بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

مطهری، حصر، ولایت‌فقیه، قانون
حدود پنج سال از زمان فتنه ۸۸ گذشته است. طی این دوره به ویژه در دو سه سال اول به‌تدریج حقایقی آشکار گشت که موجب اصلاح دیدگاه کسانی شد که تبلیغات و هیاهوهای دشمن آنها را فریب داده بود؛ به غیر از این گروه که آخرین بخش از آگاه شدگان از فتنه محسوب می‌شدند، تعداد اندکی باقی ماندند که هنوز فتنه زده فکر می‌کنند. این عده اندک دو دسته کوچک را شامل می‌شوند؛ کسانی که همچنان در جهل به سر می‌برند و لجاجت جاهلانه دارند و کسانی که عناد دارند و از سر عناد لجاجت می‌ورزند. تحرکات گاه‌به‌گاه هر دو دسته همچنان آب به آسیاب دشمن می‌ریزد و در تغذیه آنها سهم دارد. دراین میان افرادی نیز پیدا می‌شوند که وانمود می‌کنند حق‌مدارانه، قانون‌مدارانه، شرع‌مدارانه، اخلاق‌‌مدارانه و... پیگیر این موضوع هستند و چون به گمان خود حصر برخی از سران فتنه را مغایر معیارهای ارزشی ذکر شده می‌دانند، آن را برنمی‌تابند و به انحای مختلف می‌کوشند تا از آنها رفع حصر کنند. یکی از افراد شاخص این گروه علی مطهری است که در آخرین تلاشش در نامه به رئیس‌جمهور رفع حصر برخی از سران فتنه را خواستار شده است، وی در فرازی از نامه‌اش به رئیس‌جمهور آورده است: «مسئله حصر خانگی آقایان حجت‌الاسلام کروبی و مهندس میرحسین موسوی، سه سال و هشت ماه است که برخلاف اصول متعدد قانون اساسی بدون حکم قضایی و اینکه آنها اجازه دفاع از خود داشته باشند ادامه دارد. ممکن است حکم اولیه شورای عالی امنیت ملی مبنی بر حصر خانگی این دو که در شرایط اضطراری صادر شده، برای مدت موقت ـ مثلاً یک ماه ـ و تا زمان بازگشت شرایط عادی به جامعه قابل پذیرش باشد، اما ادامه آن بدون حکم قضایی وجاهت قانونی، شرعی و اخلاقی ندارد و خلاف فصل سوم قانون اساسی است...» علی مطهری در خلال این نامه برای تشریح، تحکیم و تثبیت دیدگاهش به مواردی از قانون اساسی استناد کرده است. در پاسخ به ادعای وی که به روشنی در فراز فوق آمده به دو نکته اساسی بسنده می‌شود:
۱ـ بنا به انتشار برخی رسانه‌ها چندی پیش(اواخر خرداد تا اوایل تیرماه) علی مطهری به همراه چند تن دیگر برای امری خدمت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) رسیدند و وی خارج از موضوع جلسه، بحث حصر را مطرح کرد. علی مطهری در مصاحبه با خبر آنلاین درباره این موضوع چنین گفت: «چند نفر صحبت کردند و مقام رهبری در ارتباط با صحبت آنها مطالبی گفتند. من هم درخواست وقت کردم و دو مطلب گفتم، یک مطلب فرهنگی و دیگر درباره مسئله حصر خانگی. گفتم از نظر من و بسیاری از افراد، ادامه حصر خانگی آقایان موسوی و کروبی به‌نفع کشور و انقلاب نیست و ضرورتی ندارد. ایشان فرمودند: «من قبلاً درباره بصیرت صحبت کرده‌ام و این که نباید راه شهدا و انقلاب را گم کنیم. جرم اینها بزرگ است و اگر امام(ره) بودند شدیدتر برخورد می‌کردند. اگر اینها محاکمه شوند حکم‌شان خیلی سنگین خواهد بود و قطعاً شما راضی نخواهید بود. ما اکنون به اینها ملاطفت کرده‌ایم.» در نقل فوق درخواست و پاسخ کاملاً روشن است. پاسخ داده شده با سایر پاسخ‌ها یک تفاوت اساسی دارد که ظاهراً آقای مطهری به آن توجه نداشته و یا توجه داشته اما به سبب باوری خاص از شنیدن آن قانع نشده است. تفاوت مذکور این است که این پاسخ را ولی‌فقیه داده است و در خلال آن این عبارت را به کار برده‌اند:
«جرم اینها بزرگ است.» اگر با این یادآوری آقای مطهری متنبه شد فبها، در غیر این صورت که به نظر می‌رسد باید به باور خاص وی پاسخ داد، به کانون اندیشه حضرت امام(ره) درباره حکومت و ولایت اشاره می‌شود که معتقدند: «اگر اختیارات حکومت در چارچوب احکام فرعیه الهیه است، باید عرض حکومت الهیه و ولایت مطلقه مفوضه به نبی اسلامی(صلی‌الله علیه و آله وسلم) یک پدیده بی‌معنا و محتوا باشد... حکومت که شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول‌الله(صلی‌الله علیه و آله وسلم) است، یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج است. حاکم می‌تواند مسجد یا منزلی را که در مسیر خیابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند. حاکم می‌تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند... حکومت می‌تواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته است، در موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، یک‌جانبه لغو کند و می‌تواند هر امری را، چه عبادی و غیر عبادی است که جریان آن مخالف مصالح اسلام است مادامی که چنین است جلوگیری کند... این از اختیارات حکومت است و بالاتر از آن هم مسائلی است که مزاحمت نمی‌کنم...» قاعدتاً آقای مطهری برای ولی‌فقیه شأن قضاوت قائل است و نظر حقوقی ایشان را متکی بر ادله حقوقی و شرعی می‌داند که اگر چنین باشد همان عبارت پیشین: «جرم اینها بزرگ است.» برای تمکین در برابر حصر کفایت می‌کند؛ چراکه امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) با در نظر گرفتن تمامی مقدماتی که منجر به بیان عبارت «جرم اینها بزرگ است» این عبارت را بیان داشته‌اند.
۲ـ ظاهراً دغدغه قانونی علی مطهری بسیار زیاد است که در نامه خود چندین بار به قانون اساسی استناد کرده است و شاید از همین بابت هم است که حکم اولیه شورای عالی امنیت ملی را درباره حصر برخی از سران فتنه پذیرفته و فقط درباره زمان و شرایط نظر دیگری دارد. اصل یکصدوهفتادوشش همان قانون اساسی که برخی از موادش ادله و استنادات مطهری را شکل داده، مشخصاً مربوط به «شورای عالی امنیت ملی» است که در بخشی از آن آمده است: «به‌منظور تأمین منافع ملی و پاسداری از انقلاب اسلامی و تمامیت ارضی و حاکمیت ملی، «شورای عالی امنیت ملی» به ریاست رئیس‌جمهور با وظایف زیر تشکیل می‌گردد:
۱ـ تعیین سیاست‌های دفاعی ـ امنیتی کشور در محدوده سیاست‌های کلی تعیین شده از طرف مقام رهبری.
۲ـ هماهنگ کردن فعالیت‌های سیاسی، اطلاعاتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در ارتباط با تدابیر کلی دفاعی ـ امنیتی.
۳ـ بهره‌گیری از امکانات مادی و معنوی کشور برای مقابله با تهدیدهای داخلی و خارجی.
اعضای شورا عبارتند از: روسای قوای سه‌گانه. رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح، مسئول امور برنامه و بودجه، دو نماینده به انتخاب مقام رهبری، وزرای امور خارجه، کشور، اطلاعات، حسب مورد وزیر مربوط و عالی‌ترین مقام ارتش و سپاه...»
محتوای این اصل ماهیت امنیتی بودن این شورا را نشان می‌دهد. امنیت در اینجا در معنای کلان آن یعنی «امنیت ملی» به کار رفته است به این معنا که کلیه مباحث مطرح شده در این شورا در سطح امنیت ملی است و مسائل امنیتی در این سطح الزاماً باید در این شورا مطرح و درباره آن تصمیم‌گیری شود. به عبارتی نظر این شورا درباره موضوعاتی که به آن ارجاع می‌شود بر نظرهایی که مراکز تخصصی آن موضوعات درباره آنها دارند ارجح است و این شأنی است که قانون اساسی به این شورا داده است؛ بنابراین تا زمانی که مسئله حصر برخی از سران فتنه در ذیل موضوعات شورای عالی امنیت ملی قرار دارد، نظر این شورا بر آن حاکم است و این عین قانون است. توضیح بیشتر بر نافذ بودن نظر این شورا اینکه ممکن است رئیس قوه قضائیه در جایگاه حقوقی ریاست این قوه درباره پرونده‌ای نظری داشته باشد؛ اما زمانی که به عنوان عضوی از اعضای شورای عالی امنیت ملی بخواهد درباره همان پرونده نظر دهد، نظر متفاوتی بدهد که قطعاً عجیب نیست و با لحاظ کردن جایگاه و وظیفه شورای امنیت ملی نظر جدید می‌دهد؛ با این وصف حکم جاری درباره حصر برخی از سران فتنه کاملاً قانونی و همانی است که شورای عالی امنیت ملی اعلام کرده و نظر مقام معظم رهبری نیز بر همان دلالت دارد.
در پایان ذکر این نکته نیز ضروری است که خوب است آقای مطهری که در تلاش برای رفع حصر برخی از سران فتنه بسیار کوشا است و گویا متعهد شده برای مجاب کردن نظام به رفع حصر آنها هر از چندی با روشی آن را طرح کند، اندکی هم به دین خود به نظام توجه داشته باشد و از اینکه رفتار سران فتنه چه بر سر نظام آورده و چگونه دشمنان ناامید و واداده را علیه نظام دلیر کرد سخن بگوید. آقای مطهری همیشه از ورود به این بخش پرهیز داشته با اینکه شواهد و ادله آن بسیار بیشتر از نیاز برای اثبات رفتار فتنه‌گرایانه فتنه‌گران است، علت این پرهیز هم این است که اگر یک بار به این موضوع ورود پیدا کند، به سبب عمق فاجعه‌آمیزی که برش آشکار می‌شود و باید آشکار کند، دیگر نمی‌تواند در حمایت از فتنه‌گران سخن بگوید.
رضا گرمابدری


معاون هماهنگ‌كننده نمايندگي ولي‌فقيه در سپاه در همايش مسئولان فرهنگي و تبليغات
شجاعت و خطرپذيري از شاخص‌هاي يك مدير جهادي است

دهمين همايش سراسری مسئولان فرهنگي و تبليغات سپاه با شركت بيش از60 نفر از مسئولان و مدیران فرهنگي و تبليغات به مدت دو روز در مشهد مقدس برگزار شد. در این همایش مسئولان فرهنگی رده‌های مختلف به بیان دیدگاه‌ها و مشکلات پرداختند و مسئولان و صاحب‌نظران فرهنگی هم سخنرانی کردند. آنچه در ادامه می‌آید گزارش خبری از این همایش است.

* عزم ملي و مديريت جهادي تنها یک شعار نیست
سردار محمدحسين سپهر در این همایش گفت: دغدغه اصلي مقام معظم رهبري از سال‌ها پيش تاكنون مسئله فرهنگي بوده است و بارها نيز در سخنراني‌ها و محافل مختلف اين دغدغه را مطرح فرموده‌اند، اما برخي از مسئولان كه متولي امر فرهنگ در اين كشورند، هنوز هم به معضلات فرهنگي و آسيب‌هاي فرهنگي باور ندارند.
معاون هماهنگ‌كننده نمايندگي ولي‌فقيه در سپاه خاطرنشان كرد: عزم ملي و مديريت جهادي كه در شعار سال مطرح شده، تنها يك شعار نيست، بلكه بايد به آن به عنوان يك راهبرد اساسي در برنامه‌هاي فرهنگي و تبليغات نگاه شود.
سردار سپهر اظهار داشت: همانطور كه مقام معظم رهبري فرمودند، عزم ملي و مديريت جهادي درحقيقت هويت، حيثيت و سرنوشت ملت ماست و دراين صورت است كه هرگز در برابر دشمنان تحقير نخواهيم شد.
وی گفت: چاره‌انديشي، شجاعت، خطرپذيري از جمله شاخص‌هاي يك مدير جهادي و موفق است كه بايد در همه مسئولان و مديران نظام تقويت شود.
وي تأكيد كرد: علم و هنر يك مدير جهادي اين است كه بتواند امكانات معنوي و مادي را به خوبي بسيج كند و از ظرفيت‌هاي موجود به بهترين شكل ممكن استفاده برد و مسئولان فرهنگي و تبليغات نيز بايد اين منش را در مديريت خود لحاظ کنند.
سردار سپهر به برخي ديگر از ويژگي‌هاي مديرجهادي اشاره كرد و گفت: يك مدير جهادي با كمبود امكانات و اعتبارات متوقف نمي‌شود، بلكه با سخت‌كوشي و خلاقيت راه را براي پيشبرد اهداف سازمان هموار مي‌كند.

*ضرورت بیان نقش تبلیغات در دفاع مقدس برای جوانان
سردار محمدعلی آسودي، معاون فرهنگي و تبليغات سپاه با اشاره به نقش تبليغات در دوران دفاع مقدس گفت: تبليغات در دوران هشت ساله دفاع مقدس به عنوان يك محرك واقعي و روحيه‌بخش براي رزمندگان اسلام بود.
وي افزود: تبليغات در دفاع مقدس از جايگاه بسيار ارزشمندي برخوردار بود و امروز نيز در سپاه نقش بي‌بديلي ايفا مي‌كند.
وی اظهار داشت: ثبت و ضبط اقدامات تبليغاتي در دوران دفاع مقدس به عنوان گنجينه‌اي ارزشمند براي نسل‌هاي آينده كمك مي‌كند تا آنان با مراجعه به اين منبع عظيم و ارزشمند بتوانند در ابعاد مختلف فرهنگي و تبليغاتي مطالعه و تحقيق كنند.
سردار آسودي در بخش ديگري از سخنان خود به توليد چهار مستند تلويزيوني با موضوع نقش تبليغات در دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: براي اينكه نقش تبليغات بيش از گذشته براي عموم مردم به ويژه جوانان بازگو شود، چهار مستند فاخر تلويزيوني توليد شده كه دو مستند از رسانه ملي پخش شده و دو مستند بعدي نيز در آينده نزديك پخش خواهد شد.
معاون فرهنگي و تبليغات سپاه در ادامه خاطرنشان كرد: هر آن چيزي كه در جنگ و دوران دفاع مقدس تبلور يافته بود، به دلیل اقدامات تبليغي و فرهنگي‌اي بود كه در مناطق مختلف عملياتي انجام مي‌شد و اين مهم، ارزش و جايگاه تبليغات را در دوران دفاع مقدس به خوبي روشن مي‌سازد.
وي در ادامه با استماع نظرات و پيشنهادهای مسئولان فرهنگي و تبليغات رده‌هاي سپاه تأكيد كرد: مسئولان فرهنگي و تبليغات بايد با روحيه جهادي در جهت تحقق فرامين مقام معظم رهبري گام بردارند و اين رسالت خطير و ارزشمندي است كه بر عهده آنان است.
گفتني است در اين همايش هر يك از مسئولان ادارات و مراكز معاونت فرهنگي و تبليغات سپاه نيز برنامه‌هاي خود را بیان كردند و در پايان همايش نيز از 9 رده برتر در عملكرد اشراف سال 92 تجليل شد.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

سومین پیروزی راهبردی نزدیک است
صحنه کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا (خاورمیانه) شاهد تحولات سنگین و بنیادین است. شکل‌گیری ائتلاف نمایشی ضد داعش و صف‌آرایی‌های جدید در منطقه، از شکست و ناکامی جبهه غربی، عبری، عربی و ترکی بحران‌آفرین در منطقه طی چهار سال اخیر با شروع بحران در سوریه حکایت می‌کند. هدف راهبردی و مشترک تمامی کشورهای عضو این جبهه با محوریت دولت ایالات متحده، جلوگیری از رقم خوردن سومین پیروزی راهبردی برای انقلاب اسلامی و ایران است. ملت رشید، مومن و انقلابی ما با انقلاب اسلامی موفق شد نظام مردم‌سالاری دینی را در کشور راهبردی و با موقعیت فوق‌العاده ایران مستقر کند. انقلاب اسلامی با پرچمداری حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری، طی ۳۶ سال گذشته به برکت دستاوردهای گوناگون و شگفت‌‌انگیز در داخل ایران، موفق به کسب دو پیروزی راهبردی در مقیاس بین‌المللی شده است. تمامی منازعات یک دهه اخیر در منطقه راهبردی غرب آسیا که از پی حوادث یازده سپتامبر با لشکرکشی به افغانستان تحت‌عنوان مبارزه با تروریسم آغاز شده و اکنون در قالب ائتلاف ضدداعش ادامه پیدا کرده، جلوگیری از دستیابی ایران به پیروزی راهبردی سوم است پیروزی‌های اول و دوم عبارت است از:
۱ ـ فروریختن نظام دوقطبی؛ انقلاب اسلامی در فضای نظام دوقطبی حاکم برجهان، با شعار نفی هر دو قطب قدرت (شعار نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی) به پیروزی رسید. ماهیت انقلاب اسلامی و شعارهای برخاسته از این ماهیت، هر دو قطب قدرت را در برابر ملت ایران در یک جبهه واحد قرار داد و قدرت‌های غربی و شرقی به‌ویژه در دوران جنگ تحمیلی در کنار صدام از هیچ کوششی برای شکست انقلاب اسلامی و فروپاشی جمهوری اسلامی فروگذار نکردند، اما در نهایت این انقلاب و جمهوری اسلامی بود که علاوه بر پیروزی در جنگ تحمیلی و رقم زدن دوران دفاع مقدس، موفق شد با متزلزل ساختن پایه‌های نظری سوسیالیسم و اندیشه‌های الحادی آن، فروریختن بلوک شرق و شوروی سابق و پایان دادن به نظام دوقطبی حاکم بر جهان را سرعت بخشد. بنابراین فرو ریختن نظام دو قطبی، اولین پیروزی انقلاب اسلامی پس از پیروز شدن در ایران در مقیاس جهانی است. این پیروزی راهبردی پیامدها و آثار بسیار فراوان داشت که طرح آن در این مقال نمی‌گنجد.
۲ ـ شکست نظام نوین آمریکایی؛ پس از فروپاشی بلوک شرق و پایان یافتن دوران نظام دو قطبی، آمریکایی‌ها با تصور رسیدن به یک پیروزی راهبردی با این تحول، با طرح نظم‌نوین آمریکایی‌، رویای پیروزی بزرگ‌تر، یعنی شکل‌دهی به یک نظام تک‌قطبی سلسله مراتبی با رهبری دولت ایالات متحده آمریکا را در سرپروراندند. در حالی که بسیاری از قدرت‌های شرقی و غربی جهان پذیرش رهبری حاکم را به‌عنوان یک واقعیت غیرقابل‌انکار پذیرفته‌ بودند، این بار نیز جمهوری اسلامی و جریان انقلاب اسلامی در برابر این زیاده‌خواهی آمریکایی‌ها تمام‌قد ایستاد. امروز تمامی کارشناسان و صاحب‌نظران بر دو نکته کلیدی تأکید دارند:
الف‌ـ نظم نوین آمریکایی فروریخته و جهان دوران گذار را طی می‌کند. اکنون این اتفاق‌نظر وجود دارد که آمریکایی‌ها با وجود تحمل هزینه‌های سنگین خصوصاً با لشکرکشی به منطقه راهبردی غرب آسیا و اشغال کشورهایی چون عراق و افغانستان، هرگز نتوانستند به آنچه تحت‌عنوان «نظم نوین جهانی» مطرح کرده بودند، برسند.
ب ـ جمهوری اسلامی نقش اصلی را در به شکست رساندن آمریکایی‌ها در تحقق نظم نوین موردنظرشان داشته است.
اکنون این اتفاق‌نظر وجود دارد که روند تحولات به‌گونه‌ای است که بلوک‌های قدرت در حال شکل‌گرفتن است و از مختصات نظام آینده جهان تحت‌عنوان «نظم جدید جهانی» شکل‌گیری قطب قدرت جهان اسلام با محوریت جمهوری اسلامی پس از چند صدسال خواهد بود. تمامی تلاش‌های آمریکا و متحدانش در منطقه راهبردی غرب آسیا به‌ویژه در کشورهای سوریه و عراق، جلوگیری از تحقق چنین نظمی در آینده جهان است. به طور قطع شکل گرفتن قطب قدرت جهان اسلام با محوریت جمهوری اسلامی، با توجه به مجموعه‌ای از دلایل، این قطب قدرت را به قطب قدرت برتر در عرصه بین‌الملل تبدیل خواهد کرد. از دستاوردهای چنین قطب قدرتی، شکل‌گیری تمدن نوین اسلامی و به حاشیه رفتن تمدن غرب خواهد بود. عمده‌نگرانی آمریکایی‌ها و ارزیابی‌ها به واقعیت پیوستن تمدن نوین اسلامی است. پی‌ریزی تمدن نوین اسلامی از آرمان‌های اصلی انقلاب اسلامی بوده و ملت ایران و جمهوری اسلامی برای تحقق این‌آرمان جدی است. دو روند بیداری اسلامی و جریان مقاومت در منطقه نوید این را می‌دهد که طرح‌های جبهه غربی، عبری، عربی و ترکی برای جلوگیری از رقم خوردن پیروزی سوم برای انقلاب اسلامی با شکست مواجه خواهد شد و ان‌شاء‌الله به‌زودی ملت ایران و تمامی مستضعفان جهان شاهد سومین پیروزی راهبردی برای انقلاب اسلامی خواهند بود. 


 

صفحه 2
سياسي

 

 

صلاح زواوی، سفیر فلسطین در ایران:
رهبر انقلاب دو پرچم «اسلام» و «فلسطین» را در جهان برافراشته است

پایگاه مقام معظم رهبری در مصاحبه‌ای با آقای صلاح زواوی، سفیر فلسطین در ایران دلایل پیروزی محور مقاومت در جنگ ۵۰ روزه را مورد بحث قرار داده که با هم می‌خوانیم.

* جنگ ۵۰ روزه‌ غزه، اگرچه از نظر مدت زمانی بیشتر از جنگ ۲۲ و ۸ روزه بود، اما به‌نظر می‌رسد دستاوردهای مهم‌تری از جنگ‌های پیشین داشت، از نظر جناب‌عالی این دستاوردها کدام است؟
در ابتدا واجب می‌دانم تا مراتب تشکر و قدردانی قلبی خودم را از جمهوری اسلامی ایران و رهبر عظیم‌الشأن آن، که دو پرچم فلسطین و اسلام را همچنان برافراشته نگه داشته است، داشته باشم. پیش از ایشان، امام خمینی (قدس‌سره‌الشریف) توانست با برافراشتن این دو پرچم به پیروزی نائل آید و ما بر همین اساس در کنار حضور مبارک‌شان ایستادیم و جانشین وی سیدعلی خامنه‌ای(دام‌ظله) نیز در همین مسیر گام بر می‌دارد. شخصاًً معتقدم که این شخص نعمتی الهی برای جمهوری اسلامی ایران است.
آیت‌الله خامنه‌ای پاسدار بیرق اسلام و ایران است و آرزوی امام راحل که برپایی نماز در مسجدالاقصی است، ان‌شاءالله به دست ایشان محقق خواهد شد. درباره‌ آنچه که درغزه و در کرانه‌ غربی رود اردن و در مناطق اشغالی ۱۹۴۸ و در اردوگاه‌های فلسطینیان در جریان است، بدون شک این تحولات نشان‌دهنده‌ آغاز شمارش معکوس برای نابودی رژیم صهیونیستی است... قضیه‌ فلسطین تنها به از دست دادن سرزمین و خاک خلاصه نمی‌شود، بلکه از دست دادن هویت اسلامی را نیز شامل می‌شود. فلسطین سرزمین مقدسات اسلامی و مسیحی است که به برکت اسلام حفظ و نگهبانی می‌شود. آنچه که در همه‌ نقاط فلسطین در جریان است، مقاومتی است که یکصد سال در جریان است و زمانی که تظاهراتی در کرانه‌ غربی رود اردن در حمایت از اهالی نوار غزه به راه می‌افتد، این امر نشان‌دهنده‌ پویایی این ملت و نشان‌دهنده‌ آن است که خون صدها هزار شهید به هدر نرفته است. در فلسطین نمی‌توان خانواده‌ای را یافت که در آن شهید نداده و اسیر و یا مجروح نداشته باشد.
این سرنوشت ملت ماست که از بین کشورهای عربی و اسلامی در خط مقدم آزادسازی قدس شریف قرار بگیرد و بشارت و مژده‌ بزرگ این است که اولین قدم را برای آزادی آنها آغاز کرده‌ایم. در جنگ اخیری که به اهالی باریکه‌ غزه تحمیل شد، ملت ما و مردان مقاومت از تمامی گروه‌ها که با وجود مشکلات و سختی‌ها بیشترین جانفشانی‌ها را داشتند، ما را سربلند کرده و تاکنون نزدیک به ۲۵۰۰ شهید و بیش از ۱۰ هزار و ۵۰۰ زخمی از تمامی گروه‌های مقاومت تقدیم شده است. همچنین نزدیک به ۴۰ مسجد به‌طور کامل ویران شده و ده‌ها مسجد دیگر نیز به‌طور جزئی آسیب دیده است.
علاوه بر آن تعداد زیادی از مراکز درمانی و آموزشی نیز هدف حملات صهیونیست‌ها قرار گرفته و تخریب شده‌اند. همچنین نیم میلیون نفر از هم‌وطنان ما آواره و تا کنون ۵۰ هزار منزل مسکونی ویران شده است. ولی با وجود چنین شرایطی، مردم ما آماده‌ ایثارگری‌های بیشتر در راه تداوم مقاومت در رویارویی با رژیم صهیونیستی هستند. بنابراین قضیه‌ فلسطین به گونه‌ای نیست که ظرف روزها و یا در زمان اندکی حل شود، ولی ایمان کامل دارم که فلسطین در نهایت از وجود صهیونیست‌ها پاک خواهد شد. پس از آغاز جنگ غزه، پیش‌بینی بنده این بود که این نبرد آغازی برای پایان رژیم صهیونیستی و همچنین مهاجرت وسیعی از یهودیان به خارج از سرزمین‌های اشغالی و به وطن اصلی‌شان خواهد بود. مستحضرید که تعداد یک میلیون نفر مهاجر از روسیه به فلسطین آمدند ولی ۶۰۰ هزار تن از آنها مسیحی بودند... حتی بعضی از آنها نه‌تنها مسیحی و یهودی نیستند، بلکه حتی اعتقادی به خداوند ندارند. پدرم در ۵۰ سال قبل روایتی را برایم تعریف کرد که از پیشینیانش شنیده بود. او می‌گفت که یهودیان از هر گوشه و کنار جهان به فلسطین می‌آیند، ولی بعدها چنان خونی به راه می‌افتد که دریای مدیترانه یکپارچه خون می‌شود و سرزمین میعاد در نهایت از وجود صهیونیست‌ها پاک خواهد شد. همان‌طور که گفتم به یاری خداوند آرزوی امام راحل به دست رهبر معظم کنونی جمهوری اسلامی ایران محقق خواهد شد، هرچند که بها و هزینه‌ آن سنگین است.

* در جریان جنگ ۵۰ روزه‌ غزه، مردم کرانه‌ باختری نیز در حمایت از مردم غزه به‌پاخاستند و در جریان اعتراضات آنها ۲۵ نفر نیز شهید شدند. به‌طور کلی نظر شما درباره‌ تحرکات مردم کرانه‌ باختری علیه دشمن صهیونیستی چیست؟
درباره‌ کرانه باختری رود اردن باید بگویم که بدون شک ملت ما در آنجا تحرکات قابل تحسینی داشتند و نزدیک به هزار اسیر از کرانه‌ غربی در زندان‌های رژیم صهیونیستی به سر می‌برند که ۳۳ تن از آنها نمایندگان پارلمان فلسطین هستند و افراد فراوانی در این راه شهید شده‌اند. اینها بهای زیادی برای آزادسازی فلسطین نیست، بلکه بهای فلسطین بیش از اینهاست و هزاران شهید و مجروح باید در این راه تقدیم شوند تا آن روز موعود فرا رسد. ان‌شاءالله.

* به نظر شما راهکار مسلح کردن کرانه‌ غربی می‌تواند چه تغییری در فضای مقاومت فلسطینی ایجاد کند؟
گزینه و راهکار ما از زمانی که مبارزه و رویارویی با رژیم صهیونیستی را آغاز کردیم تا هم‌اکنون تغییری نکرده است. جنبش‌ها در فلسطین به صورت متوالی اتفاق افتاده و انقلاب‌ها یکی پس از دیگری متولد شده‌اند که از آن جمله انقلاب سال ۱۹۶۵ بود که بنده یکی از رهبران آن بودم و از آن زمان تاکنون راهکار ما در خصوص مبارزه‌ مسلحانه تغییری نکرده است. اگر مبارزه‌ سیاسی و دیپلماتیک نیز در جریان است، هیچ تعارضی با مبارزه‌ مسلحانه نداشته و بایستی به موازات همدیگر باشند. مبارزه‌ مسلحانه، مقاومت و پایداری و قدرت را تثبیت می‌کند.
مبارزات سیاسی نیز شرح‌دهنده و مبارزه‌ رسانه‌ای نیز توضیح‌دهنده‌ آن است. در جنگ علیه غزه، ما تنها شاهد پیروزی مسلحانه نبودیم، بلکه مبارزات رسانه‌ای و سیاسی نیز در کنار آن قابل تحسین بود. فعالیت‌های مخفی و برنامه‌ریزی شده‌ای که در دوره‌ جنگ علیه غزه شاهد آن بودیم، تحسین‌برانگیز بود. دشمن از همه‌ مبارزات و توانمندی‌ها شوکه شده بود و اقدام به هدف قراردادن اهداف غیر نظامی از قبیل مساجد و منازل مشکونی کرد. چرا؟ چون در کار اطلاعاتی شکست خورده بود و اطلاعاتی را در اختیار نداشت. البته حزب‌الله لبنان پیش از ما، با عملیات منحصر به فرد و تونل‌های مخفی و دیگر اقدامات باعث غافلگیری دشمن شده بود.
سخن رهبر انقلاب اسلامی ایران درباره‌ مسلح کردن غزه، فرمایش قابل تقدیر و بزرگی است، اما باید ببینیم این امر چگونه قابل تحقق یافتن است. این پاسخ، جواب سفیر فلسطین به تنهایی نیست، بلکه پاسخ مقاومت و ملت فلسطین و تمامی یاران مسلمان و غیر مسلمان آن است. رهبر انقلاب اسلامی ایران از جایگاهی که دارند و به عنوان شخصی که دو پرچم انقلاب اسلامی و آرمان فلسطین را نه تنها در جهان اسلام بلکه در همه‌ جهان برافراشته است، سخن می‌گوید ولی مهم‌تر از آن محقق کردن این سخنان است.
به‌طور خلاصه باید بگویم که فرمایش رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران، نیاز به عملیاتی شدن دارد. ما آرزو داریم، تمامی سرزمین‌های فلسطین یکپارچه آتش و سوز و گداز برای صهیونیست‌ها و علیه آنها ملتهب شود، تا آخرین وجب از سرزمین فلسطین را از چنگ صهیونیست‌ها درآوریم. بنده معتقدم که شمارش معکوس برای زوال و نابودی این رژیم شروع شده است و آنها نیز از این مسئله اطلاع دارند. موضوع مسلح کردن کرانه‌ غربی مسئله‌ بسیار مهمی است که هر فلسطینی از جمله بنده مسئولیت آزادسازی وجب به وجب خاک فلسطین را بر گردن دارد. بنده «صلاح زواوی» تا این لحظه مبارزه‌ام به پایان نرسیده است و همچنان رزمنده‌ام و خواهم بود. این روند تا آزادی آخرین وجب از خاک فلسطین ادامه خواهد یافت. رژیم صهیونیستی یک رژیم متجاوز و یک غده‌ سرطانی است که دیر یا زود از بین می‌رود.


یادداشت
مهدی سعیدی

ملاحظاتي در باب اهميت همگرايي
در نگاه اول به جهان هستي و جوامع انساني، مشاهده‌گر با نوعي تکثر و تفرق در عالم مواجه خواهد شد. اختلاف در نظرات، تکثر در برداشت‌ها، تفاوت در سليقه‌ها، تضاد در منافع و ... جملگي عواملي هستند که موجب گوناگوني و تکثر و تفرق ميان آدميان شده‌اند. اين تفرق در زندگي سياسي آدمي نيز به عيان ديده مي‌شود و وجود گروه‌هاي سياسي مختلف با خط‌مشي‌هاي متفاوت حاصل اين وضعيت است.
اما از سوي ديگر، با وجود قدرت گفت‌وگو، تفاهم و تدبير و تعقل، آدمي اين توانایی را دارد که با تعريف اهداف و توجه به منافع مشترک در مسير همگرايي گام نهد و به سوي تجميع و وحدتي پيش رود که حاصل آن، هم‌افزايي و افزايش توانمندي براي فتح قله‌هاي بزرگ و يا غلبه بر رقيبان خواهد بود، اما همانطور که گفته شد، به ظاهر تفرق و تکثر، حالتي اوليه و بالفعل و همگرايي و وحدت، حالتي ثانويه و بالقوه دارد که جز با تعالي فهم آدمي حاصل نخواهد شد.
قصه وحدت و ائتلاف در اردوگاه جريان‌هاي سياسي کشور از جمله مجموعه اصولگرايان نيز با همين مقدمه قابل ورود و بررسي است. آفتي به نام «واگرايي» که از انتخابات مجلس هشتم و نهم بر اين اردوگاه افتاد و نتيجه نهايي خود را با ناکامي در انتخابات خرداد 92 به عينه نشان داد. به‌نظر مي‌رسد با توجه به تجربيات تلخ گذشته، زمان براي درس‌آموزي فرا رسيده است و با توجه به انتخابات مجلس دهم و خبرگان پنجم در اسفندماه سال آينده و حضور پررنگ و قدرتمند رقيب در صحنه سياسي کشور، زنگ خطر براي اصولگرايان به صدا درآمده باشد!
در همين راستا، فعاليت‌هاي چندماه گذشته حجت‌الاسلام سيدرضا تقوي، عضو شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز ظاهراً به مرحله ثمردهي نزديک مي‌شود و قرار است همايش وحدت اصولگرايان شنبه ۱۹ مهر با سخنراني آيت‌الله مصباح يزدي در تهران برگزار ‌شود. در اين نشست که با هدف ايجاد وحدت بيشتر بين اصولگرايان برگزار مي‌شود، ديگر شخصيت‌ها و چهره‌هاي اصولگرا نيز به سخنراني خواهند پرداخت. حجت‌الاسلام تقوي درباره جزئيات چگونگي اين همايش گفته است که ما از همه گروه‌هاي اصولگرا و ارزشي به صورت عمومي دعوت‌ کرده‌ و مي‌کنيم که در اين همايش شرکت و حمايت خود را از همگرايي اصولگرايان اعلام کنند و جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز حمايت خود را از برگزاري اين همايش اعلام‌ کرده‌اند.
در مورد اين اقدام بايد گفت که بدون شک برگزاري چنين نشست‌هايي زمينه‌هاي اختلاف و واگرايي را تا حد قابل‌توجهي خواهد زدود و زمينه را براي نشست‌هاي کارشناسي‌تر فراهم خواهد آورد. بخش عمده‌اي از واگرايي‌ها، محصول دوري و سوء‌تفاهمات است که قرابت و نزديکي و همچنين فتح باب گفت‌وگو و مصاحبت امکان رفع کدورت‌ها و اختلاف‌نظرها را فراهم خواهد آورد.
ملاحظه ديگر آنکه، شايد با نگاه اول در اصول و مباني فعاليت سياسي در بين گروه‌هايي که خود را اصولگرا مي‌خوانند اختلاف نظري نباشد، اما بدون شک، در ترتيب و اولويت‌بندي و مقدمه و موخره دانستن آن مقدمات و همچنين برداشت و استنباط از آن، اختلاف‌نظر وجود دارد که تنها راه براي رسيدن به فهم مشترک مبتني بر شرايط زمانه، گفت‌وگو و نشست‌هاي مشترک است.
ملاحظه ديگر آنکه؛ فهم صحيح از وضعيت سياسي که در آن قرار داريم و درک نيازهاي کنوني کشور و نظام اسلامي و همچنين انتظارات و مطالباتي که مردم و جامعه از جريان‌هاي سياسي فعال دارند، نيز ضرورت ديگري است که اصولگرايان بايد به آن بينديشند و برداشت‌هاي خود را از وضعيت کنوني تا حد ممکن به يکديگر نزديک کنند. داشتن برداشتي مشترک و واحد از وضعيت، شرط لازم و ضروري براي ورود به فعاليت مشترک سياسي است که بدون آن، امکان همگرايي حداقلي نيز گاه وجود نخواهد داشت. با لحاظ اين حداقل وضعيت در فهم شرايط پيش روي است که گام‌هاي بعدي حرکت در مسير ائتلاف و وحدت در اردوگاه اصولگرايان براي موفقيت در انتخابات پيش رو ميسر خواهد شد.
سخن آخر آنکه، هيچ همگرايي و ائتلافي بدون چشم‌پوشي از بخشي از منافع فردي و گروهي و جناحي حاصل نمي‌شود و آناني که به اين مهم توجه نداشته و در گفت‌وگوها به دنبال تحقق تمام خواسته‌هاي خود هستند، يا آنقدر تمامت‌خواهند که جز منافع خود را نمي‌بينند و يا آنکه با الفباي همگرايي و ائتلاف بيگانه‌اند. به هر حال براي دستيابي به منافع راهبردي، بايد از بخشي از منافع کوتاه‌مدت و دم‌دستي چشم پوشيد و به افق‌هاي بالاتر چشم دوخت.


نكته و نظر

اگر خدا به کسی عزت دهد...؟!
نکته: شهید محمدرضا شفیعی از جمله شهدایی است که در اسارت و در زیر شکنجه‌های دژخیمان بعثی به شهادت می‌رسد و پیکر وی، سال‌ها در کاظمین به خاک سپرده می‌شود و پس از تبادل اسرا و همچنین جنازه‌های دوطرف، جنازه این شهید عزیز نیز به ایران تحویل می‌شود؛ جنازه‌ای که سالم بود و گویا تازه به شهادت رسیده است. مادر این شهید بزرگوار می‌گوید: به ما گفتند که بعثی‌ها وقتی می‌بینند جنازه سالم است آن را به مدت سه ماه زیر نور شدید آفتاب قرار می‌دهند و چون می‌بینند هنوز سالم مانده روی آن آهک می‌ریزند و... ولی باز هم جنازه تغییر نمی‌کند و به‌ناچار پیکر سالم این شهید عزیز را به ایران تحویل می‌دهند...
نظر: خباثت بعثی‌ها در هتک‌حرمت شهدا چیز جدیدی نیست، اما دو نکته قابل تأمل در باره این شهید وجود دارد: اول اینکه؛ اگر اراده خدا به چیزی باشد همه دنیا نیز نمی‌توانند خلاف اراده الهی عمل کنند. دوم اینکه؛ مادر این شهید یکی از دلایل سالم ماندن پیکر این شهید بزرگوار را خواندن نماز شب‌های همیشگی و زیارت عاشورا و... می‌داند.
گاهی خوب است که به یاد شهدا سری به مزار این بهشتیان روی زمین بزنیم تا پست و مقام و مال دنیا ما را در خود غرق نکند! شادی روح شهدا صلوات


 

صفحه 3  
سياسي

 

 

اخبار

گفته‌های یک اسقف مسیحی در همایش غدیر
معارفه میهمانان پنجمین همایش بین‌المللی باران غدیر با حضور میهمانانی از لبنان، ترکیه، پاکستان، هندوستان و تاجیکستان و جمعی از متولیان فرهنگی ایرانی در مرکز فرهنگی سرچشمه برگزار شد.
«جرج سلیبا» اسقف اعظم سریانی‌های لبنان ضمن تشکر از برگزاری این مراسم گفت: امام موسی‌صدر، الگوی پیشتازی بود که به لبنان آمد و در شیعیان حرکت به وجود آورد. این شخصیت مسیحی گفت: زمانی که امام موسی‌صدر به لبنان آمد کارهایی انجام داد تا اتحاد میان طوایف بیشتر شود و با نگاه‌های فرهنگی توانست در دل همه جا باز کند. شما از اخبار شیعیان لبنان مطلعید پیام خون و عقیده میان تهران و لبنان در حال تبادل است. امروز شیعیان از طوایف مهم در لبنان به شمار می‌روند و مناصب مهم در لبنان را شیعیان در اختیار دارند. زمانی که امام موسی‌صدر به ریاست مجلس شیعیان انتخاب شد یکی از شیعیان جلو آمد و به یکی از اسقف‌های مسیحی گفت: به نام ما بود و به کام شما تمام شد، زیرا مسیحیان امام موسی‌صدر را دوست داشتند و کاریزمای شخصیت وی را پذیرفته بودند. امیدوارم تجربه لبنان در اتحاد میان طوایف به تمام جهان اسلام برسد، زیرا در کشورهای دیگر به آن شکلی که طوایف در لبنان جایگاه دارند فاقد جایگاه هستند البته ایران از این موضوع استثناست من به ایرانی‌ها حسادت می‌کنم، زیرا اقلیت‌های مذهبی در این کشور حقوق خود را دارند. در ادامه این مراسم دکتر احسان اکبر از کشور پاکستان هم گفت: پس از چندین سال است که ایرانی‌ها را می‌بینم پس در این جلسه دلم می‌خواهد بیشتر حرف بزنم. وی گفت: «غدیر یک خط جدی است که برای مسلمین کشیده شده و باید جدی گرفته شود. جمهوری اسلامی ایران نتیجه پایمردی شماست و عزت امروز شما نتیجه پایمردی و مقاومت شما در گذشته است و من در جهان کشوری این گونه سراغ ندارم. من در مورد انقلاب اسلامی مطالعه کرده‌ام و در همان دوره شاهنشاهی نیز علیه شاه ایران چیزهایی نوشته‌ام.» «فیض ‌احمدفیض» یک شاعر بزرگ پاکستانی است که می‌گوید: «انقلاب ایران از انقلاب فرانسه بزرگ‌تر است. ما افتخار می‌کنیم که برادران‌مان در ایران ایستاده‌اند و توجهی به تحریم‌ها ندارند. پاکستان کشوری است که به نام اسلام به وجود آمده، اما از اصل خود دور شده، ولی شما باید فرهنگ انقلاب و اسلام را برای خودتان حفظ کنید.»




ایران پیشروترین کشور منطقه در عرصه فضا
فناوری فضایی در حالی در ایران وارد بیست‌ودومین سال خود می‌شود که کشورمان به دانش ساخت ماهواره‌های کوچک و دانشجویی، ماهواره‌های سنجش از راه دور و نیز ماهواره‌برهای داخلی دست یافته است و ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های خوبی را برای رسیدن به هدفگذاری نهایی که همان اعزام انسان به فضا است در اختیار دارد.
بر اساس اعلام اتحادیه جهانی مخابرات، کشورمان در زمره پنج قدرت نوظهور فناوری فضا و جایگاه اول منطقه است و حتی پرسرعت‌ترین آنها در دستیابی به این دانش قرار گرفته است. در همین حال، بررسی‌ها از جایگاه ایران به عنوان هشتمین کشور دارای چرخه کامل فناوری فضایی حکایت دارد. اگرچه دستاوردهای فضایی کشور دستیابی به دانش علمی در حوزه فضا محسوب می‌شود، اما آنچه مسلم است یکی از ابعاد اصلی این موفقیت‌ها افزایش رفاه حال مردم است.
فعالیت‌های مرتبط با فضا به سه دلیل برای تصمیم‌گیران جذاب هستند؛ نخست آنکه این فعالیت‌ها امکان ارتباط با هر نقطه‌ای از زمین را فراهم می‌کند و دوم این‌که از این طریق می‌توان هر نقطه‌ای روی زمین را به دقت مشاهده کرد و در نهایت با استفاده از آن می‌توان موقعیت هر هدف ثابت یا متحرکی را روی سطح کره زمین مشخص کرد. به دلیل این خصوصیات، فضا می‌تواند در پنج حوزه کلیدی نقش مفیدی داشته باشد: محیط زیست، استفاده از منابع طبیعی، سهولت جابه‌جایی افراد و تولیدات، مقابله با بلایای طبیعی که سبب تهدید جامعه بشری می‌شوند و حرکت به سمت جامعه اطلاعاتی. فناوری فضایی با عوامل برشمرده آن، به‌عنوان پیشران تحولات راهبردی، در ابعاد اقتصادی، اجتماعی ـ فرهنگی، سیاسی، امنیتی و دفاعی، موجب دستیابی به قدرت در فضا‌های جغرافیایی (ژئوپلیتیک، ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک) شده است. گفتنی است یازدهم بهمن سال ۹۱ نخستین محموله زیستی حامل موجود زنده با موفقیت به فضا پرتاب شد و این موفقیت توانست ایران را در جمع ۱۵ کشور نخست دنیا در زمینه این موفقیت فضایی جای دهد. دومین موجود زنده نیز در مهرماه سال گذشته توسط دانشمندان فضایی کشورمان به فضا پرتاب شد و با موفقیت به زمین بازگشت که این را می‌توان گامی دیگر در راستای نزدیک شدن به پروژه اعزام انسان به فضا عنوان کرد. هم‌اکنون و پس از موفقیت در زمینه اعزام دومین کپسول زیستی به فضا، مسئولان سازمان فضایی کشور از برنامه‌ها برای اعزام سومین محموله زیستی حامل موجودی بزرگ‌تر از میمون و با کپسول زیستی مخروطی شکل خبر داده‌اند.




ایران از پنج ساعت پس از شروع بحران داعش به کمک عراق شتافت
امیر عبداللهیان، معاون وزیر خارجه در تشریح رصد اقدامات ایران نسبت به تحولات داعش در عراق گفت: هرچند داعش به عنوان یک جریان در مانیتورینگ ما بود، اما اتفاقی که در مورد این گروه افتاد حتی برای طراحان آنها نیز غیر قابل پیش‌بینی بود.
این گروهک تروریستی قرار بود به کمک دیگر گروه‌ها مانند فرقه نقش‌بندی بخشی از یک برنامه چندگانه باشد که در قدم اول با کشتار وارد شده و کنترل عراق را به دست بگیرد و پس از آن کار را به بعثی‌ها محول کند که در همان روزهای اول در میان آنها اختلاف شد و این برنامه‌ریزی به هم خورد. جریان خیانتی که در موصل توسط ارتش عراق شکل گرفت نیز برای هیچ‌کس قابل پیش‌بینی نبود. این ما بودیم که توانستیم کمر داعش را در عراق بشکنیم... ما از پنج ساعت پس از شروع بحران به وسیله کمک‌های مستشاری و اقدامات بین‌المللی به کمک عراق شتافتیم. معاون عربی و آفریقایی وزارت امور خارجه با تأکید بر عدم اطمینان نسبت به ایالات متحده گفت: با وجود اصرار از طرف آمریکا برای ورود ایران به دیگر موضوعات به غیر از موضوع هسته‌ای ما تأکید کردیم تا آمریکایی‌ها در موضوع هسته‌ای اعتماد ما را به دست نیاورند درخصوص دیگر مسائل گفت‌وگو نخواهیم کرد. ما هنوز نتوانسته‌ایم با گروه ۵+۱ و آمریکا به یک جمع‌بندی برسیم که پس از آن تیم مذاکره‌کننده ما حاضر به مذاکره درخصوص بقیه موارد باشد. آمریکایی‌ها اکنون به صورت آشکار و پنهان از ایران برای شرکت در ائتلاف ضد داعش دعوت می‌کنند. ما معتقدیم این روش در حال دور زدن ساختارهای بین‌المللی است و به کشورهایی مانند قطر و اردن یادآور شده‌ایم که اگر این اقدام نتیجه دهد فردا آمریکا همین کار را با شما نیز خواهد کرد. ایران معتقد به حل مسئله منطقه توسط اهل منطقه و در منطقه است و هیچگاه با آمریکا حتی در پشت پرده درباره این مسئله تبانی نخواهیم کرد. هرگونه خطای آمریکا در سوریه برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع یا ورود یک نیروی خارجی پیامدهای سخت و دشواری را در پی خواهد داشت. وی در پایان با اشاره به کمک ایران به ارتش لبنان گفت: ایران همچنان بر کمک خود به حزب‌الله ادامه خواهد داد.







تفاوت‌های مقاومت در آمرلی و فرار در کوبانی!

همزمانی تقریبی آزادسازی آمرلی توسط نیروهای مردمی عراقی با ماجرای محاصره کوبانی، یکی از درس‌آموزترین اتفاقات چند وقت اخیر است.
به گزارش جهان، دلایل حماسه آمرلی و فرار کوبانی را می‌توان در مطالب زیر خلاصه کرد: الف ـ شهر ترکمن و شیعه‌نشین آمرلی در حالی آزاد شد که این شهر کمتر از ۲۵ هزار نفر جمعیت داشت و نزدیک به هشتاد روز در محاصره مطلق به‌سر می‌برد. این در حالی است که شهر کردنشین کوبانی بیش از ۴۶۰ هزار نفر جمعیت دارد و از توان جمعیتی بسیار بیشتری از شهر آمرلی برخوردار است. ب ـ تکفیری‌ها تمام راه‌های ورود کمک‌های غذایی و درمانی، فراورده‌های نفتی و دیگر موارد مورد نیاز آمرلی و حتی برق و ‌آب آمرلی را قطع کرده بودند و ساکنان این شهر تنها به اتکای کمک‌های غذایی که از راه هوایی توسط ارتش عراق برای آنها ارسال می‌شد، توانستند زنده بمانند. با این حال در شهر آمرلی مردم دفاع بی‌سابقه‌ای را از خود بروز دادند و با تقدیم بیش از صدها شهید و مجروح، توانستند بیش از دو ماه مقاومت کنند تا آمرلی به دست داعش نیفتد به‌طوری‌که می‌توان گفت تمامی این شهر در حالت مبارزه با داعش قرار گرفت. اکثریت مردان آمرلی برای دفاع از شهر، سلاح به دست گرفته بودند، این در حالی بود که تنها ۴۰۰ نفر از آنها آموزش دیده بودند، با این حال آنها با حمایت نیروهای داوطلب شیعه، مقابل حملات خمپاره‌ای و تک‌تیراندازهای داعش ایستادگی کردند. در طول مدت محاصره هم داعشی‌ها با وعده پول‌‌های کلان تلاش کردند بزرگان شهر آمرلی را خریداری کنند، ولی با قاطعیت آنها به در بسته خوردند، اما در کوبانی بسیاری از مردم این شهر فرار کرده و به سمت مرزهای ترکیه رفته‌اند! اگرچه مقاومت‌های مردمی در این شهر شکل گرفته ولی با انسجام و مقاومت هسته‌های مردمی در آمرلی بسیار متفاوت است. بسیاری از تحلیل‌گران انتشار عکس‌هایی از کوبانی که زنان کُرد را در حال مسلح شدن نشان می‌دهد، اقدامی نمایشی و برای جلب ترحم و حمایت‌های بین‌المللی قلمداد کرده‌اند. این در حالی است که تاکنون جمعیت بسیاری از کردهای کوبانی به جای مقاومت و حفاظت از کوبانی، از این شهر فرار کرده‌اند.


خط خبر

این یک نفر برابری می‌کند با آن همه ائتلاف
کمک‌های مستشاری جمهوری اسلامی به مردم و ارتش عراق سبب شده است موفقیت‌های صحنه مقابله با داعش به نام ایران گره بخورد. «امیل حکیم» تحلیلگر عرب می‌گوید: سلیمانی از آن جهت موثر بوده که جنگجویی حرفه‌ای است که یکه و تنها در میدان نبرد حاضر می‌شود. این موضوع چهره تهران را به عنوان قدرتی که توانایی جلوگیری از پیشروی‌های داعش دارد، تقویت می‌کند؛ مسئله‌ای که ممکن است آمریکا در نهایت مجبور به اعتراف به آن شود. همچنین هفته‌نامه آلمانی اشپیگل نوشت: قاسم سلیمانی از آن دسته از فرماندهانی نیست که در خانه بنشیند و نیروهایش در خط مقدم نبرد باشند. وی فرمانده نیروهای سپاه قدس است که همان «یگان نیروهای ویژه» در عملیات برون‌مرزی سپاه پاسداران به شمار می‌رود.

تقدیر ویژه آستان مقدس اباالفضل‌العباس از مردم آمرلی

تولیت آستان مقدس حضرت اباالفضل‌العباس(ع)(عتبة المقدسة العباسیة) به دلیل مقاومت ۸۰ روزه مردم آمرلی در مقابل تکفیری‌ها که به واسطه شور حسینی ممکن شده است درصدد برآمده است از این شهر تقدیر ویژه‌ای به عمل آورد. عتبه العباسیه اعلام کرده است فعالیت‌هایی را با سه محور زیر انجام می‌دهد: ۱ـ-تشکیل گردان نظامی باعنوان «گردان آمرلی استوار» و تشکیل یک پادگان در این شهر به منظور آموزش نیروهای مردمی که تحت آموزش قرار گرفته و زیر تیپ نظامی العباس وابسته به عتبه المقدسه العباسیه دسته‌بندی خواهند شد. این اقدام برای جلوگیری از تکرار ماجرای محاصره آمرلی و کمک برای آزادسازی مابقی نقاط عراق صورت خواهد پذیرفت. ۲ـ بخش خدمات عمومی و فضای سبز عتبه مقدسه نیز متعهد شده است در خیابان‎ها و ورودی و خروجی این شهر اقدام به درختکاری کرده و نمای ظاهری شهر را از حالت یک شهر جنگ‌زده خارج کند. ۳ـ- این عتبه متعهد شده است تا به واسطه رایزنی با وزارتخانه‎های دولت عراق، پروژه بازسازی شهر آمرلی را در دستور کار قرار دهد. از سوی دیگر، با ترغیب صاحبان ثروت و متمولان عراقی برای کمک به بازسازی این شهر، کمپین بازسازی آمرلی را راه‎اندازی کند.

پوست خربزه آمارها

روزنامه ابتکار به ارزیابی آمارهای اعلامی از سوی دولت یازدهم پرداخته است. محمدعلی وکیلی در سرمقاله «پای دولت روی پوست خربزه آمارها» انتقاداتی را به نحوه اعلام این آمارها در افکار عمومی بیان کرد و نوشت: «آمارها تا در مشاهدات و سفره مردم خود را نشان ندهند، با هر منطق و هر پشتوانه علمي، محکوم به دروغ و غيرواقعي هستند. بنابراين ملاک آمار نقطه به نقطه يا سرانه و سالیانه نيست، بلکه با مقياس زندگي مردم عياربندي و راستي‌آزمايي مي‌شود. نمي‌توان با تکيه بر آمارها جامعه‌اي ساختگي و غيرواقعي، مرفه و پُردرآمد ساخت، ولي در متن واقعيت، وضع جامعه از نظر رشد اقتصادي و تورم در نقطه بحران باشد. جامعه آماري خوب با جامعه واقعي بد نشانه شکاف دولت ـ ملت است «.در همین حال مرکز آمار ایران در گزارشی اعلام کرد که نرخ بیکاری در فصل تابستان امسال به 5/9 درصد رسیده است که این نرخ باتوجه به دو رقمی بودن نرخ فصل بیکاری، در پنج سال گذشته کم سابقه بوده است. در تابستان 93 از میان مردان، 9/7 درصد و از میان زنان، 18 درصد بیکار بوده‌اند.

پیشنهاد پنهانی لابی‌های هسته‌ای

«گری سیمور» مشاور سابق اوباما در امور کنترل تسلیحات و خلع سلاح که اکنون مدیر اجرایی مرکز بلفر در دانشگاه هاروارد است، در اسفند 92 مرکز مطالعات راهبردی لندن گفته بود: «برخی از ایرانی‌هایی که من با آنها صحبت کرده‌ام و مدعی هستند از جانب حکومت ایران سخن می‌گویند، بی‌سر و صدا به من گفتند که آمریکا باید در حوزه مسائل هسته‌ای نرمش داشته باشد تا اینکه دست حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران تقویت شود و به پیروزی در عرصه سیاست خارجی دست پیدا کند و تحریم‌های اقتصادی ایران برداشته شود و او در موقعیتی قوی قرار داشته باشد تا بتواند تندروها را در انتخابات بزرگ پیش‌روی ایران یعنی انتخابات مجلس شکست بدهد و وقتی او در چنین موقعیتی قرار بگیرد، می‌تواند ایران را به سمت سیاست‌های معتدل‌تر، هم در عرصه داخلی و هم در عرصه سیاست خارجی هدایت کند.»

اگر ممنوع است شما چطور می‌گویید؟!

علی مطهری، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به رئیس‌جمهور خواسته است که موسوی و کروبی از حصر آزاد شوند. وی با مقایسه نظام اسلامی و رژیم جعلی صهیونیست که از پروژه هولوکاست بهره‌برداری نژادی می‌کند به مقایسه هولوکاست و فتنه پرداخته و نوشته است: «فتنه ۸۸ در ایران حکم هولوکاست در اروپا و آمریکا را پیدا کرده است که فقط یک سخن باید گفته شود و کسی حق تحلیل متفاوت و تحقیق درباره ریشه‌ها و عوامل گوناگون آن را ندارد، از این رو پیشنهاد می‌کنم که جناب‌عالی به عنوان رئیس‌جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی، در اجرای قانون اساسی به تنها راه باقی مانده یعنی آزادی سه محصور مورد نظر عمل نمایید.» اگر اظهار نظر درباره فتنه 88 در ایران مانند هولوکاست در آمریکا و اروپاست و کسی نمی‌تواند نظر متفاوتی درباره ریشه آن ارائه دهد، پس چگونه 18 روزنامه و چندین خبرگزاری و پایگاه‌های متعدد خبری سخنان شما را تکثیر کردند؟

تسهیلات دولت برای نابودی صنعت داخلی

«اسحاق جهانگیری» معاون اول رئیس‌جمهور گفت: باید دلایل اینکه مناطق آزاد به محلی برای واردات تبدیل شده را مشخص کنیم و سپس به رفع آن اقدام شود. این در حالی است که مناطق آزاد تجاری کشور از سوی دولت روزبه‌روز افزایش می‌یابند. اینکه دولت اطلاع دارد که مناطق آزاد وسیله‌ای برای واردات بیشتر شده‌اند و سپس اقدام به ایجاد و راه‌اندازی مناطق آزاد تجاری می‌کند، جای تعجب و افسوس دارد! واردات کالاهای خارجی سبب می‌شود که در سال اقتصاد مقاومتی صنایع و شرکت‌های داخلی به‌شدت آسیب ببینند. گفتنی است یورو استات اعلام کرد صادرات اتحادیه اروپا به ایران در هفتمین ماه سال جاری میلادی با رشد ۲۵ درصدی نسبت به مدت مشابه سال پیش به ۵۱۳ میلیون یورو رسید.

ساختمان‌هایی که مسکن نمی‌شوند

در حالی که بیش از 30 درصد از درآمد سرانه ملی در کشور ما صرف تأمین مسکن می‌شود و صنعت ساختمان 25 درصد از انرژی مصرفی کل صنعت را می‌بلعد، اما باوجود اهمیت این صنعت در کشور، عمر مفید ساختمان‌ها در ایران کمتر از 40 سال است، در حالی که این مقدار در کشورهای توسعه یافته به بیش از 100 سال می‌رسد که نشانگر هدررفت بالای سرمایه در صنعت ساختمان است. آمارها نشان می‌دهد که هرایرانی به طور متوسط حدود 10 درصد درآمد سالیانه خود را به علت پایین بودن کیفیت ساختمان از دست می‌دهد که این اتلاف سرمایه‌های ملی، زیان‌های زیادی را به اقتصاد و صنعت وارد می‌کند.

آمریکا باید اصرار بیشتری داشته باشد

«دانیل برامبورگ» مشاور ارشد موسسه صلح آمریکا در واشنگتن و یکی از مسئولان مرکز مطالعات دموکراسی و حاکمیت در دانشگاه «جرج تاون» آمریکا گفت: شکست در رسیدن به توافق جامع هسته‌ای می‌تواند در آینده به معضلی دامن‌گیر برای آمریکا تبدیل شود. اگر آمریکا می‌خواهد سیاست خارجی فعال‌تر ایران را بیشتر تقویت کند، باید برای رسیدن به توافق جامع هسته‌ای و وادار کردن کنگره به‌ حمایت از آن از هیچ اقدام و تلاش منطقی فروگذار نکند. گزینه دیگر اصرار بر وارد کردن شروط دشواری است که یقیناً به خروج ایران از روند مذاکرات می‌انجامد، در حالی که شرایط را برای تهران به منظور گسترش برنامه هسته‌ای بدون محدودیت مهیا می‌سازد. برامبورگ می‌گوید: تاریخ نشان داده تحریم‌ها رهبران ایران را وادار نمی‌کند تا تسلیم خواسته‌هایی شوند که با منافع ایران مغایر است.


 

صفحه 4
نگاه دوم

 

 

خزان اختلاف با بارش ائتلاف
حسین عبداللهی فر

با آغاز مهر، مهرورزی در گروه‌های سیاسی آغازیدن گرفت و در آستانه همایش ائتلاف گفتمانی اصولگرایان، همه از همگرایی و همدلی سخن می‌گویند. این فضا نشان می‌دهد که حرکت وحدت‌گرایانه اصولگرایان تأثیر زیادی بر آرایش سیاسی و انتخاباتی آینده دارد. دست به کار شدن رقبا برای ائتلاف و برخی حرکت‌های مشکوک و تفرقه‌افکنانه بیانگر این واقعیت است که اتحاد و همدلی گروه‌های دلسوز انقلاب اسلامی بدخواهانی دارد که چهره خود را به تدریج نشان می‌دهند.
«اصلاح‌طلبان فهرست واحد ارائه می‌دهند»؛ این جمله‌ای بود که روزنامه «اعتماد» در روز نخست هفته(۱۲/۷) به نقل از محمدرضا عارف تیتر کرد. به نوشته این روزنامه عارف ضمن تأکید بر ضرورت وحدت میان اصلاح‌طلبان، به اصولگراها هم توصیه کرد لیست واحدی در انتخابات ارائه کنند. وی همچنین از تعامل میان اصولگرایان و اصلاح‌طلبان سخن گفت و اعلام داشت: «اگر اصولگرایان نیز در مورد انتخابات مجلس دعوت کنند ما با آنها گفت‌وگو خواهیم کرد.»
«آرمان» در همین روز این سخنان عارف را نوعی ائتلاف با اصولگرایان خواند و زیر تیتر سوالی «عارف کلید ائتلاف با رقیب را زد؟» نوشت: «اوج اظهارات عارف به بخشی بر می‌گردد که او در پاسخ به سوال یکی دیگر از خبرنگاران درباره اینکه آیا در جلسات شورای مشورتی خاتمی برای انتخابات مجلس شرکت می‌کنید یا خیر؟ خاطرنشان کرد در این شورا عضو نیستم. بدین معنی که از ابتدا که این شورا تشکیل شد در هیچ جلسه‌ای شرکت نکردم، زیرا خودم دارای شورای مشورتی هستم. ما برای انتخابات مجلس بنا داریم از جبهه اصلاحات یک لیست بیرون آید. بنابراین باید مشورت کنیم. همچنین توصیه من به خواهران و برادران اصولگرا این است که در انتخابات حضور داشته باشند و آنها نیز یک لیست ارائه دهند. این هم نماد دیگری از علاقه عارف برای ائتلاف با اصولگرایان است.»
همین سخنان سبب شد تا این روزنامه در شماره بعدی خود دوشنبه (14/۷) صراحتاً ناخشنودی خود از همگرایی اصولگرایان را ابراز کرد و زیر تیتر «وحدت کاریکاتوری علیه اعتدالیون!» نوشت: «هر چه به موسم و موعد انتخابات مجلس دهم نزدیک می‌شویم. نحوه چینش، آرایش و صورت‌بندی اردوگاه‌های سیاسی نیز بیش از پیش به دغدغه نحله‌های مختلف تبدیل می‌شود، کلاف سردرگم اصولگرایی این روزها مدعیان بسیار و پرشماری دارد، آنانی که هیچ‌گاه طی یک دهه اخیر نتوانسته‌اند به وحدت رویه و انسجام تشکیلاتی راه یابند، اما طی چند صباح اخیر با پیروزی اصولگرایان در انتخابات هیئت رئیسه شورای شهر و بروز و ظهور طیفی تازه در میان اصلاح‌طلبان که اعتراضات و واکنش‌هایی را در اردوگاه رقیب در پی داشت، به زعم خود فرصت را مغتنم شمرده و امیدوارتر از قبل به سمت و سوی واقعیت‌بخشی به رویای همیشگی گام برداشتند.»
این در حالی است که «اعتماد» در همین روز طی گزارشی راه‌های نزدیک‌تر شدن اصلاح‌طلبان و اصولگرایان را بررسی کرد و زیر تیتر «تأسیس باشگاه گفت‌وگوی جناح‌ها» نوشت: «در باشگاه گفت‌وگو، کنشگران سیاسی می‌توانند بر سر موضوعات مورد اختلاف خود به طور مستقیم وارد گفت‌وشنود و نه گفت بی‌شنود شوند، بی‌تردید جامعه سیاسی امروز نیازمند آمیزش گفتمان‌ها و عبور مجادله‌های دردسرساز رادیکالی است.»
این روزنامه در همین حال دو تیتر خود را به احمدی‌نژاد اختصاص داد که یکی به اظهارنظر سخنگوی رسانه‌ای وی پیرامون زمینه‌سازی اجتماعی برای گفتمان احمدی‌نژاد مربوط می‌شد و دیگری که با مضمون «نام احمدی‌نژاد دیگر جذابیت ندارد» از قول باهنر نقل شده بود.
اما «شرق» در این روز، احمدی‌نژاد را به تیتر اول خود کشاند و نوشت: «هدایای دریافتی احمدی‌نژاد پیدا شد.»
این روزنامه یک روز بعد(۱۵/۷) هم همزمان با چند روزنامه دیگر، تیتر اول خود را به احمدی‌نژاد اختصاص داد که بهانه آن اظهارنظر سخنگوی قوه قضائیه پیرامون بازجویی از سه وزیر احمدی‌نژاد بود.
چهارشنبه(۱۶/۷) نیز احمدی‌نژاد تیتر بود، اما همراه با یک علامت سوال بزرگ. چنانچه «آرمان» ناباورانه خبر «دیدار احتمالی احمدی‌نژاد با خاتمی و ناطق» را همراه با یک علامت سوال تیتر کرد و در پاسخ آن نوشت: «در روزهای اخیر برخی نزدیکان احمدی‌نژاد به دیدار سیدمحمد خاتمی رفته‌اند تا زمینه دیدار احمدی‌نژاد و خاتمی را نیز فراهم کنند؛ اتفاقی که بعید است به سرانجام برسد. این اقدام عیناً درباره حجت‌الاسلام ناطق‌نوری نیز افتاده و این بار هم نزدیکان احمدی‌نژاد به در بسته خورده‌اند، اما تلاش‌های احمدی‌نژاد برای نزدیکی به اصلاح‌طلبان به همین جا ختم نشده است. آخرین مسئله جنجالی در دوره احمدی‌نژاد مسئله دانشگاه ایرانیان بود که در آخرین روزهایی که احمدی‌نژاد در پاستور بود مجوز آن صادر شد. حالا خبرها حاکی از این است که احمدی‌نژاد در گفت‌وگو با صادق خرازی رسماً به وی پیشنهاد داده که ریاست دانشگاه ایرانیان را بر عهده بگیرد.»
روند نزدیکی جناح‌ها و گروه‌های سیاسی پنج‌شنبه(۱۷/۷) با تیترهای اول چند روزنامه به اوج خود رسید. «مردم‌سالاری» به نقل از مدیر مسئول و دبیرکل حزبش، اجرای طرح امام «ائتلاف ملی اصلاح‌طلبان میهن» در انتخابات مجلس دهم را تیتر کرد.
«آفتاب یزد» هم روی تصاویری از هاشمی، خاتمی و ناطق نوری «استراتژی ائتلاف ملی در انتخابات مجلس» را با حروف درشتی برجسته کرد و نوشت: «اصلاح‌طلبان و اعتدالیون برای انتخابات مجلس از یک مثلث سخن می‌گویند؛ مثلثی که یک ضلع آن خاتمی به عنوان نماد اصلاح‌طلبی، ضلع دیگر آن ناطق نوری به عنوان نماد اصولگرایان معتدل و معقول و ضلع آخر آن هاشمی رفسنجانی به عنوان نماد اعتدال حضور دارند. البته تشکیل این مثلث تازگی ندارد و مدت‌هاست که تشکیل شده است. شاید نمود عینی مثلث فوق در ائتلاف حیرت‌انگیز سال 92 بود؛ جایی که اضلاع این مثلث فعال شدند و حسن روحانی به پاستور رسید.»
«رسالت» با اختصاص تیتر اول خود به همایش روز شنبه اصولگرایان، زیر تیتر درشت«آماده ائتلاف گفتمانی و وحدت راهبردی هستیم.» نوشت: «همگرایی و وحدت شعار اصلی اصولگرایان است.» 


مرورى بر يك رخداد
علی موحد

مروري بر گزارش ضد ايراني گزارشگر سازمان ملل
احمد شهيد متن‌هاي غربي را روخواني مي‌كند

احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران جديدترين گزارش خود را با ادعاي حقوق بشر در ايران منتشر كرد. اين گزارش در حالي انتشار يافته كه چند نكته مهم در صحنه بين‌الملل قابل توجه است. نخست آنكه، هنوز چند هفته‌اي از جنايات رژيم صهيونيستي عليه مردم غزه (جنگ 51 روزه) نمي‌گذرد و جهان خواستار مجازات رژيم صهيونيستي به جرم جنايتكار جنگي است، در حالي كه سازمان ملل اقدامي در اين‌باره صورت نداده و اراده‌اي براي تحقق مطالبه جهاني ندارد. دوم آنكه؛ جهان به دنبال مبارزه با داعش است، در حالي كه كشورهاي غربي در قالب ائتلاف آمريكايي تاكنون اقدامي در اين عرصه صورت نداده و حملات آنها نيز به كشتار مردم سوريه و عراق منجر شده، در حالي كه هيچ بازخواستي از كشورهاي غربي از طريق سازمان ملل صورت نمي‌گيرد.
در چنين اوضاع و احوالی، انتشار گزارش احمد شهيد عليه ايران به عنوان اولويت سازمان ملل امري ابهام‌برانگيز و توجيه‌ناپذير است و صرفاً يك استدلال براي آن قابل پذيرش است و آن، اقدام غرب براي اعمال فشار بر ايران در هفته‌هاي باقي‌مانده از دوره چهار ماه مذاکرات هسته‌اي ايران و گروه 1+5 است. غرب بسيار تلاش کرد در حاشيه نشست ساليانه سازمان ملل متحد در نيويورك خواسته‌هاي خود را به ايران تحميل کند و در اين چارچوب نيز فضاسازي‌هاي ضد ايراني گسترده‌اي صورت داد كه از آن جمله سخنراني اهانت‌آميز كامرون، نخست‌وزير انگليس در مجمع عمومي سازمان ملل بود. به اذعان جهانيان اين فشارها نتوانست ايران را از خطوط قرمز خود دور سازد. در همين حال، ايران همچنان بر اصل حمايت از سوريه و عراق در برابر دشمنان مقاومت تأكيد دارد كه نتيجه آن، ناكامي بحران‌سازي‌هاي آمريكا در منطقه است. با اين توصیف مي‌توان گفت مأموريت احمد شهيد ايجاد بهانه‌هاي جديد براي غرب در روند مذاكرات براي حاشيه‌سازي و پيشبرد اهداف هسته‌اي غرب است، در حالي كه اعمال فشار بر ايران براي دوري از مقاومت را نيز در دستور كار دارد.
با تمام اين تفاسير، گزارش مذكور از چند محور قابل تأمل است.
الف) مستندات سوال‌برانگيز: احمد شهيد در بند 5 با صراحت اعلام می‌کند که منبع تهیه گزارش مصاحبه با 118 نفر است که تنها 22 نفر آنها در داخل ایران بوده‌اند و بقیه نیز از دیگر کشورها اطلاعاتی به وی داده‌اند. اين امر خود نشانگر آن است كه گزارش احمد شهيد بر اساس فرضيات ذهني افرادي كه هيچ جايگاه حقوقي و مشروعيتي ندارند، تهيه شده است، چنانكه وي بارها اعلام داشته گزارش خود را بر اساس اطلاعات و اظهارات منافقان و بهائي‌ها نگارشته است. منابع این گزارش آنقدر نامعتبر است که در گزارش احمد شهید در بند 7 در مورد اعدام افراد زیر 18 سال اشاره شده است؛ «گمان می‌رود هشت نفر اعدام شده‌اند.»! اما این گمانه‌زنی مبنای موضع‌گیری علیه ایران و صدور شش بیانیه مطبوعاتی شده است. مجموع رفتارهاي احمد شهيد به صراحت غير قانوني و غير مستند بودن گزارش‌هايش را آشكار مي‌سازد كه حتي جا دارد عليه آنها از سوي ايران در مجامع جهاني، پيگيري حقوقي صورت گيرد.
ب) اساس حضور گزارشگر ويژه: نكته بسيار مهم آن است كه تعيين گزارشگر ويژه حقوق بشر در قبال ايران چه مبنا و اساس حقوقي و قانوني دارد. در حالی كه سازمان ملل براي رژيم صهيونيستي، آمريكا و انگليس به عنوان محورهاي جنايتكاران جهاني هيچ پرونده‌اي تشكيل نمي‌دهد و يا در مبارزه با تروريسم سازمان‌يافته از سوی كشورهاي غربي و عربي فعاليتي ندارد، تعيين چنين گزارشگري در امور ايران چه معنايي مي‌تواند داشته باشد، جز استمرار گرفتار بودن نهادهاي بين‌المللي در دستان غرب براي اعمال فشار بر كشورهاي مستقل؛ امري كه نمود آن را در رفتارهاي آژانس بين‌المللي انرژي اتمي در قبال حقوق هسته‌اي ملت ايران مي‌توان مشاهده كرد.
نكته قابل توجه در اين عرصه آنكه؛ بعضي منابع خبري اعلام كرده‌اند كه برخي مسئولان آمادگي ايران براي حضور گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل در ايران را مطرح كرده‌اند! كه جاي تأمل بسيار دارد. در حالی كه اصل ايجاد نماينده ويژه حقوق بشر در امور ايران زير سوال است و هيچ پايه و اساس قانوني براي آن وجود ندارد، حضور چنين افرادي در ايران هيچ مفهومي ندارد، چراكه وجود گزارشگر ويژه، غير قانوني و اهانت به ملت ايران است، چه رسد كه چنين افرادي بخواهند در ايران حضور داشته باشند.
چنانكه جمهوري اسلامي همواره تأكيد کرده، ايران كشوري مستقل است كه تحت قيموميت قوانين غربي قرار ندارد كه حال آنها بخواهند با ادعاي حقوق بشر، قوانين آن را تغيير داده و آن را بر مبناي غربي تدوين کنند. بر فرض محال، ايران هرگونه همكاري نيز با گزارشگر سازمان ملل داشته باشد، مسلماً غرب از طراحي ضد ايراني دست بر نخواهد داشت و بهانه جديدي براي اعمال فشار و دخالت در امور ايران ايجاد خواهد كرد، چنانكه اين امر را در روند مذاكرات هسته‌اي مي‌توان مشاهده كرد كه زماني مسئله موشك‌ها و زماني مسئله حقوق بشر و تروريسم را وارد مذاكرات ساختند تا شايد بتوانند از حربه بحران‌سازي براي اعمال فشار بر ايران استفاده کنند، چنانكه گزارش اخير احمد شهيد نيز به‌دنبال همين ديدگاه و بر اساس اطلاعات دست‌ساخته گروهك تروريستي منافقين و غرب تدوين شده و احمد شهيد صرفاً مسئوليت روخواني آن را داشته است!
 


ديپلماسى
فرامرز پارسا

تفاوت دو ديدگاه
غرب آسيا (خاورميانه) اصلي‌ترين كانون تحولات جهاني است، به‌گونه‌اي كه تأثيرات آن نه منطقه، بلكه سراسر جهان را در بر مي‌گيرد. ارزيابي تحولات منطقه در حوزه مبارزه با تروريسم و حمايت از كشورها در اين عرصه دو ديدگاه متفاوت را نشان مي‌دهد. ديدگاه‌هايي كه در قالب ديدگاه جمهوري اسلامي ايران و آمريكا قابل پردازش است.
هر چند آمريكايي‌ها تلاش دارند تا خود را محور مبارزه با داعش و حمايت از كشورهاي منطقه معرفي کنند، اما بررسي ريشه‌اي رفتارهاي ايران و آمريكا، حقيقت امر را آشكارتر مي‌سازد.
در حوزه مبارزه مستقيم با تروريسم به اذعان جهانيان، جمهوري اسلامي ايران به عنوان قرباني تروريسم، بيشترين مبارزه را با اين گروه‌ها داشته است كه نه‌تنها در مقابله با تهديدات تروريست‌ها عليه كشورمان، بلكه در حمايت از عراق در حملات اخير داعش به اين كشور قابل مشاهده است كه جهانيان نيز به آن اذعان كرده‌اند. در نقطه مقابل، آمريكا با تقسيم تروريسم به خوب و بد، آنهایی را كه در چارچوب منافع آن نبوده تروريست معرفي كرده و ساير گروه‌ها را مشروع دانسته است. جهانيان فراموش نكرده‌اند آمريكايي‌ها داعش را ايجاد و روانه منطقه كرده‌اند تا تأمين‌كننده منافع اين كشور باشد. بر اين اساس به صراحت مي‌توان گفت در حوزه مبارزه مستقيم با تروريسم اين ايران است كه مقدم است و در صف اول قرار دارد و آمريكا يا ژست مبارزه را براي فريب افكار عمومي مي‌گيرد و يا خود، ايجادكننده تروريسم است.
در حوزه ايجاد ائتلاف جهاني در مقابله با تروريسم، ايران تمام ظرفيت‌هاي منطقه‌اي را، با محوريت مبارزان واقعي با تروريست‌ها به كارگرفته است كه نمود آن نيز مبارزه سوريه، حزب‌الله لبنان و ساير گروه‌هاي مقاومت با گروه‌هاي تروريستي و البته مقابله با رژيم صهيونيستي به عنوان پدر تروريسم است.
جهانيان اذعان دارند كه ائتلاف مذكور بيشترين كاركرد را در مبارزه با تروريسم داشته و اگر جهان به‌دنبال مقابله واقعي با تروريسم است بايد به اين جمع بپيوندد. در نقطه مقابل، آمريكا ائتلافي موسوم به ائتلاف ضد داعش تشكيل داده كه بسياري از آنها در قالب گروه‌هاي معارض سوري، دست‌شان به خون مردم سوريه آغشته است و از سوي ديگر، كشورهايي در اين ائتلاف حضور دارند كه خود از محورهاي ايجاد و گسترش تروريسم در منطقه هستند. به اذعان «جو بايدن» معاون رئيس‌جمهور آمريكا، كشورهاي تركيه، امارات، عربستان و قطر بيشترين نقش را در تقويت داعش داشته‌اند؛ كشورهايي كه امروز در جمع ائتلاف آمريكايي نقش ايفا مي‌كنند و ادعاي تلاش براي برقراري امنيت در منطقه ‌دارند. البته اوضاع كشورهاي اروپايي عضو ائتلاف نيز بهتر از اين نيست، چنانكه اسناد نشان مي‌دهد؛ كشورهاي فرانسه و انگليس بيشترين نقش را در ايجاد داعش داشته‌اند. بر اين اساس، در اين حوزه نيز مي‌توان گفت آمريكا مردود شده و حرفي براي گفتن ندارد و حتي به جرم ايجاد تروريسم و حمايت از حاميان تروريسم بايد مجازات شود.
اما تفاوت مهم رفتاري ايران و آمريكا را در كمك‌هاي اين كشورها به كشورهاي منطقه مي‌توان مشاهده كرد. آمريكايي‌ها در حالي ادعاي حمايت و تسليح كشورهاي منطقه نظير؛ عراق و كشورهاي عربي حوزه خليج‌فارس و حتي لبنان را مطرح مي‌کنند كه در ازاي آن يا مبالغ گزافي را مي‌طلبند و يا اينكه مطالبات سياسي از این كشورها دارند. چنانكه شرط آنان براي حمايت از عراق، تشكيل دولت بر اساس منافع آمريكا بوده و در سوريه نيز تعيين نخست‌وزير به خواست واشنگتن مطرح شده است.
آمريكا رسماً به‌دنبال باج‌گيري از این كشورها به بهانه حمايت تسليحاتي از آنهاست كه نتيجه آن نيز عدم عملي شدن وعده تسليح ارتش عراق و لبنان است. حال آنكه جمهوري اسلامي بارها اعلام داشته، بدون هيچ چشمداشتي و صرفاً براي حمايت از ملت‌هاي منطقه و برقراري امنيت، حاضر به اعطاي كمك‌هاي نظامي گسترده به كشورهای مبارزه‌كننده با تروريسم است. رويكردي كه نمود عيني آن آمادگي ايران براي تأمين نيازهاي ارتش عراق و لبنان است كه به اذعان جهانيان، گرايش منطقه از جمله لبنان در برخورداري از توانايي‌هاي ايران، زمينه‌ساز پيروزي اين كشورها بر تروريسم خواهد بود، چراكه آمريكا نشان داده، صداقتي در تسليح كشورها ندارد و صرفاً به‌دنبال باج‌گيري است.


پرونده

 عزت‌مان را با چیزی معاوضه نمی‌کنیم
مسئول ارشد تیم مذاکره‌کننده پرونده هسته‌ای ایران گفت: امید داریم مسیر جدیدی در مذاکرات باز شود و در خصوص رفع تحریم‌ها و غنی‌سازی مسیر جدیدی را باز کنیم. سیدعباس عراقچی، عصر جمعه در حاشیه همایش روسای کل دادگستری‌های کشور در مشهد اظهار کرد: مذاکرات به مراحل حساسی رسیده، فرصتی که داشتیم سوم آذر بوده است؛ در نیویورک انتظار می‌رفت پیشرفت حاصل شود، اما این اتفاق نیفتاد و طرفین برای ادامه مذاکرات جدی هستند. وی افزود: عجله‌ای برای از سرگیری روابط و بازگشایی سفارت‌ها نداریم و همه دولت‌ها و کشورها باید بفهمند که با مردم ایران باید با زبان کرامت و احترام صحبت کنند؛ ما عزت خودمان را با هیچ چیزی معاوضه نمی‌کنیم و آن را فدای روابط و مصالح موقتی در مذاکرات نمی‌سازیم.
افزایش فشارها بر جان کری
خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس با انتشار مطلبی از افزایش فشارها بر جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا با نزدیک شدن به اولتیماتوم اواخر ماه نوامبر خبر داد. در این گزارش آمده است: با نزدیک شدن به اواخر نوامبر یک چشم جان کری به حریفش(ایران) است و چشم دیگر او متوجه تغییراتی است که در داخل آمریکا در راه است. بنا بر این گزارش، فشارها در آمریکا بر جان کری برای دستیابی به توافق هسته‌ای با ایران که اجازه ندهد به گمان این رسانه غربی، ایران به سلاح هسته‌ای دست یابد، افزایش یافته است.
95 درصد مسیر توافق هسته‌ای پیموده شده است
پروفسور «جیم والش» کارشناس مسائل امنیت بین‌الملل و پژوهشگر برنامه مطالعات امنیتی وابسته به موسسه علوم و تکنولوژی(ام‌آی‌تی) امکان رسیدن به توافق جامع هسته‌ای تا نوامبر را امکان‌پذیر دانست و از همه طرف‌های حاضر در مذاکرات خواست تا این فرصت نادر را غنیمت شمرده و موقعیت موجود را به وضعیت برد ـ برد تغییر دهند. وی افزود: امیدوارم که هر دو طرف بتوانند مشکلات را حل کنند. به نظر من همه طرف‌های حاضر در مذاکرات 95 درصد راه را پیموده‌اند و هم‌اکنون یک توافق خوب برای همه روی میز است.
توافق جامع هسته‌ای تا آذرماه غیر ممکن است؟
گری سیمور، از کارشناسان برجسته دانشگاه هاروارد، در گفت‌وگو با شورای روابط خارجی با اشاره به وجود اختلافات عمیق در مواضع ایران و آمریکا در موضوع هسته‌ای گفت: «اکنون بسیاری پیش‌بینی می‌کنند که تا پایان نوامبر به توافق جامع دست نخواهیم یافت. از طرف دیگر، ظهور داعش، دشمن مشترکی، دست‌کم از نظر تاکتیکی را پیش روی آمریکا و ایران قرار داده است و ممکن است انگیزه این دو کشور را برای پرهیز از رویارویی در مسئله هسته‌ای، حداقل تا زمانی که قصد دارند برای شکست داعش در عراق همکاری کنند، افزایش دهد.»


اقتصادى
سعید مهدوی

چالش اخذ کارمزد از دستگاه‌های کارت خوان
در حالی که نظام بانکی کشور گام‌های موثر و ارزشمندی را در مسیر «دولت الکترونیک» برداشته، به‌تازگی موضوع دریافت کارمزد از تراکنش‌های دستگاه‌های کارت‌خوان(POS) از سوی بانک مرکزی موجب نگرانی اصناف و عموم مردم در این زمینه شده است. بر اساس سیاست جدیدی که نظام بانکی کشور و در رأس آن، بانک مرکزی برنامه‌ریزی کرده، مقرر شده که از ابتدای آبان ماه امسال از پذیرنده‌های دستگاه‌های کارت‌خوان فروشگاهی در قبال هر تراکنش، کارمزدی به مبلغ 1200 ریال اخذ کند. این موضوع اعتراضات اصناف و بسیاری از مردم را به همراه داشت که همین امر هیئت وزیران را واداشت که این طرح را به تعویق بیندازد و به بانک مرکزی دستور دهد همه جوانب طرح گرفتن کارمزد از کارت‌خوان‌ها را بررسی کند و پیشنهادهای لازم درباره چگونگی و میزان اخذ کارمزد را به شورای پول و اعتبار منعکس و پس از تصویب آن در این شورا، اقدام کند. البته بانک مرکزی مدعی است قیمت تمام شده هر تراکنش حدود 200 تا 250 تومان است، که50 درصد آن را قرار است مردم بپردازند و مابقی را بانک‌ها پرداخت می‌کنند.
اوایل دهه 80 و زمان شروع استفاده از صنعت الکترونیک در کشور، کارمزد وجود داشت و فروشگاه‌ها بابت هر تراکنش، دو درصد کارمزد می‌پرداختند، اما سال 83 یکی از بانک‌ها برای رقابت، کارمزد خود را به یک درصد کاهش داد و همین سبب شد سایر بانک‌ها به‌ویژه بانک‌های بزرگ دولتی برای افزایش رقابت، کارمزد را حذف کنند تا اینکه بانک مرکزی در خردادماه سال جاری، کارمزد مانده‌گیری از دستگاه‌های خودپرداز و کارت‌خوان‌های فروشگاهی را که پیش از آن، تنها برای استفاده از بانک میزبان اعمال می‌شد، به تمام بانک‌ها حتی بانک صادر‌کننده کارت تعمیم داد.
اما موضوع دریافت کارمزد از تراکنش‌های خرید و فروش متفاوت است که در ادامه درباره برخی از تبعات و نقدهای وارده به این طرح چند نمونه ذکر می‌شود:
* بانک مرکزی باید تمهیدات ویژه‌تری در نظر بگیرد تا دستاوردهای بانکداری الکترونیک که طی سال‌ها تلاش و فرهنگ‌سازی به دست آمده، در مدت کوتاهی دچار خدشه و آسیب نشود و مردم بتوانند مبادلات اقتصادی خود را با کمترین هزینه و صرف وقت کمتر انجام دهند و نظام بانکی هم از این خدمات سود ببرد.
* سیستم‌های مالیاتی کشور نیاز مبرم به اطلاعات مالی شفاف، دقیق و مستند دارند که انجام خرید و فروش‌های الکترونیکی، بهترین و ارزان‌ترین منبع برای این مهم تلقی می‌شود.
* با اين كار مردم مجبورند بيشتر از دستگاه‌هاي خودپرداز استفاده ‌كنند که از یک سو كمبود دستگاه‌هاي خودپرداز در نظام بانكي عملاًً خود را نشان مي‌دهد و از سوی دیگر، گردش پول کاغذی در بسیاری جاها افزایش می‌یابد.
* در این طرح نرخ کارمزد برای همه تراکنش‌ها یکسان است. به همین دلیل، خرید‌های خرد با کارت اعتباری با چالش مواجه می‌شود.
* بدیهی است که در نهایت کارمزد اخذ شده، به خریداران تحمیل می‌شود و فروشندگان از این بابت متضرر نمی‌شوند.
تقريباً تمام بانك‌ها مايل هستند كه بابت كار با دستگاه‌های کارت‌خوان از مردم و فروشندگان هزينه‌اي دریافت نکنند تا از این طریق، منابع را به سود خود هدایت کنند. نمونه آن، بانك‌های ملي، كشاورزي و ملت و ... است که براي فرهنگ‌سازي نيز خرج مي‌كردند و در كنار آن، بهره نيز مي‌بردند و از آن محل، هزينه خريد دستگاه و برقراري شبكه را تحمل مي‌كردند. پس آیا بهتر نیست که تصمیم درباره مبلغ کارمزد را به خود بانک‌ها واگذار کنیم تا در یک فضای رقابتی آن را مشخص کنند و از سوی دیگر، مشتریان، شاهد خدمات نو، متنوع و مناسب‌تری از نظام بانکی باشند و همچنین به‌جای بازگشت به عقب در مسیر دولت الکترونیک، رشد و پویایی آن را نظاره‌گر باشیم؟!


نداى قدس

بازداشت 3 نظامی صهیونیست به اتهام انتشار اطلاعات محرمانه
به گزارش پایگاه خبری سما، پلیس نظامی رژیم صهیونیستی سه نظامی یکی از یگان‌های فوق سری خود را به اتهام ارتکاب تخلفات سایبری و انتشار اطلاعات محرمانه مربوط به ارتش این رژیم بازداشت کرد. پلیس نظامی این رژیم از مدت‌ها پیش این سه نظامی را زیر نظر داشته و در نهایت آنها را طی روزهای اخیر بازداشت کرده است. پیش از آن نیز ارتش رژیم صهیونیستی اعلام کرد که تعدادی از سربازان و غیر نظامیان را به دلیل آنکه شمار کشته‌ها و زخمی‌های جنگ غزه را از طریق پایگاه‌های اجتماعی افشا کرده بودند، بازداشت کرده است.
چالش‌های جدید گنبد آهنین برای رژیم صهیونیستی
به گزارش پایگاه خبری عرب 48، طبق گزارش‌های جدید، اولین دلیل شکست تجاری سامانه موسوم به گنبد آهنین ویژگی آن در مقابله با یک تهدید مشخص است و این مسئله برای ارتش‌های دیگر جذاب نیست. از سوی دیگر واقعیت‌های سیاسی مانع از فروش این سامانه در بازارهای هدف می‌شود، به گونه‌ای که کشورهای حاشیه خلیج‌فارس و دیگر کشورها برای در امان ماندن از حملات موشکی تمایلی به خرید سلاح‌های رژیم صهیونیستی ندارند. گفتنی است که سازمان گسترش سلاح‌های جنگی رژیم صهیونیستی «رافائل» میلیون‌ها دلار برای توسعه گنبد آهنین هزینه کرده است و به گفته رئیس این سازمان بدون فروش سامانه گنبد آهنین در بازارهای جهانی امکان توسعه آن وجود ندارد. در همین راستا آمریکا نیز برای توسعه سامانه گنبد آهنین بیش از یک میلیارد دلار به رژیم صهیونیستی کمک کرده، ولی با خرید آن برای استفاده در عراق و افغانستان مخالفت کرده است.
تصویب بزرگ‌ترین بودجه نظامی صهیونیست‌ها
رادیو رژیم صهیونیستی در پایگاه خبری خود گزارش داد: طرح بودجه اسرائیل[رژیم صهیونیستی] که بزرگ‌ترین بودجه از زمان جعل اسرائیل است از سوی همه وزرا به جز عامیر پرتس وزیر محیط زیست رژیم صهیونیستی مورد موافقت قرار گرفته است. رادیو رژیم صهیونیستی در گزارش خود تأکید کرد: بودجه نظامی‌گری این رژیم برای سال آینده بالغ بر 328 میلیارد شیکل (82میلیارد دلار) است که بزرگ‌ترین بودجه نظامی در تاریخ این رژیم اشغالگر است.
زرادخانه‌های رژیم صهیونیستی مملو از سلاح‌های کشتار جمعی است
«وین مدسن» روزنامه‌نگار و کارشناس برجسته امور امنیتی و بین‌المللی آمریکا در مصاحبه اختصاصی با خبرگزاری قدس گفت: اسرائیل عضو پیمان منع گسترش سلاح‌های اتمی نیست و آنها دست‌کم 200 تا 400 کلاهک هسته‌ای در اختیار دارند و باید بگویم که آنها نه‌تنها بمب‌های اتمی، بلکه بمب‌های هیدروژنی، فوزیونی و نوترونی دارند که برای کشتار انسان‌ها طراحی شده است.
500 فلسطینی در بازداشت موقت
موسسه حمایت از اسرا «ضمیر» داده‌های تازه‌ای را در مورد شمار اسرای فلسطینی در زندان‌های رژیم صهیونیستی تا اواخر ماه سپتامبر گذشته منتشر و اعلام کرد: داده‌های این مرکز حاکی از آن است که 500 فلسطینی از جمله 19 نماینده مجلس فلسطین بدون هیچ محاکمه یا تفهیم اتهامی در اسارت موقت به سر می‌برند و شمار بانوان اسیر نیز به 18 نفر رسیده و 29 نماینده مجلس فلسطین نیز هم‌اکنون در زندان‌های صهیونیستی اسیر هستند.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

ترکيه و روياهايی که سرانجامی جز شکست ندارند!
قاسم غفوری


همان‌طور که پيش‌بيني مي‌شد با برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري در ترکيه تغييرات چنداني در ساختار سياسي اين کشور ايجاد نشد، چنانکه اردوغان از سمت نخست‌وزيري به رياست‌جمهوري و اوغلو، وزير امور خارجه (معمار سياست‌هاي ترکيه) به سمت نخست‌وزيري دست يافتند.
مردم ترکيه براي گرفتار نشدن در سياست‌هاي جريان لائيک در حالي اجباراً به حزب عدالت و توسعه اعتماد کردند که سياست‌هاي دولتمردان آنکارا چندان در چارچوب مطالبات مردم قرار نگرفت و همچنان شاهد سياست‌هاي منطقه‌اي سوال‌برانگيز از آنان هستیم.
هنوز اقدامات تحريک‌آميز ترکيه در منطقه کردنشين عراق فراموش نشده بود که ترکيه بازي ديگري را عليه سوريه آغاز کرد. هر چند آنکارا در ابتدا اعلام کرد که عضو ائتلاف ضد داعش آمريکا نخواهد شد، اما در نهايت اردوغان تأکيد کرد در صورتي که اين ائتلاف به سرنگوني نظام سوريه منجر شود! اقدامات لازم را صورت خواهد داد. داوود اوغلو نيز بارها اعلام کرده است: «کسي حق ندارد ترکيه را به دليل مقابله با نظام سوريه سرزنش کند و آنکارا هر اقدامي را که براي منافع خود ضروري بداند، انجام مي‌دهد.» حال اين سوال مطرح است که چرا ترکيه با وجود سه سال‌ونيم شکست در سوريه، همچنان به اجراي اين طرح اصرار دارد، حال آنکه شواهد نشان مي‌دهد ترکيه توان چنداني براي تحقق اين طرح ندارد و احتمال شکست آن بسيار زياد است؟
برخي در پاسخ به اين پرسش بر اين عقيده‌اند که ترکيه با برجسته‌سازي اصل سرنگوني نظام سوريه به دنبال جلب رضايت گروه‌هاي معارض سوري و بعضاً تروريست‌ها براي ادامه بحران‌سازي در سوريه است تا زمينه‌ساز تحقق اهداف منطقه‌اي اين کشور باشد. به عبارتي، ترکيه با وعده سياسي يا همان واگذاري حکومت سوريه به اين جريان‌ها تلاش دارد تا همچنان آنها را به عنوان ابزار قدرت خويش حفظ کند و مانع از خروج آنان از ترکيه شود. اين رويکرد براي باج‌گيري ترکيه از منطقه و حتي جامعه جهاني قابل‌توجه است.
حال اين سوال مطرح مي‌شود که اين اهداف کدامند و ترکيه در نهايت به دنبال چيست؟
سابقه ترکيه در قبال سوريه نشان مي‌دهد که اين کشور در دهه 1939 ميلادي يعني زماني که سوريه تحت اشغال فرانسه بود، منطقه اسکندرون را از آن جدا و به خاک خود ضميمه کرده است. اکنون اين سناريو مطرح است که ترکيه با سرنگوني نظام سوريه به دنبال الحاق «ادلب» به خاک خود است. برخي گزارش‌ها حکايت از آن دارد که ترکيه از گروه‌هاي معارض سوريه براي تحقق اين امر در صورت رسيدن به قدرت تعهد گرفته است. به عبارتي، ترکيه نگاه پسا استعماري به سوريه دارد و با اين نگرش نيز خواستار عقبگرد از مواضع جنگ‌طلبانه‌اش نیست.
نکته ديگر را در رفتارهاي آنکارا در قبال علوي‌‌هاي داخل ترکيه مي‌توان جست‌وجو کرد. جمعيتي ميان 12 تا 20 ميليون علوي در ترکيه زندگي مي‌کنند که پيوندي قابل‌تأمل با نظام سوريه که نظامي علوي است، دارند. سران ترکيه همواره اين پيوند را تهديدي براي قدرت‌طلبي خود دانسته و به دنبال مقابله با آن بوده‌اند.
اکنون اين سناريو مطرح است که آنکارا با سرنگون‌سازي نظام سوريه تلاش دارد در نهايت، اين پيوند را گسسته، تا علوي‌هاي ترکيه را به پذيرش قدرت مطلق خود وادار سازد.
نکته ديگر آنکه، ترکيه با وجود اقدامات گسترده در ميان کشورهاي عربي براي معرفي خود به عنوان تکيه‌گاه جايگزين آمريکا، در نهايت نتوانست به اين امر نائل آيد، چنانکه کشورهاي عربي و آمريکا، اخوان‌المسلمين مصر به عنوان متحد اصلي سران ترکيه را حذف و براي مقابله با اخوان‌المسلمين کل منطقه گام برداشتند. اين شکست هر چند براي ترکيه هزينه‌هاي سنگيني داشت، اما آنکارا همچنان روياي رهبري جهان عرب را در سر دارد.
با توجه به اينکه اسناد و گزارش‌هاي منتشر شده از کنار آمدن غرب با استمرار رياست‌جمهوري اسد بر سوريه حکايت داشته، اين سناريو مطرح است که ترکيه با تأکيد بر سرنگوني نظام سوريه، سعي در جلب کشورهاي عربي براي برخورداري از منابع اقتصادي و سياسي آنان دارد.
رويکردي که مي‌توان گفت از سوي آمريکا نيز احساس شده است. انتقادات شديد جو بايدن، معاون رئيس‌جمهور آمريکا از سياست‌هاي اردوغان، نوعي واکنش به اين تحرکات است. آمريکا با اين رويکردها درباره رويکردهاي غرب به ترکيه به اين کشورها هشدار داده، در حالي که همزمان، ترکيه را نيز به اقدامات عملي در صورت استمرار چنين رفتارهايي تهديد مي‌‌کند. مي‌توان گفت که رقابتي ميان ترکيه و آمريکا براي جلب‌نظر اعراب در جريان است، هر چند که در ظاهر از اتحاد سخن بگویند.
حال اين سوال مطرح است که آيا ترکيه واقعاً توان تحقق اهدافش در سوريه را دارد يا بار ديگر با خطاي محاسباتي مواجه شده است؟ در ميان ده‌ها مولفه از جمله پيوند ارتش و مردم و نظام سوريه و عدم رها کردن سوريه از سوي مقاومت منطقه و روسيه به عنوان عوامل ناکامي ترکيه در سوريه، يک نکته مهم مطرح است و آن گرفتار بودن ترکيه ميان داعش و پ.ک.ک (کردهاي ترکيه) است. يكي از راهبردهاي سال‌هاي اخير اردوغان را مذاکره با پ.ک.ک تشکيل مي‌دهد که دستاوردهايي نيز داشته‌ است. حمايت‌هاي ترکيه از داعش به‌ويژه در منطقه (عين‌العرب يا همان کوباني) به عنوان مناطق کردنشين سوريه، اعتراضات شديد پ.ک.ک را در پي داشته، به گونه‌اي که اوجالان سرکرده پ.ک.ک درباره پيامدهاي آن به آنکارا هشدار داده و حتي پايان مذاکرات را نتيجه اين تحرکات عنوان داشته است.
اکنون ترکيه بر سر دو راهي قرار گرفته است؛ به گونه‌اي که اگر از داعش حمايت کند، پ.ک.ک در برابر آنکارا قرار مي‌گيرد که فاجعه‌اي دروني براي اين کشور است و اگر براي رضايت پ.ک.ک وارد سوريه شود، بايد با داعش مقابله کند که نتيجه آن، تحريک داعش و افشاگري‌هاي آن در باب نقش آنکارا در ترويج تروريسم در منطقه است که هر دو رويکرد، هزينه‌هاي سنگيني براي آنکارا به همراه دارد.
براين اساس است که مشاهده مي‌شود؛ سران آنکارا بازي دوجانبه‌اي را در قبال کردهاي سوريه اجرا مي‌کنند. چنانکه از يک سو سران برخي گروه‌هاي کرد سوريه را به آنکارا دعوت مي‌کنند تا به اراده خود را براي حمايت از کردهاي سوريه پ.ک.ک نشان دهند و از سوي ديگر، با خريد زمان، سعي در عدم ورود به عرصه نظامي در سوريه عليه داعش دارند تا رضايت داعش جلب شود.
به هر حال مي‌توان گفت که ترکيه، بار ديگر گرفتار بازي خودساخته‌اي شده که احتمال تکرار شکست‌هاي گسترده سه سال اخير براي آن دور از ذهن نیست، هر چند که در ظاهر، سعي دارد تا خود را پيروز عرصه منطقه از جمله سوريه نشان دهد.


اميد و بيم‌هاي آمريكا از بحران هنگ‌كنگ در چين
رضا اشرفي

حدود سه هفته است كه برخي از معترضان هنگ‌كنگي در خيابان‌ها دست به تظاهرات زده و مطالبات سياسي خود را به گوش دولتمردان پكن رسانده‌اند. برخي از تحليلگران معقتدند كه رشد اقتصادي چين به حدي رسيده است كه مطالبات سياسي در آن رو شود و طبقه متوسط جديد ايجاد شده به دنبال خواسته‌هاي سياسي باشد. اين مسئله تازه‌اي نيست، بلكه بيش از اين نيز در بسياري از تحليل‌ها عنوان مي‌شد كه رشد اقتصادي چين مي‌تواند تا مرز مشخصي پيش برود و پس از آن پكن نيازمند دموكراسي‌سازي است، در غير اين صورت با بحران مواجه خواهد شد.
آنچه كه امروز در هنگ‌كنگ به عنوان مركز اداري چين ديده مي‌شود كه البته به «تظاهرات چتر» شهرت يافته در همين مسير مورد توجه است. رسانه‌ها به اين دليل از اعتراضات چتر سخن به ميان مي‌آورند كه اكثر مردمي كه معترض بوده و خواهان انتخاب رهبر خود به شكل انتخابات داخلي و بدون معرفي و حمايت از پكن هستند، چتر در دست دارند. «نماد» در اعتراضات سال‌هاي اخير كه در آسياي مركزي، قفقاز و شرق اروپا با انقلابات مخملي رونمايي شد، بسيار معمول شده است و معترضان معمولاً از اين طريق به دنبال چسبندگي اجتماعي و سياسي، در حوزه‌هاي اعتراضي خود هستند. اين موضع به‌شدت از طريق رسانه‌هاي مجازي و اينترنتي مورد حمايت قرار مي‌گيرد.
اما آنچه كه نبايد فراموش شود به اين مسئله بازمي‌گردد كه طي سال‌هاي اخير مسئله انقلاب،‌ اعتراض و تظاهرات تبديل به رويه‌اي عادي در سطح نظام بين‌الملل شده است. اين موضوع نه تنها در شمال آفريقا و خاورميانه عربي نمايان شده است، بلكه با وجود بروز سومين دور بحران سرمايه‌داري،‌ غرب نيز كاملاً متأثر از آن است. اين موضوع را در غرب مي‌توان در اعتراضات 99 درصدي‌ها در برابر يك درصد ثروتمندان مشاهده كرد كه فعلاً سركوب موقت شده است. آخرين نمونه اعتراضات در آمريكا نيز به خشم مردم ايالت ميسوري باز‌مي‌گردد كه آمريكا تا مدت‌ها به دنبال اين بود تا مسائل پيش آمده در آن رسانه‌اي نشود، اما اين امكان وجود نداشت. در اروپا نيز اعتراضات به درخواست همه‌پرسی جدایی‌خواهان در اسپانيا و همچنين بحث همه‌پرسي اسكاتلند خود را نمايان ساخته است. بنابراين مشخص است كه اعتراضات خياباني و بازگشت به بحران‌هاي سياسي تنها متعلق به يك كشور و يك منطقه نيست. در واقع، جهان دچار سندرم بحران و اعتراض شده است.
در اين ميان مسئله اين است كه خواه ناخواه چين يكي از دشمن‌هاي اصلي آمريكا در سرزمين شرق است كه هژموني متصور شده آن را به شدت تهديد مي‌كند. چين در حال حاضر دومين اقتصاد بزرگ و توسعه‌يافته جهان را دارد و همانگونه كه آمارها و ارقام‌ها نشان می‌دهد تا 10 سال آينده مي‌تواند جاي آمريكا را در مقام اولي جهان بگيرد. برآوردهاي نهادهاي اطلاعاتي 16 گانه آمريكا نيز حكايت از همين مسئله دارند.
اين موضوع از دو جهت آمريكا را با مشكلات بزرگ و پيچيده‌اي روبه‌رو مي‌كند. ابتدا اينكه اگر چين طي چند سال آينده تبديل به قدرت اول جهان شود، بي‌شك قدرت سياسي و نظامي آمريكا را به شدت تحت‌تأثير قرار خواهد داد و رتبه اولي را در جهان از دست اين كشورخواهد گرفت. قدرت اقتصادي اين توان را به چين مي‌دهد كه با زمينه‌سازي اقتصادي، قدرت مانور سياسي آمريكا را در جهان محدود كند. با اين كار آمريكا در گام و مرحله دوم،‌ قدرت هژمونيك متصور خود در جهان را، رو به افول خواهد ديد. اين موضوع سبب مي‌شود تا آمريكا نيز همچون انگليس در نيمه دوم قرن بيستم، قدرت جهاني خود را گام به گام كاهش يافته ببيند و جايگاه جهاني خود را به كشور ديگري بدهد.
از اين منظر واشنگتن علاقه‌مند است كه حتي‌الامكان از قدرت‌يابي مضاعف چين در حوزه اقتصادي و سياسي جلوگيري كند. واشنگتن طي سال‌هاي گذشته گام‌هايي در اين مسير برداشته است كه بحران‌سازي عليه چين در حوزه شرق و جنوب شرق آسيا به‌خصوص در درياي زرد از جمله آنها است. تقابل‌هاي كنوني كه ژاپن،‌ فيليپين،‌ ويتنام و ... در اين مناطق با پكن ايجاد كرده‌اند از جمله تاكتيك‌هاي تأثيرگذار راهبرد بلندمدت آمريكا در حوزه آسياپاسيفيك هستند. واشنگتن حتي تلاش دارد از اعتراضات مردم سين‌كيانگ در شمال غربي چين كه متصل به آسياي مركزي و نزديك روسيه است استفاده كند. بنابراين مي‌توان انتظار داشت كه از اين ابزار در هنگ‌كنگ نيز بهره برده و به پياده‌سازي بحران اوكراين در اين عرصه استفاده‌هاي لازم را ببرد. مسئله‌اي كه چين به‌شدت نسبت به آن حساس است و اگر تاكتيك آمريكا در هنگ‌كنگ اجرايي شود، پكن مجبور به واكنش خواهد بود.
اگر چه آمريكا خواهان فشار آوردن به چين در زمينه اعتراضات هنگ‌كنگ و اوكرانيزه‌سازي اين بحران است، اما با اين وجود با دو مشكل اساسي روبه‌رو است. ابتدا اينكه اقتصاد چين به شدت با اقتصاد جهان و به‌خصوص غرب گره خورده است و تضعيف اقتصاد چين كه يكي از علايق آمريكا است مي‌تواند به ضرر اين كشور نيز باشد. بنابراين تحريم‌هاي احتمالي آمريكا عليه چين نمي‌تواند مانند همان تحريم‌هاي ضد روسي باشد. مسئله ديگر نيز اين است كه اگر آمريكا همزمان روسيه را در اوكراين و شرق اروپا و چين را در هنگ‌كنگ و شرق آسيا نشانه بگيرد از اين دو، متحدي غول‌آسا ايجاد مي‌كند كه آينده سياست را در نظام بين‌الملل تكان خواهد داد، از این رو سياست آمريكا بر ادامه بحران كنترل شده در هنگ‌كنگ استوار خواهد بود تا در لواي آن به امتيازاتي دست يابد.


از نگاه دیگران

رژيم صهيونيستي و سياست نااميد كردن فلسطيني‌ها
رژيم صهيونيستي جنگ طولاني‌مدتي را براي نااميد كردن فلسطيني‌ها و وادار ساختن آنان به پذيرش ناتواني در بازپس‌گيري حقوق خود آغاز كرده است. هدف اين جنگ که از بدو تأسيس اين رژيم در سال 1948 تاكنون ادامه دارد، محو كامل هر سازشي با فلسطيني‌هاست، زيرا محور انديشه صهيونيست‌ها را اين نكته تشكيل مي‌دهد كه هر توافقي با فلسطيني‌ها آغازي بر پايان آنهاست.
رژيم صهيونيستي كمي پس از جنگ سال 1948 براي اطمينان از پذيرش آن در سازمان ملل مجبور شد به صورتي بی‌شائبه قطعنامه‌هاي 181 و 194 مجمع عمومي در مورد تقسيم فلسطين و حق بازگشت را به رسميت بشناسد. در مذاكرات رو در رو شركت كند و يا با كميته آشتي بين‌المللي همكاري کند، اما پس از الحاق كرانه باختري به اردن و نوار غزه به مصر، از تعداد زيادي از پناهندگان فلسطيني آسوده‌خاطر شد، به ويژه اينكه اردن به آنها تابعيت داد و در اين دو كشور تحت قوانيني قرار گرفتند كه حاكميت و امنيت كشورهاي ياد شده را حفظ مي‌كرد. اما در دهه شصت به دليل نگراني از مطرح شدن دوباره قضيه پناهندگان در نشست‌هاي عربي و بين‌المللي، سلسله اقداماتي را آغاز كرد كه از جمله آنها تحميل دستور كاري ديگر غير از مسئله اصلي يعني فلسطين بر نشست‌هاي سران كشورهاي عربي بود که در تلاش براي بازپس‌گيري سينا و جولان و يافتن راهي براي سازش در كرانه باختري و نوار غزه نمود مي‌يافت.
اين رژيم به سرعت حاصل اين سياست را مشاهده كرد، به‌طوري‌كه در سال 1973 عرب‌ها و فلسطيني‌ها رسماً به چشم‌پوشي از هدف آزادسازي فلسطين و گزينه جنگ اعتراف كردند و درصدد راهي براي آزادسازي اراضي اشغالي سال 1967 و تشكيل كشور فلسطين در نوار غزه و كرانه باختري بر‌آمدند.
رهبري فلسطين تلاش كرد كه هر طور هست در مقدمه جريان باقي بماند و در مرزهاي لبنان و فلسطين حضور نظامي داشته باشد، اما صهيونيست‌ها با استفاده از اين مسئله اراضي لبنان را در سال 1982 اشغال كردند و تا بيروت پيش رفتند و رهبري فلسطين را از اين كشور اخراج كردند، به همين دليل هم فلسطيني‌ها راه سازش را انتخاب كردند و با پايان دادن به انتفاضه اول، سرانجام توافقنامه اسلو را در سال 1993 امضا كردند.
اما پذيرش اسلو از طرف صهيونيست‌ها يك تاكتيك موفق براي متوقف ساختن انتفاضه، دستيابي به شناسايي موجوديت رژيم صهيونيستي از طرف فلسطيني‌ها، اصلاح ميثاق ملي فلسطيني‌ها، صرف نظر كردن از حق بازگشت و سوق دادن فلسطيني‌ها به پذيرش خودگرداني در كرانه باختري و نوار غزه بود. كندي صهيونيست‌ها در انجام تعهدات و به ناكامي كشاندن توافق اسلو سبب بروز انتفاضه دوم فلسطيني‌ها و مقاومت بيشتر آنها شد و همين امر سبب شد كه صهيونيست‌ها جنگي را عليه تشكيلات خودگردان در نوار غزه و كرانه باختري آغاز کنند، اما هنگامي كه نتوانستند فلسطيني‌ها را به شروط خود راضي کنند در سال 2005 بدون هيچ توافقي با تشكيلات خودگردان از نوار غزه و برخي شهرهاي كرانه باختري عقب‌نشيني كردند تا اينگونه جلوه دهند كه از بيشتر مناطق كرانه باختري و نوار غزه عقب‌نشيني كرده‌اند، اما در همين حال اختلافات داخلي تشكيلات خودگردان و حماس پيش‌ آمد و شكاف آنان به تدريج عميق‌تر شد. همين مسئله سبب شد كه صهيونيست‌ها بيشتر اطمينان حاصل كنند كه توانسته‌اند فلسطيني‌ها و جامعه جهاني را فريب دهند و طرف فلسطيني را عامل توقف مذاكرات نشان دهند. اين در حالي است كه خود با شهرك‌سازي بيشتر و يهودي‌سازي قدس، افزايش تعداد شهرك‌نشينان و دشوار كردن وضعیت زندگي بر فلسطيني‌ها زيرساخت‌هاي توافق را از بين برده و فلسطيني‌ها را نسبت به توانايي تشكيل يك كشور مستقل فلسطيني دچار يأس و نااميدي كردند.
رژيم صهيونيستي كه تلاش مي‌كند به شيوه‌هاي متفاوت از جمله جنگ 51 روزه عليه نوار غزه، حماس را از ادامه مقاومت باز دارد و آن را متقاعد سازد كه شيوه مقاومتي هيچ سودي ندارد اين جنبش را با تروريسم يكي مي‌سازد. اين رژيم هم‌اكنون بر ادامه شكاف داخلي سرمايه‌گذاري زيادي كرده و با ادامه محاصره تشكيلات خودگردان در كرانه باختري در گرداب راه‌حل سياسي و نيز محاصره نوار غزه مي‌خواهد مانع ترميم و جبران شكاف در میان فلسطيني‌ها شود. اين رژيم معتقد است كه اوضاع به نفع آن نيست و مي‌كوشد آن را به نفع خود تغيير دهد و وارد مرحله جديدي از نزاع شود. اين رژيم همچنان هرگونه توافقي با فلسطيني‌ها را يك تاكتيك موقتي براي بهتر شدن وضعيت مي‌داند و با همين شيوه نيز توانسته طي سال‌هاي گذشته از مسئله آزادسازي فلسطين و بازگشت پناهندگان عبور کند و برخي از فلسطيني‌ها را نيز از هدف تشكيل دولت منصرف کند بدون اينكه بديلي براي آن معرفي كند. 


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا639

جوسازي اندیشکده آمریکایی درباره توان دفاعی ایران
خبرگزاری فارس(16/7/1393): مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا در گزارشی تفصیلی به قلم «آنتونی کوردزمن» به بررسی برنامه موشکی ایران پرداخته و تلاش کرده است مطرح شدن این مسئله در مذاکرات هسته‌ای را توجیه کرده و در عین حال همسایگان ایران را به ارتقای توان موشکی ترغیب کند. «آنتونی کوردزمن» عضو ارشد اندیشکده موسوم به مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا که مؤلف اصلی این گزارش تفصیلی است، در مطلبی که در رابطه با آن نوشته، آورده است: «راکت‌ها و موشک‌های ایران در راستای رنج وسیعی از اهداف راهبردی ایران، به کار می‌آیند. توان موشکی ایران از توپ‌های کوتاه‌برد که برای حمایت از نیروهای زمینی و کاهش نیاز به حمایت هوایی آغاز شده و به موشک‌های دوربردی که می‌توانند به هر هدفی در منطقه برسند، گسترش یافته است. ایران همچنین با توسعه سیستم‌های بوستر (بالابرنده) ممکن است به توان حمله به اهدافی در سرتاسر اروپا و حتی ایالات متحده دست یابد.»
تحركات سيا عليه روابط ايران و عربستان
باشگاه خبرنگاران(16/7/1393): سازمان جاسوسی آمریکا با انتشار به‌اصطلاح یک سند محرمانه، مدعی شده ارتش آمریکا با کمک تصویربرداری‌های ماهواره‌ای شبانه‌روزی، در سال 1987 حمله ایران به دکل‌های نفتی عربستان را خنثی کرده است. در مقاله‌ای تحت عنوان «نظارت ما بر خلیج‌فارس» که سازمان سیا به‌تازگی در نشریه «مطالعات در مسائل اطلاعاتی» منتشر کرده، ادعا شده که این سازمان نظارت خود را در این برهه زمانی بر منطقه افزایش داده و در اکتبر سال 1987 به عربستان برای خنثی کردن توطئه‌ای از طرف ایران که ممکن بود زیرساخت‌های نفتی ریاض را به آتش بکشد، کمک کرده است.
غرب بن‌بست توافق با ایران را بشکند
خبرگزاری تسنیم(16/7/1393): مذاکره‌کننده سابق هسته‌ای آمریکا خواستار آن شده که غرب در مذاکرات هسته‌ای با ایران، بن‌بست را بشکند.
«جوفی جوزف» که در سال‌های 2011 تا 2013 در منصب عضو شورای امنیت ملی کاخ سفید در مذاکرات هسته‌ای بین ایران و 1+5 شرکت کرده، در یادداشتی در پایگاه «دیپلمات» با بیان اینکه عدم توافق هسته‌ای با ایران، اوضاع را از وضع جاری وخیم‌تر می‌کند، خواستار آن شده تا غرب بن‌بست ایجاد شده در این مذاکرات را بشکند. آقای جوزف با بیان اینکه مقامات ایران و کشورهای 1+5 از زمان اعلام تمدید مذاکرات هسته‌ای تا موعد 24 نوامبر (سوم آذرماه) در چند ماه گذشته بر پیکر احتمال تمدید دوباره این مذاکرات پس از موعد مورد نظر «آب سرد ریخته‌اند» خواسته دو طرف با ارزیابی مخاطرات به توافق نرسیدن، تمدید دوباره گفت‌وگوها را در دستور کار قرار دهند.
حمله بوش به عراق سبب قدرتمندتر شدن ایران شد
باشگاه خبرنگاران (13/7/1393): معاون پیشین وزارت دفاع آمریکا گفت: حمله جرج بوش به عراق سبب قدرتمندتر شدن ایران شد. «جیم وب» معاون پیشین وزارت دفاع آمریکا گفت: ما از مدت‌ها پیش راهبردی شفاف در خاورمیانه نداشته‌ایم که آثار آن را امروز به‌خوبی مشاهده می‌کنیم. اگر شما امروز نگاهی به آنچه روی می‌دهد داشته باشید به دو نکته می‌رسید که بسیار مهم هستند: اول اینکه تصمیم دولت جرج بوش برای حمله و اشغال عراق سبب تقویت ایران و افزایش خشونت در خاورمیانه شد؛ نکته دوم پدیده «بهار عربی» بود که پدیده‌ای مضر بود.
آمریکا: باید از داعش برای فشار به ایران استفاده کنیم
خبرگزاری فارس(15/7/1393): سناتور «تد کروز» در یادداشتی در نشریه «نشنال ریویو» نوشت: آمریکا باید از تهدید داعش برای فشار آوردن به ایران و امتیازگیری در مذاکرات هسته‌ای استفاده کند.
سناتور «تد کروز» طی یادداشتی که در نشریه «نشنال ریویو» منتشر شد، به انتقاد از سیاست خارجی دولت آمریکا پرداخت و نوشت: واشنگتن باید از تهدید داعش برای فشار آوردن به تهران و بهره‌برداری از آن در مذاکرات هسته‌ای استفاده کند. کروز که به اتخاذ مواضع به‌شدت ضدایرانی مشهور است، در بخشی از یادداشت خود نوشته است: «راهبرد رئیس‌جمهور اوباما می‌تواند به تقویت دشمنان ما، به‌خصوص ایران و سوریه منجر شود. تهران تلاش می‌کند تا از حس تنفر مشترک ما نسبت به داعش برای امتیازگیری بر برنامه هسته‌ای خود استفاده کند.»


هویت 381

آلمان: انتقال اطلاعات محرمانه شهروندان آلمانی به آمریکا
نشریات آلمانی گزارش دادند سرویس اطلاعات این کشور با آگاهی کامل اطلاعات شهروندان آلمانی را در اختیار سرویس امنیت ملی آمریکا گذاشته است.‌ سرویس امنیت آلمان (BND) از روی عمد اطلاعات آلمانی‌ها را در اختیار آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) قرار داده است. اینکه سرویس امنیت آلمان از اتباع این کشور جاسوسی نمی‌کند فقط یک دروغ است. روزنامه آلمانی «زوددویچه»، «NDR» و «WDR» این خبر را منتشر کردند. این جاسوسی مربوط به انتقال اطلاعات در فاصله سال‌های 2004 و 2006 در مرکز اینترنت فرانکفورت است. در اسنادی که در اختیار کمیسیون تحقیق پارلمانی آلمان درباره جاسوسی‌ها قرار داده شده آمده است که امکان جدایی کامل ارتباطی بین آلمان و سرویس‌های خارجی وجود ندارد. از آغاز افشاگری‌های «ادوارد اسنودن» مأمور پیشین سازمان جاسوسی آمریکا همواره نام آلمان به عنوان یکی از کشورهایی که هم هدف جاسوسی قرار گرفته و هم با آمریکا همکاری داشته، مطرح بوده است.
فرانسه: سركوب به بهانه طرح‌های ویژه ضدافراط‌گرایی

دولتمردان فرانسه همواره به بهانه مبارزه با تروريسم به تشديد سركوب مردم پرداخته‌اند. همزمان با مطرح شدن مسئله داعش اين روند ابعاد گسترده‌تري گرفته، به‌گونه‌اي كه هر روز ابعاد جديدي از محدوديت‌هاي اجتماعي اين كشور را فرا گرفته است. بسياري از نهادهاي حقوق بشري تأكيد دارند كه ادعاي سران اين كشور در مبارزه با تروريسم صرفاً بهانه‌اي براي رسيدن به مقاصد امنيتي جهت سركوب اقليت‌ها و تشديد فضاي خفقان در كشور است. برای نمونه وزیر دادگستری فرانسه در اظهاراتی بر ضرورت اجرای طرح‌های ویژه در فرانسه به‌منظور مقابله با افراط‌گرایی و پیوستن جوانان فرانسوی به گروه‌های مسلح تکفیری در سوریه و عراق تأکید کرد. «کریستین توبیرا» وزیر دادگستری فرانسه در اظهاراتی اعلام کرد: «اجرای طرح‌های ویژه در فرانسه به‌منظور مقابله با افراط‌گرایی و عزیمت جوانان فرانسوی به سوریه و عراق هم‌اکنون ضروری است.» بسياري از نهادهاي حقوق بشر تأكيد كرده‌اند كه اين سخنان صرفاً براي توجيه تشديد فضاي امنيتي عليه مسلمانان است.
بلژیک: توهین به زنان محجبه

هر چند كشورهاي اروپايي همچنان ادعاي حمايت از آزادي را سر مي‌دهند، اما در درون همين كشورها هر روز ابعاد گسترده‌اي از نقض حقوق شهروندان، به‌ويژه مسلمانان مشاهده مي‌شود. نهادهاي حقوق بشر با اعلام اینکه حقوق مسلمانان در بلژیک به‌شدت زیر سوال رفته و آنان در این کشور با مشکلات بسیار زیادی مواجه هستند، تأكيد كرده‌اند: «در کنار تمام مشکلاتی که برای تمام جامعه مسلمان در کشور بلژیک وجود دارد، حقوق زنان مسلمان بیش از دیگر اقشار نادیده گرفته می‌شود. زنان مسلمان از لحاظ پوشش و حفظ حجاب و همچنین ابراز عقایدشان تحت فشار هستند و ناعدالتی‌ها و توهین‌های بسیاری در حق آنها صورت می‌گیرد. از جمله مسائلی که برای زنان در بلژیک وجود دارد،‌ می‌توان به پایمال شدن حق آنها در برخورداری از حقوق برابر در مدارس، دانشگاه‌ها و حتی محیط کار اشاره کرد.»


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی‌ذوالنوری در گفت‌وگوی اختصاصی با صبح‌صادق
پرونده فتنه همچنان باز است

علی حیدری ـ رحیم محمدی

اشاره: حوادث پس از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم که رهبر معظم‌انقلاب از آن به‌ فتنه تعبیر کردند، حادثه خطیر و بسیار عظیمی محسوب می‌شود که اگر رهبری‌های داهیانه امام خامنه‌ای و هوشیاری و بصیرت مردم و آمادگی بسیجیان و نیروهای ارزشی انقلاب نبود چه بسا خسارت‌های زیانبارتری به نظام اسلامی و مردم وارد می‌کرد. اهمیت این واقعه از آنجا روشن می‌شود که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) همچنان بر توجه به ابعاد فتنه و نقش فتنه‌گران در آن برهه تأکید می‌کنند که نمونه اخیر آن هم در دیدار با اعضای هیئت‌ دولت بود. با این حال هنوز، برخی خواص گاه سخنانی درباره فتنه و سران فتنه می‌گویند که گویا این خطر بزرگ و خسارت‌های آن را ندیده‌اند، البته اگر نگوییم درباره فتنه نگاه و اندیشه دیگری دارند! از این رو تصمیم گرفتیم تا در گفت‌وگوی اختصاصی با حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی ذوالنوری، مشاور نماینده ولی‌فقیه در سپاه و دبیرکل کنگره شهدای روحانی کشور که در دوران فتنه در روشنگری و بصیرت‌افزایی قشرهای مختلف مردم فعال بود به واکاوی و بازخوانی برخی ابعاد این فتنه بپردازیم تا معلوم شود زمانی که از فتنه و فتنه‌گران صحبت می‌شود چه قضایای مهمی مدنظر است که صرف گذشت زمان نمی‌توان از آن گذشت. آنچه در ادامه می‌آید، حاصل گفت‌وگوی خبرنگاران ما با ایشان است که می‌خوانید.

* پنج‌سال از فتنه ۸۸ می‌گذرد و در این مدت به‌ویژه پس از انتخابات دولت یازدهم عده‌ا‌ی بحث‌هایی را مبنی بر اینکه گذشته‌ها، گذشته و فتنه تمام شده، از این رو باید در فضای جدیدی ادامه مسیر بدهیم، عنوان می‌کنند، اما آنچه می‌بینیم این است که مقام معظم رهبری طی این مدت بارها به موضوع فتنه اشاره کرده‌اند. با توجه به این موضوع به نظر شما آیا فتنه را باید پایان یافته تلقی کرد؟
جریان فتنه، اعتراض صنفی یا درگیری جناحی و سیاسی نبود، یعنی اینکه مثلاً رضایت عمومی نسبت به موضوعی وجود نداشته و به همین دلیل اعتراض صورت گیرد، بعد که درست شد، دست از اعتراض بردارند.
در حقیقت فتنه یک برنامه از پیش طراحی شده با بهره‌برداری سوء از بهانه انتخابات برای براندازی نظام بود؛ یقیناً افرادی هم بودند که امر بر آن‌ها مشتبه شده بود. یعنی افرادی که نیت سوئی نداشتند؛ اما تحت‌ القائات، فکر می‌کردند تقلبی شده‌، از این رو آمده بودند تا به زعم خود احقاق حق کنند. در واقع بدنه داخلی آن جمعیت خیابانی این گونه بود، ولی طراحان، صحنه‌گردان‌ها، کارگردان‌ها، تهیه‌کننده‌ها و برنامه‌ریزها که عده‌شان هم خیلی کم بود، پایه اصلی حوادث پس از انتخابات بودند. علاوه بر این‌ها، جریانات معاند، ضد‌انقلاب و برانداز هم آمدند تا بهره‌برداری حداکثری کنند.
پس ماهیت فتنه، دلخوری، گلایه، اعتراض معمولی، ناراحتی و درگیری صنفی و جریانی نبوده که بگوییم بیایید صلح کنیم. یک طرف همه نظام و اصول و ارزش‌های آن قرار داشت و طرف دیگر، جریان براندازی بود که سر در «توبره» استکبار جهانی داشت و از بیرون تغذیه می‌شد.
به همین دلیل اصل فتنه و ماهیت آن، براندازی است و این هنوز تمام نشده و در صورتی تمام می‌شود که طراحان، برنامه‌ریزان، پشتیبانان و مجریان رابطه‌شان را با نظام درست کرده و از کار خود پشیمان شده باشند.
در حالی که هنوز چنین اتفاقی نیفتاده و پرونده موضوع ضربه‌زدن و براندازی نظام همچنان باز است.
البته باید گفت در روزهای اول فتنه، بخشی از مردم عادی، بخش قابل‌توجهی از جریان خاکستری و تمام جریان ضدانقلاب، تحت‌تأثیر دروغ القائی تقلب قرار گرفتند. اگر چه در ادامه هنوز هم آن افراد برانداز وجود داشتند، ولی بدنه مردمی آن جمعیت معترض، کم‌کم وقتی پشت پرده فتنه برای‌شان روشن شد، متوجه شدند انتخابات و تقلب در انتخابات، بهانه‌ای برای بهره‌برداری از احساسات مردم به‌منظور رسیدن به خواسته‌های‌شان است و این افراد وقتی گره زلف سردمداران فتنه را با سران استکبار جهانی دیدند و مواضع رسانه‌های بیگانه را در این رابطه ملاحظه کردند و هنگامی که متوجه شدند جریان ضد انقلاب با تمام وجود به نفع فتنه وارد میدان شده، از جریان فتنه کنار کشیدند.
به همین علت معتقد نیستم اتفاقی که در ۹ دی افتاد، به‌واسطه حضور کسانی بود که به احمدی نژاد رأی دادند. ۹ دی برخلاف راه‌پیمایی‌های ما که معمولاً در روزهای تعطیل انجام می‌شود، در روز اداری انجام شد و نه‌تنها هیچ‌ اداره و دانشگاهی هم تعطیل نشد، بلکه دانشگاه آزاد در سراسر کشور اعلام کرده بود اگر دانشجویان و استادان در آن روز غیبت کنند تا در راه‌پیمایی حضور یابند، از دانشگاه اخراج می‌شوند! در واقع آنها به این وسیله به دنبال ایجاد مانع برای حضور نیافتن دانشجویان و استادان در راه‌پیمایی بودند. از سوی دیگر، حتی مدارس و ادارات هم تعطیل نشدند؛ اما با این وجود، رسانه‌های بیگانه در هشتم و نهم دی، برآورد ۴۰ میلیون نفری از جمعیت این راه‌پیمایی را داشتند. در صورتی که احمدی‌نژاد به‌عنوان نامزد پیروز ۲۴ میلیون رأی به دست آورده بود.
بنابراین ماهیت عوض نشده و استخوان‌بندی فتنه، طراحان بیرونی و عوامل داخلی آنها که عناد و غرض و مرض دارند، هنوز سرجای خودشان هستند و تغییر نکرده‌اند. پس چنانچه آنها تغییر کنند و از گذشته خود توبه کنند، دیگر نیازی به توصیه و سفارش نیست. بدین ترتیب موضوع و حکم منتفی می‌شود.
پس چنانچه ابر فتنه از آسمان کشور خارج شود، اگر ریشه فتنه دچار تغییر و تحول شده باشد، موضوع خود به خود مرتفع می‌شود و نیازی به توصیه کسی یا کسانی وجود ندارد. به این معنا که اگر سران فتنه عذرخواهی کنند و درصدد جبران برآیند، خود به خود موضوع حصر آنها منتفی می‌شود.
اما این در حالی است که عذرخواهی اینها مشکلی را حل نمی‌کند، چون گاهی توبه و ابراز ندامت از گذشته و تعهد نسبت به فکر نکردن موضوع، ضمانتی مبنی بر تکرار نکردن آنچه انجام داده، به وجود می‌آورد، ولی آیا حجم گسترده خسارات را هم می‌توانند جبران کنند؟ قطعاً نمی‌توانند.
اینجا بحث بر سر نزاع دو جریان نبود، زیرا اینها آمدند حیثیت نظام را در جهان زیر سوال ببرند؛ اینها اعتبار نظام را با القای دروغ، زیر سوال بردند؛ آمدند نتیجه مردم‌سالاری دینی را زیر سوال بردند. اینها موضوعاتی نیستند که با یک استغفار و توبه و قرآن به سر گرفتن بتوان خسارات وارده را جبران کرد. چون خسارت سنگینی به مملکت و منافع ملی از طریق این افراد وارد شده است، از این رو می‌بینیم رجزخوانی بیگانگان یعنی شورای امنیت سازمان ملل و تحریم‌های بیشتر کنگره آمریکا، نتیجه همین القائات غلطی بود که در جامعه به وجود آوردند. به عبارت دیگر، نتیجه چراغ سبزی بود که از داخل برای بیگانگان نشان می‌دادند. به همین دلیل اینها موضوعاتی نیستند که به راحتی قابل حل‌وفصل باشند. یعنی با توبه سران فتنه و دادن بیانیه و ابراز ندامت، موضوع آنها حل نمی‌شود. برای اینکه آنها از روی عنادشان چنین موضوعاتی را مطرح می‌کنند، زیرا جبران گذشته امکان‌پذیر نیست.به همین دلیل برخی‌ها چنین مطالبی را عنوان می‌کنند که برای جوسازی و دادن آدرس اشتباهی به مردم است.

* از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی توطئه‌های زیادی برای براندازی نظام طراحی شد، اما حوادث سال ۸۸ چه بود که فتنه نام گرفت و حتی مقام معظم رهبری تأکید بسیاری بر موضوع فتنه داشتند؟ از طرفی یک دهه پیش از فتنه ۸۸ در ۱۸ تیر ۷۸ نیز حادثه‌ای داشتیم تفاوت این دو در چیست؟
ما حرکت مسلحانه کمونیست‌ها را در اوایل انقلاب، فتنه نگفتیم، ما حرکت مسلحانه در آمل را که باعث شد این شهر به «هزار سنگر» معروف شود فتنه نگفتیم؛ تلاش چند ده‌ساله منافقان برای ایجاد آشوب و ترور را کسی فتنه نمی‌گوید؛ حمله عراق و متحدانش به ایران را کسی فتنه نمی‌داند، ولی چرا ۱۸ تیر ۷۸ و حوادث ۸۸ را فتنه نام‌گذاری کردند؟
درباره ۱۸ تیر ۷۸ و حوادث ۸۸ باید گفت؛ ۱۸ تیر اشتباهی بود که اتفاق افتاد و به دنبال آن فتنه‌گران سوار بر موج شدند. در واقع، حرکت فتنه‌گران از روی آمادگی و برنامه‌ریزی قبلی نبود. در صورتی که درفتنه ۸۸ از چند ماه پیش برای آن تدارک دیده بودند.
نکته دوم اینکه؛ موضوع انتخابات ریاست‌جمهوری یکی از بسترهایی است که در دنیا بر روی آن کار می‌شود، به نحوی که از زمان «سالوادور آلنده» در شیلی که پس از ساقط کردن دولت او «ژنرال پینو شه»، حکومت را در دست گرفت تاکنون بالای ۷۰ انقلاب رنگی در کشورهای جهان روی داده که اکثر اینها هم با استفاده از بستر انتخابات ریاست‌جمهوری بوده است، زیرا در چنین انقلاب‌هایی، بهانه باید موضوعی با قابلیت کشوری باشد. به عبارت دیگر، انتخابات مجلس، شورای شهر و روستا و یا خبرگان ممکن است بهانه‌ای برای فتنه باشد، ولی چون زمینه کشوری ندارد، تأثیرگذاری هم ندارد. در واقع، انتخابات ریاست‌جمهوری به دلیل اینکه سه یا چهار نفر با یکدیگر رقابت می‌کنند، همیشه بین نفر اول و دوم بحث بر سر اینکه رئیس‌جمهور شوند، به‌وجود می‌آید به همین دلیل در همه دنیا بستر براندازی نظام‌های سیاسی کشورها، انتخابات ریاست‌جمهوری است، چرا که در این بستر می‌توانند تمام کشور را به دو قطب یا دو نماد و رنگ تبدیل کنند.
بنابراین در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸ از پیش بر روی آن کار کرده بودند. پس تفاوت آن با فتنه ۱۸ تیر این بود که در آن مقطع زمانی، زمینه فعالیت محدودتر و صنفی بود، به این معنا که آنجا، بحث کوی دانشگاه مطرح بود و این مشکل همه مردم نبود. در صورتی که انتخابات برای همه مردم است. علاوه بر این، حوادثی که پس از کوی دانشگاه روی داد، اتفاقی بود، ولی در سال ۸۸ همان‌گونه که عنوان شد، کاملاً با برنامه‌ریزی صورت گرفت.
سوم اینکه؛ دولت در فتنه ۱۸ تیر ۷۸ خودش در متن بود، اما در فتنه ۸۸ آنها (برخی دولتی‌های سابق) بیرون گود بودند و آمدند نقش تدارکات علنی فتنه را ایفا کردند و میدان‌داران اصلی و علنی بودند.
نکته قابل ذکر در اینجا، وجه تشابه آنها با یکدیگر است؛ در ابتدای کار، یک‌سری شعارهای فریبنده دادند، از این رو عده‌ای جمع شدند، اما وقتی باطن جریان برملا شد ( در همین تهران پنج نفر خانم که در حال عبور بودند را با دریدن چادر، مانتو و روسری‌شان، آنها را بی‌لباس کردند، از این رو کسبه مسلمان خیابان جمهوری آنها را به داخل مغازه‌شان بردند تا پوششی برای‌شان تهیه کنند.) مردم صف خود را از آنها جدا کردند. در آن زمان، مسجد و محل نماز جمعه تهران را آتش زدند، علیه ارزش‌های دینی شعار دادند، حتی وقتی سیدمحمد خاتمی برخلاف میل باطنی‌اش موضعی در رابطه با حوادث ۱۸ تیر گرفت، علیه خود وی هم موضع گرفتند. یعنی آن طور نبود که بگویند ما طرفدار جریان خاصی هستیم. در فتنه ۸۸ ضدانقلاب تحت لوای یک نامزد خاص، وحدت داشت، ولی در ۱۸ تیر این محور وحدت وجود نداشت و دولت پوششی عمل می‌کرد! یعنی نقش اپوزیسیون را بازی می‌کرد؛ به این معنا که در ۱۸ تیر مجموعه درون نظام، علیه نظام کار می‌کرد.
بنابراین در ۱۸ تیر ارتباط تنگاتنگی بین آشوبگران با بدنه دولت و وزارت کشور و دستگاه‌های امنیتی و وزارت اطلاعات وجود داشت، اما در فتنه ۸۸ اینگونه نبود، زیرا فتنه‌گران بیرون نظام بودند، ولی باز هم از امکانات نظام بهره‌ می‌بردند. برای نمونه آیا بنیاد باران از عرق جبین خاتمی درست شده است؟! آقایانی در دوران تصدی‌‌‌شان، برای روز مبادا و کارهای بعدی‌شان آمدند ثروت‌هایی را کنار گذاشتند و از امکانات نظام برای فعالیت‌های بعدی‌ استفاده کردند و حالا هم از همان سنگرها علیه نظام شلیک می‌کنند.
به هر حال، خیلی از آنها آن زمان هنوز در مجموعه نظام حضور داشتند و از امکانات نظام برای مقاصد خود استفاده می‌کردند. برای نمونه، دانشگاه آزاد با این شبکه بزرگ کشوری‌اش، در فتنه ۸۸ وانت‌بارهای بغل‌نویسی شده دانشگاه آزاد به اندازه ظرفیتی که می‌توانند حمل کنند، آب‌ معدنی با خود می‌آوردند و بین فتنه‌گران توزیع می‌کردند. این‌ها مواردی از وجه تشابه این دو فتنه و تفاوت آنها با دیگر توطئه‌ها بود. به هر حال، وجه تشابه عمده این دو فتنه این بود که وقتی مردم باطن آنها را دیدند، صف خود را از آنان جدا کردند.

* برخی‌ها معتقدند فتنه ۸۸ به علت کم‌کاری برخی دستگاه‌ها و مراکز مسئول در کشور به وجود آمد؛ شما این نظر را تا چه حد می‌پذیرید؟
این نظر را تا حدودی درست می‌دانم، ولی همه عامل نمی‌دانم. یعنی نمی‌توانیم بگوییم فتنه ۸۸ فقط به یک عامل محدود می‌شد. چون عوامل مختلفی در به وجود آمدن آن دخالت داشت و روی آنها هم کارکرده بودند، بنابراین همه عوامل را نمی‌شد با مقابله اطلاعاتی و امنیتی پیش‌بینی کرد.
در واقع همه دستگاه‌ها در این موضوع قصور و کوتاهی داشتند. ولی به هر حال اگر قصور و کوتاهی از سوی دستگاه‌های امنیتی باشد، باید جدی گرفته شود، زیرا وقتی می‌گوییم اینها از پیش برنامه‌ریزی کرده بودند، دستگاه امنیتی ما کجا بود؟ اینها از پیش طراحی کرده بودند، به نحوی که از اردیبهشت ۸۷ یعنی ۱۴ ماه پیش از فتنه، جلسه‌ای در آمریکا تشکیل شد و در آنجا سران نهضت آزادی به همراه سران اپوزیسیون خارج‌نشین با یکدیگر ملاقات داشتند، در این جلسه درباره اینکه قرار است ۱۴ ماه دیگر انتخابات ریاست‌جمهوری ایران برگزار شود چه کنیم؟ به دو نتیجه، یکی تقلب و دیگری بیان ابطال انتخابات رسیدند.
چهار ماه پس از این جلسه، یعنی۱۰ ماه پیش از برگزاری انتخابات، کمیته صیانت از آرا در کشور با حضور محتشمی‌پور نماینده موسوی، الویری، نماینده کروبی و مهدی هاشمی نماینده هاشمی رفسنجانی تشکیل و فعال شد.
از سوی دیگر، اگر چند روز پیش از فتنه، خیلی‌ها به مصالح‌فروشی‌ها، چوب‌فروشی‌ها در تهران و شهرهای اطراف تهران مثل کرج مراجعه می‌کردند تا برای نمونه دسته بیل بخرند، بعضی‌ نداشتند چون از پیش توسط عده‌ای خریداری و انبار شده بود. همچنین نخاله‌های ساختمانی را که می‌باید از شهر خارج می‌شد شبانه در نقاطی مشخص تخلیه می‌کردند. حتی تاج‌زاده در اعترافات خود عنوان می‌کند ما سازمان رأیی با عضویت ۳۰۰ هزار نفر تشکیل داده بودیم. در چنین اوضاعی، دستگاه‌های امنیتی ما کجا بودند که این موارد را ندیدند؟ بنابراین نمی‌توانیم دستگاه‌های امنیتی را تبرئه کنیم و مقصر ندانیم، اما معتقدم در کنار ضعف دستگاه‌های امنیتی ـ اطلاعاتی، عوامل دیگری نیز وجود داشت.

* موضع‌گیری خواص را در زمان فتنه چطور ارزیابی می‌کنید؟ خواصی که بعضاً سوابق طولانی هم در پیروزی و شکل‌گیری انقلاب داشتند؟
من از سه جهت به این موضوع می‌پردازم؛ ابتدا لازم می‌دانم تذکری را یادآور شوم و آن اینکه باید اعتراف کنیم بخشی از خواص بد عمل کردند؛ نمی‌توان عنوان کرد طرف، حق برایش روشن نبود، زیرا برخی به‌گونه‌ای سخن می‌گفتند که هر دو طرف را داشته باشند.
بعضی‌ها هم به‌گونه‌ای سخن گفتند که خود را جای رهبری گذاشتند. یعنی آنها آمدند و رهبری کردند! در صورتی که رهبری معظم انقلاب در وسط میدان دفاع از ارزش‌ها و نظام و انقلاب و اساس نظام ایستاده بودند و برخی از این افراد رفته بودند جای رهبری نشسته بودند، چرا که رهنمود دادن، میانجی‌گری کردن و امثالهم از کارکردهای رهبری است، به عبارت دیگر، در حالی که رهبری با همه وجود وسط میدان مبارزه با فتنه‌گران ایستاده بودند، بعضی از خواص رفته بودند نقش میانجی‌گری را ایفا کنند و بدین شکل در واقع، جاها عوض شده بود. بعضی خواص واقعاً بصیرت لازم را نداشتند. البته ممکن است بعضی‌ها عنوان کنند ضربه‌ای نزده‌اند و جرمی مرتکب نشده‌اند؛ حالا موضع هم نگرفته‌اند! من عرض می‌کنم ضربه این دسته از افراد، ضربه خیلی سنگینی بود، چرا که تا دیروز همین افراد تریبون‌دار بودند که در دفاع از نظام و ارزش‌های نظام سخن می‌گفتند، حال وقتی سخن نمی‌گویند و سکوت می‌کنند، حداقل اثرش کاشتن بذر تردید در دل مردم است. یعنی آن عده‌ای که به خواص نگاه می‌کنند می‌گویند این آقایان تا دیروز سینه‌چاک نظام بودند، حالا چرا امروز سکوت کرده‌اند؟ پس حتماً «تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها». حتماً «کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است»، حتماً اینکه به اینها می‌گویند فتنه‌گر، زیاد اهل فتنه و باطل هم نیستند. حتماً نظام در موضع حق نیست!
همه اینها نشان می‌دهد وقتی خواص به وسط میدان دفاع از انقلاب نمی‌آیند، هر کدام از این «حتماً»ها و «شاید»ها و «احتمالاً»ها، طیفی را منفعل می‌کند و از صحنه دفاع از انقلاب خارج می‌سازد.
کی گفته اگر خواص سکوت کنند، ضربه‌ای به نظام نمی‌زنند؟! اگر چنین بود مقام معظم رهبری بر اینکه خواص موضع‌شان را شفاف کنند، تأکید نمی‌کردند که:‌ خواص مراقب گفتن‌ها و نگفتن‌های‌شان باشند. چون بعضی خواص دو پهلو سخن می‌گفتند و ابهام ایجاد می‌کردند و حتی برخی از این افراد آتش‌بیار معرکه می‌شدند و به‌گونه‌ای سخن می‌گفتند که جبهه باطل تقویت می‌شد، به همین دلیل رهبری فریاد «این عمار» را سر دادند، اما اینکه رهبری این کار را می‌کردند برای این بود که خواص، نقش خود را به‌درستی ایفا نمی‌کردند. در این رابطه می‌توان دلایل متعددی را که چرا خواص در برخی بزنگاه‌ها بد عمل می‌کنند و مواضع متفاوت دارند و اینکه چرا مواضع آنها با امام و رهبری متفاوت است، مطرح کرد.
معمولاً «ناف» برخی افراد را با مخالف‌خوانی بریده‌اند، همیشه خلاف جریان‌ آب شنا می‌کنند و همواره در مقابل جبهه حق قرار می‌گیرند. در واقع این افراد آدم‌های سطحی‌نگر و قشری‌نگر هستند. حالا از کجا بفهمیم طرف مقابل تعهد و دلسوزی دارد یا نه؟
برای این امر شاخص‌هایی داریم که اگر رعایت شد، از روی دلسوزی است ولی اگر نبود، علت دیگری دارد که یقیناًً می‌تواند غرض و مرض باشد. اما این شاخص‌ها عبارتند از:
چالش‌ در اصول نباشد؛ ایرادی که از اصلاح‌طلبان می‌گرفتیم این بود که بیل لودر را به‌نام اصلاحات زیر پای نظام و اصول و اهداف نظام انداختید، از این رو چنانچه چالش در فروع بود باید قبول کرد که به هر حال ممکن است از روی دلسوزی باشد.
میدانی درست نکنیم که دشمن در آن بازی کند؛ این میدانی که در فتنه ۸۸ درست کردند، بازیگرش دشمن بود. حال اگر میدانی را برای عقده‌گشایی دشمن و نظام و انقلاب درست کردیم، جبهه دشمن را تقویت خواهیم کرد. از این رو دلسوزی دیگر معنایی ندارد.
حرکت ما در جهت تقویت جریان خالص نظام باشد؛ اگر آمدیم نظام را به موضوعات مختلف متهم کردیم، در حقیقت حیثیت نظام را دچار چالش کرده‌ایم.
فصل‌الخطاب بودن؛ اگر مسلمان هستیم، شرع فصل‌الخطاب را ولی‌فقیه می‌داند، حال اگر بگوییم قانون، باز هم قانون اساسی، رهبری را فصل‌الخطاب می‌داند، اما اگر کسی فصل‌الخطاب را قبول نداشته باشد، یعنی قانون و شرع را قبول ندارد؛ پس چه جوری دلسوز نظام است؟ بنابراین چنانچه کسانی تا پیش از خطبه رهبری در نماز جمعه تهران تحت‌تأثیر القائات، حرکاتی را انجام دادند، بعد از این خطبه، دیگر کسی حجت شرعی و قانونی برای تحرکات فراقانونی ندارد. زیرا مجاری اطلاعاتی، اشراف بر موضوعات و امور جاری کشور رهبری بیش از همه است. اگر هر کدام از روسای قوا نیز ادعا کنند اشراف‌شان نسبت به موضوعی بیشتر از رهبری است، این هم ادعای بی‌جایی خواهد بود. چون دولت هر چه دارد، در اختیارات رهبری هم وجود دارد، ولی دولت کانال‌ها و ابزارهای نظارتی و کسب اطلاعات رهبری را ندارد. به عبارتی، هر چه منابع نظارتی و اطلاعاتی در اختیار روسای قوا وجود دارد، در اختیار رهبری نیز هست، اما هر آنچه در اختیار رهبری است، در اختیار دیگران قرار ندارد. پس اگر رهبری در مورد موضوعی موضع‌گیری کرد، حجت شرعی و فصل‌الخطاب قانونی داریم تا به آن عمل کنیم.
عامل دیگر، دنیای حلال است؛ وقتی گفته می‌شود بروید در راه خدا بجنگید، حرکت و هجرت کنید، شما به زمین می‌چسبید و به دنیا دلبسته می‌شوید. البته این دنیای حلال است و حرام نیست. خیلی‌ها از ترس اینکه خانه و باغ‌شان مصادره شود، امام حسین(ع) را یاری نکردند، یعنی از دنیای حلال دست نکشیدند.
دل‌بستگی به دنیای حرام، خوردن لقمه حرام، پر شدن شکم از لقمه‌های حرام باعث می‌شود تا آدم از خدا فاصله بگیرد. مانند «شریح قاضی» که به دلیل لقمه حرام به زمین خورد.
آقازاده‌ها؛ حضرت علی(ع) می‌فرماید که خدا عبدالله بن‌زبیر را لعنت کند، زیرا زبیر از ما بود، اما وقتی عبدالله به دنیا آمد و بزرگ شد، زبیر هم از ما فاصله گرفت؛ مانند بعضی از خواص ما که فرمان حرکت‌شان به دست خانواده‌های‌شان است!
اطرافیان و همنشین بد؛ بعضی‌ها وقتی در محافلی شرکت می‌کنند که با امام(ره) و انقلاب فاصله دارند، طبیعی است که آنها هم به راه چنین افرادی سوق می‌یابند و حتی بعضی‌ها را هم از مسیر خارج می‌سازند.
بصیرت؛ یعنی چون کسانی بصیرت لازم را نداشتند از مسیر منحرف شدند.
تفاوت جنس؛ شما اگر نخود و شکر را با هم قاطی کنید، به راحتی می‌توانید آنها را از هم جدا کنید، حالا اگر شکر را با ماسه بادی قاطی کنید، نمی‌توانید آن را از هم جدا کنید، از این رو برای جدا کردن باید بزنگاهی حادث شود.
بعضی‌ها در انقلاب همراه انقلابیون بودند و حتی کاملاً هم همراه بودند، اما تا زمانی که بزنگاهی پیش نیامد، اینها جدا نشدند. یعنی برخی‌ها با بزنگاه دولت موقت، با عنوان جمهوری اسلامی، با فتنه بنی‌صدر، با فتنه‌ گروهک‌های مختلف، با فتنه قائم‌مقام رهبری، در جریان ۱۸ تیر، با جریان انحرافی و سایر جریانات ریزش پیدا کردند، اما با این حال برخی‌ها تا چندین ایستگاه دوام می‌آورند.
تفاوت آدرس؛ به‌عنوان مثال شما با دوستان‌تان سوار اتوبوس می‌شوید و پول هم دادید تا به اتفاق شمال بروید و برگردید، اما هنگام برگشتن شما می‌خواهید بروید شب را در «سیاهکل» بمانید، در چنین شرایطی اگر زورتان نرسد حرکت ماشین را به سمت مقصد موردنظر کج کنید، از همسفرها و راننده دلگیر می‌شوید و بد و بیراه می‌گویید و اینکه چرا همراهی نکردند؟ از این رو برخی‌ها آدرس‌شان با انقلاب فرق می‌کند.

* شما ظاهراً دیدارهایی با کروبی پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ داشتید، آیا ناگفته‌هایی از این دیدار را می‌توانید عنوان کنید؟
ناگفته که خیلی دارم، ولی خب همان‌طور که از اسم آن مشخص است، نمی‌توان همه جزئیات را بگویم. به همین دلیل فقط به برخی از مطالب رد و بدل شده میان ما در آن مقطع زمانی اشاره می‌کنم.
من حدود ۱۰ ساعت با کروبی مذاکره دونفره طی سه ملاقات داشتم؛ بار اول زمانی بود که کروبی برای شرکت در مجلس ختم پدر یا مادر مسئول ستادش به قم آمده بود و پس از آن تصمیم می‌گیرد سری هم به منزل صانعی و منتظری بزند، اما مردم متوجه می‌شوند و محل اقامت او را در قم محاصره می‌کنند، از این رو هر آن، بیم کشته شدن او می‌رفت؛ همزمان با این موضوع من هم به صورت اتفاقی قم بودم چون در همایش خانواده‌های پاسداران تیپ امام صادق(ع) سخنرانی داشتم، آن روز کروبی از حدود ساعت چهار بعدازظهر در خانه مورد اشاره‌ گیرافتاده بود و نمی‌توانست از آنجا خارج شود.
من که نیمه‌های شب آن روز از ماجرا مطلع شدم. رفتم ببینم اوضاع در چه وضعی است، اما به دلیل اینکه طلبه‌ها مرا می‌شناختند، نمی‌خواستم آشکارا در میان جمعیت معترض حضور یابم.
به همین دلیل لباس روحانیت را درآوردم و ماسک سرماخوردگی هم به‌صورت زدم و به داخل جمعیت رفتم وقتی پشت در منزل محل اقامت کروبی رسیدم با تلفن همراه از فرمانده سپاه استان پرسیدم کجایید که عنوان کردند در منزل کروبی هستند؛ گفتم من هم پشت در هستم و در را باز کردند. پس از ورود به منزل که اعضای شورای تأمین استان هم در آنجا حضور داشتند، درخواست کردم نظرشان را درباره صحبت خصوصی من با کروبی عنوان کنند و اینکه آیا موافق یا مخالف هستند. هنگامی که همه با درخواست گفت‌وگوی من با کروبی موافقت کردند، از منزل بیرون آمدم و رفتم لباس روحانیتم را پوشیدم و مجددا به منزل کروبی بازگشتم. در این بین وقتی به محل جمعیت پشت در رسیدم، جمعیت با دیدن من شعارهایی را علیه کروبی سردادند. به هر حال وارد منزل که شدم، درخواست کردم هیچ‌کس، حتی محافظان هم هنگام گفت‌وگوی من با کروبی در اتاق حضور نداشته باشند به همین دلیل همه آنهایی که آنجا بودند، حتی محافظان، اتاق را ترک کردند.
در آنجا صحبت‌های ما دو نفر، دو بخش داشت؛ بخشی از صحبت‌ها را آقای کروبی، منعی برای بیان آنها قائل نشدند، به همین علت چون منعی نبوده، می‌توان آن صحبت‌ها را بازگو کرد. ولی خیلی از صحبت‌ها را هم عنوان کرد که، راضی به انتشار آن نیست. پس چون اخلاقاً این اجازه را به من نداد، حتی اگر وضع کروبی از این هم بدتر شود، باز هم نمی‌توانم درباره آن‌ها صحبتی انجام دهم.
به هر حال در آنجا به کروبی گفتم به سه دلیل حاضرم هر کمکی بتوانم انجام ‌دهم تا شما از این منزل بتوانید سالم خارج شوید؛ اول اینکه، جنس شما را از خاتمی و موسوی متفاوت می‌بینم، یک تفاوت خاص برای شما قائل هستم. دوم، با عرض معذرت، کشته شما ضررش بیشتر از زنده ماندن شما برای کشور است. سوم؛ شما لر هستید و من هم لر هستم.
در اینجا کروبی به شوخی گفت؛ به همین دلیل سوم، یعنی لر بودن می‌خواهی کمک کنی.
من اینگونه ورود پیدا کردم که برای من این خیلی مهم است که اوایل انقلاب وقتی بچه طلبه بودم، کروبی را کنار امام(ره) می‌دیدم. در واقع شما را به چشم یک الگو می‌دیدم؛ حالا چی شده کروبی کنار امام، وقتی به محل خیزش انقلاب یعنی قم می‌آید، مردم به جای اینکه بگویند: «صل علی محمد(ص) بوی خمینی(ره) آمد.»، «مرگ بر کروبی» می‌گویند؟ آیا نظام عوض شده و راهش تغییر یافته، یا کروبی راهش جدا شده است؟
کروبی گفت: نه خیلی چیزها عوض شده و کروبی تغییر نکرده است. گفتم مثال بزنید که چند مورد عنوان کرد. عمده آن این بود که مثلاً اصل ۱۱۰ قانون اساسی که مترقی‌ترین اصل قانون اساسی است، شورای نگهبان آن را به مبتذل‌ترین اصل تبدیل کرده است. پرسیدم چرا؟ گفت در گذشته یک روحانی وقتی گواهی از یک مرجع تقلید می‌آورد، اجتهادش اثبات می‌شد، اما الآن شورای نگهبان انحصار و دگماتیسم ایجاد کرده و بعد از آن کلی بدوبیراه نثار شورای نگهبان کرد.
گفتم اولا؛ً شما می‌دانید گواهی که مرجع تقلید مبنی بر مجتهد بودن طلبه‌ای می‌داد برای موقعی بود که حوزه‌های علمیه سازوکاری نداشتند، سازمان نداشتند، ورود و خروج، پذیرش، امتحان، تأیید مدرک تحصیلی و امثالهم نبود و حوزه‌ها مثل هیئت اداره می‌شدند. حوزه مدیریت نداشت، ولی الآن نظم دارد، از مدرس علمی برخوردار است، معادل‌سازی دروس دانشگاهی را انجام می‌دهد و همه‌چیز در آن تعریف شده و منظم برگزار می‌شود.
با این حال اگر طلبه‌ای اول انقلاب وارد حوزه شده، وقتش صرف کارهای ضروری نظام شده باشد، نیازی نیست از مرجع تقلید گواهی بگیرد، چون سازوکار آن موجود بوده و مرجع صدور گواهی نیز مشخص است.
دوم؛ برخی مراجع شاگردهای‌شان را به یاد نمی‌آورند. حال چنانچه بعضی‌ها سوءنیت داشته باشند، ممکن است از این قضیه سوءاستفاده کنند. مثلاً اگر امروز کسی نزد آقای صانعی برود، طبق معیارهای فعلی به او گواهی می‌دهد، از این رو سیاست‌زدگی را به صورت پررنگ باید در صدور گواهی‌ها ببینیم؛ پس نباید به گواهی اعتماد کرد.
سوم؛ شورای نگهبان می‌گوید اگر روحانی‌ای درس و بحث خارج در حوزه داشته، این مجتهد است.
چهارم؛ شورای نگهبان می‌گوید اگر طلبه‌ای تألیفی دارد که نشان می‌دهد درس خارج را گذرانده، این فرد هم مجتهد است.
پنجم؛ اگر کسی هیچ‌کدام از اینها را ندارد، شورای نگهبان تسهیلاتی قائل شده که هر کس می‌خواهد، امتحان دهد.
ششم؛ گواهی که مراجع در اوایل انقلاب و پیش از آن صادر کرده‌اند، شورای نگهبان آن را هم می‌پذیرد.
پس از این استدلال‌ها کروبی چیزی نگفت. بحث ما به جایی رسید که حتی به او گفتم نمی‌خواهید وزن خود را بسنجید؟ گفت: چه جوری؟ گفتم با همین حادثه. یعنی از ساعت چهار بعدازظهر که این حادثه به وجود آمده تا الآن که رصد کردم، ببینم انعکاس این موضوع در رسانه‌های خارجی چگونه بوده، متوجه شدم ۸ ـ۷ رسانه خارجی این موضوع را نمایش می‌دهند.
علاوه بر این، از زمانی که مردم به اینجا آمدند تا الآن که ۱۲ ساعت گذشته، یک نفر نیامده عربده‌ای به نفع شما در خیابان بزند. حال نباید وزن خود را بسنجید؟
در اینجا کروبی گفت به این مضمون که؛ پدر بیامرز، من که کروبی هستم، می‌خواهند مرا تیکه‌پاره کنند حالا کسی جرئت می‌کند بیاید از من طرفداری کند؟ گفتم قبول، برویم بالای پشت بام از آنجا دزدکی نگاهی به بیرون بینداز ببین زنی که نوزاد بغلش است یا باردار است هم با احساسات کامل و هیجان واقعی تا این وقت شب ایستاده علیه شما شعار می‌دهد.
چرا شما حاضرید خودتان را فدای کسی کنید که حاضر نیست خودش را برای شما هزینه کند؟ این جمعیت حتی با وجود اصابت باتوم نیروی انتظامی بر سرش، حاضر نیست متفرق شود و باز هم بر سر ارزش‌هایش ایستاده است؛ حال شما چه کسانی را با چه کسانی معامله کردید که باز هم حرفی در جواب نداشت.
گفتم چرا برنمی‌گردید؟ گفت دست من نیست؛ گفتم پس دست کیست؟ که بعد از کلی کلنجار رفتن با او، این تلقی را پیدا کردم که انتظار دارد مسئولان عالی‌ نظام از او تفقدی کنند؛ به همین دلیل به او گفتم شما اشتباهی کردید که باید تاوان اشتباهتان را بدهید. حالا این چه انتظاری است که می‌خواهید از شما عذرخواهی هم بشود؟ البته به این موضوع تصریح نکرد، ولی وقتی اینها را گفتم، رد نکرد.
درآنجا حرف‌های زیادی رد و بدل شد و در آخر گفت که جواب شما را بعداً می‌دهم. احساس کردم معنی این حرف این است که چنین جلساتی درآینده باز هم باشد، از این رو ۲۰ روز پس از آن حادثه، تماس گرفتم و گفتم آمادگی دارم هر کجا بفرمایید، بیایم و ادامه بحث‌مان را با هم داشته باشیم که کروبی گفت؛ بیایید خیابان دیباجی در فرمانیه و بدین ترتیب دوبار دیگر من به منزل کروبی رفتم که هر کدام به مدت سه ساعت به طول انجامید.

* در کنار موسوی و کروبی، خاتمی هم در فتنه ۸۸ نقش پررنگی داشت، ولی به دلایلی، مورد رأفت نظام قرار گرفت، اما بعد از انتخابات دولت یازدهم هم شاهدیم جریانات و افرادی در مقاطع مختلف، خاتمی را مطرح و رسانه‌ای می‌کنند؛ با توجه به این موضوع، تحلیل شما از اینکه می‌خواهند خاتمی را مجدد احیا کنند، چیست؟
خاتمی نقشش در فتنه شاید کمتر از موسوی و کروبی نبود و این را در ابعاد مختلف می‌توان بیان کرد: ۱ ـ خود او در راه‌پیمایی‌های غیرقانونی، حاضر می‌شد؛ حالا این سوال پیش می‌‌آید که مگر او کاندیدا بود؟ چرا می‌آمد در راه‌پیمایی‌های اعتراضی شرکت می‌کرد؟ خاتمی برای فراهم کردن جمعیت و تدارک کاروان مخالفان نظام به راه‌پیمایی‌ها می‌آمد، از این رو نقش او را برجسته می‌کردند. ۲ ـ نکته دیگر اینکه خاتمی در فریب نظام کارکرد، یعنی، با سران فتنه یک‌جور صحبت می‌کرد و با مسئولان نظام به‌گونه‌ای دیگر. هم در تخریب سران فتنه وهم در خام کردن مسئولان نظام. ۳ ـ مشاوره‌های غلطی که به سران فتنه می‌داد. ۴ـ آدم‌هایی را با واسطه برای جریان فتنه فعال می‌کرد و در ادامه، با برخی سران و مسئولان قبلی نیز رایزنی انجام می‌داد تا این موضوع را تدارک ببیند؛ از این رو، نقش خاتمی کمتر از آنها نیست.
مهم‌تر از همه اینکه؛ خاتمی در این اواخر خودش به این باور رسیده بود که تقلبی صورت نگرفته و حتی در اظهاراتش می‌گوید که به موسوی گفتم تقلبی در انتخابات صورت نگرفته و رأی او، همین مقدار است، ولی هیچ‌گاه حاضر نمی‌شد این را به مردم بگوید.
بنابراین خاتمی به نوعی؛ نقش علمای بنی‌اسرائیل را در این موضوع داشت. حالا ممکن است گفته شود القائات غلط، موسوی و کروبی را به اشتباه انداخت، ولی خاتمی که حقیقت برایش برملا شد چرا مسیر دیگری را رفت؟ بنابراین نمی‌توانیم نقش او را کم‌رنگ بدانیم، اما به دلیل ملاحظاتی، نظام با او برخورد نکرده است.

* علت مطرح کردن خاتمی را در ماه‌های اخیر چه می‌دانید؟
اینها دولت روحانی را دولت اصلاحات نمی‌دانند یعنی عیار او را در حد آنچه خودشان می‌خواهند، ‌نمی‌دانند چون روحانی به تعبیر خاتمی مستأجر چهار ساله پاستور است و حجاریان و دیگران هم گفتند که از موقعیت روحانی چه استفاده‌هایی باید بکنند.
حتی چندی پیش سعید حجاریان گفته که من هنوز معتقد به فتح سنگر به سنگر نظام هستم و گفته که از این فرصت دولت روحانی باید استفاده کرد زیرا اولاً اینها خودشان را در قدرت، مطلق نمی‌بینند،‌ ثانیاً زیر پرچم روحانی هم بخواهند مطلق حضور یابند، آن را قبول ندارند و ثالثاً مستقل هم بخواهند وارد شوند،‌ محوریت ندارند.
سال دیگر انتخابات مجلس شورای اسلامی را داریم که در اینجا فتح سنگر به سنگر معنا پیدا می‌کند . پس برای این کار باید محور پیدا کنند و لیدری ارائه کنند، به همین دلیل چنانچه خاتمی در انزوا باشد، ‌نقش لیدری را نمی‌تواند ایفا کند، لذا این‌ها در تدارک هستند برای تحقق آن تئوری و نظریه مستأجر چهار ساله بودن دکتر روحانی، برای چهار سال آینده لیدر جریان خود را داشته باشند.
طبیعتاً به قبای خاتمی چنگ می زنند و درصددند که او را به وسط بیاورند. بنابراین طبیعی است که از این موضوع استفاده ‌کنند.

* عده‌ای در روز قدس سال ۸۸ شعار نه غزه نه لبنان سردادند و امروز به تکاپو افتاده‌اند که آن افتضاح سیاسی خود را توجیه کنند. نظر شما درباره این عده چیست؟
اعتقادم این است که منشأ آن، تأثیرپذیری‌ها، فریب‌خوردن‌ها، کج‌روی‌ها و خصومت‌ها است. آنهایی که این شعار را دادند یا آدم‌هایی بودند که حساب شده شعار را ساختند که در این صورت، توطئه است، یا آدم‌هایی بودند که قربانی توطئّه شدند و این حرف‌ها را می‌زدند.
بنابراین کسانی که همان موقع این شعارها را می‌دادند برای‌شان روشن بود که روز قدس کجا و جریان فتنه کجا؟! همان هفته‌های اول یوتیوپ، توئیتر و فیس‌بوک با همه وجود پای کار آمدند به نحوی که هیچ رسانه‌ای از دشمن نبود که پای کار نیامده باشد.
این گونه نیست که بگوییم از یک فکر درست سرچشمه می‌گیرد ولی برداشت غلط از آن به دست آمده است. در این مسئله مسیر کاملاً روشن بود و اینهایی که این شعارها را دادند حتی برای ایران هم حرکتی نخواهند کرد. کما اینکه الان خصومت آمریکا با این تحریم ‌هایی که اعمال می‌کند کاملاً روشن است. تا الان می گفتند نظام کنار نمی‌آید و اگر نظام گوشه چشمی نشان دهد، آمریکایی‌ها با سرو کله می آیند و تحریم‌ها هم برداشته می‌شود.
اکنون که آقایان تا این حد کوتاه آمده‌اند پس چرا اتفاقی به نفع مردم نمی‌افتد و در مقابل، هر روز تحریم‌ها و فشار بر ما را بیشتر می‌کنند؟ در واقع کسی دلسوزی برای ما ندارد چون جبهه النصره،‌ جند الشیطان و داعش را آنها آموزش می دهند و تغذیه می‌کنند. من به شما قول می‌دهم اگر آمریکا و داعش هم به ایران حمله کنند، یک نفر از آنهایی که می‌گفتند جانم فدای ایران! هیچ وقت پا جلو برای دفاع از نظام و انقلاب و میهن نمی‌گذارند.
کسانی که می گویند نه غزه نه لبنان، یعنی تأیید دشمنان ایران؛ اگر کسی گفت نه غزه نه لبنان یعنی تقابل نداشتن با دشمن ایران؛‌ حال چگونه می‌تواند بگوید جانم فدای ایران؟!
جانم فدای ایران زمانی است که دشمن بخواهد به آن ضربه بزند،‌ لذا وقتی دارید دست دشمن را برای ضربه زدن باز می‌گذارید و از آن حمایت می‌کنید، دیگر جانم فدای ایران معنی نمی‌یابد چون آن کسی که در غزه و لبنان می‌جنگد، در سرزمین دیگری با ما می‌جنگد و بدین شکل خاکریزهای دفاعی را می‌زنند.
لذا شعارشان کاملاً تناقض داشت و پارادوکسی کامل بود. از این رو امروز نمی توانند حرفی بزنند
* از فرصتی که برای هفته‌نامه گذاشتید سپاسگزاریم.


نگاه یک
علی اسماعیلی

پشت‌پرده گزارش یک اندیشکده آمریکایی؟!
اندیشکده مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا به‌تازگی گزارشی تفصیلی از توان دفاعی ایران به‌ویژه در بحث موشکی ارائه داده است. در بخشی از این گزارش چنین آمده است: «توان موشکی ایران از توپ‌های کوتاه‌برد که برای حمایت از نیروهای زمینی و کاهش نیاز به حمایت هوایی آغاز شده و به موشک‌های دوربردی که می‌توانند به هر هدفی در منطقه برسند، گسترش یافته است. ایران همچنین با توسعه سیستم‌های بوستر (بالا برنده) ممکن است به توان حمله به اهدافی در سرتا‌سر اروپا و حتی ایالات متحده دست‌یابد.» در ادامه و زیرکانه، هدف غایی و اصلی از انتشار این گزارش درباره توانایی موشکی ایران را اینگونه و در نتیجه‌گیری از این گزارش و در دو توصیه قابل‌تأمل برملا می‌کند. آنجا که می‌گوید: «این نشان می‌دهد که به چه دلیل اعمال محدودیت به توان ایران برای تجهیز این موشک‌ها به کلاهک هسته‌ای، بخش‌ بسیار مهمی ‌از هر توافق هسته‌ای معقول ۵+۱ با ایران است. ( این گزارش) همچنین نشان می‌دهد که چرا ایالات متحده و همسایگان ایران باید برای رویارویی با تلاش‌های ایران به بازدارندگی و دفاع مناسب مجهز شوند.»!
اما درباره این گزارش باید گفت؛ توان دفاعی جمهوری اسلامی و پیشرفت‌های آن موضوع جدید و یا پنهانی نیست که کسی از آن اطلاع نداشته باشد و ایران همواره دستاوردهای دفاعی خود را هر از چند گاه و به‌طور علنی اعلام و از آنان رونمایی می‌کند، اما نکته مهم در این خصوص، همانگونه که بارها نیز مسئولان سیاسی و نظامی ایران گفته‌اند این است که؛ پیشرفت‌های نظامی ایران، صرفاً‌برای دفاع از کشورمان در برابر هرگونه حمله احتمالی است و ایران هیچ‌گاه از این تسلیحات و تجهیزات نظامی برای حمله به هیچ کشوری استفاده نخواهد کرد و نکته دیگر اینکه، ایران بارها اعلام کرده که انرژی هسته‌ای را صرفاً برای استفاده‌های صلح‌آمیزش می‌خواهد و به دنبال تسلیحات هسته‌ای نیست. موضوعی که خود غربی‌ها نیز این روزها به خوبی می‌دانند. پس علت این بزرگنمایی‌ها و ایران‌هراسی‌ غربی‌ها علیه ایران که این اندیشکده آمریکایی نیز بر آن اصرار دارد، چیست؟
به نظر می‌رسد در انتشار این گزارش دو هدف مهم و اصلی مدنظر گردانندگان این اندیشکده بوده و آنها می‌خواستند با انتشار این گزارش به آن دو هدف اصلی برسند.
اول اینکه؛ در آستانه دور تازه مذاکرات هسته‌ای بین ایران و ۵+۱ هستیم و همانگونه که غربی‌ها به صورت مستقیم و غیرمستقیم بارها خواستار گنجاندن بحث توان موشکی ایران در مذاکرات بوده‌اند پس انتشار این گزارش در این برهه بهانه لازم را به طرف غربی می‌دهد تا به این بهانه، بحث موشکی ایران را نیز در این مذاکرات وارد نماید! هر چند که مسئولان ایران بارها اعلام کرده‌اند که در مذاکرات هسته‌ای فقط مباحث مربوط به این موضوع بحث می‌شود و ایران وارد مباحث فرعی نخواهد شد.
نکته دوم اینکه، همانطور که در این گزارش هم آمده است، انتشاردهندگان آن به بهانه توصیه به همسایگان ایران از آنان خواسته‌اند که به بازدارندگی و دفاع مناسب (در برابر موشک‌های ایران) مجهز شوند و این یعنی اینکه، غربی‌ها به بهانه ایران‌هراسی در منطقه باز هم می‌توانند تسلیحات و تجهیزات نظامی خود را به کشورهای مرتجع منطقه بفروشند و جالب اینکه در هفته گذشته خبری منتشر شد که آمریکا قصد دارد به عربستان و قطر سامانه‌های ضد موشک «پاتریوت» بفروشد! ظاهراً آمریکایی‌ها بازی جدیدی را برای فروش تسلیحات‌شان به اعراب منطقه و تشویق آنان به خرید این تسلیحات شروع کرده‌اند. تسلیحاتی که البته تا به امروز نشان داده، نه برای دفاع از کشورهای‌شان که در راستای اهداف غرب در منطقه به کار گرفته می‌شود. همانگونه که این روزها هم هواپیماهای سعودی و قطری و اماراتی، تسلیحاتی را که قبلاً از طرف غربی‌ به‌ویژه آمریکا گرفته‌اند را به دستور این کشور و به بهانه حمله به داعش خرج سناریویی می‌کنند که غربی‌ها بسیار پیشتر برای آنان طراحی کرده‌اند. پس انتشار گزارش این اندیشکده در همین راستا ارزیابی می‌شود.


نگاه دو
علی حيدری

پرده دیگری از جریان آزاد اطلاعات در غرب!
امروزه دوران حاکمیت سیاسی و سلطه قدرت‌های نظامی ‌به پایان رسیده و دوران نوین تسخیر افکار عمومی ‌با سلاح رسانه‌ها در حال شکل‌گیری است. البته این نوع سلاح به مراتب مخرب‌تر از تسلیحات نظامی ‌و موشک‌های هسته‌ای است و مبارزه با آن نیز به دلیل ماهیت پیچیده و پنهانی‌اش دشوارتر است، چراکه اگر در جنگ نظامی جسم و جان افراد هدف قرار می‌گرفت در جنگ رسانه‌ای ایمان و باور آنها آماج تیرهای مسموم دشمن قرار می‌گیرد و آسیب‌دیدگان این نبرد به آسانی قابل درمان و ترمیم نیستند.
در عرصه جنگ رسانه‌ای؛ دشمن با استفاده از ظرفیت‌های موجود در رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری به فرافکنی و شایعه‌افکنی می‌‌پردازد و فعالان رسانه‌ای اعم از مفسران مطبوعاتی، خبرنگاران خبرگزاری‌ها و شبکه‌های خبری و پایگاه‌های اینترنتی را به خدمت می‌‌گیرد تا به‌عنوان سربازان جنگ رسانه‌ای برای تحقق اهداف مورد نظر وی تلاش کنند.
موید این موضوع اظهارات هفته گذشته یک روزنامه‌نگار آلمانی بود که بار دیگر نقاب از چهره مزورانه غرب برداشت. «ادو اولفکات» از پرداخت رشوه از سوی سازمان سیا به اصحاب رسانه‌های غربی برای انتشار مطالب ضد روسیه خبر داد و گفت: «من 25 سال به کار روزنامه‌نگاری مشغول بودم و در این مدت یاد گرفتم که تنها دروغ بگویم و خیانت کنم و به مردم واقعیت‌ها را انعکاس ندهم. رسانه‌های آلمان و آمریکا سعی دارند تا مردم اروپا را وارد نبرد با روسیه کنند. مسیری که همکاران من قرار گرفته‌اند صحیح نیست. اصحاب رسانه‌ها نه‌تنها در آلمان بلکه در سرتاسر اروپا رشوه می‌گیرند تا خیانت کنند.» این روزنامه‌نگار آلمانی با اشاره به اینکه روزنامه‌نگاران آلمانی با تطمیع از سوی آمریکا علیه روسیه به دروغ مطلب می‌‌نویسند، گفت: «بعضی مواقع دستگاه‌های اطلاعاتی به دفتر روزنامه می‌‌آیند و از شما می‌خواهند تا مقاله بنویسید. چندی پیش نهاد اطلاعاتی آلمان که زیر نظر سیا اداره می‌‌شود، به دفتر من آمده و می‌خواستند تا علیه لیبی مطلب بنویسم...»
اظهارات این روزنامه‌نگار از دو منظر حائز اهمیت است: اول اینکه تلاش نظام اطلاعاتی آلمان و آمریکا برای سوق دادن روزنامه‌نگاران برای مقابله با روسیه شاهدی بر این مدعاست که دولتمردان غربی در برهه‌های گوناگون و با توجه به شرایط و اقتضائات سیاسی تصمیم می‌گیرند تا هجمه رسانه‌ای علیه دولت و ملتی خاص به راه بیندازند و در این مسیر با انواع و اقسام شگردهای رسانه‌ای به همراه شایعه‌سازی‌ها و دروغ‌پراکنی‌های متعدد می‌کوشند تا تصویر دلخواه خود را از یک دولت و ملت ارائه دهند. برای غرب تفاوتی نمی‌کند روسیه یا ایران. هر دولتی که به نوعی در برابر سیاست‌های غرب باشد، چه اقتصادی، چه نظامی و چه ایدئولوژیکی و... مورد هجمه همه‌جانبه قرار می‌گیرد.
دوم هم اینکه این اتفاقات و برخوردها با اصحاب رسانه در غرب روی داده، جایی که ادعای «آزادی بیان» و «جریان آزاد اطلاعات» در آن گوش فلک را کَر کرده است. چنین دولت‌هایی نبود آزادی در جامعه ایران را مطرح می‌کنند و به‌صورت دوره‌ای گزارش‌های مغرضانه‌‌ای درخصوص حقوق بشر در کشورمان تهیه و منتشر می‌‌کنند. اما خودشان با ابزارهای مختلف به رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران فشار می‌‌آورند که مطالبی باب میل آنها بنویسند.
این دشمن که شمه‌ای از ویژگی‌هایش در بالا گوشزد شد در مقابله رسانه‌ای طولانی خود با ایران موضوعات گوناگونی را مد نظر داشته، اما اوج تحرکات رسانه‌ای‌اش علیه انقلاب اسلامی در جریان فتنه 88 بود که رسانه‌هایش با هدایت استکبار و صهیونیسم به‌عنوان پیاده‌نظام به میدان آمدند و تمام تلاش خود را به کار بستند تا این جریان به نتایج دلخواه برسد، اما آگاهی و بصیرت مردم در پرتو روشنگری‌های رهبر فرزانه انقلاب توطئه‌های دشمنان را ناکام گذاشت.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

گزارش چرایی نیاز مبرم مسلمانان به اتحاد و همبستگی
فریضه فراموش‌شده جهان اسلام

سید فخرالدین موسوی

زخم کهنه فلسطین، گروه‌های تروریستی، حال و روز عراق، جولان‌های داعش در غرب آسیا، روزگار غریب افغانستان در سایه حضور دولت‌های غربی، روزهای سخت مسلمانان در پاکستان، سرکوب نهضت‌های اسلامی، جنگ در سوریه، ترویج چهره‌ای سیاه از اسلام و دردهای بسیار دیگر، مدت‌هاست گریبان جامعه بزرگ مسلمانان را گرفته است. قریب دو میلیارد مسلمان سال‌هاست که نتوانسته‌اند خود را بازیابند و تمدن اسلامی را بار دیگر احیا کنند. بیشتر آنها حتی نتوانسته‌اند بر مشکلات روزمره خود فائق آیند. نتوانسته‌اند بر هجمه کشورهای غربی، بر تفرقه‌افکنی‌ها و قرائت‌های انحرافی از اسلام غلبه کنند. امتی که منابع اصلی انرژی جهان را در اختیار دارد. امتی که بر راهبردی‌ترین مناطق دنیا حاکم است، امتی که با جمعیت فراوان خود می‌تواند به هر امری که اراده کند دست یابد، مدت‌هاست اسیر سردرگمی‌ها و ندانم‌کاری شده است. گزافه نیست اگر بگوییم امت رسول خدا (ص) قرن‌هاست از فقدان اراده‌ای انقلابی و پیش‌برنده رنج می‌برد. اراده‌ای که بتواند راه را برای تبدیل مسلمانان به یدی واحد بگشاید. جهان اسلام، مدت‌هاست از نبود رهبرانی قدرتمند رنج می‌برد تا دست‌به‌دست هم دهند و امتی محکم، منسجم و باعظمت بسازند و تمدن اسلامی را بار دیگر برپا کنند؛ اراده‌ای که چهره حقیقی اسلام را که پیامبر اعظم اسلام(ص) منادی آن بود، به جهانیان بشناساند و سیاه‌نمایی‌ها و تبلیغات‌ دروغین را بزداید. امت اسلام امروز سکوت کرده است و در برابر مخدوش شدن چهره مبارک اسلام در بی‌تفاوتی به سر می‌برد. امت اسلام امروز جنایت رژیم صهیونیستی را در منطقه می‌بیند و دم نمی‌زند. پنجه کشیدن تروریست‌های تکفیری را بر چهره اسلام می‌بیند و حرفی نمی‌زند. اسلام‌هراسی رسانه‌های غرب را مشاهده می‌کند و انگار نه ‌انگار که اتفاقی روی داده است. مبالغه‌آمیز نخواهد بود اگر بگوییم جهان اسلام امروز چندپاره است، سران کشورهای اسلامی تنها به منافع خویش می‌اندیشند و قیام‌های امت اسلامی به غیرانسانی‌ترین شکل سرکوب می‌شود. در این وضعیت اسفبار و آشفته، نیاز به وحدت و یکپارچگی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. مسئله‌ای که امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) به‌عنوان مقتدر‌ترین و پرنفودترین رهبر امروز جهان اسلام، همواره بر آن تأکید داشته‌اند و در آخرین پیام خود نیز به مناسبت موسم حج دگر بار بر آن تأکید کرده‌اند.

وحدت در کلام ولی‌امر مسلمین
امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در پیام خود وحدت را از مسائل بسیار مهم می‌دانند و می‌نویسند: «از موضوعات مهم و دارای اولویّت، مسئله‌ اتّحاد مسلمانان و گشودن گره‌های فاصله‌افکن میان بخش‌های امّت اسلامی است.» ایشان راه چاره‌ جامعه اسلامی را وحدت می‌خوانند و می‌افزایند: «این هشداری به همه‌ ما است که مسئله‌ اتّحاد مسلمین را امروز در صدر وظایف ملّی و بین‌المللی خود بشماریم.» رهبر معظم انقلاب اسلامی با توجه به این مسئله مهم که وحدت و یکپارچکی ملت مسلمان می‌تواند قدرت‌های جهان اسلام را به عرصه عمل برساند، در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی با حضرت ایشان نیز می‌فرمایند: «ایمان به خدا و اتحاد، دین و اتحاد كلمه؛ این دو چیز است كه می‌تواند كشورها را، ملت‌ها را روی پای خودشان نگه دارد؛ قدرت مقاومت به آنها بدهد.» ولی‌امر مسلمین در حالی بر وحدت و اهمیت وحدت مسلمانان تأکید می‌کنند که از سوی دیگر نیز تلاش دارند ریشه‌های چنددستگی و اختلاف را نیز به مسلمانان بشناسانند و دست‌هایی را که سبب تفرقه می‌شوند معرفی کنند. ایشان در سخنانی در جمع شرکت‌کنندگان در اجلاس جهانی استادان دانشگاه‌های جهان اسلام و بیداری اسلامی می‌فرمایند: «برادران! خواهران! ابزاری که در دست دشمنان ما می‌تواند فعال شود و از آن حداکثر استفاده را دارند می‌کنند، اختلافات است؛ اختلاف شیعه و سنی، اختلاف قومیت‌ها، اختلاف ملیت‌ها، تفاخرهای غلط. مسئله‌ شیعه و سنی را دارند بزرگ می‌کنند، سعی‌شان این است اختلاف ایجاد کنند. می‌بینید در کشورهای اسلامی، در همین کشورهای انقلاب‌کرده، اختلاف ایجاد می‌کنند؛ در نقاط دیگر دنیای اسلام اختلاف ایجاد می‌کنند؛ همه باید بیدار باشند، همه باید هشیار باشند.» این هشدارهای معظم‌له ضرورت دوچندان شناخت تفرقه‌افکنان و مقابله با آنان را روشن می‌کند.

غرب و اختلاف‌افکنی میان مسلمانان
سیاست استعمارگران، از همان آغاز تلاش‌شان برای سیطره بر کشور‌های مختلف دنیا و به ویژه برای مسلط شدن بر مقدرات امت اسلامی، سیاست «تفرقه بینداز وحکومت کن» بوده است. آنها به‌خصوص در مواجهه با امت اسلام این حربه را به کار گرفتند چراکه به وضوح می‌دانستند که اگر جهان اسلام به یکپارچگی برسد اثری از قدرت‌ آنان نخواهد ماند. از همین‌رو با برنامه‌ریزی‌های بلندمدت، مذاهب مختلف اسلامی را به یکدیگر بدبین کردند و می‌کنند، گروه‌های جعلی به نام اسلام ساختند و باز هم خواهند ساخت، رفتارهای متحجرانه و ضد انسانی را به نام دین اسلام رواج می‌دهند. اختلافات را بزرگ جلوه می‌دهند و از هیچ اقدامی برای منحرف کردن مسیر همدلی و اتحاد مسلمانان نمی‌گذرند. «لوک ايستوود» تحليلگر و نويسنده ايرلندي‌تبار در این باره می‌گوید: «آمريکا از الگوي قديمي «تفرقه بينداز و حکومت کن» در خاورميانه و میان ملل اسلامی استفاده مي‌کند؛ سياستي که قدمتش به دوره امپراتوري رم و حتي پیشتر باز مي‌گردد. آرزوي سياستمداران حوزه سياست خارجي آمريکا اين است که مسلمانان ضعيف باشند و کشورهاي اسلامی در اختلاف به سر ببرند، زيرا در آن صورت آمريکا مي‌تواند بازي‌هايي را به نفع خود مديريت کند و راحت‌تر به منابع مورد نظرش دست پيدا کند.» هدفی که برای رسیدن به آن، رسانه‌ها و هنر را نیز در خدمت گرفته‌اند. رسانه‌هایی که دیگر برای همه جهان روشن شده است یکجانبه از منافع و آرمان‌های غرب حمایت می‌کنند. روشن شده است که این رسانه‌ها کانون‌هایی‌ هستند که زمینه و بسترهای اجتماعی تحقق اهداف استکباری دول غربی را فراهم کنند. همان‌طور که رئیس‌جمهور آرژانتین در نشست اخیر سازمان ملل گفته است، همه امروز فهمیده‌اند رسانه‌های غربی دروغ می‌گویند. نه تنها سیاستمداران غیر غربی که بسیاری از افراد آمریکایی‌تبار نیز آن را نکوهش می‌کنند. «کن اوکیف» از نظامیان سابق آمریکا در این‌باره می‌گوید: «در دنیای کنونی هالیوود یکی از مهم‌ترین ابزار برای تفرقه‌افکنی میان مردم است.» او همچنین می‌گوید: «مزدوران و گروه‌های تروریستی دیوانه، به هیچ وجه اسلامی نیستند و هر مسلمانی این را می‌داند، آنها با برخورداری از حمایت و پول بی‌‌‌نهایت آمریکا که تروریستی‌ترین کشور جهان است به اقدامات خود ادامه می‌دهند.»

تأکید به وحدت در معارف اسلامی
«واعتصموا بحبل‌الله جميعا و لا تفرقوا و اذكروا نعمت‌الله عليكم اذ كنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا» همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت ‏خدا را بر خود به ياد آوريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او ميان شما الفت ايجاد كرد و به بركت نعمت او برادر شديد. این آیه سوره آل‌عمران به صراحت نشان می‌دهد که وحدت و یکپارچگی، اصل بسیار مهم در توفیق و پیروزی مسلمین است. خداوند در قرآن کریم از یک‌سو اینچنین به وحدت در میان امت حول محور دین و اسلام تأکید می‌کند و از سوی دیگر نیز به کسانی که تفرقه ایجاد می‌کنند، هشدار می‌دهد. در آیه 159 سوره انعام آمده است: «ان‌الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا لست منهم في شى‏ء انما امرهم الى‌الله؛ همانا كسانى كه آيين خود را پراكنده ساختند و به گروه‏هاى گوناگون تقسيم شدند، تو هيچ گونه رابطه‏اى با آنها ندارى، سر و كار آنها تنها با خدا است.» و تا آن حد تفرقه و اختلاف را مذموم و نادرست می‌خواند که در سوره «الروم» تفرقه‌اندازان را همتراز با مشرکان معرفی می‌کند، «و لاتكونوا من المشركين من الذين فرقوا دينهم و كانوا شيعا؛ از مشركان نباشيد، از كسانى كه دين خود را پراكنده ساختند و به دسته‏ها و گروه‏ها تقسيم شدند.» در کنار این آیات که میزان منفور بودن تفرقه و چنددستگی در اسلام را نشان می‌دهند، تاریخ اسلام نیز در سطر‌های مختلف خود شاهد ابراز تنفر و بیزاری امامان و پیشوایان اسلام(ع) از چنددستگی است. حضرت اميرمؤمنان على(ع) در خطبه‏‌ای می‌فرمایند: «و الزموا السواد الاعظم، فان يدالله مع‌الجماعه و اياكم والفرقه، فان الشاذ من الناس للشيطان، كما ان الشاذ من الغنم للذئب، با انبوه مردم همراه گرديد كه دست خدا با جماعت (حق‌طلب) است و از تفرقه و تك‌روي بپرهيزيد كه مردم تك‌رو بهره شيطان شوند، چنانكه گوسفند تك‌رو بهره گرگ گردد. حضرت علی(ع) به اندازه‌ای از گروهك خوارج كه موجب تفرقه در ميان سپاه اسلام گردیدند و با دستاویزهای فريبنده زمینه‌ چنددستگی در سپاه مومنان را به وجود آوردند، بیزار است كه مى‏فرمايد: «الا من دعا الى هذا الشعار فاقتلوه، ولو كان تحت عمامتى هذه؛ هوش داريد، هر كس به اين شعار (تفرقه) فراخواند او را بكشيد هر چند زير اين عمامه من باشد.» وحدت موضوعی است که در جهان معاصر نیز مورد توجه ویژه علمای اسلام و مراجع بزرگ است، در ادامه به دیدگاه برخی از بزرگان و مراجع تقلید در این باره اشاره می‌کنیم.
امام خمینی(ره)، رهبر کبیر انقلاب: ما با مسلمین اهل تسنن یكی هستیم. اگر كسی كلامی بگوید كه باعث تفرقه بین ما مسلمان‌ها بشود، بدانید كه یا جاهل است يا از كسانی است كه می‌خواهند بین مسلمانان اختلاف بیندازند. قضیه شیعه و سنی اصلاً در كار نیست ما همه با هم برادریم. لازم است ‏برادران ايرانى و شيعيان ديگر كشورها از اعمال جاهلانه كه موجب تفرقه صفوف مسلمين است، خودداري كنند و لازم است در جماعات اهل سنت‏ حاضر شوند و از انعقاد و تشكيل نماز جماعت در منازل و گذاشتن بلندگوهايى مخالف رويه اجتناب نمايند.»
علامه امینی: عقاید و آرای مذاهب، مختلف است و هرگز رشته اخوت را که قرآن کریم با جمله «انما المومنون اخوه» بدان تصریح کرده، پاره نمی‌کند هر چند کار مباحثه علمی و مجادله کلامی و مذهبی به اوج خود برسد. سیره سلف و در رأس آنها صحابه و تابعین نیز همین بوده است. ما مؤلفان و نویسندگان در اقطار و اکتاف جهان اسلام، با همه اختلافاتی که در اصول و فروع با یکدیگر داریم، یک وجه مشترک داریم و آن، ایمان به خدا و پیامبر خداست. در کالبد همه ما یک روح و یک عاطفه حکمفرماست و آن، روح اسلام و کلمه اخلاص است.»
امام موسی صدر: «وحدت کلمه و یکی کردن نیروها و رشد کارایی‌ها، نه فقط از شریف‌ترین هدف‌های دینی و وصیت پیامبر عظیم‌الشأن[ص] ماست، بلکه چیزی است که به موجودیت ما، شرف ما و موجودیت نسل‌های آینده ما بستگی دارد. بلی، مسئله‌ای است حیاتی. این وحدت کلمه نباید به‌صورت: «شعاری برافرشته» یا «سخنی مکتوب» بماند، بلکه باید تابشی از فکر و تپیدنی از دل و راهی برای رفتن باشد. بعد اساسی در شناختن آینده باشد و این، جز با تلاش فکری فوق‌العاده و اهتمام ویژه برخاسته از درون و کوشش و تلاش و شب‌زنده‌داری میسر نخواهد بود. در این هنگام وحدتی خواهیم داشت نمونه، که دیگران از آن الگو برخواهند گرفت.» ایشان در سخن دیگر می‌گوید: «فشرده شدن صفوف مسلمین چیزی نیست که تنها پیامبر اکرم(صلی‌الله علیه و آله) آن را سفارش کرده باشد، بلکه ضرورت زندگی و عقل نیز آن را به ما توصیه می‌کند و موضوعی است که هستی و بقای ما به آن بستگی دارد. مقصود من از وحدت کلمه مسلمین آن نیست که آن را کورکورانه تکرار کنیم. بلکه منظورم آن است که وحدت ـ به تمام معنای کلمه ـ در تمامی تعقلات و اندیشه‌های ما جا گیرد و برنامه اعمال و کوشش‌های ما گردد.»
محمد رشيد رضا: «يكي از بزرگ‌ترين گرفتاري‌هاي فرق اسلامي، دادن نسبت فسق به يكديگر است با اينكه همگي قصد وصول به حق را دارند، بنابراين هر كدام مجتهدند و مجتهد هر چند خطا كند، معذور است.»
علامه سیدمحمدحسین طباطبائی: «شیعیان صدر اسلام هرگز از صف اکثریت کنار نرفته و در پیشرفت امور عامه اسلامی، با عموم مسلمانان تشریک مساعی و بذل نصح می‌نمودند و هم‌اکنون نیز بر عموم مسلمانان لازم است که اتفاق خود را در اصول آیین مقدس اسلامی در نظر گرفته و از این همه فشار و ناراحتی که در طول این مدت از بیگانگان و عوامل خارجی کشیده‌اند، به خود آمده و تفرقه عملی را کنار گذاشته و در یک صف قرار گیرند.»
همانطور که از مباحث مطرح شده بر می‌آید نه تنها وحدت یک ضرورت برای پیشرفت جوامع اسلامی است، بلکه یک فریضه اسلامی محسوب می‌شود؛ فریضه فراموش‌شده‌ای که درد و لطمه فراموشی آن تا مغز استخوان امت اسلامی رخنه کرده است.

نتیجه‌گیری
اگر امت اسلامی قصد دارد تمدن خود را بار دیگر بازیابد و بتواند مقدرات خود را در دست بگیرد، اگر قرار است اسلام با چهره واقعی‌اش به جهان شناسانده شود، اگر می‌خواهیم اخبار به خون غلتیدن مسلمانان از اخبار جهان کسر شود و کشورهای اسلامی از شر حاکمان دست‌نشانده غرب رهایی بیابند، اگر مردمان مسلمان بار دیگر می‌خواهند امت واحدی شوند که نه دنباله‌رو، بلکه پیشرو باشند، باید ابتدا اصلاح را از درون خود آغاز کنند. اول باید اختلافات را کنار بگذارند و به ریسمان الهی چنگ بزنند. علمای اسلام باید فارغ از آن، که به کدام مذهب تعلق دارند، با تمرکز بر مشترکات، با تمسک به سیره رسول اعظم اسلام(ص) بر وحدت تأکید کنند. گروه‌های جعلی به نام اسلام را بشناسند و طرد کنند، چهره حقیقی اسلام را معرفی و نسبت‌های ناروا بر چهره مبارک اسلام را بشناسانند. امروز جهان اسلام، تشنه آن است که رهبران مذاهب مختلف اسلامی که دل در گرو اصل اسلام دارند متحد، برای اصل اسلام قیام کنند. قیامی که بی‌شک به قعود آحاد امت اسلام پایان خواهد داد و دریای رخوت زده و در رکود فرو رفته جهان اسلام را به خروش و جوشش در خواهد آورد؛ ان‌شاءالله چنین شود که «يدالله مع الجماعه».


نیم نگاه
فتح الله پريشان

برائت از فتنه؟!
هفته گذشته با محوریت مجلسی‌ها دوگونه خبر متفاوت درباره فتنه ۸۸ در رسانه‌ها بازتاب پیدا کرد که واجد نکات مهمی است. خبر اول مربوط به پرسش تعدادی از نمایندگان از وزیر اطلاعات بود که در پایان، آقای کریمی قدوسی، نماینده مشهد به حجت‌الاسلام علوی، وزیر اطلاعات گفت: «خوب است شما هم مانند اقای مجید انصاری از فتنه اعلام برائت کنید.» این خبر به گفته آقای خباز، معاون امور تقنینی معاون پارلمانی رئیس‌جمهور مورد اعتراض و تکذیب آقای انصاری قرار گرفت که مفهوم آن، این بود که من از فتنه اعلام برائت نکرده‌ام!
اما خبر دوم؛ نامه آقای علی مطهری به رئیس‌جمهور درخصوص انجام وظیفه ایشان در مورد اجرای قانون اساسی است که وی ترجیح داد عدم تلاش رئیس‌جمهور برای شکست حصر سران فتنه را از وظایف مغفول‌مانده رئیس‌جمهور تلقی و تهدید کرد که اگر بیشتر از این مسامحه صورت گیرد با پرسش مجلس در این‌خصوص و دیگر مسائل فرهنگی مواجه خواهد شد!
همان‌طور که ملاحظه می‌شود فصل مشترک هر دو اقدام مجلسی‌ها، درخصوص فتنه ۸۸ و سران آن است. در اولی آقای انصاری اصرار دارد که همچنان از برائت‌کنندگان فتنه محسوب نشود. این در حالی است که مقام معظم رهبری در آخرین دیدارشان با کارگزاران نظام و اعضای دولت به صراحت از فتنه به عنوان خط قرمز نظام جمهوری اسلامی ایران یاد کردند و به وزرا تأکید کردند که به عهدی که به مجلسی‌ها در هنگام اخذ رأی اعتماد در خصوص اجتناب از به‌کارگیری عاملان فتنه داده‌اند، وفادار باشند. حال باید از آقای انصاری پرسید؛ شما به عنوان معاون حقوقی و پارلمانی رئیس‌جمهور محترم که بلاواسطه این خبر را از رهبری معظم شنیده‌اید، چرا اصرار دارید طوری حرف بزنید یا عمل کنید که نه‌تنها فاصله‌گیری از فتنه و سران آن به تصویر کشیده نشود، بلکه نوعی دلدادگی به آنها از رفتار سیاسی‌تان استنباط شود. البته عملکرد شما در ایام فتنه به‌ویژه موضع‌گیری تشکل متبوع شما در فراخوان دادن به آشوبگران پس از نمازجمعه امام خامنه‌ای که دستور به جمع کردن فتنه داده بود از اذهان زدوده نشده است. رئیس‌جمهور محترم و معاون پارلمانی قطعاً می‌دانند که حکم آقا به وزرا قابلیت تعمیم به معاونان و دیگر اعضای کابینه را هم دارد و در نظام جمهوری اسلامی ایران نمی‌توان رفتار دوگانه داشت، یعنی هم دل در گرو مسئولیت سپرد و هم در نهان، محبت دشمنان نظام را در قلب پرورش داد.
اما درخصوص نامه آقای علی مطهری به رئیس‌جمهور هم باید به وی تذکر داد که دغدغه آزادی‌خواهی شما محترم و مغتنم است، اما طبق فرموده‌های پدر محترم و اندیشمندتان که تفکرشان مبنای نظام جمهوری اسلامی ایران است، این آزادی الزامات و حدودی دارد. دقیقاً از جمله الزامات آن، این است که باید مراقبت شود افراد یا جریان‌هایی به نیت سوءاستفاده از آن و به نام آن، اساس و هویت نظام اسلامی را نشانه نروند. آقای مطهری! سران فتنه که شما خواستار آزادی آنها هستید، به اصل و اساس نظام جمهوری اسلامی لطمه زدند و اگر نبود هدایت‌های رهبری نظام و استواری پایه‌های آن کافی بود شالوده نظام سیاسی از هم بپاشد. سران فتنه با دمیدن در تنور فتنه و با طرح دروغ تقلب در انتخابات، به سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و حیثیت بین‌المللی نظام جمهوری اسلامی ایران آسیب جدی زدند و به‌گونه‌ای که از شعله‌های زبانه کشیده این تنور، لطمات و خسارات جانی، مالی و حیثیتی بیشماری به نظام و مردم همیشه حاضر در صحنه انقلاب وارد شد. حال با چه استدلال و مجوزی درخواست می‌کنید رئیس‌جمهور محترم کشور تحت لوای فعال‌سازی یکی از ظرفیت‌های قانونی در این خصوص اقدام دلخواه شما را به انجام رساند؟ آیا این خواسته همه نمایندگان و همه مردم است؟ آیا عرف سیاسی دنیا با چنین مقوله‌هایی که در حوزه امنیت ملی تعریف می‌شوند این‌گونه برخورد می‌کنند و آن را به عرصه توده‌های جامعه می‌کشاند؟ مهم‌تر از همه؛ آیا سران و عاملان بی‌مزد و مواجب بیگانه از کرده خود و از اتهامی که به نظام مظلوم اسلامی زده‌اند ذره‌ای احساس ندامت و پشیمانی دارند؟ و صدها پرسش دیگر که باید پاسخ داده شود. به نظر می‌رسد مطهری با لجاجت به این مسئله دامن می‌زند و الا، درک فتنه ۸۸ چندان مسئله غامض و پیچیده‌ای نیست که ایشان نتواند آن را تجزیه و تحلیل نماید. اما نکته آخر اینکه، در فضای سیاسی کنونی کشورمان و مستنبط از بیانات مختلف حکیم فرزانه انقلاب، برائت از فتنه، معیار مهم و اصلی برای تعریف و جایابی افراد، شخصیت‌ها و جریانات سیاسی در دایره خودی‌ها است و اصرار بر غیر آن، موجب خروج از این دایره خواهد بود.


دریچه
گردآوری: اکبرکريمی

صبح صادق هولوکاست انگلیس علیه ایرانیان را بررسی می کند(42)

گزارش یک‌سویه «پدوک» از اوضاع آذربایجان
کالدول یک نسخه از نامه ۱۱ جولای گوردن پدوک را نیز که به قزوین نقل‌مکان کرده بود به پیوست این گزارش ارسال کرد. پدوک می‌نویسد: از نامه‌هایی که به دیگران ارسال شده دریافته‌ام که ترک‌ها اخیراً از شمال و جنوب ارومیه به نیروهای مسلح سوری و ارمنی حمله‌ور شده‌اند، ولی پس از اینکه از هر دو طرف به نزدیکی‌های شهر رسیدند، شکست خوردند و عقب نشستند.
پدوک سپس به برنامه مسیحیان برای خروج دسته‌جمعی از ارومیه چنین اشاره می‌کند: از قرار معلوم مسیحیان به فکر خروج دسته‌جمعی از منطقه ارومیه بوده و خود را برای این کار آماده می‌کنند... طبق گزارش‌ها همه مسیحیان در ناحیه سلماس، به ویژه شمار زیادی از پناهندگان ارمنی که به‌تازگی از وان به آنجا پناه آورده بودند، به ارومیه بازگشته‌اند (در بحبوحه جنگ، شمار زیادی از ارامنه عثمانی آواره شدند و به خاک ایران پناه آوردند و در شهرهای مختلف آذربایجان از جمله تبریز مقیم شدند. تاریخ معاصر ایران، گزارش‌های فراوانی از خوش‌رفتاری و نوع‌دوستی مردم مسلمان آذربایجان با این ارمنیان آواره دارد و برخورد ایرانیان با این‌ها نشان می‌دهد که حساب این طیف از دشمنان مسلمانان از جمله آسوری‌های مسیحی جدا بوده است ولی پدوک در گزارش خود سعی دارد همه این مسیحیان را در یک طیف و باعنوان مظلومان و آوارگان ترد شده از سوی مسلمانان عثمانی و ایرانی معرفی کند.)
و بدین ترتیب شمار مسیحیانی که در دشت ارومیه جمع شده‌اند به بیش از ۸۰ هزار نفر رسیده است. این تعداد احتمالاً متشکل از این گروه‌ها هستند: مسیحیان بومی ساکن مناطق ارومیه و سلماس، که اکثراً آسوری هستند (اتباع ایرانی، ارمنی‌ها و روس‌ها و... که به تابعیت ایران درآمده‌اند) ۲۵۰۰۰ نفر؛ آسوریان ساکن در کوهستان‌های ترکیه که به جبهه‌ها آمده‌اند (آنها به «جلو» معروف هستند که برگرفته از نام یک ناحیه کوهستانی است) در حدود ۳۵۰۰۰ نفر؛ الباقی که بین ۱۰ تا ۱۵ یا حتی ۲۰ هزار نفر هستند، پناهندگان ارمنی که اکثراً ساکن منطقه وان هستند و در آخرین خروج ارمنی‌ها از آنجا وارد خاک ایران شده‌اند. اگر چه ممکن است نزدیک به ۸ تا ۱۵ هزار نفر از این مردم اسلحه داشته باشند ولی تنها نیروی مسلح کارآمدشان افراد باقی‌مانده از گردان‌های آسوری است که چند سال پیش تحت نظر روس‌‌ها سازمان یافتند و تعلیم دیدند و ممکن است نفراتی هم که از آن موقع تا به حال از سوی فرماندهان روسی تعلیم دیده‌اند به آنها اضافه شده باشند. علاوه بر اینها، یگان‌های تعلیم‌دیده سربازان ارمنی نیز هستند که به هنگام اشغال منطقه وان به دست ترک‌ها از آنجا خارج شدند. احتمالاً مهمات زیادی برای نیروهای آسوری باقی‌ نمانده است و به اطلاع رسیده که فشنگ‌های آنها نیز برای مقاومت طولانی کافی نیست. پدوک همچنین می‌گوید: ورود خلبان انگلیسی طبیعتاً موجب شادی این مردم شد که هفته‌ها عملاً هیچ ارتباطی با خارج نداشتند و حالا گمان می‌رود که این دسته‌های نظامی به امید دریافت سریع ملزومات انگلیسی در آنجا خواهند ماند. علاوه بر این، امکان دارد که مردم غیرنظامی نیز در آنجا بمانند، زیرا حرکت و تغذیه چنین جمعیتی در یک منطقه صعب‌العبور و جنگی کار بسیار خطرناکی است. ساوئرد مجدداً در ۱۶ جولای گزارش می‌دهد: گزارش‌های واصله در طول هفته گذشته حاکی از آن است که جنگجویان مسیحی ارومیه در حال مقاومت هستند و سلاح و مهمات به زودی از سوی انگلیسی‌ها به دست آنها خواهد رسید. کمی پس از ارسال این گزارش، مسیحیان، ارومیه را رها کردند و این شهر به تصرف ترک‌ها درآمد. ترک‌ها به پیشروی‌شان ادامه دادند و در ۲۷ جولای ارومیه را که قبلاً جمعیت مسیحی به جز مبلغان مذهبی آمریکایی آن را ترک کرده بودند به اشغال خود درآوردند.


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران268
تأليف :عبدالله شمسی

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب اعتماد ملی (21)
روحانيت، قانون اساسی و توسعه از منظر حزبی   

ششمین قسمت از دیدگاه‌های حزب اعتماد ملي، به بررسی روحانیت، قانون اساسی و توسعه از منظر این حزب و نگاه اعضای اصلی این حزب اختصاص دارد.
روحانيت
موسسان حزب و اعضاي حزب اعتماد ملي، خود را از پيروان خط اصيل بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران امام خميني(ره)، آن فقيه عارف و فيلسوف فرزانه مي‌دانند.(۱) از اينرو، قائل به حضور و نقش‌آفريني روحانيت در مسائل اجتماعي و سياسي هستند. مؤيد اين موضوع هم حضور دو روحاني به‌عنوان موسسان اصلي و در مقام دبيرکلي و قائم‌مقامي حزب است و همچنین شاخه روحانیت حزب مدعی بود، ارتباط تشکیلاتی با بیش از ۵۰۰ روحانی در سراسر کشور دارد.
بر خلاف نظر برخي تشکل‌هاي روحاني که معتقدند با توجه به اينکه روحانيت مرجع و ملجأ آحاد مردمند و نقش پدري براي جامعه دارند، نبايد خود را به چارچوب‌هاي حزبي محدود کنند، اما حزب اعتماد ملي قائل به فعاليت حزبي روحانيت است. از اينرو، واحد روحانيت اين تشکل نيز فعال شد. دبيرکل حزب اعتماد ملي در اين باره اظهار داشت: «همان زمان كه در واحد روحانيت حزب جمهوري اسلامي مشغول بودم، بعضي از بزرگان روحاني ما را از فعاليت حزبي نهي مي‌كردند و ما با كمال احترام آن نظر را رد مي‌كرديم، روحانيت حتي اگر بخواهد فعاليت صنفي صرف هم داشته باشد، بايد بنابر قانون اساسي و قانون عادي مجوز بگيرد. اگر اين كار را نكنند خلاف نص صريح قانون اساسي عمل كرده‌اند. روحانيت مي‌تواند فعاليت سياسي بكند، اما بايد مجوز بگيرد.»(۲)
قانون اساسي
حزب اعتماد ملي، قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران را به عنوان ميثاق و سند هويت ملي تلقي ميکند و بر اجراي همه اصول و محتواي آن تأکيد ميورزد. قانون اساسي را ميراث گرانبهاي مجاهدت‌هاي مبارزان و ايثارگران و خونبهاي شهيدان مي‌داند و لازمه احترام به آن، عمل به آن است و هرگونه برخورد گزينشي با اصول آن نادرست است.
بر پايه اين ديدگاه، قانون اساسي بر محور انديشه ولايت فقيه، حاکميت ملّت و تحکيم و استقلال قوا استوار شده و در چارچوب مباني مردم‌سالاري ديني و انتخابات آزاد، نمود عيني پيدا مي‌کند.(۳)
اين حزب اذعان دارد که راه تکامل قانون اساسي باز است، امّا تنها در چارچوب راهکارهاي پيش‌بيني شده در قانون اساسي، بر اساس رأي و نظر مردم، به نحوي که جمهوريت و اسلاميت نظام و مباني غيرقابل تغيير آن از دست نروند، مي‌توان در آن بازنگري کرد(۴)؛ زيرا قانون اساسي در يک دهه پس از انقلاب اصلاح شد و امروز با گذشت دو دهه از اين اصلاح بيش از پيش شايسته و ضروري است که براي به روز کردن آن متناسب با نيازهاي زمان و نيز رفع نارسايي‌هاي آن اقدام شود.(۵)
حزب اعتماد ملي معتقد است که بايد يک سري اصلاحات حقوقي صورت پذيرد. بخشي از اين اصلاحات را مي‌توان از طريق مجاري عادي مثل مجلس و دولت انجام داد، اما بخشي نيز از خلال تقاضا براي اصلاح قانون اساسي انجام‌ شدني است، از جمله: «افزايش اختيارات شوراها و شوراهاي استاني، تغيير در اصل ۴۴، افزايش برخي ايده‌ها و حقوق و تصريح آنها از جمله در زمينه محيط‌زيست و برخي تداخل اختيارات و نيز لغو انحصارات مختلف از جمله انحصار رسانه‌اي موضوعاتي است که مي‌تواند براي اصلاح قانون اساسي پيشنهاد گردد.»(۶)
توسعه
در ديدگاه‌هاي حزب، توسعه به معناي توسعه همه‌جانبه در عرصه سياسي، اقتصادي و فرهنگي تلقي شده است. در این مورد، در بيانيه اعلام موجوديت حزب چنين آمده است: «ما معتقديم انديشه عدالت اجتماعي در صورتي قابل تداوم است كه توسعه اين مفهوم از گستره اقتصاد به همه حوزه‌هاي حيات سياسي، فرهنگي و اجتماعي تسري يابد. تأكيد بر عدالت سياسي در كنار عدالت اقتصادي، هم مرز ما را با مدعيان اخير عدالت اجتماعي روشن مي‌كند كه هرگز از عدالت سياسي و حاكميت قانون و حقوق شهروندي سخن نمي‌گويند و هم حد فاصل ما با رفتارهايي است كه عدالت اجتماعي و اقتصادي را در عصر اصلاحات و توسعه سياسي ناديده گرفتند.
... در نگاه ما فرهنگ، سياست و اقتصاد منفک از يکديگر نبوده و حتي داراي همبستگي مکانيکي نمي‌باشند، بلکه نيازمند پيوستگي درون‌ساختي هستند که بر پايه آن بدون توجه به يکي از وجوه، وجه ديگر نيز به گونه‌اي طبيعي و نهادمند سامان نمييابد و تجربه توسعه در کشورهاي مختلف مبين اين واقعيت است که الگوي رشد اقتصادي بدون رشد سياسي و فرهنگي شکننده، نامتوازن و ناپايدار است.»(۷)
با وجود ديدگاه فوق در مورد توسعه که همه عرصه‌ها را مورد توجه قرار مي‌دهد، اما در ادبيات حزب، بيشترين تأکيد بر توسعه اقتصادي است. از اين منظر حزب اعتماد ملي اقتصاد آزاد و خصوصي‌سازي را پذيرفته است، اما نه به معناي ليبرالي آن. مسئول دفتر سياسي حزب چنین توضيح مي‌دهد: «حزب اعتماد ملي، حزبي است كه از نظر اقتصادي، اقتصاد آزاد را پذيرفته، خصوصي‌سازي را مورد توجه قرار داده و بر فضاي امن اقتصادي تأكيد ويژه‌اي دارد؛ منتها آزادي اقتصادي به معناي ليبراليسم اقتصادي را نه. يعني در عين حال كه آزادي اقتصادي را پذيرفته، بر عدالت اجتماعي هم تأكيد ويژه‌اي دارد.»(۸)
با اين وصف اقتصاد مورد نظر آنها، برآيند اقتصاد دولتي و آزاد است: «ما در ايران برآيندي داريم از نظر اقتصادي بين اقتصاد آزاد و اقتصاد دولتي؛ يعني نه اقتصاد دولتي را كاملاً قبول داريم، نه اقتصاد آزاد بي‌حد و حصر را . برآيندي بين اين دو. ما اقتصاد آزاد را مي‌پذيريم، اما در عين حال معتقديم دولت بايد بر سياست‌هاي تأمين اجتماعي براي رفاه مستمندان توجه كند و به حداقل‌هايي از معيشت، بيمه بيكاري، بيمه‌هاي تأمين اجتماعي، آموزش و بهداشت رايگان توجه ويژه‌اي داشته باشد.»(۹)
در معرفي الگو نيز بدون اشاره به تفاوت بين جوامع و مقتضيات خاص هريک از آنها، کشورهاي اسکانديناوي را در نظر دارند: «ما نمونه‌هاي زيادي در دنيا داريم كه در عين حال كه آزادي اقتصادي را پذيرفته‌اند و فضاي آزاد اقتصادي را مورد توجه قرار مي‌دهند، با ماليات‌هايي كه اخذ مي‌كنند و توجهي كه به قشر پايين‌دست جامعه دارند، به نوعي تلاش مي‌كنند كه عدالت نسبي اجتماعي را برقرار كنند مثل كشورهاي اسكانديناوي.»(۱۰)
در برنامه‌هاي اقتصادي مورد نظر حزب، دولت نقش دارد و وظيفه اصلياش رسيدگي به اقشار پايين جامعه است. از اينرو، آنها مدعي هستند که با ليبراليسم بي‌حد و حصر اقتصادي سرسازگاري ندارند و اين امر را كه اقتصاد كاملاً آزاد باشد و دولت هيچ نقشي در قبال مستمندان نداشته باشد، قبول ندارند.
حزب اعتماد ملي معتقد به عدالت توليدمحور به جاي عدالت توزيع‌محور است. به اين معنا که اول بايد بخش خصوصي بزرگ شود و سپس از اين طريق اشتغال ايجاد شود.(۱۱)
توجه همه‌جانبه و متوازن به مقوله پيشرفت و توسعه، امري مطلوب است، اما اشکالي که به تمامي احزاب و حتي دولتها وارد می‌شود، عدم تعريف جامع از توسعه و پيشرفت و ارائه الگو و نسخه پيشرفت متناسب با شرايط و مقتضيات کشور است؛ موضوعي که موجب عدم توازن بين اين عرصه‌ها طي چند برنامه شده است. حزب اعتماد ملي نيز از اين امر مستثني نيست و هنگامي که از توسعه سخن رانده مي‌شود، نه تعريف و نه الگويي مناسب را ارائه مي‌‌کند و مانند دیگران به صورت ناخودآگاه بر توسعه اقتصادي تأکيد زيادي دارد، گويي توسعه تنها اقتصادي است.


آفاق
محمدرضا اسکندری

اگوست کنت؛ پیامبر دین انسانیت در اومانیسم روشنگری
نگرش اومانیستی در سیر خود سرانجام به جایی می‌رسد که خلأ حاصل از غیاب خدا را با حضور انسان پر می‌کند. به عقیده اگوست کنت اعتقاد به پیشرفت نامتناهی جایگزین مشیت الهی می‌شود و مفهوم بشریت هم جانشین الوهیت می‌‌گردد و هر رشته از معلومات انسان به مرور زمان سه مرحله می‌پیماید: مرحله ربانی که تخیلی است، مرحله فلسفی که تعقلی است؛ مرحله علمی که تحققی است. مرحله ربانی آن است که جریان امور طبیعت را ناشی از اراده فوق طبیعت می‌داند. مرحله فلسفی آن است که عقل انسان بر تجربه و انتزاع توانا شده و جریان امور طبیعت را منتسب به قوایی می‌کند که خودشان نهانی و آثارشان آشکار است. در این مرحله، عقل انسان برای امور، علت فاعلی و علت غایی می‌جوید و به جوهرهای مادی و مجرد قائل می‌شود و آنجا نیز قوا و علل را در آغاز فراوان می‌پندارد. سپس کم‌کم آنها را جمع‌آوری می‌کند و سرانجام به یک علت منتهی می‌کند که آن را طبیعت می‌خواند. در مرحله سوم که مرحله علمی و تحققی است، تخیل و تعقل، هر دو تابع مشاهده و تجربه می‌شوند. آنچه معتبر است امر محسوس و مشهود است و مراد از این سخن آن نیست که علم فقط بر جزئیات تعلق می‌گیرد؛ زیرا می‌دانیم که ادراک جزئیات، علم نیست و علم آن است که جزئیات را تحت کلیات درآورد، ولیکن مرحله علمی به امور مطلق نمی‌پردازد چون آن امور به مشاهده و تجربه در نمی‌آیند و فقط با تخیل و توهم و تعقل در آنها بحث می‌شود و تجربه و مشاهده ادراک امور مطلق را نمی‌کند، فقط امور نسبی و اضافی را معلوم می‌سازد.(۱) عقیده کنت بر آن است که فقط آنچه قابل مشاهده باشد، علمی است؛ گویی در نگرش وی «حس» به جای «عقل» نشسته و انسان در سیر اومانیستی خود از «مرحله عقلانیت» به «مرحله حواس و مشاهدات» نزول کرده است. در دیدگاه وی، دیگر معرفت‌شناسی بر عقل انسان به‌عنوان خاستگاه شناخت نیز تکیه نمی‌کند، بلکه شناخت و آگاهی انسان، ریشه در حواس و مشاهدات وی دارد و این امر نتیجه طبیعی تفکر کانت است، زیرا اگر فقط آنچه زمانی و مکانی است قابل شناخت و معرفت باشد، در آن صورت، انسان متکی بر قوای عقلانی، تبدیل به انسانی متکی بر قوای جسمانی و حواس پنج‌گانه می‌شود و این امر، معلول قطع ارتباط انسان (در نقش محور شناخت) با عالم مافوق طبیعت است؛ از این رو آدمی حتی از شرف عقلانیتش نیز ساقط می‌شود وتنها وسیله‌اش برای شناخت، به عالم حس و مشاهده محدود می‌گردد.
آنچه سبب شد تا اومانیست‌های اولیه خود را بی‌نیاز و مستغنی از عالمی مافوق عالم انسان بدانند، عقل آدمی به‌عنوان نیرویی در عرض خود خداوند بود، اما سیر جبری معرفت‌شناسی اومانیستی به جایی رسید که در تفکر اگوست کنت حتی عقل انسان به جرم اینکه نشانی از ماوراء طبیعت داشت، به کناری نهاده شود و ناگزیر، انسان بر حس و مشاهده تکیه کند.(۲)

دین از منظر اگوست کنت
و اما اعتقاد کنت در مورد دین چنین بود که در آغاز پیدایش انسان، دل او بر مغزش غلبه داشت یعنی عواطف و احساسات بر عقل مسلط بود و لیکن کم‌کم مغز قوت گرفت و مغز، دل را تابع احکام خود ساخت. اکنون هنگام آن رسیده که باز دل قوت گیرد و مغز را راهبری کند و این مقصود تنها با دیانت می‌تواند حاصل شود، دیانتی که بتواند معلومات امروزی ما را در باب خلقت فراهم آورد و جامع شود و چون دیانت مستلزم تصدیق وجود یگانه‌ای است برتر از همه کس که کلیه زندگانی مردم تابع او شود، در این مرحله تحققی که هستیم، چنین وجودی جز «انسانیت» نتواند بود. پس اگوست ‌کنت «انسانیت کلی» را که افراد گذشته و حال و آینده اعضای آن هستند و در راه ترقی و سعادت نوع بشر کوشیده‌اند، به‌عنوان وجود واحد، موضوع عبادت قرار می‌دهد و وجود اکبر(Le Grand pretre) می‌خواند و خود را امام یا پیامبر این دین می‌داند. در «دین انسانیت» عبادت این نیست که انسان را بپرستند، بلکه باید آن را پرستاری کنند تا به کمال برسد. دعا و نماز باید کرد، اما نه اینکه چیزی درخواست کنند، بلکه باید در کمال مطلوب انسانی تفکر کنند.(۳) ملاحظه می‌شود که سیر اومانیستی از اصل «کوجیتو»ی دکارت (که پایه‌های معرفت‌شناسی را بر عقل، بدون امداد از ماوراء الطبیعه گذاشت) به مغلوبیت آن عقل و غالبیت دل و احساس و عاطفه منجر شد، گویی که دل و احساس، خاستگاه شناخت و معرفت قرار گرفت و عقل نظری از میدان معرفت‌شناسی بیرون رفت و سرانجام کار به جایی رسید که عاطفه آدمی نیز تا سر حد غرایزی جون تمایل به جنس مخالف سقوط کرد و عقلی که وظیفه هدایت غریزه در آدمی را داشت، خود تحت سرپرستی غرایز انسان درآمد و سرانجام در مذهب «اصالت تحصل» که ماوراءالطبیعه و دین بحث‌هایی بیهوده و مایه زحمت تلقی می‌شوند، هدایت عمومی جهان نیز به انسانی که با تمام محرومیت‌های وجودی خویش در تقابل با خدا قرار گرفته است، واگذار می‌شود و آدمی در انکار حضور خدا، خویش را خدا می‌خواند و صفات ذاتی و توانایی الهی را به خود نسبت می‌‌دهد. در معرفت‌شناسی اومانیستی، اگر زمانی اسپینوزا خدا را از ماوراءطبیعت، به طبیعت کشاند و تعالی و تقدس او را تبدیل به زمینی و طبیعی شدن کرد، در تفکر اگوست کنت خدا حتی از طبیعت نیز محدودتر شد و در قالب «انسان کلی» با خصوصیات پوزیتیویستی که عقلش نیز صرفاً عقل عملی بود و میدان جولانش در مشاهده و حس خلاصه می‌شد زندانی گشت ـ بنابراین کنت خود را به‌عنوان پیامبر «دین انسانیت» معرفی می‌کند و تلاش می‌کند تا خلأ ناشی از غیاب خدا در معرفت‌شناسی اومانیستی را با حضور انسان پر کند.

امر اخلاقی از منظر کنت
بر اساس معرفت‌شناسی کنت، اخلاق آدمی نیز اخلاقی تحصلی و واقع‌گراست، خواه این واقعیت، ربطی با حقیقت داشته باشد یا بدون ارتباط با آن باشد. به بیانی دیگر، اخلاق در دیدگاه کنت به‌کلی با آرمان‌گرایی بی‌ارتباط است. اگوست کنت در نبود مابعدالطبیعه چاره‌ای جز پذیرش «اصالت اخلاق» نداشت و غایت اخلاق نیز در او مانند سلف وی (امانوئل کانت)، اناسن بود، اما انسانی که اساس عقل عملی او را خواسته‌های دل تشکیل می‌دهد. بنابراین کنت میان کار هیوم (یعنی تخریب کامل مابعدالطبیعه و دین) و کار خودش (یعنی تجدید بنای دین و سیاست بر مبنای فلسفه‌ای نوین) پیوند ضروری می‌دید.(۴) در همین راستا اگوست کنت به «اصالت عاطفه» معتقد بود و پیشنهاد کرد که عنان عقل به دست «دل» سپرده شود. بدین ترتیب کنت، «عشق» را رکن اصلی و بنیاد مذهب تحصلی و امر اخلاق قرار داد و با این کار به نوبه خود، با دلایلی مخصوص به خودش همان نهضت مشهور کانت را تکرار و حکم برتری و تفوق عقل عملی را صادر کرد. بدیهی است که کنت در این کار چیزی مدیون کانت نبود جز همین که او هم مانند کانت تکلیف دست و پا کردن یک «فلسفه بدون مابعدالطبیعه» به گردنش مانده بود و دیگر هیچ چاره‌ای نداشت مگر چنگ زدن به نوعی اصالت اخلاق که این اصالت اخلاق همان «اصالت عاطفه» است.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 268
فتح الله پریشان

مبانی و منابع اندیشه سیاسی سبزواری
اندیشه سیاسی از تراوشات فکری هر اندیشمندی است که از مبانی خاص خود برخوردار بوده و به یقین از منابع ویژه‌ای نیز سیراب شده و نشئت گرفته است. مطالعه آثار و اندیشه محقق سبزواری نشان می‌دهد که منابع اندیشه سیاسی وی ـ همچون غالب اندیشمندان اسلامی ـ قرآن، احادیث نبوی و ائمه معصومین(علیهم‌السلام)، سخنان حکما و فلاسفه، تاریخ و مشاهدات شخصی او بوده است. سبزواری خود در پیش‌گفتار کتاب ارزشمند «روضه‌الانوار عباسی» نوشته است: «اهتمام دارد که در هر باب به قدر میسور استشهاد به آیات بینات قرآنیه و احادیث شریفه نبویه، امیرالمومنین علی‌بن‌ابی‌طالب ـ علیهم افضل‌السلام والتحیه ـ و آرای حکمای سابقین و سخنان ملوک ماضین مذکور باشد و در هر باب حکایات مناسب مقام، بی‌تطویل کلام ایراد شود.»(۱) علاوه بر اینها از میان منابع سیاسی به آثار خواجه نظام‌الملک طوسی، خواجه نصیرالدین طوسی و کلمات حضرت علی(علیه‌السلام) به‌ویژه عهدنامه مالک اشتر عنایت خاصی داشته است. اما در خصوص مبانی نظری اندیشه سیاسی سبزواری باید به تفکیک درخصوص انسان‌شناسی محقق سبزواری، جهان‌بینی وی، معرفت‌شناسی و روش‌شناسی محقق به بررسی و مطالعه پرداخت.
از نظر محقق سبزواری اگر انسان‌ها به نواهی شرع و زواجر عقل منزجر نشوند، فساد عظیم در جامعه پدید خواهد آمد.(۲) همچنین وی معتقد است که اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک گردد «طبایع بهایم و سباع در میان نبی نوع انسان شایع گردد.»
سبزواری مردمان را در پنج گروه طبقه‌بندی می‌کند: اول، کسانی که به طبع خیر باشند و خیر از ایشان به غیر تعدی کند، چون علما، حکما، فقها و عرفا. اینان خلاصه عباد و غایت ایجاد و نزدیک‌ترین گروه به پادشاه هستند و لذا روسای باقی خلایق باید باشند؛ دوم، کسانی که به طبع خیر باشند ولی خیر ایشان متعدی به غیر نباشد؛ سوم، کسانی که به طبع نه خیر باشند و نه شریر. اینها را باید ایمن داشت و حمایت کرد و به خیرات تحریض نمود؛ چهارم، کسانی که شریر باشند، اما شر ایشان به غیر تعدی نکند.» این جماعت را... از افعال ذمیمه تحذیر باید فرمود... تا طبع خود باز گذارند و به جانب خوبی گرد آیند.» پنجم، گروهی که به طبع شریر باشند و شر ایشان متعدی به غیر باشد و این طایفه بدترین خلقند و ضد اولی.(۳)
در باب جهان‌بینی و هستی‌شناسی سبزواری باید متذکر این نکته باشیم که همچون سایر مسلمانان، از منظر وی، خداوند دو جهان آفریده است: جهان حیات و جهان ممات. جهان حیات نشأه آخرت است که خدای عزوجل آفریده که در آن کافران و عاصیان به انواع عذاب‌ها مبتلا خواهند بود و مومنان و صالحان به کرامت الهی و نعیم ابدی و حیات جاودانی در بهشت، قرین سعادت و عزت و رحمت و کرامت خواهند بود. جهان ممات این جهان است. در این جهان، عاقبت هر حیاتی مرگ است و هیچ کس را در این جهان حیات ابدی، ثبات و بقا نیست، بلکه «همه چیز این جهان در معرض تغییر و زوال و انقلاب است.» محقق سبزواری در این خصوص در کتاب روضه می‌نویسد: «غرض از آمدن آدمی به این جهان آن است که تحصیل زاد آخرت نماید و توشه آن جهان را از این جهان بردارد، چه این جهان را خدای عزوجل جهت آن آفریده که بندگان در این جهان شرایط بندگی بجا آورند و متابعت فرمان الهی کنند.»(۴)
بنابراین این جهان، مکان و محل آرام نیست، بلکه چون بازارچه‌ای است که بر سر راه بادیه ساخته‌اند تا مسافران از آنجا زاد و توشه راه بردارند. تمام آدمیان مسافرند. به نظر سبزواری منازل و مراحل این سفر از این قرار است: «۱ـ صلب پدر، ۲ـ رحم مادر، ۳ـ فضا و عرصه دنیا، ۴ـ قبر و لحد، ۵ـ موقف قیامت و حساب و کتاب، ۶ـ بهشت یا دوزخ که نقطه پایانی سفر است و از آنجا دیگر به جایی سفر واقع نمی‌شود. هر که در این دنیا هست یا تحصیل سعادت منزل بهشت یا شقاوت منزل دوزخ می‌کند. دنیا پلی است بر راهگذار آخرت و عاقل آن است که بر سر پل به عمارت مشغول نشود و دل در آن نبندد و از رباط دنیا زاد بادیه آخرت بردارد.»(۵)
*پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

رویکرد تفسیری
پس از بررسی اجمالی رویکرد اثبات‌گرا، رویکرد تفسیری را مورد مطالعه قرار می‌دهیم. رویکرد تفسیری در مطالعات سیاسی، با کمی تأخیر در مقایسه با جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی، از دهه ۱۹۸۰ به‌طور جدی به عنوان جایگزینی برای روش‌های اثباتی رایج در علم سیاست مطرح شد و این علم نیز به پیروی از دیگر شاخه‌های علوم اجتماعی گام در مسیر «چرخش تفسیری» گذاشت.
به طور کلی، اصحاب تأویل(تفسیر) خاطرنشان می‌کنند که علوم اجتماعی به واسطه زبان تحقق می‌یابند و زبان «دریچه‌ای» شفاف بر روی «حقایق» جهان عینی نیست. علم سیاست نیز همچون سایر علوم اجتماعی نمی‌تواند وراـ گفتمانی باشد و با اتکا به مفاهیم عاری از بار ارزشی یا معادلات ریاضی به دست آمده از داده‌های آماری، ابعاد گوناگون زندگی سیاسی را بکاود. دنیای سیاست مانند هر بخش دیگری از فرهنگ، قلمرو معانی‌ای است که انسان‌ها خلق کرده‌اند و با اتکا به آن معانی، روابط «سیاسی» میان خود را فهم‌پذیر می‌کنند. در حالی که اگر مبتنی بر قوانین علّی به‌عنوان نگرنده‌ای عینی بخواهد به دنبال روابط علت و معلولی روابط سیاسی باشد، تصویر ذهنی خود را بر واقعیت تحمیل و از درک ظرافت‌های تعامل و کنش سیاسی محروم خواهد شد.
در چرخش تفسیری، تأکید بر قرائت (Reading) است، قرائتی که ما به‌عنوان کنشگری سیاسی از وضعیت خود، از رفتار سیاسی دیگران و از رویدادهای گوناگونی که دنیای سیاست را شکل می‌دهد، داریم. به همین منوال، پژوهشگر سیاسی نیز در نهایت با تأویل‌هایی از رفتارها و پدیدارهایی که موضوعات مورد علاقه علم سیاست را تشکیل می‌دهند سر و کار دارد. در واقع، بازیگران عرصه سیاست، اعم از سیاستمداران و افراد صاحب قدرت، مدام در حال خلق معنا و استفاده از انواع منابع زبانی و سایر منابع نمادین برای تأثیرگذاری بر یکدیگرند. پژوهشگر تفسیری پیش از هر چیز مدعی «فهم» است؛ فهمی که از راه همدلی با موضوع شناسایی یا افراد مورد بررسی به دست آمده باشد. مفهوم کلیدی فهم (verstehen) را نه‌تنها در روش پیشنهادی اصحاب تأویل همچون دیلتای، بلکه در روش‌شناسی ماکس وبر نیز مشاهده می‌کنیم. این مفهوم در تقابل با تبیین تجریدی اثبات‌گرایان قرار می‌گیرد که سعی دارند علل بروز واقعه یا رفتاری را توضیح دهند و نوعی نظم و قاعده قانونمند در عالم سیاست و رفتار سیاسی بیابند. خلاصه رویکرد تفسیری در مطالعه سیاست این است که باید مبنا را بر آن گذاشت که رفتار انسان‌ها را به‌گونه‌ای متفاوت از سایر موضوعات مورد علاقه علم درک کرد؛ زیرا آنان از هر عملی قصد و نیتی را دنبال می‌کنند، دستخوش احساسات و عواطف می‌شوند، با طرح و نقشه عمل می‌کنند و آن را در صورت لزوم تغییر می‌دهند و بر پایه تفسیری که از هنجارها و ارزش‌های جامعه دارند عمل می‌کنند.
 


 

صفحه 9
تاریخ

 

 

مروری بر توطئه‌ها، فتنه‌ها و جنایت‌های پنجاه سال حکومت پهلوی ـ 19
سرکوب جنبش طلاب فیضیه

تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

زمستان سال ۱۳۵۳ حادثه‌ای در زندان سیاسی رژیم شاه رخ می‌دهد که ادامه آن به مدارس علمیه قم کشیده می‌شود. ماجرا از این قرار بود که آیت‌الله حسین غفاری در اثر فشار شکنجه‌های زیاد روحی و جسمی در اویل دی ماه آن سال به شهادت می‌رسد. او از فعالان عرصه مبارزه است و پس از تحویل پیکر او به خانواده‌اش، فرزندش هادی، او را به نحوی به قم منتقل می‌کند و به مدرسه حقانی می‌برد. در آنجا آیت‌الله قدوسی را مطلع می‌کند، او دستور تعطیلی کلاس درس و بحث را می‌دهد و طلبه‌های مدرسه حقانی گرد پیکر شهید غفاری حلقه زده و به امامت آیت‌الله قدوسی نماز میت اقامه می‌شود و همگی در مراسم غسل، کفن و تشییع او شرکت می‌کنند. پیکر او بر دوش طلبه‌های مدرسه حقانی و مردم قم به سمت حرم حضرت معصومه(س) حرکت داده می‌شود. پس از ورود به حرم، مراجع تقلید وقت، از جمله آیت‌الله العظمی مرعشی نجفی و سایر علما و روحانیون حاضر می‌شوند و در حرکت به سوی وادی‌السلام عزاداری می‌کنند، طلبه‌های انقلابی شعارهای سیاسی سر می‌دهند و فریاد می‌آورند: «در کنج زندان کشته شد، به خون خود آغشته شد.» در این هنگام خیابان‌ها شلوغ می‌شود و مأموران ساواک و شهربانی جمعیت‌ را کنار می‌زنند و سعی می‌کنند به هر نحوی فریاد شعاردهندگان را خاموش کنند، اما موفق به این کار نمی‌شوند، تا اینکه پیکر وی به قبرستان دارالسلام منتقل می‌شود. آیت‌الله قدوسی بالای مزار می‌ایستد و دور تا دور او را طلبه‌های جوان می‌گیرند. ایشان تلقین را می‌خواند. پس از دفن و خاک‌سپاری اوضاع به هم می‌ریزد. پلیس‌ به جان طلبه‌ها می‌افتد، به‌طوری که در خاطرات‌ گفته شده، خیابان‌های شهر از عبا و عمامه و نعلین پر شده بود.

مراسم یادبود دوازدهمین سالگرد ۱۵ خردادماه سال ۱۳۴۲
این حادثه بازتاب بسیاری در احیای روحیه انقلابی طلبه‌های جوان داشت، آنهایی که همواره ماجرای ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ را می‌شنیدند، این واقعه، تجربه‌ای دیگر به آنها می‌آموخت و به خشونت‌گرایی رژیم مستبد پهلوی پی‌ می‌بردند. مراسم هفتم و چهلم شهید غفاری آرام می‌گذرد. انقلابیون تصمیم به یک اقدام انقلابی دیگر به مناسبت سالگرد ۱۵ خرداد ماه سال ۱۳۴۲ می‌گیرند. دوازدهمین سالگرد آن قیام در سال ۱۳۵۴ در شب ۱۵ خرداد مصادف با شب جمعه بود و عده‌ کثیری از مردم نقاط مختلف کشور به قصد زیارت حرم مطهر حضرت معصومه(س) به شهر قم سفر کرده بودند. جمعی از طلاب و مردم در فیضیه به سوگ می‌نشینند و مجلس یادبودی برای شهدای مظلوم ۱۵ خرداد ۴۲ می‌گیرند. مأموران شهربانی و نیروهای اطلاعاتی و امنیتی قم هر ساله برگزاری چنین یادبودی را از طرف طلاب پیش‌بینی می‌کردند، از این رو از عصر چهاردهم و شب پانزدهم خرداد در قم، آماده‌باش بودند. پیش از نماز مغرب و عشا عده‌ای از طلاب قصد داشتند که شعارهایی به حمایت از امام(ره) و شهدای ۱۵ خرداد ۴۲ سر دهند و تظاهرات را به بیرون از فیضیه بکشانند، ولی با گروهی از مأموران رژیم که مجهز به باتوم و ماشین‌های آب‌پاش (آتش‌نشانی) بودند مواجه می‌شوند و به فیضیه برمی‌گردند. طلاب نماز مغرب و عشا را به امامت آیت‌الله العظمی اراکی(ره) در فیضیه بجا می‌آورند و پس از نماز، عده‌ای مدرسه را ترک می‌کنند و عده‌ دیگری که مصمم به برگزاری مراسم می‌شوند، در مدرسه باقی می‌مانند که تعداد آنها به حدود چهارصد نفر می‌رسد.

۱۶ خرداد و تشدید فعالیت طلاب
طبق گزارش رئیس‌ ساواک قم، ۱۸ نفر از تظاهرات‌کنندگان دستگیر و روانه زندان شهربانی قم می‌شوند.
روز ۱۵ خرداد ۵۴ از دو جهت قابل توجه است: ۱ـ ساواک پس از دستگیری ۱۸ تن از طلاب طی گزارشی به تهران اعلام می‌کند؛ تظاهرات خاتمه یافته و سروصدایی مشهود نیست و همچنان مراقبت از فیضیه ادامه دارد. ۲ـ طلاب پس از دستگیری دوستان خود، احساس می‌کنند که خارج شدن از مدرسه، آن هم از در خروجی میدان آستانه برای آنان مشکل‌ساز خواهد بود و سرنوشت آنان نیز مانند سایر دستگیرشدگان خواهد شد.
شب ۱۶ خرداد نیز حدود ۵۰۰ تن از طلاب برای نماز جماعت به امامت آیت‌الله اراکی خود را‌ آماده می‌کنند. پس از اتمام نماز، طلاب مذکور در مقابل در مدرسه اجتماع می‌کنند و در حضور نیروهای دولتی و ماشین‌های آب‌پاش آنان، علیه خاندان سلطنت پهلوی شعار می‌دهند که این بار نیز نیروهای دولتی با پاشیدن آب‌ روی طلاب و همین‌طور پرتاب گاز اشک‌آور، آنان را به داخل مدرسه می‌رانند و در مدرسه نیز بسته می‌شود. کنترل و مراقبت اطراف مدرسه و حرم شدیدتر می‌شود و نیروهای دولتی قم و حتی ژاندارمری منطقه به حالت آماده‌باش درمی‌آیند. آن شب تا صبح شعارهای طلاب علیه رژیم، ادامه پیدا می‌کند. تا اینکه صبح شانزدهم در مدرسه باز می‌شود و رفت و‌آمدها از سر گرفته می‌شود و نیروهای دولتی در اطراف حرم و مدرسه فیضیه مستقر می‌شوند و آن جا را محاصره می‌کنند و تعدادی از طلاب که از طریق نیروهای اطلاعاتی شناسایی شده بودند در مسیر دورتر دستگیر می‌‌شوند که طبق گزارش ساواک تعداد آنها پنج نفر بود.

۱۷ خرداد حلقه محاصره تنگ‌تر شد
رئیس‌ ساواک قم با مشاهده صحنه تظاهرات طلاب علیه رژیم آن را از روز پیش مصمم‌تر تلقی می‌کند و در گزارش به اداره سوم ساواک می‌نویسد: «پیش‌بینی می‌شود این تظاهرات در روزهای آینده با شدت بیشتری ادامه یابد، از این رو چنانچه دستوری در این مورد از طریق مرکز باشد مراتب را اعلام کنید تا به مورد اجرا گذارده شود.»
حدود ساعت ۸ صبح روز هفدهم خرداد سال ۱۳۵۴ در مدرسه فیضیه باز می‌شود، مأموران به افراد داخل مدرسه اجازه بیرون آمدن می‌دهند و ادعا می‌کنند که مانعی در سر راه خروج آنان نیست، اما طلبه‌ها می‌دانستند که هر کس خارج شود، پس از طی مسیری کوتاه دستگیر شده و سرنوشتی مشابه کسانی که در روزهای پیش دستگیر شده و در زندان شهربانی به سر می‌بردند، می‌یابند، از این رو تصمیم می‌گیرند از مدرسه خارج نشوند.
عدم خروج طلاب از مدرسه موجب می‌شود که حلقه محاصره تنگتر شود و احساس خطر حمله به مدرسه بر تظاهرکنندگان مستولی شود. پس از یک ساعت‌ونیم تلاش مأموران مبنی بر خروج طلاب از مدرسه و بی‌ثمر بودن آن، نیروهای امنیتی شاه بر آن می‌شوند که مجدداً در مدارس فیضیه و دارالشفا را ببندند.
نیروهای اطلاعاتی و امنیتی به منظور شناسایی طلاب در گلدسته‌های حرم و مسجد اعظم، دوربین‌هایی با لنزهای قوی نصب می‌کنند و از طلاب عکس می‌‌گیرند. رئیس ساواک قم در شب ۱۸ خرداد ماه سال ۱۳۵۴ طی نامه‌ای به اداره سوم ساواک، ۶۶ قطعه عکس از صحنه تظاهرات طلاب برای شناسایی و تشکیل پرونده و تطبیق افراد دستگیر شده به تهران ارسال می‌کند، از این رو طلاب برای حفظ هویت خود مجبور به پوشاندن سروصورت با دستمال، عبا و... می‌شوند.

اتهام مارکسیست اسلامی به طلاب!
رژیم شاه و نیروهای امنیتی همواره از جنگ روانی استفاده می‌کردند و با برچسب زدن و اتهام قصد داشتند مخالفان خود را سرکوب و در بین مردم تخریب کنند. در این رابطه رسانه‌های خبری جهانی و داخلی نیز با آنان همکاری می‌کردند. هنگامی که خبر مبارزات و مقاومت طلاب مدرسه فیضیه در مدت چند روز ادامه می‌یابد، رژیم به مردم، ‌رسانه‌ها و علمای معترض پاسخ می‌دهد که آنها دارای افکار چپی هستند و حرکت آنها کمونیستی و غیر اسلامی است. وقتی این حقیقت برای طلاب آشکار می‌شود که آنها قصد دارند حقیقت را وارونه جلوه دهند. برای نمونه پس از دستگیری تعدادی از آنها(طلاب) در مطبوعات به‌عنوان اخلالگر و مارکسیست اسلامی معرفی می‌شوند، عده‌ای از طلاب هوشیار تصمیم می‌گیرند که برای خنثی‌سازی تبلیغات احتمالی رژیم ملبس (با لباس کامل روحانی؛ عمامه، قبا و عبا) در صف اول تظاهرکنندگان حاضر شوند و این کار را انجام می‌دهند و رژیم نیز از آنان عکس‌برداری می‌کند و در روزنامه‌های آن زمان به چاپ می‌رساند، ولی باز هم برچسب مارکسیست اسلامی بر آنان زده می‌شود.
در مقابل، طلاب محاصره شده تصمیم می‌گیرند به نشانه ادامه راه امام حسین(ع) و شهدای ۱۵ خرداد، پرچم قرمزی را بر بلندای فیضیه به اهتزاز درآورند. به همین منظور یکی از طلبه‌ها، پارچه قرمزی را به طلاب فعال می‌دهد و او نیز بر فراز گنبدی که بین فیضیه و دارالشفا قرار دارد، آن را نصب می‌کند. این گنبد مرتفع‌ترین جایی بود که می‌شد پرچم را نصب کرد و مکان مناسبی بود، زیرا وقتی باد می‌وزید پرچم با زیبایی هرچه تمام‌تر به اهتزاز در می‌آمد و از هر نقطه شهر قابل رؤیت بود و این اقدام طلاب برای رژیم شاه و نیروهای امنیتی قابل تحمل نبود و با اتهامات واهی و پوچ مارکسیست اسلامی ناسازگار بود و جز رسوایی چیز دیگری نداشت.

یورش کماندویی به فیضیه و دستگیری طلاب
نیروهای شناسایی با هلی‌کوپتر وارد عمل می‌شوند و با استقرار نیروهای مجهز در اطراف حرم و مدرسه فیضیه، حدود ساعت پنج بعد از ظهر ۱۷ خرداد ۱۳۵۴، کماندوها از طریق مسافرخانه‌های اطراف حرم به بام مدرسه فیضیه می‌روند و چون ورزیده و مجهز به چکمه‌های فنری بودند از پشت بام به راحتی به وسط حیاط می‌پرند و طلاب را مورد ضرب و جرح قرار می‌دهند و طلاب با سنگ و چوب در برابر یورش آنها مقاومت می‌کنند. مهاجمان گارد شاهنشاهی با استفاده از باتوم‌های چوبی و الکترونیکی به سرکوب ادامه می‌دهند تا اینکه بسیاری از طلاب مبارز، انقلابی و مقاوم دستگیر می‌شوند. مأموران در فاصله بین دارالشفا و ماشین‌های شهربانی مقابل هم به صف ایستاده و یک دالان مرگ گوشتی درست می‌کنند و طلبه‌های دستگیر شده را از این دالان عبور می‌دهند. غیر از کتک‌هایی که گاردی‌ها زده بودند،‌ این مأموران عصبی که سه روز بود نتوانسته بودند وارد مدرسه شوند، کتک مفصلی به طلاب می‌زنند و آنها را مثل یک توپ به یکدیگر پاس می‌دهند و نهایتاً، سوار بر ماشین کرده و به شهربانی قم منتقل می‌کنند. حدود ۳۵۰ تا۴۰۰ نفر در این ماجرا دستگیر و راهی زندان و شهربانی قم می‌شوند و آنان را مورد شکنجه روحی و جسمی زیاد قرار می‌دهند و در بازخوانی‌ها از آنان می‌خواهند که به امام خمینی(ره) توهین کنند و یا اینکه به اعمال خلاف شأن طلبگی و شرع مبادرت کنند و برای شناسایی‌شان عکس‌هایی که از طریق گلدسته‌های حرم و با هلی‌کوپترها گرفته بودند، با دستگیرشدگان مطابقت می‌دادند و پس از تشکیل پرونده، بعدازظهر ۱۸ خرداد ماه سال ۱۳۵۴ دستگیرشدگان را تحت تدابیر شدید امنیتی به تهران انتقال و در زندان اوین تحت بازجویی و شکنجه‌های شدید قرار می‌دهند. پس از مدتی، عده‌ای آزاد و عده‌ای زندانی می‌شوند؛ افرادی که تا پیروزی انقلاب بر سر مواضع خود بودند تا انقلاب به پیروزی رسید. 


حكایت زمانه

تصويب کاپيتولاسيون به روايت نايب‌رئيس مجلس شوراي ملي
کاپیتولاسیون به قراردادهایی اطلاق می‌شود که به موجب آن، اتباع یک دولت در قلمرو دولت دیگر مشمول قوانین کشور خود می‌شوند و آن قوانین توسط کنسول آن دولت در محل اجرا می‌شود، به همین دلیل در فارسی به آن «حق قضاوت کنسولی» نیز گفته می‌شود. مقررات کاپیتولاسیون اگرچه از دوره صفوی به صورت نانوشته در مورد اتباع اروپایی رعایت می‌شد، اما به صورت قانون از دوران قاجار پس از جنگ‌های ایران و روسیه طی عهدنامه ترکمانچای به اتباع دولت روسیه تزاری داده شد.
با این حال، حق قضاوت اتباع یک کشور به همان عرف و قانون کشور متبوع در یک کشور دیگر امری بود که در ایران از دوران صفویه وجود داشت؛ اما با این تفاوت اساسی که چنین حقی، محترمانه و اغلب مواقع تعهدی دو سویه بود؛ رویه‌ای که با تفوق روسیه بر ایران، به اجبار کنار گذاشته شد و از آن پس «تحمیلی» شد، ولی اگرچه در دوران قاجار این امر با توجه به شکستی که ایران در طی جنگ‌ها نصیبش شد بر ملت و دولت ما تحمیل شد، اما در دوران محمدرضا پهلوی کاپیتولاسیون به مثابه هدیه‌ای به آمریکا اهدا شد.
از مهرماه سال 1343 كه قرارداد ننگين كاپيتولاسيون در مجلس ايران تصويب شد، قریب به 50 سال مي‌گذرد. درباره محتواي اين قرارداد، فشار آمريكا براي تصويب آن، بازتاب تصويب آن در جامعه به ويژه عكس‌العمل امام خميني(ره) در برابر اين مصوبه، فراوان سخن به ميان آمده است. اما اينكه فضاي داخل مجلس شوراي ملي به هنگام تصويب اين قرارداد چگونه بود و كاپيتولاسيون تحت چه شرايطي به تصويب رسيد، خود موضوعي خواندني است.
توضيح اينكه قرارداد كاپيتولاسيون در 13 مهرماه سال 1342 در كابينه امير اسدالله علم و در سوم مرداد 1343 در مجلس سنا و در 21 مهر 1343 در بيست‌ويكمين دوره مجلس شوراي ملي تصويب شد. (از 136 رأي مأخوذه، لايحه مورد نظر با 74 رأي موافق و 61 رأي مخالف تصويب شد.)
امام خميني در چهارم ‌آبان آن سال به افشای ماهيت قرارداد پرداخت و در 13 آبان همان سال، دولت حسنعلي منصور ایشان را تبعيد کرد. منصور نيز دو ماه‌ونيم بعد در اول بهمن‌ماه سال 1343 ترور شد.
در اين رابطه آقاي حسين خطيبي، نايب‌رئيس وقت مجلس شوراي ملي در خاطرات خود چگونگي تصويب كاپيتولاسيون در مجلس را تشريح كرده است. با هم اظهارات ايشان را مي‌خوانيم: «شب‌هنگام مهندس رياضي [رئيس مجلس] به من تلفن كرد كه فردا جلسه را بايد شما اداره كنيد... دستور جلسه را پرسيدم، معلوم شد چند لايحه عادي و كم‌اهميت است... فكر مي‌كنم مهندس رياضي كه از جريان امور اطلاع داشت شايد نمي‌خواست خودش جلسه را اداره كند؛ از اين‌رو تمارض كرده بود. اين استنباط من است كه پس از روشن شدن قضايا... بر من معلوم شد...
آن طور كه مي‌دانم اين لايحه را ابتدا در كابينه علم پيشنهاد كرده بودند و فكر مي‌كنم علم جرئت نكرد آن را مطرح كند. بعداًً هم كه من اين لايحه را خواندم ديدم يك موضوع بي‌ربطي بود كه آمريكايي‌ها براي تصويب آن به كابينه علم فشار زياد آوردند تا در دوره فترت مجلس به تصويب برسد و خيلي علني نشود. گو اينكه بعداًً مي‌بايست به مجلس بيايد. اما علم زير بار نمي‌رفت. ‌او و خانواده‌اش از قديم به انگليسي‌ها وابسته بودند. علم يا نمي‌خواست يا عقيده‌‌اي به آن نداشت يا آنكه مي‌ديد چون بايد كنار برود، تصويب آن را به صلاح خود ندانست...
به هر صورت جلسه آن روز تشكيل شد... يكباره ديدم منصور با كليه وزيران كابينه وارد مجلس شدند، تعجب كردم زيرا لوايح موجود، اهميتي نداشت كه همه كابينه در جلسه حاضر شوند. پس از لحظاتي بي‌مقدمه دكتر ناصر يگانه كه وزير مشاور در امور پارلماني بود برخاست و با قيد سه فوريت تقاضا كرد اين لايحه در دستور قرار گيرد. غافلگير شدم... بر طبق آيين‌نامه مجلس، اگر هيئت دولت با قيد فوريت، تقاضاي تغيير دستور جلسه مجلس را مي‌‌كرد، مي‌بايست در مورد آن رأي‌گيري شود و اگر تصويب مي‌شد، دستور جلسه تغيير مي‌كرد و تقاضاي دولت مقدم بود. رأي گرفتم اكثريت موافقت كردند؛ چون اكثر نمايندگان عضو حزب ايران نوين بودند و به اين ترتيب لايحه مطرح شد.
پس از آنكه كليات لايحه مطرح شد مخالفان كه تعدادشان زياد بود يكايك پشت تريبون آمدند و به تفصيل بر ضد اين لايحه صحبت كردند... و من به خاطرم هست كه صادق احمدي يكي از دوبيتي‌‌هاي باباطاهر را خواند كه گفته است:
مكن كاري كه بر پا سنگت آيد / جهان با اين فراخي تنگت آيد
چو فردا نامه‌خوانان نامه خوانند / تو از اين نامه خواندن ننگت آيد
در اينجا بود كه من به اهميت اين لايحه پي‌بردم و خودم هم مخالف شدم. تنها كاري كه از دست من بر مي‌آمد اين بود كه با استفاده از اختيارات خود و يا رأي گرفتن از نمايندگان، به مخالفان اجازه دادم بيش از مدت مقرر در آيين‌نامه صحبت كنند تا موضوع بيشتر روشن شود. البته رأي مي‌گرفتم و مجلس هم رأي مي‌داد.
محيط مجلس بسيار متشنج بود و پيدا بود كه اكثريت با اين لايحه مخالف است. تعداد موافقان، اندك و سخنان‌شان هم كوتاه و بي‌محتوا بود. دفاع از اين لايحه را احمد ميرفندرسكي، معاون وزارت خارجه به عهده داشت و چنين استدلال مي‌كرد كه اين ماده واحده... چيز مهمي نيست و كشورهاي ديگري مثل تركيه آن را به تصويب پارلمان‌هاي خود رسانده‌اند و كوشش مي‌كرد كه از اهميت موضوع بكاهد، ولي مجلس زيربار نمي‌رفت... و هنوز كه فكر مي‌كنم نمي‌فهمم چرا دولت وقت اين اندازه ناشيانه و باعجله تسليم خواست آمريكايي‌ها شد.
زمان جلسات عادي مجلس 4 ساعت بود. از ساعت 9 تا يك بعد‌از ظهر. وقت جلسه تمام شد. 15 نفر از اعضاي حزب ايران نوين پيشنهاد دادند كه 4 ساعت ديگر جلسه تمديد شود. طبق آيين‌نامه رأي گرفتم. اكثريت موافق بودند. جلسه تمديد شد و باز هم مخالفان به تفصيل در رد اين لايحه سخن گفتند. در ميان مخالفان يكي مهندس بهبودي بود كه پدرش رئيس تشريفات و معاون وزارت دربار بود. وكلا چنين مي‌پنداشتند كه چون او مخالفت مي‌كند با وابستگي كه به دربار دارد شايد اين مخالفت به اشاره شخص شاه باشد.
من شنيده بودم كه مهندس بهبودي و تعدادي ديگر از مخالفان تصويب لايحه به علت گرايشات ديرينه خود نسبت به انگلستان نمي‌خواستند نظر مساعدي نسبت به تحكيم و تثبيت بيشتر قدرت آمريكا در ايران از خود نشان دهند. به‌طوري كه گفته مي‌شد سيد‌ضياءالدين طباطبايي ضمن ملاقاتي با شاه از او خواسته بود از دولت بخواهد لايحه را پس بگيرد. شاه كه تحت فشار آمريكا بود، توضيحاتي مي‌دهد و سيد‌ضياءالدين نهايتاًً از شاه درخواست مي‌كند اجازه دهد مخالفان لايحه بتوانند نظرات خود را در مجلس بيان كنند و اين نكته كه نطق بعضي از مخالفان لايحه به اشاره و توصيه سيد‌ضياء بوده است شايد مبنايي هم داشته باشد به‌خصوص كه پس از نطق مهندس بهبودي شنيدم پدرش مورد غضب شاه قرار گرفت و از دربار طرد شد. به هر حال در اين باب مخفي‌‌كاري به حدي بود كه من هم جريان را نمي‌دانستم. شاه هم در اولين سلامي كه پس از اين جلسه كه تصور مي‌كنم در چهارم آبان برقرار شده بود سخت به نمايندگان پرخاش كرد. همان‌طور كه قبلاًً هم نوشتم قرار بود اين لايحه در كابينه علم مطرح شود و او لايحه را به مجلس تقديم كند، ولي دست، دست كرد چون مي‌دانست كابينه او دوام نخواهد يافت و كميسيون‌هايي تشكيل داد كه لايحه را مطالعه كنند و نظر بدهند. شنيدم در تمام اين كميسيون‌ها، نظر مخالف داده شد و پس از خواندن اسناد لانه جاسوسي پي بردم كه تا چه حد آمريكايي‌ها براي تصويب لايحه فشار مي‌آوردند.
نحوه تصويب لايحه
... به هر حال پس از يك جلسه طولاني، پانزده تن از نمايندگان مجلس كه از موافقان بودند پيشنهاد دادند كه به اين لايحه با ورقه رأي داده شود... رأي با ورقه را موافقان به اين جهت پيشنهاد كردند كه پس از رأي‌گيري، نام موافقان و مخالفان معلوم باشد. طبق آیين‌نامه وقتي چنين پيشنهادي مي‌رسيد رئيس جلسه موظف بود رأي با ورقه بگيرد. مخالفان لايحه وقتي موضوع را فهميدند بلافاصله براي خنثي كردن اين پيشنهاد، پيشنهاد دادند كه رأي مخفي گرفته شود. تا هر كس بدون آنكه شناخته شود بتواند نظر خود را بدون ترس ابراز كند. طبق آيين‌نامه پيشنهاد مخفي هميشه مقدم بود. در اين صورت به پيشنهاد دوم رأي گرفتم و تصويب شد...
به اين ترتيب لايحه با اكثريت بسيار ضعيفي به تصويب رسيد و اين بسيار موجب خشم رئيس دولت شد.
اين روز مصادف با روزي بود كه شاه در دانشگاه در مراسمي شركت داشت و هيئت دولت نتوانسته بود به موقع در آنجا حاضر شود. اين موضوع هم خشم شاه را برانگيخت چون از نظر او تصويب لايحه نمي‌بايست اينقدر طول مي‌كشيد و به زعم او مي‌بايست زود تصويب مي‌شد.
نكته مهم ديگري كه در اينجا سؤال‌برانگيز است تصويب اين لايحه در سنا است كه پیش از مطرح شدن لايحه در مجلس شورا صورت گرفت.
رسم بر اين بود كه دولت لوايح را بر حسب تشخيص خود، ابتدا به مجلس شورا مي‌فرستاد به‌خصوص لوايح مالي را كه تصويب آن از مختصات مجلس بود. ولي اين لايحه را اول به مجلس سنا فرستاد شايد به اين دليل كه در آن مجلس با بودن مهندس شريف‌امامي ممكن بود به آساني به تصويب برسد چنان كه رسيده بود احتمال مي‌رفت وقتي به مجلس شورا بيايد با مخالفت كمتري روبه‌رو شود و چنان كه ديديم، نشد... چند روز پس از تصويب لايحه در مجلس شورا،‌ شنيدم مهندس شريف‌امامي رئيس سنا گفته بود كه فلان كس يعني من تجربه كافي در اداره مجلس نداشت. اگر من به جاي او بودم تقاضاي جلسه سري مي‌كردم و موضوع را در آن جلسه مطرح مي‌كردم و سپس با جلب موافقت نمايندگان، آن را به جلسه علني مي‌آوردم...
بنا به آنچه اشاره كردم، با سياست‌هاي منصور و تصويب لايحه مصونيت مستشاران نظامي آمريكايي مخالفت كردم و تصور مي‌كنم منصور بر سر تصويب اين لايحه جان خود را فدا كرد.»
* پی‌نوشت در دفتر نشریه موجود است.


امام خامنه ای  در گذر زمان18

آغاز فعالیت‌های سیاسی پس از شهادت نواب صفوی
در شماره گذشته این ستون به آشنایی امام خامنه‌ای با شهید نواب صفوی اشاره شد؛ چگونگی رفتار و گفتار شهید صفوی در جلسات متعدد مشهد، به‌خصوص هنگامی که مردم او را محاصره کرده بودند و جمعیت مشتاق او را همراهی می‌کردند. وی در آن جلسه در حال راه رفتن ضمن شعار به افراد و مردم همراه تذکرات اخلاقی می‌داد و درباره پوشش مردها (کلاه شاپو و یا کراوات‌شان) یادآور می‌شد که: «برادر این بند را اجانب به گردن ما انداخته، برادر باز کن.» و به کسانی که کلاه شاپو سرشان بود، می‌گفت: «این کلاه را اجانب بر سر ما گذاشته، بردار.» و برخی برمی‌داشتند و مچاله می‌کردند و در جیب خود می‌گذاشتند. این سخنان برای جوانان و نوجوانان طلبه مشهد خیلی جذاب و تأثیرگذار بود، از جمله آنها، امام خامنه‌ای بود. اقامت نمازظهر به امامت شهید نواب، با آن شور و هیجان معنوی و بی‌باکی و صراحت سخنان وی در مدارس سلیمان‌خان و نواب، جرقه‌های انقلابی ورود به فعالیت‌های سیاسی را در وجود امام خامنه‌ای شعله‌ور می‌کند، به‌خصوص پس از دو سال که خبر شهادت او را می‌شنوند، فعالیت‌های انقلابی در عمل جلوه می‌کند و ادامه راه آن شهید را پیش روی خود می‌بینند. معظم‌له از سال ۱۳۳۴ به بعد، در حالی که ۱۵،۱۶ سال بیشتر ندارند، در عرصه سیاسی فعال می‌شوند. ایشان از آغاز فعالیت‌های سیاسی‌ خود در آن دوران چنین می‌گویند: «بعد نواب صفوی رفت و دیگر ما بی‌خبر بودیم و اطلاعی از نواب نداشتیم تا خبر شهادتش به مشهد رسید و پس از حدود تقریباً دو سال که از سفر نواب به مشهد می‌گذشت، خبر شهادتش که رسید، ما مدرسه نواب بودیم. یادم هست که یک جمع طلبه آنچنان خشمگین و منقلب شده بودیم که علناً در مدرسه شعار می‌دادیم و به شاه دشنام می‌دادیم و خشم خودمان را به این صورت اظهار می‌کردیم و اینجا جای دارد که بگویم مرحوم حاج‌شیخ‌هاشم قزوینی روی همان آزادگی و بزرگ‌دلی که داشت، تنها روحانی مشهد بود که در مقابل شهادت نواب عکس‌العمل نشان داد و آن عکس‌العمل در درس بود... و این جمله یادم هست که فرمود: «وضعیت مملکت ما به جایی رسیده است که حالا فرزند پیغمبر را به جرم گفتن حقایق می‌کشند.» این را از مرحوم حاج شیخ‌هاشم قزوینی من به یاد دارم. هیچ‌کس دیگر متأسفانه عکس‌العمل نشان نداد و اظهاری نکرد.
باید گفت که اولین جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نواب در من به وجود آمد و هیچ شکی ندارم اولین آتش را در دل ما نواب روشن کرد... ما در همان سال ۳۵، اولین حرکات مبارزاتی خودمان را شروع کردیم...»
در واقع فعالیت‌های سیاسی عملیاتی امام خامنه‌ای پس از شهادت شهید نواب صفوی شروع شده است.  


از لابه لاي تاریخ

مفاسد نهادينه شده
يکي از مشخصات جامعه ايران در سال‌هاي 1342 تا ۱۳۵۷، گسترش و رواج انواع فساد (اداري، مالي و اخلاقي) در ارکان دولت و جامعه است که در نتيجه آن ثروت ملت از سوی دولت و دربار سلطنتي حيف و ميل مي‌شد و يا به جيب يغماگران خارجي مي‌رفت.
رواج فساد در ابعاد وسيع آن، از اساسي‌ترين ويژگي‌هاي حکومت هويدا به شمار مي‌رود، روحيه دولتمردان هويدا غالباً و عامداً در جهت ترويج فساد و شکستن قبح آن بود و کسي که تسليم چرخ فساد نمي‌شد، ناتوان، ناهماهنگ و مرتجع قلمداد مي‌شد. از مستخدم اداره گرفته تا وزير و وکيل و... در اين گردونه غرق شده و به آن تظاهر مي‌کردند، دروغ و دورنگي مد روز شده و رشوه گرفتن علامت عرضه و لياقت به شمار مي‌رفت.
آمار و ارقام مربوط به اماکن فساد و فحشا، مراکز فروش مشروبات الکلي، قمارخانه‌ها، کاباره‌ها و دانسينگ‌ها، تعداد معتادان مواد مخدر، ميزان رشوه‌ها و پرونده‌هاي جرائم مختلف، نمونه‌اي از فساد اخلاقي در جامعه بود. در اين دوره فساد و فحشا به صورت‌هاي مختلف، جامعه را فرا گرفت و توسعه يافت و حکومت هم علاوه بر اينکه ممانعتي ايجاد نمي‌کرد، با وسايل مختلف به آن دامن مي‌زد، قمارخانه‌هاي مجهز و کازينوهاي شبانه‌روزي وابسته به دولت، هميشه داير بود و پول‌هاي هنگفت به‌دست آمده از نفت در آنها صرف مي‌شد و در نهايت به مجامع معتبرتري از همين نوع در خارج منتقل مي‌شد.
جزيره کيش که با صرف ميلياردها دلار به صورت مونت کارلوي ايران در مي‌آمد و براي آن خطوط ويژه هواپيماهاي کنکورد در نظر گرفته شده بود، نمونه‌اي از هزينه‌هاي هنگفت برای عياشي بود، نمايندگي‌هاي سياسي ايران در خارج از کشور نيز به مراکز فحشا و فساد تبديل شده و سفارت ايران در آمريکا نقش مهمي در اين مورد داشته و از اين طريق حلاّل بسياري از مسائل سياسي بوده است. در سال‌هاي آخر سلطنت شاه، به لحاظ آشفتگي‌هاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و نيز فساد مالي، فحشا به صورت يک بحران اجتماعي درآمده بود. مجله‌هاي بدنام و فحشاخانه‌ها بسيار زياد شده و تنظيم روابط اجتماعي بر اساس آنها انجام مي‌شد، روز به روز بر تعداد فواحش و مراکز فحشا افزوده مي‌شد و آمار غيررسمي حکايت از 50 هزار فاحشه در ايران داشت. محله‌هاي بدنام در تهران و شهرستان‌ها به صورت پايگاه بزرگ جنايت و فساد و قتل و اعتياد در آمده بود و علاوه بر حاشيه خيابان‌ها که لانه فساد بود، در زندان‌ها نيز فساد و فحشا بيداد مي‌کرد.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

علامه حاج سيدمحمدحسين حسينى طهرانى‏
عبادت بی‌ولایت عبادت خود است!

روز عيد غدير، عيدى است كه از آفتاب روشن‏تر است و در روايات داريم كه از عيد فطر و عيد أضحى فضيلتش بيشتر است. صدقه دادن در اين روز، يك درهم، ثواب يك كوه أبوقبيس است كه انسان در راه خدا انفاق كند.
عبادت، نماز، روزه، اينها در [امروز] از هر جهت بر ساير ايّام فضيلت دارد. روزه امروز مثل روزه دهر است، اينها مسلّم است، چرا اينطور است؟
براى اينكه عيد غدير است، عيد غدير يعنى چه؟ يعنى عيد محبّت، عيد ولايت، عيد صدق، عيد صفا، عيد اتّصال بنده به خدا، عيد لقای خدا، عيد جذبات پروردگار، عيد وصول، عيد ايصال، عيد شناخت، عيد معرفت، اين است ديگر.
در ماه مبارك رمضان مردم روزه گرفتند، عبادت كردند، آخر ماه رمضان كه مى‏شود، شب مستحب است تا صبح به عبادت بايستند و روز عيد فطر را هم عيد بگيرند، براى چه؟
براى اينكه يك ماه به خدا نزديك شده‏اند، سبك كرده‏اند، بارهاى گناه را ريخته‏اند، به عبادت مشغول بوده‏اند، خوب گناهان را از مؤمن مى‏گيرد ديگر، «الّذى جَعَلتَهُ لِلمُسلِمينَ عيدا« عيد قربان عيد است؛ چون حجّ كردند مردم، وقوف به عرفات كردند، وقوف به مشعر كردند، قربانى كردند، سر تراشيدند، بنابراين بايد عيد بگيرند ديگر، آن عيد است.
عيد علم ‏
اما عيد غدير، يك عيد ديگر است. عيد عبادت و نُسك و عمل و اينها نيست، يك عيدى است از اينها بالاتر؛ مثل اينكه جانش بيشتر است، روحش بيشتر است. اگر عيدها را از نقطه‌نظر درجات به درجاتى قسمت كنيم، عيد غدير يك درجه زيادى دارد و يك سهم وافرى دارد.
اين عيد، عيد علم است، چون اميرالمؤمنين(ع) اسم اعظم خدا و تجلّى اعظم پروردگار و متحقّق به عوالم قدس و طهارت و اسم حميد و محمود خدا، و دارنده لواء حمد در روز قيامت و شفاعت كبرى، اينها همه مال مقام علم اميرالمؤمنين(ع) است، از علم اميرالمؤمنين بقيّه چيزها تراوش كرده و از این رو اين عيد، عيد ولايت است؛ يعنى عيد شناختِ حقيقت و عيد معرفت.
اگر انسان معرفت پيدا كرد حجّش هم درست است، ماه رمضانش هم درست است، اگر معرفت پيدا نكرد آنها هم درست نيست؛ زيرا خدا كه اين تكاليف را بر ما كرده، پيكر تكليف را نمى‏خواهد، آن جان و حقيقتى كه در اين كالبد است مى‏خواهد و آن جان و حقيقتش به ولايت است.
از این رو در اخبار صحيحه داريم كه شيعه و سنّى هم روايت كرده كه: اگر عبدى در تمام مدّت عمر خود شب‏ها به عبادت مشغول باشد، بين ركن و بين مقام و روزها هم روزه‏دار باشد و در راه خدا در همين جا شهيد شده باشد و روزگار و عمرش هم به اندازه عمر آدم تا قيامت باشد، اما از ولايت دستش خالى باشد، اعمالش به درد نمى‏خورد؛ «لم يَنفَعهُ ذلك شَيئًا«
چرا؟ براى اينكه ولايت يعنى حقيقتِ شناخت؛ اگر كه انسان نشناسد، قيمتى ندارد، چرا انسان قيمت دارد؟ آن معرفتش است!
پس افرادِ انسان هم به درجات معرفت‌شان، درجه و اجرشان در نزد پروردگار بيشتر مى‏شود.
اين عيد يعنى عيد معرّفىِ حقّ. اميرالمؤمنين توانست به مردم معرّفى كند خدا را و پيغمبر را و قرآن را.
روايت صحيحى كه سلسله سندش كه شيعه و سنّى از سيد مرتضى روايت كرده، حضرت رسول(ص) مى‏فرمايد: اى على! تو هستى كه صداى من را به گوش جهانيان مى‏رسانى و نداى مرا به اسماع و افئده آنها ابلاغ مى‏كنى و وعده مرا وفا مى‏كنى و دَيْن مرا تو مى‏توانى ادا كنى و رسالت مرا تو مى‏توانى تأديه كنى!
يعنى چه؟ يعنى اگر تو نباشى عقيم مى‏ماند، تو هستى كه برسانى.
و لذا اين روايت در بين شيعه و سنّى جاى هيچ شبهه نيست؛ كه پيغمبر(ص) فرمود: «أنا قاتَلتُ النّاس علَى تَنزيل القرآن و أنتَ يا عَلىّ تُقاتِلُهُم علَى تَأويلِه!»؛ من مأمورم از طرف پروردگار كه با مردم كارزار كنم بر اصل پذيرفتن‏ قرآن و تو مأمورى كه كارزار كنى بر تأويل قرآن يعنى حقيقت قرآن، تفسير قرآن، معنى قرآن، مَآل و مرجع آيات قرآن را تو بايد برسانى.
عيد معرّفى حق
و علّت اين هم كه اميرالمؤمنين(ع) زياد دشمن داشت به همين جهت بود، چون حقّ را معرّفى مى‏كرد و مردم دشمن حقّند! مردم مى‏خواهند زندگانى‏هاى شهوى داشته باشند، بر اساس شهوت و غفلت و وهم و احساسات و تعدّى و تجاوز به حقوق و از بين بردن مردم و سير كردن خود زندگى داشته باشند و اميرالمؤمنين(ع) اين نبود روش‌شان، اين نبود، و ائمّه (عليهم‌السّلام) روش‌شان اين نبود.
عيد معرّفى ولايت ‏
عيد غدير، عيد معرّفى ولايت است، پيغمبر(ص)، دست أميرالمؤمنين(ع) را بلند كرد، گفت: مردم اين است على! اين ولايت است!
خيلى فرموده بود، از اوّل زمان بعثت. ولايت و وزارت و خلافت و وصايت اميرالمؤمنين(ع) را پيغمبر ابلاغ فرمود، تا آن هنگامى كه دم آخر بود و فاطمه زهرا(س) گريه مى‏كرد؛ گفت: بيا پيش من!-
خداشناسى يعنى اميرالمؤمنين‌شناسى، اميرالمؤمنين‌شناسى يعنى خداشناسى، ولايت يعنى توحيد، توحيد يعنى ولايت. اينها يكى است، هزار سال انسان برود عبادت كند، اميرالمؤمنين را نشناسد، خودش را عبادت كرده، خدا را عبادت نكرده؛ خودش را عبادت كرده، منويّات خودش را، خواهش خودش را، آرزوى خودش را، آن خدایى كه خودش در دل خودش ساخته، او را عبادت كرده.
از این رو مى‏بينيم كه آثار عبوديّت در آنها پيدا نمى‏شود، حرف‌هاي‌شان جامد است، خشك است، نماز مى‏خواند، اما قلب جامد است، رحم نيست، مروّت نيست، انصاف نيست، عطوفت نيست، رقّت قلب نيست، حميّت نيست؛ اما اينها كه با آميرالمؤمنين(ع) رابطه دارند ديگر نسبت به همه عطوفند؛ نسبت به كفّار عطوف است، نسبت به حيوان عطوف است، نسبت به سگِ كوچه لاى برف عطوف است، مهربان است، چرا؟
چون اميرالمؤمنين يك سرش در عالم توحيد است و يك سرش آمده اينجا و توحيد تمام عوالم را در زير پر خود به عنوان رحمت گرفته و سايه‏رحمت گسترده، على(ع) هم كه نمونه رحمت است، پس بنابراين اين شاخه رحمت به تمام اين موجوداتى كه در عالم وجود، وجود دارد كشيده شده. بنابراين عيد غدير يعنى بزرگ‏ترين اعياد.
روز اوّل كه پيغمبر(ص) فرمود: اى مردم! من پيغمبرم، گفت: اين ولىّ شما و صاحب اختيار شما است، آن روز!
پس نبوّت با ولايت توأم است. همين‌طورى كه توحيد با نبوّت يكى است، نبوّت هم با ولايت يكى است، توحيد و نبوّت و ولايت با هم يكى هستند.
هر عملى كه پيغمبر(ص) مى‏گويد شما بكنيد، آن عبادت است و هر عملى كه بگويد نكنيد معصيّت است، اگر بگويد نماز بخوان آن نماز عبادت مى‏شود، اگر بگويد نماز نخوان، آن نماز معصيت است، مثل زنا است؛ توجّه مى‏كنيد چه عرض مى‏كنم؟!
پيغمبر(ص) استشهاد كرد به اين آيه قرآن: «ألستُ أولى بكُم مِن أنفُسِكُم؟!» آيا من چنين حقّى ندارم مطابق آيات قرآن بر شما؟! ولىّ به شما و أولى به نفس شما از خود شما نيستم؟! قالوا: اللّهم بلى!
عظمت نعمت ولایت
يك‌روز يك شخصى از اصحاب حضرت سجّاد(ع) آمده بود شكايت مى‏كرد از وضع مال و گرفتارى و فقر و دَيْن و اينها، خيلى مفصّل است و غبطه مى‏خورد كه دشمنان ما چقدر داراى مالند، چقدر داراى ثروتند، چقدر به راحتى زندگى مى‏كنند.
حضرت فرمودند كه خوب اشكال ندارد، زياد داد و بيداد نكن، تو راضى هستى اين ولايتى كه الآن دارى بدهى و از آنها جلو بزنى؟ هان؟! اگر آرى، «بسم‏الله»!
گفت نه، نه، نه، يابن رسول الله نه، من راضى نيستم، يك خُرده‏اش هم راضى نيستم بدهم!
فرمودند: پس ديگر ساكت باش! خداوند اين بهره‏هایى كه به تو داده بهش فكر كن! و لازمه اين بهره‏ها تحمّل مشكلات و مشاقّ است. پس بنابراين واقعاًً اگر ما فكر كنيم كه اگر اين نعمت ولايت در ما نبود، قلب ما زنده نبود، متّصل نبود، هرچى داشتيم؛ دنيا داشتيم، ثروت داشتيم، كوه‏ها را براى ما طلا مى‏كردند چه قيمتى داشت؟!
«مَثَلُ الَّذينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفارا» (جمعه/5)
فرض كنيد كه يك حمارى را بياورند و يك لجام طلا به او بزنند و يك زينى از طلا به او آويزان كنند و به ساق‌هايش همه ياقوت و زبرجد و الماس باشد، اين چه قيمتى دارد؟ اين حمار را از اين مثالى كه بنده زدم قرآن بهتر دارد مثال مى‏زند، بار او پر از كتاب كنند، اين چه مى‏فهمد؟ از كتاب چه مى‏فهمد؟ امّا آن كسى كه نه، بارش نكردند، امّا علم رفته در قلبش، فهميده که اميرالمؤمنين يعنى چه؟
راهى نيست، راه‏ها بسته است، راه لقای خدا بسته است، بدون ولايت بسته است، هرچه بيشتر كوشش بشود بيشتر بسته مى‏شود! مگر اينكه اين راه باز بشود.
و از این رو داريم كه اينها باب خدا هستند، صراط خدا هستند: «أنتم السّبيلُ الأعظَم و الصّراطُ الأقوم و شهداءُ دارِ الفناء«
* منبع: سخنرانی معظم‌له، مورخ 18 ذى‌الحجّة 1395 هجرى قمرى


آیینه خواص

میثم تمار-1
رویش اسلام ناب

22 ذی‌الحجه سالروز شهادت یکی از مردان بزرگ تاریخ اسلام است که در حکمت و عظمت روحی مثال‌زدنی است. در چنین روزی، میثم تمار یار باوفای حضرت امیرالمومنین علی(علیه‌السلام) به طرز وحشیانه‌ای به شهادت رسید و به همین مناسبت آیینه خواص از این شماره به زندگی پر برکت این صحابی بزرگوار خواهد پرداخت.
نام پدر او را یحیی ثبت کرده‌اند و گفته‌اند در منطقه نهروان، سرزمینی میان عراق و ایران زندگی می‌کرده است. برخی معتقدند او از مردم فارس و ایرانی بوده است. به او «ابوسالم» یا «ابوصالح» هم می‌گفتند. چون در شهر کوفه به پیشه خرمافروشی مشغول بود او را «تمار» یعنی خرمافروش لقب داده‌اند. او را میثم تمار اسدی می‌خوانند چون غلام زنی از قبیله بنی‌اسد بود که حضرت علی(علیه‌السلام) او را خرید و آزاد کرد. از اینجا بود که یار و همراه و از اصحاب سرّ امیرالمومنین(ع) شد. در واقع حضرت امیر باطن میثم را دیده بود و می‌دانست چنین شخصیت بزرگی باید در کنار کسی همچون علی باشد تا استعدادهای معنوی‌اش شکوفا شود و به بزرگمردی تاریخی تبدیل شود. زندگی میثم، گویا از همین آزادی به دست حضرت آغاز شد و در واقع امیرمومنان میثم را نه آزاد، بلکه مجدداً متولد کرد!
متأسفانه از سال‌های آغازین زندگی او در صدر اسلام اطلاعی چندانی در دست نیست. میثم مانند برخی صحابه که در جای‌جای تاریخ صدر اسلام اسم و رسم‌شان آمده است، نبود. شاید کسی از تحرکات او در دوران پیامبر(ص) خبری نداده است. شاید کسی نداند میثم در غزوات و جنگ‌های صدر اسلام چه رشادت‌هایی به خرج داده است؛ اما بر خلاف عده‌ای از صحابه که دائم در کنار حضرت رسول(ص) بودند و در رکاب ایشان جنگیدند و در آخر امر راه را به انحراف رفتند، عاقبت به خیر شد.
میثم اگرچه خرمافروش بود و در طبقه فرودست جامعه آن زمان جای داشت، اما بحق باید او را جزء خواص دانست، چنانچه مقام معظم رهبری تأکید دارند: «خواص چه كسانى هستند؟ آيا قشر خاصّى هستند؟ جواب، منفى است. زيرا در بين «خواص»، كنار افراد باسواد، آدم‏هاى بى‏سواد هم هستند. گاهى كسى بى‏سواد است؛ اما جزو خواص است. يعنى مى‏فهمد چه كار مى‏كند. از روى تصميم‏گيرى و تشخيص عمل مى‏كند؛ و لو درس نخوانده، مدرسه نرفته، مدرك ندارد و لباس روحانى نپوشيده است. به‏هرحال، نسبت به قضايا از فهم برخوردار است.» (بيانات در جمع فرماندهان لشكر 27 محمّد رسول‌الله(ص)، 20/۳/1375) به تعبیر امام خامنه‌ای افرادی مانند مالک‌اشتر، محمدبن ابی‌بکر، عبدالله‌بن‌عباس و میثم جزء رویش‌های اسلام هستند که زمان پیامبر(ص) نبودند و در دوران غربت اسلام مانند نهالی تازه روییدند. (خطبه‏هاى نماز جمعه‏ تهران،‏ 26/09/1378) میثم جزء کسانی بود که با بصیرت نافذ مواضعی تعیین‌کننده داشت و حرکت کلان جامعه را هدایت می‌کرد. در واقع جزء خواص خوب اهل حق بود که تا لحظه آخر دچار لغزش نشد و در یاری امام خویش سربلند بیرون آمد.


دبیر شورای عالی غدیر سازمان بسیج مستضعفین در گفت‌وگو با صبح‌صادق مطرح کرد
بیان مطالب وحدت‌آفرین در بازسازی واقعه غدیر

رحیم محمدی

یکی از وقایع مهم تاریخی مسلمانان، واقعه غدیر است که در آن پیامبر مکرم اسلام(ص)، حضرت علی(ع) را ولی و وصی پس از خود معرفی می‌کند. این واقعه تاریخی بهانه‌ای شد تا سازمان بسیج مستضعفین چهار سال پیش برای اولین بار به بازسازی این واقعه اقدام کند. در پنجمین سال متوالی این نمایش بزرگ میدانی، خبرنگار صبح‌صادق با سردار یعقوب سلیمانی، دبیر شورای‌عالی غدیر سازمان بسیج مستضعفین دراین باره گفت‌وگویی انجام داده که ماحصل آن در ادامه آمده است.

* از چه سالی اقدام به برگزاری نمایش میدانی واقعه غدیر کردید و طی آن به چه توفیقاتی دست یافتید؟
برای اولین‌بار بازسازی واقعه غدیر در سال 1389 که مصادف با سالروز تأسیس بسیج بود، صورت گرفت، اما این امر در حالی انجام شد که باید ظرفیت‌ها و حساسیت‌های موجود در این بخش را با وجود همه محدودیت‌ها و نبود تجربه، مد نظر قرار می‌دادیم.
بر این اساس، بازسازی واقعه غدیر برای اولین سال در جوار کوه خضر نبی قم انجام شد که اجرای موفق آن، ما را بر آن داشت تا در سال بعد یعنی در سال 1390 این برنامه را در 73 نقطه کشور به صورت همزمان اجرا کنیم و در سال‌های 1391 و 1392 نیز به ترتیب در 83 و 120 نقطه از کشورمان واقعه غدیر را بازسازی کردیم که طی آن با استفاده از 120 هزار نفر از عوامل اجرایی و هنروران تعداد یک میلیون نفر از آحاد مردم در نقاط مختلف کشور به صورت همزمان نظاره‌گر نمایش بازسازی غدیر بودند.
اما امسال این برنامه را در 113 نقطه کشور اجرا کردیم، زیرا با رفع اشکالات و مشورت با صاحب‌نظران و محققان از جمله مراجع تقلید و بنیاد بین‌المللی غدیر به این نتیجه رسیدیم با کیفی‌سازی برنامه، از تعداد اجراها بکاهیم. البته موضوع دیگری که سبب کاهش اجرای نمایش بازسازی واقعه غدیر نسبت به سال گذشته شد، اختیاری بودن اجرای این برنامه است.
*هنروران و عوامل اجرایی بازسازی واقعه غدیر از سابقه کار نمایشی هم برخوردار هستند؟
چند سالی است که در کار بزرگ راهیان‌نور بخشی از صحنه‌های جنگ در دوران دفاع مقدس به صورت نمایش میدانی، با نام‌های مردان آسمانی، ستارگان زمینی و افلاکیان از سوی بسیجیان بازسازی و اجرا می‌شود، از این رو شروع کار بازسازی واقعه غدیر و شاکله اصلی اجرای چنین نمایش‌هایی با استفاده از همین هنروران صورت گرفت و به‌تدریج با توجه به تجارب حاصل شده و برگزاری کلاس‌ها و کارگاه‌های آموزشی، این اقدام تقویت شد، به نحوی که اکنون بستر مناسبی برای اقدامات مشابه در بسیج به وجود آمده است.  
*علت اینکه اجرای نمایش از یک نقطه در سال 89 به 120 نقطه در سال گذشته رسید، چیست؟
جاذبه و اثرات بالایی که اجرای نمایش‌های میدانی بر بیننده دارد ما را بر آن داشت تا اجرای نمایش را از یک نقطه در سال 89 به 120 نقطه در سال 92 برسانیم. البته ناگفته نماند در این میان تشویق‌های مراجع عظام تقلید و بازخورد بسیار خوب اجرای این برنامه در میان مردم سبب شد تا ضمن استمرار بخشیدن به حرکت خود، در افزایش تعداد نقاط نمایشی و ارتقای کیفیت آن نیز تلاش کنیم.
به عبارت دیگر، وقتی استقبال 70 هزار نفری مردم را در اجرای اول این نمایش ملاحظه کردیم، مشوقی شد تا ما کار را در سال‌های بعد نیز ادامه دهیم.
*تا چه حد از نظرات علما، مراجع تقلید و صاحب‌نظران در بازسازی واقعه غدیر استفاده می‌کنید؟
در سال‌های اخیر فعالیت‌های متعددی را دنبال کردیم که از آن جمله می‌توان به برگزاری کلاس‌های آموزشی، هماهنگی با مراجع تقلید و استفاده از دیدگاه‌های صاحب‌نظران، اشاره کرد، به نحوی که در دیدار با حضرت آیت‌الله نوری همدانی، ایشان توصیه کردند از سایر ظرفیت‌هایی که در کشورهایی مانند عراق، لبنان و مصر وجود دارد نیز استفاده کنیم تا غدیر به معنای واقعی جهانی شود و یا در دیدار با حضرت آیت‌الله سبحانی، معظم‌له فرمودند: امیدواریم روزی فرا برسد که نمایش غدیر را در محل واقعه غدیر در عربستان سعودی اجرا کنیم. لذا با توجه به هم‌افزایی‌های روزافزون، اختلاف‌نظرهایی که در رابطه با واقعه غدیر از نظر محققان و پژوهشگران وجود داشت، طی این سال‌ها در کارگاه‌های آموزشی مطرح شده تا ضمن آشنایی، به یک وحدت رویه مناسب دست یابیم.
*اختلاف‌نظرهایی بین علمای شیعه و سنی در رابطه با واقعه غدیر، وجود دارد، چه تمهیداتی مبنی بر دامن نزدن به این اختلافات پیش‌بینی کردید؟
در دیدارهایی که با علما و مراجع عظام تقلید داشتیم از ما درخواست کردند مطالب وحدت‌آمیز غدیر را بیان کنیم. بنابراین یکی از اولویت‌های ما در بازسازی واقعه غدیر استفاده داوطلبانه از ظرفیت‌های اهل تسنن کشورمان است؛ رویه‌ای که همچنان در حال پیگیری است. 


یادداشت
علیرضا جلالیان

ابتکار و غافلگیری اصول نبرد ناهمتراز
پیش از این به موضوع سرعت و تحرک و اهمیت آن در رابطه با نبرد ناهمتراز اشاره شد، اما در همین راستا باید توجه داشت اصول دیگری هم وجود دارد که در نبرد ناهمتراز توجه به آن ضروری است. به نظر می‌رسد موضوع ابتکار و خلاقیت و نیز رعایت اصل غافلگیری در نبرد ناهمتراز از درجه اهمیت بالایی برخوردار است. هرچند امروز با پیشرفت سریع فناوری، موضوع غافلگیری دشوارتر از گذشته شده است، اما با حضور عنصر خلاقیت می‌توان ابعاد جدیدی از موضوع غافلگیری را رقم زد. شاید والفجر ۸ بارزترین نمونه غافلگیری دشمن بود. در کنار آن، کربلای۴ با توجه به عدم موفقیت نشان داد که نباید هیچ تجربه‌ای را در مقابل دشمن تکرار کرد. در واقع موضوع مهمی که در رابطه با غافلگیری دشمن از طریق خلاقیت و ابتکار باید در نظر داشت، عدم تکراری بودن آن است، چرا که تکرار موجب می‌شود فرماندهان عملیاتی و راهبردی دشمن بتوانند ذهن‌خوانی کنند. از طرفی، ابتکار و خلاقیت صرفاً به اصل غافلگیری ختم نمی‌شود و می‌تواند در رابطه با تجهیزات هم مطرح شود. همچنان که در دفاع مقدس نیز بخشی از نیازهای اساسی جنگ نه از محل روش‌های کلاسیک، بلکه از طریق خلاقیت و ابتکار تأمین می‌شود. این خلاقیت و ابتکار حتی می‌تواند به موضوع چالاکی و سرعت عمل هم ارتباط پیدا کند.
اصولاً نبرد ناهمتراز موجد قواعدی است که عدم رعایت آنها موجب می‌شود که مسئله قوا و تجهیزات از طریق آن عوامل حل نشده و نبرد ناهمتراز به تعادل لازم نرسد که در این صورت نبرد نامتعادل می‌شود. در گذشته و پیش از دفاع مقدس و در واقع پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، نهضت‌های چریکی و پارتیزانی که عمدتاً نگاه‌های چپ مارکسیستی داشتند به دلیل عدم توانایی تجهیزاتی و نیروی انسانی در مقابل استعمارگران و استکبار اقدامات خود را در قبال عملیات‌های خرابکاری و یا اقدامات محدود نظامی در کنار تحرکات سیاسی داشتند و به جز چند مورد محدود که در آن توانستند عده‌ای از مردم را با خود همراه سازند هیچ یک نتوانستند با اشغال یک سرزمین بر وسعت محدوده تحت سیطره خو بیفزایند. حتی کشورهایی چون بولیوی و کوبا هم که با شیوه‌های ضداستکباری چپ توانسته بودند مقابل آمریکا بایستند پس از تشکیل حکومت، صاحب همان ارتش کلاسیک ناکارآمد خود بودند و بساط عملیات چریکی برچیده می‌شد.
اما پس از انقلاب اسلامی جریان طور دیگری رقم خورد و اساساً انقلاب اسلامی با الگوی مبارزه عاشورایی توانست بزرگ‌ترین یگان‌های عملیات نامنظم و چریکی را در دنیا در قالب نیروهای مسلح خودی تشکیل دهد. دفاع مقدس نقشی اساس در این میان داشت. نمونه تداوم این راه هم در لبنان و بارها در مقاومت مردم غزه قابل مشاهده است. در شماره‌های آینده روند تأثیر این مقوله را بررسی خواهیم کرد.


یک حماسه

عملیات عاشورای 4 و نقش مجاهدان عراقی
عملیات عاشورای 4 در هورالهویزه در سال ۱۳۶۴ در حالی اجرا شد که پیش از آن رزمندگان اسلام در عملیات قدس5 نتوانسته بودند تمام اهداف عملیاتی خود را محقق کنند. در عملیات قدس۵ بخشی از دریاچه «اُمُ‌النِّعاج» در هورالهویزه آزاد شده بود و قرار بود در عملیات عاشورای4، تمام این دریاچه در منطقه عملیاتی به وسعت 110 كيلومتر مربع آزاد شود، اما نکته قابل‌توجه در این دو عملیات حضور نیروهای مجاهد عراقی در کنار رزمندگان ایرانی بود. مجاهدان عراقی در آن زمان در قالب تیپ 9 بدر سازماندهی شده بودند.
نيروهاي‌ این تيپ‌ ساعت ‌دو بامداد سی‌ام مهر ماه سال ‌1364 حمله‌ را آغاز كردند. پناهنده‌ شدن‌ دو تن‌ از نيروهاي‌ عراقی‌ و ارائه‌ اطلاعات‌ مناسب‌ درباره اين‌ منطقه‌ در روند عمليات‌ عاشوراي‌4 مؤ‌ثر واقع‌ شد.
زمان‌ حمله‌ يك‌ روز پيش‌ از ميلاد حضرت‌ امام‌ موسي‌كاظم(ع) بود و به‌ همين‌ مناسبت‌ رمز عمليات‌ »يا موسي‌الكاظم(ع)» تعيين‌ شد. نيروها در غرب‌ درياچه‌ به‌ لحاظ‌ استفاده‌ از اصل‌ غافلگيري‌ و پشتيباني‌ موثر توپخانه، به‌ راحتي‌ به‌ اهداف‌ خود رسيدند و به اين‌ وسيله ‌15 كمين‌ دشمن‌ كه‌ از نيروهاي‌ «فرسان‌الهور» به‌ معناي‌ نيروهاي‌ اطلاعاتي‌ هور بودند، سقوط‌ كرده‌ و پيشروي‌ تا سقوط‌ كامل‌ درياچه‌ ادامه‌ يافت.
در نهایت رزمندگان اسلام طی دو روز نبرد سنگین به‌ همه‌ اهداف‌ تعيین‌ شده‌ رسیدند که از جمله آزادسازي ‌110 كيلومتر مربع‌ از منطقه‌ هورالهويزه‌ عراق بود. به علاوه میزان قابل‌توجهی سلاح و مهمات به دست نیروی‌های خودی رسید. در واقع نیروهای مجاهد عراقی در این عملیات حضور موثر خود را برای مقابله با ارتش بعثی صدام به نمایش گذاشتند. همین نیروها بعدها پس از سرنگونی صدام از سوی حامیان غربی او توانستند بخشی از مسئولان حکومتی در دولت عراق شوند. از طرفی، تجربیاتی همچون تشکیل تیپ بدر که بعدها به لشکر و سپاه بدر هم تبدیل شد و نیز تجربه بخش نهضت‌های سپاه و تشکیل نیروهای حزب‌الله لبنان، زمینه‌ساز تشکیل نیروی قدس سپاه شد.


قبیله آفتاب

آخرش هشت سال، خیرش را ببینی...!
با بچه‌ها دور هم نشسته بوديم و گپ مي‌زديم. حسين گفت: «آرزو دارم شهيد و مفقود شوم. مي‌خواهم قبرم همانند مادرم زهرا(س) گمنام بماند.» بچه‌ها گفتند: «از اين آرزوها نکن. تو تنها پسر خانواده هستي، اگر مفقود شوي، چطور به‌صورت پدرت نگاه کنيم.» حسين گفت: «لااقل 15 سال مفقود باشم.»گفتيم: «اين چيزها را از خدا نخواه، چون خداوند شما را دوست دارد و دعاي‌تان را مستجاب مي‌کند. در آخر با شوخي و خنده مثل اينکه معامله مي‌کند، گفت: «آخرش هشت سال، خيرش را ببيني!» عمليات کربلاي 8 آغاز شد. شرايط سختي بود. حسين به‌عنوان فرمانده گروهان، آرپي‌جي را برداشت و به طرف دشمن شليک کرد. او با اينکه فرمانده بود؛ اما مرتب به نيروها سفارش مي‌کرد، از اطراف آرپي‌جي دور شوند تا مبادا آسيبي ببينند. حسين آنقدر آرپي‌جي زد تا مزد جهادش را با شهادت گرفت و همان‌طور که آرزو کرده بود، پيکر پاکش مفقود شد و درست پس از گذشت هشت سال جنازه‌اش پيدا و تشييع شد!
به روایت از دوستان شهید سیدحسین فرزندی
«سيدحسين فرزندي» از سلاله سادات متولد سال 1342 بود. مانند همه همسن و سال‌هایش به مدرسه رفت. پیروزی انقلاب اسلامی را به چشم دید و پس از انقلاب هم در فعالیت‌های انقلابی حضور داشت. او با هجوم دشمن بعثي براي دفاع از ارزش‌هاي انقلاب عازم جبهه شد و در کسوت بسيجي، فرماندهي گروهان حمزه سيدالشهدا(ع) در لشکر 17 علي‌بن‌‌ابي‌طالب(ع) را عهده‌دار شد و مردانه با دشمن جنگيد. این مبارزه ادامه داشت تا اينکه در بيست‌ودوم فروردين 1366 در سن 24 سالگي مظلومانه به شهادت رسيد. همان‌گونه که آرزو داشت پيکر پاکش چون جده‌اش حضرت زهرا(س) بر زمين ماند و هشت سال بعد بر روي دست عاشقان ولايت تشييع و در گلزار شهداي علي‌بن‌جعفر(ع) قم به خاک سپرده شد. بر روي سنگ مزارش نوشتند؛ «سيدحسين متولد 1 فروردين 1342 شهيد عمليات کربلاي 8» 


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به فیلم «پادشاه شن‌ها» به بهانه نمایش در جشنواره مقاومت
رخنه در جعبه سیاه تکفیری‌ها

حسین کارگر

فیلم «پادشاه شن‌ها» نمونه‌ای از سینمای راهبردی با لحنی بین‌المللی است که از سوی یک فیلمساز عرب در مقابله با جریان تکفیری‌ها ساخته شده است. یک کارگردان سوری درباره یکی از دشمن‌های اصلی کشور خودش یعنی رژیم آل سعود فیلمی ساخته که واکنش آنان را برانگیخته است. آنچه فیلمسازهای ایرانی طی 35 سال در انجام آن کوتاهی کرده‌اند، یک فیلمساز عرب به رخ ما کشیده است. همواره ما ایرانی‌ها الگویی برای سایر مسلمان‌ها بوده‌ایم؛ اما این بار یک فیلمساز عرب از ما پیشی گرفته و برای هنرمندان کشورمان الگو ساخته است. اگر سمت‌وسوی سینمای ما به معنای واقعی کلمه ملی بود، باید اغلب کارگردان‌های ما برای ساخت آثاری چون «پادشاه شن‌ها» بی‌تابی می‌کردند که متأسفانه اوضاع کاملاً برعکس است!
«پادشاه شن‌ها» فیلمی به کارگردانی «نجدت اسماعیل انزور» محصول سال 2012 روایتی شبه‌هالیوودی درباره چگونگی روی کار آمدن رژیم سعودی و ماهیت واقعی این حکومت است. ساختار فیلم، مستندگونه است و قرار دادن نماهای سیاه و سفید، تمهیدی برای واقعی جلوه دادن ماجراهای فیلم است. البته، داستان این فیلم فاقد فراز و نشیب و عناصر لازم برای یک درام گرم و پرجاذبه است. آنچه فضای فیلم را پر کرده است، صحنه‌های پر از خشونت (هم خشونت اخلاقی و هم خشونت انسانی) است. حتی بعضی از صحنه‌های فیلم، یادآور فیلم‌ خون‌آشام‌ها و زامبی‌هاست. به همین دلیل هم می‌توان این فیلم را فیلمی شبه‌هالیوودی دانست که با تقلید از آثار خشونت‌آلود هالیوودی ساخته شده است. به‌نظر می‌رسد که مخاطب هدف نجدت اسماعیل انزور، غربی‌های بی‌خبر از همه جا باشد. استفاده از بازیگرهای اروپایی هم در همین راستا محسوب می‌شود. بازیگرهایی چون «فابیو تستی» از کشور ایتالیا، «یل فلووز» انگلیسی در نقش عبدالعزیز و ...
کارگردان این فیلم با سرلوحه قرار دادن مرامی هالیوودی در روایت و تصویرسازی فیلم خود، از یک طرف قصد جذب مخاطب عام غربی را دارد و از طرف دیگر، ریشه‌های اصلی گروه‌های تکفیری و تروریستی امروز منطقه آسیای غربی (خاورمیانه) را معرفی می‌کند. هدف اصلی فیلم این است که بگوید، گروه‌هایی که امروز از سوی دولت‌های غربی حمایت می‌شوند و در کشورهایی چون سوریه و عراق فتنه به پا می‌کنند، از کجا آمده و به کجا می‌روند و چه افکار و اخلاقی دارند. چون برخلاف رسانه‌های مستقل جهان و ازجمله رسانه ملی در ایران، رسانه‌های مسلط در آمریکا و اروپا و بسیاری دیگر از کشورهای جهان، تصویری وارونه و مثبت از این گروه‌ها نمایش می‌دهند، به گونه‌ای که مخاطب‌های رسانه‌های غربی دچار این تصور می‌شوند که گروه‌های درحال جنگ با حکومت سوریه، از آدم‌هایی آزادیخواه و روشنفکر تشکیل شده‌اند که قصد برپایی یک نظام دموکراتیک در آن کشور را دارند! اما «پادشاه شن‌ها» نشان می‌دهد که هدف و مقصد این گونه گروه‌ها، کاملاً در تضاد با تصویرسازی‌های رسانه‌های غربی و برخی رسانه‌های عربی است.
فیلم با ظهور عبدالعزیز بن سعود آغاز می‌شود. او با لشکر تشنه کشت و کشتار خود، شبه جزیره عربستان را در می‌نوردد و هر کس را در برابر خود می‌بیند از سر تیغ می‌گذراند و با فتح ریاض، تخت پادشاهی را تصاحب می‌کند. تنها نقطه تعلیق فیلم، قرار داشتن سکانس‌هایی از یک پیرمرد فاسد است. از ابتدا معلوم نیست که او کیست، اما در پایان مشخص می‌شود که آن سکانس‌ها، مربوط به دوران کهن‌سالی عبدالعزیز است.
در این فیلم نشان داده می‌شود که وهابی‌ها چگونه به تحریف اصول دین اسلام و کتاب آسمانی قرآن دست می‌زنند و حتی برای خوشگذرانی خود، احادیثی را به نبی اکرم(ص) نسبت می‌دهند. در بخشی از فیلم روایت می‌شود که آنها حتی از جاسوس بریتانیا که حامی اصلی جنایت‌های‌شان بود می‌خواهند که به دروغ، خودش را مسلمان نشان دهد! نقطه طلایی فیلم جایی است که عبدالعزیز، موافقت خود با اشغال فلسطین و تشکیل رژیم صهیونیستی از سوی انگلیس را اعلام می‌کند. در سکانس پایانی هم یک جوان عرب در حال تماشای ویدئوهای مربوط به داعش است. در این بخش می‌بینیم که شیوه داعش در تهاجم به شهرها و کشورها تا چه حد به حملات لشکر عبدالعزیز شباهت دارد. حتی پرچم آنها نیز کپی پرچمی است که عبدالعزیز در جنگ‌های نخستین خود استفاده می‌کرد.
فیلم «پادشاه شن‌ها» را می‌توان به نوعی، در تقارن با فیلم «شکارچی شنبه» به کارگردانی پرویز شیخ‌طادی دانست. یعنی در «شکارچی شنبه» می‌بینیم که صهیونیست‌های بنیادگرا چگونه با تحریف اصول دین یهود دست به جنایت می‌زنند و در اینجا هم جریانی شبیه به صهیونیست‌ها منتها با تحریف دین اسلام، همان رفتارها را در پیش گرفته‌اند. نکته قابل‌تأمل این است که هر دو جریان؛ هم صهیونیست‌ها و هم‌ تکفیری‌ها همواره حامی یکدیگر بوده، هر دو از سوی انگلیس ساخته شده و به وسیله آمریکا حمایت می‌شوند و هر دو نیز هدف حملات‌شان، مسلمانان است.


گزارشی کوتاه از دومین کنفرانس افق نو
واقعیت‌های غرب از زبان اندیشمندان غربی

دومین کنفرانس هنرمندان و اندیشمندان مستقل جهان با عنوان «افق نو» از هفتم تا نهم مهر ماه در تهران برگزار شد. این کنفرانس، دو سال پیش و با دبیری نادر طالب‌زاده کلید زده شد. هدف اصلی کنفرانس افق نو، گردهم آوردن شخصیت‌های رسانه‌ای و دانشگاهی محروم از تریبون در کشورهای غربی است. افرادی که به دلیل تحرکات ضداستعماری و ضدامپریالیستی خود، از سوی نهادها و رسانه‌های دولتی بایکوت می‌شوند، اما با حضور در این کنفرانس، مجال طرح دیدگاه‌های خود را می‌یابند. البته سال گذشته و به بهانه تسهیل و تسریع در مذاکرات هسته‌ای، این کنفرانس از سوی دولت تعطیل شد، اما دبیرخانه جشنواره فیلم مقاومت با پذیرش این کنفرانس، امسال اقدام به برگزاری دومین دوره کنفرانس افق نو کرد.
اهمیت کنفرانس افق نو، آشنا شدن با واقعیت‌هایی درباره دولت‌های غربی از زبان شخصیت‌های فرهیخته‌ای از همان کشورها است.
برای نمونه، «کن اوکیف» فعال حقوق بشر و کهنه‌سرباز نیروی دریایی آمریکا که هم اکنون تبعیت شهروندی آمریکایی خود را به شهروندی ایرلندی-ـ فلسطینی تغییر داده است در کنفرانس افق نو گفت: همیشه برای کنترل توده‌های جمعیت از تفرقه‌افکنی میان آنها استفاده شده است. مردم به‌طور طبیعی در کنار یکدیگر زندگی و همکاری می‌کنند و هیچ‌گاه یکدیگر را نمی‌کشند، ولی در دنیای کنونی افراط‌گرایان با منابع نامحدود پول خود مردم را به بازی گرفته‌اند، هالیوود یکی از مهم‌ترین ابزار‌ها برای تفرقه‌افکنی میان مردم است.
وی ادامه داد: برای نمونه فیلم ضد ایرانی«آرگو» که در آن ایرانیان را بد نشان داده‌اند، همگی می‌دانیم که این فیلم دروغ است، ولی هالیوود با آگاهی این دروغ‌‌ها را می‌سازد و مردم را از یکدیگر جدا می‌کند. قطعاً باید گفت که اسرائیلی‌‌ها[صهیونیست‌ها] نیز در این زمینه برای رسیدن به اهداف نژادپرستانه خود از هالیوود بهره می‌گیرند.
این فعال حقوق‌بشر معتقد است: آمریکا تروریست‌‌ترین کشور جهان است. سیاست آمریکا برپایه جنگ است، کسانی که به ادعای خود بر دنیا حکومت می‌کنند، همیشه باید گمارده‌هایی داشته باشند و اسرائیل[رژیم صهیونیستی] برای آمریکا این نقش را بازی می‌کند.
«گرت پورتر» نویسنده کتاب «بحران ساختگی» در این کنفرانس با بیان اینکه «موساد و سیا عامل اصلی ایجاد بحران هسته‌ای ایران هستند»، گفت: این پرونده اطلاعاتی در سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۴ ایجاد شد، این داستان با راهبرد نومحافظه‌کاران مرتبط بود. این بخشی از راهبرد آنها برای ایجاد تغییرات گسترده در خاورمیانه بود که نهایتاً به دنبال استفاده از نیروی نظامی علیه ایران بودند.
این نویسنده آمریکایی تصریح کرد: منافع آمریکا در این نهفته است که ایران را به گونه‌ای به تصویر بکشد که به دنبال سلاح هسته‌ای است.
این نویسنده آمریکایی همچنین گفت: بی‌اطلاعی مردم آمریکا به خصوص دولت این کشور از ایران عامل قوام‌بخشی بحران هراس هسته‌ای در قبال ایران بوده است.
«آنتونی جیمز هال» استاد مطالعات جهان در دانشگاه آلبرتای کانادا درباره نفوذ لابی صهیونیستی در رسانه‌ها و سینمای جهان از جمله هالیوود گفته است: «فیلم «آرگو» نمونه‌ای آشکار از نفوذ و تسلط لابی صهیونیست بر هالیوود است که در آن با سیاه‌نمایی چهره‌ای منفی از ایران به نمایش گذاشته شده است و بدون تردید این اقدامات برای منحرف کردن اذهان عمومی و با هدف ساده‌تر کردن نابودی ایران است و اسرائیل [رژیم صهیونیستی] نیز در این زمینه دست دارد.»
«کیلب ماپین» روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی آمریکایی معتقد است: «نبرد علیه صهیونیسم نبرد تمامی بشریت است. ما همگی یک دشمن واحد داریم که در حال نابود کردن زندگی بشریت از جمله زندگی مردم آمریکاست و آن اسرائیل [رژیم صهیونیستی] است.»


خبرها

پنجمین جشنواره فیلم عمار کلید خورد
فراخوان دوره پنجم جشنواره فیلم عمار اعلام شد. این فراخوان در سه بخش مسابقه فیلم، مسابقه «فیلم ما» و مسابقه اقلام تبلیغی تا ۳۰ آبان ماه ۱۳۹۳ پذیرای آثار متقاضیان شرکت در این جشنواره است. این جشنواره با موضوعاتی چون تاریخ معاصر ایران، فتنه سال ۸۸، بیداری اسلامی و جهانی، نقد درون‌گفتمانی، جنگ نرم، اقتصاد مقاومتی و بخش ویژه حرکت‌های خودجوش مردمی برگزار می‌شود. متقاضیان شرکت در پنجمین دوره جشنواره مردمی فیلم عمار می‌توانند با مراجعه به پایگاه ammarfilm.ir اقدام به ثبت اثر خود در سامانه جشنواره عمار کنند. آخرین مهلت ارسال آثار سی‌ام آبان ماه جاری است. دوره پنجم جشنواره عمار دی ماه امسال در تهران و سراسر کشور برگزار می‌شود.

مازیار بیژنی با «بزنگاه» آمد

اولین شماره هفته‌نامه طنز و کاریکاتور «بزنگاه» منتشر شد. این نشریه با مدیرمسئولی مازیار بیژنی کاریکاتوریست مطرح جبهه فرهنگی انقلاب فعالیت خود را آغاز کرده است. «بزنگاه» مجله‌ای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است که با رویکرد طنز و کاریکاتور منتشر می‌شود. این نشریه درحال حاضر به صورت دوهفته‌نامه است و در آینده‌ای نزدیک، هفتگی منتشر خواهد شد.

پسر سیدحسن نصرالله در پشت صحنه یک فیلم ایرانی

پسر سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان سر صحنه یک فیلم ایرانی حضور یافت و ضمن گفت‌و‌گو با عوامل، از روند تولید فیلم دیدن کرد. فیلم «آوازهای سرزمین من» به کارگردانی عباس رافعی و با موضوع فعالیت‌های تروریستی گروه‌های وهابی در حال تولید است، اما اتفاق مهم درباره این فیلم که بی‌ارتباط با مضمون آن هم نیست، حضور سیدجواد حسن نصرالله، فرزند دبیرکل حزب‌الله لبنان در پشت صحنه این فیلم و بازدید وی از این پروژه است. گفتنی است، «آوازهای سرزمین من» اولین فیلمی است که به نقش مخرب گروهک داعش و تکفیری‌‌ها در خاورمیانه می‌پردازد و مقاومت مردم منطقه در مقابل آنها را به تصویر می‌کشد. البته این موضوع در قالب یک داستان عاشقانه روایت می‌شود.


روی خط

دلم می‌خواهد برای یک‌بار هم که شده
به کربلا بروم
...9890195230/ نا‌گفته‌هاي جنگ را بدون کم و کاست تبيين و موشکافي کنید./ نجفي از کرمان
...9891095848/ هر چه زمان می‌گذرد مردم افسرده‌تر می‌شوند. این خاصیت دل بستن به زمانه است! خوشا به‌حال آنکه به جای زمان به صاحب زمان(عج) دل می‌بندند!/ محمدي از قزوين
... 9891233273/ این را آویزه گوش‌های‌تان کنید که هیچ‌کس و هیچ‌چیز نمی‌تواند برای ما ایرانی‌ها تعیین تکلیف کند./ وحيدي از گرمسار
... 9891248185/ دوره‌ای که آمریکا و انگلیس به ایران و ایرانی اهانت می‌کردند و جوابی نمی‌شنیدند دوره شاه ملعون بود، نه حالا که ده‌ها هزار نفر شهید فدای عزت این نظام شده‌اند.
... 9891271789/ عوامل نفوذى و سازشکار در روزنامه‌هاى زنجيره‌اى دوباره جان گرفته و به جان نظام و انقلاب و ارزش‌ها افتاده‌اند. پیش از ايجاد فتنه‌اى جدید، متوليان ذي‌ربط تدبير جدى نمايند. / همدانى
...9891277173/ لطفاً پاسخ سوالاتی را که دریافت می‌کنید در هفته‌نامه درج کنید.
صبح‌صادق: در پاسخ باید گفت که پیگیر جواب مسئولان امر در مواردی که مطرح می‌شود هستیم. برخی پاسخ‌ها به شخص درخواست‌کننده داده شده و برخی هم چاپ شده و مابقی پاسخی از مسئولان امر نداشته است.
...9891286911/ به کامرون روباه‌صفت که کشورش به سبک قرون وسطایی و سلطنتی اداره می‌شود، توصیه می‌کنیم که اول در کشورش دموکراسی ایجاد کند و به‌روز شود، سپس کشورش را که در حال تجزیه است، چاره کند و مردم کشور مرتجعش را که در ماقبل تاریخ هستند از همجنس‌گرایی نجات دهد و...
...9891315362/ من پاسدار دفاع مقدس هستم. خیلی دلم می‌خواهد برای یک بار هم که شده به کربلا بروم. خانم بنده آرزو داشت همراه هم به کربلا برویم که این آرزویش عملی نشد و مرحوم شد. من هم می‌ترسم این آرزو را به گور ببرم. توان پرداخت هزینه سفر را ندارم. اگر وامی برای من و امثال من که آرزوی زیارت داریم، بدهند ممنون می‌شویم.
...9891333263/ نام‌گذاری یک روز به نام شهدای مظلوم مدافع حرم، برای پاسداشت و زنده نگه‌داشتن یاد و نام مظلوم‌ترین و غریب‌ترین شهدای زمان حاضر پیشنهاد می‌گردد.
صبح‌صادق: کلنا عباسک یا زینب...، یاد این شهیدان را گرامی می‌‌داریم.
...9891519115/ برای زدن یک گل در بازی فوتبال یا والیبال و ... به بازیکنان پاداش چند صد سکه‌ای می‌دهند، ولی به کسانی که هشت سال جنگیدند و ایران را سربلند و پیروز نگه داشتند، خرمشهر و .... را از دست صدامیان گرفتند هیچ نمی‌دهند. این برای شما جای سوال ندارد؟
...9891555190/ مسئولان محترم را به خون شهدا قسم می‌دهم فکری کنید، بدحجابی در کشور عزیزمان دارد جای خود را به بی‌حجابی می‌دهد./ سیداحمدحسینی (نیشابور)
...9891661003/ چرا هديه اميدان ولايت مربوط به معدل‌های بالای فرزندان در سال تحصيلى 93 ـ92 اعلام نشد.
...9891681400/ مسئولان یک سهمیه کوچکی هم برای استخدام فرزندان پاسدارانی که بیش از 50 ماه سابقه حضور مستمر در جبهه‌ها داشتند و حالا با هزاران درد و رنج و زیر بار مشکلات سنگین در کسوت بازنشستگی و سن پیری هستند، در نظر بگیرد. متشکرم
...9891696624/ درصد جانبازى که پس از بازنشستگى از سوی كمیسيون پزشكى صادر می‌شود چه تأثيرى روى حقوق دارد؟
صبح‌صادق: منتظر پاسخ معاونت نیروی انسانی هستیم.
...9891776957/ پاسدار میلاد شهریور هستم، سه حلقه دی‌وی‌دی قرآنی با قابلیت‌های مختلف را در طول مدت کمتر از یک سال تولید کردم، در راستای توزیع رایگان آن در سپاه نیازمند یاری شما هستم.
...9893690387/ تنها جايي که رهبري فرمودند «هر وقت به آن فکر مي‌کنم، تنم مي‌لرزد» کاهش جمعيت جوان است. چرا در اين زمينه که دغدغه اصلي ايشان است، وارد نمي‌شويد؟
صبح‌صادق: با تشکر، ان‌شاء‌الله پیگیر مطالبی پیرامون این موضوع و اهمیت آن در شماره‌های آینده خواهیم بود.


کتیبه سبز

آفرینش علی و غدیر
ابتدای آفرینش بود، نور پنج‌تن
قبل از آدم، وجود چون بلور پنج‌تن
ابتدای آفرینش بود و معمار ازل
می‌سرشتند گِلی، با تکیه بر خیرالعمل
ابتدای آفرینش بود، آدم ساختند
روح حق در او دمیده، در بلا انداختند
ابتدای آفرینش بود، خط ترسیم شد
رازها در گوش خلقت، از خدا تعلیم شد
ابتدای آفرینش بود، راز انتظار
چشم در راه علی(ع)، افرشتگان بی‌شمار
چشم زیبای ملائک بود، بر ره دوخته
از خدا، نام دلارای علی(ع) آموخته
فاطمه(س) ام علی(ع)، در گرد کعبه در طواف
همچو پروانه، به گرد شمع، اما در مطاف
در وجودش درد پنهان، ناگهان هشدار داد
اضطراب و درد، مادر را، کمی آزار داد
کرد نجوا، ای خداوند توانای عزیز
آبرومندم، تو اکنون، آبرویم را مریز
از برایش، لحظه‌ای دیواره را، بشکافتند
طفل و مادر، در میان کعبه، خود را یافتند
آسیه، سارا و مریم، همنفس با قدسیان
رویش گل را تماشا کرده، با چشمان جان
پس علی(ع) اعجازگونه، پای بر دنیا گذاشت
همچو خورشیدی ز کعبه، پای بر دل‌ها گذاشت
جام خلقت از شراب عشق چون لبریز شد
با علی(ع) هستی به وجد آمد، چه دل‌انگیز شد
دامن پاک محمد(ص)، شد علی(ع) پرورده‌تر
با خدا آمیخت جان را، در مقام یک بشر
اولین مرد مسلمان اوست، در ده‌سالگی
مرد ایثار و عدالت، در کمال سادگی
بدر و خیبر، تکیه‌گاهی بود بر رزمندگان
در تمام جنگ‌ها، با عشق و ایمان، جانفشان
هر کجا احساس می‌شد یک خطر، آنجا علی(ع) است
در مصاف عبدودها، می‌توان گفتن یلی است
پایمردی‌های او، اسلام نو را بیمه کرد
دشمنان دین حق را، جمله سرآسیمه کرد
از همه بالاتر او، در حق‌شناسی عارف است
رازهای پشت پرده مانده را، او کاشف است
در عبادت خویش را از یاد برده نزد دوست
او خدا را دیده، با خلاق هستی روبه‌روست
شد پیمبر شهر عشق و باب آن مولا علی(ع)
نور دل‌افزای او، از روز خلقت منجلی
آخرین حج رسول الله، چون پایان رسید
دشت جحفه، صوت جبریل امین در جان شنید
ای محمد دین حق را، با علی تکمیل کن
از برای انتخاب جانشین، تعجیل کن
در بیابان، امر شد، یک طرح نو انداختند
از جهاز اشتران، یک جایگاهی ساختند
خطبه‌ای جان جهان، در آن فضا ایراد کرد
کرد تکمیل رسالت، شادمان اوتاد کرد
جان عالم مصطفی(ص)، دست علی(ع) بالا گرفت
در غدیر خم، ولایت همزمان معنا گرفت
شیعه از آن روز، دل داده به پیمان علی(ع)
هستی و موجودی خود بسته بر جان علی(ع)
دل‌خوشم، هستی «فرائی» دست و دامان علی(ع)
زنده‌ای، پاینده‌ای شاعر، به احسان علی(ع)
عبدالمجید فرائی







مسیر غدیر

این برکه است جای فرود عقاب‌ها
هر شامگاه یکسره در پیچ‌وتاب‌ها
هر شامگاه، برکه معصوم دیدنی است
بی‌وقفه در تلاقی سنگ و شهاب‌ها
آغوش اوست رو به افق‌های بیکران
تن‌پوش او ردای سپید سحاب‌ها
سرچشمه‌اش به سایه فردوس می‌رسد
از کوثر آمده است، از آن سوی آب‌ها
از کوثر آمده است با این واحه نیمه‌شب
دارد به باد با همه مستی خطاب‌ها
با خلسه سپیده‌دم آواز می‌دهد
در پرده حجاز به چنگ و رباب‌ها
ای باد در مسیر غدیر ایستاده سبز!
از آن خم طهور بیاور شراب‌ها!
بانگ درای قافله‌ای می‌رسد به گوش
ای باد گل‌فروش بیفشان گلاب‌ها!
صحرا چه دیدنی است در این ظهر سایه‌سوز
در گیر و دار همهمه «آب،آب»ها!
آن کاروان نیامده منبر درست شد
بنگر به دشت و همهمه شیخ و شاب‌ها!
یک سو پرندگان حجازی به هلهله
یک سو به فکر تفرقه خیل غراب‌ها!
رنگین، چکامه‌های غدیر آفریده شد
بیت‌الغزل شدند میان کتاب‌ها
در آن میانه چامه حسان شنیدنی است
در وصف برگزیده‌ترین انتخاب‌ها
یک جمع شب‌پرست عجب خیره مانده‌اند
در عین تشنگی به فریب سراب‌ها!
با فوج‌فوج شب پرندگانند هم‌مسیر
تا بسته‌اند پنجره بر ماهتاب‌ها
آن دست‌های تفرقه‌اندیش ناگهان
می‌رفت مخفیانه به سوی قراب‌ها
یاللعجب ببین که پشت به دریا نشسته‌اند
با چشم‌های شب‌زده همچون حباب‌ها
تکفیر کرده‌اند امام غدیر را
گردید از آن به بعد به خون آسیاب‌ها
دست علی فراتر از ادراک شد بلند
دست علی است معنی فصل‌الخطاب‌ها!
قوم قلم به دست مکرر کشیده‌اند
رسم‌الخط حدیث ولا را به قاب‌ها
برجاده است شور سفرنامه غدیر
از این مسیر، جانب عرش است باب‌ها
ماندند در تموج بحرالمعانی‌اش
در مجلس امیر بیان، نکته‌یاب‌ها
با مدح بوتراب، شبانگاه دیدنی است
باز از دریچه‌های دلم آفتاب‌ها
می‌ترسم از قیامت موعود یا علی!
می‌ترسم از تجلی یوم‌الحساب‌ها
با گریه نام نامی حیدر می‌آورم
در آن شگفت‌ واقعه در اضطراب‌ها
***


شناسنامه دریا...

روی تمام پنجره‌ها بر کویر بود
سهم پرندگان، عطش گرمسیر بود
شن بود و برکه و هیجان عقاب‌ها
رد هزار چلچله بر آن مسیر بود
هنگامه داشت دایره گردبادها
بر خارزار یکسره مشک و عبیر بود
بر برکه‌ای فرود کبوتر شروع شد
با بال بال، هلهله‌ای دلپذیر بود
ابری وزید با نفحات حجازی‌اش
عطر گل محمدی‌اش بی‌نظیر بود
حس درنگ قافله‌ای بیقرار داشت
ساعت به وقت شرعی ظهر غدیر بود
بر آبگیر میکده‌ای آفریده شد
دستی بر آن قدح قدح آیینه‌گیر بود
از مسجد الغدیر، اذان بلال ... آه
آن دم چقدر بادیه باران‌پذیر بود!
آن مسجد ایستگاه تمام فرشته‌ها
بر گنبدش شعاع دو دست منیر بود
ابری وزید، آیه «من کنت» غنچه داد
ابری که تشنگان زمین را بشیر بود
دستی بلند یکسره گل چرخ شوق زد
تا آسمان تجلی دست امیر بود
«حسان» بلند شد و دو دستش قصیده‌ای
شعری که با لطافت موج حریر بود
جز جاده غدیر به دریا نمی‌رسد
آری شناسنامه دریا غدیر بود...
محمدحسین انصاری‌نژاد


حسن ختام

خدایا مرا به شهرالمهدی برسان...
سلام بر مهدی!
سلام بر مولای جهان!
سلام بر فرمانده جهان!
سلام بر نجات‌بخش بشریت!
سلام بر آقایی که دلم برایش تنگ شده...
آقای من! این روزها دلم تو را می‌خواهد
گویی از تو فاصله گرفته‌ام
اما چه کنم...
من درگیر زمین شده‌ام و زمین نمی‌گذارد که از آن فاصله بگیرم
می‌خواهم از هوای نفس خود فرار کنم.
می‌خواهم هوای مهدی‌ام را بچشم
مولای من یا صاحب‌الزمان منتظرم باش!
اگر خدای تو بخواهد
به زودی به هوای تو خواهم رسید
اجازه می‌خواهم که نام کوچک و زیبایت را بر زبان جاری کنم.
مهدی‌ام! مولایم!
از کوچه پس‌کوچه‌های انتظار گذرم ده
تا به وصال تو برسم
دیگر نمی‌خواهم از غیبت صحبت کنم، مرا از غیبت رهایی ده.
مرا بیدار کن...
فکرم دیگر گناه نمی‌خواهد
دلم فقط تو را می‌خواهد
دلم نام زیبا و هوای تو را دارد
خدایا به حق مهدی‌ات
مرا رهایی ده
مرا از زمین جدا و آسمانی کن
مرا به شهرالمهدی برسان...