بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله


غالب و مغلوب در آوردگاه غزه قهرمان
حدود یک ماه است که مردم جهان در کمال بهت و ناباوری نظاره‌گر فجیع‌ترین کشتار و قتل‌عام تاریخ معاصر هستند. سردمدار این قتل‌عام کم‌سابقه نخست‌وزیر جنون‌زده رژیم سفاک صهیونیستی، بنیامین نتانیاهو است که شیطان جسم و روح پلیدش را تسخیر و به جولانگاه و چراگاه خود تبدیل کرده است. به بند کشیدن ملت مظلوم و محروم فلسطین از رویاهای دیرین سرکردگان گذشته و حال رژیم جعلی و بی‌ریشه صهیونیستی است، رویایی که با دلاورمردی و ایستادگی ملت مبارز فلسطین یا پریشان شده و یا به کابوس بدل گردیده که در هر صورت نتیجه آن شکست و خفت سردمداران صهیونیسم و ریشه‌دارتر شدن مقاومت فلسطینیان بوده است. شکست‌های پی‌درپی رژیم سفاک صهیونیستی در برابر قدرت استقامت ملت فلسطین و ناکامی در تسلیم کردن آنها به کینه‌ای عمیق و سخت برای سرکردگان این رژیم پلید تبدیل شده است. شکست‌های متوالی صهیونیست‌ها از فلسطینیان این تصور باطل را برای نتانیاهو نخست‌وزیر جنون‌زده رژیم خبیث صهیونیستی، ایجاد کرده که شکست موشه دایان، مناخیم بگین، شیمون پرز، آریل شارون، اولمرت و... در تسلیم ساختن فلسطینیان فرصت قهرمانی در بین صهیونیست‌ها را برای وی فراهم آورده است. از این‌رو وی با تصور توهمی رسیدن به سکوی قهرمانی صهیونیسم حمله به غزه و کشتار فلسطینیان بی‌گناه و بی‌پناه را آغاز کرد. نتانیاهوی جنون‌زده در فکر روشن ساختن و برجسته کردن طرف غالب و مغلوب در نبرد غزه بود تا به گمان خودش کسی در پیروزی و قهرمانی او شک نکند؛ از این‌رو تصمیم گرفت با درندگی بسیار بیشتر از اسلاف کثیفش تمام حریم‌های انسانی را زیر پا بگذارد تا مگر با تسلیم فلسطینیان وی به هوس قهرمانی رویایی و شیطانی‌اش برسد؛ از این رو وحشیانه و بی‌رحمانه دستور کشتار را صادر کرد. با گذشت زمان و نمایش استحکام بیشتر مردم غزه وی وحشیانه‌تر عمل کرد تا آنجا که فرمان داد تک‌تیراندازهای آموزش‌دیده، کودکان معصوم و بی‌گناهی که در محیط فرو رفته در آتش و خون غزه غرق رویاهای شیرین کودکانه‌شان بودند، هدف قرار دهند. این کشتار بی‌رحمانه نیز خون‌آشام جنون‌زده را به رویای پلیدش نزدیک نکرد و با صدور فرمان بمباران‌های زمینی و هوایی به کشتار دسته‌جمعی روی آورد و به سرعت تعداد کشته‌شدگان و مجروحان را افزایش داد، اما باز هم سرو زخمی و خونین غزه سر خم نکرد. حمایت‌های بی‌شرمانه اوباما و سران برخی از کشورهای اروپایی و رژیم‌های مرتجع عربی که پیدا و پنهان با دسیسه‌های رژیم صهیونیستی هم‌پیمان بودند نیز نتوانست کام زهرناک نخست‌وزیر جنون‌زده را شیرین کند. توصیه اکید امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) برای مسلح کردن فلسطینیان کرانه باختری چون پتکی پولادین بر سر رژیم صهیونیستی و حامیانش فرود آمد. توصیه‌ای که تحققش می‌تواند پایان‌بخش حدود هفتاد سال رنج و محنت فلسطینیان باشد. این توصیه هوشمندانه و راهگشا موجب شد تا نخست‌وزیر جنون‌زده رژیم غاصب به فکر پاسخ به آن در راستای رویای قهرمانی‌اش بیفتد؛ از این‌رو رجز خلع سلاح کامل نیروهای مقاومت را سر داد که با همنوایی اوباما رئیس‌جمهور آمریکا همراه شد. لشکر شیاطین برای کمک به قهرمانی نخست‌وزیر جنون‌زده و توهم‌زده رژیم صهیونیستی دست به کار شد.
کنگره آمریکا کمک ۲۳۵ میلیون دلاری برای تقویت گنبد آهنی رژیم صهیونیستی را تصویب کرد، ملک‌عبدالله پادشاه عربستان پس از ۲۴ روز خواب زمستانی در اولین واکنش به جنایت‌های رژیم صهیونیستی، حماس را به عنوان گروه تروریستی محکوم کرد، مقامات آمریکا بدون درخواست رژیم صهیونیستی ارسال کمک‌های نظامی به رژیم جلاد صهیونیستی را آغاز کردند و امیر قطر هم اجازه داد تا این کمک‌ها از پایگاه آمریکایی «السیلیه» در قطر به رژیم صهیونیستی ارسال شود، اما از مقامات آمریکا خواست تا این خبر علنی نشود و... اما با این همه باید به این دو پرسش اساسی پاسخ داد که «غالب و مغلوب در آوردگاه غزه قهرمان کیست آیا نخست‌وزیر جنون‌زده رژیم صهیونیستی به دو خواسته‌اش یعنی قهرمان شدن و خلع سلاح نیروهای مقاومت می‌رسد یا خیر؟» شاید اگر در برابر لشکر شیاطین، ملتی به غیر از ملت فلسطین بود، پاسخ دیگری به این پرسش‌ها داده می‌شد؛ اما ملت فلسطین، ملتی مسلمان با سابقه‌ای طولانی و سرشار از ایمان و استقامت بوده و بارها و بارها نشان داده که حاضر است همه هستی‌اش را در راه آرمان فلسطین و آزادی قدس بدهد و از هیچ چیز دریغ نکند. این روزها مردم دنیا در غزه همه ددمنشی‌های ممکن را از طرف صهیونیست‌های جانی و سیاه‌دل می‌بینند، خانه‌های ویران شده، بیمارستان‌های تخریب‌شده، خیابان‌های آغشته به خون بی‌گناهان، آغوش‌های محبتی که هر یک جنازه کودکی را در خود جای داده، شیون و زاری ناشی از فشار اندوه و مصیبت اما آنچه که تعجب‌آور است و دوزخی‌های گرد آمده بر گرد نتانیاهوی جنون‌زده و جهنمی با حسرت تمام در انتظار رویت نشانه‌ای از آن هستند و هیچگاه چشمان خون‌گرفته‌شان آن را نخواهد دید، استیصال و تسلیم فلسطینیان قهرمان است. شاید اعتقاد «آریل ایلان راث» مدیر ارشد موسسه پژوهشی «موسسه اسرائیل» این معنا را روشن‌تر کند، آنجا که در وب‌سایت تحلیلی «سیاست خارجی» چاپ آمریکا آورده است: «اسرائیل در جنگ جاری ادعای پیروزی تاکتیکی خواهد کرد، اما حماس توانسته شکستی استراتژیک را به اسرائیل تحمیل کند.» وی علت آن را این می‌داند که: «حماس توانسته حس مقاومت در برابر اشغالگری اسرائیل را در بین فلسطینیان تقویت کند. شاید حالا در پاسخ به پرسش پیش‌گفته راحت‌تر بتوان گفت که غالب فلسطین است و مغلوب اتحاد دوزخیان روی زمین.» شاهد این ادعا هم این پیام قطعی قرآن است: «الا ان حزب‌الله هم‌الغالبون. به درستی که پیروزی از آن حزب‌الله است.» ان‌شاءالله
رضا گرمابدری


پیام سرلشکر قاسم سلیمانی به مقاومت فلسطین
برای یک لحظه هم از حمایت و پشتیبانی مقاومت دست برنخواهیم داشت

فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران بر حمایت ایران از مقاومت در فلسطین تاکید کرد و گفت: خلع سلاح مقاومت در فلسطین خواب پریشانی است که تعبیر نمی‌شود.
سردار سرلشکر قاسم سلیمانی در پیامی خطاب به مقاومت فلسطین اعلام کرد: قاتلان و مزدوران بدانند که ما لحظه‌ای از دفاع از مقاومت و دفاع از مردم فلسطین کوتاه نخواهیم آمد و همه دنیا بداند که خلع سلاح مقاومت عقیده‌ای باطل و توهمی است که محقق نخواهد شد.
وی با بیان اینکه در زمان مناسب جام خشم و غضب خود را بر سر صهیونیست‌ها خالی خواهیم کرد، بر مقاومت فلسطین درود فرستاد و گفت: درود بر گردان‌های القسام (شاخه نظامی حماس) و سرایا القدس (شاخه نظامی جهاد اسلامی) و ابوعلی مصطفی و الناصر صلاح‌الدین و شهدای الاقصی و درود بر سرداران مقاومت که در مقابل فشارها عقب ‌نمی‌نشینند.
فرمانده نیروی قدس سپاه همچنین از کشتار مردم مظلوم فلسطین ابراز تاسف کرد و با بیان اینکه صحنه‌های دردناک در فلسطین قلب ما را به درد می‌آورد و در سینه خود حزن شدید همراه با غیظ و غضب احساس می‌کنیم، افزود: لعنت خدا بر همه ظالمانی که از این رژیم حمایت کرده و می‌کنند. لعنت خدا بر هر کسی که حزن شما و درد و رنج شما را می‌بیند و با سکوتش اجازه می‌دهد که شما کشته شوید. لعنت خدا بر هر کس که راه‌های امدادرسانی را به روی شما بست و با صهیونیست‌ها در جنایت‌های‌شان شریک شد...
سرلشکر سلیمانی افزود: ما در محضر خدای عزوجل، با شهدا عهد می‌بندیم که بر عهد خود پایبند بمانیم و دگرگونه نشویم؛ همانگونه که بودیم و هستیم به تکلیف دینی خود در حمایت از مقاومت عمل کنیم؛ ما تاکید می‌کنیم که در اصرار برای پیروزی مقاومت و بالابردن آن تا پیروزی ادامه خواهیم داد تا اینکه زمین و آسمان و دریا برای صهیونیست‌ها تبدیل به جهنم شود و قاتلان و مزدوران بدانند که حتی یک لحظه هم از دفاع از مقاومت، حمایت آن و پشتیبانی ملت فلسطین دست برنخواهیم داشت و تردیدی در این امر نخواهیم کرد.
فرمانده نیروی قدس سپاه خاطرنشان کرد: به همه یادآوری می‌کنیم که ما عاشقان شهادتیم و شهادت در راه فلسطین و در مسیر قدس، آرزویی برای هر مسلمان شریف است و بلکه آزادگان به این امر افتخار می‌کنند.
وی خطاب به مسلمانان جهان گفت: در این لحظه مهم در تاریخ امت‌مان، می‌گوییم و همه براداران را توصیه می‌کنیم که تفنگ و سلاح و خون و کرامت خود را در دفاع از انسانیت و اسلام که در فلسطین خلاصه شده است، به کار گیرند؛ به جای اینکه با یکدیگر بجنگند، جنگی که دشمنان را شاد می‌کند و توان‌ها (در جبهه خودی) را می‌زداید.
سرلشکر سلیمانی در پایان با بیان اینکه وحدت برای فلسطین، دشمنان را دچار وحشت و تمام جهان را برای غاصبان آن ناامن می‌کند، سربلندی، اعتلا، پیروزی و توفیق الهی برای همه زنان و مردان مجاهد و مقاوم و شجاع و صبور در راه فلسطین عزیز را آرزو کرد.


درخشش دانش‌آموزان شهرک شهید محلاتی در مسابقات جهانی روبوکاپ
تیم دانش‌آموزان دبیرستان امام جواد(ع) که در مسابقات جهانی روبوکاپ 2014 برزیل شرکت کرده بودند، موفق شدند مقام اول وزن آزاد گروهی را کسب کنند.
این گروه رتبه دوم در ارائه پوستر را نیز از آن خود کرده و جایزه بهترین تیم کارگروهی را نیز تصاحب کرد. روابط عمومی شهرک شهید محلاتی با تبریک به این دانش‌آموزان افتخارآفرین، از خدای بزرگ توفیقات روزافزون همه تلاش‌گران عرصه جهاد مقدس علمی، هنری و فرهنگی را خواستار است.
 


اعلام شماره حساب بانک مهر اقتصاددد
برای کمک به مردم مظلوم غزه
بانک مهر اقتصاد با اعلام شماره حساب، آمادگی خود را برای جمع‌آوری کمک‌های نقدی ملت شریف و نوع‌دوست ایران اسلامی به مردم ستمديده غزه و کرانه باختری در فلسطین اعلام کرد.
به گزارش روابط عمومی بانک مهر اقتصاد، مردم نیکوکار و نوع‌دوست کشورمان می‌‌توانند کمک‌‌های ریالی خود را به شماره حساب 1ـ12666666ـ30ـ6001 نزد بانک مهر اقتصاد واریز کرده و از اجر معنوی این عمل خیر بهره‌‌مند شوند.
 


حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالله حاجی‌صادقی
روز قدس دنیا را به جبهه ضد استکباری و ضد صهیونیستی تبدیل کرده است

جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه گفت: مهم‌ترین ثمره انقلاب اسلامی ایران به نمایش گذاشتن آسیب‌پذیری و پوشالی بودن رژیم اشغالگرقدس است.
حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عبدالله حاجی‌صادقی در جمع راه‌پیمایان بوشهری در روز قدس افزود: امروز صهیونیست‌ها در باتلاق گیر کرده و این حماس و غزه است که به آتش‌بس و ذلت تن نمی‌دهد.
وی بیان کرد: امروز صهیونیست‌ها هم فهمیده‌اند که دیگر کسی از قدرت پوشالی آنها نمی‌ترسد و در این شرایط، قدرت مقاومت در مقابل اراده مسلمانان را ندارند.
حجت‌الاسلام والمسلمین حاجی‌صادقی اظهار کرد: تشکیل جبهه مقاومت یکی دیگر از دستاوردهای انقلاب اسلامی است و به برکت روز جهانی قدس، همه دنیا به جبهه ضد استکباری و ضد صهیونیستی تبدیل شده است.
وی ادامه داد: کشورهایی که در برابر جنایت‌های رژیم اشغالگر قدس سکوت اختیار کرده و از آن حمایت می‌کنند، بدانند این اربابی که زیر لوای او خود را پنهان کرده‌اند خودش در حال مرگ تدریجی است.
وی افزود: برخی کشورهای به ظاهر مسلمان و مدعیان دفاع از حقوق بشر نشان دادند که همگی خادم صهیونیزم هستند، اما با وجود تشکیل جبهه مقاومت شکست خواهند خورد، چون هیچ قدرتی در مقابل اراده خدا و مردم دوام ندارد.
جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه گفت: پیروزی‌های مداوم پرچمداران جبهه حق، براساس سه اصل تکیه بر اسلام ناب، ولایتمداری و مقاومت و ایستادگی است.
و در ادامه گفت: مسلمانان غزه، عراق، سوریه و فلسطین بدانند، تنها با تکیه بر اسلام ناب، ولایتمداری و مقاومت است که می‌توان در مقابل گرگ درنده‌خوی اسرائیل ایستادگی کرد.
حجت‌الاسلام والمسلمین حاجی‌صادقی افزود: استکبار و صهیونیزم گرگ‌هایی هستند که باید در مقابل خوی درنده آنها ایستادگی کرد و آفرین بر مسئولان نظام که در دور جدید مذاکرات خود با هدایت رهبر معظم انقلاب، با اقتدار و گفتمان مقاومت وارد شدند.
همچنین یادآور شد: حضور پرشور مردم در این اجتماع مهم، به رهبر معظم انقلاب اسلامی قوتی می‌دهد که با قدرت در دهان استکبار بزند.


سردار سلامی در سخنرانی پیش از خطبه نمازجمعه روز قدس
صهیونیست‌ها را خانه‌به‌خانه تعقیب می‌کنیم و انتقام خون شهدا را می‌گیریم

جانشین فرمانده کل سپاه خطاب به اشغالگران صهیونیست گفت: ما شما را خانه‌به‌خانه تعقیب خواهیم کرد و انتقام قطره‌قطره خون شهیدان‌مان را در فلسطین خواهیم گرفت.
سردار سرتیپ پاسدار حسین سلامی جانشین فرمانده کل سپاه در سخنرانی پیش از خطبه‌های نمازجمعه تهران به مناسبت روز جهانی قدس به بررسی اوضاع امروز غزه، توان مقاومت و ضعف رژیم صهیونیستی پرداخت.
سردار سلامی در این سخنان با بیان اینکه امروز دیگر هیچ نقطه‌ای در سرزمین‌های اشغالی برای صهیونیست‌ها امن نیست، گفت: جنگ 33 روزه، 22 روزه و 8 روزه موجب شکل‌گیری حماسه مقاومت شد و امروز موشک‌های مقاومت فلسطینی بسیار فراتر از انتظار صهیونیست‌ها است.
وی ادامه داد: موازنه قدرت به سود جهان اسلام تغییر خواهد کرد و ما به صهیونیست‌ها هشدار می‌دهیم شما جامعه‌ای بی‌ریشه هستید که نه سرزمین و نه نژاد و نه تاریخ و نه هیچ یک از عناصر تشکیل‌دهنده یک ملت را ندارید.
سردار سلامی با بیان اینکه ماجرای رژیم صهیونیستی و داستان فلسطینیان به اینجا ختم نخواهد شد، خاطرنشان کرد:‌ آن ذهنیت و باوری که می‌خواستند شکل بگیرد که دیگر مسلمانان قادر به شکست دادن سیاست‌های آمریکا و صهیونیسم نیستند، تغییر یافته است و امروز ملت فلسطین در مقاومت در حال رشد است.
جانشین فرمانده سپاه پاسداران تأکید کرد: ‌آیا چیزی جز این تهاجمات می‌تواند قدرت مقاومت را توسعه دهد، در هر جنگی که اسرائیل به راه انداخت، مسلمانان قدرتمندتر شدند، وقتی لبنان را اشغال کرد، حزب‌الله متولد شد.
سردار سلامی خطاب به صهیونیست‌ها گفت: شما درختان بی‌ریشه‌ای هستید که توسط انگلیسی‌ها در سرزمین‌های اسلامی کاشته شده‌اید، ما شما را خانه‌به‌خانه تعقیب خواهیم کرد و انتقام قطره‌قطره خون شهیدان‌مان را در فلسطین خواهیم گرفت و این نقطه آغاز بیداری ملت‌های مسلمان برای شکست دادن شماست.
جانشین فرمانده سپاه پاسداران با بیان اینکه در انتظار صبح‌های بزرگ‌تری هستیم، گفت: ما مطمئنیم سنت‌های الهی تحقق خواهد یافت و سرانجام جهان اسلام گورستان‌ سیاست‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی، متحدان مرتجع منطقه‌ای آنان خواهد بود و بیرق اسلام برافراشته خواهد ماند.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

ایران نزدیک‌تر از همیشه به مقاومت فلسطین
دور ساختن جمهوری اسلامی و ملت ایران از مقاومت فلسطین و خالی کردن عقبه اطمینان‌بخش گروه‌های جهادی فلسطین مانند حماس و جهاد اسلامی برای تداوم مبارزه علیه رژیم صهیونیستی از اهداف راهبردی بحران‌آفرینی و فتنه‌انگیزی مذهبی در منطقه و به‌ویژه در کشور سوریه بود. یک جبهه غربی، عربی و صهیونیستی با محوریت آمریکا طی چهار سال گذشته، با هدف تضعیف محور مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی، تلاش فراوان کرد تا با برافروختن شعله‌های جنگ مذهبی ـ طایفه‌ای در کشورهای منطقه راهبردی غرب آسیا و شمال آفریقا، علاوه بر سرگرم‌سازی جهان اسلام از درون، بین جمهوری اسلامی و گروه‌های مقاومت فلسطین جدایی انداخته و به دوره حمایت ایران از مقاومت پایان دهد.
شکست‌های سخت رژیم صهیونیستی در جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و ۸ روزه از یک طرف و روند رو به توسعه قدرت گروه‌های فلسطینی از طرف دیگر سران رژیم صهیونیستی و حامیان اصلی این رژیم را بیش از هر زمان دیگر نسبت به فروپاشی اسرائیل غاصب نگران ساخته بود. در این میان تمامی کارشناسان و تحلیلگران سیاسی و نظامی به این واقعیت پی برده بودند که قدرت مقاومت برای دفاع در برابر صهیونیست‌ها، ریشه در ارتباط آنان با تهران و حمایت‌های همه‌جانبه ایران از این گروه‌ها دارد. البته این واقعیت غیرقابل انکار با اشارات کوتاه مقام معظم رهبری مبنی بر دخالت ایران در جنگ ۳۳ روزه و ۲۲ روزه و تصریح بر اینکه از این پس هر کشور و یا گروهی که با رژیم صهیونیستی وارد جنگ شود مورد حمایت و پشتیبانی جمهوری اسلامی خواهد بود، آشکارتر از پیش شد. صهیونیست‌ها و حامیان‌شان با توجه به چنین واقعیتی بر فاصله انداختن بین گروه‌های فلسطینی و به‌ویژه حماس با جمهوری اسلامی تمرکز کرده و برای رسیدن به این هدف راهبردی بحران سوریه را پدید آوردند. گرفتاری برخی از گروه‌های فلسطین مانند حماس در بحران سوریه با ویژگی همراه شدن با معارضان سوری و دور شدن از بشار اسد از یک طرف و غلتیدن در دامن کشورهای همسو با رژیم صهیونیستی مانند قطر از طرف دیگر، صهیونیست‌ها را چنان ذوق‌زده کرد که تصور کردند هدف مورد نظر حاصل شده است. در همین فضا بود که صهیونیست‌ها، مقاومت بدون حمایت جمهوری اسلامی را شکستنی و فرو ریختنی ارزیابی کرده و با مقدمه‌سازی و بهانه‌تراشی، جنگ تمام‌عیاری را علیه غزه از زمین، هوا و دریا آغاز کردند. اما در همان روزهای اول جنگ مشخص گردید که صهیونیست‌ها دچار خطای محاسباتی شده‌اند، زیرا واقعیت‌های صحنه برخلاف تصورات و برآوردهای آنان بوده است. صهیونیست‌ها بر اساس برآوردهای غلط، تصرف غزه و خلع سلاح مقاومت را نه تنها هدف‌گذاری، بلکه آن را اعلام کردند! جنگ ظالمانه و ناجوانمردانه صهیونیست‌ها با چنین هدفی علیه غزه آغاز شد، لکن دو واقعیت آشکارتر از پیش شد:
۱ـ غزه از قدرت دفاعی بالایی برخوردار است و تسلیم رژیم کودک‌کش صهیونیستی نخواهد شد.
۲ـ جمهوری اسلامی برخلاف تصور رژیم صهیونیستی و حامیان غربی و منطقه‌ای‌اش، از هر زمان دیگر به مقاومت فلسطین و گروه‌های جهادی نزدیک‌تر شده است.
نشانه‌های گزاره دوم بسیار فراوان است. نشانه‌هایی که هم صهیونیست‌ها و هم حامیان‌شان را به شدت در هم ریخته و نگران ساخته است. این نشانه‌ها را می‌توان در دو سطح مورد بررسی قرار داد.
ایران نزدیک‌تر از همیشه به مقاومت فلسطین
الف ـ سطح ملت ایران
مراسم روز قدس امسال، نشان داد که در اراده ملت ایران برای حمایت از ملت مظلوم فلسطین و مبارزه با رژیم صهیونیستی نه تنها هیچ خللی وارد نشده، بلکه ایرانیان با هر گرایش سیاسی و سلیقه‌ای در موضوع مبارزه با رژیم صهیونیستی و دفاع از جریان مقاومت، متحد و مصمم‌تر از پیش شده‌اند. محکوم کردن شعار «نه غزه، نه لبنان» سال ۸۸ از سوی کسانی که طی پنج سال گذشته نسبت به این موضوع سکوت کرده بودند، دلیل محکم و قاطعی برای وحدت نظر و انسجام ایرانیان در موضوع فلسطین است.
ب ـ سطح حاکمیت
طی روزهای گذشته، مواضع مسئولان سیاسی و فرماندهان نظامی و به‌ویژه مواضع صریح و قاطع حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) نشان داد که جمهوری اسلامی با تمام توان و به صورت همه جانبه در کنار مقاومت فلسطین قرار دارد و هیچ مسئله‌ای نتوانسته و نمی‌تواند مواضع اصولی و اخلاقی ایران در قبال ملت مظلوم فلسطین و رژیم اشغالگر قدس را تغییر دهد. نمونه‌هایی از این مواضع صریح و قاطع عبارت است از:
۱ـ مقام معظم رهبری در خطبه‌های عید فطر، ضمن اعلام قضیه غزه به عنوان قضیه اول جهان اسلام و قضیه اول دنیای انسانیت، از رژیم صهیونیستی با عنوان سگ هار و گرگ درنده یاد کرده و با توجه به هدف راهبردی صهیونیست‌ها از تجاوز به غزه فرمودند: «رئیس‌جمهور آمریکا فتوا صادر کرده است که باید مقاومت خلع سلاح بشود! بله معلوم است؛ می‌خواهید خلع سلاح شود تا همین مقدار ضربه‌ای را هم که در مقابل این همه جنایت وارد می‌کند، نتواند وارد کند؛ ما عرض می‌کنیم به عکس، همه دنیا و به‌خصوص دنیای اسلام، موظفند هر چه می‌توانند به تجهیز ملت فلسطین کمک کنند.»
رهبر معظم انقلاب اسلامی که با صراحت موضوع تجهیز و تسلیح فلسطین در کرانه باختری همانند غزه را مورد توجه قرار داده‌اند، در دیدار با مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی، ضمن فراخوان همه مسلمانان برای یاری به مظلومان فلسطینی فرمودند: «پیام روشن ما به دولت‌های اسلامی این است که بیایید به یاری مظلوم برخیزیم و نشان دهیم که جهان اسلام در مقابل ظلم و ستم آرام نمی‌نشیند.
۲ـ مواضع سران سه قوه در قبال جنایات رژیم صهیونیستی و ضرورت حمایت از ملت فلسطین و به ویژه مظلومان غزه از اراده سیاسی در ایران برای حمایت همه‌جانبه از مقاومت فلسطین خبر می‌دهد.
۳ـ سردار سلامی جانشین فرمانده کل سپاه در سخنرانی روز قدس در تهران، حمایت جمهوری اسلامی از مقاومت فلسطین و گروه‌های جهادی فلسطینی در برابر رژیم صهیونیستی را اینگونه مورد تأکید قرار ‌داد: «صهیونیست‌ها را خانه‌به‌خانه تعقیب[می‌کنیم] و انتقام قطره‌قطره خون شهیدان فلسطین را می‌گیریم.»
۴ـ سرلشکر سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه طی پیامی بی‌سابقه به مقاومت فلسطین ضمن تجلیل از مقاومت مردم غزه و شهدای فلسطین از یک طرف و نثار لعن و نفرین بر رژیم صهیونیستی و حامیانش، حمایت از مقاومت را اینگونه مورد تأکید قرار می‌دهد: «ما در محضر خدای عزوجل با شهدا عهد می‌بندیم که بر عهد خود پایبند بمانیم و دگرگونه نشویم؛ همانگونه که بودیم و هستیم به تکلیف دینی خود در حمایت از مقاومت عمل کنیم؛ ما تأکید می‌کنیم که در اصرار برای پیروزی مقاومت و بالا بردن آن تا پیروزی ادامه خواهیم داد تا اینکه زمین و آسمان و دریا برای صهیونیست‌ها تبدیل به جهنم شود و قاتلان و مزدوران بدانند که حتی یک لحظه هم از دفاع از مقاومت، حمایت آن و پشتیبانی ملت فلسطین دست بر نخواهیم داشت و تردیدی در این امر نخواهیم کرد.»
پیام سردار سلیمانی بازتاب وسیعی در رسانه‌های خبری پیدا کرد و نقطه مشترک این بازتاب‌ها، پیام جدیت ایران برای حمایت بیشتر از مقاومت بوده؛ پیامی که از یک طرف امید به پیروزی را در گروه‌‌های فلسطینی تقویت کرد و از طرف دیگر نگرانی صهیونیست‌ها را افزایش داد. «عبدالباری عطوان» نویسنده مشهور عرب در این راستا می‌گوید: «اسرائیل و اعراب باید پیام سردار سلیمانی را جدی بگیرند. این نامه روحیه گروه‌های مقاومت فلسطین را افزایش داده و موجب هراس تل‌آویو و سران دولت‌های عربی شده است.» معاون دبیر کل جنبش جهاد اسلامی فلسطین با اشاره به پیام سردار سلیمانی می‌گوید: «پیام سردار سلیمانی برای مقاومت فلسطین معانی زیادی دارد. مقاومت اگر کمک ایران را نداشت قادر به مقابله با دشمن صهیونیستی در این سطح نبود.»
سخنگوی کمیته‌های مقاومت فلسطین نیز با اشاره به پیام سردار سلیمانی طی بیانیه‌ای اعلام کرد: «این پیام نشان دادکه حامیان مقاومت هیچ‌گاه آن را تنها نگذاشته‌اند و بیشتر از گذشته از آن حمایت می‌کنند.»


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار مسئولان نظام و سفرای کشورهای اسلامی
گستاخی صهیونیست‌ها در قتل‌عام غزه، از نتایج تفرقه دنیای اسلام است
بسم‌الله‌‌الرّحمن‌الرّحیم‌
و الحمدلله‌ ربّ العالمین و صلّى الله‌ على محمّد و آله الطّاهرین‌
تبریک عرض می‌کنم به شما برادران و خواهران عزیز که در این جلسه‌ صمیمى حضور یافتید و به میهمانان‌مان و سفراى کشورهاى اسلامى که تشریف دارند؛ ان‌شاءالله‌ عید بر شما مبارک باشد و تبریک عرض می‌کنم به ملّت بزرگ ایران و به همه‌ مسلمانان جهان و ملّت‌هاى مؤمن و آزاده‌ سراسر عالم.
عید فطر آن‌طورى که از مجموع آثار و بیانات صادره‌ از بزرگان دین استفاده می‌شود، یکى از مهم‌ترین خصوصیّاتش این است که عید امّت واحده است: «اَلَّذى جَعَلتَهُ لِلمُسلِمینَ عیدا؛» عید همه‌ مسلمانان است. معناى این، نگاه امّت‌سازِ دین مقدّس اسلام و تعالیم پیامبر بزرگوار است. بسیارى از تعالیم اسلامى را که انسان مشاهده می‌کند، نشانه‌هاى تلاش براى ایجاد امّت واحده در آنها محسوس است. امروز امّت اسلامى متفرّق است، نه به‌معناى تفرّق نحله‌هاى مسلمان ـ که این یک امر طبیعى است، منافاتى هم با تشکیل امّت واحده ندارد ـ و عقاید مختلف؛ نظرات گوناگون در زمینه‌ مسائل اصولى و فروعى می‌تواند باشد، درعین‌حال امّت واحده هم باشد.
آنچه امروز آحاد مسلمانان را از یکدیگر جدا کرده است، سیاست‌ها است، انگیزه‌هاى سیاسى است، انگیزه‌هاى قدرت‌طلبانه است؛ کشورهاى مسلمان می‌توانند از این انگیزه‌ها عبور کنند. این برعهده‌ نخبگان سیاسى و قدرتمندان و دارندگان مناصب حکومتى در کشورهاى اسلامى است. اگر این بشود، به‌معناى حقیقى کلمه یک قدرتى به‌وجود خواهد آمد که از همه‌ قدرت‌هاى متجاوز و مستکبر، برتر و فراتر خواهد بود؛ اگر این بشود، کسى نخواهد توانست به یک کشور اسلامى زور بگوید؛ هیچ قدرتى نخواهد توانست از کشورهاى اسلامى و از دولت‌هاى مسلمان باج بطلبد؛ اگر با هم باشیم، اگر موارد مشترک‌مان را مورد توجّه قرار بدهیم و روى آن متمرکز بشویم، اگر قدرت‌طلبى‌ها، خودخواهى‌ها، وابستگى‌ها، فسادها ما را از هم جدا نکند، قدرتى متشکّل خواهد شد که خواهد توانست از حقوق و حوایج آحاد یک‌ونیم میلیارد مسلمان دفاع کند و حمایت کند؛ که امروز متأسّفانه چنین چیزى نیست.
آنچه امروز در مقابل چشم ما قرار دارد، قضایاى غزّه و فلسطین است. چرا متجاوزان صهیونیست به صِرف اینکه دست‌شان به سلاح مخرّب، به هواپیما، به موشک، به بمب و به آتش و باروت می‌رسد، به خودشان حق می‌دهند به مجموعه‌ یک کشور اسلامى، یک کشور مسلمان، این‌جور تعرّض و تجاوز کنند که دل هر بیننده‌اى را در دنیا می‌سوزاند. دیدید تظاهرات را در کشورهاى غربى؛ البتّه این به آن اندازه‌اى است که سانسورهاى پنهان تبلیغات عمومى اجازه می‌دهد که مردم مطّلع بشوند. سانسورهاى پنهان نمی‌گذارند [مردم‌] حقایق را بفهمند. حقیقت بسیار تلخ‌تر و دلخراش‌تر است از آنچه رسانه‌هاى دنیاى غرب از قضایاى غزّه منعکس می‌کنند؛ درعین‌حال شما ببینید همین‌[ قدر]، چطور دل‌هاى مردمى را در کشورهایى که از اسلام هیچ بهره‌اى هم ندارند تکان می‌دهد؛ حادثه این‌قدر تلخ است، این‌قدر دلخراش است.
امّا دنیاى اسلام، امروز این توان را ندارد که در مقابل این تجاوز، در مقابل این سبعیّت، این خون‌آشامى، که از صهیونیست‌ها سر می‌زند، از خود عکس‌العمل نشان بدهد و آن را متوقّف کند! لذا مردم غزّه تنها می‌مانند. قدرت‌هاى مستکبر هم که از حضور صهیونیسم در قلب خاورمیانه راضى‌اند و مقاصد قدرت‌طلبانه‌اى را از این راه دنبال می‌کنند، نه فقط حمایت از مظلوم نمی‌کنند، بلکه با کمال وقاحت از ظالم حمایت می‌کنند. اینجا وظیفه‌ دنیاى اسلام است که یک کارى بکند.

عزم راسخ ملت ایران در حمایت صریح از مردم غزه
پیام ما به دنیاى اسلام، به دولت‌هاى اسلامى این است که از توان خودتان، از توانایى‌هاى عمومى و ملّى و دولتىِ خودتان استفاده کنید، از مظلوم حمایت کنید؛ بفهمانید به دشمنان که دنیاى اسلام در مقابل سبعیّت و تجاوز آرام نمى‌نشیند؛ پیام ما به دولت‌هاى اسلامى این است. ما با همه‌ اختلاف‌نظرهایى که ممکن است با برخى از دولت‌هاى اسلامى در زمینه‌هاى گوناگون سیاسى و غیر سیاسى داشته باشیم، امّا همه باید در این امر از همه‌ آن اختلاف‌نظرها صرف‌نظر کنند. بخشى از امّت اسلامى در قالب یک ملّت مظلوم در چنگال یک گرگ خونخوار و خونریزى دست‌وپا می‌زند؛ همه باید به کمک او بشتابند؛ این حرف ما است. امروز مسئله‌ غزّه، مسئله‌ اوّل دنیاى اسلام است. این [است‌] که پیغمبر فرمود: «مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمین فَلَیسَ بِمُسلِم؛» اهتمام به این امر، در صدر اهتمامات همه دنیاى اسلام باید قرار بگیرد. آحاد مردم، ملّت‌ها، دولت‌ها بالخصوص، مسئولان کشورها، مسئولان دولت‌ها بایستى همه به فکر بیفتند. دو کار باید انجام بگیرد: یک کار کمک به مظلوم است؛ که این کمک به مظلوم به معناى فراهم کردن امکانات حیاتى آنها است. امروز آنها به غذا احتیاج دارند، به دارو احتیاج دارند، به بیمارستان احتیاج دارند، به آب احتیاج دارند، به برق احتیاج دارند، به بازسازى منازل‌شان و شهرشان و مسکن‌شان احتیاج دارند، دنیاى اسلام موظّف است اینها را فراهم کند. اینها به سلاح هم احتیاج دارند؛ دشمن می‌خواهد دست اینها را از سلاح خالى کند، تا هروقت اراده کرد و میلش کشید ـ سرِ یک بهانه‌اى یا بى‌بهانه ـ به اینها حمله کند؛ اینها هم هیچ نتوانند از خودشان عکس‌العمل نشان بدهند؛ دشمن این را می‌خواهد. باید در مقابل این خواست ناحقّ دشمن، عزم دنیاى اسلام خودش را نشان بدهد. این کار اوّلى است که بایستى انجام بگیرد که کمک به مظلوم است؛ «وَ لِلمَظلومِ عَونا»؛ عون مظلوم باشید، کمک مظلوم باشید. این کمک، کمکى است که به عهده‌ همه‌ دنیاى اسلام است. ما به دولت‌هاى مسلمان از همین‌جا ـ سفراى دولت‌هاى مسلمان اینجا حضور دارند ـ می‌گوییم: بیایید بر سرِ کمک‌رسانى به مردم غزّه و غلبه‌ بر موانعى که رژیم صهیونیستى در سرِ این راه به‌وجود آورده است، با هم همدست بشویم، با هم کار کنیم و انواع و اقسام کمک‌ها را به اینها برسانیم.
وظیفه‌ دوّمى که وجود دارد، مقابله و معارضه‌ با کسانى است که این ظلم، این ستم بزرگ تاریخى، این نسل‌کشى، این بى‌حیایى و بى‌شرمى در جنایت و آدم‌کشى، از آنها دارد سر می‌زند؛ که انسان واقعاًً حیرت می‌کند از بى‌شرمىِ اینها، که براى کشتن مردم غیر نظامى توجیه و استدلال و منطق ارائه می‌دهند؛ این‌قدر بى‌شرمند! براى کشتن بچّه‌هاى کوچک، کودکان معصوم و مظلوم استدلال مطرح می‌کنند؛ این‌قدر اینها وقیحند! اینهایى که این جنایت را دارند می‌کنند، جانى‌اند، مباشرین جنایتند، امّا فقط اینها تنها نیستند، امروز هرکسى از صهیونیست‌ها حمایت می‌کند، اعمّ از مسئولین کشورهاى مستکبر مثل آمریکا و انگلیس و غیر هم، یا مجامع عمومى مثل سازمان ملل و امثال اینها، که به نحوى یا با سکوت خود، یا با اظهارات خود و بیانات خود و حرف‌هاى غیر منصفانه‌ خود، از اینها حمایت می‌کند، در این قضیّه شریک جرم است. همه‌ دنیاى اسلام، همه‌ دولت‌هاى اسلامى، همه‌ آحاد ملّت‌هاى مسلمان موظّفند با اینها معارضه کنند، مقابله کنند، ابراز برائت کنند، از اینها ابراز نفرت بکنند، آنها را به خاطر این موضع‌گیرى‌ها ملامت کنند، این وظیفه‌ عمومى است؛ باید آنها را منزوى کنند و اگر می‌توانند برخورد اقتصادى بکنند، برخورد سیاسى بکنند؛ این وظیفه‌ امّت اسلامى است.
ملّت ایران بحمدالله‌ نشان داده است که در این میدان‌ها با عزم راسخ مى‌ایستد؛ این را نشان دادیم. ملّت ایران در قبال این تجاوز، در قبال این خباثت و دشمنى دچار رودربایستى با کسى نمی‌شود؛ دچار ملاحظه‌ این قدرت و آن قدرت و این شخصیّت و آن شخصیّت نمی‌شود؛ حرف خود را صریح می‌زند. دیدید روز جمعه‌ آخر ماه مبارک رمضان، ملّت ایران در آن هواى داغ، با زبان روزه، مرد و زن در سرتاسر کشور به عرصه‌ جامعه و خیابان‌ها آمدند و صداى بلند خود را به گوش دنیا رساندند. این یک کار لازم و واجبى بود که ملّت ایران از عهده‌اش برآمد؛ هر کار دیگرى هم لازم باشد، این ملّت، ملّتِ مستحکم و ایستاده‌اى است و ان‌شاءالله‌ اهداف و آرمان‌هاى این ملّت و اهداف و آرمان‌هاى والاى امّت اسلامى به توفیق الهى و به کورى چشم دشمنان محقّق خواهد شد.


يادداشت
مهدي سعيدي

سبک زندگي اسلامی در مجموعه‌هاي اداري
مسئله ارائه سبک زندگي اسلامي ـ ايراني، مشخصات و مولفه‌هاي آن موضوعي است که سال‌هاي متمادي است که به دغدغه جدي بخشي از نخبگان و دردمندان اين سرزمين بدل شده و چند سالي است که به‌طور گسترده‌تري در محافل و مجامع عمومي نيز به بحث گذاشته شده است.
اين بحث از آنجايي اهميت يافت که پس از پايان جنگ تحميلي، مسئله تهاجم همه‌جانبه فرهنگي که رهبر معظم انقلاب اسلامي از آن با عنوان «شبيخون فرهنگي» ياد کردند، به‌طور ويژه در دستورکار استکبار جهاني براي هجمه عليه انقلاب اسلامي ملت ايران قرار گرفت. اين سناريو با رشد و گسترش رسانه‌ها و ابزارهاي ارتباط جمعي از جمله ماهواره، اينترنت، تلفن همراه و... به‌طور جدي‌تري به تهديدي براي نسل جوان کشور بدل شده است. روح و جان‌مايه اين تهاجم فرهنگي، تلاش براي استحاله سبک زندگي اسلامي ـ ايراني ملت ايران و رواج سبک زندگي غربي (و به‌طور خاص آمريکايي) است. به واقع آنچه امروز در قالب فيلم‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني، بازي‌هاي رايانه‌اي، شبکه‌هاي اجتماعي در فضاي مجازي، صفحه‌هاي مختلف پایگاه‌ها و وبلاگ‌هاي اينترنتي دنبال مي‌شود، تلاشي براي تغيير ارزش‌هاي جامعه و جايگزيني زيستني متفاوت با محوريت ارزش‌هاي آمريکايي است!
در اين بين خيزش جديد نخبگان و فرهيختگان عرصه فرهنگ و تمدن اسلامي با محوريت و سردمداري رهبر معظم انقلاب اسلامي براي ترسيم ابعاد «سبک زندگي اسلامي ـ ايراني» و تبديل آن به نسخه‌اي عملي و گفتماني فراگير در جامعه، مهم‌ترين اقدام براي مقابله با تهاجم فرهنگي دشمن محسوب مي‌شود. در همين راستا انتظار آن است که نهادها و دستگاه‌هاي مختلف کشور نيز همسو با اين خيزش بنيادين براي فراگيري آن تلاش کنند.
اقدام تحسين‌برانگيز شهرداري تهران در تفکيک محيط کاري کارمندان زن و مرد در صورتي که در انجام وظايف و رسيدگي به امور ارباب رجوع خللي ايجاد نکنند، از جمله کارهاي قابل‌توجهي است که مي‌توان در راستاي گسترش سبک زندگي اسلامي ـ ايراني مورد ارزيابي قرار داد. اين اقدام بلافاصله با استقبال علما و مراجع عظام تقليد و صاحب‌نظران مسائل فرهنگي و اقشار مختلف مردم همراه شد و الگويي مقدماتي براي ديگر دستگاه‌هاي اجرايي خوانده شد.
اما از سوي ديگر شاهد شکل‌گيري هجمه‌اي عليه اين اقدام توسط رسانه‌هاي ضدانقلاب بوديم که اين تدبير را اقدامي در راستاي تضييع حقوق زنان دانسته بودند. اين جريان که از استقبال اقشار جامعه از اين اقدام صحيح شهرداري تهران نگران است، بلافاصله فعال شده و تلاش کرد تا با بهره‌گيري از شگرد تخريب و تمسخر از بسط اين اقدام در ديگر دستگاه‌ها جلوگيري کند.
واکنش و اقداماتي از اين قبيل هر چند از رسانه‌هاي ضدانقلاب طبيعي به‌نظر مي‌رسيد، اما واکنش برخي از افراد و جريان‌هاي داخلي به اين اقدام، تعجب کارشناسان را برانگيخته است. اين جريان نيز در اين روزها تلاش کرده تا تدابير شهرداري تهران را نوعي اقدام واپسگرايانه و مخالف حقوق اجتماعي زنان معرفي کرده و با انتشار اکاذيبي از جمله تعديل نيروي زنان در شهرداري، آن را محصول رويکرد مردسالارانه در مديريت شهري پايتخت قلمداد کند که با سپردن امور اجرايي به زنان مخالف است. اين در حالي است که به گفته قاليباف ده درصد مديران اين مجموعه را زنان تشکيل مي‌دهند که در مقايسه با ديگر دستگاه‌هاي اجرايي بيشترين توجه را به زنان داشته است.
اقدام عجيب در اين راستا انتشار نامه قائم‌مقام وزير کار در امور بين‌الملل به شهرداري تهران است که در آن آمده است: «دولت و شرکاي اجتماعي آن مکلف به رعايت و اجراي کنوانسيون‌هاي الحاقي مي‌باشند. در صورتي که مفاد بخشنامه اخير شهرداري تهران به صراحت با مفاد کنوانسيون‌هاي مذکور مغاير است و حتي از ديدگاه سازمان يادشده مي‌تواند به‌عنوان نقض حقوق‌بشر تلقي شود... با عنايت به موارد فوق به منظور پرهيز از ايجاد حساسيت‌هاي ناخواسته بين‌المللي مجدداً از شما درخواست مي‌شود دستور فرماييد ضمن ارسال نسخه‌اي از بخشنامه يادشده به اين وزارتخانه نسبت به اعلام الغاي آن اقدام مقتضي به عمل آورده و از طريق رسانه‌ها اطلاع‌رساني شود.»
بزرگنمايي موافقت‌نامه‌هاي بين‌المللي که مبتني بر ارزش‌هاي سبک زندگي غربي تدوين شده است و تبديل آن به اهرم فشاري براي کنار گذاشتن تدبيري که با الگوي سبک زندگي اسلامي ـ ايراني تطبيق دارد، خطاي فاحشي است که به‌سادگي نمي‌توان از کنار آن گذشت. اقدام تأسف‌برانگيزي که حکايت از نفوذ تفکرات انفعالي و التقاطي در برخي مسئولان در نظام اداری کشور داشته که حاصلي جز آنچه به تعبير رهبري «اشتباه محاسباتي» خوانده مي‌شود، نخواهد داشت.
متأسفانه رویارویی با اين اقدام فرهنگي که مورد تأیيد اغلب کارشناسان مديريتي کشور نيز واقع شده، با اغراض سياسي آميخته شده است و يک جريان سياسي که هنوز از ناکامي‌اش در انتخاب شهردار تهران رنجيده‌خاطر است، فرصت را براي تسويه حساب جناحي مناسب مي‌بيند. اين در حالي است که در رویارویی با مسائل فرهنگي بايد نگاه‌هاي سياسي را کنار گذاشت و مبتني بر مصالح عمومي تصميم‌گيري کرد و از ديگر سو فراموش نکرد که لازمه تکيه زدن بر جايگاه مسئوليت در نظام اسلامي پايبندي به اصول و ارزش‌هاي اسلامی و ملی است که مورد قبول اکثريت مطلق ملت مسلمان ايران زمين است.


نكته و نظر

باد آورده را باد می‌برد...!
نکته: گفته می‌شود «بیل گیتس» رئیس و موسس شرکت مایکروسافت پس از خوردن غذا در یک رستوران، پنج دلار انعام، به پیشخدمت میزش داد. پیشخدمت ناراحت شد. بیل گیتس، متوجه ناراحتی او شد. از وی سوال کرد؛ چه اتفاقی افتاده است؟ پیشخدمت گفت: من متعجب شدم به دلیل اینکه، در میز کناری، پسر شما ۵۰ دلار به من انعام داد، در حالی که شما که پدر او و پولدارترین انسان روی زمین هستید، فقط پنج دلار به من انعام می‌دهید...! گیتس خندید و این جواب معنادار را داد: «او (پسرم) پسر پولدارترین مرد روی زمین است و من پسر یک نجار ساده‌ام!»
نظر: گاهی انسان به دلیل قرار داشتن در میان نعمت‌ها، به‌ویژه نعمت‌هایی که زحمتی برای آنها نکشیده است، قدر آن را به خوبی نمی‌داند. از این رو اسراف و تبذیر در اینگونه نعمت‌ها فراوان است. در حالی که اگر انسان برای آنچه به دست آورده، زحمت کشیده باشد، قطعاً قدر داشته‌های خود را خیلی بیشتر خواهد دانست. لذت زندگی نیز در سختی و کوششی است که برای به دست آوردن داشته‌های‌مان می‌کشیم. به قول معروف؛ باد آورده را باد می‌برد، چرا که زحمتی برای آن کشیده نشده تا قدرش دانسته شود!


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

بازتاب‌های جام خشم ایران بر سر صهیونیست‌ها
پیام مهم سردار سلیمانی به مردم غزه و وعده به اینکه «در زمان مناسب، جام خشم و غضب خود را بر سر صهیونیست‌ها و جنایتکاران فرو خواهیم ریخت.» تاکنون مورد توجه شماری از مطبوعات بین‌المللی قرار گرفته است.
عبدالباری عطوان، نویسنده برجسته عرب طی مقاله‌ای در روزنامه «الرای‌الیوم» نوشت: نامه سردار سلیمانی که با نامه الضیف همزمان بوده و طی آن تأکید کرده که ایران به طور کامل در کنار مقاومت فلسطینی می‌ایستد و هرگونه خلع سلاح مقاومت را رد کرده، ضمن آنکه روحیه مبارزان مقاومت در نوار غزه را افزایش داده بلکه در همان وقت نیز سبب هراس سران اسرائیل و سردر گم شدن تمامی سران عرب شده که بی‌صبرانه منتظر پیروزی اسرائیل هستند. احتمالاً هم اکنون برخی‌ها از این موضع ایران انتقاد خواهند کرد و از دیدگاه طائفی و نژادپرستانه محض به آن خواهند نگریست و خواهند گفت که ایران در حال سوءاستفاده از موضوع فلسطین و خون شهدای غزه است. ما به آنها می‌گوییم چرا شما از این موضوع استفاده نمی‌کنید حال آنکه میلیاردها برای خرید تجهیزات نظامی هزینه می‌کنید. البته از این موضوع تعجب نمی‌کنیم چون این، اعتقاد آنها است. چون کسانی که از ترس اسرائیل و آمریکا در رساندن پول برای پرداخت حقوق محاصره‌شدگان در نوار غزه کوتاهی کردند، جز سکوت و خجالت از خود هیچ حق دیگری ندارند. عبدالباری عطوان تأکید کرد: همانطور که تجربه‌ها به ما نشان داده، ایرانی‌ها همانند اعراب نیستند. ایرانی‌ها اگر حرفی را زدند به آن عمل می‌کنند و اگر با کسی هم‌پیمان شدند، از هم‌پیمان‌شان دفاع کرده و در کنار آن می‌ایستند و هرگز آن را تنها نمی‌گذارند. بهترین مثال همان چیزی است که در حال حاضر در سوریه در جریان است و حتی یک لحظه نیز در اعلام اختلاف‌مان با آنها در بسیاری از سیاست‌ها و مواضع‌شان درنگ نکرده‌ایم، اما حقیقت را باید گفت و ننگ بر ما است چون ما ملت‌ها و آرمان‌های‌مان را خوار کردیم و امیدوار هستیم که در غزه نیز این طوری باشند و زیاد منتظر «زمان مناسب» نباشیم.
روزنامه «تایمز اسرائیل»، از جمله مطبوعاتی است که به این موضوع پرداخته و می‌نویسد، فرمانده نیروهای قدس، درخواست‌های غرب برای خلع سلاح حماس را رد کرده و از جنبش اسلامی فلسطین در غزه خواسته، زمین و آسمان را برای رژیم اسرائیل به جهنم تبدیل کنند.



موشک صد هزار دلاری برای مقابله با موشک هزار دلاری فلسطین
«گنبد آهنین» نام سپر موشکی است که در رژیم صهیونیستی راه‌اندازی شده و هدف آن مقابله با موشک‌های شلیک شده از خاک غزه است. این سامانه با رهگیری و هدف‌گیری موشک‌ها در آسمان، از طریق شلیک موشک آنها را نابود می‌کند، البته جنگ اخیر غزه نشان داد این سامانه نمی‌تواند به وظایف خود به خوبی عمل کند.
رژیم صهیونیستی 9 سامانه سپر موشکی در چارچوب سپر موشکی گنبد آهنین در نزدیکی شهرهای اصلی‌اش مستقر کرده است. براساس گزارش رادیو اسرائیل، هزینه سپر موشکی گنبد آهنین 50 میلیون دلار برای هر سامانه است. هر سامانه از 20 سکوی موشک‌های دفاعی تشکیل شده است که با شلیک موشک، با موشک‌های پرتاب شده در آسمان مقابله می‌کند. هزینه هر موشک این سپر موشکی بین 60 تا 80 هزار دلار است که با هزینه‌های شلیک آن به 100 هزار دلار می‌رسد. از اواخر سال 2011 یعنی همان سالی که در آن سپر موشکی راه‌اندازی و آزمایش شد تا هفته گذشته، آمریکا مبلغ 720 میلیون دلار برای این سامانه موشکی کمک کرد. «انطوان شلحت» پژوهشگر امور اسرائیل نیز در این‌باره گفت: سامانه سپر موشکی توانست تنها حدود 25 موشک از موشک‌های شلیک شده از سمت غزه را سرنگون کند. وی افزود: موشکی که قیمت آن بیش از 1000 دلار نیست سبب شد اسرائیل در مقابل هزینه‌ها و چالش‌های اقتصادی بسیاری قرار بگیرد که مهم‌ترین آن راه‌اندازی گنبد آهنین و خرج‌های گسترده‌اش است. «موتی شفر» کارشناس مهندسی هوافضا و دارنده جایزه امنیت اسرائیل در مصاحبه با رادیو عبری رژیم صهیونیستی گفت: گنبد آهنین بزرگ‌ترین فریبی است که منطقه با آن آشنا شده است. گنبد آهنین تنها یک نمایش صوتی و تصویری است. این گنبد جز افکار عمومی اسرائیل هیچ چیز دیگری را سرنگون نکرده است. شکست گنبد آهنین در رهگیری و هدف‌گیری همه موشک‌های شلیک شده از سمت غزه سبب شد پروازهای 32 شرکت هواپیمایی به فرودگاه بن گوریون تل‌آویو برای چند روز تعلیق شود. این اتفاق ضررهای اقتصادی زیادی برای اسرائیل به دنبال داشت. تاکنون سانسور و نظارت نظامی اسرائیل مانع از انتشار اطلاعاتی درباره تعداد موشک‌هایی شده است که گنبد آهنین برای مقابله با موشک‌های فلسطینی شلیک کرده است.



تقدم کنوانسیون‌های بین‌المللی بر احکام اسلامی!
حدود دو ماه پیش مدیریت شهری با اهمیت دادن به تکریم منزلت و رفاه زنان شاغل در شهرداری تهران کوشش‌هایی را انجام داد که با مخالفت و موضع‌گیری‌هایی در سطح داخلی و رسانه‌های بیگانه مواجه شد.
این نهاد شهری براساس ارزش‌های دینی، انقلابی، مصوبات ابلاغی شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت کشور، از شهرداری‌های مناطق و سایر سازمان‌های زیرمجموعه‌اش خواست تا در راستای اجرای طرحی که شهرداری تهران آن را «ارتقای مقام زنان» نامیده نسبت به جدا کردن فضای فیزیکی فعالیت کارمندان زن و مرد در شهرداری اقدام کرده و از به‌کارگیری زنان در پست‌هایی مثل منشی، مسئول دفتر، تایپیست و... خودداری کنند. در مقابله با این تصمیم اسلامی و انقلابی وزارت کار و امور اجتماعی در نامه‌ای خطاب به شهردار تهران این تصمیم را مغایر با الزامات و تعهدات بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران دانسته است! و تأکید کرده این وزارتخانه درخواست الغای بخشنامه مذکور را دارد. در این نامه که با شماره ٧٥٤٨٧ به تاریخ ١٤ تیر ٩٣ و با امضای محمدتقی حسینی، قائم‌مقام وزیر کار در امور بین‌الملل به شهرداری و شورای شهر تهران ارسال شده آمده، است: «ایران یکی از اعضای سازمان بین‌المللی کار و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی به‌عنوان مرجع ملی به لحاظ عضویت در آن سازمان ملزم به رعایت الزامات و تعهدات ناشی از الحاق به کنوانسیون بین‌المللی کار از جمله کنوانسیون عدم‌تبعیض در اشتغال و حرفه است. در صورتی که مفاد بخشنامه اخیر شهرداری تهران به صراحت با مفاد کنوانسیون‌های مذکور مغایر است و حتی از دیدگاه سازمان یادشده می‌تواند به‌عنوان نقض حقوق‌بشر تلقی شود.»
در ادامه این نامه آمده است: « به منظور پرهیز از ایجاد حساسیت‌های ناخواسته بین‌المللی مجدداً از شما درخواست می‌شود دستور فرمایید نسبت به اعلام الغای آن اقدام مقتضی به عمل آورید.»
در شرایطی که این اقدام شهرداری تهران از سوی حدود ۲۰۰ نماینده مجلس و در مراسم نمازجمعه مورد تقدیر و تشکر قرار گرفته است هنوز مشخص نیست که چرا برخی از مسئولان دولتی برای اجرای کنوانسیون‌های بین‌المللی اینگونه حنجره پاره می‌کنند و نسبت به عدم اجرای احکام اسلام سکوت می‌کنند.




اولویت مسلمان‌کشی بر مقابله با کفار!
اکثر جنبش‌های تکفیری ـ سلفی علاقه‌ای به مخالفت با جنایات رژیم صهیونیستی ندارند. آنها در مقابل به دنبال رویارویی‌های خونین و حملات انتحاری علیه دولت‌های مسلمان هستند.
چندین دهه است که گروه تروریستی القاعده این روند را دنبال می‌کند، اکنون داعش نیز پا جای القاعده گذاشته و در شرایط فعلی گروه تروریستی داعش مردم زیردست خود را برای مقابله با حملات رژیم صهیونیستی در غزه بسیج نمی‌کند. چرا؟ برخی از تکفیری‌های طرفدار آنها ویدئوها و توئیت‌هایی منتشر کرده و چرایی عدم یاری به فلسطینیان را توضیح داده‌اند. در یکی از این توئیت‌ها آمده است: حماس کافر است و آنچه انجام می‌دهد جهاد محسوب نمی‌شود، بلکه دفاع از دموکراسی است که ما با آن مخالفیم. روز 22 جولای، شیخ طلعت ظهران شیخ سلفی مصری اعلام کرد که نباید به مردم غزه کمک شود، چراکه آنها از دولت مشروعی پیروی نمی‌کنند و از آنجا که دنباله‌رو شیعیان هستند، به مانند آنها می‌مانند. اشاره این شیخ سلفی به حزب‌الله و ایران بود که حماس با آنها متحد شده است. بنابراین موضع جهادیون تنها یک موضع سیاسی نیست، بلکه ناشی از اصول آنهاست. امروز، سلفی‌ها اولویت خود را مبارزه با شیعیان و کافران می‌دانند که آنها را «دشمنان نزدیک» می‌خوانند. در طول جنگ فعلی در غزه، تعدادی از اعضای داعش پرچم فلسطین را سوزاندند، چراکه آن را نماد افول جهان اسلامی می‌دانند. در دکترین سلفی‌ها، تمام  دنیای اسلام باید در قالب یک کشور یا همان خلافت اسلامی متحد شود که داعش به‌تازگی تشکیل آن را اعلام کرد. در همین حال محمد جهاد اللحام، رئیس پارلمان سوریه درباره گروه تروریستی داعش و اهداف آن در منطقه نیز گفت: داعش یک گروه تروریستی است که از یک سو حمایت می‌شود و اهداف آن در سوریه و عراق نیز یکی است و آن از بین بردن توانمندی‌های این کشورها و حذف قضیه فلسطین و هر آنچه برای عراق و سوریه اهمیت دارد، است. شماری از اعضای گروه تروریستی داعش با زیرپاگذاشتن پرچم فلسطین، این کشور را عامل فتنه در خاورمیانه معرفی کردند. اعضای داعش با لگدکوب کردن پرچم فلسطین در ادامه تأکید می‌کنند که فلسطین فتنه است و نباید پرچم این کشور به اهتزاز درآورده شود.


خط خبر

شرمن: توافق کردیم که فردو دیگر مرکز غنی‌سازی نباشد!
وندی شرمن مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای آمریکا به همراه دیوید کوهن، معاون وزیر خزانه‌داری آمریکا با حضور در جلسه سنای آمریکا به سوال چندین تن از سناتورها درباره مذاکره هسته‌ای با ایران پاسخ دادند. در بخشی از این جلسه شرمن درباره سوال سناتور جانسون درباره مسئله غنی‌سازی در ایران گفت: در واقع درخواست قطعنامه‌های شورای امنیت، تعلیق غنی‌سازی است و ترجیح ما این است که ایران تا حد امکان چنین برنامه‌ای نداشته باشد. آنان می‌توانند هر آنچه را که نیاز دارند در بازار آزاد خریداری کنند، نیازی به برنامه بومی ندارند. با این حال، در توافق نهایی این احتمال برای ماندن برنامه بسیار محدود غنی‌سازی برای نیازهای خاص اجرایی و با سازوکار نظارت و راستی‌آزمایی سخت در نظر گرفته شده است. وی افزود: توافق شده است که فردو دیگر مرکز غنی‌سازی نباشد! و اصلاًً اگر قرار است برنامه‌ای برای غنی‌سازی در ایران باشد، تنها تأسیسات غنی‌سازی موجود، نطنز خواهد بود.

گریه سخنگو هنگام صحبت درباره کودکان غزه
به گزارش خبرگزاری تسنیم، «گریس گانس»، سخنگوی آژانس کار و امداد سازمان ملل متحد در غزه هنگام مصاحبه با شبکه الجزیره نتوانست جلوی گریه خود را بگیرد و مصاحبه خود را قطع کرد. وی درباره حمله رژیم صهیونیستی به یک مدرسه سازمان ملل در غزه که پناهگاه هزاران فلسطینی بود، سخن می‌گفت. در جریان حمله رژیم صهیونیستی به این مدرسه سازمان ملل دست‌کم ۱۶ نفر کشته و ده‌ها نفر زخمی شدند.

جنگ روانی داعش در عراق با کشتار هدفمند
گروه تروریستی داعش به‌تازگی فیلمی را از یکی از جنایات هولناک خود، به منظور جنگ روانی در عراق منتشر کرده است. به گزارش جهان به نقل از العالم، در این فیلم که مدت آن ۳۰ دقیقه است، تروریست‌های داعش ده‌ها عراقی را دست بسته به محل جنایت منتقل می‌کنند. تروریست‌های داعش پس از انتقال اسرای عراقی به حفره‌ای در صحرا، آنها را یکی‌یکی با شلیک گلوله به سرشان در نهایت بی‌رحمی به قتل می‌رسانند. پس از آن یکی دیگر از عناصر داعش، برای اطمینان از کشته شدن اسرای عراقی، دوباره آنان را هدف قرار داد.
در بخش دیگری از این فیلم تروریست‌های داعش، گروهی دیگر از اسرای عراقی را به کنار رودخانه‌ای برده و پس از شلیک گلوله به سرشان، آنان را به داخل رودخانه می‌اندازند.

حماس از حزب‌الله درخواست کمک کرد
به گزارش خبرآنلاین به نقل از پایگاه اینترنتی روزنامۀ لبنانی دیلی‌استار، حماس در سومین هفته از تجاوز نیروهای رژیم صهیونیستی از حزب‌الله خواست که به کمک جنبش مقاومت حماس در جنگ علیه رژیم اشغالگر بیاید. موسی ابومرزوق، معاون رئیس دفتر سیاسی حماس در مصاحبه‌ای به خبرگزاری ریانووستی گفت: امید داریم حزب‌الله نیز در جنگ با اسرائیل به ما بپیوندد. مرزوق گفت: ورود حزب‌الله می‌تواند تأثیر زیادی داشته باشد. سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله چندی پیش اعلام کرده بود که مقاومت لبنان در کنار حماس است.

جنگ با حماس بر جنگ با صهیونیست‌ها اولویت دارد!
به گزارش «تابناک»، المانیتور در مطلبی درباره عدم حمایت داعشی‌ها از فلسطین به‌ویژه حماس نوشت: داعشی‌ها پس از تسلط بر این منطقه، به دنبال به حرکت درآوردن مردم این مناطق علیه اسرائیل نبوده‌اند؛ چرا چنین است؟ وی در ادامه پاسخ می‌دهد: برخی جهادی‌ها و یا سلفی‌های هوادار این گروه‌ها، توئیت‌ها و ویدئوهایی منتشر کرده‌اند که چرایی کمک نکردن آنها به مردم فلسطین را توضیح می‌دهد؛ برای نمونه، در یکی از این توئیت‌ها آمده است: «دولت حماس کافر است و کاری که مشغول آن است، جهاد محسوب نمی‌شود، آنها در حال دفاع از دموکراسی هستند! سلفی‌ها امروزه اولویت خود را جنگ با شیعیان، منافقین و کفار قرار داده‌اند و آنها را دشمنان نزدیک می‌نامند. در جریان جنگ اخیر در غزه، شماری از اعضای داعش، پرچم فلسطین را به آتش کشیدند، زیرا آن را نمادی از سقوط دنیای اسلام می‌دانند!

تحریف قرآن توسط شیخ اماراتی
به گزارش العالم، بر اساس نوار ویدئویی منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، امام جماعت مسجد شیخ زاید در امارات، آشکارا به تحریف قرآن کریم پرداخت، به طوری که دو آیه سوره الاعلی را ابتدا خواند و در کمال تعجب به جای تکمیل این سوره، سوره اللیل را قرائت کرد تا عامداً قرآن کریم را تحریف کند. گفتنی است در مراسم نماز عید فطر ولیعهد امارات شیخ‌محمد بن زاید هم حضور داشت. نکته تأمل‌برانگیز این است که وی حتی حاضر نشد اشتباه فاحش خود در تحریف قرآن را اصلاح کند و حتی یک نفر از نمازگزاران به این اقدام عامدانه امام جماعت مسجد اعتراض نکرد و خواستار اصلاح آن نشد!

احتمال تعطیلی دوباره آمریکا قوت گرفت
پایگاه تخصصی کنگره آمریکا گزارش داد احتمال تعطیلی دوباره دولت آمریکا وجود دارد. به گزارش خبرگزاری تسنیم، هیل، پایگاه خبری نشریه تخصصی کنگره آمریکا از احتمال تعطیلی مجدد دولت آمریکا به‌دلیل مناقشاتی که بر سر «بانک واردات ــ صادرات» آمریکا وجود دارد، خبر داد. بر اساس این گزارش، «استیو اسرائیل»، رئیس کمیته کمپین دموکرات‌ها در کنگره با اشاره به مناقشات قانونگذاران آمریکایی بر سر این بانک در کنگره وقوع دوباره این رخداد را که پیشتر در مهرماه سال گذشته رخ داده بود، محتمل دانسته است. جمهوری‌خواهان درباره اینکه به این بانک مجدداًً مجوز فعالیت بدهند دچار اختلاف هستند، اما دموکرات‌ها با آن موافق هستند.

آمریکا رژیم صهیونیستی را با سلاح‌های جدید تجهیز می‌کند
یک مقام پنتاگون اعلام کرد آمریکا انواع تسلیحات را در اختیار ارتش رژیم صهیونیستی قرار می‌دهد. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از اسکای‌نیوز، یک مقام پنتاگون اعلام کرد که آمریکا انواع تسلیحات ذخیره‌شده‌اش در اراضی اشغالی را در اختیار ارتش رژیم صهیونیستی قرار می‌دهد.

کشته شدن شش سرباز مصری در حمله هوایی رژیم صهیونیستی
شش سرباز مصری در حمله جنگنده‌های ارتش رژیم صهیونیستی به نوار مرزی مصر و سرزمین‌های اشغالی کشته شدند. به گزارش ایرنا، شبکه فلسطین الیوم در خبری کوتاه و فوری اعلام کرد؛ شاهدان عینی گفته‌اند یک فروند جنگنده رژیم صهیونیستی به‌تازگی سربازان مصری را در مرز این کشور هدف قرار داده و شش تن از آنان را کشته است.

اخراج صد دانشجوی ژاپنی به علت نوشيدن مشروبات الکلی
به گزارش واحد مرکزی خبر، یک دانشگاه ژاپنی نزدیک به یکصد دانشجوی یک خوابگاه را به علت نقض ممنوعیت استفاده از نوشیدنی‌های الکلی اخراج کرد. بنابر اعلام شمار بسیاری از رسانه‌ها، دانشگاه توهوکو در شمال ژاپن که پیش از این ممنوعیت استفاده از نوشیدنی‌های الکلی را اعلام کرده بود، شمار بسیاری از دانشجویان خوابگاهی را که به نوشیدن ادامه می‌دادند، اخراج کرد. به گزارش خبرگزای فرانسه از توکیو، مدیر دانشگاه تا پایان سپتامبر به این دانشجویان مهلت داده است دانشگاه را ترک کنند.

توصیه‌های پاپ به شیطان کودک‌کش!
پاپ پس از گذشت چند هفته از حمله وحشیانه رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه، بالاخره در مورد جنایت جنگی این رژیم یک واکنش کوچک از خود نشان داد. پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان در پیامی احساسی بدون جبهه‌گیری صریح خواهان خاتمه نبرد در منطقه خاورمیانه شد. وی در بخشی از پیام خود اظهار داشت: «من به فکر تمامی کودکانی هستم که از امید به زندگی با ارزش در آینده محروم شده‌اند. هرگز جنگ نکنید. کودکان کشته شده و مجروح یا یتیم که تنها اسباب‌بازی‌های‌شان به گوشه و کنار بابت این جنگ پرتاب شده است. کودکانی که دیگر لبخند نخواهند زد.»
430 فرماندار تغییر کردند!
وزیر کشور با بیان اینکه در دوره دولت یازدهم در حوزه استانداری‌ها 80 درصد تغییرات صورت گرفته است، گفت: استانداران در اعلام مواضع خود محافظه‌کار نبودند و در همین رابطه نیز 430 فرماندار در سراسر کشور تغییر کرده‌اند!

«حصر رسانه‌ای» بهترین وزیر از سوی نشریات زنجیره‌ای!
رسانه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب در عملی ناجوانمردانه اقدام به «حصر رسانه‌ای» پرکارترین وزیر دولت یازدهم کردند، چراکه وی جایی برای سیاست‌بازی آنها در نظر نگرفته است. دکتر قاضی‌زاده هاشمی وزیر بهداشت که از ابتدای کار خود در وزارتخانه مهم و پرمشغله بهداشت از غوغاسالاری و سیاسی‌کاری پرهیز کرد و تلاش نمود تا این وزارتخانه صرفاًً به انجام‌وظیفه ذاتی خود بپردازد. وزیر بهداشت در عزل‌ونصب‌های دانشگاه‌های علوم پزشکی شایسته‌سالاری را مقدم بر سیاسی بازی قرار داد، (اقدامی که در وزارت علوم هیچ‌گاه دیده نشد) همچنین از معاونین کاردان و باتجربه در وزارت بهداشت کمک گرفت، به‌گونه‌ای که یکی از معاونین ایشان دکتر لنکرانی در زمان وزارتش بوده است. در طول این یک سال مردم کمترین حاشیه‌سازی و بیشترین خدمت‌رسانی و تغییر در وضعیت نیازمندان را از این وزارتخانه در خبرها شنیده‌اند، درصورتی‌که علی جنتی خود عامل حاشیه و تندروی در وزارت ارشاد شده است و تاکنون نه‌تنها برونداد مثبتی در زمینه فرهنگی از وزارتخانه‌اش دیده نشده، بلکه اقداماتش سبب شده است تا رهبر معظم انقلاب نیز تذکراتی جدی در زمینه مسائل فرهنگی به دولت گوشزد کنند، اما با این حال همواره در رسانه‌های اصلاح‌طلب اخبار او برجسته‌سازی می‌شود.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

غزه را تنها نمی‌گذاریم
حسین عبداللهی فر

اگر قرار باشد دین روزنامه‌های کشور به حوادث غزه ادا شود، اگر قرار باشد فجایعی که این روزها، در غزه می‌گذرد، بر صفحه روزنامه‌ها نقش ببندد و اگر قرار باشد شرح حال پاره تن اسلام روایت شود، جایی برای سخن دیگر، نمی‌ماند، باید تمام صفحات جراید پر شود، از عکس کودکان شهید و مادران داغدیده، پر شود از تصاویر ویرانه‌های بر جای مانده، از قساوت رژیمی سفاک. اگر قرار باشد هر آنچه را که در غزه می‌گذرد در روزنامه‌ها بنویسند، همه صفحات‌شان هم در برابر سفاکی رژیمی کودک‌کش که در سایه سکوت مجامع بین‌المللی، سکوت شیوخ عرب و حمایت سیاستمداران و نظام‌های مدعی حقوق‌ بشر، به سلاخی مردم مظلوم باریکه غزه می‌پردازند، کم است. آگاهی از همین ددمنشی بود که موجب شد مردم ما، فوج‌فوج در آخرین جمعه ماه مبارک رمضان، در گرمای طاقت‌فرسای تابستان و با زبان روزه به خیابان‌ها بیایند و خواهان محو شدن این غده سرطانی شوند، خروش عظیمی که هیچ روزنامه‌ای، نتوانست آن را نبیند و تیتر اول تمام روزنامه‌های شنبه(4/5) شد. «کیهان» در این روز با چاپ عکسی از راه‌پیمایی مردم تهران در روز قدس نوشت: «غزه را تنها نمی‌گذاریم»، اما، «وطن امروز» با نگاهی متفاوت به آخرین جمعه ماه مبارک رمضان، به ابعاد بین‌المللی این روز اشاره کرد و تحت عنوان «جهانی‌ترین روز قدس» به برگزاری راه‌پیمایی، روز قدس در 700 شهر ایران و 70 کشور دنیا اشاره کرد، «وطن امروز» همچنین در گزارشی به حضور سیدحسن نصرالله در مراسم این روز در شهر بیروت اشاره کرد و به نقل از وی نوشت: «ملت فلسطین به سرزمین و آرمان خود پایبند است و در برابر رژیم صهیونیستی کوتاه نخواهد آمد.» از سوی دیگر روزنامه «رسالت»، بازتاب روز جهانی قدس در رسانه‌های جهان را مورد بررسی قرار داد. «رسالت» با اشاره به ناگزیری رسانه‌های غربی از پوشش دادن اخبار روز جهانی قدس، به دلیل گستردگی راه‌پیمایی‌های ضدصهیونیستی در سراسرجهان به نقل از «سی‌ان‌ان» نوشت: «مردم ایران با سردادن شعارهای «مرگ بر اسرائیل» خواستار نابودی اسرائیل شدند.» اما انگار برخلاف مردم، برخی از جریانات و رسانه‌های وابسته به آنها، مسیر دیگری را انتخاب کردند. برای پرداختن به این موضوع ابتدا، باید به جای خالی اخبار جنایات رژیم صهیونیستی، در صفحه اول روزنامه‌های زنجیره‌ای اصلاح‌طلب اشاره کرد، بی‌توجهی که اعتراض مردم را نیز به همراه داشت. ولی مهم‌تر از این بی‌تفاوتی، انتشار مطالب هدفمند در این روزنامه‌هاست. به‌طوری‌که در چهارم مرداد، «آرمان امروز»، از روزنامه‌های وابسته به کارگزاران سازندگی، کاریکاتوری جنجال‌برانگیز را منتشر کرد. کاریکاتوری که سعی داشت القا کند، مردم فلسطین و نیروهای مقاومت مواضعی جدا از یکدیگر دارند، «محمد طحانی»، کاریکاتوریست این روزنامه، یک میز تنیس را به تصویر کشیده است که در دو طرف آن، دو نفر در حال بازی با یک بمب هستند، وی همچنین در این طرح، تصویر یک زن و دو کودک را نیز به عنوان قربانیان این تقابل در میان میز قرار داده است تا نشان دهد، نیروهای مقاومت نیز در وقوع جنگ و رخ دادن فجایع غزه سهیم هستند و مردم غزه، اسیر قدرت‌طلبی این دو شده‌اند! اگرچه اعتراضات مردم، این روزنامه را مجبور کرد با انتشار جوابیه‌ای با توجیهات عجیب و غیرقابل پذیرش این موضوع را تکذیب کند، اما آنطور که به نظر می‌رسد عدم پوشش اخبار جنگ غزه در روزنامه‌های اصلاح‌طلب چندان هم اتفاقی نیست!
از مباحث دیگر این هفته برخی روزنامه ها جنجال‌آفرینی بر سر طرح تکریم جایگاه زن در شهرداری تهران بود. طرحی که از ابتدای مطرح شدن، با واکنش رسانه‌های ضدانقلاب مواجه شده بود، هیاهویی که متأسفانه، برخی روزنامه‌ها و شخصیت‌ها نیز در داخل با آن همراه شدند، در این‌باره «آفتاب یزد»، شنبه (4/5) با به کارگرفتن واژه «تفکیک جنسیتی» برای افزایش حساسیت‌ها این پرسش را مطرح کرد که، «چرا قالیباف شش سال قبل به فکر تفکیک جنسیتی نیفتاد؟» این روزنامه در ادامه از زبان «محسن سرخو» از اصلاح‌طلبان شورای شهر، این موضوع را به مفاسد مالی و زدوبندهای اقتصادی ربط داد! و مدعی شد این طرح احتمالاً موجب افزایش مفاسد اقتصادی در شهرداری خواهد شد! «آفتاب یزد» در روز دوم هفته نیز با درج این تیتر که «شهرداری را نمی‌شود با رفتار سرهنگی اداره کرد.» به محمدباقر قالیباف حمله کرد. این روزنامه همچنین در ششم مرداد، «پارادوکس‌های بی‌بدیل شهردار تهران» را تیتر کرد و با طرح این اتهام، که شهردار تهران به دنبال کسب رضایت عده‌ای خاص است، از وی خواست تا این طرح را تعطیل کند و به جای آن روانشناسانی را استخدام کند تا به بررسی رفتار کارکنان شهرداری رسیدگی کنند! خط هجمه‌ای که متأسفانه در روزهای ابتدای هفته با این جمله کنایه‌وار که «تبعیض جنسیتی در اسلام معنا ندارد» از زبان هاشمی رفسنجانی ادامه پیدا کرد و شگفت آنکه وزارت کشور نیز، در روزهای اخیر، با ابلاغ یک بخشنامه، اقدام شهرداری را خلاف کنوانسیون‌های بین‌المللی دانسته و خواستار جلوگیری از اجرای آن شده است!
اما نکته‌ای که در پایان اشاره به آن ضروری است، آنکه تعطیلی چند روزه کشور به مناسبت عید سعید فطر و عدم انتشار روزنامه‌ها سبب شد تا به مسئله غزه و سخنان بسیار مهم مقام معظم رهبری در این باره کمتر پرداخته شود؛ سخنانی که باید به عنوان راهبرد اساسی در مسئله فلسطین، مورد توجه قرار گیرد تا مقاومت را به پیروزی نهایی برساند. ان‌شاءالله


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

خروش آمریکای لاتین علیه صهیونیسم
جهاني شدن مبارزه آزادي‌خواهانه جبهه ضد امپرياليسم
17 تير، رژيم صهيونيستي با تصور جبران شكست جنگ‌هاي 33 روزه لبنان و 22 روزه و 8 روزه غزه جنگي تمام‌عيار را عليه غزه آغاز كرد. اين محاسبات بار ديگر نادرست درآمد و مقاومت غزه روياهاي صهيونيست‌ها را به كابوسي بزرگ براي آنان مبدل ساخت چنانكه صهيونيست‌ها براي پنهان‌سازي شكست، كشتار گسترده زنان و كودكان را اجرا كرد‌ه‌اند كه بمباران مدارس سازمان ملل و بيمارستان‌ها نمودي از اين رفتار است.
در كنار آنچه در عرصه ميداني جنگ روي مي‌دهد، نكته مهم، نوع واكنش كشورهاي آمريكاي لاتين است. هر چند كه تمام آزادي‌خواهان و ملت‌هاي جهان به حمايت غزه و مجازات صهيونيست‌ها برخاستند، اما رفتارهاي آمريكاي لاتين داراي ابعادي متفاوت و عملي بود كه بيانگر شكل‌گيري ساختاري جديد در نظام بين‌الملل و جبهه ضد امپرياليسم است.
در حوزه دولتي، مقامات بسياري از كشورها اقدامات عملي عليه رژيم صهيونيستي و متحدان غربي آنها صورت دادند حال آنكه ارتجاع عربي كه خود را حامي فلسطين مي‌نامد، در اين مدت راه سكوت در پيش گرفته و حتي به حمايت از صهيونيست‌ها پرداخته است.
در حمايت آمريكاي لاتين از غزه، مورالس، رئیس‌جمهور بولیوی با اشاره به لغو قرارداد سفر بدون روادید، اسرائیل را رژیمی تروریستی خواند. نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا ضمن تأكيد بر لزوم محاكمه صهيونيست‌ها و آمريكا به جرم كشتار فلسطيني‌ها، از آمادگی کشورش برای پذیرش آن دسته از کودکان فلسطینی که در جریان تهاجم رژیم صهیونیستی به نوار غزه زخمی یا یتیم شده‌اند،‌ خبر داد. نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا در سومین نشست کنگره حزب سوسیالیست ونزوئلا که پنج‌شنبه ٩ مرداد در کاراکاس برگزارشد، ضمن محکوم کردن نسل‌کشی مردم بی‌گناه فلسطین اظهار داشت: اسرائیل از روی اشتباه افراد بی‌گناه را نمی‌کشد، بلکه از روی تنفر آنها را می‌کشد. بیش از ٥٠ مسجد را تخریب کرده‌اند و حتی قصد تخریب کلیساها را هم داشتند. بمب‌های اسرائیل نه از روی اشتباه بلکه از روی محاسبه و برنامه‌ریزی قبلی روی سر افراد بی‌گناه به‌ویژه زنان و کودکان ریخته می‌شود. مادورو افزود: در اجلاس سران مرکوسور، به ‌پیشنهاد ونزوئلا مرکزی برای پذیرش و مداوای کودکان مجروح و بی‌سرپرست فلسطینی ایجاد خواهد شد.
دولت السالوادور ضمن محکوم کردن حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه، سفیر خود در اسرائیل را فرا‌خواند.
اتحادیه کشورهای آمریکای جنوبی (مرکوسور) حمله رژیم صهیونیستی به نوار غزه را به‌شدت محکوم کرد. سران کشورهای برزیل، آرژانتین، ونزوئلا و اروگوئه همچنین اعلام کردند از وخاومت اوضاع انسانی در نوار غزه عمیقاً نگران هستند.
دیلما روسف، رئیس‌جمهور برزیل در این زمینه گفت: نمی‌توان در غزه در یک باریکه کوچک چنین عملیاتی را انجام داد جایی که مردم امنیت ندارند و کودکان و زنان تهدید می‌شوند. اگر این اقدام نسل‌کشی نباشد کشتار جمعی است.
با تشدید حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه کشورهای آمریکای لاتین از جمله شیلی و السالوادور سفیران خود را از سرزمین‌های اشغالی فراخواندند. پیش از این نیز اکوادور، برزیل و پرو سفیران خود را از سرزمین‌های اشغالی فراخوانده بودند.
در حوزه مردمي نيز مردم در كشورهاي السالوادور، آرژانتین، اکوادور، ونزوئلا، شيلي، كلمبيا، مكزيك، پرو، نيكاراگوئه، برزيل و... عليه رژيم صهيونيستي و در حمايت از مردم غزه تظاهرات برگزار كرده‌اند. آنها خواستار اقدام عملي دولتمردان خود در حمايت از غزه و مقابله جهاني با صهيونيست‌ها و حاميانشان شده‌اند. جالب توجه آنكه مردم کلمبیا نيز كه كشورشان روابط نزديكي با صهيونيست‌ها دارد در اعتراض به جنایات وحشیانه رژیم اشغالگر صهیونیستی در نوار غزه و کشتار مردم بی‌گناه فلسطین فریاد اعتراض سردادند.
مجموع واكنش‌هاي مردم و دولت‌هاي آمريكاي لاتين به تحولات غزه گواه يك نكته بسيار مهم است و آن اينكه حوزه فعاليت جبهه ضد امپرياليسم آمريكاي لاتين از حوزه دروني و مبارزه صرف با آمريكا خارج شده و به عرصه آزاديخواهي در سراسر جهان گسترش يافته است. زماني اگر مردم و دولت‌هاي آمريكاي لاتين به دنبال آزادي سرزمين‌شان از دست استعمار و سلطه‌گري آمريكا بودند، اكنون ديدگاهي وسيع‌تر يافته و آزادي جهان از نظام سلطه را آرمان خود قرار داده‌اند. زماني آمريكا از گسترش نگاه ضد آمريكايي در آمريكاي لاتين در هراس بود حال آنكه اين منطقه به سدي در برابر سلطه‌گري و جنايات متحدان آمريكا از جمله رژيم صهيونيستي نيز مبدل شده كه تشديد‌كننده كابوس‌هاي آمريكا خواهد بود.
حمايت يكپارچه آمريكاي لاتين از غزه و مقابله با رژيم صهيونيستي، نويدبخش آن است كه اين منطقه با وجود تمام توطئه‌هاي آمريكا از مسير جبهه ضد امپرياليسم خارج نشده و هر روز به‌دنبال نزديكي بيشتر با جبهه مقاومت است. ظرفيتي بزرگ كه پيوند بيشتر جبهه مقاومت غرب آسيا (‌خاورميانه) با آن مي‌تواند تحقق‌بخش آرمان‌هاي دو طرف در مبارزه با نظام سلطه باشد كه نمود آن را در يكپارچگي طرفين در حمايت از غزه و مبارزه با صهيونيست‌ها و حاميان‌شان مي‌توان مشاهده كرد.


ديپلماسى
فرامرز پارسا

آمريكا و ديپلماسي عمومي
دور ششم مذاكرات هسته‌اي ميان ايران و گروه 1+5 در حالي با محوريت تمديد چهار ماهه مذاكرات پايان يافت كه عملكردهاي آمريكا بيانگر نكات قابل تأملي است. مهم‌ترين اصلي كه همواره اتاق فكرهاي آمريكايي‌ مطرح کرده‌اند، لزوم توجه به مردم ايران و به نوعي اجراي سياست پاكسازي پرونده سراسر جنایتکارانه آمريكا در ميان مردم ايران است. محور اين رويكرد را می‌توان در توصیه‌های اتاق‌های فکر و اندیشکده‌های آمریکایی مشاهده كرد. آنها توصیه می‌کنند که آمریکا برای شکستن مقاومت ایران در برابر خواسته‌های خود پیش از هر چیز باید جایگاه خود را در میان مردم ایران ترمیم کند. آنها تأکید دارند آمریکا باید گذشته خود را پاکسازی کند و چنان وانمود سازد که گذشته تکرار نخواهد شد. اندیشکده‌های آمریکایی چنان نتیجه می‌گیرند که مردمان ایران، انسان‌های مهربانی هستند و با دیدن رفتارهای مثبت از آمریکا گذشته را فراموش می‌کنند و به همراهی با آمریکا می‌پردازند. نتیجه‌گیری نهایی آنها این است که آمریکا با این سیاست می‌تواند از مردم به عنوان ابزار فشاری برای شکستن مقاومت مقامات ایران در مذاکرات بهره بگیرد و حتی ایرانیان را به کنار نهادن حقوق هسته‌ای خود سوق دهد!
سخنان و رفتارهای اخیر آمریکایی‌ها که بر اساس اصل دیپلماسی و بعضاً اذعان به حقوق هسته‌ای ایران است و نیز ادعای مخالفت کاخ سفید با تحریم‌های احتمالی کنگره علیه ایران و نیز کاهش کاربرد واژه گزینه نظامی در قبال ایران را می‌توان در این چارچوب دانست که احتمالاً در طول چهار ماه تمدید مذاکرات، ابعاد گسترده‌تری خواهد گرفت. آنچه مقامات كاخ سفيد و رسانه‌هاي نزديك به آنها پس از پايان دور ششم مذاكرات به كرات مطرح مي‌کنند تعريف و تمجيد از تيم هسته‌اي و البته اشاره به برخي حقوق هسته‌اي ايران است. آنها چنان وانمود مي‌كنند كه تحولي خاص در رفتار مقامات آمريكايي صورت گرفته و اگر هم مانعي وجود دارد، از سوي كنگره است! چنانكه همزمان با اعلام حمايت سران كاخ سفيد از مذاكره و حقوق هسته‌اي ايران، گزارش‌هاي متعددي از مخالفت و طرح كنگره براي اعمال تحريم‌هاي جديد عليه ايران منتشر مي‌شود چنانكه از این قبیل است گزارش پایگاه «واشنگتن‌فری‌بیکن»: سناتورهای آمریکایی در حال آماده‌سازی طرحی هستند که به موجب آن، اختیارات کاخ سفید برای دادن ۸/۲ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده ایران طی مهلت تمدید شده در توافق موقت هسته‌ای محدود خواهد شد.
این پایگاه خبری بر اساس نسخه‌ای از این طرح که در اختیارش قرار گرفته، مدعی شده است که قانونگذاران از کاخ سفید خواسته‌اند تضمین کند تهران از این اموال برای پیشبرد تروریسم استفاده نخواهد کرد.
مجموع اين رفتارها نشان مي‌دهد آمريكا با خرید زمان، به‌دنبال طرح بزک کردن چهره زشت خود در نزد ایرانیان است. يك نكته بسيار مهم در رفتار آمريكا، عملكرد رسانه‌اي آن است. بررسي رسانه‌هاي آمريكا نشان مي‌دهد كه آنها از يك سو چهره‌اي مثبت از ايران در باب مذاكره نشان مي‌دهند و از سوي ديگر لحن دوستانه آمريكا در قبال مذاكرات از جمله در باب مخالفت آنها با كنگره را برجسته مي‌سازند و به نوعي آتش‌بس رسانه‌اي را شاهد هستيم.
هر چند بخشي از اين رفتار براي خوراك داخلي آمريكا براي توجيه ادامه مذاكرات است؛ اما يك اصل مهم در آنها مشهود است و همان‌گونه که گفته شد، تلاش براي ترميم و بزك كردن چهره آمريكا در ميان مردم ايران است. با توجه به اينكه مقالات و نوشتارهاي رسانه‌هاي آمريكايي در رسانه‌هاي ايران انتشار مي‌يابد اين سناريو مطرح است كه آمريكا تلاش داشته باشد در چهار ماه آتي چهره‌اي مثبت و پشيمان از گذشته خود به نمايش گذارد و رسانه‌هاي كشور نيز خواسته و ناخواسته با انتشار مطالب رسانه‌هاي آمريكايي در اين امر مشاركت ‌كنند. هدف نهايي آن است كه مردم ايران نسبت به آمريكا و تغيير رفتار آن اميدوار شوند و نگاه ضد آمريكايي تعديل يابد، که نتيجه نهايي آن به گمان آمریکایی‌ها فشار مردمي بر نظام براي پذيرش طرح‌هاي آمريكا است. 


پرونده

برنامه هسته‌ای ایران تغییری نکرده است
علاء‌الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی درباره ادعاهای واهی یک مقام وزارت امورخارجه آمریکا گفت: برنامه اتمی ایران هیچ تغییری نکرده است و ادعای توافق بر سر آب سنگین اراک و فردو حقه صهیونیستی برای انحراف افکار عمومی از جنایت جنگی در غزه است. علاء‌الدین بروجردی با رد سخنان «وندی شرمن» معاون وزیر امورخارجه آمریکا، گفت: همه می‌دانند کنگره آمریکا تحت نفوذ صهیونیست‌ها است و در این مقطع ویژه که جنایت‌های رژیم صهیونیستی مورد نفرت افکار عمومی جهان قرار گرفته، آن‌ها با خبرسازی در مواردی همچون مذاکرات جامع هسته‌ای سعی می‌کنند افکار عمومی را از موضوع فاجعه انسانی در غزه منحرف کنند.
سه دلیلی که ایران از برنامه هسته‌ای خود دست بر نخواهد داشت
پایگاه اینترنتی نشنال اینترست در گزارشی به قلم «آلبرت بی وولف» کارشناس روابط بین‌الملل در مؤسسه لئونارد دیویس با عنوان «سه دلیلی که ایران از برنامه هسته‌ای خود دست نخواهد کشید»، نوشت: ۱ـ کشورهایی که برنامه هسته‌ای داشته و از آن دست کشیده‌اند، روابط نزدیکی با آمریکا داشته‌اند. هر یک از این کشورها پشت چتر هسته‌ای آمریکا پنهان شده‌اند. این کشورها در ازای تضمین امنیت‌شان از سوی آمریکا از دنبال کردن برنامه هسته‌ای خود چشم‌پوشی کرده‌اند.2 ـ زمانی که کشوری برنامه هسته‌ای خود را آغاز کند، این روند ادامه خواهد یافت. زمانی که برنامه هسته‌ای کشوری آغاز شود، تلاش برای متوقف کردن آن دشوار خواهد شد. 3 ـ هر دو طرف، مشکلاتی در زمینه تعهدات خود دارند: دو طرف به سبب بی‌اعتمادی تاریخی که به یکدیگر دارند، از این موضوع در هراسند که مورد سوء‌استفاده طرف دیگر قرار گیرند. اگر توافقنامه هسته‌ای با ایران حاصل شود، اجرای آن بسیار دشوار خواهد بود.
توافق هسته‌ای باید به مقابله با نفوذ تهران در منطقه بینجامد
مایکل سینگ، کارشناس مؤسسه واشنگتن، در جلسه استماعی در کمیسیون امور خارجه مجلس نمایندگان با موضوع بررسی پرونده هسته‌ای ایران و وضعیت گروه 1+5، تصریح می‌کند که با عقد توافقنامه جامع هسته‌ای، همه مشکلاتی که در مورد ایران وجود دارد، حل نمی‌شود و همچنان لازم است منابع و تلاش دیپلماتیک صرف مقابله با نفوذ ایران در منطقه و فراتر از منطقه شود. وی در ادامه تأکید می‌کند: مذاکره‌کنندگان ما در شرف عقد یک توافقنامه تاریخی با ایران هستند. اینکه این توافقنامه یک موفقیت تاریخی است یا یک خطای تاریخی، بستگی به پاسخ این پرسش دارد که آیا این توافقنامه این اطمینان پایدار را به‌وجود می‌آورد که ایران از دست یافتن به سلاح هسته‌ای بازداشته شده و منافع ما در منطقه تأمین می‌شود یا اینکه منطقه‌ای بی‌ثبات‌تر را ایجاد می‌کند، متحدان ما را نسبت به اقدامات ما بی‌اعتماد‌تر می‌سازد و ایران با ظرفیت هسته‌ای باقیمانده خود در آینده‌ای نزدیک تسلیحات هسته‌ای تولید می‌کند یا خیر.
امیدواری تحلیلگران غربی به پایان خوش گفت‌وگوهای هسته‌ای
در گفت‌وگوهای هسته‌ای ایران و گروه کشورهای 1+5 متشکل از آمریکا، روسیه، چین، انگلیس و فرانسه به‌اضافه آلمان، با توجه به مفاد توافق اولیه میان دو طرف موسوم به «برنامه اقدام مشترک» که در آذرماه پارسال امضا شد، همه طرف‌ها ضمن موافقت و تأکید بر ادامه گفت‌وگوها، تصمیم گرفتند تا این دوره برای مدت چهار ماه دیگر تمدید شود. بر اساس توافقی که شکل گرفت، قرار شد در این دوره چهارماهه، تهران به 2 میلیارد و 800 میلیون دلار از درآمدهای نفتی مسدود شده خود دسترسی پیدا کند و از سوی دیگر مقدار مشخصی از ذخیره اورانیوم غنی‌شده 20 درصدی خود را رقیق کرده یا به سوخت تبدیل کند. تمدید گفت‌وگوها با تحلیل‌ها و اظهارنظرهای مختلف مقام‌ها و رسانه‌های غربی روبه‌رو شده است. بیشتر کارشناسان ضمن بر شمردن برخی موضوع‌های چالشی و حل نشده تأکید دارند که روند کلی امیدوارانه بوده است و می‌توان در مدت باقیمانده، مشکلات موجود را رفع کرد.


اقتصادى
سعید مهدوی

دولت یازدهم و معظل بیکاری
بحران بیکاری و مسئله اشتغال یکی از مهم‌ترین چالش‌های اقتصادی کشور به شمار می‌رود. در دولت‌های گذشته و کنونی هرچند راهکارها و برنامه‌های متفاوتی برای این مهم ارائه شده، ولی تاکنون نه تنها نتوانسته‌اند بر معضل بزرگ بیکاری فایق آیند بلکه توان کند کردن رشد و پیشرفت آن در سطح کشور را نیز نداشته‌اند. دولت یازدهم هرچند حل معظل بیکاری را یکی از مهم‌ترین مسائل اقتصادی ـ اجتماعی می‌داند و مباحثی درباره وضعیت بیکاری و اشتغال مطرح کرده و مشغول اجرای فعالیت‌هایی به همین منظور است، اما تاکنون حرکت موثر و چشمگیری درباره مهار بیکاری که تعریف آماری داشته باشد در کشور مشاهده نشده است. از جمله برنامه‌ها و فعالیت‌های دولت یازدهم درباره معظل بیکاری که متأسفانه کوتاه‌مدت و مقطعی هستند می‌توان به دو مورد زیر اشاره کرد:
در آستانه یک سالگی دولت یازدهم، رئیس‌جمهور خبر داد تصمیمات جدیدی درباره اشتغال‌زایی گرفته شده که در صورت عملی شدن می‌توان انتظار داشت 190 هزار شغل جدید تا پایان سال [1393] ایجاد شود.
رئیس‌جمهور به وزارت کار و معاونت برنامه‌ریزی دستور داده است تا با استفاده از تمامی ظرفیت‌های دستگاه‌ها به سمت مهار بیکاری حرکت شود. در همین حال، وزارت کار به‌تازگی بسته‌ای مشتمل بر بیش از 50 راهکار عملیاتی در زمینه اشتغال‌زایی را با عنوان «تکاپو» ارائه کرده که مشتمل بر سهم دستگاه‌ها از اشتغال‌زایی و تشکیل ستادهای استانی برای شناسایی فرصت‌های محلی اشتغال‌زایی در کشور است.
بدیهی است که این برنامه‌ها و پیشنهادها برای مهار بیکاری با توجه به رکود تورمی که بر اقتصاد ایران غالب شده اصلاًً جوابگو نیست. زیرا دولت از طریق سیاست‌های پولی (انقباضی) که موجب کاهش نقدینگی در بازار می‌شود، در پی حل معظل تورم است و این راهکار به خودی خود موجب کاهش سطح اشتغال در جامعه می‌شود. در حالی که بر اساس برنامه پنجم توسعه کشور، تا سال پایانی برنامه، باید به نرخ بیکاری 7 درصدی دست یابیم و برای این منظور، سالیانه باید به میزان 1 میلیون و 100 هزار فرصت شغلی جدید در کشور ایجاد شود. یکی از مهم‌ترین الزامات دستیابی به نرخ بیکاری 7 درصدی تا سال آخر برنامه پنجم توسعه، تحقق رشد 8 درصدی تولید ناخالص داخلی در هر سال است که وضعیت رکود اقتصادی حاکم بر کشور با سیاست‌های اقتصادی دولت، نویدبخش چنین رشد اقتصادی نیست. کاهش جدی نرخ بیکاری مستلزم سرمایه‌گذاری است که با سیاست‌های کوتاه‌مدت ممکن نیست. بنابراین برای سال 93 نمی‌توان پیش‌بینی کاهش چشمگیر جدی در نرخ بیکاری داشت.
در حال حاضر، طبق آمارهای رسمی کشور حدود 2 میلیون و 500 هزار نفر بیکار مطلق عموماً زیر 30 سال در کشور داریم که بخش زیادی از این گروه بیش از 2/1 میلیون نفر را تنها فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها تشکیل می‌دهند. مجموع شاغلان کشور نیز هم‌اکنون 23 میلیون و 637 هزار نفر است، اما تعداد افراد در سن کار کشور بیش از 63 میلیون نفر است؛ بنابراین در وضعیت فعلی 40 میلیون نفر از جمعیت در سن کار کشور عملاً نقشی در جریان اقتصاد کشور ندارند و به لحاظ معیشتی به 23 میلیون شاغل وابسته هستند. سهم اشتغال‌زایی بخش کشاورزی نسبت به سال‌های گذشته کاهش یافته و به حدود 4 میلیون و 140 هزار نفر رسیده است. صنعت اشتغال 6 میلیون و 975 هزار نفر و بخش خدمات نیز اشتغال حدود 10 میلیون نفر را تأمین می‌کند. در این آمار کارهای خدماتی بیشترین سهم اشتغال را با ۳/۴۷ درصد به خود اختصاص داده است. در مراتب بعدی نیز بخش‌های صنعت با ۳۳ درصد و بخش کشاورزی با اینکه دارای ظرفیت‌های زیادی در آن هستیم با ۶/۱۹ درصد در رتبه آخر قرار گرفته‌اند. 


نداى قدس

هزینه دو میلیارد دلاری جنگ غزه برای اسرائیل
هزینه عملیات نظامی کنونی رژیم صهیونیستی در نوار غزه تا هشتم مردادماه دو میلیارد دلار برآورد شده است که خسارات بخش‌های عمومی و هزینه‌های نظامی شامل این مبلغ می‌شوند. به گزارش هاآرتص براساس گفته یک مقام ارشد سیاسی دو سوم این مبلغ مستقیماً صرف هزینه‌های نظامی و باقی مانده آن مربوط به بخش‌های اجتماعی و عمومی می‌شود. استفاده از تسلیحات و مهمات، هزینه فراخوان سربازان ذخیره و برآورد احتیاجات آنها مانند غذا، دارو و سوخت، از جمله مخارج ارتش رژیم صهیونیستی در عملیات خود در غزه است.
تأکید حماس بر تشکیل پرونده بین‌المللی مدرسه آنروا

به گزارش پایگاه خبری الرساله نت، دایره مسائل پناهندگان وابسته به جنبش حماس، با صدور بیانیه‌ای در مورد این مسئله، پیتر کرینبول هماهنگ‌کننده مسائل سازمان آنروا در غزه را به تشکیل پرونده‌ای بین‌المللی برای شروع تحقیقات در مورد بررسی جنایت رژیم اشغالگر در حمله به مدرسه آنروا در اردوگاه جبالیا دعوت کرد. حماس در این بیانیه ضمن قدردانی از تلاش‌های سازمان آنروا برای کمک به ملت مظلوم فلسطین، سکوت آنروا در مقابل جنایت رژیم صهیونیستی علیه این مدرسه را منجر به شریک شدن این سازمان در خون قربانیان این فاجعه انسانی دانست. رژیم صهیونیستی با نقض قوانین بین‌الملل، دست‌کم 15 فلسطینی پناهنده در مدرسه ابوحسین وابسته به سازمان آنروا در غزه را به شهادت رساند و بیش از صد تن دیگر را مجروح کرد.
دلیل فراخوانی 16 هزار سرباز رژیم اشغالگر

به گزارش خبرگزاری قدس به نقل از پایگاه خبری عکا، در پی اعلام فراخوانی16 هزار نیروی ذخیره صهیونیستی، کارشناسان مسائل نظامی این اقدام را نشان‌دهنده عجز کامل ارتش رژیم صهیونیستی در مقابل مقاومت دانستند و این اقدام را در تقویت نیروی رزمی ارتش این رژیم کم اهمیت دانستند. در این میان اگرچه سخنگوی ارتش رژیم اشغالگر هدف از فراخوانی این نیروها را حفظ استقامت سربازان موجود در مرزها و جایگزین کردن آنها اعلام کرد، اما در موضعی کاملاً متناقض با این مسئله اظهار داشت: این اقدام با هدف منع از هم پاشیدن نیروهای اسرائیلی در سایه شدت گرفتن جنگ و سخت بودن آن در درگیری با مقاومت فلسطینی صورت گرفته است. از سوی دیگر در پی هلاکت چهار سرباز صهیونیستی بر اثر حمله خمپاره‌ای از سوی مقاومت، رژیم اشغالگر نیروهای خود را به خطوط پشت مرزهای غزه با هدف مصون نگه داشتن آنها از اصابت خمپاره‌های مقاومت منتقل کرده است.
نظامی اسیر دارای تابعیت انگلیسی است

به گزارش مرکز اطلاع‌رسانی فلسطین، شبکه 4 انگلیس اعلام کرد: هدار گولدین، افسر اسیر اسرائیلی 23 سال سن دارد و پسرعموی موشه یعلون و دارای تابعیت انگلیسی است. او همچنین دارای سمت استوار در یگان گعفاتی و ساکن شهر کفار سابا است. گولدین در یگان ویژه تیپ نخبگان گعفاتی که در مرزهای جنوب شرقی باریکه غزه مستقر هستند نیز مشارکت دارد. این افسر صهیونیستی فارغ‌التحصیل مدرسه دینی وابسته به جنبش «بنی عاکیفا» است که جزو طرفداران جریان تندرو صهیونیستی است. پدر وی نیز فرمانده گردان ذخیره دشمن صهیونیستی است و برادرش نیز در ارتش رژیم صهیونیستی خدمت می‌کند. خانواده این استوار اسیر فلسطینی وابسته به حزب خانه یهودی به رهبری نفتالی بنت هستند.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

استمرار سرکوب و مقاومت در بحرین
قاسم غفوري

مردم بحرین 14 فوریه سال 2011 انقلابی سراسری را علیه رژیم آل‌خلیفه آغاز کردند. حرکتی مسالمت‌آمیز و بدون خشونت که تنها خواسته آن را برابری اجتماعی و پایان نظام پادشاهی و عدم وابستگی به عربستان و آمریکا تشکیل می‌داد. از آن زمان تاکنون آل‌خلیفه به جای توجه به مطالبات مردم با روش‌های متعدد به سرکوب آنان پرداخته است، به‌گونه‌ای که صدها نفر بازداشت و جمع کثیری مورد شکنجه و آزار قرار گرفته‌اند و چندین شهید بر جای گذاشته است. آل‌خلیفه حتی به کودکان نیز رحم نکرده به‌طوری که ده‌ها نفر از بازداشتی‌ها را کودکان تشکیل می‌دهند. تخریب مساجد و حسینیه‌ها و حتی انفجارهای ساختگی و محاصره برخی مناطق، تنها بخش‌های کوچکی از سرکوبگری آل‌خلیفه بوده است که همچنان ادامه دارد.
بررسی رفتارهای اخیر آل‌خلیفه نشان می‌دهد که تشدید سیاست ایجاد شکاف دینی میان شیعیان و اهل سنت از محورهای طراحی آل‌خلیفه است؛ سیاستی که حاکمان مصر، یمن، لیبی توانستند از آن برای سرکوب قیام مردم بهره گیرند. حال آنکه وحدت و یکپارچگی ملی در میان شیعه و سنی مردم بحرین، مانع از تحقق این ترفند برای نجات آل‌خلیفه از قیام مردم شد. رژیم بحرین برای برهم زدن اتحاد مردم حتی به انفجارهای ساختگی در مناطق شیعه و سنی‌نشین نیز پرداخت که البته حاصلی برای آنها نداشت.
بررسی کارنامه آل‌خلیفه در هفته‌های اخیر نشان می‌دهد که آنها تلاش دارند ابعاد جدیدی از طرح تفرفه‌افکنی و نزاع میان شیعه و سنی را اجرایی سازند. بخشی از این طرح با تخریب مساجد به‌ویژه در مراکز شیعه‌نشین صورت می‌گیرد که در بسیاری مناطق به جای مساجد، پارک‌های تفریحی احداث کرده‌اند. نکته مهم در این عرصه طرح آل‌خلیفه برای احداث بزرگ‌ترین کلیسا در بحرین است که بیشتر در چارچوب ایجاد شکاف در میان مردم و تحریک مردم به نزاع‌های دینی صورت می‌گیرد.
اقدام به جلوگیری از فعالیت جریان‌های سیاسی شیعه و تقویت جریان‌های سنی وابسته به آل‌خلیفه از دیگر حربه‌ها برای اجرای معادله ایجاد چالش‌های دینی در بحرین است. به گزارش پایگاه خبری ایلاف، وزارت دادگستری و امور اسلامی و اوقاف بحرین در بیانیه‌ای اعلام کرد که به منظور تعلیق سه ماهه فعالیت جمعیت «عدالت و توسعه» در این کشور اقامه دعوی کرده است تا در طول این مدت جمعیت مذکور به اصلاح قانونی فعالیت‌ها و اقدامات خود بپردازد. در این بیانیه آمده است، قرار است برای تعلیق فعالیت «جمعیت کار ملی دموکرات» به مدت سه ماه نیز اقامه دعوی کند تا این جمعیت طی این دوره دبیرکل خود را انتخاب کند. جمعیت «عدالت و توسعه» شامل گروهی از تکنوکرات‌هاست که بیشترشان شیعی هستند و وزارت دادگستری بحرین این جمعیت را به دلیل عدم برگزاری نشست سالیانه خود در سال 2012 و همچنین انتخابات خود در سال 2013 به مخالفت با قانون متهم کرده است. «جمعیت کار ملی دموکرات» نیز یکی از بزرگ‌ترین جمعیت‌های مخالف بحرین و متشکل از چپ‌گرایان و ملی‌گرایان عرب است. «ابراهیم شریف»، دبیرکل این جمعیت پس از آنکه به حمایت از اعتراضات در سال 2011 متهم شد، به پنج سال حبس محکوم شد. پیش از این نیز مقامات بحرینی برای تعلیق فعالیت جمعیت الوفاق، بزرگ‌ترین جمعیت شیعی مخالف در بحرین به مدت سه ماه، اقامه دعوی کردند.
هتاکی به مقدسات اسلامی از دیگر ترفندهای آل‌خلیفه است. اهانت روزنامه «البلاد» وابسته به نخست‌وزیر رژیم آل‌خلیفه به ساحت امام زمان(عج) نمودی از این رفتار است. اقدامی که البته با واکنش تند علما و مراجع شیعی و سنی مواجه و حتی به نمادی دیگر از وحدت دینی بحرینی‌ها مبدل شد. آيت‌الله شيخ عيسي قاسم از علما و گروه‌های مبارز بحرینی به همراه دیگر علما و مبارزان بحرینی با صدور بیانیه‌ای، بی‌احترامی روزنامه وابسته به رژیم آل‌خلیفه به ساحت مقدس حضرت ولی‌عصر(عج) را به شدت محکوم کرد و با مسئول دانستن رژیم منامه، اقدام مذکور را به منزله بی‌احترامی به مقدسات همه مسلمانان دانست.
مردم بحرین بی‌احترامی به ساحت مقدس حضرت ولی‌عصر (عجل‌الله فرجه‌الشریف) را به منزله توهین به همه مسلمانان و نشان‌دهنده سقوط اخلاقی و حاکم نبودن قانون و بی‌طرف نبودن نهادهای قضایی وابسته به نظام دانستند و اعلام کردند که رژیم آل‌خلیفه در این زمینه کاملاً مسئول است.
اهانت به علمای بزرگ شیعه از دیگر حربه‌های تفرقه‌افکنانه آل‌خلیفه است. «مرآة البحرین» در گزارشی در این باره آورده است: «عادل فلیفل» سرهنگ سابق دستگاه اطلاعاتی منامه، شیخ «عیسی قاسم» رهبر شیعیان بحرین را «کافر» توصیف کرد و با اشاره به دعوت این شخصیت دینی برای تشکیل شورای اسلامی «سنی ـ شیعی» مدعی شد که این شورا نیز چنانچه شکل بگیرد، کافر خواهد بود. وی با هشدار به پیروان اهل سنت نسبت به پیوستن به شورای اسلامی سنی ـ شیعی،‌ تأکید کرد که با هر فرد سنی که وارد این شورا شود به مبارزه برخواهد خاست. وی، مرجع شیعیان این کشور را به ترور تهدید کرد و افزود: ما شما را شکار خواهیم کرد، همان گونه که دوستانت را در عراق و سوریه شکار کردیم.
کشاندن پای گروهک تروریستی داعش به میدان بحرین که خصومت‌های ریشه‌ای با وحدت شیعه و سنی دارد و با کشتار شیعیان به دنبال برهم زدن این وفاق می‌باشد از دیگر حربه‌های آل‌خلیفه است.
گزارش‌ها نشان می‌دهد «عادل فلیفل» افسر سابق سرویس اطلاعاتی بحرین برای تشکیل گروه موسوم به «داعش بحرین» مأموریت یافته است. برخی منابع خبری اعلام کرده‌اند داعش بحرین هم‌اکنون به صورت مخفیانه در حال تشکیل شدن است و شامل سلفیون افراطیِ مجهز به سلاح‌های سرد است که این افراد، به ترور شهروندان شیعه و رهبران مردمی و اجرای حملات انفجاری در مناطق شیعه‌نشین بحرین خواهند پرداخت. نکته قابل توجه آنکه «سمیرة رجب» سخنگوی دولت بحرین با حمایت از تروریست‌های داعش، اشغال شهر موصل و حمله به شهرهای عراق را «انقلاب مردمی» نامیده بود که نزدیکی آل‌خلیفه با این گروه تروریستی را نشان می‌دهد.
در جمع‌بندی کلی از آنچه ذکر شد می‌توان گفت که؛ آل‌خلیفه همچنان به دنبال سناریوی ایجاد شکاف دینی در میان مردم این کشور است که محور آن را نیز هتاکی به مقدسات اسلامی و سرکوب جریان‌های شیعی تشکیل می‌دهد، حال آنکه هدف واقعی آل‌خلیفه تنها حذف شیعیان نیست؛ بلکه حذف آرمان‌های انقلابی مردم بحرین اعم از شیعیان و اهل سنت است و همانگونه که مردم و علمای این کشور هم تأکید دارند، تنها راهکار مقابله با آن را وحدت و یکپارچگی ملی است.


لايه‌هاي زيرين تروريسم دولتي غرب
علی تتماج

«تروريسم» واژه‌اي است كه در دنياي امروز به كرات به كار برده مي‌شود. واژه‌اي كه از سال 2001 و پس از حوادث 11 سپتامبر به مولفه‌ اصلي رفتاري غرب در صحنه جهاني مبدل شد كه نمود آن را در جنگ افغانستان، عراق و لشکركشي‌هاي غرب به آفريقا مي‌توان مشاهده كرد. همان زمان جرج بوش، رئيس‌جمهور سابق آمريكا در گزارشي به كنگره نام مجموعه‌اي از كشورها همچون عراق، افغانستان، ليبي، سودان، جمهوري اسلامي ايران، سوريه، كره شمالي را به عنوان محور شرارت يا حامي و محور تروريسم معرفي و بر جنگ با آنها تأكيد كرد. رويكردي كه بعدها به راهبرد جهاني آمريكا مبدل شد. هر چند كه اوباما رئيس‌جمهور كنوني آمريكا با ادعاي پايان مبارزه با تروريسم و رويكرد ديپلماتيك وارد كاخ سفيد شد كه بررسي كارنامه پنج ساله وي نيز نشانگر استمرار همان روند دوران گذشته يعني حضور نظامي در جهان و اتهام‌زني به كشورها با بهانه تروريسم است.
بررسي كارنامه آمريكا در دوران اوباما نشان مي‌دهد كه تروريسم دولتي آمريكا در ابعاد متعددي در حال اجراست، هر چند در ظاهر ادعاي صلح‌طلبي را مطرح مي‌سازد.
بخشي از اين تروريسم را در عملكردهاي دستگاه‌هاي اطلاعاتي و امنيتي آمريكا مي‌توان مشاهده كرد. برای نمونه اسناد ويكي‌ليكس و اسنودن نشان مي‌دهد كه آمريكا از ميلياردها نفر در جهان حتي از مقامات كشورهای هم‌پیمانش نیز جاسوسي كرده و حريم خصوصي آنها را نقض كرده است. در اين ميان بسياري كه حتي جرم‌شان هرگز اثبات نشده توسط دستگاه‌هاي امنيتي آمريكا ترور و يا به زندان‌هاي مخفي آمريكا در مناطق مختلف جهان منتقل شده‌اند. رسوايي زندان‌هاي مخفي آمريكا در انگليس و لهستان نمودي از اين رفتار است.
آمريكا در سال‌هاي اخير از كوچك شدن ارتش و جايگزيني شركت‌هاي امنيتي خصوصي سخن گفته است. هر چند كه ادعا دارد با اين اقدام ميزان عمليات نظامي‌اش در جهان كاهش مي‌يابد، اما اسناد نشانگر ادامه جنايات ارتش آمريكا توسط شركت‌هاي خصوصي است. پرونده جنايات بلك واترها در افغانستان، عراق، امارات و... را مي‌توان نمودي از اين مسئله دانست. به اذعان نهادهاي بين‌المللي شركت‌هاي خصوصي نمادي از تروريسم دولتي آمريكا هستند كه با ادعاي خصوصي بودن، كشتار و ترور مخالفان آمريكا را اجرايي مي‌سازند. البته استفاده آمريكا از پهپادها براي ترور مخالفان را نيز بايد به اين بعد از تروريسم افزود.
يكي از لايه‌هاي پنهان تروريسم دولتي آمريكا را در حمايت اين كشور از عاملان و حاميان تروريسم در جهان مي‌توان جست‌وجو كرد. آمريكا سالیانه 1/3 ميليارد دلار كمك نظامي و تسليحاتي به رژيم صهيونيستي مي‌دهد؛ رژيمي كه تنها شاخصه آن كشتار هزاران انسان بي‌گناه در فلسطين و ترور مخالفان در منطقه است. جنگ اخير غزه نمودي عيني از اين تروريسم است كه با حمايت آشكار آمريكا صورت گرفته است.
فروش تسليحات و حمايت از ارتجاع عربي كه حامي و عامل گروه‌هاي تروريستي در منطقه هستند بعد ديگر تروريسم دولتي آمريكا است. گزارش‌ها و اسناد نشان مي‌دهد كه آمريكا، انگليس، فرانسه و آلمان ميلياردها دلار تسليحات به كشورهايي مانند عربستان، قطر و امارات مي‌دهند كه در نهايت در اختيار گروه‌هاي تروريستي نظير داعش، النصره، القاعده، بوكوحرام و... براي كشتار مردم بي‌گناه قرار مي‌گيرد. هر چند كه در ظاهر كشورهاي عربي عاملان تسليح اين گروه‌ها معرفي مي‌شوند، اما در اصل اين كشورهاي غربي هستند كه از يك‌سو درآمدهاي كلاني از فروش تسليحات به كشورهاي عربي كسب مي‌كنند و از سوي ديگر به واسطه ارتجاع عربي و تسليح تروريست‌ها، اهداف غرب در جهان را با محوريت كشتار مسلمانان اجرا مي‌سازند.
تكميل‌كننده اين روند حمايت‌هاي مستقيم آمريكا از گروه‌هاي تروريستي در قالب گروه‌هاي معارض فعال در كشورها است. برای نمونه كشورهاي غربي طی سه سال گذشته از گروه‌هاي تروريستي در سوريه با ادعاي حمایت از مردم! مخالف نظام حاكم بر اين كشور حمايت‌هاي مالي و تسليحاتي مي‌کنند. در تحولات اخير عراق نيز اسناد از همكاري كشورهاي غربي با بعثي‌ها براي بحران‌سازي در اين كشور حكايت دارد. نكته قابل توجه آنكه، بخشي از لايه‌هاي پنهان حمايت غرب از تروريسم را ايجاد فضاي منفي سياسي در كشورها براي زمينه‌سازي جهت فعاليت تروريست‌ها تشكيل مي‌دهد. برای نمونه در ماه‌هاي اخير آمريكايي‌ها و انگليسي‌ها با ادعاي تشكيل دولت وحدت ملي، به ايجاد شكاف در ميان جريان‌هاي سياسي عراق پرداخته و حتي تحريك اكراد براي جدايي از عراق واحد را به جد پيگيري کرده‌اند كه نتيجه آن تحليل قدرت دفاعي عراق در مناقشات سياسي و فضاسازي براي تروريست‌هاي بعثي ـ تكفيري براي سلطه بر بخش‌هايي از عراق است.
آنچه در بالا ذكر شد بخش‌هاي كوچكي از مجموعه تروريسم دولتي كشورهاي غربي است كه با واسطه و يا به صورت مستقيم صورت مي‌گيرد. رفتارهايي كه نشانگر ماهيت ضد بشري غرب است كه براي رسيدن به مقصود مهم‌‌ترين مولفه خود را اجراي تروريسم دولتي در اشكال مختلف قرار داده، هر چند كه در ظاهر ادعاي مبارزه با تروريسم را سر مي‌دهد.


از نگاه دیگران

چيزي که سکوت در برابر آن جايز نيست
سکوت مصر در قبال اقدامات رژيم صهيونيستي در نوار غزه که مي‌توان از آن برداشتي حتي رضايت‌آميز داشت، توجيه‌ناپذیر است. من درباره ديدارهاي ديپلماتيکي که چيزي در مورد محتواي آنها نمي‌دانيم صحبت نمي‌کنم، بلکه درباره موضعي قاطع صحبت مي‌کنم که هم‌اکنون درخور مصر است و اين کشور بايد در برابر حدود 15 مورد کشتار اخير اتخاذ کند.
مصر بايد در برابر اين نسل‌کشي عليه ملت فلسطين که در آن به قتل و کشتار آنها بسنده نشده، بلکه به تخريب منازل و بيمارستان‌ها و زيربناهاي خدماتي و مساجد هم رسيده است، موضعي شفاف و تعيين‌كننده داشته باشد. رژيم صهيونيستي مي‌خواهد با اين رفتارها نوار غزه را به يك جهنم مبدل كند.
اين رژيم تنها با حماس نمي‌جنگد، بلکه غيرنظاميان را هدف قرار داده و به نظر مي‌رسد عبارت مجازات دسته‌جمعي در براي چنين رفتاري بسيار فريبنده و کوچک است. آنچه رژيم صهيونيستي انجام مي‌دهد فراتر از اين مرزهاست.
هنگامي که تصاوير شجاعيه پس از تخريب و کشتار و پر از اجساد متلاشي شده از جمله کودکاني که جمجمه‌هاي آنان متلاشي شده مشاهده مي‌شود و هنگامي که ديده مي‌شود آمبولانس‌ها هدف قرار مي‌گيرند تا نتوانند زخمي‌ها را جابه‌جا کنند و زماني که خيل خانواده‌هاي از ميان رفته که از آنها چيزي به جاي نمانده، خودنمايي مي‌کند، غير از اين نکته به ذهن متبادر نمي‌شود و آن اينكه نمي‌توان اين امور را صرفاً مجازاتي دسته‌جمعي ناميد.
آرزو داشتم که اي کاش مصر نيز در اين باره همگام با مردم دنيا موضعي شفاف داشت و بيانيه‌اي قوي در مخالفت با جنايات اسرائيل(رژیم صهیونیستی) و رد آنها صادر مي‌کرد. اين کشور مي‌خواهد در شرايط تجاوز رژيم صهيونيستي به نوار غزه اقدامي انجام ندهد که رابطه دو طرف را تحت تأثير منفي قرار دهد!
آرزو مي‌کردم که اي کاش مصر موضع مهم پیشینش را در مورد «خشونت متقابل» و «تجاوزات» دو طرف صهيونيستي و فلسطينی تغيير دهد! حتي اگر هم پیشتر چنين چيزي گفته شده است شرايط فعلي نيازمند گفتمان ديگري است و بايد سخنان را به عمل تبديل کرد.
اگرچه بيانيه اخير وزارت خارجه مصر (18/7/2014) درباره محکوميت عمليات نظامي صهيونيستي، گامي مثبت و مهم‌تر از اقدامات سابق آن محسوب مي‌شود، ولي اين بيانيه نيز بيشتر جنبه نصيحت‌گرانه دارد تا دفاع از مردم فلسطين! مقايسه اين لحن با خشونت جنون‌آميزي که پس از آن روي داد، نشان مي‌دهد که رژيم صهيونيستي نه‌تنها آن را جدي نگرفت بلکه با بي‌اعتنايي به آن، اين بيانيه را تحقير کرد.
اگرچه روابط قاهره و حماس دستخوش تنشي شده و حتي کانال‌هاي ارتباطي با آن بسته شده، اما در وضعيت حال، اين کانال‌ها براي ارتباط با صهيونيست‌ها باز شده و اين از نشانه‌هاي قيامت است! من هيچ دليل قانع‌کننده‌اي براي ممانعت از ورود پزشکان به نوار غزه پيدا نكردم.
همچنين نمي‌خواهم آنچه را که درباره سوءرفتار با زخميان فلسطيني که اجازه عبور از گذرگاه رفح به آنها داده شده، مي‌شنوم و بازجويي و تحقيق از آنان را باور کنم! به‌علاوه نمي‌خواهم ارسال غذاهايي كه تاريخ مصرف آنها گذشته را به غزه باور کنم. مبارزه غزه تنها دفاع از استقلال ملت فلسطين نيست، بلکه دفاع از مرزهاي شرقي مصر نيز هست و از اين رو نبايد در قبال تخريب نوار غزه و پاره‌پاره کردن آن سکوت کرد. در صورت سکوت درباره این امر، در دفاع از امنيت مصر و امنيت امت عربي نيز کوتاهي شده است.
منبع: الشروق
نويسنده: فهمي الهويدي
مترجم: سحر دولتيان  


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا630

2000 سانتریفیوژ نسل اول برای ایران کافی است
باشگاه خبرنگاران‌: «رابرت آینهورن» در گفت‌وگو با شبکه بی‌بی‌سی با تأکید بر اینکه آمریکا حاضر است برای تحقیق و توسعه، به ایران امتیازاتی بدهد، افزود نیاز مبرم ایران به غنی‌سازی اورانیوم در آینده نزدیک برای تامین سوخت تعدادی از رآکتورهای آزمایشی است ولی برای تأمین این سوخت، نیازی به غنی‌سازی با ابعاد کنونی نیست. آینهورن درباره ابعاد برنامه هسته‌ای ایران و تعداد سانتریفیوژ مورد قبول برای آمریکا هم گفت برای دوره زمانی توافق که باید دوره‌ای به نسبت طولانی یعنی بین پانزده تا بیست سال باشد‌، برای ایران کافی است که حدود 2000 سانتریفیوژ از نوع نسل اول داشته باشد یا تعدادی کمتر اگر بخواهد از سانتریفیوژهای پیشرفته‌تر استفاده کند ولی فقط چندهزار تا برای نمونه 2000 تا 4000 تا.
جنجال‌سازي ضد ايراني رئیس کمیته اطلاعات کنگره آمریکا
باشگاه خبرنگاران: «مایک راجرز» نماینده جمهوری‌خواه آمریکایی کنگره آمریکا و رئیس کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان در برنامه‌ای در شبکه ای «بی‌سی‌نیوز» آمریکا از حمایت ایران از حماس انتقاد کرد. وی درباره اینکه قطر از سوی دیگر، متحد آمریکاست گفت این موضوعی است که مسائل منطقه‌ای را تا این اندازه جالب می‌کند. از یک سو ایران و از سوی دیگر قطری‌ها را داریم که از حماس حمایت می‌کنند. برای همین هم ترکیب تا این اندازه خطرناک است. رئیس کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان آمریکا مدعی شد در عین حال موضوع نگران‌کننده نیز این است که آمریکا موافقت کرده است به ایران دو میلیارد‌و‌۸۰۰ میلیون دلار دیگر از اموال مسدود شده‌اش را بدهد، زیرا مذاکرات اتمی تمدید شده است.
کلینتون: غنی‌سازی در ایران
به رقابت تسلیحاتی در منطقه منجر می‌شود!
فارس: وزیر خارجه سابق آمریکا با بیان این ادعا که غنی‌سازی در ایران به رقابت تسلیحاتی در خاورمیانه[غرب آسیا و شمال آفریقا] منجر می‌شود، گفت غنی‌سازی در ایران باید تا مدت‌های طولانی در ایران بسیار محدود یا حتی در حد صفر بماند. «هیلاری کلینتون» وزیر خارجه سابق آمریکا روز یکشنبه در گفت‌وگو با شبکه خبری «سی‌ان‌ان»، مدعی شد هرگونه غنی‌سازی در ایران به آغاز رقابت تسلیحاتی در خاورمیانه منجر می‌شود.وی که در برنامه‌ای به میزبانی «فرید زکریا» صحبت می‌کرد، گفت: «قویاً معتقدم که بسیار مهم است که دست‌کم برای مدتی طولانی، غنی‌سازی بسیار محدود یا در حد صفر باشد، چراکه فکر می‌کنم هرگونه غنی‌سازی به آغاز رقابت تسلیحاتی در خاورمیانه منجر می‌شود.»
ایرانی‌ها در خریدن وقت اضافه برنده شده‌اند
تسنيم: رئیس کمیسیون روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در نشستی با حضور معاونان وزرای خارجه و خزانه‌داری، در خصوص نتایج تمدید مذاکرات هسته‌ای ایران، ابراز تردید کرد.«اد رویس» رئیس کمیسیون روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا در واکنش به تمدید چهار ماهه مذاکرات هسته‌ای ایران با گروه 1+5 و در نشستی موسوم به «مذاکرات هسته‌ای ایران از تمدید تا توافق نهایی» مدعی شد: گمان نمی‌کنم تمدید این مذاکرات، پیشرفتی محسوب شود. به‌نظر می‌رسد ایرانی‌ها در خریدن وقت اضافه برنده شده‌اند. چنین حالتی به این معناست که ایران با داشتن سانتریفیوژهای در حال گردش، معتقد است که زمان به نفع او در حال جریان است.
طرح 8/2 میلیارد دلاري سنا عليه ايران
خبرگزاری فارس: سناتورهای آمریکایی طرحی ارائه کرده‌اند که اختیار دادن 8/2 میلیارد دلار اموال مسدود شده ایران را از کاخ سفید سلب می‌کند. سناتورهای آمریکایی در حال آماده‌سازی طرحی هستند که به موجب آن اختیارات کاخ سفید برای دادن 8/2 میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده ایران طی مهلت تمدید شده توافق موقت هسته‌ای محدود خواهد شد. قانونگذاران از کاخ سفید خواسته‌اند تضمیمن کند تهران از این اموال برای پیشبرد تروریسم استفاده نخواهد کرد.
شرمن: مذاكره با ايران پيچيده‌ترين مذاكره است
خبرگزاری مهر‌: معاون وزیر خارجه آمریکا و مسئول تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای آمریکا در سخنانی درباره مذاکرات هسته ای گفت: این پیچیده ترین مذاکره‌ای است که من تاکنون دیده‌ام. «وندی شرمن» در گفت‌وگو با شبکه تلویزیونی «سی‌ان‌ان» گفت: همان‌طور که باراک اوباما رئیس‌جمهور آمریکا گفته، وی معتقد است یک مبنای معتبر (قابل قبول) برای ادامه این گفت‌وگوها وجود دارد. من فکر می کنم در همه این مذاکرات افراد تلاش می‌کنند نگرانی جامعه بین‌المللی درباره برنامه هسته‌ای ایران را برطرف کنند و اطمینان یابند برنامه آنها کاملاً صلح‌آمیز باشد. مخاطرات نسبتاً بالا است و ما لازم است هرکاری را که از راه دیپلماتیک می‌توانیم، انجام دهیم و تلاش کنیم به جامعه جهانی تضمینی را که به‌دنبال آن است، بدهیم و ایران باید بتواند حرف‌های خود را با عمل واقعی و قابل راستی‌آزمایی یکی کند.


هویت 371

آمريكا: «اف‌‌بی‌آی» مسلمانان را به تروریسم ترغیب می‌کند!
دیده‌بان حقوق بشر سازمان ملل در گزارشی نوشت که پلیس فدرال آمریکا موسوم به «اف‌بی‌آی»، مسلمانان آمریکا را ترغیب می‌کند تا عملیات تروریستی صورت دهند. بر اساس این گزارش، اف‌بی‌آی پس از حملات 11 سپتامبر، مسلمانان آمریکا را به طراحی حملات تروریستی ترغیب کرده و حتی در برخی موارد هزینه انجام آن را پرداخت کرده است. دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی که به‌تازگی منتشر کرد به نتیجه بررسی‌های خود از 27 مورد عملیات معروف به «عملیات نیش» اشاره کرده است. در این عملیات‌ها اداره تحقیقات فدرال آمریکا به طور محرمانه برای مقابله با تروریست‌های احتمالی وارد عمل می‌شود. دیده‌بان حقوق بشر در این گزارش اعلام کرد که اف‌بی‌آی در برخی موارد با ارائه پیشنهاد یک اقدام تروریستی یا تشویق فرد مورد تحقیق به انجام اقدام تروریستی، می‌‌توانسته شهروندان بی‌گناه را به تروریست تبدیل کرده باشد.
اروپا: هشدار سازمان ملل درباره مرگ مهاجران
آنتونیو گوترس در ادامه اعتراض به نقض حقوق مهاجران در کمیساریای عالی آوارگان سازمان ملل متحد اقدام فوری کشورهای اروپایی را با توجه به افزایش شدید شمار مهاجرانی که از دریای مدیترانه عبور می‌کنند، خواستار شد. کمیسر عالی آوارگان سازمان ملل متحد در بیانیه‌ای اعلام کرد: «جان باختن 260 نفر در کمتر از 10 روز در شرایط هولناک نشان می‌دهد که بحران در مدیترانه تشدید شده است.» وی افزود: «کشورهای اروپایی برای جلوگیری از تشدید این فاجعه باید تا پایان سال فوراً اقدام کنند.» گوترس از دولت‌های اروپایی خواست عملیات امدادی خود را تقویت، زمینه را برای دسترسی سریع به روند پناهندگی برای کسانی که نیازمند محافظت هستند، فراهم و جایگزین‌های قانونی را برای عبور خطرناک از مدیترانه پیدا کنند. گزارش‌ها نشان مي‌دهد كشورهاي اروپايي به صورت نظام‌مند به نقض حقوق مهاجران مي‌پردازند.
فرانسه: مقابله با آزادي بيان
فرانسه از جمله كشورهايي است كه ادعاي آزادي بيان سر داده و با اين ادعا در امور ساير كشورها دخالت مي‌كند، حال آنكه به كرات مي‌توان موارد نقض آزادي بيان را در اين كشور مشاهده كرد. برای نمونه در حالي كه مردم فرانسه خواستار برگزاری تظاهرات در حمايت از فلسطين بودند، وزارت کشور فرانسه، به آتش کشیدن پرچم رژیم صهیونیستی را ممنوع کرد. پلیس فرانسه نیز اعلام کرده است تظاهرات ضد اسرائیلی و تظاهرات در حمایت از فلسطینی‌ها ممنوع است. سازمان‌دهندگان چنین تظاهراتی، علیه مقامات فرانسوی شکایت کرده‌اند. در تظاهرات‌هايی كه در حمایت از مردم غزه برگزار شده، پلیس از گاز اشک‌آور برای متفرق کردن تظاهرکنندگان استفاده کرد. شانزده نفر در این تظاهرات دستگیر شدند. این در حالی است که بر اساس قوانین فرانسه، مردم این کشور از حق آزادی بیان و حق برپایی تجمع مسالمت‌آمیز برخوردارند.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

غرب و نگاه‌ها به تمدید مذاکرات هسته‌ای با ایران
ایران و گروه 1+5 توافق کردند که مهلت مذاکرات جامع را برای یک دوره چهار ماهه منتهی به سوم آذر، تمدید کنند. بیانیه مشترک «محمدجواد ظریف» و «کاترین اشتون» نیز تأکید داشت که طرفین طی هفته‌‌های آینده و به اشکال مختلف گردهم آمده و مذاکرات را ادامه ‌دهند. براساس این بیانیه، اجرای برنامه اقدام مشترک تا 24 نوامبر 2014 که مطابق با زمانبندی پیش‌بینی شده در برنامه است ادامه خواهد یافت. در همین راستا و برای بررسی موضع کشورها و بازیگران روبه‌روی ایران، این موضوع تجزیه و تحلیل می‌شود.

علل عدم نتیجه مذاکرات در دور نخست
یکی از مهم‌ترین عواملی که موجب شد این مرحله به نتایج کاملاً ملموس نرسد، توقع دولت‌های اروپایی و گروه ۵+۱ (که از سال‌ها پیش تاکنون توقع زیادی از ایران دارند) است. در واقع انتظار برآورده شدن مسائلی را داشته‌اند که با حقوق بین‌الملل مطابقت نداشته و ندارد. در حالی که از کشوری که سازمان بین‌المللی انرژی هسته‌ای به حق طبیعی و صلح‌آمیز بودن تحقیقات هسته‌ای‌اش اشاره داشته، نمی‌توان خواست به پژوهش‌های خود ادامه ندهد.
لذا این امر از موضوعاتی است که دولتمردان ایران و تیم مذاکره‌کننده بر آن تأکید کرده‌اند. نکته دیگر تحریم‌ها است. تحریم‌ها در چندین مرحله بر ضد ایران اعمال شده است و برداشتن این تحریم‌ها زمانبر بوده و نیاز به یک سری عوامل و بسترهای لازم دارد. یعنی رفع تحریم‌ها بدان گونه نیست که با دستور اوباما انجام شود، بلکه باید از مجاری گوناگون برداشته شود.
در این راستا تأکید ایران بر رفع تحریم‌ها است. جدا از این، هر چند کشورهای اروپایی به این نتیجه رسیده‌اند که باید با ایران مدارا کنند؛ اما در اثر سیاست‌های چند سال گذشته خود (که افکار عمومی خود را بر ضد ایران شورانده بودند)، برگشت از این مرحله و اقناع افکار عمومی برای آنان کار چندان ساده‌ای نیست.
در همین راستا اکنون افکار عمومی اروپا به این نتیجه رسیده که دولت‌های اروپایی و به ویژه آمریکا باید در همه موارد با ایران به توافق برسند. چنانچه این موضوع را می‌توان در مطبوعات و رسانه‌های اروپایی دید. برای نمونه یکی از معتبرترین هفته‌نامه‌های آلمان در صفحه نخست خود مقاله مفصلی در مورد ایران نوشته و اتهامات وارد شده به ایران را آورده و بدان پاسخ داده و خطاب به اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها گفته است که در مورد ایران اشتباه می‌کردید و اکنون وقت تجدید نظر در مورد روابط با ایران است. همچنین به مسائل مختلف عراق، غزه، لبنان و افغانستان اشاره و به اروپایی‌ها توصیه کرده است که باید پذیرفت که ایران مهم‌ترین بازیگر منطقه است و بدون ایران نمی‌توان کاری کرد.
در واقع افکار عمومی در اروپا در چند ماه گذشته به این نتیجه رسیده است که اگر به توافق با ایران نرسند، در حقیقت چالش و مانع اصلی این امر، غرب و زیاده‌خواهی‌های آن از ایران (که از نظر حقوق بین‌الملل هم درست نیست) است. لذا باید به نوعی با ایران همکاری کنند. گذشته از این هیئت‌های اروپایی و غربی در مذاکرات چندان قدرت نداشتند که در مورد مذاکرات تصمیم‌گیری کنند. این موضوع موجب سخت شدن گفت‌وگو‌ها شد. چنانچه اگر به مذاکرات توجه کنیم، زمانی که وزرای پنج کشور در وین حاضر بودند، وزیر خارجه آمریکا در زمان برگشت به کشورش گفت که گفت‌وگوهای وین را باید با شخص رئیس‌جمهور آمریکا مطرح کنم. بنابراین دو طرف به این نتیجه رسیدند که گفت‌وگوها ادامه یابد.

اروپا و نگاه به بن‌بست در مذاکرات
تمدید مذاکرات نشان می‌دهد که مذاکرات به بن‌بست نرسیده و هنوز راهی برای رسیدن به توافق وجود دارد. یعنی از گفت‌وگوهای دو طرف هم می‌توان این امر را نتیجه گرفت. دو طرف به این امر دست یافته‌اند که امکان دستیابی به توافق کامل وجود دارد، اما نیاز به زمان بیشتری است. موضوع دیگر این است که درخواست‌های ایران منطقی است و طرف مقابل باید دیر و یا زود این امر را بپذیرد. همچنین درخواست‌های زیاده‌خواهانه آنها از ایران عملی نیست.
باید گفت وقتی که آقای آمانو در کنفرانسی اعلام کرد که ایران همکاری کاملی با آژانس داشته است، بهانه عدم همکاری ایران از دست رفته است. در همین راستا نگاه به موضوع مذاکرات برد ـ باخت نیست، بلکه برد ـ برد است. اکنون باید گفت کشورهای اروپایی و آمریکایی به این نتیجه رسیده‌اند که در هر صورت باید با ایران به توافق برسند، لذا نیاز به گفت‌وگوهای بیشتری وجود دارد تا حد و حدود امتیازدهی مشخص باشد.
در همین حین نیز مطبوعات اروپایی به این نکته توجه می‌کنند که توافق با ایران کار سختی است، چراکه ایرانیان گفت‌وگوگران ماهری هستند. همین امر هم روند گفت‌وگو‌ها را کند می‌کند.
تفاوت دیگر اروپایی‌ها و آلمان
در مذاکرات هسته‌ای
با اینکه بزرگ‌ترین اقتصاد اروپا را دارد و قدرتمندترین کشور اروپایی است، اما در این مورد موضع بی‌طرفی گرفته است و تمایل دارد به ایران با توافق برسد. همچنین آلمان بازیگری است که با وجود شرکت در گفت‌وگوها، سنگ‌اندازی نمی‌کند. چنانچه در زمان حضور شش وزیر خارجه در وین، وزیر خارجه آلمان گفت به آلمان برمی‌گردد و فوتبال تماشا خواهد کرد.
از طرف دیگر، فرانسه در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری‌های سیاسی بسیاری در کشورهای عربی و شورای همکاری خلیج‌فارس کرده و مواضعش در مورد سوریه، لبنان و... با مواضع امروز اتحادیه اروپا در تضاد است. در حقیقت فرانسه وزن سیاست خود را بر کشورهای عربی متمرکز کرده و برگشت از این امر برای فرانسه ساده نیست.
در این بین، کشورهای عربی هم فرانسه را تحت فشار قرار می‌دهند تا موضع سرسخت‌تری در مورد ایران بگیرد. انگلیس به عنوان یکی دیگر از مذاکره‌کنندگان اروپایی، کاملاً به مسائل منطقه آشنا است و می‌توان گفت این کشور در این فریند به نوعی دنباله‌رو آمریکا است. یعنی انگلیس و آمریکا دارای مواضع بسیار نزدیکی هستند.
نگاه بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی
به تمدید مذاکرات هسته‌ای ایران
نگاه کلی بازیگران بر این مبنا است که مذاکرات به مرحله‌ای رسیده که امکان سازش وجود دارد ولی قطعی نشده است. یعنی اگر مذاکرات تمدید نمی‌شد و وقتی را مشخص نکرده بودند، وضعیت متفاوت بود.
اما با توجه به مهلت چهار ماه (تا نوامبر)، در چند هفته آینده باز دو طرف با هم گفت‌وگو می‌کنند. توافق جامع پس از این همه سال، کار ساده‌ای نیست. نکته دیگر، مورد توجه قرار گرفتن فتوای مقام معظم رهبری در مورد سلاح هسته‌ای است. هر چند اروپایی‌ها درکی از مسائل فقهی ما ندارند، اما در نظر بسیاری از آنها، این سخن و فتوا، حرف آخر است.
در بعد دیگر، موضع روسیه و چین موضعی الزاماً بی‌طرفانه است. آنها بازیگران اصلی گروه ۵+۱ نیستند. چین و روسیه هر دو از تحریم ایران سودهای سرشاری برده‌اند و از سوی دیگر هم نمی‌خواهند روابط خود با ایران را بر سر این موضع بر هم زنند. در نتیجه تلاش می‌کنند تا موضع میانی اتخاذ کنند.
از طرف دیگر، رهبران رژیم صهیونیستی درباره تمدید مذاکرات هسته‌ای گفته‌اند که تمدید مذاکرات از یک توافق بد بهتر است. در این حال، رژیم صهیونیستی در شرایط کنونی به شدت درگیر بحران غزه و با آن دست به گریبان است. دولت عربستان هم ‌اکنون از این مسئله می‌هراسد که در صورتی که ایران با کشورهای غربی به نوعی توافق برسد، نقش عربستان در چند سال گذشته در منطقه از دست می‌رود.
در حقیقت عربستان در چند ماه اخیر درک کرده است که وزنه‌اش به شدت در حال سبک شدن است و به همان نسبت، وزنه ایران درحال سنگین شدن است. در عین حال سیاست عربستان و نوع حمایت این کشور از گروه‌های تروریستی، از دید غرب مخفی نمانده است؛ لذا ریاض به هیچ وجه تمایلی به تمدید و به نتیجه رسیدن مذاکرات ایران با غرب ندارد.
در همین حین نیز بیانات مقام معظم رهبری به آقای روحانی و تأکید بر اینکه باید روابط با همسایگان را به حد مطلوب رساند، نشان می‌دهد که ایران تلاش خواهد کرد به نوعی با عربستان گفت‌وگو کند و عربستان را به سمتی ببرد که احساس خطری از جانب ایران نکند. گذشته از این، قطر هم خود را از این موضوع کنار می‌کشد.
در واقع غرب هم متوجه این امر شده که رویکرد کشورهای عربی در شمال آفریقا، ممکن است به مرور زمان، خطری برای اروپا باشد. در این بین فقط یک کشور در منطقه بازیگر اصلی است که بدون آن، هیچ پیشرفتی در منطقه حاصل نمی‌شود و آن ایران است. این موضع را افکار عمومی اروپا درک کرده و همسایگان ما هم در حال پذیرفتن آن هستند. در واقع همین که ما گفت‌وگو می‌کنیم، نشان می‌دهد که ما در حقیقت آمادگی داریم که به عنوان بازیگر اصلی منطقه، نقش ایفا کنیم.

چالش‌های فراروی آینده مذاکرات
در واقع افکار عمومی غرب از دولتمردان خود می‌خواهد تا با ایران به توافق برسند. این امر کاملاً در غرب و در تمام مطبوعات غربی مورد توجه است. شاید نود درصد خوانندگان روزنامه‌ها و رسانه‌های غربی این پرسش را مطرح می‌کنند که چرا غرب نمی‌خواهد با ایران به توافق برسد؟ چرا باید غرب در راه رسیدن به توافق سنگ‌اندازی کند؟
باید گفت در حقیقت اقناع افکار عمومی غرب زمانبر است و دولتمردان غربی به این وضع توجه اساسی دارند که بر دروغ‌هایی که طی سال‌های اخیر در مورد ایران گفته‌اند سرپوش گذارند. در واقع این پرسش مد نظر افکار عمومی غرب است که چرا تمام سخنان پیشین در مورد ایران واقعیت نداشته است؟ لذا این امر یکی از چالش‌های اصلی غرب در آینده مذاکرات هسته‌ای است. چالش مهم دیگر، بحث تحریم‌هاست. نزدیک به 70 درصد تحریم‌های یک‌جانبه‌ای که آمریکا علیه ایران اعمال کرده است، مصوبه کنگره را دارد و به نوعی تصمیم‌گیری درباره لغو آن باید با رضایت کنگره باشد، لذا یکی از موضوعات مهم برای ایران، سرنوشت تحریم‌های اعمالی از سوی آمریکا است.

دکترین دفاعی و تسلیحاتی ایران
و نقش آن در مذاکرات
دکترین دفاعی و تسلیحاتی ایران ربطی به گفت‌وگوها ندارد. ما کشور مستقلی بوده و مسائل راهبردی خود را تعیین می‌کنیم و کسی نمی‌تواند به ما در مسائل دفاعی دیکته کند. یعنی تأکید تیم مذاکره‌کننده کشورمان، کوتاه نیامدن در این حوزه است. چنانچه غربی‌ها هم این مسئله را درک کرده‌اند که ایران حاضر به مذاکره در این مورد نیست. یعنی نمی‌توان از کشوری خواست که مسائل امنیتی و دفاعی خود را برای دیگری روشن کند. در واقع غربی‌ها در آغاز، سطح خواسته‌ها را چنان بالا نگه داشتند که برای پایین آوردن آن، به زمان احتیاج دارند.

چشم‌انداز مذاکرات هسته‌ای
غیر از غنی‌سازی و تعداد سانتریفیوژهای ایران، موضوعات دیگری از جمله رآکتور آب‌سنگین اراک، تأسیسات فردو، تحریم‌های اعمالی علیه ایران، مهم و محل اختلاف ایران و گروه 1+5 است. در این بین دو طرف در طی چهار ماه بر روی موارد جزئی بیشتر با هم گفت‌وگو خواهند کرد.
دکتر عباس لقمانی
کارشناس مسائل سیاسی
 


نگاه یک
علی اسماعيلی

فکر نمی‌کنید کمی دیر شده است...؟!
هفته گذشته سیدهادی خامنه‌ای از چهره‌های معروف اصلاح‌طلب در مراسم سخنرانی شب بیست‌وسوم رمضان در حسینیه دارالزهرا(س) از خیانت بزرگ و تلخ فتنه‌گران ۸۸ در طرح شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» تبری جسته و در اظهاراتی جالب و البته دیرهنگام گفت: «عده‌ای گفتند فلان جریان وابسته به اصلاحات شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» سر داده است، این یک دروغ شاخدار است... این دروغی است که به اصلاح‌طلبان بسته‌اند، ... ما باید با اظهارات‌مان، با بیانیه‌ها و ابزارهایی که در اختیار داریم این دروغ را تکذیب کنیم...» اینکه آقای هادی خامنه‌ای و احیاناً جریانات فکری وابسته به اصلاحات پس از سال‌ها از گذشت آن حرکت زشت و خیانت‌آمیز فتنه‌گران حامی اصلاحات، این اقدام را رد کرده و خواهان موضع‌گیری اصلاح‌طلبان در این باره شده و از آنان می‌خواهد تا این دروغ! را تکذیب کنند، گرچه دیر است، اما اقدامی مبارک است. اما اینکه، چرا ایشان و طیف اصلاح‌طلبان، امروز و با تأخیر چند ساله، به فکر تکذیب این موضوع مهم افتاده‌اند، دلایلی دارد که این نوشتار برخی از آن دلایل را برمی‌شمرد.
۱ ـ ترمیم چهره مخدوش اصلاحات
در هشت ماه فتنه‌گری فتنه‌گران حامی اصلاحات، آنان آنچنان اقدامات ضدانقلابی و ضد منافع ملی‌ای از خود بروز دادند که به مرور، مردم واقعیت این فتنه‌گری‌ها و سران پنهان و آشکار آن را به خوبی شناختند. سران پیدا و پنهانی که همگی، وابسته به جریان اصلاحاتند و حتی علناً نیز از این‌گونه فتنه‌گری‌ها حمایت می‌کردند. این شعار هواداران فتنه و همچنین شعار مرگ بر روسیه به جای مرگ بر آمریکا و اسرائیل! یکی از خیانت‌های بزرگی بود که چهره اصلاح‌طلبان را برای همیشه مخدوش کرد و از آنجا که اکثریت جریانات اصلاحات در آن برهه، نه‌تنها این اقدام فتنه‌گران را محکوم نکرده، بلکه برخی‌شان علناً هم از این اقدام فتنه‌گران حمایت کردند و یا حداکثر، در برابر آن سکوت کردند، لذا مردم که واقعیت امر را به خوبی دریافته بودند در همان زمان و در راه‍پیمایی عظیم و بی‌نظیر ۹ دی تومار فتنه‌گران را پیچیده و با شعارهای‌شان علیه خاتمی و کروبی و موسوی و.... نشان دادند که آنها را هم‌پیمان رژیم صهیونیستی و آمریکا می‌دانند. اینکه مردم تهران شعار «کروبی بی‌سواد عامل دست موساد» و یا «مرگ بر موسوی و کروبی و خاتمی» و... سردادند، همه نشان از همین بصیرت و آگاهی آنان داشت. طبیعی است که اصلاح‌طلبان پس از سال‌ها به فکر چاره بیفتند و برای ترمیم چهره مخدوش‌ خود، دست به تحریف و تکذیب واقعیاتی بزنند که آن روزها حاضر به انجام آن نمی‌شدند!
2- بار سنگین فتنه بر دوش اصلاحات
هر کس نداند، اصلاح‌طبان به خوبی می‌دانند که سکوت و یا تأیید آن روزهای این اقدامات زشت و ضدانقلابی حامیان‌شان در فتنه ۸۸ آنچنان برای‌شان سنگین تمام شده که با گذشت پنج سال از آن، هنوز هم بسیاری از مردم به سران این جریان به دیده‌ تردید می‌نگرند، موضوعی که البته دور از واقعیت هم نیست، اما سکوت اصلاح‌طلبان در آن برهه در برابر این شعارهای ساختارشکن به این نکته مهم باز می‌گردد که آنان، فکر می‌کردند که بایستی از تمام ظرفیت‌ها در آن برهه ـ حتی منافقین و بهائی‌ها و سلطنت‌طلبان و ...! ـ برای فشار به نظام و ابطال انتخابات و... استفاده کنند، اما غافل بودند که این موضوع، بعدها به ضرر آنان تمام خواهد شد. پس باید امروز از آن شعارها و اقدامات ضد انقلابی حامیان‌‌شان در آن فتنه تبری جویند! و نکته آخر اینکه، حملات این روزهای رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه آنقدر جنایتکارانه است که صدای بسیاری را، حتی در میان حامیان این رژیم هم در آورده است. پس طبیعی است که این طیف بر آن باشند تا به این بهانه، از آن لکه ننگ خود را رهایی بخشند. گرچه این اقدام دیرهنگام آقای هادی خامنه‌ای در محکوم کردن آن اقدام زشت را مثبت می‌دانیم، اما به ایشان و جریان اصلاحات می‌گوییم که؛ فکر نمی‌کنید که دیگر کمی دیر شده است؟!


نگاه دو
علی حيدری

«جست‌وجوگری» که «سانسورچی» شد!
تا یکی دو دهه پیش و به‌دلیل تسلط قدرت‌های بزرگ غربی بر رسانه‌های دیداری و شنیداری، اخبار وقایع و رویدادهای بزرگ جهانی هم به صورت هدایت‌شده و با مدنظر قرار دادن منافع این ابرقدرت‌ها منتشر می‌شد و دسترسی «همه افکار عمومی» به «همه واقعیت» در کشورهای مختلف تقریباً ناممکن بود. شبکه‌های سخن‌پراکنی غرب با به‌کارگیری تاکتیک‌هایی چون حذف، سانسور، پاره حقیقت‌گویی و... مانع از انتقال آزاد اطلاعات می‌شدند تا به دور از فشار افکار عمومی سیاست‌های استعماری خود را دنبال کنند. اما در سال‌های اخیر توسعه روزافزون رسانه‌ها به‌ویژه در فضای مجازی و رونق شبکه‌های اجتماعی در میان جوانان، فضای یک‌سویه حاکم بر رسانه‌ها را شکسته و دیگر هیچ قدرت رسانه‌ای نمی‌تواند مردم را از شنیدن یک خبر محروم کند. در جریان جنگ 22 روزه رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه در سال2008 میلادی یک وبلاگ‌نویس از داخل غزه اخبار و تصاویر جنایات اشغالگران را به همه دنیا مخابره کرد و دست آمریکا و رژیم صهیونیستی را که می‌کوشیدند تا بر جنایات‌شان سرپوش بگذارند، رو ساخت.
در طی چند هفته‌ای هم که از جنایات رژیم صهیونیستی در تجاوز ددمنشانه به باریکه غزه می‌گذرد، مردم سراسر جهان دردناک‌ترین تصاویر را از به خاک و خون کشیده شدن زنان و کودکان و مردم بی‌دفاع غزه مشاهده می‌کنند که آثار آن را می‌توان در اعتراضات و تظاهرات ملت‌های آزاده سراسر جهان حتی در قلب اروپا مشاهده کرد. تا جایی که ممنوعیت‌های دولتی در برخی کشورها همچون فرانسه هم نمی‌تواند مانع ابراز خشم مردم این کشور شود.
اما در این بین، هنوز هم قدرت‌هایی که به نوعی به صهیونیست‌ها وابسته هستند، از اعمال نفوذ خود در رسانه‌ها و شبکه‌های مختلف دست برنداشته‌اند. نمونه‌های سانسور تلویزیونی آنها را پس از راه‌پیمایی‌ باشکوه روز جهانی قدس در ایران و دیگر نقاط دنیا که بسیاری از رسانه‌های جهان نسبت به این واقعه واکنش نشان دادند و حضور مردم ایران به ویژه در گرمای سوزان تابستان را بی‌سابقه و چندین برابر سال‌های گذشته اعلام کردند، می‌توان مشاهده کرد.
شبکه‌های «بی‌بی‌سی فارسی»، «رادیو فردا»، «دویچه وله»، «رادیو زمانه»‌و «صدای آمریکا» که گاهی حتی خبرهایی مانند مرگ یک حیوان در یکی از شهرهای ایران را تیتر یک خود می‌کنند و با این روش‌ها سعی می‌کنند جمهوری اسلامی‌را تحت فشار قرار دهند، با نقض تمام اصول حرفه‌ای از کنار راه‌پیمایی عظیم و ده‌ها میلیونی روز جهانی قدس در ایران می‌گذرند که البته این بار نخست نبود و در موارد مشابه مسبوق به سابقه است.
اما بررسی‌های انجام شده شکل جدیدی از سانسور را در شبکه اینترنت نشان می‌دهد که شاید در نوع خود بی‌سابقه هم باشد. شرکت «گوگل» که شرکتی آمریکایی- صهیونیستی است، در بخش جست‌وجوی عکس خود که دارای قابلیت جست‌وجوی عکس با عکس است و هنگامی که عکس مشخصی را به او بدهید عکس‌های مشابه و انواع اطلاعات مربوط به آن را در اختیار شما قرار می‌دهد، هنگام جست‌وجوی جنازه‌های کودکان سوخته فلسطینی، به جای نمایش تصاویر بیشتر از این جنایات، تصاویر اتومبیل را نشان می‌دهد! قطعاً این اقدام عجیب گوگل نمی‌تواند غیرعمد باشد، بلکه نشان‌دهنده این واقعیت دردناک است که موتورهای جست‌وجوی این شرکت در حال سانسور وحشتناک‌ترین جنایات علیه بشریت در غزه است.
ظاهراً برای غرب مهم نیست که افکار عمومی جهانی خبر داشته باشد که در غزه چه می‌گذرد یا نه، بلکه مهم‌تر از آن پشتیبانی از رژیم نژادپرست و کودک‌کش صهیونیستی است و قرار است برای همیشه و از همه اقدامات او حمایت شود حتی به قیمت سانسورِ آشکار در عصر ارتباطات!


 

صفحه 7
گزارش

 

 

ماهواره‌هایی که بنیان خانواده‌ها را هدف گرفته‌اند
دشمن به دنبال آندولسیزه کردن جامعه ایرانی است!

سید فخرالدین موسوی

71 درصد، 40 درصد، 50 درصد، 38 درصد و ده‌ها عدد و درصد دیگر، آماری است که هر چند‌وقت یک‌بار از زبان یک مسئول یا از قول یک مرکز آماری، به عنوان میزان مخاطبان شبکه‌های ماهواره‌ای در کشور، مطرح می‌شود. اعدادی که نمی‌توان به صراحت گفت کدام یک از آنها با واقعیت همخوانی دارد، اما آنچه در پس این اعداد واضح است، رشد جمعیت مخاطبان شبکه‌های ماهواره‌ای است، موضوعی که اثبات آن، چندان هم، نیازمند آمارگیری‌های مختلف و راه‌اندازی سازمان‌های عریض و طویل برای کشف آن نیست، بلکه کافی است شما در شهری همانند تهران، به پشت‌بام خانه‌ای بروید تا بشقاب‌های دریافت شبکه‌های ماهواره‌ای، کثرت خود را به رخ‌تان بکشند. حتی این روزها، در خیابان‌های پایتخت هم که قدم بزنید، تجهیزات ماهواره بر روی بالکن‌های منازل خودنمایی می‌کنند، تصاویری که خبر از آن می‌دهد که بیننده‌های مداوم شبکه‌های ماهواره‌ای کم نیستند و هر روز نیز افزایش می‌یابند! پدیده‌ای که با گذر زمان، تبعاتش نیز در حال هویدا شدن است، در سایه دریافت این شبکه‌ها در خانه‌های مردم به مرور شاهد آن هستیم که سبک زندگی غربی، القائات سیاسی و... از قاب تلویزیون، به سبک زندگی مردم ما و خیابان‌ها نشت پیدا کرده است. به فتنه 88 و سهم شبکه‌های ماهواره‌ای در غبار‌آلود کردن فضا نگاه کنید، به رشد بد‌پوششی در کشور و سهم شبکه‌‌های ماهواره‌ای در آن توجه کنید، نگاهی به افزایش مصرف مشروبات الکلی در کشور و ترغیب و تبلیغ آن در شبکه‌‌های ماهواره‌ای یا سهم ماهواره‌ها در ایجاد نارضایتی‌های جنسی، خیانت و در پی آن، افزایش آمار طلاق، یا ترویج زندگی در خانه‌های مجردی و هم‌خانگی در شبکه‌های ماهواره‌ای، همه و همه رد پایی از ماهواره‌ها و برنامه‌های‌شان در آن وجود دارد. این شبکه‌ها مدت‌هاست به شکل هدفمند در پی تغییر سبک زندگی اسلامی و ایرانی مردم و ایجاد فتنه‌های سیاسی هستند. اهدافی که متأسفانه در مواردی نیز توانسته‌اند به آنها نزدیک شوند. البته جای تردید نیست که قاطبه مردم ما، مردمی دینمدار و متعهد به بنیاد خانواده‌اند. اما نمی‌توان بسیاری از حقایق را کتمان کرد، چراکه کتمان آنها تنها مانع چاره‌اندیشی درست و به موقع خواهد شد. این گزارش نگاهی گذرا به مسائل و معضلات ناشی از وجود ماهواره در خانواده‌ها و جامعه دارد.

شبکه‌های ماهواره
سال‌ها پیش، وقتی ماهواره برای اولین بار به خانه ایرانیان پا گذاشت، شاید کمتر کسی فکر می‌کرد که شرایطی همانند امروز را شاهد باشیم. بار اولی که مردم دستگاه‌های ماهواره را در خانه‌های‌شان روشن کردند، این دستگاه‌ها، تنها می‌توانستند تعداد محدودی شبکه را که متعلق به کشور‌های همسایه بود، دریافت کنند. در آن موقع هیچ شبکه فارسی‌زبان شاخصی در میان شبکه‌های دریافتی وجود نداشت، اما با گذشت زمان، شبکه‌های ماهواره به سرعت گسترش یافتند و در کنار آن، نسل جدید گیرنده‌های دیجیتال وارد کشور شد تا امروز به راحتی نزدیک به 2000 کانال در کشور قابل دریافت باشد. شبکه‌هایی که بدون توقف در حال پخش برنامه‌هایی متضاد با فرهنگ اسلامی ـ ایرانی و مخالف با حیا و عفت انسانی و اسلامی هستند، به طوری که 380 کانال در زمینه پخش برنامه‌های حاوی مسائل ضداخلاقي و اروتيکال فعالیت می‌کنند. از سال 1375 که اولین شبکه فارسی‌زبان تأسیس شد تاکنون 140 شبکه فارسی‌زبان دیگر راه‌اندازی شده است. شبکه‌هایی که تا چند سال پیش فقط چند ساعت برنامه در روز پخش می‌کردند، حال به شکل 24 ساعته فعالیت می‌کنند که شاخص‌ترین این شبکه‌ها که به آن می‌پردازیم، عبارتند از:
بی‌بی‌سی فارسی؛ شبکه دولتی انگلیس که درست چند ماه پیش از انتخابات ریاست‌جمهوری دهم در دی‌ماه 1387 با اهداف مشخص که آن اهداف بعد‌ها خود را خلال فتنه 88 نشان داد، تأسیس شد. درباره این شبکه «گوردون براون» وزیر وقت دارایی بریتانیا که مدتی بعد به نخست‌وزیری انگلستان نیز رسید، سخن جالبی دارد. وی می‌گوید: دولت انگلیس 22 میلیون دلار برای تأسیس این شبکه اختصاص داده است و بودجه سالیانه این شبکه نیز توسط دولت انگلستان تأمین می‌شود. شبکه‌ای که علاوه بر اهداف سیاسی و جنجال‌سازی علیه جمهوری اسلامی، شبهه‌افکنی در عقاید اسلامی و باورهای مردم ما را هم دنبال می‌کند. گفتنی است «بی‌بی‌سی فارسی» توسط روزنامه‌نگاران فراری، خبرنگاران روزنامه‌های زنجیره‌ای و دوران اصلاحات و بهائیان و... اداره می‌شود که «صادق صبا» مدیریت آن را بر عهده دارد.
من‌وتو؛ شبکه‌ای تلویزیونی که در لندن با بودجه 40 میلیون دلاری خاندان پهلوی تأسیس شده است. «من‌وتو» سعی ‌دارد از یک طرف خاندان پهلوی را تطهیر کند و با مستند‌های جهت‌دار، انقلاب اسلامی ایران را رویدادی جلوه دهد که مانعی جدی بر سر راه توسعه ایران است، از سوی دیگر نیز سعی می‌کند با ساخت برنامه‌های خاص به ترویج روابط بدون قیدوبند، عادی‌سازی ارتباط با نامحرم، عادی‌سازی مصرف مشروبات الکلی، عادی‌سازی روابط خارج از خانواده و... بپردازد. این شبکه توسط «کیوان عباسی» پسر فریدون عباسی، از سلطنت‌طلبان و مدیر شبکه «پارس» اداره می‌شود.
پرشین‌تون؛ شبکه‌ای مخصوص کودکان که با دوبله و پخش هدفمند انیمیشن‌های مورد نظر خود، تمرکز را بر روی کودکان و نوجوانان ایرانی قرار داده است تا بر نسل آینده ایرانیان، آن‌طور که می‌پسندد و با اهداف‌شان همخوانی دارد تأثیر بگذارد!
پی‌ام‌سی؛ شبکه تلویزیونی فارسی‌زبان دیگری که مرکز آن در دبی قرار دارد و به پخش موسیقی می‌پردازد. این شبکه موسیقی‌محور، تمام تلاش خود را بر این قرار داده است که ذائقه و سلیقه مخاطبان را به موسیقی‌های غربی تغییر دهد.
فارسی‌وان؛ شبکه‌ای که با سرمایه‌گذاری 10 میلیون دلاری مشترک گروه «موبی» و کمپانی «نیوز کوریشن» تأسیس شده است؛ کمپانی‌ای که شبکه‌های «فاکس‌نیوز»، «اسکای‌نیوز» و مجله‌های «تایمز» و «نیویورک‌پست» و... را در اختیار دارد. وجود چنین کمپانی به عنوان گرداننده «فارسی‌وان» به خوبی از نیت پشت پرده گردانندگان آن نقاب برمی‌دارد. این شبکه و شبکه دیگری به نام «جم» این هدف را دنبال می‌کنند که با به تصویر کشیدن مثلث‌های عشقی، روابط نامشروع، داشتن شرکای جنسی متعدد برای زنان، عشق‌های ضربدری، روابط خارج از چارچوب‌های اخلاقی و... از جامعه ایرانی حیازدایی کنند.
البته شبکه‌های ماهواره فارسی‌زبان دیگر نیز در راستای همین اهداف در حال فعالیت هستند که روزبه‌روز نیز تعدادشان در حال بیشتر شدن است، اما به دلیل محدودیت صفحه از ذکر آن خودداری می‌شود.

تأثیرات ماهواره بر مسائل اجتماعی
قطعاً وقتی خانواده‌های ایرانی به تماشای این‌گونه شبکه‌ها می‌نشینند، برنامه‌هایی که مشاهده می‌کنند، آثار سوء خود را بر رفتار، کردار و عقایدشان خواهد گذاشت؛ تأثیر غیرقابل اجتنابی که حتی اگر فرد، خود نیز نخواهد، اما به‌تدریج بر رفتار و گفتار و عقاید او تأثیر خواهد گذاشت. تأثیرات مخربی که در این فرصت سعی می‌کنیم به برخی از مهم‌ترین آنها بپردازیم:
1ـ حیازدایی؛ وقتی دسترسی به شبکه‌های مختلف ماهواره در یک خانه امکان‌پذیر باشد و والدین و فرزندان در کنار یکدیگر به تماشای این شبکه‌ها بنشینند، اولین اثر که به عنوان یک تهدید در آن خانواده شکل می‌گیرد، از بین رفتن پرده‌های حیا و شرم در میان اعضای خانواده است. موضوعی که می‌تواند جسارت در گناه را به همراه خود بیاورد. امیرالمومنین علی(علیه‌السلام) در این‌باره می‌فرماید: «حیا مهم‌ترین سد راه گناهان است.» سدی که در جامعه ما به واسطه تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای در حال شکسته شدن است. پیامبر اکرم(ص) نیز درباره اهمیت حیا می‌فرمایند: «اَلْحَياءُ هُوَ الدينُ كُلُّهُ». پس حیازدایی این شبکه‌ها و تلاش آنان برای تغییر فرهنگ جامعه ایرانی نشان از برنامه‌ریزی‌های حساب شده این شبکه‌ها دارد.
۲ـ بلوغ زودرس؛ در دسترس بودن شبکه‌های ماهواره‌ای برای نوجوانان و تماشای تصاویر غیراخلاقی و اروتیکال توسط آنان یکی از عوامل اصلی بلوغ زودرس به حساب می‌آید. موضوعی که می‌تواند تبعات بسیاری به همراه داشته باشد، چراکه با دیدن این برنامه‌ها نوجوان به بلوغ جنسی زودرس می‌رسد در حالی که هنوز به آن درجه از عقلانیت و توانایی برای مواجهه با مسائل مرتبط با آن نرسیده است. موضوعی که می‌تواند تا تباه شدن فرد نیز پیش برود.
۳ـ سست شدن بنیان خانواده؛ وقتی دائم برای یک مرد و زن، انواع و اقسام مردها و زن‌ها و روابط میان‌شان به تصویر کشیده شود، بدون اینکه آن زن و مرد بخواهند و انتخاب کنند، دچار روحیۀ تنوع‌طلبی در مسائل جنسی می‌شوند. بسیاری از طلاق‌ها این روزها در جامعه ما، ریشه در همین تنوع‌طلبی‌ها دارد. افراد آنقدر صحنه‌های متعدد و متنوع جنسی می‌بینند كه ديگر آن حس خويشتنداري را در مسائل جنسي از دست می‌دهند و تنوع‌طلب می‌شوند. وقتي اين تنوع‌طلبي ايجاد شد،‌ حريم خانواده شكسته شده و پاسخگويي به اين نيازها به بيرون از خانواده كشيده مي‌شود.
۴ـ زیر سوال بردن اصل خانواده؛ چه دلیلی برای تشکیل خانواده وجود دارد؟ چرا باید با ازدواج زیر بار دردسرهای آن بروید؟ اینها پرسش‌هایی است که این شبکه‌ها در افکار عمومی مطرح می‌کنند و این طور پاسخ می‌دهند که نياز به جنس مخالف وجود دارد، اما نیاز به تشکیل خانواده وجود ندارد! برای ارضای آن يك زندگي بدون چارچوب و مسئولیت بسازید و از آن لذت ببرید و به واسطه طرح این مسائل، هم‌خانگی را به جای ازدواج شرعی تبلیغ می‌کنند؛ پدیده‌ای که در غرب به شدت رو به افزايش است، زندگي مشترک بدون اينكه تعهدات قانوني وجود داشته باشد! از همین‌رو است که آمار فرزندان نامشروع در برخي از كشورهاي اروپايي تا 33 درصد نیز افزایش پیدا کرده است. این آسیب‌هایی که شمرده شد، تنها بخشی از آثار مخرب تماشای این‌گونه شبکه‌های ماهواره‌ای است.

برخورد با ماهواره
در بدو ورود ماهواره به کشور، نمایندگان دوره چهارم مجلس شورای اسلامی در 23 بهمن 1373 با گذراندن مصوبه‌ای مشتمل بر 11 ماده و 4 تبصره، استفاده از ماهواره را ممنوع اعلام کرده و داشتن آن را منوط به اخذ مجوزهای لازم از مراجع قانونی کردند. در صورت عدم دریافت مجوز نیز نیروی انتظامی مکلف به جمع‌آوری آن دستگاه‌ها بود، از طرف دیگر هم طبق این قانون، صداوسیما موظف شد تا برنامه‌های مفید شبکه‌های ماهواره را که با فرهنگ ایرانی ـ اسلامی ما همخوانی دارد، ضبط و پخش کند. اما این قانون در هر دو بخش سلبی و ایجابی خود معطل ماند. نه به درستی با دارندگان بدون مجوز ماهواره برخورد صورت گرفت و نه رسانه ملی توانست وظیفه خود را در این‌باره به درستی انجام دهد و مانع از گرایش افراد جامعه به تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای شود. این در حالی است که قانون ممنوعیت ماهواره، باوجود هیاهوی عده‌ای خاص، قانون عجیب و غریبی نبوده و نیست، چراکه در بسیاری از کشورهای جهان قوانین محدودکننده استفاده از تجهیزات ماهواره وجود دارد، از جمله این کشورها که دارای چنین قوانینی است، آمریکا است. در این کشور استفاده از ماهواره ممنوع است. همچنین در بسیاری از کشورهای اروپایی نیز چنین قوانینی وجود دارد، برای نمونه در آلمان و انگلستان استفاده از ماهواره به جز دیش‌های ۶۰ سانتی که فقط اتحادیه اروپا را پوشش می‌دهد ممنوع است. قوانینی که البته در این کشورها با قدرت نیز اجرا می‌شوند.
اما چرا در کشور ما اینگونه نیست؟ چرا دولت‌های مختلف در برابر موضوع ماهواره گاه مواضعی برخلاف قانون دارند؟ در دوره اصلاحات شاهد بی‌توجهی دولت به قانون ممنوعیت ماهواره بودیم و حتی اصلاح‌طلبان افراطی در مجلس ششم، سعی داشتند قانون ممنوعیت ماهواره را تغییر دهند، درباره نگاه دولت نهم و دهم نیز سردار احمدی‌مقدم می‌گوید: «همیشه با رئیس‌جمهور درباره اجرای قانون ماهواره چالش داشتیم.» در دولت یازدهم نیز، سخنان شگفت‌آوری درباره ماهواره به گوش می‌رسد. حسن روحانی در اختتامیه جشنواره «فاوا» در این‌باره می‌گوید: «دیدیم که ماهواره آمد و مبارزه در پشت‌بام‌ها و بالکن‌ها تأثیرگذار نبود و نه ایمان مردم پر زد و رفت و نه هویت مردم از دست رفت»! و حتی عجیب‌تر از آن، سخنان هاشمی رفسنجانی در مورد ماهواره است، وی می‌گوید: «جدیدالاسلام‌ها از ماهواره می‌ترسند»! اگرچه در نوشته حاضر، قصد پرداخت به مواضع دولت‌ها را نداریم، ولی به طوری جدی، جای سوال است که آیا رئیس‌جمهور از تأثیر برنامه‌های ماهواره‌ای در جامعه بی‌خبر هستند؟ آیا در نظر آقای هاشمی، علما و مراجع عظام تقلید که از مخالفان آزادی ماهواره هستند، جدیدالاسلامند؟!

نتیجه‌گیری
اگرچه وجود قوانین محدودکننده استفاده از ماهواره ضروری است. اما در سال‌های گذشته شاهد بودیم که برخورد سلبی به تنهایی نمی‌تواند مانع از گسترش ماهواره شود و این نشان‌دهنده آن است که برای حصول به نتیجه مطلوب باید مجموعه‌ای از اقدامات صورت پذیرد که در ادامه به تعدادی از آنها اشاره می‌کنیم:
1ـ وحدت رویه؛ برخورد درست و صحیح با ماهواره در کشور، پیش از هر اقدامی، نیازمند وحدت رویه است به این معنا که تمامی قوا و مسئولان این حوزه، در مورد چگونگی برخورد با موضوع‌ به توافق برسند و با داشتن یک راهبرد مشخص و هدفمند در این زمینه فعالیت کنند. مطمئناًً رفتارهای جزیره‌ای و گاه متضاد نمی‌تواند ما را به نتیجه مطلوب برساند.
2ـ آگاه‌سازی؛ موثرترین و کوتاه‌ترین ‌‌‌‌‌‌‌راه مقابله با هر ناهنجاری و رفتار غلط، اطلاع‌رسانی دقیق و اقناع افکار عمومی است، در موضوع ماهواره نیز اگر افراد به آثار سوء تماشای شبکه‌های ماهواره‌ای پی ببرند، مطمئناً از تماشای آن اجتناب خواهند کرد.
3ـ رسانه‌ پاسخگو؛ هرچند طی سال‌های اخیر شاهد تحولات خوبی در رسانه‌ ملی بوده‌ایم، اما باید پذیرفت که یکی از دلایل گرایش افراد به ماهواره، فقدان جذابیت برنامه‌ها در رسانه ملی است و... رسانه ملی، نتوانسته است پاسخگوی نیاز مشروع مخاطبان خود باشد.
4ـ اجرای قانون؛ اگر در سال‌های گذشته قانون ممنوعیت ماهواره به صورت مداوم و درست و دقیق اجرا می‌شد، مطمئناًً امروز شرایط دیگری در جامعه حاکم بود، هنگامی که در اجرای یک قانون وقفه ایجاد می‌‌کنیم، از یک طرف این تلقی در جامعه به‌وجود می‌آید که ممنوعیت‌ها برداشته شده است و از طرف دیگر، اجرای مجدد آن قانون را با موانع فراوان مواجه می‌کند. همچنین در این میان، مسئله مسامحه درباره قوانین نیز بسیار مهم است، چراکه مسامحه در مورد هر یک از قوانین کشور، منجر می‌شود که از صلابت سایر قوانین نیز کاسته شود و این تصور در افراد جامعه شکل بگیرد که سایر قوانین را هم می‌توان به راحتی نقض کرد.
امید است که در آینده نه چندان دور شاهد اتخاذ رویکرد‌های مناسب‌تر و بهتری در این زمینه باشیم.


نیم نگاه
فتح الله پریشان

سنگ‌پراکنی از کاخ شیشه‌ای؟!
گاهی برخی از کشورها و تصمیم‌گیران آنها به گونه‌ای در تاروپود تحلیل‌های ناقص خود از تحولات سیاسی منطقه‌ای و جهانی گیر می‌کنند که دیگر حتی از تشخیص اولیه دوست و دشمن اصلی خود باز می‌مانند. مصداق بارز این روزهای جمله فوق، هیئت حاکمه آل‌سعود است که برای حفظ دست برتر ـ به گمان خودشان ـ در تحولات سیاسی منطقه راهبردی خاورمیانه حتی حاضرند نه تنها دست به دامن دشمن شماره یک مسلمانان دنیا یعنی رژیم کودک‌کش صهیونیستی که ایضاً با دلایل تخیلی افسانه‌وارشان غاصب قبله اول مسلمین نیز هستند، شوند، بلکه در ریختن خون فرزندان و زنان بی‌گناه غزه با جلادان این رژیم هماهنگی دائم نیز دارند. پایگاه صهیونیستی دبکا در گزارشی در اوایل هفته گذشته پرده از هماهنگی نفرت‌انگیز عربستان و مصر با رژیم اشغالگر قدس در خصوص حمله به غزه برداشت و در بخشی از این گزارش نوشت: «ملک عبدالله» پادشاه عربستان، «عبدالفتاح السیسی» رئیس‌جمهور مصر و «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر اسرائیل در رابطه با روند جنگ [غزه] در ارتباط دائم هستند و در مورد گام‌های بعدی نبرد رایزنی می‌کنند.»
سعودی‌ها از فرط نگرانی از موقعیت لرزان خود در هیئت حاکمه عربستان، حاضرند دلارهای نفتی خود را در اختیار هر قدرت، دولت یا گروهکی که بتواند چند صباحی بقای قدرت فرسایش‌یافته آنها را تضمین کند، قرار دهند. همین چند روز پیش بود که ادوارد اسنودن مأمور آژانس امنیت ملی آمریکا که به جرم افشای اسناد جاسوسی آمریکایی‌ها به روسیه پناهنده شده افشا کرد که عربستان سعودی، همراه آمریکا و رژیم صهیونیستی مثلث شوم طراحی و تغذیه فکری و مالی و اطلاعاتی و لجستیکی گروهک بعثی ـ تکفیری داعش را برعهده دارند. آمریکا و رژیم صهیونیستی با دلارهای خادم حرمین شریفین بمب و موشک بر سر مسلمانان غزه، سوریه و عراق از طریق داعش و ارتش کودک‌کش صهیونیستی می‌ریزند و قدرت‌های عربی از جمله عربستان سعودی، امارات و قطر سرمست از روند تحولات در کاخ‌های شیشه‌ای خود رقص شمشیر می‌کنند. اما اگر آنها غافل هستند، وجدان‌های بیدار و چشمان محاسبه‌گر مسلمانان در اقصی‌نقاط دنیا امروز به جد رفتار و تصمیم‌های سیاسی حاکمان جهان اسلام را رصد می‌کنند و در دل به عربستان و مصر که مدعی آقایی جهان اسلام را دارند، می‌خندند که «شیخ این ره که تو می‌روی به ترکستان است». در مقابل، امت بزرگ اسلام با تمام وجود حمایت جمهوری اسلامی ایران از خط مقاومت منطقه را ملاحظه می‌کند که بدون توجه به اینکه چه تفکر و چه مذهبی دارند همه مورد حمایت سیاسی، معنوی و انسانی قرار می‌گیرند، تنها به این دلیل که در راستای عزت و اعتلای کلمه توحید و اسلام حرکت می‌کنند. عربستان دلار نفتی به پای گروهک داعش و رژیم صهیونیستی می‌ریزد تا بمب بر سر مسلمانان بریزند، اما گفتمان اسلام ناب شیعی در قامت گفتمان انقلاب اسلامی و مقاومت با تمام توان در پشت مجاهدین و مبارزان غزه و مقاومت در منطقه می‌ایستد تا گفتمان لیبرال دموکراسی را در مصافی نابرابر به زانو درآورد. به راستی کدام یک از این دو نگاه شایسته خادمی امت بزرگ اسلام است؟ نگاه ایرانی یا نگاه برخی دول مرتجع عربی؟ به نظر می‌رسد کلاف سیاست خاورمیانه در منظر سعودی‌ها بسیار سردرگم شده است، به گونه‌ای که برای نجات پایه‌های لرزان تاج و تخت سلطنتی حاضرند به مثابه غریقی به هر گیاه تر و خشکی چنگ بزنند تا نجات یابند. اما روند تحولات منطقه به سمتی پیش می‌رود که بیداری امت اسلام از دستاوردهای اقلی آن است و در آن وقت این حاکمان ترسو سوراخ موش را به قیمت گزاف مطالبه خواهند کرد.
حاکمان سعودی با رهیافتی مغلوط و از روی دست نظام سلطه در حالی به خط مقاومت بزرگ منطقه سنگ‌پراکنی می‌کنند که یادشان رفته است که خود، در کاخ شیشه‌ای سکنی گزیده‌اند.


دریچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح صادق هولوکاست انگليس عليه ايرانيان را بررسی می کند (33)

مشاهدات «داناهو» از فجایع قحطی انگلیسی‌ها در ایران
داناهو، خبرنگار مشهور جنگی که به ارتش انگلستان پیوسته بود در ژانویه ۱۹۱۸ (آذرماه ۱۲۹۶ شمسی) به عنوان افسر اطلاعات، مأمور به خدمت در «نیروی هیس ـ هیس» یا همان دنسترفورس شده بود. او در ۵ آوریل ۱۹۱۸ به همراه تعدادی دیگر از نیروهای اشغالگر انگلیسی که برای افزایش توان یگان دنستر فورس به سمت همدان اعزام شده بودند؛ وارد ایران شد. وی نخستین شاهداتش را چنین شرح می‌دهد: در آن سوی جبهه درباره وخامت اوضاع اقتصادی ایران و کمبود موادغذایی بسیار شنیده بودم، اما اکنون پس از روبه‌رو شدن با این واقعیت هولناک، برای نخستین بار معنای کامل آن را دریافتم.
او سپس به توصیف صحنه‌هایی که مشاهده کرده است می‌پردازد: اجساد چروکیده زنان و مردان، پشته شده و در معابر عمومی افتاده‌اند. در میان انگشتان خشکیده آنان همچنان مشتی علف که از کنار جاده‌ها کنده‌اند و یا ریشه‌هایی که از مزارع درآورده‌اند به چشم می‌خورد؛ با این علف‌ها می‌خواستند رنج ناشی از قحطی و مرگ را تاب بیاورند. در جایی دیگر پابرهنه‌ای با چشمان گود افتاده که دیگر شباهت چندانی به انسان نداشت، چهار دست و پا روی جاده جلوی خودرویی که نزدیک می‌شد، می‌خزید و در حالی که نای حرف زدن نداشت با اشاراتی برای لقمه نانی التماس می‌کرد... در قصر شیرین که توقف کوتاهی داشتیم، به سرعت از سوی جماعت گرسنه‌ای که غذا طلب می‌کردند محاصره شدیم. زن فقیری با کودکی که در آغوش داشت به ما التماس می‌کرد که کودکش را نجات دهیم.
داناهو ورود نیروهای انگلیسی را به روستای کرند در مسیر عبورشان توصیف می‌کند که ساکنانش به بچه‌غول‌هایی می‌مانستند که ماه‌ها قحطی آنها را به مشتی گرگ زشت و عبوس و گرسنه تبدیل کرده بود. در چشم‌های‌شان می‌شد برق نگاه حیوان وحشی به دام افتاده را دید. وقتی کاروان ما نزدیک شد، همه آنها از زن و مرد و کودک گریختند... زیرا مردمان این خطه کم از این اجنبی‌ها نکشیده‌اند. دیدن مجدد آنان برای این مردم بی‌بضاعت، قتل و غارت و بدبختی مضاعف بود. اشغالگران انگلیسی هر کجا پا می‌گذاشتند جز ویرانی چیزی باقی نمی‌گذاشتند، اما گویا این بار بخت با آنان بود، زیرا این دفعه تعدادی خبرنگار جنگی همراه اشغالگران بودند که جرئت هر نوع وحشی‌گری لجام‌گسیخته را از آنان سلب می‌کرد.
داناهو در ادامه توصیفاتش از روستای کرند و روستاهای مجاور می‌آورد: همه جا متروک و ویران شده بود... در ادامه راه نیز دهقانان ژنده و ژولیده‌ای که همه آثار انسانی در اثر ظلم و گرسنگی از وجودشان رخت بر بسته بود، ‌دیدیم که با برآمدن روشنایی روز از زاغه‌های‌شان بیرون می‌خزیدند تا نخست برای حفظ جان‌شان و سپس برای تکه‌نانی گدایی کنند. ما درخواست نخست‌شان را اجابت می‌کردیم، اما همیشه نمی‌توانستیم درخواست دوم‌شان را برآورده سازیم. داناهو معترف این واقعیت تاریخی می‌شود که ساکنان نواحی غرب ایران با دیدن سربازان انگلیسی ملتمسانه از آنان می‌خواهند که کاری به کارشان نداشته باشند و به آنان زیانی نرسانند، سپس با کمال افتخار می‌گوید که ما نیز درخواست آنان را اجابت می‌کردیم و آنان را نمی‌کشتیم ولی نمی‌گوید چرا این مردمان چنین درخواستی از آنان داشتند؟ آیا اگر کسی در دل، حسن‌ظنی نسبت به این اشغالگران داشت و یا خدمتی از آنان دیده بود، معقول بود از آنان چنین درخواستی داشته باشد؟


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران258
تأليف :عبدالله شمسی

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب اعتماد ملی (11)
نقش کروبي در فتنه 1388

دوره دهم انتخابات ریاست‌جمهوری ایران، آبستن حوادثی شد که در ادبیات سیاسی از آن به نام «فتنه سال 1388» یاد می‌کنند؛ فتنه‌ای که استکبار جهانی با جنگ نرم و نفوذ دادن مهره‌های خود در اطراف برخی شخصیت‌های مستعد و ستادهای انتخاباتی، آن را عملیاتی کرد. مهدی کروبی از جمله همین افرادی بود که دشمن با استفاده از نقاط ضعف شخصيتي و شيوه‌های مختلف، او را وارد جورچین جنگ نرم خویش کرد. بی‌شک او (دبیر کل حزب اعتماد ملی) یکی از ارکان و بازیگران اصلی این فتنه بود که در چند شماره آتی به نقش وی در فتنه اشاره خواهد شد. البته مکمل این بحث، بررسی فرآیند انتخابات سال 1388 است که در شماره‌های آینده و در بررسی عملکرد انتخاباتی حزب اعتماد ملی به آن می‌پردازیم.

مقابله با نظام
مهدي کروبي که يکي از سران فتنه خوانده مي‌شود، با قرار گرفتن در بازی دشمن، در شکل‌گيري و ادامه فتنه نقش داشت.(۱) او با اعلام نتايج انتخابات و کسب رتبه آخر، همراه با آشوب‌طلبان و اصلاح‌طلبان تجديدنظرطلب در مقابل نظام قرار گرفت. البته وی پیش از 22 خرداد، متأثر از اطرافيان و جو تندرو حاکم بر انتخابات که بيشتر اصلاح‌طلبان در ايجاد چنين فضايي دخيل بودند، با ارسال نامه به وزير اطلاعات و برخي مسئولان، شرايط و نوع نظارت بر صندوق‌ها و صيانت از آرا را نگران‌کننده دانست.(۲)
شکست سنگين و تعداد رأي پايين براي کروبي، تحقيرآميز و گران آمد و بر خلاف اظهارات و ادعاهاي گذشته‌اش مبني بر قانون‌گرايي و اخلاق، در بيانيه‌اي، نتيجه انتخابات را چنين زير سوال برد:
«22 خردادماه كه از حيث مشاركت كم‌سابقه شما مردم عزيز مي‌توانست جشنواره بزرگ جمهوريت در نظام امام خميني(ره) باشد، به سوگواري تبديل شد‌ و در سوگواري جز مرثيه چه مي‌توان خواند؛ مرثيه‌اي براي اعتبار و آبروي رأي فردي كه به عشق و ايمان براي تغيير اوضاع كشور به صحنه آمدند و چنين تخلف در امانت ديدند. نتايج اعلام شده براي انتخابات دهمين دوره رياست‌جمهوري چنان مضحك و شگفت است كه در بيان و بيانيه نمي‌آيد و بايد فكر ديگري كرد.»(۳)
اين بيانيه و رفتار کروبي درست در مقابل سخناني بود که در پاييز 1387 در مصاحبه با عباس عبدي بيان کرده بود؛ وي در پاسخ به اين سوال که «اگر شما مدعي بوديد که در دو ساعت به خواب رفتن‌تان نفر دوم و سوم جابه‌جا شدند و نتيجه آرا تغيير پيدا کرد، پس چرا رفتار شما با دولت موجود هيچ تفاوتي ندارد با زماني که اين دولت به صورت عادي بر سر کار مي‌آمد؟ ...»، گفت: «ما در کشوري زندگي مي‌کنيم که متعلق به همه است و پس از سال‌ها سلطنت، نظام جمهوري اسلامي در ايران شکل گرفته است. امروز ما معتقديم که برخي جريانات که به مرور قدرتمند هم شده‌اند، رفتارها و سوءاستفاده‌هاي ناصحيحي در انتخابات يا عرصه‌هاي ديگر انجام مي‌دهند؛ اما آيا به دليل سوءاستفاده آنها، ما بايد کنار بکشيم؟ آيا به دليل رفتار آنها، ما بايد رفتار سياسي خود را تغيير بدهيم و وارد يک مبارزه و جدال تندي بشويم که معلوم نباشد در نتيجه آن، چه بر سر مملکت مي‌آيد؟ امروز يک ساختماني با فداکاري مردم ساخته شده است و شايد البته يک ايراداتي هم پيدا کرده باشد و مثلاً شيشه‌هاي آن شکسته يا رنگش ريخته باشد. ما بايد رفع عيوب کنيم، نه بايد رها کنيم و نه بايد ساختمان را از پايه خراب کنيم. ما مي‌توانيم از فرصت استفاده کنيم و در صحنه بمانيم و معترض هم البته باشيم.»(۴)
حال کروبي نه تنها قصد رفع عيوب را نداشت، بلکه در عمل تیشه به ریشه انقلاب می‌زد؛ هرچند هدف و نیت او خراب کردن ساختمان نظام از پایه نبود. وي نزديک به دو سال پس از انتخابات، تقابل با نظام را ادامه داد.
اقدامات وي را به اجمال چنين مي‌توان برشمرد:
1ـ صدور بيانيه برای زير سوال بردن نتيجه انتخابات و فاقد مشروعيت و مضحک خواندن آن؛(۵)
2ـ اعتنا نکردن به تأييد سلامت انتخابات از سوي رهبر معظم انقلاب و ادامه روند نامعقول منازعه با نهادهاي قانوني برگزارکننده انتخابات و تأکيد بر مهندسي آرا بدون ارائه شواهد و اسناد متقن.(۶)
3ـ دعوت کروبي به راه‌پيمايي در اطراف نماز جمعه تهران به نشانه سوگواري براي «شهداي راه جمهوريت نظام اسلامي ايران»؛(۷)
4ـ نامه‌ به شوراي نگهبان و تأکيد بر ابطال نتايج انتخابات دهم رياست‌جمهوري و بیان اینکه: «آنان که اين روزها در خيابان‌هاي تهران تجمع مي‌کنند، اتفاقاً عصاره ملتند.»(۸)
5ـ ادعاي تجاوز جنسي به تعدادي از دختران و پسران بازداشت شده با ذکر جزئيات؛ که با وجود پيگيري‌هاي متعدد و حتي ملاقات چندين باره هيئت سه نفره قوه قضائيه با کروبي، وي نتوانست آن را ثابت کند(۹) اين اقدام نيز، همچون ديگر اقدامات کروبي، مورد استقبال وسيع ضدانقلاب و رسانه‌هاي بيگانه به‌ویژه بي‌بي‌سي فارسي، ارگان غير رسمي سازمان «MI6» انگلستان قرار گرفت.(۱۰)
6ـ تأیید رفتار آشوبگراني که همراه با سازمان تروريستي منافقين و بهائيان و ديگر ضد انقلاب‌ها، با هدايت سرويس‌های جاسوسي خارجي، خيابانها را صحنه نبرد با نظام و تخريب اموال عمومي و... کرده بودند.(۱۱)
7ـ دعوت مردم به تظاهرات عليه نظام در بيانيه‌هاي متعدد؛ از جمله، کروبی در اولین جمعه پس از انتخابات از مردم دعوت کرد که با لباس‌های سیاه به نشانه سوگواری برای «شهدای راه جمهوریت نظام اسلامی» از میدان هفت تیر به سمت محل برگزاری نماز جمعه تهران راه‌پیمایی کنند و یا در شنبه (30/3/1388) اعلام کرد که «من امروز در تجمعات ]اغتشاشات] مردمی حتماً شرکت خواهم کرد.»(۱۲)
8ـ نسبت دادن حرمت‌شکني روز عاشورا به نظام با اين عبارت که «حکومت شاه حرمت عاشورا را نگه داشت، اما حکومت فعلي، جماعتي وحشي را به جان مردم انداخت.»(۱۳)
9ـ محکوم کردن اعدام تروريست‌ها؛ کروبي چنان گرفتار توهم ناشي از لجاجت و قدرت‌طلبي و تحريک آن توسط اطرافيانش شده بود که به هر واقعهاي منفعلانه و غير مستند عکس‌العمل نشان مي‌داد. وي حتي در اقدامي همسو با ضدانقلاب به اعدام عوامل کشتارحسينیه شيراز و بمب‌گذاري در تهران انتقاد کرد. کروبی و موسوی در دیدار روز بعد، ضمن ابراز تأسف از اعدام دو تروریست عضو انجمن پادشاهی، ادعا کردند: «به‌نظر می‌رسد چنین اقدامی برای ایجاد خوف در مردم جهت عدم حضور در راه‌پیمایی 22 بهمن است.»(۱۴)
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق

گونه‌شناسی اومانیسم
مطالعه تاریخ فرهنگ و فلسفه بشری حکایت از این دارد که در طول تاریخ، همیشه دو نظریه در مقابل یکدیگر مطرح بوده است؛۱ـ نظریه‌ای که معتقد است انسان به‌تنهایی و بدون دین و پیام الهی در رسیدن به تکامل واقعی ناتوان است و باید مسیر زندگی خود را در قالب دستورهای دینی تنظیم کند تا به سعادت واقعی برسد؛ ۲ ـ نقطه مقابل این نظریه، تفکر اومانیسم قرار دارد که اعتقاد دارد انسان به تنهایی می‌تواند مسائل خود را بشناسد و حل کند؛ از این رو محور و معیارهای ارزش‌ها و اعتقادات و باید و نبایدها خود انسان است. در این مقاله سعی بر آن است تا به صورت مختصر به معرفی انواع اومانیسم از دوره باستان تا دوران مدرن بپردازیم.
تکفر اومانیستی تاکنون در چهار مقطع تاریخی یا به شکل چهار نوع ظهور آشکاری داشته است که عبارتند از:

اگوسانتریسم یا اومانیسم باستانی.
آنچه در یونان باستان باعث ظهور اگوسانتریسم یا خودمحوری یا اومانیسم شد، تلقی خاصی بود که در آن روزگار از جهان هستی حاکم بود، جهان‌بینی آن زمان، جهان‌بینی شرک‌گونه و چند خدایی بود. خدایان خصم انسان بودند. آموزه‌های این جهان‌بینی این بود که انسان‌ها چگونه رضایت خدایان را جلب کنند. تصویری که بعضی از نویسندگان اساطیر از آن روزگار ارائه کرده‌اند از نوعی جنگ و جدال خدایان با انسان‌ها حکایت دارد.(۱) به‌طور مثال داستان دو جنس (مرد و زن) شدن انسان‌ها از اینجا نشئت گرفت که «خدایانی که انسان را خلق کردند، متوجه قدرتمند شدن او شدند و اینکه اینان در مقابل خدایان قد علم می‌کنند، از این رو با یکدیگر مشورت کردند و تصمیم گرفتند انسان را به دو نیمه کنند و از آن روز انسان در جنگ با خدایان شکست خورده است.» صرف‌نظر از اینکه این بیان، افسانه است در عین حال، بیانگر اعتقاد انسان آن روزگار در مورد نسبت خدا با انسان است. طبیعی است که چنین انسانی درصدد یافتن فرصتی است که خود را از یوغ این خدایان نجات دهد، پس به‌دنبال یافتن جهان‌بینی و ایدئولوژی دیگری است که خدا را حذف کند و انسان را محور قرار دهد. آشکارترین شکل ظهور اومانیسم را در آرای گروهی از سوفسطاییان آن عصر می‌بینیم. پروتاگوراس می‌گوید: «انسان معیار همه چیز است» و این آغاز اندیشه اومانیستی در آرا و افکار یونانیان قدیم است. پس از سوفسطاییان با ظهور اندیشمندانی مانند سقراط، افلاطون و ارسطو، اگر چه آنان جهان‌بینی‌ای ارائه می‌کنند که مشابهت زیادی با آرای دینی دارد، لکن مسلم است که خدای افلاطون و ارسطو، خدای مسیحیت نیست، «محرک نامتحرک» ارسطویی آن خدایی که ادیان از آن سخن می‌گویند، نیست.(۲)

اومانیسم رنسانس
سخت‌گیری‌ها و ظلم و فساد آباء کلیسا در قرون وسطا و همچنین از آنجا که فلاسفه قرون وسطا انسان را موجودی گناهکار و بی‌ارزش می‌شمردند و در پی این بودند که نشان دهند انسان در مقابل خدا از هر جهت بی‌ارزش است و باید نتیجه و مجازات گناه اولیه خود را در این دنیا ببیند و افکاری این چنینی سبب شد که انسان قرون وسطای مسیحی علیه این نگاه شورش کند. در واقع اومانیسم رنسانس به جنبشی فرهنگی و ادبی (و نه فلسفی) اطلاق می‌شود که در قرون ۱۴ و ۱۵ در اروپا بر اثر آشنایی با فرهنگ باستانی ـ رومی، می‌کوشید تا آرمان فرهنگی تازه‌ای مبتنی بر آرمان فرهنگی باستانی در برابر آرمان فرهنگی قرون وسطایی به چنگ آورد. به سخن دیگر هدف این جنبش عبارت بود از شکوفا ساختن همه نیروهای روحی و درونی آدمی و پدید آوردن انسان خودآگاه و رهایی علم و زندگی اخلاقی و دینی آدمیان از قیومیت کلیسا.(۳)
با این پیشینه باید گفت که ویژگی شاخص این جنبش در آغاز کارش آن است که نه به وسیله فیلسوفان حرفه‌ای، بلکه از سوی ادیبان، مورخان، اخلاق‌گرایان و دولتمردانی آغاز و دنبال شد که با فیلسوفان زمان در کشمکش بودند. با این وصف روشن می‌شود که اومانیسم رنسانس همچون یک گرایش یا نظام فلسفی نیست، بلکه در عوض یک برنامه فرهنگی و آموزشی و ادبی است که بر اهمیت محدوده خاصی از مطالعات که همان ادبیات باشد، تأکید داشت. به تعبیری دیگر اومانیسم رنسانس، تأثیری مستقیم در پیشرفت علم نداشت و تنها با احیای فرهنگی دنیوی کلاسیک اروپاییان را که سخت اسیر دین بودند متوجه مسائل دنیوی که به روشنی در آثار کلاسیک بدان پرداخته شده بود، کرد.(۴)
در میان اومانیست‌های رنسانس گروهی «اومانیست مسیحی» نامیده شدند. در واقع در قرون ۱۴ و ۱۵ میلادی هنوز آن‌گونه تفکر اومانیستی که از دین جدا باشد ظهور نکرده بود و انسان قرون وسطا با پذیرش اومانیسم رنسانس هنوز دل در گروی دین داشت. در واقع اومانیسم مسیحی اومانیستی است که با حفظ اعتقادات دینی و مابعدالطبیعی، شأن و مقام والای انسان را باور دارد. به تعبیر دیگر اومانیسم مسیحی با دیگر اومانیسم‌ها در میل و علاقه به حفظ زندگی انسان و افزایش کیفیت آن مشترک است، ولی در اینکه منبع قدرت انسان و هدف آن را خدای خالق نجات‌دهنده می‌داند از آنها جدا می‌شود(۵) مهم‌ترین ویژگی این گروه توجه به اصلاح دین بود. آنان معتقد بودند که از مسیر آموزش منابع کلاسیک و به‌ویژه مسیحیت و آثار قدما می‌توان از سویی تجربه مسیحیان نخستین را که در عهد جدید بازگو شده در دسترس دیگران که فاصله زمانی بسیاری با مسیحیان نخستین دارند قرار داد و از سوی دیگر این آموزش‌ها موجبات یکپارچگی کلیسای مسیحی را فراهم می‌کند و بدین وسیله می‌توان تقوای حقیقی و باطنی و یا احساس مذهبی درونی را در مردم دمید و کلیسا و جامعه را اصلاح کرد.(۶) از معروف‌ترین اومانیسم‌های مسیحی که در واقع جزء نخستین اومانیست‌های رنسانس محسوب می‌شدند می‌توان از فرانچسکو پترارک، اراسموس، ژاک لوفور، یوهان رویشلین نام برد.(۷)

اومانیسم روشنگری
ویژگی بارز اومانیسم عصر روشنگری که به اومانیسم علمی یا سکولار نیز مشهور است تأکید بر عقل انسان است. این دوره که شامل قرون هفدهم و هجدهم میلادی است، همراه با ظهور اندیشمندانی چون دکارت، ولتر، روسو، منتسکیو، هیوم و کانت است. این اندیشمندان تأکید داشتند که هدف و نگرانی اصلی انسان، به دست آوردن اراده و خواست الهی نیست، بلکه هدف، شکل‌دهی جامعه و زندگی انسان‌ها بر اساس عقل است. در نظر آن‌ها شأن و منزلت انسان نه تابع اراده الهی، بلکه منوط به محقق کردن استعدادهای عقلانی وجود زمینی انسان است. اومانیسم عصر روشنگری معتقد بود که فهم درست انسان نه در دایره آموزه‌های روح مخلوق و متعالی، اراده الهی و ایمان، بلکه بر اساس عقل و آزادی او ممکن است. بر این اساس، تعریف جدیدی از انسان با توجه به آزادی او مطرح شد. در دایره هستی نیز خبری از خدا و خواست الهی و نظم از پیش تعیین شده برای زندگی خوب انسان مطرح نیست. وجه ممیزه اومانیسم عصر روشنگری از اومانیسم دوره پیش و پس از آن در این نکته است که اومانیست‌های این دوره خوش‌بینی بسیاری به قدرت عقل انسانی در توصیف و نظم بخشیدن به جهان و پذیرش مسئولیت‌ پیامدهای آن داشته‌اند.(۸)

اومانیسم مدرن
از پایان قرن بیستم جنبه‌های ویژه‌ای از اعتقادات اصلی اومانیست‌ها چون بی‌همتایی انسان، روش علمی و عقل و استدلال در نظام‌های فلسفی همچون پراگماتیسم، مارکسیسم، اگزیستانیالیسم و مکتب هاید‌گری نمایان شد.
اومانیسم پراگماتیستی: این نوع از اومانیسم ریشه در فلسفه متفکران پراگماتیست آمریکا، مثل چارلز پیرس، جان دیوئی، ویلیام جیمز و شیلر دارد. آنان چیزی به نام ذات و ماهیت انسانی را نمی‌پذیرند، عقل انسانی را ارج می‌نهند، اما آزادی و اختیار او را برنمی‌تابند و می‌گویند شخص، آن چیزی است که در عمل خود ظاهر می‌شود.
اومانیسم مارکسیستی: در اینجا فرد بیشتر ساخته و پرداخته ارتباطات اجتماعی و شرایط خاص تاریخی است. مارکسیست‌ها منکر ماهیت مستقل انسان هستند و به جای اختیار انسان به نوعی جبر تاریخی تأکید دارند.
اومانیسم اگزیستانسیالیسم: این نوع از اومانیسم که بر عقل و توان انسانی کمتر تأکید می‌کند، بیشترین تأکیدش بر اختیار و آزادی انسان است.
اومانیسم‌ هایدگری: بیشتر به انسان از منظری وجودی می‌نگرد. هایدگر معتقد است که اومانیسم عصر روشنگری راه خطا پیموده و در تبیین ماهیت انسان بر طبیعت عقلانی وی تأکید گذارده و نتوانسته دریابد که تنها منشأ ماهیت انسان در وجود و ارتباط اصیل انسان با وجود نهفته است.(۹)
در پایان آنکه وجه مشترک همه این گرایش‌های اومانیستی تکیه بر انسان و شأن و منزلت او در هستی و تأکید بر توانمندی‌ها و قابلیت‌های وی در فهم طبیعت و کوشش برای سامان دادن زندگی است.
* منابع در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان 258
فتح الله پریشان

نظام‌های سیاسی فاضله در اندیشه ملاصدرا
در شماره گذشته با ساختار کلی حکومت دینی در اندیشه ملاصدرا آشنا شدیم و از منظر وی انواع نظام‌های سیاسی را برشمردیم و متذکر این نکته شدیم که تمامی نظام‌های سیاسی به‌دنبال تأمین سعادت هستند. اما مسئله‌ای که وجود دارد این است که در نظام‌های غیرفاضله، سعادت حقیقی جای خود را به سعادت‌های پنداری، توهمی و خیالی می‌دهد. در فلسفه سیاسی فارابی، نظام‌های سیاسی غیرفاضله نوعاً به سه دسته فاسقه، ضاله و جاهله و هر یک از اینها نیز به شش نوع ضروریه، نذاله، خسیسه، کرامیه، تغلبیه و حریه تقسیم می‌شدند.(۱) صدرالمتألهین نیز از نظام‌های سیاسی غیرفاضله جاهله، فاسقه و ظالمه سخن گفته است. وی در آغاز فصل هشتم کتاب مبدأ و معاد چنین می‌گوید: «[رئیس اول به] قوه حساسه و محرکه‌اش مباشر سلطنت گردد و احکام الهیه را جاری گرداند و با دشمنان خدا محاربه کند و دفع کند دشمن را از مدینه فاضله و با مشرکین و فاسقین از اهل مدینه جاهله و ظالمه و فاسقه مقاتله کند تا برگردند به سوی امر خدا.»(۲)
با این سخن مشخص شد که می‌توان وارد بحث تبیین نظام‌های سیاسی فاضله از منظر ملاصدرا شد. بدیهی است که در سایه تبیین آن، نظام‌های غیرفاضله نیز روشن خواهد شد.
در سلسله مراتب نظام‌های سیاسی فاضله‌ای که ملاصدرا در آثار و آرای خود مورد تأمل قرار داده است، می‌توان به ترتیب از ولایت سیاسی انبیا، امامان و مجتهدان سخن گفت. ملاصدرا اشراق دهم از مشهد پنجم کتاب «شواهد الربوبیه» خود را به بیان صفاتی اختصاص داده است که به تعبیر وی، «ناچار شخص پیامبر به نام رئیس اول باید دارای آنها باشد.» تحلیل مختصر این صفات نشانگر این است که آنها دو دسته هستند؛ یکی کمالات و شرایط اولیه رئیس اول (پیامبر) که باید از نظر قوه عاقله، انسانی کامل و در مرتبه عقل بالفعل باشد و همچنین لازم است از نظر قوای متخیله، حساسه و محرکه نیز در غایت کمال باشد. دسته دیگر، کمالات و صفات ثانویه رئیس اول است که فطری و ذاتی هستند و شامل دارا بودن فهم و درکی نیکو و سریع، دارای حافظه‌ای قوی و فطرتی صحیح، طبیعتی سالم، زبانی فصیح، دوستدار علم و حکمت، صاحب عظمت نفس، اجتناب از شهوت و متابعت هوای نفس، شجاع، رئوف، پذیرنده حق و عدل و انصاف هستند.
در وهله بعد ملاصدرا، در موارد متعدد از امامت و ولایت سیاسی ائمه(علیهم‌السلام) سخن گفته است. مهم‌ترین اثر وی در این رابطه شرح اصول کافی، به‌ویژه بسط و توضیح احادیث کتاب الحجه این کتاب است. از جمله ملاصدرا در ذیل حدیثی از امام صادق(ع) که از حضرت سوال می‌شود آیا ممکن است زمین باشد و امامی در آن نباشد؟ حضرت پاسخ می‌دهد: خیر. سوال‌کننده ادامه می‌دهد که آیا دو امام در یک زمان می‌شود؟ حضرت می‌فرماید: خیر. جز آنکه یکی از آنها خاموش باشد، به تفصیل به بیان آرای شیعه و غیرشیعه در مسئله امامت پرداخته و ادله هر یک را نقد و بررسی کرده است: «زمین را ناگزیر پس از منقضی شدن زمان نبوت، امامی است که تمامی امت چه پیشینیان و چه پسینیان جز افرادی اندک که در خور اعتنا نیستند با اختلاف‌شان در آنکه نصب و گماشتن او از جهت شنیدن (روایت) و یا از جهت عقل بر عهده ماست و یا از جهت عقل بر عهده خداوند است، اتفاق و هماهنگی دارند: نخستین، مذهب تمامی اهل سنت و بیشتر از معتزلیان است و دوم، مذهب جاحظ و کعبی و ابوالحسن بصری است و سوم، مذهب شیعه که رحمت الهی بر آنان می‌باشد.»(۳)
طبق تأکید ایشان استدلال عقلی شیعه در باب امامت، قاعده لطف است. البته این قاعده در دو مرحله استفاده می‌شود: نخست، مرحله اصل وجود امام است. خواه تصرف بکند یا نکند مثل زمانی که امام در غیبت به سر می‌برد. اما تصرف ظاهری امام، خود لطف دیگری است که عدم آن به سبب بندگان و بدی اختیار آنان است. همچنین وی در همین بحث، مسئله انتخاب و نصب امام را نیز بیان کرده است که به نظر وی، مردم در تعیین امام برخلاف یاری‌اش هیچ نقشی ندارند. در شماره بعد به ولایت سیاسی مجتهدان به عنوان سومین نظام سیاسی فاضله از منظر ملاصدرا خواهیم پرداخت.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

وجوه ناسازگاری تحلیل گفتمانی با تفکر اسلامی
تحلیل گفتمانی باوجود داشتن امتیازاتی در تحلیل سیاسی، باتوجه به مبانی نظری آن، ناسازگاری‌هایی با ساختار تفکر اسلامی دارد. بدون تردید، نقد و بررسی روشمند تحلیل گفتمان و مبانی نظری آنها مستلزم تأمل بیشتر و فرصت کافی است. می‌توان با توجه به ساختارهای معرفتی پذیرفته شده در تفکر اسلامی، این ناسازگاری‌های تحلیل گفتمانی را شناسایی کرد. نظریه‌های گفتمان ریشه در مباحث ساختارگرایی «سوسور» و پساساختارگرایی «دریدا»، «فوکو» و دیگر اندیشمندان پسامدرن غرب دارند، در حالی که تفکر اسلامی در سنت اسلامی و با محوریت نصوص دینی و در بستر تفکر عقلی یونانی ـ اسلامی شکل گرفته‌اند. برخی از این وجوه ناسازگاری تحلیل‌های گفتمانی با تفکر اسلامی عبارتند از:
۱ـ تقابل مبناگرایی تفکر اسلامی با سازندگرایی اجتماعی تحلیل‌های گفتمانی؛ نظریه گفتمان آن‌گونه که «هوارث» توضیح داده است، مبتنی بر سه مبنای کلانی است: نخست انتقاد پسامدرن‌ها از آن چیزی است که «ژان فرانسوا لیوتار» آن را نفی فراروایت یا به به عبارت دیگر، روایت‌های بزرگ رهایی‌بخش در مدرنیته نامیده است. نکته دوم، موضع ضدمبناگرایی عمل‌گرای آمریکایی «ریچارد رورتی» است که نشان می‌دهد هیچ دیدگاه عینی وجود ندارد که حقیقت یا دانش مربوط به جهان را تضمین کند. سومین نکته مهم مربوط به پسامدرن، جوهرستیزی آن است. در این مورد، ژاک دریدا، شالوده‌شکن‌گرای فرانسوی مشکلات تلاش برای تعیین ویژگی‌های اساسی مفاهیم و پدیده‌ها را به نحو بسیار جالبی نشان می‌دهد. اصول سه‌گانه کلی فوق که مبنای نظریه گفتمان «لاکلا» و «موفه» را شکل می‌دهند، در گفتمان وی سازنده حیات اجتماعی و ویژگی‌های فردی است. براساس ضد مبناگرایی تنیده شده در گفتمان، هیچ مبنای ثابت و مشخصی برای شناخت وجود ندارد و تنها روابط قدرت است که نگرش و ذهنیت افراد را شکل می‌دهد. این در حالی است که چنین مبانی‌ای در تفکر اسلامی قابل قبول نیستند. به تبع سنت فکری عقلی ارسطویی، تفکر اسلامی، مبناگرا، جوهرگرا و در نتیجه دارای روایت کلان است. در این تفکر، نص و عقل، دو معیار بشری برای دستیابی به حقایق جهان هستی هستند. اسلام‌گرایان نه صرفاً براساس روابط قدرت و نفی غیر، بلکه بر اساس آنچه آنها راه درست و پیام الهی برای بشر می‌دانند، تفکر می‌کنند و طبق آن دست به قیام و مبارزه می‌زنند. برخی از محققانی که از این رهیافت در تحلیل اندیشه سیاسی اسلام استفاده کرده‌آند، بر ناسازگاری مبانی تحلیل گفتمانی با ساختار تفکر سیاسی شیعه اذعان داشته‌اند. البته فارغ از مدعیات مبنایی تحلیل‌های گفتمانی، تفکر اسلامی در پرتو اجتهاد و عقل‌گرایی به مثابه روش امکان مقایسه و الهام‌گیری از ایده‌های تحلیل گفتمان را بدون نیاز به پذیرش مبانی آن فراهم می‌سازد که در شماره آتی می‌توان به برخی از این ظرفیت‌های تحولی در ساختار فکری اسلامی اشاره کرد.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

مروری بر توطئه‌ها، فتنه‌ها و جنایت‌های پنجاه سال حکومت پهلوی ـ 10
نقشه‌ها و برنامه‌های رژیم علیه مردم و حوزه‌های علمیه
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

مقدمه
اشاره کردیم جریان‌های مرتبط با رژیم صهیونیستی آمریکا، تشکیلات فراماسونری، بهائیت، ساواک با ترفندهای هویدا تنظیم و هماهنگ شده بود. طرح‌ها، نقشه‌ها و توطئه‌ها علیه جریان انقلاب اسلامی و اسلام‌خواهی و نهضت امام خمینی همصدایی می‌کردند. این ماجرا در سال ۱۳۴۶ شکل جدیدتری به خود گرفت و آن با شیوه سیاست استعماری تهاجم به معتقدات، دین و مذهب ملت مسلمان ایران بود. آنها درصدد بودند قیود دست و پا گیرشان را کهنه و به گمان خودشان خرافی و مزاحم معرفی کنند. در واقع از نظر رژیم شاهنشاهی باید سنت‌ها و خواسته‌های معنوی مردم که در رأس آن نیروهای مذهبی بود در هم شکسته می‌شد و به جای آن از عناوین پر زرق و برق استفاده می‌کردند تا اینکه انقلاب سفید آمریکایی را به دست شاه و به اسم ملت به جامعه اسلامی ایران تحمیل کنند. در برابر این دسیسه‌ها جمعی از شخصیت‌های مذهبی، علما و فضلای حوزه علمیه قم نامه‌ای خطاب به هویدا، نخست‌وزیر وقت تنظیم کردند و نکات بسیار مهمی را یادآور شدند که در بخشی از آن ضمن انتقاد از دیکتاتوری و نبود آزادی خواستار بازگرداندن حضرت امام خمینی از تبعیدگاه به ایران شدند و چنین ذکر کردند: «در کدام کشور مراجع و زعمای دینی، سخنگویان مذهبی و روشنفکران، اساتید دانشگاه، تجار، اصناف، بالاخره طبقات متفکر و فعال کشور حق اظهار نظر در شئون اجتماعی خود ندارد...
در کدام گوشه دنیا سابقه دارد که یک مرجع دینی و زعیم و فداکار ملی با داشتن مصونیت و صلاحیت قانونی که از کشور خود دفاع می‌کند و می‌گوید نباید بیگانگان با اتکا به مصونیت مطلق بر مال و جان و ناموس مردم تسلط داشته باشند، او را با اتهام ناجوانمردانه «قیام علیه مصالح و تمامیت ارضی» تبعید و در مملکت دیگری زندانی و ممنوع‌الملاقات می‌نمایند؟!» در ذیل این بیانیه هشداردهنده نام شخصیت‌های بزرگی چون؛ آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای[رهبر معظم انقلاب در حال حاضر] مشکینی ربانی شیرازی، احمد جنتی، جواد آملی، علی قدوسی، موسی زنجانی [از مراجع تقلید در حال حاضر] و سایر علما درج شده است.

تغییر در قانون اساسی به منظور تاج‌گذاری
رژیم شاه با اعوان و انصارش با برنامه‌های تنظیم شده توسط آمریکایی‌ها، تمام بیانیه‌ها و نقطه‌نظرات و علما، روشنفکران و شخصیت‌های علمی، سیاسی، اساتید و اشخاص صاحب نفوذ را نادیده می‌گیرد و همچنان به اقدامات خودسرانه ادامه می‌دهد و با هرگونه مخالفتی، با تهدید، رعب وحشت، دستگیری، زندانی و تبعید برخورد می‌کند. یکی از اقدامات خودسرانه رژیم شاه که مورد اعتراض سیاسیون و اهل علم بود، تغییر در قانون اساسی بود، بدین منظور که شهبانو و ولیعهد هم باید در قانون اساسی مقام خاصی پیدا کنند و آنها هم صاحب تاج و تخت شوند. بدین منظور در سال ۱۳۴۵ در برخی از اصول قانون اساسی تجدید نظر شد و در سال ۱۳۴۶ اصول مورد نظر تغییر پیدا کرد و مقرر شد که ولیعهد وقتی می‌تواند شخصاً امور سلطنت را متصدی شود که دارای بیست سال تمام شمسی باشد.
مقرر شد که اگر به هنگام مرگ پادشاه ولیعهد به سن قانونی نرسیده باشد، شهبانو بلافاصله جای او را بگیرد. مگر اینکه شاه شخص دیگری را به عنوان نایب‌السلطنه تعیین کرده باشد و ذکر چند مورد دیگر مربوط به سلطنت پس از مرگ شاه پیش‌بینی شده بود. در مجموع مقررات اصول تغییر یافته به نحوی بود که از لحاظ قانونی مشکلی برای زمان پس از مرگ شاه پیش نیاید. در نهایت نقشه این بود که مقام سلطنت خاندان پهلوی قانونی تقویت شود و رژیم با قوت و قدرت تمام با هر گونه مخالفی برخورد کند.

طرح جشن‌های شاهنشاهی
یکی دیگر از مواردی که به صورت کاذب و به ظاهر مقام سلطنت را تقویت و مستحکم می‌کرد، برگزاری جشن‌هایی بود که توسط آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها به نام جشن‌های نظام شاهنشاهی طراحی شده بود. این جشن‌ها از ابتکارات پوچ، بی‌محتوا، هزینه‌بر و سرگرم‌کننده بود. در آبان‌ماه سال ۱۳۴۶ جشن‌های تاج‌گذاری با هزینه‌های هنگفت برگزار می‌شد و مراسم مستقیماً به وسیله ماهواره به سراسر جهان مخابره ‌شد. تمام دستگاه‌های دولتی و سازمان‌ها درگیر اختصاص بودجه و تنظیم برنامه بودند. در تمام شهرها و استان‌ها گروه‌های بسیاری را مجهز کردند تا به شکل خاص برای برپایی این جشن‌ها اهتمام کنند، از طرفی جشن‌های تاج‌گذاری شاه در سال ۱۳۴۶ هـ . شمسی مقارن با جنگ‌های اعراب و صهیونیست‌ها در سال ۱۹۶۷ میلادی بود و امام خمینی ضمن پیام‌هایی، به برپایی این جشن‌ها و رابطه با رژیم صهیونیستی اعتراض ‌کردند و موضع آشتی‌ناپذیر خود را علیه توطئه‌ها و جنایت‌ها اعلام فرمودند و طی پیامی خطاب به هویدا ‌نوشتند: «با اسرائيل دشمن اسلام و مسلمين، آواره‌كنندة بيش از يك ميليون مسلم بي‌پناه، پيمان برادری نبنديد؛ عواطف مسلمين را جريحه‌دار نكنيد؛ دست اسرائيل و عمال خائن آن را به بازار مسلمين بيش از اين باز نكنيد؛ اقتصاد كشور را به خاطر اسرائيل و عمال آن به خطر نيندازيد؛ فرهنگ را فداي هوس آنها ننماييد.»
امام راحل با بصیرت و بینش عمیق به درستی دریافته بودند که سرمایه ملی کشور دستخوش هوس‌های افراد فاسد است و همواره در افشای این توطئه‌ها کوشش‌ها کردند.
هشدار امام به حوزه‌های علمیه
امام خمینی با وجود اینکه دوران تبعید را در عراق می‌گذراندند و از لحاظ امکانات زندگی در شرایط بسیار سختی به سر می‌بردند، اما هیچ‌گاه از توطئه‌ها و نقشه‌های استعمار علیه اسلام و جریان قیام مردم غافل نبودند. به همین دلیل طی پیامی خطاب به حوزه‌های علمیه هشدار ‌دادند: «حوزه‌های مقدسه علمیه و دانشگاهیان قدیم و جدید و طبقه جوان ملت‌های بزرگ اسلام باید خودشان را مجهز کنند برای عصرهای تاریکی که پیش‌بینی می‌شود. اسلام محتاج به دفاع بیشتری است.»
علاوه بر این حضرت امام در سال ۱۳۴۶ به هنگام جشن‌های تاج‌گذاری طی پیامی خطاب به حوزه‌های علمیه فرمودند: «... نقشه آن است که قدم به قدم پیشروی کنند. هر قدر شما عقب‌نشینی کنید، آنها پیشروی می‌کنند. آنها کمر به نابودی شما بسته‌اند. گمان نکنید با ملایمت و تسلیم دست‌بردار هستند، بلکه با استقامت و ایستادگی و اظهار عقاید و فریاد مظلومانه عقب می‌نشینند... ملت را و ملل آزاد دنیا را از ستمگری دستگاه و مظلومیت ملت مسلمان ایران آگاه کنید. با هر وسیله ممکنه جنایات اینها را به دنیا برسانید.»
امام خمینی(ره) هیچ‌گاه از توطئه‌های دشمن غافل نبود. ایشان در جای دیگر تصریح کردند: «ما می‌دانیم که دستگاه جبار چه خواب‌های خطرناکی برای اسلام دیده است ... شما [علما و روحانیون] در نظر آنها مجرم هستید؛ جرم شما خدمت به دیانت و قرآن و مخالفت با سلطه اجانب بر کشورهای اسلامی است؛ جرم شما مخالفت با دستگاه ظلم و استبداد و غارتگری و چپاول است؛ جرم شما دانش شماست و عدم تسلیم کورکورانه در مقابل اجانب و دست‌نشاندگان بی‌حیثیت آنهاست.»

جنایت ساواک
ساواک دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم شاه که ساختار و سازمان آن از طریق انگلیس، آمریکا و رژیم صهیونیستی شکل یافته بود، طبق همان الگو علیه ملت ایران به‌خصوص مبارزان و به‌ویژه روحانیت شیعه و پیرو امام خمینی(ره) به کار می‌رفت و از هنگام تبعید امام رفتار حکومت با علما و روحانیون مبارز توأم با خشونت بود. کم‌کم تعداد زندانیان روحانی و افراد مذهبی رو به افزایش گذاشت. در آغاز سال ۱۳۴۶ شخصیت‌های روحانی و علمای سرشناس پیرو امام خمینی با بدترین برخوردها دستگیر و زندانی می‌شدند. در اینجا فقط به ذکر بخشی از نامه مرحوم آیت‌الله ربانی شیرازی خطاب به ساواک در سال ۱۳۴۶ اکتفا می‌شود. ایشان نوشت: «حدود ده نفر از مأمورین سازمان امنیت شهربانی و آگاهی به خانه من حمله‌ور شدند و به شیوه‌ای عمل کردند که موجب اتلاف بچه من و بیماری ممتد خانواده در اثر هراس گردید... اینکه سازمان امنیت برای کوبیدن عده‌ای که به روش ضد دینی و قانونی دولت‌ها و تبعید حضرت آیت‌الله خمینی انتقاد می‌نمودند شروع به پرونده‌سازی نموده است... از طرف سازمان پیشنهاد شد که ما تعهد کنیم شش ماه در شهرستان قم یعنی محلی که وطن فعلی و محل کار ماست، نباشیم. سازمان می‌خواست که ما داوطلبانه حاضر به تبعید از قم بشویم. چون می‌دید تبعید احساسات و نگرانی‌ها را شدیدتر می‌نماید... اگر ما امروز چنین تعهدی را قبول می‌نمودیم، چه چیز مانع دولت بود که فردا عده دیگری از اساتید حوزه را به عناوین واهی بازداشت کند و پس از مدتی با اخذ تعهد عدم سکونت در قم آزاد نماید؟ بالنتیجه حوزه علمیه قم را تضعیف و عملاً منحل سازد؟...»
این شخصیت انقلابی و عالم پیرو امام راحل که از گوشه زندان این نامه را نوشته به درستی درک کرده بود که نقشه و توطئه‌ای علیه حوزه علمیه در کار است و مقاومت‌ها کرد و هر گونه جنایت ساواک را متحمل شد اما تسلیم زورگویی‌ها نشد.

اختلاف‌اندازی بین
روحانیت و روشنفکران دینی
از شگردهای رژیم شاه و دستگاه‌های امنیتی که از طریق آمریکا و رژیم صهیونیستی هدایت می‌شدند، برنامه اختلاف‌اندازی و ایجاد چالش‌ها بین روحانیت با روشنفکران و اساتید علمی دانشگاه بود که از این مسئله سود می‌بردند. بارزترین نمونه آن را در سال ۱۳۴۶ در حسینیه ارشاد تهران شاهد هستیم که قضیه آن بسیار پرماجرا است، اما در آن سال بخشی از خاطرات حجت‌الاسلام فلسفی گویا می‌باشد. ایشان آورده است: «شهید مطهری برای پیشرفت امور حسینیه و جلب نظر مردم زحمت زیادی کشید. ایشان بود که شخصیت‌ها را برای سخنرانی دعوت می‌کرد و در واقع برنامه‌ریز عمده حسینیه بود. من هم چون در آن زمان مجالس متعدد می‌رفتم، چند شب در آنجا وعده دادم... صحبت‌های دکتر شریعتی اعتراض‌هایی را به دنبال آورد تا جایی که خود وی هم اذعان داشت که بعضی از مباحثش تند بوده است. عده‌ای از آقایان روحانیون که به برخی از مطالب دینی او اعتراض داشتند، موضوع را با من در میان گذاشتند. من در همان شب‌هایی که در آنجا سخنرانی داشت. در آن باره با دکتر شریعتی مذاکره کردم و قرار شد که در یک سخنرانی ایشان اعلام کند که در بیان بعضی مباحث تندروی‌هایی داشته و سپس توضیحاتی در آن خصوص بدهد. به مسئولین حسینیه نیز نتیجه مذاکره را گفتم. دکتر شریعتی هم در سمیناری در حسینیه ارشاد توضیحاتی داد. بعد که با آقایان روحانیون معترض صحبت کردم گفتند مطلب به این کیفیت تمام نمی‌شود و باز به بعضی از نظرات او همچنان معترض بودند. در نتیجه وضع نامطلوبی پیش آمد. از یک سو عده‌ای از جوانان دانشگاهی با گرایش شدید به دکتر شریعتی سرسختانه ایستادگی می‌کردند و از سوی دیگر اکثریت مرد و اهل مسجد طرفدار روحانیت بودند...» در نهایت این اختلاف‌افکنی دسیسه‌ای بود که پشت آن دستگاه‌های امنیتی و ساواک آن را هدفمند هدایت می‌کردند تا مخالفان رژیم شاه به فرسایش کشیده شوند و این خط سال‌ها دنبال شد و هنوز هم می‌شود.


حكایت زمانه

گريز با لباس زنانه؟!
روز ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ روز عزل ابوالحسن بني‌صدر از مقام فرماندهي كل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران توسط امام خميني است. اين حادثه ۱۰ روز پیش از تصويب لايحه عدم كفايت سياسي بني‌صدر از منصب رياست جمهوري به وقوع پيوست. اين دو حكم در حقيقت توانست به حيات سياسي پرتشنج و ماجراجويانه اولين رئيس‌جمهور ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي خاتمه دهد. پس از اين دو رويداد بود كه بني‌صدر با مسعود رجوي سركرده سازمان مجاهدين خلق به فرانسه گريختند.
بني‌صدر كه روز 12 بهمن 1357 همراه با امام خميني و با هواپيماي حامل وي به تهران آمد در ابتدا چهره ناشناخته‌اي بود. وي فارغ‌التحصيل رشته علوم اقتصادي از دانشگاه پاريس بود و 20 سال از عمر خود را تا زمان پيروزي انقلاب در آن كشور گذراند. بني‌صدر ابتدا در شوراي انقلاب عضو شد و سپس با سخنراني‌هاي مختلف در جامعه و مناظره‌اي كه با بابك زهرايي در دانشگاه تهران انجام داد، توانست خود را به عنوان «روشنفكر تحصيل‌كرده طرفدار انقلاب» در ميان مردم شاخص گرداند. اين پديده زماني كه وي خود را نامزد انتخابات رياست‌جمهوري كرد، توانست طرفداران فراواني برايش به وجود آورد.
رياست‌جمهوري بني‌صدر تنها 17 ماه به طول انجاميد. وي در اين مدت از يك‌سو با ميدان دادن به گروهك‌هاي ضد‌انقلاب سبب تقويت آنان شد و از سوي ديگر در برابر اكثر مصوبات مجلس شوراي اسلامي‌، قوه قضائيه‌، شوراي نگهبان و برخي ديگر از نهادهاي برخاسته از انقلاب ايستادگي كرد.
بني‌صدر در دفتر رياست‌جمهوري خود طيفي از تحصيل‌كردگاني را گرد هم آورد كه اغلب وابسته به گروه‌هاي مخالف انقلاب بودند. اين دفتر تحت نظارت دكتر رضا تقوي از ديپلمات‌هاي وزارت خارجه حكومت پهلوي افرادي را كه به جبهه ملي‌، سازمان مجاهدين خلق‌، حزب رنجبران و ديگر گروه‌ها و سازمان‌هاي مخالف انقلاب وابسته بودند، گرد هم آورد. علاوه بر اين دفتر هماهنگي مردم با رئيس‌جمهور به كانوني براي تحريك غيرمستقيم مردم عليه ارگان‌ها و نهادهاي برخاسته از انقلاب تبديل شده بود. اين عملكرد كه جامعه ايران را در اولين سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب با موجي از بحران و تنش و درگيري مواجه كرده بود، همراه با عدم شايستگي و صلاحيت بني‌صدر در مقام فرماندهي كل نيروهاي مسلح به ويژه در شرايط جنگي و همچنين حمايت صريح و علني وي از سازمان مجاهدين خلق (منافقين‌) و نقش وي در ميدان دادن به اين سازمان در عرصه اجتماعي و سياسي كشور، سبب شد تا امام خميني بیستم خردادماه سال 1360 طي حكمي وي‌ را از سمت فرماندهي كل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران بركنار كند.
10 روز پس از صدور حكم امام‌، هاشمي رفسنجاني ـ رئيس وقت مجلس شوراي اسلامي‌ـ گزارش آرای نمايندگان مجلس را در مورد عزل بني‌صدر از رياست جمهوري به اطلاع امام رساند.
امام (ره) نيز در پاسخ به نامه رئيس مجلس‌، طي پاسخي‌، بني‌صدر را از رياست‌جمهوري عزل كردند.
عزل بني‌صدر اختفای وي را به مدت پنج هفته در پي داشت. وي سپس همراه مسعود رجوي رئيس سازمان مجاهدين خلق (منافقين‌)، در روز هفتم مرداد 1360 مخفيانه تهران را به قصد پاريس ترك كرد.
فرار بني‌صدر يك ماه پس از خلع وي از رياست جمهوري توسط امام و يك هفته پس از انتخاب شهيد محمدعلي رجايي به سمت رياست‌جمهوري اسلامي ايران صورت گرفت‌. بني‌صدر روز چهارشنبه هفتم مرداد سال 1360 با يك فروند هواپيماي بوئينگ 707 به خلباني سرهنگ معزي، خلبان ويژه شاه، از كشور گريخت‌. معزي در دي‌ماه 1357 پس از آن كه شاه را به مصر و سپس به مراكش برد، در بازگشت از مراكش با تظاهر به جانبداري از انقلاب اسلامي، وارد كشور شد. بني‌صدر هنگام ورود به فرودگاه مهرآباد و فرار از كشور، سوار بر اتومبيل وانت و ملبس به لباس زنانه بود.
بني‌صدر پس از فرود هواپيما در فرانسه به خانه‌اش در کشن واقع در 3 کيلومتري جنوب پاريس وارد شد. رئيس‌جمهور معزول ايران در ساعت 10:15 به وقت محلي با يک اتومبيل دولتي و به همراه تعدادي پليس که اتومبيل او را محافظت مي‌کردند وارد آپارتمان سه خوابه‌اش در طبقه اول يک ساختمان متوسط در خيابان دوپون رويال شد که 40 پليس فرانسه از آن حفاظت مي‌کردند. عمه، خواهر و دو دختر بني‌صدر در پاريس زندگي مي‌کردند و از 20 ژوئيه دو روز پس از آنکه دادستان تهران گفت بني‌صدر ناپديد شده است، پليس با جليقه ضدگلوله به حراست از اين خانه پرداخته بود.
فرداي آن روز شبکه دو تلويزيون فرانسه بني‌صدر را نشان داد، در حالي که سبيلش را تراشيده و در کنار مسعود رجوي، سلامتيان و سرهنگ معزي ايستاده بود. وي در پاسخ به پرسش‌های خبرنگاران گفت: يک روز قبل، ساعت 6 بعدازظهر به وقت تهران به من خبر دادند، از اين رو من در ساعت 20:30 سوار هواپيما شدم و در ساعت 22:30 به سوي فرانسه پرواز کردم.
بني‌صدر در پاسخ به پرسش يکي از خبرنگاران گفت: تصور مي کند به زودي به ايران بازگردد. وي تصريح کرد: از آن جهت فرانسه را به‌عنوان تبعيدگاه سياسي خود برگزيده است که قبل از پيروزي انقلاب، بخشي از زندگي خود را در اين کشور گذرانده است و دو دختر وي به طور دائم در فرانسه اقامت داشته‌اند.
مسعود رجوي، يکي از رهبران سازمان مجاهدين خلق که در مدت زندگي مخفي بني‌صدر از او حمايت مي‌کرد نيز در کنار رئيس‌جمهور مخلوع ايران که بسيار خسته به نظر مي‌رسيد ديده مي‌شد. همچنين سرهنگ بهزاد معزي (ترتيب‌دهنده فرار بني‌صدر) همراه وي بود.
سپس سرهنگ معزي رشته سخن را به دست گرفت و به تشريح چگونگي فرار بني‌صدر پرداخت. وي گفت: روز گذشته (سه‌شنبه) برنامه پرواز يک بوئينگ ۷۰۷ سوخت‌رساني با پنج نفر خدمه را در اختيار داشت. اين برنامه، يک مأموريت آموزشي عادي بر فراز ايران بود. معزي اضافه کرد: حدود ساعت بيست و سي دقيقه سه‌شنبه شب، طبق برنامه پرواز، هواپيما سوختگيري کامل کرد و در همان موقع بني‌صدر با يک وانت از راه مي‌رسد؛ طبق برنامه پيش‌بيني شده، ساعت بيست و دو و سي دقيقه با بوئينگ از فرودگاه نظامي تهران پرواز کرد و رهسپار يونان شد وساعت چهار و سي دقيقه[بامداد] در فرودگاه نظامي اورو به زمين نشست.»
بلافاصله پس از علني شدن داستان فرار بني‌صدر و رجوي، اخبار مربوط به اظهارنظرهاي رسمي و اقدامات ديپلماتيک جمهوري اسلامي درخصوص اعلام مجرميت فراريان و ضرورت استرداد آنها در صدر خبرها قرار گرفت. مهندس موسوي ـ وزير امور خارجه ـ اعلام کرد که ايران به طور رسمي تقاضاي استرداد بني‌صدر و تسليم او به سفارت فرانسه در ايران کرده است.
فرانسه به درخواست ايران پاسخ روشني نداد. بني‌صدر در فرانسه ماند و به تبليغات خود عليه جمهوري اسلامي ادامه داد. پيوندش نيز با مسعود رجوي چندان دوام نياورد، هر چند که ديگر مسعود داماد وي شده بود.
آيا بني‌صدر با لباس زنانه گريخت؟
آن زمان روايت‌هاي بسياري از چگونگي فرار بني‌صدر منتشر شد، از جمله اينکه وي هنگام فرار از کشور، سوار بر اتومبيل وانت و ملبس به لباس زنانه بوده است. اما ابوالحسن بني‌صدر اين موضوع را رد مي‌کند.
ابوالحسن بني‌صدر در مورد خروجش از ايران با لباس زنانه، به «صداي آمريکا» گفت: کسي که دروغ مي‌سازد، مطابق طرز فکر خود مي‌سازد و نمي‌تواند خود را جاي من بگذارد و دروغ بسازد.
بني‌صدر اظهار داشت: در طرز فکر سازندۀ اين دروغ «زن»، دون انسان است. از اين‌رو لباس زنانه، لباسِ پستي است و مي‌خواهد بگويد بني‌‌صدر با لباس زنانه از ايران خارج شد، در حالي‌که من با لباس نظامي از ايران خارج شدم.
سپس او به اثبات مدعاي خود پرداخت: يک، ممکن نبود بشود با لباس زنانه وارد پايگاه هوايي تهران شد.
دو، ما چهار نفر در خودرو بوديم و اگر همه لباس زنانه داشتنند، خيلي جلب توجه مي‌کرد، حتي اگر يکي از آنها هم لباس زنانه مي‌داشت جلب توجه مي‌کرد و کسي که دم درب ايستاده بود حساس مي‌شد بفهمد او کيست.
سه، ورود به آن پايگاه با کارت مخصوص ممکن بود، يعني با لباس نظامي هم مي‌خواستيد وارد بشويد، اگر کارت نداشتيد، شما را راه نمي‌دادند. يکي از افراد فداکار آن پايگاه کارتش را در اختيار من قرار داده بود.
چهار، ساعت ده شب آن هواپيما پرواز کرد، ما ساعت هشت وارد پايگاه شديم و مدتي هم در محوطه فرودگاه چهار نفري و يکي دو نفر از افراد پايگاه که اطلاع داشتند، يک حلقه‌اي ايجاد شد و آنجا بوديم. تصور کنيد اگر با لباس زنانه بوديم، جلب توجه مي‌کرد.
بني‌صدر افزود: بله من با لباس نظامي وارد شدم، اما اين را مي‌گويم، از ديد من لباس زن، لباس منزلت، کرامت و شرافت است. اگر اقتضا مي‌کرد هيچ دريغ نمي‌کردم از پوشيدن لباس زنانه، که بيايم به اين صحنه مبارزه‌اي که آمدم.
با اين حال عکسي که از بني‌صدر پس از فرار از ايران منتشر شده به گونه‌اي است که اين احتمال را تقويت مي‌کند‌. در اين عکس بني‌صدر سبيل‌هاي خود را تراشيده و به نظر مي‌رسد که ابروهايش را هم برداشته است!


امام خامنه ای  در گذر زمان8

ملبس به لباس روحانیت از نوجوانی
مرحوم آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای و همسرش هر دو علاقه‌مند بودند که فرزندان‌شان در کسوت یادگیری علوم دینی و دروس طلبگی تربیت شوند و در این راستا کوشش‌های فراوانی کردند و تمام آرزوهای‌شان را در وجود فرزندان‌شان می‌دیدند. آنچه تجربه به دریافته و اندوخته بودند سعی در انتقال آن به فرزندان‌شان داشتند و چندان به اقتضای زمان و آموزش‌های سخت و آسان توجهی نمی‌کردند.
مادر محترمه آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای که از خانواده علما و روحانیت پرنفوذ و معروف بود همکاری لازم با همسرش داشت. امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در گفت‌وگویی این نکته را یادآور شدند و فرمودند: «خانواده ما یک خانواده روحانی از دو سو بود، همین دلیل هم بود که ما از بچگی ملبس به لباس روحانی بودیم، من و برادر بزرگم آقا سیدمحمد از دوران دبستان عمامه سرمان بود.» ایشان درباره سبب ورودشان به حوزه علمیه و انتخاب راه روحانیت فرمودند: «عامل و موجب اصلی در انتخاب این راه نورانی روحانیت، پدرم بودند و مادرم نیز علاقه‌مند و مشوق بودند.» حضرت امام خامنه‌ای در همان دوران نوجوانی به‌طور رسمی ملبس به لباس روحانی در مدرسه و کوچه و ‌بازار بوده‌اند. ایشان در این باره فرموده‌اند: «من همان وقت، معمّم بودم؛ یعنی در بین سنین ده و سیزده سالگی من عمامه به سرم و قبا به تنم بود! قبل از آن هم همین‌طور. از اوایلی که به مدرسه رفتم، با قبا رفتم؛ منتها تابستان‌ها با سرِ برهنه می‌رفتم، زمستان که می‌شد، مادرم عمامه به سرم می‌پیچید. مادرم خودش دختر روحانی بود و برادران روحانی هم داشت، لذا عمامه پیچیدن را خوب بلد بود؛ سرِ ما عمامه می‌پیچید و به مدرسه می‌رفتیم. البته اسباب زحمت بود که جلوِ بچه‌ها، یکی با قبای بلند و لباس نوع دیگر باشد. طبعاً مقداری حالت انگشت‌نمایی و اینها بود؛ اما ما با بازی و رفاقت و شیطنت و این‌طور چیزها جبران می‌کردیم‌.
منتهی در کوچه ما فرق می‌کرد. یک مقدار هم بازی‌های ورزشی بود مثل والبیال وفوتبال و این‌ها که بازی می‌کردیم من آن موقع در کوچه با بچه‌ها والیبال بازی می‌کردیم خیلی هم والیبال دوست می‌داشتم، الان هم اگر گاه بخواهیم ورزش دسته‌جمعی بکنیم البته با بچه‌های خودم به والیبال رو می‌آوریم که ورزش خیلی خوبی است.»
آیت‌الله خامنه‌ای از همان دوران با لباس روحانی به همراه پدرش به مسجد و مدرسه می‌رفته است و در بین مردم بعضی با او به احترام برخورد می‌کردند، برخی به تعبیر خودشان با شیطنت. در واقع در این بین، تعادلی ایجاد شده بود، مقداری توهین و متلک، مقداری احترام و قدردانی؛ هر دو را داشت.


از لابه لاي تاریخ

ساواك و سانسور ـ ۱۸
اسناد و مدارك موجود نشان مي‌دهد كه ساواك از همان نخستين ماه‌هاي تأسيس، بر فعاليت‌هاي سالن‌هاي سينما، فيلم‌هاي سينمايي و مؤسسات و مسائل مربوط به نمايش و نظاير آن نظارت مي‌‌كرد. سرلشكر تيمور بختيار نسبت به ضرورت نظارت و سانسور فيلم‌هاي ايراني و خارجي آماده نمايش در سينماها و سالن‌هاي نمايش و نيز مجموعه‌هاي نمايشي حساس بود. دولت وقت نيز در «كميسيون نمايش» كه وظيفه آن نظارت بر نمايش فيلم‌هاي سينمايي و ديگر مجموعه‌هاي نمايشي بود، جايگاه ويژه‌اي براي نمايندگان ساواك در نظر گرفته بود. از همان زمان، كميسيون نمايش با حضور فعال نمايندگان ساواك، آیين‌نامه‌ها و مقرراتي درباره چگونگي و كيفيت نمايش فيلم‌هاي سينمايي داخلي و خارجي در سالن‌هاي نمايش و سينماها تدوين كرد و نيز درباره كارهاي نمايشي و تئاتر خارجي نيز مقررات ويژه‌اي تنظيم شد. در اين مقررات، مسائل امنيتي ـ اطلاعاتي مرتبط با امور نمايشي و سينما، اهميت قابل توجهي داشت. در همان حال ساواك مراقب بود تا فيلم‌سازان، فيلم‌برداران و مستند‌سازان داخلي و خارجي درباره مناظر و جلوه‌هاي زشت و متأثركننده كشور فيلمي تهيه نكنند و يا درباره زوايايي از زندگي شاه و خاندان سلطنتي كه مي‌توانست موجبات نمايش بخش‌هاي تحقيركننده از زندگي آنان را فراهم آورد، فيلمي ساخته نشود. با اين احوال هر از چندي فيلم‌هايي مستند و يا داستاني درباره صحنه‌هاي زننده و دلخراش از زندگي ايرانيان، به دور از نظارت و كنترل ساواك، ساخته و در رسانه‌هاي خارجي به نمايش گذاشته مي‌شد؛ اگر افرادي از ايران نيز در تهيه اين‌ تصاوير و فيلم‌ها نقشي داشتند با برخوردهاي شديد ساواك روبه‌رو مي‌شدند. براي پيشگيري از ساخت و نمايش فيلم‌هاي مخالف حكومت، ساواك، معمولاًً در بسياري از استوديوهاي فيلم‌برداري، سالن‌هاي نمايش و سينماها و در ميان دست‌اندركاران و سازندگان فيلم‌هاي مختلف، عوامل و مأموراني داشت. ضمن اينكه بسياري از مديران و دست‌اندركاران درجه اول استوديوهاي فيلم‌سازي و گردانندگان سالن‌هاي نمايش و سينماها از ميان افراد مورد اطمينان حكومت برگزيده مي‌شدند. به دليل سخت‌گيري‌ها و سانسور شديدي كه در كشور وجود داشت، صنعت فيلم‌سازي و سينما در ايران رشد قابل اعتنايي نكرد. ساخت و نمايش هر فيلمي كه به نوعي، حتي غيرمستقيم و ضمني، به اوضاع سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي انتقاداتي روا داشته بود، ممنوع بود و سازندگان اينگونه فيلم‌ها به ندرت از تير خشم ساواك رهايي مي‌يافتند. در همان حال بازار دوبلاژ و نمايش فيلم‌هاي اروپايي و به‌ويژه آمريكايي در ايران بسيار داغ و پرمخاطب بود. به غير از اين، از واپسين سال‌هاي دهة 1340، ساواك ديگر به ندرت عوامل توليد و پخش فيلم‌هاي سينمايي داخلي و خارجي را به دليل نمايش صحنه‌هاي خلاف عفت عمومي با محدوديت مواجه مي‌كرد. در ميان صدها فيلم سينمايي كه همه ساله در كشور نمايش داده مي‌شد، ابتذال فرهنگي و جذابيت‌هاي صحنه‌هاي خلاف عفت عمومي بيشترين اولويت را به خود اختصاص داده بود.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

اهمیت نماز جمعه در کلام شهید مطهری
خطیب سخنگوی اسلام است

نمازجمعه بايد دو ركعت خوانده شود، نه چهار ركعت. در احاديث و اخبار بسيار وارد شده و از مسلّمات است كه: «وَ انَّما جُعِلَتِ الْجُمُعَةُ رَكْعَتَيْنِ لِمَكانِ الْخُطْبَتَيْن» همين دو خطابه به جاى دو ركعت است.
ما ماده‏اى داريم در خود دين مقدس اسلام كه سخنرانى جزء متن دين است، جزء نماز است. اميرالمؤمنين(ع) مى‏فرمايد: خطبه، نماز است. مادامى كه امام خطابه مى‏خواند و مردم گوش مى‏دهند، همه مردم بايد سكوت بكنند و مادامى كه او از كرسى پايين نيامده است، همه مثل اين است كه در حال نماز هستند، البته با يك فرق‌هايى از قبيل اينكه؛ رو به قبله نشستن و لااقل رو به قبله بودن خود امام كه خطبه مى‏خواند در اين حال واجب نيست.
خواهيد پرسيد چه منظورى از اين همه اجتماع و آداب و تشريفات هست؟ تعجب خواهيد كرد اگر بشنويد كه منظور عمده از اين همه اجتماع، شنيدن همان خطابه‏هاست. پس آن خطابه‏ها چقدر بايد داراى اهميت باشد و جنبه حياتى داشته باشد. آنقدر اهميت دارد كه آنگاه كه آواز مؤذن به اللهُ اكْبَر بلند مى‏شود، هركس در هرجا هست و هر كارى در دستش هست، بايد بگذارد و بشتابد به سوى نماز جمعه و آن دو خطابه را بشنود و سپس دو ركعت نماز را به جماعت بخواند و آن وقت آزاد است.

محتواى خطابه‏هاى جمعه‏
حالا كه خطابه نمازجمعه اينقدر اهميت دارد كه منظور عمده از اين اجتماع شنيدن همان خطابه‏هاست، در آن خطابه‏ها و سخنراني‌ها چه حرف‌هايى بايد زده بشود؟
اول حمد و ثناى الهى، دوم درود بر خاتم‏الانبيا و ائمه دين، سوم موعظه و يك سلسله مطالب لازم، چهارم قرائت سوره‏اى از قرآن.
باز براى اينكه بفهميد چقدر حضور در اين اجتماع اهميت دارد، در روايت دارد كه حتى واجب است زنداني‌ها را پليس‌ها و مأموران زندان با خودشان بياورند و در اين نماز عمومى هفتگى شركت بدهند و خطابه لازم را گوش كند و سپس برگردد به محل‏ خودش.

روايت امام هشتم درباره خطبه جمعه‏
«فضل‌بن‌شاذان نيشابورى» از حضرت رضا(ع) نقل مى‏كند. در آنجا دارد: «انَّما جُعِلَتِ الْخُطْبَةُ يَوْمَ الْجُمُعَةِ لِانَّ الْجُمُعَةَ مَشْهَدٌ عامٌّ» يعنى علت اينكه خطبه در روز جمعه قرار داده شده است اين است كه روز جمعه از نظر اسلام روز اجتماع عمومى است. «فَارادَ انْ يَكونَ لِلْاميرِ سَبَبٌ الى‏ مَوْعِظَتِهِمْ وَ تَرْغيبِهِمْ فِى الطّاعَةِ وَ تَرهيبِهِمْ مِنَ الْمَعْصِيَةِ» خداوند با تشريع اين دستور خواسته است كه اين وسيله‏اى باشد براى رئيس و پيشواى جمعيت كه آنها را موعظه كند، به طاعت ترغيب كند و از معصيت و گناه بترساند. «وَ تَوْقيفِهِمْ عَلى‏ ما ارادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دينِهِمْ وَ دُنْياهُمْ» ديگر اينكه مردم را آگاه كند به‏ مصلحت‌هاى دينى و مصلحت‌هاى دنيايى‏شان، مصالح واقعى مردم را به آنها بگويد. «وَ يُخْبِرُهُمْ بِما يَرِدُ عَلَيْهِمْ مِنَ الْآفاقِ مِنَ الْاحْوالِ الَّتى فيهَا الْمَضَرَّةُ وَ الْمَنْفَعَةُ» ديگر اينكه آنچه در آفاق دوردست از قضاياى خوب و بد به حال مسلمين واقع مى‏شود به آنها بگويد و به اطلاع آنها برساند و آنها را در جريان بگذارد.
آيا فرق است بين دو خطبه؟ در همين حديث ذكر شده: «وَ انَّما جُعِلَتْ خُطْبَتَيْنِ لِيَكونَ واحِدَةٌ لِلثَّناءِ عَلَى اللَّهِ وَ التَّحْميدِ و التَّقْديسِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ، وَ الْاخْرى‏ لِلْحَوائِجِ وَ الْاعْذارِ وَ الْانْذارِ وَ الدُّعاءِ لِما يُريدُ انْ يُعْلِمَهُمْ مِنْ امْرِهِ وَ نَهْيِهِ وَ ما فيهِ الصَّلاحُ وَ الْفَسادُ».
يعنى علت اينكه دو خطبه فرض شده اين است كه در يكى به حمد و ثنا و تقديس الهى و در يكى ديگر به ذكر حوائج مردم و ارشاد و موعظه آنها پرداخته شود.

وظايف خطيب‏
موعظه‏
موعظه كلامى است كه به دل نرمى و رقّت مى‏دهد، قسوت را از دل مى‏برد، خشم و شهوت را فرو مى‏نشاند، به دل صفا و جلا مى‏دهد. هيچ جامعه‏اى نيست كه احتياج به موعظه نداشته باشد. موعظه واقعى كه راستى در دل اثر كند جز به وسيله دين ممكن نيست. مى‏گويند على(ع) به يكى از اصحابش مى‏فرمود: «عِظْنى» مرا موعظه كن و مى‏فرمود: در شنيدن اثرى هست كه در دانستن نيست.

مصالح‏گويى‏
اين كار بزرگى است، از موعظه كردن خيلى مشكل‌تر است. دو اشكال در اين كار هست؛ يكى اينكه علم و اطلاع زياد مى‏خواهد، ديگر اينكه اخلاص بسيار لازم است كه آنچه را از مصالح عاليه دينى و دنيايى مى‏فهمد همان‌ها را به مردم بگويد.
اولاً بايد علم و اطلاعش به مبانى دين كافى باشد، بايد اسلام را كاملاً بشناسد تا بفهمد مصلحت دين يعنى چه. ثانياًً جامعه را بايد بشناسد، بايد بفهمد كه در دنيا چه مى‏گذرد و امروز مصلحت جامعه اسلامى در برابر جريان‌هاى موجود دنيا چه اقتضا مى‏كند و مردم را به آن جريان‌ها و مصالح واقعى آنها آگاه بكند.
آدمى كه در كنج مدرسه به سر برد نمى‏تواند بفهمد در جامعه چه مى‏گذرد و چه بايد كرد. علم و اطلاع به اوضاع جارى و متغير جهان لازم است. شامه تيز مى‏خواهد كه حتى حوادثى كه در آينده واقع مى‏شود از حالا پيش‏بينى كند و جامعه را طورى از آن حادثه عبور دهد كه با خطرى مواجه نشود. هدايت بدون قدرت پيش‏بينى امكان‏پذير نيست.
الآن جامعه ما با وضع جديدى كه پيش آمده، با مسلك‌هاى مختلف و متفاوتى كه پيدا شده، انديشه‏هاى گوناگونى كه پديد آمده، بر سر يك پيچ قرار گرفته و بايد به راحتى و بى‏خطر از آن بگذرد، بايد اندكى فرمان را پيچ داد تا از خطر برهد. نبايد چشم‏بسته روى همان خطى كه حركت مى‏كرديم، حركت كنيم.

مزاج‏گويى‏
بايد بدانيم كه مصلحت‏گويى غير از مزاج‏گويى است، غير از اين است كه چيزى بگوييم كه مردم خوش‌شان بيايد و ما را تحسين كنند و به‏به بگويند.
هيچ مى‏دانيد چرا مردم با پيغمبران زمان خودشان مخالف بوده‏اند؟ چرا پيغمبرها در زمان خودشان از ما كمتر مريد داشته‏اند؟ رمزش اين است كه آنها با نقاط ضعف مردم مبارزه مى‏كردند و ما از نقاط ضعف مردم بهره‏بردارى مى‏كنيم. براى اينكه مستمعين را راضى كنيم، مطابق ميل‌شان حرف مى‏زنيم، نه مطابق مصلحت‌شان.
قسمت سوم دستور امام رضا(ع) اين بود: «وَ يُخْبِرُهُمْ بِما يَرِدُ عَلَيْهِمْ مِنَ الْآفاقِ» يعنى آنها را آگاه كند به جريان‌هاى خوب يا بدى كه در آفاق دوردست براى عالم اسلام اتفاق مى‏افتد. خطيب بايد آنها را به مردم بگويد. آيا شما اطلاع داريد كه در دنيا بر سر مسلمانان چه مى‏آيد؟ همه اينها را بايد خطيب به مردم بگويد.
مثلاً حادثه الجزاير پيش آمده. اين حادثه را اولين بار خطبا بايد به اطلاع مردم‏ برسانند، آنها بايد نماينده مخصوص به الجزاير بفرستند و اخبار دست اول را بگيرند. لااقل آنها بايد خبرهای دست اول را از خبرگزارى‏ها بگيرند. جنايات ارتش سرّى فرانسه را بگويند. جنايات لشكر يزيد را كه مى‏گويند، جنايات اينها را هم بايد بگويند. اينها هم بر هيچ چيزى ابقا نكردند، به زن و بچه ابقا نكردند، آبادي‌ها را ويران كردند، كِشت‌ها را از بين بردند، نسل را از بين بردند. بايد در منابر، اين گونه قضايا به اطلاع مردم رسانده شود. آيا از آوارگان فلسطين اطلاعى داريد؟ آيا مى‏دانيد كه اسرائيل امروز چه خطر بزرگى براى عالم اسلام است؟ اين خطر را بايد به مردم گفت. بايد مردم را هوشيار و آگاه كرد. كى بايد بگويد؟ اينها را بايد خطبا بگويند، آنهايى بايد بگويند كه سخنگوى اسلام به‌شمار مى‏روند.
منبع: مجموعه آثار شهید مطهری
جلد25، صفحات 323 تا 359 با تلخیص


آيینه خواص

براءبن‌عازب ـ 4
راوی سیره نبوی
از طریق «براء» احادیثی از حضرت رسول(ص) نقل شده است. برخی از این روایت‌ها نشان می‌دهد که او به اخبار و احادیث مربوط به سیره نبوی(ص) علاقه داشته است.
در یکی از سفرهایی که پیامبر(ص) قصد عمره و زیارت کعبه را داشت، مشرکان قریش درصدد برآمدند تا به جمع مسلمین حمله و از ورود آنها به مکه جلوگیری کنند. پیامبر(ص) تصمیم گرفت مسیر دیگری را انتخاب کند تا با مشرکان برخورد نکند، لذا مسیر دیگری را انتخاب کردند که در طول مسیر با مشکل کم‌آبی مواجه شدند. پس از شکایت برخی از همراهان از وضع موجود پيامبر(ص) تيرى از تيردان خويش بیرون آورد و به يكى از ياران داد و در يكى از چاه‌ها رفت و تير را ته آن فرو برد و آب از آن جوشيد، چنانكه بر آن حائل زدند و پيوسته آب مى‏جوشيد تا از آنجا رفتند. ابن‌اسحاق گويد: آنكه با تير پيامبر(ص) در چاه رفت «ناجية‌بن‌عمير» بود. براء‌بن‌عازب نيز مى‏گفت: «من بودم كه تير پيامبر(ص) را در چاه بردم.» آنچه مسلم است براء شاهد این معجزه پیامبر بوده است.
همچنین از او درباره جنگ حنین نقل شده است که شخصى نزد براء بن عازب آمد و گفت: اى ابوعماره آيا در جنگ حنين تو هم پشت كردى و گریختى؟ گفت نه من شاهد بودم كه رسول خدا همچنان پا برجا ايستاده بود، مردم شتاب‌زده بودند، قبيله هوازن مردم مسلمان را تير باران مى‏كردند، ابوسفيان‌بن‌حارث لگام استر سپيد رنگ پيامبر را در دست داشت و پيامبر(ص) مى‏فرمود: من پيامبرى هستم كه دروغ نمى‏گويد. من فرزند عبدالمطلب هستم. اين حديث را بخارى هم در صحيح خود نقل مى‏كند.
همچنین در مورد شمایل مبارک حضرت رسول از براء منقول است: ‏ پيامبر مردى چهارشانه و متوسط‌القامه بود موهايش تا لاله گوشش مي‌رسيد، گاه جامه سرخ مى‏پوشيد، هرگز كسى را زيباتر از او نديدم‏.
از او روایت شده كه چون فرشتگان ارواح مؤمنان را قبض كنند، آن را به آسمان‌ها برند. پس چون بر هر فرشته‏اى گذر يابند، فرشتگان گويند: بوى خوشى است كه از نفسى خوش برخاسته است، تا بدانجا رسند كه خداى خواسته است و آنگاه سجده كند.
و روح كافران را چون قبض كنند به سوى آسمان برند، اما درهاى آسمان از بهر آن گشوده نگردد و فرشتگان گويند: روحى خبيث است كه از نفس خبيث برآمده است، پس آن را به سجين بازگردانند و اين داستانى دراز دارد و خداى تعالى گويد: «بنگريست بر ايشان آسمان و زمين.» گويد از براى هر مؤمنى، در آسمان، دو در است: درى كه از آن روزى او وارد مى‏شود و درى كه دانش او از آن در بالا مى‏رود و روح او. پس چون مؤمن بميرد آن در بسته شود. پس آسمان و زمين بر او بگريند و خداى تعالى گويد: «خداست كه بردارد جان‌ها را هنگام مرگ آن و برگيرد جان آن تن كه نمرده باشد در خواب. پس نگاه دارد جان آن كسانى كه تقدير كرده است بر ايشان مرگ را، و باز فرستد جان‌هاى زندگان تا اجل و...»


نكته و نظر
محمدجواد منصوری

کمی دقت در وظایف شهروندی
عبور از محل و خطوط عابر پیاده، انداختن زباله در جای مناسب آن، رعایت حق تقدم، عبور و مرور صحیح، نینداختن آب دهان در معابر بلند صحبت نکردن در فضاهای عمومی و... همه این موارد از مسائل روشنی است که روزانه در طی فعالیت‌های خود با آنها سر و کار داریم و غالباً به‌ویژه در شرایطی مانند: شلوغی یا عجله داشتن، به آنها توجه نمی‌شود. شاید خیلی مهم به‌نظر نرسند و در آن هنگام شخص فقط در پی خواسته خویش باشد؛ اما نه فقط مجموع آنها، بلکه گاهی با رعایت نکردن یکی از آنها آرامش و نظم اجتماعی برای مدتی به‌هم می‌خورد.
فرای حفظ نظم اجتماعی که از اهداف حاکمیت و تلاش سیاست و حقوق است و در اینجا خدشه برمی‌دارد، از مهم‌ترین سرمایه‌ها، سرمایه توان و وقت انسانی که متعلق به همه جامعه است، تلف می‌شود.
دین مبین اسلام بر رعایت این آداب و هنجارها تأکید و عنایت داشته است. اگر به این کلام و توصیه دقت شود که: «هرچه برای خود می‌پسندید، برای دیگران نیز بپسندید» واضح است همچون یک اصل کلی، تمام و یا غالب موضوعات پیش را پوشش می‌دهد!
این اصل گرچه در روایات نیز آمده، اما حکم آن ارشادی و تأکیدی است، یعنی عقل نیز خود مستقلاً آن را فهم و بیان می‌کند و در تمام جوامع بشری قابل اجراست. درک این اصل، گرچه ساده به‌نظر می‌رسد، ولی برای به‌کاربستن آن، انسان باید خود را جای شخص دیگر قرار دهد. با این جایگزینی و بینش، آثار و تبعاتِ پسندیدن خوبی برای غیر از خود و یا توجه به سختی‌ها و رنج‌های بی‌توجهی دیگری به حق مورد رضای خویش، تصور صحیح از این قاعده و پذیرش آن شکل می‌گیرد.
آنچه امروز به‌خصوص در شهرهای بزرگ کشور، روابط اجتماعی و برخوردهای افراد مشاهده می‌شود، موجب رنجش خاطر، سرزنش و اثرات منفی است؛ که پیامدهایش در زندگی شخصی، فضای خانه و خانواده، محیط کار افراد نیز محسوس است و آن اینکه صمیمیت، همدلی و احترام لازم و مقبول که در جامعه اسلامی مورد انتظار است وجود ندارد.
اگرچه حق‌ها و تکالیف، مراتب دارد، ولی نگوییم «باید از بالا درست شود، بروید به سراغ فلان مسئول، فلان شخص، فلان نهاد و...» این درجای خود درست است، اما بیاییم هر شخص امور روزانه خویش را مرور کند و نکاتی را که باید در قبال دیگران رعایت شود، لحاظ کند. فرد بداند ابتدا در پی رفتار و وظیفه خویش باشد، حتی اگر دیگری رعایت نکرد. زیرا تجربه نشان داده است که بالاخره این رفتار موثر واقع می‌شود و به‌تدریج رفتار خوب و صحیح شایع می‌گردد. یعنی: «خوب شویم، خوب می‌شوند.»پس از رعایت تدریجی هنجارها، این به رفتار فردی شخص تبدیل می‌شود و از او جداشدنی نیست که ثمره‌ آن، فرهنگ سالم و سبک زندگی صحیح است.
بدانیم خالق خوبی‌ها که بهترین شاهد و حاکم و جزادهنده است می‌بیند و از اعمال خوب ما رضایت دارد!


سردار خداداد محبی در گفت‌وگو با صبح‌صادق
اگر آمادگی نیروهای جوان برای پاسداری از انقلاب بیشتر از گذشته نباشد کمتر نیست
مجتبی برزگر

مقام معظم رهبری همواره بر حفظ و تقویت بُعد معنوی سپاه تأکید داشته‌اند. البته بُعد معنوی در کنار آمادگی دفاعی و کسب توانایی‌های مورد نیاز برای ایفای نقش در عرصه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و...
برای تبیین این مطلب با سردار «خداداد محبی» معاون هماهنگ‌کننده نمایندگی ولی‌فقیه در نیروی زمینی سپاه هم‌کلام شدیم. سردار محبی دارای دکترای فلسفه است و خود سال‌ها علاوه بر مسئولیت در بخش‌های مختلف حوزه نمایندگی در کسوت مربی هم مشغول فعالیت بوده‌است. وی تألیفاتی هم در حوزه‌های فرهنگی دارد.

* به عنوان اولین سوال و با توجه به مسئولیتی که در نیروی زمینی به عنوان ستون فقرات جهادی سپاه دارید، نقش معنویت را در تقویت آمادگی رزم نیروها تا چه حد موثر می‌دانید؟
همان طور که می‌دانید آمادگی رزم مبتنی بر چند مولفه است؛ یکی از این مولفه‌ها که جزء مهم‌ترین آن به شمار می‌رود، آمادگی اعتقادی و معنوی است. عاملی که سپاه را از دیگر نیروهای مسلح دنیا متمایز می‌کند این است که قدرتش از معنویت و اعتقاداتش نشئت می‌گیرد. بنابراین معنویت و باور دینی زیربنا و پایه اصلی رزم سپاه محسوب می‌شود.
بر این اساس نیرویی می‌تواند تا آخرین نفس و آخرین قطره خون از کشور و نظام و انقلاب دفاع کند که دارای معنویت باشد. نیرویی که فاقد معنویت باشد، نمی‌تواند انگیزه قابل توجهی داشته باشد، چون انگیزه مادی دارد. حتی به واسطه این انگیزه ممکن است فرد از ادامه نبرد نیز منصرف شود یا دچار سنجش معادله‌ای ریالی شود، اما در فردی که براساس معنویت و باور می‌جنگد، این وضعیت وجود ندارد.
* در این جهت وظیفه حوزه نمایندگی ولی‌فقیه در سپاه چیست؟
در یک جمله کلی «حفظ و صیانت از سپاه، تقویت بنیه معنوی اعتقادی، ترویج فرهنگ دینی و فرهنگ انقلابی، بصیرت‌آفرینی و ولایتمداری در سپاه بین آحاد کارکنان.»
* یکی از برنامه‌های این حوزه ارتقای بصیرت سیاسی پاسداران است، آیا این به منزله ورود سپاه به عرصه سیاست است؟
حیطه وظیفه سیاسی سپاه را قانون مشخص کرده است. به هنگام آموزش سیاسی، سپاه در حد مأموریت سازمانی خود عمل می‌کند و در راستای بصیرت‌افزایی کارکنان خود مبانی سیاسی، مفاهیم سیاسی و روش تحلیل سیاسی را آموزش می‌دهد. اما در آگاهی‌بخشی سیاسی محدودیت خاصی وجود ندارد و در واقع به بصیرت‌آفرینی، جریان‌شناسی و دشمن‌شناسی می‌پردازد. این مهم در واقع لازمه کار پاسداری از انقلاب است. اما اگر منظور شما جبهه‌گیری و گروه‌بندی سیاسی است که طبیعتاًً سپاه وارد هیچ جبهه‌بندی سیاسی نمی‌شود و همواره در همه اتفاقات و رویدادهای سیاسی کشور، سپاه تابع ولایت است و هر موضعی که ولی‌فقیه اتخاذ کند سپاه بدون چون و چرا از آن دفاع می‌کند. اما اینکه خودش بخواهد جناحی را تشکیل بدهد یا از جناح خاصی دفاع بکند و له یا علیه جناح خاصی موضع بگیرد تاکنون سپاه در چنین مسیری وارد نشده و نخواهد شد.
* یکی از موضوعاتی که در سال‌های اخیر از سوی دشمن دنبال می‌شود سپاه‌هراسی است، به نظر شما دشمن تا چه حد در این راه موفق بوده است؟
از ابتدای انقلاب همواره امام بزرگوار به ما یاد دادند که هر فرد، نهاد و یا نظامی برای حال جامعه و انقلاب مفید باشد، دشمنان با او مبارزه می‌کنند. اما وقتی دشمن می‌بیند از راه نظامی به دستاوردی نمی‌رسد از راه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی آن هم با سلاح نرم دست به کار می‌شود. یکی از این راه‌ها آن است که از محبوبیت سپاه در میان آحاد مردم بکاهند؛ مصداق این موضوع، سپاه‌هراسی است که درصدد آن هستند تا ذهنیت منفی نسبت به سپاه در میان مردم ایجاد کنند. در این راه خوشبختانه باوجود هزینه‌های سنگینی که صرف کرده‌اند، هم در داخل و هم در خارج به توفیق چندانی دست نیافته‎اند و سپاه همچنان محبوب در چشم دوستان و برای دشمنان خود نیز یک نیروی مقتدر محسوب می‌شود.
* در سال‌های اخیر نسل اولیه سپاه جای خود را به نسل جدیدتری می‌دهد، میزان آمادگی نسل جدید را برای دفاع از انقلاب اسلامی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در گذشته آمادگی‌های سپاه تحت موضوعات خاصی چون جنگ تحمیلی و همین طور شورش‌های داخلی قرار می‌گرفت، به همین دلیل نقش نظامی سپاه بیش از نقش‌های دیگر در اوایل انقلاب به چشم می‌خورد. پس از جنگ نقش سازندگی به سپاه اضافه شد، اما الان عرصه‌های رویارویی انقلاب با دشمن عرصه‌های وسیع‌تری است و طبیعتاًً کارکنان جوان سپاه باید آمادگی‌های بیشتری در عرصه‌های متنوع‌تری داشته باشند. تحلیل بنده این است که خوشبختانه آمادگی نیروهای جوان برای حفظ و دفاع از انقلاب و رویارویی با دشمن اگر بیشتر از گذشته نباشد قطعاًً کمتر هم نیست.


مدیریت انرژی(8)
مهدی مومنی

توصیه‌های مهم در نصب اسپلیت با هدف کاهش مصرف انرژی (قسمت سوم)
1ـ حتماًً دور اتصال لوله درین را با چسب یا بست آب‌بندی کنید. ضمناً در دستگاه داخلی سر اتصال دیگر درین که بلااستفاده است را حتماًً با درپوش مسدود کنید.
2ـ پس از نصب و لوله‌کشی سیستم، تمامی لوله و اتصالات مخصوصاً اتصالات پیچی و شیرهای سرویس را تست نشتی کنید. می‌توان توسط آب‌صابون رقیق این کار را انجام داد. توجه کنید که پس از نشت‌یابی، روی لوله‌ها را حتماً از کف‌صابون تمیز کنید.
3ـ هرگز لوله‌کشی را بیشتر از طول استاندارد انجام ندهید. لوله‌کشی با طول بیشتر از حد استاندارد سبب افت راندمان دستگاه، گردش نامناسب روغن در سیستم و نهایتاً خرابی کمپرسور می‌شود.
4ـ هرگز دو یونیت داخلی و خارجی را در اختلاف سطحی بیش از اندازه استاندارد نصب نکنید. این کار سبب جمع شدن روغن کمپرسور در یونیت داخلی شده و برگشت آن به یونیت خارجی و کمپرسور را مشکل کرده و سبب صدمه دیدن کمپرسور می‌شود.
5ـ مراقب زانوها و خم‌های لوله باشید. مسیری را انتخاب کنید که به حداقل خم‌کاری نیاز داشته باشد. این کار موجب افت راندمان دستگاه و یا نشتی گاز می‌شود.
6ـ به اندازه لوله‌های مبرد توجه کنید. در صورت اشتباه بودن اندازه لوله‌ها عملکرد صحیح و عمر طولانی را نمی‌توان انتظار داشت. اگر لوله گاز مبرد، بزرگ‌تر از استاندارد باشد، جریان مبرد در هنگام کار بسیار آهسته خواهد بود و برگشت روغن، کمپرسور را با مشکل مواجه خواهد کرد. اگر لوله گاز مبرد کوچک‌تر از استاندارد باشد، سیستم دچار افزایش افت فشار و کاهش ظرفیت شده و نهایتاً انتظار خوبی از آن نمی‌توان داشت.
انتخاب اندازه مناسب لوله، جنس مرغوب، کمترین طول لوله و کابل مناسب، اصول اولیه نصب دستگاه تهویه مطبوع است.
7ـ به عایق‌کاری لوله‌های مبرد توجه کنید. نداشتن عایق و یا عایق‌کاری نادرست، سبب کاهش ظرفیت دستگاه و ایجاد فشار غیر طبیعی می‌شود.
8ـ به آب‌بندی لوله‌کشی درین توجه کنید. در صورت آب‌بندی نشدن صحیح اتصال درین از محل اتصال چکه خواهد کرد.
9ـ-به سطح و شیب لوله‌های درین توجه کنید. در صورت امکان مسیر لوله درین باید بدون زانو باشد. در صورت صحیح نبودن شیب درین، آب‌های تقطیر شده جریان پیدا نخواهد کرد. اگر آب‌های درین تخلیه نشود، بر اثر سرریز شدن آب از دستگاه موجب افتادن لکه بر روی سقف یا چکه آب از سقف می‌شود.
10ـ به محل تخلیه آب لوله درین توجه کنید. در صورت تخلیه درین در فاضلاب یا چاه‌های فضولات و مواد بد بو، بوی آنها وارد ساختمان می‌شود. این بو توسط فن دستگاه مکیده و داخل اتاق پراکنده می‌شود. برای جلوگیری از این امر، لوله درین را مستقیماً وارد فاضلاب نکنید. توصیه می‌شود در مسیر تخلیه از یک سیفون یو شکل استفاده کنید تا از ایجاد فشار معکوس (فشار مکش) و ورود بوهای بد از فاضلاب به داخل ساختمان جلوگیری شود.
* معاونت مهندسی و پدافند غیرعامل سپاه


یک حماسه

آغازي دوباره بر عمليات محدود پس از رمضان
با اجرای عملیات «الی بیت‌المقدس» و عقب رانده شدن دشمن تا مرزهای بین‌المللی در جبهه‌های جنوبی، فرماندهان رژیم بعث عراق برای بالا بردن تمرکز و عدم هدر رفت توان نیروهای خود در جبهه‌های میانی نیز عقب‌نشینی‌هایی را صورت دادند، اما این عقب‌نشینی‌ها به‌صورت کاملاً حساب شده و با در نظر گرفتن نقاط سوق‌الجیشی بود. از جمله اینکه در منطقه قصرشیرین به‌صورتی انجام گرفت که ارتفاعات مشرف در منطقه در دست دشمن باقی بماند و توانایی نفوذ و عملیات تصرف را از ایران بگیرد.
پس از عمليات رمضان و پي بردن فرماندهان ايران به تغيير شيوه استحكامات و خطوط پدافندي عراق لازم بود تاكتيك مناسب و تازه‌اي براي ادامه نبرد با دشمن در پيش گرفته شود.
اولین اقدامات عملی در این زمینه عمليات محدود «ثارالله» در محور مياني قصرشيرين بود. هدف از اجرای این عملیات آزادسازي ارتفاعات مهم مشرف بر منطقه و تأمين كامل جاده قصرشيرين ـ سرپل ذهاب و تهديد جاده تداركاتي دشمن در محور «پيروزخان» به تنگه «بشيرخان» در خاك عراق بود. اين حمله در نيمه مرداد ماه سال 1361 آغاز شد و طي آن دو ارتفاع مورد نظر آزاد و نيروهاي ايراني علاوه بر رسيدن به اين اهداف ده‌ها دستگاه تانك و نفربر زرهي و شماري مهمات و سلاح سنگين و نيمه‌سنگين دشمن را منهدم و 290 تن از آنها را كشته و يا زخمي كردند.
اين عمليات محدود و موفق با همكاري يگان‌هاي ارتش و سپاه به اجرا درآمد و آغازی دوباره برای اجرای این دست از عملیات‌ها (محدود) در جبهه‌ها بود، چراکه با توجه به تاکتیک‌های جدید دشمن و مسلح کردن زمین میان دو جبهه دیگر به راحتی عملیات نفوذی گسترده در سرزمین‌های دشمن قابل اجرا نبود. لذا می‌توان گفت در آن برهه از زمان این عملیات سرآغاز اجرای عملیات‌های محدود پس از عملیات رمضان بود که تا پایان دفاع مقدس در کنار عملیات‌های بزرگ و گسترده ادامه یافت.


قبیله آفتاب

نابغه‌ای که طراح مسدودسازی تنگه مرصاد بود
سحرگاه پنجم مرداد 1367 بود. بچه‌هاي يکي از قرارگاه‌ها با تمام توان خطي را در مقابل منافقين ايجاد کردند. اما تنها توانستند پنج‌دقيقه مقاومت کنند و به شهادت رسيدند. منافقين به هيچ‌کس رحم نمي‌کردند. فرماندهي سپاه در منطقه خواسته بود تا جايي که امکان دارد منافقين متوقف شوند. تيپ قائم(عج) سمنان تنها يگان مستقر در منطقه بود. یکی از مسئولان اطلاعات تیپ با سه همراهش از کنار جاده آسفالته به سمت تنگه رفت. کمي در اطراف جاده دور زد و پشت تلمبه‌خانه را انتخاب کرد. هوا تازه روشن شده بود. اولين خودرو منافقين به تنگه رسيد. وقتی اولين خودرو به موازات تلمبه‌خانه رسيد جوان اطلاعاتي از جا بلند شد و اولين گلوله آرپي‌جي را شليک کرد. شعله‌هاي آتش از داخل خودرو زبانه کشيد. دومين خودرو با سرعت از سمت چپ جاده و از کنار ماشين شعله‌ور در حال عبور بود. همان جوان دوباره از پشت تلمبه‌خانه بيرون آمد و شليک کرد. ماشين دوم هم شعله‌ور شد. جوان اطلاعاتي اين بار به سمت جاده دويد. سومين خودروي منافقين را درست زماني که از کنار آتش عبور مي‌کردند، هدف قرار داد. او پیش از آن هم طرح بستن تنگه را اجرا کرده و طراحی او عامل زمین‌گیر شدن منافقین شده بود. من بعدها به دنبال اسم و مشخصات او بودم. مدت‌ها در موردش تحقيق کردم. او «رضا نادري» بود، مسئول تيم شناسايي و اطلاعات تيپ قائم(عج) که همانجا شهید شده بود.
به روایت یکی از حاضران در عملیات
رضا متولد دهم آبان ماه سال 1346 مصادف با روز ميلاد امام رضا(ع) در شاهرود بود. ذهن پویایی داشت و در رياضي و محاسبات استاد بود. مقام قهرماني دو و ميداني کشور را داشت. با اینکه فقط21 سال داشت، اما کارهاي او کارشناسان جنگي را به حيرت وا مي‌داشت. در هر منطقه بهترين طرح‌ها را اجرا مي‌کرد و يک نابغه جنگي بود. در شلمچه کاري کرده بود که آتش دشمن روي نيروهاي ما نباشد. سنگرهايي طراحي کرد که هم از ديد دشمن محفوظ باشد، هم ديده‌بان بتواند بدون مشکل کارش را انجام دهد. قلم قوی‌ای داشت و در نهایت پس از نوشتن زیباترین متن عمر خود در عمليات مرصاد در پنجم مرداد ماه سال67 آسماني شد. او طراح مسدودسازی تنگه مرصاد بود.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به برنامه‌های تلویزیون در ماه مبارک رمضان
مهدى اميدى

 بیم و امیدهای یک دانشگاه عمومی
ویژه‌برنامه‌های تلویزیون در ماه رمضان سال 93 در شرایطی تهیه و پخش شدند که تنگناهای مالی صداوسیما نسبت به گذشته فزونی یافته و از طرفی نیز، این برنامه‌ها تا میانه ماه رمضان با مسابقات فوتبال جام جهانی همزمان شده بودند که رسانه ملی خود را موظف به پوشش آن مسابقات هم می‌دانست. باوجود این محدودیت‌ها که البته در کاهش برنامه‌های تولیدی نمود داشت، صداوسیما با حرکت کج‌دارومریز خود بر مدار بیم و امید، کم نیاورد و برنامه‌های این دانشگاه عمومی در ماه رمضان امسال، حداقل انتظارات مردم را برآورده ساخت.
در این میان، مجموعه‌های نمایشی باز هم بیش از سایر برنامه‌ها مورد توجه عموم مردم قرار گرفت. برنامه‌هایی که در کیفیت و محتوا، فراز و نشیب‌هایی داشتند، اما سه ویژگی در آن‌ها مشترک بود؛ یک ـ توجه به نهاد خانواده، دو ـ پرداختن به موضوعات اجتماعی و واقعی، سه ـ بازتاب توأمان انذار و تبشیر.

داستان یک جنگ
در دورانی که سریال‌های ماوراءالطبیعی بر فضای ماه رمضان سیما سیطره داشت، خلأ آثار اجتماعی برخوردار از جهان‌بینی اسلامی احساس می‌شد. سریال «مدینه» را باید پاسخی به همین خلأ دانست. سریال جدید سیروس مقدم، تلنگری است به بی‌تفاوتی خیلی از ما نسبت به یک بلای بزرگ؛ نزول‌خواری یا به بیان فقهی، ربا که متأسفانه هنوز هم در برخی فرایندهای اقتصادی کشور ما جریان دارد. این درحالی است که رباخواری نه تنها یک گناه که به تصریح قرآن کریم، جنگ با خدا محسوب می‌شود. سیروس مقدم در سریال «مدینه» به خوبی توانسته این بلا و این جنگ را دراماتیزه کرده و در قالب یک روایت پرکشمکش به نمایش درآورد.
یکی از پندارهای رایج در همه ادیان و به ویژه در دین اسلام، این اعتقاد است که انسان‌ها نتیجه اعمال خود را علاوه بر جهان عقبی در همین دنیا نیز می‌بینند، این پندار، محور داستان سریال «مدینه» است. در این سریال دیدیم که گناه همچون ذره‌ای برف است که به حرکت در می‌آید و هر چقدر ادامه می‌یابد، بزرگ‌ و بزرگ‌تر می‌شود و در نهایت، به بهمنی سهمگین تبدیل شده و افراد گناهکار را در خود مدفون می‌کند. البته در برخی از آثار، درون‌مایه تاوان گناه، شمایلی شعارگونه و غیر قابل باور می‌یابد. اما در سریال «مدینه» چون همه ماجراها حول زندگی روزمره و فعالیت‌های اقتصادی یک خانواده رخ می‌دهد، با وقایعی قابل باور و به دور از شعر و شعار مواجه شدیم.
از ابتدا که در خبرها گفته شد سریال ماه رمضان شبکه یک سیما درباره رباخواری است، این نگرانی به وجود آمد که باز هم داستانی تکراری و قابل پیش‌بینی را شاهد خواهیم بود. اما طرح یک داستان بکر و جدید، هم به جذابیت این سریال افزود و هم نگرانی‌ها درباره تکراری بودن را برطرف کرد. ایجاد مثلث عاطفی میان فرزند و دو زن، که یکی مادر حقیقی و دیگری مادر معنوی اوست، در این سریال تازگی داشت. البته درگیری دو زن بر سر ادعای مادر بودن، برای اول بار در نمایشنامه «دایره گچی» نوشته «برتولت برشت» مطرح شده بود و براساس آن، فیلم‌ها و نمایش‌های مختلفی ساخته شده است. سریال «مدینه» هم اقتباس تازه‌ای از دایره گچی قفقازی به حساب می‌آید. با این تفاوت که در اینجا مادر واقعی فرزند از ابتدا معلوم است و این بار موضوع کشمکش، نجات فرزند است.
مدینه (پریوش نظریه) و روحی (شبنم مقدمی) هر دو خود را مادر بهمن (مهرداد صدیقیان) می‌دانند. بهمن ابتدا به مدینه گرایش و تعلق بیشتری دارد، اما روحیه دنیاگرایانه و سودجویانه روحی، او را به خود جذب می‌کند. در واقع، این دو مادر، دو گرایش متضاد در وجود انسان هستند. مدینه نماد اخلاق‌گرایی و خرد است و روحی، تجلی احساس و وسوسه. دستورهای مدینه، مستلزم سخت‌کوشی و چشم‌پوشی بر دنیای فانی و نتیجه سخنان او، خوشبختی و آرامش است. در مقابل، روحی پسرش را به سمت کسب ثروت و قدرت تشویق و تعجیل می‌کند. با این حال، روش و منش او نتیجه‌ای جز نکبت و فقر روزافزون بهمن ندارد. غرق شدن او در هوی و هوس و احساسات اشتباه، موجب کور شدن عقلانیت و خرد می‌شود. ضعف بینایی مدینه در این سریال، نمادی از این حقیقت انسانی است. در قسمت پایانی، آشتی روحی با مدینه، نماد و نمودی است از تسلط عقل و اخلاق و دین بر احساس و هوس که نتیجه‌اش موفقیت و سعادت است.
در سریال «مدینه» یأس و امید، پابه‌پای یکدیگر حرکت می‌کنند. تکرار گناه و رفتن به راه خطا، ناامیدکننده و سیاه است. اما راه امید هم بسته نیست و آدم‌ها با ترک گناه و در پیش گرفتن راه مدینه فاضله به خوشبختی می‌رسند.
ضرباهنگ مناسب و ایجاد گره‌های داستانی پی در پی، به اضافه بازی خوب بازیگران و ایجاد فضاهای پرجاذبه و چشم‌نواز، از دیگر ویژگی‌های این سریال بود. سریال «مدینه» بهترین ویژه‌برنامه سیما در ماه رمضان امسال بود که موضوع و محتوای خوبی را در قالبی استاندارد و خوش‌ساخت برای مردم به ارمغان آورد.

سریالی آموزنده، اما بی‌مناسبت!
جنجال‌ها و حاشیه‌های ناشی از کپی‌برداری از یک سریال آمریکایی، «هفت سنگ» را مشهور کرد. این حاشیه‌ها، گرچه چندان خوشایند نبود و اغراق و مانور بیش از حد برخی از رسانه‌ها، اهداف سیاسی و حزبی داشت، اما سبب شد تا سریال ماه رمضان شبکه سه سیما در سال 93 مخاطب قابل توجهی یافته و به عنوان یک اثر بحث‌برانگیز در تاریخ ثبت شود.
اما اگر از این حاشیه‌ها بگذریم، واقعیت این است که «هفت سنگ» به کارگردانی علیرضا بذرافشان تناسب چندانی با حال و هوای ماه مبارک رمضان، به خصوص برای لحظات افطار نداشت. افطار، هنگامه‌ای خاص و ناب است و برای افراد روزه‌دار، شوری شیرین را به همراه دارد. بنابراین برای چنین لحظاتی بهتر است سریالی با مضمونی معنوی و پالایش‌کننده ذهن و روان مخاطب به نمایش در بیاید. این درحالی است که «هفت سنگ» مضمونی مرتبط با زندگی روزمره طبقات مرفه و روشنفکر دارد. داستان و فضای حاکم بر این سریال هم شوخ و نوجوانانه است و حرکات شخصیت‌های سریال، اغلب سبکسرانه و گاهی هیستریک و عصبی است. به این موارد، می‌توان به کار بردن برخی الفاظ ناشایست و دو پهلو را هم اضافه کرد.
به همین دلایل پخش «هفت سنگ» به عنوان سریال ویژه ماه مبارک رمضان در یکی از پربیننده‌ترین شبکه‌های سیما مناسبت نداشت. البته نمی‌توان منکر گرایش این سریال به تحکیم نهاد خانواده شد. برخی از موضوعات مطرح شده در قسمت‌های مختلف این سریال هم تلنگر زننده و آموزنده بود. موضوعاتی مانند تعهد به همسر و فرزندان، توجه به ارزش‌های انسان‌ها پیش از فوت آنها، پرهیز از قضاوت عجولانه و... از ویژگی‌های مثبت مضمونی این سریال قلمداد می‌شود. وجه برتر این سریال، آموزش نوع ارتباط والدین با فرزندان است. اما بهتر بود که این سریال در زمانی غیر از ماه رمضان و در ساعات میانه روز و یا اواخر شب، پخش می‌شد.

باز هم تقابل سنت و مدرنیته
شبکه دوم سیما نیز بنا بر رسالت و مسئولیت خودش به عنوان شبکه کودک و خانواده، سریالی را در همین راستا پخش کرد. سریال «فاخته» به کارگردانی محمود معظمی، مانند سریال «مدینه» اخلاق و معنویت را در زندگی روزمره و در تعامل میان انسان‌ها نمایش می‌داد. داستان این سریال، به نوعی، بازسازی تقابل سنت و مدرنیته در موقعیتی خانوادگی است. در یک سوی ماجرا خانواده منصور به عنوان یک گروه متعهد به ارزش‌های مذهبی و سنت‌های فرهنگی قرار دارند و در سوی دیگر داستان پرویز و دار و دسته‌اش در موضع دنیاطلبان ورشکسته صف کشیده‌اند.
سریال «فاخته» موضوع جدید و متفاوتی را برای تقابل میان دو نوع طرز تفکر انتخاب کرده است. وبگاه شبکه دو پیرامون موضوع این سریال نوشته است: «سریال درباره دختری (لیلا) از یک خانواده فرهیخته است که درست اول ماه رمضان به سن تکلیف رسیده و تمام اعمال دینی بر او واجب می‌شود.» لیلا قرار بود که قهرمان این سریال باشد. انصافاً هم بازیگر خردسال این نقش به خوبی از پس این کار برآمده است. اما مشکل آنجاست که شخصیت لیلا تقریباً در حاشیه قرار گرفته و دعواها و گریه و زاری‌های بیش از حد بزرگ‌ترهایش، شیرینی این شخصیت را کم‌رنگ کرده است! این وضعیت درباره بقیه آدم‌های درون داستان نیز صادق است. یعنی همه شخصیت‌ها خام و قالبی هستند. برای نمونه معلوم نمی‌شود که چرا پدربزرگ لیلا صدوهشتاد درجه تغییر جهت می‌دهد و ناگهان از فردی شرور و بدکردار، به آدمی خوب و خیرخواه تبدیل می‌شود؟! با وجود فضاسازی خوب سریال و تلاش قابل تقدیر سازندگان «فاخته» در ترسیم خانواده ایرانی، اما به دلیل کمبود اتفاق و ضعف در داستان‌پردازی، مخاطب به تعقیب ماجراها ترغیب نمی‌شود.

سایر برنامه‌ها
برنامه‌های ترکیبی و گفت‌وگو محور سیما در ماه رمضان امسال طبق روال و در قالب سال‌های گذشته به نمایش درآمدند. برنامه «ماه عسل» در شبکه سه سیما با انتخاب موضوعات ملتهب‌تر و مباحث داغ‌تری بیش از سایر برنامه‌ها با استقبال مردم مواجه شد. هرچند که برخی از بحث‌های طرح شده در این برنامه قابل انتقاد هستند، اما روی هم رفته، این برنامه حرف‌های زیادی برای گفتن داشت.
جنگ «جشن رمضان» که هر شب با اجرای احمدزاده و هومن حاجی‌عبداللهی از شبکه تهران پخش می‌شد، در شأن ماه مبارک نبود. هیچ کس منکر شادی و طنز حتی در ماه رمضان نیست، اما در این برنامه، شوخی‌هایی سطحی و آلوده به ابتذال انجام می‌شد. برنامه «سحر اولی‌ها»ی شبکه دو سیما با بخش‌هایی متنوع و حضور مجری‌های محبوب بچه‌ها، هدیه خوب تلویزیون به کودکان و نوجوانان بود. حضور نونهالانی مستعد و باهوش به عنوان قاری قرآن و موذن، می‌تواند زمینه‌ای برای کشف و معرفی استعدادهای درخشان آیین‌های دینی باشد. برنامه «راز» با اجرای نادر طالب‌زاده هم در پنجمین سال خود، دیدگاه‌های تازه‌ای را به مخاطب خودش تقدیم کرد. 


روی خط

وضعیت امروز غزه نتیجه 60 سال مذاکره است
...09333164/ تحمل این همه قتل و کشتار را نداریم. ای رهبر آزاده اگر حکم جهاد بدهید، دشمن را سر جایش خواهیم نشاند. / بسیجیان گردان امام حسین(ع) شهرستان سرپل‌ذهاب
...09124818/ خدایا به حق خون کودکان مظلوم در ظهور حضرت حجت تعجیل فرما و انتقام مظلومان بی‌گناه را از سران رژیم صهیونیستی و حامیانش بگیر.
...09191929/ از شما بعید بود که با نشان دادن عملکرد مثبت آقای کروبی بابت لایحه استصوابی در مجلس ششم ایشان را از حال فعلی‌اش و فتنه 88 در ذهن مخاطب مبرا کنید. میزان، حال افراد است. ممنون از شما فعالان جنگ نرم (ولایت پایدار). یاعلی.
صبح‌صادق: میزان حال فعلی افراد است. طلحه، زبیر و... لطفاً شکیبا باشید و قسمت‌های بعدی را هم بخوانید.
...09305130 / برای رسیدگی به این همه تخلفات زیاد پزشکان و بیمارستان‌ها باید به کجا مراجعه کرد؟
...09183789/ سلام، دانشگاه پیام نور طبق رتبه‌بندی وزارت علوم از نظر سطح علمی بالاتر از دانشگاه آزاد است، ولی متأسفانه سپاه به کسانی که در دانشگاه پیام نور قصد تحصیل دارند، مجوز نمی‌دهد.
...09154720/ مگر نمی‌بینید سفاک‌ترین رژیم و حامیان ددمنشش، مسلمانان بی‌دفاع را به خاک و خون کشیدند، ترتیبی بدهید پیشکسوتان جهاد و شهادت، به یاری آنان اعزام شوند، شیعه علی(ع) نمی‌تواند فریاد هیهات من‌الذله بشنود و ساکت بنشیند.
...09159830/ با توجه به اینکه تمام این آسایش را مدیون شهدا هستیم، کاش به نشانه قدردانی هر هفته زندگی یک شهید را در صبح‌صادق بیان کنید.
صبح‌صادق: ستون‌های علمداران و قبیله آفتاب در صفحه یازده هر شماره به این موضوع می‌پردازد.
...09124818 / چرا از جهاد و حمله و انتقام از صهیونیست‌های کودک‌کش خبری نیست؟
...09126038 / مولا جان! جسم يک کودک سوريه کبود است بيا / مکه و قدس همه دست يهود است بيا / دق نکرديم ببخشيد! شنيديم يهود/ زينت از گوش زن شيعه ربوده است بيا... «اللهم عجل لولیک الفرج»
...09355590 / این روزها نمازهای یومیه مسلمانان غزه پنجگانه نیست... ششگانه است: صبح، ظهر، عصر، مغرب، عشا، «میت»!! / حسن زارعی از مریوان
...09126038 / عزیزان طرفدار مذاکره یادشان نرود که امروزِ غزه، نتیجه بیش از60 سال مذاکره است!
...09192310/ بنده یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس در یک شرکت دولتی، برای امر به معروف و نهی از منکر، از کار برکنار شدم تا به امروز به کار بنده رسیدگی نشده است. / باقری از سمنان
...09179121 /حق می‌شود انکار و من انگار نه انگار / منصور سر دار و من انگار نه انگار /در قدس و هرات و حلب و موصل و کشمیر / اردو زده تاتار و من انگار نه انگار / کشتند و دریدند شکم‌های زنان را /گرگان میانمار و من انگار نه انگار /فریاد، از این عصر تماشاگری مرگ / خورشید سر دار و من انگار نه انگار / عباس کرمپور از شیراز
...09112793/ هفته‌نامه خوبی دارید، مطالبش خیلی آموزنده است، هر هفته می‌خونم. / مهربانی از گلستان
...09177420/ سر مي‌برند كه ما را بترسانند، غافل از اينكه به قول شهيد آوينی: «مگر نه اينكه در منای عاشقی گردن را باريك‌تر آفريده‌اند كه راحت‌تر بريده شود؟» / معصومعلى نگاهى از گچساران
...09127752/ مسجد جامع امام حسین(ع) تهران همه ساله با همت بانیان خیر اقدام به اطعام روزه‌داران در ماه مبارک رمضان می‌کند که این اقدام توسط آیت‌الله ابوترابی، پدر مرحوم سیدعلی‌اکبر ابوترابی آغاز شد و توسط سید آزادگان ادامه پیدا کرد. خداوند همه بانیان خیّر این حرکت را که امسال همه‌گیر شده بود را خیر دهد. / سید سقا(سیدفضل‌الله محمدی از تهران)


حسن ختام

اگر مي‌خواستم مي‌رسيدم...!
سلام بر مولايم!
اميدوارم احوالت در غيبت خوب باشد.
احوال من در زمين بدون تو خوب نيست.
تو خود بهتر از من احوال مرا مي‌داني...
گفتن احوالم بيشتر تو را ناراحت مي‌كند تا خوشحال.
مولايم مرا كه مي‌شناسي.
به من مي‌گويند خادم‌المهدي.
ولي من اين را باور ندارم.
من همانم كه هستم.
خادم‌المهدي نشده‌ام ولي مرا به اين نام مي‌خوانند.
مي‌خواهم باشم ولي نمي‌توانم.
اشتباه نوشتم نتوانستن نداريم، نمي‌خواهم!
اگر مي‌خواستم مي‌رسيدم.
ولي آقايم مي‌خواهم و مي‌توانم به تو برسم.
پس از اين به بعد تلاش مي‌كنم كه به تو برسم.
اگر تو مرا قابل بداني و بپذیري.
پس توبه مي‌كنم به درگاه ايزد منان و توانا
از محضر خداي مهدي می‌خواهم كه مرا ببخشد و توبه‌ام را بپذیرد.
توبه‌اي پايدار و استوار که آقایم مهدي شاهد آن باشد.
مهدي جان! به جان مادرت زهرا(س) براي ما دعا كن.
مي‌دانم كه هميشه بر لبانت دعا داري،
ولي براي ما كمي بيشتر دعا كن.
تا از خواب غفلت بيدار شويم
و به سوي معبود حقيقي حركت كنيم.
مولاي من دعا کن تا بيشتر از هر روز به سويت روانه شویم.
مولايم دوستت دارم...
حسین قاسمی