بازگشت

 

صفحه اول

 

 

سرمقاله

روز قدس کابوس بی‌پایان صهیونیسم
قضیه فلسطین اولین دغدغه اصلی امام خمینی(ره) درباره جهان اسلام بود که پس از پیروزی انقلاب خیلی زود برجسته و متجلی شد و رسمیت یافت. امام خمینی(ره) در سال ۵۸ با نامگذاری آخرین جمعه ماه رمضان به «روز قدس» موضع رسمی و عملی جمهوری اسلامی ایران و انقلاب اسلامی را در قبال رژیم صهیونیستی و قضیه فلسطین اعلام کرد. این نامگذاری راهبردی با تغییر در: ۱ـ موقعیت سران حکومت‌ها، ۲ـ موقعیت مردم ایران، ۳ـ موقعیت مردم فلسطین، ۴ـ موقعیت مردم جهان، ۵ـ موقعیت رژیم صهیونیستی، ۶ـ موقعیت حامیان رژیم صهیونیستی، ۷ـ موقعیت مقاومت، معادله ظالمانه و قلدرمآبانه فلسطین و رژیم صهیونیستی را که سرنوشت فلاکت‌بار و ابدی را برای فلسطینیان رقم زده بود، از اساس به هم ریخت و منطقه را با معادله جدیدی روبه‌رو ساخت که ذلت و خواری رژیم صهیونیستی از نشانه‌های بارز آن است.
۱ـ موقعیت سران حکومت‌ها؛ پیش از انقلاب اسلامی بیشتر سران کشورهای عربی برای حفظ موقعیت‌شان در برابر رژیم صهیونیستی از خود مخالفت‌هایی را نشان می‌‌دادند، این مخالفت‌ها بیش از آنچه در عمل و واقعیت بود، در عرصه رسانه و تبلیغات بزرگ و جدی نشان داده می‌شد. این رفتار متظاهرانه برای این بود که خشم و نفرت مردم مسلمان این کشورها در درون‌شان باقی بماند و فوران نکند و فکر کنند که حکومت‌های‌شان مجدانه از حقوق فلسطینیان در برابر ظلم و تجاوز صهیونیست‌ها دفاع می‌کنند و این تصور باطلی بود که پس از سال‌های طولانی هیچ‌گاه به حقیقت نپیوست.
۲ـ موقعیت مردم ایران؛ رژیم فاسد و وابسته پهلوی در قضیه فلسطین در بین دو نقطه متناقض قرار داشت و صلاح و بقای خود را در راضی نگه داشتن دوسوی این نقطه می‌دید. این رژیم بنا به دستور آمریکا و نیازهایی که به رژیم صهیونیستی داشت خود را موظف به کمک به این رژیم می‌دید و در مقابل هم باید به احساسات مذهبی و انسانی مردم ایران توجه می‌کرد. با اینکه هنجارشکنی‌های فرهنگی و اجتماعی رژیم پهلوی بسیار زیاد بود و بخش قابل توجهی از مردم ایران را از امور دینی دور ساخته بود؛ اما از این نکته غافل نبود که با وجود تمام اقدامات ضددینی، روح جامعه ایرانی همچنان دلبستگی‌های دینی دارد و در مناقشه فلسطین و رژیم صهیونیستی در کنار فلسطین است؛ با این حال رفتار رژیم پهلوی اجازه نمی‌داد جانبداری مردم ایران از فلسطین بازتاب عملی و یکپارچه پیدا کند.
۳ ـ موقعیت مردم فلسطین؛ سرکوب‌های ملت فلسطین، احساس تنهایی و بی‌پناهی، شکست‌های پی‌درپی نظامی، آوارگی‌های اجباری و... موجب سرخوردگی و دلسردی این ملت مظلوم شده بود. تنها کاری که از آنها برمی‌آمد فروخوردن بغض‌های برآمده از تحمل ظلم و جورهایی بود که صهیونیست‌ها به آنها روا می‌داشتند و نیز تلاش ناامیدانه برای حفظ آن بخش از سرزمینی که در اختیار داشتند، بود.
۴ ـ موقعیت مردم جهان؛ وقتی که مردم سرزمین‌های اسلامی در حمایت از مردم فلسطین از خود تحرکی نشان نمی‌دادند و بیشتر آنها پرداختن به این مسئله را به عهده سران خود گذاشته بودند، تکلیف سایر مردم جهان نیز روشن بود به نحوی که بیشتر مردم جهان اصلاً مقوله‌ای به نام فلسطین را نمی‌شناختند و تنها زمانی از فلسطین خبر می‌شنیدند که چریک‌های فلسطین حرکت نظامی می‌کردند و دستگاه تبلیغات استکبار هم به آنها انگ تروریسم می‌زد و آنها را در چشم مردم جهان آدمکش و منفور جلوه می‌داد.
۵ ـ موقعیت رژیم صهیونیستی؛ رژیم صهیونیستی که همه‌چیز را بر وفق مراد خود می‌دید روز به روز امیدوارتر از گذشته به تحکیم موقعیت و بلعیدن بیشتر حقوق مادی و معنوی فلسطینیان می‌پرداخت و با شکست متوالی ارتش‌های عربی، خود را حاکم بلامنازع این میدان نشان می‌داد و با رفتار متکبرانه و زورگویانه‌ خود القا می‌کرد که آینده منطقه متعلق به آنها است و آنگونه شکل‌می‌گیرد که آنها اراده می‌کنند.
روز قدس کابوس بی‌پایان صهیونیسم
ادامه از صفحه اول
۶ ـ موقعیت حامیان رژیم صهیونیستی؛ رژیم صهیونیستی با سرکوب متعدد فلسطینیان که با کمک کشورهای غربی انجام گرفته و به زعم خود فلسطینیان را رام کرده بود کار را برای حمایت حامیانش از خود آسان ساخته بود چرا که در آن وضعیت، حمایت از صهیونیست‌ها کم‌هزینه بود و چند صدای نادری هم که بلند شد راه به جایی نبرد و حامیان رژیم صهیونیستی با خاطری آسوده همه‌جانبه از این رژیم و جنایاتش حمایت می‌کردند.
۷ ـ موقعیت مقاومت؛ اوج نماد مقاومت فلسطین در دهه‌های اخیر شکل‌گیری جنبش فتح و چند عملیاتش علیه صهیونیست‌ها بود که به سبب سیطره رسانه‌های صهیونیستی و استکباری بر افکار جهانی، اقدامات و عملیات چندگانه این جنبش تنها عده‌ای را در جهان اسلام خوشحال کرد و آنها در نزد مردم سایر کشورها افرادی قسی‌القلب و آدمکش و ضد بشریت معرفی شدند. این جنبش که در عرصه قیام اجتماعی نتوانسته‌ بود به دستاوردهای مهمی نائل شود در نهایت در اوائل دهه ۸۰ میلادی با رویگردانی از تفکر مقاومت به کار سیاسی روی‌آورد و دچار استحاله‌ای شد که هنوز ادامه دارد.
همانگونه که از اشارات هفت‌گانه فوق برداشت می‌شود، پیش از انقلاب اسلامی، در جهان هیچ عامل معتبر و تعیین‌کننده‌ای به نفع ملت فلسطین وجود نداشت و تنها خود ملت فلسطین بودند که در موقعیتی سخت، پر درد و رنج و بسیارشکننده و بدون هرگونه امید دل‌گرم‌کننده نسبت به آینده، مقاومت روبه فرسایش داشتند که به احتمال زیاد ادامه آن وضعیت می‌توانست به نابودی یک ملت(ملت فلسطین و حاکمیت مطلق رژیم صهیونیستی منجر شود. در محاسبات عادی و مرسوم و عامل قدرتمندی که بتواند با بر هم زدن موقعیت‌های هفت‌گانه اشاره شده، مسیر این حرکت شوم و خانمانسوز را تغییر دهد، مشاهده و حتی تصور هم نمی‌شد؛ اما با وقوع انقلاب اسلامی و تشعشعه‌ای از اندیشه ناب و الهی امام خمینی و هویت بخشیدن به «روز قدس» آن چیزی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت، همچون توفانی عظیم و بنیان‌کن رخ نمود و هفت‌گانه فوق را به نفع ملت فلسطین تغییر داد و به کابوسی پایان‌ناپذیر برای صهیونیست‌ها تبدیل کرد که مقاومت جانانه و تحسین‌برانگیز امروز غزه در برابر صهیونیست‌های ذلیل و ترسو تنها یکی از دستاوردهای آن است. پس باید به برکت و شکرانه دستاوردهای بزرگ آن که به نوبت صف کشیده‌اند این روز را که روز ملت فلسطین است با برگزاری با شکوه آن پاس بداریم. ان‌شاءالله
رضا گرمابدری


من به‎عنوان یک آمریکایی می‌گویم « ایران بهشت است»
 خبرنگار پرس‌تی‌وی گفت: من به‎عنوان یک آمریکایی می‌گویم «کشور ایران بهشت است» ولی ما قدر نمی‎دانیم و وقتی همه چیز داریم دائماً دنبال خوشی‎‎های بیشتر هستیم.
به گزارش صبح‌صادق آنلاین، هفته‌نامه پنجره در شماره اخیر خود مصاحبه‌ای تفصیلی با خانم «مرضیه هاشمی» خبرنگار آمریکایی‌الاصل شبکه خبری «پرس‌تی‌وی» درباره ماه مبارک رمضان و روزه‌داری در کشورهای دیگر انجام داد که در بخشی از این گفت‌وگو از وی در رابطه با ایران سوال شد و خانم هاشمی در پاسخ گفت: این امنیتی که در ایران وجود دارد کمتر جایی می‎توان پیدا کرد. در اینجا ساعت ۱۲ نیمه‌شب بچه‎ها به پارک می‎روند درحالی‎که در آمریکا جرئت چنین چیزی وجود ندارد. آیا حتی در کشور‎های همسایه چنین چیزی امکان‌پذیر است؟!
وی در ادامه افزود: اگر امنیت نباشد هیچ چیزی ارزش ندارد. الآن در عراق و سوریه دائماً خانواده‎ها گوشزد می‎کنند که بیرون نروید. پدر و مادر‎ها نگران فرزندان‌شان هستند. الحمدلله ما در ایران از این مشکلات نداریم.
هاشمی با طرح این سوال که «بالاتر از این باید پرسید چرا ما این مشکلات را نداریم؟»، چنین ادامه داد: این زحمت ۳۵ساله کشور امام زمان (عجل‎الله‎تعالی ‎فرجه‎الشریف) است. خون شهیدانی که در راه خدا اهدا شد، سبب راحتی زندگی ما شده است. ما باید قدردان اینها باشیم. سایر مشکلات ما در حاشیه‎اند. ارزش‌های ما نادیده گرفته می‎شود، درحالی‎که ما اصل را داریم و تک‌تک‌مان می‎توانیم در جهت بهبودش تلاش کنیم. راحت نیست ولی وظیفه ماست؛ پس تلاش لازم را خودجوش انجام می‎دهیم.
این بانوی مسلمان آمریکایی‌الاصل در بخش دیگری از این مصاحبه گفت: الآن ایران جای بسیار خوبی برای مسلمانان است. یک مسلمان نیجریه‎ای می‎گفت جوانان در ایران به خوبی درک نمی‌کنند که کشورشان بهشت است. اگر این جمله را به جوانان ایرانی بگوییم، جدی نمی‌گیرند و تصور می‌کنند این نظر فردی از یک کشور آفریقایی است. این همان دیدگاه منفی غربزده است که در اذهان عمومی القا کرده‎اند.
وی تأکید کرد: من به‎عنوان یک آمریکایی می‌گویم «کشور ایران بهشت است» ولی ما قدر نمی‎دانیم و وقتی همه چیز داریم دائماً دنبال خوشی‎‎های بیشتر هستیم. اگر نگاهی به کشور‎های همسایه مثل عراق، سوریه، بحرین و... بیندازیم، می‌فهمیم که در ایران فشار کشور‎‎های دیگر را نداریم و باید این را قدر بدانیم. من اعتقاد دارم که می‎توانیم و باید بهتر باشیم، ولی نباید از داشته‌های‌مان غافل شویم.


یادداشت
دکتر یدالله جوانی

جبران‌ناپذیری خطاها و اشتباهات فرهنگی
خواص که جای خود دارد، عوام هم امروز دریافته‌اند که دغدغه‌ها و دل‌نگرانی‌های رهبر معظم انقلاب اسلامی در حوزه مسائل فرهنگی کشور، در صدر دغدغه‌های معظم‌له قرار دارد. این در حالی است که برعکس، گویا برخی از خواص و بعضاً دولتمردان و خصوصاً کسانی که متولی امور فرهنگی در جامعه هستند، اساساً دغدغه فرهنگی که ندارند هیچ، با رویکردها، جهت‌گیری‌ها و اقدامات‌شان بر دغدغه‌های فرهنگی رهبر فرزانه انقلاب می‌افزایند. سالیانی است که در همه جلسات مسئولان نظام با رهبر انقلاب، ایشان مسائل فرهنگی جامعه و تلاش دشمنان برای آسیب‌رساندن به هویت فرهنگی ملت ایران را مورد توجه قرار داده، از مسئولان می‌خواهند که به وظایف‌شان در این عرصه عمل کنند. بر همین اساس حضرت امام خامنه‌ای(مدظله‌العالی) در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت در هفته گذشته، پس از بیان نکات اخلاقی، به موضوع فرهنگ و دغدغه‌های فرهنگی اشاره کردند و با تأکید بر اینکه خطاها و اشتباهات فرهنگی به راحتی قابل جبران نیست، فرمودند: «ضروری است در عرصه فرهنگی سیاست‌های نظام به درستی درک و اعمال شود.» ایشان با توجه به برخی از رویکردهای متفاوت از سیاست‌های فرهنگی نظام، نسبت به پیامدهای چنین رویکردهایی اینگونه هشدار دادند: «هر گونه تغییر مسیر فرهنگ از چارچوب نظام اسلامی، موجب بر هم خوردن انتظام فکری و هویت واقعی جامعه خواهد شد.»
اساس دل‌نگرانی‌ها و دغدغه‌های فرهنگی رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی به سه نکته برمی‌گردد:
۱ـ هویت فرهنگی منشأ حیات ملت است.
۲ـ دشمنان، هویت فرهنگی ملت ایران را با تمام توان مورد هجوم قرار داده‌اند.
۳ـ متولیان در نظام اسلامی نه تنها متناسب با این تهاجم فرهنگی دشمن به وظایف‌شان عمل نمی‌کنند، بعضاً به دلایل گوناگون مانند جهل و نادانی، کج‌فهمی، انگیزه‌های سیاسی و....، زمینه‌ها و بسترهای موثر واقع شدن تهاجم فرهنگی دشمن را فراهم می‌سازند.
این نکات را معظم‌له در دیدار با اهالی فرهنگ و ادب و شاعران پیشکسوت و جوان در هفته گذشته، چنین مورد توجه قرار می‌دهند: «هویت فرهنگی همان عقلانیت معنوی و خردجمعی است که اصل و منشأ حیات و امتیازات یک ملت است و انقلاب اسلامی و امام بزرگوار ما نیز ساخته و پرداخته همین هویت فرهنگی برخاسته از حکمت و اندیشه‌های والا هستند.»
ایشان وجود انگیزه مهم پاسداری از هویت فرهنگی را زمینه‌ساز احساس وظیفه برای مقابله با تهاجم آشکار دشمن به هویت ملی خواندند و فرمودند: «اشکال برخی این است که اصل تهاجم گسترده جبهه سوگندخورده علیه هویت اسلامی و هویت فرهنگی را با وجود نشانه‌های آشکار آن نمی‌بینند، اما شاعر با روح معنوی و نگاه تیزبین و دغدغه‌مند خود، به دفاع از این هویت برمی‌خیزد.»
اشکال اساسی در حوزه مسائل فرهنگی طی سالیان گذشته، غفلت، بی‌توجهی و یا کم‌توجهی دولت‌ها نسبت به این حوزه بوده است. به عبارتی، برعکس تمرکز دشمنان بر حوزه مسائل فکری ـ فرهنگی جامعه ایران، دولت‌ها بر دیگر امور تمرکز پیدا کرده و از این حوزه، یا غفلت کرده‌اند و یا متأسفانه جاده صاف‌کن برای پیشروی دشمنان در موضوع تخریب هویت فرهنگی ایرانیان شده‌اند. این جهت‌گیری‌های فرهنگی دولت‌ها، در حالی است که روسای هر یک از دولت‌ها در ادوار گذشته و دولت کنونی، سوگند یاد کرده‌اند تا پاسدار حریم اسلام و نگاهبان دستاوردهای انقلاب اسلامی و مبانی جمهوری اسلامی باشند.
جبران‌ناپذیری خطاها و اشتباهات فرهنگی
ادامه از صفحه اول
اگر روسای جمهوری کشور طی دو دهه گذشته به این سوگند خود در عمل وفادار بوده و با تمام توان برای پیاده‌سازی آنچه بدان متعهد شده بودند عمل می‌کردند و دستگاه‌ها، وزارتخانه‌ها و سازمان‌های تحت امر را برای کارهای لازم و صحیح فرهنگی بسیج می‌نمودند، به‌طور قطع امروز وضعیت فرهنگی جامعه متفاوت از آنچه هست، می‌بود و رهبر معظم انقلاب در این حد و اندازه، دغدغه مسائل فرهنگی را نمی‌داشتند. رئیس‌جمهور براساس قانون اساسی، سوگند یاد می‌کند تا پاسدار مبانی جمهوری اسلامی باشد. در اصل دوم قانون اساسی آمده؛ «جمهوری اسلامی، نظامی است بر پایه ایمان به خدای یکتا و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او، وحی الهی و نقش بنیادین آن در بیان قوانین، معاد و نقش سازنده آن در سیر تکاملی انسان، عدل خدا در خلقت و تشریع، امامت و رهبری، کرامت و ارزش‌های والای انسان و...»
در اصل سوم قانون اساسی، تکالیف و وظایف دولت مبتنی بر اصل دوم در ۱۶ بند مشخص شده، اولین بند آن عبارت است از: «ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان و تقوا و مبارزه با کلیه مظاهر فساد و تباهی.»
سوال این است که آیا دولت‌ها در سال‌های گذشته، تمامی امکانات و توان خود را برای عمل به این بند از اصل سوم قانون اساسی به کار گرفته‌اند؟ یا اینکه به دلایل گوناگون و از جمله انگیزه‌های سیاسی، به‌گونه‌ای دیگر عمل کرده‌اند؟ در همین راستا طی سالیان گذشته، سیاست‌های کلان فرهنگی نظام مشخص شده و نقشه جامع فرهنگی تدوین شده، لکن در عمل، هر دولتی براساس سیاست‌ها و دیدگاه‌های خود عمل کرده است! نکته‌ای که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در جمع اعضای هیئت دولت متذکر شدند مبنی بر اینکه: «ضروری است که در عرصه فرهنگی، سیاست‌های نظام به درستی درک و اعمال شود.» به همین جهت‌گیری‌های متفاوت از سوی دولت‌ها برمی‌گردد. جهت‌گیری‌های متفاوتی که رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی عواقب آن را چنین گوشزد می‌فرمایند: «تغییر مسیر فرهنگ از چارچوب نظام اسلامی، موجب بر هم خوردن انتظام فکری و هویت واقعی جامعه خواهد شد.»
برای فهم دغدغه‌های فرهنگی رهبر فرزانه انقلاب اسلامی، توجه به سه نکته کفایت می‌کند: ۱ـ مطلوبیت‌های فرهنگی جامعه براساس قانون اساسی، سند چشم‌انداز، سیاست‌های کلان فرهنگی. ۲ـ تهاجم گسترده و جنگ نرم دشمنان با تمامی توان و ابزارهای موجود علیه هویت فرهنگی ملت ایران. ۳ـ رویکردها و جهت‌گیری‌های دولت کنونی در عرصه فرهنگ و مسائل فرهنگی.
اکنون دشمنان خارجی و جریان‌های غربگرا و ارزش‌گریز داخلی، با تمام توان در راستای تضعیف ارزش‌ها و فرهنگ دینی به عنوان اساس و پایه هویت فرهنگی و هویت اسلامی ـ ایرانی فعالیت دارند. نگاهی اجمالی به شبکه‌های ماهواره‌ای، شبکه‌های اجتماعی در فضای سایبر، عرصه سینما و تئاتر کشور، مطبوعات و کتاب، هنر و موسیقی، محیط‌های دانشگاهی و... نشان می‌دهد که در عرصه فرهنگی چه تغییر و تحولاتی در حال رخ دادن است. دشمنان بیرونی و جریان‌های غربگرای داخلی، ایجاد تغییر در هویت فرهنگی و هویت ملی را نشانه رفته‌اند. آنان برای رسیدن به اهداف، قداست‌شکنی نسبت به مبانی دینی، ترویج اباحه‌گری و غیرت‌زدایی از جامعه، ترویج سبک زندگی مبتنی بر ارزش‌های غربی، ترویج تجمل‌گرایی و دنیاطلبی و... را با استفاده از تمامی ابزارهای در اختیار دنبال می‌کنند؛ اما دولتمردان ما در این عرصه‌ها چه می‌کنند؟
آری، رهبر عزیز و دلسوزمان این صحنه را آنگونه که هست، می‌بینند و دغدغه‌های فرهنگی خود را آشکار ساخته و می‌فرمایند: «تغییر سیرت، تغییر آن هویت واقعی، به‌تدریج و خیلی آرام حاصل می‌شود. توجه بعضی‌ها به این، غالباً جلب نمی‌شود یا خیلی‌ها توجه‌شان جلب نمی‌شود. یک وقتی ممکن است همه متوجه شوند که کار از کار گذشته باشد.»
آشکار شدن بیش از پیش دغدغه‌های فرهنگی رهبر معظم انقلاب اسلامی و تذکرهای پی‌درپی معظم‌له به مسئولان نظام در این خصوص، به‌ویژه در روزهای گذشته موجب شد تا رئیس‌جمهور در آخرین جلسه هیئت دولت در هفته گذشته اعلام کند: «با توجه به دغدغه رهبر معظم انقلاب در خصوص فرهنگ، باید به این موضوع بیش از پیش اهمیت دهیم، بدانیم حل مسائل فرهنگی، عزم ملی می‌طلبد و نباید نگاه جناحی به آن داشت و باور کنیم که تغییرات فرهنگی امری زمان‌بر و بلندمدت است.»
دکتر حسن روحانی در این جلسه تأکید کرد همه اعضای دولت اعم از وزارتخانه‌هایی که مسئولیت مستقیم در قبال وضعیت فرهنگی کشور دارند تا وزارتخانه‌هایی که به طور غیر مستقیم در این مقوله سهیم هستند، باید تمامی مساعی خود را برای تحقق اهداف فرهنگی و رفع نگرانی‌ها طبق رهنمودهای رهبری به کار بندند.
امید است و در این ماه عزیز از خداوند می‌خواهیم به گونه‌ای عنایت فرماید تا در پرتو تغییر رویکردهای فرهنگی دولتمردان از یک طرف و کار و تلاش آنان در عرصه فرهنگی از طرف دیگر، شاهد بهبود وضعیت فرهنگی جامعه و کاهش دغدغه‌های فرهنگی رهبر عزیزتر از جان‌مان باشیم.


 

صفحه 2 سياسي

 

 

امام خامنه‌ای در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت
تغییر مسیر فرهنگ از چارچوب نظام اسلامی انتظام فکری و هویت واقعی جامعه را بر هم خواهد زد

حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیس‌جمهور و اعضای هیئت دولت، بخش‌هایی از معارف پرمحتوا و والای نهج‌البلاغه و چند نکته اخلاقی را مطرح کردند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخش اول سخنان خود، با استناد به بخش‌هایی از فرمان حکومتی حضرت امیرالمومنین علی(ع) به مالک اشتر، توصیه‌هایی کلی درخصوص مراقبت از بیت‌المال و حساس بودن نسبت به چگونگی استفاده از آن و پرهیز از «اقدام شتابزده به هنگام عصبانیت، تندی اخلاق، تیزی زبان و نخوت و غرور»، بیان کردند و افزودند: حضرت علی(ع) تنها راه رهایی از این صفات و رفتارهای ناپسند را، مالک شدن انسان بر نفس خود از طریق ارتباط قلبی و معنوی و عملی با خداوند متعال می‌دانند.
ایشان، تلاوت همراه با تدبر قرآن و استفاده از فرصت ماه مبارک رمضان و اعمال این ماه را از جمله مهم‌ترین راه‌ها برای ارتباط با خدا و تسلط بر نفس برشمردند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از بیان نکاتی اخلاقی، به موضوع فرهنگ و دغدغه‌های فرهنگی اشاره کردند و با تأکید بر اینکه خطاها و اشتباهات فرهنگی به راحتی قابل جبران نیست، گفتند: ضروری است در عرصه فرهنگی سیاست‌های نظام به درستی درک و اِعمال شود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای تأکید کردند: هرگونه تغییر مسیر فرهنگ از چارچوب نظام اسلامی، موجب برهم خوردن انتظام فکری و هویت واقعی جامعه خواهد شد.
ایشان در ادامه به اهمیت بخش کشاورزی اشاره کردند و با اظهار نگرانی از تبدیل و تغییر کاربری زمین‌های کشاورزی گفتند: نابودی زمین‌های کشاورزی یک خسارت غیرقابل جبران است و باید وزارت جهاد کشاورزی و سازمان حفاظت از محیط زیست به‌طور جدی با این پدیده برخورد کنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به حوادث تأسف‌بار غزه و کشتار بی‌رحمانه مردم به‌ویژه زنان و کودکان فلسطینی، موضع‌گیری رئیس‌جمهور و اقدامات دولت را بسیار مناسب و بجا دانستند و تأکید کردند: مسائل غزه واقعاًً مصیبت‌بار است و رژیم صهیونیستی با سوءاستفاده از غفلت دنیای اسلام، این فجایع را مرتکب می‌شود.
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای خاطرنشان کردند: کشتار مردم غزه به دست صهیونیست‌های غاصب، باید دولت‌ها و ملت‌های اسلامی را به خود بیاورد تا دست از اختلاف بردارند و با یکدیگر متحد شوند.


افطار با بوسه بر دست مجروح آقا
محمدباقر مفیدی‌کیا کارگردان کلیپ «ما ایستاده‌ایم» که همراه با شعرا در دیدار با رهبر معظم انقلاب اسلامی حضور داشت مطلبی را نوشته و به روایت این روز و تشویق رهبری به ادامه روند کاری این گروه جوان پرداخته است. «داشتم از لای دست محافظ‌ها لبخند رضایتمندانه رفیق شفیق را می‌دیدم و لذت می‌بردم. محمدرضا دوباره به آقا نزدیک شد و چیزی به ایشان گفت. آقا ایستادند. با لبخند تأیید کردند و جوابی دادند. محمدرضا می‌گفت به آقا عرض کردم: آقا! اون کلیپ «ما ایستاده‌ایم» بود که... بچه‌ها توی میدان آزادی... آقا بلافاصله فرمودند: آآآ.. خیلی خوب بود! خیلی خوب بود! شما ساختید؟ محمدرضا گفته بود: کار ما بوده... کارگردانش هم اینجاست... (اینجا همانجایی بود که محمدرضا به من اشاره کرد و من که فهمیدم ماجرا از چه قرار است و بدون توجه به محافظ‌ها خودم را رساندم به آقا!) داشتم دست آقا را می‌بوسیدم که آقا با لبخند ادامه دادند: خیلی خوب... خیلی خوب. بعد به نشانه تأکید دست‌شان را بالا آوردند که: فقط... حواس‌تان باشد... این ادامه داشته باشد!... همین‌جور کار با خلاقیت بسازید... این ادامه داشته باشد... متوقف نشوید... و راه افتادند... آقا لبخند زدند و رفتند... حالا این وسط هرچه می‌گشتیم، یک جای خالی در سفره افطار پیدا نمی‌شد! هرچند برای من و محمدرضا که دیگر توفیری نمی‌کرد. ما افطار کرده بودیم... یک افطار با حلاوت بسیار؛ افطار با بوسه بر دست مجروح آقا.


تمام دنیا را با تحسین رهبر انقلاب عوض نمی‌کنم
احمد بابایی همان شاعر جوانی است که در دیدار امسال شاعران با رهبر انقلاب شعری درباره فتنه اخیر تکفیری‌ها و جریان تروریستی داعش خواند و شعرش با تشویق مقام معظم رهبری و دیگر شاعران حاضر در جلسه روبه‌رو شد. شعر او این‌گونه شروع می‌شد: خبر، آمیخته با بغض گلوگیر شده‌ا‌ست/ سیل دل‌شوره و آشوب، سرازیر شده‌است/ سرِ دین، طعمه‌ سرنیزه‌ تکفیر شده‌است/ هر که در مدح علی شعر جدید آورده‌است/ گویی از معرکه‌ها نعش شهید آورده‌است/ ... شعر این شاعر جوان، همه را به وجد آورد و شور زیادی به جلسه بخشید. آقا هم بارها از آن تعریف کردند و فرمودند جوان‌ها امشب غوغا می‌کنند. بابایی گفت: تحسین رهبر انقلاب را با تمام دنیا عوض نمی‌کنم.


روایتی از رابطه مثال‌زدنی امام خامنه‌ای و پدرشان
خبرگزاری تسنیم: تولیت حسینیه آیت‌الله‌العظمی سیدجواد خامنه‌ای در گفت‌وگویی متفاوت به تشریح رابطه امام خامنه‌ای و پدرشان پرداخت. آقای شمقدری با اشاره به رابطه مثال‌زدنی مرحوم آقا سیدجواد خامنه‌ای و مقام‌معظم‌رهبری گفت: ارادت مقام ‌معظم ‌رهبری به پدرشان غیر از رابطه پدر و پسری‌شان بود و این احترام به پدر را حتی در مراسم تشییع و خاکسپاری آن مرحوم نیز با همان ارادت و علاقه انجام دادند و صورت مبارک‌شان را به کف پای پدرشان می‌کشیدند. شمقدری با ذکر خاطراتی از آقا سیدجواد خامنه‌ای، به دو خاطره مقام‌معظم‌رهبری از پدرشان اشاره کرد و گفت: خود مقام ‌معظم‌ رهبری نقل فرموده‌اند که در مقطعی از مبارزات علیه رژیم منحوس پهلوی، اقدام به اعتصاب غذا در زندان کردند و آقا سیدجواد پس از اطلاع از این اقدام مقام ‌معظم‌ رهبری به ایشان توصیه نمودند که به فکر سلامتی‌شان هم باشند و مقام ‌معظم‌ رهبری تا زمانی‌که پدرشان اجازه ندادند، این اقدام را ادامه ندادند.
وی درباره توجه مقام‌ معظم‌ رهبری به پدرشان افزود: زمانی‌که ایشان برای تحصیل در نجف اقامت داشتند، آقا سیدجواد در اثر بیماری، تب شدیدی کردند و مقام ‌معظم‌ رهبری پس از اطلاع از این وضعیت، با وجود علاقه‌ای که به ادامه تحصیل در نجف داشتند، بلافاصله درس را رها کرده و به مشهد بازگشتند و در مشهد به ادامه تحصیل پرداختند.


يادداشت
مهدي سعیدي

سناريوی تطهير فتنه‌گران، همچنان در دستورکار
حوادث پيش‌آمده پس از انتخابات سال 88 به مثابه امتحاني بود که همه مدعيان انقلابي‌گري و خط امامي بودن از آن سربلند بيرون نيامدند. در رأس آنان سران فتنه بودند که سال‌ها خود را مفتخر به خط امام و انقلاب مي‌دانستند؛ اما در بزنگاه امتحان، در برابر بزرگ‌ترين باورهاي خط امام که اعتقاد به نظام اسلامي، پيروي از ولايت فقيه، حرکت در چارچوب قانون اساسي و خضوع در برابر خواست ملت باشد، ايستادند! همين شرمساري و بي‌اعتباري کافي بود تا سران فتنه و حاميان‌شان براي چهار سال در محاق قرار گیرند و توان سر بلند کردن در برابر ملت را نداشته باشند.
تحولات سياسي سال 92 و آغاز به کار دولت جديد، فرصتي را فراهم آورد تا سناريوی تطهير فتنه‌گران و سران فتنه در دستور کار اطرافيان و نزديکان و همفکران آنان قرار گيرد. اين افراد که براي هرگونه فعاليت سياسي و بازگشت به قدرت، نيازمند ترميم اعتماد سياسي ملت و لاپوشاني عملکرد خويش در فتنه 88 هستند، مدت‌هاست که اين سناريو را کليد زده‌اند.
در آخرين اقدام در اين راستا مي‌توان به اظهارات آقاي رسول منتجب‌نيا، قائم مقام دبيرکل حزب اعتماد ملي، اشاره کرد که وي در ديدار با برخي جوانان اين حزب در مورد مهدی کروبي چنين اظهارنظر مي‌‌کند: «دبيرکل حزب اعتماد ملي شخصيتي است که در ديانت، تقوا و اعتقادش به تفکر امام و انقلابي بودن و خدمت به مردم کم‌نظير است. حزب اعتماد ملي هم درون نظام و انقلاب بوده و هست و مصالح نظام را ناديده نگرفته و نمي‌گيرد؛ کاري به اتهاماتي که مي‌زنند، نداريم.»
منتجب‌نيا در ادامه تأکيد می‌کند: «يک تار موي کروبي در خيلي از مدعيان انقلاب و انقلابي‌گري وجود ندارد. ايشان تمام وجودش در انقلاب و نظام و مردم خلاصه مي‌شود. اين‌طور نيست که بگويد به من ظلم کردند پس من ساختار را بشکنم؛ خير می‌گوید آن زمان که ما براي انقلاب بحث و تلاش مي‌کرديم، خيلي از اينها سر از تخم در نياورده بودند.»
اين اظهارات در حالي ايراد مي‌‌شود که کارنامه سياه کروبي پس از انتخابات سال 88 پيش روي ملت ايران همچنان مفتوح است و فاصله پنج‌ساله موجب فراموشي آن نشده است.
نکته جالب آنکه منتجب‌نيا در حالی از دبيرکل‌شان به نيکي ياد مي‌کند که وي در انتخابات سال 88 براي حزب اعتماد ملي ارزشي قائل نشد و آن را کوچک‌تر از آن يافت که بتواند به پشتوانه آن، اعتباری در رقابت انتخاباتي کسب کند، از این رو به افرادي بيرون از حزب متمسک شد و ستاد انتخاباتي خود را با محوریت نام‌هایی چون کرباسچي، عبدي، ابطحي و... بست که هيچکدام در حزب اعتماد ملي عضويت نداشتند و همين رفتار تا مدت‌ها زمينه کدورت و دلخوري اعضاي حزب اعتماد ملي از دبيرکل را فراهم کرده بود! با اين احوال، خطاب به آقاي منتجب‌نيا بايد گفت:
1ـ ملت فراموش نکرده است که کروبي همراه با موسوي بلافاصله نظام را متهم به تقلب کرد در حالي که ميزان آرای او حتي از آرای باطله نيز کمتر بود. وي حتي از ارائه سندي براي اثبات دروغ بزرگشان ناتوان بود، اما به‌عنوان مظهري از ساده‌لوحی و جهالت، بازي‌خورده و دنباله‌رو موسوي شد.
2ـ کروبي همراه با موسوي در ايجاد اردوکشي‌هاي خياباني نقش داشت و تلاش کرد تا با کشاندن هوادارانش به خیابان، نظام را به ابطال رأي ملت مجبور کند. اردوکشي‌هايي که بستر جولان اوباش و منافقين شد و چندين نفر کشته و ده‌ها نفر زخمي حاصل آن بود و ميلياردها تومان خسارتي که به اموال عمومي و خصوصي وارد آمد.
3ـ متهم کردن نظام اسلامي به تجاوز، جنايت، آدم‌ربايي، قتل و... از ديگر اقدامات کروبي است که وي در اين زمينه حتي گوي سبقت را از موسوي نيز ربود!
4ـ کروبي همچنين در حاشيه‌سازي و به انحراف کشاندن روز جهاني قدس، روز دانشجو و... نقش داشت و در توهين به مقدسات در عاشوراي 88 نيز سهيم بود.
5ـ اقدام کروبي فرصت را براي بهره‌برداري ضدانقلاب و منافقان و رسانه‌هاي بيگانه فراهم آورد تا بيشترين هجمه و بالاترين توهين‌ها به آرمان‌هاي انقلاب، شخصيت حضرت امام خميني(ره)،‌ جايگاه رهبري انقلاب و مقدسات و باورهاي ملت در طول 3۱ سال گذشته انقلاب اسلامي، به‌يکباره در سال 88 صورت گيرد. و اينهمه در حالي بود که اين مدعي خط امام و دوستانش در حزب اعتماد ملي هيچ‌گاه حاضر نشدند در برابر اين هجمه تبليغي ضدانقلاب موضع‌گيري کنند و پاسخي درخور ارائه دهند؛ بلکه با سکوت خويش مؤيد آن هجمه کثيف بودند!
بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني(ره) فرمودند: «ميزان در هر كس حال فعلى او است.»


نكته و نظر

آی کرسی کرسی کرسی ...؟!
نکته: پیرزنی به خانه دامادش رفته بود. شب‌هنگام با خود فکر کرد که آیا من در خانه‌ام را بسته‌ام یا خیر؟ کمی ترسید. یک باره یادش افتاد که گفته‌اند؛ آیه‌الکرسی خانه را محافظت می‌کند. او که سواد نداشت و آیه‌الکرسی را بلد نبود، همان موقع گفت: آی کرسی کرسی کرسی! می‌گویند اتفاقاً همان لحظه دزدی داشته از دیوار منزل آن پیرزن بالا می‌رفته تا می‌آید دستش را به لبه دیوار بگیرد و بالا برود، دستش به سیم برق می‌خورد و می‌افتد. همان کرسی کرسی کار خودش را می‌کند و آن بیچاره(دزد) را به کشتن می‌دهد.
به نقل از آیت‌الله قرهی
نظر: آنچه خانه پیرزن را به صرف گفتن «کرسی‌کرسی!» حفظ کرد اعتقاد واقعی او و اعتمادش به خداوند بود. اینکه بسیاری از دعاها و کارها و مشکلات ما درست نمی‌شود و گره می‌خورد به این دلیل است که گرچه مدعی هستیم که به خداوند اعتماد و ایمان داریم، اما در عمل نشان می‌دهیم که دروغ می‌گوییم، چراکه اگر کسی به خداوند اعتقاد واقعی داشته باشد، رزق و روزی خود را از مردم طلب نمی‌کند! برای جمع ثروت و مال و گرفتن پست و مقام دروغ نمی‌گوید، فریبکاری نمی‌کند، سر این و آن کلاه نمی‌گذارد، زیرآب‌زنی نمی‌کند و... اگر واقعاً به آنچه می‌گوییم اعتقاد قلبی و واقعی داشته باشیم قطعاً بسیاری از مشکلات‌مان حل خواهد شد و خداوند صدای‌مان را با کوچک‌ترین درخواستی خواهد شنید.


 

صفحه 3  سياسي

 

 

اخبار

پاسخ آیت‌الله سبحانی به اظهارات معاون روحانی
دفتر آیت‏‌‏الله جعفر سبحانی، از مراجع تقلید در قم با اطلاعیه‏‌‏ای به برخی از شبهه‌افکنی‌ها در مورد ازدیاد نسل به این شرح پاسخ داده است: در مطلب مندرج در تاریخ (۱۵/۴/۱۳۹۳) در روزنامه رسالت شماره ۸۱۴۲ از قول معاون رئیس‌جمهور در امور زنان و خانواده چنین نقل آمده: بگیر و ببند و داغ و درفش، راه‌حل مشکل جمعیت نیست، روش‏‌‏های سلبی به زیرزمینی شدن روش‏‌‏های رایج پیشگیری از بارداری می‏‌‏انجامد. سپس افزوده است: «این واقعیت؛ جوان نیاز و لازمه پیشرفت توسعه استقلال و امنیت کشور است، باید به یک باور عمومی تبدیل شود و راه آن به بگیر و ببند و داغ و درفش نیست...» آیت‏‌‏الله سبحانی در درس تفسیر خود در مدرسه حجتیه درباره گفتار وی، دو مطلب را تذکر داده است. نخست اینکه «افزایش جمعیت باید به باور عمومی تبدیل شود» سخن خوبی است، ولی تا این باور عمومی در کشور رخ دهد نیاز به زمان دارد که نسلی بگذرد و نسل دیگر از طریق رسانه‏‌‏ها به چنین باوری دست یابد، در این صورت سؤال می‏‌‏شود تکلیف قانون‏‌‏گذاران و نظام در این بخش از زمان در مورد پیشگیری‏‌‏های حرام مانند سقط جنین و... چیست، که قطعاً به کاهش جمعیت منتهی می‏‌‏شود؟ دوم اینکه سؤال می‏‌‏شود چگونه فقط در این مورد، اقدام سلبی نکوهش می‏‌‏شود و فقط به اقدام ایجابی اکتفا می‏‌‏شود. اگر این روش صحیح است، پس در تمام جرائم این راه را بپیماییم: ۱ـ- جرایم راهنمایی لغو شود و کوشش شود احترام به قوانین راهنمایی به صورت باور عمومی درآید. ۲ـ جرایم حمل‌ونقل و خریدوفروش مواد مخدر نادیده گرفته شود، زیرا با بگیر و ببند و داغ و درفش نمی‏‌‏توان با این پدیده مبارزه کرد، زیرا تبدیل به یک امر زیرزمینی می‏‌‏شود، باید کاری کرد که زشتی آن نهادینه شود. ۳ـ جرایم عفت عمومی به کلی لغو شود تا احترام به عفت و پاکی در کشور نهادینه شود، وقس علی ذلک، آیا این منطق صحیح است؟ پیامبران همیشه مبشر (نویددهنده) و منذر (بیم‌دهنده) بوده‏‌‏اند، آنچه که معاون رئیس‌جمهور در امور زنان می‏‌‏اندیشد فقط در مدینه فاضله رخ می‏‌‏دهد نه در جوامع امروز که زیر بمباران صدها تبلیغات ویرانگر است. این مرجع تقلید در پایان یادآور شد: تعبیر وی در عملکرد قوه مقننه به «بگیر و ببند و درفش» دور از انتظار از یک مقام مسئول است.



اهداف و پیامدهای جنگ سوم با غزه

با توجه به شرایط خاص منطقه و به ویژه بحران در عراق و سوریه، پرسش‌های زیادی درباره اهداف و انگیزه‌های حملات رژیم صهیونیستی در مقطع کنونی مطرح شده است.
پایگاه بصیرت در گزارشی ضمن پاسخ به این پرسش‌ها، به میزان توانمندی‌های موشکی مقاومت در پاسخ به حملات صهیونیست‌ها و پیامدهای جنگ پرداخته است. اهداف رژیم صهیونیستی عبارتند از: 1ـ نابودی زیرساخت‌های مقاومت: اسراییل(رژیم صهیونیستی) همواره نگران پیشرفت تسلیحاتی و موشکی جبهه مقاومت بوده و بر اساس رصد و برآورد اطلاعاتی خود، هر از گاهی با تمسک به بهانه‌های واهی، جنگی جدید را علیه فلسطینیان به ویژه در باریکه غزه که دژ جنبش حماس و جهاد اسلامی محسوب می‌شود، برمی‌افروزد. 2ـ همسویی و هم‎افزایی با داعش: حمله رژیم صهیونیستی به غزه با یکه‌تازی‌های داعش در عراق و سوریه، بی‌ارتباط نیست. 3ـ خنثی کردن آشتی ملی فلسطینیان: توافق آشتی ملی موضع فلسطینی‌‌ها را در رویارویی با رژیم صهیونیستی تقویت کرده است و آغاز عملیات در غزه بیش از هر چیز در پی اختلاف‌‌افکنی در میان دو جناح فلسطینی‌ فتح و حماس و به هم زدن توافقات صورت گرفته بوده و رژیم صهیونیستی با ایجاد فضای امنیتی سعی دارد، مانع تشکیل دولت وحدت ملی شود. پایگاه بصیرت در ادامه به پیامدهای این تهاجم پرداخته است که عبارتند از: 1ـ رسوایی و ناکامی تازه صهیونیست‌ها: جنگ جدید صهیونیست‌ها علیه غزه همانند جنگ‌های پیشین دیر یا زود به پایان می‌رسد، اما با قاطعیت می‌توان گفت رژیم صهیونیستی به هیچ‌یک از اهداف خود دست نخواهد یافت و رسوایی و شکست تازه‌ای را در کارنامه جنایی خود ثبت خواهد کرد. پایان جنگ‌های گذشته معمولا با وساطت اطراف منطقه‌ای و جهانی صورت می‌گرفت و این بار نیز انجام وساطت‌های تازه دور از ذهن نیست. 2ـ پاسخ مقاومت و تغییر موازنه امنیتی: شلیک موشک‌های مقاومت به شهرهای حیاتی و راهبردی مانند تل آویو، حیفا ، قدس و... حاکی از تغییر موازنه امنیتی توسط مقاومت است. روزنامه صهیونیستی معاریو، ضمن اعتراف به این واقعیت، در گزارشی به نقل از یکی از سران صهیونیست نوشت: حماس تاکنون فقط از یک‌سوم توانمندی موشکی خود استفاده کرده است و برآوردها حاکی از آن است که حماس از یک زرادخانه موشکی قدرتمند برخوردار است.





برخی از استعلام‌های وزارت اطلاعات می‌ترسند

چند روز پیش، مجلس شورای اسلامی کلیات طرحی را تصویب کرد که طبق آن، تمامی استخدامات دولتی در مشاغل حساس باید با مجوز «وزارت اطلاعات» صورت بگیرد.
این در حالی‌ است که پیش از این نیز مراکز حکومتی در انتصابات‌شان از «مرکز اسناد وزارت اطلاعات» به‌طور اختیاری استعلام می‌کردند، اما این استعلام، تنها جنبه استطلاعی داشت و مجریان ملزم به اجرای مفاد استعلام نبودند. از آنجایی که برخی از نیروهای سیاسی به هرگونه نظارت مقتدرانه نهادهای نظارتی مشروع و قانونی منتقد هستند، متأسفانه طبق یک رویه جاری و معمول، برخی افراد و بخشی از اپوزیسیون انتقاد به این طرح را آغاز کرده‌اند. آنها لزوم نظارت استصوابی «وزارت اطلاعات»، به‌عنوان چشم بینای مبارزه با فساد بر استخدامات مشاغل حساس را به‌نوعی امنیتی کردن فضای کشور فرض کرده و همچنان بر لزوم نظارت استطلاعی این نهاد پافشاری می‌کنند (اشاره به گزارش رادیو بین‌المللی فرانسه و رادیو فردا). در صورتی‌که طرح جدید مجلس به قانون لازم‌الاجرا تبدیل شود، مجریان در مراکز دولتی، اولاًً ملزم هستند که برای انتصاب افراد در مشاغل حساس از «وزارت اطلاعات» استعلام کنند و ثانیاًً ملزم خواهند شد که به این استعلام؛ ترتیب اثر دهند. به‌تازگی نیز برخی از نمایندگان مجلس، به انتصابات معاونان «وزارت علوم» توسط «فرجی دانا» انتقاد داشتند، اما «فرجی دانا» در دفاع از انتصاباتش، وجاهت آن را به استعلام از «وزارت اطلاعات» در دولت پیشین ارجاع داد. هر چند که بعداًً مشخص شد که چنین استعلامی از اساس در دوره وزارت حجت‌الاسلام «حیدر مصلحی» وجود نداشته، اما نکته اساسی این است که اغلب سیاسیون، استعلام از «وزارت اطلاعات» در انتصابات را کاری معقول و پسندیده می‌دانند. رجوع به این نهاد برای تعیین تکلیف درباره استخدام افراد در مشاغل حساس، این حسن را خواهد داشت که مجریان از انتصاب افرادی که سوءسابقه آنها محرز شده است؛ مصون خواهند شد. ضرب‌المثلی هست که می‌گوید: «آزموده را آزمودن خطاست»، بنابراین کسی که یکبار عدم امانتداری خود در مدیریت اموال و امکانات عمومی را نشان داده؛ چرا باید دوباره بر سرنوشت مردم مسلط شود؟ در صورت تدوین قانون مناسب برای استعلام انتصابات و اجرای صحیحش، از بروز بخش بزرگی از فسادهای اداری- مالی در کشور پیشگیری خواهد شد.



اقتصاد مقاومتی کشور را از بیگانگان بی‌نیاز می‌کند

««صادق خلیلیان» وزیر سابق جهاد کشاورزی، اندیشه اقتصاد مقاومتی مقام معظم رهبری را یک اندیشه پایدار در سال‌های گذشته قلمداد کرد و گفت: تمام صحبت‌های رهبری در مورد اقتصاد، پیش‌زمینه اقتصاد مقاومتی است.
وی گفت: همان‌طور که می‌دانید، رهبری با درایت و تیزبینی خاصی در سال‌های گذشته حمایت از تولید داخلی و کار و سرمایه‌ ایرانی را مطرح می‌کردند، تمام این‌ها پیش‌زمینه‌های اقتصاد مقاومتی است و رهبری در قالب رهنمودهای ابتدای سال و در سخنرانی‌های خود و ابلاغیه‌ای که صادر کردند، مسیر اقتصاد مقاومتی را به وضوح برای دولت و مردم ترسیم کرده‌اند. استنباط من از مفاهیم و اصول متعدد قانون اساسی این است که کشور ما باید از نظر علمی و اقتصادی روی پای خود محکم بایستد و در دنیا حرف برای گفتن داشته باشد. تاکنون پیشرفت‌های خوبی در بحث‌های صلح‌آمیز هسته‌ای، علمی، پزشکی، صنعتی و کشاورزی شده است که باید با قدرت بیشتری تداوم یابد. در عین حال لازم است در زمینه‌های دیگر نیز پیشرفت‌هایی صورت بگیرد، به ویژه تأمین مواد اولیه و واسط صنعتی، تولید ادوات، ماشین‌آلات و تجهیزات مرتبط با تولید، فعال کردن ظرفیت‌های استفاده‌نشده یا معطل‌مانده، مانند فعال کردن آن بخش از صنایع که به‌دلایلی تعطیل یا نیمه‌تعطیل هستند و یا تکمیل شبکه‌های آبیاری در پایاب سدها. در سال 91 با وجود اینکه اوج تحریم‌ها بود، ۲/۶ میلیارد دلار صادرات محصولات کشاورزی و موادغذایی به خارج از کشور داشتیم که نشان‌دهنده‌ روند رو به رشد بخش کشاورزی در کشور است. در زمینه تولید مرغ و تخم مرغ، شیر و انواع لبنیات، ماهی و میگو، سبزی و صیفی‌جات، انواع میوه و خشکبار، وضعیت کشور به گونه‌ای است که خوشبختانه صد درصد نیاز از محل تولید داخل تأمین می‌شود و مقدار زیادی از این محصولات نیز صادر می‌شود. حدود 65 تا 70 درصد برنج، 50 درصد شکر، 90 درصد گوشت قرمز، 80 درصد گندم، 75 تا 80 درصد حبوبات و حدود 85 درصد علوفه مورد نیاز کشور از محل تولید داخل تأمین می‌شود. در مجموع تولید محصولات کشاورزی بیش از 110 میلیون تن، نیاز وارداتی حدود 13 میلیون تن(که در سال 90 این میزان وارد شد) و مقدار صادرات نیز بیش از چهار میلیون تن است. با اقدامات خوب دولت گذشته ظرفیت صنایع تبدیلی و تکمیلی مرتبط با کشاورزی از هفت میلیون تن به 32 میلیون تن افزایش یافته است.


خط خبر

رئیس‌جمهور می‌خواست کارخانه سیگار را افتتاح کند!
وزیر سابق بهداشت با اشاره به اینکه جان مردم برای مسئولان اهمیتی ندارد، گفت: تأسیس و ساخت نخستین کارخانه سیگار در کشور اشتباه بزرگی بود و این اقدام در دوران ریاست‌جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی اتفاق افتاد. علیرضا مرندی، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، با بیان اینکه از ابتدا مخالف تأسیس کارخانه سیگار در کشور بودم، اظهار داشت: این اقدام در دوران ریاست‌جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی اتفاق افتاد که فقط توانستم مانع افتتاح کارخانه با حضور رئیس‌جمهور شوم. مرندی با یادآوری نامه چهار هزار پزشک به آقای روحانی درباره مهار سونامی ‏سرطان ناشی از مصرف بی‌رویه قلیان، یادآور شد: بیش از چهار هزار پزشک در نامه‌ای خواستار جلوگیری از عرضه قلیان شدند، اما در عمل هیچ اتفاقی رخ نداد؛ این موضوع نشانگر آن است که جان مردم به هیچ‌وجه برای مسئولان اهمیتی ندارد؛ به نظر می‌رسد سود ناشی از گردش مالی این صنعت، مهم‌تر از جان انسان‌ها است.

کری: فتوای رهبر عالی ایران را جدی تلقی می‌کنیم

وزیر خارجه آمریکا با بیان اینکه در این مذاکرات نیز مانند دوره‌های پیشین پیشرفت‌هایی حاصل شد، یادآور شد: ما می‌خواهیم ایران و رهبر عالی ایران بدانند که آمریکا معتقد است که ایران حق داشتن برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز را طبق معاهده ان‌پی‌تی دارد. وی گفت: ما فتوای رهبر ایران را جدی تلقی می‌کنیم. فتوای رهبر ایران بیانیه‌ای محکم درباره نیت ایران است، اما نیازمند این هستیم آن را قانونمند کنیم. ما باید به راه‌حلی منصفانه و معقول برای تأمین حقوق و منافع دو طرف برسیم.

منشأ تفکرات داعش از عهد عتیق است

طبق اسناد فاش شده، تنها راه‌حل حمایت از رژیم صهیونیستی ایجاد یک دشمن نزدیک مرزهای فلسطین اشغالی است. این اسناد فاش شده حاکی است که «ابوبکر البغدادی» سرکرده داعش، دوره‌هایی فشرده را به مدت یک سال زیر نظر موساد سپری کرده است و علاوه بر آن دوره‌هایی را در فن سخنرانی و علوم دینی برای او گذاشته‌اند. «طراد بن‌سعید العمری» در روزنامه «الحیات» چاپ لندن نوشت: پس عجیب نیست که البغدادی در روش خود از تعالیم عهد عتیق پیروی می‌کند و همه مردان را از دم شمشیر می‌گذراند و همه زنان و کودکان و همه آن چیزی را که در شهرها وجود دارد، غنیمت خود می‌داند. رژیم صهیونیستی در حال ارتکاب اقدامات تروریستی، خشونت و کشتار در غزه است و این رژیم در سوریه و عراق نیز با عنوان «داعش» یا عملیات «لانه زنبور» در حال تکرار همین جنایات است.

جملات ضد ایرانی صدام دوباره تکرار شد

عزت ابراهیم الدوری معاون صدام‌حسین، رئیس‌جمهور پیشین عراق در پیام صوتی مجدداً از الفاظ ضد ایرانی صدام برای مقابله با ایران استفاده کرد. معاون صدام در این پیام صوتی می‌گوید:‌ ای فرزندان ملت، کشورمان به ویژه پس از فرار ارتش آمریکا، با اشغالگری نابودگر، ایران صفوی روبه‌رو شد. آمریکا، عراق را به عنوان لقمه سهل و آسان در اختیار ایران صفوی قرار داد. کشور ما با استعمار ایران صفوی روبه‌رو است. الدوری همچنین اشغال مناطقی در شمال و غرب عراق به دست داعش را آزادسازی توصیف کرد و گفت: هم‌اکنون نصف کشور آزاد شده و آزادسازی بغداد هم نزدیک است. در این پیام صوتی عزت ابراهیم الدوری از اعضای القاعده و داعش تشکر کرد.

روزنامه حامی دولت و بزک کردن آمریکا!

روزنامه اصلاح‌طلب آرمان در صفحه نخست روز چهارشنبه 25 تیرماه جمله جواد ظریف درباره لغو تحریم‌ها را به جای جمله جان کری منتشر کرده است! به گزارش رجانیوز، در حالی که وزیر خارجه آمریکا همچنان بر ادامه تحریم‌ها، حتی پس از توافق نهایی تأکید می‌کند و ایران درخواست لغو تحریم‌ها را مطرح کرده است، این روزنامه با جابه‌جا منتشر کردن این جمله، از قول آمریکایی‌ها نوشت که تحریم‌های علیه ایران باید به طور کامل لغو شوند! خط مشی بزک کردن و تطهیر چهره آمریکا از سیاست‌های همیشگی بسیاری از روزنامه‌های زنجیره‌ای است.

دیلی‌بیست: حماس در نبرد فعلی پیروز شد

به گزارش فارس، روزنامه آمریکایی «دیلی‌بیست» در گزارشی به قلم «الی لیک» در مورد عملیات اخیر رژیم‌صهیونیستی علیه غزه، نوشته است که حماس همین حالا هم با رساندن برد موشک‌های خود به مهم‌ترین شهرهای اسرائیل، پیروز نبرد شده است.
این گزارش با بیان اینکه اکنون هیچ‌یک از شهرهای فلسطین اشغالی از موشک‌های حماس در امان نیست، این امر را حاصل شکست اطلاعاتی اسرائیل دانسته است. در ابتدای این گزارش آمده است: «شاید این را از تصاویر حمله جنگنده‌های اسرائیلی به غزه متوجه نشوید، اما جنگ کنونی پیروزی چشمگیری برای حماس داشته است.»
دیلی‌بیست نوشت: «زمانی که این گروه در سال ۲۰۰۷ کنترل غزه را به دست گرفت، موشک‌های ابتدایی آنها بردی بیش از ۲۵ مایل (۴۰ کیلومتر) نداشت. با وجود آنکه تل‌آویو پایتخت اقتصادی اسرائیل چندان هم با غزه فاصله ندارد، اما آنها نمی‌توانستند آن را هدف قرار دهند. اما موشک‌های حماس هفته گذشته بیش از ۹۰ مایل (۱۵۰ کیلومتر) را پیمود تا به حوالی شهر «حیفا» واقع در شمال اسرائیل برسد. این موشک‌ها حتی به نزدیکی شهر میزبان برنامه هسته‌ای اسرائیل، یعنی دیمونا هم برخورد کردند، حالا دیگر همه شهرهای مهم اسرائیل در برد تسلیحات این گروه قرار گرفته‌اند.»

حمایت معنادار هاشمی از یک هتاک فتنه‌گر!

روزنامه وطن امروز نوشت: آقای هاشمی‌رفسنجانی به صورت معناداری مهدی خزعلی را تفقد کرده است. این روزنامه نوشت: زمانی که مهدی خزعلی به علت نوشته‌ای سخیف و موهن بازداشت شد، هاشمی‌رفسنجانی به او تلفن کرد و آنگونه که سایت مهدی خزعلی منتشر کرده از او خواست تا رسیدن به اهداف عالیه صبر کند. هاشمی بلافاصله پس از آزادی خزعلی، او را به کاخ مرمر برد و از او دلجویی کرد. او هنگامی که با خزعلی روبه‌رو شد از آزادی او ابراز خشنودی کرد، با خزعلی آنقدر راحت است که خوش‌وبش هم کردند و هاشمی به شوخی به او گفت: «چند روز صبر می‌کردی و بعد دوباره شروع می‌کردی. از دست عزرائیل فرار کردی و حالا در کاخ هستی!»
گفته می‌شود در مراسمی که هاشمی برای برخی اهالی رسانه و برخی سیاسیون وابسته و نزدیک به خود تدارک دیده بود، خزعلی را در بالای جمع نشاندند تا نشان بدهند جایگاه مهدی خزعلی هتاک نزد هاشمی رفسنجانی تا چه اندازه است!

ایران متشکریم!

جنبش جهاد اسلامی از حمایت‌های جمهوری اسلامی ایران نسبت به مردم مظلوم غزه و مقاومت فلسطین تشکر کرد. «خالد البطش» از رهبران جنبش جهاد اسلامی فلسطین در گفت‌وگو با شبکه العالم اظهار داشت: پیش از این، تنها غزه زیر آتش قرار داشت، اما اکنون معادلات تغییر یافته و شهرهای صهیونیست‌نشین زیر آتش مقاومت هستند. بنابراین ملت فلسطین، نقش تعیین‌کننده در معادلات پیدا کرده و اکنون آتش‌بس، تنها در مقابل آتش‌بس پذیرفتنی شده است. البطش خاطرنشان کرد: مقاومت توانست با تکیه بر سال‌ها صبوری و تلاش و ابتکار، به ابزار، قدرت و تاکتیک‌های مهمی دست یابد که اکنون به عوامل بازدارنده تبدیل شده‌اند. وی با بیان اینکه ملت فلسطین حق دارد برای دستیابی به منابع قدرت، تلاش کند، اظهار داشت: ما ملتی تحت اشغال هستیم و حق داریم که در جست‌وجوی منابع قدرت باشیم و منابع قدرت را نزد برخی از برادران یافتیم که به ما کمک کردند و آشکارا می‌گوییم که پیشاپیش همه این برادران، جمهوری اسلامی ایران قرار داشت.


 

صفحه 4 نگاه دوم


 

فلسطین فصل مشترک مطبوعات هفته
حسین عبداللهی فر

محافل رسانه‌ای کشورمان در تمام هفته گذشته متأثر از ددمنشی رژیم صهیونیستی بود و از همان روز شنبه عکس کودکان به خون‌آغشته و خانه‌های ویران، بر صفحه اول اکثر مطبوعات کشور نقش بست، روزنامه «آفتاب یزد» در روز اول هفته(۲۱/۴) با درج تصویری از کودکی شهید که در آغوش مادرش بود تیتر یک خود را به جمله «غزه در آتش و خون» اختصاص داد.
«کیهان» نیز در همان روز با پرداختن به پشت پرده حملات این رژیم سفاک به مردم مظلوم فلسطین، در صفحه اول خود نوشت: «غزه در خون با چراغ سبز آمریکا و انگلیس». همچنین سخنان مقام معظم رهبری که در دیدار جمعی از شعرا بیان شده بود عنوان اصلی روزنامه «وطن امروز» شد، ایشان فرموده بودند: «آمریکا و انگلیس رسماًً از این جنایات حمایت می‌کنند.» روزنامه «جمهوری اسلامی» در واکنش به مسائل غزه در سرمقاله‌ای با عنوان «ما و این غفلت عمیق» نوشت: «امسال، سخت‌ترین رمضان بر مسلمانان می‌گذرد، نه فانوس‌های قاهره روشن است و نه بلندگوهای دمشق اذان می‌گویند، بازارهای بغداد بسته شدند، قدس هنوز در اسارت به سر می‌برد و غزه یکسره بمباران می‌شود، با این حال امت محمد در غفلتی عمیق برای پیروزی تیم‌های فوتبال محبوب‌شان در جام جهانی دعا می‌کنند.» اما روزنامه «جوان» روز یکشنبه(۲۲/۴) با نگاهی متفاوت از سایر مطبوعات به پاسخ نیروهای مقاومت در برابر حملات رژیم جعلی صهیونیستی پرداخت، این روزنامه همراه با عکسی از مجاهدان مقاومت نوشت: «مقاومت، غزه را گورستان سربازان صهیونیست می‌کند» و به نقل از سامی ابوزی، سخنگوی جنبش مقاومت نوشت: «در صورت حمله زمینی به غزه آنچه اتفاق می‌افتد برای صهیونیست‌ها هولناک خواهد بود.» اینها اخبار دردناکی است که تا زمان درج این مطلب همچنان در صدر رخدادهای جهان قرار دارد و غزه هنوز آماج حملات رژیم غاصب است؛ حملاتی که واکنش آزادگان جهان را در پی داشته است و مردم بسیاری از کشورها در اعتراض به آن دست به تظاهرات زده‌اند، تظاهراتی که ان‌شاءلله مردم کشور ما نیز در روز قدس با حضور میلیونی آن را رقم خواهند زد. موضوع دیگر که در هفته گذشته بسیار مهم بود، سخنان مقام معظم رهبری در دیدار اعضای دولت بود؛ دیداری که رسانه‌های اصلاح‌طلب ترجیح دادند آن را در تیتر‌های حاشیه‌ای خود قرار دهند، اما روزنامه «وطن امروز» توجه ویژه به آن داشت و انتقاد رهبر معظم انقلاب را از رویکردهای فرهنگی حاکم بر کشور به عنوان تیتر یک انتخاب کرد و از قول ایشان نوشت: «خطاهای فرهنگی به راحتی قابل جبران نیست.»
موضوع مهم دیگر، مباحث پیرامون مذاکرات هسته‌ای کشورمان با گروه ۵+۱ بود، مذاکراتی حساس و با اهمیت که برای رسیدن به توافق نهایی برای مدت بیست آغاز شده است؛ موضوعی که نگاه‌های متفاوتی به آن در روزنامه‌های کشور وجود داشت. روزنامه‌های اصلاح‌طلب سعی ‌کردند این طور نشان دهند که مذاکرات به سرعت در حال پیشرفت و رسیدن به توافق نهایی است، این روزنامه‌ها در 23 تیر ماه با انتشار تصاویر دیدار محمدجواد ظریف با وزیر امور خارجه آمریکا این دیدار را در رسیدن به توافق مهم خواندند. «آرمان» با درج تصویر بزرگی از جان کری از قول وی نوشت: «در بحث‌های کلیدی به توافق رسیدیم.» این روزنامه در روز چهارشنبه(۲۵/۴) نیز با تیتر «مذاکرات در پیچ آخر» از قول وزیر امور خارجه نوشت: امیدواریم تا 20 ژوئیه مذاکرات نهایی شود. روزنامه «شرق» نیز در این باره با عنوانی کنایه‌آمیز به روابط ایران و آمریکا، از قول جان کری درباره دیدار با ظریف نوشت: «این تازه اول راه است.» این در حالی است که همین روزنامه روز 22 تیر ماه به نقل از گراهام الیسون نوشته بود: «معتقدم توافق اولیه برای شش ماه دیگر تمدید خواهد شد، چرا که هر دو طرف از رسیدن به توافق در ضرب‌الاجل تعیین شده دور هستند.» اما از سوی دیگر روزنامه «وطن امروز» در سرمقاله روز اول هفته خود با تیتر «امضای طلایی!» به قلم مجتبی اصغری خواستار ورود مجلس شورای اسلامی در مذاکرات هسته‌ای با گروه ۵+۱ شد و نوشت: مذاکرات نیازمند تفکر، خلاقیت حقوقی و استفاده از «خرد جمعی» است و اصولاً در چنین فضایی انتظار کشیدن برای شوالیه‌ای نجات‌دهنده که از راه برسد و با یک امضای طلایی مشکلات ایران و آمریکا را حل کند، عین حماقت است.
از جمله اتفاقات خبرساز دیگر که در صفحات روزنامه‌ها خودنمایی کرد، مراسم افطاری رئیس‌جمهور با اصلاح‌طلبان بود؛ میهمانی‌ای که روزنامه‌ها روز شنبه از آن خبر دادند. «شرق» در این باره با شعفی که نتوانسته بود آن را پنهان کند، نوشت: «اصلاح‌طلبان که تا چندی پیش گردهمایی‌شان در یک مراسم ختم هم هزار اما و اگر داشت، این بار کارت دعوت از پاستور برای‌شان آمده است.» اما این جلسه بی‌حاشیه برگزار نشد و اعتراضاتی را برانگیخت. از جمله روزنامه «کیهان» در اعتراض به این امر در شماره 22 تیرماه، در ستون ویژه خود نوشت: «عناصر گروهکی نظیر غلامعباس توسلی، لطف‌الله میثمی و اعظم طالقانی در کنار افرادی مانند شیرزاد، آرمین، تاجرنیا، شکوری‌راد، خانیکی، عطریانفر، حق‌شناس، جلایی‌پور، رحمانیان، فائزه هاشمی، محمد  سلامتی، حکیمی‌پور، توفیقی، مرعشی، درایتی، لیلاز، قوچانی و... که سابقه تحرکات ساختارشکنانه و آشوب‌طلبانه از جمله فتنه‌های 78 و 88 و ترویج رادیکالیسم را در کارنامه خود دارند... در افطاری رئیس‌جمهور چه می‌کنند؟»


مرورى بر يك رخداد
علي موحد

مروري بر نشست پارلمان و پيروزي‌هاي ارتش عراق بر تروريسم
عراق در مسير ثبات سياسي و امنيتي

عراق بيش از يك ماه است كه در شرايط سياسي و امنيتي خاصي به سر می‌برد. جريان‌هاي تروريستي تكفيري ـ بعثي با خيانت برخي از مقامات نظامي و سياسي كه اكنون به دامان اربابان غربي و عربي خود گريخته‌اند، در اواسط خردادماه حملات گسترده‌اي را عليه امنيت و تماميت ارضي عراق آغاز كردند كه نتيجه آن نيز كشتار انسان‌هاي بي‌گناه و بهانه‌جويي براي دشمنان يكپارچگي عراق بود چنانكه كشورهايي مانند آمريكا و انگليس و عربستان در كنار صهيونيست‌ها آهنگ تجزيه عراق را سر دادند. بررسي آخرين وضعیت عراق در حوزه‌هاي سياسي و امنيتي حاوي نكات قابل‌توجهي است.
نخست حوزه سياسي؛ هر چند كه برخي از جريان‌هاي سياسي نظير النجيفي و علاوي و بارزاني با تحريم نشست پارلمان در روند سياسي عراق كارشكني مي‌كردند، اما در نهايت اقليت بودن آنها در برابر خواست اكثريت آشكار شد و نشست پارلمان پس از چند دور تأخير سرانجام سه‌شنبه 24 تير ماه برگزار شد تا گامي مهم در ثبات سياسي عراق و آغاز به كار پارلمان جديد برداشته شود.
از سال 2003 تاکنون پست نخست‌وزیری عراق به شیعیان، ریاست پارلمان به اهل تسنن و ریاست‌جمهوری به کردها اختصاص یافته است و این یک توافق میان گروه‌های سیاسی عراق بوده و در متن قانون اساسی عراق چنین مسئله‌ای وجود ندارد.
«سلیم الجبوری» با 194 رأی رئیس پارلمان عراق شد. تعداد آرای شمارش شده 273 عدد اعلام شده است. پیش از شمارش، نمایندگان حاضر 250 عدد اعلام شده بود، اما به نظر می‌رسد در هنگام رأی‌گیری تعداد دیگری از نمایندگان وارد صحن پارلمان شدند تا در این مراسم شرکت کنند. بر اساس این گزارش از 273 رأی، 194 رأی به جبوری و 19 رأی به عبایجی اختصاص یافت و 60 رأی نیز باطل اعلام شد. رئیس جدید پارلمان عراق در جمع خبرنگاران گفت که تصویب بودجه و لایحه‌هایی که از پارلمان پیش باقی مانده، در اولویت برنامه‌های اوست. «حیدر العبادی» معاون اول جبوری نيز طی یک کنفرانس خبری گفت: نخستین وظیفه پارلمان، ایجاد تغییر ریشه‌ای در فعالیت پارلمان در مقایسه با مرحله پیش است. ضمن اینکه در این پارلمان دیگر منازعاتی میان دو قوه مجریه و مقننه نخواهد بود. «آرام محمد» معاون دوم او نیز در این کنفرانس گفت: مرحله کنونی، مرحله دشواری است و امیدوارم سایر مراحل تشکیل دولت آسان باشد. انتخاب رئيس پارلمان و معاونان آن زمينه‌ساز دو مرحله بعدي ساختار سياسي عراق يعني انتخاب رئيس‌جمهور و نخست‌وزير است. اين مسئله شكستي سنگين براي جريان‌هاي وحدت‌شكن مانند النجيفي و علاوي است که به نوعي قصد داشتند نشست مجلس را تحت‌الشعاع قرار دهند. بارزاني نیز ضمن مخالفت با فعاليت پارلمان عراق، اقدامات نظامي و سياسي براي روياهاي امپراتوري خود صورت داد كه تلاش براي سلطه بر نفت كركوك و نيز سفر وي به تركيه براي جلب رضايت آنكارا در باب تجزيه عراق، نمودي از اين رفتارها است. حضور جريان‌هاي كرد در نشست پارلمان نشان داد كه پيروان ديدگاه وي اندك بوده و بسياري از جريان‌هاي كردي بر يكپارچگي عراق تأكيد دارند.
دوم: حوزه امنيتي، در حوزه امنيتي همچنان بسيج مردمي از راهبردهاي عراق براي برقراري ثبات است. چنانكه احمد خلف، استاندار الانبار اعلام كرد: «پنج هزار نیروی مردمی برای حمایت از نیروهای امنیتی و مبارزه بر ضد تروریست‌های داعش به این استان اعزام شده‌اند.» وی افزود: «نیروهای امنيتي در الرمادی مرکز الانبار توانستند مناطق «کیلومتر پنج» و «کیلومتر هفت» در غرب الرمادی را پس از درگیری شدید با تروریست‌های داعش پاکسازی کنند.»
نیروهای مسلح عراق به پاکسازی تکریت و حملات سنگین بر ضد تروریست‌ها در منطقه الضلوعیه، الضباعی، العوینات و العوجه در تکریت ادامه می‌دهند. نیروهای عراقی توانستند پرچم عراق را بر فراز کاخ‌های ریاست‌جمهوری در مرکز تکریت به اهتزاز درآورند. همچنين نیروهای امنیتی در عملیاتی مشترک منطقه العبد و یاسین را در منطقه جرف الصخر در شمال بابل پاکسازی کردند و 10 تروریست داعش را به هلاکت رساندند. اين روند در بسياري از شهرهاي عراق ادامه دارد و وحدت مردم و نيروهاي امنيتي در حال بازگرداندن ثبات به اين كشور است.
هر چند كه گروه تروريستي داعش با اقدامات تبليغاتي نظير اعلام خلافت ابوبكر بغدادي سركرده تروريست‌ها، اعلام حمايت رسمي بعثي‌ها از داعش با پيام وحدت‌گرايي عزت الدوري، معاون صدام، انتشار اسكناس و چاپ نشريه و... به دنبال القای برتري خود در عراق بوده‌اند، اما اقدامات ارتش و بسيج مردمي، توازن قدرت را به نفع عراق تثبيت کرده و هر روز دستاوردهاي جديدي را به ثبت مي‌رساند.
برآوردها از روند سياسي و نظامي عراق نشان مي‌دهد كه وحدت و يكپارچگي ملي و به‌ويژه نقش برجسته مرجعيت ديني در حال رقم زدن روزهاي نويني براي اين كشور است كه به طور همزمان در مسير ثبات سياسي و امنيتي پيش مي‌رود هر چند كه به دليل پيچيدگي اوضاع دروني عراق و نيز دخالت‌هاي بيروني، با چالش‌هايي مواجه خواهد بود.    


ديپلماسى
فرامرز پارسا

غرب و القای اشتباه محاسباتي
غرب در کنار طراحي‌هاي گسترده عليه عرصه داخلي ايران به دنبال گرفتارسازي ايران در منطقه نيز است. غرب تأکيد دارد که حضور گسترده و موفق ايران به تهديدي براي منافع غرب و البته صهيونيست‌ها مبدل شده، به‌گونه‌اي که سران غرب ابعاد طرح‌هاي ضد ايراني خود را به مسائل منطقه‌اي اختصاص داده‌اند.
هيگ، وزير خارجه انگليس پس از امضای توافقنامه ژنو در بهمن ماه اعلام مي‌کند هر چند توافق هسته‌اي ميان ايران و گروه 1+5 امضا شده، اما اين بدان معنا نيست که رفتارهاي منطقه‌اي ايران را ناديده بگيرند. همين عبارت را نيز اوباما رئيس‌جمهور و کري وزير خارجه آمريکا تکرار کرده‌اند. در همين حال سیاست‌گذاران و رهبران آمريکايي و صهيونيستي همواره مقاومت منطقه را به اژدهايي تشبيه مي‌کنند که از ايران آغاز و پس از عبور از سوريه و لبنان به فلسطين ختم مي‌شود.
البته در سال‌هاي اخير عراق نيز به اين مسير افزوده شده است. با توجه به همين نگرش صهيونيست‌ها و حاميان غربي و عربي آن، جنگ 33 روزه لبنان را به پا کردند که با شکست همراه شد. در بعد ديگر با اين راهبرد‌، آنها دو بار غزه را هدف قرار دادند. (جنگ‌هاي 22 روزه و 8 روزه) که آنها نيز ناکام ماند.
از سه سال پيش نيز جنگي تمام‌عيار را عليه سوريه به‌پا کرده‌اند تا کمر مقاومت را بشکنند. هر چند که در اين چند حمله نامي از تهاجم به ايران برده نشد، اما جهانيان اذعان دارند که هدف از تمام اين حملات، به زانو درآوردن ايران و تهديد مقاومت بوده که با ناکامي همراه شده است. در هفته‌هاي اخير و به‌ويژه با اوج‌گيري مذاکرات هسته‌اي ميان ايران و گروه 1+5 در وين، تحولاتي مهم در منطقه شکل گرفته است که نکات قابل تأملي در آنها مشاهده مي‌شود.
در عراق و سوريه گروه‌هاي تروريستي تکفيري موسوم به داعش تحرکات گسترده‌اي داشته‌اند، در حالي که همزمان، منطقه اقليم کردستان عراق نيز در رويکردي مغاير با خواست مردمي، در مسير جدايي از وحدت عراق گام برداشته است.
در لبنان نيز در کنار بحران رياست‌جمهوري، گروه‌هاي تروريستي با محور «احمدالاسير» بحران‌سازي امنيتي را تشديد کرده‌اند. در فلسطين نيز رژيم صهيونيستي حملات گسترده‌اي را عليه ساکنان غزه و حتي کرانه باختري و قدس صورت داده که هزاران شهيد و زخمي بر جاي گذاشته است. مجموع اين تحولات در حالي صورت مي‌گيرد که يک نقطه اشتراک در آنها مشاهده مي‌شود و آن اينکه، تمام اين مناطق يا در حوزه پيراموني ايران قرار دارند که روابط گرمي با تهران دارا هستند و يا اينکه در جمع مقاومت هستند. حال اين پرسش مطرح است که چرا غرب به يکباره تمام اين مناطق را هدف قرار داده، حال آنکه تحرکات گذشته آنها به صورت پنهانی و موردی بوده است.
در پاسخ به اين مسئله دو نکته قابل توجه است، نخست آنکه غرب با تقويت تروريست‌ها در منطقه و تشديد پيوند ارتجاع عربي و صهيونيست‌ها به دنبال دگرگوني ناگهاني در منطقه است که محور آن را نابودي مقاومت تشکيل مي‌دهد.
آنها معتقدند که مقاومت تهديد منافع و حيات آنها در منطقه است و با نابودي آن، اوضاع به حالت عادي باز خواهد گشت. دوم آنکه، بررسي رفتاري غرب نشان مي‌دهد که آنها برآنند تا ايران را در اشتباهات محاسباتي گرفتار کنند تا در لواي آن امتيازات منطقه‌اي از آن به دست آورند. دو سناريو در اين عرصه مطرح است؛ اولاً؛ غرب تلاش دارد چنان القا سازد که بحران‌هاي امنيتي سراسر منطقه را فرا گرفته و احتمال ورود آن به ايران نيز وجود دارد، چنانکه از يک‌سو تروريست‌هاي داعش ادعاي مقابله با ايران را مطرح کرده و از سوي ديگر، صهيونيست‌ها حمله يک‌جانبه به ايران را بعيد ندانسته‌اند. ثانياً؛ غرب با بحران‌سازي در کل منطقه چنان ادعا مي‌کند که ايران ديگر از مولفه‌هاي منطقه‌اي برخوردار نبوده و در حاشيه قرار گرفته است. مجموع هر دو سناريو، يک هدف را دنبال مي‌کند و آن اينکه، ايران براي عدم گرفتاري در بحران امنيتي و نيز خروج از انزواي منطقه‌اي، گزينه‌اي جز رويکرد به غرب و پذيرش خواسته‌هاي آن ندارد. غرب با ايجاد فضاي بحراني در منطقه و جنگ رسانه‌اي گسترده سعي دارد مسئولان و ملت ايران را گرفتار اشتباه محاسباتي از حقايق منطقه کند و نقاط قدرت و برتري‌هاي مقاومت را کم‌رنگ و عملکردهاي دشمنان را برجسته سازد.


پرونده

کاخ سفید: احتمال تمدید مذاکرات هسته‌ای وجود دارد
«جاش ارنست» مسئول رسانه‌ای کاخ سفید اعلام کرد کاخ سفید با توجه به دورنمای مذاکرات، احتمال تمدید زمان مذاکرات هسته‌ای با ایران را رد نمی‌کند. وی با اشاره به مذاکرات جان کری، وزیر خارجه آمریکا با محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران در وین اعلام کرد: جان کری در حال آزمودن میزان جدیت ایرانی‌ها برای دستیابی به توافق هسته‌ای است. جاش ارنست در ادامه گفت: کری، گزارش خود از مذاکرات وین را به رئیس‌جمهور ارائه خواهد داد و پس از آن ما درباره اینکه آیا مذاکرات تمدید شود یا نه، اعلام نظر خواهیم کرد. وی در عین حال اذعان کرد: ایران به تعهدات خود در توافق هسته‌ای موقت به خوبی عمل کرده است.
اوباما پس از امضای توافق هسته‌ای باید به ایران برود!

«هیلاری مان لورت» استاد دانشگاه و مذاکره‌کننده سابق آمریکا با ایران گفت: مذاکرات هسته‌ای فعلی بهترین شانس آمریکا برای توافق هسته‌ای با ایران است. وی افزود: اگر توافق هسته‌ای با ایران منعقد شود، آمریکا مجبور به کنار گذاشتن و باطل اعلام کردن دکترین بوش و پذیرش حق هسته‌ای ایران از جمله غنی‌سازی می‌شود. این مقام سابق آمریکایی اضافه کرد: مسئله اصلی تعداد سانتریفیوژ یا میزان غنی‌سازی که مذاکره‌کنندگان در حال گفت‌وگو در مورد آن هستند، نیست. از نگاه من، مسئله کلیدی آن است که با کشوری که بوش از آن به‌عنوان عضو محور شرارت یاد می‌کرد، رفتاری عادی داشته باشیم و حقوق آن را به رسمیت بشناسیم. مذاکره‌کننده سابق آمریکا با ایران بیان داشت: بهترین سناریوی ممکن، آن است که توافق هسته‌ای به کاتالیزوری برای از سرگیری روابط ایران و آمریکا به مانند رفتار نیکسون در قبال چین تبدیل شود. در این سناریوی، پرزیدنت اوباما به تهران می‌رود و جایگاه آمریکا در خاورمیانه را به حالت سابق خود بازمی‌گرداند.
درخواست بازرسی‌ بیست‌ساله هسته‌ای از ایران

دو سناتور آمریکایی با ارسال نامه‌ای به رئیس‌جمهور آمریکا، خواستار بازرسی‌های بیست‌ساله از فعالیت‌‌های هسته‌ای ایران ‌شدند. شبکه خبری «پرس‌تی‌وی» نوشت: این دو، سناتور‌ها «لیندسی گراهام» جمهوریخواه و «رابرت منندز» دموکرات هستند که در تلاشند سایر قانونگذاران آمریکایی را نیز در این باره با خود همراه کنند. درخواست این سناتور‌ها این است که پیش از برداشته شدن تحریم‌های ایران از سوی کنگره،‌ ایرانی‌ها را به پذیرش بازرسی‌های سخت بین‌المللی حداقل برای مدت دو دهه وادار کنند!
مذاکره با آمریکا فقط هسته‌ای است

وزیر امور خارجه ایران در ششمین دور مذاکرات وین پس از دیدار با وزیر امور خارجه آمریکا در نشست خبری با بیان اینکه متن توافق تا چند روز آینده آماده می‌شود و راه‌حل‌ها در دسترس هستند، گفت: برنامه هسته‌ای ایران کاملاً صلح‌آمیز است. ظریف در پاسخ به پرسشی درباره میزان ۱۹۰ هزار سو که مد نظر مقام معظم رهبری است و تصمیم‌گیری در این مورد گفت: ضروری است که یک تصمیم سیاسی جدی گرفته شود. ما نیاز داریم به راه‌حل فکر کنیم. ظریف تأکید کرد: بیان ۱۹۰ هزار سو از سوی مقام معظم رهبری نشان دهنده یک تصمیم سیاسی صلح‌آمیز از ابتدای برنامه غنی‌سازی ایران است. وی در این‌باره که آیا با طرف آمریکایی درباره غزه و سایر موضوعات منطقه صحبت کرده‌اید، گفت: مذاکرات منحصر به بحث هسته‌ای است. ما یک تصمیم گرفته‌ایم که مذاکرت در موضوع هسته‌ای باشد، چراکه این موضوع آنقدر مهم است که همه وقت ما را گرفته البته قطع کشتار مردم در غزه و جنایات رژیم صهیونیستی و بحران عراق بسیار مهم است، اما سیاست ما این است که مذاکرات هسته‌ای را دنبال کنیم.


اقتصادى
سعید مهدوی

برنامه دولت برای خروج غیرتورمی اقتصاد از رکود
اقتصاد ایران همزمان به دو بیماری و عارضه به نام‌های تورم و رکود مبتلا است. در این وضعیت، تجویز نسخه برای هرکدام از مشکلات، باعث وخامت و رشد دیگری می‌شود. تلاش دولت برای پایین آوردن عدد تورم با سیاست خروج از رکود در تقابل است؛ از این رو باید در این وضعیت خاص راهکارها و برنامه‌های خاصی برای درمان اقتصاد و خروج از این وضعیت در دستور کار قرار گیرد. در همین زمینه دولت یازدهم برنامه‌های خود را برای «خروج غیرتورمی از رکود» منتشر کرده است. این برنامه‌ها در قالب یک بسته سیاستی تدوین شده و طی آن، چهار برنامه کوتاه‌مدت با احتساب و بدون احتساب تداوم تحریم‌ها به‌طور جزئی تشریح شده است.
در شماره‌های پیشین (652 تاریخ 19/03/93 ) درباره تعریف رکود اقتصادی، نرخ رشد اقتصادی ایران و برخی از راهکارهای علاج آن نکاتی چند بیان شد. در ادامه نیز به بررسی مجموعه برنامه‌های دولت برای خروج غیر‌تورمی از رکود که به‌تازگی منتشر شده، پرداخته و خلاصه‌ای از این برنامه به اختصار آورده می‌شود.
بخش عمده این بسته سیاستی مانند گزارش عملکرد 100 روزه به بررسی مسائل و مشکلات گذشته اختصاص یافته در حالی که دولت بیش از آنکه به وضعیت گذشته و عملکردهای مسئولان آن زمان بپردازد، باید بیشتر به فکر ارائه سیاست‌های اجرایی و انجام آنها باشد.
دولت به درستی در این بسته سیاستی، رکود اقتصادی را ناشی از طرف عرضه می‌داند و دلیل منقبض شدن اقتصاد و کوچک شدن آن را ناشی از مشکلات تولید و طرف عرضه می‌داند و کمبود تقاضا برای محصولات را در بازار برای وضعیت ایجاد شده دخیل نمی‌داند. به همین دلیل، راهکارها و جهت‌گیری‌هایش را برای خروجی غیرتورمی از رکود، از سمت عرضه ارائه می‌دهد.
هر چند برخی از کارشناسان خروج غیرتورمی از رکود اقتصادی را امری غیر ممکن می‌دانند و لازمه خروج از رکود اقتصادی را رها کردن چند درصدی تورم برای رونق کسب کار و ایجاد انگیزه برای تولیدکنندگان جست‌وجو می‌کنند، ولی برخی دیگر از کارشناسان مجموع راهکارهای خروج غیر تورمی از رکود را در صورت حادث شدن وضعیت‌هایی چون تزریق هدفمند به تولیدکنندگان، پایبندی دولت به انضباط مالی و ارائه برنامه جزئی و عملیاتی (نه سربسته و کلی) که پشتوانه‌های اجرایی مشخص نیز داشته باشد، برنامه‌ای شدنی می‌دانند.
* خلاصه برنامه‌های دولت برای خروج غیرتورمی از رکود
الف) این گزارش که ستاد هماهنگی امور اقتصادی دولت آن را ارائه کرده است در ابتدا وضعیت اقتصادی ایران از سال 85 تا زمان حاضر را در سه دوره بیان می‌کند و در دوره چهارم به جهت‌گیری دولت برای برون‌رفت از رکود در ماه‌های باقیمانده از سال 1393 می‌پردازد.
ب) عوامل اصلی دولت برای خروج از رکود:
1 ـ عواملی که می‌توانند تکانه اولیه را برای خروج از رکود ایجاد کنند (نیروهای پیشران)؛ ۲ ـ عواملی که سازوکار رشد ایجاد شده در یک بخش را به سایر بخش‌های اقتصاد منتقل می‌کنند(سازوکار‌های انتشار)؛۳ ـ محرک‌های جانبی و عوامل تشدیدکننده‌ای که می‌توانند به افزایش رشد اقتصادی منجر شوند (عوامل زمینه‌ای)؛ 4 ـ عواملی که رشد ایجاد شده را در طول زمان منتقل خواهند کرد.
ج) همچنین در این برنامه، دولت یک سری پیش‌فرض‌ها و محدودیت‌ها را پیش‌بینی کرده است:
اول ـ تداوم وضعیت موجود تحریم تا پایان سال 1393؛ دوم ـ عدم اتکا به منابع بانک مرکزی در خروج از رکود؛ سوم ـ دامن نزدن به بیماری هلندی(«هزینه کردن دلارهای حاصل از نفت خام با هدف ایجاد توسعه» و «استفاده از نرخ ارز به‌عنوان ابزار مهار تورم»)؛ چهارم ـ توسعه فعالیت‌های اشتغال‌زا (توجه به بنگاه‌های کوچک و متوسط)؛ پنجم ـ عدم امکان افزایش درآمد خانوار با افزایش حجم پول. 


نداى قدس

شوکه شدن صهیونیست‌ها از پرواز پهپاد حماس
به گزارش پایگاه اینترنتی میدل‌ایست مانیتور، رژیم صهیونیستی پس از اینکه گردان‌های عزالدین القسام ـ شاخه نظامی حماس ـ یک فروند پهپاد را به پرواز درآورده، به‌شدت شوکه شده است. رادیو ارتش رژیم صهیونیستی نیز درباره خطرات این اقدام حماس هشدار داد. این شبکه رادیویی اشاره داشت که این جنبش می‌تواند از این پهپادها در حملات حساس آینده استفاده کند و اهداف صهیونیستی را شناسایی کند و هدف قرار دهد که در این صورت می‌تواند به خسارات مالی و جانی فراوانی منجر شود.
شروط مقاومت برای برقراری آتش‌بس

گروه‌های مقاومت برای پذیرش آتش‌بس شروطی را تعیین و اعلام کرده‌اند تا زمان تحقق آنها آتش‌بس را نخواهند پذیرفت. رسانه‌ها به‌نقل از یک منبع آگاه در گروه‌های مقاومت فلسطینی، مهم‌ترین شرایط آنها را برای پذیرش آتش‌بس به شرح ذیل منتشر کرده‌اند: 1ـ توقف قاطع تجاوزات صهیونیستی به نوار غزه. 2ـ تضمین‌های بین‌المللی و منطقه‌ای از رژیم صهیونیستی درباره انجام ندادن هیچ نوع اقدام تجاوزکارانه‌ای از جمله عملیات ترور علیه مبارزان فلسطینی. 3ـ برچیدن کامل محاصره نوار غزه که با تضمین‌های بین‌المللی و عربی همراه باشد. 4ـ اعطای تضمین‌هایی در مورد بازسازی فرودگاه بین‌المللی غزه. 5ـ برقراری آزادی عبور و مرور از تمامی گذرگاه‌های غزه. 6ـ توقف دخالت‌های رژیم صهیونیستی در روند آشتی ملی فلسطینیان. مقاومت فلسطین اعلام کرده است تا زمانی‌که صهیونیست‌ها شروط فوق‌الذکر را نپذیرند خبری از آتش‌بس نیست و در آتش‌بس ‌باید منافع فلسطینیان در نظر گرفته شود.
ادعای صهیونیست‌ها درباره حماس دروغ محض است

به گزارش پایگاه خبری فلسطین‌الیوم «شمعون شیفر» نویسنده و تحلیلگر صهیونیستی در مقاله‌ای که در روزنامه عبری‌زبان یدیعوت آحارانوت منتشر شد، گفته است: ما باید به‌صورت واضح بگوییم که اظهارات رسمی مقامات رژیم صهیونیستی مبنی بر اینکه جنبش حماس توانایی پیروزی در این جنگ را ندارد و رژیم اشغالگر قدس توانسته است ضربه سختی به حماس وارد کند، بی‌اساس و غیر قابل باوراست. این تحلیل‌گر صهیونیست تصریح کرد: نتانیاهو باید میلیاردها دلار برای ساخت یک بندر و فرودگاه و نیروگاه برق در نوار غزه سرمایه‌گذاری کند در غیر این صورت ما باید از ترس موشک‌های مقاومت فلسطین در پناهگاه‌ها باقی بمانیم.»!
بازداشت اداری مجدد خضر عدنان

صهیونیست‌ها «خضر عدنان» رهبر برجسته جنبش جهاد اسلامی فلسطین در کرانه باختری را که همزمان با آغاز جنگ علیه غزه بازداشت کرده بودند، به مدت شش‌ماه تحت بازداشت اداری قرار دادند. خضر عدنان، رهبر برجسته جنبش جهاد اسلامی فلسطین و پرچمدار جنگ معده‌های خالی است که در اعتراض به بازداشت اداری 60 روز اعتصاب غذا کرده بود.
حماس «رژیم صهیونیستی» را به زانو درآورد!

خاخام ارشد ارتش رژیم صهیونیستی ضمن انتقاد از تصمیم کابینه امنیتی این رژیم برای توقف عملیات نظامی علیه نوار غزه تصریح کرد که جنبش مقاومت اسلامی «حماس» به خوبی توانست رژیم صهیونیستی را به زانو درآورد. «آفیخای رونتساکی» خاطرنشان کرد که راز قدرت گروه‌های مقاومت فلسطین در روحیه مبارزه‌طلبی آنهاست. آنها بدون اینکه تانک و هواپیمایی در اختیار داشته باشند، رژیم صهیونیستی را به زانو درآورده و مقامات و شهرک‌نشینان صهیونیست را وادار به فرار به سمت پناهگاه‌ها کرده‌اند.


 

صفحه 5
بین الملل

 

 

مقابله آمريکا با صندوق‌هاي رأي
قاسم غفوري

انتخابات و حق مردم براي تعيين سرنوشت از جمله واژگاني است که غرب همواره آنها را به کار برده و بسياري از دخالت‌هاي خود در امور کشورها را با اين عنوان توجيه کرده است. بسياري از کودتاهاي آمريکا در قالب قدرت نرم با محور انتخابات و حوادث پس از آن رقم خورده است که کودتاي مخملين در گرجستان و نارنجي در اوکراين، نمونه‌هايي از آن است.
آمريکايي‌ها در حوزه غرب آسيا (خاورميانه) نيز سال‌هاست که اين سناريو را پيگيري کرده و نسخه‌هاي بسياري را نيز تجويز کرده‌اند. آنها تلاش داشته‌اند تا از مقوله انتخابات براي حضور گسترده‌تر بر اساس الگوهاي غربي در منطقه بهره گيرند. اين طراحي در حالي در منطقه پيگيري شده که رفتارهاي اخير آمريکا در منطقه نشانگر دگرگوني‌هاي کلان در اين عرصه است. به‌گونه‌اي که آنها از يک‌سو ديگر بر لزوم واگذاري امور به صندوق‌هاي رأي اصرار نمي‌کنند و حتي نظام‌هاي پادشاهي را راهکار تحقق حقوق مردم مي‌دانند، چنانکه در انتخابات مصر هيچ مخالفتي با يک‌جانبه‌گرايي السيسي ‌و حذف ساير جريان‌هاي سياسي از انتخابات صورت نداده و حتي از به قدرت رسيدن کودتا و السيسي حمايت کردند.
حال اين سوال مطرح است که چرا غرب ديگر به دنبال ترويج انتخابات در منطقه نيست و به مقابله با آن مي‌پردازد؟ پاسخ به اين پرسش را در نحوه برگزاريانتخابات‌ها در افغانستان، عراق و سوريه مي‌توان مشاهده کرد. نخست آنکه؛ اين انتخابات‌ها با مشارکت و حضور گسترده مردم برگزار شد، در حالي که محور آن را نيز مخالفت با نسخه‌هاي غرب تشکيل مي‌داد. مردم اين کشورها نشان دادند که با حضور در انتخابات، به دنبال انتخاباتي بومي به دور از دخالت‌هاي خارجي هستند و خود سرنوشت‌شان را تعيين مي‌کنند. دوم آنکه؛ توانايي دولت‌ها در برگزاري انتخابات و نيز نيروهاي مسلح در تأمين امنيت به منزله عدم نياز این کشورها به طرح‌هاي سياسي و امنيتي غرب است. سوم آنکه؛ برگزاري انتخابات مردمي و موفق در اين کشورها مي‌رفت تا به الگويي براي کشورهاي عربي منطقه با نظام پادشاهي مبدل شود.
مجموع اين فرايندها يک نتيجه را به همراه داشت و آن، تضعيف موقعيت غرب در منطقه و حذف گزينه انتخابات به عنوان ابزار دخالت غرب در امور کشورها بود. در چنين وضعیتی، غرب سياست بر هم زدن موازنه انتخابات در منطقه با محوريت ناکارآمد نشان دادن دولت‌ها در برگزاري انتخابات، عدم بلوغ سياسي مردم کشورها و گرفتار شدن آنها در چالش‌هاي سياسي و امنيتي را در پيش گرفته است، در حالي که براي هر یک از کشورها، نسخه‌اي خاص را اجرا مي‌کند.
در باب افغانستان، مسئله تخلف انتخاباتي و دخالت آمريکا براي حل آن برجسته شده است. در حالي که «عبد‌الله‌عبدالله» به عنوان يکي از نامزدهاي دور دوم انتخابات، پيروزي «اشرف غني» را نادرست دانسته، جان‌کري وزير امور خارجه آمريکا راهي افغانستان مي‌شود تا به گمان آمريکايي‌ها راه‌حل پايان بحران انتخاباتي را ارائه دهد که در نهايت، بر بازشماري تمام آرا تأکيد می‌شود.
در عراق نيز آمريکايي‌ها ادعاي عدم رعايت حقوق اقليت‌ها در انتخابات را مطرح ساخته و با ناديده گرفتن رأي مردم، خواستار تشکيل دولتي بدون توجه به آرای انتخاباتي شدند. در باب عراق مسئله تخلف انتخاباتي مطرح نشد، بلکه مسائل قومي و عدم توجه به اقليت‌ها و حتي جريان‌هاي ديني در انتخابات محور تحرکات آمريکايي‌ها بوده است.
در مورد سوريه نيز بهانه غرب براي زير سوال بردن انتخابات را عدم مشارکت معارضان خارج‌نشين در انتخابات تشکيل مي‌داد. آنها مدعی هستند که انتخابات 13 خرداد سوريه فاقد اعتبار است و با روح دموکراسي غربي همخواني ندارد.
مجموع اين رفتارها در حالي صورت گرفته که آمريکايي‌ها براي بر هم زدن آرای مردمي و تحميل خواسته‌هاي خود به اين کشورها نسخه‌هاي متعدد و جداگانه‌اي را تجويز کرده‌اند. در باب افغانستان سخن از تشکيل دولت ائتلافي به ميان آمده است. آمريکا تلاش کرده تا چنان وانمود کند که حضور مردم در انتخابات و نتايج آن، زمينه‌ساز بحران سياسي و امنيتي مي‌شود، لذا بايد رأي مردم را کنار نهاده و دولتي با خواست و ديدگاه آمريکا تشکيل شود.
در باب عراق، واژه «دولت وحدت ملي» زمينه‌ساز دخالت غرب شده است. آمريکايي‌ها بر اين ادعايند که بحران کنوني عراق نه برگرفته از تحرکات تروريستي ـ بعثي، بلکه نتيجه عدم تناسب آرای مردمي با ساختار قبيله‌اي و قومي عراق است. نسخه تجويزي غرب حذف آرای مردمي و تشکيل دولت وحدت ملي است که اساس آن نيز حضور جريان‌هاي نزديک به غرب نظير جريان علاوي و النجيفي که مردم در انتخابات آنها را طرد کرده بودند به عرصه قدرت است. جالب توجه آنکه، غرب حذف مالکي که بيشترين آرا را در انتخابات کسب کرده را نيز مطرح کرده‌اند که اهانتي آشکار به آرای مردم است.
در باب سوريه نيز آمريکايي‌ها نسخه تشکيل «دولت انتقالي» را مطرح ساخته‌اند. آنها با ادعاي اينکه دولت برآمده از رأي مردم با حضور جريان‌هاي معارض (بخوانيد شاخه سياسي تروريست‌ها) نبوده خواستار تشکيل دولت انتقالي شده‌اند. البته دولتي که برآمده از جريان‌هاي معارض خارج‌نشين بدون پشتوانه مردمي است.
مجموع تحولات اين کشورها نشان مي‌دهد که غرب تلاش دارد اين تفکر را در منطقه القا سازد که ملت‌ها بدون وجود آمريکا توان تعيين سرنوشت‌خود را ندارند و حضور مردم پاي صندوق‌ها و يا توان دولت‌ها و ارتش‌ها در برگزاري انتخابات، امري کوچک بوده و اصل مرحله پس از انتخابات است که کشورهاي منطقه توان اجراي آن را ندارند. آمريکا به دنبال تحقير ملت‌ها در تعيين سرنوشت‌شان و حذف روند انتخابات مردمي در منطقه است. آنها برآنند تا خود را تنها محور برگزاري انتخابات معرفي کرده و حتي برگزاري انتخابات را مغاير با منافع ملت‌ها معرفي کنند تا ابعاد جديدي از دخالت‌ها در امور کشورها را اجرايي سازند. غرب مي‌داند که دموکراسي مردمي بدون رويکرد غربي در منطقه در حال شکل‌گيري است که برهم‌زننده معادلات غرب است. لذا با به چالش کشاندن انتخابات‌هاي منطقه و امنيت‌زدايي از رأي مردم به دنبال حذف مولفه انتخابات مردمي در منطقه و در نهايت، تحميل خواسته‌هاي خود در قالب دولت‌هاي دست‌نشانده است.


جولان پوتين در حياط خلوت آمريكا
رضا اشرفي


وقتي بيداري اسلامي به ميانه راهش در خاورميانه عربي رسيد اختلافات فدراسيون روسيه و آمريكا نيز خود را نشان داد. اين اختلافات از منطقه پرواز ممنوع ليبي آغاز شد و در بحران سوريه به شدت نمايان شد. نوع رويكردهاي روسيه و آمريكا گوياي اين مسئله بود كه روابط بين دو كشور به سمت بحراني شدن پيش خواهد رفت. بحراني كه بيش از هر چيز و هر كجا، در اوكراين عميق‌تر شد و سپس تحريم‌هاي آمريكا عليه روسيه را به همراه داشت.
اين اختلافات سبب شد تا سياست نگاه به شرق ولاديمير پوتين، رئيس‌جمهور روسيه عمق بيشتري پيدا كند كه سفر اخير وي به چين و قرارداد گازي 30 ساله به مبلغ 400 میلیارد دلار، با پكن نقطه آغاز آن بود. حال نيز رئيس‌جمهور روسيه با تمركز بر همين سياست، راهي آمريكاي مركزي و جنوبي شده است تا با متحدان خود ارتباط بيشتري بگيرد. اگر چه بهانه اوليه اين سفر، مسابقه فينال جام جهاني بين آرژانتين و آلمان و همچنين نشست سران بريكس در برزيل است.
روسيه در سال 2018 ميزبان جام جهاني فوتبال است و به همين مناسبت لازم ديده كه در فينال سال 2014 حضور داشته باشد. از سوي ديگر سران پنج كشور بريكس (برزيل، روسيه، هند، چين و آفريقاي جنوبي) در برزيل گرد هم خواهند آمد. با اين اوصاف مهم‌ترين موضوع براي ولاديمير پوتين، سفر به حياط خلوت آمريكا و تحكيم اتحاد با متحدان تاريخي روسيه است.
از سوي ديگر يكي از مهم‌ترين زمينه‌ها و دلايل شكل‌گيري گروه بريكس كه عمده تمركز خود را بر روي اقتصاد گذاشته‌اند، كاهش نيازها و وابستگي‌هاي اقتصادي به آمريكا و اروپا و افزايش همكاري‌ها در ميان كشورهاي عضو است. با توجه به كشورهاي عضو اين گروه مي‌توان گفت نيمي از جمعيت جهان در اين گروه قرار دارند، به خصوص كه چين و هند عضو آن هستند. از سوي ديگر 28 درصد رشد اقتصادي دنيا در ميان اين كشورها رخ مي‌دهد كه مسئله بسيار مهمی است.
به هر حال جداي از دو مسئله جام جهاني و نشست بريكس، پوتين در سفر خود به آمريكاي مركزي و جنوبي با مقامات كوبا به خصوص فيدل كاسترو و همچنین مقامات نيكاراگوئه، برزيل، آرژانتين و... ديدار كرد. طي سفر يك روزه پوتین به كوبا، ديدار يك ساعته‌اي با كاسترو انجام شد و دو طرف در مورد مهم‌ترين مسائل جهاني با يكديگر گفت‌و‌گو كردند.
كوبا نيز از جمله كشورهايي است كه از زمان انقلاب به شدت با تحريم‌هاي آمريكا مواجه بوده است. رئيس‌جمهور روسيه علاوه بر حمايت‌هاي سياسي و اقتصادي به‌خصوص همكاري در زمينه اکتشاف و استخراج نفت، 32 ميليارد از بدهي‌هاي كوبا به روسيه را بخشيد. بنابراين كوبا تنها طي 10 سال آينده موظف است تنها ۲/۳ میلیارد دلار از مابقی بدهی‌ها را به مسكو بپردازد. ولاديمير پوتين كه با اين تصميم 90 درصد بدهي‌هاي كوبا به مسكو را بخشيده است، در ديدار با فيدل كاسترو گفت: تحريم‌ها پاسخ عكس مي‌دهند.
اين تصميم دست كم مي‌تواند سه پيام داشته باشد. ابتدا پيامي به مخالفان هژمونيك آمريكا كه در برابر واشنگتن متحد شوند. دوم اينكه، آمريكا مطلع باشد كه در حال حاضر دشمنان و مخالفانش در سراسر دنيا در حال تحكيم اتحاد هستند و سوم اينكه، تحريم‌هاي آمريكا عليه روسيه نه تنها داراي اهميت نيست، بلكه مسكو قادر است از بدهي‌هاي خود در قبال متحدانش بگذرد، تا فشار تحريم‌های آمريكا بر روي آنها كمتر شود.
روسيه و چين مدت‌ها است كه در حوزه آمريكاي جنوبي و همچنين آفريقا فعاليت‌هاي گسترده‌اي را آغاز كرده‌اند تا از اين طريق از فشار سياسي و امنيتي آمريكا در قبال خود كه در منطقه شرق و جنوب شرق آسيا اعمال مي‌شود، بكاهند. در واقع اين دو كشور بازي اقتصادي، سياسي و امنيتي را به مرزهاي آمريكا نزديك كرده‌اند. همانگونه كه آمريكا نيز در اتحاد با برخي از كشورهاي آسيا ـ پاسيفيك همچون ژاپن، كره‌جنوبي، فيليپين و ... به مرزهاي دو كشور چين و روسيه نزديك شده است.
كرملين در نظر دارد روابط اقتصادي خود را با كشورهاي آمريكای جنوبي به شدت تقويت كند، به همين منظور مي‌توان انتظار داشت كه با اين سفر زمينه‌هاي سرمايه‌گذاري روسيه در منابع مهم نفتي و گازي منطقه «واکا موئرتا» كه در ايالت «نئوکن» در جنوب آرژانتين واقع است، آماده شود. به هر حال روسيه امپراتور انرژي و يكي از بزرگ‌ترين دارندگان نفت و گاز دنيا است و به همين مناسبت از تجربيات فوق‌العاده‌اي در اين نوع منابع و صنايع برخوردار است و از اين منظر، متحدان آن در آمريكاي جنوبي كه اعتماد كمي به آمريكا دارند، مي‌توانند از اين دست از تجربيات فدراسيون روسيه استفاده كنند.
به هر جهت، روسيه طي سال‌هاي اخير نشان داده است كه خواهان بازيابي قدرت خود در جهان، بازتعريفي و تعميق‌سازي اتحاد با متحدان پيشين، نشان دادن الگو و چهره‌اي جديد از روسيه با بينش‌هاي نرم‌افزارانه و ديپلماسي نرم، بهره‌مندي از استعداد اقتصادي و سياسي در بازي‌هاي بين‌المللي و ... است. رويكردي كه در هر نقطه از جغرافياي جهان مي‌تواند به معناي رويارويي با آمريكا به عنوان قدرت برتر رو به افول باشد.
 


از نگاه دیگران

جنگ غزه و چند نکته
با توجه به تهاجم اخیر رژیم صهیونیستی به نوار غزه می‌توان به نکات زیر دست یافت:
1ـ شواهد بسیاری وجود دارد که نشانگر متقاعد شدن سران رژیم صهیونیستی به محال بودن غلبه نظامی به مقاومت است بنابراین تشکیلات سیاسی و امنیتی این رژیم به همین دلیل اهداف ساده‌ای برای این جنگ وحشیانه برگزیده‌اند که از جمله آن می‌توان به بازگرداندن آرامش به جنوب و توقف پرتاب موشک اشاره کرد. اگر چه افرادی مانند لیبرمن خواستار حمله زمینی به نوار غزه برای غلبه بر مقاومتند، اما این افراد بازهم در حکومت این رژیم در اقلیت به سر می‌برند، زیرا اکثریت افراد حکومت، خواستار تحقق بازدارندگی‌اند، نه غلبه.
2ـ ارتش صهیونیستی طبق ارزیابی خود تصور می‌کرد که چون جنبش حماس در تنگنای اقتصادی، داخلی و سیاسی گرفتار است، به زودی به آتش‌بس جدید بدون پیش‌شرط تن خواهد داد، اما پس از مدتی مشخص شد که این جنبش از شروط خود در سال 2012 طی سند آزادی «شالیت» عقب ننشسته است و اقدامات شگفتی‌ساز دیگری نیز دارد؛ اقداماتی چون موشکی که در فاصله 120 کیلومتری در خضیره به زمین نشست و رژیم صهیونیستی از آن خبر نداشت.
3ـ در این جنگ نیز رسانه‌های گروهی رژیم صهیونیستی مانند جنگ‌های گذشته تحت‌الشعاع گفتمان طرفداران جنگ بوده است، هر چند که اشتباهات کوچک در آن دیده می‌شود.
4ـ نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی از همان ابتدا خود را از هر جرم جنگی مبرا کرد و مقاومت فلسطین را مسئول کشتار غیرنظامیان دانست و مدعی شد که مقاومت به عمد پشت سر آنها مخفی می‌شود. سخن نتانیاهو یادآور همان گفتمان نژادپرستانه صهیونیستی است. این همان چیزی است که باروخ کیمر لینگ، جامعه‌شناس اسرائیلی(صهیونیست) یک سال پیش از مرگش در تحلیل نتایج انتخابات سال 2006 صهیونیست‌ها به آن چنین اشاره کرد: بیشتر یهودیان صهیونیست چه راست‌گرا و چه چپ‌گرا ترجیح می‌دهند که یک روز از خواب بیدار شوند و اثری از فلسطینی‌ها روی زمین نباشد. به گفته وی از نظر جامعه صهیونیست‌ها دو راه حل برای رویارویی با پدیده به اصطلاح تشدید نزاع قومی، نژادی وجود دارد. اولاً؛ ترانسفر (انتقال جمعیت) ثانیاً دیوار حائل.
با مشاهده تحولات رخ داده می‌توان گفت که تحلیل و پیش‌بینی‌های کیمرلینگ تحقق یافته است. باید تکرار ایده انتقال مثلث عربی به حاکمیت تشکیلات خودگردان را در جهت ترانسفر دانست و سخنرانی نتانیاهو درباره گزینه‌های کنونی رژیم صهیونیستی را در 29 ژوئن پیرامون ایجاد امنیت و استحکامات در مرزها و دفاع از آن به عنوان اولویت رژیم صهیونیستی از طریق ساخت دیوارهای امنیتی در جهت گزینه دوم قلمداد کرد.
با توجه به مطالب گفته شده این سوال مطرح می‌شود که آیا طرح‌هایی نیز برای بخار کردن فلسطینی‌ها و حذف آنان از صفحه روزگار وجود دارد؟
منبع: عرب 48
مترجم: سحر دولتیان 


کند و کاو
رخدادها پيرامون مسائل ايران و آمريكا62
8

تصورات سناتورهای آمریکایی برای بازرسی‌های 20 ساله
خبرگزاری فارس(25/4/1393): دو سناتور آمریکایی با ارسال نامه‌ای به رئیس‌جمهور آمریکا، خواستار بازرسی‌های 20 ساله از فعالیت‌‌های هسته‌ای ایران شده‌اند. این دو سناتورها «لیندسی گراهام» جمهوریخواه و «رابرت منندز» دموکرات هستند که در تلاشند سایر قانونگذاران آمریکایی را نیز در این باره با خود همراه کنند. درخواست این سناتور‌ها این است که پیش از برداشته شدن تحریم‌های ایران از سوی کنگره،‌ ایرانی‌ها را وادار به پذیرش بازرسی‌های سخت بین‌المللی حداقل برای مدت دو دهه کنند.
سناتور آمریکایی: مذاکره با ایران باید متوقف شود
خبرگزاری تسنيم(25/4/1393): سناتور «تد کروز» که به اتخاذ مواضع ضدایرانی مشهور است، توقف مذاکرات هسته‌ای با ایران را خواستار شد و گفت به‌زودی لایحه‌ای را برای بازگشت تحریم‌ها علیه ایران، ارائه می‌کند. «تد کروز» سناتور جمهوریخواه به بهانه حمایت ایران از گروه‌های مقاومت، توقف مذاکرات هسته‌ای با تهران را خواستار شد. کروز که به اتخاذ مواضع ضدایرانی مشهور است، همچنین گفت به‌زودی لایحه‌ای را برای اعمال مجدد تحریم‌های لغو شده بر اساس توافق موقت ژنو، به سنا ارائه می‌کند.
اوباما: ایران باید گام‌های اعتمادساز هسته‌ای بردارد
خبرگزاری ايسنا(24/4/1393): رئیس‌جمهور آمریکا در تماس تلفنی با همتای چینی خود مجدداً خواهان برداشتن گام‌های اعتمادساز از سوی ایران در زمینه‌ برنامه‌های هسته‌ای شد. «باراک اوباما»، رئیس‌جمهور آمریکا با «ژی جی‌پینگ»، رئیس‌جمهور چین گفت‌وگوی تلفنی کرد. اوباما در این تماس تلفنی علاوه بر بحث در زمینه روابط دوجانبه خواهان تداوم همکاری پکن و واشنگتن در زمینه موضوع هسته‌ای ایران شد. وی در این تماس تلفنی بر «نیاز به گام برداشتن از سوی ایران برای اطمینان‌بخشی به جامعه بین‌الملل در زمینه صلح‌آمیز بودن برنامه‌های هسته‌ای‌اش» تأکید کرد.
آلن ایر: متقاعد کردن کنگره کار سختی نخواهد بود!
باشگاه خبرنگاران (22/4/1393): آلن ایر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا درباره واکنش نمایندگان مخالف کنگره آمریکا در صورت احتمال دستیابی به توافق گفت: همیشه ما گفتیم که اگر توافق خوب و معتبر باشد، متقاعد یا راضی کردن کنگره کار سختی نخواهد بود. تا حالا کنگره و کاخ سفید هم در وضع نظام تحریم‌ها همکاری کرده‌اند و همیشه با همدیگر در حال مشورت و رایزنی هستند و به طور کلی صد درصد همکاری کردند.
هارف: شکاف بزرگی بین دوطرف دیده می‌شود
خبرگزاری ايرنا(22/4/1393): «ماری هارف» سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا بار دیگر مدعی شد: جامعه بین‌المللی همچنان به توافقی نیاز دارد که در بردارنده تضمین‌هایی در خصوص صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران باشد. «هارف» در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار شبکه تلویزیونی العربیه گفت: وقتی مسئله به غنی‌سازی اورانیوم و دستگاه‌های سانتریفیوژ و شفافیت برنامه هسته‌ای ایران مربوط می‌شود، شکاف بزرگی بین دوطرف مشاهده می‌شود. همه این مسائل نیاز به توافقی دارد که صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران را تضمین کند.
۵+۱ در خصوص غنی‌سازی ایران چرخش اصولی نداشته است
خبرگزاری مهر(23/4/1393): مشاور ارشد پیشین باراک اوباما در امور کنترل تسلیحات و خلع سلاح و مدیر مرکز امور بین‌الملل «بلفر» در دانشگاه هاروارد تصریح کرد: گروه 1+5 در خصوص ظرفیت غنی‌سازی ایران در مذاکرات وین چرخش مواضع نداشته و ایران نیز تاکنون پیشنهاد کاستن از ظرفیت غنی‌سازی را رد کرده است. «گری سیمور» مشاور ارشد پیشین باراک اوباما در امور خلع سلاح هسته‌ای و استاد کنونی مدرسه جان اف. کندی دانشگاه هاروارد در خصوص این موضوع که آیا بنا به خبر پایگاه «فرانت پیج» چرخشی در مواضع گروه 1+5 در مذاکرات هسته‌ای اتفاق افتاده است به خبرنگار مهر گفت: تصور نمی‌کنم این خبر درست باشد. در واقع معتقدم که چرخشی در مواضع اصولی گروه 1+5 نسبت به موضوع هسته‌ای صورت نگرفته است.
کری: اختلافات چشمگیری وجود دارد
خبرگزاری فارس(24/4/1393): وزیر خارجه آمریکا در یک کنفرانس خبری در وین به خبرنگاران اعلام کرد که هنوز اختلافات چشمگیری در مذاکرات ایران و گروه ۵+۱ وجود دارد. وی ادامه داد: ما باید ببینیم که می‌توانیم پیشرفتی به دست آوریم. امیدواریم که یک‌سری نشست‌ها و گفت‌وگوهای مهم برگزار شود. وزیر خارجه آمریکا تأکید کرد که مهم است که اطمینان حاصل کنیم ایران قصد گسترش سلاح‌های هسته‌ای را ندارد و برنامه آنها صلح‌آمیز است.


هویت 369

انگلیس: نقض حقوق معلولان
گروهی متشکل از ۸۰ موسسه خیریه در انگلیس دولت این کشور را به نقض نظام‌مند قوانین بین‌المللی حقوق بشر در برخورد با افراد معلول متهم کردند. این اتهام در گزارشی از سوی جاست فر (Just Fair)، کنسرسیومی متشکل از موسسات خیریه ملی از جمله «عفو بین‌الملل»، «کودکان را نجات دهید» و «آکسفام»، مطرح شد. این موسسات خیریه می‌گویند سیاست‌های ریاضتی دولت انگلیس و اصلاحات رفاهی از جمله مالیات موسوم به «مالیات اتاق خواب» حقوق افراد معلول را نقض کرده و مشکلاتی جدی برای آنها به وجود آورده است. این گزارش همچنین گنجاندن حق داشتن زندگی مستقل در قوانین انگلیس را با هدف الزام‌آور کردن آن برای سیاستمداران خواستار شد. آئویف نولان (Aoife Nolan) استاد حقوق بشر بین‌الملل دانشگاه ناتینگهام و از اعضای هیئت امنای «جاست فر» می‌گوید سیاست‌های دولت انگلیس حقوق انسانی افراد معلول را نقض کرده است.
آمريكا: نرخ بیکاری سیاه‌پوستان دو برابر سفیدپوستان

تازه‌ترین آمارهای منتشرشده در آمریکا نشان می‌دهد نرخ بیکاری سیاه‌پوستان بیش از دو برابر نرخ بیکاری در بین سفیدپوستان این کشور است. دفتر آمارهای وزارت کار آمریکا اعلام کرد: نرخ بیکاری سیاه‌پوستان آمریکایی که بالاتر از 16 سال سن دارند طی ماه گذشته به بیش از 10/7 درصد رسیده است. بر اساس این گزارش نرخ بیکاری سفیدپوستان آمریکایی که در همین رده سنی هستند در این مدت به کمتر از 5/3 درصد رسیده است که این رقم کمتر از نیمی از نرخ بیکاری سیاه‌پوستان بوده است. نرخ بیکاری سیاه‌پوستان آمریکایی در شش دهه گذشته تقریباً دو برابر نرخ بیکاری سفیدپوستان بوده است. بر اساس آمارهای موجود سیاه‌پوستان 13 درصد و سفیدپوستان نیز 78 درصد جمعیت آمریکا را تشکیل می‌دهند. تحقیقات انجام شده حاکی از آن است که زمانی که یک سیاه‌پوست شغل خود را از دست می‌دهد زمان بیشتری نسبت به یک سفیدپوست باید دنبال کار بگردد.
اتحادیه اروپا: نقض حقوق مهاجران

سازمان عفو بین‌الملل اعلام کرد: اتحادیه اروپا به قلعه‌ای تبدیل شده است که جان مهاجران گریخته از مناطق درگیر را به خطر می‌اندازد. سازمان عفو بین‌الملل یک روز پس از نشست وزرای کشور در اتحادیه اروپا که بسیاری از آنان اصلاح قوانین پناهندگی را نمی‌پذیرند، این اتحادیه را به قلعه‌ای نفوذناپذیر تشبیه کرد که جان مهاجران گریخته از مناطق درگیر را به خطر می‌اندازد. این نهاد دفاع از حقوق بشر با اشاره به گزارش سازمان ملل در مورد کشته شدن 32 هزار مهاجر طی 15 سال گذشته، اعلام کرد: سیاست‌های اتحادیه اروپا در مورد مهاجران و اقدامات‌شان در مورد کنترل مرزها و ممانعت از برخورداری مهاجران از پناهندگی در اروپا زندگی همه این افراد را که سفرشان هر روز دشوارتر می‌شود را به خطر می‌اندازد.


 

صفحه 6
تیتر یک

 

 

سردار مهدوی‌نژاد در گفت‌وگوی اختصاصی با صبح‌صادق در سالروز عملیات مرصاد
تیپ قائم(عج) اولین یگانی بود که در چهارزبر جلوی منافقین ایستاد

علیرضا جلالیان

اشاره: بررسی‌ها نشان می‌دهد که با اعلام عملیات «فروغ جاویدان» از سوی سران منافقین روند پیشروی سریع آنها به داخل کشور آغاز می‌شود، اما منافقین در تنگه «چهارزبر» متوقف و از همان جا پس زده می‌شوند و سپس در محاصره قرار می‌گیرند و به یاری خداوند عده زیادی از آنها در عملیات موسوم به مرصاد به هلاکت می‌رسند. آنچه که اسناد بالادستی نشان می‌دهد، این است که تیپ حضرت قائم(عج) استان سمنان اولین یگانی بوده که کاملاً منسجم و آماده در تنگه چهارزبر (مرصاد) مقابل منافقین می‌ایستد. در ادامه در گفت‌وگویی با سردار سرتیپ پاسدار مهدی مهدوی‌نژاد که در آن دوران از فرماندهان عملیات بوده، به بررسی ابعاد این ماجرا می‌پردازیم. سردار مهدوی‌نژاد در حال حاضر فرمانده سپاه علی‌بن ابی‌طالب(ع) استان قم است.

*ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات با توجه به اینکه در آستانه سالروز پذیرش قطعنامه 598 هستیم که حضرت امام خمینی(ره) از آن به‌ جام زهر تعبیر کردند، در خصوص حمله منافقین پس از پذیرش این قطعنامه توضیح دهید.
پس از اینکه حضرت امام(ره) قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفتند، صدام که از بعد عملیات «الی‌بیت المقدس» همواره به طبل آتش‌بس می‌کوبید، به ناگاه مثل روزهای اول جنگ، فلش‌های محورهای عملیات و تجاوز به ایران را تکرار کرد، هم در جبهه جنوب و هم در جبهه غرب. البته ابتدا در جبهه‌های جنوبی و در محور شلمچه و سپس در جبهه‌های میانی که در این قسمت، با پشتیبانی ارتش عراق، نیروهای منافقین عملیاتی را با نام فروغ جاویدان شروع کردند که چرایی و علل این عملیات خود ماجرایی طولانی دارد که مجالی برای بیان آن نیست.
منافقین در یک طرح بسیار ابتدایی پس از ورود به قصر شیرین، به سمت اسلام‌آباد و سپس تنگه چهار زبر حرکت کردند. تجهیزات‌شان هم برای حرکت با سرعت تنظیم شده بود و همه چرخ‌دار بود. در مسیر هم از پیش برای هر منطقه و هر شهر نفراتی را مشخص کرده بودند که هر کدام منطقه خود را مدیریت کنند و این گونه القا کرده بودند که مردم ما از آنها استقبال می‌کنند.
از نظر من این لطف الهی بود که اینها این همه جنایت و این همه ترورهای کور انجام دهند و در یک حماقت بزرگ و با این گستردگی، وارد خاک ایران شوند و در کمینگاه ما بتوانیم تعداد زیادی از آنها را به سزای اعمال‌شان برسانیم و خوار و زبون‌شان کرده و مجبور به فرارشان کنیم. اینها بالاترین جنایات و خیانت‌ها را در حق ملت ایران کرده بودند. بزرگان نظام را ترور کرده و به مردم عادی رحم نکرده و اعمال تروریستی شدیدی انجام داده بودند که به سزای بخشی از اعمال‌شان رسیدند.

*شما در زمان این ماجرا فرمانده تیپ قائم بودید؟ بنده در مطالعاتم دیدم که تیپ قائم(عج) سمنان اولین یگانی بوده که با الطاف الهی و با آمادگی صددرصد در تنگه چهارزبر جلوی منافقین می‌ایستد و از همین جاست که پیشروی منافقین متوقف می‌شود، کمی بیشتر توضیح دهید.
بنده در آن دوران فرمانده تیپ نبودم. جانشین بودم، اما چون فرمانده تیپ بیمار شده بود و حضور نداشت در زمان عملیات مرصاد و پیش از آن مسئولیت تیپ با بنده بود. تیپ قائم در دوران دفاع مقدس مثل مابقی تیپ‌ها و یگان‌ها، هم در منطقه جنوب مقر داشت و هم در منطقه جبهه میانی. مقر تیپ در جنوب در منطقه دزفول بود و در منطقه جبهه میانی اردوگاهی به نام صادقین در نزدیکی همین منطقه تنگه چهارزبر داشتیم. ما در این اردوگاه علاوه بر این که برنامه‌های مربوط به آماده‌سازی عملیات‌های منطقه میانی جبهه‌ها را داشتیم، در ایام گرم تابستان هم که منطقه دزفول گرم بود برخی آموزش‌ها را برگزار می‌کردیم.
در روزهای آخر تیر و ابتدای مرداد ما در منطقه بودیم، از سمنان با ما تماس گرفتند که تعداد زیادی نیرو برای اعزام آماده‌اند و دارند آنها را به سمت دزفول می‌فرستند که بنده گفتم چون مردادماه گرمای هوا شدید است نیروها را به دزفول نیاورند. گفتیم نیروها بروند در اردوگاه صادقین مستقر شوند تا تصمیم قرارگاه به تیپ اعلام شود و عمل کنیم. تنها علتی که ما نیروها را در اردوگاه صادقین مستقر کردیم، آمادگی این اردوگاه بود، اردوگاه چادرهای زیادی داشت، چشمه داشت و هوای آنجا خوب بود و خیلی راحت‌تر می‌شد، نیروها را در این اردوگاه نگه داشت.
ما در منطقه والفجر 10 یک خط پدافندی را تحویل گرفته بودیم و نیروهایی از تیپ در این خط در منطقه شمالغرب مستقر بودند. یک تعداد فرماندهان تیپ در آن منطقه بودند. یک تعداد دیگر هم در منطقه جنوب حضور داشتند و تعدادی هم مرخصی بودند که داشتند باز می‌گشتند. ظهر سوم مرداد بود که رفتم کنار چشمه اردوگاه صادقین و یک دفعه دیدم که تقریباً تمام فرماندهان و کادر تیپ دور چشمه جمع شده‌اند و همه آنجا هستند. همه آمده بودند اردوگاه صادقین چون شنیده بودند که نیروهای زیادی به منطقه آمده‌اند. هنوز وضعیت مشخص نبود که ما باید چه بکنیم. برنامه‌ریزی هم نشده بود که مثلاً جلسه‌ای باشد یا چیز دیگری، همه به دل‌شان افتاده بود، بیایند در اردوگاه صادقین که همدیگر را ببینند و از مسائل مطلع شوند.

*ماجرای انتقال مهمات تیپ چه بود؟
در این زمان ما دیدیم که بهترین نیروهای استان در اردوگاه جمع شده‌اند. کادر فرماندهی تیپ هم تقریباً به طور کامل در محل اردوگاه جمع بودند. ما در اردوگاه صادقین یک‌سری سلاح آموزشی و مهمات محدود داشتیم و کل انبار و زاغه‌های مهمات ما در دزفول بود. جالب اینکه در همین زمان ما چند کامیون مهمات را از دزفول برای منطقه عملیاتی والفجر 10 که در آنجا خط پدافندی داشتیم ارسال کرده بودیم. این کامیون‌ها در مسیر دزفول تا منطقه خط پدافندی در اردوگاه صادقین که در مسیرشان است، توقف داشتند. این کامیون‌ها با تأخیر به اردوگاه رسیدند و از این رو گفتیم که راننده‌های کامیون امشب را هم در اردوگاه بمانند، مهمات هم به لطف الهی آماده شده بود.

*چطور وارد عملیات علیه منافقین شدید؟
بعد از نماز مغرب و عشا بود که از قرارگاه نجف که در منطقه مستقر بود با من تماس گرفتند. قرارگاه نجف در همان منطقه چهارزبر و حسن‌آباد مقری داشت. گفتند که عراقی‌ها به سمت اسلام‌آباد آمده‌اند و شما برای پاکسازی بروید. من که دیدم وضع این طوری است به معاون خودم برادر خانی گفتم شما بروید به قرارگاه و با ما در ارتباط باشید و سریع دستور دادیم که عزیزان مستقر در تیپ، با مهمات و سلاح موجود، آماده و تجهیز شوند. من خودم هم یک ماشین بی‌سیم‌دار (که آمبولانس بود) را برداشتم و برای بررسی منطقه به سمت اسلام‌آباد رفتم.
از تنگه چهارزبر رد شدیم، به نزدیکی تنگه حسن‌آباد که رسیدیم، دیدم که از اینجا به بعد دارد تیراندازی می‌شود. به سمت آمبولانس هم تیراندازی شد، به پای راننده تیر خورد و آمبولانس از مسیر خارج شد. دیدیم که بله دشمن به تنگه حسن‌آباد رسیده و از بالای آن در حال تیراندازی است و درگیری در این منطقه شروع شده است. با تلاش زیاد آمبولانس را به مسیر برگرداندیم و بازگشتیم.

*شما جایی گفته‌اید که تعدادی از نیروهای لشکر بدر در این منطقه با منافقین درگیر شده بودند، در این باره هم توضیح دهید.
بله، بعداً متوجه شدیم که عده‌ای از نیروهای مجاهد عراقی لشکر بدر در همین جا با منافقین درگیر شده‌اند. وقتی رسیدیم به اردوگاه، برادر خانی که از قرارگاه برگشته بود، مسائل را با جزئیات بیشتر برای‌مان گفت که منافقین حمله کرده‌اند و اسلام‌آباد را گرفته و به گردنه حسن‌آباد رسیده‌اند.
در بررسی‌های‌مان دیدیم که تنها جایی که می‌شود جلوی دشمن ایستاد، همین تنگه چهارزبر است که البته تا آن موقع هم حتی اسم تنگه چهارزبر را نمی‌دانستیم. تنگه‌ای که چهار زبر دارد. اصلاً دوره‌های عالی جنگ و دافوس را هم نگذرانده بودیم که بدانیم تنگه‌ها و کاربردهای دفاعی آنها چیست؟!
در اردوگاه صادقین دو دستگاه لودر و بولدوزر داشتیم این دو ماشین مهندسی را به سمت تنگه چهارزبر حرکت دادیم و آنها در پشت تنگه چهارزبر شروع به زدن خاکریز کردند. یکی از دستگاه‌ها در زبر جلو کار می‌کرد و دیگری در زبر عقب. زبر جلو خیلی باز بود و کار در آنجا سخت بود، اما ما در زبر عقب توانستیم یک خاکریز خوب، بزرگ و مستحکم بزنیم. البته این کارها تا نماز صبح طول کشید. اول صبح که منافقین به چهارزبر رسیدند، ما خاکریز‌های‌مان زده شده و آماده نبرد بودیم. نیروهای استخوان‌دار و با تجربه تیپ هم آمده بودند و مهمات هم داشتیم و فرماندهان هم در منطقه حاضر بودند. گردان قمربنی‌هاشم(ع) از دامغان در زبر جلو مستقر شد و گردان سیدالشهداء(ع) هم در زبر عقب جا گرفت. همزمان با زدن خاکریزها و آمده کردن نیروها برای حمله به سمت تنگه حسن‌آباد و با استقرار در چهارزبر نیروهای اطلاعات عملیات هم در منطقه نزدیک تنگه چهارزبر رفتند و در تأسیسات نفتی سمت چپ جاده مستقر شدند. نسبت به منطقه هم دید و تیر خوبی داشتیم. ما دیگر در دشت حسن‌آباد نیرویی نداشتیم، همه یا پشت چهارزبر بودند یا در همان پالایشگاه. درگیری‌ها که شروع شد ما در پشت تنگه با سلاح‌هایی مثل خمپاره و تیربار از جلو با منافقین درگیر شدیم و نیروهای اطلاعات ما هم با آرپی‌جی و تیربار از بغل آنها را می‌زدند. آتش پشتیبانی از قرارگاه هم بعد از آن افزوده شد. این اولین مقاومت و درگیری اساسی بود که در برابر منافقین صورت گرفت. البته آرام آرام نیروهای سایر یگان‌ها، تیپ‌ها و لشکر‌ها هم رسیدند و عملیات قلع و قمع و پس زدن منافقین شروع شد و سریع آنها را سرکوب کردیم.

* نیروی دیگری آن زمان برای درگیری با منافقین در منطقه نبود؟
از غروب سوم تا صبح روز چهارم مرداد تنها تیپ قائم در منطقه بود و البته ممکن بود نیروهایی هم پراکنده از سایر یگان‌ها حضور داشتند که ما را همراهی می‌کردند.
شهید شوشتری که از جنوب، راهی غرب شده بود در خاطراتش می‌گوید: «من در مسیر با تمام یگان‌ها تماس گرفتم تا از وضعیت منطقه مطلع شوم که تنها تیپ قائم پاسخگو بود.» بنده پاسخ ایشان را دادم و گفتم که ما از شب گذشته درگیر هستیم و توان نیروهای‌مان تحلیل رفته، فکری به حال ما بکنید. که این برای حدود ساعت 11 ظهر است. منافقین بر عکس عراقی‌ها که بعد از هر تک، دوـ سه ساعت تا تک بعدی‌شان طول می‌کشید، هر ده دقیقه پشت سر هم تک می‌کردند و این خیلی از ما نیرو می‌گرفت. مثلاً من و برخی از عزیزان تیپ رفتیم سمت خط جلویی تا وضعیت گردان سیدالشهداء(ع) را بررسی کنیم که دیدیم دو خودرو تویوتا، یکی وانت و دیگری استیشن، از خط عبور کردند و به سمت آمبولانسی که نزدیک ما بود «آر‌پی‌جی» شلیک کردند، البته برای ما اتفاقی رخ نداد و بچه‌های تیپ هم پس از چند لحظه، هر دوی این خودرو‌ها را با سرنشینان‌شان زدند و الآن هم این خودروها کنار جاده در نمایشگاه یادمان تنگه مرصاد هستند. اینها پشت سر هم تک می‌کردند که توانستند در اثر این تک‌ها، از خاکریز عبور کنند. این خیلی اوضاع جنگ را برای بچه‌های تیپ سخت کرده بود. چون بعضاً انتحاری جلو می‌آمدند، اما تلفات سنگینی به آنها وارد شد. دوستان ما هم عده‌ای در حدود 60 نفر در این عملیات به فیض عظیم شهادت نائل آمدند. تیپ قائم غنایم زیادی هم به دست آورد که خود نشان‌دهنده حضور پررنگ این تیپ در این عملیات است.
اما از روز چهارم، سایر تیپ‌ها و لشکر‌ها هم به کمک ما آمدند و روند قلع و قمع منافقین تا روز پنجم ادامه پیدا کرد که نقش شهید صیاد شیرازی به‌عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع و مسئول عملیات نیروهای هوانیروز و نیروی هوایی ارتش در این عملیات و بسیار مهم بود.
نیروهای جبهه جنوب هم از محور دیگر و بعد از ظهر روز چهارم به سمت اسلام‌آباد آمدند و محاصره منافقین و نابودی آنان کامل شد.

*سخن پایانی
فقط اینکه تمام ماجرایی که تعریف کردم لطف خدا بود و خدا این توفیق را نصیب رزمندگان تیپ قائم(عج) استان سمنان کرد که مقابل منافقین بایستند که خداوند را از این بابت شاکر هستیم.
 


نگاه یک40;ک
علی اسماعيلی

دست برتر جمهوری اسلامی در مذاکرات هسته‌ای
سه هفته مذاکرات هسته‌ای را در حالی پشت سر گذاشته‌ایم که هنوز از محتوای آن چیز زیادی به بیرون درز نکرده و خبرهای منتشرشده نیز ضد و نقیض است. غربی‌ها همچون همیشه با استفاده از غول رسانه‌ای خود سعی زیادی دارند تا با آلوده کردن فضا بر این مذاکرات و به‌ویژه طرف ایرانی تأثیر بگذارند و از این رو هر از گاه خبرهای جهت‌داری از این مذاکرات منتشر می‌کنند. اما آنچه که روشن است، پیچیدگی و سختی این دور مذاکرات برای دو طرف و احتمال تمدید زمان آن به همین دلیل است؛ تمدیدی که بیشتر طرف غربی خواهان آن است و به گمان خود می‌خواهد با طولانی شدن آن، طرف ایرانی را به پذیرش درخواست‌های غیرقانونی و زورگویانه خود راضی نماید. برخلاف آنچه که غرب سعی دارد نشان دهد، طرف غربی و به‌ویژه آمریکا بیش از ایران به نتیجه دادن این دور مذاکرات نیاز دارد. از طرفی، دست ایران در این مذاکرات برخلاف دست طرف غربی و آمریکایی، پرتر است. فقط کافی است به آن باور داشته باشیم. این نوشتار همین موضوع را بررسی می‌کند.
۱ـ قدرت و نفوذ روزافزون جمهوری اسلامی
واقعیت این است که طرف غربی و صهیونیستی با کمک برخی کشورهای منطقه از سه سال پیش تاکنون در سناریویی خطرناک سعی کرده تا با تضعیف و سرنگون کردن برخی دولت‌های حامی مقاومت ـ که عقبه راهبردی جمهوری اسلامی و دست برتر آن در منطقه محسوب می‌شوند ـ قدرت و نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه را به چالش کشیده تا در سایه آن بتوانند امتیازات زیادی را از طرف ایرانی در مسائل فی‌مابین، به‌ویژه در بحث هسته‌ای کسب نمایند. اما شکست این سناریو در سوریه و آشکار شدن نشانه‌های شکست آن در عراق و از طرفی، زمزمه‌های شکست صهیونیست‌ها از حمله اخیر به غزه، بار دیگر دست برتر جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی را به غرب و صهیونیست‌ها نشان داد. این، نکته مهم و قابل توجهی است که طرف ایرانی باید به خوبی به آن آگاه بوده تا از این پتانسیل در مذاکرات استفاده بهینه کند، چراکه غرب، ناچار به حل مسئله هسته‌ای با ایران است، اما چون همیشه و مکارانه، با القای نیاز بیشتر ایران به حل مسئله هسته‌ای، سعی دارد در اوج ناتوانی‌اش، طرف ایرانی را وادار به پذیرش درخواست‌های غیرقانونی خود کند! این در حالی است که این ما هستیم که دست برتر را داریم.
۲ـ تحریم‌ها به مثابه تیغ دولبه
اگرچه طرف غربی به‌ویژه آمریکا‌ همواره از حربه تحریم برای پیشبرد اهداف زورگویانه خود در بحث هسته‌ای ایران استفاده می‌کند و همیشه نیز چنین تبلیغ می‌کند که مشکل تحریم‌ها فقط با عقب‌نشینی ایران از حقوق هسته‌ای‌اش حل خواهد شد ـ که متأسفانه حتی گاه برخی جریانات خاص سیاسی و ساده‌لوحان داخلی هم آن را باور کرده و همه مشکلات اقتصادی را به آن ربط می‌دهند ـ اما افشای یک واقعیت در روزهای گذشته، به خوبی خلاف این موضوع را ثابت ‌کرد و نشان ‌داد که تحریم‌ها، تیغ دو لبه‌ای است که نه فقط برای جمهوری اسلامی که حتی، برای کشورهای تحریم‌کننده آن نیز مشکل‌آفرین است. فقط کافی است نتایج تحقیق و بررسی گروه آمریکایی «نایاک» را که مجله آمریکایی تایم به‌تازگی منتشر کرده است ملاک و موید این ادعا قرار دهیم. این گروه مطالعاتی به‌تازگی فاش کرده‌اند: «بر اساس بررسی‌های صورت گرفته (این) تحریم‌ها علاوه بر اقتصاد ایران، اقتصاد خود آمریکا را نیز با خسارات هنگفت مواجه کرده است.» در این تحقیق، رقم خسارات ناشی از تحریم‌ها برای آمریکا ۲/۱۷۵ میلیارد دلار تخمین زده شده است. بنا بر همین گزارش کشور آلمان تا ۷۳ میلیارد دلار، ایتالیا تا ۸/۴۲ میلیارد دلار و فرانسه هم تا ۲/۳۴ میلیارد دلار از این تحریم‌ها خسارت دیده‌اند. پس بحث لغو تحریم‌ها نیز بیش از آنکه برای ایران مفید ‌باشد برای طرف غربی‌ها مفید فایده است، فقط باید آن را باور داشته باشیم.


نگاه دو
علی حيدری

فجایع غزه سند رسوایی «بی‌بی‌سی»
دور جدید حملات ارتش رژیم صهیونیستی به باریکه غزه به نام عملیات «صخره سخت»، در حالی خشم و نفرت افکار عمومی جهان را برانگیخته است که رسانه‌های حامی این رژیم مانند «بی‌بی‌سی»، «صدای آمریکا»، «یورونیوز» و... نه تنها هیچ خبری از این جنایت‌ها منتشر نمی‌کنند، بلکه در مقابل، با پوشش خبری حملات خمپاره‌ای و موشکی حماس به شهرک‌های صهیونیست‌نشین ـ که برای مقابله با تجاوزات سنگین این رژیم صورت می‌گیرد ـ می‌کوشند تا با دور زدن واقعیت، نمای دیگری از صحنه را به نمایش بگذارند. در همین حال وقتی رسانه‌های مستقل بین‌المللی، تصاویر تأسف‌بار تجاوزگری‌های پی‌درپی رژیم صهیونیستی را به نمایش می‌گذارند، شبکه بی‌بی‌سی از این اخبار که با صدا و تصاویر مستند شده‌اند، روایت دیگری نقل می‌کند. «اسرائیل زیر حملات حماس»، «اسرائیل برنامه‌های خود را برای توقف حملات موشکی از سوی نوار غزه شدت می‌بخشد» نمونه‌هایی از تیترهایی است که بی‌بی‌سی فارسی در راستای این هدف خود منتشر می‌کند.
این برخورد دوگانه سبب شد تا هزاران نفر از مردم لندن با تظاهرات در مقابل دفتر شبکه «بی‌بی‌سی» نسبت به نحوه پوشش اخبار این شبکه از تجاوزات صهیونیست‌ها علیه مردم غزه‌ اعتراض کنند. آنها ضمن اعتراض به پوشش خبری نامتوازن حوادث فلسطین و جانبداری این شبکه از رژیم صهیونیستی، خواستار توقف سیاست توجیه جنایت‌های رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی‌ها شدند. حرف اصلی این جماعت که در قالب شعارشان مطرح شده بود این بود که؛ «بی‌بی‌سی پوشش خبری جنایت‌های اسرائیل علیه شهروندان فلسطین را نادیده می‌گیرد، در حالی که هرگونه اقدام ضد اسرائیلی را به صورت فوری و گسترده پوشش می‌دهد.»
جلوه گسترده‌تری از اعتراضات در واکنش به این سبک انتشار خبر که کاملاً با رعایت اصل بی‌طرفی رسانه‌ای مغایرت دارد، در سطح شبکه‌های اجتماعی روی داد. تعداد زیادی از کاربران شبکه‌های اجتماعی با قرار دادن عکس‌ها و فیلم‌های جنایات صهیونیست‌ها، خواستار تغییر رویکرد این رسانه‌ها در قبال وقایع غزه شدند. جالب اینجاست که بخشی از این کاربران که پیشتر رسانه‌هایی چون بی‌بی‌سی فارسی را منبع خود می‌دانستند، با گلایه از نقض بی‌طرفی رسانه‌ای این شبکه، رویکرد غرب در قبال پوشش اخبار تجاوزات صهیونیستی را ناشی از نوعی تعصب نژادی ارزیابی کردند.
در حقیقت بی‌بی‌سی با دست زدن به این شیوه‌های خبری تلاش می‌کند تا اینطور القا کند که دو کشور مستقل و شاید برابر از نظر نظامی روبه‌روی هم ایستاده‌اند و صحنه جنگ متوازنی رقم خورده است! در حالی که واقعیت این است که؛ رژیمی تا بن دندان مسلح در گستره سرزمین‌های اشغالی مردم بی‌دفاعی را در باریکه کوچکی به وسعت 40 کیلومتر در محاصره و تهاجم پی در پی قرار داده است.
نکته دیگری که نباید از نظر دور داشت این است که چگونه یک رسانه حاضر می‌شود برای جلب رضایت صهیونیست‌های حامی خود، اعتماد مخاطبانش را در نقاط مختلف جهان و حتی در خود انگلیس نادیده بگیرد.
شاید برخی بگویند مگر بی‌بی‌سی پیش از این، در عملکرد خود صداقت داشت و واقعیت‌ها را منتشر می‌کرد که این اولین بارش باشد؟! واقعیت همین است که این شبکه و همپالگی‌هایش در مقاطع مختلف همین شیوه‌ها را دنبال کرده‌اند، اما برخی اوقات آنچنان حرفه‌ای خبر صحیح و غیرصحیح را در هم می‌آمیزند و به خورد مخاطب می‌دهند که مخاطب عام که سواد رسانه‌ای چندانی ندارد، متوجه تحریف و دروغ‌ آن نمی‌شود. اما در چنین شرایطی که افکار عمومی از طرق گوناگون شاهد حوادث صحنه است، نه تنها این تکنیک‌های بی‌بی‌سی جواب نمی‌دهد، بلکه رسوایی و بی‌آبرویی را برای‌شان در پی دارد.


 

صفحه 7
گزارش

 

 

برای داشتن جامعه‌ای سالم و دیندار
باید قرآن را در تمام شئون زندگی جاری و ساری کنیم

سید فخرالدین موسوی

قال علی(علیه‌السلام): «و ما جالَسَ هذَاالقُرآنَ اَحَدٌ الّا قامَ عَنهُ بِزِیادَةٍ اَو نُقصانِ؛ زِیادَةٍ فی هُدًی اَو نُقصانِ مِن عَمًی»؛ هیچ کس با این قرآن همنشین نشد، مگر آنکه چون از نزد آن برخاست با فزونی و کاستی همراه بود؛ فزونی در هدایت و کاستی از کوردلی.
تصور کنید جامعه با قرآنی که امیرالمومنین علی(علیه‌السلام) درباره اثرات تلاوتش این سخنان را بر زبان آورده است، انس بگیرد، چنین جامعه‌ای از کوردلی‌ها و تاریکی‌ها دور خواهد شد و راستی‌ها و درستی‌ها میان مردمش رونق خواهد گرفت. اگر امروز جامعه ما شاهد بروز ناهنجاری‌ها و کوردلی‌هاست، مطمئناً می‌توان آن را در دوری از قرآن و رهنمود‌های آن دانست. اگر امروز جهان اسلام درگیر فتنه‌ها و اختلافات است، دلیلی جز دوری از قرآن ندارد، اگر همه ما به معارف قرآنی بازگردیم، به‌یقین جامعه از زشتی‌ها و پلشتی‌ها پاک خواهد شد و جهان اسلام ید واحدی می‌شود که هیچ کس را یارای ایستادن در برابرش نخواهد بود. ماه رمضان فرصت مناسبی است که به این موضوع مهم در جامعه نگاه دوباره بیندازیم.

سفارش‌های مقام معظم رهبری در توجه به قرآن
حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای همواره تأکید ویژه‌ای در مورد قرآن داشته‌اند، ایشان هر سال و به طور منظم با قاریان، قرآن‌پژوهان و مسئولان قرآنی دیدار می‌کنند و بر ترویج قرآن در جامعه و سود جستن از مفاهیم قرآنی برای اداره کشور و اصلاح جامعه تأکید دارند. رهبر معظم انقلاب رمضان امسال نیز در دیدار این گروه با ایشان فرمودند: «باید به نحوی برنامه‌ریزی شود که آحاد مردم با مفاهیم و معانی قرآن مأنوس شوند.» رهبر معظم انقلاب اسلامی همچنین افزودند: «جامعه اسلامی در اثر انسِ روزافزون با قرآن، «استحکام درونی» پیدا می‌کند و آن چیزی که به جوامع، قدرتِ حرکت و عبور از چالش‌ها را می‌دهد، همین استحکام درونی است.» معظم‌له که به عنوان راهنمای امت اسلامی، بر این غفلت امت اسلام به باطن قرآن خوب واقف هستند و بارها نیز به بازگشت به مفاهیم و اسلوب‌های قرآنی تأکید داشتند، در دیدار هشتم تیرماه جامعه قرآنی با ایشان در حسیینه امام خمینی (ره) فرمودند: «تدبر در قرآن، جامعه اسلامی را از ظلماتِ خرافات و گمراهی و تاریکی‌های ترس و توهمات، خارج و به سوی معرفت پروردگار هدایت می‌کند که این، امروز یک نیاز اساسی برای دنیای اسلام در مواجهه با چالش‌هاست.» و بر این موضوع تأکید کردند که: «دشمنان اسلام از همین واقعیت بیمناکند و تلاش می‌کنند به نام اسلام و در پوشش اسلام، با اسلام مقابله کنند.»

ضرورت توجه به قرآن در جامعه
هر جامعه‌ای برای رشد و تعالی، ابتدا نیازمند داشتن انسان‌های درستکار، صادق، اخلاق‌مدار است و هرگز نمی‌توان انتظار داشت جامعه‌ای که اعضای تشکیل‌دهنده آن به اصول اخلاقی پایبند نیستند، دروغ می‌گویند، کم‌فروشی می‌کنند و... در مسیر پیشرفت قرار گیرد. حذف این رذیلت‌های اخلاقی در سایه یک معیار درست امکان‌پذیر است که آن معیار بی‌تردید قرآن است. اما چگونه می‌توان جامعه‌ای با این اوصاف ساخت؟
راهکار‌های گسترش معارف قرآنی در جامعه
برای یافتن روش‌های ترویج قرآن در مرتبه نخست باید به پیش‌فرض‌های تربیتی و آموزشی توجه داشته باشیم، بر اساس این پیش‌فرض‌ها برای نهادینه کردن مفهوم و موضوع در جامعه، باید از نسل جوان و نوجوان جامعه آغاز کرد، در فصل نوجوانی است که مفاهیم مختلف در جان و دل افراد می‌نشیند و درونی می‌شود، همانطور که سعدی می‌گوید: «هر که در خردی‌اش، ادب نکنند، در بزرگی ادب(فلاح) از او برخاست/ چوب تر را چنان که خواهی پیچ، نشود خشک جز، به آتش راست» ما هم اگر می‌خواهیم فرهنگ قرآنی در جامعه فراگیر شود باید به کودکانی که نفس آنها شکل نگرفته است توجه کنیم و گرنه تغییر انسان‌هایی که سال‌ها، به اشتباه، رفتار ‌کرده‌اند، بسیار دشوار است. مولوی راجع به اینکه هرچه انسان بزرگ‌تر می‌شود، صفات او قوی‌تر و ریشه‌دارتر می‌شود، مثلی می‌آورد. آنجا که می‌گوید: «مردی خاری در معبر کاشت و مردم از این بوته خار در رنج بودند. او قول داد که سال دیگر آن را بکند و سال دیگر نیز کار را به سال بعد موکول کرد و سال‌های بعد نیز به همین ترتیب عمل کرد. ازطرفی، درخت، سال به سال ریشه‌دارتر می‌شد و خارکن ضعیف‌تر می‌گردید. یعنی میان رشد درخت و قوت او، نسبت معکوس برقرار بود.» حالات انسان نیز مانند خاربُن و خارکن است. روزبه‌روز صفات در انسان ریشه‌های عمیق‌تری پیدا می‌کند و اراده انسان را ضعیف‌تر می‌کند، بنابراین قدرت یک جوان در اصلاح نفس خود، از یک پیر بیشتر است. در همین راستا باید نگاه را اول به سوی کانون‌هایی برد که مرکز حضور جوانان و نوجوانان است، که مهمترین آنها مدارس و دانشگاه‌های کشور است. از این‌رو باید ترویج قرائت قرآن، حفظ قرآن، ارائه معارف قرآنی و تفسیر آن در اولویت برنامه‌های وزارت آموزش‌وپرورش و وزارت علوم قرار گیرد، چراکه دانش‌آموز و دانشجوی مومن زیبنده به صفات اخلاقی نیک، مطمئناً در تحصیل نیز موفق‌تر است. دانش‌آموزی که قدر فرصت‌های خود را می‌داند، نسبت به میزی که تصرف کرده است احساس مسئولیت می‌کند، دانشجویی که تقلب را مذموم می‌داند و... بی‌تردید دانشجوی بهتری است. البته در نحوه آموزش باید ویژگی‌های افراد در این سنین را نیز مد نظر قرار داد، جوانان بر اساس ذات و طبع خود، تحمیل و اجبار را نمی‌پذیرند و از پذیرش آن سر باز می‌زنند.
البته این موضوع به معنای بی‌تفاوتی به دیگر اعضای جامعه نیست. باید برای تمام افراد در هر سنی و با هر میزان از تحصیلات و در موقعیت اجتماعی برنامه داشت تا فرهنگ قرآن بر همه سطوح جامعه حاکم شود، به گمان نگارنده برای رسیدن باید به چند مسئله، توجه ویژه داشت:
۱ـ خانواده: کانون خانواده به عنوان اولی و اصلی‌ترین مرکز شخصیت‌پذیری و تصمیم‌گیری افراد بسیار مهم است، اگر بتوانیم تلاوت قرآن و تدبر در قرآن را در خانواده‌های ایرانی به یک عرف تبدیل کنیم، قطعاً در سایه آن، از یک‌سو می‌توانیم انتظار داشته باشیم آموزه‌های دینی و قرآنی به عنوان معیار و شالوده تصمیم‌گیری‌ها و رفتار اعضای خانواده ایرانی قرار گیرد و از سوی دیگر، بر اساس این روایت که رسول اكرم(صلى‌الله عليه و آله) می‌فرمایند؛ «خانه‌اى كه در آن قرآن فراوان خوانده شود، خير آن بسيار گردد و به اهل آن وسعت داده شود و براى آسمانيان بدرخشد، چنانكه ستارگان آسمان براى زمينيان مى‌درخشند.» می‌توانیم امید داشته باشیم که نورانیت در جامعه بسط پیدا کند.
۲ـ رسانه: در جهان امروز، رسانه به عنوان بزرگ‌ترین ابزار اطلاع‌رسانی و نهادینه کردن مسائل در جهان به حساب می‌آید، رسانه‌ها با داشتن قدرت نفوذ زیاد توانسته‌اند افکار عمومی را در دستان خود گرفته و به هر طرف که می‌خواهند بکشند. متأسفانه این توان امروزه در دست گروه‌ها و افرادی در غرب است که جوامع را به تباهی و سیاست‌های سلطه‌طلبانه خود می‌کشانند، اما ما هم می‌توانیم از همین ابزار، سعادت را پیش پای جامعه خود و دیگر جوامع بشری قرار دهیم. ساخت سریال‌ها با مضامین قرآنی، ساخت برنامه‌های تفسیر قرآن، آموزش صحیح تلاوت قرآن از طریق رسانه و... به خوبی می‌تواند جامعه را به سمت جامعه‌ای قرآنی سوق دهد. البته رسانه‌ای که فقط به رادیو و تلویزیون منحصر نمی‌شود، روزنامه‌ها، بیلبورد‌های شهری، پایگاه‌های مجازی و اقسام دیگری که هر کدام می‌توانند قطعه‌ای از این جورچین تأثیرگذار باشند.
۳ـ جشنواره‌ها و مسابقات: گسترش نمایشگاه‌ها و جشنواره‌ها نیز موجب می‌شود، افرادی که در حوزه‌های قرآنی فعال هستند دور هم جمع شوند و به‌تبع آن، هم‌اندیشی در این حوزه به وجود بیاید و همچنین سبب می‌شود مردم به طور عمومی، در مباحث قرآنی مشارکت کنند و بی‌واسطه با افراد مانوس با قرآن در تماس باشند. این جشنواره‌ها و نمایشگاه‌ها و مسابقاتی از این دست، شادابی هر چه بیشتری را به فعالیت‌های قرآنی در جامعه می‌بخشند که نمایشگاه بین‌المللی قرآن تهران، یکی از این نمونه‌ها است. در ادامه به نمایشگاه قرآنی امسال تهران می‌پردازیم.

نمایشگاه قرآن فرصتی برای نشر معارف
بزرگ‌ترین گردهمایی قرآنی کشور، نمایشگاه قرآن است که هرسال همزمان با ماه مبارک رمضان برگزار می‌شود، تا در سایه این گرد هم آمدن پژوهشگران قرآنی و عرضه محصولات این حوزه، برگزاری جلسات کارشناسی و... زمینه بسط و گسترش مفاهیم قرآن در جامعه بیشتر فراهم شود. اما نمایشگاه قرآن امسال گویا حال و روز متفاوتی داشت؛ تفاوتی که بار دیگر نگاه‌ها را به سوی وزارت ارشاد دولت یازدهم باز‌گرداند. وقتی که «علی جنتی» با تحصیلات حوزوی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از مجلس شورای اسلامی رأی اعتماد گرفت، گمان همه این بود که شاهد رویکردی متناسب با آرمان‌های انقلاب و توجه ویژه به ارزش‌های اسلامی باشیم، اما ظاهراً و برخلاف توقعات، سمت و سوی این وزارتخانه به گرایش‌های لیبرالی و سکولاریستی سوق پیدا کرده و فضا به‌گونه‌ای شکل گرفته که رفع فیلتر شبکه‌های اجتماعی مانند فیس‌بوک، حذف ممیزی کتاب و تکخوانی بانوان، تبدیل به دغدغه‌های آقای جنتی شده‌ است که همین موضوعات اعتراضات مردم، علما و دلسوزان انقلاب و اسلام را به‌طور وسیع در پی داشته است.
رویکردی که در خلال نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران بار دیگر خود را نشان داد، تا آنجا که رهبر معظم انقلاب که بازدید منظم سالیانه از نمایشگاه کتاب را همواره در دستور کار خود دارند، در اعتراض به آن، از بازدید نمایشگاه کتاب صرف‌نظر کردند. ولی گویا وزارت ارشاد، راه جدایی را برگزیده است و قصد ندارد به نگرانی رهبر معظم انقلاب، علما و متن متدین جامعه اعتنا کند، چراکه این بار هم در نحوه برگزاری نمایشگاه بین‌المللی قرآن تهران شاهد کم‌توجهی مسئولان وزارت ارشاد به فرهنگ اسلامی و ارزش‌های آن بودیم. نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم که هر سال در طول ماه مبارک رمضان در محل مصلای تهران برگزار می‌شد، امسال و با تصمیم مجهول و نامعلوم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به باغ موزه دفاع مقدس منتقل و حتی زمان آن نیز کوتاه‌تر شد! اگرچه مسئولان وزارت ارشاد در پس این توجیه، پنهان شدند که هدف ما از این تغییر، همراهی بازدیدکنندگان نمایشگاه قرآن با فضای معنوی حاکم بر جبهه‌های جنگ در طول هشت سال دفاع مقدس بوده است، اما نمی‌توانند آنچه در نمایشگاه امسال رخ داده است را کتمان کنند. نمایشگاه قرآن که می‌توان آن را به‌عنوان مبدأ فرهنگی کشور قرار داد، امسال به لطف سیاست‌های ناپخته و مسئله‌دار وزارت آقای جنتی شاهد بی‌نظمی بی‌سابقه‌ای بود؛ مشکلی که نارضایتی بیشتر بازدیدکنندگان را نیز به همراه داشت.
تخصیص زمین‌های خاکی با فاصله بسیار زیاد از نمایشگاه به عنوان پارکینگ، شلوغی و کمبود تاکسی میان خطوط مترو و محل پارک خودرو‌ها ـ که موجب کلافگی مردم شده بود ـ نحوه چینش غرفه‌های نمایشگاه به شکل پراکنده که موجب سرگردانی و طولانی شدن مسیر‌های بازدید از نمایشگاه شده بود ـ به‌طوری‌که بسیاری از خانواده‌ها موفق به بازدید از تمامی غرفه‌ها نمی‌شدند ـ عدم راهنمایی و پاسخگویی مناسب به بازدیدکنندگان و... تنها بخشی از نارسایی‌های نمایشگاه قرآن امسال بود. یکی از کاربران فضای مجازی در همین‌باره می‌نویسد: چند چادر وسط خيابان‌هاي حاشيه باغ موزه دفاع مقدس كه غرفه‌بندي شده‌اند و كتاب و تابلوفرش مي‌فروشند؛ اسمش شده بود، نمايشگاه قرآن رمضان 1393؛ اولين نمايشگاه قرآن دولت تدبير و اميد و چه و چه! دولت انگار كتاب‌هاي قرآن و دعا و تابلوفرش‌هاي آيات قرآن را لايق يك سالن مسقف نديده است که به چند چادر در حياط اكتفا كرده است. معلوم نیست با گرماي تيرماه، غرفه‌داران در اين چادرها چه می‌كنند؟! البته معاون وزير ارشاد در اوج تدبير فرمودند: «اینجا ساعت شش به بعد باد خاصی می‌وزد که امیدواریم در طول نمایشگاه ادامه داشته باشد!»
در کنار همه این نواقص، آنچه بیشتر از مسیر‌های دسترسی، پارکینگ‌های دور و پر گرد و خاک، چادر‌های گرم و پراکنده تأسف‌بارتر است، کاهش فضای نمایشگاه و تعداد روزهای‌ برگزاری آن است. نمايشگاه قرآن هر ساله در وسعت 45 هزار مترمربعي برگزار مي‌شد، اما امسال در 15 هزار مترمربع دایر شد! زمان برپایی نمايشگاه هم از 30 روز به 20 روز کاهش يافت که نشان از رویکرد سوال‌برانگیز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد و البته سوال‌های بی‌جواب زیادی هم مطرح است، اما گویا مسئولان وزارت ارشاد قصد پاسخگویی به آن‌ها را ندارند. در عین حالی که گفته می‌شود نامه کمیسیون فرهنگی درباره نمایشگاه امسال قرآن نیز مسکوت مانده است!

نتیجه‌گیری
قرآن، کتاب هدایت و راهنمای بشریت برترین منبعی است که می‌توان با تمسک به آن و بهره‌گیری از رهنمودهای آن جامعه را در مسیر اصلاح، سعادت قرار داد. برای رسیدن به این هدف از یک سو مسئولان باید به دنبال برنامه‌ریزی‌های مدون و بلندمدت و هدفمند باشند تا این هدف محقق شود و از سوی دیگر، در بدنه جامعه و به کمک گروه‌های مردم‌نهاد این مطالبه شکل بگیرد که قرآن در جامعه به عنوان اسلوب و معیار رفتار‌ها و سیاست‌گذاری قرار گیرد. تا بار دیگر، شاهد رویکردهایی چون رویکردهای نمایشگاه امسال نباشیم و نواقص این نمایشگاه در سال‌های بعد اصلاح شود. ان‌شاءالله


نیم نگاه
فتح الله پریشان

خطر تغییر مسیر فرهنگ!
از بین تمام بنیان‌ها و شالوده‌های اساسی و مهمی که هر اجتماعی بر آنها استوار است، بدون تردید یکی از همه مهم‌تر بوده و بیشترین اهمیت را دارد؛ به‌گونه‌ای که کلیت گرایش فکری سیاسی جامعه نیز با رنگ و صبغه آن «ستون مادر» مسما و متجلی می‌شود. از این‌رو جامعه اسلامی ما و اساساً انقلاب اسلامی امام خمینی(ره) رنگ و بوی فرهنگی و ماهیت فرهنگی داشته، ستون فرهنگ اسلامی، بنیادی‌ترین پایه تکوین و پیروزی انقلاب اسلامی و تثبیت نظام و پیشرفت کشور اسلامی ایران محسوب می‌شود. بالطبع، چنین گوهری در کانون توجه شیاطین و دشمنان صراط مستقیم انقلاب اسلامی قرار دارد و تحقیقاً به همین دلیل نیز آسیب‌پذیرترین بخش از انقلاب اسلامی فرهنگ آن است.
چه بسا با همین نگاه است که مقام معظم رهبری در اواسط هفته گذشته در دیدار رئیس‌جمهور و هیئت دولت با معظم‌له، خطاها و اشتباهات فرهنگی را به راحتی قابل جبران ندانستند و متذکر شدند: «ضروری‌ است در عرصه فرهنگی، سیاست‌های نظام به درستی درک و اعمال شود. هر گونه تغییر مسیر فرهنگ از چارچوب نظام اسلامی موجب بر هم خوردن انتظام فکری و هویت واقعی جامعه خواهد شد.»
در مجال کوتاه این یادداشت نمی‌توان با مفهوم‌شناسی و شاخص‌های فرهنگ اسلامی آشنا شد؛ اما می‌توان تأملی آسیب‌شناسانه درباره وضعیت فرهنگ در جامعه اسلامی امروز و نگاه متولیان امر به آن داشت تا از ورای این نگاه تطبیقی، به دقایقی از دغدغه‌های فرهنگی مقام معظم رهبری نائل شد.
۱ـ نگاه متولیان امر به مقوله فرهنگ چگونه باید باشد؟ آیا باید حوزه فرهنگ از هرگونه مراقبت، هدایت، آموزش و ارزش‌گذاری به دور باشد؟
۲ـ چه وضعیتی در فرهنگ عمومی جامعه حاکم است که بسیاری از نخبگان جامعه احساس می‌کنند ریل‌گذاری فرهنگی جامعه وارد مسیر دیگری شده است؟
۳ـ چه کسانی و یا چه کانون‌هایی از داخل و بیرون درصددند مسیر فرهنگ جامعه ایران را از چارچوب‌های نظام اسلامی تغییر دهند؟
۴ـ تمرکز و کانون دشمنان در این حوزه چه نگرانی‌هایی ایجاد کرده است؟
۵ـ سرمایه‌گذاری و توجه مضاعف دشمنان قسم‌خورده انقلاب به مقوله فرهنگ و هنجارهای فرهنگی و ارزشی جامعه آیا با داشتن نشانگان و قرائن فراوان باز هم «توهم توطئه» است، یا از واقعیت دردناکی خبر می‌دهد که با غفلت‌ ما ضربات دشمن در این حوزه کاری‌تر شده است؟
۶ـ خودمراقبتی‌های ما در حوزه فرهنگ، هم‌پای توسعه سریع، پیچیده و روزافزون فناوری الکترونیکی که امروز بر حامل‌های سریع و امن خوراک‌های فرهنگی از اقصا ‌نقاط دنیا به سمت جامعه مخاطبان کشورمان سرازیر شده‌اند، رشد و توسعه و عمق پیدا کرده‌اند؟ و صدها سوال دیگر که متولیان محترم و دولت اعتدال لازم است به آنها فکر کنند تا با هم‌افزایی توان، دانش و غیرت اسلامی ـ ایرانی همه دلسوزان نظام و مردم بتوانند از مغزافزار و موتور محرکه انقلاب اسلامی صیانت کنند که اگر این‌گونه نشود و شیاطین و دشمنان از غفلت یا عدم درک درست یا تفاوت برداشت مسئولان و متولیان امر از سیاست‌های فرهنگی نظام اسلامی سوءاستفاده کرده و مسیر فرهنگ عزت‌مدار نظام اسلامی را تغییر دهند، این مسئله به مثابه از دست دادن هویت جامعه اسلامی ـ ایران ما خواهد بود.


دریچه
گردآوری: اکبر کریمی

صبح صادق هولوکاست انگليس عليه ايرانيان را بررسی می کند (31)

روزانه هزاران نفر می‌میرند...!
دنسترویل در کنار انتقاد از «بی‌تفاوتی» مردم همدان، با خیالی آسوده به بحث درباره کیفیت غذای سربازان انگلیسی و ساخت نانوایی جدید به منظور تأمین نان تصفیه شده به جای نان زمخت سنگک در خاطراتش می‌پردازد. وی که کشورش عامل اصلی گرسنگی و قحطی به بار آمده برای ایرانیان می‌باشد و خود قاتل صدها و بلکه هزاران نفر از هم‌میهنان ایرانی است، با وحشی نامیدن مردم همدان آنان را به باد تمسخر می‌گیرد. او به ذکر صحنه‌ای از یک ماجرای نان سنگک می‌پردازد که تماشاگران گرسنه به سوی پسرکی هجوم می‌آورند و آنچنان ازدحام می‌کنند که پسرک زیر دست و پای گرسنگان تا پای مرگ می‌رود. سپس در خصوص این واقعه می‌نویسد: «وحشیانه! این‌گونه می‌شود گفت. اما چرا بدگویی وحشی‌ها را کنیم؟» در ۱۸ می ۱۹۱۸ ژنرال دنسترویل از قزوین به همدان سفر کرده و به توصیف زمین‌هایی می‌پردازد که با فرشی از گل‌های زیبای بهاری و لاشه‌های قربانیان قحطی پوشانده شده بودند: «زیباترین گل‌ها، آنهایی بود که بر بام گذر سلطان بلاغ بودند؛ درست در نقطه‌ای که ما لاشه هفت قربانی نگون‌بخت قحطی را یافتیم. از این دست لاشه‌ها جای‌جای طول جاده قزوین ـ همدان را پوشانده‌اند.»
در ۴ می ۱۹۱۸ (اردیبهشت‌ماه ۱۲۹۷ هجری شمسی) «جردن» رئیس کالج آمریکایی در ایران به «چالز ویکری» در نیویورک این‌گونه تلگراف می‌زند: «قحطی برخلاف انتظار رو به افزایش است و با همه‌گیری گسترده تیفوئید و تیفوس همراه شده است. همین شرایط در دیگر شهرهای ایران نیز برقرار شده است. مواد غذایی را تقریباً نمی‌توان تهیه کرد؛ قیمت‌ها هنگفت است؛ مردم علف، سگ، مردار حیوانات و حتی [گوشت] انسان را می‌خورند...»
کالدول وخامت اوضاع را در تابستان ۱۹۱۸، در تلگرافی به تاریخ ۱۳ می اینگونه توصیف می‌کند: «شرایط اقتصادی اسف‌انگیز است. قحطی همه کشور را در بر گرفته است و روزانه هزاران نفر می‌میرند. خرمن بهار خوب است و تا شش هفته دیگر جمع می‌شود و آنگاه اوضاع باید بهتر شود.»
این شرایط اسف‌انگیز را کالدول در بهار ۱۹۱۸ در گزارشی چنین توصیف می‌کند: علی‌رغم کار بزرگ کمیته‌های امداد و غذارسانی به هزاران قحطی‌زده، هزاران تن نیز که امکان کمک‌رسانی به آنها وجود نداشت در اثر قحطی و بیماری خصوصاً در تهران، مشهد و همدان مرده‌اند. این رنج و تنگدستی به شکلی گسترده، شهرهای کوچک و هزاران روستای ایران را نیز در بر گرفته است، اما تقریباً امکان دسترسی به هیچ کدام از آنها به خاطر نبودن مساعدت لازم وجود ندارد. اگرچه لازم به گفتن نیست که حمل مواد غذایی به نقاط کوهستانی و بیابانی دوردست تا چه حد دشوار است. به نظر می‌رسد ایرانی‌ها طوری بزرگ شده‌اند که گویی به دیدن مرگ به بدترین شکل یعنی قحطی عادت دارند، گویی خارجی‌هایی هم که در اینجا هستند به خاطر مصیبت گسترده‌ای که هر جا جلوی چشم‌شان است، سنگدل شده‌اند.
در آوریل ۱۹۱۸ فرانسیس وایت، دبیر هیئت نمایندگی آمریکا در جریان سفر خود از بغداد به تهران گزارشی تهیه می‌کند که دارای اطلاعات دقیقی از اوضاع قحطی در کشور است. وایت، وضعیت قحطی را این‌گونه توصیف می‌کند: «در تمام طول جاده، کودکان برهنه را که جز پوست و استخوان نیستند می‌توان دید. اندازه دور پای آنها بیش از سه اینچ نیست. صورت‌های‌شان رنگ‌پریده، پای چشمان‌شان گود افتاده و پوست‌شان چون سالخوردگان هشتادساله چروکیده است. فقر همه جا را گرفته است و مردم از ناچاری علف و یونجه می‌خورند، برخی دانه‌های گندم را از میان پشکل حیوانات بارکش در جاده‌ها در آورده و از آن تغذیه می‌کنند.»


 

صفحه 8
کارگاه سیاسی

 

 

احزاب سیاسی ایران۶۵2
تأليف :عبدالله شمسی

آشنایی با برخی از دیدگاه های حزب اعتماد ملی (9)
کروبي و مخالفت با لوایح دوگانه

 در قسمت پیشین به این موضوع اشاره شد که کروبی با وجود فشارهاي عناصر تندرو، از طرح اصلاح قانون مطبوعات در صحن مجلس جلوگيري کرد. ایستادگی وی در مقابل نمایندگان عضو حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی موجب شد موجی از تبلیغات منفی علیه او راه بیفتد، آنها تبليغ مي‌کردند که کروبي با پذيرش حکم حکومتي رهبر انقلاب، مجلس را فشل کرده است.

لوايح دوقلو و حذف نظارت استصوابي
از موضوعات جنجالي ديگري که در مجلس ششم طرح شد و به دنبال آن تحصن و استعفاي جمعي از نمايندگان تندروي مجلس و طرح خروج از حاکميت مديران و استانداران وابسته به حزب مشارکت و مجاهدين را در پي داشت، ارائه لوايح دوگانه(دوقلو) از سوي دولت سیدمحمد خاتمي به مجلس بود که شامل لايحه «اصلاح قانون انتخابات مجلس» و لايحه «افزايش اختيارات رياست‌جمهوري» مي‌شد. طراح اصلي اين لوايح عناصر مشارکتيهاي درون دولت بودند که حالا مي‌بايست توسط مجلسي که حزب مشارکت و سازمان مجاهدين اکثريت آن را تشکيل مي‌دادند، تصويب شود. محور اصلي لايحه اصلاح قانون انتخابات حذف نظارت استصوابي شوراي نگهبان بود.
آنان با علم به اين موضوع که لوايح مذکور مورد مخالفت شوراي نگهبان قرار خواهد گرفت، پیش از تصويب در صحن علني و ارسال آن به شوراى نگهبان، در مصاحبه‏هاى مطبوعاتى و بيانيه‏هاى حزبى خود، به آن مي‌پرداختند و اعلام مى‏كردند كه درصورت عدم تصويب اين لوايح، يا به رفراندوم روي خواهند آورد و يا از حاكميت نظام جمهورى اسلامى خارج خواهند شد.(۱)
در اين بين کروبي هر چند خود منتقد نظارت استصوابي شورای نگهبان بود، ولي ازسوي ديگر نگران تندروي‌هاي برخي دوم خردادي‌هاي مجلس و تبعات ناشي از آن بود، لذا وي به‌عنوان منتقد طرح اين لوايح در مجلس سعي داشت اين نوع خواسته‌ها را تعديل کند. کروبي در اين‌باره چنين توضيح مي‌دهد: «اگر لوايح دوگانه تصويب مي‌شد از بزرگ‌ترين اشتباهات اين مجلس بود و باعث مي‌شد كه با بن‌بست برخورد كنيم، بنابراين يكي از مشكلات مجلس ششم همان لوايحي بود كه آقاي خاتمي ارائه كرد. در آن گيرودار، لوايح دوقلو به مجلس رفت كه وضع را به كلي به هم زد، زيرا چيز جديدي بود و حتي خودم نگاه كردم و ديدم كه تذكراتي درباره دخالت در امور مجلس دارد. در جلسه‌اي كه من، خاتمي و موسوي خوئيني‌ها بوديم، گفتم، من مخالف اين لايحه هستم، توضيح دادم و گفتم نظارت و سوال حق مجلس است و نمي‌توانيد بگوييد كه از اين حق خود استفاده نكند. آقاي موسوي خوئيني‌ها هم حرف من را تأييد كرد.
تحرك و حركتي شد كه هر چه جلوتر رفتيم شاهد تندتر شدن فضا بوديم، بالاخره يك حركاتي در داخل و خارج مجلس شروع شد كه توپ را به زمين مجلس بيندازند. درباره لوايح دوگانه حتي من تذكراتي دادم و جلساتي با شوراي نگهبان داشتيم ولي به نتيجه نرسيد.»(۲)
با به بن‌بست رسيدن لايحه اصلاح قانون انتخابات، دوم خردادي‌هاي تندرو در مجلس و بيرون از آن درصدد بر آمدند به هر نحو ممکن روند بررسي صلاحيت‌ها را مختل کنند، لذا فشار سنگين تبليغي و رواني را عليه شوراي نگهبان و هيئت نظارت، براي جلوگيري از رد صلاحيت‌شان وارد کردند.

تحصن نمایندگان در اعتراض به رد صلاحیتها
در ۲۱ دي‌ماه سال 1382، يک روز پس از اطلاعيه هيئت مرکزي نظارت بر انتخابات راجع به پايان رسيدگي به صلاحيت كانديداها در هيئت‌هاي نظارت استان‌ها و پیش از نهايي شدن آن در شوراي مرکزي نظارت، حدود 20 نفر از نمايندگان با قرائت بيانيه‌اي در محكوميت رد صلاحيت‌ها، شروع تحصن خود را اعلام کردند که در ادامه عده‌اي ديگر نيز به آنها اضافه شدند. اين سناريويي بود که از مدت‌ها پیش توسط رسانه‌هاي داخلي و خارجي براي به زانو در آوردن نظام به آن دامن زده مي‌شد. کروبي به عنوان رئيس مجلس ششم مخالف اينگونه تحرکات بود، وي بعدها اين حرکت ساختارشکنانه جمعي از نمايندگان را چنين ارزيابي کرد: «نمايندگان متحصن در مجلس ششم فكر مي‌كردند كه در جامعه از اين كار آنها استقبال مي‌شود ولي مشت گره كرده آنها خالي باز شد! ... دسته‌اي از نمايندگان مجلس به متحصنين طعنه و كنايه مي‌زدند و مي‌گفتند از جمعيتي كه در حمايت از شما در خيابان جمع شده به سختي عبور كرديم!
... برخي از دانشجويان هم مي‌گفتند اينها براي ما كاري نكردند حالا كه خودشان رد صلاحيت شده‌اند تحصن كرده‌اند!
... در آن دوران گروهي خاص در درون مجلس با هماهنگي گروهي در خارج حركت‌ها را كنترل و هدايت مي‌كردند.
... يك جايي آقاي خاتمي گفت: كه اگر اينها تحصن را جمع مي‌كردند، اكثريت‌شان تأييد صلاحيت مي‌شدند. مشكل اول ۷ تا 10 نفر بوده بعد تشديد شده است. در يك جلسه‌اي هم مقام معظم رهبري به شدت از تحصن گلايه كرد و حتي به من گفتند كه چرا شما كاري نكرديد. من با شوخي گفتم حريف نشدم. نمايندگان حرف مرا نمي‌خوانند ديگر اوضاع از كنترل خارج شد.»(۳)
آقاي کروبي در مجموع مديريت و عملکرد خود را در مجلس ششم اين‌گونه ارزيابي مي‌کند: «من به عنوان مديريت مجلس بسيار مراقب اوضاع بودم و حتي با برخي از اعضاي کابينه جلساتي مي‌گذاشتم و با آنها صحبت مي‌کردم. دوستان آقاي خاتمي مي‌دانند که در مواردي هم خارج از حوزه کار مجلس براي کنترل اوضاع از قدرت مجلس استفاده مي‌کردم
... در آن دوران گروهي خاص در درون مجلس با هماهنگي گروهي در بيرون از مجلس حرکت‌هايي را با کنترل هدايت مي‌کردند.»(۴)
اعضاي فراکسيون اقليت مجلس ششم، با وجود قرار داشتن در جناح رقيب، از اين نوع عملکرد کروبي حمايت مي‌کردند. در عين حال مديريت کروبي بر مجلس ششم را اينگونه ارزيابي مي‌کنند: «آقاي کروبي اگر خودش بود که خوب نبود وقتي عصباني مي‌شد رگ لري‌اش بالا مي‌زد و آن وقت خوب مي‌شد! در نطق هسته‌اي که شيرزاد انجام داد رگ لري‌اش بالا زد و سرش فرياد کشيد که بسيار خوب بود. البته آقاي کروبي مدير خوبي نبود و اشرافي به آيين‌نامه نداشت. در مجلس هفتم و هشتم آقايان حداد و لاريجاني خيلي زود به آيين‌نامه مسلط شدند، در حالي که آقاي کروبي تا آخر مجلس ششم هم يک بار آيين‌نامه مجلس را نخواند. آقاي کروبي هميشه از بغل‌دستي خود آيين‌نامه را مي‌پرسيد.»(۵)
در مجموع مي‌توان گفت عملکرد کروبي در دفاع از برخي اصول و ارزش‌هاي انقلاب اسلامي در برابر اعضاي تندروی مجلس ششم، در شکستن صفوف آنها در مقابله با نظام جمهوري اسلامي موثر بود.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


آفاق

اومانیسم قلب تپنده رنسانس
در مقالات گذشته سیر تاریخی آنچه به «غرب» معروف است را با توضیح «غرب یونانی ـ رومی»، «غرب قرون وسطی» و در نهایت «غرب مدرن» بررسی کردیم. در آخرین مقاله به بررسی اجمالی چهار پایه اصلی دوران مدرن «غرب مدرن» یعنی ۱ـ رنسانس، ۲ـ رفرماسیون یا اصلاح مذهبی، ۳ـ عصر روشنگری و ۴ـ انقلاب صنعتی پرداختیم. در این مقاله و چندین مقاله آتی به بحث و کنکاش در مورد اولین پایه دوران مدرن، یعنی رنسانس به‌طور عام و قلب و محوریت رنسانس یعنی اومانیسم یا انسان‌گرایی خواهیم پرداخت و پس از شکافتن کامل مبحث اومانیسم در آخرین مقاله به نقد اومانیسم خواهیم پرداخت.

اومانیسم و انسان اومانیستی(Humanism)
اولین پایه دوران مدرن در غرب با دوره رنسانس یا نوزایی آغاز می‌شود. اومانیسم محور اصلی و به عنوان قلب رنسانس مطرح است. واژه اومانیسم مبهم و دوپهلو است. این واژه معمولاً به جنبشی فلسفی و ادبی اشاره دارد که در ایتالیا در نیمه دوم قرن چهاردهم آغاز شد و سپس به سایر کشورهای اروپا گسترش یافت و سرانجام به یک عامل مهم در زندگی جدید تبدیل شد. اما این واژه ممکن است به هر فلسفه‌ای که ارزش و منزلت انسان را تصدیق می‌کند و «انسان را معیار همه چیز» می‌سازد و همچنین به هر جنبشی که طبیعت انسان را همراه با علایق و محدودیت‌های مختلفش موضوع خویش قرار می‌دهد، اشاره داشته باشد. در واقع اومانیسم یک فضا و جو پوشش‌دهنده‌ای است که اتفاقاً سایه آن روی خیلی از مکاتب ـ حتی گاهی متضاد با هم ـ افتاده است. در چپ مارکسیست، در راست لیبرال و حتی برخی مکاتبی که رنگی از شریعت به خود زده‌اند نیز می‌توان رگه‌های قوی‌ای از اومانیسم را مشاهده کرد. مقصود اصلی اومانیسم غربی مخصوصاً از قرون چهارده و پانزده به بعد که علیه حکومت دینی کشیشان قیام کردند، اصطلاحاً دور زدن خدا و کنار گذاشتن او به عنوان خالق جهان و در عوض انسان را محور همه امور و همه‌کاره جهان کردن است. اومانیست‌ها کار را به جایی رساندند که به جای «اصالت خدامحوری»، «اصالت انسان‌محوری» با شعار «خدا انسانی» را محور تفکر و زندگی خود قرار دادند. پس نتیجه آنکه؛ واژه اومانیسم همانند نوعی روپوش عمل کرده است که می‌توان آن را بر تن کسانی کرد که اصولاً جهان‌بینی خداشناسانه ندارند.
ریشه لغوی اومانیسم
ریشه واژه اومانیسم (Humanism) از واژه لاتین Humus به معنی خاک یا زمین است. لذا به معنای هستی زمینی یا به معنای خاکی یا انسان است. این واژه از آغاز در تقابل با سایر موجودات خاکی (حیوانات و گیاهان) و مرتبه دیگری از هستی‌ها یعنی ساکنان آسمان یا خدایان (Divinus) قرار می‌گیرد. در اواخر دوران باستان و اوایل قرون وسطی، محققان و روحانیون، میان حوزه‌هایی از معرفت و فعالیت که از کتاب مقدس نشئت می‌گرفت و نیز حوزه‌هایی که به قضایای عملی زندگی دنیوی مربوط می‌شد فرق گذاشتند. از آنجا که این حوزه دوم، بخش اعظم الهام و مواد خام خود را از نوشته‌های رومی و به‌طور فزاینده یونان باستان می‌گرفت، مترجمان و آموزگاران این آثار که معمولاً ایتالیایی بودند خود را Umanisti یا اومانیست‌ها نامیدند(۱) و بدین‌گونه این کلمه زاده شد.

معنی اومانیسم
برای اومانیسم معانی و مفاهیم گوناگونی آورده‌اند. گاهی این کلمه را برای تهذیب‌کنندگان خط و زبان انگلیسی به کار برده‌اند؛(۲) در مواردی هم به محققانی که در آثار شعرا و فلاسفه روم و یونان باستان تفحص می‌کردند اطلاق می‌شده(۳) و زمانی هم معادل کلمه «آموزش» بوده است.(۴) اما کامل‌ترین معنایی که برای این کلمه می‌توان ذکر کرد که ضمناً مناسب‌ترین آنها برای این اثر باشد، «اصالت انسان یا نظام انسان‌مداری و انسان‌محوری» به جای «خدامحوری« است.(۵) اومانیسم یعنی توجه به امور بشری. در نظام انسان‌مداری، محور همه امور، «انسان» است. این فلسفه، انسان را معیار و میزان همه چیز قرار داده و سرشت انسانی و حدود و علایق طبیعت آدمی را به عنوان موضوع اساسی خود برگزیده است. اومانیسم در تکاپوی آن بود که روح آزادی، خودمختاری و خود رهبری را به انسان اعطا کند و درصدد اعاده حیثیت انسان به عنوان موجودی آزاد و مختار برآید. در نظام اومانیستی، همه چیز مال انسان و در جهت خواسته‌های او است. ارزش‌گذاری در عالم، مختص اوست و اوست که قانونگذار است و تکلیف صادر می‌کند. در این طرز تفکر که امروز در غرب حاکم است، انسان خود را موجودی مستقل و یگانه می‌پندارد و از هیچ قدرت خارجی‌ای دستور نمی‌گیرد. نقطه اتکای انسان، خود انسان است.

پیشینه اومانیسم
زمینه‌های ظهور نهضت اومانیسم ـ در معنای مصطلح آن ـ به اواخر قرون وسطی و اوایل رنسانس باز می‌گردد.(۶) در آن زمان بود که انسان گریخته از انفعال ناشی از سخت‌گیری‌های کلیسا بر جامعه، احساس استقلال می‌کرد. این استقلال به‌صورت حاد در مورد خدا هم صورت گرفت و انسانی که تا پیش از این، خدا را والاترین و برترین مقام می‌دانست، از این زمان خودش را و وجود خودش را برتر از همه چیز دانست. این انسان تام ارزش‌هایی را که تا پیش از این به خدا نسبت می‌داد از اینجا به بعد به خودش نسبت داد و خود را و اراده خود را بر تمامی عالم غالب دانست.
اما ریشه‌های تاریخی اومانیسم به چندین قرن پیش از میلاد و به فرهنگ یونانی می‌رسد. در فرهنگ یونان، خدا و انسان، رقیب یکدیگر تلقی می‌شدند. آتش آسمان یا آتش جاویدان منحصراً در اختیار زئوس (خدای خدایان) بود و او تلاش می‌کرد که این آتش به دست انسان نیفتد و انسان هم تلاش می‌کرد تا این آتش را به دست آورد و توفیق نمی‌یافت. این رابطه همیشه تیره بود تا اینکه پرومته این آتش را از خدا می‌گیرد و به زمین می‌آورد و آن را به انسان می‌دهد. در مقابل، زئوس، پرومته را به صخره سنگی در قفقاز می‌بندد، مدتی بعد یکی دیگر از خدایان به نام هرکول او را نجات می‌دهد...(۷)
به طوری که ملاحظه می‌شود این تلقی در فرهنگ یونان باستان وجود داشته است که انسان در نقطه مقابل خدا قرار دارد. آنها رقیب یکدیگر بودند و اصالت به خدایان داده می‌شد. ولی در مقابل آنها، عده‌ای هم پیدا می‌شدند که اصالت را به انسان می‌دادند. آنها اومانیست‌های قدیم بودند. اومانیسم نه به‌صورت روشن امروز، بلکه به‌صورت مبهم در همان زمان وجود داشت و با نام «اگوسانتریسم» به معنای خود مرکزی و انسان‌محوری تلقی می‌شد. اگوسانتریسم یعنی آنکه عالم خارج و بالا واقعیتش هر چه می‌خواهد باشد و به هر صورت می‌خواهد باشد، آنچه حقیقت دارد آن چیزی است که انسان آن را می‌فهمد و می‌بیند. بنابراین ملاک حقیقت، واقعیت خارج نیست، بلکه ملاک، حقیقتی است که انسان از عالم خارج احساس می‌کند.(۸) اگوسانتریسم در زمینه فلسفی به سوفیسم منتهی شد و در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی پایه‌های اصلی اومانیسم را ـ که پس از رنسانس به‌صورت روشن‌تر و مدون‌تر ظاهر شد ـ پی‌ریزی کرد.(۹) نهضتی که به اومانیسم شهرت یافته بود توجه به آثار قدیم را از آن جهت که در آن آثار از علوم و مواد مربوط به انسان و انسانیت بحث می‌کند لازم می‌شمرد. پیروان این نهضت با تتبع در آثار یونان باستان از اهمیت مقام انسان در این دنیا و لزوم علاقه به زندگی مادی و دنیوی بحث می‌کردند.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اندیشه سیاسی مسلمانان ۶۵2
فتح الله پریشان

سیاست و فلسفه سیاسی از منظر ملاصدرا
برخلاف نظر برخی چهره‌های مشهور در اندیشه سیاسی نظیر دکتر طباطبایی و فیرحی ملاصدرا به امر «سیاست» توجه جدی کرده است. دکتر رضا داوری در مقاله‌ای که به بررسی جایگاه رئیس اول در اندیشه ملاصدرا پرداخته است، به‌صراحت از توجه و حتی از نوآوری‌های صدرالدین شیرازی در عرصه اندیشه سیاسی سخن گفته است: «ملاصدرا در زمره فیلسوفانی است که در عین گوشه‌گیری و اعراض از پیوستن به ارباب قدرت، جداً به سیاست می‌اندیشیده و در آثار خود هم به سیاست مثالی و هم به رسوم و آیین کشورداری نظر داشته است. با وجودی که ملاصدرا به آرای فارابی و غزالی و بعضی دیگر از صاحب‌نظران نظر داشته و در افکار آنان تأمل می‌کرده است، اما در بسیاری از مواضع آثار خود و به‌ویژه در شرح اصول کافی، به واقعیت سیاست متداول پرداخته و شرایط پادشاهی و حدود قدرت پادشاه را مورد بحث قرار داده است.»(۱) البته در اینکه ملاصدرا توجه جدی به سیاست داشته، افراد دیگری همچون دکتر نجف لک‌زایی نیز با دکتر داوری هم‌عقیده است. پرسش دیگری که در شناخت بهتر ملاصدرا و سیر اندیشه سیاسی وی می‌تواند کمک‌کننده باشد، این است که آیا ملاصدرا ذیل فلسفه سیاسی کلاسیک قرار می‌گیرد یا آغازگر دوره جدیدی در تاریخ اندیشه سیاسی اسلامی است؟ در پاسخ به این پرسش نیز اختلاف‌نظر اساسی وجود دارد. برخی از محققان به محوریت سیدجواد طباطبایی صاحب «زوال اندیشه سیاسی» معتقدند که در سه قرن اخیر اساساً تفکر در ساحت اندیشه سیاسی در ایران و اسلام تعطیل بوده است و ملاصدرا باید واپسین نماینده دوره افول فلسفه اسلامی به حساب آید. اما داود فیرحی از منظری دیگر، مدعی است نظام فلسفی حکمت متعالیه در این مدت تأثیرات و پیامدهای قاطعی بر اندیشه سیاسی شیعه و بلکه اسلامی داشته است.(۲) به نظر وی ویژگی‌های اندیشه سیاسی ملاصدرا بدین قرار است:
اولاً در حکمت متعالیه، دیگر اثری از هم‌سنگی و موازنه عقل و شرع در زندگی سیاسی و بدان گونه که در نزد فارابی بود، به چشم نمی‌آید. ثانیاً، پیوند شریعت و تصوف در حکمت متعالیه، ابعاد فردی و غیراجتماعی شریعت را بسط داده و با طرح امکان عمل به شریعت و کسب سعادت در خارج از مدینه، بنیاد و سرشت مدنی سعادت را تباه می‌کند. ثالثاً و مهم‌تر از همه، صدرالدین شیرازی به دنبال تفسیری فلسفی از شریعت که با ابن‌سینا شروع شده بود، به تثبیت جایگاه سیاسی مجتهدان و به‌طور کلی، گفتمان اجتهاد در فلسفه اسلامی پرداخت و از این حیث، مقدمات طرح ادله‌ای عقلی در راستای ولایت مجتهدان را فراهم کرد.(۳)
اگر از نادرستی ادعای پیوند شریعت و تصوف در حکمت متعالیه در بیانات فوق بگذریم، چرا که ملاصدرا خود از کسانی بود که رویارویی‌های سختی با تصوف داشت و دو کتاب «رساله سه اصل» و «کسر اصنام الجاهلیه» را به منظور مبارزه با تصوف نگاشت، بخش اخیر جمله فیرحی اهمیت دارد و نشان می‌دهد که ملاصدرا را می‌توان آغازگر دوره جدیدی از اندیشه سیاسی و فلسفی در قالب مکتب نوینی به نام «حکمت سیاسی متعالیه» تعریف کرد. با حکمت سیاسی متعالیه دور جدیدی از اندیشه سیاسی شیعه آغاز شد که نشان‌دهنده چالش و نزاع بیش از پیش میان نظم سلطانی و سیاست دینی بود.
به نظر می‌رسد با وجود ملاصدرا تدوین مبانی فلسفی و کلامی ولایت سیاسی مجتهدان به نهایت رسید و اکنون، با توجه به روی کارآمدن حکومت شیعی صفوی در ایران و فراهم شدن فرصت ارائه دانش‌های اسلامی از منظر شیعی، نوبت فقهاست که به تکلیف خود عمل کنند و در مورد جزئیات ساختار حکومت دینی در عصر غیبت تحقیق کرده، آن را در اختیار جامعه قرار دهند.(۴)
با آغاز دور جدید سیاست‌اندیشی در حکمت متعالیه صدرایی، روزبه‌روز زمینه‌ برای ولایت سیاسی مجتهدان فراهم‌تر شد تا در دوره معاصر به دست فقیهی فیلسوف، امام خمینی(ره)، در قالب ولایت مطلقه به منصه ظهور رسید. از این پس آنچه نظام‌های سیاسی را از منظر صدرالمتألهین تبیین خواهد کرد، در جهت بسط و تبیین ادعای مذکور خواهد بود.
* پی‌نوشت‌ها در دفتر نشریه موجود است.


اصطلاحات

مفاهیم الگوی تحلیل گفتمانی
برای کاربرد الگوی تحلیل گفتمانی لاکلا و موفه در مباحث سیاسی باید بر محورهای زیر تمرکز شود: ۱ ـ شناسایی فضای تخاصم و فرایند غیریت‌سازی بین گفتمان‌ها، ۲ ـ عوامل بحرانی و بی‌قراری در گفتمان مسلط و زمینه‌یابی گفتمان جدید در فرایند روابط هژمونیک، ۳ ـ فضای مجازی و آرمان مطلوب گفتمان نوظهور، ۴ ـ زمینه‌های ظهور و تفوق گفتمان (معیارهای اعتبار و در دسترس بودن)، ۵ ـ نقش سوژگی سیاسی و رهبران در پیدایش و عینیت‌یابی گفتمان‌ها، ۶ ـ دال مرکزی، مفصل‌بندی و چگونگی همنشینی نشانه‌ها در گفتمان. این محورها را باید به صورت ترتیبی و مرحله‌ای در نظر گرفت. نخستین قدم، شناسایی فضای تخاصم و غیریت‌سازی بین نیروهای سیاسی مختلف موجود در جامعه است. در هر جامعه‌ای معمولاً تعدادی از نیروهای سیاسی وجود دارند که در وضعیت غیریت‌سازی و تخاصم قرار دارند. هر کدام از این نیروهای سیاسی با محور قرار دادن وجوه هم‌ارزی به یک گفتمان تعلق دارند. در هر جامعه‌ای معمولاً یکی از گفتمان‌ها خصلتی هژمونیک می‌یابد و گفتمان‌های دیگر را سرکوب می‌کند یا حداقل آنها را در حاشیه قرار می‌دهد. فرض گفتمان‌های مختلف، مستلزم هویت‌یابی آنها از طریق فرایند غیریت‌سازی است، اما غیریت‌سازی‌ها همواره تداوم ندارند و از طریق مداخله و غلبه هژمونیک محو می‌شوند. مداخله هژمونیک، مفصل‌بندی‌ای است که وضعیتی غیر مبهم را به کمک زور بازسازی می‌کند و بدین ترتیب، سبب تثبیت جزیی معنا می‌شود. برای نمونه در حالتی که یک کشور در جنگ با دشمن خارجی است، عموماً هویت‌های متفاوت که در شرایط عادی به دلیل روابط غیریت‌سازانه با هم در حال نزاع بودند، به نفع هویت ملی سرکوب می‌شدند. در این صورت مداخله هژمونیک صورت گرفته است. این امر، سبب امحای گفتمان‌های متخاصم و تشکیل یک گفتمان جدید و عینیت‌یابی گفتمان می‌شود. بحران و بی‌قراری وضعیت حاصل از رشد خصومت و ظهور غیریت و تکثر در هنگام افول یک گفتمان عینیت‌یافته است. بی‌قراری، تمایل به فروپاشی نظم و به هم ریختن گفتمان موجود دارد و جامعه را به بحران هدایت می‌کند. عوامل مختلفی موجب پیدایش بحران و بی‌قراری در یک گفتمان و زمینه‌یابی ظهور و غلبه گفتمان‌های رقیب می‌شوند. از این رو در قدم دوم باید به این عوامل پرداخت. در مرحله سوم و پیش از پرداختن به تسلط بعدی یک گفتمان و غلبه آن بر دیگر گفتمان‌ها باید به بررسی وضعیت آرمانی یک گفتمان و اسطوره‌سازی آن برای طرح وضع مطلوب پرداخت. اسطوره‌ نوعی بازنمایی و تبیین شرایط بی‌قرار اجتماعی است تا به بحران موجود پاسخ دهد، اما برای اینکه یک اسطوره‌ یا گفتمان به افق تصوری جامعه و یا گفتمان مسلط تبدیل شود باید شرایطی نظیر قابلیت دسترسی به آن و قابلیت اعتبار داشته باشد. « لاکلا» مفهوم سوژگی سیاسی را برای تبیین شیوه‌هایی که افراد به‌عنوان عاملان اجتماعی عمل می‌کنند به کار می‌گیرد. دال‌ها و نشانه‌های جذب شده در یک گفتمان، یک مفصل‌بندی را تشکیل می‌دهند که در یک نقطه مرکزی به‌عنوان دال مرکزی تثبیت می‌شوند و نظم می‌یابند.


 

صفحه 9 تاريخ  


 

مروری بر توطئه‌ها، فتنه‌ها و جنایت‌های پنجاه سال اخیر-8
هویدا، روی خط توطئه و جنایت علیه جریان انقلاب اسلامی در سال ۱۳۴۴
تهیه و تنظیم: سید مهدی حسینی

پس از ترور حسنعلی منصور بلافاصله امیرعباس هویدا، از طرف شاه به پست نخست‌وزیری منصوب می‌شود و همان کابینه حسنعلی منصور را بدون تغییر به مجلس وقت معرفی می‌کند و فوراً رأی اعتماد به کابینه او داده می‌شود. هویدا در هنگام معرفی وزیران طی سخنان کوتاهی گفت: «ما خدمتگزاران مملکت یا همان همکاران منصور و همان برنامه و همان استظهار به همکاری‌های قوه مقننه ایران در راه به ثمر رساندن انقلاب شاه و ملت آماده خدمتگزاری گردیده و به مجلس شورای ملی آمده‌ایم.» و در ادامه رئیس مجلس وقت گفت: «نه برنامه تغییر کرده و نه اعضای دولت تغییر کرده‌اند، اگر همکاران محترم مصلحت بدانند برنامه دولت همین امروز مورد مذاکره قرار بگیرد.» سرانجام مجلس درباره طرح و برنامه دولت در همین جلسه رأی موافق داد و برای اولین بار در تاریخ مشروطیت ایران، برنامه دولت در همان جلسه‌ای که مطرح شد به تصویب رسید و کابینه هویدا به عنوان نخستین کابینه پس از ترور حسنعلی منصور در ششم بهمن سال ۱۳۴۳ تشکیل شد. او اولین نخست‌وزیری بود که چاپلوسی و مداهنه را به اوج رساند و گفت: «اعضای دولت جدید در حقیقت همان اعضای دولت منصور است که مجری هدف‌های انقلاب ششم بهمن می‌باشند.» در آن سال اصلاً کسی باور نمی‌کرد که این عنصر بیگانه با فرهنگ ایران سیزده سال بر مسند نخست‌وزیری ایران بماند.

مبارزان در کمین سرنگونی رژیم شاه
شاه و رژیم او هیچ‌گاه از پایگاه اجتماعی قوی برخوردار نبودند. به‌خصوص پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ انقلابیون و مبارزان همواره در کمین کشتن عوامل استعمار خارجی و استبداد داخلی بودند. در روز بیست‌ویکم فروردین سال ۱۳۴۴ رضا شمس‌آبادی از سربازان وظیفه مسلح گارد شاهنشاهی که در کاخ مرمر نگهبانی می‌داد، محمدرضا پهلوی را در کاخ مرمر مورد حمله مسلحانه قرار داد. شاه با شنیدن رگبار مسلسل در آبریزگاه کاخش پنهان شد و در آن را از داخل قفل کرد. شمس‌آبادی وارد کاخ شد و در و دیوار آنجا را به گلوله بست و در هنگام جاگذاری خشاب دوم توسط محافظان شاه کشته شد. عوامل امنیتی رژیم شاه کوشیدند تا اقدام شمس‌آبادی را به گروه‌های مارکسیستی نسبت دهند. به این منظور دولت هویدا چهارده نفر را به اتهام شرکت در سوءقصد به شاه بازداشت و محاکمه کرد. این افراد گروهی از فارغ‌التحصیلان انگلستان بودند که همگی اعتقادات مارکسیستی داشتند و از هواداران چین کمونیست به حساب می‌آمدند. در بین این افراد «فیروز شیروانلو» کارمند رسمی ساواک بود که مدارک استخدام او از سوی مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات در کتاب «ترور شاه» منتشر شده است، این ماجرا نشان می‌دهد که رژیم نزد ملت مشروعیت نداشت.

هویدای بیگانه با فرهنگ ایرانی بر مسند قدرت
با نگاهی به پیشینه خاندان هویدا، هویت بیگانه بودن او از ایران و اسلام و دین آشکار می‌شود. در منابع کتب تاریخی نسب او را به امرای قره‌باغ در روسیه تزاری نسبت داده‌اند و طبق اسناد ارائه شده پدر هویدا از پیروان فرقه ضاله بهائیت و از دست‌پرورده‌های عباس افندی بوده است. پدر هویدا که حبیب‌الله عین‌الملک، میرزامحمد قناد نام داشته از بهائیان متعصب بوده و زندگی در میان مسلمانان ایران را تحمل نکرده و سرانجام نیز به «عکا» محل اقامت میرزا حسینقلی نور کجوری «بهاء» و عباس افندی «عبدالبها» رفته و به عنوان مستخدم و نوکر در تشکیلات آنان به کار پرداخته است.
در کتاب «ظهورالحق» که از کتب معروف بهائیان است، اشاراتی به نام میرزامحمدرضا قناد ـ پدربزرگ امیر عباس هویدا ـ و میرزا حبیب‌الله عین‌الملک ـ پدر هویدا ـ شده است و آمده: «آقا محمدرضا قناد سابق‌الوصف از مخلصین متقمین اصحاب آن حضرت شد تا وفات نمود و مدفنش در قبرستان عکاست. از پسرانش میرزا حبیب‌الله عین‌الملک که به پرتو تأیید و تربیت آن حضرت صاحب حسن خط و کمال شد... بعداً مشاغل دولتی و مأموریت در وزارت خارجه ایران یافت...»
عین‌الملک از سال ۱۳۰۷ تا ۱۳۱۲ شمسی عنوان سرکنسولی ایران در حجاز را داشت و از سال ۱۳۱۲ ترفیع مقام پیدا کرد و به عنوان وزیرمختار ایران در آن کشور منصوب شد و در سال ۱۳۱۴ از این مقام برکنار شد و علت برکناری او را روابط نزدیک او با بهائیت و تبلیغ و رفت‌وآمدهای مکررش به عکا ـ مرکز و محل استقرار کانون‌های رهبری بهائیت ـ می‌دانند. عین‌الملک در سال ۱۳۱۴ فوت می‌کند. خلاصه اینکه خاندان هویدا از کودکی و نوجوانی با فرهنگ اسلامی و ایرانی مرتبط نبوده است.

هویدا مورد حمایت کانون‌های قدرت بیگانه
هویدا تحصیلات ابتدایی‌اش را در دمشق در مدرسه فرانسوی‌ها گذراند که آن مدرسه توسط یک میسیون مذهبی به نام «لازاریست‌ها» اداره می‌شد. این مدرسه در اختیار فرزندان مقامات کشورهای استعماری بود و تنها به فرزندان دیپلمات‌های ساکن دمشق وابسته به ایادی و اذناب استعمار اختصاص داده شده بود. تحصیل در مدرسه فرانسوی‌ها و معاشرت با کودکان فرانسوی از هویدا یک موجود علاقه‌مند به فرانسه ساخته بود. هویدا از آنجا برای ادامه تحصیلات عالیه و دانشگاهی به انگلستان رفت و در مدت اقامت خود زبان انگلیسی یاد گرفت. در این دوران در انگلستان چه درسی را می‌خوانده معلوم نیست و از آنجا به فرانسه می‌رود تا تحصیلات خود را در فرانسه دنبال کند و پس از مدتی از پاریس به بروکسل پایتخت بلژیک رفت و سرانجام در رشته علوم سیاسی با دریافت دانشنامه لیسانس از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و بعد به ایران آمد و داوطلب استخدام در وزارت خارجه ایران شد و از همان هنگام مورد حمایت کانون‌های قدرت‌های بیگانه بود و به همین سبب خیلی زودتر از همکاران خود مراحل ترقی و ترفیعات اداری را پشت سر گذاشت. نخستین مأموریت خارج از کشور وی با حمایت همین کانون‌های قدرت انجام گرفت، در حالی که تمام دوران اشتغال او در وزارت خارجه به یک سال نمی‌رسید و یکی از وظایف هویدا در این ایام ایجاد رابطه دوستانه با جامعه روشنفکری فرانسه بود. به همین دلیل با برگزاری میهمانی‌های مجلل در سفارت ایران، آنجا را به پاتوق و محل رفت‌وآمد روشنفکران و نویسندگان و روزنامه‌نگاران فرانسوی مبدل کرده بود.

هویدا روی خط توطئه علیه انقلاب
هویدا سال‌ها در وزارت امور خارجه ایران در کشورهای متعدد مرتبط بود. عبدالله انتظام که در کابینه حسین علاء وزیر امور خارجه شده بود، هویدا را به تهران آورد و وی به عنوان منشی مخصوص وزیر مشغول به کار شد و پس از چندی عبدالله انتظام مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره شرکت نفت شد و در سال ۱۳۳۶ هویدا را با عنوان مشاور مخصوص به شرکت نفت برد. ارتباط حسنعلی منصور با هویدا با ازدواج فریدون هویدا و خواهر حسنعلی منصور در سال ۱۳۲۸ مستحکم‌تر ‌شد و شکل فامیلی به خود ‌گرفت و از طرفی در اوایل دهه ۴۰ آمریکا تصمیم گرفت برای بسیج نخبگان نوخاسته تکنوکرات نهادهایی را تدارک کند، منصور و هویدا را برای این منظور مستعد یافت و اینان نیز آمریکا را متقاعد کردند که برای این هدف بهترین انتخاب هستند. نخستین جلسات تشکیلاتی این دو که کانون مترقی را بر آن نهاده بودند، زمانی تشکیل شد که گراتیان یاتسویچ، اجاره‌نشین منصور بود و یکی از نزدیک‌ترین دوستان او محسوب می‌شد. یاتسویچ در باب دوستی خود با منصور و هویدا می‌گوید: «هویدا را زیاد می‌دیدم، جلسات‌شان در منزلی که در همسایگی خانه من بود تشکیل می‌شد که گاه من وقت ناهار را در این جلسات شرکت می‌کردم. گرچه منصور به ظاهر ریاست گروه را به عهده داشت، اما مغز متفکر جریان هویدا بود، رابط کانون با ساواک منصور بود.»
هویدا در اوایل سال ۱۳۴۰ به عنوان یکی از موسسان کانون مترقی، زیر درخواست تأسیس آن را امضا کرده بود. بخش اعظم اوقات خود را صرف سازماندهی کانون می‌کرد. زمانی که حسنعلی منصور مأمور تشکیل کابینه شد هویدا نقش اساسی در انتخاب وزرای کابینه او به عهده داشت. به نظر می‌رسد که او در تصویب کاپیتولاسیون نقش اساسی داشته است.

نقش هویدا در وزارت دارایی
دوران وزارت دارایی هویدا کوتاه بود. به مدت شش ماه به طول انجامید. در این ایام مجری بی‌چون و چرای تصمیمات «حلقه‌های وارد» بود که از سوی آمریکا مأموریت نظارت بر امور اقتصادی و مالی ایران را برعهده داشتند. آمریکایی‌ها از او سود فراوان بردند و می‌توانستند با دست بازتر و از رهگذر «اولویت‌»هایی که خود تعیین و به مدیران سازمان برنامه دیکته می‌کردند در کار تنظیم بودجه به سود خود اعمال نظر کنند. به شهادت تاریخ به نقل از نویسنده کتاب هویدا سیاستمدار پیپ: «هویدا در حین بی‌سروصدایی آنچه را که آمریکایی‌ها از دولت منصور می‌خواستند برآورده می‌کرد. در مهر ۱۳۴۳ وزارت دارایی بی‌سروصدا قرارداد خرید یکصدوچهل‌هزار تن گندم از آمریکا را با نماینده آن دولت امضا کرد. واقعاً جالب بود در ایران اصلاحات ارضی انجام شده بود و سه سال پس از رفورم بزرگ ایران صدوچهل هزار تن گندم از آمریکا وارد می‌کرد.»
هویدا پست‌های مهم وزارت دارایی را بین دوستان و آشنایان خود تقسیم کرده بود و معاونان وزیر و مدیران کل این وزارتخانه را از خارج از وزارت دارایی آورد. رفتار و عملکرد نادرست او موجب اعتراض کارکنان وزارت دارایی شد. از عناصر وزارت دارایی در راستای مخالفت با او جزوات و شبنامه‌های افشاگرانه پخش کردند ولی هویدا نسبت به آن اهمیت نمی‌داد و با سکوت از کنار آن عبور می‌کرد. تا اینکه وی با عنوان مبارزه با کارکنان نالایق چند تن از آنان را به «کمیته انضباطی» فرستاد. تشکیل کمیته انضباطی تنها اقدام هویدا برای مقابله با مخالفان خود نبود. او پای ساواک را هم به این ماجرا کشید و پرویز ثابتی مأمور رسیدگی به این امر شد.


حكایت زمانه

روياي تعبيرنشده فتح دو روزه تهران
مقارن ساعت 14:30، سوم مرداد سال ۱۳۶۷، تعدادي از اعضاي سازمان منافقین كه به عراق متواري شده بودند، با استفاده از حمايت‌هاي گسترده صدام و با استفاده از توجه ايران به مناطق جنوبي و غفلت از غرب كشور، با پشتيباني ارتش عراق، هجوم خود را با استفاده از آخرين سلاح‌هاي سبك و سنگين كه از طريق آمريكا و صدام در اختيارشان قرار گرفته بود، به سمت باختران(کرمانشاه) آغاز كردند و در مدت زمان بسيار كوتاهي، با عبور از تنگه پاتاق، وارد خاك ايران شدند. آنان با تصرف شهرهاي سرپل‌ذهاب و كرند غرب، در شب اول در شهر اسلام‌آباد توقف كرده و به قتل‌عام مردم اين شهر، حتي مجروحان حاضر در بيمارستان، اقدام كردند.
مسعود رجوي، سركرده اين گروه هم، در حالي كه بر خودروي ضدگلوله سوار بود، كاروان منافقین را كه متشكل از پانزده هزار زن و مرد بود، همراهي مي‌كرد. فرماندهان منافقين، گمان مي‌كردند كه وضعيت نظامي ايران از هم پاشيده شده و بسيار آسيب‌پذير است و تنها يك ضربه و شوك، نظام جمهوري اسلامي را فرو خواهد ريخت. منافقین، طرح عمليات خود را در يك جلسه 24 ساعته آماده كرده بودند و در تاريخ(31/4/67)، نيروهاي خود را توجيه كرده و نام عمليات خود را هم «فروغ جاويدان» گذاشته بودند. مسعود رجوي در همان جلسه، با تحليل وضعيت بسيار شكننده داخلي ايران گفته بود: «جمع‌بندي نهايي در ميدان آزادي تهران».
در پايان روز اول بود كه مردان شوراي عالي دفاع ايران كه از خبر سقوط شهرهاي غرب كشور سردرگم شده بودند، تيمسار صياد شيرازي را مأمور رسيدگي به وضعيت منطقه غرب كردند. صياد، همان شب با يك هواپيماي فالكون، خود را به باختران رساند و هنگامي كه از اوضاع منطقه آگاهي يافت، دريافت كه برخلاف گمان اوليه، با ارتش عراق طرف نيستند، بلكه در برابر نيروهاي منافقین، قرار گرفته‌اند. وي سپس طرحي ريخت كه بر پايه آن، بايد به متجاوزان اجازه داده مي‌شد به تنگه «چهارزبر» در 34 كيلومتري باختران پيشروي كنند. آنگاه در آنجا، خلبانان هوانيروز از عقب و جلو، راه را بر كاروان مي‌بستند و نيروهاي مردمي و بسيجي بسياري كه پس از آگاهي از حمله، از سراسر كشور به باختران آمده بودند، از راه زمين، به سركوب دشمن مي‌پرداختند.
صبح روز پنجم مرداد، عمليات «مرصاد» با رمز «يا علي(ع)» آغاز شد و منافقين كه سرخوش از اين بودند كه در طول مسير، با هيچ مقاومت خاصي روبه‌رو نشده‌اند، ناگهان خود را در جهنمي از آتش ديدند كه از زمين و هوا بر سر آنها ريخته مي‌شد. طولي نكشيد كه جاده باختران ـ اسلام‌آباد، انباشته از ادوات سوخته اهدايي دولت‌هاي غربي به منافقین شد. معدود افرادي كه موفق شده بودند از اين مهلكه جان سالم به در برند، به روستاهاي اطراف پناه بردند و برخي ديگر هم با خوردن قرص سيانور، به زندگي خود پايان دادند.
شهيد بزرگوار صياد شيرازي ماجراي عمليات مرصاد و حواشي آن را چنين شرح مي‌‌دهد:
«در خانه بودم که ساعت 30/8 شب از ستاد کل به من زنگ زدند و گفتند که دشمن از سرپل ذهاب و گردنه پاتاق با سرعت جلو مي‌آيد، من گفتم خدايا کدام دشمن از يک محور سرش را انداخته پایين مياد! اين چه جور دشمني است؟! گفت: ما نمي‌دانيم، گفت رسيده‌اند به کرند و آنجا را هم گرفتند. بعد هم حرکت کرده به سمت اسلام آباد غرب، بعد هم کرمانشاه و همين طور داره جلو مي‌آيد!
منافقين مي‌خواستند به طرف کرمانشاه بيايند اما مردم از اسلام‌آباد تا کرما‌نشاه با هر وسيله‌اي که داشتند از تراکتور و ماشين آمده بودند در جاده و راه را بند آورده بودند. اولين کسي که جلوي اينها را گرفت خود مردم بودند.
[به آقاي شمخاني گفتم:] به هوانيروز که پايگاهش همين نزديکي است، زنگ بزن بگو ساعت پنج صبح آماده باشند که من بروم توجيه‌شان ‌کنم. با خلبان‌ها مي‌رويم و حمله مي‌کنيم؛ چون الآن روي زمين کسي را نداريم و با خلبان حمله مي‌کنيم.
ساعت پنج صبح رفتيم. همه خلبان‌ها در پناهگاه آماده بودند. توجيه‌شان کردم که اوضاع در چه مرحله‌اي است. دو تا هلي‌کوپتر کبري و يک هلي‌کوپتر 214 آماده شدند که با من براي شناسايي برويم و بعد بقيه بيايند. اين دو تا کبري را داشتيم؛ خودمان توي هلي‌کوپتر 214 جلو نشستيم. گفتم: همين جور سر پایين برو جلو ببينيم، اين منافقين کجايند. همين طور از روي جاده مي‌رفتيم نگاه مي‌کرديم، مردم سرگردان را مي‌ديديم. 25 کيلومتر که گذشتيم، رسيديم به گردنه «چهار زبر» که الآن، اسمش را گذاشته‌اند «گردنه مرصاد». من يک دفعه ديدم، وضعيت غيرعادي است، با خاکريز جاده را بستند، يک عده پشتش دارند با تفنگ دفاع مي‌کنند. ملائکه و فرشتگان بودند! از کجا آمده بودند؟ کي به آنها مأموريت داده بود؟! معلوم نبود. هلي‌کوپتر داشت مي‌رفت. يک دفعه نگاه کردم، مقابل اون ور خاکريز، پشت سر هم تانک، خودرو و نفربر همين جور چسبيده و همه معلوم بود مربوط به منافقين است و فشار مي‌آورند تا از اين خاکريز رد بشوند. به خلبان‌ها گفتم: دور بزنيد وگرنه ما را مي‌زنند. به اينها گفتم: برويد از توي دشت. يعني از بغل برويم؛ رفتيم از توي دشت از بغل، معلوم شد که حدود سه تا چهار کيلومتر طول اين ستون است. من کلاه گوشي داشتم. مي‌توانستم صحبت کنم: به خلبان گفتم: اينها را مي‌بينيد؟ اينها دشمنند برويد شروع کنيد به زدن تا بقيه هم برسند. خلبان‌هاي دو تا کبري‌ها رفتند به طرف ستون، ديدم هر دوي‌شان برگشتند. من يک دفعه داد و بيدادم بلند شد، گفتم: چرا برگشتيد؟ گفت: بابا! ما رفتيم جلو، ديديم اينها هم خودي‌اند. چي چي بزنيم اينها رو؟! خوب اينها ايراني بودند، ديگه مشخص بود که ظاهراًً مثل خودي‌ها بودند و من هر چه سعي داشتم به آنها بفهمانم که بابا! اينها منافقند. گفتند: نه بابا! خودي را بزنيم! براي ما مسئله دارد؛ فردا دادگاه انقلاب، فلان. آخر عصباني شدم، گفتم بنشين زمين. او هم نشست زمين. ديديم حدوداً 500 متري ستون زرهي نشسته‌ايم و ما هم پياده شديم و من هم به دلیل اينکه درجه‌هايم مشخص نشود، از اين بادگيرها پوشيده بودم، کلاهم را هم انداخته بودم توي هلي‌کوپتر. عصباني بودم، ناراحت که چه جوري به اينها بفهمانم که اين دشمن است؟! گفتم: بابا! من با اين درجه‌ام مسئولم. آمدم که تو راحت بزني؛ مسئوليت با منه. گفت: به خدا من مي‌ترسم؛ من اگر بزنم، اينها خودي هستند، ما را مي‌برند دادگاه انقلاب.
حالا کار خدا را ببينيد! منافقين مثل اينکه متوجه بودند که ما داريم بحث مي‌کنيم درباره اينکه مي‌خواهيم بزنيم آنها را منافقين سرلوله توپ را به طرف ما نشانه گرفتند. من خودم توپچي بودم. اگر من مي‌خواستم بزنم با اولين گلوله، مغز هلي‌کوپتر را مي‌زدم. چون با توپ خيلي راحت مي‌شود زد. فاصله با برد 20 کيلومتر مي‌زنيم، حالا که فاصله 500 متري، خيلي راحت مي‌شود زد. اينها مثل اينکه وارد هم نبودند، زدند. گلوله، 50 متري ما که به زمين خورد، من خوشحال شدم، چون دليلي آمد که اينها خودي نيستند. گفتم: ديدي خودي‌ها را؟ اينها بچه کرمانشاه بودند، با لهجه کرمانشاهي گفتند: به علي قسم الآن حسابش را مي‌رسيم. سوار هلي‌کوپتر شدند و رفتند..
اولين راکتي که زد، کار خدا بود، اولين راکت خورد به ماشين مهمات‌شان خود ماشين منفجر شد. بعدهم اين گلوله‌ها که داخل بود، مثل آتشفشان مي‌رفت بالا. بعد هم اينها را هر چه مي‌زدند، از اين طرف، جاي‌شان سبز مي‌شدند، باز مي‌آمدند.
من ديگه به هلي‌کوپتر کبري گفتم: بچه‌ها! شماها بزنيد؛ ما بريم به دنبال راه ديگر. چون فقط کافي نبود که از هوا بزنيم، بايد کسي را از زمين گير مي‌آورديم. ما ديگر رفتيم شناسايي کرديم؛ يک عده توي سه راهي روانسر، يک عده توي بيستون و فلاکپ، هرچه گردان بود، اينها را با هلي‌کوپتر سوار مي‌کرديم، دور اينها مي‌چيديم. مثل کسي که با چکش مي‌خواهد روي سندان بزند اول آزمايش مي‌کند بعد مي‌زند که درست بخورد. ما ديگر با خيال راحت دور آنها را گرفتيم. محاصره درست کرديم.
نيروهاي سپاه هم از خوزستان پس از 24 ساعت، رسيد. نيروهاي ارتش هم از محور ايلام آمد. حال بايد حساب کنيد از گردنه «چهار زبر» تا گردنه حسن‌آباد، پنج کيلومتر طولش است. همه اينها محاصره شدند، ولي هرچي زده بوديم، باز جايش سبز شده بود. پس از 24 ساعت با لطف خداوند، اينان چه عذابي ديدند ... بعضي از آنها فراري مي‌شدند توي اين شيارهاي ارتفاعات، که شيارها بسته بود، راه نداشت، هرچه انتظار مي‌کشيديم، نمي‌آمدند. مي‌رفتيم دنبال آنها، مي‌ديديم مرده‌اند. اينها همه سيانور خوردند، خودشان را کشتند. توي اينها، دخترها مثلاًً فرماندهي مي‌کردند. از بيسيم‌ها شنيده مي‌شد: زري، زري! من به گوشم. التماس، درخواست، چه بکنند؟ اوضاع براي آنها خراب بود.
ما ديديم اينها هم منهدم شدند... بعد گفتيم، برويم دنباله اينها را ببنديم که فرار نکنند. ... حدود يکي دو گردان نيرو را من توي گردنه پاتاق پياده کردم و راه را بر آنها بستم که فرار نکنند. برگشتيم. ... به هرحال خداوند متعال در آخر اين روز جنگ يا عمليات «مرصاد» به آن آيه شريفه، عمل کرد که خداوند در آيه شريفه مي‌فرمايد: «با اينها بجنگيد، من اينها را به دست شما عذاب مي‌کنم و دل‌هاي مؤمن را شفا مي‌دهم و به شما پيروزي مي‌دهم.»
و نقطه آخر جنگ با پيروزي تمام شد که کثيف‌ترين و خبيث‌ترين دشمنان ما (منافقين) در اينجا به درک واصل شدند و پيروزي نهايي ما، يک پيروزي عظيمي بود.» (رمز عبور 1، صفحه 113)
در اين عمليات،‌ 1600 تا 2000 تن از نيروهاي منافقين به هلاکت رسيدند و حدود هزار تن زخمي شدند که در ميان کشته‌شدگان و اسرا تعداد زيادي از کادرهاي سازمان و فرماندهان تيپ‌ها ديده مي‌شدند. بدين ترتيب،‌ منافقين پس از تحمل يک شکست راهبردی در پشت تنگه «پاتاق» روز جمعه 7 مردادماه سال 1367 رسماً اعلام کردند که از شهرهاي اسلام‌آباد و کرند عقب‌نشيني کرده‌اند.


امام خامنه ای  در گذر زمان7

معیشت بر اساس قناعت و ساده‌زیستی
مرحوم آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای و خانواده ایشان زندگی فقیرانه‌ای داشتند. امام خامنه‌ای در جمعی دوستانه طی بیاناتی با ذکر خاطره‌ای از ایام کودکی و اوضاع و احوال معیشت خانواده فرمودند: «منزل پدري من كه در آن متولد شده‌ام، تا چهارـ پنج سالگي من، يك خانة 60، 70 متري در محّله فقيرنشين مشهد بود كه فقط يك اتاق داشت و يك زيرزمين تاريك و خفه‌اي! هنگامي كه براي پدرم ميهمان مي‌آمد (و معمولاًً پدر بنا بر اينكه روحاني و محل مراجعه مردم بود، ميهمان داشت) همه ما بايد به زيرزمين مي‌رفتيم تا مهمان برود. بعد عدّه‌اي كه به پدر ارادتي داشتند، زمين كوچكي را كنار اين منزل خريده به آن اضافه كردند و ما داراي سه اتاق شديم.»
البته زندگی مرحوم سیدجواد خامنه‌ای مانند اغلب روحانیون و مدرسان علوم دینی، بسیار ساده و بی‌آلایش بود. زندگی ساده ایشان یک فضیلت حقیقی محسوب می‌شد. راه‌های مختلفی برای کسب درآمدهای سرشار وجود دارد، اما مردان خدا به اندک گذراندن زندگی قناعت می‌کنند. روش زندگی مرحوم آیت‌الله سیدجواد خامنه‌ای اینگونه بود. ایشان به همسر و فرزندانش معنای عمیق قناعت و ساده‌زیستی در عمل را یاد داد. امام خامنه‌ای از وضع و حال زندگی خانواده‌اش چنین یاد می‌کند: «آن وقت‌ها، از لحاظ مالی در فشار بودیم، یعنی خانواده‌مان، خانواده مرفهی نبود. پدرم یادم هست روحانی معروفی بود، اما خیلی پارسا و گوشه‌گیر بود، لذا زندگی‌مان خیلی به سختی ‌می‌گذشت. در دوران کودکی با زحمت بسیار، برای ما کفش خریده بود که تنگ بود. پدرم دیگر قادر نبود که این‌ها را عوض بکند یا کفش دیگر بخرد، آمدند گفتند که خوب این کفش‌ها را می‌شکافیم، اندازه می‌کنیم و برایش بند می‌گذاریم. یک عالمه خوشحال شدیم که کفش‌های‌مان بندی شد. آمدند شکافتند و بند گذاشتند، بعد زشت شد، چون بند‌هایش خیلی فرق داشت با کفش‌های دیگر، خیلی زشت و ناجور درآمده بود. چقدر غصه خوردیم و خلاصه چاره‌ای نداشتیم.»
معظم‌له در بخش دیگری از سخنان خود می‌فرمایند: «کفش‌هایی هم که برای ما، پدرمان می‌خرید، کفش بند دار نمی‌خرید، چون مخالف با شئون روحانی بود، کفش معمولی طلبه‌ها و روحانیون آن وقت یا نعلین بود و یا اگر کفش زمستانی می‌خواستند بپوشند ساده بود، آن وقت‌ها می‌گفتند: «میرزایی» و بنددار نبود و پدرم آن موقع از آن کفش‌ها می‌خرید.»
در عالم واقع، زندگی و معیشت اینچنینی راه و روش علما و روحانیون از گذشته دور تا به امروز بوده است. نه اینکه از روی اجبار باشد. به عبارت صحیح‌تر یک انتخاب در زندگی کرده بودند و هیچ‌گاه دست نیاز به سوی کسی دراز نمی‌کردند. به همان که داشتند قناعت می‌کردند و مبنای زندگی و معیشت را بر پایه قناعت گذاشته شده بود.


از لابه لاي تاریخ

ساواك و سانسور ـ 16
منابع موجود نشان مي‌دهد كه هرگونه ارتباط و همكاري فرهنگي، هنري و دانشگاهي ايران با مجامع مختلف بين‌المللي و خارجي صرفاً از طريق ساواك صورت مي‌گرفت. افراد و گروه‌هاي فرهنگي ـ هنري تنها با هماهنگي ساواك قادر بودند در مجامع مختلف بين‌المللي حضور يافته و تبادل‌نظر كنند. ضمن اينكه بسياري از طرح‌هاي نمايشي و ظاهرفريب حكومت در عرصه‌هاي مختلف فرهنگي، هنري و روشنفكري در عرصه‌هاي بين‌المللي با هماهنگي ساواك صورت مي‌گرفت. در همان حال سمينارهاي بين‌المللي كه هر از گاه درباره مسائل مختلف فرهنگي، اجتماعي و مباحث جهاني و بين‌المللي به ميزباني ايران برگزار مي‌‌شد، از سوی ساواك كنترل مي‌شد. علاوه بر مسائل امنيتي و اجرايي اين سمينارها، ساواك در بسياري از مسائل محتوايي و چند و چون ارائه مطالب و سخنراني‌ها نيز دخالت قابل‌توجهي مي‌كرد. در اين سمينارها انتقاد از مشي سياسي، اجتماعي و اقتصادي رژيم پهلوي ممنوع بود و تلاش مي‌شد از اين گردهمايي‌ها نيز به سود حكومت بهره گرفته شود.
ساواك مراقب بود تا خبرنگاران و نويسندگان نشريات خارجي كه وارد ايران مي‌شدند، مطالب خود را در راستاي اهداف و خواسته‌هاي حكومت تنظيم كنند و از ارائه اخبار و گزارشاتي در مقابله با سياست‌هاي حكومت و نيز انعكاس واقعيات تلخ سياسي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي مردم ايران اجتناب كنند. در اين راستا تطميع نشريات و رسانه‌هاي خارجي با ستايش آنها از حكومت همراه بود.
ساواك مراقب بود نشريات و روزنامه‌هاي خارجي كه مطالبي در مخالفت با حكومت منتشر مي‌‌كردند وارد كشور نشود. با وجود تمام تلاش‌هايي كه ساواك براي جلوگيري از انتشار مطالب مخالف نشريات و رسانه‌هاي خارجي انجام مي‌داد، هر از گاه مطبوعات و رسانه‌هاي خارجي اخباري درباره نواقص و مشكلات موجود در نظام سياسي ايران منتشر مي‌كردند. به‌ويژه درباره عملكرد سوء ساواك در كشور مطالب مبسوط و قابل‌توجهي در نشريات و رسانه‌هاي خارجي منتشر مي‌شد كه موجبات خشم حكومت را نيز فراهم مي‌آورد.
ساواك براي ساخت فيلم‌هاي تبليغاتي درباره رژيم پهلوي و نقش آن در توسعه و پيشرفت كشور و ارائه چهره‌اي سراسر به اصطلاح «گل و بلبل» از ايران، با برخي گروه‌هاي هنري، رسانه‌اي و فيلم‌سازان و مستندسازان اروپا و آمريكا مذاكره داشت و با همكاري وزارت امور خارجه و‌ وزارت دربار، گروه‌هايي از اين دست، با صرف هزينه‌هاي كلان، به ايران دعوت مي‌شدند تا فيلم‌هايي تبليغاتي به نفع حكومت تهيه كرده و در رسانه‌هاي خارجي به نمايش گذارند.
از جمله مهم‌ترين مراكزي كه ساواك در تعيين خط‌مشي و هدايت آن نقش قابل‌توجهي داشت سازمان جلب سياحان بود. به دليل جايگاه ويژه‌‌ اين سازمان در سازماندهي آمد و شد گردشگران خارجي به ايران، ساواك مأموران بسياري در آن گمارده بود. اين سازمان بر جنبه‌هاي فرهنگي ـ تبليغاتي گردشگران خارجي نظارت مي‌كرد و تلاش داشت بهره‌برداري‌هاي لازم از آمد و شد آنها بشود. ساواك در تلاش بود از طريق صنعت گردشگري چهره مطلوبي از نظام سياسي پهلوي و نيز زندگي مردم ايران به جهانيان معرفي شود. ساواك مراقب بود تا گردشگران خارجي كمتر مجال بازديد از مناطقي را بيابند كه چهره‌ نامطلوبي از مشكلات كشور را به نمايش مي‌گذارد. تلاش مي‌شد صحنه‌هاي نامطلوب و آزاردهنده زندگي اجتماعي، فردي و معيشتي مردم در گوشه و كنار كشور، در مسير حركت و ديد و بازديدهاي گردشگران خارجي قرار نگيرد. با اين وجود، برنامه‌هاي پيشگيرانه ساواك، هميشه قرين موفقيت نبود و در مواردي، گردشگران صحنه‌هاي زننده‌اي از زندگي تأسف‌بار مردم ايران را ثبت و ضبط مي‌كردند.


 

صفحه 10
گزارش ویژه

 

 

صبح صادق بررسی می‌کند
حمله‌به غزه خطای راهبردی رژیم صهیونیستی

هادی محمدی

این درست است که صهیونیست‌ها، افراد پنهان‌کاری هستند، ولی هیچ‌گاه، درندگی و آدم‌کشی و وحشی‌گری خود را پنهان نمی‌کنند و با توجیه و بهانه‌هایی که در جمع حامیان بحران برای خود مهیا کرده‌اند، به سادگی دست به قتل و جنایت می‌زنند و از تکرار آن نیز نگران نیستند.
در حالی که دولت نتانیاهو از ابعاد مختلفی در فشار اروپایی‌ها و آمریکا قرار داشت و متهم به عناد و خشک‌سری در روند مذاکرات سازش بود و نمی‌توانست جلوی همگرایی حماس و فتح برای آشتی و تشکیل کابینه وحدت ملی از سوی این دو گروه را بگیرد، یکباره، حادثه‌ای در شهر الخلیل، واقع در جنوب کرانه باختری به‌وجود آمد و سه جوان شهرک‌نشین ربوده شدند و چند روز بعد، اجساد آنها پیدا شد. هیچ گروهی مسئولیت این کار را به عهده نگرفت، حال آنکه گروه‌های فلسطینی برای تبادل زندانیان خود، اگر دست به اقدام مشابهی بزنند، آن را پنهان نمی‌کنند. بیشتر گمانه‌زنی‌ها، حکایت از مشکوک بودن این حادثه داشت، ولی صهیونیست‌ها در واکنش‌های هیستریک و وحشیانه که تعمداً توسط دستگاه‌های رسمی هم حمایت می‌شد، موج تنفر ضد فلسطینی در اراضی اشغالی را دامن زدند. دستگیری و خانه‌گردی‌های گسترده و ربودن جوان ۱۶ ساله و زنده سوزاندن وی، مقدمه‌ای برای حمله و جنگ وحشیانه در غزه شد.
حملات هوایی به برخی مناطق غزه و درخواست نتانیاهو برای توقف واکنش‌ گروه‌های مقاومت، تآمل‌برانگیز است. یعنی صهیونیست‌ها حق دارند، در غزه آدم‌کشی کنند و فلسطینی‌ها حق واکنش ندارند و این منطقی است که به‌طور کلیشه‌ای از سوی آمریکا و غرب در حمایت از کلیه اقدامات رژیم صهیونیستی در بیش از ۶۰ ‌سال گذشته جریان داشته است. این وضعیت به شروع جنگ جدید در غزه منجر شد که در حال کامل شدن زمان دو هفته‌ای است.
شاید دو دلیل اصلی را بتوان برای ورود صهیونیست‌ها به جنگ جدید در غزه مطرح کرد که پیامدهای بسیار مهمی را تولید خواهند کرد. ابتدا اینکه؛ صهیونیست‌ها از سال ۲۰۱۰ و جنگ هشت روزه و خصوصاً در سه سال‌ونیم گذشته از تحولات کشورهای عربی، به این برداشت و ارزیابی رسیدند که مقاومت فلسطینی در ضعیف‌ترین وضعیت خود به سر می‌برد و از آنجا که تقریباً تمامی کشورهای عربی ـ اسلامی، به نحوی با مسائل مهمی درگیر هستند، یک فرصت طلایی برای صهیونسیت‌ها خواهد بود تا با تصور یکسره‌سازی وضعیت مقاومت در فلسطین، وارد درگیری جدیدی در غزه بشوند. بدیهی بود که صهیونیست‌ها، اهداف اصلی و فرعی زیادی را برای این اقدام مدنظر قرار داده بودند. از جمله انتظار داشتند که این جنگ به واگرایی بین حماس و فتح و شکست دولت آشتی ملی در غزه نیز منجر شود. البته برخی کارشناسان معتقدند، مذاکرات جاری بین ایران و ۵+۱ و تمایلات و یا الزامات اجباری که دامن کاخ سفید را برای نوعی تعامل با ایران گرفته، صهیونیست‌ها را نگران کرد که نزدیکی آمریکا با ایران، به قیمت و بهای تنزل جایگاه رژیم صهیونیستی صورت پذیرد، از این رو صهیونیست‌ها از طریق دامن زدن به این جنگ، به ناچار غرب را به کنار خود جذب کرده و عملاً مانع به نتیجه رسیدن مذاکرات شدند. دومین دلیل در کنار برآورد غلط از توانمندی مقاومت و اوضاع جاری منطقه‌ای، احساس نیاز رژیم صهیونیستی بود تا از فضای انتقادی و فشار اروپایی ـ غربی خارج شود و مشکلات درونی در ائتلاف حکومتی را مدیریت کند. برای رژیم صهیونیستی که همواره به شهروندان خود تعهد کرده است که با قدرت و تسلط امنیتی، به تأمین آرامش خاطر جامعه صهیونیستی خواهد پرداخت، شکست در یافتن عاملان ربودن سه شهرک‌نشین صهیونیست سوال‌برانگیز است. خصوصاً اینکه از تردید و مشکوک بودن حادثه عبور کرده و آن را در مسئولیت فلسطینی‌ها بدانیم.
به هر حال یک احساس نیاز برای جبران ناکامی‌های امنیتی و سیاسی از سوی رژیم صهیونیستی وجود داشت که باید آن را با تغییر فضای موجود جبران کند.
صهیونیست‌ها در دوره زمانی درگیری روزهای اخیر در غزه، تقریباً با همان مدل جنگی گذشته عمل کرده‌اند. آتش‌باری گسترده زمینی و هوایی و دریایی، هدف قرار دادن مراکز مسکونی، تلاش برای نابودی قدرت پاسخ گروه‌های مقاومت فلسطینی، هدف قرار دادن رهبران فلسطینی و مقاومت و وارد کردن بیشترین تلفات و خسارات، عناوین رفتاری ـ جنگی صهیونیست‌ها را تشکیل می‌دهند. صهیونیست‌ها با این تصور که مقاومت فلسطینی به دلیل سردی روابط سیاسی با تهران و به دلیل تحولات سوریه، از قدرت کافی برای پاسخ بهره‌مند نیست، خود را وارد دور جدیدی از ریسک حیثیتی کرد.
مقاومت فلسطینی که تا به حال و با تکیه بر موشک‌های ابتدایی و تولید شده در داخل غزه به حملات نا برابر صهیونیست‌ها پاسخ می‌داد و معمولاً این موشک‌ها از دقت کافی و فنی برای شلیک و یا هدف‌گیری برخوردار نبودند، این بار و برخلاف پیش‌بینی صهیونیست‌ها و دستگاه‌های اطلاعاتی و نظامی آنها، با موشک‌های جدید و دقیق به ‌واکنش پرداختند. برخلاف دو جنگ پیشین، موشک‌های مقاومت، این بار با سرعت به شعاع بیشتری کشیده شدند و مراکز مهم اقتصادی، بنادر، فرودگاه‌ها، مراکز نظامی و پادگان‌ها و حتی مراکز حکومتی مانند وزارت دفاع، کنیست و محل دولت را در بر گرفتند به‌طوری‌که شهرک‌های صهیونیست‌نشین، حداقل‌های عملیاتی برای آنها بودند.
شاخص دیگری که در عملیات‌های مقاومت فلسطینی در این جنگ چند روزه ثبت شده است، اینکه مقاومت با تکیه بر تجارب جنگی گروه‌های مقاومت منطقه‌ای و به‌ویژه حزب‌الله لبنان، برای حالت‌ها و گزینه‌های مختلف ارتش صهیونیستی، سناریوهای جنگی و برنامه‌های عملیاتی تعریف کرده و در آمادگی کامل به سر می‌برد. شاخص دیگر اینکه، گروه‌های مقاومت در یک برنامه عملیاتی جدید، با خروج از حالت دفاعی صرف، اقدامات هجومی به مراکز تجمع و پادگان‌های زمینی و دریایی ارتش صهیونیستی نیز عمل می‌کنند و برخلاف گذشته که صرفاً در جغرافیای محدود غزه به طراحی عملیات جنگی ـ دفاعی متمرکز بودند، این بار جغرافیای نبرد را نیز با ویژگی‌های هجومی هم ترکیب کرده بودند. شاخص دیگر در جنگ جدید غزه، به‌کارگیری تجهیزات و تسلیحات جدید در عرصه هوایی، ضدهوایی، دریایی، ضد زره و موشکی است. در این جنگ دیگر ارتش صهیونیستی با خیال راحت قادر به عملیات نیست و امکانات مقاومت، آزادی عملیاتی را از آنها سلب کرده است. شاخص جدید عملیاتی مقاومت در این جنگ، وارد شدن فعال به جنگ سایبری و جنگ روانی است که از طریق ورود به سیستم‌های ارتباطی و رسانه‌ای و فنی دشمن، اختلال و یا به‌کارگیری و یا پیام‌رسانی از طریق آنها را در دستور قرار داده است.
نکته مهم متدیک و روشی از سوی مقاومت فلسطینی که با جنگ‌های پیشین متفاوت است و موجب سرافکندگی صهیونیست‌ها شده و پیش از پایان جنگ، به عزل معاون وزیر جنگ صهیونیستی منجر شد، فقدان اطلاعات این رژیم از محل نگهداری موشک‌ها و یا شلیک آنهاست. در این جنگ هنوز یک انبار موشکی و یا پرتابگر موشکی مقاومت هدف قرار نگرفته و شلیک موشکی مقاومت با معدل یکصد تا دویست موشک روزانه ادامه دارد. این شرایط دشوار و استیصال عملیاتی موجب شده تا نیروی هوایی صهیونیستی با خالی شدن بانک اهداف عملیاتی، مستقیماً به خانه‌ها و مراکز مسکونی غزه حمله کرده و آمار کشتار غیرنظامیان و شهروندان عادی، کودکان و زنان بی‌دفاع را افزایش دهد. این اقدام عملیاتی که به «جنگ کثیف» معروف است، ارتش صهیونیستی را به دلیل به‌کارگیری سلاح‌های ممنوعه، مورد سرزنش جامعه جهانی و افکار عمومی قرار داده است. مقامات سازمان ملل و موسسات حقوق بشری اگرچه دست به اقدام شایسته‌ای علیه صهیونیست‌ها نمی‌زنند، ولی اعتراف می‌کنند که ۸۰ تا ۹۵ درصد تلفات و خسارت‌ها در غزه علیه مراکز مسکونی و شهروندان عادی انجام می‌شود و آنچه در غزه شاهد آن هستیم، جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی در چارچوب تعاریف منشور ملل است.
این رخداد غیرانسانی و وحشیانه صهیونیست‌ها، امتحان و آزمونی برای طرف‌های مختلف منطقه‌ای و جهانی است. اینکه مدعیان حقوق بشر در غرب چگونه با قرار گرفتن در کنار آدم‌کشان صهیونیست، رسوا می‌شوند و یا موسسات جهانی با مواضع بی‌اثر و بی‌رمق خود، وجاهت قانونی و وجدانی خود را از دست رفته خواهند دید. نکته جالب‌تر در سطح منطقه است، چراکه نمونه‌های فراوانی برای رسوایی غرب و موسسات جهانی در گذشته ثبت شده، اما امروز مدعیان حمایت از فلسطین و غزه و گروه‌های مقاومت در کشورهای عربی و اسلامی نیز ساکتند! اینکه چرا ترک‌ها با پتانسیل شایسته وارد حمایت از مردم غزه و مقاومت نمی‌شوند و فقط آن را محکوم می‌کنند، سوال‌برانگیز است. اینکه چرا عربستان و بقیه ارتجاع عرب منطقه نه تنها از مظلومیت قربانیان فلسطینی حمایت نمی‌کنند و دیپلماسی، رسانه و دلارهای نفتی را همانند سوریه به‌کار نمی‌گیرند، مورد جدی سوال است. البته ارتجاع عرب حتی در مقابل اعتراضات مردم‌شان به این جنایات نیز همچون گذشته واکنش نشان داده و در سرکوب مردم خود فعال بوده و هر گونه صدایی را خاموش کرده است. ارتجاع عرب در قبال تعهدی که به شارون در سال ۲۰۰۰ داد، پایبند است و اجازه هیچ‌گونه اعتراض مردمی در درون کشورهای خود را نخواهد داد. لذا بیشترین اعتراضات مردمی در سراسر جهان به خارج از حوزه‌های عربی اختصاص دارد و در واقع، وجدان عمومی جهانی و عواطف انسانی جهانی با غزه همدردی می‌کند و اعتراضات خود را ابراز می‌دارد.
نکته مهم‌تر اینکه، با وجود یک اراده آشکار و پنهان برای محدود کردن نقش منطقه‌ای ایران و به ویژه در فلسطین، امروز پرچم مقاومت فلسطینی در دست ایران و هم‌پیمانان ایران است و ایران همچنان عنصر اثرگذار و تعیین‌کننده است. کشورهای مدعی حمایت از فلسطین به‌ویژه دول عرب، آنچنان رسوا و دست خالی هستند که نمی‌توانند خودنمایی کنند. دیگر از شیوخ فتوادهنده در سوریه خبری نیست و کارگزاران عربی در سراسر جهان به دنبال مزدوران اجاره‌ای و یا تکفیری نیستند و رسانه‌های قلم‌به مزد کاملاً خاموش هستند.
گروه‌های تکفیری هم در این امتحان بزرگ سرافکنده هستند و ماهیت و ارتباط‌شان با صهیونیسم و غرب و ارتجاع عرب کاملاً هویدا شده است. داعش از مردم غزه خواسته است که صبور باشند! و شیوخ عربستان برای مردم غزه دعا می‌کنند!
از نگاه ارتجاع منطقه‌ای و این مدعیان، نکته مهم این است که رژیم صهیونیستی در بحران چگونگی پایان دادن به جنگ در غزه است و لذا در این فاز جنگی، آماده نقش‌آفرینی هستند. هاآرتص نوشته است که طرح آتش‌بس در جنگ غزه را رژیم صهیونیستی و مصر آماده کرده‌اند و بنا به آنچه حماس و جهاد اسلامی اعلام کرده، در محتوای این متن، حتی با گروه‌های فلسطینی مشورت هم نشده است. لذا طرح‌های میانجیگری مصر با وجود پذیرش سریع رژیم صهیونیستی رد شده است.
آنچه در غزه رخ داده است اینکه، رژیم صهیونیستی در یک خطای راهبردی وارد جنگی شده است که شکست دردناکی در انتظار آن است و شاید بتوان آن را با جنگ ۱۹۹۶ حزب‌الله در لبنان تشبیه کرد که معادله کاتیوشا نامیده شد. این بار هم گروه‌های مقاومت با اقتدار در پاسخ، صهیونیست‌ها را وادار به پذیرش ادبیات خود برای پایان جنگ خواهند کرد. ابعاد این پیروزی برای گروه‌های مقاومت فلسطینی می‌تواند با پیامدهای جنگ ۲۰۰۶ شباهت پیدا کند. چراکه صهیونیست‌ها هم در محیط داخلی و هم در توازن با مقاومت و هم در معادله منطقه‌ای دچار یک شوک خواهند بود که یک کمیته و نیوگراد جدید باید آن را احصا کند. همان‌گونه که سیدحسن نصرالله مدت‌ها پیش و پس از جنگ ۲۰۰۶ عنوان کرده، رژیم صهیونیستی دیگر قادر نیست یک جنگ پیروز را برنامه‌ریزی و اجرا کند و کارآمدی این رژیم باوجود هزینه‌هایی که برای غرب تولید می‌کند بسیار بالا است و باید منتظر تعریف جدیدی از رژیم صهیونیستی در چارچوب منافع غربی‌ها باشیم. رژیم صهیونیستی امروز در یک ارزیابی واقعی تبدیل به یک هزینه و سر بار شده و غرب بحران‌زده، قادر به تحمل هزینه‌های جاری و آتش آن نخواهد بود.
آیا آمریکا ناچار است در قبال این شکست راهبردی و پیامدهای منطقه‌ای آن در مذاکرات هسته‌ای با ایران نرمش بیشتری نشان دهد؟ پاسخ این پرسش نیازمند زمان زیادی نیست.


جایگاه مدیریت جهادی در ارتقای فرهنگ اشتغال و کارآفرینی(۵)
لزوم استفاده بهینه از امکانات و منابع و اجتناب از اسراف در جهت منافع و مصالح جامعه

احمدرضا هدايتی

بسيجي به عنوان يك تكليف الهي نه تنها كار را براي رضاي خدا انجام مي‌دهد، بلكه در اين مسير در كنار منافع خود به منافع آحاد جامعه نيز مي‌انديشد و اين نكته راز ديگري است كه علاوه بر جلب رضايت و عنايت الهي، مقبوليت او در كارهايش را تضمين مي‌کند.
رسول گرامي اسلام(ص) در اين رابطه نيز مي‌فرمايند: «دوست داشتني‌ترين اعمال نزد خدا شادي رساندن به مؤمن، برطرف كردن گرسنگي او و دور ساختن غم و اندوه وي مي‌باشد.» و در حديث ديگري از آن حضرت(ص) نقل است كه فرمودند: «محبوب‌ترين فرد نزد خدا كسي است كه براي مردم مفيدترين باشد.»
۷ـ مصرف بهينه منابع و امكانات
در آموزه‌هاي اسلامي ضمن ترغيب افراد جامعه به استفاده از نعمات و بركات الهي، پیوسته بر لزوم استفاده صحيح از منابع و امكانات و اجتناب از اسراف و تبذير تأكيد شده و علاوه بر آن بر ضرورت پاک و طيب بودن سرمايه و تأثير آن در بركت و افزايش نتيجه كار نيز اصرار شده است.
در واقع اسلام ضمن تأکید بر پرهيز از ورود مال حرام به سرمايه‌هاي مورد استفاده برای تأمین معاش و هشدار براي پرهيز از ربا و رباخواري، تلاش کرده با هدايت صحیح امكانات موجود از طريق تعيين اموري مانند خمس و زكات، از فرايند کسب و كار حمایت و جريان كار و كارآفريني را در سطح جامعه تسريع، تسهيل و متعادل سازد و اين نكته ديگري است كه در فرهنگ بسيجي از ارزش و جايگاه خاصي برخوردار و عملاًً در توسعه بازار كسب و كار مؤثر واقع شده است.
۸ـ مؤثر در توسعه كارآفريني
نحوه فرماندهي و مديريت در طول هشت سال دفاع مقدس و چالش‌های پس از آن، راهکار ديگری است كه مي‌تواند به عنوان الگویی مناسب، بحران اشتغال در كشور را تا حدود زيادي برطرف کند، اما بديهي است که رمز موفقيت فرماندهان و مديران بسيجي به‌خصوص در دوران مقدس را باید در فرهنگ بسيجي جست‌وجو کرد و اين بدان معناست كه نظام مديريتي كشور به‌خصوص در بخش دولتي نيازمند بازنگري و بهينه‌سازي با اتكا به فرهنگ و تفكر بسيجي است؛ فرهنگي كه با ایجاد روابطی كاملاًً دوستانه و برادرانه، فاصله بين مدير و زيردست را به حداقل رساند و فضایی را بر روابط بين آنها حاكم ساخت كه هريك با عنایت به ارزش‌های اسلامی، موفقيت و شكست خود را در موفقيت و شكست ديگري جست‌وجو می‌کرد، وضعيتي كه هريك خود را با تمام وجود در شادي و غم و مصائب و مشكلات دیگری شريك مي‌دانستند و تمام تلاش خود را معطوف کمک به دیگران می‌کردند.
ساير ويژگي‌هاي مدیریت
پرهيز از تجمل‌گرايي، عدم تبعيض و عدالت در توزيع منابع و امكانات، زمان‌شناسي در كار و فعاليت، پشتكار و استواري، سودرساني به دیگران، صداقت، خلاقيت و كسب دانش و مهارت کاربردی، نظم و انضباط دقيق، همت بلند و يا برنامه‌ريزي متناسب با شرايط روز كه مي‌توان مصداق آن را در بخش نظامي در پیروزی بر دشمنان در عرصه‌های مختلف و یا در طراحي و توليد انواع سلاح و تجهيزات مدرن و پيشرفته به خوبي مشاهده كرد، از ديگر ویژگی‌های فرهنگ بسیجی است که سنگ بنای مدیریت جهادی را پایه‌گذاری و موفقيت رزمندگان و بسيجيان در كسب دستاوردهاي جديد را تسهيل کرده و ترویج و تعمیم آن در وضعیت کنونی نیز می‌تواند توسعه محیط کسب و کار و پیشرفت همه جانبه کشور را تضمین کند.
برخي از مصاديق مدیریت جهادی در جهت كارآفريني بسيجيان
الف ـ برخی از مصادیق مدیریت جهادی رزمندگان اسلام در دوران دفاع مقدس: مرور جنگ تحميلي و اقدامات رزمندگان در این دوران، اوج رشد و شكوفايي استعدادها براي مقابله با تحريم‌ها و تأمين نيازهاي كشور به‌شمار مي‌رود، زيرا طي اين مدت تمامي اركان و اجزای دولت و ملت به صورت همزمان و هماهنگ با هم، آنچنان در مسير تأمين نيازهاي مناطق عملیاتی گام بر‌داشتند كه مجموعه كشور به يك كارگاه بزرگ براي تأمين و توليد نيازهاي جنگ تبديل شد. كار تا جايي پيش رفت كه علاوه بر كارخانه‌های دولتي، بسياري از كارگاه‌هاي كوچك صنعتي در بخش خصوصی نیز به توليد محصولات نظامي مانند ساخت گلوله خمپاره و توپ اشتغال داشتند و اين روشي فراگير بود كه تقریباً تمامی بخش‌هاي كشور در ابعاد و موضوعات مختلف را به خود مشغول و ضمن كارآفريني و ايجاد فرصت براي حفظ حيات چرخه اقتصادي كشور به‌خصوص در بخش صنعت، از افزايش نرخ بيكاري نيز جلوگيري مي‌كرد.
در همين مدت مديريت دفاعي كشور موفق شد با كمك دستگاه‌هاي مختلف دولتي و مردمي، با ابتکار عمل و طراحی و خلق ایده‌های جدید، طرح‌هاي بزرگي ازجمله ساخت انواع پل‌هاي شناور و ثابت، انواع شناورهاي دريايي، انواع سلاح و مهمات و انواع تجهيزات مقابله با جنگ‌هاي ش.م.ه را در دستور کار خود قرار دهد و یا با ایجاد تغيير در خودروهایی مانند تويوتا در بيش از 50 مدل با كاربري‌هاي متفاوت در موضوعاتی مانند: انواع ماشين‌هاي رفع آلودگي، جرثقيل، سوخت‌رساني، ‌آبرساني، آمبولانس، لانچر پهپاد، تويوتاي شني‌دار براي حركت در مناطق رملي، رادار متحرك، خودروي مخابراتي، خودروي تيربار سنگين، خودروي خمپاره‌انداز و ساير موارد مشابه، بخش عمده‌ای از نیازهای جنگ را تأمین کند.
مقاوم‌سازي انواع ماشين‌آلات مهندسي با كاربري مهندسي رزمي، ساخت اولين سري هواپيماهاي بدون سرنشين، طراحي و ساخت انواع تجهيزات مقابله با جنگ‌هاي ش.م.ه، طراحي انواع استحكامات مهندسي، ساخت و طراحي ساير ملزومات و تجهيزات غيرنظامي در مقياس‌هاي بسيار بزرگ مانند طراحي و ساخت پمپ‌هاي آب، ساخت انواع شناورهاي ثابت و یا توسعه فعالیت‌های پزشکی رزمی با روش‌های ابداعی و جدید و همانند آن، نمونه‌هاي شاخصي از مصاديق كارآفريني در زمان جنگ به شمار مي‌روند كه هم‌اكنون نيز مي‌تواند با مديريت صحيح منابع و امكانات موجود، دوباره در ساير بخش‌ها نمود عيني یافته و به توسعه کارآفرینی در کشور منجر شود.
ب ـ برخی از مصادیق کارآفرینی بسیج با اتکا به مدیریت جهادی پس از جنگ: اردوهاي جهادي بسيج: اردوهاي جهادي بسيج كه هرساله با حضور اقشار و گروه‌هاي مختلف بسيج به‌ويژه دانشجويان و دانش‌آموزان برگزار مي‌شود،‌ نه‌تنها تلاشی مؤثر در جهت خودسازي و خودباوری جوانان محسوب مي‌شود، بلكه توانسته است با كمترين هزينه، زمينه‌هاي كسب تجربه براي كارآفريني را فراهم و علاوه بر آن بخش قابل توجهي از مشكلات خرد و ريز مناطق محروم را برطرف کند.
فعاليت‌هاي سازندگي سپاه: رزمندگان اسلام، پس از فراغت از جنگ تحميلي توانسته‌اند با استفاده بهينه از امكانات موجود، شرایط مناسبی را برای اجراي پروژه‌هاي بزرگ و ملي فراهم کنند و ضمن كارآفريني و ايجاد اشتغال براي هزاران نفر از نيروهاي مردمي، گام‌هاي مثبتي براي توسعه همه‌جانبه كشور بردارند.
اقدامات بسیج و سپاه در اين زمينه نه تنها باعث بروز، ظهور و شكوفايي استعدادهاي نهفته در بخش عمران و صنعت شده است، بلكه در ساير بخش‌ها مانند كشاورزي نيز موفقيت‌هاي مضاعفي را به همراه داشته است كه بارزترين آنها طرح احيا (تسطیح، تجهيز و آماده‌سازي) زمين‌هاي موات در مقیاس‌های بسیار بزرگ و یکپارچه در مناطق محروم و دور افتاده براي كشاورزي و تحويل آن به ايثارگران در قالب تعاوني‌هاي كشاورزي ايثارگران بوده است.
در اين طرح‌ها علاوه بر كارآفريني مستقيم و غيرمستقيم براي هزاران نفر از نيروهاي بومي و ايثارگر كشور، نتايج ديگري نیز در بخش‌هاي مختلف از جمله: محروميت‌زدايي، ايجاد امنيت، توسعه و آباداني نقاط دور افتاده، توسعه فرهنگي و ساير موارد مشابه عايد كشور شده است.
اقدامات محروميت‌زدايي بسیج و سپاه: بخش‌هاي مختلف سپاه از جمله قرارگاه سازندگي خاتم‌الانبياء(ص) هم‌اكنون توانسته‌اند، با استفاده از منابع موجود دولتي و استفاده بهينه از نيروي انساني و امكانات موجود و استفاده از توانمندی‌های افراد بومي، ضمن ايجاد اشتغال موقت براي مردم، بخش قابل توجهي از نيازهاي ضروري مناطق محروم اطراف پروژه‌های مربوطه را مرتفع کنند.
تشكيل تعاوني‌هاي توليدي و خدماتي: گروه‌هاي زيادي از اعضاي بسيج، پس از جنگ تحميلي در قالب تعاوني‌هاي مردمي در زمينه‌هاي مختلف كشاورزي، ايجاد بنگاه‌هاي زودبازده صنعتي و يا مؤسسات و شركت‌هاي خدماتي و در سال‌هاي اخير در زمينه‌هاي خدمات الكترونيك، خدمات امنيتي، خدمات علمي و مطالعاتي و مشاوره‌اي اقدام و موفقيت‌هاي زيادي را كسب کرده‌اند. اين موضوع با توجه به توصيه‌ها و تأكيدات مقام معظم رهبري(مدظله‌العالي) مبنی بر ضرورت سرعت بخشیدن به حرکت پر شتاب توسعه علمی کشور، مي‌تواند در زمينه ايجاد و توسعه مراكز خصوصي خدمات علمي، مطالعاتي، تحقيقاتي و مشاوره‌اي در بخش‌هاي مختلف گسترش يافته و بار مسئوليت بخش‌هاي زيادي از دولت را بر دوش گرفته و ضمن پشتیبانی از بخش خصوصي، در تولید ایده‌های جدید و خلق و تجاري‌سازي ابداعات، اختراعات، نوآوري‌ها و در مجموع، توسعه علمي كشور مؤثر واقع شود.


 

صفحه 11
معارف-میقات

 

 

امام خامنه‌ای
عبادت بی‌روح سبب تحجر است

اين روز شريف[عید فطر]، روز طهارت و تزكيه و پاكى و پاكيزگى است. در سوره‏اى كه در نماز عيد خوانده مى‏شود، (الاعلی آیه ۱۴)مى‏فرمايد: «قد افلح من تزكّى». يعنى آن كسى كه خود را پاكيزه كند و دامان و روح و دل خود را از آلودگي‌ها نجات دهد، از فلاح برخوردار است. فلاح، يعنى موفقيّت در ميدان زندگى و رسيدن به هدف آفرينش. در سوره‏ ركعت دوم مى‏فرمايد: «قد افلح من زكّيها»؛.. در هر دو سوره، صحبت از تزكيه و طهارت و پاكيزگى است.
علاوه بر اينها، در اين روز، يك واجب مالى وجود دارد كه عبارت از اداى زكات فطر است. زكات هم آن تعبيه‏ مالى‏اى است كه موجب طهارت انسان مى‏شود: «خذ من اموالهم صدقه تطهّرهم و تزكّيهم بها». گرفتن اين واجب و اين صدقه‏ مالى از مردم، موجب طهارت روح و پاك‏سازى آنها از دنائت‏ها و لئامت‌ها و حرص و بخل و بقيه‏ آلودگي‌هاست. (خطبه‏هاى نماز عيد فطر، 21/ 11/ 1375)

احکام فطریه
فطريه ... واجب است كه هركس براى خود و هركدام از عايله‏اش، تقريباًً به قدر سه كيلو از قوت غالب ادا كند. قوت غالب، يعنى آن چيزى كه مردم غالباًً از آن براى تغذيه استفاده مى‏كنند؛ مثلاً گندم.
در باب اينكه آيا غير از غلات اربع، جنس ديگرى را مى‏شود داد يا نه، يا كدام ترجيح دارد، نظرات مختلفى هست. چون در وضع كنونى مردم ايران، تقريباًً اين مسائل تفاوتى ايجاد نمى‏كند، لذا اگر براى هر فطريه، به قدر سه كيلو گندم، يا قيمت آن را در نظر بگيريد، قطعاًً مجزى است. اين واجب، از غروب روز آخر ماه يعنى شب عيد فطر به عهده‏ مكلف مى‏آيد و احتياط اين است كه آن را قبل از اداى نماز عيد فطر براى كسى كه در نماز عيد فطر شركت خواهد كرد و آن را بجا خواهد آورد، تأديه كند. ...البته اگر در آن موقع ادا نكرديد، بعد از نماز عيد فطر هم ادا كنيد، ايرادى ندارد.
احتياط اين است كه اهل هر شهر، زكات فطر خودشان را به فقراى همان شهر بدهند. دستگاه‏هايى مثل كميته‏ امداد كه اين پول‌ها از مردم مى‏گيرند و در موارد خودش مصرف مى‏كنند كه كار مثبت و خوبى است. بهتر آن است كه اين جهت را رعايت كنند؛ يعنى موافق احتياط است.

احکام رویت هلال
مسئله‏ ديگر در مورد هلال ماه شوال است. حساس‏ترين هلال‌هاى دوازده ماه، همين هلال ماه شوال است. البته ... در جست‌وجوى هلال برآمدن و اول ماه را معلوم كردن، در همه‏ ماه‌ها... يك كار مثبت، بلكه لازم است؛ چون همه‏ محاسبات شرعى و اسلامى ما، بر اساس همين محاسبه‏ ماه‌هاى قمرى است. ... واجبات متعددى وجود دارد كه متوقف بر اين است كه شما ماه را بشناسيد.
اما مسئله‏ ماه شوال، از اين جهت بيش از ماه‌هاى ديگر اهميت دارد كه امر داير بين وجوب و حرمت است؛ يعنى اگر شما ديشب هلال را ديده بوديد، روزه‏ امروز حرام بود؛ حالا كه نديده‏ايد، روزه امروز واجب است. ... بنابراين، استهلال يعنى در جست‌وجوى هلال برآمدن و تلاش‏ كردن براى ديدن ماه شب اول واجب است؛ مگر اينكه شما بدانيد ديگرانى هستند كه مى‏بينند.
...اول ماه، براى انسان چگونه ثابت مى‏شود؟ ...يكى رؤيت است. البته به شرط اينكه جاى ماه را بدانيد و وارد باشيد؛ يك مقدار آشنايى لازم دارد.
...يكى رؤيت خود انسان است كه ماه را ببيند و يقين كند كه ماه را ديده است. حتّى اگر حكم حاكم هم برخلاف اين بود، انسان بايستى به علم خودش عمل كند؛ يعنى همان چيزى كه خودش ديده، ملاك است.
دوم اين است كه تواتر يا شياعى باشد كه براى انسان يقين بياورد؛ يعنى معروف شده باشد كه امشب اول ماه است. همه مى‏گويند، افراد زيادى ديده‏اند، همه نقل مى‏كنند، انسان اينها را از هركسى مى‏شنود، تا اينكه اطمينان و يقين پيدا مى‏كند.
سوم اينكه دو نفر شاهد عادل شهادت دهند. مورد وثوق كافى نيست؛ بايد عادل باشد. اين، امر كوچكى نيست؛ روز عيد مسلمين است. وقتى‏كه انسان بخواهد طبق آن عمل بكند، يا حاكم بخواهد حكم بدهد، نمى‏شود پا را جايى بگذارد كه لغزان و لرزان است و اطمينانى نيست. نه، بايد عادل باشد؛ ... بايد آدم‏هايى باشند كه ماه را بشناسند و از حرف‌هاي‌شان بشود فهميد كه اينها درست فهميده‏اند. گاهى افراد... ماه را مى‏بينند؛ ولى اشتباه مى‏كنند... دروغ نمى‏گويد؛ اما اشتباه كرده است؛ اين هم مورد قبول نيست. بايد دو شاهد عادلى باشند كه اشتباه نمى‏كنند.
راه ديگر، حكم حاكم است. وقتى حاكم اسلامى حكم كرد كه امروز اول ماه است، همه‏ كسانى كه قضيه براي‌شان روشن نشده است، ملزمند كه به حكم او عمل كنند؛ مگر كسى كه خودش ديده باشد، يا كسى بداند كه حاكم در اين حكم، به شهادت فلان‏كس استناد مى‏كند كه او عادل يا خبره نيست و اشتباه كرده است. اگر كسى اين را بداند، واجب نيست به حكم حاكم عمل بكند؛ اما همه مردمى كه در كوچه و بازار راه مى‏روند و دنبال هلال نرفته‏اند، يا اطلاعى پيدا نكرده‏اند و نمى‏دانند كه اوضاع و احوال چگونه است، يا تفحص هم كرده‏اند، ولى چيزى براى آنان ثابت نشده است، به مجرد اينكه حاكم حكم كرد كه امشب يا امروز شب يا روز عيد فطر است و يا اول ماه مى‏باشد، بر همه‏ آنها واجب است كه اطاعت كنند؛ فرق هم نمى‏كند كه مجتهد يا مقلد، عامى يا عالم يا جاهل باشند؛ همه موظفند كه طبق حكم حاكم عمل كنند.
بحث ديگر هم، بحث نماز عيد فطر است، كه نماز بسيار بافضيلت و باحالى است. در اين نماز، دعا، تضرع، گريه و توجه به خدا هست. ... البته نظرات مختلفى وجود دارد كه آيا در مثل اين زمان، نماز عيد فطر واجب است، يا مستحب است، و به جماعت چگونه است؟ به‏هرحال، اگر شما به قصد رجا در نماز عيد فطر شركت كنيد و به جماعت بخوانيد، قطعاًً ثواب خواهيد برد.

خطرات عبادت بی‌روح
عبادات جسم و روحى دارند. جسم عبادات، به تنهايى كافى نيست. نماز را كه انسان بخواند، ولى در حال نماز، توجه به خود ذكر نداشته باشد، ملتفت نباشد كه چه مى‏گويد و با چه كسى حرف مى‏زند، ... اين نماز، نماز بى‏فايده‏اى است.
البته كسانى كه عربى نخوانده‏اند و معناى اين جملات را نمى‏دانند، اگر در حال نماز، همين اندازه توجه پيدا كنند كه با خدا حرف مى‏زنند و به ياد خدا باشند، اين هم بهره‏ خوبى است؛ ولى سعى كنيد كه معناى نماز را بدانيد. ...
اين زكات و انفاقى هم كه يك عبادت بزرگ محسوب مى‏شود، داراى جسم و روحى است. «و من يوق شحّ نفسه فأولئك هم المفلحون». اين زكات، بايد آن حرص و بخل درونى ما را بشكند و آن دلبستگى ما به مال و به زخارف دنيوى را از بين ببرد. اين زكات، زكات خوبى است.
اگر در حال عبادت، توجه نبود و روح عبادت كه همان عبوديت و انس به خدا و تسليم در مقابل اوست مورد توجه قرار نگرفت، آن وقت خطرهاى گوناگونى در سر راه انسان قرار مى‏گيرد، كه تحجر يكى از آنها است.
بعضى از خوارج...، آنچنان عبادت مى‏كردند و آيات قرآن و نماز را با حال مى‏خواندند كه حتّى اصحاب امير‌المؤمنين(ع) را تحت تأثير قرار مى‏دادند!
بى‏مورد نيست كه اميرالمؤمنين(ع) فرمود: هيچ‏كس نمى‏توانست اين كارى را كه من كردم، بكند و اين فتنه را بخواباند. اين كار، واقعاًً شمشير و آگاهى و آن ايمان على(ع) به خودش و راه خودش را مى‏خواست. حتّى گاهى خواص متزلزل مى‏شدند.
... اگر انسان با روح عبادت و نماز و قرآن آشنا باشد، مى‏فهمد كه وقتى موجوديت و حقيقت و لبّ اسلام كه در على بن‌ابی‌طالب مجسم است در يك طرف قرار گرفته است، همه‏ شبهه‏ها را از خودش دور مى‏كند و به او مى‏پيوندد. ...
در روايتى از امام صادق(ع) نقل شده است كه اگر اميرالمؤمنين(ع) با اهل قبله نمى‏جنگيد، تكليف اهل قبله‏ بد و طغيانگر تا آخر معلوم نمى‏شد. اين على بن‌ابی‌طالب بود كه اين راه را باز نمود و به همه نشان داد كه چه‏كار بايد كرد.
... ما بايد سعى كنيم كه روح بندگى را در خودمان زنده نماييم. ماه رمضان تمام مى‏شود. ... سعى كنيد اين دستاوردى كه در اين ماه به دست آورده‏ايد، حفظ كنيد. حفظش هم به اين است كه از گناهان اجتناب كنيد و ياد خدا را در دل خودتان زنده بداريد. ...(ديدار با اقشار مختلف مردم، سى‏ام ماه مبارك رمضان، 6/ 2/ 1369)
عظمت اسلام در طول تاريخ، به مسلمانان ساخته و پرداخته و حقيقتاًً آماده‏ براى بندگى خداست. ...ما بايد به خدا اتكا و اتكال كنيم و اين، جز بندگى و تسليم در مقابل خدا چيزى نيست. اتكاى به خدا و اعتماد به وعده‏ الهى، از هركسى برنمى‏آيد. تنها كسانى مى‏توانند به خدا اتكا كنند، كه خدا در دل و ياد آنها باشد. (خطبه‏هاى نماز عيد فطر، 7/ 2/ 1369)
از امام سجّاد(ع) چنين نقل شده است: «اللّهم ارزقنى عقلاً كاملاً و عزماً ثاقباً و لبّاً راجحاً و قلباً زكياً و علماً كثيراً و ادباً بارعاً» آن حضرت، شش چيز از خداى متعال خواسته است. مى‏فرمايد: خدايا! عقل كامل، اراده‏ نيرومند، لبّ راجح ... دل پاكيزه، دانش بسيار، و ادبى برجسته و درخشان به من عنايت كن!
... خواسته‏ سوم، «لبّ راجح» است. معنايش اين است كه «باطن و مغزِ كار من، از ظاهر و شكل كار من، بيشتر باشد.» .
ما، دو نوع آدم داريم: يك نوع، آدمى است كه هرچه هست، در ظاهر اوست. ظاهرش جذّاب و چشمگير و احياناًً خاشع‏كننده و خاضع‏كننده است، اما باطنش پوك و پوچ است... اين، بدترين نوع آدمى است كه مى‏خواهد منشأ آثار بزرگ باشد. ... اما يك نوع ديگر، آدمى است كه باطن او بر ظاهرش ترجيح دارد. ظاهرش هرچه هست، باطن او بهتر و بيشتر از ظاهر، جذّابيت دارد. امام سجّاد(ع) به ما درس مى‏دهد كه از خدا بخواهيم آدمى از نوع دوم باشيم.
... تربيت اسلامى بر اين مبناست كه ظاهرت را بايد حفظ كنى، اما باطنت بايد از ظاهرت بهتر باشد. كسانى نگويند «ظاهر هرطور بود، بود. اصل، باطن است.» بله، اصل باطن است، اما ظاهر بايد نمودار باطن باشد... ظاهر را هم بايد درست كرد. هيچ‏كس نبايد تظاهر به كار خلاف كند... اما در همان حال، بايد باطن از ظاهر، بهتر و سنگين‏تر باشد. (خطبه‏هاى نماز عيد فطر، 22/ 12/ 1372)


مهمانی نورـ5
آیت‌الله سیدعبدالله فاطمی‌نیا

حفظ نورانیت ماه رمضان تا ماه رمضان بعد
دلم می‌سوزد، دلم می‌خواهد در این مورد در حق خودتان و بنده دعا کنید، آن، این است که ان‌شاء‌الله این جمله را دست کم نگیرید این اسراری دارد، اگر کسی بتواند نورانیت یک ماه رمضانش را به آن یکی ماه رمضان وصل کند، اگر همه را وصل کرد فبها. اگر نکرد، لااقل بعضی، ولو جزیی [از آن نورانیت را] وصل کند، این آدم عاقبت به خیر می‌شود، یقین بدانید، این حرفی است که بخواهیم شرحش کنیم دو سه ساعت شرح دارد، اما ان‌شاء‌الله دعا کنید که خدایا! به حق امام زمان (علیه‌السلام) نورانیت‌هایی که ما در این ماه کسب می‌کنیم، توأم با عافیت اینها را برای ما نگه بدار.
و الا آدم بیاید در ماه رمضان بعد ماه رمضان تمام شود همان آش و همان کاسه، این دیگر «لعلکم تتقون» نمی‌شود، مولوی می‌گوید که یک نفری دید که شتر دارد می‌آید تو کوچه، گفت از کجا می‌آیی؟
آن یکی پرسید از اشتر که هی / از کجا می‌آیی ای اقبال پی
گفت از حمام گرم کوی تو/ گفت خود پیداست از زانوی تو
بله بزرگان این مثل را زده‌اند، که مردم که عملکرد من را بعد از ماه رمضان می‌بینند، ببینند عین آن شتری که از حمام آمده، پس چی شد؟ غیبتت که هست سر جاش! بد اخلاقی‌ات در خانه که هست! دل شکستنت که هست! اینها همه هست؛ پس این «لعلکم تتقون» کجا رفت؟!
یکی از صحابه رسول خدا(ص) در کوچه داشت می‌رفت، رسید به یک صحابی دیگر با هم سلام علیک کردند. صحابه دومی به صحابه اولی گفت: حالت چطور است؟ گفت: چه حالی؟! هلاک شدم! پرسید: چطور؟ گفت: در محضر پیغمبر اکرم(ص) که هستیم، آنچنان هستیم مثل اینکه ملکوت را می‌بینیم! از محضر آقا که می‌آییم بیرون، کم‌کم این حالت زائل می‌شود، برمی‌گردیم به حالت ظلمانی خودمان. آن صحابی گفت: جانا سخن از زبان ما می‌گویی، من هم همین حالت را دارم. گفت: چه علاجی کنیم؟ گفت: چه علاجی بهتر از اینکه الآن که به رسول اکرم(ص) دسترسی داریم، برویم به خدمتش، دردمان را بگوییم، طبیب نفوس تمام عالمیان است پیغمبر. رفتند خدمت رسول خدا(ص)، عرض کردند: یا رسول خدا(ص) ما حال‌مان در محضر شما خیلی خوب است، مثل اینکه اصلاً پرده‌ها می‌رود کنار، از محضر شما که بیرون می‌آییم حال عوض می‌شود، کم‌رنگ می‌شود تا اینکه بالاخره به صفر می‌رسد. محل شاهدم اینجاست، حضرت فرمودند: آن حالی که نزد من پیدا می‌کنید، اگر آن را نگه بدارید، «لصافحتکم الملائکه» ملائکه با شما مصافحه می‌کنند!
آن نوری که موهبت می‌شود به آدم، آدم آن را به گونه‌ای حفظ کند، حالا اگر همه آن را هم حفظ نکرد، قسمی از آن را حفظ کند، خواهید فرمود که شاید مشکل باشد، نه از زبان امیرالمومنین (علیه‌السلام) مژده می‌دهم، حضرت می‌فرماید: هر کس چیزی را بخواهد یا به همه آن می‌رسد یا به قسمی از آن می‌رسد. اگر اراده کنیم خدا هم کمک می‌کند، می‌گویم خدایا من یک تصمیم می‌گیرم، عهد می‌کنم! این عهد می‌کنم سنگین است، نه من مرد این میدان نیستم، اما تصمیم بگیریم که ان‌شاءالله این حال و هوای ماه مبارک را اگر بتوانیم یک قدری از آن را نگه بداریم.


گزارش صبح‌صادق از نشست صمیمانه مسئولان بسیج جامعه پزشکی با اصحاب رسانه
هدف‌مان محرومیت‌زدایی در حوزه سلامت با فرهنگ بسیجی است

حسن ابراهیمی

نشست صمیمی اصحاب رسانه با مسئولان بسیج جامعه پزشکی چندی پیش با حضور دبیران سرویس‌های اجتماعی و خبرنگاران حوزه سلامت خبرگزاری‌های داخلی، مسئولان ارشد سازمان بسیج جامعه پزشکی و مدیر مرکز اطلاع‌رسانی روابط عمومی سازمان بسیج در محل سازمان بسیج جامعه پزشکی برگزار شد. هفته‌نامه صبح‌صادق نیز از جمله رسانه‌های دعوت شده به این برنامه بود. در ادامه گزارشی از موضوعات مطرح شده در این نشست را می‌خوانید.

*نظام سلامت باید زینت نظام اسلامی باشد
در این نشست «محمد رئیس‌زاده» با بیان اینکه نظام سلامت کشور باید به زینت نظام ایران اسلامی تبدیل شود، گفت: نظام سلامت نباید سرافکندگی برای کشور ایجاد کند. بر این اساس، داشتن روحیه بسیجی و تکلیف‌محوری در این عرصه بسیار برجسته است، ولی متاسفانه ساماندهی و مدیریت این روحیه به طور مناسبی انجام نشده و آن‌طور که باید و شاید از این توانایی استفاده نشده است.
وی با تاکید بر اینکه بسیج در راستای سالم‌سازی و برطرف کردن مشکلات حوزه سلامت گام بر می‌دارد، ادامه داد: بسیج هرگز به نفع خود کاری نمی‌کند و به هیچ عنوان به دنبال مطرح کردن خود نیست و هیچ وقت هم هیاهو به راه نمی‌اندازد.
رئیس‌زاده با تاکید بر اینکه، بسیج جامعه پزشکی با هدف تکریم و استفاده از مولفه‌های بسیجی در راستای اخلاق‌محوری به سمت حرکت‌ها و تصمیمات تشکیلاتی پیش رفته است، خاطرنشان کرد: هدف مجموعه بسیج جامعه پزشکی محرومیت‌زدایی در حوزه سلامت با روحیه بسیجی بوده است.
رئیس سازمان بسیج جامعه پزشکی با حمایت از طرح تحول سلامت گفت: در آغاز این طرح، رضایتمندی مردم را شاهد بودیم، گرچه باید در همه جوانب این طرح مورد واکاوی قرار گیرد، ولی همین طرح باید پالایش و دقیق ارزشیابی شود. شاید بتوان با بودجه کلانی این ارزیابی را انجام داد، ولی ما معتقدیم می‌شود با استفاده از ظرفیت ۴۰۰ کانون سازمان بسیج جامعه پزشکی و با روحیه جهادی و داوطلبانه پزشکان این سازمان بدون هزینه و به طور واقعی در طرح تحول سلامت مورد ارزشیابی و پالایش قرار گیرند و بسیج هیچ هزینه‌ای برای این ارزشیابی و پالایش نمی‌خواهد. به هر حال ما شاهد آن هستیم که برخی پالایش‌ها و گزارش‌ها مدیریتی است، ولی وقتی یک عنصر بسیجی و تکلیف‌محور بدون هیچ هزینه‌ای و یا حداقل با کمترین هزینه چنین طرح‌هایی را مورد ارزشیابی قرار دهد، نتایج واقعی‌تر و راه‌گشا‌تر خواهد بود.
رئیس‌زاده با اشاره به اینکه هنوز از توانمندی‌های بسیج در حوزه سلامت به خوبی استفاده نشده است، اظهار کرد: توسعه بدون انسان سالم امکان‌پذیر نیست. بسیج نیز به هیچ عنوان در فعالیت‌هایش به دنبال مطرح کردن اسم خود نیست و همانطور که کارنامه گذشته ما نشان داده است، در بسیاری از فعالیت‌های حوزه سلامت نقش موثری داشته‌ایم، ولی هرگز کسی متوجه نشد که این اقدامات که با حداقل هزینه و حداکثر اثربخشی در کشور صورت پذیرفت، کار بسیج است.

* خدمات درمانی رایگان به چهار میلیون نفر
«روح‌الله قائد امینی» معاون امداد و درمان سازمان بسیج جامعه پزشکی کشور هم در ادامه این نشست، توسعه عدالت در حوزه سلامت را یکی از مهم‌ترین اهداف سازمان بسیج جامعه پزشکی عنوان کرد و افزود: برای دستیابی به این هدف سال گذشته ۷۰ بیمارستان صحرایی و ثابت در مناطق مرزی محروم و کم‌برخوردار برپا کردیم و همچنین ۷۰ تیم تک تخصصی و ۶۴۰۰ تیم پزشکی عمومی  به مناطق محروم اعزام نشد.
وی با انتقاد از خلف وعده مسئولان در جهت تامین اعتبار، اضافه کرد: سال گذشته با همکاری سازمان نظام پرستاری و وزارت بهداشت در طرح سنجش سلامت افراد بالای ۳۰ سال شرکت کردیم و با وجود وعده معاون رئیس‌جمهور اعتباری داده نشد.
قائدامینی با اشاره به اینکه بسیج در سال گذشته چهار میلیون نفر- خدمت رایگان به ارزش ۴۰۰ میلیارد ریال در حوزه سلامت به مردم ارائه داده است، گفت: این حجم وسیع خدمت تنها با صرف هزینه دو میلیارد ریال توسط بسیج محقق شده است.
قائدامینی در خاتمه محورهای اصلی برنامه سازمان بسیج جامعه پزشکی در سال جاری را تعالی در مدیریت سلامت، جمعیت، سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی، تغذیه مناسب و تقویت اقتصاد مقاومتی عنوان کرد و اظهار داشت: به دنبال آن هستیم پزشک بسیجی با علم روز مدیریت در حوزه سلامت آشنا شود و مجموعه‌ای از نخبگان را در یک کارگروه برای بحث درباره اقتصاد مقاومتی به دور هم جمع کرده‌ایم که در قالب کتاب آموزشی جمع‌بندی می‌شود.
بیان نظرات خبرنگاران دبیران خبری رسانه‌ها درباره راهکارهای همکاری با سازمان بسیج جامعه پزشکی از دیگر بخش‌های این برنامه بود. ارسال بانک اطلاعاتی شماره تماس کارشناسان و پزشکان از سوی روابط عمومی سازمان بسیج جامعه پزشکی برای رسانه‌ها جهت انجام مصاحبه و گفت‌وگوی خبری و نیز ضرورت تعامل بیشتر رسانه و حضور در برنامه‌های این سازمان از جمله مواردی بود که در این بخش مطرح شد. در پایان این جلسه که همزمان با اذان مغرب بود، حاضران در جمعی صمیمی روزه خود را افطار کردند.


یادداشت
علیرضا جلالیان

رونمایی از توان مقاومت در سه مرحله عملیات علیه غزه
حمله رژیم غاصب صهیونیستی به نوار غزه و نیز درگیری‌های پراکنده در ساحل غربی رود اردن در سرزمین‌های اشغالی، سومین حمله نظامی گسترده توپخانه‌ای و موشکی ارتش این رژیم به غزه است که از آن با نام عملیات «صخره سخت» یاد می‌کنند. پیش از این، جنگ‌های 22 روزه(عملیات سرب داغ) و هشت روزه (عملیات ستون ابر یا ستون دفاعی) ارتش این رژیم منحوس علیه مردم غزه با شکست سخت و خفت‌باری مواجه شده بود. نکته قابل توجه این است که این رژیم در پی ناتوانی در مقابل قدرت مقاومت تن به آتش‌بس جنگی داده بود که خود آغازگر آن بود، اما نتوانسته بود به اهداف مورد نظرش برسد. نکته‌ای که در این میان وجود دارد اینکه ارتش این رژیم در عملیات سرب داغ توانست 22 روز به حملاتش ادامه دهد و در عملیات ستون ابر این توانایی به هشت روز تقلیل یافت! علت را هم کارشناسان بالا رفتن توانایی موشکی مقاومت دانستند. یعنی آنکه عمق این رژیم توسط موشک‌های جریان مقاومت در منطقه غزه مورد هدف قرار گرفت و رسماً اعلام شد که این توان از طریق ایران به مقاومت منتقل شده است. در مرحله سوم، حمله اخیر ارتش این رژیم با نام عملیات «صخره سخت» با فرض اینکه جریان مقاومت توانایی موشکی دارد و برای مقابله با آن آماده بود، حمله ارتش رژیم صهیونیستی آغاز شد و قرار بر این بود تا به سرعت پس از بمباران و موشکباران تمام مناطق غزه، نیروهای زمینی و زرهی این ارتش وارد غزه شوند و این منطقه را اشغال کنند. اما باز هم معادلات به هم خورد، چراکه این رژیم تصور نمی‌کرد که توان موشکی مقاومت اینچنین پیشرفت داشته باشد که بتواند شمالی‌ترین مناطق اشغالی و شهرک‌های صهیونیستی را هم مورد هدف قرار دهد. از طرفی آنچه که در این جنگ مشهود است مورد اصابت قرار گرفتن مراکز مهم و حساس این رژیم از جمله پایگاه‌های نظامی و نیروگاه‌های هسته‌ای آن است؛ چیزی که تا پیش از این مسبوق به سابقه نبوده است. یعنی اینکه مقاومت از یک قدرت اطلاعاتی نیز برخوردار شده و توانسته هوشمندی و دقت موشک‌های خود را بالا ببرد. این مسئله زمانی روشن‌تر شد که رسانه‌های خبری رژیم صهیونیستی، خبر مورد اصابت قرار دادن یک پهپاد را در آسمان خود اعلام کردند و همین جا بود که جریان مقاومت با اعلام اینکه از توانایی پهپادی هم برخوردار است اعلام کرد که اطلاعات و مکان‌یابی‌های لازم برای مورد هدف قرار دادن مراکز حساس رژیم صهیونیستی را با پهپادهای خود انجام داده و به‌زودی در صورت استمرار حملات رژیم صهیونیستی به غزه و سایر مناطق فلسطینی‌نشین، آنها را مورد اصابت موشک‌های خود قرار می‌دهد.این در حالی است که سامانه گنبد آهنین این رژیم باوجود هزینه‌های سنگینی که بر دوش مالیات‌دهندگان آمریکا داشته، نتوانسته اربابان صهیونیست و سرزمین موعود آنها را از خطر این‌گونه حملات مصون دارد، چراکه این موضوع به اثبات رسیده است که این سامانه باوجود تبلیغاتی که برای آن می‌شود، توانایی انهدام و انحراف تعداد زیادی موشک را ندارد و ناکارآمد است. به‌علاوه نفوذ پهپاد به آسمان تل‌آویو و گنبد آهنین نیز زنگ خطری برای آنها محسوب می‌شود؛ خطری ناگریز برای دشمنی که فقط می‌خواهد بکشد.


يك حماسه

روند پذیرش تا اجرای قطعنامه 598
27 تیرماه سال 1367 قطعنامه 598 از سوی ایران پذیرفته شد. این قطعنامه که 29 تیرماه 1366 در شورای امنیت سازمان ملل صادر شده بود، در واقع حقوق حداقلی جمهوری اسلامی را در رابطه با تعیین متجاوز و مباحث اصولی جنگ ایران و عراق رعایت کرده بود؛ اما جمهوری اسلامی هنوز در زمینه پذیرش آن به اجماع نرسیده بود، در حالی که عراق، تلویحاً همان موقع از این قطعنامه استقبال کرد. با تحولات جبهه‌ها و برخی مشکلات به‌وجود آمده امام خمینی(ره) با این تعبیر که این جام زهر است که به ایشان خورانده می‌شود. (به این مفهوم که پذیرش آن به دلیل وضعیت موجود ناگزیر است) قطعنامه را پذیرفتند؛ اما در همین زمان ارتش بعث عراق با توجه به اینکه در صورت استقرار کامل نیروهای پاسدار صلح بسیاری از برگ برنده‌های خود از جمله سرزمین‌ها و اسرا را از دست می‌داد سریع دست به کار شد و با همکاری منافقین حمله سراسری دوباره‌ای را به مرزهای ایران آغاز کرد تا بتواند با اسرا و غنایم به مرزهای خود بازگردد. منافقین هم در برنامه‌ریزی‌های خود برای شهریورماه همان سال طرح حمله به ایران و تصرف تهران را ریخته بودند که با پذیرش قطعنامه مجبور به جلو انداختن عملیات موسوم به «فروغ جاویدان» شدند. در مقابل نیروهای رزمنده جمهوری اسلامی به سرعت به جبهه‌ها شتافتند و در دو عملیات غدیر و مرصاد دشمن را به مرزهای بین‌المللی برگرداندند. پس از این ماجرا‌ها درگیری‌های پراکنده میان نیروهای ایرانی و عراقی ادامه داشت تا اینکه اولین نیروهای پاسدار صلح سازمان ملل موسوم به کلاه‌آبی‌ها وارد مرزهای ایران و عراق شدند و آتش‌بس به‌طور رسمی میان هر دو کشور برقرار شد. نکته جالب توجه در این میان، تحرکات شدید عراق بود که به هر ترفندی سعی داشت در زمان پذیرش تا استقرار قطعنامه، از ایران برای رایزنی‌های بعدی امتیاز بگیرد.


قبیله آفتاب

چهل روزی بود که شهید شده بود
جبهه بودم، در رابطه با خانواده خیالم راحت بود که قدرت‌الله کنار پدر و مادر هست و به آنها کمک می‌کند. در خلال عملیات کربلای 5 کارهایم بسیار سنگین بود و دو سه ماهی اصلاً فرصت نکرده بودم با خانواده تماس بگیرم، اواخر بهمن‌ماه بود که تعدادی از بچه‌محل‌ها و اقوامم مرا پیدا کردند و به من گفتند فوری به منزل‌مان در کوشکسرا بروم و چیز دیگری نگفتند. من فوری خیالم رفت پیش مادر و پدرم که شاید طوری شدند. کارها را انجام دادم و فوری آمدم، وارد شهر که شدم وقتی داشتم از نزدیکی مدرسه قدرت‌الله رد می‌شدم یک لحظه پارچه‌ای را دیدم که نام قدرت‌الله روی آن نوشته شده و جلوی مدرسه نصب بود، او چهل روزی بود که شهید شده بود و من اصلاً گمان نمی‌کردم که او جبهه باشد، چه اینکه از ما سبقت بگیرد و به شهادت هم برسد.
به نقل از برادر بزرگ‌تر شهید قدرت‌الله توکلی
قدرت‌الله سال 1351 در شهرستان نوشهر روستای کوشکسرا به دنیا آمد. پس از طی کردن سنین کودکی، هفت ساله بود که وارد مدرسه شد. تا پنجم ابتدایی را در مدرسه شهید هرج‌پور سپری کرد و سپس وارد مدرسه راهنمایی شهید قربان‌پور شد. در کنار درس به فعالیت‌های قرآنی هم می‌پرداخت و ارادت ویژه‌ای به ائمه اطهار(علیهم‌السلام) داشت. مدیحه‌سرایی هم می‌کرد. به نماز اهمیت ویژه می‌داد. پیش از رسیدن به سن تکلیف روزه می‌گرفت. با شروع دفاع مقدس همواره سعی داشت به جبهه اعزام شود. در نهایت سال 1365 توانست راهی پادگان آموزشی شود و در پادگان گهرباران مازندران آموزش دید، سپس راهی جبهه‌های نبرد حق علیه باطل شد. قدرت‌الله در نهایت 22 دی‌ماه سال 1365 در عملیات کربلای 5 در منطقه شلمچه به مراد دل شیدای خود رسید و در سن 14 سالگی زمین را به مقصد آسمان ترک کرد. پیکرش را در گلزار شهدای کوشکسرا دفن کردند.


 

صفحه 12
هنر-همراهان

 

 

نگاهی به تصویر «غزه» در سینما و شبکه‌های تلویزیونی مغرب زمین
رسانه‌های غربی؛ سپر بلای رژیم صهیونیستی

حسین کارگر

وقوع دو جنگ خونبار اخیر در خاورمیانه و به ویژه حملات اخیر رژیم صهیونیستی به نوار غزه، آزمون دیگری برای صداقت و جهت‌گیری رسانه‌های غربی بود؛ از هالیوود گرفته تا جشنواره‌های اروپایی و شبکه‌های تلویزیونی و فضای مجازی و ... . این درحالی است که راستی‌آزمایی رسانه‌های غربی در هنگامه تهاجم «داعش» به عراق به خوبی محک خورد. آنجا که این رسانه‌ها با خبرهای یک‌سویه خود سعی داشتند چهره تروریست‌های تکفیری را بزک کنند. شبکه‌های تلویزیونی وابسته به انگلیس، همچون بی‌بی‌سی فارسی و «من و تو» هم در بخش‌های خبری خود خط‌مشی همیشگی بریتانیا را پیاده کردند، به طوری که به آن درگیری‌ها رنگی از تقابل فرقه‌ای و رویارویی شیعه و سنی بخشیدند.
درگرفتن بحران غزه نیز نشان داد که این رسانه‌ها بیش از حرفه‌ای‌گری و حیثیت رسانه‌ای در پی منافع دولت‌های غربی هستند. حتی دست‌اندرکاران هالیوود و سینمای غرب که همواره ژست بشردوستانه و آزادی‌خواهانه‌ می‌گیرند، این بار چشم خود را بر روی کشتار انسان‌های بی‌گناه بستند. هنوز فراموش نکرده‌ایم که جشنواره‌های اروپایی به دلیل محاکمه یک فیلمساز سطح پایین در ایران به اتهام فعالیت علیه نظام چه هیاهویی به پا کردند. از جمع‌آوری امضا در حمایت از آن فیلمساز گرفته تا حرکت نمادین خالی گذاشتن یک صندلی برای وی، اما همین جشنواره‌‌ها و هنرپیشه‌‌ها و کارگردان‌هایی که برای فیلمساز مجرم ایرانی سینه چاک کرده بودند، امروز سکوت ننگینی را در قبال جنایات رژیم صهیونیستی در فلسطین در پیش گرفته‌اند. برخی از بازیگران هالیوودی همچون «شان پن» و «آنجلیناجولی» که پیشتر با اهداف تبلیغاتی و سیاسی به عنوان سفیر بشردوستی به کشورهای آسیایی و آفریقایی سفر می‌‌‌کردند، در قبال کشتار زنان و کودکان غزه ساکت مانده‌اند. البته این وضعیت، طبیعی است. سلطه سرمایه‌داران صهیونیست بر سینمای غرب غیر قابل انکار است. در رأس اغلب شرکت‌های تولید فیلم در هالیوود، یهودیان زرسالار حضور دارند و بین فیلمسازهای آمریکایی و سیاستگذاران صهیون نزدیکی زیادی برقرار است. به همین دلیل است که اغلب فیلم‌های ساخته شده در سینمای غرب با موضوع فلسطین، تصویری تحریف شده از واقعیت‌های جاری را نمایش می‌‌‌دهند. فیلم‌هایی چون «اینک بهشت»، «مونیخ»، «لبنان»، «ان‌شاءالله» و... محتوایی به ظاهر بی‌طرفانه داشته‌اند، اما یک اصل رسانه‌ای وجود دارد که براساس آن، هرگونه بی‌طرفی میان ظالم و مظلوم به معنای حمایت از ظالم است.
از سینما که بگذریم، شبکه‌های تلویزیونی غربی، در جریان جنگ اخیر غزه عملکرد فاجعه‌باری را از خود بر جای گذاشتند. نوع بازتاب کشتار مردم غزه به وسیله صهیونیست‌‌ها از سوی این رسانه‌‌ها شباهت زیادی به عملکرد سابق این شبکه‌‌ها داشت. هنوز فراموش نکرده‌ایم، در جریان جنگ 33 روزه لبنان که افکار عمومی نسبت به اقدامات ضدبشری رژیم صهیونیستی سخت برانگیخته شده بود، شبکه «سی‌ان‌ان» در برنامه‌ای با عنوان «پوشش بحران خاورمیانه» تنها تصاویری از بمباران مناطقی از رژیم صهیونیستی از سوی مقاومت اسلامی نمایش می‌‌‌داد و کارشناسان این برنامه از اینکه لبنانی‌‌ها به سوی صهیونیست‌ها شلیک می‌کردند، انتقاد داشتند! این روند در طول جنگ 22 روزه غزه نیز تکرار شد. باز هم شبکه‌هایی چون «سی‌ان‌ان»، «بی‌بی‌سی» و ... در آن روزها این خط خبری را در پیش گرفتند که رژیم صهیونیستی به دلیل رفتارهای تحریک‌آمیز حماس دست به حملات جنون‌آمیز علیه مردم بی‌دفاع غزه می‌‌‌زند. یکی از ترفندهای «بی‌بی‌سی» در آن روزها این بود که دریچه دوربین خود را به جای کشته‌‌ها و مجروحان فلسطینی روی امدادگران صهیونیست که درحال نجات مردم غزه از زیر آوار بودند، متمرکز می‌‌‌کرد(!) برجسته‌سازی یک واقعه فرعی، یکی از شگرد‌های به کارگرفته از سوی این شبکه برای فریب افکار عمومی بوده است. برای نمونه، شبکه «من و تو» در درگیری دو سال پیش میان فلسطینی‌‌ها و اشغالگران که به شهادت و زخمی شدن ده‌‌ها انسان بی‌گناه و غیرنظامی در آن منطقه منجر شد، بدون اشاره به این جنایات، به این مسئله پرداخت که جنبش حماس اقدام به شلیک موشک به سرویس دانش‌آموزان صهیونیست اسرائیلی کرده است. ترفندی که سبب شد مخاطب ناآگاه بدون چون و چرا درباره واقعی بودن این موضوع، صهیونیست‌ها را صاحب حق حمله به غزه بپندارد. این درحالی است که این خبر کاملاً دروغ بود.
همین شگرد‌‌ها در جنگ اخیر رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه نیز اجرا شد؛ به ویژه آنجا که شبکه بی‌بی‌سی فارسی از حمله حماس به شهروندان بی‌گناه صهیونیست! داستان‌سرایی می‌‌‌کند و آمریکا را در تلاش برای برقراری صلح میان طرفین نشان می‌‌‌دهد! مخاطب با تماشای این شبکه‌‌ها این گونه برداشت می‌‌‌کند که این فلسطین است که به رژیم صهیونیستی حمله کرده و از بام تا شام در حال پرتاب موشک و بمباران مناطق مسکونی به وسیله پهپادهای خودش است!
امروز مردم غزه تنها با صهیونیست‌ها نمی‌جنگند. بی‌بی‌سی، من و تو، هالیوود، جشنواره‌های غربی و ... نیز در حال جنگ رسانه‌ای علیه فلسطینی‌‌ها هستند.


نگاهی به فیلم سینمایی «اینجا شهر دیگری است»
سفر به کوفه؛ شب شهادت امیرالمومنان علی(ع) 

سعید رضایی

فیلم «اینجا شهر دیگری است» قصه‌ای در مدت زمان 24 ساعت را به تصویر می‌‌‌کشد؛ یک شب پس از ضربت خوردن امام ‌علی(ع) تا زمان شهادت آن حضرت که یکی از مقاطع پرالتهاب تاریخ اسلام محسوب می‌‌‌شود.
نمایش چنین فیلمی که نزدیک به حال و هوای ماه مبارک رمضان و متناسب با سالگرد شهادت امیرمومنان است را باید به فال نیک گرفت، چرا که دست سینمای ایران در اغلب سال‌‌ها برای نمایش فیلمی هماهنگ با این ایام مبارک خالی بوده است.
فیلم «اینجا شهری دیگر است» به کارگردانی «احمدرضا گرشاسبی» تولید شده است. گرشاسبی از جمله فیلمسازان کم‌کار سینمای ماست که در کارنامه‌اش کارگردانی فیلم‌هایی چون «بانی چاو»، «دره هزار فانوس»، «دریا برای تو» و ... به چشم می‌‌‌خورد. تازه‌ترین فیلم او که یک فیلم مذهبی است و بر بستری تاریخی، داستان یکی از فرازهای مهم دوران صدر اسلام را روایت می‌‌‌کند، اشاره دیگری از سینمای ایران به موضوع تاریخی مذهبی اسلام و دوران صدر تاریخش است. این فیلم داستان زمان پس از ضربت خوردن حضرت علی(ع) را روایت می‌کند و ظلم‌هایی که به ایشان از سوی افراد مختلف روا شده، نمایش داده می‌شود.
در این فیلم، وقایع روزگار شهادت امام علی(ع) مرور می‌‌‌شود. می‌‌‌توان با این فیلم به شناختی دوباره از اوضاع آن زمان، رویارویی‌‌ها و شخصیت‌‌ها رسید. چون «اینجا شهری دیگر است» تنها یک فیلم قصه‌گو نیست و دارای رویکردی تحلیلی هم است. از این منظر، این فیلم هم همچون بسیاری دیگر از آثار تاریخی سینما، بهانه‌ای است برای طرح مسائلی فراتر از تاریخ و ابتلائات همیشگی بشر. درد غربت، قربانی شدن عدالت از سوی سفلگان و اشراف روزگار، مسئله ولایت، تقابل ظالم و مظلوم، نفاق و جهل و... از جمله محورهای محتوایی این فیلم است. روایت عمیق فیلم و تعهدش به واقعیت‌های تاریخی مهم‌ترین شاخصه این اثر سینمایی است که می‌‌‌تواند بر مخاطب علاقه‌مند به مباحث تاریخ اسلام تأثیر بگذارد. چون مخاطب با یک فیلم جدی و تأویل‌پذیر مواجه است که می‌‌‌توان از زوایای مختلفی، مضمون آن را بررسی کرد. البته بینش‌مداری فیلم، همراه با بار عاطفی و احساسی است که مکمل مضمون فیلم است.
البته فیلم‌های تاریخی به جنبه‌هایی چون فضاسازی شکوهمند، گریم مناسب بازیگران، جلوه‌های ویژه و صحنه‌های زد و خورد ناب نیازمند هستند که در این فیلم کمتر به چشم می‌‌‌خورد. با این حال، بی شک باید گفت اینکه در عرصه سینمای امروز ایران با همه افت و خیزها و فراز و فرودهایش، گروهی از سینماگران همت و داشته‌های خود را  در جهت فیلم‌سازی برای ارتقای دانش دینی و درک تاریخی مخاطبان قرار می‌دهند و تلاش می‌‌‌کنند هنر خود را در راه اعتلای فرهنگ اسلامی و انعکاس حقیقت عظمای علوی به کار گیرند، فی نفسه درخور تقدیر و مأجور است.


خبرها

فرج‌الله سلحشور: برای ساخت سریال حضرت موسی(ع)از مردم کمک می‌گیرم
کارگردان سریال یوسف گفت: اگر دولت و تلویزیون از سریال حضرت موسی (ع) حمایت نکنند از مردم کمک می‌گیرم. فرج‌الله سلحشور در گفت‌وگو با روزنامه کیهان از پایان نگارش فیلمنامه مجموعه حضرت موسی(ع) خبر داد و افزود: این فیلمنامه به دست 23 نفر از علما، استادان علوم قرآنی، محققان و کارشناسان و متخصصان ادبیات نمایشی در طی چهار سال‌ونیم نوشته شده و در حال حاضر در مرحله اصلاح است. وی درباره محل تأمین اعتبار سریال حضرت موسی(ع) با اعتراض به سیاست‌های فرهنگی دولت گفت: یک اثری مثل داستان حضرت موسی(ع) برای دولت و تلویزیون در اولویت نیست و ما نمی‌دانیم از چه طریقی باید پول تهیه کنیم! این کارگردان سینما و تلویزیون ابراز امیدواری کرد نهادهای فرهنگی دولت و تلویزیون رویکردشان را تغییر دهند و به ساخت برنامه‌هایی با موضوعات ضدسرمایه‌داری و ضداستکباری، توجه بیشتری کنند. سلحشور در پایان گفت: 36 سال است سعی کرده‌ام در خدمت انقلاب و اسلام باشم و مردم مرا در این مسیر می‌شناسند. من هم جز مردم، کسی را نمی‌شناسم که به این کارهای قرآنی علاقه داشته باشد. اگر مردم مرا خادم خود می‌دانند، کمک کنند تا سریال حضرت موسی را بسازم. دلم می‌خواهد شماره حسابی در اختیار مردم بگذارم و بخواهم برای سریال هر چقدر می‌توانند کمک کنند!

انتقاد از دروغ‌پراکنی رسانه‌های زنجیره‌ای درباره شبکه «افق»

دروغ‌پراکنی روزنامه‌‌ها و خبرگزاری‌های اصلاح‌طلب درباره وابستگی شبکه تازه تأسیس «افق» به وحید جلیلی، واکنش این روزنامه‌نگار را در پی داشت. جلیلی که در جلسه هفتگی انصار حزب‌الله سخنرانی می‌‌‌کرد، گفت: دوستان لیبرال، یکی از شبکه‌‌ها را به اسم بنده زده‌اند! که برای خود من جالب بود که این کسانی که اینقدر ادعای اخلاق می‌‌‌کنند و دیگران را به دروغگویی متهم می‌‌‌کنند چطور مثل آب خوردن و با چه اشتهایی دروغ می‌بافند. وی افزود: آقا لااقل اگر اخلاق ندارید؛ حرفه‌ای باشید! این کمونیست‌های لیبرال که روش‌های کمونیستی را با مبانی لیبرالیستی جمع کرده‌اند خیلی موجودات جالبی هستند. نوشته‌اند فلان شبکه زیر نظر بنده است! در حالی که بنده متأسفانه توفیق کمترین همکاری درطراحی یا مدیریت آن شبکه را نداشته‌ام، ولی چون مصالح حزبی این لیبرال‌های حرفه‌ای و راستگو و مخالف روش‌های کمونیستی! اقتضا کرده ده‌ها خبر و گزارش و تحلیل در مورد این ماجرای جعلی منتشر کرده‌اند. در هر صورت موجودات جالبی هستند که شرافت حرفه‌ای را با صداقت سیاسی توامان دارند!

بازیگر سینمای مالزی: برای رهایی از پوچی به حجاب اسلامی پناه آوردم

«نور نیلوفا محد نور» بازیگر سینمای مالزی برای نجات از احساس پوچی به حجاب اسلامی روی آورد. به گزارش ایرنا، این بازیگر سینما و مجری برنامه‌های تلویزیونی مالزی که اکنون 25 سال دارد، گفت: زندگی من با حجاب، دوباره آغاز شده است. این بازیگر سینمای مالزی، گفت: بدون حجاب و با وضعیت گذشته به احساس پوچی رسیدم.


گزيده مطالب

ام‌کلثوم فدایت پدر کاش برگردی...
فرشته‌ها، هجدهمین روز بود که بال بر شانه‌های زمین می‌ساییدند، در ماه میهمانی خدا؛ ماه رمضان.
هرم آفتاب، کم‌کم بوسه‌اش را از زمین برمی‌داشت و جای خود را به سایه ماه می‌بخشید و باران اذان فضای شهر را نمناک لحظه‌های افطار می‌کرد. من؛ ام‌کلثوم دختر امیر حق، در گوشه‌ای از کوفه، در خانه بی‌مقدارم، بی‌تاب رسیدن میهمانی از جنس خدا بودم. در خانه‌ام ضیافتی آسمانی بر پا بود و میهمانش مردی با شکوه‌تر از آسمان. چه میهمانی عزیزتر از پدر برای دختر؟!
پدر شبی را در خانه برادر بزرگ‌ترم حسن(ع) افطار نموده بود. روزه‌ای را پای سفره برادرم حسین(ع) گشوده بود و شبی را میهمان خانه خواهرم زینب(س) و همسرش عبدالله بود.
و امشب مهتاب روی سفره من می‌تابید...
در خانه‌ام را که کوبید، با اشتیاق خود را به در رساندم تا مهر پایان بزنم بر پرونده انتظار و دلتنگی‌ام. در را که گشودم، تصویر ملکوتی پدر، مهربان و آرام‌تر از همیشه در قاب چشمانم نقش بست. دلم آرام گرفت.
ماه، سایه پدر را روی سرم افکند و فخر داشتن پدر دلم را آرام و آرام‌تر کرد. به خودم بالیدم از داشتن سایه پدر و از داشتن آرامش... کاش مادر هم زنده بود...
عمری بود که پدر فقط نان و نمک می‌خورد. بیش از این داشت، اما می‌خواست مثل فقیرترین‌ها باشد. این را تمام شهر می‌دانستند. من اما، می‌خواستم اندکی و فقط اندکی، سفره را برای بابا رنگین‌تر کنم؛ دو تکه نان جو، کاسه‌ای شیر و مقداری نمک داخل طبق گذاشتم و پس از نماز مقابل پدر نهادم. کاسه چشمان پدر پر آب شد و سرش تکانی به این سو و آن سو خورد. بهت تمام وجودم را فرا گرفت و دلم لرزید از دیدن اشکی که بر گونه پدر می‌غلتید؛ وای بر من اگر قلبش را شکسته باشم. وای بر من!
بابا طبق را کمی عقب زد. دخترم! پدر را نمی‌شناسی؟! دو خورشت در یک سفره؟! محال است افطار کنم مگر اینکه یکی را برداری. بی‌درنگ کاسه شیر را برداشتم و به سرعت از اتاق بیرون بردم. پدر آرام شد. زیر لب دعایی خواند و روزه‌اش را افطار کرد.
من زانو زدم در مقابل پدر و نگاه از صورت مهربانش برنمی‌داشتم. اجزای صورتش را مرور ‌کردم که رنگ غربت گرفته‌ بودند و مظلومیت. پدر! چروک‌های پیشانی‌ات، سنگ طعنه‌ها و سرزنش‌ها را در خود نشانده‌اند.
ابروانت چقدر خم شده‌اند زیر بار سنگین «خانه‌نشینی یک مرد»
بغض سنگینی در نگاه آسمانی‌ات نشسته؛ در اشک‌های غریبانه‌ات.
تو عمری است در آلودگی جهالت این کوفیان نفس کشیده‌ای؛ چه تلخ و جانکاهند نفس‌هایت...
لب‌هایت خشکیده‌اند در برهوت سکوت بیست‌وپنج ساله. بیست‌وپنج سال، زجر و تلخی و سکوت، کم نیست برای سفید کردن محاسنت پدر! یادم آمد! تو سال‌ها پیش، پشت در خانه‌مان پیر شدی... فدای قلب صبورت پدر!
لقمه‌هایش آنقدر اندک بود که توانستم بشمارم؛ تنها سه لقمه کوچک. دستان بابا به آسمان بلند شد و شکر نعمت نمود. نعمت روزه‌داری و نعمت نان و نمک!
ضیافت طولانی‌تر از همیشه شد و دل من شادمان و بی‌قرارتر. پدر تا صبح در خانه‌ام ماند. بیدار و بی‌قرار. مناجات پدر دلم را می‌لرزاند. از اتاق بیرون می‌رفت و با آسمان سخن می‌گفت: خدایا مرگ را بر علی مبارک کن!
نجوایش آتشم می‌زد. گاه به اتاق برمی‌گشت و «یاسین» می‌خواند و نماز شب. بلند می‌گریست و باز لحظه‌ها تکرار می‌شدند. چراغ گریه‌اش تا سحر روشن بود. دلواپسی امانم را برید. دل را به دریا زدم و پیش پایش زانو.
پدر! جانم به فدایت. شصت‌وسه رمضان بر شما گذشته و شب‌های قدر بسیار. اما این چه شب قدری‌است؟ چه سرّی در امشب نهفته؟ پدر دوباره نگاهش را به آسمان بخشید و اشک، میهمان چشمانش شد.
دخترم! روزی پدربزرگت از فضیلت‌های رمضان برایم می‌گفت و می‌گریست. دلیل گریه‌اش را که پرسیدم از سرنوشت من در این ماه و این شب گفت. فرمود: تو را در حال نماز می‌بینم و شقی‌ترین مردم جهان را که شمشیر زهرآلود بر فرق تو فرود می‌آورد.
دخترم! امشب همان شب موعود است. شب قصه پدربزرگ... رمق از جانم رفت. هق‌هق گریه‌هایم لرزه بر شانه‌هایم افکند. گویی آسمان هم پابه‌پایم می‌گریست و این پدر بود که مرا آرام می‌کرد و شاید شب را!
نفرین بر تو ای کوفه که باز آستین فتنه بالا زدی برای خانواده ما، برای بابای من؛ برای بابای دنیا. آرامم می‌کرد، اما خود می‌گریست. خسته شده بود از این استخوان در گلو. از خاری که سال‌ها بود چشمانش را می‌آزرد.
و امشب شوق پرواز، هم گلویش را مژده رهایی داده بود و هم چشمان مظلومش را.
بغض زمان، در خلوت سحر به تندی می‌تپید. ریسمان شب به انتها رسیده بود و گلبانگ اذان، قبله ایمان را به ضیافت محراب می‌خواند. کلامم، بی‌اثر بود در نگه داشتن پدر. حتی التماس‌های میخ در و مرغابی‌ها هم بی‌فایده ماند.
پدر با دلی به وسعت بیکران آرامش، قدم برمی‌داشت؛ اما رد گام‌های صبورش سینه سرد و تبدار زمین را می‌لرزاند. در را که بست، دلم تنگ شد برای چروک‌های پیشانی‌اش؛ برای زخم دستانش و برای مظلومیتش.
رفت و من پشت در زانو به زمین ساییدم و پلک بر هم نزدم به امیدی که برگردد!
اما دلم قسم می‌خورد که پدر دروغ نگفته و پدربزرگ هم.
دلم قسم می‌خورد که تقدیر پدر رقم خورده و تقدیر شوم جهان هم.
من محتاج سایه پدر بودم و در پی‌اش زمزمه می‌کردم: ام‌کلثوم فدایت پدر! کاش برگردی...
محبوبه ابراهیمی


روى خط

پیگیر وضعیت بسیجیان ویژه و تمام وقت باشید
... 091661998/ تنظيم وقت در زندگي مسلمانان بايد بر اساس اوقات نماز صورت گيرد. حرف من نیست قرآن تاکید دارد. به سوره نور، آیه 58 مراجعه کنید.
... 091440889/ وقتی در رمضان تشنه‌ای، اما آب نمی‌نوشی بگو سلام بر ابوالفضل(ع).
صبح‌صادق: السلام علیک یا قمر بنی‌هاشم یا ابوالفضل العباس(ع)
... 091499574/ قابل توجه مدیران دولتی و غیردولتی! مدیریت جهادی مثل فرماندهان زمان جنگ دوش به دوش نیروها در خط مقدم بودن است، نه گرفتن ژست مدیریتی و نشستن در اتاق‌های مجلل وخودروهای آنچنانی!
... 091969732/ سلام، لطفاً در خصوص نبود مراکز درماني نيروي مسلح در جنوب و جنوب غرب شهرستان اسلامشهر با توجه به حجم بالاي کارکنان نیروهای مسلح در این منطقه گزارشي تهيه کنید.
صبح‌صادق: قابل توجه مسئولان سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح
... 091233273/ ياد همه باشد از ابتداي اسلام هركجا از ولايت فاصله گرفته شد، شكست از همان جا شروع شد و مردم شريف و نجيب ايران همه مسئولان را بنا به اطاعت از ولايت فقيه و دوري و نزديكي با اين شاخص قبول دارند. در يك كلام ما فقط و فقط گوش به فرمان ولايت هستيم./ وحيدي از گرمسار
... 091713490/ با سلام، چرا فكري به حال جانبازان 20 درصد نمي‌شود؟ آنها از بيشتر خدمات بنياد محرومند!
... 093785735/ چرا سپاه کسانی ‌را که‌ مدرک‌شان غیرانتفاعی است، گزینش نمی‌کند؟ حتی اگر بسیجی و فرزند پاسدار و جانباز باشند.
صبح‌صادق: در صورتی که معاونت نیروی انسانی سپاه پاسخی به این پرسش دهند، منتشر خواهد شد.
... 093919646/ لطفاً پیگیر وضعیت بسیجیان ویژه در یگان‌های رزم نیروی زمینی و در مناطق گرم و خشک مرزی باشید.
... 091248185/ شبی که مردم جهان منتظر بودند که توپ وارد دروازه کدام تیم می‌شود، مردم غزه نگران بودند بمب‌ها به کدام خانه می‌ریزد؟!
... 091885511/ سلام، دانشگاه پیام‌نور مراکز استان‌ها از دانشگاه آزاد چی کم دارد که جزء لیست ارتقاع تحصیلی نیست؟ / محمدی از سنندج
... 091271789/ كشف حجاب برنامه‌ريزي و سازماندهي شده دختران 11 و 12ساله در معابر و مراکز عمومى و پارک‌ها، همراه با بدحجابى‌هاى مشمئزكننده و نفرت‌انگيز برخى، نشان از توطئه خطرناک فرهنگى و گامي براى ضربه زدن به انقلاب و نظام دارد. آقايان متولى و مردم هوشيار و جدى باشند.
... 091855399 / بسیجیان جان برکف گردان‌های امام حسین(ع) استان کرمانشاه با توجه به وضعیتی که در منطقه از جمله در کشورهای عراق و سوریه به وجود آمده، آمادگی صددرصد برای دفاع از کشور، اسلام و انقلاب دارند. این را به گوش همه برسانید.
... 091834591 / در آستانه سالگرد شهادت مردی هستیم که مرگ را در ارتفاعات «کله قندی» پاسگاه «دوراجی» تحقیر کرد. سردار شهید علی حیاتی را می‌گویم که داستان حماسه‌های به یادماندنی‌اش در والفجر۳ برگ زرین دیگری از تاریخ سراسر حماسه این کهن سرزمین است.
صبح‌صادق: یاد همه شهیدان گرامی باد.
... 091586711/ باسلام، خواستم بپرسم اشعار خود را برای چاپ چگونه بفرستم؟
صبح‌صادق: از طریق پایگاه صبح‌صادق آنلاین، نمابر و رایانامه نشریه که در پایین صفحه دوم درج شده است.
... 093576432 / لطفاً در مورد وضعیت بسیجیان ویژه یا تمام وقت پیگیری کنید. هم تبدیل عضویت و هم خدمات.
... 091930418 / اگر دفاع مقدس و سلحشوری شهدا و رزمندگان ما در هشت سال دفاع مقدس نبود، اگر تدبیر و هدایت امام خمینی(ره) برای تشکیل بسیج و تداوم آن در دوران زعامت امام خامنه‌ای(مدظله العالی) نبود امروز داعش باید در کنار عراق و شام، از ایران هم سخن می‌گفت. ما این امنیت و اقتدار را مدیون امام و شهدا و رزمندگان هستیم و باید شکرگزار باشیم.
صبح‌صادق: به روح پرفتوح امام(ره) و شهدا صلوات
... 091951617/ مطالب‌تون رو هر هفته می‌خونم، به نظرم در برخی موارد اگر بیشتر به توضیح و تبیین مسائل بپردازید بهتر است. مثلاً چهار صفحه دیگر به هفته‌نامه اضافه کنید و در مورد اخبار سیاسی و تحلیل آنها و نیز مسائل مربوط به شهدا و دفاع مقدس بیشتر توضیح دهید، ‌به ویژه اینکه چرا امام(ره) در پذیرش قطعنامه گفت جام زهر؟
صبح‌صادق: خواننده گرامی برای برآورده شدن خواست شما طی روزهای اخیر پایگاه صبح‌صادق آنلاین ‌بهصورت آزمایشی شروع به فعالیت کرده، اما با توجه به هزینه‌های بالای چاپ و کاغذ، فعلاً امکان افزودن به صفحات وجود ندارد.


کتیبه سبز

دل بیچاره‌ام دچار شماست...
دل دیوانه، بی‌قرار شماست
دل سرگشته، خواستار شماست
می‌کشی، می‌بری دلم با خود
دل و جانم، به اختیار شماست
این دل تنگ من، تماشا کن
زخم‌ها هست، یادگار شماست
خویش را برده‌ام ز یاد، اکنون
دل آهو وَشَم، شکار شماست
شب نمی‌خوابد این دلم، هرگز
در حریم تو، پاسدار شماست
با دل من، چه کرده‌اید شما؟
دل بیچاره‌ام، دچار شماست
قدم آهسته بر زمین بگذار
منم آن خاک، از تبار شماست
آنکه خود را ندیده، پیش شما
گر چه گویید، هم‌قطار شماست
غم بسیار من، ندانستی
غم من نیز، غمگسار شماست
هر کجا می‌روم، بدون شما
دل من باز، در کنار شماست
اشک من شاهد است، پیوسته
همچو رگبار، در بهار شماست
به «فرائی» عنایتی شده است
هر چه داده، به اعتبار شماست

داعش فرزند استعمار

فرزند موساد و سیا و انگلستان
داعش لقب دارد، بگو: فرزند شیطان!
فرزند نامشروع استعمار این است
دین را تمسخر می‌کند، از بیخ و بنیان
اسلام آمریکا، پیامش درد و رنج است
آتش زند بی‌واهمه، آیات قرآن
با ایده وهابی مطرود و بی‌دین
بسته کمتر، بر کشتن خلق مسلمان
خط می‌ستاند، از یهود ضد موسی
از پرده‌ افتاده برون، اسرار پنهان
بوبکر بغدادی، سفیر مرگ باشد
پاره‌ کند ابدان مرد و زن چو حیوان
ما امتحان در امتحان را، آزمودیم
برخاسته سنی و شیعه همچو توفان
جارو کنند از منطقه، این سفلگان را
او ایستاده روبه‌رو، با خشم سوزان
رزمندگان، تکفیریان، بیرون بریزید
تا پاک باشد منطقه، مانند ایران
عبدالمجید فرائي


حسن ختام

غروب جمعه دلم را مي‌‏شكند...
اى مهربان!
بگذار تا در ميان ستاره‏هاى آسمان و تنهايى شب با تو سخنى داشته باشم؛
بگذار تا از درد جدایي‌ات كه با غيبتت همه تكيه‌گاه مظلومان از بين ‏رفته، بنالم.
پيش از تو آب معناىِ دريا شدن نداشت...
ولى مي‌دانم كه با حضورت در ميان مردم، هر قطره آب معنای يك دريا را مي‏دهد و حتى گياهانى كه با نبودنت اجازه زيبا شدن نداشتند با تو گلستان مي‏شوند.
آقاى من!
شنيده‌‏ام كه با نماز خواندن شماست كه خورشيد جان مي‌‏گيرد و با هر نفس شماست كه روشن‌تر مي‌‏شود. آخر از حريم كدامين بهارى كه عاشقانت با شنيدن نامت به احترام قامت سبزت مي‌‏ايستند و قلب‌هاي‌شان را به سوى شما روانه مي‌‏سازند.
اى منتهاى مهربانى!
هر روز جمعه عاشقان منتظر آمدنت هستند و ثانيه‌‏ها را برای ديدنت مي‌‏شمارند، چرا كه همه هفته به اميد جمعه مي‌‏مانيم و هنگامى كه جمعه فرا مي‌‏رسد زمين و زمان بوى تو را مي‌‏دهد. امّا غروب جمعه، دلم را مي‌‏شكند و هنگامى كه جمعه مي‌‏رود، دلم مي‌‏گيرد... چرا كه روزى كه وعده داده‌اى كه خواهی آمد بدون تو سپرى شد!
اى محبوب دل‌ها!
تمام هستي‌‏ام را خاك قدومت مي‌‏كنم تا شايد نظرى به جاده دلم بيندازى، چرا كه تو آفتاب يقينى، كه اميد فرداها هستى، تو بهار رؤيايى كه مانند طراوت گل ‏سرخ مي‌‏مانى و نرم و سبز و لطيفى، تو معناى كلمات آسمانى هستي كه دست‌هايش براى آمدنت به زمين دعا مي‌‏كند.
اى تجسّم مهربانى!
غيرت آفتاب و جلوه زيبايى ماه، تو را توصيف مي‌‏كنند و نفس آب، تو را معناى مي‌‏كند و نبض خورشيد، تو را وصف مي‌‏كند. خوب مي‌‏دانم كه تو مي‌‏آيى؛ آرى تو مي‌‏آيى همانطور كه وعده كرده‌‏اى و آنگاه است كه كلمه انتظار را از لغت‌نامه‌‏ها پاك خواهيم كرد.
پس اى تمام زيبايى!
بيا تا براى هميشه فريادرس عاشقان موعود باشى.