نمونه دیگری از نمایندگی آمریکا به عنوان نیروهای الهی در مقابل نیروهای اهریمنی مطرح است.

ارزش‌های پایدار بنیادگرایی مسیحی
اصولاً نهضت راست‌ مسیحی در سیاست خارجی خود دارای ارزش‌هایی است که خصلت بنیادین دارند و در طی چند دهه فعالیت این جنبش انسجام و استقرار قابل توجهی داشته‌اند. این ارزش‌ها، صرفاً مخصوص راست مسیحی نیستند. بلکه اصولاً ریشه در نگرانی‌های جناح راست در آمریکا دارند و لذا رگه‌های آن در دوران پیش از ظهور راست مسیحی نیز مشاهده می‌شوند.
زیرساخت فعالیت راست‌مسیحی را در حوزه سیاست خارجی، مجموعه‌ای از ارزش‌های اساسی و یا جهت‌گیری تشکیل می‌دهند که طی چند دهه فعالیت این نهضت همواره حضور محسوس داشته‌اند. این ارزش‌ها عبارتند از: ملی‌گرایی یکجانبه، شیفتگی به هدایت انجیلی جهان، محافظه‌کاری اجتماعی و اعتقاد به پیشگویی‌های کتاب مقدس که به طور خاص متمرکز بر رژیم صهیونیستی است. اگرچه وسایل دسترسی به این اهداف و ارزش‌ها در گذر زمان تغییر کرده‌اند، اما خود این ارز‌ش‌ها هماهنگی قابل توجهی با یکدیگر دارند.
۱ـ ملی‌گرایی یک‌جانبه
«نخستین تهدید برای ایالات متحده آمریکا، جهان‌گرایی است...» و «سایه‌ای رو به رشد در حال چیره شدن بر ملی‌گرایی آمریکاست؛ جنبشی خزنده به سمت «شهروندی جهانی». جهان‌گرایی به جای جهانی متشکل از دولت‌های مستقل، به دنبال نظامی بین‌المللی است که دولت ـ ملت‌ها را متحد کرده و بر آنها حکم براند.» این دو عبارت که با فاصله زمانی ۳۶ سال از یکدیگر آورده شده‌اند بیانگر یکی از ویژگی‌های دائمی نگاه راست مسیحی به سیاست خارجی است؛ یک‌جانبه‌گرایی شدید، تمایل شدید به انزواگرایی، نگاه تردیدآمیز به کشیده شدن در اتحادها و عدم اعتماد به نهادهای بین‌المللی. این تهدید نه تنها زاییده محیط خارجی آمریکا است، بلکه نخبگانی چون نومحافظه‌کاران که هوادار یک دستور کار بین‌المللی هستند نیز مسبب آن می‌باشند.
ایالات متحده آمریکا به خودی خود در نگاه راست مسیحی جایگاه بارزی دارد. بر اساس باور انجیلی‌ها ظهور و سقوط هر ملتی براساس اراده الهی است. لذا اگر ملتی همچون ملت آمریکا قدرتمند و مورد ستایش دیگران است، اراده الهی و نگاه خاص باریتعالی به آنها را می‌رساند. برخی از مهاجران اولیه مسیحی به سرزمین تازه کشف شده آمریکا، تأسیس ایالات متحده را عملاً تحقق پیشگویی‌های انجیل می‌پنداشتند و معتقد بودند باید از آمریکا در مقابل عناصر خرابکار شیطان و متحدان اهریمنی‌اش دفاع کرد. در واقع ملی‌گرایی شدید راست مسیحی نیز ریشه در نقش از پیش تعیین‌شده‌ای دارد که قرار است آمریکا در «روزهای آخر» بازی کند. آمریکا در نظر راست مسیحی عبارت است از «شهری بر فراز تپه»، «یگانه در میان ملت‌ها» و «چراغی فرا روی جهان». رسالت آمریکا در جهان، صرفاً از طریق سیاست قدرت تبیین نمی‌شود، آمریکا به شدت اخلاقی و مذهبی است که حداقل تا اندازه‌ای ریشه در پیشگویی‌های انجیلی دارد. آمریکا یک «کشور منجی» است. راست مسیحی با داشتن چنین نگاهی به جایگاه آمریکا با نگاهی به شدت تردیدآمیز به هر رویکردی که آزادی عمل ایالات محده را محدود کند، می‌نگرد و مخالف آن است که جایگاه اخلاقی آمریکا، همسان با دیگر کشورها به عنوان اعضای یک نظام بین‌المللی ترسیم شود. سازمان ملل متحد به عنوان نماد چنین رویکردی اگرچه نه به عنوان اولین تهدید و هدف، اما به صورت مداوم مورد حمله راست مسیحی و پیشینیان آنها بوده است. «جان برچ» در سال ۱۹۵۹ تلاش همه جانبه‌ای آغاز کرد تا «آمریکا را از سازمان ملل بیرون بکشد». مخالفت با نهادهای جهان‌گرا که تهدیدی نسبت به حاکمیت آمریکا و نقش این کشور به‌عنوان یک «کشور منجی» تلقی می‌شوند همچنان تا به امروز در محافل مسیحیان راست‌گرا تداوم دارد. دیگر گروه‌های راست‌مسیحی نیز که همزیستی با سازمان ملل را آموخته‌اند نیز تنها به دلایل عمل‌گرایانه به این کار مبادرت ورزیده‌اند.
2ـ هدایت انجیلی
شبکه‌های فراملی سازمان‌های غیردولتی، روزبه‌روز بیشتر مورد توجه محافل علمی قرار می‌گیرند، اما شبکه‌هایی که ریشه در ادیان فراملی دارند، اگرچه در میان پرسابقه‌ترین و گسترده‌ترین سازمان‌های غیردولتی هستند، ولی زیاد مورد توجه قرار نگرفته‌اند. راست‌مسیحی در صحنه داخلی متکی بر شبکه‌های کلیساهای انجیلی است و این شبکه‌ها به‌واسطه فعالیت‌های تبلیغی و دیگر تماس‌ها دارای بعد فراملی پراهمیتی هستند.
در واقع اگر بخواهیم ریشه تبلیغ دینی را در کتاب مقدس جست‌وجو کنیم به سمت حوادث آخرالزمان سوق داده می‌شویم. برای برگشتن مسیح از آسمان‌ها به زمین و ظهور وی، مجموعه‌ای از اتفاقات رخ خواهند داد. اولین گام در این مسیر، تبلیغ و رساندن پیام انجیل به سراسر جهان است. در نتیجه این تلاش گرانقدر که به «مأموریت عظیم» موسوم است هواداران زیاد و تازه‌ای به آیین مسیحیت ناب روی می‌آورند تا اینکه در یک برهه زمانی خاص، این وظیفه به پایان می‌رسد و مؤمنان واقعی نجات یافته و در کنار حضرت مسیح به آسمان‌ها عروج می‌کنند. این احساس رسالت جهانی برای آمریکا، خود را در سال 1891 با تلاش برای مسیحی کردن جزایر هاوایی نشان داد. همین موضع در فیلیپین نیز گرفته شد. «ویلیام مک کینلی»، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، حمله به فیلیپین را در دهه 1890 تحت عنوان ارتقا دادن و مسیحی کردن بومیان آنجا مطرح کرد. وی گفت: «آمریکا چیزهای لازم را به فیلیپین یاد خواهد داد و باعث پیشرفت و ترقی آنها می‌شود و آنها را به آیین مسیحیت درخواهد آورد، چرا که مسیح به‌خاطر آنها نیز مُرد» فیلیپینی‌ها در آن زمان تقریباً کشورشان را از استعمار اسپانیا نجات داده و اولین قانون اساسی دموکراتیک را در آسیا بنیان نهاده بودند. نکته جالب و قابل توجه آنکه بیش از 90 درصد فیلیپینی‌هایی که آمریکا می‌خواست آنها را مسیحی کند، خود مسیحی بودند.
براساس آمار سال 1996، حدود چهل‌وسه هزار و ششصد مبلّغ آمریکایی در خارج از آمریکا به خدمت مشغول بوده‌اند که اکثر آنها از فرقه‌های محافظه‌کار پروتستان و سازمان‌های شبه‌کلیسایی نزدیک به راست‌مسیحی هستند. «مک آتیر» از سران قدیمی و پیشگامان راست‌مسیحی درباره نقش آمریکا در جهان می‌گوید: «آمریکا تنها شش درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهد، اما 75 درصد مبلّغان مذهبی را در سطح جهان تولید می‌کند.»
راست‌مسیحی به انحای گوناگون، علاقه همیشگی خود را به حفاظت و پیشبرد هدایت دیگران به سمت انجیل نشان داده است از جمله؛ مخالفت با از دست دادن چین در مقابله با کمونیسم (و زمینه مساعد آنجا برای تبلیغ)، بسیج در حمایت از متحدان انجیلی در آمریکای مرکزی مانند دیکتاتور گواتمالا «افراین ریوس مونت» و یا اعمال فشار در حمایت از قانون آزادی بین‌المللی مذهب در سال 1998.
3ـ محافظه‌کاری اجتماعی
راست‌مسیحی به‌عنوان مجموعه سازمان‌هایی که حول دغدغه‌ها و نگرانی‌های اجتماعی داخلی آمریکا مانند سقط جنین، نقش جنسیت‌ها، صور قبیحه و همجنس‌بازی شکل‌گرفته دارای شیفتگی قابل فهمی در پدیدآوردن ارتباط متقابلی بین سیاست خارجی و آن دغدغه‌ها است. در مورد مسائل بین‌المللی از قبیل کنترل جمعیت، آموزش جنسی، تساوی جنسیت‌ها، سیاست مواجهه با ایدز و مهم‌تر از همه سقط جنین، راست‌مسیحی توجه خاصی به نوع عملکرد دولت آمریکا و همچنین سازمان‌های بین‌المللی دارد. ارتباط بین مسائل اجتماعی داخلی و سیاست خارجی از جنبه دیگری نیز برای راست‌مسیحی دارای اهمیت است. براساس باور آنها، لیبرالیسم اجتماعی و در پی آن افول اخلاقی جامعه باعث تضعیف توانایی کشور در پیگیری نقش ازلی و ابدی خود به‌عنوان «کشور منجی» می‌شود. برهمین اساس بود که پیشگامان جنبش، لیبرالیسم اجتماعی دهه 1960 را بخشی از توطئه کمونیست‌ها در تضعیف ملت آمریکا می‌دانستند. اخیراً نیز دغدغه دیگری در ارتباط با نهاد ارتش آمریکا پدید آمده و آن حاصل اجازه یافتن خدمت زنان و همجنس‌بازان در ارتش است که باعث ضعیف شدن اهرم نظامی ایالات متحده در صحنه جهانی تلقی می‌شود.
4ـ پیشگویی
ریشه دغدغه‌های پیش‌گفته که به خودی خود نیز مهم می‌باشد، انگیزه‌ای است که با پیشگویی‌های انجیل فراهم آمده است. علاقه آمریکایی‌ها به پیشگویی‌های انجیل را می‌توان از فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌ها دریافت. کتاب «زمین، بزرگ سیاره از دست‌رفته» اثر هال لیندسی در دهه 1970، پرفروش‌ترین کتاب، البته بعد از کتاب مقدس بود. در سال‌های گذشته نیز مجموعه دوازده بخشی «برجای مانده»، اثر مشترک «تیم لاهای» که از سران راست‌مسیحی و «جری جنکینز» که مجموعه رمان‌هایی درباره آخر‌الزمان است فروش فوق‌العاده‌ای داشته است. دهمین بخش این مجموعه با نام «باقی‌مانده» در تاریخ 28 جولای 2008 در صدر فهرست داستان‌های تخیلی نیویورک‌تایمز قرار گرفت.
براساس پیشگویی‌های انجیل، بازگشت و ظهور حضرت عیسی(ع) مشروط به تحقق سه واقعیت است: اول ـ توانایی بشر در نابودی حیات بشریت، دوم ـ زایش دوباره دولت یهود و سوم ـ پدیدآمدن یک قدرت جدید در صحنه جهانی. دستیابی بشر به بمب اتم و پس از آن بمب هیدروژنی، تأسیس دولت اسرائیل در سال 1948 و ظهور امپراتوری نوین روم در قالب اتحادیه اروپا، از نظر راست‌مسیحی، گام‌های نهایی در حرکت به سمت ظهور حضرت مسیح می‌باشند.
به طور کلی، پیشگویی عامل تقویت سه ویژگی دیگر راست‌مسیحی است و جدال دائمی بین خیر و شر را پی‌ریزی می‌کند. سناریوهای آخرالزمان با ترسیم مواجهه نهایی و مستقیم نیروهایی خیر و شر باعث تقویت ملی‌گرایی یک‌جانبه می‌شود. در یک طرف این کارزار ایالات متحده آمریکا و در طرف دیگر، یک توطئه بین‌المللی (همانند نظم نوین جهانی) به رهبری شیطان قرار دارد. «بیلی جیمز هارگیس» از پیش‌قراولان راست‌مسیحی می‌گوید: «هدف شیطان، نابودی تمامی عبادات در درگاه الهی است. غایت او به بردگی کشیدن تمام بشریت در یک جامعه لامذهب و بدون امید است. مهم‌ترین وسیله وی برای رسیدن به این مقصود، کمونیسم و هدف اصلی آن، ‌آمریکا می‌باشد.»
هدایت انجیلی جهان و محافظه‌کاری اجتماعی نیز با تفسیر پیشگویی‌های کتاب مقدس تقویت می‌شوند. بزرگ‌ترین وظیفه مسیحیان از نظر انجیلی‌ها، رساندن پیام کتاب مقدس به سراسر جهان و ساختن حواریون مسیح در تمامی ملل است. تنها پس از پدیدآمدن میزان مشخصی از حواریون است که زمینه بازگشت مسیح مهیا می‌شود. لیبرالیسم اجتماعی و فساد اخلاقی نیز مدت‌هاست که خود به‌عنوان علائم آخرالزمان معرفی می‌شوند، از این‌رو لزوم تعهد به محافظه‌کاری اجتماعی تقویت می‌شود.
در فرجام‌شناسی راست‌مسیحی نو، نقش رژیم اشغالگر قدس بسیار پررنگ است و وقتی پا را به صحنه سیاست خارجی می‌گذاریم لزوم حمایت همه‌جانبه آمریکا از رژیم صهیونیستی کاملاً تصریح می‌شود. رژیم صهیونیستی در سناریوهای آخرالزمان نقش محوری دارد و حتی مورد توجه قرارگرفتن آمریکا از سوی باریتعالی به حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی نسبت داده می‌شود. جمله‌ای که همیشه و هرجا در رابطه با روابط مبتنی‌بر باورهای انجیلی در میان آمریکا و رژیم صهیونیستی به چشم می‌خورد جمله‌ای است که جری فالول از سرشناس‌ترین رهبران راست‌مسیحی در سال 1981 گفته است؛ «مقابله با اسرائیل، مقابله با خداست» به‌همین دلیل است که راست‌مسیحی همیشه در منازعات فلسطینی ـ اسرائیلی جانب اسرائیل را گرفته و مطمئناً خواهد گرفت.


حجاب بدون عفاف نوعی برهنگی فرهنگی است!
احسان کرمی

عفاف به‌عنوان یک فرهنگ، روش و منش مسلمانان را تبیین می‌کند و به آنها چگونه بودن و چگونه زیستن را آموزش می‌دهد. هر جامعه دارای فرهنگ معین و با اهدافی از پیش تعریف‌شده است. فرهنگی که قرآن به جوامع اسلامی عرضه می‌کند، فرهنگ عفاف است که هدف آن، امنیت جنسی زن و مرد و رسیدن به کمال مطلوب است که بخش عظیمی از این فرهنگ را حجاب تشکیل می‌دهد. به عبارت دیگر این دو جدایی‌ناپذیرند و بدون یکدیگر معنای حقیقی و اصیل خود را از دست می‌دهند، حجاب بدون عفاف خود نوعی برهنگی فرهنگی در جهت گسترش فساد است.
عفت به معنای پارسایی، پاکدامنی و خویشتن‌داری است و نیز به معنای مناعت و حالت نفسانی که از غلبه شهوت جلو‌گیری می‌کند. پس عفیف باید به معنای خودنگه‌دار از هرگونه حرام‌ها و طمع‌های پست و تمایلات افراطی و نفسانی و بی‌بندوباری جنسی باشد. همچنین به لحاظ کمی و کیفی عفت همان اعتدال عقلی و شرعی است و افراط و تفریط در آن مذموم است.
انگیزه حقیقی گرایش زن به حجاب اسلامی، احساس فطری و غریزی عفت و حیا است که زن نسبت به بیگانگان دارد و مانند غیرت در مرد است. به عبارت دیگر، درک و شعور فطری و الهام غریزی زن به حفظ خود از دستبرد نااهلان برای بالا بردن ارزش وجودی خویش است. شرم و حیا و اشتیاق به پاکدامنی، تدبیری ماهرانه است که نهفته در خلقت و فطرت زن، او را وادار می‌سازد که گاه حتی به‌صورت ناخودآگاه، خود را از چشم نامحرمان بپوشاند. از این جهت، زمانی که احساس حجب و حیا را از دست می‌دهد، در محیط اجتماع کشف حجاب می‌کند، اما زمانی که احساس شرم و حیا در او زنده است، در محیطی که امنیت کامل هم وجود دارد، باز هم متمایل به پوشاندن خود است. از زمینه‌ها و در عین حال از ثمرات عفاف، احساس حیا و شرم از کارهای زشت است. امام علی(ع) حیا را سبب عفت می‌داند و می‌فرماید: «سبب العفه الحیاء». بنابراین هر قدر احساس شرم از زشتی‌ها در انسان بیشتر باشد، عفت او نیز بیشتر خواهد بود. همچنین می‌فرماید: «اعفکم احیاکم؛ باعفت‌ترین شما باحیاترین شما است.» بدون شک به تناسب ویژگی‌های روحی و جسمی بشر، آفرینش لباس و پوشش و روی آوردن فطری انسان به آن، یکی از نعمت‌ها و هدایای الهی محسوب می‌شود. خداوند در قرآن کریم سوریه اعراف، آیه ۲۶ می‌فرمایند: «یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباسا یواری سوءتکم و ریشا و لباس التقوی ذلک خیر...؛ ای فرزندان آدم! برای شما لباس فرو فرستادیم که اندام شما را می‌پوشاند و مایه زینت شماست و لباس تقوا بهتر است.» در فرهنگ اسلامی انسان برای آن لباس به تن نمی‌کند که تن را عرضه کند، بلکه لباس می‌پوشد تا تن را بپوشاند. لباس برای او یک حریم است و به منزله دیوار دژی است که تن را از دستبرد محفوظ می‌دارد و کرامت او را حفظ و تحریکات جنسی را کم می‌کند، نه آنکه بر قدرت تحریک بیفزاید.
ابعاد عفت
بررسی ابعاد مختلف عفاف و گستره آن در شئونات فردی و اجتماعی، دامنه وسیعی دارد که با استفاده از قرآن و سنت به چند مورد آن اشاره می‌کنیم:
۱ ـ عفت در تفکر
گرانبهاترین سرمایه‌ای که خداوند به بشر ارزانی داشته، گوهر فروزان عقل است. همه اعمال، احساسات، رفتار و حتی توانایی‌های انسان بر اساس اندیشه و فکر صورت می‌گیرد. هر عمل و رفتاری چه نتیجه آن خیر و چه شر باشد، از فکر و اندیشه سرچشمه می‌گیرد. هر چه فکر انسان متعالی‌تر و با فطرت کمال‌جوی او که خالی از هرگونه پلیدی و زشتی است، بیشتر منطبق باشد، سریع‌تر راه تکامل را می‌پیماید. چنانچه حضرت علی(ع) می‌فرماید: «من عقل عف؛ هر آن کس که عقل دارد، عفت می‌ورزد.» و در جای دیگر می‌فرماید:«یستدل علی العقل الرجل بالتحلی بالعفه و القناعه؛ عقل انسان به میزان عفت و قناعتش سنجیده می‌شود.» از این رو عقل یکی از عوامل موثر در تعدیل خواهش‌های نفسانی و رام کردن غرایز بشری است. عقل براساس محاسبه صحیح، آزادی انسان را محدود می‌کند و در مسیر زندگی، راه را از بیراهه تمیز می‌دهد. عقل می‌تواند شهوت و تمایلات بشر را اندازه‌گیری کند و موجبات تعدیل خواهش‌ها را فراهم آورد و همچنین قادر است غرایز آدمی را به خیر و صلاح، هدایت کند و از طغیان و تندروی باز دارد. بنابراین عقل راهنمایی است که مایه فلاح و رستگاری بشر است. همان‌طور که امام علی(ع) می‌فرماید: «فکرک یهدیک الی الرشاد؛ افکار عاقلانه‌ات تو را به راه صواب و هدایت واقعی راهنمایی می‌کند.»
۲ ـ عفت در نگاه
سوره نور که به سوره عفت و پاکدامنی و حجاب معروف است، به چندین رفتار عفیفانه اشاره می‌کند که یکی از آنها، وجوب حفظ و کنترل دیده و نگاه است. در سوریه نور، آیه ۳۱ آمده است: «و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن؛ به زنان مؤمن بگو چشم‌های خود را از نگاه هوس‌آلود فرو گیرند.» همچنین در آیه ۳۰ سوره نور می‌فرماید: «و قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم؛ به مردان مؤمن بگو از بعضی نگاه‌های خود (نگاه‌های غیرمجاز) چشم‌پوشی کنند.» در شأن نزول این آیات آمده است: جوانی در بین راه زنی را می‌بیند و به او چشم می‌دوزد و به‌دنبال او راه می‌افتد و طوری غرق نگاه می‌شود که صورتش به دیوار برخورد می‌کند و مجروح می‌شود، نزد پیامبر اکرم(ص) می‌رود و ماجرا را نقل می‌کند و این آیات نازل می‌شود. «یغضضن» از ماده «غض» به معنای کاهش و کم کردن نگاه است و منظور چشم‌پوشی از نگاه به نامحرم، نگاه‌های حرام و غیرضروری و شهوت‌آلود است. بنابراین نگاه به چهره مردان و زنان باید نگاهی باشد که لازمه گفت‌وگوهای ضروری و خداپسندانه است.
در لزوم عفت و پاکدامنی و ترک نگاه حرام، بین زن و مرد فرقی نیست. بدین ترتیب همان‌گونه که چشم‌چرانی بر مردان حرام است، بر زنان نیز حرام است. حضرت رسول(ص) می‌فرماید: «ایاکم و فضول النظر فانه یبذر الهوی و یولد الغفله؛ از نگاه‌های زیادی بپرهیزید، زیرا تخم هوس می‌پراکند و غفلت می‌زاید.» در سوریه غافر، آیه ۱۹ آمده است: «یعلم خائنه الاعین و ما تخفی الصدور؛ خداوند بر نگاه خیانت چشم خلق و اندیشه‌های نهانی دل‌های مردم آگاه است.» همچنین خداوند در سوره فصلت، آیه ۲۰ می‌فرماید: در قیامت نیز چنین چشم‌هایی بر ضد آدمی گواهی می‌دهند: «شهد علیهم سمعهم و ابصرهم و جلودهم بما کانوا یعملون؛ گوش و چشم‌ها و پوست بدن‌ها بر آنچه انجام داده‌اید، گواهی می‌دهند.» از این رو کنترل چشم می‌تواند از مهم‌ترین و اساسی‌ترین اصول عفاف باشد که باید در مرتبه اول رعایت شود. حضرت علی(ع) می‌فرماید: «العین رائد القلب؛ چشم، دل را به دنبال خود می‌کشد.» بدین ترتیب نگاه به نامحرم، همان‌طور که امام صادق(ع) می‌فرماید، «تیری مسموم از سوی شیطان است که عقل انسان را نشانه گرفته و دل و فکر او را مشغول و به دنبال آن غریزه را مشتعل می‌کند و از آن پس، فتنه‌هایی را به دنبال می‌آورد که گاه جبران‌ناپذیر است.»
۳ ـ عفت در کلام
خداوند در آیه ۳۲ سوره احزاب درباره وظایف زنان در لزوم رعایت عفاف در سخن گفتن با مردان نامحرم می‌فرمایند: «فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفا؛ پس به گونه‌ای هوس‌انگیز سخن مگویید که بیماردلان در شما طمع کنند و سخن شایسته بگویید.» صدر این آیه اشاره به کیفیت سخن گفتن و حرمت صحبت کردن با ناز و عشوه و کج‌کردن زبان دارد و ذیل آن مربوط به محتوای سخن است که باید شایسته و مورد رضایت خداوند متعال و پسند عقل سلیم باشد. انسان باید سخن حق و خوب بگوید و از هرگونه سخنان غیرضروری و بیهوده، باطل و مخالف شرع و شهوت‌انگیز و گناه‌آلود اجتناب کند که این امر موجب حفظ شخصیت و امنیت جسمی و جنسی فرد می‌شود. از جمله شگفتی‌های قرآن کریم که در واقع نشانه‌ اعجاز آن نیز به شمار می‌رود، آن است که هیچ‌گونه تعابیر زننده، ناموزون و یا مبتذل که از ادب در بیان و عفت و گفتار به دور است، در آن وجود ندارد و با تعابیر انسان‌های درس‌نخوانده و پرورش‌یافته در محیط‌های سرشار از جهالت معصیت، تفاوت آشکار دارد.
بنابراین اسلام به زنان دستور می‌دهد که در گفتار خویش، عفاف را رعایت کنند و به‌گونه‌ای سخن نگویند که باعث تحریک شهوت مردان شوند. زنی که در بیان و رفتارش متانت و عفت موج می‌زند، هم از گزند آسیب کسانی که دارای قلب مریض هستند؛ یعنی در اثر فقدان یا ضعف ایمان، از سلامت روحی و روانی و اعتدال نفسانی و غریزی برخوردار نیستند و نمایش جاذبه‌های زنانه و صحبت و سخنان هوس‌انگیز زنان غیر وزین، آنها را به فکر گناه و طمع فحشا انداخته، در امان است و هم رضایت شوهر خود را فراهم می‌کند و سعادت خویش را رقم زده است. امام کاظم(ع) در این باره می‌فرمایند: لاشفیع للمرأه انجح عند ربها من رضا زوجها؛ برای زن نزد پروردگارش هیچ شفیعی کارسازتر از خشنودی شوهرش نیست.
یکی از عوامل مهم تربیت‌ساز و عفت‌پرور در ابعاد گوناگون به‌ویژه در زمینه گفتار و سخن، توجه به دو آیه ذیل و نصب‌العین قرار دادن آن دو در حیات خویش است. قرآن مجید در سوریه ق، آیه ۱۸ در مقام هشدار و تهدید می‌فرماید: «ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید؛ انسان هیچ سخنی را بر زبان جاری نمی‌کند مگر اینکه نزد او فرشته‌ای مراقب و آماده برای انجام مأموریت و نوشتن آن است.» همچنین براساس سوره نور، آیه ۲۴ در قیامت زبان گناهکاران در کنار سایر اعضا، برضد او شهادت و گواهی می‌دهند: «یوم تشهد علیهم السنتهم و ایدیهم و ارجلهم بما کانوا یعملون؛ روزی که زبان‌ها و دست‌ها و پاهای آنان به گناهانی که انجام داده‌اند گواهی می‌دهند.»
۴ ـ عفت در خندیدن
جاذبه صدای ظریف، آهنگ شیوا، خنده و تبسم ملیح زن از جمله ابزارها و سلاح‌های طبیعی برای نفوذ و جذب مردان است. زن با صوت دلربا و خنده نمکین، دل همسر را نوازش می‌دهد و غبار غم، اندوه و خستگی را از صورت و چهره جان او می‌شوید، ـ به‌ویژه اگر با ناز و نرمش و سخنان حق و روشنگرانه همراه باشد ـ و به زندگی مرد حرارت، گرمی و صفا بخشیده و محبوبیت خود را نزد او حفظ و استوار می‌کند. تأثیر و نفوذ صدای زن اگر توأم با ناز و کرشمه در برابر نامحرم باشد، به‌ویژه همراه با خنده و تبسم، روی بیگانه‌ای که از نبود یا کمبود عاطفه در خانواده یا اجتماع رنج می‌برد، آنچنان اثرگذار است که توفان در دل او مخصوصاً اگر جوان باشد، ایجاد می‌کند که اعتدال و آرامش او را برهم می‌زند و ذهن و اندیشه او را تا مدت‌ها به زن معطوف می‌کند و از امور حیاتی و ضروری، منحرف و به لذت‌های شهوانی، مشغول می‌کند. در حالی که زنان، معمولاً به‌راحتی از کنار این موضوع می‌گذرند و رعایت احتیاط و احساس مسئولیت در برابر مردها و جوانان و نوجوانان با آن ضعف غریزه و خلأ عاطفی را نمی‌کنند. تأثیر جاذبه‌های فوق، همانند سایر جاذبه‌های خدادادی زن تا اندازه‌ای است که گاه سبب می‌شود مردان بیماردل و شهوت‌طلب را به طمع انداخته، امنیت زن را به خطر اندازند و یا در صدد اغفال زن برآمده و عفت، حیثیت و آبروی او را لکه‌دار کنند. همان‌طور که قبلاً اشاره شد در این باره قرآن کریم در سوره احزاب، آیه ۳۲ با نگاهی روان‌شناختی و جامع می‌فرماید: «فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولاً معروفاً؛ با مردان با نرمی و ناز و کرشمه سخن نگویید که انسان بیماردل در شما طمع کند و سخن نیکو و شایسته‌ای که عقل و وحی آن را به رسمیت شناخته، بگویید.»

 


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

آیت‌الله سیداحمد علم‌الهدی
امام حسین(ع) قیام کرد تا امربه‌معروف حاکم شود

احسان آیتی

ارزشمندترین عمل برای ما عملی است که قلب ارباب ما را خشنود کند و در بین تمام عبادات، عبادتی که در جریان خشنودسازی حضرت بقیه‌الله(عج) قرار دارد، امر به معروف است.
امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر فریضه‌ای است مانند نماز. اما کیفیت اجرایی‌اش برای مکلف مشخص نیست و هر کسی خیلی اهتمام در این واجب الهی بورزد بر حسب سلیقه و اراده و پسند خود کاری می‌کند که این کار دچار عوارض اجتماعی و ایجاد مشکلات می‌شود و نفر بعدی دیگر امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نمی‌کند.
اولین مسئله در امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر مسئله ولایت است که چینش اجتماعی است یعنی انسان‌ها به هم چسبیده باشند و خدا در قرآن به مؤمنین و مؤمنات می‌گوید که مرکب از مردان و زنان است. بحث بعدی «یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» که نشان می‌دهد امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر مسئله و حرکت جمعی است.
قیام حسینی برای امربه‌معروف
هیچ مصیبتی در هر بعدی از ابعاد وقتی بر افراد یا بر جامعه وارد می‌شود، این مصیبت را وقتی کنار مصائب اعظم سیدالشهدا(علیه‌السلام) قرار بدهند، در مقابل مصیبت امام حسین(ع) چیزی نیست؛ آخر این مصیبت چطور قابل‌تحمل برای یک انسان است؟
امام حسین(ع) تمام این فشارها و سختی‌ها را تنها برای امربه‌‌معروف و نهی‌ازمنکر پذیرفتند.
همه این‌ها برای چیست؟ همه این مصیبت‌ها برای چیست؟ همه این تحمل‌های سرسخت به چه مناسبت؟ وجود مقدس حضرت سیدالشهدا(ع) فرمود همه‌اش برای یک‌چیز است، «اُرِیدُ اَن آمُر بالمَعروفِ وَ اَنهَی عَنِ المُنکَرِ»، همه‌اش برای همین است؛ امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر.
انقلاب حضرت امام حسین(ع) انقلابی ارادی بود که در سطح مردم ایجاد شد تا دین توسعه پیدا کند و به‌عنوان یک قدرت در سرنوشت سیاسی و اجتماعی مردم حاکم شود و دنیا تحت حاکمت دین قرار بگیرد. انقلاب امام حسین(ع) انقلابی ارادی بود که بر اساس تصمیم و حرکت شکل گرفت و قصد و تصمیم حضرت از انقلاب، براندازی مفاسد بود؛ انقلاب ارادی انقلابی خودساخته و بر اساس تصمیم ارادی و نه اجباری است.
هدف امام حسین(ع) عمل به اصل امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر بود تا مانع بی‌عفتی‌ها و بی‌ناموسی‌ها شود و از یک حاکمیت شراب‌خوار نهی و تلاش کرد تا منکرهای بزرگی همچون یزید را براندازد و تلاش کرد تا ارزش‌های دینی در میان مردم حاکم شود.
ما باید در کشورمان با عوامل ضد اسلامی مقابله کنیم و آنچنان عمل و عظمت کشور را نشان دهیم که حکومت‌های بیگانه طریقه عمل را از ما الگو بگیرند.
وظیفه جامعه مسئول
سیدالشهدا(ع) در مقابل هیچ رخداد و رویدادی کنار نرفتند و نظام مقابله با طاغوت را در میانه مردم پایه‌گذاری کردند تا این نظام حرکتی نهادینه شود، حال ما نیز باید این چنین عمل کنیم تا عبارت «کل‌ یوم‌ عاشورا و کل ارض کربلا» تثبیت و زمینه و پایه فسق و فجور با انقلاب عظیم و ارادی که بنا شده بود، به کلی از بین برود.
آنی که جامعه را مسئول قرار می‌دهد، انسان‌ها را در تمام روند زندگی اجتماعی خود، در تمام حرکت‌های موجود در عرصه حیات جمعی، در تمام مسائلی که پیش پای زندگی پیش می‌آورد، آنچه همه مردم را مسئول می‌کند، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر است.
امام حسین(ع) می‌گوید همه حرکت‌ها برای همین است که این امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر حاکم شود؛ امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر در میان مردم رواج پیدا کند و مردم بی‌تفاوت در برابر مسائل و گناه نباشند؛ این گناه یک ویروس است، یک فتنه است و یک آتشی است که ولو این‌که یکجا گنهکاری آن را روشن می‌کند؛ اما شعله او خواه‌ناخواه زندگی، ناموس، دختر و زن تو را هم می‌گیرد؛ گناه چنین چیزی است.
عاشورا درس هدایت بشریت
عاشورا تنها میدان جنگ و برخورد نابرابر دو جبهه نبود، بلکه میدانی بود که حضرت سیدالشهدا(ع) از آن تابلویی در برابر بینش بشریت تا روز قیامت ساخت تا همگان پایه‌های زندگی دنیوی و اخروی خود را برمبنای اصول و ارزش‌های به نمایش گذاشته شده در این تابلو بنا نهند.
عاشورا یک دانشگاه برای هدایت بشریت است که حضرت امام حسین(ع) همه ارزش‌ها و ارکان دین پیامبر اسلام(ص) را در آن آموزش می‌دهند و بررسی ابعاد زندگی هر یک از کارگزاران عاشورا در این دانشگاه سرمشق و هدایتگر انسان‌هاست.
زهر هلاهل برای آمریکا چیست؟
آنی که استکبار را ناراحت می‌کند همین است، یعنی توطئه استکباری مستکبران دنیا و عوامل آنان در هر جامعه‌ای، در هر ملتی که بی‌تفاوت هستند ولو هرچه قدر بصیرت داشته باشند و هرچه قدر معلومات داشته باشند، اما اگر بی‌تفاوت شدند، توطئه استکباری در میان آن‌ها مؤثر واقع می‌شود.
در کشور ما زهر هلاهل برای آمریکای ملعون، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر است و این مردمی که آمربه‌معروف و ناهی‌ازمنکر هستند، این مردم، مردم بی‌تفاوت نیستند و آنی که راه نفوذ دشمن و آمریکا را در این مملکت برای مرتبه دیگر باز می‌کند، آن فقط بی‌تفاوتی مردم در مقابل آنچه ببینند است.
بی‌تفاوتی مردم باعث نفوذ عاملان آمریکا به کشور می‌شود. وقتی مردم بی‌تفاوت باشند، عوامل مختلف آمریکا وارد این کشور می‌شود؛ یعنی وقتی بنا شد هشت سال تجربه دفاع مقدس، بچه بسیجی را به رخ آمریکا کشیده است که با تمام وجودش به میدان مین می‌رود و از وجودش تنها دو قلم استخوان باقی می‌ماند، وقتی بنا شد تجربه هشت سال دفاع مقدس، خیل عظیم جوان بسیجی را در شب عملیات زیر باران آتش به رخ آمریکا کشانده است که با همه‌چیز می‌ایستد و از همه‌چیز نمی‌ترسد، خب این بسیجی از کجا به وجود آمد؟ از دامن دین، از بستر قرآن، از آغوش گرم‌ و نرم علی و زهرا و حسین این بچه بسیجی به وجود آمد.
زمانی که مردم در برابر فساد بی‌تفاوت باشند؛ این جاده آمریکا را آسفالت می‌کند که بیاید بچه ما را از دل دین و بستر قرآن بگیرد.
آنی که جلوی قضیه ایستاده، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر و بی‌تفاوت نبودن مردم است.


آیینه خواص

میثم تمار- 5
شجره طیبه یک خرمافروش

بر مبنای آیه شریفه «شَجَرَهٍ خَبيثَهٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ» (ابراهیم/ 26) برخی مفسران شجره خبیثه را بنی‌امیه دانسته‌اند که «درختى ناپاك است، كه ريشه در زمين ندارد و بر پا نتواند ماند»، چرا که نسل آنها دوام نداشت و غالب افراد این سلسله افراد پست و دون‌مایه بودند، اما از سوی دیگر در همین سوره آمده است: «شَجَرَهٍ طَيِّبَهٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ» (ابراهیم/ 24) مصداق تمام و کمال شجره طیبه اهل بیت (علیهم‌السلام) هستند، اما با توجه به آیه «يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياهِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَة» (همان/ 29) برخی مؤمنان والامقام نیز می‌توانند به مقام شامخ شجره طیبه دست یابند؛ کسانی که خود ریشه‌ای ثابت دارند و ذریه‌شان همچون شاخه‌هایی پر ثمر می‌باشند. میثم تمار (رضی‌الله‌عنه) به یقین شجره طیبه الهی است.
جناب میثم دارای فرزندان و نوادگانی شایسته، پاک، صالح و بافضیلت بود که فخر و شرف خود را مرهون میثم تمار (رضی‌الله‌عنه) می‌باشند، اما اولاد وی؛ گفته‌اند که وی دارای شش فرزند با نام محمد، شعیب، صالح، علی، عمران و حمزه بوده است. هر یک از فرزندان میثم از بزرگان و اعاظم شیعه بوده‌اند.
از محمد، متأسفانه در کتب رجال نامی به میان نیامده است. محمد همان کسی است که پسرش علی به واسطه او از میثم تمار (رضی‌الله‌عنه) در باب اسلام امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) می‌گوید که: ما عبد علی علیه‌السلام و لا احد من آبائه الا الله الی ان ماتوا؛ نه حضرت علی‌بن‌ابی‌طالب(ع) و نه هیچ‌یک از پدرانش تا زمان مرگ خود به جز خداوند سبحان کسی را نپرستیدند.
 شعیب: شیخ طوسی در کتاب رجال خود وی را جزء اصحاب امام صادق(ع) برشمرده است. در کتاب تعلیق، شعیب را پدر یعقوب ثقه و برادر صالح‌الصالح دانسته است.
صالح: شیخ طوسی در رجال خود یک مرتبه وی را جزء صحابه حضرت امام محمدباقر(ع) و در مرتبه دیگر از اصحاب امام صادق(ع) دانسته است، او جزء تابعین به حساب می‌آید. در کتاب الخلاصه علامه آمده است: حضرت امام محمدباقر(ع) به صالح‌بن‌میثم می‌گوید: «انی احبک و احب آبائک حبا شدیدا»؛ من، تو و پدرت را بسیار دوست دارم. همین صالح‌بن‌میثم است که به حضرت امام محمدباقر(ع) می‌گوید: برایم حدیث بگو و ایشان می‌پرسند: مگر از پدرت نشنیده‌ای؟ این به آن معناست که میثم نزد ائمه بزرگوار وثاقت بالایی دارد که شنیدن روایت از او مانند شنیدن روایت از یک معصوم است.
در روایتی آمده است: صالح‌بن‌میثم به اتفاق عبایه بر حبابه خواهر میثم تمار(رض) که زنی با کمالات و با کرامات بوده- داخل شدند، عبایه به حبابه می‌گوید: این پسر برادرت میثم است و حبابه می‌گوید: پسر برادرم، به خدا قسم همین است. علامه در کتاب الخلاصه این حدیث را آورده است. شیخ وحید نیز طبق کلام‌مان که در شعیب گذشت، وی را برادر صالح‌الصاح می‌داند.


نقطه نظر
حجت‌الاسلام سیدمهدی میرباقری

مقام بندگی ـ5
بالاترین مقام در گودال قتلگاه

درجه‌اي بالاتر از رضا نداريم. خود رضا و یقین مقاماتي دارد، ولي آخرين وادي زهد، اول يقين است. آدمی تعلقاتش كه از بین رفت، انوار يقين در قلبش مي‌آيد. «حرام علي قلوبكم ان تعرف حلاوه الايمان حتي تزهد فی‌الدنيا»( الكافي‏2/ 128) تا زاهد نشويد به ايمان نمي‌رسيد. بعد اگر وادي يقين را پشت سر گذاشتيد، صاحب مقام رضا می‌شوید.
در دعاي پس از زيارت جامعه ائمه المؤمنين، حضرت تعبيري دارند که «و الرضا بقضائك و قدرك، اقصی عزمي و نهايتي و ابعد همي و غایتي» (المزار الكبير/ 301) خدایا! رضا به قضا و قدر خودت را، نهايت وجود من و دورترين همت من و آخرين افقي كه مي‌بينم و به سمت آن مي‌خواهم حركت كنم، قرار بده. غايت هستي من اين باشد كه در وادي رضا منزل کنم و به آنجا كه رسيدم، آرام مي‌شوم. اگر محبت آخرين وادي است و اخلاص در محبت آخرين مقام است پس بايد به رضا ختم بشود که محبان در مقام رضا هستند. چون غرق در محبتند، يعني هرچه از طرف دوست مي‌آيد، لذت مي‌برند. مرگ براي او مثل حیات شيرين است. همین‌طور فقر و غنی، بيماري و سلامتي و...
در حدیثی از امام باقر(ع) داریم که به جابر فرمود: «كيف اصبحت» جابر گفت: آقاجان! صبح کردم در حالی که مرگ را بيشتر از زندگي دوست دارم و بيماري را بيشتر از فقر. حضرت فرمودند: ما اهل بيت اين طوري نيستيم. آنچه خدا دوست دارد، دوست داريم. این مي‌شود مقام رضا و محبت. سيدالشهداء(ع) همين يك كلمه است. حرف زدن درباره امام حسین(ع) دشوار است. كسي كه سجده بر تربتش، حجاب‌های هفت‌گانه و عوالم نفسانی را از انسان برمي‌دارد. اين تازه خاصيت خاك اوست. اينكه در خاكش خدا شفا قرار داده، بعضي بزرگان گفته‌اند که فقط شفا از بيماري‌هاي ظاهري نيست. مثل قرآن که «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَه لِلْمُؤْمِنين» (اسراء/82) هم شفای جسم است و هم شفای روح. اگر كسي اهل قرآن شد، همه صفات رذيله‌اش را قرآن تطهیر مي‌كند و البته شفای جسم هم هست، از این رو داریم: اگر مرضي با حمد خوب نشده با چیز ديگری هم خوب نمي‌شود. مانند همین تربت امام حسين(ع) است که شفای همه دردهاي باطني است.
زيارت حضرت، انسان را به لقاء‌الله فوق عرش مي‌رساند. واقعاًً او كيست؟! مقام خود حضرت اصلاًً قابل تصور نيست. همين قدر می‌دانیم که بلايي در عالم اعظم از عاشورا نداريم و حضرت با جان این بلا را خريدند.
اوج درگيري در گودال قتلگاه بود. در آن لحظه که حضرت در گودال قتلگاه بود، صورتش را روي خاك‌هاي داغ كربلا گذاشته بود، خون از زرهش جاري بود، داغ‌ها روي دلش بود، به تعبير امام صادق(ع) گرسنه بود، تشنه بود، خسته بود، غصه‌دار بود، صداي «العطش» بچه‌هايش را مي‌شنيد، با گوشه چشمش نگاهی به خیمه‌ها داشت، آن وقت اين ذكر حضرت بود «الهي رضا بقضائك»؛ خدايا من غرق در لذت از قضای تو هستم. «تسليما لامرك لا معبود سواك»، كسي جز تو نيست. «يا غياث المستغيثين» بزرگان گفته‌اند اين جمله آخر عجيب است. اگر اين جمله نبود، ناقص بود. خودش را بدهكار مي‌داند. خدايا تو دست من را بگير.


رئیس مرکز مطالعات، تدوین و انتقال تجارب رزمی دفاع مقدس دانشگاه امام حسین(ع) مطرح کرد
آشنایی‌افسران جوان سپاه با عملیات‌ها با بهره‌گیری از فرماندهان دفاع مقدس
حسن ابراهیمی

دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) یکی از مراکز اصلی تربیت پاسداران است. دفاع مقدس نیز یکی از مهم‌ترین تجربه‌هایی را در خود دارد که پاسداران نسل جدید باید با آنها آشنا شوند. لذا از چند سال پیش مرکزی در این دانشگاه شکل گرفت که این مسئولیت مهم را به عهده دارد. سردار سرتیپ دوم پاسدار اکبر عابدی، مسئول این مرکز است که در ادامه گفت‌وگوی ما با وی را می‌خوانید.

* با سلام، ابتدا در رابطه با تشکیل مرکز مطالعات، تدوین و انتقال تجارب دفاع مقدس در دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع) توضیح دهید.
مقام معظم ولایت بارها و بارها در بیانات خود بر زنده نگه داشتن حماسه شکوهمند ملت ایران در هشت سال دفاع مقدس تأکید داشته و دارند. در همین راستا، سال 89 معظم‌له بر ضرورت انتقال تجارب دفاع مقدس به نسل جدید سپاه، اشاره داشتند. لذا فرماندهان سپاه به فکر تأسیس مرکزی در دانشگاه افتادند تا جوانان جدیدالورود سپاه را با معارف و تجارب دفاع مقدس آشنا کند. این مرکز با عنوان اولیه «مرکز مطالعات، تدوین و انتقال تجارب دفاع مقدس» دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین(ع)» در اسفند سال 1390 تأسیس شد.
* وظایف این مرکز چیست؟
این مرکز با هدف تحقق منویات مقام معظم رهبری، استفاده مطلوب و بهینه از فرماندهان عالی دفاع مقدس و آشنایی عمیق‌تر و کاربردی افسران جوان به عنوان نسل سوم سپاه با عملیات‌ها، علوم و معارف دفاع مقدس تأسیس شد. به علاوه اهدافی چون تربیت هدفمند افسران دانشگاه به عنوان راویان قابل اعتماد و موثق در جهت کارآیی موثر در نواحی، حوزه‌ها و پایگاه‌های مقاومت سطح استان محل خدمت در راستای روشنگری مطلوب و انتقال درست و شایسته معارف دفاع مقدس به نسل جوان و آینده انقلاب و نیز تدوین، تألیف و انتشار کتاب مرتبط با دفاع مقدس ویژه افسران جدیدالورود، تولید نماهنگ‌هایی از زندگی و سیره سرداران شهید شاخص در تأسیس این مرکز وجود داشته است. در مرحله اجرایی دو واحد درس نظری «آشنایی با دفاع مقدس» با تدریس پیشکسوتان دفاع مقدس گنجانده شده است. در کلاس‌های نظری دانشگاه، سرداران و فرماندهان گردان به بالا در سال‌های دفاع مقدس تجارب خود را با افسران جوان در میان می‌گذارند. یک واحد درس نظری «آشنایی با اندیشه‌های دفاعی مقام معظم رهبری» در سرفصل‌های آموزشی دانشجویان در نظر گرفته شده و از طرفی واکاوی و تشریح عملیات‌های مهم و تأثیرگذار در جنگ با استفاده بی‌واسطه از فرماندهان عالی‌رتبه سپاه و جنگ به عنوان منابع دست اول در محیطی علمی و دانشگاهی و در کنار آن پاسخ به پرسش‌های دانشجویان و رفع ابهامات آنان هم برای دانشجویان انجام می‌شود. واحد عملی معارف دفاع مقدس هم در مناطق عملیاتی جنوب برگزار می‌شود. در تمام این مراحل فرماندهان عالی سپاه در دفاع مقدس نقش مستقیم و حضوری دارند.
* چه عملیات‌ها و چه مناطقی مد نظر تدریس شماست؟
در انتخاب عملیات سعی شده است که عملیات‌هایی تشریح شوند که معلومات نظامی و علمی دانشجویان و افسران جدیدالورود سپاه را افزایش دهند، از این‌رو در کلاس‌های تشریح عملیات‌های فتح‌المبین، کربلای4 و 5، والفجر8، الی بیت‌المقدس و شکست حصر آبادان در مناطق عملیاتی فتح‌المبین، شلمچه، اروندکنار، شرق کارون و آبادان تشریح و به پرسش‌ها و ابهامات افسران جوان پاسخ داده می‌شود. همچنین عملیات‌های والفجر مقدماتی و 1 در فکه، نصر در هویزه، خیبر و بدر در طلائیه شرح داده می‌شود.
* برنامه‌های پژوهشی مرکز چگونه است؟
در چند ماه گذشته از طرف ستاد فرماندهی کل، مأموریت مرکز اندکی تغییر جهت داد. نام مرکز به «مرکز مطالعات، تدوین و انتقال تجارب رزمی دفاع مقدس» تغییر پیدا کرد. این یعنی علاوه بر وظیفه سنگین و حساس انتقال تجارب دفاع مقدس، ما وارد حوزه مطالعاتی و تولید فکر در باب دفاع مقدس نیز شده‌ایم. نگاه کلان سپاه به مرکز یک نگاه راهبردی است و ما می‌توانیم در سایه همین نگاه و تدبیر، در آینده گام‌های بسیار موثری برداریم. برای این منظور دو سه مطلب را به‌طور خاص و ویژه در دستور کار قرار داده‌ایم.
فرمانده معظم کل قوا امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دیدار با اعضای ستاد بزرگداشت سرداران و ده هزار شهید استان مازندران از واژه مهم و کلیدی «معجزه انقلاب» رونمایی کردند. ما در مرکز این را نصب‌العین خود قرار داده‌ایم. سعی کردیم با تولید و تدوین نماهنگ‌های کوتاه از زندگی سرداران رشید سپاه اسلام، این معجزه‌های شگفت انقلاب را به جوانان نشان دهیم و ارائه الگو کنیم. همچنین معظم‌له در دیدار با دست‌اندرکاران راهیان نور در اواخر سال گذشته بر «زیارت با معرفت» در این اردوها اشاره کردند و زمینه ایجاد این نوع زیارت با معرفت را تولید جزوه‌هایی دانستند که به تشریح عملیات‌های دفاع مقدس پرداخته باشد. تولید این جزوه‌ها با نگاه خاص و با قلم و نظارت فرماندهان دست اول جنگ در دستور کار قرار گرفته و در این حوزه نیز کارهایی صورت پذیرفته است.


یادداشت
علیرضا جلالیان

نبرد نیابتی میدان سنجش توان ابرقدرت‌ها
تحولات کنونی سیاسی، امنیتی و نظامی جهان به‌صورتی است که قدرت‌های بزرگ نمی‌توانند در بعد نظامی همانند گذشته میدان عمل گسترده‌ای داشته باشند، چراکه هزینه‌های نظامی در جهان به صورت فزاینده بالا رفته و تأمین این هزینه‌ها کمر دولت‌ها را شکسته است. ایالات متحده آمریکا نیز به همین دلیل امروز به حالت ورشکستگی با بدهی جهانی 18 تریلیون دلار رسیده است. هزینه‌های بالای لشکرکشی و لجستیکی و از طرفی ناکارآمدی نیروهای غیر منطقه‌ای سبب شده امروز دنیا به سمت نوع جدیدی از جنگ نیابتی برود. این نوع جدید بیشتر مورد توجه ابرقدرت‌ها و قدرت‌های منطقه‌ای قرار گرفته است. در گذشته کشورهای تحت سلطه یا زیر مجموعه قدرت‌ها، ارتش‌های خود را به‌صورت هماهنگ با کشور ابرقدرت یا پیمان‌های نظامی تنظیم می‌کردند که نمونه عینی آن ارتش شاهنشاهی ایران بود که در کنار ارتش پاکستان و ترکیه پیمان نظامی «سنتو» را به‌عنوان حاشیه پیمان ناتو شکل می‌داد. ارتش ایران در این راستا به کشور عمان اعزام شد و شورشیان این کشور را تحت پیمان امنیتی ناتو و پادشاهی عمان سرکوب کرد که هنوز خط پدافندی دماوند ارتش شاهنشاهی ایران در این کشور وجود دارد. در سال های اخیر به‌ویژه پس از حمله آمریکا به افغانستان و عراق که عامل اصلی فروپاشی اقتصادی غرب هم بوده است، ایالات متحده متوجه استفاده از ظرفیت هم‌پیمانان نظامی‌اش در منطقه شد. استفاده از ظرفیت‌های مالی و نظامی عربستان سعوی، قطر، ترکیه و... در منطقه و جنگ‌های نیابتی در ساحل شرقی مدیترانه موسوم به 33 روزه، 22 روزه، ۸ روزه و 51 روزه غزه الگوی جدیدی از منازعات را پدید آورد که در ماجرای حمله جبهه تکفیری ـ غربی به منافع جبهه مقاومت و تحرکات غربی‌ها برای تشکیل ائتلاف این نوع نبرد به نوعی به رسمیت شناخته شد، به‌طوری که در این ائتلاف به فرماندهی آمریکا مستشاران آمریکا از تسلیحاتی که به دولت‌های ارتجاعی منطقه فروخته‌اند برای بمباران هدفمند داعش استفاده می‌کنند. از طرفی در مقابل این ائتلاف و در سایر جنگ‌های اخیر در منطقه نیز می‌توان تقابل جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی با جبهه استکبار و ارتجاع را به خوبی مشاهده کرد که آن هم از نوع نیابتی بوده است و نهضت‌های مقاومت و نیروهای مقاومت مردمی با کمک مستشاری جمهوری اسلامی با این جبهه مقابله می‌کنند که در حال حاضر با توجه به وضعیت منطقه و حضور داعش در سوریه و عراق می‌توان به خوبی مثمر ثمر بودن هر یک از این دو نوع نبرد نیابتی را دید؛ نبردی به فرماندهی دولت‌های غربی و با استفاده از توان ارتجاع در منطقه و نبردی به فرماندهی اندیشه انقلاب اسلامی و با استفاده از توان بومی مردم منطقه. در تمامی نبردهای گذشته این جمهوری اسلامی بوده است که برنده اصلی میدان شده و نبرد با داعش هم همین روند را نشان می‌دهد. این به آن معناست که راهبرد‌ها و شگرد‌های جبهه مقاومت در نبرد نیابتی کارآمدتر از شیوه‌های جبهه مقابل است. 


گلی از باغ

روایت از دستانی که در «دست خدا» بود
«گریه‌های رضا آنقدر سوزناک بود که خواب را از چشم همه می‌گرفت و ناخودآگاه همه بسیجیان را برای عبادت شبانه فرا می‌خواند. دلم می‌خواست از نزدیک خلوت عاشقانه‌اش را ببینم. دلم می‌خواست رسم عشق‌بازی‌اش را می‌آموختم. شبیه بچه‌های چهار یا پنج ساله‌ای بود که گویی خطایی کرده و حالا برای تنبیه می‌خواهند از آغوش مادر جدایش کنند و او هم تا می‌تواند قربان صدقه مادرش می‌رود، انگار معشوقه الله‌رضا راضی نبود که حرف‌های عاشقانه‌اش به گوش ما برسد. نماز الله‌رضا رو به اتمام بود و با شنیدن صدای اذان صبح و در حالی که نیایش «صبوح قدوس»‌های الله‌رضا در گوشم طنین انداخته بود آرام‌آرام خود را به حسینیه رساندم و آماده نماز صبح شدم.»
این جملات بخش کوتاهی از کتاب «دست خدا» نوشته «قاسمعلی زارعی» بود. سرهنگ زارعی از رزمندگان دفاع مقدس است. وی پس از سال‌ها در «دست خدا» بخشی از تاریخ دفاع مقدس استان همدان را روایت می‌کند که شامل هشت بخش از زمان تحرکات پیش از انقلاب تا روزهای پر جنب‌وجوش دفاع مقدس را شامل می‌شود. در پایان کتاب نیز عکس‌های نویسنده و دوستان رزمنده‌اش نیز به چاپ رسیده است.
در بخشی از کتاب می‌خوانیم:
«از بالای کانال به خوبی جنب‌وجوش رزمندگان بسیجی در تمام خطوط فتح شده قابل رویت بود. تعدادی نیز در حال ساخت سنگر نگهبانی و سنگر اجتماعی بودند. مسئول تدارکات هم سنگربه‌سنگر می‌رفت و بیسکویت و ساندیس پخش می‌کرد. گونی پلاستیک‌های پرس شده آب هم دست به دست می‌گشت و بچه‌ها با بی‌رغبتی یکی را برمی‌داشتند. یکی از آن کیسه‌ها را هم من برداشتم. آب داخل کیسه به قدری گرم و بی‌مزه بود که حالم را منقلب کرد، اشتهایم هم با وجود جنازه‌های عراقی که درست در چند قدمی‌مان افتاده بودند کور کور شد...»
کتاب «دست‌ خدا» در 502 صفحه به کوشش انتشارات سوره مهر روانه بازار کتاب شده است.


علمداران

شام عاشورا اصغرم را از دست دادم
من را صدا زدند و گفتند که اصغر حدود ساعت 11 تیر خورده. اصغر در بیمارستان اسلام‌آباد بود. پس از نماز حرکت کردیم. وارد بیمارستان که شدیم، به من گفتند: تیر به سر اصغر خورده. بی‌هوش بود، ولی در کما نبود. دکتر انصاری که بالای سرش بود، گفت: «تیر به ناحیه‌ای از سر خورده که حتماً کور خواهد شد. احتمال فلج بودنش بسیار زیاده.»
جالب بود که هر کس به بدنش دست می‌زد، هیچ واکنشی نداشت، اما وقتی من دستش را می‌گرفتم، آروم دست من را خم می‌کرد. یا اینکه تا من می‌گفتم: چطوری؟ یه قطره اشک در گوشه چشمش جمع می‌شد...
... نیمه‌های شب عاشورای سال 59 بود که من دیگر اصغرم را از دست دادم.
به روایت همسر شهید علی‌اصغر وصالی‌فرد
علی‌اصغر در سال 1329 در منطقه دولاب تهران به دنیا آمد. در سال‌‌های جوانی از ایران خارج شد و دوره‌های چریکی را در میان مبارزان فلسطینی گذراند. سپس به ایران آمد و زندگی مخفی خود را شروع کرد، اما سرانجام به دست عوامل رژیم طاغوت بازداشت شد. ابتدا به اعدام و سپس با یک درجه تخفیف به حبس ابد محکوم شد، ولی بعدها حکم تغییر کرد و دوازده سال زندان برایش بریدند. در اواخر سال 56 هم پس از پنج سال و نیم حبس، از زندان آزاد شد. با پیروزی انقلاب، انتظامات زندان قصر را تشکیل داد و در سال 59 وارد سپاه شد. در بخش اطلاعات سپاه بود و مدتی نیز فرماندهی بخش اطلاعات خارجی را بر عهده گرفت. به دلیل روحیاتش به جبهه غرب شتافت تا به نبرد رو در رو با ضدانقلاب بپردازد. وی با گردان تحت امرش در سخت‌ترین جبهه‌های غرب کشور خوش درخشید. نیروهای او به دلیل بستن دستمال سرخ بر گردن‌های‌شان به «گروه دستمال‌سرخ‌ها» شهرت داشتند. آبان‌ماه و ظهر عاشورا سال 59، علی‌اصغر در تنگه حاجیان از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و بر اثر همین جراحت، مصادف با چهلمین روز شهادت برادرش اسماعیل به شهادت رسید. پیکر پاکش در قطعه 24 بهشت زهرای تهران در کنار برادرش و در میان یارانش (گروه دستمال‌سرخ‌ها) به خاک سپرده شد.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

به بهانه مجوز فیلم‌های حامی فتنه
سینمای کودتا؛ بحران جدید سینمای ایران

حسین کارگر

معرفی ایران به عنوان سرزمین نکبت و فلاکت، مردمی که از بام تا شام برای یک لقمه نان همدیگر را می‌درند، مردانی که صورت زنان خود را می‌سوزانند، جوانانی که به جرم گرفتن حق خود یا زندانی هستند یا از تحصیل محروم شده‌اند، حکومتی که از رأی مردم خود در انتخابات سال 88 محافظت نکرده و تقلب کرده است، جامعه‌ای که آنقدر در آن گسست فرهنگی و تضاد اجتماعی زیاد است که آدم‌های متدین را طالبانی می‌خوانند و...
این عبارات، محورهای محتوایی فیلم‌هایی است که طی ماه‌های اخیر به‌عنوان نماینده سینمای ایران در جشنواره‌های مختلف جهان شرکت کرده و جوایزی را هم دریافت کرده‌اند. دو فیلم «عصبانی نیستم» و «قصه‌ها» که از آنها به‌ فیلم‌های حامی فتنه هم یاد می‌شود، به جز عبارات فوق، حرف دیگری برای گفتن ندارند. آثاری که از ساختار هنری و سینمایی محروم هستند و حتی برخی از منتقدان مطرح سینمای کشورمان، این دو اثر را ماقبل سینما و فاقد قابلیت نقد می‌دانند، اما به دلیل شعارهای ضدایرانی خود، مورد توجه جشنواره‌های غربی قرار می‌گیرند. برای نمونه، فیلم «قصه‌ها» به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد اصلاً فاقد فیلمنامه به معنای واقعی کلمه است و از به هم چسباندن چند فیلم کوتاه شکل گرفته، اما در جشنواره فیلم ونیز جایزه بهترین فیلمنامه را دریافت کرد! همچنین فیلم «عصبانی نیستم» که موضوعات کهنه و کلیشه‌ای و مشتی شعار شبه‌سیاسی را به خورد مخاطب خود می‌دهد، در شصت‌وچهارمین دوره جشنواره فیلم برلین پذیرفته شده بود.
بزرگ‌ترین مشکل فیلم‌هایی چون «عصبانی نیستم» و «قصه‌ها» این است که به مردم، احساس نفرت از هموطنان خود را القا می‌کنند. اکثر قریب به اتفاق ملت ایران مسلمان هستند و همه زیر پرچم عشق به اسلام با هم متحد شده‌اند، اما این واقعیت را هم نمی‌توان نادیده گرفت که ایران از مردمی با قومیت‌های مختلف، طبقات و اقشار گوناگون و سلایق سیاسی و فرهنگی متفاوت تشکیل شده است؛ تنوعی که یک رنگین‌کمان زیبا به نام ایران را به وجود آورده است، اما طی سال‌های اخیر، دشمنان ایران در تلاش هستند تا رنگ‌های این رنگین‌کمان را از هم جدا کنند. خط اصلی برنامه‌های شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان هم همین است. متأسفانه فیلم‌هایی چون «عصبانی نیستم» و «قصه‌ها» هم ـ خواسته یا ناخواسته ـ در همین خط ساخته شده‌اند. یعنی این فیلم‌ها هم القاگر گسست میان گروه‌های مختلف اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایرانی هستند.
درست مانند فیلم «عصبانی نیستم» که نماد و نمود تمام‌عیار یک فیلم ضدقومیتی است. فقط کافی است به شخصیت‌پردازی کرد‌ها در این فیلم تأمل کنیم. در فیلم تنها دو شخصیت کرد وجود دارد. یکی دلال و مفسد اقتصادی است و دیگری یک روان‌پریش کف کرده و متنفر از آدم‌ها ـ مثل خود فیلم ـ است!
یکی از تبلیغات بی‌اساس رسانه‌های غربی علیه ایران، القای دروغ فراوانی دانشجوهای ستاره‌دار است. آنها مدعی هستند که هر دانشجویی که از نظام ایران انتقاد می‌کند، از تحصیل محروم می‌شود! این در حالی است که هر کس مدتی در یک دانشگاه معتبر ایرانی تحصیل کرده باشد، تصدیق می‌کند که چنین ادعایی یک دروغ بزرگ است. فیلم «عصبانی نیستم» هم در راستای همین دروغ ساخته شده است. شخصیت ‌محوری این فیلم، دانشجویی است که به دلیل فعالیت در فتنه و حمایت از کودتای نافرجام سال 88 از دانشگاه اخراج می‌شود و پس از آن هم به دلیل سوابق سیاسی‌اش امکان اشتغال نمی‌یابد!
هنوز در کشور ما قانون و تمهید مدیریتی خاصی برای غربال کردن آثاری که به جشنواره‌های خارجی ارسال می‌شوند، وجود ندارد. به همین دلیل هم اغلب فیلم‌هایی که به عنوان نماینده سینمای ایران به جشنواره‌های غربی راه پیدا می‌کنند، در واقع، تبلیغی علیه کشور ما هستند. نمونه بارز چنین مسئله‌ای درباره دو فیلم مذکور رخ داد. برای نمونه پس از نمایش فیلم «قصه‌ها» در جشنواره ابوظبی، رسانه‌های عرب ضدایرانی به بهانه این فیلم انواع توهین‌ها را به کشور ما روا داشتند. این رسانه‌ها در تحلیل‌های خود از این فیلم آن را «برملاکننده زشتی‌های جامعه ایرانی» خواندند که از جمله اینها روزنامه لبنانی و ضد ایرانی «النهار» است که با اشاره به دور زدن قانون از سوی بنی‌اعتماد نوشت: این فیلم مجموعه‌ای از فیلم‌های کوتاه است که بازتابی واقعی از جامعه ایران دارد که در آن؛ سرخوردگی، اعتیاد، عشق و سوءاستفاده جنسی دیده می‌شود! این روزنامه ادامه می‌دهد: کارگردان مستندوار فیلمی از فساد ساخته است؛ فیلمی از یک راننده تاکسی، زنی که خودفروشی می‌کند و... و نهایتاً یک تصویر دقیقی از ایران نشان می‌دهد که مردمان آن بین بقا در آن و کوچیدن از این دیار مردد هستند! پایگاه مصری «الموجز» نیز با اشاره به داستان فیلم‌های کوتاه هفت‌گانه «قصه‌ها» نوشته است: فیلم سقوط واضح زندگی در داخل جامعه ایرانی را نشان داده است! این پایگاه با اشاره به شخصیت‌های مختلف فیلم «قصه‌ها» از جمله دختری که خودفروشی می‌کند تا مردی که به دنبال بیمه خودش است و از مشکلات امنیتی و بوروکراتیک می‌نالد، می‌افزاید: بنی‌اعتماد در این فیلم در قالبی پانورامایی داستان شخصیت‌هایی از طبقه متوسط و ضعیف را نشان داده و در ارائه تصویری منتقدانه و سیاه از جامعه ایرانی موفق شده و خطوط قرمز سینمای ایران را رد کرده است!


نگاهی به تازه‌ترین فیلم حمید نعمت‌الله
نقد خودآرایی با آرایش غلیظ!
سعید رضایی

«حمید نعمت‌الله» یکی از فیلمسازهای صاحب سبک سینما و تلویزیون است. او در همه آثارش به تلفیقی از مسائل فرهنگی و اجتماعی با ارزش‌های اخلاقی و مذهبی مستتر در زندگی روزمره انسان‌ها می‌پردازد. این کارگردان در ادامه آثار پیشینش در «آرایش غلیظ» هم یک ملودرام اجتماعی و اخلاقی را خلق کرده است. «آرایش غلیظ» یک فیلم جوانانه با موضوع انحطاط و سقوط اخلاقی است، اما این مضمون به هیچ‌وجه در سطح و در شعار روایت نمی‌شود، بلکه تمهید کارگردان در پرداختن به مضمون مدنظرش، نمادگرایی و فضاسازی است. با این حال، فیلم به نقض غرض‌ها و ضعف در داستان‌گویی دچار شده است.
نعمت‌الله پس از فیلم «بوتیک» که همچنان بهترین کار اوست، وارد یک وادی نمادگرایانه و کم‌پیرنگ شده که شروعش در «بی‌پولی» بود و بعد هم در «وضعیت سفید» به یک نمونه تلویزیونی رسید و حالا هم در «آرایش غلیظ» به شدت آرایش شده و غلظت پیده کرده است. اینکه چرا این کارگردان کم‌کم از قصه‌گویی گرم و دوست‌داشتنی و آن فضاسازی‌های فوق‌العاده تأثیرگذار فاصله گرفت و به نمادگرایی روی آورد و به «آرایش غلیظ» رسید جای تأمل و بحث دارد.
پیش از بحث پیرامون این مسئله باید گفت، «آرایش غلیظ» به مضامین مهمی می‌پردازد. این فیلم را می‌توان نقد مدرنیته در جامعه امروز ایران دانست، مدرنیته‌ای که تنها در ظواهر خلاصه می‌شود و حاصلی جز پسرفت اخلاقی و فرهنگی ندارد. جولان در فیس‌بوک، مصرف‌گرایی افسارگسیخته، آتش‌بازی در شب چهارشنبه‌سوری، اعتیاد، مهاجرت، خودآرایی و تبرج جاهلانه و... از محورهای محتوایی این فیلم است.
اما همه اینها در بسته سینمایی مناسبی فراوری نشده‌اند. ساختار طراحی‌شده برای فیلم، تناسب چندانی با محتوای آن ندارد. این فیلم درست مانند فردی می‌ماند که به‌طور افراطی خودآرایی کرده و درحال انتقاد از آرایش و تبرج است!
نعمت‌الله در همه آثارش، چه فیلم‌های سینمایی و چه سریال موفقش یعنی «وضعیت سفید» یک نکته را به خوبی به رخ کشیده و به مخاطب عرضه کرده و آن هم اینکه؛ خیلی خوب بلد است خلاقیت بدیع و آفرینش جدی و تأثیرگذار بصری فراهم آورد. در فیلم «آرایش غلیظ» کاملاً مشخص است که او به دنبال این بوده تا عناصری را چه به جهت داستانی، چه به لحاظ نوع روایت و چه از نظر اجرا به نوعی انتخاب کند و در کنار هم بچیند تا آن گرمای متوقع و جاه‌طلبی مورد انتظار از کارهایش که در بیننده‌های علاقه‌مند به سینمای نعمت‌الله ته‌نشین شده، را پدید آورده و پاسخ قابل قبولی بگیرد.
اینکه انگار همه چیز بیش از اندازه تکنیکی شده و کارگردان، خیلی خوب بلد است از فضاسازی سود ببرد و یا نمادگرایی کند و در این میان شاید خیلی هم مهم نباشد و به کسی برنخورد اگر پیرنگ قصد ایراد داشته باشد یا روایت داستان گرم و گیرا نباشد.
به نظر می‌رسد، نعمت‌الله برای پرداختن به مضامین ارزشمند و بازنمایی نگاه هوشمندانه خود به فرهنگ و جامعه، باید به سبک اصلی و اصیل خودش که در فیلم «بوتیک» تجلی پیدا کرد، بازگردد.


خبرها

خانواده شهدای «کارور»:
آبروی ما را خرج کارگردان حامی فتنه نکنید!

در پی تقدیم عکس‌های شهیدان محمدرضا و مرتضی کارور از سوی سعید صادقی عکاس دوران جنگ تحمیلی به رخشان بنی‌اعتماد کارگردان حامی فتنه، خانواده شهیدان «کارور» به سوءاستفاده از نام فرزندان شهید خود اعتراض کردند. این خانواده در نامه سرگشاده‌ای خطاب به سعید صادقی نوشتند: از یک رزمنده هشت سال دفاع مقدس بعید بود جاده‌صاف‌کن کسی شود که هنرش پایمال کردن ارزش‌های دفاع مقدس است. به هر تقدیر فراموش نکنید سه پسر خانواده‌ کارور، نوجوانی و جوانی خود را صرف مبارزه با فتنه‌ها و فتنه‌گرانی کردند که جان و نوامیس و عقاید پاک ملت شریف ایران و ولایت را نشانه رفته بودند.

کارگردان «فرشتگان قصاب» فیلمی درباره شهدای هسته‌ای می‌سازد

کارگردان فیلم «فرشتگان قصاب»، فیلم «سورن» را با مضمون ترور دانشمندان هسته‌ای ایران جلوی دوربین خواهد برد. سهیل سلیمی که پیش از این فیلم «فرشتگان قصاب» را با موضوع قاچاق اعضای بدن انسان به دست صهیونیست‌ها تولید کرده و هدف توجه جشنواره‌های انقلابی و مستقل داخل و خارج از کشور قرار گرفته بود، قصد دارد فیلم ترور دانشمندان هسته‌ای را بسازد. این فیلم «سورن» نام دارد و هم‌اکنون در مرحله بازنویسی فیلمنامه است.

تدارک ویژه برای اکران فیلم ضدایرانی «گلاب»

کارگردان فیلم ضد ایرانی «گلاب» برنامه‌های ویژه‌ای را در آستانه اکران این فیلم سینمایی در نظر گرفته است، این در حالی است که انتقادات زیادی از سوی منتقدان سینمایی به فیلم «گلاب» شده است. به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر، استفان گالبرت، مجری برنامه کمدی «سنترال» در پرسش و پاسخ با جان استوارت که به صورت زنده از شبکه‌های تلویزیونی پخش می‌شود، با او درباره فیلم «گلاب» صحبت می‌کند. این برنامه قرار است به صورت همزمان و در ساعت ۷:۳۰ شب در 300 سالن سینما پخش شود. به دنبال این برنامه که در تاریخ 13 نوامبر برگزار می‌شود، از روز بعد اکران عمومی فیلم شروع می‌شود. «گلاب» بر مبنای دستگیری مازیار بهاری، جاسوس انگلیسی ساخته شده است. این فیلم اولین بار در جشنواره فیلم «تلوراید» به نمایش درآمد و بعد راهی جشنواره «تورنتو» شد. این فیلم برخلاف سعی منتقدان برای نگه داشتن احترام استوارت، با اقبالی مواجه نشد و انتقادات زیادی به آن وارد شد.


روی خط

چرا مطالبات ایثارگران پرداخت نمی‌شود؟!
...09106060/ چرا مسئولان وضعیت استخدام بسیجیان تمام‌وقت را با داشتن چندین سال سابقه کار و فعالیت در سپاه مشخص نمی‌کنند؟
صبح صادق: ان‌شاء‌الله پیگیر پاسخ مسئولان نیروی انسانی سپاه هستیم.
...09109584/ فداي صداقت اون بي‌سوادي كه ازش پرسيدن عشق چند حرفه؟ گفت: چهارحرف، همه بهش خنديدند، اما زيرلب مي‌گفت: مگه «حسين» چند حرفه؟!
...09116052/ حاج قاسم خدا نگهدار تو، ای مختار و ياور ولي زمان.
...09121099/ شماره تلفن و نمابر هفته‌نامه صبح صادق قطع می‌باشد، چرا؟
صبح صادق: به دلیل جابه‌جایی دفتر هفته‌نامه شماره‌های سابق قطع است، لذا با شماره‌های جدید هفته‌نامه تماس بگیرید: ۶و33222195 ـ 33221997
...09121394 / لطفاً شماره تماسی را برای در میان گذاشتن و حل مشکلات برادران بازنشسته اعلام کنید.
...09123327/ با داشتن روزنامه‌هاي زنجيره‌اي، ديگر نياز به دشمن نداريم، چون همان كار و هدفي كه دشمنان دارند اين روزنامه‌ها انجام مي‌دهند. عجيب است كه مسئولان هم فقط نظاره‌گرند!/ وحيدي گرمسار
...09131414/ همه باید حواس‌مان باشد استکبار در ایران متفاوت از دیگر کشورها به اسلام ضربه می‌زند، چون نمی‌تواند به وسیله داعش عملیات انجام دهد، سعی می‌کند این ضربه، توسط عوامل دیگر باشد./ جانباز عباس کرمی از کرمان
...09131799/ متأسفانه امروز به مادیات بیشتر از معنویات اهمیت می‌دهیم، چرا ساده‌زیستی را فراموش کرده‌ایم؟! خودمان از خودمان حساب بکشیم./ اکبری از سیرجان
...09132421/ آقاى روحانى در سفرى که به مشهد داشتند، گفتند طلب ايثارگران در شهريور و يا نهايتاً در مهرماه پرداخت مي‌شود. لطفاً پيگيرى کنيد مشخص شود منظور شهريور و يا مهر کدام سال بوده است؟/ با تشکر امينى از کرمان
...09149766/ سلام بر تفكري كه حتي با تحريم آب، تن به سازش با دشمن نداد... الهي! چنان هدايتمان كن تا نه مثل مختار بعد واقعه، نه مثل حر در ميان واقعه، كه مثل عباس(ع) در تمام واقعه، در ركاب ولايت باشيم./ بسیجی امام خامنه‌ای از فیرورق
...09165578/ عشق يعني خالقي بنده‌نواز/ با گنه کاران اين دنيا بساز/ عشق يعني وصف پرواز ملک/ باکري نامي چو بهجت در نماز
صبح صادق: بر روح این عاشقان صلوات
...09171348/ ما چادر عزت از شما سر داريم/ از سر نشود تاج شرف برداريم/ سوگند به ارواح شهيدان به خدا/ ما حرمت لاله‌ها را نگه مي‌داريم/ تقديم به روح پاك و مطهر شهدا و عموي شهيدم./ مهسا جوكار از فسا
...09176623/ چرا کسی به فکر دانشجویان بیکار نیست؟! من فارغ‌التحصیل رشته زبان ادبیات عرب هستم.
...09183306 / خواهشمندم در مورد طلب و کارت ایثار کسانی که در دوران دفاع مقدس در جبهه‌ها حضور داشتند از مسئولان پیگیری نمایید.
...09186855/ مایلم به عراق اعزام شوم. باید به کجا مراجعه کنم؟
...09188415/ چرا عارضه شیمیایی روی پوست زمان جنگ تحمیلی درصد جانبازی ندارد؟
...09189287/ چرا پيام مرا چاپ نمي‌كنيد؟ من بازنشسته سپاه هستم و حاضرم جانم را فداي رهبر و انقلاب كنم.
...09350738/ مستندي در مورد شعارهايي كه مقابل دادگستري اصفهان عليه اسيدپاشي داده شد ساخته شود و در آن مشخص شود که این شعارها کاملاً سازماندهی شده بود و خط از بیرون مرزها داشت. مردم عادی یک لحظه‌ هم به ذهن‌شان خطور نمی‌کرد که این ماجرا را این گونه به امر به معروف و نهی از منکر ربط ‌دهند.
...09382130/ از شما می‌خواهم قسمتی از این هفته‌نامه را به خاطرات و حماسه‌های دوران دفاع مقدس اختصاص یابد.
صبح صادق: با توجه به کمبود فضا در هفته‌نامه فعلاً امکان این امر مقدور نیست.
...09383814/ لطفاً پیگیر مسائل و دغدغه‌های بسیجیان ویژه باشید.
...09387581/ هشدار! قیمت مواد پتروشیمی مرتب افزایش یافته، ولی قیمت نفت گاهی کم هم می‌شود. دشمن برای منافعش قیمت کالای پتروشیمی را کاهش نمی‌دهد، پس شما هم از خام‌فروشی خارج شوید.
...09391345/ تنها آرزوی فرزند یک پاسدار بازنشسته، دفاع از میهن در کنار سردار قاسم سلیمانی است.


حسن ختام

می‌خواهم تو را از دل صدا بزنم
سلام بر مهدی!
سلام بر امام خوبی‌ها...
آقای من!
می‌دانم این روزها اشک از چشم‌های زیبای‌تان جاری است
من هم این روزها دلم هوای حسین دارد...
السلام علیک یا اباعبدالله‌الحسین(ع)
محرم صفای خوبی دارد...
در این حوالی هوای ما را هم داشته باش
دلم سنگین شده
دلیلش را خودت می‌دانی
خودم مقصر هستم
من تو را قلباً نمی‌خواستم
فقط در زبان تو را صدا می‌زدم
ولی اکنون می‌خواهم تو را از دل صدا بزنم
بلند فریاد بزنم
یا مهدی... یا مهدی...
دست‌های من
به امید نوازش پلک‌هایت با من همراهند!
و پاهایم
نمی‌دانم مرا به کجا می‌برند
شب‌هنگام در جست‌وجوی تو
دلم را میان ظلمت و سیاهی غیبت می‌کشانند!
بندبند وجودم به انتظارت نشسته است...
کاش بیایی و مرا از این التهاب رهایی بخشی
کاش بیایی ای بهترین بهانه، ای مهدی جان...