بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

مصاحبه امنیتی؟!
شبکه آمریکایی «ان‌بی‌سی» در آستانه سفر دکتر روحانی به آمریکا برای شرکت در نشست عمومی سازمان ملل، با وی گفت‌وگو کرد. این گفت‌وگو دارای سه محور کلی بود: ۱ ـ مسائل داخلی ایران ۲ ـ بحث هسته‌ای و روابط ایران و آمریکا ۳ ـ دیدگاه ایران درباره «ائتلاف ضد داعش». نکته قابل توجه در این گفت‌وگو تمرکز خبرنگار «ان‌بی‌سی» بر محور سوم بود که بیشتر محتوای گزارش را به آن اختصاص داد. از منظر رسانه‌ای اختصاص بیشترین بخش‌ مصاحبه به قضیه «داعش» یک حادثه نیست و خبرنگار، بسیار حساب شده و دقیق و بر اساس برنامه و هدف مشخصی در این سطح به این موضوع پرداخته است. چنین امری می‌تواند ناشی از دو مقوله مهم باشد:
۱ـ اهمیت مسئله برای مردم آمریکا؛ رفتار و مواضع دولتمردان آمریکا درباره ایران، در راستای مقابله با داعش، مذبذب و متناقض بوده است. در آغاز حضور داعش در عراق، مقامات آمریکایی از ایران برای برخورد با داعش تقاضای کمک کردند و همچنان این درخواست در حاشیه گفت‌وگوهای هسته‌ای تکرار شد که در هر دو مرحله پاسخ منفی دریافت کردند؛ اما در موضع‌گیری رسمی و علنی خلاف آن را ادعا و طوری وانمود کردند که گویا در این باره اساساً برای ایران اهمیت و نقشی قائل نیستند. نشست پاریس و عدم دعوت از ایران و صحبت‌های جان کری پیش از برگزاری این نشست، نمونه بارز موضع علنی آمریکایی‌ها بود. این وضعیت پس از افشاگری امام خامنه‌ای (مدظله‌العالی) هنگام ترخیص از بیمارستان که با آدرس دقیق، درخواست‌های آمریکا از ایران برای کمک در برخورد با داعش را بیان کردند، کاملاً تغییر یافت و آمریکایی‌ها ناچار به اعتراف شدند و جان کری در نشست اخیر شورای امنیت سازمان ملل دوباره رسماً این درخواست را تکرار کرد. این رفتار مقامات آمریکا مردم آمریکا را سردرگم و مشکوک کرده و ظاهراً اعتمادشان را در این باره به مقامات‌شان از دست داده‌اند. ادامه این وضعیت برای مسئولان آمریکایی بسیار زیان‌آور و پرهزینه است؛ از این رو به این شبکه مأموریت دادند تا در گفت‌وگو با رئیس‌جمهور ایران و تمرکز بر قضیه داعش، با توضیحات دکتر روحانی مردم‌شان را مجاب کنند و زمینه بازگشت اعتماد مخدوش شده را فراهم آورند.
۲ـ آشنایی مقامات آمریکا با عمق نظر ایران؛ آمریکایی‌ها ادعا می‌کنند چهل کشور را در «ائتلاف ضد داعش» گرد آورده‌اند. آنها به این نکته دقیق خوب واقفند که اگر این چهل کشور پنج برابر هم شوند، اما سه چهار کشور که یکی از آنها ایران است در بین آنها نباشد، این ائتلاف نمی‌تواند کار چندانی انجام دهد. از طرفی هم با پاسخ‌هایی که ایران به درخواست‌های مکرر آنها داده و مواضعی که اعلام کرده، آنها واقعاً نمی‌دانند آنچه که تاکنون مشاهده شده عمق نگاه ایران است و یا اینکه مسائل دیگری نیز وجود دارد که از نگاه آنها پنهان مانده و با آگاهی از آن می‌توانند تعامل متفاوتی با ایران داشته باشند؛ از این رو برای عبور از آنچه که سطح موضوع می‌دانند و برای رسیدن به لایه‌های پایین‌تر و یافتن فرصت و امکان آشنایی بیشتر با نیت اصلی ایران که از نظر آنها احتمالاً چیزی خلاف مواضع اعلام شده است، این خبرنگار را با برنامه اجرا شده به این مأموریت اعزام کردند؛ اما پاسخ‌های روشن، دقیق و هوشمندانه دکتر روحانی وضعیت گذشته را برای آنها بازتولید کرد و اجازه نداد فضای جدیدی برای آنها فراهم شود. گفتنی است اگر دولتمردان آمریکا از این تفحص و استمزاج پیچیده‌ رسانه‌ای امنیتی طرفی نبستند، مردم آمریکا متوجه شدند که چه افراد مزور و فریبکاری بر آنها حکومت می‌کنند.
رضا گرمابدری


یادداشت
رسول سنائی راد

دفاع همچنان باقی و مقاومت لازم است
همکاری رژیم بعثی صدام‌حسین با گروهک‌های ضدانقلابی تجزیه‌طلب در کردستان و خوزستان، میدان دادن به ضد انقلابیون فراری سلطنت‌طلب و تجاوزات و خرابکاری‌های علیه تأسیسات مرزی جمهوری اسلامی درست پس از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز و در تابستان سال 59 تحرکات نظامی ارتش بعث تشدید شده بود تا اینکه در 31 شهریور ماه 1359 با حملات گسترده هوایی و پیشروی نظامی به داخل خاک کشورمان جنگ تحمیلی دشمن رسمیت یافت.
این در حالی بود که نیروهای دفاعی جمهوری اسلامی هیچ‌گونه آمادگی برای مقابله با تهاجم گسترده رژیم بعثی نداشتند. تهاجمی که بعداًً نقش تحریک و تشویق آمریکایی‌ها در ایجاد آن و حمایت‌های همه‌جانبه ابرقدرت‌های شرق و غرب و متحدان اروپایی و عربی آمریکا از آن برملا شد و شاید همین پیشت‌گرمی به حمایت‌های گستردة قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بود که صدام را به نقض قرارداد الجزایر و توهم فتح شش روزه و شکست جمهوری سوق داده بود.
دیکتاتور بغداد که از کیش شخصیتی تمامیت‌خواهانه برخوردار بود، وضعیت پس از سقوط رژیم پهلوی را همراه با هراس ابرقدرت‌ها، رژیم صهیونیستی و حامیان اروپایی‌اش و سران مرتجع کشورهای عربی، برای یکه‌تازی و جنگ نیابتی مناسب دیده و به سودای جایگزینی عراق به‌جای ایران دوران وابستگی به آمریکا افتاده بود.
عواملی که سرکرده حزب بعث را به پیشبرد چنین سودایی تشویق و محاسبه او را اغواکننده ساخته بود، عبارت بودند از:
1ـ وضعیت حاکم بر نیروهای نظامی ـ اطلاعاتی ایران اسلامی که ارتش در موقعیت گذار پس از انقلاب قرار داشت و سپاه و بسیج هم هنوز سازمان و سازوبرگ لازم برای مقابله با ارتش آماده و مجهز عراق را نداشتند.
2ـ درگیری نظام نوپای جمهوری اسلامی با غائله‌های ضد انقلابی در مناطق مختلفی از کشور و نفوذ جریانات لیبرالی و غیر معتقد نظام به بدنه حاکمیت و فتنه‌انگیزی منافقین که نه تنها بخشی از توان محدود امنیتی و اطلاعاتی کشور را به خود مشغول می‌داشت، بلکه تمرکز برای حل مسائل اساسی و بسیج ظرفیت‌ها برای مقابله با تهاجمی گسترده را سخت می‌کرد.
3ـ هراس ابرقدرت‌ها و حتی دولت‌های وابسته غربی در منطقه از انقلاب اسلامی و پدیده صدور انقلاب که زمینه ائتلاف به نفع صدام و حمایت از او در برابر جمهوری اسلامی را فراهم می‌ساخت. همان گونه که صدام پیش از حمله از این حمایت‌ها مطمئن و زمان جنگ نیز از حمایت همه‌جانبه قدرت‌های شرقی و غربی و همراهی بسیاری از رژیم‌های دیکتاتور عربی نیز برخوردار بود و در این حمایت نه تنها پول و سلاح، بلکه حتی نیروهای انسانی و اعتبار سیاسی مجموعه‌ای از کشورها وجود داشت که هم قدرت در میدان نبرد و هم در عرصة رسانه و دیپلماسی را به نفع صدام تقویت می‌کرد.
اما عواملی که صدام و حامیانش، در این معادله از آن غفلت کرده و مانع نیل آنان در اهداف اصلی این تجاوز وحشیانه و جنگ نابرابر شد، یا به عبارتی محاسبه آنان را با اشتباه همراه ساخت، از قرار زیر بود:
1ـ روحیه و خودباوری برآمده از سیاست‌ دینی ، رهبری حضرت امام خمینی(ره) و پیروزی انقلاب اسلامی که همراه باورها و ارزش‌هایی چون جهاد و شهادت‌طلبی توازن را به نفع مدافعان انقلاب و نظام اسلامی تغییر می‌داد.
2ـ رهبری و هدایت حکیمانه، شجاعانه و مبتکرانه حضرت امام(ره) که با نفوذ معنوی در عمق جان رزمندگان اسلام همراه بود، پذیرش هر نوع خطری را برای اجرای فرمان‌های حضرتش در پیشبرد اهداف دفاع مقدس مقدور می‌ساخت.
3ـ ورود بسیج و نیروهای مردمی به عرصه دفاع و حمایت همه‌جانبه عموم مردم در حمایت از مسئولان نظام و رزمندگان اسلام که دفاعی مردم‌پایه و موثر را در گستره جغرافیایی کشور در برابر دشمن متجاوز پدید آورد.
پس از آنکه دشمن در هنگام درگیری به قدرت عوامل فوق پی برد و توهم فتح شش روزه ایران با مقاومت 31 روزه مدافعان خرمشهر درهم شکست و عملیات‌های تهاجمی نیروهای نظامی جمهوری اسلامی معادله قدرت را به ضرر متجاوزان بر هم زد، اقدامات جبرانی صدام و حامیانش عبارت بود از توسعه جنگ علیه شهرها، حمله به مراکز غیر نظامی و اقتصادی، فلج کردن اقتصاد با حمله با مراکز نفتی و نفتکش‌ها، استفاده از تسلیحات شیمیایی و تحریم گستردة جمهوری اسلامی از سوی حامیان غربی او که مشهور است جمهوری اسلامی ایران امکان خرید و تأمین سیم خاردار و وانت تویوتا را هم نداشت. این در حالی بود که حضرت امام با راهبرد «مقاومت و ایستادگی بلندمدت»، دفاع عزتمندانه را دنبال می‌فرمود. گزارة معروفی که اگر جنگ 20 سال هم طول بکشد ما ایستاده‌ایم، تفسیر این راهبرد بود که چشم‌اندازی از مقاومت و ایستادگی را در برابر رزمندگان اسلام و مردم قرار می‌داد و به همان اندازه دشمن را که با توهم جنگی کوتاه مدت (6 روزه) دست به حماقت زده بود، نگران جنگ فرسایشی و طولانی مدت می‌کرد.
گر چه برخی سیاسیون و دولتمردان کشور در همراهی با حضرت امام دچار تردید شده و مخالفت با مقاومت را به بهانه‌های مختلفی دنبال و به فراهم آمدن زمینه پایان جنگ از طریق مذاکره یا به عبارتی اولویت مذاکره و سیاست به‌جای مقاومت کمک کرده و حلاوت پیروزی نظامی را بر امام و رزمندگان حرام کردند، اما دشمن نیز نتوانست به اهداف شوم خویش دست یابد و پس از هشت سال به نقطه صفر برگشت و به پذیرش مجدد همان قطعنامه‌ای که پاره کرده و مرزهایی که در هم شکسته بود، ناچار شد.
در مقابل، هشت سال دفاع مقدس پیامدهایی داشت که باوجود تمامی هزینه‌های تلخ و سنگین آن، امام(ره) را چنان متقاعد ساخت که فرمودند: ما برای یک لحظه هم از عملکرد خود در جنگ پشیمان نیستیم و به یادآوری دستاوردهای بزرگ آن از جمله اینکه در جنگ یاد گرفتیم روی پا خود بایستیم، پرداختند. آن پیر فرزانه، فرزندان مجاهدش را به حفظ آمادگی‌های همه‌جانبه فرا خواند و پس از او خلف صالحش نیز تأکید داشت که دفاع همچنان باقی است.
وقایع پس از جنگ هم اثبات کرد دفاع باقی است و حتی دیپلماسی و مذاکره نیز باید از پشتوانه‌ آمادگی دفاعی و الزامات مقاومت و ایستادگی برخوردار باشد. لحن متکبرانه دیپلمات‌هایی آمریکایی این روزها به خوبی گویای این واقعیت است که‌ همان راهبرد مقاومت و ایستادگی ضرورت دارد؛ واقعیتی که بارها از زبان امام خامنه‌ای در قالب گزاره‌‌های مختلف بیان شده است، این بار هم مردم حق‌شان را ادا و تمامی فشارها و جفاهای دشمنان را تحمل کرده و مقاومت در برابر تحریم را با مشارکت و حضور گسترده در انتخابات‌ها و راه‌پیمایی‌ها و بی‌اعتنایی‌ به فتنه‌انگیزان داخلی و خارجی و... به اثبات رسانده‌اند. انتظار می‌رود دولتمردان و سیاسیون ما با درس‌آموزی از گذشته، همان‌گونه که تا اینجا نرمش قهرمانانه را با اقتدار پیش برده‌اند، با دفاع از دستاوردهای هسته‌ای و حقوق مردم و کشور اسلامی، عزت بر آمده از خون‌های پاک شهیدان و فداکاری رزمندگان و جانبازان را پاسدار و نگهبان باشند، چرا که دفاع همچنان باقی و مقاومت و ایستادگی هم لازم است.
.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای سیاست‌های کلی «علم و فناوری» را ابلاغ کردند
جهاد مستمر علمی با هدف کسب مرجعیت علمی و فناوری در جهان

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجرای بند یک اصل 110 قانون اساسی سیاست‌های کلی «علم و فناوری» را که پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین شده است، ابلاغ کردند که متن این سند به این شرح است:

بسم‌الله‌‌الرحمن‌‌الرحیم
سیاست‌های کلی علم و فناوری (نظام آموزش عالی، تحقیقات و فناوری)
1ـ جهاد مستمر علمی با هدف کسب مرجعیت علمی و فناوری در جهان با تأکید بر:
1ـ1ـ تولید علم و توسعه نوآوری و نظریه‌پردازی.
2ـ1ـ ارتقای جایگاه جهانی کشور در علم و فناوری و تبدیل ایران به قطب علمی و فناوری جهان اسلام.
3ـ1ـ توسعه علوم پایه و تحقیقات بنیادی.
4ـ1ـ تحول و ارتقای علوم انسانی به‌ویژه تعمیق شناخت معارف دینی و مبانی انقلاب اسلامی با: تقویت جایگاه و منزلت این علوم، جذب افراد مستعد و با انگیزه، اصلاح و بازنگری در متون، برنامه‌ها و روش‌های آموزشی و ارتقای کمی و کیفی مراکز و فعالیت‌های پژوهشی مربوط.
5ـ1ـ دستیابی به علوم و فناوری‌های پیشرفته با سیاستگذاری و برنامه‌ریزی ویژه.
2ـ بهینه‌سازی عملکرد و ساختار نظام آموزشی و تحقیقاتی کشور به منظور دستیابی به اهداف سند چشم‌انداز و شکوفایی علمی با تأکید بر:
1ـ2ـ مدیریت دانش و پژوهش و انسجام‌بخشی در سیاستگذاری، برنامه‌ریزی و نظارت راهبردی در حوزه علم و فناوری و ارتقای مستمر شاخص‌ها و روزآمدسازی نقشه جامع علمی کشور با توجه به تحولات علمی و فنی در منطقه و جهان.
2ـ2ـ اصلاح نظام پذیرش دانشجو و توجه ویژه به استعداد و علاقه‌مندی دانشجویان در انتخاب رشته تحصیلی و افزایش ورود دانشجویان به دوره‌های تحصیلات تکمیلی.
3ـ2ـ ساماندهی و تقویت نظام‌های نظارت، ارزیابی، اعتبارسنجی و رتبه‌بندی در حوزه‌های علم و فناوری.
4ـ2ـ ساماندهی نظام ملی آمار و اطلاعات علمی، پژوهشی و فناوری جامع و کارآمد.
5ـ2ـ حمایت از تأسیس و توسعه شهرک‌ها و پارک‌های علم و فناوری.
6ـ2ـ توزیع عادلانه فرصت‌ها و امکانات تحصیل و تحقیق در آموزش عالی در سراسر کشور.
7ـ2ـ شناسایی نخبگان، پرورش استعدادهای درخشان و حفظ و جذب سرمایه‌های انسانی.
8ـ2ـ افزایش بودجه تحقیق و پژوهش به حداقل 4 درصد تولید ناخالص داخلی تا پایان سال 1404 با تأکید بر مصرف بهینه منابع و ارتقای بهره‌وری.

3ـ حاکمیت مبانی، ارزش‌ها، اخلاق و موازین اسلامی در نظام آموزش عالی، تحقیقات و فناوری و تحقق دانشگاه اسلامی با تأکید بر:
1ـ3ـ اهتمام به نظام تعلیم و تربیت اسلامی و اصل پرورش در کنار آموزش و پژوهش و ارتقای سلامت روحی و معنوی دانش‌پژوهان و آگاهی‌ها و نشاط سیاسی آنان.
2ـ3ـ تربیت اساتید و دانشجویان مؤمن به اسلام، برخوردار از مکارم اخلاقی، عامل به احکام اسلامی، متعهد به انقلاب اسلامی و علاقه‌مند به اعتلای کشور.
3ـ3ـ حفظ موازین اسلامی و ارزش‌های فرهنگی و اجتماعی در استفاده از علم و فناوری.

4ـ تقویت عزم ملی و افزایش درک اجتماعی نسبت به اهمیت توسعه علم و فناوری:
1ـ4ـ تقویت و گسترش گفتمان تولید علم و جنبش نرم‌افزاری در کشور.
2ـ4ـ ارتقای روحیه نشاط، امید، خودباوری، نوآوری نظام‌مند، شجاعت علمی و کار جمعی و وجدان کاری.
3ـ4ـ تشکیل کرسی‌های نظریه‌پردازی و تقویت فرهنگ کسب و کار دانش‌بنیان و تبادل آرا و تضارب افکار، آزاداندیشی علمی.
4ـ4ـ ارتقای منزلت و بهبود معیشت استادان، محققان و دانش‌پژوهان و اشتغال دانش‌آموختگان.
5ـ4ـ احیای تاریخ علمی و فرهنگی مسلمانان و ایران و الگوسازی از مفاخر و چهره‌های موفق عرصه علم و فناوری.
6ـ4ـ گسترش حمایت‌های هدفمند مادی و معنوی از نخبگان و نوآوران و فعالیت‌های عرصه علم و فناوری.

5ـ ایجاد تحول در ارتباط میان نظام آموزش عالی، تحقیقات و فناوری با سایر بخش‌ها با تأکید بر:
1ـ5ـ افزایش سهم علم و فناوری در اقتصاد و درآمد ملی، ازدیاد توان ملی و ارتقای کارآمدی.
2ـ5ـ حمایت مادی و معنوی از فرایند تبدیل ایده به محصول و افزایش سهم تولید محصولات و خدمات مبتنی بر دانش پیشرفته و فناوری داخلی در تولید ناخالص داخلی با هدف دستیابی به سهم 50 درصد.
3ـ5ـ تحکیم و تعمیق پیوند حوزه و دانشگاه و تقویت همکاری‌های مستمر راهبردی.
4ـ5ـ تنظیم رابطه متقابل تحصیل با اشتغال و متناسب‌سازی سطوح و رشته‌های تحصیلی با نقشه جامع علمی کشور و نیازهای تولید و اشتغال.
5ـ5ـ تعیین اولویت‌ها در آموزش و پژوهش با توجه به مزیت‌ها، ظرفیت‌ها و نیازهای کشور و الزامات نیل به جایگاه اول علمی و فناوری در منطقه.
6ـ5ـ حمایت از مالکیت فکری و معنوی و تکمیل زیرساخت‌ها و قوانین و مقررات مربوط.
7ـ5ـ افزایش نقش و مشارکت بخش‌های غیردولتی در حوزه علم و فناوری و ارتقای سهم وقف و امور خیریه در این حوزه.
8ـ5ـ توسعه و تقویت شبکه‌های ارتباطات ملی و فراملی میان دانشگاه‌ها، مراکز علمی، دانشمندان و پژوهشگران و بنگاه‌های توسعه فناوری و نوآوری داخلی و خارجی و گسترش همکاری‌ها در سطوح دولتی و نهادهای مردمی با اولویت کشورهای اسلامی.

6ـ گسترش همکاری و تعامل فعال، سازنده و الهام‌بخش در حوزه علم و فناوری با سایر کشورها و مراکز علمی و فنی معتبر منطقه‌ای و جهانی به‌ویژه جهان اسلام همراه با تحکیم استقلال کشور، با تأکید بر:
1ـ6ـ توسعه صنایع و خدمات مبتنی بر علوم و فناوری‌های جدید و حمایت از تولید و صادرات محصولات دانش‌بنیان و متکی بر فناوری‌های بومی به‌ویژه در حوزه‌های دارای مزیت و ظرفیت، با اصلاح امر واردات و صادرات کشور.
2ـ6ـ اهتمام بر انتقال فناوری و کسب دانش طراحی و ساخت برای تولید محصولات در داخل کشور با استفاده از ظرفیت‌ بازار ملی در مصرف کالاهای وارداتی.
3ـ6ـ استفاده از ظرفیت‌های علمی و فنی ایرانیان مقیم خارج و جذب متخصصان و محققان برجسته سایر کشورها به‌ویژه کشورهای اسلامی حسب نیاز.
4ـ6ـ تبدیل ایران به مرکز ثبت مقالات علمی و جذب نتایج پژوهش‌های محققان، نخبگان علمی و نوآوران سایر کشورها به‌ویژه جهان اسلام.


يادداشت
علی اسماعیلی

داعش؛ تهدید یا فرصت برای حامیان؟!
بدون شک گروه تروریستی داعش امروز در نزد بسیاری از کشورها از جمله حامیان غربی و عربی آن یک تهدید محسوب می‌شود، اما تهدید بودن داعش از نگاه کشورها تفاوت دارد و در حالی که بسیاری از کشورها، از جمله ایران، داعش را گروهی تروریستی و خطرناک می‌دانند که باید کاملاً ریشه‌کن شود، کشورهای غربی و عربی حامی داعش، صرفاً به دلیل از کنترل خارج شدن داعش، آن را تهدید می‌دانند و اجلاس جده و پاریس برگزار می‌کنند! و در بوق و کرنا اعلام می‌کنند که داعش خطرناک است و باید با آن جنگید و... ولی به واقع، در پی جنگ واقعی و نابودی داعش نیستند، بلکه به دنبال کنترل مجدد داعش هستند تا چون گذشته، منافع آنان را در منطقه تأمین نماید و به عبارتی، کنترل آن را دیگر بار به دست بگیرند.
واقعیت این است تا هنگامی که داعش، اقلیم کردستان و اربیل را تهدید نمی‌کرد و دست به کشتن چند شهروندان غربی نزد و یا تا موقعی که آل‌سعود و اردن و... دیگر هم‌پیمانان غرب را تهدید نمی‌کرد، غرب هیچ‌گاه، نگاه تهدیدآمیز به این گروه تروریستی نداشت و پس از این اقدامات بود که غرب و برخی دول مرتجع حامی آن فهمیدند، ماری که در آستین پرورانیده‌اند در حال نیش زدن خودشان است. البته علاوه بر این نگاه، یک نگاه دیگر نیز درباره رویکرد جدید غرب درباره داعش وجود دارد که بسیار قابل تأمل است و آن اینکه، تهدید امروز داعش علیه غرب و حامیان مرتجع عربی‌اش، بخشی از یک سناریو است برای اجرای سناریویی بزرگ‌تر و مهم‌تر، که در این سناریو، می‌تواند چند فرضیه وجود داشته باشد و آمریکا در پی تحقق این فرضیه‌ها است. اول اینکه؛ آمریکایی‌ها به بهانه مقابله با داعش و اینکه این گروه تروریستی تهدید جهانی است، سعی در مهار آن بخشی از داعش را دارد که از کنترل آمریکا و دیگر حامیان غربی و عربی آن خارج شده است و به عبارتی، به‌دنبال باز گرداندن این بخش داعش به رویکرد گذشته‌اش است، یعنی فقط کارکرد تهدید بودن داعش برای جبهه مقاومت و دولت‌های مقاومت. داعشی که علت تأسیس آن از نگاه حامیان غربی و عربی آن، فقط باید اهداف آمریکا و صهیونیسم را در منطقه اجرا کند. دوم اینکه؛ با سرکوب این بخش متمرد و طغیانگر، تروریست‌های میان‌رو! و مخالف دولت سوریه و حتی عراق که مجری اوامر غربند را تقویت کرده و بتواند به این بهانه، از دولت سوریه و حتی عراق باج‌خواهی کند. در سناریوی آمریکا و حامیان داعش، آنان به هیچ‌وجه در پی سرکوب و نابودی این تروریست‌ها که به گمان غرب تقویت جبهه مقاومت را به‌دنبال خواهد داشت، نیستند!
سوم هم اینکه؛ آمریکا می‌خواهد به بهانه مقابله با داعش، معادله میدانی این روزها در سوریه که به نفع دولت بشار اسد است را تغییر دهد و تروریست‌هایی که از نگاه غرب، میانه‌رو و حامی غرب و دول مرتجع هستند و از طرفی، از سوی گروه داعش هم مورد حمله قرار می‌گیرند را تقویت کند و جا پای خود را در سوریه و عراق باز نمایند. از سویی، داعش را از خاک عراق و عملیات در این کشور، به سوریه و جنگ با دولت سوریه باز گردانند. نکته چهارم نیز اینکه؛ آمریکا و غرب می‌خواهند به بهانه تهدید داعش، اقدامات امنیتی خود را در داخل کشورهای‌شان و مداخله‌گری‌شان را در دیگر مناطق، در نزد افکار عمومی مردم خود و جهان توجیه کنند و به این بهانه، به اقدامات امنیتی خود در داخل و خارج مشروعیت بخشند. واقعیت این است که غرب و مرتجع عرب که حامیان اصلی و به وجود آورندگان داعش هستند، در تهدیدات خود علیه داعش صادق نیستند، بلکه به دنبال سناریوی جدیدی هستند که بتوانند آنچه که داعش نتوانست بیش از این، در منطقه و به نفع غرب و دول مرتجع انجام دهند، به سرانجام برسانند.


نكته و نظر

مال من! ثروت من! پست و مقام من...؟!
نکته: چنین نقل کرده‌اند که روزی بهلول را در قبرستانی دیدند که چوبی در دست دارد و با آن بر روی قبرها می‌زند. از او پرسیدند: چرا چنین می‌کنی؟ بهلول پاسخ داد: صاحبان این قبرها همگی دروغگو هستند! چرا که تا زمانی که در دنیا بودند و زندگی می‌کردند، دائم می‌گفتند: باغ من، خانه من، مرکب من و... ولی حالا همه‌شان را گذاشته‌اند و رفته‌اند و اکنون هیچ یک از آنهایی را که مال خود می‌پنداشتند، مال آنها نیست که اگر مال آنها بود حتماً با خود برده بودند!
نظر: چه خوب بود فقط گاهی در حالی که در زندگی غرق شده‌ایم، کمی هم تفکر می‌کردیم که همه آنچه که امروز مال ماست و تحت سیطره و مالکیت ما قرار دارد. پس از مرگ‌مان دیگر به ما تعلق نخواهد داشت و برای بازماندگانی خواهد ماند که شاید حتی به ما فکر هم نکنند! پس بهتر است تا زنده‌ایم قدری از مال و منال‌مان را در راه خیر و کمک به همنوعا‌ن‌ خود خرج کنیم تا آن دنیا افسوس نخوریم و همچنین برای جمع‌آوری مال و ثروت دست به هر کاری نزنیم و به دنبال روزی حلال باشیم چرا که گاه خیلی زود دیر می‌شود و ما نخواهیم بود و افسوس و غبطه هم سودی نخواهد داشت.


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

معاونت سیاسی سپاه در جشنواره مالک اشتر معاونت برتر شناخته شد
معاونت سیاسی سپاه، معاونت برتر مجموعه عقیدتی ـ سیاسی‌های نیروهای مسلح در چهارمین جشنواره مالک اشتر شناخته شد.
به گزارش خبرنگار صبح‌صادق، سرلشکر مصطفی ایزدی در این جشنواره که در دانشگاه جامع امام حسین(ع) برگزار شد، با تأکید بر اینکه نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه نقطه اتکای معاونت امور راهبردی و اشراف فرماندهی کل قوا است، افزود: تلاش داریم شرایطی فراهم شود که تلاش‌ها و مجاهدت‌ها به ثمر نشسته و نتایج کار حوزه نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه در سایر سازمان‌های نیروهای مسلح نیز دنبال شود. معاون ستاد کل نیروهای مسلح از اجرای طرح ثامن‌الائمه(ع) خبر داد که در آن، مدیریت راهبردی از هدف‌گذاری تا اجرا مبتنی بر مدیریت عملکرد رصد شده و وضعیت تمامی رده‌ها بر این مبنا مورد پایش قرار می‌گیرد و تقدیم فرمانده معظم کل قوا می‌شود.
حجت‌الاسلام والمسلمین حاجی‌صادقی نیز در ابتدای این برنامه با بیان اینکه تقویت مرجعیت نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه در مسائل فکری، سیاسی و اعتقادی از الزامات اشراف است، اظهار داشت: یکی از رسالت‌های مهمی که در اشراف نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه دنبال می‌شود، ارائه تصویر روشنی از سپاه و انتقال واقعیت‌های موجود در نهادی که در خط مقدم پاسداری از انقلاب قرار دارد به فرمانده معظم کل قوا است. جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه در ادامه تقویت حسی بودن گزارش‌ها، رعایت صداقت و امانت در انتقال واقعیت‌ها و انتقال به‌موقع مطالب را از مهم‌ترین الزامات اشراف توصیف و تصریح کرد: واقع‌بینی در آنچه انتقال می‌یابد، توجه به شاخص‌ها، دیدن جوانب مختلف در تحلیل مسائل، اجتناب از فرافکنی و فرهنگ‌سازی از دیگر الزامات اشراف است. وی رمز موفقیت تمامی پیامبران و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) را اشراف کامل بر واقعیت‌ها توصیف و تصریح کرد: در زمان غیبت، ولی‌فقیه تجلی‌بخش حاکمیت خداست و از آنجا که حاکم اسلامی نیاز به اشراف کلی بر واقعیت‌ها دارد با مشخص کردن نمایندگانی، این مهم تحقق می‌یابد.
در انتهای این مراسم از معاونت سیاسی سپاه به‌عنوان معاونت برتر زیرمجموعه عقیدتی ـ سیاسی‌های نیروهای مسلح تقدیر به عمل آمد. همچنین در این مراسم مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین مقدسی، مسئول برتر در نمایندگی‌های ولی‌فقیه معرفی شد و از جمع دیگری از مسئولان و مدیران نمایندگی تقدیر به عمل آمد.











نگاه دولت‌ها به حج یک نگاه اقتصادی است

آیت‌الله محمد محمدی‌نیک (ری‌شهری) نماینده سابق ولی‌فقیه در امور حج با انتقاد از نگاه فرهنگی حداقلی به حج گفت: متأسفانه نگاه و سیاست‌های دولت‌های مختلف پس از انقلاب در حوزه حج به هزینه‌ای که از زائران دریافت می‌شود، نگاهی اقتصادی است نه فرهنگی.
آیت‌الله ری‌شهری گفت : به‌عنوان مثال ثبت‌نام کردند و پول‌های زائد بر یک‌سال زائران به آنها بازگردانده نشد، نتیجه این اقدام این شد که حدود ۲۰ سال مردم در نوبت بمانند. ما می‌‌توانستیم با ثبت‌نام هر ساله، نیروهای جوان‌تر را اعزام کنیم. بسیاری از زائران ما مسن هستند که نمی‌توان از آنها انتظار اثرگذاری فرهنگی داشت. در حال حاضر هم هیچ راه‌‌حلی وجود ندارد. حدود ۶۰ هزار نفر در حال اعزام هستند، با این ۶۰ هزار زائری که بسیاری از آنان مسن هستند چکار می‌توان کرد؟ اگر بخواهیم رهنمودهای مقام معظم رهبری را کامل محقق کنیم نیاز به نیروهای جوان، توانمند و مسلط به زبان داریم وگرنه نمی‌شود با این وضعیت، از این فرصت حج استفاده کامل و مطلوب داشت، اما این بدان معنا هم نیست که ما کاری انجام نداده‌ایم، مراسم برائت و برگزاری دعای کمیل حرکتی بود که به برکت رهنمودهای حضرت امام(ره) آغاز شد و مقام معظم رهبری نیز در همان خط حرکت کردند و محکم ایستادند. بنده یادم هست که ۱۵ سال پیش، حجاج تونسی، انقلاب جدید این کشور را پیش‌بینی می‌کردند و می‌گفتند ما به امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی علاقه داریم و عکس‌های امام(ره) را در خانه نگهداری می‌کنیم. وی همچنین با اشاره به حرکت‌های دشمن برای تخریب ولایت فقیه گفت: مسئله امام مهدی(عج) مهم‌ترین مسئله‌ محوری برای نظام اسلامی است و باتوجه به اینکه ما ولی فقیه را نایب حضرت مهدی(عج) می‌دانیم، دشمنان بر تخریب موضوع مهدویت و خود حضرت مهدی(عج) سرمایه‌گذاری کردند و می‌گویند ما باید ریشه را بزنیم. وزیر سابق اطلاعات همچنین گفت: سیستم‌های اطلاعاتی بیگانه، گاهی اوقات ممکن است با ۱۰ واسطه، افراد را تحت تأثیر قرار دهند، آن هم از سوی اشخاصی که انسان به آنها اعتماد کامل دارد؛ ممکن است فرد پس از ۲۰ـ ۳۰ سال بفهمد با چند واسطه تحت‌تأثیر فلان جریان و یا شخص بوده است.








طرح آمریکا برای بالکانیزه کردن عراق و سوریه

به نظر می‌رسد که حمله‌ آمریکا و متحدانش به عراق می‌تواند ایالات متحده را به یکی از مهم‌ترین اهداف خود برساند. کاخ سفید همواره هدف بالکانیزه کردن سوریه و عراق را دنبال کرده و حمله به این دو کشور با عنوان مقابله با تروریسم داعش می‌تواند به‌عنوان کاتالیزوری برای بالکانیزه شدن این دو کشور عمل کند.
اساساًً هدف از بالکانیزه کردن، جلوگیری از ایجاد ثبات و کاستن از خطر تهدید یک کشور قدرتمند است و آمریکا می‌خواهد با این سناریو، تهدیدات احتمالی سوریه و عراق را به عنوان دو کشور قوی در منطقه از بین ببرد. با توجه به نزدیکی عراق و سوریه به حلقه‌ مقاومت، بالکانیزه شدن این دو کشور، تأثیر مستقیمی بر مقاومت منطقه‌ای خواهد داشت.
این سناریویی است که ایران در صورت حمله‌ مجدد به عراق و سوریه وعده‌اش را داده است، اما رهبر معظم انقلاب در مصاحبه‌ خود پس از ترک بیمارستان گفتند که: «آمریکا با این کار، می‌خواهد بهانه‌اى پیدا کند که همچنان که در پاکستان با وجود دولت مستقر، با وجود ارتش قوى ـ ارتش پاکستان ارتش قوى‌اى است ـ بدون اجازه وارد پاکستان می‌شود و هرجا را دلش می‌خواهد بمباران می‌کند، می‌خواهد در عراق و سوریه هم چنین کارى را انجام بدهد؛ بدانند که اگر چنانچه چنین اقدامى بکنند، همان مشکلاتى بر سر راه‌شان به‌وجود خواهد آمد که در این ده سال گذشته در قضیه‌ عراق برای‌شان به‌وجود آمد.» یکی از دلایل مخالفت جمهوری اسلامی با همکاری با ایالات متحده، بدبینی به سیاست‌های دولت این کشور در جهان و به‌ویژه در منطقه‌ غرب آسیا است. حتی در بسیاری از اقدامات تروریستی نظیر ماجرای غزه و جنگ افغانستان و عراق، آمریکا به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم دخیل بوده است. رهبر معظم انقلاب در یکی از بیانات خود در این‌باره تأکید کردند: «ما دولت آمریکا را در مبارزه با تروریسم، صادق نمی‌دانیم. آنها صداقت ندارند و راست نمی‌گویند؛ اهداف دیگری دارند. ما آمریکا را برای هدایت حرکت جهانی علیه تروریسم، صالح نمی‌دانیم. برای افکار عمومی ملت ایران و دنیا آن را تکرار می‌کنم که ایران اسلامی در هیچ حرکتی که رهبری آن با آمریکا باشد، شرکت نخواهد کرد.»








دکور بودن پیشوند فرهنگی باشگاه‌ها برای

درحالی که تمامی باشگاه‌های فعال در ورزش ایران عنوان فرهنگی ـ ورزشی را یدک می‌کشند، اما در میدان‌های مختلف شاهد مسائل و اتفاقاتی هستیم که نشان می‌دهد این عنوان فرهنگی بیشتر یک «دکور» در سردر باشگاه‌هاست و کمتر فعالیت تأثیرگذار و اثربخشی در این بخش صورت می‌گیرد.
به گزارش خبرگزاری مهر، همه سطحی‌نگر شده‌اند و چه بسیارند بازیکنانی که خالکوبی دارند، اما از سوی باشگاه‌ها هیچ واکنشی به آنها دیده نمی‌شود و کسی با آنها کاری ندارد، جوراب را بالا می‌کشند و ساق‌بند یا گردن‌بند را روی خالکوبی می‌کشند و همه می‌دانند که خالکوبی هست، اما به جز کمیته اخلاق که گهگاهی تهدید می‌کند، خود باشگاه‌ها اصلاً کاری با این قصه ندارند.
حسین فرکی در مصاحبه‌ای که پس از شکست تیم فوتبال امید برابر ویتنام داشت، یکی از دلایل این ناکامی بزرگ را وضعیت ظاهری بازیکنان عنوان کرد. اگر از ما هم بپرسید، می‌گوییم دقیقاً به همین دلیل بود که تیم امید چهار گل از ویتنام دریافت کرد چرا که برخی از آنها به همه چیز حتی مدل مو و آرایشگر اختصاصی هم فکر می‌کردند، اما به مسابقه خود فکر نمی‌کردند! با این حال معتقدیم که نقش سرپرست تیم امید در این رابطه کمتر از کمیته‌های فرهنگی باشگاه‌هاست چرا که سرپرست تنها چند روز بازیکنان را در اختیار دارد، اما باشگاه‌ها چندین ماه و سال آنها را در اختیار دارند و باید برخی عوامل را از ریشه درست کنند. باور کنید اگر همین حالا گزارشی از کمیته‌های فرهنگی باشگاه‌ها بگیرید متوجه می‌شوید که هیچ‌کدام در باشگاه‌های‌شان نیستند و آنها هم که هستند اصلاً کار خاصی به جز چند مورد نمایشی انجام نمی‌دهند و کاری به قیافه و مدل مو و خالکوبی برای ایجاد نظم ندارند. البته اگر هم بخواهند کاری داشته باشند، مدیران جلوی آنها را می‌گیرند چرا که بازیکنان نازپرورده ممکن است قهر کنند. در واقع این بازیکنان اصلاً دوست ندارند در هیچ چارچوبی قرار بگیرند! و در نهایت باید بدانید که این بخش بیشتر به حیاط خلوتی می‌ماند که در باشگاه‌ها موجود است که باشد، همین!


خط خبر

جذابیت شایعه برای خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های داخلی
در حالی که فرمانده سپاه کردستان گفته بود که فضاسازی و شایعه‌پراکنی حضور داعش در کردستان کار طبیعی رسانه‌های معاند نظام است، متأسفانه برخی از خبرگزاری‌ها و پایگاه‌های حامی نظام با تیتر «شایعه‌ حضور تکفیری‌ها در کردستان!» باعث نگرانی مردم شدند! تلاش برای افزایش کلیک وضعیتی را به وجود آورده است که برخی از رسانه‌های داخلی کلیک خوری را مهم‌تر از منافع ملی می‌دانند. سردار محمدحسین رجبی، فرمانده سپاه کردستان با انتقاد از دامن زدن به شایعات گفت: فضاسازی رسانه‌ای و ایجاد رعب و وحشت در مناطقی کاربرد دارد که مردم از اعمال گروه‌های تکفیری تروریستی بترسند، اما ملت ایران و مردم کردستان چون ترسی از آنها ندارند و امنیت پایدار در استان و کشور را لمس می‌کنند، اقدامات رعب‌برانگیز رسانه‌ای در کردستان و ایران کاربردی نخواهد داشت. فرمانده قرارگاه استانی شهید شهرامفر کردستان در ادامه گفت: در حال حاضر بیش از ۹۵ درصد نیروهای سپاه کردستان به لحاظ ساختاری نیروهای بومی استان هستند. سردار رجبی افزود: از چهار سال گذشته روند استخدامی نیروهای خارج از استان در سپاه بیت‌المقدس قطع شده و در این مدت حدود سه هزار نفر از نیروهای بومی جغرافیای کردستان جذب شده‌اند.

رادیو مشائی راه‌اندازی می‌شود!

محمد محمدي، مسئول كميسيون فرهنگي هما (هواداران محمود احمدي‌نژاد) درباره فعاليت‌هاي فرهنگي اين كميسيون گفت: «باعث افتخار ماست كه تفكرات ما به‌ويژه تفكرات فرهنگي ما در راستاي تفكرات آقاي احمدي‌نژاد و به‌ويژه شخص آقاي مشائي است. همان جمله معروف كه احمدي‌نژاد يعني مشائي و مشائي يعني احمدي‌نژاد را ما هم به‌شدت قبول داريم.» او درباره فعاليت‌هاي رسانه‌‌اي هما هم گفت: «در حال حاضر ما در حال فراهم ‌كردن مقدمات لازم براي ايجاد يك شبكه راديويي هستيم. مي‌خواهيم «راديو هما» را فعال ‌كنيم، اما همه اينها منوط به اين است كه ما بودجه مشخصي را داشته باشيم. خيلي از دوستان هستند كه مبالغ هنگفتي در ماه به ما كمك مي‌كنند. به‌هرحال كميسيون هم در حال رايزني در مورد نوع پول‌هايي است كه به ما كمك مي‌شود.»

روحانیون، مناطق محروم را دریابند

دبیر شورای عالی حوزه‌های علمیه گفت: برخی از استان‌ها و شهرستان‌ها با کمبود روحانی روبه‌رو هستند و این خلأ باید با هجرت روحانیون از قم به شهرستان‌ها برطرف شود. آیت‌الله مرتضی مقتدایی، عضو مجلس خبرگان در ادامه با تأکید بر لزوم هجرت روحانیون از قم به شهرستان‌ها، تصریح کرد: برخی از استان‌ها و شهرستان‌ها با کمبود روحانی روبه‌رو هستند و این خلأ باید با هجرت روحانیون برطرف شود. در گذشته در هر استانی یک عالم محور قرار می‌گرفت، ولی اکنون این‌گونه نیست و در این زمینه احساس خلأ می‌شود.

تیم ایران وقتی حریف قوی دارد برنده می‌شود!

بزرگ‌ترین مشکل سرمربی تیم ملی والیبال ایران زمانی است که در مقابل یک تیم ضعیف بازی می‌کنیم! اما هنگامی که با تیم‌های قوی و قدرتمند مسابقه است همه چیز خوب پیش می‌رود. کواچ پس از باخت دردناک به آلمان و فرانسه گفت: مشکل بزرگ من، ذهنیت بازیکنان پیش از شروع بازی است. وقتی بازیکنانم تصور می‌کنند که حریف بعدی آنها ضعیف است، من شب کابوس‌واری را سپری می‌کنم. در روز بازی هم با تمام توان خود بازی نمی‌کنند. وقتی حریف را دست‌کم می‌گیریم، آن وقت به مشکل برمی‌خوریم. در مقابل وقتی برابر تیم‌های بزرگی مثل ایتالیا، روسیه یا برزیل قرار می‌گیریم، همه چیز خوب و آسان پیش می‌رود. قضیه کمی پیچیده است، ولی بزرگ‌ترین مشکل ما دقیقاً همین است. وی گفت: من در ایران نمی‌توانم برای خرید به یک مغازه بروم و با کسی عکس نگیرم و به کسی امضا ندهم. صفحات اجتماعی زیادی هم به نام من در اینترنت وجود دارد که حدود 70 هزار تعقیب‌کننده دارد. تعداد علاقه‌مندان به والیبال در ایران دیوانه‌کننده است.

الازهر مروج کتاب‌های خوارج است

استاد دانشگاه الازهر مصر که سفر اخیر وی به ایران، جنجال‌های زیادی به پا کرد و باعث «تعلیق» وی از تدریس در الازهر شد، تأکید کرد که خودش سال‌ها مذهب اباضیه (بازماندگان خوارج) را با وجود مخالفت آشکار این مذهب با عقاید اسلامی، تدریس می‌کرده و کسی از وی انتقاد نکرده است. «شیخ احمد کریمه» استاد اخراجی دانشگاه الازهر این سوال را مطرح کرد که چرا بعضی‌ها مذهب اباضیه را که مشکلات عقیدتی جدی دارد، نادیده می‌گیرند، ولی به مذهب تشیع که چنین مشکلاتی ندارد، خرده می‌گیرند و نسبت به آن حساسیت دارند؟ اباضیه بازماندگان خوارج هستند که امیرمؤمنان(ع) اغلب آنان را در جنگ نهروان سرکوب کرد، اما در ادامه برای خود مبانی عقیدتی تدوین کردند و به صورت فرقه‌ای مستقل ماندگار شدند. عمان تنها کشوری است که مذهب رسمی آن اباضیه است و اکثر استادان آن از دانشگاه الازهر تأمین می‌شود.

سرمایه ایرانیان خارج از کشور
سرمایه ایرانیان خارج از کشور 800 تا یک‌هزار میلیارد دلار است. نیمی از فعالیت‌های وزارت امور خارجه به شناسایی و جذب این سرمایه‌ها برای توسعه کشور و خدمت به مردم معطوف است. جذب سرمایه‌گذاران خارجی و ایرانیان علاقه‌مند به مشارکت در فعالیت‌های اقتصادی باید همواره جدی گرفته شود.

داعش صادرات گاز ایران را به تأخیر انداخت

به گزارش خبرگزاری ایسنا، با تکمیل خط لوله صادرات گاز در ایران قرار بود عملیات صادرات ده‌ساله گاز ایران به عراق 10 سال، از اوایل سال آینده آغاز شود. مطابق برنامه باید در سه سال اول چهار تا هفت میلیون مترمکعب در روز، در دو سال بعد حدود ۱۵ میلیون مترمکعب در روز و بعد از آن روزانه ۲۵ میلیون مترمکعب گاز به عراق صادر ‌شود، اما در پی بروز ناآرامی‌ها و فعالیت گروهک تروریستی داعش در این کشور، این امر با تأخیر انجام خواهد شد. شروع عملیات صادرات گاز به عراق وابسته به برقراری وضعیت عادی در آن کشور خواهد بود.

درآمد چين از مهر و تسبيح

حکايت دست‌درازي چيني‌ها در بازار سوغات مشهد تمامي ندارد و سال‌هاست چشم زائران رضوي به جاي سوغات معنوي بومي به تحفه‌هاي چينی روشن مي‌شود و اين در حالي است که مشهد سالیانه ميزبان بيش از ۲۵ ميليون زائر است. گفته می‌شود چینی‌ها از صادرات مهر و تسبیح به ایران سالیانه پانصد میلیارد تومان درآمد دارند.

مساجد اسلام آمریکایی!

آمریکا مساجد را یا به دست داعش تخریب می‌کند و یا آنها را با ترویج فحشا به انحراف می‌کشاند. در حالی که علاقه به اسلام در آفریقا روزبه‌روز در حال افزایش است، در آفريقاي جنوبي توطئه‌ای در حال شکل‌گیری است که آمریکا عامل اصلی آن است. آن توطئه این است که قرار است مسجدي افتتاح شود كه زنان مي‌توانند در آن امام جماعت شوند، همجنس‌گراها حضور يابند و مسلمانان با غيرمسلمانان ازدواج كنند.
در این راستا يك استاد مطالعات اسلامي و تاريخ آفريقاي دانشگاه آكسفورد قصد دارد مسجدي را در دومين شهر آفريقاي جنوبي افتتاح كند كه فعاليت‌هاي خلاف شرع در آن آزاد است.
دكتر تاج هارگي متولد شهر كيپ تاون مي‌گويد: به هرحال ما پذيراي افراد همجنس‌گرا هستيم و با آنها در مورد موضوعاتي چون جنسيت، سياست و ساير موضوعات گفت‌وگو خواهيم كرد.

مار کوچولوها به دنبال جایزه‌اند!

حاتمی‌کیا، سازنده فیلم «چ» و کارگردان سینما گفت: فیلمسازان و سینمای ما به سه دسته تقسیم می‌شود؛ سینمای بدنه، سینمای جشنواره‌ای که مخاطبان آنها تنها افراد آن سوی مرزها هستند و دیگری سینمای ملی است که این فیلمسازان این نوع از سینما با درد وارد این حوزه شدند. «حاتمی‌کیا» اظهار داشت: هدفم این بود که من هم بجنگم، ولی احساس کردم با‌ آثارم می‌توانم این حیرت‌ها و حرف‌ها را تفسیر و بیان کنم و در واقع این نوع فیلمسازها حرفی برای گفتن دارند، چرا که سینمای بدنه با پول کار می‌کند و فیلمسازان جشنواره‌ هم که زندگی‌های‌شان در جای خود است، به مانند مار کوچولو هستند. «حاتمی‌کیا» عنوان کرد: قرار بود در سینما یکسری فیلمساز مثل یک مرد، مسائل جنگ را مطرح کنند تا آینده بهتری داشته باشیم، ولی در حال حاضر این اتفاق نمی‌افتد. وی تصریح کرد: یک منتقد به من می‌گوید جنگ تمام شده، حرف دیگری بزنید، من باید به این فرد چه بگویم؟ به‌گونه‌ای حرف می‌زند که گویا من فرد کهنه‌ای هستم. جامعه هنوز زخمی است و هنوز اسم این افراد بر روی خیابان‌های شهر است و عده‌ای هنوز چشم به راه هستند، چطور می‌شود که سینمای ما به این افراد پشت کند.

بی‌آبرویی به جای آبروداری!

در پی رسوایی رخ داده از سوی یکی از مسئولان تیم ملی فوتبال امید و متهم شدن این شخص به آزار جنسی یک زن کره‌ای و ادعای مطرح از سوی این شخص، مبنی بر اینکه نمی‌دانسته این عمل جرم است، بر دیوارهای دهکده بازی‌های آسیایی اینچئون«IAGOC»، اطلاعیه‌ای نصب شد که هر ایرانی با خواندنش دچار تألم‌خاطر می‌شود؛ اطلاعیه‌ای که نشان می‌دهد رفتار نابخردانه یک شخص که قرار بوده سفیر فرهنگی ایران باشد، چگونه می‌تواند به شرمساری فرهنگی منجر شود. در بخشی از این اعلامیه که تصویر آن را ‌مازیار ناظمی، مدیرکل روابط عمومی وزارت ورزش ثبت کرده و انتشار یافته، آمده است: «... خشونت جنسی یک جرم جدی است که می‌تواند ذهن و اندیشه را بی‌خاصیت کند. خشونت جنسی شامل هر رفتاری می‌شود که با تماس بدنی منجر به تجاوز جنسی شود. هر کس با هر ملیتی تنبیه خواهد شد و این رفتار ممکن است که ‌شأن ملتش را پایین بیاورد...» و در بخش دیگر نیز بر ممنوع‌الخروجی و برخوردِ مطابق با قوانین کره جنوبیِ با متجاوزان تأکید شده است. در همین زمینه، کمیته رسمی بازی‌هایی آسیایی اینچئون نیز بروس‌لی را ‌مسئول رسیدگی این پرونده کرد و اعلام کرد، در ضمن بررسی این ماجرا، در صورت رخ دادن اتفاقات مشابه، تنبیه سنگین‌تری‌ برای متخلفان در نظر خواهد گرفت.


ژرفا
علی سعیدی شاهرودی

آسيب‌شناسي نرم‌افزار انقلاب اسلامی (40)
پیامدهای انحراف در نرم‌افزار بعثت

3ـ جایگزینی گفتمان سکولاریستی قریش به‌جای گفتمان توحیدی نبوی
انقلاب‌ها، مکتب‌ها و آیین‌ها دارای گفتمان تعریف شده‌ای هستند که آن گفتمان دارای مبانی، اصول، مولفه‌ها و شاخصه‌هایی است که تغییر و دستبرد به این عناصر، گفتمان را از اصالت خود خارج کرده و انقلاب و مکتب و آیین را از مسیر خود منحرف و بعضاً به ضد آن تبدیل می‌کند. چه جنبش‌ها، نهضت‌ها و انقلاب‌هایی که بر مبنای توحید یا دموکراسی و آزادی‌خواهی و یا عدالت‌گستری استوار بوده، امّا در بستر تاریخ تغییر جهت داده و به ضد خود تبدیل شده‌اند. حسب نقل مرحوم علامه عسکری(ره) بر اساس حدیثی از سفینۀ البحار: «لات و هبل و منات و عُزّی» در عصر نوح(ع) مردان مومنی دارای عقاید و عملکرد توحیدی و مرجع مراجعات مردم بودند. پس از فوت آنان مردم به محل دفن آنان مراجعه داشتند و سپس تصاویر و پس از آن تندیس آنان را برای تبرک ساختند. کم‌کم به مظهر خدا تبدیل و سرانجام جایگزین خدا شدند. هم ایشان معتقد بود برخی از پیرایه‌های موجود در مراسم عزاداری همچون قمه‌زنی و علامت، تأثیرپذیری مراسم از عادات و مراسم دیگران و یا دست‌هایی است که درصدد این تأثیرگذاری برآمده‌اند.
انقلاب‌های توحیدی و ادیان الهی به ویژه مکتب اسلام دارای گفتمانی است که مبانی و اصول آن از سوی خداوند متعال تعیین شده و همگان و از جمله رهبران الهی موظّف هستند آن اصول و مبانی را در همه مراحل مأموریت مورد توجه قرار دهند. خداوند متعال در جهت تأکید بر این موضوع به پیامبر اعظم(ص) می‌فرماید: «نزدیک بود که تو را از آنچه به تو وحی کردیم غافل کنند تا چیز دیگری غیر از وحی را به ما نسبت‌دهی و آنگاه تو را دوست خود گیرند و اگر ما تو را استوار نکرده بودیم هر آینه نزدیک بود که اندکی به آنان تمایل پیدا کنی، آنگاه دو برابر کیفر مشرکان در زندگی و دو برابر بعد از مرگ عذاب می‌شدی.»(۱)
مفاد آیه مبین این حقیقت است که کوچک‌ترین عقب‌نشینی از اصول و مبانی قابل قبول نبوده و مجازات سنگینی در پی دارد.
فلسفه این خطاب تند و دیگر هشدارها به رهبران الهی و نگرانی‌ها و هشدارهای رهبران الهی به فرزندان، نزدیکان، خواص و مردم این مسئله است که سعادت و خوشبختی انسان و کمال و تکامل آدمی تنها و تنها منحصر به تحقق همه‌جانبه مبانی و اصول تعیین شده از سوی ذات باری‌تعالی است که توسط پیامبران و یا امامان معصوم و یا جانشینان واقعی آنان ارائه می‌شود و هرگونه تغییر و تصرّف در اصول و مبانی نقض فلسفه خلقت انسان و خلاف اهداف بعثت انبیا خواهد بود.
ازجمله خطرات و تهدیداتی که متوجه حکومت و حاکمیت دینی است تفکیک دین از سیاست و تجزیه رهبری دینی از رهبری سیاسی است که در تاریخ معاصر در قالب یک اندیشه به عنوان سکولاریسم مطرح شده است. اصطلاح سکولار و سکولاریسم به عنوان یک فکر و سکولاریزه و سکولاریزاسیون به عنوان فرایند گرچه از رنسانس مطرح شد، ولی مفهوم و محتوای آن سابقه‌ای بس دیرینه داشته است سکولار به معنای ناسوتی، دنیوی و بشری و در اصطلاح به معنای تنظیم امور معاش و زندگی انسان بدون دخالت دین و آخرت است. با این تعریف، جدایی دین از سیاست یکی از ابعاد سکولاریسم به شمار می‌آید، اما مفهوم جامع سکولاریسم به معنای جدایی اقتصاد، حقوق، فرهنگ، اخلاق و مدیریت و به‌طور کلی همه حوزه‌های زندگی بشر از دین و شریعت به شمار می‌آید. در هندسه حاکمیت دینی نقطه اصلی، تمرکز رهبری سیاسی و دینی در یک فرد با ویژگی‌های خاص خود یعنی تمرکز قدرت و حاکمیت در انسانی کامل و برخوردار از شاخص‌های اصلی تأمین‌کننده همه مصالح و نیازهای بشر بوده و محور مرکزی ساماندهی صحیح امور و عامل زیربنایی پیوستگی بین دین و زندگی به معنای پیوستگی بین دین و اقتصاد، سیاست، فرهنگ، اخلاق خواهد بود. لذا تفکیک بین رهبری دینی با رهبری سیاسی به حذف دین از زندگی بشر خواهد انجامید. آنچه که توسط برخی از رجال مسیحیت همچون آراسموس و مارتین لوتر برای نجات آیین مسیح مطرح شد و یا توسط عناصر مغرض برای حذف دین از جامعه در قالب سکولاریسم در قرن چهارده، پانزده میلادی اتفاق افتاد، خیانتی نابخشودنی و اشتباه دیگری از جانب برخی طرفداران کلیسا به آیین مسیح بود.
بعدها همین اندیشه انحرافی سکولاریسم به جغرافیای جهان اسلام هم سرایت کرد و به عنوان ارمغان غرب، جامعه اسلامی و کشورهای مسلمان به ویژه منطقه خاورمیانه و ازجمله ایران را در برگرفت و برخی از عناصر ملی و روشنفکران غرب‌زده که هیچ شناختی از اسلام نداشتند همین اشتباه را مرتکب شده و به عنوان راه‌حل، موضوع جدایی دین از سیاست را مطرح کردند و چه بسا دین‌باوران هم تحت تأثیر این اندیشه انحرافی قرار گرفته و به عنوان دلسوزی برای دین مروّج همین اندیشه سکولاریسم شدند.
آنچه که به عنوان یکی از مهم‌ترین پیامدهای تغییر در مدیریت جامعه پس از پیامبر(ص) اتفاق افتاد سکولاریزه و سکولاریزاسیون بود که به دنبال تغییر در محور و امامت و رهبری عملی شد.
تلقی جدید از حکومت و حاکمیت دینی و جایگزینی خلافت به جای امامت درحقیقت تغییر گفتمان نبوی و جایگزینی گفتمان قریش به جای آن بود.
هنگامی که خلیفه به جای امام قرار گیرد و نصب شورایی جایگزین نصب الهی و رهبری دینی از رهبری سیاسی جدا شود زمینه سکولاریزه شدن نظام دینی فراهم می‌گردد. اصولاًً سکولاریزاسیون به صورت یک فرایند در بستر زمان محقق می‌شود و نقطه آغاز آن تحول ارتجاعی در نگرش به حاکمیت دینی با تفکیک شارعیت از خالقیت و خارج کردن مدیریت جامعه از حوزه و قلمرو ذات ربوبی و تجزیه حکومت از حاکمیت خداوند است که در نتیجه آن تحول ارتجاعی به تدریج زمینه‌ساز تحولات ارتجاعی بعدی یعنی حذف عنصر اصلی شایسته‌سالاری از نظام اداری، جدایی نظام برنامه‌ریزی و اجرایی از اصول و آموزه‌های دینی و جایگزینی تدریجی عادات، آداب و رسوم غیر دینی به جای ارزش‌های دینی خواهد شد. آنچه که پس از پیامبر اعظم(ص) در اثر تغییر گفتمان انجام پذیرفت نخست قداست‌زدایی بود که سعی شد جایگاه قدسی اهل بیت(ع) و خاندان پیامبر(ص) را نزد مردم پایین بیاورند که این حرکت در زمان حیات پیامبر(ص) طرح‌ریزی و بخشی از آن عملی شد و پیامبر(ص) را در حد یک فرد معمولی پایین آورد و مقایسه کردند، این حرکت پس از رحلت پیامبر(ص) تشدید شد. دومین حرکتی که در دستور کار قرار گرفت ولایت‌زدایی بود یعنی حذف چهره‌های اصلی از عرصه حاکمیت و سیاست که دارای علم و عمل بدون خطا بودند.
سومین حرکت انجام شده که نتیجه دو حرکت پیشین بود، دین‌زدایی و تحوّل ارتجاعی در نگرش، رفتار و عملکرد ارزشی مردم بود.
از عمده‌ترین آثار سکولاریزاسیون در جامعه آن روز تبدیل گفتمان قریش یعنی همان جدایی دین از رهبری سیاسی به گفتمان اموی یعنی گفتمان سلطنتی ارتجاعی موروثی ضد دینی بود که زمینه‌ساز بازگشت جریان اموی به قدرت و حاکمیت معاویه بر جامعه اسلامی و سپس سلطه فرزند پلید و فاسد او به عنوان خلیفه مسلمین شد که منشأ بزرگ‌ترین فجایع تاریخ گردید.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

اهداف انتخاباتی نگارش یک نامه
حسین عبداللهی فر

بازتاب تبلیغاتی وسیع نامه سرگشاده مجمع روحانیون مبارز با امضای سیدمحمد خاتمی که به جای عیادت از رهبر معظم انقلاب نوشته شده بود، اهداف خاصی از نگارش آن بیان می‌کرد که بخشی از آن را می‌توان با مرور صفحات اول روزنامه‌های اصلاح‌طلب در این هفته دریافت.
«آرمان» در روز اول هفته(۲۲/۶) تیتر و تصویر اول خود را به سیدمحمد خاتمی اختصاص داد و زیر تیتر «نامه خاتمی به رهبر انقلاب» از قول وی نوشت :«نامه‌ای از سوی مجمع روحانیون مبارز و با امضای اینجانب برای رهبری ارسال شده که در آن از موفقیت عمل جراحی ایشان اظهار خوشحالی و آرزوی تندرستی هر چه زودتر برای ایشان شده است.»
«آفتاب یزد» هم در این روز «نامه خاتمی به رهبر معظم انقلاب» را روی تصویری از خاتمی قرار داد و نوشت: «حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی از ارسال نامه مجمع روحانیون مبارز با امضای خود به مقام معظم رهبری جهت اعلام خشنودی از موفقیت‌آمیز بودن عمل جراحی ایشان خبر داد.»
«اعتماد» هم «دعای خاتمی برای سلامتی رهبر انقلاب» را تیتر اول روز اول هفته خود کرد ومتن کامل نامه مجمع روحانیون را در همان صفحه نخست درج کرد.
«سلامتی وجود مبارک را از خداوند خواهانیم» هم تیتری بود که روزنامه «شرق» آن را زیرتیتر«نامه سید‌محمد خاتمی به مقام معظم رهبری» قرار داد.
هدف این اقدام تبلیغاتی را یک روز بعد(۲۳/۶) «آرمان» بیان کرد و «خاتمی می‌تواند لیدر نواصلاح‌طلبی باشد» را در کنار تصویر بزرگی از هاشمی در حالی جای داد که روی آن نوشته شده بود: «معمای نقش‌آفرینی بزرگان در پازل پیچیده انتخابات».
«آفتاب یزد» هم در این روز (۲۳/۶) واکنش‌های این اقدام تبلیغاتی را با عنوان «هراس تندروها از نامه خاتمی به مقام معظم رهبری» تیتر کرد و نوشت: «این اقدام سیدمحمد خاتمی گرچه با استقبال گسترده مردم و سیاستمداران معتدل دو جناح روبه‌رو شد، اما مخالفان سر سختی نیز داشت.»
یک روز بعد(۲۴/۶) «آرمان» واکنش‌ها به نامه خاتمی را عصبانی و تند توصیف کرد و روی تصویر بزرگی از خاتمی تحت عنوان «پس‌لرزه‌های نامه خاتمی در صفحه سیاسی» به نقل از ترقی نوشت: «اصلاح‌طلبان می‌خواهند خود را به نظام تحمیل کنند.»
مؤید این ادعا مطلبی بود که «شرق» در همین روز تحت عنوان «کارگزاران با محوریت خاتمی می‌آید» درج کرد و در سر صفحه اول خود نوشت: «انتخابات مجلس شورای اسلامی در حالی قرار است اسفند ماه 94 برگزار شود که اردوگاه اصلاح‌طلبان در حال تدارکات برای رسیدن به اجماع و اتحاد برای حضور در انتخابات است. اتحادی که قرار است با محوریت سیدمحمد خاتمی دوباره محقق شود.»
در همین راستا «آرمان» گفت‌وگوی خود را به مرعشی اختصاص داد و روی تصویر بزرگی از او با حروف درشت‌تری نوشت: «لیست انتخاباتی خاتمی و هاشمی شوخی است».
«آرمان» هم یک روز(۲۵/۶) بعد بر نقش محوری خاتمی در میان اصلاح‌طلبان اشاره کرد و به نقل از حسین مرعشی سخنگوی کارگزاران نوشت: «تحلیل می‌کنند که خاتمی و هاشمی قرار است برای انتخابات لیست بدهند، نمی‌دانند که هیچ وقت شأن و جایگاه بزرگان اصلاحات بدان حد نیست که در کارهای اجرایی انتخاباتی دخالت کنند. خاتمی محور جریان اصلاح‌طلبی است. محور بدان معناست که همه سخن و حرف سید اصلاحات را می‌پذیرند.»
این روزنامه حرف آخر را یک روز بعد(۲۶/۶) روی تصویر بزرگی از موسوی لاری تیتر کرد و تحت عنوان «احتمال دیدار خاتمی با رهبر انقلاب» نوشت: «ممکن است خاتمی به دیدار رهبری برود. این را عبدالواحد موسوی لاری گفت تا به تندروهای اصولگرا بفهماند خاتمی نه محکوم و نه خارج شده از نظام است که نتواند به دیدار رهبری برود. حرفی که البته در آهن اثر ندارد و هر چه کوبند هیچ است. تا چند روز مداوم بگویند و بنویسند که خاتمی نمی‌توانست برود یا به دروغ از قول سیدمحمدعلی ابطحی بیاورند که خاتمی اجازه عیادت از رهبری را نداشته و در نهایت به نوشتن نامه برای آرزوی سلامتی مقام معظم رهبری بسنده کرد.»
روز آخر هفته(۲۷/۶) نیز که روزنامه‌های «آفتاب یزد» و «اعتماد» تصاویر خاتمی را به دلیل اظهاراتش علیه داعش درج کرده بودند، «آرمان» و «مردم‌سالاری» اظهارنظر سیدمهدی طباطبایی را تحت عنوان «تشکر استاد اخلاق از نامه خاتمی به رهبر انقلاب» تیتر کردند تا حداقل یک هفته کامل را خاتمی محور روزنامه‌های اصلاح‌طلب باشد.
این موضوع در روزنامه‌های اصولگرا هم بازتاب داشت، چنانچه «کیهان» با اختصاص سرمقاله روز سه­شنبه‌اش(۲۵/۶) با عنوان «اول استعفاء بعد...» نوشت: «گفتنی است تعدادی از روزنامه‌های زنجیره‌ای عصبانیت خود از بی‌اعتنایی مردم به نامه یاد شده را با تیترها و تحلیل‌های مضحک بروز داده‌اند از جمله یکی از آنها به ملامت نوشته است؛ مگر رهبر معظم انقلاب به جذب حداکثری و دفع حداقلی توصیه نفرموده‌اند؟ بنابراین چرا باید نظام از جذب آقای خاتمی و سایر اصحاب فتنه خودداری کند؟! این روزنامه زنجیره‌ای از خود نپرسیده است که مگر اکثریت قریب به اتفاق مردم، بارها در فرصت‌های مختلف و از جمله با حضور چند ده میلیونی 9 دی و ... تنفر و انزجار خود از سران و عوامل فتنه آمریکایی اسرائیلی 88 را به صراحت اعلام نکرده‌اند. بنابراین کدام عقل سلیم می‌پذیرد که با جذب گروه اندک و کم‌شمار اصحاب فتنه، اکثریت انبوه و چند ده میلیونی مردم دفع شوند؟!»


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

مروري بر همه‌پرسي استقلال اسكاتلند از انگليس
اسكاتلند ديگر در آغوش لندن نخواهد بود

سرانجام پس از هفته‌ها گمانه‌زني، همه‌پرسي استقلال اسكاتلند از رژيم سلطنتي انگليس برگزار شد. بر اساس نتايج اعلام شده 45 درصد به استقلال رأي داده و 55 درصد نيز رأي منفي داده‌اند. اين نتيجه با استقبال سران لندن و برخي كشورهاي اروپايي همراه بود و آن را نوعي پيروزي براي خود عنوان داشتند.
دیوید کامرون، نخست‌وزیر انگلیس، اعلام کرد ملی‌گرایان اسکاتلند به مذاکرات برای اعطای اختیارات بیشتر به اسکاتلند می‌پیوندند. لندن وعده داده بود در صورتی که مردم اسکاتلند به جدایی از انگلیس رأی منفی دهند، اختیارات بیشتری به این منطقه اعطا خواهد کرد. او گفت: «با الکس ساموند رهبر حزب ملی گرای اسکاتلند صحبت کردم و به او به سبب کمپینش تبریک گفتم. خوشحالم از اینکه حزب ملی‌گرای اسکاتلند به مذاکرات برای اعطای اختیارات بیشتر می‌پیوندد.» نخست‌وزیر انگلیس همچنین گفت پیش‌نویس لوایحی که به اسکاتلند اختیارات بیشتری می‌دهد، در ماه ژانویه منتشر خواهد شد. در همين حال كاخ سفيد نيز رسماً از رأي ندادن به استقلال اسكاتلند استقبال كرد.

آتش زير خاكستر
هر چند كه انگليس فعلاً توانسته اسكاتلند ثروتمند را زير چتر خود حفظ کند و كامرون، نخست‌وزير انگليس نيز از سقوط رهايي يافته، اما بررسي ريشه‌اي تحولات، حقايق ديگري را آشكار مي‌سازد.
نخست آنكه سران لندن از جمله كامرون براي جلوگيري از استقلال اسكاتلند وعده‌هاي بسياري را مطرح كردند كه افزايش اختيارات پارلمان اسكاتلند و برخي وعده‌هاي اقتصادي از آن جمله است. با توجه به اينكه 45 درصد از مردم اسكاتلند به جدايي رأي داده‌اند تحقق نیافتن اين وعده‌ها مي‌تواند آشوب‌هاي گسترده‌اي را در اسكاتلند عليه انگليس به همراه داشته باشد و حتي زمينه‌ساز رويكرد استقلال‌طلبانه در اسكاتلند با مولفه‌هاي جديد شود. رأي بالاي مردم به جدايي‌‌‌طلبي نشان مي‌دهد كه اين مسئله مانند آتش زير خاكستر همچنان باقي است و سران لندن بايد امتيازات بسياري براي اسكاتلند در نظر گيرند كه خود ايجادكننده چالش‌هاي جديد براي لندن و كامرون نخست‌وزير خواهد بود.
دوم آنكه اين همه‌پرسي، شور جدايي‌طلبي را در ايرلند شمالي و ولز نيز زنده كرده که در آينده مي‌تواند زمينه‌ساز بحران‌هاي جديد براي انگليس باشد هر چند كه سران لندن با تبليغات بسيار و تحقير استقلال‌خواهان اسكاتلندي سعي کردند الگويي شكست‌خورده از اين منطقه براي ساير مناطق نشان بدهند تا از دومينوي جدايي از انگليس جلوگيري کنند.
سوم آنكه نفس برگزاري همه‌پرسي استقلال اسكاتلند در حالي كه بسياري از كشورهاي اروپايي نيز داراي مناطقي جدايي‌طلب هستند اعتراض كشورهاي اروپايي از جمله اسپانيا را به همراه داشت در حالی كه دامنه اين اعتراض‌ها به كانادا و آمريكا نيز رسيده است. دلخوري كشورهاي اروپايي از انگليس به دليل ناتواني در مقابله با برگزاري اين همه‌پرسي مي‌تواند به تضعيف موقعيت اين كشور در اتحاديه اروپا و حتي متحدانش نظير كانادا منجر شود. گفتنی است برگزاري اين همه‌پرسي زمينه‌ساز رويكرد استقلال‌خواهانه حتي در درون آمريكا شده است. موسسه «ایپسوس» نشان می‌دهد که حدوداً یک‌چهارم آمریکایی‌ها خواستار خروج ایالت خود از کادر ایالات متحده و تجزیه آمریکا هستند.
ایالات متحده آمریکا در سال 1776 میلادی در پی اعلام استقلال و اتحاد 13 مستعمره سابق بریتانیا شکل گرفت. اولین جرقه‌های نارضایتی از حضور در یک اتحادیه فدرالی و رکود اقتصادی ناشی از تعارض قوانین مالیاتی ایالات مختلف، در شورش کشاورزان «شیز» به سال 1786 در غرب ماساچوست زده شد، شورشی که با مشت آهنین سربازان «بنجامین فرانکلین» خاموش شد. ايالت تگزاس نيز در سال‌هاي اخير بار ديگر آهنگ جدايي سرداده چنانكه همزمان با همه‌پرسي استقلال اسكاتلند، آنها بر جدايي از آمريكا تأكيد كردند.
چهارم آنكه رفتارهاي تند و سركوب‌گرايانه انگليس در برابر استقلال‌خواهي مردم انگليس اين حقيقت را براي جهانيان آشكارتر ساخت كه در نگاه انگليسي، تجزيه صرفاً براي كشورهاي ديگر مطلوب است و در مورد خود انگليس با شديدترين ترفند‌ها سركوب مي‌شود. اين همه‌پرسي بار ديگر چهره سلطه‌گرايانه انگليس را براي جهانيان آشكار ساخت و جهانيان دريافتند كه انگليس صرفاً براي ساير كشورها نسخه استقلال‌طلبي تجويز مي‌كند، اما در درون خود حاضر به پذيرش حقوق مردم اسكاتلند نیست.
در نهايت مي‌توان گفت كه هر چند سران انگليس موقتاً از چالش استقلال اسكاتلند رها شده‌اند، اما در نهايت با چالش‌هاي جديدي مواجه شده‌اند به‌ويژه اينكه رأي 45 درصد اسكاتلندي‌ها به تجزيه نشان داد كه اين آتش همچنان روشن است و روزي دامن انگليس را خواهد گرفت. از يك سو انگليس ديگر نمي‌تواند مانند گذشته به سرزمين‌هايي مانند ولز، اسكاتلند و ايرلند شمالي حكمراني کند و به قولي خورشيد رژيم سلطنتي انگليس و ملكه در حال كم‌فروغ شدن است و از سوي ديگر در اروپا و آمريكا شاهد تشديد رويكردهاي استقلال‌طلبي خواهيم بود هر چند كه سران غرب با حاشيه‌سازي بيروني نظير مسئله داعش و مقابله با اسلام، سعي می‌کنند احساس ناسيوناليستي و ملي‌گرايي ملت‌هاي خود را به تقابل با اسلام هدایت کنند كه نمود آن را در تحركات آنها در لواي نام مبارزه با داعش مي‌توان مشاهده كرد.
 


ديپلماسى
فرامرز پارسا

غرب و تكرار پرونده‌سازي
پرونده‌سازي، يارگيري و در نهايت ايجاد فضاي منفي جهاني همواره از اصول و ساختارهاي سياست‌هاي آمريكا عليه ساير كشورها است كه همواره نمود آن را عليه جمهوري اسلامي ايران مي‌توان مشاهده كرد. رويكردي كه ابعاد آن در هفته‌هاي اخير به وضوح قابل مشاهده است.
دولت آمریکا برای حمایت از یک گروه فشار حامی تحریم‌های ایران در یک پرونده شکایت خصوصی وارد عمل شد. مطابق گزارش رویترز، وزارت دادگستری آمریکا از یک قاضی خواست رسیدگی به شکایت از گروه «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» را به این دلیل که ممکن است به افشای اسرار دولتی و «لطمه به امنیت ملی» منجر شود، لغو کند. «بان‌کی‌‌مون»، دبیر کل سازمان ملل متحد در گزارشی جدید به مجمع عمومی این سازمان نوشته وعده‌های آزادی‌های بیشتر حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران به ایجاد پیشرفت‌های اساسی در حقوق بشر این کشور منجر نشده است. مون، ايران را به نقض حقوق مطبوعات متهم كرده و خواستار پاسخگويي ايران به جامعه جهاني شده است. جان كري، وزير خارجه آمريكا در سفري دوره‌اي به منطقه از عدم مشاركت ايران در مبارزه با تروريسم گفته و از مشاركت عربي مي‌گويد. آمانو در گزارش اخير خود از عدم پاسخگويي به برخي پرسش‌ها گفته كه فضاي رسانه‌اي منفي عليه ايران ايجاد كرده است. غربي‌ها از عدم تمديد مذاكرات در صورت به شكست انجاميدن آن در موعد مقرر گفته‌اند.
مجموعه‌اي كه در بالا ذكر شد گواه آن است كه آمريكا در حال گرفتارسازي ايران در مجموعه‌اي از پرونده‌ها با سه محور تروريسم، برنامه هسته‌اي و حقوق بشر است. پرونده‌هايي كه آمريكا همواره از آنها عليه ايران استفاده كرده و تلاش بسياري کرده تا آنها را در يك ظرف قرار دهد تا در نهايت با اين بهانه به باج‌گيري همه‌جانبه از ايران در عرصه داخلي و جهاني بپردازد. با توجه به رفتارهاي آمريكا و تحولات جهاني، برخي از اهداف پرونده‌سازي‌هاي جديد در چند محور قابل توجه است.
دورسازي ايران از تحولات منطقه با گرفتارسازي در پرونده‌هاي حاشيه‌اي، وادار ساختن ايران به اجراي طرح‌هاي آمريكا در سوريه و عراق، اطمينان دادن به صهيونيست‌ها و اعراب مبني بر اينكه باوجود مذاكرات هسته‌اي فشارها بر ايران ادامه دارد، باج‌خواهي هسته‌اي با ادعاي گرفتار بودن ايران در وضعیت حساس جهاني، زمينه‌سازي براي ايجاد موج منفي عليه ايران در نشست اخير سازمان ملل براي توجيه رفتار ضد ايراني غرب. احتمالاً اوباما در سخنراني امسال از يك‌سو اين موارد را بر مي‌شمارد و سپس از رويكرد مثبت آمريكا مي‌گويد تا جهان را با خود عليه ايران همسو کند، كم‌رنگ‌سازي دستاوردهاي ايران در شانگهاي به‌ويژه در حوزه تحريم و اعمال فشار براي دور ساختن ايران و روسيه از يكديگر، محدودسازي رويكرد جهاني به ايران با پرونده حقوق بشر و تروريسم، چراكه آمريكا مي‌خواهد مذاكرات هسته‌اي را موفق نشان دهد، در عين حال مانع از رويكرد كشورها به ايران شود كه حقوق بشر و تروريسم از اين بهانه‌ها است.
آمريكا مي‌گويد ايران‌هراسي ندارد، حال آنكه حقوق بشر و تروريسم همان ايران‌هراسي با ابعاد جديد است،-آمريكا مي‌داند بهانه‌اي براي طولاني ساختن مذاكرات هسته‌اي ندارد، لذا سعي دارد با بازگشايي پرونده حقوق بشر و تروريسم و نيز ابهام‌سازي آژانس اين مذاكرات را طولاني کند تا ايران را در ديپلماسي دچار سايش و در نهايت وادادگي کند. (طرحي كه در قبال فلسطين اجرا شده است 20 سال مذاكره و سوق دادن آرام‌آرام فلسطين به باج‌دهي) این از جمله سناريوهاي مطرح در رفتار آمريكا در قبال ایران است.
نکته بسيار مهم آن است که آمريکا مي‌خواهد بازي دو سر برد را اجرا کند، به گونه‌اي که اگر ايران به سمت بازگشايي پرونده تروريسم (همان مقاومت) و حقوق بشر در مذاکرات براي عدم متهم شدن در جهان پيش رود، مراد آمريکا محقق شده و اگر نيز در اين مسير نرود، آمريکا باید با اين بهانه‌ها اعمال تحريم‌ها و فشارها بر ايران را توجيه ‌کند.
با توجه به اين اوضاع آنچه مسلم است آنکه آمريکا به دنبال اصلاح رفتار در قبال ايران نبوده و با هر حربه‌اي به دنبال زدن ضربه به ايران است، لذا راهکار ایران، ايستادگي روی مواضع اصولي خود و عدم وادادگي در برابر آمريکا است، چرا که تجربه نشان داده، ايستادگي در برابر زورگويي آمريکا سبب عقب‌نشيني آنها می‌شود.


پرونده

دور جدید مذاکرات هسته‌اي در نیویورک
دور جديد مذاکرات از صبح جمعه به وقت نيويورک در سطح معاونان و وزيران خارجه و با حضور محمدجواد ظريف و کاترين اشتون آغاز شد. اين مذاکرات احتمالاً تا پايان هفته آينده ادامه مي‌يابد. بر اساس اين گزارش، فرانک، والتر اشتاين ماير، وزير خارجه آلمان، در پايان مذاکرات روز جمعه به خبرگزاري‌ها گفت: غرب مايل است به توافقي منصفانه با ايران دست يابد، اما ضروري است که ايران در مورد مسائل اصلي موضعش را عوض کند.
مقام آمریکایی: احتمال پیشرفت در مذاکرات هسته‌ای

یک مقام آمریکایی در مورد دور جدید مذاکرات ایران و گروه 1+5 در نیویورک گفت: دو طرف تعهد خود را برای دست یافتن به توافق جامع در مذاکرات هسته‌ای نشان داده‌اند و احتمال دست یافتن به پیشرفت وجود دارد. این مقام آمریکایی حاضر در مذاکرات که نخواست نامش فاش شود، روز جمعه افزود: مذاکرات اولیه در دو روز گذشته نشان داد طی هفته جاری و آتی شاهد روند امیدوارکننده‌ای خواهیم بود.
1+5 آماده اتخاذ تصمیمات سخت باشد

محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان در محل نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در نیویورک با بورگه برنده، وزیر امور خارجه نروژ دیدار کرد. ظریف در این ملاقات اظهار داشت: در صورتی که طرف مقابل آمادگی اتخاذ تصمیمات سخت را داشته باشد امکان رسیدن به توافق حتی پیش از 3 آذر وجود دارد.
مذاکرات هسته‌ای به پنالتی می‌کشد

خبرگزاری بی‌بی‌سی در تحلیلی درباره دور جدید مذاکرات ایران و گروه 1+5 نوشت: ایران و شش کشور جهان مذاکرات را برای دستیابی به راه‌حل بلندمدت در نیویورک ادامه دادند. مذاکرات ایران و گروه 1+5 همانند بازی فوتبال است. اگرچه هر دو طرف امتیازاتی را به دست آوردند، اما اکنون بازی به وقت اضافه کشیده شده است. زمان می‌گذرد و بازی در لحظات پایانی است. هر طرف تلاش می‌کند که به دیگری گل بزند، اما ممکن است بازی به پنالتی بکشد.
ایران به‌توافق موقت هسته‌ای متعهد مانده است

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارش ماهیانه خود گفت که اقدامات ایران در راستای مفاد توافق موقت هسته‌ای با گروه 1+5 گام برداشته و به مفاد توافق موقت هسته‌ای با گروه 1+5 متعهد مانده است. خبرگزاری رویترز نوشت: گزارش ماهیانه آژانس اگرچه چیز عجیبی ندارد، اما می‌تواند یک نکته مثبت در آستانه آغاز مذاکرات ایران و گروه 1+5 در نیویورک باشد. گزارش آژانس همچنین می‌گوید که ایران به حرکت خود در راستای تعهداتش تحت توافق موقت ژنو که نوامبر سال گذشته حاصل شد ادامه داده است. علاوه بر آن، از زمانی ‌که توافق موقت به مدت چهار ماه دیگر تمدید شد، ایران بخشی از اورانیوم غنی‌شده خود را به اکسید برای مصرف سوختی تبدیل کرده است. بر اساس این گزارش، ایران اقدامات آماده‌سازی برای رقیق‌سازی بیش از چهار تن گاز اورانیوم با غنای حداکثر دو درصد را آغاز کرده است.


اقتصادى
سعید مهدوی

رکود بازار بورس در شش ماهه نخست امسال
بازار بورس تهران از ابتدای سال تاکنون گرفتار رکود شده و حال و روز خوبی ندارد و روزانه با افت‌های خود سهامداران را در وضعیتی نامطمئن قرار داده است. به طوری که علی صالح‌آبادی رئیس سازمان بورس و اوراق بهادار در این رابطه از کاهش 30 درصدی ارزش معاملات بازار سرمایه خبر داده و می‌گوید ارزش معاملات نسبت به مدت مشابه سال گذشته 30 درصد کاهش یافته است. تداوم افت شاخص بورس در حالی رخ داده است که یک سال پیش بازار بورس با افزایش قابل توجه شاخص همراه شده بود و همین موضوع نیز سبب شد تا سرمایه‌های فراوانی وارد بورس شده و از بازار سرمایه به عنوان یکی از پرسودترین بازارهای اقتصادی کشور یاد ‌شود که امید است تیم اقتصادی دولت با تدابیر خود مجدداًً امید را به این بازار حیاتی اقتصاد برگرداند. در ادامه دلایل مهم تداوم رکود حاکم بر بازار بورس کشور را ذکر می‌کنیم؛
* سیاست‌های رکودی و انقباضی طی چند ماه اخیر بر بورس و وضعیت شرکت‌ها تأثیر گذاشته است و موجبات رکورد در بورس را فراهم آورده است و از جمله این سیاست‌های انقباضی بالابردن هزینه یا بهای تمام شده شرکت‌ها و عدم اجازه برای افزایش قیمت محصولات است. از سوی دیگر رکورد ایجاد شده در صنایع سبب شد تا گزارش‌ها و رشدی که سهامداران انتظار آن را داشتند، محقق نشود و همین فضای بدبینی سبب فزونی عرضه بر تقاضا شد و از سوی دیگر کمبود نقدینگی به واسطه اعمال سیاست‌های انقباضی مزید بر علت شده و هر روز سبب کاهش قیمت سهام می‌شود و در بسیاری از موارد سهم‌ها کمتر از قیمت و ارزش ذاتی خود در حال معامله در بورس هستند.
* برخی تحلیلگران و کارشناسان بورس افت‌وخیزهای بازار را به دلیل ابهام در سیاست‌های دولت می‌دانند و معتقدند رکود حاکم بر بورس ناشی از رکود بخش واقعی اقتصاد است و مادامی که وضعیت اقتصادی بهبود نیابد بورس در این تنگنا خواهد بود.
* محرک‌های تقویت‌کننده برای جلوگیری از این رکود و بازگرداندن بازار سهام به وضعیت رشد، ضعیف است و این موضوع سبب شده بازار تمایلی به رشد نداشته باشد. 
* کمبود و بعضاً نبود نقدینگی در بازار از عوامل بسیار مهم تداوم رکود بورس به شمار می‌آید که به دو دلیل متصور است؛ یکی خارج کردن سرمایه‌های کوچک و متوسط مردم از بازار در طی ماه‌های گذشته و دیگری اتخاذ سیاست‌های انقباضی دولت در عرصه اقتصاد ملی است .
 * مشکلات نظام پولی کشور نیز در این بین نقش بسزایی دارد. این روزها بانک‌ها نرخ‌های جذابی برای سپرده‌ها اعلام می‌کنند؛ به‌طوری که برای منابع بزرگ این نرخ به بیش از 20 درصد نیز اعلام می‌شود، این درحالی است که تورم انتظاری کمتر از 20 درصد پیش‌بینی شده و این عامل به عدم سرمایه‌گذاری در بورس منجر می‌شود.
در پایان یادآور می‌شود که چهار صنعت مهم و کلیدی بازار سهام (پتروشیمی، پالایشی، فولادی و بانکی) نیز به دلایلی که ذکر می‌شود از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند. پتروشیمی‌ها به دلیل افزایش نرخ خوراک و روند نزولی قیمت‌های جهانی با کاهش حاشیه سود همراه بوده‌اند و پالایشگاه‌ها هم مشکلاتی با دولت در خصوص کیفیت بنزین دارند و مباحث آن تاکنون نهایی نشده و به همین دلیل نماد آنها در بورس همچنان متوقف است. بانک‌ها هم به لحاظ عملیاتی وضعیت خوبی نداشتند و صنعت فولاد نیز به دلیل کم‌آبی و کاهش فروش محصولات در وضعیت نامناسبی قرار دارد.


نداى قدس

محاصره برداشته نشود، جنگ از سر گرفته می‌شود
عضو دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین «حماس» تأکید کرد که جنبش متبوعش به دنبال جنگی دیگر با رژیم صهیونیستی نیست، اما در صورتی که محاصره باریکه غزه برداشته نشود و گذرگاه‌ها بازگشایی نشود، چاره‌ای جز ادامه جنگ پیش روی فلسطینیان نخواهد بود. به گزارش خبرگزاری «آسوشیتد پرس»، دکتر موسی ابومرزوق تأکید کرد که حماس پیروز جنگ 51 روزه غزه بود و محبوبیت آن در میان فلسطینیان به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافت و در صورتی که اکنون انتخابات برگزار شود، می‌تواند بر فتح و عباس غلبه کند. ابومرزوق هشدار داد که شکست مذاکرات آتش‌بس در قاهره و عدم لغو محاصره غزه ممکن است به وقوع جنگی دیگر در غزه منجر شود. وی تأکید کرد که ما هرگز به دنبال جنگی دیگر نیستیم و فکر نکنم صهیونیست‌ها هم تمایلی به جنگ دوباره با مقاومت داشته باشند.
انتفاضه نوجوانان فلسطینی علیه اشغالگران صهیونیست
نیروهای امنیتی رژیم صهیونیستی ظرف دو ماه اخیر بیش از 760 فلسطینی شهر قدس اشغالی را بازداشت کردند که 250 تن از این افراد نوجوانان زیر 18 سال هستند. به گزارش پایگاه خبری عرب48، این کودکان در درگیری‌های دو ماه اخیر نیروهای اشغالگر با ساکنان شهر قدس و به اتهام پرتاب سنگ به سوی نیروهای اشغالی و اتهامات واهی دیگر از جمله آتش زدن مراکز اسرائیلی بازداشت شده‌اند. علاوه بر این ، ده‌ها فرد از بین افراد بازداشت‌شده کودکان کمتر از 12 سال هستند. روزنامه هاآرتص رژیم صهیونیستی در گزارشی تحت عنوان «انتفاضه کودکان» می‌نویسد افزایش خشم کودکان و نوجوانان فلسطینی مسئله گذرا و بی‌پایه نیست، بلکه برای نمونه دو هفته پیش چند ساعت پس از شهادت محمد سنقرط نوجوان فلسطینی ساکن قدس، ده‌ها نوجوان دیگر با حمله به پمپ بنزین منطقه العیسویه آن را به آتش کشیدند.
اسرائیل نماد نافرمانی و سرکشی در برابر حق تعالی

به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، «اسرائیل دیود وایس» طی اظهاراتی در برنامه «بدون مرزها» در شبکه ماهواره‌ای الجزیره گفت: اقدامات اسرائیل در این جنگ در چارچوب ارعاب قابل تفسیر است، این اقدامات وحشیانه ریشه در موجودیت نامشروع رژیم صهیونیستی (طبق آموزه‌های یهودی) دارد، آموزه‌هایی که به عدم قتل و غصب فرمان می‌دهد. وی خاطرنشان ساخت: ملت فلسطین حق دارند که از خویشتن دفاع کنند و به حراست و پاسداری از سرزمین خود برخیزند و در جهت آزادی آن گام بردارند. وی تصریح کرد: آنچه که فلسطینیان انجام می‌دهند یک واکنش طبیعی است و باید از این ملت و مسلمانان تقدیر و تشکر کرد. سخنگوی رسمی جماعت «ناطوری کارتا» یادآور شد: اسرائیل نماد نافرمانی و سرکشی در برابر حق تعالی است، صرف موجودیت آن سراسر شر است و هر تحرکی که از سوی آن صورت می‌گیرد یکسره شر است.
ممانعت از ورود کمیته حقیقت‌یاب به غزه

به گزارش پایگاه خبری فلسطین الیوم ، «مکارم ویبی سونو» گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر در سرزمین‌های اشغالی، در اظهاراتی اعلام کرد که رژیم صهیونیستی به وی اجازه نمی‌دهد وارد کرانه باختری و شهر اشغالی قدس شود، تا نتواند درباره جنایاتی که این رژیم مرتکب شده است تحقیق کند.
 


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

دستان خالي اوباما در سازمان ملل
قاسم غفوري

مهرماه هر سال با تحولي بزرگ در عرصه سياست همراه است و آن، برگزاري نشست ساليانه مجمع عمومي سازمان ملل متحد است. از سال 1945 يعني زمان تأسيس سازمان ملل، هر ساله اين نشست با حضور سران و مقامات ارشد اعضای اين سازمان در نيويورک برگزار مي‌شود.
امسال نيز شصت‌ونهمين نشست مجمع عمومي سازمان ملل در حالي برگزار مي‌شود که در کنار مجموع تحولات جاري در اين سازمان، يک نکته قابل توجه است و آن، شرايط اوباما رئيس‌جمهور آمريکا است.
کارنامه آمريکايي‌ها نشان مي‌دهد آنها همواره از اين نشست‌ها براي نمايش جايگاه جهاني خود در رهبري جهان و تحميل طرح‌‌هاي‌شان به ساير کشورها و نهادهاي بين‌المللي بهره گرفته‌اند. باراک اوباما نيز مانند ساير روساي جمهور آمريکا برنامه‌ ويژه‌اي براي اين نشست‌ها داشته و هر ساله به دنبال فضاسازي براي رسيدن به اهداف شخصي و آمريکايي‌اش بوده است. امسال نشست مذکور در حالي برگزار مي‌شود که اوباما با شرايطي خاص همراه است نخست آنکه؛ اوباما همچنان مي‌خواهد خود را رئيس‌جمهوري مقتدر و کارآمد معرفي کند که توان انجام هر کاري را دارد. دوم آنکه؛ اوباما بايد از فضاي سازمان ملل براي کسب رأي دموکرات‌ها در انتخابات ميان دوره‌اي کنگره (آبان‌ماه) بهره‌برداري کند.
اوباما درحالي به دنبال تحقق اين اهداف است که بررسي کارنامه وي بيانگر نکات ديگري است. در ارزيابي کارنامه اوباما چند محور کليدي مشاهده مي‌شود.
اولاً؛ از محورهاي طرح‌هاي فراگير اوباما را مقابله با روسيه تشکيل مي‌دهد که اکنون با محوريت اوکراين ادامه دارد، هر چند اوباما توانسته تاحدودي ناتو را با خود همراه ساخته و فضاي رواني سنگيني با محوريت برجسته‌سازي مسئله تحريم‌هاي ضد روسي عليه مسکو ايجاد کند، اما جهانيان اذعان دارند که اوباما عملاً توان اجراي چنين طرحي را ندارد و در برابر مسکو محکوم به ناکامي است به ويژه اينکه، اولين انتخابات پارلمان کريمه پس از جدايي از اوکراين برگزار شد که نشانگر سلطه روسيه بر اين منطقه است.
ثانياً در حوزه مذاکرات سازش ميان تشکيلات خودگردان فلسطين و رژيم صهيونيستي نيز عملاً اين طرح شکست خورد، در حالي که شکست صهيونيست‌ها در برابر غزه در جنگ 51 روزه نيز ناتواني آمريکا را بيشتر براي جهانيان آشکار کرد. هر چند که آمريکايي‌ها با افزايش حمايت‌هاي تسليحاتي از صهيونيست‌ها سعي دارند تا همچنان خود را محور تحولات فلسطين معرفي کنند.
ثالثاً در حوزه سوريه نيز باوجود آنکه سال گذشته اوباما در نشست سازمان ملل از نابودي نظام سوريه سخن گفت، نه‌تنها در طي اين سال اين ادعا محقق نشده، بلکه برگزاري انتخابات رياست‌جمهوري سوريه (13 خرداد) و رأي 88 درصدي مردم به بشار ‌اسد، روياهاي اوباما را به کابوسي بزرگ براي او مبدل کرد، به ويژه اينکه گروه‌هاي تروريستي نيز درحوزه نظامي نتوانستند اهداف آمريکا را در درون سوريه اجرايي سازند.
رابعاً از طرح‌هاي مهم اوباما را مقابله با جمهوري اسلامي ايران تشکيل مي‌داد. اوباما در سخنراني سال گذشته خود در سازمان ملل، براي جمهوري اسلامي ايران خط و نشان‌هایی کشيد که عبارت بودند از؛ ايران بايد بداند نمي‌تواند به فعاليت‌هاي هسته‌اي خود ادامه دهد، ايران بداند حمايت از سوريه و مقاومت پيامدهاي منفي بسياري براي آن به همراه دارد و در نهايت ايران بايد براي امنيت منطقه گام بردارد که به ادعاي اوباما کاهش تنش ايران و صهيونيست‌ها مي‌تواند گامي در اين جهت باشد. اوباما همچنين از اعمال تحريم‌هاي سنگين‌تر عليه ايران سخن گفته و مدعي شده که با سياست تحريم، ايران را به پاي ميز مذاکره خواهد آورد. در طول يک سال در حالي مذاکراتي ميان ايران و گروه 1+5 برگزار و توافقاتي همچون توافق ژنو و وين حاصل شد که به اذعان جهانيان ايران از حقوق هسته‌اي خود کوتاه نيامده و بر مواضع هسته‌اي خود تأکيد دارد.
در حوزه منطقه‌اي نيز باوجود تهديدات گسترده آمريکا، ايران حاضر به کنار نهادن حمايت از مقاومت نشد که نتيجه آن نيز ايستادگي و اقتدار سوريه در برابر تروريسم و نيز پيروزي غزه بر صهيونيست‌ها در جنگ 51 روزه بود. جهانيان اذعان دارند که سياست تحريم و تهديد آمريکا نه تنها ايران را به زانو در نياورده، بلکه تقويت روزافزون دستاوردهاي داخلي و خارجی ايران را رقم زده است که از آن جمله گرايش بسياري از کشورها از جمله کشورهاي اروپايي به روابط گسترده‌تر با ايران بوده است.
با توجه به آنچه از اولويت‌هاي اوباما ذکر شد مي‌توان گفت که وي در نشست سازمان ملل با دست خالي حضور مي‌يابد که شکستي سخت براي او است. بر اين اساس اوباما تلاش کرده تا مولفه‌هايي را براي پنهان‌سازي ناکامي‌هاي خود ايجاد کند تا شايد به آن بهانه بتواند متن سخنراني خود را تکميل کند.
بر اين اساس اوباما طرح‌هاي متعددي را در پيش گرفته که بيشتر جنبه مسکن و طرح‌هاي موقت براي عبور از بحران مذکور دارد. در باب روسيه از ابزار نشست ناتو و ادعاي ايجاد نيروي ويژه براي حمايت از اوکراين و اجراي تحريم‌هاي گسترده اروپا عليه روسيه استفاده کرده است. در باب مسئله فلسطين نيز احياي مذاکرات سازش و لزوم آغاز مذاکرات تشکيلات خودگردان و صهيونيست‌ها را مطرح و ديدارهايي نيز با سران آنها ترتيب داده است. در باب جمهوري اسلامي ايران نيز از ابزارهاي حاشيه‌اي نظير گزارش نه چندان مثبت آمانو مديرکل آژانس بين‌المللي و انرژي اتمي درباره فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران، ادعاي بان‌کی‌مون‌ دبيرکل سازمان ملل درباره حقوق بشر ايران و در نهايت متهم‌سازي ايران به تروريسم با ادعاهاي کري وزير خارجه آمريکا در سفر دوره‌اي به منطقه بهره مي‌گيرد.
اوباما در مقوله هسته‌اي، تروريسم و حقوق بشر سعي دارد تا اتهاماتي تکراري را عليه ايران مطرح و حتي از آن براي باج‌گيري در مذاکرات هسته‌اي (حاشيه نشست نيويورک) بهره‌برداري کند.
اما محور اصلي تحرکات آمريکا را برجسته‌سازي مسئله داعش به‌عنوان تهديد امنيت بين‌الملل تشکيل مي‌دهد. آمريکا با برخي اقدامات ظاهري در به اصطلاح مبارزه با تروريسم از جمله برگزاري نشست جده و پاريس و نمايش همراهي جهاني با طرح‌هايش سعي دارد خود را محور برقراري امنيت جهاني معرفي کند! به عبارتي، داعش که با ويران‌سازي منطقه خدمات بسياري به آمريکا داشته در اجراي اهداف و طرح‌هاي اوباما در نشست سازمان ملل نيز ايفاي نقش مي‌کند تا اوباما بابرجسته‌سازي نام داعش، افکار عمومي را در شکست‌هاي جهاني خود به امور امنيتي معطوف ساخته تا با 11 سپتامبري ديگر، ضمن توجيه نظامي‌گري آمريکا در جهان، مانع از آگاهي جهانيان از شکست‌هاي گسترده‌اش در عرصه بين‌الملل شود.


آمريكا كدام را انتخاب مي‌كند؟
رضا اشرفی

از زماني كه پديده 11 سپتامبر رخ داد و يكجانبه‌گرايي آمريكايي در عصر جديد به شكل علني كليد خورد و كم‌كم پاي صحبت‌هاي خاورميانه جديد به ميان آمد، برخي از ريزكشورهاي حاضر در اين منطقه به‌خصوص در حواشي خليج‌فارس سعي كرده‌اند بيش از گذشته خود را با واشنگتن هماهنگ كنند. به‌ويژه كه منابع نفتي و دلارهاي به دست آمده از آن، اين امكان را براي‌شان فراهم مي‌كند تا با پرداخت هزينه‌هاي كلان بيش از گذشته در اين مسير قدم بردارند. در اين ميان قطر و امارات عمده تلاش خود را انجام داده‌اند تا كوچكي و قطره‌اي بودن خود را پنهان كرده و با چسباندن خود به آمريكا، نقش‌هايي در عرصه خاورميانه به دست آورند.
هر يك از اين دو سعي كرده‌اند كه به شيوه خاص خود در اين راه گام بردارند، اما از همان ابتدا مشخص بود كه در دو مسير كاملاً متفاوت گام برمي‌دارند. اين جدايي و تضاد روشي و رويكردي از زماني كه خاورميانه عربي وارد مرحله بيداري اسلامي شد خود را كاملاً نمايان ساخت. از طرفي آمريكا نيز با توجه به منافع خود،‌ تأمين امنيت انرژي و همچنين حفظ موقعيت رژيم صهيونيستي و... مجبور بود يكي از دو روش را انتخاب كند.
ناگفته نماند كه هر يك از اين دو كشور كوچك و قطره‌اي نماينده يك گروه و جريان در غرب آسيا (خاورميانه) بوده‌اند كه پيش از اين در منطقه وجود داشت و انتخاب آمريكا ميان قطر و امارات نشان مي‌دهد كه مقامات اين كشور بيش از همه به كدام سمت گرايش دارند.
طي يك ماه گذشته دو اتفاق خاص در منطقه درباره امارات متحده عربي رخ داده است كه يا پيش از اين وجود نداشته يا به گونه‌اي كم‌رنگ بوده است كه به چشم نمي‌آمد. در اولين اقدام تعجب‌برانگيز، نيروي هوايي اين كشور به ليبي حمله كرد. اگرچه تا چند روز اين مسئله مخفي ماند و بر اساس سياست سكوت رژيم صهيونيستي، اماراتي‌ها هم درباره حمله هوايي به ليبي سخني نگفتند، اما بالاخره اين مسئله از سوي واشنگتن به طور رسمي افشا شد. جن ساكي، سخنگوي وزارت خارجه آمريكا در اين‌باره گفت: «می‌دانیم که امارات و مصر در روزهای اخیر حملات هوایی به لیبی داشتند.» جان كري، سخنگوي پنتاگون نيز اين مسئله را تأييد كرد تا موضوع قطعيت پيدا كند. طبيعي است كه امارات كوچك بدون اجازه آمريكا و همچنين رويكردهاي مورد تأييد غرب در منطقه نمي‌تواند دست به چنين كاري بزند.
مسئله اصلي در اين‌باره كه نشان‌دهنده چگونگي حمايت‌ها و مخالفت‌ها با سياست‌هاي منطقه‌اي برخي از كشورها است،‌ اين بود كه نيروهاي امارات و مصر در ليبي به مواضعي حمله كردند كه مورد حمايت قطر بوده و منابع خود را از اين كشور تأمين مي‌كردند. اين موضوع نشان مي‌دهد كه آمريكا به همان اندازه كه از حمله امارات حمايت كرده به همان اندازه به سياست‌هاي قطر در منطقه انتقاد داشته و حتي به طور مستقيم با آن به مخالفت پرداخته است. همدستي مصر و امارات نشانگر اين است كه اين حمله كاملاً با رويكردهاي ضد اخواني صورت گرفته است كه قطر فعلاً نماينده كوچك آنها است.
اما رخداد ديگر، دعوت رسمي آمريكا از امارات براي حمله به داعش است. در واقع طي اين مدت، دومين باري است كه واشنگتن از اقدامات نظامي امارات در منطقه حمايت مي‌كند. تفاوت اين دعوت در قبال حمايت از امارات براي حمله به ليبي اين است كه داعش محصول رويكردهاي آمريكايي و سعودي در منطقه است. در حالي كه اخوان با اين رويكرد كاملاً متفاوت است و جرياني دروني و برآمده از تحولات بومي طي چندين دهه است. اما مسئله اين است كه داعش كه خود را به‌تازگی دولت اسلامي مي‌نامد! ياغي شده و عليه سازنده‌هاي خود شوريده است، به همين دليل بايد «تضعيف» شود. در اين‌باره يك توافق بينابيني وجود دارد و شكاف پيشين كه حكايت از رقابت و حتي دشمني بين امارات و قطر يا تركيه و عربستان بود، وجود ندارد يا دست كم كمتر است. اما مسئله مورد توجه، حمايت رسمي از امارات براي دخالت‌هاي نظامي در تحولات منطقه است.
آمريكا با حمايت از امارات در اين دو مسئله‌اي كه عنوان شد به دنبال اعلام رسمي اين موضوع است كه در رويكردهاي سياسي منطقه‌اي نه‌تنها به دنبال سركوب و «كودتا» عليه اخوان‌المسلمين است، بلكه فعلاً سياست‌هاي عربستان سعودي و امارات را مي‌پذيرد تا قطر و تركيه را. بر اين اساس مشخص مي‌شود كه تغييرات سياسي پيشين قطر در حوزه داخلي و همچنين آشوب‌هاي خياباني ضد اردوغاني از كجا آب مي‌خورد. از سوي ديگر، آمريكا به طور علني اعلام مي‌كند كه در حمايت از امارات، عامل اصلي زياده‌خواهي‌هاي اين ريزكشور درباره جزاير سه‌گانه، ايران است و تا زماني كه حمايت واشنگتن از سياست‌هاي كنوني اين دو كشور (عربستان و امارات) ادامه پيدا كند، بايد بيش از گذشته منتظر مواضع ضد ايراني امارات باشيم.


از نگاه دیگران

گفتمان حقوقي مقاومت فلسطين
تأمل در سخنان سران مقاومت فلسطين به ويژه جنبش حماس ضروري است. با کمي بررسي در اين سخنان مشخص مي‌شود که فرماندهان و سران مقاومت اسلامي توجه ويژه‌اي به جامعه جهاني و حقوق بين‌الملل دارند. اين در حالي است که تا پيش از اين، جنبش‌هاي مقاومت فلسطين اهميت زيادي به مجامع بين‌المللي از جمله مجمع عمومي سازمان ملل و يا شوراي امنيت نمي‌دادند.
نقطه آغاز در اين روند را بايد سال 94 و تصميم حماس در مورد واکنش به کشتار حرم ابراهيمي به دست «گلدشتاين»، تروريست صهيونيست دانست، اما با انجام مجموعه‌اي از عمليات‌های شهادت‌طلبانه سرانجام توافق شد که حماس به طور کامل فعاليت نظامي خود را عليه اهداف صهيونيستي متوقف سازد، ولي در ژانويه سال 1996 و با ترور يحيي عباسي به دست رژيم صهيونيستي، حماس ‌به سلسله عمليات‌های شهادت‌طلبانه وسيعي رو آورد كه به كشته شدن 64 صهيونيست و زخمي شدن 300 تن از آنان انجاميد.
اين رژيم توانست در آوريل 1996 طي کنفرانس شرم‌الشيخ، حمايت بين‌المللي گسترده‌اي ضدعمليات شهادت‌طلبانه به دست آورد. اين کشورها از تشکيلات خودگردان عليه حماس پشتيباني مي‌کردند. اين جنبش تا سال 2000 همچنان تحت تعقيب بود تا اينکه باز هم با شروع انتفاضه الاقصي عمليات‌های شهادت‌طلبانه مجدداً آغاز و به راهبرد مقاومت بدل شد. ولي با اين حال، در فاصله سال‌هاي 2002 تا 2003 در اثر فشارهاي وارده، جنبش حماس و جنبش جهاد اسلامي مجبور به کاهش عمليات‌های شهادت‌طلبانه و منحصر کردن آن به اراضي اشغالي 67 شدند.
عملاً با کاهش عمليات‌های شهادت‌طلبانه و اشاره‌ها و تصريحات سران مقاومت درباره احترام آنان به مباني حقوق بين‌الملل، موشک‌ها جايگزين و بديل آن شدند.
با پيروزي حماس در انتخابات سال 2006 تحول حقوقي ديگري به وقوع پيوست و آن، همکاري با کميته حقيقت‌ياب بين‌المللي گلدستون بود.
در سال 2012 و جنگ «حجاره‌السجيل» گردان‌هاي قسام اعلام کرد که جنگ آنها تنها عليه سربازان اشغالگر است، اما جنگ اخير «العصف‌الماکول» نکته‌هاي متمايزي در بعد حقوقي نسبت به جنگ‌هاي اخير داشت برای نمونه:
ـ در (1۲/7/2014) ابوعبيده سخنگوي قسام اعلام کرد که گردان‌هاي قسام فقط سربازان صهيونيست را هدف قرار مي‌دهد.
ـ در (1۹/7/2014) ابوعبيده از صهيونيست‌هايي غيرنظامي خواست به پناهگاه‌ها بروند چون مواضع نظامي اطراف تل‌آويو هدف قرار خواهد گرفت.
ـ در (29/7/2014) پس از عمليات ناحل‌عوز قسام اعلام کرد که تنها پایگاه نظامي مجاور ناحل عوز را هدف قرار داده است.
ـ در (20/8/2014) از شهرک‌نشينان همجوار با نوار غزه خواسته شد که منطقه را تخليه کنند.
ـ در (23/8/2014) خالد مشعل اعلام کرد حماس غيرنظاميان صهيونيست را هدف قرار نمي‌دهد و وعده داد که پيش از موشک‌باران، اين امر را به غيرنظامي‌ها خبر دهد.
صرف‌نظر از ميزان اعتقاد مقاومت به معيارهاي دوگانه موسسات بين‌المللي و جانبداري آشکار از رژيم صهيونيستي، چنين تحولاتي قابل توجه هستند كه نشان مي‌دهد مقاومت در حوزه حقوق بين‌الملل به دنبال دستاورد در برابر دشمن صهيونيستي است.
منبع: فلسطين آن‌لاين
مترجم: سحر دولتيان


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا63
7

شرمن: غنی‌سازی کنونی اورانیوم در ایران قابل قبول نیست
خبرگزاری مهر (26/6/1393): «وندی شرمن» مذاکره‌کننده ارشد آمریکا گفت ایران نمی‌تواند جامعه جهانی را قانع کند که توانایی کنونی غنی‌سازی اورانیوم آن، قابل قبول است. «وندی شرمن» معاون وزیر خارجه آمریکا پس از دریافت جایزه‌ای از دانشگاه جورج تاون گفت که اختلاف اولیه بر سر میزان و حجم ساختار غنی‌سازی اورانیوم به قوت خود باقی است. وی مدعی شد تسلیحات هسته‌ای ایران اسرائیل را تهدید می‌کند و ممکن است به رقابت فاجعه‌بار تسلیحات هسته‌ای در خطرناک‌ترین منطقه جهان منجر شود.‌ شرمن تأکید کرد موضوعاتی را که آمریکا و متحدانش به امید دستیابی به توافق نهایی تا پیش از پایان ضرب‌الاجل 24 نوامبر مطرح کرده‌اند، منصفانه و قابل انعطاف بوده و با نیازهای هسته‌ای غیرنظامی و دانش علمی ایران سازگار و همسو است.
جان بولتون: ایران به‌آرامی در حال احیای خود است
باشگاه خبرنگاران (24/6/1393): سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل متحد و از نومحافظه‌کاران ضد ایرانی این کشور گفت: تهران موفق شده است تا زیرساخت‌های هسته‌ای و مواضع خود در مذاکرات با پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد را تقویت کند. «جان بولتون»، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل متحد گفت: «برنامه‌های هسته‌ای ایران خارج از توجه باراک اوباما باقی مانده و به پیشرفت خود ادامه می‌دهد. در حالی‌که بحران اوکراین و داعش تیتر اول رسانه‌های خارجی شده، تهران موفق شده است تا زیرساخت‌های هسته‌ای و نیز مواضعش در مذاکرات با پنج عضو دائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد را تقویت کند.»
رفع اختلاف‌ در مذاکرات هسته‌ای بسیار دشوار است
خبرگزاری فارس(26/6/1393): تحلیلگران ارشد یک اندیشکده آمریکایی ضمن اشاره به سخت بودن مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه 1+5، بر لزوم رفع تحریم‌های موجود تأکید کردند. «دیوید آلبرایت»، مدیر اندیشکده علوم و امنیت بین‌الملل در واشنگتن طی تحلیلی در زمینه مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه 1+ 5 در نیویورک اظهار داشت: «ضرورت دارد مذاکره‌کنندگان در زمینه حجم غنی‌سازی اورانیوم و سطح بازرسی از تأسیسات هسته‌ای ایران در آینده توافق کنند.» این کارشناس ارشد بین‌المللی در امور هسته‌ای همچنین گفت: «ایران در زمینه برخی موارد حساس توافق نخواهد کرد. تصور اینکه طرفین چگونه اختلاف‌ها را کنار خواهند گذاشت، دشوار است.»
هارف: اختلافات اساسی با ایران هنوز حل‌و‌فصل نشده است
باشگاه خبرنگاران (26/6/1393): «ماری هارف» سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت: در مذاکرات گروه ۱+۵ با ایران اختلافات اساسی در برنامه هسته‌ای این کشور حل‌وفصل نشده است.وی مدعی شد: ایران نفوذ تاریخی و طولانی در عراق دارد و نمی‌خواهم درباره گزارش افزایش حمایت ایران از شبه‌نظامیان در عراق بدون اینکه به نتیجه قطعی برسیم، موضع‌گیری کنم. سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت: این کشور هرچند برای گفت‌وگو با ایران درباره عراق آمادگی دارد، اما با ایران هماهنگی یا همکاری نخواهد داشت.
حفظ چرخه سوخت هسته‌ای خط قرمز ایران
خبرگزاری فارس(25/6/1393): یک اندیشکده آمریکایی در تحلیلی نوشت: ایرانیان نسبت به قدرت در حال رشد و جایگاه منطقه‌ای خود اطمینان خاطر دارند و به همین دلیل نیازی به مصالحه سریع در زمینه‌ای هسته‌ای نمی‌بینند. اندیشکده آمریکایی «بلفر» طی گزارشی نوشت: اختلافات عمیقی بین ایران و آمریکا درباره مسئله هسته‌ای وجود دارد. از دید ایران تولید انرژی هسته‌ای و حفظ کامل چرخه سوخت هسته‌ای خط قرمز است و این به دلیل ایده‌های استقلال‌طلبانه اهالی این کشور، خودباوری و موفقیت‌های علمی اخیر است.
ایران همیشه به عنوان یک هدف دشوار باقی مانده است
باشگاه خبرنگاران (24/6/1393): «مایکل ارنست هایدن» رئیس سابق سازمان سیا آمریکا در مصاحبه با نشریه یدیعوت آحارونوت گفت: ایران در مدت زمان 18 ماه می‌تواند به سلاح هسته‌ای برسد.«هایدن» گفت: اسرائیل و آمریکا نگرانی‌های مشترکی درباره ایران و گسترش تسلیحات کشتار جمعی و موضوع تروریسم دارند. در گفت‌وگوهای خود با مقامات اسرائیلی ما درباره حقایق اصلی اختلاف نظر نداریم. رئیس سابق سیا در ادامه گفت: ایران همیشه به عنوان یک هدف دشوار باقی مانده است. همیشه رئیس‌جمهور بوش از من دو سوال درباره ایران می‌پرسید، یکی از این سوالات درباره برنامه اتمی این کشور و اینکه چه تعداد سانتریفیوژ و اورانیوم غنی‌سازی شده دارند، در کوتاه مدت چه زمانی آنها می‌توانند به بمب برسند، بود.


هویت 378

آمريكا: تمدید برنامه شنود تلفنی
هیئت‌های فدرال آمریکا اعلام کردند، یکی از دادگاه‌های این کشور که مسئولیت نظارت بر آژانس‌های جاسوسی را به عهده دارد حکم دولت برای انجام برنامه مناقشه‌آمیز شنود تلفنی را برای سه ماه دیگر تمدید کرده است كه اعتراض نهادهاي حقوق بشر را به همراه داشته است. تمدید حکم دولت از سوی دادگاه شناسایی اطلاعات خارجی به آژانس امنیت ملی آمریکا اجازه می‌دهد که بدون مجوز، «متا دیتا» را از تماس‌های مردم جمع‌آوری کند. این اطلاعات شامل شماره تماس‌ها، زمان تماس و طول مکالمه است، اما محتوای کامل مکالمات را شامل نمی‌شود. وزارت دادگستری و دبیر آژانس اطلاعات ملی به عنوان هیئت‌های فدرال در بیانیه مشترکی اعلام کردند: این قانون هنوز اجرایی نشده و دولت به دنبال یک حکم مجدد 90 روزه این برنامه را اجرا می‌کند، هر چند که رئیس‌جمهور از ماه ژانویه سال جاری اعلام کرد در این برنامه اصلاحاتی اعمال خواهد شد.
انگليس: افزايش آمار خودکشی در زندان‌ها

همزمان با هشدارهاي نهادهاي بين‌المللي درباره وضعيت نامناسب زندان‌هاي انگليس، بازرسان اعلام کردند شمار موارد خودکشی در زندان‌های ولز و انگلیس در سال‌های 2013 و 2014، 64 درصد افزایش داشته است.
زندانبانان انگلیسی، قادر نیستند نیازهای زندانیان را رفع کنند و مشکلات سلامت و بهداشت آنان در حال افزایش است. در سال‌های 2013 و 2014 بیش از 90 نفر در زندان‌های انگلیس و ولز خودکشی کرده‌اند که نسبت به سال پیش از آن، 64 درصد افزایش داشته است. دولت انگلیس اعلام کرد دلایل چنین افزایشی، پیچیده و شخصی است. نهادهاي حقوق بشر همواره درباره وضعیت نامطلوب زندان‌هاي انگليس و عدم رعايت حقوق زندانيان هشدار داده‌اند، اما تاكنون اقدامي از سوي دولتمردان اين كشور براي پايان دادن به اين اوضاع صورت نگرفته است.
مجارستان: سرکوب جوامع مدنی

سركوب سازمان‌هاي غيردولتي موسوم به جوامع مدني از موارد نقض حقوق بشر در مجارستان است كه اعتراضات نهادهاي حقوق بشري را به همراه داشته است. از ژوئن 2014 تاکنون 58 سازمان غیردولتی در مجارستان، تحت بازرسی قرار گرفته و از مسئولان‌شان بازجویی شده است. این بازرسی‌ها و بازجویی‌ها به دستور دولت جناح راست ویکتور اوربان، نخست‌وزیر مجارستان صورت گرفته است. دولت بوداپست می‌گوید، برخی از این سازمان‌ها که توسط گروه‌های حقوق بشری، ناظران مقابله با فساد و وبگاه‌ تحقیقات خبرنگاران کمک می‌شوند، ارتباطاتی با جناح چپ دارند. گروه‌های جامعه مدنی ادعا درباره تبلیغات سیاسی و انجام برنامه‌های سیاسی در قالب کمک به سازمان‌های غیردولتی در مجارستان را رد کرده‌اند.


 

صفحه 6
یادمان حمسه
(ویژه هفته دفاع مقدس)

 

 

نگاهی دوباره به سرخیل حماسه‌های ملت ایران
خاستگاه اقتدار امروز دفاع مقدس دیروز

دکتر یدالله جوانی

«می‌خواهم بگویم که این جنگ یک گنج است. آیا ما خواهیم توانست این گنج را استخراج کنیم یا نه؟ این هنر ماست که بتوانیم استخراج کنیم. امام سجاد(علیه‌السلام) توانست همان چند ساعت، گنج عاشورا را استخراج کند. امام باقر و ائمه(علیهم‌السلام) پس از ایشان استخراج کردند و آنچنان این چشمه جوشان را جاری کردند که هنوز هم جاری است و همیشه در زندگی مردم منشأ خیر بوده، همیشه بیدار کرده، همیشه درس داده و یاد داده که چه کار باید کرد، الان هم همین‌طور است.»
این جملات پرمعنا و راهبردی، چگونگی نگاه به دوران دفاع مقدس را برای پیروان ولایت مشخص می‌کند. از منظر مقام معظم رهبری، جنگ هشت ساله بسان گنجی است که با استخراج بهنگام و درست آن، می‌توان آینده ملت ایران و تمامی آزادیخواهان عالم را تأمین کرد. هفته دفاع مقدس، فرصت مغتنمی است برای بازخوانی جنگ تحمیلی و بررسی چگونگی تبدیل شدن این جنگ به دفاع مقدس و دستاوردهایی که تا به امروز در پرتو آن نصیب ملت ایران و جبهه حق‌طلبان عالم شده است. این مهم در این نوشتار به اختصار بررسی می‌شود.

ماهیت جنگ عراق علیه ایران
در بررسی هر جنگی و از جمله جنگ عراق علیه ایران باید ماهیت آن جنگ و علل و ریشه‌های بروز آن و اهداف راهبردی آغاز کننده جنگ را بررسی کرد. بسیاری از جنگ‌ها در میان کشورها به دلیل اختلاف منافع و عمدتاً به دلیل اختلافات ارضی و مرزی به وقوع می‌پیوندد. بر همین اساس در تحلیل تجاوز عراق علیه ایران برخی به اختلافات ارضی میان دو کشور اشاره کرده و این اختلافات را عامل اصلی بروز جنگ هشت ساله می‌دانند. عده‌ای هم قدرت‌طلبی صدام را عامل اصلی تجاوز عراق به ایران می‌دانند. بررسی اسناد جنگ و تحلیل سخنان و مواضع افراد و کشورهای مرتبط با جنگ، نشان می‌دهد که جنگ تحمیل شده به ایران را باید فراتر از جنگ میان دو کشور مورد مطالعه قرار داد. در جنگ هشت‌ساله به جز یکی دو کشور عربی، تمامی دولت‌های مرتجع عرب، صدام را حمایت و پشتیبانی کردند.
در این جنگ، غرب با تمام توان خود از صدام حمایت کرد و قدرت شرق، یعنی اتحادجماهیر شوروی سابق نیز به دلیل شرقی بودن ارتش عراق از این کشور پشتیبانی و حمایت کرد.
هدف راهبردی و مشترک متجاوز و حامیان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای‌اش، ساقط کردن نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران بود.
گرچه صدام با پاره کردن قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر و با ادعاهای ارضی، جنگ را شروع کرد، اما «طه یاسین رمضان» معاون نخست‌وزیر عراق طی مصاحبه‌ای در ۷ مهر ۱۳۵۹ می‌گوید: «این جنگ به دلیل قرارداد ۱۹۷۵ و یا چند صد کیلومتر خاک و یا نصف شط‌العرب نیست، این جنگ برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است.» در کنار این هدف مشترک راهبردی، هر یک از بازیگران در جنگ، اهداف خاص خود را نیز دنبال می‌کردند. براساس چنین نگاهی، می‌توان عوامل و ریشه‌های بروز جنگ تحمیلی را در محورهای زیر ملاحظه کرد:
۱ـ اختلافات میان دو کشور
۲ـ ماهیت مستقل و استکبارستیز جمهوری اسلامی
۳ـ به هم خوردن توازن قوا در منطقه پس از پیروزی انقلاب اسلامی
۴ـ پیدایش خلأ قدرت در منطقه
۵ـ روحیه جاه‌طلبی صدام و ماهیت توسعه‌طلبی حزب بعث عراق

برآورد متجاوز از شرایط ایران پیش از تجاوز
هیچ کشوری آغازکننده جنگ علیه کشور دیگر نخواهد بود، مگر آنکه پیش از شروع جنگ، به پیروزی خود اطمینان پیدا کند. حزب بعث عراق با محوریت صدام‌به دو دلیل و یا براساس دو برآورد، جنگ علیه ایران را با اطمینان کامل به پیروزی آغاز کرد؛
۱ـ ناتوانی ایران در دفاع از خود،
۲ـ اطمینان از حمایت‌ها و پشتیبانی‌های همه‌جانبه قدرت‌های جهانی و کشورهای عربی از عراق.
برآورد راهبردی صدام از اوضاع داخلی ایران، به ویژه از جهت به هم‌ریختگی ارتش پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به گونه‌ای بود که تصور می‌کرد در برابر نیروهای مجهز و آماده ارتش عراق که از حمایت‌ها و پشتیبانی‌های دیگران نیز برخوردارند، هیچ نیروی ایرانی قادر به مقاومت و ممانعت نخواهد بود. بر همین اساس صدام می‌پنداشت مبتنی بر راهبرد جنگ برق‌آسا، به تمامی اهداف خود با آغاز جنگ در کوتاه‌ترین زمان دست خواهد یافت. صدام، ارتش ایران را با مختصات زیر، ناتوان در دفاع ارزیابی می‌کرد:
الف ـ کلیه ژنرال‌ها و فرماندهان عالی‌رتبه ارتش یا فرار کرده‌ و یا بازنشسته شده‌اند.
ب ـ کلیه مستشاران آمریکایی گرداننده ارتش ایران، اخراج شده و به آمریکا برگشته‌اند.
ج ـ برخی از واحدهای ارتش مثل گارد جاویدان و گارد شاهنشاهی منحل شده‌اند.
د ـ تعدادی از سران ارتش اعدام شده‌اند.
هـ ـ بیشتر قراردادهای خرید تجهیزات نظامی ایران با دیگر کشورها و خصوصاً با آمریکا لغو شده است.
و ـ تعداد نفرات نیروهای مسلح در ایران پس از انقلاب کاهش یافته است.
صدام با چنین نگاهی به ارتش ایران از یک طرف و شکل نگرفتن نیروهای با سازمان قوی برای دفاع از سوی نیروهای انقلابی از طرف دیگر، اساساً تصور می‌کرد برای ورود به ایران و تصرف خوزستان و دیگر استان‌های ایران با مانع قابل ملاحظه‌ای برخورد نخواهد کرد. صدام نیروهای محدود سپاه با تجهیزات کم را هم درگیر با ضد انقلاب در کردستان، سیستان‌وبلوچستان و... می‌دید و معتقد بود چنین نیروهایی هم نمی‌توانند با حضور در مرزها، مانع حرکت ارتش عراق شوند.
در کنار چنین برآوردی از وضعیت دفاعی ایران از سوی عراقی‌ها و حامیان‌شان برای آغاز یک جنگ با اطمینان به پیروزی صددرصدی، پاره‌ای از اختلافات در میان نیروهای انقلاب، وجود برخی از گروه‌های سیاسی و شبه‌نظامی مخالف جمهوری اسلامی همانند؛ منافقین، سازمان پیکار، چریک‌های فدایی خلق، حزب توده و گروهک‌های قومی واگرا در مناطق قومیتی که با دولت مرکزی ایران وارد جنگ شده بودند، به صدام این اطمینان را می‌داد که شکست جمهوری اسلامی قطع